مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 11818
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 37
همه : 4340300

 

چگونه به كودكمان گوش دهيم؟


ساده، آرام ولي محكم!


كودكان با واژه‌ها و كلام والدين‌شان به دنيا وصل مي‌شوند. آنها اين واژه‌ها را در ذهن‌شان ثبت كرده و براي بيان احساسات و عقايد‌شان و هرآنچه مي‌خواهند به كار مي‌برند.به هر شكلي با آنها حرف بزنيم با ما حرف خواهند زد. اين رابطه از يك جايي بايد دو طرفه شود. اگر آنها را نشنويد شما را نمي‌شنوند. مراحل زير به شما كمك خواهند كرد تا از نظر كمي و كيفي به يك ارتباط مناسب با كودكتان دست يابيد.

به‌طور مرتب باكودكان گفت‌وگو كنيد. هرروز وقتي را به اين كار اختصاص دهيد. حتي اگر اين وقت فقط 5دقيقه هنگام خوابيدن كودك باشد. مدت زمان صحبت‌كردن مي‌تواند متغير باشد اما جاي آن بايد در برنامه روزانه شما مشخص باشد.

براي صحبت كردن قرار بگذاريد. وقتي كودك با شما مي‌خواهد صحبت كند يا به‌طور غيرشفاهي اشاره مي‌كند كه چيزي او را آزار مي‌دهد، در اسرع وقت به‌طور خصوصي با او خلوت كرده يا براي صحبت كردن با او قرار بگذاريد. به‌خصوص اگر مجبوريد وقت گفت‌وگو را به تأخير بيندازيد وقت خاصي را مشخص كنيد: «الان وقت مناسبي نيست، ولي امشب درست بعد از جمع كردن ظرف‌هاي شام مي‌توانيم توي اتاقت صحبت كنيم». بعد از تعيين قرار بد قولي نكنيد.

تمام توجه‌تان را به او جلب كنيد. به بقيه افراد خانواده بگوييد كه مزاحم نشوند. به يك جاي خلوت و ساكت برويد و طوري عمل كنيد كه انگار تا ابد مي‌خواهيد گوش كنيد. همانقدر كه براي دوستان خود كه براي مشورت نزد شما آمده‌اند وقت مي‌گذاريد، براي كودكان خود نيز وقت بگذاريد.

سر صحبت را باز كنيد. گاهي شروع صحبت براي كودكان مشكل است. پس سر صحبت را با جملاتي نظير «خب چي شد» يا «بگو‌از چه ناراحتي» باز كنيد. ولي هر چه اين جملات اختصاصي‌تر باشند مؤثرترند. براي مثال ممكن است بگوييد: «وقتي امروز از مدرسه اومدي خانه، خيلي ناراحت به‌نظر اومدي. مي‌خواي راجع به اون با من حرف بزني». اگر كودك نشان داد چيزي در مدرسه اتفاق افتاده اما او حالا نمي‌خواهد راجع به آن صحبت كند به او القا كنيد كه آزاد است و مي‌تواند در فرصت ديگري اين كار را انجام دهد.

به كودك اجازه صحبت كردن بدهيد. وقتي صحبت را آغاز كرديد از مهارت‌هاي خود استفاده كنيد تا مكالمه را زنده نگه داريد. افراد بالغ معمولا تمايل دارند راه‌حل‌هايي پيشنهاد دهند و حتي براي كودكان نطق كنند. در برابر اين وسوسه‌ها مقاومت كنيد. از پرسش‌ها براي افزايش اعتماد كودك و به حرف كشيدن او استفاده كنيد؛ «بعدش چي شد؟»، «اون چي گفت؟»و... . از جملاتي استفاده كنيد كه همدردي شما را مي‌رساند: «شرط مي‌بندم كه خيلي ناراحتت كرد»، «اگر كسي با من اين كاررو كرده بود، خيلي عصباني مي‌شدم» يا حتي كلمات كوتاهي نظير «چه‌بد!» يا «عجب!» مي‌توان مكالمه را ادامه داد. سعي كنيد حرف‌هاي كودك را به‌خودش برگردانيد تا شما را با بخش بيشتري از احساساتش شريك كند. اين روش را چندين سال پيش «دكتر كارل راجرز» براي روان‌شناساني كه با افراد بالغ كار مي‌كردند طراحي كرده است. بعدها اين روش براي كودكان نيز مورد استفاده قرارگرفت.

چگونه با كودك خود صحبت كنيم‌؟
آيا به‌نظر مي‌آيد كودكان شما درخواست‌هايتان را نمي‌شنوند؟ اگر اين طور است، به خاطر ضعف شنوايي آنها نيست، بلكه نشانه بي‌توجهي آنها به حرف‌هاي شماست. آنها تا هنگامي كه صدايتان به حدي بلند شود كه احساس كنند خيلي جدي هستيد به اين كار ادامه مي‌دهند. رفع اين مشكل دو جزء ضروري را مي‌طلبد: والدين بايد چيزي را بگويند كه هدفي از آن دارند و سپس آن مطالب را جدي بگيرند. پس كلمات خود را با دقت انتخاب كنيد، سپس آنها را با صداقت و محكم به كودكان انتقال دهيد. كودك شما به‌زودي ياد خواهد گرفت كه در نخستين لحظه‌اي كه شروع به صحبت مي‌كنيد، به شما گوش فرادهد. براي نيل به اين منظور به نكات زير توجه كنيد:

مجبورش كنيد به چشم‌هايتان نگاه كند.
از آنجايي كه حواس كودكان به آساني پرت مي‌شود، اطمينان حاصل كنيد كه هنگام صحبت كردن، به شما نگاه مي‌كنند. شايد اين مهم‌ترين عامل در پيروي كودك از دستورات با گوش دادن به شما باشد. نشان دهيد كه منظور شما از تلاقي نگاه چيست. اين روش را از طريق يك بازي به كودك بياموزيد: چند متر دورتر از هم بنشينيد و به چشم‌هاي هم نگاه كنيد، هركس زودتر به اطراف نگاه كند بازنده است. اگر كودكتان از نگاه كردن به چشمان شما مي‌ترسد يا احساس ناراحتي مي‌كند، به او بياموزيد تا به دهان يا تمام صورت شما نگاه كند. گاهي براي جلب توجه يك كودك لازم است تماس جسمي با او داشته باشيد. به آرامي دست‌تان را روي شانه‌‌اش بگذاريد يا درصورت لزوم، دو تا دست‌تان را روي شانه‌هايش قرار دهيد و با ملايمت صورتش را به طرف خود نگاه داريد. فقط گاهي از اين روش استفاده كنيد و بكوشيد به استفاده از آن عادت نكنيد. براي كودكان بزرگ‌تر هرچيزي بيش از يك اشاره كوچك، با دست بر شانه‌‌اش ممكن است به جاي جلب توجه، به يك رويارويي بدون ثمر بينجامد. وقتي كودك هنگام صحبت به شما نگاه مي‌كند براي اين كار او را تشويق كنيد و بگذاريد بداند كه از او راضي هستيد. بعدها درصورتي كه علاوه بر نگاه كردن به شما، از دستورات نيز پيروي كرد، او را تحسين كنيد.

آرام ولي محكم صحبت كنيد.
اگر معمولا هنگامي كه كاري از كودكتان مي‌خواهيد صدايتان را بلند مي‌كنيد، كودك مي‌آموزد تا هنگامي كه صدايتان را به حداكثر نرسانده‌ايد، به شمابي‌توجهي كند. اگر متوجه شديد صدايتان لحظه به‌لحظه بلندتر مي‌شود، صبر كنيد. يك نفس عميق بكشيد، به چشم‌هاي كودك خيره شويد، با آهستگي و بسيار شمرده سخن بگوييد: «علي، (با يك مكث بين هر كلمه در حالي كه به هم نگاه مي‌كنيد) من... ازت... مي‌خوام... لباس‌هات رو... همين حالا... جمع كني... و توي... كمد... بگذاري.»

از جملات پرسشي اجتناب كنيد.
وقتي به كودكتان مي‌گوييد «چطوره لباس‌هات رو جمع كني‌!» اگر پاسخ داد، «حالا نه‌!» متعجب نشويد. اگر بگوييد: «مي آيي حالا ظرف‌ها رو تميز كنيم‌؟» اين فرصت را به او داده‌ايد تا بگويد: «نه نمي‌يام». اگر در مورد چيزي كه مي‌خواهيد كودكتان انجام دهد سؤالي در ذهن نداريد، از جملات قاطع استفاده كنيد تا دقيقا بداند چه كاري بايد بكند و به علاوه آن را چه موقع، كجا و چگونه انجام دهد.

با جملات ساده صحبت كنيد.
از كلماتي كه كودكتان آنها را نمي‌فهمد استفاده نـكنيــد. ســـاده و روشن حرف بزنيد و پرچانگي نكنيد. دستورات و توضيحات طولاني ممكن است باعث فراموش شدن بخش‌هاي اصلي صحبت‌تان شود. نوجوانان براي به يادآوردن سرنخ‌هاي اطلاعات شفاهي، توانايي محدودي دارند. گفت‌وگوهاي كوتاه و ساده، همراه با يك عكس‌العمل طبيعي بهتر از يك سخنراني طولاني، درك و به خاطر سپرده مي‌شود. به جاي ادامه گفت‌وگو در مورد مسئوليت، ارزش پول و اصول اخلاق، وضعيت را براي كودك روشن كنيد: «يا همين حالا از دوچرخه سواري دست مي‌كشي، يا يك‌هفته حق سوار شدن نداري.»

احساستان را به كودك بگوييد.
بدون آنكه به‌طور مستقيم از كودك انتقاد كنيد، به او بگوييد كه در مورد اعمال و رفتارش چه احساسي داريد؛ براي مثال: «براي اينكه خودت توالت را تميز نمي‌كني، واقعا ناراحتم.» يا «وقتي به موقع خونه نمي‌آي واقعا نگران مي‌شم.» اگر از جملاتي استفاده كنيد كه به جاي كودك به‌خودتان اشاره كند، مي‌توانيد از انتقاد، سرزنش يا حمله كردن به كودك بپرهيزيد، همچنان احساسات را به‌طور مؤثري بيان كنيد.

http://www.ashpazonline.com/forum/forum-f32/topic-t20382.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۳:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چطور با هم حرف بزنيم  ؟

از اواخر هفته گذشته طرح آموزشي شكوفايي جلوه هاي اخلاق متعالي در خانواده رضوي در مشهد آغاز شده است كه طي آن دكتر افروز رئيس سازمان نظام روانشناسي كشور به بحث در مقوله خانواده و روانشناسي رابطه ها مي پردازد.
اولين قسمت از اين مباحث آموزشي را با هم مي خوانيم:
«من كه ديگه با مامان و بابام حرف نمي زنم، اصلاً نمي فهمند چي ميگم. همه اش ميگن ما كه جوون بوديم روي حرف بزرگترمون حرف نمي زديم. پامون رو جلوشون دراز نمي كرديم. وقتي ۲۲ ساله بوديم، خونه زندگي داشتيم... وقتي يه سؤال ساده مي كنم با عصبانيت ميگن: اگه به جاي اين سؤالها درست رو بيشتر بخوني معدلت ۲۰ ميشه....»
از مشكلاتي كه به ارتباط سالم ميان افراد صدمه مي زند، ناآشنايي نسلها با اصول ادبيات ارتباطهاست.
دكتر افروز در همين باره مي گويد: در ارتباط با افراد بايد به ويژگي سني نسلها توجه كرد، براي نمونه كودكان دبستاني علاوه بر آنكه همانند ديگر انسانها دوستدار محبت و تعلق خاطرند، تشويق طلب و تنبيه گريزند... دو صفت متمايز دارند، نخست در حال زندگي مي كنند و حال انديشند و سپس به الگوها بسيار توجه دارند واين در روند رشد آنان بسيار اهميت دارد. البته الگوي بزرگسال براي او قابل توجه است، نه همكلاسي يا همبازي. حال آنكه يك لبخند، يك نگاه و يك سخن مربي، معلم و به خصوص والدين مهربانش براي او يك دنيا اهميت دارد.
پس والدين سعي كنند براي فرزندشان يك دوست و يك هم بازي خوب باشند.
از همين رو والدين در ارتباط با كودكان بايد ادبياتي در حال داشته باشند تا طفل آن را درك كند، براي نمونه والديني كه دوست دارند كودكشان در بزرگسالي «پزشك» شود و اين آرزو را به او نيز مي گويند اما طفل زماني اين آرزو را درك مي كند كه در اسباب بازيهايش يك گوشي پزشك داشته باشد و با آن بازي كند. جوانان نيز دو صفت خاص خود دارند، نخست به دوستانشان اهميت مي دهند كه مي تواند اين دوست والدين و اعضاي خانواده خود باشد.
ديگر شاخصه، اينكه در آينده زندگي مي كنند. چون گسترش سلولهاي مغز به گونه اي است كه او آينده گرايي دارد و از آينده لذت مي برد و در نتيجه والدين، معلمان و اطرافيان بايد به آنان اميد دهند. براي نمونه؛ در برنامه ريزيهاي آموزشي براي آنها بايد گفت: شنيدم فلان دانشگاه به شاگرد اولها بورسيه مي دهد... و يا مصداقهايي از افراد موفق را به آنها بگوييم: شنيدم فلاني كه ناتواني داشته در ورزش موفق شده مدال بگيره... و بايد اينگونه به اين نسل اميد و انگيزه زندگي بدهيم. در مقابل، براي سالمندان بيان خاطرات يكي از لذت بخش ترين لحظه هاي زندگي آنان است، بنابراين اگر جوانها مي خواهند پدربزرگ و مادربزرگ را تكريم كنند پاي خاطرات آنها بنشينند و نگويندكه «باز آقاجون همين خاطره اش رو گفت.»
بنابراين زماني ادبيات ارتباطها مؤثر است كه ما با طرف مقابل همدلي كنيم و زماني اين همدلي حاصل مي شود كه ما آنها و شرايط آنها را درك كنيم.

علي پور


روزنامه قدس


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۳:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه با همسرمان حرف بزنيم؟

 

زبان يكي از مهم‌ترين امتيازهاي بشر نسبت به ساير موجودات است و عامل اصلي برقراري ارتباط افراد با يكديگر. متاسفانه در دنياي امروز و با پيشرفت‌هاي تكنولوژيك روزافزون، هنوز بسياري از ما در برقراري ارتباط با كساني كه دوستشان داريم (همسر، مادر، پدر، دوست و...) ناتوان هستيم...


 به همين دليل تنهايي يكي از بزرگ‌ترين مشكلات انسان امروز است و متاسفانه گاهي شديدترين نوع تنهايي در خانواده ديده مي‌شود. بي‌شك در زندگي بسياري از ما اين اتفاق افتاده و گاه نيز با اين گلايه همسرمان مواجه شده‌ايم كه: «هيچ‌گاه به حرف من گوش نمي‌كني»، يا «اگر گوش كرده بودي متوجه خواسته من شده بودي»، و.... اما آيا تا به حال شده با خود بگوييم چقدر به اين سخنان توجه و به گلايه‌هاي همسرتان گوش كرده‌ايم؟ در همين رابطه با دكتر حامد محمدي‌كنگراني، مشاور خانواده و ازدواج و عضو كميته رسانه و كميته آموزش انجمن روان‌پزشكان ايران گفت‌وگو كرده‌ايم.

سلامت: مي‌گويند خوب گوش‌دادن از مهم‌ترين مهارت‌هاي ارتباطي است، چرا؟


انسان براي رهايي از تنهايي، نيازمند برقراري ارتباط صحيح با ديگران است و در اين راه، مهارت‌هاي ارتباطي بسيار موثر هستند. از مهم‌ترين اين مهارت‌ها، مهارت «گوش‌كردن» صحيح است. براساس پژوهش‌هاي انجام‌شده، هر فرد عادي و شاغل، 70 درصد زمان بيداري خود را به برقراري ارتباط با ديگران مي‌گذراند. از اين زمان، 9 درصد به نوشتن، 16 درصد به مطالعه، 30 درصد به صحبت‌كردن و 45 درصد به گوش‌كردن اختصاص دارد.


سلامت: پس گوش‌كردن بيشترين فعاليت ما در زمان بيداري است؟


بله، اما براساس همين پژوهش‌ها، حدود 75 درصد حرف‌ها اشتباه شنيده و درك و به سرعت فراموش مي‌شوند و به‌اصطلاح «از يك گوش‌ وارد و از گوش ديگر خارج مي‌شوند» كه مهم‌ترين دليل آن، عدم آموزش مهارت‌هاي درست گوش‌كردن به افراد از دوران كودكي است. در مدارس، بيشترين زمان صرف آموزش خواندن، نوشتن و رياضيات مي‌شود و آموزش درست‌ گوش‌كردن عملا فراموش مي‌شود. متاسفانه والدين هم در دوران كودكي پيوسته پيام‌هايي ضدگوش‌كردن به بچه‌ها مي‌دهند؛ پيام‌هايي مانند اينكه «حرف‌هاي ديگران را جدي نگير»، يا «از اين حرفي كه زد، منظوري نداشت.» درحالي كه استفاده مكرر از آنها و همچنين نوع رفتار زن و مرد با يكديگر و درست گوش‌نكردن آنها به صحبت‌هاي هم، عملا به كودك مي‌آموزد «حرف، باد هواست» و ارزش گوش‌كردن ندارد. درنتيجه كودك در بزرگسالي در ارتباط با همسر و دوستان خود دچار مشكل مي‌شود زيرا در دوران كودكي، مهارت گوش‌كردن را نياموخته است. درحالي كه وقتي ما نتوانيم به صحبت‌هاي ديگران درست گوش كنيم، نمي‌توانيم پاسخ منطقي و عاطفي درستي به آن بدهيم.


سلامت: اما با وجود اينكه اغلب مردم از خوب، درست و دلنشين صحبت كردن و... مي‌گويند، كمتر كسي تفاوت گوش‌دادن و شنيدن را مي‌داند، در اين مورد كمي توضيح مي‌دهيد؟


بين شنيدن و گوش‌كردن تفاوت‌هاي زيادي وجود دارد. شنيدن فرايندي حسي و بيولوژيك است كه در آن گوش‌ محرك صوتي را دريافت و به مغز منتقل مي‌كند اما گوش‌كردن فرايند پيچيده روان‌شناختي است كه در آن محرك صوتي، درك، تعبير و تفسير مي‌شود؛ مشكل شايع بسياري از زوج‌ها كه گله‌مندند همسرم به حرف من گوش نمي‌دهد. درواقع با آنكه شنونده صحبت‌هاي گوينده را مي‌شنود ولي هيچ‌كدام از آنها را نمي‌فهمد زيرا حواس و تمركزش جاي ديگري است به‌خصوص زماني كه شوهر در حال ديدن فوتبال يا اخبار است و همسرش درباره اتفاق‌هاي طول روز با تفصيل صحبت مي‌كند. پس از مدتي كه مي‌پرسد نظر تو چيست؟ شوهر با تعجب مي‌گويد: «هان!». به عبارت ديگر «گوشم با شماست ولي حواسم جاي ديگر است» كه همين امر، زمينه‌ساز سوءتفاهم‌ها و رنجش‌هاي بسياري در خانواده‌ها مي‌شود.


سلامت: آيا اين موضوع به ويژگي‌هاي جنسيتي زن و مرد ارتباطي دارد؟


در مورد اينكه زنان گوش شنواتري دارند يا مردان، نظرهاي مختلفي وجود دارد اما توانايي گوش دادن صحيح، ربطي به جنسيت ندارد و مهم كسب مهارت?هاي لازم در اين زمينه است. براي يادگيري اينكه چگونه شنونده‌اي كارآمد و فعال باشيم، بايد مهارت‌هايي را ياد گرفت و از آنها استفاده كرد. برخي از اين مهارت‌ها كه بر چگونگي توجه شنونده به صحبت‌هاي گوينده تاكيد دارند، «مهارت‌هاي توجه» ناميده مي‌شوند. اينها مهارت‌هاي ارتباطي غيركلامي بين شنونده و گوينده و بيشتر بر مبناي زبان بدن هستند؛ نوع نشستن و فاصله شنونده (خم‌شدن به سمت گوينده به جاي عقب‌رفتن) از فردي كه صحبت مي‌كند، حركاتي مانند تكان‌دادن سر به جاي بي‌حركتي كامل يا حركت‌هاي سريع و حواس‌پرت‌كن و همچنين برقراري تماس چشمي بين دو طرف از مهم‌ترين مهارت‌هاي توجه محسوب مي‌شوند.


سلامت: براي اينكه در زندگي مشترك همسران بتوانند به خوبي به حرف‌هاي هم گوش كنند، بهتر است چه مهارتي داشته باشند؟


بهتر است از «مهارت‌هاي پيگيري» كه گوينده را به ادامه صحبت تشويق مي‌كند، استفاده كنند. تشويق‌‌هاي كوتاه كلامي مانند «اوهوم»، «خب»، «كه اين‌طور» يا «عجب» و پرسيدن سواي اجتناب از اين موقعيت ها را تشريح كرده ايم:
 

● از چه رو نمي تواني مانند فلاني باشي؟
 

"ماري" پيوسته تكاليفش را انجام مي دهد و دندان هايش را مسواك مي زند. ليكن برادرش "بابي"، اين گونه نيست و تمام امور را بايد به وي يادآور شد. چرا او قادر نيست همانند "ماري" باشد؟
 

روان شناسان گفته اند كه مقايسه صرفا موجب افزايش حسادت بين برادر و خواهر مي گردد. به باور يك روانشناس كودك" در صورتي كه بچه اي با خواهر يا برادرش يا بچه ديگري مقايسه شود، احتمالا از وي بيزار مي گردد."
 

در عوض مقايسه كردن بچه ها، براي فرزندتان دقيقا مشخص سازيد كه از او چه مي خواهيد؟!
 

اتاق تميز؟ ميز مرتب؟ آن بخش از كردار بچه را كه مايليد تغيير كند، به دقت مشخص سازيد.
 

براي فرزندتان تشريح كنيد كه خوي هاي نيكو، چه ياري هايي به او مي كند. مثلا به او توضيح دهيد كه عادت انجام به موقع تكاليف، سبب مي شود نمرات ممتازي كسب كند و در اين حالت نبايد دلواپس باشد كه تابستان نيز به مدرسه برود. چنانچه بچه متوجه شود كه شما ميل داريد وي، كردارش را در پاره اي از موارد عوض كند تا بهتر از آنچه هست، بشود، در اين صورت يقينا تغييرات فرزندتان را شاهد خواهد بود.
 

● چرا مانند بچه هاي خردسال رفتار مي كني؟
 

رفتار فرزند هفت ساله شما در يك تالار غذاخوري مانند بچه چهارساله است. شما شرمنده مي شويد و به وي يادآوري مي كنيد كه به چه دليل نظير خردسالان رفتار مي كني؟
 

پيامد كار چه مي شود؟ به بچه اهانت شده و او اكنون با تنفر فراوان، همه نمك را از درون نمكدان بيرون مي ريزد!
 

عوض ناراحت ساختن بچه، بكوشيد شرايطي را مهيا سازيد كه از پس تغيير دادن فرزندتان به طرز دلخواه برآييد. نسبت به رفتار فرزندتان، به نحو غير مستقيم بازتاب نشان دهيد. مثلا مي توانيد بگوييد:" مي دانم كه دوست داري پيش از رفتن به بستر، تلويزيون تماشا كني و من مايل نيستم اين فرصت را از تو بگيرم، ولي چنان چه تغيير رويه ندهي، نمي گذارم چنين كني." با اين حرف بچه در مي يابد كه احتمالا آن چيزي را كه دوست دارد، از كف مي دهد.
 

● چرا اين اندازه ژوليده و نامرتبي؟
 

فرزندتان، پوشاك نظيف و مرتبي به تن دارد، ليكن درست يك ساعت بعد با يك تي شرت كثيف، شلوار پاره و موهاي به هم ريخته جلوي شما حاضر مي شود.
 

انتقاد كردن از بچه، زمينه را براي كشاكش فراهم مي سازد. امكان دارد پدرومادر بپرسند، پس ما براي مهار فرزندمان چه بايد بكنيم؟ روانشناسان بدين سوال، اين سان جواب مي دهند:" هنگامي كه بچه تصميم مي گيرد با دوستانش بيرون برود، بگذاريد هر لباسي را كه مايل است، بپوشد ليكن چنان چه با شما براي شام خوردن بيرون مي آيد، نبايد هر لباسي را كه مي خواهد، بپوشد. فرزندتان بايد فرابگيرد كه در موقعيت هاي متفاوت، چه بپوشد. والدين مي توانند شيوه صحيح را درباره موضوعات گوناگون به بچه بگويند".
 

● تو بامزه ترين، قشنگ ترين و زورمندترين بچه دنيايي!
 

حتي يك لقب مثبت نابجا احتمالا محدوديت بچه شده و مانع مي شود كه وي خودش را به واقع آن گونه كه هست، ببيند و بشناسد. مثلا چنانچه بگوييد:" تو از تمام بچه ها، هوشمندتري"، امكان دارد سبب شود كه او حس كند، هيچ گاه با شكست روبه رو نمي شود.
 

از اطلاع خود در مورد استعدادهاي فرزندتان براي ترغيب و پيشرفت وي سود بجوييد نه اين كه برچسب شخصيتي به وي بزنيد. به عنوان مثال اگر بگوييد:" تو با هوشي و من مي دانم كه اينكار از عهده ات بر مي آيد" خيلي دلگرم كننده تر و ملايم تر از اين است كه چنين بگوييد:" تو باهوش ترين بچه دنيا هستي" مي توانيد اين مورد را بيازماييد. يقينا برچسب بد زدن به بچه مانند غيب گويي از منش وي عمل مي كند. به عنوان مثال اگر به او گفته شود "تنبل"، مايل است حتي تنبل تر اقدام كند زيرا مطمئنش ساخته ايد كه تن پروري جزو جدانشدني شخصيت اوست.
 

پدر و مادر بايد بكوشند عوض لقب منفي به كودك دادن، آن چيزي را كه به واقع مورد نظرشان است، بر زبان بياورند. آيا بچه كلا تنبل است؟ امكان دارد او امور روزانه اش را بدون يادآوري به اجرا در نياورد. در اين صورت والدين بايد بچه را با روش جايزه دادن يا تبيه كردن، ملزم به انجام كارهاي روزمره كنند.
 

● تو چقدر احمق هستي!
 

يكي از هدف هاي اصلي در تربيت فرزند، ايجاد اعتماد به نفس در بچه است. به جاي چنين عباراتي، جهت بهبود كردار فرزندتان اهتمام ورزيد سخنان ترغيب كننده و مثبت بيان داريد. به او ياد بدهيد كه چگونه كاري را به درستي صورت دهد. مثلا، چنان چه فرزندتان بدون توجه به رفت و آمد خودروها، به وسط خيابان مي دود، مي توانيد به وي بگوييد:" موقع عبور از خيابان، بايد دستم را بگيري".
 

هنگامي كه بچه دستتان را گرفت، اضافه كنيد:" تو خيلي باهوشي كه دستم را ميگيري. حالا مي توانيم با خيال راحت از خيابان رد شويم."
 

برخي اوقات آرزو مي كنم كه اي كاش بچه اي نداشتم.
 

آنچه فرزندتان از عبارت بالا مي فهمد، اين است: " تو ارزش نداري و من تو را نمي خواهم". او اين حرف را به دل مي گيرد و حتي تا بزرگسالي به يادش مي ماند.
 

آيا شما اينقدر بي خرديد كه به بچه بگوييد:" اي كاش اصلا تورا نداشتم!". در عوض چنين بگوييد:" بعضي وقت ها مرا خيلي ناراحت مي كني."
 

بهتر آن است كه پدر و مادر قواعد پيش گقته را اجرا كنند تا بدين حد از خشمناكي نرسند. وقتي بچه مي داند كه پدرومادرش چه انتظاري از وي دارند و مشاهده مي كند كه با او دمسازند، يقينا رفتار نيكوتري در پيش خواهد گرفت.
 

● مرا تنها بگذار
 

تمام پدر و مادرها پاره اي اوقات مايلند تنها باشند. ولي در صورتي كه پرخاش كنان از فرزندتان بخواهيد كه ايشان را به حال خود گذارد، مي انديشد كه دوستش نداريد. سعي كنيد بچه ها را در انجام امور روزانه شركت دهيد. حتي يكي بچه سه ساله هم مي خواهد در آماده ساختن ميز شام ياري كند.
 

اگر موقعي كه بچه ها به شما احتياج ندارند، وقتي را براي سپري ساختن با آنان اختصاص دهيد، در اين حالت زماني كه توجه شما به اجراي ساير امور است، بچه ها كمتر مزاحم شما مي شوند.آن هنگام كه لازم است تنها باشيد، مي توانيد به بچه بگوييد:" من خيلي تو را دوست دارم، اما حالا بسيار كار دارم." به او فرصت دهيد كه دريابد شما بعدا مدتي را با او مي گذرانيد. در صورتي كه فرزندتان اصرار كرد، مي توانيد بگوييد:" چنانچه بار ديگر حرفم را قطع كردي، ناچارا بايد به اتاقت بروي، چون اينجا اتاق من است." اين روشي در جهت دور كردن بچه نيست بلكه يك راه كار تربيتي به حساب مي آيد.
 

● خفه شو!
 

اين عبارت سبب مي گردد كه بچه حس كند شما كوچك ترين علاقه اي به شنيدن نظرش نداريد و اندك اندك به اين نتيجه دست مي يابد كه او فردي ناتوان در طرح هر پيشنهادي است.
 

شما مي توانيد با آرامش و خونسري به او بگوييد:" ساكت باش" و اگر اين لحن كلام بي اثر باشد، آن را با خونسردي ليكن محكم تر بيان كنيد. يا امكان دارد تلويزيون را خاموش كنيد و وي را به اتاقش بفرستيد.
 

يادتان باشد كه بچه ها همه چيز را از انگاره (الگوي) خود فرا مي گيرند. در صورتي كه مي خواهيد فرزندتان مودب باشد، بايد نخست خودتان با ادب باشيد. هيچ گاه به هم سن و سالتان نمي گوييد" خفه شو!" پس به بچه تان هم نبايد چنين حرفي بزنيد.
 

● اين كار را بكن وگرنه...!
 

ترساندن هاي بي مورد، در نهايت به زدوده شدن قدرت شما مي انجامد. اين قبيل گفتار سبب مي گردد كه بچه به رفتار ناپسندش ادامه دهد تا ببيند شما تصميم داريد چه كنيد. روش مطلوب، چينش تنبيه ويژه اي است كه مي توانيد به كار ببنديد. مثلا به اوبگوييد:
 

" اگر حالا دست از اين كارت نكشي، يك هفته كامل بايد در خانه بماني." يا " در صورتي كه مجددا اين عمل را تكرار كني، حق نداري پس از ناهار بازي كني." اينجاست كه بچه مي فهمد شما قادريد او را از برخي پيزهايي كه دوست دارد، محروم سازيد.
 

اگر حالا همراه من نيايي، ديگر با تو كاري ندارم و براي هميشه كنارت مي گذارم!
 

هر گز بچه ها را از رهاكردنش نترسانيد. پدر و مادر بايد براي فرزندشان پناهگاه امني باشند، تا از آنجا بچه ها بتوانند به دنيا گام نهند. در غير اينصورت آنان از حيث رفتاري، به افرادي وابسته وبدون اعتماد به نفس بدل مي گردند.
 

چنانچه كودك نوپايي داريد كه گوشه خيابان نشسته و تكان نمي خورد، بايد بگوييد:" يا با من بيا يا دستت را مي گيرم و با خود مي برم." و اگر ضرورت ايجاد كرد، بلندش كنيد و با خود ببريد. اگر فرزندتان دوست دارد وقت تلف كند، بكوشيد به وي توجه بيشتري داشته باشيد. مثلا بگوييد:" تو دقيقا پنج دقيقه وقت داري تا با دوستت بازي كني و بعد بايد برويم." اين كلام موثرتر از آن است كه بچه را بترسانيد به اين كه او را مي گذاريد و مي رويد.
 

اگر حرف هاي ناصحيح به فرزندتان زده ايد، فرصت هاي زيادي براي جبران آنها نداريد. بايد اذعان داشت كه اينان ويژگي برگشت ناپذيري دارند. روانشناسي موسوم به فلمينگ توصيه مي كند كه:" به نزد فرزندتان بشتابيد، وي را در آغوش بگيريد و بگوييد من حرف هاي زشتي به تو زده ام؛ برخي اوقات كه از كوره در مي روم، سخناني به تو مي گويم كه به هيچ عنوان دوست ندارم متاسفم." اين برخورد نه فقط موجب بهبودي رابطه شما با فرزندتان مي شود، بلكه ايشان مي آموزند كه وقتي در شرايطي قرار مي گيرند كه سبب خشمگيني شان مي گردد، بايد چه كرده و چگونه خويشتن را مهار كنند.
 

اين دستور مهم را به خاطر بسپاريد:" پيوسته دست به كاري بزنيد كه بچه ها پي ببرند، دوستشان داريد."
 
منبع: seemorgh.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۳:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

قصه بگوييم يا با كودكان حرف بزنيم ؟
 

 
 
به كودكان خود اجازه دهيد افكار درون ذهنشان را بيرون بريزند
 
حتي اگر در حد چند كلمه بي‌معني است
 
صحبت كردن با كودكان در هنگام خواب بسيار بيش‌تر از قصه خواندن قدرت تكلم آن‌ها را افزايش مي‌دهد. روانشناسان و متخصصين كودك مي‌گويند صحبت كردن با كودكان در هنگام خواب بسيار بيش‌تر از قصه خواندن قدرت تكلم آن‌ها را افزايش مي‌دهد. در صورتي كه با كودكان درهنگام شب سخن بگوييد قابليت تكلم آن‌ها تا 6 برابر بهتر از حالتي كه براي آن‌ها داستان مي‌خوانيد رشد پيدا خواهد كرد. حتي اگر كودك شما سن كمي دارد و قادر به حرف زدن نيست زماني كه صداي شما را مي‌شنود و سعي مي‌كند به گونه‌اي به آن‌ها پاسخ دهد مهارت‌هاي زباني و تكلمي او به طرز شگفت آوري رشد مي‌كند. نكته جالب توجه اين است كه بين سنين صفر تا 4 سال تماشاي تلويزيون تقريباً هيچ تأثيري، نه مثبت و نه منفي، برروي قابليت‌هاي تكلمي كودكان ندارد. از صدها سال پيش والدين براي كمك به خوابيدن كودكان يا ارتباط برقرار كردن با آن‌ها در هنگام شب براي آن‌ها قصه مي‌گويند. اگر چه بسياري از متخصصان كودك اين روش را براي بهبود تكلم كودكان مفيد مي‌دانند اما صحبت كردن با كودكان به مراتب تأثير بهتري روي آن‌ها دارد.
 

صحبت كردن با كودكان در هنگام خواب بسيار بيش‌تر از قصه خواندن قدرت تكلم آ مي‌دهد. روانشناسان و متخصصين كودك مي‌گويند صحبت كردن با كودكان در هنگام خواب بسيار بيش‌تر از قصه خواندن قدرت تكلم آن‌ها را افزايش مي‌دهد. در صورتي كه با كودكان درهنگام شب سخن بگوييد قابليت تكلم آن‌ها تا 6 برابر بهتر از حالتي كه براي آن‌ها داستان مي‌خوانيد رشد پيدا خواهد كرد. حتي اگر كودك شما سن كمي دارد و قادر به حرف زدن نيست زماني كه صداي شما را مي‌شنود و سعي مي‌كند به گونه‌اي به آن‌ها پاسخ دهد مهارت‌هاي زباني و تكلمي او به طرز شگفت آوري رشد مي‌كند.
 
نكته جالب توجه اين است كه بين سنين صفر تا 4 سال تماشاي تلويزيون تقريباً هيچ تأثيري، نه مثبت و نه منفي، برروي قابليت‌هاي تكلمي كودكان ندارد. از صدها سال پيش والدين براي كمك به خوابيدن كودكان يا ارتباط برقرار كردن با آن‌ها در هنگام شب براي آن‌ها قصه مي‌گويند. اگر چه بسياري از متخصصان كودك اين روش را براي بهبود تكلم كودكان مفيد مي‌دانند اما صحبت كردن با كودكان به مراتب تأثير بهتري روي آن‌ها دارد.
 
دانشمندان آمريكايي در تحقيقات خود متوجه شدند: بسياري از والدين براي رشد قدرت ذهني كودكان كتاب را انتخاب مي‌كنند و گاهي اين كار را در نهايت دقت و وسواس انجام مي‌دهند تا بهترين تأثير را روي كودك خود داشته باشند اما حتي بهترين كتاب‌ها هم تأثير بسيار كم‌تري از يك مكالمه كوتاه كلمه به كلمه بين كودك و مادر دارد. دكتر فردريك زيمرمن از دانشگاه UCLA گفت: بسياري از متخصصان والدين را تشويق مي‌كنند تا براي كودكان خودشان قصه بخوانند تا به اين ترتيب علاوه بر ايجاد حس آرامش در كودك او را با لغات و اصطلاحات جديد آشنا كنند. اما با اين روش نقش كودك در تبادل اطلاعات ناديده گرفته مي‌شود و به اين ترتيب كودكان ما به اندازه كافي سخن نمي‌گويند.
 
محققين در طي يك بررسي 275 كودك را بين سنين 1 تا 4 سال مورد مطالعه قرار دادند و سعي كردند تأثير عوامل مختلف مانند صحبت كردن آ‌نها با والدينشان، با ديگر كودكان و تماشاي تلويزيون را بر قدرت تكلم كودكان بسنجند. بعدها از اين كودكان آزمايشاتي به عمل آمد تا قدرت تكلم و زبان‌آموزي آنها در سنين اوليه زندگي مورد بررسي قرار گيرد. در پايان مشخص شد كودكاني كه درهنگام شب و قبل از خواب با پدرو مادر خود صحبت مي‌كنند نسبت به كودكاني كه فقط قصه گوش مي‌دهند تا 6 برابر بهتر سخن مي‌گويند. آن‌ها لغات بيشتري را مي‌دانستند، بهتر از كلمات استفاده مي‌كردند و اشتباهات كم‌تري در صحبت كردن خود داشتند. شايد يكي از دلايل آن اين است والدين در هنگام سخن گفتن با كودكانشان اشتباهات آن‌ها را تصحيح مي‌كردند. چه كودكاني كه به داستان گوش مي‌كردند هم در قابليت سخن گفتن خود رشد كرده بودند اما ميزان آن‌ چندان قابل توجه نبود. كودكاني هم كه قبل از خواب به تماشاي تلويزيون مي‌پرداختند تقريباً هيچ پيشرفتي از خود نشان ندادند و قدرت تكلم آن‌ها تغيير چنداني نكرد. مطالعات كارشناسان نشان داد كودكان طي يك روزبه طور متوسط نزديك به 13 هزار لغت جديد را از طريق والدين خود مي‌شنوند و همچنين نزديك به 400 بار با والدين خود به طور مستقيم گفت‌وگو مي‌كنند. والدين بايد از اين فرصت‌ها نهايت استفاده را ببرند و با تصحيح اشتباهات كودكان و معرفي لغات جديد به آن‌ها قدرت مكالمه كودكانشان را تا حد ممكن بالا ببرند. فقط صحبت كردن صرف با كودكان كافي نيست و والدين بايد تلاش كنند كودك خود را به حرف زدن تشويق كنند.به كودكان خود اجازه دهيد افكار درون ذهنشان را بيرون بريزند حتي اگر در حد چند كلمه بي‌معني است
.

http://robabnaz51.persianblog.ir/tag/%D9%82%D8%B5%D9%87_%D8%A8%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C%D9%85_%DB%8C%D8%A7_%D8%A8%D8%A7_%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86_%D8%AD%D8%B1%D9%81_%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%85_%D8%9F


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۳:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه با فرزندانمان حرف بزنيم تا به ما گوش كنند؟


كلمات مي‌توانند ذهن فرزندانتان را تغيير دهند. ياد بگيريد بهترين كلمات را استفاده كنيد.

پدر يا مادر بودن يكي از سخت‌ترين و در عين‌حال معنادارترين كارهاست. متاسفانه، تصورات متداول در مورد طريقه بزرگ كردن بچه‌هايي مسئوليت‌پذير ممكن است منجر به ارتباط نادرست و بي‌تاثير شود. بعضي والدين از روش‌هاي اجازه دادن استفاده مي‌كنند كه زبان مستقل و حس تاثيرگذاري را از او مي‌گيرد. بعضي والدين هم بيش از اندازه در اجازه دادن‌ها آسان مي‌گيرند تاجايي كه كودك محدوديت و كنترل فردي را ياد نمي‌گيرد. تحقيقات نشان مي‌دهد كه هر دوي اين روش‌ها در توانايي كودك براي تعديل احساسات خود و ايجاد روابط سالم در بزرگسالي اخلال ايجاد مي‌كند. بهترين روش تربيتي روشي عادلانه و محترمانه است كه هدف آن به جاي تسليم كودك، يادگيري او باشد. شنيدن و احترام گذاشتن به احساسات كودك، دادن حق انتخاب به او و ايجاد محدوديت‌هاي مشخص و عادلانه درمورد رفتارهاي غيرقابل‌قبول، تعادلي سالم ايجاد مي‌كند. در اين مقاله به شما آموزش مي‌دهيم چطور از روش‌هاي بي‌اثر و بي‌نتيجه براي ارتباط با فرزندانتان اجتناب كنيد.

۱. زياد حرف زدن

وقتي والدين بيش از اندازه به حرف زدن ادامه دهند، بچه‌ها ديگر گوش نمي‌كنند. محققان نشان داده‌اند كه مغز انسان فقط مي‌تواند در يك زمان چهار تكه اطلاعات يا ايده خاص در حافظه كوتاه‌مدت خود نگه دارد. اين ميزان برابر با ۳۰ ثانيه يا دو جمله مي‌باشد.

نمونه بي‌اثر:

«نميدونم اين ترم براي كلاس واليبال و باله‌ات چه بايد بكنيم. مطمئناً نميتوني هر دوي آنها را بروي چون كلاس واليبالت شنبه، دوشنبه و چهارشنبه ساعت ۴ است كه بعد براي آماده شدن براي كلاس باله وقت كافي نداري مگر اينكه وسايل آن كلاس را هم از قبل جمع كني و با خودت ببري و اين يعني لباس‌هايت بايد جمعه شسته شوند….»

ايده‌هاي مختلف زيادي در اين پيام وجود دارد كه باعث گيج شدن كودك مي‌شود و اين باعث مي‌شود ديگر به حرف‌هاي شما گوش ندهد. همچنين، لحن كلي اين پيام منفي و مضطربانه است كه باعث مي‌شود كودك با استرس و ترديد واكنش دهد. لازم نيست همه اين اطلاعات يكدفعه به كودك داده شود. درعوض آن را به قسمت‌هاي مختلف تقسيم كنيد تا قابل‌هضم‌تر باشد. قبل از اينكه موانع را عنوان كنيد، اجازه دهيد اول كودك اولويت‌هاي خود را مطرح كند.

نمونه موثر:

«اگر بخواهي اين ترم، هم در كلاس واليبال هم باله شركت كني، مجبور مي‌شوي كه بلافاصله از يكي سر آن يكي بروي. بخاطر همين بهتر است بنشينيم و در اين مورد تصميم بگيريم.»

در اين نمونه، مكالمه را به دو جمله محدود كرده‌ايد و اين باعث مي‌شود درك آن براي كودك آسان‌تر باشد. درضمن هدف كلي را هم مطرح مي‌كنيد و در مرحله بعد تقاضا را مطرح مي‌كنيد (كه بنشينيد و درمورد موضوع حرف بزنيد). و آخر اينكه ميل خود به همكاري و در نظر داشتن نيازهاي فرزندتان را نشان مي‌دهيد.

۲. غر زدن و هشدار دادن زياد

اكثر والدين با عجله‌هاي اول صبح براي آماده كردن همه سر موقع، با ناهارها، لباس‌هاي ورزش، تكاليف امضا‌شده و از اين قبيل آشنايي دارند. بچه‌اي كه به نظر مي‌رسد حواس‌پرت است و نمي‌تواند سر وقت حاضر شود مي‌تواند يكي از سخت‌ترين چالش‌ها براي والدين پرمشغله باشد. خيلي از والدين احساس مي‌كنند كنترل از دستشان خارج شده و نااميدانه مي‌خواهند با غر زدن و انتقاد كردن موقعيت را كنترل كنند. مشكلي كه غر زدن دارد اين است كه با آن كار به بچه‌ها ياد مي‌دهيد كه ناديده‌تان بگيرند زيرا مي‌دانند كه بارهاي ديگر آن مسئله را يادآوري خواهيد كرد. بااينكه بچه‌هاي كوچكتر نياز به راهنمايي و كمك بيشتر دارند، والدين بايد با بزرگ‌تر شدن بچه‌ها به آنها آزادي و مسئوليت بيشتري بدهند.

نمونه بي‌اثر (به يك بچه ۱۰ ساله):

«يك ساعت زودتر از خواب بيدارت مي‌كنم چون هيچوقت سروقت حاضر نمي‌شوي. بايد همين الان لباس‌هايت را بپوشي. تكاليفت را آماده كرده‌اي كه امضا كنم؟»

۱۰ دقيقه بعد
«بهت گفتم آماده شو و هنوز داري وقت تلف مي‌كني؟ اگه تونستي كاري كني كه همه‌مان ديرمان شود؟ برو سريع دندانهاتو مسواك بزن و لباسهاتو بپوش.»

۱۰ دقيقه بعد
«تكاليفت كجاست؟ گفتم كه بيار امضاشون كنم، هنوز لباس پوشيدنت را تموم نكردي؟ ديرمان مي‌شود.»
و باز همينطور تكرار…

مادر اين كودك مسئوليت زيادي را گردن مي‌گيرد و غيرمستقيم با كودكي صحبت مي‌كند كه براي كنترل موقعيت به او اعتماد ندارد. اين طريقه برخورد مي‌تواند شديداً منجر به بي‌اعتمادبه‌نفس و وابسته شدن كودك مي‌شود. لحن او نيز بسيار منفي و پرخاشگرايانه است كه موجب خشم و مقاومت كودك خواهد شد.

نمونه موثر:

«تا ۴۵ دقيقه ديگر از خانه خارج مي‌شويم. اگر همه چيزهايي كه لازم داري را آماده نكرده باشي، خودت بايد براي معلم‌هايت توضيح دهي.»

اين دستورات كوتاه است و انتظار مشخصي را با عاقبت انجام ندادن آن براي كودك مطرح مي‌كند. با اين روش به كودك اجازه داده مي‌شود عواقب طبيعي رفتارهاي خود را درك كند.

3. استفاده از تقصير و خجالت براي همراه ساختن كودك

يكي از بزرگترين درس‌هايي كه بعنوان والدين ياد مي‌گيريم اين است كه بچه‌هاي كوچك به طور طبيعي براي نيازهاي شما همدلي و ملاحظه ندارند. آنها به مرور با بزرگ‌تر شدن احساس همدلي پيدا مي‌كنند. به همين دليل است كه انتظار اينكه آنها خودشان را جاي شما بگذارند و همه چيز را از ديد شما نگاه كنند منطقي نيست. اينكه نمي‌توانند اين كار را بكنند به اين معني نيست كه بچه‌ بدي هستند. فقط بچه هستند و روي لذت‌هاي لحظه‌اي و آزمايش كردن محدوديت‌هايشان براي اينكه ياد بگيرند چه چيز قابل‌قبول است تمركز دارند. اكثر والدين آدم‌هاي پرمشغله‌اي هستند كه چندين كار را در يك زمان انجام مي‌‌دهند و گاهي فراموش مي‌كنند كه از خود مراقبت كنند. اين وقتي به نظرشان برسد كه بچه‌ها با آنها همكاري نمي‌كنند موجب خشمشان مي‌شود. خيلي مهم است كه قبل از اينكه اين احساسات به بيرون نفوذ كند و ارتباط شما با فرزندتان را خراب كند، زماني را براي ارتباط برقرار كردن با احساساتتان و آرام شدن بااستفاده از روش‌هاي تنفس عميق و حرف زدن با خود اختصاص دهيد.

نمونه بي‌اثر:
«چندين بار ازت خواستم كه اسباب‌بازي‌هايت را مرتب كني، ببين باز هم دور تا دور اتاق پر از اسباب‌بازي‌هاي توست. اصلاً نمي‌خواهي يكم توجه كني؟ نمي‌بيني تمام روز سرپا بوده‌ام؟ حالا هم بايد بيايم اسباب‌بازي‌هاي تو را جمع كنم و وقتم را هدر دهم؟ چرا اينقدر خودخواهي؟»

اين مادر انرژي منفي زيادي ايجاد مي‌كند. بااينكه همه ما مي‌توانيم خستگي او را درك كنيم اما ارتباط او با فرزندش مقصركننده و غيرمحترمانه است. «خودخواه» خواندن كودك شديداً مخرب است. بچه‌ها اين برچسب‌هاي منفي را به درونشان مي‌ريزند و كم‌كم فكر مي‌كنند كه به اندازه كافي خوب نيستند. تحقير كردن و مقصر كردن كودك مغز او را منفي خواهد كرد. بايد به رفتار برچسب غيرقابل‌قبول بزنيد اما باز فرزندتان را دوست‌داشتني بخوانيد.

نمونه موثر:

«مي‌بينم كه اسباب‌بازيها هنوز از روي زمين جمع نشده‌اند. اين منو ناراحت مي‌كنه. خيلي برام مهمه كه خانه مرتب باشه كه همه بتونيم راحت باشيم. همه اسباب‌بازي‌هايي كه بيرون هستند بايد بروند سرجايشان بخوابند. فردا صبح مي‌توني دوباره آنها رو بيرون بياري.»

اين مادر بدون عصبانيت يا مقصر جلوه دادن، احساسات و نيازهاي خود را مستقيم مطرح كند و عاقبت بد سختي را هم براي رفتار فرزندش عنوان نمي‌كند و به او توضيح مي‌دهد كه فردا دوباره امتحان كرده و موفق شود. او هيچ انگيزه منفي را به كودك نمي‌چسباند يا به طريقي منفي به شخصيت او برچسب نمي‌زند.

۴-گوش ندادن

همه ما دوست داريم فرزندمان به ديگران احترام بگذارد. بهترين راه براي اين كار با الگوسازي رفتار محترمانه و ملاحظه‌كار در روابط خودمان است. اين باعث مي‌شود كودك ارزش احترام و همدلي را شناخته و به آنها مهارت‌هاي ارتباط صحيح را ياد مي‌دهد. خيلي وقت‌ها گوش دادن بادقت براي والدين كار سخت‌تري است زيرا بچه‌ها معمولاً وسط حرف مي‌پرند و ذهم ما هم پر از كارها و مسئوليت‌هاي زيادي است كه بايد انجام دهيم. در اين مورد، اشكالي ندارد كه به كودك بگوييم كه الان نمي‌توانيم به حرف‌هايش گوش دهيم چون مشغول مثلاً آشپزي هستيم اما ۱۰ دقيقه ديگر پيش او مي‌رويم كه حرف‌هايش را بشنويم. خيلي بهتر است كه زمان مشخصي را براي گوش دادن به حرف‌هاي او اختصاص دهيم تا اينكه بدون توجه كافي حرف‌هايش را بشنويم. البته يادتان باشد، صبر كردن زياد هم براي بچه‌ها قابل‌تحمل نيست.


نمونه بي‌اثر:

واكنش مادري به فرزندش كه براي او توضيح مي‌دهد در فوتبال يك گل زده است.

(بدون ايجاد ارتباط چشمي) «چه خوب پسرم. حالا برو و با خواهرت بازي كن (زمزمه با خود) شعله گاز را چرا اينقدر زياد كردم؟»

گوش دادن موثر شامل همه مسائل غيركلامي مثل ايجاد ارتباط چشمي، نشان دادن فهميدن با صورت و صدا و استفاده از كلمات مناسب براي منعكس كردن اينكه فهميده‌ايم مي‌شود. اين مادر به فرزندش ياد مي‌دهد كه اذيتش نكند و اينكه چيزهايي كه براي او مهم است براي مادر نيست. اين باعث مي‌شود كودك احساس تنهايي كند.

نمونه موثر:

واكنش مادر به كودكي كه براي او توضيح مي‌دهد در فوتبال يك گل زده است.

«واي گل زدي؟!! خيلي عاليه! من بهت افتخار مي‌كنم. يك كم ديگه ميام پيشت مي‌خوام برام تعريف كني!»

اين مادر شوق و علاقه خود را نشان مي‌دهد؛ و از كودك دعوت مي‌كند كه تعريف كند كه چه اتفاقي افتاده است. او به طور موثري احساسات خود را نشان مي‌دهد و به كودك كمك مي‌كند درمورد واكنش‌هاي خود آگاهي پيدا كند. اين نوع واكنش باعث مي‌شود كودك تصور كند مهم و باارزش است و لياقت توجه را دارد.

تربيت كودكان كار بسيار دشواري است و همه ما گاهي اشتباهاتي را مرتكب مي‌شويم. ارتباط صحيح با بچه‌ها نيازمند انرژي و زمان زياد است. بايد از احساسات و واكنش‌هاي خودكار خودمان آگاهي يافته و بتوانيم روشي درست‌تر و عاقلانه‌تر انتخاب كنيم. نشان دادن عواقب كار به بچه‌ها محدوديت‌ها را ياد مي‌دهد و گوش دادن به حرف‌هايشان احترام گذاشتن را به آنها آموزش مي‌دهد. بايد از خودتان خوب مراقبت كنيد تا بتوانيد انرژي لازم براي تربيت بچه‌ها را داشته باشيد. براي اين منظور بايد اولويت‌هايتان را دوباره بررسي كنيد. بچه‌هايي كه والديني محترم، متعهد و پرانرژي دارند ياد مي‌گيرند احساساتشان را به طور درست‌تري تعديل كنند و در بزرگسالي روابط بهتري خواهند داشت.

http://drdarabi.blogfa.com/post/218


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۳:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

با كودكان چگونه حرف بزنيم ؟

ارتباط برقرار كردن با كودكان كار آساني نيست و به خودي خود يك هنر است. كودكان روحي لطيف دارند و از سويي بسيار زود از اطرافيان تقليد مي كنند. پس، هنگام صحبت با آن ها بايد بسيار دقت كرد تا هم با كلمات خشن و نابجا روحيه شان را خراب نكنيم و هم اين كه از رفتارهاي نادرست بزرگترها تقليد نكنند.
كودك يك ساله شما مدام مشغول كشف چيزهاي جديد است كه بعضي از اين چيزها خوشحال كننده و برخي ناراحت كننده هستند. كودك نمي تواند درباره همه آن چه مي بيند و آن چه مي خواهد حرف بزند، ولي خوشبختانه شما مي توانيد اگر شما هنگام صحبت كردن با فرزند كوچكتان كلمات را با دقت انتخاب كنيد و به كار ببريد، مي توانيد بهتر با او ارتباط برقرار كرده و به او كمك نماييد تا چالش هاي محيط اطراف راحت تر كنار بياييد و بهتر رفتار كند. ولي، يافتن واژگان دقيق و درست براي گفتگو با يك كودك يك يا دو ساله كار آساني نيست.
1ـ احساس كودك را براي او توضيح دهيد
 

فرض كنيد ناگهان بغض مي كند و مي خواهد داد و فرياد راه بيندازد. مي توانيد جلويش زانو بزنيد، در آغوشش بگيريد و براي احساسش اسم بگذاريد و حالتش را براي خودش توضيح دهيد. براي مثال، اينكه «مي دانم او تو را عصباني كرده » با اين كار به او ياد مي دهيد كه اگر گاهي عصباني شود و گريه كند، طبيعي است اين توضيح احساسات كودك را به خودش مي گويد: «عصباني ام » يا از دست او ناراحت هستم.

2ـ كوتاه و مفيد حرف بزنيد.
 

وقتي مي خواهيد هشداري درباره امنيت اش به او بدهيد سريع و كوتاه و ساده بگوييد. پدر و مادرها در بيشتر مواقع طولاني حرف مي زنند، براي مثال مي گويند :«كنار اجاق گاز نباش» يا «از توي خيابان راه نرو ». بهترين راه اين است كه هنگامي كه مي بينيد در خطر قرار گرفته با يك «نه » محكم او را از خطر آگاه كنيد. به تدريج او درك مي كند كه زماني كه « نه » را مي شنود بايد همان جا توقف كند و دست به كاري نزند.

3ـ با كودك قاطعانه صحبت كنيد
 

بسياري از پدر و مادرها با گفتن جمله هايي مانند «مي خواهي الان به حمام بروي ؟» اشتباه مي كنند. در اين موارد نبايد به بچه ها پيشنهاد داد كه آيا دوست دارند به حمام بروند يا بخوابند يا غذا بخورند، چون در بيشتر موارد جواب منفي است. اين شيوه ي پرسش تنها جر و بحث را سبب مي شود. در اين مواقع به نرمي ولي با قاطعيت به او بگويد چه كار كند، مانند :«الان وقت حمام است. » يا «بايد دارويت را بخوري ».

4ـ او از زمان چيزي نمي داند
 

كودك شما مفهوم اين كه « يك ربع ديگر به خانه مادربزرگ مي رويم » را درك نمي كند، چون دركي از زمان و ساعت ندارد. به جاي اين كه از دقيقه و ساعت حرف بزنيد مراحل كار را برايش توضيح دهيد. براي مثال، «اول به حمام مي رويم. بعد اسباب بازي ها را جمع مي كنيم و سپس به پارك مي رويم.»

5ـ به او حق انتخاب بدهيد
 

اجازه دهيد كودك شما در زندگي روزانه دست به انتخاب هايي ساده بزند. اين كار باعث مي شود او به توانايي هاي خودش ايمان بياورد و اعتماد به نفس به دست آورد.
ولي به طور معمول، انتخاب بين دو چيز ساده تر، چون كودكان خردسال حافظه و قدرت توجهي محدود دارند و انتخاب از بين چند گزينه برايشان دشوار است. براي مثال، دوست داري شلوار زرد را بپوشي يا شلوار آبي را؟»

6ـ سريع عمل كنيد
 

براي اين كه رفتار كودكانتان را سر ميز غذا كنترل كنيد. از جمله هاي كوتاه و ساده استفاده كنيد. براي مثال، اگر كودك تان سير شده و دارد غذايش را به روميزي مي مالد بهتر است با لحني نرم ولي قاطعانه به او بگوييد :« داري با غذايت بازي مي كني ! ديگه كافيه !» و او را از سر ميز بلند كنيد.

7ـ كارهاي مثبت اش را تأييد كنيد
 

اين كه كارهاي مثبت كودك تان را برجسته سازيد و او را تأييد و تشويق كنيد، انگيزه خوبي به او مي دهد تا دوباره آن كار را تكرار كند و اين براي كودك خردسال هم صدق كند، حتي، اگر آن ها معني حرف هاي شما را درست نفهمند، لحن گرم و دوستانه صدايتان را به خاطر مي سپارند.

8ـ براي صحبت با او موضوع پيدا كنيد.
 

شايد تا به حال اسامي چيزهاي مختلف مثل اعضاي بدن يا رنگ ها را به كودك تان ياد داده باشيد. اين كار مهارت هاي زباني او را تقويت مي كند و باعث مي شود تا بتواند با پدر و مادرش ارتباط برقرار كند. براي مثال، مي توانيد اسامي حيوانات و اشياي كتاب محبوبش را برايش تكرار كنيد يا زماني كه او را به گردش مي بريد، اطراف را برايش شرح دهيد، مانند: « به ابرهاي سفيد و برگ هاي سبز نگاه كن » به او كمك كنيد جهان اطرافش را با روش هاي جديد كشف كند.

چيزهايي كه نبايد بگوييم:
 

نادرست :«مانند بچه ها رفتار نكن !»
فراموش نكنيد كه كودك شما هنوز بچه است و طبيعي است كه مثل بچه ها رفتار كند !!
نادرست :«اگر كاري كه مي گويم را بكني، برايت بستني مي خرم. »
رشوه دادن ممكن است در ابتدا جواب دهد، ولي در طولاني مدت پاسخگو نخواهد بود چون كودكان به راحتي اين منظور را درك مي كنند كه براي انجام هر كاري از شما باج بگيرند يا جيغ و داد و گريه به راه بيندازند.
نادرست: «زود باش!»
اين دست و پاهاي كوچك چقدر مي توانند سريع كار كنند؟!
نادرست: «دختر خيلي شيطاني هستي !»
هرگز به فرزندانتان برچسب نزنيد.


منبع : نشريه دنياي زنان، شماره 51

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۳:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه با كودك خردسال حرف بزنيم؟


بسياري از والدين به اين مسأله آگاهند كه داشتن يك « ارتباط كلامي» با كودك به پيشرفت رواني- عاطفي او كمك مي كند. اما يافتن كلمات و واژه هاي مناسب براي صحبت كردن با چنين موجود كوچكي كار آساني نيست. در اين خصوص يك سري دستورالعمل هايي وجود دارد تا در هنگام گفتگو با كودك خردسالمان نه افراط كنيم و نه از آن غفلت.
« مي دوني عزيز دلم، تا دو ماه آينده اسباب كشي مي كنيم. من و پدرت خيلي فكر كرديم و ديديم كه همگي مون در خانه ي جديد راحت تر خواهيم بود؛ و چون خانه ي جديد به محل كار من نزديكتره، هم كمتر خسته ميشم و هم بيشتر پيش تو عزيزم خواهم بود...». عده اي از والدين كه به اهميت گفتگو در روح و روان فرزند خردسالشان آگاهي دارند فكر مي كنند كه هنگام حرف زدن با نوزاد هيچ اشكالي ندارد اگر بدون پرده همه چيز را با جزئيات كامل برايش تعريف كنند. از نظر عده اي ديگر، هر جمله اي را نبايد در مقابل كودك به زبان آورد و به عبارتي بايد بعضي قضايا را سانسور كرد. اين عده هميشه نگران روش مكالمه ي خود با كودكشان بوده و دائماً از خود مي پرسند بهترين روش براي اين كار كدام است؟ در اين زمينه، كلودهالموس(1)، روانكاو متخصص در امور كودكان مي گويد:« محققاني چون دونالد و.وينيكت(2) و فرانسواز دلتو(3) بر اين اعتقادند كه طفل شيرخوار براي خود يك شخص و يك انسان كامل به حساب مي آيد. به محض به وجود آمدن سلول تخم در رحم مادر، فرد انسان به عنوان يك موجود داراي زبان شناخته مي شود.» بنابراين از نظر فرانسواز دلتو( كه كتابهاي فراواني در زمينه ي مراحل مختلف رشد در كودك نگاشته است)، حتي در همان زماني كه انسان داراي زندگي درون رحمي است، كلام و سخن جزو وجود و ساختار او محسوب مي شوند. وي در مقالات مختلف خود نمونه هاي زيادي براي اثبات اين مطلب ذكر كرده است. در يكي از نوشته هايش مي خوانيم:« مادري خسته و آشفته وارد مطب روانكاو مي شود. نوزادش از لحظه ي تولد شبها چندين بار از خواب بيدار شده و به سختي به خواب مي رود. در ضمن گفتگوهايش با اين مادر، روانكاو متوجه مي شود كه مادر اين نوزاد قبل از او فرزند پسري به دنيا آورده بود كه اندكي پس از تولد از دنيا رفته و نام او را روي نوزاد جديد نهاده اند. مادر ضمن حرف زدن هايش با روانكاو، رويش را به طرف بچه كرده و مي گويد:« برادرش از دستش عصباني نبوده، و اسمش را به او داده [...] و اين كه مامانش مي دونه كه حتي وقتي او خوابه نمرده و زنده است.» « پس از اين جريان، وقتي مادر به خانه برمي گردد، كودك شيرخوار آرام مي خوابد... ده ساعت پشت سر هم.»
" در واقع، حرف زدن با كودك نوزاد، به معناي صحبت كردن صرفاً از چيزها و وقايع مهم نيست. بلكه صحبت كردن از همه چيز و در عين حال از هيچ چيز است. به اين ترتيب، كلام در اينجا نقش درماني ندارد ولي با اين وجود به پيشرفت روحي- عاطفي كودك كمك مي كند." دكتر دلتو ادامه مي دهد:" وقتي با نوزاد حرف مي زنيم، او احساسات و عواطف را عميق تر درك مي كند و از اين طريق ذهنش فعال تر مي شود. از طرفي، ثابت شده كه طفل نوزاد با كلام و سخن مادرش آرام شده و به خواب مي رود. به اين ترتيب، كلمات و رفتارهاي محبت آميز مادر اولين عوامل مؤثر در سازندگي شخصيت و روان كودك مي باشند.
مادران زيادي هستند كه هميشه در مورد ميزان و نوع مكالمات با نوزادشان ابراز نگراني مي كنند. براي آنها يافتن نقطه تعادل ميان مكالمه ي " زيادي"، " كم" و " نامربوط" كار دشواريست. اين تا حديست كه بعضي مادران به خود اجازه گريه كردن در حضور نوزادشان را نمي دهند چون فكر مي كنند اين كار مي تواند باعث ايجاد شوك و وحشت در وي شود.

 

جملات كوتاه به زبان حال ساده
 

فرانسواز دلتو، در كتاب خود " با كودكان درست صحبت كنيم" تأكيد بر اين مي كند كه نوزادان كلام برخاسته از دل را درك مي كنند و بنابراين والدين بايد سعي كنند مناسب ترين جملات را بيابند بدون اين كه در آن پرده پوشي كنند.
هنگام صحبت كردن با كودك شيرخواره، بايد سبك بود و سبك گفت: بايد صداها را تكرار كرد و نفس را به بازي گرفت. اين خود يك شيوه ي آموزشي است براي نوزاد. گفتگوي واقعي با كودك مي تواند يك گفتگوي ساده باشد.
در زمينه ي نحوه ي گفتگو با نوزاد، دكتر رژين ذكري هارستل(4)، متخصص اعصاب و نورولوژي، توصيه ي اكيد در استفاده از افعال زمان حال مي كند. چرا كه: " طفل نوزاد هيچ درك ذهني نسبت به زمان گذشته و آينده ندارد. اولين ذهنيت از زمان، حدود سن 2 سالگي در ذهن كودك نقش مي بندد." وي همچنين پيشنهاد استفاده از جملات كوتاه و داراي فعل مثبت را مي نمايد: بهتر است به نوزاد بگوييم" هاپو كوچولو رو نگاه كن" تا اين كه بگوييم:" اون سگ سياه سفيد رو ديده اي كه دنبال اسباب بازيش مي گرده؟"

تقريباً همه چيز را برايش بگوييم
 

هنگام برقراري يك گفتگوي " واقعي" با نوزاد، گاهي چيزهايي را به او انتقال مي دهيم كه قابل بيان با كلمات نيستند. كلود هالموس معتقد است: " طفل شيرخواره قادر به درك تمامي نگراني ها و اضطراب والدينش مي باشد و حتي گاهي اوقات خود را مسؤول به وجود آمدن آشفتگي در خانواده مي داند. بنابراين بسيار مهم است كه كنارش بنشينيم و همه چيز را برايش توضيح دهيم." اين دقيقاً كاريست كه كلمانس، يك مادر 28 ساله انجام داد:" من بعد از زايمان كمي دچار افسردگي شدم. به سيلويا، كودك نوزادم توضيح دادم كه اصلاً تقصير او نيست. ولي بايد با من مدارا كند، چرا كه تازه مادر شده ام و هنوز تجربه ي چنداني ندارم. هر وقت با او صحبت مي كردم، به او مي گفتم:" من خودم با مشكلاتم كنار مي آيم. تو لازم نيست آنها را به دوش بكشي. به اين ترتيب، دلم مي خواست به عنوان يك آدم بالغ و مسئول به فرزندم بفهمانم كه يافتن راه چاره براي مشكلات زندگي به عهده من است."
ولي دكتر صوفي مارينو پولو(5)، روانشناس و روانكاو، در اين مورد معتقد است كه: " اگر بپذيريم نوزاد همه چيز را مي تواند بشنود و بفهمد، طبيعتاً او بايد چيزي را كه مربوط به خودش و نزديكانش مي شود بهتر متوجه شود. و از نظر فرانسواز دلتو، بهتر است كودك را حتي اگر نوزاد باشد براي مراسم خاكسپاري اقوام همراه برد. اين باعث مي شود كه از همان سنين كودكي در حلقه خانواده نقش داشته باشد. مسائلي مانند اسباب كشي و يا جدايي والدين بايد به كودك خردسال توضيح داده شوند. برعكس، درد دل كردن با او در هر موردي اصلاً توصيه نمي شود. پدر و مادر نبايد كودكشان را به عنوان محرم راز خود تصور كنند و هر راز نگفته اي را برايش بگويند.

 

در نظر گرفتن جايگاهي براي پدر
 

مادران بايد زماني را براي گفتگوي پدر با طفل اختصاص بدهند. حتي وقتي فرزند هنوز در بطن مادر است، پدر مي تواند با جملات ساده، كوتاه و آرام بخش با او به صحبت بپردازد: " سلام پسرم، من پدرتم، من و مادرت بي صبرانه منتظر ديدنت هستيم"...
هنگام معرفي كودك به آشنايان و خويشاوندان، حضور پدر بسيار مهم است. در اين خصوص، كلود هالموس تأكيد مي كند كه مادر در حين گفتگو با كودك بايد در كلامش از پدر وي نيز سخن به ميان آورد. مثلاً به جاي اين كه بگويد" بچه ي ناز خودم"، بگويد " بچه ي ناز من و بابا كه خيلي هر دو مون دوستش داريم". اگر مادر فقط به " بچه ي ناز خودم" اكتفا كند، درست حالت دختر بچه اي را دارد كه راجع به عروسكش صحبت مي كند و آن عروسك را متعلق به خود مي داند.
در حالي كه مادر بايد از طريق كلامش به كودك بفهماند كه به همان اندازه كه او فرزند مادر است، فرزند پدر نيز هست. چرا كه او ثمره ي زندگي مادر و پدر مي باشد و اينطور نيست كه مثل يك شي فقط متعلق به يكي از والدينش باشد.
ماري، 32 ساله، آموزگار مدرسه در اين باره مي گويد: " شوهر من به اقتضاي شغلي كه دارد بايد مرتباً جا به جا شود و گاهي مجبور است مدتي از ما دور باشد. براي من خيلي مهم است كه در زمان غيبت همسرم، مرتب با پسر شيرخواره ام راجع به پدرش با او صحبت كنم به طوريكه انگار حضور دارد.
به پسرم مي گويم: " تو پوره ي كرفس خيلي دوست داري؟ بابا هم اتفاقاً كرفس خيلي دوست داره". من از طريق اين جور جملات سعي مي كنم جاي خالي همسرم را در خانه هميشه پر كنم."

چه كنيم اگر قادر به ارتباط كلامي با كودكمان نيستيم؟
 

ناتاشا، 30 ساله، قاضي دادگستري، مادر دوقلوهاي يك ساله صوفيا و پل مي باشد. وي مي گويد كه در سخن گفتن با كودكانش ناتوان است و تجربه ي ناموفق خود را اين گونه بيان مي كند:" من خود را دائم مجبور به گپ زدن با بچه هايم مي كردم چون فكر مي كردم بايد اين كار را انجام داد. ولي براي من اين كار خيلي حالت تصنعي داشت." از نظر صوفي مارينوپولس،: " بايد اين را كه چرا يك مادر قادر به بيان و ابراز كلامش در مقابل كودكش نيست، تعريف و بررسي كرد." يكي از فرضيه هاي برخي روانشناسان براي پاسخ به اين پرسش اين است كه: " اين ها اكثراً مادراني هستند كه زماني كه خودشان كودك خردسال بودند كسي ( مادر و پدرشان) با آنها سخن نگفته است."ولي براي صوفي مارينو پولس، واقعيت اين است كه اين قضيه خيلي هم دراماتيك نمي باشد.
" عدم توانائي براي داشتن ارتباط كلامي با كودك به اين معني نيست كه ما قادر به برقراري ارتباط با او نيستيم. وقتي گفته مي شود كه سخن گفتن با كودك بسيار مهم است، منظور اين نيست كه بايد با او حرف زد چون او حرفهاي ما را مي فهمد، بلكه به اين دليل است كه كودك با حرفهاي ما زندگي مي كند و آرامش مي يابد."
بنابراين آن چه كه مهم است ارتباط برقرار كردن با اوست نه صرفاً صحبت كردن با او؛ اگر ارتباط از طريق كلام برقرار نمي شود، كافيست كه دنبال كانالهاي ارتباطي ديگري بگرديم.
" گاهي يك نگاه پر مهر، و يا گرم در آغوش گرفتن كودك تأثيرش از صدها جمله نيز بيشتر است. به علاوه مادراني نيز هستند كه به طور مداوم كودك را با كلامشان بمب باران مي كنند. ايده آل آن است كه كلام را با ژست( عاطفه و نوازش) همراه كرد."
كلود هلموس مي گويد:" نيازي نيست كه طفل را با تكرار زيادي " دوستت دارم"هاي خود خفه كنيم. عشق چيزيست كه به راحتي توسط كودك درك مي شود. احتياجي نيست كه دائماً به زبان آورده شود تا طفل متوجه آن شود." براي حرف زدن با كودك لازم نيست كه حتماً كلام خودمان را به كار ببريم. چيزهاي مفيدي كه در اين زمينه توصيه مي شوند، انواع قصه ها، آوازهاي محلي و خواندن كتاب داستان مي باشند. چرا كه 70 درصد مغز يك طفل شيرخواره به " ريتم" اختصاص يافته و كلام ما را به طور يك نواخت دريافت مي كند.
اين گونه بود كه ناتاشا توانست راهي براي ارتباط كلامي با دوقلوهايش پيدا كند:" زماني كه بالاخره آهنگ كلام خود را پيدا كردم احساس آرامش نمودم. من توانستم براي هر يك از بچه ها آوازي خلق كنم و آن را مرتب برايشان تكرار كنم."
كلود هالموس اين گونه نتيجه گيري مي كند: " يك مادر زماني راه صحيح ارتباط با كودكش را يافته كه ديگر از خود نپرسد چگونه با او صحبت كنم."

پي نوشت ها :
 

1. Claude HALMOS
2. W.WINNICOTT
3. Francoise DOLTO
4. Regine ZEKRI HURSTEL
5. Sophie MARINOPOULOS
 

منبع: بانو، شماره 28.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۳:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه با كودكان خود حرف بزنيم؟


آيا شما به عنوان والدين فرزند خود خوب مي‌دانيد كه از به كار بردن چه واژه‌هايي در مورد كودكان خود بايد خودداري كنيد يا به عبارتي ديگر چه چيزهايي را نبايد به كودكان گفت؟

بسياري مواقع شده است كه كودكان خود را با واژه‌هايي چون تنبل، لال، احمق و يا كودن خطاب كرده‌ايم يا مي‌كنيم حتي او را با بچه همسايه يا پسرخاله و دخترخاله مقايسه مي‌كنيم و از اين كه نمي‌تواند مثل او حرف بزند يا درس بخواند مورد سرزنش قرار مي‌دهيم و چه بسا در مواقعي از او انتظاراتي داريم كه نمي‌دانيم اين انتظارات در حد توان او هست يا نه؟

نكات بسيار ريزي در برخورد با كودكان وجود دارد كه عدم توجه به آن در رفتار و تربيت كودكان تاثيرگذار است و حتي مي‌تواند آينده آنها را بر اثر اين بي‌توجهي‌ها شكل دهد، لذا بد نيست والدين به نكات زير توجه كنند.

گذاشتن اسم روي بچه‌ها

اگر كودكان را با نام‌هايي مانند احمق ، تنبل و امثال آن بناميم، آنها باور مي‌كنند كه داراي اين صفات و خصوصيات هستند. به علت آسيبي كه به كار بردن اين نام‌هاي منفي به شخصيت بچه‌ها وارد مي‌كند، اعتماد به نفس او را از بين مي‌برد.

به عنوان مثال، اگر كودكي به صفت زشت ناميده شود، ممكن است از حضور در جمع و بازي با ديگران خودداري كند يا اگر بگوييد «كمرو» از ارتباط با همسالان و بزرگترها پرهيز مي‌كند.

به بيان ديگر نبايد از قدرت تاثير كلمات بر زندگي كودكان غافل شد. كلمات بر افراد اثر مي‌گذارد. هر لغت و جمله‌اي كه به كودكان گفته مي‌شود، به همراه خود پيام مهمي درباره كودك و رابطه او با دنياي خويش دارد.

به اعتقاد كارشناسان، هنگامي كه كودك پيام‌هاي دريافتي را دروني مي‌سازد، اين پيام‌ها تبديل به يك باور مي‌شوند كه تجربيات آينده او را معين مي‌كنند حتي اگر او از اين باور ناآگاه باشد، آن باور هنوز هم اثرات خود را بر همه شئونات زندگي او دارد. متاسفانه كودكان به آن توانايي نرسيده‌اند تا مطالبي را كه به ذهنشان وارد مي‌شود، جداسازي كنند و مانع بعضي از آنها شوند. آنها نمي‌توانند بگويند من اين تعريف را مي‌پذيرم و آن انتقاد را نمي‌پذيرم. ديدگاه يك كودك نسبت به والدينش اين است كه آنها عقل كل هستند و همه چيز را مي‌دانند و سخنانشان مثل يك قانون و حكم قدرتمند است.

طرد كردن بچه‌ها

طرد كردن بچه‌ها نشان دادن نفرت يا تمايل به جدايي از آنهاست. براي يك كودك دوست داشته نشدن از طرف فردي كه او را به دنيا آورده، به معني دوست نداشتن از طرف همه افراد است. آنچه كه يك كودك بايد بداند اين است كه پدر و مادر بدون هيچ قيد و شرطي دوستش دارند.

به بيان ديگر، خطر طرد شدن از طرف والدين هميشه در ذهن كودكان وجود دارد. بعضي والدين هميشه فرزندشان را تهديد به طرد كردن و رانده شدن مي‌كنند، با اين جملات: اگر حرف‌شنو نباشي، اگر درست رفتار نكني، مي‌اندازيمت بيرون؛ طبيعي است كه كودك مي‌ترسد؛ طرد شدن آن هم در اين دنياي وحشي. اينجاست كه كودك شروع به سازش و كنار آمدن مي‌كند و بتدريج تبديل به آدمي كلك و حقه‌باز مي‌شود كه براي رسيدن به هدف‌هايش تقلب مي‌كند.

منفي‌بافي‌

جملاتي چون «تو هيچ وقت به هيچ جا نمي‌رسي» تاثيرات بسيار منفي و زيان‌آوري در شخصيت كودك ايجاد مي‌كند. بچه‌ها تمايل دارند به آن چيزي كه والدين در مورد آينده آنها اعتقاد دارند برسند و طبق آن زندگي كنند. والدين بايد به فرزندان خود اعتقاد داشته و مطمئن باشند و هميشه آينده‌اي خوب را براي آنها پيش‌بيني كنند. يك پژوهشگر با عده‌اي زنداني گفتگو و مصاحبه كرد. از آنها پرسيد كه به چند نفر از آنها هنگام بچگي گفته شده كه زنداني خواهند شد؛ با كمال تعجب دريافت كه تقريبا پاسخ همه آنها به اين سوال مثبت بود.

شرم‌زدگي و سرزنش كردن‌

اگر كودك يا نوجوان را مورد سرزنش قرار دهيم و مدام از او عيب‌جويي كنيم يا او را مورد تمسخر قرار دهيم كودك يا نوجوان احساس حقارت مي‌كند و دچار عدم اعتماد به نفس مي‌شود و از دست زدن به هر كاري مي‌ترسد.

اين‌گونه افراد در تصميم‌گيري، انتخاب هدف و قبول مسووليت دچار شك و نگراني مي‌شوند. به بيان ديگر هنگام خجالت، كودك احساس مي‌كند نقص دارد يا بي‌لياقت است.

خجالت كشيدن بيشتر از اين كه رفتار او را درست كند موجب از دست رفتن روحيه و تحقير او مي‌شود. برخي پدرها و مادرها با انگشت گذاشتن روي نقاط ضعف كودك، مانند شب‌ادراري او را تحقير مي‌كنند. خجالت‌زده كردن كودك موجب مي‌شود كه او عوامل تحقيرش را پنهان كند.

تهديد كردن‌

«اگر نيايي مي‌روم و اينجا تنها مي‌ماني، اگر دوباره اين كار را انجام دهي به پليس مي‌گويم تو را ببرد.»

تهديد گفتن جمله يا كلمه اغراق‌آميزي است كه پدر و مادر به كار مي‌برند تا كودك را بترسانند مانند اين جملات: «اگر درست رفتار نكني تمام استخوان‌هايت را مي‌شكنم.» تهديد موجب ترس در كودك مي‌شود و او احساس مي‌كند كه در محيطي ناامن و پر از دشمن زندگي مي‌كند. تهديد به تنها گذاشتن كودك برايش بسيار دردناك و سخت است چون او بسيار حساس است و براي نيازهاي اساسي و اوليه زندگي به پدر و مادرش نياز دارد.

بايد به بچه‌ها هشدار دارد، نه تهديد. با گفتن جمله «اگر ... و در نتيجه» به او هشدار مي‌دهيد كه نبايد به رفتار به خود ادامه دهد، مانند اين كه اگر دوباره خواهرت را بزني ديگر نبايد با او بازي كني.

پرهيز از مقايسه‌

هرگز توانايي‌ها و ناتواني‌هاي كودكي را با كودك ديگر مقايسه نكنيد، زيرا مجموعه عواملي كه موجب شكل‌گيري رفتار يك كودك مي‌شود با كودك ديگر متفاوت است.همواره به پدر و مادران توصيه مي‌شود كه حتي كودك را با خواهر يا برادر، پسرخاله، پسرعمه، دخترخاله يا دوستانش مقايسه نكنيد.

كودك از غرور خاصي برخوردار است و نزد همسالان و كودكان ديگر از آبرو و احترام ويژه‌اي برخوردار است، لذا وقتي شما كودكي را با كودك ديگر مقايسه مي‌كنيد (به طور معمول مقايسه براساس ناتوانايي‌ها صورت مي‌گيرد) در واقع غرور او را مي‌شكنيد، به او بي‌احترامي مي‌كنيد، توانايي‌هاي او را ناديده مي‌گيريد و ناتوانايي‌هاي او را به منظور تحقير و سرزنش او مطرح مي‌كنيد و به رخ او مي‌كشيد.

به طور مشخص گاهي اوقات والدين زمان خودشان را با زمان فرزندشان مقايسه مي‌كنند و اظهار مي‌دارند: وقتي من بچه بودم، هرگز اين كار را نمي‌كردم! يا زماني كه من در سن شما بودم، هميشه اين طور عمل مي‌كردم. بديهي است ما اجازه نداريم خود و زمان خود را با فرزند و زمان او مقايسه كنيم.

به ديگر سخن، مقايسه كردن كودك يعني ناديده گرفتن اصل تفاوت‌هاي فردي، يعني خجالت دادن كودك و تحقير كردن او. بنابراين توصيه مي‌شود در صورت لزوم كودك را با خودش مقايسه كنيد.

اين مقايسه بايد براساس توانايي‌هاي كودك در فضايي صميمي و محرمانه صورت گيرد و بدانيد علي‌رغم وجود شباهت‌ها ميان كودكان، هيچ كودكي به‌طور مطلق شبيه كودك ديگر نيست.

انتظارات نابجا

پدر و مادراني كه از فرزندان خود انتظارات بيجا دارند آنها را مجبور مي‌كنند كه بهترين بازيكن باشند يا در مدرسه نمره 20 بگيرند. پيامي كه پشت اين عمل پنهان شده اين است كه تو در مدرسه به اندازه كافي خوب نيستي. داشتن انتظار بيجا تنها اعتماد به نفس كودك را از بين مي‌برد.
چه بايد گفت: با تاكيد به نكات مثبت بگوييد: خيلي عالي است كه نمره‌هاي 20 زيادي در كارنامه‌ات داري، اشكالي ندارد نمره 17 گرفتي چون تو تمام سعي خود را كردي و هر انساني ممكن است اشتباه كند. سعي كن اشتباهاتت در آينده كمتر شود. لزومي ندارد هميشه و همه كس نمره 20 بگيرند.

دوران كودكي خود را به ياد بياوريد، جملات منفي كه توسط والدين، دوستان و معلم به شما گفته شده است را به ياد بياوريد امواج كلمات، جملات منفي به كار برده شده مكررا به گوشتان مي‌رسد: هرگز به چيزي نمي‌رسي، نمي‌تواني كاري را درست انجام دهي، من هميشه نگران تو هستم، اتاقت هميشه نامرتب است، كي مي‌شه تو ياد بگيري، تو بدتركيب و زشت هستي، تو تنبل هستي، تو چاق هستي، پسر بزرگ گريه نمي‌كند، شما دختر و پسر بدي هستي.
 
به نقل از آموزش نيوز


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۳:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه با نوزادان حرف بزنيم؟!

 نوزادان از بدو تولد و اولين ساعت هاي حيات در حال يادگرفتن زبان هستند؛ بسيار قبل از اينكه كودك شروع به حرف زدن كند، ارتباط برقرار مي كند. هرچقدر بيشتر به او گوش كنيد و با او حرف بزنيد، او بيشتر با شما ارتباط برقرار مي كند. شما خودتان هم ياد مي گيريد كه چگونه صداهايي را كه او از روي لذت يا نياز از خودش درمي آورد، تفسير كنيد.

حتي ممكن است بتوانيد انواع گريه هاي او را ترجمه كنيد. همين طور كه به او گوش مي كنيد و واكنش هاي او را مي بينيد با استفاده از تجربه هاي قبلي كه از رفتارهايش داريد، توانايي درك، ارتباط شفاهي و بدني اش را بيشتر از قبل پيدا مي كنيد. زمان واكنش كودكان كندتر از بزرگسالان است؛ بنابراين با گوش دادن به او بايد منتظر ارتباط برقراركردن از سوي او باشيد.
 
 
 
1 – كتاب بخوانيد
 
كودكان، عكس را از كارتون بيشتر دوست دارند؛ بنابراين كتاب هايي كه از نظر زباني غني هستند و كلمات و شعرهاي گوناگون دارند تهيه كنيد و برايشان بخوانيد. بعضي بچه ها يك كتاب را بارها و بارها نگاه و مرور مي كنند و بارها شما را به خواندن آن وا مي دارند. هيچ سن مشخصي براي آغاز خواندن براي كودكان وجود ندارد. هر زمان كه او از شنيدن داستان يك كتاب لذت مي برد، همان زمان، وقت خواندن كتاب است. اين كار را به تناوب انجام دهيد تا ببينيد كه كودكتان چقدر آن رادوست دارد. شما حتي مي توانيد خودتان براي او كتاب درست كنيد. تصاويري از آدم ها و اشيايي كه مي شناسد را به روي مقوا بچسبانيد و براي اينكه خراب نشود با نايلون رويش را بپوشانيد.
 
 
 
2 – با نوزادتان محاوره كنيد
 
نوزاد كوچك شما ياد مي گيرد كه ضمن رعايت نوبت، محاوره كند.
 
او زمزمه اي مي كند، به شما نگاه مي اندازد و منتظر مي ماند. در اين تعامل ساده او ساختار يك محاوره را تمرين مي كند و ياد مي گيرد كه اگر ارتباطي برقرار كند، پاسخ خواهد گرفت.
 
 
 
3 – به گريه هاي نوزادتان جواب دهيد
 
نوزادان از طريق گريه كردن ياد مي گيرند كه ارتباط برقرار كنند. در سال اول، گريه كردن مركزي ترين بخش سيستم ارتباطي اوست. وقتي شما به گريه هاي او پاسخ مي دهيد، احساس مي كند كه دنيا جاي امني است كه در آن به نيازهاي او پاسخ داده مي شود.
 
 
 
4 – برايش شعر بخوانيد و قصه بگوييد
 
شعر و قصه بخش مهمي از فرايند زبان آموزي در نوزاد است چراكه تكرار مي شوند و كودك اين شانس را دارد كه طي زمان آنها را ياد بگيرد. شعرها، بازي با انگشت ها (مثل لي لي حوضك) يا هر فعاليت حركتي ديگري به كودك كلماتي را ياد مي دهد كه نشانه هاي فيزيكي نيز به همراه دارند. وقتي كودكي شعري را ياد مي گيرد كه همزمان با آن دست هم مي زند، هر وقت آن شعر را بخواند، دست مي زند. حتي اگر توانايي اداي كلمه اي از آن يا نام شعر را نداشته باشد.
 
 
 
5 – كارهايش را براي او توضيح دهيد
 
هر كاري را كه انجام مي دهد براي خودش توضيح دهيد. اين كاري است كه خيلي از والدين آن را انجام مي د هند. مثلا وقتي نوزادتان بيني شما را مي گيرد و چيزي زمزمه مي كند، به او بگوييد: «اين بيني من است و تو مي خواي اونو با دست كوچولوت بگيري. وقتي رويش را به سمت  دري كه در حال بازشدن است برمي گرداند مي توانيد بگوييد: «صداي باز شدن در رو شنيدي. خواهرته كه داره مي ياد تو؟». يا وقتي كه جوجه اش را مي بيند و به هواي جوجه دست و پايش را تكان مي دهد مي توانيد بگوييد: «جوجه رو مي بيني كه داره مي ياد؛ از ديدنش خوشحال شدي؟» يا بگوييد: «سلام جوجه طلايي، مريم كوچولو از ديدنت خوشحال شده».
 
 
 
6 – كارهاي خود را براي او توضيح دهيد
 
براي نوزادتان توضيح دهيد كه برايش چه كاري داريد انجام مي دهيد. حرف زدن با نوزادي كه به نظر مي رسد حرف شما را نمي فهمد كمي عجيب به نظر مي رسد. اما او نياز دارد كه تجربه شنيدن را تكرار كند تا حرف زدن را ياد بگيرد. قبل از اينكه او را بغل كنيد دست هايتان را به سمتش بگيريد و بگوييد: «نازنازي مامان، الان مي خوام بغلت كنم.» در اين صورت او زبان را همراه با يك تجربه عملي درك خواهد كرد. در حين عوض كردن پوشك بچه براي او توضيح دهيد: «اين يك پوشك خشك است. من پاهاي كوچولوي تو رو بلند مي كنم و الان اين پوشك را به جاي پوشك قبلي برات مي بندم.» اين كار نه، تنها تمرين خوبي براي زبان آموختن و زبان شنيدن اوست بلكه او را در انجام آن كار با شما همراه مي كند.
 
 
 
7 – با او حرف بزنيد
 
در زماني كه با نوزادتان هستيد، حرف بزنيد. نوزادان بسيار قبل از اينكه مهارت هاي ارتباطي بياني را ياد بگيرند، مهارت هاي دريافتي ارتباطي را ياد مي گيرند. نوزاد شما قبل از اينكه توانايي حرف زدن پيدا كند، به خوبي مي فهمد كه شما به او چه مي گوييد. وقتي محيط كودك از لحاظ زباني غني باشد، او به طور طبيعي ياد مي گيرد حرف بزند. وقتي شما به نوزادتان گوش مي دهيد و با او حرف مي زنيد، او زبان را مي آموزد. او را مجبور نكنيد كه صحيح حرف بزند.
 
 
 
نوزادان هم با شما حرف مي زنند
 
حتي گريه كردن نوزاد هم معاني مختلفي مي دهد. او با گريه كردن مي خواهد به شما بفهماند كه ترسيده، گرسنها ست، خودش را خيس كرده يا خوابش مي آيد. معمولا والدين هم مي آموزند كه معني پنهان گريه او را تشخيص بدهند و نسبت به آن واكنش مناسب نشان دهند. نوزاد هم به همين ترتيب واكنش نشان مي دهد و مي فهمد كه از او مراقبت مي كنيد و حواستان به او هست؛ بنابراين گريه اش تبديل به خنده و آغوش باز براي بغل شدن مي شود.
 
والدين بايد با نوزادشان حرف بزنند حتي اگر نوزادتان بسيار كودك است و هنوز نمي تواند حرف بزند، لازم است كه شما با او صحبت كنيد.
 
 
 
وقتي به او شير مي دهيد يا او را حمام مي كنيد فرصت خوبي براي حرف زدن است. حتي زماني كه ارتباط شما با او مستقيم نيست و مشغول آشپزي كردن، ظرف شستن يا هر كار ديگري هستيد، همچنان به حرف زدن با نوزادتان ادامه دهيد. ممكن است بگوييد مگر چقدر حرف دارم كه با نوزادم بزنم. اشكالي ندارد اگر حرف كم آورديد درمورد كاري كه داريد انجام مي دهيد برايش توضيح دهيد.

نوزادان اين نياز را دارند كه زياد زبان بشنوند تا مهارت هاي اجتماعي شان به طور موثري گسترش يابد. هيچ جايگزيني براي اين كار وجود ندارد. وقتي فرزندتان اين توانايي را پيدا كرد كه برخي صداها را توليد كند، شما بايد به هر چيزي كه او مي گويد با جملات كامل جواب دهيد.
 
شما بايد نشان دهيد كه آنچه را او تلاش مي كند به شما منتقل كند، متوجه شده ايد چراكه او در حال انتقال چيزهاي بسيار زيادي است. اين حرف هاي ظاهرا نامربوطي كه او بيان مي كند درواقع بنيان توسعه توانايي هاي بياني اوست. كمي كه نوزادتان بزرگ تر شود، حتي مي توانيد برايش كتاب بخوانيد.
 
هرچند كه شما براي فرزندتان مي خوانيد بايد روشن و ساده باشد. به زودي و به تدريج معجزه حرف زدن فرزندتان را مي بينيد و شگفت زده خواهد شد

http://www.doniya.ir/show-7684.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۳:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه با كودكان حرف بزنيم ؟


 برنامه‌هاي درازمدت و كوتاه مدت
 در مقاله ي پيش در پي جواب به سوال «چگونه مي توان بين اهداف مطلوب و اعمال روزانه ارتباط بر قرار كرد؟» بوديم . حال گام به گام پيش مي رويم:
 
نخستين گام در برنامه ي دراز مدت اين است كه تصميم بگيريم به احساسات دروني و افكار باطني فرزندان‌مان نيز توجه داشته باشيم، نه اينكه فقط به اطاعت يا عدم اطاعت ظاهري‌شان توجه كنيم.
 
ما چگونه مي‌توانيم از احساسات و افكار دروني كودكانمان آگاه شويم؟
 خود آنها ما را راهنمايي مي‌كنند. به هنگام صحبت، در كلامشان و در لحن كلامشان، در طرز ايستادن و در حركات و اشاراتشان آنان احساسات خود را بيان مي‌كنند. و چيزي كه ما محتاجش هستيم، گوشي است براي شنيدن آنچه كه مي‌گويند، چشمي است براي زير نظر گرفتن آنچه كه انجام مي‌دهند، و آخر از همه، قلبي است كه احساساتشان را درك كند.
 شعار دروني ما اين است: بگذار درك كنم، بگذار نشان بدهم كه درك مي‌كنم، بگذار با كلام خود نشان بدهم كه اتوماتيك‌وار انتقاد يا اهانت نمي‌كنم.
 وقتي كودك، ساكت و آهسته و بي‌حال از مدرسه به خانه مي‌آيد، از طرز قدم برداشتن او مي‌توانيم بگوئيم كه حادثه‌اي ناخوشايند برايش اتفاق افتاده است. با پيروي از شعار خود، ما نبايد گفتگوي‌مان را با يك گفته ي انتقادي نظير گفته‌هاي زير آغاز كنيم:
 
«لب و لوچه‌ات چرا آويزان است؟»
 «اين ديگر چه جور قيافه‌اي است؟»
 چكار كردي، بهترين دوستت را از دست دادي؟»
 «اين دفعه چه دسته گلي به آب دادي؟»
 «امروز ديگر دردت چيست؟»
 
از آنجا كه ما به واكنش‌ دروني كودك توجه داريم، بايد از گفته‌هايي كه فقط انزجار و نفرت در درون او ايجاد مي‌كنند، از گفته‌هايي كه كودك با شنيدنشان آرزو مي‌كند كه اي كاش دنيا خراب مي‌شد، پرهيز كنيم.
 
در عوض، پدر يا مادر مي‌تواند با هر كدام از گفته‌هاي زير فهم و درك خود را نشان دهد:

«حتماً امروز اتفاق ناخوشايندي برايت افتاده».
 «حتماً امروز روز خوبي برايت بود.»
 «حتماً امروز روز سختي بود.»
 «احتمالاً كسي باعث ناراحتي تو شده است.»
 
اين گفته‌ها بر سوالات «چته؟ چه اتفاقي افتاده‌؟» ارجحيت دارند. اين سوالات كنجكاوي را نشان مي‌‌دهد و آن گفته‌ها همدردي را.
 
نمي‌توان از اين واقعيت گريخت كه كودك آنچه را كه در زندگي مي‌بيند ياد مي‌گيرد. حال اگر زندگيش با انتقاد و سرزنش همراه باشد، احساس مسئوليت را ياد نخواهد گرفت. در زندگي توأم با سرزنش، او ياد مي‌گيرد كه خودش را محكوم كند و از ديگران ايراد بگيرد. او ياد مي‌گيرد درباره ي قضاوت خودش به شك بيفتد، توانايي خود را دست كم بگيرد و به مقاصد ديگران اعتماد نكند. علاوه بر اين‌ها، او ياد مي‌گيرد كه در زندگي خود در همه حال، به انتظار يك بدبختي قريب الوقوع باشد.

از جنگ تا صلح
 
والديني كه درگير يك جنگ خواسته و يا نا خواسته با كودكانشان بر سر كارهاي روزانه و مسئوليت‌ها هستند، بايد اين واقعيت را درك كنند كه در اين جنگ نمي‌توانند برنده باشند. ما هر چقدر وقت و توان براي زور گفتن به آنان داشته باشيم، آنها وقت و انرژي بيشتري براي مقاومت در برابر ما دارند. حتي اگر هم در جنگ ببريم و موفق شويم كه اراده‌مان را بر آنان تحميل كنيم، آنان شايد با بي روح شدن، عصبي شدن و يا با نافرماني و قصور در كارها، انتقام بگيرند.
 

تنها يك راه هست كه ما را به پيروزي مي‌رساند: كودكان را با حرف‌هايمان متقاعد سازيم. شايد اين كار ناممكن بنظر مي‌رسد: اما فقط دشوار است، و ما اين ظرفيت و توانايي را در خودمان داريم كه بر آن چيره شويم. حتي اگر هم فعلاً روابط دوستانه با كودك نداريم، چنين روابطي را مي‌توانيم در آينده ي نه چندان دور ايجاد كنيم.
 
والدين با استفاده از روش‌هاي زير مي‌توانند تغييرات مطلوبي در كودكانشان بوجود آورند:
 
1- گوش دادن با حساسيت:
 
هنگامي كه والدين به احساسات و افكار كودكانشان بي‌توجه به‌نظر مي‌رسند، كودكان دچار نااميدي و رنجش خاطر مي‌شوند. به همين خاطر، آنها چنين نتيجه‌گيري مي‌كنند كه عقايدشان احمقانه و غيرقابل توجه هستند و اينكه دوست داشتني نيستند و كسي آنها را دوست ندارد.
 

پدر يا مادري كه با دقت به حرف كودكش گوش مي‌دهد، به او مي‌فهماند كه براي عقايدش ارزش قايل مي‌شود و به خود او هم احترام مي‌گذارد. چنين احترامي سبب مي‌شود كه كودك نسبت به خودش ارزش قايل شود و اين ارزش قايل شدن كودك نسبت به خود، سبب مي‌شود كه او بتواند با دنياي حوادث و با مردم درست برخورد كند.
 
2- جلوگيري از «خوشه‌هاي خشم»:
 
والدين بايستي از واژه‌ها و گفتارهايي كه مايه ي نفرت و رنجش كودك مي‌شوند، پرهيز كنند:
 توهين‌ها: تو مايه ي شرمساري مدرسه‌ات هستي و آبرويي هم براي خانواده‌ات باقي نگذاشته‌اي.
 نام‌هاي گوناگون نهادن بر كودك: مفت‌خور، پر فيس و افاده‌، كوتوله، احمق.
 پيشگويي كردن: سرانجام كارت به دارالتأديب خواهد كشيد، آنجا جايي است كه جناب عالي تا ابد در آن خواهي بود.
 تهديد‌ها: اگر مثل يك بچه‌ آدم يك گوشه‌ ننشيني، فكر و خيال اينكه اجازه كاري را به تو بدهم از كله‌ات بيرون كن.
 اتهامات: هميشه اولين كسي هستي كه دردسر را شروع مي‌كني.
 ارباب منشي كردن بر كودك: «حرف زيادي نزن، و بگذار يكي دو چيز را حاليت كنم.»
 
3- بيان احساسات و افكار بدون حمله‌ور شدن:
 
در موقعيت‌هايي كه مشكلي پيش آمده است، والدين اگر احساسات و افكار خودشان را بدون حمله‌ور شدن به شأن و شخصيت كودكنشان بيان كنند، بيشتر موثر خواهند بود.

هنگامي كه والدين با حساسيت گوش مي‌دهند، گفتارهاي تند و تيز و نيشدار را به تأخير مي‌اندازند و احساسات و خواسته‌هايشان را بدون اهانت بيان مي‌كنند، آنگاه تغييري در كودك حاصل مي‌شود. جوي كه همدردي بر آن حاكم است، كودك را به والدين نزديك‌تر مي‌كند؛ رفتارهاي درست، ملاحظه و نزاكت والدين مورد توجه و هم‌چشمي كودك واقع مي‌شود. اين تغييرات يك شبه صورت نمي‌گيرند و زمان لازم دارند، اما تلاش‌ها سرانجام نتيجه خواهند داد. پدر يا مادر با پذيرش و انجام اين رفتارها و اعمال جديد، بخش عمده‌اي از آموزش مسئوليت به كودك را جامه ي عمل خواهد پوشاند، اما با اين حال، نمونه و سرمشق بودن براي كودك به تنهايي كافي نيست. هر كودكي احساس مسئوليت را از طريق تلاش‌ها و تجربه ي خودش كسب مي‌كند. زماني كه رفتار نمونه ي پدر يا مادر جومطلوبي براي يادگيري ايجاد مي‌كند، تجربه ها ي يادگيري را تقويت كرده و آن را بخشي از صفات شخصيتي كودك مي‌سازند. بنابر اين، مهم است كه تعيين كنيم در مراحل مختلف رشد و بلوغ، چه مسئوليت‌هاي ويژه‌اي را به كودك بدهيم.

http://forums.patoghu.com/thread49011.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۳:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

ارتباط برقرار كردن با كودكان كار آساني نيست و به خودي خود يك هنر است. كودكان روحي لطيف دارند و از سويي بسيار زود از اطرافيان تقليد مي كنند. پس، هنگام صحبت با آن ها بايد بسيار دقت كرد تا هم با كلمات خشن و نابجا روحيه شان را خراب نكنيم و هم اين كه از رفتارهاي نادرست بزرگترها تقليد نكنند.
كودك يك ساله شما مدام مشغول كشف چيزهاي جديد است كه بعضي از اين چيزها خوشحال كننده و برخي ناراحت كننده هستند. كودك نمي تواند درباره همه آن چه مي بيند و آن چه مي خواهد حرف بزند، ولي خوشبختانه شما مي توانيد اگر شما هنگام صحبت كردن با فرزند كوچكتان كلمات را با دقت انتخاب كنيد و به كار ببريد، مي توانيد بهتر با او ارتباط برقرار كرده و به او كمك نماييد تا چالش هاي محيط اطراف راحت تر كنار بياييد و بهتر رفتار كند. ولي، يافتن واژگان دقيق و درست براي گفتگو با يك كودك يك يا دو ساله كار آساني نيست.

1ـ احساس كودك را براي او توضيح دهيد
 
 فرض كنيد ناگهان بغض مي كند و مي خواهد داد و فرياد راه بيندازد. مي توانيد جلويش زانو بزنيد، در آغوشش بگيريد و براي احساسش اسم بگذاريد و حالتش را براي خودش توضيح دهيد. براي مثال، اينكه «مي دانم او تو را عصباني كرده » با اين كار به او ياد مي دهيد كه اگر گاهي عصباني شود و گريه كند، طبيعي است اين توضيح احساسات كودك را به خودش مي گويد: «عهور و صراحت سخن است و گوينده‌ شيواسخن كسي را گويند كه سخنش روان و لغتش از لكنت پيراسته باشد و بي‌مدد آهنگ خوش و لحن دلكش خوشايند و دلپسند افتد.در عربي لغت فصاحت‌ با ابانت و افصاح با تصريح مترادفست در فارسي اين معاني را در الفاظ شيوا، روان،ساده،روشن و پوست‌كنده ميتوان يافت،كلمه را بشيوائي صفت ميكنند مثلا لفظ يا كلمه فصيح يا واژه شيوا ميگويند چنانكه سخن و سخنور را به‌ شيوائي ميستايند سخن شيوا يا شاعر و نويسنده شيوا ميگويند،بلوغ و بلاغ و بلاغت هر سه بمعني رسيدن باقصاي حقيقت است اصل بلاغت آنست كه در سخن‌ سه صفت جمع باشد.

1-درستي لغت آن 2-مطابقت با معني كه اراده شده است 3- راستي.صفت بلاغت را تنها براي سخن و سخنور ميآورند و كلمه بليغ نميگويند. وقتي ميتوان لفظي را فصيح دانست كه موافق دستور زبان باشد و دستور زبان‌ يكرشته قوانيني است كه از تتبع سخن اهل زبان برميآيد و ديگر لفظ فصيح‌ بايد زبانزد اهل زبان باشد يعني آنانكه زبان خود را بدرستي ميدانند و از اين باب‌ محل وثوقند آن لفظ را بيشتر از ديگر الفاظ بكار برند.تتبع نشان ميدهد الفاظي كه در ميان اهل زبان رائجتر است همان الفاظ جاري بزبان است كه‌ از عيوب تنافر حروف و كلمات و غرابت و تعقيد پيراسته ميباشد.در تعريف‌ فصاحت و بلاغت ناگزيريم از اينكه فصاحت را باعتبار سه موصوف آن واژه سخن‌ و سخنور و بلاغت را باعتبار دو موصوفش سخن و سخنور بسه و دو قسم قسمت‌ كنيم و هر قسمتي را تعريفي كه خاص آن باشد ذكر نمائيم چه ميان اين اقسام


قدر مشترك نمييابيم مانند:حيوان كه قدر مشترك ميان انواع حيوانات است و در تعريف هر نوعي از انواع حيوان كلمه حيوان را مي‌آورند مثلا در تعريف‌ انسان حيوان ناطق و در تعريف حمار حيوان ناهق ميگويند.

فصاحت مشترك لفظي است ميان فصاحت كلمه و سخن و سخنور نه مشترك معنوي تا بتوان آنرا در تعريف اين هر سه قسم آورد،بلاغت هم مانند فصاحت قدر مشترك نيست،دانستن بلاغت وابسته بدانستن فصاحت است زيراكه‌ در تعريف بلاغت فصاحت را مي‌آورند و دانستن شيوائي سخن بدانستن شيوائي‌ واژه توقف دارد اينست كه در تعريف آنها اين ترتيب رعايت ميشود.

فصاحت كلمه يا شيوائي واژه چنانكه اشاره شد عبارت از پاكي كلمه‌ است از عيوب تنافر حروف و غرابت و مخالفت قياس لغوي و اگر در كلمهء يكي از اين سه عيب يافته شود شيوا نيست:

1-تنافر حالتي است در كلمه كه آنرا بر زبان گران ميكند و گفتنش‌ را دشوار و ناگوار ميسازد.و آن دوگونه است يكي آنكه بي‌نهايت ايجاب‌ دشواري تلفظ ميكند مانند افدستا بر وزن مجلسها بمعني نيكوترين مدح و ستايش‌ در اين شعر:

زنده بادا هم بجان و هم بنام- قيصر و اين نغز افدستايمش
و فلخميد بمعني حلاجي كرد در اين بيت:


««با لعنت جاويد مردا نكو بعهدت دست برد- با مشته بادان دست خرد كو پنبه بهرت فلخميد.»»
و خشنشار بمعني مرغابي بزرگ در اين شعر:


كجا افكنم تير كان تيره آب- پر از غوك گشت و خشنشار نيست
ديگر آنكه كمتر از اين نامبرده‌ها موجب سنگيني تلفظ ميشود مانند بستهيد بمعني ستيزه كرد در اين بيت:

گرون همه تن سينه بادوان سينه پر از كينه باد- وان كينه‌اش ديرينه باد چون با تو خشمين بستهيد.
و چخيد بمعني‌ كوشيد و ستيزه كرده و دم زد كه در اين بيت معني سوم مناسب است:


(بدخو جهان از خوي تست-دام جهان از موي تست- بيم جهان از روي تست‌ تا كي در او خواهي چخيد.)
و شخار بمعني قليا و نوشادر كه در اين شعر


معني دوم مناسب است:

(كس ناكند چو سرمه شخار اندرون چشم-
اگر همس و جهر كلمه‌اي كه از حروف مهموسه و مجهوره تركيب يافته است‌ انگيزه اين عيب در كلمه نباشد و در صورت دوم يا نزديكي مخارج ايجاب تنافر نكند و انتقال از مخرجي بمخرج ديگر در صورت نخست چون طفره‌اي نباشد و در صورت دوم راه رفتن پاي دربند را نماند بيشك آنچه ذوق سليم گران و گفتنش‌ را ناگوار ميشمرد خواه بسبب قرب و بعد مخارج باشد خواه بسببي ديگر همان متنافر است پس سبب تنافر ضابط ندارد و بذوق سليم بايد برگزار كرد بعضي‌ ميگويند كه سخن مشتمل بر كلمه غيرفصيح فصيح است چنانكه سخن پارسي از آميختن‌ با كلمات بيگانه چون فرانسوي و انگليسي از پارسي بودن نميافتد و پارسي آميخته با پاريسي در آثار بعض معاصران بسيار است و نميتوان گفت آن گفته‌ها فارسي‌ نيست برخي اين مدعا را بدينگونه تاييد ميكنند كه فصاحت كلمه جزء سخن است و با نبود وصف جزء فصاحت سخن كه وصف كل است از ميان نميرود،نادرستي اين‌ دعوي پيداست زيراكه در تعريف شيوائي سخن شيوائي واژه‌ها را مي‌آورند و شيوائي واژه جزء مفهوم شيوائي سخن است نه وصف جزء آن و قياس آن‌ بسخن پارسي آميخته با پاريسي يا با هر واژه بيگانه قياس فاسد است چه پارسي‌ خواندن چنين پارسي باعتبار اعم اغلب است يعني باعتبار بيشتر اجزاء سخن چون‌ بيشتر اجزاء سخن پارسي است و ديگر اجزاء آن مثلا پاريسي و شرط پارسي‌ بودن سخن پارسي بودن همه واژه‌هاي آن نيست چنانكه شيوائي واژه‌هاي‌ يك سخن شرط شيوائي آن سخن است.

غرابت-وحشت و نهفته معني و ناآشنا بودن واژه است.پارهء از واژه‌هاي‌ غريب هستند كه دانستنشان نيازمند بحث در فرهنگهاي مبسوط است مانند الفغد بمعني جمع كرد و اندوخت در اين شعر:


جان بسخن شد شريف چونان كز جان- زندگي الفغد و هم جمال و شرف تن.
و بفرهنج بمعني ادب كن در اين بيت:

درون خويش بفرهنج از بدي و بسنج- بدين عيار نكوهيده فعل از زر ساو
-برخي از آنها نيازمندند كه هنگام تفسير آنها بوجهي دور دست يابند.از تفسير غرابت بوحشي بودن كلمه ممكن است اشكالي


بنظر برسد كه غرابت چنانكه از كتب عالمان اين فن برميآيد غيرمشهور بودن‌ استعمال كلمه است و در مقابل معتاد ميافتد و ممكن است نزد قومي مشهور و نزد قوم ديگر غيرمشهور باشد.و كلمه وحشي واژه‌ايست كه داراي تركيبي‌ ناخوش و طبع ناپسند است و در مقابل عذب ميافتد پس كلمه غريب ممكن است‌ عذب باشد بنابراين تفسير آن بوحشي نيكو نيست بلكه در تعريف شيوائي واژه‌ وحشي نبودن آن قيدي است كه بر قيد غريب نبودن بايد افزوده شود و اگر از وحشي جز اين معني مراد باشد يعني غيرمشهور بودن از آن اراده شود غرابت باين معني بشيوائي زيان نميرساند.در پاسخ اين مستشكل چنين بايد گفت‌ كه وحشي نيز اصطلاحي است كه در كتب دانشمندان اهل فن آمده است و گفته‌اند كه وحشي منسوب است بوحش كه در جاهي تهي از آب و پناهگاه ميزيد سپس آنرا براي واژه‌هائي كه استعمالا مأنوس نيستند استعارت كرده‌اند و وحشي دوگونه است نخست غريب خوب دوم غريب زشت-غريب خوب آنستكه‌ استعمال آن پارسي‌گويان را عيب نيست چون نزد آنان چنين واژه‌اي وحشي‌ نيست و در نظم آيد نيكوتر است تا نثر مانند كلمه برجاسن بمعني آماجگاه در اين بيت سيد حسن غزنوي:

دل حسود تو نالان و مضطرب بادا- ز تير حادثه‌ ماند سينه برجاس.
غريب زشت-لفظي است كه آوردنش در نظم و نثر نازيبا و نامطبوع باشد و وحشي ناميده ميشود و علاوه بر ناآشنائي استعمالش بر گوش‌ گران آيد و بذوق ناخوش نمايد مانند لفظ فرناس بمعني نيم‌خواب اندك در اين بيت كه هم از سيد حسن است:

-مدان كه فتنه بخسبد درين زمانه و ليك- ز عدل تست كه باري شدست در فرناس
-يعني عقيدت مدار كه فتنه و آشوب‌ بر اين روزگار بخواب رود ليكن از دادگري تو فتنه در خواب اندك رفته است‌ كنايه از اينكه آشوب موقتا خوابيده است و اينكه پس از ذكر وحشي- نهفته معني و ناآشنا بودن واژه را آوردم براي تفسير كلمه وحشي بوده است‌ و اين دعوي كه غريب باين معني بشيوائي زيان‌آور نيست گزاف است.و اگر مدعي از شيوائي معني ديگري خواسته است و هيچيك تنافر و غرابت و مخالفت‌ را مخل آن نميداند اصطلاحي تازه آورده است و لا مشاحة في الاصطلاح.


نشريه: زبان و ادبيات » ارمغان » دوره بيستم، خرداد 1318 - شماره 3


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۳:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰<age-1097.html" target="_blank">۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان