مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
لینک دوستان
۳) بازنده :
فرد احساس بي‌فايدگي دارد و قادر به مواجهه با جهان نمي‌باشد. او در انتظار رسيدن يك ناجي يا فريادرس به سر مي‌برد . وي براي مقابله با ترس ناشي از قبول مسئوليت تعيين زندگي خود ، از دلسوزي براي خويش با بي تفاوتي سپري مي‌سازد و جهت راهنمايي ، دائما چشم به ديگران دوخته است .اين ديدگاه به مسائلي نظير كمبود مهارتهاي ابراز وجود ، كم آموزي ، اتكاي بيش از حد به ديگران و.....منجر مي‌شود.
۳) پيامدهاي عزت نفس پايين
عزت نفس پايين ،‌پيامدهاي وسيعي به دنبال دارد.
ـ مي‌تواند موجب اضطراب ، فشار رواني ، احساس تنهايي و آمادگي شديد براي افسردگي شود.
ـ مي‌تواند سبب بروز مشكلاتي در رابطه با دوستان و ارتباطات وي شود.
ـ مي‌تواند به طوري جدي بر عملكرد تحصيلي و شغلي اثرگذارد.
ـ مي تواند سبب سرخوردگي فرد شود و ميزان آسيب پذيري فرد را در مقابل مواد مخدر و الكل افزايش دهد .
ـ بدتر از همه ، پيامدهاي منفي پيش گفته ،تقويت كننده تصوير منفي فرد ازخويش است و مي تواند عزت نفس فرد را به قهقرا كشانيده و روحيه غير خلاق و حتي رفتارهاي خود تخريبي را فعالانه تشديد كند.
▪ سه گام جهت رسيدن به عزت نفس بهتر
پيش از آنكه شروع به بهبود عزت نفس خود نمائيد ،ابتدا،به توانايي تغيير آن اعتقاد داشته باشيد . لزوما هر تغييري سريع و آسان رخ نمي‌دهد، اما مي‌تواند اتفاق بيفتد. شما ضعيف نيستيد! به محض پذيرش و يا حداقل توجه به جمله مذكور ،مي‌توان گام‌هاي سه‌گانه را براي تغيير عزت نفس برداشت:
۱) سرپوش گذاردن بر انتقاد دروني
۲) تمرين پرورش خود
۳) تقاضاي كمك از ديگران
ـ گام اول : سرپوش گذاردن بر انتقاد دروني
اولين گام مهم در بهبود عزت نفس،شروع مبارزه با پيامدهاي منفي نداي دروني منتقد است . در گام دوم : تمرين پرورش خود
سرپوش گذارندن بر نداي دروني انتقادگر ، اولين قدم مهم است ،اما كافي نيست . از آنجايي كه بخشي از عزت نفس ما ، به رفتاري كه ديگران در گذشته با ما داشته اند مربوط مي شود، دومين قدم به سوي عزت نفس سالم ،آن است كه با خودتان به عنوان يك فرد ارزشمند رفتار كنيد.
با پرورش و اهميت دادن به خود به شيو ه‌اي نشان دهيد، كه ارزشمند ، با كفايت،
لايق و دوست داشتني هستيد و اين چنين با تجارب يا پيامهاي منفي گذشته مبارزه كنيد .
پرورش خود از بخش هاي گوناگوني تشكيل مي شود
ـ مراقبت هاي اوليه را نسبت به خود اعمال نمائيد.
به مقدار كافي بخوابيد ،غذاهاي سالم بخوريد، مرتب ورزش كنيد ،در رعايت بهداشت كوشا باشيد والي الاخر .
ـ براي خودتان برنامه هاي تفريحي وآرامش دهنده ترتيب دهيد .مي توانيد به سينما برويد ،خواب نيمروزي داشته باشيد، به ماساژ برويد ، گلكاري و باغباني كنيد، با هر چيزي كه برايتان لذابخش است ، به خود آرامش دهيد.خود را براي موفقيت هايتان تشويق كنيد.
به طور مثال شما مي توانيد به خاطر نمره خوبي كه گرفته ايد ،يك شب به خود مرخصي دهيد و جشني برپا داريد. وقت خود را با يك دوست بگذرانيد.
و به خاطر تماس تلفني كه برايتان بسيار مشكل بوده ولي انجام داده ايد ، خود را تحسين كنيد.توانايي‌ها و كاميابي‌ها خويش را به خود يادآوري كنيد .
ـ يك روش آن است كه فهرستي از چيزهايي كه براي خود دوست داريد،تهيه كنيد، يا يك پروندهٔ « موفقيت » براي خود ترتيب دهيد كه نامه هاي مثبت ، تشويق نامه‌ها ، مدارك يا تقدير نامه‌ها را در آن نگهداري كنيد.
ـ موفقيت‌هايي را كه سبب افتخار شما هستند، نشانه‌هايي كه هميشه در معرض ديدتان باشد،ياد آور شويد.
ـ هنگامي كه مطابق با انتظاراتتان عمل نكرده‌ايد خود را ببخشيد چنانچه به پرورش خود عادت نداشته باشيد، اين عمل به نظر سخت و دشوار مي‌نمايد. از خود انتقاد نكنيد.
وقتي كاري را كاملا صحيح انجام نداده‌ايد، آن نداي دروني را به ياد داشته باشيد!
خودرا متعالي بدانيد حتي وقتي احساس مي‌كنيد، استحقاق آن را نداريد، چنين «بنما يانيد » تا همان گونه « رخ دهد »وقتي احساس متعالي و خوب بودن را به خود القاءمي‌كنيد ، بتدريج آنرا ، باور خواهيد نمود.
گام سوم : از ديگران ياري بخواهيد
غالبا ،ياري طلبيدن از ديگران ، مهمترين و نيز دشوارترين قدم به سوي تقويت عزت نفس است .
افرادي كه داراي عزت نفس پائين هستند،به دليل احساس عدم لياقت نمي توانند از ديگران طلب كمك نمايند . اما از آنجايي كه ، عزت نفس پايين ، غالبا حاصل نحوه برخوردي است كه ديگران در گذشته با شما داشته‌اند ، جهت مبارزه با پيامدهاي انتقادي، كه خود حاصل از تجارب منفي گذشته‌اند، نيازمند كمك ديگران خواهيد بود.
در اينجا چند روش جهت كمك طلبيدن از ديگران آورده شده است :
ـ از دوستان طلب حمايت كنيد.
ـ از دوستانتان بپرسيد از چه ويژگي شما خوششان مي آيد يا فكر مي كنند شما در آن مورد داراي قوت هستيد.
ـ از كسي كه به شما اهميت مي دهد ، بخواهيد كه براي مدت كوتاهي به شما گوش فرا دهد، بدون آنكه سعي داشته باشد چيزي را « اصلاح )»كند.
براي در آغوش گرفتن دوستان مشتاق باشيد.
ـ از كسي كه به شما علاقمند است بخواهيد ، امور را كه خودشان انجام مي‌دهند ، به شما ياد آوري كنند .
ـ چنانچه مشكل درسي داريد.، نزد استادان يا مشاوران برويد واز آنها بخواهيد در اين امور،كمكتان كنند ، به ياد داشته باشيد:
ـ آ‌نهاحضور دارند تا به يادگيري شما كمك كنند !
اگر در زمينه‌هاي مشخصي اعتماد به نفس پائين داريد ،در كلاس‌ها شركت كنيد و يا فعاليت‌هاي تازه‌اي را پيش بگيريد تا حس رقابت را در شما افزايش دهد .
( براي مثال شركت در كلاسهاي رياضي ، ورزشي ، كلاسهاي شنا و...)
با يك درمانگر يا مشاور صحبت كنيد .
گاه ، غلبه بر عزت نفس پائين چنان رنج آور و يا مشكل به نظر مي‌رسد ، كه نياز به كمك حرفه‌اي درمانگر يا مشاور روانشناس پيش مي‌آيد . صحبت با يك مشاور روش خوبي جهت آشنايي بيشتر با جنبه‌هاي عزت نفس شماست و منجر به بالا رفتن عزت نفس شما مي‌شود.منبع: http://iransco.org سايت روانشناسان 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]
درباره خودتان چگونه مي انديشيد«من هرگز نمي توانم در كنكور قبول شوم؛ من اصلا هيچ استعدادي ندارم؛ من از لحاظ هوش و حافظه جزو افراد متوسط پايين جامعه هستم؛ من ديگر اين كار را شروع نمي كنم، زيرا اگر موفق نشوم همه به ديده حقارت به من نگاه خواهند كرد».
اين جملات را شايد بارها و بارها از اطرافيان خود شنيده ايم و اگر خوب حافظه خود را به كار گيريم شايد در برهه هايي از زمان به ذهن خودمان اين افكار رسوخ كرده باشند.
شكست، آن كابوس شب هاي امتحان، آن قاتل روياهاي برنده شدن و روي سكوهاي قهرماني رفتن در نظر خيلي از افراد، سراسر همه زشتي و كراهت است. ولي انسان هاي بزرگ به جاي له شدن و خميدن در زير پاهاي شكست، آن را زير پا گذاشته و از آن نردبان ترقي ساخته اند.
در اين باره انيشتين مي گويد؛ «كسي كه هرگز مرتكب اشتباه نشده باشد هرگز براي رسيدن به چيزي تلاش نكرده است». شكست واقعي از ديدگاه ماري پيكفورد تنزل به مرتبه هاي پايين نيست، بلكه پايين ماندن و عدم تلاش براي رسيدن به بالا ست. 
شكست ها و مشكلات همان چيزهايي هستند كه هنري كيزر به آنها به عنوان فرصت هايي براي يادگيري مي نگرد و رابرت اف. كندي در اين باره مي گويد؛ آنهايي كه جرات شكست هاي بزرگ را دارند به پيشرفت هاي بسيار بزرگي هم نائل مي شوند. 
پس مشكلات جزو لاينفك زندگي هستند و انسان به موفقيت نمي رسد جز در سايه تلاش و خداوند بزرگ خلاصه و عصاره زندگي را در دو جمله به انسان تفهيم فرموده است؛ «لقد خلقنا الانسان في كبر؛ ما نوع انسان را به حقيقت در رنج و مشقت آفريديم. سوره بلد آيه ۴» و «ليس للانسان الا ما سعي؛ انسان هيچ چيزي به دست نمي آورد جز با تلاش».
مي گويند كه اديسون براي ساختن باتري، ۲۵ هزار روش مختلف را به كار گرفت. از او در مورد احساسش درباره اين تجارب همراه با شكست سوال شد، او در جواب گفت؛ «اكنون بعد از اين ۲۵ هزار روش، من مي دانم كه چرا با هر كدام از آنها باتري ساخته نشد ولي آيا شما نيز مي دانيد؟»
روان شناسان هميشه در پي پاسخ به اين پرسش بوده اند كه چرا اين همه تفاوت در واكنش افراد به شكست ها وجود دارد؟ چرا يكي در پي شكست خود را مي بازد و احساس حقارت مي كند و ديگري تا رسيدن به نتيجه دلخواه استقامت مي كند. يك پاسخ آنها به اين سوال، تفاوت عزت نفس افراد بوده است. عزت نفس به معني تاييد شخص توسط خودش است و يكي از مولفه هاي مهم خودمختاري به شمار مي رود؛ يعني شخص تا چه اندازه از آزادي عاطفي برخوردار است و تا چه حد قادر است به معيارهاي دروني اش پاسخ دهد.
افكار و احساسات افراد درباره خودشان به عنوان يك جنبه مهم عزت نفس مطرح است و نشان دهنده يك جنبه مهم زندگي روان شناختي است. عزت نفس در نوع واكنش افراد به مشكلات تاثير انكارناپذيري دارد. افرادي كه از عزت نفس بالا برخوردارند قضاوت هاي مثبت در مورد خود دارند و صفات مثبت را به خود نسبت مي دهند و به هنگام شكست كمتر از پريشاني هيجاني رنج مي برند. آنها در مورد خودشان به اين نحو مي انديشند كه توانايي بالايي دارند و از عهده مسائل برمي آيند و نيز انتظار موفقيت در آنها بالاست.
پاسخ هاي هيجاني افراد به شكست اعم از شادي، اندوه، ياس و... از عقايد شان درباره عملكردشان تاثير مي پذيرد. براي پيش بيني واكنش هيجاني افراد در مقابل شكست در يك موقعيت بايد سطح عزت نفس آنها و عملكردشان در آن موقعيت را در نظر بگيريم. 
يعني اگر عزت نفس فرد بالا باشد و عملكرد خوبي هم داشته باشد واكنش هيجاني بهتر و معقولانه تري خواهد داشت و عكس. افرادي كه از عزت نفس بالا برخوردارند از تاثيرات منفي شكست راحت تر جدا مي شوند، زيرا آنها عقيده دارند كه صفات و توانايي هاي بسيار ديگري دارند و اين مسئله توضيح مي دهد كه چرا آنها به هنگام شكست كمتر احساس پريشاني و استيصال مي كنند. 
در مقابل افرادي كه از عزت نفس پايين برخوردارند جنبه هاي منفي شكست را بزرگ كرده و بيش تعميم دهي مي كنند با شكست در يك حوزه و در يك جنبه آنها به اين نتيجه مي رسند كه در هيچ چيزي استعداد ندارند. در مقابل افراد برخوردار از عزت نفس بالا، شكست خود را در يك جنبه با استفاده از هنرها و استعدادشان در جنبه هاي ديگر جبران مي كنند. بر اساس تحقيقات تفاوت رفتار والدين منجر به تفاوت عزت نفس در افراد مي شود.
● والدين؛ سازندگان عزت نفس فرزندان
والدين نقش بسيار مهمي در شكل گيري بسياري از خصوصيات فرزندان شان دارند. بسياري از والدين يك عشق پايدار نسبت به فرزندان شان دارند و اين محبت بستگي به خوب بودن و خوب انجام دادن كارها به وسيله فرزندان ندارد يعني آنها مهر و محبت نامشروط را نثار فرزندان شان مي كنند. همان چيزي كه راجرز از آن تعبير به توجه مثبت نامشروط مي كند. والدين افراد برخوردار از عزت نفس بالا به موفقيت هاي فرزندان شان افتخار مي كنند و شكست هاي آنها را با شكيبايي مي پذيرند. فرزندان اين والدين به عنوان افرادي شناخته مي شوند كه در كودكي به عشق و محبت مادر خود مطمئن بوده اند.
در مقابل افرادي كه از عزت نفس كم برخوردارند خصوصيات يك والد تقبيح كننده و تنبيه كننده را دروني كرده اند كه به طور بسيار سخت گيرانه نسبت به اشتباهات و شكست هايشان حساس است و به هنگام موفقيت فرزندانش خوشحالي كمي را نشان مي دهد. 
اين افراد بسيار زياد مستعد حساسيت درباره شكست ها و رد شدن ها، داشتن تحمل كم در مقابل ناكامي ها، نياز به داشتن يك زمان طولاني براي بهبود نااميدي ها و داشتن يك نگاه بدبينانه به زندگي هستند.پس مي توان گفت كه آمادگي براي خصوصياتي مثل نااميدي يا در مقابل آن اميدواري به تجارب خاص و بخصوص رفتار والدين وابسته است.
● قدم برداشتن در راه موفقيت؛
براي رسيدن به موفقيت و نحوه واكنش در مقابل شكست ها، روان شناسان توصيه هايي چند دارند؛
يافتن استراتژي و راهبرد؛ موفقيت شامل ۲۰ درصد مهارت و ۸۰ درصد استراتژي و راهبرد است. براي مثال مي دانيم كه چگونه مطالعه كنيم ولي مطلب مهمتر طرح و برنامه براي مطالعه است.
يافتن ريشه مشكلات؛ افراد نمي دانند چگونه با مشكلات كنار بيايند زيرا آنها آرامش خود را از دست داده و روي مشكل تمركز نمي كنند؛ اول بايد دلايل ريشه اي مشكل را پيدا كرد و بعد روي راه حل ها متمركز شد.
● پرسيدن سوالاتي از خود هنگام مواجهه با شكست؛
- چگونه مي توانم از مشكل در جهت پيشرفت استفاده كنم؟
- چگونه مي توانم به آن از دريچه ديگري نگاه كنم؟
- در هر چيزي جنبه هاي مثبت مي توان يافت جنبه مثبت اين مشكل چيست؟
- آيا من واقعا براي راه حل آن تلاش كرده ام؟
- و در نهايت براي بالا بردن عزت نفس و در نتيجه بهبود واكنش هاي افراد به شكست بايد افراد را تشويق كرد كه روي صفات مثبت شان متمركز شوند و به اين مسئله اعتقاد داشته باشند كه مي توانند بسياري از كارها را به خوبي انجام دهند.ليلا مختاري روزنامه كارگزاران 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]
داستان شخصيت چيست؟شخصيت خود را هدف تيراندازي با حلقه هاي هم مركز در نظر بگيريد. شخصيت شما از پنج حلقه درست مي شود. در حلقه اول،ارزشها و در دايره خارجي آن، باورهايتان قرار دارند.
ارزشهاي شما، باورهاي شما را مشخص مي سازند؛ باورهايي كه درباره خود و دنياي پيرامون خود داريد. اگر ارزشهاي مثبت داشته باشيد، چيزهايي مانند عشق، محبت و سخاوت، باور مي كنيد كه اشخاص حاضر در دنياي شما شايسته اين ارزشها هستند و بنابراين با آنها به همين شكل رفتار مي كنيد.
باورهاي شما هم به سهم خود حلقه دوم شخصيت شما را مشخص مي سازد كه همان انتظارات و توقعات شماست. اگر ارزشهاي مثبت داشته باشيد، خودتان را آدم خوبي در نظر مي گيريد. اگر خودتان را آدم خوبي در نظر بگيريد، انتظار حوادث خوشايند را داريد كه برايتان اتفاق بيفتد. اگر انتظار داريد كه حوادث خوشايندي برايتان اتفاق بيفتد، مثبت،بشاش و آينده نگر خواهيد بود. در اشخاص و در دنياي پيرامونتان دنبال چيزهاي مثبت خواهيد گشت.
سطح چهارم شخصيت شما كه از ناحيه انتظارات شما مشخص مي شود، نگرش و برداشت شماست. نگرش و طرز تلقي شما بازتاب ارزشها، باورها و انتظارات شماست. براي مثال، اگر ارزش شما مي گويد در دنياي خوبي زندگي مي كنيد و باورتان اين است كه در زندگي موفق خواهيد شد، انتظار مي كشيد كه هر حادثه اي براي شما اتفاق بيفتد به شكلي به شما كمك خواهد كرد. در نتيجه در قبال ساير مردم نگرش ذهني مثبت خواهيد داشت. شاداب تر و خوش بين تر خواهيد شد، شما كسي خواامه‌تان را اجرا كنيد و پيشرفت‌تان را ارزيابي كنيد.
▪ سخت نگيريد: خودتان را فقط به شكل مادي و ظاهري نبينيد. نگوييد اگر زيباتر بودم دوستان بيشتري داشتم. كارهايي را كه دوست داريد انجام دهيد، به ديدن دوستانتان برويد و از اوقاتتان لذت ببريد. راحت باشيد، خيلي سخت نگيريد و از زندگي لذت ببريد.
▪ كمك بگيريد: هيچ وقت براي ايجاد عزت نفس سالم و مثبت دير نيست. در مواردي كه فرد عميقا نسبت به خود احساس تنفر دارد و ريشه اين حالت به دوران كودكي مربوط است، مي‌توان از مشاور و روانپزشك كمك گرفت . اين متخصصان به عنوان راهنما به افراد ياد مي‌دهند كه چطور خودشان را دوست داشته باشند و قدر توانايي‌هاي منحصر به فردشان را بدانند.
▪ با افكار منفي مبارزه كنيد: درباره خودتان منفي فكر نكنيد. هر وقت به ضعف‌ها و ناتواني‌هايتان فكر كرديد، سعي كنيد در مقابل به توانايي‌ها و نقاط قوتتان هم فكر كنيد. وقتي احساس مي‌كنيد خيلي داريد خودتان را سرزنش مي‌كنيد، در عوض چند جمله مثبت را بلندبلند در مورد خودتان بگوييد و به خاطر توانايي‌هايي كه داريد خودتان را تشويق و تحسين كنيد.
▪ وارد گود شويد: بعضي تصورات و افكار، جلوي حركت و پيشرفت را مي‌گيرد. به جاي اينكه با افكاري مثل «تا وقتي نمي‌توانم يك دايره بكشم نمي‌توانم يك نقاش ماهر و موفق شوم» خودتان را كنار بكشيد، به چيزهايي فكر كنيد كه در آن استعداد و توانايي داريد و از آن لذت مي‌بريد و به دنبال همان برويد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]
خودت را باور كناعتماد به نفس نگرشي است كه به شخص اجازه كارآمد بودن در حالي كه نگاهي واقع گرايانه از خود و موقعيت خود دارد مي دهد. افرادي كه اعتماد به نفس دارند به توانايي هاي خود ايمان داشته و به راحتي مي توانند زندگي خود را كنترل كنند و بر اين باورند كه با داشتن اعتماد به نفس قادر به انجام همه كارها هستند.
● تقويت اعتماد به نفس كودكان
اعتماد به نفس موجب مي شود فرزند شما در طول زندگي از سلامت روان و جسم برخوردار شده و در اجتماع فردي موفق باشد.نداشتن تصويري خوب از خود، معمولاً باعث مشكلات رفتاري در فرزندان مي شود. احساس رضايت از خود با از خودشيفتگي و يا احساس تكبر و بزرگ بيني بسيار متفاوت است و اين به معني آن است كه شخص درك درستي از توانايي خود در برخورد با مشكلات زندگي داشته باشد.
احساس فرد از خود و چگونگي رفتار والدين با او رابطه مستقيم با يكديگر دارند، از اين رو كمك به تقويت اعتماد به نفس در كودكان حياتي است. چرا كه فرزند شما نيز ممكن است احساس كارآمدي در زندگي و يا نداشتن اعتماد به نفس و قادر نبودن در تصميم گيري را از والدين بياموزد.
● براي تقويت اعتمادبه نفس
براي اين كه بتوانيد به فرزندان خود اعتماد به نفس بياموزيد، گاهي اوقات لازم است اعتماد به نفس خود را تقويت كنيد. اگر مشكلاتي از زمان كودكي تان داريد با آنها مقابله كنيد.
● درمان گذشته
اعتماد به نفس در فرزندان اكتسابي است. اگر اعتماد به نفس لازم را نداريد و يا احساس مي كنيد كه نداشتن اعتماد به نفس به خاطر رفتارها و اعمال والدين شماست، مي توانيد اقدام هاي زير را انجام دهيد: 
فهرستي از آن دسته از كارهاي والدين تان را كه بر تصوير شما از خودتان تأثير مي گذاشت، تهيه كنيد.
▪ فهرستي از اقدام ها و يا رفتارهايي كه والدين تان احتمالاً انجام داده اند و باعث كم شدن اعتماد به نفس تان شده بنويسيد.
▪ حال از كارهايي كه والدين تان براي تقويت و ايجاد اعتماد به نفس شما انجام داده اند پيروي كنيد و اگر انجام دادن اين آزمايش برايتان سخت است مي توانيد با افراد متخصص مشورت كنيد.
● آيينه نفس خود را جلا دهيد
هيچ كس نمي تواند هميشه چهره اي خندان داشته باشد، ولي اندوه و غم والدين به طور مستقيم به فرزندان شان انتقال مي يابد. فرزندانتان به شما مانند آئينه اي كه همه چيز را انتقال مي دهيد، مي نگرند و اين در شكل گيري احساس شان تأثير بسزايي دارد. اگر احساس نگراني داريد، نمي توانيد احساسي خوب را به كودك منتقل كنيد.
فرزندان احساس غم و اندوه والدين را به خود نسبت مي دهند. حتي آنها براي شاد كردن والدين احساس مسئوليت مي كنند. اگر شما دچار مشكلاتي از قبيل افسردگي و هيجان زياد هستيد، اين مشكلات را پيش از آن كه براي شما و فرزندتان مشكل ساز شود برطرف كنيد.
كمك فرزندان، به پيشرفت استعدادها و كسب توانايي هايش در تقويت اعتماد به نفس او مؤثر است. اگر شما توانايي را در فرزندتان احساس كرديد كه خود از آن بي خبر است، او را به انجام دادن و پيشرفت در آن تشويق كنيد. تشويق و ممانعت نكردن هر دو ضروري است و بايد تعادلي ميان آنها ايجاد شود.اگر شما فرزند تان را تشويق به انجام كاري كه از عهده او برمي آيد نكنيد، استعدادش شكوفا نمي شود و شما شانس خوداتكايي را از او گرفته ايد.

ترجمه: بهنام قدردوست نخچيروزنامه ايران 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]
خودت را آنطور كه هستي ، بپذير!اگر شما يكي از آن اشخاص ناد‌ر و خوشبختي هستيد‌ كه بد‌ن خود‌ را به طور كاملاً د‌قيق به همان گونه‌اي كه هست با تمام نقاط ضعف و قوت احساس كرد‌ه‌ايد‌، آن‌وقت است كه د‌رس پذيرش را مشتاقانه آموخته‌ايد‌ و مي‌توانيد‌ به سرعت به د‌رس بعد‌ي بپرد‌ازيد‌. با اين حال اگر ذره‌اي معتقد‌ باشيد‌ كه شاد‌تر مي‌بود‌يد‌ چنانچه لاغرتر، بلند‌تر، بزرگ‌تر، محكم‌تر، بورتر و قوي‌تر بود‌يد‌ يا هر تغيير جزئي قابل تصور د‌يگر بد‌ني، زند‌گي‌تان را به طرزي معجزه‌آسا د‌ر جهت بهتر تغيير مي‌د‌اد‌، شايد‌ لازم باشد‌ وقتي را صرف آموختن ارزش پذيرش واقعي كنيد‌. 
پذيرش، يعني آنچه را زند‌گي با حالت مطلوب به شما عرضه مي‌كند‌، با آغوش باز بپذيريد‌. بد‌ن ما د‌ر زمرهٔ آماد‌ه‌ترين و مجرب‌ترين آموزگاران اين د‌رس است. بد‌ن شما هر جا كه باشيد‌ به چشم مي‌آيد‌، مگر اين كه شما مقد‌ار زياد‌ي از وقت خود‌ را صرف برون‌فكني روح كنيد‌! اين مي‌تواند‌ مانند‌ راهنمايي هميشه د‌ر صحنه يا باري كه يك عمر بر د‌وش مي‌كشيد‌، باشد‌. شما هستيد‌ كه بايد‌ تصميم بگيريد‌، بستگي د‌ارد‌ چگونه اين د‌رس را بياموزيد‌. 
براي بسياري از مرد‌م، بد‌ن هد‌في براي خشن‌ترين قضاوت‌ها و فشارسنجي براي ارزشيابي خود‌ است. آنان براي خود‌ اهد‌اف د‌ست‌نيافتني ترسيم مي‌كنند‌ و خود‌ را بابت نرسيد‌ن به آنها سرزنش مي‌كنند‌. چون شكل ظاهري شما شكلي است كه توسط آن د‌ر د‌نيا به چشم مي‌آييد‌، غالباً به همان نحوي است كه شما از خود‌ تعريف مي‌كنيد‌ و به همان نحوي است كه د‌يگران از شما تعريف مي‌كنند‌. شيوهٔ ملاحظه كرد‌ن بد‌نتان مستقيماً با آماد‌گي شما براي ياد‌گيري د‌رس پذيرش ارتباط د‌ارد‌. تحميل قضاوت‌هاي سوء بر بد‌نتان ميزان تحمل شما را براي بهره‌مند‌ شد‌ن از آن محد‌ود‌ مي‌كند‌. 
به ياد‌ بياوريد‌ چه فعاليت‌هايي را به تعويق اند‌اختيد‌ به اين د‌ليل كه مي‌خواستيد‌ متفاوت، برتر يا شايد‌ حتي كامل به نظر بياييد‌. پذيرش كامل خود‌ به شما اجازه مي‌د‌هد‌ كه به سرعت و بد‌ون هيچ‌گونه محد‌ود‌يتي د‌ر جنبه‌هاي مختلف زند‌گي شركت كنيد‌. د‌ليل مستند‌ قوي وجود‌ د‌ارد‌ كه ذهن و بد‌ن باهم مرتبط هستند‌، بنابراين پذيرفتن بد‌ن نه تنها براي سلامتي عاطفي ما ضروري است، بلكه براي سلامتي بد‌ن نيز واجب است. انكار كامل پذيرش بد‌ن مي‌تواند‌ منجر به بيماري شود‌، د‌ر صورتي كه پذيرش مي‌تواند‌ بيماري يا هر عارضه‌اي را شفا د‌هد‌. اكنون حتي جامعهٔ پزشكي مد‌رن، ارزش پذيرش خود‌ را با آغوش باز قبول د‌ارد‌ چون قد‌رت آن، ذهن و بد‌ن را سالم نگه مي‌د‌ارد‌. هنگامي كه توانستيد‌ بد‌ن‌تان را د‌قيقاً به شكل كنوني قبول كنيد‌، مي‌د‌انيد‌ كه د‌ر جهتي د‌رست پيش مي‌رويد‌. پذيرش حقيقي آن موقع است كه شما بتوانيد‌ بد‌نتان را همان‌طور كه هست مشتاقانه د‌ر آغوش بكشيد‌ و قد‌ر آن را بد‌انيد‌، و د‌يگر براي آنكه شايستهٔ عشق كسي ـ مخصوصاً عشق خود‌تان ـ شويد‌، احساس نياز به اصلاح آن ند‌اشته باشيد‌. 
آيا اين بد‌ان معناست كه شما هيچ‌گاه نبايد‌ براي بهتر شد‌ن بد‌ن خود‌ سعي كنيد‌؟ يا آنكه بايد‌ تسليم آنچه به شما د‌اد‌ه شد‌ه است بشويد‌؟
البته كه نه. اين كاملاً طبيعي و انساني است كه بخواهيد‌ به بهترين شكل د‌رآييد‌. ولي اين بد‌ان معنا است كه شما حتي هنگامي كه د‌ر سلامتي يا جذابيت كامل نيستيد‌، نبايد‌ از بد‌ن خود‌ انتقاد‌ كنيد‌، آن را مورد‌ قضاوت قرار د‌هيد‌ يا از آن ايراد‌ بگيريد‌. ميل به پيشرفت تا زماني سالم است كه از عشق به خود‌ ناشي شود‌ نه از احساس نقص.
به مرور كه رشد‌ مي‌كنيد‌ و سنتان افزايش مي‌يابد‌، بد‌ن شما تغييراتي خواهد‌ كرد‌ كه د‌يگر قابل تغيير نيست. د‌ر نهايت ممكن است كه به يك نقص عضو يا به ضعف يا به هر د‌رد‌ جسمي د‌يگر د‌چار شويد‌ كه پذيرش آن براي بد‌نتان سخت‌تر شود‌. اما باز هم آن را صرف‌نظر از اين كه اين كار تا چه حد‌ برطرف نشد‌ني به نظر آيد‌، بپذيريد‌. المپيك معلولان پر از افراد‌ي است كه بد‌نشان را با وجود‌ معلوليت‌هاي خود‌ پذيرفته‌اند‌. 
چگونه مي‌توانيد‌ د‌رس پذيرش را بياموزيد‌؟ با آگاهي از اين كه آنچه هست، هست و اين كه كليد‌ گشود‌ن زند‌ان «قضاوت خود‌» د‌ر ذهن خود‌ شما نهفته است. 
شما مي‌توانيد‌ با شكايت‌هاي ناهنجار و فرورفتن د‌ر خود‌فرسائي، جنگ با واقعيت تن خود‌ را اد‌امه د‌هيد‌ يا مي‌توانيد‌ يك حركت د‌قيق اما قد‌رتمند‌ ذهني را به سوي پذيرش طراحي كنيد‌. د‌ر هر د‌و حالت، حقيقت به همان‌گونه باقي مي‌ماند‌. پذيرش يا عد‌م پذيرش بد‌نتان فقط باري است به د‌وش ذهن شما، قوهٔ اد‌راك شما تحمل اين را كه بد‌ن شما واقعاً چگونه به نظر مي‌آيد‌ ند‌ارد‌، پس چرا راحتي پذيرش را به جاي د‌رد‌ عد‌م پذيرش انتخاب نكنيم؟ انتخاب آن با شماست.روزنامه اطلاعات 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]
خود‌باوري؛ فاصلهٔ خواستن تا توانستنعلل بسياري از رفتارهاي آسيب‌زاي يك كود‌ك و د‌انش‌آموز د‌ر خانه و يا د‌ر مد‌رسه مخصوصاً افت تحصيلي آنان، ريشه د‌ر كمبود‌ و يا ضعف عاملي است به نام خود‌باوري.
فاصله خواستن تا توانستن تنها يك گام است و اين گام فقط و زماني طي مي‌شود‌ كه ما د‌ر باورمان قد‌رت برد‌اشتن اين گام را بيابيم. 
خانواد‌ه و والد‌ين اولين جايگاه و مد‌رسه د‌ومين جايگاهي است كه نقش غيرقابل انكار د‌ر ايجاد‌ و تقويت خود‌باوري د‌ر كود‌كان را د‌ارند‌.
خود‌باوري يعني احساس ارزشمند‌ بود‌ن، اين احساس از طريق مجموعه‌اي از عواطف، احساسات و تجربيات به د‌ست مي‌آيد‌، به نحوي كه فرد‌ خود‌ را با كفايت و موفق مي‌د‌اند‌.
هسته اوليه خود‌باوري از كود‌كي آرام‌ آرام توسط والد‌ين و اطرافيان د‌ر اطراف فرد‌ مورد‌ نظر شكل مي‌گيرد‌ و ايجاد‌ مي‌شود‌. 
د‌ر محيطي پر از ترس، كود‌ك مي‌آموزد‌ كه د‌ائماً بترسد‌ و احساس ناامني كند‌.
د‌ر محيطي پر از شاد‌ي او مي‌آموزد‌ كه شايد‌ باشد‌ و د‌ر محيطي پر از تشويق او مي‌آموزد‌ كه بزرگ باشد‌.
▪ به عبارتي:
خود‌باوري د‌ر كود‌ك از نوع نگاه، نگرش، رفتار، برخورد‌ و توقعات د‌يگران از همان طفوليت جوانه مي‌زند‌ و بزرگ مي‌شود‌ و به محصول مي‌نشيند‌.
تحقير، طرد‌ كرد‌ن، بي‌احترامي، سرزنش، تهد‌يد‌، مقايسه نابجا، تكرار د‌ائم نكات منفي، همه و همه راههايي هستند‌ كه مسلماً نمي‌توانند‌ د‌ر كود‌ك به خود‌باوري منجر شود‌. برعكس راههاي مناسبي مانند‌ پذيرش، احترام، محبت، توجه، جد‌ي گرفتن، گوش د‌اد‌ن، تشويق، حمايت و انتظارات معقول وجود‌ د‌ارد‌ كه كاربرد‌ يكايك آنها براي رسيد‌ن به سرمنزل مقصود‌ مي‌تواند‌ مفيد‌ باشد‌.
يك پد‌ر و ماد‌ر مسئول يا آموزگاري شايسته اگر بخواهد‌ د‌ر اين راستا قد‌م‌هاي بلند‌تري برد‌ارد‌، مي‌تواند‌ از راهكارهاي بهتري نيز كمك بگيرد‌ از جمله:
ـ د‌ر آغاز به كود‌ك بياموزند‌ كه نقاط ضعف و قوت خود‌ را شناسايي كند‌. با اين كار، او افق حركت خود‌ را مي‌تواند‌ بيابد‌.
ـ بعد‌ از شناخت نقاط قوت و ضعف، به كود‌ك ياد‌ د‌هند‌ كه احساس نگراني يا خجالت ند‌اشته باشد‌ برعكس بايد‌ احساس رضايتمند‌ي و خوشنود‌ي كند‌. قد‌ر مسلم هيچ انساني حتي بسيار د‌انا و حكيم قاد‌ر به انجام هر كاري نيست.
ـ احساس با ارزش بود‌ن زماني د‌ر فرد‌ ايجاد‌ مي‌شود‌ كه بعد‌ از شناخت نقاط ضعف و قوت خود‌، اولين گام‌هاي جد‌ي را برد‌ارد‌. د‌ر واقع د‌ر اين هنگام است كه او ياد‌ گرفته خود‌ش باشد‌ نه د‌يگري.
ـ تشويق توانايي‌، حمايت از تلاش‌ها، تشويق به تجربه كرد‌ن راه‌هاي مختلف براي حل يك مسأله به ايجاد‌ و تقويت احساس كفايت د‌ر كود‌ك كمك مي‌كند‌.
ـ واگذاري تد‌ريجي برخي مسئوليت‌ها، تشويق به ايجاد‌ ارتباط سالم با اطرافيان، ايجاد‌ فرصت‌هايي براي تباد‌ل تجربيات مي‌تواند‌ به ايجاد‌ و تقويت احساس مسئوليت كمك كند‌.
ـ پذيرش كود‌ك به عنوان يك فرد‌ و عد‌م مقايسه بي‌مورد‌ او با د‌يگران و همچنين پذيرش عواطف و احساسات او مي‌تواند‌ به ايجاد‌ احساس امنيت د‌ر كود‌ك كمك كند‌.
ـ فرد‌ خود‌باور نشانه‌هاي بارزي از احساس ارزشمند‌ بود‌ن و خود‌باوري د‌ر عملكرد‌ روزانه خود‌ د‌ارد‌ از جمله آنكه:
چنين فرد‌ي مسئوليت‌پذير است، نسبت به پيشرفت خود‌ احساس افتخار د‌ارد‌، د‌امنه وسيعي از هيجانات و احساسات را از خود‌ نشان مي‌د‌هد‌ و د‌يگران را به راحتي تحت تأثير قرار مي‌د‌هد‌.روزنامه اطلاعات 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]
خودآگاهيخودآگاهي توانايي شناخت و آگاهي از خصوصيات ، نقاط ضعف  و قدرت ، خواسته ها ، ترس و انزجار است . به طوري كه رشد خودآگاهي به فرد كمك مي كند تا دريابد تحت استرس هست يا نه ، و اين معمولا پيش شرط ضروري روابط اجتماعي بين فردي و همدلانه است. تعريف ديگري كه از خودآگاهي مي توان كرد اين است كه شخص چه برداشتي از خود داشته و بر اساس اين برداشت چه احساسي پيدا مي كند در واقع نوع خودآگاهي ما پيش بيني كننده احساس رضايت ما از خودمان و زندگي است و احساس راضي نبودن از خود نشانه اي است كه به ما هشدار مي دهد كه نيازمند تغيير هستيم اما ممكن است اين ذهنيت پيش آيد كه ما بعد از عمري زندگي با خود و ديگران ، خود را شناخته ايم اما تعجب خواهيد كرد اگر بدانيد كه عده قليلي از مردم بر اعمال و رفتار خود شناخت دارند و به ندرت مي توانند ارزشها ، علايق و رفتارهاي خود را تجزيه و تحليل كنند . در واقع آنها مي خواهند همان كارهايي را كه ديروز انجام داده اند امروز نيز كم و بيش انجام دهند و از هرگونه تغيير دوري مي جويند 
در ذيل با ارائه دو مثال بحث را روشنتر مي كنم
مثال اول نيچه:
نيچه بر اثر برداشت غلطي كه نسبت به انسان داشت مي گفت هركه زور دارد مستحق زندگي ست و هر كه ندارد مستحق ظلم است اما جالب است اگر بدانيد همين شخص چگونه مرده است، آورده اند نيچه از كوچه اي مي گذشت كه در آن مرد گاريچي اسب خود را وادار به كشيدن بار سنگين مي كرد و مرتبا به اسب شلاق مي زد نيچه با ديدن اين صحنه دلخراش خونش به جوش آمد و براي دفاع از اسب با گاريچي دست به يقه شد در اين بين گاريچي لگدي به نيچه زد و بعدا نيچه بر اثر همان لگد مرد. چه شد كه نيچه يكباره عوض شد همان خوداگاهي بود كه او را به اين مرتبه رساند در صورتي كه قبلا نيچه مي پنداشت كه به خودآگاهي رسيده است اما وي تنها جنبه منفي بشر را دريافته بود و نه همگي آن را . 
مثال ديگر از امام صادق (ع):
زني در دوران حيات امام صادق (ع) بود كه به هر آيين و مكتبي كه مي پيوست سريعا از همان راهي كه آمده بود بر مي گشت و همين باعث پريشاني وي شده بود . از آنجا كه آوازه امام صادق (ع) را شنيده بود تصميم گرفت تا امام را ملاقات كند و براي درد خود درمان بجويد پس به منزل امام مراجعه نمود . امام پس از شنيدن صحبتهاي زن به او بطري اي داد و گفت به خانه برو و دستور العمل را اجرا كن ، زن به خانه برگشت و در كمال تعجب ديد كه بطري با سه لايه شن قرمز ، سفيد و سياه كاملا پوشانده شده است دستور العمل چنين بود بطري را تكان بده و نتيجه را مشاهده كن ، پس از تكان دادن بطري شنها با هم مخلوط شدند و رنگ آنها به خاكستري تغيير يافت . در اين مثال امام صادق (ع) با اينكار به اين زن فهماندند كه شما انساني هستيد با تمام نقاط ضعف و قدرت خودتان ، اگر مي خواهيد به آرامش دست يابيد بايد خود را بپذيريد و خودتان باشيد اولين راه براي شناخت خود اين است كه ما تمامي برچسب هاي من هستمي را كه با خود داريم كنار بگذاريم و با ديدي واقع گرايانه به خود بنگريم تمامي من هستم هايي كه شخصيت ما را خرد و نابود مي كنند از چهار جمله زير ناشي مي شوند:
۱- من چنين هستم
۲- هميشه اينطور بوده ام
۳- دست خودم نيست
۴- طبيعتم اين طور است
اين چهار جمله در واقع توجيهي براي شخصيت تغيير ناپذيراي ما هستند و مانع تغيير در زندگي ما مي شوند در واقع سدهايي را مي مانند كه مانع رشد و پيشرفت ما مي شوند . البته اگر ما با استفاده از اين برچسب ها به رضايت خاطر برسيم و تاثيري بر تعادل رواني ما نداشته باشند مي توان گفت تقريبا اشكالي ندارند ، اما اگر قبول داشته باشيم كه برخي از اين برچسب ها مانع رشد ما مي شوند ، بايد تغييراتي در خود ايجاد كنيم 
چگونه اين من هستم ها بوجود آمده اند:
۱- از طرف ديگران:
اغلب اوقات اطرافيان ما به ما اينگونه برچسب مي زنند: 
· شما راننده خوبي نيستيد .
· شما نقاشي تان خراب است .
· ذات شما براي اين پيشرفت در اين كار نيست .
· و ...
بعضي از اوقات نيز اشخاص با استفاده از همدلي منفي اي كه با ما مي كنند برچسب هاي ناشايست خود را با انتقال مي دهند :
· شما هم مثل من راننده خوبي نيستيد .
· نقاشي شما هم مثل من خراب است .
· استعداد شما هم مثل من در اين زمينه كور است .
· و ...
در نهايت ، بدترين برچسب هايي كه به ما مي زنند اينگونه اند :
· شما هم مثل پدرتان راننده خوبي نيستيد .
· نقاشي شما هم مثل برادرتان خراب است .
· شما هم فرزند همان پدر هسيتد و كاملا بي استعداديد .
در اين حالت جملات بالا اين احساس را در فرد ايجاد مي كنند كه ناتواناييش ارثي ست . در واقع با استفاده از اين جملات به فرد مي گويند كه نگران نباش ناتواني شما ارثي است و تو هر كاري كه بكني نمي تواني تغيير كني چون گل شما را اينگونه سرشته اند.
۲- توسط خودمان :
تجربه نشان داده است كه فرد با ارائه دليل و مدرك خود را از انجام كار يا فعاليت باز مي دارد و رفته رفته شخصيت خود را منزوي تر مي كند به عنوان مثال:
مادر خانواده : سيم اتو اتصالي پيدا كرده است .
پدر خانواده : من اين كاره نيستم مگر فاجعه اي را كه هنگام تعمير زنگ به بار آوردم ، فراموش كرده ايد .
در اين مثال پدر خانواده به جاي اينكه اعتماد به نفس داشته باشد و فاجعه خرابي زنگ را به پاي ناآگاهي و عدم مهارت خود بگذارد سريعا با برچسب منفي اي كه به خود مي زند دليلي براي تبرئه خود از تعمير اتو ارائه مي دهد. 
البته در ظاهر هميشه اين برچسب ها بد نيستند و بسياري از افراد از آن سوءاستفاده مي كنند و انجام ناقص كارها را با اين برچسب ها مي پوشانند
چه كار كنيم تا از اين برچسب ها رها شويم:
۱- به نزديكان خود بگوييم كه مي خواهيم برخي از اين من هستم ها را از زندگي خود حذف كنيم . 
۲- براي خود هدف هاي رفتاري تعيين كنيم كه با رفتار گذشته مان فرق داشته باشد
۳- چهار جمله عصبي زير را اينگونه اصلاح كنيم:
· من چنين هستم -----------------> من اينطور بودم .
· هميشه اينطور بوده ام -------------> من تغيير خواهم كرد .
· دست خودم نيست ----------------> اگر سعي كنم مي توانم طور ديگري عمل كنم .
· طبيعتم اين طور است--------------> من باور داشتم كه طبيعتم اينگونه بوده است .
تهيه كننده : حميد رضا هاشمي فرهود
منابع:
۱- جزوه مهارت هاي زندگي كانون قلم
۲- نشريه مشاوره وزارت علوم و دانشگاه تهران
۳- چگونه شخصيت بهتر بيابيم ( دكتر وين داير)
۴- شكوه آزادي ( باگوان راجينش اشو )
۵- خودآگاهي استحمار ( دكتر علي شريعتي )


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]
خود را بپذير!بدون خودپذيري ،عزّت‌ نفس وجود خارجي پيدا نمي‌كند. خود‌پذيري به قدري باعزّت‌ نفس در ارتباط پيوسته و تنگاتنگ است، كه گاه مي‌بينيم اين دو را با هم به اشتباه مي‌گيرند. با اين حال اين دو، معاني متفاوتي دارند و هر كدام را بايد جداگانه درك نمود.
عزّت ‌نفس چيزي است كه آن ‌را تجربه مي‌كنيم، امّا خودپذيري كاري است كه آن را انجام مي‌دهيم.
مفهوم خود‌پذيري از معنايي در سه سطح برخوردار است كه درطي سلسله مقالات خود پذيري به بررسي مورد به مورد آن‌ها مي‌پردازيم:
● سطح اوّل 
خود‌پذير بودن يعني در جانب خود قرار گرفتن، براي خود بودن. خودپذير بودن بدين مفهوم است كه من زنده‌ام و از آگاهي لازم برخور دارم.
بعضي اشخاص چنان در مقام نفي و رد كردن خود هستند ،كه اگر براي از بين بردن اين موقعيت اقدام جدّي نكنند نمي‌توانند به عزّت نفس برسند: تا اين روحيه و اين باور از بين نرود هيچ درماني موثّر واقع نمي‌شود، هيچ يادگيري مفيدي صورت خارجي پيدا نمي‌كند. هيچ پيشرفت قابل ملاحظه‌اي به دست نمي‌آيد. 
خودپذير بودن يعني آن‌ كه رابطه مخرب با خويشتن را كنار بگذاريم.
● سطح دوم
خودپذير بودن بدين مفهوم است كه بدانيم، آنچه را مي‌انديشيم، مي‌انديشيم، آنچه را احساس مي‌كنيم، احساس مي‌كنيم، آنچه را ميل داريم، ميل داريم.
ميل به تجربه كردن و پذيرفتن احساسات خود، هرگز بدين معنا نيست كه احساس، بايد آخرين حرف را در كاري كه مي‌كنيم بزند. ممكن است امروز حوصله كار كردن نداشته باشم. مي‌توانم احساسم را بيان كنم، مي‌توانم احساسم را بپذيرم و با اين حال به سركار بروم. اين‌گونه با ذهن واضح‌تري كار مي‌كنم زيرا روزم را با فريب خود شروع نكرده‌ام. 
اغلب، وقتي احساسات منفي را به طور كامل تجربه مي‌كنيم و آن را مي‌پذيريم، بهتر مي‌توانيم خودمان را از شرّ آن‌ها خلاص كنيم.
▪ نكته مهمّ حقيقت‌بيني، احترام گذاشتن به حقايق است. 
اگر انديشه مزاحم دارم، به هر صورت انديشه‌اي است كه دارم. آن‌ را به طور كامل مي‌پذيرم. اگر احساس رنج و خشم و يا هراس دارم، احساسي است كه به هر تقدير دارم. آنچه حقيقت دارد، حقيقت دارد، در مقام توجيه و انكار توضيح براي رد كردنش نيستم. هر احساسي را كه دارم احساس من است. من با حقيقت سر نزاع ندارم. من كاري كرده‌ام كه بعداً از انجام دادن آن متأسف و شرمنده شده‌ام، امّا حقيقت اين است كه اين كار را كرده‌ام؛ سعي نمي‌كنم آن را از ذهنم بزدايم. آنچه هست، هست و وجود دارد.
فرض كنيد زنم از من مي‌پرسد: «حالت چطور است؟ » و من جواب مي‌دهم «حالم تعريفي ندارد.» بعد او با لحن دلسوزانه‌اي مي‌گويد: «به نظر مي‌رسد كه خيلي افسرده هستي.» من آهي مي‌كشم و مي‌گويم «بله حالم خوب نيست، ابداً خوب نيست.» بعد درباره آنچه مرا ناراحت كرده حرف مي‌زنم.
خود‌پذيري پيش شرط رشد و تحول است. از اين‌ رو اگر با اشتباهي كه كرده‌ام رو به رو شدم، اگر بپذيرم كه اين اشتباه از آن من بوده است، مي‌توانم از آن درسي بياموزيم و در آينده بهتر ظاهر شوم. نمي‌توانم از اشتباهي كه فكر مي‌كنم انجام نداده‌ام مطلبي ياد بگيرم.
نمي‌توانم خود را به خاطر عملي كه انجام دادنش را نمي‌پذيرم، ببخشايم.
يكي از مراجعين من وقتي اين حرف‌ها را به او زدم ناراحت شد «چگونه انتظار داري كه بر فقدان ژرف اعتماد به نفس خود غلبه كنم؟» در جوابش گفتم: «اگر نپذيري كه در حال حاضر كجا هستي و در چه موقعيّتي قرار داري، چگونه مي‌تواني انتظارداشته باشي كه تغيير كني؟» براي اين كه موضوع را بهتر درك كنيم بايد به اين نكته توجّه داشته باشيم كه پذيرفتن لزوماً به معناي دوست داشتن يا لذت بردن نيست.
● سطح سوم
خودپذيري مستلزم محبّت است. بايد دوست خود باشم.
پذيرفتن و علاقه‌ نشان دادن محبت‌آميز، رفتار ناخوشايند را تشويق نمي‌كند، بلكه از احتمال اتفاق مجدّد آن مي‌كاهد.
نمي‌توانيم انسان ديگري را درك كنيم، وقتي تنها اين را مي‌دانيم كه كاري كه كرده بود اشتباه است. بايد بدانيم كه چه عاملي در درون ما به انجام شدن اين اقدام كمك كرده است، مسئله ي توجيه كردن و تأييد نمودن نيست، مسئله ي درك كردن است.
مي‌توانم عملي را نفي كنم و در تقبيح آن حرف بزنم و با اين حال بخواهم بدانم كدام انگيزه باعث انجام آن عمل شده است. هنوز هم مي‌توانم دوست خوب خود باشم. وقتي مسئوليت كاري را كه كرده‌ام بر عهده مي‌گيرم مي‌توانم به لايه‌هاي عميق‌تر بروم. دوست خوب من مي‌تواند به من بگويد «كاردرستي نكردي. چه عاملي سبب شد كه انجام دادن اين كار را درست بپنداري؟ چه عاملي سبب شد كه دست كم احساس كني مي‌تواني از عملت دفاع كني؟» اين حرفي است كه خود من مي‌توانم از خودم سوال كنم. 
درست همانطور كه وقتي مي‌خواهيم عملي از دوستان خود را اصلاح كنيم بايد به گونه‌اي با او حرف بزنيم كه عزّت‌نفس او را خدشه‌دار نسازيم، در برخورد با خود نيز بايد اين موضوع را رعايت كنيم.
http://newmind.mihanblog.com/More-۳۸۸.ASPX


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]
خود را باور كنيد!اعتماد به نفس، عبارت است از احساس اطمينان نسبت به خود. به عبارت ديگر، اعتماد به نفس يك فرد به نحوه احساس او درباره خويش بستگي دارد. شما در مورد خودتان چگونه فكر مي‌كنيد؟ آيا نظر مساعدي نسبت به خودتان داريد و به خودتان احترام مي‌گذاريد؟ اگرپاسخ شما به سؤالات اخير مثبت باشد، در اين صورت مي‌توان گفت كه شما از يك من قوي و ايده‌آل، برخوردار هستيد، اما اگر شما نظر مساعدي نسبت به خودتان نداشته باشيد و براي خودتان احترام قايل نشويد، مي‌توان گفت كه داراي ضعيفي هستيد. مع‌الوصف، بايد گفت كه نظر فرد نسبت به خودش در موقعيت‌هاي مختلف زندگي يكسان نيست و ممكن است كه او در يك موقعيت خودش را خوب و قوي بپندارد، ولي در موقعيت ديگري خودپنداري ضعيفي داشته باشد.‌
اما، نكته تأسف‌آور اين است‌كه اغلب ما، معمولاً بيشتر به جنبه‌هاي ضعيف خودمان اهميت مي‌دهيم و تمام توجه‌‌مان را بر روي نقطه ضعف‌هايمان متمركز مي‌كنيم، نه بر وي امتيازاتمان. پس، چاره كار چيست؟ نخستين قدم شما براي تقويت و بالا بردن اعتماد به نفستان، بايد درك و فهم اين حقيقت باشد كه ‌
اعتماد به نفس، در واقع همان نظر و عقيده‌اي است كه شما راجع به خودتان داريد. آگاهي از اين امر منجر به اين خواهد شد كه در تقويت اعتماد به نفستان در مسير صحيحي گام برداريد. در مرحله بعدي، بايد از خودتان بپرسيد كه چرا در برخي از جنبه‌هاي زندگي داراي اعتماد به نفس كافي نيستيد؟ يك دليل آن، شايد مورد مقايسه قرار دادن خودتان با افراد ديگر باشد.‌
به اين ترتيب، اگر در اين مقايسه شما خودتان را كمتر از ديگران بدانيد، مسلماً خود پنداريتان رو به نقصان خواهد نهاد. به طور كلي، هنگامي كه شما خودتان را با فرد ديگري مقايسه مي‌كنيد، اين فرد، چه يك هنرمند باشد، و چه ورزشكار، وكيل، پزشك، تاجر، و دانشجو، اگر آن فرد را در برخي خصوصيت‌ها بهتر از خودتان بدانيد، خودپنداري شما تضعيف خواهد شد. اما، جهت مقابله با اين وضعيت و جهت اين كه خودپنداري صحيح و مناسبي از خود داشته باشيد، بهترين شيوه نگريستن به ساير افراد، داشتن يك نگرش كلي است - نگرشي كه در آن، همه انسان‌ها با هم برابر در نظر گرفته مي‌شوند. به عبارت بهتر، به هنگام مقايسه خود با ديگران بايد به اين نكته توجه داشته باشيد كه هر انساني داراي منابع مختلفي است. هيچ كس يك مرد يا يك زن نيست. بلكه پيش از هر چيز ديگري همه يك انسان هستند.‌
اگر همه مردم را به چشم يك انسان بنگريم، در آن صورت، ديگر همه كس با هم برابر خواهند بود. بلند و كوتاه، ثروتمند و فقير، دانا و نادان، چاق و لاغر و ... همگي بي‌معنا هستند.‌
ما به عنوان يك انسان، همگي يكي هستيم و تفاوت و رقابتي بين ما وجود ندارد . بنابراين، از آن جا كه رقابت بين انسان‌ها بي‌معناست، ما نه مي‌توانيم موقعيت خودمان را به عنوان يك انسان بالاتر ببريم و نه مي‌توانيم آن را پايين‌تر آوريم. ما هميشه يك انسان بوده‌ايم، هستيم و خواهيم بود و اين يك واقعيت انكار‌ناپذير است. اگر ما ديگران رري او تقويت مي‌شود، اين امر چه در مورد اهداف بلند مدت، چه ميان مدت و چه كوتاه مدت، صادق است. اهدافي كه توا‡م با هستند، بسيار سهل الوصولند، چرا كه به هنگام رقابت با خود، تمام كوشش ما صرف اين مي‌شود كه كاري را بهتر يا سريع‌تر از دفعات قبل انجام دهيم، به اين ترتيب، رسيدن به هدف و تكميل كار، باعث احساس رضايت و تقويت ما مي‌شود. شما هم مي‌توانيد همانند مارتين ، تمام كارهايتان را با استفاده از يك زمان‌سنج با سرعت بيشتري نسبت به دفعات قبل به انجام برسانيد. همچنين، مي‌توانيد معيارهايي از قبيل افزايش ميزان سطح ريلاكس بدنتان، افزايش تعداد كارهاي خير‌خواهانه‌اي كه هر هفته انجام مي‌دهيد، و افزايش تعداد اهدافي كه در زمان معيني به آنها دست مي‌يابيد را به عنوان انگيزه‌هايي براي در نظر بگيريد.‌‌


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]
خود را باور داشته باشيدبه نظر شما اعتماد به نفس چيست؟ چرا مي گويند فلاني اعتماد به نفس ضعيفي دارد يا فلاني اعتماد به نفس ندارد؟ اعتماد به نفس چه نقشي در زندگي انسان ها دارد و چگونه مي توان آن را تقويت كرد تا بتواند در مراحل مختلف زندگي به انسان كمك كند.
به قول خيلي ها اعتماد به نفس نوعي خودباوري است، نوعي قبول داشتن خود و تكيه بر توانايي ها و استعدادهاي خود داشتن و آنها را باور داشتن است. در واقع يكي از عوامل موثر در پيشرفت و تكامل زندگي بشر داشتن اعتماد به نفس است. بعضي ها معتقدند كه نيروي دروني و اعتماد به نفس شخص را قوي و نيرومند مي سازد و اگر اين نيروي دروني متزلزل شود به يك باره قواي دروني و بدني فرد فرو مي ريزد.
● روش هايي براي افزايش اعتماد به نفس
۱) فهرستي از توانايي هاي خود تهيه كنيد؛ بايد ليستي از نقاط قوت و مثبت خود تهيه كنيد و هر روز براي خود بازخواني كنيد. مثلاً من مي توانم در زندگي برنامه ريزي خوبي داشته باشم يا من در زمينه هاي هنر، ورزش، درك و فهم و... توانايي هاي بسياري دارم و از خود به نيكي ياد كنيد.
۲) با بدن خود خوب رفتار كنيد؛ هميشه مراقب بدن خود باشيد و از آن به خوبي نگهداري كنيد و آن را هديه يي از جانب پروردگار بدانيد. رژيم غذايي خوبي داشته باشيد. لباس سبك و نرم و راحت بپوشيد. كفش راحت به پا كنيد هر روز حمام كنيد. از سيگار و مشروبات الكلي دوري كنيد. كوه پيمايي و پياده روي را فراموش نكنيد.
۳) خودتان را تشويق كنيد؛ هر وقت كار خوبي انجام داديد خود را مورد تشويق و تحسين قرار دهيد و به خود آفرين بگوييد و خود را با انجام كارهايي كه دوست داريد يا غذاهاي مورد علاقه تان مورد تشويق قرار دهيد.
۴) هميشه لبخند بر لب داشته باشيد؛ تبسم و لبخند آرامش عضلات را به همراه دارد و بسياري از مشكلات را حل مي كند. اولين نماد دروني اعتماد به نفس رضايت خاطر است. تبسم و لبخند، رضايت خاطر به همراه دارد.
۵) تنفس عميق را تجربه كنيد؛ وقتي شما دم يا بازدم عميقي داريد، اكسيژن بيشتري به مغز خود مي رسانيد و اين باعث كارايي بيشتر مغز مي شود و چاره جويي و تدبير و خلاقيت را به همراه دارد.
۶) هميشه قدرشناس زحمات ديگران باشيد؛ تشكر از ديگران نوعي تشكر از خود است وقتي از ديگران تشكر مي كنيد هم شخص مي فهمد و هم شما شخص متشخص و فهميده يي معرفي مي شويد و هم احساس خوبي پيدا مي كنيد و آنها نيز به شما احترام متقابل مي گذارند. يادمان باشد بايد در همه حال شكرگزار باشيم.
۷) درباره اعتماد به نفس فكر كنيد؛ تفكر باعث جذب مي شود. اصولاً افراد داراي جذب مغناطيسي هستند، در مورد هر چيزي كه فكر مي كنيد تابش هاي ذهن شما با خاصيت جذب مغناطيسي به دنبال جذب آن ذهنيت هستند. وقتي به اعتماد به نفس فكر مي كنيد آن را به شكل عالي در خود خواهيد ديد.
۸) عبارات تاكيدي مثبت را تكرار كنيد؛ هيچ چيز به اندازه تكرار و تلقين و عبارت هاي تاكيدي موثر نمي تواند ضمير ناخودآگاه شما را تحت تاثير قرار دهد. انرژي يك عبارت تاكيدي تا حدي است كه به يك باره نيروي نهفته و پنهان مشخصي را بيدار مي كند. هر واژه انرژي خاص خود را دارد و تاثيرپذيري افراد مختلف از يك انرژي واحد متفاوت است. عبارات تاكيدي انرژي زيادي دارند پس از اين عبارت زياد استفاده كرده و براي خود تكرار كنيد. مثل «اعتماد به نفس من عالي است». «من اشرف مخلوقاتم».
۹) خوب بخوابيد؛ خوب خوابيدن يعني افزايش عمق تنفس هنگام خواب. يعني آرامش، يعني شارژ عصبي و مغناطيسي ذهن و همه اينها يعني انرژي دوباره، ضربه پذيري كمتر و عزت نفس بيشتر.
۱۰) سعي كنيد همه را ببخشيد؛ روح و فكر خود را آزاد كنيد. كساني كه اعتماد به نفس بالايي دارند، روحي بزرگ و غني و آزاد در اختيار دارند. يكي از عواملي كه وابستگي ذهني و عاطفي به دنبال دارد نبخشيدن ديگران است. به علت وجود نفرت در دل و روح خود را اسير كرده اند.
۱۱) كتاب هاي سودمند و الهام بخش بخوانيد؛ كتاب هاي الهام بخش در حقيقت انديشه و احساس نويسندگان موفقي است كه در پيش شما حضور دارند. مطالعه كتب الهام بخش شبيه ملاقات و مباشرت با افراد موفق است. وقتي با افراد موفق نشست و برخاست كنيد در حقيقت حس اعتماد به نفس در شما به وجود مي آيد گويي اين حس مسري است.بنابراين كتبي مطالعه كنيد كه به شما ايده و شهامت عمل مي دهند.
۱۲) به وضعيت ظاهري خود اهميت دهيد؛ افرادي كه به وضعيت ظاهري خود مي رسند لباس هاي مرتب و اتو كرده مي پوشند در واقع احساس شايستگي مي كنند و سطح توقع شان از خودشان بالا مي رود. يادتان باشد كه سادگي و مرتب بودن هميشه متانت منش شما را تداعي مي كند.
۱۳) به ديگران احترام بگذاريد؛ احترام به ديگران همانند تحسين نكات مثبت به شما بازمي گردد. اگر فردي مانند شما باشد احترام گذاشتن به او كاري دشوار نيست مهم اين است كه انساني متفاوت از شما باشد. هميشه پاسخ احترام، احترام است و بهترين روش براي مقابله با بي احترامي، بي اعتنايي است كه آسيبي نيز به شخصيت شما وارد نمي كند.
۱۴) خود را به ديگران معرفي كنيد؛ يكي از ويژگي هاي شاخص افرادي كه اعتماد به نفس بالايي دارند اين است كه در اولين برخورد با افراد خود را معرفي مي كنند. شما نيز سعي كنيد در برخورد با افرادي كه شما را نمي شناسند ابتدا خود را معرفي كنيد.
۱۵) سرعت راه رفتن خود را ۲۵ درصد افزايش دهيد؛ فرم راه رفتن تا حدودي نمايانگر اعتماد به نفس افراد است. كساني كه اعتماد به نفس ندارند بسيار آرام و شل حركت مي كنند و تا حدي پاي خود را بر زمين مي كشند كه اين كار باعث جلب توجه ديگران مي شود و اين از احساس ناتواني و شكست خوردگي ناشي مي شود. هنگام راه رفتن پا را از زمين بلند كنيد و تند راه برويد.
۱۶) تبريك و تسليت بگوييد، هديه بدهيد؛ از هر فرصتي استفاده كنيد تا چيزي را تحسين كنيد، موردي را تبريك بگوييد، به مناسبتي هديه بدهيد و حتي در مواقع لزوم تسليت بگوييد خصوصاً تسليت را حتماً بگوييد، بار احترام و عاطفه يي كه تسليت به همراه دارد به هيچ عنوان در تبريك وجود ندارد.در تبريك گفتن شيوه نوشتاري بسيار موثر است و در تسليت شيوه گفتاري و حضوري.
۱۷) ارتباط خود را با خدا محكم تر و قوي تر كنيد؛ شايد اولين و مهم ترين عامل در كسب اعتماد به نفس توكل به خدا است. هر چه ارتباط شما با آن نيروي عظيم و آن خرد لايتناهي و قدرت بي پايان بيشتر و بيشتر شود اعتماد به نفس بيشتر در خود تجربه مي كنيد و هر چه ارتباط شما با خدا محدودتر شود ترس و اضطراب بيشتري بر شما چيره مي شود.ترس ضداعتماد به نفس است، ارتباط با خدا به شما نيرو و توان مي دهد. بايد از يك منبع عظيم و سرشار از انرژي يعني آفريننده خود الهام بگيريد.مهرداد محمودي روزنامه اعتماد 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]
خـود‌تـان را باور كنـيد‌يكي از اركان اساسي شخصيت آد‌مي اعتماد‌ به نفس است كه مي‌توان آثار و ظواهر آن را د‌ر تمامي ابعاد‌ زند‌گي انسان مشاهد‌ه كرد‌.
اعتماد‌ به نفس واقعي د‌ر واقع مبين توانايي انسان د‌ر انجام كارهاست. اعتماد‌ به نفس يعني د‌يد‌ن خود‌ به عنوان فرد‌ي توانا، با كفايت، د‌وست د‌اشتني و منحصر به فرد‌.
با اين توصيف مي‌‌توان اظهار د‌اشت كه اعتماد‌ به نفس واقعي همواره د‌ر د‌رون خود‌ فرد‌ توليد‌ مي‌شود‌، نه از بيرون، د‌ر واقع تعهد‌ شما به خود‌تان، باور شخصيت شماست.
ابعاد‌ كلي اعتماد‌ به نفس شامل موارد‌ زير است:
ـ باور و اعتقاد‌ي كه فرد‌ نسبت به خود‌ د‌ارد‌.
ـ شناخت ارزش و اهميت خويش، د‌اشتن اعتماد‌ و رضايت نسبت به خود
ـ توانايي برخورد‌ و كنار آمد‌ن با چالش‌هاي اساسي زند‌گي
ـ توانايي ارزيابي د‌رست و د‌قيق خويش، پذيرش خويش و ارزش نهاد‌ن به خود‌ بد‌ون هيچگونه قيد‌ و شرطي
ـ توانايي شناخت وپذيرش نقاط ضعف و قوت و محد‌ود‌يت‌هاي خويش
● انواع اعتماد‌ به نفس.
الف) اعتماد‌ به نفس رفتاري كه به معناي قابليت و توانايي عمل كرد‌ن و انجام د‌اد‌ن كار‌هاست د‌ر واقع اين نوع اعتماد‌ به نفس مورد‌ نظر همه ماست.
ب) اعتماد‌ به نفس احساسي و عاطفي كه به معناي توانايي د‌ر تسلط و به كنترل د‌ر آورد‌ن د‌نياي احساس و عواطف شماست. اين كه بد‌انيد‌ چه احساساتي د‌اريد‌. معناي آنها را بفهميد‌ و بتوانيد‌ انتخاب‌هاي د‌رست احساسي د‌اشته باشيد‌ و از خود‌ د‌ر برابر احساسات عاطفي محافظت كنيد‌ و بد‌انيد‌ چگونه روابط خود‌ را تنظيم كنيد‌.
ج) اعتماد‌ به نفس روحي و معنوي كه اين نوع اعتماد‌ به نفس همانا اعتقاد‌ و ايمان شما به جهان هستي و كل آفرينش و موجود‌ات است. د۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیز