مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3389
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 4
همه : 5159778

رسانه‌هاى متفاوت و مفاهيم متعدد بُردِ رسانه‌اى : موسيقي

مخاطبان موسيقى را هم مى‌توان به طرق متفاوت، اما مشابه با شيوە برآورد مخاطبان فيلم‌ها، به حساب آورد. اصلى‌ترين واحد شمارش همان اجراهاى ضبط شده است كه مى‌تواند به انحاء مختلف خريدارى شود و از راه‌هاى متعدد (به ويژه از طريق راديو و نوار) در دسترس قرار گيرد. بازار جهانى موسيقى هم، همانند فيلم، بسيار بزرگ‌تر از بازارهاى ملى آنان است. يكى از ويژگى‌هاى تعيين‌كننده مخاطبان موسيقى (در مقايسه با مخاطبان ساير رسانه‌ها) نقش مستمر اجراى زنده موسيقى و همچنين مشاركت گسترده بخش‌هايى از مخاطبان در آن‌ها است، خواه اين مشاركت از طريق توليدكننده‌ها و خواننده‌هاى غيرحرفه‌اى تحقق يابد يا از طريق رقصيدن يا ديگر اشكال رفتارى و يا ابراز علاقه.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]

رسانه‌هاى متفاوت و مفاهيم متعدد بُردِ رسانه‌اى : روزنامه ها يا نشريات ادواري

حداقل چهار معيار متفاوت براى تعريف جذب مخاطبان به پيش مى‌نهد كه هر يك براى يكى از منافع سازمانى حائز اهميت است كه عبارتند از: جماعت روزنامه‌خوان و مجله‌خوان بالقوه و بالفعل - مخاطبان خوانند يك نوع نشريه يا نشريه خاص - خوانندگان خريدار روزنامه‌ها و نشريات - مخاطبان داخلى بخش‌ها و يا قسمت‌هاى مختلف يك روزنامه يا مجله خاص)

 مخاطبان داخلى بخش‌ها يا قسمت‌هاى مختلف يك روزنامه يا مجله خاصمثلاً ما مى‌توانيم از مخاطبان دائمى مطالب ورزشي، تخليلى - جنايي، يا خبرهاى بين‌المللى نام ببريم. اين نوع از مخاطبان را معمولاً تنها مى‌توان بر اساس داده‌هاى بررسى‌هاى نمونه‌اى برآورد نمود حال آنكه برآوردها هيچ‌گاه نمى‌توانند دقيق باشند. در اينجا، همچنين مى‌توانيم مخاطبان را بر اساس ميزان توجه و مدت زمانى كه صرف خواندن نشريه مى‌كنند، تفكيك كنيم: روزنامه‌خوان متعهد قطعاً با خواننده تصادفى يا كوتاه مدت تفاوت دارد.  خوانندگان خريدار روزنامه‌ها و نشرياتگستره اين تعريف ممكن است به خاطر اهداف عملى با تعداد نسخه‌هاى فروخته شده يكسان تلقى شود، هرچند نمى‌توان فروش را با خواندن برابر دانست. همچنين، تمايز بين مشتركين دائمى با خريداران اتفاقى تك شماره‌اى براى ناشران حائز اهميت است، در حالى كه شايد براى آگهى‌دهنده مهم نباشد.  جماعت روزنامه‌خوان / مجله‌خوان بالقوه يا بالفعلاين مقوله بيش از يك ما به ازاء خارجى دارد چون مى‌توان آن را با سواد خواندن، دسترسى به مواد قابل خواند، يا استمرار خواند تعريف كرد. در برخى شرائط، جماعت خواننده كل جمعيت بزرگسال شامل مى‌شود، اما ظاهراً استمرار و تواتر خواندن اُفت و خيز زيادى دارد.  مخاطبان خواننده يك نوع نشريه يا يك نشريه خاصتعداد اين مخاطبان قاعدتاً بيش‌تر از تعداد نسخه‌هاى فروخته شده است چون معمولاً هر نشريه را بيش از يك نفر مى‌خوانند - به خصوص نسخه‌هايى كه توسط خانواده‌ها يا خانوارها خريدارى مى‌شوند. اين مقوله معادل افرادى است كه نشريه به آن‌ها مى‌رسد و بعضاً هم مخاطبان انباشته يا شمارگان كل آن نشريه ناميده مى‌شوند. تعداد مخاطبان خواننده يك نشريه را معمولاً مى‌توان بر اساس ميانگين خوانندگان شماره‌هاى متعدد آن نشريه سنجيد و اين نوع مخاطب است كه براى آگهى دهنده‌ها بيش‌ترين اهميت را دارد. عموماً نيز نشرياتى كه با تواتر كم‌ترى منتشر مى‌شوند و نيز نشريات گران‌قيمت (مانند مجله پر زرق و برق) به نسبت بُردِ بيش‌ترى براى فروش دارند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]

رسانه‌هاى متفاوت و مفاهيم متعدد بُردِ رسانه‌اى : سينما
مخاطبان فيلم‌ها، موضوع تقسيم‌بندى‌هاى بيش‌ترى بوده‌اند. مخاطبان فيلم‌ها در سا ل‌هاى اوليه سينما بر اساس ميزان فروش بليت برآورد مى‌شدند و آمار فروش گيشه هر فيلم مى‌توانست تعداد كل تماشاگران (مخاطبان) آن را نشان دهد. اين همان مقوله مخاطبان خريدار است. هنوز هم ميزان محبوبيت فيلم‌ها بر اساس كل درآمد حاصل از فروش بليط رتبه‌بندى مى‌شود، هرچند روش فوق اطلاع ناچيزى به دست مى‌دهد. آمار فروش بليط يا ساير داده‌هاى مالى به هيچ‌وجه گستره و تركيب‌بندى جماعت سينمارو را نشان نمى‌دهد: جماعتى كه به عنوان قسمتى از كل جمعيت به طور منظم به سينما مى‌رود و تركيب‌بندى اجتماعى خاص خود را دارد. اطلاعات فوق را تنها مى‌توان از طريق بررسى مخاطبان واقعى يا كل مردم به دست آورد.در حال حاضر، حداقل سه راه عمده ديگر براى پيوستن به مخاطبان خريدار يك فيلم وجود دارد: كرايه كردن فيلم بر روى نوار ويدئويي، خريدن فيلم‌هاى ويدئويي، و ديدن فيلم‌ها از طريق يك كانال كابلى يا ماهواره‌اى ويژه فيلم (يا از طريق پخش فيلم ويدئويى درخواستي). در هر سه مورد هم پرداخت پول مى‌تواند به معناى رسيدن فيلم به چند بيننده باشد.


امتیاز:
 
بازدید:


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

مسائل برد رسانه اي : رتبه بندي مخاطبان

مخاطب بودن نه تنها به ميزان بلكه به نوع خاص نيز مربوط مى‌شود. درخصوص ميزان مخاطب بودن، سطوح احتمالى زيادى از نظر توجه و مشاركت آگاهانه (و نيز درجات مختلف استمرار و تداوم) در عضويت در بين مخاطبان رسانه‌اى وجود دارند كه مى‌توان آنها را فقط به‌صورتى خام در رتبه‌بندى‌هاى مخاطبان (درصدهاى كلى مربوط به مخاطبان در دسترس يا بالقوه) بيان نمود. همان‌گونه كه درو و ويور (Drew & Weaver, 1990) خاطرنشان كرده‌اند، غالباً تفكيك دقيق بين ميزان توجه به رسانه‌ها و فراوانى قرار گرفتن در معرض آنها - به‌ويژه آنگاه كه سؤال‌هاى مربوط به اثرات بالقوهٔ رسانه‌ها - مطرح باشند - حائز اهميّت است.كيفيت مخاطب بودن هم ابعاد مختلفى دارد كه بايد در نظر گرفته شوند. يكى از ابعاد فوق ميزان دلبستگى يا وابستگى به رسانه‌اى خاص و بدون در نظر گرفتن ميزان واقعى مصرف آن رسانه است. بُعد ديگر را بايد در گزينش‌هاى آگاهانهٔ مخاطبان از محتواهاى خاص (فيلم‌ها، كتاب‌ها، برنامه‌هاى تلويزيونى و غيره) جست‌وجو نمود كه با توجه به رضايت مورد انتظار مخاطبان از مصرف رسانه‌اى انجام مى‌گيرند. بعد سوم نيز ميزان توجه مخاطبان به، يا ميزان درگيرى آنها با، تجربهٔ عملى آنها از مصرف رسانه‌ها است. كيفيت مخاطب بودن را همچنين، مى‌توان با رتبه‌هاى بالاى رضايت، قدرداني، يا پسند آنها يكى دانست كه معمولاً در پژوهش‌هاى تلويزيونى مورد سؤال قرار مى‌گيرند. ابعاد فوق همگى به‌نحوى درجاتى از فعاليّت مخاطبان را منعكس مى‌كنند كه معمولاً در رتبه‌بندى‌ها بررسى نمى‌شوند. البته، معرف‌هاى زياد ديگرى هم در مورد كيفيّت مخاطب بودن وجود دارند كه به‌رسانه‌هاى خاص و اهداف معين محتواهاى آنها مربوط مى‌شوند.تجربهٔ مخاطبان، آنگونه كه در قالب اصطلاحات بالا تشريح شد، غالباً هميشه و با همهٔ جزئيات آن بررسى نمى‌شود، هرچند (در مورد تلويزيون) اگر به رتبه‌بندى‌ها مقياس‌هاى رضايت، پسند، يا قدرداني مخاطبان نيز اضافه شود طبيعى خواهد بود. اين پژوهش‌ها بعضاً معتبرتر و آگاهى‌بخش‌تر از رتبه‌بندى‌هاى صرف هستند. اين امر تا اندازه‌اى ناشى از آن است كه رتبه‌بندى‌هاى صرف غالباً نتيجهٔ قابل پيش‌بينى زمان‌بندى برنامه‌ها هستند و خود اين نيز نتيجهٔ زمان مناسب هر برنامه و مقدار برنامه‌هاى موجود براى پُر كردن زمان پخش است. مقياس‌هاى مربوط به كيفيّت مخاطب بودن مى‌توانند به‌سهولت ( و به‌ويژه در مدتى كوتاه) نتايجى متفاوت از رتبه‌بندى‌ها را نشان دهند. همچنين، مقياس‌هاى فوق الزاماً چندان ظرفيّت و موشكافانه يا به‌سهولت قابل تفسير نيستند (Barwise & Ehrenberg, 1988; Leggatt, 1991). به‌عنوان مثال، برنامه‌هاى تلويزيونى كه براى سليقهٔ يك اقليّت پخش مى‌شود اما گروه مخاطبانِ بزرگ‌ترى آن را تماشا مى‌كند، ممكن است از طرف مخاطبان خود ميانگين پايينى را به‌لحاظ كيفى به‌دست آورد. در اينجا، حتى اگر مخاطبان اقليّت موردنظر از برنامهٔ فوق بسيار هم راضى باشند، باز هم اين احتمال وجود خواهد داشت كه اكثريت مخاطبان انتظارات نابجايى داشته و در نتيجه مأيوس شوند. در هر حال، طبق نظر باروايز و اِهرنبرگ (Barwise & Ehrenberg, 1988) مردم عموماً چيزى را در تلويزيون تماشا مى‌كنند كه دوست دارند و آنچه را كه تماشا مى‌كنند دوست مى‌دارند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]
مسائل برد رسانه اي : تنوع مخاطبان
دو مسألهٔ همگنى و يا ناهمگنى و تنوع مخاطبان مطرح مى‌شوند. تعابير هنجارى خاصى در مورد هر يك از سه اصطلاح مذكور وجود دارند، اگرچه هنوز در بين منتقدان و نظريه‌پردازان اجتماعى درخصوص چگونگى به‌كارگيرى هنجارهاى فوق توافق چندانى ديده نمى‌شود. همچنين، بين همگنى و ناهمگنى روابطى به ظاهر متناقض برقرار است. مخاطبان جمعى اوليه، بنابر تعريف، ناهمگن بودند و دقيقاً به‌دليل اين همگنى مى‌توانستند مبنايى را براى ارتباطات دموكراتيك‌تر فراهم نمايند - چرا كه تمام شهروندان در اصل توليدات فرهنگى و اطلاعاتى يكسانى را دريافت مى كردند.برنامه‌هاى رسانه‌اى يك‌دست مى‌توانند در طول زمان همگنى فرهنگى را افزايش دهند. از سوى ديگر، اين ناهمگنى اوليه و نيز فرآيند همگن‌سازى بعدى به‌لحاظ انتقادى نامطلوب است. در اين رويكرد، ناهمگنى به‌معناى تجزيه و از خود بيگانگى بود و فرآيند همگن‌سازي، به‌سبب اينكه بالقوه فريب‌دهنده بود و مى‌توانست از بيشتر مخاطبان جماعتى همرنگ بسازد، ناخوشايند تلقى مى‌شد (Marcuse, 1964).هنجار نهفته در اينجا حاكى است كه شكل‌گيرى مخاطبان بايد به‌بهترين نحو ممكن تفاوت‌هاى فردى شناخته شده (به‌لحاظ عقايد، افكار، سلايق، پس‌زمينه، ظرفيت و غيره) را باز نمايد. جايگزينى مطلوب به‌جاى مخاطبان ناهمگن يا همگن، دسته‌هاى چندگانه‌اى از مخاطبان كانال‌هاى رسانه‌اى (يا محتواهاي) متفاوت است كه هر كدام يك تركيب‌بندى درونى كم‌وبيش همگن براساس مشخصه‌هاى اصلى (سياسي، مذهبي، فرهنگي، سليقه‌اي، محلى و غيره) داشته باشد. به‌هرحال، الگوى مذكور مى‌تواند با نمايش جامعه‌اى قشري، سنتى يا حتى غيردموكراتيك، مفاهيم سياسى يا فرهنگى را از هم تفكيك كند. اين الگو بر اين باور نهاده شده كه هيچ وضعيّت هنجاريِ ثابتى پذيرفته نيست هرچند كه، به‌عبارت ديگر، پيوسته از تنوع بيش از عدم تنوع دفاع شده است.پس از مسألهٔ مطلوب‌ترين شكل مخاطبان، مى‌توانيم دو شكل اصلى از تنوع مخاطبان را بشناسيم كه كم‌وبيش بازتابى از همان تمايز بين ناهمگنى و همگنى است. يكى از اين دو معمولاً با عنوان تنوع داخلى خوانده مى‌شود و ديگرى با عنوان تنوع خارجي. اصطلاح تنوع داخلى زمانى به‌كار مى‌رود كه يك رسانه بتواند مخاطبان اجتماعاً ناهمگن (و غالباً فراوان) را جذب كرده در دسترس مخاطبان خود قرار دهد. كانال‌هاى تلويزيون‌هاى ملّى در بيشتر كشورها، و نيز روزنامه‌هاى شهرى يا محلي، در اين مقوله جا دارند. اين رسانه‌ها نوعاً براى هر كسى چيزى دارند و محتواى آنها اطلاعات عينى و گستره‌اى از عقايد متفاوت را شامل مى‌شود، بدون آنكه جانبدارى خاصى را نشان دهد.در سوى ديگر، مدل تنوع خارجي كانال رسانه‌اى را مفروض مى‌دارد كه تحريريه‌اى خاص خود دارد يا محتواى گزينش‌ شده‌اى به مخاطبانى مشخص ارائه مى‌كند. در اينجا، گزينش برنامه‌ها براساس سياست، مذهب، شيوهٔ زندگي، ترجيحات فرهنگي، يا ديگر اصول صورت مى‌گيرد. مخاطبان جذب شده نيز احتمالاً همگن هستند، هرچند كه مخاطبان كل سيستم رسانه‌اى متنوع خواهند بود. نشريات وابسته به احزاب سياسى - كه ديگر عمدتاً منقرض شده‌اند - آشكارترين نمونه از اين نوع رسانه‌ها بودند، هرچند كه نشريات ادواري، به‌دنبال فروكش كردن استقبال از مجلات عمومي، هنوز هم غالباً پيرو چنين الگويى از تنوع مخاطبان هستند (van Zuylen, 1977).هر دو مدل تنوع داخلى و خارجى مى‌توانند هم‌زمان در درون يك سيستم رسانه‌اى وجود داشته باشند، اما به انحاء مختلف در مورد رسانه‌هاى متفاوت اطلاق شوند. نشريات ادوارى ظاهراً به‌بهترين شكل قادر هستند الگوى خارجى مربوط به مخاطبان همگن اما متفرق را ارائه كنند، در حالى كه تلويزيون و روزنامه‌ها عمدتاً براساس الگوى تنوع داخلى گسترش يافته‌اند. فن‌آورى‌هاى رسانه‌اى جديد هم، با گسترش پخش خاص و الگوى استفاده از رسانهٔ مراجعه‌اي، به الگوى تنوع خارجى مخاطبان تمايل دارند. اين فن‌آورى‌ها توان آن را دارند تا كانال‌هاى تلويزيونى تخصصى‌تر (فيلم، اخبار، ورزش، هنر، و غيره) و نيز انواع خدمات اطلاع‌رسانى مطابق با نيازهاى مختلف را ارائه دهند.برخى روندهاى اجتماعى معاصر - به‌خصوص تضعيف اختلاف‌هاى ايدئولوژيك ومصرف‌گرايى فزاينده - نيز ظاهراً به‌طور مستقل مدل تنوع داخلى را تقويت مى‌كنند. ديگر روندهاى اجتماعى (نظير كنترل اجتماعى ضعيف‌تر، نابرابرى‌هاى اجتماعى بيشتر، و تحريك بيشتر) هم مى‌توانند به جامعه و سيستم‌هاى رسانه‌اى تفكيك شده‌تر بيانجامند. البته، به‌احتمال زياد، مسأله، افزايش يا كاهش تفكيك اجتماعى نيست، بلكه تغيير به‌وجود آمده در اهميّت نسبى اثرهاى متفاوت است. به‌عنوان نمونه، شيوهٔ زندگى و سليقه، و حتى خود رسانه‌هاى جمعي، به‌عنوان منشأ تفكيك اجتماعي، نسبت به سياست و مذهب، توان بيشترى دارند. در چنين حالتي، و به‌شرط آنكه كانال‌هاى رسانه‌اى هم افزايش يابند، ما بايد در انتظار تفكيك بيشتر مخاطبان باشيم. چنين نتيجه‌اي، هرچند متناقض مى‌نمايد، مى‌تواند نشان‌دهندهٔ رشد الگوى تنوع خارجى مخاطبان نيز باشد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]

مسائل برد رسانه اي : تركيب‌بندى مخاطبان

در مراحل اوليهٔ مطالعهٔ مخاطبان رسانه‌ها مشخص شد كه استفاده از رسانه‌ها پيوند عميقى با ساير مشخصه‌هاى اجتماعى - جمعيّت‌شناختى - به ويژه با سن، درآمد، جنسيت، شغل (و تركيب‌هاى متفاوت اين عوامل) - دارد. اين پژوهش‌ها معلوم كردند كه حتى اگر مخاطبان از جمع سادهٔ تك‌تك افراد هم شكل بگيرد، باز هم شكل‌گيرى آن‌ها نتيجهٔ وجود نيروهاى فعال در محيط اجتماعى آنها بوده است كه به ايجاد الگوهاى متمايزى در تركيب كلى آنها منجر شده‌اند. هرقدر كه گزينه‌هاى بيشترى در دسترس مردم قرار گرفته، آنها نيز براساس علايق يا نيازهاى مختلف خود توانسته‌اند بيشتر به انتخاب رسانه دست بزنند.(Sears & Freedman, 1971; Zillma, & Bryant). همچنين، تمايلات طبيعى فوق با تلاش‌ رسانه‌ها براى جذب گروه‌هاى مختلف اجتماعى تشديد شده است.در نتيجهٔ تغييرات فوق، امروزه بيشتر رسانه‌ها داراى مخاطبانى با الگوهاى پايدار و مستحكم از نظر هويت اجتماعى هستند. البته مخاطبان برخى رسانه‌ها بعضاً داراى تركيبى همگن و گزينشى هستند، درحالى كه رسانه‌هاى ديگر (يا كانال‌هاى خاص) از نظر اجتماعى مخاطبانى متمايز دارند. مثلاً روزنامه‌هاى اغلب شهرها بيش از آنكه متعلق به يك گروه جمعيّتى معين باشند، در خدمت يك منطقهٔ ناهمخوان از نظر اجتماعى هستند. اين وضعيّت درخصوص كانال‌هاى رسانه‌اى داراى برد تقريباً جهانى نظير تلويزيون‌هاى ملّى نيز صادق است. (مخاطبان ملّي، بنا به تعريف متفاوت هستند) هرچند در انتخاب محتواهاى داخلي آنها نيز تمايز اجتماعى شايان توجهى مشاهده مى‌‌شود. علايق، سلايق، و رجحان‌هاى مخاطبان قطعاً از عوامل اجتماعى نظير تحصيلات، سن، جنسيت، و نظاير اينها تأثير مى‌پذيرند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]


مسائل برد رسانه اي : انواع استفاده از رسانه‌ها

سؤال مربوط به ميزان‌هاى متفاوت استفاده از رسانه را به بهترين وجه مى‌توان از منظر خود مخاطبان پاسخ گفت. بُرد رسانه‌اى متفاوت در اصل برآيند گزينش‌هاى مستمر مردم است. باوجود اين، استفاده از رسانه براى بيش‌تر مردم يك عادت بسيار پايدار و نيز برآيند تعداد بى‌شمارى از رفتارهاى انگيزه‌مند و مشخص است. برخى محققان معتقد هستند كه ميزان قرارگرفتن افراد در معرض تلويزيون (يعنى زمانى كه صرف تماشاى آن مى‌كنند) ويژگى زيربنايى و پايدارى است و به لحاظ تأثيرات آن بر گرايش‌ها و رفتار افراد، با برخى مشخصه‌هاى جمعيت‌شناختى نظير سن و تحصيلات، قابل مقايسه است. چنين باورى را مى‌توان در مورد رفتارهاى رسانه‌اى ديگر - مانند خواندن يك روزنامه صبح يا عصر - نيز بيان نمود.مردم غالباً از نظر عاطفى به رسانه‌اى خاص وابسته هستند و ميزان اين وابستگى را مى‌توان به عنوان يك گرايش پايدار، كه با استفاده عملى آن‌ها از رسانه‌ها همبستگى دارد، اندازه‌گيرى نمود. وابستگى به رسانه‌ها در كل خود شكلى از هواخواهي است كه به نوع خاصى از محتوا مربوط نمى‌شود.ظاهراً بر سر اصولى كه انواع اصلى رسانه‌ها را مشخص و متمايز مى‌كنند اتفاق‌نظر زيادى وجود دارد. اما اين حقيقت كه ميزان دلبستگى افراد به رسانه‌هاى مختلف و رغب آنها براى استفاده از آن‌ها، بسيار متغير است، به سؤال مربوط به بُردِ رسانه‌اى جهت متفاوتى مى‌دهد: اين كه رسانه‌ها، يا كانال‌ها، يا پيام‌هايى كه بالاترين رتبه‌ها را (از نظر نسبت جمعيت تحت پوشش) دارند، الزاماً مؤثرترين آن‌ها براى اهداف متفاوت نيستند، بلكه بايد شدت جذابيت نسبى آنها هم در نظر گرفته شود.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]

سنّت‌هاى پژوهشى متفاوت

جِنسِن و روزِنگران (Jensen & Rosengren، 1990) پنج سنّت مخاطب‌پژوهانه را مشخص كرده‌اند. اين سنّت‌ها را مى‌توان با استفاده از مفاهيم زير خلاصه كرد:اثرات رسانه‌ها؛ بهره‌ورى و خرسندي؛ نقد ادبي؛ مطالعات فرهنگي؛ و تحليل دريافت.  بهتر است گونه‌شناسى مقتصدانه‌ ترى از پژوهش‌ها را تحت سه رويكرد متفاوت ساختارگرا، رفتارگرا و اجتماعى - فرهنگي به‌كار گيريم.
 سنّت رفتارگراهدف اصلى پژوهش‌هاى اوليه در باب ارتباطات جمعى بررسى اثرات رسانه‌ها به‌ويژه بر كودكان و نوجوانان و با تأكيد بر زيان‌هاى احتمالى بود. هم‌چنين، تقريباً تمام مطالعات جدى مربوط به اثرات رسانه‌ها، مطالعاتى مربوط به مخاطبان هم بوده‌اند. در اين پژوهش‌ها، مخاطبان به‌عنوان عناصرى عرضه‌شده به اثر يا نفوذ (اقناعي، آموزشي، يا رفتاري) رسانه‌ها تصوير شده‌اند. مدل متعارف اثرات رسانه‌اى فرآيندى يك سويه بود كه در آن مخاطب به‌عنوان هدفِ ناآگاه يا گيرندهٔ منفعلِ محرك‌هاى رسانه‌اى تجسم مى‌يافت.بسيارى از اثرپژوهى‌هاى اوليه پيرو رويكرد تجربى بودند و در آنها، شرايط رسانه‌اى (مربوط به محتوا، كانال، و دريافت) براى نيل به درس‌هاى عمومى در خصوص چگونگى برقرار كردن ارتباطات بهتر يا اجتناب از پى‌آمدهاى زيان‌بار تغيير داده مى‌شدند. يكى از مثال‌هاى اوليه را مى‌توان برنامهٔ تحقيقاتى زمان جنگ دانست كه در مورد اثرات فيلم به‌عنوان ابزار آموزش و تهييج داوطلبان اجراء مى‌شد. جاذبهٔ تصاوير خشونت‌بار و پديده‌هاى مرتبط با آنها و نيز اثرات خشونت رسانه‌اي، عمدتاً درون اين سنّت پژوهيده شده‌اند. مطالعات بنياد پِين (Payne) در مورد اثرات فيلم بر جوانان اولين نمونهٔ اين پژوهش‌ها بوده است. هم‌چنين، بسيارى از مطالعات مربوط به انتخابات كوشيده‌اند تا چگونگى رأى دادن را به رفتار مخاطبان ربط دهند.دومين نوع عمده در مخاطب‌پژوهيِ رفتارگرا تا حد زيادى واكنشى بود به مدل اثراتِ مستقيم رسانه‌ها. استفاده از رسانه‌ها در اينجا در مركز توجه قرار داشت و مخاطبان، كم و بيش، به‌عنوان مجموعه‌اى از استفاده‌كنندگان / مصرف‌كنندگان فعال و با انگيزهٔ رسانه‌ها نگريسته مى‌شدند؛ استفاده‌كنندگانى كه مسؤول تجربهٔ رسانه‌اى خود بودند و نه قرباني منفعل رسانه‌ها. اين پژوهش‌ها بر منشأ، ماهيت و ميزان انگيزه‌هاى مخاطبان در انتخاب رسانه‌ها و محتواهاى متعدد آنها متمركز بودند. هم‌چنين، در اين تحقيقات، مخاطبان اجازه مى‌يافتند تا خود تعاريفى را براى رفتارهاى خود ارائه كنند.  سنّت فرهنگى و تحليل دريافتسنّت مطالعات فرهنگى در مرز بين علوم اجتماعى و علوم انسانى قرار دارد. اين سنّت، بر خلاف سنّت ادبى پيشين، تقريباً به‌طور كامل به‌ مطالعهٔ فرهنگ مردم‌پسند مى‌پردازد. سنّت فوق بر استفاده از رسانه به‌مثابه بازتابى از يك زمينهٔ اجتماعى - فرهنگي، و نيز بر فرآيند معنى‌آفرينى براى تجربيات و محصولات فرهنگى تأكيد مى‌كند و مدل محرك - پاسخ مربوط به اثرات رسانه‌ها و هم باور به پيام‌ها يا متن‌هاى داراى قدرت تام و تمام را مردود مى‌شمارد. محققين كوشيده‌اند تا نشان دهند كه پيام‌هاى ارتباطى مى‌توانند توسط گروه‌هاى مختلف اجتماعى و فرهنگى به‌طرق متفاوت (بسته به هدف و منظور توليدكنندگان آن پيام‌ها) بازخوانده يا رمزگشايي شوند. با ادغام پژوهش‌هاى رمزگشايى در جريان رو به رشد مطالعات فرهنگى مربوط به رسانه‌ها در دههٔ ۱۹۸۰ مسلم شد كه مى‌توان انتظار داشت، و به‌سهولت اثبات نمود، كه اغلب پيام‌هاى رسانه‌اى ماهيتاً چندمعنايي (يعنى داراى معانى متكثر) و پذيراى چندين تفسير متفاوت باشند.ديگر شاخهٔ اصلى در رويكرد فرهنگي، مبتنى بر اين اعتقاد است كه استفاده از رسانه فى نفسه يكى از ابعاد مهم زندگى روزمره است. مطابق اين باور، تنها مى‌توان در ارتباط با پس‌زمينه و تجارب اجتماعى گروه‌هاى خرده‌فرهنگى خاص استفاده از رسانه را درك كرد. پژوهش‌هاى مربوط به دريافت رسانه‌اى نيز به مطالعه‌ٔ مخاطبان به‌عنوان جماعت‌هاى تفسيرگر تأكيد دارند. اين مفهوم به نگرش‌ها و شيوه‌هاى ادراك مشترك مخاطبان اشاره مى‌كند كه غالباً از تجارب اجتماعى مشترك آنها ناشى مى‌شوند.تحليل دريافت مخاطبان از رسانه‌ها بيشتر بازوى مؤثر مخاطب‌پژوهى در مطالعات فرهنگى مدرن است تا اينكه خود يك سنّت‌پژوهشى مستقل باشد. اين جريان پژوهشى بر نقش فوق‌العادهٔ خواننده در فرآيند رمزگشايي متون رسانه‌اى تأكيد مى‌كند. اين رويكرد پيوسته يك چهرهٔ انتقادى خودخواسته داشته و مدعى قدرت و توان مخاطبان براى مقاومت در برابر معانى مسلط يا سلطه‌جويانهٔ رسانه‌هاى جمعى و سست‌كردن آنها، بوده است. ويژگى روش‌شناختى اين پژوهش‌ها استفاده از روش‌هاى كيفى و قوم‌نگارانه است.مشخصات اصلى سنّت فرهنگ‌گرا (دريافت رسانه‌اي) در مخاطب‌پژوهى را مى‌توان اين‌طور خلاصه كرد (هر چند همهٔ موارد زير مختص اين رويكرد نيستند):- متون رسانه‌اى بايد توسط ادراكات مخاطبان خوانده شود. اين فرآيند، معانى و لذات ناشى از متون رسانه‌اى را (كه به هيچ‌وجه ثابت يا قابل پيش‌بينى نيستند) مى‌سازد.- مسألهٔ اصلى تحقيق، فرآيند استفاده از رسانه و نحوهٔ ظهور آن در هر زمينهٔ اجتماعى - فرهنگى خاص است.- استفاده از رسانه نوعاً وابسته به موقعيت‌هاى خاص و معطوف به وظايف اجتماعى استفاده‌كنندگان است كه خود از مشاركت افراد در جماعت‌هاى تفسيرگر نشأت مى‌گيرد.- مخاطبان گونه‌هاى خاص رسانه‌ غالباً متشكل از چندين جماعت‌ تفسيرگر اند و شكل‌هاى گفتمانى و چارچوب‌هاى مشتركى براى معناسازى از رسانه‌ها دارند.- مخاطبان هيچ‌گاه منفعل نيستند و افراد مختلف نيز، به‌‌دليل مجرب‌تر و فعال‌تر بودن برخى از آنها، هيچ‌گاه يكسان نيستند.- روش تحقيق بايد كيفي و ژرف‌نگر - غالباً قوم‌نگارانه - باشد و محتواى رسانه‌اي، عمل دريافت، و پس‌زمينهٔ اجتماعى - فرهنگى مخاطبان را به‌طور توأمان در نظر بگيرد.  سنّت ساختارگرا در سنجش مخاطباننيازهاى صنايع رسانه‌اي، نخستين و ساده‌ترين اَشكالِ پژوهش‌هاى مربوط به مخاطب را به‌وجود آوردند. پژوهش‌هاى فوق براى تخمين درست از كميّت‌هاى ناشناخته و ميزان دسترسى مخاطبان راديو و بُردِ نشريات چاپى (تعداد خوانندگان بالقوهٔ نشريات در مقابل شمارگان يا تعداد چاپ آنها) طراحى مى‌شدند. اطلاعات فوق، به‌ويژه براى جذب آگهى‌هاى درآمدزا، حياتى بودند. گذشته از اطلاعات آمارى فوق، اطلاع از تركيب اجتماعى مخاطبان در قالب اصطلاحات بديهى - اينكه مخاطب كيست و در كجاست - حائز اهميت بود. نياز رسانه‌ها به اين اطلاعات اوليه، به رشد يك صنعت گسترده‌ منجر شد كه با صنعت تبليغات و پژوهش‌هاى بازاريابى ارتباط داشت.رويكرد ساختارگرا به لحاظ نظرى حائز اهميت است چون مى‌تواند رابطهٔ بين نظام رسانه‌اى و استفادهٔ افراد از رسانه‌ها را نشان دهد. به‌عنوان نمونه، انتخاب رسانه‌اى هميشه محدود به عواملى است كه در يك بازار رسانه‌اى خاص قابل دسترس باشد. اين رويكرد در پژوهش‌هاى مربوط به اثرات ارتباطى نيز اهميت دارد. در اين پژوهش‌ها، اطلاعات مربوط به افكار، گرايش‌ها، و رفتارهاى مخاطبان در ارتباط با اطلاعات مربوط به مشخصات جمعيتى و الگوهاى استفادهٔ آنها از رسانه‌ها تحليل مى‌شوند. ميزان و نوع عرضه‌شدگي به رسانه‌ها پيوسته يكى از متغيرهاى كليدى در تحليل اثرات رسانه‌ها بوده است. هم‌چنين، رويكرد ساختارگرا مى‌تواند براى مطالعهٔ جريان مخاطبان بين كانال‌ها و انواع محتواهاى متفاوت در طول زمان مفيد باشد.نكتهٔ آخر اينكه رويكرد ساختارگرا در مسؤوليت‌پذير كردن رسانه‌ها هم نقش به‌سزايى به‌عهده دارد، چون بررسى‌هاى مخاطب‌شناختى مى‌توانند ميزان رضايت يا اعتمادنسبى مخاطبان به بخش‌هاى مختلف رسانه‌ها را تعيين كنند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

سَيَلان مخاطبان(۲)

 تأثير بر مخاطبانتبعات تغييرات جارى براى مخاطبان شامل اين موارد است: فشار بيش‌تر و بيش‌تر براى مصرف‌كردن و نيز تمايل به برخوردار شدن از خدمات شركت‌هاى رسانه‌اى بزرگ‌تر و بزرگ‌تر. شايد مهم‌ترين تغيير اين باشد كه معناى واژه مخاطب به عنوان يك بازار، تقويت و گسترده‌تر شده است - به ويژه به عنوان بازارى براى سخت‌افزارهاى جديد خانگي. مخاطبان شامل خريداران و استفاده‌كنندگان فن‌آورى‌هاى رسانه‌اى مى‌شوند، همان‌قدر كه دريافت‌كنندگان پيام‌هاى رسانه‌اى را هم دربر مى‌گيرند. فرآيندهاى اقتصادى فوق‌الذكر تبعاتى براى آينده مخاطبان داشته‌اند. اين فرآيندها، از يك سو، رشد هر چه بيش‌تر مخاطبان فراوان را تسهيل مى‌كنند و اين نتيجه تمركز رسانه‌ها و نيز مساعد بودن مخاطبان فراوان براى مقاصد پولى و برخى از انواع تبليغات است. از سوى ديگر، آن‌ها مخاطبان حرفه‌اى‌ترى را به وجود مى‌آورند كه آماده‌اند براى توليدات و كانال‌هاى رسانه‌اى جديد پول بيش‌ترى بپردازند. اين وضعيت نسبتاً تعارض‌گونه دليل مضاعفى است براى احتياط به هنگام پيش‌بينى پايان عصر مخاطبان رسانه‌هاى قديمى.اين تغييرات اثرات سنگينى بر مفهوم مخاطب گذاشته‌اند؛ مفهومى كه، در شكل اوليه‌ آن، ثابت و محدود به مرزهاى ملى بود و به وضوح توسط علايق و ابزار بيان محلى و فرهنگى تعيين مى‌شد. تجارت‌هاى رسانه‌اى نيز كوچك، كند و ملى بودند. در اينجا، دو دگرگونى حاصل شده كه هر دو نيز استمرار دارند. تغيير نخست به مسأله ظرفيت و حجم رسانه‌ها مرتبط است: امروزه منابع، توزيع‌كننده‌ها، توليدات رسانه‌اي، ابزار توزيعى و فضاى موجود در كانال‌هاى رسانه‌اى بسيار زيادتر شده‌اند و همگى به قيمت مستمراً در حال كاهش در دسترس مصرف‌كنندگان رسانه‌ها (و مخاطبان آن‌ها) قرار دارند. تغيير دوم كيفى است و در رسانه‌هاى دوسويه كامپيوترى (يا رسانه‌هاى شبه - دوسويه نظير تله‌تكست و CD-ROM) متبلور مى‌شود. فن‌آورى‌هاى جديد مربوط به ضبط، نگهداري، و پخش مجدد تمامى انواع رسانه‌ها انعطاف‌پذيرى كاربرد رسانه را افزايش داده‌اند و امكان رهاشدن مخاطبان از مديريت و كنترل سازمان‌هاى رسانه‌اى را فراهم كرده‌اند.همچنين، مى‌توان ميزانى از همگرايي، بين فن‌آورى‌هاى مورد استفاده براى پخش عمومى پيام‌ها و فن‌آورى‌هايى كه (به ويژه از طريق ارتباطات از راه دور) در ارتباطات شخصى (غالباً فرا يا بين سازماني) كاربرد دارند مشاهده نمود. نوعى شخصى شدن (يا فردى شدن) ارتباطات عمومى (مانند دسترسى افراد به روزنامه‌هاى الكترونيكى يا اوديوتكست) نيز در جريان است، همچنان‌كه ارتباطات خصوصي در حال عمومى شدن است يا اينكه حداقل به طور گسترده‌ترى با ديگران مشترك مى‌شود. اين تغيير از طريق اينترنت يا استراق سمع الكترونيكى - نيز با فروش تلفنى و نامه‌اي، تبليغات، و اطلاعات عمومى - وقوع مى‌يابد. و گويى تغييرات فوق هنوز تازه شروع شده‌اند.يكى از اثرات ناشى از تغييرات رسانه‌اي، كه از مدت‌ها قبل شناسايى و مطالعه شده، حول محور وفور بيش از حد و انباشت اطلاعات شكل گرفته است. شايد چنين بنمايد كه مخاطبان به دليل وفور رسانه‌اى جديد با مشكل مواجه شده باشند چون به طور مداوم با گزينه‌هاى مضاعف روبه‌رو مى‌شوند و اصول راهنمايى كننده آشناى خود را از دست مى‌دهند. ترديدى نيست كه توليد و عرضه همه انواع اطلاعات (و نه تنها رسانه) به صورت تصاعدى افزايش يافته و از ظرفيت مردم براى مصرف يا بهره‌ورى از آن‌ها فراتر رفته است. مردم وقت و پول محدودى دارند كه صرف رسانه‌ها كنند و آشكار است كه منابع وقتى و پولى مخاطبان متناسب با امكانات جديد مصرف افزايش نداشته‌اند. به عنوان نمونه، شگفتى‌‌آور است، كه در حالى كه اروپا در دهه گذشته شاهد چندبرابر شدن برنامه‌هاى تلويزيونى عرضه شده بوده، اما متوسط وقت صرف شده براى تماشاى آنها رشدى هر چند، ناچيز، نداشت.  نيروهاى اجتماعى و اقتصادىتقريباً در بيست سال گذشته، كه شاهد ظهور امكانات جديد بوديم، تغييرات بسيارى وقوع يافته كه تأثير فن‌آورى‌ها را تشدى كرده‌اند. تغييرات فوق شامل رشد سريع اقتصادي، قابليت توليد زياد، و گسترش جوامع مصرفى جديد (به ويژه در خاور دور) مى‌شوند. گسترش دكترين‌هاى اقتصادى ليبرالى (كه به مقررات‌زدايى رسانه‌اى مى‌انجامند) و سقوط كمونيسم نيز در اين فرآيند مشاركت داشته‌اند. اين تغييرات، باهم، فردگرايى (خصوصى‌سازي) و سكولاريزه شدن را ترغيب كرده‌اند. سازمان‌هاى جمعى قديمى - نظير اتحاديه‌هاى كارگرى و احزاب سياسى - نيز سقوط كرده‌اند و سازمان‌هاى انحصارى و تمركزگراى عمومى نيز در حال عقب‌نشينى هستند. افزايش ثروت و درآمد قابل مصرف در كشورهايى كه در آن‌‌ها رسانه‌هاى جمعى بيش‌ترين نفوذ را داشته نيز تنوع و تكثر توليدات و بازارها را افزايش داده‌اند. رشد جمعيت كم يا متوقف شده و شهرهاى بزرگ در حال كوچك شدن هستند. تمامى اشكال تحرك در حال رشد هستند و شبكه‌هاى تلفن مردمان بيش‌تر و بيش‌ترى را به هم پيوند داده‌اند. امروزه پيش‌شرط‌هاى اجتماعى لازم براى شكل‌گيرى مخاطبان توده‌وار در كشورهاى پيشرفته صنعتى عموماً در حال اضمحلال هستند.عامل ديگر تغييرات جارى كه مى‌توان پيوندها و نيز اثرات آن بر ارتباطات را به دست داد همان بين‌المللى شدن عملاً همه چيز است. ظاهراً دنيا در حال كوچك شدن است و اين ناشى از امكان مسافرت سريع و ارتباطات فراجهانى آنى و نيز ناشى از تقليل موانع سياسى و تجارى است. دو ماگوشه‌هاى جهان مسكون پخش گرديده بودند. يكى از مكاتب فكرى تسخير مخاطبان در كشورهاى جهان سوم را شكل جديدى از امپرياليسم فرهنگى مى‌داند. نگرانى مشابهى نيز نسبت به غلبه توليدات آمريكايى بر بازارهاى شنيدارى - ديدارى اروپا و از دست رفتن هويت‌هاى ملى و منطقه‌اى ابراز گرديده است.هرچه باشد، اين يك حقيقت است كه مخاطبان جديد در كشورهايى به توليدات رسانه‌اى جلب مى‌شوند كه از نظر مكانى (و حتى زماني) بسيار با محل توليد و ساختار محتوايى آن‌ها فاصله دارند. رسانه‌هاى جديد نيز توان بسيار زيادى براى توزيع بين‌المللى محتواى رسانه‌ها دارند - در مورد شاهراه الكترونيكى جهاني، كه اينترنت نسخه كامل آن است، بسيار نوشته‌اند. اصولاً چنين شبكه‌هايى بايد آزاد از كنترل ملى و قابل دسترس براى همه آن‌هايى باشند كه در سراسر دنيا ابزار لازم را در اختيار دارند.به رغم وجود امكان تكنولوژيك، هنوز موانع بسيارى در برابر شكل‌گيرى عملى مخاطبان چندمليتى وسيع قرار دارند. رسانه‌هاى داخلى هنوز هم از نظر در دسترس بودن و شناخته شدن مزيت دارند و با دنياى شناخته شده مخاطبان سروكار دارند و مخاطبان خود را هم به خوبى مى‌شناسند. زبان و فرهنگ مسؤول بخش عمده‌اى از موانع موجود هستند و فن‌آورى‌هاى جديد و كاهش قيمت‌ها نيز بر آن‌ها تأثير نگذاشته‌اند. اروپاى غربى مثالى آموزنده است چرا كه در آنجا تقريباً همه عوامل مادى و زمينه مناسب براى ظهور بين‌المللى شدن رسانه‌اى وجود دارد، اما هنوز و به رغم تمام تلاش‌هاى صورت گرفته، يك مخاطب پان - اروپايى براى رسانه‌اى اروپايى ايجاد نشده تا بتوان از آن ذكرى كرد. نزديك‌ترين مورد به حالت استثنايى MTV اروپا است.  حدود و انواع تجزيهمى‌توان مباحث مربوط به تجزيه مخاطبان را در قالب چهار مرحله پياپى مذكور در نمودار مربوطه جمع‌بندى كرد. مراحل چهارگانه فوق به ويژه در مورد تلويزيون، كه در مركز تغييرات قرار دارد، مصداق مى‌يابد. در سال‌هاى اوليه كار تلويزيون (در دهه‌هاى ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰)، بيش‌تر بينندگان در اغلب كشورها گزينه‌هايى محدود به حداكثر سه كانال متمركز يا ملى داشتند (البته وضعيت در ايالات متحده بهتر بوده است). مردم تجارب رسانه‌اى مشابهى داشتند كه مشترك و كاملاً همگن بود. اين مدل واحد حاكى از مخاطبان واحد است كه گستره‌اى كم و بيش همانند عامه مردم دارد. به تدريج كه عرضه محتواها و كانال‌ها افزايش يافت، كثرت و گزينه‌هاى افزون‌ترى در چارچوب مدل واحد به وجود آمد (مانند تلويزيون روزانه و شبانه، و نيز تمايزات منطقه‌اي). نتيجه، الگويى از كثرت محدود داخلى بود كه مى‌توان آن را مدل تكثرگرا ناميد. سومين الگو، مدل مركز - پيرامون است كه در آن تعدد كانال‌ها امكان به وجود آمدن كانال‌هاى رقيب و مضاعف در خارج از چارچوب مذكور را فراهم مى‌كند. در اين حالت است كه مى‌توان از برنامه‌هاى تلويزيونى عمدتاً متفاوت با اكثريت يا جريان محورى برخوردار شد. مرحله آخر در نمودار نشان داده شده مدل فروپاشى ناميده شده و حالت تجزيه شديد و در اصل تلاشى هسته مركزى را نشان مى‌دهد. در اين مدل، مخاطبان بين كانال‌هاى بسيار متفاوت پخش شده‌اند و هيچ الگويى ثابت در اين حالت وجود ندارد. در اينجا ممكن است تنها به طور اتفاقى تجارب مشتركى بين مخاطبان حاصل شود.به رغم امكان طى شدن اين مراحل پى‌درپي، بيش‌تر توجه مخاطبان در اغلب كشورها هنوز هم معطوف به تعداد معدودى از كانال‌هاى مختص علايق كلى است. همچنين، هنوز ميزان بالايى از تداخل مخاطبان وجود دارد كه در مصرف برنامه‌هاى مردم‌پسند اشتراك زيادى دارند. اين همان وضعيت جارى در تلويزيون كشورهاى داراى كانال‌هاى چندكابلى است.  فرار مخاطبانرسانه‌ها از فقدان آشكار كنترل ناشى از تجزيه و تفرق مخاطبان هم تأثير پذيرفته‌اند. عنوان كتاب ايان‌آنگ، مذبوحانه اندرپى مخاطب (Ien Ang, 1991)، آرزوى سازمان‌هاى رسانه‌اى در شرايط جديد و رقابتى‌تر را به خوبى نشان مى‌دهد. در شكل قديمى ارائه سازمان‌يافته و قابل پيش‌بينى مخاطبان به رسانه‌ها مى‌شد به سهولت اندازه؛ تركيب‌بندي؛ و الگوهاى تقاضا، استفاده، و رضايت مخاطبان را شناخت. هرقدر هم مخاطبان بيش‌تر مى‌شدند، به دست‌آوردن اندازه‌گيرى‌هاى صحيح‌تر از طريق پژوهش‌هاى پيمايشى سهل‌تر مى‌گرديد. همچنين، مخاطبان قديم تركيب‌بندى نسبتاً ثابت و رفتار جمعى نستباً منظم و قابل پيش‌بينى داشتند. و تمام اين‌ها برنامه‌ريزي، عرضه، محاسبه نتايج، و خريد مخاطبان از آگهى‌دهندگان را آسان مى‌كردند. در شرايط جديد رسانه‌اي، نياز به شناخت مخاطبان به هيچ‌وجه كم‌تر نشده اما نيل به آن، به رغم پيشرفت‌هاى صورت گرفته در فن‌آورى قابل دسترس در پژوهش‌ها، سخت‌تر و پرهزينه‌تر شده است.  قدرت كم‌تر براى رسانه‌هاتجزيه و تقسيم مخاطبان زندگى را براى تبليغات‌چى‌ها و آگهى‌دهنده‌هاى متعدد سخت‌تر كرده است. امروزه، دسترسى به عامه مردم سخت‌تر، پرهزينه‌تر، و غيرقابل پيش‌بينى‌تر شده، هرچند نيل به گروه‌‌هاى هدف كوچك احتمالاً راحت‌تر است. مخاطبان مورد امكان بيش‌ترى يافته‌اند تا از منابع و پيام‌هاى رسانه‌اى ناخواسته فرار كنند. مخاطبان در مقايسه با روزهاى نخست كار راديو و تلويزيون توجه كم‌ترى هم به پيام‌هاى دريافت شده دارند و اين نتيجه آن استكه كانال‌هاى رسانه‌اى بيش‌ترى خواهان توجه تقريباً ثابت مخاطبان هستند. اينان معتقد هستند كه هر فقره اطلاعات توليدشده جديد وارد بازار رقابتى‌ترى مى‌شود و به طور متوسط در دسترس مخاطبان كم‌تر و بى‌توجه‌ترى قرار مى‌گيرد.تغييرات تشريح شده، همچنين، به يك اثر كيفى اشاره مى‌كنند كه احتمال اثرگذارى رسانه‌ها را حتى در صورت بذل توجه مخاطبان كم مى‌كند. مصرف‌كنندگان جديد رسانه‌ها نوعاً وقت و انگيزه اندكى دارند و علاقه‌اى نيز به حفظ رابطه خود با رسانه‌ها نمى‌بينند تا درصدد واكنش به آن‌ها برآيند. در نتيجه، رابطه اجتماعى بين رسانه‌ها (ارتباط‌گران) و مخاطبان تضعيف مى‌شود، هرچند هنوز امكان ايجاد رابطه‌اى بين افراد و نقش‌آفرينان يا منابع اطلاعاتى موجود در جايى در جهان خارج وجود دارد. قطعاً احتمال اندكى مى‌رود تا پيوندى هنجارى بين رسانه‌ها و مخاطبانى از اين نوع برقرار شود و اين به معناى اثرگذارى كم‌تر منابع ارتباطى بر افكار و باورهاى دريافت‌كنندگان است.  قدرت بيشتر براى مخاطباناين روندها در ظاهر شامل واگذارى قدرت به مصرف‌كنندگان رسانه‌‌ها نيز مى‌شود - يعنى قراردادن دريافت‌كننده در رأس و تقليل توان سازمان‌هاى توليد و توزيع ارتباطى براى هدايت مخاطبان. كسب قدرت مخاطبان، همچنين، به اين معنا است كه ديگر هيچ سازوكارى براى به كاربردن اين قدرت نويافته به نيابت از سوى تجمعات اجتماعى وجود ندارد. مخاطبان در ظاهر تبديل به مجموعه‌اى از مصرف‌كنندگان مجزا و منزوى شده‌اند كه ديگر هيچ علاقه مشترك يا حضور سازمان‌يافته‌اى ندارند. در واقع، مردم در قالب مخاطبان منزوى بيش از هر زمان ديگرى به عرضه‌كنندگان قدرت‌مند رسانه‌هاى وابسته شده و در مقابل آن‌ها بدون دفاع مانده‌اند. اين مخاطبان قدرتى بيش از مصرف‌كنندگان ساير توليدات ندارند.تعدد رسانه‌ها و ابزار توزيعى در نظر راه را براى تكثر ارتباط‌گران (يعنى عرضه‌كنندگان سازمان‌يافته رسانه‌اي) هموار نمى‌سازد و يا رقابت را براى خوشايند مخاطبان تشديد نمى‌كند. اين نتيجه به هيچ‌وجه تضمين شده نيست و غالباً ساختار صنايع رسانه‌اى با همان سرعت كه فن‌آورى‌هاى رسانه‌اى امكان مى‌دهند، تغيير نمى‌كند. مالكان رسانه‌ها همان قبلى‌ها هستند و حتى اغلب در نتيجه ادغام حذف شده‌اند. شيوه كارى اين مالكان همان است كه بود. چنين مى‌نمايد كه در سطوح ملى و جهاني، نيروهاى بازار به نفع مجموعه‌هاى عظيم رسانه‌اى عمل مى‌كنند كه در نتيجه ادغام عمودى و افقي، چندين نوع متفاوت از رسانه‌ها را شامل مى‌شوند. دولت‌ها نيز، بنا به دلايل مربوط به سياست‌هاى صنعتي، موانع كم‌ترى در برابر اين روندهاى انحصارگرايانه مى‌‌نهند.مخاطبان جمعي كانال‌هاى تلويزيونى يا روزنامه‌هاى بزرگ - مقياس حقوق سازمان‌يافته‌اى نداشتند، هرچند بعضاً اين ادعا شنيده مى‌شد و مخاطبان مى‌توانستند خواسته‌هاى خود را با نيروى افكار عمومى ابراز نمايند (كه البته ممكن بود اين خواسته‌ها كلاً ناديده گرفته شوند). رسانه‌هاى مورد نظر اغلب ماهيت ملى داشتند، سياسى‌تر بودند، و نقشى همانند نهادهاى عمومى را ايفاء مى‌كردند. مجموعه‌هاى چندرسانه‌اى مدرن، كه ممكن است شركتى چندمليتى باشد، مايل هستند تا مردم (به جز آنها كه مورد نياز عمليات بازار باشد) در فعاليت‌هاى خود حضور نيابند. اين مجموعه‌ها، همچنين، هيچ تعهد يا مسؤوليت خاص نسبت به مخاطبان ملى يا محلى ندارند مگر آنچه كه براى يك فعاليت تجارى خوب مورد نياز باشد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۲:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]


 جنسيت مخاطبان

( اعمال مخاطبان، كاربردهاى اجتماعى رسانه‌ )

در تحقيق دريافت، تحت تأثير نظريه‌هاى فمينيستي، اين باور هم رشد كرده كه استفاده از رسانه همواره و مشخصاً به عامل جنسيت بستگى دارد. تفكيك استفاده از رسانه بر اساس عامل جنسيت سابقه‌اى ديرينه دارد و برخى رسانه‌ها به طور اختصاصى براى مخاطبان زن - غالباً توسط زنان به شكل مجلات خاص زنان (Ferguson, 1983) و انواع مختلف تخيلى (مثلاً عاشقانه) - توليد مى‌شوند. مخاطبان مرد نيز ژانرها يا انواع رسانه‌هاى خاص خود را دارند.آنچه تازگى دارد كنجكاوى بيش‌تر در مورد معناى تفاوت‌هاى جنسيتى و تلاش براى فهميدن اين نكته است كه ساخت اجتماعى جنسيت و گزينش‌هاى رسانه‌اى چگونه بر يكديگر تأثير مى‌گذارند. در اين تلاش، از روش‌هاى پژوهشى قوم‌نگارانه و عميقى استفاده شده است. در پژوهش‌هاى صورت گرفته غالباً باور به نوعى جماعت تفسيرگر مبتنى بر تجربه جنسيتى نقشى كليدى دارد. (Hermes, 1995) پژوهش در مخاطب رسانه‌اى معمولاً همراه (و شايد به دنبال) تحليل محتوا بوده است. تحليل محتوا نيز جنسيتى بودن متون رسانه‌اى را به اثبات رسانده است. در واقع، تفكيك مخاطب پژوهشى از محتوا و توليد پژوهشى سخت است.تجربه مخاطبان بر اساس جنسيت آن‌ها برآيند پيچيده‌اى است از يك نوع خاص محتوى رسانه‌اي، امور عادى و روزمره زندگى و ساختار گسترده‌ترى كه هنوز مى‌توان آن را جامعه مردسالار ناميد - يا دنياى مردها تا آنجا كه بحث قدرت مطرح مى‌شود. در اين خصوص، تحقيق رادوى (Radway, 1984) در مورد گروهى از زنان علاقه‌مند (و در اصل معتاد به) داستان‌هاى عشقى توليد انبوه شده، بسيار نقل گرديده است. رادوى بر آن بود تا در وهله اول علت جاذبه بى‌اختيار داستان‌هاى عشقى را بر اساس توضيحات ارائه شده توسط خود زنان به دست آورد. از اين منظر، داستان‌هاى عشقى راه فرارى هستند كه اختصاصاً براى زنان طراحى شده‌اند: اولاً، راه فرارى است كه خواندن كتاب فراهم مى‌كند و فضا و زمانى خصوصى را به وجود مى‌آورد كه از مزاحمت شوهران و كارهاى خانه عارى است؛ ثانياً، اين داستان‌ها روايت‌هايى هر چند خيالى از عشق واقعى را به زنان ارائه مى‌كنند كه مى‌توانند از نظر عاطفى تربيت كننده باشند. يافته‌هاى رادوى نشان دادند كه تصاوير و حكايات متفاوتى كه زنان در داستان‌هاى تخيلى پيدا مى‌كنند حداقل كمى قدرت‌دهنده و تجهيزكننده هستند، باوجود اين كه فمينيسم انتقادى تمايل دارد تا داستان‌هاى عشقى - تخيلى را گمراه كننده و داراى گرايش‌هاى ارتجاعى بداند.بحث جنسيت در تجربه مخاطبان، در رابطه با يك ژانر ديگر نيز كه عمدتاً مخاطبان زن را به سوى خود مى‌كشاند، مطرح مى‌شود - ژانر نمايش‌هاى خانوادگي راديويى و تلويزيوني. اين ژانر گونه‌هايى چند دارد، اما نخستين گونه نمايش‌هايى بودند كه از راديو (در آمريكا) در طول روز پخش مى‌شدند و هدف آنها جلب توجه زنان خانه‌دار بود. اولين مطالعات انجام شده در باره ژانر فوق به جذابيت خاص نمايش‌هاى خانوادگى براى زنان در نقش خانه‌دار و مادر اشاره كرده‌اند - و اين جذابيت خاص نه فقط به خاطر زمان مناسب پخش آن‌‌ها بلكه به دليل محتواى آن‌ها (تركيبى از درام، اندرز، اخلاقيات، تخيلات و حمايت نمادين از نقش زنان در خانه) بود.مطالعات جديدتر دربارهٔ نمايش‌هاى خانوادگى تلويزيونى شكل روايى اين نمايش‌ها (استمرار، نامشخصي) را به استفادهٔ روزمرهٔ زنان مرتبط مى‌كنند - استفاده‌اى كه كه تكه‌تكه و فاقد توجه مستمر اما در عين حال داراى انعطاف است. در كل، نمايش‌هاى خانوادگى به‌صورتى معنى‌دار بيشتر توسط زنان انتخاب و تماشا مى‌شوند، حتى آن‌گاه كه منزلت نازل اين ژانر از طرف خود زنان شناخته شده باشد. پژوهش‌هاى مردم‌شناختى دربارهٔ بينندگان زن نمايش‌هاى خانوادگى نشان مى‌دهند ژانر فوق به‌طور گسترده به‌خصوص براى زنان مناسب است و غالباً در مكالمات و اظهار نظرهاى بينندگان در مورد تجربيّات روزمرهٔ آنها كاربرد دارد (Livingstone, 1988).هرمس (Hermes, 1995)، درخصوص مخاطبان مجلات ويژهٔ زنان، چندين سياهه تفسيرى يا ساختارهاى معنايى را مشخص كرده كه خوانندگان زن اين مجلات عمل خواندن و نيز توجه متفاوت خود به انواع مختلف ژانر فوق (از نشريات فمينيستى تا سنّتي) را براساس آنها معنى مى‌كنند. اين سياهه‌ها، به عنوان نمونه، شامل احساس وظيفه براى حمايت از آرمان‌هاى زنان يا احساس گناه براى خواندن مجلات سنّتى زنان مى‌شوند. اين باورها غالباً مانعةالجمع هستند و درمراوده با يكديگر، هرچند كه تضادهاى حاصله به‌دليل بى‌اهميّتى نسبى مجلات براى حتى وفادارترين خوانندگان آنها ملايم‌تر مى‌شوند.بى‌علاقگى مخاطبان - كه بازتاب شكاف كاملاً شناخته شدهٔ بين تجربيّات زندگى واقعى و دنياى رسانه‌ها است - پديده‌اى بسيار رايج است. مطالعهٔ آنگ (Ang, 1985) دربارهٔ زنان هوادار سريال تلويزيونى دالاس (يك نوع - پرزرق و برق - خاص از نمايش‌هاى خانوادگي) نشان داد كه لذّت بردن از مزخرفات تخيّلى با انتقاد از بخش زيادى از محتوا چقدر سازگار است. بينندگان به‌راحتى مى‌توانند از برنامه‌اى لذّت ببرند يا با آن طعنه‌آميز برخورد كنند. در اينجا، بسيار اشتباه خواهد بود كه مخاطبان را براساس نگرشى شكل گرفته از بيرون (يا هر نگرش واحد) نسبت به محتوا يا رسانهٔ موردنظر تعريف كنيم. مخاطبان وجود دارند و - جداى از محتواى انتخاب شده و تمام انتقاداتى كه براساس موازين زيبايى شناختي، اخلاقي، يا سياسى مى‌تواند بر آن گرفته شود - از استفادهٔ خود لذّت مى‌برند. البته، اين اصل درخصوص ديگر ژانرها و ديگر مخاطبان نيز مصداق دارد.ماهيّت مخاطبان تفكيك شده براساس جنسيّت به‌معناى نسبت جنسى تركيب آنها نيست، بلكه ميزان معنادارى خاص عضويّت آگاهانهٔ افراد در بين مخاطبان (مخاطب بودن) براساس تجارت خاص مردانه و زنانه است. پژوهش‌هاى انجام شده در مورد استفاده از رسانه مملو از يافته‌هايى هستند كه نشان مى‌دهند تفاوت مخاطبان براساس جنسيّت با رجحان‌ها و رضايت‌مندى‌هاى متفاوت آنها همبستگى دارند. محققين دريافتند كه زنان مضطرب بيشتر مسابقات و نمايش‌هاى متنوع را تماشا مى‌كنند، در حالى كه مردان مضطرب بيشتر برنامه‌هاى خشن و پرحادثه را مى‌بينند. اين يافته بر اختلاف‌هاى قابل مشاهده در بين كليهٔ مخاطبان تأكيد مى‌كند. البته اين بدان معنى نيست كه بيشتر تجربيات رسانه‌هاى جمعى را مى‌توان با استفاده از مفهوم جنسيّت تبيين كرد، چرا كه شواهد فراوانى در دست است كه هدف‌مندى و فهم مشترك هر دو جنس را نشان مى‌دهد.يك بُعد ديگر از مبحث تفكيك جنسيّتى مخاطبان به ميزان اثرپذيريِ عمل پيچيدهٔ اجتماعى استفاده از رسانه‌اى خانگى (مانند تلويزيون) از روابط بين دو جنس و نقش‌هاى جنسى افراد مربوط است. مطالعهٔ كلاسيك در اين باب احتمالاً از آن مورلى (Morley, 1986) است. وى در اين مطالعهٔ قوم‌نگاشتى از مشاهدهٔ خانوادگى تلويزيون بر وجود توافق‌ها، الگوهاى رفتارى و قواعد نانوشتهٔ بى‌شمارى تأكيد كرد كه در محيط كوچك مخاطبان حتى يك خانواده شكل مى‌گيرند. معمولاً كنترل تلويزيون به‌هنگام شب در دست مردها قرار دارد. (همچنين، نك: Lull, 1982a).مورلى دريافت كه زنان تمايل كمترى دارند تا براى تماشاى تلويزيون برنامه‌ريزى كنند يا به‌طور مستمر آن را به تماشا بنشينند. زنان بيشتر تمايل دارند تا به هنگام تماشا كارهاى ديگر هم انجام دهند، بنا به دلايل اجتماعى به خواست‌هاى ديگران تن در دهند، هنگام تماشا صحبت كنند، و به‌هنگام تماشاى تلويزيون در تنهايى احساس گناه كنند. همچنين، زنان گرايش به اين دارند كه تماشاى تلويزيون وسيله‌اى است براى كاستن از تنش‌هاى خانوادگى و به مصالحه كشاندن دعواها، و آن را تا حدودى عامل دلگرم كننده براى رفع تنهايى يا بودن در جمع مى‌دانند. مورلى (Morley, 1986)، همچنين، مثال مردانى را ذكر مى‌كند كه قدرت خود براى كنترل تلويزيون را، مثلاً با تماشا كردن صرفاً برنامه‌هاى ورزشي، براى تلافى‌جويي از زنان آنها به كار مى‌برند. احتمالاً زنان نيز، آنگاه كه فرصت بيابند، چنين كارى مى‌كنند. نكتهٔ آخر اينكه در حال حاضر حيطه‌اى در حال گسترش براى تحقيق وجود دارد كه به مطالعهٔ تأثير عامل جنسيّت در اكتساب استفاده از فن‌آورى‌هاى نوين ارتباطى در محيط خانه و خانواده مى‌پردازد (Frissen, 1992; Moores.1993).


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.