مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3521
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 11
همه : 4259057

 

در مقاله قبل، در مورد شيوه قانون‌گذاري صحبت كرديم. در ادامه آن مطالب در مورد دلايل ضرورت وجود ضوابط و روش كار مشخص براي دانش‌آموزان بحث مي‌كنيم.

1- براي كاهش حس عدم امنيت در ميان شاگردان، بايد ضوابط و مقررات مشخص باشد و به روشني بيان شود تا پيش‌بيني‌پذير بودن مسائل كلاس، از عدم امنيت و نگراني دانش‌آموزان كاسته شود. زيرا بخش تحتاني مغز مسئول اعمال حياتي انسان است و چون اين بخش از مغز در هنگام ترس فعال مي‌شود، براي يادگيري واقعي بايد اين بخش از مغز در آرامش باشد.

2- احساس ترس و عدم امنيت، يكي از موانع يادگيري است.
3- وقتي معيارها به طور پيوسته به اجرا درآيد، از بروز رفتارهاي آزارنده و مخرب غيراجتماعي جلوگيري مي‌كند. زيرا اين رفتارها در فرآيند ياددهي – يادگيري مطلوب اختلال ايجاد مي‌كند.

4- خود معلم با وجود ضوابط از ابتداي كلاس و در مراحل مختلف، مي‌داند از كلاس چه مي‌خواهد و برنامه مشخصي دارد.

5- با وجود ضوابط مشخص به طور غيرمستقيم به دانش‌آموزان نظم را آموزش مي‌دهيم.
حال كه با وجود ضرورت ضوابط آشنا شديم، براي تنظيم آن چه كار بايد كرد... 

1- براي تنظيم ضوابط مورد نياز كلاس بايد وقتي را براي تفكر در مورد آنها بگذرانيد و مشخص كنيد براي مراحل تدريس زير چه ضوابط مشخص و تعريف‌شده‌اي داريد.
- وقتي داريد حضور و غياب مي‌كنيد؛
- وقتي شاگردان در گروه‌هاي كوچك با هم كار مي‌كنند؛

- وقتي همه كلاس در مورد موضوعي واحد بحث مي‌كنند؛

- وقتي شاگردان امتحان مي‌دهند؛

- وقتي شاگردان كنفرانس مي‌دهند؛

- وقتي شاگردان وارد كلاس مي‌شوند يا از كلاس خارج مي‌شوند؛

- وقتي شاگردان فعاليتي را تمام مي‌كنند و به سراغ فعاليتي ديگر مي‌روند؛

- وقتي شاگردان كارهاي فردي خود را انجام مي‌دهند؛

- وقتي شاگردان رفع اشكال مي‌كنند؛ يا

- وقتي كه داريد در جلو كلاس؛ درسي را مستقيماً ارايه مي‌كنيد.

2- اداره كلاس شما بايد براساس ويژگي‌هاي شخصي خودتان باشد و از كپي‌برداري صرف كه با روحيه شما سازگار نيست، اجتناب كنيد.

3- در مورد ضوابط كار در كلاس، صراحت و قاطعيت داشته باشيد.

4- به شاگردان بايد تفهيم كنيد كه چه انتظاري داريد و منطق اين ضوابط را نيز براي آنها بيان كنيد.
براي روشن شدن مطلب مثال‌هايي از وقت حضور و غياب و ورود شاگردان به كلاس را در اينجا مي‌آوريم.

مرحله اول:
از سه تا يك آهسته آهسته و بلند مي‌شماريم. با اين كار به شاگردان هشدار مي‌دهم كه انتظار اين است كه ساكت باشند و در ضمن اين شمارش، صحبت‌ شان را تمام كنيد.

مرحله دوم:
 به همه كلاس نظري مي‌اندازم تا مطمئن شوم شاگردان همه رو به من نشسته‌اند.

مرحله سوم:
نام شاگردان را يك ‌به ‌يك مي‌خوانم.

مرحله چهارم:
تذكراتي كه مسئولين مدرسه داده‌اند به بچه‌ها اطلاع مي‌دهم.

مرحله پنجم:
به بچه‌ها اجازه مي‌دهم آرام صحبت كنند.

5- با بچه‌ها بحث كنيد و آنها را در تعيين ضوابط مشاركت دهيد زيرا اگر آنها احساس كنند كه در اين فرآيند سهيم هستند، ضوابط را بهتر رعايت مي‌كنند و هم‌چنين براي پيشبرد مقاصد آموزشي اين امر مهم و حياتي است.

6- از ضوابط نسخه‌اي را نوشته و روي ديوار كلاس بچسبانيد، زيرا يادگيري از طريق ديدن بيشتر از شنيدن است.

7- اگر مي‌خواهيد كلاس مطابق پيش‌بيني شما پيش برود، در روش‌ها و ضوابط، ثبات داشته باشيد.

8- اين نكته را فراموش نكنيد كه گاهي شاگردان، معلم خود را محك مي‌زنند تا ببينند چقدر در كارش جدي است.

9- جريمه‌هاي درجه‌بندي شده به منظور تحكيم اين روش‌ها در نظر بگيريد و شاگردان را از قبل از آنها مطلع سازيد.
اولين خطا: تذكر

دومين خطا: مؤاخذه و درخواست ارايه توضيح از شاگرد

سومين خطا: ماندن در كلاس پس از اتمام مدرسه

چهارمين خطا: تماس با والدين

10- با يك‌بار گفتن، ضوابط به طور خودكار و هميشه اجرا مي‌شود. بايد مرتب كنترل گردد كه مطمئن شويد شاگردان ضوابط را درك كرده‌اند.
11- چون ضوابط براي ايجاد نظم در كلاس و تسهيل در يادگيري است، اگر متوجه شديد ضوابطي كه قرار داده‌ايد اين امر را ميسر نمي‌كند، مي‌توانيد آنها را تغيير دهيد.
علاوه بر ضوابط كه مواردي تقريباً ثابت در طول سال تحصيلي است. دستورالعمل‌ها نيز وجود دارد.

دستورالعمل‌ها، تدابير غيررسمي هستند كه در يك كلاس معين و يك موقعيت خاص وضع مي‌شود كه بگويد كارها چگونه انجام يابد. مثلاً در كلاس درس مواردي چون امتحان پيش مي‌آيد كه در همان لحظه دستورالعمل‌هايي را به شاگردان بايد داد.

1- دلايل وجود دستورالعمل ار شرح دهيد.
مثال:
راهنمايي‌هايي كه براي امتحان روز شنبه، قبل از شروع امتحان مي‌دهم. آنها را به دقت دنبال كنيد تا بتوانيد از عهده امتحان برآييد و موفق شويد.


2- بچه‌ها را سؤال كردن درگير كنيد.
مثال:
چه عواقبي در انتظار شاگردي است كه وسايل لازم را با خود به جلسه امتحان نياورده باشد.

3- براي مؤثر بودن دستورالعمل‌ها، آنها را بايد جدي آموزش داد.

4- دستورالعمل‌ها بايد پيوسته اجرا شوند، زيرا اگر پيوسته نباشد، نقض مي‌شوند.

5- در دادن دستورالعمل‌ها بايد متوسط شاگردان را در نظر گرفت، هرچند بچه‌هاي ضعيف‌تر را نبايد ناديده گرفت.
مثال:
 دستورهاي خاص امتحان را توضيح دهيد.

- به جز يك خودكار چيزي روي ميز نباشد.

- صحبت نكنيد، كسي از جايش بلند نشود.

- تا وقتي نگفته‌ام، برگه‌ها به پشت روي ميزتان باشيد.

- وقتي كه من گفتم شروع كنيد، برگه‌ها را برگردانيد، نام خود و تاريخ را روي آن بنويسيد و سؤالات را به دقت بخوانيد.

- وقتي آماده شديد، شروع به نوشتن كنيد.

- اگر سؤالي داشتيد، دست‌تان را بلند كنيد؛ و تا من بالاي سرتان بيايم، صبر كنيد.

- وقتي كه تمام كرديد، پاسخ‌هايتان را كنترل كنيد. به جلو كلاس بياييد و برگه‌هايتان را تحويل دهيد. تا وقتي كه همه برگه‌ها جمع شوند مي‌توانيد كتابي را دربياوريد و آرام مطالعه كنيد.

 

حال اگر ضوابط مناسبي در نظر گرفته باشيم و دستورالعمل‌ها را نيز به درستي به شاگردان منتقل كنيم، آيا در اداره كلاس موفق هستيم يا باز مسايل ديگري نيز هست كه بايد رعايت كنيم؟

چگونه است كه شاگردان بعضي از معلمان را جدي مي‌گيرند و بعضي ديگر را نه؟

و چگونه است كه بعضي از معلمان از يك كلاس شكايت دارند ولي بعضي ديگر اين‌گونه نيستند؟

در اصل معلمان موفق كساني هستند كه پي برده‌اند كه بايد همه توانايي‌هايشان را در كار معلمي به كار گيرند، اين توانايي‌ها چه هستند كه معلم مي‌تواند استفاده از آنها تأثيرگذار باشد.

در اينجا ما آنها را به شرح زير معرفي مي‌كنيم:

1- استفاده از زبان بدن

هنگام صحبت كردن با شخص يا گروهي، پيام ما علاوه بر آنچه مي‌گوييم، از طريق چگونگي گفتن ما منتقل مي‌شود.

براساس پژوهش‌ها 7٪ پيام از طريق كلام و واژه‌ها، 38٪ توسط آهنگ صدا و 55٪ توسط زبان بدن منتقل مي‌شود.

هم‌چنين معلماني كه در ايجاد ارتباط غيركلامي تبحر دارند، در انتقال دانش هم موفق‌تر هستند.

ژست شق و رق و باابهت اين پيام را به دانش‌آموزان القا مي‌كند كه همه چيز در كنترل شما است و از طرفي هم مي‌توانيد بر كارهاي بچه‌ ها نظارت كنيد.

براي القاي اين‌كه اعتماد به نفس داريد و در موضع ضعف و دفاع نيستيد، سعي كنيد دست ‌هايتان از دو طرف بدن آويخته باشد و حتي‌الامكان از حلقه كردن دست‌ها بر سينه اجتناب كنيد.

2- طرز نشستن و ايستادن
در طرز نشستن و ايستادن خود پيام‌هاي قوي را به مخاطبين مي‌فرستيد و هم‌چنين در نشستن و ايستادن قدرتي نسبي نهفته است.

در مدرسه كه معمولاً بچه‌ها بايد بنشينند، ايستادن در كنار كسي كه در حال نشستن است، ايجاد اقتدار مي‌كند.

كار ساده‌اي مثل نشستن شما روي صندلي بزرگ مي‌تواند در مورد توازن قوا در كلاس پيام نمادين خوبي باشد.

3- صميميت
گاهي يكي از بهترين شيوه‌هاي كنترل شاگردان ايجاد شرايطي است كه بتوانيد به آنها نزديك شويد، به طوري كه يكي از آنها محسوب شويد.

بعضي وقت‌ها خوب است از فرصتي استفاده كنيد و كمي با شاگردان‌تان بنشينيد. اين كار حس هم‌پايه بودن را ايجاد مي‌كند و شاگردان مي‌توانند مستقيماً با شما تعامل برقرار كنند.

اگر براي رودررو قرار گرفتن با مخاطب كاملاً بدن خود را بچرخانيد، گفت‌وگوي‌تان خودماني و خصوصي‌تر مي‌شود. هم‌چنين اين كار نشانه آن خواهد بود كه كاملاً به آن توجه داريد و بيشتر علاقه‌منديد كه در اين كار سهيم باشيد.

براي شروع كلاس بهترين حالت يك احوال‌پرسي ساده با شاگردان است.

براي اشاره به يك دانش‌آموز، از انگشت استفاده نكنيد زيرا احساس ترس و نگراني ايجاد مي‌كند بلكه از او فاصله بگيريد و مستقيم به او نگاه كنيد و اگر لازم شد با دست كامل به او اشاره كنيد.

از هر دو شيوه كنترل و اقتدار و جدي بودن و صميميت آگاه باشيد و به تناسب از آنها استفاده كنيد.

4- ارتباط چشمي
چيزي كه باعث ناكامي بعضي از معلم‌ها مي‌شود، اكراه آنها از ارتباط چشمي در هنگام بيان روش‌ها و ضوابط كلاس است. ارتباط چشمي براي درگير كردن همه دانش‌آموزان به درس ضروري است.

نگاه به آرامي و باعلاقه به دانش‌آموزان، گفت‌وگوها را صميمي‌تر مي‌كند و آنها را درگير درس مي‌كند، اين كار شبيه يك تعهد عاطفي و رواني است.

شاگردان از چشم‌هاي شما مي‌خوانند كه چقدر امنيت و اعتماد داريد، زيرا چشم‌ها ميزان اعتماد به نفس شما را برملا مي‌كند. حتي زماني كه حس دروني شما خلاف اين مسأله بود، با اين كار به حس اعتماد و امنيت تظاهر كنيد.

5- لحن صدا
صدا همراه ژست بدني مناسب و ارتباط چشمي ابزار بسيار مهمي در كنترل جمعي است.

معلمي كه اوضاع را در كنترل ندارد، فرياد مي‌كشد پس از آن اجتناب كنيد.

صداي خيلي آرام يعني نداشتن صلابت و در نتيجه كسي به صحبت شما توجه نمي‌كند.

لحن صدا بايد محكم و داراي صلابت كافي باشد.

تمام شدن مبحثي از درس و شروع بحث جديد را با تغيير لحن صدا نشان دهيد.

در تعيين تكليف شاگردان، از لحن صريح و قوي استفاده كنيد.

مي‌توانيد صداي خود را ضبط كنيد تا از تأثيري كه صدايتان ايجاد مي‌كند، آگاه شويد.

6- وضع اندامي يا طرز نشستن و ايستادن
اهميت و اعتبار گفته‌هاي‌تان را با وضع اندامي كه به خود مي‌گيريد، مشخص مي‌كنيد.

حركات صريح و بي‌پروا، اعتماد به نفس را القا مي‌كند، البته نبايد غيرعادي باشد كه عصبي بودن را نشان مي‌دهد.


اگر به دست راست خود براي تأكيد بر نكات درسي حركت دهيد باعث مي‌شود كه مخاطب در جريان ندريس دخيل شود.

كشيدن دست به طرف بدن، گرمي و خواست شما به شركت همه بچه‌ها در درس را القا مي‌كند.

براي اينكه آرامش را به شاگردان انتقال دهيد بايد پاها را روي هم نيندازيد، دست را روي سينه گره نكنيد، هنگام صحبت كردن كمي به جلو خم شويد.

ارزش لبخند را كم نگيريد، لبخند زدن و ارتباط چشمي مثبت و طولاني و حلقه نكردن دست‌ها، حس صميميت را القا مي‌كند.

ژست‌هاي ناساز، پيام‌هاي معكوس مي‌فرستند.

فشردن لب‌ها به هم، اجتناب از ارتباط چشمي، تكيه كردن به عقب و گره زدن دست‌ها، القا كننده وضعيت دفاعي است.

اميد است كه اين دو مقاله قبل از شروع سال تحصيلي، راه‌گشايي باشد براي دوستاني كه تجربه‌هاي اولين سال تدريس خود را مي‌گذرانند.

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=182896


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۱:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه بهتر گوش كنيم؟ 

گوش كردن يكي از مهمترين مهارتهايي است كه با پرورش آن مي توانيد كارآيي خود را در مدرسه افزايش دهيد. اين مهارت بعد از مهارت خواندن، يكي از مشكل ترين مهارتهاست.
در اين جا سعي داريم تا با راههاي پرورش اين مهارت آشنا شويم. كلاس مكاني براي يادگيري و گوش كردن است. و
يليام آرمسترانگ خوب گوش كردن

در كلاس:
* در كلاس مطالب درسي را دنبال كنيد و به رويا فرونرويد. ( خيالبافي نكنيد. )
* اگر حرف بزنيد، مطمئنا نمي توانيد گوش كنيد.
* در هنگام گوش كردن قلم به دست باشيد و نكات مهم را يادداشت كنيد.

قبل از كلاس:
* راجع به مطالب درسي جديد فكر كنيد.
* نكات مهم جلسه گذشته را به ياد آوريد. ( دوره كنيد. )
* تكاليف خود را انجام دهيد.

در كلاس:
* آنچه را كه قبلا ياد گرفته ايد با مطالب جديد ارتباط دهيد.
* آيا شما راجع به موضوع درس اطلاعات اضافي داريد؟
* در طي درس چه چيزي به ذهن شما مي آيد؟
 * برروي موضوع درس تمركز كنيد.
* نكات مهم درس را يادداشت كنيد.
* در صورت امكان روي نيمكتهاي جلوي كلاس بنشينيد. اگر جلوتر باشيد بهتر مي توانيد گوش كنيد.

بعد از كلاس:
* مطالب درسي و يادداشتهايتان را دوره كنيد.
* بعضي ها دوست دارند كه يادداشتهايشان را پاكنويس كنند، اما سعي كنيد براي اينكار وقت زيادي اختصاص ندهيد.
* هنگام دوره زير نكات مهم خط بكشيد.

