مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4186
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 8
همه : 5160575

 

بسم الله الرحمن الرحيم

حديث به 3 زبان : پارسي ، انگليسي و شعر

يكي از مهارت هاي اصحاب حديث ، علاوه بر تسلط به زبان عربي كه زبان ذاتي حديث است و زبان پارسي كه زبان ملي و مادري
ماست ، آشنائي حد اقل با يك زبان پرگفتگو و زنده جهان براي نشر جهاني حديث است .
روشي هم مناسب تر از تطبيق معنا و مفهوم هر حديث با معادل آن به زبان انگليسي وجود ندارد. اين روش را دهها سال پيش مرحوم
ابوالقاسم حالت ، نويسنده ، مترجم ، محقق و شاعر دين محور ، به كار گرفت و مجموعه اي از عبارات كوتاه نهج البلاغه را ضمن
ترجمه روان به فارسي ، به انگليسي هم ترجمه كرد و علاوه بر اينها ، معناي هر عبارت را در قالب يك رباعي ساده و زيبا گنجاند.

ضمن طلب مغفرت از درگاه حضرت احديت براي آن بزرگوار ، به تدريج حاصل تلاش هاي آن مرحوم را جهت استفاده بينندگان عزيز ، نقل مي كنم  :

 

آفةالكلام الاطالة

آفت سخن ، پرگوئي است .

THE BANE OF SPEECH IS PROLIXITY

كوتاه سخن گوي ، گر از نيكوئي
اندر سخن خود ، اثري مي جوئي
هنگام سخن ، حذر ز پر گوئي كن
چون آفت گفتار بود پرگوئي 

 

آفةالعلم ترك العمل به ، آفة العمل ترك الاخلاص فيه

آفت دانش ، عمل نكردن به آن و آفت عمل ، اخلاص نداشتن در آن است.


THE BANE OF KNOWLEDGE IS ABSTINENCE FROM ACTION THE BANE OF GOOD DEEDS IS DOING THEM WITHOUT SINCERITY

آن گفته كه شد بري زكردار ، هواست
وان كار كه خالي از خلوص است ، هباست
افسوس از آن علم كه عاري زعمل
فرياد از آن عمل كه توام به رياست


آفة العامة العالم الفاجر ، آفة العدل السلطان الجائر

آفت جان مردم ، دانائي است كه فسق و فجور كند و دشمن عدل و داد ، سلطاني است كه ظلم و جور ورزد .

AN IMMORAL SAVANT IS A MENACE TO PEOPLE A CRUEL KING IS A MENACE TO JUSTICE

آن دانائي ، كه اهل فسق است و فساد
وان سلطاني كه اهل جور است وعناد
زين هردو تباهكار ظالم ، فرياد
كان دشمن مردم است و اين دشمن داد

 

شادابي " درختان " بيشتر از " درخت ها " است و هزار نكته باريك تر زموي ديگر كه در هيچ قاموس و فرهنگي ثبت و ضبط نشدتعداد نمي رفت . وقتي استعداد خاصي را به كسي نسبت مي دهيم ، به اين معنا است كه در همگان
به يكسان نيست ؛ و گرنه نسبت دادن آن به شخصي خاص چه معنا دارد ؟ الناس معادن كمعادن الذهب والفضة برخي تعريف استعداد را به عاملي كه فراتر از اراده عمل مي كند ، ضد تحول و خرافه خوانده اند ولي همانان نيز
نتوانسته اند منكر عاملي وراي كسب و اختيار باشند . هيچ كس استعداد فطري را كافي نمي داند ، اما كسي هم نمي تواند
بود و نبودنش رايكسان بشمارد . اكنون در " روانشناسي ابداع " ، تأملات بسياري ، هزينه پاسخ به اين سوال شگفت شده است
كه چرا و چگونه كسي قادر به ابتكار و خلق مي شود و ديگري نه ؟ چه عاملي ، انديشه يكي را بارور مي كند و اجاق فكر ديگري
را كور ؟ گريبان ژن هارا بايد گرفت يا تربيت خانوادگي را يا همچون مريدان " ماركس " ، هر چه فرياد داريم بر سر محيط
و دوره تاريخي خود بكشيم ؟ هنوز پاسخ روشني براي اين پرسش هاي نه چندان جديد ، پيدا نشده است .
سخنوري و ايراد خطابه ، بدون ترديد ، هنر و مانند همه هنرهاي جهان ، وابسته به استعداد ويژه و ذوق خداداداست .
آن كه براي خط خوش و ممتاز ؛ ساخته نشده است ، پس از سال ها كوشش به جائي مي رسد كه مستعد خط در چند هفته اول
تمرين دست مي يابد . كوشش و تمرين و تكرار ، جاي ذوق و استعداد را نمي گيرد ؛ چنان كه دومي نيز اولي را بي اثر نمي سازد .
از منظر ذوق و قريحه ، ناطقان و خطبا را به سه گروه تقسيم مي توان كرد : واجد ذوق ، فاقد ذوق و بينابين . واجدين اندك نيستند .
اينان بايد بكوشند كه اين نعمت بزرگ را حرمت گزارند و معطلش نگذارند . نيز بايد بدانند كه آن چه دارند ، آنان را بي نياز از آن چه
بايد داشته باشند نمي كند ؛ يعني هم چنان نيازمند آموختن و تمرين و فراگيري و افراشتن ديگر پايه هاي سخنوري اند .
گروه دوم (فاقدان) ، نخست بايد بدانند كه نداشتن استعداد ويژه در هنر خاصي ، هرگز به معناي بي استعدادي در همه هنرها
و فنون شناخته شده يا ناشناخته ديگر نيست .هم چنين برآنان است كه سعي و عمل را وا نگذارند و بدانند كه هيچ صدائي دراين كوه ،
بي بازگشت نيست .
آيا اين سخن خداوند در قران گرامي نيست كه من هيچ عملي را از هيچ مرد و زني ضايع نمي كنم ؟
انّي لا اضيع عمل عامل من ذكراوانثي
( آل عمران / 195 )
و آيا نشنيده ايم كه كار نيكو كردن از پركردن است ؟
آري ، آن را كه ذوق و استعداد خط نباشد ، عجب نيست اگر هرگز به عالي ترين وخوش ترين خط دست نيازد ؛ اما تمرين
و تكرار اگر خط اورا خوش نگرداند ، به حتم خوانا مي كند . خوانا نويسي ، مرتبه اي است كه دردسترس همگان است و به تمرين
حاصل مي آيد . در فن و هنرخطابه نيز كوشش و كارورزي ، زبان و بيان را پخته و روان مي كند ، حتي اگر هيچ بهره اي از
استعداد مادرزاد در خطيب نباشد . رواني وپختگي بيان ، يكسره موقوف ذوق خداداد نيست . اكنون به امداد همت و مهارت ،
داغستان كويررا از گل و گياه مي پوشانند ؛ پس ضمير نا مستعد را نيز پرهيز ابدي از رويش و جوشش نيست . آن چه در گرو
استعداد فطري است ، توليد خطابه هاي برجسته و شاهكاراست ؛ خطابه هائي كه از هزاران ، يكي قادر به خلق آن است .
گروه سوم ، آنان اند كه يكسره بي نصيب از استعداد ويژه در سخنراني نيستند ، اما برخورداري آنان از اين موهبت خداداد ،
چندان نيست كه راهشان را كوتاه كند . بيشترين سخنرانان دراين قطارند و از اين شمار . اينان را راهي هموار در پيش است
و بختي بلند پيش رو . مردان و زناني كه چنين اند، نه ديو نا اميدي برسرراهشان مي نشيند و نه تند باد غرور ، كلاه ازسرشان
مي اندازد . همواره درحال آزمودن بخت خويش اند و هربار ، يك گام به تخت توفيق نزديك تر مي شوند . برايشان است كه
در تشحيذ ذوق خويش بكوشند و اين اندك را بسيار كنند و جوي همت بر درخت مقصود بگشايند . ذوق اندك ، به مدد تشحيذ
بسيار مي گردد . تشحيذ يا ذوق پروري ، همچون سوهان ، تيغ ذوق را تيزتر مي كند و براي ساختن و پرداختن آماده تر .

راه هاي پرورش و افزايش ذوق ، بسياراست و البته برخي نامشروع و ناهنجار . آلودگي به مخدرات ، راهي است كه
برخي آزموده اند و نيك دريافته اند كه درمقابل آن چه دراين راه حاصلشان شده است ، سرمايه هاي بسياري را نيز
از كف داده اند . آنان كه جنين ذوق دررحم افيون مي پرورند ، نوزاد ناقص الخلقه اي را برزمين خواهند گذاشت كه
هرگز نمي بالد و اگر ببالد ، چندان نمي پايد . حتي اگر ببالد و بپايد ، بيش از سود ، خسارت خواهد افزود و به قول حافظ ،
اين كلاه دلكش ، به ترك سر نمي ارزد و به قول سعدي ، شب شراب نيرزد به بامداد خمار .
راه هاي سالم و بهداشتي تشحيذ ذوق ، اندك نيست و شايد بهترين ومؤثرترين راه هاي مناسب براي پرورش ذوق ، برخورد
نزديك و دائمي و انس با آفرينش هاي هنري ديداري ، شنيداري و نوشتاري ديگران است .
شنيدن و مطالعه سخنراني هاي ممتاز و هنرمندانه سخنوران بزرگ ، ذوق افزاست . تماشا ، استعداد را شكوفا مي كند . نگاه عميق
و متفاوت به اشياء و پديده هاي طبيعي يا انساني ، آغاز منظر يابي و يافتن ديدگاه هاي جديد است و هنر ايراد خطابه هنرمندانه ،
يعني يافتن چشم اندازهاي نو براي ديدارهاي تازه .
آنگاه كه توليدات هنرمندانه سخنوران بزرگ را با دقت مي شنويم و يا به نوشته هاي آن ها مي نگريم ، همه دريچه هاي روح
خودرا گشوده ايم تا ببارد برما آن چه بر آفرينندگان ذوق مند باريده- در حين سخنراني بي مورد عصباني نشده و فرياد نكشيم.

60- وقت و مدت را رعايت كنيم.

61- اگر سخنراني در موضوعي باشد كه بايد از آمار و ارقام و جزئيات زيادي استفاده نمود ، آن آمار و ارقام و جزئيات را يادداشت نماييم تا بتوانيم دقيق ارايه بدهيم.

62- سخنراني را شغل و حرفه ي خود قرار ندهيم بلكه از باب ايفاي وظيفه و بيداري و آگاهي و نيازهاي جامعه به سخنراني روي آوريم.

 

بعد از سخنراني از خود بپرسيم :

1-      آنچه مي خواستيم بگوييم چه بود ؟

2- آنچه گفتيم چه بود ؟

3- آنچه ديگران در باره ي سخنراني ما مي گويند چيست ؟

در پايان گفتني است كه اگر موضوع سخنراني ما عالي و مفيد باشد وبا رعايت اصول و اركان و قواعد و دستورات اين فن انجام گرفته باشد ، توسط علاقمندان ضبط واز نوار پياده خواهد شد و بدون دخل و تصرف ويا با اندك ويرايشي به شكل جزوه واگر چندين سخنراني پيرامون موضوع واحد يا موضوعات مربوط بهم باشند به صورت كتاب در خواهد آمد و ماندگار خواهد شد.

چنانكه بيشتر آثار بزرگان وسخنوران شهير مجموعه ي سخنراني هاي آنهاست ، مثلا مرحوم علامه محمد تقي جعفري ، مرحوم محمد تقي فلسفي ، مرحوم شهيد مطهري ، مرحوم دكتر علي شريعتي و...كتابهاي كه مجموعه ي سخنراني هاي آن بزرگواران است بيشتر از آثار قلمي شان مي بوده باشد.

پس بكوشيم پيرامون موضوعات مهم و بكر و تازه سخنراني كنيم ، بر طبق قواعد و اصول سخن بگوييم تا به شكل جزوه و كتاب جاودان شود وبه مرور زمان به ديار عدم و فراموشي سپرده نشود.

تــــير سخــــنت به آب شليــــك مـــــكن

بيهـــــــوده وبي حــــساب شليــــك مكن

حرف و عمل تو چون سلاح است وخشاب

هوش دار كـــه بي خشــــاب شليـــك مكن

« جواد محدّثي»

بدون فرا گرفتن قواعد و اصول فن سخنوري ، سخن گفتن در آب شليك كردن وبي حساب تير انداختن وبي خشاب شليك نمودن است ، وبا يد حساب شده وبا هدف به سخنراني بپردازيم.

سخن بهتر از گوهر آبدار                   چوبر جايگه بربرندش بكار

« فردوسي »

 

منابع و مآخذ :

1- بر سمند سخن – گفتار شانزدهم   ( سخنوري)  تأليف : دكتر نادر وزين پور.

2-روشها – روش خطابه و سخنوري – تأليف : جواد محدثي.

3- شيوه ي بيان – تأليف : مهدي صديقي.

4- فارسي و آيين نگارش – سال سوم دبيرستان.

5 آموزش فن سخن گفتن – تأليف : دكتر رجبعلي مظلومي.

6- سخن و سخنوري از نظر بيان وفن خطابه – تأليف : محمد تقي فلسفي.

7- دفتر يادداشت ها ،  از نگارنده (محمد علي برهاني)
 
 
 http://www.farsicity.ir/index.aspx?siteid=40&pageid=24013


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۶:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تملق و چاپلوسيميشدند كه فرصت طلبان از اين دست همواره اهل تقدس و تظاهر بوده و تزوير پيشه اند . ايشان ميفرمودند ، شما مطمئن باشيد كه اين منحرفين و منافقين و آنهائي كه دستشان از اين كشور كوتاه شده است ، با هر حيله اي كه شده ميخواهند در همه جاي كشور نفوذ كنند و چه بسا اشخاصي با ظاهر بسيار صالح در حضور شماها ، بيش تر از شماها در قيد و بند اسلام بوده و فرياد واسلاما مي زنند .

حكومت ها از طريق متملقين جهان سياست و مناصب حاكميتي آسيب پذيرند . نمي توان تلاش اينگونه چاپلوسان را در مرز تملق گرائي محض و اظهار عبارت ها و واژه هاي خوشايند محدود ساخت . آنها در حقيقت با ترفندهاي مختلف زمام امور كشور را در دست مي گيرند و مسئولان رده بالاي جامعه را وسيله اي براي رسيدن به خواسته ها و مقاصد سياسي شان مي دانند . بنابراين تملق را بايد پوشش زيبا و فريبنده اي تلقي نمود كه تملق گو ذات خود و سلطه طلبي اش را زير آن پنهان ميكند . در واقع شخص متملق بازيگردان صفحه ها بوده و ستايش شدگان از هر دسته و گروهي همچون مهره هاي شطرنج در دست او ميباشند . بعبارتي ستايش گران در زير مجموعه مديريت ها ، اساساً اهل حيله و فريب بوده ، فرد ستايش طلب را به دليل احساس نياز به قدرت و موقعيت برتر يا حفظ منافع به بازي مي گيرند . آنها هيچ گونه اعتقاد و پاي بندي به اصول نداشته ، به راحتي گروهي را ترك كرده و وارد گروه ديگري مي شوند . در حقيقت اينگونه تملق گويان به دنبال فرصت هاي مناسب و موثر در رسيدن به منافع اقتصادي و سياسي خود ميباشند . پس اگر ناچار به ورود در عرصه مذهب باشند ، در مقدس نمائي و جانب داري از ارزش هاي ديني ، بيش از مومنان واقعي حساسيت نشان داده و فرياد خواهند زد . تحريك مرموزانه جامعه بر ضد مسئولين و نخبگان شايسته و معتدل ، از جمله طرفند هائي است كه فرصت طلبان تملق گو به كار مي گيرند . در مراكز قدرت ، غالباً چنين كساني بطور زيركانه فعاليت مي كنند و بيشتر از مسئولين دلسوز واقعي خودنمائي ميكنند .

آنها چنان در چاپلوسي تخصص داشته كه در زماني كوتاه ميتوانند از افرادي گم نام بتي ساخته و در مسير پيشرفت و سازندگي كشور خلل هاي جدي وارد كرده ، جامعه را از تحول گرائي در جهت تعقل باز بدارند . ظهور اينگونه منافقان در تاريخ را بايد پديده اي اجتناب ناپذير دانست ، زيرا هر گاه قدرتي شكل گيرد ، آنها از حاشيه به متن قدرت ها وارد ميشوند ، بطوريكه تشخيص آنها از افراد سالم و شايسته بسيار دشوار است . حداقل ميتوان گفت كه جامعه و قدرت طلبان ستايش گرا نيز به آساني نمي توانند آنان را از مراكز تصميم سازي بيرون برانند . در نتيجه همانطوريكه عرض شد ، افراد فهيم و توانا آرام آرام به حاشيه حاكميت رانده شده و چه بسا هدف دشمني و اتهام اينگونه چاپلوسان قرار مي گيرند ، زيرا چنين اشخاص با كفايتي هيچ گونه نيازي به تظاهر و تمجيد غير منطقي از ديگران نداشته و اساساً از هر گونه تملق گوئي بيزارند . شايد ظاهر افراد چاپلوس اين نكته را در افكار سطوح مختلف اجتماعي متبادر سازد كه آنان هيچ خطري ندارند ، چون كارشان فقط خوشامد گوئي و كرنش كردن است ، اما با بررسي برخي از مقاطع خطير تاريخي خواسته در دوران پادشاهان و سلاطين گذشته ، نشان ميدهد كه افراد متملق و چاپلوس ، چه بسيار زمينه ساز تغييرات بغرنجي در سرنوشت ملت شده اند كه قابل پيش بيني نبوده است . در حقيقت چاپلوسان را بايد صياداني دانست كه هميشه در كمينند تا شكار خود را صيد نمايند . داستان ميرزا آغا خان هاي نوري و اميركبيران ناصرالدين شاهي ادوار مختلف مملكت همواره ورد كلام خير خواهان كشور بوده كه جامعه را از ابتلاي مكرر به سرنوشت شوم ناشي از رفتار اينگونه متملقين بر حذر ميدارند . دورود خدا به روح پاك شهدائيكه بخاطر حفظ امنيت و اعتلاي سرزمين هميشه سربلند ايران جان با ارزششان را فدا نمودند .
 
 
   هوشنگ پورخزائي 
 
 
   مقالات ارسالي به آفتاب

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۶:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه سخن بگوييم؟ 
 
 
 هر ارتباط زماني حول يك موضوع خاص مانند خريد و فروش، تحصيل و غيره رخ مي دهد. بديهي است هركدام از بافت هاي مكالمه اي ياد شده حوزه هاي واژگاني خاص خود را دارد و ما هنگام سخن گفتن از واژگان مخصوص حوزه مورد نظر استفاده مي كنيم...  
 
مهارت سخن گفتن شامل تعدادي مهارت است كه يادگيري و به كار بردن صحيح آنها باعث افزايش كيفيت سخن گفتن خواهد شد.

اين مهارت ها عبارتند از: