مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 5544
دیروز : 40915
افراد آنلاین : 43
همه : 4415293
توسعه عزت نفس دركودكان‌زماني كه فرد كودك است چيزهايي كه از مكان مي‌گيرد به آغاز جريان عزت‌نفس خوب در دريافت‌هاي كودكانه او كمك مي‌كند. زماني كه والدين به نيازهاي يك كودك پاسخ مي‌دهند از اين‌رو كودك براي توسعه احساس دوستي از والدينش يا دوست‌داشتن آنها را آغاز مي‌كند. اين احساس كم‌كم به نماي عزت‌نفس آنها اضافه مي‌كند. اين كودكان بعدا در زندگي يك خويشتن‌بيني واقعي و مثبت از خودشان دارند. عادت دادن به يادگيري چگونگي كنش‌ها و واكنش‌ها در يك گروه مي‌تواند عزت‌نفس آنها را افزايش دهد.
● هفت نكته در تقويت عزت‌نفس كودكان‌
۱) ايفاكردن يك نقش مقتدرانه در زندگي و بناكردن روابط سالم با همسالا‌ن مي‌تواند توسط شما يا معلمان‌شان صورت گيرد.
۲) روابط بچه‌ها را با همسالا‌ن در مدرسه و محله توسعه دهيد.
۳) كودكان عزت‌نفس خودش را در يك دوره زماني بدست مي‌آورند و ممكن است احساس بدي در وضعيت‌هاي مختلف داشته باشند. يك كودك ممكن است در بعضي جاها و موقعيت‌ها احساس اعتماد به نفس كند از قبيل خانه اما نه در مدرسه و پيش اهالي محل.
۴) زماني كه سرپرست كودك براي تلا‌ش‌ها و علا‌يق‌اش ارزش قائل شوند كودكان بيشتر متمايل به داشتن‌ احساسات از ارزش خود هستند. بعضي وقت‌ها آفرين گفتن مي‌تواند در به وجود آوردن عزت نفس منفي عمل كند. اگر يك كودك علا‌يقش را به بعضي چيزها مانند يك پرنده نشان دهد به او در يافتن اطلا‌عات در مورد پرندگان كمك كنيد. ‌ 
۵) يك فرد جوان ممكن است بيشتر با موفقيت در كار و وظيفه و كارهاي روزمره كه به او محول مي‌شود عرض اندام كند. در عوض دروغگويي پيرامون آنچه در خانه انجام مي‌دهد يا بازي‌هاي گيم ويدئو دادن كارها و وظايف روزمره به كودكان به سطح مسووليت‌پذيري او كمك مي‌كند. ‌ 
۶) زماني كه بزرگ‌ترها براي كودك ارزش قائل شوند معمولا‌ اعتماد به نفس افزايش مي‌يابد چيزهايي شبيه صحبت كردن با كودك درباره اينكه چه چيزهايي براي آنها مهم است يا صحبت‌كردن جدي با آنها در مورد برخي موقعيت‌هاي خاص به افزايش سطوح عزت‌نفس بي‌انجامد.
۷) بيشتر كودكان به مشكلا‌ت ايجاد شده در آينده بهتر پاسخ خواهند داد اگر والدينشان در به انجام رساندن كارهايي كه در آن شكست خورده‌اند كمك كنند. موفقيت اين كودكان بيشتر از كودكاني است كه والدين‌شان آنها را دائما تحت‌فشار قرار مي‌دهند تا موفق و پيروز باشند.
هنگامي كه در زندگي ضربات آسيب زننده وجود دارد خردمندانه نيست كه مانند زماني كه اين آسيب‌ها وجود ندارد با آنها رفتار كنيم. بعد از توفان مشكلا‌ت بايد كمي يارانه به آنها داده شود يا با آنها در مورد چيزهايي در اتفاقات بعدي ممكن است اتفاق بيفتد، صحبت كنيد. در يك دوره طولا‌ني كودك شما داراي اعتماد به نفس بهتري خواهد بود. ‌ 
● راهنمايي براي پرورش عزت‌نفس‌
▪ توجه كنيد كه هر كودك يك شخصيت بي‌همتاست.
▪ هرگز كودك‌تان را با خواهر و برادر يا فاميل يا دوستان مقايسه نكنيد. اين امر باعث مي‌شود كودك شما احساس كند كه بايد از يك نوع و شبيه آنها باشد.
▪ از توقعات تحقق‌گرا جلوگيري كنيد.
▪ سعي كنيد خارج از توان كودكان‌تان انتظار چيزي را نداشته باشيد و اهداف قابل حصولي را براي ▪ آنها در نظر بگيريد كه قابل انجام‌دادن باشد و پيروزي و موفقيتشان را افزايش دهد.
▪ آنها را آزاد بگذاريد تا خطا كنند
▪ براي كودكان شرح دهيد كه هيچكس كامل و تمام‌عيار نيست و هر كسي كه ممكن است كاري را انجام دهد و اشتباه كند و آن‌چيز مهم اينست كه از اشتباهاتشان درس بگيرند.
▪ خودتان را براي برخي اشتباهات ساده مضطرب نكنيد و مطمئن باشيد كودكتان به خاطر اين اشتباهات كوچك دچار سختي زياد نمي‌شوند.
▪ موفقيت‌سازي‌
بازسازي موقعيت‌هاي ناكام گذشته تقريبا غيرممكن است وظايفشان را به گام‌هايي ساده كه بتوانند به آساني براي برنامه‌ريزي كنند، تقسيم كنيد.
▪ تشويق‌كردن‌
فقط به دادن شناخت در ارتباط با وظايفي كه دارند، اكتفا نكنيد. به كودك خود ارزش والا‌يي براي پيشرفت‌ها در طول مسير انجام وظايف بدهيد. به پيشرفت‌هاي آنها صميمانه دقت كنيد.
نظرات عواطف و احساسات و آنها را جدي بگيريد و نسبت به آنها از خودتان عكس‌العمل نشان دهيد كه روشن شود بين رفتار و شخصيت آنها تفاوت وجود دارد.
▪ اجازه انتخاب‌
به كودكتان اجازه بدهيد كه درمورد تعدادي از چيزهايي كه دارند دست به انتخاب بزنند و به آن انتخابي كه آنها كردند توجه كنيد. آنها بايد به نوعي احساس مسووليت كنند قبل از اينكه آنها بخواهند احترام به خود را به دست آورند بايد تا حدودي احساس مسئوليت كنند. انتخاب‌هاي حقيقي مناسب با سن كودكان به آنان اجازه مي‌دهد تا آزمايش كنند، اشتباه كنند و در موقعيت‌هاي غيرآموزشي يادگيري‌هايي داشته باشند.
● مسووليت بدهيد و منتظر همكاري آنها باشيد
مطمئن باشيد كه كودكتان قسمت‌هاي بي‌اهميت زندگي را همانند بخش‌هاي ديگر مي‌بيند واقعا سعي كنيد كه بيشتر در حضور آنها همديگر را مسخره نكنيد و به هم نخنديد.
▪ شرايط چهارگانه عزت نفس‌
۱ ) احساس مرتبط‌بودن‌
۲ ) احساس منحصربه‌فردبودن‌
۳ ) احساس قدرت‌
۴ ) احساس الگوبودن‌
● توسعه حس منحصربه‌فردبودن‌
۱ ) بدانيد چيز خاصي درباره آنها وجود دارد
۲ ) بدانيد كارهايي را كه هيچ‌كس ديگر نمي‌تواند انجام دهد انجام دهيد
۳) ديگران فكر مي‌كنند آنها ويژه هستند
۴) آنها مسائل خود را به روش خودشان بيان ببخشند
۵ ) كمك كنيد و تصورات و خلا‌قيتشان را وسعت ببخشند
۶ ) به كودكان احترام بگذاريد
۷ ) از متفاوت‌بودن آنها شاد باشيد
● راه‌هاي ايجاد حس منحصربه‌فردبودن‌
▪ پذيرفتني‌بودن كودكان را براي آنها بيان كنيد
به كودكان اجازه دهيد كه احساسات، نگرش‌ها، نظرات و اعمالشان را بيان كنند، آن چيزهايي را كه در ارتباط با كودك شما متفاوت و ويژه است آنها را مشخص كنيد، فرصت‌هايي را براي اظهار خلا‌قيت كودكانتان افزايش دهيد، به كودكانتان در حد امكان براي انجام‌دادن فكرهايي كه دارند اجازه دهيد، كودكانتان را مسخره نكنيد يا خجالت ندهيد، به كودكانتان جهت پيداكردن راه‌هاي پيروزي براي ابراز وجودشان كمك كنيد، از كودكاني كه احساس منحصربه‌فردي كمتري دارند تعريف و تمجيد كنيد، با هر كودك با توجه به شخصيت خودش رفتار و برخورد كنيد. ‌ 
● يازده قاعده براي عزت‌نفس كودكان‌
▪ پرورش خودتان‌
بعضي مواقع به تنهايي با همسرتان، با يك كار ذوقي يا يك برنامه ورزشي براي آنها سرگرمي ايجاد كنيد.
- كودكانتان را خوب نشان دهيد
- براي كودكاني كه مي‌آيند و انتظاراتتان را برآورده مي‌كنند پاداش بدهيد.
- از تنبيهات به طور مجزا استفاده كنيد و هيچ‌وقت بچه‌ها را تنبيه بدني نكنيد.
- احساس مسووليت‌پذيري و احساس كامل‌بودن كودك را توسعه دهيد.
▪ شناسايي نقاط قوت و ضعف كودكان‌
انتظارات واقعي از كودك را توسعه دهيد. با ايجاد فرصت‌هايي براي موفقيت در محيط نقاط قوت كودك خودتان را مورد آزمايش قرار دهيد. به ياد داشته باشيد شما بايد با دقت موقعيت‌هايي را بسازيد تا موفقيت را براي كودكان قابل دسترس قرار دهيد.
▪ كارهاي ويژه‌اي را به عهده آنها بگذاريد
مثل حركت‌دادن ميز و صندلي، تغيير دكوراسيون خانه در روزهاي تعطيل،علا‌قه‌مندي‌كودكان را تقويت كنيد يا بشناسيد
مثل كمك‌كردن در جمع‌آوري كلكسيوني خاص - كارت يا عكس يا چيزهاي ديگر كه دوست دارند يا برايشان برنامه بازديد از موزه بگذاريد.
▪ ‌ ثبت‌نام كودكان در فعاليت‌هاي فوق برنامه ‌ 
مانند ورزش - برنامه‌هاي هنري‌
▪ بهترين مناسبت براي كودكان‌
فعاليت‌ها بهترين گزينه آزمايشي براي كودك شما هستند كه نيازمند آزمايش و خطا باشند تا بتوان با آن زمينه‌هاي خلا‌قيت در كودكان را شناسايي كرده و توسعه داد.
كودكان را تشويق كنيد
▪ با كودكان خودتان بازي كنيد.
بنابراين فرمول براي كمك به كودك در ساختن عزت نفس اينست كه:
۱ ) به رفتارهاي خوب توجه كنيد.
۲ ) به ويژگي آن رفتار فكر كنيد.
۳) و سپس تلا‌ش كنيد كه آن ويژگي خوب را به كودك نسبت دهيد.
شما اين كار را مي‌توانيد هنگامي كه رفتارها به صورت طبيعي اتفاق مي‌افتد انجام دهيد يا مي‌توانيد به طور منظم و سيستماتيك عزت نفس را در كودك خود ايجاد كنيد. با رفتارهاي متفكرانه كه آنها به طور منظم انجام مي‌دهند با آماده كردن خودتان براي زماني كه آن رفتارها تكرار مي‌شوند.
در حالت‌هاي زير شما مي‌توانيد اين كار را انجام دهيد:
۱) بيشتر چيزهايي كه آنها به‌خوبي انجام مي‌دهند و احتمالا‌ انجام خواهند داد. اين كمك را خواهد كرد كه اگر آنها از آن خشنود شوند آن را بهتر انجام دهند.
۲) از خودتان بپرسيد كه چه خصوصيت يا خواص مثبتي در اين صورت اثبات مي‌شوند؟ يا چه نوع شخصيتي مي‌تواند توسط اين رفتار مورد رضايت قرار گيرد.
۳) هنگامي كه رفتار (كودك) رخ مي‌دهد شما بحثي را با او باز كنيد مثل: يا اينكه بگوييم . به‌عنوان مثال فرض كنيد كودك شما خيلي حساس است. نسبت به حيوان خانگي كه تيغي در پنجه او فرو رفته تحت تاثير ناراحتي اين حيوان قرار گرفته و سعي مي‌كند كه اين حيوان ا آرام كند شما مي‌توانيد اين اظهار نظر را داشته باشد: يا
همچنين مي‌توانيد رفتارهاي منفي مهم يا روزمره‌اي كه آنها انجام نمي‌دهند شناسايي كرده و در مورد شخصيتي كه اين نوع رفتارهاي منفي را انجام نمي‌دهند، صحبت كنيد. ‌ 
▪ تدبير براي ايجاد عزت نفس‌
بحران عزت نفس بحثي از تجربه انساني است. وقتي شما احساس ناراحتي به علت عزت نفس پايين داريد به بحث‌هاي گذشته بازگشته و آنهايي را انتخاب كنيد كه نشان‌دهنده موقعيت شما و كار شما روي آن انتخاب‌ها هستند نسبت به خود صبور باشيد:
۱) خودتان را از بايدها آزاد كنيد: زندگي خود را بر پايه آنچه كه براي شما امكان دارد و احساس مي‌كنيد براي شما صحيح است پايه‌ريزي كنيد به جاي آنچه كه ديگران يا شما فكر مي‌كنيد كه بايد انجام دهيد. بايدها از شناسايي و كامل كردن نيازهايمان دور مي‌كند. نيازها، توانايي‌ها، علا‌يق و اهداف شخصي‌مان دور مي‌كند. آنچه كه شما مي‌خواهيد و آنچه كه شما در آن خوب هستيد آنها را ارزشمند بدانيد و كارهايي را برنامه‌ريزي كنيد تا استعدادهاي شما را كامل كند.
۲) به نيازهاي خود احترام بگذاريد: ابتدا خواسته‌ها و نيازهاي خود را شناسايي كرده و مورد توجه قرار دهيد. بدانيد كه آنچه كه حقيقتا شما را تحقق مي‌بخشد و خشنود مي‌سازد فقط خشنودي‌هاي فوري و آني شما نيست. نيازهاي عميق‌تر خود را محترم شمرده تا احساس ارزشمندي و خوب بودن در شما افزايش يابد.
۳) اهداف قابل دسترس خود را رديف كنيد: با ايجاد اهداف پايه آنچه كه شما مي‌توانيد را به‌دست آوريد و سپس گام به گام به توسعه استعدادهاي خود عمل كنيد. ‌ 
۴) با خود مطمئن و مثبت صحبت كنيد.
۵) حقيقت خود را بيازماييد. عكس‌العمل‌هاي عاطفي را خود را بيازماييد، احساس‌هاي منفي و ترس خود را از واقعيات جدا كنيد. از واقعيت موقعيت جاري و فعل خود را جدا كنيد.
۶) تجربه موفقيت. خودتان را در موقعيت‌هايي قرار دهيد كه در آنها احتمال موفقيت بيشتر است.
۷) فرصت‌هايي كه برايتان اتفاق مي‌افتد از دست ندهيد. تجربه‌هاي آموزش جديد مي‌توانند اعتماد به نفس شما را بسازند.
۸) مشكلا‌ت را حل كنيد. از مشكلا‌ت فرار نكنيد و در آنها غرق نشويد بلكه با آنها مواجه شويد و راه‌هايي را شناسايي كنيد كه به حل آنها خواهد انجاميد.
۹) تصميم‌گيري كنيد و تمرين كنيد كه تصميمات مثبت و كاربردي بگيريد. تصميمات قابل انعطاف اما محكم و قاطعانه و به خودتان در ارتباط با اجراي آن تصميمات اعتماد داشته باشيد.
۱۰) مهارت‌هاي خود را توسعه دهيد. آنچه را كه مي‌توانيد انجام دهيد و آنچه را كه نمي‌توانيد انجام دهيد شناسايي كرده و مهارت‌هاي مورد نياز براي انجام كارهايتان را ياد گرفته و با تمرين آنها را كامل كنيد.
۱۱) بر نيروهاي خود تاكيد كنيد يا بر توانايي‌هاي خود تاكيد كنيد. بر آنچه كه مي‌توانيد انجام دهيد بيشتر از آنچه كه مي‌توانيد انجام دهيد تمركز كنيد.
۱۲) بر ديدگاه ارتباط با خويشتن اعتماد كنيد. بازخوردهاي رفتاريتان را از ديگران دريافت كنيد اما به ديدگاه‌هاي آنها در ارتباط با خودتان اعتماد نكنيد بر ارزش‌هاي شخصي‌تان در تصميم‌گيري وابسته بوده و تصميم بگيريد چگونه در ارتباط با خودتان چه احساسي داريد و چه چيز را براي خود خوب مي‌دانيد.
▪ در اينجا به نظرات ديگري در ارتباط با ايجاد عزت نفس كودكان اشاره مي‌كنيم.
۱) بر تلا‌ش، همكاري، شادي و ايجاد مهارت تمركز كنيد نه بر پيروزي.
۲) در مورد يك مهارت خاص به كودكتان ياري رسانيد.
۳) اظهارنظرهاي مثبت داشته باشيد به تفسير بيان كردن بهتر است.
كار كودكان خود را با همكلا‌سي‌ها يا دوستانش مقايسه نكنيد. سعي كنيد بر كار كودكان خود و تلا‌ش‌شان براي بهتر كردن مهارت‌هايشان تمركز كنيد.
۵) مطمئن باشيد كودكتان در سطح خوبي از عملكرد قرار دارد.
۶) ورزش‌هاي صحيح و مناسبي را براي كودكتان انتخاب كنيد. از آنها سوال كنيد كه به چه ورزشي علا‌قه دارند و مجبور نكنيد او را در هر ورزشي شركت كند.
۷) علا‌يق ديگر كودكتان را مانند علا‌يق هنري و... تقويت كنيد.
۸) به يادگاري‌هاي آنها احترام بگذاريد. به چشمان كودكان و درخشش آن نگاه كنيد. هنگامي كه مربي‌شان به آنها جايزه فردي‌شان را مي‌دهد چيزهاي ديگر مورد توجه هستند. ‌
روزنامه كارگزاران 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]
تكنيك‌هاي اعتمادبه‌نفس▪ تكنيك اول: من آرماني خود را روي كاغذ بياوريد. 
▪ تكنيك دوم: ليستي از توانائي‌ها و دستاوردهاي خود را از بدو تولد تا امروز بنويسيد. 
▪ تكنيك سوم: به‌طور مداوم معيارهايتان را بالا ببريد.
▪ تكنيك چهارم: آگاهي و توانائي‌هاي خود را بالا ببريد.
▪ تكنيك پنجم: تكنيك گرد بودن را ياد بگيريد. 
▪ تكنيك ششم: اصل متضاد دكتر فرانكل. 
▪ تكنيك هفتم: تيپ بزنيد.
▪ تكنيك هشتم: حرف زدن خود را اصلاح كنيد.
▪ تكنيك نهم: شكسته‌نفسي نكنيد.
▪ تكنيك دهم: به خودتان پاداش بدهيد (در صورت انجام كارهاي ثبت و خوب).
▪ تكنيك يازدهم: نقش تغذيه در اعتمادبه‌نفس.
▪ تكنيك دوازدهم: موسيقي و نقش آن در عزت نفس.
▪ تكنيك سيزدهم: خودتان را از شر برچسب‌هايتان خلاص كنيد.
▪ تكنيك چهاردهم: مسئوليت اعمال خود را بپذيريد.
▪ تكنيك پانزدهم: براي خود مدل موفقي پيدا كنيد و سعي كنيد به آن نزديكتر شويد و حتي از آن جلو بزنيد.
▪ تكنيك شانزدهم: با قامتي راست راه برويد و سعي كنيد مدلتان به‌طور مداوم تغيير كند.
▪ تكنيك هفدهم: تمرين نه گفتن و نه شنيدن را انجام دهيد.
▪ تكنيك هجدهم: مقايسه با هر كس به شدت ممنوع.
▪ تكنيك نوزدهم: قدرت شگفت‌انگيز ايمان.مجله موفقيت 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]
تقويت نيروي اراده و تاديب نفسمردم همواره افراد توانمندي راكه در زندگي به موفقيتهاي بزرگي نايل گشته اند و نيروي اراده و تاديب نفس از خــود بنمايش گذارده اند را مورد ستايش و احترام قرار ميدهند. افرادي كه در تمام عرصه هاي زندگي تنها با نـيـروي اراده، تاديب نفس و بلند همتي زندگي خود رابهبودبـخشيـد، مهارتهاي جديدي را فراگرفته و بر مشكلات فايق آمـده اند. واقـعـيت آن است كه اين نيروهـاي باطـنـي مـافـراد بخصوصي نبوده و هرفردي قادر ميباشد توسط آموزشهاي عملي بـدرجات رفيعي از نيروي اراده و دست يـابـد. نـيروي اراده و تـاديب نفس مهمترين و سـودمندترين عناصر براي دستيابي به موفقيت ميباشند. 
● نيروي اراده چيست؟ 
نيروي باطني براي اتخاذ تصميمات، اقدام به كار، اداره و انجام اهداف و وظـايـف تـا زمـان تحقق يافتن آنها عليرغم تمام موانع، دشواريها، مشكلات و رنجهاي دروني و خـارجـي. نيروي ارده توانايي غلبه بر تنبلي، وسوسه ها و عادات منفي و دستيابي به اهداف ولو آنكه آن اهداف دشوار، خسته كننده و مغاير عادات و خلق و خوي شما باشند. 
● تاديب نفس چيست؟ 
صرف نظر كردن از يك لذت و خوشي زود گذر و آني به نفع يك هدف والاتر و بهتر. تـاديـب نفس توانايي تداوم عمل، افكار و رفتاري مي باشد كه به موفقيـت و پـيـشرفت مـنـتهي ميگردند. تاديب نفس نوعي كنترل نفس ميباشد كه سبب نظم بخشيدن به جنبه هاي روحـي-روانـي، احـساسي، فيزيكي و معنوي شخص مي گردد.هـدف از آن داشـتـن يـك زندگي محدود و معين نبوده و مقصود ما نيز زندگي درويش گونه نميباشد. تـاديب نفس تنها يكي از ستونهاي موفقيت و قدرت است. بـه شما قدرتي عطا ميكند كه تمام انرژي خودتان را بروي يك هدف متمركز كرده و با پـشتكار و سخت كوشي تا محقق گشتن آن از پاي نايستيد. 
● راهكارها 
يكي از شيوه هاي كارآمد براي پرورش نيـروي اراده و تـاديب نفس امتناع از ارضاء و اقناع آرزوهاي بي اهميت و غيرضـروري ميباشد. هر فردي در زندگي دائما با آرزوها و وسوسه هاي بي حدي مواجه است كه اغلب آنها به واقع بي اهميت ميباشند.شما با خودداري ورزيدن از ارضاء تك تك آنها خودتان را قدرتمند خواهيد ساخت. با امـتـناع از آرزوهاي بي ثمر، مضر و غير ضروري بر خلاف عاداتتان رفتار كرده و نيروي دروني خود را تقويت كنيد.
۱) براي ۱ يا ۲ روز روزنامه مطالعه نكنيد. 
۲) هنگاميكه احساس تشنگي كرديد آب بنوشيد، برغم ميلتان براي نوشيدن نوشابه.
۳) بجاي استفاده از آسانسور از راه پله بالا و پايين برويد.
۴) از اتوبوس يك ايستگاه بعد ويا قبل از مقصد اصلي خود پياده گرديد و باقيمانده مسير را پياده طي كنيد.
۵) براي يك هفته يك ساعت زودتر از موعد معمول به رختخواب رويد.
۶) هنگامي كه وسوسه شديد كه بستني بخوريد مقابـل ميـل خـود مقاومت كنيـد. 
اينها تنها نمونه هاي معدودي از راهكارهايي ميـباشند كه به تقويت نيروي اراده و تاديب نفس شما كمك مي كنند. با نيروي اراده و تاديب نفس قادر خواهيد بود تا كنترل زندگي خود را بدست گرفته، به اهدافتان دست يافته،زندگي خود را بهبود بخشيده و به آرامش خاطر برسيد.سايت مردمان 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]
تقويت عزت نفسخوانندگان عزيز؛ شناخت نيازهاي نوجوانان به ما كمك مي‌كند كه بفهميم چگونه با آن‌ها رفتار كنيم. نوجوانان دوست دارند كه فردي بي‌نظير باشند و ديگران به خصوص بزرگسالان به آنها احترام بگذارند و در مقابل آنان نيز به بزرگسالان احترام مي‌گذارند. 
عزت نفس به اين معني است كه فرد احساس خوبي در مورد خودش دارد؛ اگر عزت نفس اشخاص به خصوص نوجوانان بالا باشد موجب پيشرفت آنان مي‌شود. 
زماني كه نوجوانان احساس مي‌كنند كه ديگران به حرف آنان گوش مي‌دهند و مورد توجه هستند و جدي گرفته مي‌شوند؛ اين امر سبب تقويت روحيه‌ي آنان مي‌شود.
اگر نوجوانان در محيطي بزرگ شوند كه والدين يا افراد ديگر، پيوسته از آنان انتقاد كنند و اشتباه‌هاي آنان را به رخشان بكشند، آنان عزت نفس خود را از دست مي‌دهند و ممكن است به توانايي‌هاي خود شك كنند. در نتيجه اين فكر در نوجوانان به وجود بيايد كه هرگز و در هيچ كاري موفق نخواهند شد.
بنابراين به آينده خود بدبين شده و برنامه‌ريزي نكرده و در تصميم‌گيري‌ها با مشكل ‌رو به رو مي‌شوند و ممكن است به سوي افراد بد كشيده و يا به كارهاي بد وادار شوند؛ بنابراين والدين وظيفه سنگيني در اين باره دارند.
بايد به نوجوانان كمك كنند تا آنان نسبت به توانايي خود احساس مثبت داشته و خودشان را فردي با ارزش و مفيد بدانند.‌
دادن كار و مسئوليت به نوجوانان سبب تقويت عزت نفس آنان مي‌شود. شناخت خود و داشتن احساس خوب نسبت به خود موجب پيشرفت و ترقي جوان مي‌شود. بنابراين بايد آنان را هدايت كرد تا خودشان را كشف كنند.
به نوجوان بايد كمك كرد تا خودش را بشناسد. فرصت‌هايي براي آنان فراهم آوريم تا بتوانند ويژگي‌هاي مثبت خود را كشف كنند. 
پدرها و مادران با نوجوانان خود رابطه دوستانه برقرار كنند و آنان را تشويق كنند تا نوجوانان اعتقادات و نظرات خود را به صراحت بيان كنند.
خودشان را دست كم نگيرند، مسئوليت خود را به عهده بگيرند. به خودشان اعتماد و اطمينان داشته باشند. 

تهيه‌كننده: اسد اسدي‌روزنامه اطلاعات


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]
تقويت «عزت نفس» و «خودباوري» در كودكان و نوجوانانتحقيقات انجام شده در خصوص آسيب شناسي رواني حكايت از آن دارد كه علت بسياري از رفتارهاي آسيب زاي فرزندان در خانه و مدرسه مانند پرخاشگري، اضطراب، بزهكاري، مصرف سيگار، افت تحصيلي و مواردي از اين قبيل، ريشه در كمبود يا ضعف«عزت نفس» آنان دارد.
در واقع هرچه فرد از خودباوري و عزت نفس بالاتري برخوردار باشد از موقعيت و كارآمدي بالاتري برخوردار بوده و از آسيب هاي رواني- اجتماعي نيز مصون خواهد ماند. گوته در اهميت«عزت نفس» مي گويد:
ـ اگر ثروتمند نيستي مهم نيست، بسياري از مردم ثروتمند نيستند.
ـ اگر سالم نيستي، هستند افرادي كه با معلوليت و بيماري نيز خوب زندگي مي كنند.
ـ اگر زيبا نيستي، هستند افرادي كه زيبايي ظاهري ندارند ولي خيلي خوب زندگي مي كنند.
ـ اگر تحصيلات عالي نداري، با كمي سواد هم مي توان زندگي كرد.
« اما اگر قدرت نفس نداري، متاسف باش چون هيچ نداري.
● معناي «عزت نفس و خودباوري»
عزت نفس يعني: احساس ارزشمند بودن كه از طريق مجموعه افكار، عواطف، احساس ها، تجربه ها به دست مي آيد به گونه اي كه فرد خود را توانمند، با كفايت و موفق مي داند.
● «عزت نفس و خودباوري» چگونه ايجاد مي شود
عزت نفس و خودباوري از كودكي، توسط والدين و اطرافيان شكل مي گيرد و ايجاد مي شود. مثلاً«اگر كودكي در محيط پر از ترس بزرگ شود ياد مي گيرد كه بترسد» و يا «اگر در محيط پر از تشويق بزرگ شود مي آموزد كه اعتماد كند» عزت نفس كودكان از نوع، نگرش و رفتاري كه ديگران نسبت به او دارند، مي تواند شكل بگيرد. رفتارهايي چون طرد، عدم محبت، عدم توجه، غفلت، جدي نگرفتن، توجه به نكات منفي، گوش ندادن، عدم احترام، تحقير، تمسخر، سرزنش، تهديد، مقايسه، انتظار بيش از حد و بد رفتاري سبب كاهش عزت نفس در كودك مي شود. از طرف ديگر رفتارهايي چون پذيرش، احترام، محبت، توجه، جدي گرفتن، احساس تعلق، تشويق، حمايت، تحسين، احساس ايمني و انتظارات مناسب موجب افزايش عزت نفس در كودك مي شود.
براي ايجاد «عزت نفس» در فرزندان بهتر است به آن ها كمك كنيم تا بياموزند كه:
۱) هيچ انساني شبيه ديگري نيست: هيچ كدام از انسان ها در طول تاريخ شبيه هم نبوده و نخواهند بود و به خود بگويد«هيچ كس شبيه من نيست، من آن چه را كه هستم دوست دارم و احساس خوبي نسبت به خودم دارم.»
۲) محدوديت ها و توانمندي هاي خود را بپذيريد: نقاط ضعف خود را بدون نگراني و ناراحتي بپذيريد و از آن ها احساس گناه و شرمساري نكنيد. چون هيچ فردي نمي تواند انساني كامل و به همه چيز دانا و به همه كاري توانا باشد و با آگاهي و پذيرش نقاط مثبت و ضعف خود احساس رضايت و خشنودي مي كند.
راه هاي افزايش عزت نفس در كودكان: براي افزايش عزت نفس بايد «احساس كفايت»، «احساس مسووليت»، «احساس پذيرش و محبت» و «احساس رضايت از وضع جسماني خود» را در فرزندانمان ايجاد كنيم و براي ايجاد هر يك از احساس ها موارد زير توصيه مي شود:
انتظارات بيش از حد از آن ها نداشته باشيم. توانايي هاي آن ها را تشويق و تحسين كنيم. كارها، فعاليت ها وعواطفشان را حمايت كنيم، كمك كنيم كه عملكردشان را بهبود بخشيده و موفقيت را هر چند كوچك تجربه نماييد. تشويق و حمايت نماييم كه راه هاي مختلفي را براي حل مساله تجربه كنيد.
▪ براي ايجاد احساس مسووليت بايد:
ـ تشويق كنيم تا ارتباط سالم اجتماعي با دوستان و طرافيان برقرار كنند.
ـ فرصت هايي را فراهم كنيم تا تجارب، توانايي ها و موفقيت هايشان را با هم در ميان بگذارند.
▪ براي ايجاد احساس پذيرش و محبت بايد:
ـ از مقايسه او با ديگران بپرهيزيم و او را به عنوان يك فرد بي نظير و منحصر به فرد نگاه كنيم.
ـ بدون قيد و شرط او را بپذيريم تا احساس پذيرش دروني را در او تقويت كنيم.
ـ كمك كنيم تا خود را قبول داشته باشند و به خود اعتقاد پيدا كنند و احساس ايمني را در آن ها پرورش دهيم.
ـ آن ها را به عنوان هديه و نعمت الهي تلقي كرده و به آن ها احترام بگذاريم.
ـ كمك كنيم تا عواطف و محبت خودشان را به راحتي بروز دهند.
● نشانه هاي افراد با خودباوري زياد
فرد مستقل عمل مي كند و مسووليت پذير است. نسبت به پيشرفت هايش افتخار مي كند و دامنه وسيعي از هيجان ها و احساس ها را نشان مي دهد. ناكامي را به راحتي تحمل مي كند و ديگران را به راحتي تحت تاثير قرار مي دهد.
● نشانه هاي افراد با خودباوري كم
توانمندي هاي خود را دست كم مي گيرد و احساس درماندگي مي كند. به آساني تحت تاثير ديگران قرار مي گيرد. دامنه محدودي از احساسات و عواطف را نشان مي دهد. از موقعيت هاي جديد و تازه دوري مي كند و بلافاصله بهانه جويي مي كند و نااميد مي شود و در ضعف هاي خود، ديگران را سرزنش مي كند.
● عوامل كاهش دهنده، عزت نفس و خودباوري
▪ بيش از «اندازه » بر «بايدهاي خودمان» تاكيد داشته باشيم.
▪ احساسات و عواطف خودمان را همواره واقعي تصور نموده و از پذيرش انتقاد بيم داشته باشيم.
▪ زمينه هاي منفي خودمان را بزرگ دانسته و در عوض جنبه هاي مثبتمان را كم اهميت تلقي نماييم.
▪ به خاطر هر عملكردي به خودمان برچسب بزنيم. بر چسب زدن فرايندي است كه با سرزنش و ملامت خود همراه است.
▪ داشتن انديشه «همه يا هيچ» يعني وقتي نمي توانيم فعاليتي را به درستي و كامل به نتيجه برسانيم، خود را شكست خورده بدانيم.
روزنامه جوان 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]


مرحوم فلسفي و رسانه‌اى به نام منبر


چندين دهه است كه با شنيدن نام مرحوم حجت‌الاسلام فلسفى موضوع خطابه و منبر به ذهن تداعى مى‌شود. در برخورد با شخصيت‌هايى همچون مرحوم فلسفى با توجه به شهرت و آشنايى عمومى كه با آنها وجود دارد، غالبا دو نوع برخورد مى‌شود و به‌طور غالب از دو جنبه به آنها توصيه مى‌شود:
اول: جنبه تبليغى و ترويجى است. غالبا در اين نوع نگاه و رويكرد برنامه‌ها، نوشته‌ها و صحبت‌ها و توجه‌ها به سمت شخصيت‌ ستايى و ايجاد آشنايى‌هاى اجمالى ساده و ترويجى در جهت ستايش از مجاهدت‌ها و فعاليت‌ها و آرمان‌هاى اين افراد جلب مى‌شود. به گونه‌اى كه حتى گاهى از حد تعادل خارج مى‌شود و در سطح باقى مى‌ماند. هرچند اين نوع فعاليت‌ها در برخورد با شخصيت‌هاى بزرگ بويژه پس از مرگ آنها مرسوم و قابل قبول است لكن بايد مراقب افراط و تفريط‌ها باشيم تا اين مر سبب نشود كه جنبه‌هاى ديگر شخصيت آنها و ابعاد وجود و آرمان‌هاى آنها مغفول بماند. اين گونه امور ترويجى و تبليغى مى‌تواند نتايج مثبت و منفى به بار آورد. نتايج منفى كه غالبا ناخواسته ايجاد مى‌شوند آن است كه دچار شعارزدگى شويم و به تئورى نقش روى آوريم. به گونه‌اى كه در شناساندن اين افراد جنبه‌هاى خاصى را توجه كنيم و از ساير جوانب غفلت كنيم و در نتيجه هم سليقه مخاطب سطحى و خراب مى‌شود و مطلب ضايع و كم‌فايده مى‌گردد. اما رويكرد و نتايج مثبت بسته به نوع استراتژى فرهنگى و تبليغى ما مى‌تواند به گونه‌اى باشد كه با تبليغ و شناساندن علمى و روشمند يك شخصيت يا موضوع با هر چيز ديگرى به عمق مطلب برسيم و با بيانى شيوا و با استفاده از ابزارهاى روزآمد و متناسب به ترويج مفاهيم بلند و مرتبط با اين‌گونه افراد كه در حد و شان آنها باشد بپردازيم و اين در مورد مرحوم حجت‌الاسلام فلسفى مى‌تواند كاملا صادق باشد. 
به نظر مى‌رسد همين مقدمه ورود خوبى به بحث باشد. هنگامى كه قصد داريم پيامى را به كسى يا كسانى برسانيم، ابزار پيام رساندن و مكانيسم آن و چگونگى آن مطرح مى‌شود و اين يعنى رسانه. عصر امروز عصر رسانه است. البته اين بدان معنا نيست كه ابزار تكنولوژيك و مدرن ابداع شده در اين عصر فقط رسانه هستند بلكه رسانه جدا از ابزار و وسايط انتقال پيام، خود يك مفهوم قابل بررسى است كه مى‌تواند تقسيم شود به رسانه‌هاى سنتى ومدرن كه هر يك براساس شرايط زمان و مكان جامعه خود با تناسب با آنها ايفاى نقش كرده و منظور و پيام فرستنده را به گيرنده يا مخاطب مى‌رسانند. شيوه و سبك مرحوم فلسفى در خطابه و سخنرانى كه تبحر اصلى و شهرت عمده ايشان مى‌باشد موضوع مهمى براى بحث‌هاى مربوط به ارتباطات و فرهنگ و رسانه است. آيا رسانه تنها تلويزيون، راديو،اينترنت، روزنامه و... است يا رسانه و ابزار پيام‌رسان مى‌تواند متفاوت از آنها تصور شود؟ آيا منبر يك رسانه نيست؟ در مورد مكانيسم و نوع كاركرد رسانه دو تئورى مرسوم و مهم وجود دارد. تئورى اول فرايند مكانيكى را ترسيم مى‌كند كه در آن يك منبع فرستنده، منبع گيرنده و پيام وجود دارد كه در طى آن فرستنده پيام را كه كدگذارى شده به گيرنده منتقل مى‌كند و مخاطب هم آن را مى‌گيرد و درك مى‌كند. اما تئورى دوم فرايندى سيال را براى كاركرد رسانه قائل است كه در طى آن ميان گوينده و شنونده (فرستنده و گيرنده) فضايى ميان ذهنيتى شكل مى‌گيرد. همه اين تعابير و اصطلاحات در مورد رسانه‌هاى سنتى و مدرن قابل ترسيم است. منبر و سخنرانى با توجه به ارتباط مستقيم و چهره به چهره‌اى كه در آن گوينده و شنونده دارند از جمله رسانه‌هاى سنتى محسوب مى‌گردد كه در جوامع مختلف و با توجه به فرهنگ‌هاى گوناگون تاثيرگذارى‌هاى متفاوت دارد. سنت خطابه و سخنرانى از سنن قديمى بشر در برقرارى ارتباط بوده است و فن خطابه از فنون رايج جوامع، لذا همواره افرادى داراى نبوغ و استعداد سخنرانى در زمان‌هاى مختلف بوده‌اند كه تاثيرات شگرفى نيز بر تحولات اطراف خود گذاشته‌اند. آنچه در دنياى اسلام از صدر تاريخ اسلام تا به حال به نام منبر شناخته مى‌شود تداعى كننده همين مفهوم رسانه و پيام رسانه و فن خطابه به‌عنوان رسانه رايج بوده است. در تقسيم‌بندى جوامع براساس مولفه‌هاى فرهنگى نيز گفته مى‌شود كه هرچه فرهنگ جامعه‌اى شفاهى‌تر باشد و مولفه‌هاى فرهنگ شفاهى از قدرت بيشترى برخوردار باشند قاعدتا سخنراني، فن خطابه و به اصطلاح منبر جايگاه ويژه و بااهميت‌ترى دارد. فرايند انقلاب اسلامى و فعاليت‌هاى مقدم ساز آن كه توسط انقلابيون و مبارزان انجام شده است به روشنى گوياى تاثير خاص سخنرانى و خطابه و منبر علما و اهل منبر بر روحيه مردم و پيشبرد اهداف انقلاب اسلامى است. حال در اين ميان برخى شخصيت‌ها از جايگاه خاصى برخوردار هستند. مرحوم حجت‌الاسلام فلسفى و عملكرد ايشان از اين جهت داراى جايگاه خاصى است كه مى‌تواند مورد بررسى علمى و پژوهشى از باب مباحث علم ارتباطات و فرهنگ و رسانه قرار گيرد. اينكه چگونه يك شخصيت با توجه به خفقان عصر پهلوى و محدوديت منابر و علما در سخنرانى و ... مى‌تواند داراى چنان نفوذ كلام و تاثيرگذارى باشد كه بيشتر از هر رسانه مدرن مورد توجه باشد و مورد تقدير حضرت امام خميني(ره) نيز قرارگيرد، بحثى علمى و پژوهشى است كه به غير از مباحث تبليغى و ترويجى مى‌تواند مورد نظر و توجه انديشمندان اين عرصه قرار گيرد. 
مرحوم فلسفى با نفوذ كلام، بلاغت، فصاحت و شجاعتى كه در سخنرانى‌هاى خود داشتند سالها به ترويج آرمان‌ها و اعتقادات ناب اسلامى پرداختند. از اين ديدگاه عملكرد مرحوم فلسفى هم از لحاظ شكلى يعنى نوع كارها و فعاليت‌هاى ايشان و فن و مكانيسم خطابه ايشان و هم به لحاظ محتواى غنى كه در سخنرانى‌ها و خطابه‌ها داشته‌اند امرى بديع و قابل‌توجه است. به هرحال امروزه در جامعه ما منبر و خطابه علما از جمله راههاى ترويج علوم و معارف حقه الهى و ارزشهاى والاى انسانى است. لذا مرحوم فلسفى در دو سطح مى‌تواند به‌عنوان الگويى مناسب مورد توجه و بررسى قرار گيرد. 
اول: در سطح علما و روحانيون و خطبا و سخنرانان كه در روشها و سبك‌هاى كار ايشان دقت كنند و آن را بازيابى و بازآموزى كرده و مورد استفاده قراردهند و دوم آنكه مى‌توان از اين سطح هم عميق‌تر شده و به الگوهايى جهت رسيدن به مقدمات ساختن رسانه ملى و اسلامى رسيد. چرا كه رسانه چه به لحاظ ابزارهاى انتقال پيام يعنى نگاه‌ مادى و مكانيكى و چه به لحاظ محتوا و روش آن متناسب با هر جامعه‌اى به‌طور بومى تعريف مى‌گردد. لذا جامعه اسلامى ايرانى ما كه در اين زمان به شدت نيازمند مطالعات و تلاش در جهت رسيدن به رسانه‌هاى بومى و متناسب خود است توجه به اين الگوها و سيره و سير آنها با توجه به تاخر زمانى و معاصر بودن ايشان بسيار مغتنم و مفيد است. لذا در پايان باز هم تكيه بر اين كلام مى‌كنيم كه در برخورد با شخصيت‌هايى تاثير گذار همچون مرحوم حجت‌الاسلام فلسفى نبايد تنها به سطح مباحث ترويجى و تبليغى اكتفا نمود بلكه بايد به گونه‌اى علمى و پژوهشى به ابعاد مختلف شخصيتى اين افراد پرداخت و نهايت استفاده معرفتى و فرهنگى را از وجود چنين اسوه‌ها و افراد بزرگى كه سرمايه‌هاى معرفتى و فرهنگى جامعه ما هستند، برد.
منبع: رسالتنويسنده: اسماعيل آجرلو


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]




اضطراب و اثرات مخرب آن بر تن و روان




ذهن و روان ما انسان ها همواره گوش به زنگ علائم خطر است كه پيرامون ما وجود دارند و از وقوع رخدادهاي ناخوشايند يا آسيب زننده، به ما آگاهي مي دهند. فكر تمام انسان هاي طبيعي، مجهز به يك مكانيسم (ساز و كار) «دور انديشي» و «پرهيز» است كه تا جاي ممكن، ما را از گزند عوامل گوناگون، در امان مي دارد.
در روند يك حادثه ي ناخوشايند، نخستين رويداد، عبارت است از «احساس خطر» كه موجب تپش قلب، افزايش فشار خون، انقباض عروق پوستي (به صورت رنگ پريدگي صورت)، تندتر شدن سرعت تنفس و انقباض عضلات اندام ها مي شود كه در مجموع، بدن را براي مرحله ي دوم يعني «گريز» يا «ستيز»، آماده مي سازد.
بنا بر اين در مي يابيم كه مكانيسم هاي احساس خطر كه نوعي «هراس» را در آدمي برمي انگيزند، براي بقا و دوام هستي وي ضروري اند. در حقيقت، اين مكانيسم ها در تمام جانوران وجود دارند؛ ولي: چرا اضطراب و نگراني، مختص نوع بشر است؟
اضطراب، عبارت است از ترس از يك عامل ناشناخته و نامعلوم كه موجب پريشاني فكر و گاه، بروز علائم احساس خطر، از جمله تپش قلب و رنگ پريدگي نيز مي شود. بنا بر اين در فرايند اضطراب، برخلاف «ترس طبيعي و واقعي» يك عامل حقيقي ترس آور يا خطرناك يا آسيب زننده وجود ندارد؛ بلكه فقط به طور خودكار، ذهن آدمي، دچار احساس خطر مي شود. نگراني را مي توان يك حالت فرض به شمار آورد كه پيش درآمد اضطراب است.
در اين جا داستاني فيلسوفانه از ادبيات غرب را ذكر مي كنيم كه به گونه اي زيبا، اضطراب و نگراني بي مورد آدمي را توصيف مي كند:
رهگذري به شخصي كه در زير درخت سالخورده اي آرميده بود گفت: «نمي ترسي؟». شخص پاسخ داد: «از چه؟». رهگذر گفت: «شايد درخت بر روي تو فرو افتد!». و شخص پاسخ داد: «شايد هرگز درخت، فرو نيفتد!».
در اين تمثيل، تفاوت دو انديشه ي متضاد را كه يكي در جهت نگراني و اضطراب و ديگري در راستاي آرامش و وارهيدگي است، به خوبي مشاهده مي كنيد.
در حقيقت، هر گاه ذهن ما بر اثر تنش هاي رواني (استرس ها) و حوادث ناخوشايند و ناگواري هايي كه در زندگي، به دفعات برايمان رخ مي دهد، از روال عادي خارج شود و حساسيت بيش از حد به رخدادهاي آتي و احتمالي پيدا نمايد، دچار اضطراب مي شويم و كم كم به حالتي مي رسيم كه فكرمان فقط بر اتفاقات ناگوار يا بيماري هاي لاعلاج و كشنده گواهي مي دهد و آرامش و امنيت در اين ميان، گم و فراموش مي شود. هر چه بيشتر نگران شويم، بيشتر احساس هاي خطر و هراس به سراغمان مي آيد و در نتيجه، در جهت افكار مضطربانه مي انديشيم.

اضطراب طبيعي

بايد بدانيم كه درصدي از واكنش هاي بدني در برابر اضطراب، واكنش ستيز و گريز بدني است كه نشانه ي سلامت جسمي شماست؛ چون پيامي كه به مغز رسيده، اين است كه: «من در معرض تهديد قرار گرفته ام».
بنا بر اين نبايد فكر كنيد كه بدن، دچار واكنش منفي شده است؛ بلكه بدن در صدد حفظ بقاي شماست و بهتر است اين نيروي اضافي و بدون استفاده را به سوي كاري هدايت كنيد. بنا بر اين، درصدي از اضطراب، طبيعي است و در همه ي انسان ها به عنوان واكنش طبيعي وجود دارد و بايد آن را به نحوي مثبت بپذيريد.

آثار مخرب اضطراب، بر تن و روان

الف- اثرات مخرب بر تفكر:
1- اضطراب و نگراني، موجب تمركز و توقف فكر شما بر مشكلات، ناراحتي ها، بيماري ها و اتفاقات ناگوار مي شود.
2- ذهن شما را بر خويشتن متمركز مي كند.
3- موجب مي شود كه فكر شما در مورد برخي چيزها بيش از حد، مشغول شود و به ساير امور، كلا بي توجه شويد.
4- شما را بدبين مي كند و همواره، رويدادها را «ناگوار» پيش بيني مي كنيد.
ب- اثرات مخرب بر رفتار:
1- عملكرد شغلي و اجتماعي شما را مختل مي سازد.
2- بيش از حد، به ديگران وابسته مي شويد و به آنها اعتماد و تكيه مي كنيد و اعتماد به نفس خود را از دست مي دهيد.
ج- اثرات مخرب بر احساسات:
1- احساس گيجي، منگي و سردرگمي مي كنيد.
2- احساس مي كنيد كه توان كنترل خود را نداريد.
3- احساس تسليم و ناتواني مي كنيد.
د- اثرات مخرب بر جسم:
1- امكان خوابيدن راحت و آرام را از دست مي دهيد.
2- احساس خستگي و كوبيدگي و ضعف جسماني داريد.
3- سردرد، درد قفسه ي سينه، درد پا يا دست، درد شكم و سوء هاضمه، به سراغتان مي آيد.
4- تنيده و برانگيخته هستيد.

يك راه بي نظير براي پيروزي بر اضطراب

ويليام جيمز، استاد فلسفه ي دانشگاه هاروارد مي گويد: «ايمان مذهبي بي هيچ ترديدي، عالي ترين وسيله ي دفع غم و ناراحتي هاست. دين خالص، هيجان و اضطراب و ترس و نگراني را از انسان، دور  مي كند و اميد و شهامت و قوت قلب به او مي بخشد. دين، هدفي را در راه زندگي براي ما مشخص مي كند تا در گرداب هاي هولناك زندگي، نقطه ي امن و راحتي را براي خود مهيا كنيم.
جديدترين علم امروزي (يعني روان پزشكي)، تازه همان چيزهايي را تعليم مي دهد كه پيامبران به مردم خود مي آموختند؛ چون روان پزشكان متوجه شده اند كه ايمان مذهبي، اضطراب و نگراني و دلهره ها را كه بخش عمده ي بيماري هاي دائمي ما را تشكيل مي دهند، از بين مي برد.
عده اي از مردم در زندگي خود به مرحله اي مي رسند كه تمام منابع قدرتشان به پايان مي رسد و ديگر هيچ نقطه ي اميدي در زندگي ندارند، حال آن كه در وجودشان منابع قدرت عظيمي پنهان است كه هرگز مورد استفاده قرار نگرفته اند. به راستي چه طور ممكن است كه ايمان به خدا و مذهب، اين قدر، آرامش و استقامت به انسان عطا نمايد؟
كسي كه متكي به حقايق بزرگ معنوي باشد، از تغييرات و تحولات مختصر و نشيب و فرازهاي دائمي و جاري حيات، دستخوش اضطراب ونگراني و تشويش نخواهد شد. و به قول معروف، در مقابل بد روزگار، تن به قضاي الهي مي دهد و با آغوش باز از مشكلات، استقبال مي كند».
پس چرا در زمان اضطراب و نگراني، به سوي خدا نرويم؟ چرا به گفته ي فيلسوف آلماني «كانت» عمل نكنيم كه مي گويد: «به خدا ايمان بياوريد؛ چون به اين ايمان، سخت نيازمنديد».
حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند: خداوند سبحان ذكر (ياد) خود را صيقل دهنده و مايه ي روشنايي دل ها قرار داده است.(1) و امام صادق (عليه السلام) نيز مي فرمايند: «پدرم، امام باقر (عليه السلام)، هر وقت كه مسأله اي او را محزون مي كرد، زنان و كودكان را جمع مي نمود و سپس دعا مي كرد.»
قرآن كريم و روايات معصومان (عليهم السلام)، درمان تمام نگراني ها و اضطراب ها را ياد و ذكر خدا (دعا و نيايش) معرفي مي كنند و آرامش را در توجه به خدا عنوان مي فرمايند.

پي نوشتها: 

1- نهج البلاغه 

منابع:1- درمان اضطراب، همراه با آبشار آرامش، گيليان باتلر توني هوپ، ترجمه: كوشيار كريمي طارمي.
2- غلبه بر اضطراب، بيژن عليپور و علي شميسا.
3- آيين زندگي، ديل كارنگي.
4- دين و روان، ويليام جيمز، ترجمه: مهدي قائمي، تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، 1372، دوم.

نويسنده:فاطمه عسگرينشريه ي حديث زندگي ش 18
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]

تبيين فصاحت و بلاغت قرآن كريم

چكيده 

كلام فصيح و بليغ آن است كه از ضعف تاليف، تنافر كلمات و تعقيد خالى باشد و به مقتضاى حال ايراد شود. وجوه امتياز قرآن با ساير كلامها عبارتند از: اسلوب ويژه، شمول فصاحت و بلاغت در سراسر قرآن، تكرار آيات بدون كاهش فصاحت و بلاغت. ملاحظه معارضه‏هاى امرءالقيس شاعر فصيح عرب در عصر نزول زاوياى روشنى از وجوه امتياز فصاحت و بلاغت قرآن بر ساير كلامها را آشكار مى‏سازد. 
كليد واژه‏ها: فصاحت، بلاغت، اعجاز قرآن، امتيازات قرآن. 

1. مقدمه 

طبق اظهارات اهل فن رسول خدا (صلى الله عليه وآله) جهت اثبات صدق دعوت خود شمار فراوانى قضاياى خارق‏العاده داشته‏است كه معجزه ناميده مى‏شود. شاخص‏ترين آنها كه جنبه جاودانگى هم دارد، قرآن كريم است. 
اين كتاب بزرگ آسمانى از جهات گوناگون خارق‏العادگى دارد كه وجوه اعجاز قرآن خوانده مى‏شود (1) . 
يكى از آن وجوه هنرنمايى از نظر زيبايى كلام قرآن است كه در اصطلاح اهل تخصص به آن فصاحت مى‏گويند. 
سعى نگارنده در اين مقاله بر اين است كه در اين‏باره بحث كرده و هاله‏هايى از ابهام را از چهره اين وجه از اعجاز بزدايد. 
موضوعاتى كه در اين امر محور بحث قرار خواهد گرفت، عبارتند از: 
1. هنر در خدمت وحى; 
2. تعريف واژه‏هاى «فصاحت‏» و «بلاغت‏»; 
3. نقل دو گواه بر برترى فصاحت قرآن كريم. 

2. هنر در خدمت وحى 

شكى نداريم كه قرآن كريم در زمينه زيبايى و آرايش سخن هنرنمايى كرده است; در حدى كه با هيچ سخن زيبا و فصيحى قابل مقايسه و رقابت نيست. آنچه محل كلام است، اينكه آيا نظر قرآن فقط بر اين بوده‏است كه سخن نيكو گفته، هنرنمايى كند يا خواسته‏است، پيامهاى ارزنده خود را القا كند، منتها با بيان شيرين و شيوا؟ ما بر نظر دوم هستيم. يعنى وقتى خداوند مى‏فرمايد: «و لكم فى القصاص حياة يا اولى الالباب‏» (2) يا «لو كان فيهما آلهة الا الله لفسدتا» (3) يا «انا اعطيناك الكوثر فصل لربك و انحر ان شانئك هوالابتر» (4) و صدها آيات فصيح ديگر، در همه اينها قرآن حامل پيامهاى بسيار مهم است; منتها آنها را در قالب زيباترين اسلوب و هنرمندانه‏ترين تعابير القا كرده است; بطوريكه از كلمات و سخنان مخلوق نمى‏توانيم، برايش مشابهى نقل كنيم و آيات را به آن‏ها تشبيه نماييم. 

3. تعريف لغوى فصاحت و بلاغت

«فصاحت‏» در لغت‏به چند معنا اطلاق مى‏گردد كه يكى از آنها روشنى و ظهور است. در اين آيه كريمه نيز به همين معنا آمده است: «و اخى هارون هو افصح منى لسانا (5) ; يعنى ايشان از من روشن گفتارتر است‏». 
«بلاغت‏» به معناى وصول و انتهاست. بلغ فلان مراده ; يعنى به مراد خود رسيد. بلغ الراكب المدينة; يعنى بآنجا منتهى شد (6) . 

4. تعريف فصاحت و بلاغت در علم بلاغت

فصاحت در علم بلاغت ‏سه شاخه دارد: فصاحت در مفرد، فصاحت در كلام، فصاحت در متكلم ; ولى بلاغت‏يا در كلام است و يا در متكلم، و در مفرد بلاغت معنا ندارد و صحيح نيست‏ بگوييم: «كلمة بليغة‏». 
پس از آنچه گفته شد، پنج قسم حاصل مى‏شود: 
1- كلمه فصيح; 
2- كلام فصيح; 
3- متكلم فصيح; 
4- كلام بليغ; 
5- متكلم بليغ. 
4. 1. فصاحت كلمه 
در تعريف فصاحت در مفرد چنين گفته‏اند: « آن كلمه‏اى است كه از تنافر حروف و غرابت و مخالفت‏با معيار زبان خالى باشد». 
اگر كلمه‏اى از تنافر حروف و غرابت و مخالفت قانون لغوى سالم باشد، فصيح است و اگر از يك جهت از اين جهات سالم نبود، فصيح نخواهد بود; پس در حصول معناى مراد همه شرائط بايد باشد و اما در عدم تحقق آن معنا لازم نيست، همه شرايط مفقود باشد; بلكه اگر يكى از آنها هم نباشد، كلمه غير فصيح خواهد بود; يعنى مثلا كلمه‏اى كه تنافر حروف و غرابت ندارد، ولى مخالف قاعده لغوى است، غير فصيح است. 
الف. «تنافر حروف‏» آن است كه كلمه سنگين باشد و انسان نتواند آن را به آسانى در زبان جارى كند. اگر نظم يا نثرى مشتمل بر اينگونه واژه‏ها باشد، بايد گفت كه نه‏تنها آن كلمه بلكه آن نظم يا نثر از فصاحت‏خواهد افتاد; مانند واژه «مستشزرات‏» در شعر امرء القيس كه گويد: 
غدائره مستشزرات الى العلى 
تضل العقاص فى مثنى و مرسل (7) 
گيسوهاى او بالا زده شده‏است; طورى كه دسته‏اى از آنها در موهاى بافته شده و بافته نشده، پنهان مى‏گردد. 
اين شعر از قصيده امرء القيس است و اتفاقا يكى از معلقات سبعه او همين قصيده مى‏باشد. او مردى بسيار فصيح بوده است; مع ذلك در اين شعر از واژه معيوب «مستشزرات‏» استفاده كرده است كه تنافر حروف دارد و به آسانى بر زبان جريان نمى‏يابد و با فصاحت منافى است (8) . 
ب. «غرابت‏» آن است كه كلمه از نظر استعمال غير مانوس و از لحاظ مفهوم و معنا خيلى روشن نباشد. اگر واژه‏اى چنين عيب‏هايى را داشته باشد، فصيح نيست; مانند: كلمه «مسرج‏» در شعر عجاج. وى گويد: 
و مقلة و حاجبا فرججا 
و فاحما و مرسنا مسرجا (9) محل شاهد «مسرج‏» است كه كلمه به علت غرابت و نامانوسى و نيز به جهت عدم وضوح معنا فصيح نيست (10) . 
ج. مخالفت قياس لغوى; يعنى واژه بر خلاف مقررات الفاظ موضوعه باشد; مانند كلمه «اجلل‏» در جمله «الحمدالله العلى الاجلل‏» كه با فك ادغام است; درحالى كه مى‏بايست، دو لام آن در يكديگر ادغام مى‏شدند; چون در تجانس دو حرف، قاعده اين است كه حرف اول ساكن و در حرف دوم ادغام‏شود; اينچنين: «الحمدلله العلى الاجل‏» (11) . 
در قرآن واژه‏اى كه يكى از اين ايرادها و ضعفهاى مذكور را داشته‏باشد، پيدا نمى‏شود; لذا همه كلماتش فصيح است (12) . 
4. فصاحت كلام 
در تعريف فصاحت در كلام چنين گفته‏اند: «آن كلامى است كه از ضعف تاليف و تنافر كلمات و تعقييد خالى و از فصاحت ‏برخوردار باشد». 
الف. ضعف التاليف: و آن عبارت از اين است كه كلام بر خلاف قانون نحو كه در ميان جمهور نحات مشهور است، تاليف شده‏باشد; مثل اضمار قبل از ذكر لفظى و معنوى و حكمى (13) ; مانند: «ضرب غلامه زيدا». اين كلام فصيح نيست; چون اضمار قبل از مرجع ذكر شده‏است: مرجع ضمير در «غلامه‏» زيد است كه متاخر آمده‏است; البته در بعضى مآخذ اضمار قبل از ذكر حكمى را از ضعف تاليف محسوب نكرده‏اند و اين درست ‏به نظر مى‏رسد (14) . 
ب. تنافر كلمات: مراد از آن اين است كه وقتى كلمات را در كنار هم مى‏چينند در مجموع، عبارت سنگينى را تشكيل بدهند كه در اين صورت، عبارت فصيح نخواهد بود; هر چند واژه‏ها جداگانه فصيح باشند; مثلا گفته‏اند: اين بيت فصيح نيست: 
و قبر حرب بمكان قفر 
و ليس قرب قبر حرب قبر 
قبر حرب در محلى بى‏آب و علف واقع شد. حتى در كنار قبر او قبرى هم نيست. «قفر» يعنى بى‏آب و علف. 
«حرب‏» نام شخصى است كه برايش «حرب بن اميه‏» مى گفتند. او را كسى كشت و سپس با بيت فوق برايش نوحه‏سرايى كرد. گفته‏اند: اين بيت فصيح نيست; زيرا واژه‏هايش در اثر قريب المخرج بودن حروف آنها در زبان به سختى و سنگينى جارى مى‏گردد، بطوريكه اگر يك نفر بخواهد، سه‏بار اين بيت را پشت‏سر هم بخواند، بدون اشتباه ممكن نخواهد شد (15) . 
ج. «تعقيد»: مراد از تعقيد اين است كه دلالت كلام بر معناى مراد به‏جهت پاره‏اى از خلل و اشكالات، روشن نباشد. چه اين خلل از ناحيه ناحيه نظم الفاظ باشد يا از ناحيه تركيب معانى. در صورت اول آن را تعقييد لفظى و در صورت دوم آن را تعقييد معنوى گويند.
تعقيد لفظى; مانند: 
و ما مثله فى الناس الا مملكا 
ابو امه حى ابوه يقاربه 
اين شعر از فرزدق شاعر معروف و فصيح عرب زبان است. در اين شعر دايى هشام‏بن‏عبدالملك يعنى ابراهيم بن‏هشام بن اسماعيل مخزومى را تعريف مى‏كند و مى‏خواهد بگويد كه هيچ كسى نظير او در فضائل و وارستگى نيست; مگر خواهرزاده‏اش «مملك‏» كه همان «هشام ‏بن عبدالملك‏» باشد; منتها در اين شعر نه صراحتا نامى از «هشام بن‏عبدالملك‏» برده و نه تصريح كرده‏است كه او خواهرزاده ابراهيم بوده‏است; بلكه با تعبير «مملك‏» با صيغه مفعول از او ياد كرده‏است; يعنى مردى كه از ملك و ثروت فراوان برخوردار است. او با اين تعبير روشن كرده كه منظورش هشام بن عبدالملك است و با تعبير «ابو امه ابوه‏» هم مشخص كرده كه هشام بن عبدالملك خواهرزاده اوست. ملاحظه مى‏شود كه شعر معقد و پيچيده‏است; در حالى كه اصل شعر چنين است: 
و ما مثله حى يقاربه فى الناس 
الا مملكا ابو امه ابوه 
در ميان مردم شخصى مانند ابراهيم جز هشام خواهرزاده‏اش پيدا نمى‏شود (16) . 
تعقيد معنوى; مانند اين شعر: 
ساطلب بعد الدار عنكم لتقربوا 
و تسكب عيناى الدموع لتجمدا 
اين بيت از شخصى به نام «عباس بن الاضف‏» است. هدف وى گويا اين است كه در روزگار هر چه را انسان آرزو مى‏كند، به ضدش مى‏رسد و چون قانون روزگار چنين است، من دورى و مفارقت‏شما را مى‏خواهم تا به ملاقاتتان نائل گردم و گريه و زارى مى‏كنم تا فرج و مسرت براى ما حاصل گردد. 
وى «سكب‏» را بر وزن «فلس‏» كه كنايه از غصه و حزن آورده، درست است; ولى «جمود العين‏» را كه كنايه از شادى و مسرت آورده، درست نيست; زيرا «جمودالعين‏» را در جايى مى‏آورند كه به انسان مصيبت رسيده، ولى هرچه مى‏خواهد گريه كند، از چشمهايش اشك جارى نمى‏شود و از كثرت و شدت غصه چشمايش خشكيده‏است; از اين رو انتقال از اين معنا به گريه نكردن به‏علت مسرت و شادى، به قرائن بسيار نيازمند است; لذا معنا معقد است و شعر از فصاحت افتاده است (17) . 
د. فصاحت كلمات: علاوه بر خلوص از ضعف تاليف و تنافر كلمات و تعقيد به هر دو قسم آن، مفردات كلام نيز بايد فصيح باشد كه شرح آن آمد. 
هرگاه همه اينها حاصل شد، كلام فصيح و گرنه غير فصيح خواهد بود و چون هيچ يك از اين عيوب در آيات قرآن كريم نيست، از فصاحتى كه در حد اعجاز و فوق طاقت‏بشرى است، برخوردار است. 
5. فصاحت متكلم 
فصاحت متكلم آن است كه متكلم مقاصد خود را با تعابير و واژه‏هاى فصيح بيان نمايد و اين خصوصيت در او به صورت ملكه در آمده‏باشد; لذا در تعريف آن چنين گفته‏اند: 
آن ملكه‏اى است كه به كمك آن مى‏توان مقصود را به لفظى فصيح باز گفت (18) . 
6. بلاغت در كلام 
در تعريف بلاغت در كلام چنين گفته‏اند: 
آن عبارت است از مطابقت كلام با مقتضاى حال همراه فصاحت آن. 
يعنى علاوه بر اينكه كلام بايد فصيح باشد، بايد با مقتضاى حال نيز تطابق داشته‏باشد. مثال كلام بليغ چنين است كه اگر مثلا كسى سخن ما را در زمينه حضور شخصى به نام زيد در خانه باور نداشته، به او ميگوييم: «ان زيدا فى الدار» يا «والله ان زيدا فى الدار»; ولى اگر همچو كلامى را با اين همه تاكيدات به كسى بگوييم كه در قبال سخن ما شك و ترديدى ندارد و اگر برايش بدون تاكيد هم بگوييم، خواهد پذيرفت و مع‏ذلك از آن تاكيدات در جمله استفاده كنيم، در اين صورت كلام بليغ نخواهد بود. 
7. بلاغت در متكلم 
شخصى كه داراى قدرت و ملكه‏اى باشد كه در اثر آن بتواند كلام بليغ بسازد، متكلم بليغ خوانده مى‏شود; به همين جهت در تعريف آن گفته‏اند: 
آن ملكه‏اى است كه به سبب آن بتوان كلامى بليغ فراهم آورد (19) . 
نتيجه اينكه بعد از حصول معرفت كامل به هريك از تعاريف پنجگانه ادعا و عقيده ما اين است كه قرآن و وحى حتى يك مورد هم از اين گونه ضعفها نداشته، هم فصيح است و هم بليغ; آن هم به زبان كسى كه نه خطى نوشته و نه سطرى خوانده‏است: 
و ماكنت تتلوا من قبله من كتاب و لا تخطه بيمينك اذا لارتاب المبطلون (20) 
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت
بغمزه مساله‏آموز صد مدرس شد (21) 
8. جلوه‏هاى اعجاز فصاحت و بلاغت قرآن 
برخى از جلوه‏هاى برترى فصاحت و بلاغت قرآن كريم بر ساير كلامها به قرارى است كه در پى مى‏آيد: 
الف. قرآن كريم در بيان مسائل گوناگون خود اسلوب و روشى ويژه دارد; غير از اسلوبهايى كه بشر و فصحا و بلغاى عرب دارند. حتى با اينكه شخص رسول ‏خدا و حضرت اميرعليه السلام و ديگر ائمه از فصحا و بلغا عرب بودند و سخنان‏شان در اوج فصاحت و بلاغت ‏بود، مع‏الوصف وقتى برخى از آيات درخلال سخنان آن بزرگواران قرار مى‏گيرد، كاملا از سخنان آنها ممتاز و مشخص است. اين روشن مى‏كند كه قرآن سخنى غير از سنخ سخنان بشر است. 
ب. براى فصاحت و بلاغت افراد بشر معمولا حد و حدودى است كه هرگز از آن حد تجاوز نمى‏كند; مثلا كسى سخن حماسى را نيك ادا مى‏كند; ولى در مدح ضعيف است‏يا مداح فصيح و بليغى است; ولى در هجو ضعيف است‏يا در هجو تواناست; ولى قدرت رثاگرى ندارد يا رثاگر خوب و فصيحى است; ولى در عرفان ضعيف است. خلاصه هيچ كسى كه در همه اين ابعاد تسلط داشته‏باشد، يافت نمى‏شود; ولى قرآن كريم اين‏چنين است و از جامعيت فصاحت و بلاغت در تمام جهات برخوردار است. 
ج. اين كتاب الهى بعضى بحثها را تكرار كرده است و درباره موضوعاتى چون زجر، ترغيب، وعده، وعيد، موعظه، تاريخ، يادآورى نعمتهاى منعم، دنيا، آخرت، بهشت، جهنم، مرگ، حيات، مبدا، معاد، اعتقادات، اخلاقيات، سياست و غير اينها چندبار بحث كرده; ولى عليرغم تغيير در الفاظ و عبارات كوچكترين تغييرى در اصل معنا رخ نداده است‏يا فصاحت و بلاغت عبارت دوم از عبارت اول نكاسته‏است; در حالى كه خاصيت تكرار در كلام بشر اين است كه دومى از نظر جودت و فصاحت و سلاست‏بيان به پايه اولى نمى‏رسد; لذا دكتر طه حسين وقتى اين كتاب را تعريف و تمجيد مى‏كند، مى‏گويد: 
نثر نيست; كما اينكه نظم هم نيست; بلكه قرآن است و امكان ندارد غير از آن، نام ديگرى داشته باشد (22) . 
9. دو گواه عينى بر اعجاز فصاحت و بلاغت اين بزرگ كتاب الهى 
در زمينه برترى فصاحت و بلاغت قرآن كريم دو داستان به شرح ذيل از امرءالقيس آورده‏اند: 
گواه اول : امرء القيس از مشاهير فصحاى عرب بود; بطوريكه حتى در محاورات عادى هم واژه غير فصيح به زبان نمى‏آورد. هر واژه‏اى را بر زبان مى‏آورد، دليل مى‏شد به اين كه آن واژه فصيح است. 
مى‏گويند: وى به سه واژه از قرآن خرده گرفته، گفت كه اين سه كلمه فصيح نيست و آنها عبارتند از: «يستهزءون، كبار، عجاب‏» (23) . داستان را به عرض رسول خدا صلى الله عليه وآله رساندند. حضرت از امرءالقيس دعوت كرد كه در روز معينى بيايد و گفته خود را اثبات كند. وى در روز موعود آمد و خدمت رسول خدا صلى الله عليه وآله رسيد. حضرت در اولين برخورد با او طورى رفتار كرد كه رسم رفتار اعراب آن دوران نبود; لذا ناراحت ‏شد و بى‏اختيار به حضرت گفت: 
اتستهزؤون و انا من كبار العرب ان هذا منك لعجاب; آيا مرا مسخره مى‏كنى; در حالى كه من از بزرگان عرب هستم. اين از شما خيلى تعجب است. 
او با اينكه آن سه كلمه را غير فصيح مى‏شمرد، بر زبان جارى كرد و بدين ‏وسيله بى‏اختيار و ناخودآگاه فصاحت آنها را پذيرفت (24) .
گواه دوم : قرآن كريم در ضمن آيات چندى تحدى كرده و از كسانى كه درباره آن اظهار ترديد مى‏كنند مى‏خواهد كه اگر صدور آن را از سوى خدا قبول نداريد، شما هم مانند آن يا ده ‏سوره و يا لااقل يك ‏سوره نظير يكى از سوره‏هاى قرآن را بياوريد (25) . امرءالقيس گفت: اشكال ندارد. من نظير آيه «و لكم فى القصاص حياة‏» (26) را به الفاظى ديگر مى‏آورم. گفتند: بياور! گفت: «القتل انفى للقتل‏»; يعنى كشتن براى جلوگيرى از كشتن بهتر است. 
اهل فن و متخصصين سخن وى را با آيه كريمه سنجيدند، دريافتند كه آيه شريفه از هشت جهت نسبت ‏به كلام امرءالقيس مزيت دارد كه از اين قرارند: 
1. حروف سخن امرءالقيس بيش از حروف آيه شريفه است و سخن هراندازه كوتاهتر باشد، از نظر ايجاز كه يكى از وجوه فصاحت و بلاغت است، پسنديده‏تر است. آيه شريفه دوازده حرف ، ولى كلام امرءالقيس چهارده حرف است. 
2. در گفتار امرءالقيس دوبار واژه «قتل‏» آمده است و اين كلمه از كلمات غيرمطبوع و تنفرآور است; به‏خلاف كلمه «حياة‏» كه در آيه آمده و از هستى و زندگى خبر مى‏دهد; نه از مرگ و نيستى. 
3. باز كلمه «انفى‏» در كلام امرءالقيس از سلب و نيستى حكايت مى‏كند; ولى لحن قرآن اثباتى است و شكى نيست كه مثبت نسبت ‏به منفى امتياز دارد. 
4. در كلام امرءالقيس ميان دو قتل فرقى گذاشته نشده و هر دو را با يك تعبير بيان كرده‏است; در حالى كه اولى قتل قصاص و دومى قتل جنايى است; به‏خلاف تعبير آيه شريفه كه هرگز به قتل ابتدائى از جهت قبحى كه دارد، تفوه نكرده و قتل عوضى و جزائى را نيز با تعبير «قصاص‏» آورده‏است. 
5. در كلام امرءالقيس وجود قتل علت عدم قتل معرفى شده است و اين جور برهان در نفوس چندان اثر ندارد; ولى آيه، قصاص را علت‏حيات اجتماعى معرفى كرده كه نسبت‏به تعبير امرءالقيس به مراتب قابل قبول‏تر است. 
6. در كلام امرءالقيس لفظ قتل تكرار شده و تكرار در عبارت مخل فصاحت است; به خلاف آيه كريمه كه تكرار ندارد. 
7. در آيه كريمه لفظ «فى‏» آمده است و آن بر نگهدارى و حفاظت دلالت مى‏كند و مى‏رساند كه قصاص مثل ظرفى كه مظروف خود را حفظ كند، حيات و نظام عائله بشرى را حفظ مى‏كند; در حالى كه در كلام امرءالقيس از كلمه «فى‏» خبرى نيست. 
8. در آيه كريمه لفظ «حياة‏» نكره آمده تا دلالت‏ بر فخامت و عظمت آن كند; يعنى مى‏فرمايد: در قصاص كردن براى شما يك نوع زندگى است كه آن زندگى ويژه و عاليترين گونه حيات است; در حالى كه كلام امرءالقيس هرگز معلوم نكرده است كه چه منزلت و مرتبه‏اى براى قصاص وجود دارد و اين را هم نرسانده‏است كه آيا قتل قصاص از قتل جنائى بهتر است ‏يا نه؟ (27)

پى‏نوشتها

1. مراجعه گردد به: مناهل العرفان، تاليف محمدعبدالعظيم زرقانى، ج‏2. 
2. بقره، آيه‏179. 
3. انبياء، آيه 22. 
4. سوره كوثر. 
5. قصص، آيه 34. 
6. سيد احمد هاشمى، جواهر البلاغه، ص‏6 وص‏32; تفتازانى، مختصر المعانى، ص‏6-7 و مطول، ص 15 و ص‏25. 
7. مستشرزات الى العلى; يعنى مرتفع شده به طرف بالا 
غدائر مفردش غديره است; يعنى دسته‏مو 
تضل; يعنى پنهان مى‏كند 
عقاص بر وزن «كتاب‏»; يعنى مجموعه‏اى از مو 
«مثنى‏» بر وزن «مجزا»; يعنى موى بافته شده 
مرسل; يعنى موى بافته نشده و باز. 
8. محمدباقر شريف; جامع الشواهد، ج‏2، ص‏111، «باب الغين بعده الدال‏». 
9. مقلة‏»; يعنى چشم 
«مرحج‏»; يعنى ظريف و كشيده 
«فاحما»; يعنى موى سياه مثل ذغال 
«مسرج‏»; يعنى مانند شمشير سريجى كه در نهايت دقت و استوار باشد يا مانند چراغ از جهت نورافشانى و لمعان 
10. مطول، ص‏18; مختصر المعانى، ص‏8; جواهرالبلاغة، ص‏9. 
11. مطول، ص‏19 و 20; مختصرالمعانى، ص‏8-9; جواهر البلاغه، ص‏11-22. 
12. مطول، ص‏19 و 20; مختصرالمعانى، ص‏8-9; جواهر البلاغه، ص 11-22. 
13. مطول ص 19 و 20، مختصرالمعانى ص‏8-9، جواهر البلاغه ص 11-22. 
14. مطول، ص 19 و 20; مختصرالمعانى، ص‏8-9; جواهر البلاغه، ص 11-22. 
15. مطول، ص 19 و 20; مختصرالمعانى، ص‏8-9; جواهر البلاغه، ص 11-22. 
16. مطول، ص 19 و 20; مختصرالمعانى، ص‏8-9; جواهر البلاغه، ص 11-22. 
17. مطول، ص 19 و 20; مختصرالمعانى، ص‏8-9; جواهر البلاغه، ص 11-22. 
18. مطول ص 19 و 20، مختصرالمعانى ص‏8-9، جواهر البلاغه ص 11-22. 
19. مطول، ص 19 و 20; مختصرالمعانى، ص‏8-9; جواهر البلاغه، ص 11-22. 
20. عنكبوت، آيه‏48. 
21. ديوان حافظ، نسخه فردين و دكتر قاسم غنى حرف دال، ص‏104. 
22. راجع به وجوه اعجاز قرآن مراجعه گردد به; روح الدين الاسلامى، تاليف عفيف عبدالفتاح طباره، ص‏22 به بعد و البيان خوئى، ص‏51. 
23. انعام آيه 5، نوح آيه ×22 «كبار» با تشديد و تخفيف خوانده شده است قاموس قرآن سيد على اكبر قرشى ج‏6 ص‏74. 
24. سيدابوالفضل نبوى قمى تفسير لئالى منثور ص‏237. 
25. اسراء 88- هود 13- بقره 23. 
26. بقره 179. 
27. سيدابوالفضل نبوى قمى، لئالى منثور تفسير سوره طور. 

نويسنده:حسين شريعتى فرد 

منبع:پايگاه فعاليتهاي قرآني دانشجويان

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]
ترس يا اعتماد به نفس؟ترس مي‌تواند بزرگترين محرك ما باشد گرچه دليل اصلي اضطراب كه به تلاش و كوشش، رنج، تصادفات، درد و بيماري منجر مي‌شود، نيز هست. ترس چهره‌هاي گوناگوني دارد كه از آنها مي‌توان به چند مورد اشاره كرد: ترس از پذيرفته نشدن، ترس از شكست، ترس از دست دادن، ترس از موفقيت، ترس از به اندازه كافي لايق نبودن، ترس از آينده، ترس از كنترل خود را از دست دادن، ترس از كنترل شدن، ترس از اشتباه، ترس از تغيير، ترس از ايده‌هاي نو، ترس از محبوب نبودن.
اعتماد به‌نفس در جايي كه در آن ترس وجود نداشته باشد پرورش مي‌يابد و اگر از هر آنچه در زندگي ما اتفاق مي‌افتد، صرف نظر از مسايل ظاهري و سطحي، برداشت مثبت داشته باشيم مي‌توانيم آن را تقويت كنيم. شرايط و محيطي كه در آن زندگي مي‌كنيم هيچ ربطي به احساس ترس يا اعتماد به‌نفس ما ندارند. تنها برداشت ما از اين دو و درك ما از موقعيت است كه مي‌تواند هريك از اين دو حس را در ما برانگيزد. در هر موقعيتي كه با آن مواجه مي‌شويد، اين شما هستيد كه حق انتخاب داريد كه آن را از زاويه ترس ببينيد يا از زاويه اعتماد به‌نفس. براي مثال:
▪ مي‌توانيد تقصير را به گردن ديگران بيندازيد و يا اينكه مسووليت زندگي خود را به‌دست گيريد.
▪ مي‌توانيد به زمان گذشته بچسبيد يا اينكه هر لحظه را در زمان حال تجربه كنيد.
▪ مي‌توانيد از ديگران ايراد بگيريد يا اينكه ازوجود آنها لذت ببريد.
▪ مي‌توانيد به توانايي‌هاي خود شك كنيد يا اينكه به آنها افتخار كنيد.
▪ مي‌توانيد از شكست خوردن واهمه داشته باشيد يا اينكه موفقيت‌هاي خود را بشناسيد. 
▪ مي‌توانيد حالت دفاعي به‌خود‌تان بگيريد يا اينكه ذهن‌تان را آزاد كنيد.
▪ مي‌توانيد كينه به دل بگيريد يا اينكه ببخشيد.
▪ مي‌توانيد در مورد ديگران قضاوت كنيد يا اينكه سعي كنيد خود را در جاي آنها بگذاريد.
▪ مي‌توانيد به ديگران عذاب وجدان دهيد يا اينكه مسووليت تجربه‌هاي خود را به‌دست گيريد.
▪ مي‌توانيد طبق قوانيني كه ديگران طرح كرده‌اند زندگي كنيد يا اينكه خود آنها را طرح كنيد.
▪ مي‌توانيد با چيزهايي كه نمي‌خواهيد مقابله كنيد يا اينكه چيزهايي را كه مي‌خواهيد خود خلق كنيد.
▪ مي‌توانيد با تغييرات مبارزه كنيد يا اينكه بر موج تغييرات سوار شويد.
▪ مي‌توانيد نگران كارهايي باشيد كه ديگران انجام مي‌دهند يا اينكه هواس‌تان را جمع كارهاي خود كنيد.
▪ مي‌توانيد در مورد آينده نگران باشيد يا اينكه از زمان حال لذت ببريد.
▪ مي‌توانيد با مسايل ناخوشايند گذشته، خود را مضطرب كنيد يا اينكه با موفقيت‌هايي كه كسب كرده‌ايد آرامش خاطر يابيد.
▪ مي‌توانيد از برداشت احتمالي آدم‌ها نگران شويد يا اينكه به آنچه مي‌دانيد اعتماد كنيد..
شما از كدام زاويه به موقعيت زندگي خود نگاه مي‌كنيد، ترس يا اعتماد به‌نفس؟

آنوشا محمدپورروزنامه سلامت 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]
تاثير ديگران بر اعتماد به نفس شما... آري؟
يكي از عقايد متداول بين اكثر مردم اين است كه، اگر بقيه آدم ها تاييدتان نكنند، شما فردي بي ارزش هستيد. يكي از بزرگترين موانع براي افرادي كه مي خواهند اعتماد به نفسشان را بالا ببرند، نياز مبرم آنها به تاييد و تصديق ديگران است. آنها احساس مي كنند اگر كسي به آنها نگويد كه چه كار محشري انجام داده اند يا چقدر عالي بوده اند، حتماً به اندازه ي كافي خوب نبوده اند. آنها به خودشان ايمان ندارند و نياز دارند كه كسي را پيدا كنند كه آنها را باور داشته و تاييدشان كند. 
مشكل اينجاست كه وقتي به خودتان اعتماد داشته باشيد، ديگر مهم نخواهد بود كه بقيه در مورد شما چه نظري دارند و چه مي گويند، چون مهمترين فرد خودتان هستيد. 
شما دائماً دنبال افراد بيشتر و بيشتري هستيد كه بگويند با ارزشيد. اين جستجو آنقدر ادامه پيدا مي كند تا كسي را پيدا مي كنيد كه دقيقاً نظر خودتان را در مورد شما داشته باشد؛ يعني اعتقاد داشته باشد كه شما فردي كاملاً شكست خورده و ناتوان هستيد. بعد از اين حتي اگر يك ميليون انسان هم شما را تاييد كرده باشند، ديگر برايتان مهم نخواهد بود و فقط آن اظهار نظر منفي در ذهنتان خواهد ماند. 
● همه چيز در خودتان است 
تاييدي كه به آن نياز داريد بايد از جانب خودتان باشد و اين فقط زماني ميسر خواهد شد كه دست از جستجوي تاييد ديگران برداريد و براي خوب كردن خودتان زمان بگذاريد. 
گاهي فقط هوشياري از اعمال خودتان بهترين درمان براي شما خواهد بود. پس براي خودتان زمان گذاشته و و به بررسي احساساتتان بپردازيد و ببينيد كه چرا و از كجا آمده اند. وقتي اينكار را انجام داديد، ديگر براي آن احساس خاص، نيازي به تاييد ديگران نخواهيد داشت. 
● آزادي 
آن لحظه اي كه ناگهان متوجه مي شويد كه ديگر نيازي به تاييد ديگران نداريد برايتان غيرقابل باور خواهد بود. آرامشي غيرمنتظره در وجودتان ايجاد مي شود كه آن را سراسر لذت مي كند. مثل اين مي ماند كه ناگهان از يك كابوس بيدار شده ايد و الان آزاديد كه فقط خودتان باشيد. كل زندگيتان يكباره تغيير خواهد كرد. و مي بينيد كه براي اولين بار در زندگيتان حس "راضي" و "خوشحال" بودن را درك مي كنيد. 
اما چطور بايد به جايي برسيد كه ديگر نياز به تاييد يا خوشامد ديگران نداشته باشيد؟ شايد خودتان هم خبر نداشته باشيد كه كل زندگيتان تلاشتان بر اين بوده است. 
چطور تاييد ديگران را جلب مي كنيد؟ 
خوب، اول بايد بفهميد كه چطور تاييد ديگران را جلب مي كنيد. مثلاً: 
آيا تا وقتيكه نفهميده ايد احساس ديگران درمورد نظراتتان چيست، درمورد چيزي نظر نمي دهيد؟ 
آيا معمولاً بهانه هايتان براي بهتر نشان دادن خودتان است؟ 
آيا قبل از اينكه هر تصميمي بگيريد، نظر همه را مي پرسيد؟ 
آيا خيلي نگران وضعيت لباس پوشيدن خود هستيد؟ 
آيا فكر مي كنيد خيلي خجالتي هستيد و نمي دانيد كه در جمع چه بايد بگوييد؟ 
آيا به كسي جواب منفي نمي دهيد چون مي ترسيد كه درمورد شما چه فكري بكنند؟ 
آيا دائماً در حال خوشنود كردن و راضي نگهداشتن ديگرانيد؟ 
آيا خريد ميكنيد كه بقيه فكر خوبي درمورد شما داشته باشند؟ 
آيا همه ي كارهايتان را فقط براي تحت تاثير قرار دادن بقيه انجام مي دهيد؟ 
اينها چند راه متداولي است كه احتمالاً براي جلب تاييد ديگران از آن استفاده مي كنيد. 
▪ يك علامت مهم 
علامت مهمي كه نشان مي دهد شما در جلب تاييد ديگران هستيد اين است كه دفعه بعدي كه با كسي برخورد داريد ببينيد آيا احساس پريشاني و اضطراب به شما دست مي دهد و در عذابيد؟ از خودتان بپرسيد آيا اين احساس براي جلب تاييد و خوشامد ديگران است؟ لازم نيست اين آدم حتماً كسي باشد كه بشناسيد، مي تواند يك فرد كاملاً غريبه باشد. 
وقتي كاري انجام مي دهيد يا حرفي مي زنيد كه ديگران را خوشنود كنيد يا آنها را تحت تاثير قرار دهيد يا بخواهيد كنترشان كنيد، احساسي توام با ترس، و درد خواهيد داشت. پس اگر شما هم در برخورد با ديگران چنين احساسي را تجربه كرديد، ميتواند نشانه ي اين باشد كه خودتان را براي جلب آن تاييد و تصديقي كه در خودتان نميتوانيد پيدا كنيد، آزار مي دهيد. 
وقتي فهميديد كه براي تحت تاثير قرار دادن و راضي كردن ديگران چه مي كرده ايد، ميتوانيد بفهميد كه كدام جنبه از شما نياز به درمان و بهبودي دارد. 
حتي متوجه مي شويد كه چقدر از آدم هاي اطراف شما هم براي جلب رضايت و خوشنودي ديگران خودشان را در چنين مخمسه هايي مي اندازند. و شگفت زده خواهيد شد كه تنها نيستيد.
سايت تبيان زنجان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]
پيروزي بوسيله «عقده حقارت»!«عقده حقارت»، يكي از عقده هايي كه از جهت واكنش هاي رفتاري و علمي داراي دو گونه تاثير مثبت و منفي مي باشدو در اثر عوامل و انگيزه هاي گوناگون در روان انسان ها بوجود مي آيد. «پياژه» در اين باره مي گويد: «به نظر روانشناسان هيچ مرد يا زني نمي تواند بطور كامل از عدم تعادلي كه منجر به نشانه هاي رواني عقده حقارت مي شود، فرار كند.
ولي اين عدم تعادل گاه رسيدن به موفقيت هاي بزرگ را سبب مي شود.» در واقع بعضي پيروزي ها را ممكن است نتوان بدون محرك قوي «احساس حقارت» بدست آورد.
تفاوت بين شخصي كه از احساس طبيعي حقارت استفاده مثبت مي برد و از آن براي كسب موفقيت بيشتر بهره مي برد، با كسي كه تسليم آن مي شود، فراوان است. اما از نقطه نظر علمي هم آن پيروزي خارق العاده و هم آن شكست و حالت منفي هر دو، دو درجه مختلف از «عقده حقارت» است. هنگام مواجهه يا پيشامدهاي تازه، كوشش دارد با آنها برخورد نكند يا وضع دفاعي بخود بگيرد و يا به نحوي موقعيت خود را عوض كند. حتي ممكن است در اين راه مبالغه نموده و دفع تهاجمي به خود بگيرد و اين وضع تهاجمي گاه بصورت مبالغه آميز درآمده و به احساس برتري مبدل مي شود. تفاوت بين يك شخص معمولي و كسي كه مبتلا به عقده رواني حقارت يا برتري مي باشد، در كوشش براي كسب قدرت است. اولي براي انجام بهتر كار و وظيفه اش و دومي قدرت را براي نمايش دادن شخصيت خود به مردم. 
● «احساس حقارت» و فعاليت مضاعف
در احساس حقارت، شخص را مي توان به سهولت به طرف پيشرفت ها و پيروزي ها راهنمايي كرد. ولي وقتي «احساس حقارت» به «عقده حقارت» تبديل شد، امكان هدايت و بهره برداري از آن از بين مي رود. «آدلر» مي گويد: «احساس حقارت ممكن است هم اشخاص سالم و هم آنهايي كه دچار عقده حقارت هستند را وادار به فعاليت كند، براي اشخاص سالم رسيدن به هدف، احساس برتري بوجود مي آورد. ولي كسي كه دچار عقده حقارت است، هرگز موفق نمي گردد و حتي با رسيدن به هدف هايش نمي تواند بر احساس ناتواني و بي كفايتي خود مسلط شود.» 
● تبديل «احساس حقارت» به عقده 
وقتي «احساس حقارت» تبديل به عقده گرديد، علاوه بر اينكه امكان اصلاح و تبديل آن به يك قدرت سازنده مشكل خواهد بود. بلكه به قدرت مخربي تبديل خواهد شد كه احتمال دارد شخص را به طرف جنايت، خيانت و خودكشي نيز سوق دهد. «پياژه» معتقد است:«اشخاصي كه از عقده حقارت رنج مي برند، ممكن است كوشش كنند جنبه هايي را كه موجب ايجاد احساس حقارت در آنها مي شود، از ديگران پنهان دارند و اين احساس را از ذهن خود محو كنند و اصولا سعي داشته باشند وانمود كنند كه بالاتر از هر كس ديگر قرار دارند و بسيار متكي به خود و متعهد به نفس مي باشند. اما از آنجاكه واقعا و باطنا به خودشان اعتماد ندارند، در اين تظاهر مبالغه مي كنند و براي شخصي كه دچار عقده حقارت است، دنيا جاي ستيز و دشمني است.» حال اگر عقده حقارت باعث غرور يا وحشت، لاف زدن يا اتكاي شديد به ديگران گردد، اين فرد هرگز از روابط خود با ديگران راضي نخواهد بود و هر وقت كه مي خواهد به ديگران نزديك شود به اندازه كافي نسبت به وي همدردي و تفاهم نشان نمي دهند. 
● علل و انگيزه هاي «احساس حقارت» 
▪ پرخاش و سخت گيري والدين: از جمله عواملي كه گاه باعث «احساس حقارت» و يا به اصطلاح ديگر «خود كم بيني» مي شود، پرخاش و سخت گيري والدين مي باشد. وقتي كودك در مقابل ديگران، مخصوصا در مقابل همسالان و همبازي هاي خود مورد پرخاش و اهانت قرار مي گيرد و اين كار تا جايي پيش مي رود كه اطرافيان هم كم كم همين رفتار را با او در پيش مي گيرند، «احساس حقارت» در او شروع به جوانه زدن مي كند.
در واقع بسياري از زخم هاي رواني و نابساماني هاي روحي از دوران طفوليت در كودك ايجاد مي شود، بنابراين بايد مراقب كودك بود تا عوامل اين ناراحتي ها براي او فراهم نشود. از سوي ديگر كودك يا هر شخص ديگري كه به خود تكيه داشته باشد و اين اعتماد را در خود احساس نمايد كه در مقابل خوشي ها و ظواهر فريبنده زندگي فريب نخورده و در مقابل مشكلات نيز استوار و پابرجا باشد، هرگز احساس حقارت نمي كند. اما گاه والدين با رفتار نامناسب خود اين اعتمادبه نفس را از كودك خود مي گيرند. گاهي «احساس حقارت» با حسادت توام است، كه اين احساس حسادت جز خود آزاري و احساس حقارت نتيجه ديگري ندارد و كودك كم كم احساس حقارت و خودكم بيني مي نمايد. اما مي توان با رفتاري صحيح كودك را از اين احساس دور كرد. 
▪ نقص عضو يا محروم بودن از نعمت والدين: بعضي از كودكان داراي نقايص جسمي هستند و همين نقيصه سبب مي شود كه در مقابل ديگران احساس حقارت كنند و بعضي ديگر به دليل فقدان يكي از والدين يا هر دو احساس كمبود و حقارت مي كنند. و گاهي كودك با داشتن پدر و مادر اما نداشتن روابط صحيح عاطفي در خانواده احساس حقارت مي كند. اما به هر حال، هيچكس را از اين احساس راه گريزي نيست و تنها وقتي مي توان ريشه اش را از بيخ كند كه بتوان آن را بصورت محركي مثبت براي انجام كارهاي مفيد درآورد.
والدين بايد توجه داشته باشند كودكي كه با بروز اعمال و رفتارهاي گوناگون مي خواهد برتري هايي از خود نشان دهد، كودكي است كه احتمالا احساس حقارت دارد. لذا نبايد به ذوق چنين كودكاني زد، زيرا قبلا در خيلي موارد به ذوقشان زده شده كه به اينصورت درآمده اند. بايد بطور صحيح به آنها توجه كرد و به آنها فهماند كه واقعا آنها هم برتري هايي دارند و كارهايشان مورد توجه و علاقه والدين است تا در آنها اعتمادبه نفس بوجود آورند و ريشه احساس حقارتي را كه از اين راه نصيبشان شده، خشك بشود. هرگز نبايد برتري هاي كودكان ديگر را وسيله اي براي انگيزه دادن براي پيشرفت كودك قرار داد، زيرا كاملا برعكس تاثير مي گذارد. 
▪ مقايسه با ديگران: والدين نبايد به هر نحو كه شده از كودك بخواهند كه مانند فرد ديگري باشد، يا حتي مثل كسي كه خود آنها روزي دوست داشته اند آنگونه باشند، اما به آن نرسيده اند. چراكه اين ها كودك را از خود نااميد مي كند و كودك، خود را حقير و ناتوان از آنچه كه از او خواسته شده مي بيند و در نتيجه دچار خودكم بيني و عدم اعتمادبه نفس مي شود. 
● نتيجه: والدين بايد با رفتاري كاملا محترمانه به كودكان خود شخصيت بدهند تا كودكان احساس كنند كه به راستي داراي شخصيتي قابل قبول و مورد احترام هستند، آنگاه براي حفظ شخصيت مورد احترام خودشان هم كه شده سعي خواهند كرد همان چيزي باشند كه شما مي خواهيد.
چراكه پذيرش كودك از سوي خانواده، مخصوصا پدر و مادر بسيار حائز اهميت است و اين پذيرش از سوي پدر و مادر گامي بسيار بلند در جهت اعتمادبه نفس بخشيدن به كودك و دوري او از «احساس حقارت» و «خودكم بيني» مي باشد.
روزنامه ابتكار 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]
به كودك اعتماد به نفس بدهيدبعضي از والدين فكر مي‌كنند، اگر بچه‌هاي آنها عالي و ايده‌آل نباشند، پس آنها والدين ضعيفي بوده‌اند و شايستگي خود را زير سوال مي‌برند. ولي بايد بدانيم هيچ بچه‌اي كامل نيست. همان‌طور كه هيچ والدي كامل نيست. اگر انتظار عالي بودن از فرزندمان يا خودمان داشته باشيم، نمي‌توانيم شكست را بپذيريم. 
وقتي كمال‌طلب باشيم، بچه‌ها فكر مي‌كنند كه هيچ‌وقت آن‌قدر خوب نيستند تا موجب خوشحالي و لذت ما شوند و اين موضوع باعث ضعف اعتماد به نفس آنها مي‌شود.
درخواست عالي و بدون عيب و نقص بودن را از كودكان نداشته باشيد ولي آنها را تشويق كنيد كه بيشترين سعي خود را بكنند.
▪ در توصيف كودك خود محتاط باشيد
از مطلق صحبت كردن بپرهيزيد، به‌خصوص وقتي درباره موضوع‌هاي منفي صحبت مي‌كنيد. جملات ياد شده بيشتر زماني گفته مي‌شود كه والدين از رفتار خاصي در كودك خود ناراحت هستند ولي وقتي جملات فوق را بيان مي‌كنند، كودك خودش را بد، مقصر، نااميد‌كننده و احمق مي‌داند و انگيزه را براي تغيير از دست مي‌دهد.
به جاي به‌ كار بردن واژه‌هاي كلي، روي رفتار خاص كودك در يك موقعيت تمركز كنيد. به جاي اينكه بگوييد: ، بگوييد: اين كلام كودك را به عنوان كثيف و شلخته معرفي نمي‌كند.
▪ پيام‌هاي منفي را محدود كنيد
بعضي از بچه‌ها به دليل مسايل و مشكلات رفتاري، مرتب از پيرامون خود پيام‌هاي منفي دريافت مي‌كنند
بازخورد منفي گاهي لازم است ولي برخي از والدين زياد از آن استفاده مي‌كنند و يا در كنار آن هيچ بازخورد مثبتي به رفتار كودك نمي‌دهند، يعني هيچ‌چيز مثبت يا خوبي به كودك نمي‌دهند.
بعضي از والدين هم هستند كه با كلام مثبت شروع مي‌كند ولي آن را به منفي ختم مي‌كنند و نق مي‌زنند
به ياد داشته باشيد براي اينكه تاثير سوء جملات نااميدكننده خود را خنثي كنيم بايد به ازاي هر بازخورد منفي، سه تا چهار بازخورد مثبت به كودك بدهيم و روي صفات خوب او تمركز كنيم.‌
روزنامه سلامت 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]
به فرزندانمان عزت نفس بدهيمدر پاسخ به مادر بزرگواري كه از زنجان براي «سلامت» نامه نوشته‌اندكه: «در فقر زندگي مي‌كنم و علاوه بر خودم، فرزندم هم كار مي‌كند. مي‌خواهم بدانم چه‌طور با وجود مشكلات فراوان مي‌توانم آن‌طور كه شما در مقاله‌هايتان مي‌نويسيد، به بالا بردن عزت نفس پسر ۱۱ ساله‌ام كمك كنم تا در دنياي بزرگ‌ترها غرق نشود؟» بايد بگويم كه بررسي‌هاي روان‌شناختي نشان داده است اگر نياز به عزت نفس برآورده نشود، نيازهاي مهم‌تري نظير شكوفايي، خلاقيت و پيشرفت آسيب مي‌بيند. يكي از عوامل آسيب به عزت نفس در جامعه، شكست‌هاي تحصيلي است. پس نبايد اجازه دهيد او از محيط تحصيلي فاصله بگيرد. اين شكست‌ها مي‌تواند به دلايلي چون اختلالات يادگيري، عوامل مرتبط با هوش عمومي، بيماري‌هاي رواني و عوامل اقتصادي و خانوادگي باشد. فاصله زماني بين خروج زودهنگام دانش‌آموزان از فضاهاي آموزشي و ورود به چرخه زندگي بزرگسالي از نظر آسيب‌پذيري او بسيار حساس است. اغلب دانش‌آموزاني كه اين‌گونه از سيستم آموزشي ريزش پيدا مي‌كنند،‌ بدون برنامه مدون و متناسب با سطح توانمندي خود به حال خود رها مي‌شوند... 
حدود ۱۶ درصد افراد جامعه داراي ضريب هوشي در حد به‌هنجار پايين هستند و ۷/۶ درصد نيز ضريب هوشي دارند كه عنوان عقب مانده ذهني به آنها اطلاق نمي‌شود. اين گروه دانش‌آموزان كه تعداد آنها اندك هم نيست، نه مانند ساير دانش‌آموزان به هنجار توانايي بهره‌مندي از امكانات آموزشي عادي را دارند و نه در گروه دانش‌آموزان استثنايي قرار مي‌گيرند. نظام آموزش و پرورش در اقدامي خيرخواهانه به منظور جلوگيري از خروج اين افراد از گردونه آموزشي مبادرت به حذف مردودي از مقطع ابتدايي كرده است اما بايد توجه داشت صرف نگه داشتن دانش‌آموز در نظام آموزشي، بدون ارايه خدمات آموزش و پرورشي مناسب گاهي مي‌تواند منشا مشكلات جديدي باشد. از آنجايي كه اين دانش‌آموزان در جمع همسالان از مشكلات يادگيري جدي رنج مي‌برند، عزت نفس آنان آسيب ديده و براي جبران اين احساس حقارت نسبت به همسالان ممكن است دست به هر كار جبراني بزنند؛ از جمله جذب شدن در گروه‌هاي بزهكاري. 
در بررسي سوابق تحصيلي مجرمين، موارد متعددي از درگيري با گروه همسالان، درگيري با كادر آموزشي، گوشه‌گيري، عدم شركت در برنامه‌هاي تحصيلي، فرار از مدرسه و فقدان حمايت خانواده گزارش شده است كه بررسي هر يك از اين مشكلات مي‌تواند در حيطه‌هاي تخصصي ويژه‌اي قرار گيرد؛ به عنوان مثال پرخاشگري در مدرسه مي‌تواند ناشي از افسردگي باشد كه دخالت روان‌پزشك در اينجا مي‌تواند بسيار كمك‌كننده باشد. 
فقدان حمايت خانواده از طريق تيم مددكاري نيز قابل پيگيري است و همه اين تلاش‌ها به منظور حفظ دانش‌آموزان در چرخه تعليم و تربيت و كمك به رشد، حفظ و ارتقاي عزت نفس آنها است.

دكتر افشين احمدوند 
مديرگروه روان‌پزشكي و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي كاشانروزنامه سلامت 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۳:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان