مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
لینک دوستان
باصد داشتند مردم را از پذيرش دعوت او منصرف كنند. اما اين پيامبر به استدلال هاى باطل آنها جواب مى دهد، ولى آنها از روى لجاجت و عناد، نمى پذيرند. از اينجاست كه رو به جانب پروردگار خود مى كند و مى گويد: خدايا، مرا در مقابل تكذيب اين قوم يارى نما.
# حضرت هود عليه السّلام نيز پس از ذكر برخى از نعمتهاى الهى ، مخاطبان را با بيان عذاب نافرمانى و حق ناپذيرى بيم مى دهد:
و اتّقوا الّذى اءمدّكم بما تعلمون # اءمدّكم باءنعام و بنين # و جنّات و عيون # إ نّى اءخاف عليكم عذاب يوم عظيم 
(173)
و از آن كسى كه شما را به آنچه مى دانيد ياريتان داد، پروا كنيد # شما را با بخشيدن چارپايان و پسران داد # و نيز باغها و چشمه ساران # من از عذاب روزى هولناك بر شما مى ترسم .
و اذكر اءخا عاد إ ذ اءنذر قومه بالاءحقاف و قد خلت النّذر من بين يديه و من خلفه اءلّا تعبدوا إ لّا اللّه إ نّى اءخاف عليكم عذاب يوم عظيم (174)
به يادآور برادر عاد (هود پيغمبر) را هنگامى كه قومش را در احقاف (جنوب شبه جزيره عربستان ) انذار نمود و قبل از وى و پس از وى نيز انذار كنندگانى در ميان آنها آمده بودند (و مى گفتند) كه جز خداوند را نپرستيد. همانا من بر عذاب روزى بزرگ بر شما مى ترسم .
# حضرت صالح عليه السّلام بعد از بيان نعمتهاى الهى قومش را بيم مى دهد كه از خداوند بترسند و او را اطاعت نمايند:
فاتّقوا اللّه و اءطيعون (175)
تقواى الهى پيشه كنيد و از من پيروى نماييد.
ولى آنها نيز مانند قوم مشرك نوح و هود عليهما السّلام به جاى اين كه با استغفار و توبه خواستار رحمت الهى باشند، به درخواست عذاب مبادرت نمودند.
قال يا قوم لم تستعجلون بالسّيّئة قبل الحسنة لو لا تستغفرون اللّه لعلّكم ترحمون (176)
حضرت به آنها فرمود اى قوم من چرا شتاب داريد كه حادثه بد پيش از حادثه خوب فرا رسد. چرا از خداى يكتا آمرزش نمى خواهيد شايد مشمول رحمت شويد.
با اين سخن روشن مى شود كه حضرت صالح اين توبيخ را زمانى عنوان كرد كه قوم ، ناقه را كشته بودند و به صالح گفتند كه :
...يا صالح ائتنا بما تعدنا إ ن كنت من المرسلين (177)
اى صالح ، اگر از پيامبران هستى ، آنچه را كه از عذاب به ما وعده مى دهى ، بياور.
منظور آنها همان عذابى بود كه در آيات قبل به آنها هشدار داده بود كه اگر ناقه را بكشند، به آن گرفتار خواهند شد.
...قد جاءتكم بيّنة من ربّكم هذه ناقة اللّه لكم آية فذروها تاءكل فى اءرض ‍ اللّه و لا تمسّوها بسوء فياءخذكم عذاب اءليم (178)
از جانب پروردگارتان حجتى روشن براى شما آمده است . اين شتر خداست كه معجزه اى است براى شما. پس او را رها كنيد تا در زمين خدا چرا كند و آسيبى به او نرسانيد كه خداوند شما را به عذابى دردناك گرفتار مى كند.
# حضرت شعيب عليه السّلام نيز مانند انبياى ديگر در گفت و گوها و برخوردهاى خود با قومش ، آنها را از عذاب الهى بيم مى دهد و عاقبت سوء كفر، شرك ، و اخلاق رذيله را به آنها هشدار مى دهد. حضرت شعيب قومش ‍ را به عمل براساس احكام الهى سفارش مى كند و به آنها هشدار مى دهد كه در صورت نافرمانى ، عذاب الهى آنها را فراخواهد گرفت .
و يا قوم اعملوا على مكانتكم إ نّى عامل سوف تعلمون من ياءتيه عذاب يخزيه و من هو كاذب و ارتقبوا إ نّى معكم رقيب (179)
و اى قوم من شما هر چه مى توانيد عمل كنيد، من نيز عمل مى كنم . به زودى خواهيد دانست كه عذاب رسوا كننده بر چه كسى فرود مى آيد و دروغگو كيست و انتظار بكشيد كه من هم با شما منتظرم .
بعد از امر به معروف ، آنها را از عذاب روزى كه آنها را فرا گيرد، بيم مى دهد:
و إ نّى اءخاف عليكم عذاب يوم محيط(180)
و من از عذاب روزى فراگير بر شما بيمناكم .
هر چند حضرت شعيب عليه السّلام قومش را به آنچه ماءمور بود، دعوت كرد و با وعده و وعيد آنان را موعظه كرد و آنها را نسبت به عذابهايى كه به قوم نوح ، هود، و صالح رسيده بود، آگاه نمود، ولى آنان به طغيان و كفر خود افزودند و جز تعداد اندكى ايمان نياوردند و علاوه بر اين به تمسخر و تهديد مؤمنان پرداختند و خود حضرت شعيب را نيز به دروغگويى متهم كردند.
قالوا إ نّما اءنت من المسحّرين # و ما اءنت إ لّا بشر مثلنا و إ ن نظنّك لمن الكاذبين (181)
گفتند: جز اين نيست كه تو از سحر شدگان هستى # و تو جز بشرى مانند ما نيستى و بدون ترديد ما تو را از دروغگويان مى دانيم .
قال الملاء الّذين استكبروا من قومه لنخرجنّك يا شعيب و الّذين آمنوا معك من قريتنا اءو لتعودنّ فى ملّتنا قال اءو لو كنّا كارهين(182)
بزرگان قومش كه استكبار ورزيده بودند گفتند: اى شعيب همانا تو و كسانى كه به همراه تو ايمان آورده اند را از شهرمان بيرون مى كنيم يا اين كه به آيين ما بازگرديد. شعيب گفت : حتى اگر از اين كار متنفر باشيم ؟
وقتى حضرت از ايمان آوردنشان نااميد شد، از خداوند فتح و پيروزى طلب كرد. خداوند نيز آنها را به وسيله عذابش نابود كرد و شعيب و همراهانش را نجات داد.
# زمانى كه حواريون از مسيح عليه السّلام تقاضاى معجزه اى مخصوص ‍ كردند، به اين صورت كه خداوند اگر توانايى دارد براى آنها مائده اى آسمانى بياورد. حضرت آنها را توبيخ مى كند؛ چرا كه درخواستشان مشتمل بر پرسش از قدرت پروردگار است . ولى آنها در پاسخ مى گويند:
إ ذ قال الحواريّون يا عيسى ابن مريم هل يستطيع ربّك اءن ينزّل علينا مائدة من السّماء قال اتّقوا اللّه إ ن كنتم مؤمنين # قالوا نريد اءن ناءكل منها و تطمئنّ قلوبنا و نعلم اءن قد صدقتنا و نكون عليها من الشّاهدين (183)
آن هنگام كه حواريون گفتند: اى عيسى بن مريم آيا پروردگارت مى تواند براى ما مائده اى از آسمان نازل كند؟ گفت : تقواى الهى پيشه كنيد اگر مؤمن مى باشيد # آنها گفتند: مى خواهيم از آن بخوريم و دل هايمان آرام گيرد و بدانيم كه به ما راست گفته اى و خود از گواهان آن باشيم .
حضرت نيز از خداوند نزول اين مائده را طلب مى كند:
قال عيسى ابن مريم اللّهم ربّنا اءنزل علينا مائدة من السّماء تكون لنا عيدا لاءوّلنا و آخرنا و آية منك و ارزقنا و اءنت خير الرّازقين # قال اللّه إ نّى منزّلها عليكم فمن يكفر بعد منكم فإ نّى اءعذّبه عذابا لا اءعذّبه اءحدا من العالمين (184)
عيسى بن مريم گفت : پروردگارا براى ما مائده اى از آسمان نازل فرما كه عيدى براى امروزيان و آيندگانمان و معجزه اى از تو باشد و ما را روزى ببخش كه تو از بهترين روزى دهندگانى # خداوند فرمود: من فرو فرستنده آن براى شما هستم پس از آن هر كس كفر بورزد همانا من او را به چنان عذابى گرفتار مى كنم كه هيچ يك از جهانيان را عذاب نكرده باشم .
علامه طباطبايى مى نويسد: خداوند هم دعاى او را اجابت كرد و فرمود، اگر بعد از آن باز هم كسى كفر بورزد، بايد بداند كه چنان او را عذاب مى كنم كه احدى از عالميان را به چنان عذابى دچار نكردم .(185)
و لمّا جاء عيسى بالبيّنات قال قد جئتكم بالحكمة و لاءبيّن لكم بعض ‍ الّذى تختلفون فيه فاتّقوا اللّه و اءطيعون (186)
و چون عيسى معجزه هاى آشكار آورد گفت : به راستى براى شما حكمت آورده ام و براى شما بعضى از امورى را كه در آن اختلاف داريد، روشن مى سازم . پس تقواى الهى پيشه كنيد و از من پيروى نماييد.
در اين جمله ، تقوا را به خدا و اطاعت را به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نسبت داده است . از اين رو اين معنا مسجّل مى شود كه حضرت جز رسالت ادعايى ندارد.(187)
9. اقناع تدريجى (همراهى با مخاطب )
انبياى الهى عليهم السّلام گاهى به منظور الزام نمودن ، محكوم كردن ، و اقناع تدريجى دشمنان خود با آنها همراهى مى كردند. به اين صورت كه بعضى از مقدّمات ادّعاى آنها را مى پذيرفتند و در ادامه مناظره همه آنها را با استدلال هاى روشن باطل مى كردند. در اين روش گاهى مبلغ ، عليرغم اعتقاد قاطع و جازم به عقايد خاصى ، در برخورد و مناظره با مخاطب ، موقتا از آن عقايد تنازل مى نمايد و خود را در مقام بحث ، همراه و هم عقيده مخاطب قلمداد مى كند. بدين ترتيب نوعى همبستگى و همدلى ميان طرفين مناظره به وجود مى آيد كه در اقناع مخاطب مؤ ثر خواهد بود.
# حضرت صالح عليه السّلام در مناظره با گروههاى مخالف به منظور اقناع تدريجى مخاطبان با آنها همراهى مى كرد. همراهى با مخاطب كه از سوى اين پيامبر الهى اظهار مى شود، در آيه زير كاملا روشن است .
قال يا قوم اءراءيتم إ ن كنت على بيّنة من ربّى (188)
گفت : اى قوم من چه مى انديشيد اگر از جانب پروردگارم حجت آشكارى داشته باشم .
او قطعا خود را داراى دليل و حجت مى داند، امّا در مقام جدال ، سعى مى كند همراهى مخاطب را جلب نمايد تا از اين طريق به تدريج هدايت گردد.
# در تعدادى از مناظره هاى حضرت ابراهيم نيز شاهد نوعى همراهى با مخاطبان و تلاش براى جذب تدريجى آنان به سوى حقيقت هستيم . حضرت ابراهيم اين شيوه را در مناظره با ستاره پرستان به كار بسته است . به اين صورت كه به منظور همراهى با آنها، در مرحله اول ، كواكب ، ماه ، و خورشيد را خداى خود فرض مى كند. حضرت ابراهيم با استفاده از عقايد مخاطبان و مقبولات ايشان ، به مقابله با اعتقاداتشان برمى خيزد و با برخوردى متين ، به تدريج آنها را به حقيقت راهنمايى مى كند.
فلمّا راءى الشّمس بازغة قال هذا ربّى (189)
آن گاه چون خورشيد را تابان ديد گفت : اين پروردگار من است .
در حالى كه آيات قبل صراحت دارد كه او از اهل يقين و بيناى ملكوت آسمان ها و زمين است . پس فرض جدى بودن كلام ابراهيم ، به كلى مردود است .
و كذلك نرى إ براهيم ملكوت السّماوات و الاءرض و ليكون من الموقنين (190)
و اين چنين ملكوت آسمان ها و زمين را بر ابراهيم نمايانديم تا از اهل يقين گردد.
پس از آنكه با استدلال هايى ساده و محكم ، خدايان ادعايى آنان را براى پرستش نالايق مى شمرد، به اظهار صريح عقايد مى پردازد:
إ نّى وجّهت وجهى للّذى فطر السّماوات و الاءرض حنيفا و ما اءنا من المشركين (191)
همانا من بادينى پاك ، روى به سوى كسى دارم كه آسمان ها و زمين را آفريده است و من از مشركان نيستم .
همچنين آيه : ((قال يا قوم إ نّى برى ء ممّا تشركون (192)؛ گفت : اى قوم من ، من از شركى كه شما مى ورزيد، تبرى مى جويم )) دلالت دارد بر اين كه حضرت ابراهيم در مقام اثبات وجود آفريدگار نبوده ، بلكه با فرض ‍ ربوبيت ستاره ، ماه و خورشيد و سپس اعراض از آنها، مى خواسته اثبات كند كه براى پروردگارش شريكى نيست .
از اين احتجاج برمى آيد كه وى حقيقت امر را مى دانسته و ايمان داشته كه مدبّر امورش و كسى كه به وى احسان نموده ، همانا خداى سبحان است . بنابراين بار ديگر در برابر ستاره و ماه و خورشيد گفت : ((هذا ربّى )) در حقيقت از باب تسليم و به زبان خصم حرف زدن است . وى در ظاهر، خود را يكى از آنان به حساب مى آورد و عقايد خرافى آنان را صحيح فرض ‍ نموده آنگاه با بيانى مستدل باطل بودن آن را ثابت كرده است . اين شيوه احتجاج ، بهترين راهى است كه مى تواند انصاف خصم را جلب كرده و از طغيان عصبيت او جلوگيرى نموده ، او را براى شنيدن حرف حقّ آماده سازد.(193)
# از آنجا كه وظيفه هر مبلغ ، جذب دل هاى مردم به منظور ارشاد و هدايت عقلها است ، پيامبر از هر راه ممكن تلاش مى نمود فاصله ميان دلها و عقلها را به حداقل برساند. بدين منظور، در برخورد با يهود، نصارى ، و حتى مشركان ، بر عقايد صحيح و قابل قبولشان تاءكيد مى كرد، تا آن عقايد را به عنوان پلى براى ارتباط و پشتوانه اى براى ارائه عقايد جديد قرار دهد.
پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله با هدايت قرآن ، ماءموريت يافت اهل كتاب را به اين صورت به عقايد مشترك دعوت كند:
قل يا اءهل الكتاب تعالوا إ لى كلمة سواء بيننا و بينكم إ لّا نعبد إ لّا اللّه و لا نشرك به شيئا و لا يتّخذ بعضنا بعضا اءربابا من دون اللّه فإ ن تولّوا فقولوا اشهدوا باءنّا مسلمون (194)
بگو اى اهل كتاب ، بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يكسان است بايستم كه جز خداوند را نپرستيم و چيزى را شريك او قرار ندهيم و بعضى از ما بعضى ديگر را به جاى خدا به خدايى نگيرد. پس اگر روى گردان شدند، بگوييد شاهد باشيد كه ما فرمانبردار و مسلمانيم .
همچنين در جاى ديگر به همه مسلمانان دستور مى دهد كه :
اتل ما اءوحى إ ليك من الكتاب و اءقم الصّلاة إ نّ الصّلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر و لذكر اللّه اءكبر و اللّه يعلم ما تصنعون(195)
آنچه از كتاب آسمانى بر تو وحى شده است را بخوان و نماز را برپا دار؛ چرا كه نماز از زشتى ها و ناشايستى ها باز مى دارد و همانا ذكر خداوند (از هر كارى ) مهمتر و بزرگ تر است و خداوند مى داند آنچه را كه انجام مى دهيد.
در اين آيات و موارد مشابه آن به شيوه جديد از گفت و گو و مناظره در مقابل گروه هاى ديگر برمى خوريم كه يك شيوه عملى مبتنى بر يافتن نقاط اشتراك است تا از طريق آن به دعوت بپردازد و وارد جزئيات شود؛ به جاى آنكه از ابتدا نقاط اختلافى و تعصب انگيز را مطرح سازد. لذا آيات فوق بر توحيد، كه قدر مشترك اديان است ، تاءكيد دارد و پيامبر را فرمان داده كه به اين شيوه مجهز باشد.(196) در اين شيوه از مناظره از مسلمات خصم براى اقناع او كمك گرفته مى شود.
10. مناظره با رئيس گروه
از جمله آداب مناظره اين است كه بايد با افرادى صورت پذيرد كه صاحب نظر، برجسته ، معروف ، و تاءثير گذار باشند تا در صورت محكوميت ، بحث و گفت و گو به سرانجام مطلوب برسد. از اين رو پيامبران الهى در فرصت هاى مختلف با رؤ ساى گروههاى فكرى و عقيدتى مناظره مى كردند.
# حضرت ابراهيم عليه السّلام براى دعوت به توحيد به احتجاج با نمرود پادشاه معاصرش مى پردازد؛ چرا كه نمرود نيز مانند بسيارى از جبّاران ادّعاى ربوبيت كرده بود.
اءلم تر إ لى الّذى حاجّ إ براهيم فى ربّه اءن آتاه اللّه الملك إ ذ قال إ براهيم ربّى الّذى يحيى و يميت قال اءنا اءحيى و اءميت قال إ براهيم فإ نّ اللّه ياءتى بالشّمس ‍ من المشرق فاءت بها من المغرب فبهت الّذى كفر و اللّه لا يهدى القوم الظالمين (197)
آيا كسى كه خداوند به او ملك و پادشاهى بخشيده بود را نديدى كه با ابراهيم درباره پروردگارش محاجه مى كرد؟ آن هنگام كه ابراهيم گفت : پروردگار من كسى است كه زنده مى كند و مى ميراند. او گفت : من نيز زنده مى كنم و مى ميرانم . ابراهيم گفت : همانا خداوند خورشيد را از مشرق برمى آورد پس تو آن را از مغرب بياور. پس آن كس كه كفر ورزيده بود مبهوت و سرگشته ماند و خداوند قوم ستمكار را هدايت نمى كند.
نمرود نيز مانند ديگر جبّاران با وجود اين كه بت پرست بود، خود را در سلك خدايان در مى آورد. در قرآن كريم از فرعون حكايت شده كه مى گفت : ((اءنا ربكم الاعلى ))(198) نمرود نيز چنين ادّعايى داشت و مى گفت : ((اءنا اءحيى و اءميت ؛من زنده مى كنم و مى ميرانم )).
محور بحث حضرت ابراهيم و نمرود اين بود كه حضرت مى گفت پروردگارش تنها خداى يگانه است و نمرود ادّعا داشت كه او خداى ابراهيم و ديگران است .
از اين رو نمرود در جواب ابراهيم عليه السّلام كه فرمود ربّى الّذى يحيى و يميت ، گفت : اءنا اءحيى و اءميت . نمرود مغالطه كرد، حيات و ممات را به معناى مجازى گرفت ، و گفت : اين افعال كار من است .
وقتى حضرت ابراهيم ديد كه با اثبات اين حجت نمى تواند مردمى را كه ادعاى نمرود را كوركورانه تصديق مى كنند، هدايت نمايد، دليل ديگرى آورد كه كسى نتواند با آن معارضه كند و فرمود: فإ نّ اللّه ياءتى بالشّمس ‍ من المشرق فاءت بها من المغرب اگر اين امور نيز به تو استناد دارد و منوط به اراده توست ، پس خورشيد را از مغرب برآورد. لذا نمرود كه جوابى نداشت ، متحيّر و مبهوت شد؛ چرا كه خداوند، گروه ستمكاران را به مقصد نمى رساند. بدين ترتيب مشاهده مى كنيم كه حضرت ابراهيم حجت و استدلالى آورد كه جدال پذير و قابل مناقشه نبود.
# حضرت موسى عليه السّلام نيز در آغاز اعلام رسالت خويش به سوى فرعون و ملاء او رفت :
ثمّ بعثنا من بعدهم موسى بآياتنا إ لى فرعون و ملائه فظلموا بها فانظر كيف كان عاقبة المفسدين (199)
سپس بعد از ايشان موسى را با معجزات خويش به سوى فرعون و بزرگان قومش فرستاديم سپس آنها در حق آيات ما ستم كردند. پس بنگر كه عاقبت اهل فساد چگونه بوده است .
ثمّ بعثنا من بعدهم موسى و هارون إ لى فرعون و ملائه بآياتنا فاستكبروا و كانوا قوما مجرمين (200)
سپس بعد از آنان موسى و هارون را با معجزات خويش به سوى فرعون و بزرگان قومش فرستاديم ، پس آنها استكبار ورزيدند و قومى گناهكار بودند.
ارسال انبيا به سوى اشراف و بزرگان قوم به اين خاطر است كه مفاسد اجتماعى و انحرافهاى محيط تنها با اصلاحات فردى و موضعى حل نخواهد شد، بلكه بايد سردمداران جامعه و آن هايى كه نبض سياست ، اقتصاد، و فرهنگ را در دست دارند و در درجه اول اصلاح گردند تا زمينه براى اصلاح بقيه افراد نيز فراهم گردد. اين درسى است كه قرآن كريم به همه مسلمانان براى اصلاح جوامع اسلامى مى دهد.(201)
حضرت موسى در نخستين برخوردش با فرعون او را چنين خطاب مى كند: ((يا فرعون ))، خطابى كه در عين رعايت ادب ، از هر گونه تملق ، چاپلوسى ، و اظهار عبوديت تهى بود:
اءفراءيتم ما كنتم تعبدون (212)
آيا در آنچه كه مى پرستيد تاءمل كرده ايد؟
حضرت در ادامه جهت خطاب را از عقل مخاطب به دل او مى كشاند و مى گويد:

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۹:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]
 

اصول و اخلاق مناظره (6)

مؤلف كتاب الاحتجاج نيز ضمن بيان يكى از مناظرات پيامبر با مشركان به نقل از امام حسن عسكرى عليه السّلام مى نويسد:
رسول خدا در پاسخ به شبهه ها و تهمت هاى عبداللّه بن اءُبى بن اءُميه مخزومى فرمود: اما اين كه گفتى : تو جز مردى سحر شده نيستى ، چگونه من چنين باشم در حالى كه شما نيك مى دانيد از حيث قدرت تشخيص و تفكر از شما بالاتر هستم ؟ آيا در زمانى كه ميان شما از هنگام تولد تا چهل سالگى بوده ام از من عيبى ، لغزشى ، دروغى ، خيانتى يا خطايى در سخن يا نظر بى جايى ديده ايد؟ آيا گمان مى كنيد يك نفر مى تواند با اتكا به خود اينگونه باشد يا نيازمند حول و قوه الهى است ؟(136)
پيغمبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله در مسائل فردى و شخصى ، نرم و ملايم بود، نه در مسائل اصولى . پيامبر در زندگى فردى ، معاشرت ها و برخوردهاى خود با ديگران ، به سادگى از آنچه در اختيار داشت ، مى گذشت و هرگز درباره ديگران سختگيرى نمى كرد. به طورى كه برخى نويسندگان تسامح و نرمش اخلاقى را يكى از اصول و محورهاى حاكم بر شيوه هاى دعوت و زندگى او شمرده اند.(137)
در منطق انبيا هر كس داراى حرمت و ارزش انسانى است و نمى توان حتى در دليل بى ايمانى ، كسى را مورد اهانت قرار داد، اما احترام پيامبر دليل مهم ترى نيز دارد؛ و آن ايجاد زمينه براى نفوذ در دل مخاطب و ابلاغ اصول ايمانى به اوست .
((مردى وارد مسجد شد، در حالى كه پيامبر تنها نشسته بود. حضرت بلند شد و جا باز كرد. مرد (در شگفت شد) و گفت : اى رسول خدا، جا كه بسيار است . فرمود: حقّ مسلمان بر مسلمان است كه اگر ديد برادرش مى نشيند احترامش كند و بلند شود و برايش جا باز كند)).(138)
4. استدلال منطقى
پيامبر الهى به سؤ الات و ادعاهاى افراد گوش مى دادند و بعد با استدلالى قاطع به آنها پاسخ مى گفتند. براى اقناع مخاطب قبل از هر چيز، لازم است ادعاها و سؤ الات آنها ارزيابى گردد و بحث و گفت و گو در قلمرو مشكوكات ادامه يابد. اگر مناظره كننده بتواند آنچه را كه مورد ترديد است ، آسيب پذير سازد و درصد آنها را كاهش دهد، به آماده كردن زمينه پيروزى دست يافته است . انبيا عليه السّلام در بسيارى از مناظرات خود، از استدلال هاى عقلى استوار، براى آسيب پذير كردن ، مشكوكات طرف مقابل استفاده مى كردند.
# با مطالعه آيات مربوط به دعوت نوح عليه السّلام ، شاهد اين شبهه ها و تهمت ها از جانب اشراف قوم نوح و پاسخ آرام و مستدل او مى باشيم :
فقال الملاء الّذين كفروا من قومه ما نراك إ لّا بشرا مثلنا و ما نراك اتّبعك إ لّا الّذين هم اءراذلنا بادى الرّاءى و ما نرى لكم علينا من فضل بل نظنّكم كاذبين# قال يا قوم اءراءيتم إ ن كنت على بيّنة من ربّى و آتانى رحمة من عنده فعمّيت عليكم اءنلزمكموها و اءنتم لها كارهون (139)
اشراف قوم نوح آن كسانى كه كافر شدند گفتند: ما تو را مانند خود بشرى بيشتر نمى دانيم و كسانى كه از تو پيروى مى كنند جز افراد پست و اراذل نيستند و ما هيچ گونه مزيت و برترى بر شما نسبت به خود نمى بينيم بلكه شما را دروغگو مى پنداريم # نوح گفت : اى قوم من شما چه مى گوييد هر گاه ببينيد كه مرا دليل روشن و رحمت مخصوص از جانب پروردگار عطا شده آيا باز هم حقيقت بر شما پوشيده خواهد ماند؟ آيا من شما را (به رحمت و سعادت ) اجبار مى كنم و شما اظهار تنفر مى كنيد؟
علامه طباطبايى در تفسير اين آيات ضمن اشاره به مناظره نوح با قوم خود مى نويسد كه در اين مناظره نوح عليه السّلام براى قوم خود استدلالى آورد، با اين كه نوح مى tml#link25" target=_self>(25)
گفت و گو به شيوه كشمكش و برترى جويى را جدل نامند.
مرحوم مظفر درباره معنى اين واژه مى نويسد:
سختى و ستيزه جويى در خصومت و دشمنى به وسيله گفتار كه غالبا با به كار بستن نيرنگ كه گاهى دور از عدل و انصاف است ، همراه مى شود؛ لذا شريعت مقدس اسلام آن را نهى نموده است ؛ به ويژه در ايام حج (فلا رفث و لا فُسوق و لا جدال فى الحجِّ)(26) و اعتكاف .(27)
ب . معناى اصطلاحى
جدل در اصطلاح داراى دو مفهوم است : يكى مطلق و كلى كه در تمام علوم به كار مى رود و ديگرى مفهوم خاص كه مراد از آن يكى از اقسام صناعات خمسه منطق است كه عبارتند از: برهان ، جدل ، خطابه ، مغالطه و شعر. پس ‍ جدل به يك معنا از فروع علم مناظره است و در اصطلاحات فقهى به كار مى رود و به معناى ديگر، از گونه هاى قياس در علم منطق است .(28)
شيخ طبرسى در معنى جدل مى نويسد:
جدل عبارت از منصرف كردن خصم است از روش و مذهبش به وسيله دليل و برهانى كه براى او اقامه مى شود.
همچنين در معنى و جادلهم بالّتى هى اءحسن (29) مى نويسد:
با آنها به وسيله نيكوترين چيزى كه دارى ، مناظره كن و آنها را با وفق و مدارا و آرامش ، از فكر و عقيده اى كه دارند منحرف نما.(30)
جدل به معناى عام
جدل در اين معنا، همان رويارويى هايى است كه به هدف غلبه يافتن و اسكات خصم به كار گرفته مى شود و در همين معناست كه مرحوم مظفر مناظره را با جدل مترادف مى داند.(31) ابن خلدون مى گويد:
جدل در اصطلاح استدلال هاى فقهى عبارت از شناختن آداب مناظره اى است كه ميان پيروان مذاهب فقهى و جز آنان روى مى دهد... جدل عبارت از شناسايى قواعد، حدود و آداب استدلالى است كه به وسيله آن انسان به حفظ عقيده يا بطلان آن ، رهبرى شود؛ خواه آن راءى از فقه باشد، يا از علوم ديگر.(32)
جدل به معناى خاص
جدل در اين اصطلاح به عنوان دومين صنعت از صناعات پنجگانه در منطق محسوب مى شود. مرحوم مظفر مى نويسد:

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۹:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

اصول و اخلاق مناظره (1)

شيوه مناظرات انبيا و امام صادق (عليهم السلام)

سيده فاطمه حسينى ميرصفى

نقش مناظره در تكامل علوم و معارف 
تاريخچه تحول مناظره
فصل دوم : جدل چيست ؟
الف . معناى لغوى
ب . معناى اصطلاحى
جدل به معناى عام
جدل به معناى خاص 
انواع جدل
قرآن و جدال اَحسن
سرچشمه اصلى مجادله به باطل
سرنوشت ستيزه جويان مغرور
فصل سوم : آداب و آفات مناظره
الف . شرايط و آداب بحث و مناظره
ب . آفات و نتايج سوء مناظره نادرست 
بخش دوم : شيوه مناظرات انبيا عليهم السّلام
1. دعوت به توحيد و نفى شرك 
2. نسبت دادن قوم به خودشان
3. گفتار آرام و رعايت ادب در برابر تهمت ها
4. استدلال منطقى
5. قرار گرفتن در جايگاه پرسشگر (استدلال همراه با پرسش )
6. مقايسه
7. استدلال از طريق محسوسات 
8. انذار و اتمام حجت با مشركان
9. اقناع تدريجى (همراهى با مخاطب )
10. مناظره با رئيس گروه
11. تحريك وجدان با تكيه بر عنصر عقلانيت 
12. باطل كردن مدّعاى افراد با استفاده از ادّعاى خود آنها
13. اولويت امر به معروف و نهى از منكر
14. قاطعيت در اظهار عقايد و تبليغ رسالت 
15. يادآورى نعمتهاى الهى
16. ترديد افكنى در ميان مخالفان
17. ايجاز بعد از اطناب 
عامل موفقيت انبيا
اول : استدلال و منطق
دوم : موعظه حسنه
سوم : جدل و مقابله به مثل
بخش سوم : سيره امام صادق عليه السّلام
زندگانى امام صادق
اوضاع سياسى عصر امام صادق
شرايط فرهنگى و فكرى جامعه در عصر امام صادق
نحوه برخورد امام صادق با تاءثير سوء فرهنگهاى غير اسلامى
دانشگاهى به وسعت تاريخ
شاگردان و حاملان فقه امام صادق
ابوسعيد ابان بن تغلب 
هشام بن حكم
زرارة بن اءعين شيبانى
مؤمن الطاق
عبدالرحمن بن حجّاج بجلى
حمران بن اعين شيبانى
مخاطبان امام صادق
1. اصحاب 
2. غلات 
3. صوفيان
4. معتزله
5. ابوحنيفه (رئيس مذهب حنفيه )
6. مالك بن انس (رئيس مذهب مالكى )
7. خلفا و حكّام
8. غير مسلمانان (اهل كتاب )
9. زنادقه و دهريون
بخش چهارم : مناظرات امام صادق عليه السّلام
مناظرات و پاسخ گويى به شبهات 
مناظرات امام صادق در منابع روايى
انواع مناظرات 
1. از نظر تعداد
2. از نظر بحث و استدلال
3. از نظر نتيجه
موضوعات مطرح شده در مناظرات با امام صادق
شيوه هاى ورود به بحث 
سؤ الات مطرح شده با امام صادق
بخش پنجم : شيوه مناظرات امام صادق عليه السّلام
1. دعوت به توحيد و اثبات وجود خدا
2. پاسخ كوتاه و مستدل
3. استدلال عقلى و منطقى
4. ايجاد صورتهاى مختلف براى مدّعاى فرد مقابل (سبر و تقسيم )
5. مورد خطاب قرار دادن افراد با صفات نيكو و رعايت ادب 
6. باطل كردن مدّعاى فرد با استفاده از كلام وى
7. قرار گرفتن در جايگاه پرسشگر
8. تذكر دادن به امور ملموس در زندگى
9. برخورد كوبنده
10. ردّ قياس و راءى (با استناد به آيه قرآن و احاديث )
11. محسوس نمودن امور معقول
12. هدايت تدريجى از راه جدل ، خطابه و برهان
الف . جدال اَحسن
ب . خطابه
ج . برهان
نمونه هايى از مناظرات 
مناظره يكم (مناظره امام با زنديق مصرى )
مناظره دوم
مناظره سوم
مناظره چهارم
مناظره پنجم
بخش ششم : نتيجه گيرى
بررسى شيوه هاى انبيا
راه اهل بيت ، راه قرآن
1. درباره توحيد
2. درباره عدل
3. درباره نبوّت 
4. درباره امامت 
بررسى شيوه هاى امام صادق

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۹:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

مديريت پرسش ها و پاسخ ها (2)

درمورد هرسؤالي كه از شما پرسيده مي شود ، لحظه اي كوتاه فرصت داريد كه آن را تجزيه و تحليل كنيد . آيا از شما خواسته شده كه سخنراني خودرا خلاصه كنيد ؟  آيا اين يك درخواست ساده براي اطلاعات بعدي موضوع شماست ؟ آيا به سوي يك دام كشيده مي شويد ؟ برخي افراد بيشتر مايلند نكته اي را بيان كنند تا پرسشي را طرح كنند . اگر نظر آن ها مثبت است و بحث شمارا تقويت مي كند ، مؤدبانه است كه آن هارا تصديق كنيد اما اگر نكته نامربوط است از مخاطب تشكركرده و به پرسش بعدي برويد .

زمان به دست بياوريد

اگر شما خودتان را درحالي يافتيد كه با پرسش هاي مشكل به خصوصي مواجه هستيد ، خونسرد باقي بمانيد و به خودتان فرصت كوتاهي بدهيد تا پيش از پاسخ دادن به دقت فكركنيد . زماني كه با سؤالي مواجه مي شويد كه نياز به فكركردن دقيق دارد ، نترسيد كه به يادداشت هاي خود برگرديد و به مخاطبان خود بگوئيد داريد چه كاري انجام مي دهيد . اگر لازم است از يك تاكتيك طفره رفتن ازقبيل نوشيدن جرعه اي آب ، سرفه كردن و امثال اين ها استفاده كنيد . اين كارها به شما كمك مي كند از وضعيتي كه درآن به نظر مي رسد كلمات را گم كرده باشيد ، رها شويد .

به سؤالات قابل پاسخ ، پاسخ دهيد

پاسخ هاي استانداردي وجوددارند كه شما مي توانيد درپاسخ به سؤالات دشوار استفاده كنيد . اگر پاسخي را نمي دانيد ، سعي كنيد پاسخي رضايت بخش ارائه كنيد كه نشان دهد شما نسبت به سؤال بي اعتنا نيستيد . اگر يك پرسشگر پافشاري مي كند ، سؤال را به مخاطبان بازخورد دهيد .

نمونه هائي از عبارات براي قانع كردن مخاطب

-        " من پاسخ را نمي دانم ولي مي توانم براي شما پيدا كنم و با شما تماس بگيرم "

-         " من نيازدارم روي اين يكي فكركنم . مي توانم كمي ديرتر به اين پرسش پاسخ دهم ؟ سؤال بعدي لطفا . "

-         " مطمئن نيستم پاسخ اين سؤال را بدانم . شايد بتوانم بعد از جلسه در مورد آن بحث كنيم "

-         " حقيقتا پاسخ صحيح يا غلطي دراين مورد وجودندارد ولي عقيده شخصي من اين است ... "

با برنامه هاي پنهان مقابله كنيد

از سؤالات از پيش طراحي شده براي نشان دادن ضعفي جدي در بحث آگاه باشيد كه سخنران را دستپاچه كرده و به تزلزل مي كشد . سؤالاتي كه ارتباط ضعيفي با سخنراني شما دارند ، ممكن است صرفا كوششي از جانب يكي از مخاطبان براي مطرح كردن خودش باشد . از طرف ديگر ، اين برنامه ها ممكن است از ميل و علاقه به خراب كردن اعتبار شما ريشه بگيرد و شمارا ضعيف و كم اطلاع به نظر برساند . سعي كنيد چند پاسخ ذخيره در اختيارداشته باشيد از قبيل : " من امروز تمايل ندارم اين جنبه از موضوع را مطرح كنم " يا : " اين يك جنبه مجزاست كه من الان وقت بحث كردن درباره آن را ندارم " كه كاملا دو پهلوست و فشارروي شمارا كم خواهد كرد .

با مخاطبان صادق باشيد

به دلائل متفاوت ، زمان هائي وجوددارند كه شما به سادگي پاسخ يك سؤال را نمي دانيد . اگر اين اتفاق بيفتد ، با مخاطبان صادق باشيد . اگر حقايق را نمي دانيد ، بهتراست آن را مستقيما اقرار كنيد تا سدي دراطراف موضوع ساخته باشيد . با جملاتي از اين دست پاسخ ندهيد : " من اين نكته را بعدا خواهم گفت " چون مخاطبان از هركوششي براي تحميق آن ها متنفر مي شوند و ممكن است شما اعتبار خودرا از دست بدهيد . بررسي كنيد آيا پاسخ لازم صرفا حقيقي است يا موضوعي از عقيده شخصي است . اگر دومي است شما درزمينه محكم تري قرار داريد . چون مي توانيد اقرار كنيد حقايق را نمي دانيد ولي پاسخي مدلل براساس تجربه هاي قبلي يا نظريات شخصي بدهيد .

بداهتا صحبت كنيد

گه گاه شما ممكن است ببينيد فردي از مخاطبان سؤالي معني دار مطرح مي كند كه نياز به مقدار زيادي بحث پيرامون يكي از جنبه هاي سخنراني شما دارد . اگر اين بحث مورد علاقه عموم مخاطبان نيست ، از پرسشگر بخواهيد با شما بعد از اتمام سخنراني تماس بگيرد . اما اگر احساس مي كنيد تمام مخاطبان از شنيدن توضيح جزئيات بيشتر سود مي برند – و به حقانيت خودتان اطمينان داريد –  پاسخ پرسشگر را بطور خلاصه و به شيوه سخنراني ، ارائه كنيد . سعي كنيد سخنراني بالبداهه خودرا واضحا سازمان بندي كنيد و به رواني بدنه اصلي سخنراني ، آن را ادا كنيد .

نكته هائي ديگر ...

-        سؤالات را به كل مخاطبان پاسخ بدهيد نه فقط به پرسشگر .

-         پاسخ دهي به پرسش هاي مخاطبان مي تواند با توضيح دادن بيشتري درمورد اطلاعات اطراف موضوع ، اعتبارشمارا افزايش دهد .

-         مخاطب نيازدارد بداند آيا شما نظر خودتان را ابراز مي كنيد يا حقايق را ؟

-         اين مطلب مهم است كه با پرسشگر بدون توجه به اين كه چقدر فرضيات وي غيرقابل قبول باشد ، به بحث كشيده نشويد .

-         كليه سؤالات بايستي با احترام و نزاكت اداره شوند .

-         بعضي سؤالات واقعا مشكل ، ممكن است لازم باشد مورد تحقيق قرار بگيرند و در تاريخي ديرتر ، پاسخ داده شوند .

-         با اطلاعات وسيع خود به مخاطبان غلبه كنيد .

-         مراقب باشيد با مخاطبان ، ارباب منشانه برخورد نكنيد .

 يك يا دو پاسخ پرطول و تفصيل را پيش تر براي پرسش هائي كه مطمئن هستيد پرسيده خواهند شد ، آماده كنيد . 

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۹:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

مديريت پرسش ها و پاسخ ها (۱)

بسياري از سخنراني هاي خوب با مديريت ضعيف سخنران بر پرسش هاي مخاطبان پس از سخنراني ، خراب شده اند . ياد بگيريد با پرسش هاي نامناسب و مشكل در طول سخنراني خود ، مقابله كنيد تا هر پرسشي از شما مي شود ، با اعتماد به نفس ، توانائي اداره آن را داشته باشيد .

به خوبي آماده شويد

اين مهم است كه شما در سخنراني خود كاملا آماده باشيد كه هر پرسشي را كه توسط مخاطبان طرح مي شود ، بتوانيد پاسخ دهيد . راز موفقيت دراين كار ، تحقيق دقيق و باز نويسي است . زماني كه شما پاك نويس سخنراني خودرا تمام كرديد ، آن را چندين دفعه به طور كامل بخوانيد . به هر پرسش پاسخ داده نشده اي كه به نظرتان مي رسد توجه كنيد و سعي كنيد هرفاصله اي را پركنيد . سپس سخنراني خودرا براي دوستان يا همكاران خود بخوانيد و ازآن ها بخواهيد هرپرسشي دارند ، طرح كنند . درزمان مقابله با نكات آن ها ، اطلاعات اضافي لازم را هر جا لازم است اضافه كنيد . مراقب باشيد كه عليرغم اين آمادگي ، ممكن است مخاطبي باشد كه يك پرسش نامناسب بپرسد كه شما به آن فكرنكرده باشيد .

با اعتماد به نفس ظاهر شويد

درست همانطور كه يك سخنراني خوب مي تواند توسط يك بخش پرسش و پاسخ ضعيف تخريب شود ، يك سخنراني متوسط مي تواند توسط يك اجراي توأم با اعتماد به نفس در انتها نجات يابد . به پرسش ها ، به بلندي ، وضوح و مختصري به شيوه سخنراني پاسخ دهيد . اين مطلب به خصوص زماني مهم است كه مجبوريد بنشينيد يا به محل ديگري براي پاسخ دهي برويد . اگر مناسب است ، درزمان پاسخ به پرسش ها بايستيد و سطح صداي خودرا يكسان حفظ كنيد . با دست هاي خود بازي نكنيد و يا اززبان بدن منفي مانند دست به سينه ايستادن استفاده نكنيد كه ممكن است به شما حالت تدافعي بدهد .

مديريت پرسش هارا در اختيار بگيريد

هرگز به بيش از يك نفر اجازه ندهيد دريك زمان صحبت كند . در غير اين صورت ، موقعيت ممكن است به سرعت از كنترل خارج شود . براي مخاطبان توضيح دهيد كه شما فقط دريك زمان قادر به پاسخگوئي به يك سؤال هستيد " اگربتوانيم سؤال نفراول را اول بشنويم بعد بلافاصله پس ازآن به پرسش نفردوم بازخواهيم گشت " . هرگز به بحث طولاني جنبه هاي جزئي سخنراني خود كشيده نشويد . اگر با مباحث ، بيش از حد درگيرشويد ، ترتيبي بدهيد كه بعد از اتمام بحث ، آن را ادامه دهيد .

پرسشگررا شناسائي و اداره كنيد

پرسشگرها در هيئت هاي متفاوتي ظاهر مي شوند . بنابراين مهم است كه قادر به شناسائي و اداره صحيح آن ها باشيد . آن هائي كه مايل به جلب توجه هستند ، سعي مي كنند وانمود كنند بيش از شما مي دانند درحالي كه آن هائي كه بي هدف هستند ، دراطراف موضوع سرگردانند و هرگز به نظر نمي رسد سؤال مستقيمي بپرسند . هرمورد ، شيوه مديريت خاص خودرا دارد . كسي را كه بي هدف است با گفتن اين جمله به اصل مطلب بازگردانيد : " اين نكته خوبي است و سؤالي را دررابطه با ... برمي انگيزد " . اگر با كساني كه مايل به جلب توجه هستند مخالفت شود ، ممكن است دردسر ايجادكنند . بنابراين ، درتمام موارد ، با آن ها مؤدبانه رفتار كنيد .

انواع پرسش هائي كه از مخاطبان انتظار مي رود

پرسش هاي مشخص و به خصوصي وجوددارند كه همواره دربخش پرسش و پاسخ تكرار مي شوند . يادبگيريد آن هارا تشخيص دهيد كه درنتيجه مي توانيد با آن ها بطور موفقيت آميزي برخورد كنيد :

-        سؤال جمع بندي : " چيزي كه به نظر مي رسد شما مي خواهيد بگوئيد اين است ..... درست گفتم ؟ " . اينگونه پرسش ها ، كوششي براي پيشي گرفتن از سخنران است .

-         سؤال مستقيم : " مي توانيد در مورد امكانات ارائه شده توسط خودتان در .... صحبت كنيد ؟ " اين يك درخواست صريح اطلاعات است .

-         سؤالات من و مال من : " وقتي مادر من امتحان كرد نتيجه عكس داد . شما اين را چطور توضيح مي دهيد ؟ " . تجربيات شخصي معمولا نكته اي ايجاد مي كنند .

-         سؤال دكارتي : " چگونه مي توانيد بگوئيد x درحالي كه هنوز روي y پافشاري مي كنيد ؟ " دراينجا منطق برسخنران غلبه مي كند .

-         سؤال عصبي خام : " چه زماني مي خواهيد به سطح سال .... برگرديد " اين يك دام طبيعتا ضعيف است .

-         سؤال كاملا مربوط به موضوع : " با دوست خوب من ( يكي از شخصيت ها ) درباره اين مشكل صحبت كرده ايد ؟ " نام بردن اشخاص معروف ، معمولا سبب دوام قدرت مي شود .

-          ضمنا از ضربه زدن با پاها كه نشانه اي قوي از عدم تحمل مخاطبان است ، آگاه باشيد .

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۹:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

غذاهاي تقويت كننده حافظه

هر يك از ما با افزايش سن، بخشي از حافظه كوتاه مدت خود را از دست مي دهيم.

تغذيه مناسب بر روي حافظه موثر است. بررسي ها نشان داده، مصرف كربوهيدرات قدرت يادآوري مطالب را بهبود مي بخشد.

اخيراً در يك مطالعه اثر پروتئين و چربي را بر روي سطح ادراك و آگاهي افراد بررسي كردند.

22 زن و مرد مسن، در سنين 61 تا 79 سال، بعد از مصرف 4 نوشيدني زير، سه آزمايش بررسي هوش را انجام دادند. چهار نوشيدني شامل:

1- فاقد ماده مغذي

2- كربوهيدرات

3- چربي

4- پروتئين ؛ بود و هر روز بعد از مصرف اين چهار نوشيدني در چهار روز جداگانه بررسي شد.

آزمايش بررسي حافظه شامل يادآوري لغت و متن بود كه بلافاصله يا يك ساعت بعد از مصرف موادمغذي صورت مي گرفت.

سه نوشيدني كه داراي ماده مغذي بودند، حافظه كوتاه مدت و بلندمدت را افزايش داده بودند و يك ساعت بعد از مصرف اين افزايش، چشمگيرتر بود. ولي فقط پروتئين در يك آزمايش مجزا، زمينه فراموشي را كاهش داد.

نوشيدني كه فاقد ماده مغذي بود، اثري بر روي عملكرد حافظه و ذهن نداشت و نشان مي داد كه دريافت موادمغذي براي كارآيي ذهن لازم است.

بنابراين سعي كنيد به طور منظم و با حجم كم، وعده هاي غذايي را مصرف كنيد. مغز شما براي عملكرد بهتر به غذاي كافي و مغذي نياز دارد. براي جلوگيري از اختلال در حافظه بلندمدت، رژيم غذايي متعادل و مناسبي را داشته باشيد و هر روز مكمل مولتي ويتامين مصرف كنيد.

كولين، ماده اي است كه به طور طبيعي در غذاهاي چرب وجود دارد و حافظه را تقويت مي كند. پزشكي از دانشگاه كاروليناي شمالي بيان كرد، اگر در دوران بارداري مادر،ان مفيد است، بلكه براي مغز و حافظه تان نيز لازم است. بر طبق نظرات آكادمي عصب شناسي آمريكا، خوردن ميوه ها و سبزيجاتي كه حاوي ميزان زيادي آنتي اكسيدان هستند؛ مثلتوت ها، مركبات، اسفناج، هويج، كلم بروكلي، گوجه فرنگي و سيب زميني شيرين مي تواند تا 11 درصد احتمال سكته را پايين بياورد.

تحقيق ديگري نشان مي دهد كه آنتي اكسيدان ها و پلي فنول هاي موجود در ذغال اخته و انگور مي تواند توانايي ارتباط سلول هاي مغزي را با يكديگر بالا برده و خطر آسيب رسيدن به آنها را پايين آورد.

به جز ميوه و سبزيجات، مواد ديگري مثل كاركامين و همچنين ويتامين هاي B مثل نياكتين و اسيد فوليك نيز در اين زمينه كمك كننده هستند و خطر ابتلا به آلزايمر را پايين مي آورند.

۲- جسمتان را ورزش دهيد

همه ي ما مي دانيم كه براي روي فرم نگاه داشتن هيكل و بدنمان بايد ورزش كنيم. اما آيا مي دانستيد كه ورزش كردن باعث تقويت حافظه تان نيز مي شود؟

ورزش هاي قلبي-عروقي مانع از دست رفتن حافظه مي شود. پزشكان بر اين عقيده اند كه علت آن است كه ورزش گردش خون را در مغز بالا مي برد و نمي گذارد بافت هاي عصبي مغز با بالا رفتن سن به سرعت از بين بروند.

حتماً لازم نيست كه دونده ي دوي ماراتن باشيد تا حافظه تان تقويت شود. ورزش هاي جسمي-فكري نيز مي توانند با از دست رفتن حافظه مقابله كنند.

۳- فكرتان را ورزش دهيد

ورزش دادن به فكرتان و به رشد مغزتان كمك مي كند. با فعال نگاه داشتن مغزتان، سلول هاي عصبي مغزتان را ترغيب مي كنيد تا ارتباطات جديد ايجاد كنند. اين مسئله به جز بالا بردن قدرت يادآوري، ظرفيت حافظه را هم بالا مي برد و مانع از دست رفتن حافظه مي شود.

كارهاي بسياري مي توانيد براي ورزش دادن و فعال كردن مغزتان انجام دهيد. كارهاي ساده اي مثل حل جدول، بازي شطرنج و مطالعه كردن از آن دسته هستند. گرفتن آموزش هاي جديد مثل يادگيري زباني خارجي يا يك آلت موسيقي نيز مي تواند مفيد باشد.

۴- از مكمل هاي تقويت كننده حافظه استفاده كنيد

علم خيلي وقت است كه فايده ي بعضي مكمل هاي غذايي مثل روي و اسيد فوليك را براي تقويت حافظه دريافته است. مكمل هاي ديگري نيز شناخته شده اند كه مي توانند به تقويت حافظه كمك كرده و مانع از دست رفتن حافظه با بالا رفتن سن شوند.

تركيبات اين مكمل ها از اين قرار است:

آنتي اكسيدان ها كه راديكال هاي آزاد مخرب را از بين مي برند و گياهاني كه سلول هاي عصبي را از آسيب محافظت مي كنند.

مواد مغذي كه اكسيژن و گلوكز مغز را بالا مي برند.

گياهاني كه به توليد انتقال دهنده هاي عصبي كمك مي كنند.

مكمل هاي كه باعث تقويت حافظه مي شوند از اين قبيل اند: جينكو بيلوبا

نام گياهي بسيار مشهور است كه از ساليان دور به عنوان دارويي سنتي براي تقويت حافظه استفاده مي شده است. خاصيت آنتي اكسيداني قوي دارد و مي تواند از آسيب رسيدن به رگ هاي خوني در مغز جلوگيري كند. همچنين مي تواند جريان خون را در مغز بالا ببرد و با حفظ قابليت ارتجاعي رگ ها، اكسيژن و مواد مغذي را به سلول ها برساند.

ويتامين هاي B

از ويتامين هاي B در بسياري از عمليات متابوليك بدن استفاده مي شود و براي سلامتي عمومي بدن بسيار لازم هستند. در رابطه با مغز دو تا از اين ويتامين ها اهميت بيشتري پيدا مي كنند: ويتامين B12 و اسيد فوليك.

ويتامين B12 براي حفظ غلاف ميلين(ماده ي سفيد چربي كه غلاف بعضي اعصاب را مي پوشاند و باعث مي شود كه به درستي كار كنند).

اسيد فوليك هم ماده ي بسيار موثري براي مغز است كه باعث بهتر كار كردن انتقال دهنده هاي عصبي مي شود. اگر ميزان اسيد فوليك مغز كم شود، احتمال از دست رفتن حافظه بيشتر مي شود.

اسيدهاي آمينه

اولين كار آمينو اسيدها اين است كه به عنوان سدي براي پروتئين ها عمل مي كنند. اما انواع بخصوصي از آنها براي تقويت مغز هم كاربرد دارند. به طور مثال تاورين L يك محافظ عصبي قوي است كه از سلول هاي عصبي در مواجه به استرس و فشارها محافظت مي كند. پيروگلوتامين L نيز براي متابوليسم سلول هاي عصبي كاربرد دارند و DMAE نيز مشاهده شده است كه باعث تقويت حافظه ي كوتاه مدت مي شود.

هميشه هوشيار باشيد...

تقويت حافظه بايد يكي از كارهاي روزانه تان باشد. به ياد داشته باشيد كه ورزش در اين زمينه كمك بسيار زيادي به شما مي كند.

حواستان باشد كه مكمل هايتان را هم حتماً استفاده كنيد.

منبع :

http://www.tebyan.net/nutrition_health/spiritual_mentalhealth/articles/2007/10/6/47294.html


امتیاز:
 
بازدید:

[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۹:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

روش هاي تقويت تمركز و حافظه

قدرت تلقين

انسان موجودي تلقين پذير ميباشد و تلقين پذيري يكي از ويژگيهاي انسان است تلقين تاثير فوق العاده اي بر انسان دارد. شايد يكي از دلايلي كه اسلام زندگي را با گفتن اذان در گوش نوزاد آغاز ميكند و با تلقين به ميت تمام ميكند اهميت تلقين باشد. بنظر ميرسد يك بعد از ابعاد اذكار و عبادات هم بعد تلقيني آنها ميباشد. همه انسانها با درجات مختلف تلقين پذيرند و اين تلقين پذيري در خلسه بسيار افزايش مييابد. دانشمندان به دفعات نشان داده اند هر نوع تلقين مورد پذيرش ضمير ناخودآگاه قرار ميگيرد امروزه دانشمندان اثبات كرده اند كه بخشي از اثرات داروها اثرات تلقيني آنها است لذا در پزشكي امروز استفاده از شبه داروها مطرح شده است كه فاقد اثرات خاص دارويي و شيميايي ميباشند. در تمام اعصار تلقين نقش مهمي در زندگي انسان بازي كرده است. از تلقين ميتوان براي منضبط كردن و تحت كنترل در آوردن نفس خود استفاده كرد. تلقينِ سازنده، نيروي شگفت انگيزي ميباشد. يادتان باشد تلقين في نفسه قدرتي ندارد مگر اينكه ما قبولش كنيم. بنابراين با آگاهي از اثرات تلقين از آن در جهت مثبت استفاده كنيد و خود را از تلقينات منفي ديگران و محيط در امان نگه داريد.

● انواع تلقين:

۱) تلقين كلامي

۲) تلقين فكري

۳) تلقين شنيداري

۴) تلقين ديداري

۵) تلقين نوشتاري

شما مي توانيد از هر يك از انواع تلقين كه تمايل داشتيد استفاده كنيد. ياد آوري مي نماييم كه جملات تلقيني بايد مثبت و كوتاه باشد و از قبل آماده و در دسترس قرار گرفته باشند، توجه كنيد كه براي اثر گذاري بيشتر اين جملات را بسيار جدي و محكم و با باوري عميق در ذهن خود تكرار كنيد و يا بر زبان جاري سازيد. جملات تلقيني زير براي رسيدن به تمركز خوب و تقويت حافظه پيشنهاد ميگردد. (البته بسيار بهتر است تلقينات در حالت خلسه انجام گيرد)

من همواره از هوش، شهامت و ذكاوت سرشارم.

من به فرايند زندگي اعتماد دارم و ايمن هستم.

من خودم را دوست دارم و تاييد مي كنم.

من از آرامش الهي سر شارم.

من داراي حافظه عالي و قدرتمند هستم.

تمركز من فوق العاده است.

من با عشق و علاقه مطالعه ميكنم.

من با محبت به خودم توازن مي بخشم.

خواندن و مطالعه كردن به من احساس آرامش ميدهد

من خوب و راحت مطالعه ميكنم و خوب و راحت ياد ميگيرم.

من در جلسه سخنراني بخوبي مطالب را از ذهنم به مخاطبان منتقل ميكنم.

من از درس خواندن و امتحان دادن لذت مي برم.

من نسبت به خود صادق هستم، من مسئول پيشرفت خودم هستم.

● خلسه چيست؟

خلسه حالتي بين خواب و بيداري است كه امواج ذهني در شرايط آلفا قرار مي گيرند و تلقين پذيري انسان افزايش مييابد. در حالت خلسه انسان در:

۱) آرامش قرار ميگيرد.

۲) توجه از امور عادي جدا ميشود.

۳) آگاهي و تمركز بيشتر ميشود.

۴) حواس پنجگانه فيزيكي تضعيف ميشود.

۵) حواس برتر هويدا و تقويت ميشود.

۶) ضمير خودآگاه كنار رفته و ضمير ناخودآگاه پديدار ميگردد.

۷) در اين حال امواج فكري انسان در سطح آلفا قرار مي گيرد و تلقين پذيري انسان بيشتر ميشود.

بنابراين مناسب است كه در حالت خلسه از تلقين استفاده نمود تا تاثيرات بيشتري به همراه داشته باشد. بايد توجه داشت كه خلسه از نظر كيفيت به دو نوع مثبت و منفي تقسيم بندي ميشود بايد خلسه منفي را شناخت و اگر پيش آمد از خلسه خارج شد.

● ويژگيهاي خلسه مثبت:

۱) تنفس آرام و عميق است

۲) ضربان قلب طبيعي است

۳) شخص احساس آرامش و رهايي دارد

در حالي كه در خلسه منفي تنفس تند و سطحي است و شخص حالت اضطراب و تنش دارد.

در زندگي روزمره حالت هايي پيش مي آيد كه مشابه خلسه ميباشند بايد در اين شرايط و موقعيت ها به خود تلقين مثبت نمود.

● حالت هاي مشابه خلسه:

۱) مواقعي كه در حال استراحت هستيد

۲) زماني كه خيلي خوشحال يا خيلي ناراحت هستيد.

۳) لحظاتي قبل از اين كه به خواب برويد

۴) بلافاصله بعد از بيدار شدن

۵) قرار گرفتن در مكانهايي كه جزء اهداف شما است.

۶) در موقع بيماري، حوادث

لحظات قبل از بخواب رفتن و بلافاصله بعد از بيدار شدن يك خلسه طبيعي عالي، مثبت، عميق و بسيار سودمند و مفيد ميباشد. اين دو نوبت خلسه بسيار ارزشمند ميباشد و ميتوان از آن در جهت تغيير در عادات و رفتار و نيز تصحيح باورهاي ذهني غلط در سطح ناخودآگاه استفاده نمود. بنابراين براي افزايش تمركز و تقويت حافظه شما بايد از اين دو نوبت خلسه طبيعي استفاده نماييد. خلسه في نفسه مفيد ميباشد بدين معني كه اگر شما در حالت خلسه قرار بگيريد و تلقين هم نكنيد، صرف قرار گرفتن در خلسه براي سلامتي جسم و ذهن و تقويت تمركز مفيد ميباشد.

روش ساده براي قرار گرفتن در حالت خلسه

● يك روش ساده و موثر براي رفتن در خلسه استفاده از تنفس و شمارش معكوس ميباشد بدين ترتيب:

● مراحل انجام روش

۱) زمان مناسب را براي انجام روش انتخاب كنيد.

۲) در حالت خلسه قرار بگيريد. (

۳) تصوير مراسم جشن فارغ التحصيلي در مورد شركت در كنكور يا تصوير تشويق مخاطبان در مورد سخنراني را با دقت و تامل در ذهن مرور كنيد.

۴) با چند تنفس عميق و آرام به حالت طبيعي باز گرديد..

۵) برنامه اي منظم براي تكرار روش در نظر بگيريد.

▪ توجه: مي توانيد از خلسه طبيعي قبل از خواب استفاده كنيد.

منبع :

http://www.aftab.ir/articles/health_therapy/mental_health/c13c1198576708p1.php


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۹:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش.