مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 8247
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 7
همه : 5169210


مايع حرف شوئي

 بس است ديگر، اي بعضي از وزرا و وكلاي عزيز، اي بعضي از خطبا و پيش از خطباي عزيز ، لااقل قدري بيشتر تحقيق و مطالعه كنيم و قدري كمتر سخن بسراييم . اينقدر هي (!) ديوار صوتي را نشكنيد . حيف است ، بس است . به قول حافظ ، اي برادران رحمي و اخيراً نيز اي خواهران ، كه داريد اضافه ميشويد به سلسله ي سخنرانان شما هم رحمي . اين همه انتشار امواج مكتوب و مصور و "راديو" اكتيو بس است . والله بعضي از ما شنوندگان و خوانندگان و بينندگان كم ظرفيت (يعني خودم) ، موجي شده ايم . قسم ميخورم تا باور كنيد كه فركانس اين امواج مافوق صوت را ديگر گوش ضعيف امثال ما نميتواند دريافت كند . رادار گوشمان تبديل به ديوار صوتي چين شده است و گيرنده اش ديگر از كار افتاده است . گاهي با خودم ميگويم ، كاش يك نوع "مايع حرف شويي" اختراع شود و جز اخبار مربوط به كوپن و امثال آن و جز حرف هاي خوب و لازم ، همه ي حرف هاي زايد را از صفحه ي جرايد و تلويزيون و راديو ، پاك بشويد و ببرد وبريزد به داخل كيسه ي كتاب هاي مربوط به گرامر و قواعد و دستور زبان فارسي ؛ مبحث حروف اضافه!  

نميدانم اين واژه ي "سخن راني" ، نخستين بار از كجا آمده است ؟ به راستي ، بايد ديد چرا سخنراندن؟ چرا از راندن ، سخن به ميان آمده است ؟ ممكن است من دقت نكرده باشم و معناي درست وتركيب خوبي داشته باشد و اهل فضل و فن بتوانند رهنمود بدهند اما تا جايي كه به ياد دارم ، در شعر سعدي ، سخن داني ديده ام . "سعديا گرچه سخن دان و مصالح گويي به عمل كار بر آيد به سخن داني نيست" !  البته حالا من و شما بايد به خودمان بگوييم : بعديا ( همان سعديا ! سعدي دوم ! ) گرچه سخن ران ومصالح گويي ، به عمل كار آيد به سخن راني نيست . به قلم راني هم نيست . (من خودم ميدانم ! ) ولي در هر حال ، سخن از راندن است . چرا ؟

 فكر نمي كنيد كه هركس نخستين بار اين تركيب را به كار برده ، تحت تاثير فنّ خطابه بوده است ؟ خطابه هاي رم قديم و يونان باستان ؟ خطابه و خطبه هاي امثال " دموستنس " ، خطيب حرفه اي و كامپيوتري عصر باستاني غرب ؟!  گمان ميكنم فنّ خطابه در اعصار گذشته ، به قول همان سعديا(!) اسب فصاحت در ميدان بلاغت راندن و به جولان در آوردن بوده است ؛ يعني خطيب ، سواره ، مستمعان ، پياده بوده اند ! خطيب بر مركب چموش سخن سوار مي شده و البته قبل از آن هم سال ها تمرين مي كرده تا مركب چموش را به مركب خموش تبديل كند و آنگاه سمند سخن را در ميدان ذهن و روح و مغز و دل مستمعان به جولان در مي آورده ! يعني آن ها را ميداني ميدانسته و مي رانده در آن ميدان . پس شايد سخن راندن ، ترجمه و تفسيري باشد ملهم و متاثر از چنين سابقه اي و معادل داخلي براي چنين نگاه احتمالاً خارجي اي . البته در يونان و رم كه سخن را مي راندند ، فنّ خطابه ، از بهترين وسايل عصر به شمار مي رفت. خطبا با آكروباسي هاي خاص و حركات خاص، مغزها را به اصطلاح "هيپنوتيزم" مي كردند. ابزار علم كلام به اين معني (!) ، نوعي نطق آكروباتيك و نوعي ژيمناستيك كلامي و لفظي به منظور ايجاد هيجان و جذابيت در نتيجه مسحور و مجذوب و مرعوب كردن بوده است . اما اين فنّ سخن راندن معلوم است تا ابدالدهر نميتواند هم چنان بهترين وسيله ي وصول به مقصودباشد . شايد هم اصطلاح "سخن راندن "، مربوط به همين عصر ماشيني فعلي خودمان يعني عصر جديد (عصر روم جديد و عصر يونان جديد ) باشد. چيزي قريب اتومبيل راني ، پيكان راني ، بنز راني و از اين قبيل . قرينه ي مويدش هم نظريه ي ديگري است كه ميگويد لفظ اروپايي "ماشين" از "مشي" عربي گرفته شده و در اصل ،"ماشي" بوده است به معناي رونده !  . "سخن راني" از اين جمله است كه البته هرچه است ، به نظر من خصوصاً حالا ديگر در اين عصر و زمان مي توان گفت شايد اين تركيبش توهين به مستمع باشد . بعضي از ما گمان كرده ايم كه اين شيوه ي راندن هميشه و در همه جا يا اغلب موارد كار گشا و كار ساز است . غافل از اينكه هر شيوه اي براي هر هدفي مناسبت و كارايي ندارد . خدا بيامرزد ملاّنصرالدّين معروف را كه گفتندش : " فلان كس در پشت بام معطل مانده و نميتواند پايين بيايد و خلقي در اين كار حيران اند . چه كنيم؟ " گفت : " طناب بياوريد ".  آوردند . گفت : " حالا همه كمك كنيد و سر ديگرش را كه در دست شماست ، محكم بكشيد " كشيدند . آن بينوا از بام با مخ بر زمين افتاد و در دم جان سپرد ! ملاّ را ديده بودند كه مي گريخت دست حسرت و حيرت بر هم مي كوفت و مي گفت : " دريغا كه من بارها به همين ترتيب ، در چاه ضلالت فرو افتادگان را نجات داده بودم (!) ندانم كه اين بار چرا آن تجربه ، صفرا فزود (!) و آن شيوه ، ترتيب اين بينواي بر بام حيرت فرو مانده را اين گونه داد كه همگان ديدند! شگفتا،سرّ اين دو گانگي بر من معلوم نشد . مگر آنكه بگويم علل و اسباب در دست من است ولي اثر و نتيجه در دست اوست و با او نشايد پنجه در يقه افكندن ! " خدا رحم كرد كه بعضي از ما مجريان امور خداي ناكرده خدا نشديم! وگرنه از همان آسمان هفتم يك سره سيم كشي ميكرديم به كرات پايين و بلندگويي خدا پسندانه نصب مي كرديم در وسط آسمان و زمين يكسره براي عالم و آدم سخن راني مي كرديم ! همين و بس! "


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۹:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]

هنر گفتگو با همسر

ازدواج يك مكالمه طولاني است كه گاهي اوقات با جر و بحثهاي بيهوده قطع مي شود، همان گونه كه ارتباط، مهمترين اساس زندگي است، مشاجره هم مخربترين عامل آن است.
زن و شوهر با مشاجره، هم عواطف خود را جريحه دار مي كنند و هم رابطه زناشويي شان را مختل مي سازند. همان گونه كه ارتباط باعث نزديكي ما انسانها به هم مي شود، دعوا و مشاجره اين ارتباط را خراب كرده، انسانها را از هم دور و دورتر مي كند. وقتي ارتباط به معناي درست ميان زن و مرد وجود نداشته باشد، انرژي عشق در بين زن و شوهر به آزردگي، خشم، طعنه ها و انتقادهاي مكرر تبديل مي شود.
به جاي مشاجره و بزرگ كردن نكات منفي بايد با يكديگر گفتگو كرد، بهتر است خواسته هاي خود را صريح و البته با رعايت ادب و احترام مطرح كرد.
گاهي اوقات همسران، احساسات صادقانه، اما منفي خود را براي جلوگيري از مشاجره، انكار مي كنند، اما در نتيجه اين عمل، عشق را در خود نابود مي كنند. بهتر است بين گفتگو و سكوت، تعادلي برقرار كرد همچنين براي ايجاد يك ارتباط سالم بايد به مهارتهاي ويژه اي مجهز باشيم و بي آنكه احساسات صادقانه، اما منفي را انكار كنيم، از جر و بحث اجتناب كنيم.
* صحبتهاي يكديگر را بشنويد
اگر همسران در هنگام طرح مشكلات خانوادگي بنا را بر حل اين مشكلات و نه ايجاد دعوا و مشاجره بگذارند، راحت تر مي توانند مشكلات خود را مطرح كرده و صحبتهاي طرف مقابل را بشنوند.
كارشناسان معتقدند، بهتر است همسران براي حل تنش و مشكلات زناشويي با ديد مثبت و بدون پيشداوري هاي منفي، مشكلات خود را مطرح كنند و در راستاي حل آن برآيند. در اين صورت بسياري از معضلات و تعارفات ميان آنان حذف مي شود. به طور معمول همسراني راحت تر مي توانند با مشكلات خانوادگي كنار بيايند كه والدين آنها يكديگر را قبول داشته و ارتباط مناسبي ميان آنها برقرار بوده است.
هر چه زن و مرد از فرآيندهاي ارتباطي ضعيف تري برخوردار باشند، در زندگي زناشويي آسيب پذيرتر خواهند بود. زن و مرد بايد موانع ارتباط يكديگر را بشناسند و در راستاي شناخت مشخصات خود و همسر خود كوشا باشند تا تنشها در خانه كمتر ايجاد شود.
* همسران موفق احساسات يكديگر را مي شناسند
خانواده هايي وجود دارند كه ارتباط درون خانه آنها از انرژي و انگيزه بالايي برخوردار است.
همسران موفق فعالانه در پي شناسايي علايق، احساسات و نيازهاي شريك زندگي خود هستند. اين تلاش علاوه بر آن موجب خواهد شد، طرف مقابل احساس كند همسرش براي او، نيازها و حالاتش احترام و ارزش قائل است و به فرد اين قدرت را مي دهد تا يك پيش بيني از علايق و حالات همسر خود داشته باشد؛ اين خود موجب مي شود تا فرد بتواند در راستاي ارضاي نيازها و علايق شريك خود گام بردارد و موجبات شادي و رضايت خاطر همسرش را فراهم كند.
همسران موفق به موقع در رفتار و حالاتشان تغييرات مناسب را ايجاد مي كنند، آنان در روابط خود انعطاف پذير و سازگارند. تنها با انعطاف پذير بودن است كه همسران مي توانند به طور موفقيت آميز چالشهاي روابط زناشويي را برطرف كنند. همسران موفق از حد مطلوبي از خودشناسي برخوردار هستند. آنها با خود صادقند و شناخت مطلوبي از نقاط قوت و ضعف خود دارند، بدون تعصب به داوري افكارشان مي نشينند و براي رابطه شان ارزش و اهميت قائلند و يكديگر را همانگونه كه هستند، مي پذيرند.

http://www.qudsdaily.com/archive/1388/html/4/1388-04-31/page2.html#3


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۹:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]

هنر گفتگو با هر كس ، هر جا 


مشاهده فهرست مطالب اين كتاب

پيشگفتار

-بخش اول-اصول و مقررات پايه

فصل اول:چگونه از آغاز تا پايان هر گفتگويي موفق باشيم

فصل دوم:چه كنيم كه همه دوستمان بدارند

فصل سوم:نحوه ي گوش فرادادن موفقيت آميز

فصل چهارم:چگونه گفتگويي را ادامه دهيم - يا متوقف كنيم

فصل پنجم:چگونه بپرسيم و چگونه پاسخ دهيم

فصل ششم:چگونه و چه وقت لطيفه بگوييم

فصل هفتم:چگونه با وضعيت هاي ناگوار گفتگو روبرو شويم

فصل هشتم:چگونه گفتگوكننده اي ناخوشايند مي شويم

-بخش دوم-اصول و مقررات اختصاصي

فصل نهم:گفتگو با هركس در محيط كار

فصل دهم:گفتگو با هر كس در جلسات و كنفرانس ها

فصل يازدهم:گفتگو با هركس در رويدادهاي كسب و كاري - اجتماعي

فصل دوازدهم:گفتگو با هركس در مناسبت هاي اجتماعي

فصل سيزدهم:گفتگو با هركس در محل هاي عمومي

فصل چهاردهم:گفتگوي تلفني با هركس

فصل پانزدهم:گفتگو با هركس در اوقات دشواري

فصل شانزدهم:گفتگو با خانواده و دوستان

فصل هفدهم:گفتگو براي برقراري رابطه ي عاشقانه

"هيچ دليلي وجود ندارد كه هريك از ما نتوانيم گفتگو كننده اي خوب باشيم، اين استعدادي عمومي و همه گير ، و يكي از قطعي ترين عوامل موفقيت يا شكست ماست."
چنانچه شما اين كتاب را براي خواندن انتخاب كرده ايد، به احتمال زياد يكي از كساني هستيد كه معتقديد توانايي گفتگوي روان و مناسب يكي از عوامل كليدي موفقيت شما در محل كار و شادماني شخصي تان است. من مي گويم حق با شماست و انتخاب درستي كرده ايد. كتاب هنر گفتگو با هر كس در هرجا بر پايه ي اين درك و فهم مشترك بنا شده است و بدون اينكه به چراي گفتگو كردن توجه داشته باشد، چگونگي آن را به شما مي آموزد.
هنر گفتگو با هر كس در هرجا ، اعتماد به نفس و انگيزه ي لازم جهت حصول اطمينان كامل به توانايي تان را در گفتن سخن مناسب با هر كس ، در هر زمان و در هرجا براي شما فراهم مي آورد.
-بخش اول كتاب ،جعبه ابزار شماست. خطوط راهنما و راهبردهاي ارائه شده در اين كتاب ، نيازهاي شما را براي اينكه گفتگو كننده اي موفق تر باشيد، دراختيارتان قرار مي دهد.
-بخش دوم كتاب ،در عمل به شما ياد مي دهد چگونه در حوزه هاي 9 گانه ي زندگي گفتگو كنيد. هريك از فصول اين بخش شامل توصيه هايي است در مورد آنچه بايد بگوييد، آنچه نبايد بگوييد ، نحوه عمل در موقعيت هاي ويژه و نحوه ي برخورد با وضعيت هاي مختلف.

تعداد صفحه382 نوبت چاپ: 1  قطع: رقعينويسنده: روزالي ماگيومترجم: غلامحسين خانقايي

انتشارات نسل نوانديش


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۹:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]

هنر گفتگو: ابزار ارتباطي زوج ها

مقدمه؛

هنر گفتگو ابزاري است كه در تمرينات درماني ام براي زوج ها خلق كرده ام. اين يك ابزار ساخت يافته است كه در آن يك نفر (شخص الف) بايد 20 دقيقه درمورد موضوعي كه دوست دارد صحبت كند درحاليكه همسرش (شخص ب) سوالات خاصي از او مي پرسد كه بايد به شخص الف كمك كند جوانبي از قضيه را ببيند كه تا به حال به آن دقت نكرده بود. وقتي 20 دقيقه تمام شد و زوج فرصت اين را يافتند كه درمورد تجاربشان با هم صحبت كنند، نقش ها عوض مي شود و دوباره شروع مي كنند.

هنر گفتگو تازماني عمل ميكند كه دو نفر به قدر كافي آرام باشند كه بتوانند درست فكر كنند. اگر يكي از شما عصباني، ناراحت، يا آزرده خاطر باشيد، اين تكنيك فايده اي نخواهد داشت. در آن زمانها بايد از تكنيك هاي ديگر استفاده كنيد. ابزاري كه در اين مقاله به شما معرفي مي كنيم براي زماني خوب است كه هر دوي شما آرام شده باشيد و آمادگي صحبت كردن رو در رو را داشته باشيد.

تمرين: تمريني كه به شما مي دهيم اين است كه به مدت يك ساعت اين تكنيك را تمرين كنيد، حداقل يكبار بين جلسات. حتماً نقش ها را عوض كنيد تا هر دوي شما فرصت صحبت كردن را داشته باشد.

اين تكنيك درمورد چيست؟

- ياد گرفتن نحوه صحبت كردن با همديگر، طوريكه هر دوي شما احساس كنيد به شما توجه مي شود و به يك سطح عميقتر از درك برسيد.

- ياد گرفتن نحوه سوال كردن، طوريكه به يك جاي جديد برسيد.

- تجربه كردن فوايد گوش كردن به حرف هاي همديگر و حرف زدن بدون ترس يا عصبانيت.

اين تكنيك چطور عمل مي كند؟

 1. نقش انتخاب كنيد. شخص الف موضوعي را كه برايش اهميت دارد مطرح مي كند و شخص ب سوالاتي درمورد آن از او مي پرسد.

2. موضوعي را انتخاب كنيد. اولين باري كه اين تمرين را انجام مي دهيد، موضوعي را انتخاب كنيد كه شخصاً برايتان اهميت داشته باشد—چيزي كه فكرتان را مشغول كرده است—اما نه موضوعي كه بين هر دو شما از حساسيت برخوردار باشد.

مثال: من دوست دارم درمورد مشكل پرخوري صحبت كنم. هر روز مي گويم كه اقدامي در اين مورد مي كنم اما واقعاً هيچ كاري صورت نمي دهم.

موضوعات دشوارتر را براي تمرين هاي دوم و سوم بگذاريد كه هر دوي شما به خوبي با نحوه تمرين آن آشنا شده باشيد.

3. گفتگو كنيد. گفتگوي شما بايد متفاوت با هميشه و براساس اصولي باشد كه در زير به آنها اشاره مي كنيم. نمونه هايي از سوالاتي كه شخص ب مي تواند از شخص الف بپرسد را در انتهاي مقاله آورده ايم.

4. اطلاعات كسب كنيد. وقتي حرفهاي شخص الف تمام شد، يا آن 20 دقيقه تعيين شده به اتمام رسيد، دور اول تمام مي شود و آنوقت بايد درمورد چند و چون پروسه با هم صحبت كنيد.

الف) هر كدام از نقش ها چه حسي داشتند و چه سختي ها و آساني هايي داشتند؟

ب) از كدام حرف همسرتان خوشتان آمد و از كدام حرفش بدنتان آمد؟

ج) درمورد 1)خودتان، 2)همسرتان، چه چيزي ياد گرفتيد؟

5. يادتان باشد: هر دوي شما داريد كار جديدي انجام مي دهيد به همين خاطر براي هر دوي شما لازم است كه درمورد روند كار باهم حرف بزنيد.

6. نقش ها را عوض كنيد و تمرين را دوباره از نو شروع كنيد.

7. هر چه كه ياد گرفتيد را يادداشت كنيد. هر بار كه اين تمرين را انجام مي دهيد، هر چيزي كه ياد مي گيريد را يادداشت كنيد. شايد اين تمرين در ظاهر مثل يك گفتگوي عادي به نظر برسد اما آنچه باعث تفاوت اين گفتگو با مكالمات عادي مي شود نقش هاي شما دو نفر است.

قوانين شخص الف

به سوالات صادقانه و با آزادي تمام پاسخ دهيد.

آرام باشيد، حتي اگر بعضي از سوالات همسرتان ساختگي، تحريك كننده يا بي ربط باشد. يك راه آن اين است كه به هر سوال مثل يك كليد گنج نگاه كنيد. وقتي با اين رويكرد به سوالات نگاه مي كنيد—به جاي اينكه بپرسيد "واسه چي ميخواي بدوني؟"—حالت دفاعي از بين مي رود و جستجوي شما براي پاسخ به يك مرحله جديد مي رسد.

محدوده تعيين كنيد. اگر همسرتان از نقش خود فراتر مي رود و شروع به نصيحت كردن و توصيه كردن و قضاوت كردن مي كند، وظيفه شما اين است كه با گفتن چيزي مثل "اين حرفت شكل قضاوت داشت. مي توني يه جور ديگه ازم بپرسي؟" يا "ميتونيم به آن سوال درمورد...برگرديم؟ فكر ميكنم داشتم به يه جايي مي رسيدم." اين مسئله در مورد سوالاتي كه آمادگي پاسخ دادن به آنها را نداريد هم صدق مي كند.

فيدبك مثبت بدهيد. خيلي خوب است كه وقتي از چيزي خوشتان مي آيد به همديگر بگوييد آنوقت طرفتان تمايل بيشتري به انجام آن كارها پيدا مي كند.

وقتي در انجام اين تمرين با موضوعات خنثي موفق شديد، موضوعات سخت تري را امتحان كنيد. هرچه بيشتر تمرين كنيد، مهارتتان در آن بيشتر مي شود. خيلي زود ياد مي گيريد كه اشتباهتان را بپذريد و پي به فوايد اين تكنيك مي بريد و رابطه تان بسيار بهتر از قبل خواهد شد.

نمونه سوالات و نكات براي شخص ب

اينها چيزهايي است كه ميتوانيد از شخص الف سوال كنيد. از آنها براي شروع استفاده كنيد. اين سوالها به شما كمك مي كند عميق تر وارد جريان شويد يا اگر همه چيز در حال فروپاشي بود آن را درست كنيد. به غير از دو سوال اول، بقيه سوالات را ميتوانيد بدون ترتيب خاصي استفاده كنيد. حتي برخي از آنها را ميتوانيد چندين بار در يك جلسه بپرسيد. خودتتان هم مي توانيد سوالاتي به آن اضافه كنيد.

- قبل از اينكه شروع كنيم، اجازه بده مطمئن شوم كه فهميده ام. مي خواهي درمورد ..... صحبت كني. درست است؟

- چيز مهمي را فراموش نكرده ام؟

- براي اينكه راحت تر درمورد اين موضوع با من حرف بزني چه كار مي توانم بكنم؟ (مثلاً عجله نكنم، حرفت را قطع نكنم، سعي نكنم تصحيحت كنم و ...)

- دوست داري چطور باشم؟ (دركت كنم؟ كمكت كنم؟ موافقت كنم؟...)

- دوست داري منم احساس خودت را به اين مسئله داشته باشم يا همين كه دركت كنم برايت كافي است؟

- ---- (ناراحت، عصباني، آشفته ،...) به نظر مي رسي، چه احساسي داري؟