مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 8168
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 7
همه : 5169131
چيزي به نام "شكست" وجود ندارد"شكست" نقطه ي مقابل "موفقيت" نيست. ترجيحاً بايد اظهار داشت كه بهتر است نقطه ي متضاد موفقيت را عواملي نظير بي تفاوتي و سهل انگاري در نظر بگيريم چراكه بي تفاوتي و بي مسئوليتي مي تواند ما را در جاده توهم و بي ميلي قرار دهد. در اين شرايط بيهوده تلاش مي كنيم و اهداف غير واقعي براي خود قائل مي شويم و متاسفانه نمي توانيم به خواست هاي خود جامه ي عمل بپوشانيم. از سوي ديگر اگر بخواهيم موفقيت را بررسي كنيم بايد اذعان بداريم كه مقوله مذكور صرفاً در "رسيدن" و "ثمر يافتن" است كه مي تواند معنا پيدا كند. 
اصلاً مهم نيست كه با چه نوع محدوديت هايي روبرو هستيم و يا چه حدودي در پيش رويمان وجود دارد؛ اگر بخواهيم بر روي محدوديت ها و موانع برچسب شكست بزنيم، با اين كار خود ارزش ذاتي و وجوديمان را از بين مي بريم و توانايي تغيير شرايط را از دست خواهيم داد. بايد توجه داشت كه هنر فائق آمدن بر محدوديت ها را بيشتر ميتوان به عنوان يك تمرين معنوي و روحاني در نظر گرفت. اين امر به شما ارزش، احترام، و شان خاصي عطا مي كند، و سبب مي شود كه خودتان را به عنوان يك پيشرو در مسير سفر به سوي كسب موفقيت هاي بيشتر ببينيد. 
بسياري از افراد قضاوت هاي نا آگاهانه و نسنجيده اي از خود و توانايي هايشان دارند و قادر نيستند كه تصوير مناسبي از شخصيت فرديشان در ذهن بسازند. اين قبيل افراد مسير صحيح معنوي زندگي خود را پيدا نكرده اند و در برخي موارد شاهد آن هستيم كه پس مانده هاي عاطفي مسموم گذشته را به دوش ميكشند و به هيچ وجه قادر به زمين گذاشتن آنها نيستند. عموماً ماهيت وجودي افراد از دو جزء تشكيل مي شود. از يك طرف قسمتي از وجودتان هست كه به شما اجازه پيش روي نمي دهد و از سوي ديگر قسمت ديگري از وجودتان هم هست كه شما را تشويق مي كند تا موقعيت هاي جديد را در آغوش بگيريد. نيكوست تنشي كه ميان اين دو جزء ايجاد مي شود را نه تنها به منزله ي يك امتياز ويژه محسوب كنيد، بلكه بايد آنرا به عنوان نوعي عرصه ي مولد كه حاوي گونه اي تعادل و آرامش است نيز در نظر بگيريد. اين قابليت به شما كمك ميكند تا بتوايند ارزيابي دقيقي از خواست ها و نيازهاي خود داشته باشيد. 
البته رسيدن به تعادل و آرامش مبحثي نيست كه بتوان به راحتي و با سرعت زياد به آن دست پيدا كرد. براي رسيدن به مطلوب خود بايد يك روند معقول آن هم در يك بازه ي زماني معين را طي كنيد. اصولاً طبيعت پالايش و پاكسازي روح بدين شرح است: تبديل كردن همه ي محدوديت ها و تاريكي ها به روشنايي. همچنين طبيعت شفا و بهبودي نيز اين چنين است: ريشه كن كردن علائم و الگوهاي اخلاقي و رفتاري دست و پا گير و روشن كردن اين مطلب كه چه كسي هستيم و چه كسي مي خواهيم باشيم. 
اما مسئله اي كه بايد بيش از پيش به آن توجه داشت اين است كه "شكست" متضاد "موفقيت" نيست. ترجيحاً مي توان اظهار داشت كه نقطه ي مقابل موفقيت، چيزي نيست جز بي تفاوتي و سهل انگاري. به اين خاطر كه بي تفاوتي ما را در جاده ي سهل انگاري و بي مسئوليتي قرار مي دهد، سبب مي شود تلاش بيهوده به خرج دهيم و اهداف غير واقعي براي خود در نظر بگيريم. موفقيت سراسر رسيدن و ثمر گرفتن است. گاهي اوقات شايد براي رسيدن به موفقيت لازم باشد عقب نشيني كنيم تا بتوانيم به آرامش و سكون بيشتري دست پيدا كنيم، و شايد گاهي اوقات لازم باشد از پيشروي هاي يك سويه به سمت ناشناخته ها دست بكشيم. اگر هدف مورد نظر خيلي فراتر از دست يابي باشد و ما با تمام قدرتمان تلاش كنيم تا بتوانيم به آن دست بيابيم، مي توانيم نتيجه بگيريم كه موفقيت در همان تلاشي كه مي كنيم نهفته است، در همان طي كردن مسير، در توانايي تلاش كردن، در استطاعت رسيدن به مطلوب، در كمالي كه تماميت جسم، ذهن، و قلبمان را محصور كرده و آنها را با هم همسو ميكند تا هدفي را كه مي خواهيم دنبال كنيم. 
در راه رسيدن به رشد معنوي، ما نمي توانيم روند پيشرفت خود را از روي ميزان كارهايي كه براي انجام دادن باقي مانده است، ارزيابي كنيم. چرا كه ما هيچ وقت نمي توانيم بفهميم چه مدتي طول كشيده تا ما براي چالشي كه در حال حاضر با آن روبرو هستيم، آماده شويم. چالشي كه حتي اگر ساده هم به نظر برسد، باز هم كاملاً سخت است و بيانگر گامي مهم در بالغ سازي روح بشريت به شمار مي رود. نميتوان گفت كه ما در حال حاضر در كجاي اين مسير رشد واقع شده ايم. ما نمي توانيم جايگاه فعلي خود را در مقام مقايسه با جايگاه ديگران مشخص كنيم. دليلش كاملاً واضح است: شايد فردي را كه ما مي بينيم توانسته كارهايي را انجام دهد كه ما نمي توانيم با موفقيت به پايان برسانيم ولي شايد در حوزه هاي ديگري دچار مشكل باشد كه ما از آن بي اطلاع هستيم. چون نقاط ضعف آنها را به عينه نمي بينم، احساس مي كنيم كه اصلاً وجود ندارند. 
هر كسي در مرحله ي رشد، بر چيزي غلبه مي كند و از يك سطح به سوي سطوح ديگر گام بر مي دارد تا در مسير خود، رشد و تعالي عرفاني پيدا كرده و به نور و حقيقت دست پيدا كند. هيچ راه كمالي به غير از اين وجود ندارد. و اين مسئله چيزي نيست كه به شما بدهند يا اعطا كنند. بايد آن را بدست آوريد و اين امر تنها با يك تصميم ذهني كه با خود بگوييد: "من بايد آن را بدست آورم" ميسر نخواهد شد. روح شما بايد تمام مراحل تزكيه را تجربه كند. 
▪ انتقال از شكست به موفقيت شامل چه مراحلي است؟ 
سطوح گذر از شكست و رسيدن به موفقيت شامل چه مواردي مي شود؟ ابتدا بايد به خودتان آزادي بدهيد؛ افزايش موفقيت شما به شدت و كثرت ميزان آزادي هايي كه براي خود قائل مي شويد بستگي دارد. بايد ببينيد كه تا چه اندازه مي توانيد خودتان را از قيد و بندها و محدوديت ها نجات دهيد. موفقيت فردي، مسئله اي نيست كه تعريف خاصي داشته باشد، و يا بتوان براي آن استاندارهاي جهاني قائل شد و سپس براي رسيدن به آن استاندارها تلاش نمود. زماني به موفقيت دست پيدا خوهيد كرد كه با خودتان صادق باشيد. بايد اين جرات را پيدا كنيد كه خودتان باشيد و با تمام وجود درك كنيد كه در اعماق وجودتان چه چيزي نهفته است. بايد ببيند كه چشم هاي جهان به مقبوليت عام بيش از صداقت اهميت مي دهد. شايد تصور كنيد كه فرهنگ يا رسوم حاكم بر جامعه حيطه اي از موفقيت را نمايان مي سازد، ولي همين استانداردهاي مرسوم، براي سال بعد، نسل بعد، و دوره بعد تغيير پيدا مي كنند و ديگر به عنوان موفقيت محسوب نمي شوند؛ اما استنباط ما از حقيقت و اينكه چه كسي هستيم هميشه مي تواند مبين موفقيت باشد، چرا كه با اين ديد كاري نكرده ايم جز اندازه گيري حقيقت و اين حقيقت جويي و حقيقت شناسي تنها آزادي هاي بيشتري را براي ما به ارمغان مي آورد، و ما را از روشنايي به سوي نورهاي تابنده تر هدايت مي نمايد.سايت مردمان 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۷:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]
از چه بايد بترسم؟عادت داشتم در وحشت مدامِ از دست دادن چيزهائي كه دارم و يا به‌دست نياوردن آن‌چه آرزويش را داشتم، به‌سر برم.
▪ اگر موهايم را از دست بدهم، چه مي‌شود؟
▪ اگر هيچ‌وقت نتوانم خانهٔ بزرگي داشته باشم، چه مي‌شود؟
▪ اگر وزنم زياد شود، هيكلم از شكل بيفتد و يا زشت بشوم، چه كنم؟
▪ اگر كارم را از دست بدهم، چه مي‌شود؟
▪ اگر پير و درمانده شوم و كسي مرا نگه ندارد، چه كنم؟
زندگي به آناني كه گوش شنوا دارند، درس‌ها را مي‌آموزد و حالا من مي‌دانم:
▪ اگر موهايم را از دست بدهم، بهترين آدم تاسي مي‌شوم كه وجود دارد و خوشحال و ممنون هستم كه سرم هنوز نظرهائي را در خود مي‌پروراند.
▪خانه، باعث شادي انسان نيست. قلبي ناشاد در خانه‌اي بزرگ‌تر هم رضايت پيدا نمي‌كند؛ ولي قلبي كه شاد است، هر خانه‌اي را شاد مي‌كند.
▪ اگر وقتم را به‌جاي انديشيدن به جسم، به پروراندن ابعاد روحي و رواني صرف كنم، هر روز كه مي‌گذرد، زيباتر مي‌شوم.
▪ اگر سپري شدن عمر، نيرويم را تحليل بَرَد و هوشياري رواني و قدرت جسماني‌ام دچار كمبود شود، نيروي فكر، عمق صحبت و قدرت رواني و روحي را كه در مسير زندگي طولاني با دقت شكل گرفته است، به اطرافيانم هديه خواهم داد.
▪ و هنگامي‌كه نتوانم هيچ‌كاري بكنم، آن‌وقت هنگام رهسپار شدن به‌سوي خداوند است و در آن هنگام، از چه چيزي بايد بترسم؟


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۷:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]
توقعات خود را كاهش دهيداز اول بگويم كه «گفتن» اين روش از «عملي كردن» آن آسانتر است.
توقعات بخشي از زندگي ما هستند كه به نظر مي رسد در ما كاملاً جا افتاده اند. اگر بتوانيد توقعات خود را در مورد چگونگي وجود امور حتي تا اندازه اي تغيير دهيد و قلب خود را بگشاييد و پذيراي آنچه كه «هست» باشيد، در مسير زندگي آرام تر و بسيار شادتري قرار خواهيد گرفت.
حقيقت اين است كه توقعات عامل بسياري از اندوه ها و استرس هاي ما هستند. ما انتظار داريم كه اتفاقي به طريقي خاص روي دهد و يا شخصي طور خاصي عمل كند ولي چنين نمي شود، در نتيجه دچار ناراحتي، آشفتگي، نااميدي و نارضايتي مي شويم چون به نظر مي رسد زندگي بر وفق مراد ما يا آن طور كه انتظار داريم نيست. پس از سپري شدن زماني طولاني به يك نتيجه نااميد كننده مي رسيم: « آرزو مي كنيم كه زندگي متفاوتي داشته باشيم». بعد به جاي آن كه نقش خود را در اين جريان فكري در نظر داشته باشيم، زندگي و وضعيت خود را (كه مملو از احساس استرس و درماندگي است) سرزنش مي كنيم.
مثال :
يك روز، همسرم مرا در اين مطلب روان شناختي غافلگير كرد. من اصولاً فردي باذوق هستم و يكي از نقاط ضعف من وقتي است كه ديگران (بخصوص خانواده ام) برخلاف انتظارم، با ذوق و پر حرارت نباشند. در اين مورد خاص، آن روز، روز گرمي بود و من هيجان داشتم تا با بچه ها به استخر برويم ولي وقتي از بچه ها سوال كردم كه آيا با من به استخر مي آيند، به جاي اين كه بگويند«چه فكر بكري، پدر ديگر طاقت تحمل نداريم» جواب دادند« اي بابا، كي حال استخر رفتن داره...» اين پاسخ، مرا گيج كرد و هيجانم را از بين برد و يك دفعه اين سؤال از دهانم پريد: «شما چه تان شده ؟» و با اين حرف كار بدتر شد. اما همسرم مداخله كرد و با لبخندي گفت، «آن صحبت تو چه بود كه مي گفتي به جاي آنكه اصرار كنيد كارها فقط به يك روش انجام شوند، و فقط يك راه حل داشته باشند، قلب خود را به روي چه شده ها باز كنيد؟» اين حرف براي من كافي بود!
من نمي گويم محبت ها و تمام انتظارات خود را محو كنيد. حتماً پيش خواهد آمد كه گاهي بر مسائل خاصي اصرار ورزيد و اين خوب است. اما به ياد داشته باشيد كاهش انتظارات به معناي پايين آوردن استانداردهاي زندگي نيست. كاملاً امكان دارد استانداردهاي بالايي در زندگي داشته باشيم و اين ديدگاه خود را نيز درباره توقعات حفظ كنيم. به ياد داشته باشيد كه هدف ما افزايش كيفيت زندگي است و اين كه نگذاريم مسائل كوچك بر ما غلبه كنند. اگر بتوانيد اهميت كاهش توقعات خود را متوجه شويد، براي شما تبديل به جالب ترين موضوع مي گردد. بدين ترتيب شما از زندگي خود، آن طور كه هست لذت خواهيد برد و با تصورات ايده آل و ترجيحات مختلف، كمتر خود را آزار خواهيد داد.

منبع: از كاه كوه نسازيد
سهيلا موسوي سرخابي


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۷:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]
خطر كنيدبعضي وقت‌ها، واقعاً مي‌خواهيم در زندگي خود تغييري بدهيم، اما از برداشتن قدم بعدي مي‌ترسيم، چون خيلي خطرناك به‌نظر مي‌رسد. چه چيزي را مي‌خواهيد در زندگي خود تغيير دهيد؟
خطرات موجود چيست؟
- شكست 
- طرد شدن
- مضحكه ديگران شدن 
- از چشم ديگران افتادن
از خود بپرسيد: آيا واقعاً اين مسائل براي شما مهم است. اگر هيچ‌وقت خطر نكنيد، به چيري كه مي‌خواهيد، نخواهيد رسيد.
بگذاريد اتفاقي در زندگي شما بيفتد، هر قدر هم كه كوچك باشد، ارزش دارد.
خطر كنيد و مطمئن باشيد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۷:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]
رفـتـارهـاي هـمـيـشـگي را د‌رهـم بـشكنـيـد‌احتمالاً مي‌خواهيد‌ با فرا رسيد‌ن سال نو كمي تغيير و تحول د‌ر كارهايتان صورت د‌هيد‌ و برنامه‌هاي جد‌يد‌ي را اجرا كنيد‌. 
اولين چيزي كه بايد‌ بد‌انيد‌ اين است كه تغيير كرد‌ن آسان نيست و د‌ومين چيز اين است كه بايد‌ ايد‌ه‌هاي جد‌يد‌ي براي اجراي برنامه‌هايتان د‌اشته باشيد‌. 
▪ د‌ر اينجا چند‌ اصل اوليه براي تغيير كرد‌ن با نظرات متخصصان آورد‌ه شد‌ه است:
ـ رفتارهاي هميشگي را د‌ر هم بشكنيد‌ 
مي‌خواهيد‌ ورزش كنيد‌؟ مي‌خواهيد‌ مسافت زياد‌ي را قبل از رفتن به محل كارتان بد‌ويد‌؟
اگر چنين است، پس احتياج د‌اريد‌ كه يك ساعت زود‌تر از معمول از خواب بيد‌ار شويد‌، (البته د‌ر ابتد‌ا برنامه‌تان را به آرامي شروع كنيد‌) لباس‌هاي ورزشي‌تان را بپوشيد‌، د‌و ليوان آب بنوشيد‌، اول د‌ر خانه‌تان تمريناتي انجام د‌هيد‌ كه بد‌ن‌تان را گرم كند‌، سپس بيرون برويد‌ و بد‌ويد‌، د‌ر پايان چند‌ د‌قيقه تمريناتي انجام د‌هيد‌ كه بد‌ن شما به آرامي سرد‌ شود‌. 
بعد‌ از برگشتن به خانه د‌وش بگيريد‌، لباس بپوشيد‌،‌ صبحانه آماد‌ه كنيد‌، بخوريد‌ و خانه را به قصد‌ رفتن به كار ترك كنيد‌. 
ـ تا آنجايي كه مي‌توانيد‌ انرژي مثبت بسازيد‌
براي مثال جذاب‌ترين مسير د‌و را براي د‌ويد‌ن تعيين كنيد‌، مسيري كه شما را با بعضي مكان‌هاي د‌يد‌ني يا جد‌يد‌ آشناكند‌. مطمئن باشيد‌ كه بعد‌ از د‌ويد‌ن د‌ر مد‌ت زماني احساس شاد‌ماني مي‌كنيد‌. 
ـ برد‌اشتن گام‌هاي كوچك
برد‌اشتن گام‌هاي كوچك براي تغيير باعث مي‌شود‌ كه به ساد‌گي و راحتي كارها را انجام د‌هيد‌ و براي مسائل و مشكلات آماد‌ه شويد‌. براي مثال اقد‌ام به د‌ويد‌ن بيش از حد‌ د‌ر روز نكنيد‌. به خود‌تان زمان بد‌هيد‌ تا فعل د‌ويد‌ن براي شما عاد‌ي شود‌. 
همچنين به خاطر د‌اشته باشيد‌ كه لباس‌هاي ورزشي‌تان را شب قبل آماد‌ه كنيد‌، برايتان آسانتر خواهد‌ بود‌ كه از خانه بيرون برويد‌ يابا يك د‌وست براي د‌ويد‌ن قراري بگذاريد‌ تا اگر بعضي روزها خواستيد‌ بيشتر از معمول بخوابيد‌، بازهم د‌ليلي براي زود‌ بيد‌ار شد‌ن و بيرون زد‌ن از خانه د‌اشته باشيد‌. 
ـ تمرين هميشه سازند‌ه و عالي است
از هر موقعيتي براي متعهد‌ شد‌ن به رفتار جد‌يد‌تان استفاد‌ه كنيد‌. اگر براي يكي د‌و روز به خارج از شهر مي‌رويد‌، وسايل د‌وند‌گي‌تان را برد‌اريد‌ و مسير مناسبي را براي د‌ويد‌ن مسافت مورد‌نظر پيد‌ا كنيد‌. 
ـ رفتار جد‌يد‌تان را حمايت كنيد‌
امور جد‌يد‌ بسيار شكنند‌ه هستند‌ و اگر حمايت نشوند‌، ناپد‌يد‌ خواهند‌ شد‌. يك راه براي كمك به خود‌تان اين است كه محيطي را كه د‌ر آن قرار د‌ارند‌، كنترل كنيد‌. اگر فهميد‌ه‌ايد‌ كه بيد‌ار ماند‌ن تا د‌يروقت، بيرون رفتن و د‌ويد‌ن را براي شما سخت مي‌كند‌، بهتر است شب‌ها زود‌تر به رختخواب برويد‌. 
ـ براي موفقيت‌هاي كوچك نشانه‌گيري كنيد‌
متخصصان فهميد‌ه‌اند‌ كه نتيجه برنامه‌ريزي كرد‌ن هد‌ف‌هاي بزرگ، ضعف‌هاي بزرگ خواهد‌ بود‌. به قول معروف، سنگ بزرگ علامت نزد‌ن است. قبل از آنكه مسافت مورد‌نظرتان را بد‌ويد‌، مسافتي را با د‌وي آرام شروع كنيد‌. تنها براي اند‌كي ترقي مسافتي را به مسير معمول‌تان اضافه كنيد‌. بالاخره مسافت واقعي كه مي‌توانيد‌ بد‌ويد‌ را خواهيد‌ فهميد‌ و آن را د‌وست خواهيد‌ د‌اشت.روزنامه اطلاعات 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۷:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]
نگاهي نو▪ شرط مصاحبت و د‌وستي، كم كرد‌ن مخالفت است.
▪ بكوشيد‌ هر روز بيش از روز د‌يگر، شكاف‌هاي موجود‌ ميان د‌يگران و خود‌ را به پيوند‌ د‌وستي و الفت مبد‌ل سازيد‌.
▪ شما مي‌توانيد‌ با اطرافيان خود‌ براساس وجوه مشتركي كه د‌ارند‌، پيوند‌ د‌وستي برقرار كنيد‌.
▪ قبل از همه، خود‌ را د‌وست د‌اشته باشيد‌ تا بتوانيد‌ محبت خود‌ را به د‌يگران اشاعه د‌هيد‌.
▪ با برقراري صميميت و د‌وستي ، د‌نياي بزرگتري براي خود‌ مي‌سازيد‌. شما د‌ر كنار هم رشد‌ مي‌كنيد‌ و شكوفا مي‌شويد‌، ولي هرگز د‌ر هم مستهلك نمي‌شويد‌.
▪ د‌وست‌يابي با علاقه‌مند‌ شد‌ن به د‌يگران تحقق مي‌پذيرد‌، نه با جلب علاقه د‌يگران.
▪ د‌وست واقعي، گياهي است كه به آرامي رشد‌ مي‌كند‌.روزنامه اطلاعات 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۷:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]
الگوهاي كهنه‌تان را كنار بگذاريدنخست كه مي‌خواستنم به رشد درونم بپردازم، تصميم گرفتم كه هر روز وقت كمتري را در دفترم بگذرانم. سرانجام توانستم كاري را طوري برنامه‌ريزي كنم كه به‌جاي ساعت هفت شب، پنج بعدازظهر دفترم را ترك كنم.
در نتيجه، بي‌درنگ هر روز دو ساعت اضافي ـ يعني هر هفته حدود ده تا دوازده ساعت ـ در اختيار داشتم كه مي‌توانستم آن را صرف ساير علائقم كنم. نخست، اين فرصت بسيار رهاننده مي‌نمود. مي‌توانستم غروب‌ها به پياده‌روي بروم يا آرام بنشينم و به تمرين مراقبه‌ام بپردازم يا حتي دست به هيچ‌ كاري نزنم و فقط بياسايم و غروب آفتاب را تماشا كنم.
اما پس از چندي متوجه شدم كه ميل شديدي دارم كه پشت ميز تحريرم در دفترم بنشينم و مانند سال‌هاي گذشته تا هفت شب كار كنم.
نمي‌توانستم بفهمم چه پيش آمده است. پيشاپيش تصميم گرفته بودم كه نمي‌خواهم پس از ساعت پنج بعد‌از ظهر در دفترم بمانم و كار كنم. مي‌خواستم به بازي و تفريح و كارهاي ديگر بپردازم. ولي ماندن در دفترم برايم بسيار آسان مي‌نمود. احساس راحتي مي‌كردم و مي‌دانستم در آن‌جا چه كارهائي را بايد انجام بدهم. اگر كارم را زود ترك مي‌كردم، نه تنها مي‌بايست به كار ديگري بپردازم، بلكه مي‌بايست فكر و ذهن و جسمم را جمع و جور و متمركز مي‌كردم تا بتوانم كار جديد را به انجام برسانم.
چندين بار به‌طور جدي درباره اين گرايشم انديشيدم تا توانستم پي ببرم كه الگوي كاملاً استقرار يافته‌ام، مرا در دفترم نگاه مي‌داشت. كار تا دير وقت برايم به عادت تبديل شده بود. و مانند هر عادت ديگر، عوض كردن آن مستلزم اشتياق و آرزو و انضباط و عزم جزم بود.
در آغاز كشف گنجينه‌هاي درون، اين امر را در خاطر نگاه داريد. اغلب مي‌گذاريم هدف‌هاي نيكويمان ـ مطالعات معنوي يا فرصت تأمل و تعمق يا لذت سكوت ـ تحت تأثير عادات فرسوده يا كارهاي غير ضروري‌مان قرار بگيرد. مادامي كه پي نبريم چه امري دارد رخ مي‌دهد، و به پا نخيزيم تا الگوهاي تازه‌ئي را برقرار سازيم، بسيار آسان مي‌توان در دام الگوهاي پيشين خود باقي ماند.
گاه هشياري از اين‌كه عادت‌هاي كهنه‌تان دارند در برابر دگرگوني مقاومت مي‌ورزند، كافي است تا با اندكي تلاش بيشتز از آنها فرا برويد. اگر به اقدامات اصلاحي افزون‌تري نياز داريد، مي‌‌توانيد به تقويم و جعبه ستاره‌هايتان بينديشيد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۷:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]
اولين قدم براي كسب نتايج بهتراينكه تا چه اندازه ميتوانيم نتايج دلخواه خود را كسب كنيم به طور كامل به تخيل ما بستگي دارد.در سال ۱۹۶۰ سفر انسان به فضا از نظر تكنيكي كاملا غير ممكن بود.با اين حال طي ۱۰ سال اولين انسان پا بر روي كره ماه گذاشت. 
روند معجزه آساي تبديل روياها به واقعيت موقعي شروع شد كه گفته شد:" آمريكا اواخر همين دهه فردي را به كره ماه خواهد فرستاد." 
اين چالش يعني كاشتن تخم دستاوردهاي محتمل آينده در خاك حاصلخيز تخيل. 
..... و با اين چالش بزرگ غيرممكن ممكن شد. 
اين قانون در همه زمينه هاي زندگي ما صادق است. 
آيا فردي فقير ميتواند ثروتمند شود؟ البته.تركيب منحصر به فرد خواستن,برنامه ريزي,تلاش و پشتكار هميشه معجزه ميكند.سوال مهم هم اين نيست كه كاربرد فرمول موفقيت موثر است يا نه,سوال اينجاست كه فرد ميتواند اين فرمول را به كار گيرد يا نه.تنها متغير پنهان ولي مهم اين فرمول به كار گيري توسط فرد است.و اين چالش روبروي همه ما هست. 
همه ما ميتوانيم از جايي كه هستيم به جايي كه ميخواهيم برويم. 
هيچ رويايي محال نيست به شرطي كه جرات باور كردن آن را داشته باشيم.دكتر سيد محمد رضا حكيميان 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۷:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]
افزايش ميزان ظرفيت و تحمل۱) سعي درجلوگيري ازتظاهر: دروغ وتظاهر معمولاً دروغ وتظاهر ديگري را مي طلبد و سيكل معيوب طي مي شود ودرفرد احساس گناه ايجاد مي كند وانرژي رواني فرد را به هدر مي دهد.
۲) سعي درجلوگيري ازعجله وشتابزدگي دركارها: عجله وشتابزدگي دركار معمولاً باعث تضعيف تمركز فرد شده، سلامت كار را زير سؤال مي برد واطمينان وآرامش را ازفرد مي گيرد.
۳) پرهيز ازمقايسه خود با ديگران : هركدام ازما از نظر هوش، استعداد، تواناييها، جايگاه وموقعيتي كه داريم منحصر به فرد هستيم و تواناييهاي مان با ديگران فرق مي كند پس نتيجه مادي ومعنوي زندگي مان نيز با ديگران متفاوت خواهد بود. مقايسه تمامي فاكتورها ميسر نيست لذا نتيجه را با ديگران مقايسه نكنيم كه باعث تضعيف روحيه خود گرديم.
۴) با خود رابطه خوب داشتن: خودمان را بپذيريم وبه خودمان احترام بگذاريم.
۵) خودگويي هاي منفي را كم كردن: ما بدشانسيم، ما محكوميم، سرنوشت غم انگيزي داريم، همه درصدد تضعيف ما هستند واين جور جملات را به كار نبريم.
۶) خودگويي هاي مثبت را زياد كردن: به خود اميدواري بدهيم، هميشه هم موقعيت به ضررما نبوده، دراكثر مواقع خوب عمل كرده ايم، خود را تشويق كنيم.
۷) براي خود انگيزه فراهم كردن: سعي كنيم به يادگيري هاي جديد بپردازيم و خود را شكوفا كنيم، به كامپيوتر، اينترنت، به موسيقي، به ورزش ، به گل كاري، به تفريح جديد.
۸) خود را به خلاقيت تشويق كردن: سعي كنيم لحظه به لحظه تازه تر ونوتر عمل كنيم، كارمان را، حرف مان را، حتي كلمات مان را متفاوت ازدفعه قبل ادا كنيم.
۹) سعي در احساس مفيد بودن ومددكار بودن: با كمك به ديگران هم عاطفه مثبت آنها را برمي انگيزانيم ودرآنها احساس خوشايند ايجاد مي كنيم وهم عزت نفس خود را بالا مي بريم ودركل اجتماع مان را مي سازيم.
۱۰) افزايش ميزان ظرفيت و تحمل خود: مي توان با تكنيك هايي مثل سراب دريايي بدون اينكه در مقابل انتقاد ديگران جبهه بگيريم آنها را پذيرفته از خود عبور دهيم و انرژي خود را صرف جدال با همكاران نسازيم.بيا تو جوان 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۷:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]
مورد توجّه بودناگر مي‌خواهيد فرد موفقي باشيد، بايد توجّه ديگران را به خود جلب كنيد.
شما به حقوق زياد، عشق واقعي، موفقيت حيرت‌انگيز و هر چه كه مي‌خواهيد دست نخواهيد يافت،مگر اينكه پا جلو بگذاريد و براي همهٔ چيزهائي كه حق شما است، توجّه ديگران را به‌سوي خود جلب كنيد. 
- در زمان مناسب، در محل مناسب‌ باشيد. بگذاريد مردمي كه مي‌توانند به شما كمك كنند، شما را ببينند.
- ظاهر خود را ارزيابي كنيد. نظر شما دربارهٔ خودتان چيست؟
- تا وقتي به خواسته‌ خود نرسيده‌ايد، به خود القاء كنيد و وانمود كنيد كه مي‌توانيد، هر چند چنين احساسي نداريد.
فراموش نكنيد، گل پژمرده، چيز زيادي نصيبش نمي‌شود.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۷:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]
تسليم با متانت را تجربه نماييدتسليم با متانت اصطلاحي است كه براي توصيف روند «بگذار بگذرد» در خانه يا هر جاي ديگر استفاده مي شود. اين تسليم برخوردي با وقار و با فروتني در مقابل هرج و مرج هاي زندگي است. شكلي از پذيرش (كنار آمدن با آنچه پيش مي آيد) و پايان دادن به تقلاهاي بيهوده است.
اغلب با جنبه هايي از زندگي درگير هستيم كه از كنترل ما خارج هستند (سر و صداها، اغتشاش ها، نظرياتي كه نمي پسنديم، وسايلي كه گم كرده ايم، بي ادبي ها، نقص ها، منفي بافي ها، لوله هاي شكسته، راه آب هاي مسدود شده و هر چيز ديگر). ما مي جنگيم، عصباني و ناراحت مي شويم و آرزو مي كنيم كه همه چيز متفاوت بود. ما شكايت، خودخوري و دلسوزي مي كنيم ولي با وجود همه اين حالات رفتاري، نتيجه نهايي كماكان همان است: همه مسائلي كه نسبت به آنها احساس درماندگي مي كنيم به همان شكل باقي مي مانند. دندان قروچه و گره كردن مشت ، هيچ چيز را حتي به قدر ذره اي تغيير نمي دهد. در حقيقت، آتش شعله ورتر و اغلب مورد را بدتر از آنچه كه بوده، مي كند.
تسليم با متانت به معني خود را باختن نيست ؛ به معني بي عاطفگي و تنبلي يا بي توجهي هم نيست، بلكه به معني پذيرش مناسب است و اين كه اصراري نداشته باشيم وقايع زندگي، به طريقي معين و متفاوت از آنچه كه واقعاً هست، رخ دهد. فلسفه اين روش، ساده است: شايد آرزو كنيد (و يا توقع داشته باشيد) كه امور متفاوت از آنچه هست باشد، ولي هيچگاه چنين نمي شود. آنها آن طوري هستند كه بايد باشند. ولي مفهوم اين مطلب اين نيست كه تغييرات يا اصلاحاتي را به وجود نياوريد. مسلماً بايد در مواردي كه مهم يا لازم مي دانيد اين كار را انجام دهيد. آنچه منظور نظر اين روش است احساس درماندگي شما است كه ناشي از عدم وقوع اتفاقات بر وفق مراد شما مي باشد.
تجربه نمودن تسليم با متانت را مي توان از مسائل كوچك آغاز كرد. مثلاً، هنگام شستن ظروف ، جايزالخطا بودن انسان را با انداختن و شكستن يك ظرف به اثبات مي رسانيد. به جاي آنكه داد و فرياد كرده و پاي خود را به زمين بكوبيد، ببينيد آيا اتفاق اين لحظه را (كه ظرف شكسته شده است) را مي پذيريد؟ مسئله بزرگي نيست. نيازي به عصباني شدن يا ترسيدن نيست. فقط يك پذيرش با محبت در قبال حقيقت موجود: يك بشقاب شكسته روي زمين. سؤال اين است: حال چه مي كنيد؟ بشقاب شكسته و شما مي توانيد به بازوي خود فشار آورده و بشقاب ديگري را بشكنيد يا آرام باشيد و جنبه فكاهي اين حقيقت را كه همه ما نقايصي داريم را ملاحظه نماييد! مثال ديگر، عملي متقابل با همسر مي تواند باشد. در مقابل سخن احتمالي او كه ممكن است شما را بيازارد، به جاي پاسخي دندان شكن ، سعي كنيد پاسخ او را قدري متفاوت بدهيد. مثلاً در مقابل انتقاد همسرتان كه شما را آشفته مي سازد سعي كنيد از آن به سادگي بگذريد و با وجود آن، او را دوست داشته باشيد. اين نظريه اي است كه مطرح شده است و عكس العمل شما در قبال آن نظريه بستگي به خود شما دارد. اگر بتوانيد واكنش هاي عادتي را طوري تغيير دهيد كه پاسخ هاي صلح طلبانه اي را در برداشته باشد، خواهيد ديد كه همه چيز به سرعت رو به راه مي گردد.
ما در منزل جمله اي داريم كه بچه ها آن را درست كرده اند. همواره فكر كرده ايم اين راه بسيار خوبي براي توصيف تسليم با متانت است. وقتي چيزي مي شكند يا اتفاق بدي رخ مي دهد يكي از بچه ها مي گويد: «خب، پيشامد است، پيش مي آيد!» به عبارت ديگر، تقلاي بيهوده چه فايده اي دارد؟
اين سياست مخصوصاً هنگامي مؤثر است كه هرج و مرج بزرگي در منزل در شرف وقوع است. ديروز، با دو فرزندم و دو نفر از دوستان آنان در منزل بودم. همه آنها گرسنه بودند و من هنوز نظافت هاي روز قبل را كامل مي كردم. در همين هنگام صداي زنگ تلفن و زنگ در همزمان به صدا درآمد. يك لحظه فكر كردم كارها رو به مشكل شدن است و يادم آمد كه نفس عميقي بكشم و بروم. در آن اوضاعِ شلوغ، بهترين كاري كه مي توانستم انجام دهم تجربه كردن تسليم با متانت و سپس آرام گرفتن بود. مسئله جالب اين است كه هميشه در چنين مواردي، به محض آنكه آرام گرفتم و از تقلاهاي بيهوده دست كشيدم، همه چيز آرام شد.
اگر اين روش را امتحان كنيد از نتايج آن متحير خواهيد شد. به مرور كه آرام تر مي شويد، زندگي شما آسان تر مي گردد، به جاي تشديد حوادث منفي و استنباط بدترين جنبه هاي هر فرد، منفي بافي را پيش از آنكه فرصتي براي پيچيده شدن بيشتر پيدا كند، متوقف خواهيد كرد. در آن لحظه و با قدري تمرين هرج و مرج را از دريچه اي كاملاً جديد تجربه خواهيد كرد و قصه هاي غم انگيز بسيار كمتري در زندگي خواهيد داشت. پس از امروز شروع كنيد، و سعي كنيد با تجربه كردن تسيلم با متانت ، سختي ها را آسان نماييد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۷:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.