مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 24640
دیروز : 33261
افراد آنلاین : 35
همه : 4509104

 

پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

 اصلاح ساختار زبان بدني

دوسوم ازارتباطات ميان انسان ها ، كاملا غيركلامي است كه يا ازطريق حالت هاي دست ، بيان هاي صورت يا ديگر فرم هاي زبان بدن ، انتقال مي يابد . تصوير بدني خوب با حالت بدن آغاز مي شود يعني شيوه اي كه شما اسكلت خودرا نگه مي داريد .

وضعيت خودرا تجزيه و تحليل كنيد

بهترين حالت براي شروع سخنراني در وضعيت ايستاده ، بازبودن پاها كمي از يكديگر است تا وزن بدن بطور متعادل بين آن ها تقسيم شود . بازوها بايستي آرام در دوطرف شما قرار بگيرند . اين راحت ترين وضعيت است و زبان بدني خنثي را معرفي مي كند . اگر شيوه هائي را كه درآن ها وضعيت هاي متفاوت تفسير مي شوند بشناسيد ، مي توانيد ازاين وضعيت براي ايجاد تأثيرهاي متفاوت استفاده كنيد . به عنوان مثال : خم شدن به ميزان كم به سمت جلو ، به نظر مثبت و دوستانه مي رسد مثل اين كه شما با مخاطب درگيربوده ووي را تشويق مي كنيد ولي خم شدن به سمت عقب ، ممكن است به نظر منفي و احتمالا تهاجمي جلوه كند .

صحيح بايستيد

خودرا صاف و مستقيم نگهداشتن ، نه تنها مزاياي فيزيكي از قبيل بهبود وضوح صدارا به دنبال دارد ، بلكه مي تواند نگرش ذهني شمارا نيز افزايش دهد . ايستادن صحيح ، قد شمارا افزايش مي دهد كه مي تواند اعتماد به نفس بيشتري به شما بدهد .

نشانه هاي ايستادن صحيح

-        سر، بالا و مستقيم نگه داشته شده است .

-        - شانه ها به عقب كشيده شده و هم سطح هستند .

-        - پشت مستقيم است .

-        - شكم به درون نگه داشته شده است .

-        بازوها آرام و در دو طرف آويزان است .

-        - دست ها آرام و انگشت ها شل هستند .

-        - پاها مستقيم هستند .

-        - زانوها قفل نشده و راحت هستند .

-        - پاها كمي از هم بازهستند .

ازعادات نامناسب ، پرهيزكنيد

براي بهبود وضعيت بدني و اجتناب از عادات نامناسب ، دربرابر يك آينه تمرين كنيد يا از تمرين خود فيلمبرداري كرده و هرگونه رفتار ناخودآگاه خودرا ، تماشا كنيد . از يك دوست يا همكار بخواهيد تمرين كردن شمارا مشاهده كند و وضعيت ها يا حالت هاي ناهنجاررا يادآوري كند .

-        صحبت كردن به سمت پايه يادداشت ، صدارا گرفته مي كند .

-        - وقتي به پايه يادداشت نگاه مي كنيد ، ارتباط و تماس چشمي با مخاطبان از دست مي رود .

-        - ضربدر كردن پاها ، وضعيت شمارا ناپايدار مي كند .

-         قوزكردن ، به نظر غيرحرفه اي مي رسد .

از ايستادن روي يك پا يا ضربدر كردن پاها ، پرهيزكنيد . اين وضعيت ها ناپايداربوده و همچنين سبب فقدان اقتدار مي شود . بدن نا متعادل ، مي تواند علامت ذهن نامتعادل باشد .

ديد مخاطبان را مسدود نكنيد

-        درصورت استفاده از وسيله ديداري ، از وسوسه چسبيدن به آن پرهيز كنيد . وسائل را پيش تر آماده كنيد . از يك اشاره گر استفاده كنيد تا ديد مخاطبان را محدود و مسدود نكنيد . ايستادن درحالي كه پشت شما به مخاطب است و بدن جلوي وسيله كمكي ديداري قرار گرفته است ، ازارزش سخنراني مي كاهد .

وضعيت خودرا بهبود بخشيد

كار ماهيچه هاي موجوددربدن شما ، نگهداشتن اسكلت دروضعيت قائم است . اگر شما ازآن ها به نحو صحيح استفاده كنيد ، زبان بدن شما خواهد گفت : " من شخصي متعادل و با اعتماد به نفس هستم " . اگر ماهيچه هاي شما بيش از حد رها باشد ، بدن شما خميده مي شود . براي بهبود وضعيت خود ، ايستادن دروضعيت قائم را تمرين كنيد تا مطمئن شويد ظاهرتان به همان حالت طبيعي وضعيت ايستاده ، آرام به نظر مي رسد . تصوركنيد بلندترازآن چه هستيد ، مي باشيد ، يا به آرامي از بالاي سرتان با يك ريسمان بالا كشيده مي شويد كه به شما كمك مي كند موفق شويد اين وضعيت را حفظ كنيد .

نكته ها

-        مطمئن شويد زبان بدني شما ، آنچه را مي گوئيد منعكس مي كند .

-        - بياموزيد كه ماهيچه هاي صورت خودرا شل كرده و لبخند بزنيد .

-        - هميشه براي هنگام سخنراني ، كفش هاي مناسب و راحت بپوشيد .

-        - مطمئن شويد موهايتان به روي صورتتان نمي آيد .

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۷:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب 

آراستگي ظاهر 

مخاطبان شما ، بيشتر در نخستين ديدار شما ، ازطريق هيئت و حالتي كه به نظر مي رسيد ، تحت تأثير قرار خواهند گرفت . اما هميشه آسان نيست كه ظاهر خود و تأثيري كه ايجاد مي كند را مورد قضاوت قراردهيد . ازدوستان يا همكاران بخواهيد درمورد ظاهرشما نظربدهند و كمك كنند شما با مخاطبان خود بطور متناسبي هماهنگ شويد .

تأثيري مثبت بگذاريد

نخستين تأثيرها ، قوي هستند و به سختي دگرگون مي شوند . در مورد اين كه چقدرسريع در مورد مردمي كه براي اولين بار ملاقات كرده ايد ، قضاوت كرده ايد ، فكركنيد . علامت ها مي توانند از شيوه لباس پوشيدن مردم ، شيوه راه رفتن آن ها و حتي شيوه ايستادن آن ها ، به سرعت جمع آوري شوند . پيش از رسيدن به تريبون ، مخاطبان شما عقيده اي را در مورد شما براساس اين تأثيرات اوليه شكل داده اند . مهم است درباره تصويري كه مي خواهيد به مخاطبان خود در مراحل اوليه القاء كنيد تصميم بگيريد . به وجودآوردن اولين تأثير صحيح ممكن است در موفقيت سخنراني شما حياتي باشد . بنابراين ، لباس مناسب بپوشيد ، مناسب راه برويد ، مناسب صحبت كنيد و با اعتماد به نفس بايستيد تا در نخستين تأثير صحيح ، موفق باشيد .

مخاطبان خودرا بشناسيد

اگرمخاطبان بتوانند خودشان را با شما يكي بدانند ، پيام شما به بهترين وجه ، دريافت خواهد شد . بنابراين ، هميشه مهم است كه از درك مخاطبان خودازتصويري كه ارائه مي كنيد ، آگاهي داشته باشيد  . اگر اندكي با مخاطبان خود آشنا باشيد ، تصميم گيري درمورد تأثيري كه مي خواهيد ايجاد كنيد ، راحت تر خواهد بود . شيوه هاي بخصوص لباس پوشيدن مي تواند درارسال پيام هاي بخصوص به مخاطبان مختلف به كار گرفته شود . به عنوان مثال : در نظر بگيريد چگونه يك مديركارخانه ، درك متفاوتي از نيروي كاري طبقه اول فروشگاه كه كت و شلوار پوشيده در مقايسه با كسي كه لباس سرهمي پوشيده ، خواهد داشت .

پرهيز از مشكلات

لباس هائي را كه مي خواهيد بپوشيد ، پيش تر ، بررسي كنيد كه از مشكل اجبار در پوشيدن لباس هاي نامناسب يا خشكشوئي نشده درزمان سخنراني تان ، پيشگيري كنيد . اگر مي خواهيد به بهترين وضعي در سخنراني به نظر برسيد ، لباس مناسب را همراه خودداشته باشيد و پيش از آمادگي ، آخرين دقيقه آن را عوض كنيد . پيش ازرسيدن بررسي كنيد كه تسهيلات تعويض لباس در مكان سخنراني ، قابل دسترس باشد .

نكته ها

-        خودرا درآينه به دقت نگاه كنيد و ببينيد په تأثيري مي گذاريد ؟

-         يك خواب شب مناسب ، پيش ازروز سخنراني ، مهم است .

-        - برس مو ، مسواك ، اتوي مسافرتي ، برس لباس وواكس كفش ، وسائل مفيدي هستند كه با خود به شهر محل سخنراني مي بريد و مي توانيد با دراختيار داشتن اينگونه امكانات ، با بهترين ظاهر در محل سخنراني ، حضورپيدا كنيد .

-        زيپ ها و دكمه ها بايستي بسته باشند و پيراهن شما بايستي پيش از وارد شدن به محل سخنراني ، مرتب شده و تو برده شود .

-        - درصورتي كه مشكل عرق كردن داريد ، پوشيدن كت ، مي تواند علامت هاي احتمالي را پنهان كند .

-        - چيزي را كه ممكن است مخاطبان را متحيركند ، نپوشيد .

-        - به هنگام سخنراني ، از ابتدا تا انتها ، دستتان را از جيبتان بيرون بياوريد .

-        - موهاي شانه شده ، كت به خوبي اتو شده و آويزان شده ، شلوار اتوشده وداراي خط اتو ، كفش هاي واكس زده شده و ... ، توجه مخاطبان را در آغاز سخنراني ، به خوبي جلب مي كند .

-        - موهاي نامرتب ، پيراهن چروك شده ، آستين پيراهن بالا زده شده ، شلوار نيازمند اتو ، كفش هاي نامناسب و ... ، تأثيرمنفي در جلب توجه مخاطبان درآغاز كار خواهدداشت .

-        - اگر شما ، زماني براي آراسته كردن خود در نظر نگيريد ، به نظر مي رسد آماده نيستيد و مخاطبان ممكن است تصور كنند در موضوع خود تخصص نداريد . ظاهر نامرتب دردريافت پيام شما از سوي افراد ، ايجاد اختلال مي كند .

-        - هميشه لازم نيست كت و شلوار بپوشيد . ولي هميشه لازم است كه آراسته بنظر برسيد . مطمئن باشيد لباس هايتان همگي تميز و اتو كشيده شده ، كفش هايتان واكس زده شده و موهايتان مرتب باشد .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۷:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

 اعتماد به خود ، مثبت انديشي و احساس موفقيت

آماده كردن خود ، به اندازه آماده كردن سخنراني ، مهم است . تأثيركلي سخنراني شما با آنگونه كه ظاهر مي شود و با آنچه مي گوئيد ، به يك اندازه تخمين زده خواهد شد .

اعتماد به خويشتن

يك تصوير مثبت از خويشتن داشتن براي يك سخنراني موفق ، كاملا مهم است . توانمندي هاي خودرا مشخص نموده و از بيشتر آن ها استفاده كنيد . به جز در موارد خيلي نادر ، مخاطبان نيز به اندازه شما براي موفق بودن و جالب و جذاب بودن سخنراني مشتاقند .

مثبت انديشي

همزمان با آماده شدن براي سخنراني و درست پيش از سخنراني ، انديشه هاي مثبت و تشويق كننده را با خود تكرار كنيد تا كمك كند اعتماد به نفس شما تقويت شده و هرگونه فشار عصبي و ترس هاي دقيقه آخر ، كمتر و كمتر شود . به عنوان مثال ، سعي كنيد برخي از جمله هاي زيررا تكرار كنيد :

-         سخنراني من جذاب است و پراست از ايده هاي جالب و نو . مخاطبان شيفته سخنراني من خواهند شد .

-        من مطالب خودم را تمام و كامل مي دانم . مخاطبان خودشان خيلي زود اين را متوجه خواهند شد .

-        مخاطبان مطمئنا مشتاق خواهند بود سخنراني من محكم است و من به خوبي آماده ام .

-        تمرين هاي من واقعا خوب پيش رفتند . من مي توانم منتظر ديدن واكنش مثبت مخاطبان باشم .

تصويرپردازي قوي از موفقيت خود درذهن

زماني كه براي سخنراني آماده مي شويد ، به خودتان آموزش دهيد كه از سناريو ، تصويري مثبت داشته باشيد . مخاطبان مشتاقي را تصور كنيد كه از سخنراني موفقيت آميز شما لذت مي برند . شما پيامي داريد كه قراراست به مخاطبان منتقل كنيد . به شما فرصت عالي براي انجام اين كار داده شده است . مخاطبان خودرا درحال برداشتن يادداشت ، خنديدن به هر لطيفه ، خاطره يا حكايتي كه شما تعريف مي كنيد و طرح پرسش هاي مشتاقانه و سازنده انتهائي ، تصور كنيد . زبان بدن مخاطبان را تصور كنيد كه حاكي از واكنش مثبت به سخنراني شماست و خودرا درحال برقراري تماس چشمي با يكان يكان مخاطبان براي تشويق بهبود روابط دوستانه مثبت بين شما و مخاطبان ، تصور كنيد .

سخنراني را بدون نقص تصور كنيد

اعتماد به نفس خودرا با تصوركردن خود در حال يك سخنراني بدون نقص افزايش دهيد . چهره هاي علاقمند و مشتاق مخاطبان را درحال گوش دادن به سخنراني ، در ذهن خود ترسيم كنيد.

تصور كنيد كه :

-        شما مطالب سخنراني را چنان به ذهن خود سپرده ايد كه نيازي نداريد پيوسته به يادداشت هاي خود مراجعه كنيد .

-         مخاطبان علاقمند بوده و مجذوب سخنراني شما شده اند .

-         مخاطبان لذت مي برند و سخنراني شمارا مورد تشويق قرار مي دهند .

-        شما به بهترين حالت به نظر مي رسيد و اعتماد به نفس خودرا با اتخاذ موضعي مقتدرانه القاء مي كنيد .

و فراموش نكنيد :

-        مخاطبان شما يارشما هستند . آن ها مايلند از شما ياد بگيرند .

-         اگر طبيعي رفتار كنيد ، مخاطبان نيز پذيراي شما خواهند بود .

-        بيشتر در مورد گروه بزرگ مخاطبان فكر كنيد تا گروه كوچك .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۷:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]
آنتوني رابينز مشهورترين نويسنده و سخنران جهان      

آنتوني يا توني رابينز (Anthony or Tony Robbins) نويسنده و سخنران آمريكايي است. وي ۲۹ فوريه ۱۹۶۰در شمال هاليوود در كاليفرنيا به دنيا آمد. شهرت عمده او در ايران به خاطر سلسله كتاب هايش در مورد موفقيت مي باشد، مانند:

قدرت بي پايان يا توانايي نامحدود ۱۹۸۷
به سوي كاميابي ۱۹۹۴

آنتوني رابينز موفق ترين، مشهورترين و پرطرفدارترين نويسنده و سخنران انگيزشي در جهان است. هر چند كه خود اصرار دارد به جاي «سخنران انگيزشي»، «مربي منتهاي كارآيي» ناميده شود.

او در مدت كوتاهي به بيشترين آرزوها و روياهاي جواني خود جامه عمل پوشانيد و توانست درآمد ساليانه خود را از ۳۸ هزار دلار به بيش از يك ميليون دلار افزايش دهد.

آنتوني رابينز در ۲۹ فوريه ۱۹۶۰ در شمال هاليوود، در خانواده اي فقير به دنيا آمد. او در منطقه «آزوسا»ي لس آنجلس كودكي خود را پشت سر گذاشته و در دبيرستان «گلندورا» به تحصيل پرداخت. زماني كه او ۷ ساله بود والدينش از هم جدا شدند. پس از گرفتن ديپلم متوسطه به كارهاي گوناگوني شبيه ظرف شويي، كارگري و مستخدمي رو آورد.

در سنين بين ۱۸ تا ۲۲ سالگي در دفتر كار «جيم رون» به عنوان بازارياب و مبلغ سمينارهاي وي شروع به كار كرد. توني به عنوان بخشي از شرايط اين شغل، تمام آثار مكتوب و صوتي جيم رون را خواند و گوش كرد. در اين سال ها او در يك آپارتمان چهل متري در محله اي فقيرنشين زندگي مي كرد. به گفته خودش ناچار بود ظرف هاي غذاي خود را در وان حمام بشويد. گذشته از فقر مالي، بر اثر پرخوري و خوردن غذاهاي چرب وزنش به ۱۲۰ كيلو رسيد.

آنتوني رابينز در عين چاقي، تنبلي و فقر، آرزوهاي جاه طلبانه اي داشت و در عالم خيال خود قصر زيبايي را كنار جنگلي بزرگ تصور مي كرد، او سرانجام تصميم گرفت براي رسيدن به آرزوهايش كمر همت بندد و با چاقيش مبارزه كند. به همين خاطر براي رسيدن به اين هدف به مطالعه چند كتاب پرداخت، اما مطالب كتاب ها ضد و نقيض بود و خودش به اين نتيجه رسيد كه با فكر سالم مي توان بدني سالم داشت. او توانست ۱۵ كيلوگرم در مدت دو ماه كم كند.

با وجود قد بلندش، مي خواست تناسب اندام داشته باشد. او معتقد بود براي نظم بخشيدن به تفكرات بايد به حفظ تناسب اندام اقدام كند. او به كلاس هاي روانشناسي رفت و با اين علم آشنا شد. در سال ۱۹۸۴ شيوه هاي تازه روانشناسي را براي تعدادي از قهرمانان ورزشي مورد آزمايش قرار داد و دستمزدي دريافت كرد و به وضعيت زندگي فقيرانه اش سر و ساماني داد.

 

 

 

سپس نزد «جان گريندر» (يكي از پايه گذاران NLP به همراه ريچارد بندلر) اصول و روش هاي NLP – Neuro-Linguistic Programming را آموخت و به تدريس آن ها پرداخت. گريندر، رابينز را تشويق كرد كه به پديدهٔ «راه رفتن بر آتش» بپردازد و رابينز با آموختن روش هاي رواني شرطي كردن ذهن براي اين كار، شروع به ارايهٔ سمينارهايي كرد كه در پايان آنها، تمام شركت كنندگان با پاي برهنه بر بستري از زغال گداخته راه مي رفتند. در نهايت رابينز علاقه خود را در زندگي پيدا كرد. او وارد رشته روانشناسي شده و سمينارها و سخنراني هاي متعددي را در شهرهاي مختلف برگزار كرد. او با شيوه هاي روان درماني خاص خود، به برطرف كردن مشكلات مردم از قبيل ترس، افسردگي، يأس و نا اميدي پرداخت. آنتوني رابينز در سال ۱۹۸۶ كتاب قدرت نامحدود را منتشر نمود. در همين سال با بكي رابينز ازدواج كرد. او براي بهبود عملكرد كاركنان ادارات، نكات روانشناسي مفيدي را بيان كرد و مشاوره افراد بزرگ دنيا را در دنياي علم عهده دار شد. آنتوني رابينز علاقه زيادي به كمك به افراد دارد. او مي خواهد جهان را براي زيستن، بهتر سازد. او سال هاست كه بدون چشم داشتي، نيرو و منابع خود را در اختيار نيازمندان گذاشته است. او در سال ۱۹۹۱ بنيادي غيرانتفاعي تأسيس كرد كه هدفش كمك به كودكان عقب مانده و افراد بي خانمان، سالمندان و زندانيان است. رابينز در سال ۲۰۰۱ از همسر اول خود جدا شد و كمي بعد با سِيج رابينز ازدواج كرد. او درباره جدا شدن از همسر اولش در گزارش تلويزيوني شبكه CNN گفت كه پايان دادن به اين ازدواج برايش بسيار دشوار بوده و طلاق گرفتن از بكي، سخت ترين تصميم زندگي اش و به خاطر خود وي بوده است. با گذشت سال ها رابينز يافته هاي خودش را با NLP تلفيق كرد و روش جديدي به نام NAC – Neuro Associative Conditioning ارايه كرد. او همچنين پايه گذار «روانشناسي نيازهاي انساني» است و تا به حال روش هاي متعددي براي موفقيت در زمينه هاي مختلف ابداع كرده است كه در كتاب ها، برنامه هاي صوتي و سمينارهايش ارايه مي شود. رابينز اكنون ۴۹ سال دارد و با همسر و دو فرزندش در «دلماي» كاليفرنيا در همان قصري كه در روياهايش مي پروراند زندگي مي كند، اما از كمك كردن به ديگران دريغ ندارد و چندين بنياد خيريه و مؤسسه مشاوره رايگان تأسيس كرده است. اين متن بدون شك يكي از بهترين متون موفقيت است، توصيه هاي خوب و قدرتمندي لابه لاي اين خط ها وجود دارد. اين متن توسط مؤسسه ي آنتوني رابينز براي موفقيت شما فرستاده شده است و تا بحال ده ها بار در سرتاسر جهان فرستاده شده است.
  • به مردم بيش از آنچه انتظار دارند بدهيد و اين كار را با شادماني انجام دهيد.
  • با مرد يا زني ازدواج كنيد كه عاشق صحبت كردن با او هستيد. براي اينكه وقتي پيرتر مي شويد، مهارت هاي مكالمه اي مثل ديگر مهارت ها خيلي مهم مي شوند.
  • همه ي آنچه را كه مي شنويد باور نكنيد، همه ي آنچه را كه داريد خرج نكنيد و يا همان قدر كه مي خواهيد نخوابيد.
  • وقتي مي گوييد: دوستت دارم، منظورتان همين باشد.
  • وقتي مي گوييد: متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه كنيد.
  • قبل از اينكه ازدواج كنيد حداقل شش ماه نامزد باشيد.
  • به عشق در اولين نگاه باور داشته باشيد.
  • هيچ وقت به رؤياها-background-clip: initial; -webkit-background-origin: initial" class=mw-redirect title=افلوطين href="http://www.blogfa.com/wiki/%D8%A7%D9%81%D9%84%D9%88%D8%B7%DB%8C%D9%86">افلوطيني نفس استفاده مي‌كند. ولي درمقابل اين تعريف، تعريف كتاب مقدس از نفس كه آن عنصري است مجرد كه پس از اينكه بدن به وجود آمد آن نيز به وجود مي‌آيد. اين نظر مانند نظر افلاطون و افلوطين نيست كه نفس را امري مي‌دانستند كه قبل از بدن نيز وجود داشته است. معمولاً اوگوستين در بحث‌هاي كلامي خودش از تعريف كتاب مقدس درباره نفس بهره مي‌گيرد. ولي درمجموع او تعريف افلاطوني نفس را مي‌پذيرد وآن را امري مجرد وبرتر از بدن مي‌داند و معتقد است كه حتي عمل شناخت نيز توسط همين نفس صورت مي‌گيرد. درواقع حواس پنجگانه هنگامي كه چيزي را درك كردند شكلي از اين ادراك است كه درنفس منتقش مي‌گردد. وچون نفس نيز بر تمام بدن احاطه دارد پس كل بدن تحت شناخت و تأثير نفس قرار دارد. اين عمل شناخت حسي توسط نفس واز طريق بدن شكل مي‌گيرد. ودر واقع حواس پنجگانه آدمي تنها وسيله‌اي است براي شناخت انسان از امور بيروني كه شناخت نهايي توسط نفس صورت مي‌گيرد.

    درباب شناخت حقيقي او نيز مانند افلاطون معتقد است كه شناخت و معرفت حقيقي از طريق عقل جزئي انسان صورت نمي‌گيرد چراكه عقل امري است شخصي و جزئي و معرفتي نيز كه به آن تعلق مي‌گيرد نيز متعلق آن اين جهان جزئي و متغير است، پس شناخت حقيقي توسط اين عقل استدلالي نمي‌تواند صورت بگيرد وبلكه توسط عقل اشراقي است كه اين معرفت حقيقي شكل مي‌گيرد.

    اوگوستين به پيروي از افلاطونيان ميانه مثل را در عقل خداوند قرار مي‌دهد. ومعرفت حقيقي معرفت به اين مثل است كه هيج گونه تغييري در آنها ايجاد نمي‌گردد و اموري كلي و ازلي هستند. درنتيجه انسان بايد از طريق ايمان آوردن به مسيح اين عقل اشراقي را كسب كند و از طريق اين عقل اشراقي است كه يتواند به حقايق عالم مثل دست پيدا كند. اين عمل اشراق را اوگوستين تحت تأثير گنوسي‌ها گرفته است. از ديدگاه او خداوند مانند نوري است كه به اين عالم مي‌تابد و عالم عدم را به عالم وجود مبدل مي‌كند. همچنين از طريق اين نور است كه انسان به حقيقت مي‌رسد. اين نور حقيقيت در همه افراد وجود دارد ولي عده‌اي از آن كمتر بهره مي‌برند و تنها در حيطه علوم طبيعي باقي مي‌مانند ولي عده‌اي ديگر با ايمان به مسيح فراتر از علوم طبيعي رفته و با عالم مثل ارتباط برقرار مي‌كنند.

    خداشناسي

    درباره انديشه‌هاي اوگوستين درباره خداشناسي اين امر را بايد ذكر كرد كه در نظر اوگوستين خدا را نمي‌توان با اين عقل محدود و جزئي شناخت. خدا تنها و تنها از طريق عقل و آنهم عقل اشراقي است كه مورد شناخت قرار مي‌گيرد. خدا سرمدي، خيرمحض، وجود مطلق و...است. در اينجا اوگوستين از اين سنت نوافلاطوني كه به خداوند هيچگونه لقبي را نمي‌داد دور مي‌گردد و القاب و صفات مختلفي را به خداوند نسبت مي‌دهد. از ديدگاه او مهم‌ترين صفت خداوند وحدت مي‌باشد. واين صفتي است كه مشركان را از مسيحيان متمايز مي‌سازد. چرا كه در تثليث هر سه اقنوم يا شخص داراي وحدت جوهر هستند. زيرا اگر داراي وحدت جوهر نباشند پس داراي سه خداي متفاوت خواهيم بود واين امر مستلزم سه خدايي بودن و شرك در مسيحيت مي‌گردد. تمام صفات خداوند عين ذات او هستند زيرا درغير اين صورت دوگانگي بين ذات و صفات پيش مي‌آيد و درنتيجه خداوند مركب خواهد شد كه براي خداوند اين امر نقص محسوب مي‌گردد. خدا جهان را بر اساس عقل خود ايجاد كرده است. وهمچنين او تمام موجودات را در يك آن مي‌شناسد تا عرض زمان بر او حمل نگردد. وي تنها خداوند را لايق اين امر مي‌داند كه اورا essentia بنامد. افلاطون عالم مثل را همان عالم معقول وعالم وجود مطلق يا ousia مي‌دانست. اوگوستين ترجمه ousia را به essentia پذيرفت و خداوند را وجود مطلق ناميد. وي ازسردمداران فلسفه ذات گرا essentaialist در مقابل فلسفه‌هاي جوهر گرا يا substantaialist است. معمولاً درتاريخ فلسفه كساني كه گرايش‌هاي ارسطويي را پذيرفته اند بيشتر جوهر گراهستند. وكساني كه انديشه‌هاي افلاطوني را پذيرفته اند بيشتر ذات گرا مي‌باشند. وجود حقيقي وجودي است كه هيچ گونه تغييري در آن رخ نمي‌دهد. چرا كه هر تغيير مستلزم نوعي عدم مي‌باشد. براي مثال هنگاميكه شكوفه سيبي به يك سيب كامل تبديل وتغيير مي‌كند، پذيرفتن صورت سيب منوط است به عدم صورت شكوفه. پس وجود حقيقي در آن تغييري نمي‌باشد چرا كه هر تغيير مستلزم نوعي عدم است. وچون خداوند وجود مطلق است نيز هيچ گونه تغيير و شدني در آن ايجاد نمي‌گردد. اين اصل رانيز اوگوستين وامدار افلاطون وپارمنيدس و افلاطونيان ميانه مي‌باشد.

    تثليث

    وي از نظريه پردازان بزرگ مسيحي در باب تثليث مي‌باشد. از ديدگاه او خداي واحد و حقيقي از سه شخص تحت عناوين: پدر، پسر و روح‌القدس تشكيل يافته است. و خداوند درحقيقت از اين سه شخص تثليث مي‌باشد. اوگوستين مهم‌ترين صفت خداوند را وحدت معرفي مي‌كند. و بيان مي‌كند كه اين امر است كه مسيحيان را با مشركان متمايز مي‌كند. درواقع او اين توجيه فلسفي را براي تثليث بيان مي‌كند كه اين سه شخص از نظر جوهر داراي وحدت مي‌باشند تا ايجاد سه خدايي وشرك نشود. وي مقولات ارسطويي را درباره خداوند به سه بخش تقسيم مي‌كند: مقولات مطلق، عرضي و حملي. سه مقوله جوهر، كم و كيف جزء مقولات مطلق مي‌باشند. خداوند جوهر است و دو مقوله ديگر (كم و كيف) به صورت هم‌زمان بر او حمل مي‌گردند. يعني خداوند درعين اينكه جوهر است عظيم (كم) و خير (كيف) نيز مي‌باشد. و اين دو مقوله چون بنا به جوهر بر خداوند حمل مي‌شوند با آن يكي هستند و مطلق مي‌باشند. همچنين اين دو مقوله هم‌زمان بر سه شخص تثليث و كل تثليث به عنوان واحد حمل مي‌گردند. اصولا هنگامي كه مي‌گوييم خدا هست و مي‌باشد، يعني عظيم است خير است و ... و در واقع بين بودن و عظيم بودن و خير بودن او هيچ تفاوتي نيست. يعني صفات خدا عين ذات اوست تا دوگانگي وتركيب بين ذات وصفات ايجاد نگردد. به عقيده اوگوستين رابطه بين سه شخص تثليث بر اساس حمل اضافي است كه صورت مي‌گيرد. يعني اگر يكي پدر است و يكي ديگر پسر اين به واسطه روابطي است كه بين اين سه شخص درجريان مي‌باشد. مثالي هم كه در اين زمينه مي‌زند مثال برده و ارباب است. هنگامي كه يكي برده و ديگري ارباب مي‌باشد اين در واقع به واسطه رابطه‌اي است كه بين اين دوشخص برقرار مي‌باشد. و هنگامي كه اين رابطه از آنها گرفته شود ديگر اين نسبت ارباب و بردگي نيز ازبين مي‌رود. يكي ارباب است به واسطه اينكه به ديگري حكم مي‌كند، و ديگري برده است به واسطه اينكه بايد فرمانپذير باشد. در تثليث نيز هميطور است يكي پدر است چون پسر از اوست و يكي پسر چون مولود پدر است. يكي نيز روح‌القدس چون از پدر و پسر است. هنگامي كه رابطه ارباب و بردگي از آن دوشخص گرفته مي‌شود نه چيزي به جوهر آنها اضافه و نه كم مي‌شود. بلكه رابطه آنهاست كه فسخ مي‌گردد. در تثليث نيز همينطور مي‌باشد. هيچ چيزي به واسطه اين روابط بين سه شخص تثليث نه به جوهر آنها اضافه مي‌شود و نه از جوهر آنها كم مي‌شود بلكه رابطه بين آنهاست كه باعث ايجاد تثليث مي‌گردد. پس اوگوستين به اين وسيله اين امر را كه اين سه شخص بايد داراي سه جوهر باشند را توجيه مي‌كند. اوگوستين چون روح انسان را نيز امري خدايي مي‌داند، آنرا نيز به تبعيت از تثليث به سه بخش تقسيم مي‌كند و در واقع تثليث را درروح نيز جاري مي‌كند و آنرا به سه بخش نفس، عقل و حيات و يا فكر، شناخت و عشق تقسيم مي‌كند.

    خلقت

    از ديدگاه اوگوستين خلقت از يك موجود سرمدي وازلي يعني همان خداوند مي‌باشد. همانطوريكه قبلا ذكر شد مثل در عقل خداوند قرار دارد واين عقل همان خداي پسر مي‌باشد. خداي پدر با توجه به اين مثل كه شامل تمام حقايق در اين جهان مي‌باشد به ماده بي نظم جهاني (cahos) نظم مي‌بخشد. همچنين اين ماده در واقع همان علت مادي است كه، مخلوق خداوند مي‌باشد ونه موجودي ازلي و بلكه موجودي است ممكن وحادث. وي براي خلقت دو امر رابه عنوان اصول معتقدات مسيحي ذكر مي‌كند كه آنها عبارت‌اند از:

    ۱.خلقت از عدم مي‌باشد: از ديدگاه اوگوستين خلقت از عدم مي‌باشد و، خداي اوگوستين موجودي است كه كافي است بگويد باش تا هرچيزي از جمله جهان موجود شود. پس خلقت امري ازلي نمي‌باشد، بلكه زماني را هم مي‌توان تصور كرد كه ماسوي الله نبوده اند. و خداوند از اين عدم و نيستي اين جهان را آفريده است.

    ۲.خلقت همراه با زمان مي‌باشد: چون خلقت از عدم است، پس زماني بوده است كه جهان نبوده است ودرواقع زمان هم نبوده است. يعني اينكه قبل از اينكه خداوند اراده كند تا جهان بوجود آيد زماني نبوده است و با اراده خداوند براي خلقت جهان بوده است كه جهان موجود شده وزمان نيز با آن پديد آمده است. پس خلقت با زمان بوده است و نه امري ازلي.

    درباره مسئله خلقت امر ديگري نيز در فلسفه اوگوستين مهم است و آن استفاده اوگوستين از «نظريه عقول بذري» رواقيون مي‌باشد. وي بيان مي‌كند كه هر نوع از موجودي در واقع دربردارنده بذر انواع بعد از خودش مي‌باشد. يعني اولين زوج انساني كه به وجود آمده بودند، بذر تمام انسان‌هاي بعد از خودشان را در درون خود دارا مي‌بودند. و اين امر يعني دربر داشتن انواع بعد از خود از هر انسان تا انسان ديگر وجود دارد. اگر قرار است كه خداوند براي مثال ...۳ انسان را در كره زمين بيافريند و بوجود آورد، بذر اين ...۳ نوع انسان در همان انسان ابتدايي قرار دارد و با مرگ هر انسان و متولد شدن انساني ديگر از اين نوع بذر كاسته مي‌گردد و آن از قوه بودن به فعليت مي‌رسد.

    مسئله شر

    اوگوستين مسئله شر را به دو طريق وآن هم انديشه سنت‌هاي گذشته فلسفي حل مي‌كند كه آن نيز بر دو قسم تقسيم مي‌گردد وآن دو عبارت‌انداز:

    ۱.شر امري است عدمي: اين نظريه را كه شر امري است عدمي را اوگوستين از سنت نوافلاطونيان به وام گرفته است. و اين نظريه بر اين تاكيد دارد كه شر را خداوند به وجود نياورده است، ودرواقع عدم وجود خير همان شر است. براي مثال عالم مادي به ذاته امري شر نيست. بلكه در قياس با عوالم ديگر است كه در مرتبه‌اي پايين تر و نازل تر قرار مي‌گيرد و شر محسوب مي‌گردد. در واقع شر بودن يا نبودن عالم ماده به خاطر( نداشتن و عدم ) ياوجود عالم بالاتر از آن مي‌باشد. و همچنين در مورد تاريكي وظلمت نيز همينطور مي‌باشد. يعني اينكه ظلمت به صورت امري خارجي واقعا وجود ندارد بلكه ظلمت عدم نور مي‌باشد.

    ۲.شر امري است نسبي: اين نظريه را اوگوستين از رواقيان گرفته است. اگر انگشتان دست انسان ظريف است و ممكن است كه در اثر ضربه‌اي شكسته شود، اين امري شر و بد محسوب نمي‌شود. اگر اين ظرافت را انگشتان دست دارا نبودند ديگر انسان نمي‌توانست كه آثار هنري بيافريند و حتي غذا بخورد. اگر دندان درد براي انسان دردناك است اين امر ذاتا شر محسوب نمي‌گردد، بلكه اين درد خود اين هشدار را به ما مي‌دهد كه ضايعه‌اي در دندانهاي ما وجود دارد و ما بايد آنرا رفع كنيم. شر بودن درد دندان به خاطر درد آن امري است نسبي، چون در عين اينكه درد آن براي ما بد است وشر محسوب مي‌گردد، از آن طرف هم مفيد وخوب است كه ما را از ضايعه‌اي آگاه مي‌كند، واين همان نسبي بودن شر را نشان مي‌دهد.

    فلسفه تاريخ و سياست

    در باب فلسفه تاريخ و سياست اوگوستين به جهان به شكل ثنوي و يا مانوي نگاه مي‌كند. فلسفه تاريخ او در كتاب در باب شهر خدا يافت مي‌شود. اوگوستين ملتها را در طول تاريخ به دو قطب شهر خدا و شهر دنيا تقسيم بندي مي‌كند. مردم شهر خدا كساني هستند كه مركزيت آنها همان اورشليم يعني زادگاه عيسي مسيح است. اينان مردمي خدايي اند كه به توحيداعتقاد دارند و به خداوند عشق مي‌ورزند. نقطه مقابل اين شهر شهر دنيا قرار دارد كه مركزيت آنها شهر بابل است و اين امر به خاطر فساد و فحشايي كه در بابل آن زمان رايج بوده است مي‌باشد. مردم شهر دنيا انسان‌هاي مغرور و متكبر هستند و دين اينان اديان چند خدايي مي‌باشد يعني مشرك هستند. نكته جالب توجه در نظريات اوگوستين در اين باره اين امر است كه او معتقد است كه افرادي هستند كه به ظاهر در شهر دنيا هستند ولي در واقع در شهر خدا هستند و همچنين عكس آن يعني مردمي هستند كه به ظاهر در شهر خدا اند ولي در باطن در شهر دنيا مي‌باشند. اين امر ديدگاه شمول گرايانه اوگوستين به مسيحيت را نشان مي‌دهد كه از پايه‌هاي شكل گيري نظريه پلوراليسم ديني جان هيك در عصر حاضر است. در واقع در اينجا اوگوستين صرف انجام اعمال ظاهري را مبتني بر پذيرش مسيحيت نمي‌داند بلكه آنچه اهميت دارد باطن و نيت اعمال است كه براي عشق به خداوند صورت گيرد. همچنين اين افراد شهر دنيا و شهر خدا در روز قيامت از يكديگر جدا مي‌گردند و در قيامت است كه مشخص مي‌گردد كه كدام اهل شهر دنيا وكدام اهل شهر خدا هستند. اين نظريات از اين حيث در مقوله فلسفه تاريخ مي‌گنجد كه در واقع اوگوستين اقوام كل تاريخ را به دو قسمت تقسيم بندي مي‌كند، يعني به اقوام عالم از ديدي تاريخي مي‌نگرد و همچنين به خاطر اينكه مسيحيت حاضر نتيجه گناه تاريخي است كه از آدم تا حالا به افراد رسيده است. در مقوله فلسفه سياست قرار مي‌گيرد به اين خاطر كه اقوام و ملتهاي جهان را با ذكر نام شهر به عنوان مركزيت اين اقوام در دو قسمت شهر دنيا و شهر خدا تقسيم بندي مي‌كند.


    زيبائي

    به عقيده آگوستين در اشياء زيبا نوعي آهنگ يا ريتم به چشم مي‌خورد اين ريتم بيانگر همان وحدت عددي و نظم دقيقي است كه ميان اجزاء و عناصر سازنده اشياء برقرار است. اين آهنگ يا ريتم آنچنان نزد او حائز اهميت است كه آن را منشاء همه زيبايي‌ها مي‌داند اما اين آهنگ نزد وي با معناي رايج آن تفاوت گسترده‌اي داشت. به زعم وي مفهوم ريتم يا آهنگ كيفيتي است كه قابل كاربرد و قابل اعمال در خصوص پديده‌هاي عيني، ملموس مادي و معنوي است. بنابراين اين آهنگ حد و مرز قالب‌ها را در هم مي‌شكند, يعني تنها ميان اصوات يا اجرام وجود ندارد بلكه ميان اذهان و حالت‌ها نيز مي‌توان به وجود ريتم يا آهنگ برخورد. به عبارتي ديگر، آهنگ كليد زيبايي هر پديده‌اي به شمار مي‌آيد. از سويي ديگر، به عقيده وي، گرچه مفهوم كيفيت يا چوني يا حالت‌هاي مختلف موجود در اشياء واجد اهميت است اما زيبايي را صرفاً نبايد و نمي‌تواند به كيفيت محدود ساخت. كيفيت منظور در اين جا حضور وحدت تمامي يا حضور وحدت همه اجزاء سازنده يك شيء است. زيبايي در عين حال بايد نشانگر تفاوت و تضاد نيز باشد. زيرا تضاد و تفاوت خود بيان مراحلي از درجات استكمالي شيء زيبا به شمار مي‌رود. او همچنين امر زيبا را از امر شايسته و مناسب متمايز مي‌دانست. به زعم وي امر شايسته و مناسب صرفاً كيفيتي است نسبي، يعني هر چيز در مقايسه و نسبت با چيز ديگر شايسته و در خور حساب مي‌آيد. علاوه بر اين، او امر زيبا را از امر مطبوع و لذت بخش متمايز مي‌دانست. اساس زيبايي صرفاً بر انتقال لذت يا انطباع خاطر محدود نمي‌شود. آموزه‌هاي آگوستين در باب زيبايي را مي‌توان با پاره‌اي آموزه‌هاي روان‌شناختي و انسان‌شناختي همراه ديد. در تلقي آگوستين از زيبايي و آثار هنري وحدت و هماهنگي نقش بسيار تعيين كننده‌اي ايفا مي‌كنند و به همين خاطر ديدگاه‌هاي زيباشناسي وي را اوج تكامل زيباشناسي قرون وسطي و مسيحيت به شمار مي‌آورند.

    آثار

    از مهم‌ترين آثار وي مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

    • رساله اعترافات: كه زندگينامه فلسفي-اعتقادي وي مي‌باشد. گفته مي‌شود اين اثر نخستين خودزندگي‌نامه‌اي است كه در غرب نگاشته شده است.
    • در باب تثليث: كه اين اثر مهم به نوعي تبيين اعتقادي درباره تثليث مي‌پردازد.
    • درباب شهرخدا: كتابي است درباب فلسفه تاريخ وسياست. اوگوستين ازپايه گذاران فلسفه سياست درغرب محسوب مي‌گردد.
    • درباب معني لفظي كتاب سفر پيدايش: نشان دهندهٔ عقايد وي درباره خلقت وشكل گيري جهان است.
    • درباب اصول عقايد مسيحي
    • درباب هشتادو سه سوال مختلف
    • رسالات عليه دين مانوي.
    منابع :
    • تاريخ فلسفه قرون وسطي اثر دكتر محمد ايلخاني
    • برگرفته از سايت www.heirat.ir.انتشار مطالب طبق مجوز گنو بلامانع است.
    • http://fa.wikipedia.org/wiki/آگوستين

     


    امتیاز:
     
    بازدید:
  • [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۷:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]
     

    پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

    تناسب تعداد مخاطبان با ظرفيت وسائل كمكي ديداري - شنيداري

    وسائل كمكي ديداري - شنيداري متفاوتي متناسب با تعداد مخاطبان وجوددارند . اما اگر منابع شما محدوداست ، مي توانيدوسائل كمكي خودرا متناسب با تعداد مخاطبان مطابقت دهيد . به عنوان مثال :

    اگر از تصاوير كامپيوتري استفاده مي كنيد ولي نمي خواهيد تعاريف زير تصاوير كه با بزرگ كردن خيلي زياد آن  ، تعاريف حذف مي شوند را ازدست بدهيد براي هريك از مخاطبان متن نوشته شده اي از تصاوير كامپيوتري كه روي صفحه نمايش مي دهيد فراهم نمائيد . به عنوان يك راه ديگر ، اگر براي گروه زيادي از مخاطبان سخنراني مي كنيد ، تصاويررا روي صفحه نمايش هاي بزرگ متعدد ، نمايش دهيد .

    وسائل كمكي ديداري - شنيداري را فراهم كنيد

    تمام وسائل كمكي ديداري - شنيداري ، نياز به آماده سازي قابل توجهي دارند ولي درحالي كه يك تخته نوشتاري مي تواند نسبتا سريع آماده شده و سپس مجددا استفاده شود ، يك وسيله چندرسانه اي مي تواند براي آماده شدن مدت زيادي وقت بگيرد . اگر بخواهيم كلي صحبت كنيم ، هرچه پيچيدگي وسيله كمكي ديداري - شنيداري بيشتر باشد ، آمادگي بيشتري مورد نيازاست . اگر خودتان ، وقت ، اطلاعات يا خلاقيت ذهني براي آماده سازي وسيله كمكي ديداري - شنيداري نداريد ، كسي را براي انجام اين كار در نظر بگيريد. از پرسنل ، يك همكار ، يا يك كارشناس طراحي ازبيرون كمك بگيريد . كمك دهنده را به دقت انتخاب كنيد . آن هارا خيلي خلاصه شده معرفي كنيد كه از هرگونه سوء تعبير با توجه به نتيجه نهائي مورد نظر پيشگيري كرده باشيد .

    اثر گذار باشيد

    در طول زمان آمادگي ، ممكن است احساس كنيد مي توانيد اطلاعات را براي فهميدن ، ساده تر نمائيد و عقايد انتزاعي را با شفافيت بيشتري با اضافه كردن  قسمت هاي طراحي شده به وسائل كمكي ديداري بيان كنيد . تمام وسائل كمك ديداري را ساده و بدون زاويه نگهداريد و قسمت هاي طراحي شده را بطور مداوم استفاده كنيد . از رنگ هاي برجسته استفاده كنيد . از رنگ هاي ملايم و نزديك به هم در يك اتاق پرجمعيت استفاده نكنيد . اگر رنگ ها به اندازه كافي متضاد نباشند ، قسمت هاي روي نمودار دايره اي مي تواند كاملا محو شود .

    درزمان استفاده از ويدئو ، از صحنه هاي كوتاه كه مي تواند حواس مخاطبان شمارا از اساس سخنراني پرت كند ، عبور كرده و سعي كنيد بيشتر قسمت هاي طولاني را كه نكات مورد نظر شمارا تكميل نموده و توضيح مي دهدرا نشان دهيد .

    با وسائل كمكي ديداري - شنيداري خود آشنا شويد

    در زماني كه شما حقيقتا شروع به سخنراني مي كنيد ، بايستي كاملا از چگونگي كاركرد هرگونه وسيله كمكي ديداري - شنيداري بسيار پيچيده كه جهت تحكيم مطلب خود انتخاب كرده ايد ، آگاه باشيد. حتي اگر از كاركردن با وسائل چند رسانه اي يا كمك هاي ويدئوئي لذت نمي بريد مواردي وجوددارد كه در آن ها كوشش ( و مخارج اضافه براي توليد آن ها ) ارزش دارد حتي براي مخاطبان كم تعداد .

    در موارد ي نادر ، وقتي از كمك هاي ديداري - شنيداري با پيچيدگي بالا استفاده مي كنيد ، ممكن است به اندازه كافي بدشانس باشيد كه مشكلات تكنيكي را تجربه كنيد . اگر تجربه كافي براي مقابله با اين مشكلات را نداريد ، مطمئن شويد كارشناسي كه تجربه كافي دارد در مكان مورد نظر جهت كمك به شما حضوردارد . هميشه يك سري وسائل كمكي با پيچيدگي كم از قبيل نوشتارها به عنوان پشتيبان در نظر داشته باشيد كه كاملا بدون هيچگونه وسيله كمكي ديداري - شنيداري پيچيده ، ادامه دهيد .

    ابزار مورد نيازرا فراهم كنيد

    در مورد اين كه به كدام وسيله ممكن است براي استفاده در بين وسائل كمكي ديداري - شنيداري نياز داشته باشيد ، به دقت فكر كنيد . به عنوان مثال :

    - يك نشانگر ليزري براي نشان دادن نكات روي صفحه ، تخته نوشتاري يا آلبوم نمودارها .

    - دو سري گچ يا قلم نشان گذار مخصوص براي استفاده روي تابلوي نوشتاري .

    - صفحات استات خالي براي استفاده با پروژكتور اورهد .

    - آلبوم نمودار اضافي .

    - سيم رابط .

    - ديسك هاي پشتيبان و كابل هاي اضافي براي سخنراني چند رسانه اي .

    - كپي هاي ويدئو ها يا اسلايدها و اگر كه وسيله الكتريكي را به خارج از كشور مي برند ، تطبيق دهنده سيم .

    نكته هائي ديگر و خلاصه اي از اين بخش

    - وسائل كمكي ديداري كه براي يك گروه كوچك از مخاطبان قابل استفاده است ، بعيد است براي يك گروه بزرگ تري نيز قابل استفاده باشد . مخاطباني كه دور نشسته اند ، ممكن است قادر به استنباط كافي وسيله نباشند .

    - اسلايدهاي خودرا براي اجتناب از هرگونه سردرگمي، شماره گذاري كنيد .

    - وقتي براي گروه كم تعدادي از مخاطبان كه نزديك به شما نشسته اند ، سخنراني مي كنيد ، وسيله كمكي ديداري شما به وضوح براي هر نفر بدون توجه به نوع وسيله اي كه جهت استفاده انتخاب كرده ايد ، قابل ديدن خواهد بود .

    - مخاطبان ، مطالب روي صفحه نمايش را سريع تر از آن چه شما صحبت مي كنيد مي خوانند . بنابر اين ، مطلب را براي آن ها ، بلند بلند ، نخوانيد .

    - زماني كه نيمي از مخاطبان به مطلب ديداري شما نگاه مي كنند ، نيمي ديگر به شما نگاه خواهند كرد . زماني كه مي خواهيد مخاطبان به مطالب ديداري تمركز داشته باشند ، خودتان ثابت بايستيد .

    - اگر برنامه داريد از وسيله ديداري - شنيداري خود مجددا استفاده نمائيد ، مطمئن شويد آن را بعد از سخنراني خود جمع كرده ايد .

    - از كارتون براي راحت تر درك كردن نكات جدي ، استفاده كنيد .

    - يادداشت هارا روي چارچوب اسلايدهاي پروژكتور اورهد بنويسيد .

    - از كليه وسائل ديداري - شنيداري كه مي دانيد بدون آن نمي توانيد در سخنراني عمل كنيد ، دوتا داشته باشيد .


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۷:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]

    تاريخ سخنوري

    كاتو

    (بزرگ) كاتوي بزرگ يكي از معاريف روم قديم است كه در سال 235 ق.م . قدم بعرصه وجود نهاد و در 142 ق.م . بمرد. كاتو در زراعت و جنگ و حقوق به وطن خويش خدمات بسيار كرد و چون در سال 184 بمقام حكومت «احصاء» رسيددر برانداختن زندگاني آميخته بتجملي كه مردم روم آغاز كرده بودند و موجب فساد آن شهر بود كوشش بسيار كرد. سپس از جانب روم مامور شد كه به افريقا رود و دراختلافي كه بين «مازي نيسا» و كارتاژ (قرطاجنه ) پديدآمده بود حكم شد. كاتو چون در آن سفر عظمت و قدرت كارتاژ را مشاهده كرد و آن قدرت را منافي مصالح وطن خويش ديد بمخالفت شهر مزبور كمر بست و آتش جنگ روم و كارتاژ را دامن زد. هميشه خطابه هاي خويش را در سنا بدين جمله ختم ميكرد كه «علاوه بر آنچه گفتم كارتاژ رانيز ويران بايدكرد» كاتو را كتاب گرانبهائي در «اساس روم » بوده است كه اكنون در دست نيست لكن كتاب ديگروي در باب «زراعت » موجود و از آثار ذيقيمت روم قديم بشمار است .

    (تمدن قديم ترجمه نصراللّه فلسفي ص 493).

    براي آشنائي بيشتر به نشاني زير برويد :

    http://en.wikipedia.org/wiki/Cato_the_Younger

     


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۷:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]
     

    پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

     استفاده از وسائل كمكي ديداري - شنيداري

    وسائل كمكي ديداري - شنيداري مي توانند مركزيتي براي سخنراني باشند . چون آن ها اغلب مفاهيم مشكل را با سهولت بيشتري نسبت به استفاده از كلمات ، روشن مي سازند . همواره از خود بپرسيد آيا استفاده از وسائل كمكي ديداري - شنيداري ، به سخنراني شما كمك خواهد كرد ؟ و هرگز بي جهت به استفاده از آن ها ، وسوسه نشويد .

    نوع وسيله كمكي ديداري - شنيداري

    پيچيدگي كم

    مزيت اين وسائل كمكي ، ساده بودن آنهاست و اين حقيقت كه هيچ منبع انرژي براي كاركردن آن ها مورد نياز نيست ، اطلاعات مي توانند از قبل آماده شوند و درروز سخنراني ، كمي تنظيم شوند . بروشورها مي توانند براي هر تعداد مخاطبان تهيه شوند اما تابلوها و آلبوم نمودارها ، لازم است قابل ديدن باشند و براي مخاطبان كم شمار ، مناسب مي باشند .

    پيچيدگي متوسط

    اين گروه شامل پر استفاده ترين وسائل كمكي ديداري - شنيداري است كه بدون درگيركردن سخت افزار فني بسيارزيادي ، به تأثير خوبي مي رسد . خود وسائل كمكي نيازدارند در روز سخنراني تنظيم شوند ولي اطلاعات و اسلايدهاي مورد نياز در ارتباط با آن ها مي توانند قبلا تهيه شوند .

    پيچيدگي زياد

    اين وسائل كمكي بالاترين سطح قابليت فني را درگيرمي كنند و ممكن است نياز به يك گروه متخصص براي تنظيم داشته باشند ..تأثير موفقيت استفاده از وسائل كمكي ديداري - شنيداري با پيچيدگي زياد مي تواندمبهوت كننده بوده و ارزش كار با آن را داشته باشد ولي هرچه پيچيدگي وسيله كمكي بيشتر باشد ، امكان خراب شدن و نقص درسيستم هم بيشتر است .

    مثال هاي وسائل كمكي ديداري - شنيداري

    بروشورها

    اين هارا پيش از آغاز سخنراني خود بين افراد ترجيحا در طول تنفس و استراحت بين برنامه ها ، توزيع كنيد . مطمئن شويد كه به بروشورهاي خود با مراجعه به آن ها در طول سخنراني هدف داده ايد .

    پروژكتور هاي اسلايد

    اسلايد هائي را كه براي روشن سازي بحث خود نيازداريد در يك حلقه اسلايد به ترتيب سخنراني خود تنظيم نمائيد . كاركردن با پروژكتوررا پيش از سخنراني ، تمرين كنيد .

    ويدئو

    از ويدئو براي نشان دادن تصاوير زنده كوتاه يا يك پيام ضبط شده از يك سخنراني كه شخصا قادر به شركت كردن در جلسه سخنراني نيست ، استفاده كنيد .

    رايانه ( لپ تاپ - نوت بوك )

    چنانچه از رايانه محل سخنراني استفاده مي كنيد ، قبلا مطالب سخنراني و تصاوير و نمودارهارا روي فلش يا سي دي ذخيره كنيد و نظم خاصي به آن ها ببخشيد تا هنگام سخنراني با مشكلي مواجه نشويد . چنانچه از نوت بوك خود استفاده مي كنيد ، پيش بيني هاي فني لازم را داشته باشيد تا سخنراني دچار وقفه نشود .

    وسائل كمكي ديداري - شنيداري را انتخاب كنيد

    محدوده اي از وسائل كمكي ديداري - شنيداري كه مناسب با انواع مختلف سخنراني باشد وجوددارد اما اين قبيل وسائل كمكي مي تواند گاهي شمارا از مخاطبان دور كند . بنابراين فقط اگر مؤثر و كمك كننده هستند از آن ها استفاده كنيد . وسائل كمكي ديداري - شنيداري ، سطوح پيچيدگي متفاوتي دارد . بسياري از آن ها نياز به يك منبع الكتريكي دارند كه مي تواند در صورت اختلال دربرق ، مشكل ايجاد كند . ديگر انواع ، ممكن است از لحاظ طراحي يا جاسازي به متخصص نياز داشته باشند و ممكن است استفاده از آن ها ، مشكل باشند

    تخته نوشتاري

    از تخته نوشتاري براي روشن ساختن نكات خود و  نوشتن عناوين مهم سخنراني غيررسمي يا گروه كوچكي از مخاطبان استفاده كنيد . مطمئن شويد نوشتارشما براي افرادي كه در رديف آخر نشسته اند ، خواناست .

    پروژكتور اورهد

    اين بهترين شيوه ارائه نمودارها و جداول است . از يك مكان نما براي جلب توجه به شكل مخصوص يا عدد مخصوص بدون ايجاد مانع در ديد مخاطبان استفاده كنيد .

    سيستم چند رسانه اي

    از بسته CD.Rom با تصاوير متحرك آهنگ شنيداري روي صفحه نمايش بزرگ با بلندگو استفاده كنيد يا از مهندس نرم افزار بخواهيد كه يك بسته نرم افزاري با توجه به نياز تخصصي شما توليد كند .

    آلبوم نمودار

    پيشتر ، هر تعداد صفحه كه مي خواهيد آماده كرده و از نمودارها و جداول براي روشن سازي بحث خود استفاده كنيد . روي نكات كليدي با استفاده از رنگ هاي مختلف تأكيد نموده و مطمئن شويد كه آلبوم نمودار را همه مخاطبان مي توانند ببينند .

    سيستم شنيداري

    اگر بخواهيد تسهيلات ترجمه همزمان را فراهم كنيد ، استفاده از از سيستم شنيداري همراه با هدفون مهم است . يك ميكروفون تشديدكننده صدا و بلندگو براي گروه  بزرگ مخاطبان قابل استفاده هستند .

    تصاوير كامپيوتري

    نرم افزار مي تواند براي نمايش نمودارها ، جدول ها يا تصاوير سه بعدي روي صفحه استفاده شود . از تصاوير متحرك مي توان براي نشان دادن اين كه چگونه آمار در طول زمان تغيير خواهد كرد ، استفاده نمود .

    نكته ها

    - هميشه درزمان تمرين سخنراني خود از وسائل كمكي ديداري - شنيداري انتخاب شده استفاده كنيد .

    - زماني كه براي اولين بار به مخاطبان خود مي گوئيد به وسيله كمكي ديداري - شنيداري نگاه كنند ، مكث كنيد .

     


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۷:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

     

    پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

     خلاصه نويسي سخنراني

    اگر تصميم گرفته ايد كه سخنراني را با استفاده از يادداشت ايراد كنيد ،با نوشتن يك پيش نويس كامل از سخنراني شروع كنيد . كليه نكات عمده خود و مثال هائي كه جهت بهتر فهميده شدن مطلب به كار خواهيد بردرا اضافه كرده و آن هارا توضيح دهيد . اين نوشته نقطه شروعي است كه از آن شما مي توانيد نثرخودرا دريادداشت ها خلاصه كنيد . از كارت هاي يادداشتي كه به وضوح شماره گذاري شده استفاده كنيد . كلمات كليدي و عبارات مهم را از نوشته خود بيرون آورده و آن هارا به ترتيب منطقي در يك طرف كارت بنويسيد . روي هركارت خيلي زياد ننويسيد و اطلاعات را ساده و بدون ابهام ، حفظ كنيد . در مورد ساختار سخنراني خود تصميم بگيريد و سپس مطلب تحقيق خودرا تنظيم كنيد . سخنراني را بطور كامل بنويسيد . اين پيش نويس را ويرايش كرده  و مجددا ويرايش كنيد تا جائي كه از روان بودن و نحوه پويائي سخنراني راضي باشيد . از پيش نويس نهائي نكات عمده را استخراج كرده و آن هارا روي كارت هاي شماره گذاري شده يادداشت كنيد . جهت وضوح ، يادداشت هاي خودرا به دو نكته در هر كارت محدود كنيد .

    علامت گذاري براي مكث و تنظيم آهنگ سخنراني

    در مورد آن چه يك سخنراني خوب را به خوبي مي پروراند فكر كنيد . در اغلب موارد زمان بندي است . قسمت هاي ساكت يك سخنراني – به عبارت ديگر - ، مكث ها در ارتباط برقرار كردن با محتواي سخنراني به اهميت قسمت هاي صحبت كردن هستند . چون نوعي علامت گذاري شنيداري به حساب مي آيند . هنگام نگارش سخنراني ، در نظر بگيريد كه چگونه در نظر مخاطبان جلوه مي كند . اگر تصميم بگيريد سخنراني را از روي يادداشت يا نوشته كامل بخوانيد ، كلمه مكث را هرجا احساس مي كنيد فاصله لازم است بنويسيد . به عنوان مثال : وقتي يك نكته نياز به تأكيددارد ، يا براي علامت گذاري بين يك ايده مشخص و ايده هاي ديگر ، درزمان تمرين كردن هم اين مكث هارا لحاظ كنيد . استفاده از سكوت ، جرأت مي خواهد . مكث نوشته شده  بايد حدود 3 ثانيه طول بكشد . بيشتر از مكث در صحبت معمولي .

    كارت هاي يادداشت را آماده كنيد

    براي استفاده از يادداشت ها در طول سخنراني ، به عنوان ضريب اطميناني عليه فراموش كردن سخنراني اهميت قائل شويد . شما مجبور نيستيد از روي آن ها ، طوطي وار بخوانيد ولي اطميناني داريد كه مي دانيد نكات هرزمان ذهن شما قفل كرد آن جا هستيد . يادداشت ها از اين لحاظ اهميت دارند كه توالي منظمي از سر نخ ها فراهم مي كنند كه آنچه را مي خواهيد بگوئيد به ترتيبي كه مي خواهيد به ياد شما مي اندازند و به شما فرصت مي دهند به جاي خواندن سخنراني خود براي مخاطبان ، با او صحبت مي كنيد . شيوه هاي مفيد بسياري وجوددارند كه شما مي توانيد در صورت صحبت كردن از روي يادداشت ها بكاربريد . از قبيل فشرده كردن طرح آماده شده ، نوشتن جمله هاي كليدي ، يادداشت كردن كلمات كليدي  . اما لطيفه ها و حكايت هارا كامل بنويسيد مگر اين كه مطمئن باشيد آن هارا مي دانيد . از يك سيستم كدبندي رنگي براي نشانه گذاري متن استفاده كنيد كه در اين صورت مي توانيد بدون به خطر انداختن  يك پارچگي  پيام خود مثلا در حالتي كه وقت اختصاص يافته به شما در حال اتمام است سخنراني خودرا به پايان برسانيد . به عنوان مثال ، مطالب اساسي را با جوهر آبي و آن هائي را كه مي توانند حذف شوند با رنگ سبز بنويسيد .

    متن نوشته هارا آماده كنيد

    اگر تصميم گرفتيد از متن نوشته شده در سخنراني خود استفاده كنيد ، مهم است كه آن را به دقت تنظيم كنيد . از حروف تايپ بزرگ و فواصل بين خطوط دوبرابر استفاده كنيد كه متن را از لحاظ خواندن ساده مي كنند . عنوان هارا بطور واضح تنظيم كنيد كه آن هارا راحت پيدا كنيد . از شيوه هاي متعدد از قبيل تو پر نوشتن و كج نوشتن جهت علامت گذاري متني كه مورد تأكيد شماست ، استفاده كنيد . در نهايت ، سند كامل شده را روي كاغذي مناسب و ضخيم چاپ كنيد و يك كپي اضافه از آن نگهداريد .

    نكته هائي ديگر و خلاصه اي از اين بخش

    -          سخنراني خودرا در يك طرف صفحه چاپ كنيد و از چاپ درشت استفاده كنيد .

    -          هميشه صفحات سخنراني نوشته شده را شماره گذاري كنيد .

    -          يادداشت هاي خودرا روي كاغذهاي محكم و ضخيم يا كارت هاي فهرست تنظيم كنيد .

    -          از كمك رسان استفاده كنيد . كلمات و عبارات كليدي سخنراني را به كارت ها منتقل كنيد . درآنچه مي نويسيد ساده باشيد كه در اين صورت قادر هستيد نكته هر كمك رسان را به ياد آوريد .( كمك رسان ، نوشته هائي هستند كه حين سخنراني ، مطالب را به ياد مي آورند )

    -          فاصله درمتن فواصل بين موضوعات را علامت گذاري كنيد .

    -          از حروف درشت و واضح استفاده كنيد.

    -          عبارات كليدي را جهت تأكيد علامت گذاري كنيد .

    -          چارچوب طرح متن نوشته شده را مشخص كنيد . تأكيدها و مكث هارا درزمان طراحي متن خود علامت گذاري كنيد . اين كار به شما كمك خواهد كرد كه طبيعي و با اعتماد به نفس با مخاطبان خود صحبت كنيد كه از ضروريات يك سخنراني روان و خوب است .


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۷:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

    تاريخ سخنوري : دموستنس

     

     

    دموستنس انديشمند يونان باستان را نخستين انتقادگر و استاد نطق و خطابه عمومي (به شيوه انتقادي و هيجان برانگيز) بشمار آورده اند. وي كه از مخالفان سلطه فيليپ دوم (پدر اسكندر مقدوني) بر كشور ـ شهرهاي يوناني بود يك رشته سخنراني عليه او ايراد كرد كه از مجموعه مضامين آنها رساله «ديكتاتوري = حكومت بدون رضايت» تاليف شده است كه يكي از پايه هاي دمكراسي است. سخنراني هاي دموستنس در تاريخ به «فيليپيكPhilippic» معروف شده اند و امروزه هم هر نطق سراسر انتقاد و حمله و حتي لعن و نفرين را فيليپيك مي خوانند كه از نام فيليپ دوم گرفته شده كه هدف نطق هاي تند و آتشين دموستنس بود. نام اصلي فيليپ دوم «فيليپوسPhilippos» به معناي «اسب دوست» بود. يونانيان باستان به اقتباس از ايرانيان كه بعضي نامهايشان از اشاره به اسبشان گرفته شده بود مثلا گشتاسپ آن نام را ساخته بودند.
    سيسرو خطيب معروف روم باستان ۱۴ نطق خود در انتقاد از ماركوس آنتونيوس را «فيليپيك» ها ناميده بود.
    دموستنس در نطق هاي انتقاد از فيليپ دوم واژه هايي كه تا آن زمان رايج نبود بكار برده بود كه باقي مانده و هر روز بكار برده مي شوند ازجمله واژه « Hegemonia هژمونيا (هيجيمانيHegemony)» به معناي سلطه گر ـ فرد و يا گروهي كه روش و سياست هايش را به ديگران ديكته كند. هيجيمانيك ستيت Hegemanic State يعني كشوري كه سلطه گر است و ....
    بسياري از انديشمندان قرون جديد و معاصر عقايد و اظهارات دموستنس را تفسير كرده و گفته اند كه مبارزه دموستنس با فيليپ دوم براي اين بود كه "فرهنگ سلطه" در جهان ماندني نشود. به عقيده دموسنتس اگر در برابر زورگويي ايستادگي نشود، اين كار عادت مي شود و زشتي خود را از دست مي دهد و به صورت يك فرهنگ عمومي در مي آيد. برخي از انديشمندان مي گويند كه دموستنس شديدا مخالف به وجود آمدن داميننت كلاسDominant Class بود و مي گفت كه اگر حكومت كردن در خانواده اي دائمي شود چنين طبقه اجتماعي بوجود مي آيد كه باعث فساد اداري و بند و بست و باج دهي براي باقي ماندن در دولت مي شود.

    دموستنس ُ قبلا سخنراني هاي خودرا تهيه و تمرين مي كرد و در مقابل آينه مي ايستاد و آنهارا تكرار مي كرد و بلند مي خواند و از حركات هنرپيشگان استفاده مي كرد تا سخنش بهتر در دل ها ، بنشيند .

    درگفتارهاي دموستنس كه بزرگترين خطيب بود ، غرور و تعصب و به كاربردن مثال هاي مبتذل ، متداول بود خاصه در موضوع هاي قضائي و محاكماتي و نمونه بارز آن گفتارهائي است كه بين او و آشينس مبادله شده كه به تمام معني ، دور از جنبه انساني و اخلاقي است .

    دموستنس غاري براي خود تهيه كرده بود و ماهها درآن بسرمي برد و مخفيانه به تمرين مي پرداخت و دراين مدت ، يك طرف صورت خودرا مي تراشيد كه نتواند از كنج انزواي خويش خارج شود .

    دموستنس ، در پنجم سپتامبر 322 پيش از ميلاد خودكشي كرد . اين روز پس از محاسبات تقويمي به دست آمده است .

    دموستنس از ديدگاه دكتر علي شريعتي :

    دموستنس يك خطيب يوناني است ، بچۀ ضعيفي بود ، خيلي شرمگين ، صدايش نارسا ، اندامش بي قواره ، و سخن گفتن هم بلد نبود حتي در حد يك بچه معمولي ، در آن دوره در يونان ، سوفيسم از همه قويتر بود و سوفيست ها ، يعني سخنوران بزرگ و نيرومندي كه با قدرت بيان شب را روز ، و روز را شب نشان مي دادند ، در سياست و قضاوت و نفوذ در افكار عمومي قدرت بدست مي آوردند ، به نيروي استدلال و سحر كلام ، بر سرنوشت جامعه و افراد حكومت مي كردند ، دموستنس بچه ضعيف ، كم رو و يتيمي بود ، ارثي را كه از پدرش به او رسيده بود ، مدعيان خوردند ، براي اينكه وكلاي مدافع مدعيان و غاصبين ، كه از همين سوفيست ها بودند ، با توانايي بيان توانستند در دادگاه ، حق او را غصب كنند ، و غصب ديگران را حق جلوه بدهند ، و او از ارث محروم شد . اين محروميت كه بوسيله قدرت منطق و سخن بر او تحميل شده بود عقده اي سخت در او ايجاد كرد و تصميم گرفت عليرغم ضعف بدني ، ضعف زبان ، نارسائي بيان و جاذبه نداشتن قيافه ، سخنوري توانا بشود كه بتواند حقش را احيا كند . براي نيل به اين هدف ، به تمرين سخن گقتن پرداخت ، با تمرين هاي سخت و شگفت ، تا اينكه دموستنس خطيب بزرگي شد كه در تاريخ بعنوان يكي از خداوندان سخنوري جهان شناخته شد ، و تا آنجا كه مي گويند براي ايراد يكي از خطابه هايش 7 سال كار كرد ! تنها به كوهستان مي رفت و در صحرا و كوه و دشت ، براي انبوه جمعيت فرضي سخنراني هاي آتشين مي كرد ، در ميان سنگ ها حفره اي غار مانند درست كرده بود باندازه اي كه فقط خودش در آن بتواند ايستاده جاي بگيرد ، بر ديوارهاي اين غار تنگ و مصنوعي ، تيغ ها و خارها ، ميخ ها و سيخ ها ي كوچك و بزرگ و دراز و كوتاه و جوراجور نصب كرده بود ، به شكلي كه بتواند يك فضاي محدود و مفيدي داشته باشد كه وقتي ايستاده قرار مي گيرد و تمرين سخنراني مي كند ، دستش و سرش و شانه و گردن و بدنش را نتواند بيش از آنچه كه براي سخنراني لازم است و يا آهنگ و موضوع سخن ايجاب مي كند حركت بدهد ، و حركات ناشيانه اضافي به سر و دست و اندامش بدهد ، بدينصورت كه اگر دستش را اندكي بيشتر از آنچه مصلحت سخنراني است حركت داد به يكي از آن تيغها و يا يكي از آن سيخ ها و ميخ هاي تيز بخورد و مجروحش سازد و بدينصورت او را خبر كند كه زيادي رفتي! و اين زنندگي ها و گزندگي ها ، و اين محدوديت هاي تيز و تند از چهار طرف او را مقيد بكند و كم كم عادتش بدهد به اطوار و حركات " يكنواخت " و " هم آهنگ " و " متناسب " و " به مصلحت " و شبيه آنچه همه سخنوران مي كنند و بايد بكنند و اكثريت هم مي پسندند !  وضع سخن گفتن ما هم در اين زمان ، در اين شرايطي كه الان هستيم درست وضعي است كه ، دموستنس در آن غار سخت و تنگ و سنگ ، پر سيخ و ميخ و تيغ ، هنگام حرف زدنش داشت ! هر چه مي خواهيم بگوييم ، و حتي هر جمله و كلمه اي كه مي خواهيم انتخاب كنيم مي بينيم ناگهان سيخي به يك جا و ناجاي آدم فرو مي رود ، يك حرف تازه كه كمي از حد معمول و مجاز و از غار تنگ فهم ها و بينش ها و تعصب ها و مصلحت ها مي گذرد سيخي بلافاصله آگاهمان مي كند ! از طرف راست مجروح مي شويم ، مي خواهيم چيز ديگر بگوييم ميخي از طرف چپ مي خوريم ، تعبير را عوض مي كنيم يا مطلب ديگر عنوان مي كنيم ، صد تا تيغ ديگر از بالاي سر ، زخم خودش را مي زند!

    كتاب (( تشيع علوي و تشيع صفوي )) 

     

    دموستنس از ديدگاه مرحوم محمد علي فروغي :

    دموستنس ، خطيب و سياستمدار معروف يونان قديم ، كه با ارسطو در يك سال متولد و در يك سال درگذشته اند، از آغاز رشد و تميز و سالهاى نزديك بلوغ براى ايراد سخنرانى آماده مى شد، ولى نه براى آنكه واعظ و معلم اخلاق خوبى باشد، و نه براى آنكه بتواند در مجامع مهم و سخنرانيهاى سياسى و اجتماعى نطق ايراد كند، و نه براى آنكه در محاكم قضايى وكيل مدافع خوبى باشد، بلكه فقط به خاطر اينكه عليه كسانى كه وصى پدرش و سرپرست خودش در كودكى بودند، و ثروت هنگفتى كه از پدرش به ارث مانده بود خورده بودند، در محكمه اقامه دعوى كند. مدتى مشغول اين كار بود. از مال پدر چيزى بدستش نيامد، اما در سخنورى ورزيده شد، و بر آن شد كه در مجامع عمومى سخن براند. در آغاز امر چندان سخنورى او موردپسند واقع نشد، عيبهايى در سخنرانيش چه از جنبه هاى طبيعى مربوط به آواز و لهجه و كوتاه و بلندى نفس ، و چه از جنبه هاى فنى مربوط به انشاء و تعبير ديده مى شد ولى به كمك تشويق و ترغيب دوستان و با همت بلند و مجاهدت عظيم ، همه آن معايب را از بين برد. خانه اى زيرزمينى براى خود مهيا ساخت و تنها در آنجا مشغول تمرين خطابه شد. براى اصلاح لهجه خود ريگ در دهان مى گرفت و به آواز بلند شعر مى خواند. براى اينكه نفسش قوت بگيرد رو به بالا مى دويد، يا منظومه هاى طولانى را يك نفس مى خواند. در برابر آئينه سخن مى گفت ، تا قيافه خود را در آئينه ببيند و ژستها و اطوار خود را اصلاح كند. آن قدر به تمرين و ممارست ادامه داد، تا يكى از بزرگترين سخنوران جهان گشت

    آيين سخنورى ، تاءليف مرحوم محمد على فروغى ، جلد 2، صفحه 5 و 6

     

     

     

     

     


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۷:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

    تعامل حقوق و اخلاق در رسانه‌ها (3)

    پيشينه و نمونه‌هاي جهاني 
    از نظر تاريخي طبق گزارش مك برايد: «تدوين هنجارهاي اخلاق حرفه‌اي براي نخستين بار در سالهاي دهه 1920 آغاز شد. در حال حاضر تعداد شصت كشور در سراسر دنيا نظام نامه‌هاي كم و بيش گسترده‌اي را كه اغلب مورد پذيرش خود اشخاص حرفه‌اي قرار گرفته است، پذيرفته‌اند ... از سوي ديگر شمار نظام‌نامه‌هايي كه حاوي اصول حاكم بر وظايف و مسئوليت‌هاي روزنامه‌نگاران در قبال جامعه بين‌المللي يا كشورهاي خارجي باشد، اندك است... اين مسئله براي نخستين بار... در چارچوب سازمان ملل مورد بحث قرار گرفت. بين سالهاي 1950 و 1952 كميسيون فرعي آزادي اطلاعات و مطبوعات، پيش‌نويس نظام‌نامه بين‌المللي اصول اخلاقي پرسنل اطلاعاتي (Draft International Code of Ethics for Information Personnel)را تهيه كرد. در سال 1954 مجمع عمومي تصميم گرفت روي اين پيش‌نويس اقدامي نكند و بعداً آن را به رسانه‌ها و انجمنهاي صنفي آنها ارسال داشت تا آن‌طور كه مناسب بدانند اقدام كنند.» 
    ماده هشت «اعلاميه اصول اساسي نقش رسانه‌هاي گروهي در تقويت صلح و تفاهم بين‌المللي، ترويج حقوق بشر و مبارزه با نژادپرستي، آپارتايد و تحريك جنگ» (قطعنامه شماره 2/3/9/4 مورخ 1978 كنفرانس عمومي يونسكو) نيز تأكيد كرده است :
    «سازمانهاي حرفه‌اي و افرادي كه در آموزش حرفه‌اي روزنامه‌نگاران و ساير عوامل رسانه‌هاي جمعي مشاركت دارند و آنها را در انجام كارهايشان به صورت مسئولانه كمك مي‌كنند، بايستي در مقام تهيه و اجراي قواعد اخلاق حرفه‌اي اهميت خاصي به اصول اين اعلاميه بدهند.»
    البته اينك بايد تهيه و تصويب «پيش‌نويس قواعد اخلاق حرفه‌اي بين‌المللي» توسط شوراي اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل متحد را نيز به فهرست تلاش‌هايِ انجام شده افزود.
    در مقدمه اين پيش‌نويس معتبر جهاني به گونه‌اي صريح و جالب بر اين نكته تأكيد شده است كه رعايت موازين اخلاقي نه تنها با مقتضيات حرفه‌ي روزنامه‌نگاري و فعاليت رسانه‌ها منافاتي ندارد، بلكه «معيار رفتار حرفه‌اي» و تضمين بهتر آزادي اطلاعات و مطبوعات است. بر همين اساس در مادة اول بر رعايت دقت و صحت، به موازات احترام به حق مخاطبان بر دسترسي به اطلاعات تصريح شده است. در مادة دوم نيز اولويت منافع عمومي بر امتيازهاي شخصي و منافع خصوصي رسانه‌ها و فعالان در آنها مورد توجه قرار گرفته و مصاديقي نيز ذكر گرديده است.
    حاكميت كرامت و حيثيت حرفه روزنامه‌نگاري بر هر آنچه مسئولان رسانه‌ها از كاركنان خود مي‌خواهند يا آنان، خود، انجام مي‌دهند، به عنوان اصلي خدشه‌ناپذير در ماده بعد مورد يادآوري قرار گرفته و از جمله بر وجود مسئوليت در برابر بهره‌برداري از حق آزادي انتشار، حرمت حريم خصوصي اشخاص و مرز آن با منافع عمومي و حفظ حقوق منابع خبري تأكيد شده است.
    ماده چهارم به لزوم كسب دانش و مهارت لازم براي ارايه تحليل دقيق و منصفانه حوادث خارجي اشاره كرده و در آخرين ماده نيز ضرورت داوطلبانه بودن رعايت اخلاق حرفه‌اي و عدم دخالت دولت در آن مورد تصريح قرار گرفته است تا يكي از تفاوت‌هاي اصلي حقوق با اخلاق ناديده گرفته نشود.
    به هر حال، متن اين پيش‌نويس كه از اهميت خاصي برخوردار است، به شرح زير است: 

    مقدمه 
    آزادي اطلاعات و مطبوعات از حقوق اساسي انسان است، و معياري براي همه آزاديهاي مندرج در منشور ملل متحد و اعلامية جهاني حقوق بشر مي‌باشد؛ و براي ترويج و حفظ صلح ضروري است.
    اين آزادي هنگامي بهتر تضمين مي‌گردد كه خدمه مطبوعات و ساير رسانه‌هاي جمعي بطور مستمر و داوطلبانه سعي كنند كه بيشترين حس مسئوليت را داشته باشند، عميقاً به تعهدات اخلاقي ناشي از لزوم راست‌گوئي و جست‌‌وجوي حقيقت در گزارشات خود و در توجيه و تفسير حقايق پاي‌بند باشند.
    به همين جهت اين قواعد اخلاق حرفه‌اي بين‌المللي، به عنوان معيار رفتار حرفه‌اي براي همه افراد دست‌اندركار جمع‌آوري، ارسال، پخش و تفسير اخبار و اطلاعات و تشريح وقايع معاصر توسط كلمات، مطالب شفاهي و كليه طرق بيان، اعلام مي‌گردد.

    ماده يك 
    خدمه مطبوعات و همه رسانه‌هاي ديگر اطلاع‌رساني بايدجهت حصول اطمينان از اين‌كه اطلاعات واصله توسط عموم، واقعاً صحيح، باشد. هر كاري در توان آنهاست انجام بدهند. آنها بايستي همه اقلام اطلاعات را با حداكثر توان خود بازبيني نمايند. هيچ حقيقتي عمداً تحريف نشود و هيچ‌گونه حقايق ضروري عمداً مخفي نگاه داشته نشود.

    ماده دو
    استاندارد بالايي از رفتار حرفه‌اي مستلزم اعتقاد قوي به حصول منافع عمومي است. پي‌جوئي امتيازات شخصي و تشويق منافع خصوصي مغاير رفاه عامه، به هر دليلي، ناقض رفتار حرفه‌اي است.
    افتراء، اهانت، بدنام كردن عمدي و اتهامات بي‌اساس، و نيز سرقت ادبي تخلفات جدي حرفه‌اي هستند.
    حسن‌نيت نسبت به عموم، اساس روزنامه‌نگاري صحيح است. هرگونه اطلاعات منتشره كه مضرّ و نادرست باشد بايستي فوراً و بلافاصله تكذيب شود. شايعات و اخبار تائيد نشده بايستي مشخص گردد و رفتاري مناسب با همين حالت با آنها شود.

    ماده سه
    فقط آن دسته از تكاليف كه مطابق با كرامت و حيثيت حرفه روزنامه‌نگاري باشد بايستي بر عهدة خدمة مطبوعات و ساير رسانه‌هاي اطلاع‌رساني و نيز كساني كه در فعاليت‌هاي اقتصادي و تجاري مؤسسات اطلاع‌رساني شركت دارند، گذاشته شده و از آنها پذيرفته شود.
    كساني كه اطلاعات يا تفاسيري را به عموم عرضه مي‌كنند بايستي مسئوليت كامل براي آنچه منتشر كرده‌اند بر‌عهده بگيرند مگر اين گونه مسئوليتها بطور آشكار در همان زمان انتشار رد شده باشد.
    سابقه افراد بايد محترم شمرده شود و اطلاعات و تفاسير مربوط به زندگي‌هاي خصوصي كه احتمال دارد به سابقه آنها لطمه بزند نبايد منتشر شود مگر به نفع عامه باشد و اين امر را بايد از كنجكاوي عامه تفكيك كرد. چنانچه اتهاماتي بر عليه سابقه يا ماهيت اخلاقي افراد مطرح شود، فرصتي براي پاسخگويي بايد داده شود.
    شرط احتياط و دقت بايستي در مورد همة منابع رعايت شود. محرمانه بودن مطالبي كه به‌طور محرمانه ابراز شده است بايستي رعايت شود و اين امتياز همواره بايد مستند به حدود قانوني باشد.

    ماده چهار
    وظيفة كساني كه وقايع مربوط به كشور خارجي را شرح مي‌دهند يا تفسير مي‌كنند اين است كه دانش لازمه را درباره آن كشور به نحوي كه گزارش‌دهي و تفسير به صورت دقيق و منصفانه امكان‌پذير باشد كسب كنند.

    ماده پنج
    قواعد حاضر متكي به اين اصل است كه مسئوليت تضمين رعايت واقعي اخلاق حرفه‌اي بر عهده كساني است كه دست‌اندر كار حرفة روزنامه‌نگاري هستند، نه دولت. هيچ يك از مفاد اين قواعد به نحوي تفسير نخواهد شد كه باعث توجيه دخالت دولت به هر نحوي براي رعايت تعهدات اخلاقي مندرج در آن شود.»
    در نتيجه اين‌گونه اقدامهاي جهاني است كه «در حال حاضر انواع مقررات مربوط به اخلاق رسانه‌اي عملاً در شاخه‌هاي مختلف صنايع ارتباطات وجود دارد. در زمينة فعاليت‌هاي مختلف روزنامه‌نگاري، در صنعت نشر آگهي، روابط عمومي، نظرسنجي‌هاي مختلف، پژوهشهاي مربوط به بازار، تحرير مطالب و مقالات ورزشي و ساير زمينه‌ها، استانداردهاي اخلاقي جا افتاده است و به آن عمل مي‌شود.» 

    تدوين نظام‌نامه اخلاق حرفه‌اي در ايران
    با اين‌كه برخورداري از فرهنگ و معارف آسمانيِ اسلام و داشتن تمدني بزرگ و پيشروانه ايجاب مي‌كند كه كشور ما، افزون بر رعايت اصول و موزاين اخلاق حرفه‌اي، در معيارسازي، تبيين و تدوين نظام نامه‌هاي اخلاق رسانه‌اي پيشگام باشد، متأسفانه هنوز هم شاهد نتيجه در خور و شايسته‌اي نيستيم؛ گرچه تلاشهايي نيز صورت گرفته است.
    اولين اقدام عملي براي ايفاي اين رسالت بزرگ در آذر ماه سال 1375 از سوي مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌هاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي انجام شد. پيشنهاد برگزاري «نخستين هم‌انديشي اخلاق مطبوعاتي روزنامه‌نگار مسلمان» در آن سال جامه تحقق پوشيد و همايشي با حضور متفكران و فعالان رسانه‌اي مسلمان از داخل و نزديك به 30 كشور جهان برپاشد. در اين همايش چند روزه كه هم زماني و تناسب اميدبخشي با سالروز بعثت پيامبر اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم داشت، علاوه بر حدود يكصد مقاله پذيرفته شده، مصاحبه‌هايِ علميِ متعددي انجام شد و منابع مفيدي نيز تأليف يا ترجمه و منتشر گرديد. 
    نگارنده كه در آن زمان رياست مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها و مسئوليت طراحي و اجراي اين هم‌انديشي را بر عهده داشت، به عنوان دبير علمي همايش ضرورت و چرايي اين اقدام، به ويژه در حوزه مطبوعات را چنين اعلام كرده بود : 
    «روزنامه‌نگاري به عنوان حرفه‌اي كه بدون هيچ ترديد و خواه‌ناخواه با اجتماع و حقوق شهروندان ارتباط دارد، نيازمند ترسيم حدود و قواعدي است كه مراعات آنها از سويي موجب تضمين حقوق جامعه و از سوي ديگر موجب فراغت خيال و آزادي عمل اهل آن حرفه در مرزهاي تعيين شده گردد؛ ضرورتي كه هيچ يك از حرفه‌ها و مشاغل اجتماعي بي‌نياز از آن نيست.
    رونامه‌نگار به معناي عام آن كه در برگيرنده تمام عوامل انساني مؤثر در شكل‌گيري مطبوعات است، براي ايفاي نقش حساس و مهم خود به ناچار بايد از قواعد و ضوابط روشن و مدوني برخوردار باشد تا دغدغه پايمال‌سازي ناخواسته حقوق و حيثيت ديگران و نيز هراس از تعرض بي‌دليل و غيرقابل پيش‌بيني ديگر نهادهاي سياسي و اجتماعي را از خود دور سازد.
    قانون تأمين‌كننده بخشي از اين نياز است اما بسنده كردن به آن پندار خامي است كه زماني طولاني از آشكار شدن بدفرجامي و نادرستي آن گذشته است. با اين‌كه قانون و رعايت آن شرط حتمي دوام زندگي اجتماعي بشر است، همه مي‌دانند كه اين داروي گرانبها نمي‌تواند به تنهايي شفا بخش دردهاي جوامع انساني باشد. روابط انساني چنان پيچيده و ناشناخته است كه جاي دادن همة آنها در قالب قواعد حقوقي بسي دشوار و بلكه ناممكن است. افزون بر اين، طبيعت‌فزوني خواه فرزندان آدم كمتر تن به اسارت و پيروي از قواي حاكم بيروني كه ضامن اجراي قانون هستند داده و خواهد داد. نيروي بازدارنده خارجي آنگاه در دستيابي به هدف خود كامياب است كه مهار دروني، هم برخواستهاي بي‌انتهاي آدمي خورده باشد.
    به بيان قرآن، اين كتاب فرخنده آسماني، «تعليم كتاب و حكمت» به تنهايي براي تحقق خواست فرستادگان و پيامبران الهي، يعني اقامه‌ي قسط و عدالت اجتماعي و برپايي مدينه فاضله و آرماني، كفايت نمي‌كند. در كنار آن و بلكه مقدم بر آن به «تزكيه» و پرورش استعدادهاي دروني و تقويت انگيزه‌هاي معنوي ابناي بشر نيز نيازمنديم و راز پيوند جاودانه «حقوق» و «اخلاق» هم درست در همين نكته نهفته است.
    روزنامه‌نگاري با پيشينه كهن آن در كشور ما، هميشه شاهد تلاشهاي فراواني در تدوين «قانون مطبوعات» بوده و هيچ‌گاه بي‌بهره از رهنمودهاي حقوق نمانده است، گرچه فراز و نشيب و افت و خيزهاي غيرقابل انكاري هم در اين تلاشها وجود داشته است. با اين همه، تاريخ ما خالي از كوشش چشمگيري بوده كه بتواند مفاهيم گران سنگ و ارزشهاي والاي اخلاقي را در عرصه مطبوعات رقم زند. اين كاستي، اگر در گذشته قابل توجيه و تحمل مي‌نمود، اينك كه سايه نيرومند و ستودني نظام اسلامي بر پهنه اين سرزمين فرهنگ پرور گسترده شده، ناپسند است.
    اصحاب مطبوعات در سالهاي پس از انقلاب اسلامي و دركوران حوادث و بحرانهاي شكننده به خوبي ثابت كردند كه با وظايف و رسالتهاي حرفه‌اي خويش آشنايند و با عملكرد تحسين برانگيز خود جايگاه رفيع و شأن والاي خود را به نمايش نهادند. استحكام و نهادينه ساختن اين دستاورد خجسته كه بي‌ترديد از موج معنويت افزاي انقلاب اسلامي و نورافشاني خونهاي پاك شهداي گرانقدر آن، به ويژه پاكباختگاني كه از دامن مطبوعات به معراج شهادت شتافتند، بهره فراوان و اساسي برده است، نيازمند تلاشي ديگر است تا با تدوين روشن و منسجم چارچوب دستورات و ارزشهاي اخلاقي در كنار تكميل و تصحيح قواعد حقوقي موجود به روزنامه‌نگاري آرماني و آرمان روزنامه‌نگاري عينيت بخشد.»
    به هر حال در بيانيه پاياني اين هم‌انديشي، شركت‌كنندگان ضمن تصريح بر اهميت و ضرورت تدوين نظام نامه اخلاقي و ملاحظاتي كه بايد در نظر گرفته شود، به عنوان بند چهارم بيانيه تأكيد كردند كه :
    «به منظور پي‌گيري موضوعهاي مطرح شده در نخستين هم‌انديشي اخلاق مطبوعاتي روزنامه‌نگار مسلمان و تهيه يك پيش طرح در موارد زير، تشكيل «دبيرخانه دائمي هم‌انديشي اخلاق مطبوعاتي روزنامه‌نگار مسلمان» ضروري به نظر مي‌رسد:
    الف ـ تهيه اساس نامه‌اي براي سازماندهي دبيرخانه‌ دائمي و چگونگي ارتباط بين استادان، محققان و روزنامه‌نگاران مسلمان.
    ب ـ تعيين مراجع مسئول براي تدوين اساس نامه و تعيين وظايف و مسئوليت‌ها.
    ج ـ ارتباط با انجمن‌ها، اتحاديه‌ها، گروه‌ها و سازمان‌هاي مشابه اسلامي و بين‌المللي در سراسر جهان.
    د ـ انتشار نشريه علمي ـ تخصصي در زمينة اخلاق روزنامه‌نگاري به زبانهاي فارسي، عربي و انگليسي.
    هـ ـ تدوين، ترجمه و انتشار متون و منابع آموزشي.
    و ـ تأسيس مركز اطلاع‌رساني براي در اختيار قرار دادن منابع آموزشي و پژوهشي مرتبط با اخلاق مطبوعاتي.
    ز ـ تدوين نظام‌نامه اخلاق حرفه اي روزنامه‌نگار مسلمان.»
    در بند 9 بيانيه نيز اعلام شده بود كه : «ما روزنامه‌نگاران مسلمان، ضمن احترام به ارزشهاي فرهنگي ساير ملتها و با توجه به وحدت اصول اخلاقي براساس فطرت واحد انساني و ضمن توصيه به بررسي ادبيات مربوط به سير تحول نظامهاي رسانه‌اي، بر استقلال نظام ارزشي اسلام تأكيد كرده، به ارايه نهايي نظام‌ نامه اخلاق حرفه‌اي مطبوعاتي همت خواهيم گماشت.»
    در پي همين تأكيدها وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي وقت، طي حكمي خطاب به اين جانب اعلام كردند كه : «با توجه به درخواست شركت‌كنندگان در نخستين هم‌انديشي اخلاق مطبوعاتي روزنامه‌نگار مسلمان مبني بر تشكيل دبيرخانة دائمي اين هم‌انديشي و ايجاد مقدمات تشكيل انجمن بين‌المللي روزنامه‌نگاران مسلمان، جناب عالي براي همين منظور و به عنوان دبير هم‌انديشي منصوب مي‌شويد.»
    متأسفانه به دليل تحولات بعدي و به رغم گامهايي كه برداشته شده بود، ادامه اين حركت سالها متوقف شد و هنوز هم اهداف فوق تحقق نيافته است.
    با اين حال، تدوين «پيش نويس ميثاق اصول اخلاقي حرفه روزنامه‌نگاري» و انتشار آن در جريان دومين سمينار بررسي مسائل مطبوعات ايران براي نظر خواهي و مشاركت ديگران در تكميل آن، از زمرة اقدام‌هايي است كه بايد ارج نهاد و تداوم بخشيد. همچنين است تلاشهايي كه برخي مؤسسه‌هاي مطبوعاتي براي توجه به اخلاق حرفه‌اي و نظام‌مند كردن آن از خود نشان داده‌اند.
    ناگفته پيدا است كه جايگاه بزرگ و تأثيرگذار رسانه‌ها و نقش آموزشي و تربيتي آنان از ديدگاه نظام جمهوري اسلامي ايران و رهبران آن ، مسئوليت رسانه‌ها را تا چه اندازه خطير و سنگين مي‌كند؛ تا آنجا كه از اين ديدگاه رسانه‌ها نه تنها بايد از انتشار آنچه براي جامعه زيان‌آور است خودداري كنند، بلكه بايد از نشر و پخش آنچه مفيد نيست هم اجتناب نمايند.
    به گفته معمار انقلاب و نظام جمهوري اسلامي «مطبوعات بايد اين توجه را داشته باشند كه چيزهايي كه براي ملت مفيد نيست در روزنامه ننويسند، كاغذ صرف اين نكنند، وقت صرف اين نكنند. بايد راديو تلويزيون توجه به اين معنا داشته باشد.» 
    ايشان به اصحاب رسانه‌ها هشدار مي‌دادند كه «در نوشته‌هايتان به خدا توجه داشته باشيد. بدانيد كه اين قلم كه در دست شما است در محضر خدا است و اگر هر كلمه‌اي نوشته شود، بعد سؤال مي‌شود كه چرا اين كلمه نوشته شده است. اگر به جاي اين كلمه بشود يك كلمه خوب‌تر نوشت، از شما سؤال مي‌كنند چرا اين كلمه زشت را نوشته‌ايد؟» 
    توصيه ايشان اين بود كه: «قبل از اين‌كه تيترها را بخواهيد درشت بنويسيد با خودتان خلوت كنيد و ببينيد كه براي چه اين كار را مي‌كنيد؟ مقصد شما چه است؟» 
    اين است نمونه‌اي ناب از اخلاق رسانه‌اي؛ حيف است كه همچنان مهجور و ناگفته بماند.

    * اين مقاله در شصت و ششمين شماره فصلنامه رسانه ( تابستان 1385)چاپ شده است.



    پا نوشت ها:

    1. ريچارد كيبل، راهنماي روزنامه‌نگاري، ترجمة مريم تاج‌فر، انتشارات همشهري، چاپ اول، 1379، ص 65.
    2. ر.ك: ملوين دفلور ـ اورت اي.دنيس، شناخت ارتباطات جمعي، ترجمه سيروس مرادي، انتشارات دانشكدة صدا و سيما، چاپ اول، 1383، صص 689-692.
    3. ريچارد كيبل، پيشين، صص 68-70 .
    4. از تلازم قانون و اخلاق مي‌توان به پيوستگي و نياز عدل و احسان به يكديگر نيز تعبير كرد.
    در اين خصوص تامل در آيه 90 از سورة نحل بسيار آموزنده است؛ آيه‌اي كه آن را «جامع‌ترين برنامه اجتماعي» اسلام ناميده‌اند (تفسير نمونه، ج11، ص 366). در صدر اين آية شريفه آمده است كه «إِنَّ اللّهَ يَأمُرُ بِالعدلِ وَ الاحسانِ». مفسران در توضيح اين جمله فرموده‌اند: «چه قانوني از عدل، وسيع‌تر و گيراتر و جامع‌تر تصور مي‌شود... عدل به معني واقعي كلمه آن است كه هر چيزي در جاي خود باشد. بنابراين هرگونه انحراف، افراط، تفريط، تجاوز از حد، تجاوز به حقوق ديگران بر خلاف عدل است ... اما از آنجا كه عدالت با همه قدرت و شكوه و تاثيرش، در مواقع بحراني و استثنايي به تنهايي كارساز نيست، بلافاصله دستور به احسان را پشت سر آن مي‌آورد... در حديثي از حضرت علي عليه السلام مي‌خوانيم : العدلُ الانصافُ و الاحسانُ التفضُّلُ ... و در حديث ديگر از پيامبر صلي‌الله عليه و آله مي‌خوانيم جِماعُ التقوي في قولِهِ تعالي إن اللّهَ يأمُرُ بالعدلِ و الاحسانِ...» (همان، صص 366-372).
    5. محمدحسين ساكت، ديباچه‌اي بر دانش حقوق، مشهد؛ نشر نخست، 1371، ص 453.
    6. دكتر محمدجعفر جعفري لنگرودي، مقدمه عمومي علم حقوق، تهران، كتابخانه‌ي گنج دانش، چاپ سوم، 1371، ص20.
    7. دكتر ناصر كاتوزيان، مقدمه علم حقوق، انتشارات بهنشر، چاپ 11، 1377، ص32.
    8. ناصر كاتوزيان، همان، ص 31.
    9. ناصر كاتوزيان، پيشين، ص30.
    10. براي مطالعه بيشتر، ر.ك: دكتر محسن اسماعيلي، حقوق رسانه‌ها (پايه‌ها، چشم‌انداز و بايسته‌ها)، فصلنامه پژوهش و سنجش، مركز تحقيقات، مطالعات و برنامه‌ريزي سازمان صدا و سيما، ش 39 و 40، زمستان 1383.
    11. ريچارد كيبل، پيشين، ص65.
    12. كارل هوسمن، بحران وجدان، ترجمه داود حيدري، ص7.
    13. ملوين دفلور و ...، پيشين، ص 672.
    14. همان، ص 671.
    15. همان.
    16. مجيد محمدي، اخلاق رسانه‌ها، انتشارات نقش و نگار، 1379، ص 8 .
    17. نقل از : مجيد محمدي، پيشين، ص 9.
    18. ر.ك: شهيد مرتضي مطهري، اسلام و نيازهاي زمان (مجموعه آثار، ج21،انتشارات صدرا، چاپ اول، 1381، صص 334-352).
    19. كارل هوسمن، پيشين، ص 7.
    20. شُن مك برايد، يك جهان چندين صدا، ترجمه ايرج پاد، انتشارات سروش، چاپ دوم، 1375، ص 180.
    21. قطعنامه (14) 422 (ب) مورخ 1952 شوراي اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل 
    22. ملوين دفلور، پيشين، ص 700.
    23. از جمله آثار منتشر شده براي اين هم‌انديشي كه همگي در همان سال و از سوي مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها منتشر شد، بايد به موارد زير اشاره كرد:
    الف ـ كارل هوسمن، بحران وجدان، ترجمه‌ي داود حيدري
    ب ـ نگاهي ديگر به اخلاق رسانه‌اي، مجموعه‌اي از مقالات نويسندگان خارجي
    ج ـ رويكرد اخلاقي رسانه‌ها، مجموعه‌ مقالات ديني و فقهي 
    د ـ ويژه‌نامه فصلنامه رسانه، ش 27
    24. ر.ك: دكتر محسن اسماعيلي، مقدمة كتاب «بحران وجدان» و ساير آثارمنتشر شده‌ي هم‌انديشي.
    25. شماره 23686/1 مورخ 18/11/75.
    26. دكتر كاظم معتمدنژاد، ميثاق اخلاق حرفه‌اي روزنامه‌نگاري، فصلنامه رسانه، ش 34، تابستان 1377، ص 86.
    27. ر.ك: دكتر محسن اسماعيلي، تعامل دين و رسانه از ديدگاه حقوق، فصلنامه پژوهشي دانشگاه امام صادق عليه السلام، ش 21، بهار 1383، صص 36-38.
    28. امام خميني، صحيفه نور، ج 19 ، ص 224.
    29. همان، ج 13، ص 251.
    30. همان، ج 14، ص 96.

    منبع : فصلنامه رسانه / شماره ۶۶ / تابستان ۸۵ / دكتر محسن اسماعيلي


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۷:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

    تعامل حقوق و اخلاق در رسانه‌ها (2)

    ويژگيهاي قاعدة حقوقي
    در تعريف قاعده حقوقي چنين گفته‌اند: «قاعده‌اي كلي و الزام‌آور است كه به منظور ايجاد نظم و استقرار عدالت برزندگي اجتماعي انسانها حكومت مي‌كند و اجراي آن از طرف دولت تضمين شده است.» به اين ترتيب مي‌توان اوصاف قاعده حقوقي را به شرح زير برشمرد:
    1ـ كليت. قواعدي را مي‌توان حقوقي ناميد كه به شخص يا موضوع معيني مربوط نباشد. گفته شد حقوق براي تنظيم روابط اجتماعي است و به همين دليل نيز دستورهاي آن بايد ناظر به عموم باشد. به اين ترتيب تصميماتي كه به حكم قانون اساسي بايد از طرف مجلس گرفته شود و ناظر به موضوع خاص است مانند گرفتن وام و استخدام كارشناسان خارجي (اصول 80 و 82)، اگرچه به ظاهر صورت قانون را دارد، از نظر ماهوي قاعده حقوقي ايجاد نمي‌كند. 
    2ـ الزام‌آوري. براي اين‌كة حقوق به هدف‌نهايي خود يعني برقراري نظم در جامعه برسد بايد رعايت قواعد آن اجباري باشد. دستورهايي كه نتوانند اجراي خود را بر ديگران تحميل كنند، حقوقي محسوب نمي‌شوند و حتي اگر در زمره مواد قانوني آورده شوند، تنها توصيه‌اي اخلاقي و اجتماعي به شمار مي‌روند. براي نمونه مي‌توان به ماده 1103 قانوني مدني اشاره كرد كه مي‌گويد: «زن و شوهر مكلف به حسن معاشرت با يكديگرند». همچنين است مادة 1104 همان قانون كه مقرر مي‌دارد: «زوجين بايد در تشييد مباني خانواده و تربيت اولاد خود به يكديگر معاضدت نمايند.» دو قاعده‌اي كه در مواد قانوني فوق مورد تأكيد قرار گرفته است، از اموري نيست كه بدون تمايل دروني و خواست افراد و صرفاً با الزام خارجي قابل دستيابي باشد.
    3ـ داشتن ضمانت اجرا. الزام‌آوري، بدون وجود ضمانت اجرا بي‌معنا است. اگر انجام عملي اجباري است بايد سرپيچي از آن هم داراي پيامد باشد؛ وگرنه نظم اجتماعي رؤياي شيرين اما دست‌نيافتني است. اين پيامد ممكن است به صورت مجازات (حبس، تبعيد، اعدام و ...) يا بطلان و بي‌اعتبار بودن عمل (مثل طلاقي كه نزد دو شاهد عادل انجام نشده باشد) و يا به صورت مداخله مستقيم و اجراي آن توسط قواي حاكم (مثل بيرون راندن غاصب از خانة ديگري) و يا به صورتهاي ديگر باشد.
    از آنجا كه قواعد اخلاقي هم داراي ضمانت اجراي دروني و اخروي هستند، گفته‌اند آنچه در مورد قواعد حقوقي مورد نظر است تنها «ضمانت اجراي دولتي» است؛ چيزي كه حيات و تأثير واقعي قوانين و مقررات در گروه آن است.
    4ـ اجتماعي بودن: زندگي دو چهره گوناگون دارد: فردي و اجتماعي. از نظر فردي، انسان نيازمنديهاي خاص و تكاليف مختلفي دارد كه بطور معمول در قلمرو حقوق نيست. پاكي وجدان، تأمين سلامت روح و رفع نقيصه‌هاي بشري با اخلاق است، ولي اداره زندگي اجتماعي فرد را حقوق به عهده دارد. اگر در حقوق نيز گاهي به اعمال فرد و حسن نيت او توجه مي‌شود به دليل اثري است كه اين امور در اجتماع دارد. 

    تفاوت دستورهاي حقوقي و اخلاقي
    با در نظر گرفتن مجموعه گفت‌و‌گوهاي علمي، مي‌توان چهار تفاوت مهم ميان حقوق و اخلاق قائل شد؛ تفاوت در هدف، تفاوت در قلمرو تفاوت در ضمانت اجرا و سرانجام تفاوت در كيفر. اينك به توضيح كوتاهي پيرامون هر‌يك از اين موارد مي‌پردازيم.
    1. تفاوت در هدف: اساسي‌ترين اختلاف ميان قواعد حقوقي با دستورات اخلاقي را بايد در هدف آنها جست و جو كرد. هدف وضع قوانين، همان‌گونه كه تمام نويسندگان حقوقي تصريح كرده‌اند، حفظ نظم اجتماعي است. قانون هدفي جز‌برقراري آرامش و تنظيم روابط شهروندان با يكديگر ندارد؛ اين هدف اصلي و نهايي آن است و به همين دليل «عادلانه» بودن نظمي كه ايجاد مي‌كند، گرچه «مطلوب» است، امّا از نظر اهميت در مرحله بعد قرار مي‌گيرد؛ تا آنجا كه در مقام مقايسه گفته‌اند قانون و نظم بد بهتر از بي‌قانوني و آشفتگي روابط اجتماعي است.
    اما اخلاق هدفي بالاتر و والاتر را دنبال مي‌كند؛ يعني پالايش جان و روح آدمي، تهذيب نفس و پاكيزگي درون. اخلاق هم مانند قانون به دنبال ساختن جامعه‌اي منظم و آرام است اما مي‌خواهد اين نظم و آرامش مبتني بر اجبار و قوه قهريه نباشد. علما و مربيان اخلاق مي‌خواهند آراستگي جامعه نمودي از آراستگي باطني شهروندان باشد. آنان در تلاش هستند تا تناسبي ميان نظم بيرون و آرامش درون برقرار كنند؛ چرا كه توفان‌هاي درون سرانجام روزي موانع بيروني را كه قانون برپا مي‌سازد، درهم مي‌شكند؛ مدينه فاضله ابتدا بايد در عالم صغير (وجود انسان) محقق گردد.
    2. تفاوت در قلمرو: با توجه به تمايزي كه در هدف حقوق و اخلاق مشاهده شد، به ناچار قلمرو آنها نيز متفاوت خواهد شد. قانون، چون تنها در انديشه انتظام امور شهروندان است، فقط دربارة روابط شهروندان با يكديگر حكم صادر مي‌كند. قلمرو قواعد حقوقي فقط شامل روابط اجتماعي انسانها است و به همين جهت درباره رابطه انسانها با خدا يا با خود قانوني وضع نمي‌شود. اين در حالي است كه اخلاق، به دليل تكيه بر پيرايش باطن از رذايل و آرايش آن به فضايل، افزون بر دستورات اخلاقي مربوط به اجتماع، احكام گسترده‌اي نيز دارد كه تنها به خود شخص مربوط مي‌شود. براي مثال حسادت نسبت به ديگران و بدخواهي براي آنان هنگامي مورد توجه قانون قرار مي‌گيرد كه نمود خارجي و بازتاب عملي پيدا كند، اما اخلاق حتي در غير اين صورت نيز حكم به زشتي و ممنوعيت آن مي‌دهد.
    3. تفاوت در ضمانت اجرا: اين پندار كه تمام قوانين الزام‌آورند امّا اخلاقيات تنها توصيه‌هايي هستند كه الزامي به رعايت آنها نيست، توهمي نادرست است كه گهگاه در تفكيك اين دو مورد تصريح قرار گرفته و نمونه‌اي از آن را ديديم.
    واقعيت آن است كه دستورهاي قانوني و اخلاقي، هر دو الزام‌آورند، امّا منشأ الزام و پشتوانه اجرايي آن متفاوت است. سرچشمه قدرت قانون، حكومتهايي هستند كه مسئول برقراري نظم وتأمين امنيت تلقي مي‌شوند و به همين منظور هم به وضع قوانين رو مي‌آورند. امّا الزام به رعايت دستورهاي اخلاقي ريشه در وجدان بيدار و جان پاك آدمي دارد.
    قدرتِ قانون از بيرون است و نيروي اخلاق از درون. اين دولت‌ها هستند كه پشتوانه اجراي قوانين محسوب مي‌شوند، اما آنچه ضمانت اجراي اخلاقيات به شمار مي‌رود، انگيزه‌هاي دروني و باطني است.
    4. تفاوت در كيفر: با توجه به تفاوت پشتوانه اجرا، كيفر تخلف از قواعد حقوقي و اخلاقي نيز متفاوت خواهد شد. كيفر نقض قانون، دنيوي و مربوط به جسم و مال است؛ در حالي كه تخلف از اخلاق پيامدهايي مانند جريمه و زندان ندارد. محكمه‌‌اي است كه وجدان شخص برترين قاضي آن است و سرزنش باطني و عذاب دروني كيفر آن. آثار اخروي را نيز بايد از جمله كيفرهاي نقض اخلاق دانست كه اتفاقاً اعتقاد به آن مؤثرترين عامل در رعايت قواعد اخلاقي است.

    لزوم اجتناب از خلط مرز حقوق و اخلاق 
    تفكيك مرز قواعد و بايسته‌هاي اجتماعي، از اين نظر كه ماهيت حقوقي دارند يا اخلاقي، هميشه هم آسان نيست؛ به ويژه درباره مصاديق و خصوصاً در نظام‌هاي حقوقي مبتني بر دين. با اين حال تفاوتهاي مهم اين دو با يكديگر ايجاب مي‌كند تا نهايت تلاش براي پرهيز از خلط مرز ميان آنها صورت پذيرد.
    اگر آنچه بايد به دليل ماهيت خاص خود در مجموعه قوانين جاي داده شود، تنها به صورت يك رفتار اخلاقي مورد تأكيد قرار گيرد و از الزام و كيفر مادي و بيروني برخوردار نباشد، هدف اصلي از حقوق (يعني تامين نظم عمومي) دست‌يافتني نيست؛ همان‌گونه كه جاي دادن امور اخلاقي در متن قوانين، ضمن سلب يا كاهش انگيزه‌ها و پشتوانه‌هاي دروني، در جهان خارج نيز مزيت اجرايي براي آن به وجود نمي‌آورد.
    آري، آنگاه كه نقض اخلاق موجب از بين رفتن نظم اجتماعي شود، بي‌ترديد بايد به كمك وضع قوانين متناسب، آن را از الزام و ضمانت اجراي دولتي نيز برخوردار كرد. براي مثال دروغ‌گويي كه از ديدگاه اخلاقي بسيار زشت و ممنوع است، همه جا از نظر قانوني جرم به شمار نمي‌رود. امّا اگر دروغي «به قصد اضرار به غير يا تشويش اذهان عمومي يا مقامات رسمي» منتشر شود، قانوناً جرم تلقي شده و «علاوه بر اعاده حيثيت در صورت امكان، بايد به حبس از دو ماه تا دو سال و يا شلاق تا 74 ضربه محكوم شود.» (مادة 698 قانون مجازات اسلامي). همچنين است دروغي كه براي تضييع حقوق ديگران و در دادگاه‌ها به عنوان «سوگند» يا «شهادت» ارتكاب شده باشد. (مواد 649 و 650 همان قانون).
    نمونة بارز ديگر داشتن «عكسها و تصاوير و مطالب خلاف عفت عمومي» است كه به رغم ممنوعيت اخلاقي، جرم قانوني محسوب نمي‌شود (مادة 640 همان قانون و رأي ديوان عالي كشور دربارة آن)؛ مگر آن‌كه دست به «انتشار» آنها زده شود كه در آن صورت «ممنوع و موجب تعزير شرعي است و اصرار بر آن موجب تشديد تعزير و لغو پروانه خواهد بود.» (مادة 28 قانون مطبوعات).
    بنابراين جزء در مواردي كه زير پانهادن دستورهاي اخلاقي داراي آثار سوء اجتماعي و برهم‌ خوردن آرامش و آسايش عمومي مي‌گردد، بايد از ورود آن به قلمرو حقوق خودداري كرد؛ هر چند آن دستور اخلاقي از نظر فردي داراي اهميت فراوان باشد.
    اين در حالي است كه يكي از انتقادات وارد بر قوانين رسانه‌اي موجود در كشور ما خلط مرزهاي حقوق و اخلاق است. اين اشتباه موجب تبديل قبح اخلاقي به قبح قانوني و سبك‌تر شدن تخلف در نگاه عمومي است به ويژه آن كه در اين گونه موارد اصولاً مجازات متخلفان نيز ممكن نبوده و نيست. 
    براي مثال در بند 3 مادة 6 قانون مطبوعات «تبليغ و ترويج اسراف و تبذير» به مثابه يكي از موارد «اخلال به مباني و احكام اسلام و حقوق عمومي و خصوصي» ممنوع تلقي شده است اما بايد توجه داشت ضمن ابهام مفهومي و دشواري داوري درباره مصداقها، نه در اين قانون و نه در قوانين ديگر، مجازاتي براي متخلفان از آن تعيين نشده است و همين امر اين دستور قانوني را در عمل بي‌اثر ساخته است؛ اين در حالي است كه اگر خودداري از «تبليغ و ترويج اسراف و تبذير» يك وظيفه اخلاقي و رسالت اجتماعي تلقي شود، بي‌ترديد مؤثرتر خواهد بود. شايد به اين جهت بوده است كه همين موضوع به مثابه يكي از رسالت‌هاي مطبوعات در نظام جمهوري اسلامي ايران در بند «د» ماده 2 همان قانون ذكر شده است و معلوم نيست تكرار آن با عنوان يك عمل مجرمانه چه سودي در برداشته است.
    «قانون خط‌مشي كلي و اصول برنامه‌هاي سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران» كه در تاريخ 17/4/1361 به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيده است، مثال روشن ديگري در اين باره است. قانون ياد شده طي 64 ماده، به طور مفصل توصيه‌هاي آرماني و اخلاقي مورد نظر را تبيين كرده است؛ بدون آن كه از الزامهاي مرسوم قوانين برخوردار باشد.
    بنابراين بايد پذيرفت كه راه حل همه مشكلات «مقررات‌گذاري» نيست. چه بسا در مواردي «مقررات زدايي» مفيدتر و مؤثرتر از «مقررات‌گذاري» باشد. بايد به سمتي رفت كه با اعتماد به درك متقابل رسانه‌، حاكميت و جامعه و علاقه هر يك به حفظ منافع ملي، رعايت بسياري از بايدها و نبايدها، برخاسته از انگيزه‌هاي دروني باشد؛ راه‌حل سودمند و مفيدي كه در دنياي امروز به مثابه «خودتنظيمي» از اهميت فراواني برخوردار شده است.
    شايد بتوان بارزترين نمونة خود تنظيمي رسانه‌ها را در ايران «مجموعه مقررات و ضوابط توليد و پخش آگهي‌هاي راديويي و تلويزيوني» دانست. اين مجموعه، در قالب 81 اصل به تعيين ضوابطي پرداخته است كه بايد در توليد و پخش آگهي‌هاي بازرگاني صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران رعايت شود. با چشم‌پوشي از نقدهايي كه ممكن است از برخي جهات به اين مجموعه وارد باشد، تلاش قابل تحسيني است كه خود اين رسانه‌ براي ضابطه‌مند كردن بخشي از فعاليت‌هاي خود نشان داده است؛ بدون آن كه الزام قانوني بر آن وجود داشته باشد.

    اخلاق و رسانه‌ها ؛ تعامل يا تضاد؟!
    آنچه در مورد نياز به اخلاق و حقوق، به عنوان دو نيروي مكمل، گفته شد، در عرصه فعاليتهاي رسانه‌اي نيز صادق است. 
    درباره ضرورت «قانون» مندشدن فعاليت رسانه‌ها ترديد يا مخالفت جدّي ابراز نمي‌شود، امّا درمورد لزوم رعايت «اخلاق» رسانه‌اي چنين اتفاق نظري وجود ندارد. مخالفت با «اخلاق رسانه‌اي»، گاه چنان جدي است كه عده‌اي آن را عبارتي مي‌دانند كه از دو جزء متناقض تشكيل شده است. آنان با تعجب مي‌پرسند: «اين ديگر چيست؟!» .
    اگر هم چنين برخوردي را جدي نگيريم و بگوييم آنان احتمالاً «از روي شوخ‌طبعي اين دو واژه را ناقض يكديگر خوانده‌اند» ، حداقل مي‌توان گفت كه «برخي نشريات به مسائل اخلاقي مانند فلفل و نمك موضوعات خود» نگاه مي‌كنند و نه به عنوان كار اصلي و يك دغدغه جدّي! اما چرا؟
    آنان براي توجيه ديدگاه خود به دلايلي نظير ضرورتهاي حرفه‌اي، ابهام در ارزشها و معيارهاي اخلاقي، نقش منابع پشتيباني كننده مانند آگهي‌هاي تجاري و بالاخره فقدان ضمانت اجرا اشاره كرده‌اند. امّا گذشته از پاسخهايي كه به هر يك از اين دلايل مي‌توان داد، توجه به يك نكته كافي است تا ضرورت رعايت اخلاق حرفه‌اي را تصديق كنيم.
    اين نكته آن است كه جذب مخاطب و حفظ اعتماد او سرمايه اصلي هر رسانه به شمار مي‌رود؛ تا آن‌جا كه ميزان ارزش هر رسانه به شمار مخاطبان و نيز تاثيري بستگي دارد كه بر آنان مي‌گذارد. از سوي ديگر رعايت اصول اخلاقي از عوامل اصلي جذب و حفظ مخاطبان هر رسانه است.
    براي مثال ترديدي وجود ندارد كه «صحت و در نتيجه اعتبار براي روزنامه‌نگاران بسيار مهم است. در واقع اين دو معيار براي اغلب رسانه‌ها مهم است» و به همين دليل هر رسانه‌اي و با هر نوع كاركردي خود را موظف به كسب اين سرمايه مي‌داند؛ «آنها كه اخبار ارائه مي‌كنند، فعاليتهاي روابط عمومي انجام مي‌دهند. در كار نشر آگهي هستند يا در ساير فعاليتهاي رسانه‌ها مشاركت دارند، مي‌خواهند افكار عمومي پيامهاي آنها را باور كند و در عين‌حال مسائل اخلاقي را در تهيه و ارسال پيامهاي دريافتي لحاظ شده تلقي كنند. علاوه بر اينها، دست‌اندركاران رسانه‌ها به خوبي مي‌دانند كه اگر اطلاعات، ديدگاهها و حتي برنامه‌هاي سرگرم‌كننده‌اي كه آنها به مردم ارائه مي‌دهند، باور و اطمينان آنها را جلب نكند به زودي از رونق خواهد افتاد و آنها به سرعت مخاطبان خود را از دست خواهند داد.» 
    علاوه بر اين‌كه «در صنعت ارتباطات هيچ چيز مهم‌تر از كسب اعتماد مخاطبان و ايجاد اعتماد نسبت به رسانه‌ها نيست ... مسائل ديگري نيز مطرح هستند كه توجه به اخلاق را در رسانه‌ها يا اخلاقيات ويژه رسانه‌ها را جديت مي‌بخشند. توجه به لوازم وتبعات موادي كه در رسانه‌ها عرضه مي‌شوند (مثل خشونت و جرم)، ايجاد فضاي پر از تفاهم ميان كارشناسان و صاحب‌نظران و نيزكارگزاران و مردم، همچنين رعايت برخي حريم‌ها (مثل حريم حقوق فردي و شأن و منزلت افراد) هيچ‌يك بدون اخلاق قابل تحقق نيست؛ حتي اگر قوانين رسانه‌ها به اندازه كافي گويا باشند.» 
    بنابراين نياز رسانه‌ها به رعايت اصول اخلاقي نه تنها قابل ترديد نيست، بلكه حتي نبايد به عنوان وظيفه‌اي فرعي يا موضوعي براي گفت‌وگوهاي صرفاً علمي تلقي شود. اين موضوع بايد به مثابة يك وظيفه اصلي براي حرفه روزنامه‌نگاري، به معناي عام آن (صنعت ارتباطات)، در نظر گرفته شود.

    لزوم معيارسازي و ضابطه‌مند كردن اخلاق حرفه‌اي
    يكي از ايرادهايي كه در مورد «اخلاق رسانه‌ها‌» مطرح مي‌شود، كلي بودن اين مفهوم و ابهام آن است. بسياري از نظريه‌پردازان و نيز دست‌اندركاران امور اجرايي رسانه‌ها كه علاقه‌مند به رعايت اصول و موازين اخلاقي در كار خود هستند، نامعلوم بودن معيارها و قابليت‌ آن براي برداشت‌ها و تفسيرهاي متفاوت را از موانعِ مهم حاكميت اخلاق در عرصه رسانه‌ها مي‌دانند.
    اين ايراد از نظر برخي چندان قوي است كه معتقدند «اصولا نمي‌توان از اخلاق رسانه‌ها سخن گفت؛ چرا كه كار رسانه‌ها آن‌قدر پيچيده و گسترده و عبارت  آن قدر مبهم و مشكل‌زا است كه نمي‌توان به سلامت از اين بحث خارج"اخلاق رسانه‌ها" شد.» 
    ايراد فوق، خصوصاً هنگامي قدرت مي‌گيرد كه مانند برخي مكاتب فكري به نسبيت اخلاق و شخصي بودن آن رأي دهيم. امّا افزون بر نادرست بودن اين نظريه ، راه‌حلهايي نيز براي رفع مشكل مذكور ارايه شده است.
    درست است كه كمتر مي‌توان نسخه‌اي عمومي از اخلاق براي همگان پيچيد و معيارهايي به دست داد كه هر كس در هرجا و در هر حادثه‌اي بتواند از آن تكليف واحد اخلاقي استنباط كند، امّا واقعيت آن است كه در اين باره بايد بيشتر از هر چيز به قضاوت وجدان و داوري فطرت آدميان اعتماد و اتكا كرد؛ اين خصوصيت اصلي و تفاوت داده‌هاي اخلاقي با مقررات حقوقي است و گفتيم كه اصولاً ضمانت اجرا و پشتيبان عملي آن نيز همين است. اما اين گفته به معناي تسليم شدن در برابر حوادث و تن دادن به استنباط‌هاي افراد گوناگون و احتمالاً هرج‌ومرج اخلاقي نيست. تبيين اصول اخلاقي و ضرورت اجراي آن، تكيه بر تأثير مستقيم رعايت موازين اخلاقي بر اعتمادسازي بين مخاطبان و انجام بهتر فعاليت هاي حرفه‌اي، تقويت جايگاه نظارت هاي صنفي و دروني و برگزاري مستمر دوره‌هاي آموزشي ـ كاربردي، از جمله راهكارهايي است كه مي‌تواند از ابهام‌هاي علمي يا اشكالهاي عملي بكاهد.
    با اين حال مهم‌ترين اقدامي كه بايد انجام داد، استانداردسازي و ضابطه‌مند كردن اصول اخلاق رسانه‌اي است. اين اقدام اساسي بارزترين تعامل و كمك حقوق به اهداف اخلاقي است و مي‌تواند مبناي تفاهم رسانه‌ها و مخاطبانشان باشد، با در نظر گرفتن ضرورت‌هاي اين حرفه، انتظارها را به واقعيت‌ها نزديك‌تر كند، مورد سوگند قرار گرفته و محور آموزش و تدريس واقع شود. به دليل همين مزيت‌هاي بسيار است كه به موازات وضع قوانين، تدوين نظام‌نامه‌هاي اخلاق حرفه‌اي نيز متداول شده است. در ميان رسانه‌ها، البته، مطبوعات در اين زمينه بيشتر مورد توجه و داراي سابقه هستند. كارل هوسمن كه داراي مطالعات و آثاري در اين‌باره است، شهادت مي‌دهد: «مطالعه اخلاق روزنامه‌نگاري رشدي فزاينده داشته است. با آن كه تقريباً يك دهه قبل، تعداد كتاب‌ها در زمينه اخلاق روزنامه‌نگاري از شمار انگشتان دست تجاوز نمي‌كرد، امروزه ده‌ها كتاب در اين زمينه وجود دارد، چندين نشريه ادواري كه در سطح ملي چاپ و منتشر مي‌شوند، تماماً به اين موضوع اختصاص داشته و ده‌ها نشريه ديگر به گونه‌هاي منظم مقالات و مطالبي درباره اخلاق روزنامه‌نگاري كه برخي از صاحب‌نظران از روي شوخ طبعي اين دو واژه را ناقض يكديگر خوانده‌اند، منتشر مي‌كنند.» 


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۷:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]
    [ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
    .: Weblog Themes By iranblag :.

    درباره وبلاگ

    تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
    پنل کاربری
    نام کاربری :
    پسورد :
    لینک های تبادلی
    فاقد لینک
    تبادل لینک اتوماتیک
    لینک :
    خبرنامه
    عضویت   لغو عضویت
    امکانات وب
    شمارنده
    شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان