مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4551
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 12
همه : 5165514

عقدة حقارتآلفرد آدلر معتقد است كه انسان با حقارت زاده مي‌شود. براي آدلر حقارت نه تنها بخشي از ذات و هستي انسان است بلكه عامل تعيين كننده در تعريف هويت او قلمداد مي‌شود. آدلر پس از آزمايشات بسيار به اين نكته پي برد كه ۹۵% از مردم خود را در مقايسه با ديگران بي‌كفايت مي‌بينند. 
او دريافت كه نگاه انسان به خود و يا به عبارت ديگر ارزشيابي خويش در غالب موارد حالتي منفي دارد. انسان در توصيف خود در اكثريت موارد، نكات ضعف، منفي و تاريك وجودش را مي‌بيند و از اين رو خود را حقير و درمانده مي‌يابد. اما بجاست كه ريشه‌هاي حقارت را برشماريم و به پيامدهاي آن بپردازيم و در نهايت از خود بپرسيم كه چگونه مي‌توان برخوردي منطقي با آن داشت.
● ريشه‌هاي حقارت
▪ روابط والدين با فرزندان:
كودكاني كه در محيطي پر از شماتت و نكوهش بزرگ شده‌اند از حس حقارتي عميق رنج مي‌برند. آنان به علت جملات سرزنش‌آميز مداوم والدين، در اين باور تثبيت شده‌اند كه ديگر ارزشي ندارند.
اعتقاد به بي‌ارزشي و عدم كفايت همچون بيماري سرطان به تمام ابعاد وجود فرد منتقل مي‌شود وشخص حتي به هنگام بلوغ سني و فكري باز بر اين باورست كه بي‌ارزش است. لازم به يادآوري است كه گاه والدين مي‌توانند با محبت افراط‌گونة خود چنان محيط استريلي براي كودك بسازند كه او هرگز مجال رويارويي با زندگي واقعي را نداشته باشد. 
در واقع محبت بيش از حد والدين چشمان كودك را بر حقايق زندگي مي‌بندد و به كودك مي‌قبولاند كه دست يافتن به هر چيز، سخت ساده است. پر واضح است كه به هنگام تجربه، چنين مدينة فاضله‌اي فرو مي‌پوشاد و شخص خود را كاملاً عاجز، ناتوان و حقير مي‌يابد.
▪ بـاورهاي غلط: 
اگر ما "كسب قـدرت"، "داشتن ثروت" و "برخـورداري از تـوانايي" را ارزش قلمداد كنيم و زندگي خود را حول به‌دست آوردن آنها جهت دهيم، لاجرم در نرسيدن به چنين اهدافي احساس حقارت مي‌كنيم. بايد بدانيم كه چنين ارزش‌هايي در واقع ضد ارزشند چون ريشه‌هاي حقارت و عدم كفايت را در ما تقويت مي‌كنند.
▪ گنـــاه: 
مسيحيان بر اين باورند كه جدايي انسان از خدا و دور شدن از سرچشمة محبت و فيض الهي عامل اصلي حقارت انسان است. انسان با ناديده گرفتن خدا، خود را از بزرگ‌ترين منبع لطف و تأييد جدا مي‌سازد و در فضايي عاري از خدا تنها نظاره‌گر عدم كفايت خود در قياس با ديگران مي‌گردد. 
▪ الهيات غلط: 
گـــاه مسيحيان به اشتباه مي‌پندارند كه هرچه بيشتر خود را در حضور خــدا محكوم و حقير ببينند، خداوند از آنها خشنودتر مي‌شود. آنان دائماً در حال بيان گناهان و بي‌كفايتي خود به خدا هستند. براي آنها خداوند همچون شخصي است كه چوب تنبيه خود را مرتب بر سر آنان مي‌كوبد، به‌خصوص هنگامي كه نسبت به خود احساس خوبي دارند.
دردناك‌تر آنكه آنان چنين رويكردي را عين فروتني مي‌دانند و حقارت خود را ارزش قلمداد مي‌كنند. اما فروتني با تحقير خود هيچ همخواني ندارد. فروتني اتكا توام با شادي به خداست و نه محكوم كردن و محكوم ديدن غم‌انگيز خود در برابر خدا.
● تأثيرات حقارت
▪ انـزوا و احساس دوست نـداشتني بـودن: فـرد به‌علت حقارت مي‌انديشد كه كسي مشتاق ارتباط با او نيست و او دائم در حال تحميل كردن خود به ديگران است.
▪ احساس ضعف بسيــار: شخصي كــه از حقارت رنج مي‌برد حس ناتوانايي عميقي دارد و اعتماد به نفسش به‌شدت پايين است.
▪ خلاقيت پايين: حقارت اجازه نمي‌دهد كه توانايي‌ها و استعدادهاي شخص تجلي يابند.
▪ گـرايش به حساسيت بالا و زودرنجي: شخص حقارت زده مرتب از ديگران مي‌رنجد زيرا 
فكر مي‌كند كه آنها با رفتار و جملات خود در پي آزار او هستند. او جهان را محيطي ناامن مي‌يابد كه بايد در برابر آن هميشه حالت دفاعي داشت.
▪ عـدم بـاور تعريف و تمجيد ديگران: حقارت باوري نمي‌گذارد كه ما تحسين ديگران را از خود باور كنيم چرا كه عميقاً خود را بي‌ارزش مي‌پنداريم.
▪ هميشـه تسليـم ديگران بودن: حقارت باوري نمي‌گذارد كه ما نظر خود را ابراز كنيم زيـرا براي آن ارزشي قائل نيستيم.
● برخورد با حقارت 
▪ نـگاه درست بـه خدا و تعمق در كلام او:
كتـاب‌مقدس بـه‌وضوح تعليـم مي‌دهـد كـه خداوند پدر ماست. او همچون پدري سرشار از عشق و توجه و محبت با نگاهي مملو از تأييد به ما نظر دارد. داشتن ديدگاهي درست نسبت به چنين خداي مهربان و تجربة محبت بي‌قيد و شرط او بزرگ‌ترين پادزهر حقارت و درماندگي است.
▪ نـگرش واقع‌بينـانه بـه خـود: 
هيچ انساني تنهـا مجموعـه‌اي از ضعف‌ها و نكات منفي نيست. اگر ما خود را صرفاً ضعف و شكست مي‌بينيم بايد ديدگاه خود را با واقعيت منطبق سازيم. واقعيتي كه نكات مثبت ما را نيز مي‌بيند.
▪ نياز به مشاوره: گاه نياز داريم كه با شخص آگاهي پيرامون حقارت خود سخن بگوييم و گره‌هاي دوران كودكي و يا تجارب ناگوار خود را براي او باز گوييم. مشاوره‌اي درست به ما كمك مي‌كند تا به اصلاح اطلاعات غلط دريافتي خود بپردازيم و شروعي تازه را تجربه كنيم.
▪ نيـاز بـه تعلق گـروهي: شخصي كـه درگير حقارت است نمي‌تواند بر مشكل خود در انزوا و تنهايي غلبه يابد. او بايد به جمعي متعلق باشد كه در آن محبت و تشويق را تجربه كند. مسيحيان بر اين باورند كه كليسا چنين فضايي را به‌وجود مي‌آورد. فضايي كه در آن محبت الهي سبب پذيرش ديگران و همچنين خودمان است.نويسنده كلوين كلر مترجم افشين لطيف زاده مجله الكترونيكي بهار ايران 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]
عزت نفس!همه ما يك تصوير ذهني از خودمان داريم، اينكه چه هستيم، چه تفكراتي داريم، چه توانايي‌ها و نقاط قوتي داريم و در چه مواردي ضعيف هستيم. اين تصوير از زمان كودكي شكل مي‌گيرد و در طول زمان تغيير مي‌كند. تصوير ذهني، همان تصويري است كه ما از خودمان داريم. بيشتر تصورات ما درباره خودمان، در نتيجه تعاملات و ارتباطات با ديگران و طي تجربه‌هاي زندگي‌مان شكل مي‌گيرد و در نهايت بر عزت نفس ما تاثير مي‌گذارد. افر‌ادي داراي عزت نفس، در مورد خودشان احساس خوبي دارند، ارزش خودشان را درك مي‌كنند و به توانايي‌ها، مهارت‌ها و هنرهايشان افتخاري مي‌كنند. در مقابل افراد داراي عزت نفس كم، ممكن است احساس كنند هيچ كس آنها را دوست ندارد، مورد قبول ديگران نيستند و نمي‌توانند در هيچ زمينه‌اي پيشرفت كنند. نكته ناراحت كننده اين است كه افراد با عزت نفس كم، معمولا كارهاي مفيد و بزرگي انجام مي‌دهند اما نمي‌توانند كارهايي كه انجام مي‌دهند را ببينند چون تصوير ذهني‌شان اين طور شكل گرفته كه توانايي‌هايشان را ناديده بگيرند. نكوهش و سرزنش فقط از طرف ديگران نيست بعضي‌ها يك نكوهش‌گر دروني دارند، يك صدايي از درون كه در هر كاري آنها انجام مي‌دهند به دنبال نقص و عيب و ايراد مي‌گردد. شنيدن اين نداي دروني به اندازه سرزنش‌هاي ديگران مي‌تواند عزت نفس را دچار مشكل كند. آنها نمي‌دانند اين سرزنش‌ها چه تاثير بدي بر عزت نفسشان مي‌گذارد. وقتي سرزنش‌هاي دروني شما را تحقير مي‌كند و مي‌گويد: «لازم نيست تلاش كني چون موفق نمي‌شوي»، به اين فكر كنيد كه اين ندا از درون شما مي‌آيد و مي‌توانيد آن را تحت كنترل قرار دهيد. تصميم بگيريد آن را تغيير دهيد و نداي دروني مفيد و سازنده‌اي داشته باشيد مثل اين جمله «من قادر به انجام هر كاري با توكل بر خداوند هستم، من مي‌توانم كاري را كه شروع كردم به بهترين شكل به اتمام برسانم.» 