نكات ديگري راجع به گوش كردن:
* خوب گوش كردن به معني توجه كردن است.
* تمام آنچه را كه گفته مي شود بشنويد، نه آنچه را كه دوست داريد.
* آنچه را كه مي شنويد با آنچه كه از قبل مي دانستيد ربط دهيد.
* نكات مهم درس را تشخيص دهيد.
* سعي كنيد نكات مهمي را كه ممكن است سوال امتحان باشد، تشخيص دهيد.
* صحبتهاي معلم را دنبال كنيد. ( حدس بزنيد صحبتهاي بعدي او چه خواهد بود. )
* به دقت به آنچه معلم راجع به تكاليف درسي مي گويد، گوش كنيد و در صورت نياز آن را يادداشت كنيد.
* به دقت گوش كنيد و به دنبال عبارات كليدي معلم باشيد و به آن اهميت دهيد.

عباراتي همچون " اين مطلب مهم است...، مهم است بدانيد كه... و يا لازم است كه اين مطلب را براي امتحان بدانيد...
" بخاطر بسپاريد كه گوش كردن با شنيدن متفاوت است. شما مي توانيد هرچيزي را بشنويد، اما به آن گوش نكنيد يا از يك گوش بشنويد و از گوش ديگر بيرون كنيد. براي گوش كردن بايد فكركنيد و فعال باشيد نه منفعل.

http://www.takraghami.com/takraghami/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۱:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه يك سخنران و گوينده و مجري جذاب و تأثيرگذار باشيم


بيشتر اوقات زندگي روزمره ما به مراوده و گفتگو و تعامل با ديگران ميگذرد. در منزل، محل كار، خيابان، تاكسي، مغازه، كلاس درس و … در اين ميان هميشه عده‏اي انگشت شمار از افراد در ميان ديگران برتر بوده و نامشان زبانزد ديگران است. همچنين هميشه باعث جذب سايرين شده و در كل افرادي پرنفوذ و تاثيرگذار هستند. البته جذابيت شخصيتي با جذابيت زيبا بودن فرق دارد. جذابيت و گيرايي شخصيتي كاملا اكتسابي است و آگاهانه و يا ناآگاهانه كسب ميشود. اينگونه افراد هيچ فرقي با ديگران ندارند؛ مثلا ستاره داشته و يا اينكه جادوگري بدانند بلكه به صورت دانسته و يا ناخودآگاه يك سري قوانين را هميشه رعايت مي‏نمايند كه همين قوانين عامل برتري و جذب ديگران و عامل نفوذ در اذهان است. ما نيز مي‏توانيم اينطور باشيم. در اينجا به بعضي از اين عوامل اشاره‏اي مختصر مي‏نمايم :

1- كمتر حرف بزنيم : اين بدان معنا نيست كه حرف نزنيم و يا سرمان در لاك خودمان باشد. بلكه هرجا نياز به صحبت كردن بود خود را نشان داده و نظر خود را ايراد كنيم. متاسفانه بعضي افراد اينطور برداشت مي‏نمايند كه كم گويي يعني هيچ‏گويي و همين امر باعث منزوي شدن و دور شدن از اجتماع مي‏گردد.

2- قبل از شروع صحبت حداقل ۳۰ ثانيه فكر كنيم : فكر كردن قبل از شروع صحبت هر چند كم و كوتاه باعث گزيده‏گويي شده و از هرگونه گاف زدن و همچنين بيهوده گويي و با عجله صحبت كردن جلوگيري مي‏كند. حتما ديده‏ايد افرادي كه پس از شنيدن حرفي يا سوالي مدت زماني كوتاه آنرا حلاجي نموده و سپس بيان مي‏نمايند و اكثر اوقات جواب آنها بسيار متين و درست است و هيچ جاي ايراد نيست. اما امان از افرادي كه آنچه به ذهنشان مي‏آيد را بيان مي‏نمايند، بدون اينكه حتي لحظه‏اي در مورد آن فكر كنند. به اصطلاح با صداي بلند فكر ‏مي‏كنند و اكثر اوقات حرفهايي مي‏زنند كه باعث پشيمانيشان مي‏گردد. فكر كردن آسان است. تمرين كنيم.

3- با صداي بلند نخنديم : خنده با صداي بلند شخصيت انسان را زير سوال مي‏برد. هيچ انسان گرانمايه‏اي را نخواهيد ديد كه با صداي بلند خنديده و يا قهقهه بزند. از بازيگران معروف سينما (در زندگي شخصي) گرفته تا بزرگان و دانشمندان. با صداي بلند خنديدن باعث جلب توجه ديگران شده و با توجه به اينكه ديگران نمي‏دانند مطلب شما چقدر خنده‏دار است، باعث سوء برداشت آنها مي‏شود.

4- لبخند بزنيم : يك لبخند كوچك باعث جذب مي‏شود. هر انسان داراي كودك دروني است كه آن كودك درون به آنچه كه خود بخواهد جذب مي‏شود چه بخواهيم و چه نخواهيم. اخلاق كودك درون دقيقا مانند كودكان است و به چيزهاي زيبا عكس العمل مثبت نشان مي‏دهد. پس همانطور كه يك كودك جذب يك لبخند مي‏شود، ما نيز جذب چهره‏هاي بشاش و خنده‏رو مي‏شويم. همچنين لبخند باعث زيباشدن چهره مي‏شود.

5- در امور ديگران دخالت نكنيم : برايتان چقدر پيش آمده كه با تلفن همراه يا شخصي ديگر صحبت مي‏كرده ‏ايد كه دقيقا پس از پايان صحبت، يك نفر ديگر آمده وگفته "چي شده؟"؟ حتما برايتان پيش آمده است كه اين قضيه كمي باعث تنفر شما شده است. امور ديگران به ما ربطي ندارد زيرا اگر ربط داشت، با ما نيز در ميان گذاشته مي‎‏شد. دخالت در امور ديگران باعث دفع آنها شده و نوعي دورشدن را ايجاد مي‏نمايد. زيرا با توجه به شناختي كه افراد از شخص فضول دارند، از رفت و آمد و حتي صحبت مقابل وي خودداري مي‏كنند.

6- شوخ طبع باشيم ولي بسيار بسيار كم شوخي كنيم : شوخي هرقدر هم كوچك مي‏تواند باعث رنجش شود مگر اينكه اين شوخي با فكر قبلي و بررسي بيان شده و يا انجام شود. مثلا شوخي‏هايي كه با شخصيت افراد رابطه دارد باعث قتل شخصيت مي‏شود. شوخي اگر در حد يك لبخند كوچك و مليح باشد، بسيار شيرين است و نه بيشتر. شوخي فراوان انرژي ذهني را كاسته و جذابيت را از بين مي برد. چراكه شوخي بتدريج پرده هاي حرمت را پاره كرده و كم كم موجب بي احترامي مي شود. با اين حال تبسم به چهره جذابيتي عميق مي بخشد. در تبسم سنگيني و متانت موج مي زند ولي در خنده زيادي و شوخي سبكي و كاهش جذابيت نهفته است.

7- آنچه هستيم باشيم : از بيان حرفهاي بيخودي و دروغ و بزرگ كردن خود بپرهيزيم. آنچه كه هستيم باشيم به اين معنا كه خود را بزرگتر از آنچه هستيم جلوه ندهيم و سعي نكنيم خود را به زور در دل مردم جاي دهيم.

8- به وضع ظاهري خود برسيم : يكي از عواملي كه باعث تاثيرگذاري در بين سايرين مي‏شود، خوش لباسي، خوشبويي و خوش صورتي است. مطمئنا هيچ كس دوست ندارد با شخصي كه دهان او بوي بد مي‏دهد و يا لباسش پاره است دمخور شود. ضمن اينكه هماهنگي و پاكيزگي ناخودآگاه باعث جذب مردم مي شود. البته بايد دقت شود كه لباس هاي عجيب و غريب باعث جذب نمي شود. تميزي و اطوي لباس، موهاي مرتب، دهان خوشبو مجذوب كننده است. اما آراستگي ظاهري فقط به پوشش داخل و خارج خلاصه نمي شود بلكه حرفهاي زيبا، جملات مثبت، اعمال درست نيز باعث جذب است.

9- سكوت را تمرين كنيم : بعضي افراد مي پندارند كه هر چه شلوغتر و پر صداتر باشند بيشتر جذب مي شوند ولي اينطور نيست. سكوت تاثيري ذهني در افراد مي گذارد. هنگام سكوت، در اطراف خود ايجاد خلاء مي نماييم و اين خود باعث جاذبه است. ضمن اينكه سكوت انسان را عاقلتر و با تجربه تر نشان مي دهد، زمينه اي مناسب براي صميميت است. البته سكوت ناشي از ترس و عدم اعتماد بنفس، باعث كاهش جذابيت است. همچنين نرم و با ملايمت صحبت كنيم چراكه جيغ، داد و هوار، بلند صحبت كردن و خشن و عصبي بودن باعث قطع اعتماد مردم مي شود.

10- فرد محترمي باشيم : به خود و ديگران احترام بگذاريم. بي ادبي در كلام و گفتار و رفتار از جذابيت بسيار مي كاهد. بايد در ظاهر آراسته و در باطن وارسته بود. شخص مودب و متين و محترم بي ترديد جذاب تر از بي ادبان است. هتاكي و ناسزا گفتن حتي به افراد بدصفت و بي شخصيت و همچنين تحقير و تمسخر و غيبت و بدگويي مخالف با احترام است.

11- در رفتار و كلام قاطعيت داشته باشيم : سست عنصر نبودن و پاي تصميمات و تعهدات ماندن موجب جذابيت است. افرادي كه شخصيتي قاطع دارند هدفهاي مشخص و ارزشهاي معيني و برنامه هاي مدوني دارند و بلااستثنا جذابند. قدرت "نه" گفتن به درخواست هاي بي ارزش ديگران موجب رويش جذابيت است. بعضي افراد خود را فداي اين و آن مي كنند و هركار مثبت يا منفي را قبول ميكنند و اينطور مي خواهد در دل ديگران رخنه كنند كه نمي شود. جذابيت يعني مصمم بودن و قاطعيت در رفتار و گفتار.

12- مراقب اميال و غرايز شخصي خود باشيم : افراد داراي شخصيت مسلط و چيره بر غرايز و اميال، داراي تسلط بيشتري هستند. كساني كه بر ميل جنسي، ميل غذا خوردن، عواطف و هيجانات خود مسلط هستند، جذابيت معنوي دارند. تاثير رواني گذاشته و انرژي مثبت از وجودشان فوران مي كند. كساني كه غريزي و هوي هوسي هستند و مدام در پاسخ به اميال خود به سر مي برند و نمي توانند خود را كنترل نمايند و خصوصا به زبان و نگاه خود مسلط نيستند، هيچگاه به جذابيتي كه انتظار دارند دست نخواهند يافت و مسلما بدون كسب جذابيت از تاثيرگذاري هم خبري نيست.

http://www.takraghami.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۱:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

۶ قدم تا تبديل شدن به يك سخنران حرفه اي
 

ممكن است براي شما هم پيش آمده باشد تا براي گروهي از مخاطبان درباره موضوعي سخنراني كنيد. صحبت كردن در چنين جلساتي خود يك هنر و توانايي است و نيازمند يادگيري و تجربه آموزي مي باشد. اگر فكر مي كنيد كه با انتقال حجم انبوهي از اطلاعات مي توانيد سخنران موفقي باشيد، اشتباه مي كنيد.

فضاي جلسات سخنراني فراتر از فضاي مقالات و كتاب ها مي باشند. حجم بالاي اطلاعات را مي توانيد در وب سايت خود نيز قرار دهيد. تفاوت اصلي ميان نوشتار و ويدئو و علت تاثيرگذاري بالاي ويدئوها نيز همين است. شما در جلسات سخنراني نه فقط اطلاعات، بلكه حس خود را منتقل مي كنيد.

به ويدئو چگونگي ايجاد يك جنبش دقت كنيد. موارد زير از نقاط قوت سخنرانان حرفه اي مانند Drek Sivers ميباشد.

 1. هيجان و شور داشته باشيد
تظاهر نكنيد. شنوندگان هوشمند هستند. اگر مطلبي را دوست نداريد اصلا درباره آن سخنراني نكنيد. وقتي شور داريد فقط لب و دهانتان حركت نمي كند، دست و ماهيچه هاي صورتتان به كمك شما مي آيند تا مطلب را تاثيرگذار تر مطرح كنيد.


2. كمتر از كلمات استفاده كنيد
در يك جلسه سخنراني، نيل به يك هدف تاثيرگذار بهتر از بدست آوردن ۱۰ هدف كم عمق و بي تاثير است. سعي كنيد يك مطلب را تاثيرگذار مطرح كنيد. براي اين منظور ويدئو هاي سايت Ted نمونه هاي گرانبهايي براي ارائه مفاهيم بزرگ در كمترين زمان مي باشند.

 
3. پر بار باشيد
مطلب را از زاويه ديد مخاطبان مورد بررسي قرار دهيد و بسنجيد. سعي كنيد آن چيزي را بگوييد كه مخاطب هم اكنون به آن مي انديشد. شيوه هايي را پيدا كنيد كه مخاطب مطلب شما را بهتر درك كند. مثال، داستان، ارائه هاي تصويري و يا ويدئويي و ... در درك بيشتر مطلب موثر است.

 
4. مخاطبان را به مشاركت دعوت كنيد
منتظر زمان پرسش و پاسخ در انتهاي جلسه نشويد. از همان ابتدا مخاطبان را در بحث شركت دهيد. از آنها بخواهيد بجاي دست بالا بردن از جايشان بلند شوند.

از برخي بخواهيد كه درباره مشكلات و راه حل هايشان صحبت كنند. براي اين منظور ويدئو هاي توماج فريدوني(سخنران و نويسنده در زمينه بازاريابي) آموزنده اند.

 
5. محل سخنراني را تجربه كنيد
يك روز قبل در محل سخنراني آماده شويد و همه چيز را تست و تجربه كنيد. روي صندلي بنشينيد و در Stage حركت كنيد، صدا را چك كنيد. حتي اگر محل سخنراني در جايي خارج از محل زندگي شما مي باشد سعي كنيد يك شب زودتر در آنجا حاضر شويد تا از لحاظ فيزيكي و روحي با محيط آشناتر باشيد.

 
6. از دلهره و اضطراب براي ارائه بهتر استفاده كنيد
در ابتداي سخنراني (البته اگر حرفه اي نباشيد) نفس شما بالا نمي آيد، دهانتان خشك مي شود و ... از همه بدتر آن است كه خودتان متوجه مي شويد كه خداي من، من مضطرب هستم و دارم خراب مي كنم!


Nan Crawford (مربي خانم ها براي ارائه سخنراني هاي بزرگ و حرفه اي) به شاگردان خود توصيه مي كند كه در زمان دلهره به اين فكر كنند كه "اين اضطرابي كه هم اكنون در من است بعد از اتمام سخنراني در دل تمام شنوندگان من براي تغيير بوجود خواهد آمد"

همچنين سعي كنيد زماني كه به مخاطبان خود نگاه مي كنيد، مقداري عميق تر نگاه كنيد. بدين معنا كه پياپي زاويه نگاه خود را تغيير ندهيد. هنگامي كه به آن گروه از مخاطب نگاه مي كنيد وضعيت چهره و پوشش آنها را بررسي كنيد و چيزي براي خنديدن پيدا كنيد. مطمئنا اضطراب شما كاهش مي يابد. همچنين اگر از سخنراني شما فيلم برداري شود، اين نگاه هاي عميق خيلي جذاب مي باشند.

http://www.bebinim.com/posts/424


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۱:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]
  اداره كلاس در اولين روز مدرسه   توصيه‌هاي راهگشا براي معلمان

بوي ماه مهر مي‌آيد. بوي مهر ما را به ياد كودكي‌ها و خاطرات مدرسه مي‌اندازد. ياد روز اول مدرسه و اقتدار معلم‌ها و هم‌كلاسي‌هاي جديد، شيطنت بچه‌ها و از تابستان گفتن‌ها و... چه لذت‌بخش است.

براي شروع مدرسه‌ها، همان‌طور كه دانش‌آموزان و خانواده‌هاي آن ها بايد آمادگي داشته باشند، معلم‌ها نيز بايد آماده باشند و با برنامه‌ريزي براي سال تحصيلي به پيش بروند تا بتوانند گام‌به‌گام به اهداف تعيين شده برسند. براي اين منظور، مقالاتي تهيه و در اختيار معلم‌ها گذاشته مي‌شود، به اميد اين‌كه راهگشا باشد.

اداره كلاس در اولين روز مدرسه
مقدمه:
معلم‌ها به دليل مشغله زياد به ندرت فرصت پيدا مي‌كنند تا درباره كارهايشان فكر كنند و اين باعث مي‌شود كه نقاط ضعف و قوت خود را كم‌تر دريابند و در اصلاح روش خود كم‌تر موفق شوند.

براي كنترل كلاس بايد ”‌كنترل تاكتيكي” داشت. كنترل تاكتيكي يعني اينكه معلم داراي روش نظام‌مند و عملي براي مديريت كلاس باشد و در آن بي‌نظمي و رفتار دانش‌آموز كم‌تر شود. هم‌چنين معلم بايد آنچه كه در درس ايجاد مشكل مي‌كند را پيش‌بيني كند و براي رفع آن برنامه‌ريزي كند. معلم در كنترل كلاس بايد توانايي جلب توجه كامل شاگردان را در كلاس درس و در هر لحظه و هرجا داشته باشد. مخاطب ما در اين مباحث در وهله اول، معلمان تازه كار مي‌باشند زيرا اولين روز مدرسه براي معرفي خود، اهميت به‌سزايي دارد و براي ايجاد اولين برداشت خوب، فرصت دومي وجود ندارد.

براي داشتن سال تحصيلي مفيد و هدفمند بايد ”‌مرحله استقرار” به خوبي انجام شود. معلم از طريق ”‌مرحله استقرار” مي‌تواند در مراحل اوليه كار در آغاز سال تحصيلي، ضوابط و مقررات خود را در كلاس درس تثبيت كند و بايد براي مرحله استقرار قبل از تشكيل اولين جلسه درس برنامه‌ريزي كرد.

دلايل اهميت اولين جلسه درس
- معلم صرف نظر از ميزان تجربه، وقتي براي اولين بار جلو كلاسي مي‌ايستد، نوعي فرهنگ يادگيري را ايجاد مي‌كند كه تا پايان رابطه كاري بين معلم و شاگرد تثبيت مي‌شود و ادامه مي‌يابد.

- اولين تصويري كه فرد از خود در ذهن ديگران ايجاد مي‌كند وي را ملزم مي‌كند تا مطابق آن تصوير، عمل كند.

- اكثر شاگردان، 3 تا 10 دقيقه به معلم تازه وقت مي‌دهند تا خود را نشان دهد و با احتمال كم‌تر، در قضاوت‌شان تغيير ايجاد مي‌كنند.

- براي تسلط بر ذهن دانش‌آموز بايد قبل از آن با رفتار خود به قلب او تسلط پيدا كرد.

- روز اول مدرسه در ايجاد نگرش دانش‌آموزان كلاس اول نسبت به مدرسه بسيار مهم است.

راهبردهايي كه معلم‌ها براي روز اول بايد در نظر بگيرند. اين راهبردها به دو بخش، يكي راهبردهاي كاملاً شخصي است و ديگري راهبردهاي رفتاري مي‌باشد.

راهبردهاي شخصي:
- معلم‌ها در هر سن و تجربه بايد روشن كنند كه كيستند و چه اعتقادي دارند و چه انتظاري از شاگردان دارند.

- ثبات در نحوه معرفي خود به شاگردان حداقل تا وقتي كه موقعيت‌شان در كلاس تثبيت شود، اهميت دارد.

- با جستجو در اعماق روح خود، رفتارهاي معلمي و آموزشي خود را بسنجيد و براي ارزيابي خود به سؤال‌هاي زير پاسخ دهيد:

1- آيا با حالتي مطمئن، هدفمند و با اعتماد به نفس وارد كلاس مي‌شويد؟

2- آيا به هنگام سخن گفتن با دانش‌آموزان از ژست‌هايي حاكي از اعتماد به نفس استفاده مي‌كنيد؟ (آيا سر بالا، چانه كمي رو به پايين، شانه‌ها به سمت عقب و در وضعيتي راحت و مستحكم قرار دارد؟)

3- آيا از مكث‌هاي حاكي از ترديد و دودلي و الفاظي مثل «ام» و «ا» اجتناب مي‌كنيد؟

4- آيا لحن قاطع و صريحي داريد؟ آيا زير و بم صدايتان را براي جلب توجه شاگردان تغيير مي‌دهيد؟

5- آيا در كلاس طوري مي‌ايستيد كه بتوانيد همه كلاس را زير نظر داشته باشيد؟

6- آيا با شاگردان‌تان ارتباط كامل چشمي برقرار مي‌كنيد تا اولاً آنها را با درس درگير كنيد و ثانياً مطمئن شويد كه دارند كارشان را انجام مي‌دهند و شيطنت و شلوغي نمي‌كنند؟

7- آيا از تكان دادن بيش از حد تنه و دست‌هايتان اجتناب مي‌كنيد؟ (اين كار موجب مي‌شود حواس شاگردان پرت شود.)

8- آيا به شاگردان لبخند ميِ‌زنيد؟

9- آيا رفتارهاي آزاردهنده‌اي مثل بازي كردن با موهايتان، مشت كردن دست در شلوارتان و غيره داريد؟

10- آيا اين حس را در شاگرد ايجاد مي‌كنيد كه نسبت به آنچه مي‌گوييد از نظر علمي اشراف داريد؟

11- و آيا حوصله شاگردان را سر مي‌بريد؟

- بين ميزان توانايي معلم در درك و كنترل احساساتش در اولين برخورد با شاگردان با كيفيت رابطه آينده آن ها، رابطه مستقيمي وجود دارد.

- ضعف‌هاي خود را بپذيريد، حتي معلماني كه در نظر ديگران تسلط بر كار خود دارند و داراي اعتماد به نفس هستند در درون خود چنين احساسي ندارند.

- ضعف‌هاي خود را به طور رسمي با معلم راهنماي يا به طور غيررسمي و خودماني با همكاران در ميان بگذاريد تا از احساس تنها بودن و انزوا رها شويد.

- با احساس عدم كفايت خود مقابله كنيد زيرا اين احساسات موقتي است و كوتاهي در مقابله كردن با آن ها باعث از دست رفتن نظم و كنترل كلاس مي‌شود.

براي اطمينان از قلب، معلمان تازه كار، احساسات بعضي از معلمان با تجربه در روز اول كلاس 20 تا 25 ساله را براي شما مي‌آوريم تا بدانيد كه اين احساسات طبيعي است.

- نگراني از اينكه بچه‌ها قابل كنترل نباشند و كشمكش با آن ها در طول سال ادامه يابد و اين مسأله باعث مي‌شود كه ضابطه‌مندي و مقرراتي بودن من مي‌شود.

- در شب قبل از سال تحصيلي بدخواب مي‌شوم و مكرراً از خواب مي‌پرم و صبح زود بيدار مي‌شوم.

- صبح روز اول مدرسه حالت مريضي دارم و به زور چيزي مي‌خورم، با رسيدن به مدرسه حالم بدتر مي‌شود و با ورود به كلاس، دهانم خشك مي‌شود.

- در جلسات اول هرگز نمي‌نشينم براي اين كه با ابهت‌تر و ترسناك‌تر جلوه كنم.

- بچه‌ها را به هنگام ورود به كلاس ورانداز مي‌كنم و به آنها تذكر مي‌دهم كه چه چيزي بياورند و از رفتاري كه انتظار دارم با آن ها صحبت مي‌كنم.

- براي اينكه مبادا در روز اول دير برسم، كابوس دارم و در پايان روز احساس خستگي مي‌كنم و انرژي عصبي يك ماهه را در همان روز اول صرف مي‌كنم.

- روز قبل از شروع سال تحصيلي عصبي مي‌شوم و احساس عدم اعتماد به نفس براي شروع كار دارم.

- هنوز براي اولين بار با شاگردانم در كلاس كه روبه رو مي‌شوم احساس نگراني و عدم اطمينان دارم.

- رفتن به كلاس جديد، تجربه‌اي دلهره‌آور است.

- در كلاس آرام نيستم تا اينكه اطمينان پيدا كنم از عهده كلاس برمي‌آيم.

اين‌ها صحبت‌هاي بعضي از معلمان مجرب بود. پس وقتي كه كار به اين سختي است نمي‌توان بدون پيش‌بيني و برنامه‌ريزي در آن گام نهاد.

راهبردهاي رفتاري:
1- دل قوي داشته باشيد و به طور محكم و استوار براي موفقيت در كار كوشش كنيد.

2- كار را به گونه‌اي شروع كنيد كه تا پايان سال ادامه يابد.

3- قبل از شروع جلسه اول از كلاس درس بازديد كنيد تا مشكلات احتمالي (چراغ - پرده - تهويه - تجهيزات و...) را متوجه شويد.

4- در بدو ورود به كلاس سلام كنيد.

5- خود را معرفي كنيد و در صورت لزوم نام خود را روي تخته بنويسيد.

6- نام دانش‌آموزان را ياد بگيريد.

7- ژست‌هاي مثبت داشته باشيد و لحن مطمئن در كلام داشته باشيد.

8- با استفاده از فعاليت‌هاي يخ‌شكن (مثل ترتيب دادن يك بازي كه در آن بچه‌ها خود را معرفي كنند)، دانش‌آموزان را مشتاق و آن ها را با هم آشنا كنيد.

9- انتظارات خود را به روشني و صريح اعلام كنيد.

10- منطقي كه پشت انتظاراتتان وجود دارد را برايشان توضيح دهيد.

11- اين مطالب را كه فرآيند ياددهي - يادگيري عمدتاً بر مبناي مشاركت است براي آن ها تفهيم كنيد.

12- قرارداد حقوق و وظايف را از قبل تهيه كنيد و به هر كدام از دانش‌آموزان نسخه‌اي بدهيد تا امضا كنند و در پيش خود نگه‌دارند.

13- از تجربيات و قوانين معلمان ديگر اطلاع پيدا كنيد.

14- قوانين در حد توان و متناسب با سن رشدي آن ها باشد.

15- قوانين كلاس را به صورت بزرگ نوشته و با تصاوير نشان دهيد، تهيه اين كار را مي‌توانيد به دانش‌آموزان محول كنيد.

16- به قرارداد مرتباً مراجعه كرده و نكات آن را يادآوري كنيد.

17- به شخصيت دانش‌آموزان احترام بگذاريد.

18- با شاگردان در حد تعادل شوخي و مزاح داشته باشيد و در اين كار زياده‌روي نكنيد و هم‌چنين خشك و عبوس نباشيد.

19- چگونگي رسيدگي با دانش‌آموزان مشكل‌دار را ياد بگيريد.

http://bu-edugroup.ir/forum/showthread.php?tid=1446


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۶۷

هنگام سخنراني و گفتگو ، مراقب حركات دست هاي خود باشيم

روانشناسي دست ها


 انسان بال ندارد براي  پرواز و جاي دو بال خدا به او دستاني داده كه گاه مي تواند در نم نم باران،  رقص باد، جنگ با آب در درياي پرتلاطم به پروازشان دربياورد. انسان بال  ندارد و جاي آن دستاني دارد براي نوازش دست ديگري، هر چند آن دست ها دست  تنهاي خودش باشد...

• دست هاي مشت، دست هاي باز:
دست هايي كه گويي در آنها  فنجان قرار دارد. (مشت هاي نيمه باز) سمبلي از ظرافت و حساسيت و عقيده  ضعيف و شكننده و بخشندگي است. اگر محكم و مثل مشت باشد نشا ن دهنده ماده  گرايي، مالكيت و آزمندي است. اگر دست ها در هم باشند نشان دهنده راحتي دست و  اگر در هم فشرده باشند نشان دهنده استرس و اضطراب است.

فشردن دست ها در هم به  معني جلوگيري و مانع شدن هم هست. وقتي شخصي عصباني است نشان دهنده جلوگيري  از برخورد كردن است. وقتي يك دست مشت شده و دست  ديگر آن را به عقب نگه مي  دارد نشان دهنده اين است كه شخص مانع خود مي شود كه به ديگري ضربه بزند.  وقتي كسي دروغ مي گويد سعي مي كند با اين حالت دست هايش را كنترل كند.

• دست هاي كنترل گر:
وقتي كف دست را به به سمت  پايين حركت مي دهيم، يك حركت آمرانه است كه مثلا از كسي مي خواهيم انجام  كاري را متوقف كند يا از او مي خواهيم آرام باشد. وقتي كف دست را روبه رو  نگه مي داريم به اين معني است كه نزديك تر نيا.

• دست هاي غالب، دست هاي مهربان:
وقتي دستمان را بالا مي  بريم و محكم نگه مي داريم و با دست ديگر فرد را در آغوش مي گيريم يعني  اينكه من مي گويم وقت رفتن است. (غلبه و تسلط) وقتي دستمان را با سرعت و  مستمر تكان مي دهيم، نشان دهنده علاقه و مهرباني است. وقتي دستمان را شل و  خيلي كوتاه و سرد تكان مي دهيم نشان  دهنده فرمانبرداري و تسليم است.

• دست هاي پرخاشگر:
با كناره دست مثل چاقو  عمل كردن و هوان را بريدن مثل حركت كاراته، با كناره كف دست و به سمت پايين  ضربه زدن يعني بازداشتن ديگران از كاري. اين عمل مي تواند نشان دهنده  پرخاش در بحث ها باشد.

• مشتي براي دعوا يا پيروزي:
مشت پرت كردن به طرف يكي  مي تواند به معني تعرض به او باشد يا دعوت به دعوا. مشت را به سمت بالا  بردن و ضربه زدن به هوا به معني پيروزمندي است.

• دست هاي پوشاننده:
وقتي نخواهيم چيزي را  بشنويم گوشمان را مي گيريم وقتي نمي خواهيم ببينيم جلوي چشمان را مي گيريم و  وقتي مي خواهيم حرفي بزنيم ولي مانعي وجود دارد جلوي دهانمان را مي گيريم.  وقتي موقع حرف زدن جلوي دهان را بگيريم به معني دروغ گفتن مي تواند باشد  همچنين به معني اين است كه از حرفمان مطمئن نيستيم. وقتي با دست روي قلبمان  را مي گيريم ممكن است نشان  دهنده حمله قلبي باشد. گاهي با يك دست، دست  ديگرمان را كه مشت شده و تحت هيجان است را مي پوشانيم.

• دست هاي رو:
دست باز و كشيده شده به  سمت جلو به اين معني است كه مي خواهيم چيزي را به كسي بدهيم. يا نشان دهنده  اين است كه چيزي براي مخفي كردن نداشته ايد و شما همين هستيد كه نشان داده  ايد.

• دست هاي درخواست گر:
اگر كف دست بالا باشد و  دست را جلو ببريم. به معني طلب كردن صدقه است. اگر دست را 45 درجه باز كنيم  و كف دست به سمت  بالا باشد و سپس دستمان را به طرف جلو بكشيم يعني از  شخصي مي خواهيم جلوتر بيايد. اگر كف دستمان را به هم بچسبانيم، شبيه دعا  كردن مسيحي ها و جلو ببريم يعني از كسي خواهش مي  كنيم كه به ما صدمه نزد.

• دست هاي بهم ساييده:
به اين معني است كه فرد  از چيزي خوشحال است. اگر ساييدن به آهستگي و همراه با فكر كردن و لبخند  باشد، به اين معني است كه فرد در فكر حيله اي است و از سود آن خوشحال است.  ساييدن صورت و مشخصا چانه به معني فكر كردن سنجيده و تصميم گيري است. وقتي  قسمتي از بدن جراحت ديده است يا اينكه تحت تنش است.

• دست هاي متفكر:
وقتي انگشت ها مثل مناره  به هم پرس مي شوند ممكن است بعضي از انگشت ها درون هم پيچيده و بعضي از  آنها به شكل مناره به هم متصل باشند. به معني فكر كردن سنجيدن و تصميم  گرفتن است. گوش دادن به صحبت هاي ديگري و فكر كردن به آنها. اگر انگشت  مياني به سر تكيه داده شود يا اينكه به دهان برود يعني دارم فكر مي كنم و  آمادگي صحبت كردن را ندارم

• دست هاي پيشتيبان:
وقتي دست را تكيه گاه و  پشتيبان سر قرار مي دهيم و سر را به آن تكيه مي  دهيم و آرنج ها روي ميز  است، نشان دهنده اين است كه شخص خوابش مي  آيد يا وقتي دست خيلي به آرامي  سر را نگه داشته است و با انگشت ها چانه را لمس مي كنيم و به فرد روبه رو  نگاه مي كنيم به اين معني است كه به صورت من نگاه كن آيا زيبا نيست؟ و  حالتي اغواكننده است. همچنين اگر سر به دست تكيه داده باشد يعني شخص كسل تر  است. اگر شخص به موضوع علاقه مند باشد سرش را كمتر تكيه مي دهد.

• دست هاي پنهان:
دست به معني ارتباط  برقراركردن است و پنهان كردن آن نشان دهنده عدم علاقه به ارتباط و همكاري  است. همچنين نشان دهنده اين است كه شخص نمي خواهد حرف بزند چون مي خواهد  گوش دهد. همچنين مي تواند نشان دهنده احساس آرامش و اينكه نيازي به حرف زدن  نيست باشد.

• دست هاي نوازش گر:
لمس كردن مي تواند تاييد  كردن خود باشد يعني من اينجا هستم من واقعي هستم و من خوبم و اين حالتي است  به معني كاهش دادن نگراني  ها از دنياي بيروني و دنياي درون. در لحظات  احساسي مثل نوازش كردن فرزند هم به معني مهرباني و عشق است. مي تواند به  معني تنبيه هم باشد مثل سيلي زدن. يا به معني اثبات دوستي وقتي شانه هاي  كسي را لمس مي كنيم يعني به او قدرت و اختيار مي دهيم و وقتي بازوي او را  لمس مي كنيم يعني با او احساس همدردي مي كنيم.

• دست هاي پرستش گر:
وقتي دست به لباس خود مي  كشيم يعني اينكه خودمان را جذاب تر مي كنيم علامت مي فرستيم كه «آيا من  زيبا نيستم؟» و همچنين يعني مرا دوست داشته باش. وقتي با انگشت مثلا ذره اي  را از روي لباس فردي پرت مي كنيم به معني عدم تاييد اوست.

http://dehkade2000.persianblog.ir/post/47/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۶۶

نقدي كه به مشاجره ختم نمي‌شود

تعامل و نحوه ارتباط برقرار كردن در محيط‌هاي اجتماعي و حتي در خانه شايد اين روزها بزرگ‌ترين معضلي باشد كه در زندگي امروز شهري اغلب با آن درگير هستيم. آ‌ن‌قدر كه مدتهاست بسياري به اين جمله در روابط روزانه‌شان رو آورده‌اند كه: چيزي كه ما نامش را ارتباط مي‌گذاريم در حقيقت يك توهم است، كلمات فقط به درد مبادله اطلاعات مي‌خورند، در مواقع نادري هم كه آدم‌ها با هم ارتباط برقرار مي‌كنند كلمه‌ها ديگر زيادي‌اند. اما بايد قبول كرد كه اين شيوه نمي‌تواند در زندگي روزمره پاسخگو باشد، در زندگي اجتماعي اگر بخواهيم كه اطرافيان و محيط قابل تحملي برايمان به وجود بيايد، و در عين حال با آرامش يك روز كاري را در محل كار و چه خانه سپري كنيم بيش از هر چيز نياز به تعامل داريم،

در واقع تا اطرافيان ما ندانند كه چه چيزهايي را نمي‌پسنديم و كدام يك از عادت‌هاي رفتاري آنها براي ما آزار‌دهنده است، هيچ تغييري رخ نمي‌دهد و همچنان همه چيز به روال گذشته‌اش ادامه مي‌يابد. شمشير را از رو نبنديد

اغلب اوقات مشكل ما و اطرافيانمان از همين‌جا آغاز مي‌شود، درست از لحظه‌اي كه مي‌خواهيم به رفتار آنها نقدي وارد كنيم، ماجرا بغرنج‌تر مي‌شود. در واقع انتقاد نقش عمده‌اي را در روابط اجتماعي ما بازي مي‌كند. انتقاد مي‌تواند بهترين روش براي ايجاد آرامش و مطلوب شدن محيط اطراف باشد، اما كليد اصلي در پيروزي و تعامل در اين بين نحوه گفتار است.

به عنوان نمونه همه ما نمونه‌هاي اينچنيني را در زندگي‌مان تجربه كرده‌ايم و دست آخر هم هيچ نتيجه‌اي جز كلافگي و بغرنج‌تر شدن شرايط به بار نياورده است:


زن: چرا تو هميشه توي خانه، مثل ولگردها لباس مي‌پوشي؟
شوهر: مي‌فرماييد چه كار كنم؟ كت و شلوار بپوشم، سركار عليه؟

اگر غرض از انتقاد تغيير شرايط و بهتر شدن روابط است، با چنين گفتاري هرگز به نتيجه مطلوب دست نمي‌يابيم. هر كدام از ما ممكن است به خاطر برخي از رفتارهاي اطرافيانمان ناراحت باشيم، در اين صورت تنها راه براي رسيدن به نتيجه مطلوب لحن و آهنگ كلام است.

با اين حال اغلب مردم در گفت‌وگوهاي روزمره شان سه راه را در پيش مي‌گيرند يا آنقدر سكوت مي‌كنند كه دست‌آخر مجبور مي‌شوند براي نجات از آزردگي‌شان آن محيط را ترك كنند و دسته دوم بر اين عقيده‌اند كه براي يك انتقاد موثر بايد از لحني گزنده استفاده كرد و يا دسته سوم پيش از هر چيز خطاب به طرف مقابلشان مي‌گويند:

«مي‌دانم كه از اين حرف ناراحت مي‌شوي.» و به اين ترتيب پيش از آغاز هر گفتماني طرف مقابل را در لاك دفاعي فرو مي‌برند. اما گر قرار است كه از انتقاد و بيان آن به نتيجه مطلوبي برسيم، چه دليلي دارد كه متوسل به چنين روش‌هايي شويم. روشن است كه انتقاد‌كننده و انتقادشونده هر دو شريك و قرباني اثرات مخرب چنين روش‌هايي خواهند شد، اما اين حقيقت تلخ بر اغلب روابط ما حكمفرماست و دست‌آخر معناي نقد براي يك كدورت و دعواست.

● كليد صلح
اولين روش براي اينكه نقدي سازنده صورت بگيرد و دست‌آخر شرايط را براي هر دو طرف آسان‌تر كند برمي‌گردد به پاسخي كه به يك پرسش كليدي بايد داد: چطور اطلاعاتي را كه مي‌خواهيم به طرف مقابلمان بدهيم، بيان كنيم و در نهايت از اين گفت‌وگو سودي حاصل شود و روابط بهبود پيدا كنند.

براي حصول اين شرايط بيش از هر چيز بايد ديد كه انتقاد‌كننده با چه انگيزه‌اي مي‌خواهد انتقاد كند، آيا امكانات لازم براي تغيير و اصلاح رفتار طرف مقابل ما وجود دارد؟، علاوه بر اين بايد روي اين نكته تاكيد شود كه اين نقد و تاثير آن در محيط هر دوسوي ماجرا خواهد بود.

 در تعيين محتواي خاص يك انتقاد، ابتدا بايد از خود پرسيد: دقيقا از چه رفتاري مي‌خواهيد انتقاد كنيد؟ اگر قبل از اينكه دهان به نقد بگشاييد به پاسخ اين پرسش فكر كنيد، به راحتي متوجه مي‌شوي كه دقيقا كدام رفتارهاست كه سبب آزار شما مي‌شوند.

 در واقع انگشت گذاشتن روي رفتاري كه مي‌خواهيد آن را نقد كنيد از چند جهت به شما كمك مي‌كند. اول از گسترش انتقاد و از آن شاخه به اين شاخه پريدن در حين گفت‌وگو جلوگيري مي‌كند و از تبديل يك گفت‌وگوي عادي به يك مشاجره جلوگيري مي‌كند. در واقع كلي‌گويي دشمن اصلي نقد سالم است.

پس از در نظر گرفتن اين مرحله، بايد در نظر گرفت كه تا چه حد مي‌توان رفتار مورد انتقاد را تغيير داد، آيا واقعا شرايط براي تغيير آن رفتار مهياست.

● حكم صادر نكنيد

تقريبا هر كدام از ما يك بار طعم تلخ شكست را در حين بيان يك انتقاد چشيده‌ايم، حتي شايد بارها رنجش را به عنوان انتقادشونده در خاطر داشته باشيم. انتقادي كه به صورت حكم و بيان يك حقيقت مطرح شود حتما و بي‌هيچ ترديدي طرف مقابل را در موضع دفاعي فرو مي‌برد و او را وادار مي‌كند كه در قالب يك گفت‌وگوي منفي، آن نظر را رد كند.

در حالي كه اگر از موضع بالا به سراغ طرف مقابلتان نرويد حتما پاسخي درخور دريافت مي‌كنيد. اگر انتقاد را تنها به عنوان نگرش شخصي خود از يك وضعيت بيان كنيد، ديگران اشتياق بيشتري به شنيدن آن نشان مي‌دهند و حتي ممكن است نسبت به نحوه نگرش شما كنجكاوي به خرج دهند.

با چنين روشي به انتقادشونده فرصت مي‌دهيد تا عقايد و احساسات خودش را با شما مقايسه كند، نتيجه اين روش به احتمال زياد به جاي رد و بدل كردن كلمات بيهوده و حمله و دفاع، گفت‌وگويي با نتيجه مطلوب خواهد شد. در اين بخش از گفت‌وگو هيچ چيز به اندازه تاكيد روي كلمه «من» موثر نخواهد بود، يعني اينكه در تمام طول گفت‌وگو تاكيد كنيد كه اين نظر شخصي شماست، نه اينكه به عنوان نماينده يك گروه وارد بحث شويد زيرا در اين صورت اين شما هستيد كه براي هميشه در اين رابطه به عنوان يك انسان خودخواه معرفي خواهيد شد.

● آينه شكستن خطاست

پيش از اينكه طرف مقابلتان را روبه‌روي خود بنشانيد، كمي با خود فكر كنيد! آيا همين انتقاد بر شما وارد نيست؟ اگر چنين شرايطي داشتيد دست نگه داريد زيرا كه در اين صورت شما مضحكه اين گفت‌وگو قرار مي‌گيريد. گاهي وقت‌ها پيش مي‌آيد كه از كسي انتقاد مي‌كنيم و در ميانه اين گفت‌وگو فراموش مي‌كنيم كه چه گفته‌ايم، اين رفتار باعث مي‌شود كه طرف مقابل ما كاملا سردرگم شود و احساس بازيچه شدن به او دست دهد.

 در ادامه براي اينكه طرف مقابل شما گيج و گمراه نشود بهترين روش اين است كه پس از بيان نقدتان به رفتار او خيلي سريع سراغ توضيح و پيشنهاد سريع و دقيقي برويد.

 اين شيوه برخورد براي اينكه مراحل انتقاد را يكي پس از ديگري با موفقيت طي كنيد امري ضروري است. زيرا بيش از هر عمل ديگري نشان مي‌دهد نيت شما تنها كمك به طرف مقابلتان و داشتن تعاملي سازنده و صميمانه است. در عين حال اگر هنگام انتقاد حسي از خصومت، اضطراب و يا لحن سرزنش‌آميز داشته باشيد، انتقاد شما ناخودآگاه به همان لحن در خواهد آمد.

پوشاندن طرز فكر منفي بسيار دشوار است. معمولا انگيزه را با توجه به شرايطي كه انتقاد را پيش آورده است مي‌توان حدس زد... پس بايد شرايط را سنجيد.

● ۱۰ نكته كليدي نقد سازنده

۱) رفتار مورد انتقاد را مشخص كنيد.
۲) انتقاد را تا حد ممكن واضح بيان كنيد.
۳) درباره قابل تغيير بودن رفتار مورد انتقاد اطمينان حاصل كنيد.
۴) حكم صادر نكنيد و روي اين نكته كه مسئله مورد بحث نظر شخصي شماست تاكيد كنيد.
۵) واضح و شمرده بحث كنيد.
۶) انتقاد را به سخنراني تبديل نكنيد.
۷) خود را در حل معضل طرف مقابلتان شريك نشان دهيد.
۸) با كينه‌توزي و انگيزه منفي هرگز پاي ميز گفت‌وگوي نقادانه ننشينيد.
۹) همدلي نكته كليدي اين ماجرا خواهد بود.
۱۰) منتظر زمان مناسب باشد، در هر محيطي نمي‌توان نقدي سازنده ارائه كرد.


پري سفيديان


روزنامه كارگزاران


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۶۵

گفتگوي با قاعده

به نظر شما آيا انسان مي تواند مهارت هاي گفتاري و محاوره اي خود را ارتقا» دهد؟ در جواب بايد خدممتان عرض كنيم كه، البته كه مي تواند، اما ممكن است تغيير بعضي از عادت هاي گفتاري و محاوره اي ما كه در طول زندگي مان بوجود آمده و شكل گرفته كمي دشوار باشد و زمان ببرد، اما ترديدي وجود ندارد كه اين امر امكانپذير است.

اجازه بدهيد راست و پوست كنده به سراغ نمونه هايي از اشتباهات رايجي كه خيلي از ما در مكالماتمان مرتكب آنها مي شويم برويم و ضمن بيان آنها به طرح راه حل هايي براي آنها بپردازيم.

۱ ) گوش ندادن :
«ارنست همينگوي» مي گويد: «من دوست دارم گوش كنم. چيزهاي خيلي زيادي را از با گوش كردن دقيق ياد گرفته ام. بيشتر مردم هيچوقت گوش نمي كنند.» شما مثل همه مردم نباشيد. مشتاقانه منتظر نوبت حرف زدن خودتان نايستيد. نفس خودتان را كمي عقب نگه داريد. ياد بگيريد كه چطور واقعا به حرف هايي كه مردم مي زنند گوش دهيد.

وقتي شروع به گوش دادن كنيد، بخش هاي مختلفي از مكالمه را بايد در دست خود بگيريد. اما مسئله مهم اينست كه بايد از جواب هاي كوتاه «آره» و «نه» به شدت خودداري كنيد، چون در اينصورت طرف مقابل تان اطلاعات زيادي بروز نخواهد داد. مثلا اگر دوستي براي شما تعريف مي كرد كه هفته گذشته با چند نفر از دوستانش به ماهيگيري رفته است، مثلا مي توانيد از او بپرسيد: «براي ماهيگيري كجا رفتيد؟»، «چه چيز ماهيگيري را از همه بيشتر دوست داري؟»، «به جز ماهيگيري چه كارهاي ديگري كرديد؟» و... به اين روش فرد جريان را عميق تر تعريف مي كند و اطلاعات بيشتري در اختيارتان مي گذارد و شما مي توانيد از ميان اين اطلاعات مسيرهاي بعدي تان را هم براي صحبت كردن انتخاب كنيد. اگر طرف مقابل تان مثلا ابتدا گفت: «اوم، نمي دونم»، تسليم نشويد. كمي بيشتر ترغيبش كنيد. دوباره سوال كنيد. آنها مي دانند، فقط بايد كمي بيشتر درمورد آن فكر كنند و وقتي سر درد دلشان را باز مي كنند، مكالمه جالب تر خواهد شد.

۲ ) سوال بيش از حد:
اگر بيش از حد سوال كنيد، مكالمه شكل بازجويي به خود مي گيرد، يا ممكن است اينطور به نظر برسد كه شما چيز زيادي براي درميان گذاشتن با طرف صحبت تان نداريد. بهتر است سوالات تان را با چند جمله توضيحي مخلوط كنيد. با ادامه يافتن مكالمه و پيش رفتن آن مي توانيد سوالات را ناديده گرفته و بگوييد: «آره، خيلي خوبه كه آدم آخر هفته با دوستاش يه جا بره و خوب استراحت كنه. ما هم شايد اين آخر هفته با بچه ها رفتيم پارك و بدمينتون بازي كرديم.

چه خوب، ما هم ماه پيش با قايق يكي از دوستام رفتيم ماهيگيري. از اين طعمه هاي ساكامورا برده بوديم. واقعا طعمه هاي خوبي بودند» و از همين جا مكالمه تان گسترش پيدا مي كند و موضوعات ديگري مثل بدمينتون، مزيت يا عيب انواع مختلف طعمه يا نوشيدني مورد علاقه تان وارد بحث مي شود.
۳ ) سكوت ناخوشايند:

در مكالمه با كسي كه تازه با او ملاقات كرده ايد يا وقتي موضوعات هميشگي تمام شده باشد، سكوت بدي حكمفرما مي شود. يا ممكن است از اينكه نمي دانيد اين سكوت چه دليلي مي تواند داشته باشد، عصبي شويد. هيچوقت بدون خواندن روزنامه از خانه خارج نشويد.

وقتي در مكالمه اي موضوع كم آورديد، مي توانيد درمورد اخبار روز صحبت كنيد. مي توانيد درمورد اتفاقاتي كه در مهماني كه در آن هستيد، نظر بدهيد. مطمئنا هميشه در اطراف تان موضوعي براي صحبت كردن درمورد آن هست. وقتي فرد جديدي را ملاقات مي كنيد، يكي از بهترين روش هايي كه مي توانيد با كمك آن از سرد شدن مكالمه جلوگيري كنيد اينست كه احساس خودتان را وقتي با يكي از بهترين دوستان تان ملاقات مي كنيد، به خاطر آوريد و تصور كنيد كه اين فرد جديد هم يكي از بهترين دوستان شماست. البته حواستان باشد كه زياده روي نكنيد چون ممكن است اين فرد جديد علاقه نداشته باشد كه درهمان برخورد اول در آغوشش بگيريد و ماچ و بوسه اش كنيد. در عوض با لبخند و رفتاري دوستانه و گرم با او برخورد كنيد.

۴ ) طريقه بيان نامناسب:

يكي از مهمترين مسائل در مكالمه اين نيست كه چه مي گوييد، اينست كه چطور آن حرف را بر زبان مي آوريد. تغيير در اين رفتارها تفاوت عمده اي ايجاد مي كند چون صدا و زبان بدن شما بخش مهمي از مكالمه را تشكيل مي دهد.

▪ كمي آرام تر، وقتي از چيزي هيجان زده مي شويد، معمولا حرف زدن تان تندتر و تندتر مي شود. سعي كنيد كمي آرام تر شويد. به اين طريق، گوش دادن براي مخاطبتان آسان تر شده و راحت تر صحبت هايتان را متوجه مي شوند.

▪ صدايتان را بالا ببريد. نترسيد و آنقدر بلند حرف بزنيد كه طرف مقابل تان بتواند به راحتي حرف هاي شما را بشنود.

▪ روشن و واضح حرف بزنيد. زيرلب من من نكنيد. با احساس صحبت كنيد. اگر با لحني يكنواخت حرف بزنيد كسي علاقه اي به دنبال كردن حرف شما را نخواهد داشت.

▪ طوري صحبت بكنيد كه احساس تان در صداي تان منعكس شود.

▪ بين صحبت هايتان مكث كنيد. اينكار باعث مي شود مخاطب دقيق تر به صحبت هايتان گوش دهد.

▪ موقع حرف زدن كمي به سمت طرف مقابل تان خم شويد. اينكار تاثير حرف هايتان را بيشتر مي كند اما دقت كنيد كه در اينكار نيز اغراق نكنيد.

۵ ) پريدن وسط حرف ديگران:

همه كساني كه در يك مكالمه شركت مي كنند بايد به يك ميزان فرصت حرف زدن داشته باشند. به هيچ عنوان وسط صحبت كسي، حرف او را قطع نكنيد تا توجه مخاطبين را به خود جلب كنيد. بايد بتوانيد بين حرف زدن و گوش كردن خود توازن ايجاد كنيد.

۶ ) هميشه حق با شما نيست:

به هيچ وجه سعي نكنيد هميشه و درمورد هر موضوعي حق را به جانب خودتان بدانيد. معمولا مكالمات واقعا يك بحث نيست و بهتر است اجازه بدهيد حال و هواي خوب و دوستانه اي در آن جريان داشته باشد. اگر قرار باشد كه در همه بحث ها شما برنده باشيد، كسي چندان خوشحال نخواهد شد. پس به جاي اينكار كمي عقب بنشينيد و تلاش كنيد تا حال و هواي خوبي در گفتگويتان جريان يابد.

۷ ) صحبت كردن درمورد يك موضوع عجيب يا منفي:

اگر در يك مهماني يا جايي هستيد كه با كسي تازه روبه رو شده ايد، بهتر است از پيش كشيدن بعضي موضوعات خودداري كنيد.

صحبت كردن درمورد وضعيت بد سلامتي تان يا رابطه بدتان با كسي، شغل بد و رئيس بداخلاقتان، قتل هاي زنجيره اي، زبان خاصي كه فقط شما و يك نفر ديگر از آن سر در مي آورد، يا هر چيز ديگري كه انرژي مثبت جو را از بين مي برد، موضوعاتي هستند كه بايد از آنها اجتناب كنيد. همچنين بهتر است حرف زدن درمورد سياست و مذهب را هم براي گفتگوهاي دوستانه تان بگذاريد.

۸ ) خسته كننده بودن:

بدون توجه به اطرافتان، ۱۰ دقيقه بي وقفه حرف زدن درمورد ماشين جديدتان اصلا خوشايند به نظر نمي رسد. وقتي مي بينيد كه مخاطبينتان كم كم حوصله شان سرمي رود، بايد آماده باشيد كه سريع موضوع را عوض كنيد.

يك راه خوب براي اينكه هميشه موضوعاتي جالب براي صحبت كردن درمورد آن با ديگران داشته باشيد، اين است كه زندگي جالب داشته باشيد و روي مسائل مثبت زندگي متمركز شويد. شروع نكنيد درمورد شغلتان يا رئيستان غرغر كنيد، هيچكس دوست ندارد اين چيزها را بشنود. درعوض، درمورد آخرين مسافرتتان، يك خاطره جالب كه يك روز موقع خريد برايتان اتفاق افتاده است، برنامه هايتان براي عيدي كه در پيش است يا هر چيز جالب و بامزه صحبت كنيد.

كاري كه بايد بكنيد اين است كه طوري رفتار كنيد كه ديگران مجذوبتان شوند. با اين روش خيلي راحت مي توانيد دوست پيدا كنيد. پس به جاي اينكه در مكالمه تان با ديگران فقط به يك موضوع بچسبيد و مدام تكرارش كنيد، افق موضوعاتتان را كمي وسيع تر كنيد و درمورد مسائل مختلف و جالب با مخاطبتان گفتگو كنيد.

۹ ) متقابل رفتار نكردن:

هر چه فكر مي كنيد را به زبان بياوريد و احساساتتان را مطرح كنيد. وقتي كسي تجربه اي را با كسي درميان مي گذارد، شما هم بايد درعوض يكي از تحربيات خودتان را با او شريك شويد. فقط روبه روي مخاطبتان نايستيد و سرتان را تكان دهيد يا جواب هاي كوتاه بدهيد.

وقتي كسي در مكالمه اي از خود مايه مي گذارد، حتما دوست دارد شما هم متقابلا همين كار را بكنيد. اينجا هم مثل ساير موقعيت هاي زندگي نمي توانيد بايستيد تا ديگران قدم اول را بردارند. اگر لازم بود، شما نفر اول باشيد و حرف هايتان را با طرف مقابلتان در ميان بگذاريد.

۱۰ ) حرفي براي گفتن نداشتن:

ممكن است احساس كنيد كه حرف زيادي براي گفتن نداريد. اما بايد سعي كنيد. خوب به حرف هاي طرف مقابل گوش كنيد و به حرف هايي كه مي زند علاقه مند باشيد. سوال كنيد و جواب هاي مربوط و مناسب بدهيد. چشم هايتان را هم باز كنيد.

از مهارت هاي بيناييتان استفاده كرده و موضوعات جالبي را در اطرافتان براي حرف زدن پيدا كنيد. هر روز روزنامه بخوانيد و موضوعات جالب و مفيد براي حرف زدن پيدا كنيد. روي زبان بدنتان و نحوه حرف زدنتان كار كنيد و مهارت هاي محاوره اي خود را ارتقا» دهيد.

▪ آسان بگيريد

 لازم نيست همه اين كارها را يكجا ياد بگيريد و انجام دهيد. اگر بخواهيد همه اين روش ها را يكدفعه استفاده كنيد، مطمئنا گيج مي شويد. دو سه مورد از اين مهارت ها را انتخاب كرده و هر بار در مكالماتتان استفاده كنيد. خيلي زود خواهيد ديد كه به طور اتوماتيك و ناخودآگاه همه اين رفتارها و مهارت ها را در مكالماتتان استفاده مي كنيد.

روزنامه ابتكار


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۶۴

پاچه خواري يا پاچه خاري

جوان دلويي اصولا در اين دوره و زمانه با آدم هايي برخورد مي كنيد كه همه جوره با شما راه مي آيند و يه جورايي برايتان دايه مهربان تر از مادر مي شوند بدانيد كه راسته كار اين آدم ها چيزي جز پاچه خاري نيست!
 و باز هم در اين روزگار براي اين كه بتوانيد گليمتان را از آب بيرون بكشيد و رابطه اي دوستانه با همه عالم و آدم داشته باشيد كه در مواقع ضروري به دردتان بخورد، يك راه حل بيشتر نداريد و آن هم پاچه خواري يا پاچه خاري است. (پاچه خاري يا پاچه خواري يعني خاراندن يا خوردن پاچه است هر جور كه ميلتان مي كشد آن را تعبير كنيد!) پاچه خواري قدمتي بس طولاني دارد و راستش را بخواهيد تا آن جايي كه ما يادمان مي آيد پاچه خواري از زمان قل قل ميرزا وجود داشته است!

 پاچه خواري در زمان قاجار بيداد مي كرد، آن زماني كه پادشاهان قجر فقط و فقط به فكر خودشان و صد البته در حال سير و سفر كردن بودند و مملكت را به امان خدا ول مي كردند، همين جماعت پاچه خواران باعث و باني بيش از اندازه سر خوش بودن شاهان قجري بودند و آن قدر از نداشته هاي آن ها تعريف و تمجيد مي كردند كه وجب به وجب مملكتمان را سر چيزهاي بيهوده و الكي به باد فنا دادند ... اين يك نمونه از پاچه‌خواري دوره قجريان بود. اصولا آدم هايي به سراغ پاچه خواري مي روند كه زير دست كسي در حال خم و راست شدن باشند.

بعضي ها كه مادرزاد پاچه خوار به دنيا آمدند و انگاري نافشان را با پاچه خواري بريدند، اصلا نمي شود هيچ كارشان كرد و به هيچ صراطي مستقيم نيستند؛ خيالتان را راحت كنم كه راسته كار اين آدم ها جز پاچه خواري يا پاچه خاري چيز ديگري نيست، يعني اين آدم ها غير از پاچه خواري كار ديگه اي بلد نيستند ... اما پاچه خواري چند نوع است:


 - يك نوع از پاچه خواري بسيار ساده است و حتي شايد شما هم از آن در گفت وگوهاي ساده روزانه تان استفاده كنيد به خصوص در زمان ديدن مافوقتان يا استادتان يا دوستي كه در مواقع ضروري به دردتان مي خورد. قربانتان بروم، قربان شما ... لطف كرديد، منت بر سرما گذاشتيد ... خيلي خوشحالم كه با شما همكلام مي شوم ...! خدا وكيلي شما حاضريد براي مافوقتان جانتان را فدا كنيد و قرباني شويد ... همين كلمه قربان شما اگر به عنوان حق شناسي و قدرداني از زحمات كسي نباشد آن هم يك نوع پاچه خواري از نوع ساده اش است!
 - نوع ديگري از پاچه خاري، اين است كه پاچه خودتان را بخارانيد ... چه جوري؟ نمونه اش همين مادرهاي بسيار عزيز هستند كه هر جا مي نشينند از فرزندانشان تعريف و تمجيد مي كنند. يا خود شما وقتي در جمعي هستيد كه همه از كارهاي خارق العاده اي كه در زندگيشان انجام دادند، تعريف مي كنند (حالا معلوم نيست واقعا كاري كردند يا نه!) براي اين كه از ديگران كم نياوريد تا مي توانيد از خودتان، داشته هايتان و نداشته هايتان (بيشتر) تعريف و تمجيد مي كنيد. اگر شما هم شامل اين دسته هستيد، مواظب خودتان باشيد تا اين خود شيفتگي تان يعني همان خود پاچگي تان كار دستتان ندهد!
 - اگر سري در كتاب ها داريد و گذرتان هر چند وقت يك بار به ديوان اشعار، شاعران قديم و جديد مي افتد و اگر با خواندن يك بيت منظور شاعر را از سرودن شعر مي فهميد، بدانيد كه بعضي از اين شعراي عزيز، اشعارشان را فقط و فقط در مدح بزرگان و شاهان زمان خودشان سروده اند و البته دل خوشي هم از زمانه خودشان نداشتند اما شعرهايشان دو پهلو و جوري بوده كه نه سيخ را مي سوزانده و نه كباب را، يعني مدح شبيه ذم و ذم شبيه به مدح راسته كارشان بوده ... اين هم يك نوع از پاچه خواري است؛ پاچه خواري با مدل پارادوكس ... يعني اين كه شما پاچه خواري مافوقتان را جوري مي كنيد كه زير آبش را هم مي زنيد!
 - نوع ديگري از پاچه خواري مايه گذاشتن از ديگران است اين جوري كه شما براي بعضي از مواقع ضروري (توجه كنيد ضروري) از دوست گرفته تا غريبه مايه مي گذاريد و يك جورايي باعث به وجود آمدن رابطه اي صميمانه بين ۲ نفر مي شويد و به تعبيري با يك تير ۲ نشانه را مي زنيد، هم كار خودتان را راه مي اندازيد و هم واسطه خير مي شويد و اين جوري نفعي هم به شما مي رسد ...
 - جماعتي در حال صحبت كردن از كسي هستند، به عبارتي همكارانتان در حال غيبت كردن از رئيستان يا دوستانتان جلسه غيبت از استادان و ... را به راه انداخته اند و هر كسي براي خالي نبودن عريضه حرفي مي زند و وقتي نوبت به شما مي رسد، شما قاطعانه و محكم با گفتن نه فك همه را مي بنديد و به نشانه اعتراض محفل را ترك مي كنيد؛ به اين مي گويند پاچه خواري غير مستقيم يا از راه دور!
 - دست به سينه بودن، مودب بودن، هر چه شما امر كنيد همان مي شود، زود رفتن و دير آمدن، مرتب و تميز بودن، هميشه و در همه حال مراقب اوضاع بودن و ... از كارهايي است كه اگر مي خواهيد پاچه خواري رئيستان را كنيد، مي توانيد به نحو احسن از آن ها استفاده كنيد!
 و اگر مي خواهيد هر جور شده پاچه خواري مافوقتان را كنيد، يادتان باشد كه در همه حال و همه وقت به يادش باشيد، به مناسبت هاي مختلف برايش پيامك ارسال كنيد، هر روز به بهانه هاي مختلف به سراغش برويد، شده از جيبتان بزنيد صبحانه و ناهار و ... مهمانش كنيد، برايش درد دل كنيد و از غم و غصه در زندگي تان برايش بگوييد ... حالا شما مي توانيد علاوه بر پاچه، مخش را هم بزنيد!!!
 نتيجه مي گيريم كه اصولا پاچه خوارها، آدم هاي در نهايت بي انصاف و فقط و فقط به فكر خودشان هستند و اصلا يكي از زير آب زن هاي حرفه اي هستند كه اگر پايش بيفتد زير آب آن كسي كه پاچه اش را خاراندند هم مي رنند حالا فرقي ندارد از رئيسشان بگير تا همسرو ...!!!

روزنامه خراسان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۶۳

زبان بدن


هيچوقت از خودتون پرسيدين كه چرا صحبت كردن رودررو اينقدر بيشتر به آدم مي چسبه؟ و مثلا چرا وقتي مي خوان كسي رو براي كاري استخدام كنن فقط باهاش مصاحبه تلفني نمي كنن و بايد حتما حضوري باهاش حرف بزنن؟
▪ خانم دكتر مهديس كامكار(روانپزشك): ارتباط آدم ها ۳۰ درصد كلاميه و ۷۰ درصد غير كلاميه. يعني انسان ها بدون استفاده از واژه ها مي توانند با هم ارتباط داشته باشند. بنابراين رفتار بدن يا زبان بدن خيلي مورد توجه رفتارشناسان و روانكارانه. به اين خاطر كه آدم ها بدون اينكه لازم باشه از واژه ها استفاده بكنند مي توانند با وضعيت و حركات بدنشون با هم ارتباط برقرار بكنند و به صورت خودآگاه يا نا خودآگاه منظور همديگر رو متوجه بشوند. درستي اين مطلب هم بستگي به فرهنگ افراد داره.
پس در تماس برقرار كردن با مردم به غير از شنيدن حرف هاي آنها، ديدن چشم ها وديدن بقيه صورت و حتي حركات بدن و دست آنها خيلي مهمه. از قديم هم گفتن كه چشم، آيينه روحه و ميشه با نگاه خيلي حرف ها زد.

 ●گفتكو با خانم دكتر مهديس كامكار

 يكي از مهمترين قسمت هايي بدون ارتباط كلامي به عنوان زبان بدن به حساب مياد، نگاه يك شخصه. آدم ها با توجه به فرهنگشان مي توانند با نگاه كردن يا نكردن به همديگه افكار مختلفي رو برسونند.

ولي به غير از چشمهاي كساني كه طرف صحبت ما هستند، ساير اعضاي بدن آنها هم خيلي حرفها براي گفتن دارن. حتي ابروها هم نقش مهمي در برقراري ارتباط بازي مي كنن. در همه جوامع ارتباط بين دو نفر با نوعي حركت ابروان به عنوان نشانه تائيد آغاز مي شود. از ابروها مي شود براي پرسيدن سئوال يا سرزنش استفاده كرد.

خنديدن و يا فشردن لب ها به همديگر پيام هاي مختلفي به طرف مقابل مي دهد. در زير چشمان ما كيسه هايي قرار داره كه هنگام خنديدن پف مي كند ، اما فقط در صورتي پف مي كند كه خنده واقعي باشه ، در غير اينصورت فقط پوست چين مي خورديكي ديگه از اعضاي صورت كه منعكس كننده حالات و روحيات ماست، لب هاي ماست. خنديدن و يا فشردن لب ها به همديگر پيام هاي مختلفي به طرف مقابل مي دهد.

حتي در كودكان هم هنگام بازي، حتي اگر بازي كشتي گرفتن و يا دست وپنجه نرم كردن دوستانه هم باشه، دهان بچه ها وقتي دارن بازي مي كنن بازه و دندان هاشون پيداست و ماهيچه هاي صورتشون هم منقبض نيست. اما، به محض اينكه ماهيچه ها منقبض بشه و لب ها به هم نزديك بشه، ديگه وقتشه كه به بازي پايان داد، چون معلومه كه حالت دروني بچه هم تغيير كرده.

●اما دست ها چطور؟ دست ها چي ميتونند به ما بگويند؟
▪دكتر كامكار: به طور مثال در بسياري از فرهنگ ها مردم از دست ها زياد استفاده مي كنند چون ارتباط گرم و صميمي دارند. يا جاهايي كه آب و هواي گرم و مرطوبي داره، يا كساني كه اعتماد به نفس زيادي دارند از دست ها زياد استفاده مي كنند. در عين حال افرادي كه افسرده هستند دست هاي بي حركتي دارند يا اونها رو به هم مي مالند.

 به غير از اعضاي صورت و دست، ما با مشاهده بقيه بدن طرف مقابل ميتونيم تا اندازه اي به حالات روحي او پي ببريم. حالت ايستادن و يا نوع راه رفتن يا نشستن آنها ميتواند به ما در مورد روحيه و شخصيت فرد مقابل اطلاعاتي بدهد.

مسئله ديگه وضعيتي هست كه افراد به بدنشون ميدن. به طور مثال خم شدن، با پايين نگاه كردن يا فشردن دست ها. يا آدم هايي كه لبه صندلي مي نشينند معمولاً اشخاص بدون اعتماد به نفس هستند.

من موقعي كه بچه بودم عادت داشتم دستهامو بزنم به كمرم و بايستم و يا حرف بزنم، و بزرگترها مرتب به من گوشزد مي كردن كه مثل قمر خانم دستهاتو به كمرت نزن (قمر خانم يكي از شخصيت هاي توي يك سريال تلويزيوني قديمي بود كه خيلي دردو و قلدرو حق به جانب بود و مرتب با همه جر وبحث مي كرد و به محض اينكه مي خواست شروع بكنه به سرو صدا كردن دست هاشو مي زد به كمرش).

البته من اين روزها خيلي ها رو مي بينم كه دست هاشون رو به كمرشون مي زنن و هيچوقت هم رفتارشون مثل قمر خانم نيست. براي من هميشه اين سئوال وجود داشته كه مفهوم دست به كمر زدن چيه، و بالاخره جوابم را از دكتر كامكار گرفتم.

▪دكتر كامكار: نگاه، حركت دست و پاي افراد در اين موارد مهمه. گاهي اوقات آدم هاي خشمگين اين كار رو انجام مي دهند. در برخي موارد هم افراد مطمئن و راسخ اين كار رو انجام مي دهند. يا مثلاً در عصبانيت. به هر حال در هر صورتي افرادي كه احساس بكنند در كاري كه انجام مي دهند يا حرفي كه زدند راسخ هستند، دست خودشون رو به كمر مي زنند.


گفتكو با خانم دكتر مهديس كامكار

http://vista.ir/article/238449/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۶۲

چند نكته مهم براي ارائه يك سخنراني خوب

هنگامي كه مي خواهيد يك موضوع را در جلسه اي (با هر تعداد شركت‌كننده) توضيح دهيد، و يا گزارشي از فعاليتهاي انجام شده در يك پروژه را ارائه كنيد و يا حتي در يك جمع دوستانه صحبت كنيد مطمئنا كار سختي خواهيد داشت تصور كنيد چندين جفت چشم كوچكترين حركات شما را زيرنظر دارند و چندين جفت گوش حرف به حرف شما را مي شنوند و براساس اين ديده ها و شنيده ها درمورد شما و مطالبي كه ارائه مي كنيد قضاوت مي كنند، ازسوي ديگر شما ملزم به اقناع آنها و يا دفاع از عملكردتان و يا حتي اثبات خودتان هستيد در هر جايگاهي كه قرار داريد فرقي نمي كند، شما در موقعيت خطيري قرار گرفته ايد. پس سعي كنيد بهترين باشيد، دو اصل بسيار مهم را فراموش نكنيد اول تسلط كامل به مطالبي كه مي خواهيد ارائه دهيد و دوم حفظ خونسردي و آرامش. شما با رعايت اين دو اصل و توجه به نكاتي كه درپي خواهدآمد علاوه بر يك ارائه خوب، يك جلسه زيبا را برگزار مي كنيد.

۱) مخاطبان را شناسايي كنيد

اگر شما سطح علمي، فرهنگي و حتي شخصيتي مخاطبان را بدانيد، ارتباط بهتري با آنان برقرار مي كنيد و آنچه را كه آنها دوست دارند يا مي خواهند بشنوند ارائه مي دهيد و اين يعني اثرگذاري بهتر و بيشتر.


۲) يك پيام مشخص داشته باشيد.


قبل از اينكه كار تهيه مطالب خود را شروع كنيد، پيام كليدي خود را مشخص كنيد. درواقع پيام شما بايد بتواند مخاطبان را به يك راه مشخص رهنمون و امكان تفكر درمورد راههاي ديگر را فراهم سازد.


۳) براي هر تصوير متن كوتاهي آماده كنيد.


هر تصوير (متن يا عكس) كه پخش مي شود. خلاصه اي از موضوع آن بايد ارائه شود. اين خلاصه مي تواند شفاهي باشد يا به صورت زيرنويس ارائه شود. اين باعث خواهدشد تا در وقت صرفه جويي شود.


۴) مطالب و مفاهيم خاص را برجسته كنيد.


مطالبي را كه توضيح آنها براي «پذيرش» مخاطب «اهميت» بيشتري دارد را مشخص كنيد.


۵) قبل از جلسه، تمرين كنيد.


۶) ساختار اثربخشي براي ارائه طراحي كنيد.


طرح «مسئله» و «حل» آن بهترين روش براي ارائه قدرتمند يك مطلب است. اول «مسئله» را بيان كنيد بعد «راه‌حل» را ارائه دهيد و آن را با يك مثال توضيح دهيد.


۷) «همه تيزهوش نيستند» را فراموش نكنيد.


همه مخاطبان شما افراد تيزهوش نيستند. پس سعي كنيد مطالب را خيلي ساده و غيرپيچيده ارائه كنيد، در هر ساعت صحبت كردن ۳ الي ۴ نكته را شرح دهيد.


۸) محكم و خوب شروع كنيد.


يك شروع خوب، موفقيت را تضمين مي كند. از روشهاي مختلف استفاده كنيد گاهي يك حكايت يا قصه يا يك خاطره و در بعضي مواقع پرداختن به اصل مطلب مي‌تواند شروع خوبي باشد.


۹) از نمودار و چارت استفاده كنيد.


بسياري از مخاطبان شما نمي توانند همزمان با شما اعداد و آمار ارائه شده را تجزيه و تحليل كنند. نمودار كمك مي‌كند تا سريعتر به موضوع دست پيدا كنند و با شما همراه شوند.


۱۰) پاياني با شكوه داشته باشيد.


بسياري از مخاطبان آخرين مطلبي را كه شما مي گوييد به خاطر مي سپارند مطمئن شويد كه آخرين مطالبي كه مي‌گوييد همانهايي هستند كه مي خواهيد مخاطبان به آن بيشتر توجه كنند.


۱۱) بر نكات مهم تسلط داشته باشيد.


اگر شما نكات مهم را بدانيد راحت‌تر مي توانيد مخاطبان را قانع كنيد و علاوه بر آن با آرامش و بدون استرس خواهيدبود.


۱۲) خوب تنفس كنيد.


۱۳) از چشمانتان استفاده كنيد.


حتما از چشمانتان براي برقراري ارتباط با مخاطب استفاده كنيد با اين كار مخاطبان احساس بهتري خواهند داشت و شما مي توانيد تاثير صحبتهايتان را ببينيد.


۱۴) تجهيزات مناسب را آماده كنيد.


هر جلسه اي، نيازمند تمهيدات خاصي است. تجهيزات موردنياز (نه كم و نه زياد) از قبيل دستگاه نمايش، وايت‌برد، كامپيوتر و... را آماده كنيد.


۱۵) تجهيزات را امتحان كنيد.


قبل از شروع جلسه تجهيزاتي را كه قرار است استفاده كنيد يكبار امتحان كنيد خرابي و يا عدم كارايي مناسب هركدام از دستگاهها (حتي يك ماژيك وايت برد) مي تواند تاثير بسيار منفي بر مطالب شما داشته باشد.


۱۶) بدانيد كه شما مركز توجه هستيد.


قبل از شروع جلسه فقط صداي شما شنيده مي شود هر حركت شما تاثير مستقيم بر مخاطب داشته و مي تواند جلسه شما را زيباتر يا زشت‌تر نمايد. با تمام وجود عمل كنيد.


۱۷) «لبخند» را فراموش نكنيد.


۱۸) هنگام ارائه خودتان باشيد.


سعي نكنيد از حركات مصنوعي استفاده كنيد اقدامات تصنعي كاملا ديده مي شوند، خودتان باشيد و بگذاريد زبان بدن شما طبيعي باشد.


۱۹) سعي كنيد از روي نوشته نخوانيد.


خواندن مطلب از روي نوشته باعث مي شود كه ارتباط شما با مخاطبان دچار خدشه گردد، دستانتان نيز از اثرگذاري باز مي ماند، مي توانيد از يادداشتهاي روي چارت يا تصوير استفاده كنيد.


۲۰) مخاطبان را درگير بحث كنيد.


هميشه مي توانيد مخاطبان را وارد بحث كنيد. از آنها سوال كنيد و جواب بخواهيد اما اصرار نكنيد، شما مي‌توانيد از ساير روشها نيز براي مشاركت بيشتر و همراهي آنها استفاده كنيد. (نوشتن پاي تخته، قرائت يك متن يا...)


۲۱) از شوخي كردن نترسيد.


شما مي توانيد با استفاده از مزاحهاي كوچك محيط را جذاب‌تر كنيد.


۲۲) خودتان را جاي مخاطب بگذاريد.


اگر شما به جاي مخاطب نشسته بوديد، چه حالي داشتيد، آيا گرماي اتاق، نور محيط، و... مناسب است. شما بايد به آنها اهميت ويژه بدهيد تا شما را باور كنند.


۲۳) از كارتان بازخورد داشته باشيد.


شما درهر حالي مي توانيد بازخورد بگيريد، شفاهي يا كتبي، در انتهاي جلسه از پرسشنامه‌هاي ساده استفاده كنيد تا بتوانيد در آينده كارتان را بهبود بخشيد.


علي افتخاري


روزنامه تفاهم


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۶۱

تبيين تفاوت‌هاي ميان فرهنگي در ارتباط غيركلامي


تعدادي از محققان فرهنگ(culture) و ارتباط(communication) را معادل دانسته اند. فرهنگ و ارتباط تفكيك ناپذيرند زيرا يادگيري و حفظ فرهنگ از طريق تعامل انساني صورت مي‌گيرد. علاوه بر اين، فرهنگ ابتدائا يك پديده غيركلامي‌است زيرا يادگيري بيشتر جوانب فرهنگ از طريق مشاهده و تقليد انجام مي‌گيرد تا تعليم يا بيان كلامي‌صريح و روشن. سطح اوليه فرهنگ به صورت ضمني، بدون آگاهي، و ابتدائا با شيوه‌هاي غيركلامي‌منتقل مي‌شود.
 ارتباط ميان فرهنگي زماني رخ مي‌دهد كه دو يا چند فرد با زمينه‌هاي فرهنگي متفاوت تعامل مي‌كنند.اين فرايند به ندرت آسان و خالي از مسئله است. در بيشتر موقعيت‌ها، ارتباط گران ميان فرهنگي اشتراك زباني ندارند، اما زبان‌ها قابل يادگيري است و مسايل ارتباطي بزرگتر در قلمرو غيركلامي‌رخ مي‌دهد. ارتباط غيركلامي‌يك فرايند ظريف، چندبعدي، و غالبا خودجوش است. در واقع، افراد از بيشتر رفتارهاي غيركلامي‌خود كه بدون توجه، خود به خود و غيرارادي انجام مي‌شود آگاه نيستند. از آنجا كه ما اغلب از رفتارهاي غيركلامي‌خود هم آگاه نيستيم، تشخيص دادن و تسلط بر رفتارهاي غيركلامي‌در فرهنگي بيگانه بي نهايت مشكل است. گاهي در فرهنگ‌هاي ديگر احساس ناراحتي مي‌كنيم چون حس مي‌كنيم چيزي سر جاي خود نيست. “از آنجا كه رفتارهاي غيركلامي‌به ندرت پديده‌هايي آگاهانه هستند، احتمالا درك دقيق علت اين احساس ناراحتي براي ما مشكل خواهد بود”.
 اين مقاله علائم(كدهاي) ارتباط غيركلامي‌را مختصرا مرور مي‌كند، جايگاه فرهنگ به عنوان بخشي از رفتار بين فردي را بررسي مي‌كند، سپس به پنج بعد اصلي تفاوت فرهنگي مي‌پردازد كه شامل نزديكي(immediacy)، فردگرايي(individualism)، مردانگي(masculinity)، فاصله قدرت(power distance)، و زمينه بالا و پايين(high/low context) است. چنين استدلال شده كه هر يك از اين ابعاد تفاوت‌هايي در برقراري ارتباط در يك فرهنگ ايجاد مي‌كند، به ويژه در برقراري ارتباط غيركلامي‌در آن فرهنگ.
 ● علائم(كدهاي) غيركلامي
 بيشتر مباحث ارتباط بين فرهنگي غيركلامي‌رويكردي داستان سرايانه دارند كه در آن مثال‌هاي متعددي از تفاوت‌هاي بين فرهنگي براي هز كد غيركلامي‌تشريح شده است. اين مقاله به دنبال تكرار كدهاي گوناگون غيركلامي‌ارتباط بين فرهنگي نيست. بنابراين هر كد با ارجاعاتي بحث مي‌شود كه تحليل‌هايي كامل و جامع از تفاوت كدهاي غيركلامي‌بين فرهنگ‌هاي مخلتف ارائه مي‌كند.
 بنيادي ترين تفاوت‌هاي غيركلامي‌در ارتباط بين فرهنگي فضا(space) و زمان(time) است. زمان شناسي(chronemics)- يا مطالعه معني، كاربرد و ارتباط زمان- احتمالا پرتحقيق ترين و بحث شده ترين كد غيركلامي‌در ادبيات بين فرهنگي است. تحليل‌ها نشان مي‌دهد كه چارچوب‌هاي زماني فرهنگ‌هاي مختلف چنان متفاوتند كه حتي اگر تنها تفاوت‌هاي زماني(chronemic) وجود داشت، سوء تفاهم(بدفهمي)‌هاي بين فرهنگي همچنان فراوان بود. دومين كد غيركلامي‌كه توجه زيادي به خود جلب كرده مطالعه مجاورت(proxemics)، يا فاصله و فضاي بين شخصي در ارتباط است. تحقيقات نشان مي‌دهد كه فرهنگ‌ها در كاربرد فضاي شخصي، فواصلي كه حفظ مي‌كنند، و شكل قلمرو، همچنين معناهايي كه به رفتار نزديك كننده نسبت مي‌دهند تفاوت اساسي دارند.
 تفاوت‌هاي بين فرهنگي زيادي در رفتارهاي حركتي(kinesic behavior) افراد از جمله حالت چهره، حركات بدن، ژست‌ها، و حركات تنظيم مكالمه ديده مي‌شود. الگوهاي بين فردي ارتباط تماسي(tactile) يا لامسه اي(haptics) نيز تفاوت‌هاي بين فرهنگي مهمي‌را آشكار مي‌كند.
 ديگر كدهاي مهم ارتباط غيركلامي‌فضاي كمتري را در نشريات مربوط به ارتباط بين فرهنگي غيركلامي‌به خود اختصاص داده اند. وضع ظاهر، مهمترين كد غيركلامي‌در اولين برخوردها، اهميت آشكاري دارد زيرا بسياري از برخوردهاي بين فرهنگي مبتني بر تصورات قالبي(stereotypes) و كم دوام هستند. مباحثي از تفاوت‌هاي بين فرهنگي توسط شفلن(Scheflen, ۱۹۷۴) و سامور، پورتر، و جين(۱۹۸۱) ارائه شده است. ارتباطات چشمي(oculesics)- مطالعه پيام‌هاي ارسالي توسط چشم، شامل تماس چشمي، چشمك، حركات چشم، و بزرگ شدن مردمك چشم – تنها توجه حاشيه اي محققان ارتباط بين فرهنگي را جلب كرده است.
 از آنجا كه تماس چشمي‌“دعوت به ارتباط” خوانده شده، نوع تفاوت‌هاي آن بين فرهنگ‌هاي مختلف موضوع ارتباطي مهمي‌محسوب مي‌شود. عوامل صوتي(vocalics) يا فرا زبان(paralanguage)- عناصر غيركلامي‌صدا- نيز توجه نسبتا كمي‌از سوي محققان بين فرهنگي يافته است. موسيقي و آواز- شكلي جهاني از ارتباط زيبايي شناختي- تقريبا به طور كامل در پژوهش‌هاي بين فرهنگي مغفول واقع شده به جز يك مطالعه عالي توسط لوماكس(Lomax, ۱۹۶۸) كه چندين گروه از فرهنگ‌هاي جهاني را از طريق تفاوت‌ها و شباهت‌هايشان در موسيقي محلي تشخيص داده است. در نهايت، عوامل بويايي(olfactics)- مطالعه ازتباط بين فردي از طريق شامه- با وجود اهميت آن، عملا در پژوهش‌هاي بين فرهنگي ناديده گرفته شده است.
 ● جايگاه فرهنگ در رفتار بين فردي
 فرهنگ براي پژوهشگران ارتباطي مفهومي‌حياتي است زيرا هر ارتباط گر محصول فرهنگ خويش است. فرهنگ، به همراه خصوصيات، موقعيت‌ها و دولت‌ها، يكي از چهار منبع اوليه رفتار بين فردي است. فرهنگ تاثير پايدار محيط اجتماعيبر رفتار فرد، از جمله رفتار ارتباطي بين فردي اوست. فرهنگ نيروي قابل ملاحظه اي بر رفتار فردي اعمال مي‌كند . از طريق آنچه گيتز(Geetz, ۱۹۷۳) سازوكارهاي كنترل- طرح‌ها، شيوه‌ها، قواعد، دستورالعمل‌ها( آنچه مهندسان كامپيوتر برنامه مي‌خوانند) – براي مديريت رفتار مي‌خواند. فرهنگ تاثير قدرتمند مشابهي، ولي نه يكسان، بر همه ساكنان يك نظام فرهنگي مي‌گذارد. “فرهنگ به لحاظ رفتاري قابل مشاهده است از طريق مقايسه همگني درون گروهي با ناهمگني بين گروهي”.
 فرهنگ با خصوصيات شخصي اشتباه گرفته مي‌شود زيرا هر دو پديده اي پايدار هستند. خصوصيات علل مختلفي دارند كه تنها برخي از آنها نتيجه فرهنگ است. همچنين فرهنگ با موقعيت اشتباه مي‌شود زيرا هر دو بخشي از محيط اجتماعي فرد هستند. با اين وجود، فرهنگ پديده اي پايدار است در حالي كه موقعيت پديده اي گذرا با آغاز و پايان قابل مشاهده است. فرهنگ يكي از پايدارترين، قدرتمندترين و ناپيداترين شكل دهندگان رفتار ماست.
 ● ابعاد تفاوت فرهنگي
 هزاران داستان درمورد سوء تفاهم‌هاي ناشي از رفتارهاي غيركلامي‌بين افراد از فرهنگ‌هاي متفاوت گفته شده است. هرچند شايد مفيد باشد بدانيم كه عرب‌ها در مقايسه با امريكايي‌ها نزديك تر به يكديگر مي‌ايستند، اينكه سوءيسي‌ها بيشتر از ايتاليايي‌ها وقت شناس هستند، و اينكه شرقي‌ها بيشتر از غربي‌ها براي سكوت ارزش قائلند، اما اين رويكرد داستان سرايانه به تنهايي كافي نيست. زيرا تعداد برخوردهاي بالقوه بين دو فرهنگ بسيار زياد است، و به دليل اينكه تعداد سوء تفاهم‌هاي احتمالي مبتني بر رفتار غيركلامي‌بين هر دو فرهنگ نيز بسيار زياد است، ميليون‌ها اتفاق بين فرهنگي محتمل است.
 آنچه لازم است شيوه اي براي سازماندهي و درك اين كثرت مشكلات بالقوه در ارتباط بين فرهنگي است. برخي تحقيقات ابتدايي نشان مي‌دهد ابعادي از فرهنگ به تبيين اين تفاوت‌هاي بين فرهنگي كمك مي‌كند. بيشتر تفاوت‌هاي فرهنگي در رفتار غيركلامي‌نتيجه تفاوت در ابعادي است كه در ادامه بحث مي‌كنيم.
 ● نزديكي و گويايي(immediacy and expressiveness)
 رفتارهاي نزديك كننده اعمالي هستند كه همزمان گرمي، صميميت و آمادگي ارتباط را منتقل مي‌كنند، آنها تمايل را در مقابل اجتناب و نزديكي را در مقابل فاصله گيري نشان مي‌دهند. نمونه‌هاي رفتار نزديك كننده لبخند زدن، لمس كردن، تماس چشمي، فاصله نزديك و انگيزش صوتي هستند. برخي محققان اين رفتارها را “پرمعني” خوانده اند.
 فرهنگ‌هايي كه صميميت يا نزديكي بين فردي زيادي دارند“فرهنگ تماس”(contact culture) ناميده مي‌شوند. زيرا مردم اين كشورها نزديك به هم مي‌ايستند و اغلب همديگر را لمس مي‌كنند. مردم در فرهنگ‌هاي كم تماس با فاصله از يكديگر مي‌ايستند و كمتر همديگر را لمس مي‌كنند. پترسون مي‌گويد:
 “اين الگوهاي رابطه با جهان در تمام جوانب زندگي روزمره وجود دارد، اما اثرات آنها بر رفتار اجتماعي شيوه ارتباط افراد با يكديگر را تعريف مي‌كند. در فرهنگ‌هاي پرتماس، اين تمايل كلي در قالب نزديكي بيشتر بروز مي‌كند به طوري كه اطلاعات لامسه اي و بويايي آسان تر دريافت مي‌شود.”
 جالب اينجاست كه فرهنگ‌هاي پرتماس عموما در كشورهاي گرمسير و فرهنگ‌هاي كم تماس در آب و هواي سرد ديده مي‌شود. تحقيقات فراوان نشان داده است كه فرهنگ‌هاي پرتماس در بيشتر كشورهاي عربي، منطقه مديترانه شامل فرانسه، يونان و ايتاليا، يهوديان اروپايي و خاورميانه اي، مردم اروپاي شرقي و روس‌ها، و اندونزيايي‌ها و اسپانيولي‌ها وجود دارد. استراليايي‌ها همچون مردم امريكاي شمالي سطح تماس متوسطي دارند، هرچند امريكاي شمالي به تماس كم متمايل است. فرهنگ‌هاي كم تماس شامل بيشتر بخش‌هاي شمال اروپا از جمله اسكانديناوي، آلمان و انگلستان، امريكايي‌هاي انگليسي(الاصل)، آنگلوساكسون‌هاي سفيدپوست(فرهنگ غالب ايالات متحده) و ژاپني‌هاست.
 تبيين اين تفاوت‌هاي جغرافيايي شامل سطح انرژي، آب و هوا و سوخت و ساز بدن مي‌باشد. فرهنگ‌هاي مناطق سردسير آشكارا كار محور و از نظر ميان فردي “سرد” هستند، در حالي كه فرهنگ‌هاي مناطق گرمسيري رابطه محور و از نظر ميان فردي “گرم” هستند.
 حتي داخل ايالات متحده، مردم مناطق گرمسيري تماس بيشتري نسبت به مردم نواحي سردسيري دارند. اندرسن، لوستيگ و اندرسن همبستگي ۳۱/۰ ميان عرض جغرافيايي دانشگاه‌ها و اجتناب از تماس يافتند. اين داده‌ها نشان مي‌دهد كه دانشجويان دانشگاه‌هاي منطقه كمربند خورشيدي(گرمسيري) بيشتر از همتايان خود در مناطق سردتر تماس محور هستند.
 ● فردگرايي(individualism)
 يكي از بنيادين ترين ابعاد تفاوت فرهنگ‌ها درجه فردگرايي در مقابل جمع گرايي است. اين بعد چگونگي زندگي مردم با همديگر(تنها، در خانواده، يا قبيله)، ارزش‌هاي آنان، و شيوه ارتباط آن‌ها را تعيين مي‌كند. مردم ايالات متحده نوعا فردگرا هستند. ما فردگرايي را بديهي فرض مي‌كنيم و متوجه تاثيرات آن نيستيم تا وقتي كه در مسافرت با فرهنگ‌هاي كمتر فردگرا و بيشتر جمع گرا آشنا شويم.
 فردگرايي همچون موهبتي الهي تحسين و تا مرتبه يك دين ملي در ايالات متحده ارتقا يافته است. در واقع، بهترين و بدترين خصوصيات فرهنگمان را مي‌توان به فردگرايي نسبت داد. حاميان فردگرايي آن را پايه آزادي، دموكراسي، اختيارعمل و انگيزه اقتصادي مي‌دانند و آن را عامل محافظ در برابر ظلم تلقي مي‌كنند. از سوي ديگر، فردگرايي به دليل بيگانه كردن ما با همديگر، ايجاد تنهايي، خودخواهي، و خودپسندي مورد انتقاد قرار گرفته است. در واقع،‌هال در شديدترين بيان مي‌گويد“انسان غربي آشفتگي ايجاد كرده كه ناشي از نفي تلفيق پذيري خود و تقديس تجزيه تجارب خود است”.
 نمي‌توان ترديد كرد كه فردگرايي يكي از ابعاد بنيادين تمايز فرهنگ‌ها از يكديگر است. همين طور، كمتر كسي ترديد دارد كه فرهنگ غربي فردگرايانه است، در حالي كه فرهنگ شرقي بر هماهنگي ميان افراد و بين انسان‌ها و طبيعت تاكيد دارد. تامكينز نشان مي‌دهد كه ساختار روانشناختي فرد حاصل اين بعد فرهنگي است. او مي‌گويد“انسان‌ها در تمدن غربي به خودستايي، مثبت يا منفي، گرايش دارند. در تفكر شرقي جايگزين ديگري وجود دارد كه هماهنگي بين انسان و طبيعت است”. پروسر مي‌گويد تاكيد غرب بر فرديت در فرهنگ‌هاي امريكاي معاصر به اوج مي‌رسد، جايي كه ارزش فرهنگي اصلي نقش فرد مي‌باشد. اين ايده توسط مطالعه ميان فرهنگي مهم‌هافستيد تاييد شده است.
 در بررسي فردگرايي در چهل كشور غيركمونيستي، فردگراترين كشورها (به ترتيب) عبارت بودند از ايالات متحده، استراليا، بريتانياي كبير، كانادا، هلند، نيوزيلند، ايتاليا، بلژيك، و دانمارك- كه همگي كشورهاي غربي يا اروپايي هستند. كمترين فردگرايي(به ترتيب از كمترين) در ونزوئلا، كلمبيا، پاكستان، پرو، تايوان، تايلند، سنگاپور، شيلي و هنگ كنگ مشاهده شد- كه فرهنگ‌هايي شرقي يا امريكاي جنوبي هستند. به همين نحو سيتارام و كگدل فرديت را داراي اهميت نخست در فرهنگ‌هاي غربي، اهميت ثانوي در فرهنگ‌هاي سياه پوستان، و اهميتي كمتر در فرهنگ‌هاي شرقي و اسلامي‌مي‌دانند.
 در حالي كه ايالات متحده فردگراترين كشور روي زمين است، نواحي گوناگون آن در درجه فردگرايي تفاوت دارند. ايلازار نشان داده كه ايالت‌هاي نيمه غربي مركزي و مجاور اقيانوس اطلس فردگراترين فرهنگ سياسي، و جنوب شرق بيشترين سنت گرايي و كمترين فردگرايي را دارد. ولي همه اين تفاوت‌ها نسبي است و براساس استانداردهاي جهاني حتي مي‌سي سي پي هم فرهنگي فردگرا دارد. بلا و ديگران مي‌گويند:
 “فردگرايي در قلب فرهنگ امريكايي جاي دارد… هر چيزي كه حق ما را نقض كند و نگذارد براي خودمان فكر كنيم، قضاوت كنيم، تصميم گيري كنيم و آن گونه كه دوست داريم زندگي كنيم، نه تنها به لحاظ اخلاقي بد است بلكه توهين به مقدسات هم هست.”
 در واقع فردگرايي شديد درك ديگر فرهنگ‌ها و تعامل با آنها را براي ما امريكاييان مشكل مي‌كند. ما بي همتا هستيم، بقيه فرهنگ‌ها همه فردگرايي كمتري دارند. همان طور كه كندون و يوسف مي‌گويند:
 “تركيب فردگرايي و برابري آن قدر ارزشمند و اساسي است كه بسياري از امريكايي‌ها ارتباط با ارزش‌هاي متضاد در فرهنگ‌هاي مبتني بر به هم وابستگي را بسيار دشوار مي‌يابند.”
 درجه فردگرايي يا جمع گرايي يك فرهنگ به طرق گوناگون بر رفتارهاي غيركلامي‌در آن فرهنگ تاثير مي‌گذارد. اول، مردم در فرهنگ‌هاي فردگرا از همديگر فاصله مي‌گيرند. فرهنگ‌هاي جمع گرا داراي به هم وابستگي هستند و در نتيجه كار، تفريح، زندگي و خواب آنهادر فاصله نزديك با يكديگر است. تحقيق‌هافستيد نشان مي‌دهد كه در دوره شكار و گردآوري، افراد در خانواده‌هاي هسته اي فردگرا جدا از هم زندگي مي‌كردند. با توسعه جوامع كشاورزي، خانواده گسترده به هم وابسته با نزديكي زياد در واحدهاي بزرگ قبيله اي يا خانوادگي آغاز به حيات كرد. جوامع شهري-صنعتي به شرايط فردگرايي، خانواده هسته اي، و عدم نزديكي با همسايگان، دوستان و همكاران بازگشت.
 رفتارهاي حركتي در فرهنگ‌هاي جمع گرا تمايل به همزماني دارد. وقتي خانواده‌ها به طور دسته جمعي كار مي‌كنند، حركات، برنامه‌ها و اعمال بايد تا حد زيادي هماهنگ باشد. در فرهنگ‌هاي شهري، اعضاي خانواده اغلب “كار خودشان” را انجام مي‌دهند، آمد و رفت، كار و تفريح، و خورد و خواب طبق برنامه شخصي است.
 تامكينز مي‌گويد مردم فرهنگ‌هاي فردگرا بيش از مردم فرهنگ‌هاي جمع محور لبخند مي‌زنند. اين واقعيت را شايد بتوان اينگونه تبيين كرد كه فردگرايان مسئول روابط خود و شادي خود هستند، در حالي كه افراد ارزش محور يا جمع محور قبول هنجارها را مهمترين ارزش و شادي فردي يا ميان فردي را ارزش ثانوي تلقي مي‌كنند. به همين نحو، افراد در فرهنگ‌هاي جمع گرا ممكن است احساسات مثبت يا منفي خود را كه مخالف وضعيت گروه است سركوب كنند زيرا حفظ گروه مهمترين ارزش است. افراد در فرهنگ‌هاي فردگرا تشويق به بيان احساسات مي‌شوند زيرا آزادي فردي ارزش فوق العاده دارد.
 تحقيقات نشان مي‌دهد افراد در فرهنگ‌هاي فردگرا به لحاظ غيركلامي‌بيش از افراد در فرهنگ‌هاي جمع گرا وابسته هستند. دليل اين امر واضح نيست زيرا فردگرايي به وابستگي نيازي ندارد. با اين حال،‌هافستيد اين گونه توضيح مي‌دهد:
 “در كشورهاي كمتر فردگرا كه پيوندهاي اجتماعي سنتي، مثلا بين اعضاي خانواده گسترده، همچنان وجود دارد، افراد كمتر به ايجاد دوستي‌هاي خاص نياز دارند. دوستان هر كس توسط روابط اجتماعي كه در آن متولد مي‌شود از قبل تعيين شده است. اما در كشورهاي بيشتر فردگرا روابط عاطفي از قبل توسط جامعه تعيين نشده و بايد توسط هر كس شخصا كسب شود.”
 در كشورهاي فردگرا مثل ايالات متحده، وابستگي، دوستي، عشوه گري، گفت و گوي كوتاه و آشنايي نخستين از كشورهاي جمع گرا مهمتر است زيرا در آنها شبكه اجتماعي ثابت تر و كمتر متكي به خلاقيت فردي است. بلا و ديگران معتقدند در طول قرن‌ها در ايالات متحده ي فردگرا و متحرك، مردم جامعه به راحتي مي‌توانستند يكديگر را ملاقات كنند و ارتباطات آنها باز بوده است. با اين وجود، روابط آنها معمولا اتفاقي و گذرا بوده است.
 و نهايتا، در مطالعه موثري از ده‌ها فرهنگ، لوماكس دريافت كه سبك‌هاي رقص و آواز يك كشور با سطح انسجام اجتماعي و جمع گرايي آن مرتبط است. فرهنگ‌هاي جمع گرا در بروز گروهي و در ميزان انسجام سبك‌هاي آواز رتبه بالايي دارند. فرهنگ‌هاي جمع گرا هم در آواز انسجام بيشتر و هم در رقص هماهنگي بيشتري از فرهنگ‌هاي فردگرا دارند. عجيب نيست رقص راك، كه بر جدايي و “انجام كار خود” تاكيد دارد، در فرهنگ‌هاي فردگرايي چون انگلستان و ايالات متحده تكامل يافت.اين رقص‌ها شايد استعاره اي از كل فرهنگ امريكايي باشد، كه در آن فردگرايي از همه جا رايج تر است.
 ● مردانگي(masculinity)
 مردانگي يك بعد ناديده گرفته شده از فرهنگ است. خصوصيات مردانه نوعا ويژگي‌هايي چون قدرت، جسارت، رقابت پذيري، و بلندپروازي است، در حالي كه خصوصيات زنانه ويژگي‌هايي چون محبت، دلسوزي، مهرورزي و حساسيت است. تحقيقات ميان فرهنگي نشان مي‌دهد كه از دختران جوان انتظار دلسوزي بيشتري تا پسران وجود دارد هر چند تفاوت‌هاي قابل ملاحظه اي بين كشورها وجود دارد.‌هافستيد(Hofstede, ۱۹۸۲) ميزان درجه اي كه افراد دو جنس در يك فرهنگ اهداف مردانه يا زنانه را تاييد مي‌كنند اندازه گيري كرده است.
 فرهنگ‌هاي مردانه رقابت و جسارت را مهم مي‌شمرند در حالي كه فرهنگ‌هاي زنانه براي مهرورزي و دلسوزي اهميت بيشتري قائلند. طبيعتا، ميزان مردانگي يك فرهنگ با درصد زنان شاغل در مشاغل فني و حرفه اي همبستگي منفي و با تفكيك جنسي در تحصيلات عالي همبستگي مثبت دارد.
 نه كشور با بالاترين امتياز مردانگي، بر اساس تحقيق‌هافستيد، به ترتيب عبارتند از ژاپن، اتريش، ونزوئلا، ايتاليا، سوءيس، مكزيك، ايرلند، بريتانياي كبير، و آلمان. به استثناي ژاپن، تمام اين كشورها در اروپاي مركزي و كارائيب قرار دارند. هشت كشور با كمترين امتياز مردانگي(به ترتيب از كمترين) عبارتند از سوءد، نروژ، هلند، دانمارك، فنلاند، شيلي، پرتقال و تايلند- كه همگي فرهنگ اسكانديناويايي يا امريكاي جنوبي دارند به استثناي تايلند. چرا فرهنگ‌هاي امريكاي جنوبي الگوي لاتين ماكيزمو(machismo) را ندارند؟‌هافستيد مي‌گويد ماكيزمو در ناحيه كارائيب بيش از خود امريكاي جنوبي ديده مي‌شود.
 تحقيقات فراوان نشان مي‌دهد كه الگوي رفتار دوجنسي(هم زنانه و هم مردانه) موجب درجه بالايي از عزت نفس، مهارت اجتماعي، موفقيت، و پيشرفت فكري در مردان و زنان مي‌شود. سبك‌هاي غيركلامي‌كه امكان بروز رفتارهاي مردانه(مثلا تسلط يا عصبانيت) و همچنين زنانه(مثلا گرمي‌يا عواطف) را براي مردان و زنان فراهم مي‌كند مفيد و بسيار موثر است. در واقع باك نشان داده است كه مردان ممكن است با پنهان كردن احساسات خود(به جاي بروز آن همچون اغلب زنان) سلامتي خود را به خطر بيندازند. پنهان كردن و عدم بروز احساسات باعث اضطراب زياد و فشار خون بالا مي‌شود. جالب است كشورهاي با مردانگي زياد، سطوح بالايي از اضطراب دارند.
 تحقيقات فراوان تفاوت‌هاي مهمي‌در الگوهاي صوتي بين كشورهاي تساوي خواه و غير تساوي خواه نشان داده است. در كشورهايي كه زنان اهميت اقتصادي دارند و قوانين جنسي براي آنها آزاد است، الگوهاي صوتي راحت تري نسبت به ديگر كشورها ديده مي‌شود. به علاوه، در كشورهاي تساوي خواه در مقايسه با كشورهاي كمتر تساوي خواه تنش كمتري بين دو جنس، يكپارچگي و انسجام بيشتري در آوازها، و هماهنگي بيشتري در حركات ديده مي‌شود.
 قابل توجه اينكه ايالات متحده به مردانگي گرايش دارد هرچند جزو نه كشور مردانه اصلي نيست. ارتباطگران ميان فرهنگي بايد بدانند كه ديگر كشورها ممكن است به لحاظ جنسي كمتر يا بيشتر از ايالات متحده تساوي خواه باشند. همين طور، بيشتر كشورها زنانه تر(يعني مهرورز و دلسوزتر) از ايالات متحده هستند و افراد هر دو جنس در اين كشور نسبت به ميانگين جهاني اغلب تند، خشن و رقابت جو به نظر مي‌رسند.
 ● فاصله قدرت(power distance)
 چهارمين بعد اصلي ارتباط بين فرهنگي فاصله قدرت است. فاصله قدرت- درجه توزيع نابرابر قدرت، منزلت و ثروت در يك فرهنگ – در تعدادي از فرهنگ‌ها با استفاده از شاخص فاصله قدرت(PDI)‌هافستيداندازه گيري شده است. در فرهنگ‌هاي با نمره بالا قدرت و نفوذ در دست عده كمي‌متمركز است نه اينكه به شكلي عادلانه بين همه مردم توزيع شده باشد. كندون(Condon) و يوسف(Yousef, ۱۹۸۳) به سه الگوي فرهنگي متمايز اشاره مي‌كنند: دموكراتيك، اقتدارمحور، و اقتدارگرايانه. شاخص فاصله قدرت با اقتدارگرايي همبستگي بالايي(۰.۸۰) دارد(بر اساس سنجش با مقياس F).
 نه كشور با بالاترين PDI (به ترتيب) عبارتند از فيليپين، مكزيك، ونزوئلا، هند، سنگاپور، برزيل، هنگ كنگ، فرانسه و كلمبيا- كه همه كشورهاي آسياي جنوبي و كارائيب هستند به استثناي فرانسه. گوديكانست و كيم مي‌گويند كشورهاي افريقايي و آسيايي عموما روابط نقشي سلسله مراتبي را حفظ مي‌كنند. از دانشجويان آسيايي انتظار مي‌رود كه در حضور استاد خود آرام و مودب باشند. همين طور ويتنامي‌ها كارفرما را معلم خود مي‌دانند و دستورات را كاملا اطاعت مي‌كنند. نه كشور با كمترين PDI (به ترتيب از كمترين) عبارتند از اتريش، اسرائيل، دانمارك، نيوزلند، ايرلند، سوءد، نروژ، فنلاند و سوءيس- كه همگي دموكراسي‌هاي طبقه متوسط اروپايي هستند كه عرض جغرافيايي بالايي دارند.از نظر فاصله قدرت، ايالات متحده كمي‌از وسط پايين تر است. تعيين كننده اصلي فاصله قدرت عرض جغرافيايي يك كشور است.‌هافستيد مدعي است عرض جغرافيايي و آب و هوا نيروهاي اصلي شكل دهنده فرهنگ‌ها هستند.
 او مي‌گويد متغير كليدي دخيل اين است كه فناوري براي بقا در آب و هواي سرد لازم است. اين نياز زنجيره اي از شرايط مي‌آفريند كه در آن كودكان كمتر به قدرت وابسته هستند و از افرادي غير از شخصيت‌هاي دولتي مي‌آموزند.‌هافستيد همبستگي ۶۵/۰ بين PDI وعرض جغرافيايي گزارش مي‌كند! در مطالعه اي در چهل دانشگاه در سراسر ايالات متحده اندرسن، لوستيگ و اندرسن همبستگي۴۷/۰- بين عرض جغرافيايي و عدم تحمل ابهام و همچنين همبستگي۴۵/۰- بين عرض جغرافيايي و اقتدارگرايي يافتند. اين يافته‌ها نشان مي‌دهد كه ساكنان شمال ايالات متحده اقتدارگرايي كمتر و بردباري بيشتري در مقابل ابهام دارند. احتمالا فرهنگ‌هاي شمالي براي اطمينان از همكاري و بقا در آب و هواي سخت بايد بردبارتر و كمتر خودمحور باشند.
 آشكار است كه فاصله قدرت در هر فرهنگ رفتار غيركلامي‌را تحت تاثير قرار مي‌دهد. كشورهاي با PDI بالا همچون هند، با نظام كاستي خشك خود، مي‌توانند تعامل را شديدا محدود كنند، مثلا در مورد هندي‌هاي نجس(غيرقابل لمس). بيش از ۲۰ درصد جمعيت هند نجس‌ها هستند- كساني كه در قعر نظام پنج كاستي هند قرار دارند. تماس با نجس‌ها براي اعضاي ديگر كاست‌ها شديدا ممنوع است و “آلودگي” محسوب مي‌شود. روشن است كه ارتباط تماسي ميان كاست‌ها به شدت توسط فرهنگ هندي محدود مي‌شود. كشورهاي با PDI بالا كه كمتر از هند طبقاتي هستند نيز ممكن است تماس، دوستي و ازدواج بين طبقات را منع كنند، در حالي كه اين امور در كشورهاي با PDI پايين معمول شمرده مي‌شود.
 نظام‌هاي اجتماعي با تفاوت قدرت زياد، رفتارهاي حركتي متفاوتي نيز ايجاد مي‌كنند. به گفته اندرسن و بومن تنش بدني زيردستان در روابط داراي تفاوت قدرت آشكارتر است. همين طور در موقعيت‌هاي تفاوت قدرت، زيردستان اغلب لبخند مي‌زنند تا مودب به نظر برسند و مافوق‌ها را خشنود كنند. لبخند مداوم بسياري از شرقي‌ها شايد تلاشي براي خشنود كردن مافوق يا ايجاد روابط اجتماعي راحت باشد؛ شايد اين نتيجه پرورش يافتن در فرهنگي با PDI بالا باشد.
 نشانه‌هاي صوتي و بدني نيز تحت تاثير فاصله قدرت يك فرهنگ هستند. عموما مردم ساكن كشورهاي با PDI پايين كمتر آگاهند كه بلندي صدا مي‌تواند بي احترامي‌به ديگران باشد. تن صداي مردم در ايالات متحده معمولا پرسروصدا، اغراق آميز و بچگانه به نظر مي‌رسد. لوماكس نشان داده در كشورهايي كه قدرت سياسي كاملا متمركز است، صداي آوازها محكمتر و حنجره بسته تر است، درحالي كه در جوامع آسان گيرتر صداهايي راحت تر، بازتر و روشن تر توليد مي‌شود.
 ● زمينه بالا و پايين(high/low context)
 آخرين بعد اساسي ارتباط يين فرهنگي مربوط به زمينه(بافت) است.‌هال فرهنگ‌هاي پرزمينه و كم زمينه را با جزئيات فراوان توصيف كرده است. در يك پيام يا ارتباط پرزمينه(high-context) يا در محيط فيزيكي است يا درون شخص است، در حالي كه اطلاعات بسيار كمي‌به صورت صريح و آشكار منتقل مي‌شود. دوستان قديمي‌معمولا از پيام‌هاي پرزمينه(ضمني) استفاده مي‌كنند كه فهم آنها براي يك غريبه تقريبا غيرممكن است. موقعيت، يك لبخند، يا يك نگاه معنايي ضمني دربردارد كه نيازي به بيان آن نيست. در فرهنگ‌ها يا موقعيت‌هاي پرزمينه اطلاعات در درون محيط، زمينه، موقعيت و اشارات غيركلامي‌كه به پيام معنا مي‌بخشند قرار دارد و در بيان صريح كلامي‌ديده نمي‌شود.
 پيام‌هاي كم زمينه(low-context) دقيقا معكوس پيام‌هاي پرزمينه است؛ بيشتر اطلاعات در قالب نشانه‌هاي آشكار است. پيام‌هاي كم زمينه بايد مفصل، روشن، و كاملا مشخص باشند. برخلاف روابط شخصي، كه پيام‌هايي نسبتا پرزمينه دارد، نهادهايي چون دادگاه قانون و سيستم‌هاي رسمي‌چون زبان رايانه و رياضيات به نظام‌هاي كم زمينه و صريح نياز دارند زيرا در آنها هيچ چيز را نمي‌توان بديهي انگاشت.
 فرهنگ‌ها از نظر ميزان استفاده از زمينه در ارتباط بسيار متفاوتند. كم زمينه ترين فرهنگ‌ها احتمالا سوءيس، آلمان، امريكاي شمالي(شامل ايالات متحده) و اسكانديناوي هستند. اين فرهنگ‌ها به جاي زمينه، متوجه امور جزئي و مشخص و برنامه‌هاي زماني دقيق هستند. آنها از نظام‌هاي رفتاري استفاده مي‌كنند كه حول منطق ارسطويي و تفكر خطي شكل گرفته است. فرهنگ‌هايي كه برخي مشخصات هر دو نظام پرزمينه و كم زمينه را دارند فرانسه، انگلستان و ايتاليا هستند كه تا حدي ضمني تر از فرهنگ‌هاي شمال اروپا هستند.
 پرزمينه ترين فرهنگ‌ها، كه در شرق هستند، عبارتند از چين، ژاپن و كره كه به غايت پرزمينه اند. زبان‌ها از صريح ترين نظام‌هاي ارتباطي هستند، ولي زبان چيني يك نظام ضمني پرزمينه است. براي استفاده از يك فرهنگ لغت چيني، بايد هزاران حرف را كه در تركيب با ديگر حروف تغييرمعنا مي‌دهند شناخت. مردم ايالات متحده مرتب شكايت دارند كه ژاپني‌ها هرگز متوجه مطلب نمي‌شوند؛ آنها نمي‌دانند كه در فرهنگ‌هاي پرزمينه بايد بافت و شرايطي براي درك مطلب فراهم شود. فرهنگ‌هاي بومي‌امريكايي با مسيرهاي مهاجرت اجدادي در آسياي شرقي، از جهات مختلف بسيار شبيه فرهنگ‌هاي شرقي معاصر هستند، به خصوص از نظر نياز به زمينه بالا. طبيعتا بيشتر فرهنگ‌هاي امريكاي لاتين نيز، با تركيبي از سنت‌هاي ايبريايي(پرتغالي-اسپانيايي) و بومي، فرهنگ‌هايي پرزمينه هستند. مردم جنوب و شرق مديترانه همچون يونانيان، ترك‌ها و اعراب نيز به فرهنگ پرزمينه گرايش دارند.
 ارتباط مسلما در فرهنگ‌هاي پرزمينه و كم زمينه كاملا متفاوت است. اولا، اشكال صريح ارتباط همچون نشانه‌هاي كلامي‌در فرهنگ‌هاي كم زمينه اي چون ايالات متحده و شمال اروپا رايج تر است. مردم فرهنگ‌هاي كم زمينه با پرحرفي زياد، توضيح واضحات، و كاربرد حشو و زوايد ديده مي‌شوند. مردم فرهنگ‌هاي پرزمينه كتمان كننده، آب زيركاه و اسرارآميز به نظر مي‌آيند. دوم، فرهنگ‌هاي پرزمينه به اندازه فرهنگ‌هاي كم زمينه براي ارتباط كلامي‌ارزش قائل نيستند. اليوت و ديگران دريافتند كه افراد كلامي‌تر براي مردم ايالات متحده جذاب تر بودند، ولي افرادي كه كمتر كلامي‌بودند در كره(كه يك فرهنگ پرزمينه است) جذاب تر بودند. سوم، فرهنگ‌هاي پرزمينه بيشتر از فرهنگ‌هاي كم زمينه به ارتباطات غيركلامي‌متكي و وابسته است. فرهنگ‌هاي كم زمينه، و به خصوص مردان در اين فرهنگ‌ها، به اندازه مردم فرهنگ‌هاي پرزمينه ارتباطات غيركلامي‌را درك نمي‌كنند. ارتباطات غير كلامي‌زمينه اي براي كل ارتباط است، ولي مردم فرهنگ‌هاي پرزمينه به طور خاص تحت تاثير اشارات زمينه اي قرار مي‌گيرند.
 بنابراين حالات چهره، تنش‌ها، حركات، سرعت تعامل، موقعيت تعامل و ديگر ظرايف رفتارهاي غيركلامي‌توسط مردم فرهنگ‌هاي پرزمينه بيشتر درك شده و پرمعني تر است. و نهايتا، مردم فرهنگ‌هاي پرزمينه ارتباطات غيركلامي‌بيشتري را در مقايسه با افراد فرهنگ‌هاي كم زمينه انتظار دارند. مردم فرهنگ‌هاي پرزمينه انتظار دارند طرف مقابل احساسات ناگفته، حالات پنهان، و اشارات محيطي را دريابد در حالي كه مردم فرهنگ‌هاي كم زمينه اصلا به اين موارد توجهي نمي‌كنند. بدتر اينكه هر دو نوع فرهنگ اين تفاوت‌هاي اساسي در رفتار، ارتباط و زمينه را نمي‌شناسند و هر دو به اشتباه مشكل را سريعا به رفتار ديگري نسبت مي‌دهند.
 ● نتيجه گيري
 مطالعه اين پنج بعد فرهنگ مهارت در ارتباطات ميان فرهنگي را تضمين نمي‌كند. زيبايي سفرهاي بين المللي، و حتي مسافرت در داخل ايالات متحده، در اين است كه چشم انداز بي نظيري نسبت به رفتار خود و ديگران فراهم مي‌كند. تركيب دانش نظري حاصل از مقالات و كلاس‌ها با برخوردهاي واقعي با مردم ديگر فرهنگ‌ها، بهترين راه براي كسب چنين مهارتي است.
 دركي كامل و عملي از ابعاد تفاوت فرهنگ‌ها، همراه با علم به نوع تفاوت رفتارهاي ارتباطي مشخص بين فرهنگ‌هاي مختلف چندين فايده عملي دارد.
۱) چنين دانشي فرضيات مسلم مربوط به رفتار خود ما را در معرض چالش قرار مي‌دهد. ساختار رفتار ما نامرئي است و طبيعي انگاشته مي‌شود تا وقتي كه از طريق مطالعه ديگر فرهنگ‌ها و برخوردهاي ميان فرهنگي واقعي به چالش كشيده شود. درواقع‌هال مي‌گويد تنوع قومي‌در ارتباطات بين قومي‌مي‌تواند منبع نيرو و مزيتي براي كشف خود باشد.
 ۲) اين بحث روشن مي‌كند كه برداشت ما از ارتباط غيركلامي‌مردم ديگر فرهنگ‌ها اغلب غلط است. هيچ فرهنگ لغت يا قوانيني براي رفتار ميان فرهنگي وجود ندارد. ما نمي‌توانيم افراد را مانند كتاب بخوانيم، حتي افرادي از فرهنگ خودمان. با اين وجود دانستن اينكه يك فرد از فرهنگي مردانه، جمع گرا يا پرزمينه است رفتار او را براي ما روشن تر و قابل تفسيرتر خواهدكرد.
 در نهايت، درك تفاوت‌هاي بين فرهنگي و درواقع ورود به ارتباطات بين فرهنگي قطعا موجب كاهش قوميت گرايي و كمتر تهديدكننده دانستن مردم فرهنگ‌هاي ديگر مي‌شود. ترس اغلب بر جهالت و سوء تفاهم مبتني است. واقعيت تنوع بين فرهنگي بايد موجب خوشحالي و خوشبيني در مورد حالت‌هاي گوناگون انسانيت شود.


پيتر اندرسن - ترجمه: اسماعيل اسفندياري


بانك مقالات ارتباطات اجتماعي


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۶۰

▪ با لمسي‌ها چگونه رفتار كنيم‌؟

لمسي‌ها بسيار ملايم اند. آنقدر كه به نظر بعضي‌ها شل و ولند. اما در ملايمت آنها متانت است‌. لمسي‌ها به آنچه با دست حس مي‌كنند خيلي ميانه گرمي دارند. لمسي‌ها را بايد در آغوش كشيد. دستانشان را به گرمي فشرد. آنقدر كه با نوازش و در آغوش كشيدن و بوسيدن مي‌توان محبت را به لمسي‌ها ابراز كرد با «دوستت دارم‌» و «هديه‌» اين كار ميسر نيست‌. با لمسي‌ها ملايم صحبت كنيد. مثل اين كه ديگه بهتر از اين نميشه‌، همهٔ عزيزانمان را مي‌توانيم شاد كنيم‌. اما مواظب باشيد درست تشخيص دهيد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان