مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 1228
دیروز : 6465
افراد آنلاین : 6
همه : 5302025


ظاهر و باطن سخنران مذهبي بايد يكي باشد ( گفتگو )

عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي خواندن قرآن كريم در سخنراني را بسيار تأثير گذار دانست و گفت: با خواندن قرآن زمينه هاي لازم براي تقويت دين و تلاش براي تهذيب نفس ايجاد و منجر مي شود ظاهر و باطن سخنران يكي شود تا دين را وسيله دنيا قرار ندهد .

حجت الاسلام احمد احمدي عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي با اشاره به اينكه در باب سخنراني و آداب آن كتابهاي بسياري نوشته شده، به برخي از ويژگيهاي خطيب و سخنران اشاره كرد و اظهار داشت: خطيب بايد در درجه اول بر آنچه مي گويد مسلط باشد و با داشتن زبان روان، از حشو و استفاده از اصطلاحات زائد بپرهيزد و واژه هاي زيباي بسياري به كار برد.

حجت الاسلام احمد احمدي با تأكيد بر اينكه كلام خطيب بايد روان و رسا باشد، تصريح كرد: خطيب و سخنران بايد مخاطب را در نظر گيرد و بداند با چه كسي صحبت مي كند، از اين رو با در نظر گرفتن مقتضاي حال، متناسب با سطح علمي و فكري مخاطب سخن بگويد.

وي در ادامه با تأكيد بر اينكه خطيب و سخنران بايد به آنچه مي گويد اعتقاد داشته باشد، يادآور شد: اگر حرف و عمل خطيب و سخنران مذهبي يكي نباشد، كار نادرستي انجام داده است. بنابراين سخني كه مي گويد بايد از بن دندان و اعتقاد باشد تا بر دل نشيند و مؤثر واقع شود.

عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي تمرين، تحصيل و مطالعه را در تأثير سخنراني حائز اهميت خواند و افزود: خطيب و سخنران بايد در سخنراني خود اشعاري زيبا از حافظ ، سعدي و شاهنامه فردوسي بخواند و مثلهايي از كتابهايي چون تاريخ بيهقي و گلستان سعدي بياورد.

وي خواندن قرآن كريم در سخنراني را بسيار تأثيرگذار دانست و گفت: با خواندن قرآن زمينه هاي لازم براي تقويت ديني و تلاش براي تهذيب نفس به وجود مي آيد و منجر مي شود ظاهر و باطن سخنران يكي شود كه به زبان چيزي بگويد و در دل چيز ديگري . دين را وسيله دنيا قرار ندهد و فرومايه نباشد.


منبع :


http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=551455



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۶:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]


مبلغ در سخنراني خود تعادل را رعايت كند ( گفتگو )

دبير كل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي گفت: هدف سخنران رساندن پيام الهي است، بنابراين بايد بر مسئله تعادل متمركز و از افراط و تفريط بپرهيزد.

آيت الله محمد علي تسخيري دبير كل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي با بيان اينكه سخنراني يك سخنران يا يك مبلغ اسلامي بايد بر مسئله تعادل متمركز باشد به اين معنا كه افراط و تفريط در سخنان او نباشد، اظهار داشت: در سخنان يك سخنران و يا مبلغ نبايد حالت تحجراز يك طرف و بي بند و باري از طرف ديگر وجود داشته باشد. 

وي تصريح كرد: سخنران بايد يك شخصيت متعادل چه از نظر فردي و چه از نظر اجتماعي داشته و هدفش كه رساندن پيام الهي است را با سخنان مناسب و زبان قومي مطرح كند.

دبير كل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي با اشاره به اينكه سخنران بايد از لفاظي و زيبايي لفظ به مسئله عمق معني توجه كند، افزود: متأسفانه در بيشتر سخنرانيها جنبه لفظي را در نظر مي گيرند و يا به معناي فرعي توجه مي كنند.

آيت الله محمد علي تسخيري در ادامه ياد آور شد: اين در حالي است كه طي سخنراني بايد اولا عمق مطالب اسلامي ارائه و بيشتر روي مسائل اوليه و واقعي متمركز شود. سخنران بايد درد جامعه را به درستي بشناسد و با دقت كامل راه حل اسلامي بيان كند و به وظيفه خود كه تبليغ است، عمل نمايد.

منبع :

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=551455


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۶:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

آشنايي با افكار مخاطب از ضرورتهاي سخنراني مذهبي است ( گفتگو )

عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با اشاره به اينكه سخنران بايد با افكار مخاطب آشنا باشد، گفت: ادبيات و بيان سخنران با توجه به مخاطب تعيين مي شود، سخنران بايد ضمن احاطه بر موضوع، فصاحت و بلاغت يعني شيوايي سخن را داشته و متناسب با حال و مقام و مخاطب صحبت كند.

حجت الاسلام محمد تقي رهبر عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با اشاره به تاريخچه مختصر و اهميت سخنراني و سخنوري اظهار داشت: سخنوري از دير زمان داراي قواعدي بوده است و در اين زمينه كتابهايي نوشته اند و فنوني را ارائه كرده اند. از دوران يونان باستان ارزش بسياري به سخنراني مي دادند، به گونه اي كه ممكن بود براي يك سخنراني 20 سال پژوهش و سپس آن را ارائه كنند. همچنين از افلاطون و ارسطو نيز آداب خطابه داريم، سپس آداب سخنوري به نگارش در آمد، اينك تبليغ و سخنوري در دانشگاهها تدريس و آداب آن را از منظر اسلام بررسي مي كنند.

وي با اشاره به اينكه قرآن از سخنراني به عنوان نعمت بزرگ الهي ياد مي كند و در اسلام سخنوران برجسته بسياري داشتيم كه نمونه بارز و برجسته آنها ائمه اطهار و حضرت علي هستند، تصريح كرد: زبان وسيله ارتباطي انسان است، يعني زبان و بيان نسبت به نوشتن يا پيام دادن بهترين وسيله براي آگاهي دادن و برقراري ارتباط به شمار مي رود كه قبل از اسلام نيز اين مسئله مورد توجه اهل فن و خطابه و بيان بوده است.

عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي سخنوري را داراي آداب خاصي خواند و گفت: با توجه به نوع سخنراني اعم از اينكه فرهنگي، ديني، حماسي و يا نظامي باشد با هم تفاوت پيدا مي كند كه سخنران بايد با توجه به تناسب حال مضمون را در نظر گيرد. يعني ابتدا بايد تعيين كند كه قصد دارد در مورد چه موضوعي سخنراني كند. بعد با توجه به آن هدف سخنراني كند.

وي در ادامه روان بودن بيان و زبان را با اهميت خواند و ياد آور شد: فصيح بودن سخن، با افكار مخاطب آشنا بودن يعني متناسب با مخاطب حرف زدن بسيار مهم است. به گونه اي كه در يك شهر بزرگ يا شهرستان يا ميان تحصيلكردگان و يا روستاييان سخنراني كردن، تفاوتهاي بسياري با يكديگر دارند.

حجت الاسلام محمد تقي رهبر با اشاره به اينكه سخنران بايد ادبيات و بيانش را با توجه به مخاطب تعيين كند، يعني مخاطب شناسي با مضمون حساب شده باشد و مقاله را از پيش تعيين كند، اظهار داشت: سخنراني بايد مقدمه، متن، پايان و نتيجه داشته باشد و همه اينها را از پيش طراحي كند. نقشه سخن را تنظيم كرده و با توجه به شناخت مخاطب از اصطلاحات خاصي استفاده كند. 

عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در ادامه تصريح كرد: سخنران بايد عامل به سخن خود باشد، يعني به همان چيزي كه مي گويد، عمل كند، چرا كه اشارات واعظ ديني اينها را تأثيرگذارتر مي كند. نوع نشستن، نگاه كردن، تقسيم نگاه ميان مخاطبان، خسته نكردن مخاطب، فراز و نشيب دادن سخن، تنوع در صحبت نيز از آداب خاصي برخوردار است كه رعايت هر يك از آنها تأثير به سزايي در سخنراني خواهد داشت.

منبع :

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=551455


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۶:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

سخنراني از مهمترين شيوه‌هاي اطلاع‌رساني ديني است

خبرگزاري مهر - گروه دين و انديشه: با توجه به اينكه يكي از اساسي‌ترين اصول اوليه تبليغ و اطلاع رساني ديني و فرهنگي سخنراني است، توجه به مباني و شرايط اين نوع اطلاع‌رساني از اهميت زيادي برخوردار است. به همين جهت خبرگزاري مهر در گفتگو با كارشناسان و مسئولان كشور ويژگيهاي مبلغ و محتواي سخنراني را به بحث گذاشته است.

حجت الاسلام سيد جواد موسوي هوايي معاون پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي با اشاره به اينكه تبليغ چهره به چهره و سخنراني تأثير به سزايي بر مخاطب مي گذارد، گفت: در چنين شرايطي مبلغ بايد به متون اصلي قرآن، نهج البلاغه و صحيفه سجاديه به عنوان 3 منبع بزرگ الهي و اسلامي رجوع و مباحث مورد نظر خود را از ميان آنها استخراج و ارائه كند . 

سخنراني مبلغان بايد برگرفته از متون اصلي اسلام باشد

معاون پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي اظهار داشت: در دنياي امروز با تمام تكنولوژي و ارتباط مستقيم و غير مستقيم انسانها با يكديگر و همچنين طبق ادله روانشناسي و جامعه شناسي حدود 70 درصد انتقال اطلاعات مؤثر به ويژه مسائل ديني از طريق سخنراني و به اصطلاح سنتي منبر رفتن و تبليغ چهره به چهره انجام مي شود.

وي با اشاره به تبليغ دين در مسيحيت گفت: تبليغ چهره به چهره كار اساسي و زير بنايي است كه در مسيحيت به خوبي نمايان است و انجام مي شود، اين مسئله از لحاظ علمي نيز به اثبات رسيده است. با توجه به تكنولوژي معاصر، لوح فشرده، اينترنت و موبايل، در فضاي تبليغ چهره به چهره و محيط قرار گرفتن نفوذ ديگري دارد. 

معاون پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي با اشاره به اينكه در فضاي تبليغ چهره به چهره، مبلغ و پيام تبليغي تأثير به سزايي دارند، گفت: همچنين در تبليغات حضرت ابراهيم يا حضرت موسي نيز مكان خاصي براي تبليغ داشتند تا مردم كلام اين پيامبران را بشنوند . از اين رو شرايط زماني و مكاني نيز بايد به گونه اي باشد كه مخاطب خسته نشود. اين مسئله نسبت به نماز جماعت هم وجود دارد كه حضرت محمد (ص) دوست نداشت با وقت گير كردن و يا طولاني كردن تنفر از دين و نماز به وجود آيد.

حجت الاسلام سيد جواد موسوي هوايي در ادامه افزود: عناصر كلي و عمومي در بحث و سخنراني بايد رعايت شوند . حجت الاسلام قرائتي نيز به عنوان مبلغ دين و مفسر قرآن كريم كه به تازگي از وي تجليل شد سعي در حفظ زبان قوم داشت و با آن با مردم سخن مي گفت و معتقد بود اگر چه سخنراني بسيار خوب باشد نبايد بيشتر از 30 دقيقه طول بكشد. از اين رو زمان هم بايد رعايت شود به ويژه در سخنراني بين دو نماز كه نبايد از 5 دقيقه بيشتر باشد و حال مخاطب بايد رعايت شود.

وي با تأكيد بر اينكه مخاطبان از نظر سطح سواد و آگاهي متفاوت هستند، ياد آور شد: سخنران در تبليغات چهره به چهره بايد حد متوسط را در نظر گرفته و در سطحي صحبت كند كه مخاطب كلام او را به راحتي درك كند نه سطحي و روبنايي و نه پيچيده كه هر دو بي تأثير خواهد بود. نكته ديگر متن پيام است كه بسيار مهم به شمار مي رود، بايد در اينجا به متون اصلي خود بازگرديم كه قرآن، نهج البلاغه و صحيفه سجاديه به عنوان 3 منبع بزرگ الهي و اسلامي منشأ الهي دارند. قرآن كريم مستقيم از جانب خدا وحي شده، نهج البلاغه كه كلام تربيت شده وحي و پيامبر اكرم (ص) است و صحيه سجاديه كه در امور مختلف ديني بحثهاي مفصلي دارد كه بايد روي اين 3 محور برنامه ريزي كرد و از روايات و تبيين كنندگان وحي و اهل بيت روايات معتبري براي توضيح مسائل ديني استخراج كنيم كه با توجه به تنوع موضوعي تأثير بسيار زيادي بر مخاطب  خواهند داشت .  

منبع :

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=551455


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۶:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]
سخنران مذهبي بايد منبع غني اطلاعات باشد عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي محتواي سخنراني مذهبي را بسيار مهم دانست و گفت: سخنران بايد منبع غني اطلاعات بوده و ضمن گزينش مطلب و داشتن هدف و پيام، بيانگر فرامين الهي، پيام رسول خدا و ائمه باشد.

حجت الاسلام عباسعلي اختري عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اينكه سخنراني و تبليغ به منظور تأثيرگذاري بر شنوندگان انجام مي شود، اظهار داشت: علاوه بر اين به عنوان فن علمي و فن خطابه در دانشگاهها نيز تدريس مي شود كه خود نوعي هنر به شمار مي رود.

وي با اشاره به اينكه در طول تاريخ چه در جهان اسلام و چه غير اسلام كساني بودند كه با ايراد سخنراني و با به كار بردن ظرافتهاي هنري تحولات بزرگي ايجاد كردند كه توانستند سرنوشت يyle-span>تحقيقات نشان مي‌دهد كه 76 درصد از سخنوران ورزيده قبل از رفتن به جايگاه سخنراني دچار ترس و هيجان هستند اما آنها اين نوع هيجان را نشانه‌اي از سلامت روان براي انجام دادن فعاليتي مثبت تلقي مي‌كنند. به عبارت ديگر هيجاني بودن در آغاز سخنراني، حالتي كاملاً طبيعي و حتي مطلوب است زيرا بدن در اين حالت مانند هر حالت پر اضطراب ديگري تلاش مي‌كند با ترشح آدرنالين بيشتر واكنش مثبت نشان دهد.

اين ترشح ناگهاني آدرنالين همان عاملي است كه موجب تپش قلب و لرزش دست و زانو و عرق پوست مي‌شود و هر شخصي كه بخواهد در برابر جمع سخن بگويد ، تا حدودي اين واكنش‌ها را دارد. 

حال سؤال اين است كه چگونه مي‌توان از اين حالات هيجاني و عصبي، برداشت مثبت كرد ؟

لازم است بدانيم بجاي اينكه تلاش كنيم همه هيجان روحي قبل از سخنراني را از بين ببريم، بكوشيم آن حالت را به وضعي مطلوب كه متخصصان آن را هيجان مثبت مي‌نامند، تبديل كنيم. هيجاني سرشار از شور و شوق و سرزندگي كه متفاوت با آن حالات عصبي و بازدارنده روحي است و ديگر شما را قرباني نخواهد كرد؛ بلكه حياتي جديد مي‌بخشد و حالات انسان را كاملاً در اختيار دارد.

در اينجا شش راه تجزيه شده و مطمئن براي تبديل حالات عصبي و رواني منفي قبل از سخنراني به حالات و هيجانات مثبت مطرح مي‌شود. 

1- مرحله  اول، اين مرحله را شما قبلاً طي كرده‌ايد و دوره‌هاي آموزشي آن را پيش از اين گذرانده‌ايد. كافي است درباره گذشته خودتان در روزهاي اول كودكستان، دبستان، دبيرستان، دانشگاه و روزهاي اول آشنايي با محيط كار و شغلتان فكر كنيد. به احتمال زياد در همه موقعيت‌ها شما با وضعي جديد، غيرعادي و تنش‌زا روبرو بوده‌ايد. سازگار شدن با هر كدام از موارد، ترس و واهمه‌اي موقتي و كوتاه همراه داشته است. درباره سخنراني كردن در وضع فعلي چنين حالتي مصداق دارد.براي اغلب افراد بويژه دانشجويان هنگام صحبت در برابر دوستان هم‌دانشگاهي خود مهمترين عامل، ناآگاهي است هر چه فرد از چگونگي سخنوري بيشتر آگاه باشد و بيشتر سخنراني كند، ترس و واهمه سخنراني كردن در او كمتر مي‌شود. 

يادگيري مهارت سخن گفتن با يادگيري ديگر هنرها و فنون زياد متفاوت نيست و مانند آنها نيازمند تكرار، تمرين، آزمايش و خطاست.گاهي مي‌توان در كلاس، ميان دوستان دانشگاهي سخنراني كرد و آنها را بهترين مخاطب‌ها براي ارزيابي عيوب سخنراني خود دانست و اين كار يعني سخنراني در جمع نزديكان و دوستان به مرور شما را به مهارت و هنر سخنوري نزديك مي‌كند.

2- مرحله دوم، آمادگي است. راه حل ديگر براي كسب اطمينان و تسلط در سخنراني، انتخاب عنوان مناسب و مورد توجه و علاقه خود ماست. صحبت هاي هر سخنوري كه با آمادگي كم به سخنراني بپردازد، نامنظم ، غيرمستند و مبهم خواهد بود. 

براي آماده كردن يك سخنراني چقدر وقت لازم است؟ 

تجريه نشان داده كه براي هر دقيقه سخنراني يك تا دو ساعت آماده‌سازي نياز است و گاهي متناسب با ميزان تحقيق مورد نياز وقت بيشتري احتياج است.شايد چنين زماني طولاني به نظر برسد اما نتايج آن بسيار با ارزش است. 

درست شبيه بازيگري كه تمرين مي‌كند تا درست درنقش خود به طور كامل قرار بگيرد.شما نيز با صرف وقت براي ايجاد آمادگي بيشتر به احساس اطمينان و نهايتاً جايگاه درست نايل مي‌شويد. 

يك كارشناس و مربي فن سخنوري به نام لي‌لي والترز در كتاب « شگردهاي سخنوران موفق» تخمين زده است كه آمادگي مطلوب ممكن است ترس و واهمه حضور در جايگاه سخنراني را تا 75 درصد كاهش دهد. 

مثبت فكر كنيد  

اغلب احساس اطمينان، عمده‌ترين نيروي ايجاد فكر و نگرش مثبت است. اگر شما نظر و فكرتان اين باشد كه مي‌توانيد كاري را انجام دهيد، معمولاً قادر به انجام آن هستيد و از طرفي اگر احساستان اين باشد كه در انتظار دردسر و مصيبتي هستيد، بيشتر اوقات چنين خواهد شد. اين حالات دقيقاً درباره سخنراني كردن در حضور مردم نيز مصداق دارد. احتمال شكست در سخنراني براي سخنران‌هايي كه درباره خود و تجربه سخنراني‌شان فكر و نگرش منفي دارند، بيشتر از افرادي است كه درباره خود مثبت فكر مي‌كنند. 

در اينجا چند شيوه تفكر براي انتقال از نگرش منفي به نگرش مثبت هنگام آماده شدن براي سخنراني مطرح مي‌شود. 

نگرش و افكار مثبت  

-       اين سخنراني فرصتي است كه بتوانيم ديگران را در افكار و عقايد خودم سهيم كنم و مانند هر سخنراني ديگري تجربه به دست آورم. 

- هيچ كس كامل و عالي نيست اما من با هر سخنراني در حال پيشرفت و بهتر شدن هستم. 

- هنگام سخنراني همه هيجاني هستند. اگر ديگران توانستند خودشان را آرام كنند، من هم مي‌توانم. 

- من موضوع خوبي براي سخنراني خودم انتخاب كرده و كاملاً آماده‌ام. قطعاً همه از آن لذت خواهند برد. 

نگرش و افكار منفي  

- اي كاش من ناچار نبودم كه سخنراني كنم. 

- من سخنوري كارآزموده و بزرگ نيستم. 

- من هميشه هنگام سخنراني ناراحت و مضطرب هستم. 

- هيچكس به شنيدن آنچه من ناچارم بگويم علاقه‌ مند نيست. 

بسياري از روانشناسان معتقد ند كه نسبت افكار مثبت به افكار منفي در زمينه فعاليت هاي هيجاني و پر اضطراب مانند سخنراني كردن، حداقل 5 بر يك است. به عبارت ديگر براي هر نگرش منفي، بايد حداقل 5 تفكر مثبت را رودروري آن قرار دهيد. اين گونه است كه شما حالت هيجاني را به طور كامل بر طرف نمي‌كنيد ؛ بلكه آن را در اختيار خود قرار مي‌دهيد و به كمك آن بر افكار و عقايدتان براي انتقال به مخاطبان مسلط مي‌شويد و ترس و نگراني هاي مخرب از شما دور مي‌شود. 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۶:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

آئين عذرخواهي از مخاطبان

شايد برخي مطالب شما به هنگام ايراد يك سخنراني يا اجراي يك برنامه زنده راديوئي يا تلويزيوني و يا انجام يك مناظره ، موجب اختلاف نظر هائي بين شما و مخاطبان شود . براي نمايش مديريت كارآمد خود و رعايت اصول حرفه اي فن بيان به منظور كاهش اختلال و تشنج ، پيشگيري از اتلاف وقت و جلب اعتماد و محبت بيشتر مخاطبان ، به اين روش ها عمل كنيد :

چنانچه تصور مي كنيد حق با مخاطب است ، انتقاد را با گشاده روئي بپذيريد ، سخنان مخاطب را با روي باز و به راحتي گوش كنيد و از او ، به شيوه اي زيبا عذرخواهي كنيد .

در اوج بحث ، تپش قلب و فشار خونتان بالا مي رود و ممكن است چيز هايي بگوييد كه لزوما از بيان آنها منظوري نداريد . هميشه پس از هر سخنراني چالش انگيز ، به مكاني خلوت نياز داريد كه در آن آرام گرفته و افكار خود را جمع بندي كنيد  .

گذشته را ياد آوري نكنيد به چيزي كه اكنون در حال روي دادن است توجه كنيد . آتش آور معركه شدن راهي به جايي نخواهد برد و با فراموش كردن گذشته ، زودتر با مخاطبان به توافق مي رسيد 

به مخاطب بفهمانيد كه دشمنش نيستيد اگربه آرامي در مورد موضوعي بحث مي كنيد و مخاطبتان به يكباره صدايش را بالا برده و از كوره در مي رود كافي است با توجه بيشتر و با استفاده از كلمات محبت آميز ،به او القاء كنيد كه اين مجادله بي اهميت است 

گاهي مجادلات بيهوده بخاطر شرائط ناگوار و نامناسب محيط پيرامون شماست و مي تواند تأثير مستقيمي روي احساسات شما داشته باشد . محيط را مناسب سازي كنيد چرا كه عصبانيت يك احساس خشن است اما با توجه به محيط و با مراقبت همراه با توجه محبت آميز ، هميشه مي توان آن را مهار كرد .

مشكل ترين كلمه را به زبان بياوريد يك عذر خواهي واقعي مي تواند يكي از دشوارترين پيشنهاداتي باشد كه ما ارائه مي دهيم ! بر خلاف 14

كليدهاي برق را جاسازي كنيد تا اگر لازم بود بتوانيد نوررا جهت استفاده از وسائل كمكي ديداري ، كاهش دهيد .

15

در مورد قرار گرفتن هرگونه وسيله كمكي ديداري ، پيش تر ، تصميم بگيريد .

16

پيش تر ، طراحي كنيد كه چگونه خروجتان را تنظيم خواهيد كرد .

17

مطمئن شويد كه مي دانيد چگونه سيستم سخنراني عمومي عمل مي كند

18

صندلي هاي اضافه براي مخاطباني كه دير مي آيند ، نگهداريد .

19

سخنراني خودرا حول و حوش 3 تا 4 نكته اساسي ساختار بندي كنيد

20

با گفتن چند حكايت مربوط به موضوع ، مخاطبان را علاقه مند نگهداريد .

21

مطمئن شويد مفاهيم اصلي سخنراني خودرا به طور واضح

 بيان نموده ايد . 

22

نكات اصلي خودتان را در يك جمله خلاصه نمائيد . 

23

وقتي مطلبتان را جستجو مي كنيد ، هدف هاي عيني عمده خودرا در ذهن داشته باشيد .

24

منابع متفاوتي را امتحان كنيد تا مطمئن شويد آنچه يافته ايد ، مفيدترين است . 

25

يك منبع خوب را فقط به دليل اين كه اطلاعاتش فورا در دسترس شما نيست ، ناديده نگيريد . 

26

تصميم بگيريد چه تعداد نكاتي را مايليد در سخنراني خود بگنجانيد . 

27

مطمئن شويد ارائه مطلب شما با يك نكته مثبت قوي پايان مي يابد . 

28

بطور واضح ، انتهاي يك نكته و شروع نكته بعدي را در ساختار سخنراني خود ، مشخص كنيد . 

29

آهنگ صداي خودرا خيلي زياد تغيير ندهيد . ممكن است به نظر ساختگي برسد . 

30

به يادداشته باشيد كه نوشتن يك سخنراني با شنيدن آن هنگام ايراد سخنراني متفاوت است .

31

راه هاي متفاوتي براي بيان يك عقيده پيدا كنيد . طبيعي ترين آن هارا استفاده كنيد .

32

درمورد آنچه در ايراد سخنراني خود مطرح مي كنيد ، محتاط و دقيق باشيد . 

33

مطمئن شويد ساختار مطالب سخنراني شما ، آنقدر پيچيده يا احتمالا گيج كننده نيست .

34

اگر از روي نوشته سخنراني مي كنيد ، مطالب را در يك طرف صفحه چاپ كنيد و از چاپ درشت استفاده كنيد . 

35

هميشه صفحات سخنراني نوشته شده را شماره گذاري كنيد . 

36

يادداشت هاي خودرا روي كاغذهاي ضخيم و محكم يا كارت هاي فهرست تنظيم كنيد . 

37

هميشه درزمان تمرين سخنراني ، از وسائل كمكي ديداري – شنيداري انتخاب شده استفاده كنيد . 

38

زماني كه براي نخستين بار به مخاطبان خود مي گوئيد به وسيله كمكي ديداري – شنيداري نگاه كنند ، مكث كنيد . 

39

اسلايدهاي خودرا براي اجتناب از هر گونه سردرگمي ، شماره گذاري كنيد . 

40

از تصاوير مناسب براي راحت تر درك كردن نكات جدي استفاده كنيد .

41

يادداشت هارا روي چارچوب اسلايدهاي پروژكتور اورهد بنويسيد . 

42

از كليه وسائل ديداري – شنيداري كه مي دانيد بدون آن نمي توانيد درسخنراني عمل كنيد ، دوتا داشته باشيد .

43

گم كردن مطلب را در نوشته خود و مجددا پيدا كردن آن را تمرين كنيد . 

44

صحبت كردن واضح را ، هم درآهنگ طبيعي صدا و هم در شدت آن ، تمرين كنيد . 

45

سرعت سخنراني خودرا تغييردهيد و ببينيد كدام سرعت ، موثرترين است .

46

مخاطبان شما ، يار و دوست شما هستند . آن ها مايلند از شما ياد بگيرند .

47

طبيعي رفتار كنيد . مخاطب نيز پذيراي شما خواهد بود .

48

بيشتر در مورد گروه بزرگ مخاطبان فكر كنيد تا گروه كوچك . 

49

خودرا در يك آينه به دقت نگاه كنيد . ببينيد چه تأثيري مي گذاريد ؟

50

لباسي كه ممكن است مخاطبان را متحير كند نپوشيد .

51

در طول سخنراني ، دست هايتان را از جيبتان بيرون بياوريد .

52

مطمئن شويد زبان بدني شما ، آنچه را مي گوئيد ، منعكس مي كند .

53

بياموزيد كه ماهيچه هاي صورت خودرا شل كرده ، لبخند بزنيد . 

54

هميشه در زمان سخنراني ، كفش هاي راحت بپوشيد .

55

مطمئن شويد موهايتان به روي صورتتان نمي آيد . 

56

يك آب نبات نعنائي يا عسلي درست پيش از شروع به سخنراني ، بمكيد . 

57

در نظر داشته باشيد ورزش هاي يوگا را انجام دهيد كه عمق تنفس شمارا بهبود مي بخشد .

58

تغيير در زير و بمي صدارا در چند جمله تمرين كنيد . 

83

درجستجوي پنهاني بالا رفتن دستي كه مي خواهد جلوي خميازه كشيدن را بگيرد ، باشيد .

84

از ضربه زدن با پاها كه نشانه روشني از عدم تحمل مخاطبان است ، آگاه باشيد .

85

تمرين كنيد به پرسش هاي ناگهاني يك مخاطب ، پاسخ دهيد .

86

مخاطب هرقصدي از پرسش خوددارد يا با هر آهنگ صدا ، پرسش خودرا طرح مي كند ، شما خونسرد باشيد .

87

با گفتن عبارت : " نكته خوبي بود " ، پرسشگر خجالتي يا عصبي را تشويق كنيد .

88

پرسش هاي خشن را به پرسشگر يا به مخاطبان ارجاع دهيد .

89

پرسش هارا به همه مخاطبان پاسخ دهيد نه فقط به پرسشگر .

90

با اطلاعات گسترده خود ، به مخاطبان چيره شويد .

آن چه در پي مي‌آيد، آموزشي معكوس و گاه طنزآميز در اين زمينه است كه خاستگاه آن، مطالعات و تجربه‌هاي نگارنده بوده و با زباني ساده، به قلم آمده است؛ ولي اميد مي‌رود كه با نگاهي ساده خوانده نشود:

1. به آراستگي ظاهر و چهرة خويش توجه نكنيد و آن را ناديده بگيريد؛ زيرا در سخنراني، فقط محتواي خوب سخن مهم است؛ نه آراستگي ظاهر سخنران. پس با موهاي نامرتب و شانه نكرده، كفش‌هاي واكس نزده، لباس‌هاي اتو نكرده و وصله خورده، دهان مسواك نزده، بدن و جامة نامطبوع و آلوده به سخنراني بپردازيد و به سخناني همچون «خدا زيباست و زيبايي را دوست دارد»، اهميت ندهيد.

2. هر سخني و به ويژه سخنان مشهور را از هر كسي - به ويژه آدم‌هاي مشهور - كه شنيديد، بدون اين كه به منابع معتبر و دست اول مراجعه و دربارة درستي يا نادرستي آنها تحقيق كنيد، براي ديگران و مخاطبان خويش نقل كنيد و به جملة «چه بسيار سخنان مشهوري كه اصل و پايه‌اي ندارند»، گوش نكنيد   .

3. نوآوري در هنر سخنوري را كنار بگذاريد و به همان حرف‌ها و مطالب تكراري و قبلي بسنده كنيد؛ حتي اگر متاع سخن و بازار سخنراني كساد باشد و كليم كاشاني در اين باره نيز اين گونه سروده باشد: «گر متاع سخن امروز كساد است كليم/ تازه كن طرز كه در چشم خريدار آيد»؛ مثلاً در جايي كه مي‌خواهيد بگوييد انسان‌ها براي نشان دادن توانايي‌ها و ويژگي‌هاي خويش نبايد از خودشان تعريف كنند، بلكه بايد خود توانايي‌ها و ويژگي‌هايشان معرفي كنندة آنها باشد، دوباره و چندباره به اين سخن سعدي استشهاد كنيد كه گفت: «مشك آن است كه خود ببويد؛ نه آن كه عطار بگويد» و از آن دست برنداريد و مثلا به سخن ديگر سعدي در همين زمينه كه كمتر به آن استشهاد ‌شده، اشاره نكنيد؛ «اگر هست مرد از هنر بهره‌ور/ هنر خود بگويد نه صاحب هنر» و يا از سخن سعدي گونة زنده‌ياد سلمان هراتي يادي نكنيد كه گفت: «بهار آن است كه خود ببويد؛ نه آن كه تقويم بگويد».

4. به تلفظ درست كلمات و به ويژه نام‌هاي خاص، دقت نكنيد؛ زيرا اين گونه امور از مسائل بسيار جزئي و سطحي است كه كسي به آنها توجه نمي‌كند و به آنها اهميت نمي‌دهد. در فن سخنوري، فقط بايد به مسائل كلي و كلان توجه كرد و به آنها اهميت داد. حالا اگر سخنوري به جاي اين كه درست تلفظ كند و بگويد: «گُمان، نِكات، حاتِم طائي، نيكُلسون، كار‍نِگي، شِهاب الاخبار، مُنتَهي الامال»، به غلط بگويد: «گَمان، نُكات، حاتَم طائي، نيكِلسون كارِنگي، شَهاب الاخبار، مُنتَهِيُ الامال»، مهم نيست و كسي به اين غلط‌هاي جزئي گير نمي‌دهد.

5. از كلمات قلنبه سلنبه استفاده كنيد، و به علم و آگاهي تظاهر كنيد و خود را عالم جلوه دهيد؛ حتي اگر مخاطبانتان معناي آن كلمات و مفهوم آن حرف‌ها را متوجه نشوند؛ زيرا «مردم، سخنوري را با سواد و فاضل مي‌دانند كه حداقل، يك سوم حرف‌هاي او را نفهمند»؛ مثلاً به آنان نگوييد: «مطالب سخنراني اين جانب با استفاده از كتاب‌ها و منابع معتبري شكل گرفته است كه به آنها اشاره خواهم كرد»؛ بلكه اين گونه بگوييد: «در فرايند هستي‌پذيري مطالب سخنراني‌ام، رفرنس‌هاي معتبري را از رؤيت خويش گذرانده‌ام كه به آنها اشارت خواهم نمود».

6. دربارة چگونگي شروع سخنراني، هيچ نينديشيد و هيچ مشورتي با ديگران نكنيد. چه كسي گفته است كه شروع سخنراني از ادامه و پايان آن مهم‌تر است و باعث مي‌شود كه شنونده را برجايش ميخكوب كند و آنان را به گوش دادن سخنان شما تشويق نمايد؟ چه لزومي دارد پيش از حضور در مجلس سخنراني و سوگواري براي عزيز از دست رفته‌اي، فكر كنيد كه آيا سخنراني خويش را با سخني از پيشوايان ديني يا بزرگان علمي يا قصه و خاطره‌اي از آن عزيز و يا سروده‌اي متناسب با او آغاز كنيد و كدام يك از اين آغازه‌ها با آن عزيز و با شركت كنندگان در مجلس سوگ او، مناسب‌تر و جالب‌تر و جاذب‌تر است؟ اگر شروع با شعر و سرود را مناسب‌تر مي‌دانيد، نينديشيد كه سخنراني خود را در جلسة مذكور با كدام يك از اين سروده‌ها آغاز كنيد؛

ديده از ديدار خوبان برگرفتن مشكل است

هر كه ما را اين نصيحت مي‌كند بي‌حاصل است...

گر به صد منزل فراق افتد ميان ما و دوست

همچنانش در ميان جان شيرين منزل است2

**

شربتي از لب لعلش نچشيديم و برفت

روي مه پيكر او را سير نديديم و برفت

گويي از صحبت ما نيك به تنگ آمده بود

بار بربست و به گردش نرسيديم و برفت3

7. سخنان خود را با كلمات و جملاتي زيبا بيان نكنيد؛ زيرا هر چه پيش آيد، خوش آيد، تازه، مگر چند نفر از شنوندگان دقت مي‌كنند كه كلمات و جملاتي را كه شما به كار مي‌بريد، زيباست و حتي از سخنان بسياري سخنوران ديگر نيز زيباتر است و تأثيري غيرمستقيم و لطيف بر آنان مي‌گذارد؛ مثلاً به جاي اين كه بگوييد: «نبايد با دنيا بسازيم، بلكه بايد دنيا را بسازيم»، بگوييد: «ما بايد به مردم دنيا آموزش دهيم و آنان را تربيت كنيم و نبايد تسليم وضع موجود در دنيا شويم».

8. در سخنراني‌هاي خويش، فقط كلي‌گويي كنيد و از پرداختن به جزئيات و مثال‌ها و مصداق‌هاي عيني و كاربردي خودداري ورزيد؛ زيرا ذكر مثال و مصداق و جزئيات، سخنراني شما را نزد بزرگان و اهل فضل و دانش، غير علمي و كم ارزش نشان مي‌دهد؛ به طور مثال، بگوييد: دروغ، كاري ناپسند و حتي از نظر ديني حرام است؛ ولي به مصداق‌ها و نمونه‌هاي آن در اجتماع، مانند خالي‌بندي و يا درخواست دو برابر و غير واقعي نيازهاي اداره از رئيس اداره، به جهت عادت هميشگي رئيس در موافقت با 50% نيازها، اشاره نكنيد و دربارة اين كه دو مصداق مذكور، آيا حرام هستند يا نه، سخني نگوييد.

9. اگر مطلبي را به صورت اشتباه بيان كرديد، به اشتباه خود اقرار و اعتراف نكنيد و درصدد اصلاح آن برنياييد؛ زيرا نتيجة اقرار و اعتراف به اشتباهات، همان سبك كردن و تحقير نمودن و بي‌سواد نشان دادن خود و از دست دادن اعتماد شنوندگان است؛ به طور مثال، چنانچه گفتيد: «بادمجان بم، آفت ندارد» و بعداً متوجه شديد درست اين مثل آن است كه گفته شود: «بامجان بد آفت ندارد»، چه ضرورتي دارد كه به اين اشتباه خود اعترافت كنيد و آبروي علمي خويش را نزد مخاطبانتان ببريد؟

10. براي اثبات سخنان خويش و حتي حقانيت دين اسلام، به خواب‌هايي كه خودتان ديده‌ايد و يا ديگران ديده‌اند، استناد كنيد و اساساً كار نداشته باشيد كه آيا خواب حّجّيت دارد يا نه و اسلام دين خواب است يا دين بيداري و اين كه پيامبر اكرمصلي‌الله عليه‌وآله و امامان معصوم عليهم السلام براي اثبات سخنان خويش و حقانيت دين اسلام به خواب‌هاي خود و ديگران استناد مي‌كردند يا نه و در تاريخ اسلام، تا كنون چند مورد از استناد به خواب را در سيرة پيشوايان و بزرگان دين ديده‌ايم!

11. در سخنراني، از هر دري سخني بگوييد و از اين شاخه به آن شاخه بپريد و بعد هم به شنوندگانتان بگوييد كه «الكلام يجرّ الكلام» و «حرف، حرف مي‌آورد». به طور كلي به تنظيم و دسته‌بندي مطالب و مديريت اطلاعات و در اختيار گرفتن معلومات خويش، اهميت ندهيد و كار نداشته باشيد كه از نظر روان‌شناسي و از جهت آموزشي، مطالبي كه تنظيم و دسته‌بندي شده‌اند، زودتر و آسان‌تر آموخته مي‌شوند و در ذهن و حافظة انسان جاي مي‌گيرند.

12. در سخنوري، فقط به مطالب و چيزهايي كه «بايد» بگوييد فكر كنيد و به مطالب و چيزهايي كه «نبايد» بگوييد، فكر نكنيد؛ حتي اگر شبهه‌انگيز يا ضد عقل و يا رَمانندة از دين و مكتب باشند. بنابراين، اين جمله را در امر سخنوري فراموش كنيد: «سخنران موفق، فقط كسي نيست كه مي‌داند چه چيزي را بايد بگويد؛ بلكه كسي است كه مي‌داند چه چيزهايي را هم نبايد بگويد».

13. اگر سؤال و شبهه‌اي را در زمينة معارف ديني مطرح كرديد، پاسخ آن را ندهيد و به بعد موكول كنيد ht: normal; unicode-bidi: embed; direction: rtl; " dir="rtl" class=" ">19. در سخنراني‌هاي خويش، تنوع نداشته باشيد و به صورت يكنواخت و طوماري و اتوباني، سخنراني كنيد؛ حتي اگر خستگي و خميازه كشيدن و پلك روي هم گذاشتن را در مخاطبانتان مشاهده كرديد. چه كسي گفته است كه سخنران، براي ايجاد تنوع در سخنراني‌هاي خود، بايد گاهي از شعر يا داستان يا امثال و حكم يا سخنان بزرگان دين و دانش و يا خاطره و تجربه‌هاي خود و ديگران يا نكته‌هاي نغز و پرمغز يا آمار و اخبار يا اطلاعات عمومي يا مطالب علمي و يا لطيفه‌هاي پندآموز استفاده كند؟

20. در پايان سخنراني خويش، به جمع‌بندي سخنان خود و نتيجه‌گيري از آنها نپردازيد. چه كسي گفته است كه نتيجة سخن و آخرين پيام سخنراني، پايدارترين و ماندگارترين مطلبي است كه در ذهن و حافظة شنوندگان جاي مي‌گيرد؟

اين سخن را ترجمة پهناوري

گفته آيد در مقام ديگري
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۶:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

اصول فن خطابه ( ديني ) 13

لا تحدث بما تخاف تكذيبه
چيزي را كه از تكذيب آن خوف داري ، به مردم مگو .
غررالحكم ، ص 800

آن چه در اين بحث اشاره شد ، مربوط به رعايت اصل پرهيز خطيب از بازگوئي شنيده هاي خود از اين و آن و انتقال
موضوعات بدون منبع موثق به مخاطبان بود و در فصل مربوط و به جاي خود ، آئين بهره برداري از قران كريم و سنت ، 
روش هاي طرح مسائل اعتقادي ، اخلاقي ، فقهي، اجتماعي ، سياسي و اقتصادي اسلامي و شيوه هاي نقل آيات و روايات از
منابع تفسيري ، روائي و تاريخي را كه بايد يقينيات قران و عترت براي خطيب باشد و نبايد به شنيده ها اكتفا كند ، 
مورد بحث قرار خواهيم داد .

خوب شنيدن سخنان ديگران

گرچه توجه دقيق به سخنان ديگران ، خصوصا خوب شنيدن كلام خردمندان و دانشمندان ،
وظيفه اي عقلاني و اخلاقي براي يكان يكان مردم است ، اما براي خطيب ، افزون بر ضرورت 
آراستگي او به اين سجيه اخلاقي انساني ، وظيفه اي ديني و حرفه اي نيز هست .

خطيب اسلامي ، با اين باور كه داناتر و آگاه تر از وي مي تواند وجودداشته باشد و افزون بر آن ، 
موعظه ها و انتقادهاي خيرخواهان را بايد شنيد و ضمن حسن استماع ، با مشكلات عمومي جامعه و 
مردم نيز بايد آشنا شد و با توجه صميمانه به كلام دانايان و بزرگان ديگر ، علاوه بر افزايش سطح آگاهي ها ، 
عقل و تواضع خودرا بايد در معرض آزمون دائمي قرار دهد ، بنا به توصيه اميرالمؤمنين علي عليه السلام ، 
همان گونه كه زيبا سخن گفتن را آموخته ، اعتقاد و آگاهي خود به خوب و زيبا شنيدن سخنان ديگران را نيز بايد
بمنصّه ظهور برساند و عملا به اطرافيان خود ، آئين و ادب حسن استماع را آموزش دهد :

اذا جلست الي عالم فكن علي ان تسمع احرص منك علي ان تقول و تعلّم حسن الاستماع كما تعلم حسن القول
و لا تقطع علي احد حديثه

درآن هنگام كه در حضور دانشمندي مي نشيني ، ميل تو به شنيدن ، بيش از آن باشد كه سخن بگوئي و خوب 
گوش دادن را بياموز همانطور كه خوب سخن گفتن را مي آموزي و با كلام خود ، گفته هيچ كس را قطع نكن .

مشكوة الانوار ، ص 134

آن حضرت ، خود اين گونه بود :

وكان علي عليه السلام ان يسمع احرص منه علي ان يتكلم .
علاقه و ميل علي عليه السلام به شنيدن سخنان ديگران ، بيش ازآن بود كه خودش سخن بگويد .
فهرست موضوعي غررالحكم ، ص 167 و 168 --- نهج البلاغه ، حكمت 281 

خطيب اسلامي آگاه و دانش گرا ، پيش از آن كه گوينده اي لايق و توانا باشد ، بايد شنونده اي زيرك و صبورباشد
و با حسن استماع ، سخنان ديگران را با دقت و شايستگي بشنود و با تداوم و تكرار سپرده گذاري نكته هاي حكيمانه درذهن ، 
بر اندوخته هاي ديني ، عرفي و علمي خويش بيفزايد تا به فرموده رسول اكرم صلي الله عليه و آله ، دانشمندترين مردم باشد :

اعلم الناس من جمع علم الناس الي علمه
عالم ترين مردم كسي است كه نهاد خودرا كانون دانش ديگران قراردهد و دانسته هايشان را با دانش خود جمع كند .
بحارالانوار ، ج2 ، ص 48 ---- مشكوة الانوار ، ص 137 

خوب شنيدن كلام ديگران ، به جز انتفاع علمي ، فكر خطيب را نيز پويا مي كند و در وي ، زمينه اي پديد مي آورد 
كه ذخاير پنهان خودرا هرچه بيشتر آشكار كند ، آموخته ها و فراورده هاي انديشه خويش را هرچه رساتر بيان و 
بهره بسيار ، نصيب شنوندگان لايق خويش كند .


نه فقط براي خطيب عالم و تجربه اندوخته و نه فقط براي خطيب تازه كار كه درآغاز راه آشنائي 
با علوم مختلف ، خاصه ، علم به قوانين دين خدا براي نيل به مدارج كمال و نشان دادن راه حق به مردم است ، 
سزاوار و شايسته است كه شنونده خوبي براي سخنان ديگران باشند ، اعتقاد و عمل به ادب حسن استماع ، 
اصلي فراگير و لازم الاجراء براي همگان بر اساس سفارش اميرالمؤمنين علي عليه السلام است :

اذا لم تكن عالما ناطقا فكن مستمعا واعيا
وقتي خودت عالم ناطق نيستي ، پس شنونده فراگير باش .
ميزان الحكمه ، ج4 ، ص 550

حضور در مجالس علما و خطيبان ديگر و گوش جان سپردن به كلام سخنوران مومن و فرهيخته ؛
و دقيق و خوب شنيدن سخنان افراد برخوردار از مكارم اخلاق در برخوردهاي خصوصي را مي توان
از جمله اسباب و عوامل اثرگذار بر شخصيت رو به تعالي و تكامل خطيب به شمارآورد چرا كه آدمي
با شنيدن نكته هائي آموزنده از مربيان دلسوز و توانا ، ذوق بالقوه و استعداد خاموش دروني اش ،
فعال و شكوفا مي شود .

اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي فرمود :

من احسن الاستماع تعجل الانتفاع
كسي كه داراي حسن استماع است ، زودتر منتفع مي شود و به بهره سخن ، سريع تر دست مي يابد .
مشكوة الانوار ، ص 137

سكوت در برابر بيان و توجه دقيق به كلام همگان خاصه برجستگان انديشه و علم و تقوي و خوب شنيدن
سخنان آنان ، حكايتگر شعور و عقل و ادب شنونده و نشانه تكريم او نسبت به شخصيت گوينده و احترام
به " بيان " است و اين ويژگي با ارزش ، به اندازه اي مهم و قابل رعايت است كه گاهي رهبران الهي ، 
با همه توان صبر و مدارا ، از بي اعتنائي و بي تفاوتي افراد بي دل و بي روح نسبت به سخنانشان ، سخت آزرده خاطر
و برآشفته مي شدند و با سخناني تند خطاب به آنان ، مراتب ناخشنودي و خشم خودرا آشكار مي كردند .

روزي ، چند نفر از افرادي كه بي اعتنا به سخنان ديگران و مدعي تشيع بودند ، حضور امام باقر عليه السلام رسيدند :

فوعظهم و حذرهم و هم ساهون ولاهون فاعاظه ذالك فاطرق مليا ثم رفع رأسه اليهم فقال : 
يا اشباحا بلا ارواح و ذبابا بلا مصباح كانكم خشب مسندة و اصنام مربدة

حضرت آنان را موعظه كرده و از عذاب الهي تحذيرشان نمود . آنان سخن امام را با غفلت و غير جدي تلقي نمودند .
طرز عملشان ، حضرت باقر عليه السلام را خشمگين ساخت . چند لحظه سر به زير افكند . سپس به آنان متوجه شد و فرمود :
اي پيكرهاي بي روح ؛ و اي مگسان تاريك پرواز ، شماهم مانند چوب هاي خشك و همچون بت هائي رنگين هستيد .

تحف العقول ، ص 291


همانگونه كه بر مبناي احكام خمسه شرع مقدس اسلام ( حرام ، مكروه ، مستحب ، واجب و مباح ) ، 
استماع يا عدم استماع براي شنوندگان الزام آور است ، براي خطيب اسلامي نيز از اين جهت كه عملا 
به مردم آموزش لازم " احكام شنيدن " داده باشد ، رعايت حكم استماع با توجه به سخن مسموع ،
ضرورت بيشتري دارد .

خطيب اسلامي ، ضمن پرهيز از شنيدن سخن حرام مانند غيبت يا سخناني كه توهين به مقدسات يا هتك
حرمت ديگران و پرهيز از نوع مكروه آن مانند شنيدن سخن باطل و بيهوده كه اتلاف وقت است ، شايسته است
نسبت به حسن استماع كلام ديگران كه حاوي وعظ و ارشاد و شامل نكته هاي انتقادي سازنده است ، توجه كافي 
داشته باشد و افزون بر اين ، با توجه به اين نكته كه هدايت و رستگاري افراد ، وابسته به شنيدن و منوط به علم
و عمل به آگاهي هاست ، شايسته است خطيب اسلامي ، نسبت به شنيدن و كسب اطلاع از اموري كه علم به آن ها
لازم است و از جمله مقدرات تلقي و محسوب مي شود ، سعي وافي داشته باشد .

قران كريم ، حتي در مورد كافراني كه تامين جاني ندارند و آمدن نزد مسلمانان براي آن ها خالي از خطر نيست ، 
به مسلمانان دستور مي دهد كه به آن ها بادادن تامين جاني ، اطمينان خاطر بدهند تا احساس خطر نكنند و كلام خدارا 
بشنوند وپس از استماع كلام خدا ، آن هارا به جايگاه امن و محل زندگيشان ، باز گردانند :

وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْلَمُونَ
و اگر يكى از مشركان از تو پناه خواست پناهش ده تا كلام خدا را بشنود سپس او را به مكان امنش برسان 
چرا كه آنان قومى نادانند

سوره توبه ، آيه 6

خوب شنيدن سخنان ديگران ، مانند خوب سخن گفتن براي ديگران ، يك ويژگي اكتسابي است و براي برخورداري از
اين ارزش و ادب و فضيلت انساني ، نياز به تلاش و تمرين و مراقبت بسيار است .
خطيبي كه مي خواهد به مرتبه اي والا از سجيه اخلاقي حسن استماع براي يادگيري نكته هاي حكيمانه ديگران ، 
براي آشنائي با مشكلات و دردهاي مردم ، براي احترام به كرامت و عزت گوينده سخن و براي آموزش عملي ادب
خوب شنيدن به ديگران ، نائل شود ، ناگزير از مجاهدت و مراقبت است تا آن را ملكه خود سازد و به فرموده 
اميرالمومنين علي عليه السلام ، بصورت يك عادت ثابت در ضمير خود ، نهادينه و پايدار كند :

عَوِّد اُذُنُكَ حسن الاستماع
گوش خودرا عادت ده كه سخنان ديگران را خوب بشنود و با حسن استماع ، تلقي نمايد .
فهرست موضوعي غررالحكم ، ص 167

مهم ترين نكته در ادب " خوب شنيدن سخنان ديگران " ، اين است كه شنونده برخوردار از سجيه اخلاقي حسن استماع ، 
سزاوار رحمت واسعه الهي است و از درياي بيكران فيض او بهره مي برد و دعاي خير حضرت مولي الموحدين ، 
شامل حالش مي شود :

رحم الله امراً سمع حكما فوعي و دعي الي رشاد فدنا و اخذ بحجزة هاد فنجي
خدا رحمت كند مردي را كه مطلب حكيمانه مي شنود ، آن را فرا مي گيرد و به حافظه مي سپارد و به راه هدايت
خوانده مي شود . خواننده را اجابت مي كند و به آن راه مي گرايد . دامن راهنمايان حق را مي گيرد تا به مقصد
برسد و نجات پيدا كند .

نهج البلاغه ، خطبه 76

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۶:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

اصول فن خطابه ( ديني ) 12

اخلاق حرفه اي خطيب اسلامي

 

از مانيست كسي كه به بزرگترها احترام و به كوچك ترها رحم نكند. 

بحار الانوار ، ج 75 ، ص 138

احترام به بانوان

شمار بسياري از مخاطبان و شنوندگان خطابه هاي ديني ، دختران و بانوان هستند كه نقش پايه اي
و محوري تربيت كودكان را به عهده دارند اما به وجود و تلاش اثرگذار مثبت آنان بر خانواده و
جامعه ، آنگونه كه متناسب با شأن و مقامشان و شايسته موقعيت و پايگاهشان باشد ، متأسفانه
توجهي نشده است .

علاوه بر اين كه متوليان امور مساجد و مجالس بايد زمينه هاي رفاهي ضروري براي حضور مستمر آنان
در مجالس سخنراني و امكانات پذيرائي مناسب از ايشان و هم سطح با مردان را فراهم كنند ، خطيب
اسلامي نيز شايسته است با مديريت توأم با تدبيروعدل :

- به شخصيت والاي آنان احترام گزارد .
- از حضور آنان در مجلس و توجه به سخنراني ، سپاسگزاري كند .
- از انتقادهاي غير اصولي از آنان بپرهيزد .
- براي دعوت آنان به سكوت و آرامش و رعايت ضوابط مجالس و اماكن عمومي ، از شيوه هاي احترام آميز
و توأم با مهرباني و ادب اسلامي استفاده كند و از مخاطب قراردادن آنان توأم با پرخاش بپرهيزد .
- هيچگونه تبعيض گفتاري و رفتاري بين آنان و مردان قائل نشود .
- از شيوه هاي نادرست و غير اسلامي برخي از وعاظ و خطباي غير حرفه اي گذشته براي دعوت بانوان به
سكوت و توجه به سخنراني، پيروي نكند .
- از نقل قصه ها ، مَثَل ها ، لطيفه ها و شعرهائي كه مردان را نسبت به زنان و زنان را نسبت به مردان
جسور و بدبين كند و موجب حذف صميميت از زندگي آنان و سبب تزلزل اركان خانواده و انگيزه اي
براي رويگرداني دختران و بانوان از محافل ديني شود ، بپرهيزد .
- همانند پيامبر بزرگوار اسلام وساير اولياي الهي با دختران و بانوان برخورد كند تا شيوه رفتار زيبايش ، 
براي ديگران نيز ، سرمشق پسنديده اي باشد :

پيامبربزرگوار اسلام ، با گفتار و روش برگرفته از وحي و به كار گرفتن خلق نيكوي خود ، زنان را در دين
مبين اسلام ، جايگاهي بلند عطا فرمود و عزت و حرمت زن را فزوني داد و بنيان رفاه و خوشبختي خانواده 
و فرزندان را در گرو ارزش نهادن به مقام زن تبيين و تحكيم نمود و فرمود:

الجنة تحت اقدام الامهات

بهشت زير پاي مادران است.

مستدرك الوسائل، ج‏15، ص‏181 
الهندى, علإالدين, كنزالعمال, (موسسه الرساله, بيروت, 1413ق ـ 1993م), ج16, ص261, ش45439


با اين نگرش ، بطور كلي نوع نگاه به زن را در تمام جهان دگرگون كرد و با اصول و قوانين شرعي ،
حريم خانواده ها را حصاري محكم كشيد و عفاف را در بين اهل اسلام جايگزين خوار شمردن زنان كرد و
به زن ارج و عزت دادو تمام حقوق او را با قوانين ارزشمند ، احقاق و منضبط كرد


پيامبر بزرگوار اسلام ، هميشه به صحابه خويش در باره رعايت احترام بانوان و رعايت حقوق همسران و
دختران سفارش مي فرمود و خود ، پيشگام بود .
براي دختر بزرگوارش حضرت فاطمه زهراء سلام الله عليها ، مقام رفيعي قائل بود و از حضرت خديجه
سلام الله عليها ، بسيار تجليل مي كرد و در مدينه ، با همسران خويش ، برخوردي بسيار احترام آميز داشت و
عدالت و مساوات را در باره آنان رعايت مي فرمود .
تجليل و تكريم پيامبر عزيزاز حضرت فاطمه زهراء سلام الله عليها ، علاوه بر اين كه دخترشان بود ، بيشتر
به خاطر مقامات معنوي و كمالات روحي او بود كه به عنوان زن ، از چنين جايگاهي برخوردار بود .

در كتب تاريخي و حديثي ، موارد بسياري از برخوردهاي احترام آميز پيامبر بزرگوار اسلام با زنان ثبت شده كه
براي نمونه ، به نقل دو مورد اكتفا مي كنيم تا بيشتر با اخلاق حرفه اي خطيب اسلامي درزمينه رعايت حقوق
دختران و بانوان جامعه و احترام و تكريم نسبت به آنان از سوي او ، آشنا شويم :

در سال هشتم هجرت ، در جريان خيبر ، يك زن يهودي ، غذائى از دست گوسفند تهيه و آن را زهرآگين 
كرد و به رسول خدا(ص ) خورانيد. اثر آن غذاى مسموم ، گاهى ظاهر مى شد و سرانجام آن حضرت ، 
بر اثر مسموميت ،بيمار و بسترى شده و رحلت كرد .
زن يهودى را دستگير كرده ، نزد رسول خدا(ص ) آوردند. پيامبر(ص ) به او فرمود: چرا چنين كردي؟
زن گفت : با خود گفتم اگر پيامبر باشد ، به او زيان نمى رساندو اگر پادشاه باشد، مردم را از او آسوده
خواهم كرد .
رسول خدا(ص ) آن زن را مجازات نكرد و بخشيد .
اصول كافي ، ج 2 ، ص 108 ، باب العفو ، حديث 9

امام صادق (ع ) به يكى از شاگردانش به نام " بحر سقا " فرمود:

حسن الخلق يسر
نيك خلقى ، موجب آسانى و آسودگى است .

آنگاه فرمود: مى خواهى سرگذشتى را كه همه مردم مدينه مى دانند، براى تو بيان كنم ؟
بحر سقا گفت : آرى .
امام فرمود : روزى رسول خدا (ص ) در مسجد مدينه ، نشسته بود، جمعى از اصحاب نيز بودند .
شده را به ياد آنان آورند و باابلاغ دستورات خدا,
حجت را بر آنان تمام كنند.

نهج البلاغه , خطبه 1

بنابر اين باور و ديدگاه ، خطيب اسلامي ، براي انجام رسالت ووظيفه خود ، به سوي مردم ،
حركت مي كند و مانند پيامبر بزرگوار اسلام :

طبيب دوّار بطبّه قد احكم مراهمه واحمى مواسمه يضع ذلك حيث الحاجة اليه من قلوب عمى
و آذان صمّ والسنة بكم ، متتبّع بدوائه مواضع الغفلة و مواطن الحيرة 

او, طبيبى است سيار كه با طب خويش همواره به گردش مى پردازد. مرهمهايش را به خوبى آماده 
ساخته , حتى براى مواقع اضطرار و داغ كردن محل زخمها,ابزارش را گداخته است براى قلبهاى نابينا, 
گوشهاى ناشنوا و زبانهاى گنگ با داروى خود در جستجوى بيماران فراموش شده و سرگردان است!

نهج البلاغه , خطبه 108

خطيب اسلامي ، اين رهنمود علي عليه السلام را نيز پيش روي خوددارد كه :

مااخذالله على اهل الجهل يتعلموا حتى اخذ على اهل العلم ان يعلموا
خداوند, پيش از آن كه ازافراد نادان پيمان بگيرد كه دنبال علم و دانش بروند,از علما 
و دانشمندان پيان گرفته است كه به آنان علم بياموزند.

غررودرر, چاپ دانشگاه تهران
خطيب اسلامي ، نور هدايتي در قلبش رسوخ كرده است كه در نشر و تبليغ آموخته هاى خود
هيچ گونه بخل و امساكى ندارد و هيچ گاه راضي به تاريك دلى ديگران نمى شود و آنان را در
بى راهه هاى باطل و گمراهى و بى خبرى رها نمى كند و به اين فرمايش رسول خدا[ص] جامه عمل 
پوشيده است كه فرمود:

مااتى الله عالما علما,الااخذ عليه الميثاق مااخذ على النبيين ان يبينه للناس و لايكتموه . 
خداوند, به هيچ عالمى دانش نداده است , مگر آن كه ازاو, همان پيمانى را گرفت كه از پيامبران
گرفته است , كه مسائل را براى مردم بيان كنند و كتمان نكنند.

المحجة البيضاء ، ج 1 ، ص 424

خطيب اسلامي وظيفه شناس كه داعي الى الله است , نه تنها به سوي مردم حركت مي كندو حقيقت را
كتمان نمى كند ، بلكه در هر فرصتى از سنگر خطابه ، اهداف شوم فرهنگ وارداتى شرق و غرب را نشانه
مى رود و از هجوم افكار بيگانه مانع مي شود و بازيگران و ملعبه گران دين را به مردم معرفى مى كند
و چهره كريه آنان را به مردم مى نماياند و براين باور است كه : محراب و مسجد و منبر، سنگرهاى 
پربركتى است كه از قديم الايام ، پايگاه نشرانديشه هاى دينى بوده است . 

خطيب اسلامي ، با درك صحيح از خطرات هجوم امواج تبليغات جهاني عليه اسلام و ارزش هاي ديني كه
درروزگار ما شدت بيشتري نسبت به گذشته دارد ، ضمن تجهيز خود به تخصص هاي لازم ، به اصل 
حركت به سوي مردم نيز ، بيش از گذشته اهميت مي دهد تا رهروي راستين در مسير انبياء الهي
و كشتي نجات براي درهم شكستن طوفان تبليغات دشمنان باشد . .
حلم و شرح صدر

فَمَن يُرِدِ اللّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا
حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاء كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ 


پس كسى را كه خدا بخواهد هدايت نمايد دلش را به پذيرش اسلام مى‏گشايد و
هر كه را بخواهد گمراه كند دلش را سخت تنگ مى‏گرداند چنانكه گويى به زحمت
در آسمان بالا مى‏رود اين گونه خدا پليدى را بر كسانى كه ايمان نمى‏آورند ، قرار مى‏دهد .


سوره انعام ، آيه 125

أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِّن رَّبِّهِ فَوَيْلٌ لِّلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّن
ذِكْرِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ 


پس آيا كسى كه خدا سينه‏اش را براى [پذيرش] اسلام گشاده و [در نتيجه] برخوردار
از نورى از جانب پروردگارش مى‏باشد [همانند فرد تاريكدل است] پس واى بر آنان كه
از سخت‏دلى ياد خدا نمى‏كنند اينانند كه در گمراهى آشكارند .


سوره الزمر ، آيه 22

از نشانه هاي كمال روحي انسان ، برخورداري از حلم ، سعه صدر ، پر حوصلگي ، شرح صدر ، 
ظرفيت وسيع روحي و دريا دلي است . اين ويژگي روحي در كساني كه مديريت بخش هائي
از جامعه و هدايت ديگران را به عهده دارند ، داراي اهميت بيشتري است .

حلم و سعه صدر ، از نعمت هاي الهي و از وظيفه هاي نخستين خطيب اسلامي و از شرائط لازم و
ويژگي هاي مهم و كارساز براي داعي الي الله است و اگر خطيب ، در برنامه تربيت و هدايت ، 
محروم از اين ويژگي باشد ، انجام رسالت تبليغي او ، با ناكامي و شكست مواجه خواهد شد و
توان حمل بار امانت دعوت و تبليغ رسالات الهي را نخواهدداشت و به همين سبب ، خداوند
خطاب به پيامبر بزرگوار اسلام مي فرمايد :

المستطرف / ج 1 / ص 46

ماجراي عمربن عبدالعزيز وآن كودك ، نمونه اي از شگفتي و اثر وجود ذوق در يك كودك بود و 
ماجراي اميرالمومنين علي عليه السلام و پسر خواهر آن حضرت ، نمونه اي مخالف ماجراي
نقل شده است :

روزي علي عليه السلام ، به جعدة بن هبيره مخزومي فرمود براي مردم سخن بگويد . او منبررفت
ولي درتنگناي قرارگرفت و ترسان شد و نتوانست سخن بگويد . ناگزير ، جايگاه سخن را ترك گفت . 
آنگاه ، امام عليه السلام برخاست و درعرشه منبر مستقر شد . خطبه مفصلي ايراد كرد كه مرحوم
سيد رضي ، رضوان الله عليه ، بخشي از آن را كه اين فصل است ، نقل كرده است .

علي عليه السلام ، به مناسبت حالت رعبي كه به جعده دست داد ، فرموده است :
" موقعي كه آدمي به علت عجز و ناتواني ، از گفتن باز مي ماند ، زبان نمي تواند به نطق ، كمك كند . "
( شرح نهج البلاغه ابن ميثم ، ج4 ، ص 113 )

مناسب اين بحث ، اين جمله علي عليه السلام نيز هست كه : " زبان ، قطعه و عضوي است از انسان . 
موقعي كه آدمي به علت ناتواني ، از گفتن باز مي ماند ، زبان نمي تواند به سخن كمك كند و به جريانش
اندازد و زماني كه به عللي ، ميدان گفتن براي انسان گشايش مي يابد ، سخن به زبان مهلت نمي دهد و
از جريان باز نمي ايستد .

الا و ان اللسان بضعة من الانسان ، فلا يسعده القول اذا امتنع ، و لا يمهله النطق اذا اتسع .
نهج البلاغه ، حكمت 233 و نهج البلاغه ، خطبه 224

از اين اصل هم نبايد غافل بود كه تمرين و تكرار ، كسي را كه ذوق و استعداد سخنراني ندارد ، اگر هرگز 
به عالي ترين مرتبه قدرت ايراد خطابه نرساند ، اما خطابه اش را قابل شنيدن مي كند . كسي كه مي خواهد
وارد عرصه سخنوري شود ، حتي اگر هيچ بهره اي از استعداد مادرزاد نداشته باشد ، با تلاش و كارورزي و
تمرين مي تواند به مرحله اي برسد كه خطابه هايش ، شنيدني باشد چرا كه رسيدن به اين مرحله ، يكسره ، 
وابسته به ذوق خداداد نيست . آنچه در گرو استعداد فطري است ، ايراد خطابه هائي است برجسته و شاهكار 
كه ازهزاران ، يكي قادر به ايراد آن نيست .

از ديدگاه ذوق و قريحه و استعداد ، خطباء را به سه گروه تقسيم مي توان كرد :
داراي ذوق ، بي بهره ازذوق و متوسط .
آن ها كه واجد ذوق هستند ، كم شمارنيستند . اين گروه بايد بكوشند كه اين نعمت بزرگ و فضل و عطيه
الهي را قدرشناسي كنند و معطل نگذارند و بدانند كه آنچه دارند ، آنان را بي نياز از آنچه بايدداشته باشند ، 
نمي كند و همچنان ، نياز به فراگيري تجربه ها و آموختن و مطالعه و تمرين دارند .

آن ها كه فاقد و بي بهره از ذوق ايراد خطابه هستند ، بايد بدانند كه نداشتن استعداد ويژه در هنر خاصي ، 
به معناي بي استعدادي درهمه هنرهاي شناخته شده يا ناشناخته ديگر نيست و شايسته است سعي را وانگذارند كه :

وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى 
سوره 53 ، آيه 39
و :

أَنِّي لاَ أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى 
سوره 3 ، آيه 195


بهره انسان ، به اندازه كوششي است كه مي كند
و
هيچ عملي را خداوند از هيچ مرد و زني ، ضايع نمي كند .

آن ها كه يكسره بي نصيب از ذوق خداداد و استعداد ويژه در ايراد خطابه نيستند اما
برخورداري آنان از اين فضل و موهبت هم چندان نيست كه به كوتاهي راهشان بينجامد
و بيشترين اهل خطابه ، در اين قطارند ، اين گروه ، راهي هموار پيش رو دارند و شايسته است
در تشحيذ ( پرورش ) ذوق خوزگار خود نيستند ، چاره اي جز مطالعه ادبيات معاصر در كنار
ادبيات گذشته را براي پرورش ذوق و شكوفائي خود ندارند .


براي مطالعه بيشتر

احاديثي مناسب موضوعات بحث قبل

v الإمامُ عليٌّ عليه السلام : النّاسُ كالشَّجَرِ ؛ شَرابُهُ واحِدٌ وثَمَرُهُ مُختَلِفٌ . 
امام على عليه السلام : مردم مانند درختان هستند كه همگى از يك آب آبيارى
مى‏شوند اما ميوه‏‌هايشان گوناگون است . 

v الإمامُ الصّادقُ عليه السلام - لرجُلٍ قالَ لَهُ : أتَرى‏ هذا الخَلقَ كُلُّهُ مِن النّاسِ ؟- :
اِلقَ مِنهُمُ التّارِكَ للسِّواكِ ، والمُتَرَبِّعَ في مَوضِعِ الضِّيقِ ، والدّاخِلَ فيما لايَعنيهِ ، 
والمُماريَ فيما لاعِلمَ لَهُ ، والمُتَمَرِّضَ مِن غَيرِ عِلَّةٍ ، والمُتَشَعِّثَ مِن غَيرِ مُصيبَةٍ ، 
والُمخالِفَ على‏ أصحابِهِ في الحَقِّ وقَدِ اتَّفَقوا علَيهِ ، والمُفتَخِرَ يَفتَخِرُ بآبائهِ وهُو
خِلْوٌ مِن صالِحِ أعمالِهِم ، فهُو بمَنزِلَةِ الخَلَنجِ يُقشَرُ لِحاءً عَن لِحاءٍ حتّى‏ يُوصَلَ إلى‏ 
جَوهَريَّتِهِ ، وهُو كما قالَ اللَّهُ‏عزّ و عجل : «إنْ هُمْ إلّا كالأنْعامِ بَلْ هُمْ أضَلُّ سَبيلاً» . 
امام صادق عليه السلام - به مردى كه عرض كرد : آيا اين خلايق همه در شمار مردمند - :
از شمار آنان بيفكن كسى را كه مسواك نمى‏زند ، كسى كه در جاى تنگ چهار زانو مى‏نشيند ، 
كسى كه به چيزهاى بى‏ربط و بيهوده مى‏پردازد ، كسى كه در موضوعاتى كه نمى‏داند بحث
و مجادله مى‏كند ، كسى‏كه بى‏جهت خود را در بستر بيمارى مى‏اندازد ، كسى كه بدون
مصيبتى سر و وضعش ژوليده و پريشان باشد ، كسى كه با ياران خود درباره حقيقتى كه 
همه آنها بر آن همداستانند مخالفت كند ، كسى كه به مفاخر پدران خود ببالد امّا از كارهاى 
نيك و شايسته آنان بى‏بهره باشد ، چنين كسى به گياه خَلنگ مى‏ماند كه پوسته‌‏هاى آن لايه لايه 
برداشته شود تا به‏ مغزش برسد و نيز چنان است كه خداوند عزّ و جل فرموده است : 
«اينان نيستند مگر مانند چارپايان و بلكه آنان گمراهترند»*** 1 اعراف ، آيه 179 . *** . 

كتاب منتخب ميزان الحكمه ، بخش 55

v لقمانُ عليه السلام - لابنِهِ وهُو يَعِظُهُ - : يا بُنيَّ ، جالِسِ العُلَماءَ ، وزاحِمْهُم برُكبَتَيكَ ؛ فإنّ اللَّه
‌َ‏عزّ و عجل يُحيي القُلوبَ بِنُورِ الحِكمَةِ كما يُحيي الأرضَ بِوابِلِ السَّماءِ . 
لقمان عليه السلام - در اندرز به فرزندش - : فرزندم ! با دانشمندان بنشين و زانو به زانوى 
آنان بزن ؛ زيرا خداوند عزّ و جل ، همچنان كه زمين را با بارش آسمان حيات مى‏بخشد ، دلها را با
نور حكمت زنده مى‏كند . 

v رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله : إنَّ اللَّه‌َ‏عزّ و عجل يقولُ :تَذاكُرُ العِلمِ بينَ عِبادي مِمّا تَحيا 
عليهِ القُلوبُ المَيِّتةُ إذا هُمُ انتَهَوا فيهِ إلى‏ أمري . 
پيامبرخدا صلى الله عليه وآله: خداوند عزّ و جل مى‏فرمايد : گفتگوى علمى ميان بندگان من از
چيزهايى است كه دلهاى مرده با آن زنده مى‏شود ، به شرط آن كه آنها در اين گفتگو ،
به امر (اصول يا فروع دين) من برسند . 

كتاب منتخب ميزان الحكمه ، بخش 46

v رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله - لَمّا سُئلَ عنِ الشُّعَراءِ - : إنّ المُؤمِنَ مُجاهِدٌ بِسَيفِهِ
ولِسانِهِ ، والذي نَفسي بيدِهِ لَكأنّما يَنضِحُونَهم بِالنَّبلِ . 
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله - در پاسخ به سؤال از شاعران - : همانا مؤمن با شمشير
و زبان خود جهاد مى‏كند ؛ سوگند به آن كه جانم در دست اوست ، سخنان شاعران (مؤمن) 
چون تيرى است كه به دشمن مى‏زنند . 

v عنه صلى الله عليه وآله - لحَسّانَ بنِ ثابتٍ - : اُهجُ المُشركينَ ؛ فإنّ جَبرئيلَ مَعَكَ . 
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله - خطاب به حسّان بن ثابت - : مشركان را هجو كن كه جبرئيل با توست . 

v عنه صلى الله عليه وآله : إنّ مِنَ الشِّعرِ لَحِكَماً ، وإنّ‏مِنَ البَيانِ لَسِحراً . 
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : برخى شعرها حكمت‏آميز است و برخى بيانها افسونگر . 

كتاب منتخب ميزان الحكمه ، بخش 27



«يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَما يَذَّكَّرُ إِلّا أُولُوا الْأَلْبابِ» . 
«به هركه خواهد حكمت عطا كند و به هركه حكمت عطا شود نيكى فراوان داده شده است 
و جز خردمندان پند نپذيرند» . 

v المسيحُ عليه السلام : إنّ الحِكمَةَ نُورُ كُلِّ قَلبٍ . 
مسيح عليه السلام : همانا حكمت روشنايى هر دلى است . 

v لُقمانُ عليه السلام - مِن وصيَّتِهِ لابنهِ - : يا بُنَيّ ، تَعلَّمِ الحِكمَةَ تَشْرُفْ ؛ فإنَّ الحِكمَةَ تَدُلُّ على‏ الدِّينِ ، 
وتُشَرِّفُ العَبْدَ على‏ الحُرِّ ، وتَرفَعُ المِسكينَ على‏ الغَنيِّ ، وتُقَدِّمُ الصَّغيرَ على‏ الكَبيرِ . 
لقمان عليه السلام - از سفارشهاى او به فرزندش - : فرزندم ! حكمت بياموز تا ارجمند شوى !
زيرا كه حكمت ، به دين رهنمون مى‏شود و بنده را بر آزاده شرافت مى‏بخشد و تهيدست را 
از ثروتمند بالاتر برد و كوچك را از بزرگ پيش مى‏اندازد . 

v رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله : كَلِمَةُ الحِكمَةِ يَسْمَعُها المؤمنُ خَيرٌ مِن عِبادَةِ سَنةٍ . 
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : سخن حكيمانه ‏اى را كه مؤمن بشنود بهتر از عبادت يك سال است . 

v عنه صلى الله عليه وآله : كادَ الحَكيمُ أنْ يَكونَ نَبيّاً . 
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : حكيم به پيامبرى نزديك است . 

v الإمامُ عليٌّ عليه السلام : الحِكمَةُ رَوضَةُ العُقَلاءِ ، ونُزْهَةُ النُّبَلاءِ . 
امام على عليه السلام : حكمت گلزار خردمندان است و گردشگاه فرزانگان . 

v عنه عليه السلام : الحِكمَةُ شَجَرةٌ تَنْبُتُ في القَلبِ ، وتُثْمِرُ على‏ اللِّسانِ. 
امام على عليه السلام : حكمت درختى است كه در دل مى‏رويد و بر زبان به بار مى‏نشيند . 

v عنه عليه السلام : مَن عُرِفَ بالحِكمَةِ لَحَظَتْهُ العُيونُ بالوَقارِ والهَيبةِ . 
امام على عليه السلام : هركس به حكمت شناخته شود ، چشمها با ديده وقار و شكوه به او بنگرند . 

v الإمامُ عليٌّ عليه السلام : مَن ثَبتَتْ لَهُ الحِكمَةُ عَرَفَ العِبرَةَ . 
امام على عليه السلام : هر كه حكمت در دلش جاى گيرد ، عبرت شناس شود . 

v الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : كَثرةُ النَّظَرِ في الحِكمَةِ تَلْقَحُ العَقلَ . 
امام صادق عليه السلام : انديشيدن زياد در حكمت خرد را بارور مى‏سازد . 

v الإمامُ الكاظمُ عليه السلام : إنّ الزَّرعَ يَنْبُتُ في السَّهلِ ولا يَنْبُتُ في الصَّفا ، فكذلكَ الحِكمَةُ
تَعْمُرُ في قَلبِ المُتواضِعِ ، ولا تَعْمُرُ في قَلبِ المُتَكبِّرِ الجبّارِ ؛ لأنَّ اللَّهَ جَعلَ التَّواضُعَ آلةَ العَقلِ . 
امام كاظم عليه السلام : همانا زراعت در زمين نرم مى‏رويد و بر روى سنگ نمى‏رويد .
حكمت نيز چنين است در دلهاى افتاده آبادان مى‏شود و در دل خودستاى گردن فراز 
پرورش نمى‏يابد ؛ زيرا كه خداوند افتادگى را ابزار خِرد قرار داده است . 

v الإمامُ الهاديُ عليه السلام : الحِكمَةُ لا تَنْجَعُ في الطِّباعِ الفاسِدَةِ. 
امام هادى عليه السلام : حكمت در جانهاى فاسد مؤثر و مفيد نمى‏افتد .



v رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله : القَلبُ يَتَحمّلُ الحِكمَةَ عند خُلُوِّ البَطْنِ ، القَلبُ يَمُجُّ الحِكمَةَ 
عند امْتِلاءِ البَطْنِ . 
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : آن گاه كه معده خالى باشد ، دل حكمت را مى‏پذيرد ؛ زمانى
كه معده پر باشد دل حكمت را بيرون مى‏افكند . 

v الإمامُ عليٌّ عليه السلام : لاتَجْتَمِعُ الشَّهوَةُ والحِكمَةُ . 
امام على عليه السلام : شهوت و حكمت با هم جمع نمى‏شوند . 

v الإمامُ عليٌّ عليه السلام : اغْلِبِ الشّهْوَةَ تَكمُلْ لكَ الحِكمَةُ . 
امام على عليه السلام : بر شهوت و خواهش نفس چيره شو ، حكمتت به كمال مى‏رسد . 

v عنه عليه السلام : لا حِكمَةَ إلّا بعِصْمَةٍ . 
امام على عليه السلام : حكمت جز با خويشتندارى از گناه به دست نمى‏آيد . 

v الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : مَن زَهِدَ في الدُّنيا أثْبَتَ اللَّهُ الحِكمَةَ في قَلبِهِ ، وأنْطَقَ بها لِسانَهُ . 
امام صادق عليه السلام : هركه به دنيا پشت كند خداوند حكمت را در دلش استوار گرداند
و زبانش را به آن گويا سازد . 

v الإمامُ عليٌّ عليه السلام : أوّلُ الحِكمَةِ تَرْكُ اللَّذّاتِ ، وآخِرُها مَقْتُ الفانِياتِ . 
امام على عليه السلام : نخستين گام حكمت وانهادن لذتهاست و آخرين گام آن دشمن داشتن
هر آنچه فانى مى‏شود . 

v عنه عليه السلام : مِن الحِكمَةِ أنْ لا تُنازِعَ مَن فَوقَكَ ، ولا تَسْتَذِلَّ مَن دُونَكَ ، ولا تَتَعاطى‏ ما ليسَ
في قُدْرَتِكَ ، ولا يُخالِفَ لِسانُكَ قَلبَكَ ، ولا قَولُكَ فِعلَكَ ، ولا تَتَكلّمَ فيما لا تَعلَمُ ، ولا تَتْرُكَ الأمرَ
عِندَ الإقْبالِ وتَطْلُبَهُ عِندَ الإدْبارِ . 
امام على عليه السلام : از حكمت است كه با بالا دست خود نستيزى و فرو دست خود را خوار نشمارى
و به كارى كه در توان تو نيست نپردازى و زبانت با دلت و گفتارت با كردارت ناسازگار نباشد و
درباره آنچه نمى‏دانى سخن نگويى و كار را آن گاه كه به تو روى مى‏آورد رهايش نكنى و چون از 
تو روى گرداند به دنبالش بروى .

كتاب منتخب ميزان الحكمه ، بخش 15


«وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الجِنِّ وَالإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِهَا
وَلَهُمْ آذَانٌ لا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ» . 
«بسيارى از جنّ و انس را براى جهنّم بيافريديم. ايشان را دلهايى است كه بدان نمى‏فهمند
و چشمهايى است كه بدان نمى‏بينند و گوشهايى است كه بدان نمى‏شنوند. اينان همان چارپايانند
حتّى گمراهتر از آنهايند. اينان همان غافلانند». 

vرسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله : ليسَ الأعمى‏ مَن يَعْمى‏ بَصرُهُ ، إنَّما الأعمى‏ مَن تَعْمى‏ بَصيرتُهُ . 
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : كور آن نيست كه چشمش نابينا باشد ، بلكه كور (واقعى) آن 
كسى است كه ديده بصيرتش كور باشد . 

vالإمامُ عليٌّ عليه السلام : نَظَرُ البَصَرِ لا يُجْدي إذا عَمِيَتِ البَصيرةُ . 
امام على عليه السلام : هرگاه ديده بصيرت كور باشد نگاه چشم سودى ندهد . 

vعنه عليه السلام : فإنّما البَصيرُ مَن سمِعَ فتَفَكّرَ ، ونَظرَ فأبْصرَ ، وانْتَفعَ بالعِبَرِ ، ثُمّ سَلَكَ جَدَداً
واضِحاً يَتَجنّبُ فيهِ الصَّرْعَةَ في المَهاوِي . 
امام على عليه السلام : با بصيرت كسى است كه بشنود و بينديشد ، نگاه كند و ببيند ، از عبرتها 
بهره گيرد ، آن گاه راههاى روشنى را بپيمايد و بدين ترتيب از افتادن در پرتگاهها دورى كند . 

vعنه عليه السلام : لَيستِ الرُّؤيةُ مَع الإبْصارِ ، فقد تَكذِبُ العُيونُ أهلَها ، ولا يَغُشُّ العقلُ مَنِ اسْتَنْصحَهُ . 
امام على عليه السلام : ديدن با نگاه كردن نيست ؛ زيرا گاه چشمها به صاحبان خود دروغ مى‏گويند ،
امّا عقل كسى را كه از او خيرخواهى كند فريب نمى‏دهد . 

vعنه عليه السلام : فَقْدُ البَصرِ أهْوَنُ مِن‏فِقْدانِ البَصيرةِ . 
امام على عليه السلام : از دست دادن بينايى آسانتر است تا از دست دادن بينش .

كتاب منتخب ميزان الحكمه ، بخش 7

v الإمامُ عليٌّ عليه السلام : المرءُ بأصغَرَيْهِ : بقلبِهِ ولسانِهِ ، إنْ قاتَلَ قاتَلَ بجَنانٍ ، وإن نَطقَ نَطقَ ببَيانٍ . 
امام على عليه السلام : (ارزش) انسان به دو عضو كوچك اوست : دل و زبان . چون بجنگد با دل جنگد 
و چون زبان باز كند واضح و رسا بگويد. 

كتاب منتخب ميزان الحكمه ، بخش 6

v عنه عليه السلام : آفةُ الذَّكاءِ المَكْرُ . 
امام على عليه السلام : آفتِ هوشمندى ، حيله‏گرى است . 

كتاب منتخب ميزان الحكمه ، بخش 2


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۶:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][