مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3380
دیروز : 3843
افراد آنلاین : 13
همه : 5297712

نوع ادبي مناظره

ژرف ساخت مناظره هم حماسه است زيرا در آن بين دو چيز بر سر برتري و فضيلت خود بر ديگري نزاع و اختلاف در مي گيرد و هر يك با استدلالاتي خود را بر ديگري ترجيح مي نهد و سرانجام يكي مغلوب يا كجاب مي شود. 

ظاهراً اولين شاعري كه به نوع ادبي مناظره پرداخته است اسدي صاحب گرشاسبنامه و لغت فرس اسدي باشد. از او مناظراتي به اسم هاي مناظره آسماني و زمين، مغ و مسلمان، نيزه و كمان، شب و روز، عرب و پارسي به جامانده است. 

از شاعران معاصر پروين اعتصامي به مناظره توجه كرده است. قالب شعري مناظره قصيده يا قطعه است. 

مناظره گاهي به صورت نثر است و مخصوصاً در مقاله ديده مي شود. در گلستان سعدي جدال سعدي با مدعي نمونه يك مناظره منثور است. 

مناظره بر مبناي سوال و جواب است و اين هر دو خاص شعر فارسي است و قبل از اسلام هم در ادبيات ما سابقه داشته است و مثلاً در منظومه درخت آسوريك ديده مي شود. 

نشنيده اي كه زير چناري كدوبني ----- بر رست و بردويد برو بر به روز بيست؟ 

پرسيد از آن چنار كه «تو چند ساله‌اي؟ ----- گفتا «دويست باشد و اكنون زيادتي است 

خنديد ازو كدو كه «من از تو به بيست روز ----- بر تر شدم بگو تو كه اين كاهلي ز چيست 

او را چنار گفت كه «امروز اي كدو----- با تو مرا هنوز نه هنگام داوري است 

فردا كه بر من و تو وزد باد مهرگان ----- آنگه شود پديد كه از ما دو مرد كيست 
ناصر خسرو 


رفوي وقت 

گفت سوزن با رفوگر وقت شام شب شد و آخر نشد كارت تمام 

روز و شب، بيهوده سوزن ميزني هر دمي، صد زخم بر من ميزني 

من ز خون، رنگين شدم در مشت تو بسكه خون ميريزد از انگشت تو 

زينهمه نخهاي كوتاه و بلند گه شدم سرگشته، گاهي پايبند 

گه زبون گرديدم و گه ناتوان گه شكستم، گه خميدم چون كمان 

چون فتادم يا فروماندم ز كار تو همي راندي به پيشم با فشار 

ميبري هر جا كه ميخواهي مرا ميفزائي كار و ميكاهي مرا 

من بسر، اين راه پيمودم همي خون دل خوردم، نياسودم دمي 

گاهم انگشتانه ميكوبد بسر گاه رويم ميكشد، گاه آستر 

گر تو زاسايش بري گشتي و دور بهر من، آسايشي باشد ضرور 

گفت در پاسخ رفوگر كاي رفيق نيست هر رهپوي، از اهل طريق 

زين جهان و زين فساد و ريو و رنگ تو چه خواهي ديد با اين چشم تنگ 

روز مي‌بيني تو و من روزگار كار مي‌بيني تو و من عيب كار 

تو چه ميداني چه پيش آرد قضا من هدف بودم قضا را سالها 

ناله تو از نخ و ابريشم است من خبردارم كه هستي يكدم است 

تو چه ميداني چها بر من رسيد موي من شد زين سيهكاري سفيد 

سوزني، برتر ز سوزن نيستي آگهي از جامه، از تن نيستي 

من نهان را بينم و تو آشكار تو يكي ميداني، اما من هزار 

من درينجا هر چه سوزن ميزنم سوزني بر چشم رسي است. وي آداب مناظره را به شيوه‌اي منطقي و فلسفي و همراه مثالهاي تطبيقي نگاشته است. كتاب او يك مقدمه و 4 فصل دارد. نسخه‌هايي خطي از اين اثر در كتابخانه عمومي آيت‌الله مرعشي در قم موجود است؛

 8. حلي، علامه حسن بن يوسف بن مطهر (د 726ق/1326م)، اثر او به زبان عربي است. در كتابخانه مركزي دانشگاه تهران نسخه‌اي خطي به نام آداب البحث هست كه احتمال فراوان داده مي‌شود همين كتاب علامة حلي باشد؛

 9. سماكي، فخرالدين محمد بن حسن حسيني سماكي استرابادي. اثر او به زبان عربي است و آداب المناظره نام دارد و در صر 958ق/1551م نگاشته شده است. در پايان اين كتاب، حل 20 مغالطه به شيوه علمي و تطبيقي آمده است. نسخه‌هايي خطي از اين كتاب در كتابخانه‌هاي ملي (تهران)، آستان قدس رضوي و مركزي دانشگاه تهران موجود است؛

 10. سمرقندي، فاضل شمس‌الدين محمد بن اشرف حسيني (د 600ق). كتاب او به زبان عربي و در 3 فصل است كه آن را براي نجم‌الدين عبدالرحمان سمرقندي نگاشته است. فصلهاي سه گانه كتاب به ترتيب دربارة تعريفات، نظم بخشيدن به بحث و مسائل ابتكاري نويسنده است. اين، كهن‌ترين كتاب موجود در اين زمينه و مشهورترين آنهاست. نسخه‌هايي خطي از اين اثر در كتابخانه‌هاي آستان قدس رضوي، مركزي دانشگاه تهران، مدرسة فيضيه (قم) و مجلس شورا موجود است. گروه انبوهي از دانشوران اين كتاب را شرح كرده‌اند: الف ـ كمال‌‌الدين مسعود، معروف به «محقق شيرواني» (د 905ق/1499م). نسخه‌هايي خطي از شرح او در كتابخانه ملي (تهران) و مجلس شورا موجود است. پژوهشگراني با اين نامها، بر شرح كمال‌الدين مسعود حاشيه نوشته‌اند: جلال‌الدين محمد بن اسعد صديقي دواني (د 908ق/1502م ــ كه نسخه خطي اثر او در كتابخانه ملي موجود است)؛

 احمد جنيد (نسخه خطي اثر او در كتابخانة ملي است)؛

 عمادالدين يحيي بن احمد كاشي از رجال سده 10ق، كه بر شرح به شيوه‌اي بس پيچيده حاشيه نوشته، از اين رو اثر او را «حاشيه سياه» خوانده‌اند (و نسخه خطي آن هم در كتابخانة ملي است)؛ عصام‌الدين ابراهيم بن محمد اسفرايني (درگذشته سمرقند در 943ق/1536م)؛ احمد ديكقوز از دانشمندان هم روزگار سلطان محمدفاتح و از درباريان وي؛‌ عبدالرحيم شرواني؛ اميرحسن رومي؛ علاءالدين علي بن محمد معروف به «مصنّفك» (د 871ق/1466م) كه حاشيه خود را در 826ق/1423م نگاشته؛ عبدالمؤمن برزيني معروف به «نهاري زاده» (د 960ق/1456م) و ديگران؛

ب ـ علاءالدين ابوالعلاء محمد بن احمد بهشتي اسفرايني معروف به «فخرخراسان» (د 749ق/1348م). اثر او المآب في شرح الآداب نام دارد و نسخه خطي آن موجود است (دو كتابخانه مشهد، 976)؛

 ج ـ قطب‌الدين محمد گيلاني كه شرح خود را در 891ق/1486م نوشته است؛

د ـ عبداللطيف بن عبدالمؤمن بن اسحاق كه شرح خود را كشف الابكار في علم الافكار ناميده است؛

ه‍ ـ برهان‌الدين ابراهيم بن يوسف بلغاري؛

وـ حسين بن معين‌الدين يزدي ميبدي (د 910ق/1504م). نسخه‌اي خطي از شرح او در كتابخانة مركزي دانشگاه تهران موجود است.

 11. صالح، علي‌پاشا. اثر او به زبان فارسي است و آداب مناظره نام دارد. اين اثر در 1317ش/1938م در تهران چاپ شده است.

12. صدرالدين شيرازي، محمد بن ابراهيم (د 105ق/1640م). رساله‌اي در آداب بحث دارد كه نسخه‌اي خطي از آن در كتابخانة «قوله» موجود است؛

13. طاش كُپري‌زاده، عصام‌الدين احمد (د 968ق/1560م). اثر او رساله‌اي منظوم به زبان عربي است و آداب البحث و المناظره نام دارد. اين رساله در 1368ق/1949م ضمن مجموع المتون الكبير در قاهره به چاپ رسيده است. مؤلفي ناشناخته اين كتاب را شرح كرده است كه نسخه‌اي خطي از اين شرح در كتابخانه مدرسه آخوند (همدان) موجود است؛

 14. طبري، محمدكاظم بن رضا. كتاب او عربي است و آداب المناظره نام دارد و نسخه‌اي خطي از آن در كتابخانه ‌مركزي دانشگاه تهران موجود است؛

15. عبدالرحمان، شرف‌الدين. كتاب او عربي است و نسخه‌اي خطي از آن در كتابخانه مركزي دانشگاه تهران موجود است. اين كتاب در رمضان 754ق/1354م نوشته شده است؛

 16. غياث‌الدين. اثر او رساله‌اي فارسي است كه نسخه‌هايي خطي از آن در دارالكتب قاهره و كتابخانة مدرسه سپهسالار (سابق) موجود است؛

 17. كاشي كبيري، فاضل. اثر او به زبان عربي است و آداب المناظره نام دارد.

 18. گيلاني رشتي، ملاعبدالغفار بن محمد بن يحيي. كتاب او نيز به زبان عربي است و آداب المناظره نام دارد. آقابزرگ از اثر او ياد كرده است.

19. ماحوزي، سليمان بن عبدالله (د 1121ق/1709م). اثري مان