مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4708
دیروز : 7722
افراد آنلاین : 7
همه : 5054436
چت باکس


تاريخچه مخاطبان(۲)

 تغييرات اجتماعي و تكنولوژيك و دگرگوني طبيعت مخاطب رسانه‌ايدر طول زمان، مجموعه‌اى از تغييرات اجتماعى و تكنولوژيك، كه حال ديگر آشنا مى‌نمايند، طبيعت مخاطب رسانه‌اى را - به‌ويژه از نظر ميزان آن - به‌طور زيربنايى دگرگون كردند. تا پايان قرن نوزدهم، شهرنشيني، سفر با قطار، فن‌آورى پيشرفتهٔ چاپ، افزايش سواد، و بالا رفتن سطح زندگى دنياى خودمانى توليد كتاب و نشريات را به‌صنايعى بس بزرگ تبديل نمودند كه مى‌توانستند در آنِ واحد در خدمت ميليون‌ها نفر باشند. گسترهٔ وسيع بُردِ رسانه‌ها از رشد صنعت تبليغات نيز متأثر بود كه به تأمين مالى روزنامه‌ها، نشريات مردم‌پسند، و كتاب‌هاى ارزان‌قيمت كمك مى‌كرد. با افزوده‌تر شدن حجم اين محصولات، پراكندگى و گونه‌گونى فعاليّت مخاطبان نيز فزونى يافت.  اختراع فيلم و سينمااولين مفهوم علم‌الاجتماعى مخاطب با برداشتن گامى ديگر در راه توسعهٔ رسانه‌ها ظهور كرد - اختراع فيلم و سينما به‌عنوان شكل جديد توزيع محتوا. تصاوير متحركى كه در سالن‌هاى عمومى به‌نمايش در مى‌آمدند، بازگشت به‌همان مكان‌مندى اوليهٔ دريافت رسانه‌اى بود: فيلم و سينما بيشتر ادامهٔ تئاتر بود تا مطبوعات چاپي. همچنين، سينما اولين مخاطب جمعي واقعى را ايجاد كرد چرا كه امكان دريافت بسيار گستردهٔ پيام‌ها يا اجراهاى يكسان را فراهم نمود. ميليون‌ها تن از مردم براى لذت بردن از تجربيات آموزشى و احساسى مشابه به سينماها آمدند. مخاطبان فيلم‌ها عملاً نمى‌توانستند با موضوع مورد توجه‌ آنها تعامل داشته باشند، اما امكان تعامل با يكديگر را داشتند. گذشته از تفاوت در محتوا، تفاوت اصلى آن با تئاتر همان زنده نبودن آن (جز در مورد موسيقى اجرا شده در همراهى فيلم) بود و اينكه فيلم نمايش داده شده هميشه و در همه‌جا يكسان بود.  پخش راديوييشروع پخش راديويى در دههٔ ۱۹۲۰ مرحلهٔ جديدى را در تاريخ مخاطبان رسانه‌اى رقم زد. در اين مرحله، هدف اصلى صنايعِ سودآور و در حال توسعهٔ رسانه‌اى اين شد كه با تكيه بر فن‌آورى اَشكال جديدى از مخاطبان را ايجاد كنند. رقابت براى جذب مخاطبان به‌تدريج به‌موضوع رقابت بر سر تجهيزات تبديل شد. (همانند آنچه امروزه بين سيستم‌هاى پخش كابلي، ماهواره‌اى و پخش معمولى مشاهده مى‌شود) و نيز رقابت ميان سيستم‌هاى ضبط صوتى و تصويري.مبحث پخش راديويى مى‌تواند به روشن شدن يكى ديگر از دغدغه‌هاى اصلى و اوليهٔ پژوهش و نظريه‌هاى مربوط به مخاطبان رسانه‌اى كمك كند. پخش راديويى در آغاز فن‌آورى بود كه با تحوّل در تلفن بى‌سيم به‌وجود آمد ولى به‌تدريج توانست اَشكال خاص خود را به‌دست آورد. با اين توصيف، پخش راديويى ابتدا يك صنعت سخت‌افزاري بود تا يك امكان ارتباطاتي. هدف اوليهٔ اين صنعت جلب شنوندگان و ايجاد تقاضا براى برنامه‌هاى پخش‌شوندهٔ خود بود. با تحقق اين هدف، امكان فروش دستگاه‌هاى گيرنده فراهم آمد و پايهٔ پيشرفت‌هاى فنى بعدى گذاشته شد. هرچند مى‌توان تلفن و صفحه‌هاى گرامافون را با سابقه‌تر دانست، اما با رواج دستگاه‌هاى گيرندهٔ راديويى براى اولين‌بار بود كه مى‌شد مخاطبان را به‌عنوان گروه دارندگان تجهيزات دريافت رسانه‌اى تعريف كرد.  پخش تلويزيونيپخش تلويزيوني، كه به‌سرعت راديو و سينما را از سكه انداخت و روزنامه‌ها و كتاب‌هاى رايج را به سايه راند، توجه به چندين ويژگى توده‌وار مخاطبان را ضرورى نمود. تأثيرگذارى هم‌زمان تلويزيون بسيار زياد بود و افراد بسيار زيادى را هم تحت تأثير قرار مى‌داد. همچنين، (در مقايسه با رسانه‌هاى چاپي) هم‌شكلى و قابليت امحاى محتواى تلويزيون بسيار بيشتر بود. نوشته‌هاى نخستين در مورد تلويزيون بر جاذبهٔ اعتيادآور آن، تهاجم فراگير آنها به عرصهٔ فرهنگى و اجتماعي، و منفعلانه و تهى بودن آشكار آن به‌عنوان راهى براى گذراندن اوقات فراغت تأكيد داشتند.گذشته از اين، با رواج تلويزيون تجربهٔ مصرف رسانه‌اى بيش از پيش امرى خصوصى شد، يا به‌نظر آمد كه چنين شده است. البته مردم مى‌توانند روزنامه را در اماكن عمومى هم بخوانند و براى ديدن فيلم همراه با دوستان خود و در قالب يك فعاليّت اجتماعى به سينما بروند، اما تماشاى تلويزيون بدون ترديد يك كار شخصى بود. مخاطبان تلويزيون - كه برنامه‌هاى آن در مقايسه با امروز محدود بود - بيشتر به‌عنوان پديده‌اى توده‌وار به‌نظر مى‌آمدند: گسترده، گمنام، معتاد و منفعل. البته مخاطبان تلويزيون و راديو به‌دليلى ديگر نيز قابل توجه بودند: اينان، برخلاف مخاطبان رسانه‌هاى قبلي، در خارج از حيطهٔ مشاهده و ثبت و ضبط مستقيم قرار داشتند.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]
تاريخچه مخاطبان (1)
منشأ اوليهٔ مخاطبان رسانه‌اى امروز در اجراهاى تئاترى و موسيقايى عمومى و نيز در مسابقات و نمايش‌هاى دوران باستان نهفته است. نخستين برداشت‌هاى ما از مخاطب به گرد آمدن مردم در يك مكان خاص اشاره دارد. تمام شهرهاى يونان و روم داراى يك تئاتر يا ميدان‌گاه بودند و بدون ترديد، حتى قبل از آن هم گردهمايى‌هاى غيررسمى براى اهداف مشابه يا به‌جهت مناسبت‌هاى مذهبى يا دولتى مرسوم بوده‌ است. مخاطبان يونانى - رومى ويژگى‌هاى بسيارى داشتند كه امروز هم آشنا مى‌نمايند، از جمله:- برنامه‌ريزى و سازماندهى ديدن و شنيدن برنامه‌ها و همچنين، خودِ اجراها- ويژگى مردمى و مردم‌پسند وقايع- محتواى سكولار (و نه مذهبي) اجراها - براى سرگرمي، آموزش، و تجربه‌هاى تخيليِ عاطفي- داوطلبانه بودن عمل افراد به ‌هنگام گزينش و توجه- تخصصى شدن نقش‌هاى نويسندگان، نقش‌آفرينان، و تماشاگران- مكان‌مندى نمايش و تجربهٔ تماشاگراناز اين‌رو، مخاطب به‌عنوان گروهى از تماشاگرانِ وقايعِ ماهيتاً سكولار، در بيش از دو هزار سال قبل جا افتاده بود. نهاد مخاطب داراى رسوم، قواعد، و انتظارات خاص خود نسبت به‌زمان، مكان، و محتواى نمايش‌ها و نيز شرايط ورود به محل نمايش‌ها و نظاير اينها بود. اين نهاد نوعاً يك پديدهٔ شهرى محسوب مى‌شد كه غالباً هم‌بنيان تجارى داشت و محتواى آن نيز براساس طبقه و منزلت اجتماعى تغيير مى‌كرد. آنان كه آموخته‌تر بودند براى استفاده از اجراهاى ادبى و موسيقايى جمع مى‌شدند در حالى كه مردم عادى در برنامه‌هاى رزمي، مسابقات، بازى‌ها، كمدى‌ها و سيرك‌ها حضور مى‌يافتند.حتى اين مخاطب اوليه نيز تنها يكى از عناصر موجود در نهاد وسيع‌تر نمايش بود كه شامل نويسندگان، نقش‌آفرينان، توليدكنندگان، و كارفرمايان متخصص هم مى‌شد. پديدهٔ نمايش‌هاى عمومى زمينه را براى حمايت و سرپرستى و نيز سانسور فراهم مى‌كرد و مى‌توانست در خدمت اهداف سياسى و مذهبى باشد. نمايش‌ها موضوع بيانات اخلاقى و روشنفكرانه بودند و تحت نظارت مقامات قرار داشتند. فرهنگ‌هاى ديگرى نيز در سراسر دنيا نهادهاى مشابهى براى نمايش‌هاى عمومى داشتند، هرچند كه در مقايسه با سنّت يونانى - رومى از مشخصه‌هاى شهري، سكولار و فردگرايانهٔ كم‌رنگ‌ترى برخوردار بودند.چندين خصيصه، شكل اوليهٔ مخاطب را از معادل مدرن رسانه‌اى آن متمايز مى‌كند. مهم‌ترين تفاوت در اين است كه مخاطب دوران باستان در بند زمان و مكان بود. مخاطبان در يك مكان به‌نام تالار جمع مى‌شدند تا نمايش‌ها را ببينند و بشنوند و عكس‌العمل خود را مستقيماً نشان دهند. اين امر بدان معنى بود كه مخاطبان (اگرچه چندين هزار نفر)، در مقايسه با معيارهاى مدرن، به‌اجبار بسيار محدود بودند. مخاطبان در محدودهٔ خود فعّالانِ بالقوه‌اى بودند كه بر نقش‌آفرينان تأثير متقابل مى‌گذارند. نقش‌آفرينى‌ها هم، به تمام معنا، به‌صورت زنده اجرا مى‌شدند.تجربه و وضعيّت مشترك آنها در چنين مخاطبانى به‌نوبهٔ خود داراى يك زندگى بالقوه جمعى مى‌شدند كه بر پايهٔ تجربه و وضعيّت مشترك آنها در لحظهٔ نمايش بود. شرايط فوق هنوز هم در مورد بسيارى از نمايش‌هاى عمومى معاصر - مثلاً در تئاترها و استاديوم‌هاى ورزشى - حاكم است. شكل‌هاى مخاطبان همواره تنوع يافته و اختراع فن‌آورى‌هاى رسانه‌اى شكل جديدى از يك نوآورى اجتماعى غالب را ارائه كرده است. شكل نوين مخاطب، هرچند برخى از مفاهيم مخاطب اوليه را در خود دارد، ديگر داراى همان مصداق قديمى نيست. اين شكل جديد به‌ويژه از آن جهت كه بسى بزرگ‌تر، پراكنده‌تر، فردى‌تر و خصوصى‌تر شده، با مفهوم مخاطب اوليه متفاوت است.ظهور مخاطبان رسانه‌هاى جمعى عمدتاً با رواج كتاب‌هاى چاپى آغاز شد. چاپ كتاب امكان ارتباط مؤثر با دوردست‌هاى زمانى و مكانى و نيز بهره‌ورى خصوصى را فراهم كرد. با كتاب بود كه پديدهٔ جديد جماعت كتابخوان - يعنى افراد پراكنده‌اى كه كتاب‌هاى مشابهى را برمى‌گزينند - ايجاد شد. چاپ كتاب، كه در اواسط قرن پانزدهم شروع شد، به‌تدريج به عرضهٔ سازمان‌يافتهٔ متون نوشتارى غيرمذهبى منجر شد. افراد مى‌توانستند اين كتاب‌ها را براى آموزش، سرگرمي، يا روشنگرى خودشان بخرند. اين امر مربوط به اواخر قرن شانزدهم بود، پيش از آنكه كسى بتواند آگاهانه از يك جماعت كتابخوان صحبت كند - جماعتى كه با اهداف شخصى خود مى‌توانستند كتاب بخرند، بخوانند و جمع‌آورى كنند. جماعت كتابخوان معمولاً در شهرها مستقر بودند و در حصار منزلت اجتماعى و زبان محدود بودند (هرچند ترجمه قبل از اين تاريخ هم رواج داشت). خوراك فكرى اين گروه‌ها را بسيارى از ناشران و نويسندگان تأمين مى‌كردند و بعضاً هم توسط حاميان و بانيان پشتيبانى مى‌شدند.البته در اين زمان كتاب تنها شكل رسانهٔ چاپى نبود و از اوايل قرن هجدهم، روزنامه‌ها و نشريات ادوارى نيز توانسته بودند مشتريان ثابتى به‌دست آوردند. در اين دوره، صنعت در حال گسترش چاپ غالباً به‌دلايل سياسى و مذهبى تحت سانسور و مقررات ويژه قرار داشت. حتى قبل از اختراعات قرن نوزدهم، كه توليدات رسانه‌هاى چاپى را فراوان و ارزان كرد، جماعت كتابخوان يا همان مخاطبان مواد چاپى كاملاً تنوع يافته و تقسيمات درونى و تعريف‌هاى اجتماعى خاص خود را به‌دست آورده بودند. اينها مقوله‌هايى هستند كه به‌تدريج در پژوهش‌هاى مربوط به مخاطبان رسانه‌اى رسميت يافته‌اند و امروزه با توجه به تفاوت بين انواع محتوا و نيز تفاوت‌هاى بين مردم - به‌ويژه براساس طبقه، منزلت و تحصيلات - تعريف مى‌شوند. علاقهٔ مردم به انواع محتواى رسانه‌هاى چاپى غالباً با ويژگى‌هاى اجتماعى و مكان زندگى مرتبط بودند، همچنان‌كه اين عوامل اكنون با انتخاب نوع فيلم و رسانه‌هاى الكترونيكى نيز مشترك هستند.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]
جايگاه مخاطب در نظريه و تحقيق
از آنجا كه مخاطب هميشه مقوله‌اى مورد مناقشه بوده است، مايه تعجب نخواهد بود كه ببينيم اهداف پژوهش‌ها در حيطهٔ مخاطبان رسانه‌اي، گونه‌گون و غالباً ناهماهنگ هستند. ويژگى مشترك تمامى اين پژوهش‌ها كمك آنها به امر ساختن، تعيين جايگاه و تعيين هويت يك وجود اجتماعى درهم و برهم، متغير، و غيرقابل شناخت است. اما، روش‌هاى مورد استفاده، ساخت‌‌هاى ارائه شده از مخاطبان و موارد استفادهٔ اين تحقيقات همگى به‌نحو قابل ملاحظه‌اى با يكديگر متفاوت‌ بوده‌اند. با صرف‌نظر از اهداف مربوط به نظريه‌پردازي، ما مى‌توانيم اهداف تحقيقات مذكور را بر حسب موارد استفاده از اطلاعات و نتايج آن، بدين شرح تقسيم كنيم:- دفتردارى فروش (حساب‌داري)- تعيين پوشش بالقوه و بالفعل رسانه‌ها به مقاصد تبليغاتي-دخالت در انتخاب مخاطبان و خط دادن به آنها- جست‌وجو براى بازارهاى جديدى از مخاطبان- آزمودن توليدات و تقويت كردن اثرمندى ارتباطي- بررسى مسؤوليت‌هاى مرتبط با خدمت‌رسانى به مخاطبان- ارزيابى عملكرد رسانه‌ها از طرق گوناگون (مثلاً بررسى ادعاهاى مربوط به اثرات زيان‌بخش آنها)شايد مهم‌ترين تمايز در اهداف تخقيقات مربوطه تمايز بين اهداف صنعت رسانه‌اى با آن دسته از تحقيقاتى باشد كه رويكرد و جانب مخاطبان را مى‌گيرند. پژوهش‌ها مى‌تواند، آن‌گونه كه تا حال چنين كرده‌اند، صداى مخاطبان را بازتاب دهند يا از طرف آنان سخن بگويند. هدف اداى وظيفه در قبال مخاطبان، بيشتر تحقيقاتِ سازمان‌هاى پخش عمومى را تحت‌الشعاع قرار مى‌دهد.در اين رويكرد، مثلاً از مطبوعات خواسته مى‌شود تا در انتخاب خبرهاى خود نيازها و منافع خوانندگان (عمدتاً محلي) خود را، از طريق انجام تحقيقات مستمر و گسترده، به‌نحو مناسب‌ترى در نظر داشته باشند. هر چند به‌هيچ‌وجه نمى‌توان اطمينان داشت مخاطب‌پژوهى به تنهايى بتواند خدمتى راستين به مخاطبان كند، ما مى‌توانيم اهداف متفاوت تحقيقات مربوطه را به‌طور مشروط بر روى طيفى كه از كنترل مخاطب تا استقلال مخاطب نوسان دارد، در نظر آوريم.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]

نگاهى كلى به بُرد و اثرات رسانه‌اى

سازمان‌هاى رسانه‌‌اى هميشه اضطراب نامرئى بودن مخاطبان خود را داشته‌اند. اين ترس به خصوص در پخش راديويى و تلويزيونى مشهود است، چرا كه تعداد مخاطبان اين رسانه‌ها، حتى با كمك تحقيق هم، تنها به صوتر بسيار غيرمستقيم، تخمينى و پس‌نگرانه قابل برآورد است. در ديگرسو، موسيقي، كتاب‌ها، مجلات، فيلم‌ها و روزنامه‌ها قرار دارند كه شواهدى مستقيم، مستمر، و مستقل در مورد توجه و علاقه مخاطبان خود دارند. در دو رسانه راديو و تلويزيون تنها تعداد مخاطبان نيست كه ناشناخته است، بلكه كيفيت دريافت مخاطبان نيز - به دليل متغيربودن ميزان توجه آن‌ها و تعويض مدام كانال‌ها - كاملاً غيرقابل پيش‌بينى است.سازمان‌هاى پخش براى شناخت سه اصل اساسى در مورد مخاطبان خود وابسته به تحقيقاتى هستند كه پس از استفاده مخاطب از رسانه انجام مى‌گيرد. اين سه اصل عبارتند از: تعداد مخاطبان كانال‌ها و برنامه‌هاى متفاوت؛ ميزان توجه مخاطبان؛ و ميزان رضايت و قدردانى مخاطبان. عدم قطعيت، خالقيت و نوآورى زيادى در تحقيقات آفريده است. به علاوه افزايش تعداد كانال‌ها در نتيجه فن‌آورى‌هاى جديد و پخش بين‌المللى تلويزيونى هم وضعيت موجود را - با غيرقابل پيش‌بينى‌تر، بى‌ثبات‌تر، و غيرقابل شناخت‌تر كردن مخاطبان - بغرنج‌تر كرده‌اند. از سوى ديگر، تعداى از ابزارهاى توزيعى جديد (به ويژه كابل دوسويه) امكان كسب اطلاعات دقيق در مورد مخاطبان (يا كاربران دستگاه‌هاى گيرنده) حتى در لحظه استفاده را عملى ساخته‌اند.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]

نياز به شناخت مخاطب عينى

ساده‌ترين تعبير از مفهوم مخاطب احتمالاً همان است كه شالوده اشكال متنوع رتبه‌بنديها را تشكيل مى‌دهد. در اينجا سؤال‌هايى كه مطرح مى‌شوند تقريباً همگى از آنچه ديدگاه نهادي - ديدگاه صنايع رسانه‌اى - ناميده مى‌شود، نشأت مى‌گيرند. مطابق نظر آنگ، شناخت نهادى مربوط به مخاطبان تلويزيوني، است كه سازمان رسانه‌اى آن را به عنوان مقوله‌اى عينى شده از آن‌هايى كه بايد كنترل شوند، مى‌سازد. در وهله اول اين خود تأمين‌كنندگان محتواى رسانه‌ها و ارتباط‌گران هستند كه نياز دارند بدانند پيام‌هايشان به چندنفر و چه كسانى رسيده است. اين رويكردى است كه تاحد زيادى در اغلب تحقيقات ارتباطات جمعى - به ويژه آن‌گاه كه تحقيق با هدف برآورد اثرات رسانه‌ها يا مطالعه برخى مشكلات اجتماعي مرتبط با رسانه‌ها انجام گرفته - مدنظر بوده است. هنوز هم مدل غالب در اثر پژوهشى رسانه‌اى يا ارتباطات برنامه‌ريزى شده خواستار شناخت دقيق اين نكته است كه چه كسانى از شرائط تخمين اثرات رسانه‌اى و ميزان موفقيت ارتباطى است.تأمين‌كننده محتواى رسانه‌ها براى امور مالي، سياست‌گذاري، سازماندهى و برنامه‌ريزى نياز فراوانى به كسب اطلاعات وسيع در مورد بُرد رسانه‌ها (كه در عين حال معيارى است براى سنجش ميزان توجه مخاطبان) دارند. اين ملاحظات منجر به ايجاد منافع فزاينده مخاطبان متعارف مى‌شود. اين مفهوم ريشه در تئاتر و سينما دارد و به جمع نظاره‌كنندگان قابل شناسايى و مجذوب حاضر در سالن اشاره مى‌كند. اعتقاد به وجود چنين مخاطبانى براى كار روزمره رسانه‌ها بسيار ضرورى است.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]


مخاطبان متداخل : كاركردها، مكان‌ها، و زمان‌هاى مختلف

مردم همزمان به چند گروه از مخاطبان بالقوه (راديو، تلويزيون، فيلم و غيره) تعلق دارند و حتى در يك زمان واحد هم مى‌توانند به بيش از يك نوع از مخاطبان بالفعل و واقعى متعلق باشند (مثلاً به هنگام گوش دادن به راديو و خواندن). البته راه‌هاى متعدد ديگرى هم هستند كه بر اساس آن‌ها مى‌توان عضويت در گروه‌هاى مختلف مخاطبان را به صورت متداخل و همپوش در نظر آورد. به عنوان نمونه، مخاطبان يك نوع از محتوا (مثلاً اخبار) مى‌توانند كم و بيش گستره‌اى مشابه با مخاطبان نوع ديگرى از محتوا (مثلاً ورزشي) داشته باشند؛ افراد مى‌توانند مشترك (يا خواننده) بيش از يك مجله يا روزنامه باشند يا به بيش از يك كانال تلويزيونى وصل باشند. امكان چنين تصادفى وابسته به تكثر كاركرد رسانه‌ها و حضور گستره رسانه‌ها در زندگى روزمره مردم است.رسانه‌ها، همچنين، مشخصه‌هايى دارند كه آن‌ها را براى مقاصد مختلف، در مقاطع متفاوت زندگى روزمره يا در درازمدت شايسته توجه مى‌سازند. راديو و نوارهاى موسيقى همراهان خوبى براى كارهاى خانگى و رانندگى هستند؛ رسانه‌هاى چاپى براى مواقع استراحت يا مسافرت (به ويژه در مواقع تنهايي) مناسب هستند؛ سينما عموماً رسانه‌اى عمومى و محل معاشرت است؛ و تلويزيون هنوز غالباً وسيله‌اى براى تفريح و سرگرمى خصوصي، خانوادگى يا خانوارى است.
 بُعدِ مكانى دسترسى مخاطبان به رسانه‌هاشايد بنا به دلائل عملى (همچون آگهي، تبليغات، طراحى راهبردهاى رقابتى براى رتبه‌بندى يا شمارگان)، مهم‌ترين منشأ تداخل مخاطبان، عامل جغرافيايى باشد. هرچند ويژگى‌هاى عديده‌اى براى تفكيك مخاطبان وجود د ارد، اما مكان‌مندى يكى از قديمى‌ترين و پايدارترين آن‌ها است. مخاطبان بالقوه يا بالفعل غالباً متناظر با سلسله مراتب سطوح جغرافيايى هستند، از بين‌المللي، ملي، منطقه‌اي، كلان‌شهرى (شهري) گرفته تا شهرهاى كوچك و محل (محل). در كل، مخاطبان وابسته به سطح پائين‌تر در اين سلسله مراتب درون مخاطبان سطح بالاتر قرار مى‌گيرند. از اين رو، مى‌توان انتظار داشت مثلاً خوانندگان يك روزنامه محلى (يا شهركي)، روزنامه شهر خود و نيز روزنامه يا مجله‌اى ملى را هم بخوانند. به اين دليل است كه نشريات فوق معمولاً به لحاظ محتوا يا آگهى با هم رقابت مستقيم ندارند. نشريات واقع در پائين‌ترين سطح مذكور غالباً مجانى هستند و از طريق آگهى‌هاى بازرگانى تأمين مى‌شوند. آگهى‌هاى مربوط به خرده‌فروشى كالاها به محدوده‌هاى جغرافيايى خاصى محدود مى‌شوند و آگهى‌هاى ملى هم غالباً با انواع آگهى‌هاى بازارهاى شهري، محلي، يا منطقه‌اى تفاوت دارند.اين مدل سلسله مراتبى از توزيع رسانه‌اى و شكل‌گيرى مخاطبان به درك اوليه سؤال‌هاى مربوط به تداخل مخاطبان كمك مى‌كند، هرچند واقعيت هميشه تا اين حد شفاف نيست. همچنين، وضع كشورهاى مختلف هم به دليل شرائط جغرافيايى و سنّت‌هاى رسانه‌اى آن‌ها بسيار متفاوت است. به عنوان نمونه، در ايالات متحده روزنامه معمولاً متعلق به شهر يا كلان‌شهر خاص است. افراد نسبتاً كمى يك روزنامه ملي مى‌خوانند و بيش‌تر افراد هم به روزنامه‌هاى شهركى يا حتى محلى (مجاني) بسنده مى‌كنند. در برخى كشورهاى اروپايى (مانند فرانسه، سوئد و آلمان) اغلب روزنامه‌ها گسترده منطقه‌اى دارند تا ملى يا شهري. البته، تلويزيون و راديو (هنوز) سلسله مراتب مشابهى ندارند، اما عمدتاً توزيع ملى دارند و مخاطبان محلى را درون مخاطب ملى خود جاى مى‌دهند.  بُعدِ زمانى دسترسى مخاطبان به رسانه‌هااهميت عنصر زمان براى برنامه‌ريزى و بررسى دسترسى مخاطبان به رسانه‌ها از دو ويژگى نشأت مى‌گيرد: اول اينكه رسانه‌ها با تواتر زمانى كم و بيش ثابتى توليد و توزيع مى‌شوند و ديگر اينكه، دسترسى به مخاطبان عمدتاً به مقدار وقتى كه مردم براى استفاده از رسانه‌ها دارند، وابسته است. رسانه‌ها از نظر تواتر زمانى انتشار آنها بسيار متفاوت هستند. كتاب‌ها و فيلم‌ها به صورت نامنظم و با فواصل زياد ارائه مى‌شوند (كه نشان‌دهنده فرآيند طولانى توليد آن‌ها است)؛ مجلات به طور هفتگى يا ديرتر نشر مى‌يابند؛ روزنامه‌ها نشر هفتگي، روزانه، يا چند چاپ در هر روز دارند؛ و راديو، تلك‌تكست و تلويزيون هم تقريباً به طور مستمر پخش مى‌شوند. هر چند، براساس اصول نظري، رسانه‌ها داراى تواتر انتشار متفاوت نيازمند رقابت مستقيم با يكديگر براى جلب توجه مخاطبان نيستند، اما در عمل به رقابت با هم مى‌پردازند چون دسترسى آن‌ها به مخاطبان بسيار نابرابر و نيز وقت آزاد مخاطبان براى استفاده از رسانه‌ها در ساعات خاصى از شبانه‌روز قرار دارد.در طول زمان، ميزان انباشت دسترسى به مخاطبان (توسط هر يك از رسانه‌ها و توسط رسانه‌هاى مختلف) به حد قابل‌توجهى مى‌رسد و، از سوى ديگر، در بين رسانه‌هاى متعدد اختلاف‌هاى بسيار زيادى از نظر ميزان و الگوى انباشت دسترسى به مخاطبان ديده مى‌شود. به عنوان نمونه، ميزان خوانندگان يك مجله ماهانه در طول انتشار هر شماره به طور مداوم افزايش مى‌يابد در حالى كه يك روزنامه صبح در دوازده ساعت اول از زمان انتشار خود به حداكثر ميزان خود مى‌رسد. الگوهايى اين چنين براى صنايع رسانه‌اى حائز اهميت هستند. همچنين، الگوهاى فوق به دليل استمرار نيروهاى مؤثر در شكل‌گيرى مخاطبان هستند.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]

مسائل برد رسانه اي : فعاليت و گزينش گري


 گزينش‌گرىما مى‌توانيم مخاطبانى را فعّال بناميم كه دست به انتخاب مى‌زنند و در مورد رسانه‌ها و محتواهاى آنها داراى تشخيص مى‌باشند (نك: Zillman & bryant, 1985) اين فعاليّت احتمالاٌ در استفاده از رسانه‌ها برنامه‌ريزى شده و الگوهاى ثابت از انتخاب‌ها قابل مشاهده است. از اين‌رو، استفادهٔ بيش از حد از رسانه‌ها به‌خصوص تلويزيون) غيرگزينشگرانه و در نتيجه غيرفعّالانه تلّقى مى‌شود.در پژوهش‌هاى تلويزيونى تمايزى بين الگوهاى استفادهٔ تشريفاتي و ابزار گرايانه ايجاد شده است (Rubin, 1984). نوع اول به تماشاى عادتى شده و مكرر تلويزيون توسط افرادى كه دلبستگى زيادى به رسانهٔ فوق دارند، اطلاق مى‌شود. در حالى كه، استفادهٔ از ابزارگرايانه هدف‌مند و گزينشگرانه است و بنابراين، بيشتر مى‌تواند فعّالانه باشد. استفاده از ساير رسانه‌ها - به‌ويژه راديو، موسيقي، و روزنامه‌ها - را هم مى‌توان بدين نحو به دو نوع تشريفاتى و ابزارگرايانه تقسيم كرد. اين مقوله از مفهوم فعاليّت ظاهراً حاكى از آن است كه استفاده‌كنندگان فعّال‌تر در صرف كردن وقت خود سخت‌گيرتر هستند، هرچند كه ميزان استفادهٔ كمتر از رسانه الزاماً نتيجهٔ تفاوت‌گذارى عميق‌تر نيست. همچنين، پرهيز صرف از رسانه‌ها به‌عنوان نشانه‌اى از فعاليّت مخاطبان تلقى نادرستى خواهد بود.روى هم رفته، گزينشگريِ تعبير بسيار ناقصى از فعاليّت مخاطبان است و بعضاً تنها مى‌تواند نشانگر واكنش مردم به‌وجود تعداد زيادى از گزينه‌هاى رسانه‌اى باشد. تعويض و وارسي كانال‌هاى متعدد به‌وسيلهٔ دستگاه كنترل از راه دور ظاهراً نشان‌دهندهٔ گزينشگريِ مخاطبان است، هرچند مى‌تواند حاكى از بى‌تصميمى آنها نيز باشد. بسيارى از رفتارهاى رسانه‌اى ديگر (مانند كرايه كردن نوارهاى ويدئويي، خريدن كتاب و نوارهاى صوتي، امانت گرفتن كتاب از كتابخانه و غيره) نيز ممكن است، بنا به تعريف، گزينشگرانه تلقى شوند، حال آنكه در تمام اين موارد احتمالاً بخت و اقبال نقش زيادى دارد.  نفع‌گرايىمخاطب رسانه‌اى بنابر اين تعبير مظهر مصرف كنندهٔ خود - منفعت‌جو است. در اينجا، مصرف رسانه‌اى نشان‌دهندهٔ ارضاى برخى از نيازهاى كم و بيش آگاهانه است؛ نيازهايى كه در رويكرد بهره‌ورى و خرسندي بيان شده‌اند. استفادهٔ رسانه‌اى فعّالانه حاكى از گزينش عقلانى متكى بر تجربه و، همچنين در صورت لزوم، كاربردهاى مورد انتظار براى بعد از استفاده از رسانه‌ها (مانند توانايى براى انتخاب‌هايى آگاهانه‌تر) است. نفع‌گرايي، بنا به تعريف، شامل گزينش‌گري نيز مى‌شود، هرچند گزينش‌گرى بدون نفع‌گرايى نيز امكان‌پذير است.  قصدمندىمطابق اين تعريف، مخاطب فعّال فردى است كه به‌طور فعّالانه به پردازش اطلاعات و تجارب دريافت شده مى‌پردازد. اين نوع فعاليّت، بيش از آنكه مقدم بر استفاده از رسانه باشد، هم‌زمان با آن انجام مى‌گيرد، هرچند اشتراك رسانه‌هاى مختلف چنين قضاوتى را تلقين مى‌كند. از اين رو، مشتركين منظم خدمات رسانه‌اى يا انتشارات را مى‌توان فعّال‌تر دانست.  مقاومت در برابر تأثيربراساس موازين مفهوم مخاطبان سرسخت، مفهوم فعاليّت در اينجا بر محدوديت‌هايى تأكيد مى‌كند كه اعضاى يك گروه از مخاطبان در برابر اثرات يا آموزش‌هاى ناخواسته ايجاد مى‌كنند. براساس اين مفهوم، خواننده، بيننده، يا شنونده اختيار را در كف خود دارد و، جز در مواقعى كه خود مى‌خواهد، تحت تأثير قرار نمى‌گيرد. از ديگر سو، اين احتمال نيز مى‌رود كه بين ميزان توجه منظم جدى مخاطبان به رسانه‌ها (كه نشانگر گرايش و رفتار فعّالانه آنها است) و تمايل به اثرپذيري، نوعى همبستگى برقرار باشد. احتمال وجود اين همبستگى مثلاً در مورد اخبار زياد است.  درگيرىدر تعريف و چگونگى اندازه درگيرى مخاطبان نظريات مختلفى وجود دارند، اما در كل مى‌توان چنين گفت كه هر قدر مخاطبان بيشتر در تجربهٔ رسانه‌اى خود درگير يا غرق شده باشند، به‌همان نسبت مى‌توان از درگيرى آنها حرف زد. اين مقوله را مى‌توان برانگيختگى عاطفي نيز ناميد. هرچند مرجع اين اصطلاحات ذهنى است، اما مى‌توان آت را با ابزار روان‌شناختى اندازه‌گيرى نمود. زيلمن (Zillman, 1980,1985) راه‌هايى را براى تحريك و اندازه‌گيرى تجربى برانگيختگى و هيجان‌زدگى ناشى از مصرف صوتى - تصويري، توصيف كرده است. به اعتقاد وي، هرقدر برانگيختگى بيشتر باشد، گرايش به ادامهٔ استفاده نيز قويتر خواهد بود. زيلمن فرضيهٔ فوق را براى تبيين جاذبهٔ تفريحات رسانه‌اى و كاربرد رسانه‌ها براى كنترل خلق‌وخو بسيار حائز اهميّت مى‌داند. درگيرى را همچنين مى‌توان با عبارت‌هايى مثل گفت‌وگو با تلويزيون، يا حتى گفت‌وگو با ديگر تماشاگران دربارهٔ برنامهٔ در حال مشاهده، نشان داد.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]

رسانه‌هاى متفاوت و مفاهيم متعدد بُردِ رسانه‌اى : موسيقي

مخاطبان موسيقى را هم مى‌توان به طرق متفاوت، اما مشابه با شيوە برآورد مخاطبان فيلم‌ها، به حساب آورد. اصلى‌ترين واحد شمارش همان اجراهاى ضبط شده است كه مى‌تواند به انحاء مختلف خريدارى شود و از راه‌هاى متعدد (به ويژه از طريق راديو و نوار) در دسترس قرار گيرد. بازار جهانى موسيقى هم، همانند فيلم، بسيار بزرگ‌تر از بازارهاى ملى آنان است. يكى از ويژگى‌هاى تعيين‌كننده مخاطبان موسيقى (در مقايسه با مخاطبان ساير رسانه‌ها) نقش مستمر اجراى زنده موسيقى و همچنين مشاركت گسترده بخش‌هايى از مخاطبان در آن‌ها است، خواه اين مشاركت از طريق توليدكننده‌ها و خواننده‌هاى غيرحرفه‌اى تحقق يابد يا از طريق رقصيدن يا ديگر اشكال رفتارى و يا ابراز علاقه.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]

رسانه‌هاى متفاوت و مفاهيم متعدد بُردِ رسانه‌اى : روزنامه ها يا نشريات ادواري

حداقل چهار معيار متفاوت براى تعريف جذب مخاطبان به پيش مى‌نهد كه هر يك براى يكى از منافع سازمانى حائز اهميت است كه عبارتند از: جماعت روزنامه‌خوان و مجله‌خوان بالقوه و بالفعل - مخاطبان خوانند يك نوع نشريه يا نشريه خاص - خوانندگان خريدار روزنامه‌ها و نشريات - مخاطبان داخلى بخش‌ها و يا قسمت‌هاى مختلف يك روزنامه يا مجله خاص)

 مخاطبان داخلى بخش‌ها يا قسمت‌هاى مختلف يك روزنامه يا مجله خاصمثلاً ما مى‌توانيم از مخاطبان دائمى مطالب ورزشي، تخليلى - جنايي، يا خبرهاى بين‌المللى نام ببريم. اين نوع از مخاطبان را معمولاً تنها مى‌توان بر اساس داده‌هاى بررسى‌هاى نمونه‌اى برآورد نمود حال آنكه برآوردها هيچ‌گاه نمى‌توانند دقيق باشند. در اينجا، همچنين مى‌توانيم مخاطبان را بر اساس ميزان توجه و مدت زمانى كه صرف خواندن نشريه مى‌كنند، تفكيك كنيم: روزنامه‌خوان متعهد قطعاً با خواننده تصادفى يا كوتاه مدت تفاوت دارد.  خوانندگان خريدار روزنامه‌ها و نشرياتگستره اين تعريف ممكن است به خاطر اهداف عملى با تعداد نسخه‌هاى فروخته شده يكسان تلقى شود، هرچند نمى‌توان فروش را با خواندن برابر دانست. همچنين، تمايز بين مشتركين دائمى با خريداران اتفاقى تك شماره‌اى براى ناشران حائز اهميت است، در حالى كه شايد براى آگهى‌دهنده مهم نباشد.  جماعت روزنامه‌خوان / مجله‌خوان بالقوه يا بالفعلاين مقوله بيش از يك ما به ازاء خارجى دارد چون مى‌توان آن را با سواد خواندن، دسترسى به مواد قابل خواند، يا استمرار خواند تعريف كرد. در برخى شرائط، جماعت خواننده كل جمعيت بزرگسال شامل مى‌شود، اما ظاهراً استمرار و تواتر خواندن اُفت و خيز زيادى دارد.  مخاطبان خواننده يك نوع نشريه يا يك نشريه خاصتعداد اين مخاطبان قاعدتاً بيش‌تر از تعداد نسخه‌هاى فروخته شده است چون معمولاً هر نشريه را بيش از يك نفر مى‌خوانند - به خصوص نسخه‌هايى كه توسط خانواده‌ها يا خانوارها خريدارى مى‌شوند. اين مقوله معادل افرادى است كه نشريه به آن‌ها مى‌رسد و بعضاً هم مخاطبان انباشته يا شمارگان كل آن نشريه ناميده مى‌شوند. تعداد مخاطبان خواننده يك نشريه را معمولاً مى‌توان بر اساس ميانگين خوانندگان شماره‌هاى متعدد آن نشريه سنجيد و اين نوع مخاطب است كه براى آگهى دهنده‌ها بيش‌ترين اهميت را دارد. عموماً نيز نشرياتى كه با تواتر كم‌ترى منتشر مى‌شوند و نيز نشريات گران‌قيمت (مانند مجله پر زرق و برق) به نسبت بُردِ بيش‌ترى براى فروش دارند.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]

رسانه‌هاى متفاوت و مفاهيم متعدد بُردِ رسانه‌اى : سينما
مخاطبان فيلم‌ها، موضوع تقسيم‌بندى‌هاى بيش‌ترى بوده‌اند. مخاطبان فيلم‌ها در سا ل‌هاى اوليه سينما بر اساس ميزان فروش بليت برآورد مى‌شدند و آمار فروش گيشه هر فيلم مى‌توانست تعداد كل تماشاگران (مخاطبان) آن را نشان دهد. اين همان مقوله مخاطبان خريدار است. هنوز هم ميزان محبوبيت فيلم‌ها بر اساس كل درآمد حاصل از فروش بليط رتبه‌بندى مى‌شود، هرچند روش فوق اطلاع ناچيزى به دست مى‌دهد. آمار فروش بليط يا ساير داده‌هاى مالى به هيچ‌وجه گستره و تركيب‌بندى جماعت سينمارو را نشان نمى‌دهد: جماعتى كه به عنوان قسمتى از كل جمعيت به طور منظم به سينما مى‌رود و تركيب‌بندى اجتماعى خاص خود را دارد. اطلاعات فوق را تنها مى‌توان از طريق بررسى مخاطبان واقعى يا كل مردم به دست آورد.در حال حاضر، حداقل سه راه عمده ديگر براى پيوستن به مخاطبان خريدار يك فيلم وجود دارد: كرايه كردن فيلم بر روى نوار ويدئويي، خريدن فيلم‌هاى ويدئويي، و ديدن فيلم‌ها از طريق يك كانال كابلى يا ماهواره‌اى ويژه فيلم (يا از طريق پخش فيلم ويدئويى درخواستي). در هر سه مورد هم پرداخت پول مى‌تواند به معناى رسيدن فيلم به چند بيننده باشد.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

رسانه‌هاى متفاوت و مفاهيم متعدد بُردِ رسانه‌اى : راديو و تلويزيون

مخاطبان راديو و تلويزيون از نظر مفهومى بسيار شبيه هم‌اند، هرچند به ويژه به لحاظ شرائط استفاده تفاوت‌هايى نيز دارند. مخاطبان بالقوه هر دو رسانه شامل تمام افرادى مى‌شوند كه داراى دستگاه گيرنده هستند يا امكان دسترسى به ‌آن را دارند. مخاطبان بالقوه را مى‌توان بر مبناى مجموعه افراد يا خانوارها تعريف كرد، چون مالكيت دستگاه گيرنده، بيش از آن كه امرى فردى باشد، غالباً مربوط به كل خانواده يا خانوار است. البته مالكيت خانوادگى مدت‌ها است كه در مورد راديو از بين رفته و در خصوص تلويزين هم، به تدريج مالكيت چند دستگاه در خانواده‌ها رواج مى‌يابد. مقوله دوم از مخاطبان راديو و تلويزيون، مخاطبان منظم آن‌ها است - يعنى آن‌هايى كه تقريباً به طور مستمر و منظم از گيرنده‌هاى خود استفاده مى‌كنند (چون بين دارندگان گيرنده‌ها عده‌اى هستند كه غيربيننده و غيرشنونده‌ هستند) و تازه بايد بين اين نوع از مخاطبان تمايزهاى مهمى بر اساس ميزان استفاده از رسانه و نوع پيوند و قرابت ذهنى با آن قائل شد.

اين بحث ما را به اين سؤال مى‌رساند كه آيا ديدن و شنيدن برنامه‌هاى راديو و تلويزيون فعاليت اصلى مخاطبان است يا فعاليت جانبى و ثانويه آن‌ها؟ اين سؤال از آنجا مطرح مى‌شود كه ديدن و شنيدن مى‌توانند همراه با ديگر فعاليت‌ها انجام شوند و معمولاً هم مى‌شوند، هرچند چنين چيزى در مورد راديو عملى‌تر است. اين مسأله به لحاژ نظرى چندان مهم نيست اما در كار سنجش تأثير زيادى دارد. علاوه بر تعاريف فوق، ما نيازمند شناسايى مخاطبان واقعى راديو و تلويزين نيز هستم - مخاطبانى كه در برابر يك برنامه معين قرار مى‌گيرند.مخاطبان غيرمتعارف‌ترى را هم مى‌توان تعيين نمود و مثلاً مى‌توان به مخاطبان تابلوها و صفحه‌هاى ويدئويى خياباني، نامه مستقيم، اوديوتكست (متن صوتي)، بازاريابى تلفني، و نظائر اين‌ها اشاره نمود. امروزه، رسانه‌هاى بسيارى وجود دارند كه بحث در خصوص يكايك آن‌ها چندان مفيد نمى‌تواند بود. رسانه‌هاى قديمي در حال تغيير محتواى خود هستند و در نتيجه كاربردهاى آنها نيز تغيير مى‌كنند. اصطلاحات و تعاريف ارائه شده در اين بخش ثابت و لايتغير نيستند، اما به هر حال، اصول مربوط به طبقه‌بندى مخاطبان همچنان ثابت بوده‌اند و ما مى‌توانيم آن‌ها را براى شناختن شرائط جديد به كار گيريم.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]

رسانه‌هاى متفاوت و مفاهيم متعدد بُردِ رسانه‌اى : كتاب

از مخاطبان رسانه كتاب دو تعريف عمده ارائه شده است: آنان‌كه به طور مرتب كتاب مى‌خوانند (جماعت كتابخوان) و آن‌هايى كه كتاب مى‌خرند (بازار كتاب). برخى از خريداران كتاب در زمره جماعت كتابخوان قرار ندارند و جماعت كتابخوان نيز - به دليل وجود امكانات امانت گرفتن كتاب، استفاده مشترك افراد خانواده و نظاير اين‌ها - داراى گستره‌اى عين جماعت خريدار كتاب نيست. دو مقوله فوق نه باهم جمع مى‌شوند و نه انطباق كاملى دارند. گذشته از اين، جز اطلاعاتى كه مى‌توان از آمار امانات كتابخانه‌ها يا فروش كتابفروشى‌ها استخراج نمود، ديگر به ندرت اطلاعى در مورد هر يك از دو تعريف مذكور وجود دارد. البته مفهوم مخاطبان يك كتاب خاص ابهام اندكى دارد و شامل مجموعه خوانندگان واقعى آن كتاب در يك زمان مشخص مى‌شود، هر چند كه مرزهاى اين مخاطبان چندان هم بديهى و مسلم نيستند.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

مسائل برد رسانه اي : رتبه بندي مخاطبان

مخاطب بودن نه تنها به ميزان بلكه به نوع خاص نيز مربوط مى‌شود. درخصوص ميزان مخاطب بودن، سطوح احتمالى زيادى از نظر توجه و مشاركت آگاهانه (و نيز درجات مختلف استمرار و تداوم) در عضويت در بين مخاطبان رسانه‌اى وجود دارند كه مى‌توان آنها را فقط به‌صورتى خام در رتبه‌بندى‌هاى مخاطبان (درصدهاى كلى مربوط به مخاطبان در دسترس يا بالقوه) بيان نمود. همان‌گونه كه درو و ويور (Drew & Weaver, 1990) خاطرنشان كرده‌اند، غالباً تفكيك دقيق بين ميزان توجه به رسانه‌ها و فراوانى قرار گرفتن در معرض آنها - به‌ويژه آنگاه كه سؤال‌هاى مربوط به اثرات بالقوهٔ رسانه‌ها - مطرح باشند - حائز اهميّت است.كيفيت مخاطب بودن هم ابعاد مختلفى دارد كه بايد در نظر گرفته شوند. يكى از ابعاد فوق ميزان دلبستگى يا وابستگى به رسانه‌اى خاص و بدون در نظر گرفتن ميزان واقعى مصرف آن رسانه است. بُعد ديگر را بايد در گزينش‌هاى آگاهانهٔ مخاطبان از محتواهاى خاص (فيلم‌ها، كتاب‌ها، برنامه‌هاى تلويزيونى و غيره) جست‌وجو نمود كه با توجه به رضايت مورد انتظار مخاطبان از مصرف رسانه‌اى انجام مى‌گيرند. بعد سوم نيز ميزان توجه مخاطبان به، يا ميزان درگيرى آنها با، تجربهٔ عملى آنها از مصرف رسانه‌ها است. كيفيت مخاطب بودن را همچنين، مى‌توان با رتبه‌هاى بالاى رضايت، قدرداني، يا پسند آنها يكى دانست كه معمولاً در پژوهش‌هاى تلويزيونى مورد سؤال قرار مى‌گيرند. ابعاد فوق همگى به‌نحوى درجاتى از فعاليّت مخاطبان را منعكس مى‌كنند كه معمولاً در رتبه‌بندى‌ها بررسى نمى‌شوند. البته، معرف‌هاى زياد ديگرى هم در مورد كيفيّت مخاطب بودن وجود دارند كه به‌رسانه‌هاى خاص و اهداف معين محتواهاى آنها مربوط مى‌شوند.تجربهٔ مخاطبان، آنگونه كه در قالب اصطلاحات بالا تشريح شد، غالباً هميشه و با همهٔ جزئيات آن بررسى نمى‌شود، هرچند (در مورد تلويزيون) اگر به رتبه‌بندى‌ها مقياس‌هاى رضايت، پسند، يا قدرداني مخاطبان نيز اضافه شود طبيعى خواهد بود. اين پژوهش‌ها بعضاً معتبرتر و آگاهى‌بخش‌تر از رتبه‌بندى‌هاى صرف هستند. اين امر تا اندازه‌اى ناشى از آن است كه رتبه‌بندى‌هاى صرف غالباً نتيجهٔ قابل پيش‌بينى زمان‌بندى برنامه‌ها هستند و خود اين نيز نتيجهٔ زمان مناسب هر برنامه و مقدار برنامه‌هاى موجود براى پُر كردن زمان پخش است. مقياس‌هاى مربوط به كيفيّت مخاطب بودن مى‌توانند به‌سهولت ( و به‌ويژه در مدتى كوتاه) نتايجى متفاوت از رتبه‌بندى‌ها را نشان دهند. همچنين، مقياس‌هاى فوق الزاماً چندان ظرفيّت و موشكافانه يا به‌سهولت قابل تفسير نيستند (Barwise & Ehrenberg, 1988; Leggatt, 1991). به‌عنوان مثال، برنامه‌هاى تلويزيونى كه براى سليقهٔ يك اقليّت پخش مى‌شود اما گروه مخاطبانِ بزرگ‌ترى آن را تماشا مى‌كند، ممكن است از طرف مخاطبان خود ميانگين پايينى را به‌لحاظ كيفى به‌دست آورد. در اينجا، حتى اگر مخاطبان اقليّت موردنظر از برنامهٔ فوق بسيار هم راضى باشند، باز هم اين احتمال وجود خواهد داشت كه اكثريت مخاطبان انتظارات نابجايى داشته و در نتيجه مأيوس شوند. در هر حال، طبق نظر باروايز و اِهرنبرگ (Barwise & Ehrenberg, 1988) مردم عموماً چيزى را در تلويزيون تماشا مى‌كنند كه دوست دارند و آنچه را كه تماشا مى‌كنند دوست مى‌دارند.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده