مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 11668
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 39
همه : 4340150

بررسي تاريخچه آواشناسي آكوستيك

وقتي با كلمه آواشناسي روبرو مي شويم مراحل توليد اصوات در ذهن ما تداعي مي شود و عقيده اكثر افراد بر اين است كه آواشناسي علمي است كه چگونگي توليد اصوات را بررسي مي كند .ولي آيا فقط با توليد اصوات رابطه زباني بين سخنگو و مخاطب برقرار مي شود ؟قطعا چنين نيست .اگر ما سخن بگوييم بدون اينكه مخاطب ما سخنانمان را بفهمد ارتباط زباني برقرار نشده است .بنابراين اگرچه اولين مرحله در برقراري ارتباط توليد صوت توسط سخنگوست اما براي برقراري ارتباط زباني كافي نيست .قبل از اينكه سخنگو شروع به صحبت كند تصميم مي گيرد كه چه بگويد و اين مغز است كه پيغام توليد صوت را بر اساس آنچه سخنگو در نظر دارد به اندام هاي توليد صوت مي رساند .پس از رسيدن اين پيام ،اندام هاي صوتي شروع به توليد صوت براي رساندن منظورومفهومي خاص مي كنند .اين اصوات امواج صوتي هستند كه توسط هوا در فضا جا به جا مي شوند و به گوش مخاطب يا مخاطبين مي رسند بنابراين بين سخنگوومخاطب ،اصوات به صورت امواج صوتي منتقل مي شوند .اين امواج به گوش مخاطب رسيده وپيغام هاي عصبي توليد مي كند كه به مغز مي رود و در مغز تجزيه وتحليل مي شود و منظور سخنگو به مخاطب مي رسد .بنابراين ،آواشناسي مطالعه صداهاي گفتار است ومطالعه توليد ،ذات فيزيكي و درك صداها.بنابراين ،آواشناسي شامل سه بخش مي شود :1-آواشناسي توليدي 2-آواشناسي آكوستيك و 3-آواشناسي شنيداري

آواشناسي با جنبه هاي فيزيكي و فيزيولوژيكي گفتار سر و كار دارد و حيطه اي گسترده است كه با علوم ديگر نيز در ارتباط مي باشد .مثلا در بحث در باره آواشناسي توليدي بايد با ساختمان دستگاه گفتاري انسان آشنا باشيم كه از اين منظر ،آواشناسي با زيست شناسي و پزشكي ارتباط مي يابد.در آواشناسي آكوستيك كه بررسي امواج صوتي است ،با فيزيك و رياضي مرتبط مي شويم و در آواشناسي شنيداري در حيطه زيست شناسي ،پزشكي ،روان شناسي ،عصب شناسي و... وارد مي شويم .بنابراين ،آواشناسي علمي است كه ارتباط تنگاتنگ با علوم ديگر برقرار مي كند .اما به جنبه توليدي آواشناسي به اين دليل بيشتر پرداخته شده است كه ملموس تر مي باشد ولي در اين ميان آواشناسي آكوستيك از شاخه ها يي است كه تا حدودي ناشناخته مانده است اگر چه تحقيقات و بررسي هاي زيادي از طرف زبانشناسان و غير زبانشناسان بر روي آن انجام شده است .شايد اين امر بدين خاطر باشد كه آواشناسي آكوستيك تا حدودي ناملموس است وقابل مشاهده نيست . 
در اين مقاله مي كوشيم جستجويي در تاريخچه زبانشناسي آكوستيك انجام دهيم و پيشگامان اين حوزه را معرفي كنيم و روند پيشرفت اين زير رشته آواشناسي را مورد بررسي قرار دهيم .ولي بررسي تاريخچه زبانشناسي آكوستيك بدون بررسي تاريخچه آواشناسي ممكن نيست .زيرا همان طور كه گفتيم ،آكوستيك زير شاخه اي از آواشناسي است و بررسي تاريخچه زير مجموعه بدون شناخت تاريخچه مجموعه ممكن نمي باشد .هم چنين ابتدا آواشناسي شناخته شده است و در طي مراحل بررسي آواشناسي بوده كه آواشناسي آكوستيك شكل گرفته است .بنابراين در فصل دو اين مقاله به بيان تاريخچه اي از آواشناسي مي پردازيم ودر ادامه ،پيشگامان آواشناسي آكوستيك و روند رشد اين رشته را مورد بررسي قرار مي دهيم. 

2-تاريــخــچه آواشـــناســي 
آواشناسي از كلمه يونانيήνωφ به معناي "صدا"گرفته شده است .همان طور كه در بخش پيش بيان شد ،آواشناسي مطالعه صداهاي گفتار است كه شامل آواشناسي توليدي ،آواشناسي آكوستيك و آواشناسي شنيداري مي شود .آواشناسي توليدي به اين مساله مي پردازد كه چگونه صداهاي گفتار توليد مي شوند و اينكه چگونه صداهاي صوت را بايد طبقه بندي كرده و آوانگاري كنيم .آواشناسي آكوستيك به مطالعه مشخصات آكوستيكي صداهاي گفتار مي پردازد و آواشناسي شنيداري به اين مي پردازد كه چگونه صداهاي گفتار دريافت و درك مي شوند . 
مي توانيم تاريخچه آواشناسي را به چهار دوره زماني تقسيم كنيم :دوره اول ،دوره باستان است .دوره دوم فاصله بين سالهاي 1770تا1920را در بر مي گيرد .دوره سوم از سال 1920تا سال 1950 و دوره چهارم از بعد از سال 1950تا كنون را در بر مي گيرد .در دودوره آخر بيشتر تحولات و نوآوريها در زمينه آواشناسي آكوستيك بوده است كه در اين بخش به دودوره اول مي پردازيم وبحث در باره آواشناسي آكوستيك را به فصل آينده موكول مي كنيم . 
در دوران باستان ،ديدگاه هاي عمده در مورد آواشناسي به زبان شناسان هندي سال هاي 150 تا 800قبل از ميلاد بر مي گردد .آنها ،مفاهيم جايگاه و شيوه توليد را كشف كردند وروي مكانيسم چاكنايي صدا كار كردند و مفهوم همگون سازي را درك نمودند(دانيل جورافسكي و جيمز اچ مارتين ،2007 ). .پاني ني در سال 400 قبل از ميلاد در دستور زبان خود در مورد توليد صوت بررسي هايي انجام داده بود .زيرا نمي خواست تلفظ كلمات تشريفاتي باستان با گذر زمان تغيير كند .محققان هندي فهم بالا وكاملي از مكانيزم گفتار ،شامل اعضاي گفتار و فرايندهاي توليدي داشتند .به عنوان مثال كلمات breath و voice بر اين اساس تشخيص داده مي شدند كه در يكي از آنها دهانه حنجره باز است و در ديگري نيست .علم اروپايي تا 2000 سال بعد از آن يعني تا قرن 19 نتوانست به آواشناسي هندي برسد .يوناني ها فقط دانشي ابتدايي از آواشناسي داشتند مثلا در زمان افلاطون آنها فقط صامت را از مصوت وانسدادي را از پيوسته تشخيص مي دادند (دانيل جورافسكي و جيمز اچ مارتين ،2007 ).عناصر صدا توسط افلاطون به سه دسته تقسيم شده بودند :1-"طنين ها " :واكه ها 2-"صداها" :صامت هاي بسته و 3-"مياني ها" : [l-m-n-r-s-dz-k-ps ] 
رواقيون نيز نظرياتي را كه در مورد هجا بيان شده بود را گسترش دادند و از بست آوايي ايجاد شده روي بعضي از كلمات آگاه بودند(همان).در چين باستان نيز به آواشناسي تاحدودي توجه شده بود .در چين ،تلفظ يك حرف با توجه به دومشخصه بيان مي شد :1-با تركيب صداي آغازين اولين كاركتر و صداي پاياني دومين كاركترو 2-با دسته بندي تن ها (آهنگ ها ) . 
در فاصله بين سالهاي 1770 تا 1920 ابزارهايي ابتدايي در زمينه صوانجام داده بود . 
در فاصله سالهاي 1920 تا 1950 از ابزارهاي الكتريكي و اشعه x در آواشناسي استفاده شد.يكي از اين ابزار فونوديك بود كه توسط ديتون كلارنس ميلر (1941-1886 ) ابداع شد .اين وسيله ،وسيله اي براي عكس گرفتن از امواج صوتي بود .(ضميمه در صفحه 12 ) 
از ديگر ابداعات اين دوره ،"نوشتار كلام " بود كه شامل سيستمي بود كه توسط الكساندر ملويل بل(1905-1819 ) (پدر الكساندر گراهام بل )ابداع شد اين اولين سيستم يادداشت برداري از صداهاي گفتار بود كه مستقل از زبان يا لهجه خاص بود .(ضميمه در صفحه 15 ) 
در همان زمان بودكه فرضيه اي نيز مطرح شد به نام فرضيه آكوستيكي توليد صوت .اين فرضيه شامل تئوري هماهنگ و تئوري بي هماهنگ مي شد.تئوري هماهنگ توسط ويت استون و هلم هولتز مطرح گشت .بر اساس اين فرضيه ،تار هاي صوتي با استفاده از هماهنگ پايه و ديگر هماهنگ ها ،موجي مركب مي سازند .فركانس هاي تشكيل دهنده از چندين فركانس پايه تشكيل شده اند .وقتي اين امواج از گلو ،دهان و حفره بيني مي گذرند ،فركانس هايي كه نزديك به فركانس هاي بازخوان هاي اين حفره ها هستند تقويت شده و در هوا منتشر مي شوند .اين نواحي تقويت كننده فركانس ،كيفيت صدا را مشخص مي كنند .تئوري بي هماهنگ كه توسط ويليز و هرمان و اسكريپچر بيان شده بودمي گويد كه تارهاي صوتي فقط به عنوان عاملي براي تحريك فركانس هاي گذرا كه مشخصه حفره دهان هستند ،عمل مي كنند .جريان هوايي كه از حنجره مي آيد ،هواي اين حفره را به ارتعاش در مي آورد .اين ارتعاش سريع از بين مي رود تا وقتي كه توسط جريان هوايي ديگر از سر گرفته شود .اين جريانات هوا الزاما پشت سر هم نيستند .اگرچه اين دو نظريه در ظاهر متفاوت نشان مي دهند ولي هر دو نظريه اين را بيان مي كنند كه براي مشخص كردن كيفيت صوت ،فركانس باز خوانهاي حفره دهان مهم هستند.از ديگر ابزارهاي ابداع شده و مهم در اين زمان كه بيشتر در خدمت آواشناسي آكوستيك بودند تركيب كننده هاي صوتي مي باشند كه وودر يكي از آنهاست .وودر كه توسط دودلي در سال 1939 ابداع شد ،اولين تركيب كننده صداست كه در زمان خود،توجه بسياري را به خود جلب كرد. (ضميمه در صفحه 14 ).الگوي ضبط صوت كوپر در سال 1950 نيز اولين تركيب كننده صوتي بود كه در خدمت تشخيص صوت بود و مثل مورد قبل فقط جنبه سرگرمي نداشت .(ضميمه در صفحه 18 ). همان طور كه گفتيم ،ديگاه هاي آكوستيك در باره آواشناسي در اواخر 1950 يا اوايل 1960 توسعه يافت ولي تعداد كمي از آنها تكنيك هايي مثل اسپكتوگراف يا ديد گاه هاي تئوريك مثل فرضيه كار كردن با فيلتر منبع و مطالب ديگري را كه ما بين آواشناسي توليدي و آكوستيك است را شامل مي شود .در سال 1952 ،فاصله فرمانت واكه توسط پترسون و بارني مطرح شد . 
از سال 1950 تا كنون ،كه چهارمين برهه در تقسيم بندي ارائه شده در ابتداي مقاله است ،بيشتر به آواشناسي آكوستيك مربوط مي شود كه در اين زمان ،بيشتر به آواشناسي با استفاده از كامپيوتر،فراصوت و MRI پرداخته شده است .مطالعه آواشناسي آكوستيك در اواخر قرن 19 با اختراع فونوگراف اديسون پيشرفت پيدا كرد(ضميمه در صفحه16 ) .فونوگراف دستگاهي است كه اجازه مي دهد سيگنال هاي صوتي ضبط شده و سپس تجزيه شود .با پخش كردن مجدد همان سيگنال صدا از طريق فونوگراف براي چندين بار و فيلتر كردن آن در هر مرتبه با يك فيلتر عبور دهنده باند ،اسپكتوگراف ايجاد مي شود .اسپكتوگراف صوتي توسط ال واي ليسي –كو اينگ و دان در سال 1955 ابداع شد و اولين وسيله اي بود كه نمايش آني از سپكتوگراف سخن نشان مي داد .(ضميمه در صفحه 17 ) 
مقالاتي كه توسط لوديمار هرمان در آرشيو پي فلوگر در دو دهه آخر قرن 19 چاپ شد ،ويژگي هاي طيفي واكه ها و صامت ها را با استفاده از فونوگراف اديسون بررسي كرد و در همين مقالات بود كه واژه فورمانت براي اولين بار معرفي شد .هم چنين ،هرمان براي تشخيص فرضيه هاي ويلي و ويت استون در باره توليد واكه ،واكه هاي ضبط شده فونوگراف اديسون را با سرعت هاي مختلف ضبط كرد .با توسعه صنعت تلفن ،پيشرفت هاي بيشتري در آواشناسي آكوستيك شكل گرفت .در طي جنگ جهاني دوم ،كار در لابراتوار هاي تلفن بل مطالعه منظم ويژگي هاي طيفي اصوات زمانمند و غير زمانمند بازخوان هاي حفره دهان و فورمانت هاي آواها و كيفيت صدا و ... را آسانتر كرد .وقتي مشخص شد كه آكوستيك كلامي بايد به طور مشابه به مدار هاي الكتريكي مدلبندي شود ،باعث فراتر رفتن آواشناسي آكوستيك شد . 
لورد ري لي از اولين كساني بود كه به اين نتيجه رسيد كه فرضيه الكتريكي نوين مي تواند در آكوستيك استفاده شود اما از سال 1941 به بعد بود كه مدل مدار به طور اساسي در كتابي ازچيبا و كاجي ياما به نام :"واكه:اساس و ساختمان آن "استفاده شد .در سال 1952 ،ياكوبسن ،فانت و هال كتاب "مقدمات تجزيه سخن" را نوشتند كه اين كتاب گامي موثر در وصل كردن آواشناسي آكوستيك به فرضيه آواشناسي بود .اين كتاب با كتاب "تئوري آكوستيك توليد صوت " از فانت در سال 1960 دنبال شد كه اساس تئوريك تحقيقات آكوستيكي آكادمي و صنعتي بود (خود فانت نيز در صنعت تلفن دخيل بود ).از ديگر پايه گذاران مهم اين حوزه پتر لده فوگد-اسامو فوجي مورا و كنت ان استوان بودند .همان طور كه در ابتدا نيز بيان كرديم ،آواشناسي آكوستيك ،امروزه توجه بسياري از زبان شناسان و غير زبان شناسان را به خود جلب كرده و در حال پيشرفت مي باشد.حال كه با پيشگامان اين حوزه و شرح مختصري از فعاليت ها و ابزاز مورد استفاده در اين شاخه آشنا شديم ،در بخش بعد به نتيجه گيري كلي از اين بحث مي پردازيم . 

4-بحث و نــــــتيجــه گيري 
آواشناسي مطالعه صداهاي گفتار است كه به سه بخش آواشناسي توليدي ،آواشناسي آكوستيك و آواشناسي شنيداري تقسيم مي شود .آواشناسي تاريخچه اي بس كهن دارد كه از 2500 سال پيش و توسط پاني ني اساس آن چيده شده است .از زير مجموعه هاي آواشناسي ،آواشناسي آكوستيك است كه كمتر در مورد آن بحث شده است اگرچه در زمينه آن كارهاي فراواني توسط زبانشناسان و غير زبانشناسان صورت گرفته است .آواشناسي آكوستيك به بررسي مختصات فيزيكي امواج گفتار به عنوان بازده بازخوان مي پردازد .حركات اندام هاي صوتي توليد امواج مي كند كه توسط هوا به گوش شنونده منتقل مي شود .به نظر مي رسد به اين دليل كمتر به اين شاخه از آواشناسي پرداخته شده كه كمتر ملموس مي باشد .از جديدترين و رايج ترين ابزارها براي ملموس تر كردن و قابل رويت كردن امواج صوتي ،اسپكتوگرافها هستند .از آنجايي كه آواها در طول زمان تغيير مي كنند ،براي رويت آنها از اسپكتوگراف (طيف نگار )استفاده مي شود .از آنجايي كه طيف نگار مولفه هاي فركانس امواج را در يك برهه زماني نشان مي دهد ،وسيله اي است براي قابل رويت كردن اينكه چطور فركانس هاي مختلفي كه امواج را مي سازند در طول زمان تغيير مي كنند .محور طيف نگار محوري سه بعدي است كه امواج را بر اساس زمان ،فركانس و دامنه نوسان قابل رويت مي كند .بنابراين دريافتيم كه آواشناسي آكوستيك از شاخه هايي است كه تاريخي كهن دارد كه امروزه تا حد زيادي قابل لمس و رويت شده است و پيشرفت هاي چشم گيري نيز كرده است. 


كــتابــــنامــــه 
Jurafsky,Daniel/James H.Martin(2007),"Speech and Language processing",available at :http://www.waisman.wisc.edu/phonology/ALL_pubs/speech.pdf. 
http://www.history,phonetics.encyclopedia.html. Last retrieved at :2006 
http://www.ling.upenn.edu/courses/fall_2006/ling520/lectures/lecture1.pdf. Last retrieved at :2006. 
http://www.phonetics,acousticphonetics-wikipedia.html. Last retrieved at :2007.   منبع :   http://www.mydocument.ir/main/index.php?article=6719

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۷:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

تاريخ سخنوري : ايسو كراتس

خطيب آتني (436 - 338 ق . م ). از شاگردان سقراط و از شاگردان سوفسطائيان و احتمالاً بزرگترين معلم تاريخ يونان بود. مشهورترين خطبه او مدايح است كه در آن يونانيان را به اتحاد برضد ايرانيان ميخواند. وي در باب اتحاد همه يونانيان برضد ايرانيان خطابه هايي ايراد ميكرد ولي در اتحاد با مقدونيه خطري نمي ديد.

ايسوكراتس با خطابه ضد سوفسطاييان كارخويش را آغاز كرد ، از استادان مبرز بلاغت شد ، و براي يك دوره تعليم خود ، يك هزار دراخما (معادل1000 دلار) مزد مي طلبيد .

ايسوكراتس ، حدود هشت سال قبل از افلاطون به دنيا آمد و حدود ده سال پس از مرگ وي در 338 ق . م ، در گذشت .اين دو ، رقيبِ شغلي بودند ، زيرا ايسوكراتس نيز مدرسه اي در آتن داشت كه بر فن خطابه متمركز بود و هشت سال پيش از آكادمي افلاطون تأسيس كرده بود ؛ هر دو مدعي تعليم فلسفه بودند ، اما برداشت آنها از اين واژه متفاوت بود . در آثار او حملات صريحي بر برداشت هاي سقراطي و افلاطوني از فلسفه به چشم مي خورد ، و پاسخ هاي آنها ، و همين طور انتقادهاي مستقل ، نيز در محاورات افلاطون ديده مي شود .آن دو معمولاً از آوردن اسم يكديگر خودداري مي كنند ، اگر چه افلاطون در يك جا يعني در فايدروس به صورت تا حدودي تَردآميز درباره ي ايسوكراتس سخن گفته است . افلاطون بر اساس تاريخ نمايشي اين محاوره ، از زبان سقراط به تمجيد ايسو كراتس كه هنوز جوان است مي پردازد ، و آينده ي درخشاني براي او پيش بيني مي كند و ذهن او را داراي استعداد فلسفي مي داند . درباره ي روابط شخصي ميان آن دو فقط مطالبي در حكايت هاي متأخر آمده است . 

افلاطون عميقاً دلمشغول مباحثات ميان سقراط و سوفسطاييان بزرگ قرن پنجم (ق.م) بود. پروتاگوراس، گرگياس و هيپياس در محاوراتي كه به اسم آنهاست بر عليه او شمشير مي كشند ؛ و بارها از اين افراد و از پروديكوس و تراسوماخوس و ديگران سخن مي رود يا ديدگاه هايشان مورد بررسي قرار مي گيرد .  اين شخصيت ها در واقع سخنگوي خودشان هستند ، نه اينكه نقاب هايي براي معاصران باشند ، هر چند نمي توان گفت افلاطون از اين معاصران غافل بوده است ؛ افلاطون ، به جز ايسوكراتس ، اسم هيچ يك از معاصران خويش را به صراحت بر زبان نمي آورد . او غالباً عباراتي از اين دست به كار مي برد : « نظريه ي خاصي » ، « برخي كسان » ، « كسان زيادي از اين قبيل ديده ام » ، « جوانان و دانش طلبان متأخر » ، « كساني كه فقط به آنچه در دسترس خودشان هست عقيده دارند » ، « اكثر خردمندان مهذب » و غيره . انگيزه ي اسم نبردن از آنها هرچه باشد ، به احتمال زياد ، افلاطون در پس پرده ي اين عبارات ، مخالفاني را در نظر داشته است كه شخصاً با انها آشنا بوده است . پژوهشگران بارها گفته اند كه اين افراد عبارت بودند از آنتيس تنس ، ائوكليدس و دوستان مگارايي او ، و آريستيپوس.

دريونان قديم ، بحث شفاهي ، نسبت به كلام مكتوب، از برتري خاصي برخوردار بود. كتابت، كمكي براي سخن گفتن محسوب مي شد نه دليلي براي آن. اشعار هومري، تغزلات، تراژدي ها و خطابه ها را فقط به اين منظور مي نوشتند كه مردم آنها را حفظ كنند يا ترنم كنند يا بخوانند. البته در زمان افلاطون، اين وضع تا حدودي تغيير كرده بود، و در اين مرحله ي انتقالي، رابطه ي ميان كلام ملفوظ و كلام مكتوب موضوع بحث داغ روز محسوب مي گشت.هرودوت و توكوديوس تاريخ شان را تأليف كرده بودند و فيلسوفاني چون آنا كساگوراس و دموكريتوس ، رساله هاي شان را نگاشته بودند، اما هنوز رسم اين بود كه آنها را با صداي بلند براي خودشان و يا براي ديگران بخوانند. توكوديدس از اين بابت ابراز نگراني مي كند كه سادگي فوق العاده ي كتابش ممكن است شنيدن آن را نامطبوع تر سازد، و سقراط به توصيفِ تأثير استماعِ سخنان كسي مي پردازد كه كتابي از آناكساگوراس را قرائت مي كرد. يكي از مباحث مربوط به تاريخ فلسفه يونان ، منازعه اي است كه در زمان خود افلاطون، بين طرفداران كلام ملفوظ و طرفداران كلام مكتوب به وقوع پيوست. رقيب افلاطون، ايسوكراتس، خودِ سخنوري را به صورت وسيله اي صِرفاً مكتوب درآورد. و هرچند كه سخنور تربيت مي كرد، خودش سخنوري عصبي و كم توان بود، و تمرين ها، مقالات سياسي يا دفاعيه اي براي زندگي خويش را به صورت سخنراني هايي عمومي تأليف و تنظيم كرد. در برابر او آلكيداماس قرار داشت كه معتقد بود سخنراني ها را به هيچ وجه، حتي براي ايراد متوالي، نبايد نوشت، بلكه بايد به اقتضاي شرايط – كايروس – در آنها حك و اصلاح كرد. او اين مطلب را در كتابي به نام : " درباره ي كساني كه خطابه هاي مكتوب تهيه مي كنند " مستدل ساخت؛ بين اين كتاب و فايدروس شباهت هاي بسيار زيادي وجود دارد كه به احتمال فراوان امري تصادفي بوده است. اين شباهت ها نشان مي دهد كه افلاطون عميقاً به اين بحثِ رايج توجه داشته است؛اين بحث براي او كه به نوشتن محاورات اشتغال داشت اهميتِ عملي روشني داشته است. درباره ي اينكه بحث مذكور عمدتاً در حوزه ي سخنوري مطرح مي شد، فقط كافي است به خاطر آوريم كه موضوع رسمي فايدروس همان سخنوري است. و بالاخره بايد متذكر شويم كه استفاده از كتاب هاي قديم (يعني طومارهاي پاپيروس) با زحمت هاي فوق العاده اي همراه بود؛ از جمله : فقدان نقطه گذاري، پاراگراف بندي، و حتي نبودن فاصله در ميان كلمات، و ابهام ارجاع به پيش و پس. 


ايسو كراتس ، نكاتي از سبك زباني را وارد نثر كرد كه در دوره جمهوري يونان ديده نمي شود . او معتقد به تكلف و تصنع بود به حدي كه يكي از خطبه هايش را ظرف ده سال تكميل كرد !


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۷:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

هنر گفتگو براي رفع دلخوري

اوايل ازدواج همه كوتاه مي آيند، اغماض مي كنند، از ياد مي برند، مي بخشند و زود آشتي مي كنند. اما پس از مدتي هيچ يك كوتاه نمي آيند، اغماض نمي كنند، از ياد نمي برند و نمي بخشند. همه چيز از زير ذره بين رد مي شود، زود مي رنجند و مي رنجانند. بعد هم مي گويند چرا من براي آشتي پيشقدم شوم. متأسفانه اين روند به مرحله اي مي رسد كه زوج نتيجه مي گيرند حرف زدن فايده اي ندارد. «او كه اصلاً به حرفم گوش نمي دهد، تا حالا چند بار امتحان كرده ام، او خودخواه است و حرف، حرف خودش است.» 

ممكن است شما با هم صحبت نكنيد اما زندگي مشترك همچنان ادامه دارد. ناگزير براي شناخت طرف مقابل و خواسته هاي او به حدس و گمان متوسل مي شويد و مشخص است كه اين شناخت نمي تواند دروني و عميق باشد. 

همسر رنجيده مي كوشد حقانيتش را ثابت كند. معتقد است رفتاري به دور از عدالت با او شده. اگر طرفين قدمي براي رفع رنجش خود برندارند مدام بر ميزان آن افزوده مي شود و كار به قهر مي كشد. در تمامي مراحل فوق هم صحبت شدن مي توانست درهاي آشتي را بگشايد. گاه خجالت باعث مي شود براي رفع دلخوري قدم پيش نگذاريم. گاه از واقعيت فرار مي كنيم و مشكل را رها مي سازيم، گاهي هم مايليم ديگران را شبيه خود كنيم. اما بايد دست از خودخواهي برداريم. بايد بپذيريم يك رابطه مورد پسند بر حس احترام به عقيده و گفتار طرف مقابل استوار است. 

"پيش از ازدواج چشم ها را خوب باز كنيد و بعد از آن، كمي آنها را روي هم بگذاريد." (فرانكلين) 

بايد همسرمان را همان طور كه هست قبول كنيم. براي اين كه به خواسته هاي منطقي مان توجه كند بايد به خواسته اش احترام بگذاريم. بايد به شيوه پسنديده اي با او حرف بزنيم. اگر با او حرف نزنيم از كجا بداند كه ما چه خواسته اي داريم. آنها كه معتقدند از گفتگو نتيجه اي نمي گيرند بايد بدانند با شيوه حرف زدن، آشنايي كافي ندارند. 
وقتي با همسر خود درددل كرديم و كدورت ها رفع شد آنگاه به اين نكته پي مي بريم كه: 

"آنچه استحقاق نگراني و تشويش را داشته باشد، هرگز وجود ندارد." ( پلاتو) 

هنر گفتگو براي رفع دلخوري

در زندگي زناشويي دلخوري ها، شكايات و مشاجره ها فراوان است، اگر چنين نباشد بايد نگران بود زيرا به يقين رابطه زوج به سردي مي گرايد، نسبت به همسر بي اعتنا مي شوند و يكديگر را دوست ندارند زيرا از هم نمي رنجند. هر گفتگويي شيوه اي دارد كه اگر به همه نكاتش توجه شود پاياني خوش خواهد داشت. اكنون راه هاي گله گذاري خوب را شرح مي دهيم تا بتوانيد اين مرحله حساس را درست طي كنيد: 

- پيش از صحبت سعي كنيد خود را جاي همسرتان بگذاريد. با اين كار بهتر به مشكلات او پي مي بريد. 

- پيش از صحبت با همسر، هرگز موضوع را با ديگران مطرح نكنيد، زيرا ممكن است گفته هايتان را به او تحويل دهند و او را عليه شما بشورانند. 

- در ابتداي صحبت تأكيد كنيد قصد شما از مطرح كردن رنجش، رفع سوءتفاهم است. زيرا قهرهاي طولاني و جدال بيهوده است و راه به جايي نمي برد. 

- سعي كنيد از نكات مثبت كارهاي اخير او يا آنچه از او پسنديده ايد ذكري به ميان آوريد تا فضاي مذاكره صميمي شود. 

- تأكيد كنيد ممكن است مقصر اين ماجرا خودتان باشيد. بنابراين محض رفع دلخوري اقدام به صحبت كرده ايد. اگر تقصيري داشته ايد حتماً آن را به زبان آوريد و از همسرتان پوزش بخواهيد. اين كارتان جو گفتگو را بهبود مي بخشد و همسرتان فكر نمي كند محاكمه اي در كار است. در ضمن او نيز آماده پذيرفتن اشتباهاتش مي شود. 

- ضمن حل مسائل سعي كنيد حرفهايتان را با زخم زبان، كنايه، تحقير و تمسخر بيان نكنيد. زيرا وضع از آنچه هست بدتر مي شود. 

- هرگز همسرتان را با ديگران مقايسه نكنيد و مزاياي آنها را به رخش نكشيد. اگر مي خواهيد مقايسه اي در كار باشد سعي كنيد او را با خودش، يعني خطاي احتمالي اش را با رفتار خوب خودش در موقعيتي ديگر مقايسه كنيد. 

- از دلخوري ها و رنجش هاي كوچك شروع كنيد و از گذشته هاي دور ياد نكنيد. پس از رفع دلخوري او را وادار نكنيد به گناهش اعتراف كند و از شما عذر بخواهد. اين امر غرورش را از بين مي برد و جري اش خواهد كرد. 

- از يكدندگي بپرهيزيد و لجبازي نكنيد. اگر موردي در آن جلسه حل نشد، گفتگو را به بعد موكول كنيد. 

- هنگام گفتگو اگر همسرتان خواست حرفي بزند مانعش نشويد و سراپا گوش باشيد. فرصت دهيد تا اظهار نظر كند. با اين رفتارتان ثابت مي كنيد او نيز داراي حق و حقوقي است. از طرفي همسر شما با حرف زدن تخليه رواني مي شود. وقتي گفته هايش تمام شد آرامش و راحتي زيادي احساس خواهد كرد و پيش خود خواهد گفت: "من هم حرفم را زدم" به اين ترتيب امكان آشتي و رسيدن به تفاهم فراهم مي شود. 

- به هر شكل كه مي توانيد رفع دلخوري را جشن بگيريد- با هديه دادن شاخه گلي يا هر چيز جزئي مورد نياز طرف مقابل- خانم مي تواند كيك يا شيريني بپزد، آقا مي تواند دعوت به عصرانه يا شامي در بيرون از منزل كند و... 

هميشه به ياد داشته باشيد كه آشتي هاي اجباري كه در آن هيچ كدام از طرفين در خود تغييري نمي دهند بنياني سست دارد. 

"بعد از يك سال زندگي زناشويي ديگر زن و مرد به فكر زيبايي صورت هم نمي افتند و برعكس فقط متوجه خلق و خو و رفتار يكديگر مي شوند." (ساموئل اسمايلز)

http://hamsaran.com/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=5250



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۷:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]

وبلاگ ، منبرهاي ديجيتال (5)

نوشته : استاد رضا بابائي ، پژوهشگر و مسئول انجمن قلم حوزه علميه

ديگر آنكه وبگردان گونه اي از مخاطبان اند كه تا با آنان زندگي مجازي خود را نياغازيم، قادر به تأثيرگذاري بر آنان نيستيم. به سخن ديگر، آنكه به قصد تبليغ مرام و باورهاي خود يا انتقال احساسات دروني خويش به ميان وبلاگ ها مي آيد، تنها در صورتي توفيق را نصيب خواهد برد كه به اين قصد و غرض اكتفا نكند؛ يعني بيشتر براي همزيستي هم دلانه و همراهي مهربانانه، به وبلاگستان حضور دوستانه رسانده باشد و براي تأثيرگذاري هرگز نبايد عجله كند. آنكه مي آيد تا فقط حرف خود را زده باشد و ديگر هيچ. پارازيت وار از محل توجّهات جدّي و حرمت آميز دور خواهد ماند. مبلغ وبلاگ نويس يا وبلاگ نويس آرمان گرا، تا مدت ها به مسالمت در ميان وبلاگ نويسان زندگي نكرده باشد و حسن ظن همگان را برنينگيخته باشد، حضوري محسوس و مؤثر نخواهد داشت.

بنابراين: در جهانِ پنجره ها كه ديوارهاي آن نيز خاصيتِ در دارند و به حق آن را راياسپهر (CyberSpace) ناميده اند، نبايد كاربر صرف و ساده اي بود كه فقط دريافت مي كند، در اين ضيافت جهاني، حضور كاربرانه ي محض، ما را با حجم اندوهي از داده ها روبه رو مي كند كه حتي فقط مديريت و طبقه بندي آنها توش و تواني براي ما باقي نمي گذارد. مي توان در اين ساحت بيكرانه، نه كاربري منفعل، كه انديشه گري فعّال نيز بود. شهروندان اينترنت، همگي مصرف كنندگان بي اراده اي نيستند كه جز خواندن و ديدن و شنيدن كاري نداشته باشند؛ آنان مي توانند بيش از تأثيري كه مي پذيرند، جهان را تغيير دهند و به درجه اي از سعه ي وجودي نايل آيند كه رشك همه ي خدايان المپ باشند. وبلاگ ها، بازترين دروازه هاي اينترنت به روي كساني است كه بسندگي به مقام كاربري رادون شأن و آرمان هاي خود مي دانند.

به هر روي و به چندين جهت منطقي و دليل عرفي، انديشه گران را گريز و گزيري از ورود به دنياي پرهياهوي وبلاگ ها نيست:

۱. امكانات فراوان و متنوعي كه اين پديده به مدد شبكه جهاني اينترنت و آخرين فناوري هاي دانش ارتباطات، در اختيار كاربر خود مي گذارد.

۲. تنوع مخاطبان و ايجاد رابطه ي زنده و بسيار نزديك با ميليون ها چشم سرگردان ونگران كه صبح تا شب در مقابل مانيتور در پي يافتن مطالبي براي خواندن و انديشيدن يا وقت گذراني هستند.

۳. امكان ارتباط پويا، متقابل و دوسويه با مخاطبي كه نمي شناسيم؛ آنان كه دستي در مقوله تبليغ و اطلاع رساني مدرن دارند، نيك مي دانند كه هر قدر بتوان ارتباط سريع تر و زنده تري با ديگران برقرار كرد، موفقيت هاي بيشتري را مي توان نصيب برد. اكنون نبايد تبليغ كيش و ترويج آرمان را با سخنراني و مقاله پردازي يكسان انگاشت. تبليغ ديني، فرايندي بسيار پيچيده و حساس و آسيب پذير است كه بدون توفيق در برقراري ارتباط زنده و نزديك با مخاطب، كارمد و كامياب نخواهد بود.

۴. مبلغان هماره بايد آشنايي خود را با خواسته ها، دل مشغولي ها و حساسيت هاي فكري و روحي مخاطبان خود، افزايش دهند. از آن جا كه نويسنده و خواننده ي وبلاگ مي توانند هويت خود را ناشناخته نگه دارد، اين امكان فراهم مي شود كه هر دو، به دور از تعارفات معمول و محافظه كاري هاي زيان بار سخن بگويند. اين گونه بي ملاحظگي هاي مثبت، مبلغ را سريع تر و كارآمدتر از روش هاي معمول، به گراني گاه ها مي رساند و در وقت و توان او صرفه جويي مي كند. وبلاگ نويسي كه درد دين دارد و متكي به انديشه ي خود است، جز به زخم ها نمي انديشد و گرديدن گرد گره هاي كور، شغل او است.

۵ . وبلاگ به دلايل بسياري كه برخي را باز گفتيم، چنان جايگاهي در ايران يافته است كه شگفتي جهانيان را نيز برانگيخته است. اين جايگاه و گستره حيرت انگيز، نويسندگاني را كه دغدغه دين گستري دارد، سالياني است كه به خود مي خواند اين است و جز اين نيست كه بي اعتنايي و بي مبالاتي در برابر جهان فراخ و جنجالي وبلاگ ها، ميدان بزرگي را براي تاخت و تازهاي هوشمندانه و امروزين، از دست مبلغان و مروجان هر كيش و مرامي مي گيرد و آنان را به خلوت هاي سرد و تاريك فراموشي تبعيد مي كند.

۶ . ناگفته نماند كه اينترنت و همه ي فرزندان آن، مانند وبلاگ، ماهيت ابزاري دارند و همچون ديگر ابزارهاي بشري، كاركردي جز افزايش سرعت و توسعه و كارآمدي ندارد. بنابراين نمي توان هماره شكست يا توفيق خود را به گردن آن بگذاريم ؛ زيرا «ابزار» همان گونه كه از ماهيت و طبيعت آن بر مي آيد. در مرتبه دوم اهميت و كارآيي است. پيش از آن، بايد در اصلاح انديشه و روش هاي ذهني خود بكوشيم. ابزار، هر چه قوي تر و كارآمدتر باشد، فقط در برآوردن آنچه از او خواسته مي شود، موفق تر است. همين ذهنِ مشوش و ناهمگون با نيازهاي واقعي انسان معاصر، با ورود به محيط هاي اكتيوي همچون اينترنت، تشويش وناهمگوني خود را بيشتر آشكار مي كند. بدين رو نبايد درمان همه ي دردهاي خود را در تبديل ابزارهاي سنتي به ارتباطات مدرن جستجو كنيم. پيش از آن بايد انديشه ي خود را باز سازيم و كاستي هاي آن را بشناسيم و ناراستي هايش را اصلاح كنيم.

۷. در اين نوشتار عيب مي را نگفته، هنرش را گفتيم. جا دارد كه در تحقيق و نوشته اي ديگر، به زيان ها و آسيب هاي وبلاگ كه برخي اجتناب پذير و برخي ناگزير است، نيز پرداخت.

اكنون همين قدر مي افزاييم كه اين رسانه ي غول آسا كه از چراغ جاوي اينترنت سربرآورده است، آسيب هاي فراواني نيز به زبان، فرهنگ و هنجارهاي انساني زده است. گسيختگي افسار نثر، انتحال(سرقت علمي)، ارضاي شهوت شهرت طلبي برخي و هنجارشكني هاي بي حد و مرز، از آن جمله است. خوانندگان و وبگردان، نيك مي دانند كه در ميان هزاران وبلاگ، كمتر مي توان قلم ها و انديشه هايي را جست كه برخوردار از سلامت و صلابت باشند. البته در جنب آن همه آلودگي هاي قلمي و تصويري، محيط هاي بسياري را نيز مي توان يافت كه از زبان گويا و انديشه پويا برخوردارند و اين دنياي مجازي و موازي را لذت بخش مي كنند.

ناگفته نماند كه جهان شيشه اي اينترنت، همچنان كه مجازي است، موازي نيز هست. يعني اگر چه شهري است با قوانين و هنجارهاي خود، اما جدا از دنياي واقعي نيست. آلودگي هايي اين دنياي سبك سر، آيينه اي است محدّب كه بيرون از خود را در ابعادي بزرگ تر نشان مي دهد. با اين همه بايد انصاف داد كه اينترنتِ ايراني، اگر چه تمايلي به تسليم شدن در برابر قانون هاي رسمي را ندارد، اما از مراعات قوانين نانوشته و نامرئي نيز ناگريز است. وبلاگ نويسان نيك مي دانند كه حيات اينترنتي و اعتبارشان در اين شهر آشفته، به گردن نهادن در برابر مقرارتي است كه خاستگاه هاي انساني و عرفي دارند. اين مقررات اگرچه بر روي هيچ كاغذي نيامده است و اگر آمده، حكم سند براي دادگاه و قاضي را ندارد، اما گاه چندين برابر قوانين كاغذي، كارايي و هيبت دارند .زيرا همه ي شهروندان وبلاگستان اينترنت، ارزيابان وناظران يكديگرند و در اين ميدان فراخ، به عدد بازيكنان، داوراني در جنب و جوش اند كه هميشه دست در جيب دارند.

۸ . به زعم نگارنده، مديران ارشد حوزه هاي علميه و يا هر نهاد ديگري كه دين و كاركردهاي ديني را براي انسان معاصر، همچنان ضروري و بي بديل و رقيب مي دانند، بايد هر چه زودتر به سوي تشكيل مجالسي پيش روند كه در آنها منابر ديجيتال بر پا است. منبر، نخستين و مؤثرترين رسانه اسلامي در همه ي ادوار تاريخي بوده است. اين رسانه ي ارجمند كه همچنان پويا و گويا است، هرگز جايگاه خود را در ميان متدينان و صاحب دلان از كف نخواهد داد؛ اما به تنهايي نيز قادر به كشيدن بار تبليغ ديني بر دوش خود نيست. اهتمام انحصار طلبانه به يك يا دو رسانه موجود، گرهي از كار فروبسته ما نمي گشايد، كه بر ناهمگوني ما با دنيايي كه در آن زندگي مي كنيم، مي افزايد. اگر روزي توانستيم همه ي مخاطبان بالقوه خويش را به استفاده از يك رسانه يا استقبال از يك نوع برنامه ي تبليغي قانع يا مجبور سازيم، بسندگي به يك روش تبليغي نيز موجه مي نمود؛ اما يك دست سازي مخاطبان هرگز در امكان نخواهد بود و حوزه هاي ديني هماره بايد خود را براي حضور در محيط هاي نو و بكر آماده كنند؛ زيرا غيبت از هر مسابقه اي، به معناي واگذاري آن به رقيبان است.

تجربه به ما آموخته است كه چنين فعاليت هايي در حوزه، بدون مقدمه چيني هاي رسمي و زمينه سازي هاي معنوي، امكان وقوع نخواهند يافت. هر چند ديريا زود دانش آموختگان حوزه، خود بدان سو خواهند رفت .اما حضور خود جوش، با همه امتيازاتي كه دارد، به كُندي صورت مي گيرد و ما علي الرسول الا البلاغ.

پي نوشت ها

۱. برخي تارنوشت را مناسب ترين ترجمه فارسي براي «وبلاگ» مي دانند.
۲. اين شماره سنجي و بسامدگيري را يكي از مؤسسات وابسته به بي بي سي گزارش كرده است. ر.ك: سايت انگليسي بي بي سي، اول دسامبر ۲۰۰۴.
۳. روزنامه شرق، ويژه نامه جمعه ۲۵/۱۰/۸۳ ، ص ۹.
۴. همان.
۵. كتاب ماه كليات، شماره ۸۰ ـ ۷۹ (ويژه وبلاگ نويسي) رضابهبهاني، «پديده وبلاگ»، ص ۱۲.
۶. منبع خبرگزاري ايتنا، دوم بهمن ۸۳ .
۷. ر.ك: وحيد قاسمي، وبلاگستان، شهر شيشه اي، پيش گفتار، ص ۳.
۸. نمونه آشكار و مثال زدني آن اعتراض وبلاگ نويسان و جامعه اينترنتي ايران به اطلس منتشره از سوي نشنال جئوگرافيك بود كه نام خليج فارس را به خليج عربي، تحريف كرده بود. خوشبختانه اين اعتراض مبتكرانه اثر نيز كرد و مؤسسه مذكور را وادار به تغيير موضع كرد.
۹. ر.ك: روزنامه هموطن، ۲۱ دي ماه ۸۳ .
۱۰. ر.ك: كتاب ماه كليات، همان، ص ۴۰۷.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۷:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

وبلاگ ، منبرهاي ديجيتال (4)