مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
لینک دوستان
باي اوليه بوده است.
 
6. گفتار زاده شده يا ياد گرفته شده است؟ موارد مشهور از گم شدن كودكان در جنگل قبل از سن سه سالگي (كه زبان عمدتاً يادگرفته مي‌شود) و پيدا كردن آنها در سالها بعد نشان داده است كه طي آن دوران توانايي محدودي در يادگيري زبان انساني داشته اند و يادگيري زبان نياز به ايجاد رابطه با ديگران دارد. به نظر مي‌رسد كه مغز دوره‌اي دارد كه در آن گفتار را ياد مي‌گيرد و اگر اين دوره ناديده گرفته شود، فرد بعدها قادر به كسب مهارت گفتار نخواهد بود. مهارت گفتار فقط با حضور در يك اجتماع و در سن رشد مغزي ايجاد مي‌شود.

7. گفتار پيچيده انسان به دو هسته مغزي مرتبط است كه زبان را كنترل مي‌كنند (كنترل حرف زدن، ذخيره اطلاعات و ادغام قوانين دستورزبان) و در نيمكره چپ مغز قرار دارد. آنچه مي‌خواهيم بر زبان بياوريم در ناحيه‌اي در نيمكره چپ كه "منطقه ورنيك" (Wernicke zone) نام دارد توليد مي‌شود. اين قسمت با "منطقه بروكا" (Broca zone) كه مسئول قوانين دستورزبان است در ارتباط مي‌باشد. ضربه‌ها از اين نواحي به عضلات دخيل در گفتار مي‌روند. اين مناطق با سيستم بصري (به همين دليل مي‌توانيم بخوانيم) و سيستم شنيداري (به همين دليل مي‌توانيم حرف‌هاي ديگران را بشنويم، درك كنيم و به آن پاسخ دهيم) نيز در ارتباط است و همچنين يك بانك حافظه براي يادآوري عبارات مهم و باارزش دارد.

همين نيمكره چپ حركات دست راست را كنترل مي‌كند و 99 درصد از انسان‌ها راست‌دست هستند. نيمكره چپ همچنين مركز تفكر تحليلي است كه با توانايي‌هاي منطقي در ارتباط است.
 
8. با ظهور زبان حدود 50،000 سال پيش، تحول و پيشرفتي ناگهاني در تكامل گفتار پديد آمد.

گفته مي‌شود كه 6000 زبان مدرن دنيا همه ريشه در يك زبان مادر واحد داشته‌اند زيراكه 50،000 سال پيش انسانها جمعيتي بسيار اندك و فقط حدود 1000 نفر بوده‌اند. امروز، سه خانواده بزرگ از زبان‌هاي انساني وجود دارد.
 
9. به بسياري از ميمون‌ها از نژادهاي بومبو، شمپانزه، گوريل يا اورانگوتان، زبان علامات يا اداره علامت‌هاي گرافيكي يا كامپيوتري آموزش داده شده است. برخي از آنها قادر بوده‌اند تا 1000 كلمه را ياد بگيرند (روزانه 40 كلمه تازه) اما آگاهي موقت آنها پوچ است. درنتيجه، همه اينها به توانايي‌هاي مغز برمي‌گردد.
 
10. درمورد نحوه پديد آمدن زبان انساني سه فرضيه اصلي وجود دارد:

الف) خوردن سلوسيبين (psilocybin) كه يك آلكالوئيد روان‌گردان موجود در برخي قارچ‌ها است توسط انسان‌هاي اوليه كه مي‌توانسته بخش‌هاي تكامل‌يافته مغز مثل منطقه بروكا را تحريك كرده باشد. نقاشي‌هاي عصر نوسنگي بر روي ديوارها، انسان را با دست‌هاي پر از قارچ نشان مي‌دهد كه بازگو كننده اين تئوري است.
 
ب) مبحث تكاملي درمورد ابداعات مغز، مكانيزم‌هايي كه موجب يك رشد مشخص شده‌اند، صحبت مي‌كند. ممكن است پيشرفت گفتار به‌خاطر باروري يا بقاي انسان صورت گرفته باشد.
 
ج) ممكن است فقط يك جهش يا تحول توانايي گفتار را ايجاد كرده باشد. زبان‌هاي انساني ساختاري يكسان دارند كه مي‌تواند ذاتي و از ويژگي‌هاي گونه‌ها انگاشته شوند. محققان امريكايي در سال 2001 روي كروموزم 7 ژني كشف كردند كه نبود آن بين اعضاي يك خانواده موجب بروز دشواري‌هايي براي توليد كلمات و درك آنها شود، حتي اگر آن افراد، انسانهايي واقعاً باهوش بوده باشند. اين نشان مي‌دهد كه زبان به هوش كلي ارتباطي ندارد و همچنين بيانگر اين واقعيت است كه گفتار پايه و اساسي ژنتيكي دارد.
 

http://www.mardoman.net/life/speech/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۳:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

زخم زبان از منظر روان شناسي اجتماعي

زماني ،پسربچه اي بود كه رفتار بدي داشت.پدرش به او كيفي پر از ميخ داد و گفت هرگاه رفتار بدي(با ديگران) انجام داد،بايد ميخي را به ديوار فروكند.روز اول پسربچه،37 ميخ وارد ديواركرد.در طول هفته هاي بعد،وقتي يادگرفت بر رفتارش كنترل كند،تعداد ميخ هايي كه به ديوار ميكوبيد به تدريج كمتر شد.او فهميد كه كنترل رفتار، از كوبيدن ميخ به ديوار آسانتر است.سرانجام روزي رسيد كه پسر رفتارش را به كلي كنترل كرد. اين موضوع را به پدرش گفت و پدر پيشنهاد كرد اكنون هر روزي كه رفتارش را كنترل كند، ميخي را بيرون بكشد.روزها گذشت و پسرك سرانجام به پدرش گفت كه تمام ميخ ها را بيرون كشيده.پدر دست پسرش را گرفت و سمت ديوار برد.پدر گفت: تو خوب شده اي اما به اين سوراخهاي ديوار نگاه كن.ديوار شبيه اولش نيست.وقتي چيزي را با عصبانيت بيان مي كني،آنها سوراخي مثل اين ايجاد مي كنند. تو ميتواني فردي را چاقو بزني و آنرا دربياوري . مهم نيست كه چقدر از اين كار ،اظهار تاسف كني.آن جراحت همچنان باقي مي ماند.ايجاد يك زخم بياني(رفتار بد)،به بدي يك زخم و جراحت فيزيكي است.
يكي از مهم ترين خصوصيات انسان كه او را نسبت به ساير موجودات برتري مي دهد قدرت تكلم و سخن گفتن اوست. او مي تواند با به كارگيري كلمات و جملات احساسات و نيات دروني اش را بيان كند و ديگران را از آن آگاه نمايد.
شايد طعنه زدن، گوشه و كنايه يا متلك پراكني را تجربه كرده باشين مي توان رفتارهاي عادتي (مثلا عادت يك خانواده يا فاميل)، افكار، نگرش و برداشت هاي منفي و عدم مهارتهاي ارتباطي را از نظر روان¬شناسي، دليل زخم زبان عنوان كرد .
آدمهايي كه مهارتهاي ارتباطي و قدرت جذب ضعيف دارند، دچار اين عارضه ميشوند كه گفته مي شود فرد زخم زبان يا نيش گفتار دارد. وقتي از كسي زخم زبان ميشنويم جدا از افكار منفي كه در اين¬گونه افراد وجود دارد،نشان دهنده مهارتهاي ارتباطي ضعيف اين اشخاص است. گفتار، كلام و آهنگ صداي آن¬ها زخم روحي در شنونده ايجاد ميكنددر مهارت هاي ارتباطي وقتي شخصي مي داند كه چگونه صحبت كند، از زخم زبان استفاده نميكند و پيامدهاي گفتار خود را در نظر ميگيرد. انسانهاي عصبي كه آستانه تحمل كمتري دارند، عموما متهم به اين مساله هستند كه زخم و نيش زبان بيشتري دارند
روح الله رضايي مدرس دانشگاه و مدير كلنيك مركز مشاوره راهبر خصوصيات كلي اين افراد را چنين بر ميشمرد:
مهارت¬هاي ارتباطي كم، افكار منفي، آستانه تحمل پايين و استرس دلايلي هستند كه منجر به زخم زبان ميشوند مدير كلنيك مركز مشاوره راهبر ادامه ميدهد: چون اين اشخاص رفتارهاي عادتي دارند بايد طرز فكر خود را عوض كنند. بخشي از زخم زبان¬ها تبديل به رفتارهاي عادتي ميشوند. به اين افراد از طريق طرحهاي درماني بايد كمك كرد و آموزش داد كه بخشي از رفتارهايشان غلط است و بايد آن را اصلاح كنند. وقتي اين افراد نيش زبان نميزنند ابتدا خود را از درد و رنج¬هاي دروني رها ميكنند بنابراين فرد بايد متقاعد شود در رفتار خود تغيير ايجاد كند.
در اين افراد نوعي حس مردم آزاري در وجودشان موج ميزند،با حرفهايشان بر قلبها زخم ميزنند ،با نگاهشان ،با لبخندشان،با حرفعايشان. هر چه عزت نفس ما سالم تر باشد، به ديگران احترام بيشتري مي گذاريم و باآنها برخورد بهتر و منصفانه تري خواهيم داشت، زيرا آنها را تهديدي عليه خودنمي دانيم.در مقابل هر چه عزت نفس ما كمتر باشد، اميد و آرزويمان دچار نقصان مي شود و احتمال موفقيت مان كاهش مي يابد. اشخاصي كه به احساس ارزشمندي خود رسيده اند، با مهرباني، سخاوت و تعاون اجتماعي بيشتري با ديگران برخورد مي كنند اما اينگونه افراد نميتوانند و شايد به نوعي دچار ساديست باشند.ساديست انساني است كه اصولا ميل به آزار و شكنجه دادن ديگران دارد و همچنين ساديسم بيشتر در مردان ديده ميشود و روان شناسان علت آن را فاعل و قوي بودن مرد مي دانند.
به هرحال داشتن احساس خوب از خويشتن شرط لازم براي رسيدن به حال خوب است، اما شرط كافي نيست. عزت نفس جايگزين دانش و مهارتي كه شخص براي رسيدن به موفقيت به آنها نياز دارد نخواهد شد، اما احتمالا مي تواند به ياد گرفتن اين دانش و مهارت كمك كند.
    http://www.forum.98ia.com/t391464.html  
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۳:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]
  اصول سخنوري قضايي : بيان و قلم در خدمت حق و عدالت - گفتار قضائي ( 1 )

 

فصل اول-كليات راجع به تمرين سخنوري قضائي

1-در مقالات قبل راجع به فن سخنوري قضائي و اصول آن،آنچه براي ملاحظه و بررسي قضات محترم‌ بخصوص دادستانها و داديارها و وكلاي مدافع ضروري‌ بنظر ميرسيد درج گرديد،ولي بديهي است دانستن اصول‌ يك موضوع،روش و تدابير آن براي كسيكه ميخواهد در آن موضوع بدرجه مهارت و خبرگي برسد كافي نيست‌ و در فرا گرفتن هر فني تجربه و مهارت لازم است كه در اثر درست يادگرفتن و زياد تمرين و تكرار نمودن و نگاه‌ بدست اساتيد آن فن كردن و از محضر آنان كسب فيض‌ نمودن بدست ميآيد.

هيچ حلوائي نشد استادكار تا كه شاگرد شكرريزي نشد

2-سخنور اگر شرايط سخنوري را درست عمل‌ كند براي خو و براي عامه مردم بهترين مربي و تهذيب‌ كننده اخلاق و نفوس است و بعلاوه سخنوري هنري است‌ كه همه كس بآن نيازمند است منجمله قضات خاصه‌ دادستانها-داديارها و وكلاي مدافع.

3-شرايط سخنوري را چگونه ميتوان درست‌ بموقع اجرا گذارد؟

ديل كارنگي ميگويد:هميشه در خاطر و ذهن،خود را آنطوريكه دلتان ميخواهد مجسم كنيد تا كم‌كم همانطور شويد كه فكر ميكرديد.در اينجا با توجه بگفته ديل كارنگي‌ بايد در خود تلقين كنيد كه ناطق-سخنور-مربي و استاد خوبي هستيد و با اين فر در راه مقصود قدم‌ برداريد تا بهدف خود برسيد.اين حقيقت منحصر بسخنوري نيست و در همه مسائل صدق ميكند.

فرماندهان و سرداران بزرگ از قبيل ناپلئون- و لينگتن-لي-گرانت و فش متفق القولند كه ميل و خواستن نظاميان براي فتح مهمترين عامل موفقيت و غلبه‌ بر دشمن است.

4-با تمهيد اين مقدمات اگر ميخواهيد سخنور قضائي خوبي شويد،اول ميل آنرا شديدا در خود ايجاد كنيد و راه رسيدن باين مقصود اينست كه فوايد آنرا براي خود واضح و معلوم نمائيد و بدانيد هيچ عاملي‌ بقدر خوب حرف زدن و نفوذ معنوي شخص را زياد نميكند خوب حرف زدن نعمتي است كه تمام اشخاص صاحب‌نظر و صاحبدل آرزوي آنرا ميكنند.

ديل كارنگي ميگويد:من تقريبا در تمام دنيا سفر كرده‌ام و تجربيات كافي بدست آورده‌ام و در تمام عمر خود كمتر لذتي را همپايه اين ديده‌ام كه انسان در مقابل‌ يك عده ايستاده و افكار خود را برايشان بگويد و بدينوسيله‌ آنها را وادار نمايد كه بعدا بياد او بوده و درباره گفته- هايش فكر كنند.

5-انور گويد1براي جبران نقائص و فرمانروائي‌ بر طبيعت از نواميس طبيعت بايد اطاعت نمود.

عصر جديد باين نكته پي ميبرد كه قدرتهاي شخصي‌ ناشي از پيروي از قوانين مربطو به جسم و روح و فكر (1)صفحه 113 كتاب آداب سخن،نگارش آقاي علي پاشا صالح استاد دانشگاه تهران.

است و كسي كه اين قوانين را بداند و طبق آن عمل كند قدم در صراط توفيق نهاده است.يكي از قوانين مزبور خويشتن‌داريست.بايد اراده خود را بيدار كنيد. اراده قوي هنگامي پيدا ميشود كه بدانيد چه ميخواهيد اگر هدفي داريد و دل بدان هدف بسته‌ايد اراده شما قويست.تندرستي نيز در تربيت اراده و ساير قواي‌ نفساني مؤثر است.در تندرستي خود بكوشيد كم بخوريد و هواي آزاد استنشاق كنيد تا خون صاف در عروق شما جريان يابد.خون صاف يكي از عوامل اوليه سعادت‌ و نيكبختي شماست.

بعقيده انور در هيچيك از مراحل عمر نبايد گفت‌ از من گذشته و ديگر اين كار از من ساخته نيست.

بهترين لحظات زندگاني لحظاتي است كه قواي ما طبق موازين عقليه بكار افتد و هر قدمي كه برميداريم‌ نور اميد در پيشاني ما بدرخشد و محيط براي تقويت‌ اراده ما مساعد بنظر آيد.

6-در فرا گرفتن سخنوري شرط لازم و كافي علاوه‌ برداشتن اراده بردباري و صبر و حوصله است.نبايد مطمئن بود كه ممكن است يك شبه ره صدساله پيموده‌ شود.يكي از دانشجويان علوم الهي روزي بدكتر بيچر امريكائي از وعاظ مسيحي(7881-3181-م)گفت: من تصميم دارم وارد خدمت كليسا شوم اما اينكه وعظ را در چه مدت ميتوان تهيه نمود بيخبرم.از بيانات شما امروز لذت فراوان بردم آيا بمن توانيد گفت چه مقدار وقت براي تهيه آن صرف كرده‌ايد؟دكتر بيچر پاسخ‌ داد:«اي جوان،وعظي را كه با مداد شنيدي از روزي‌ كه ديده بدين جهان گشودم تا امروز به تهيه آن‌ مشغولم».

ماحصل كلام اينكه نطقي كوتاه و دلنشين را عمري‌ تفكر و تمرين بايد و الا عرض خود بردن و زحمت‌ ديگران داشتن است:

سعدي ميفرمايد:

اگر هست مرد از سخن بهره‌ور هنر خود بگويد نه صاحب‌هنر اگر مشك خالص نداري مگوي‌ ورت هست خود فاش گردد ببوي‌ بسوگند گفتن كه زر مغربي است‌ چه حاجت،محك خو بگويد كه چيست

فصل دوم-تمرين و تكرار

1-همه ميدانيم دانستن اصول شنا براي شناگري‌ كافي نيست و شرط اصلي يادگرفتن فن شنا اين استكه‌ انسان خو را در آب بياندازد.بهمين ترتيب اگر كسي‌ ميخواهد سخنور شود بايد عملا وارد اينكار شده و تمرين‌ نمايد.مهمترين نكته در يادگرفتن فن سخنوري موضوع‌ تمرين و تكرار است.اگر تمام اصول و قواعدي كه براي‌ فصيح و بليغ حرف زدن و نكوگفتن ياد گرفته‌ايم فراموش‌ كنيم ولي به تمرين و تكرار در سخنوري اهميت بدهيم و آنرا فراموش نكنيم باز اميد موفقيت هست زيرا اولين‌ و آخرين و مطمئن‌ترين راه توليد اعتماد و جلوگيري از ترس در سخنراني اين است كه زياد در مقابل جمعيت حرف‌ بزنيد و تمرين كنيد و اين عامليست كه بدون آن بهتر است بكلي از سخنوري صرفنظر كرد.

 2-توليد اعتماد بنفس و جرات براي سخنراني‌ نمودن حتي بقدر يك دهم آنچه همه فرض ميكنند اشكال‌ ندارد و نبايد تصور نمود كه طبيعت استعداد اينكار را فقط در عده كمي از مردم بوديعه گذاشته و سايرين از آن بي‌بهره‌اند بلكه برعكس هركسي با تمرين و تكرار ميتواند خود را سخنور ممتازي بنمايد مشروط بر اينكه‌ ميل و رغبت زيادي بانيكار داشته باشد و با علاقه و جديت‌ آنرا تعقيب كند.يكي ديگر از وسائل توليد اعتماد بنفس‌ اينستكه متن سخنراني را قبلا و با دقت و پيش‌بيني لازم‌ تهيه نمائيم.

3-تمرين و تلقين بمنزله دو نيرو هستند كه با پرورش و بكار گرفتن آنها هركس در هر شغل و حرفه‌اي‌ كه باشد منجمله فن بيان و سخنوري ميتواند شخصيت‌ بهتري داشته باشد و وجهه بيشتري براي خدمتي كه‌ انجام ميدهد كسب نمايد مثلا شخصي كه هنوز تمرين‌ ننموده چرا بخود بگويد كه براي سخنراني نمودن خلق‌ نشده بلكه برعكس بايد بخود تلقين نمايد اين كار از او ساخته است با اين اطمينان خاطر طولي نميكشد كه در اثر تمرين زبانش باز ميشود و اداي كلمات روان و آسان ميگردد.

خلاصه،طلاقت‌1لسان و حسن بيان در نتيجه‌ تمرين حاصل ميگردد.اين رهي است كه اغلب سخنوران‌ نامي جهان نيز رفته‌اند.

(1)-طلاقت بموجب فرهنگ عميد يعني:خندان و گشاده‌رو شدن،گشوده‌زبان شدن،فصيح و تيززبان شدن.

فصل سوم-شرح حال سخنوران نامي در مورد تمرين‌ سخنوري

1-مطالعه شرح حال سخنوران نامي خود يك نوع‌ تمرين و بررسي مناسب است.و در اينجا بشرح حال‌ دمستن يكي از سخنوران نامي يونان و وبستر آمريكائي‌ ميپردازيم.

2-شرح حال دمستن:1

الف-سرآمد سخنوران يونان و خاتم ايشان‌ دمستن يا دمستنس‌ (D?mosthe?nes) نام داشته و معاصر ارسطور بوده و با او تقريبا يكسال بدنيا آمده(سال‌ 583 قبل از ميلاد)و در يكسال درگذشته است(سال‌ 223 قبل از ميلاد)در كودكي از پدر يتيم شد و ميراث‌ هنگفتي باو رسيد اما كسانيكه پدرش بوصايت و ولايت‌ او معين كرده بود اموال او را حيف و ميل كردند.در آغاز جواني خطابه يكي از سخنوران را شنيد و توجه‌ عامه را بسوي او ديد و بسخنوري شايق گرديد و نزديكي‌ از سخنوران اين فن را آموخت در احوال او گفته‌اند كه از افلاطون نيز استفاده كرده و ظاهرا بمطالعه كتب‌ تاريخ نيز رغبت تمام داشته است.بهرحال بر كسانيكه‌ اموال او را تلف كرده بودند اقامه دعوي كرد و مدتي‌ مشغول اينكار بود و در نتيجه برموز سخنوري آشنا گرديد گرچه از مال پدر چندان چيزي بدستش نيامد اما در سخنوري ورزيده گرديد و بر ان شد كه در مجامع عمومي‌ سخن بگويد.در آغاز امر سخنوري او پسنديده نيامد (1)-آئين سخنوري نگارش دانشمند فقيد محمد علي فروغي.

چون آوازش ضعيف و لهجه‌اش عليل و نفسش كوتاه‌ و تعبيرش نامناسب بود.شنوندگان سخن او را خوش‌ نپذيرفتند اما آشنايانش تشويق نمودند و از دماغ‌سوختگي‌ ملامتش كردند و براهنمائي او پرداختند و عيبهائيكه‌ در كارش بود نمودار ساختند،او هم دامن همت بر كمر زد و رنج و تعب را بر خود هموار كرد تا بمقصود رسيد و در اين باب داستانهاي عجيب نقل كرده‌اند از جمله‌ اينكه منزلي زيرزميني براي خود مهيا ساخته و آنجا ميرفت و مشق سخنوري ميكرد و براي اينكه مجبور شود مدتي مديد آنجا بماند و از كار بازنايستد نيمي از ريش‌ خود را ميتراشيد و نيمه ديگر را ميگذاشت تا نتواند از خانه بيرون رود.بجهت اصلاح لهجه و تلفظ خود ريگ‌ در دهن ميگرفت و بآواز بلند شعر ميخواند.براي اينكه‌ نفسش قوت بگيرد رو ببالا ميدويد و فرياد ميكرد يا منظومه‌هاي طولاني را يكنفس ميخواند و در كنار دريا رفته‌ مشق سخن ميكرد تا آوازش بر همه موجهاي دريا غلبه‌ كند و در برابر آينه گفتگو ميكرد تا احوال چهره خويش‌ را دريابد و اصلاح كند.بالاي دوش خود شمشير نيز ميآويخت كه شانه و دست را بيقاعده حركت ندهد و عادت بحركات نامناسب از او سلب گردد.

ب-اين داستانها همه راست باشد يا نباشد ولي‌ معلوم ميكند كه دموستن در كار همتي عجيب بخرج داده‌ و عبث نبوده كه نخستين سخنور جهان شمرده شده است. رمز كاميابي دمستن تمرين و كار و كوشش و عزم راسخ‌ وي بوده است.

3-يكي از سخنوران آمريكا كه مانند دمستن‌ مشهور است و بستر (Webster) ميباشد و آنچه را بتوان‌ در سخن و گفتار كمال مطلوب دانست اين سخنور واجد بوده است.اندامي متناسب رفتاري متين و موقر داشته‌ و از نظر سبك و اسلوب سخن نيكو بوده و به آرايش‌ كلام نميپرداخته است.بسادگي دمستن سخن ميگفته و كلامش بهمان اندازه قرص و ساده بوده است.

ادله و براهيني كه براي اثبات مطالب خود اقامه‌ ميكرده چنان محكم بوده است كه نيازي به آهنگ رعدآسا نداشته. دلائل قوي بايد و معنوي‌ نه رگهاي گردن بحجت قوي

فصل چهارم-شنيدن سخن و گفتار سخنوران مشهور

1-كسانيكه ميل دارند فن سخنوري را بياموزند در وهله نخست يعني قبل از آنكه بسخنراني بپردازند بايد مدتي سخنرانيهاي ديگران را بشنوند.بعبارت ديگر قبل از آنكه گوينده شوند شنونده خوبي باشند و بتوانند درست گوش كنند چنانكه مولوي ميفرمايد:

مدتي ميبايدش لب دوختن‌ از سخنگويان سخن آموختن

2-بمنظور تمرين مناسب است چند تن از سخنوران‌ خوب معاصر را انتخاب كنيم و عواملي را كه مايه شخصيت‌ و شهرت آنها ميباشد از آراستگي ظاهر و خوشروئي و گيرنده بودن صوت و آهنگ رسا و بيان قوي و قابليتهاي‌ اجتماعي و اوصاف اخلاقي مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم و بدقت عوامل مختلفه را بين دو نفر بسنجيم.

مثلا ببينيم:صوت و آهنگ دو نفر كه باهم شباهت‌ دارد چرا داراي يك اثر نيست.

3-قبلا نيز گفته شد كه بصرف دانستن اصول‌ سخنوري و روش آن و يا مطالعه و بررسي كتب فن بيان‌ و آئين سخنوري كسي سخنور ماهر نميشود.بنابراين‌ بايد رفت و هنگاميكه سخنوران بزرگ در جمع شنوندگان‌ سخن ميگويند و يا مجلس بحثي را هدايت و رهبري‌ ميكنند حاضر بو و در اين جلسات شركت كرد و ديده‌ گشود و گوش فرا داد.بايد رفت و ديد سخنوران شيرين‌ بيان چگونه قواعد و اصول سخنوري را هنگام ايراد نطق يا هنگام شركت در سمينارها و سمپوزيومها بكار ميبرند.چطور معاني زيبا و دلنشين را در قالب سخنان‌ شيوا ميآورند و شنوندگان را با منطق صحيح و ذوق‌ سليم و بلطف و خوشي قانع ميسازند و همعقيده خود مينمايند.

باز بمعناي اين شعر توجه ميكنيم:

هيچ حلوائي نشد استادكار تا كه شاگر شكرريزي نشد

فصل پنجم-تمرين

1-آمرسون ميگويد:خداوند همه‌چيز را با قيمت‌ ارزان در دسترس انسان گذارده است.

ديل كارنگي ميگويد:قيمت ارزاني كه بايد در مقابل خوب‌سخنراني نمودن بدهيم عبارتست از تمرين- تمرين-تمرين.

2-تمرين سخنوري بطور اعم و يا سخنوري قضائي‌

بطور اخص را ميتوان شامل موضوعات و مسائل مشروحه‌ زير دانست:

الف-صدا.

ب-حركات و سكنات.

پ-فصاحت و بلاغت.

فصاحت و بلاغت و بكار بردن دستور زبان و احاطه‌ بر قوانين و موازين حقوقي و قضائي براي يك سخنور قضائي با بررسي كتب مربوط و شنيدن سخن و گفتار سخنوران مشهور ممكن است حاصل آيد ولي صدا و حركات و سكنات هر شخص مربوط بخود او بوده و اگر شخصي از يك سخنور نامي صداي دلپذيي توام با طنين‌ مطبوع بشنود و يا حركات و سكنات طبيعي و مقتضاي‌ حال در وضع ظاهري او مشاهده نمايد حاكي از آن نيست‌ كه بتواند عين آن صوت و آهنگ و يا همان حركات و ژست‌ها را بدون كم و كاست بكار برد و صرفا تقليد نمايد.

بنابراين هر دانشجوي مكتب سخنوري بايد شخصا بتمرين صوت و آهنگ بپردازد و حركات و سكنات را هم كنترل كند كه هم‌آهنگ با بيان و خالي از تصنع و ساختگي باشد.

الف-تمرين صوت و آهنگ

(1)تمرين صدا و تنفس:

براي اينكه صداي خوب داشته باشيم بايد طرز تنفس خود را اصلاح كنيم و در واقع ميتوان گفت تنفس‌ مواد خام براي ساختن صدا و كلمات ميباشد.اگر تنفس‌ صحيح باشد صدا خيلي جذاب و گرم ميشود.تنفس‌ صحيح آنست كه روي حجاب حاجز اجرا شود.براي‌ اجراي تمرين تنفس بايد بر پشت خوابيد و نفس عميق‌ كشيد بشرطي كه در موقع تنفس شانه‌ها و دنده‌ها بلند نشوند تا در نتيجه هنگاميكه تمام خلل و فرج ريه پر از هوا ميگردد ريه بر روي حجاب حاجز فشار بياورد و آنرا بطرف پائين رانده و محدب نمايد.بطوريكه ميدانيد حجاب حاجز پرده‌ايست عضلاني كه قفسه سينه را از شكم جدا مينمايد.

هر شب قبل از خواب و هر صبح قبل از برخاستن‌ مدت پنج دقيقه اينطور نفس كشيدن اثر بسيار مفيد دارد.

ايستاده نيز ميتوان طوري تفس عميق كشيد كه‌ به پرده حجاب حاجز فشار وارد آيد و بطرف پائين‌ محدب گردد.

(2)بكار بردن نوك زبان:

عده زيادي از خوانندگان مشهور يكي از علل‌ موفقيت خود را بكاربردن نوك زبان دانسته‌اند باين‌ معني كه سعي ميكردند كلماتيكه امكان داشت با نوك‌ زبان ادا كنند و قسمت عقب زبان را بيحركت بگذارند. براي تمرين و ورزش نوك زبان بايد بمقدار زياد حرف«ر»را ادا كرد و مانند مسلسل پشت سر هم‌ گف«ر ر ر...»

(3)رواني لبها:

يكي از اشكالاتيكه ناطقين تازه‌كار با آن روبرو ميشوند انقباض لبها مخصوصا در شروع سخنراني است‌ براي اينكه صدا قشنگ و واضح باشد بايد لبها روان‌ و قابل حركت باشند و براي رسيدن باين مقصود بايد تمرين زير را انجام داد:

تمرين اول:كلمه«تو»را تلفظ كنيد و با گفتن‌ آن لبها را كاملا گرد كرده و منقبض سازيد،پس از آن بگوئيد«من»و در اين موقع بعكس لبها را كاملا باز كنيد مثل اينكه ميخواهيد دندان‌هاي خود را بدندانساز نشان بدهيد و بهمين ترتيب چند دفعه اين دو كلمه‌ را تكرار كنيد و لبها را جمع و باز نمائيد.«تومن، تومن،تومن،تومن،تومن،».

(4)تقويت طنين صدا:

خوب شدن صدا سه عامل اصلي دارد(الف) تنفس صحيح(ب)بدن سالم و عدم خستگي(پ) طنين صدا.در مورد تنفس قبلا يادآوري شده و اصطلاح‌ عقل سالم در بدن سالم براي همه آشنا و قابل درك است‌ ولي بمطلبي كه علاوه بر تقويت صدا بايد بدان توجه‌ داشت عدم خستگي بدن و داشتن استراحت كامل قبل از سخنراني است.

راجع به اهميت تقويت نمودن صدا ميتوان گفت‌ همانطوريكه توخالي بودن ويلن و تار صداي سيم‌ها را طنين ميدهد و قشنگ و دلنواز ميسازد،صداي انسان‌ هم كه از حنجره خارج ميشود در دهان و بيني و كليه‌ حفره‌هاي سر و صورت طنين‌انداز شده و از آن صدائي‌ را كه ما ميشنويم بوجود ميآورد

براي تقويت طنين صدا يكي از تمرين‌هاي مفيد آواز خواندن است و تمرين ديگر بدين ترتيب است كه: (الف)يك نفس عميق بكشيد و پس از پرشدن‌ ريه،دهان خود را بسته و بخارج كردن تنفس از بيني‌ ادامه دهيد بطوريكه صداي«م»شنيده شود.

(ب)يك نفس عميق بكشيد و ضمن خارج نمودن‌ نفس با لب باز حرف«ن»را ادا كنيد و سپس دو تمرين‌ (الف)و(ب)را باهم عمل كنيد بطوريكه با بستن و باز نمودن لب هنگام خارج شدن نفس الفاظ:«مي ني، مي ني،مي ني،مي ني،مي ني،»شنيده شود و در اين‌ حالت توجه كنيد كه ارتعاشات صوتي در سر و و صورت‌ شما حس گردد مثلا اگر دست روي سر يا پشت گردن يا روي پيشاني و يا حتي روي سينه بگذاريد ارتعاشات‌ صوتي را حس كنيد.

(5)رساندن صدا بمسافت دور:

براي اينكه صداي سخنران از دور شنيده شود لازم نيست كه داد بزند بلكه كافي است درست حرف‌ بزند يك كلام اگر با اصول صحيح ادا شود به آخرين‌ قسمت بزرگترين سالن‌هاي سخنراني ميرسد:يكي ز اصول اساسي اداي كلام تنفس است،نفس مهمترين‌ هاي صدا است بدون آن هرقدر كوشش كنيم نتيجه‌ خوبي بدست نمي‌آيد.

راندن تومبيل بدون بنزين از سخنراني و گفتار بدون نفس راحت‌تر است.بقول ديل كارنگي اثر نفس‌ در سخنراني مانند اثر باروت در تيراندازي است

(6)بايد هرچه ممكن است واضحتر حرف زد. بارها اتفاق افتاده است كه حرف طرف مقابل خود را بعلت بدي بيانش نفهميده‌ايد و از او خواسته‌ايد كه‌ دوباره حرفش را تكرار كند و بالعكس چقدر از شنيدن‌ بيانات كسي كه مرتب و واضح حرف زده است لذت‌ برده‌ايد.

يكي از نكات مهمي كه در سخنراني بايد رعايت‌ نمود اينستكه بطور كلي و جز در موارد استثنائي صداي‌ ناطق بايد حاكي از خوشحالي و اميدواري باشد.

(7)نكاتيكه در هنگام بيان سخن بايستي رعايت‌ گردد عبارتند از:

«الف»محكم و با تأكيد ادا كردن كلمات و عبارات‌ مهم در سخن.

«ب»تغيير دادن درجه بلندي و كوتاهي صدا برحسب اهميت كلمه در كلام همانطوريكه كلمات مهم‌ و اصلي جمله را بايد مؤكدا بيان نمود طبعا در موقع‌ بيان آن كلمات صدا هم بلندتر شده تا با ساير كلماتي‌ كه اهسته‌تر بيان ميگردند فرق پيدا نمايد.

«پ»كم و زياد نمودن سرعت اداء كلمات سريع‌ و بطني ادا نمودن كلمات برحسب وضعيت كلام چنانچه‌ طبيعي باشد لطف خاصي به سخن ميدهد و سبب ميگردد كه مطلب بهتر فهميده شود.

«ت»تأمل نمودن و مكث كردن بعد از بيان يك‌ نكته مهم و دقيق.

ديل كارنگي ميگويد:ابراهام لينكلن ضمن سخنراني‌

هروقت بيك مطلب مهم ميرسيد يكدفعه توقف ميكرد و اين عمل بهمان اندازه‌ايكه صداي ناگهاني در موقع‌ اثر ميگذارد در سخنراني وي اثر ميگذاشت.اجراي‌ نكات چهارگانه يادشده بالا هنگامي اثر خوب دارد و نتيجه مطلوب ميدهد كه كاملا طبيعي باشند و همانطوريكه‌ عمل هضم غذا و تنفس خودبخود و غير ارادي و طبيعي‌ اجرا ميشود اين نكات نيز بايد طبيعي بمرحله اجرا درآيد و روح داشته باشد.

(8)مركز تشكيل صوت حنجره است و اگر حنجره‌ نداشتيم شايد هنوز بشر باين درجه از تمدن نرسيده‌ بود زيرا قوه ناطقه كه در قرآن كريم نيز از آن ببرزگي‌ ياد شده است و همچنين خواندن و نوشتن كه از آثار همان قوه است بي‌حنجره غيرممكن بود.انسان را بهمين‌ سبب حيوان ناطق تعريف كرده‌اند و اساس تمدن بشر زبان و قوه ناطقه و بيان است.

ب-نتيجه آنكه صوت رسا و روشن و گيرنده و مؤثر اعصاب خسته و فرسوده را آرام ميكند و اذهان‌ مشوب و مردد را مطمئن و متقاعد ميسازد و روحهاي‌ افسرده را بهيجان مي‌آورد.

خشم را زايل و حس احترام در دل شنوندگان‌ ايجاد مينمايد و نظرهاي منفي را تغيير ميدهد و بر محبوبيت و وجهه گوينده ميافزايد.بعبارت ديگر سحر كلام قولي است كه جملگي برآنند و براي داشتن آن‌ تلاش و كوشش و تمرين و تمرين باز هم تمرين مستحسن‌ است

فصل ششم-استفاده از اختراعات جديد در يادگيري‌ فن سخنوري و در تمين آن.

1-اگر صداي خود را در صفحه يا نوار ضبط كنيم و بعد بدقت بآن گوش فرا دهيم،ممكن است: لحن يكنواخت يا تلفظ بدو كوتاهي-گرفتگي-نازكي‌ يا معايب ديگر صدا نظر ما را جلب كند و در صدد اصلاح آن برآئيم بنابراين اختراعات جديد اولا:وسيله‌ بسيار مؤثري بر كمك و همراهي ما هستند تا بتوانيم‌ نقائص بيان خود را بفهميم و با تمرين و تكرار آنرا برطرف كنيم.ثانيا:هنگام سخنراني و بيان مطلب از وجود آنها استفاده نمائيم.

2-بطوريكه در بالا نيز ذكر شد نوار و دستگاه‌ ضبط صوت براي فهم نواقص صدا و آينه و فيلم براي‌ ديدن حركات و سكنات هنگام سخنراني بسيار سودمند ميباشند و مبتديان هنگام تمرين سخنراني بجا است از اين وسائل و يا هرنوع اختراعي كه بتواند نواقص‌ صوت و آهنگ و صدا و حركات و سكنات را نشان بدهد استفاده نمايند.كمك دوستان و همشاگرديها نيز براي‌ دانشجويان وسيله مناسب ديگري است كه در سالن سخنراني‌ بنشينند و گفتار سخنور را بشنوند و از آن انتقاد سازنده‌ بنمايند و سخنران نيز دقيقا گوش فرا دهد و انتقادپذير باشد تا بتواند نقائص سخنراني خود را برطرف نمايد. 3-استفاده از اختراعات جديد هنگام سخنراني:

الف-امروز آلات و ادوات فني متعددي وجود دارد كه ميتواند به سخنران در ضمن سخنراني كمك نمايد و موضوع وسائل كمك‌آموزش و وسائل سمعي و بصري‌ در آموزش و پرورش و در سخنوري خود مبحثي جداگانه‌ و بحثي مفصل دارد.

ولي آنقسمت كه در اينجا ذكرش خالي از فايده‌ نيست تغييراتي است كه در شرايط و قواعد سخنوري‌ ميدهد و سخنور بايستي توجه به اين تغييرات داشته‌ باشد.مثلا امروز بلندگو مشكل صوت و نارسائي آنرا تا حدي حل كرده و ناطقي كه به بلندگو دسترسي داشته‌ باشد از نارسائي صوت خود نگراني ندارد.لكن بلندگو همان اندازه كه صوت را بلند ميكند نقائص تلفظ را نيز بزرگ جلوه ميدهد و اگر سخنران تند حرف بزند بسيار زننده ميشود.بنابراين در برابر بلندگو بايد در فاصله مناسب قرار گرفت و كلمات را آهسته‌تر و شمرده‌تر بيان نمود.

ب-در عصر حاضر بعضي اوقات با استفاده از اختراعات جديد نطقها را در دستگاه ضبط صوت روي‌ صفحه يا نوار پر ميكنند و دستگاههاي كاملتر وجود دارد كه هم ضبط ميكند و هم بازگو مينمايد.ادارات راديو در تمام كشورهاي جهان سخنان شيواي سخنوران نامدار معاصر را كه در حكم گنجينه گرانبهائي براي نوآموزان‌ فن سخنوري است در بايگاني خود گرد آورده و در مواقع‌ لزوم مورد استفاده قرار ميدهند.با وجود همه اين‌ وسائل و اختراعات جديد،سخنور بايستي بتربيت خود

همت گمارد و تمرينات لازم را بخصوص در مورد صدا و دارا شدن آهنگ موزن بنمايد.زيرا با وجود اينهمه‌ وسائل و پيشرفتهاي فني امروز اگر گويندگان راديو و تلويزيون واجد مزاياي لازم از لحاظ صدا نباشند پذيرفته نميشوند.بهمين جهت صوت اين قبيل گويندگان‌ را قبل از استخدام آزمايش ميكنند.

فصل هفتم-صفات مورد لزوم سخنور و اهميت سخنوري.

1-براي رسيدن بمقام والاي سخنوري شخص‌ بايستي متصف به صفات چهارگانه:1-محبت‌2-متانت‌ 3-دقت‌4-حوصله باشد تا هم در دوران تمرين و شاگردي‌ و هم در زمان مهارت و استادي اين صفات بمنزله‌ چراغهاي پرنوري فرا راه او براي رسيدن بوادي بيان‌ و سخن باشند و درك فيض معاني كلمات و عبارات را بنمايد و دادرسان و صاحب‌منصبان دادسرا از اين‌ مختصر خود حديث مفصل بخوانند و باين بيت توجه‌ داشته باشند.

گر شود بيشه قلم دريا مديد1 مثنوي را نيست پاياني پديد

2-اهميت رسيدن بوادي سخنوري آنقدر عظيم‌ و باارزش و دلپذير است كه لسان الغيب چنين ميفرمايد:

حافظ ار سيم و زرت نيست چه شد شاكر باش‌ چه به از دولت لطف سخن و طبع سليم

3-اهميت كلمه و كلام نيز بحدي است كه تاريخ‌ آن بقدمت تاريخ بشريت است در انجيل يوحنا آيه اول‌ (1)-مركب آمده است:«در ابتدا كلمه بود و كلمه نزد خدا بود و كلمه خدا بود».

4-در قرآن(كلام اللّه مجيد)اين آيه شريفه را ميخوانيم:

«خلق الانسان علمه البيان»

يعني خلق كرديم انسان را و باو داديم بيان و نطق را حال،بشكرانه اين نعمت خداداد خوبست آنرا در خدمت حق و عدالت بكار بريم.

منبع :

نشريه مهنامه قضايي » اسفند 1355 - شماره 132


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۳:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

آيئن سخنوري: سخراني چيست؟

سخنراني چيست

تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد   كم گوي و گزيده گوي چون در تا زاندك تو جهان شود پر

(نظامي گنجوي)

زندگي روزمزه انسان مجموعه‌اي از تلاش‌ها و فعاليتها و رنج و محنت‌هائي‌ است كه آدمي براي نيل به هدف و مقصود خود آنها را با كمال اشتياق و بردباري‌ تحمل ميكند آنچه مسلم است اينست كه قبول اينهمه رنج و مشقت به تنهائي‌ ميسر نبوده و ما خواهي نخواهي با رشته‌هاي نامرئي و غير قابل لمسي با ديگران‌ مربوط هستيم و وجود همين پيوندها و پيوستگي‌ها است كه بما جرأت زندگي‌ ميدهد عاملي كه رشته‌هاي پيوستگي انسانها را با جامعه مربوط ساخته و آنرا استوار ميسازد در درجه اول جلب اعتماد ديگران است.مسلما گاهي اتفاق افتاده‌ و از خود سئوال كرده‌ايد كه راز خوشبختي انسان چيست و ديگران نيز همواره‌ در جستجوي اين كيمياي سعادت بوده‌اند براي پاسخ باين سئوال بر حسب‌ طبايع مختلف بشري ده‌ها جواب وجود دارد ولي به پاسخي كه اكثريت مردم‌ دنيا چه در گذشته و چه در زمان حال درباره آن متفق القول هستند دو چيز است

1-داشتن رفيق خوب

2-مورد محبت و علاقه ديگران واقع بودن و اگر در مورد اول بخواهيم‌ نزد خود آماري از خصائص رفقاي خوب تهيه كرده و آنها را بر حسب امتياز درجه بندي نموده و از خود بخواهيد كه بكداميك آنها بيش از سايرين علاقمند هستيد محققا حسن انتخاب متوجه دوستي است كه ميتواند خوب حرف زده و آتش درون شما را فرونشانده و مسائل زندگي را آنچنان تجزيه و تحليل نمايد كه در حقيقت موجب تسكين و آرامش آلام انسان گردد.

خوب حرف زدن يكي از رموز نفوذ در ديگران است هر كس بسهم خود چنانچه از اعتماد بنفس و جرات و جسارت ذاتي برخوردار باشد ميتواند براي‌ ديگران بنا به اوضاع روحي طرف صحبت نموده ومفيد واقع گردد نبايد تصور نمود كه خداوند متعال استعداد سخنراني را فقط در عده معدودي بوديعه گذارده‌ است بلكه هر كس با تمرين صحيح و داشتن معلومات نسبي و اطلاعات عمومي‌ قادر است نطق نمايد البته مشروط بر آنكه ميل و اشتياق اينكار را داشته و در واقع آنرا از روي اصول صحيح تعقيب نمايد در دنياي امروز قبل از آنكه جنگي‌ بصورت عالمگير و با سلاحهاي گرم بين كشورهاي مختلف درگير شود مبارزه‌اي‌ با وسعت بيشتر وحدت بمراتب افزونتر بين ملتهاي مختلف جهان با عقايد متفاوت جريان دارد كه وحدت اصطلاحا جنك سرد ناميده ميشود كه در حقيقت بزرگترين‌ اسلح