مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3331
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 9
همه : 5159720
آنتوني رابينز مشهورترين نويسنده و سخنران جهان      

آنتوني يا توني رابينز (Anthony or Tony Robbins) نويسنده و سخنران آمريكايي است. وي ۲۹ فوريه ۱۹۶۰در شمال هاليوود در كاليفرنيا به دنيا آمد. شهرت عمده او در ايران به خاطر سلسله كتاب هايش در مورد موفقيت مي باشد، مانند:

قدرت بي پايان يا توانايي نامحدود ۱۹۸۷
به سوي كاميابي ۱۹۹۴

آنتوني رابينز موفق ترين، مشهورترين و پرطرفدارترين نويسنده و سخنران انگيزشي در جهان است. هر چند كه خود اصرار دارد به جاي «سخنران انگيزشي»، «مربي منتهاي كارآيي» ناميده شود.

او در مدت كوتاهي به بيشترين آرزوها و روياهاي جواني خود جامه عمل پوشانيد و توانست درآمد ساليانه خود را از ۳۸ هزار دلار به بيش از يك ميليون دلار افزايش دهد.

آنتوني رابينز در ۲۹ فوريه ۱۹۶۰ در شمال هاليوود، در خانواده اي فقير به دنيا آمد. او در منطقه «آزوسا»ي لس آنجلس كودكي خود را پشت سر گذاشته و در دبيرستان «گلندورا» به تحصيل پرداخت. زماني كه او ۷ ساله بود والدينش از هم جدا شدند. پس از گرفتن ديپلم متوسطه به كارهاي گوناگوني شبيه ظرف شويي، كارگري و مستخدمي رو آورد.

در سنين بين ۱۸ تا ۲۲ سالگي در دفتر كار «جيم رون» به عنوان بازارياب و مبلغ سمينارهاي وي شروع به كار كرد. توني به عنوان بخشي از شرايط اين شغل، تمام آثار مكتوب و صوتي جيم رون را خواند و گوش كرد. در اين سال ها او در يك آپارتمان چهل متري در محله اي فقيرنشين زندگي مي كرد. به گفته خودش ناچار بود ظرف هاي غذاي خود را در وان حمام بشويد. گذشته از فقر مالي، بر اثر پرخوري و خوردن غذاهاي چرب وزنش به ۱۲۰ كيلو رسيد.

آنتوني رابينز در عين چاقي، تنبلي و فقر، آرزوهاي جاه طلبانه اي داشت و در عالم خيال خود قصر زيبايي را كنار جنگلي بزرگ تصور مي كرد، او سرانجام تصميم گرفت براي رسيدن به آرزوهايش كمر همت بندد و با چاقيش مبارزه كند. به همين خاطر براي رسيدن به اين هدف به مطالعه چند كتاب پرداخت، اما مطالب كتاب ها ضد و نقيض بود و خودش به اين نتيجه رسيد كه با فكر سالم مي توان بدني سالم داشت. او توانست ۱۵ كيلوگرم در مدت دو ماه كم كند.

با وجود قد بلندش، مي خواست تناسب اندام داشته باشد. او معتقد بود براي نظم بخشيدن به تفكرات بايد به حفظ تناسب اندام اقدام كند. او به كلاس هاي روانشناسي رفت و با اين علم آشنا شد. در سال ۱۹۸۴ شيوه هاي تازه روانشناسي را براي تعدادي از قهرمانان ورزشي مورد آزمايش قرار داد و دستمزدي دريافت كرد و به وضعيت زندگي فقيرانه اش سر و ساماني داد.

 

 

 

سپس نزد «جان گريندر» (يكي از پايه گذاران NLP به همراه ريچارد بندلر) اصول و روش هاي NLP – Neuro-Linguistic Programming را آموخت و به تدريس آن ها پرداخت. گريندر، رابينز را تشويق كرد كه به پديدهٔ «راه رفتن بر آتش» بپردازد و رابينز با آموختن روش هاي رواني شرطي كردن ذهن براي اين كار، شروع به ارايهٔ سمينارهايي كرد كه در پايان آنها، تمام شركت كنندگان با پاي برهنه بر بستري از زغال گداخته راه مي رفتند. در نهايت رابينز علاقه خود را در زندگي پيدا كرد. او وارد رشته روانشناسي شده و سمينارها و سخنراني هاي متعددي را در شهرهاي مختلف برگزار كرد. او با شيوه هاي روان درماني خاص خود، به برطرف كردن مشكلات مردم از قبيل ترس، افسردگي، يأس و نا اميدي پرداخت. آنتوني رابينز در سال ۱۹۸۶ كتاب قدرت نامحدود را منتشر نمود. در همين سال با بكي رابينز ازدواج كرد. او براي بهبود عملكرد كاركنان ادارات، نكات روانشناسي مفيدي را بيان كرد و مشاوره افراد بزرگ دنيا را در دنياي علم عهده دار شد. آنتوني رابينز علاقه زيادي به كمك به افراد دارد. او مي خواهد جهان را براي زيستن، بهتر سازد. او سال هاست كه بدون چشم داشتي، نيرو و منابع خود را در اختيار نيازمندان گذاشته است. او در سال ۱۹۹۱ بنيادي غيرانتفاعي تأسيس كرد كه هدفش كمك به كودكان عقب مانده و افراد بي خانمان، سالمندان و زندانيان است. رابينز در سال ۲۰۰۱ از همسر اول خود جدا شد و كمي بعد با سِيج رابينز ازدواج كرد. او درباره جدا شدن از همسر اولش در گزارش تلويزيوني شبكه CNN گفت كه پايان دادن به اين ازدواج برايش بسيار دشوار بوده و طلاق گرفتن از بكي، سخت ترين تصميم زندگي اش و به خاطر خود وي بوده است. با گذشت سال ها رابينز يافته هاي خودش را با NLP تلفيق كرد و روش جديدي به نام NAC – Neuro Associative Conditioning ارايه كرد. او همچنين پايه گذار «روانشناسي نيازهاي انساني» است و تا به حال روش هاي متعددي براي موفقيت در زمينه هاي مختلف ابداع كرده است كه در كتاب ها، برنامه هاي صوتي و سمينارهايش ارايه مي شود. رابينز اكنون ۴۹ سال دارد و با همسر و دو فرزندش در «دلماي» كاليفرنيا در همان قصري كه در روياهايش مي پروراند زندگي مي كند، اما از كمك كردن به ديگران دريغ ندارد و چندين بنياد خيريه و مؤسسه مشاوره رايگان تأسيس كرده است. اين متن بدون شك يكي از بهترين متون موفقيت است، توصيه هاي خوب و قدرتمندي لابه لاي اين خط ها وجود دارد. اين متن توسط مؤسسه ي آنتوني رابينز براي موفقيت شما فرستاده شده است و تا بحال ده ها بار در سرتاسر جهان فرستاده شده است.
  • به مردم بيش از آنچه انتظار دارند بدهيد و اين كار را با شادماني انجام دهيد.
  • با مرد يا زني ازدواج كنيد كه عاشق صحبت كردن با او هستيد. براي اينكه وقتي پيرتر مي شويد، مهارت هاي مكالمه اي مثل ديگر مهارت ها خيلي مهم مي شوند.
  • همه ي آنچه را كه مي شنويد باور نكنيد، همه ي آنچه را كه داريد خرج نكنيد و يا همان قدر كه مي خواهيد نخوابيد.
  • وقتي مي گوييد: دوستت دارم، منظورتان همين باشد.
  • وقتي مي گوييد: متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه كنيد.
  • قبل از اينكه ازدواج كنيد حداقل شش ماه نامزد باشيد.
  • به عشق در اولين نگاه باور داشته باشيد.
  • هيچ وقت به رؤياهاي كسي نخنديد. مردمي كه رؤيا ندارند هيچ چيز ندارند.
  • عميقاً و با احساس عشق بورزيد. ممكن است آسيب ببينيد ولي اين تنها راهي است كه به طور كامل زندگي مي كنيد.
  • در اختلافات منصفانه بجنگيد و از كسي هم نام نبريد.
  • مردم را از طريق خويشاوندانشان داوري نكنيد.
  • آرام صحبت كنيد ولي سريع فكر كنيد.
  • وقتي كسي از شما سوالي مي پرسد كه نمي خواهيد پاسخ دهيد، لبخندي بزنيد و بگوييد: چرا مي خواهي اين را بداني؟
  • به خاطر داشته باشيد كه عشق بزرگ و موفقيت هاي بزرگ مستلزم ريسك هاي بزرگ هستند.
  • وقتي كسي عطسه مي كند به او بگوييد: عافيت باشد.
  • وقتي چيزي را از دست مي دهيد، درس گرفتن از آن را از دست ندهيد.
  • اين سه نكته را به ياد داشته باشيد: احترام به خود، احترام به ديگران و مسئوليت همه كارهايتان را پذيرفتن.
  • اجازه ندهيد يك اختلاف كوچك به دوستي بزرگتان صدمه بزند.
  • وقتي متوجه مي شويد كه كه اشتباهي مرتكب شده ايد، فوراً براي اصلاح آن اقدام كنيد.
  • وقتي تلفن را بر مي داريد لبخند بزنيد، كسي كه تلفن كرده آن را در صداي شما مي شنود.
  • زماني را براي تنها بودن اختصاص دهيد.
  • يك دوست واقعي كسي است كه دست شما را بگيرد و قلب شما را لمس كند.
  •  

     

    امتیاز:
     
    بازدید:
    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۷:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]
     

    پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

    تناسب تعداد مخاطبان با ظرفيت وسائل كمكي ديداري - شنيداري

    وسائل كمكي ديداري - شنيداري متفاوتي متناسب با تعداد مخاطبان وجوددارند . اما اگر منابع شما محدوداست ، مي توانيدوسائل كمكي خودرا متناسب با تعداد مخاطبان مطابقت دهيد . به عنوان مثال :

    اگر از تصاوير كامپيوتري استفاده مي كنيد ولي نمي خواهيد تعاريف زير تصاوير كه با بزرگ كردن خيلي زياد آن  ، تعاريف حذف مي شوند را ازدست بدهيد براي هريك از مخاطبان متن نوشته شده اي از تصاوير كامپيوتري كه روي صفحه نمايش مي دهيد فراهم نمائيد . به عنوان يك راه ديگر ، اگر براي گروه زيادي از مخاطبان سخنراني مي كنيد ، تصاويررا روي صفحه نمايش هاي بزرگ متعدد ، نمايش دهيد .

    وسائل كمكي ديداري - شنيداري را فراهم كنيد

    تمام وسائل كمكي ديداري - شنيداري ، نياز به آماده سازي قابل توجهي دارند ولي درحالي كه يك تخته نوشتاري مي تواند نسبتا سريع آماده شده و سپس مجددا استفاده شود ، يك وسيله چندرسانه اي مي تواند براي آماده شدن مدت زيادي وقت بگيرد . اگر بخواهيم كلي صحبت كنيم ، هرچه پيچيدگي وسيله كمكي ديداري - شنيداري بيشتر باشد ، آمادگي بيشتري مورد نيازاست . اگر خودتان ، وقت ، اطلاعات يا خلاقيت ذهني براي آماده سازي وسيله كمكي ديداري - شنيداري نداريد ، كسي را براي انجام اين كار در نظر بگيريد. از پرسنل ، يك همكار ، يا يك كارشناس طراحي ازبيرون كمك بگيريد . كمك دهنده را به دقت انتخاب كنيد . آن هارا خيلي خلاصه شده معرفي كنيد كه از هرگونه سوء تعبير با توجه به نتيجه نهائي مورد نظر پيشگيري كرده باشيد .

    اثر گذار باشيد

    در طول زمان آمادگي ، ممكن است احساس كنيد مي توانيد اطلاعات را براي فهميدن ، ساده تر نمائيد و عقايد انتزاعي را با شفافيت بيشتري با اضافه كردن  قسمت هاي طراحي شده به وسائل كمكي ديداري بيان كنيد . تمام وسائل كمك ديداري را ساده و بدون زاويه نگهداريد و قسمت هاي طراحي شده را بطور مداوم استفاده كنيد . از رنگ هاي برجسته استفاده كنيد . از رنگ هاي ملايم و نزديك به هم در يك اتاق پرجمعيت استفاده نكنيد . اگر رنگ ها به اندازه كافي متضاد نباشند ، قسمت هاي روي نمودار دايره اي مي تواند كاملا محو شود .

    درزمان استفاده از ويدئو ، از صحنه هاي كوتاه كه مي تواند حواس مخاطبان شمارا از اساس سخنراني پرت كند ، عبور كرده و سعي كنيد بيشتر قسمت هاي طولاني را كه نكات مورد نظر شمارا تكميل نموده و توضيح مي دهدرا نشان دهيد .

    با وسائل كمكي ديداري - شنيداري خود آشنا شويد

    در زماني كه شما حقيقتا شروع به سخنراني مي كنيد ، بايستي كاملا از چگونگي كاركرد هرگونه وسيله كمكي ديداري - شنيداري بسيار پيچيده كه جهت تحكيم مطلب خود انتخاب كرده ايد ، آگاه باشيد. حتي اگر از كاركردن با وسائل چند رسانه اي يا كمك هاي ويدئوئي لذت نمي بريد مواردي وجوددارد كه در آن ها كوشش ( و مخارج اضافه براي توليد آن ها ) ارزش دارد حتي براي مخاطبان كم تعداد .

    در موارد ي نادر ، وقتي از كمك هاي ديداري - شنيداري با پيچيدگي بالا استفاده مي كنيد ، ممكن است به اندازه كافي بدشانس باشيد كه مشكلات تكنيكي را تجربه كنيد . اگر تجربه كافي براي مقابله با اين مشكلات را نداريد ، مطمئن شويد كارشناسي كه تجربه كافي دارد در مكان مورد نظر جهت كمك به شما حضوردارد . هميشه يك سري وسائل كمكي با پيچيدگي كم از قبيل نوشتارها به عنوان پشتيبان در نظر داشته باشيد كه كاملا بدون هيچگونه وسيله كمكي ديداري - شنيداري پيچيده ، ادامه دهيد .

    ابزار مورد نيازرا فراهم كنيد

    در مورد اين كه به كدام وسيله ممكن است براي استفاده در بين وسائل كمكي ديداري - شنيداري نياز داشته باشيد ، به دقت فكر كنيد . به عنوان مثال :

    - يك نشانگر ليزري براي نشان دادن نكات روي صفحه ، تخته نوشتاري يا آلبوم نمودارها .

    - دو سري گچ يا قلم نشان گذار مخصوص براي استفاده روي تابلوي نوشتاري .

    - صفحات استات خالي براي استفاده با پروژكتور اورهد .

    - آلبوم نمودار اضافي .

    - سيم رابط .

    - ديسك هاي پشتيبان و كابل هاي اضافي براي سخنراني چند رسانه اي .

    - كپي هاي ويدئو ها يا اسلايدها و اگر كه وسيله الكتريكي را به خارج از كشور مي برند ، تطبيق دهنده سيم .

    نكته هائي ديگر و خلاصه اي از اين بخش

    - وسائل كمكي ديداري كه براي يك گروه كوچك از مخاطبان قابل استفاده است ، بعيد است براي يك گروه بزرگ تري نيز قابل استفاده باشد . مخاطباني كه دور نشسته اند ، ممكن است قادر به استنباط كافي وسيله نباشند .

    - اسلايدهاي خودرا براي اجتناب از هرگونه سردرگمي، شماره گذاري كنيد .

    - وقتي براي گروه كم تعدادي از مخاطبان كه نزديك به شما نشسته اند ، سخنراني مي كنيد ، وسيله كمكي ديداري شما به وضوح براي هر نفر بدون توجه به نوع وسيله اي كه جهت استفاده انتخاب كرده ايد ، قابل ديدن خواهد بود .

    - مخاطبان ، مطالب روي صفحه نمايش را سريع تر از آن چه شما صحبت مي كنيد مي خوانند . بنابر اين ، مطلب را براي آن ها ، بلند بلند ، نخوانيد .

    - زماني كه نيمي از مخاطبان به مطلب ديداري شما نگاه مي كنند ، نيمي ديگر به شما نگاه خواهند كرد . زماني كه مي خواهيد مخاطبان به مطالب ديداري تمركز داشته باشند ، خودتان ثابت بايستيد .

    - اگر برنامه داريد از وسيله ديداري - شنيداري خود مجددا استفاده نمائيد ، مطمئن شويد آن را بعد از سخنراني خود جمع كرده ايد .

    - از كارتون براي راحت تر درك كردن نكات جدي ، استفاده كنيد .

    - يادداشت هارا روي چارچوب اسلايدهاي پروژكتور اورهد بنويسيد .

    - از كليه وسائل ديداري - شنيداري كه مي دانيد بدون آن نمي توانيد در سخنراني عمل كنيد ، دوتا داشته باشيد .


    امتیاز:
    براي استفاده از يادداشت ها در طول سخنراني ، به عنوان ضريب اطميناني عليه فراموش كردن سخنراني اهميت قائل شويد . شما مجبور نيستيد از روي آن ها ، طوطي وار بخوانيد ولي اطميناني داريد كه مي دانيد نكات هرزمان ذهن شما قفل كرد آن جا هستيد . يادداشت ها از اين لحاظ اهميت دارند كه توالي منظمي از سر نخ ها فراهم مي كنند كه آنچه را مي خواهيد بگوئيد به ترتيبي كه مي خواهيد به ياد شما مي اندازند و به شما فرصت مي دهند به جاي خواندن سخنراني خود براي مخاطبان ، با او صحبت مي كنيد . شيوه هاي مفيد بسياري وجوددارند كه شما مي توانيد در صورت صحبت كردن از روي يادداشت ها بكاربريد . از قبيل فشرده كردن طرح آماده شده ، نوشتن جمله هاي كليدي ، يادداشت كردن كلمات كليدي  . اما لطيفه ها و حكايت هارا كامل بنويسيد مگر اين كه مطمئن باشيد آن هارا مي دانيد . از يك سيستم كدبندي رنگي براي نشانه گذاري متن استفاده كنيد كه در اين صورت مي توانيد بدون به خطر انداختن  يك پارچگي  پيام خود مثلا در حالتي كه وقت اختصاص يافته به شما در حال اتمام است سخنراني خودرا به پايان برسانيد . به عنوان مثال ، مطالب اساسي را با جوهر آبي و آن هائي را كه مي توانند حذف شوند با رنگ سبز بنويسيد .

    متن نوشته هارا آماده كنيد

    اگر تصميم گرفتيد از متن نوشته شده در سخنراني خود استفاده كنيد ، مهم است كه آن را به دقت تنظيم كنيد . از حروف تايپ بزرگ و فواصل بين خطوط دوبرابر استفاده كنيد كه متن را از لحاظ خواندن ساده مي كنند . عنوان هارا بطور واضح تنظيم كنيد كه آن هارا راحت پيدا كنيد . از شيوه هاي متعدد از قبيل تو پر نوشتن و كج نوشتن جهت علامت گذاري متني كه مورد تأكيد شماست ، استفاده كنيد . در نهايت ، سند كامل شده را روي كاغذي مناسب و ضخيم چاپ كنيد و يك كپي اضافه از آن نگهداريد .

    نكته هائي ديگر و خلاصه اي از اين بخش

    -          سخنراني خودرا در يك طرف صفحه چاپ كنيد و از چاپ درشت استفاده كنيد .

    -          هميشه صفحات سخنراني نوشته شده را شماره گذاري كنيد .

    -          يادداشت هاي خودرا روي كاغذهاي محكم و ضخيم يا كارت هاي فهرست تنظيم كنيد .

    -          از كمك رسان استفاده كنيد . كلمات و عبارات كليدي سخنراني را به كارت ها منتقل كنيد . درآنچه مي نويسيد ساده باشيد كه در اين صورت قادر هستيد نكته هر كمك رسان را به ياد آوريد .( كمك رسان ، نوشته هائي هستند كه حين سخنراني ، مطالب را به ياد مي آورند )

    -          فاصله درمتن فواصل بين موضوعات را علامت گذاري كنيد .

    -          از حروف درشت و واضح استفاده كنيد.

    -          عبارات كليدي را جهت تأكيد علامت گذاري كنيد .

    -          چارچوب طرح متن نوشته شده را مشخص كنيد . تأكيدها و مكث هارا درزمان طراحي متن خود علامت گذاري كنيد . اين كار به شما كمك خواهد كرد كه طبيعي و با اعتماد به نفس با مخاطبان خود صحبت كنيد كه از ضروريات يك سخنراني روان و خوب است .


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۷:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

    تاريخ سخنوري : دموستنس

     

     

    دموستنس انديشمند يونان باستان را نخستين انتقادگر و استاد نطق و خطابه عمومي (به شيوه انتقادي و هيجان برانگيز) بشمار آورده اند. وي كه از مخالفان سلطه فيليپ دوم (پدر اسكندر مقدوني) بر كشور ـ شهرهاي يوناني بود يك رشته سخنراني عليه او ايراد كرد كه از مجموعه مضامين آنها رساله «ديكتاتوري = حكومت بدون رضايت» تاليف شده است كه يكي از پايه هاي دمكراسي است. سخنراني هاي دموستنس در تاريخ به «فيليپيكPhilippic» معروف شده اند و امروزه هم هر نطق سراسر انتقاد و حمله و حتي لعن و نفرين را فيليپيك مي خوانند كه از نام فيليپ دوم گرفته شده كه هدف نطق هاي تند و آتشين دموستنس بود. نام اصلي فيليپ دوم «فيليپوسPhilippos» به معناي «اسب دوست» بود. يونانيان باستان به اقتباس از ايرانيان كه بعضي نامهايشان از اشاره به اسبشان گرفته شده بود مثلا گشتاسپ آن نام را ساخته بودند.
    سيسرو خطيب معروف روم باستان ۱۴ نطق خود در انتقاد از ماركوس آنتونيوس را «فيليپيك» ها ناميده بود.
    دموستنس در نطق هاي انتقاد از فيليپ دوم واژه هايي كه تا آن زمان رايج نبود بكار برده بود كه باقي مانده و هر روز بكار برده مي شوند ازجمله واژه « Hegemonia هژمونيا (هيجيمانيHegemony)» به معناي سلطه گر ـ فرد و يا گروهي كه روش و سياست هايش را به ديگران ديكته كند. هيجيمانيك ستيت Hegemanic State يعني كشوري كه سلطه گر است و ....
    بسياري از انديشمندان قرون جديد و معاصر عقايد و اظهارات دموستنس را تفسير كرده و گفته اند كه مبارزه دموستنس با فيليپ دوم براي اين بود كه "فرهنگ سلطه" در جهان ماندني نشود. به عقيده دموسنتس اگر در برابر زورگويي ايستادگي نشود، اين كار عادت مي شود و زشتي خود را از دست مي دهد و به صورت يك فرهنگ عمومي در مي آيد. برخي از انديشمندان مي گويند كه دموستنس شديدا مخالف به وجود آمدن داميننت كلاسDominant Class بود و مي گفت كه اگر حكومت كردن در خانواده اي دائمي شود چنين طبقه اجتماعي بوجود مي آيد كه باعث فساد اداري و بند و بست و باج دهي براي باقي ماندن در دولت مي شود.

    دموستنس ُ قبلا سخنراني هاي خودرا تهيه و تمرين مي كرد و در مقابل آينه مي ايستاد و آنهارا تكرار مي كرد و بلند مي خواند و از حركات هنرپيشگان استفاده مي كرد تا سخنش بهتر در دل ها ، بنشيند .

    درگفتارهاي دموستنس كه بزرگترين خطيب بود ، غرور و تعصب و به كاربردن مثال هاي مبتذل ، متداول بود خاصه در موضوع هاي قضائي و محاكماتي و نمونه بارز آن گفتارهائي است كه بين او و آشينس مبادله شده كه به تمام معني ، دور از جنبه انساني و اخلاقي است .

    دموستنس غاري براي خود تهيه كرده بود و ماهها درآن بسرمي برد و مخفيانه به تمرين مي پرداخت و دراين مدت ، يك طرف صورت خودرا مي تراشيد كه نتواند از كنج انزواي خويش خارج شود .

    دموستنس ، در پنجم سپتامبر 322 پيش از ميلاد خودكشي كرد . اين روز پس از محاسبات تقويمي به دست آمده است .

    دموستنس از ديدگاه دكتر علي شريعتي :

    دموستنس يك خطيب يوناني است ، بچۀ ضعيفي بود ، خيلي شرمگين ، صدايش نارسا ، اندامش بي قواره ، و سخن گفتن هم بلد نبود حتي در حد يك بچه معمولي ، در آن دوره در يونان ، سوفيسم از همه قويتر بود و سوفيست ها ، يعني سخنوران بزرگ و نيرومندي كه با قدرت بيان شب را روز ، و روز را شب نشان مي دادند ، در سياست و قضاوت و نفوذ در افكار عمومي قدرت بدست مي آوردند ، به نيروي استدلال و سحر كلام ، بر سرنوشت جامعه و افراد حكومت مي كردند ، دموستنس بچه ضعيف ، كم رو و يتيمي بود ، ارثي را كه از پدرش به او رسيده بود ، مدعيان خوردند ، براي اينكه وكلاي مدافع مدعيان و غاصبين ، كه از همين سوفيست ها بودند ، با توانايي بيان توانستند در دادگاه ، حق او را غصب كنند ، و غصب ديگران را حق جلوه بدهند ، و او از ارث محروم شد . اين محروميت كه بوسيله قدرت منطق و سخن بر او تحميل شده بود عقده اي سخت در او ايجاد كرد و تصميم گرفت عليرغم ضعف بدني ، ضعف زبان ، نارسائي بيان و جاذبه نداشتن قيافه ، سخنوري توانا بشود كه بتواند حقش را احيا كند . براي نيل به اين هدف ، به تمرين سخن گقتن پرداخت ، با تمرين هاي سخت و شگفت ، تا اينكه دموستنس خطيب بزرگي شد كه در تاريخ بعنوان يكي از خداوندان سخنوري جهان شناخته شد ، و تا آنجا كه مي گويند براي ايراد يكي از خطابه هايش 7 سال كار كرد ! تنها به كوهستان مي رفت و در صحرا و كوه و دشت ، براي انبوه جمعيت فرضي سخنراني هاي آتشين مي كرد ، در ميان سنگ ها حفره اي غار مانند درست كرده بود باندازه اي كه فقط خودش در آن بتواند ايستاده جاي بگيرد ، بر ديوارهاي اين غار تنگ و مصنوعي ، تيغ ها و خارها ، ميخ ها و سيخ ها ي كوچك و بزرگ و دراز و كوتاه و جوراجور نصب كرده بود ، به شكلي كه بتواند يك فضاي محدود و مفيدي داشته باشد كه وقتي ايستاده قرار مي گيرد و تمرين سخنراني مي كند ، دستش و سرش و شانه و گردن و بدنش را نتواند بيش از آنچه كه براي سخنراني لازم است و يا آهنگ و موضوع سخن ايجاب مي كند حركت بدهد ، و حركات ناشيانه اضافي به سر و دست و اندامش بدهد ، بدينصورت كه اگر دستش را اندكي بيشتر از آنچه مصلحت سخنراني است حركت داد به يكي از آن تيغها و يا يكي از آن سيخ ها و ميخ هاي تيز بخورد و مجروحش سازد و بدينصورت او را خبر كند كه زيادي رفتي! و اين زنندگي ها و گزندگي ها ، و اين محدوديت هاي تيز و تند از چهار طرف او را مقيد بكند و كم كم عادتش بدهد به اطوار و حركات " يكنواخت " و " هم آهنگ " و " متناسب " و " به مصلحت " و شبيه آنچه همه سخنوران مي كنند و بايد بكنند و اكثريت هم مي پسندند !  وضع سخن گفتن ما هم در اين زمان ، در اين شرايطي كه الان هستيم درست وضعي است كه ، دموستنس در آن غار سخت و تنگ و سنگ ، پر سيخ و ميخ و تيغ ، هنگام حرف زدنش داشت ! هر چه مي خواهيم بگوييم ، و حتي هر جمله و كلمه اي كه مي خواهيم انتخاب كنيم مي بينيم ناگهان سيخي به يك جا و ناجاي آدم فرو مي رود ، يك حرف تازه كه كمي از حد معمول و مجاز و از غار تنگ فهم ها و بينش ها و تعصب ها و مصلحت ها مي گذرد سيخي بلافاصله آگاهمان مي كند ! از طرف راست مجروح مي شويم ، مي خواهيم چيز ديگر بگوييم ميخي از طرف چپ مي خوريم ، تعبير را عوض مي كنيم يا مطلب ديگر عنوان مي كنيم ، صد تا تيغ ديگر از بالاي سر ، زخم خودش را مي زند!

    كتاب (( تشيع علوي و تشيع صفوي )) 

     

    دموستنس از ديدگاه مرحوم محمد علي فروغي :

    دموستنس ، خطيب و سياستمدار معروف يونان قديم ، كه با ارسطو در يك سال متولد و در يك سال درگذشته اند، از آغاز رشد و تميز و سالهاى نزديك بلوغ براى ايراد سخنرانى آماده مى شد، ولى نه براى آنكه واعظ و معلم اخلاق خوبى باشد، و نه براى آنكه بتواند در مجامع مهم و سخنرانيهاى سياسى و اجتماعى نطق ايراد كند، و نه براى آنكه در محاكم قضايى وكيل مدافع خوبى باشد، بلكه فقط به خاطر اينكه عليه كسانى كه وصى پدرش و سرپرست خودش در كودكى بودند، و ثروت هنگفتى كه از پدرش به ارث مانده بود خورده بودند، در محكمه اقامه دعوى كند. مدتى مشغول اين كار بود. از مال پدر چيزى بدستش نيامد، اما در سخنورى ورزيده شد، و بر آن شد كه در مجامع عمومى سخن براند. در آغاز امر چندان سخنورى او موردپسند واقع نشد، عيبهايى در سخنرانيش چه از جنبه هاى طبيعى مربوط به آواز و لهجه و كوتاه و بلندى نفس ، و چه از جنبه هاى فنى مربوط به انشاء و تعبير ديده مى شد ولى به كمك تشويق و ترغيب دوستان و با همت بلند و مجاهدت عظيم ، همه آن معايب را از بين برد. خانه اى زيرزمينى براى خود مهيا ساخت و تنها در آنجا مشغول تمرين خطابه شد. براى اصلاح لهجه خود ريگ در دهان مى گرفت و به آواز بلند شعر مى خواند. براى اينكه نفسش قوت بگيرد رو به بالا مى دويد، يا منظومه هاى طولانى را يك نفس مى خواند. در برابر آئينه سخن مى گفت ، تا قيافه خود را در آئينه ببيند و ژستها و اطوار خود را اصلاح كند. آن قدر به تمرين و ممارست ادامه داد، تا يكى از بزرگترين سخنوران جهان گشت

    آيين سخنورى ، تاءليف مرحوم محمد على فروغى ، جلد 2، صفحه 5 و 6

     

     

     

     

     


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۷:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

    تعامل حقوق و اخلاق در رسانه‌ها (3)

    پيشينه و نمونه‌هاي جهاني 
    از نظر تاريخي طبق گزارش مك برايد: «تدوين هنجارهاي اخلاق حرفه‌اي براي نخستين بار در سالهاي دهه 1920 آغاز شد. در حال حاضر تعداد شصت كشور در سراسر دنيا نظام نامه‌هاي كم و بيش گسترده‌اي را كه اغلب مورد پذيرش خود اشخاص حرفه‌اي قرار گرفته است، پذيرفته‌اند ... از سوي ديگر شمار نظام‌نامه‌هايي كه حاوي اصول حاكم بر وظايف و مسئوليت‌هاي روزنامه‌نگاران در قبال جامعه بين‌المللي يا كشورهاي خارجي باشد، اندك است... اين مسئله براي نخستين بار... در چارچوب سازمان ملل مورد بحث قرار گرفت. بين سالهاي 1950 و 1952 كميسيون فرعي آزادي اطلاعات و مطبوعات، پيش‌نويس نظام‌نامه بين‌المللي اصول اخلاقي پرسنل اطلاعاتي (Draft International Code of Ethics for Information Personnel)را تهيه كرد. در سال 1954 مجمع عمومي تصميم گرفت روي اين پيش‌نويس اقدامي نكند و بعداً آن را به رسانه‌ها و انجمنهاي صنفي آنها ارسال داشت تا آن‌طور كه مناسب بدانند اقدام كنند.» 
    ماده هشت «اعلاميه اصول اساسي نقش رسانه‌هاي گروهي در تقويت صلح و تفاهم بين‌المللي، ترويج حقوق بشر و مبارزه با نژادپرستي، آپارتايد و تحريك جنگ» (قطعنامه شماره 2/3/9/4 مورخ 1978 كنفرانس عمومي يونسكو) نيز تأكيد كرده است :
    «سازمانهاي حرفه‌اي و افرادي كه در آموزش حرفه‌اي روزنامه‌نگاران و ساير عوامل رسانه‌هاي جمعي مشاركت دارند و آنها را در انجام كارهايشان به صورت مسئولانه كمك مي‌كنند، بايستي در مقام تهيه و اجراي قواعد اخلاق حرفه‌اي اهميت خاصي به اصول اين اعلاميه بدهند.»
    البته اينك بايد تهيه و تصويب «پيش‌نويس قواعد اخلاق حرفه‌اي بين‌المللي» توسط شوراي اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل متحد را نيز به فهرست تلاش‌هايِ انجام شده افزود.
    در مقدمه اين پيش‌نويس معتبر جهاني به گونه‌اي صريح و جالب بر اين نكته تأكيد شده است كه رعايت موازين اخلاقي نه تنها با مقتضيات حرفه‌ي روزنامه‌نگاري و فعاليت رسانه‌ها منافاتي ندارد، بلكه «معيار رفتار حرفه‌اي» و تضمين بهتر آزادي اطلاعات و مطبوعات است. بر همين اساس در مادة اول بر رعايت دقت و صحت، به موازات احترام به حق مخاطبان بر دسترسي به اطلاعات تصريح شده است. در مادة دوم نيز اولويت منافع عمومي بر امتيازهاي شخصي و منافع خصوصي رسانه‌ها و فعالان در آنها مورد توجه قرار گرفته و مصاديقي نيز ذكر گرديده است.
    حاكميت كرامت و حيثيت حرفه روزنامه‌نگاري بر هر آنچه مسئولان رسانه‌ها از كاركنان خود مي‌خواهند يا آنان، خود، انجام مي‌دهند، به عنوان اصلي خدشه‌ناپذير در ماده بعد مورد يادآوري قرار گرفته و از جمله بر وجود مسئوليت در برابر بهره‌برداري از حق آزادي انتشار، حرمت حريم خصوصي اشخاص و مرز آن با منافع عمومي و حفظ حقوق منابع خبري تأكيد شده است.
    ماده چهارم به لزوم كسب دانش و مهارت لازم براي ارايه تحليل دقيق و منصفانه حوادث خارجي اشاره كرده و در آخرين ماده نيز ضرورت داوطلبانه بودن رعايت اخلاق حرفه‌اي و عدم دخالت دولت در آن مورد تصريح قرار گرفته است تا يكي از تفاوت‌هاي اصلي حقوق با اخلاق ناديده گرفته نشود.
    به هر حال، متن اين پيش‌نويس كه از اهميت خاصي برخوردار است، به شرح زير است: 

    مقدمه 
    آزادي اطلاعات و مطبوعات از حقوق اساسي انسان است، و معياري براي همه آزاديهاي مندرج در منشور ملل متحد و اعلامية جهاني حقوق بشر مي‌باشد؛ و براي ترويج و حفظ صلح ضروري است.
    اين آزادي هنگامي بهتر تضمين مي‌گردد كه خدمه مطبوعات و ساير رسانه‌هاي جمعي بطور مستمر و داوطلبانه سعي كنند كه بيشترين حس مسئوليت را داشته باشند، عميقاً به تعهدات اخلاقي ناشي از لزوم راست‌گوئي و جست‌‌وجوي حقيقت در گزارشات خود و در توجيه و تفسير حقايق پاي‌بند باشند.
    به همين جهت اين قواعد اخلاق حرفه‌اي بين‌المللي، به عنوان معيار رفتار حرفه‌اي براي همه افراد دست‌اندركار جمع‌آوري، ارسال، پخش و تفسير اخبار و اطلاعات و تشريح وقايع معاصر توسط كلمات، مطالب شفاهي و كليه طرق بيان، اعلام مي‌گردد.

    ماده يك 
    خدمه مطبوعات و همه رسانه‌هاي ديگر اطلاع‌رساني بايدجهت حصول اطمينان از اين‌كه اطلاعات واصله توسط عموم، واقعاً صحيح، باشد. هر كاري در توان آنهاست انجام بدهند. آنها بايستي همه اقلام اطلاعات را با حداكثر توان خود بازبيني نمايند. هيچ حقيقتي عمداً تحريف نشود و هيچ‌گونه حقايق ضروري عمداً مخفي نگاه داشته نشود.

    ماده دو
    استاندارد بالايي از رفتار حرفه‌اي مستلزم اعتقاد قوي به حصول منافع عمومي است. پي‌جوئي امتيازات شخصي و تشويق منافع خصوصي مغاير رفاه عامه، به هر دليلي، ناقض رفتار حرفه‌اي است.
    افتراء، اهانت، بدنام كردن عمدي و اتهامات بي‌اساس، و نيز سرقت ادبي تخلفات جدي حرفه‌اي هستند.
    حسن‌نيت نسبت به عموم، اساس روزنامه‌نگاري صحيح است. هرگونه اطلاعات منتشره كه مضرّ و نادرست باشد بايستي فوراً و بلافاصله تكذيب شود. شايعات و اخبار تائيد نشده بايستي مشخص گردد و رفتاري مناسب با همين حالت با آنها شود.

    ماده سه
    فقط آن دسته از تكاليف كه مطابق با كرامت و حيثيت حرفه روزنامه‌نگاري باشد بايستي بر عهدة خدمة مطبوعات و ساير رسانه‌هاي اطلاع‌رساني و نيز كساني كه در فعاليت‌هاي اقتصادي و تجاري مؤسسات اطلاع‌رساني شركت دارند، گذاشته شده و از آنها پذيرفته شود.
    كساني كه اطلاعات يا تفاسيري را به عموم عرضه مي‌كنند بايستي مسئوليت كامل براي آنچه منتشر كرده‌اند بر‌عهده بگيرند مگر اين گونه مسئوليتها بطور آشكار در همان زمان انتشار رد شده باشد.
    سابقه افراد بايد محترم شمرده شود و اطلاعات و تفاسير مربوط به زندگي‌هاي خصوصي كه احتمال دارد به سابقه آنها لطمه بزند نبايد منتشر شود مگر به نفع عامه باشد و اين امر را بايد از كنجكاوي عامه تفكيك كرد. چنانچه اتهاماتي بر عليه سابقه يا ماهيت اخلاقي افراد مطرح شود، فرصتي براي پاسخگويي بايد داده شود.
    شرط احتياط و دقت بايستي در مورد همة منابع رعايت شود. محرمانه بودن مطالبي كه به‌طور محرمانه ابراز شده است بايستي رعايت شود و اين امتياز همواره بايد مستند به حدود قانوني باشد.

    ماده چهار
    وظيفة كساني كه وقايع مربوط به كشور خارجي را شرح مي‌دهند يا تفسير مي‌كنند اين است كه دانش لازمه را درباره آن كشور به نحوي كه گزارش‌دهي و تفسير به صورت دقيق و منصفانه امكان‌پذير باشد كسب كنند.

    ماده پنج
    قواعد حاضر متكي به اين اصل است كه مسئوليت تضمين رعايت واقعي اخلاق حرفه‌اي بر عهده كساني است كه دست‌اندر كار حرفة روزنامه‌نگاري هستند، نه دولت. هيچ يك از مفاد اين قواعد به نحوي تفسير نخواهد شد كه باعث توجيه دخالت دولت به هر نحوي براي رعايت تعهدات اخلاقي مندرج در آن شود.»
    در نتيجه اين‌گونه اقدامهاي جهاني است كه «در حال حاضر انواع مقررات مربوط به اخلاق رسانه‌اي عملاً در شاخه‌هاي مختلف صنايع ارتباطات وجود دارد. در زمينة فعاليت‌هاي مختلف روزنامه‌نگاري، در صنعت نشر آگهي، روابط عمومي، نظرسنجي‌هاي مختلف، پژوهشهاي مربوط به بازار، تحرير مطالب و مقالات ورزشي و ساير زمينه‌ها، استانداردهاي اخلاقي جا افتاده است و به آن عمل مي‌شود.» 

    تدوين نظام‌نامه اخلاق حرفه‌اي در ايران
    با اين‌كه برخورداري از فرهنگ و معارف آسمانيِ اسلام و داشتن تمدني بزرگ و پيشروانه ايجاب مي‌كند كه كشور ما، افزون بر رعايت اصول و موزاين اخلاق حرفه‌اي، در معيارسازي، تبيين و تدوين نظام نامه‌هاي اخلاق رسانه‌اي پيشگام باشد، متأسفانه هنوز هم شاهد نتيجه در خور و شايسته‌اي نيستيم؛ گرچه تلاشهايي نيز صورت گرفته است.
    اولين اقدام عملي براي ايفاي اين رسالت بزرگ در آذر ماه سال 1375 از سوي مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌هاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي انجام شد. پيشنهاد برگزاري «نخستين هم‌انديشي اخلاق مطبوعاتي روزنامه‌نگار مسلمان» در آن سال جامه تحقق پوشيد و همايشي با حضور متفكران و فعالان رسانه‌اي مسلمان از داخل و نزديك به 30 كشور جهان برپاشد. در اين همايش چند روزه كه هم زماني و تناسب اميدبخشي با سالروز بعثت پيامبر اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم داشت، علاوه بر حدود يكصد مقاله پذيرفته شده، مصاحبه‌هايِ علميِ متعددي انجام شد و منابع مفيدي نيز تأليف يا ترجمه و منتشر گرديد. 
    نگارنده كه در آن زمان رياست مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها و مسئوليت طراحي و اجراي اين هم‌انديشي را بر عهده داشت، به عنوان دبير علمي همايش ضرورت و چرايي اين اقدام، به ويژه در حوزه مطبوعات را چنين اعلام كرده بود : 
    «روزنامه‌نگاري به عنوان حرفه‌اي كه بدون هيچ ترديد و خواه‌ناخواه با اجتماع و حقوق شهروندان ارتباط دارد، نيازمند ترسيم حدود و قواعدي است كه مراعات آنها از سويي موجب تضمين حقوق جامعه و از سوي ديگر موجب فراغت خيال و آزادي عمل اهل آن حرفه در مرزهاي تعيين شده گردد؛ ضرورتي كه هيچ يك از حرفه‌ها و مشاغل اجتماعي بي‌نياز از آن نيست.
    رونامه‌نگار به معناي عام آن كه در برگيرنده تمام عوامل انساني مؤثر در شكل‌گيري مطبوعات است، براي ايفاي نقش حساس و مهم خود به ناچار بايد از قواعد و ضوابط روشن و مدوني برخوردار باشد تا دغدغه پايمال‌سازي ناخواسته حقوق و حيثيت ديگران و نيز هراس از تعرض بي‌دليل و غيرقابل پيش‌بيني ديگر نهادهاي سياسي و اجتماعي را از خود دور سازد.
    قانون تأمين‌كننده بخشي از اين نياز است اما بسنده كردن به آن پندار خامي است كه زماني طولاني از آشكار شدن بدفرجامي و نادرستي آن گذشته است. با اين‌كه قانون و رعايت آن شرط حتمي دوام زندگي اجتماعي بشر است، همه مي‌دانند كه اين داروي گرانبها نمي‌تواند به تنهايي شفا بخش دردهاي جوامع انساني باشد. روابط انساني چنان پيچيده و ناشناخته است كه جاي دادن همة آنها در قالب قواعد حقوقي بسي دشوار و بلكه ناممكن است. افزون بر اين، طبيعت‌فزوني خواه فرزندان آدم كمتر تن به اسارت و پيروي از قواي حاكم بيروني كه ضامن اجراي قانون هستند داده و خواهد داد. نيروي بازدارنده خارجي آنگاه در دستيابي به هدف خود كامياب است كه مهار دروني، هم برخواستهاي بي‌انتهاي آدمي خورده باشد.
    به بيان قرآن، اين كتاب فرخنده آسماني، «تعليم كتاب و حكمت» به تنهايي براي تحقق خواست فرستادگان و پيامبران الهي، يعني اقامه‌ي قسط و عدالت اجتماعي و برپايي مدينه فاضله و آرماني، كفايت نمي‌كند. در كنار آن و بلكه مقدم بر آن به «تزكيه» و پرورش استعدادهاي دروني و تقويت انگيزه‌هاي معنوي ابناي بشر نيز نيازمنديم و راز پيوند جاودانه «حقوق» و «اخلاق» هم درست در همين نكته نهفته است.
    روزنامه‌نگاري با پيشينه كهن آن در كشور ما، هميشه شاهد تلاشهاي فراواني در تدوين «قانون مطبوعات» بوده و هيچ‌گاه بي‌بهره از رهنمودهاي حقوق نمانده است، گرچه فراز و نشيب و افت و خيزهاي غيرقابل انكاري هم در اين تلاشها وجود داشته است. با اين همه، تاريخ ما خالي از كوشش چشمگيري بوده كه بتواند مفاهيم گران سنگ و ارزشهاي والاي اخلاقي را در عرصه مطبوعات رقم زند. اين كاستي، اگر در گذشته قابل توجيه و تحمل مي‌نمود، اينك كه سايه نيرومند و ستودني نظام اسلامي بر پهنه اين سرزمين فرهنگ پرور گسترده شده، ناپسند است.
    اصحاب مطبوعات در سالهاي پس از انقلاب اسلامي و دركوران حوادث و بحرانهاي شكننده به خوبي ثابت كردند كه با وظايف و رسالتهاي حرفه‌اي خويش آشنايند و با عملكرد تحسين برانگيز خود جايگاه رفيع و شأن والاي خود را به نمايش نهادند. استحكام و نهادينه ساختن اين دستاورد خجسته كه بي‌ترديد از موج معنويت افزاي انقلاب اسلامي و نورافشاني خونهاي پاك شهداي گرانقدر آن، به ويژه پاكباختگاني كه از دامن مطبوعات به معراج شهادت شتافتند، بهره فراوان و اساسي برده است، نيازمند تلاشي ديگر است تا با تدوين روشن و منسجم چارچوب دستورات و ارزشهاي اخلاقي در كنار تكميل و تصحيح قواعد حقوقي موجود به روزنامه‌نگاري آرماني و آرمان روزنامه‌نگاري عينيت بخشد.»
    به هر حال در بيانيه پاياني اين هم‌انديشي، شركت‌كنندگان ضمن تصريح بر اهميت و ضرورت تدوين نظام نامه اخلاقي و ملاحظاتي كه بايد در نظر گرفته شود، به عنوان بند چهارم بيانيه تأكيد كردند كه :
    «به منظور پي‌گيري موضوعهاي مطرح شده در نخستين هم‌انديشي اخلاق مطبوعاتي روزنامه‌نگار مسلمان و تهيه يك پيش طرح در موارد زير، تشكيل «دبيرخانه دائمي هم‌انديشي اخلاق مطبوعاتي روزنامه‌نگار مسلمان» ضروري به نظر مي‌رسد:
    الف ـ تهيه اساس نامه‌اي براي سازماندهي دبيرخانه‌ دائمي و چگونگي ارتباط بين استادان، محققان و روزنامه‌نگاران مسلمان.
    ب ـ تعيين مراجع مسئول براي تدوين اساس نامه و تعيين وظايف و مسئوليت‌ها.
    ج ـ ارتباط با انجمن‌ها، اتحاديه‌ها، گروه‌ها و سازمان‌هاي مشابه اسلامي و بين‌المللي در سراسر جهان.
    د ـ انتشار نشريه علمي ـ تخصصي در زمينة اخلاق روزنامه‌نگاري به زبانهاي فارسي، عربي و انگليسي.
    هـ ـ تدوين، ترجمه و انتشار متون و منابع آموزشي.
    و ـ تأسيس مركز اطلاع‌رساني براي در اختيار قرار دادن منابع آموزشي و پژوهشي مرتبط با اخلاق مطبوعاتي.
    ز ـ تدوين نظام‌نامه اخلاق حرفه اي روزنامه‌نگار مسلمان.»
    در بند 9 بيانيه نيز اعلام شده بود كه : «ما روزنامه‌نگاران مسلمان، ضمن احترام به ارزشهاي فرهنگي ساير ملتها و با توجه به وحدت اصول اخلاقي براساس فطرت واحد انساني و ضمن توصيه به بررسي ادبيات مربوط به سير تحول نظامهاي رسانه‌اي، بر استقلال نظام ارزشي اسلام تأكيد كرده، به ارايه نهايي نظام‌ نامه اخلاق حرفه‌اي مطبوعاتي همت خواهيم گماشت.»
    در پي همين تأكيدها وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي وقت، طي حكمي خطاب به اين جانب اعلام كردند كه : «با توجه به درخواست شركت‌كنندگان در نخستين هم‌انديشي اخلاق مطبوعاتي روزنامه‌نگار مسلمان مبني بر تشكيل دبيرخانة دائمي اين هم‌انديشي و ايجاد مقدمات تشكيل انجمن بين‌المللي روزنامه‌نگاران مسلمان، جناب عالي براي همين منظور و به عنوان دبير هم‌انديشي منصوب مي‌شويد.»
    متأسفانه به دليل تحولات بعدي و به رغم گامهايي كه برداشته شده بود، ادامه اين حركت سالها متوقف شد و هنوز هم اهداف فوق تحقق نيافته است.
    با اين حال، تدوين «پيش نويس ميثاق اصول اخلاقي حرفه روزنامه‌نگاري» و انتشار آن در جريان دومين سمينار بررسي مسائل مطبوعات ايران براي نظر خواهي و مشاركت ديگران در تكميل آن، از زمرة اقدام‌هايي است كه بايد ارج نهاد و تداوم بخشيد. همچنين است تلاشهايي كه برخي مؤسسه‌هاي مطبوعاتي براي توجه به اخلاق حرفه‌اي و نظام‌مند كردن آن از خود نشان داده‌اند.
    ناگفته پيدا است كه جايگاه بزرگ و تأثيرگذار رسانه‌ها و نقش آموزشي و تربيتي آنان از ديدگاه نظام جمهوري اسلامي ايران و رهبران آن ، مسئوليت رسانه‌ها را تا چه اندازه خطير و سنگين مي‌كند؛ تا آنجا كه از اين ديدگاه رسانه‌ها نه تنها بايد از انتشار آنچه براي جامعه زيان‌آور است خودداري كنند، بلكه بايد از نشر و پخش آنچه مفيد نيست هم اجتناب نمايند.
    به گفته معمار انقلاب و نظام جمهوري اسلامي «مطبوعات بايد اين توجه را داشته باشند كه چيزهايي كه براي ملت مفيد نيست در روزنامه ننويسند، كاغذ صرف اين نكنند، وقت صرف اين نكنند. بايد راديو تلويزيون توجه به اين معنا داشته باشد.» 
    ايشان به اصحاب رسانه‌ها هشدار مي‌دادند كه «در نوشته‌هايتان به خدا توجه داشته باشيد. بدانيد كه اين قلم كه در دست شما است در محضر خدا است و اگر هر كلمه‌اي نوشته شود، بعد سؤال مي‌شود كه چرا اين كلمه نوشته شده است. اگر به جاي اين كلمه بشود يك كلمه خوب‌تر نوشت، از شما سؤال مي‌كنند چرا اين كلمه زشت را نوشته‌ايد؟» 
    توصيه ايشان اين بود كه: «قبل از اين‌كه تيترها را بخواهيد درشت بنويسيد با خودتان خلوت كنيد و ببينيد كه براي چه اين كار را مي‌كنيد؟ مقصد شما چه است؟» 
    اين است نمونه‌اي ناب از اخلاق رسانه‌اي؛ حيف است كه همچنان مهجور و ناگفته بماند.

    * اين مقاله در شصت و ششمين شماره فصلنامه رسانه ( تابستان 1385)چاپ شده است.



    پا نوشت ها:

    1. ريچارد كيبل، راهنماي روزنامه‌نگاري، ترجمة مريم تاج‌فر، انتشارات همشهري، چاپ اول، 1379، ص 65.
    2. ر.ك: ملوين دفلور ـ اورت اي.دنيس، شناخت ارتباطات جمعي، ترجمه سيروس مرادي، انتشارات دانشكدة صدا و سيما، چاپ اول، 1383، صص 689-692.
    3. ريچارد كيبل، پيشين، صص 68-70 .
    4. از تلازم قانون و اخلاق مي‌توان به پيوستگي و نياز عدل و احسان به يكديگر نيز تعبير كرد.
    در اين خصوص تامل در آيه 90 از سورة نحل بسيار آموزنده است؛ آيه‌اي كه آن را «جامع‌ترين برنامه اجتماعي» اسلام ناميده‌اند (تفسير نمونه، ج11، ص 366). در صدر اين آية شريفه آمده است كه «إِنَّ اللّهَ يَأمُرُ بِالعدلِ وَ الاحسانِ». مفسران در توضيح اين جمله فرموده‌اند: «چه قانوني از عدل، وسيع‌تر و گيراتر و جامع‌تر تصور مي‌شود... عدل به معني واقعي كلمه آن است كه هر چيزي در جاي خود باشد. بنابراين هرگونه انحراف، افراط، تفريط، تجاوز از حد، تجاوز به حقوق ديگران بر خلاف عدل است ... اما از آنجا كه عدالت با همه قدرت و شكوه و تاثيرش، در مواقع بحراني و استثنايي به تنهايي كارساز نيست، بلافاصله دستور به احسان را پشت سر آن مي‌آورد... در حديثي از حضرت علي عليه السلام مي‌خوانيم : العدلُ الانصافُ و الاحسانُ التفضُّلُ ... و در حديث ديگر از پيامبر صلي‌الله عليه و آله مي‌خوانيم جِماعُ التقوي في قولِهِ تعالي إن اللّهَ يأمُرُ بالعدلِ و الاحسانِ...» (همان، صص 366-372).
    5. محمدحسين ساكت، ديباچه‌اي بر دانش حقوق، مشهد؛ نشر نخست، 1371، ص 453.
    6. دكتر محمدجعفر جعفري لنگرودي، مقدمه عمومي علم حقوق، تهران، كتابخانه‌ي گنج دانش، چاپ سوم، 1371، ص20.
    7. دكتر ناصر كاتوزيان، مقدمه علم حقوق، انتشارات بهنشر، چاپ 11، 1377، ص32.
    8. ناصر كاتوزيان، همان، ص 31.
    9. ناصر كاتوزيان، پيشين، ص30.
    10. براي مطالعه بيشتر، ر.ك: دكتر محسن اسماعيلي، حقوق رسانه‌ها (پايه‌ها، چشم‌انداز و بايسته‌ها)، فصلنامه پژوهش و سنجش، مركز تحقيقات، مطالعات و برنامه‌ريزي سازمان صدا و سيما، ش 39 و 40، زمستان 1383.
    11. ريچارد كيبل، پيشين، ص65.
    12. كارل هوسمن، بحران وجدان، ترجمه داود حيدري، ص7.
    13. ملوين دفلور و ...، پيشين، ص 672.
    14. همان، ص 671.
    15. همان.
    16. مجيد محمدي، اخلاق رسانه‌ها، انتشارات نقش و نگار، 1379، ص 8 .
    17. نقل از : مجيد محمدي، پيشين، ص 9.
    18. ر.ك: شهيد مرتضي مطهري، اسلام و نيازهاي زمان (مجموعه آثار، ج21،انتشارات صدرا، چاپ اول، 1381، صص 334-352).
    19. كارل هوسمن، پيشين، ص 7.
    20. شُن مك برايد، يك جهان چندين صدا، ترجمه ايرج پاد، انتشارات سروش، چاپ دوم، 1375، ص 180.
    21. قطعنامه (14) 422 (ب) مورخ 1952 شوراي اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل 
    22. ملوين دفلور، پيشين، ص 700.
    23. از جمله آثار منتشر شده براي اين هم‌انديشي كه همگي در همان سال و از سوي مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها منتشر شد، بايد به موارد زير اشاره كرد:
    الف ـ كارل هوسمن، بحران وجدان، ترجمه‌ي داود حيدري
    ب ـ نگاهي ديگر به اخلاق رسانه‌اي، مجموعه‌اي از مقالات نويسندگان خارجي
    ج ـ رويكرد اخلاقي رسانه‌ها، مجموعه‌ مقالات ديني و فقهي 
    د ـ ويژه‌نامه فصلنامه رسانه، ش 27
    24. ر.ك: دكتر محسن اسماعيلي، مقدمة كتاب «بحران وجدان» و ساير آثارمنتشر شده‌ي هم‌انديشي.
    25. شماره 23686/1 مورخ 18/11/75.
    26. دكتر كاظم معتمدنژاد، ميثاق اخلاق حرفه‌اي روزنامه‌نگاري، فصلنامه رسانه، ش 34، تابستان 1377، ص 86.
    27. ر.ك: دكتر محسن اسماعيلي، تعامل دين و رسانه از ديدگاه حقوق، فصلنامه پژوهشي دانشگاه امام صادق عليه السلام، ش 21، بهار 1383، صص 36-38.
    28. امام خميني، صحيفه نور، ج 19 ، ص 224.
    29. همان، ج 13، ص 251.
    30. همان، ج 14، ص 96.

    منبع : فصلنامه رسانه / شماره ۶۶ / تابستان ۸۵ / دكتر محسن اسماعيلي


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۷:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

    تعامل حقوق و اخلاق در رسانه‌ها (2)

    ويژگيهاي قاعدة حقوقي
    در تعريف قاعده حقوقي چنين گفته‌اند: «قاعده‌اي كلي و الزام‌آور است كه به منظور ايجاد نظم و استقرار عدالت برزندگي اجتماعي انسانها حكومت مي‌كند و اجراي آن از طرف دولت تضمين شده است.» به اين ترتيب مي‌توان اوصاف قاعده حقوقي را به شرح زير برشمرد:
    1ـ كليت. قواعدي را مي‌توان حقوقي ناميد كه به شخص يا موضوع معيني مربوط نباشد. گفته شد حقوق براي تنظيم روابط اجتماعي است و به همين دليل نيز دستورهاي آن بايد ناظر به عموم باشد. به اين ترتيب تصميماتي كه به حكم قانون اساسي بايد از طرف مجلس گرفته شود و ناظر به موضوع خاص است مانند گرفتن وام و استخدام كارشناسان خارجي (اصول 80 و 82)، اگرچه به ظاهر صورت قانون را دارد، از نظر ماهوي قاعده حقوقي ايجاد نمي‌كند. 
    2ـ الزام‌آوري. براي اين‌كة حقوق به هدف‌نهايي خود يعني برقراري نظم در جامعه برسد بايد رعايت قواعد آن اجباري باشد. دستورهايي كه نتوانند اجراي خود را بر ديگران تحميل كنند، حقوقي محسوب نمي‌شوند و حتي اگر در زمره مواد قانوني آورده شوند، تنها توصيه‌اي اخلاقي و اجتماعي به شمار مي‌روند. براي نمونه مي‌توان به ماده 1103 قانوني مدني اشاره كرد كه مي‌گويد: «زن و شوهر مكلف به حسن معاشرت با يكديگرند». همچنين است مادة 1104 همان قانون كه مقرر مي‌دارد: «زوجين بايد در تشييد مباني خانواده و تربيت اولاد خود به يكديگر معاضدت نمايند.» دو قاعده‌اي كه در مواد قانوني فوق مورد تأكيد قرار گرفته است، از اموري نيست كه بدون تمايل دروني و خواست افراد و صرفاً با الزام خارجي قابل دستيابي باشد.
    3ـ داشتن ضمانت اجرا. الزام‌آوري، بدون وجود ضمانت اجرا بي‌معنا است. اگر انجام عملي اجباري است بايد سرپيچي از آن هم داراي پيامد باشد؛ وگرنه نظم اجتماعي رؤياي شيرين اما دست‌نيافتني است. اين پيامد ممكن است به صورت مجازات (حبس، تبعيد، اعدام و ...) يا بطلان و بي‌اعتبار بودن عمل (مثل طلاقي كه نزد دو شاهد عادل انجام نشده باشد) و يا به صورت مداخله مستقيم و اجراي آن توسط قواي حاكم (مثل بيرون راندن غاصب از خانة ديگري) و يا به صورتهاي ديگر باشد.
    از آنجا كه قواعد اخلاقي هم داراي ضمانت اجراي دروني و اخروي هستند، گفته‌اند آنچه در مورد قواعد حقوقي مورد نظر است تنها «ضمانت اجراي دولتي» است؛ چيزي كه حيات و تأثير واقعي قوانين و مقررات در گروه آن است.
    4ـ اجتماعي بودن: زندگي دو چهره گوناگون دارد: فردي و اجتماعي. از نظر فردي، انسان نيازمنديهاي خاص و تكاليف مختلفي دارد كه بطور معمول در قلمرو حقوق نيست. پاكي وجدان، تأمين سلامت روح و رفع نقيصه‌هاي بشري با اخلاق است، ولي اداره زندگي اجتماعي فرد را حقوق به عهده دارد. اگر در حقوق نيز گاهي به اعمال فرد و حسن نيت او توجه مي‌شود به دليل اثري است كه اين امور در اجتماع دارد. 

    تفاوت دستورهاي حقوقي و اخلاقي
    با در نظر گرفتن مجموعه گفت‌و‌گوهاي علمي، مي‌توان چهار تفاوت مهم ميان حقوق و اخلاق قائل شد؛ تفاوت در هدف، تفاوت در قلمرو تفاوت در ضمانت اجرا و سرانجام تفاوت در كيفر. اينك به توضيح كوتاهي پيرامون هر‌يك از اين موارد مي‌پردازيم.
    1. تفاوت در هدف: اساسي‌ترين اختلاف ميان قواعد حقوقي با دستورات اخلاقي را بايد در هدف آنها جست و جو كرد. هدف وضع قوانين، همان‌گونه كه تمام نويسندگان حقوقي تصريح كرده‌اند، حفظ نظم اجتماعي است. قانون هدفي جز‌برقراري آرامش و تنظيم روابط شهروندان با يكديگر ندارد؛ اين هدف اصلي و نهايي آن است و به همين دليل «عادلانه» بودن نظمي كه ايجاد مي‌كند، گرچه «مطلوب» است، امّا از نظر اهميت در مرحله بعد قرار مي‌گيرد؛ تا آنجا كه در مقام مقايسه گفته‌اند قانون و نظم بد بهتر از بي‌قانوني و آشفتگي روابط اجتماعي است.
    اما اخلاق هدفي بالاتر و والاتر را دنبال مي‌كند؛ يعني پالايش جان و روح آدمي، تهذيب نفس و پاكيزگي درون. اخلاق هم مانند قانون به دنبال ساختن جامعه‌اي منظم و آرام است اما مي‌خواهد اين نظم و آرامش مبتني بر اجبار و قوه قهريه نباشد. علما و مربيان اخلاق مي‌خواهند آراستگي جامعه نمودي از آراستگي باطني شهروندان باشد. آنان در تلاش هستند تا تناسبي ميان نظم بيرون و آرامش درون برقرار كنند؛ چرا كه توفان‌هاي درون سرانجام روزي موانع بيروني را كه قانون برپا مي‌سازد، درهم مي‌شكند؛ مدينه فاضله ابتدا بايد در عالم صغير (وجود انسان) محقق گردد.
    2. تفاوت در قلمرو: با توجه به تمايزي كه در هدف حقوق و اخلاق مشاهده شد، به ناچار قلمرو آنها نيز متفاوت خواهد شد. قانون، چون تنها در انديشه انتظام امور شهروندان است، فقط دربارة روابط شهروندان با يكديگر حكم صادر مي‌كند. قلمرو قواعد حقوقي فقط شامل روابط اجتماعي انسانها است و به همين جهت درباره رابطه انسانها با خدا يا با خود قانوني وضع نمي‌شود. اين در حالي است كه اخلاق، به دليل تكيه بر پيرايش باطن از رذايل و آرايش آن به فضايل، افزون بر دستورات اخلاقي مربوط به اجتماع، احكام گسترده‌اي نيز دارد كه تنها به خود شخص مربوط مي‌شود. براي مثال حسادت نسبت به ديگران و بدخواهي براي آنان هنگامي مورد توجه قانون قرار مي‌گيرد كه نمود خارجي و بازتاب عملي پيدا كند، اما اخلاق حتي در غير اين صورت نيز حكم به زشتي و ممنوعيت آن مي‌دهد.
    3. تفاوت در ضمانت اجرا: اين پندار كه تمام قوانين الزام‌آورند امّا اخلاقيات تنها توصيه‌هايي هستند كه الزامي به رعايت آنها نيست، توهمي نادرست است كه گهگاه در تفكيك اين دو مورد تصريح قرار گرفته و نمونه‌اي از آن را ديديم.
    واقعيت آن است كه دستورهاي قانوني و اخلاقي، هر دو الزام‌آورند، امّا منشأ الزام و پشتوانه اجرايي آن متفاوت است. سرچشمه قدرت قانون، حكومتهايي هستند كه مسئول برقراري نظم وتأمين امنيت تلقي مي‌شوند و به همين منظور هم به وضع قوانين رو مي‌آورند. امّا الزام به رعايت دستورهاي اخلاقي ريشه در وجدان بيدار و جان پاك آدمي دارد.
    قدرتِ قانون از بيرون است و نيروي اخلاق از درون. اين دولت‌ها هستند كه پشتوانه اجراي قوانين محسوب مي‌شوند، اما آنچه ضمانت اجراي اخلاقيات به شمار مي‌رود، انگيزه‌هاي دروني و باطني است.
    4. تفاوت در كيفر: با توجه به تفاوت پشتوانه اجرا، كيفر تخلف از قواعد حقوقي و اخلاقي نيز متفاوت خواهد شد. كيفر نقض قانون، دنيوي و مربوط به جسم و مال است؛ در حالي كه تخلف از اخلاق پيامدهايي مانند جريمه و زندان ندارد. محكمه‌‌اي است كه وجدان شخص برترين قاضي آن است و سرزنش باطني و عذاب دروني كيفر آن. آثار اخروي را نيز بايد از جمله كيفرهاي نقض اخلاق دانست كه اتفاقاً اعتقاد به آن مؤثرترين عامل در رعايت قواعد اخلاقي است.

    لزوم اجتناب از خلط مرز حقوق و اخلاق 
    تفكيك مرز قواعد و بايسته‌هاي اجتماعي، از اين نظر كه ماهيت حقوقي دارند يا اخلاقي، هميشه هم آسان نيست؛ به ويژه درباره مصاديق و خصوصاً در نظام‌هاي حقوقي مبتني بر دين. با اين حال تفاوتهاي مهم اين دو با يكديگر ايجاب مي‌كند تا نهايت تلاش براي پرهيز از خلط مرز ميان آنها صورت پذيرد.
    اگر آنچه بايد به دليل ماهيت خاص خود در مجموعه قوانين جاي داده شود، تنها به صورت يك رفتار اخلاقي مورد تأكيد قرار گيرد و از الزام و كيفر مادي و بيروني برخوردار نباشد، هدف اصلي از حقوق (يعني تامين نظم عمومي) دست‌يافتني نيست؛ همان‌گونه كه جاي دادن امور اخلاقي در متن قوانين، ضمن سلب يا كاهش انگيزه‌ها و پشتوانه‌هاي دروني، در جهان خارج نيز مزيت اجرايي براي آن به وجود نمي‌آورد.
    آري، آنگاه كه نقض اخلاق موجب از بين رفتن نظم اجتماعي شود، بي‌ترديد بايد به كمك وضع قوانين متناسب، آن را از الزام و ضمانت اجراي دولتي نيز برخوردار كرد. براي مثال دروغ‌گويي كه از ديدگاه اخلاقي بسيار زشت و ممنوع است، همه جا از نظر قانوني جرم به شمار نمي‌رود. امّا اگر دروغي «به قصد اضرار به غير يا تشويش اذهان عمومي يا مقامات رسمي» منتشر شود، قانوناً جرم تلقي شده و «علاوه بر اعاده حيثيت در صورت امكان، بايد به حبس از دو ماه تا دو سال و يا شلاق تا 74 ضربه محكوم شود.» (مادة 698 قانون مجازات اسلامي). همچنين است دروغي كه براي تضييع حقوق ديگران و در دادگاه‌ها به عنوان «سوگند» يا «شهادت» ارتكاب شده باشد. (مواد 649 و 650 همان قانون).
    نمونة بارز ديگر داشتن «عكسها و تصاوير و مطالب خلاف عفت عمومي» است كه به رغم ممنوعيت اخلاقي، جرم قانوني محسوب نمي‌شود (مادة 640 همان قانون و رأي ديوان عالي كشور دربارة آن)؛ مگر آن‌كه دست به «انتشار» آنها زده شود كه در آن صورت «ممنوع و موجب تعزير شرعي است و اصرار بر آن موجب تشديد تعزير و لغو پروانه خواهد بود.» (مادة 28 قانون مطبوعات).
    بنابراين جزء در مواردي كه زير پانهادن دستورهاي اخلاقي داراي آثار سوء اجتماعي و برهم‌ خوردن آرامش و آسايش عمومي مي‌گردد، بايد از ورود آن به قلمرو حقوق خودداري كرد؛ هر چند آن دستور اخلاقي از نظر فردي داراي اهميت فراوان باشد.
    اين در حالي است كه يكي از انتقادات وارد بر قوانين رسانه‌اي موجود در كشور ما خلط مرزهاي حقوق و اخلاق است. اين اشتباه موجب تبديل قبح اخلاقي به قبح قانوني و سبك‌تر شدن تخلف در نگاه عمومي است به ويژه آن كه در اين گونه موارد اصولاً مجازات متخلفان نيز ممكن نبوده و نيست. 
    براي مثال در بند 3 مادة 6 قانون مطبوعات «تبليغ و ترويج اسراف و تبذير» به مثابه يكي از موارد «اخلال به مباني و احكام اسلام و حقوق عمومي و خصوصي» ممنوع تلقي شده است اما بايد توجه داشت ضمن ابهام مفهومي و دشواري داوري درباره مصداقها، نه در اين قانون و نه در قوانين ديگر، مجازاتي براي متخلفان از آن تعيين نشده است و همين امر اين دستور قانوني را در عمل بي‌اثر ساخته است؛ اين در حالي است كه اگر خودداري از «تبليغ و ترويج اسراف و تبذير» يك وظيفه اخلاقي و رسالت اجتماعي تلقي شود، بي‌ترديد مؤثرتر خواهد بود. شايد به اين جهت بوده است كه همين موضوع به مثابه يكي از رسالت‌هاي مطبوعات در نظام جمهوري اسلامي ايران در بند «د» ماده 2 همان قانون ذكر شده است و معلوم نيست تكرار آن با عنوان يك عمل مجرمانه چه سودي در برداشته است.
    «قانون خط‌مشي كلي و اصول برنامه‌هاي سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران» كه در تاريخ 17/4/1361 به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيده است، مثال روشن ديگري در اين باره است. قانون ياد شده طي 64 ماده، به طور مفصل توصيه‌هاي آرماني و اخلاقي مورد نظر را تبيين كرده است؛ بدون آن كه از الزامهاي مرسوم قوانين برخوردار باشد.
    بنابراين بايد پذيرفت كه راه حل همه مشكلات «مقررات‌گذاري» نيست. چه بسا در مواردي «مقررات زدايي» مفيدتر و مؤثرتر از «مقررات‌گذاري» باشد. بايد به سمتي رفت كه با اعتماد به درك متقابل رسانه‌، حاكميت و جامعه و علاقه هر يك به حفظ منافع ملي، رعايت بسياري از بايدها و نبايدها، برخاسته از انگيزه‌هاي دروني باشد؛ راه‌حل سودمند و مفيدي كه در دنياي امروز به مثابه «خودتنظيمي» از اهميت فراواني برخوردار شده است.
    شايد بتوان بارزترين نمونة خود تنظيمي رسانه‌ها را در ايران «مجموعه مقررات و ضوابط توليد و پخش آگهي‌هاي راديويي و تلويزيوني» دانست. اين مجموعه، در قالب 81 اصل به تعيين ضوابطي پرداخته است كه بايد در توليد و پخش آگهي‌هاي بازرگاني صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران رعايت شود. با چشم‌پوشي از نقدهايي كه ممكن است از برخي جهات به اين مجموعه وارد باشد، تلاش قابل تحسيني است كه خود اين رسانه‌ براي ضابطه‌مند كردن بخشي از فعاليت‌هاي خود نشان داده است؛ بدون آن كه الزام قانوني بر آن وجود داشته باشد.

    اخلاق و رسانه‌ها ؛ تعامل يا تضاد؟!
    آنچه در مورد نياز به اخلاق و حقوق، به عنوان دو نيروي مكمل، گفته شد، در عرصه فعاليتهاي رسانه‌اي نيز صادق است. 
    درباره ضرورت «قانون» مندشدن فعاليت رسانه‌ها ترديد يا مخالفت جدّي ابراز نمي‌شود، امّا درمورد لزوم رعايت «اخلاق» رسانه‌اي چنين اتفاق نظري وجود ندارد. مخالفت با «اخلاق رسانه‌اي»، گاه چنان جدي است كه عده‌اي آن را عبارتي مي‌دانند كه از دو جزء متناقض تشكيل شده است. آنان با تعجب مي‌پرسند: «اين ديگر چيست؟!» .
    اگر هم چنين برخوردي را جدي نگيريم و بگوييم آنان احتمالاً «از روي شوخ‌طبعي اين دو واژه را ناقض يكديگر خوانده‌اند» ، حداقل مي‌توان گفت كه «برخي نشريات به مسائل اخلاقي مانند فلفل و نمك موضوعات خود» نگاه مي‌كنند و نه به عنوان كار اصلي و يك دغدغه جدّي! اما چرا؟
    آنان براي توجيه ديدگاه خود به دلايلي نظير ضرورتهاي حرفه‌اي، ابهام در ارزشها و معيارهاي اخلاقي، نقش منابع پشتيباني كننده مانند آگهي‌هاي تجاري و بالاخره فقدان ضمانت اجرا اشاره كرده‌اند. امّا گذشته از پاسخهايي كه به هر يك از اين دلايل مي‌توان داد، توجه به يك نكته كافي است تا ضرورت رعايت اخلاق حرفه‌اي را تصديق كنيم.
    اين نكته آن است كه جذب مخاطب و حفظ اعتماد او سرمايه اصلي هر رسانه به شمار مي‌رود؛ تا آن‌جا كه ميزان ارزش هر رسانه به شمار مخاطبان و نيز تاثيري بستگي دارد كه بر آنان مي‌گذارد. از سوي ديگر رعايت اصول اخلاقي از عوامل اصلي جذب و حفظ مخاطبان هر رسانه است.
    براي مثال ترديدي وجود ندارد كه «صحت و در نتيجه اعتبار براي روزنامه‌نگاران بسيار مهم است. در واقع اين دو معيار براي اغلب رسانه‌ها مهم است» و به همين دليل هر رسانه‌اي و با هر نوع كاركردي خود را موظف به كسب اين سرمايه مي‌داند؛ «آنها كه اخبار ارائه مي‌كنند، فعاليتهاي روابط عمومي انجام مي‌دهند. در كار نشر آگهي هستند يا در ساير فعاليتهاي رسانه‌ها مشاركت دارند، مي‌خواهند افكار عمومي پيامهاي آنها را باور كند و در عين‌حال مسائل اخلاقي را در تهيه و ارسال پيامهاي دريافتي لحاظ شده تلقي كنند. علاوه بر اينها، دست‌اندركاران رسانه‌ها به خوبي مي‌دانند كه اگر اطلاعات، ديدگاهها و حتي برنامه‌هاي سرگرم‌كننده‌اي كه آنها به مردم ارائه مي‌دهند، باور و اطمينان آنها را جلب نكند به زودي از رونق خواهد افتاد و آنها به سرعت مخاطبان خود را از دست خواهند داد.» 
    علاوه بر اين‌كه «در صنعت ارتباطات هيچ چيز مهم‌تر از كسب اعتماد مخاطبان و ايجاد اعتماد نسبت به رسانه‌ها نيست ... مسائل ديگري نيز مطرح هستند كه توجه به اخلاق را در رسانه‌ها يا اخلاقيات ويژه رسانه‌ها را جديت مي‌بخشند. توجه به لوازم وتبعات موادي كه در رسانه‌ها عرضه مي‌شوند (مثل خشونت و جرم)، ايجاد فضاي پر از تفاهم ميان كارشناسان و صاحب‌نظران و نيزكارگزاران و مردم، همچنين رعايت برخي حريم‌ها (مثل حريم حقوق فردي و شأن و منزلت افراد) هيچ‌يك بدون اخلاق قابل تحقق نيست؛ حتي اگر قوانين رسانه‌ها به اندازه كافي گويا باشند.» 
    بنابراين نياز رسانه‌ها به رعايت اصول اخلاقي نه تنها قابل ترديد نيست، بلكه حتي نبايد به عنوان وظيفه‌اي فرعي يا موضوعي براي گفت‌وگوهاي صرفاً علمي تلقي شود. اين موضوع بايد به مثابة يك وظيفه اصلي براي حرفه روزنامه‌نگاري، به معناي عام آن (صنعت ارتباطات)، در نظر گرفته شود.

    لزوم معيارسازي و ضابطه‌مند كردن اخلاق حرفه‌اي
    يكي از ايرادهايي كه در مورد «اخلاق رسانه‌ها‌» مطرح مي‌شود، كلي بودن اين مفهوم و ابهام آن است. بسياري از نظريه‌پردازان و نيز دست‌اندركاران امور اجرايي رسانه‌ها كه علاقه‌مند به رعايت اصول و موازين اخلاقي در كار خود هستند، نامعلوم بودن معيارها و قابليت‌ آن براي برداشت‌ها و تفسيرهاي متفاوت را از موانعِ مهم حاكميت اخلاق در عرصه رسانه‌ها مي‌دانند.
    اين ايراد از نظر برخي چندان قوي است كه معتقدند «اصولا نمي‌توان از اخلاق رسانه‌ها سخن گفت؛ چرا كه كار رسانه‌ها آن‌قدر پيچيده و گسترده و عبارت  آن قدر مبهم و مشكل‌زا است كه نمي‌توان به سلامت از اين بحث خارج"اخلاق رسانه‌ها" شد.» 
    ايراد فوق، خصوصاً هنگامي قدرت مي‌گيرد كه مانند برخي مكاتب فكري به نسبيت اخلاق و شخصي بودن آن رأي دهيم. امّا افزون بر نادرست بودن اين نظريه ، راه‌حلهايي نيز براي رفع مشكل مذكور ارايه شده است.
    درست است كه كمتر مي‌توان نسخه‌اي عمومي از اخلاق براي همگان پيچيد و معيارهايي به دست داد كه هر كس در هرجا و در هر حادثه‌اي بتواند از آن تكليف واحد اخلاقي استنباط كند، امّا واقعيت آن است كه در اين باره بايد بيشتر از هر چيز به قضاوت وجدان و داوري فطرت آدميان اعتماد و اتكا كرد؛ اين خصوصيت اصلي و تفاوت داده‌هاي اخلاقي با مقررات حقوقي است و گفتيم كه اصولاً ضمانت اجرا و پشتيبان عملي آن نيز همين است. اما اين گفته به معناي تسليم شدن در برابر حوادث و تن دادن به استنباط‌هاي افراد گوناگون و احتمالاً هرج‌ومرج اخلاقي نيست. تبيين اصول اخلاقي و ضرورت اجراي آن، تكيه بر تأثير مستقيم رعايت موازين اخلاقي بر اعتمادسازي بين مخاطبان و انجام بهتر فعاليت هاي حرفه‌اي، تقويت جايگاه نظارت هاي صنفي و دروني و برگزاري مستمر دوره‌هاي آموزشي ـ كاربردي، از جمله راهكارهايي است كه مي‌تواند از ابهام‌هاي علمي يا اشكالهاي عملي بكاهد.
    با اين حال مهم‌ترين اقدامي كه بايد انجام داد، استانداردسازي و ضابطه‌مند كردن اصول اخلاق رسانه‌اي است. اين اقدام اساسي بارزترين تعامل و كمك حقوق به اهداف اخلاقي است و مي‌تواند مبناي تفاهم رسانه‌ها و مخاطبانشان باشد، با در نظر گرفتن ضرورت‌هاي اين حرفه، انتظارها را به واقعيت‌ها نزديك‌تر كند، مورد سوگند قرار گرفته و محور آموزش و تدريس واقع شود. به دليل همين مزيت‌هاي بسيار است كه به موازات وضع قوانين، تدوين نظام‌نامه‌هاي اخلاق حرفه‌اي نيز متداول شده است. در ميان رسانه‌ها، البته، مطبوعات در اين زمينه بيشتر مورد توجه و داراي سابقه هستند. كارل هوسمن كه داراي مطالعات و آثاري در اين‌باره است، شهادت مي‌دهد: «مطالعه اخلاق روزنامه‌نگاري رشدي فزاينده داشته است. با آن كه تقريباً يك دهه قبل، تعداد كتاب‌ها در زمينه اخلاق روزنامه‌نگاري از شمار انگشتان دست تجاوز نمي‌كرد، امروزه ده‌ها كتاب در اين زمينه وجود دارد، چندين نشريه ادواري كه در سطح ملي چاپ و منتشر مي‌شوند، تماماً به اين موضوع اختصاص داشته و ده‌ها نشريه ديگر به گونه‌هاي منظم مقالات و مطالبي درباره اخلاق روزنامه‌نگاري كه برخي از صاحب‌نظران از روي شوخ طبعي اين دو واژه را ناقض يكديگر خوانده‌اند، منتشر مي‌كنند.» 


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۷:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

    تعامل حقوق و اخلاق در رسانه‌ها : دكتر محسن اسماعيلي

    ۱

    مقدمه؛ طرح مسئله  حقوق رسانه‌ها ديگر اصطلاحي ناشناخته نيست. روزنامه‌نگاران و همه كساني كه در ساير انواع رسانه‌ها به فعاليت حرفه‌اي مشغول هستند، پذيرفته‌اند كه بايد در چارچوب ضوابطي حركت كنند كه قانونگذاران ترسيم كرده‌اند. امّا هنوز هم «اخلاق رسانه‌ها» اصطلاحي است كه براي برخي ناشناخته و حتي تعجب‌آميز است. «يك استاد روزنامه‌نگاري مي‌گويد؛ هنگامي كه وي از سردبير برجسته يك نشريه معتبر درخواست مي‌كند تا براي دانشجو‌يانش از اصول اخلاقي روزنامه‌نگاري سخن بگويد، با اين جملة سردبير كه با حالت تعجب ادا مي‌كند، روبه‌رو مي‌شود: «اين ديگر چيست؟» و پس از اداي اين جمله به صحبت‌هاي خود در مورد تجارب حرفه روزنامه‌نگاري‌اش ادامه مي‌دهد.»  از اين خاطره احتمالاً مبالغه‌آميز كه بگذريم، پرسش‌هاي فراواني در برابر مقولة «اخلاق رسانه‌ها» مطرح است. مقصود از «اخلاق رسانه‌ها» چيست و چرا بايد به آن پرداخت؟ رابطه اخلاق با حقوق رسانه‌ها و تفاوتهاي آن دو چيست؟ مشكلات و موانع حاكميت اخلاق در رسانه‌ها چيست؟ براي رفع اين مشكلات و موانع چه چاره‌اي مي‌توان انديشيد؟ كارهاي انجام شده چيست و در آينده چه بايد كرد؟ ... اينها نمونه‌اي از پرسش‌هايي است كه بايد به آن پاسخ داد و مقاله حاضر تلاشي است براي آغاز اين پرسش و پاسخها.

    مفهوم اخلاق رسانه‌ها 
    مقصود از اخلاق رسانه‌ها مجموعه قواعدي اسمان‌گونه كه موعظه‌هاي اخلاقي به تنهايي نتوانسته و نمي‌تواند همه زياده‌خواهان را از تجاوز به حقوق‌ديگران باز دارد.
    اين تحليل نه تنها مورد پذيرش نظام‌هاي حقوقي مبتني بر مذهب نيز هست، كه بر آن تأكيد بسيار بيشتري ‌ نيز مي‌شود؛ تا آن‌جا كه گروهي از نويسندگان، اصولاً اخلاق و حقوق را در اين گونه نظام‌ها، كه حقوق ايران هم از زمره آنها است، يكي ديده و گفته‌اند: «در نظام‌هاي حقوقي مذهبي، مانند حقوق اسلام، هيچ‌گونه جدايي ميان حقوق و اخلاق يافت نمي‌شود. هر هنجار حقوقي ضمناً يك هنجار اخلاقي است. در واقع حقوق و اخلاق در بينش حقوقي اين نظام، همانند دو رگي است كه يك خون در آن جريان دارد» و به عبارت ديگر «اخلاق كّلاً در فقه اسلامي وارد شده است.» 
    اما چنان‌كه خواهيم ديد بايد حق را به گروه ديگري داد كه به رغم اعتراف به تلازم و تأثير‌پذيري متقابل اين دو مقوله، آنها را از يكديگر تفكيك مي‌كنند. آنها با اين‌كه معتقدند «در حقوق كنوني، ريشة بسياري از مقررات، اخلاق است» تصريح مي‌كنند كه : «با وجود اين، حقوق و اخلاق از پاره‌اي جهات با هم تفاوت دارند و همين تفاوتها است كه لزوم وضع قوانين را در كنار قواعد اخلاقي مدلّل مي‌دارد.» اما اين تفاوتها چيست؟ براي درك بهتر اين تفاوتها ابتدا بايد با ويژگيها و مختصات يك قاعده، حقوقي آشنا شويم و سپس به وجوه تمايز آن با يك دستور اخلاقي بپردازيم.


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۷:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

    بررسي تاريخچه آواشناسي آكوستيك

    وقتي با كلمه آواشناسي روبرو مي شويم مراحل توليد اصوات در ذهن ما تداعي مي شود و عقيده اكثر افراد بر اين است كه آواشناسي علمي است كه چگونگي توليد اصوات را بررسي مي كند .ولي آيا فقط با توليد اصوات رابطه زباني بين سخنگو و مخاطب برقرار مي شود ؟قطعا چنين نيست .اگر ما سخن بگوييم بدون اينكه مخاطب ما سخنانمان را بفهمد ارتباط زباني برقرار نشده است .بنابراين اگرچه اولين مرحله در برقراري ارتباط توليد صوت توسط سخنگوست اما براي برقراري ارتباط زباني كافي نيست .قبل از اينكه سخنگو شروع به صحبت كند تصميم مي گيرد كه چه بگويد و اين مغز است كه پيغام توليد صوت را بر اساس آنچه سخنگو در نظر دارد به اندام هاي توليد صوت مي رساند .پس از رسيدن اين پيام ،اندام هاي صوتي شروع به توليد صوت براي رساندن منظورومفهومي خاص مي كنند .اين اصوات امواج صوتي هستند كه توسط هوا در فضا جا به جا مي شوند و به گوش مخاطب يا مخاطبين مي رسند بنابراين بين سخنگوومخاطب ،اصوات به صورت امواج صوتي منتقل مي شوند .اين امواج به گوش مخاطب رسيده وپيغام هاي عصبي توليد مي كند كه به مغز مي رود و در مغز تجزيه وتحليل مي شود و منظور سخنگو به مخاطب مي رسد .بنابراين ،آواشناسي مطالعه صداهاي گفتار است ومطالعه توليد ،ذات فيزيكي و درك صداها.بنابراين ،آواشناسي شامل سه بخش مي شود :1-آواشناسي توليدي 2-آواشناسي آكوستيك و 3-آواشناسي شنيداري

    آواشناسي با جنبه هاي فيزيكي و فيزيولوژيكي گفتار سر و كار دارد و حيطه اي گسترده است كه با علوم ديگر نيز در ارتباط مي باشد .مثلا در بحث در باره آواشناسي توليدي بايد با ساختمان دستگاه گفتاري انسان آشنا باشيم كه از اين منظر ،آواشناسي با زيست شناسي و پزشكي ارتباط مي يابد.در آواشناسي آكوستيك كه بررسي امواج صوتي است ،با فيزيك و رياضي مرتبط مي شويم و در آواشناسي شنيداري در حيطه زيست شناسي ،پزشكي ،روان شناسي ،عصب شناسي و... وارد مي شويم .بنابراين ،آواشناسي علمي است كه ارتباط تنگاتنگ با علوم ديگر برقرار مي كند .اما به جنبه توليدي آواشناسي به اين دليل بيشتر پرداخته شده است كه ملموس تر مي باشد ولي در اين ميان آواشناسي آكوستيك از شاخه ها يي است كه تا حدودي ناشناخته مانده است اگر چه تحقيقات و بررسي هاي زيادي از طرف زبانشناسان و غير زبانشناسان بر روي آن انجام شده است .شايد اين امر بدين خاطر باشد كه آواشناسي آكوستيك تا حدودي ناملموس است وقابل مشاهده نيست . 
    در اين مقاله مي كوشيم جستجويي در تاريخچه زبانشناسي آكوستيك انجام دهيم و پيشگامان اين حوزه را معرفي كنيم و روند پيشرفت اين زير رشته آواشناسي را مورد بررسي قرار دهيم .ولي بررسي تاريخچه زبانشناسي آكوستيك بدون بررسي تاريخچه آواشناسي ممكن نيست .زيرا همان طور كه گفتيم ،آكوستيك زير شاخه اي از آواشناسي است و بررسي تاريخچه زير مجموعه بدون شناخت تاريخچه مجموعه ممكن نمي باشد .هم چنين ابتدا آواشناسي شناخته شده است و در طي مراحل بررسي آواشناسي بوده كه آواشناسي آكوستيك شكل گرفته است .بنابراين در فصل دو اين مقاله به بيان تاريخچه اي از آواشناسي مي پردازيم ودر ادامه ،پيشگامان آواشناسي آكوستيك و روند رشد اين رشته را مورد بررسي قرار مي دهيم. 

    2-تاريــخــچه آواشـــناســي 
    آواشناسي از كلمه يونانيήνωφ به معناي "صدا"گرفته شده است .همان طور كه در بخش پيش بيان شد ،آواشناسي مطالعه صداهاي گفتار است كه شامل آواشناسي توليدي ،آواشناسي آكوستيك و آواشناسي شنيداري مي شود .آواشناسي توليدي به اين مساله مي پردازد كه چگونه صداهاي گفتار توليد مي شوند و اينكه چگونه صداهاي صوت را بايد طبقه بندي كرده و آوانگاري كنيم .آواشناسي آكوستيك به مطالعه مشخصات آكوستيكي صداهاي گفتار مي پردازد و آواشناسي شنيداري به اين مي پردازد كه چگونه صداهاي گفتار دريافت و درك مي شوند . 
    مي توانيم تاريخچه آواشناسي را به چهار دوره زماني تقسيم كنيم :دوره اول ،دوره باستان است .دوره دوم فاصله بين سالهاي 1770تا1920را در بر مي گيرد .دوره سوم از سال 1920تا سال 1950 و دوره چهارم از بعد از سال 1950تا كنون را در بر مي گيرد .در دودوره آخر بيشتر تحولات و نوآوريها در زمينه آواشناسي آكوستيك بوده است كه در اين بخش به دودوره اول مي پردازيم وبحث در باره آواشناسي آكوستيك را به فصل آينده موكول مي كنيم . 
    در دوران باستان ،ديدگاه هاي عمده در مورد آواشناسي به زبان شناسان هندي سال هاي 150 تا 800قبل از ميلاد بر مي گردد .آنها ،مفاهيم جايگاه و شيوه توليد را كشف كردند وروي مكانيسم چاكنايي صدا كار كردند و مفهوم همگون سازي را درك نمودند(دانيل جورافسكي و جيمز اچ مارتين ،2007 ). .پاني ني در سال 400 قبل از ميلاد در دستور زبان خود در مورد توليد صوت بررسي هايي انجام داده بود .زيرا نمي خواست تلفظ كلمات تشريفاتي باستان با گذر زمان تغيير كند .محققان هندي فهم بالا وكاملي از مكانيزم گفتار ،شامل اعضاي گفتار و فرايندهاي توليدي داشتند .به عنوان مثال كلمات breath و voice بر اين اساس تشخيص داده مي شدند كه در يكي از آنها دهانه حنجره باز است و در ديگري نيست .علم اروپايي تا 2000 سال بعد از آن يعني تا قرن 19 نتوانست به آواشناسي هندي برسد .يوناني ها فقط دانشي ابتدايي از آواشناسي داشتند مثلا در زمان افلاطون آنها فقط صامت را از مصوت وانسدادي را از پيوسته تشخيص مي دادند (دانيل جورافسكي و جيمز اچ مارتين ،2007 ).عناصر صدا توسط افلاطون به سه دسته تقسيم شده بودند :1-"طنين ها " :واكه ها 2-"صداها" :صامت هاي بسته و 3-"مياني ها" : [l-m-n-r-s-dz-k-ps ] 
    رواقيون نيز نظرياتي را كه در مورد هجا بيان شده بود را گسترش دادند و از بست آوايي ايجاد شده روي بعضي از كلمات آگاه بودند(همان).در چين باستان نيز به آواشناسي تاحدودي توجه شده بود .در چين ،تلفظ يك حرف با توجه به دومشخصه بيان مي شد :1-با تركيب صداي آغازين اولين كاركتر و صداي پاياني دومين كاركترو 2-با دسته بندي تن ها (آهنگ ها ) . 
    در فاصله بين سالهاي 1770 تا 1920 ابزارهايي ابتدايي در زمينه صوت ايجاد و اختراع شد .از آن جمله طنين دهنده اي بود كه توسطكريستسن گوت ليب كرات زشتين (1795-1723) اختراع شده بود.اين ماشين اولين ماشيني بود كه واكه ها را توليد مي كرد (همان).(ضميمه در صفحه13 تصوير 1 ) 
    ديگر اختراع اين دوره ماشين سخنگو بود كه توسط وولفگانگ ون كمپلن (1795-1723 ) ابداع شده بود .اين دستگاه ،اولين دستگاهي بود كه كلمات و جملات كوتاه را توليد مي كرد(همان) .(ضميمه در صفحه 13 تصاوير 2 و 3 ) 
    پرداختن به دوره هاي بعد را كه مربوط به عرصه آواشناسي آكوستيك است را به فصل بعد موكول مي كنيم و قبل از آن ديگر نامداران اين عرصه را كه تاثيرات چشمگيري بر روند رشد اين علم گذاشتند را به اختصار معرفي مي كنيم . 
    شايسته است از محققي ناشناس نام ببريم كه تاثيرزيادي بر روند آواشناسي گذاشت .او در قرن 20 از مفهوم واج استفاده كرد و سيستم نوشتاري واجي براي زبان ايسلندي پيشنهاد كرد كه شامل علامت هايي براي امتداد و خيشومي شدگي بود .اما نوشته هاي او تا سال 1818 چاپ نشد و حتي بعد از چاپ نيز در بيرون از اسكانديناوي نا شناس ماند(دانيل جورافسكي و جيمز اچ مارتين ،2007 ) . 
    اولين آواشناس جهان مدرن دن جي متياس بود كه نويسنده كتاب"دو لتري" در سال 1586 مي باشد رياضيدان انگليسي جان واليز (1703-1616 ) كه در باره ناشنوايان تحقيق كرده بود ،اولين كسي بود كه در سال 1653 واكه ها را بر اساس جايگاه توليدشان طبقه بندي كرد .مثلث واكه اي در سال 1781 توسط سي اف هل وگ آلماني ابداع شد .از ديگر پيشگامان آواشناسي مدرن هنري سوئيت بود .او در كتابش با نام "دستنوشته اي بر آواشناسي"(1877 )بيان كرد كه واج چيست.اين كتاب تاثير زيادي در توسعه آواشناسي در بريتانيا و ديگر نقاط داشت .او هم چنين براي آوانگاري الفبايي تدوين كرد و بين آوانگاري جزئي و كلي تفاوت قائل شد و عقايدي را پيشنهاد كرد كه بعدها در IPA مورد استفاده قرار گرفت .حتي گفته شده است كه سوئيت بهترين آواشناس زمان خودش بوده است .او اولين كسي بود كه زبان را براي اهداف آواشناسي به صورت علمي ضبط كرد و توصيف توليد زبان را پيشرفت داد .وي اگرچه شهرت زيادي نداشت ولي نظرات جالبي ارائه مي كرد.اواعتقاد داشت كه آواشناسي اساس لازم براي تمام مطالعات زباني را فراهم مي آورد.وي هم چنين عقيده داشت كه آواشناسي ديگر با خواندن محض آموخته نمي شود مثل موسيقي .او آثار و نظرياتي ارائه كرد كه هنري هيگينز از آن بهره ها برد و نظرياتش را جرج برنارد شاو بعد ازوي به عنوان مدلي براي خود قرار داد . 
    واج اولين بار توسط محقق هلندي بودوين دو كورته ناي كه فرضياتش را در سال 1894 چاپ كرد ،نامگذاري شد .البته در گسترش فرضيه واجها ،فردينان دو سوسور نيز دخيل بود.از ديگر پيشگامان اين رشته دانيل جونز(1967-1881) است .او طرح آواشناسي زبان را در سال 1918 منتشر كرد و از واج در مفهوم رايج آن استفاده كرد .وي كسي بود كه عبارت "واكه هاي اصلي " را ارتقاء داد و براي اينكه نشان بدهد آواها چگونه توليد مي شوند ،از نموداري دو وجهي استفاده كرد.وي همچنين الفبايي جديد براي زبان هاي آفريقايي و هندي ابداع كرد . 
    ريموند اچ استت سون (1950-1872) نيز از چهره هاي برجسته اين رشته بود .اوكتاب " آواشناسي مكانيكي" را در سال 1928 منتشر كردو تئوري موتوري ريتم را ارتقاء داده و موضوعي را براي نيم قرن تحقيق در باره توليد حركات مهارتي ايجاد كرد .وي گبيان كرد كه آواشناسي بر اساس حركات ابتدائا مربوط به ذات هجاها مي شود .در آمريكا ،لئونارد بلومفيلد زبان شناس و ادوارد ساپير كه بوم شناس و زبان شناس بود ،به طور عمده به فرضيات آواشناسي پرداختند .زبان شناسي همچون رومان ياكوبسن آمريكايي –روسي و نوام چامسكي آمريكايي وموريس هال به جهاني هاي سيستم هاي واجي پرداختند .افراد برجسته ديگري نيز در اين زمينه فعاليت هاي درخشاني انجام داده اند كه در اين مختصر ،مجال پرداختن به آنان نمي باشد.حال كه اندكي با پيشگامان عرصه آواشناسي و تاريخچه اين علم آشنا شديم ،در بخش بعد ،به معرفي آواشناسي آكوستيك و بيان تاريخچه آن مي پردازيم . 

    3-تاريــخـچــه آواشـناســي آكوســتيك 
    "نشانه هايي از فيزيك و زبانشناسي كه در باره امواج صداهاي گفتار بحث مي كند ".اين تعريفي بود كه از آواشناسي آكوستيك كه درفرهنگ نامه رومان هوز بيان شده است .آواشناسي آكوستيك زير مجموعه آواشناسي است كه به جنبه هاي آكوستيكي صداهاي گفتاري مي پردازد .آواشناسي آكوستيك خصوصياتي همچون دامنه دقيق موج ،طول آنها ،فركانس پايه يا خصوصيات ديگر فركانس امواج را بررسي مي كند و به روابط اين خصوصيات با ديگر شاخه هاي آواشناسي (مثل آواشناسي توليدي يا شنيداري ) مي پردازد.در بخش پيش دوره هاي تاريخي آواشناسي را بيان كرديم وگفتيم دو دوره آخر مربوط به پيشرفت در زمينه آواشناسي آكوستيك است .در اين فصل به بررسي اين دوره ها مي پردازيم . 
    از چهره هاي درخشان در آوا شناسي آكوستيك،هرمان هلم هولتز مي باشد .اين فيزيكدان آلماني در سال 1863 كتاب "آهنگ به عنوان اساس فيزيولوژيك تئوري موسيقي"را به رشته تحرير در آورد .او با نوشتن اين كتاب بود كه مطالعه آواشناسي آكوستيك را به طور رسمي آغاز كرد .ابه جين پيرروزولوت (1924-1846 ) فرانسوي نيز پيشگام آواشناسي تجربي بود و در عرصه آكوستيك نيز فعاليت هايي انجام داده بود . 
    در فاصله سالهاي 1920 تا 1950 از ابزارهاي الكتريكي و اشعه x در آواشناسي استفاده شد.يكي از اين ابزار فونوديك بود كه توسط ديتون كلارنس ميلر (1941-1886 ) ابداع شد .اين وسيله ،وسيله اي براي عكس گرفتن از امواج صوتي بود .(ضميمه در صفحه 12 ) 
    از ديگر ابداعات اين دوره ،"نوشتار كلام " بود كه شامل سيستمي بود كه توسط الكساندر ملويل بل(1905-1819 ) (پدر الكساندر گراهام بل )ابداع شد اين اولين سيستم يادداشت برداري از صداهاي گفتار بود كه مستقل از زبان يا لهجه خاص بود .(ضميمه در صفحه 15 ) 
    در همان زمان بودكه فرضيه اي نيز مطرح شد به نام فرضيه آكوستيكي توليد صوت .اين فرضيه شامل تئوري هماهنگ و تئوري بي هماهنگ مي شد.تئوري هماهنگ توسط ويت استون و هلم هولتز مطرح گشت .بر اساس اين فرضيه ،تار هاي صوتي با استفاده از هماهنگ پايه و ديگر هماهنگ ها ،موجي مركب مي سازند .فركانس هاي تشكيل دهنده از چندين فركانس پايه تشكيل شده اند .وقتي اين امواج از گلو ،دهان و حفره بيني مي گذرند ،فركانس هايي كه نزديك به فركانس هاي بازخوان هاي اين حفره ها هستند تقويت شده و در هوا منتشر مي شوند .اين نواحي تقويت كننده فركانس ،كيفيت صدا را مشخص مي كنند .تئوري بي هماهنگ كه توسط ويليز و هرمان و اسكريپچر بيان شده بودمي گويد كه تارهاي صوتي فقط به عنوان عاملي براي تحريك فركانس هاي گذرا كه مشخصه حفره دهان هستند ،عمل مي كنند .جريان هوايي كه از حنجره مي آيد ،هواي اين حفره را به ارتعاش در مي آورد .اين ارتعاش سريع از بين مي رود تا وقتي كه توسط جريان هوايي ديگر از سر گرفته شود .اين جريانات هوا الزاما پشت سر هم نيستند .اگرچه اين دو نظريه در ظاهر متفاوت نشان مي دهند ولي هر دو نظريه اين را بيان مي كنند كه براي مشخص كردن كيفيت صوت ،فركانس باز خوانهاي حفره دهان مهم هستند.از ديگر ابزارهاي ابداع شده و مهم در اين زمان كه بيشتر در خدمت آواشناسي آكوستيك بودند تركيب كننده هاي صوتي مي باشند كه وودر يكي از آنهاست .وودر كه توسط دودلي در سال 1939 ابداع شد ،اولين تركيب كننده صداست كه در زمان خود،توجه بسياري را به خود جلب كرد. (ضميمه در صفحه 14 ).الگوي ضبط صوت كوپر در سال 1950 نيز اولين تركيب كننده صوتي بود كه در خدمت تشخيص صوت بود و مثل مورد قبل فقط جنبه سرگرمي نداشت .(ضميمه در صفحه 18 ). همان طور كه گفتيم ،ديگاه هاي آكوستيك در باره آواشناسي در اواخر 1950 يا اوايل 1960 توسعه يافت ولي تعداد كمي از آنها تكنيك هايي مثل اسپكتوگراف يا ديد گاه هاي تئوريك مثل فرضيه كار كردن با فيلتر منبع و مطالب ديگري را كه ما بين آواشناسي توليدي و آكوستيك است را شامل مي شود .در سال 1952 ،فاصله فرمانت واكه توسط پترسون و بارني مطرح شد . 
    از سال 1950 تا كنون ،كه چهارمين برهه در تقسيم بندي ارائه شده در ابتداي مقاله است ،بيشتر به آواشناسي آكوستيك مربوط مي شود كه در اين زمان ،بيشتر به آواشناسي با استفاده از كامپيوتر،فراصوت و MRI پرداخته شده است .مطالعه آواشناسي آكوستيك در اواخر قرن 19 با اختراع فونوگراف اديسون پيشرفت پيدا كرد(ضميمه در صفحه16 ) .فونوگراف دستگاهي است كه اجازه مي دهد سيگنال هاي صوتي ضبط شده و سپس تجزيه شود .با پخش كردن مجدد همان سيگنال صدا از طريق فونوگراف براي چندين بار و فيلتر كردن آن در هر مرتبه با يك فيلتر عبور دهنده باند ،اسپكتوگراف ايجاد مي شود .اسپكتوگراف صوتي توسط ال واي ليسي –كو اينگ و دان در سال 1955 ابداع شد و اولين وسيله اي بود كه نمايش آني از سپكتوگراف سخن نشان مي داد .(ضميمه در صفحه 17 ) 
    مقالاتي كه توسط لوديمار هرمان در آرشيو پي فلوگر در دو دهه آخر قرن 19 چاپ شد ،ويژگي هاي طيفي واكه ها و صامت ها را با استفاده از فونوگراف اديسون بررسي كرد و در همين مقالات بود كه واژه فورمانت براي اولين بار معرفي شد .هم چنين ،هرمان براي تشخيص فرضيه هاي ويلي و ويت استون در باره توليد واكه ،واكه هاي ضبط شده فونوگراف اديسون را با سرعت هاي مختلف ضبط كرد .با توسعه صنعت تلفن ،پيشرفت هاي بيشتري در آواشناسي آكوستيك شكل گرفت .در طي جنگ جهاني دوم ،كار در لابراتوار هاي تلفن بل مطالعه منظم ويژگي هاي طيفي اصوات زمانمند و غير زمانمند بازخوان هاي حفره دهان و فورمانت هاي آواها و كيفيت صدا و ... را آسانتر كرد .وقتي مشخص شد كه آكوستيك كلامي بايد به طور مشابه به مدار هاي الكتريكي مدلبندي شود ،باعث فراتر رفتن آواشناسي آكوستيك شد . 
    لورد ري لي از اولين كساني بود كه به اين نتيجه رسيد كه فرضيه الكتريكي نوين مي تواند در آكوستيك استفاده شود اما از سال 1941 به بعد بود كه مدل مدار به طور اساسي در كتابي ازچيبا و كاجي ياما به نام :"واكه:اساس و ساختمان آن "استفاده شد .در سال 1952 ،ياكوبسن ،فانت و هال كتاب "مقدمات تجزيه سخن" را نوشتند كه اين كتاب گامي موثر در وصل كردن آواشناسي آكوستيك به فرضيه آواشناسي بود .اين كتاب با كتاب "تئوري آكوستيك توليد صوت " از فانت در سال 1960 دنبال شد كه اساس تئوريك تحقيقات آكوستيكي آكادمي و صنعتي بود (خود فانت نيز در صنعت تلفن دخيل بود ).از ديگر پايه گذاران مهم اين حوزه پتر لده فوگد-اسامو فوجي مورا و كنت ان استوان بودند .همان طور كه در ابتدا نيز بيان كرديم ،آواشناسي آكوستيك ،امروزه توجه بسياري از زبان شناسان و غير زبان شناسان را به خود جلب كرده و در حال پيشرفت مي باشد.حال كه با پيشگامان اين حوزه و شرح مختصري از فعاليت ها و ابزاز مورد استفاده در اين شاخه آشنا شديم ،در بخش بعد به نتيجه گيري كلي از اين بحث مي پردازيم . 

    4-بحث و نــــــتيجــه گيري 
    آواشناسي مطالعه صداهاي گفتار است كه به سه بخش آواشناسa href="page-57.html" target="_blank">۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