مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4374
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 8
همه : 4259910

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۳ - تمرين سخنران و گوينده براي پرهيز از شتابزدگي و ايجاد تعارض بين گفتار و رفتار خود

۶

ناهمگوني در گفتار و رفتار برخي استادان ، يك آسيب جدي

در انديشه ديني ما، همواره تعليم، تهذيب، دانايي و دينداري همزاد و همراه اند. هم آن كس كه مي خواهد از خرمن دانش خوشه برچيند، بايد جامه اي از جنس پارسايي بر تن كند و هم آنكه مي خواهد كام مشتاقان و مشتريان دانش را به آب علم و انديشه سيراب سازد، بايد دل و جان دانش اندوزان را به طهارت و تابناكي بيارايد تا مبادا در شوره زار، تخم بي حاصل بكارد و رنج بي گنج برد و از كشته خويش هيچ ندروَد.

تأكيد مكرر قرآن بر دو رسالت بزرگ پيامبران ـ تهذيب و تعليم ـ الگوي روشني فرا روي كساني مي نهد كه گام در راه پيامبران مي نهند و رسالت آموزش و راهبري را بر دوش مي كشند. معلمان جامعه كه چنين رسالتي يافته اند، بايد مؤكد و مكرر بر دو عنصر تعليم و تربيت عطف توجه نشان دهند كه اگر از تهذيب و پرورش غفلت ورزند، هرگز پيامبرانه نخواهند زيست.

در نظام آموزشي ما كه از رويكرد ديني الگو مي گيرد، پرورش جان آدمي كه البته به لحاظ رُتبي مقدم بر دانايي و آگاهي انسان است، بر عهده معلمان و مربياني است كه بر خردفزايي و رشد آگاهي انسان كمر همت بسته اند؛ براي پيشرفت آموزشي فراگيران، تدابير كارسازي انديشيده مي شود و از كتاب و كلاس و استاد گرفته، تا فضايي فيزيكي و تكنولوژي آموزشي، همه در خدمت رشد علمي و انديشه اي فراگيران قرار مي گيرد و سرانجام كارنماي آموزشي كه ميزان رشد يا افت فراگير را در تحصيل بنماياند و نيز تمهيداتي كه ضعف ها را پوشش دهد، به كار گرفته مي شوند تا پيشرفت علمي فراگير (دانش آموز و دانشجو) به سامان رسد.

هم چنين با نمودارهاي آموزشي كه منحني رشد يا افت محصلان را آشكار مي سازد و نيز نظارتي كه بر فرايند ياد دهي استاد و يادگيري شاگردان اعمال مي شود، توفيق يا عدم توفيق آموزشي استادان نيز نشان داده خواهد شد؛ اما به حقيقت چه ساز و كاري به كار گرفته مي شود، تا رشد تربيتي و پرورشي فراگير كه بايد همزاد و همپاي رشد آموزشي او سير تكاملي داشته باشد، مورد سنجش و ارزيابي قرار گيرد و چه تدابيري اتخاذ مي گردد تا عملكرد استادان و عنايت آنان به تربيت شاگردان، مورد شناسايي و نقد واقع شود و مشخص گردد كه آيا آنان اساساً به اين رسالت سنگين و پردشوار، توجه مبارك و مؤثري دارند يا خير؟

البته در نظام آموزشي ما و در دوران تحصيلي ابتدايي و راهنمايي، تنها كار سازمان يافته براي آگاهي از رشد تربيتي فراگير، گنجاندن نمره انضباط در كارنماي تحصيلي اوست و چنان كه مي دانيم، نمره كمي آن، در مجموع متأثر از قانون پذيري يا قانون ستيزي دانش آموز (رعايت يا عدم رعايت قوانين آموزشي) است و ارتباط وثيقي با سطح تربيتي وي ندارد. باري اگر توجه به تربيت و اخلاق فراگير ضرورت دارد، در تحصيلات عالي تر و مقاطع دانشگاهي، اين توجه فوريت و ضرورت ويژه اي مي يابد؛ از يك سو استادان مقطع تحصيلي دانشگاه، نسبت به دوران اوليه تحصيل، از تكثر، تنوع و تعدد بيشتري برخوردارند، چنان كه مي دانيم فراگيران دوران ابتدايي، از الگوي واحدي (مثبت يا منفي) پيروي مي كنند و چون تنها با يك استاد مواجه اند، در تأثير پذيري و الگوگيري سر در گم نخواهند بود؛ بر خلاف آنان دانش آموزان راهنمايي، متوسطه و دانشجويان دانشگاه، به دليل داشتن معلمان و استادان متنوع، الگوهاي متفاوتي دارند و داشتن همين الگوهاي متفاوت كه قطعاً از لحاظ منش و رفتار متفاوت هستند، ممكن است فراگيران را دچار تعارض رفتاري گرداند و در تشكيل شخصيت متعادل آنان مانع ايجاد نمايد. با اين تفاصيل، تكيه بر جنبه تربيتي و رشد اخلاقي فراگيران؛ ضرورت نام مي يابد تا دانشجويان با داشتن الگوي مطلوب و در دسترس، از تشتت و اعوجاج رهايي يابند.

از سوي ديگر؛ دانشجويان و دانش آموختگان دانشگاه، براي ساير هم سن و سالان خود، به خصوص گروه بي شمار و مشتاق ورود به دانشگاه، الگو هستند، بنابراين پرداختن به جنبه پرورش دانشجويان لازم و ضروري است، و نبايد از توجه به چنين أمر خطير، اغماض و اعراض گردد. مهم تر آنكه دانش آموختگان دانشگاه، بي فاصله، پس از تحصيل، وارد بازار كار خواهند شد يا در مديريت كشور نقشي خواهند داشت، پس اگر به تهذيب آنان توجه خاص نشود، ممكن است مجموعه كشور از نبود چنين أمري متضرر گردد.

گذشته از همه آنچه گفته شد:

توجه يك جانبه به امر آموزش؛

احساس نوميدي از تأثير گذاري در اخلاق و رفتار ديني دانشجو؛

رشد فزاينده شبكه هاي ارتباطي و جهت بخش؛

بازار پر غوغاي محصولات شبه فرهنگي و مخرب فرهنگ؛

رواج روز افزون الگوهاي كاذب و جذاب ؛

ايده سازي و گسترش دائم و رو به افزايش حلقه هاي معرفتي دين ستيز؛

تلاش جمعي و سازماندهي شده، براي تخريب و سست كردن بنيادهاي دين و اخلاق؛

ايجاد موج فراگير شبهه سازي و شبهه گستري؛

تلاش براي تغيير ذائقه معرفتي و معنوي جوانان و جايگزين كردن فرآورده هاي مسموم و مهلك؛

تزريق روحيه بي تفاوتي و بي مسئوليتي نسبت به تغيير ارزش ها؛

ايجاد ترديد و تشكيك متفلسفانه در آموزه ها و انگارهاي ديني؛

بزرگ نمايي نقاط اندك تاريك حكومت و كوچك سازي نمودهاي بسيار روشن آن؛

تلاش براي گسست و انقطاع تاريخي نسل جوان از پيشينه پر افتخار تاريخي و تمدن كهن ايراني؛

و بحران هاي فروناكاستني هويت، خانواده و مذهب، همه و همه جوان دانشجو را با كمين گاه هاي خطر زا و خطا ساز مواجه كرده، چالش هاي جديدي را فرا روي او قرار داده است. به همين دليل توجه جدي و عملي ـ و نه شعاري و سطحي ـ در تحكيم اخلاق و رشد هنجارهاي ديني و بومي دانشجويان ضرورتي انكارناپذير دارد.

افزون بر موارد پيش گفته، دانشجويان و محيط آموزشي پيراموني آنان، واجد ويژگي هايي است كه عطف توجه بدان ها مسئله تهذيب و تربيت را در جايگاه برتر مي نشاند و دقت و جديّت استادان را در پرورش اخلاق دانشجويان به دنبال خواه داشت:

1. دانشجويان داراي قدرت انتخاب و گزينش شدت و قوّت يافته هستند، بنابراين در كنار حجم و هجوم گسترده الگوهاي كاذب و ويرانگر كه شبكه هاي ارتباطي آن را ارائه مي دهند، توجه دادن به الگوهاي أصيل و منطبق با بن مايه هاي فطري روح گزينش گر جوان، كاري روا و بجا، بلكه أمري ضروري و اجتناب ناپذير است و اين مسئله، تنها با جدي گرفتن اخلاق و تربيت فراگيران محقق خواهد شد.

2. تأثير پذيري در سن جوان دانشجو، پايايي افزون تري دارد و آني، غير پايه اي و زود گذر نيست؛ از اين رو، توجه به تأثير بخشي مثبت و تكيه بر رويكرد تربيت تأثير گذار مي تواند دانشجويان را در متن عمر بيمه نمايد. همچنين به موازات رشد عقلاني فراگيران، احساسات و كشش هاي آنان نيز جهت دار يا جهت ياب مي گردد و اين خصيصه رواني، الگو پذيري را تسريع مي كند.

3. دانشجويان براي ساير همسالان خود، به خصوص گروه بي شمار و مشتاق ورود به دانشگاه، الگو تلقي مي شوند، بنابراين پرداختن به جنبه پرورشي دانشجويان ضرورت مي يابد، تا بتوانند الگويي قابل اعتماد، مطلوب و مبارك باشند.

4. دانشجويان چنان كه تأثير گذارند، از گروه هم سن خود تأثيرپذير هم هستند و اين تأثير پذيري، توجه به پرورش و تربيت دانشجو را فوريت ها مي بخشد و اگر استادان به اين أمر همت نگمارند و دانشجو را در محيط پر غوغا به خود وانهند، جز بذر بي حاصل، چيز ديگري نخواهند كاشت.

5. دانشجويان در محيط آموزشي، با مشكلات ويژه اي دست به گريبان اند؛ گاه با استادان بي مسئوليت يا بي تفاوتي مواجه اند كه نسبت به ارزش ها و هنجارها هيچ حساسيتي ندارند يا اساساً با آن ناسازگارند. از سويي واسطه ها و بازاريابان كالاهاي فكري غرب، نه تنها به دانشگاه ها چشم طمع دوخته، بلكه رد پا شان در آن محيط ملموس و آشكار شده است. نهاد آموزشي دانشگاه نيز كنترل مؤثر و نظارت هدفداري بر دانشجويان ندارد. جز آنكه حراست و كميته هاي انضباطي ـ آن هم بيشتر بر رفتارهاي ساختار شكن ـ نظارت نسبي دارد. از سوي ديگر وجود نهادهاي موازي و متنوع در دانشگاه ها كه تعميق باورهاي ديني و انقلابي، فلسفه وجودي آنان است، برخي استادان را از قبول مسئوليت و عطف توجه به حيطه تربيتي دانشجويان غافل ساخته، بدين اميد كه متوليان رسمي، كار به هنگام مي كنند و هيچ كم و كاستي در اين حيطه ها و حوزه ها نمي نهند يا بر اين توهم كه ورود به چنين حوزه هايي، دخالت در وظيفه سازماني ديگران است.

تأسف بارتر آنكه نهادهاي موازي و متنوع ياد شده، برخي اوقات به كشمكش ها و مجادلات دروني، دامن مي زنند و چون هر يك مشي خود را به صواب و صلاح نزديك مي يابد، انرژي خود را صرف مقابله گري و خنثي سازي مي كند و گاه بر يك ديگر بر چسب نا دلچسب مي زنند و در اين ميان تنها دانشجويان به بازي گرفته مي شوند. عضوگيري سياسي و نزاع هاي دراز دامن جناحي و اصالت دادن به روش ها و تحت الشعاع قرار دادن و غرضي ساختن ارزش ها و تبختر و تفاخر به يك ديگر و فرحمندي احزاب فعال درون دانشگاه ها به داشته هاي خويش (كل حزب بمالديهم فرحون)، دانشجويان را گاه از توجه جدي به تعليم باز مي دارد. روشن شده كه در اين اوضاع و غوغا، تربيت و پرورش دانشجو متروك و مغفول خواهد ماند. بي ترديد در چنين جو و جمعي، توجه به أمر تربيت، اراده و همت والايي مي طلبد و ضرورت آن را ترديدناپذير مي سازد.

همه اين دلايل يا عوامل، توجه به تهذيب، آراستگي اخلاقي و تربيت و پرورش دانشجويان را لازم مي نماياند. با اين همه تلقي هاي نادرستي وجود دارد كه موجب شده است، نوعي غفلت و يا سطحي نگري درباره وظايف تربيتي استادان بروز و ظهور كند.

نخست آنكه برخي استادان گمان برده اند، دامن زدن به چنين مسايلي، در حيطه كاري استاداني است كه دروس همخوان با اخلاق و تربيت را تدريس مي كنند؛ مثلاً ممكن است استادان دروس پايه، پزشكي، مهندسي و... خود را از اين رسالت دشوار مستثنا بدانند، زيرا اساساً دروس تدريسي آنان، هيچ ربطي و راهي به اين مسايل ندارد. از نگاه آنان استاد رياضي نمي تواند حديث اخلاقي بخواند و ممكن است بدين گونه در وظيفه رسمي و سازماني ديگر استادان محترمي كه به صورت مشخص، عهده دار راهبري و رهگشايي در اين حوزه ها هستند، دخالت صورت پذيرد؛ از اين رو طرح مباحث اخلاقي بر عهده استادان دروس اخلاق و تربيت يا دروس متقارب و متجانس با آن است، چنان كه استاد اخلاق بحثي از رياضي به ميان نمي آورد، استاد رياضي نيز نبايد در اين حوزه ها دخالت كند.

ديگر آنكه برخي استاداني كه در حوزه نشر اخلاق، خود را صاحب مسئوليت مي يابند، از حدّ روايتگري و گزاره پردازي فراتر نمي روند و شايد تنها با خواندن چند آيه و روايت اخلاقي، احساس خوشايند و رضايتمندانه اي وجودشان را فرا گيرد. در اين صورت، اخلاق تنها جنبه تعليمي مي يابد و اين در واقع همان نگرش تعليم تهي از تربيت است؛ هر چند كه مثلاً دروس ارائه شده، مباني و مباحث و مكاتب تربيت باشد.

به نظر مي رسد كه براي اصلاح اين دو تلقي نامبارك، بهتر است رسالت استادان را در رشد اخلاق دانشجو، سطح بندي كنيم. ما براي اين رسالت سطوح متفاوتي را منظور كرده ايم كه بر مي شمريم:

1. نخستين گام در رشد اخلاقي دانشجو، توجه به خود پيرايي و جان آرايي استاد است. استاد نا پيراسته، هرگز پيامبر آراستگي نخواهد بود و چنين ارمغاني را تقديم جان تشنه مخاطبان نخواهد كرد. از اين رو هنگامي كه از رسالت تربيتي سخن به ميان مي آيد، مخاطب اصلي خود استادان هستند؛ اگر آنان توانستند به يمن جامه تهذيب، جان خود را از عيب و عرياني برهانند، در دانشجويان نيز تأثير گذار خواهند شد.

2. گام دوم، عطف توجه به طرح مسايل اخلاقي و تربيتي و تأكيد علمي و تئوري بر مباحث كليدي اخلاق و تربيت است ؛

بدين معنا كه استادان بر نكات اخلاقي پاي بفشرند و از طرح آن غفلت نورزند. با اين رويكرد، نه تنها استادان اخلاق و تربيت، بلكه ساير استادان نيز مي توانند، در مناسبت ها يا به بهانه طرح برخي مباحث درسي و در آغاز يا پايان كلاس، نكته اي از اخلاق و دين عرضه كنند يا با معرفي برخي الگوها و چهره هاي شاخص و سالم، عملاً فراگيران را به تلاش در حوزه اصلاح ساختار اخلاقي خود ترغيب و تشويق كنند.

3. سطح سوم و نهايي اين رسالت، تبلور و تجلي عيني اخلاق، تا حد توانايي طاقت انساني، در بروز رفتارهاست. اگر استادان عملاً به اخلاق ديني آراسته شده باشند، به گونه اي كه رفتارشان مؤيد گفتار آنان باشد، دانشجويان مشتاقانه پذيراي چنين الگويي بوده و تأثيرات استادان نيز ماندگار خواهد بود. اين سطح از رسالت دو تلقي پيشگفته را اصلاح خواهد كرد، زيرا منظور از توجه به مسايل اخلاقي، صرفاً طرح تئوري مباحث اخلاقي نيست، بلكه رعايت اخلاق در مجموعه افعالي است كه از استاد سر مي زند و به نوعي توجه و پاي بندي استاد را به پرورش اخلاق دانشجو نشان مي دهد. با اين نگاه در درس رياضي نيز مي توان بر دانشجويان تأثير اخلاقي نهاد.

از سويي، اگر در دروس متناسب با اخلاق، تنها به ارائه فرضيه هاي اخلاقي و تربيتي توجه شود و صرفاً جنبه تعليمي مسايل اخلاقي مورد تأكيد قرار گيرد؛ اما رفتارها متعارض با آن باشد، هيچ نوع تأثير مطلوب بر جاي نخواهد ماند.

با همين رويكرد است كه شيخ سخن سعدي، دو صد گفته را با نيمه يك عمل برابر نمي يابد «دو صد گفته چون نيم كردار نيست» .

نتيجه آنكه كردار بايد مؤيد گفتارها باشد؛ از اين رو گفتار و كردار متناقض به تلاش هاي اخلاقي آسيب مي رساند. از اينجا به آسيب شناسي مسئله رهنمون مي شويم و آسيب هاي را كه ممكن است در تلاش هاي اخلاقي يا تأثير گذاري اخلاقي به ايجاد مانع دامن بزند، بر مي شماريم:

1. نگاه يكسويه به آموزش و تعريف آن در قالب هاي تهي از تربيت و معنويت

اين نگاه در روزگار ما، هم از پشتوانه هاي معرفتي برخوردار شده و هم به دليل مشكلات متنوع جوامع بشري كه حل آن را تنها در علمي كردن امور مي دانند، تشديد و تقويت شده است. ايده دانش تهي از ارزش و دانايي بدون دينداري كه سايه اي سخت و سهمگين بر اين نگاه افكنده است، به بروز مشكلات بسيار پيچيده در زندگي و مناسبات جاري انسان معاصر دامن زده است. در عصر كنوني كه فقر و فقدان معنويت، تا عمق جان آدمي رسوخ كرده است. بازگشت به معنا و درآميختگي علم و ايمان و انتخاب اين مدل در تعليم و تربيت، مي تواند گسست هاي ايجاد شده را رفع كند.

2. بي توجهي به مسئله اخلاق و تربيت ديني دانشجو

استاداني كه داراي چنين رويه اي هستند، به آموزش نگاه جزيي و تك بعدي ندارند. آنان هم معتقدند كه بدون در نظر گرفتن مقوله تربيت، آموزش و تعليم نيز ناكامياب خواهد بود؛ اما نسبت به اين مسئله بي رغبت، كم توجه و بي تفاوت اند. در حقيقت مشكل آنان، شكل ايده و نظر نيست، بلكه در عمل با مشكل مواجه اند.

3. يأس و نوميدي از تأثيرگذاري و در نهايت وانهادن امر مبارك اخلاق ديني

اين دسته از استادان، نه شكل تئوري دارند و نه شكل عملي، بلكه مشكل اصلي آنان روحي و رواني است. آنان ممكن است حتي در اين حوزه دير فرجام به فعاليت و كار توأم با اشتياق پرداخته باشند؛ اما به دليل نداشتن تعريف مشخص از كار، افق و چشم انداز معقول و منطقي، يا نداشتن برنامه مدون و مناسب و نيز حجم گسترده تبليغات جذاب و اخلاق ستيز شبكه هاي پيدا و پنهان مخرب فرهنگ وتمايل غريزي مخاطبان به جبهه مخالف، از ادامه كار دلسرد و نوميد شده يا از آنجا كه به دنبال نتايج زودرس بوده اند و در آن توفيق و طراواتي نجسته اند، از تأكيد بر اخلاق و باورهاي بنيادين اخلاقي مأيوس و دلزده شده باشند.

4. تعارض در گفتار و رفتار

از آسيب هاي جدي كه تأثر گذاري در اخلاق دانشجويان را دچار وقفه و اختلال مي كند، ناهمگوني در رفتار و گفتار استادان است. براي مثال اگر استادي صدها حديث درباره نظم و نظم پذيري بخواند؛ اما خود همواره دير در كلاس حاضر شود و در عمل به بي نظمي شهره گردد، هيچ يك از آن گفتارها در مخاطبان تأثير نخواهد نهاد. به عكس اگر استادي درست رفتاري پيشه كند؛ حتي اگر به مباحث تئوري آن نپردازد، تأثيري مطلوب بر جاي خواهد گذارد. دانشجويان به دليل حس كنجكاوي ،همواره رفتار استادان را زير نظر دارند و اگر رفتار استاد با تعليمات او ناموافق بود، دامنه ترديد را حتي به حوزه گفتارها نيز تسري و تعميم مي بخشند. اگر استادي از اخلاق ساده زيستي، مناعت و قناعت سخن راند، اما در پوشش، ماشين و مسكن اهل تجمل نشان دهد، دانشجويان با تمسخر و نيشخند، به سخنان او واكنش نشان خواهند داد. اين مثال به استادان يادآوري مي كند كه لازم نيست همه مسايل اخلاقي را در ميان نهند، بلكه بهتر است؛ به بيان آن دسته از مسايل اخلاقي بپردازند كه جلوه بيروني رفتارشان با آن متناقض نيست.

5. موجه سازي رفتارهاي غير اخلاقي

اين بدترين نوع آسيبي است كه تأثير گذاري اخلاقي را دچار آفت و آسيب مي سازد. اگر از استاد رفتار غير اخلاقي بروز كرد، بهترين كار و اقدام، پذيرش اشتباه، پوزش طلبي و در صورت امكان جبران مافات است؛ امّا اگر عجب و به اصطلاح كلاس استادي مانع اين كار شد و به لطايف الحيل كار خود را موجه و مشروع نشان داد، خود خواسته به ترويج عملي و ناصواب رفتارهاي اخلاق ستيز كمك كرده است.

اين موجه سازي، گاه با رفتار شخص استاد مرتبط است و گاه با رفتار همكاران او .

اگر استادي به ناروا مرتكب عمل ناتراشيده و نامباركي شد و استاد ديگري در مقام توجيه آن بر آمد، دچار گناه بي لذتي شده است كه التذاذ عصيان آن براي يك نفر و خسران و خذلان آن دامن شخص ديگري را خواهد گرفت.

گاه اين دفاع، دفاع صنفي است ؛ اگر كسي از كارگزاران حكومت، مرتكب اشتباه و اعوجاجي شد، استادان محترم نبايد به علت تعلقات صنفي، در پي توجيه عمل غير اخلاقي او بر آيند كه هم هنجارهاي اخلاقي را به حراج گذارند و هم قدر و منزلت خود را با چنين تفاسير و توجيهات خرد ستيز، به تاراج نهند.


نكات پاياني و راهكارها

براي تأثير گذاري بهتر در اخلاق و رفتار ديني دانشجو، نكات كوتاهي را كه به كارگيري آن ها مي تواند نتايج درخشاني در پي داشته باشد، يادآور مي شويم:

1. گام نخست در اصلاح اخلاق دانشجو، توجه به كمبودها و ناراستي هاي اخلاقي شخص استاد است. استادي كه خود را به صيقل زدگي جان ممارست نداده باشد، يا تأثير گذار نيست يا تأثير او ماندگار نخواهد بود.

2. همان طور كه بي توجهي به مسايل اخلاقي، نوعي آسيب به شمار مي آيد، تأكيد و تكرار فراتر از حد اعتدال و تكيه بر نكات تكراري ملال آور، نشان دادن ژست اخلاقي و نصيحت گرا، تذكر مسايل اخلاقي با طعن و گزندگي و سرانجام تبليغ تحميلي، آسيب هاي مهلك تري وارد مي آورد.

3. همان گونه كه در طب، مرحله پيشگيري مقدم بر درمان است، در اخلاق نيز مرحله پا پيش بر پالايش مقدم است. استادان بايد تلاش كنند كه دانشجويان با وسوسه ها و جذبه هاي مبلغان و مروجان ضد فرهنگ و معنويت، در دام نيفتند؛ اما آلودگي و در دام افتادگي دانشجو، نبايد استاد را از تلاش براي اصلاح او مأيوس سازد، زيرا كار استاد درمان است و نمي توان به دليل بروز بيماري از مداوا سرباز زد.

4. لازم نيست استاد، حتماً با روايت يا آيه، متذكر نكات اخلاقي شود و وقتي به اين دو مجهز نبود، خود را فارغ از مسئوليت بيابد. استفاده از شعر، قصه، حكايت تاريخي، زندگي بزرگان دين و دانش و حتي استفاده از طنزهايي كه حامل بار معنايي مثبت است، مي تواند ابزار پيام رساني استاد باشد.

5. در تذكرات اخلاقي، بهره گيري از روش هاي غير مستقيم نتايج دلپذيري از شيوه هاي مستقيم دارد.

6. اختصاص ساعاتي از كار استاد به مشاوره ؛ دانشجويان كه طبيعتاً مشاوره هاي اخلاقي را نيز در برگيرد، براي برخي استادان صاحب فن، راهكاي مناسب و تأثير بخش است.

7. معرفي كتاب هاي مفيد و مؤثر اخلاقي، برنامه هاي سازنده صدا و سيما، لوح هاي فشرده مناسب، فيلم هاي جذاب و پرمحتوا، بزرگان اخلاق و تربيت و تشويق به استفاده از محضر آنان، و معرفي الگوهاي استوار دفاع مقدس و صاحبان راست كردار علم و انديشه، مي تواند در بر آوردن بخشي از وظايف تربيتي و اخلاقي استادان راهشگا و دانشجويان را مددكار باشد.

8. اگر استاد ميان خود و مخاطب ديوار حائل، فرض يا رسم نمايد و روابط طرفيني قرار دادي و تنها دچار چوب استاد و شاگردي باشد، بايد از تأثير گذاري دست شست و به انتظار ميوه هاي شيرين اين درخت خشك و فرسوده ننشست. تأثير گذاري در اخلاق، بي ايجاد جو صميمانه و محبت آميز (آن هم در محيط دانشگاه ها) امكان پذير نخواهد بود.

9. دانشجو هم هويت ديني دارد و هم هويت ملي و صنفي؛ كسي كه چه به لحاظ ديني و چه به لحاظ صنفي و ملي احساس كمبود و بي تشخصي مي كند، از درون تهي و بي هويت قلمداد مي شود. در نتيجه هيچ جايي براي انديشيدن و تأثير پذيرفتن نخواهد يافت، بنابراين استادان بايد پيش تر در هويت بخشي به دانشجو همت بگمارند تا تأثير گذاري شان مثبت و ماندگار باشد.

10. همواره بايد مراقب بود كه بين اقوال و افعال تعارض، ناسازگاري رخ ندهد. اگر استادي نمي تواند، به هر دليل در نماز جماعت شركت كند. از تبليغ اين يك مسئله صرف نظر كند، زيرا همين يك تعارض در ذهن و ضمير دانشجو جلوه گري مي كند و سرانجام تشكيك و ترديد او را در باب ساير موضوعات اخلاقي به دنبال خواهد داشت. بنابراين بر آن دسته از نكات اخلاقي تكيه و تأكيد شود كه جلوه هاي بيروني فعل استاد با آنها تعارض مشهود و ملموس نداشته باشد.

11. شناخت روحيه مخاطبان در تأثيرگذاري اخلاقي، نكته اي كليدي و محوري است. مسلماً دختران از لحاظ روان شناسي با پسران تفاوت هايي دارند و اگر استاد هوشمند به نيكي چنين تفاوت هايي را درك و دريافت كرده باشد، بهتر مي تواند در مواجهه با هر جنس، به گونه اي نكات اخلاقي را يادآور شود كه زمينه پذيرش مساعدتر گردد. هم چنين توجه به خرده فرهنگ ها (در مراكز مختلف دانشگاهي) و عنايت به باور داشت هاي عمومي و تركيب مذهبي مخاطبان و... مي تواند استاد را در پرورش اخلاقي مخاطبان ياري دهد.

http://www.hawzah.net/FA/magart.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=0&MagazineArticleID=40300


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۱:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۳ - تمرين سخنران و گوينده براي پرهيز از شتابزدگي و ايجاد تعارض بين گفتار و رفتار خود

۵

لزوم هماهنگي قول و فعل  از ديدگاه امام علي (ع)

  امر به معروف و نهي از منكر، تكليف شرعي عمومي و واجب همگاني است و در نظام اسلامي ايران كه مهمترين دستاورد انقلاب اسلامي مردم ايران است بايد به اين اصل مهم و سرنوشت ساز عمل گردد و خبرگان منتخب مردم نيز در تنظيم قانون در « اصل هشتم ، آورده اند .... 
 
 
امر به معروف و نهي از منكر، تكليف شرعي عمومي و واجب همگاني است و در نظام اسلامي ايران كه مهمترين دستاورد انقلاب اسلامي مردم ايران است بايد به اين اصل مهم و سرنوشت ساز عمل گردد و خبرگان منتخب مردم نيز در تنظيم قانون در « اصل هشتم ، آورده اند : در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منكر وظيفه اي است همگاني و متقابل به عهده مردم نسبت به يكديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت ...
«و المومنون والمومنات بعضهم اولياء بعض يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر»
بنابراين علاوه بر اينكه حكومت درون تشكيلات خود بايد ناظران با صلاحيت و بازرسان هوشيار و زيرك و حراست هاي نيرومند به قدرت قانوني مطلوب براي امر به معروف و نهي از منكر درون خانواده دولت و مجلس و دستگاه قضايي داشته باشد و قوه قضائيه بر اساس گزارشهاي بازرسان مومن و با تجربه با قاطعيت با فساد مديران و ادارات مبارزه كند ، جلب مشاركت عمومي به منظور توسعه و تعميق « نظارت مردمي» نيز لازم است و مردم مومن و انقلابي هم اعمال كار گزاران را ارزيابي نمايند و با امر به معروف و نهي از منكر نسبت به دولتمردان ،روسا،وزيران،معاونان،استانداران و آ لودگي هاي آنان مبارزه كنند و جلوي انحرافات آنان را بگيرند و به اصلاح امور دولت و مهار مفاسد مديران و فساد اداري كمك كنند.


آثار ترك امر به معروف و نهي از منكر
بي توجهي به امر به معروف و نهي از منكر و تواكل در آن و يا ترك آن پيامد هاي ناگوار و آثار سوء فراوان دارد . امام علي (عليه السّلام) در حساس ترين لحظات حيات با بركت خويش در بستر شهادت به فرزندان خويش دو شخصيت بزرگ امت اسلامي امام حسن (عليه السّلام) و امام حسين(عليه السّلام) چنين سفارش فرموده اند : لا تتركوا الامر بالمعروف و النهي عن المنكر فيولي عليكن اشراركم ثم تدعون فلا يستجاب لكم .امر به معروف و نهي از منكر را ترك و رها نكنيد كه در صورت ترك آن ،اشرار و بدكردارها بر شما مسلط مي شوند. و سپس براي دفع شر آنان دعا مي كنيد ولي مستجاب نمي شود و روا نمي گردد در اين رهنمود امام علي (عليه السّلام) رها كردن « امر به معروف و نهي از منكر» را زمينه ساز حاكميت و سلطه اشرار بر مردم شناخته شده است كه با كوتاهي در اين وظيفه بدكرداران و مفسدان در حكومت راه مي يابند و قدرت پيدا مي كنند و در آن زمان دعا براي رهايي از سلطه اشرار دولتي مستجاب نمي گردد چون خودشان با كوتاهي از امر به معروف و نهي از منكر سر نوشت خويش را تغيير داده اند امام علي (عليه السّلام) در خطبه قاصعه نيز لعنت گذشتگان و دور شدن آنان از رحمت الهي را معلول ترك امر به معروف و نهي از منكر معرفي فرموده اند: ان الله سبحانه لم يعلن القرن الماضي بين ايديكم الا لتر كهم الامر با المعروف و النهي عن المنكر فلعن الله السفهاء لر كوب المعاصي و الحماء لترك التناهي .


خداي سبحان گذشتگان را جز به دليل ترك «امر به معروف و نهي از منكر » لعنت نكرده است پس خداوند سفيهان رابه خاطرگناه كردن و حليمان را كه زشتي ها را تحمل كردند به خاطر ترك نهي از منكر لعنت كرد ابو حجيفه و هب بن عبدالله كه امام او را «وهب الخير» ناميده و در كوفه مسوول بيت المال قرار داده اند درباره ترك اثر امر به معروف و نهي از منكر يدي ، لساني و قلبي ، مي گويد : شنيدم امير المومنين (عليه السّلام) مي فرمود : نخستين چيزي كه از آن مغلوب مي گرديد و شكست مي خورديد و كنار مي گذاريد « جهاد يدي» بعد «جهاد لساني» و سپس « جهاد قلبي » است، كسي كه به قلب معروف را دوست نداشت و منكر را زشت نشمرد، « قلب فجعل اعلاء اسفله و اسفله اعلاء» وارونه گشته و بالايش پايين و پايينش بالاي او خواهد شد آسايش و در دنيا از بين مي رود و در آخرت هم كيفر مي بيند در اين حديث ترك امر به معروف و نهي از منكر و جهاد در هر سه مرحله عملي ، زباني و قلبي عامل سقوط و انحطاط شناخته شده است.


در هشدار ديگر امام علي (عليه السّلام) مردم را از ترك امر به معروف و نهي از منكر باز داشته اند:اياكم والتدابر و التقاطع ترك الامر بالمعروف و النهي عن المنكر از پشت كردن به هم و بريدن از يكديگر و ترك و رها كردن امر به معروف و نهي از منكر بپرهيزيد و در رهنمودي ديگر ترك كننده رسالت نهي از منكر را «مرده اي در ميان زندگان » ناميده اند : من ترك انكار المنكر بقلبه و لسانه ويده فهوميت بين الاحياء . كسي كه انكار و نهي از منكر را به قلب و زبان و دستش رها كند او مرده اي بين زندگان است .


شهيد مطهري در بحث از عوامل تعالي و انحطاط اجتماع و حكومت ها بر اساس قرآن ،«چهار عامل» عدالت و بي عدالتي،اتحاد و تفرقه ،فساد و صلاح اخلاق،و اجرا يا ترك امر به معروف و نهي از منكر را در ترقي يا انهدام جوامع موثر مي داند و از آيه 79 سوره مائده استنباط مي كند كه ترك امر به معروف و نهي از منكر در هلاكت و انهدام يك ملت موثر است . دكتر علي شريعتي نيز در مقاله «اجتهاد و نظريه انقلاب دائمي » مي گويد: در اعتقاد اسلام بر مبناي سه اصل مي توان انقلاب را دائمي كرد و ادامه بحث آن سه اصل و « امر به معروف و نهي از منكر» اجتهاد وهجرت دانسته است .


ارزش و اهميت و ضرورت امر به معروف و نهي از منكر
از منظر اميرالمومنين (عليه السّلام) در يك حديث، كسي كه با دست و زبان و دل ، انكار و نهي از منكر نمايد كامل كننده خصال خير و نيك است و كسي كه به زبان و دل نهي از منكر كند انساني است كه دو خصلت از خصال خير را دارد و يكي را تباه كرده است ، و كسي كه فقط به دل و قلب نهي از منكر دارد انساني است كه دو خصلت را كه شريفترين خصال خير است ضايع و تباه كرده و به يك خصلت چنگ زده است و آن كه منكر يدي و زباني و قلبي نموده مرده اي بين زندگان مي باشد، در ادامه همين حديث ، ارزش امر به معروف و نهي از منكر را چنين بيان كرده اند: و ما اعمال البر كلها و الجهاد في سبيل الله عند الامر بالمعروف و النهي عن المنكر الا كنفثه في بحر لجي. همه كارهاي نيك و جنگ در راه خدا در پيش امر به معروف و نهي از منكر جز مانند آب دهان در درياي پهناور نيست!


در اين حديث بالاترين كار نيك و بزرگترين فضيلت ، « امر به معروف و نهي از منكر قرار گرفته است . در حديث ديگر نيز همين جايگاه بلند امر به معروف را بيان كرده اند : الامر بالمعروف افضل اعمال الخلق. امر به معروف بهترين كارهاي آفريدگان است و بر همين اساس امام علي (عليه السّلام) فرمان داده اند: مروا بالمعروف و انهوا عن المنكر. امر به معروف و نهي از منكر نمائيد و در جاي ديگر فرموده اند: كم بالمعروف امرا و عن المنكر ناهيا. به معروف امر كننده و از منكر نهي كننده و باز دارنده باش . در جاي ديگر فرموده اند: ان كنتم لا محاله متسابقين فتسابقوا الي اقامه حدودالله و الامر بالمعروف. اگر ناچار مي خواهيد مسابقه بدهيد و بر يكديگر پيشي بگيريد پس به سوي بپاداشتن حدود الهي و امر به معروف پيشي بگيريد. در رهنمود ديگر تمامي سعادت را اينگونه بيان نموده اند: من كمال السعاده السعي في صلاح الجمهور. از كمال خوشبختي و سعادت ، سعي و كوشش در صلاح توده و عموم است مطابق احاديث مذكور ، امر به معروف و نهي از منكر برترين و بزرگترين كار نيك و فضيلت است كه هيچ كاري ديگري به آن نمي رسد باز در درون خود امر به معروف و نهي از منكر ، اعتراض و انتقاد و هشدار به سلطان جائر و پيشواي ستمگر و حكمرانان منحرف و مديران بدكردار و بيان سخن حق در پيش روي قدرتمندان و در حقيقت امر به معروف و نهي از منكر آنان است، از سخنان اميرالمومنين (عليه السّلام) در اين زمينه چند حديث ذكر مي گردد: در همان حديثي كه امام علي (عليه السّلام) امر به معروف و نهي از منكر را در پيش ساير اعمال نيك و خير ، مثل آب دهان در مقياس با دريا قرار داده اند در پايان فرموده اند : افضل من ذلك كلمه عدل عند امام جائر ، نيكوترين و بهترين امر به معروف و نهي از منكر ، سخن حق و درست نزد پادشاه ستمگر است و در حديث ديگر فرموده اند: اين الامر بالمعروف و النهي عن المنكر لا يقريان من اجل و لا ينقصان من رزق لكن يضاعفان الثواب ويعظمان الاجر و افضل منهما كلمه عدل عند امام جائر.


همانا امر به معروف و نهي از منكر مرگ را نزديك و رزق را كم نمي كنند بلكه ثواب را دوبرابر و اجر و پاداش را بزرگ مي نمايند و در سخني ديگر فرموده اند: من اثر رضي رب قادر فليتكلم بكلمه عدل عند سلطان جائر. كسي كه رضايت پروردگار توانا را برگزيده پس بايد به سخن حق و عدل در نزد سلطان جائر سخن بگويد چون سخن گفتن با صاحبان قدرت و سلطه در هر جايگاه و در هر محيط و درهرلباس ، كاري سنگين خطرناك و پردردسر است و با احتمال محروميت ها و آزارهاي فراوان همراه است و در ميان كار گزاران حكومت ها بسيار كم هستند كساني كه سخن حق را بپذيرند و قدرتمندان فاسد و ستمگر ، حق گويان را به هيچ وجه تحمل نمي كنند و در صدد قتل و اذيت آنان بر مي آيند، امام علي (عليه السّلام) گفتن سخن به حق در پيشگاه پادشاه ستمگرو مراتب مختلف حاكميت را بهترين مصداق امر به معروف و نهي از منكر دانسته اند.


آثار امر به معروف و نهي از منكر در كلام اميرالمومنين (عليه السّلام)
هيچ كاري به اندازه امر به معروف و نهي از منكر آثار سودمند و بركات فراوان و نتايج ارزشمند ندارد به گونه اي كه اميرالمومنين (عليه السّلام) فرموده اند: قوام الشريعه الامر بالمعروف و النهي عن المنكر مايه قوام شريعت و دين و عامل حفظ و برپا دارنده دين ، امر به معروف و نهي از منكر است و در حديث ديگر سلامت دنيا و آخرت انسان را در گرو امر به معروف و نهي از منكر دانسته اند: من كانه فيه ثلاث سلمت له الدنيا و الاخره ، يامر بالمعروف و ياتمريه وينتهي عن المنكر و ينتهي عنه ويحافظ علي حدود الله جل و علي. هركس كه در او سه چيز باشد براي او دنيا و آخرت سالم مي ماند ، امر به معروف كند و خود به آنان آراسته باشد و نهي از منكر نمايد و خود از آن دوري كند و بر حدود خداي بزرگ و بلند مرتبه محافظت كند در حديث ديگر روحيه دادن به مومن و اميدوار كردن و پشتگرمي آنان را نتيجه امر به معروف وسبك و خوار شدن و به خاك ماليده شدن بيني فاسقان را دستاورد نهي از منكر بيان كرده اند : من امر بالمعروف شد ظهور المومنين و من نهي عن المنكر ارغم انوف الفاسقين. كسي كه امر به معروف كند پشت هاي مومنان را سخت و محكم گرداند و كسي كه نهي از منكر نمايد . بيني هاي فاسقان را بر خاك مالد و در حديث ديگر اعتلاي « كلمه الله » و پست شدن « كلمه الظالمين » نيز هدف و اثر نهي از منكر بيان شده است.


آداب امر به معروف و نهي از منكر در كلا امير المومنين(عليه السّلام)
امر به معروف و نهي از منكر آداب و قوانيني دارد كه در متن تعليمات ديني آمده است كه در اين قسمت فقط هماهنگي گفتار و رفتار امر به معروف و نهي از منكر بررسي مي گردد. كسي كه امر به معروف مي كند بايد آراسته به آن معروف و كسي كه نهي از منكر مي نمايد بايد پيراسته از آن منكر باشد.


ضرورت خود سازي در راه اصلاح ديگران
امام علي (عليه السّلام) در باره لزوم تعليم و تاديب نفس خويش پيش از ديگران فرموده اند: من نصب نفسه للناس اماما فعيله ان يبدا يتعليم نفسه قبل تعليم غيره و ليكن تاديبه بسيرته قبل تاديبه بلسانه و معلم نفسه و مودبها احق بالا جلال من معلم الناس و مودبهم . هركسي خود را پيشواي مردم نمود پيش از ياد دادن به ديگري نخست به تعليم نفس خويش بپردازد و بايد پيش از ادب كردن و آراستن ديگري به زبان ، با سيره و روش خود او را ادب و آراسته سازد . و آموزنده و ادب كننده نفس خود از آموزنده و ادب كننده مردم ، به تعظيم و احترام سزاوارتر است مطابق اين موعظه امام علي (عليه السّلام) هر كس در هر پست و مقامي قرار مي گيرد و هر كس در هر سطحي در حكومت، كاري را بر عهده مي گيرد و هر كس در هر جا رياست و مسئوليتي را مي پذيرد و خود را براي درجات و مراتبي از رهبري و پيشوايي مردم آماده مي كند بايد پيش از تعليم و تاديب زير دستان و مردم به خود سازي و تعليم و تاديب خويش روي آورده باشد تا گرفتار و كردارش يكسان باشد و سخنانش اثر بگذارد و مردم با سيره عملي او آراسته گردند و سخنانشان را بپذيرد.


در رهنمود ديگر با ذكر تمثيل زيبايي، ضرورت تقويم نفس پيش از شروع تقويم رعيت را بر هر كس كه توليت كاري را از ملتي مي پذيرد و مقام و منصبي را به دست مي آورد بيان نموده اند: ينبغي لم ولي امر قوم ان يبدا بتقويم نفسه قبل ان يشرع في تقويم رعيته و الاكان بمنزله من رام استقامه ظل العود قبل ان يستقيم ذلك العود. سزاوار است براي هر كس كه سرپرستي امر قومي را مي پذيرد پيش از شروع به راست و درست و صاف كردن رعيت به درست كردن خودش بپردازد و از خودش آغاز كند وگرنه به منزله كسي است كه مي خواهد سايه شاخه را پيش از خود آن شاخه راست و مستقيم نمايد منظور اين است كه آيا سايه شاخه كج را مي توان راست پيش از اينكه خود شاخه و چوب راست گردد؟ پاسخ منفي است چون كجي سايه معلول كجي شاخه است و تا زماني كه شاخه راست نگردد راست نمي شود، همينطور است درست كردن مردم كه تا دولتمردان و كارگزاران خود را از راست و درست ننموده اند نمي توانند رعيت را درست كنند. در جاي ديگر درباره لزوم خود سازي و سياست نفس خويش و امر و نهي به آن ،پيش از ديگران چنين فرموده اند: حق علي الملك ان يسوس نفسه قبل جنده . لازم و حق است به پادشاه كه پيش از تربيت لشكر خود ، نفسش را سياست و تربيت و امر و نهي كند و نفسش را درست اداره كند گرچه در اين سه روايت واژه هاي « امامت » و « ولايت امر » و «ملك» آمده است ولي منظور هر نوع رياست و مقام است زيرا هر رئيسي در محدوده رياست خود ، درجه اي از تسلط حكومت و رهبري و ولايت را داراست پس بايد به اصلاح نفس خويش و خود سازي روي آورد تا با هماهنگي سخن و علمش بتواند در مردم تاثير مثبت بگذارد.


برائت امام علي (عليه السّلام) از ناهماهنگي سخن و عمل!
ايها الناس اني و الله ما احثكم علي طاعه الا و اسبقكم اليها ، و لا انها كم عن معصيه الا وا تناهي قبلكم عنها. در اين سخن امام علي (عليه السّلام) دقت نمائيد كه امام با سوگند و تاكيد مي فرمايند : اي مردم ! به خدا سوگند من شما را به طاعتي تشويق و ترغيب نمي كنم مگر آنكه به آن از شما پيشي مي گيرم و شما را از معصيتي منع نمي كنم مگر آنكه پيش از شما از آن باز مي يستم و آن را ترك مي نمايم در اين سخنان آموزش ادب امر به معروف و نهي از منكر نهفته است و اهميت هماهنگي سخن و عمل را بيان مي كند زيرا امر به معروف بعد از انجام و نهي از منكر بدون آلودگي به آن، تاثيرش در دلها ، از امر به معروف و نهي از منكر نمودن كسي كه كردارش بر خلاف گفتارش باشد بيشتر است .


امام علي (عليه السّلام) در بيان ديگر شخصيت خويش را از نا هماهنگي گفتار و كردار دور دانسته اند . اني لا رفع نفسي ان انهي الناس عمالست انتهي عنه او امر هم بمالا اسبقهم اليه يعملي او اراضي منهم بمالا يرضي ربي. همانا من بلند مي دارم نفسم را از اينكه نهي كنم و بازدارم مردم را از آنچه كه خودم آن را ترك نكرده ام و باز نايستاده ام يا امر كنم آنان را به آنچه كه پروردگارم را خوشنود و راضي نگرداند. امام علي (عليه السّلام) كساني را كه تعارض بين سخن و عملشان وجود دارد لعنت فرموده اند: لعن الله الآمرين بالمعروف التاركين و الناهين عن المنكر العاملين به. خدا لعنت كرد امر كنندگان به معروف كه ترك كننده آن هستند و نهي كنندگان از منكر كه آلوده به آن هستند.


در زماني كه مردي از امام علي (عليه السّلام) درخواست كرد او را موعظه نمايند در پاسخ او فرمودند: لاتكن ممن يرجوا الاخره بغير العمل ... ينهي و لا ينتهي و يامر بما الاياتي . از كساني كه آخرت را بدون عمل مي جويند مباش ... كسي كه نهي مي كند خود نهي نمي گردد و امر به معروف و نهي از منكر مي كند و به آنچه خود انجام نمي دهد در حديث ديگر آشكار ترين نوع نفاق را چنين معرفي نموده اند : اظهر الناس نفاقا من امر بالطاعه و لم يعمل بها و نهي عن المعصيه و لم ينته عنها. شديدترين مردم در نفاق كسي است كه امر به طاعت نمايد و به آن عمل نكند و نهي از معصيت كند و از آن دوري ننمايد. در سخن ديگر ، چنين كاري را گمراهي نموده اند: كعن بالمرء غوايه ان يامر الناس بمالا ياتمريه و ينها هم عمالا ينتهي عنه . براي گمراهي مردم كافي است كه امر كند مردم را به آنچه فرمانبرداري نمي كند و نهي كند آنان را زا آنچه كه فرمانبرداري آن مي كند.


لزوم هماهنگي قول و فعل
شايسته است هماهنگي كامل بين گفتار و كردار انسان باشد به خوبي هايي كه امر مي كند آراسته و از بدي هايي كه نهي مي كند پيراسته باشد اگر برعكس ، از آنچه عمل مي كند نهي كند و به آنچه ترك مي كند امر نمايد اثر بخشي مطلوب ندارد . نظر به اينكه مديران و كاركنان دولت اسلامي ، رسالت امر به معروف و نهي از منكر را بر عهده دارند و در اصل هشتم قانون اساسي نيز امر به معروف و نهي از منكر وظيفه دولت نسبت به ملت و مردم نسبت به دولت مي باشد بايد دولتمردان و وزيران و معاونان و استانداران و ساير مديران و صاحب منصبان براي توفيق در رسالت امر به معروف و نهي از منكر و پاسداري از ارزشها ، خود آراسته به ارزشها باشند و از آلودگي ها و معايب پيراسته گردند تا با روش و منش خود ديگران را راهنمايي نمايند چون كسي كه اصلاح نشده نمي تواند جامعه را اصلاح كند و كسي كه خود مشكل اخلاقي دارد و آلوده به انحرافات اخلاقي است نمي تواند ديگران و از آن مشكلات نجات دهد. امام علي (عليه السّلام) فرموده اند: وانهوا غيركم عن المنكر و تناهوا عنه فانما امرتم بالنهي بعد التناهي. ديگران را از منكر باز داريد و خود از منكر دوري كنيد زيرا شما مامور شده ايد كه از منكر نهي نمائيد و از آن خود را باز داريد زيرا ما به نهي بعد از به جا نياوردن امر شده ايم و در رهنمود ديگر بر لزوم هماهنگي امر و عمل تاكيد دارند: كم امرا بالمعروف عاملا به ولا تكن ممن يامر به ويتاي عنه . امر كننده به معروف و عامل به آن باش و از كساني كه امر مي كند و از آن دوري مي نمايد مباش منظور اين است كه همراهي امر با عمل كار ساز است و اجتماع امر به معروف و ترك ثمربخشي نخواهد بود.


اين واقعيت در حديث ديگر چنين آمده است : لا ينفع قول بلاعمل و لا يتم حسن القول الا بحسن الفعال. گفتار بدون عمل سودي ندارد و نيكويي سخن جز با نيكويي عمل تمام نمي گردد. امام در توصيف بهترين و نيكو تري مقال فرموده اند : خير المقال ما صدقه الفعال و احسن المقال ما صدقه حسن انفعال. بهترين سخن آن سخني است كه رفتار آن را تصديق كند و نيكوترين سخن آن سخني است كه نيكي كردار آن را تصديق نمايد و در جاي ديگر فرموده اند : العالم من شهدت يصحه اقواله افعاله. دانا كسي است كه كردارش به صحت و درستي سخنانش گواهي دهد. با توجه به رهنمودهايي كه از اميرالمومنين (عليه السّلام) ذكر شد دولتمردان بايد شعارهاي خويش را با عمل مطرح كنند شعار و حرف بدون عمل سودي ندارد اگر ارزشها و رد زيان مديران باشد ولي درعمل آراسته به آن نباشند زير سوال مي رود با عمل تصديق نشده و عمل به درستي آن گواهي نمي دهد بنابراين دولت به هركار خوبي فرمان مي دهد بايد در عمل مديران و كاركنان دولت نمودار گردد و از هركار بدي باز مي دارد بايد آنان از آن دور باشند،امر هر مدير بايد با فعل و نهي او با ترك همراه گردد تا اثر مطلوب داشته باشد. شعار قانون گرايي با زير پا گذاشتن قوانين، و شعار نفي خشونت همراه با خشونت گرايي و شعار حقوق مردم با ناديده گرفتن حقوق آنان،و شعار جامعه مدني اسلامي با رواج جامعه مدني غربي،و شعار شايسته سالاري توام با حاكميت رابطه و كاركرد حزبي و پارتي بازي ،و شعار ارزش گرايي با آلودگي به ضد ارزش ها،و شعار محروميت زدايي با سرمايه داري و شعار آخرت گرايي با دنيا طلبي،شعار امام گرايي يا كمك به دشمنان امام و ترويج مطردان امام ،و شعار ديانت با رواج الحاد ،و شعار آزادي مخالف با ديكتاتوري نسبت به توافق و بستن دهانهاي حق طلب و مومنان پشتيبان انقلاب،و شعار حمايت از ايثارگران با رهاكردن آنان،و شعار احترام به خاندان شهيدان با بي احترامي نسبت به آنان و شعار جوانگرايي با بي توجهي به نيازهاي اوليه آنان،و شعار صرفه جوي با اسراف در همايش هاي بي فايده و شعار انتقاد پذيري با عزل منتقدان مومن و مومنان منتقد و شعار اصلاح طلبي با فساد گستري،و شعار حق طلبي با روي آوردن به باطل،و شعار مبارزه با گران فروشي با گران دادن كالاهاي دولتي ،و شعار زهد و قناعت با تجمل گرايي و اشرافيت دولتي و از بيت المال مسلمين ،سازگار نيست و تضاد سخن و عمل و تعارض گفتار و رفتار،ارزشها را زير سوال مي برد و مردم را از حكومت جدا مي كند و جوانان را گمراه مي نمايد.


ارزش نظارت مردمي
آنچه در چند بعد پيرامون اهميت و ضرورت امر به معروف و نهي از منكر ذكر شد راهنماي نظارت ملي و همگاني بود،امربه معروف و نهي از منكر تكليف عمومي در جامعه اسلامي است و كوتاهي يا نا تواني دولت و دستگاه قضايي در بازرسي نظارت و مراقبت دولتي با احساس مسئوليت مردمي و نقد دولت و ارزيابي رفتار كارگزاران توسط مردم جبران ميگردد.اعتراضات مردمي نسبت به بد رفتاري و انحرافات مديران و هشدارهاي مومنين به آنان و بررسي عملكرد دولت توسط ملت و قدرداني دولت از انتقادات دلسوزان و تشويق آنان،در كم شدن تخلفات مديران و سالم شدن رفتار دستگاههاي دولتي موثر و مفيد است و به افزايش نيكو كاري آنان كمك مي كند،امام علي (عليه السّلام) كسي كه حاكمان را بر درست كاري ياري و كمك نمايد ستوده اند: رحم الله رجلا اعان سلطانه علي بره. خدا رحمت كند مردمي را كه سلطانش را بر كار نيكش كمك نمايد .


هر رئيسي به ميزان قدرتش در كشور و استان و شهر و بخش و دهستان داراي درجه و رتبه اي از تسلط بر آدميان است و بايد به مردم خدمت كند و نيكو كار باشد و كمك مردم بر نيكو كاري آنان ابعاد مختلفي دارد و بررسي عملكرد آنان و ياري آنان در كارهاي خوب و هشدار به آن به خاطر كارهاي بد و زشتشان جلوه هاي از آن كمك است . اميرالمومنين (عليه السّلام) در نامه به مالك اشتر به نظارت طبيعي مردمي اشاره دارند: ثم اعلم يا مالك اني و جهتك الي بلاد قد جرت عليها دول قبلك من عدل و جورر و ان الناس ينظرون من امورك في مثل ما كنت تنظرفيه من امور الولاه قبلك و يقولون فيك ما كنت تقول فيهم و انما يستدل علي الصالحين بما يجري الله لهم علي السن عباده. پس بدان اي مالك من تو را به شهرهايي فرستادم كه پيش از تو حكمرانان دادرس و عادل،و ستمگر و ظالم در آنها بوده است و مردم در امور و كارهاي تو همان نظر مي كنند كه تو به امور حكمرانان پيش از خود مي نگري و درباره تو همان را مي گويند كه تو درباره آنان ميگويي و به سخناني كه خداوند بر زبان بندگانش جاري مي فرمايد ميتوان به نيكوكاران پي برد و صالحين را شناخت مطابق اين جمله از نامه ما لك اشتر مردم بر رفتار حكمرانان نظارت مي كنند و بر اساس آن داوري و قضاوت مي نمايند و معيار صلاحيت مديران داوري بندگان خداست و به آنچه بر زبان بندگان خدا جاري گردد بر مديران استدلال مي گردد ذكر جميل بندگان خدا ،نه حزب و باند و جناح يا اراذل و اوباش از يك مدير ميتواند دليل نيكو كاري او باشد.


در حديث ديگر امام علي (عليه السّلام) مي فرمايند: كما تكونون يولي عليكم. همانطور كه مي باشيد بر شما حكومت مي شود يعني اگر مردم راست و درست باشند و براي به حكومت رسيدن خوبان تل برادران كسي است كه كمترين سازش كاري و كوتاهي را در نصيحت و خير خواهي دارد و خير اخوانك من سارع الي الخير و جذبك اليه و امرك بالبر و اعانك عليه. بهترين برادرانت كسي است كه بسوي خير بشتابد و تو را به سئي آن بكشد و تو را به نيكي امر كند و بر آن كمك كند و ياريت نمايد و خير اخوانك من دلك علي هدي. بهترين برادرانت كسي است كه تو را به سوي هدايت دلالت كند. و خير اخوانك من اعانك علي طاعه الله . وصدك عن معاصيه و امرك برضاه. بهترين برادرانت كسي است كه تو را برطاعت خدا كمك و ياري كند و از گناهان و نافرماني باز دارد و به رضايت و خشنودي خدا فرمانت بدهد و خير اخوانكم من اهدي اليكم عيوبكم. بهترين برادرانتان كسي است كه عيوبتان را به شما هديه كند.


بنابراين مديران در نظام اسلامي بايد پذيراي انتقادات و اعتراضات و هشدارها و پيشنهادهاي مردم متدين و مخلص باشند و در ارزيابي كارخويش و سوسه بررسي منفي هاي خويش را داشته باشند و اعمال خود را محاسبه و بازنگري نمايند و در اين ارزيابي به نقاط ضعف و سهل انگاري ها و كوتاهي هاي خويش پي ببرند و بايد خود را در جايگاه دشمن آگاه خود قرار دهند و از نگاه او كار خويش را ارزيابي كند چون اگر از نقاط مثبت خود شروع كنند همواره ارزيابي به نفع خودشان تمام مي شود و تكيه كردن به نقاط مثبت، بيشتر اشباع خود خواهي است و آنان را به خودپسندي مي رساند. بايد پذيراي نصايح و ارشادات و انتقادات مردم حق گو و حق طلب باشند و بيان عيوب خويش را دوست بدارند تا رشد كنند و اگر به سخنان چاپلوسان و متملقان و دنيا گرايان و رفاه طلبان و قدرت طلبان گوش كنند از ستايشهاي آنان مست مي شوند و به انحرافات آلوده مي گردند و ضرر مي كند. توسعه فرهنگ نظارت پذيري مديران و آمادگي آنان براي دريافت انتقادات و راهنمايي هاي مردم سبب گسترش « نظارت ملي » مي گردد و به آنان مصونيت مي بخشد .


به اين جمله اميرالمومنين (عليه السّلام) دقت نماييد چگونه امام مردم را به نظارت و توجه به زندگي خويش فرا مي خوانند: اي مردم كوفه اگر در آن روز كه از نزد شما مي روم جز اثاث خانه ام و ستور باربرم چيز ديگري با خود داشتم ، بدانيد كه خوائنم ، سوگند به آنكه دانه را روياند هرچند هيچ نيابم شكم به خيانت نسبت به بيت المال نيالايم. هنگامي كه در صفين يكي از اصحاب امام علي (عليه السّلام) ، ايشان را ستايش بسيار كردند فرمودند: فلا تكلموني بما تكلم به الجبابره ولا تتحفظوا متي ما يتحفظ به عند اهل انبادره و لا تخالطوني بالمصانعه و لا تظئوا بي استثقالا في حق قيل لي ولا اتبماس اعظام لنفسي ، فانه عن استثقل الحق ان يقال له او العدل ان يعرض عليه كان العمل بهما اثقل عليه فلا تكفوا عن مقاله بحق او مشوره بعدل فاني لست في نفسي بفوق ان اخطيء ولا امن ذلك من فعلي الا ان تكفي الله من نفسي ماهو املك به مني.


با من آنگونه كه با گردنكشان سخن گفته مي شود سخن مگوييد و آنچه را از مردم خشمگين (بر اثر خشم آنها) خود داري كرده و پنهان مي نمايند از من پنهان ننماييد و با چاپلوسي و سازشكاري و مدارا با من آميزش نكنيد و درباره من گمان مبريد كه اگر حقي گفته شود دشوار آيد و نه گمان درخواست بزرگ نمودن خود را ( نمي خواهم با من مانند گردنكشان كه سخن حق به ايشان نمي گويند رفتار نماييد) زيرا كسي كه سخن حق را كه به او گفته شود يا داد گري و درستي را كه به او پيشنهاد گردد دشوار شمرد ، عمل به حق و عدل بر او دشوار تر است پس از حقگويي يا مشورت به عدل خودداري ننماييد ( با من بي پروا حق را گفته و آنچه را درست و عدل مي دانيد بيان كنيد ) زيرا من برتر نيستم از اينكه خطا كنم و از آن در كار خويش ايمن نمي باشم مگر آنكه خدا از نفس من كفايت كند آنچه را كه او به آن از من مالكتر و تواناتر است امام علي (عليه السّلام) كه معصوم و منزه از خطاست در اين خطبه براي خود «خطار» را ممكن مي شمارد ،اقرار به اين است كه عصمت آن حضرت از جمله نعمت هاي الهي است كه در ادامه خطبه اين حقيقت را بيان كرده اند و ميتواند براي عموم مردم مخصوصا كارگزاران حكومت درسي باشد كه با خود بيني و خود پسندي و تكبر ،خود را از خطا و اشتباه پاك ندانند و با احتمال اشتباه در خويش،از ديگران براي رفع آن كمك بخواهند،حق طلب و حق شنو و حق جو باشند و تملق و چابلوسي را از زير دستان و مردم نخواهند و نپسندند .


امام در نامه به مالك سفارش مي كنند : ليكن اثر هم عندك اقولهم بمرالحق لك و اقلهم مساعده فيما يكون منك مماكره الله لا وليائه . بايد برگزيده ترين مردم و وزيران نزد تو، كسي باشد كه سخن تلخ حق به تو بيشتر گويد و كمتر تو را در گفتار و كردارت كه خدا براي دوستانش نمي پسندند بستايد و مساعدت نمايد. بنابراين مديري كه سخن حق از معاونان و وزيران خويش نپسندد و هر كس به او انتقاد كرد عزل كند هم خود ضرر مي كند و هم زبان حق گويان را مي بندد و حق طلبان را منزوي مي نمايد و اگر در جامعه راه انتقاد سالم بسته شود و اختناق و استبداد و ديكتاتوري پيش آيد جامعه از سعادت و پيشرفت محروم ميگردد و نظام اسلامي در مخاطره قرار مي گيرد،بر همين اساس امام خميني ره در محاصبه با مجله آلماني اشپيكل در فرانسه، تفاوت ايران سلطنتي را با ايران حكومت اسلامي اينگونه بيان كرده اند: انساني كه امروز در نظام پليسي از فعاليت فكري و آزادي در كار محروم شده است تمام اسباب ترقي واقعي و ابتكار را به دست خواهد آورد ،جامعه فردا ، جامعه اي ارزياب و منتقد خواهد بود كه در آن تمامي مردم در رهبري امور خواس همان برداشت غالبا احساسي تصميم‌هاي منطقي خود را شكل مي‌دهند.

http://www.modiryar.com/index-management/mba/coordination/2271-1388-05-13-03-13-51.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۱:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه سخنران خوبي باشيم و شنوندگان خوبي داشته باشيم

همه‌ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني كردن مي‌شويم. مصاحبه اي براي كار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شركت محل كارتان است؟

بله، همه‌ي اين‌ها سخنراني‌هاي بسيار مهمي هستند و مي‌توانند آينده ي شما را رقم بزنند. پس نگذاريد كه اين فرصت‌ها از دست بروند بدون اينكه شانس موفقيتتان را بالا ببريد.

در اينجا به نكاتي اشاره مي‌كنيم كه هنگام سخنراني كردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد.


۱- شنوندگان را هم درگير كنيد

شنوندگان هم دوست دارند كه وارد ماجرا شوند، نه اينكه فقط گوش كنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. ۳۰ تا ۹۰ دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب كنيد. مي‌توانيد همان تكنيك قديمي شروع كردن سخنراني با يك جوك را به كار گيريد. اما…شايد زياد هم ايده ي جالبي نباشد.

اشتباه نكنيد–مطمئناً دادن يك جنبه ي شوخي آميز به سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگر اين جنبه را به صورت كلي وارد سخنراني كنيد با اينكه سخنراني را با يك جوك شروع كنيد بسيار متفاوت است.
پس بهتر است كه آن را با يك سوال آغاز كنيد. اين تكنيك بسيار جواب مي‌دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي‌كند. تكنيك ديگري كه گه گاه توسط بعضي سخنرانان به كار گرفته مي‌شود بردن نام بعضي از اشخاص بين حضار است.


۲- سرزنده و با روح باشيد


بهترين سخنرانان كساني هستند كه چه در حركاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نيست كه خود را پشت سكو پنهان كنيد يا فقط در گوشه اي باستيد. دفعه ي بعد اين كار را امتحان كنيد: وقتي براي يك گروه ۲۰ نفره يا بيشتر سخنراني مي‌كنيد، حين صحبت كردن بين شنوندگانتان راه برويد. هر از چند گاهي ايستاده و دستتان را روي شانه ي يكي از شنوندگان قرار دهيد. با اين كار باعث خواهيد شد كه توجه آنها به شما بيشتر جلب شده و به حرفهايتان دقيق تر گوش كنند.
۳- صدايي تاثيرگذار داشته باشيد


روي چيزي كه مي‌خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. كسي توقع ندارد كه مثل يك گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم كننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نكته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت كردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سكوت كنيد.
۴- از كارهايي كه باعث پرت كردن حواس شنوندگان مي‌شود دوري كنيد


هيچ چيز به اندازه ي اين كار نمي تواند يك سخنراني را خراب كند. چند وقت پيش مديري را ديدم كه سخنراني اش را فقط به خاطر اينكه با پول خردهاي توي جيبش بازي مي‌كرد از دست داد. بعد از سخنراني كسي درمورد محتويات سخنراني او حرفي نمي زد، همه فقط مي‌گفتند كه چقدر از صداي جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. كنار گذاشتن اين عادت ها كار سختي نيست. گه‌گاه هنگام تمرينات سخنرانيتان فيلمبرداري كنيد و بعد آنرا مرور كرده و پي به عادت هاي آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را كنار بگذاريد.

۵- لباس مناسب بپوشيد

روزي با يكي از مدير عاملان صحبت مي‌كردم كه مي‌گفت اولين چيزي كه در برخورد با يك فرد به آن توجه مي‌كند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد كه حداقل يك پله از حضار بالاتر باشيد.متوجه باشيد كه كفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يك سخنراني نيست. به لباس پ68', {maxvalue:5, curvalue:0}); });

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۱:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

روش هايي ساده براي تسلط بر سخنراني


يكي از متداول ترين دلايلي كه هنگام سخنراني در جلسات احساس نگراني مي كنيم اين است كه مي ترسيم مطلبي را كه آماده كرده ايم فراموش كنيم و با ريسك از دست دادن اعتبارمان مواجه شويم.

روشي كه بسياري افراد براي غلبه بر اين هراس استفاده مي كنند تهيه اسلايدهاي Power point براي كمك به حافظه است. به هر حال، همه چيز به اين سادگي نيست، زيرا هيچ چيز به اندازه اي كه مخاطب ببيند در سخنراني كاملابه اسلايدهاي خود متكي هستيد، اعتبار شما را زير سوال نمي برد. سخنرانان با تجربه اين توانايي را دارند كه قبل از نشان دادن اسلايد به مخاطب، محتواي آن را اعلام كنند.

 آنها دست كم، ابزاري را كه در دست دارند به خوبي مي شناسند؛ بنابراين فقط لازم است نگاه كوتاهي به اين اسلايدها بيندازند و بدانند كه مطلب بعدي چيست. براي اينكه بتوانيد اين كار را انجام دهيد، به تمرين هاي ساده اي براي ارتقاي حافظه نياز داريد تا مطالب سخنراني خود را به خاطر بسپاريد و در نتيجه استرستان را كم كنيد.

1) از روش «كاخ ذهن» استفاده كنيد
تحقيقات مربوط به توانايي مغز نشان داده اند كه بين روشي كه ما اتفاقي را به خاطر مي سپاريم و فضايي كه اين اتفاق در آن روي داده، ارتباط عميقي وجود دارد. به عبارت ديگر، ما چيزها را بر اساس موقعيت هاي مكاني به خاطر مي سپاريم. اين تكنيكي قديمي براي تقويت حافظه است كه از آن به عنوان «كاخ ذهن» نام برده مي شود.

2) از نقشه هاي ذهني استفاده كنيد
نقشه هاي ذهني نمودارهايي هستند كه با كمك آنها مي توانيد همه موضوعات سخنراني خود را به جاي اينكه به صورت ليست وار مشخص كنيد، به شكلي بصري طرح بندي كنيد. اين كار كمك بزرگي براي تقويت حافظه است، چرا كه تصوير آن شكل در مغز شما نقش مي بندد و آسان تر از يك ليست خطي مي توانيد اطلاعات را بازيابي كنيد، به خصوص اگر يادگيري بصري شما بهتر باشد؛ بنابراين سعي كنيد به جاي استفاده از روش هاي قديمي يادداشت برداري، سخنراني را از طريق يك نقشه ذهني ارائه كنيد.

3) به تمركز 8 ثانيه اي اهميت بدهيد
كارشناسان امر تقويت حافظه مي گويند 8 ثانيه متوالي طول مي كشد تا يك بخش اطلاعات توسط هيپوكامپ مغز پردازش شده و وارد حافظه شود، اطلاعات اين گونه در مغز ما رمزنگاري مي شوند. چگونه تلاش مي كنيد خود را براي يك سخنراني آماده كنيد؟ آيا براي انتقال اطلاعات از روي يادداشت ها به ذهنتان تمركز داريد؟ يا عادت داريد با چك كردن ايميل يا پاسخ دادن به تلفن در كارتان وقفه ايجاد كنيد؟ قانون مهم «8 ثانيه» را به ياد بياوريد و هنگام دريافت اطلاعات زماني را در نظر بگيريد كه در آن وقفه پيش نيايد. در اين صورت نه تنها بهتر بر موضوع سخنراني خود تسلط مي يابيد، بلكه مدت سخنراني را هم به ميزان قابل ملاحظه اي كاهش مي دهيد.

4) قانون تمرين 20-20-20 را به كار بگيريد
چقدر وقت داريد سخنراني خود را ارائه كنيد؟ كارشناسان حافظه قانون 20-20-20 را پيشنهاد مي كنند كه براساس آن هنگام تمرين مي توانيد جزئيات سخنراني را به مدت 20 دقيقه بررسي كنيد و سپس همان متن را دو بار ديگر تكرار كنيد.

5) با صداي بلند تمرين كنيد
محققان دريافته اند كه حافظه با تكرار بلند كلمات 10 درصد بيشتر فعال مي شود. كل سخنراني خود را 5 يا 6 بار با صداي بلند بگوييد. با انجام اين كار و افزايش اعتماد به نفس، نه تنها حافظه خود را در مورد موضوع تقويت مي كنيد، بلكه سخنراني خود را از روخواني صرف به مطلبي كه از درون شما برخاسته، تبديل مي كنيد.

6) با موزيك تمرين كنيد
موزيك ابزار موثري است كه در حفظ كردن اطلاعات به ما كمك مي كند. دكتر جورجي لوزانوف، روانشناسي است كه روش خاصي براي آموزش زبان هاي خارجي ارائه داده است. در اين روش از موزيك بي قاعده باروك براي آموزش زبان استفاده مي شود. اين نوع موزيك نيمكره چپ و راست مغز را با هم فعال مي كند. فعاليت همزمان دو نيمكره، ميزان حفظ اطلاعات را به حداكثر مي رساند. به طوري كه درصد حفظ كردن دانش آموزان به طور ميانگين به 92 درصد رسيد. همين روش در آماده شدن براي سخنراني نيز موثر است. در حالي كه در بازگويي متن سخنراني تمرين مي كنيد، از موزيك استفاده كنيد تا درصد جذب و حفظ اطلاعات شما بيشتر شود.

7) صداي خود را ضبط كنيد
هنگام تمرين ارائه سخنراني، صداي خود را ضبط كنيد و سپس آن را براي خودتان پخش كنيد. شنيدن بخش به بخش صداي خودتان هنگام سخنراني، توانايي به خاطر سپاري موضوعات را بالامي برد؛ چون اكنون از راهكارهاي بصري و شنيداري تقويت حافظه با هم استفاده مي كنيد.

8) قبل از خواب تمرين كنيد
دانشمندان عصب شناسي از ارتباط بين خواب و يادگيري و تقويت حافظه پرده برداشته اند. يافته هاي آنان نشان مي دهد كه خوابيدن، تثبيت آخرين اطلاعاتي را كه سيستم حافظه شما قبل از خواب دريافت كرده، افزايش مي دهد؛ بنابراين، اگر دقيقا قبل از خوابيدن متن سخنراني را تكرار كنيد، صبح كه از خواب بيدار شويد، آسان تر آن را به ياد مي آوريد.

9) حافظه فعال خود را ارتقا دهيد
حافظه فعال، سيستمي در مغز انسان است كه امكان حفظ موقت اطلاعات و اداره اطلاعات لازم براي وظايف پيچيده مانند تجزيه و تحليل زبان، استدلال كردن و يادگيري مطالب جديد را به وجود مي آورد. ارتقاي حافظه فعال، كنترل توانايي ما را براي توجه كردن و به خاطر سپردن افزايش مي دهد.
كارشناسان علم عصب شناسي معتقدند: حافظه فعال با تمرين زياد تقويت مي شود. در نهايت، به ياد داشته باشيد كه تنها خودتان از ايده هايي كه قرار است در سخنراني ارائه كنيد، آگاهيد. اگر هنگام سخنراني موضوعي را فراموش كرديد، به راحتي از آن بگذريد و مطمئن باشيد كه مخاطب نيز متوجه آن نخواهد شد.
بدانيد در حال اجراي اپرا نيستيد كه مخاطب اشعار آن را حفظ باشد و آن را دنبال كند. اگر هم موضوع فراموش شده را در طول سخنراني به ياد آورديد، به راحتي بگوييد «نكته ديگري وجود دارد كه بايد اضافه كنم.» بنابراين به جاي اينكه زمانتان را صرف نگران شدن كنيد، از آن براي به كارگيري ابزارهاي تقويت حافظه استفاده كنيد.

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2587908


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۱:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه صحبت كنيم تا به ما گوش دهند ؟

هنگامي كه شما ايده‌اي را به يك عده, عرضه مي‌كنيد, يا يك جلسه را اداره مي‌كنيد و يا با همكاري, دو به دو صحبت مي‌كنيد, آيا آنها به حرفهاي شما گوش مي‌دهند؟ ـ چگونه مي‌توانيد با تمركز روي علاقه شخصي شنونده, او را برانگيزيد تا به صحبت‌هاي شما توجه كرده و يا آنها را درك نمايد؟ در اين مطلب, كه خلاصه‌اي از كتاب «چگونه صحبت كنيم, تا به ما گوش دهند»، نويسنده آن يعني «خانم سونيا هلمن»،  روشهاي علمي را براي شناخت و درك هر شنونده‌اي را اعم از اينكه يك نفر يا بيشتر باشد با ارائه مثال‌هاي بخصوص به شما بيان مي‌كند.


الف) مكالمات يا جلسات دو نفره:

ـ در يك مكالمه دو نفره, قدم اول در ارتباط برقرار كردن, سلام و احوالپرسي و معرفي خودمان مي‌باشد ـ حال قدم بعدي, طرز ارتباط برقرار كردن در محيط كار است و نكته اصلي اين است كه چطور مي‌توانيم خود را علاقمند به گوش دادن بكنيم.

ـ يك لحظه تصور كنيد كه براي ارائه يك طرح مهم خود را آماده يك گفتگو مي‌كنيد:

چطور شروع به طرح‌ريزي مي‌كنيد, آيا اينطور نيست كه با كلمه من شروع مي‌كنيد, آيا با خود نمي‌گوييد من شروع مي‌كنم به گفتن فلان مطلب, بعد به آنها فلان چيز را مي‌گويم و ....

ـ واقعيت اين است كه اگر مي خواهيد ديگران را تشويق و ترغيب كنيد, اگر مي‌خواهيد آنها را مطلع سازيد يا تغييرشان دهيد, هر دوي شما, يعني هم فرستنده پيام و هم گيرنده آن بايد فعالانه درگير گفتگو شويد, در واقع ارتباط واقعي يعني يك گفتگوي فعالانه, وقتي شما مطلبي را مي‌گوييد, انتظار داريد كه شنوندگان واقعاً مجذوب و درگير صحبت‌هاي شما شوند, نكته مهمي كه بايد بدان توجه كنيد اين است كه گوش دادن اصولاً كار خيلي مشكلي است, بنابراين مستلزم يك تلاش متمركز است.

دريافت‌كنندگان صحبت‌هاي شما هميشه متمايل به گوش ندادن هستند وعلاقه دارند غرق افكار خود شوند و معمولاً هميشه اين سؤال را از خود مي‌پرسند كه چرا بايد گوش بدهم, بنابراين مشكل واقعي در صحبت كردن اينست كه:

«توجه شنوندگان را به خود جلب كرده و آنها را از افكار خودشان دور سازيد»

ـ اما اين كار را چگونه انجام دهيم؟ با درك و تمركز روي آنچه كه شنونده‌هاي شما آنرا مهم مي‌دانند, اين كار شدني است, اگر نتوانيد شنونده خود را به موضوع حساس كنيد, هيچوقت روي صحبت‌هاي شما متمركز نخواهند شد, براي سازگار كردن شنونده‌هاي خود بايد رفتارهايي را در خود تقويت كنيد كه احتمالاً در بدو كار بر خلاف رويه شخصي و عقايد پايه‌اي شما باشد.

ـ روش‌هاي انتقال پيام:
اكنون به روش‌هاي منتقل كردن پيام‌هاي خود به وسيله متقاعد كردن شنونده‌ها چه يك نفر و چه بيشتر شروع مي‌كنيم:

ابتدا ما بايد بدانيم يك عامل بزرگ وجود دارد كه پاسخ اين سؤال را تعيين مي‌كند كه چرا بايد گوش بدهم؟

اين عامل «علاقه به خود» است, علاقه به خود در مركز آنچه كه هر يك از ما را به حركت وا مي‌دارد, وجود دارد ـ به سؤالات زير توجه كنيد:

ـ چه چيزي توجه شما را در محيط‌ كار جلب مي‌كند؟ كدام برنامه را زودتر انجام مي‌دهيد؟ و ...

جواب اين سؤالات همه به دور همان عامل مي‌چرخد ـ يعني «علاقه به خود» ـ هنگاميكه با همكاران خود ارتباط برقرار مي‌كنيد استفاده از عامل «علاقه به خود» كار مشكلي نيست, چون شما تجارب مشترك زيادي داريد, مثلاً شما خصوصيات و اخلاق همكار يا رئيس خود را كاملاً مي‌شناسيد.

ـ اينها كليدهاي مهمي هستند جهت بوجود آوردن راهبردهايي براي كنار آمدن با مخاطبين, شما بايد حتي راهبردهاي ارتباطي خود را در محدوده يك نياز مشترك بين همه انسانها يعني «نياز به قدرت داشتن» طرح‌ريزي كنيد, چون, انسانها هنگاميكه احساس مي‌كنند قدرتي دارند, بهتر مي‌توانند ارتباط برقرار كنند.

ـ تصور كنيد, شما خواسته‌ايد با يك كارمند زيردست خود جلسه‌اي داشته باشيد. شما به راستي از موضع قدرت برخورداريد, اما اگر مي‌خواهيد يك مكالمه با نتيجه داشته باشيد و نه فقط يك برخورد يك طرفه, بايد قدرت را تا حدي توازن ببخشيد, مثلاً اگر كارمندي در غياب شما, خود تصميم به كار گرفته باشد كه نياز به اطلاع شما داشته است, شما به 2 طريق مي‌توانيد با او برخورد كنيد:

1. آقاي محترم, من بارها به شما گفته‌ام در اينجا من هستم كه تصميم‌ مي‌گيرم چه كاري انجام بگيرد و چه كاري انجام نگيرد.

2. من افتخار مي‌كنم كه در خدمت شما هستم, فقط خواهش مي‌كنم در اين كارها, حتي الامكان با دفتر من هماهنگ شود.

ـ همانطور كه مي‌بينيد, در مثال اول رئيس فقط درصدد به اثبات رساندن قدرتش است, ولي در مثال دوم رئيس ضمن دادن تذكرات لازم, سعي كرد كه بين خود و همكارش, ميزان قدرت به توازن برسد.

ـ شما مي‌توانيد در طول يك جلسه به كارمندان خود اجازه ابراز نظر مخالف دادن را بدهيد واو را مطمئن سازيد كه صادقانه اين اجازه را مي‌دهيد.

ـ از طرف ديگر نظر به اينكه با چه كسي صحبت مي‌كنيد, موضوع قدرت ابعاد ديگري بخود مي‌گيرد ـ در اينگونه موارد ميزان قدرتي كه خود اميدوار هستيد بتوانيد به كار بگيريد نه تنها بستگي به موضوع و شرايط دارد, بلكه به موقعيت و شخصيت افراد مقابل شما نيز بستگي دارد.

ـ انواع شخصيتهاي كاري:
3 شخصيت كاري پايه وجود دارد:

1. انجام دهنده‌ها               2. پيوند دهنده‌ها                3. تأثيرگذاران

1. انجام دهنده‌‌ها:

اين افراد خود برانگيخته و با هدف هستند كه به تشويق ديگران احتياج ندارند, افراد با اين نوع شخصيت فكر مي‌كنند كه مناسبترين فردي هستند كه مي‌توانند هدف و استانداردهاي لازم براي هر كاري را تعيين كنند.
شما به اين افراد مي‌توانيد چنين بگوئيد: «من متوجه هستم كه اين راه, راه درست انجام دادن اين كار است اما يك نكته ديگر هست كه ممكن است كمي به سرعت عمل ما كمك كند به نظر شما چطور است...»

دراين مورد شما به دليل قبول كردن راه و دستورالعمل انجام دهنده براي انجام پروژه به او قدرت داده‌ايد اما در عين حال از ديدگاه خود و احتياج خود نيز صحبت كرده‌ايد وتا حدي براي خود قدرت كسب كرده‌ايد.

2. پيوند دهنده‌ها:

بر خلاف اين يك رئيس پيوند‌دهنده در صورتي احساس قدرت مي‌كند كه مورد احتياج باشد. به اين شخص چنين مي‌توانيد بگوييد: «اين پروژه واقعاً ايده جالبي است. خيلي خوشحالم كه شما از من خواستيد در گروهتان شركت داشته باشم. ما داراي توانايي و تخصص در اين مورد هستيم و مطمئنم مي‌توانيم اين كار را انجام دهيم ...». بار ديگر بوسيله در نظر گرفتن احتياج پيونددهنده‌ها براي همكاراست, اين مرحله دستگرمي است يعني زماني كه فضا و محيطي را كه در‌ آن جلسه ادامه پيدا خواهد كرد, خلق مي‌كنيد, معمولاً اين بخش را باصحبت‌هاي معمولي و كوتاه شروع مي‌كنيد.

شايد بهترين راه براي فائق آوردن بر لحظات بلاتكليفي اول صحبت همين صحبت‌هاي معمولي باشد, اما چگونه؟ اگر جلسه در دفتر كار طرف صحبت شما باشد, مي‌توانيد به اطراف نگاه كنيد و آنگاه موضوعات مورد علاقه آن شخص را جهت شروع صحبت پيدا خواهيد كرد, فرض كنيد طرف كوهنورد است (بوسيله ديدن تصاوير كوهنوردي در اتاق و ...) در چنين حالتي مي‌توانيد در مورد كوه و كوهنوردي صحبت خود را شروع كنيد, اكنون شما يك امتياز بدست آورده‌ايد بوسيله اثبات اينكه شما دو نفر يك علاقه مشترك داريد.

ـ اگر جلسه در دفتر شما برگزار مي‌شود شما مي‌توانيد صحبت خود را در مورد هوا و پوشيدن لباس‌هاي مخصوص فصل و ... شروع كنيد.

ـ جاي نشستن نيز در جلسات مهم است. نقاطي در يك اتاق وجود دارد كه احساس‌‌هاي جداگانه‌اي را به افراد مي‌دهد مثل پشت ميز و يا جلوي ميز نشستن, شما بايد سعي كنيد موقعيت ضعيف جلوي ميز نشستن را براي خود بوجود نياوريد, همچنين نقاطي در اتاق وجود دارد كه در آنها قدرت مساوي پيدا مي‌كنيد, مثل كنار ميز و در كنار كسي كه پشت ميز نشسته, اما بهترين نقطه براي نشستن يك نقطه بيطرف است.

2. تعريف موضوع جلسه:

ـ اكنون قسمت دوم برخورد كاري دو نفر يعني تعريف موضوع جلسه را توضيح مي‌دهم:

ـ نكته مهم اين جاست كه اگر مي‌خواهيد طرف مقابل شما, مطالب شما را خوب درك كند بايد يك نظم منطقي را دنبال كنيد. بهترين راه براي توضيح روند موضوع جلسه, نشان دادن اخبار تلويزيون است, كه چگونه اين كار را انجام مي‌دهند. كاركنان تلويزيون معمولاً اخبار را در 3 قسمت مي‌نويسند:

الف) دورنما يا خلاصه خبر              ب) نماي متوسط يا توضيح خبر        ج) نماي نزديك يا تفسيرخبر

ـ خلاصه خبر يا دورنما, نماي آشنايي با موضوع است. گوينده در اينجا به نكات مهم اشاره مي‌كند. مثل اينكه يك گُل كامل را به ما نشان دهد.

ـ مرحله بعدي, نماي متوسط است, اين حالت, بيننده تلويزيون را بيشتر متوجه مي‌كند ـ اين مرحله تعدادي از گلبرگها را در اختيار دارد.

ـ بعد, نماي نزديك است, اين قلب اتفاق است, يعني تك تك گلبرگها با تمام جزئيات. اين چيزي است كه ما بايد بدان توجه داشته باشيم و در نظر بگيريم.

3. اداره كردن روند جلسه:

ـ نكاتي به عنوان راهنمايي براي تقويت توضيحات شما, هنگام صحبت و يا سخنراني؛

شما بايد موضوعي را كه مورد توجه يا اهميت طرف مقابل است را مطرح كنيد, ضمناً بايد توجه كنيد كه سعي در توضيح موضوعي معمولاً با گفتار صرف, كار بسيار مشكلي است. شما مي‌توانيد ايده‌هاي خود را هر موقع كه لازم باشد به صورت تصوير نشان دهيد, مثلاً: روي يك تكه كاغذ با رسم نمودار برنامه خود را نشان دهيد يا با اقدامي جالب, از اشياء روي ميز مثل خط كش, جا سوزني, فنجان به عنوان نماد استفاده كنيد.

همانطور كه برنامه و نقش خود را با اين نمادها مي‌سازيد, راجع به هر قدم و مرحله توضيح دهيد كه براي چيست.

ـ يك نظر ديگر اينست كه ارائه طرح خود را با يك معماي كوچك شروع كنيد, اين طرز برخورد, طرف مقابل شما را درگير مي‌كند و اين حُسن را نيز دارد كه برخورد شما تهاجمي به نظر نيايد.

ـ ممكن است هنگام توضيح دادن يك موضوع, با نظريات مخالف و ناگهاني مواجه شويم, شما بايد براي اداره كردن موقعيت در اين موقع خود را كاملاً آماده سازيد, در چنين مواقعي شما بايد ضمن يك برخورد خوب در صدد متقاعد كردن طرف مقابل برآئيد و راجع به گفته‌هاي وي اظهار نظر كنيد.

ـ نه تنها شما مي‌توانيد كليدها و نكته‌هايي از آنچه طرف مقابل مي‌گويد برداشت كنيد بلكه از حركات بدن او نيز خيلي ديدگاهها روشن مي‌شود, مثلاً مي‌توانيد بدانيد آيا شنونده شما سراپا گوش است و شما مي‌توانيد به صحبت و ارائه مطلب خود به همان روش ادامه دهيد و يا به شما علامت مي‌دهد كه فوراً حالت صحبتتان را عوض كنيد.

ـ مشكلترين موقعيت در هر جلسه و آنچه از همه بيشتر اتفاق مي‌افتد, عصبانيت و تلاش براي كنترل كردن آن است، عصبانيت مي‌تواند به آساني ايجاد شود, هنگاميكه طرف مقابل از قبول نظريه ما كه فكر مي‌كنيم بهترين نظريه است, سرباز مي‌زند ما عصباني خواهيم شد, اين طبيعي است, اما شما چطور با عصبانيت خود و طرف مقابل برخورد مي‌كنيد؟

ـ بهترين كار اعتراف به عصبانيت است, اگر عصباني هستيد مي‌توانيد از كلماتي اينچنين استفاده كنيد: (اين واقعاً من را ناراحت مي‌كند چون ...)

ـ از طرف ديگر, اگر طرف مقابل نمي‌تواند به عصبانيت خود اعتراف كند ولي شما آن را مي‌بينيد, در آن صورت مي‌گوييد: «مي‌بينم كه ناراحتي, مي‌تواني به من بگويي چه چيزي اينجا ناراحتت مي‌كند؟»

ـ اين كلمات ساده به همه كمي اجازه مي‌دهد كه با عصبانيت روبرو شوند, آن را به طريقي خالي كنند و آرام گيرند و بعد مكالمه را به جهت سازنده‌اي پيش برد.

4. پايان يا نتيجه جلسه:

ـ تا اينجا راجع به 3 قسمت برخورد دو نفره صحبت شد. حالا به قسمت آخر اين بحث مي‌پردازيم:

ـ اگر جلسه مال شما بود با روش حساب شده آن را تمام كنيد. يكي يكي همه موارد مطرح شده را از بالاي فهرست خود بررسي كنيد و هرآنچه را كه تصميم گرفته شد يا قرار است تصميم‌گرفته شود مرور كنيد. در قسمت آخر جلسه, مطمئن شويد كه همه صحبت‌هاي خود را كرده‌ايد, بدون توجه موافقت نكنيد, بعضي اوقات اين بهترين موقع براي مطرح كردن و يا حتي برنده شدن يك فكر نهايي است.

جداي از هر نقشي كه در اين جلسه ايفا كرده‌ايد, جملات آخر شما خيلي مهم است, اگر جلسه شما را ناراحت كرده و يا حتي از شما انتقادي شده, ولي سعي كنيد جلسه را با يك حس مثبت و با انرژي و خوش بيني خاتمه دهيد, يا اگر جلسه مربوط به يك فكر جديد, يا روند جديدكار است, خوشبيني خود را از اين فكر جديد, ابراز نمائيد.

ـ فقط جملات آخر و بستن جلسه را فراموش نكنيد, اين كار از تلفن‌هاي بعدي و احياناً جلسات بعدي, جلوگيري خواهد كرد. بستن جلسه بايد با حرف آخر باشد.

ب)جلسات يا سخنراني براي گروه بيشتر از دو نفر:
هنگاميكه نوبت جلسات يا سخنراني‌هاي رسمي‌تر مي‌رسد, آن صحبت‌هايي كه در مقابل گروهي بزرگ يا شنونده‌ها بايد مطرح كنيد, تفاوت‌هايي با جلسات دو نفره خواهد داشت, اكنون شما مي‌بايست به گروه بزرگتري از شنونده‌‌ها فكر كنيد.

ـ در اين قسمت از راز شنونده‌ها پرده برداري مي‌كنيم:

هر گروه بيننده يا شنونده با مجموعه‌اي از خصوصيات طبيعي به محل تجمّع وارد مي‌شوند كه اطلاع از اين خصوصيات, راه ما را براي درك اينكه چه بايد بكنيم تا جمعيت را در آنچه براي گفتن داريم درگير كنيم, باز مي‌شود ـ بيائيد خود را جاي اين گروه بگذاريد؛

اول اينكه: به عنوان عضوي از گروه شنوندگان طبيعتاً به اين موقعيت عادت نداريم و حتي ممكن است ما با سخنران احساس رقابت بكنيم,‌در اينجا ما شنونده نيستيم, بلكه داور هستيم, اين قضاوت, كار را براي سخنران مشكلتر مي‌كند.

ثانياً: بيشتر جلسات و سخنراني‌ها, مربوط به ارائه يك كار جديد يا يك طرح جديد, بدليل طبيعت اين كار, سخنران را به عنوان يك قهرمان معرفي مي‌كند, اينطور به نظر مي‌رسد كه او كسي است كه مي‌خواهد ما يعني جمعيت شنونده را وادار به توافق با صحبت‌هايش بكند. بنابراين ما هم خود را بطور طبيعي تحت نفوذ احساس مي‌كنيم كه اين كار جلوي ما را براي داشتن يك فكر باز مي‌گيرد و نتيجه معمول احساس تحت نفوذ بودن هم, مقاومت است.

ثالثاً: علاوه بر اين عكس‌العمل‌هاي احساسي, سخنران بايد به مثال عيني و فيزيكي هم توجه كند, سخنران بايد در نظر داشته باشد كه شنونده‌هاي او تحت نفوذ عوامل ديگري نيز هستند. مثلاً: دماي هوا, وضعيت صندلي‌ها و ... يا اينكه شما هرگز در موقع نهار نمي‌توانيد توجه آنها را بخود جلب كنيد ـ هر چيزي مي‌تواند روي گوش دادن و ميزان توجه جمعيت شنونده, تأثير بگذارد.

ـ مواردي درباره نحوة آمادگي براي سخنراني:
ـ 3 امر مسلم پايه‌اي وجود دارد كه شما, در مورد نحوة آمادگي براي ارائه نظريات يا صحبت‌هايتان, بايد به آن توجه كنيد:

اول: شناسايي شنوندگان, دوم: تصميم‌گيري راجع به نقش شما در برابر آنها, سوم: طراحي سخنراني

اول: شناسايي شنوندگان :

ـ اولين كار شما يعني شناسايي جمعيت در واقع, احتياج به همان فنوني دارد كه شما در برخورد دو به دو به آن احتياج دارد, فقط اينجا شما بايد پيام خود را بر اساس اهداف, احتياجات و توقعات گروهي از مردم شكل دهيد ـ اين كار مستلزم سعي بيشتري است, اما تنها راهي است كه بوسيله آن شما مي‌توانيد روي روش و نوع برخورد خود براي جلب و درگير شدن شنونده‌ها تصميم‌گيري كنيد ـ راجع به اين گروه بزرگ چه چيزي را لازم است پيدا كنيد:

اولاً : شما بايد متوسط سن و جنسيت آنها را بدانيد ـ شما همچنين بايد سطح تحصيلي و حرفه‌اي شنوندگان خود را بدانيد, آيا مردم عادي هستند, آيا بيشتر آنها تحصيلات عادي دارند؟

پاسخ همه اين سؤالات روي انتخاب لغات, تصاوير و همه مطالب ديگر تأثير مي‌گذارد, اگر شما با گروه شنونده‌هاي خود آشنايي قبلي داريد, احتمالاً پاسخ بيشتر اين سؤالات را داريد, اما حتي اينجا شما بايد چند سؤال اساسي ديگر را از خودتان بپرسيد.

 مثلاً: آيا شنونده‌هاي شما, شخص شما را مي‌شناسند؟ ـ آيا رابطه شما با آنها رسمي است؟ ـ موقعيت كاري شما روي آنها چه اثري دارد؟ ـ آيا شما را از خود برتر مي‌بينند؟ ـ آيا آنها پيش از وقت, شرطي شده و به هر آنچه مي‌گوييد, توجهي نمي‌كنند؟

جواب اين سؤالات به شما كمك خواهد كرد كه در مورد برخورد خود تصميم‌گيري كنيد كه فقط اعتماد اين جمع را بخود جلب كنيد, قبل از اينكه حتي شروع به گفتن مطالب خود كرده باشيد, چقدر رسمي و يا غير رسمي بايد باشيد و در چه قسمت‌هايي از صحبت بايد با جزئيات وارد شده و روي چه مسأله‌اي بيشتر متمركز شويد ـ هنگاميكه شنونده‌هاي خود را شناسايي كرديد, آماده دومين كار هستيد, يعني:

دوم: انتخاب نقش خود:

اگر قرار است اطلاعاتي به آنها بدهيد, شما نقش يك راهنما را براي آنان خواهيد داشت ـ شما نبايد طوري برخورد كنيد كه در آنها احساس همدلي ايجاد نشود بلكه بايد به آنها اين اطمينان را بدهيد كه براي تقسيم كردن دانسته‌هاي خود با آنان آنجا هستيد ـ مثلاً از كاركنان خود مي‌خواهيد كه مقداري بيشتر كار كنند, شما نمي‌توانيد به يكباره شروع كنيد و بگوئيد كه بخاطر منافع اداره, بايد اين كار را انجام دهيد, در چنين حالتي آنها از جلسه دور خواهند شد, در عوض بايد نقش رهبر را بازي كنيد و نشان دهيد كه چطور وقف اين كار هستيد و آنها را متقاعد سازيد كه راه شما را دنبال كنند.

ـ در بعضي اوقات, لازم است كه شما اطلاعاتي منفي را به شنونده‌هاي خود منتقل كنيد, مثلاً: اوضاع اداره عالي نيست يا مشكلات پيش بيني نشده‌اي پيدا شده‌اند.

ـ اگر خبر بدي داريد, در ابتداي صحبت خود آنرا مطرح كنيد اما آنرا با زباني غيررسمي و با سرعت بيان كنيد و بعد وارد يك فضاي سازنده و خوش‌بين شويد

سوم: طراحي سخنراني:

ـ تا اينجا شما شنونده‌هاي خود را شناسايي كرده‌ايد و راجع به نقش خود نيز تصميم گرفتيد, حالا آماده هستيد كه متن صحبت خود را طراحي كنيد, اول مي‌خواهيد صحبت خود را قسمت‌بندي كنيد, اما تجربه نشان داده است كه موفق‌ترين شكل ارائه مطلب اين است كه:

ـ مطالبتان را اول با مقدمه كوتاه شروع كنيد, شما صحبت را با يك جمله كه مغز كلام شما را بيان مي‌كند شروع كنيد, هنوز وقت جزئيات نرسيده است, بعد موضوع انگيزش مطرح مي‌شود, به شنونده‌ها مي‌گوئيد كه چرا گوش بدهند, و چه نتيجه‌اي براي آنان خواهد داشت.

ـ پس از اين به شنونده‌هاي خود يك توضيح كوتاه راجع به نحوة ارائه مطالبتان مي‌دهيد, شنونده‌ها احتياج دارند كه نظم و تقسيم‌بندي موضوع صحبت‌هاي شما را بدانند, پس شما بايد به آنها اجازه دهيد كه تقسيم‌بندي‌ و عناويني را كه شما از قبل آماده كرده‌ايد, ببينند, اين محركي است كه باعث مي‌شود آنها تا آخر با شما بمانند.

حالا موقع آنست كه به قلب صحبت خود برسيد, اكنون شما, شنونده‌ها را قدم به قدم به نكته اصلي رسانده‌ايد, آنها مي‌توانند به وضوح برنامه شما را تجسم كنند.

 وقتي شما جزئيات را توضيح مي‌دهيد احتياج به مثالهايي هم داريد كه به فهم نظريات شما كمك كنند, وقتي در قلب صحبت خود هستيد, در موقعيت‌هاي مناسب, بعضي مطالب را بازتر بيان كنيد, دراين هنگام به شنونده‌اي كه ديرتر مطالب را درك مي‌كند فرصت بدهيد كه به بقيه برسد و خود شما هم فرصتي داريد كه توجه كساني را كه دست از گوش دادن كشيده‌اند, دوباره بخود جلب كنيد.

 زمانيكه به آخر و نتيجه‌گيري صحبت‌هاي خود مي‌رسيد, هيچگاه طولاني‌تر از آنچه لازم است صحبت نكنيد, خيلي خلاصه همه نكات را جمع‌بندي كنيد و به هم ربط دهيد.

ـ چند فن خاص براي نحوه ارائه صحبت‌هاي بيادماندني:
ـ يكي از بزرگترين عوامل براي گرفتن پاسخ موافق به سؤال چرا بايد گوش بدهم, مستقيماً به ديدگاه و شنونده‌ها نسبت به شما بستگي دارد, در واقع اين در همه موارد برخورد كاري صادق است, چه بحث با يك همكار يا ارائه يك گزارش در يك جلسه گروهي. بيننده‌ها و شنونده‌ها, كوچك يا بزرگ.

 بطور غريزي, هنگامي كه مخاطب قرار مي‌گيرند, كسل مي‌شوند. براي مثال زماني كه كسي با ما شروع به صحبت مي‌كند, ما تقريباً هميشه از خود سؤال مي‌كنيم كه اين فرد چه نيتي دارد؟

ـ توانمندي شخصي بخصوص سخنران ما را مجذوب كرده و وا مي‌دارد تا گوش بدهيم, اگر سخنران جذاب و صادق باشد به او گوش مي‌دهيم ـ چرا؟

خيلي ساده است, به اين دليل كه برخورد, برخوردي تازه است. بيشتر سخنرانها با يك حالت خيلي جدي و جداي از جمعيت, رفتار مي‌كنند, وقتي ما يك لحن گرم‌تر و راحت‌تر را مي‌شنويم, بي‌اختيار جلب مي‌شويم.

 از طرف ديگر اگر سخنران از خودراضي و يا خسته كننده باشد ما احساس ناراحتي مي‌كنيم و ممكن است به سختي به صحبت‌هاي او گوش فرا دهيم, بدتر از اين, يك سخنران كه خيلي مبهم و يا پيچيده صحبت مي‌كند, بقدري در ما فشار عصبي ايجاد مي كند كه براي دفاع از خود هيچ راهي جز گوش نكردن نداريم.

ـ مهمترين چيزي كه بايد بدانيد اين است كه اولين اطلاعاتي كه شنونده مي‌خواهد داشته باشد اين مي‌باشد كه شما چه كسي هستيد.

ـ سعي در پيدا كردن ارتباط موفق با شنونده, راه مشكلي به نظر مي‌رسد اما بايد بدانيدكه همه ما بطور غريزي اين كار را انجام مي‌دهيم.

 وقتي در جايي به كسي معرفي مي‌شويد, چكار مي‌كنيد؟ ـ مگر نه اينكه لبخند مي‌زنيد, اين مقدمه برقراري رابطه است, يا شايد يك طنز تعريف مي‌كنيد ـ همين روش را در برخوردهاي كاري و سخنراني‌ها هم مي‌توانيد انجام بدهيد.

ـ بهترين برخورد يك برخورد صميمي است. البته شما مي‌خواهيد با شنونده‌هاي خود, با روشي كه شما راحت هستيد صحبت كنيد, بنابراين بايد مقدمه‌اي كه براي شما مناسب است پيدا كنيد.

 مثل: يادآوري يك تجربه مشترك, طنز و ... ـ اين طرز برخورد, شنونده‌ها را به شما نزديك‌تر مي‌كند, در ادامه صحبت, سعي كنيد تا آنجايي كه مي‌توانيد, صحبت خود را انساني كنيد, چون انسانها با مباحث انساني كه خود را به آن مرتبط مي‌دانند, بيشتر رابطه برقرار مي‌كنند, حتماً مي‌پرسيد چطور مي‌شود مثلاً يك گزارش مالي و يا يك نمودار را انساني كرد؟ شما بايد به تجربه بدانيد كه هر قدر اطلاعات عيني و خشك باشد, با كمي خلاقيت مي‌توان آن را انساني كرد.

 مثلاً: شما مي‌توانيد راجع به كوشش‌هاي خلاق افرادي كه نمودارها را رسم نموده‌اند, توضيح دهيد تا شنوندگان يا بيننده‌ها بتوانند تجربيات خود را با اشخاص پشت صحنه اين كار ارتباط دهند.

ـ چيز ديگري كه بايد در هر نوع صحبت به خاطر داشت, اينست كه شما نمي‌توانيد با وانمود كردن به چيزي كه نيستيد به جايي برسيد.

 يكبار من را براي مشاوره دادن با يك مدير عامل كه در ارتباطات خيلي ضعيف بود, خواستند, من خيلي متعجب شدم كه اين فرد چه نيازي به مشاور ارتباطات دارد, چون او رفتاري راحت و صميمي داشت. او وقتي از او خواستم تا يك سخنراني را براي من بازگو كند, ديدم كه روبروي من يك دست كت و شلوار خالي با صداي خشك و يكنواخت, سخنراني مي‌كند ـ چطور اين شخصيت دوگانه اتفاق افتاده بود؟ ـ بدون شك اين مدير كل سعي مي‌كرد, رفتاري را داشته باشد كه از هر مدير كلي انتظار مي‌رود, او باور داشت كه اين تنها راهيست كه مي‌تواند جلب احترام كند.

اولين كاري كه من كردم اين بود كه به او توصيه كردم آرامش پيدا كند و خودش باشد. به او توضيح دادم كه رفتار طبيعي او نه تنها كافي, بلكه پرقدرت‌ترين روشي است كه او مي‌تواند در هر سخنراني از آن استفاده كند. مدير كل متوجه شد, اينگونه بود كه او تبديل به يك سخنران جذاب و موفق شد.

ـ اگر فكر كنيد كه شنوندگان, اشخاصي مثل خود شما هستند, با احساس‌ ترس و هيجاني كه در هر سخنراني ممكن است بوجود بيايد, مي‌توانيد مقابله كنيد.

ـ ترس از رفتن روي صحنه (ترس بزرگ)‌ و راههاي مقابله با آن:

ـ اين ترس بر پايه اين باور است كه, يك سخنران بايد كامل و بدون نقص باشد و هر چه بيشتر به اين باور وابسته باشيد ترس و نگراني شما بيشتر و بيشتر مي‌شود, زيرا مي‌ترسيد كه از كمال پائين‌تر باشيد, پيش خود فكر مي‌كنيد, كلمات صحيح را پيدا نخواهيد كرد و شايد صحبت‌هاي من و حتي خود من بنظر حضار خنده‌دار باشد.

ـ بنابراين بزودي منظور از بودن در آنجا را فراموش مي‌كنيد ـ و اما چگونگي مقابله با اين ترس؛

ـ اولين كاري كه مي‌توانيد براي مقابله با ترس از روي صحنه بودن بكنيد, پذيرش آن است. با دانستن اينكه همه دچار اين ترس مي‌شوند به خود اجازه دهيد كه بطور موقت بترسيد, اين ترس خودبخود از بين خواهد رفت.

 دائم به خود يادآور شويد كه هيچكس يك سخنران كامل و بي‌نقص نيست. پس با دانستن اين نكات, سخنراني خود را خراب نخواهيد كرد, فقط ممكن است كمي مضطرب باشيد. سعي كنيد با موضوع صحبت خود راحت باشيد.

 مستقيماً روي پيام خود متمركز شويد و خود را به كلي فراموش كنيد. براي بعضي‌ها بهتر است كه چند نفس عميق بكشند و مشت‌هاي خود را خيلي محكم بفشارند و بعد وارد صحنه شوند. هيچكس متوجه اين كارها نمي‌شود, اما اين كارها به شما يك انرژي فوري مي‌دهند. وارد صحنه شدن شما را همه مي‌بينند.

 مستقيماً به طرف محل ايستادن يا نشستن خود برويد و يادداشت‌هاي خود را در محل مناسب بگذاريد, چند لحظه كوتاه صبر كنيد تا تنفس شما عادي شود, بعد به مخاطبين خود نگاه كنيد. يك لحظه براي جلب توجه آنها صبر كنيد و همان موقع شروع به صحبت كنيد.

ـ شيوه اصلي جلب نظر شنوندگان:

لازم است زباني كه براي صحبت انتخاب مي‌كنيد: متناسب با جلسه باشد. اگر شما كارشناس يا متخصص در يك زمينه هستيد بايد خيلي مراقب باشيد كه به زباني صحبت نكنيد كه فقط ديگر متخصصان متوجه صحبت‌هاي شما بشوند. پس قدم اول اينست كه به خودتان گوش كنيد, از خود بپرسيد كه آيا اين كلمات براي شنوندگان, مناسب است يا خير؟ ـ اگر از كلمه‌اي تخصصي استفاده كرديد, فوراً توضيح دهيد.

ـ سرعت صحبت را تغيير دهيد, آرام‌تر و يا سريعتر صحبت كنيد تا توجه را به خود جلب كنيد. صداي خود را تغيير دهيد يعني بلندتر, آرام‌تر, متفكرتر, و يا سنگين‌تر بسازيد, همه اين كارها سخنراني شما را از حالت يكنواختي در مي‌آورد.

ـ بخش سؤال و جواب در جلسات:

ـ وقتي ما جلوي يك جمع مورد سؤال قرار مي‌گيريم, احتمالاً احساس تحت فشار بودن زياد است. اين بدان معناست كه همزمان با آماده شدن براي سخنراني بايد خود را براي مدت پرسش و پاسخ نيز آماده كنيم. همان تحقيقاتي كه براي آماده شدن براي سخنراني انجام داديد بايد براي اين كار نيز انجام شود ـ شنونده‌هاي شما چه كساني هستند, چه سؤالاتي را مي‌توانيد از آنها انتظار داشته باشيد, اما در اين جا بايد براي مخالفت نيز آماده شويد و مهم اين است كه سؤالات را به عنوان تيغ‌هاي برنده‌ در كنار خود نبينيد, بلكه آنها را فقط نقطه نظرات متفاوت ببينيد.

ـ شما بايد بدانيد كه موضوع مورد بحث, مربوط به سخنراني شماست كه برآن تسلط داريد, يكي از راهها اين است كه شما مي‌توانيد سؤالات را با سؤال جواب دهيد.

با اين كار مي‌توانيد مسير سؤال را تغيير دهيد. با دانستن اين نكات, متوجه مي‌شويد كه چقدر قدرت براي جواب به سؤالات داريد و تا زمانيكه روي صحنه هستيد, همچنان قدرت در دست شماست.

و حالا من با اين سؤال روبرو هستم: چطور صحبت خود را به پايان برسانم. بايد جملات و كلماتي ارائه دهيد كه به عنوان عصاره سخنراني‌تان باشد.

ـ متشكرم كه به من گوش كرديد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-41.aspx

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۱:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

نكاتي مهم درباره يك سخنراني موفق
 
قبل از هر چيزي آيا تا به حال فكر كرده ايد كه :
 
چرا افراد موفق ، بزرگ و تاثير گذار در جهان اكثرا سخنوران ماهري نيزهستند ؟
 
چرا درباره موضوعاتي كه در موردشان علاقه و اطلاعات  داريم براي يكي دو نفر از دوستانمان به راحتي حتي براي چند ساعت مي توانيم صحبت كنيم ولي وقتي بخواهيم همين مطالب را براي جمع زيادي از مخاطبان بيان كنيم دستپاچه وعصبي مي شويم و به دليل اضطراب حتي فراموش مي كنيم چه مي خواهيم بگوييم ؟
 
آيا تا به حال تصور كرده ايد كه روزي در برابر اجتماع عظيمي از مخاطبان صحبت مي كنيد و آنها با اشتياق تمام به صحبتهاي شما گوش مي دهند و شما نيز همچنان با شور وحرارت سخنراني مي كنيد ؟
 
آيا مي دانستيد كه : صحبت كردن در برابرجمعيت ، فقط براي عده خاصي از افراد مشكل نيست و اين مساله اي عموميست ، حتي بهترين سخنرانان نيز در ابتدا دچار همين ترس وعدم تسلط بوده اند و توانايي صحبت كردن در برابر جمع استعدادي خدادادي نيست كه فقط بعضي ها از آن برخوردارند؛ بلكه با علاقه و تمرين مثل هر توانايي ديگري ميتوان به مهارتي باور نكردني در اينباره دست يافت .
 
و نيز حتما باور نمي كنيد كه آموختن فنون  و مهارت يافتن در سخنراني حتي يك دهم آنچه عموم مردم تصور مي كنند ، سخت و دشوار نيست
 
۱۵ اصل اساسي اوليه براي يك سخنراني موفق
 
۱- با شور وشوق ومحكم واستوار شروع كنيد.
 
●  وانمود كنيد كه اعتماد به نفس وشهامت بالايي داريد  حتي اگر اينگونه نيست !!!
 
● تصور كنيد كه اگر به نحو مطلوبي از پس كار بربياييد تا چه حد وجهه اجتماعيتان افزايش مي يابد.
 
● طوري با اطمينان صحبت كنيد كه گويي همه جماعت به شما بدهكارند، تاثير رواني اين تصور در اوايل كار بسيار سودمند است.
 
● اين مهم نيست كه قلب شما در دقيقه ۳۰۰ بار مي زند!!! زيرا هيچكس نبض شما را نگرفته است؛  پس شجاعانه قدم برداريد، قامتتان را راست كنيد گويي عاشق سخن گفتن هستيد.
 
به هر حال هميشه همه انسانها، شهامت را ستايش مي كنند.
 
۲- دقيقا بدانيد كه در مورد چه چيزي مي خواهيد صحبت كنيد
 
اگر از قبل در مورد سخنراني فكر نكرده باشيد و براي آن طرحي نداشته باشيد حتما در برابر شنوندگان احساس آرامش واعتماد به نفس نخواهيد داشت
 
۳- تمرين –  تمرين  –  تمرين
 
يك ضرب المثل شيرين فارسي است كه مي گويد:
 
كار نيكو كردن از پر كردن است
 
خواهي كه شوي يك خوشنويس      بنويس و بنويس و بنويس
 
تمرين مهمترين مساله است شما با هرتمرين نيرومندتر و نيرومندتر مي شويد.
 
۴- آمادگي قبلي
 
به معني نوشتن مطالب به صورت دستوري  و سپس حفظ كردن كليه عبارات و متن سخنراني نيست بلكه آمادگي قبلي يعني تمامي نكات و جوانب مختلف موضوع را قبلا خوب مطالعه بررسي و درك كرده باشيم؛ واقعيت و درستي آنها براي خود ما به اثبات رسيده باشد سپس در مورد طريقه ارائه آن فكر كنيم.
 
هو سرل گفته معروفي دارد با اين مضمون كه اگر احساس مي‌كنيد توانايي توضيح مطلبي را نداريد، مطمئن باشيد كه آن را به طور كامل درك نكرده‌ايد.
 
مطالعه و جمع آوري مطالب مرتبط، خارج از متن اصلي  (مثلا از ساير كتب، مقالات  و…) براي غني و پر بارتركردن موضوعاتي كه مطرح مي كنيم، همواره  باعث مي‌شود كه دانش، اطلاعات و در نتيجه تسلط ما درباره موضوع افزايش پيدا كند.
 
حال مي‌پرسيد كه چگونه تمرين كنيم؟
 
۵- خودتان را به تدريج آماده كنيد
 
●  يك ارائه خوب بايد تدريجا تكميل شود  ” مثلا طي يك يا دو هفته ”
 
● در اوقات فراغتتان (مثلا وقتي در سرويس نشسته ايد يا در حياط دانشگاه قدم ميزنيد) درباره‌اش فكر كنيد و در رويا و تصوراتتان آن را بپرورانيد.
 
●  با دوستانتان درباره آن صحبت كنيد و سعي كنيد هرچه به فكرتان مي‌ رسد يادداشت كنيد؛ به زودي ايده ها  و سوژه هاي نابي به ذهنتان مي رسد.
 
●  پس از اينكه مطالب آماده و تمامي آنچه را كه مي خواهيد بيان كنيد تنظيم كرديد، در حالي كه در خوابگاه هستيد و يا حتي وقتي كه در خيابان شاليكوبي قدم مي زنيد(!!!) به آرامي آن را تمرين كنيد.
 
●  بهتر است با حركات و ايما و اشاره هرچه بيشتر آن را طبيعي وبا روح سازيد و تجسم كنيد كه در برابر يك جمعيت واقعي سخن مي گوييد.
 
●  مي‌توانيد به عنوان تمرين به مدت سه تا پنج دقيقه مطلبتان را دقيقا همانطور كه  مي خواهيد در جلسه سمينار بيان كنيد، براي هم اطاقي هايتان ارائه دهيد.
 
●  هر چه اين تمرينات را بيشتر انجام دهيد در عمل احساس اطمينان و راحتي بيشتري خواهيد داشت .
 
هميشه و در هر كاري ابتدا ۱۰۰ ايده نو جمع آوري كنيد سپس ۹۰ تاي آن را دور بريزيد آنگاه در مي‌يابيد كه ۱۰ ايده عالي در اختيار داريد.
 
۶- مطالب را به سادگي صحبتهاي هميشگي خود بيان كنيد
 
اگر بخواهيم لفظ قلم يا كتابي صحبت كنيم كار بسيار دشوار مي شود؛ نيمي از كلاممان محاوره‌اي و نيمي كتابي مي‌شود؛ عبارات نامانوسي مثل“مي باشه” ، “مي‌شوه”  و… محصول سعي نافرجام براي كتابي صحبت كردن است.
 
۷- با مخاطبانتان رو در رو باشيد
 
ارتباط چشمي با مخاطب از اهميت فوق العاده‌اي برخودار است.
 
۸- از روخواني كردن بپرهيزيد
 
خواندن مطلب از روي يادداشت نيمي از لطف سخنراني را از بين مي‌برد و شنوندگان خيلي سخت سخنراني كه از روي يك نوشته روخواني مي‌شود را تحمل مي كنند.
 
۹- اول سخنران بعد سخن
 
مهمترين موضوع سخنراني در برابر عموم خود گوينده است و آنچه بيان مي شود درمرتبه دوم قرار دارد
 
۱۰- آنچه مي گوييد آنقدر مهم نيست كه چگونه آن را مي‌گوييد.
 
تاثير هر گفتار بيشتر متكي به نحوه بيان است تا محتوا و ارزش مطلب .
 
۱۱- اگر وسط صحبت يادمان رفت كه چه مي گفتيم
 
فراموش كردن مطلب : مساله‌اي محتمل است كه ممكن است براي هركسي خصوصا در تجربيات اول پيش بيايد، در اين شرايط معمولا چند ثانيه ذهن قفل شده و بطور كلي فراموش مي‌كنيم كه اصلا راجع به چه چيزي صحبت مي كرديم.
 
ولي خوشبختانه اين حالت بسيار گذرا بوده و پس از چند لحظه (پنج تا ده ثانيه) دوباره همه چيز يادمان مي‌افتد. ولي ما نمي‌توانيم  مخاطبان  را به حال خود رها كرده و به دنباله مطلب فكر كنيم در اينگونه موارد دو كار مي توان كرد:
 
● مي‌توانيم يك يا چند  سوال از حضار بپرسيم. مثلا آيا صداي ما به رديف آخر مي رسه ؟ يا مطالب تا اينجا  مفهوم بوده ؟ يا اينكه تا اينجا كسي سوالي نداره ؟  و…
 
●  راه بهتر اين است كه آخرين جمله‌اي  را كه گفتيم تكرار كرده و صحبت را آن مورد تا چند جمله ادامه دهيم و در اين فرصتي كه ايجاد كرديم بايد به ادامه موضوع بينديشيم.
 
البته امروزه كه اغلب ارائه‌ها در قالب اسلايد و نرم افزار PowerPoint انجام مي شود اين مشكل كمتر بروز پيدا مي كند.
 
۱۲- مخاطب را ناديده نگيريد

●  به زمين يا هوا زل نزنيد. در اين حالت انگار با خودتان صحبت مي‌كنيد.  صحبت شما خشك و بيروح و كلامتان بي خاصيت مي شود.
 
● با جمعيت طوري صحبت كنيد كه گويا با ”مصطفي برزگر“ صحبت مي‌كنيد؛ مگر غير از اين است كه جمعيت از افرادي نظير ” مصطفي برزگر “ تشكيل شده است ؟
 
● طوري با شنوندگان صحبت كنيد كه گويي منتظريد آنها هر لحظه از جا بلند شده و با شما گفتگو كنند.
 
● در مقابل آنها لبخند بر لب داشته باشيد.
 
● پوشيدن لباس پاكيزه و مرتب اهميت زيادي دارد چون باعث تقويت اعتماد به نفس شده و هر اندازه كه وضع ظاهري نامرتب و شلخته داشته باشيد به همان ميزان از توجه مخاطبان كم خواهد شد.
 
۱۳- آغاز مناسب

● شروع يك سخنراني مانند آغاز يك سفر است؛ بايد ازقبل فكر كنيم كه از كجا بايد شروع كرد و از چه مسيري ادامه داد و در نهايت دقيقا بدانيم كه چه چيزي را به مخاطب بايد انتقال دهيم.
 
● نبايد صحبت را بيش از حد خشك و رسمي آغاز كرد.
 
● ابتداي يك سخنراني خيلي خيلي مهم است و انصافا مشكل ! و در موفق بودن بقيه سخنراني نقشي اساسي دارد. پس نبايد آن را سرسري گرفت و بايد براي آن طرحي داشت، مثلا يك بيت شعر يا يك مقدمه كوتاه دو سه جمله اي يا مثل همين مطلب با چند پرسش .
 
يك سخنران ماهر در خاطرات خود مي‌نويسد: ” هميشه دو دقيقه قبل از سخنراني ترجيح مي دادم مرا گلوله باران كنند ولي سخنراني نكنم … اما … دو دقيقه قبل از پايان حتي با رگبار گلوله هم مايل به تمام كردن سخنراني نيستم “
 
۱۴- چگونگي بيان

● در گفتار خود روي كلمات مهم تكيه كنيد واز كلمات كم اهميت سريع عبور كنيد.
 
● هميشه قبل و بعد از بايان نكات اساسي و مهم يك مكث كوتاه داشته باشيد.
 
● يكنواخت و ماشيني صحبت نكنيد، تن صدا و نحوه بيانتان را هر از چند گاه تغيير دهيد.
 
● جملات و عبارات مهم را با تمايز و تاكيد بيان كنيد؛ مثلا بلندتر و يا حتي آرام تر از باقي عبارات. تاثير اين كار دقيقا مشابه هاي‌لايت كردن توسط ماركر يا Bold كردن فونت در نوشته هاست.
 
● براي تاكيد بيشتر بر مطالب مهم مي‌توانيد آنها را يك بار تكرار كنيد ولي بهتر است در تكرار از بيان ديگري استفاده كنيم .
 
● زبان بدن (Body Language) راز موفقيت شماست و اين يعني استفاده درست و بجا از حركات،  ايما، اشاره و خلاصه تمامي اندام براي هرچه زنده و شاداب تر كردن جلسه ودميدن روح در فضاي سالن.
 
۱۵ – كلام پاياني :   مخاطب خود را دوست داشته باشيد
 
علاقه و صميميت گوينده نسبت به شنوندگان به آنها منتقل مي شود و جمعيت نيز هر گونه احساس وعلاقه را درك و منعكس مي كند؛ ولي اين موضوع مساله اي دلي است و براي آن نمي توان قاعده و فرمولي نوشت و فقط به صورت خلاصه مي توان كه تصور كنيد تمامي آنها كه روبه روي شمايند دوستانتان هستند.
 
ــــــ
 
خلاصه‌اي از اين نكات:
 
● در ابتداي كار محكم واستوار شروع كنيم .
 
● براي ارائه مطلب آمادگي قبلي داشته باشيم.
 
● تمرين . تمرين . تمرين .
 
● مطالعه و گردآوري مطلب بيش از آنچه كه بايد ارائه كنيم.
 
● براي يك سخنراني و سمينار خوب بايد در طي چند روز مطالب را آماده كرد .
 
● مطالب را تا حد امكان ساده و به بيان خودماني بازگو كنيد تا براي همه قابل فهم باشد .
 
● با مخاطبانتان ارتباط چشمي داشته باشيد .
 
● يكنواخت و با لحني ثابت صحبت نكنيد، روي مطالب مهم تاكيد كنيد .
 
مطالب ارائه شده خلاصه اي بسيار مختصر بود از كتاب : آئين سخنراني اثر ديل كارنگي
 
تمامي آنچه تا اينجا گفتيم اموري بودند كه به شخص شما مربوط مي‌شد. فراموش نكنيد كه ساختن اسلايدهاي مناسب به شكلي جذاب و گويادر نرم افزار PowerPoint نيز روي ديگر اين سكه است كه نبايد از آن غافل ماند .
 
۱۰ نكته مهم در طراحي و ارائه اسلايدهاي PwerPoint
 
1- انتخاب رنگهاي مناسب و داراي كنتراست (تضاد رنگي) براي زمينه و متن از اوجب واجبات است.
 
۲-  تاكيد بر استفاده هرچه بيشتر ازاشكال، نمودارها، جداول و عناصر بصري اهميت حياتي دارد.
 
فراموش نكنيد كه  نرم افزار PowerPoint ابزار مناسبي براي نمايش متن نيست؛ زيرا اصولا براي اينكار طراخي نشده پس بايد از قرار دادن بيش از چند سطر متن در هر اسلايد خودداري كرد.
 
۳- از قلم و فونت مناسب به شكلي كه مطالب براي همه مخاطبان قابل رويت ياشد استفاده كنيد.
 
۴- از افكت و جلوه هاي انيميشن در حد معقول استفاده كنيم. نه آنچنان كه اسلايدها خشك و بي روح باسد و نه آنچنان آن را پر از جلوه و گل و بلبل كنيم كه مطلب اصلي را تحت الشعاع قرار دهد.
 
۵- ارائه خوب الزاما ارائه اي نيست كه داراي حجم بالا و اسلايدها زيادي باشد  بلكه ارائه‌اي است كه با كمترين ميزان اسلايد و حجم، بيشترين اطلاعات را به مخاطب منتقل نموده و براي مستمعان ملال‌آور نباشد. هيچ وقت و هيچ وقت كيفيت ارائه را فداي كميت آن نكنيد.
 
۶- براي كاهش حجم، مطالب را خلاصه كنيد؛ همچنين در اكثر اوقات مي توان چندين صفحه متن را در جداول، نمودار و چارتهاي مناسب به صورتي كامل خلاصه كرد.
 
۷- به جاي اينكه تمامي متن را تايپ كنيد، فقط تعاريف اصلي و تيترها  را در اسلايد بياوريد،  به راحتي بقيه مطالب را مي توانيد به ذهنتان بسپاريد، البته اگر آنها را خوب درك كرده باشد.
 
۸- اگر تعاريف اصلي، اعداد، ارقام و امثال اينها را از روي اسلايد روخواني كنيد هيچ ايرادي ندارد ولي مواظب باشيد كه اين روخواني كردن را به كل مطالب تعميم ندهيد.
 
۹- هنگام ارائه بينندگان را هرچه بيشتر به تصاوير، نمودار و شكلها ارجاع دهيد و با اشاره توسط نشان دادن  با دست و… توجه آنها را به سمت خود و مطالبتان معطوف كنيد.
 
۱۰-   براي جلوگيري از مشكلات پيش بيني نشده اگر امكان داشت يك مرتبه برنامه را در كامپيوتر اجرا كرده و از مرتب بودن همه چيز مطمئن شويد.
 
در انتها بايد گفت كه :
 
شما حداكثر در طي ۲۰ تا ۳۰ دقيقه بايد هرچه را لازم است بيان كرده و سخنتان را تمام كنيد زيرا بر اساس تحقيقات روانشناسي، انسانها معمولا بيش از اين زمان نمي توانند بر موضوعي تمركر وتوجه داشته باشند اگر ناچار شديد ييشتر از۲۰دقيقه صحبت كنيد بايد به ذهن مخاطبتان يك زنگ تفريح كوچك مثلا ۱ دقيقه اي بدهيد.

يكي از بهترين معيارها براي سنجش، يك ارائه، سمينار  يا سخنراني موفق ميزان توجه واشتياق مخاطبان نسبت به آن است
 
منبع : عصر ارتباط


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۱:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه يك سخنران مصنوعي نباشيم

چكيده:
همه ما سخنراني‌هايي را شنيده‌ايم كه در آن به نظر مي‌رسد كارهايي كه سخنران انجام مي‌دهد همه درست هستند، ولي چيز نامعلومي‌در اين ميان اشتباه است. اگر از ما راجع به اين سخنراني‌ها سوالي پرسيده شود، احتمالا با كلماتي از قبيل «محاسبه شده» يا «مصنوعي» آنها را توصيف مي‌كنيم. شايد هيچ كد‌اممان نتوانيم بگوييم كه سخنراني دقيقا به چه دليل جذاب نبود، تنها نكته ...
  چگونه يك سخنران مصنوعي نباشيم


همه ما سخنراني‌هايي را شنيده‌ايم كه در آن به نظر مي‌رسد كارهايي كه سخنران انجام مي‌دهد همه درست هستند، ولي چيز نامعلومي‌در اين ميان اشتباه است. اگر از ما راجع به اين سخنراني‌ها سوالي پرسيده شود، احتمالا با كلماتي از قبيل «محاسبه شده» يا «مصنوعي» آنها را توصيف مي‌كنيم. شايد هيچ كد‌اممان نتوانيم بگوييم كه سخنراني دقيقا به چه دليل جذاب نبود، تنها نكته‌اي كه به ذهنمان مي‌رسد اين است كه سخنران به نظر مصنوعي مي‌آمد.

در اقتصاد پيچيده امروز، كاركنان و سهامداران، بسيار بيشتر از هميشه بدبين شده‌اند. قابل اعتماد بودن (شامل توانايي برقرار كردن ارتباط با ديگران به گونه اي كه كارهاي شما مصنوعي به نظر نرسد) به يكي از مهم‌ترين صفات رهبري تبديل شده است. زماني كه رهبران اين توانايي را دارند، مي‌توانند كاركنانشان را تشويق به انجام دادن كارهاي بسيار دشوار با تلاش فراوان بكنند.

ولي زماني كه رهبران فاقد اين توانايي باشند، بدبيني در سازمان حاكم مي‌شود و كاركنان تنها كارها را از سرشان باز مي‌كنند. ولي چرا به دست آوردن اين توانايي اينقدر دشوار است؟

آنچه علم مي‌گويد

همه ما قدرت ارتباط بي كلام را مي‌دانيم. زماني كه حرفي كه از دهان فردي خارج مي‌شود با زبان بدن او تطابق نداشته باشد، شنوندگان تنها به زبان بدن فرد واكنش نشان مي‌دهند. زبان بدن، بلند‌تر از حرف‌هايي است كه با كلمات بيان مي‌شوند. و اين حرف به اين معنا است كه شما نمي‌توانيد به سادگي بايستيد و حقيقت را بگوييد.

اين جمله را از مديراني كه مي‌خواهند سخنراني كنند زياد شنيده‌ايم كه: «نمي‌خواهم به نظر برسد كه سخنراني‌ام را زياد تمرين كرده‌ام، به همين دليل هم زياد سخت نمي‌گيرم.» ولي در زمان سخنراني، زبان بدن اين افراد، اعتبارشان را خدشه‌دار مي‌كند. از آنجايي كه او در شرايط استرس‌زا قرار مي‌گيرد و قبلا هم براي رويارويي با اين شرايط تمرين نكرده است، به نظر مي‌رسد كه در شرايط خوبي قرار ندارد و اعتماد به نفس لازم را براي مسلط شدن بر جلسه ندارد.

بنابر اين تمرين كردن و آماده بودن مهم است. ولي تمرين كردن سنتي هم جواب نمي‌دهد. چرا كه نياز به راهنمايي در مورد زبان بدن هم هست. مواردي از اين قبيل كه با شنوندگان ارتباط چشمي‌داشته باشيد، دست‌هايتان را به طرفين باز كنيد و غيره كه باعث مي‌شوند كه سخنران كاملا مصنوعي به نظر برسد.

ولي چرا زبان بدن تمرين شده از قبل، مصنوعي به نظر مي‌رسد؟ مطالعات نشان مي‌دهند كه زبان بدن، نشانگر چيز‌هايي است كه ما به آن فكر مي‌كنيم و بعد از اين حرف راجع به آن صحبت خواهيم كرد.

به عبارت ديگر، كلمات بسيار ديرتر از زبان بدن حرفي كه ما مي‌خواهيم بزنيم را به شنونده منتقل مي‌كنند. براي مثال زماني كه ما مي‌خواهيم حرفي را تاييد كنيم، ابتدا سرمان را تكان مي‌دهيم، به اين‌ترتيب، بدنمان زودتر از زبانمان حرفمان را بيان مي‌كند.

اگر زبان بدن زودتر از شكل گرفتن افكارمان و فكرمان زودتر از كلماتمان شكل مي‌گيرند، در اين صورت تفكر ما در مورد آماده كردن سخنراني‌هايمان بايد تغيير كند. زماني كه فردي سخنراني را به صورت سنتي راهنمايي مي‌كند، در اين صورت همه حركات بدن را يك به يك اجرا مي‌كند و در نتيجه سخنران موقع سخنراني همه اين حركات را درست همزمان با حرف‌هايي كه مي‌زند، يا كمي ‌بعد از آن از خود بروز مي‌دهد.

اگرچه شنوندگان به صورت آگاهانه اين تفاوت زماني غيرمعمول را متوجه نمي‌شوند، ولي توانايي دروني آنها در خواندن زبان بدن باعث مي‌شود متوجه شوند كه چيزي در اين ميان آنطور كه بايد نيست و سخنران را غيرقابل اعتماد و مصنوعي مي‌يابند.


تمرين مصنوعي نبودن

پس در اين صورت براي يك سخنراني مهم چگونه بايد آماده شد؟ بايد به چند نكته پايه‌اي در زير حرف‌هايي كه مي‌زنيد توجه داشته باشيد. روراست باشيد، ارتباط برقرار كنيد، راجع به چيزي كه حرف مي‌زنيد از خودتان احساسات نشان دهيد و گوش كنيد. زماني كه سخنراني‌تان را تمرين مي‌كنيد، اين نكات را در خاطر داشته باشيد.

سخنراني‌تان را چند بار تمرين كنيد و هر بار سعي كنيد يكي از اين اهداف را در خاطر داشته باشيد. تمرين كردن زبان بدن خاصي را فراموش كنيد. اگر شما بتوانيد اين اهداف را درك كنيد و واقعا به آنها اهميت بدهيد، در اين صورت زبان بدنتان خودش شكلي كه بايد را به خود مي‌گيرد و در لحظه مناسب حركت مناسب را از خود نشان مي‌دهد.

اگر شما بتوانيد به صورت فيزيكي و احساسي همه اين اهداف را در نظر داشته باشيد و موقع سخنراني به آنها توجه كنيد، تنها در اين صورت است كه آن اصالت واقعي كه مي‌تواند با شنوندگان ارتباط برقرار كند را به دست خواهيد آورد.

چيزي كه پشت يك سخنراني اصيل نهفته است

ايجاد اين ارتباط كار ساده‌اي نيست. در اينجا براي اين اهداف توصيه‌هايي مي‌شود.

هدف روراست بودن با مخاطبان. اين نكته اولين و به نوعي مهم‌ترين هدفي است كه در زماني كه يك سخنراني را تمرين مي‌كنيد بايد روي آن تمركز كنيد. چرا كه اگر شما روراست نباشيد در اين صورت مخاطبان: احساس مي‌كنند كه در مقابل آنها سنگر گرفته‌ايد. درست انگار از طرف آنها تهديدي احساس كرده‌ايد. در اين صورت شانس زيادي براي برقراري ارتباط نخواهيد داشت.

ولي چگونه مي‌توان روراست بود؟ تصور كنيد كه براي فردي كه با او احساس راحتي مي‌كنيد سخنراني مي‌كنيد. تصور كنيد كه در اين صورت چه احساسي داريد؟ اين احساس دقيقا همان چيزي است كه موقع سخنراني بايد داشته باشيد. اگر تصور كردن اين شرايط برايتان سخت است، از كسي كه با او احساس نزديكي مي‌كنيد، خواهش كنيد كه به سخنراني‌تان گوش كند و شما آن موقع سعي كنيد كه با او روراست باشيد و بعد ببينيد چه احساسي به شما دست داده است.

تغيير در رفتار غيركلامي‌تان مي‌تواند روي كلامتان هم تاثير بگذارد. اگر فرد هميشه زماني كه سخنراني سعي مي‌كند روراست باشد، بدنش آرامش مي‌يابد و به اين‌ترتيب مي‌تواند حرف‌هايش را با روشني بيشتري به مخاطبانش منتقل كند.

هدف برقراري ارتباط با مخاطبان: زماني كه موفق شديد سخنراني در حالتي كه روراست هستيد را تمرين كنيد، بايد سعي كنيد اين بار سخنراني‌تان را با تمركز بر مخاطبانتان انجام دهيد. راجع به نيازتان به درگير كردن شنوندگان فكر كنيد. تصور كنيد كه مي‌خواهيد توجه كودكي را جلب كنيد. مسلما براي اين كار استراتژي نمي‌چينيد. بلكه تنها كاري را مي‌كنيد كه حس مي‌كنيد بهترين كار است، صدايتان را بالاتر مي‌بريد، يا به او نزديك‌تر مي‌شويد.

در عين حال تنها جلب توجه كردن كافي نيست. شما همچنين مي‌خواهيد اين توجه جلب شده را، پيش خودتان نگه داريد. نگذاريد مخاطب‌تان به جاي اينكه حرف شما را گوش كند در فكر‌هايش غرق شود. حالا اينجا تصور كنيد كه به جاي كودك قبلي مي‌خواهيد توجه نوجواني را به حرف‌هايي كه مي‌زنيد نگه داريد به‌گونه‌اي كه حواسش پرت نشود.

كاري كه بسياري از سخنرانان حرفه‌اي مي‌كنند، اين است كه حرفشان را با مخاطب قرار دادن گروهي كه به فرض به رشد فروش سازمان كمك كرده‌اند آغاز مي‌كنند و به اين‌ترتيب توجه مخاطبان را تا آخر كار نزد خود نگه مي‌دارند.

هدف احساساتي بودن در مورد موضوع صحبت:

از خودتان بپرسيد كه چه چيزي برايتان مهم است؟ مي‌خواهيد سخنراني‌تان چه نتيجه اي بر جاي بگذارد؟ به جاي تمركز كردن روي چيزي كه مي‌خواهيد بگوييد، روي موضوعي كه در مورد آن صحبت مي‌كنيد و برايتان مهم است تمركز كنيد. بگذاريد احساسات در هر كلمه‌اي كه مي‌گوييد خودشان را نشان دهند و دور سوم تمرين سخنراني‌تان را اينگونه انجام دهيد.

سپس كار را براي خودتان سخت‌تر كنيد. تصور كنيد كه فردي در جمع هست كه در صورتي كه نتوانيد با احساساتتان توجهش را جلب كنيد، همه چيز را از شما خواهد ربود. به اين فكر كنيد كه چرا حرفي كه داريد مي‌زنيد مهم است تا احساساتتان در سخنراني آشكار شوند.

هدف گوش دادن به مخاطبان: حالا فكر كنيد كه زماني كه شما براي آغاز سخنراني‌تان به سمت سن حركت مي‌كنيد، مخاطبانتان چه احساسي دارند؟ آيا در مورد آينده خوشحال هستند؟ آيا نگران فروش پايين هستند؟ اين بار زماني كه تمرين مي‌كنيد، تصور كنيد كه داريد از نزديك آنها را تماشا مي‌كنيد و به دنبال واكنش آنها به حرف‌هايتان هستيد.

مسلما هدف شما براي كشف احساسات مخاطبانتان در زمان سخنراني واقعي مهم‌ترين نقش را خواهد داشت. معمولا مخاطبين حرف نمي‌زنند، ولي علائم غيركلامي‌ مي‌فرستند كه بايد براي گرفتن آنها و جواب دادن به آنها آماده باشيد.

اين كار به آن سختي كه به نظر مي‌آيد هم نيست. از آنجايي كه شما هم يك انسان هستيد به همان اندازه مخاطبانتان در درك زبان بدن خبره هستيد، ولي در صورتي كه هدف اين كار را داشته باشيد. با ديدن عكس العمل مخاطبانتان شايد بخواهيد صدايتان را بلند‌تر يا آرام‌تر كنيد، بخش‌هايي از حرف‌هايتان را حذف كنيد يا... اگر اين كار باعث مي‌شود كه مخاطب‌تان را در يك ديالوگ دو طرفه درگير كنيد كه چه بهتر.

اگر زماني براي پرسش و پاسخ در نظر گرفته ايد، در اين زمان با تمام وجود به حرف‌هاي مخاطب گوش كنيد. درست انگار او حرف بسيار مهمي‌مي‌زند كه حتي يك كلمه از آن را هم نمي‌خواهيد از دست بدهيد. در اين صورت بدون اينكه آگاهانه به كاري كه مي‌كنيد فكر كنيد، مي‌بينيد كه بدنتان به جلو خم شده است و شما داريد سرتان را به نشانه تاييد تكان مي‌دهيد. حركاتي كه در صورتي كه به شما گفته شده بود از خودتان بروز بدهيد، كاملا مصنوعي به نظر مي‌رسيدند.

مسلما شنيدن حرف‌هاي مخاطبان در ميانه مصاحبه كار دشواري است. ولي مي‌توانيد از حرف‌هايي كه آنها مي‌زنند، براي ارائه‌هاي بعدي‌تان استفاده كنيد. براي مثال ممكن است در پايان سخنراني‌تان متوجه شويد كه مخاطبانتان هنوز متوجه نشده اند كه چرا فروش شركت كم شده است كه حالا بايد از يك راه حل خاص براي بالا بردن آن استفاده كرد.

در اين صورت مي‌توانيد چند دقيقه آغازين سخنراني بعدي‌تان را به توضيح اين موضوع كه چرا فروش كم شده است اختصاص دهيد. مخاطبان هميشه مي‌خواهند در قبال چيزي كه از سخنران مي‌گيرند، چيزي هم به او بدهند. به ياد داشته باشيد كه در نهايت تنها با‌ تركيب روراست بودن، ارتباط برقرار كردن، بروز احساسات و گوش كردن است كه مي‌توان يك سخنران اصيل بود. سخنراني كه مخاطبان احساس نمي‌كنند برايشان فيلم بازي مي‌كند.

منبع : دنياي اقتصاد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۱:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ]nk">۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان