مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 20463
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 50
همه : 4348945
سَيَلان مخاطبان ( 1)
 بين‌المللى شدنبخشى از فرار مخاطبان از نظارت نهادها و سازمان‌هاى رسانه‌اى به بين‌المللى شدن توزيع رسانه‌اى مربوط مى‌شود. چندمليتى شدن رسانه‌ها پديده جديدى نيست و مطالب بسيارى در مورد آن، به ويژه با رويكردى انتقادي، نوشته شده است. به دنبال مهاجرت، مذهب، و استعمار، فن‌آورى‌هاى ارتباطى پى‌درپى (ابزار توليد) به تمام گوشه‌هاى جهان مسكون پخش گرديده بودند. يكى از مكاتب فكرى تسخير مخاطبان در كشورهاى جهان سوم را شكل جديدى از امپرياليسم فرهنگى مى‌داند. نگرانى مشابهى نيز نسبت به غلبه توليدات آمريكايى بر بازارهاى شنيدارى - ديدارى اروپا و از دست رفتن هويت‌هاى ملى و منطقه‌اى ابراز گرديده است.هرچه باشد، اين يك حقيقت است كه مخاطبان جديد در كشورهايى به توليدات رسانه‌اى جلب مى‌شوند كه از نظر مكانى (و حتى زماني) بسيار با محل توليد و ساختار محتوايى آن‌ها فاصله دارند. رسانه‌هاى جديد نيز توان بسيار زيادى براى توزيع بين‌المللى محتواى رسانه‌ها دارند - در مورد شاهراه الكترونيكى جهاني، كه اينترنت نسخه كامل آن است، بسيار نوشته‌اند. اصولاً چنين شبكه‌هايى بايد آزاد از كنترل ملى و قابل دسترس براى همه آن‌هايى باشند كه در سراسر دنيا ابزار لازم را در اختيار دارند.به رغم وجود امكان تكنولوژيك، هنوز موانع بسيارى در برابر شكل‌گيرى عملى مخاطبان چندمليتى وسيع قرار دارند. رسانه‌هاى داخلى هنوز هم از نظر در دسترس بودن و شناخته شدن مزيت دارند و با دنياى شناخته شده مخاطبان سروكار دارند و مخاطبان خود را هم به خوبى مى‌شناسند. زبان و فرهنگ مسؤول بخش عمده‌اى از موانع موجود هستند و فن‌آورى‌هاى جديد و كاهش قيمت‌ها نيز بر آن‌ها تأثير نگذاشته‌اند. اروپاى غربى مثالى آموزنده است چرا كه در آنجا تقريباً همه عوامل مادى و زمينه مناسب براى ظهور بين‌المللى شدن رسانه‌اى وجود دارد، اما هنوز و به رغم تمام تلاش‌هاى صورت گرفته، يك مخاطب پان - اروپايى براى رسانه‌اى اروپايى ايجاد نشده تا بتوان از آن ذكرى كرد. نزديك‌ترين مورد به حالت استثنايى MTV اروپا است.  حدود و انواع تجزيهمى‌توان مباحث مربوط به تجزيه مخاطبان را در قالب چهار مرحله پياپى مذكور در نمودار مربوطه جمع‌بندى كرد. مراحل چهارگانه فوق به ويژه در مورد تلويزيون، كه در مركز تغييرات قرار دارد، مصداق مى‌يابد. در سال‌هاى اوليه كار تلويزيون (در دهه‌هاى ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰)، بيش‌تر بينندگان در اغلب كشورها گزينه‌هايى محدود به حداكثر سه كانال متمركز يا ملى داشتند (البته وضعيت در ايالات متحده بهتر بوده است). مردم تجارب رسانه‌اى مشابهى داشتند كه مشترك و كاملاً همگن بود. اين مدل واحد حاكى از مخاطبان واحد است كه گستره‌اى كم و بيش همانند عامه مردم دارد. به تدريج كه عرضه محتواها و كانال‌ها افزايش يافت، كثرت و گزينه‌هاى افزون‌ترى در چارچوب مدل واحد به وجود آمد (مانند تلويزيون روزانه و شبانه، و نيز تمايزات منطقه‌اي). نتيجه، الگويى از كثرت محدود داخلى بود كه مى‌توان آن را مدل تكثرگرا ناميد. سومين الگو، مدل مركز - پيرامون است كه در آن تعدد كانال‌ها امكان به وجود آمدن كانال‌هاى رقيب و مضاعف در خارج از چارچوب مذكور را فراهم مى‌كند. در اين حالت است كه مى‌توان از برنامه‌هاى تلويزيونى عمدتاً متفاوت با اكثريت يا جريان محورى برخوردار شد. مرحله آخر در نمودار نشان داده شده مدل فروپاشى ناميده شده و حالت تجزيه شديد و در اصل تلاشى هسته مركزى را نشان مى‌دهد. در اين مدل، مخاطبان بين كانال‌هاى بسيار متفاوت پخش شده‌اند و هيچ الگويى ثابت در اين حالت وجود ندارد. در اينجا ممكن است تنها به طور اتفاقى تجارب مشتركى بين مخاطبان حاصل شود.به رغم امكان طى شدن اين مراحل پى‌درپي، بيش‌تر توجه مخاطبان در اغلب كشورها هنوز هم معطوف به تعداد معدودى از كانال‌هاى مختص علايق كلى است. همچنين، هنوز ميزان بالايى از تداخل مخاطبان وجود دارد كه در مصرف برنامه‌هاى مردم‌پسند اشتراك زيادى دارند. اين همان وضعيت جارى در تلويزيون كشورهاى داراى كانال‌هاى چندكابلى است.  فرار مخاطبانرسانه‌ها از فقدان آشكار كنترل ناشى از تجزيه و تفرق مخاطبان هم تأثير پذيرفته‌اند. عنوان كتاب ايان‌آنگ، مذبوحانه اندرپى مخاطب (Ien Ang, 1991)، آرزوى سازمان‌هاى رسانه‌اى در شرايط جديد و رقابتى‌تر را به خوبى نشان مى‌دهد. در شكل قديمى ارائه سازمان‌يافته و قابل پيش‌بينى مخاطبان به رسانه‌ها مى‌شد به سهولت اندازه؛ تركيب‌بندي؛ و الگوهاى تقاضا، استفاده، و رضايت مخاطبان را شناخت. هرقدر هم مخاطبان بيش‌تر مى‌شدند، به دست‌آوردن اندازه‌گيرى‌هاى صحيح‌تر از طريق پژوهش‌هاى پيمايشى سهل‌تر مى‌گرديد. همچنين، مخاطبان قديم تركيب‌بندى نسبتاً ثابت و رفتار جمعى نستباً منظم و قابل پيش‌بينى داشتند. و تمام اين‌ها برنامه‌ريزي، عرضه، محاسبه نتايج، و خريد مخاطبان از آگهى‌دهندگان را آسان مى‌كردند. در شرايط جديد رسانه‌اي، نياز به شناخت مخاطبان به هيچ‌وجه كم‌تر نشده اما نيل به آن، به رغم پيشرفت‌هاى صورت گرفته در فن‌آورى قابل دسترس در پژوهش‌ها، سخت‌تر و پرهزينه‌تر شده است.  قدرت كم‌تر براى رسانه‌هاتجزيه و تقسيم مخاطبان زندگى را براى تبليغات‌چى‌ها و آگهى‌دهنده‌هاى متعدد سخت‌تر كرده است. امروزه، دسترسى به عامه مردم سخت‌تر، پرهزينه‌تر، و غيرقابل پيش‌بينى‌تر شده، هرچند نيل به گروه‌‌هاى هدف كوچك احتمالاً راحت‌تر است. مخاطبان مورد امكان بيش‌ترى يافته‌اند تا از منابع و پيام‌هاى رسانه‌اى ناخواسته فرار كنند. مخاطبان در مقايسه با روزهاى نخست كار راديو و تلويزيون توجه كم‌ترى هم به پيام‌هاى دريافت شده دارند و اين نتيجه آن استكه كانال‌هاى رسانه‌اى بيش‌ترى خواهان توجه تقريباً ثابت مخاطبان هستند. اينان معتقد هستند كه هر فقره اطلاعات توليدشده جديد وارد بازار رقابتى‌ترى مى‌شود و به طور متوسط در دسترس مخاطبان كم‌تر و بى‌توجه‌ترى قرار مى‌گيرد.تغييرات تشريح شده، همچنين، به يك اثر كيفى اشاره مى‌كنند كه احتمال اثرگذارى رسانه‌ها را حتى در صورت بذل توجه مخاطبان كم مى‌كند. مصرف‌كنندگان جديد رسانه‌ها نوعاً وقت و انگيزه اندكى دارند و علاقه‌اى نيز به حفظ رابطه خود با رسانه‌ها نمى‌بينند تا درصدد واكنش به آن‌ها برآيند. در نتيجه، رابطه اجتماعى بين رسانه‌ها (ارتباط‌گران) و مخاطبان تضعيف مى‌شود، هرچند هنوز امكان ايجاد رابطه‌اى بين افراد و نقش‌آفرينان يا منابع اطلاعاتى موجود در جايى در جهان خارج وجود دارد. قطعاً احتمال اندكى مى‌رود تا پيوندى هنجارى بين رسانه‌ها و مخاطبانى از اين نوع برقرار شود و اين به معناى اثرگذارى كم‌تر منابع ارتباطى بر افكار و باورهاى دريافت‌كنندگان است.  قدرت بيشتر براى مخاطباناين روندها در ظاهر شامل واگذارى قدرت به مصرف‌كنندگان رسانه‌‌ها نيز مى‌شود - يعنى قراردادن دريافت‌كننده در رأس و تقليل توان سازمان‌هاى توليد و توزيع ارتباطى براى هدايت مخاطبان. كسب قدرت مخاطبان، همچنين، به اين معنا است كه ديگر هيچ سازوكارى براى به كاربردن اين قدرت نويافته به نيابت از سوى تجمعات اجتماعى وجود ندارد. مخاطبان در ظاهر تبديل به مجموعه‌اى از مصرف‌كنندگان مجزا و منزوى شده‌اند كه ديگر هيچ علاقه مشترك يا حضور سازمان‌يافته‌اى ندارند. در واقع، مردم در قالب مخاطبان منزوى بيش از هر زمان ديگرى به عرضه‌كنندگان قدرت‌مند رسانه‌هاى وابسته شده و در مقابل آن‌ها بدون دفاع مانده‌اند. اين مخاطبان قدرتى بيش از مصرف‌كنندگان ساير توليدات ندارند.تعدد رسانه‌ها و ابزار توزيعى در نظر راه را براى تكثر ارتباط‌گران (يعنى عرضه‌كنندگان سازمان‌يافته رسانه‌اي) هموار نمى‌سازد و يا رقابت را براى خوشايند مخاطبان تشديد نمى‌كند. اين نتيجه به هيچ‌وجه تضمين شده نيست و غالباً ساختار صنايع رسانه‌اى با همان سرعت كه فن‌آورى‌هاى رسانه‌اى امكان مى‌دهند، تغيير نمى‌كند. مالكان رسانه‌ها همان قبلى‌ها هستند و حتى اغلب در نتيجه ادغام حذف شده‌اند. شيوه كارى اين مالكان همان است كه بود. چنين مى‌نمايد كه در سطوح ملى و جهاني، نيروهاى بازار به نفع مجموعه‌هاى عظيم رسانه‌اى عمل مى‌كنند كه در نتيجه ادغام عمودى و افقي، چندين نوع متفاوت از رسانه‌ها را شامل مى‌شوند. دولت‌ها نيز، بنا به دلايل مربوط به سياست‌هاى صنعتي، موانع كم‌ترى در برابر اين روندهاى انحصارگرايانه مى‌‌نهند.مخاطبان جمعي كانال‌هاى تلويزيونى يا روزنامه‌هاى بزرگ - مقياس حقوق سازمان‌يافته‌اى نداشتند، هرچند بعضاً اين ادعا شنيده مى‌شد و مخاطبان مى‌توانستند خواسته‌هاى خود را با نيروى افكار عمومى ابراز نمايند (كه البته ممكن بود اين خواسته‌ها كلاً ناديده گرفته شوند). رسانه‌هاى مورد نظر اغلب ماهيت ملى داشتند، سياسى‌تر بودند، و نقشى همانند نهادهاى عمومى را ايفاء مى‌كردند. مجموعه‌هاى چندرسانه‌اى مدرن، كه ممكن است شركتى چندمليتى باشد، مايل هستند تا مردم (به جز آنها كه مورد نياز عمليات بازار باشد) در فعاليت‌هاى خود حضور نيابند. اين مجموعه‌ها، همچنين، هيچ تعهد يا مسؤوليت خاص نسبت به مخاطبان ملى يا محلى ندارند مگر آنچه كه براى يك فعاليت تجارى خوب مورد نياز باشد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]


 جنسيت مخاطبان

( اعمال مخاطبان، كاربردهاى اجتماعى رسانه‌ )

در تحقيق دريافت، تحت تأثير نظريه‌هاى فمينيستي، اين باور هم رشد كرده كه استفاده از رسانه همواره و مشخصاً به عامل جنسيت بستگى دارد. تفكيك استفاده از رسانه بر اساس عامل جنسيت سابقه‌اى ديرينه دارد و برخى رسانه‌ها به طور اختصاصى براى مخاطبان زن - غالباً توسط زنان به شكل مجلات خاص زنان (Ferguson, 1983) و انواع مختلف تخيلى (مثلاً عاشقانه) - توليد مى‌شوند. مخاطبان مرد نيز ژانرها يا انواع رسانه‌هاى خاص خود را دارند.آنچه تازگى دارد كنجكاوى بيش‌تر در مورد معناى تفاوت‌هاى جنسيتى و تلاش براى فهميدن اين نكته است كه ساخت اجتماعى جنسيت و گزينش‌هاى رسانه‌اى چگونه بر يكديگر تأثير مى‌گذارند. در اين تلاش، از روش‌هاى پژوهشى قوم‌نگارانه و عميقى استفاده شده است. در پژوهش‌هاى صورت گرفته غالباً باور به نوعى جماعت تفسيرگر مبتنى بر تجربه جنسيتى نقشى كليدى دارد. (Hermes, 1995) پژوهش در مخاطب رسانه‌اى معمولاً همراه (و شايد به دنبال) تحليل محتوا بوده است. تحليل محتوا نيز جنسيتى بودن متون رسانه‌اى را به اثبات رسانده است. در واقع، تفكيك مخاطب پژوهشى از محتوا و توليد پژوهشى سخت است.تجربه مخاطبان بر اساس جنسيت آن‌ها برآيند پيچيده‌اى است از يك نوع خاص محتوى رسانه‌اي، امور عادى و روزمره زندگى و ساختار گسترده‌ترى كه هنوز مى‌توان آن را جامعه مردسالار ناميد - يا دنياى مردها تا آنجا كه بحث قدرت مطرح مى‌شود. در اين خصوص، تحقيق رادوى (Radway, 1984) در مورد گروهى از زنان علاقه‌مند (و در اصل معتاد به) داستان‌هاى عشقى توليد انبوه شده، بسيار نقل گرديده است. رادوى بر آن بود تا در وهله اول علت جاذبه بى‌اختيار داستان‌هاى عشقى را بر اساس توضيحات ارائه شده توسط خود زنان به دست آورد. از اين منظر، داستان‌هاى عشقى راه فرارى هستند كه اختصاصاً براى زنان طراحى شده‌اند: اولاً، راه فرارى است كه خواندن كتاب فراهم مى‌كند و فضا و زمانى خصوصى را به وجود مى‌آورد كه از مزاحمت شوهران و كارهاى خانه عارى است؛ ثانياً، اين داستان‌ها روايت‌هايى هر چند خيالى از عشق واقعى را به زنان ارائه مى‌كنند كه مى‌توانند از نظر عاطفى تربيت كننده باشند. يافته‌هاى رادوى نشان دادند كه تصاوير و حكايات متفاوتى كه زنان در داستان‌هاى تخيلى پيدا مى‌كنند حداقل كمى قدرت‌دهنده و تجهيزكننده هستند، باوجود اين كه فمينيسم انتقادى تمايل دارد تا داستان‌هاى عشقى - تخيلى را گمراه كننده و داراى گرايش‌هاى ارتجاعى بداند.بحث جنسيت در تجربه مخاطبان، در رابطه با يك ژانر ديگر نيز كه عمدتاً مخاطبان زن را به سوى خود مى‌كشاند، مطرح مى‌شود - ژانر نمايش‌هاى خانوادگي راديويى و تلويزيوني. اين ژانر گونه‌هايى چند دارد، اما نخستين گونه نمايش‌هايى بودند كه از راديو (در آمريكا) در طول روز پخش مى‌شدند و هدف آنها جلب توجه زنان خانه‌دار بود. اولين مطالعات انجام شده در باره ژانر فوق به جذابيت خاص نمايش‌هاى خانوادگى براى زنان در نقش خانه‌دار و مادر اشاره كرده‌اند - و اين جذابيت خاص نه فقط به خاطر زمان مناسب پخش آن‌‌ها بلكه به دليل محتواى آن‌ها (تركيبى از درام، اندرز، اخلاقيات، تخيلات و حمايت نمادين از نقش زنان در خانه) بود.مطالعات جديدتر دربارهٔ نمايش‌هاى خانوادگى تلويزيونى شكل روايى اين نمايش‌ها (استمرار، نامشخصي) را به استفادهٔ روزمرهٔ زنان مرتبط مى‌كنند - استفاده‌اى كه كه تكه‌تكه و فاقد توجه مستمر اما در عين حال داراى انعطاف است. در كل، نمايش‌هاى خانوادگى به‌صورتى معنى‌دار بيشتر توسط زنان انتخاب و تماشا مى‌شوند، حتى آن‌گاه كه منزلت نازل اين ژانر از طرف خود زنان شناخته شده باشد. پژوهش‌هاى مردم‌شناختى دربارهٔ بينندگان زن نمايش‌هاى خانوادگى نشان مى‌دهند ژانر فوق به‌طور گسترده به‌خصوص براى زنان مناسب است و غالباً در مكالمات و اظهار نظرهاى بينندگان در مورد تجربيّات روزمرهٔ آنها كاربرد دارد (Livingstone, 1988).هرمس (Hermes, 1995)، درخصوص مخاطبان مجلات ويژهٔ زنان، چندين سياهه تفسيرى يا ساختارهاى معنايى را مشخص كرده كه خوانندگان زن اين مجلات عمل خواندن و نيز توجه متفاوت خود به انواع مختلف ژانر فوق (از نشريات فمينيستى تا سنّتي) را براساس آنها معنى مى‌كنند. اين سياهه‌ها، به عنوان نمونه، شامل احساس وظيفه براى حمايت از آرمان‌هاى زنان يا احساس گناه براى خواندن مجلات سنّتى زنان مى‌شوند. اين باورها غالباً مانعةالجمع هستند و درمراوده با يكديگر، هرچند كه تضادهاى حاصله به‌دليل بى‌اهميّتى نسبى مجلات براى حتى وفادارترين خوانندگان آنها ملايم‌تر مى‌شوند.بى‌علاقگى مخاطبان - كه بازتاب شكاف كاملاً شناخته شدهٔ بين تجربيّات زندگى واقعى و دنياى رسانه‌ها است - پديده‌اى بسيار رايج است. مطالعهٔ آنگ (Ang, 1985) دربارهٔ زنان هوادار سريال تلويزيونى دالاس (يك نوع - پرزرق و برق - خاص از نمايش‌هاى خانوادگي) نشان داد كه لذّت بردن از مزخرفات تخيّلى با انتقاد از بخش زيادى از محتوا چقدر سازگار است. بينندگان به‌راحتى مى‌توانند از برنامه‌اى لذّت ببرند يا با آن طعنه‌آميز برخورد كنند. در اينجا، بسيار اشتباه خواهد بود كه مخاطبان را براساس نگرشى شكل گرفته از بيرون (يا هر نگرش واحد) نسبت به محتوا يا رسانهٔ موردنظر تعريف كنيم. مخاطبان وجود دارند و - جداى از محتواى انتخاب شده و تمام انتقاداتى كه براساس موازين زيبايى شناختي، اخلاقي، يا سياسى مى‌تواند بر آن گرفته شود - از استفادهٔ خود لذّت مى‌برند. البته، اين اصل درخصوص ديگر ژانرها و ديگر مخاطبان نيز مصداق دارد.ماهيّت مخاطبان تفكيك شده براساس جنسيّت به‌معناى نسبت جنسى تركيب آنها نيست، بلكه ميزان معنادارى خاص عضويّت آگاهانهٔ افراد در بين مخاطبان (مخاطب بودن) براساس تجارت خاص مردانه و زنانه است. پژوهش‌هاى انجام شده در مورد استفاده از رسانه مملو از يافته‌هايى هستند كه نشان مى‌دهند تفاوت مخاطبان براساس جنسيّت با رجحان‌ها و رضايت‌مندى‌هاى متفاوت آنها همبستگى دارند. محققين دريافتند كه زنان مضطرب بيشتر مسابقات و نمايش‌هاى متنوع را تماشا مى‌كنند، در حالى كه مردان مضطرب بيشتر برنامه‌هاى خشن و پرحادثه را مى‌بينند. اين يافته بر اختلاف‌هاى قابل مشاهده در بين كليهٔ مخاطبان تأكيد مى‌كند. البته اين بدان معنى نيست كه بيشتر تجربيات رسانه‌هاى جمعى را مى‌توان با استفاده از مفهوم جنسيّت تبيين كرد، چرا كه شواهد فراوانى در دست است كه هدف‌مندى و فهم مشترك هر دو جنس را نشان مى‌دهد.يك بُعد ديگر از مبحث تفكيك جنسيّتى مخاطبان به ميزان اثرپذيريِ عمل پيچيدهٔ اجتماعى استفاده از رسانه‌اى خانگى (مانند تلويزيون) از روابط بين دو جنس و نقش‌هاى جنسى افراد مربوط است. مطالعهٔ كلاسيك در اين باب احتمالاً از آن مورلى (Morley, 1986) است. وى در اين مطالعهٔ قوم‌نگاشتى از مشاهدهٔ خانوادگى تلويزيون بر وجود توافق‌ها، الگوهاى رفتارى و قواعد نانوشتهٔ بى‌شمارى تأكيد كرد كه در محيط كوچك مخاطبان حتى يك خانواده شكل مى‌گيرند. معمولاً كنترل تلويزيون به‌هنگام شب در دست مردها قرار دارد. (همچنين، نك: Lull, 1982a).مورلى دريافت كه زنان تمايل كمترى دارند تا براى تماشاى تلويزيون برنامه‌ريزى كنند يا به‌طور مستمر آن را به تماشا بنشينند. زنان بيشتر تمايل دارند تا به هنگام تماشا كارهاى ديگر هم انجام دهند، بنا به دلايل اجتماعى به خواست‌هاى ديگران تن در دهند، هنگام تماشا صحبت كنند، و به‌هنگام تماشاى تلويزيون در تنهايى احساس گناه كنند. همچنين، زنان گرايش به اين دارند كه تماشاى تلويزيون وسيله‌اى است براى كاستن از تنش‌هاى خانوادگى و به مصالحه كشاندن دعواها، و آن را تا حدودى عامل دلگرم كننده براى رفع تنهايى يا بودن در جمع مى‌دانند. مورلى (Morley, 1986)، همچنين، مثال مردانى را ذكر مى‌كند كه قدرت خود براى كنترل تلويزيون را، مثلاً با تماشا كردن صرفاً برنامه‌هاى ورزشي، براى تلافى‌جويي از زنان آنها به كار مى‌برند. احتمالاً زنان نيز، آنگاه كه فرصت بيابند، چنين كارى مى‌كنند. نكتهٔ آخر اينكه در حال حاضر حيطه‌اى در حال گسترش براى تحقيق وجود دارد كه به مطالعهٔ تأثير عامل جنسيّت در اكتساب استفاده از فن‌آورى‌هاى نوين ارتباطى در محيط خانه و خانواده مى‌پردازد (Frissen, 1992; Moores.1993).


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]

  قوميت و استفاده از رسانه

( اعمال مخاطبان، كاربردهاى اجتماعى رسانه‌ها )

يكى از سرچشمه‌هاى تمايز اجتماعي، كه احتمالاً اهميت افزون‌ترى در شرايط زندگى مدرن شهرى مى‌يابد، نژاد و قوميت است. در برخى كشورها، برنامه‌هاى خاصى براى اقليت‌هاى قومى و زبانى ارائه مى‌شوند، و در ديگر جاها نيز شواهد موجود غالباً نشان از توجه متفاوت اقليت‌ها به رسانه‌هاى غالب و محورى دارند. در مورد موسيقي، سبك‌هاى خاصى سياه‌پوست‌ها و سفيدپوست‌ها و بسيارى گونه‌هاى دورگه (كه از تركيب فرهنگى و نژادى به دست آمده‌اند) ديده مى‌شوند. در اين موارد مى‌توان استفاده از رسانه‌ را ابزارى مناسب براى بيان و لذت بردن، به عنوان يك تجربه مشترك و اختصاصي، و احساس يكى بودن با نوع خاصى از فرهنگ دانست. غالباً، اختلاف‌هاى قومى تأثير بيش‌ترى در تفسيرها و گرايش‌ها دارند تا در گزينش‌هاى عملى رسانه‌اى.اين ابعاد براى مخاطب موسيقى مردم‌پسند، كه داراى توليد فرهنگى بسيار تمايز يافته است و مى‌تواند به تفاوت‌ها و تغييرات جزئى در سلايق استفاده‌كنندگان پاسخ دهد، بسيار مشهود است. افراد متعلق به اقليت‌هاى قومى همانند ديگران به رسانه‌هاى غالب و سلايق فرهنگى محورى جذب مى‌شوند و در عين حال از امكان ابراز اشكال فرهنگى اقليتى نيز برخوردار هستند. اين اشكال فرهنگى به ايجاد يك محيط نمادين امن‌تر، ارزش‌مندتر، و آشناتر مدد مى‌رساند. هويت گروه‌هاى قومى (به ويژه هويت سياه‌پوست‌ها در جوامع سفيدپوست) از طرف سلايق فرهنگى متمايز تقويت مى‌شود. به عنوان نمونه، سبك‌هاى موسيقى رَپ و هيپ-هاپ در مركز هويت‌هاى اجتماعى پيچيده در كشورهايى كه داراى اقليت‌هاى قابل ملاحظه‌اى از سياه‌پوستان هستند، قرار دارند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

  شيوه زندگى

( اعمال مخاطبان، كاربردهاى اجتماعى رسانه‌ها )

مفهوم شيوه زندگي غالباً براى توصيف و طبقه‌بندى الگوهاى مختلف استفاده از رسانه، به عنوان بخشى از منظومه رفتارها و گرايش‌هاى متفاوت، به كار برده شده است. اين مفهوم تاريخچه پيچيده‌اى دارد، هرچند اساس آن به اندازه كافى در عقايد عمومى مربوط به نحوه اثرگذارى اختلافات ناشى از طبقه اجتماعى بر سلايق، عادات، شيوه لباس پوشيدن، و رفتارها شناخته شده است. اثر ابتكارى پى‌ير بورديو، جامعه‌شناس فرانسوي، مظهر سنت طولانى تلاش براى ربط دادن تجليات متعدد سلايق فرهنگى با پيشينه اجتماعى و خانوادگى است. اين مبحث سهم عمده‌اى در مباحث مربوط به توزيع سلسله مراتبى سرمايه فرهنگي (اصطلاحى از خود بورديو) و ماهيت فرهنگى توده‌اى (يا مردم‌پسند) داشته است. به عبارتي، مفهوم شيوه زندگى راهى است براى فرار از اين پيش‌فرض كه سليقه رسانه‌اى (برخلاف سليقه هنرى و زيبايى شناسانه سنتي) با تحصيلات و طبقه اجتماعى تعيين مى‌شود، چرا كه شيوه‌هاى زندگى تا اندازه‌اى الگوهاى رفتارى و استفاده رسانه‌اى خود خواسته‌اند.مفهوم شيوه زندگى در پژوهش‌هاى بازاريابى تجارى براى طبقه‌بندى مشتريان در قالب انواع مختلف كاربرد دارد و اين كار هدف‌گيرى و طراحى تبليغات را تسهيل مى‌كند. براى چنين اهدافى نياز به اين است كه محقق از حد مقوله‌هاى ساده اجتماعى - جمعيتى بگذرد و تمايزهاى دقيق‌ترى را (به خصوص به لحاظ ابعاد روان‌شناختي) برقرار نمايد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

  خرده فرهنگ و مخاطبان

( اعمال مخاطبان، كاربردهاى اجتماعى رسانه‌ها )

منتقدان نخستين نظريه جامعه توده‌وار به تمايزات فراوان اجتماعى در بين مخاطبان ظاهراً همگن و توده‌وار اشاره مى‌كردند. دريافت كردن پيام يا كانال‌رسانه‌اى مشابه، هرچند مى‌تواند تمامى گروه‌هاى اجتماعى را دربر بگيرد، اما، نمى‌تواند تفاوت‌هاى پيشين از نظر شرايط يا شيوه نگرش مردم را (كه تضعيف كند يا از بين ببرد. صنايع رسانه‌اى در طول تاريخ توسعه خود پيوسته دنبال بازارهاى جديد و ثابت مخاطبان بوده‌اند و براى اين كار هيچ نيازى به توجيه نداشته‌اند. صنايع فوق حتى كوشيده‌اند تا بر اساس نوعى سليقه يا شيوه زندگي، گروه‌هاى فرعى اجتماعى و فرهنگى جديدى خلق كنند كه مشترى‌هاى بالقوه‌ آنها بتوانند با آن‌ها احساس يكى بودن داشته باشند. هنوز هم، خلق شبه‌هويت‌ها يا سبك‌هاى رسانه - محور به منظور تحريك كردن اعصاب واكنشى يك گروه از مخاطبان يك روند جارى است.با اين همه، استفاده از رسانه هميشه به احتمال زياد و به طور غالب به واسطه تجربيات نخستين و هويت‌مندى‌هاى آميخته با زندگى اجتماعى افراد يا به سبب زمينه اجتماعى لحظه استفاده شكل مى‌گيرد. سلايق و مصرف رسانه‌اى (به خصوص در مورد موسيقى و تلويزيون - رايج‌ترين رسانه‌ها در بين جوانان) اولاً از محيط اجتماعى خانواده افراد و بعد از آن از گروه همسالان - همكلاسى‌هاى مدرسه‌اى يا دوستان هم‌محله - تأثير مى‌پذيرد. به جز تمايز سنى رجحان‌هاى جوانان (von Feiliten 1976) و تفكيك عمومى فرهنگ جوانان از فرهنگ بزرگسالان، لايه‌هاى متعددى از تمايزگذارى را مى‌توان پيدا كرد. تجارب جوانات به واسطه تماس‌هاى اجتماعى آن‌ها در محيط كار و در اوقات فراغت شكل مى‌گيرد. بسيارى عوامل خاص ديگر، كه جنسيت تنها يكى از آن‌ها است، از اثرات كلى محيطى تأثير مى‌پذيرند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

  عرصه‌هاى عمومى و خصوصى استفاده از رسانه

( اعمال مخاطبان، كاربردهاى اجتماعى رسانه‌ها )

برخى از اشكال استفاده از رسانه يك ويژگى دقيق عمومى دارند، هم به اين معنا كه در بيرون از خانه (مثلاً در سينما يا كنسرت‌ها) اتفاق مى‌افتند و هم از آن جهت كه به مثابه پاسخى مشترك به اجرا يا واقعه‌اى عمومى بسيار حائز اهميت هستند.رسانه‌هاى جمعى كه اغلب در خانه استفاده مى‌شوند (به خصوص تلويزيون، ويدئو، موسيقى و كتاب) در واقع پلى هستند بين دنياى خصوصى و خانگى و خانوادگى با فعاليت‌ها و مسائل جامعه پيراموني. مخاطب بودن، در برخى شرايط، به معناى اشتراك در زندگى جامعه پيرامونى و در شرايطى ديگر، صرفاً تجربه‌اى ا ست خودانگيخته كه مى‌تواند كلاً شخصى و خصوصى يا تنها با حلقه كوچكى از دوستان و اعضاء خانواده مشترك باشد. البته محل فيزيكى تجربه رسانه‌اى (مثلاً سينما يا تئاتر در مقابل خانه) را نمى‌توان به تنهايى معيار تعريف آن به عنوان فعاليتى عمومى يا خصوصى در نظر گرفت.نوع عمومى استفاده از رسانه در مواقعى متجلى مى‌شود كه افراد به طور آگاهانه و انگيزه‌مند به گزارش وقايعى كه اهميت اجتماعى بسيار زيادى دارند (مانند نتايج انتخابات، حوادث ناگوار، بحران‌هاى جهاني) توجه مى‌كنند؛ يا پخش زنده حوادث ورزشى مهم را از طريق تلويزيون تماشا مى‌كنند يا در يك برنامه تفريحى بزرگ (مانند كنسرت‌هاى زنده) مشاركت مى‌كنند. تجربه مخاطبان عمومى معمولاً مستلزم ميزانى از هويت‌مندى در قالب يك گروه اجتماعى بزرگ‌تر است - خواه يان گروه هواخواهان باشد، يا شهروندان، يا يك جمعيت محلى يا يك فرهنگ سليقه. همچنين، مى‌تواند تجربه‌اى باشد همراه با يك يا چند نقش عمومي، نظير نقش شهروند، رأى‌دهنده، يا كارگر.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

  يك مدل گمراه‌ كننده استفاده از رسانه‌ها

( اعمال مخاطبان، كاربردهاى اجتماعى رسانه‌ها )

مخاطب پژوهان اوليه هم از اين نكته غافل نبودند كه استفاده از رسانه‌ها تحت تأثير شرايط زمان و مكان، و نيز عادات اجتماعى و فرهنگى قرار دارد. مردم بنا به دلايل اجتماعى متعدد (مانند گفت وگو يا برنامه‌ريزى امور روزمره) و نيز بنا به مقاصد يا ارزش‌هاى ارتباطى خاص (مانند پى‌بردن به اخبار) به جمع مخاطبان مى‌پيوندند.به هر حال، اين يك حقيقت است كه رسانه‌پژوهى اوليه متأثر از مدلى از ارتباطات بود كه ارتباط را به عنوان فرآيندى خطى از انتقال پيام‌ها مى‌نگريست. اين مدل محتوا و اثرات پيام‌ها را مهم مى‌دانست و قرارگرفتن مخاطبان در معرض رسانه‌ها را همچون جمع ساده گزينش‌هاى مجزاى افراد در نظر مى‌گرفت. مسأله مهم در اين مدل آن بود كه پيام‌ها به صورتى آگاهانه دريافت، درك، و مؤثر گردند. همچنين، آن عناصر زندگى اجتماعى كه در سر راه اين فرآيند قرار مى‌گرفتند به عنوان سر و صدا و مداخله، يا به عنوان مزاحمت‌هايى ناخوشايند در فرآيند سنجش، تفسير مى‌گرديدند. رفتارهاى به ظاهر غيرانگيزشي نيز به عنوان رفتارهايى فاقد معنى و مفهوم ناديده گرفته مى‌شدند. نگرش ملازم با مدل انتقالى نسبت به مخاطبان نيز بر آن بود كه مخاطبان را به بهترين نحو (در صورت امكان) مى‌توان در آزمايشگاه مطالعه كرد و بدين طريق ابعاد نامربوط را ناديده گرفت.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

  استفاده از رسانه‌ و زندگى روزمره

( اعمال مخاطبان، كاربردهاى اجتماعى رسانه‌ها )

انتخاب افراد را مى‌توان تا حدودى با استفاده از چندين عامل علّى داراى تعامل تحليل كرد - فشار نيازهاى افراد و نيز فشارهاى اجتماعي، نظم و آرايش شرايط، جاذبه نسبى برخى از محتواهاى رسانه‌اي. اين شيوه براى صورت‌بندى مشكل مخاطبان از همان انگيزه‌هايى ناشى مى‌شود كه بيش‌تر پژوهش‌هاى مخاطب‌‌شناختى را تا حال هدايت كرده‌اند: برآوردن نيازهاى صنايع رسانه‌اى يا اهداف تبليغات‌چى‌ها و يا پاسخگويى به نگرانى‌هاى مردم در خصوص اثرات ضر رسانه‌ها.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 هنجارهاى مربوط به محتوا

( اعمال مخاطبان، كاربردهاى اجتماعى رسانه‌ها )

انتظارات هنجارى نه تنها به استفاده از رسانه‌ها بلكه به محتواى آن‌ها نيز مربوط مى‌شوند. مردم از رسانه‌ها شكايت‌‌هايى دارند، همچنان كه قدردانى خود را نيز نشان مى‌دهند. البته معمولاً عكس‌العمل مثبت مردم بيش‌تر از انتقادهاى آن‌ها است، اما اين حقيقت مايه تعجب است كه نقش و عملكرد رسانه‌ها به صورتى بس گسترده موضوع مناسبى تلقى مى‌شود براى ابراز گرايش‌ها، قضاوت‌ها و افكار عمومي.مخاطبان انتظار دارند رسانه‌ها با هنجارهاى مربوط به حسن سليقه و اخلاق هماهنگ باشند، و نيز بعضاً با ارزش‌هايى نظير اجتماع محلي، وطن‌پرستى و دموكراسي. هنجارهايى كه مربوط به داستان‌هاى تخيلى و محتواى تفريحى رسانه‌ها است معمولا به استفاده از الفاظ نامناسب، خشونت، سكس و الگوهاى رفتارى ارائه شده در آن‌ها اشاره دارند. در اين هنجارها، زندگى خانوادگي، محافظت از كودكان و احساسات فردى و موازين اخلاقى بزرگ‌ترها مهم‌ترين وجوه مشترك هستند.گذشته از هنجارهاى اخلاقي، اين نيز شايان توجه است كه مخاطبان نسبت به كيفيت محتواى رسانه‌ها بر مبناى جابندارى و انصاف سياسى هم حساسيت دارند. مخاطبان غالباً تأكيد بيش‌ترى بر بى‌‌‌طرفى و اعتبار رسانه‌ها دارند تا بر حق آزادى بيان آن‌ها. چنين مى‌نمايد كه مخاطبان در بيش‌تر مواقع نسبت به پخش عقايد سياسى افراطى يا منحرفانه در رسانه‌هاى محورى و عمومى تحمل داشته باشند. هنجارهايى كه مخاطبان در مورد اطلاعات رسانه‌ها ابراز مى‌كنند عموماً شامل كليت و درستي، توازن، و تنوع افكار مى‌شوند. منابع خبرى نيز غالباً بر اساس اعتبار نسبى خود مورد قضاوت قرار مى‌گيرند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

چارچوب هنجارى استفاده از رسانه

( اعمال مخاطبان، كاربردهاى اجتماعى رسانه )

اگرچه نمى‌توان استفاده زياد از رسانه‌ها را به تنهايى زيانبار دانست، اما بديهى‌ترين هنجار به كار رفته در مورد رسانه‌ها اين بوده است كه افراد مى‌توانند، حتى از چيزهاى خوب هم، زيادى برخوردار گردند. چارچوب هنجارى مربوط به استفاده از رسانه در وهله اول چنين مى‌نمايد كه مخالف رويكردى است كه استفاده از رسانه را فعاليتى داوطلبانه، مربوط به اوقات فراغت، فارغ از نقش، عموماً لذت‌بخش و عارى از تعهدات اجتماعى مى‌داند. با اين حال، پژوهش‌هاى مخاطب‌شناختى هنوز هم از وجود سيستم‌هاى ارزشى‌اى پرده برمى‌دارند كه به طور غيررسمى در تنظيم رفتارهاى رسانه‌اى مخاطبان نقش دارند.مى‌توان عمق يادگيرى اجتماعى همه انواع رفتارهاى مخاطبان و نيز يادگيرى ناخودآگاه قواعد و انتظارات مربوط به رسانه‌ها را به راحتى ناديده گرفت. اين يادگيرى‌ها آن‌چنان گسترده‌‌اند و مى‌توانند برحسب زمان، مكان، و فرهنگ تنوع داشته باشند كه هر اقدامى براى تشريح ‌آن‌ها محكوم به شكست است. ما معمولاً تنها زمانى به وجود اين قواعد آگاه مى‌شويم كه به طور غيرمنتظره توسط مخاطبان يا خود رسانه‌ها شكسته مى‌شوند.شواهد گسترده‌اى حاكى از اين است كه رسانه‌ها از طرف مخاطبان خود داراى توان اثرگذارى خوب يا بد هستند و از اين رو، نيازمند نظارت و كنترل جامعه يا حداقل ينكه رسانه‌ها بايد توسط والدين تحت نظارت قرار بگيرند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

  استفاده از رسانه به عنوان آسيب‌شناسى اجتماعى

( اعمال مخاطبان، كاربردهاى اجتماعى رسانه‌ها )

رسانه‌هاى مختلف داراى تعاريف پيچيده‌اى هستند كه آن‌ها را به ابعاد ديگرى از تجارب اجتماعى افراد ربط مى‌دهند. از يك سو، رسانه‌ها تقريباً همراهان غيرقابل گريز زندگى روزمره هستند كه ما را وامى‌دارند تا عادات اجتماعى خود (نظير غذاخوردن و گفت و گوهاى خود) را با توجه به واقعيت حضور آن‌ها تنظيم كنيم. رسانه‌ها، از ديگر سوي، منابعى ارزشمند و متنوع‌ هستند كه ما را در مواجه با موقعيت‌هاى اجتماعى و مشكلات فردى يارى مى‌دهند. در رابطه با نقش اخير، ما مى‌توانيم رسانه‌‌ها را ابزارى بدانيم براى رسيدن به روحيه‌اى خاص، انبساط خاطر، گريز از خويشتن، تحريك احساسات متعدد، و نيز وسيله‌اى كه به ما كمك مى‌كند تا چيزهايى را به ياد آوريم و به آن‌ها عكس‌العمل نشان دهيم يا اينكه آن‌ها را فراموش كنيم. شواهد موجود به طور قطع نشان مى‌دهند كه رسانه‌ها براى تمامى مقاصد فوق به كار مى‌روند.اين مبحث با تشكيك در اثرات غيراجتماعى‌كننده استفاده از رسانه‌ها آغاز شد، هرچند اين نكته نيز پذيرفته شد كه بعضاً ميزان نابهنجارى از انزواطلبى از طريق رسانه‌ها مشاهده مى‌شود. در واقع، ترسيم خط دقيقى بين استفاده غيرعادى و افراطى با استفاده آسيب‌شناختى يا زيانبار ممكن نيست. يافته‌هاى يكسان را مى‌توان به انحاء مختلف تفسير كرد. مطالعات نخستين درباره اعتياد كودكان به رسانه‌ها (مثلاً: Maccoby,1954) نشان داد كه محتمل‌ترين عامل استفاده افراطي از رسانه را بايد در آشفتگى‌هاى خانوادگى و ديگر مشكلات فردى جست و جو نمود. استفاده رسانه‌اى غالباً راهى است براى جبران محروميت‌هاى اجتماعى و روان‌شناختى افراد.مطالعات اوليه، وابستگى زياد كودكان به تلويان اوليه را بر آن داشت تا بر تنهايي سينماروها، قتل گفت وگو با ديگران به دست راديو و تلويزيون، بى‌رونق شدن زندگى اجتماعى بيرون از خانه، و خزيدن به درون حلقه خانواده (خصوصى شدن) بگريند. مرده‌هاى متحرك واكمن به گوش و جوانان معتاد به بازى‌هاى كامپيوترى و اينترنت، كه رابطه خود با واقعيت‌ها را از د ست داده‌اند، موضوعات متأخر در نگرش انتقادى هستند.بديهى است افراد زيادى وجود دارند كه از نظر اجتماعى تنها و منروى‌ هستند و در عين حال معتاد به استفاده از رسانه - كه خود مى‌تواند انزواى آن‌ها را تقويت كند. به هر حال، مدرك تعيين كننده‌اى كه بتواند سقوط كلى تماس اجتماعى افراد در نتيجه مستقيم استفاده آن‌ها از رسانه‌هاى جمعى را نشان دهد، در دست نيست. يك ملاحظه قابل فهم در خصوص اعتياد به رسانه‌ها باعث منحرف شدن توجه از معانى مرسوم جذابيت رسانه‌ها شده است. بيش‌تر كاربردهاى رسانه‌ها به نحوى تأثيرگذار اجتماعى هستند. خود استفاده از رسانه نيز يك شكل همه‌جاگير از رفتارهاى معمولى اجتماعى و جايگزينى قابل قبول به جاى تعاملات واقعى اجتماعى است. همچنين، استفاده از رسانه به طور گسترده چون يك عامل جامعه‌پذيري مهم نگريسته مى‌شود - يعنى عاملى براى يادگيرى اجتماعى و ابزارى براى مشاركت افراد در جامعه پيرامونى خود.اجتماعى بودن تجربه مخاطبان در مشخصه‌هاى آشنا (و بسيار تأئيد شده) استفاده عادى از رسانه‌ها قابل مشاهده است. ما غالباً، و به ويژه براى ديدن فيلم و تماشاى تلويزيون، تجربه‌اى مشترك با ديگران در استفاده از رسانه‌ها داريم؛ رسانه‌ها (همانند تلويزيون و موسيقي) براى سرگرم كردن ديگران يا براى تسهيل تعاملات اجتماعى به كار گرفته مى‌شوند؛ استفاده از رسانه‌ها غالباً همراه با گفت و گو با ديگران يا براى تسهيل تعاملات اجتماعى به كار گرفته مى‌‌شوند؛ استفاده از رسانه‌ها غالباً همراه با گفت وگو با ديگران درباره تجربه جارى است؛ محتواى رسانه‌ها (مقوله‌هاى خبري، داستان‌ها، اجراها) موضوعاتى هستند براى توجه مشترك افراد و مباحثات آن‌ها. گفت و گو در باره موضوعات رسانه‌اى به خصوص به عنوان بابى براى گفتگوى محترمانه با افراد ناآشنا مفيد است.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][