مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 8037
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 8
همه : 5169000
گُزيده كتابشناسى تبليغ و سخنورى

كتابشناسى ـ همان گونه كه از مفهوم آن برمى‏آيد ـ به شناساندن كتاب و آشناسازى خوانندگان با آن مى‏پردازد و در نتيجه، انواع گونه گون را با خود همراه مى‏سازد و در مَثَل، كتابشناسى توصيفى، كتابشناسى تحليلى، كتابشناسى انتقادى و كتابشناسى موضوعى را در درون خويش جاى مى‏دهد.

آنچه در پى مى‏آيد، يك كتابشناسى موضوعى است كه كتاب‏هايى در زمينه «تبليغ و سخنورى» را معرفى مى‏نمايد و به صورت كتابشناسى گزينشى و كتابشناسى الفبايى به تصوير مى‏كشاند و «100 كتاب فارسى» را به ترتيب عنوان، نام پديدآورندگان (نويسنده و مترجم)، محل نشر، نام ناشر و تاريخ نشر پيشكش مى‏كند، به آن اميد كه مقبول افتد و در نظر آيد.

شايان توجه است كه پيش از خواندن اين كتابشناسى، به نكات زير نظر داشته باشيم:

يك. هنگام مطالعه اين كتابشناسى و گاه و بى گاه، نيم نگاهى نيز به اين حديث شريف داشته باشيم: «اُنظر إلى ما قالَ و لا تَنظُر إلى مَن قال»؛ به آن چه گفته است، بنگر و به آن كه گفته است، ننگر. پس، معرفى كتاب‏هاى در پى آمده، لزوماً به معنى تأييد همه پديدآورندگان و همه مندرجات آن‏ها نيست.

دو. از معرفى كتاب‏هاى غير فارسى كه ترجمه نشده‏اند، خوددارى كرده‏ايم.

سه. كتاب‏هايى كه مثلاً به تبليغات تجارى و تبليغ كالا و... پرداخته‏اند، ذكر نكرده‏ايم، و بيشتر به كاربردى بودن كتاب‏هايى كه در تبليغ دين و سخنرانى دينى مؤثرند، توجه داشته‏ايم.

چهار. همان گونه كه گفته شد، اين كتابشناسى به صورت گزينشى است و قطعاً كتاب‏هاى ديگرى نيز وجود دارد كه بايد در فرصتى ديگر درباره آن‏ها گفت و شنفت.

اكنون «100 كتاب فارسى در زمينه تبليغ و سخنورى» و به ترتيب الفبايى عنوان آن‏ها را به قلم مى‏آوريم:

1ـ آداب سخنرانى، سهيلا حاتمى، تهران، انتشارات آواى مهرسا، 1382.

2ـ آداب گفت و گو و سخنورى (عوامل اثر بخشى كلام)، على نور محمدى، تهران، مؤسسه فرهنگى انتشاراتى فروزان، 1378.

3ـ آسيب‏شناسى دعوت اسلامى، فتحى يكن، ترجمه داود نارويى، تهران، نشر احسان، 1378.

4ـ آماده شدن براى سخنرانى در 30 دقيقه، پاتريك فورسايت، گروه مترجمان انتشارات نگاه فردا، تهران، انتشارات نگاه فردا، 1381.

5ـ آموزش سخنرانى از زبان يك سخنران و تسلط بر مذاكرات روزمره، آرمان داورى، تهران، انتشارات توانگران، 1380.

6ـ آموزش فن سخن گفتن، رجبعلى مظلومى، تهران، دفتر هماهنگى انجمن‏هاى اسلامى مسجد و مدرسه بنياد بعثت، 1373.

7ـ آموزش گفتار (براى مسلط بودن، جالب بودن، توانا بودن، جذب و متقاعد كردن مخاطب)، پل كلمان ژاگو، ترجمه نيلوفر خوانسارى، تهران، انتشارات ققنوس، 1377.

8ـ آنچه يك مبلغ بايد بداند، مهدى واعظ موسوى، مشهد، انتشارات راز توكل، 1381.

9ـ آيين سخنرانى، دِيْل كارْنِگى، ترجمه سميرا شاهمرادى، تهران، انتشارات نهال جوان، 1381.

10ـ آيين سخنورى، محمد على فروغى، تهران، انتشارات زوار،1378.

11ـ آيين سخنورى و نگرشى بر تاريخ آن، على اكبر ضيائى، تهران، انتشارات اميركبير، 1373.

12ـ آيين نيكو سخن گفتن، محمد جبروتى، تهران، انتشارات طلايه، 1381.

13ـ اخلاق تبليغى، نصرت الله جمالى، قم، انتشارات مهديه، 1379.

14ـ ارمغان تبليغ: كتاب همراه مبلّغين (قابل استفاده همگان)، احمد دهقان، قم، انتشارات نهاوندى، 1377.

15ـ اصول و مبانى تبليغ، اسماعيل كريم زاده، مشهد، مؤسسه فرهنگى، هنرى و انتشاراتى ضريح آفتاب، 1373.

16ـ افسون سخن (روش‏شناسى برخورد در روابط انسانى)، على اقليدى نژاد، قم، انتشارات جمال، 1381.

17ـ افسون سخن (هنر سخنورى و اعجاز كلام)، سيد مصطفى موسوى حرمى، انتشارات سرزمين سبز، 1380.

18ـ الگوى علمى و عملى تبليغات در مراكز آموزشى، حسن بنايى، تهران، انتشارات مهربرنا، 1382.

19ـ امپرياليسم تبليغى يا تبليغات بين المللى، محمد على العوينى، ترجمه محمد سپهرى، تهران، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1369.

20ـ انسان سخنور؛ انسان موفق، رادولف اف وردربر، ترجمه مريم روزدار، رشت، انتشارات كتيبه گيل، 1381.

21ـ انقلاب فرهنگى و تبليغى، عبدالكريم بى‏آزار شيرازى، تهران، انتشارات زكات علم، 1377.

22ـ اهميت و ضرورت تبليغات، احمد رزاقى، تهران، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1370.

23ـ بانوان در عرصه دعوت و تبليغ، توفيق يوسف الواعى، ترجمه نرگس پروازى ايزدى، تهران، انتشارات احسان، 1381.

24ـ برگ‏هايى از خاطرات حجت الاسلام و المسلمين قرائتى، گردآورى محمد موحدى نژاد، قم، نشر روح، 1380.

25ـ پژوهشى در تبليغ، محمد تقى رهبر، تهران، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1371.

26ـ تبليغ، جعفر بچارى، قم، انتشارات نورالنور، 1381.

27ـ تبليغ، (اصول، مبانى و قالب‏ها)، رضا على كرمى، قم، انتشارات قم، 1381.

28ـ تبليغات از ديدگاه امام خمينى (ره)، رسول سعادتمند، قم، انتشارات تسنيم، 1379.

29ـ تبليغات (هنر و رسانه‏ها) از ديدگاه امام خمينى (ره)، استخراج معاونت پژوهشى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى (ره)، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى(ره)، 1378.

30ـ تبليغات دينى (ابزارها و شيوه‏ها)، احمد رزاقى، تهران، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1377.

31ـ تبليغات: يك واژه در دو حوزه فرهنگى، محمد هادى همايون، تهران، دفتر حقوق و علوم اجتماعى.

32ـ تبليغ اسلامى و دانش ارتباطات اجتماعى، محسن خندان، تهران، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1374.

33ـ تبليغ در قرآن و حديث، محمد محمدى رى شهرى با همكارى سيد حميد حسينى، ترجمه على نصيرى، قم، انتشارات دارالحديث، 1380.

34ـ تبليغ و جوانان، على جعفرى، قم، انتشارات فلاح، 1382.

35ـ تبليغ و مبلغ در آثار شهيد مطهرى (ره)، عبدالرحيم موگِهى (شميم)، قم، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، 1381.

36ـ تجارب مبلغان هنرمند، مهدى چراغى، قم، انتشارات قدس، 1374.

37ـ تجارب و نكات تبليغى، مهدى چراغى، قم، دفتر نشر برگزيده، 1373.

38ـ تجربه ارتباطات در روابط انسانى، لايل سوسمان و سام ديپ، ترجمه حبيب الله دعائى، مشهد، انتشارات دانشگاه فردوسى، 1376.

39ـ تجربيات من در منبر يا تجربيات سخنورى، محمد حسينى شيرازى، ترجمه على كاظمى، اصفهان، انتشارات خوشنواز، 1379.

40ـ جامعه‏شناسى تبليغات، على اكبر ترابى، تبريز، انتشارات فروزش، 1381.

مونولوگ دروني

مونولوگ دروني


دكتر بيژن باران

ستيز من تنها با تاريكي است.

و براي ستيز با تاريكي

 شمشير به روي تاريكي نمي كشم؛

 فانوس مي افروزم.

- زرتشت

  

خلاصه. باخود فكر كردن طبيعي است؛ ولي باخود حرف زدن شايد غيرعادي باشد. در ادبيات هر 2 اينها در ظرف 2-3 هزار سال گذشته بكار رفته اند. حرف زدن يك انسان ميتواند باخود، يك سويه، يا با ديگران باشد. هر كدام از اين رفتارها نام ويژه خود را دارد. در زبانهاهاي غربي مونولوگ را براي تك گويي، سخنراني را براي يكسويه گويي و محاوره را براي تعامل كلامي با ديگران مقوله بندي كرده اند. تك گويي ميتواند گفتاري يا نوشتاري باشد. در هر 2 صورت راوي متكلم واحد است. ادبيات، هنري كلامي است كه 7 ژانر/ نوع مختلف را در بر ميگيرد: شعر، نمايش، داستان، فيلم، رسانه هاي سمعي/ بصري، خطابه، ارتباط گيري مجازي. در شعر معمولا مخاطب راوي، خواننده است. در نمايش راوي ميتواند با حضار يا با شخصيتي غايب حرف بزند. داستان ميتواند تحرير گفتار /فكر شخصيتها، شامل خود راوي، باشد. فيلم تصوير فكر يا رويداد است. خطابه به سخنراني، موعظه/ روضه خواني، نطق تقسيم شده. در اين نوع بيان كلامي حضار ساكت/ صامت اند؛ مي تواند برخط در زمان واقعي باشد يا در گذشته باشد. نوعي خطابه عوامانه پرده داري، نقالي، بخشهايي از تعزيه است. در اين نوع روايت، راوي باكمك ابزار بصري/ نقاشي، حركات بدني – بويژه در شاهنامه خواني – تخيل حضار، اطلاع قبلي حضار از داستان روايت را يك سويه، بدون مشاركت مخاطبان – اجرا مي كند. ارتباط گيري مجازي خود به پالتاك شامل تك گويي يا پانل/ گروهي، بلاگ فردي/ هئيتي، گپ/ چت 2 يا چند نفره در مكانهاي گوناگون تقسيم مي شود. در اين جستار رئوس تك گويي و كاربرد آن در ادبيات واشكافي مي شود. 

 *

مونولوگ monolog واژه يوناني بمعناي تك گويي/ نويسي، در برابر محاوره با شخص ديگر يا گفتگوي 2 طرفه، مي باشد. هجاي اول در كلمات مونوپل برابر انحصاري يا تك منبع يا مونوريل بمعناي قطار تك خطي بوده؛ لوگ نيز همريشه با لغت، لُغُز، لوژيك/ منطق است. مونولوگ سخنگويي بيوقفه و طولاني بوسيله يك شخصيت در درام مي باشد؛ شكلي از درام است. تك گويي مي تواند دروني بوده يا بيروني با حضار يا شخصي غايب باشد. معمولن تك گويي بيروني براي حضار ساكت كه خطابه ناميده مي شد.

 

فرق درام/ نمايش با فكر/ حرف در حركات بدن است كه در درام اين حركات موكد با گفتن همراه اند. معني ديگر درام مهيج، پرحادثه، شورانگيز است كه بيان يا با رويدادها يا با عواطف شديد همراه است. در مونولوگ شخصيت افكار خود را بصداي بلند، مستقيم به يك شخصيت ديگر يا حضار، بيان مي كند.  كاربرد مونولوگ موقعي است كه نويسنده ميخواهد به درون افكار و احساسات شخصيت رسوخ كرده آنهارا برملا كند. اين را راوي داناي كل هم ميگويند.

 

مونولوگ دروني مترادف با صداي دروني، كلام داخلي، نداي/ نهيب وجدان، جريان سيال ذهني، متكلم واحد، نجواي با خود، فكر با كلمه، باخود حرف زدن مي باشد. مونولوگ دروني يك وسيله تكنيكي در روايت است كه انديشه هاي يك شخصيت را در زمان حال، با حذف علامتهاي انشايي مانند افعال كنشي و نقل قول، آفتابي مي كند. واژه مونولوگ در پژوهشهاي علمي، اجتماعي هم بمعناي كنكاش نوشتاري در يك موضوع واحد است.  نمونه: مونولوگ/تك نويسي در باره زبان تاتي.

 

مونولوگ دروني، برخلاف جريان سيال ذهني، دستور زبان را مراعات كرده؛ تك گو براي خودش حرف ميزند. لذا جريان سيال ذهني با جملات طولاني، بدون علامتهاي انشايي، جمل جويده جويده، ساختار شكني نحوي، تركيبات كلامي من درآوردي، تداعيات متعدد/ مهجور تحرير مي شود. اين وسيله، مونولوگ، از درون افكار و احساسات شخصيت را باز ميكند؛ زيرا آنچه خواننده در مي يابد آنست كه شخصيت به خودش ميگويد. اين تكنيك از انواع روايت سنتي منجمله تكلم باخود soliloquy متمايز است. در تكلم باخود، شخصيت رو به حضار كرده؛ افكار و احساسات خود را با آنها درميان ميگذارد. در مونولوگ شخصيت تك گو خواننده يا شخصيت ديگري را در داستان مورد خطاب قرار ميدهد. شكسپير  شگرد ادبي مونولوگ را در نمايشهاي خود مرتب بكار مي برد. نمونه: هملت، مكبث، روميو و جوليت.    

 

نجواي باخود در سطح آگاهانه براي حل مسئله اي يا نيمه آگاهانه در رويا و فعال كردن حافظه دراز مدت انجام مي شود. وقتي كسي مي گويد، "درباره اش فكر ميكنم" را ميتوان مونولوگ دروني يا حرف زدن باخود بزبان مادري – چه بلند چه صامت- انگاشت. گاهي باخود حرف زدن براي تمرين سخنوري هم بكار ميرود. روزنامه نگاري از برنارد شاو، طنز نويس انگليسي، پرسيد: آيا راست است كه شما باخودت بلند بلند حرف ميزنيد؟ شاو پاسخ داد: بله. هرازگاهي آدم بايد باكسي داناتر از خودش صحبت كند!

 

قرائت متن كتبي بدون مستمع هم گاهي باصداي بلند براي از بركردن متن كاربرد دارد. اين را دانشجويان براي ازبر كردن دروس طبيعي، شيمي، تاريخ بكار ميبرند. شاملو عادت داشت ديدن شعر را زمزمه كند. گاهي هم فرد بهنگام خواندن يك كتاب آنرا بيصدا مرور ميكند، يا با زمزمه نجوا ميكند، يا بصداي بلند قرائت مي كند. در 2 نوع آخر، فيدبك صوتي از راه گوش به حافظه صوتي وارد ميشود.

 

فيدبك براي بخاطر سپردن موثر است. مدار برگشت feedback بمعني مدار اتصال خروجي يك سيستم به ورودي آن مي باشد. تكنيك مدار فيدبك در نوآموزش برخي عضلات در انجام وظيفه نوين بكار مي رود. مثلا انگشتان دست مصنوعي متصل به بازو با فعال كردن عضله كتف بحركت در مي ايند. نمونه فيدبك: مدار بصري موقعيت دست را براي تعيين حركت بعدي دست بسوي كليد برق بر ديوار به مغز ميرساند.

 

در تكنيك خواندن پرسرعت، يادگرفته ميشود كه تلفظ كم صدا را بيصدا كرده؛ عضلات دهان را غيرفعال نگه داشته؛ تا سرعت خواندن يعني رويت/ درك تعداد كلمات در هر دقيقه بيشتر شود. روشن است كه سرعت عصب مغز از عضله اعضاي جانبي بدن بيشتر است. با اين تكنيك مثلت بروكا در مغز چپ براي توليد صدا غيرفعال ميماند. تنها مثلت ورنيكه براي فهم كلمات فعال ميشود.  مراقبه صداي دروني را آرام ميكند؛ فردي را كه سرش پر از فكرهاي درهم برهم است آرامش مي بخشد.

 

مونولوگ دروني گاهي آگاهانه براي سازماندهي فكرهاي مربوط به حل مسئله اي يا بخاطر سپردن يك ليست طولاني بكار مي رود. گويا مونولوگ دروني ناخودآگاهانه براي تحكيم حافظه دراز مدت و رويا بكار ميرود. كودكان در آغاز با صداي بلند مي خوانند؛ سپس بآنها آموخته مي شود صامت بخوانند؛ معهذا در اين دوره از تكامل زباني آنها، بهنگام خواندن، تارهاي صوتي خود را نيمه فعال مي كنند. آدمهايي كه تازه سواددار شده اند؛ در وسط خيابان، تابلوي مغازه را بلندبلند مي خوانند. درحاليكه يك تحصيلكرده متن را با نگاه ميخواند.

 

در فارسي خواندن هم واژه مبهمي است: بمعناي آوازخواني، قرائت با صداي بلند، مرور متن بطور صامت، صدا زدن كسي، و مفاهيم ديگر مي باشد. شايد تركيبات آواز خواندن، بلند خواندن، يواش/ ساكت خواندن براي رفع ابهام در زبان مدرن فارسي پيدا شده اند.

 

علت توليد اين جملات دروني در فرد در برخي موارد نامشخص است. جنون، كابوس، توهم شنيدن، صداي وحي عارضه هايي هستند كه فرد صدايي بدون منبع بيروني را مي شنود. شنيدن صداي دروني شبيه شبح، بنظرامدن، روياست كه شبكه هاي عصب حسي سمعي يا بصري تحريك/ فعال ميشوند؛ بمثابه ورودي به مشعر يا نامشعر قلمداد مي شوند. مشعر اين وروديهاي كاذب/ موهوم را چون سينگنالهاي واقعي پردازش مي دهد؛ ادراك مي كند؛ به ديگر شبكه هاي عصب مغز فرمانهاي مربوطه را ارسال مي كند. مثلا در خطوط و رنگ چهره فرد تغييراتي در رابطه با صدا پديد مي آيد. سگ فكر خود را با حركاتي در سر بروز ميدهد- فكر غذا لبهايش را مي ليسيد؛ فكر تكه گوشت در دست صاحب از كجا آمده به ظرف در دست ديگر صاحب نگاه ميكند؛ فكر گوشيدن صدا سرش را بسوي صدا برميگرداند.

 

در داستان وقتي فردي فكر يا دست طرف ديگر را مي خواند؛ اين اصطلاح برابر با شنيدن مونولوگ دروني طرف ديگر بوسيله فرد اول مي باشد. اين بدان معني است كه طرف با صداي بلند فكر مي كرده؛ پس فرد اول، فكر طرف را مي خواند/ مي شنود/ مي نويسد. در اينجا علامت تقسيم / براي مترادفات بكار برده شده.

 

انواع مونولوگ. 4 تا از مونولوگهاي مهم بقرار زيرند:

1- مونولوگ غرايز يا ادراكات. در شعر تغزلي خصوصي، حافظ و مولوي اين تكنيك را باوج رساندند. در اين جا مشاهدات اجتماعي، روانشناسانه، شگفتيهاي فلسفي/ عرفاني، حالات اروتيك عاشق در يك موقعيت خاص مطرح مي شوند. نمونه: صلاح كار كجا و من خراب كجا/ ببين تفاوت ره كز كجاست تا به كجا/ دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس/ كجاست دير مغان و شراب ناب كجا/ چه نسبت است به رندي صلاح و تقوا را/ سماع وعظ كجا نغمه رباب كجا.. مولوي: خود را به تكلف دگري ساخته‌ام/ تا خوش باشد آن ديگري را كه منم..

 

2- مونولوگ كميك. اكنون به بذله گويي سرپايي stand-up comedy در تلويزيون و كلوپها بسيار عامه پسند است. بذله گو نشسته/ ايستاده جكها را رديف مي گويد.  حضار هم ريسه ميروند. نمونه: باب هوپ، جي لنو، جري ساينفلد. گاهي اين نوع خود رابه درام نزديك ميكند. نمونه: مارك تواين و گريسن كيلر Garrison Keillor در آمريكا؛ هردو طنز اجتماعي را براي بهبود جامعه بكار مي بردند.

 

3- مونولوگ شبه- اتوبيوگرافيك. در اينجا تك گويي پنجره اي باز به زندگي خصوصي فرد مي شود. اليوت در غزل عاشقانه آلفرد جي پروفراك 1915 اين شگرد را بكار برده. اين مونولوگ كنايه دار با نقل قولي از دوزخ دانته آغاز مي شود؛ اين بيانگر زندگي جهنمي پروفراك است. عنوان تغزلي شعر با محتواي دوزخي آن در تضاد قرار دارد. در اين شعر يك شهروند مدرن، تنها، مردد در باره ظاهر پريشان و دنياي دروني خود تك گويي ميكند. خواننده اين شعر افكار اين شهروند را مي شنود. ساختار شعر ظاهرا مغشوش است؛ ولي با تكرار ايده هاي اصلي  مانند "من و تو" ميخواهد مطرح كند كه همراهي خواننده با اين شهروند بفهم مسايل او كمك ميكند.

بگويم، در غروب از كوچه‌هاي تنگ گذر كرده‌ام

و مردانِ تنهايي را ديده‌ام با پيراهن‌هاي آستين بلندشان

خم‌شده از پنجره، در دودِ آبي پيپ‌هايشان؟{3}

 

دكتر كاميابي رساله اي در مقايسه شعر اليوت و فروغ نشر كرده: شعر فروغ بيانگر تجربه شخصي خود اوست. او همواره به عنوان اول شخص در خلال اشعارش حضور دارد؛ معمولا تنها صداي حاضر است. اليوت بياني نمايشي {مونولوگ شبه- اتوبيوگرافيك} بكار مي گيرد تا با استفاده از صداهاي مختلف و متنوع، بي درنگ با خوانندگانش ارتباط برقرار كند. يعني اليوت، برخلاف فروغ كه بطور اساسي قضايا را شخصي و ذهني مي بيند، از شخصيت پرهيز مي كند. ذهني گرايي فروغ، در واقع، ريشه در محيط عرفي وي دارد؛ همچنين از اسلام ناشي مي شود كه سنت رايج در جامعه اوست.{1}

 

بيشترين نوع شعر درجهان شعر تغزلي در برابر مرثيه و حماسي است.  در شعر تغزلي مونولوگ شبه- اتوبيوگرافيك بخش مهمي است. نمونه: سيلويا پلاث در شعر بانو لازارس 1962 مونولوگ شبه- اتوبيوگرافيك بكار برد. نمونه: من اينرا دوباره كرده ام/ يك سال در هر دهه/ اينرا مديريت كرده ام-/ .. و من زني با لبخند./ من تنها 30 ساله ام./ و من مانند گربه 9 بار براي مردن دارم..  در اين شعر سيلويا در شكل راوي و شخصيت متكلم با خودش حرف مي زند. زندگي خود را با تصاوير قوي مرور ميكند. همزمان فروغ هم مونولوگ شبه- اتوبيوگرافيك را در شعر اي مرز پر گهر با طنزي تلخ و رئاليزم نقادانه گزنده اي بكار مي برد.

 فاتح شدم

خود را به ثبت رساندم

خود را به نامي، در يك شناسنامه، مزين كردم

و هستيم به يك شماره مشخص شد

پس زنده  باد 678 صادره از بخش 5 ساكن تهران

 

ديگر خيالم از همه سو راحتست

آغوش مهربان مام وطن

پستانك سوابق پرافتخار تاريخي

لالايي تمدن و فرهنگ

و جق و جق جقجقهء قانون ...

آه

ديگر خيالم از همه سو راحتست.

 

از فرط شادماني

رفتم كنار پنجره، با اشتياق، ششصد و هفتاد و هشت

بار هوا را كه از غبار پهن

و بوي خاكروبه و ادرار، منقبض شده بود

درون سينه فرو دادم

و زير ششصد و هفتاد و هشت قبض بدهكاري

و روي ششصد و هفتاد و هشت  تقاضاي كار نوشتم

فروغ فرخ زاد

  

 در بخش 1 بوف كور، هدايت مونولوگ شبه- اتوبيوگرافيك را بكار ميبرد. توجه شود كه در فراز زير طول يك جمله يك پاراگراف است. جملات كامل با واوهاي مكرر بهم وصلند؛ بجاي اينكه با نقطه ختم شوند. اينرا run-on يا بيان بيوقفه بدون مكث مي نامند كه راوي براي عدم تلف وقت در مكث يا التهاب دروني پشت سرهم وراجي ميكند. او هم مانند آلفرد جي پروفراك نوشتن اين شبه-اتوبيوگرافي را  كمكي براي فهم زندگي خود مي انگارد:  

من سعي خواهم كرد آنچه را كه يادم هست، آنچه را كه از ارتباط وقايع در نظرم مانده بنويسم،  شايد بتوانم راجع به آن يك قضاوت كلي بكنم؛ نه، فقط اطمينان حاصل بكنم و يا اصلا خودم بتوانم باور بكنم- چون براي من هيچ اهميتي ندارد كه ديگران باور بكنند يا نكنند – فقط ميترسم كه فردا بميرم و هنوز خودم را نشناخته باشم- زبرا در طي تجربيات زندگي به اين مطلب برخوردم كه چه ورطه ي هولناكي ميان من و ديگران وجود دارد و فهميدم كه تا ممكن است بايد خاموش شد، تا ممكن است بايد افكار خودم را براي خودم نگه دارم و اگر حالا تصميم گرفتم كه بنويسم، فقط براي اينست كه خودم را به سايه ام معرفي كنم – سايه اي كه روي ديوار خميده و مثل اين است كه هرچه مينويسم با اشتهاي هرچه تمامتر مي بلعد- براي اوست كه ميخواهم آزمايش بكنم: ببينم شايد بتوانيم يكديگر را بهتر بشناسيم..

 

داوودي در باره بوف كور هدايت مي نويسد: در آنكه براي سايه‌اش مي‌نويسد مخاطبي ندارد. بوف كور تا زماني كه لحن {زمزمه} آن از طرف خواننده كشف نشود، خواننده ندارد. هدايت خواننده‌اش را فريب مي‌دهد (مگر همه‌ي نويسندگان فريب نمي‌دهند؟) با بي‌اعتنايي و تظاهركردن به آن كه دل مشغول ‌تر و درگير‌تر از آن است كه متوجه حضور كسي باشد، زمزمه‌اش را مي‌بافد تا مخاطب گوشش را نزديك بياورد و با حواس جمع به اين پچپچه‌ي انگار بي‌انتها گوش فرا‌دهد. اگر هدايت اين داستان را با لحني {شگرد ادبي غير از مونولوگ شبه-اتوبيوگرافيك} ديگر مي‌گفت نمي‌دانم كسي گوش مي‌داد يا نه. اما شك ندارم لحن {شگرد روايت} ديگري جهان ديگر‌ي را برملا مي كند.{2} در اين فراز لحن برابر تكنيك مونولوگ است.

 

4- مونولوگ دراماتيك. صفت دراماتيك بمعني نمايشي، اجرايي، رفتار پرآب وتاب بخش مهمي در تئاتر مي باشد. اين صفت از اسم دراما كه بفارسي درام بمعني ماجرا ست مشتق شده. در اينجا ناطق/ متكلم حضار يا شخص سومي را مخاطب قرار مي دهد. در داستان و نمايش براي پيشبرد روايت، شخصيت پردازي، درك بهتر احساسات يك شخصيت بكار مي رود. آلبرت كامو در سقوط با يك سري مونولوگ دراماتيك بشكل اعترافات شخصيت داستان؛ سقوط از منزلت يك وكيل پاريسي به شبگردي در ناحيه چراغ قرمز آمستردام را بيان ميكند. محسن حميد، نويسنده پاكستاني، در رمان بنيادگراي ناراضي 2007 يك مونولوگ طولاني را بكار ميبرد. چنگيز، قهرمان داستان، خاطرات خود را در آمريكا و پاكستان با وجوه چندگانه شخصيت خود در 2فرهنگ مختلف، در يك كافه روباز در لاهور، براي يك ناشناس آمريكايي برملا ميكند. اين مونولوگ با نمادگرايي و كلام مهيج روايت داستان را از ظهر تا شب در بر مي گيرد.

 

گاهي در نمايش، شخصيت متكلم شروع مي كند باخودش حرف زدن. در ادبيات كلاسيك، اغلب يك شخصيت تاريخي يا تخيلي يك خطابه غرا براي توجيه احساس، عمل، يا خواست خود اجرا مي كند. معمولا مونولوگ براي مستمعان ساكت است كه كلام سخنران تحت تاثير شرايط خاصي بيان مي شود. در 2 نمونه زير خاقاني و فرغاني با مهارت تام حرص و خشونت قدتمداران را تقبيح ميكنند:

 

هان اي دل عبرت بين، از ديده نظر كن هان/ ايوان مدائن را، آيينه‌ي عبرت دان

بر ديده‌ي من خندي، كاينجا ز چه مي‌گريد/ گريند بر آن ديده، كاينجا نشود گريان

خاقاني ازين درگه، دريوزه‌ي عبرت كن/ تا از در تو زين پس، دريوزه كند خاقان

 

سيف فرغاني: هم مرگ برجهان شما نيز بگذرد/ هم رونق زمان شما نيز بگذرد

وين بوم محنت از پي آن تا كند خراب/ بر دولت آشيان شما نيز بگذرد..

اي دوستان خواهم كه به نيكي دعاي سيف / يك روز بر زبان شما نيز بگذرد

$(document).ready(function() { $('#rate_p57754').rating('rate.php?pid=57754', {maxvalue:5, curvalue:0}); });

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۸:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]
۲۶ تكنيك بزرگ از رازهاي رسيدن به موفقيتشرط رسيدن به موفقيت اين است كه ابتدا باور كنيم كه مي توانيم موفق شويم . اعتقاد دروني به اينكه شفا قدرت انجام كاري را داريد و لياقت رسيدن به هدف را هم داريد ضامن موفقيت شماست . در اين مقاله تبيان زنجان ۲۶ راهكار اساسي براي داشتن كليد هاي موفقيت به شما معرفي ميكند . 
بزرگترين مسئله كه اكثر ما گرفتارش هستيم اين است كه در وجودمان آتش عشق و علاقه شعله ور نيست هيچ چيز مانع موفقيت يك انسان مشتاق و علاقمند نيست . 
اگر بتوانيد ايمان بياوريد همه چيزبرايتان ممكن مي شود به خدا ايمان آوريد نه فقط در ظاهر بلكه با اطمينان به او به عنوان راهنماي خود اعتقاد آوريد . 
● راههاي رسيدن به موفقيت :
۱) تفكر مثبت داشته باشيد ، « دكترنورمن پيل » مي گويد : افكار خوب و مثبت همچون تابش نور خورشيد بر اتاقي تاريك است كه همه جا را روشن مي كند . 
۲) باور و ايمان داشته باشيد ، هميشه آن چيزي اتفاق مي افتد كه شما واقعاً باورش داريد . اين يك حقيقت است . پس بايد باورهاي محدود كننده اي كه مانع موفقيت شما هستند را شناسايي كنيد و آنها را از بين ببريد . 
۳) هر روز منتظر اتفاق خوبي باشـيد ، اگر انتـظار وقـوع چـيزي را داشته باشـيد آن چـيـز به وقـوع مي پيوندد .
۴) افكارتان را كنترل كنيد ، موفقيت ازطريق كنترل كامل افكار ، اعمال به وجود مي آيد . 
۵) تلاش و پشتكار داشته باشيد ، همۀ موفقيتها و رؤياهاي ما در گرو سخت كوشي است هر چه بيشتر تلاش كنيم موفقيت بيشتري كسب خواهيم كرد . 
۶) صبور باشيد ، ما همواره دوست داريم هر چه زودتر به ارزو هايمان برسيم ، به همين دليل است كه در زندگي مان بي قراريم . 
۷) به ديگران كمك كنيد . شما تنها در صورتي حقيقتاً خوشبخت و موفق خواهيد بود كه احساس كنيد به دليل خدمت به ديگران انسان با ارزشي هستيد . 
۸) ذهن خود را از ترديد و ترس رها كنيد و تصور كنيد هيچ محدوديتي نداريد . 
۹) به بهترين چيزها فكر كنيد . 
۱۰ ) تصوير آن چه را مي خواهيد در زندگي بيرونيتان داشته باشيد ، بسازيد . 
۱۱) شور و شوق داشته باشيد ، « فرانك بتگر » نويسندۀ كتاب چگونه در فروش از ناكامي به كاميابي رسيدم مي گويد : شخص قادر است هر وقت بخواهد سرنوشت خود را عوض كند و آن موقعي است كه تصميم بگيرد و در كار خود شوق و حرارت به خرج بدهد . 
۱۲) از خودتان تصوير خوبي در ذهن داشته باشيد .
۱۳) از اشتباهات گذشتۀ خود پند بگيريد و پيش برويد . 
۱۴) به خودتان اطمينان داشته باشيد ، آنگاه خود را دوست خواهيد داشت . 
۱۵) مسئوليت كامل زندگي و آنچه را برايتان پيش مي آيد به عهده بگيريد . 
۱۶) همواره ببخشيد و فراموش كنيد ، اما بگيريد و به خاطر بسپاريد .
۱۷) با افراد موفق ارتباط برقرار كنيد . 
۱۸) هدف خود را از نظر دور نكنيد و هميشه آن را جلوي چشم داشته باشيد . 
۱۹) در زمان حال زندگي كنيد ، هر روز به خاطر همان روز زندگي كنيد .
۲۰) در هر كار فقط براي همان كار فعاليت كنيد . 
۲۱) با افراد باانگيزه و با روحيه همنشيني كنيد . 
۲۲) در كارهاي اجتماعي مشاركت داشته باشيد . 
۲۳) هميشه به دنبال ايدۀ بزرگي باشيد ، كه زندگي تان را تغيير خواهد داد . 
۲۴) شهامت داشته باشيد : همان شويد كه مي خواهيد تنها در اين صورت است كه مي توانيد . 
۲۵) استقامت داشته باشيد : حضرت محمد (ص) فرمود ه اند : خداوند با كساني كه در برابر مشكلات پايداري مي كنند. 
۲۶) شكرگزار باشيم : وقتي شكر مي كنيم روح عالم در ما ايجاد انرژي مي كند و آن انرژي موهبت هاي بعدي را به طرف ما جذب مي كند . 

اكرم رجبيتبيان زنجان 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۸:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]
دانـايـي يـا تـجـربـه؟آيا اصولا تجربه مي‌تواند به دانايي تبديل شود؟ دانايي ضمني به معناي باورها، دانسته‌ها، مهارت‌ها و تجربه‌هايي است كه در ذهن افراد موجود بوده و در تصميم‌گيري‌هاي آنان متجلي مي‌شود. 
با اين تعريف تجربه هم يك نوع دانايي است. به نظر من گرچه اين دانايي ضمني كاملا از جنس مهارت است، اما در تعريف تجربه صدق نمي‌كند. 
تجربه ممكن است يك دانايي ضمني باشد و به دليل تكرار يك وظيفه، فعاليت... به‌دست آمده باشد، اما نكته اصلي در آن است كه نتيجه يك موقعيت تصميم‌گيري است. 
به طور خاص، دانايي‌هايي كه در نتيجه حل يك مساله -حتي به كمك سعي و خطا- ايجاد شده باشد را مي‌توان تجربه نام نهاد.خبرگزاري ايسنا 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۸:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]
شكست محرك اوليه براي موفقيتخطا يك فرصت با ارزش يادگيري در اختيار شما قرار مي دهد و بايد به عنوان خوني حياتي در رگهاي موفقيت به آن نگاه كرد همچنين بيشتر افراد از اين متنفرند كه شكست خورده شناخته شوند و دوست دارند يك انسان موفق شناخته شوند. بسياري از بزرگترين افراد موفق از طريق همين ظاهراً شكست ها به اين موقعيت رسيده اند. موفقيت هميشه مديون شكست هاست. خطا اغلب نتيجه يك بدفهمي از چيزي است كه وجود دارد و مورد توجه قرار نگرفته است و اين همان چيزي است كه بعد از شكست افراد متوجه آن مي شوند.
● بين يك شكست شرافتمندانه و يك شكست احمقانه تفاوت قائل شويد 
ديويد پوتراك يكي از مديران شركت چارلز اسكواب مي گويد. اين عقيده كه بگوييم خطا و اشتباه خوب است خنده دار است. من نمي خواهم داخل شركت به دنبال افرادي بگردم كه اشتباه كرده اند و به آنها جايزه بدهم. ولي اينجا در شركت اسكواب ما بين يك اشتباه احمقانه و يك خطاي شرفتمندانه تفاوت قائل هستيم. 
چارلز اسكواب يك سري معيار براي تعريف يك خطاي شرافتمندانه دارد. خطاي شرافتمندانه زماني اتفاق مي افتد كه: 
▪ شما يك نقشه خوب داريد و مي دانيد چه مي كنيد و به هر مرحله از كار به دقت انديشيده ايد و در همه كارها ديسيپلين مديريتي كافي بكار برده ايد و اگر به عقب برگرديد و به كارهايي كه انجام داده ايد يك بازنگري داشته باشيد نتيجه اين باشد كه همهٔ كارها با با فكر و تدبير انجام شده است. 
▪ آيا شما براي روبرو شدن با خطاي احتمالي برنامه داشته ايد و آيا اين برنامه بايد اجرا مي شده است. 
▪ لازم است كه از خود بپرسيد و بدنبال آن باشيد كه با آموختن از تجربه جديد قدرتمند تر و چالاكتر باشيد. 
مؤسسه چارلز اسكواب اشتباهات و درسهايي را كه از اين اشتباهات آموخته است به صورت مقاله منتشر كرده است. آنها همچنين يك تابلو از نوع آوري هايي كه به شكست منتهي شده است به همراه يك نوار ويديويي براي راهنمايي كارمندان تهيه كرده اند. و هر سال در جشن noble failure رسماً به نمايش مي گذارند. و افرادي كه در مراسم شركت دارند راه حل هاي ممكن را پيشنهاد مي دهند. سپس بهترين پيشنهاد ها انتخاب و سپس اصلاح مي شود.
● جلوگيري از شكست
شكست يك تصادف نيست بلكه نتيجه فعل و انفعالات داخلي يك سيستم است. كه يك ساختار و يك ترتيب دارد. براي جلوگيري از شكست به يك موقعيت كه در برابر آن قرار مي گيريد بايد با تمام اجزاي آن بنگريد و تحليل كنيد كه هر يك از اين اجزاء چگونه عمل مي كنند آيا به نفع شما عمل مي كنند يا به ضرر شما براي اين منظور مي توانيد از NLP استفاده كنيد كه به شما مي آموزد به صورت ناخودآگاه به همه چيز نگاه سيستماتيك پيدا كنيد. اين موقعيت شامل افراد و يك ترتيب رخداد ، افكار ، احساسها ، اعمال و فعل انفعالات است. حتي خود شما هم جزء آن هستيد. پس بايد به همه اينها توجه كنيد همينكه متوجه شديد سيستم براي شما كار مي كند يا بر ضد شما اين ابزار را در اختيار داريد تا در آينده شرايط متفاوتي را بسازيد. پس مي توانيد از اشتباه دوباره جلوگيري كنيد.
● خطاها و شكست ها را به موقعيت جديد تبديل كنيد
براي بهره بردن از تجربه ها بايد هميشه آماده يادگيري باشيد. حتي زمانيكه بعضي از افراد ممكن است اشتباه شما را گوشزد كنند. معمولاً افراد نسبت به شكست داراي ديد منفي هستند. و تمايل دارند از آن فرار كنند يك عكس العمل كه فرصت با ارزش يادگيري را از بين مي برد اما چطور ممكن است كه يك شكست منجر به يك فرصت جديد شود؟ اين مسئله زماني جدي تر مي شود كه ندانيد چگونه مي توان دانشي را كه از يك خطا ناشي مي شود را استخراج كنيد. براي شروع بايد بياموزيد كه از خود سئوال كنيد البته بايد با خود رو راست باشيد و خود را گول نزنيد تا بتوانيد تجربه با ارزشي را كه بدست آورده ايد در آينده استفاده كنيد. كليد راه موفقيت بعد از شكست تغيير ديدگاه شماست خوشبينانه فكر كردن بيش از حد بدليل دور شدن از واقعيت سبب نتايج ناحوشانيدي شده است اما تحقيقات نشان داده است كه ما مي توانيم خوشحالتر و سالمتر زندگي كنيم و در زندگي موفق تر باشيم اگر بيامهد كه افراد دسته دوم پيوسته به دنبال دانشي جديد هستند. 
▪ شناخت عوامل بازدارنده. چنانچه در معرض عوامل مختلفي قرار گيريم كه رشته افكار ما را پاره كنند تمركز كردن مشكل خواهد بود. چنانچه كاري نياز به دقت و تمركز زياد دارد مثلا تهيه يك گزارش بايد دو شاخه سيم تلفن را از پريز كشيد يا نوشته‌اي روي در قرار داد تا كسي در آن هنگام وارد اطاق نشود. 
▪ هميشه به دنبال كارهاي مورد علاقه‌تان باشيد. اخيرا روان‌شناسي هلندي مطالعاتي روي تفاوت‌هاي بين قهرمان شطرنج و استاد شطرنج انجام داد. او افرادي از هر دسته را تحت آزمايشاتي چون تست هوش، حافظه و تعيين ميزان قوه استدلال براي حركت مهره‌ها قرار داد و هيچ تفاوتي بين افراد دو گروه پيدا نكرد. تنها تفاوت اين بود كه قهرمان شطرنج علاقه بيشتري به بازي شطرنج داشت. آنها اشتياق و تعهد بيشتري نشان مي‌دهند و كليد خلاقيت آنها هم همين است. 
▪ ايده‌هاي جديد رابا يكديگر تلفيق كنيد. با هيچ مطلبي سرسري برخورد نكرده و آن را با بي‌تفاوتي نخوانيد. حاشيه نويسي، فكر كردن، شكل دادن و تلفيق مطالب با يكديگر حتي اگر مطلبي كه مي‌خوانيد به‌نظرتان به درد نخور و بي‌فايده باشد به شما كمك مي‌كند تا آن را به نحوي بفهميد كه در نهايت بتوانيد خلاقانه عمل كنيد. 
▪ روش‌هاي سريع ياد گرفتن را بياموزيد. يكي از مهم‌ترين مهارت‌هاي قرن بيست و يكم توانايي يادگيري سريع است؛ پس آن را پرورش دهيد. ياد بگيريد كه به سرعت به ايده‌هاي خود شكل دهيد. شيوه عملكرد مغز خود را پيدا كنيد تا بتوانيد آن را بهتر به‌كار گيريد. بعضي اشخاص پس از مدتي كار فكري نياز به استراحتي كوتاه‌مدت و نوشيدن چاي يا قهوه دارند تا بتوانند دوباره به كار ادامه دهند. 
▪ هميشه برنامه‌هاي بلندمدت داشته باشيد حتي اگر آن را هر روز تغيير دهيد. نفس برنامه‌ريزي براي زندگي خود به تنهايي با ارزش است و تغيير دادن آن به ما كمك مي‌كند كه چيز‌هاي جديدي ياد بگيريم. 
▪ اشتباه كنيد. ممكن است در اولين تلاش خود مرتكب اشتباهات زيادي شويد اما كارتان را پيش برده و تمام كنيد. اشتباهات خود را يادداشت كرده و سپس دوباره به كار بپردازيد و اين بار از تكرار اشتباهات جلوگيري كنيد. به گفته شكسپير ترديدهاي ما خائن‌اند و با ترس از تلاش ما را از موفقيت دور مي‌كنند. 
▪ عواملي كه در ضمن كار باعث افزايش مهارت‌هايتان شده‌اند را يادداشت كرده و گاهي به آنها مراجعه كنيد تا برايتان به عادت تبديل شوند. 
▪ به مسائل از زواياي مختلف نگاه كنيد. چنانچه مي‌خواهيد مساله‌اي را حل كنيد راه‌هاي مختلفي را امتحان كنيد و اگر راه اول را به هر دليلي مناسب تشخيص نداده‌ايد، راه دوم را امتحان كنيد. ايده‌ها و تصورات را از ديدگاه‌هاي مختلف بررسي كنيد. 
▪ آرامش خود را حفظ كنيد. خويشتنداري به شما كمك مي‌كند تا منصف و بي‌طرف باقي بمانيد و بهتر فكر كنيد. چنانچه به بحث و مجادله بپردازيد و خونسردي خود را از دست دهيد توانايي خود را براي منطقي و عاقلانه فكر كردن از دست خواهيد داد. 
▪ در جست‌وجوي حقيقت باشيد. هر كسي كه خوب فكر كند قبل از هر قضاوتي در جست‌وجوي حقيقت است. از خود سوال كنيد كه آيا تمام حقايق را به‌طور كامل در دسترس داريد؟ آيا كمبودي در اطلاعاتتان وجود دارد كه شما را از حقيقت يا راه حل مساله دور كند؟ 
▪ چنانچه در موردي شك داريد حتما سوال كنيد. هرگز از سوال كردن نهراسيد. 
▪ تجربه مهم‌ترين مرجع ماست. چنانچه مطلبي را مي‌شنويم بايد ببينيم آيا واقعا در زندگي ما اتفاق افتاده است يا نه. 
▪ هميشه به خاطر بسپاريد كه بيشتر حقايق نسبي‌اند و بين حقيقت و عقيده تفاوت وجود دارد. كلمات را با احتياط و دقت به كار بريد و هيچ‌گاه خود را گول نزنيد. فكر نكنيد كه بايد پيوسته دنباله رو مردم باشيد.خبرگزاري ايسنا 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۸:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]
تجربه‌ها رايگان كسب نشدندتجربه‌ها رايگان كسب نشدند، تاواني برايشان پرداخت شده؛ شما آن تاوان را نپردازيد... 
همه ما در زندگي اشتباه‌هايي مي‌كنيم؛ اما دونوع برخورد داريم: گروهي سعي مي‌كنند با توجيه اشتباه خودشون از شر اون اشتباه خلاص بشوند واز دو جهت اين خوب نيست: انرژي بيهوده تلف مي كنند، اون اشتباه رو دوباره تكرار مي كنند... 
گروهي ديگر اشتباه خودشون رو مي پذيرند، سعي مي‌كنند كه ديگر اون اشتباه تكرار نشه و پيرامون اون موضوع فكر هم مي‌كنند كه چرا چنين اشتباهي كردند. به نظر من راه دوم با كمي فكر بهتره... 
درسته كه بايد تاواني در همون موقع پرداخت كنيد، ولي از خسارت‌هاي ديگه جلو گيري مي‌كنه؛ امتحان كنيد.خبرگزاري ايسنا 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۸:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]
سخنان بزرگان درباره تجربههر چه مي توانيد از اشتباهات ديگران چيزهاي جديد بياموزيد. چون شما وقت كافي براي همه اين تجربيات نخواهيد داشت. آلفرد شين ولد
□□□
تجربه چيزي نيست كه براي يك مرد اتفاق مي افتد بلكه عملي است كه او در برابر آن اتفاق انجام مي دهد. آلووس لئونارد هكسلي
□□□
هيچ كاري وقت تلف كردن نيست اگر از تجربه آن با زيركي استفاده كنيد. آگوستي رادين
□□□
هيچ پزشكي واقعاً زبردست نيست مگر اينكه يك يا دو مريض را كشته باشد. هيندو پرورب
□□□
زمانيكه به چيزي احتياج داريد و آنرا در اختيار نداريد تجربه اي با ارزش بدست خواهيد آورد.
□□□
قضاوت خوب در اثر تجربه بدست مي آيد و اغلب تجربه از قضاوت بد بدست مي آيد. ريتا ماي بران
□□□
اگر مي خواهيد دموكراسي را بفهميد وقت كمتري را در كتابخانه با افلاطون بگذرانيد و وقت بيشتري را با مردم در اتوبوس بگذرانيد. سيمون استرانسكي
□□□
تجربه نامي است كه هر كسي بر خطاهاي خود مي گذارد. اسكار وايلد
□□□
تجربه همان چيزي است كه باعث مي شود شخص اشتباه جديدي را به جاي اشتباه قبلي مرتكب نشود.
□□□
در جواني ياد مي گيريم و در پيري مي فهميم. ماري ابنر
□□□
زندگي هنر نقاشي كردن بدون پاك كن است.
جاده منتهي به عقل و دانايي؟
خوب اين جاده هموار است و توضيح آن ساده:
اشتباه
و اشتباه
و دوباره اشتباه
اما كمتر
و كمتر
و كمتر مي شود. پيت هين(از كتاب جاده اي به سوي فرزانگي)
□□□
دنيا مدرسه شماست. مارتين اچ. فيشر
□□□
اگر مي توانستيم تجاربه هايمان را به اندازه اي كه ارزش داشتند بفروشيم همه ميليونر بوديم. آبيگيل ون بورن 
□□□
دانش اگر با تجربه همراه نشود كالايي كم ارزش است. كلارنس دي
□□□
همه چيز گفته شده است ولي تا زمانيكه كسي نمي شنود ما ادامه مي دهيم و دوباره از ابتدا شروع مي كنيم. آندره گيدياد بگير دات كام 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۸:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]
به راحتي مي‌شود اشتباه كرد، ولي به سختي مي‌توان از آن اشتباه درس گرفت▪ به راحتي مي‌شود در مورد اشتباهات ديگران قضاوت كرد، ولي به سختي مي‌شود اشتباهات خود را پيدا كرد. 
▪ به راحتي مي‌شود بدون فكر كردن حرف زد، ولي به سختي مي‌شود زبان را كنترل كرد. 
▪ به راحتي مي‌شود كسي را كه دوستش داريم از خود برنجانيم، ولي به سختي مي‌شود اين رنجش را جبران كنيم. 
▪ به راحتي مي‌شود كسي را بخشيد، ولي به سختي مي‌شود از كسي تقاضاي بخشش كرد. 
▪ به راحتي مي‌شود قانون را تصويب كرد، ولي به سختي مي‌شود به آن‌ها عمل كرد. 
▪ به راحتي مي‌شود به روياها فكر كرد، ولي به سختي مي‌شود براي به دست آوردن يك رويا جنگيد. 
▪ به راحتي مي‌شود هر روز از زندگي لذت برد، ولي به سختي مي‌شود به زندگي ارزش واقعي داد. 
▪ به راحتي مي‌شود به كسي قول داد، ولي به سختي مي‌شود به آن قول عمل كرد. 
▪ به راحتي مي‌شود اشتباه كرد، ولي به سختي مي‌شود از آن اشتباه درس گرفت. 
▪ به راحتي مي‌شود گرفت، ولي به سختي مي‌شود بخشش كرد. 
▪ به راحتي مي‌شود يك دوستي را با حرف حفظ كرد، ولي به سختي مي‌شود به آن معنا بخشيد.خبرگزاري ايسنا 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۸:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]
ماهيت «تحات شاد و نشاط آور همواره به عنوان جزئي از فرهنگ و سنت ايرانيان به شمار مي روند. اما با اين وجود ايجاد تنوع و شادي در خانواده ها به فراموشي سپرده شده است. 
شايد به همين دليل باشد كه در عزاداري ها هيچ كم و كسري نداريم، اما در برپا كردن مراسم شاد به بن بست مي رسيم. در هر حال، خنده تنها زبان مشترك رفتاري انسان هاست و بايد در جهت تقويت فردي و اجتماعي آن تلاش شود.
دكتر مهدي صميمي روانپزشك نيز مي گويد: خنده و نشاط واقعي از اضطراب و افسردگي انسان ها مي كاهد. اما نكته قابل توجه تشخيص درست افراد بيمار و اخموست. شايد بسياري از اطرافيان ما به دليل ناشناخته ماندن بيماري هاي روحي و رواني به عنوان انسان هاي «عبوس» شناخته شوند. اين در حالي است كه خيلي از آدم ها به دليل افسردگي قادر به شادي نيستند اما از آنجا كه مردم ناراحتي را جزو خصوصيت اخلاقي آنان مي شناسند، اين افراد دائم در رنج خواهند بود و بيماري شان هم هيچ گاه درمان نمي شود. صميمي ادامه مي دهد: «رفتارهاي سبك سرانه دليل شادي انسان ها نيست. از همين رو، به افراد و بويژه بيماران روحي توصيه مي شود در محيط هاي شاد واقعي قرار گيرند تا روحيه آنان با شوخي هاي نادرست لطمه نبيند».
اين روانپزشك با تأكيد بر اهميت برگزاري نشست هاي خانوادگي و تفريحات گروهي تأكيد كرده و مي افزايد: قرار گرفتن در جمع، انسان ها را متوجه بيماري ها و در نتيجه درمان خواهد كرد چرا كه نتايج تحقيقات علمي نشان مي دهد حضور انسان ها در گروه هاي مردمي و تجمعات، امكان خنديدن افراد را ۳۰ برابر بيش از اوقات تنهايي مي كند.
● روزي ۱۷ بار خنده 
هر انسان بالغ و سالم روزانه به طور متوسط ۱۷ بار مي خندد. اين دستور هم از سوي مغز صادر مي شود. گاهي صداي خنده ها آن قدر بلند است كه افراد دچار بريدگي نفس مي شوند و دست و پايشان مي لرزد. به گفته پژوهشگران، موقع خنديدن، بزاق دهان انسان ها زياد و امكان ورود بيماري هاي ميكروبي به بدن كم مي شود. بعضي ها هم معتقدند بدن در هنگام خنديدن سلول هاي پروتئيني توليد مي كند و به اين ترتيب بيمار شدن افراد كاهش مي يابد. خلاصه اين كه بعضي وقت ها آن قدر مي خنديم كه اشك مان درمي آيد گاهي دستمان را بر روي دل مي گيريم. 
● خنده مسري است
دانشمندان كالج لندن به اين نتيجه رسيده اند كه خنده مسري است.
بخشي از مغز انسان ها در برابر صداهاي مثبت و خنده دار از خود واكنش نشان مي دهد و انسان ها را ناخودآگاه به خنده مي اندازد. كسي مي گفت: «هر وقت به من مي گويند نخند، بيشتر از هميشه خنده ام مي گيرد». شايد اين موضوع در ميان خيلي ها رايج باشد، اما اين نكته نيز از نظر علمي ثابت شده و دانشمندان مي گويند منع از خنديدن، شدت اين عمل را چند برابر بيشتر مي كند. از نگاه متخصصان، سلامت حالت كاملي از آسايش و كاميابي زيستي، رواني و اجتماعي و ندانستن بيماري هاي جسمي انسان هاست. اما انسان ها براي به دست آوردن نشاط نيازمند ابزارهاي خاصي هستند. خوش بيني يكي از اين نوع روش هاي «آموزش به خود» به شمار مي رود. اگر ياد بگيريم شكست ها و ناكامي ها را كوچك و گذرا بدانيم و راه حل تازه اي براي مشكلات خود پيدا كنيم آدم خوش بيني هستيم. تسلط به شخصيت و احساس سرخوشي انسان ها مي تواند در پيدا كردن دوستان صميمي و تقويت ايمان و حالات روحاني مؤثر باشد. بعضي ها معتقدند: قلب شاداب به اندازه دارويي مؤثر به آدم ها فايده مي رساند و غم و اندوه استخوان ها را خشك مي كند.
از سوي ديگر، دكتر گرانمايه پور تأكيد مي كند: «مديران شاداب تر كارمندان فعال تري دارند. بنابراين اگر همه مردم در هر زمان و مكاني ياد بگيرند كه اخم هاي خود را فراموش كنند، يأس و نااميدي جاي خود را به لبخند و آرامش مي دهد.» وي پيشروي غم و اندوه در جامعه را خطرناك دانسته و مي گويد: «انسان هاي جوان و پير بايد در راه شاد بودن سرمايه گذاري كنند. رسانه ها در اين ميان نقش مهمي بازي مي كنند. بنابراين، توليدكنندگان عرصه صدا، سيما و مطبوعات بايد در ساخت توليدات از سياه نمايي هاي رايج فاصله بگيرند».
● مادربزرگ ها و پدربزرگ ها بايد سنگين باشند
اين جمله را خيلي ها مي گويند، اما واقعاً نخنديدن افراد سرانجامي جز افزايش دردهايشان ندارد. نخنديدن براي باوقار جلوه دادن رفتارها ژستي بيش نيست.
● آموزش خنده 
گرانمايه پور معتقد است: «شاد كردن جامعه هم مثل خيلي از موارد ديگر نيازمند آموزش است. اين مدرس دانشگاه تأكيد مي كند: «فرزندان از كودكي بايد چگونه شاد بودن را هم مانند چگونه زندگي كردن آموزش ببينند».
در عصر جديد مردم جنوب شرق آسيا، بويژه ژاپني ها و چيني ها بيش از مردم ساير كشورها از آموزش «شاد بودن و خنديدن» بهره برده اند.
اغلب سياستمداران خنده روتر از اروپايي ها هستند و اين ها همگي نشان مي دهد كه «خنده» فقط مخصوص «تجمع هاي» خانوادگي نيست و سياستمداران هم بر روي آن سرمايه گذاري كرده اند. در هر حال، عبوس بودن دختران، پسران و پدر ـ مادرها فقط مي تواند حضور در اجتماع و موفقيت هاي دسته جمعي را كمتر كند وبه افزايش بيماري ها دامن زند. پس به جاي اين كه اخم كنيد با انجام كارهاي مورد علاقه، پرهيز از افراط و تفريط زندگي را قشنگ ببينيد.
شوخ طبعي عيب نيست، اخم و ترش رويي دائمي نوعي بيماري است. بنابراين، براي اين كه سالم بمانيد از خنديدن گريزي نداشته باشيد. احساسات منفي دروني تان را با خنده هاي واقعي بيرون بريزيد.الهام آرمان روزنامه ايران 
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۸:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]
اسرار چشم هااين مقاله پيرامون مبـحث پـرآوازه و نـوظـهور مـوسـوم بـه "علايم دستيابي ديداري" مي باشد. شيوه اي كه مـا را قادر مي سازد با مشاهده حركات چـشـم هـا بـه نـحـوه انديشيدن فرد پي ببريم. مـبـنـاي ايـن علم بر پايه ارتباط تنگاتنگ جسم و ذهن بوده و آنـكـه افـراد با حـركـت دادن چـشمـهايـشـان رونـد تـفـكـرات بـاطـنـي خـود را آشـكـار ميسازند. فراگيري آن ما را يقينا در بهبود برقراري ارتبـاط با ديگران در زندگي ياري خواهد داد. 
تشخيص حركات چشم قدري به تمرين و ممارست نيـاز دارد زيرا كه برخي افراد حركات چشم بسيار كنـد و آرام،مختصر، زيركانه و يا تعمدي دارند كه اغلب اوقات ارزيابي چشم را پيچيده و دشوار مي گردانـد. حـركات چـشـمـها نشان دهنده آن است كه فرد چگونه ميانديشد، آيا وقايع گذشته و يا آينده را در تصور خود ميپروراند، صدايي را در باطن خود دوبـاره مي شـنـود و يا صداي جـديـدي را در ذهن خود مي آفريـنـد. در دلـش بـا خود حرف ميزند و يا توجهش معطوف به احساساتش مي باشد. 
جهت رمز گشـايي حركات چشمها صورت را به ۳ بخش فوقاني-مياني-تحتاني در ذهن خـود مجسم كنيد. اكنون مجددا آن ۳ بخش را از وسط به ۲ بخش چپ و راست تقسيم كنيد. حركت چشم به سمت هر يك از اين ۶ منطقه را ميتوان اينگونه تفسير كرد:
بالا: ديداري
وسط: شنيداري
پايين: تكلم و احساسات
سمت چپشان مربوط به اطـلاعـات يـادآوري شده و سمت راستشان مربوط به اطلاعات خلق شده مي باشد. به اين مفهوم كه شخص به مـنظور دستيابي به مناطق مرتبط با حواس پنجگانه مغز بطور غير ارادي چشمانش را به جهات مختلف حركت ميدهد. 
▪چشمها بالا وچپ: نيـمكره غيـر بـرتـر تـجـسـمات فكري - تصوير ذهني يادآوري شده - دستيابي به خاطرات بصري (Vr) 
▪چشمها بالا و راست: نيـمـكره بـرتـر تجسمات فكري-تصوير ذهني خلق شده-قوه مخيله (Vc) 
▪چشمها وسط و چپ: نيـمـكره غـير برتر پردازش حـس شـنـوايي-دستيابي به خاطرات اصوات-افتراق تن صدا (Ar) 
زچشمها وسط و راست: نـيـمـكره بـرتر پـردازش حـس شنوايي-تجسم اصوات جديد (Ac) 
▪چشمها پايين و چپ: نداي درون-گفتگوي باطني-ايجاد كلام(Ad) 
▪چشمها پايين و راست: احساسات، حـس لامـسه و هـم احشايي-دستيابي به احساسات، عواطف، احساس سردي و گرمي، درد، فشار، حركت و جاذبه(K) 
زچشمها مستقيم به سمت روبرو و متسع : دسـتـرسـي سـريع و آني به تمام اطلاعات حسي (معمولا بصري) 
طكاربردها :
۱- موثرتر ومفيدتر بيانديشيد . 
از آنجايي كه حركات چشمها سبب تحريك بخشهاي متفاوتي از مغز ميگردند، بـنـابـراين شما را در انديشيدن بهتر ياري ميكند. بـراي مـثال هنگامي كه از شما پرسيده شود كه آخرين فردي كه امروز صبح ملاقات كردي چه كسي بود؟ شما بـا حـركت دادن چشم هـا به سمت بالا و چپ مي توانيد آن را بهتر به خاطر بياوريد. 
۲- بدانيد چه زماني بايد سكوت كنيد. 
هنگامي كـه فـردي در حين انجام حركات چشمي مي باشد و شما نيز همزمان صحبت مي كنيد، رشته افكار وي برهم از دست ميرود كـه سبب تاخير و كندي ارتباط مـتـقـابل، سردرگمي و رنجش آن فرد نسبت به شما خواهد شد. 
۳- حريم شخصي افراد 
افرادي كه شيوه تفكرشان وابسته بر اطلاعات بصري ميباشد، بـه حـريم شخصي زيادي نياز دارند. مايلند از شما به اندازه كافي فاصله بگيرند تا قادر باشند خيلي خوب شما را مشاهده كنند زيرا كه با نگاه كردن به شـمـا اطـلاعـات بـسـيـاري را گـردآوري مـي كنند. بنابراين دور از آنها نشسته و يا بايستيد. افرادي كه احساسي مي انديشند مايـلـنـد به حد كافي نزديـك بـاشـنـد تـا بـا شـما تـماس جسمي برقرار كنند كه اين كار را با زدن به بازوهاي شما، گرفتن آرنج و يا شانه و دست دادني كه گويي ميـل بـه رها كردن دستان شما ندارد بروز ميدهند. همچنـيـن افـرادي كه يادگيري و تفكراتشان وابسته به اطلاعات شنيداري ميباشد كمترين توجهي نسبت به وجود شما و حركات جسماني شما ندارند زيرا كه تمام توجه شان معطوف به جزئيات و صـحت اطـلاعـات مبـادلـه شده و تحليل آن ميگردد.چشم برهم زدنهاي مكرر و يا حتي بستن چشمها به مدت چند ثانـيه در هنگام بحث و گفتگو پيرامون مسائل پيچيده از ويژگيهاي اخلاقي آنان ميباشد. 
۴- دروغگو را شناسايي كنيد هنگاميكه مشاهده كرديد شخصي در پاسخ به پرسشهاي شما به بالا و سـمـت راست چشم مي دوزد احتمالا در فكر فريب و يافتن پاسخ ساختگي ميباشد. 
▪زياده روي نكنيد :
به خـاطر داشته باشيد كه حركات چشمها در تمام افراد صادق نميباشد گاهي اوقات در افراد چـپ دسـت حـركات چشم مذكور معكوس بوده و يا حتي برخي افراد داراي حركات چشم منحصر به فردي مي باشند. بنابراين در استفاده از آن مـحـتـاط و مـيانه رو باشيد و هيچگاه به آن به ديد يك قانون ثابت ننگريد.۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.