مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3365
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 14
همه : 5159754
بررسي عوامل موثر در اجراي روشهاي فعال تدريسدرفرآيند تعليم و تربيت دانش اموز بعنوان مركز ، محور و قطب تمام مراحل مطرح مي شود. معلم نيز در اين روندبه عنوان انساني خط و مشي گذار و هدايت كننده، مشخص است با منطقي خاص كه تلاش وي به حداكثر رساندن بازده ها و يافتن راه حلي رضايت بخش است. انساني كه به مددسياست گذاري خاص خود و با استفاده از اهرمهاي تاثيرگذار به اين فرآيند عمومي جهت مي دهد وبالاخره به رفتار دانش آموز شكل مي بخشد و بايد بپذيريم كه نقش ظريف و قابل توجه وي به حدي است كه بدون وجود او تصميم گيري در هيچ فرآيندي تحقق نمي يابد . 
روشهاي تعليم و تربيت به مثابه كالبدهايي هستند كه معلم در اين روند به آنها روح مي بخشد و فعالشان مي كند. وي با در نظر گرفتن باورها ، تلقي ها و انديشه هايي كه محرك و شكل دهنده ي انديشه و رفتار دانش آموزمي باشد ، اثرات و پيامدهاي ناشي از اين روند را در امر تعليم و هدايت دخيل كرده و به ادامه اثر گذاري خود در اين جريان تاكيد مي ورزد . در اينجا نكته قابل ذكر اينست كه در جريان هدايت معلم، تاثير گذاري جمعي دانش آموزان نيز نقش عمده اي ايفا مي كند و تعامل بين آنان ، فارغ از چگونگي اعتقادات و ارزشهاي شخصي آنها نيست . هرگاه در مجموعه اي ، ارزشهاي يكساني حاكميت داشته باشد، سياست گذاري با سهولت انجام مي پذيرد و زماني كه تضاد ارزشي بين اجزاي يك مجموعه باشد موجب مي شود مساله دستخوش مشكلات و موانع بسيار گردد . 
دانش آموزان ارزشهاي خود را از مذهب ، خانواده ، اجتماع ، فرهنگ و محيطي كه در آن زندگي مي كنند اخذ مي نمايند. ارزشها در طول زندگي شكل گرفته و تغيير و تحول مي‌يابند . 
بدين ترتيب با دخالت آموزشهاي فرهنگي در جريان تعليم و تربيت مي توان برخي از ارزشها را از جمله پذيرش نقش موثر معلم به سمت خاصي متمايل، پاره اي را تقويت و بعضي را تضعيف كرد . يكي از مهمترين موارد در اين زمينه كه ممكن است جريان آموزش را تحت تاثير قرار دهد محدوديتهاي روش هاي تدريس از جمله روش كنترل خود و ياروش تفكرخلاق مي باشد كه در ذيل به آنها اشاره مي شود: 
۱) تصميم گيري هاي موثر و انتخاب يك روش موفق در ايجاد انگيزه دانش آموزاني كه نمي توانند همگام با سايرين پيش بروند ، از نظر زماني وقت بيشتري را طلب مي كند و اصطلاحاً زمانبر مي باشد . بدين جهت در پاره اي موارد كه مساله زمان حساس است و محدوديت زماني وجود دارد انتخاب روش مشورتي و گروهي و قراردادن دانش اموزان بدون انگيزه در ساختار آموزش موثر است . در اينجا بايد متذكر شد كه اگر چه ممكن است مرحله تجزيه و تحليل و انتخاب در تصميم گيريهاي گروهي در مقايسه با روش فردي به زمان بيشتري احتياج داشته باشد . اما تصميمات اتخاذ شده در ايجاد انگيزه گروهي از غناي بيشتري برخوردار است و اجراي آن سهلتر و داراي ضمانت اجرايي بيشتري است و به خاطر اين امتياز ، زمانبري اين شيوه قابل توجه و توجيه است . 
نكته ديگري كه در تصميم گيري و ايجاد انگيزه جمعي قابل ياد آوري است هدف شركت كنندگان در گروه تصميم گيري است . اگر دانش آموزان با هدف حل مشكل به اظهار نظر نپردازند وصرفاً بر نظر خويش پافشاري كنند ،تششت آراء ايجاد مي شود و تصميم گيري در عمل دچار مشكلات زيادي مي گرددو به نتيجه مطلوب منتهي نخواهد شد . البته وجود معلم بعنوان تصميم گيرنده نهايي و يا استفاده از قانون اكثريت مي تواند راه حلهايي براي رهايي از اين گونه بن بستها در جريان آموزش باشد . 
فشار گروهي و اثرات آن از سوي جمعي از دانش اموزان در اين روش ، از جمله مشكلاتي است كه در اين نوع فرآيند مشاهده مي شود . دانش آموزان تحت تاثير فشار گروهي خاص ممكن است نظراتي ناخواسته ، دروني نشده و سطحي ارائه دهند كه بر اثر فشار گروه به آنان تحميل گرديده است. در چنين حالتي روند آموزش اثر بخش نيست . محركهاي مختلفي در گروه بر تصميمات و نظرات جمعي تاثير مي گذارد كه از آن جمله است محركهاي عمومي كه با پذيرش افراد بدون انگيزه در گروه براي همه اعضاء به وجود مي آيد و محركهاي اختصاصي كه از طريق حمايت يا عدم حمايت از يك فرد در گروه ايجاد مي شود،و همه در روند آموزش اثر گذاشته و به آن جهت مي دهد . 
۲) از مشكلات و محدوديتهاي ديگر در روشهاي تدريس موفق از جمله روش تدريس كنترل خود، بعضاً كوتاه نگري و عدم توجه به آينده هاي دور در جريان تدريس از سوي معلم مي باشد . 
معلمان گرايش دارند كه به اخذ تصميمات و روش هايي در ايجاد انگيزه دانش آموزان بپردازند كه نيازهاي معمولي وزودرس آنان را ارضا نموده ، نتايجي قريب الوقوع و كاملا پيش بيني در برداشته باشد . آنان مي كوشند تا از ترديدها، احتمالات مبهم ومخاطراتي كه حاصل دورنگري و تصميم گيري هاي بلند مدت است حذر كنند و به تصميماتي دست بزنند كه در مورد آينده نزديك است . 
از اين رو بعضي از آنان بيشتر به ارضاي نيازهاي مقطعي و انتشارات و توقعات فعلي و جاري توجه نشان داده ، پاسخگويي به آنها را هدف اصلي خود مي پندارند. بنابراين به برنامه هاي دراز مدت كمتر حساسيت نشان مي دهند. شايد پيچيدگي و دشواري اين برنامه ها عاملي است كه هدايت كنندگان را به آينده هاي زودرس متمايل مي كند و از توجه به اثر بخشي آتي بازشان مي دارد . 
۳) فقدان ديد كلي نگر مشكل ديگري است كه در اثر بخشي روند تدريس مانع ايجاد مي‌كند .
هر گاه معلمين به يك جنبه از مساله در ايجاد انگيزه فردي يا گروهي توجه كنند و از ساير جنبه ها غفلت ور زند، نتيجه اي ناقص حاصل مي شود كه امكان توفيق آن بسيار اندك خواهد بود . در تصميم گيري و هدايت، عدم توجه به محيطهاي مختلف موثر بر موضوع تصميم ، مانند محيط فرهنگي و اجتماعي ، اقتصادي ، اقليمي ، جغرافيايي و حتي فني موجب مي شود تا خط ومشي گذاري حاصل از نقطه نظر هر محيطي كه به آن توجه نشده باشد ، آسيب پذير گرديده و در اجرا دچار مشكل گردد . في المثل خط ومشي اي كه در آن به محيط ارزشي و فرهنگي فراگير توجه نشده باشد در ايجاد انگيزه و يا دستور كار عملي مورد پذيرش فراگير قرار نمي گيرد . و مسلماً شكست خواهد خورد. و ياانگيزه اي كه اثرات اقتصادي محيط را ناديده انگاشته باشد ، دچار مشكلات اقتصادي خواهد شد . بطور خلاصه نگرش و تفكر يك بعدي هدايت كننده و عدم توجه به مجموعه عوامل موثر در روند فراگيري يكي از موانع عمده در راه اثر بخشي تدريس موثر و موفق به شمار مي آيد . 
۴) اعمال نظر شخصي در تصميم گيري و اتكاي بيش از حد بر تجربيات فردي نيز از محدوديتهاي ديگر است . در برخي موارد معلمين قبل از آنكه به بررسي همه جانبه مشكل بپردازند، در ذهن خود انتخاب مورد نظر را انجام داد ه و براي تاييد و توجيه نظر خويش به اطلاعاتي رومي آورند كه در جهت تاييد آن تصميم مي باشد و ساير حقايق و شواهدي را كه بر خلاف تمايل آنها مي باشد ، ناديده مي انگارند . 
در چنين حالاتي تصميم گيري جنبه صوري پيدا مي كند و مراحل مختلف فرآيند به درستي رعايت نمي شود . در اين صورت همه تلاش معلم بر آن است كه به نظر شخصي خود جامه عمل بپوشاند و آنرا نتيجه موثر فرآيند نشان دهد . اتكاي بيش از حد بر تجربيات شخصي و خود رايي بدون در نظر گرفتن ساير شرايط ، جنبه ديگري از عدم موفقيت است . البته تجربيات معلمين بعنوان يكي از منابع اطلاعاتي مي تواند در روند فراگيري نقش مفيدي داشته باشد. ولي هرگاه تجربيات شخصي بعنوان تنها راهنما و اساس در تصميم گيريها به كار برده شود ، لزوماً نتايج اثر بخشي حاصل نمي شود ،چرا كه نمي توان يك نسخه را براي تمام مشكلات پيچيد . در اين گونه موارد ، نظر شخصي و قضاوت فردي و تعصب بر صحت تجربه هاي بدست آمده از سوي معلم موجب مي گردد قضاوت فردي ملاك اصلي شده، به نظرات و آراي تجربه شده ديگر و اطلاعات و آمار نا موافق توجهي نشود .
خود شيفتگي خط ومشي گذار باعث مي شود كه وي تنها به تجربيات پيشين و قديمي خود متكي شده به شرايط جديد توجهي نكند و از ساير نظرات خود را بي نياز احساس نمايد. زيرا بدين ترتيب نظرات مراجع علمي و متخصصان ديگر نيز در رفع مشكل ياد گيري جايي ندارد . 
عدم آگاهي معلمين و عدم تمايل آنان نسبت به استفاده از تجربيات و نظرات سايرين مشكل را تشديد كرده ، روند رفع مشكل را تضعيف مي كند . بدين ترتيب روند تدريس معلم در محدوده اطلاعات و دانش خود راكدمي ماند و بهره اي از ساير دستاوردها نمي برد. 
در برخي موارد، عدم آگاهي معلمين از روشهاي جديد موجب مي گردد، مساله اي كه داراي راه حل تجربه شده و ساده اي است مدتها لرش ارتقاي يادگيري است، به گونه اي كه بر پايه چهار ستون يادگيري براي دانستن، انجام دادن، با هم زيستن و زيستن استوار است. در تحقق اين هدف، يعني ارتقاي يادگيري، هر يك از عناصر نظام آموزش و پرورش نقش ويژه اي بر عهده دارند. از اين ميان، نقش برنامه هاي درسي كه به وسيله معلم در كلاس درس به اجرا گذاشته مي شود، از اهميت خاصي برخوردار است. بنابراين برنامه درسي بايد به گونه اي سازماندهي شود كه دانش آموزان را براي زندگي در جامعه اي كه به سرعت در حال پيشرفت و تغيير است، آماده كند. 
رويكرد يادگيري پژوهش محور فرصت يادگيري از طريق عمل را براي دانش آموزان در زمينه موضوع هاي مورد علاقه شان به گونه اي فراهم مي كند كه به رشد مهارت هاي زندگي آنان منجر شود. دانش آموزان علاوه بر كسب تعداد زيادي از مهارت هاي زندگي بتوانند به توليد دانش و استفاده از اصول جست و جوگري نظام مند براي معنا بخشيدن به آنچه آموخته اند و عمل به آن در كلاس درس و خارج از آن مبادرت ورزند. 
● بهترين روش هاي تدريس كدام است؟ 
هيچ يك از روش هاي تدريس في نفسه خوب يابد نيستند، بلكه نحوه و شرايط استفاده از آنهاست كه باعث قوت يا ضعفشان مي شود. لذا معلم بايد با توجه به:
هدف هاي آموزشي، محتواي تدريس، نيازها و علايق دانش آموزان، امكانات موجود (زمان، فضا، وسايل و...)، تراكم دانش آموزي و... مناسب ترين شيوه را براي يك تندريس مطلوب انتخاب كند. 
در يك جلسه تدريس ما نبايد الزاما فقط از يك روش استفاده كنيم و بر حسب موقعيت مي توانيم تركيبي از الگوها و روش هاي تدريس را مورد بهره برداري قرار دهيم براي انجام اين مهم بايد شناخت، توانايي و مهارت فراوان در به كار بردن الگوهاي متنوع تدريس داشته باشيم. 
● نمونه هايي از روش هاي نوين تدريس روش كارگاهي 
روش تدريس كارگاهي يكي از روش هاي موثر ياددهي و يادگيري است كه در بيشتر موارد با روش سخنراني، سمينار سمپوزيوم و كنفرانس يكسان به كار برده مي شود اين مرحله ده شصتم از كل زمان كارگاه است، در اين مرحله مباني نظري مورد بحث توسط مدرس كارگاه تحليل مي شود. 
▪ مرحله فعاليت و كار:
دانش آموزان، دانشجويان، مربيان و... شركت كننده در كارگاه به گروه هاي كوچك ۲ الي ۳ نفره تا انفرادي تقسيم و بر روي موضوعات تعيين شده فعاليت مي نمايند (حداكثر زمان اين مرحله چهل شصتم از كل زمان كارگاه است.)
▪ مرحله مشاركت: 
در اين مرحله مجددا دانش آموزان شركت كننده در كارگاه به گروه هاي ۲ الي ۳ نفره يا انفرادي تقسيم شده، دور هم جمع مي شوند، كه به بحث و بررسي جمع بندي موضوعات تعيين شده مي پردازد. 
حداكثر زمان اين مرحله ده شصتم از كل زمان كارگاه است.
بديهي است كه در اجراي كلاس كارگاه آموزش بايد از روش مهارت آموزي (ابتدا و انتهاي فعاليت كاملا مشخص شده است) سود جست. 
▪ مرحله درسي كوتاه و فشرده:
۱) معلم ابتدا اهداف و انتظاراتي كه از دانشآموزان دارد، دقيقا بيان و تحليل مي كند و از طريق آزمون تشخيصي، رفتار ورودي آنها را مي سنجد.
۲) معلم مباني نظري هر محور كلي را در سالن عمومي تحليل و تبيين كرده و به رفع اشكالا ت دانشآموزان در ابعاد نظري مي پردازد. بهتر است قبل از تشكيل كارگاه مباني نظري را (به منظور تسلط دانشآموزان) براي آنها ارسال نمايد.
۳) معلم (مدرس) دانشآموزان را به گروه هاي كوچك كاري تقسيم نموده و يك نفر به عنوان مسوول و گزارشگر و يك نفر به عنوان منشي انتخاب كه جلسات كارگاهي را اداره و نكات كليدي را يادداشت نمايند. در ضمن استاد وحدت رويه كارگاهي را تشريح مي نمايد.
۴) زمان بهينه براي اين مرحله حداكثر معادل ده شصتم كل زمان كارگاه آموزشي است.
▪ مرحله فعاليت گروهي و انجام وظايف انفرادي: 
۱) در اين مرحله كار مسوول گروه كاري، همانا استخراج مفاهيم كليدي براساس مباحثات همه دانشآموزان (يا كارورزان) است. منشي گروه كاري كليه نكات كليدي را (كه مورد توافق اكثريت گروه است) نوشته و طبقه بندي مي نمايد. منشي جلسه خوب است كه نكات مطروحه را بر روي تابلو نوشته تا دانشآموزان (يا كارورزان) آنها را مشاهده و سرانجام پس از نهايي شدن روي كاغذ منعكس نمايد.
۲) زمان بهينه براي اين مرحله حداكثر معادل چهل شصتم كل زمان كارگاه آموزشي است.
۳) محل تشكيل گروه هاي كاري بايد جدا از يكديگر باشد.
● روش تفكر استقرايي گردآوري، سازماندهي، كنترل مطالب 
هليواتابا، صاحب نظر فقيد در برنامه آموزشي، عامل عمده گسترش اصطلا ح راهبرد تدريس محسوب مي شود. كار او در مدرسه ناحيه كانترا كاسنا نمونه اي دست اول از يك شيوه تدريس در بهبود توان دانشآموز در پردازش اطلا عات است. او سه فرض درباره رويكرد خود معين مي سازد:
۱) تفكر را مي توان آموخت. 
۲) تفكر درگير شدن فعاليت فرد و مطالب است.
۳) جريانات تفكر در توالي (قانونمند) نضج مي گيرد.
براساس معتقدات تابا، ما با استفاده از راهبردهاي تدريس به شاگردان كمك مي كنيم تا از طريق تمرين هاي مختلف براي تفكر استقرايي خود تلا ش كنند. اين بدان معني است كه به دانشآموزان مجموعه اي از اطلا عات در قلمرو خاص (شعر، فرهنگ، كشورها و ...) داده مي شود. آنها اطلا عات را در مغز خود سازمان مي دهند نكات و مطالب را به يكديگر ارتباط مي دهند و آموخته هاي خود را در موقعيت هاي جديد تعميم داده و به كار مي گيرند وبه اين ترتيب به فرضيه سازي، پيش گويي، توضيح پديده هاي ناآشنا مي پردازند. لا زم به ذكر است كه معلم مي تواند با كاربرد راهبردها والگوهاي تدريس و كاهش نقش مستقيم و فعال خود در كلا س، يادگيري را دروني كرده ودر مفهوم سازي به دانشآموزان ياري دهد.
فرض تابا بر اين است كه براي چيرگي برمهارت هاي معين تفكر نخست بايد بر مهارت هاي معين قبلي آن تسلط يافت و اين توالي را نمي توان معكوس كرد. تابا به وسيله سد شيوه منطقي آن را به وجود آورده است كه عبارتند از: 
الف) تكوين مفهوم (راهبردهاي اساسي تدريس)
ب) تفسير مطالب 
ج) كاربرد اصول يا عقايد.
● روش هاي يادگيري مشاركتي: 
يادگيري مشاركتي داراي روش هاي كاملا متفاوتي است ولي ترغيب دانش آموزان به فعاليت در گروه هاي كوچك به منظور كمك به يكديگر در يادگيري مطالب درسي، مطلب مشترك تمامي اين روش ها است. در مطالعه «مقايسه اي تجربي» روي روش هاي يادگيري مشاركتي; موفق ترين روش ها كه از مطالعات ارزيابي سربلند بيرون آمد عبارتند از:
الف) يادگيري گروهي دانش آموزان 
ب) تقسيم موضوع به بخش هاي مختلف 
ج) آموختن با هم 
د) پژوهش گروهي 
ه) روش بارش مغزي 
و) گروه هاي دو نفري - انفرادي
ي) تفكر - كار دونفري مشاركت گروهينويسنده : فاطمه سادات سيدباقر روزنامه مردم سالاري 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۶:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]
روش‌هاي سنتي تدريسالگوي پيش سازمان يافته معلم مدار است . و شاگردان چندان اختياري ندارند معمولاً بچه ها رديف مي‏نشينند.
تعامل در كلاس كم و منبع محدود است. در الگو دوم اين محدوديت در تعامل وجود داشت روش و متدلوژي ياد مي‎گرفتند، ولي گفتيد ، زمان جائز اهميت است و مهارت معلم خيلي مهم اس و نمي‎شود خيلي افقي در سطح و سيع روي اطلاعات و در خصوص يك موضوع كار كرد. حالا من نمي‎خواهم اينجا تفكيك كنم ولي اشاره مي‎كنيم. فلان روش مربوز به كجاست؟ 
ولي بعضي از روشها چون زمان محدود است. ما بعضي از روشها را كه در هر يك اين الگوها جاي مي‎گيرند بررسي مي‎كنيم . 
اولين روشي را كه در قالب و چارچوب الگوي پيش سازمان دهنده مي‎تواند مؤثر و مطرح باشد روش سخنراني است ، روش سخنراني چه موقعي است كه من مي‎خواهم يك موضوع علمي را مي‎خواهم با بيان شفاهي در يك جمع دانش‎آموزان در يك جمع دانش آموز در كلاي مطرح كنم و در اين زمينه و براي اين روش نقد بسياري شده است.
● چه مثبت و چه منفي :
جه مثبت و چه منفي و بعضي مي‎گويند شاگرد منفعل. معلم فعال بعضي مي‎گويند نه خير آنهايي كه مي‎گويند شاگرد منفعل است. خودشان توانايي تدريس را ندارند. مخصوصاً يكي ار علماء، در كتاب خود اين را مطرح مي‎كند مخصوصاً‌ يكي از روانشناشان معاصر آقاي ديج وبن لاينر در كتاب خود اشاره مي‎كند. 
از شاگردان مي‎پرسد ؟ اگر در كلاس تعداد دانش آموز (۴۰) نفر يا بيش از چهل نفر باشد چه روشي بكار مي‎گيري. و بعد مي‎گويد اگر دانشجويي ؟؟؟ غير از روش سخنراني بگويد مي‎گويم اشتباه مي‎كني .
● روش سخنراني چيست و ما چه كار بايد بكنيم 
واقعيت اين است كه براي هر روشي اشاره كرديم كه روش تجويزي‎اند. از يك موقعيت به موقعيت و از درس به درس ديگر فرق مي‎كند. حتي از يك شاگرد به شاگرد و طيف ديگر .بنابراين ما بايد دقت كنيد در كجا روش سخنراني را بكار ببريم . كلاسهاي پرجمعيت ، مباحثي نظري، مباحثي كه ما هنوز ما نبايد جديد و مكتوب نداريم و فيلم تهيه نشده است . 
واقعيت ديگر اين است كه علي‎رغم اينكه برخي از روانشناسان و متخصصان تعليم و تربيت با روش سخنراني مخالفند وي من به جرأت مي‎گويم. 
۵۰ درصد فعاليت دنيا را در سيستم اكاديميك و مدرسه اين روش. حداقل بصورت تركيبي اين روش وجود دارد. به همين دليل يك مروري بر اين روش خواهيم كرد تا ببينم مراحل اجرايي اين روش چيست ؟ 
▪ مرحله اول : مرحله آمادگي است همين جور وارد كلاس شدن هر چه دل آدم بخواهد صحبت كند بدون منابع بدون مآخذ معتبر سخنراني نيست. 
بنابراين اگر معلم تصميم بگيرد از شيوه – سخنراني استفاده كنيد اولين فكرش به ذهن آن مي‎رسد اين است كه آيا آمادگي علم و مطالعه لازم را دارد. 
▪ آيا زمان براي كسب اطلاعات جديد دارد يا نه 
اگر نتواتند مطالب جديد جمع‎آوري كند يا بقول سورونلايت ، اگر مفاهيم او از تازگي برخوردار نباشد اثر خود را از دست مي‎دهد بنابراين فرد بايد آماده باشد از نظر اطلاعات .
▪ گام دوم: آمادگي عاطفي است : 
آمادگي عاطفي كي پيش مي‎آيد . وقتي من مي‎خواهم وارد كلاس بشوم ، نمي‎دانم عزيزان هيچ موقع اولين بار سخنراني كردند . ممكن است آدم تعادل خود را از دست بدهد. ضربان قلب زياد شو د.
ولي اين حالتهاي عاطفي بايد كاملاً راحت باشد . حالا چه كار كنيم كه اين آمادگي را بدست آوريم . اين نياز به تمرين و تكرار دارد در كلاسهاي مختلف كم كم فرد آن حالت عاطفي را بدست مي‎آورد. 
ولي اگر خيلي متبدي است بعضي‎ها راههاي را پيشنهاد مي‎كنند . مثلاً شما مي‎توانيد براي دوستان خود همين مبحث را برايشان سخنراني كنيد. آنها سربه‎سرتان ه مي‎گذارند و شوخي مي‎كنند. 
آيا مي‎توانيد در اين كش و قوس اين تعامل موفق بيرون بيائيد يا نه و بعد مي‎توانيد وارد جمع شويد و سخنراني كنيد بعد سخنراني خود را ضبط كيند . بعد خود شنوده خودتان باشيد . 
آيا درست مطرح كرديد منظم بود يا نه و حتي بعضيها توصيه مي‎كنند جلوي آينه بايستيد و سخنراني خود را ببينيد ولي من توصيه نمي‎كنم اگر والدين ببينتد نگران مي‎شوند ولي اين تمرين بسيار مؤثر است . ضبط كردن صدا و خود گوش دادن يا آن شكل خود را درآينه ديدن تنها كلمات نيست بلكه حركات من و نحوه وا ايستادن من همه مي‎تواند در انتقال معنا كمك كننند. 
● اين مرحله آمادگي عاطفي، آمادگي تجهيزاتي :
من اگر بخواهم سخنراني كنم امكانات مي‎خواهم . تخته‎ مي‎خواهم . ميكروفون مي‎خواهم . بايد اين تجهيزات برايم فراهم باشد و گرنه ارتباط من با مخاطبم صورت نمي‎گيرد. 
▪ اما مرحله دوم ، مقدمه سخنراني :
من وارد كلاس شدم . آيا بلافاصله بايد به ارائه محتوا بپردارم . بعضي‎ها مي‎گويند خير . اولن گام اين است كه رابط برقرار كنم با شاگرد . اين هم نمي‎شود دستور العمل از قبل نوشت كه چه چيزي ارتباط برقرار كرد شما روحيه بچه ها را مي‎شناسيد . 
يك معلم بايك طنز با يك جمله يا سؤال ارتباطي را بين خود و بچه ها برقرار كند. چرا؟ 
بچه ها كه از بيرون مي‎آيند و يا در جمع نشستند ممكن است هنوز تمركز گوش كردن به حرفهاي شما را نداشته باشند . 
اين ارتباط ايجاد رابطه مي‎تواند موضوعي خيلي كوتاه ولي خارج از بحث باشد ولي اين راتباط بايد صورت گيرد. 
توجه شاگردان به موضوع بسيار مهم است كه من علايق و رغبت بچه ها را بشناسم. بعضي از اين سياستمداران دنيا گاهي مي‎گويند هيتلر سخنران خوبي بود . روحيه روانشناختي خوب دارند. اوايل بحث دو سه جمله را اصلاح مي‎كنند مي‎بينند كجاها مردم دست مي‎گذارند. متوجه مي‎شدند اين برايتان حائز اهميت شروع مي‎كنند در آن زمينه بحث كردن، در كلاس درس هم معلم بايد روحيه بچه ها را بشناسد. 
در چه زمينه هايي بچه‎ حتي‎ در آن خاص به چه نوع بحثي بيشتر علاقه‎مند جهت‎گيري كند در آن زمينه و ايجاد انگيزه با سؤال با مسائل مختلف .
بيان صريح هدفها و توصيه مي‎كنم از اول به بچه ها بگوييد هدفتان چيست؟ بعد از پايان سخنراني چه انتظاري از آنها داريد، چه مطالبي را بايد نتيجه‎گيري بكنند. 
استفاده از پس سازمان دهندهايي كه اشاره كردم مي‎توانيد به شما كمك كند از همين جلب توجه و مخصوصاً پيش‎آزمون . 
مثلاً‌ در يك سخنراني دوساعت اول من ممكن است ۵ دقيقه اول براي جلب نظر دانش‎آموزان سؤالاتي را براي بچه ها مطرح مي‎كنم . بچه يك ربع به شما فرصت مي‎دهم كه فكر كنيد و به اين سؤالات پاسخ دهيد. بعد مي‎گويند استاد ما انيها را نخوانده‎ايم نمي‎توانيم به اينها جواب بدهيم . همينجا به عنوان يك انگيزه اشكال ندارد اين سؤال پيش شما باشد . بحث امروز من درباره اين سؤالات است. شما اگر دقت كنيد به بحث و صحبتهاي من مي‎توانيد اينها را بعداً‌ بنويسيد اين كه انگيزه ايجاد مي‎كند. سؤالات را نگه مي‎دارد در پايان اينها را جواب مي‎دهم . هم به عنوان ارزشيابي مي‎توانم از آنها استفاده كنم و هم به عنوان يك محرك شيوه هاي است كه هم مي‎تواند استفاده كند. اين مرحله مقدماتي است كه من رابطه مطلوب را با شاگرد ايجاد كنم 
▪ در مرحله سوم ارائه متن سخنراني است :
حالا مي‎خواهم سخنراني خود را شروع كنم چه كار بايد كرد در سخنراني چندنكته را بايد خيلي توجه كرد كه آن جامعه بودن محتوا است. در آن مقدمه اهداف را مي‎گويم چه موضوعاتي را بايد توجه كنيد حالا در سخنراني بايد محتوايي را ارائه بدهم كه دقيقاً‌ تمام اهداف من را بپوشاند. يعني شاگرد احساس كند اين سخنراني تمام آن اهداف را پوشش داده و مي‎تواند الان نتيجه‎گيري و بحث كند و مي‎تواند پوشش بدهد به آن اهداف واحساس كند به آن اهداف رسيده است. 
دوم سازماندهي منطقي محتوا است . گاهي خودم برام پيش‎آمده درجايي سخنراني كردم و بعد وقتي گوش دادم خنده‎ام گرفته . 
جملات من مبتدا و خبر نداشت.شايد در همين برنامه احساس بكنيد. 
يا گاهي از ريل خارج مي‎شود يك مرتبه در حين سخنراني موضوعاتي مطرح مي‎كند كه ربطي به موضوع سخنراني نداشته اين سازماندهي منطقي به من ياد مي‎دهد چه جوري رابطه كل با جزء ،چه جوري اجزاي را با هدف تطبيق دهم، چه جوري تسلسل بدهم ، چه جوري اگر بخواهم يك سخنراني مقايسه انجام بدهم هيچگونه اين تضادها و تشابهات را مطرح كنم مثل دانه هاي يك تسبيح يا زنجير بايد سخنراني من پيوسته و سازماندهس داشته باشند.
عزيزان مي‎توانند در همين كتاب مهارتهاي آموزشي انواع سازماندهي آموزش را در آنجا مطالعه كنند. 
باز نكته‎اي كه در اينجا بعد از سازماندهي بايد خيلي به آن توجه كنيد استمرار سازماندهي است .
ممكن است من به عنوان معلم در اول كلاس توجه شاگردان را جلب كنم . اما نتوانم استمرار ببخشم و بعد از نيم ساعت بچه ها آن توجه لازم را نداشته باشد در استمرار توجه چه كار بايد بكنيم . حداقل توجه بچه ها را به سخنراني جلب كنيم . 
يكي از نكات تعيير دادن محرك است. يعني چه؟ مثلاً‌ديديد بعضي از بچه ها علاقه‎مند به امتحان هستند معلم حتي به عنوان شوخي و واقعيت بگويد : بچه ها امروز ما مهم است و ممكن است تعدادي از سؤالات پايان ترم ار همين مبحث باشد. 
شما همين جمله را در كلاس بگوييد. يك مرتبه خود كارها درآمده و دارند ياداشت مي‎كنند. 
● ارزشيابي يك محرك است
شما شناختي كه از شاگرد خود داريد مي‎توانيد از محركهاي مختلفي استفاده كيند و محركها را تغيير بدهيد از يك محرك به محرك ديگر. 
دوم كانالهايي ارتباطي آدم و قتي به يك سخنراني بطور مدام گوش مي‎دهيد خسته مي‎شود ، گوش اشباح مي‎شود. من به عنوان مفسران مي‎توانم از يك تصوير و فيلم نمودار به تناسب ؟؟ عوض كنم . 
بلافاصله متن كانال را از گوش به چشم تغيير مي‎دهم و همين امر آن حالت خستگي و يكنواختي را كاهش و يا حذف مي‎كند. 
● فعاليت جسمي : 
در يك نقطه و ايستادن و نگاه كردن به تعدادي از دانش ‎آموز و گوشه‎اي از كلاس و با تن صداي يكنواخت مسلم است كه اين را از فضاي فعاليت خارج مي‎كند . معلم بايد حركاتي متناسب با درس داشته باشد. 
▪ چه حركات دست . چه حركات جسم .
اما توصيه صريح من اين است كه حركات بطوري نباشد كه شاگردان بجاي آنكه به مفاهيم شما توجه كنند به حركات توجه نمايند. گاهي ديديد بعضي از معلمين كلاس را طي مي‎كنند و بچه ها مثل پاندول ساعت به معلم نگاه مي‎كنند. يادش بخير ، بزرگواري را يك روز دعوت كرديم كه در دانشگاه ما سخنراني كند. ايستاد و سخنران هيجاني شد پشت كرد به بچه ها ورو كرد به ديوار و شروع كرد به ديوار مشت زدن، بچه ها خنديدند ، به مدت ۱۰ دقيقه ارتباط قطع شد ديگر كسي حرف نداشت و به حركات وي توجه مي‎كرد ، اين نوع حركات اختلال ايجاد مي‎كند . موانع ارتباطي مي‎شود . 
● تن صدا بسيار مهم است :
معمولاً‌ برخي از اين كتابها و بعضي از اين منابع تعليم و تربيت اشاره مي‎كنند كه صداي خانمها گوش را زودتر اشباع مي‎كند. بهمين دليل خيلي ا ز آقايان به صداي حرف خانمها گوش نمي‎دهند شايد دليل آن به همين دليل باشد. 
ولي دقت كنيد تن صداي زير گوش را سريعتر اشباع مي‎كند، تن صداي بم گوش را ديرتر اشباع مي‎كند اما در مجموع اشاره كردند چه تن صدا زير و يا بم باشد . اگر فركانس يكنواخت باشد گوش را خسته و اشباع مي‎كند و فرد را از صحنه خارج مي‎كند شور و حرارت سخنران ، البته تنها حركات نيست بلكه آن حالات عادي چهره است ما بحثي را در تكنولوژي آمورشي در فرايند ارتباط داريم . 
● آيا اين حالت در كلاس صادق نيست. 
فرض كنيد دانشجويان نشستند مسن است و خسته و بي‎‎رمق، مطمئن باشيد هرچقدر شاگردان فعال باشد اين حالت من به آنها سرايت پيد ا خواهد كرد .
برعكس شما همه فعال باشيد . بچه ها نشسته مثل مجسمه نه حرف مي‎زنند و نه سؤال مي‎كنند بي‎حال و بي‎رمق كه معمولاً‌ در اكثر كلاس هست.
آبا معلم فعال مي‎تواند به فعاليت خود ادامه بدهد اين تعامل احساس در آن شكل مي‎گيرد و يك آزمايشي را يكي از ورانشناسان انجام داد خيلي جالب بود.
من دانشجو را وادار كردم در حياط مدرسه وا ايستاد و به برج كليسا نگاه كنيد. بعد از چند دقيقه ديديم ۲۰ نفري دور آن جمع شدند . بعد دانش‎آمور برگشت به آنها گفت به چه چيز داريد نگاه مي‎كنيد ، هيچ كس نميدانست به چه چيز دارد نگاه مي‎كند. اين تعامل احساسي است.
بنابراين معلم بايد با شور و حرارات در كلاس درس حاضر شود تا شاگردان را دچار سستي و بي‎حالي نكند پرسش و پاسخ در سخنراني ، سخنران لازم است دائماً سؤال كند ذهن را فعال كند. چون هر سؤال برانگيزانند براي من حركت ايجاد مي‎كند ذهن را فعال مي‎كند.
اما سؤال بايد بگونه‎اي مطرح بشود كه واقعاً‌ برانگيزاننده باشند، حتي سكوت سخنران در ضمن اينكه دارد سخنراني مي‎كند چند ثانيه سكوت اختيار كند. 
يك مرتبه كانال عوض مي‎شود فرد مي‎گويد چرا؟ همين آن خستگي گذشته را از بين مي‎برد و صدها نكات ديگر كه اگر سخنران در ضمن سخنان به آن توجه كند مي‎تواند مؤثر كند، درس خود را و نكات چهارم جمله بندي آخرين مرحله سخنراني جمله بندي و نتيجه‎گيري بهرحال در ضمن صحبت كردن چون ارتباط، ارتباط كدامي است، گاهي اوقات براساس موانع ارتباط از كلاس خارج مي‎شود. براي اينكه اين اطلاعات قطلع شد را بهم وصل كنيم اين اطلاعات را بايد جمع‎بندي كرد. اما حالت جمع بندي خيمه حالت است. 
۱) جمع بندي توسط خود معلم انجام مي‎گيرد فشرده‎اي از مباحثي كه مطرح شد. 
۲) جمع بندي شايد توسط خود شاگرد انجام گيرد. حتي با يك سؤال، از شاگرد مي‎خواهيم بگوييم كه مجموعه بحثي كه دانستيم چه بود . يا حتي با يك تمرين در رياضي، يك را مي‎آوريم و در حل آن تمرين خود شاگرد تمامي آنها را مي‎گويد. 
اما نوع جمع‎بندي داريم بنام جمع‎بندي اتفاقي مخصوصاً در دروسي مثل علوم تجربي. يك حادثه اتفاق مي‎افتد . 
مثلاً‌ امروز درس ما در مورد بن پايان و يا جوندگان است . معلم وقتي بحث تمام شد. ناخودآگاه و شايد پيش‎بيني كرد يكي از اين بندپايان را در كشو ميز وجود دارد. اين را بنوعي در كلاس مي‎آورد بچه‏ ها بگوييم شايد يك تعدادي از بچه ها بترسند و يك عده بخندند . معلم بگويد راستي بچه ها خيلي خوب شد بحث ما درباره اين موجودات بود . 
اين نمونه‎اي از بندپايان و شروع مي‎كندبه تمام آن حرفهايي كه زده ، يك پديده را مي‎گيريم و براساس آن غيبت ميدهم و تمام مطالبي كه در كلاس ؟؟ به طو رخلاصه به آن اشاره مي‎كنيم 
ولي اين روشها معايب و محاسني دارند. در اين روش سخنراني 
بعدها معمولاً كمتر فعالند . بچه ها بيشتر به معلم توجه مي‎كنند. دامنه لغات و نحو سخنان گفتن آنها تقويتي شود. چون دائماً گوش مي‎دهند.
اگر بخواهيم .بچه ها دامنه لغات آنها تقويت شود يك مقدار بايد به فعاليت بپردازيم . نكته آخر ما بايد ببينم روش را كجا استفاده كنيم اگر به موقع و بجا استفاده كنيم. انفعال شاگرد كاهش پيدا خواهد كرد.
كلوب 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۶:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]
الگوها و روش‌هاي تدريسعملكرد ما و رفتار ما معمولاً تحت تأُثير باورهاي ماست. اگر به عنوان علمي‎ترش كنيم مي‎گويم، رفتارها تحت تأثير نظريه هايي كه در ذهن ما هست وما آن را پذيرفتيم . 
بنابراين نظراتي كه رفتار من را مي‎سازد .اما رفتار من اگر قبلاز اينكه ساخته بشود ما يك قلبي برايش انتخاب مي‎كنم يا يك چهارچوبي،آن چارچوب را « الگو » مي‎گويم.
بنابراين منبع و منشأ الگو نظريه است – نظريه هاي محتلف الگوههاي مختلف مي‎سازند. بهمين دليل در نظامهاي آمورشي در تدريس و يادگيري الگوهاي متعددي داريم زيرا نظريه هاي مختلفي داريم. 
الگو چيست؟ يا هادلنر چيست؟ يك نمونه كوچك از يك شي يا فرآيند يا مجموعه برزگ، اما آن شئي كوچك بايد حداكثر ويژگيهاي آن شئي برزگ را داشته باشد؟ 
مثال شما مي‎خواهيد سلولهاي يك گياهي را مورد مطالعه قرار مي‎دهيد نمي‎توانيد كل آن گياه را زير ميكروسكوپ بگيريد .يك برش مي‎دهيم از آن مي‎گوئيم نمونه از سلولها.
يا فرض كنيد حتي اگر بافت سلول را مي‎خواهيد مطالعه كنيد يك برش از آن را مطالعه مي‎كنيم .
اگر بخواهيم آب رودخانه را آزمايش كنيم چقدر آلوده است.نمونه ار آن را بررسي مي‎كنيم مي‎گوييم: « مدل همان نمونه و الگو » است.
در خياطي هم وقتي ما مي‎گوييم الگوي خياطي يعني يك نمونه يك چارچوبي كه نمونه كار را براي من مشخص كند. ممكن است بهترين نباشد . 
اما اين را بايد بدانيم كه وقتي من مي‎گويم نمونه‎اي از كار را مي‎خواهم در آزمايشگاه كار كنم . اين نمونه بايد ويژگي كامل آب رودخانه را داشته باشد. نمي‎توانم از يك جا بردارم بايد از جاهاي مختلفي بردارم ، بنابراين اگر من يك الگو تدريس يا چارچوبي را با رضايت انتخاب كردم. اين چارچوب بايد نماينده آن نظريه يا آن يافته هاي علمي يا آن مجموعه بزرگي كه من مي‎خواهم براساس آن حركت كنم داشته باشد. بايد ويژگي آن را داشته باشد.
با اين نگاه به الگو، پس الگو عام‎تر از تدريش است .تدريس فعاليتي است كه در داخل يك الگو صورت مي‎گيرد.
آن الگو و چارچوب نوع فعاليت من رايا متدلوژي تكنيكهاي مرا مشهص مي‎كند در فرآنيد آموزش ما الگوهاي متعددي داريم . سعي مي‎كنم تا از اين الگوها را اشاره بكنم . 
عزيزان را رجوع مي‎دهم به انواع كتابهاي روانشناسي تدريسي يا تربيتي و نمونه آن :
۱) يكي از الگوهايي كه معمولاً در بعضي از كتابهاي روانشناسي تربيتي و پرورشي آمده است الگوي عمومي تدريس يعني اكثر روانشناساان و متخصصان نظم و تربيت اين الگو را توصيه مي‎كنند .
حالااين الگو چيست ؟ داراي ۵ مرحله است. توجيه مي‎كنم كه اين مرحله را معلمين در نظر داشته باشند.
▪ گام اول : در اين الگو تعيين هدفهاي تدريس است ما به عنوان معلم وقتي وارد كلاس مي‎خواهيد وارد بشود مشخص كندهدف چيست وچه تغييري مي‎خواهيد ايجاد كنيد . 
▪ گام دوم: هدف‎شان مشخص نشد رفتار ورودي را مشخص كند رفتار ورودي يعني چه؟ پيش دانسته هاي فردي يا پيش نيازهاي علمي فرد در آن زمنيه كه مي‎خواهيد تدريس كنيد. 
چرا باز براساس بحث ارتباط. اگر بخواهيم ارتباط را برقرار كنيم بايد نكات مشترك را با فرد مورد توجه قرار بدهيم . همين هدف من مشخص است. پايه علمي فرد مشخص است، ميآيم روش و وسايل تدريس را پيش بيني مي‎كنم ، چه ابزار و متدلوژي مي‎خواهم بكار ببرم بعد از مشخص كاردن آنها سازماندهي شرايط و موقعيت مي‎پردازيم . اين ابزار وم محتوايي كه در اختيار من است .
چه جوري سازماندهي كنم چه جوري طراحي كنم كه بتوانم سريعتر به هدف برسم. 
وقتي سازماندهي كردم وموقعيت را مشخص كردم إر واقع دارم اجرا مي‎كنم چون در تعريف تدريس اشاره شد تدريس يعني ايجاد شرايط تعيير براي شاگرد. 
آن هم با برنامه‎ريزي منظم سيستماتيك. اينجا اجراي سازماندهي شرايط را همان اجراء و منظم و مرتب كردن مجموعه عناصري كه لازمه رسيدن به هدف باشد.
نكته آخر ارزشيابي است. من بايد ببينم عملكرد خودم را، كه آنچه را مد نظر داشتم رسيدم يا نه اين يك الگو است. 
اگر اين الگو شما قبل از ورود به كلاس انجام دهيد اسم آن را طراحي مي‎گزاريم بهرحال يك ار روشهاي طراحي است. بنابراين يك چارچوبي تعيين هدف، تعيين هدفهاي ورودي. روشها. متدلوژي وسايل و ابزار يك معلم در هر درس يا هر شرايط يا هر شيوه‎اي كه خود مي‎خواهد اين عناصر اصلي را توجه كنيد . اين را مي‎گوييم يك الگوي عمومي تدريس كه مخصوصاً‌ در شيوهاي طراحي ما در اول كتابها، فعاليتها، خيلي مطرح شده و انشاءا... در شيوهاي آموزشي در طرح درس‎نويسي اشاره خواهم كرد .
اما در كنار اين، عرض كردم همه الگوها، فرصت نيست بحث شود.من دو الگو را كه تقريباً‌ دو نگاه متفاوت را مورد بررسي قرار مي‎دهيد موردبررسي قرار خواهم داد. 
يكي الگوي پيش سازمان دهنده ياادونس ارگانيز ، ديگري الگوي حل مسأله يكي ناظر برمعلم محور بودن فعاليت است و ديگري ناظر بر دانش آموز محور بودن دو نگاه و دو نظريه هست. ابتدا الگوي پيش سازمان دهنده ما گاهي بحث از لغت پيش سازمان دهنده مي‎كنيم، توي ذهن معلم ما تداعي مي‎شود . 
پيش سازمان دهنده بعني معلم ، بله معلم هم سازمان دهنده هست ولي در اينجا پيش سازمان دهنده به فرد اطلاق نمي‎شود فرض مي‎كنيم مي‎خواهيم تدريس كنيم بقول آقاي « آزوند»‌ اگر در فرآيند تدريس جوري عمل كنيم كه اطلاعات ؟؟؟ ارتباط پيدا كند با ساخت شناختي ما يا اطلاعات قبلي ،يادگيري معنا دار مي‎شود، فرد مي‎فهمد دروني مي‎شود اين اطلاعات برايش از همين مفهوم آزوند استنباط كردند اين الگو را ساختند. 
پس پيش سازمان دهنده فرد نيست بلكه يك مفهوم كلي است كه در ابتداي تدريس ساخته و بكار گرفته مي‎شود تا زمينه را مساعد كند براي پيوند اطلاعات جديد من با اطلاعات گذشته . 
به آن مفهوم كلي كه پيوند مي‎دهد مفهوم جديد را با مفهوم گذشته مي‎گويم پيش سازمان دهند.
پس پيش سازمان دهنده مفاهيم كلي است كه در ابتدا تدريس مطرح مي‎شود تا در ابتدا تدريس مطرح مي‏‎شود تا اطلاعات جديد را به اطلاعات گذشته من ربط بدهم. 
▪ سؤال : منظور دانش‎آموز است ؟ بله دانش جديد را با ساخت شناختي ما با گامي اين كلمه ساخت شناختي در بعضي از كتابي ممكن است براي معلمين ما يك مقدار نا آشنا باشد. 
ـ ما وقتي مي‎گويم ساخت شناختي .مجموعه دانش كه در زمينه يك علم در ذهن من است. 
مجموعه اطلاعاتي كه من در ذهن در درس رياضي دارم ساخت شناختي من است. 
مجموعه اطلاعاتي كه در ذهن من درستي است مي‎شود ساخت شناختي من. 
مسلم است سخت شناختي يك فرد و ديگر فرق كند. آرزول مي‎گويد. اگر مفاهيم جديد شنختي با ساخت شناختي ارتباط برقرار كند يادگيري معنا دارد صورت مي‎گيرد هر گاه اطلاعات جديدمن جاي بگيرد و متصل شود با اطلاعات گذشته من، يادگيري براي من معنا دارد. اگر مفهوم و مبحثي را به عنوان معام ارائه بدهيد همان زمينه مشترك، اگر شاگرد در ذهن شخصي خود و حافظه خود اطلاعات كافي نداشنه باشد ممكن است مفهوم و ادراك نكند من اينجا واقعتي را بگويم. ما خدمت سربازي انجام مي‎داديم. دوست داشتيم . 
ايشان ديپلم گرفته بود ولي مال منطقه‎اي بود كه در آنجا برف نمي‎آيد. اولين باري بود در آن پادگان برف آمده وي وايستاد بود برف را نگاه مي‎كند. وقتي به آن گفتم برف نديدي گفت نه. 
گفتم : برف نديد اما توي كتاب نخواندي 
گفت من فكر مي‎كردم قالبهاي شما كه در شهر من مي‎فروخته آنها برف است. آن موقع تلويزيون نبود! 
وقتي راديو اعلام مي‎كرد در آنجا بيست سانت برف آمد. توي ذهن من مي‎آمد. خدايا چرا اين خانه ها را خراب نمي‎كند.
همين حالا در كدامهاي ما بسياري از مفاهيم را حفظ مي‎كنم امكان مي‎دهم ولي براي من معنادار نيست فقط حفظ كردم. سالها بعد متوجه مي‎شوم آنچه را معلم مي‎گفت چه بود ... بنابراين در اين الگو من بايد در ابتداي تدريس بايد توجه كنم.
مثل ملاتي كه بناها روي آجر مي‎گذارد تا بيقه آجرها به آن بچسبند. من بايد يك مفهوم كلي را مطرح كنم تا اطلاعات جديد من با اطلاعات گذشته من وصل بشود . معنا دار بشود .
حافظه كوتاه مدت اگر تمرين نشود تكرار نشود بلافاصله از بين مي‎رود. بهمين دليل به حافظه بلند مدت يعني خزانه اطلاعات ذخيره شده است اشاره كردم. 
● ويژگيهاي الگوهاي پيش سازمان دهنده را :
ويژگيهاي الگوهاي پيش سارمان دهند را ، ما مي‎خواهيم مراحل تدريس را بگويم. ببينم چه ويژگي دارد و چه مراحلي را بايد طي كنم .
اگر مي‎خواهم تدريس كنم و روشي را بكار ببرم چه مراحلي را بايد طي كنم. سؤال آيا عناصر ندارد؟ چرا عناصر آن همان مراحل است.آن مراحل راعناصر مي‎گويم. چون يك مقدار عملي‎تر است. چون آن الگو بيشتر در طراحي استفاده مي‎شود اما در الگوي پيش سازماني بيشتر يك الگوي اجرايي است. بهمين دليل مراحل اجرا مي‎گويم. 
اولين مرحله اجرا، مراحل اجراي الگوي پيش سازمان يافته است. من چگونه بايد اين الگو را در كلاس اجرا كنم براساس مفاهيمي كه اشاره كرديم. پس يك معلم اولين گامش ارائه مفهوم كلي است. يك مفهوم عام است كه بستر و زمينه را براي همه فراهم مي‎كند. گام دوم مفهوم جديد بعد از اين كه اينجا اين مفهوم و يا آن قسمت بهم پيوند مي‎خورد با آن مفهوم كلي .
بعد از اينكه مفهوم جديد ارائه داد مثالها و تمرينها را انجام مي‎دهد. 
وقتي تمرينها را حل كرد. مثالها را مشحص كرد مي‎آيد. اين را پيوند مي‎دهد به عنوان يك ساخت هماهنگ و منسجم تا در ذهن شاگرد جاي بگيرد . 
▪ بعنوان مثال :
من در درس علوم امروز در مورد توليد مثل گياهان دارم درس مي‎دهم. مخصوصاً‌ موضوع درس من درباره پرچم و مادگي به عنوان اندامهاي توليد مثل. براي شاگرد خيلي سخت است . براي شاگرد ابتداي يا راهنمايي ،اما شما مي‎دانيد بعضيهاي ما چه بطور طبيعي يا بطور اموزشي در كتاب . مفهوم توليد مثل در جانوران را راحت‎تر مي‎فهمند مخصوصآً بجه هاي روستايي . 
اينجا نمي‎خواهدمعلم خيلي جزئي وارد مسأله بشود. مي‎گويد بجه ها شما در زمينه توليد مثل جانوران واندامها يتوليدمثل مطالبي خوانديد . 
حالا من وقتي مي‎گويم پرچم يعني همان اندام ارگانيسم گياه ، يعني مادگي يعني همان نقش. 
درهمين حد كافياست . پرچم چه نقشي دارد، توضيح مي‎دهم .
وقتي توضيح دادم. مي‎گويم . انواع گرده افشاني كه صورت مي‎گيرد برايش مثال مي‎زنم . يك مجموعه كامل بدست ميآيد اين را الگوي پيش سازمان يافته مي‎گويم. 
اما الگوي ديگر. مفهوم ديگري كه در انيجا وجود دارد كنش و واكنش معلم و شاگرد است هميشه استخضار داريد كه ارتباط يك طرفه است. يعني انتقال اطلاعات از سوي معلم به شاگرد است نه از دانش‎آموز به معلم .
روابط ميان گروهي چيست ؟ آيا خود دانش‎آموزان در درون فعاليت كلاس با هم ارتباط دارند. نه خير، مثل همين كس رديف نشستند و همه به معلم كه منبع فيض است نگاه مي‎كنند . 
▪ نكته سوم: منابه و شرايط چيست؟ موقعيت يادگيري چيست؟ موقعيت يادگيري منحصر مي‎شود به كلاس درس و معلم و منبع آن شما و هم معلم و كتاب درس است. 
شما از همين جا مي‎توانيدمطالب و محاسن اين روش راه معلم مدار است . شاگرد را كمتر تجربه و فعاليت مي‎كنند. 
در مقابل اين الگوي ديگري است الگوي حل مسأله. در الگوي حل مسأله معلم به هيچ وجه معلم مستقيماً‌ اطلاعات را در اختيار بچه ها قرار نمي‎دهد.
بلكه شرايط و موقعيت پيش مي‎آيد كه سؤال براي بچه ها بوجود مي‎آيد يعني طرح مسأله مي‎كند در طرح مسأله بايد دقت كند پيش نياز و مباني علم شاگرد بايد مورد توجه قرار گيرد. 
چون اگر من مسأله‎اي را مطرح كنم و آن نتواند شناخت كافي از آن مسأله داشته باشد قادر به ادامه تحقيق و مطالعه در مورد آن نخواهد بود. 
بنابراين اولين گام در الگوي حل مسأله. گفتم معلم مستقيماً‌ اطلاعات را در اختيار بجه ها قرار نمي‎دهد طرح مسأله است.
وقتي مسأله مطرح شد و سؤال در ذهن بچه ها طرح شد .كنجكاوي بايداور هدايت كنيم به جمع‎آوري اوليه اطلاعات برود مطالعه كند.
يا حداقل جلسه‎اي در كلاس بحث مي‎گذرانيم كه چرا اين مسأله ايجاد شد. اطلاعات مقدماتي را بايد بدست بياورد و در مراحل سوم بايدفرضيه سازي كند و راه حل احتمالي را بررسي كند. 
چرا ما مي‎گوييم اطلاعات مقدماتي را بايد بدست بيآوريم .تا من اشراف و آگاهي كلي نداشته باشم نمي‎توانم راه حل براي آن پيش بيني كنم.
حتماً اطلاعاتي كه مي‎گيرند بايداز منبع كتاب باشد يا هر منبعي ديگري؟ نه خير از هر منبعي مي‎تواند در اين الگو منابع و شرايط محدود به كتاب نسبت چون حالت پژوهش و تعميق دارد.
در فرضيه .فرضيه راه حلهاي احتمال ، علمي است براي مسأله ايجاد نشدكه هنوز صحت و سقم آن مشخض نيست .
بعداز اينكه فرضيه ها تجزيه و تحليل قرار گرفت ومورد تأييد و راهنمايي معلم قرار گرفت. آزمايش فرضيه ممكن است در علوم تجربي در آزمايشگاه كار شود. در يك علم ديگر وارد كتابخانه شود و كار كند. يا در بستر اجتماعي مطالعات را انجام بدهد. شيوه ها و متدلوژي فرق مي‎كند اما او بايد برود. 
اين بار دقيق‎تر و منسجم تر بايداطلاعات را جمعآوري كند. 
وقتي اطلاعات جمع‎آوري شده دسته بندي ، تجزيه و تحليل و بعد نتيجه‎گيري صورت مي‎گيرد. خوب دقت كنيد در الگوي اول معلم بود كه اطلاعات مي‎داد در الگوي دومي معلم راهنمايي مي‎كند و شاگرد است كه اطلاعات را به معلم مي‎دهد. شاگرد است كه تحليل و نتيجه‎گيري وبعد به معلم برمي‎گرداند . 
بنابراين كنش و واكنش معلم و شاگرد يك ظرفيت متمايل است و حتي در برخي از پروژه ها ما هم جزء گروه است. 
گاهي ناظر و سرپرست است . بهر حال يك ارتباط دو جانبه وجود دارد . كنش و واكنش شاگردان ، بله من مي‎توانم در اين شيوه بچه ها را فردي وادار به پژوهش بكنيم . گروهي عمل كنند. 
كاملاً بچه ها مي‎توانند بايكديگر ارتباط تنگاتنگ داشته باشد. ديگري رديفي نيست. بچه ها باهم كار مي‎كنند باهم آزمايش مي‎كنند . دقيقاً مثل كار آزمايشگاهي. 
منابع چه اشاره كردم . منايع منحصر به كتاب نيست از هر كتابي از هر فردي ار هر موقعيتي مي‎توانند براي كسب اطلاعات استفاده كنند. 
ملاحظه مي‎فرمائيد در الگوي اول شاگرداطلاعات معنادار را يادمي‎گيرد. اما در الگوي دومي علاوه بر مفاهيم، اطلاعات روش مطالعه را ياد مي‎گيرد و فعاليت نسبت به الگوي اول. 
البته هر كدام از الگوها مشكلات و معايب و محاسن خاص خودشان را دارند. در الگوي دومي ما معلم كار آمد مي‎خواهيم كه خودش كارمحقق باشد امكانات رامي‎خواهيم از همه تسخر شد. در زمان بسته معين شد. 
اين روش سخت است بايد زمان را آزاد گذاشت. چون دانشجو ؟ در آن فاصله تعيين شده نتواند كارهايش را ارائه بدهد.
كلوب 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۶:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]
روش هاي تدريس خلاقخلاقيت به معناي خلق و آفرينش انديشه ها، ايده ها، افكار نو و بديع، متفاوت نگريستن به امور، عبور از مرز دانسته هاي محدود به حيطه نادانسته هاي نامحدود و كشف و ابداع راه حل هاي جديد براي حل يك مسأله است. 
خلاقيت، تشخيص و بيان مسأله و ارائه راه حل هاي جديد براي آن است.
مهم ترين مسأله بعد از تشخيص خلاقيت در كودكان، حفظ و چگونگي پرورش آن است. بايد انگيزه ذاتي خلاقيت، پرورش پيدا كند. بهترين روش براي حفظ خلاقيت در كودكان اين است كه به آنها كمك كنيم تا استعدادها و مهارت ها و علايق شان به يكديگر مرتبط شود. درك و شناخت انگيزه دروني مرحله بسيار مهمي براي تشويق خلاقيت در كودكان است. بايد زمينه ايجاد خلاقيت يعني لذت و رضايت خاطر را در كودكان فراهم كنيم. يادآوري شايستگي ها و ايجاد استقلال براي تصميم گيري در كودكان، موجب بروز خلاقيت در آنان مي شود. كودكان از فعاليت هايي كه احساس مسلط بودن به آن دارند، بيشتر لذت مي برند و اگر احساس كنند كه كار متعلق به آنهاست، بيشتر روي آن وقت مي گذارند.
● تأثير ارزشيابي توصيفي در بروز رشد و خلاقيت دانش آموزان
يكي از اهداف اساسي آموزش و پرورش شكوفايي خلاقيت دانش آموزان است. اما با وجود اهميت اين موضوع، به علت هاي مختلف تاكنون كمتر به پژوهش و مطالعه بنيادي و برنامه ريزي در زمينه پرورش خلاقيت دانش آموزان، پرداخته شده است و اين درحالي است كه به شدت به نسلي خلاق و نوآور نيازمنديم.
براي ايجاد خلاقيت، هوش، استعداد، مهارت و تلاش لازم است، اما كافي نيست. انگيزه دروني نيز بايد به آنها اضافه شود تا خلاقيت شكل گيرد. ما بايد براي كودكانمان فرصت هايي را به وجود بياوريم و مهارت هايي را به آنها آموزش دهيم تا استعدادهايشان را گسترش دهند و اين محقق نخواهد شد مگر اين كه بين مهارت ها و علايق آنها وجه مشتركي بيابيم و آنها را رشد دهيم ارزشيابي توصيفي سعي كرده با تغيير در ساختار نظام ارزشيابي آن را به قدري انعطاف پذير كند تا با شيوه ها و علايق يادگيري متفاوت، انطباق پيدا كند. در كلاس ارزشيابي توصيفي، كودكان در يادگيري فعال هستند و احساس غرور و مالكيت نسبت به كلاس درس خود دارند. آنها در اين كلاس آزادند تا انتخاب كنند. راهنمايي مي شوند و اختيار دارند تا در محيط كلاس، آن گونه كه دوست دارند، ياد بگيرند. معلمين در طرح ارزشيابي توصيفي، با ايجاد جوي صميمي و مطمئن در كلاس درس فضايي مساعد را براي رشد خلاقيت دانش آموزان فراهم كرده اند تا آنها بتوانند با آسودگي در كلاس به اظهارنظر بپردازند و بدون نگراني هر سؤالي را كه در ذهن دارند، مطرح كنند. آنها ياد گرفته اند كه چگونه مهارت هاي يادگيري را در قلمرو خاص به كودكان بياموزند. آنها روش تفكر درباره مسائل و قوانين علمي را به دانش آموزان آموزش مي دهند. تحقيقات نشان داده است روابط صميمانه و توأم با علاقه و احترام، نقش مؤثري در خلاقيت دانش آموز دارد.
در ارزشيابي توصيفي، يادگيري تفريحي مهم است. كودكان در كلاس تشويق مي شوند كه علايق، تجارب و ايده هاي خود را به كلاس درس بياورند و اجازه دارند درباره هدف هاي كار روزانه خود با معلمان بحث كنند. به آنها استقلال كاري داده مي شود تا تصميم بگيرند. احساس آرامش مي كنند و تنش ها و فشارهاي كسب نمره را ندارند. آنها نه تنها از ايجاد هرگونه زمينه رقابت در كلاس درس، خودداري مي كنند بلكه جوي را در كلاس ايجاد مي كنند كه دانش آموزان در انجام وظايف به همديگر كمك كنند، در ايده ها با هم سهيم شوند و به نتيجه نهايي كارافتخار كنند و اين يعني خلاقيت.
● روش هاي عملي پرورش خلاقيت
هر يك از اين روش ها مي تواند خلاقيت دانش آموزان را پرورش دهد. در بهره گيري از اين روش ها بايد به ويژگي هاي روش خلاق توجه كرد.
۱) داستانگويي و قصه نويسي
۲) شرح حال نويسي و انشا نويسي
۳) امور هنري از قبيل نقاشي
۴) بيان شرح حال و زندگي بزرگان
۵) استفاده از روش هاي تدريس متنوع
در تدريس موارد مختلف، هيچ گاه نبايد از روش و الگوي واحدي استفاده كرد. افكار قالبي را در كودكان ايجاد نكنيد و پرسش و پاسخ ها بايد در كلاس درس، آزاد باشد، نه قالبي و محدود. 
۶) ايجاد فرصت براي يادگيري اكتشافي
۷) تشويق دستاوردهاي خلاق كودكان
● روش هاي پرورش خلاقيت
روش هاي پرورش خلاقيت، روش «بارش مغزي» و روش «بديعه پردازي» است.
با توجه به محدوديت زماني در آموزش و پرورش ايران، مسأله مهم اين است كه معلم بايد چه زمينه هايي را به منظور پرورش خلاقيت كودك فراهم كند 
با توجه به اين امر، به نظر مي رسد در سيستم آموزشي، بايد دست معلم به اندازه كافي باز گذاشته شود. ساختار نظام آموزشي نبايد معلم را محدود به ارائه درس كند، بلكه بايد امكانات مناسبي به منظور پرورش خلاقيت هاي كودكان ارائه شود و معلم اجازه مانور داشته باشد تا به منظور پرورش خلاقيت، از حداقل زمان، حداكثر استفاده را ببرد. در اين زمينه، فعاليت هاي فوق برنامه از اهميت بسزايي برخوردار است. معلم، دانش آموز و برنامه درسي عواملي هستند كه بايد با يكديگر ارتباط داشته باشند؛ چون تعامل بين آنها موجب رشد خلاقيت كودكان مي شود. روش «بارش مغزي»، يعني اين كه معلم سؤالي را مطرح مي كند و به دانش آموزان اجازه مي دهد تا همه نظرهايي را كه به ذهنشان مي آيد، بيان كنند (خوب يا بد). نظرهاي آنها به هيچ وجه مورد ارزيابي قرار نمي گيرد. در نهايت، پاسخ هاي آنها كه روي برگه نوشته شده، جمع آوري مي شود. معلم با مقايسه تمام راه حل ها، بهترين پاسخ را برمي گزيند و از اين طريق، ذهن به سمت سيال شدن سوق داده مي شود.
روش «بديعه پردازي»، بيشتر در دوره ابتدايي به كار مي رود و منظور از آن، برقراري ارتباط و پيوند بين امور به ظاهر نامربوط است.بيرتك 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۶:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه يكديگررا بهتر بفهميم؟

تا به حال به اين موضوع فكر كرده ايد كه چرا بعضي افراد مجذوب شما نمي شوند؟ و گاهي احساس تنهايي مي كنيد؟
چطور مي توان افراد را درك كرد و با جلب اطمينان، آنها را به سوي خود جذب نمود؟ چقدر تا به حال به حرفهاي ديگران خوب گوش كرده ايد؟ وقتي طرف مقابلتان از احساس و عملش برايتان حرف مي زند به او اجازه بازگو كردن تمام حرفش را داده ايد؟ چقدر در بين گفته هايش سكوت كرده ايد تا ادامه بدهد؟
آيا توجه كرده ايد كه وقتي شخصي برايتان حرف مي زند و شما احساس او را مي فهميد و سعي مي كنيد اجازه دهيد كه با همان حس، خود را خالي كند، چقدر احساس عزت نفس و دوست داشته شدن و صميميت را به او داده ايد و چقدر از خشمش كاسته ايد؟ يا وقتي خود را جاي او مي گذاريد و به مسئله نگاه مي كنيد چقدر او را مي فهميد و به او هم احساس فهميده شدن مي دهيد؟ يا وقتي كه از جملاتي را بيان مي كنيد كه خودش فكر مي كند و پاسخگو هستيد، چقدر به او در حل مشكلاتش (توسط خودش) و رسيدن به استقلال كمك كرده ايد و يا با حركات غيركلامي و بيان جملات كوتاه تأييدي در بين بيان حرف ها و احساسش چقدر به او احساس با ارزش بودن و مهم بودن مي دهيد؟ و يا وقتي كه گاهي در جملات خود از ضمير «من» استفاده مي كنيد و حس خود را بيان مي كنيد، مي بينيد كه چطور اعتماد آنها را به خود جلب كرده ايد و آنها را حتي آماده كرده ايد كه احساسات و گفته هاي شما را بشنوند و درك كنند... انتظارات شما برايشان قابل احترام خواهند شد، مي بينيد كه چقدر به آنها قدرت مسؤوليت پذيري مي دهيد.
نكته اي كه در بين گفت وگوهايتان با طرف مقابل بايد به آن توجه كنيد ميزان تمايل يا عدم تمايل شخص براي ادامه گفت وگو است.
مثلاً وقتي طرف مقابل از جايش بلند مي شود يا به ساعت نگاه مي كند و يا بيان سرد و بي احساسي در مقابل سؤال هايتان دارد متوجه مي شويد كه تمايلي به ادامه گفت وگو ندارد.
آيا توجه كرده ايد كه چرا در روابط خود با ديگران متوقع مي شويد و يا اصلاً منشأ توقع چيست؟
حال چقدر مي خواهيد بشنويد؟ آيا فكر مي كنيد كه ديگران به سمت شما نمي آيند و يا شما را نمي خواهند يا خود كاري مي كنيد كه آنها را از خود فراري مي دهيد؟ آيا فكر مي كنيد كه ديگران شما را نمي فهمند و به انتظارات شما احترام نمي گذارند يا خود اين فرصت و موقعيت را براي خود نساخته ايد؟ آيا باز هم مي گوييد اعتماد به سختي به دست مي آيد؟ آيا باز هم نمي توان ديگري را فهميد؟ چقدر تلاش براي درك ديگري كرده ايد؟ آيا مي دانيد توجه شما غير مادي ترين و ارزشمند ترين چيزي است كه مي توانيد ببخشيد؟


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۶:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]
چگونه با انتقادات ديگران برخورد كنيم؟افراد موفق بسياري معتقدند كه تنها دليل موفقيت آنها اين بوده است كه به خود اجازه دادند تا شكست بخورند. حقيقت اين مسئله زماني مشخص مي شود كه در زندگي بسياري از تاجران موفق جستجو كنيم. خواهيم ديد كه در راه رسيدن با اهدافشان، چطور بارها و بارها شكست خورده اند تا اينكه به موفقيت دست يافته اند. 
چيز ديگري كه به همين اندازه در موفقيت آنها مهم بوده اين است كه آنها مي دانند چطور از انتقادات ديگران-چه سازنده باشد و چه نباشد- بهترين استفاده را ببرند. آنها با استفاده از انتقادهاي ديگران تشكيلات خود را راه اندازي مي كنند. 
ظرفيت برخورد با انتقادات و پيشرفت كردن به واسطه ي انها يكي ديگر از عوامل مهم در موفقيت است. به نكات زير در اين رابطه دقت كنيد تا شما هم بتوانيد يكي از آن افراد موفق باشيد. 
● انواع مختلف انتقاد 
▪ انتقاد دو نوع دارد: سازنده و مخرب. با هر دو اين انتقادها بايد به دقت اما به طريقي متفاوت برخورد كرد. 
اكثر افراد تصوري منفي از كلمه ي انتقاد دارند و فكر مي كنند همه ي انتقادها لزوماً مخرب هستند. اين به اين دليل است كه در كودكي به دلايلي نامشخص مورد انتقاد ديگران قرار گرفته ايم و خاطرات آن از كودكي تا بزرگسالي به همراه ما بوده است. 
هدف انتقاد مخرب، خراب كردن و آسيب زدن به اعتماد به نفس افراد و بازداشتن آنها از انجام كارهايشان و لطمه زدن به شخصيت آنها است. 
● انتقاد مخرب 
يكي از بهترين نمونه هاي انتقاد مخرب اين است كه رئيستان به شما بگويد: "چطور توانستي چنين اشتباه احمقانه اي را انجام دهي؟ آن موقع به چي فكر مي كردي؟ اصلاً من نمي دانم چرا تو را استخدام كردم." 
البته چنين رئيسي فكر مي كند با اين طريق حرف زدن، كارمندش را تحريك خواهد كرد بهتر كار كند، اما كارمند از چنين رئيسي متنفر شده و كار را ترك خواهد كرد. اين به اين دليل است كه انتقادش خيلي كلي و منفي بوده و به كارمند نفهمانده است كه چطور فعاليت و كاركردش را اصلاح كند، فقط او را محكوم كرده است. 
انتقاد مخرب به هيچ وجه سودمند نيست. ممكن است به شما بفهماند كه اشتباهي مرتكب شده ايد، اما تا زماني كه هيچ علاج و راه چاره اي جلوي رويتان نمي گذارد، تاثيري منفي و مخرب خواهد داشت. 
▪ روش برخورد: تنها راه و بهترين راه برخورد با چنين انتقاداتي اين است كه آنها را ناديده بگيريد و به مسائل مثبت تري فكر كنيد.
● انتقاد سازنده 
حال كه جنبه ي منفي انتقاد را بررسي كرديم، ببينيم انتقاد چطور مي تواند باعث اصلاح و پيشرفت شخص شود. 
مثال قبلي از انتقاد مخرب را در نظر بگيريد. به جاي گفتن، "چطور توانستي چنين اشتباه احمقانه اي را انجام دهي؟ آن موقع به چي فكر مي كردي؟ اصلاً من نمي دانم چرا تو را استخدام كردم."، يك رئيس دانا و كار كشته مي تواند بگويد: "از گزارش شما ممنونم. مي دانم تلاش زيادي براي تهيه آن كرده ايد. اما داشتم فكر مي كردم اگر كمي آن را خلاصه تر كرده و چند نمودار هم به آن اضافه مي كرديد بهتر مي شد. اگر بتواني اين تغييرات را در آن بدهي و باز به من نشان دهي واقعاً متشكر خواهم شد." 
چرا چنين انتقادي خوب است؟ و چرا شما بايد با رفتاري مثبت با اين نوع انتقاد برخورد كنيد؟ 
كاملاً مشخص است. اين انتقاد، انتقادي سازنده است چون راه هاي اصلاح را جلوي پاي شما قرار داده است. همچنين خوشحال خواهيد بود چون از جنبه هاي خوب كارتان نيز قدرداني شده است. 
▪ راه هاي برخورد: شما متوجه خواهيد شد كه انتقادي سازنده است. سعي كنيد كاملاً منظور انتقاد كننده را فهميده و درمورد راه هاي اصلاح كارتان سوالات لازم را بپرسيد. و از فرد براي انتقاد سازنده اش تشكر و قدرداني كنيد. 
● از منفي به مثبت... 
تصور كنيد انتقاد نوع اول -نوع منفي- را دريافت كرده ايد. چطور مي توانيد آن را به چيزي مثبت تبديل كنيد؟ 
ابتدا بايد اطمينان يابيد كه منظور را فهميده ايد. كار خود را توجيه نكنيد چون ممكن است مي توانسته ايد كار خود را بهتر انجام دهيد. حال به مرحله ي بعد مي رويم: از منتقد بپرسيد چه چيزي را در كارتان اشتباه ديده است و چرا و بعد از او راه هاي اصلاح و درست كردن آن را سوال كنيد. اگر نتوانستند سوال شما را جواب دهند، انتقاد را ناديده بگيريد و فكر كنيد كه كارتان را خوب انجام داده ايد. چون بعضي افراد ذاتاً منفي باف هستند.
اما فكر كنيد انتقاد صحيح بوده است. مي توانيد با فرد منتقد در مورد راه هاي اصلاح كارتان گفتگو و مشورت كنيد. 
قدم آخر انجام اصلاحات و تغييرات در كارتان است. يادتان باشد كه حتماً باز با فرد منتقد چك كنيد تا ببينيد اصلاحاتتان را درست انجام داده ايد يا خير. 
اگر سعي كنيد همه ي انتقادها را با ديدي مثبت ببينيد و به روش هاي بالا به آن جواب دهيد مطمئناً نتايج خوبي خواهيد گرفت و در پيشبرد اهدافتان موفق خواهيد شد.سايت مردمان 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۶:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]
به‌طور روزانه از افراد تشكر كنيدهمه مي‌دانيم كه از طريق مثبت‌گرايي به راحتي مي‌توانيم به سمت موفقيت سوق پيدا كنيم، اما آيا شما يك حس مثبت دائمي‌ را نسبت به فضاي بيرون از خود به نمايش مي‌گذاريد؟ 
▪ سلام و احوالپرسي با همكاران: شايد به نظرتان سلام و احوالپرسي با هم‌قطاران يك امر بديهي باشد، اما آن‌قدرها هم كه شما تصور مي‌كنيد پيش پا افتاده نيست. اين كار چند لحظه بيشتر وقت شما را نمي‌گيرد، اما در عوض باعث مي‌شود كه در نظر دوستان و همكارانتان فرد خوش مشرب، جالب و به يادماندني جلوه كنيد. 
لبخند؛ اين كار هم شايد بديهي باشد، اما افراد بسيار كمي ‌هستند كه در زمينه شغلي اين كار را انجام مي‌دهند. زماني كه مشغول صحبت كردن با كاركنان هستيد يا در حال سخنراني مي‌باشيد اجازه دهيد هر چند وقت يك بار لبخندي بر روي لبانتان بنشيند. آنقدرها هم كه فكر مي‌كنيد كار دشواري نيست. با مشاهده يك لبخند گرم هر كسي احساس بهتري هم نسبت به خود و هم نسبت به شما پيدا مي‌كند. 
موفق‌ترين مديران كساني هستند كه اعتماد به نفس كامل داشته، از زندگي خود لذت ببرند و از اينكه در زمان مناسب لبخند مليحي بر لبان خود آورند هيچ ترسي به دل راه نمي‌دهند. 
▪ تحسين و تشكر: سعي كنيد به طور روزانه از افراد تشكر كنيد. كساني كه كارهايشان را دور از انتظار انجام مي‌دهند مستحق تشكر و تمجيد شما مي‌باشند. البته اگر اين كار را در حضور سايرين انجام دهيد كه ديگر كارتان حرف ندارد! 
ريچارد برنشن، مدير يك موسسه اقتصادي كه به دليل شور و اشتياق زيادش در كار مـعـروف شـده بـود طـي مصاحبه خود با مجله "ثبت شركت‌ها" به خبرنگار گفته بود "تعريف كردن از ديگران باعث مي‌شود آنها رشد كنند و انتقاد باعث مي‌شود كه ريشه تمام خلاقيت‌ها خشك شود." اغلب افراد به اين دليل كه درآمد بالاتري داشته باشند شغل‌هاي خود را ترك مي‌كنند و اولين دليل استعفا نيز همين مورد مي‌باشد. اما كنار آمدن از كار فقط به خاطر مسائل مالي نيست، عده ديگري از افراد نيز هستند كه به اين دليل كه به اندازه كافي تاييد نشده و سايرين آنها را به رسميت نميشناسند مجبور مي‌شوند كه شغل خود را عوض كنند. يك رييس شركت كه جزء ميليونرها هم هست "اسكات كوك" روزي به من گفت: " مردم به چيزي فراتر از حقوق سر ماه نياز دارند" اين گفته كاملا صحت دارد. افراد پايين مقام‌تر مي‌خواهند كه احساس كنند كارشان مفيد است و از ديد سازمان و كارفرماي خود افراد ارزشمندي هستند.
با همه به خوبي رفتار كنيد. سعي كنيد هر روز صبح در محل كار خود يك كار زيبا و دلپسند را در مورد يكي از همكاران خود انجام دهيد به ويژه آن‌هايي كه مقام پايين‌تري نسبت به شما دارند. براي مثال پيام تشكري براي آبدارچي كه چاي و شيريني جلسه امروز را درست كرده بفرستيد. 
▪ خونسردي خود را حفظ كنيد. زماني كه مسائل جزئي بر وفق مراد شما پيش نرفت نبايد به سرعت از كوره در رويد و بگذاريد چنين مواردي خونسردي شما را از بين ببرند. از يك زبان مثبت و خوش‌بينانه در گفته‌هاي خود استفاده كنيد و حركات بدن خود را كنترل كنيد. 
يك رهبر بدون توجه به اتفاقاتي كه در اطراف او در حال رخ دادن است، بايد محكم و استوار "مثل يك كوه" بر سر جاي خود بايستد. او مي‌گويد حتي اگر راه حل مشكلي در همان لحظه به ذهنتان نمي‌رسد بازهم بايد خونسردي خود را حفظ كنيد و به ديگران القا كنيد كه هميشه كنترل تمام امور را به دست خود داريد. زماني كه در شرايط فشار خوش بين باشيد مي‌توانيد تاثير بي‌نهايت مثبتي را در ذهن ديگران از خود بر جاي بگذاريد. 
▪ براي رسيدن به موفقيت، مثبت باشيد. بالارفتن از پله‌هاي موفقيت شغلي نيازمند كمك ديگران نيز مي‌باشد. رهبران حرفه‌اي و موفق كساني هستند كه بتوانند در ميان همكاران و كارمندان خود شور و اشتياق ايجاد كنند. اگر تنها مثبت فكر كنيد كافي نيست، بلكه بايد مثبت زندگي كنيد.خبرگزاري ايسنا 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۶:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]
اجازه دهيد ديگران در كنار شما احساس آرامش كنند● ياد بگيريد چگونه مهربان، خيرخواه و مودب باشيد 
آرام باشيد و اجازه بدهيد ديگران در كنار شما احساس آرامش و راحتي كنند. سعي كنيد جوي ايجاد نكنيد كه دور شما بودن را مشكل كند. 
هيچ كس دوست ندارد با كسي كه ناراحت و معذب است ارتباط داشته باشد. سعي كنيد خونسرد باشيد و اجازه ندهيد چيزهاي كوچك و ناچيز شما را آزار دهند. 
خودخواه نباشيد و هرگز وانمود نكنيد كه همه چيز را مي‌دانيد. تلاش كنيد تا از اطرافيانتان چيزهايي ياد بگيريد و براي عقايد ديگران ارزش قايل شويد. 
سعي كنيد فردي جالب و جذاب باشيد، ديگران را تحت تاثير قرار دهيد و محرك آن‌ها باشيد و از خود فردي بسازيد كه ديگران دوست دارند دوروبر او باشند. 
خشن يا خشك نباشيد. ياد بگيريد چگونه مهربان، خير خواه و مؤدب باشيد. 
صلح جو و صلح طلب باشيد. غم واندوه را از بين ببريد. از صميم قلب سعي كنيد، هرگونه سوء تفاهمي‌ را برطرف كنيد. 
از اشتباهات ديگران بگذريد و سعي كنيد ديگران را دوست داشته باشيد و آنقدر تمرين كنيد تا به صورت عادي و طبيعي درآيد. 
به ديگران كمك كنيد پيشرفت كنند. تشويق و حمايتشان كنيد. به آن‌ها تبريك بگوييد و بگذاريد بدانند چرا از آن‌ها تقدير مي‌كنيد. 
نيروي معنوي را در خود گسترش دهيد، تا به ديگران هم نيروي مثبت منتقل كنيد. سعي كنيد با هر كس كه روبرو مي‌شويد اين نيروي مثبت را با او شريك شويد.خبرگزاري ايسنا 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۶:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]
منتظر تشكر نباش!انسان‌هاي هدفمند و موفق همواره دنبال راهكارهايي مي‌گردند تا با سرعت و كيفيت بيشتري اهدافشان را محقق و زندگي زيبايي را براي خود و اطرافيانشان مهيا نمايند. 
هدف‌گذاري و برنامه‌ريزي ، لازمه ي يك زندگي موفق و با نشاط است و افرادي كه به دنبال خوشبختي و سعادت مي‌گردند ، قطعاً بايد براي رسيدن به اين نعمت بيكران، هدفمند و باانگيزه حركت كنند.
۱) ذهن را سرشار از موفقيت و پيروزي نماييم .
انسان‌هايي در صحنه زندگي و كار موفق و پيروز خواهند شد كه در ابتدا اين موفقيت و پيروزي را در ذهن خود ترسيم كرده و با تصويري كاملاً روشن و شفاف به سمت تحقق اهدافشان حركت نمايند و اطمينان داشته باشند كه پيروز خواهند شد.
آنچه را كه ذهن بتواند تصور و باور كند قابل دستيابي است به شرطي كه با ذهنيتي همواره مثبت توأم باشد و افكار منفي آن را مخدوش نكند.
پس بياييم مسير زندگي خود را بر مبناي باورهاي مثبت و يك روحيه ي عالي طراحي كرده و با اميد زيباتر شدن زندگي خود و اطرافيانمان ، از فرصت‌هاي طلايي زندگي نهايت استفاده را بنماييم.
۲) ديگران را ببخشيم و با آنها مهربان باشيم 
بخشش و مهرباني از صفات زيباي خداي متعال است و انسان‌هايي كه با چنين خصوصيتي در صحنه ي زندگي حضور دارند، در واقع آرامش عميقي را براي خود مهيا مي‌سازند؛ چرا كه وقتي انساني از بخشش ديگران امتناع كند ، در واقع ترجيح مي‌دهد در غم و غصه‌هاي گذشته باقي بماند و همواره كينه ي ديگران را در دل داشته باشد. 
عفوكردن ديگران در واقع لذت بردن از زمان حال و خلق آينده‌اي زيباست.
وقتي كه ما با ديگران مهربان باشيم و به راحتي آنها را ببخشيم، آنها نيز تغيير كرده و رفتار خود را تصحيح مي‌نمايند؛ پس انتخاب هميشه با ماست كه مهار زندگي خود را به دست بگيريم و در حال زندگي كنيم . يا اينكه خود را در لجاجت‌‌ها و پريشاني‌هاي گذشته زنجير كنيم. 
۳) انتظار قدرداني و سپاسگزاري نداشته باشيم 
در يك زندگي موفق ، مي‌بايست همواره انديشه ي از خود گذشتن و ايثار كردن جاري باشد ولي در قبال كارهايمان نبايد انتظار قدرداني و سپاسگزاري از ديگران را داشته باشيم. 
اگر انديشه ما لذت بردن از كمك به ديگران باشد، ديگر به دنبال لذت تشكر و قدرداني نمي‌رويم .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۶:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]
ارتباط‌هاي خود را تقويت كنيدبايد شروع كنيم كه به‌جاي مرگ، زندگي را به ياد داشته باشيم و امروز ارتباط دوستانهٔ عميقي به‌وجود آوريم؛ نه اين‌كه فردا يادبودهائي پرارزش داشته باشيم. ”باربارا دي‌آنجليس“
آيا نزديكان شما، مي‌دانند كه چه‌قدر دوستشان داريد و به آنان وابسته‌ايد؟ صبر نكنيد تا از دنيا بروند و بعد احساس‌هايتان را به آنان، ابراز كنيد. سخن‌هاي پر مهر و محبت را براي مراسم ترحيم آنان ذخيره نكنيد. ابراز محبت به آنان را به تعويق نيندازيد. همين حالا، اين‌ كار را انجام دهيد.
▪ دوست داشتن را امروز آغاز كنيد: شايد فردا دير باشد.
آيا زماني‌كه با دوستان يا خانواده‌ٔ خود هستيد، دوست داريد همه‌چيز مطابق ميل شما باشد؟
اگر شما معتقد هستيد كه بهترين غذاي شهر را در يك رستوران خاص، مي‌توانيد پيدا كنيد و دوستان شما، رستوران ديگري را پيشنهاد كنند، چه عكس‌العملي نشان مي‌دهيد؟
انتخاب با شماست؛ از دوستان خود جدا شويد و به رستوران مورد نظرتان برويد يا اين‌كه يك‌بار هم به خواست آنان عمل كنيد. به‌جاي اين‌كه در فكر خواسته‌هاي خودتان باشيد، گاهي خواسته‌هاي ديگران را نيز در نظر بگيريد.
▪ باهم بودن و در كنار يكديگر بودن، مهمتر از خواسته‌هاي شماست.
اگر انعطاف‌پذير باشيد، از معاشرت با ديگران، بيشتر لذت برده و صميميت بيشتري احساس مي‌كنيد.
▪ لبخندي كه شما بر لب داريد، باعث شادي ديگران هم مي‌شود.
آيا دوست داريد بدون هزينه و صرف وقت، مردم را خوشحال كنيد؟ آيا دوست داريد تمام وقت‌ها زيبا باشيد؟ پس لبخند بزنيد. 
جادوي لبخند، در اين است كه از يك ويروس سرماخوردگي در فصل پائيز هم، زودتر سرايت مي‌كند. وقتي به چشم‌هاي فردي مي‌نگريد و ناگهان لبخند مي‌زنيد، او را محصور كرده‌ايد. حال اگر اين لبخند از لب‌ها به چشم‌هاي شما هم، سرايت كند، تأثيري دوچندان بر فرد خواهد گذاشت.
● فروتن و متواضع باشيد
”افراد فروتن در برابر غرور و احساس حقارت، زره آهنين پوشيده‌اند و نيزه‌ها و تيرهاي فكرهاي منفي، به آنان برخورد نمي‌كند.“
تواضع و فروتني، شما را از تنش، اختلاف‌ها و درگيري‌ها، دور مي‌كند و شادي بيشتري را براي شما به ارمغان مي‌آورد.
اگر سعي كنيد همواره حرف خود را به كرسي بنشانيد يا مرتب از خود و موفقيت‌هايتان تعريف كنيد، دوستانتان را فراري خواهيد داد. اجازه دهيد گاهي نيز ديگران از شما، جلو بزنند. قيافهٔ كسي كه پايان فيلم را مي‌داند، به خود نگيريد وگرنه ديگر كسي با شما به سينما، نخواهد آمد.
تواضع، نشانهٔ اعتمادبه‌نفس بالا و تسلط بر احساس‌هاي دروني است؛ در حالي‌كه افراد ضعيف‌النفس، به دنبال اين هستند كه با ”مَنم“ گفتن و غرور و خودپسندي، شايستگي و برتري خود را ثابت كنند. افراد قوي و لايق، آن‌چنان در درون خود، احساس بزرگي مي‌كنند كه نيازي نمي‌بينند آن را فرياد بزنند.
غرور و تكيه بر نفس بيش از حد، باعث مي‌شود تا ديگران را دست‌كم بگيريد و نتوانيد از تجربه‌ها، حرف‌ها و موفقيت‌ آنان استفاده كنيد. اگر متواضع باشيد، مردم، بيشتر به شما اعتماد مي‌كنند و بيشتر شما را دوست خواهند داشت. بگذاريد خودشان شايستگي‌هاي شما را كشف كنند. از موفقيت‌هاي خود، چكش نسازيد؛ در اين‌صورت، هيچ‌كس كنارتان نمي‌ماند تا شما آن را بر سرش فرود آوريد.
● ديگران را ببخشيد
”كسي كه بتواند خود و ديگران را ببخشد، شادماني جاودانه را لمس خواهد كرد.“
آيا شما هرگز كسي را نرنجانده‌ايد؟ آيا روزي، روزگاري با يك حرف يا يك حركت نسنجيده، باعث نشده‌ايد تا فردي نسبت به شما خشمگين شود؟ اگر سال‌ها بعد، بشنويد كه شخصي هنوز رفتار و حرف سال‌ها قبل شما را به ياد داشته و شما را با هزاران خصوصيت‌هاي بد مي‌شناسد، چه عكس‌العملي از خود نشان مي‌دهيد؟
فكر كنيد كسي كه روزي به شما ضرر وارد كرده يا شما را رنجانده است، شايد هميشه اين‌طور نباشد و قادر باشد كه در جاهاي ديگر و در روياروئي با ديگر افراد، انسان خوبي باشد. اين نوع ناراحتي‌ها را از دل خود، بيرون بريزيد و همه را ببخشيد. اگر ما نتوانيم گوشه و كنايهٔ كوچكي را از يك دوست فراموش كنيم، چگونه انتظار داريم خداوند از همهٔ گناهانمان كه يكي از بزرگ‌ترينشان ناتواني در بخشش است، بگذرد؟

دكتر محمد سيدا، مرد حافظهٔ ايرانمجله شادكامي و موفقيت 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۶:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]
ده كليد براي ارتباط با ديگراناين پند و اندرزها براي همه ما مفيد و موثر است و ارزش تكرار شدن را دارند. خود را در هر يك از موارد زير را امتحان كنيد و تشخيص دهيد كه وضععتان به چه صورت است و تا چه حد موفق هستيد. 
۱) اسامي را از ياد نبريد. نام افراد برايشان خيلي مهم است . فراموش كردن اسم آنها باعث مي شود فكر كنند براييتان ارزشي ندارند و علاقه اي به آنها نداريد.
۲) آرام باشيد و اجازه بدهيد ديگران در كنار شما احساس آرامش و راحتي كنند. سعي كنيد جوي ايجاد نكنيد كه دور و برشما بودن را مشكل كند . هيچ كس دوست ندارد , با كسي كه ناراحت و معذب است ارتباط داشته باشد.
۳) سعي كنيد خونسرد باشيد . اجازه ندهيد چيزهاي كوچك و ناچيز شما را آزار دهند. 
۴) خودخواه نباشيد و هرگز وانمود نكنيد كه همه چيز مي دانيد . تلاش كنيد تا از اطرافيانتان چيزهايي ياد بگيريد , و براي عقايد ديگران ارزش قائل شويد.
۵) سعي كنيد فردي جالب و جذاب باشيد, ديگران را تحت تاثير قرار دهيد و محرك آنها باشيد. از خود فردي بسازيد كه ديگران دوست دارند, دور و بر او باشند.
۶) خشن يا خشك نباشيد. ياد بگيريد چگونه مهربان , خير خواه و مودب باشيد. 
۷) صلح جو و صلح طلب باشيد. غم و اندوه را از بين ببريد. از صميم قلب سعي كنيد هر گونه سوء تفاهمي را بر طرف كنيد.. 
۸) از اشتباهات ديگران بگذريد و سعي كنيد ديگران را دوست داشته باشيد و آنقدر تمرين كنيد تا به صورت عادي و ‌طبيعي در آيد.
۹) به ديگران كمك كنيد تا پيشرفت كنند. تشويق و حمايتشان كنيد به آنها تبريك بگوييد و بگذاريد بدانند چرا از آنها تقدير مي كنيد. 
۱۰) نيروي معنوي را در خود گسترش دهيد تا به ديگران هم نيروي مثبت منتقل نماييد. سعي كنيد با هر كسي كه روبرو مي شويد اين نيروي مثبت را با او شريك شويد ايا در تمام اين موارد موفق بوده ايد؟ من بايد اعتراف كنم كه هرگز نتوانستم اين گونه باشم. باز هم راه زيادي پيش پاي خودم دارم. 
دكتر پيل در سن ۹۰ سالگي اعتراف كرد كه خود او نيز بايد روي برخي از اين موارد كار مي كرد. نكته مهم اين است كه او هميشه در سعي و تلاش بود تا موفق شود, شما چطور؟بانك اطلاعات گردشگري 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۶:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]
براي بردن نوبل صلح آشتي دادن مردم با خودشان و اطرافيانشان قدم بردارشاد بودن و شادي ماليات ندارد و اينكه بتوانيم در بحران‌ها و چالش‌ها شاد باشيم و شادي كنيم مهم است، وگرنه هر كسي مي‌تواند در زمان شادي، شاد باشد. 
هر موقع احساس كردي تو بزرگ‌ترين مساله را داري به خودت بگو كه اينطور نيست و قاعده دوم آنكه هر زمان كه احساس كردي اينگونه نيست به قاعده اول باز گرد. 
يادت باشد تنها كساني موفق مي‌شوند كه صد درصد مايه مي‌گذارند! ما به صد درصد تلاش و خواستن خود نياز داريم. پس تلاش كن و از همين ابتدا به خودت قول بده تا زماني كه به هدف نرسيدي، لحظه‌اي دست از تلاش برنداري. 
بيست دليل واقعي (منظور از واقعي دلايلي هستند كه فرض و خيالي نيستند) كه باعث شده‌اند تو را امروز از شادي دور كنند را بنويس. توجه داشته باش مي‌بايست حداقل پانزده دليلي را بنويسي كه مسووليت آن تنها و تنها برعهده تو است و نه هيچ كس ديگر. 
بيست راه كه مي‌تواند به شاد بودن تو كمك كند را بنويس. بيست راهي كه تنها تو مي‌تواني آنها را انجام دهي. 
از كليدي‌ترين افراد زندگي فردي و شغلي‌ات بخواه تا سه ويژگي خوب و مثبت‌ات و سه نكته‌اي كه بايد آن‌ها را تغيير دهي يا در آن زمينه‌ها رشد كني را به تو بگويند. آن‌ها را يادداشت كن و از شنديدن نظر ديگران عصباني نشو و حتما از اينكه زمانشان را براي كمك به تو صرف كرده‌اند تشكر كن. 
يادت باشد، تنها تو هستي كه مي‌تواني براي شاد بودنت كاري بكني و بايد بكني! پس از همين حالا دست بكار بشو. تو قرار است كار كني كه زندگي بهتري داشته باشي و نه بالعكس. در واقع ما كار مي‌كنيم تا زندگي كنيم و نه زندگي كه كار كنيم. 
صبح‌ها كه بيدار مي‌شوي خودت را در آينه ببين و به زيبايي‌هاي چهره خودت توجه كن. ده چيزي كه امروز داري و به خاطر آن خدا را سپاسگزاري را بنويس. 
براي صلح كاري انجام بده و اگر با ناآرامي‌ موافق نيستي، پس براي آرام شدن كاري بكن. 
به ياد داشته باش، كساني كه هدف مشخصي را دنبال نمي‌كنند و نقشه دقيقي براي زندگي‌شان ندارد پس از مدتي خسته مي‌شوند، احساس شادي را از دست مي‌دهند و به جاي آنكه هر روز با انرژي از رختخواب بيرون بيايند با خود مي‌گويند باز يك صبح لعنتي ديگر! اينها روز اول هفته را غمگين هستند، شب‌ها كه مي‌خوابند به مشكلات فكر مي‌كنند و هميشه هراسان هستند. روابطشان را به زودي از دست مي‌دهند و ديري نمي‌پايد كه تنها مي‌شوند. 
و بالاخره اينكه دفترچه‌اي زيبا تهيه كن و هر روز كه مي‌گذرد، نكاتي كه توجه تو را به خودش جلب كرده‌اند را در آن بنويس. اين نكات مي‌توانند سلام محترمانه راننده تاكسي باشد، مي‌تواند ديدن شيطنت‌هاي يك بچه باشد، مي‌تواند باريدن باران باشد، مي‌تواند شنديدن يك موسيقي زيبا باشد… 
پس دست به كار شو و از همين حالا براي روزي كه بتواني نوبل صلح را به خاطر آشتي دادن مردم با خودشان و اطرافيانشان ببري و از همين حالا و با از نو ساختن بنيان‌هاي زندگي خودت براي تبديل شدن به يك شخصت برجسته و بزرگ كه به ديگران كمك مي‌كند قدمي ‌بردار. 
به هر كجا كه بخواهي بروي، هر چقدر هم كه دور باشد. كافي است كه قدم اول را برداري. پس قدم اول را بردار و براي شاد بودن آماده شو. 
بعضي وقت‌ها بايد جدي باشيم، بعضي وقت‌ها شوخ، بعضي وقت‌ها گريه كنيم، بعضي وقت‌ها ملكوتي... اين يعني زندگي!خبرگزاري ايسنا 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۵:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.