مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3854
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 11
همه : 5164817
ده كليد براي ارتباط با ديگراناين پند و اندرزها براي همه ما مفيد و موثر است و ارزش تكرار شدن را دارند. خود را در هر يك از موارد زير را امتحان كنيد و تشخيص دهيد كه وضععتان به چه صورت است و تا چه حد موفق هستيد. 
۱) اسامي را از ياد نبريد. نام افراد برايشان خيلي مهم است . فراموش كردن اسم آنها باعث مي شود فكر كنند براييتان ارزشي ندارند و علاقه اي به آنها نداريد.
۲) آرام باشيد و اجازه بدهيد ديگران در كنار شما احساس آرامش و راحتي كنند. سعي كنيد جوي ايجاد نكنيد كه دور و برشما بودن را مشكل كند . هيچ كس دوست ندارد , با كسي كه ناراحت و معذب است ارتباط داشته باشد.
۳) سعي كنيد خونسرد باشيد . اجازه ندهيد چيزهاي كوچك و ناچيز شما را آزار دهند. 
۴) خودخواه نباشيد و هرگز وانمود نكنيد كه همه چيز مي دانيد . تلاش كنيد تا از اطرافيانتان چيزهايي ياد بگيريد , و براي عقايد ديگران ارزش قائل شويد.
۵) سعي كنيد فردي جالب و جذاب باشيد, ديگران را تحت تاثير قرار دهيد و محرك آنها باشيد. از خود فردي بسازيد كه ديگران دوست دارند, دور و بر او باشند.
۶) خشن يا خشك نباشيد. ياد بگيريد چگونه مهربان , خير خواه و مودب باشيد. 
۷) صلح جو و صلح طلب باشيد. غم و اندوه را از بين ببريد. از صميم قلب سعي كنيد هر گونه سوء تفاهمي را بر طرف كنيد.. 
۸) از اشتباهات ديگران بگذريد و سعي كنيد ديگران را دوست داشته باشيد و آنقدر تمرين كنيد تا به صورت عادي و ‌طبيعي در آيد.
۹) به ديگران كمك كنيد تا پيشرفت كنند. تشويق و حمايتشان كنيد به آنها تبريك بگوييد و بگذاريد بدانند چرا از آنها تقدير مي كنيد. 
۱۰) نيروي معنوي را در خود گسترش دهيد تا به ديگران هم نيروي مثبت منتقل نماييد. سعي كنيد با هر كسي كه روبرو مي شويد اين نيروي مثبت را با او شريك شويد ايا در تمام اين موارد موفق بوده ايد؟ من بايد اعتراف كنم كه هرگز نتوانستم اين گونه باشم. باز هم راه زيادي پيش پاي خودم دارم. 
دكتر پيل در سن ۹۰ سالگي اعتراف كرد كه خود او نيز بايد روي برخي از اين موارد كار مي كرد. نكته مهم اين است كه او هميشه در سعي و تلاش بود تا موفق شود, شما چطور؟بانك اطلاعات گردشگري 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۶:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]
براي بردن نوبل صلح آشتي دادن مردم با خودشان و اطرافيانشان قدم بردارشاد بودن و شادي ماليات ندارد و اينكه بتوانيم در بحران‌ها و چالش‌ها شاد باشيم و شادي كنيم مهم است، وگرنه هر كسي مي‌تواند در زمان شادي، شاد باشد. 
هر موقع احساس كردي تو بزرگ‌ترين مساله را داري به خودت بگو كه اينطور نيست و قاعده دوم آنكه هر زمان كه احساس كردي اينگونه نيست به قاعده اول باز گرد. 
يادت باشد تنها كساني موفق مي‌شوند كه صد درصد مايه مي‌گذارند! ما به صد درصد تلاش و خواستن خود نياز داريم. پس تلاش كن و از همين ابتدا به خودت قول بده تا زماني كه به هدف نرسيدي، لحظه‌اي دست از تلاش برنداري. 
بيست دليل واقعي (منظور از واقعي دلايلي هستند كه فرض و خيالي نيستند) كه باعث شده‌اند تو را امروز از شادي دور كنند را بنويس. توجه داشته باش مي‌بايست حداقل پانزده دليلي را بنويسي كه مسووليت آن تنها و تنها برعهده تو است و نه هيچ كس ديگر. 
بيست راه كه مي‌تواند به شاد بودن تو كمك كند را بنويس. بيست راهي كه تنها تو مي‌تواني آنها را انجام دهي. 
از كليدي‌ترين افراد زندگي فردي و شغلي‌ات بخواه تا سه ويژگي خوب و مثبت‌ات و سه نكته‌اي كه بايد آن‌ها را تغيير دهي يا در آن زمينه‌ها رشد كني را به تو بگويند. آن‌ها را يادداشت كن و از شنديدن نظر ديگران عصباني نشو و حتما از اينكه زمانشان را براي كمك به تو صرف كرده‌اند تشكر كن. 
يادت باشد، تنها تو هستي كه مي‌تواني براي شاد بودنت كاري بكني و بايد بكني! پس از همين حالا دست بكار بشو. تو قرار است كار كني كه زندگي بهتري داشته باشي و نه بالعكس. در واقع ما كار مي‌كنيم تا زندگي كنيم و نه زندگي كه كار كنيم. 
صبح‌ها كه بيدار مي‌شوي خودت را در آينه ببين و به زيبايي‌هاي چهره خودت توجه كن. ده چيزي كه امروز داري و به خاطر آن خدا را سپاسگزاري را بنويس. 
براي صلح كاري انجام بده و اگر با ناآرامي‌ موافق نيستي، پس براي آرام شدن كاري بكن. 
به ياد داشته باش، كساني كه هدف مشخصي را دنبال نمي‌كنند و نقشه دقيقي براي زندگي‌شان ندارد پس از مدتي خسته مي‌شوند، احساس شادي را از دست مي‌دهند و به جاي آنكه هر روز با انرژي از رختخواب بيرون بيايند با خود مي‌گويند باز يك صبح لعنتي ديگر! اينها روز اول هفته را غمگين هستند، شب‌ها كه مي‌خوابند به مشكلات فكر مي‌كنند و هميشه هراسان هستند. روابطشان را به زودي از دست مي‌دهند و ديري نمي‌پايد كه تنها مي‌شوند. 
