مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 2999
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 10
همه : 5163962

يك روز توي پياده رو به طرف ميدان تجريش مي رفتم


از دور ديدم يك كارت پخش كن خيلي با كلاس، كاغذهاي رنگي قشنگي دستشه ولي به هر كسي نميده!
 

خانم ها رو كه كلا تحويل نمي گرفت و در مورد آقايون هم خيلي گزينشي رفتار مي كرد و معلوم بود فقط به كساني كاغذ رو مي داد كه مشخصات خاصي از نظر خودش داشته باشند، اهل حروم كردن تبليغات نبود ….

بقيه داستان در ادامه مطلب

         L.abdollahi

احساس كردم فكر مي كنه هر كسي لياقت داشتن اين تبليغات تمام رنگي گرون قيمت رو نداره ،لابد فقط به آدمهاي باكلاس و شيك پوش و با شخصيت ميده! از كنجكاوي قلبم داشت مي اومد توي دهنم…!!!
 

خدايا، نظر اين تبليغاتچي خوش تيپ و با كلاس راجع به من چي خواهد بود؟! آيا منو تائيد مي كنه؟!!
 

كفشهامو با پشت شلوارم پاك كردم تا مختصر گرد و خاكي كه روش نشسته بود پاك بشه و كفشم برق بزنه!
 

شكم مبارك رو دادم تو و در عين حال سعي كردم خودم رو كاملا بي تفاوت نشون بدم!
 

دل تو دلم نبود. يعني منو مي پسنده؟ يعني به من هم از اين كاغذهاي خوشگل ميده…؟!

 

همين طور كه سعي مي كردم با بي تفاوتي از كنارش رد بشم با لبخند نگاهي بهم كرد و يك كاغذ رنگي به طرفم گرفت و گفت: “آقاي محترم! بفرماييد!”
قند تو دلم آب شد!
با لبخندي ظاهري و بدون دستپاچگي يا حالتي كه بهش نشون بده گفتم: ا ِ، آهان، خب چرا من؟
من كه حواسم جاي ديگه بود و به شما توجهي نداشتم! خيلي خوب، باشه، مي گيرمش ولي الآن وقت خوندنش رو ندارم! كاغذ رو گرفتم
چند قدم اونورتر پيچيدم توي قنادي و اونقدر هول بودم كه داشتم با سر مي رفتم توي كيك تولدي كه دست يك آقاي ميانسال بود! وايسادم و با ولع تمام به كاغذ نگاه كردم، نوشته بود::
.
……
 
……


.
ديگر نگران طاسي سر خود نباشيد، پيوند مو با جديدترين متد روز اروپا و امريكا



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۲۲:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]

روزي يكي از دوستان بهلول گفت: اي بهلول! من اگر انگور بخورم، آيا حرام است؟
بهلول گفت: نه !
پرسيد: اگر بعد از خوردن انگور در زير آفتاب دراز بكشم، آيا حرام است؟
بهلول گفت: نه!
پرسيد: پس چگونه است كه اگر انگور را در خمره اي بگذاريم و آن را زير نور آفتاب قرار دهيم و بعد از مدتي آن را بنوشيم حرام مي شود؟
بهلول گفت: نگاه كن!
من مقداري آب به صورت تو مي پاشم. آيا دردت مي آيد؟
گفت:نه!
بهلول گفت: حال مقداري خاك نرم بر گونه ات مي پاشم. آيا دردت مي آيد؟
گفت: نه!
سپس بهلول خاك و آب را با هم مخلوط كرد و گلوله اي گلي ساخت و آن را محكم بر پيشاني مرد زد !

مرد فريادي كشيد و گفت: وااااااااااااااااااي سرم شكست !

بهلول با تعجب گفت: چرا؟ من كه كاري نكردم !

اين گلوله همان مخلوط آب و خاك است و تو نبايد احساس درد كني، اما من سرت را شكستم تا تو ديگر جرات نكني احكام خدا را بشكني

L.abdollahi



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۲۲:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]

آيا ميدانيد قطر شاهرگ گردن ۶ ميليمتر ميباشد

 

آيا ميدانيد ناخن انگشت مياني سريعتر از ديگر انگشتها رشد ميكند

 

آيا ميدانيد ۱۰۰ سال پيش پزشكان آمريكايي ميگفتند زناني كه باهوش هستند باردار نمي شوند

 

آيا ميدانيد ارزش مادي تمام عناصر بدن انسان كمتر از ۱۰۰۰ تومان است.

 بقيه در ادامه مطلب

              L.abdollahi

آيا ميدانيد ارزش مادي تمام عناصر بدن انسان كمتر از ۱۰۰۰ تومان است.

 

آيا ميدانيد تقريبا ۶۵٪ وزن انسان را اكسيژن تشكيل ميدهد.

 

آيا مي دانيد ما در طول زندگيمان 18 كيلو پوست مي اندازيم.

 

آيا ميدانيد بيشتر سر دردهاي معمولي از كم نوشيدن اب است

 

آيا ميدانيد مهمترين عامل افزايش طول عمر داشتن تناسب اندام به همراه وزني مناسب است

 

آيا ميدانيد بيشترين ضربان قلب راقناريها با ۱۰۰۰ بار در دقيقه دارد

 

آيا ميدانيد خوردن كاهو مانع ريزش و سفيد شدن موها ميگردد

 

آيا ميدانيد شكستگي استخوان ناشي از پوكي استخوان در زنان دو برابر مردان است

 

آيا مي دانيد بيني انسان قادر به تشخيص 10000 نوع بوي مختلف است.

 

آيا مي دانيد غيرممكن است كه بتوانيد با چشم باز عطسه كنيد.

 

آيا مي دانيد گوش و بيني در تمام طول عمر رشد مي كنند.

 

 آيا مي دانيد آب دريا بهترين ماسك صورت است.

 

آيا مي دانيد هر 1 دقيقه نسل يك موجود زنده منقرض مي شود.

آيا مي دانيد 56 درصد افرادي كه چپ دست هستند، تايپيست اند



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۲۲:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]

فقط يك ايراني استعداد چت كردن همزمان با ۱۸ آي دي ياهو رو داره ؟

آيا ميدانيد كه :

فقط يك ايراني هنگام دور زدن با ماشين، بجاي استفاده از راهنما، دستش رو بيرون از ماشين مياره!

آيا ميدانيد كه :

فقط يك ايراني ميتونه بوسيله بوق ماشين از سلام و احوالپرسي گرفته تا فحش … استفاده كنه

آيا ميدانيد كه :

بقيه در ادامه مطلب

              L.abdollahi

آيا ميدانيد كه :

فقط در ايرانه كه بعد از مراسم ازدواج به عروس و داماد به جاي آرزوي خوشبختي انواع راه هاي كشتن گربه دم حجله را آموزش مي دهند.

آيا ميدانيد كه :

فقط در ايرانه كه بعد از يك تصادف ساده ممكنه قتل اتفاق بيوفته ؟

آيا ميدانيد كه :

فقط در سريالهاي ايراني ست كه بيمارستانها بدون گرفتن هيچ وديعه اي فوري بيمار را بستري يا عمل مي كنند ؟

 

آيا ميدانيد كه :

فقط در اداره هاي دولتي ايرانه كه هيچ وقت حق با مشتري نيست و هر يك از كاركنان خود مدير كل آن اداره هستند و در ضمن به نشانه خاكي بودن كفشهاشونو زير ميز پارك ميكنند و با دمپايي در اداره ميچرخند ؟

 

آيا ميدانيد كه :

فقط يك ايرانيه كه تو رستوران سالاد را شخم ميزنه و قبل از اينكه غذا رو براش بيارن سير ميشه ؟

 

آيا ميدانيد كه :

فقط در رستوران ايرانيه كه تو بجاي معاشرت با كسايي كه باهاشون اومدي، بر و بر ميز روبروت رو نگاه ميكني

 

آيا ميدانيد كه :

فقط در سريال هاي ايرانيه كه آدم خوباش فقيرند و پر از اعتقاد و آدم بداش پولدارند و دزدند و به هيچ وجه آدم ها نمي تونند هر دو خصلت را داشته باشند

 

آيا ميدانيد كه :

فقط يك فروشنده ايرانيه كه اگه وارد فروشگاه بشي و مثلا يك پيراهن را ازش بخواي بياره تا پرو كني ميگه “اگه ميخري بيارمش”

 

آيا ميدانيد كه :

فقط در عروسي ايرانيه كه تعداد بچه ها از تمام ميهمان ها و خدمه بيشتره ؟

 

آيا ميدانيد كه :

فقط يك مرد ايرانيه كه مامانش رو بيشتر از زنش دوست داره

آيا ميدانيد كه :

فقط در ايرانه كه توي مهموني، آدمها بجاي معاشرت كردن و شاد بودن فقط به دنبال ايراد گرفتن و سوژه كردن هستند

 

آيا ميدانيد كه :

فقط ايرانيها هستند كه در رستوران دوربين بدست از غذا و همه توريستهاي ديگه در حال خوردن غذا بدون اجازه فيلم ميگيره تا به همه بگه من كجا بودم ؟

 

وبالاخره . . . آيا ميدانيد كه :

فقط ايراني ها هستند كه با دقت اين نكات را مي خوانند ودر دلشان مي گويند « راست ميگه دقيقا منم همين كارهارو مي كنم » .



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۲۲:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]

-       آسان ترين راه آشنايي ، يك سلام است ، ولي گرم و صميمي .

 

 -       آسان ترين راه قدرداني ، يك تشكر ساده است ، ولي خالص و صميمانه .

 

 -       آسان ترين راه عذر خواهي ، عدم تكرار اشتباه قبلي است .

 

 -       آسان ترين راه ابراز عشق ، به زبان آوردن آن است .

  بقيه در ادامه مطلب

               L.abdollahi

 -       آسان ترين بحث ، بحث در باره چيزهاي خوب و اميدوار كننده است .

 

 -       آسان ترين برد ، آن است كه خود را از پيش بازنده نداني .

 

 -       آسان ترين راه خوب زيستن ، ساده زيستن است .

 

 -       آسان ترين راه دوري از گناه ، آن است كه هميشه بداني چيزي به نام وجدان داري .

 

 -       آسان ترين و در عين حال با ارزش ترين عشق ، بي ريا ترين آن است .

 

 -       آسان ترين راه بودن ، آن است كه حس بودن هميشه در وجودت شعله ور باشد .

 

 -       آسان ترين راه راحت بودن ، آن است كه خودت را همانطور كه هستي بپذيري و در همه حال خودت باشي .

 

و بالاخره

 

-       آسان ترين راه خوشبخت زيستن ، آن است كه همان طور كه برا خودت ارزش قايلي ، براي ديگران نيز ارزش قايل شوي بدون توجه به موقعيت طرف مقابل .

 

 حالا كمي مكث كنيد و ببينيد كه به همين راحتي مي توانيد آسان و ساده روزگار را به خوشي سپري  كنيد.

 



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۲۲:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]

سخته درسم ، رسيده وقت رفتن . .
سر امتحاني كه ميدونم تهش ردم !
حس ميكردم حرفاي استاد با خرخوناشه !
اونجا بود كه فهميدم اين قصه اولاشه . . .
وقت امتحانو خراب كردن برگمه
تو خودت ميدوني كه خراب كردم ، الكي جو نده !
حرفاي خانوادمم كه نمك زخممه
تنها دلخوشيمم ترم هاي بعدمه
و باز منمو حسرت يه نمره ي بيست !
كه استاد بنويسه گوشه ي ليست . . .
ميدوني چند بار افتادم براي يه درس بگذريم . . .
ديگه بيست گرفتنشم برام مهم نيست . . .
تو كه ميدونستي دانشجوي ترم آخرتم
بگو با من ديگه چرا د آخه نوكرتم

              L.abdollahi



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۲۲:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]

مرد رفتگر آرزو داشت براي يكبار هم كه شده موقع شام با تمامي خانواده اش دور سفره كوچكشان باشد و با هم غذا بخورند . او بيشتر وقت ها دير به خانه ميرسيد و فرزندانش شامشان را خورده و همگي خوابيده بودند .

بقيه در ادامه مطلب

              L.abdollahi

هر شب از راه نرسيده به حمام كوچكي كه در گوشه حياط خانه بود ميرفت و خستگي و عرق كار طاقت فرساي روزانه را از تن مي شست . تنها هم سفره او همسرش بود كه در جواب چون و چراي مرد رفته گر ، خستگي و مدرسه فرداي بچه ها و اينجور چيزها را بهانه مي كرد و همين بود كه آرزوي او هنوز دست نيافتني مي نمود .

يك شب شانس آورد و يكي از ماشين هاي شهرداري او را تا نزديك خانه شان رساند و او با يك جعبه شيريني و چند تا پاكت ميوه قبل از چيدن سفره شام به خانه رسيد . وقتي پدر سر سفره نشست فرزندان هر يك به بهانه اي با پدر شام نخوردند . دلش بدجوري شكست وقتي نيمه شب با صداي غذا خوردن يواشكي بچه ها از خواب بيدار شد و گفتگوي آنها را از آشپزخانه شنيد :

"چقدر امشب گشنگي كشيديم ! بدشانسي بابا زود اومد خونه . با اون دستاش كه از صبح تا شب توي آشغالهاي مردمه . آدم حالش بهم ميخوره باهاش غذا بخوره



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۲۲:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]

روزي يك زوج،بيست و پنجمين سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند.آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اينكه در طول 25 سال حتي كوچكترين اختلافي با هم نداشتند.تو اين مراسم سردبيرهاي روزنامه هاي محلي هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختي شون رو) بفهمند.
سردبير ميگه:آقا واقعا باور كردني نيست؟ يه همچين چيزي چطور ممكنه؟

بقيه اين داستان جالب در ادامه مطلب

           L.abdollahi

شوهره روزاي ماه عسل رو بياد مياره و ميگه:بعد از ازدواج براي ماه عسل به شميلا رفتيم،اونجا ...

براي اسب سواري هر دو،دو تا اسب مختلف انتخاب كرديم.اسبي كه من انتخاب كرده بودم خيلي خوب بود ولي اسب همسرم به نظر يه كم سركش بود.سر راهمون اون اسب ناگهان پريد و همسرم رو زين انداخت .

همسرم خودشو جمع و جور كرد و به پشت اسب زد و گفت :"اين بار اولته" دوباره سوار اسب شد و به راه افتاد.بعد يه مدتي دوباره همون اتفاق افتاد اين بار همسرم نگاهي با آرامش به اسب انداخت و گفت:"اين دومين بارت" بعد بازم راه افتاديم .وقتي كه اسب براي سومين بار همسرم رو انداخت خيلي با آرامش تفنگشو از كيف برداشت و با آرامش شليك كرد و اونو كشت.

سر همسرم داد كشيدم و گفتم :"چيكار كردي رواني؟ حيوان بيچاره رو كشتي!ديونه شدي؟"

همسرم با خونسردي يه نگاهي به من كرد و گفت:"اين بار اولت بود


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۲۲:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]

من اين دنيا را بزودي ترك خواهم كرد. اما سه خواسته دارم. لطفاً، خواسته هايم را حتماً انجام دهيد)).

فرمانده هان ارتش درحالي كه اشك از گونه هايشان سرازير شده بود موافقت كردند كه از آخرين خواسته هاي پادشاهشان اطاعت كنند

بقيه در ادامه مطلب

         L.abdollahi

الكساندر گفت: ((اولين خواسته ام اين است كه پزشكان من بايد تابوتم را به تنهايي حمل كنند.))

((
ثانياً، وقتي تابوتم دارد به قبر حمل مي گردد، مسير منتهي به قبرستان بايد با طلا، نقره و سنگ هاي قيمتي كه در خزانه داري جمع آوري كرده ام پوشانده شود.

سومين و آخرين خواسته اين است كه هر دو دستم بايد بيرون از تابوت آويزان باشد.))

مردمي كه آنجا گرد آمده بودند از خواسته هاي عجيب پادشاه تعجب كردند.

اما هيچ كس جرأت اعتراض نداشت.

فرمانده ي مورد علاقه الكساندر دستش را بوسيد و روي قلب خود گذاشت.

((
پادشاها، به شما اطمينان مي دهيم كه همه ي خواسته هايتان اجرا خواهد شد.

اما بگوييد چرا چنين خواسته هاي عجيبي داريد؟ در پاسخ به اين پرسش، الكساندر نفس عميقي كشيد و گفت:

((
من مي خواهم دنيا را آگاه سازم از سه درسي كه تازه ياد گرفته ام. مي خواهم پزشكان تابوتم را حمل كنند چرا كه مردم بفهمند:
كه هيچ دكتري نمي تواند هيچ كس را واقعاً شفا دهد. آن ها ضعيف هستند و نمي توانند انساني را از چنگال مرگ نجات دهند.
بنابراين، نگذاريد مردم فكر كنند زندگي ابدي دارند.
دومين خواسته ي درمورد ريختن طلا، نقره و جواهرات ديگر در مسير راه به قبرستان، اين پيام را به مردم مي رساند كه حتي يك خرده طلا هم نمي توانم با خود ببرم. بگذاريد مردم بفهمند كه دنبال ثروت رفتن اتلاف وقت محض است.
و درباره ي سومين خواسته ام يعني دستهايم بيرون از تابوت باشد، مي خواهم مردم بدانند كه من با دستان خالي به اين دنيا آمده ام و با دستان خالي اين دنيا را ترك مي كنم.))
آخرين گفتار الكساندر: ((بدنم را دفن كنيد، هيچ مقبره اي برايم نسازيد، دستانم را بگذاريد بيرون باشد تا اينكه دنيا بداند شخصي كه چيزهاي خيلي زيادي بدست آورد
هيچ چيزي در دستانش نداشت زماني كه داشت از دنيا مي رفت



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۲۲:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]

دوستان به تصوير بالا نگاه كنيد و در نگاه اول چه چيزي مي بينيد؟؟.

در اين تصوير ۲ چهره وجود دارد

گر چشم شما بيشتر ميتواند چهره انسان را ببيند:


شما فرد آرام و لطيفي هستيد .

ولي اگر چشم شما روي تصوير گرگ است:

شما فردي با يك زندگي پر تنش و استرس هستيد

L.abdollahi



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۲۲:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]

به تصوير نگاه كنين و ببينين چند تا صورت ميتونين تو تصوير پيدا كنين

تعداد صورت ها:

هوش شما (٠۵ كودن) (۶۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸e-490.html" target="_blank">۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