عزت نفس به شما اين امكان را مي‌دهد كه خودتان را آن طور كه هستيد بپذيريد و از زندگي لذت ببريد. افراد با عزت نفس بالا، در خانواده، كار و تحصيلات موفق‌ترند و راحت‌تر مي‌توانند با ديگران ارتباط برقرار كنند در ضمن به راحتي مي‌توانند با مشكلات‌ كمبودها و نااميدي‌ها بهتر كنار بيايند، اين افراد هدفي را كه انتخاب نموده‌اند رها نمي‌كنند تا در آن موفق شوند. كسب عزت نفس ممكن است نياز به تلاش و تمرين داشته باشد اما مهارتي است كه در زندگي ياد خواهيد گرفت. براي تقويت عزت نفس خود بايد با خود صادق باشيد. به اشتباهات خود به عنوان فرصتي براي يادگيري نگاه كنيد، قبول كنيد كه شما هم مانند هر فرد ديگري ممكن است اشتباه كنيد، نظرتان را با شجاعت اعلام كنيد و از گفتن آن نترسيد. به ديگران كمك كنيد. زيرا اين احساسي كه شما مي‌توانيد و قادر هستيد به ديگران كمك كنيد و تغيير مثبتي در زندگي آنها ايجاد كنيد عزت نفستان را بالا مي‌برد.روزنامه رسالت 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]
عزت نفس و كودكاندر دوره كودكي كه از مهمترين دوره هاي زندگاني بشر است گذشته از زمينه ارثي, محيط نقش بسزايي در تربيت كودك دارد و نخستين محيطي كه كودك در آن زندگي را آغاز مي كند, خانواده است. والدين به خصوص مادر نقش به سزايي در تربيت كودك دارند از ديد اسلام كودكان بر اساس فطرت پاك خود زمينه پذيرش خير, نيكي و تربيت اسلامي شكوفا كردن زمينه هاي فطري كودكان مي باشد و هر گونه انجراف از فطرت بر اساس تقصير يا قصور والدين صورت مي گيرد. "كل مولد يولد علي الفطره حتي يكون ابواه يهودانه و ينصرانه و يمجسانه[۱]" هر فرزندي بر اساس فطرت سليم اسلامي زاده مي شود و اين پدر ومادرند كه او را به يهوديت, نصرانيت و مجوسيت سوق مي دهند. فرزندان در ديدگاه اسلام حقوقي دارند كه پدر و مادر بايستي آنها را مراعات كنند مانند حق تربيت, نام نيكو و .... 
● روش هاي ايجاد كرامت در كودكان: 
۱) ناميدن كودك به اسامي نيكو:
پيامبر اكرم (ص) فرمود: "يا علي حق الولد علي والده ان يحسن اسمه و ادبه[۲]گ ياعلي انتخاب اسم خوب و ادب حقي است كه هر فرزند به پدر خود دارد. 
۲) احترام به كودك: 
در جامع الاخبار آمده است "اذا سميع الولد فاكر مواله واوسعواله في امجالس و لا تقبحو اله وجها[۳]" وقتي كه نام فرزندان را مي بريد او را گرامي بداريد و جاي نشستن را براي او توسعه دهيد و نسبت به او روترش نكنيد . پيامبر در اين حديث موضوع احترام فرزندان را به اولياء گوشزد مي كند زيرا كودكي كه مورد بي اعتنايي و توهين ديگران قرار گيرد دچار حس حقارت و خود كم بيني مي شود تمام افراد انساني از توهين و هتك حرمت و زايل شدن شخصيت هود ناراحت مي شوند انسان تمنا و آرزوي احترام دارد و اگر براي او اهميتي قايل نشود دچار ناراحتي هاي رواني نظير حقارت مي شود و اين عارضه در كودكان كه عاطفي تر و حساس تر هستند به شكل بارزتري نمود پيدا مي كند راجرز احترام بدون شرط به كودكان را اساس تشكيل عزت نفس در آنان مي داند (شاملو, ۱۳۷۸, ص ۱۱۴). 
۳) محبت و ترحم به كودكان: 
نياز به دوست داشتن از نيازهاي رواني كودك است دوست داشتن يعني قبول او به عنوان يك انسان ارزشمند نزد والدين, و اين قبول داشت به عزت نفس منجر مي شود. از جمله اموري كه محبت به كودكان را مي رساند و بوسيدن آنهاست. ترحم به كودكان انجام وعده موجب احساس شخصيت در آنان مي شود چرا كه به او اهميت داده و براي وعده هايي كه به او داده شده اهميت قايل شدن براي تو را مي رساند و اين مساله در پرورش عزت نفس او موثر است. 
۴) عدم تحميل بي جا به كودك:
اگر انتظارات والدين ما فوق طاقت كودكان باشد و بر آنان تحميل شود, عزت نفس آنان كاهش مي يابد زيرا در مقابل كاري كه خارج از اتوان اوست دچار شكست شده و به دنبال اين شكست عزت نفس او كاهش مي يابد و بايد كودك را به عنوان يك كودك پذيرفت, بر توانايي هاي او ارج نهاد و از آنچه در توان او نيست صرف نظر كرد تا او به سركشي, دروغ و .... كه از پيامدهاي ذلت نفس است دچار نشود. 
۵) عدم تنبيه به خصوص تنبيه بدني:
انسان جايز الخطاست و كودك به دليل رشد عقلي كافي, نداشتن تجربه و محدود بودن ميزان يادگيري هايش دچار خطاي بيشتري مي شود. اسلام با نهي از تنبيه به خصوص تنبيه بدني راه را براي بروز احساس حقارت مي بندد. 
علي (ع) فرمود: "لا تضربه و اهجره و لا تطل[۴]" فرزدن را مزن و براي ادب كردنش از او قهر كن ولي مواظب باش قهرت طولاني نشود و زود آشتي كن. 
۶) رعايت مساوات و عدم تبعيض بين كودكان:
اگر بچه ها خلاف اين را احساس كنند يعني پدر و مادر در بذل توجه, مساوات را رعايت نكنند از يك طريف موجبات حسادت و كينه را از طرفي باعث مي شود و از طرفي باعث حقارت و ذلت را فراهم مي سازند. پيامبر اكرم (ص) مي فرمود: "اعدادا بين اولادكم كما تحبون ان يعدلوا بينكم في البر و اللطف[۵]" ميان فرزندان به عدالت رفتار كنيد همان طور كه دوست داريد در نيكي و لطف نيز بين شما به عدالت رفتار شود. 
۷) سلام كردن به كودكان: 
پيامبر اكرم (ص) خود هميشه به كودكان سلام مي كرد زيرا اين امر موجب ارزش گذاري به كودكان و بالا بردن عزت نفس در آنان مي گردد.سحر ميرشاهي مدير سايت - مهندس علوم و صنايع غذايي فارغ التحصيل دانشگاه شهيد چمران اهواز ۱. سفينه البحار- جلد ۲- ص ۳۷۳ ۲. وسائل اشيعه- ج ۵- ص ۱۱۵ ۳. جامع الاخبار- ص ۱۲۴ ۴. بحار النوار- ج ۲۳- ص ۱۱۴ ۵. محجه البيضاء- ج ۲- ص ۶۴ http://www.onlinesunmed.com/ravanshenasi/۱۳.html بانك مقالات فارسي 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]
عزت نفس در نوجوانانهمه افراد بشر به يك ارزشيابي ثابت و استوار از خود، يا عزت نفس، نيازمندند (آبراهام مرلو)
مسئله عزت نفس و مقوله خود ارزشمندي، از اساسي ترين عوامل در رشد مطلوب شخصيت كودكان و نوجوانان است. برخورداري از اراده و اعتماد به نفس قوي، قدرت تصميم گيري و ابتكار، خلاقيت و نوآوري، سلامت فكر و بهداشت رواني، رابطه مستقيمي با ميزان و چگونگي عزت نفس و احساس خود ارزشمندي، فرد دارد. امروزه در اصلاح و درمان بسياري از اختلالات شخصيتي و رفتاري كودكان و نوجوانان نظير كمرويي و گوشه گيري، لجبازي و پرخاشگري، تنبلي و كندروي به عنوان اولين يا مهمترين گام به ارزيابي و پرورش احساس عزت نفس، تقويت اعتماد به نفس و مهارتهاي فردي و اجتماعي آنان مي پردازند. براي اينكه كودكان و نوجوانان بتوانند از حداكثر ظرفيت ذهني و توانمندي هاي بالقوه خود بهره مند شوند مي بايست از نگرشي مثبت نسبت به خود و محيط اطراف و انگيزه اي غني براي تلاش برخوردار شوند. بدون ترديد نوجواناني كه داراي احساس خود ارزشمندي و عزت نفس قابل توجهي هستند نسبت به همسالان خود در شرايط مشابه، پيشرفت تحصيلي و كارآمدي بيشتري از خود نشان مي دهند و نيز از ويژگي هاي صاحبان تفكر واگرا و افراد خلاق، داشتن اعتماد به نفس و احساس خود ارزشمندي بسيار بالاست لذا پرورش احساس عزت نفس در كودكان و نوجوانان از مهمترين وظايف خانواده و دست اندركاران تعليم و تربيت است كه دراين ارتباط بيشترين نقش بر عهده الگوي رفتار است.
● تعريف عزت نفس:
عزت نفس از (خودپنداره) متفاوت است. خود پنداره عبارت است از مجموعه ويژگي هايي كه فرد ممكن است براي توصيف خويش به كاربرد مثلا خود را دوست حسين، علاقمند به داستان هاي علمي، فوتباليست خوب يا... بداند كه اينها محتواي خود پنداره را تشكيل مي دهند و اما عزت نفس عبارت از ارزشي است كه اطلاعات درون خود پنداره، براي فرد دارد و از اعتقادات فرد و برخورد تمام صفات و ويژگي هايي كه در او هست ناشي مي شود.
اگر نزد يك كودك دانش آموز ممتاز بودن ارزش زيادي داشته باشد ولي خودش دانش آموز متوسط يا ضعيف باشد، وي از پايين بودن عزت نفس خود رنج مي برد با اين وجود ممكن است توانايي بدني و محبوبيت همين كودك در ميان همسالانش بيشتر از توانايي تحصيلي اش باشد. حال اگر در هر دو زمينه ممتاز باشد عزت نفسش بالا خواهد بود.
پس عزت نفس هر فرد براساس تركيبي از اطلاعات عيني در مورد خودش و ارزشهاي ذهني كه براي آن اطلاعات قائل است بنا نهاده مي شود. انسان اگر در زندگي هيچ چيز نداشته باشد اما داراي عزت نفس باشد همه چيز بدست خواهد آورد وبرعكس اين گفته نيز صادق است اما اين عزت نفس چگونه بوجود مي آيد. استوار (۱۹۷۹) فرمولي براي عزت نفس تهيه نموده است: نوزاد پس از تولد بطور فزاينده اي از وابستگي و ناتواني خود و نياز به بزرگسالان آگاه مي شود. اگر نوزاد در خانواده اي متولد شده باشد كه آن خانواده پذيرنده وي باشد و او را مورد محبت نوازش و علاقه قرار دهند به تدريج در طي رشد و تكامل خود احساس ارزشمندي مي كند و والدين را به عنوان موضوعهاي خوب، دروني مي سازد.
بر اثر تكرار تائيد و تصديق هاي بيروني، حس ارزشمندي در خود، دروني مي شود حال اگر اين نوزاد در خانواده اي به دنيا آمده باشد كه مورد پذيرش و نوازش قرار نگيرد از همان ابتدا دچار احساس فقدان ارزشمندي مي گردد و اين نقيصه طي فرآيند رشد رواني به گونه هاي مختلف بر رفتار فرد تأثير مي گذارد.
در پي مطالعاتي كه توسط (اليسون) انجام شد مشخص گرديده كه از دست دادن حس كنترل و ايجاد نارضايتي فردي يكي از جنبه هاي مشخص عزت نفس پايين بوده است. در بررسي هايي كه بر روي افراد داراي عزت نفس پايين صورت گرفته علائمي چون:
▪ شكايات جسماني،
▪ افسردگي و اضطراب،
▪ كاهش سلامتي عمومي بدن
▪ بي تفاوتي و احساس تنهايي،
▪ تمايل به استناد شكست خود به ديگران،
▪ عدم رضايت شغلي و كاهش عملكرد،
▪ عدم موفقيت آموزشي گزارش شده است.
همچنين افرادي كه داراي عزت نفس مي باشند از ويژگيهاي ذيل برخوردارند:
۱) مستقل عمل مي كند: 
در مورد مسايلي كه چون استفاده از وقت، پول، حرفه، لباس و مانند اين ها دست به انتخاب و تصميم گيري ميزند.
۲) مسئوليت پذير است: 
سريع و بااطمينان عمل مي كند. مسئوليت كارهاي روزمره خود نظير شستن البسه و نظافت خانه و كارهاي شخصي را خود انجام ميدهد.
۳) به پيشرفت هايش افتخار مي كند: 
هنگامي كه از پيشرفت هايش سخن به ميان مي آيد با مسرت تصديق مي كند و حتي به سبب آنها گاه از خود تعريف مي كند.
۴) به چالش هاي جديد مشتاقانه روي مي آورد: 
مشاغل ناآشنا و آموزشهاي جديد توجهش را جلب مي كند و او با اطمينان، خود را درگير آنها مي كند.
۵) دامنه وسيعي از هيجانات و احساسات را نشان مي دهد: 
مي تواند راحت قهقهه بزند، فرياد بكشد، به گونه اي ارتجالي محبتش را بروز دهد و به طور كلي هيجانهاي مختلفي را ابراز مي كند.
۶) ناكامي را به خوبي تحمل مي كند: 
هنگام رويارويي با ناكامي مي تواند واكنش هاي گوناگوني نظير شكيبايي، خنديدن به خود، حرف زدن و غيره از خود نشان دهد و قادر است از آنچه موجب ناكامي اش است سخن گويد.
۷) احساس مي كند مي تواند ديگران را تحت تأثير قرار دهد. از نفوذي كه بر افراد خانواده، دوستان و حتي معلمان و... دارد مطمئن است.
● عزت نفس پسران و دختران نوجوان:
بطور كلي ميزان عزت نفس در طول دوران نوجواني به همراه سن افزايش مي يابد البته بين دختر و پسر، از نظر تحول عزت نفس تفاوتهايي وجود دارد. براساس يكي از جديدترين تحقيقات كه بر روي ۳۰۰۰ نوجوان انجام گرفته است دختران نوجوان در مقايسه با پسران نوجوان، عزت نفس ضعيف تر و انتظارات زندگي پايين تري دارند و از نظر اعتماد به نفس و اعتماد به تواناييهاي خود نيز در سطح پايين تري قرار دارند. در دبستان اكثر دختران اعتماد به نفس دارند ،خود را تاييد مي كنند و درباره هويت خود ديدي مثبت نشان مي دهند. اما در آغاز نوجواني كمتر از يك سوم آنها اين ادراك را حفظ مي كنند. البته در مورد عزت نفس پسران نيز افت ديده مي شود اما نسبت هاي آنان متفاوت است. مثلا ۶۷ درصد پسران دبستاني اظهار مي دارند كه از آنچه هستند راضي اند درحالي كه در سطح دبيرستان، ۴۶درصد پسران اين پاسخ را مي دهند. درمورد دختران اين نسبت به ترتيب ۶۰و ۲۹درصد به نظر مي رسد كه البته به تدريج كه كودكان به سوي نوجواني ميروند ممكن است دريابيم كه پذيرش اجتماعي توسط همسالان بطور فزاينده اي نقش مهمي در شكل گيري عزت نفس كلي نوجوانان دارد.
● راههاي ايجاد اعتماد به نفس در دانش آموزان
۱) تا جائي كه امكان دارد به دانش آموزانتان فرصت انتخاب بدهيد.
۲) رفتار محترمانه اي با دانش آموزان خود داشته باشيد او را جدي بگيريد با او به مانند يك كودك رفتار نكنيد.
۳) بزرگ شدن او را مورد تمجيد و تعريف قرار دهيد.
۴) آزادي هاي لازم را بدون سرزنش در اختيارش بگذاريد (درحد متعادل و متعارف) 
۵) افكار و احساسات او را به رسميت بشناسيد.
● نكات قابل توجه جهت تقويت اعتماد به نفس و عزت به نفس نوجوانان:
۱) توجه معلمان به ويژگي هاي رشد در دوران بلوغ و ابعاد مختلف تغييرات روحي و جسمي نوجوانان در اين مرحله.
۲) آشنايي و شناخت كامل نيازهاي اين مرحله از سن از جمله نياز به سازگاري با تغييرات بدني و نياز به رهايي از وابستگي و قيدهاي كودكانه، نياز به بدست آوردن استقلال، نياز به معاشرت و دوستي، نياز به مهرورزي و مهرطلبي، نياز به خودنمايي ومهم جلوه كردن، نياز به مقبوليت و ستايش.
۳) ارضاء درست برخي از نيازهاي عاطفي از قبيل نياز به محبت، مقبوليت و مهم شدن.
۴) آموختن روش صحيح ارضاء برخي از نيازها به نوجوان.
۵) تصميم و القاي اين فكر كه نوجوان بايد سطح توقعات خود را به اندازه امكاناتش محدود كند.
۶) هدايت نوجوان در جهت يافتن راه صحيح براي برآوردن نيازها و تعيين حدود براي توقعاتش
۷) ابراز محبت و دوستي با نوجوان در تمام اوقات به ويژه در هنگام بروز رفتارهاي متناقض و گرايش هاي متضاد وي.
۸) استفاده از نظرات و راهنمايي مشاوران متخصص در رابطه با مشكلات مختلف نوجوان.
«با يكي يا دو كس مشاوره كن
در اموري كه پر خطر بيني
كز يك آئينه پيش رو نگري
وز دو آينه پشت سر بيني»
(سعدي)
۹) گوش دادن با علاقه به سخنان نوجوان و پرهيز از مسخره كردن آنها و توجه به روياهاي آينده او.
۱۰) تقويت نيروي ايمان و استفاده از اين نياز نوجوان جهت جلوگيري از لغزش و كجروي و كاهش اضطراب و تقويت اتكا به نفس توسط راهنمايي وي و الگو بودن براي نوجوان.
۱۱) استفاده از نقش گروه همسالان در كلاس و انجام فعاليت پرورشي مختلف و هدفدار جهت استفاده از تمايلات نوجوان در ارضاء نيازهاي مختلف آنها.
۱۲) آموزش مهارت هاي اجتماعي نظير آداب معاشرت، روش صحيح غذاخوردن، نشستن و نظاير آن كه مي تواند در اجتماعي شدن آنها مؤثر باشد.
۱۳) توجه جدي به نقش ورزش همراه با شور و نشاط براي تخليه انرژي نوجوان. 
۱۴) دور نگهداشتن نوجوان از دوستان ناباب و ماجراجو.
۱۵) توجه به اين مطلب كه علت عيبجويي و خرده گيري فراوان نوجوان به اين دليل است كه به اين وسيله حس داوري و نيروي ارزشيابي و تشخيص خود را تقويت مي كند و اين رفتار به منزله تمريني است براي رشد و تكامل او.
۱۶) نوجواني سن رشد و انعطاف است. هر لحظه امكان تجديد ارتباط با نوجوان وجود دارد.
۱۷) شرايط اجتماعي نسبت به شرايط نسل قبل تغيير كرده و دگرگوني هاي فراواني در روش تربيتي به وجود آمده است.
۱۸) هرگونه كجروي يا ناسازگاري نوجوان را عمل بر بزهكاري او ندانيد و رفتار تند و خشن درنظر نگيريد.
۱۹) هرگز به نوجوان القاب تمسخرآميز و حقارت آميز ندهيد چراكه تأثيرات سوء دارد.
۲۰) هرگز به او برچسب نزنيد.
(سرانجام براي آنكه كودكي با عزت نفس بالا پرورش دهيم بايد خود داراي عزت نفس شايان توجهي باشيم.)سارا آقاجري روزنامه كيهان 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]
عزت نفس چيست ؟عزت نفس چيست ؟ و نقش آن در زندگي انسان را توضيح دهيد . 
عزت نفس از دو بخش مهم تشكيل مي شود : 
۱) باور خودتوانمندي به معناي داشتن اطمينان به توانائي فكر كردن . درك كردن . آموختن . انتخاب كردن و تصميم گيري براي خود . 
۲) احترام به خود يا داشتن حرمت نفس به معناي ارزش براي خود يعني آن كه به خود حق بدهيم كه زندگي كنيم و شاد باشيم .
عزت نفس يك نياز اوليه براي انسانهاست . چون فكركردن لازمه زندگي موفق است و اين انديشه و فكر به ما امكان مي دهد كه قدرت تصميم گيري هر انسان بستگي به ميزان عزت نفس او دارد بنابراين نقش عزت نفس در زندگي انسان بسيار مهم وچشمگير مي باشد . 
آيا داشتن باور خود توانمندي و احترام به خود به اين معنا است كه هرگز اشتباه نكنيم ؟
خير . خود توانمندي و احترام به خود به اين معنا است كه هر يك از ما ميتوانيم فكركنيم . قضاوت داشته باشيم و اشتباهات خود را اصلاح كنيم . عزت نفس به اين معناست كه بداينم و باور داشته باشيم كه مي توانيم آنچه را لازم داريم بياموزيم و با چالشها و مشكلات زندگي برخورد انديشمندانه داشته باشيم . 
ـ آيا منظور از احترام به خود اين است كه ما كامل و صد درصد بي عيب و نقص هستيم ؟ 
خير. منظور اين است كه از خود مراقبت كنيم و به خود علاقه مند باشيم و خود را شايسته بدانيم و براي غلبه بر مسائل و مشكلات زندگي تلاش كنيم بيماري را بپذيريم و درمان مناسب انجام دهيم . 
ـ عزت نفس چه شكلي دارد ؟ آيا مي توان آن را دررفتار افراد مشاهده نمود ؟ 
عزت نفس در ما وديگران به شكلهاي متفاوتي ظاهر مي شود اما به طوركلي عزت نفس را ميتوان در حالت چهره . رفتار . صحبت و حركت اشخاص مشاهده كرد . برخورد باز و گشوده با انتقادها .راحتي در پذيرش اشتباهات نمونه هائي از شكل عزت نفس است . كلام و حركات شخص داراي عزت نفس از كيفيت راحت برخوردار است . به عبارت ديگر طرز كلام و حركات شخص داراي عزت نفس از كيفيت راحت برخوردار است . به عبارت ديگر طرز كلام و حركات شخص نشان مي دهد كه او در جنگ با خويشتن نيست و با ديگران نيز جنگي ندارد . هماهنگي ميان آنچه شخص مي گويد و انجام مي دهد يعني از خود پنهان نمي شود و با خود در جنگ و ستيز نيست . دروغ . رياكاري و پنهانكاري در افراد داراي عزت نفس سالم وجود ندارد . 
ـ چند ويژگي ( خصوصيت ) افراد داراي عزت نفس را نام ببريد ؟ 
افرادداراي عزت نفس واقع بين هستند . خلاق و نيروي خلاقه خود را بكار مي گيرد و به فراورده هاي ذهن خود توجه كافي دارند ( خود را دست كم از ديگران ) كساني كه عزت نفس سالم دارند هرگز از اينكه بگويند « اشتباه كردم » واهمه و ترسي ندارند . اشتباهات خود را واقع بينانه مي پذيرند و براي اصلاح اشتباهات خود تلاش مي كنند . در حالي كه كسي كه عزت نفس ندارد قبول هر اشتباه را به حساب تحقير شدن خود مي گذارد و دچار احساس گناه .احساس بي كفايتي و شرم و خجالت مي شود . بنابراين اشتباهات خود را به ديگري نسبت مي دهد . 
همدردي و همدلي در اشخاصي كه از سلامت عزت نفس برخوردارند . فراوان وجود دارد . بدليل پذيرش و اطمينان به خود از ديگران نمي ترسند وبه اعتماد به نفس ديگران نيز احترام مي گذارند . بنابراين روحيه همكاري براي دستيابي به هدفهاي مشترك در افراد داراي عزت نفس سالم فراوان ديده مي شود . جرات ورزي و شهامت ابراز وجود در اين افراد وجود دارد . 
ـ وقتي عزت نفس فردي پائين باشد چه نشانه هايي دارد ؟ توضيح دهيد . 
هنگامي كه عزت نفس در شخصي كم است . هراس و ترس از واقعيت در فرد وجود دارد و ترس از حقايق درباره خود و پذيرش خود . ترس از افشا شدن ترس از فروريختن تظاهرها و وانمود ها . ترس از ناكامي . ترس از تحقيرشدن . اين افراد گويا براي ديگران زندگي مي كنند و همواره نگران قضاوتهاي ديگران هستند بنابراين جرات انديشيدن به خود و توانمنديهاي خود را از دست مي دهند . زود تسليم مي شوند وديگران مي توانند به سرعت آنان را دلسرد كنند و حالت انفعال در آنان فراوان ديده مي شود . ترس و هراس از موانع وتصورات منفي از موانع سرراه دستيابي به هدفها از نشانه هاي عزت نفس پائين است . 
ـ تعيين كننده ميزان عزت نفس چيست ؟ 
تعيين كننده اساسي ميزان عزت نفس كاري است كه شخص صورت مي دهد و اقداماتي است كه در انتخابهاي آگاهانه خود به انجام مي رساند . اراده به معناي آن نيست كه بتوانيم هر كاري را كه بخواهيم انجام دهيم بلكه اراده نيروي قدرتمندي در زندگي ماست كه به توانائي مواجه با مسائل و مشكلات زندگي را مي دهد . انتخاب و گزينش هدفهاي واقع بينانه در زندگي و تمركز بر آنان از نشانه هاي عزت نفس سالم است . دنبال كردن اين هدفها تا تحقق و دستيابي آنان حاصل انديشه قوي اراده قوي و عزت نفس كافي است .
ـ لازمه زندگي آگاهانه چيست ؟ 
لازمه زندگي آگاهانه احترام گذاشتن به خود و ديگران . احترام گذاشتن به واقعيت ها . شناخت نيازها . خواسته هاو پذيرش امكانات و واقعيتهاي موجود زندگي هر فرد است . زندگي آگاهانه يعني در برابر حقايق احساس مسئوليت كنيم .يعني اگر من آرزوي خريد لباس يا وسيله جديدي داشته باشم و همزمان ببينم كه بايد اجاره خانه ام را بپردازم و در نتيجه پولي براي خريد لباس جديد باقي نماند و خريد لباس را منطقي نمي دانم و موقعيت را و امكانات خود را با حفظ احترام به خود هماهنگ مي كنم . يا اگر بايد تن به يك عمل جراحي و مصرف داروئي بدهم كه پزشك معالجم آن را براي سلامت من لازم مي داند به جاي طفره رفتن از درمان و هراس و ترس از واقعيت موجود . با شهامت و آگاهانه به درمان خويش اولويت مي دهم . نا اميدي . دلسردي ترس از روبه رو شدن با واقعيت ها درست نقطه مقابل زندگي آگاهانه هستند . 
▪ ويژگيهاي زندگي آگاهانه . يعني آن كه : 
ذهن پوياست و حالت انفعال ندارد . 
ـ به واقعيتها توجه كنيم و از آنها نگريزيم .
ـ در لحظه اكنون زندگي كنيم . 
ـ شرايط را با توجه به مشكلات و موانع موجود درك كنيم . 
ـ اشتباهات خود را ببينيم . بپذيريم و آنها را اصلاح كنيم
ـ به واقعيتهاي بيروني و دروني توجه كنيم و آنان را متناسب با واقعيتها هماهنگ كنيم . واقعيت هاي دروني احساسات . آرزوها و انگيزه هاي ماست و واقعيتهاي بيروني امكانات واقعي ما در زمينه هاست . 
ـ در مقام گسترش آگاهي خود باشيم و رشد و تعالي را به عنوان راه و روشي هدفمند از زندگي انتخاب كنيم و پذيراي علم و اطلاع جديد باشيم . 
ـ همواره بينديشيم و فكر كنيم كه آيا اعمال و رفتار ما با هدفهايمان و امكانات موجودمان همخواني دارند و در اين مسير حركتها ورفتار خود را هماهنگ كنيم و در صورت نياز اصلاح كنيم . 
ـ روبه رو شدن با واقعيتهاي تهديدكننده را نيز جزئي از زندگي بدانيم . 
ـ بپذيريم كه هيچكس كامل نيست . ولي تلاش براي رشد بهتر برايمان همواره كمال و پيشرفت به ارمغان مي آورد .
پزشك آن لاين 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]
عزت نفس چيست ؟ويليام جيمز از جمله كساني بود كه براي نخستين بار در كتاب اصول روان شناسي خود بر ضرورت عزت نفس و اينكه عزت نفس تعيين كننده شكل هاي متعدد در رفتار آدمي مي باشد, تاكيد كرده است . همزمان با ويليام جيمز, جامعه شناسان مختلفي از جكمله كولي[۱] اظهاراتي كرده و آن را يك نياز حيات بخش آدمي توصيف نمد. هر چند محققاني مانند گلدشتاين, ماي[۲], آنگليال[۳] و بوهلر[۴] مطالعاتي در اين مورد انجام داده اند. اما قبل از رويكرد رواني – اجتماعي مطالعات منظم و سيستماتيگك در مورد عزت نفس انجام نشده است, در واقع با پيدايش رويكرد رواني- اجتماعي مختلفي محققاني مانند هورناي, فروم و سالويان مطالعات نظامداري درباره عزت نفس ارائه داده اند. اما توج وارسي ها درباره عزت نفس و اينكه عزت به عنوان يك سازه شخصيتي قلمداد گردد, در نظريه انسان گراياني مانند راجرز و مزلو مشاهده مي شود. عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن. اين حس از مجموع افكار, احساس ها, عواطف و تجربياتمان در طول زندگي ناشي مي شود: مي انديشيم كه فردي با هوش يا كودن هستيم, احساس مي كنيم كه شخصي خو ب بايد يا بد هستيم, خود را دوست داريم يا نداريم. مجموعه هزاران برداشت ارزيابي و تجربه اي كه از خهويش داريم باعث مي شود كه نسبت به خود احساس خوشايند ارزشمد بودن و يا بر عكس احساس ناخوشايند بي كفايتي داشته باشيم (كلمزو كلارك, ترجمه عليپور, ۱۳۷۸). 
عزت نفس از "خود پنداره" متفاوت است. خود پنداره عبارت است از مجموعه ويژگي هايي است كه فرد براي توصيف خويشتن به كار مي برد. يك فرد براي توصيف خويشتن به كار مي برد. يك فرد ممكن است خودش را يك فوتباليست خوب. علاقمنند به داستان هاي علمي, دوست حسين, داراي ۳۵ كيلو وزن و دانش آموز نسبتاً خوبي بداند – كه اينها محتواي خود پنداره را تشكيل مي دهد . اما عزت نفس عبارت است از ارزش كه اطلاعات درون خودپنداره براي فرد دارد و از اعتقادات فرد در مورد صفات و ويژگي هايي كه در او هست, ناشي مي شود. اگر نزديك كودك دانش آمموز ممتاز بودن ارزش زيادي داشته باشد ولي خودش دانش آموزي متوسط يا ضعيف باشد. وي از پايين بودن عزت نفس خود رنج مي برد. 
با اين وجود, ممكن است توانايي بدني و محب واجد بنيان و اساس محكمي مي گردد. در چنين مواقعي عزت نفس شخص, او را از اضطراب محافظت مي نمايد و امنيت خاطر او را فراهم مي آورد (گرينبرگ و سولمن, ۱۹۹۹). از آنجا كه عزت نفس فرد زمينه و اساس ادراك وي از تجارب زندگي را فراهم مي سازد, داراي ارزش ويژه اي است. شايستگي عاطفي – اجتماعي كه از خود ارزيابي مثبت منتج مي شود, مي تواند به عنوان سپر يا نيرويي در مقابل مشكلات خطير آينده به نوجوان كمك كند. شاهد اين مدعا, راهنمايي تشخيص و آماري بيماري هاي رواني[۱۰] (DSMIII- R) (انجمن روان پزشكان امريكا, ۲۰۰۰) است كه از عزت نفس پايين به عنوان نشانگان مرضي چند اختلال نوجواني نام برده است. دو مثال متفاوت از اين اختلال, يكي اختلال كمبود توجه است كه با بي توجهي و تكانه اي بودن مشخص مي شود و ديگري اختلال اجتنابي, شكل شديدي از اضطراب اجتماعي است (بيانگر, ۱۳۸۰). بهره مندي از عزت نفس علاوه بر آن كه جزئي از سلامت رواني محسوب مي شود, با پيشرفت تحصيلي نيز مرتبط است. محققان بسيازي دزيافته اند كه بين عزت نفس مثبت و نمرات بالا در مدارس رابطه وجود دارد (پپ و همكاران, ۱۹۹۹). خلاصه اينكه عزت نفس يك حنبه مهم در كار كرد يا كنش كلي فرد است و يا زمينه هاي ديگر چون سالمت رواني – اجتماعي و عملكرد تحصيلي وي در ارتباط است. 
● ابراهام مازلو:
ب: ديدگاه هاي نظري: 
مازلو هدف و آرمان اصلي انسان را تربيت و تقلاي او را دست يافتن به مرتبه والاي انساني و همانا تحقيق خويشتن يا خود شكوفايي مي داند. وي مراتبي را براي دسترسي به اين آرمان به صورت سلسله مراتب نيازها تدوين نموده كه يكي از آن مراحل را احساس ارزش و احساس عزت نفس بيان مي دارد كه در ذيل ضمن بحث و بررسي نظريات مازلو پيرامون عزت نفس ساير سلسله مراتب نيازها را به طور مختصر بيان مي كنيم. به اين ترتيب شرط اوليه دست يافتن به خود شكوفايي ارضاي چهار نيازي است كه در سطوح پايين سلسله مراتب قرار گرفته و عبارت است از: 
۱- نياز هاي جسماني و فيزيولوژيك. 
۲- نيازهاي ايمني. 
۳- نيازهاي محبت و احساس تعلق ها. 
۴- نياز به احترام يا نياز به عزت نفس (شولتس, ۱۳۷۶, ص ۱۱۵). 
۱- نيازهاي جسماني يا فيزيولوژيك: اين دسته از نيازها كه در سلسله مراتب هرم نيازها از نظرمازلو در قاعده آن قرار دارد, شامل نياز به غذا, آب, هوا, خواب و رابطه جنسي است كه ارضاشان براي بقا ضروري است از اين رو در اين مرحله نيازهاي جسماني نيرومندترين نياز ها است.۲- نياز به ايمني: 
پس از رفع نيازهاي فيزيولوژيك نياز ايمني, انگيزه انسان قرار مي گيرد كه شامل ايمني, ثبات, حمايت, نظم و رهايي از ترس و اضطراب است به اعتقاد مازلو همه ما تا اندازه اي نياز داريم كه امور, جرياني عادي و قابل پيش بيني داشته باشند, نحمل عدم اطمينان دشوار است. در نتيجه مي كوشيم تا سر حد توانايي به امنيت, حمايت و نظم دست مي يابيم (همان منبع, ص ۱۱۷). 
۳- نياز به عشق و تعلق: پيوستن به ديگران, پذيرفته شدن و تعلق داشتن به گروه در اين طبقه از نيازها قرار مي گيرد و ممكن است براي يافتن احساس تعلق, به گروه يا باشگاهي بپيونديم و ارزش ها يا ويژگي هاي آن را بپذيريم يا لباس متحد الشكل آن را به تن كنيم. با ايجاد رابطه نزديك و مهر آميز با ديگري نياز به محبتمان را بر مي آوريم. 
۴- نياز به احترام و عزت نفس: به اين ترتيب پس از ارضاي نيازهايي كه بر شمرديم نياز به احترام و عزت نفس در درجه اول اهميت قرار گرفته و به عنوان انگيزه رفتار و عملكرد انسان قرار مي گيرد كه شامل نياز به احساس ارزش, در نظر گرفتن خود و ديگران, احساس موفقيت و مسوليت مي باشد. به بيان ديگر نيازهاي عزت نفس شامل اجرا, دستيابي و نشان دادن كفايت در كارها مورد تاييد و شناخت ديگران واقع شدن مي باشد (اتكينسون, ۱۳۷۸, جلد اول, ص ۵۵۶). 
مازلو در كتاب انگيزش و شخصيت در توضيح نياز به عزت نفس مي گويد: همه افراد جامعه ما (بجز برخي بيماران) به يك ارزشيابي ثابت و استوار و معمولاً عالي از خوشان, به احترام به خود يا عزت نفس يا احترام به ديگري تمايل دارند ولي در جاي ديگر مي گويد: اين سطح از نيازها را مي توان در دو مجموعه فرعي طبقه بندي كرد اول اينكه آنها عبارت از: تمايل به قدرت, موفقيت, كفايت,سيادت, شايستگي, اعتماد در رويارويي با جهان, استقلال و آزادي. دوم اينكه در ماچيزي هست كه مي توانيم آن را تمايل به اعتبار و حيثيت (كه آن را احترام ديگران نسبت به خودمان مي توان تعريف كرد), مقام, شهرت, افتخار, برتري, معروفيت, توجه و اهميت و حرمت يا تحسين بناميم ( مازلو, ۱۳۷۷, ص ۸۲). 
مازلو در مورد پيامدهاي عدم ارضاي اين اسطح از نيازهاي پنجگانه مي نويسد: 
ام بي اعتنايي به اين نيازها موجب احساساتي از قبيل حقارت, ضعف و درماندگي مي شود كه اين احساسات نيز خود به وجود آورنده دلسردي و ياس اساسي خواهد شد و يا اينكه گرايش هاي رواني نژندي يا جبراني را به وجود خواهد آورد. ارزشيابي ضرورت اعتماد به نفس بنيادي و درك اين مطلب زا كه مردم بدون آن چقدر احساس درماندگي مي كنند و مي توان از طريق مطالعه روان نژندي ناشي از ضربه شديد روحي بدست آورد (همان منبع, ص ۸۳). 
وي در ادامه بحث به نتايج ارضا اين سطح از نيازهاي آدمي اشاره كرده اظهار مي دارد: 
ارضاي نياز به عزت نفس به احساساتي از قبيل اعتماد به نفس, ارزش, قدرت, لياقت و كفايت, مفيد و مثمر بودن در جهان منتهي مي شود. احساسات اتكا به خود, احترام به خود, حرمت به نفس, اطمينان و اعتماد به خود, احساس توانايي توفيق, شايستگي, موفقيت, قدرت نفس, شايستگي احترام, قدرت رهبري و استقلال از نتايج مثبت ارضاي نياز به عزت نفس مي باشند (شولتس, ۱۳۷۶, ص ۱۱۸). 
شولتس درباره عزت نفس مي گويد: احترام به خود يك احترام دروني است. احساس ايمني دروني و اعتماد, خود را ارزشمند و شايسته احساس نمودن كه براي دستيابي به آن بايد "خود" راستين را شناخت و نقاط ضعف و قوت را دريافت بگونه اي كه اگر ندانيم چيستيم و كيستيم نمي توانيم به خود احترام بگذاريم (همان منبع, ص ۱۱۸). مازلو سالمترين و ثابت ترين حرمت به نفس را مبتني به احترام استحقاقي از سوي ديگريان و نه شهرت ظاهري و تمجيد بي مورد دانسته است بنابراين به برطرف شدن اين نياز ها كه مورد بحث اين تحقيق نيز مي باشد, انسان بسوي كمال مطولوب كه همانا تحقيق خويشتن و خود شكوفايي است قدم بر مي دارد. 
- نياز به خود شكوفايي: نياز به خود شكوفايي عالي ترين نيازها است و اجتياج آدمي را به درك حقايق و درك زيبايي نشان مي دهند و به بروز و ظهور استعدادها و ذوق او ميدان مي دهند. اين نيازها ضمناً منشا كشف مجهولات و ايجاد علوم و فنون و هنرهاي زيبا بوده و از اين پس نيز خواهد بود (سياسي, ۱۳۷۴, ص ۲۲۴). 
● آلفرد آدلر:
مباحثي از روان شناسيب كه اختصاصاً به عزت نفس مي پردازد و آن را به عنوان يك متغير با نفوذ و با اهميت عنوان مي نمايد, تئوري شخصيتي است كه آدلر ارائه نموده است. آدلر اگر چه كاربرد عزت نفس را در درمان و بسط و توضيح تئوري اش بكار مي گيرد اما به وضوح, اهميت عزت نفس را دريافت نموده است (اسميت, ۱۹۸۷, ص ۳۲). آدلر مكتب خود را "روان شناسي فردي" ناميد و نخستين كسي بود كه جنبه اجتماعي بودن آدمي را بيان كرد وي در كتاب اصول تجربي و نظري روان شناسي فردي خود, بر اعمال و رفتار آدمي كه زاييده كششهاي اجتماعي است تاكيد مي نمايد, روان شناسي آدلري تاكيد مي كند كه تعارض از درون شخصيت سرچشمه نمي گيرد بلكه بين شخصيت و جهان اجتماغي فرد است (منصور, ۱۳۷۹, ص ۱۱). نكات بارز نظريات آدلر و كمك هاي وي در چند مورد خلاصه مي شود: يكي از كمك هاي معنوي آدلر به روان شناسي مفهومي است كه او از عفده حقارت بدست داده است. عقده حقارت و تلاش در راه تفوق و برتري, نقطه شروع "شيوه زندگي" است. دومين كمك آدلر تاكيد بر كيفيت محيط خانواده و شبكه روبط اجتماعي افراد خانواده است. رد مفهوم دو بعدي خود آگاهي و نا خود آگاهي و اعتقاد به اينكه انسان موجودي خود آگاه است و معمولاً از علل رفتار و هويت خويش آگاهي دارد و در نهايت "من خلاقه" كه بر غناي روان شناسي فردي اشاره دارد كه به نظر آدلر هسته اصلي و اساسي تحقق نفس و بي همتاي شخصيت است از جمله خطوط عمده روان شناسي فردي آدلر مي باشد (شفيع آبادي و ناصري, ۱۳۷۵, ص ۹۳). خود خلاق يك نظام شخصي و ذهني است كه تجربه هاي فرد را تعبير مي كند, به آنها معنا مي بخشد و از طريق جستجو و تحقيق, اقدام به خلق آنها مي نمايد تا شيوه زندگي كه منحصر به خودش مي باشد, محقق سازد. خود خلاق ويژگي هايي چون وحدت, ثبات و فرديت به شخصيت مي بخشد و سرچشمه فعال زندگي است (هال, ۱۳۷۹, ص ۱۸). آدلر, ساخت شخصيت را ارثي نمي داند بلكه اكتسابي مي داند. پس از تولد, طفل تا زماني كه شخصيت وي به طرف معيني جهت گيري نكرده مي داند با آن چكار بايد كند. خط راهنمود دهنده كه شخصيت در نخستين سال هاي زندگي براي خود تدارك مي بينند, همانا هشيار شدن به تجهيزات سرشتي, نقيصه هاي خود, ناثير محيط اطراف و به كار گرفته شدن اين مصالح توسط نيروي خلاق فرد است كه در يك طرح و هدف, در ساخت شخصيتي كه هدف خاص خود را دارد, همگرا مي شود (منصور, ۱۳۷۹, ص ۱۲). 
شيوه زندگي, تركيبي مشخص و منحصر به فرد از انگيزه ها, خصلت ها, علايق و ارزش هاست كه در هر عملي كه فرد انجام مي دهد تجلي مي شود كه تعيين كننده نحوه انديشيدن, آموختن و رفتار كردن است (هال, ۱۳۷۹, ص ۱۹). بنابراين اين طرح از پيش تعيين شده كه زير بناي تمام زندگي رواني را تشكيل مي دهد و تمام رفتار فرد از آن نشات مي گيرد, در سال هاي نخست زندگي فراهم مي شود كه نقطه عطف آن بر نحوه كيفيت روابط والدين و كودك استوار مي شود. رابطه بين مادر وكودك, تماس بدني و رواني به هنگام شستشو, نظافت و لبخند ها و واكنش هاي كودك, در تحكيم روابط مادر و كودك بسياري اساسي است در اين مقطع زماني, شرايط بايد به گونه اي فراهم شود كه فرد متوجه ارزش شخصي و قدرت خويش شود و در نتيجه آن تمايل به تسلط يافتن كه در نهاد هر كسي نهفته است ارضا مي گردد. موفقيت ها, توانايي هاي و عمل چيزي جز اثبات شخصيت واحساس مهمتري نيست (منصور, ۱۳۷۹, ص ۱۷). اعتقادات مربوط به يوه زندگي به چهار گروه تقسيم مي شود: 
۱- مفهوم خود يا خويشتن پنداري يعني اعتقاد به اينكه "من كه هستم". 
۲- "خود" آرماني يا اعتقاد به اينكه "من چه بايد باشم" يا "مجبورم چه باشم تا جايي در ميان ديگران باشم". 
۳- اعتقادات اخلاقي يعني مجموعه اي از چيزهايي كه فرد درست يا نادرست مي داند (شفيع آبادي و ناصري, ۱۳۷۵, ص ۹۴). 
بنابراين شالوده شيوه زندگي فرد از همان اوان كودكي ريخته مي شود و فرد بنا به ويژگي و كيفيت سه عامل بدني, رواني و اجتماعي, شيوه خاصي براي برتري جويي و جبران احساس حقارت در پيش مي گيرد كه بندرت در سال هاي بعدي زندگي دگرگون مي شود. برتري جوئي تسلط بر ديگران و كسب امتيازات اجتماعي نيست بلكه وحدت بخشيدن به شخصيت است و كوششي است براي آنكه شخص بهتر و كاملتر شود, استعداد ذاتي و بالقوه خود را بالفعل گرداند, به عبارتي برتري جويي از نظر "آدلر" گام برداري در راه كمال خود مي باشد (سياسي, ۱۳۷۴, ص ۱۱۲).[۱]. cooley [۲]. May [۳]. Angyal [۴]. Buhler [۵]. Percieves - self [۶]. Ideal- sel [۷]. Geringerg [۸]. Solmon [۹]. Baiker [۱۰]. Dianostic and Statistical Manual of Mental Disorders. مؤسسه تحقيقاتي ايران زمين پارسيان 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]
عزت نفس پايين با عشق و تنفر در دوستي‌ها ارتباط داردكساني كه روابط نزديك براي آنها يا خيلي خوب است يا خيلي بد، از عزت نفس پاييني برخوردارند. 
محققان دانشگاه ييل بررسي را در اين زمينه انجام دادند. در اين مطالعه از شركت‌كنندگان ، هم اتاقي‌ها و مادران آنها خواسته شد پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ را كه ملاك تعيين عزت نفس است پر كنند. 
از شركت‌كنندگان خواسته شد هر چه سريعتر مشخص كنند آيا  ۱۰ صفت را به شريك زندگي يا دوست خود اطلاق مي‌كنند يا خير. 
افرادي كه عزت نفس پايين تري داشتند به صفات مثبت و منفي كه يكي درميان قرار داده شده بود ديرتر از زماني كه صفات به صورت دسته‌اي ارايه شده بود پاسخ دادند. كساني كه عزت نفس بالايي داشتند به هر دو نوع شيوه ارايه صفات به سرعت پاسخ دادند. 
مارگارت كلارك استاد روان شناسي و نويسنده اين تحقيق مي‌گويد كساني كه عزت نفس پاييني دارند به شدت نگران هستند كه آيا دوست نزديك يا شريك زندگي‌شان آنها را مي‌پذيرد يا خير. 
در دوران خوشي اين افراد دوستان خود را بي‌نقص مي‌پندارند و برخورد مثبتي با آنها دارند. هنگامي كه متوجه اولين نشانه بي‌نقص نبودن دوست مي‌شوند، توجه خود را به تمام جنبه‌هاي منفي دوست معطوف مي‌كنند تا جدايي از او را توجيه كنند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]
عزت نفسعزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن ، عزت نفس و خودارزشمندي از اساسي ترين عوامل رشد مطلوب شخصيت دانش آموزان محسوب مي شود . حس ارزشمند بودن هر فرد از مجموع افكار ، احساس ها ، عواطف و تجربيات او در طول زندگي ناشي مي شود . مجموعه برداشت ها و تجربه هايي كه فرد از خويش دارد ، باعث مي شود كه نسبت به خود احساس خوشايند و يا برعكس احساس بي ارزشي بنمايد . عزت نفس ، از مهمترين عوامل تعديل كننده فشار رواني - اجتماعي بوده و بر زمينه هاي روابط خانوادگي ، تعامل هاي اجتماعي ، موفقيت تحصيلي ، تصور بدني و احساس خود ارزشمندي كلي مبتني است وميزان اهميت اين زمينه ها با توجه به تفاوت هاي فردي و رشد فرد تغيير مي كند . نحوه برخورد ، پذيرش ، دوست داشتن و مساعدت با دانش آموز ، وي را براي ايفاي نقش هاي اجتماعي و برطرف ساختن نيازهايش ياري مي دهد . رشد و حفظ احساس ارزشمندي مثبت منحصراً برحسب تجربه دانش آموزان از احترام ديگران نسبت به ايشان در نظر گرفته مي شود .
ارتباط و پيوند افراد خانواده و رعايت احترام متقابل يكديگر ، در سلامت رواني - جسماني دانش آموز تأثير بسزائي دارد ،‌ به گونه اي كه الگوهاي رفتاري وي را در بزرگسالي بنيان نهاده و موجبات امنيت خاطر و عزت نفس را در وي فراهم مي آورد . به تدريج كه كودكان به سوي نوجواني مي روند ، پذيرش اجتماعي توسط همسالانش نقش مهمتري نسبت به خانواده در شكل گيري عزت نفس كلي آنان ايفا مي كند . هر چه خود ايده آل فرد با خود و يا خويشتن وي نزديكتر باشد ، عزت نفس او بيشتر و شخصيت او متعادل تر است . خود ايده آل يا آرماني ، مجموعه ويژگيهاي شخصي و شخصيتي است كه ما دوست داريم واجد آن باشيم . اين تمايل ، ممكن است هدفي فردي و ذهني باشد كه ما در تخيل خود مي خواهيم به آن دست يابيم و با تصويري است كه ميل داريم از خود به ديگران نشان دهيم . خودايده آل ، ممكن است بسيار دور از واقعيت و غيرقابل دسترس باشد . خودپنداري نيز به معناي نگرش ، ادراك و برداشتي است كه شخص از خود دارد و محور اصلي اين پندار ، عبارتست از نام شخص ،‌احساساتش نسبت به اندام و بدن خود ،‌تصور از كل بدن ، جنسيت ، سن و يا حتي طبقه اجتماعي - اقتصادي ، مذهب ، پيشرفت هاي فردي و يا هر عامل ديگري كه او را از ديگران جدا مي سازد . اگر تصور از خود مثبت و نسبتاً متعادل باشد ، شخص داراي سلامت رواني است ، ‌برعكس اگر خود پنداري شخص منفي و نامتعادل باشد او از لحاظ رواني ناسالم شناخته مي شود . تصوري كه فرد از خود دارد در تعيين روابط با ديگران نيز سهم عمده اي دارد .تغييرات عزت نفس دانش آموزان را مي توان با دو عامل تبيين كرد :
۱ - تجربه قبلي آنان نسبت به حمايت ديگران 
۲ - احساس توانا بودن در حوزه هاي مهم زندگي 
گذشته از اين ، تفاوت هاي مهم فردي به ميزان قابل توجهي در پيدايش عزت نفس كمك مي كنند . 
دليل عمده ايجاد خودپنداري و عزت نفس را بايد در رابطه فرد با جامعه اش و به ويژه در دوران كودكي و نوجواني جستجو كرد . اين روابط عبارتند از :
الف ) واكنش ديگران
ب ) مقايسه خود با ديگران
ج ) همانند سازي الگوها
د ) نياز به احساس ارزش و عزت نفس
كارايي و اعتماد به نفس ، در دانش آموزاني به بهترين وجه رشد مي كند كه در خانواده هايي گرم و نوازشگر پرورش مي يابند ، خانواده هايي كه در آنها ، رفتار مسئولانه را پاداش مي دهند و همراه با آن ، فعاليتهاي مستقل و تصميم گيري را نيز تشويق مي كنند . 
به طور كلي عزت نفس دانش آموزان به چهار عامل بستگي دارد : 
۱ - روابط دانش آموزان با والدينشان
۲ - تأثير كنترل خودمنفي در دانش آموزان
۳ - پذيرش خود 
۴ - سلوك اجتماعي و برقراري ارتباط با ديگران 
دانش آموزي كه احساس خوبي در مورد خودش دارد ،‌ بهتر مي تواند با مشكلات كنار بيايد . وي ممكن است به گونه اي با آنها مواجه شود كه گويي هرگز مشكل عمده اي برايش بوجود نيامده است . بهره مندي از عزت نفس ، علاوه بر آن كه جزيي از سلامت رواني محسوب ميشود ،‌ با پيشرفت تحصيلي نيز مرتبط است . دانش آموزي كه داراي عزت نفس است داراي ويژگيهاي زير است : 
▪ مستقل عمل مي كند و خودش تصميم مي گيرد 
▪ مسووليت پذير است 
▪ سريع و با اطمينان عمل مي كند 
▪ به پيشرفتهايش افتخار مي كند 
▪ به چالش هاي جديد مشتاقانه روي مي آورد و با اطمينان خود را درگير آنها مي كند . 
▪ دامنه وسيعي از هيجا نها و احساسات را نشان مي دهد . 
▪ ناكامي را به خوبي تحمل مي كند . 
▪ احساس مي كند كه مي تواند ديگران را تحت تأثير قرار دهد . 
با توجه به اينكه ،‌ يكي از عوامل عمده بسياري از اختلالات رفتاري و شخصيتي در كودكان و نوجوانان ،‌ضعف در اعتماد به نفس و احساس خودارزشمندي ( عزت نفس )‌است ، بنابراين امروزه جهت اصلاح و درمان بسياري از اين اختلالات ، پرورش و تقويت احساس عزت نفس در رشد شخصيت و سلامت رواني كودكان و نوجوانان ، موارد زير به والدين و دست اندركاران تعليم و تربيت توصيه مي شود : 
روحيه ديني و ايمان مذهبي را در كودكان و نوجوانان تقويت كنيد . سعي كنيد در برخورد با كودكان و نوجوانان ،‌توانمنديهاي آنها را مورد نظر قرار دهيد ،‌نه ناتواني ها را . زمينه كسب تجربه خوشايند از فعاليت هاي مستقل و آزاد را براي آنها فراهم كنيد .تجربه هاي موفقيت آميز آنان را افزايش دهيد . قدرت تحمل كودكان و نوجوانان را براي مواجه شدن با ناكامي هاي احتمالي افزايش دهيد . رفتار مصمم و مطمئن و در عين حال مطلوب كودكان و نوجوانان را تقويت كنيد . كودكان و نوجوانان را در كنترل احساسات و عواطف خود ياري دهيد . مهارتهاي اجتماعي كودكان و نوجوانان كمرو و فاقد اعتماد به نفس را افزايش دهيد .آنان را با الگوههاي رفتاري مطلوب آشنا كنيد . از انجام هر گونه رفتار تنبيهي و تحقير آميز درباره دانش آموزان خودداري كنيد . از مقايسه كردن دانش آموزان بپرهيزيد و تفاوتهاي فردي را مورد نظر قرار دهيد . در برخورد با كودكان و نوجوانان ملايم و منطقي باشيد .
اجازه ابراز وجود را به دانش آموزان خويش بدهيد و به نظريات آنها احترام بگذاريد . نظريات خويش را به دانش آموزان تحميل نكنيد و آنها را به صورت ساده و عيني ، قابل لمس و درك براي آنان توضيح دهيد . به دانش آموزان در حد توانايي هايشان مسؤوليت بدهيد . در انجام كارهاي روزانه ، آنها را هدايت ، ارشاد و تشويق كنيد . به آنها در حد لزوم اجازه فعاليت و بازي دهيد .در برخورد با آنان حالت پذيرندگي و نه طرد كنندگي داشته باشيد . از وابسته كردن بيش از حد دانش آموزان به خودتان بپرهيزيد . آنها را هيچ گاه با موضوعات خرافي نترسانيد . بين دانش آموزان تبعيض قائل نشويد و با آنان يكسان رفتار كنيد . هر چه كه آنها مي خواهند به راحتي و سريع در اختيارشان نگذاريد ، به آنها فرصت دهيد تا ارزش به دست آوردن و لذت استحقاق داشتن را درك كنند . نسبت به احساسات و عواطف كودكان يا نوجوانان خود ، بي تفاوت نباشيد ،‌ آنها را به گرمي بپذيريد و تا حد امكان آنها را ياري كنيد . با آنها همانند دوستان صميمي رفتار كنيد . توجه داشته باشيد كه مشاجرات لفظي در خانه ( ميان پدر و مادر ) در روحيه يا رفتار كودك يا نوجوان منعكس مي شود . به سرگرمي ها و تفريحات مناسب در زندگي كودكان اهميت دهيد و نسبت به انها بي تفاوت نباشيد .محبت شما نسبت به فرزندتان به صورت تظاهرات سطحي ابراز نشود . خالص ترين و سالم ترين محبت در تلاشي كه به طور روزمره براي اعطاي اعتمادبه نفس و استقلال به فرزندتان به عمل مي آوريد ، جلوه گر مي شود .
در محبت كردن به كودكان ، راه افراط يا تفريط را در پيش نگيريد ، محبت متوسط توأم با صميميت اثر فراوان تري دارد . به فرزندتان حسي بدهيد كه بداند دوست داشتني و قابل احترام است ، اما هرگز با او نوزاد وار رفتار نكنيد . توقعات كودكان را در حد معقول و درست برآورده سازيد . هيچ گاه آنها را با القاب نامناسب صدا نزنيد و از مسخره كردن آنها به طور جدي بپرهيزيد . در پرورش استعدادهاي بالقوه دانش آموزان جديت به خرج دهيد . در شرايط آموزشي ، بر فعاليت دانش آموزان در يادگيري تأكيد شود نه بر پيشرفت آنان ، زيرا تأكيد بر فعاليت يادگيري ، به جاي تأكيد بر درستي و نادرستي پاسخ ، برانگيزنده كوششهاي دانش آموزان است . رقابت ميان دانش آموزان براي كسب نمره كاهش يابد . تحقيقات نشان داده است ، در موقعيت هاي آموزشي كه ميان دانش آموزان رقابت وجود دارد ، حتي دانش آموزاني كه عزت نفس بالايي دارند ، با شكست رو به رو مي شوند و به دنبال آن انتقاد از خود در آنها افزايش مي يابد .براي آن كه كودكي با عزت نفس بالا پرورش دهيم ، بايد خود داراي عزت نفس شاياني باشيم .
واحد مركزي خبر 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]
شما حق داريد" نه " بگوييد!" حالا چند دقيقه ديگر بنشين، نترس، دير نمي شه! " ، " قربون دستت اين بچه ما را نگهدار تا ما از خريد برگرديم" ، " نمي شه! بايد امشب به مهموني بياي وگرنه دلخور مي شم" ، " مي بخشيد، امشب خانم بچه ها هوس كردن برن گردش. قربونت اون ماشينتو يه دو ساعت بده ممنون مي شم" و...
بدون شك همه ما بارها و بارها با مواردي اين چنيني برخورد كرده ايم و چه بسا گاهي به دليل عدم تمايل روحي و يا قرار داشتن در موقعيتي خاص، از ته دل آرزو كرده ايم كه اي كاش چنين چيزي از ما خواسته نمي شد. پاسخ شما در اين گونه مواقع چيست؟ آيا جرأت مي كنيد با صراحت تمام " نه" بگوييد؟ آيا وقتي در يك جمع قرار مي گيريد، به خود اجازه مي دهيد نظراتي را كه با آن مخالف هستيد رد كنيد؟ يا اينكه مانند بسياري افراد ، در رودربايستي گير مي كنيد و براي رعايت قاعده " مردم داري" با كراهت ، اينگونه خواسته ها را اجابت مي كنيد؟
خانم" كارين سوئيت" در كتاب خود با نام( چگونه" نه" بگوييم) در توضيح اين كه چرا بسياري از ما و به ويژه زنان، اغلب وقتي از ته دل مايليم " نه" بگويم، باز كلمه اي " بله" را بر زبان مي رانيم مي نويسد: " به عنوان يك زن ، ما به گونه اي تربيت شده ايم كه مطلوب و مورد قبول ديگران باشيم . ما مي خواهيم ديگران دوستمان داشته باشند و ناتوانيمان در" نه" گفتن ، در واقع از عدم خود باوريمان سرچشمه مي گيرد . ما فكر مي كنيم اگر مطلوب ديگران زندگي كنيم، به ما مدال لياقت خواهند داد و به ما مي گويند آدم هاي فوق العاده اي هستيم، نازيم و با تمام وجود از ما قدرداني خواهند كرد ؛ عملي كه هيچگاه شاهد آن نخواهيم بود" وي ادامه مي دهد:" شايد گفتن" نه" به نظر ساده بيايد ولي از بچگي درمخ ما فرو كرده اند كه " نه" كلمه ي زيبايي نيست، گفتن آن گستاخي است. دور از نزاكت است، باعث رنجش ديگران مي شود. 
وقتي در كودكي هرگز به شما اجازه نمي دهند" نه" بگوئيد، در بزرگسالي نيز گفتن آن برايتان واقعاً مشكل خواهد بود . در اين زمينه ، خانم " سوئيت" مي نويسد: " ما از خانواده هايي مستحكم و منسجم كه به آنها خو گرفته باشيم، برخوردار نيستيم و زندگي نيز به سرعت در جريان است. همه درگيرودار زندگي گرفتارند و ما احساس تنهايي و غربت مي كنيم. اينكه مي خواهيم مورد پسند ديگران باشيم چه بسا عكس العملي باشد كه براي مقابله با اين شيوه زندگي انتخاب كرده ايم."
گرچه ريشه قبول درخواست ديگران و پرهيز از بيان" نه" در فرهنگ ايراني - اسلامي ما با آنچه در كتاب خانم " سوئيت" به آن اشاره شد تفاوت هايي فاحش و زيربنايي دارد ولي در اين كه گفتن" نه" گاهي واقعاً ضروري است شكي نيست! پس چگونه مي توان اين كلمه را بر زبان راند، بي آنكه سوء تفاهمي پيش آيد؟ آيا شما با روش هاي انجام اين كارآشنا هستيد؟ در زير چند روش ارائه شده است كه مي توانند در اينگونه مواقع به شما كمك كنند:
روش " ركورد شكني"!
اين روش را مي توان به صورت رودررو و يا از طريق تلفن پياده ساخت و زماني مورد استفاده قرار مي گيرد كه طرف مقابل شما مايل به شنيدن پاسخ " نه" از شما نيست. اينگونه افراد تصور مي كنند اگر به شما اصرار كنند ، سرانجام رضايت شما را جلب خواهند كرد. تنها كاري كه در مقابل اين افراد بايد انجام دهيد گفتن" نه" و باز هم " نه" است. لازم نيست حتماً گفتن " نه" به صورت قهرآميز باشد ، بلكه مي توان از جملاتي ملايم نيز استفاده كرد. در حالي كه لبخند بر لب داريد و با صدايي آرام بگوييد:" مي بخشيد، ولي واقعاً نمي توانم براي شام بيايم. امشب گرفتارم ، " فقط فراموش نكنيد كه در مقابل اصرارهاي مكرر مخاطب خود كوتاه نياييد. اگر شخص مورد نظر را نمي شناسيد، مثلاً اگر فرد مزاحم ، فروشنده اي دوره گرد است كه مي خواهد هر طور شده جنس خود را به شما بفروشد، بهتر است از عبارات خشن و قهرآميزتري استفاده كنيد. مثلاً بگوييد:" ببين آقا، صدبار به شما گفتم لازم ندارم، مي فهمي؟" اين روش كليدي ترين سلاح " نه " اي است كه مي توانيد از آن براي خلاصي از دست كسي كه واقعاً م