و بالاخره اينكه دفترچه‌اي زيبا تهيه كن و هر روز كه مي‌گذرد، نكاتي كه توجه تو را به خودش جلب كرده‌اند را در آن بنويس. اين نكات مي‌توانند سلام محترمانه راننده تاكسي باشد، مي‌تواند ديدن شيطنت‌هاي يك بچه باشد، مي‌تواند باريدن باران باشد، مي‌تواند شنديدن يك موسيقي زيبا باشد… 
پس دست به كار شو و از همين حالا براي روزي كه بتواني نوبل صلح را به خاطر آشتي دادن مردم با خودشان و اطرافيانشان ببري و از همين حالا و با از نو ساختن بنيان‌هاي زندگي خودت براي تبديل شدن به يك شخصت برجسته و بزرگ كه به ديگران كمك مي‌كند قدمي ‌بردار. 
به هر كجا كه بخواهي بروي، هر چقدر هم كه دور باشد. كافي است كه قدم اول را برداري. پس قدم اول را بردار و براي شاد بودن آماده شو. 
بعضي وقت‌ها بايد جدي باشيم، بعضي وقت‌ها شوخ، بعضي وقت‌ها گريه كنيم، بعضي وقت‌ها ملكوتي... اين يعني زندگي!خبرگزاري ايسنا 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۵:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]
ابراز وجود و قاطعيتخيلي از افراد در بيان احساسات، حرف زدن و حق خود را خواستن دچار مشكل هستند. يكي از مواردي كه خيلي‌ها با آن مشكل دارند، ابراز عقيده كردن است.
بعضي افراد ترجيح مي‌دهند اگر قرار است در مورد موضوعي بحث شود، صحبت نكنند يا وارد بحث نشوند. گاهي افراد با وجود تخصص در زمينه‌هاي خاص و مطالعات فراوان، به علت اين‌كه در صحبت‌كردن در جمع با مشكل روبه‌رو هستند، جرأت ابراز وجود پيدا نمي‌كنند.
ما در ابراز وجود كردن سه وضعيت داريم:
▪ كساني كه متكلم وحده‌اند. در جمع بيش‌تار از بقيه صحبت مي كنند و اجازه‌ي صحبت كردن به ديگري را نمي‌دهند.
▪ كساني كه اصلاً صحبت نمي‌كنند و ساكت هستند. به‌لحاظ روان‌شناختي هر دو اين افراد، مشكلات حل نشده‌اي دارند كه بايد با روان‌درماني حل شود.
▪ كساني كه در صحبت كردن حالت اعتدال دارند. مي‌دانند چه مي‌گويند و براي چه كسي صحبت مي‌كنند و به ديگران هم فرصت اظهارنظر مي‌دهند. در گفت‌و‌گوهاي دو يا چندنفره، نه پيش‌روي و افراط مي‌كنند و نه عقب‌نشيني و پس‌رفت. تا آن‌جا كه امكان دارد مستند حرف مي‌زنند.
حالت افراط و متكلم وحده بودن يا تفريط كه همان سكوت است، هر دو جزء رابطه‌ي يك‌طرفه است. در صورتي كه حالت متعادل كه هم حرف بزنيم و هم به ديگران اجازه‌ي حرف‌زدن بدهيم، يك رابطه‌ي دو‌طرفه و فرصت دادن طرفين به‌هم براي ابراز وجود كردن است. پس با اين اوصاف ما حق داريم ابراز‌وجود كنيم، اما ممكن است اين سؤال در ذهن شما طرح شود كه رابطه‌ي مبتني بر حق و حقوق و ابراز‌وجود چگونه است؟
▪ ما به‌عنوان انسان اجتماعي يك‌سري حق و حقوق‌هايي داريم كه بايد از آن‌ها دفاع كنيم. بعضي از حقوق ما به جايگاه و نقش‌مان برمي‌گردد.
▪ ما حق داريم كه ديگران با ما با احترام رفتار كنند.
▪ هر نوع تحقير و تنبيه بي‌دليل شخصيت ما را زير سؤال مي‌برد. در مقابل ما نيز وظيفه داريم به ديگران احترام بگذاريم.
▪ هر كسي حق دارد در زندگي خصوصي خودش، مستقل تصميم بگيرد.
▪ ما حق داريم تا حدودي از ديگران متوقع باشيم. البته توقعات ما بايد در حد توان فرد مقابل باشد.
▪ ما حق داريم كه درخواست‌هاي ديگران را بررسي كنيم.
▪ ما حق داريم كه درخواست‌هاي نارواي ديگران را رد كنيم.
▪ ما حق داريم كه احساسات خود را بيان كنيم.
▪ ما حق داريم، هروقت كه لازم بود نگرش خود را تغيير دهيم.
▪ ما حق داريم كه اشتباه كنيم و از ديگران درس بگيريم.سايت كانون قلم 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۵:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]
آداب معاشرت براي همه● آداب دعوت وميهماني 
تعارف و اصرار زياد شما براي خوراندن شيريني هاي خوشمزه تان به ميهمان، جزو ادب شناخته نمي شود، يك بار تعارف از هر نوع شيريني كافي است مگر اين كه دوباره تقاضا شود.
وقتي صاحبخانه از ميهمانان دعوت مي كند به سرميز غذا بروند، درست نيست شما يكي از ميزبانان يا مدعوين گرسنه حاضر در جمع را كه به حرف گرفته ايد، همچنان منتظر نگاه داريد و به حرف زدن تان ادامه دهيد.
در ظرف زيبايي كه ميوه چيده ايد دقت بيشتري كنيد. دم بلند انگور، سيب و گلا بي را كوتاه كنيد و خوشه انگور را به اندازه مناسب خرد كنيد تا در بشقاب جا بگيرد. 
اگر رژيم غذايي داريد، مدام اين موضوع را براي همه توضيح ندهيد. سعي كنيد با ديگران در صرف غذا همكاري كنيد حتي اگر فقط با كمي سالا د يا سبزي جات خودتان را سرگرم مي كنيد.
فراموش نكنيد كه بالا خره انسان موجودي اجتماعي است!روزنامه مردم‌سالاري 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۵:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]
محبت هديه‌اي است كه همه بدان نيازمندندمحبت، كيمياي خودسازي و سازندگي است. عشق به خداوند متعال همه زشتي‌هاي اخلاقي را يك جا درمان مي‌كند و همه صفات نيكو را يك جا به عاشق هديه مي‌دهد. كيمياي عشق، چنان عاشق را جذب معشوق مي‌كند كه هرگونه پيوند او را با هر كس و هر چيز جز خدا قطع مي‌كند. 
محبت بر دوگونه است: 
۱) محبت صادق
۲) محبت كاذب. 
محبت صادق آن است كه انسان كمال را درست تشخيص بدهد و البته وقتي به كمال آگاهي پيدا مي‌كند، به آن دل مي‌بندد، مانند: محبت به خداوند. متقابلا كمال هم جاذبه دارد و محب را به سمت خود جذب مي‌كند و در حقيقت محبت صادق، دوجانبه است؛ محبت كاذب، آن است كه انسان، نقص را كمال بپندارد و براساس چنين پندار باطلي به آن كمال موهوم علاقمند گردد؛ مانند محبت غير خدا. 
در يك تقسيم‌بندي كلي مي‌توان محبت را در چهار دسته قرار داد: 
۱) محبت در گفتار و بيان. بيان محبت‌آميز جذاب قلوب است و غذاي روح. اما محبت را در دل نگه داشتن كافي نيست، بايد بتوان آن را ابراز كرد. 
۲) محبت در ديدن و شنيدن: يعني خوبي‌ها و نقاط مثبت را ديدن و از خطاها و عيب‌ها چشم پوشيدن. 
۳) محبت در تفكر: يعني نيك‌انديشي و مثبت‌نگري و پاك كذدن فكر و قلب از غبار هرآنچه ديده و شنيده، براي كشف حقيقت. 
۴)محبت در عمل و رفتار: كه به صورت اطاعت از اوامر الهي، همكاري و همدلي، احترام، درك شرايط يكديگر، ترجيح منافع ديگران به جاي نفع شخصي و... متجلي مي‌شود. 
▪ محبت در تقديم شاخه گلي است... 
▪ محبت دعا براي سلامتي والدين، گذشت از خواسته‌ها و حتي نگاهي پرمهر بدان‌هاست. 
▪ محبت در كاسه آشي است كه براي پيرزن همسايه مي‌بري. 
▪ محبت در كمك به عبور ناتوان از عرض خيابان است. 
▪ محبت گرفتن سبد سنگين خريد از دست يك خسته است. 
▪ محبت در راهنمايي يك گم كرده راه است. 
▪ محبت در ليوان چاي داغي است كه در يك صبح سرد زمستاني به رفتگر محله تقديم مي‌نمايي. 
▪ محبت دست نوازش بر سر يتيمان كشيدن، روي بنده را زمين نيانداختن و دستگيري از درماندگان است. 
▪ و نهايتا محبت هديه‌اي است كه همه بدان نيازمندند. 
▪ بياييد محبت را به يكديگر هديه كنيم.خبرگزاري ايسنا 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۵:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]
در موقعيت هاي دشوار ماهرانه رفتار كنيدبايد با آن روبه رو شويد. ما همه انسانيم. ممكن است گاهي در بعضي موقعيت هاي اجتماعي احساس ناراحتي، دست و پا چلفت بودن، كمرويي و خجالت كنيم و نتوانيم آنچه را كه در مورد آن فكر مي كنيم صراحتاً بر زبان آوريم و كلمات مناسب براي ابراز آن را پيدا نمي كنيم. ممكن است در يك مراسم ترحيم يا روزي باشد كه يكي از هكارانتان از كار اخراج مي شود. ممكن است هر جايي اين احساس را تجربه كنيد. 
● با اين احساس مقابله كنيد 
چيزي كه مهم است اين است كه ياد بگيريد چطور اين احساس را در خود كنترل كرده و در اين موقعيت هاي خطرناك چه بكنيد. با اينكه مي دانيد فرد مقابل حرف اشتباهي زده است، به جاي ترك گفتگو بايد سعي كنيد كه فرد مقابل را متقاعد كنيد. 
براي مثال وقتي در يك مراسم ترحيم به دوستتان تسليت مي گوييد و او مي گويد: "نگران نباش، من خيلي هم به او نزديك نبودم." شما چطور جواب مي دهيد؟ در مهماني هاي فاميلي هم ممكن است از اين اتفاقات بيفتد و يكي از بستگان سؤالات زيادي در مورد هديه اي كه آورده ايد بپرسد. با اين رفتار چطور برخورد مي كنيد؟ 
خوشبختانه، من راه حلي براي اين موقعيت ها دارم. اين نكات را بخوانيد تا ياد بگيريد كه در اين موقعيت هاي ناراحت كننده چطور رفتار كنيد. 
● كسي از شما تعريف و تمجيد مي كند
سه ماه است كه در ساعات بين كاريتان به باشگاه رفته و ورزش مي كنيد و كم كم ماهيچه هايتان دارند روي فرم مي آيند. مي دانيد كه ظاهر خوبي پيدا كرده ايد. دوستي قديمي را مي بينيد. او سريعاً متوجه تغييرات فيزيكي شما مي شود و صادقانه مشغول تحسين كردن و تعريف كردن از شما مي شود. اما شما فرد خجالتي و متواضعي هستيد و نمي دانيد كه چطور پاسخ اين دوست را بدهيد. 
▪ چه بگوييد:
گاهي يك جواب ساده بهترين جواب است. در اين موقعيت هم وضع به همين منوال است. جواب ساده اي مثل يك "متشكرم" كوتاه مي تواند كارتان را آسان كند. هنگام گفتن اين جمله در چشمان دوستتان نگاه كنيد تا تاثير بيشتري بگذارد. 
مي توانيد اين تشكر را كمي بيشتر آب و تاب داده و كمي شكسته نفسي بكنيد. آهسته پشت دوستتان را نوازش كرده يا از ساير حركات دوستانه استفاده كنيد تا بفهمد كه تعريفش را جدي گرفته ايد. 
در آخر براي اينكه اين تمجيد را به موضوع بحث بكشانيد مي توانيد كمي در مورد اين تغييرتان يا اينكه چطور وزن كم كرده ايد با او صحبت كنيد. اين باعث مي شود كه دوستتان تصور كند موضوع كاملاً مهمي را متوجه شده است. 
● به دوستي تسليت مي گوييد
يكي از بدترين موقعيت ها وقتي اتفاق مي افتد كه دوستي يكي از بستگان نزديكش مثل مادر يا پدرش را از دست مي دهد. شما مي خواهيد دوستتان را مطمئن كنيد كه آنجاييد و حاضريد هر كاري انجام دهيد تا ناراحتي او كمتر شود. اما نمي دانيد كه او چطور با اين مشكل كنار مي آيد و نمي خواهيد مرزها را از بين ببريد. احساس همدردي با دوستان در چنين موقعيت هايي كار ساده اي نيست. چطور براي ابراز آنچه در فكرتان است كلمه ها را پيدا مي كنيد؟ 
▪ چه بگوييد: 
بهترين راه اين است كه صادق باشيد. تماس هاي دوستانه (مثل بغل كردن، دست روي شانه ي فرد گذاشتن و...) مي تواند بسيار كمك كننده باشد. لازم نيست از روي چاپلوسي و رياكاري با او درد و دل كنيد. چيزي بگوييد كه واقعاً به آن فكر مي كنيد. اگر واقعاً به آن اعتقاد داريد بگوييد : "هر وقت خواستي من پيشت هستم" اما اگر واقعاً نمي توانيد اين كار را انجام دهيد گفتن ساده ي "متاسفم، همدردي من را بپذير" كفايت مي كند. همين كه در مجلس ترحيم شركت كرده ايد نشاندهنده ي اين است كه به او اهميت مي دهيد. 
در اين موقع از سوال كردن ابا نداشته باشيد. در مورد ترتيب دادن مجلس ختم و اين مسائل از او سوال كنيد تا كمي از ناراحتي او كم شود. سعي كنيد هر چه مي توانيد انجام دهيد تا كمي از ناراحتي هاي او كم كنيد. از گفتن جمله هاي كليشه اي مثل "زندگي خوبي داشت" خودداري كنيد. اين جمله ها در آن شرايط كمي بي معنا هستند. 
● يكي از آشنايانتان از كار اخراج مي شود 
با يكي از همكارانتان در اداره روابط نزديكي داشته ايد، اما او مجبور به ترك كار شده است. مطمئناً از اين مسئله بسيار ناراحت است و شما كسي هستيد كه بايد كمي به او اعتماد به نفس دوباره بدهيد. چه كار مي كنيد؟ 
▪ چه بگوييد: 
درست است كه من هميشه طرفدار صداقت هستم اما در اين موقعيت گفتن دروغ مصلحتي بد نيست و خيلي به بهبود حال دوستتان كمك مي كند. فكر مي كنيد شانسي براي پيدا كردن شغلي با همان موقعيت ندارد؟ اشكالي ندارد، دروغ بگوييد. به او اطمينان دهيد كه شركت هاي بسياري هستند كه راغب به استفاده از فردي با شرايط او مي باشند. با اين كار باعث خواهيد شد كه تصور كند هنوز هم فرد فعالي در اجتماع مي باشد و اعتماد به نفس از دست رفته خود را دوباره به دست آورد. به او بگوييد كه مي تواند روي كمك شما حساب كند. اما قول پيدا كردن كار جديد را به او ندهيد. حرفي بزنيد كه بتوانيد به آن عمل كنيد. 
● تصادفاً كسي را مي رنجانيد 
همسر يكي از دوستانتان كه حامله است به شما مي گويد كه مي خواهد اسم دخترش را بولا بگذارد. شما اين مسئله را در جمع دوستانتان تعريف مي كنيد و با خنده و مسخره مي گوييد كه بولا خيلي اسم زشتي است. يكي از دوستانتان در جمع ناراحت شده و مي گويد كه اسم مادر او هم بولا است. چه جوابي مي خواهيد بدهيد؟ 
▪ چه بگوييد:
يكي از بهترين راه هاي در رفتن از چنين موقعيت هايي اين است كه مسئله را به شوخي و خنده گرفته و جوري صحبت را عوض كنيد. مثلاً بگوييد كه چقدر هميشه حتي از اسم خودتان هم متنفر بوده ايد. راه ديگر اين است كه خيلي ساده از دوستتان عذرخواهي كرده و بگوييد كه قصد بدي نداشته ايد. 
● يك "حالت چطوره؟" ي ساده برايتان داستان مي سازد 
امروزه اصطلاحاتي مثل "چطوري؟" يا "حالت چطوره؟" مثل سلام كردن براي احوالپرسي استفاده مي شود. فكر مي كنيد مردم واقعاً دوست دارند بدانند كه شما چطور هستيد؟ نخير، آنها فقط مي خواهند كه سلامي كرده باشند و توقع دارند كه شما هم در جواب بگوييد "خيلي ممنون، شما چطوريد؟" گاهي ممكن است برايتان پيش آيد كه فردي اين موضوع را درك نكرده و با چنين سوالي از جانب شما شروع به گفتن داستان زندگيش كند. در چنين مواقعي چه برخوردي داريد؟ 
▪ چه بگوييد: 
در اينگونه مواقع سعي كنيد روي موضوع مورد بحث تمركز كنيد. اگر در جواب حالت چطوره ي شما گفته مريض است و تب دارد، از او در اين مورد بيشتر سوال كنيد و نظرات و توصيه هاي خود را هم به او بگوييد. سعي كنيد با او به خوبي برخورد كرده و به نرمي صحبت كنيد. دوستي كه با يك حالت چطوره مشكلات زندگيش را برايتان بيان مي كند حتماً نياز به دردودل كردن دارد. 
● كسي ناخواسته به شما توهين مي كند
ممكن است جديداً رابطه تان با نامزدتان را به هم زده باشيد و اوقات سختي را مي گذرانيد و در اين مورد با دوستانتان درد و دل مي كنيد. يكي از دوستانتان براي همدردي مي گويد "او از آن اول هم به درد تو نمي خورد" يا "زشت بود." شما متعجب مي شويد و با خود فكر مي كنيد كه آيا وقتي اين همه مدت با آن فرد بوده ايد هم او چنين فكري مي كرده است؟ شما هنوز نسبت به او احساس علاقه مي كنيد و اين دوست با گفتن اين حرف ها به كسي كه برايتان عزيز است توهين كرده است. شايد دوستتان منظوري هم نداشته باشد اما به هر حال حرفي زده است. در اين مواقع چه مي كنيد؟ 
▪ چه بگوييد:
اولين واكنش شما بايد ناديده گرفتن آن حرف باشد. طوري كه انگار حرف آن فرد اصلاً ارزش توجه هم نداشته است. به قولي "جواب ابلهان خاموشي است." پس فراموشش كنيد. راه ديگر اين است كه با دوست خود صحبت كرده و ماجرا را كاملاً برايش شرح دهيد تا بفهمد كه چه اتفاقي افتاده استسايت مردمان 

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۵:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]
چرا گاهي اوقات به صحبت با ديگران علاقه نداريم؟ارتباط به نظر موضوع ساده‌اي است. و همه‌ي ما خود را در آن متخصص مي‌دانيم. به هر صورت از زمان كودكي تا به حال حرف زده‌ايم و معمولاً گفت و گو كردن امري طبيعي تلقي مي‌شود. خيلي ساده دهانتان را باز مي‌كنيد و كلمات پشت سر هم از آن خارج مي‌شود. وقتي شاد هستيد و خود را به كسي نزديك احساس مي‌كنيد. ارتباط برقرار كردن كار دشواري به نظر نمي‌رسد. هم شما احساس خوبي داريد و هم آن‌ها و همه چيز به ظاهر خوب و بي كم و كاست است. اما در شرايط اختلاف، وقتي تضادي مطرح مي‌شود. آن وقت است كه بايد مهارت كلامي خود را مورد قضاوت قرار دهيد. در حالت عصبانيت چگونه گفت و گو مي‌كنيد و يا با اشخاصي كه از شما عصباني هستند چگونه حرف مي‌زنيد؟ با انتقاد چه مي‌كنيد؟ وقتي طرف مقابل شما غير منطقي است و به حرف‌هاي شما گوش نمي‌دهد چه مي‌گوييد‌؟ در شرايط احساس رنجش، چگونه ارتباط برقرار مي‌كنيد؟
اشخاصي كه در اين مواقع بتوانند به خوبي و به گونه‌اي موثر ارتباط برقرار سازند، به شدت كم شمارند و حال آن كه دقيقاً در همين مواقع است كه نقش ارتباط خوب حياتي مي‌شود.
كلمه صميميت، دوستي و موفقيت در كسب و كار بستگي به اين دارد كه با اختلافات خود چگونه رو به رو مي‌شويد. اشخاص در اين زمينه با دشواري زيادي رو به رو هستند. اغلب زوج‌ها از طرز برقراري ارتباط موثر بي‌اطلاعند. دوستان با هم آن طور كه بايد حرف نمي‌زنند. اعضاي خانواده هم اغلب آن طور كه شايد و بايد مسائل خود را حل و فصل نمي‌كنند.
حتي روان پزشكان كه به ظاهر متخصص هستند در ارتباط با هم دشواري دارند. وقتي من در سمينارهاي روان‌پزشكان و روان‌شناسان درس مي‌دهم. اغلب از كسي مي‌خواهم كه داوطلبانه در يك نمايشنامه ايفاي نقش كند. مي‌خواهم بدانم كه با يك بيمار دشوار خصمانه چگونه برخورد مي‌كنند. شخصاً نقش بيمار دشوار را بازي مي‌كنم و مثلاً مي‌گويم: «دكتر اسميت به نظر مي‌رسد كه به من اهميت نمي‌دهيد. در جست و جوي كسي هستم كه مرا در مشكلاتم كمك كند، اما شما تنها سر تكان مي‌دهيد. تقريباً در اغلب موارد درمان گرها حالت تدافعي مي‌گيرند. ممكن است بگويند «كه اين طور!» يا «ديگر چه؟» يا «البته كه به شما اهميت مي‌دهم.» ممكن است درمان‌گرها ندانند كه اين طرز برخورد آن‌ها در بيمار چه قدر بد و وحشتناك است.
آيا مايليد كه در كار برقراري ارتباط از مهارت بيشتري برخوردار باشيد؟ در اين صورت ابتدا بايد ارتباط خوب و بد را تعريف كنيم. هر ارتباط خوب از دو خصوصيت برخوردار است: احساسات خود را آشكارا ابراز مي‌كنيد و به طرف مقابل هم امكان مي‌دهيد تا احساسات خود را ابراز نمايد. طرز فكر و احساستان را در ميان مي‌گذاريد و سعي مي‌كنيد كه احساس و انديشه‌ي طرف مقابل خود را درك كنيد. طبق اين تعريف، نقطه نظرها و احساسات هر دو طرف مهم و ارزشمندند.
درست به همان گونه كه ارتباط خوب به مفهوم ابراز وجود و گوش دادن است. ارتباط بد آن چنان ارتباطي است كه شخص از طرح آشكار احساسات خودداري مي‌كند و به سخنان طرف مقابل گوش نمي‌دهد.
بحث و جدل و حالت تدافعي گرفتن نشانه‌هاي ارتباط بد هستند. ممكن است بدون درك احساسات طرف مقابل، در مقام ضديت با او حرف بزنيد. ممكن است اين پيام را فرافكن بكنيد كه «به حرف شما علاقه ندارم. تنها مي‌خواهم حرف خودم را زده باشم و اصرار دارم كه تو آن را از من بپذيري».
نشانه ديگر ارتباط بد انكار احساسات و به نمايش گذاشتن غير مستقيم آن‌هاست. ممكن است نيش دار و طعنه آميز حرف بزنيد. اين حالت را اصطلاحاً «پرخاشگري انفعالي» مي‌نامند.
پرخاشگري پويا هم ارتباط خوبي نيست. فهرست خصوصيات ارتباط بد، در حكم راهنمايي است كه هنگام برقراري ارتباط بايد از آن پرهيز كنيد. اين فهرست را به دقت بخوانيد.
ممكن است به اين نتيجه برسيد كه از عادات ارتباطي بدي رنج مي‌بريد. اين عادات مي‌تواند از شدت ناراحتي‌هاي شما در برخورد با اشخاص بكاهد.
▪ ويژگيهاي ارتباط بد
۱) حقيقت – اصرار مي‎كنيد كه حق با شماست و طرف ديگر اشتباه مي‎كند.
۲) سرزنش – تقصير را به گردن طرف مقابل مي‎اندازيد.
۳) شهادت – مدعي هستيد كه يك قرباني بي‎گناهيد.
۴) تحقير – طرف مقابل را به صرف اينكه مطابق ميل شما كار نمي‎كند سرزنش مي‎كنيد.
۵) توقع – بي‎آنكه خواسته‌ي خويش را مطرح كنيد خود را شايسته برخورد بهتر مي‎دانيد.
۶) درماندگي – تسليم مي‎شويد و روزنه اميدي نمي‎بينيد.
۷) انكار – عصبي بودن، رنجيده بودن و اندوه خود را انكار مي‎كنيد و حال آنكه وضع ظاهر شما درست خلاف آنرا نشان مي‎دهد.
۸) پرخاشگري انفعالي – يا حرفي نمي‎زنيد يا لحن طنز و تمسخر داريد. درب اتاق را به هم مي‎‎كوبيد و خارج مي‎شويد.
۹) سرزنش خويشتن – به جاي برخورد با مسئله، طوري رفتار مي‎كنيد كه انگار آدم بد و وحشتناكي هستيد.
۱۰) كمك كردن – به جاي توجه به افسردگي، رنجش يا خشم طرف مقابل مي‎خواهيد با حل مسئله به او كمك كنيد.
۱۱) طعنه – كلمات يا لحن صداي شما از خصومت يا تنش حكايت دارند كه نمي‎خواهيد آنرا آشكارا بازگو كنيد.
۱۲) قرباني كردن ديگران – معتقديد كه گرفتاري از ناحيه‌ي طرف مقابل شماست و تقصيري متوجه شما نيست.
۱۳) حالت تدافعي – هر گونه تقصير خود را كتمان مي‎كنيد و مدعي مي‎شويد كه كار شما بي‎اشكال است.
۱۴) پاتك – به جاي تصديق احساسات طرف مقابل، جواب انتقاد او را با انتقاد مي‎دهيد.
۱۵) رد گم كردن – به جاي توجه به مسئله از بي‎عدالتي‎هاي گذشته حرف مي‎زنيدبيا تو جوان 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۵:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]
حرف‌زدن با سكوت!!ما آدم‌ها بيشتر اينطوري هستيم كه منظورمون را با حرف زدن مي‌رسانيم. 
اگر مي‌خواهيم چيزي را به كسي حالي كنيم يا اظهارنظر كنيم يا چيزي را تأييد يا رد كنيم با حرف‌زدن اين كار را مي‌كنيم. در صورتي كه خيلي جاها با حرف نزدن يعني «سكوت كردن» انسان مي‌تونه حرفش را بزنه. سكوت كردن كسي كه قدرت حرف‌زدن ندارد يا حرف‌زدن بلد نيست يا نمي‌دونه كه چه حرفي بزنه، با كسي كه هم قدرت حرف‌زدن دارد و هم حرف‌زدن را بلد است و هم مي‌دونه كه چه حرفي را بايد بزنه خيلي تفاوت داره. 
اگر ياد بگيريم خيلي از پيام ها را تو زندگي روزمره خودمون با سكوت منتقل كنيم آن وقت است كه همانطوري كه هر حرفي يك پيامي دارد و پيامش بستگي به نوع حرف زدن، مقدار آن، حالت گوينده، لحن و تن صدا و ... دارد، سكوت هم همين حالت را پيدا مي‌كند. هر نوع سكوتي يك پيام خاص داره ميان خود ما رسم است كه مثلاً در بعضي موارد مي‌گويند: «سكوت نشانه رضايت است» چنانچه بعضي جاها سكوت علامت ناخرسندي و ناراضي بودن است. 
اگر سكوت كردن را تمرين كنيم خيلي بهتر و سنجيده‌تر و منطقي‌تر مي‌تونيم حرف بزنيم. با حرف‌زدن، زياد نمي‌تونيم به دنياي سكوت وارد بشويم و از اسرارش چيزي بفهميم ولي با سكوت كردن خيلي از اسرار هستي را مي‌تونيم رمزگشايي كنيم. ما آدم‌ها بيش از آنكه نيازمند حرف‌زدن و تمرين‌كردن براي آن باشيم نيازمنديم كه «سكوت كردن» را ياد بگيريم. 
تو فرهنگ دينيمون هم داريم كه خدا نسبت به يك‌سري از چيزها سكوت كرده است، ولي نه اين‌كه فراموش كرده باشد درباره‌اش حرف بزند، بلكه مصلحت نبوده است. حتماً از اين مصلحت‌ها در زندگي ما هم كم و بيش پيش مي‌آيد، بياييد از خدا ياد بگيريم.

نويسنده : پيام شعباني


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۵:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]
راه هاي متفاوت براي مخالفت كردنمي خواهيم ۵ راه منطقي مخالفت كردن را پيشنهاد كنيم.
▪ استفاده از روش مستقيم و ساده:
وقتي شخصي از شما مي‌خواهد كاري را انجام دهيد كه امكان آن وجود ندارد، خيلي مختصر و به دور از هرگونه دليل‌تراشي، مخالفت خود را اعلام كنيد. براي مثال دوستي از شما مي‌خواهد ناهار را با او صرف كنيد. اگر امكان اين كار وجود ندارد خيلي ساده بگوييد: نه، نه، متشكرم. 
▪ روش بازتابي:
رضايت و علاقه‌مندي خود را نسبت به اين پيشنهاد نشان دهيد و به دنبال آن مشخص كنيد در حال حاضر شرايط پذيرش اين درخواست را نداريد. «مي دانم كه مي‌توانيم در حين صرف ناهار مسائل زيادي را با هم حل كنيم و به نقطه نظرات بهتري برسيم اما شرايط موجود، اجازه نمي‌دهد ناهار را با هم باشيم.»
▪ مخالفت همراه با دليل:
دليل كوتاه و واقعي رد تقاضا را بدون پرداختن به حاشيه و ذكر جزئيات، مطرح كنيد.
«نمي‌توانم براي ناهار پيش شما باشم، چون بايد براي فردا كاري را آماده كنم و نياز به وقت دارم.»
▪ در اين روش با مطرح كردن پيشنهادي ديگر در واقع حسن‌نيت خود را به درخواست كننده نشان مي‌دهيد.
«نمي‌توانم امروز، ناهار را با شما باشم اما به نظر شما هفته ديگر براي اين كار مناسب نيست؟!»
▪ مخالفت همراه با پرس و جو براي يافتن كاري ديگر:
راه ديگر اين است كه به درخواست‌كننده نشان دهيم براي انجام امري ديگر آمادگي داريم و رد كردن اين مورد خاص به منزله رد تمام موارد ارتباطي نيست.تهران امروز 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۵:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]
كنترل خود را به ترس ندهيدترس چيست؟ چرا ما مي ترسيم؟ ترس چيزي نيست جز يك احساس و هيجان كه آنرا در ذهن خود مي پرورانيم. و مشكل از آنجا شروع مي شود كه اين احساسات و هيجانها بر زندگي ما اثر نا مطلوب مي گذارند. ما از انجام بعضي كارها وحشت داريم چون مي ترسيم با شكست مواجه شويم. اين ممكن است بخاطر شكستهايي باشد كه واقعاً در گذشته تجربه كرده ايم يا حتي واقعاً چنين شكستي را تجربه نكرده ايم ولي از اينكه ممكن است شكست بخوريم مي ترسيم.
بيشتر مواقع ما از چيزي مي ترسيم كه حتي يكبار با آن روبرو نشده ايم. آيا احمقانه نيست؟ حقيقت اين است كه ما مي توانيم انواعي از شكست ها را در ذهن خود تصور كنيم. آنگاه باور مي كنيم اين شكست ها به حقيقت خواهد پيوست و حتي براي رسيدن به هدف تلاش هم نمي كنيم. و همينجاست كه دچار خطا شده ايم، چون به خاطر يك احتمال حتي از تلاش كردن مي ترسيم. و موفقيت بدون تلاش و كوشش معنايي ندارد.
مارك تواين سخن جالبي در اين زمينه دارد:
«من در زندگي خود سختي هاي زيادي را تحمل كرده ام در حاليكه تعداد كمي از آنها واقعاً رخ داده اند.»
منظور اين است كه بسيار از اين مشقات در ذهن او بوده اند.
اكنون اين سؤال مطرح مي شود كه چه كسي مي تواند واقعاً شكست و موفقيت را تعريف كند؟ آيا شما اين كار را بدرستي انجام مي دهيد؟ آيا شما تعاريف ديگران از موفقيت را قبول داريد؟ بعضي از افراد تعاريف سختگيرانه تري نسبت به ديگران دارند. قبول نداريد؟ براي اين منظور از افراد مختلف سؤال شد شما موفقيت را چگونه تعريف مي كنيد دو تا از جوابها اين گونه بودند:
ــ آلكس گفت: « هر روز صبح كه از خواب بيدار مي شوم و زنده ام و فرصت دارم موفق هستم.»
ــ ولي جف عقيده داشت اگر در سال حداقل ۱ ميليون دلار درآمد داشته باشد موفق است.
آلكس تعريف خود را از موفقيت ساخته است و رسيدن به اين موفقيت نسبتاً ساده است اما جف تا زمانيكه يك ميليون دلار در سال بدست نياورد احساس موفقيت نمي كند. فكر مي كند جف و انسانهايي مانند او چقدر در روز احساس مي كنند شكست خورده اند چون هنوز آن يك ميليون دلار را بدست نياورده اند. البته اشتباه نكنيد من نمي گويم شخص نبايد اهداف بزرگ در زندگي خود داشته باشد بلكه سخن بنده اين است كه هدف خود را با شادي بدست آوريد تا اينكه با احساس رنج بدنبال بدست آوردن سعادت باشيد.
هر چه تعريف شما از موفقيت سختگيرانه تر باشد ترس بيشتري به آن اضافه كرده ايد. پس اجازه ندهيد تعاريفي كه خود ساخته ايد شما را محدود كند. بدتر از همه اين است كه به ديگران اجازه دهيد اين تعاريف را براي شما بسازند.
تعاريف خود را بسازيد. مي توانيد آنرا سخت تر كنيد تا احساس شكست به شما دست بدهد يا آنرا ساده سازيد تا احساس موفقيت كنيد. با اين روش شما ترس كمتري نسبت به اهداف خود در زندگي خواهيد داشت. حال اگر بدانيد كه چه كاري مي خواهيد انجام دهيد شكست نخواهيد خورد. اكنون با اين باور تصور كنيد چه كارهايي مي توانيد در زندگي خود انجام دهيد.
سعي كنيد هر شكستي را مانند يك موفقيت ببينيد. اين كار ساده است چون هر شكستي كه خورده ايد به شما نشان داده كه چه كاري را نبايد انجام مي داديد يا روش جديدي در مقابل شما گشوده است. پس د رحقيقت يك موفقيت كسب كرده ايد. بنابراين به هدف خود نزديكتر شده ايد. به خاطر داشته باشيد گذشته با آينده يكسان نيست. و شكست ديروز مساوي با عواقب ناگوار آينده نيست. فقط بدليل اينكه ديروز يا همين ۵ دقيقه پيش شكست خورده ايد بدين معنا نيست كه قرار است اين شكست دوباره تكرار شود. تنها كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه از اشتباه خود چيزهاي جديد ياد بگيريد و روش خود را عوض كنيد. گذشته همان افكار شما بوده براي رسيدن به موفقيت در آينده. نترس باشيد.ياد بگير دات كام 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۵:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]
هنر گوش كردن را ياد بگيريدكساني كه نسبت به عواطف و احساسات خود از اطمينان بيشتري برخوردارند، كشتي زندگي را با مهارت بهتري هدايت مي‌كنند و شناخت واقعي‌تر و عميق‌تري نسبت به شغلي كه مي‌خواهند انتخاب كنند، دارند. 
سقراط هنگامي‌كه مي‌گويد: "خودت را بشناس" به اين نكته كليدي در هوشياري عاطفي اشاره دارد كه بايد به احساس خود در همان زماني كه در حال وقوع است، آگاهي داشته باشيم. 
به مردم لبخند بزنيد. يك رمز بسيار ساده در هوش اجتماعي وجود دارد و آن لبخند زدن است. 
لبخند انسان، منعكس كننده‌ي گرما، اعتماد، رفتار مثبت و خوشحالي است و ضمناً باعث مي‌شود ديگران هم جذب شما شوند. 
يك ضرب المثل چيني مي‌گويد: كسي كه چهره خندان ندارد، نبايد كسب و كار راه بيندازد. 
بدن شما بدون اداي حتي يك كلمه با مردم و محيط پيرامون ارتباط برقرار مي‌كند. بدن شما ابزار فوق العاده اي است كه دايماً در حال اجراي موسيقي ارتباط است. اگر نواختن اين ساز را ياد بگيريد، پاداش اجتماعي بزرگي را دريافت مي‌كنيد. بدن در هر حالتي كه باشد شاد يا غمگين، خوش هيكل يا بدهيكل، در حالت تدافعي يا منفعل يا در موضع قدرت، به هر حال حرف مي‌زند. مسلماً ديگران هم با همين زبان با شما ارتباط برقرار مي‌كنند. اگر قانون زبان غيركلامي‌را بشناسيد مي‌توانيد افكار و اعمال ديگران را نسبتاً دقيق پيش بيني كنيد و هوش اجتماعي تان را ارتقا بخشيد. 
هنر گوش كردن را ياد بگيريد. افرادي كه هوش اجتماعي دارند، زياد حرف نمي‌زنند، بلكه زياد گوش مي‌كنند. بايد همواره به ياد داشته باشيم كه ما يك دهان داريم و دو گوش. در واقع گوش كردن به حرف‌هاي طرف مقابل يكي از بهترين و مؤثرترين راه‌هايي است كه نشان مي‌دهد او براي ما جالب است وقتي چنين رفتاري را بروز دهيم، آن شخص هم نسبت به ما واكنش نشان مي‌دهد. 
به خاطر داشته باشيد كه مغز شما همواره اولين ارتباط را مورد توجه ويژه قرار مي‌دهد. در واقع مغز به طور طبيعي چيزهايي را كه بعد از اولين بار مي‌بيند ياد مي‌گيرد و به مراتب بهتر به خاطر مي‌آورد تا چيزهايي را كه بعد از اولين بار مي‌بيند. افرادي كه هوش اجتماعي خوبي دارند، هميشه در اولين برخورد و آشنايي در ميهماني‌ها و محافل، تأثيري گرم و مثبت روي ديگران مي‌گذارند.خبرگزاري ايسنا 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۵:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]
۸ اتيكت اخلاقي براي ميهماني رفتن۱) هيچگاه ميزبان و ساير ميهمانان او را ناديده نگيريد.
گاهي پيش مي آيد كه ميزبان از دو دوست در يك زمان دعوت به عمل مي آورد كه معمولاً اين دو نفر كه بسيار با هم صميمي هستند، حرف هاي زيادي براي گفتن به يكديگر دارند. از اينرو، در ميهماني خودشان به كناري نشسته و مشغول صحبت كردن و گپ زدن مي شوند و ساير ميهمانان و ميزبان را فراموش مي كنند. در چنين موقعيت هايي ميزبان احساس خواهد كرد كه فقط نقش گارسن اين دو نفر را دارد.
۲) از زمزمه كردن و در گوشي حرف زدن خودداري كنيد.
اين عمل زشت كه معمولاً توسط بچه ها انجام مي شود، واقعاً خارج از ادب است. متاسفانه برخي زن و شوهرها عادت دارند كه در جمع و ميهماني صحبت هايي را هر چند كم به صورت زمزمه وار بين خودشان رد و بدل كنند. گرچه اين حرفها ممكن است واقعاً درمورد مزه ي بد سوپ يا اضافه وزن ميزبانشان نباشد، اما باز هم كاري نادرست و بي ادبانه است.
۳) نظرات پرخاشگرانه و توهين كننده درمورد بچه ي ميزبانتان را براي خودتان نگاه داريد (حتي اگر حقشان باشد).)
بعنوان پدر يا مادر، ممكن است گاهي كارهاي فرزندانمان را غير قابل تحمل بدانيم و از دست آنها عصباني شويم و بخواهيم رفتاري كه با فرزندان خودمان داريم، با فرزندان صاحبخانه و ميزبان نيز انجام دهيم. اما بهتر است بدانيد كه معمولاً مردم با كساني بيشتر رفت و آمد مي كنند و صميمي مي شوند كه با همه ي اعضاء خانواده ي آنها مودب هستند و خوشرفتاري مي كنند.
۴) هيچوقت از دستپخت ميزبان ايراد نگيريد.
در واقع چاپلوسي كردن و تملق در مورد دستپخت صاحبخانه هميشه تاثير مثبت دارد و كارساز است. 
۵) هيچوقت طوري وانمود نكنيد كه بي صبرانه قصد رفتن داريد، حتي اگر كودكانتان نيز بهانه گيري كنند.
بعضي افراد هميشه در عجله هستند. به ميهماني تولد يكي از آشنايان كه مي روند، تند و تند غذايشان را مي خورند، چايي را پشت آن مي نوشند و بي صبرانه عزم رفتن مي كنند. اين واقعاً نشان بي نزاكتي است و مطمئناً به صاحبخانه بر مي خورد. اگر شما ميزبانيد، هميشه بايد برنامه اي داشته باشيد كه اين افراد عجله اي و كم طاقت را نيز سر ذوق بياور. غذا را زود سرو كنيد و براي ميهمانانتان سرگرمي هاي ويژه مهيا كنيد تا حوصله شان سر نرود.
۶) سؤالهاي خصوصي بي مورد نپرسيد (مثلاً جزئيات مربوط به درآمد صاحبخانه).
پرسيدن سؤالات بي مورد گاهي ممكن است باعث رنجش ميزبان شود و گاهي ممكن است او دوست نداشته باشد اطلاعات زيادي در مورد خود و خانواده اش در اختيار همه قرار دهد. پس از اين به بعد وقتي مهمان خانواده اي بوديد كه هفت، هشت تا بچه داشت، ديگر سوال نكنيد كه "باز هم بچه مي خواهيد؟"
۷) قدرداني از دعوت و زحمت ميزبانانتان فراموشتان نشود.
درست است كه ميزبان معمولاً تعارفات زيادي مي كند، ولي بدانيد كه براي دعوت شما متحمل وقت و هزينه زيادي شده است. هرچند با رضاي قلبي آنها بوده باشد، اما شما نيز بايد به عنوان ميهمان وظيفه ي خود را تشكر از زحمات ميزبان است، به خوبي انجام دهيد.
۸) تشكر نكردن نشانه ي بي ادبي است.
تشكر به صورتهاي مختلفي انجام مي گيرد: نوشتاري، گفتاري، و يا حتي اهداء يك هديه كوچك وقتي به خانه ي كسي مي رويد. تشكر كردن از ميزبان به خاطر دعوتش جزء مهم ميهماني رفتن و نشانگر شخصيت شماست. اين كار شما باعث مي شود كه ميزبان روحيه ي بهتري هم براي پذيرايي از شما پيدا كند.
بدانيد كه هيچ چيز با تصادف و شانس صورت نمي گيرد. انجام هر كاري نيازمند تمرين و دقت فراوان است. براي اينكه بدانيد در موقعيت هاي مختلف بايد چگونه رفتار كنيد، ميتوانيد هم از ديگران كمك بگيريد و هم رفتار بزرگان را مطالعه كنيد. اگر بتوانيد كه با رويكرد برنده- برنده مذاكره را آغاز مي كنيد و به خواسته هاي طرف مقابل گوش مي دهيد، حل خلاق مساله به شما كمك مي كند راه حلي را بيابيد كه نياز هر دو طرف را تامين مي كند. مذاكره صرفا ابزاري براي دستيابي به بالاترين مبلغ در قرارداد نيست.
۴) حوصله. تمام مذاكره ها زمان بر هستند. دستيابي به راه حلي كه براي هر دو طرف مفيد باشد مستلزم تهيه چندين پيش نويس، مذاكره هاي گوناگون و بررسي هاي مختلف در زمينه موضوع مورد مذاكره است. اما هنگامي كه طرف مقابل مي بيند حاضر هستيد زمان كافي صرف زمينه سازي مذاكرات كنيد و به او هم فرصت فكر كردن مي دهيد به انعقاد قرارداد تمايل پيدا مي كند. به اين طريق رابطه اي بلندمدت و سودبخش براي هر دو طرف برقرار مي شود.
۵) تحقيق. زماني كافي را صرف تحقيق درباره كسب و كار مشتري يعني طرف مذاكره خود كنيد. با اين روش يك قدم در درك نيازها، خواسته ها و موارد نگراني طرف مقابل جلو هستيد و مي توانيد راه حل درست را كه به نفع هر دو شماست بيابيد.
۶) اعتماد. كليد مذاكره موفق است. اگر طرف مقابل ترسي را در شما مشاهده كند به اين نتيجه مي رسد كه نسبت به كالا يا محصولي كه ارايه مي كنيد اعتماد و اطمينان لازم نداريد.
۷) دانستن زمان پايان مذاكره. مسلما تمام مذاكرات به تحقق وضعيت برنده- برنده منجر نمي شود. گاه بهتر است از ادامه مذاكره صرف نظر كنيد، اما مهم تر از آن اين است كه براي پايان مذاكره آماده باشيد.هنگامي كه مذاكره يك بايد است عملا مقداري از قدرت شما كم مي شود. با رويكردي مثبت و تمايل به دستيابي به هدف وارد مذاكره شويد اما همواره بدانيد كه ممكن است تلاش هايتان بدون نتيجه باشد. در اين موارد هيچ گاه ارتباط كاري خود را با مشتري به طور كامل قطع نكنيد. زيرا ممكن است پس از مدتي با تغيير شرايط مذاكره بعدي موفقيت آميز باشد.روزنامه سرمايه 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۵:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.