مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4412
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 6
همه : 4259948


مخاطبان ، علائق، سلائق و رجحان‌ها


بسيار آسان مى‌توان از اين حقيقت غافل ماند كه مخاطبان به‌دليل جذب مردم به انواع مختلف محتواها تشكيل مى‌شوند. ما براساس تفاوت‌هاى بسيار روشن در ترجيحات شخصى خودمان دست به گزينش مى‌زنيم، حتى اگر نتوانيم آنها را در قالب كلمات بيان كنيم. گزينش رسانه‌ها الزاماً نبايد بسيار ماهرانه باشد. ترجيحات رسانه‌اى را مى‌توان به پس‌زمينهٔ اجتماعى ربط داد، هرچند رابطهٔ اين دو بسيار خاص و غيرقابل پيش‌بينى نيز هست. سلايق رسانه‌اى افراد هم، غالباً و به‌ويژه اگر در دوران كودكى و نوجوانى شكل گرفته باشند، بسيار پايدار خواهند بود. از سوى ديگر جذابيّت برخى از مقوله‌ها (يا ژانرهاي) محتوايى (نظير خبر، فيلم، موسيقي، سرگرمي، نمايشنامه) مرزهاى بسيار متفاوت اجتماعى و فرهنگى را درمى‌نوردند و علاقه به اين نوع از محتوا تا حد زيادى قابل پيش‌بينى است. به‌عنوان نمونه، مى‌توان به ياد آورد كه معمولاً برنامه‌هاى آموزشي، مذهبى يا پورنوگرافى (هرزه‌نگاشتي). برخى از انواع و مقوله‌هاى خاص محتوايى تنها به‌طور بسيار محدود جذابيّت دارند.الگوهاى مربوط به سلايق رسانه‌اى افراد را مى‌توان با پژوهش‌هاى تجربى كشف كرد. به‌عنوان مثال، يوهانسون و ميگل (Johansson & Miegel, 1992) مطالعهٔ گرايش‌هاى جوانان (۱۹ تا ۲۱ سالگي) سوئدى به موسيقي، ۱۲ نوع (عامل) اصلى را از بين ۵۵ ژانر موسيقايى متفاوت به اثبات رساندند. آنها در مطالعهٔ خود به روابط بين رجحان‌ها و ارزش‌ها و ديگر متغيرهاى پس‌زمينه‌اى جوانان پرداختند. يكى از يافته‌هاى مهم محققان فوق اين است كه مقولهٔ مردم‌پسند موسيقى غالب (موسيقى پاپ و ديسكو) نشان دهندهٔ وجود يك محور فرهنگى مشترك بين جوانان سوئد است. آنها دريافتند كه سه نوع ديگر موسيقى نيز به كار تمايز بين سليقه‌هاى جوان مى‌آيند: جاز، اپرا و موزيكال‌ها، و موسيقى آگاه و متفكر اجتماعي.اخبار، خواه چاپى يا پخش شده از طريق راديو و تلويزيون، هنوز يكى از عمده‌ترين مقوله‌هاى محتوايى رسانه‌ها است. پرواضح است كه ميزان علاقه به عناوين خبرى بسيار متفاوت است و اين تفاوت‌ها، هم به عوامل جمعيّت‌شناختى وابسته است و هم به علاقهٔ ذاتى افراد به اخبار رسانه‌اي. يك تحقيق انجام گرفته توسط ادارهٔ ملّى تبليغات نشان مى‌دهد كه جذاب‌ترين مقوله‌هاى خبرى براى يك جمعيّت آمريكايى نمونه‌اى به‌ترتيب زير بوده‌اند: بين‌المللي، ورزشي، جماعت محلي، اقتصادي.توجه به اخبار نه تنها از مجموعه‌اى انتزاعى از علايق بلكه از ارزيابى نحوهٔ ارتباط اخبار به يكايك مخاطبان اثر مى‌پذيرد. يك بررسى مربوط به خوانندگان روزنامه‌ها (NAB, 1982) نشان مى‌دهد كه توجه به اخبار تحت تأثير نقش‌هايى است كه مخاطبان در زندگى روزمرهٔ خود به‌عهده دارند؛ مثلاً نقش‌هايى چون عضو خانواده، شهروند، كارگر، مصرف‌كننده، يا فردى كه اوقات فراغت خود را مى‌گذراند. هر يك از اين نقش‌ها در مواقع خاص با الگوهاى معينى از علايق همبسته‌ هستند، هرچند كه اين نقش‌ها هرگز به‌طور منفرد متجلّى نمى‌شوند و ما در زمان‌هاى مختلف به اجبار نقش‌هايى متفاوت را ايفاء مى‌كنيم. همچنين، توجه مخاطبان به اخبار رسانه‌ها براساس مجموعه‌اى پيچيده از علايق و نيازهاى قبلى آنها شكل مى‌گيرد كه گرايش‌هاى آنها را هدايت مى‌كنند. اين تمايلات ذهني در درك و پردازش اخبار نيز بسيار مؤثر هستند (نك: graber, 1984; Robinson & Levy, 1986)، هرچند اين مسأله از مبحث حاضر جدا است.الگوهاى مربوط به تقاضاى مخاطبان نظمى آشكار دارند، اما علايق شخصى يا اولويت‌هاى عملى رسانه‌اى تا به‌حال تلاش براى تبيين يا پيش‌بينى آنها را به شكست كشانيده است. در حال حاضر، ما تنها مى‌توانيم تقاضاهاى موجود براى عمدهٔ محتوايى رسانه‌ها را به‌طور كلى برآورد كنيم اما هنوز هم بايد علايق و سلايق فرهنگى را همانند جعبهٔ سياهى بدانيم كه در خارج از دسترس علم ارتباطات قرار دارد. بهترين كارى كه مى‌توان كرد توصيف الگوهاى ظاهر شده در لحظه‌هاى مشخص زمانى و موقعيّت‌هاى خاص فرهنگى است. سنگينى اين وظيفه يكى از دلايل غفلت موجود نسبت به تحليل علايق، سلايق و ترجيحات در مخاطب‌پژوهى بوده است.تلاش‌هاى بى‌شمارى صورت گرفته‌اند تا وراى تقسيم‌بندى نسبتاً سادهٔ مبتنى بر ميزان‌هاى متفاوت استفاده (مثلاً بينندگان -پرتماشا- در برابر بينندگان -كم‌تماشا)، براساس ترجيحات و الگوهاى استفاده، گونه‌شناسى‌هايى را از مخاطبان رسانه‌اى (به‌خصوص تلويزيوني) ارائه كنند. البته بايد توجه داشت كه متغير ميزان استفاده تقريباً هميشه تأثير زيادى بر ديگر ابعاد محتواهاى برگزيده يا ميزان گزينشگرى دارد. در سنّت بهره‌ورى و خرسندي، تمايز ايجاد شده بين مخاطبانى كه در جست‌وجوى اطلاعات بيشتر هستند از آنهايى كه تفريح و سرگرمى بيشترى مى‌خواهند هميشه يك وجه مميزهٔ اوليه اما قوى بوده است. تمايز بين استفادهٔ برنامه‌ريزى شده (ابزار گرايانه) و استفادهٔ عادتى (تشريفاتي) موردنظر روبين (1984) نيز چنين نقشى داشته است. ابعاد ديگرى نيز وجود دارند كه به ميزان گزينشگرى (weiman et al.,1992)، يا ميزان وفادارى به كانال‌ها يا ژانرهاى خاص (Hawkins, Reynolds, & Pingree 1991) مربوط مى‌شوند. البته هميشه مى‌توان از انوع مختلفى از بينندگان يا شنوندگان را پيدا نمود، اما نكته در اينجا است كه مرز بين انواع فوق معمولاً بسيار مبهم و در نتيجه، ماهيّت آنها ناروشن است (Van den Bulk, 1955). اين نيز اثبات شده كه تلاش براى اصلاح مقوله‌هاى محتوايى مرسوم كه توسط خود صنايع رسانه‌اى متفاوت و به‌منظور جذب مخاطبان (از طريق دادن آگهى و تبليغ به آنها) با در كار حسابدارى مورد استفاده قرار مى‌دهند، بسيار سخت است. مشكل در اينجا است كه براى مردم مقوله‌هاى فوق چنان نادقيق و گسترده است كه به ناچار درك مخاطبان از سؤال‌هاى پژوهشى و پاسخ به آنها را سخت تحت تأثير قرار مى‌دهند. حتى وقتى كه محققان مى‌خواهند گونه‌هاى بيشتر و متفاوتى را براى توصيف علايق مخاطبان پيدا كنند، نمى‌توانند از مانع مذكور بگذرند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]

يك جايگزين غير كاركردگرا براى تبيين كاربرد رسانه اى

راه‌هاى ديگرى نيز براى نظريه‌پردازى در خصوص سرمنشأ مخاطبان وجود دارد كه از فرضيات كاركردگرا و رفتارگرايانه فوق‌الذكر اجتناب دارند. به عنوان نمونه، رِنك استورف مدلى به نام كُنش اجتماعي پيشنهاد كرد كه بر اساس آن به گزينش‌هاى رسانه‌اى افراد به عنوان برآيند برنامه‌هاى اجتماعى آن‌ها نگريسته است - برنامه‌هايى كه بر اساس تعريف افراد از موقعيت موجود و تصورات آنها از مشكلات پيش‌رو شكل مى‌گيرند. استفاده از رسانه‌ها را مى‌توان بعضاً در قالب راه‌حل انگيزه‌مندى براى يك مشكل قابل تصور تفسير نمود، اما بيش‌تر مواقع و به احتمال قوى‌تر، كاربرد رسانه‌اى تنها بخشى از زندگى روزمره است كه مى‌تواند تعاريف متنوعى داشته باشد. در اين نظريه، تكيه اصلى بر تفسير كاربرد رسانه‌اى است به عنوان كنشى معنى‌دار در يك وضعيت اجتماعى خاص و نه تلاش براى يافتن يك علت ساختارى يا رفتاري. مكتب جامعه‌شناختى مربوط به اين نظريه، نه كاركردگرايي، بلكه پديدار شناسى و كُنش متقابل نمادين است.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]


اصول شكل گيرى و استمرار مخاطبان

جريان مخاطبان

يكى از دلايل عملى تلاش‌هاى موجود براى توصيف و طبقه‌بندى محتواى رسانه‌ها از دلمشغولى‌ مدام برنامه‌ريزان رسانه‌اى (به ويژه تلويزيون) براى جذب و حفظ مخاطبان نشأت مى‌گيرد. همان‌گونه كه وبستر ذكر كرده، سه مسآله متفاوت در رابطه با جريان مخاطبان تلويزيونى مطرح مى‌شود. مسأله اول ميراث‌بَرى است - يعنى انتقال بخشى از مخاطبان يك برنامه به برنامه بلافاصله بعد از آن. مسأله دوم تماشاى پى‌درپى است - يعنى ميزانى كه دسته‌اى از مخاطبان قسمت‌هاى مختلف يك سريال يا مجموعه را در روزها و هفته‌هاى متوالى تماشا مى‌كنند. مسأله سوم نيز به وفادارى به كانال مربوط مى‌شود - يعنى ميزانى كه مخاطبان برنامه‌هاى پى‌درپى و نامتجانس يك كانال خاص را مى‌بينند. هر يك از سه نوع فوق شيوه‌اى را به برنامه‌ريزان تلويزيون ارائه مى‌دهد تا از طريق آن بتوانند مخاطبان بيش‌ترى را جذب و حفظ كنند. در مورد ساير رسانه‌ها هم مى‌توان سؤال‌هايى مشابه - به خصوص در مورد وفادارى - طرح كرد.

رويكرد ساختارگرا بر شكل‌گيرى مخاطبان

فرض اصلى رويكرد ساختارگرا بر اين است كه كاربرد رسانه را عمدتاً عواملى مشخص ونسبتاً پايدار از ساختار اجتماعى و ساختار رسانه‌اى شكل مى‌دهند. در اينجا، ساختار اجتماعى همان حقايق اجتماعي (نظير تحصيلات، درآمد، جنسيت، محل اقامت، جايگاه در چرخهٔ زندگى و غيره) است كه تأثيرى تعيين‌كننده و نيرومند بر كردار و پندار عمومى افراد دارند. ساختار رسانه‌اى نيز به مجموعهٔ نسبتاً پايدارى از كانال‌ها، گزينه‌ها، و محتواهاى رسانه‌اى قابل دسترس در زمان و مكان خاص اشاره مى‌كند. سيستم رسانه‌اى پيوسته براى حفظ تعادلى پايدار و خود تنظيم‌كننده بين عرضه و تقاضا، به فشارهاى وارده و نيز به بازخورد مخاطبان پاسخ مى‌دهد.



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]


يك مدل كاربردى براى گزينش‌گرى مخاطبان

نظريه‌هايى كه تا به اينجا مورد بحث قرار گرفتند ما را به عوامل اصلى تأثيرگذار بر گزينش‌هاى رسانه‌اى و شكل‌گيرى مخاطبان رهنمون مى‌شوند. در اينجا مفيد خواهد بود كه بكوشيم، نظريه‌هاى فوق را در يك مدل ابتكارى تلفيق كنيم: مدلى كه ما را در فهم فرآيند زنجيره‌وار شكل‌گيرى مخاطبان يارى كند. عوامل اصلى ارائه شده در اين مدل يا در جانب مخاطبان قرار مى‌گيرند يا در جانب رسانه‌ها. در باره دو د سته عوامل فوق به طور مجزا بحث مى‌شوند، اما بايد توجه داشت كه اين عوامل از هم جدا نيستند و، بلكه، نتيجه فرآيند مستمر جهت‌گيرى و انطباق متقابل مخاطبان و رسانه‌ها هستند.

  عوامل مربوط به جانب مخاطب۱. پس‌زمينه و محيط اجتماعي، به ويژه طبقه اجتماعي، تحصيلات، مذهب، فرهنگ، سياست، محيط خانوادگى و منطقه يا محل زندگي. در اينجا، همچنين، مى‌توان به آن چه بورديو از آن به عنوان سرمايه فرهنگي نام مى‌برد، اشاره كرد - يعنى علايق و مهارت‌هاى فرهنگى آموخته شده كه غالباً از طريق خانواده، آموزش و پروش، و نظام طبقاتى به صورتى بين نسلى انتقال مى‌يابد.۲. مشخصه‌هاى فردي، شامل: سن، جنسيت، موقعيت خانوادگي، موقعيت شغلى و تحصيلي، سطح درآمد و (در موارد خاص) شيوه زندگي.۳. نيازهاى رسانه‌مدارانه، براى برخى منافع شخصى نظير معاشرت، منحرف كردن حواس، اطلاعات و غيره. نيازهاى فوق را بيش‌تر مردم احساس مى‌كنند اما برقراركردن يك تعادل پايدار بين آن‌ها به مشخصه‌ها و پس‌زمينه افراد وابسته است.۴. سليقه‌ها و رجحان‌هاى شخصى در خصوص ژانرها، قالب‌ها، يا محتواهاى خاص.۵. عادت‌هاى عمومى مربوط به استفاده از رسانه در اوقات فراعت و امكان مخاطب قرارگرفتن در زمانى معين. از آنجا كه استفاده از رسانه در زمان و مكان واقع مى‌شود، امكان مخاطب قرارگرفتن براى دريافت پيام‌ها به حضور در مكان‌هاى مناسب (مثلاً در خانه، قطار، ماشين و غيره) نيز اشاره مى‌كند. اين مفهوم، همچنين، به توان اقتصادى لازم براى دسترسى به رسانه‌ها نيز اشعار دارد. به عنوان نمونه، مخاطب بالقوه بايد بتواند و بخواهد كه هزينه لازم براى تهيه بليت يك فيلم يا نوار موسيقى را بپردازد.۶. آگاهى به گزينه‌هاى موجود و نيز ميزان و نوع اطلاعات مخاطبان نقشى در شكل‌گيرى مخاطبان به عهده دارد. مى‌توان چنين انتظار داشت كه مخاطبان فعال‌تر بتوانند استفاده از رسانه را به نحو مؤثرترى برنامه‌ريزى كنند.۷. زمينه خاص استفاده، كه بسته به رسانه‌هاى مختلف فرق مى‌كند، اما در كل به استفاده جمعى و مكان استفاده اشاره دارد. اصلى‌ترين شاخصه در اينجا اين است كه آيا استفاده در تنهايى انجام مى‌شود يا در كنار ديگران (دوستان، خانواده يا سايرين). مكان استفاده از رسانه (مثلاً در خانه، محل كار، در حين مسافرت، در درون سالن سينما و غيره) نيز مى‌تواند ماهيت استفاده و همچنين فرآيند انجام گزينش‌ها را تغيير دهد.۸. بخت و اقبال هم غالباً نقشى در قرارگرفتن در معرض رسانه‌ها دارد و حضور آن به معناى تقليل امكان تبيين گزينش‌گرى و تركيب‌بندى مخاطبان خواهد بود.  عوامل مربوط به جانب رسانه‌ها  سيستم رسانه‌اىانتخاب‌ها و اولويت‌هاى مخاطبان از آرايش سيستم (ملي) رسانه‌اى (تعداد، بُرد، و نوع رسانه‌هاى موجود) و همچنين از ويژگى‌هاى خاص شبكه‌هاى رسانه‌اى مختلف تأثير مى‌پذيرند.  ساختار تداركات رسانه‌اىاين مقوله اشاره به الگوى كلى چيزهايى دارد كه رسانه‌ها در هر جامعه‌اى ارائه مى‌كنند، و اين تأثيرى درازمدت بر انتظارات مخاطبان را رسانه‌ها مى‌گذارد.  گزينه‌هاى محتوايى قابل دسترسمنظور قالب‌ها و ژانرهاى معينى هستند كه در زمان‌ها و مكان‌هاى خاص در دسترس مخاطبان بالقوه قرار دارند.  اشتهار رسانه‌هااين عامل شامل آگهى‌ها و تصويرسازى‌هاى رسانه‌ها به نفع خود و، همچنين، بازاريابى گسترده براى برخى از توليدات رسانه‌‌اى است.  زمان‌بندى و نحوه ارائهگزينش و استفاده از رسانه‌ها احتمالاً از سياست‌هاى خاص زمان‌بندى برنامه‌ها، جايابى يا طرح محتوا، يا پيام‌هاى رسانه‌اى معطوف به راهبردهاى رقابتى براى جذب مخاطبان اثر مى‌پذيرند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]


مسائل جديد در حوزه مخاطب شناسي


بررسى رويكردهاى مختلف مخاطب‌پژوهى ما را در تعيين مسائل و مشكلات اصلى يارى مى‌دهد، مشكلاتى كه علاوه بر نيازهاى عملى آشكار براى دانستن اطلاعات اوليه، تحقيق و تفكر در باب مخاطبان رسانه‌اى را شكل داده‌اند. اين مسائل شامل موضوعات صنعتى - عملياتى و مسائل اجتماعى تا مشكلات نظرى محض مى‌شوند، هر چند كه نظر و عمل همواره وابسته به يكديگران هستند. آن‌گونه كه در زير بحث خواهد شد، تبديل يك سؤال ساده در مورد مخاطبان رسانه‌اى به يك مسأله يا مشكل اجتماعى قاعدتاً مستلزم وارد كردن برخى قضاوت‌هاى ارزشى خواهد بود.  استفاده از رسانه يك مشكل اجتماعىسياست رسانه‌اى غالباً تحت تأثير فرضيات هنجارى در باب مخاطبان توده‌وار بوده است. از اين‌رو، حجم قابل توجهى از تحقيقات غيرتجارى متأثر از اين باور بوده‌اند كه استفاده از رسانه فى‌نفسه مى‌تواند براى جامعه و نيز براى خود استفاده‌كنندگان مشكل‌آفرين باشد. استفادهٔ افراطي از رسانه كارى مضر و ناسالم (بالاخص براى كودكان) تلقى گرديده چون مى‌توان به اعتياد رسانه‌اي، جدا شدن از واقعيت، تقليل روابط اجتماعى و بى‌توجهى به تحصيلات منجر شود. امروزه، تلويزيون معمول‌ترين رسانهٔ مظنون است، اما قبل از آن فيلم‌هاى سينمايى و كتاب‌ها و مجلات كميك جايگاه مشابهى داشتند. بازى‌هاى ويدئويى و رايانه‌اى نيز متهمان متأخر هستند. اين نگرش بدبينانه غالباً مورد مخالفت بوده است چرا كه استفاده رسانه مى‌تواند مثبت و مفيد نيز باشد: مثبت و مفيد از آن نظر كه مى‌توان مخاطبان را از محتواى آموزنده، فرهنگ‌پرور، يا داراى اثرات جامعه‌گرايانهٔ آن بهره‌مند ساخت. در هر حال، قرار گرفتن در بين مخاطبان رسانه‌ها مستلزم پذيرفتن ارزيابى‌هاى اخلاقى و اجتماعى است و خود مخاطبان به اين هنجار اجتماعى آگاه هستند كه صرف بيش از حد وقت براى رسانه‌ها امرى قابل نكوهش است.  مخاطبان توده‌وار و اتميزه شدن جامعهقديمى‌ترين و در عين حال عمومى‌ترين پرسش نظرى در مورد مخاطبان اين است كه آيا بايد مخاطبان رسانه‌اى را يك گروه اجتماعى (يا عامهٔ مردم، همان‌گونه كه قبلاً بحث شد) در نظر گرفت يا به‌طور ساده مثل توده‌اى از افراد جدا از هم. براى اينكه مخاطبان يك گروه اجتماعى در نظر گرفته شوند بايد اثبات شود كه داراى مرزبندي، خود‌آگاهي، تعامل‌هاى دروني، و سيستم‌هاى كنترل هنجارى هستند (Ennis، 1961). از سوى ديگر، هر قدر به مخاطبان به‌عنوان جمع ساده‌اى از افراد جدا از هم (يا به‌صورت بازارى از مصرف‌كنندگان رسانه‌اي) نگريسته شود، بيشتر مى‌توان آنها را به مثابه، توده‌اى [بى‌شكل و منفعل] تحليل نمود. از اين سؤال محوري، پرسش‌هاى جانبى بسيارى نشأت مى‌گيرند؛ از آن جمله اين سؤال كه آيا نوآورى‌هاى جديد در رسانه‌هاى دو سويه توان بازگرداندن ويژگى‌هاى جمعى گروه‌وار به مخاطبان را خواهند داشت يا خير؟همواره شيوه‌هاى مختلفى براى نگريستن به پديدهٔ واحد مخاطبان رسانه‌اى وجود دارد و غالباً در گزينش هر رويكردى منافع نهفته‌اى در نظر گرفته مى‌شوند. صنايعى كه مشترى بيشتر پژوهش‌هاى رسانه‌اى كاربردى هستند، و نيز روش‌هاى پيمايشى كه از نمونه‌هاى بسيار بزرگ استفاده مى‌كنند مايل هستند كه مخاطبان را به‌مثابه جمع سادهٔ رفتارهاى افراد در نظر بگيرند. روش‌هاى پيمايشى به‌ناچار شبكه‌هاى اجتماعى و گروه‌ها را متلاشى مى‌كنند، و از اين‌رو، تنها قادر به توليد اطلاعاتى دربارهٔ جمع سادهٔ افراد هستند. انتخاب روش پيمايشى اين تمايل را تقويت مى‌كند كه به رفتار مخاطبان به‌عنوان برآيندى از كنش‌هاى مصرف يكايك افراد نگريسته شود، نه اينكه رفتار مخاطبان به‌مثابه كنش‌هاى اجتماعى در تعبير وِبرى كلمه (يعنى رفتارى كه هميشه معطوف به ديگران است) تحت مطالعه قرار گيرد (Freidson، 1953). در نتيجه، ويژگى گروه بودن مخاطبان ناديده گرفته شده يا اينكه مفقود مى‌گردد.  برداشت‌هاى ديگرى از مخاطباندر يك سوى طيف ما با نگرشى روبه‌رو هستيم كه به مخاطبان هم‌چون يك بازار مصرفى مى‌نگرد يا كالايى قابل غرضه به صاحبان آگهى‌هاى تجارى - به نرخ هر چند هزار نفر به فلان قيمت. در اين نگر، آنچه در خور عنايت است تعداد مخاطبان و قدرت خريد مشتريان است. در سوى ديگر طيف، مى‌توان، با توجه به‌منظور اصلى از ارتباط، مخاطبان را در قالب عبارت‌هاى هنجارى و مناسباتى نگريست. در اين نگرش، آنچه اهميت مى‌يابد تركيب درونى مخاطبان، ميزان تعامل آنها با ارتباط‌گران و با محتوا، چگونگى توجه و عكس‌العمل‌هاى آنها، و نيز وفاداري، تعهد، و پايدارى آنها به رسانه‌ها خواهد بود.مسألهٔ ديگر تعارض بين پژوهش‌هاى معطوف به كنترل با پژوهش‌هاى معطوف به آزادسازى مخاطبان و حمايت از آنها است. پس، سؤال اصلى اين است كه محقق جانب چه كسى را دارد؟ اين سؤال به‌صورتى انفكاك‌ناپذير با مسائل مربوط به انتخاب روش پژوهش و پيش‌داورى‌هاى پنهان در رويكردهاى پژوهش‌ گونه‌گون آميخته شده است. تاريخچهٔ پژوهش دربارهٔ مخاطبان رسانه‌اى پيوسته درگير تضادى بنيادين بين محققين طرف‌دار پژوهش‌هاى كمّي، پيمايشي، يا تجربى و طرفداران مطالعات كيفى‌تر و ژرف‌نگر بوده است. پژوهش‌هاى دستهٔ اول بيشتر متمايل به خدمت به اهداف مديران رسانه‌ها بوده‌اند، در حالى‌كه محققان دستهٔ دوم مدعى جانب‌دارى از مخاطبان و وفادارى به نقطه‌نظرات آنها هستند.  تبعات فن‌آورى‌هاى رسانه‌اى نويناثرات ناشى از تغييرات معاصر در فن‌آورى‌هاى ارتباطى به پيش‌بينى‌ها و ارزش‌گذارى‌هاى متناقضى منجر شده‌اند. يك نظر بر آن است كه مخاطبان رسانه‌ها بيشتر و بيشتر تجزيه خواهند شد و هويت‌هاى ملي، محلي، و فرهنگى خود را از دست خواهند داد. يك باور بدبينانهٔ ديگر در خصوص رسانه‌هاى الكترونيكى جديد بر آن است كه اين رسانه‌ها امكان كنترل و مراقبت اجتماعى را افزايش مى‌دهند. از سوى ديگر، اين امكان وجود دارد كه اَشكال جديدى از يك‌پارچگى اجتماعي، از دست رفتن اشكال قديمى‌تر را جبران كند. در حال حاضر، مردم بيشترى مى‌توانند شكل‌هاى جديد مخاطبان را تشكيل دهند و آزادى و تنوع بيشترى در برقرارى ارتباط و دريافت رسانه‌ها ايجاد شده است.  رفتار مخاطبان فعالانه يا منفعلانهديگر مسأله نظرى موجود، به ميزان فعاليت يا انفعالي مربوط مى‌شود كه مى‌توان به مخاطبان نسبت داد. مخاطبان توده‌وار فى‌نفسه منفعل هستند چون نمى‌توانند كنش جمعى داشته باشند، در حالى‌كه هر گروه اجتماعى راستين ابزار و احتمالاً تمايل به اين دارد كه براى انتخاب هدفى مشترك و نيز براى پيگيرى اهداف مشترك خود به فعاليت بپردازد. گزينش رسانه و توجه و عكس‌العمل به آن نيز مى‌تواند كم و بيش فعالانه باشد و در قالب ميزان انگيزه، توجه، درگيري، لذت، واكنش نقادانه يا خلاقانه، ارتباط با ديگر فعاليت‌هاى زندگى و امثالهم مطالعه شود. پيوسته اين تمايل صريح يا ضمين وجود داشته كه به استفادهٔ فعالانه از رسانه، در مقايسه با نظارهٔ منفعلانهٔ آن، به‌طور مثبت و خوب نگريسته شود.هم‌چنين، معمولاً چنين فرض مى‌شود كه هر قدر ميزان فعاليت مخاطبان بيشتر باشد، به همان ميزان آنها در برابر باورسازي، تأثيرگذاري، و فريب‌كارى رسانه‌ها مقاوم‌تر و ترميم‌پذيرتر خواهند بود. اين نيز به‌عنوان يك نكتهٔ مثبت تلقى مى‌شود، هر چند صاحبان آگهى‌ها و تبليغات‌چى‌ها ممكن است نظرات متفاوتى داشته باشند. اصولاً، مخاطبان فعال بازخوردهاى بيشترى را به ارتباط‌‌گران باز مى‌فرستند و بنابر اين، روابط بين فرستندگان و گيرندگان پيام‌ها دوسويه‌تر خواهد بود. انتظار مى‌رود فن‌آورى‌هاى رسانه‌اى جديدتر امكان بيشترى براى دوسويه‌تر كردن ارتباط فوق داشته باشند.امروزه، امكانات جديدى براى تعريف مخاطبان و نيز انواع جديدى از مخاطبان در حال ظهور است و ما مى‌توانيم به جاى يك گروه يا توده از مخاطبان، از يك فرهنگِ سليقه يا يك شيوهٔ زندگي براى توصيف الگوهاى گزينش رسانه حرف بزنيم. هر قدر افراد بيشترى بتوانند آزادانه مصرف رسانه‌اى خود را تعيين كنند، انواع جديدترى از مخاطبان ظهور خواهد يافت. هر چند اين مقوله‌هاى جديد هنوز جايگاه مشخصى در بين مقوله‌هاى اجتماعى ندارند، اما به‌هر ترتيب افراد بر حسب هم‌گرايى سلايق، علايق، يا نيازهاى اطلاعاتى فرهنگى به يكديگر نزديك شده و ماهيت‌هاى جديدى را تشكيل خواهند دادمخاطبان رسانه‌اى در حال حاضر كوچك‌تر و پرشمارتر هستند و احتمال اندكى وجود دارد كه عضويت‌هاى ثابت و قابل پيش‌بينى داشته باشند. رسانه‌ها نيز با مشكل فزايند‌ەاى براى شناسايى و درجه‌بندي مخاطبان خاص خود روبه‌رو هستند. در آينده، الگوهاى استفاده از رسانه تنها بخشى از شيوه‌هاى مختلف و متغير زندگى خواهد بود. از اين‌رو، اين سؤال بيش از پيش موضوعيت خود را از دست خواهد داد كه آيا مخاطبان يك گروه اجتماعى هستند يا نه. به‌هر حال، مسألهٔ فعال يا منفعل بودن مخاطبان در نتيجهٔ وجود رسانه‌هاى دو سويهٔ جديد مجدداً طرح شده و به‌نظر مى‌رسد كه رسانه‌هاى جديد توان ايجاد انواع جديدى از اجتماعات مجازي را دارا باشند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]

منظر مخاطبان

مخاطبان در روابط خود با رسانه‌ها و ارتباط‌گران رسانه‌اى به طور روزمره احساس مشكل نمى‌كنند. مخاطبان در شرايط آزادى و تكثر، منابع رسانه‌اى دلخواه خود را، بر اساس خواسته‌ها و نيز تصور آنها از آنچه براى ايشان جالب و متناسب است، برمى‌گزينند و اين عمل الزاماً با ناراحتى يا بلاتكليفى انجام نمى‌شود. به هر حال، مخاطبان بايد براى انتخاب‌هاى خود تلاش كنند و اين مى‌تواند تاحدودى ناراحت‌كننده باشد، حتى بيش‌تر از آنچه عموماً تصور مى‌شود. اولين بُعد در روابط مخاطب - رسانه كه بايد در نظر گرفت جهت‌گيرى عاطفى مخاطبان است.

مخاطبان در روابط خود با رسانه‌ها و ارتباط‌گران رسانه‌اى به طور روزمره احساس مشكل نمى‌كنند. مخاطبان در شرايط آزادى و تكثر، منابع رسانه‌اى دلخواه خود را، بر اساس خواسته‌ها و نيز تصور آنها از آنچه براى ايشان جالب و متناسب است، برمى‌گزينند و اين عمل الزاماً با ناراحتى يا بلاتكليفى انجام نمى‌شود. به هر حال، مخاطبان بايد براى انتخاب‌هاى خود تلاش كنند و اين مى‌تواند تاحدودى ناراحت‌كننده باشد، حتى بيش‌تر از آنچه عموماً تصور مى‌شود. اولين بُعد در روابط مخاطب - رسانه كه بايد در نظر گرفت جهت‌گيرى عاطفى مخاطبان است.گزينش آزادانه مخاطبان چندين عالم محدودكننده دارد كه بيش‌تر آنها عادى و روزمره هستند. اولاً؛ هرچند رسانه‌ها به طور آزادانه از طرف مخاطب آنها انتخاب مى‌شوند، اين احتمال وجود دارد كه يكايك مخاطبان رسانه يا محتواى عرضه شده را خود برنگزيده باشند. اين وضعيت هنگامى مصداق مى‌يابد كه اعضاء خانواده‌ها، خانوارها يا ديگر گروه‌ها مجبور مى‌شوند تا انتخاب ديگر اعضاء را از بين برنامه‌‌هاى قابل خواندن، ديدن و شنيدن برتابند. چنين خرده - دروازه‌بانان رسانه‌اى مى‌توانند شامل والدين، همسران، دوستان و سايرين باشند. اين وضعيت، همچنين، آن‌‌گاه به وجود مى‌آيد كه هيچ، يا تنها معدودي، انتخاب جايگزين در دسترس باشد - مثلاً در جايى كه تنها يك روزنامه شهرى يا محلى منتشر مى‌شود كه عملاً اجتناب از آن سخت است.معمولاً نيز جريان وسيع پيام‌هاى رسانه‌اى ناخواسته (از طريق آگهى‌هاى خياباني، نامه، تلفن و ديگر وسايل) وضعيت مشابهى را به وجود مى‌آورد. حتى به هنگامى كه ما خود كانال، منبع، و محتواى رسانه‌اى خويش را برمى‌گزينيم، بازهم برخى جنبه‌‌هاى مربوط به نحوه ارائه مى‌توانند به سهولت ما را ناراضى كنند. واكنش منفى به رسانه‌ها مى‌تواند اشكال متنوعى داشته باشد. ما هميشه با نياز به انتخاب و ارزيابى دست به گريبانيم و اين حتى شامل گزينش برخلاف آنچه دوست نداريم نيز مى‌شود.  روابطه فرااجتماعىگذشته از احساسات منفى يا مثبت نسبت به منبع، رسانه، يا پيام، يك بُعد ديگر از رابطه مخاطبان با رسانه‌ها هم وجود دارد كه به ميزان درگيرى يا وابستگى مخاطبان مربوط مى‌شود. اين ميزان مى‌تواند از تماشاى تصادفى تا داشتن احساس شديد تعهد شخصى به يك چهره يا نمايش رسانه‌اى نوسان داشته باشد. توجه داوطلبانه و داشتن گرايش مثبت و هميشگى فى‌نفسه مستلزم هيچ تعهد عاطفى نيست و از اين رو، تعهد خود مقوله‌اى ديگر است. تحريك مخاطبان به نشان دادن واكنش و تشويق آنها به داشتن نوعى شبه مشاركت در برنامه‌ها از جمله راهبردهاى مرسوم رسانه‌ها هستند. در نتيجه اين راهبردها، تفكيك عملى وابستگى واقعي از وابستگى تصنعي ممكن است دشوار باشد.  محيط اجتماعى و گروه‌هاى همآلانبسيارى از تماس‌هاى عادى و عادتى مخاطبان با رسانه‌ها، به دليل تبديل‌ شدن آنها به يك بخش كامل از محيط آشنا و مجموعه كنش‌ها، طبيعى و بدون مشكل مى‌نمايند. تماس با رسانه‌ها تحت حاكميت روابط افراد با خانواده، همسايه‌ها، دوستان، همكلاسى‌ها، همكاران و ديگران قرار دارد. رسانه‌ها، الگوهاى استفاده و انواع محتواهاى خاص غالباً بدون انتخاب آگاهانه و فردى با هويت ما پيوند مى‌خورند. از اين طريق، روابط ما با رسانه‌ها براى ما تعريف مى‌شوند. در برخى مواقع هم ممكن است انتخاب آگاهانه‌اى انجام گيرد تا از طريق انتخاب و استفاده فردى از رسانه‌ها، احساس هويت مشترك با ديگران تقويت گردد.يكى از مشخصه‌هاى زندگى اجتماعى معاصر، ظهور انواع شيوه زندگى است كه تركيب‌هايى هستند از انتخاب‌ها و اعمال فرهنگى تاحدودى ساخت يافته از شرايط مادى محل، محيط، اشتغال، درآمد، و پس‌زمينه اجتماعي. ريمر بر اين باور است كه مفهوم شيوه زندگى مى‌كوشد تا اعمال فرهنگى مختص هر گروه منزلتى را شامل گردد. هر شيوه زندگى در خلال گزينش‌هاى فرهنگى و رفتاري، به ويژه اشكال متعدد مصرف - از جمله مصرف رسانه‌هاى جمعى - متجلى مى‌شود.براى بيش‌تر مردم اقتباس از يك شيوه زندگى خاص با عناصر رسانه‌اى و ديگر كالاهاى نمادين آن بخش طبيعى در مسير شدى و شكل دادن به علايق، سلايق و رفاقت‌ها است. همين فر‌آيند در سطح جمعى نيز عمل مى‌كند. به عنوان نمونه، مهاجرانى كه در حال ساختن يك زندگى جيديد در كشورى جديد هستند معمولاً الگوهاى مشابهى براى استفاده از رسانه‌ها دارند. اينان در محيط جديد خود تحت فشار قرار دارند تا رسانه‌هاى ناشناس را به كار گيرند و روابط جديدى را با آن‌ها برقرار كنند، يا اينكه تاحدودى منزوى شوند. چنين شرايطى غالباً به هويت منجر مى‌شوند. اين نتايج در مورد نوع فراوان‌تر مهاجران نيز مصداق دارند - يعنى مهاجران روستاها به شهرها كه رسانه‌هاى جمعى نقش عمده‌ترى براى آنها به عهده دارند.  هواخواهى رسانه‌اىتجريه مخاطبان هميشه با ويژگى وابستگى تصادفى آن‌‌ها به نقش‌آفرينان خاص شناخته شده است - هر چند وابستگى به انواع نقش‌‌آفرينى‌ها (انواع موسيقي، ژانرهاى فيلم يا برنامه‌هاى تخيلي) نيز مشاهده مى‌شود. ضعيف‌ترين نوع هواخواهى همان علاقه‌مندى صرف به يك رسانه است (همان‌گونه كه در عبارت قديم دوستداران فيلم مشاهده مى‌گردد). قوى‌ترين نوع هواخواهى نيز سرمايه‌گذارى عاطفى بالا و تمركز فعالانه بر حول يك شخصيت رسانه‌اى است. حالتى نسبتاً مشابه (اما با شدتى كم‌تر) در مورد دنبال‌كنندگان سريال‌هاى خاص تلويزيونى ديده مى‌شود. در اين موارد، وابستگى به يك شخصيت تخيلى با وابستگى به هنرپيشه درهم مى‌آميزد يا اينكه تمايز بين تخيل و واقعيت گم مى‌شود. هواخواهى رسانه‌اى را بهتر مى‌توان به عنوان پديده‌اى جمعى شناخت - يعنى احساس علاقه كم و بيش شديدى كه افراد به طور آگاهانه شريك مى‌شوند. البته، هواخواهان منفرد نيز وجود دارند، اما هواخواهى در تنهايى كارى سخت و در اين حالت، مفهوم هواخواهى بى‌فايده خواهد بود. هواخواهى هميشه توسط بازوى محبوبيت‌سازى رسانه‌ها و براى دلايل روشنى تشويق و ترغيب مى‌شود.  مخاطبان به مثابه مصرف‌كنندگان عقلانىهواخواهى حقيقى درون پديده روزمره‌تر شكل دادن و ابراز كردن علايق و ترجيحات رسانه‌اى محو مى‌گردد. اين پديده يك واكنش عادى به فرآيند توليد و توزيع رسانه‌اى است كه توليدات رسانه‌اى بسيار زيادى را وارد بازار مى‌كند. پس، مخاطبان مجموعه مشترى‌هايى هستند كه رابطه آنها با منابع رسانه‌اى همانند رابطه مشتريان ديگر بازارهاى مصرفى است. مخاطبان در بازار رسانه‌اى در پى توليدات مناسب مى‌گردند كه ارزش پول صرف شده را داشته و از كيفيت و قابليت اعتماد برخوردار باشند. مطالعه بهره‌ورى و خرسندي مخاطبان، اين نكته را القاء مى‌كند.  وابستگى‌هاى هنجارى به رسانه‌هاتكميل‌كننده رسانه‌هاى رسالت‌مند مخاطبانى هستند كه با رسانه منتخب خود ديدگاه يا اعتقادى مشترك - برپايه سياست، مذهب، يا فرهنگ - دارند. هرچند سقوط نشريات سياسى و ايدئولوژيك در جوامع مدرن غالباً مورد تأكيد بوده است، هنوز علائم و نشانه‌هاى خلاف اين روند مشاهده مى‌شود. سياست، چهره عوض كرده و اين در آرمان‌ها، مسائل و نصهضت‌هاى متعددى كه در كانال‌‌ها و قالب‌هاى رسانه‌اى جديد بازتاب مى‌يابند، مشاهده مى‌شود.
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]

تصورات ارتباط‌‌گران از مخاطبان مخاطبان به مثابه امتداد دنياى اجتماعى ارتباط‌گرانافرادى كه مستقل‌ترين و خلاقانه‌ترين نقش‌هاى توليدى را در رسانه‌هاى جمعى به عهده دارند احتمالاً بر گروه هدف، كه در مخاطب‌پژوهى‌ها تعريف مى‌شوند يا توسط مديران رسانه‌ها انتخاب مى‌شوند كم‌ترين تأثير را دارند. يكپارچگى خلاقيت هنرى به هيچ‌وجه عدول از معيارها و ملاك‌هاى عالى را برنمى‌تابد، حال آن كه سردبيران و روزنامه‌نگاران ارشد خواهان آزادى كامل هستند تا گزارش خود را بر اساس قضاوت شخصى و در چارچوب نقش خود در سازمان متبوع تهيه كنند. بنابر اين، سردبيران و روزنامه‌نگاران ناگزير از داشتن تصويرى از مخاطبان خود هستند و يك راه عملى براى نيل به چنين تصورى بذل توجه ويژه به عكس‌العمل‌ها و نگرش‌هاى مطرح شده در تماس‌‌هاى شخصى و نيز از طرف دوستان و خويشاوندان است. تصويرى كه از اين طريق به دست مى‌آيد نه تنها بازتابى است از محيط اجتماعى و فرهنگى خود ارتباط‌گر (Gans, 1979) بلكه، به احتمال زياد، بيش از اينكه انتقادآميز باشد حمايت‌‌آميز بوده و در شيوه تركيب پيام‌ها عملاً مفيد خواهد بود.كاركنان رسانه‌ها در تماس‌هاى شخصى خود نه تنها با همكاران همفكر خود بلكه بعضاً با نمايندگان بى‌خطر گروه‌هاى اجتماعى كم‌تر شناخته شده (نظير دربان، راننده تاكسي، نظافتچي، يا كارمندان دفتري) برخورد مى‌كنند. ارتباط‌گران واقعي، به طور قابل درك، ترجيح مى‌‌‌دهند بازخورد ارتباطى را به طور شفاهى و در شرايط دوستانه دريافت كنند تا به شيوه‌هاى آمرانه و غيرقابل اعتراض.  گروه‌هاى مرجع حرفه‌اىدر پژوهش‌ها، و به ويژه در مطالعات مربوط به خبرنگاران، به طور مكرر اين نتيجه به دست آمده كه مهم‌ترين گروه مرجع همان همكاران هستند. همكاران حرفه‌اي، در خصوص موضوعاتى كه تابع معيارهاى شناخته‌شده‌اى از صناعت و تخصص هستند، به عنوان قاضى قابل قلمداد مى‌شوند. يكى از اجزاء اصلى هر تخصص مورد ادعا نيز داشتن توان قضاوت در خصوص نيازهاى مراجعان (در اينجا مخاطبان) و حفاظت از منافع آن‌ها به نحوى بهتر از خود آن‌ها است. در عمل نيز، مستقيم‌ترين واكنش‌ها غالباً متعلق به همكاران نزديك است. اين نكته نيز مورد اشاره برخى محققان بوده كه در برخى مواقع جهت‌گيرى متخصصان رسان‌اى با نگرشى بسيار منفى نسبت به مخاطبان همراه بوده است.رتبه‌بندى‌هاى پائين برخى از توليدات تلويزيونى از طرف مخاطبان و ديگر شكست‌هاى برنامه‌ها در بازار مصرف را مى‌توان به حساب ناتوانى‌هاى مخاطبان گذاشت تا اينكه آن‌ها را به كيفيت پائين برنامه يا نقش‌آفرينى فوق نسبت دهيم. در هر حال تمايل به تخصيص‌گرايى نوعى راهنماى عملى را ارائه مى‌كند و، همچنين، در مقابل ضربات شديد در بازار رقابتى مخاطبان از يك سو، و درشتى‌هاى مديران از سوى ديگر، به صورت يك حفاظ عمل مى‌نمايد. اين نكته نيز شايان توجه است كه به هنگام عدم توافق متخصصان با يكديگر يا با سازمان‌هاى رسانه‌اي، مخاطبان (و در نتيجه رتبه‌بندى‌ها و ارقام فروش) به عنوان داور نهايى عمل خواهند كرد. در نهايت، ‌آنچه رضايت مخاطبان را جلب مى‌كند يكى از شرايط عينى تعيين كننده موفقيت است كه هرگز نبايد ناديده گرفته شود. اين نيز يك حقيقت است كه جلب رضايت مخاطبان خود يك مهارت تخصصى مهم و خود يك هدف است.  اهداف ارتباطىدر برخى مواقع، اين سازمان‌هاى رسانه‌اي، و نه متخصصان، هستند كه جهت‌گيرى و اصول راهنماى روابط با مخاطبان را تعيين مى‌كنند. تانستال اهداف سازمانى روزنامه‌ها را بر اساس نوع درآمد مورد نظر خود را تقسيم كرده است - به ويژه بين درآمد مبتنى بر آگهى با درآمد حاصل از مخاطبان (از طريق فروش يا گيشه). ضرورت اصلى در نوع اول جلب توجه مخاطبان مناسب به پيام‌هاى (آگهى‌هاي) مناسب است. در نوع دوم، شرط اصلى موفقيت به طور ساده حجم مخاطبان خريدارى كننده است، بدون آنكه ببينيم آن‌ها چه كسانى هستند.در هر حال، تانستال به وجود اهداف سازمانى غيردرآمدي نيز توجه كرده است. وى معتقد است كه برخى رسانه‌ها، به عنوان مثال، وظيفه يا رسالتى را برگزيده‌اند كه الزاماً نيل به موفقيت تجارى بالا يا رتبه‌بندى بالا در بازار را دربر نمى‌گيرد. تلاش براى تأثيرگذارى سياسى و اجتماعى يكى از خواست‌هاى مشترك در بين صاحبان و سردبيران رسانه‌ها است. در اين موارد، مخاطبان هدف و نيز شكل مطلوب ارائه پيام‌ها به نحوى تعريف مى‌شوند كه بلاتكليفى ارتباط‌گران كم‌تر باشد. اين واقعيت در مورد رسانه‌هاى غيرتجارى - مانند روزنامه‌هاى وابسته به احزاب سياسى و نيز راديو و تلويزيون‌هاى عمومى - كه معمولاً اهداف غيرانتفاعى اجتماعى و فرهنگى دارند، قابل مشاهده است.  تصوير توليدات و كليشه‌هاى مربوط به مخاطباناين حالت براى رسانه‌هاى جمعى محورى بسيار مرسوم است كه سازمان‌هاى رسانه‌اى و افرادى كه در اين سازمان‌ها كار مى‌كنند. تصورات كليشه‌اى خاصى در مورد منافع، انتظارات و سلايق فرهنگى مخاطبان ثابت يا موردنظر خود داشته باشند و بكوشند تا محتواهايى متناسب با اين تصورات كليشه‌اى ارائه كنند. هدف اصلى در اينجا به حداكثر رساندن تناسب و سازگارى بين تصورات مربوط به مخاطبان با تصورات مربوط به توليدات است. اين كار خود بخشى از فرآيند كلى پاسخ گفتن به نشانه‌هاى علايق مخاطبان و ساختن بازار متناسب با آن است. تجربه مى‌آموزد كدامين اشكال و محتواهاى رسانه‌اى بيش‌ترسين موفقيت را داشته‌اند و از اين رو، اين فرض به دست مى‌آيد كه برداشت‌هايى با تفاوت كم از قالب‌ها يا توليدات اصلى موفق باز هم مى‌توانند در بازار توفيق يابند. اين فرض در مورد فيلم‌ها، نمايش‌‌هاى تلويزيوني، داستان‌هاى خبرى و موسيقى مصداق دارد. اين براى ارتباط‌گران خلاق، اغلب به معناى سپردن امور به مديران و برنامه‌ريزان تبليغاتى است كه رابطه‌اى بسيار نزديك با بازار موردنظر دارند.رسانه‌ها معمولاً مخاطبان هدف خود را، بعضاً به منظور تسهيل كار تبليغات، در قالب مقوله شيوه زندگى تعريف مى‌كنند. بدين منظور آن‌ها هويت پيش‌ساخته‌اى را خلق كرده و به مخاطبان خود ارائه مى‌دهند. اين هويت‌ها چيزهايى بيش از گزينش پيام‌هاى رسانه‌‌اى را هم شامل مى‌شوند. نظريه انتقادى اوليه در مورد رسانه‌ها روند مزبور را عوام‌فريبانه و مداخله‌گرانه مى‌دانست.  تشويق مشاركت مخاطبانرسانه‌ها، در شرايط رقابت شديد براى جذب مخاطبان بيش‌تر، تلاش‌هاى جديدى را به كار مى‌بندند تا ارتباط با مخاطبان خويش را كنترل كنند. براى جذب مخاطبان كافى نيست كه تنها دام‌هايى را بر سر راه مشتريان در حال عبور بگذاريم، بلكه بايد آن‌ها را به درون بازار و نيز به داخل رابطه شخصى با شخصيت‌ها و وقايع رسانه‌اى بكشانيم. انجام اين كار يكى از اهداف و قابليت‌هاى ارتباطگران است. هدف اصلى در اينجا نخست عبارت است از جلب توجه مخاطبان و سپس تحريك احساسات آن‌ها براى درگير شدن در رابطه‌اى شخصى.
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]

روابط ارتباط‌گران - مخاطبان

اشكال مسؤوليت در قبال مخاطبانحتى در بازارهاى آزاد رسانه‌اى هم سازوكارهاى نهادى شده متعددى براى ايجاد ارتباط رسانه‌ها با مخاطبان آنها وجود دارد كه در كنار پژوهش يا تلاش براى حفظ روابط خوب با مشترى‌ها اين وظيفه را انجام مى‌دهند. اين بحث ما را به حيطه ديگرى مى‌كشاند كه همان مسؤوليت رسانه‌ها در قبال جامعه است، هرچند يادآورى برخى از ابعاد كم و بيش رسمى‌تر مربوط به روابط مخاطبان و رسانه‌ها مفيد خواهد بود. روابط فوق شامل اين موارد مى‌شود: مقررات وضع شده براى رسانه‌ها به منظور حفظ مخاطبان؛ اشكال متعدد پخش راديو و تلويزيون عمومي؛ اخلاق و قواعد كارى سازمان‌هاى رسانه‌اي؛ مراحل رسيدگى به شكايات مخاطبان؛ و فعاليت‌هاى گروه‌هاى داوطلب فشار و حافظ منافع مخاطبان.عرصه مقررات رسانه‌اى وسيع‌تر از آن است كه بتوان در اينجا بررسى نمود، اما يادآورى اين نكته ضرورى است كه تمام كشورها قوانين، مقررات، و كنترل‌هايى دارند كه شامل مقررات خودساخته صنايع رسانه‌اى براى مقاومت در برابر وضع مقررات نيز مى‌شوند. مجموع مقررات رسانه‌اى بازتابى هستند از ادعاى مخاطبان مبنى بر برخوردارى از حقوق خاص و ضرورت محافظت در برابر مضرات رسانه‌هاى جمعي. مقررات رسانه‌اى انواع زيادى دارند و از منظرهاى مختلف، شامل موارد زير مى‌شوند: موازين پخش آگهى ناظر بر صداقت و حُسن سليقه؛ حمايت از كودكان به ويژه در برابر برنامه‌هاى حاوى سكس و خشونت؛ تمركز مالكيت و كنترل رسانه‌ها؛ حمايت از اهداف فرهنگى و آموزشي؛ و دفاع از حقوق اقليت‌ها (نظير گروه‌هاى قومي). در اينجا، منافع عمومي غالبا با منافع مخاطبان مترادف است.

پُركردن فاصلهرابطه بين فرستنده و گيرنده در هر مبحث مربوط به مفهوم مخاطبان رسانه‌اى محورى است. ارتباطات واسطه‌مند (و به ويژه ارتباطات با واسطه جمعي)، برخلاف تماس‌هاى رودررو، هميشه به فاصله مكانى و اجتماعى بين شركت‌‌كننده‌ها بستگى دارد. دنياى توليد رسانه‌اى نوعاً از زمينه مصرف آن‌ها بسيار منفك است. چنين فاصله‌اي، براى استمرار فرآيندهاى ارتباطى به شكلى معنى‌دار، مؤثر و رضايت‌بخش، به نحوى از انحاء بايد پُر گردد.معمولاً فاصله بين ارتباط‌گران و مخاطبان، در علم، با استفاده از تركيبى از راهبردهاى سازماني، ابزار مربوط به نحوه ارائه، و شبكه پيچيده‌اى از توافق‌ها و تفاهم‌هاى مورد اشتراك آن‌ها كم مى‌شود. چنين تفاهم‌هايى در طول زمان گسترش يافته‌اند و مشروعيت، بهنجاري، و محدوده‌هاى محتوا و تماس‌هاى ارتباطى را تعريف مى‌كنند. تفاهم‌هاى فوق، همچنين، مشخص مى‌كنند چه كسي، به چه شيوه‌اي، با چه هدفي، چه كسانى را مى‌تواند مخاطب خود قرار دهد. اين تفاهم‌ها اساساً ارتباطات در سطح كل جامعه و روابط بين فرهنگى را براى بيش‌تر مردم و در بيش‌تر مواقع بدون مشكل مى‌كنند.چندين مدل كلى از سيستم رسانه‌هاى جمعى وجود دارند كه رابطه بين فرستندگان و گيرندگان رسانه‌هاى جمعى را به صورت رابطه‌اى تعادل يافته از طريق واكنش‌هاى متفاوت مخاطبان به سازمان‌هاى رسانه‌اى و نيز به ارتباط‌گران اصلي (يا منابع) در جامعه توصيف مى‌كنند. اين مدل‌ها نوعى سازوكار خود - اصلاح كننده را مفروض مى‌دارند كه در جوامع باز - تحت شرايط رقابت بازار و در چارچوب قوانين، فرهنگ و آداب و رسوم - عمدتاً از طريق فشار بر رسانه‌ها، براى درنظر گرفتن خواسته‌هاى مخاطبان از محتوا، از آن‌ها پيروى مى‌شود. در چنين شرايطي، ارتباط‌گران جمعى مجبور هستند براى جلب توجه و جذب درآمد با يكديگر رقابت كنند و بهترين راه شناخت خواسته‌هاى مخاطبان بررسى گزينش‌هاى گذشته آنان است.علاوه بر سازوكار بازار، مبانى ديگرى نيز براى رابطه بين رسانه‌ها و مخاطبان آنها وجود دارد، چرا كه بيش‌تر پيام‌ها توسط خود رسانه‌ها توليد نمى‌شوند و تنها به نمايندگى اظ طرف منابع و سازمان‌هاى ديگر منتقل و منتشر مى‌گردند. ارتباط‌گران اصلي شامل احزاب سياسي، آگهى‌دهنده‌ها، گروه‌هاى ذى‌نفوذ، شركت‌ها، گروه‌هاى فعالى اجتماعي، ادارات دولتى و نيز تمامى هنرمندان، نويسندگان، و نقش‌آفرينان مى‌شوند.اين نقش‌هاى ارتباطى معمولاً به همراه خود تعاريف و تصوراتى را از مخاطبان مورد نظر مى‌آورند كه موجب كاهش اطمينان مى‌شوند.برخى از ارتباط‌گران حرفه‌اى در رسانه‌ها، به ويژه خبرنگاران رسانه‌هاى چاپي، بر اساس موازين تثبيت‌شده اخلاقى و نيز مسؤوليت در قبال جامعه و مخاطبان فعاليت مى‌كنند.مجموعه‌هاى متعددى از قواعد و اصول حرفه‌اى خبرنگاران را يارى مى‌دهند تا بتوانند رابطه مؤثرى با مشترى‌هاي ناشناخته‌شان برقرار كنند. بسيارى از سازمان‌هاى پخش راديو و تلويزيون هم تحت حاكميت مسؤوليت‌هايى مشخص‌تر و سازوكارهايى كه در مقابل عامه مردم پاسخگو است قرار دارند.

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

آينده مفهوم مخاطب   انواع مخاطباناكنون، امكانات موجود براى شكل‌گيرى انواع جديدى از مخاطبان آن‌چنان بى‌شمار هستند كه به كاربردن هيچ‌گونه‌شناسى واحدى نمى‌تواند حق واقعيت را اداء كند. به سختى مى‌توان واژه‌اى را تصور نمود كه بتواند همه موارد عرضه‌شدگى به رسانه‌ها را بپوشاند - مواردى كه از فيلم‌‌هاى پخش دشه در هواپيما تا پيام‌هاى درج شده بر روى هر آنچه جلب توجه مى‌كند را شامل مى‌شوند. با اين حال، نظريه‌ها و پژوهش‌هاى مربوط به مخاطبان ما را مجاز مى‌دارند تا برخى ابعاد كليدى و محدود را به دست دهيم تا بتوان بر اساس آن‌ها انواع مخاطبان را نمايش داد. ابعاد مربوط به انواع مخاطبان همان متغيرهاى احتمالى براى مطالعه تجربى رفتار مخاطبان نيز هستند. هرچند، همزمان با گسترش رسانه‌ها و تغيير اهميت نسبى متغيرهاى قديم، متغيرهاى جديد هميشه مطرح مى‌شوند، ابزار مفهومى به كار رفته در نظريات و پژوهش‌هاى مخاطب‌شناختى از استمرار زيادى برخوردار هستند.
 پايدارى مخاطببه رغم تمام تغييرات، تا زمانى كه رسانه‌هاى جمعي وجود داشته باشند، معانى قديمى و واقعيت‌هاى كهن مربوط به مخاطبان نيز پايدار و مطرح خواهند بود. مدارك حاكى از سقوط رسانه‌هاى جمعى هنوز تا حدودى متناقض هستند و ماشين عظيم محبوبيت‌ساز صنايع رسانه‌اى انگيزه‌اى كم‌تر از گذشته براى حفظ و تشديد پديده مخاطبان جمعى نشان نمى‌دهند (حتى با اين كه كانال‌هاى توزيعى متكثر گرديده‌اند). فن‌آورى‌هاى رسانه‌اى جديد هم تنها به عنوان جايگزين رسانه‌هاى قديم گسترش نمى‌يابند. انگيزه‌هاى تجارى و صنعتى نوآورى‌هاى رسانه‌اى هم غالباً ريشه در صنايع رسانه‌اى قديم دارند و از طرف آن‌ها تأمين هزينه مى‌شوند. بنابر اين، رسانه‌هاى قديم خواهان رقابت با خود نيستند و فقط در صدد گستردن قدرت خويش هستند.شواهد اوليه حاكى از اين است كه پيشرفت‌هاى جديد به محض تحقق (مثلاً كانال‌هاى بيش‌تر، دستگاه كنترل از راه دور، ابزار ضبط و پخش مجدد) به راحتى در تجارب، تصورات، و رفتارهاى مخاطبان ادغام مى‌گردند. مخاطبان نوآورى‌‌ها را اقتباس مى‌نمايند و با مشكلات جديد انطباق مى‌يابند.  مخاطبان جديد، رسانه‌هاى جديدتجربه فن‌آورى‌هاى واقعاً جديد هنوز در مرحله بسيار ابتدايى خويش است. پژوهش‌هاى اوليه بر اين سؤال متمركز هستند كه آيا تقاضاى پايدار براى برخى از رسانه‌هاى جديد - به ويژه خدمات (ويدئوتكست) دوسويه كامپيوتري، واقعيت محازي، و همه كانال‌هاى تلويزيونى ماهواره‌اى - به اندازه قابل توجه وجود دارد يا خير. پاسخ‌ها نيز، بسته به شرايط محلى مربوط به امكان دسترسى به فن‌آورى‌ها و نيز زمينه رسانه‌اى گسترده، از جايى به جاى ديگر متفاوت بوده است. گسترش مخاطبان رسانه‌هاى دوسويه به مسأله توده بحراني نيز بستگى داشته است؛ اين مسأله كه آيا آن‌قدر مشترك وجود دارد كه متصل شدن به اين شبكه‌ها و نيز عرضه انواع اطلاعات و ساير خدمات را توجيه كند؟ مشكل در اين است كه پاسخ‌ها در درجه اول به وجود يك توده بحران بستگى دارند.هدف دوم پژوهش‌هاى اوليه شناختن ابعاد كيفى تجربه مربوط به فن‌آورى‌هاى رسانه‌اى جديد و بررسى چگونگى رتبه‌بندى رسانه‌هاى جديد بوده است. از جمله عوامل به كار رفته سهولت استفاده و حضور اجتماعي اين رسانه‌ها هستند. (Ric, 1984). سهولت استفاده با گسترش رسانه‌هاى جديد و به دنبال افزايش سطح آشنايى با آن‌ها بيش‌تر مى‌شود، اما مدرك معتبر در خصوص نحوه درك كيفيت تجربه با رسانه‌هاى جديد هم بستگى به وجود تعداد زيادى از استفاده‌كنندگانى دارد كه اين تجربه را داشته باشند.  چالش‌هاى جديدشكى نيست كه مفهوم مخاطب از جهات مختلف كهنه شده و نقش سنتى‌ آن را در پژوهش، مدل‌ها و نظريه‌هاى ارتباطى زير سؤال رفته است. اما مى‌توانيم همچنان به گونه‌اى رفتار كنيم كه گويى هنوز مخاطب در دنياى بيرونى وجود دارد، البته تا حد زيادى شايد خويشتن را مى‌فريبيم. دلايل ترديد در مفهوم مخاطب هم ن ظرى و هم عملى هستند. مفهوم مخاطب، در روزهاى نخست گسترش پژوهش‌هاى ارتباطات جمعي، به جمع دريافت‌كنندگان (همزمان) واقعى يا موردنظر پيام‌ها (در نقطه پايان فرآيند خطى انتقال اطلاعات) اطلاق مى‌شد. اين مخاطبان معمولاً هدف تبليغات و اثرگذارى رسانه‌ها يا عامه مردمى بودند كه اخبار و برنامه‌هاى سرگرم‌كننده رسانه‌ها را مى‌خريدند. برداشت فوق از مخاطبان به تدريج جاى خود را به نگرشى از دريافت‌كنندگان رسانه‌ها داد كه كم و بيش فعال، مقاوم در برابر اثرات رسانه‌ها و در پى علايق و خواسته‌هاى خويش - با توجه به زمينه اجتماعى و فرهنگى خاص خود - بودند. فرآيند ارتباطى نيز به ويژه به عنوان فرآيندى مشاوره‌اي، دوسويه، و تعاملي، مجدداً مفهوم‌بندى شده است.در نظريه ارتباطات جمعى باور مهم و نسبتاً جديد حاكى است كه مخاطبان رسانه‌ها، بر اساس منطق‌ها و گفتمان‌هاى متعدد، ساخته شده و به طور گزينشى تعريف مى‌شوند. مخاطبان مطلوب و مورد شناسايى آگهى‌دهندگان همان مخاطبان ارتباط‌گران واقعى رسانه‌ها (خبرنگاران، فيلم‌سازها، نويسندگان و غيره) نيستند، همچنان كه همان مخاطبان حاضر در بحث‌هاى مربوط به سياست، افكار عمومي، اثرات رسانه‌ها، و علايق عمومي نيز نيستند. گردانندگان صنايع رسانه‌اى نيز، به نوبه خود، برداشتى از مخاطبان دارند كه با سه تعريف فوق‌الذكر متفاوت و در اصل نوع خاصى از بازار مصرفى است كه گونه‌هاى فرعى بسيار دارد. دسته ديگرى از تعاريف به هنگامى مطرح مى‌شوند كه مخاطبان توسط خود مردم و بر اساس علايق، توانائى‌ها، سلايق، نيازها، ترجيحات، هويت‌ها و تجارب اجتماعى و فرهنگى خود تعريف مى‌شوند. آن‌گاه كه رويكرد خود مخاطبان در نظر باشد، امكان تعريف و شناسايى مخاطبان بيشتر از پيش خواهد شد. بر اساس اين رويكرد، ما با يك نوع واحد از تجمع اجتماعى سروكار نداريم بلكه با انواع بسيار متفاوتى روبه‌رو خواهيم بود كه همگى در خور مخاطب ناميده شدن هستند. انواع متعدد فوق از جمله شامل اين مقوله‌ها مى‌شوند: هواخواهان رسانه‌اي؛ گروه‌هاى اجتماعى و سياسي؛ گروه‌هاى قومي؛ اجتماعات محلي؛ مصرف‌كنندگان اطلاعات؛ گروه‌‌هاى داراى علايق خاص؛ خرده‌فرهنگ‌ها؛ شيوه‌هاى زندگي؛ فرهنگ‌هاى سليقه؛ اجزاء بازار؛ و امثال آن.

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

  پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

هنر اقناع مخاطبان (1)

 

كوشش آگاهانه ي سخنران ، براي تغيير نگرش ها و باورهاي مخاطبان ، نوعي تعريف از هنر اقناع است .

و يا به تعريفي ديگر : " اقناع "  ، فرايندي است كه با توسل به تعقل و احساس در قالب مهارت هاي كلامي يك سخنران حرفه اي ، ذهنيت مخاطبان را غالبا" جهت تغيير رفتار و اداره كردن آن ها به عمل معيني ، تحت تأثير قرار مي دهد.

با توجه به اين تعاريف ،  بايد گفت كه تلاش براي اقناع مخاطبان ، هنر بيان و سخنران و سخنوراست و ناگزيرو الزاما ، تلاش براي اجراي ساده و درست اين هنر از سوي سخنران ، منوط به رعايت دونكته اساسي در يك جامعه متكثراست :

1-   بيان واقعيت

پيش از هرچيز ، ضروري است كه سخنران مطمن شود آگاهي بخشي او ، دقيق و درست است و براي هر پرسشي از سوي مخاطبان ، پاسخ صريح و روشني دارد . چرا كه اگر براي پرسش مخاطبان، پاسخ قانع كننده اي نداشته باشد ، بدون شك ، مخاطبان پاسخ خود را از منابع ديگر دريافت خواهند كرد و ضربه اي جبران ناپذير بر اصل اعتماد متقابل و اقناع صحيح مخاطبان  ، وارد خواهد شد.

2 – قبول مخاطب شناسي به عنوان اصلي كاربردي

مخاطب شناسي از جهت كاربردي در حوزه هاي مختلف براي سخنران ، اصلي بسيار مهم است و براي اين منظور بايد ابتدا سخنران با روابط مختلف ذهني آشنا شود ؛ چرا كه در سخنراني ها ، ابزار پيام رساني به اندازه ي خود پيام و گاهي حتي بيش از پيام، حائز اهميت است. سخنران با اين شناخت مي تواند اطلاعات را به دانش تبديل كند زيرا در اين فعاليت، تنها انتقال پيام كافي نيست. اگر پيامي كه براي مخاطب ارسال مي كند با سطوح بيشتري از نياز هاي آنان ارتباط برقرار نكند، توفيق چنداني نخواهد داشت.

مسائلي از قبيل: بكار بردن ادله ي حاكي از ترتيب منطقي؛ استفاده از مثال هاي زنده ي تاريخي و فرضي؛ تناسب متن سخنراني با اعتقادات گذشته ي مخاطبان و درك احساسات مخاطبان و سوق دادن اين احساسات به جهتي مطلوب كه در تئوري هاي مربوط به اقناع  نيز از جمله پارامتر هاي مهمي است كه در دو فرايند فوق مي گنجد.

فراموش نكنيم كه در برهه هائي خاص از زمان ، در هنر اقناع ، نوعي سياست نهفته است و هر پديده در آميخته با سياست ، محكوم به نوعي دروغ پردازي و يا هر اقدامي است كه كاملا اخلاقي نيست . به همين دليل ، برخي از سخنرانان براي بهره برداري بيشتر از هنر اقناع ، علاوه بر ويژگي هاي مثبت ياد شده ، به نوعي سياسي نيز هستند .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]
برگزاري كنگره بزرگداشت حسينعلي راشد در سال آينده

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: كنگره بزرگداشت حسينعلي راشد نويسنده برجسته معاصر در سال آينده در تربت حيدريه برگزار مي شود.
به گزارش ايرنا سيدمحمدحسيني روز جمعه در جمع هنرمندان، شاعران و مسئولان تربت حيدريه افزود: براي شروع كار و برگزاري مطلوب كنگره اين شخصيت برجسته معاصر 200 ميليون ريال اعتبار به ستاد بزرگداشت مرحوم راشد پرداخت مي شود.
همچنين وي در آيين دانش آموختگي دانشجويان مجتمع علوم قرآني تربت حيدريه گفت: براي خلق آثار ماندگار در حوزه علوم قرآني اهتمام جدي داريم و از اين مهم حمايت خاص و ويژه مي كنيم.
حسيني همچنين هنگام كلنگ زني ساختمان مجتمع علوم قرآني تربت حيدريه افزود: افزون بر يك هزار موسسه قرآني در كشور تحت حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هستند.
وي خاطرنشان كرد: براي ترويج امور ديني و قرآني 6 هزار و 300 كانون فرهنگي و هنري در مساجد كشور از حمايتهاي وزارت فرهنگ و ارشاد برخوردارند.
گزارش ايرنا از مشهد نيز حاكيست وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در سخناني در جريان افتتاح سالن نمايش فاز دوم مجتمع فرهنگي هنري امام رضا(ع) در مشهد گفت: با توجه به هجمه فرهنگي غرب، توليد آثار فاخر مي تواند، علاوه بر رفع خلأ هاي موجود، نيازهاي روز مردم و بخصوص نسل جوان تشنه حقيقت را سيراب كند.
وي با ستايش از سينماگراني كه از قصص انبيا الهام مي گيرند، تصريح كرد: در جشنواره بين المللي فيلم فجر امسال شاهد عرضه كارهاي ارزشمندي چون ملك سليمان بوديم كه نشان از دغدغه و توجه هنرمندان به هويت ديني و اسلامي ايران دارد.
حسيني در عين حال تاكيد كرد: سياست هاي حمايتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي محدود به سينماي ديني و معناگرا نيست بلكه بايد هنرمندان براي سليقه هاي مختلف توليد كنند كه خوشبختانه نمود اين مسئله در جشنواره فيلم فجر امسال مشهود بود.

منبع :

http://www.kayhannews.ir/881117/13.htm


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تاريخ سخنوري : استاد سيد صدرالدين بلاغي (6)

نشاني برخي مقالات مرحوم استاد سيد صدرالدين بلاغي :

http://www.noormags.com/view/creator/CreatorArticles.aspx?creatorId=22217&PageNo=1

http://www.noormags.com/view/creator/CreatorArticles.aspx?creatorId=22217&PageNo=2

http://www.noormags.com/view/creator/CreatorArticles.aspx?creatorId=22217&PageNo=3


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]
تاريخ سخنوري : استاد سيد صدرالدين بلاغي (5)

و همين نامه، مرا واداشت كه گفتگوى كوتاهى با استاد بلاغى داشته باشم و ادامه آن را به وقت ديگر موكول سازيم كه متأسفانه، ادامه آن مقدور نشد، اما آنچه كه در نخستين گفتگوى كوتاه مطرح شد و پاسخهاى ايشان، چنين است:

ماجراى كتاب از زبان استاد صدر بلاغى 
پرسش : استاد چطور شد كه شما به فكر ترجمه كتاب امام على (ع) افتاديد؟
پاسخ : « ... من نسخه‏اى از كتاب را خدمت آيةاللَّه بروجردى فرستادم. ايشان خيلى به من لطف داشتند و اظهار محبت و علاقه مى‏فرمودند. از لحن مرقومه‏هاى ايشان ميزان لطفشان هم روشن مى‏شود و به هر حال نامه ايشان كه رسيد، من احساس كردم كه علاقه دارند كتاب ترجمه شود و من كار ترجمه را آغاز كردم... بعد از مدتى در بعضى از محافل صحبت از كتاب شد. بعضى‏ها انتقاد مى‏كردند كه مؤلف يك اشتراكى است و افكار كمونيستى دارد. من دفاع كردم و گفتم كه با امر آيت‏اللَّه بروجردى مشغول ترجمه آن هستم و افزودم كه اين چنين برداشت منطقى و صحيح از ديدگاههاى اجتماعى - اقتصادى امام على عليه السلام توسط يك مسيحى واقعاً موجب افتخار است و كتاب به قول آيةاللَّه بروجردى بى نظير و يا عادم النظير است... ولى چيزى نگذشت كه معلوم شد شياطين كار خود را كرده‏اند... البته از سوى ديگر آنها چون مى‏دانستند كه آيت‏اللَّه بروجردى علاقه دارند كتاب ترجمه شود، به يكى از شخصيتهاى علمى محترم پيشنهاد كردند كه براى جلب رضايت آقا، كتاب را ترجمه كند و متأسفانه او هم غافل از توطئه پشت پرده در دام افتاد و كتاب را ترجمه كرد و بعد اضافاتى مثلاً در صفحات ملوك عادل!! بر ترجمه كتاب افزود كه هم تحريف حقيقت بود، هم تحريف تاريخ و هم تحريف ماهيت و هدف كتاب ».

پرسش : خوب، استاد ماجراى دستگيرى شما و توقيف كتاب و تعهدى كه از شما گرفتند چگونه بود؟
پاسخ : « ... در مورد گرفتارى هم، در واقع مطلب همان طور است كه سرهنگ پژمان نوشته است. روزى يك نفر به من تلفن زد كه از دوستان فرزندم بوده و مى‏خواهد مرا ببيند! ما هم گفتيم درب خانه ما باز است اهلاً و سهلاً... وقتى او آمد، خود را سروان يا سرگرد معرفى كرد و ما هم چيزى نگفتيم. او آمد و نشست و مأموريت خود را بيان كرد و گفت كه بدون سر و صدا بايد برويم! و بعد كتاب و ترجمه را كه در روى ميز من بود، برداشت و در كيف خود جاى داد و ما را هم با خود برد، توكل بر خدا كرديم و راه افتاديم. ما را به ساختمانى برد و نشستيم به گفتگو... 
البته من نمى‏دانستم كه محل بازجويى من كجاست؟ احترام ظاهر را حفظ كرد و هيچگونه توهين روا نداشت و آدم مؤدبى بود، اما معلوم نبود كه اگر دستور ديگرى از بالا مى‏رسيد، وضع چگونه مى‏شد و ادب و احترام كجا مى‏رفت؟ 
بازجويى كه تمام شد، ما را ول نكردند و شب نگه داشتند و همانجا خوابيدم. البته گاهى هم با او شوخى مى‏كردم، مثلاً مى‏گفتم: دماغ شما چطوره؟ چاق است! يا مى‏گفتم: يك سيگارى بكشيد بى‏ضرر نيست!... از اين شوخى‏هاى عادى خودمان، تا خيال نكند كه حالا ما ترسيده‏ايم يا چيز ديگر! 
اما اينكه او مى‏گويد ما عارف بوديم... البته ادعايى نداشتيم و خود را هم عارف نمى‏دانيم ولى اغلب اينها از بس با خودشان بيگانه‏اند و از رؤسايشان تبختر و پز ديده‏اند، وقتى با يك طلبه‏ى لاقيابى مثل من روبه رو مى‏شوند و دو كلمه هم حرف حق مى‏شنوند روحشان تكانى مى‏خورد و ياد عارف و عرفان مى‏افتند.
در مورد مطالب آخر البته من يادم نمى‏آيد كه تعهدى سپرده باشم، ولى گفتند كه شما ترجمه كتاب را تمام كنيد و به ما بدهيد تا ما زودتر اجازه نشر آن را از اداره فرهنگ بگيريم چون با جوّى كه درباره كتاب درست شده است به شما اجازه نشر نخواهند داد، بعد كه ترجمه تمام شد، آن را از من گرفتند تا پس از يك هفته تحويل دهند! مدتى گذشت و خبرى نشد. سرانجام من زنگ زدم كه آقا كتاب چى شد؟ اجازه چطور شد؟ پاسخ دادند كه بررسى تمام نشده، هر وقت تمام شد خودمان خبر مى‏دهيم!... و هيچوقت هم البته خبر ندادند و من هم علاقه نداشتم كه با اينها تماس بگيرم و به هر حال اصل ترجمه ما از بين رفت و يا اينكه در پرونده من در اسناد ساواك موجود است و اگر زحمتى نيست و مقدورتان هست از اين آقايان بپرسيد اگر ترجمه آنجا باشد به ما پس بدهند، يك مرورى بكنيم و چاپ شود. چون ترجمه به دستور آيت‏اللَّه بروجردى بود و من هم خيلى دقت كردم كه خوب ترجمه شود و توضيحات لازمى را در پاره‏اى موارد، در پاورقيها بطور مشروح طبق نظر مرحوم آقا، بر آن افزودم. متأسفانه غفلت شد و نسخه‏اى فتوكپى برنداشتيم و به هر حال به ظاهر زحمت ما هدر رفت، اما شما بعداً با ترجمه هر پنج جلد كتاب جرداق، در واقع خدمت را تمام و كمال انجام داديد و من خيلى خوشحال شدم. خداوند به شما پاداش دهد. »

پرسش : به نظر شما چرا چنين كردند؟ آيا واقعاً يك كتاب براى رژيم اينقدر خطرناك بود كه خود شاه رسماً در امر آن دخالت كند؟
پاسخ : « ببنيد رژيم شاه فرهنگ شناس نبود و اصولاً هر نظام سلطنتى، به تعبير قرآن مجيد اهل فساد است نه اهل صلاح. فرض كنيم كه كتاب، گرايش سوسياليستى هم داشت، به نظر من حق آن بود كه براى روشن شدن انديشه‏ها، آن را منتشر سازيم... اينها از اين كتاب جلوگيرى كردند و نسخه ترجمه مرا دزديدند، اما كتابهاى لنين، ماركس و مائو در خارج چاپ مى‏شد و به طور رايگان در اختيار جوانان ما قرار مى‏گرفت و به هر حال در قرن بيستم و در آستانه تمدن بزرگ! ضبط و توقيف يك كتاب، واقعاً نشان دهنده اوج حماقت و ضد فرهنگ بودن رژيم بود... »

بيان، بنان، شعر و...
مرحوم آيةاللَّه العظمى آقاى مرعشى نجفى، در ضمن اجازه نامه‏اى كه به استاد صدر بلاغى نوشته‏اند، ايشان را « سماحة العلم الحبر الجليل، الخطيب المصقّع الشهير، نابغة البيان و التقرير، باقعة البنان و التحرير، فخرالاسلام... » ناميده‏اند و در عالم انصاف بايد گفت كه مرحوم استاد صدر بلاغى، علاوه بر قلم سحارى كه داشت، در فن خطابه و بيان نيز نابغه‏اى بود و جالب آنكه، علاوه بر ابعاد گونه گون علمى - فرهنگى، در سرودن اشعار نيز يد طولائى داشت كه بعضى از آنها را در چند سفر حج كه در هر كدام حدود 25 روز با هم بوديم، بر من خواندند كه يكى دو نمونه را نقل مى‏كنم: 


دمى كز مام زادم بر فلك شد آه و فريادم            

                                                    مگر ز آغاز دانستم كه بهر درد و غم زادم؟


چو بيرون از رحم شد پيكرم، بستند در بندم         

                                                  ز بندى گشتم آزاد و به بندى ديگر افتادم!


دبستان بود زندان دگر، كازرد جانم را            

                                                           ز بس افشرد مغزم تا الفبا را دهد يادم!


چه سيليها كه از دست طبيعت خورد بر رويم         

                                            مگر با كس جفا رفته ست قبل از روز ميلادم؟


من از روزى كه دست راست بشناختم از چپ        

                                             جز از بهر نوازش جانب كس دست نگشادم!


جهان را گر ببخشندم آنسان نيستم خوشدل             

                                                   كز آداب چنين زندگى، سازند آزادم!

در قطعه ديگرى تحت عنوان « هو المحبوب » يا « عشق و فراق » مى‏گويد:


من دلبرى ز جمله جهان برگزيده‏ام            

                                                                            وز غير او علاقه دل را بريده‏ام


پوشيده‏ام به پاى طلب خار و خاك و خون            

                                                         از بس كه در پى‏اش به تمنا دويده‏ام


پروانه وار از سر هر گل گذشته‏ام           

                                                                    در سايه گذشت، به اين گل رسيده‏ام


نشنيده‏ام جز از لب لعلش پيام روح             

                                                                جز عارضش حقيقت جان را نديده‏ام


تا سركنم به عشق رخش نغمه‏هاى انس     

                                                                     از آشيان قدس بدين جا پريده‏ام


شرح فراق روى تو با خون نوشته‏ام              

                                                           انگشت خويش بسكه به دندان گزيده‏ام


در راه عشق بر سرم آورد روزگار             

                                                                  آن سر گذشتها كه ز مجنون شنيده‏ام


فريادى اى خروس از اين سهمناك شب       

                                                               من نيز چون تو چشم به راه سپيده‏ام


اى بامداد وصل بيا كز شب فراق           

                                                                          دور از تو رنجهاى فراوان كشيده‏ام

 

و بالاخره به ياد اقبال، شاعر پاكستانى، مى‏سرايد:


دوش بر يادت نگارا گريه‏اى مستانه كردم          

                                                             رخنه در بنياد عقل مردم فرزانه كردم


تا سحرگه ديده را از خون دل كردم لبالب       

                                                   هرچه مى‏بودم به ساغر جمله در پيمانه كردم 


عقل را بيرون فرستادم ز شهرستان هستى             

                                                     عالم ديوانگى را فارغ از بيگانه كردم 


تا نباشد آه را هم راه در خرگاه جانان                

                                                     بركشيدم از دل و آواره‏اش زين خانه كردم


چون زلف شبرنگت به چشمم جلوه‏گر شد      

                                             شستمش با اشك و با مژگان خونين شانه كردم 


در خيال شوكت اسلام با« اقبال » دوشين           

                                                    گردشى از اندلس بگرفته تا فرغانه كردم 


شمه‏اى از فتنه كشمير با آن مير گفتم          

                                                             شاعر فرزانه را از سوز دل ديوانه كردم 


و البته اين نمونه‏ها از اشعار استاد صدر بلاغى، نشان دهنده ذوق شعرى و استعداد هنرى آن مرحوم بود و ايكاش مجموعه اشعار ايشان نيز جمع آورى گردد و به دست چاپ سپرده شود!..

وفات 
...استاد صدر بلاغي تا واپسين روزهاي زندگي ،همچنان به كار فرهنگي و علمي اشتغال داشت و به تكميل آخرين اثر خود ، به نام « مفاهيم قرآن » مشغول بود. از اين كتاب پرارج ، دو جلد آماده چاپ و مدت سه سال است كه به موسسه « امير كبير » تحويل شده و متاسفانه تاكنون به زيور طبع آراسته نگشته است و جلد سوم آن در پايان سوره ص با ترجمه آيه 88، چنين پايان يافته است : « ان هو الا ذكر للعالمين . ولتعلمن نباه بعد حين » : « و ديري نخواهد گذشت كه صيت شهرت آن در جهان طنين افكند و آوازه مجد و عظمت آن را خواهيد شنيد ، و پيروزي آن بر همگي كتب و اديان را خواهيد فهميد ». در آخر فروردين 73 ، با ختم ترجمه اين آيه ، استاد صدر بلاغي نيز به پايان زندگي خود رسيد و به « حق » پيوست . 
« رحمه الله و اسكنه فصيح جنته »
قم ، 10 خرداد 73

 

منبع :

http://www.khosroshahi.net/main/index.php?Page=definition&UID=2091&PageNum=3

--------------------------------------------------------------------------------
1. اسرار قتل و زندگى سپهبد تيمور بختيار/ تأليف سرهنگ پژمان، چاپ دوم، پاريس 1370، صفحه 52 تا 59.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۴۱:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان