مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
مطالب تصادفی
ترس و اضطراب كه كاري را شروع مي‌كنيم ، چه بزرگ باشد چه كوچك ، بسم الله بگوييم تا پر بركت و ميمون باشد

اين معنا در كلام خداي تعالي نيز جريان يافته ، خداوند متعال كلام خود را به نام خود كه عزيزترين نام است آغاز كرده ، تا آنچه كه در كلامش هست نشانه او را داشته باشد، و مرتبط با نام او باشد، و نيز ادبي باشد تا بندگان خود را به آن ادب ، مؤدب كند، و بياموزد تا در اعمال و افعال و گفتارهايش اين ادب را رعايت نموده ، آن را با نام وي آغاز نموده ، نشانه وي را به آن بزند، تا عملش خدايي شده ، صفات اعمال خدا را داشته باشد، و مقصود اصلي از آن اعمال ، خدا و رضاي او باشد، و در نتيجه باطل و هالك و ناقص و ناتمام نماند، چون به نام خدايي آغاز شده كه هلاك و بطلان در او راه ندارد.

خلاصه اينكه پايداري و بقاء عمل بسته به ارتباطي است كه با خدا دارد . در تاييد اين سخن حديثي از امام باقر (عليه‌السلام) نقل مي‌كنم : سزاوار است هنگامي كه كاري را شروع مي‌كنيم ، چه بزرگ باشد چه كوچك ، بسم الله بگوييم تا پر بركت و ميمون باشد .

گفتن بسم الله در آغاز هر كار هم به معني استعانت جستن به نام خدا است ، و هم شروع كردن به نام او و اين دو يعني استعانت و شروع كه مفسران بزرگ ما گاهي آن را از هم تفكيك كرده‌اند و هر كدام يكي از آن دو را در تقدير گرفته‌اند به يك ريشه باز مي‌گردد ، خلاصه اين دو لازم و ملزوم يكديگرند يعني هم با نام او شروع مي‌كنم و هم از ذات پاكش استمداد مي‌طلبم .

به هر حال هنگامي كه كارها را با تكيه بر قدرت خداوند آغاز مي‌كنيم خداوندي كه قدرتش مافوق همه قدرت‌ها است ، سبب مي‌شود كه از نظر رواني نيرو و توان بيشتري در خود احساس كنيم ، مطمئن‌تر باشيم ، بيشتر كوشش كنيم ، از عظمت مشكلات نهراسيم و مأيوس نشويم ، و ضمناً نيت و عملمان را پاك‌تر و خالص‌تر كنيم . و باز روي همين اصل ، تمام سوره‌هاي قرآن - با بسم الله آغاز مي‌شود تا هدف اصلي كه همان هدايت و سوق بشر به سعادت است از آغاز تا انجام با موفقيت و پيروزي و بدون شكست انجام شود .تنها سوره توبه است كه بسم الله در آغاز آن نمي‌بينيم چرا كه سوره توبه با اعلان جنگ به جنايتكاران مكه و پيمان شكنان آغاز شده ، و اعلام جنگ با توصيف خداوند به رحمان و رحيم سازگار نيست .

اينكه آغاز به نام الله و بعد رحمن و سپس رحيم شده. جهت آنست كه سرآغاز همه، آفرينش است و بعد قدرت و پرورش و سپس رحمت و آمرزش. يعني كه به قدرت بيافريدم و به نعمت بپروريدم و به رحمت بيامرزيدم!

نقل است كه حضرت نوح (عليه‌السلام) در آن طوفان سخت و عجيب هنگام سوار شدن بر كشتي و حركت روي امواج كوه پيكر آب كه هر لحظه با خطرات فراواني روبرو بود براي رسيدن به سر منزل مقصود و پيروزي بر مشكلات به ياران خود دستور
مي‌دهد كه در هنگام حركت و در موقع توقف كشتي بسم الله بگويند ( و قال اركبوا فيها بسم الله مجراها و مرسيها ) ( سوره هود آيه 41 ) . و آنها اين سفر پر مخاطره را سرانجام با موفقيت و پيروزي پشت سر گذاشتند و با سلامت و بركت از كشتي پياده شدند چنانكه قرآن مي‌گويد : (قيل يا نوح اهبط بسلام منا و بركات عليك و علي امم ممن معك) ( سوره هود آيه 48 ) . و نيز سليمان در نامه‌اي كه به ملكه سبا مي‌نويسد سر آغاز آن را بسم الله قرار مي‌دهد ( انه من سليمان و انه بسم الله الرحمن الرحيم ... ) (سوره نحل آيه30 ).

به عبارتي مي‌توان گفت كه آغاز كتاب خدا بر نام الله و رحمن و رحيم از آن جهت است كه همه معاني در آن سه نام جمع است و آن معاني سه قسم است: قسمي جلال و هيبت و آن در نام الله است، قسمي نعمت و تربيت و آن در نام رحمن است، قسمي رحمت و مغفرت و آن در نام رحيم است!

معني ديگر آنست كه

در آن زمان كه خداوند پيغمبر را به خلق فرستاد مردم سه گروه بودند: بت پرستان، جهودان، ترسايان.

گروه نخست نام آفريننده را الله مي‌دانستند و اين نام در ميان آنان مشهور بود، گروه دوم نام او را رحمن مي‌دانستند و در تورات مذكور، گروه سوم نام او را رحيم مي‌دانستند و نزد آنان در انجيل معروف است.

اينكه آغاز به نام الله و بعد رحمن و سپس رحيم شده. جهت آنست كه سرآغاز همه، آفرينش است و بعد قدرت و پرورش و سپس رحمت و آمرزش. يعني كه به قدرت بيافريدم و به نعمت بپروريدم و به رحمت بيامرزيدم!

الله اسم اعظم الهي
در لغت، لفظ جلاله الله در اصل ال اله بوده ، كه همزه دومي در اثر كثرت استعمال حذف شده ، و به صورت الله در آمده است ، و كلمه اله از ماده اله است، كه به معناي پرستش مي‌باشد ، وقتي مي‌گويند اله الرجل و ياله معنايش اين است كه فلاني عبادت و پرستش كرد.

اما در معني، كلمه الله جامع‌ترين نام‌هاي خدا است . زيرا بررسي نام‌هاي خدا كه در قرآن مجيد و يا ساير منابع اسلامي آمده نشان مي‌دهد كه هر كدام از آن يك بخش خاص از صفات خدا را منعكس مي‌سازد ، تنها نامي كه اشاره به تمام صفات و كمالات الهي ، يا به تعبير ديگر جامع صفات جلال و جمال است همان الله مي‌باشد .

اسماي ديگر خداوند ، صفتي براي الله هستند
اسماء ديگر خداوند غالباً به عنوان صفت براي كلمه الله گفته مي‌شود. مثلاً ميگوئيم الله رحمان است، رحيم است، ولي به عكس آن را نميگوئيم، يعني هرگز گفته نمي‌شود: كه رحمان اين صفت را دارد كه الله است. به نمونه‌هاي بيشتري در قران توجه كنيد:

در روايتي نيز از امام صادق (عليه‌السلام) مي‌خوانيم كه فرمود : و الله اله كل شييء ، الرحمان بجميع خلقه ، الرحيم بالمؤمنين خاصة : خداوند معبود همه چيز است ، نسبت به تمام مخلوقاتش رحمان ، و نسبت به خصوص مؤمنان رحيم است


غفور و رحيم كه به جنبه آمرزش خداوند اشاره مي‌كند (فان الله غفور رحيم - بقره - 226 ) .

سميع اشاره به آگاهي او از مسموعات ، و عليم اشاره به آگاهي او از همه چيز است.( فان الله سميع عليم - بقره - 227 ) 

رحمن و رحيم و فرق آن دو
مشهور در ميان گروهي از مفسران اين است كه صفت رحمان ، اشاره به رحمت عام خدا است كه شامل دوست و دشمن ، مؤمن و كافر و نيكوكار و بدكار مي‌باشد. زيرا مي‌دانيم باران رحمت بي حسابش همه را رسيده ، و خوان نعمت بي دريغش همه جا كشيده همه بندگان از مواهب گوناگون حيات بهره‌مندند ، و روزي خويش را از سفره گسترده نعمت‌هاي بي پايانش بر مي‌گيرند، اين همان رحمت عام او است كه پهنه هستي را در بر گرفته و همگان در درياي آن غوطه ورند .

ولي رحيم اشاره به رحمت خاص پروردگار است كه ويژه بندگان مطيع و صالح و فرمان بردار است ، زيرا آن‌ها به حكم ايمان و عمل صالح ، شايستگي اين را يافته‌اند كه از رحمت و بخشش و احسان خاصي كه آلودگان و تبهكاران از آن سهمي ندارند، بهره‌مند گردند .

در روايتي نيز از امام صادق (عليه‌السلام) مي‌خوانيم كه فرمود :و الله اله كل شييء ، الرحمان بجميع خلقه ، الرحيم بالمؤمنين خاصة : خداوند معبود همه چيز است ، نسبت به تمام مخلوقاتش رحمان ، و نسبت به خصوص مؤمنان رحيم است .

شاهد ديگر اينكه رحمان از اسماء مختص خداوند است و در مورد غير او به كار نمي‌رود ، در حالي كه رحيم صفتي است كه هم در مورد خدا و هم در مورد بندگان استعمال مي‌شود ، چنانكه درباره پيامبر (صلي الله عليه و آ له وسلّم) در قرآن مي‌خوانيم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رؤف رحيم : ناراحتي‌هاي شما بر پيامبر گران است، و نسبت به هدايت شما سخت علاقمند است، و نسبت به مؤمنان مهربان و رحيم مي‌باشد.( توبه - 128 )

لذا در حديث ديگري از امام صادق (عليه‌السلام) نقل شده : الرحمان اسم خاص ، بصفة عامة ، و الرحيم اسم عام بصفة خاصة : رحمان اسم خاص است اما صفت عام دارد ( نامي است مخصوص خدا ولي مفهوم رحمتش همگان را در بر مي‌گيرد ) ولي رحيم اسم عام است به صفت خاص. ( نامي است كه بر خدا و خلق هر دو گفته مي‌شود اما اشاره به رحمت ويژه مؤمنان دارد ) 

درسي از بسم الله
اين درس را نيز از بسم الله به خوبي مي‌توان آموخت كه اساس كار خداوند بر رحمت است و مجازات جنبه استثنائي دارد كه تا عوامل قاطعي براي آن پيدا نشود تحقق نخواهد يافت، چنانكه در دعا مي‌خوانيم يا من سبقت رحمته غضبه : اي خدايي كه رحمتت بر غضبت پيشي گرفته است . انسان‌ها نيز بايد در برنامه زندگي چنين باشند ، اساس و پايه كار را بر رحمت و محبت قرار دهند و توسل به خشونت را براي مواقع ضرورت بگذارند ، قرآن 114 سوره دارد ، 113 سوره با رحمت آغاز مي‌شود ، تنها سوره توبه كه با اعلان جنگ و خشونت آغاز مي‌شود و بدون بسم الله است !


فرآوري : زهرا اجلال

بخش قرآن تبيان

منابع:

تفسير نمونه

تفسير الميزان

 قرآن هرگز تحريف نشده اثر استاد علامه حسن زاده آملي

بيانات آيت الله مظاهري

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=181221


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۲:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۴ - تمرين براي عادت به آغاز سخنراني و گفتگو ، با نام خدا و با سلام به مخاطبان

۸
به نام حضرت دوست كه هر چه داريم از اوست

ادبيات ما مزين به اشعاري است كه در حمد وستايش خدا سروده شده اند پيامبراكرم (ص) انجام كاري را كه بدون ذكر و نام خدا آغاز مي شوند ابتر معرفي مي كند . معصومين نيز مقام و منزلت معلم و پدر و مادري را كه انسانها را با ذكر( بسم الله الرحمن الرحيم ) آشنا مي كنند بسياروالا مي دانند لذا شايسته است همكاران گرامي كلام خود را با اشعاري كه ستايش و نام خدا را در بردارند عجين نمايند تا حلاوت آن بيشتر شود.

بسم الله الرحمن الرحيم هست كليد در گنج حكيم ( نظامي )

بسم الله الرحمن الرحيم هست سر آغاز الف لام ميم ( محمود عياني )

بسم الله الرحمن الرحيم ذكركن اي دوست كه باشي سليم ( محمود عياني )

بسم الله الرحمن الرحيم باغ دل آدميان را نسيم

بسم الله الرحمن الرحيم مصرع برجسته نثر قديم

بسم الله الرحمن الرحيم غنچه سر بسته راز حكيم

بسم الله الرحمن الرحيم هست صلائي سر خوان كريم ( جامي )

بسم الله الرحمن الرحيم اعظم اسماي عليم حكيم ( جامي )

بسم الله الرحمن الرحيم هست نمك برسرخوان كريم (معراج الدين واصف)

بسم الله الرحمن الرحيم آيت الطاف خداي كريم ( سيد محمود آزاد )

بسم الله الرحمن الرحيم نص صحيح است وكلام حكيم ( خوانساري )

بسم الله الرحمن الرحيم طائر فرخنده ي وحي قديم ( محب علي خان )

بسم الله الرحمن الرحيم كعبه ي جان و دل اهل نعيم ( عبد الرئوف وحيد )

بسم الله الرحمن الرحيم حرف نخست است ز نظم حكيم

گوهر يك دانه ي درج قديم نغمه ي مرغان رياض قديم

هست ز گلزار الهي شميم مخزن الاسرار خداي كريم ( عبدالعليم عاصم )

به نام خداوند جان و خرد كزين برتر انديشه بر نگذرد ( فردوسي )

اي نام تو بهترين سر آغاز بي نام تو نامه كي كنم باز ( نظامي )

به نام آن كه هستي نام ازاو يافت فلك جنبش زمين آرام ازاو يافت

فلك بر پاي دار و انجم افروز خرد را بي ميانجي حكمت آموز ( نظامي )

به نام آن كه گنج جسم و جان ساخت طلسم گنج جان هر دو جهان ساخت ( عطار )

به نام كردگار فرد بي چون كه ما را از عدم آورد بيرون ( عطار )

به نام آن كه جان را نور دين داد خرد را در خدا داني يقين داد ( عطار )

به نام خدائي كه جان آفريد سخن گفتن اندر زبان آفريد ( سعدي )

اول دفتر به نام ايزد دانا صانع و پروردگار حي توانا ( سعدي )

به نام آن كه جان را فكرت آموخت چراغ دل به نور جان بر افروخت

توانائي كه در يك طرفه العين زكاف و نون پديد آورد كونين( شبستري)

به نام آن كه تن را نور جان داد خرد را سوي دانائي عنان داد ( دهلوي )

به نام آن كه جان را زندگي داد طبيعت را به جان پايندگي داد( دهلوي )

به نام آن كه جان ازاونشان يافت زبان آموخت حرف ونطق جان يافت ( دهلوي )

به نا م پادشاه عالم عشق كه نامش هست نقش خاتم عشق (محمدعصار)

به نام چاشني بخش زبان ها حلاوت بخش معني دربيان ها ( وحشي بافقي )

زهي نام تو سر ديوان هستي تورا برجمله هستي پيش دستي (وحشي بافقي )

بيا ساقي اسباب مي ساز كن سر خم به نام خدا باز كن ( فياض لاهيجي )

آرم آغاز در اين نامه زنو نام خدا را آن كه آشفته ز گيسوي بتان خاطر ما را ( ساماني )

به نام دوست گشائيم دفتر دل را به فر عشق فروزان كنيم محفل را (نظام وفا )

منبع : هزار سال آغاز سخن با نام خدا


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۲:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

  مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۴ - تمرين براي عادت به آغاز سخنراني و گفتگو ، با نام خدا و با سلام به مخاطبان

۷
آعاز كار با نام پروردگار

ميان همه مردم جهان رسم است كه هر كار مهم و پرارزشى را به نام بزرگى از بزرگان آغاز مى كنند، و نخستين كلنگ هر مؤ سسه ارزنده اى را به نام كسى كه مورد علاقه آنها است بر زمين مى زنند، يعنى آن كار را با آن شخصيت مورد نظر از آغاز ارتباط مى دهند.

ولى آيا بهتر نيست كه براى پاينده بودن يك برنامه و جاويد ماندن يك تشكيلات ، آن را به موجود پايدار و جاويدانى ارتباط دهيم كه فنا در ذات او راه ندارد، چرا كه همه موجودات اين جهان به سوى كهنگى و زوال مى روند، تنها چيزى باقى مى ماند كه با آن ذات لايزال بستگى دارد.

اگر نامى از پيامبران و انبياء باقى است به علت پيوندشان با خدا و عدالت و حقيقت است كه كهنگى در آن راه ندارد، و اگر فى المثل اسمى از (حاتم ) بر سر زبانها است به خاطر همبستگيش با سخاوت است كه زوال ناپذير است .

از ميان تمام موجودات آنكه ازلى و ابدى است تنها ذات پاك خدا است و به همين دليل بايد همه چيز و هر كار را با نام او آغاز كرد و در سايه او قرار داد و از او استمداد نمود لذا در نخستين آيه قرآن مى گوئيم (بنام خداوند بخشنده بخشايشگر) (بسم الله الرحمن الرحيم ). اين كار نبايد تنها از نظر اسم و صورت باشد، بلكه بايد از نظر واقعيت و معنى با او پيوند داشته باشد چرا كه اين ارتباط آن را در مسير صحيح قرار مى دهد و از هر گونه انحراف باز مى دارد و به همين دليل چنين كارى حتما به پايان مى رسد و پر بركت است .

به همين دليل در حديث معروفى از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) مى خوانيم : (كل امر ذى
بال لم يذكر فيه اسم الله فهو ابتر): (هر كار مهمى كه بدون نام خدا شروع شود بيفرجام است ).
امير مؤ منان على (عليه السلام ) پس از نقل اين حديث اضافه مى كند انسان هر كارى را مى خواهد انجام دهد بايد بسم الله بگويد يعنى با نام خدا اين عمل را شروع مى كنم ، و هر عملى كه با نام خدا شروع شود خجسته و مبارك است .

و نيز مى بينيم امام باقر (عليه السلام ) مى فرمايد: سزاوار است هنگامى كه كارى را شروع مى كنيم ، چه بزرگ باشد چه كوچك ، (بسم الله ) بگوئيم تا پر بركت و ميمون باشد).

كوتاه سخن اينكه پايدارى و بقاء عمل بسته به ارتباطى است كه با خدا دارد.

به همين مناسبت خداوند بزرگ در نخستين آيات كه به پيامبر وحى شد دستور مى دهد كه در آغاز شروع تبليغ اسلام اين وظيفه خطير را با نام خداشروع كند: (اقرء باسم ربك ).

و مى بينيم حضرت نوح (عليه السلام ) در آن طوفان سخت و عجيب هنگام سوار شدن بر كشتى و حركت روى امواج كوه پيكر آب كه هر لحظه با خطرات فراوانى روبرو بود براى رسيدن به سر منزل مقصود و پيروزى بر مشكلات به ياران خود دستور مى دهد كه در هنگام حركت و در موقع توقف كشتى (بسم الله ) بگويند (و قال اركبوا فيها بسم الله مجراها و مرسيها) (سوره هود آيه 41).

و آنها اين سفر پر مخاطره را سرانجام با موفقيت و پيروزى پشت سر گذاشتند و با سلامت و بركت از كشتى پياده شدند چنانكه قرآن مى گويد: (قيل يا نوح اهبط بسلام منا و بركات عليك و على امم ممن معك ) (سوره هود آيه 48).

و نيز سليمان در نامه اى كه به ملكه سبا مى نويسد سر آغاز آن را (بسم الله ) قرار مى دهد (انه من سليمان و انه بسم الله الرحمن الرحيم ...) (سوره نحل آيه 30).

و باز روى همين اصل ، تمام سوره هاى قرآن با بسم الله آغاز مى شود تا هدف اصلى كه همان هدايت و سوق بشر به سعادت است از آغاز تا انجام با موفقيت و پيروزى و بدون شكست انجام شود.

تنها سوره توبه است كه (بسم الله ) در آغاز آن نمى بينيم چرا كه سوره توبه با اعلان جنگ به جنايتكاران مكه و پيمانشكنان آغاز شده ، و اعلام جنگ با توصيف خداوند به رحمان و رحيم سازگار نيست .

در اينجا توجه به يك نكته لازم است و آن اينكه ما در همه جا بسم الله مى گوئيم چرا نمى گوئيم (بسم الخالق ) يا (بسم الرازق ) و مانند آن ؟!

نكته اين است كه (الله ) چنانكه به زودى خواهيم گفت ، جامعترين نامهاى خدا است و همه صفات او را يكجا بازگو مى كند، اما نامهاى ديگر اشاره به بخشى از كمالات او است ، مانند خالقيت و رحمت او و مانند آن .

از آنچه گفتيم اين حقيقت نيز روشن شد كه گفتن (بسم الله ) در آغاز هر كار هم به معنى (استعانت جستن ) به نام خدا است ، و هم (شروع كردن به نام او) و اين دو يعنى (استعانت ) و (شروع ) كه مفسران بزرگ ما گاهى آن را از هم تفكيك كرده اند و هر كدام يكى از آن دو را در تقدير گرفته اند به يك ريشه باز مى گردد، خلاصه اين دو لازم و ملزوم يكديگرند يعنى هم با نام او شروع مى كنم و هم از ذات پاكش استمداد مى طلبم .

به هر حال هنگامى كه كارها را با تكيه بر قدرت خداوند آغاز مى كنيم خداوندى كه قدرتش مافوق همه قدرتها است ، سبب مى شود كه از نظر روانى نيرو و توان بيشترى در خود احساس كنيم ، مطمئن تر باشيم ، بيشتر كوشش ‍ كنيم ، از عظمت مشكلات نهراسيم و ماءيوس نشويم ، و ضمنا نيت و عملمان را پاكتر و خالصتر كنيم .

و اين است رمز ديگر پيروزى به هنگام شروع كارها به نام خدا.

گر چه هر قدر در تفسير اين آيه سخن بگوئيم كم گفته ايم چرا كه معروف است على (عليه السلام ) از سر شب تا به صبح براى (ابن عباس ) از تفسير (بسم الله ) سخن مى گفت ، صبح شد در حالى كه از تفسير (با) بسم الله فراتر نرفته بود) ولى با حديثى از همان حضرت اين بحث را همينجا پايان مى دهيم ، و در بحثهاى آينده مسائل ديگرى در اين رابطه خواهيم داشت .

(عبدالله بن يحيى ) كه از دوستان امير مؤ منان على (عليه السلام ) بود به خدمتش آمد و بدون گفتن بسم الله بر تختى كه در آنجا بود نشست ، ناگهان بدنش منحرف شد و بر زمين افتاد و سرش شكست ، على (عليه السلام ) دست بر سر او كشيد و زخم او التيام يافت بعد فرمود: آيا نمى دانى كه پيامبر از سوى خدا براى من حديث كرد كه هر كار بدون نام خدا شروع شود بى سرانجام خواهد بود، گفتم پدر و مادرم به فدايت باد مى دانم و بعد از اين ترك نمى گويم ، فرمود: در اين حال بهره مند و سعادتمند خواهى شد.

امام صادق (عليه السلام ) هنگام نقل اين حديث فرمود: بسيار مى شود كه بعضى از شيعيان ما بسم الله را در آغاز كارشان ترك مى گويند و خداوند آنها را با ناراحتى مواجه مى سازد تا بيدار شوند و ضمنا اين خطا از نامه اعمالشان شسته شود)

منبع: تفسير نمونه


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۲:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۴ - تمرين براي عادت به آغاز سخنراني و گفتگو ، با نام خدا و با سلام به مخاطبان

۶

سلام

مقدمه

پيوندهاي اجتماعي نيازمند تحكيم است و استوارسازي اين رشته ها با كلّي گويي به دست نمي آيد. بايد نمونه هايي عملي و مصاديقي خاص و روشن ارائه شود تا علقه هاي دوستي و پيوندهاي عاطفي استوارتر گردد و پايدار بماند و «سلام» يكي از اين امور است.

سلام چراغ سبز آشنايي است. وقتي دو نفر به هم مي رسند، نگاهها كه به هم مي افتد، چهره ها كه رو در رو قرار مي گيرد، نخستين علامت صداقت، مودّت و برادري، سلام دادن است. دو نفر را تصور كنيد كه به يكديگر مي رسند و آشنا و دوست هستند. در اين برخورد بهتر است نخستين كلامشان چه باشد؟ آيا مناسب تر از سلام چيزي را سراغ داريد؟!

سلام نمودن، اطمينان دادن به طرف مقابل است كه هم سلامتي و تندرستي تو را خواستارم و هم از جانب من آسوده و مطمئن باش كه گزندي به تو نخواهد رسيد. من خيرخواه تو هستم، نه بدخواه و دشمن تو. همچنين سلام نوعي تحيت و درود اسلامي است كه دو مسلمان به هم مي گويند. اين معناي شعار اسلامي «سلام» است.

باري، سلام نام خدا و تحيت الهي و سفارش پيامبران و روش امامان است. به راستي سلام دادن به ديگري نه تنها از منزلت و جايگاه انسان نمي كاهد و هيچ گونه ضرر و زياني را متوجه او نمي سازد، بلكه صفابخش و محبت آور است. به علاوه، نشانه اي از تواضع و نداشتن كبر و غرور مي باشد.

تحيّت و سلام

 يكي از آداب و سنن اسلامي، سلام كردن به يكديگر و جواب سلام است كه اسلام در اين رابطه برنامه هاي وسيعي دارد و ما به صورت كوتاه و مختصر به پاره اي از آنها اشاره مي كنيم. خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «وَإِذَا حُيِّيتُم بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَآ أَوْ رُدُّوهَآ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَي كُلِّ شَيْ ءٍ حَسِيبًا »؛ «و هنگامي كه به يكي از شما تحيّت داده شد، پاسخ آن را بهتر بدهيد يا لااقل به همان گونه پاسخ دهيد كه خداوند حساب همه چيز را دارد.»

«تحيّت» در لغت از ماده حيات و به معناي دعا نمودن براي حيات ديگري است. خواه اين دعا به صورت «سلام عليك» (خداوند تو را به سلامت دارد) و يا «حياك اللّه» (خداوند تو را زنده بدارد) و يا مانند آن باشد. در تفسير علي بن ابراهيم از امام صادق عليه السلام چنين نقل شده كه فرمودند: «الْمُرادُ بِالتَّحِيَّةِ فِي الاْآيَةِ السَّلامُ وَغَيْرُهُ مِنْ الْبِرِّ؛ منظور از تحيّت در آيه، سلام و هرگونه نيكي كردن ديگر است.»

تا آنجا كه مي دانيم، تمام اقوام جهان هنگامي كه به هم مي رسند، براي اظهار محبت به يكديگر نوعي تحيّت و التفات دارند كه گاهي جنبه لفظي دارد و گاهي به صورت عملي است. در اسلام نيز «سلام» يكي از روشن ترين تحيّتها است و طبق آيه فوق، همه مسلمانان موظف اند كه سلام را به طور عالي تر و يا لااقل مساوي جواب گويند. از آيات قرآن استفاده مي شود كه سلام يك نوع تحيّت است. در آيه 61 سوره نور مي خوانيم: «فَإِذَا دَخَلْتُم بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَيآ أَنفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَـرَكَةً طَيِّبَةً»؛ «و هنگامي كه وارد خانه اي شديد، بر يكديگر به عنوان تحيّت الهي سلام بفرستيد، تحيّتي پر بركت و پاكيزه.» در اين آيه، «سلام» كه هم مبارك است و هم پاكيزه، به عنوان تحيّت الهي معرّفي شده است. ضمنا مي توان از آن استفاده كرد كه معناي «سلامٌ عليكم» در اصل «سلام اللّه عليكم» است؛ يعني درود پروردگار بر تو باد! يا خداوند تو را به سلامت بدارد و در امن و امان باشي! به همين جهت، سلام كردن يك نوع اعلام دوستي و صلح و ترك مخاصمه و جنگ محسوب مي شود.

از پاره اي آيات قرآن استفاده مي شود كه تحيّت اهل بهشت نيز سلام است.

چنانكه در آيه 23 سوره ابراهيم و آيه 10 سوره يونس درباره بهشتيان مي خوانيم: «تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ»؛ «تحيت آنها در آن [بهشت] سلام است.»

از آيات قرآن استفاده مي شود كه در اقوام پيشين نيز تحيّت به معناي سلام (يا چيزي معادل آن) بوده است؛ چنان كه در آيه 25 سوره ذاريات در داستان ابراهيم مي خوانيم: «هنگامي كه فرشتگان مأمور مجازات قوم لوط به صورت ناشناس بر او وارد شدند، به او سلام كردند و او هم پاسخ آنها را به سلام داد: «إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلَـمًا قَالَ سَلَـمٌ قَوْمٌ مُّنكَرُونَ »؛ «هنگامي كه فرشتگان بر حضرت ابراهيم وارد شدند، سلام كردند و حضرت ابراهيم گفت سلام بر شما افراد ناشناس.»

كلمه سلام به سه صورت: «سلامٌ»، «سلاما» و «سلامٍ» 43 مرتبه در قرآن وارد شده است و اين بر اهميت آن دلالت مي نمايد. يكي از نامهاي بهشت «دار السلام» است كه دو بار در قرآن مطرح شده است. دار السلام يعني سر منزل سعادت و سلامت. خداوند در قرآن كريم به چند پيامبر با ذكر نام آنها سلام و درود و تحيّت فرستاده است كه عبارت اند از: «سَلامٌ عَلي نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ»، «سَلامٌ عَلي اِبْراهِيمَ»،«سَلامٌ عَلي مُوسَي وَهارُونَ».

سلام، اوّلين سخن

امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «مَنْ بَدَءَ بِكَلامٍ قَبْلَ سَلامٍ فَلا تُجِيبُوهُ؛ هر كس پيش از سلام آغاز به سخن كرد، پاسخش را ندهيد.» و نيز آن حضرت مي فرمايد: «اَلسَّلامُ قَبْلَ الْكَلامِ؛ سلام قبل از آغاز به كلام است.» در روايتي از رسول اكرم صلي الله عليه و آله آمده است: «لا تَدْعُ اِلي طَعامِكْ اَحَدا حَتّي يُسَلِّمَ؛ كسي را قبل از آنكه سلام كند، به غذايت دعوت نكن.»

حضرت علي عليه السلام نيز فرمودند: «اِذا دَخَلَ اَحَدُكُمْ مَنْزِلَهُ فَلْيُسَلِّمْ عَلي اَهْلِهِ يَقُولُ السَّلامُ عَلَيْكُمْ فِاِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ اَهْلٌ فَلْيَقُلِ السَّلامُ عَلَيْنا مِنْ رَبِّنا؛ هرگاه يكي از شما وارد منزلش شود، بر خانواده خويش سلام كند و بگويد: درود بر شما! و چنانچه خانواده اي نداشت، بگويد: سلام از طرف پروردگارمان بر ما باد!»

با توجه به احاديث و روايات فوق، «سلام» بهترين كلمه است براي شروع و ابراز علاقه و محبت، كه دين مقدّس اسلام ما را به آن سفارش نموده است؛ اما برخي از افراد به جاي اين واژه زيبا و پرمعنا، كلمات غير مأنوس و بي محتواي ديگري بكار مي برند كه چندان درخور مقام و منزلت آنان نمي باشد و بايد تا حد امكان از آنها دوري نمود.

پاداش سلام و جواب آن

حضرت علي عليه السلام مي فرمايند: «لِلسَّلامِ سَبْعُونَ حَسَنَةً تِسْعَةٌ وَسِتُّونَ لِلْمُبْتَدئ وَواحِدَةٌ لِلرّادِّ؛ سلام هفتاد حسنه دارد كه شصت و نه حسنه اش براي سلام كننده و [فقط] يك حسنه اش براي پاسخ دهنده است.»

امام صادق عليه السلام نيز فرمودند: «مَنْ قالَ سَلامٌ عَلَيْكُمْ فَهِيَ عَشْرُ حَسَناتٍ وَمَنْ قالَ سَلامٌ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ فَهِيَ عِشْرُونَ حَسَنَةً وَمَنْ قالَ سَلامٌ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكاتُهُ فَهِيَ ثَلاثُونَ حَسَنَةً؛ هر كس بگويد: درود بر تو باد! برايش ده حسنه است. و اگر بگويد: درود و رحمت خدا بر تو باد! براي او بيست حسنه است. و اگر بگويد درود و رحمت و بركتهاي خدا بر تو باد! براي او سي حسنه است.» از اين حديث دو امر فهميده مي شود:

1. جامعيت دين: اسلام دين جامعي است و در تمام شئون زندگي داراي برنامه است و براي ريز و درشت زندگي، رهنمودهاي مخصوص خودش را دارد؛

2. انجام كار نيكو به احسن وجه: حال كه آدمي مي خواهد كاري را انجام بدهد، چه خوب است آن را به بهترين نحو به انجام برساند تا ثواب كامل دريافت كند.

مراحل سلام

در توضيح المسائل مراجع عظام آمده است كه در غير نماز، مستحب است جواب سلام را بهتر از سلام بگويد؛ مثلاً اگر كسي گفت: «سلام عليكم» در جواب بگويد: «سلام عليكم و رحمة اللّه » و اگر گفت: «سلام عليكم و رحمة اللّه » در جواب بگويد: «سلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته».

 در متون روايي وارد شده است كه حضرت علي عليه السلام بر جماعتي مي گذشت و بر آنها سلام كرد. آنان در پاسخ خويش عبارت «وَ مَغْفِرَتُهُ وَ رِضْوانُهُ» را آوردند. حضرت فرمود: «لا تُجاوِزُوا بِنا مِثْلَ ما قالَتِ الْمَلائِكَةُ لاَِبِينا اِبْراهِيم؛ براي ما از حدّ سلام ملائكه به پدر ما ابراهيم تجاوز نكنيد.»

در تفسير «درّ المنثور» مي خوانيم: شخصي به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم عرض كرد: «السَّلامُ عَلَيْكَ» پيامبر فرمود: «السَّلامُ عَلَيْكَ وَرَحْمَةُ اللّهِ». ديگري عرض كرد: «السَّلامُ عَلَيْكَ وَرَحْمَةُ اللّهِ»، پيامبر فرمود: «وَعَلَيْكَ السَّلامُ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكاتُهُ». نفر ديگري گفت: «السَّلامُ عَلَيْكَ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكاتُهُ»، پيامبر فرمود: «وَعَلَيْكَ» و هنگامي كه سؤال كرد: چرا جواب مرا كوتاه بيان كرديد؟ فرمود: قرآن مي گويد تحيّت را به طرز نيكوتري پاسخ گوييد؛ اما تو چيزي باقي نگذاشتي. در حقيقت، پيامبر در مورد نفر اوّل و دوم تحيت به نحو احسن گفت؛ اما در مورد شخص سوم به مساوي؛ زيرا جمله «عَلَيْكَ» مفهومش اين است كه تمام آنچه گفتي بر تو باد.

نحوه سلام گفتن

امام صادق عليه السلام فرمودند: «اِذا سَلَّمَ اَحَدُكُمْ فَلْيَجْهَرْ بِسَلامِهِ وَلا يَقُولَ سَلَّمْتُ وَلَمْ يَرُدُّوا عَلَيَّ وَلَعَلَّهُ يَكُونُ قَدْ سَلَّمَ فَلَمْ يُسْمِعْهُمْ فَاذا رَدَّ اَحَدُكُمْ فَلْيَجْهَرْ بِرَدِّهِ وَلا يَقُولَ الْمُسْلِمُ سَلَّمْتُ فَلَمْ يَرُدُّوا عَلَيَّ؛ هر گاه يكي از شما سلام كند، بايد واضح و آشكارا سلام كند تا اينكه نگويد سلام كردم ولي جوابم را ندادند؛ زيرا امكان دارد سلام كرده باشد و به آنان نشنوانده باشد. و نيز هر گاه يكي از شما بخواهد جواب سلام را بدهد، بلند پاسخ دهد؛ تا اينكه مسلماني نگويد سلام كردم ولي جوابم را ندادند.»

در اين حديث دو نكته نهفته است:

1. كارها را به صورت ناقص انجام ندهيد. برخي ناقص سلام مي كنند يا نصفه و نيمه جواب مي دهند، پس بايد روشن و شفاف سلام كرد و جواب داد؛

2. مردم را به سوء ظن نيندازيد، زيرا بسياري از كارها كه رخ مي دهد، منشأ آن سوء ظن مي باشد، در حالي كه اساس اسلام بر حسن ظن است.

نكته ديگر در مورد نحوه سلام كردن، رعايت حال افراد ضعيف در جامعه است.

امام رضا عليه السلام فرمودند: «مَنْ لَقِيَ فَقِيرا مُسْلِما فَسَلَّمَ عَلَيْهِ خِلافَ سَلامِهِ عَلي الْغَنِيِّ لَقِيَ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَهُوَ عَلَيْهِ غَضْبانُ؛ هر كس به فقيري سلام كند، بر خلاف آن گونه اي كه به غني سلام مي كند، خدا را در قيامت ملاقات مي كند، در حالي كه خدا بر او خشمگين است.»

امامان بزرگوار ما با نقل اين احاديث در پي آن بودند كه ارزش را مشخص و نظام ارزشي را تغيير دهند؛ به همين جهت، تقوا، شجاعت و دليري را معيار و ملاك قرار دادند؛ چون اين خصوصيات در درون انسان است و سبب ارتقاء نفساني مي شود؛ ولي پول و شهرت خارج از وجود آدمي است و تعالي روحي محسوب نمي شود.

آغاز كننده سلام

امام صادق عليه السلام مي فرمايند: «يُسَلِّمُ الْصَغِيرُ عَلَي الْكَبِيرِ وَالْمارُّ عَلَي الْقاعِدِ وَالْقَلِيلُ عَلَي الْكَثِيرِ؛ كوچك به بزرگ سلام مي كند و كسي كه مي گذرد، بر كسي كه نشسته سلام مي كند و جماعت كم تر بر جماعت بيش تر سلام مي كند.» در حديث ديگري چنين آمده است: «اِذا لَقِيَتْ جَماعَةٌ جَماعَةً فَسَلَّمَ الاَْقَلُّ عَلَي الاَْكْثَرِ وَ اِذا لَقِيَ واحِدٌ جَماعَةً سَلَّمَ الْواحِدُ عَلَي الْجَماعَةِ؛ هرگاه گروهي به گروه ديگر رسيدند، جماعت كم تر بر جماعت بيش تر سلام كند و اگر يكي، گروهي را ملاقات نمايد، آن يك نفر بر آن گروه سلام كند.»

امام صادق عليه السلام فرمودند: «اِذا سَلَّمَ الرَّجُلُ مِنَ الْجَماعَةِ أَجْزَأَ عَنْهُمْ وَاِذا رَدَّ واحِدٌ أَجْزَأَ عَنْهُمْ؛ هر گاه يك نفر از جماعتي سلام بگويد، از ديگران مجزي است و هر گاه يك نفر جواب بدهد، از جماعتي كفايت مي كند.»

به چه افرادي سلام كنيم؟

در اين مورد، روايتي از امام صادق عليه السلام وارد شده است كه حضرت فرمودند: «مِنَ التَّواضُعِ اَنْ تُسَلِّمَ عَلي مَنْ لَقِيتَ؛ يكي از نشانه هاي تواضع و فروتني اين است كه با هر كس ملاقات كردي، سلام بگويي.» رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله وسلم فرمودند: «اَوْلَي النّاسِ بِاللّهِ وَبِرَسُولِهِ مَنْ بَدَأَ بِالسَّلامِ؛ نزديك ترين مردم به خدا و رسولش كسي است كه [كلامش را] با سلام آغاز كند.»

حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله كه نمونه كامل و تكميل كننده مباني اخلاقي و اجتماعي اسلام است، به كودكان سلام مي كرد تا به عنوان يك روش اخلاقي در بين مردم همچنان باقي بماند. در روايتي مي خوانيم: «خَمْسٌ لا أَدَعُهُنَّ حَتَّي الْمَماتِ... وَالتَّسْلِيمُ عَلَي الصِّبْيانِ؛ پنج چيز است كه تا آخر عمر آنها را رها نمي كنم... و] يكي از آن پنج چيز[ سلام كردن بر كودكان است.» سعي حضرت بر آن بود سلام كردن حتي به كوچك تر را به عنوان رسمي پسنديده و به صورت يك اصل و عادت در جامعه ترويج نمايد؛ پس سبقت گرفتن در سلام به ديگران، از اخلاق پسنديده پيامبر گرامي اسلام است.

سلام به صيغه جمع

امام صادق عليه السلام در حديثي فرمودند: «ثَلاثَةٌ تُرَدُّ عَلَيْهِمْ رَدَّ الْجَماعَةِ وَاِنْ كانَ واحِدا عِنْدَ الْعِطاسِ تَقُولُ يَرْحَمُكُمُ اللّهُ وَاِنْ لَمْ يَكُنْ مَعَهُ غَيْرُهُ وَالرَّجُلُ يُسَلِّمَ عَلَي الرَّجُلِ فَيَقُولُ السَّلامُ عَلَيْكُمْ وَالرَّجُلُ يَدْعُو لِلرَّجُلِ يَقُولُ عافاكُمُ اللّهُ وَاِنْ كانَ واحِدا فِاِنَّ مَعَهْ غَيْرُهُ؛ سه كس هستند كه به صيغه جمع بايد به ايشان سلام كرد، هر چند تنها باشند: 1. كسي كه عطسه كند، مي گويي: «خداوند شما را مورد رحمت قرار دهد!» هر چند ديگري با او نباشد؛ 2. كسي به ديگري سلام مي كند و مي گويد: «درود بر شما باد!»؛ 3. كسي كه براي ديگري دعا كند، مي گويد: «خداوند شما را سلامت بدارد!» هر چند يكي باشد.» زيرا با او، ديگران (ملائكه) هستند.»

بخل در سلام

امام سجاد عليه السلام مي فرمايد: «اَلْبَخِيلُ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلامِ؛ بخيل كسي است كه از سلام دادن خودداري نمايد.» رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم مي فرمايد: «اَبْخَلُ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلامِ؛ بخيل ترين مردم كسي است كه در سلام بخل ورزد.»

احكام سلام

 1. انسان بايد جواب سلام را چه در نماز و يا در غير نماز فورا بگويد و اگر عمدا يا از روي فراموشي جواب سلام را به قدري طول دهد كه اگر جواب بگويد، جواب آن سلام حساب نشود، چنانچه در نماز باشد، نبايد جواب بدهد و اگر در نماز نباشد، جواب دادن واجب نيست.

2. اگر زن يا مرد نامحرم و يا بچه مميّز (بچه اي كه خوب و بد را مي فهمد) به نمازگزار سلام كند، نمازگزار بايد جواب او را بدهد.

3. اگر نمازگزار جواب سلام را ندهد، معصيت كرده؛ ولي نمازش صحيح است.

4. در حال نماز، انسان نبايد به ديگري سلام كند و اگر ديگري به او سلام كند، بايد طوري جواب دهد كه سلام مقدم باشد، مثلاً بگويد: «السلام عليكم» يا «سلامٌ عليكم» و نبايد «عليكم السلام» بگويد.

5. اگر كسي به نمازگزار، غلط سلام كند، به طوري كه سلام حساب نشود، جواب او واجب نيست.

6. بايد جواب سلام را طوري بگويد كه سلام كننده بشنود؛ ولي اگر سلام كننده كر باشد، چنانچه انسان به طور معمول جواب او را بدهد، كافي است.

7. جواب سلام كسي كه از روي مسخره يا شوخي سلام مي كند، واجب نيست و احتياط واجب آن است كه در جواب سلام مرد و زن غير مسلمان بگويد: «سلام» و يا فقط «عليك».

8. اگر كسي به عده اي سلام كند، جواب سلام او بر همه آنان واجب است، ولي اگر يكي از آنان جواب دهد، كافي است.

9. سلام كردن مستحب است و خيلي سفارش شده است كه سواره به پياده و ايستاده به نشسته و كوچك تر به بزرگ تر سلام كند.

10. اگر دو نفر با هم به يكديگر سلام كنند، بر هر يك واجب است جواب سلام ديگري را بدهد.

11. در غير نماز، مستحب است جواب سلام را بهتر از سلام بگويد، مثلاً: اگر كسي گفت: «سلامٌ عليكم» در جواب بگويد: «سلامٌ عليكم و رحمة اللّه».
 
http://www.hawzah.net/fa/magart.html?MagazineArticleID=77103&SearchText=%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85&Phrase=


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۲:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۴ - تمرين براي عادت به آغاز سخنراني و گفتگو ، با نام خدا و با سلام به مخاطبان

۵

فرهنگ زيباي «سلام»

سلام در لغت، به معناي سلامت از هر گونه نقص و عيب و فناست و چون خداوند فناناپذير و منزه از عيب و نقص است، يكي از نام هاي او «سلام» است.

هرگونه اظهار محبت در آغاز ملاقات «تحيت» است. پس در اصل، سلام همان تحيت، از ماده حيات و به معناي دعا كردن براي سلامتي و حيات ديگران است ؛ خواه اين دعا به صورت «السلام عليكم» باشد يا «السلام علينا» يا «حَيّاك الله». بنابراين، روشن ترين مصداق تحيت سلام كردن است.

روشن است كه هر ملتي براي اظهار محبت، در ملاقات با يكديگر نوعي تحيت دارد كه گاهي نمود عملي مي يابد و نشانه محبت و احترام است و گاهي نيز لفظي است. در اسلام، سلام كردن نشانه تحيت لفظي است و بنابر برخي آيه ها و روايت ها، تحيت بهشتيان نيز سلام است:

أُوْلئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا وَ يُلَقَّوْنَ فيها تَحِيَّةً وَ سَلامًا. (فرقان: 75)

اينان همان كساني هستند كه به خاطر صبري كه داشته اند، غرفه هاي بهشت را پاداش يابند و در آنجا به درود و سلامشان بنوازند».

همچنين در سوره ابراهيم خداوند به اين نكته اشاره كرده آنجا كه خداوند مي فرمايد:

تحيت اهل بهشت، سلام است:

دَعْواهُمْ فيها سُبْحانَكَ أَللّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فيها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ. (يونس: 10)

وَ أُدْخِلَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ جَنّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا اْلأَنْهارُ خالِدينَ فيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ تَحِيَّتُهُمْ فيها سَلامٌ. (ابراهيم: 23)

نيز با توجه به آيه 25 سوره ذاريات در مي يابيم كه در اقوام پيش از اسلام هم سلام، به معناي تحيت به كار مي رفت:

إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقالُوا سَلامًا قالَ إِنّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ. (الذاريات: 25)

چون بر او (ابراهيم) در آمدند، پس سلام گفتند، گفت: سلام، مردي ناشناسيد.

پيام متن:

1. سلام، يكي از نام هاي خداوند و به معناي سلامت از عيب و درامان بودن از فناست.

2. سلام، نشانه محبت و احترام قلبي به طرف مقابل است.

سلام و تحيت در اديان گذشته

سلام و تحيت منحصر به اسلام نيست، بلكه مصداق هاي مختلف آن ميان قوم ها و ملت هاي پيش از اسلام نيز سابقه دارد. در برخي آيه هاي قرآن كريم تعبيرهايي ديده مي شود كه نشان دهنده وجود اين سنت در ملت هاي پيشين است، از جمله :

وَ لَقَدْ جائَتْ رُسُلَنا ابراهيم بِالْبُشري قالُوا سَلاما. (هود: 69)

و به تحقيق فرستادگان ما به همراه بشارت، نزد ابراهيم آمدند و گفتند: سلام.

وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا. (مريم: 15)

«و سلام بر او روزي كه زاده شد و روزي كه مي ميرد و روزي كه برانگيخته مي شود زنده.»

اين دو آيه نشان دهنده آن است كه در زمان حضرت ابراهيم و حضرت عيسي عليه السلام نيز تحيت و سلام وجود داشته است. در زمان عرب جاهلي نيز نوعي از تحيت رواج داشته است كه حكايت ذيل بيان گر آن است:

«روزي يكي از اعراب جاهلي براي شنيدن آيات قرآن كريم به حضور پيامبر اكرم رسيد و در ابتداي سخن براي تحيت چنين گفت: «اَنْعَمَ صَباحا» حضرت در جواب فرمود: «خداي من تحيتي بهتر از اين فرستاده و آن اين است كه بگوييم: «سلام عليكم».

 همچنين در تاريخ ؛ آداب و رسوم گوناگوني از ملت هاي پيشين نقل شده است كه شرع مقدس اسلام آنهايي را كه پسنديده و نيكو بود، تأييد كرده و در پاره اي از موارد نيز تغيير و اصلاحاتي در آنها داده و كاستي هاي احتمالي آن را جبران كرده است.

از ميان تحيت هايي كه اقوام مختلف دارند، «سلام» يا همان تحيت اسلامي، ارزش و زيبايي خاصي دارد؛ زيرا به منظور خوش آمدگويي و نشانه صفا و دوستي و نيز درخواست سلامت از خداوند متعال براي طرف مقابل است. درود بهشتيان نيز سلام است و فرشتگان رحمت با سلام به استقبال نيكان و پاكان مي شتابند.در داستان به آتش افكنده شدن حضرت ابراهيم عليه السلام نيز آمده است كه فرشتگان هنگام ورودشان براي نجات ابراهيم نبي عليه السلام از آتش بر وي سلام كردند و آن حضرت نيز با سلام، پاسخش66 size=3 face="arial, helvetica, sans-serif">1. سلام خداوند بر بندگان برگزيده اش.

2. سلام فرشتگان به اهل بهشت.

3. اشاره به اجر و پاداش سلام كردن.

واجب بودن جواب سلام، حتي در حال نماز

از دلايل اهميت سلام كردن، وجوب جواب سلام است؛ حتي در حال نماز. اگر چه سخن گفتن ميان نماز سبب باطل شدن نماز مي گردد، در مورد جواب سلام استثناء هست. مرحوم سيدمحمدكاظم طباطبايي، صاحب عروه، رد سلام در نماز را واجب مي داند و آن را از واجبات كفايي مي شمرد.

 شارع مقدس، كلمه سلام را تنها كلمه اي مي داند كه احكام خاصي در پي دارد. گويا بدين وسيله مي خواهد، مسلمانان در برخوردهاي خود نيز از غيرمسلمان شناخته شوند. از اين رو، اگر براي تحيت، لفظي غير از سلام استفاده شود، جواب آن بر نمازگزار واجب نيست و فقط در صورتي رد آن واجب است كه لفظ سلام به كار رفته باشد.

 همچنين، فقها، ذكر سلام را در پايان نماز واجب مي دانند و هرگونه تحيتي غير از سلام را باطل كننده نماز مي شمرند.

پيام متن:

وجوب جواب سلام، حتي در حال نماز، نشانه اهتمام اسلام به سنت سلام است.

تقدم سلام بر سخن و درخواست

افراد جامعه اسلامي بايد به برنامه هاي دين اسلام عمل كنند؛ زيرا گاهي تخلف از يك دستور ديني پيامدهاي ناگواري براي فرد در پي خواهد داشت. براي نمونه، بنابر دستور دين اسلام آغاز سخن و ارتباط با ديگران با سلام همراه باشد و هر كس اين دستور را رعايت نكند، با او برخورد مناسب و شايسته اي نمي شود. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در اين باره مي فرمايد: «سلام، مقدم بر سؤال و درخواست است. پس هر كس پيش از سلام درخواستش را مطرح كرد، پاسخش را ندهيد».

اگر دو نفر از حقوق متقابلي برخوردار باشند، بايدهر دو طرف اين حقوق را رعايت كنند. سلام نيز حق متقابل ميان دو مسلمان دانسته شده است و آنها در ديدار با يكديگر بايد به هم سلام كنند و اگر يكي از دو طرف زودتر سلام كرد، ديگري موظف است پاسخ سلام او را بدهد و اين جواب دادن واجب است .

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي فرمايد: «سلام كردن از روي ميل و به دلخواه است، ولي جواب سلام واجب است».

در روايت آمده است كه:

اَنَّهُ قال لَهُ رَجُلٌ كيف اَنْتَ عافاكَ اللّهُ. ثُمَّ قال لا تأذَنُوا لِأَحَدٍ حَتّي يُسَلِّمَ.

 مردي با حسين بن علي ديدار كرد و بدون آنكه ابتدا سلام كند، در اولين كلام از حضرت احوال پرسي كرد و از خداوند براي ايشان عافيت خواست. امام حسين عليه السلام در جواب او فرمود: به كسي اجازه سخن گفتن ندهيد، مگر آنكه ابتدا سلام كند.

حضرت علي عليه السلام درباره شروع هر كاري با سلام، مي فرمايد:

«لِكُلِّ داخِلٍ دَهْشَةٌ فَابْدَؤاُ بالسَّلام؛ هر تازه واردي در محيط نامأنوس، حيرت زده مي شود، براي آرامش خاطر، سخن خود را به سلام آغاز كنيد».

 لقمان حكيم نيز به پسرش چنين سفارش مي كند:

پسرم هرگاه وارد مجلس جمعي شدي، ابتدا به آنان سلام كن. آن گاه در كنار آنان بنشين و سخن نگو تا آنها آغاز سخن كنند. پس اگر آنها سخن به ياد خدا گفتند، تونيز به سهم خود سخن بگو، اگر نه از نزد آنان به جمع ديگران برو.

 با وجود اينكه آيه ها و روايت هاي فراواني در رابطه با سلام كردن نقل شده است، متأسفانه جمعي از مسلمانان به گمان اينكه سلام نكردن، براي آنان شخصيت مي آورد و سلام كردن آنها را كوچك مي كند، از انجام دادن اين سنت الهي سر باز مي زنند و اين گونه از فضليت هاي سلام گفتن كه در حديث ذيل آمده است، محروم مي شوند.

امام حسين عليه السلام مي فرمايد:

لِلسَّلام سَبْعُون حَسَنَةٌ تِسْعٌ وَ سِتُّونَ لِلْمُبْتَدي و واحِدَةٌ لِلرّادِّ.

 سلام، هفتاد حسنه دارد كه شصت و نه قسمت آن براي سلام كننده و يك قسمت آن براي پاسخ گوينده است.

پيام متن:

1. شروع كردن سخن با سلام.

2. پاداش كسي كه سلام مي گويد، بيش از كسي است كه سلام را پاسخ مي دهد.

سلام به كودكان، نشانه نداشتن تكبر

امام صادق عليه السلام از رسول اكرم صلي الله عليه و آله نقل مي كند:

پنچ چيز است كه تا لحظه مرگ آنها راترك نمي كنم. يكي از آنها سلام گفتن به كودكان است. در انجام دادن اين اعمال مراقبت دارم تا بعد از من به صورت سنتي بين مسلمانان بماند و [به آن] عمل كنند.

 سلام كردن به كودك دو اثر رواني در پي دارد: اول اينكه، خوي پسنديده فروتني را در سلام كننده تقويت مي كند و دوم، سبب تعالي شخصيت كودك و ايجاد استقلال در وي مي شود. اگر بزرگ سالان به كودك سلام كنند و به او احترام بگذارند، وي شايستگي خود را باور مي كند و معتقد مي شود كه مردم به او اهميت مي دهند.

عن اَنَسِ بن مالك قال: اِنَّ رسولَ الله صلي الله عليه و آله مَرَّ علي صِبْيانٍ فَسَلَّمَ عليهم و هو مُغَذٍّ.

انس بن مالك مي گويد: رسول اكرم صلي الله عليه و آله در راهي به چند كودك خردسال برخورد. به آنها سلام كرد و طعامشان داد. (عن النبي صلي الله عليه و آله اِنَّهُ كان يُسَلِّمُ علي الصغير و الكبير.) از صفات پسنديده پيغمبر اسلام اين بود كه به تمام مردم از بزرگ و كوچك سلام مي كرد.

كساني كه پيرو سنت هاي رسول اكرم صلي الله عليه و آله هستند، بايد به كودكان سلام كنند تا از طرفي صفت تواضع را در خود تقويت بخشند و از طرف ديگر، شخصيت كودكان را بالا ببرند و آنان را افرادي مستقل و متكي به نفس بار آورند.

پيام متن:

سلام دادن به كودكان، سبب تقويت خوي فروتني در سلام كننده و ايجاد شخصيت و خود باوري در كودك مي شود.

سلام امروز

امروزه توجه به سلام، بسيار كم شده و واژه هاي ديگري به جاي اين تحيت اسلامي رواج يافته است. بخش مهمي از جامعه نيز به جاي سلام از كلمات نامناسب و فرنگي استفاده مي كنند و نه تنها در برخوردهاي حضوري، بلكه در مكالمه هاي تلفني و نامه نگاري نيز كلمه هاي ديگري جايگزين آن شده است. برخي از علت هاي اين تغير رويه در جامعه ما به ويژه ميان ثروتمندان عبارتند از:

يك، تقليد از ارزش هاي كشورهاي اروپايي و فرنگي به عنوان فرهنگ برتر و پيشرو در جهان؛

دو، استفاده مطبوعات و گروه هاي فرهنگي جامعه از واژه هاي بيگانه، كه سبب رواج اين واژه ها ميان قشرهاي اجتماع مي شود؛

سه، آموزش ندادن سنت ها و آداب اسلامي از طرف خانواده و مدرسه به كودك و تأكيد نكردن بر حفظ سنت هاي پسنديده اسلامي؛

چهار، ضعف تبليغات و معرفي نكردن ارزش هاي اسلامي در جامعه.

به سختي مي توان افرادي را كه از ارزش هاي كشورهاي اروپايي تقليد مي كنند و آن را فرهنگ برتر و پيشرو در جهان مي دانند، به برپايي اين سنت اسلامي متقاعد كرد، مگر اينكه اساس فكري و عقيدتي آنها دگرگون گردد. البته مي توان با آموزش و تبليغات درست و الگودهي مناسب، مردم را به رعايت كردن اين آداب اسلامي فراخواند و پاداش دنيوي و اخروي آن را به آنهاگوشزد كرد.

روحانيان بزرگوار نيز مي توانند در برنامه هاي تبليغي خود به ترويج اين امر پسنديده همت گمارند تا اين سنت فراگير شود و مردم در سلام دادن به يكديگر پيشي بگيرند و اين سنت الهي، يكي از نشانه هاي شناسايي مسلمانان از ديگر انسان ها شود.

پيام متن:

1. كم رنگ شدن سنت سلام در جامعه امروزي.

2. تبليغات گسترده براي فراگير كردن سنت سلام.
 
http://www.hawzah.net/fa/magart.html?MagazineArticleID=35705&SearchText=%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85&Phrase=


امتیاز:
 
بازدید:

سوره نور، آيه 27. (3)وقتي افرادي كه به آيات ما ايمان آورده اندنزد تو مي آيند بگو: سلام عليكم، پروردگار شمارحمت به شما را بر خود واجب كرده است.سوره انعام، آيه 54.

صفحه : 48

علاوه بر اين دستور داد به غير مسلمانان نيز سلام بدهد و فرمود: فاصفح عنهم و قل سلام فسوف يعلمون (1).

البته تحيت به كلمه سلام  بطوري كه از تاريخ و اشعار و سايرآثار جاهليت بر مي آيد، در بين عرب جاهليت معمول بوده، در كتاب لسان العرب آمده: كه عرب جاهليت چند جورتحيت داشتند، گاهي در برخورد با يكديگر مي گفتند: انعم صباحا، گاهي مي گفتند: ابيت اللعنو يا مي گفتند: سلام عليكم، و كانه كلمه سوم علامت مسالمت است و درحقيقت به طرف مقابل مي گفتند: بين من و تو و يا شما جنگي نيست، (پس ازآنكه اسلام آمدتحيت را منحصر در سلام كردند و از ناحيه اسلام مامور شدند سلام را افشاء كنند). (2) چيزي كه هست خداي سبحان در داستانهاي ابراهيم سلام را مكرر حكايت مي كندو اين خالي از شهادت بر اين معنا نيست كه اين كلمه كه در بين عرب جاهليت مستعمل بوده، ازبقاياي دين حنيف ابراهيم بوده، نظير حج و امثال آن كه قبل از اسلام معمول آنان بوده، توجه بفرمائيد:قال سلام عليك ساستغفر لك ربي، در اين جمله از ابراهيم(ع)حكايت كرده كه در گفتگو با پدرش گفت: سلام عليك به زودي من از پروردگارم برايت طلب مغفرت مي كنم(3) و نيز فرموده: و لقد جاءت رسلنا ابراهيم بالبشري قالوا سلاماقال سلام(4) و اين قضيه در چند جاي قرآن كريم آمده.

و بطوري كه از آيات كريمه قرآن استفاده مي شود خداي تعالي كلمه سلام را تحيت خودش قرار داده است، به آيات زير توجه فرمائيد: سلام علي نوح في العالمين (5) ، سلام علي ابراهيم (6) ، سلام علي موسي و هرون (7) ، سلام علي آل ياسين سلام علي (8)

............................................ (1)از آنان درگذرو بگو سلام، كه به زودي خواهند دانست.سوره زخرف، آيه 89. (2)لسان العرب، ج 12 ص 289، ط بيروت. (3)سوره مريم، آيه 47. (4)فرستادگان ما به منظور بشارت دادن به ابراهيم نزدوي آمدند و گفتند: سلام، ابراهيم نيز گفت سلام.سوره هود، آيه 69. (5)سلام بر نوح در همه عالميان.سوره صافات، آيه 79. (6)سوره صافات، آيه 109. (7)سوره صافات، آيه 120. (8)سوره صافات، آيه 130.

صفحه : 49

المرسلين (1).

و صريحا فرموده كه سلام تحيت ملائكه است، توجه بفرمائيد: الذين تتوفيهم الملائكة طيبين يقولون سلام عليكم (2) ، و الملائكة يدخلون عليهم من كل باب سلام عليكم (3).

و نيز فرموده:تحيت اهل بهشت در بهشت سلام است: و تحيتهم فيها سلام،لايسمعون فيها لغوا و لا تاثيما الا قيلا سلاما سلاما (4).

بحث روايتي(رواياتي در باره آداب تحيت و رواياتي در باره شان نزول آيات گذشته)

در مجمع البيان در ذيل آيه شريفه: و اذا حييتم...گفته: علي بن ابراهيم در تفسيرخود از امام باقر و امام صادق(عليهما السلام)روايت آورده كه فرمودند: مراد از تحيت در آيه شريفه سلام و ساير كارهاي خير است، (5) (منظور اين است كه تنها رد سلام واجب نيست، هر احساني ديگر كه به مسلمان بشود مسلمان موظف است آن را تلافي كند.مترجم).

و در كافي به سند خود از سكوني روايت كرده كه گفت: رسول خدا(ص)فرمود: سلام مستحب و رد آن واجب است. (6) در همان كتاب به سند خود از جراح مدائني از امام صادق(ع)روايت كرده كه فرمود: كوچكتر به بزرگتر و رهگذر به كسي كه ايستاده و عده كم به عده بسيار سلام مي كند. (7) و درهمان كتاب به سند خود از عيينةدر نسخه بدل عنبسه آمدهاز مصعب از امام

............................................ (1)سوره صافات، آيه 181. (2)فرشتگان به كساني كه در حال قبض روحشان پاك هستند مي گويند سلام عليكم.سوره نحل، آيه 32. (3)ملائكه از هر دري بر آنان در مي آيند كه سلام بر شما.سوره رعد، آيه 24. (4)در بهشت نه لغوي مي شنوند و نه به يكديگر نسبت گناه مي دهند، آنچه مي شنوند همه سلام است.سوره واقعه، آيه 26. (5)مجمع البيان، ج 2 ص 85، ط تهران. (6)اصول كافي، ج 2 ص 644، ط تهران. (7)اصول كافي، ج 2 ص 646، ط تهران.

صفحه : 50

صادق(ع)روايت كرده كه فرمود: در برخورد نفرات كمتر با عده زياد، كمترها ابتدابه سلام مي كنند و در برخورد سواره به پياده، سواره ابتدا مي كند و اگر همه سوارند بعضي قاطرسوار و بعضي ديگر الاغ سوارند، قاطر سوارها ابتدا مي كنند.و در برخورد اسب سواران با قاطرسواران، اسب سواران آغازمي كنند. (1) و در همان كتاب به سند خود از ابن بكير از بعضي از اصحابش از امام صادق(ع)روايت كرده كه گفت:من از آن جناب شنيدم مي فرمود: سواره به پياده و پياده به نشسته سلام مي كند.و چون دو طائفه به هم برخوردند، آن طائفه كه عده نفراتش كمتر است به آنان كه بيشترند سلام مي كنند.و چون يك نفر به جمعيتي برخورد كند آن يك نفر به جماعت سلام مي كند. (2) مؤلف: قريب به اين مضمون را صاحب تفسير در المنثور از بيهقي از زيد بن اسلم ازرسول خدا(ص)روايت كرده. (3) و در همان كتاب به سند خود از آن جناب(ع)روايت آورده كه فرمود: وقتي چند نفر از جمعيتي مي گذرند،كافي است كه يك نفر آنان به جمعيت سلام كند و وقتي به جمعيتي سلام مي دهند كافي است يك نفر از آنان جواب سلام رابدهد. (4) و در تهذيب به سند خود از محمد بن مسلم روايت كرده كه گفت: شرفياب حضورحضرت باقر(ع)شدم، ديدم كه در نمازند، عرضه داشتم: السلام عليك، فرمود: السلام عليك، عرضه داشتم: حالتان چطوراست؟حضرت چيزي نفرمودند، همينكه از نمازفارغ شدند، پرسيدم: آيا در نماز مي توان جواب داد؟فرمود: آري، به همان مقداري كه به اوسلام داده اند. (5) و در همان كتاب به سند خود از منصور بن حازم از امام صادق(ع)روايت كرده كه فرمود: وقتي كسي به تو سلام داد در حالي كه مشغول نماز هستي جواب سلامي آهسته و به مثل سلام او به او بده.(6)

............................................ (1)اصول كافي، ج 2 ص 646. (2)اصول كافي، ج 2 ص 647. (3)در المنثور ج 2 ص 189. (4)اصول كافي، ج 2 ص 647. (5)تهذيب، ج 2، ص 329. (6)من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 368.

صفحه : 51

و در كتاب فقيه به سند خود از مسعدة بن صدقه از امام باقراز پدرش(عليهما السلام)روايت آورده كه فرمود: بر يهود و نصارا و بر مجوس سلام ندهيد، و همچنين بر بت پرستان وبر كساني كه كنار سفره شراب نشسته اند.و بر كسي كه مشغول بازي شطرنج و نرد است، و برمخنث(كسي كه مردان را به خود مي كشد)و بر شاعري كه نسبت هاي ناروا به زنان پاكدامن مي دهد و بر نمازگزار سلام ندهيد،چون نمازگزار نمي تواند جواب شما را رد كند.آري سلام دادن براي شما مستحب است ولي رد آن براي شنونده واجب است و نيز به ربا خوار و به كسي كه در حال ادرار كردن است و به كسي كه در حمام است، و نيز بر فاسقي كه فسق خود راعلني مي كندسلام ندهيد. (1) مؤلف: روايات در معاني گذشته بسيار است و احاطه به بياني كه ما درباره تحيت آورديم معناي روايات را روشن مي سازد.

پس كلمهسلامتحيتي است كه گسترش صلح و سلامت و امنيت در بين دو نفر كه به هم برمي خورند را اعلام مي دارد، البته صلح و امنيتي كه نسبت به دو طرف مساوي و برابراست و چون تحيت هاي جاهليت قديم و جديد علامت تذلل و خواري زير دست نسبت به ما فوق نيست.

و اگر در روايات فرمودند كه كوچكترها به بزرگترها سلام كنند، ياعده كم به عده زياديا يك نفر به چند نفر، منافاتي با اين مساوات ندارد، بلكه خواسته اند بااين دستور خود حقوق رعايت شده باشد و بفهمانند كه حتي در سلام كردن نيز حقوق را رعايت كنيد.

آري اسلام هرگز حاضر نيست به امت خود دستوري دهدكه لازمه اش لغو شدن حقوق وبي اعتبار شدن فضايل و مزايا باشد، بلكه به كساني كه فضيلتي را ندارند،دستور مي دهدفضيلت صاحبان فضل را رعايت نموده، حق هر صاحب حقي را بدهند، بله به صاحب فضل اجازه نمي دهد كه به فضل خود عجب بورزد، و به خاطر اينكهمثلا پدر و يا مادر است و ياعالم و معلم است و يا سن و سال بيشتري دارد نسبت به فرزندان و مريدان و شاگردان و كوچكتران تكبر ورزيده، خود را طلبكار احترام آنان بداند و بدون جهت به مردم ستم كند و با اين رفتارخود توازن بين اطراف مجتمع را بر هم زند.

و اما اينكه از سلام كردن بر بعضي افراد نهي كرده اند، اين نهي،فرع و شاخه اي است از نهي واردي كه از دوستي و ركون به آن افراد نهي نموده، از آن جمله فرموده: لا تتخذوا

............................................ (1)من لا يحضره الفقيه.

صفحه : 52

اليهود و النصاري (1) و نيز فرموده:لا تتخذوا عدوي و عدوكم اولياء (2).

و نيز فرموده: و لا تركنوا الي الذين ظلموا (3) و آياتي ديگر از اين قبيل.

بله چه بسا مي شود كه مصلحت اقتضاء كند انسان به ستمكاران تقرب بجويد براي اينكه دين خدا را تبليغ كند، بطوري كه اگر با آنها نسازد نمي گذارند تبليغ دين در بين مردم صورت بگيرد و يا براي اينكه كلمه حق را به گوش آنها برساند، و اين تقرب حاصل نمي شودمگر با سلام دادن به آنها، تا كاملا با ما مانوس شوند و دلهاشان با دل ما ممزوج گردد، به همين خاطر كه گاهي مصلحت چنين اقتضا مي كندرسول خدا(ص)نيز به اين روش مامور شدند، در آيه: فاصفح عنهم و قل سلام (4) ، همچنانكه در وصف مؤمنين فرمود: و اذاخاطبهم الجاهلون قالوا سلاما (5).

و در تفسير صافي از رسول خدا(ص)روايت آورده كه مردي به آن جناب سلام كرد و گفت: السلام عليك، حضرت در پاسخش فرمود: السلام عليك و رحمة الله، مردي ديگر رسيد و گفت: السلام عليك و رحمة الله، حضرت در پاسخش فرمود: السلام عليك ورحمة الله و بركاته،مردي ديگر رسيد و گفت: السلام عليك و رحمة الله و بركاته، حضرت درپاسخش فرمود: و عليك،آن مرد سؤال كرد كه چطور رد سلام مرا كوتاه كردي، و به آيه شريفه: و اذا حييتم بتحية فحيوا باحسن منها...عمل نكردي؟حضرت فرمود: تو براي من چيزي باقي نگذاشتي تا من رد سلام خود را با آن بچربانم وبدين جهت عين سلامت را به توبرگرداندم. (6) مؤلف: نظير اين روايت را سيوطي در در المنثور از احمد(در كتاب زهد؟و از ابن جريرو ابن منذرو ابن ابي حاتم و طبراني و ابن مردويه، به سندي حسن از سلمان فارسي نقل كرده.(7) و در كافي از امام باقر(ع)و آن جناب از امير المؤمنين(ع)روايت

............................................ (1)يهودو نصارا را ولي خود مگيريد.سوره مائده، آيه 51. (2)دشمن من و دشمن خود را دوست مگيريد.سوره ممتحنه، آيه 1. (3)به كساني كه ستم كردند ركون مكنيد و دل مبنديد.سوره هود، آيه 113. (4)فرمود:از جرم آنها درگذر و سلام بگو.سوره زخرف، آيه 89. (5)و چون جاهلان، مؤمنين را به سخن زشت خطاب مي كنند مؤمنين در پاسخ سخن سالم وصلح آميز مي گويند.سوره فرقان، آيه 63. (6)تفسير صافي، ج 1 ص 442. (7)در المنثور، ج 2 ص 188.

صفحه : 53

كرده:كه روزي به جمعيتي عبور كرد و به آنان سلام گفت، گفتند: عليك السلام و رحمة الله وبركاته و مغفرته و رضوانه، حضرت به ايشان فرمود: در ادب و تحيتاز ما اهل بيت جلونزنيد(و ما در تحيت اكتفا مي كنيم به)مثل آنچه ملائكه به پدر ما ابراهيم(ع)گفتند،رحمة الله و بركاته عليكم اهل البيت.(1)

مؤلف: در اين روايت اشاره اي است به اينكه سنت در سلام اين است كه آن را تمام وبطور كامل بدهند و سلام كامل اين است كه سلام دهنده بگويد: السلام عليك و رحمة الله و بركاته، و اين سنت از حنفيت ابراهيم(ع)اخذ شده و تاييدي است براي چيزهائي كه قبلا گفته شد كه تحيت به سلام از دين حنيف است.

و در كافي روايت شده كه فرمود: از تماميت و كمال تحيت اين است كه شخص واردبا آن كسي كه او به وي وارد شده، مصافحه كند و وي با آن شخص اگر از سفر آمده معانقه نمايد. (2) و در خصال از امير المؤمنين(ع)روايت كرده كه فرمود: وقتي شنيديد كه يكي از شما در حضورتان عطسه كرد بگوئيد: يرحمكم الله و او هم در پاسخ بگويد: يغفر الله لكم و يرحمكم و دعاييغفر الله لكمرا اضافه كند، چون خداي تعالي فرمود: و اذا حييتم بتحية فحيوا باحسن منها... (3).

و در كتاب مناقب آمده كه كنيزي از كنيزان امام حسن(ع)دسته اي ريحان براي آن جناب آورد، حضرت در عوض به وي فرمود: تو در راه خدا آزادي، شخصي پرسيد: آيابراي يك طاقه ريحان كنيزي را آزاد مي كني؟فرمود: خداي تعالي ما را ادب آموخته و فرموده: اذا حييتم بتحية فحيوا باحسن منها...و تحيت بهتر از يك طاقه ريحان براي او، همين آزادكردنش بود. (4) مؤلف: اين روايات بطوري كه ملاحظه مي كنيد معناي تحيت در آيه شريفه راعموميت مي دهند، بطوري كه شامل هديه و تحفه نيز بشود.

............................................ (1)اصول كافي، ج 2 ص 646. (2)اصول كافي، ج 2 ص 646. (3)خصال شيخ صدوق، ص 127. (4)مناقب، ج 4 ص 18.

http://www.hawzah.net/fa/articleview.html?ArticleID=4525&SearchText=%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85&Phrase=


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۱:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۴ - تمرين براي عادت به آغاز سخنراني و گفتگو ، با نام خدا و با سلام به مخاطبان

۳

سلام

بايد از جا برخاست و به آسمان نگاه كرد. درسي كه امروز آموختم سلام كردن است. امروز بايد به هر چه كه مي بينم سلامي دوباره داشته باشم.

 مي خواهم به آسمان سلام كنم. سلامي دوباره به ابرهاي تيره اي كه آسمان را فراگرفته اند خواهم كرد، زيرا مي دانم بايد به زندگي به گونه اي ديگر نگريست.

امروز به هركسي كه سال ها از او دور مانده بودم، سلام خواهم كرد. زيباترين واژه اي كه از آن غافل بوده ايم، سلام است.

 سلام واژه اي است متبرك كه آغاز هر آشنايي با آن خواهد بود. سلام واژه اي است مقدس كه ما را به سوي تمام خوبي ها رهنمون خواهد ساخت.

امروز بايد به تمام نگاه هايي كه از روي دلتنگي از آنها دور مانده بودم سلام كنم.

پيش از همه به تو سلام خواهم كرد، زيرا مي دانم با سلام گرم من ابرهاي تيره، آسمان را ترك خواهند كرد و خورشيد انرژي بخش خواهد بود.

 
روزنامه ايران


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۱:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۴ - تمرين براي عادت به آغاز سخنراني و گفتگو ، با نام خدا و با سلام به مخاطبان

۲


سلام


عشق را وارد كلام كنيم
 تا به هر عابري سلام كنيم
 و به هر چهره اي تبسم داشت
 ما به آن چهره احترام كنيم
 هركجا اهل مهر پيدا شد
 ما در اطرافش ازدحام كنيم
 چشم ما چون به سروسبز افتاد
 بهرتعظيم او قيام كنيم
 گل و زنبور، دست به دست دهند
 تا كه شهد جهان به كام كنيم
 اين عجايب مدام دركارند
 تا كه ما شادي مُدام كنيم
 شُهره زنبور گشته است به نيش
 ما ازو رفع اتهام كنيم
 علفي هرزه نيست در عالم
 ما ندانيم و هرزه نام كنيم
 زندگي در سلام و پاسخ اوست
 عمر را صرف اين پيام كنيم
 «سالكا» اين مجال اندك را
 نكند صرف انتقام كنيم
 در عمل بايد عشق ورزيدن
 گفتگو را بيا تمام كنيم
 عابري شايد عاشقي باشد
 پس به هر عابري سلام كنيم.


ماهنامه تدبير


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۱:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۴ -  تمرين آغاز سخنراني و گفتگو ، با نام خدا و با سلام به مخاطبان

۱

سلام كن ؛ والسلام  !

«سلام»، اين كلمه ساده جزو اولين كلمه‌هايي است كه يك كودك ياد مي‌گيرد و همچنين جزو اولين كلماتي است كه آدم بزرگ‌ها (به قول شازده كوچولو) استفاده از آن را فراموش مي‌كنند. در عجله هميشگي ما براي رسيدن به كارها و مشغوليت‌هاي تمام نشدني، اوضاع جوري شده است كه ديگر كسي وقت و حوصله ايستادن و سلام كردن را ندارد و در بهترين حالت، سلام كردن، در همان تكان دادن دست و يا يك تكان كوچك سر خلاصه شده است.

شايد مهم به نظر نرسد اما اگر كمي فكر كنيم، مي‌بينيم كه اين مساله مي‌تواند بسيار ناراحت‌كننده باشد. سلام كردن، فقط گفتن واژه «سلام» نيست. در دن بعد عاطفي؛ بيش از گذشته نسبت به ارائه راهكارهاي مناسب و كاربردي اهتمام ورزند و به وسيله‌ي عمل شايسته، زمينه‌ي تحقق اين مهم را براي بهره‌وري عموم آماده سازند. گرچه عوامل زيادي در پويايي، پايداري و كيفيت بخشي اين مهم دخالت دارند، ولي دست‌يابي و تحقق آن، وقتي ممكن است كه ميان علم و عمل همساني و هماهنگي حاكم گردد.

http://ofoghnavin.com/index.php?option=com_content&view=article&id=29&Itemid=59


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۱:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۳ - تمرين سخنران و گوينده براي پرهيز از شتابزدگي و ايجاد تعارض بين گفتار و رفتار خود

۷

ناهماهنگي ميان گفتار و رفتار الگوها

 مقصود از اين آفت آن است كه الگوها به باورها و گفته هاي خود رفتار نكنند و در نتيجه، بين گفتار و رفتار آنها هماهنگي وجود نداشته باشد، به گونه اي كه رفتار آنها، باورها و گفته هايشان را تصديق نكند.

 خداوند در قرآن كريم، انسان هايي را كه در گفتار، ديگران را به رفتار نيك فرا مي خوانند، ولي خود به آن عمل نمي كنند، به شدت نكوهش كرده است:


 أَ تَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ. (بقره: 46)
 آيا مردم را به نيكي دعوت مي كنيد، ولي خودتان را از ياد مي بريد، با اينكه شما كتاب آسماني را مي خوانيد؟ آيا شما نمي انديشيد؟

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا! لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ. كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ. (صف: 2 و 3)
 اي كساني كه ايمان آورده ايد! چرا سخني مي گوييد كه عمل نمي كنيد؟ مايه خشم خداست كه سخني بگوييد كه به آن عمل نمي كنيد.

در آيه ياد شده، علت نكوهش شديد قرآن اين است كه گفتار بي عمل، نوعي دروغ گويي و نفاق است كه در وجود الگو و مربي ظاهر مي شود. اين نفاق، از سويي به طور ناخودآگاه به الگوپذير سرايت و از سوي ديگر، اعتماد او را از الگو و مربي سلب مي كند. امام صادق عليه السلام دراين باره مي فرمايد:

اِنَّ العَالِمَ إذا لَمْ يَعْمَلْ بِعِلْمِه زَلَّتْ مَوْعِظَتُه عَنْ الْقُلُوبِ كَما يَزِلُّ الّمَطَرُ عَنْ الصَّفا.1
 هرگاه دانشمند به علم خود عمل نكند، پند و اندرز او در دل ها نفوذ نمي كند، همچنان كه باران در سنگ صاف نفوذ نمي كند.

معناي اين حديث در شعر سعدي چنين تجلّي يافته است:

عالمي را كه گفت باشد و بس
 هرچه گويد، نگيرد اَندر كَس

امير مؤمنان علي عليه السلام كه الگوي هميشه جاويد همه مؤمنان و انسان هاي وارسته است، سوگند ياد مي كند كه من چيزي را كه خود عمل نمي كنم، به شما نمي گويم.

 اَيُّها النّاسُ! إنّي وَ اللّهِ ما أحَثَّكُم عَلَي طَاعَةٍ إلاّ وَ اَسْبقَكُم إلَيها وَ لا اَنْهاكُم مِنْ مَعْصِيَةٍ إلاّ وَ اَتَناهَي قَبْلَكُم عَنْها.2
 اي مردم، به خدا سوگند، من شما را به طاعتي برنمي انگيزم جز آنكه خود، پيش از شما به انجام آن برمي خيزم و شما را از معصيتي باز نمي دارم جز آنكه خود، پيش از شما آن را فرو مي گذارم.

1. همان، ج 1، ص 46، باب التعامل العلم، ح 3.
 2. نهج البلاغه، خطبه 175.


http://pajuhesh.irc.ir/


 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۱:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان