مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 16735
دیروز : 40352
افراد آنلاین : 45
همه : 4385569

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۵۹

«همد‌لي» از«همزباني» خوشتر است  !

ايجاد‌ تغييرات روزافزون فرهنگي، سياسي، اقتصاد‌ي و اجتماعي، شيوه‌هاي زند‌گي را نيز د‌ستخوش تغيير كرد‌ه است به طوري كه بسياري از افراد‌ با وجود‌ توانايي‌هاي مختلف د‌ر رويارويي با مسائل و مشكلات روزمره آسيب‌پذير شد‌ه‌اند‌ اگر برنامه‌هاي حمايت و پشتيباني‌كنند‌ه‌اي نباشد‌ كه بتواند‌ د‌ر شرايط بحراني و آسيب‌پذيري، فرد‌ را از فشارهاي روحي- رواني وارد‌ه برهاند‌، ممكن است او را د‌ر مراحل تصميم‌گيري د‌چار اشتباهات غيرقابل جبران بنمايد‌. از اين نظر، همد‌لي يك عمل د‌اوطلبانه حمايتي محسوب مي‌شود‌ كه به فرد‌ كمك مي‌كند‌ تا اين مرحله بحراني را به خوبي پشت سر بگذارد‌. وقتي د‌لمان به حال كسي مي‌سوزد‌، نسبت به احساسات او همد‌رد‌ي مي‌كنيم امّا بايد‌ توجّه د‌اشت كه د‌لسوزي و ترحّم به د‌يگران همد‌لي محسوب نمي‌شود‌.

همد‌لي به هيچ وجه به معناي تأييد‌ كرد‌ن طرف مقابل و هم عقيد‌ه بود‌ن با او نيست. همد‌لي يعني بتوانيم بد‌ون آن كه د‌ر موقعيت طرف مقابل قرار گرفته باشيم، خود‌مان را جاي او بگذاريم و از منظر او مسئله را نگاه و د‌رك كنيم، مانند‌ همد‌لي با زلزله‌زد‌گان و يا فرد‌ مصيبت د‌يد‌ه و يا ... همد‌لي به ما كمك مي‌كند‌ تا بتوانيم انسان‌هاي د‌يگر را حتّي وقتي با آن‌ها تفاوت د‌اريم، بپذيريم و به آن‌ها احترام بگذاريم.

همد‌لي، روابط اجتماعي را بهبود‌ مي‌بخشد‌ و به ايجاد‌ رفتارهاي حمايت‌كنند‌ه و پذيرند‌ه نسبت به انسان‌هاي د‌يگر منجر مي‌شود‌. انسان، موجود‌ي اجتماعي است و نياز به هم‌صحبت د‌ارد‌. وقتي ما بتوانيم از زاويه د‌يد‌ طرف مقابل به مشكلات او بنگريم، احساس تنهايي از او گرفته و به عميق‌ترين و ريشه‌د‌ارترين نياز آن‌ها كه احساس ارزشمند‌ي و مهّم بود‌ن است پاسخ مثبت د‌اد‌ه‌ايم. زماني كه بتوانيم د‌وستان و اطرافيان خود‌ را د‌ر مواقع لزوم ياري د‌هيم و از آن‌ها ياري بگيريم، به قانون طلايي همد‌لي با د‌يگران عمل كرد‌ه‌ايم كه جزء مهارت‌هاي زند‌گي به شمار مي‌آيد‌.

 ● تعريف همد‌لي:
تمايل پاسخ‌د‌هي به حالت عاطفي د‌يگران را با حالت عاطفي مشابه همد‌لي گويند‌. يعني اين كه فرد‌ بتواند‌ مسائل د‌يگران را حتّي زماني كه د‌ر آن شرايط قرار ند‌ارد‌، د‌رك كند‌ و براي نظريات و احساسات آن‌ها ارزش و احترام قائل شود‌.

 ● اثرات همد‌لي:
۱) عامل پيشگيري بسياري از رفتارهاي ناخوشايند‌ مي‌شود‌.
۲) د‌ر طرفين احساس خوشايند‌ و مثبت به وجود‌ مي‌آورد‌.
۳) فرد‌ را از احساس تنهايي نجات مي‌د‌هد‌.
۴) موجب اخذ تصميم‌هاي صحيح‌تر مي‌شود‌.
۵) از بسياري تعارضات و سوءتفاهم‌ها جلوگيري مي‌كند‌.
۶) هد‌في به جا و مناسب موجب تعد‌يل و اصلاح شناخت، احساس و رفتار مي‌شود‌.
۷) د‌ر تحكيم روابط همسران مي‌تواند‌ نقش مهمي د‌اشته باشد‌.
۸) احساس آرامش مي‌شود‌ و قوه اد‌راك فرد‌ را افزايش مي‌د‌هد‌.
۹) موجب افزايش اعتماد‌ به نفس مي‌شود‌.
۱۰) زمينه شناخت بهتر و بيشتر از د‌يگران را فراهم مي‌آورد‌.
۱۱) روابط خانواد‌گي و اجتماعي را بهبود‌ مي‌بخشد‌.
۱۲) امنيت رواني و آسايش خاطر را تقويت مي‌كند‌.
۱۳) ميل به شركت د‌ر فعاليت‌هاي گروهي را افزايش مي‌د‌هد‌.
۱۴) بيان احساسات خود‌ و د‌رك احساسات د‌يگران را آسان‌تر مي‌كند‌.

● زمينه‌هاي بروز رفتار همد‌لانه
۱) همد‌لي نوعي خصوصيت ذاتي د‌ر انسان‌هاست. چون انسان‌ها د‌ر اجتماع به د‌نيا مي‌آيند‌ و باهم زند‌گي مي‌كنند‌ و بزرگ مي‌شوند‌، براي همد‌يگر ارزش حياتي قائلند‌ و نسبت به يكد‌يگر نگران مي‌شوند‌ و رفتار همد‌لانه از خود‌ نشان مي‌د‌هند‌.
۲) رفتار همد‌لي براساس شرطي‌سازي اوليه شكل مي‌گيرد‌ و انسان‌ها از رفتار و عكس‌العمل‌هاي د‌يگران همد‌لي را مي‌آموزند‌.
۳) رفتار همد‌لي مي‌تواند‌ به موقعيت و تجربه خود‌ آنان بستگي د‌اشته باشد‌، يعني هرچه افراد‌ همد‌لي بيشتري را تجربه كرد‌ه‌ باشند‌، احتمال واكنش رفتار فعالانه د‌ر آن‌ها بيشتر خواهد‌ بود‌.
۴) همد‌لي مي‌تواند‌ متناسب با جنسيت افراد‌، شكل متفاوت به خود‌ بگيرد‌، اغلب افراد‌ نسبت به همجنس خود‌ رفتارهاي همد‌لانه بيشتري نشان مي‌د‌هند‌.
۵) تشويق رفتارهاي همد‌لانه از طرف د‌يگران مي‌تواند‌ احتمال بروز آن را د‌ر موقعيت‌هاي مشابه افزايش د‌هد‌.
۶) فرد‌ با آموزشِ شناخت و د‌رك احساسات خود‌ و د‌يگران و تفسير موقعيت‌ها، قاد‌ر خواهد‌ بود‌ رفتار همد‌لانه را از خود‌ نشان د‌هد‌.
۷) گاهي علّت بروز رفتار همد‌لانه مي‌تواند‌ د‌وري كرد‌ن از يك حالت روحي منفي و ناخوشايند‌ باشد‌.

 ● راه‌هاي تقويت همد‌لي
۱) د‌ر ارتباط با د‌يگران به آن‌ها فرصت د‌هيم تا احساسات خود‌ را به راحتي بيان كنند‌.
۲) چون همد‌لي بر پايه خود‌آگاهي است، هرچه بيشتر نسبت به احساسات خود‌مان آگاهي د‌اشته باشيم بهتر مي‌توانيم احساسات د‌يگران را د‌رك كنيم.
۳) تظاهر به همد‌لي نكنيم و به احساسات د‌يگران لطمه نزنيم.
۴) د‌ر زمان همد‌لي به حالات چهره و حركات طرف مقابل توجه كنيم.
۵) با د‌رك احساسات طرف مقابل به او بفهمانيم كه برايش اهميت و ارزش و احترام قائل هستيم.
۶) تجارب مشابه گذشته به ما كمك مي‌كند‌ تا موقعيت و احساسات طرف مقابل را بهتر د‌رك كنيم.
۷) د‌ر ارتباط با د‌يگران، قبل از اقد‌ام به هر عملي، لحظه‌اي هم كه شد‌ه خود‌ را به جاي او قرار د‌هيم.
۸) هنگام بروز مشكل، احساسات خود‌ را با د‌يگران د‌ر ميان بگذاريم.
۹) متوجه باشيم كه همد‌لي از سوي د‌وستان، د‌اراي حد‌ و اند‌ازه‌اي است، افراط د‌ر آن امكان سوء استفاد‌ه را فراهم مي‌آورد‌.
۱۰) اطرافيان خود‌ را به خاطر رفتارهاي همد‌لانه‌شان تشويق كنيم.
۱۱) د‌ر برابر افراد‌ي كه موجب د‌لسرد‌ي ما مي‌شوند‌ و يا احساسات همد‌لانه ما را جد‌ّي نمي‌گيرند‌، مقاومت كنيم.
۱۲) د‌ر همد‌لي با د‌يگران از مقايسه كرد‌ن خود‌د‌اري كنيم، چون ممكن است به احساسات پراميد‌ آن‌ها لطمه وارد‌ شود‌.
۱۳) د‌ستور د‌اد‌ن، قضاوت كرد‌ن، نصيحت كرد‌ن و سرزنش كرد‌ن، احساس همد‌لي را از بين مي‌برد‌، اكيد‌اً از آن‌ها پرهيز كنيم.
۱۴) هر قد‌ر حسّ همد‌لي را د‌ر خود‌ تقويت كنيم، به همان ميزان اصول اخلاقي را رعايت كرد‌ه‌ايم.
۱۵) براي اين كه همد‌لي اعضاي خانواد‌ه را تضعيف نكنيم، بهتر است به ارتباط‌هاي عاطفي آن‌ها بيشتر توجه كنيم.
۱۶) به اواخر د‌وران كود‌كي كه پيشرفته‌ترين سطوح همد‌لي پد‌يد‌ار مي‌شود‌، بيشتر توجه كنيم.
۱۷) براي پيشگيري از شرارت‌ها و آسيب‌ها، حس همد‌لي را د‌ر د‌يگران تقويت كنيم.
۱۸) هنگام همد‌لي، احساسات خود‌ را شمرد‌ه بيان كنيم تا طرف مقابل احساس آرامش بيشتري كند‌.
۱۹) به سخنان طرف مقابل كاملاً گوش و به او اطمينان د‌هيم كه سعي د‌اريم مانند‌ او به مشكل نگاه كنيم.
۲۰) با برقراري روابط صميمانه د‌ر خانواد‌ه، روحيه همد‌لي اعضاي خانواد‌ه را تقويت كنيم.
۲۱) با ياد‌آوري تجارب مشابهي كه د‌اشته‌ايم، د‌ر د‌رك احساسات همد‌لانه د‌يگران موفق‌تر عمل كنيم.
۲۲) د‌ر همد‌لي د‌يگران،‌ آن‌ها را مقصر ند‌انيم و سرزنش نكنيم.
۲۳) سعي كنيم د‌ر همد‌لي راه‌حل ارائه ند‌هيم چون طرف مقابل د‌لش مي‌خواهد‌ فقط ناراحتي خود‌ را با كسي د‌ر ميان بگذارد‌ و از جانب او د‌رك شود‌.
۲۴) مشكلات د‌يگران را كوچك و بي‌ارزش نپند‌اريم.
۲۵) مشكلات د‌يگران را بيش از حد‌ بزرگ جلوه ند‌هيم.


حميد‌ه نصيريان


نوآوران فناوري اطلاعات


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۵۸

فلسفه گفت ‌و گو با ديگران

امروزه ديگر به نظر مي‌رسد كه نگاه ميان فرهنگي تبديل به سرنوشت ما شده است، قطع نظر از اينكه در چه فرهنگي زندگي مي‌كنيم. پس اگر به دنبال صلح و آرامش هستيم بايد سعي در ايجاد فلسفه‌اي داشته باشيم كه در آن خشونت حداقلي وجود داشته باشد. آنچه در پي مي‌آيد يادداشتي است از «شاهد طباطبايي» كه به همين بهانه نگاشته شده است.

اگر بخواهيم فلسفه ميان فرهنگي را در يك جمله بيان كنيم، اين جمله تجلي شعار معروف سقراط در قرن پنجم پيش از ميلا‌د است، آنجا كه مي‌گفت تنها فرق من با دانايان اين شهر اين است: مي‌دانم كه نمي‌دانم و همين باعث شده كه من دانا‌ترين اينان باشم. به همين ترتيب اگر از پايگاهي معرفت شناسانه كه بنياد نگاه ميان فرهنگي را شكل مي‌دهد به آن نزديك شويم، اصل واساس اين نگاه را آگاهي از محدوديت فرد (به عنوان واحد فرهنگي) يا فرهنگ در شناخت مي‌يابيم. جالب توجه خواهد بود كه آخرين نظريه فلسفي امروز را تجلي نخستين سخن فلسفي در طليعه ظهور آن بدانيم و ۲۵۰۰ سال فلسفيدن بشر را حركتي در اثبات اين معني به قول هگل ازحركت كلي انتزاعي به سوي كلي انضمامي. يعني امروز ما پس از ۲۵۰۰ سال تلا‌ش فلسفي در صور گوناگون آن براي اثبات و كشف حقيقت مطلق در جايگاهي ايستاده‌ايم كه روز اول سقراط مي‌گفت: يعني آگاهي بر محدوديت وناتواني خود و اقرار به ناداني خويش، اما به راستي فرق بزرگي ميان ندانستن امروزي و ندانستن سقراطي است. سقراط در آغاز راه شناخت و شروع فلسفه بر ندانستن خوداقرار مي‌كند به اين اميد كه روزي دانا شود و از اين جهل برهد، اما ما امروز در پايان راه فلسفه (البته پايان به معني كمال) بدون هيچ اميدي به زور بازوي خويش سر به زير آورده، مي‌گوييم: نمي‌دانيم وهرچه هم مي‌دانيم محدود است و نسبي.

ما و پدران فلسفي‌مان همه با هم راهي را كه سقراط شروع كرد تا به پايان رفتيم و باز هم هماني را گفتيم كه وي در سرآغاز زمزمه كرد.(۱) از مطلب اصلي دور نشويم; به دنبال تاملي در معنا و مفهوم نگاه و فلسفه ميان فرهنگي بوديم و بدينجا رسيديم كه اساس اين تفكر، رسيدن به اين محدوديت معرفت شناسانه‌فرد است كه پس از قرن‌ها فلسفه‌ورزي بشر به ما به ارث رسيده است. اما اقرار به چنين محدوديتي تنها در همين سطح باقي نمي‌ماند و به دنبال خود لوازم و نتايج فراوان به همراه دارد. يكي از اين لوازم، نفي هرگونه تفلسف و تعقل و نظام سازي عقلا‌ني است كه به دور از ارتباط وخارج از بستر ارتباط با «ديگري» شكل مي‌گيرد.

به ديگر سخن، با قبول پيش‌فرض محدوديت معرفت شناسانه فردي، ديگر براي تبيين جهان، تعريف انسان، آزادي و ديگر مسايل بشري نمي‌توان از عقلا‌نيت به اصطلا‌ح مطلقي استفاده كرد كه خارج از ارتباطات انساني و مطلق از عقلا‌نيت ارتباطي انسان‌هاي هر دوره است. نگاه ميان فرهنگي درپي تعليم اين آموزه است: بشر محدود، مقيد و نسبي است و اگر در تمناي كشف حقيقت است بايد از اين نكته آگاه باشد.

لذا بايد خود را تنها قطعه‌اي از پازل حقيقت بداند، قطعه اي كه به هيچ‌وجه بدون توجه به ديگري توان تقرب به حقيقت را ندارد، اين نگرش در بنياد خود به تمامي‌تفكرهاي بنيادگرا و مطلق انگار معترض است و به زيباترين نحوي سر تعظيم درمقابل حقيقت مطلق و دست‌نيافتني بودن آن به نحو يك سويه فرود مي‌آورد. در واقع نگاه ميان فرهنگي به زبان حال مي‌گويد هر كس فارغ از عقلا‌نيت ارتباطي و به نحو جزمي‌به دنبال عقلا‌نيت و حقيقت مطلق است، كاري جز مطلق ساختن تخيلي خويش نمي‌كند. او علا‌وه بر اينكه تا به ابد از تقرب به اين حقيقت محروم است، تفكر يك سويه و محدود خود را هم جايگزين آن كرده است. با چنين مقدمه‌اي است كه جايگاه «ديگري» در فلسفه ميان فرهنگي بسيار ارزشمند مي‌شود. «ديگري» تنها وسيله‌اي است كه با آن امكان تقرب به حقيقت فراهم مي‌شود و از همين نقطه است كه گام بعدي در اين فلسفه برداشته مي‌شود يعني گفت‌وگو.

گفت‌وگو روشي متقن براي رسيدن به حقيقت نيست اما نگاه و رويكردي است كه امكان تقرب به آن را فراهم مي‌آورد. نگاه ميان فرهنگي از فلسفه مدرن و به تبع آن نگاه متديك و روش انگار، گذر كرده است زيرا مي‌داند امر مطلق با روشي محدود و مقيد، فراچنگ نمي‌آيد. اما ناتواني گفت‌وگو در وصول به حقيقت باعث نفي كلي آن نمي‌شود بلكه به يك نگاه و رويكرد تقليل مي‌يابد كه از طريق آن راهي به سوي رهايي متصور است.

گفت‌وگو، تجلي و روشني‌گاه عقلا‌نيت ارتباطي است و ديالكتيكي است كه روزگاري باز هم همان سقراط آغازگر از آن سخن رانده است. مگر بسياري از محاورات افلا‌طون، بدون نتيجه به پايان نمي‌رسد(aporia) . و آيا اين غير از تاييد بر اين نكته است كه گفت‌وگو روش كشف حقيقت نيست بلكه نگاهي است كه از طريق آن اميد روشني يافتن است. بدين ترتيب ديگر شخص گفت‌وگو كننده مانند ناظر بي‌طرفي نيست كه براي رسيدن به يك نتيجه علمي از روش گفت‌وگو استفاده كند و پس از اتمام گفت‌وگو، زندگي بي گفت‌وگويش را از سر گيرد. اينجاست كه گفت‌وگو، تبديل به نحوه در جهان بودن انسان مي‌شود يعني امري كه تمامي‌شئونات زندگي انسان را دربر مي‌گيرد و درست درهمين جاست كه به قول گادامر بازيگر خود توسط بازي به بازي گرفته مي‌شود.(۲)

اما از سوي ديگر اين گفت‌وگو شرطي دارد كه بدون تحقق آن امكان گفت‌وگو از ميان مي‌رود، اين شرط همان تساهل يا رواداري است. به معناي ديگر گفت‌وگو زماني شكل مي‌گيرد و از روندي يك سويه تبديل به فرآيندي دوسويه مي‌شود كه دو طرف گفت‌وگو، روادار باشند; يعني از آن پيش فرض معرفت شناسانه نخستين نگاه ميان فرهنگي آگاه باشند و بدان عمل كنند. تساهل يعني آگاهي از محدوديت معرفت خودو سپس عمل به مقتضاي آنكه اين عمل به مقتضاي تساهل همان احترام به طرف گفت‌وگوست. آن هنگام كه شخص گفت‌وگو كننده از محدوديت معرفتي خودآگاه باشد و به هيچ عقلا‌نيت فراارتباطي نيز براي رسيدن به حقيقت دل‌خوش نكند چاره‌اي ندارد جز اينكه حقيقت را در ارتباط با «ديگري» و از طريق عقلا‌نيت ارتباطي به دست آورد و براي اين اكتساب شرط اول آن است كه خود را طالب حقيقت بداند نه مالك آن و اين خود معناي تساهل است. بدين ترتيب شخص گفت‌وگو كننده، همان طور كه موضع خود و طرف مقابل را نسبي مي‌داند اما به طور نسبي هر دو را نيز محق مي‌داند و نتيجه چنين نگرشي برقراري يك رابطه متقارن و متعادل ميان طرفين گفت وگوست.

با تحقق پيش‌شرط تساهل، طرفين گفت‌وگو به استقلا‌ل مي‌رسند و هيچ‌كدام از طرفين سعي در ضميمه‌سازي تفكر «ديگري» به تفكر خود ندارد. آشكارا پيداست كه چه ميزان از احترام به حقوق ديگري و عدالت در اين نظريه موج مي‌زند و اين مهم‌ترين دستاورد نگاه ميان فرهنگي است. اگر تمامي‌نگاه‌هاي بنيادگرايانه و مطلق انگار را يك سويه وخشونت‌مدار (خشونت فكري) بدانيم، اين تنها نگاه ميان فرهنگي است كه در پي رفع اين نقيصه برآمده است و طرحي جايگزين را ارايه مي‌كند كه در آن دو سوي گفت‌وگو، درارتباطي متعادل قرار مي‌گيرند و امكان بروز خشونت فكري از ميان مي‌رود.

براساس مطالب ذكر شده نگاه ميان فرهنگي تشنه گفت‌وگوست زيرا آن را تنها راه تكامل و پيشرفت انسان مي‌داند كه احترام به حقوق ديگري و با هم شكوفا شدن از شرط اوليه آن است. ظهور نگاه ميان فرهنگي در شرايط امروزي انسان معاصر و بروز وضعيت چند فرهنگي وارتباطات بسيار نزديك و پيچيده انسان‌ها ( با توجه به پيشرفت رسانه‌ها) پاسخ بسيار راهگشا وخشونت‌زدايي است كه مي‌تواند گام بسيار بلندي در تحقق صلح جهاني تلقي شود. آنجا كه ما اصل را بر تفاوت قرار دهيم وتكثر ديدگاه‌ها را ناشي از «چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند» ندانيم، راه براي تقرب به حقيقت مطلق فراهم مي‌شود. نكته در خور توجهي در تعريض به فلسفه اسلا‌مي‌در همين جاست كه از روز اول گفته‌ايم حقيقت مطلق، ولي هميشه در عمل تنها صفتي را كه از حقيقت نفي كرده‌ايم، همين اطلا‌ق است. مي‌دانيم كه امر مطلق امري است لا‌بشرط و چون لا‌بشرط است «يجتمع مع الف شرط» يعني با هزار شرط جمع مي‌شود و از سوي ديگر انسان‌ها تماما موجوداتي مشروط هستند.

پس هيچ‌گاه يك موجود مشروط به تنهايي و جداي از ديگر مشروط‌‌ها نمي‌تواند به حقيقت لا‌بشرط تقرب جويد، زيرا مشروط است. تجربه تاريخي نشان مي‌دهد كه در تمامي‌فلسفه‌هاي بنيادگرا، اين فرد مشروط است كه به دنبال مطلق سازي خويش به صورت يك سويه است در صورتي كه لا‌زمه نزديكي به حقيقت مطلق، برون رفتن از تمامي‌شروطي است كه حقيقت با همه آنها جمع مي‌شود، اما از طريق خود آن شروط و طريق اين شروط همان چيزي است كه ما در نگاه ميان فرهنگي از آن تعبير به اصالت تفاوت و تكثر ديدگاه‌ها و نسبي بودن تمامي‌آنها و درنتيجه برقراري گفت‌وگو براي رسيدن به وضعيتي سنجيده‌تر در نسبت با حقيقت مي‌كنيم. بدين ترتيب حقيقت تبديل به امري مي‌شود كه در هر دوره از تاريخ براساس عقلا‌نيت ارتباطي ظهور يافته در آن دوره، جلوه‌اي خاص دارد و تنها با شناخت آن تجلي خاص از حقيقت است كه مي‌توان به روح زمانه هر تجلي حقيقت در آن برهه تقرب جست.

ديگر اينكه چون هر فرد واحدي فرهنگي است، نگاه ميان فرهنگي مي‌تواند در مناسبات ميان افراد، جنسيت‌ها، دولت‌ها و تمامي‌تقابل‌هايي از اين دست به كار گرفته شود و تنها در سطح كلا‌ن فرهنگي باقي نماند. ولي ناگفته پيداست چنين رويكرد و پاسخي به پديده چند فرهنگي در زمان ما، بسيار ايده‌آل و آرماني است و براي تحقق آن بايد بسيار كوشيد، زيرا بسيارند كساني كه در امروز زندگي مي‌كنند ولي اسطوره‌ها و خرافات پيش تاريخي را خوش‌تر مي‌دارند، همان‌طور كه ۲۵۰۰ سال پيش فردي مي‌زيسته است كه اينگونه كه آرمان امروزي ماست فكر مي‌كرده و حتي مي‌زيسته كه البته تاوانش نيز از پيش معلوم است.


مرجع :

http://isphilosophy.blogfa.com


مولف : شاهد طباطبايي


 ۱- بدين ترتيب سخني را كه سقراط به صورت كلي انتزاعي در سرآغاز فلسفه يعني قبل از ظهور صور گوناگون معرفت بشري گفته بود، امروز به صورت انضمامي‌پس از ظهور كامل اين صور به راستي درمي‌يابيم.

۲‌- در واقع اين ديگر ما نيستيم كه از گفت‌وگو به عنوان يك روش براي رسيدن به حقيقت استفاده مي‌كنيم بلكه اين گفت‌وگوست كه به ما شكل مي‌بخشد، ما را مي‌سازد و آماده پذيرش روشنايي حقيقت مي‌كند. شخصيت ما به عنوان يك انسان و موضع فكري ما از طريق گفت‌وگوست كه ساخته مي‌شود نه اينكه گفت‌وگو تنها راهي براي ابراز مواضع از قبل تعيين شده ما با توجه به شخصيت ثابتمان باشد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۵۷

چگونه مي توانيم شنونده خوبي باشيم ؟

آيا مي خواهيد دوستان فراواني داشته باشيد، روابط خانوادگي خود را محكم تر كنيد، از زندگي خود لذت ببريد . گوش سپردن به روش صحيح سبب مي شود تا شما دوستان فراواني بدست آوريد. روابط خانوادگي تان را بهبود بخشيد در شغل و حرفه خود منافع فراواني بدست آوريد و كسب و كار خود را رونق دهيد. همچنين گوش دادن به سخنان ديگران باعث مي شود كه آنان از بودن با شما لذت ببرند و همه جا قدم به قدم در كنارتان باشند. شايد شما جزء كساني باشيد كه دائماُ به خود مي گوييد ، واي خداي من! چقدر بايد به سخنان ديگران گوش داد. اما آيا ميدانيد كه در حقيقت اين چنين نيست؟
اكثرما انسانها اغلب شنودگان خوبي نيستيم دليلش اين است كه ما تنبل هستيم و نسبت به ديگران احساس تعهد نمي كنيم و يا چيز هايي نظير اين بلكه فقط دليلش اين است كه گوش دادن براي ما، بسيار مشكل است بر خلاف آنچه كه اكثر مردم اعتقاد دارند كه شنونده خوبي هستند . بنابراين اگر چه روابط خانوادگي و دوستانه مستقيماً به مهارت گوش سپردن مرتبط است اما اكثر نصايحي كه ما در مورد بهبود و تقويت گوش دادنمان مي شنويم موثر نخواهد بود زيرا اغلب اين نصايح بر پايه ابعاد تخصصي گوش دادن از قبيل: واكنش نشان دادن، نگاه كردن، پرسيدن سوالاتي در زمينه سخنان طرف مقابل و همچنين ؟ نكردن سخنان شخص هنگام صحبت كردن، متمركز است. تمامي اين روشها خوب و مفيد هستند اما گوش سپردن فقط با اجراي اين امور انجام نمي پذيرد و البته معمولاً اين روشها ما را در بهتر گوش سپردن ياري نمي كنند. پس بهتر است دقت كنيم كه آيا برا ستي ما شنونده خوبي هستيم ؟
 ▪ گوش دادن كاري سراسر فعاليت و جنب جوش است!
در حال كه به نظر مي رسد گوش دادن كاري عاري از هرگونه فعاليت و تحرك باشد، اما اگر شنونده آن را به درستي اجرا كند در حقيقت چندين مرحله فعال و پر جنب و جوش در حال انجام مي باشد.
▪ گوش دادن فقط شنيدن كلامي كه مردم به زبان مي آورند نيست.
اگر چنين بود قطعاً انسان مي توانست آن را به رايانه ها آموزش دهد. اما مها رت گوش سپردن به فرد كاري است كه فراتر از شنيدن سخنان مي باشد. بطوريكه رايانه هيچگاه قادر نيستند حرف افراد را بشنوند. گوش دادن فقط شنيدن سخنان مردم نيست بلكه ؟ مواردي نظير توجه به اينكه گوينده كيست ديدگاه او نسبت به زندگي و جهان چيست، مي خواهد چه كاري انجام دهد، چه اميالي دارد، چه مسائلي نگرانش مي كند، احساساتش چگونه است از شخص شنونده چه انتظاري دارد و مواردي نظير اين مي باشد. بنابراين، اگر مي خواهيم شنونده خوبي باشيم، فقط با شنيدن سخنان ديگران نمي توانيم به اين هدف دست يابيم. ما بايد جزئيات و جوانب بسيار ظريفي را در نظر بگيريم كه ديدني نيستند اما بسيار مهم مي باشند. به همين دليل تشخيص اينكه چه كاري سبب مي شود كه شنوندگان ماهر موفقيت بدست آورند بسيار مشكل است زيرا تمام آنچه كه در سر و ديگر اعضاي بدن آنها روي مي دهد ديدني و قابل مشاهده نيست.
▪ براي شناختن ترسهاي فروخورده،اميال، احساسات و آرزوهاي دروني افراد به سخنانشان گوش دهيد.
مردم زماني كه صحبت مي كنند. همواره افكار، آرزوها و تمايلات خود را آشكار مي سازند. اكثر اوقات، به گوينده و نه شنونده هيچ يك به اين مسائل نهفته و مهم پي نمي برند، اما اينها به راستي وجود دارند. اما از سوي ديگر، شنونده خوب و ماهر اغلب به جزئيات مسائل، احساسات و اميال بازگو نشده توجه دارد و زماني كه اين نكات ظريف و دقيق را مي شنود با گوينده در مورد آنها چه به صورت كلامي و يا غير كلامي همدردي مي‌كند. گوينده اغلب ابراز مي داردكه «اوه! تو واقعاً ميداني كه من چه احساسي دارم!» و يا «خداي من! تو واقعاً درك مي كني كه چه اتفاقي برايم افتاده است!
▪ براي خوب گوش دادن به سخنان افراد بايد دانش و اطلاعات خود را افزايش دهيد.
شما اگر از انسان شناخت دقيقي نداشته باشيد، نمي توانيد شنونده خوبي باشيد و بنده دقيقاً منظورم انسان به معناي واقعي آن است، چگونه مي توان چنين درك و شناختي را بدست آورد؟ بنده دريافته ام كه مجريان برنامه هاي بحث و تبادل نظر در راديو و گزارشگران تلويزيون مانند نويسندگان و نمايشنامه نويسان موفق و خلاق، اغلب به درك و شناخت درستي از انسان دست مي يابند. بنابراين هر قدر كه شما در مورد زندگي اطلاعات بيشتري داشته باشيد، مي توانيد شنونده ماهرتري باشيد. اما اگر آگاهي كاملي در مورد اشخاص نداريد، نمي توانيد بدرستي آنان را درك كنيد. بنده مي دانم كه هر قدر در مورد احساسات آدمي، اطلاعات بيشتري داشته باشم، قطعاً زماني كه آنها ناراحت و نگران هستند و به سخنانشان گوش فرا مي دهم، احساسات آنان را بهتر درك مي كنم، بنابراين، زماني كه من از ارزشها و نقاط قوت خود بيشتر آگاهي داشته باشم، بهتر مي‌توانم اين ويژگي ها و خصوصيات ديگران را ببينم و بشنوم. به همين دليل كه اگر مي خواهيد شنونده خوبي باشيد، افق هاي ديد و شناخت خود را گسترش دهيد. تا مي توانيد به مطالعه كتابهاي متعد دهم كتابهاي داستاني و هم غير داستاني- بپردازد. نوار گوش دهيد. در سخنراني ها، سمينارها و كارگاههاي آموزشي متعددي شركت كنيد. مهم نيست كه چقدر مي‌دانيد و چقدر باهوش هستيد. اما همواره سعي كنيد بيشتر بياموزيد.
▪ خيلي محترمانه و با آرامش به صحبتهاي مردم گوش فرا دهيد.
يكي از مهمترين رموزي كه از طريق آن مي توان شنونده خوبي شد اين است كه: همواره در سخناني كه ديگران به زبان مي آورند، به دنبال مطلبي قابل تأييد و احترام باشيد. اغلب اوقات، زماني كه به سخنان ديگران گوش مي دهيم، به دنبال خطاها و نقاط ضعف آنان مي‌گرديم. اغلب چه با ذكر مطلبي و يا با سكوت خود، عقايد، احساسات، نگرشها و نظرات ديگران را رد مي كنيم. اما هيچ كس تمايل ندارد كه ديگران با او مخالفت كنند. همه ما مي خواهيم ديگران با تظرات ما موافقت كنند و يا حداقل به افكار و احساسات ما احترام بگذارند و آنها را تأييد كنند. حتي اگر نظرات و نگرشهاي ما بر پايه و اساس نادرستي قرار دارند، ما از ديگران انتظار داريم كه براي اين عقايد و احساسات كه براي خودمان كاملاً معني دار است، ارزش قائل شوند. اگر شما باعث مي شويد كه ديگران تصور كنند كه به عقايدشان احترام نمي گذارند، اين امر سبب مي‌شود تا آنان احساس كنند شما شنونده خوبي نيستيد.
براي مثال، والدين اغلب زماني كه با فرزندانشان صحبت و تبادل نظر مي كنند در گوش دادن به صحبتهاي آنها دچار اشتباه مي‌شوند و فكر مي كنند كه آنها «بزرگسالان كوچك» هستند. اما در حقيقت اين چنين نيست. كودكان مانند بزرگسالان فكر نمي كنند، احساس نمي كنند و دليل و برهان نمي آورند. مراحل تفكر و استدلال آنها كاملاً متفاوت از بزرگسالان است. آنها آنگونه كه ما در مقابل محركها عكس العمل نشان مي دهيم، نمي باشند. آنان به نتايج و ثمرات كارهايي كه انجام مي دهند، توجهي ندارند. همچنين هيچ تمايلي ندارند كه مطالب برايشان مفصلاً توضيح داده شود.
▪ بدون توجه به اينكه خودتان چگونه عكس العمل نشان مي‌دهيد، به صحبتهاي ديگران گوش فرا دهيد.
 اگر شما كاملاً به آنچه كه ديگران مي گويند يا احساس مي كنند، توجه نكنيد، در هر سطحي كه باشيد به سختي مي توانيد شنونده خوبي باشيد، اغلب اوقات زماني كه مردم با ما صحبت مي كنند، افكار و عقايد خودمان به سراغمان مي آيند. فكر مي كنيم اگر ما بوديم چگونه فكر مي كرديم و يا چه احساسي داشتيم. اما براي آنكه بتوانيد شنونده خوبي باشيد، بايد اين افكار را رها كنيد و كاملاً به صحبتهاي طرف مقابلتان گوش بسپاريد. شمابايد كاملاً سخنانن و احساسات دروني افراد را درك كنيد. نكته مهم ديگري كه وجود دارد اين است كه نبايد در مورد نكات مهم و ارزشمندي كه در گفتار ديگران وجود دارد، پيش داوري و يا نسنجيده قضاوت كنيم. بسيار اتفاق افتاده است كه با توجه به تجاربي كه قبلاً داشته ايم به سخنان شخصي گوش مي دهيم و فكر مي كنيم كه هيچ نكته ازنده و مفيدي در كلام او وجود ندارد. بنا بر اين به سخنانش توجهي نمي كنيم و تظاهر مي كنيم كه كاملاً حرفهايش را شنيده‌ايم. كودكان برخلاف بزرگسالان زماني كه از موضوعي لذت نمي برند، به وضوح احساسات خود را نشان مي دهند. زيرا آنها هنوز مهارت تظاهر كردن به بسياري از امور را نياموخته‌اند.
 ▪ نشانه هاي مشكلات را در سخنان افراد جستجو كنيد.
 راز مهم ديگري براي خوب گوش سپردن اين است كه همواره به دنبال يافتن مشكلات و مصائبي باشيد كه در سخنان افراد وجود دارند. متأسفانه اغلب مردم زماني كه با شما مشكلي دارند و ناراحت هستند و يا زماني كه قصد ندارند انتظارات شما را برآورده كنند، به شما مستقيماً نمي گويند. آنان اغلب از مطرح نمودن موضوع نگران و ناراحت هستند و يا مي خواهند از مواجهه و رويارويي اجتناب كنند. اما به نكته هايي در مورد ناراحتي و عصبانيت شان اشاره مي كنند. حتي گروهي نيز بر اين عقيده اند كه با شما بطور مستقيم ارتباط برقرار مي كنند. بنابراين زماني كه شما متوجه تكاتي كه اشاره مي كنند، نمي شويد آنها دليل مي آورند كه شما واقعاً تمايلي به گوش دادن نداريد و يا واقعاً توجهي به سخنان آنان نمي كنيد. در روابط شخصي نيز زماني كه كاري را نادرست انجام داده ايم و يا در روابط مان با والدين خود قصور كرده ايم، ممكن است آنان نكات ظريفي را به ما گوشزد كنند. ممكن است آنان كاملاً واضح و مستقيماً اين موارد را بازگو نكنند اما انتظار دارند كه ما اشارات آنان را دريابيم، تعبير كنيم و روش اصلاحي را در كار و رفتارمان پيش بگيريم.
▪ با خوش بيني و مثبت گرايي به سخنان افراد گوش دهيد.
 بسياري از افراد قرباني تفكرات و احساسات منفي خود مي شوند. زماني كه اين قبيل اشخاص با ديگران ارتباط برقرار مي كنند، اين افكار منفي سر بر مي آورند و حتي ممكن است اين افراد تمايل داشته باشند كه ديگران اين تفكرات و احساسات منفي را تأييد كنند و با آنان همدلي نمايند. اما شنونده خوب كسي است كه اگر چه فردي با بيان و كلمات منفي با او سخن مي گويد اما او به اين تفكرات منفي با ديد مثبت گوش فرا دهد. مثلاً ممكن است براي ابراز همدردي با شخص گوينده چنين بگويد: «اوه، خداي من! توفان خانه ات را خراب كرده و تمام دارايي ات از بين رفته است، غم بزرگي است اما خدا را شكر كه خودت هنوز زنده و سلامتي هستي.» و يا بگويد: «خداي من! اين واقعاً فجيع است اما نگران نباش پس از گذشت ۶ ماه قطعاً فراموش خواهي كرد كه چنين اتفاقي افتاده است.»
 شما مي توانيد با فرد مصبيت زاده‌اي كاملاً ارتباط برقرار كنيد و با او همدردي نماييد. اما همچنين مي‌توانيد با ديد مثبت و توجه به نقاط قوت و توانايي هاي دورني اش سخنانش را بشنويد وراهنمايي‌اش كنيد. گاهي اوقات برخي از مردم شديداً به منفي گرايي تمايل دارند بطوري كه حتي خصلتهاي انساني خود را فراموش مي كنند. شما به عنوان يك شنونده خوب، مي توانيد با تدبير، در زمان مناسب و بطور كاملاً سنجيده‌اي خصوصيات مثبت و خوبشان را به آنان يادآوري كنيد. زماني كه اصل وجودي مثبت و خوب فردي را تاييد و تصديق مي كنيد، اغلب او از اين حمايت شما قدرداني مي كند.
بگذاريد مردم دريابند كه شما مي دانيد كه آنان تا چه اندازه در حوادث و شرايط حساس زندگي افرادي شجاع، متهور و با اراده هستند و در اين شرايط گوش سپردن به سخنان آنان كاري بس پرفايده است. گاهي ممكن است برخي از افراد از اينكه شما استعدادهاي ارزشمند آنان را ذكر مي كنيد، خوشحال نشوند. اما اغلب آنان از اينكه شما به آنها اظهار عشق، محبت و حمايت كرده‌ايد، قدرداني مي كنند و از ديگران مي خواهند كه همواره شما را دوست بدارند. آنها احساس مي كنند كه شما با عمق وجودشان ارتباط برقرار كرده ايد و اين عمل شما را با ارزش مي دانند.
حتي اگر به وضوح از شما تشكر و يا قدرداني نكنند. علاوه بر اين زماني كه شما خود را عادت مي دهيد كه استعدادها و صفات خوب افراد را دريابيد، خصوصيات انساني خود را نيز تقويت مي كيند. بنابراين اگر بار ديگر خودتان گرفتار بدبيني شديد، قادر خواهيد بود با دقت بيشتر به خوش بيني و صفات خوب انساني خود رجوع كنيد. بهتر است بدانيد كه فقط دانستن اينها سبب نمي شود كه شما آنها را به كار ببنديد. اما هر قدر بيشتر به اين نكات مهم مي انديشم و هر قدر كه بيشتر سعي مي كنيم اين موارد را در زندگي بكار بنديم، فكر مي كنيم كه شنونده ماهرتري شده‌ايم. سعي كنيد همواره اين نكات را بخاطر داشته باشيد و مها رت گوش دادن خود را تقويت كنيد. قطعاً روابط شخصي و اجتماعي تان روز به روز بهتر و مستحكم تر خواهد شد.


محسن بهشتي پور


سايت موسسه خانواده مطهر


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۵۶

در سخنراني ها و گفتگوها ، مخاطبان را سرزنش نكنيم

وقتي كه امروز صبح از خواب بيدار شديد، اولين فكري كه از ذهنتان گذشت چه بود؟آيا به خودتان گفتيد كه «آه اميدوارم امروز كسي مرا به خاطر كاري سرزنش كند»؟ يا اين كه «چقدر خوب بود امروز كسي پيدا مي‌شد و همين الان مرا سرزنش مي‌‌كرد!» بايد بگويم كه پاسخ شما قطعا منفي است. هيچ كس دوست ندارد كه كسي او را سرزنش كند. اين هديه‌ايست كه هيچ كس علاقه ندارد آن را بگيرد ولي همه شديدا علاقه دارند كه آن را به كسي بدهند.
سرزنش كردن ديگران ابزاريست كه اشخاص براي سروسامان دادن به يك اوضاع نامناسب و نابه‌سامان از آن استفاده مي‌كنند اما مي‌توان گفت كه اين ابزار تقريبا هرگز كارآمد نبوده است. ممكن است در ابتدا به نظر برسد كه همه كارها رو به راه شده ولي به واقع چنين نيست. وقتي كه من ديگران را سرزنش مي‌كنم و ‌آنها مقصر فرض مي‌كنم،‌آنها به ظاهر سكوت مي‌كنند ولي اين من هستم كه براي خودم دشمن درست كرده‌ام. وقتي كه مدير يك شركت عادت كند كه كارمندان، مشتريان و مراجعان را سرزنش كند، كم‌كم از اين حربه خوشش مي‌آيد و ديگر اول سراغ آن مي‌رود. شماتت و سرزنش باعث مي‌شود كه حسي مبهم و نامطمئن خلق شود كه اشخاص بي‌گناه هم تحت تاثيرش قرار گيرند. در آخر هم تعداد اندكي از مشكلات برطرف مي‌شوند و عملكرد گروه نيز سير نزولي پيدا خواهد كرد. كساني كه هميشه به دنبال كسي هستند كه او را سرزنش كنند، به تدريج احترام گذشته‌تان بين افراد را از دست خواهند داد. حالا سوال اينست كه اگر سرزنش كردن اينقدر بد است پس چرا اين قدر فراوان است و هر روز صدها و صدها بار نمونه‌هايش را مي‌بينيم؟ اول اين كه قرباني بودن لذت‌بخش است. بله من كار خطايي نكردم ولي به من ظلم كردند، به من اجحاف كردند و نخواستند به حرفهايم گوش دهند. من ناراحت و غمگين هستم اما انگار اين اندوه، شيرين و خواستني است و من از اين كه بيگناه مجازات مي‌شوم،‌ خوشحالم چون من در هر حال خوب، درستكار و صادق هستم و كاملا مطمئنم كه تقصير من نبوده است. دوم اين كه اگر من دلخور و افسرده‌ام نبايد بيش از اين از من انتظاري داشته باشند. من رنجور و غمگين هستم بايد به من احترام بگذارند، به من كمك كنند. بله من كس ويژه‌اي هستم. نبايد انتظار داشته باشند كه من براي خودم يا ديگران كاري انجام دهم. من در هر حال بي‌تقصير هستم.
سوم اين كه من به نمايش‌نامه و داستان‌هاي دراماتيك علاقه دارم. هر درام و هر ملودرام هم يك «آدم خوب» دارد و يك «آدم بد». من هميشه آدم خوب هستم و مي‌توانم قصه غمناك و دردناك مورد ظلم واقع شدنم را با آب و تاب برايتان تعريف كنم. من دوست دارم براي همه تعريف كنم كه تو چقدر احمق، پليد، نادان، ابله، بي‌ملاحظه، تنبل و نالايق هستي. در داستان تراژدي من،‌‌آن كس كه قضاوت مي‌كند چه كسي خوب بوده و چه كسي بد بوده، «من» هستم.
بيشتر كساني كه ديگران را سرزنش مي‌كنند از چيزي ناراحت هستند و از آن رنج مي‌برند. وقتي كه كسي ديگران را سرزنش مي‌كند پيش خود احساس مي‌‌كند كه در حقش اجحاف كرده‌اند و بي‌‌گناه قرباني شده است. نكته اينست كه مشكلات و رنج‌هاي ما با سرزنش كردن ديگران حل نمي‌شوند و كاهش نمي‌يابند. حتي اگر اين اشخاص واقعا در ناراحتي‌ و دردسرهاي ما مقصر باشند،‌باز هم اين كار بر آينده و حتي زندگي كنوني ما تاثير خواهد گذاشت و سلامتي، شادي و موفقيت ما را تحت نفوذ خود خواهند گرفت. به جاي اين كه سرچشمه مشكلات خود را در خارج جستجو كنيم بايد علت آن را درونمان پيدا كنيم.
منبع يك غم و اندوه وكاستي عاطفي همواره درون ماست. براي اين كه بتوانيم به شادي و موفقيت دست يابيم بايد با تمام وجود درك كنيم و بپذيريم كه كسي جز ما محصول زندگي،‌ تجربيات و احساسات ما نيست. حرف‌ها و كارهاي ديگران تا وقتي كه ما به آنها معنا دهيم، بي‌معني خواهند بود. اگر كسي به دروغ حرفي درباره شما بزند، مي‌توانيد عصباني شويد، پرخاش كنيد،‌او را سرزنش كرده محكوم كنيد كه چرا درباره‌ي شما دروغ گفته است. اما آيا اين كار كمكي خواهد كرد يا اين كه جز متشنج كردن اوضاع و شرايط محل كار سود ديگري هم خواهد داشت؟ راه حل ديگري هم وجود دارد. مي‌توانيد شخص سومي كه اين دروغ‌ها را شنيده پيدا كنيد و به او فرصتي دهيد تا دوباره اين گفته‌ها حرف بزند يا اين كه مي‌ توانيد آن شخص دروغگو را با رئيستان روبرو كنيد و حقايق را معلوم كنيد. راه ديگر اينست كه تمامي اين «اكاذيب» را به دقت بشنويد و ببينيد كه آيا واقعيت دارند يا خير. اگر بخشي از آنها درست هستند مسئوليتش را به عهده مي‌گيريد. خب در اين شرايط جديد كسي كه با آن شخص دروغگو رو به رو مي‌شود،‌كه خواهد بود؟ يك متهم‌كننده،‌يك قرباني يا شخصي كه درباره خودش و ديگران ملاحظه كار و دقيق است؟
ملاحظه‌كار بودن به اين معني نيست كه هميشه مورد پسند همه باشيد و از حق خودتان صرف‌نظر كنيد. اين مفهوم اين طور مي‌گويد كه وقتي مي‌خواهيد درباره مسائل گوناگون مذاكره و گفتگو كنيد، هرگز از ياد نبريد كه طرف مقابل شما هم انسان است و مانند شما دغدغه‌ها و مشكلات خاص خودش را دارد. اين نكته زماني كه مي‌‌خواهيد درباره يك تضاد و تعارض حرف بزنيد، بيشتر اهميت پيدا مي‌‌كند. در ابتدا بايد نيازها و نگراني‌هاي او را بشناسيد. علاوه بر اين پردازش احساسات و عواطف شما نيز بسيار مهم است به عبارت بسيار ساده بايد ياد بگيريد كه آماده بخشودن او باشيد. نگذاريد كه اين حس تلخ و ناخوشايند رنجش و دلخوري روي قلبتان سنگيني كند. اگر شرايط مناسب بود،‌به او بگوييد ناراحت كه شده‌ايد. با يك دوست مورد اعتماد يا يك مشاور حرف بزنيد. اين احساسات را بيرون بريزيد و بعد به راهتان ادامه دهيد. بخشودن يك رفتار نادرست و يك اشتباه آزاردهنده به اين معني نيست كه شما كار آن شخص را موجه مي‌دانيد. بلكه به اين معني است كه ذهن خودتان را از تمامي آن بندهاي احساسي دردناك آزاد مي‌كنيد. وقتي كه از شر اين احساسات منفي خلاص شويد، مي‌ توانيد به آن مقصر هم كمك كنيد تا بهتر و شايسته‌تر رفتار كند.
البته هيچ تضميني وجود ندارد كه او از شما استقبال كند اما همين رفتار گرم و عاقلانه شما مي‌تواند الهام‌بخش او باشد. وقتي كه ديگران ببينند كه شما از آن دسته اشخاصي نيستيد كه هميشه انگشت اتهام به سوي ديگران دراز مي‌كنند، به شما گرايش پيدا خواهند كرد و به عنوان يك مدير و راهبر گروه به شما اعتماد خواهند كرد. حالا اگر واقعا مقصر باشيد چه؟ ساده است مسئوليتش را مي‌پذيريد و با تمام وجود سعي مي‌كنيد مشكل را حل كنيد. رويه تدافعي اتخاذ نكنيد، ديگران را شماتت نكنيد و سعي نكنيد از خودتان سلب مسئوليت كنيد. تمامي اين روش‌ها اوضاع را بدتر خواهند كرد.
و نكته آخر اين كه اگر مي‌خواهيد ديگران به شما كمك كنند، از آنها قدرداني كنيد، شما نيز به آنها كمك كنيد،‌صادق باشيد، مسئوليت كارهايتان را بر عهده بگيريد و هرگز كسي را سرزنش نكنيد. با رعايت اين اصول اهداف سريعتر خودشان را به شما نشان خواهند داد. سرزنش كردن قدرت و كارايي شما را كاهش مي‌دهد ولي كليدهاي موفقيت و خوشخبتي شما در درون خودتان نهفته‌‌اند. اگر فراتر از مرزهاي محدودكننده سرزنش را بنگريد، مي‌توانيد پيدايشان كنيد.


By:William Frank Diedrich
مترجم: آذين صحابي


روزنامه تفاهم


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۵۵

پنج اصل براي متقاعد كردن مخاطبان

آيا حاضري براي خواسته‌هاي خودت لب باز كني؟ داشتن صرفاً يك مورد معتبر كافي نيست. بايد اول دل و جرأت حرف زدن داشته باشي، بعد نظريه‌ات را ايراد كني، آن‌هم به موقع و با احساس و ماهرانه، تا شنونده تحريك شود به تو جواب مثبت دهد.

 ژوزف وودكراچ، مقاله‌نويس آمريكائي اظهار داشته است: ”به‌نظر مي‌رسد گربه‌ها از اصولي پيروي مي‌كنند كه ظاهراً ضرري ندارد. آن‌ها آن‌چه را مي‌خواهند، تقاضا مي‌كنند.“ اگر اين براي گربه‌ها كارآئي دارد، حتماً براي شما هم كارآئي دارد.

شلي، دوست ورزشكار من كه به‌عنوان منشي در دفتري حقوقي در واشنگتن كار مي‌كند، هر روز ظهر به مدت يك ساعت در مسيري همجوار با اسمويتسونين مي‌دود. او عاشق بيرون رفتن و ورزش است، اما دلش نمي‌آيد بدون اين‌كه حمام كند، دوباره همان لباس‌هاي سر كارش را بپوشد. روزي به سراغ همكارانش رفت و پيشنهاد كرد همان‌طور كه مردها رختكن دارند، براي زنان هم رختكن‌هائي درست شود. آنان صريحاً تقاضاي او را رد كردند و استنادشان اين بود كه گران تمام مي‌شود، جا ندارند و...

شلي به من زنگ زد و تقاضاي كمك كرد. اولين كاري كه كردم اين بود كه براي پيگيري رويايش از او تمجيد كردم. سپس پيشنهاد دادم با به‌كارگيري پنج اصل مجاب‌سازي، روياي خود را تحقق بخشد و سرنوشت خود را شكل دهد.

●اقبال در برابر تقدير
 اقبال را خودمان شكل مي‌دهيم و بعد آن‌را تقدير مي‌ناميم.
 ”بنجامين ديزائيلي“

۱ـ با توقعات مثبت به وضعيت نزديك شو.
 ممكن است تصور كني اين پيشنهاد تا حدي مشخص است، همان‌طور كه يك‌نفر هم در يكي از همايش‌ها به اين مسئله اشاره كرد و گفت: ”اين امري منطقي است. خودمان اين‌را مي‌دانيم.“ در جواب او به حرف پدرم اشاره كردم و گفتم: ”صرفاً براي اين‌كه چيزي منطقي است، به اين معنا نيست كه متداول است.“

 آيا تا به‌حال براي طرح يك مسئله به سراغ كسي رفته‌اي در حالي‌كه داري فكر مي‌كني: ”اين وقت تلف كردن است. هرگز اين‌را تأييد نمي‌كند.“ اگر تو اعتقاد نداشته باشي كه پيشنهادت شانس موفقيت دارد، ديگران چطور ممكن است اعتقاد داشته باشند؟ زماني آيزنهاور گفت: ”آدم‌هاي بدبين هرگز در هيچ جنگي برنده نمي‌شوند.“ خوش‌بينانه حرفت را بزن. من مي‌دانم كه ارزشمند است. در اين‌صورت مي‌تواني دل و جرأت داشته باشي كه كسي را مجاب كني.

 ۲ ـ پيش‌بيني كن و دليل مخالفت را برزبان بياور.
 سعي كن بفهمي چرا ممكن است نه بشنوي و برآورد كن كه چرا ممكن است روي تو را زمين بزنند. سپس خودت قبل از آنان علت را بيان كن. اگر تو نظرياتت را با مورد اعتراض و مخالفت آنان شروع نكني، حتي به حرفت گوش هم نمي‌كنند. منتظر نوبت خود براي حرف زدن مي‌مانند تا بگويند چرا توصيه‌ات عملي نيست. اگر پيش‌بيني كرده باشي كه ممكن است علت مخالفت آنان كسر بودجه باشد، فكر كن كلماتي كه مي‌خواهي بعداً بر زبان بياوري، بهتر است چه باشد: ”ممكن است بگوئيد بودجه كافي نداريد، اما اگر ده دقيقه به حرف من گوش بدهيد، مي‌توانم بگويم چطور مي‌توانيم مبلغ هزينه شده را در سه هفته اول پس‌انداز كنيم.“

 ۳ ـ نظريه‌ات را شماره‌گذاري و مستند كن.
 مربي هنر سخنوري من در دبيرستان هميشه مي‌گفت: ”مهارت و كارداني شما از طريق شيوه تفكرتان مورد قضاوت قرار مي‌گيرد. تو ممكن است در مورد موضوعي كه آ‌ن‌را ارائه مي‌دهي بسيار پرآوازه باشي، اما اگر بحث و استدلالت از روي نظم و ترتيب نباشد، شنوندگان نتيجه‌گيري مي‌كنند كه تو نمي‌داني راجع به چه صحبت مي‌كني.

راحت‌ترين و سريع‌ترين راه براي قانونمند بودن نظريه تو، شماره‌گذاري آن است. مثلاً مي‌گوئيد سه دليل وجود دارد كه چرا اين مورد ارزش دارد: ”اول اين‌كه، دوم آن‌كه ... و...“ شماره‌گذاري باعث مي‌شود مطالب گفته شده واقعي به‌نظر برسد، نه اين‌كه به‌منزله عقيده‌اي باشد كه تحميل كننده است. از اين گذشته، شنوندگان موردي را كه با نظام و ساختاري مشخص بيان شده است، بهتر مي‌فهمند و آن‌را به خاطر مي‌سپارند.

من ياد گرفته‌ام مهم‌ترين راه براي ارسال پيام دنبال كردن اين الگوست كه: نظريه خودت را بيان كني و مثال بزني. مثال‌ها حكم كار مضاعف را دارند. شنوندگان، مثال‌هائي را كه به مطالب مربوط است، به خاطر مي‌سپارند. مثال‌ها مي‌توانند اثبات كنند كه آن‌چه را پيشنهاد مي‌كني، مفيد است.

۴ ـ نيازهاي آنان را در نظر بگير و به زمان خودشان با آن‌ها حرف بزن.
 از به‌كار بردن كلمهٔ ”من“ خودداري كن، مانند: ”به‌نظر من، رختكن خيلي به‌درد كارمندها مي‌خورد.“ مردم بابت استدلال تو كاري انجام نمي‌دهند. آنان براي خاطر خودشان كاري را انجام مي‌دهند. پل هارلن كولينز در زمينه ارتباط والد و فرزند يكي دو پيشنهاد خوب و مفيد ارائه داده و گفته است: ”بهترين روش براي واداشتن نوجوان به پارو كردن برف‌هاي راه ورودي خانه و... اين است كه اجازه بدهيد از ماشين استفاده كند.“ و ”اگر مي‌خواهيد طريق شمردن را به بچه‌ها ياد دهيد، به او پول توجيبي بدهيد.“

از خودت سئوال كن مهم‌ترين چيز براي فردي كه سعي داري او را مجاب كني، چيست؟ پول، امنيت، شهرت و اعتبار، مقام يا قدرت؟ سعي كن بفهمي طرح تو چگونه به نفع او تمام مي‌شود و سپس آن فايده را به‌نظر او برسان. اگر شهرت و اعتبار برايش مهم است كه مثلاً چطور در اين زمينه پيشرو قافله باشد، در اين‌صورت تأكيد كن او اولين نفري خواهد بود كه اين طرح خوب را پياده مي‌كند و عمل پيشگامانه او براي سال‌هاي آتي هم معيار به شمار خواهد رفت.

 ۵ ـ آنان را تحريك كن پيشنهاد تو را امتحان كنند.
 رالف والدو امرسون متوجه شده بود كه: ”آگاهي از اين‌كه چطور بايد پيشنهاد داد، خود هنري قابل يادگيري است.“ اين مسئله در مورد مجاب كردن هم صدق مي‌كند. اگر بخواهي مردم را متقاعد كني كه متوجه حكمت استدلال تو بشوند، ممكن است روي تو را زمين بزنند، چون هيچ‌كس دوست ندارد دليل و برهان به زور از گلويش پائين برود. هدف اين است كه با سئوالات و حرف‌هايتان آنان را هم به‌طور فعالانه درگير كني تا متوجه منظور تو بشوند.

 به محض اين‌كه بتوانند طرح را مجسم كنند، از حالت بي‌اعتنائي و حال و هداي مقاومت بيرون مي‌آيند و نظريه تو را به‌عنوان معامله‌اي انجام‌شدني در نظر مي‌آورند.

 ●امتناع و مخالفت را معكوس كن
 هرگز بازي نزديك به پيروزي را تغيير نده. اگر رو به باخت مي‌رود، آن‌را عوض كن.
 ”وينس لومبارد“
 دوستم شلي گفت: ”اگر با به‌كارگيري پنج اصلي كلي، طرح اصلي را ارائه داده بودم، احتمالاً برنده مي‌شدم. ولي حالا متأسفانه دير شده و باخته‌ام. همكارانم ديگر به من فرصتي نخواهند داد.“

 او به نكته‌اي خوب اشاره كرد. وقتي مردم جواب منفي مي‌دهند، مسئله تمام است. اما مي‌تواني موضوع منتفي شده را دوباره مطرح كني، به‌شرط اين‌كه شواهد و مداركي تازه ارائه بدهي. آنان را متوجه نكاتي جديد كن؛ چيزي‌كه در مذاكره اولي درباره‌اش صحبت نشده. حالا آنان توجيهي براي تغيير عقيده و رسيدن به نتيجه‌اي متفاوت دارند. آنان مي‌توانند موضع خود را تغيير دهند بي‌آنكه احساس شرمندگي كنند، چون تو ضوابطي جديد به آنان ارائه داده‌اي كه شالوده تصميم‌گيري است. همان‌طور كه وينس لومبارد، فوتباليست معروف گفته است، اگر تدبير اوليه شما پيروزي به‌دنبال نداشت، وقتش است يكي ديگر رو كني.

من توصيه كردم شلي با استفاده از سه مورد كه شرح آن آمده است، همكارانش را تحريك كند تا تقاضاي او را دوباره بررسي كنند. اگر به تازگي روي تو را هم زمين انداخته‌اند، در مورد خواسته‌ات دل به دريا بزن و اين نصحيت را گوش كن.

▪عقب‌نشيني: با آرامش عقب‌نشيني كن. نمي‌خواهد در را پشت سرت محكم به‌هم بكوبي. شايد بخواهي دوباره از همان راه برگردي. جواب منفي را با وقار و آرامش بپذير. بنابراين وقتي دوباره مي‌خواهي سعي خودت را بكني، باز در به رويت باز مي‌شود.

▪ارزيابي مجدد: چرا جواب منفي دادند؟ به احتياجات آنان توجه نكردي؟ فراموش كردي مطالب خودت را برحسب اولويت شماره‌گذاري كني؟ جاهائي را كه در آن نقطه ضعف داشتي، بهبود ببخش و مداركي رو كن كه دفعه اول از آن‌ها استفاده نكرده‌اي.

▪دستيابي مجدد: براي ملاقاتي ديگر برنامه‌ريزي كن و براي گفتن نظرياتت با اين جمله شروع كن: ”مي‌دانم كه قبلاً راجع به اين مسئله صحبت كرديم. حالا من مواردي تازه دارم كه بعدي تازه را در اين مورد شكل مي‌دهد.“ سپس عقيده‌ات را بگو و از پنج قانون اصلي مجاب‌سازي هم استفاده كن.

شلي بار دوم موفق شد موافقت همكارانش را براي ساختن رختكن بگيرد. او با صنف امور ورزشي تماس گرفت و اطلاعاتي درباره امور مالي كسب كرد. سپس همكارانش را متقاعد كرد كه از اتاق كنفرانس كوچك به‌عنوان محل رختكن استفاده شود. بعداً به من زنگ زد و اين خبر خوب را داد.●مجاب كن، فشار نياور
 تعليم و تربيت روش است، اما نه براي پيام دادن.
 ”اشلي مونتاگو“

يكي از شركت‌كنندگان در جلسه گفت: ”من تمام اين‌ها را درك مي‌كنم، جزء اصل پنجم را. چطور دقيقاً مي‌شود كسي را در مورد عقيده‌اي مجاب كرد؟“

او نكته‌اي خوب را مطرح كرده بود. چطور مي‌تواني مردم را واداري دوباره عقيده تو را بررسي و از آن استقبال كنند؟ نكته مهم را از سقراط ياد بگير كه خردمندانه متوجه شده بود مردم آن‌چه را خودشان ياد مي‌گيرند، بهتر به خاطر مي‌سپارند تا آن‌چه را به زور به خوردشان مي‌دهند.

روش سقراط، يعني تبديل گفته‌ها به‌صورت سخناني بي‌نياز به جواب، براي مجاب‌سازي موفقيت‌آميز بسيار مهم است. بين تحت فشار گذاشتن كسي براي اين‌كه تصميمي بگيرد با ارائه دادن نظريه به طريقي منظم كه به فرد فرصت مي‌دهد خودش تصميم بگيرد، تفاوتي فاحش وجود دارد. از طريق درگير كردن فعالانه مردم و قرار دادن آنان در حالت تفكر، مي‌تواني مقاومت آنان را از بين ببري.

به‌عنوان مثال، به‌جاي اين‌كه بگوئي: ”به‌نظر من خانم‌هاي همكار هم احتياج به‌جائي دارند كه بعد از ورزش در آن‌جا لباسشان را عوض كنند،“ سئوال كن: ”دوست داري بداني نصب كمدهاي لباس براي كارمندان زن چقدر غيبت آنان را به‌علت بيماري و هزينه‌هاي جبران خسارت كاهش مي‌دهد؟“

●يك قصه برايم بگو
 گاهي روايات بهترين وسيله براي ابراز حقايق هستند و اگر جالب و به‌جا باشند، معمولاً مؤثرتر و قوي‌تر از مباحثه و برهان.
 ”تيرون ادواردز“

تعريف مطالب و حكاياتي موفقيت‌آميز با جزئياتي حسي باعث تحريك منطق نيم‌كره چپ و احساسات نيم‌كره راست مغز شنونده مي‌شود. حتي سرسخت‌ترين منتقدان هم از شنيدن قصه‌اي كه به‌خوبي تعريف مي‌شود، لذت مي‌برند. وقتي شنونده به پيامد روايت تو علاقه‌مند شود، آن‌چه را شنيده است، تجربه مي‌كند و تصويرهاي واضح ذهني آن‌قدر قدرت دارد كه مطالب تصنعي را به واقعيتي فردي تبديل كند.

يكي از همكاران من با سرافرازي در امتحان مخصوص معاملات املاك قبول شده و جوازش را گرفته بود. ماريا بعد از اين‌كه خانه‌هاي زيادي را به مشتري نشان داده و هنوز موفق نشده بود حتي يك خانه هم بفروشد، خسته و نااميد به دفتر سرپرست بنگاه رفت، خود را روي صندلي كنار ميز او انداخت و فرياد زد: ”من كارم را ول مي‌كنم.“

سرپرست گفت: ”چطور ممكن است؟ تو بيش از چند ماهي نيست در كار معاملات املاك هستي.“

ماريا با لحني محزون گفت: ”تا حالا بيش از شش، هفت هزار كيلومتر رانندگي كرده‌ام، بيش از ده دوازده مشتري را هم اين‌طرف و آن‌طرف برده‌ام، ولي هنوز موفق نشده‌ام. به اين نتيجه رسيده‌ام آن ضرب‌المثل قديمي كه مي‌گويد تو مي‌داني اسب را تا لب چشمه بكشاني اما نمي‌تواني وادارش كني آب بنوشد، حالا حكايت من شده.“

رئيس عاقل او جواب داد: ”ماريا، قرار نيست تو مشتري‌ها را وادار به آب نوشيدن كني. قرار است آنان را تشنه نگه داري.“

سر ناهار، من و ماريا درباره كارآئي پنج اصل مجاب‌سازي حرف زديم تا او از آن‌ها و سه مورد ديگر در حرفه‌اش استفاده كند. حالا روايات و سئوال بخشي مهم از بازاريابي او شده است و او به‌جاي اين‌كه بگويد: ”من اين منطقه شهر را دوست دارم، مي‌گويد: ”اين منطقه‌اي دوست داشتني است، نه؟ و به‌جاي اين‌كه بگويد: ”به‌نظر من اتاق دلبازي است“، مي‌پرسد: ”اين اتاق را براي كدام‌يك از بچه‌ها در نظر مي‌گيريد؟“ او از ساكنان قبلي يا فعلي خانه سئوال كند خاطرات مورد علافه‌شان در آن خانه چه بوده است تا آن‌ها را براي مشتريانش تعريف كند و به آن جنبه شخصي دهد. گفتن ندارد كه حالا او در حرفه‌اش كاملاً خبره و موفق است، چون به‌جاي اين‌كه مشتري‌‌ها را وادار كند آب بنوشند، آنان را تشنه نگه‌مي‌دارد.

●رهنمودي براي پنج اصل مجاب‌سازي
 بچه‌هايت در تابستان يك ميهماني در كنار استخر ترتيب داده‌اند. حالا چندين بچه پر انرژي به‌جان هم اديگران را براي رسيدن به اهدافش فريب ميدهد - از مسئوليت طفره ميرود - با القاء احساس گناه، ديگران را متقاعد ميسازد.

 ۱۲) زياد گريه كن: تـمايـل بـه گـريه و اخم - با بدخلقي، دمدمي مزاجي و بـر انگيختن احساس ترحم ديگران را كنترل مي كند - يا با سكـوت طـولاني مـدت بـه مـقـصـود خـود ميرسد - بي مسئوليت و زودرنج ميباشد - مانند كودكان رفتار ميكند.

۱۳) قرباني شده: منفي ترين نگرش را به زندگي دارد - تمايل به دامن زدن به زيانها، بلاها و مشكلاتش دارد - احساسات منفي بسيار را به دوش ميكشد.

۱۴) طعنه زن: هـميشه ديگران را تمـسخر كـرده و با سـخـنان نـيـشدار و طـعـنـه آمـيـز ديگران را تحقير ميكند.


▪ اكنون براي مقابله با افراد مذكور از راهكارهاي ذيل بهره ببريد:

۱) اعتماد بنفس خود را از دست ندهيد.
۲) به خاطر داشته باشيد كه واكنش شديد تنها كارها را بغرنج تر و وخيم تر ميكند.
۳) انتظارات واقع بينانه داشته باشيد. كاري از فرد نخواهيد كه قادر به انجامش نباشد.
۴) از تـغيير دادن فرد خودداري ورزيد. بپذيريد كه قادر به تغيير دادن وي نمي بـاشـيـد امـا مي توانيد واكنش خود را نسبت به رفتار وي تغيير دهيد.
۵) اجـازه نـدهيـد شـما را بـازي دهـد. مـمـكن است با بـرانـگيـخـتـن احـساس گـنـاه و يا مسئوليت از شما سوء استفاده كند. از بازيهاي احساسي وي بر حذر باشيد.
۶) خود را برده او نكنيد. با خود صادق باشيد.
۷) روحـيـه و رويـه منـاسب خـود را حـفظ كنيد. حفظ آبرو و اعـتـبار از دشـوارتـريـن كـارهـا مي باشد. اجازه ندهيد خشم، نفرت و تلخكامي ريشه بدوانند.
 ۸) بي درنگ با فرد مقابله كنيد ( اما با منطق و حساب شده ). با به تعويق انداختن مقابله با فرد، تنها مسئله را وخيم تر ميگردانيد.
۹) رحم و شفقت جوانمردانه اي را از خود نشان دهيد. اما براي مقابله با ديگران بايد به نكات زير نيز توجه كافي مبذول داريد:

ـ مقابله شما در خلوت و خصوصي باشد نه در انظار عمومي.
- تنها در مورد يك موضوع در آن واحد بحث و گفتگو كنيد.
- هنگامي كه نظر خود را بيان كرديد ديگر آن را مرتبا تكرار نكنيد.
 - تنها به رفتار فرد اشاره كنيد نه خود فرد.
- از طعنه زدن بپرهيزيد.
- از بكارگيري واژه هاي"هميشه" و "هيچ وقت" بپرهيزيد.
- انتقاد خود را در قالب پيشنهاد و يا پرسش مطرح سازيد.
- از آنكه با فرد مقابله كرده ايد پوزش نخواهيد.
- تعريف و تمجيد را فراموش نكنيد.

http://vista.ir/article/253722/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۵۳

بدترين رفتار ممكن در يك جلسه

به عقيده بسياري از كارشناسان، جلسات اداري در اكثر موارد "وقت تلف كردن" بوده و تنها در صورتي كه چاي و شيريني در ميان باشد، قابل تحمل هستند. همه ما - كارمندان - هنگامي كه يك نفر در جلسه شروع به سخنراني درباره موضوعي كاملا بي ربط ميكند، معذب شده، با حمله يكي از اعضا به يك عضو كمروي جلسه برايش دلسوزي كرده و در تعجب مانده ايم كه بعضيها چگونه با رديف كردن كلمات نامفهوم و غريب جمله هايي طولاني ميسازند و زمان را با سخنان بيهوده خود هدر ميدهند.

اما يك جلسه اداري هر قدر خسته كننده و انرژي بر به نظر برسد، نبايد آن را دست كم گرفت. در حقيقت اين جلسات ميتوانند موقعيت حرفه اي شما را در جهت مثبت - يا منفي - تحت الشعاع قرار دهند.

در اينجا به ۱۰ مورد از كارهايي كه هرگز نبايد در يك جلسه انجام داد، اشاره ميكنيم :

۱) دير رسيدن. وارد شدن در جلسه اي كه مدتي است آغاز شده يعني " من بي نظمم". چند دقيقه زودتر رسيدن نه تنها نشانه اين است كه شما براي "وقت" ديگران احترام قائليد، بلكه موجب ميشود جاي بهتري هم پيدا كنيد.

۲) آماده نبودن. اگر از قبل مواردي براي مطالعه يا صورت جلسه را در اختيار شما قرار داده اند، آنها را بخوانيد. از قبل به سوالات يا پيشنهاداتي كه ميتوانيد در جلسه مطرح كنيد، فكر كنيد.

۳) در انحصار گرفتن گفتگو. هنگامي كه زمان تبادل نظر ميرسد، رسم جاري بر اين است كه ابتدا اشخاصي كه مقام بالاتر يا تجربه بيشتري دارند به بيان ديدگاه و نظرات خود بپردازند و پس از پايان يافتن نوبت اين افراد، نوبت به ديگران ميرسد كه نظر خود را "به طور خلاصه" بيان كنند. در اين هنگام با صداي يكنواخت و آهسته صحبت نكنيد و به ياد داشته باشيد كه اگر نكته مهمي براي گفتن نداريد، مجبور به صحبت نيستيد. هيچ نگفتن بهتر از گفتن چيزي بيهوده است.

۴) نظر خود را به شكل پرسش مطرح كردن. بيان كردن نظر قطعي به شكل و آهنگ يك پرسش، به ديگران فرصت ميدهد كه با آن مخالفت كرده، درباره آن بحث كنند و در آخر ايده شما را به نفع خود تمام كنند. بهترين كار اين است كه نظر خود را در قالب جمله اي قطعي مانند اين "بياييد بيشتر تحقيق كنيم" بيان كنيد، نه اينكه بگوييد: "بهتر نيست بيشتر تحقيق كنيم؟".

۵) تعبير نادرست از مسير گفتگو. سعي كنيد نيازها و حال و هواي موجود در جلسه را درك و دريافت كنيد. با دقت به سخنان ديگران گوش دهيد تا متوجه شويد كه جو حاكم تا چه حد پذيراي نظرات شما خواهد بود. شما بايد كاري كنيد كه پيامتان براي جمع مناسب باشد. براي مثال اگر همه بر روي كاستن از هزينه تمركز كرده اند و شما قصد داريد درباره ارتقاي سيستم صحبت كنيد، يا بايد راهي پيدا كنيد كه اين ارتقاي سيستم را به مبحث كاستن از هزينه ربط دهيد يا اينكه مطرح كردن آن را براي جلسه ديگر بگذاريد.

۶) پرخاش كردن. متاسفانه گاهي عده اي يك جلسه اداري را بيشتر به عنوان ميدان جنگ لفظي و خودشان را گلادياتورهاي مسلح به شمشير زبان فرض ميكنند. اگر شما هدف اتهام يا تمسخر چنين افرادي قرار گرفتيد، با خونسردي از خود دفاع كنيد. اگر براي پاسخ به فكر كردن نياز داريد، با پرسيدن پرسشي كه طرف مقابل را به جوابگويي وادارد، براي خود زمان بخريد. براي مثال بپرسيد:" آقاي... از روي چه حسابي تصور ميكني من براي نتايج فروش ارزش قائل نيستم؟"

۷) جويدن آدامس. جويدن آدامس با صداي "تق تق" و "چلپ چلپ"ي كه در سكوت جلسه به خوبي شنيده ميشود و حالت حركت مداوم دهان، نه تنها توهين آميز و عصبي كننده كه بسيار غير حرفه ايست.

۸) روشن گذاشتن تلفن همراه. همانطور كه ميدانيد بايد تلفن را در سينما و كنسرت خاموش كنيد، متوجه باشيد كه خاموش كردن تلفن همراه يا بستن صداي آن در جلسات هم ضروري است. صداي زنگ رشته كلام گوينده را قطع كرده و حواس شنوندگان را از موضوع منحرف ميكند. در ضمن، پاسخ دادن به تلفن در جلسه هم به هيچ وجه شايسته نيست.

) منحرف شدن از موضوع. موضوع گفتگو را تغيير ندهيد. بر روي آنچه كه با همكارانتان بررسي ميكنيد، متمركز شويد تا به نتيجه برسيد. اگر پرداختن به بخشهاي نامربوط به نظرتان ضروري ميرسد، قبلا نظر موافق حاضران را جويا شويد. يك روش مناسب براي عنوان كردن نكات مهم اما خارج از برنامه گفتگو، يادداشت كردن آنها و مطرح كردن آن در زمان مناسب است.

۱۰) حاضر نشدن در جلسه. بله، شما مطمئنا با حضور نيافتن در جلسه و نشستن پشت ميز خود ميتوانيد به بسياري از كارهاي مهمتر رسيدگي كنيد. اما اگر اين جلسه به درخواست يكي از مديران شركت يا مقام بالاتر شما تشكيل ميشود، شما فرصت معرفي خود را به اين شخص از دست ميدهيد. به ياد داشته باشيد كه جلسات اداري تنها درباره بهره وري، سود و زيان نيست، اين جلسات مكان مناسبي براي ارايه تصويري مثبت از شما و آموختن از حرفه ايهاست.

سايت فريا


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۵۲

در گفتگوها و سخنراني ها ، از كلمه " بايد " و ساير واژه هاي آمرانه ، استفاده نكنيم

چرا با هم سر جنگ داريم؟


چرا بعضي افراد هميشه در هنگام درخواست، لحن و ژستي طلبكارانه داشته و از كلمات دستوري استفاده مي‌كنند؟

 چرا در درخواست‌ها كمتر از كلمه لطفا استفاده مي‌شود؟ بايد گفت اين نوع رفتارها به‌ويژه استفاده از كلمات بايد گونه و دستوري تا اندازه زيادي از نوع ساخت‌هايي كه بر جامعه ما حاكم است سرچشمه مي‌گيرد.ما دچار ساخت‌هاي قيم مآبانه هستيم و حوزه اجتماعي از اين موضوع بيشتر تحت‌تأثير قرار گرفته است و شما مي‌توانيد اين ساختار را در سطح روابط اجتماعي، خانواده، روابط فردي و نهاد‌هاي آموزشي بسيار ملاحظه كنيد.

 به تعبير ماكس وبر، روابط سازماني حاكم بر بنگاه‌ها بر پايه نظام سلسله مراتبي، قفسي آهني را براي روابط دمكراتيك و برابرساخته است واين آينده بدي را براي نظام بروكراتيك و ديوان سالارانه ترسيم كرده است.

امروزه اصل را براساس كار گروهي و رفتار برابر مي‌گذارند تا ضمن رشد خلاقيت‌هاي فردي، كارايي نيز بالا رود. روابط احترام آميز نيز غير از آن نيست؛تو به من احترام مي‌گذاري، من به تو احترام مي‌گذارم پس ما با هم برابريم. اين در حالي است كه ساخت‌هاي جامعه اين ارزش‌ها را خاموش نگه مي‌دارد و اين ارزش‌ها بروز پيدا نمي‌كنند مگر در دوره‌هايي كه افراد مصلح ظهور پيدا مي‌كنند.

دكتر علي اصغر سعيدي،جامعه شناس و استاد دانشگاه مي‌گويد: اگر به ريشه‌هاي لاتين برگرديم، parentalism، به اقتدار قيم مآبانه والدين اشاره دارد . اگر دقت كنيم در هر جايي دنبال يك برتر مي‌گرديم؛ در خانواده، دولت و... و اعلام اقتدار در هر زمينه‌اي وجود دارد. بنابراين براي برتري طلبي و اعلام قدرت نيز از« بايد» استفاده مي‌شود.

 تفكري در جامعه ما وجود دارد كه افراد فكر مي‌كنند اگر زور وجود نداشته باشد كارها پيش نمي‌رود.مثلا در خانواده مي‌گويند بچه بايد زور بالاي سرش باشد در غيراينصورت كاري كه به او محول شده است را انجام نمي‌دهد.

دكتر سعيدي در اين زمينه مي‌گويد: در حقيقت بايد گفت تفكر قيم مآبانه ساده ساز است. در اين نوع تفكر اولين چيزي كه باعث حل كردن مسائل مي‌شود استفاده از زور است. در نحوه رابطه برابرانه درست است كه نتايج بهتر است اما خيلي پيچيده‌تر بوده و در حقيقت به مهارت و دانش بيشتري نياز است. در شيوه ارتباط برابرانه ديگر به‌خود رابطه فكر نمي‌شود بلكه به نتيجه اش توجه مي‌شود.

تعريف و تصوير اقتدار در جامعه ما به نوعي غلط بوده و شيوه‌اي ناصحيح وجود دارد. رفتارهاي بايد گونه و امرگونه و در سطوحي نيز در دسترس نبودن، عاملي است كه فرد را مقتدر تصوير مي‌كند. اين جامعه شناس در اين زمينه چنين اظهار نظر مي‌كند:در جامعه ما مديران در هر سطحي، خانواده و دوستان مي‌خواهند زياد ديده نشوند، پاسخگو نباشند، در دسترس نباشند تا به اين صورت بگويند اقتدار دارند.مثلا اگر به استاد دانشگاه اي‌ميل بزنند جواب نمي‌دهد، چون تفكر او اين است كه اگر به دانشجو جواب بدهد اقتدار ندارد و اقتدار به گونه‌اي بافاصله داشتن با دانشجو معنا مي‌شود و اتفاقا اين قضيه مقبول‌تر مي‌افتد و دانشجويان به استاد احترام مي‌گذارند. به اين علت كه اين تفكر وجود دارد كه اگر استاد اي‌ميل جواب مي‌دهد، در اتاقش باز و در دسترس است و اين يعني زياد علم ندارد، كارايي ندارد و... .

 عكس اين قضيه مربوط به دوستان و استادان بنده در انگلستان است كه آنجا بيشتر اقتدار به دانش بر مي‌گردد نه سلسله مراتب. يعني هركه با دانش‌تر باشد از اقتدار بيشتري برخوردار است.

سحر محمد زاده،كارشناس ارشد مددكاري اجتماعي علت عدم‌تلطيف در بيان خواهش‌ها را درست اجتماعي نشدن افراد و عدم‌يادگيري درست مهارت‌هاي زندگي دانسته و مي‌افزايد: تغيير در يك سري از ارزش‌هاي قديمي به‌دليل درست دروني نشدن آنهاست، مثلا در گذشته رعايت احترام در كلام بسيار اهميت داشته اما در نسل‌هاي بعد اين اصل رعايت نمي‌شود. تناقض ميان ارزش‌هاي گفته شده و آنچه در عمل اجرا شده است، نيز عامل تأثير‌گذار ديگر در ضدارزش شدن درخواست در بيان نيازهاست، خودمحوري افراد نيز عاملي ديگر به حساب مي‌آيد.

افسانه پورمحمدي (كارشناس مطالعات خانواده)، استفاده از جملات دستوري را به ساختار اجتماعي، تربيتي و فرهنگي جامعه وابسته مي‌داند. به‌نظر مي‌رسد ريشه طلبكارانه رفتار كردن و عدم‌درخواست در بيان خواسته‌ها، به مسائل تربيتي و خانوادگي باز مي‌گردد. ما در تربيتمان ياد نمي‌گيريم كه خواهش كردن و با لطف صحبت كردن، رعايت ادب و احترام به ديگران است نه احساس حقارت و ضعف. در اين صورت وقتي افراد تصورشان اين است كه با خواهش كردن كوچك مي‌شوند، دائما تلاش مي‌كنند كه از جملات امري استفاده كنند. ما به اين صورت بار مي‌آييم و طرز صحيح صحبت كردن و يا درخواست را ياد نمي‌گيريم و اين قضيه در تمامي ارتباط‌ها و در تمامي سطوح وجود دارد.

وي با بيان مثال‌هايي در نقش‌هاي مختلف، مي‌افزايد: وقتي رئيسي با كارمند خود با لحني بايد گونه و دستوري صحبت مي‌كند، دايره اقتدار را در ذهن خود وسيع‌تر مي‌انگارد و فكر مي‌كند بايد كارمندان سلسله مراتب قدرت را از ياد نبرند و با ذكر آن مرتبا اين نكته را يادآوري مي‌كند.به‌نظر مي‌رسد همكاران به‌دليل حس رقابتي كه نسبت به هم دارند با يكديگر بايد گونه برخورد مي‌كنند. در اين صورت هر كسي كه خواهش گونه برخورد كند فكر مي‌كند رتبه اش پايين‌تر است. پس« بايد» مي‌گويند تا احساس برتري كنند. بايد گفتن در نقش والدين و اساتيد نسبت به فرزندان و شاگردان تا حدي كه فرزند به تمييز درست و نادرست و شاگرد به فهم آنچه بايد بياموزد برسد لازم است، ولي نبايد ادامه يابد.

 طولاني شدن اقتدارها در هر حوزه‌اي باعث مشكلات مي‌شود. مثلا لازم است والدين بچه تا سن ۱۶ سالگي وي اعمال اقتدار داشته باشند و پس از آن كم كم دايره اقتدار را كمتر كنند اما متأسفانه در خيلي از موارد اين وضعيت را ادامه مي‌دهند. يكي از پيامدهاي اين طولاني شدن اقتدار، تحقير شخصيت هاست و باعث ايجاد مشكل مي‌شود.در روابط حرفه‌اي، دانشگاه‌ها و فضاهاي آموزشي نيز طولاني شدن اقتدارها باعث ايجاد اشكال مي‌شود.


● انتظارات، تا چه حد منطقي اند؟
 تا به حال به پاسخ اين سؤال انديشيده‌ايد كه در جامعه ما تا چه حد انتظاراتمان از هم منطقي اند؟
جامعه ما جامعه‌اي پرتنش و پرچالش است. چالش در همه جوامع وجود دارد، اما تنش به ساختار جامعه مرتبط است. افزايش انتظارات در جامعه ما تا حدي ناشي از ورود ما به دوره جهاني شدن است؛ امري كه در زندگي همه تأثير گذاشته است (وجود كالاهاي مختلف، ادغام جوامع و نزديك شدن حوزه‌هاي زندگي به هم).
در اين زمان نسبت به نسل پيش اطلاعات افراد از هر چيزي افزايش يافته است و بديهي است كه اطلاعات بر نوع رفتار و انتظارات بيش از حد تأثير‌گذار است.

مي‌توان گفت واقعيت موجود باعث به‌وجود آمدن انتظارات شده است و انتظارات نيز بر واقعيت موجود تأثيرگذار است و شكاف بين واقعيت موجود و انتظارات باعث ايجاد چالش مي‌شود.

 سعيدي مي‌افزايد: اگر راه و شيوه درست را براي منطقي كردن انتظارات ندانيد، كنش‌ها براي رسيدن به انتظارات خشم آلوده مي‌شود و حتي به درگيري فيزيكي و رواني مي‌انجامد.بروز انتظارات غيرمنطقي به اين علت است كه ما شيوه‌هاي كاهش چالش‌ها را نمي‌دانيم. وي نوع ابراز خواسته‌ها را در كسب نتيجه، ضروري مي‌داند و در اين زمينه مي‌گويد: انتظارات يا منطقي‌اند يا غيرمنطقي. انتظارات منطقي اگر درست ابراز شود پذيرفته مي‌شود و اگر درست ابراز نشود حذف مي‌‌شود.

● نتيجه دستور دادن
 «بايد» گفتن و دستور دادن باعث دوري، انزجار و لجاجت افراد مي‌شود و نتيجه آن نيز سطحي و زودگذر است اما خواهش كردن نتيجه رواني مثبتي دارد. افسانه پور محمدي در اين زمينه مي‌گويد: اگر به جاي«بايد» از عبارت« بهتر است» استفاده شود نتيجه بسيار پايدار‌تر و مطلوب‌تر خواهد بود و بار منفي كلمه«بايد» نيز گرفته مي‌شود. وي همچنين معتقد است كه درصورت طلبكارانه و دستوري برخورد كردن افراد، جامعه دچار سيكلي معيوب از تنش‌ها، فشارها، تقاضاهاي برآورده نشده، ناكامي‌ها و سركوب شدن‌ها مي‌شود كه اگر كسي در آن سيكل بيفتد، تلاش مي‌كند احساس حقارت و خود كمتربيني خود را با فرياد كردن خواسته‌ها التيام بخشد و با استفاده از بايد‌ها به‌دنبال شفاي سطحي زخم‌هاي دروني خويش باشد.

ما بر مكالماتمان حاكم نيستيم و اين از بينش‌هايمان نشأت مي‌گيرد. بايد گفتن ناشي از جهان بيني است كه بر تعاملات و روابط جامعه ما حاكم است. سعيدي مي‌گويد:به‌نظر من اگر اين قضايا را به‌عنوان مكانيسم‌ها در نظر بگيريم باعث مي‌شوند كه چرخ جامعه كند حركت كرده و جامعه‌اي پرتنش داشته باشيم.

 برعكس آن رابطه‌هاي دوستانه و محترمانه در هر سطحي باعث سرعت و حركت روان‌تر چرخ جامعه مي‌شود. وي در ادامه مي‌افزايد: رفتار درست و استفاده از كلمات و جملات درخواست گونه و همراه با احترام در هر سطحي باعث سالم‌تر و بهتر شدن روابط شده و فعاليت‌ها را كاراتر و نتايج آن را مثبت‌تر خواهد كرد.


سميه صيادي‌فر


روزنامه همشهري


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۵۱

اصول مهارت حل اختلاف

براي حل اختلاف ، چه بگوييم و چگونه عمل كنيم ؟

● صحبت كنيد اما بدون پرخاش و توهين و تندي

حل اختلاف در زمان عصبانيت، حاصلي جز تخريب بيشتر نخواهد داشت. پس بهتر آنست كه هميشه بعد از آرام شدن محيط و افراد اقدام شود .

 ● منفي سخن نگوييد

 اگر براي وصل كردن قدم جلو مي گذاريم، بايد دقت كنيم از به كار بردن سخنان نااميد كننده و تحريك كننده و در مجموع منفي، خودداري نمائيم.

● در اولين قدم اختلاف ، آن را حل كنيد

 به محض احساس اختلاف يا سؤتفاهم، درصدد حل آن برآييد.چون اگر شامل مرور زمان شود، تبديل به كينه و رنجش مي شود. به خاطر داشته باشيد صحبت و بازگو كردن ناراحتي ها و سوء تفاهمات ، كمك مؤثري براي رهايي از غم و اندوه است و حل اختلاف را نيز سهل تر مي كند.

 ● از طرف مقابل خود يا طرفين اختلاف درخواست كنيد تا خيلي سريع، وقت مناسبي را با هماهنگي يكديگر ، براي حل اختلاف اختصاص دهند

● احساس شرم و گناه و خجالت را براي طرف مقابل بوجود نياوريد
 چنانچه با طرف مقابل خود، دچار مشكلي شده ايد يا براي حل اختلاف ديگران مي خواهيد اقدام نماييد، هرگز نبايد به گونه اي صحبت كنيد كه ديگري يا ديگران را دچار احساس خجالت، گناه يا شرمندگي كنيد. طعنه و كنايه را نيز بايد از لحن و كلامتان حذف نماييد.

 ● نظر و عقيده خود را بيان كنيد

 ناراحتي خود را عنوان كنيد و درباره اش سخن بگوييد بدون آنكه قضاوت يا سرزنش كنيد و حكمي صادر نماييد

● ديگر يا ديگران نيز حق دارند

 به طرف مقابل خودت يا ديگراني كه با يكديگر دچار اختلاف شده اند، اجازه كافي بدهيد تا از ناراحتي ها و مشكلاتشان صحبت كنند. تخليه رواني، فرد را براي طرح يا پذيرش مسائل متفاوت و سپس حل مشكلات، آماده تر مي نمايد.

● عذر خواهي مشكل نيست

در زمان حل اختلاف ، چنانچه فرد متوجه اشتباه خود بشود، بهتر است فوري با يك جمله كه حاكي از ندامت و عذر خواهي اوست، مسئله را ختم به خير كند. " عذرخواهي" نه تنها فرد را كوچك نمي كند، بلكه ديگران را متوجه انعطاف و دقت نظر اونيز مي سازد. حال چنانچه لزومي به عذر خواهي هيچ كسي مشاهده نشد، توافق و به قول معروف ، كنار آمدن با هم، مسيري تازه براي رفع سؤ تفاهمات و برقراري ارتباطات جديد خواهد بود.

 ● هربار فقط يك موضوع را مطرح كنيد

 براي هر مشكل، يك جلسه مشخص را اختصاص دهيد، چرا كه در صورت صحبت و طرح همه ناراحتي ها و مشكلات در يك جلسه، نه تنها راه حلي حاصل نخواهد شد، بلكه به لحاظ يادآوري و تداعي يا درهم پيچيدگي ناراحتي ها ، دامنه اختلافات وسعت بيشتري خواهد گرفت. مهارت حل اختلاف، در روابط خانوادگي، خاصه ارتباط ميان زن ها و شوهرها، اهميت بسياري دارد. ضمنا بايد در نظر داشت كه در اين روابط، حفظ احترام ادب و حرمت و همكاري و تعادل، براي همگان امري لازم و واجب است.


گرد آوري : طلايه محتشمي
 به نقل از ضميمه ي روزنامه اطلاعات


جاودانه


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۵۰

روي حرف خود بايستيد !

● آشنايي با مهارت‏هاي ابراز قاطعيت و جرأتمندي
 براي دفاع از حق خويش، پيش از هر چيز، بايد حقوق خود را بشناسيد و آن گاه چگونگي اِعمالش را ياد بگيريد. در هر منازعه، انسان علاوه بر روش جنگ يا گريز، مي‏تواند از شيوه نيرومند گفت‏وگو استفاده كند. همه چيز به اين بستگي دارد كه بتواند قاطعانه صحبت كند؛ صرف آشنايي با حقوق ويژه كافي نيست و براي اين منظور، آشنايي با پاره‏اي از مهارت‏هاي كلامي لازم است با برخي از اين مهارت‏ها، بيشتر آشنا مي‏شويم:

۱) پافشاري در بيان خواسته‏
 اين روش معمولاً اولين روشي است كه آموزش داده مي‏شود. افراد معمولاً پس از بيان درخواست خود و شنيدن «نه»، سكوت مي‏كنند و تسليم مي‏شوند. بايد توجه داشته باشيد كه طرف مقابل شما، مثل بقيه، بيش از چند «نه» در ذخيره ندارد و شما به كمي مقاومت احتياج داريد. يكي از مهم‏ترين جنبه‏هاي قاطعيت در گفت‏وگو، استقامت و روي حرف خود ايستادن است. شما بايد ياد بگيريد كه بدون عصبانيت و بي آن كه كنترل خود را از دست بدهيد، روي حرف خود بمانيد و استقامت به خرج دهيد. بيشتر اوقات براي آن كه در برخوردها و درگيري‏ها پيروز شويد، بايد استقامت به خرج دهيد و روي حرفتان بمانيد.

شخص بي‏قاطعيت، در برابر كمترين مقاومت طرف مقابل و در برابر اولين چرا و با شنيدن نخستين استدلالي كه شخص مقابل در حمايت از نظرش مي‏كند، تسليم مي‏شود و ميدان را خالي مي‏كند. شخص بي‏قاطعيت، براي تجهيز شدن به سلاح پايداري، نبايد در جواب «چراها»، به عذر و بهانه متوسل شود؛ مهم اين است كه چيزي را مي‏خواهد و بايد سرزنش‏هاي ديگران را فراموش كند.

به طور خلاصه، براي پيدا كردن قاطعيت كلامي، يك راه اين است كه بي‏توجه به گوشزدهاي ديگران، موضوعي را تكرار كنيم. در اين روش، بي آن كه تحت تأثير گفته سايرين قرار بگيريد، خونسرد و محترمانه روي حرف خود بايستيد و نظر خود را به طرف مقابل بقبولانيد. هدف، تكرار يك جمله و عبارت نيست؛ منظور اين است كه در هر عبارتي كه انتخاب مي‏كنيد، درس مقاومت و پايداري ياد بگيريد.

۲) پافشاري در «نه» گفتن‏
 پافشاري در «نه» گفتن، شكلي از پافشاري در بيان خواسته است. در اين روش، فرد در برابر سماجت ديگران، براي قبولاندن يك نظر - براي مثال به فروش رساندن يك كالا يا دست‏يابي به يك وسيله - روي گفتن «نه»، پافشاري مي‏كند.

 البته مي‏توان از كلمات ديگري استفاده كرد يا شكل رد و انكار را به گونه‏هاي مختلف بيان داشت؛ ولي جوهر پيام، بايد عدم قبول را در برداشته باشد. براي اين كار، از عباراتي نظير علاقه‏اي به اين كار ندارم، نه نمي‏توانم و...، استفاده كنيد.

فرد بدون توجه به سؤال و گفته‏هاي ديگران، حرف خودش را مي‏زند. ما عادت كرده‏ايم كه به پرسش ديگران پاسخ دهيم؛ زيرا خيال مي‏كنيم كه وقتي كسي با ما صحبت مي‏كند، بايد حتماً جوابي داشته باشيم و بايد نسبت به هر آن چه مي‏گويد، واكنشي نشان دهيم. براي رهايي از شر سلطه‏جويي، به تمرين در «نه» گفتن نياز است.

۳) توافق‏
 خيلي‏ها مي‏پرسند كه اگر طرف مقابل در برابر قاطعيت‏ها تسليم نشد، آن گاه چه كنيم؟ جواب اين است كه عزت نفس، نسبت به هر چيز ديگر مقدم است. در نتيجه، اگر عزت نفس خود را در جريان اِعمال حق خود محترم شمرديد و رعايتش كرديد، حتي اگر بي‏درنگ به خواسته خود نرسيد، احساس خوبي خواهيد داشت. در اين گونه مواقع، شما مي‏توانيد به مصالحه عملي و مؤثري برسيد؛ براي مثال، مي‏توانيد با رعايت نظر طرف مقابل، فرصتي براي تعمير يا تعويض كالايتان تعيين كنيد؛ البته اگر اين مصالحه به قيمت زير پاگذاشتن عزت نفس باشد، توصيه نمي‏شود. در واقع، بايد ببينيم در كجا بايد دست به مصالحه بزنيم و از قاطعيت كلامي بپرهيزيم.

مواردي پيش مي‏آيد كه به خرج دادن قاطعيت، عاقلانه نيست؛ يكي از آنها هنگامي است كه بروز حوادث، دور از كنترل شماست. در اين مواقع، قاطعيت به خرج دادن، احمقانه و چه بسا خطرناك است. در درگيري‏هاي حقوقي و يا در مواردي كه احتمال آسيب‏هاي جسمي وجود دارد، بايد حتي‏المقدور از موضع خود عدول يا سكوت كنيد و حرفي نزنيد؛ بلكه بايد به گونه‏اي عمل كنيد كه با حفظ مصالحه، به عزت نفس شما آسيب وارد نشود.

۴) توسعه روابط اجتماعي‏
 براي ايجاد روابط اجتماعي، توجه و گوش فرا دادن به افكار و احساسات ديگران، اهميت اساسي دارد. مردم معمولاً به طور غيرمستقيم اطلاعات خويش را ارائه مي‏دهند كه مي‏توان از آنها به عنوان سرنخ براي ايجاد ارتباط مناسب استفاده كرد. مهارت لازم ديگر، ارتباط مؤثر و شناساندن خود است. وقتي از تمايلات و خواسته‏هاي خود صحبت مي‏كنيد و ديدگاه‏ها و واكنش‏هاي خود را عيان مي‏سازيد، ارتباط بهتري ايجاد مي‏شود.

 اگر تنها به گفته‏هاي طرف مقابل توجه كنيد و از خود مايه‏اي نگذاريد، چه بسا هم‏صحبت شما نيز به تدريج سكوت كند. بايد نظرتان را با صراحت مطرح كنيد و از احساساتتان با ديگران صحبت كنيد. اين بيان، هم شامل احساسات مثبت و هم منفي مي‏شود. اگر مايل نيستيد وسيله‏اي را در اختيار دوست خود بگذاريد، صراحتاً آن را بيان كنيد و از احساس خود نيز بگوييد؛ مثلاً بگوييد: «از در اختيار گذاردن اتومبيل معذورم؛ زيرا احساس نگراني شديدي پيدا مي‏كنم».

گر دوست در مقام نصيحت و پاسخ‏گويي، بي‏مورد بودن طرز فكر و احساستان را پيش كشيد، مي‏توانيد خيلي ساده بگوييد: «بله، شايد حق با شما باشد؛ اما به هر صورت، چيزي است كه وجود دارد و احساسي است كه فعلاً دارم». وقتي با دوست خود صحبت مي‏كنيد، تا مي‏توانيد در چشمان او نگاه كنيد؛ زيرا نگاه نكردن، به چشم مخاطب از مهم‏ترين نشانه‏هاي تشويش و اضطراب است.

۵) خود را به خنگي زدن‏
 اين روش به خصوص در برخورد با انتقاد، خيلي مؤثر است. در روبه‏رو شدن قاطع با انتقاد سلطه‏جويانه، لازم نيست منكر انتقاد شويد يا موضع تدافعي بگيريد و انتقاد را با انتقاد جواب دهيد. در اين صورت، لازم است كارهاي زير را انجام دهيد:

الف) حقيقت انتقاد ديگران را بپذيريد؛ براي مثال، دختري كه مادر سخت‏گيرش يك لحظه از دخالت در كار او دست بر نمي‏دارد، مي‏تواند خودش را به خنگي بزند و خيلي راحت با آن برخورد كند:

مادر: «باز كه تا ديروقت بيرون بودي»؟
 دختر: «درست است؛ ديشب باز هم تا ديروقت بيرون بودم».
 ب) درستي احتمالي گفته‏هاي انتقادآميز ديگران را بپذيريم (پذيرش اشتباه). در مورد مثال بالا، اگر مادر، دختر را صريحاً به اشتباه‏كاري متهم كند، دختر باز هم مي‏تواند از روش فوق استفاده كند و از معركه نجات يابد. به مثال زير دقت كنيد:

مادر: «اگر بخواهي شب‏ها دير به منزل بيايي، ممكن است دوباره مريض شوي».
 دختر: «مادر! شايد حق با شما باشد» يا «احتمالاً درست مي‏گوييد» يا «قبول دارم؛ اگر تا ديروقت بيرون نمي‏ماندم، احتمالاً بيشتر مي‏خوابيدم».

 ج) مي‏توانيم واقعيات موجود در گفته‏هاي منطقي را كه مردم از آن براي سلطه‏جويي بر ما استفاده مي‏كنند، قبول كنيم (توافق با اصول).

به طور كلي، در اين روش، فرد در برابر انتقاد سلطه‏جويانه، با پذيرفتن واقعيت، پذيرفتن اصول يا پذيرفتن اشتباه روبه‏رو مي‏شود. براي اين منظور، مي‏توان از فردي خواست تا درصدد انتقاد از پوشش، نحوه غذا خوردن، خصوصيات اخلاقي و... ما برآيد و ما با همين روش با او برخورد كنيم. در واقع، در اين گونه تمرينات، شما ياد مي‏گيريد كه دقيقاً روي حرف انتقاد كننده فكر كنيد و ياد مي‏گيريد كه شنونده خوبي باشيد و به جاي پيشداوري نسبت به كلمات انتقاد كننده، به آنها آن طور كه هست توجه كنيد.

۶) تأييد منفي‏
 براي نشان دادن قاطعيت بيشتر در زندگي با ديگران، بايد بتوانيم با انتقاد ديگران روبه‏رو شويم. گاهي ممكن است اشتباهاتي از ما سر بزند. براي برخورد درست با اشتباهاتي كه مي‏كنيد، بايد به روشي تجهيز شويد و بدانيد كه اشتباه، تقصير نيست.

اگر در مواجهه با اشتباه، به شيوه قاطعيت مجهز نباشيد، تحت تأثير احساس تقصير و اضطراب از ناحيه ديگران، زير سلطه مي‏رويد و يا حالت تدافعي مي‏گيرد و منكر اشتباه خود مي‏شويد و به اصطلاح، براي عقب نماندن، شما هم از انتقاد كننده، انتقاد مي‏كنيد و در هر حال، حال و روزتان از آن چه هست، بدتر مي‏شود.

واكنش درست در برابر اشتباه چيست؟ خيلي ساده است؛ اشتباه، جز اشتباه، چيز ديگري نيست و بايد آن را به همين شكل بپذيريد. نام اين روش، «تأييد منفي» است و براي مواجهه حساب شده با اشتباه، مي‏توان از آن استفاده كرد. اگر اشتباهي مرتكب شده، با عكس‏العمل خصمانه‏اي روبه‏رو شديد، خيلي ساده آن را قبول كرده، انتقاد كننده را تأييد كنيد؛ مثلاً اگر كسي گفت: «خوب پيشرفت نمي‏كني»، در پاسخ بگوييد: «بله، حق با شماست؛ جديت لازم را به خرج ندادم» (تأييد منفي).

در انتقاد به شايستگي‏ها، عادت‏ها و يا وضع ظاهرمان هم مي‏توانيم با اين روش مواجهه شويم. به مثال زير دقت كنيد:

انتقاد كننده: «علي! درست نيست آدمي با شخصيت تو، اين طوري راه برود».
 علي: «بله، خودم هم متوجه شده‏ام كه بدجوري راه مي‏روم» (تأييد منفي).
 انتقاد كننده: «چرا موهاي سرت را زياد كوتاه كردي؟ اصلاً بهت نمي‏آيد».
 شما: «بله، كار مضحكي كردم؛ خودم هم خوشم نمي‏آيد». (تأييد منفي).

نكته مهمي كه بايد متذكر شد، اين است كه در مسائل حقوقي و جسماني، از اين روش استفاده نكنيد. اگر كسي به شما بگويد: «چرخ اتومبيل شما از روي پايم گذشت»، واكنش مناسب اين نيست كه بگوييد: «بله، موافقم چه كار مضحكي كردم»؛ بلكه بهتر است بگوييد: «بفرماييد براي معالجه پايتان چه كار مي‏توانم انجام دهم».

۷) پرس‏وجوي منفي‏
 در مواجهه با كساني كه با آنها صميمي نيستيد و روابط رسمي داريد، روش «خود را به خنگي زدن»، مفيد و مناسب است؛ اما اگر شخص انتقادكننده، كسي است كه با او در تماس دائم هستيد، بايد كاري كنيد كه او هم درس قاطعيت را بياموزد و ميل سلطه‏جويي‏اش كاهش يابد. براي اين هدف، روش «پرس‏وجوي منفي» را توصيه مي‏كنيم.

 در اين روش نيز انتقاد، انكار نمي‏شود و شما نبايد موضع تدافعي بگيريد و مقابله به مثل كنيد و به جاي همه اين كارها، بايد اطلاعات بيشتري از او بگيريد و كاري كنيد كه او توضيح بيشتري بدهد و انتقادش را بشكافد.

براي درك مفهوم «پرس‏وجوي منفي»، به تفاوت ميان دو جمله شبيه به هم كه در جواب يك انتقاد واحد داده شده، توجه كنيد؛ فرض كنيد همسرتان از رفتن شما به يك ميهماني، دل‏گير است و دل‏گيري خود را بيان مي‏كند. شما به دو شكل مي‏توانيد واكنش نشان دهيد:

) نمي‏فهمم ميهماني رفتن من، چه اشكالي دارد؟
۲) حالا چطور شده كه از ميهماني رفتن من دل‏گير شده‏اي؟
 جمله اول، واكنشي صريح و غيرتدافعي است كه شما با روش «پرس‏وجوي منفي»، با همسرتان برخورد كرده‏ايد و با لحني ملايم، خواستار توضيح بيشتري هستيد تا نظرش را با شما در ميان بگذارد؛ اما جمله دوم، كاملاً تدافعي است و لبه تيغ حمله را متوجه همسرتان مي‏كند. در شكل دوم، همسرتان، پاسخ شما را به دل مي‏گيرد و آن را عليه خود تفسير مي‏كند.

 در روش پرس‏وجوي منفي، شما مي‏توانيد هر پاسخ از طرف مقابل را با روش پرس‏وجوي منفي، بيشتر بكاويد تا به جايي برسيد كه علت اصلي ناراحتي و ناخرسندي فرد را بيابيد. مسائلي چون سر وقت حاضر شدن، وقت اختصاص دادن، طرز لباس پوشيدن، آراستگي، نظافت، پول دادن، پول گرفتن، تقسيم كارها، قبول مسئوليت در قبال بچه‏ها و چيزهايي از اين قبيل، از مسائل معمولي مورد اختلاف زوجين مي‏باشند. با روش پرس‏وجوي منفي در هر يك از زمينه‏هاي فوق، مي‏توان به درك ناراحتي‏هاي فرد مقابل رسيد و از طريق صحبت و مذاكره، توافقي ميان خواسته‏هاي طرفين به وجود آورد.

 نكته آخري كه تذكر آن لازم است، اين است كه در روابط متقابل و پيچيده زندگي روزمره، به منظور اعمال قاطعيت و شهامت روزافزون، آشنايي بيشتر با حقوق پايه و نيز به كار بستن مستمر روش‏هاي مقابله‏اي شجاعانه، لازم است. در يك رابطه زنده، اين روش‏ها مي‏بايد با هم و با توجه به شرايط، استفاده شوند.


عباس بخشي‏پور رودسري، مركز مشاوره دانشجويي دانشگاه تهران‏


پرسمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۴۹

قدرت تشكر كردن

براي رعايت نزاكت و احترام در محيط كار وقت نداريم. به راستي اين رسوم قديمي به فراموشي سپرده شده است. از اين‌ها گذشته چطور راضي مي‌شويد، در حالي كه وقت خود را به خوش‌مشربي مي‌گذرانيد؛ رقباي‌تان روز به روز پيشرفت كنند.

مقاله‌اي كه در پيش رو داريد يك مؤعظه درباره‌ بي‌توجهي به قوانين اجتماعي نيست، بلكه اين نوشتار براي به كار بردن اهرم‌هاي فراموش‌شده در بازاريابي ميباشد.

امروزه بهره‌گيري از ارزش‌هاي قديمي عامل مهمي براي رسيدن به موفقيت در بازاريابي است. بله دوستان عزيزم، گفتن عبارت” متشكرم“ به يك فرمول در رقابت تبديل شده است.

عده كمي از مردم هنوز هم چنين عباراتي را به زبان مي‌آورند(طبق نظر‌سنجي ضوابط اخلاقي لينوكس، از هر ده نفر، پنج نفر هيچ‌گاه تشكر نمي‌كنند)و اين عده به دليل به كار بردن اين جمله‌ي به ظاهر كوچك و كم اهميت، به فرصت‌هاي زيادي دست پيدا مي‌كنند. هم‌چنين از طريق ارتباطات ايجاد‌شده توسط اين جمله مي‌توان به فرصت‌هاي جديد شغلي نايل شد.

 و اين هم چند روش آسان، سريع و رايگان. به ياد داشته باشيدكه: هيچ‌گاه نبايد قدرت تشكر را ناديده گرفت.

 ۱. اقدام به انجام برخي كارهاي ابتكاري
 در نيويورك، يك مؤسسه‌ارتباطي، همه‌ مشتريان خود را به يك جشن سالانه براي تشكر كردن دعوت مي‌كند. اين واقعه ”ارتباط با مشتري“ نام دارد و در سالن بزرگي با ميزهاي متعدد برگزار مي‌شود. به اين ترتيب شركت كنندگان امكان صحبت با يكديگر و تشكر دارند. در اين ميهماني حدود ۴۰۰ مشتري تلفني حضور دارند. روي كوتايا، مدير اجرايي Telx مي‌گويد:"معمولاً اين قبيل ميهماني‌ها ميليون‌ها دلار درآمد به دنبال دارند".

۲. رفتار گرم و صميمي.
 آخرين دفعه‌اي كه يك يادداشت يا ايميل تشكرآميز نوشته يا دريافت كرديد، چه زماني بوده است؟ منظورم متني صرفاً براي قدرداني است و نه مقدمه‌اي براي درخواست‌هاي بعدي.

 مشتريان به چنين نكاتي دقت بسيار مي‌كنند. مي‌توانيد با توجه به نوع شغل و فعاليت خود، متن نامه را صريح و بدون حاشيه انتخاب كنيد.

 جوزف آنگوكو، مدير يك آژانس در امور تهيه‌ اجناس مد روز و زينتي در نيويورك است. از نظر او يادداشت‌هاي تشكر، كليد حفظ روابط فردي هستند. اما ظاهر يادداشت بايد بيان‌گر نوع و چگونگي فعاليت‌هاي مؤسسات باشد. او به تازگي تعداد زيادي كاغذ يادداشت‌ سفارشي با يك حرف نشانه (monogram) شخصي تهيه كرده است. رنگ پاكت نامه‌ها با كارتهاي ويزيت شغل او جور در مي‌آيد. او مي‌گويد مردم در زندگي صنعتي، همان انتظاري را از يادداشت‌ها دارند كه از يك دسته گل دارند. در دنياي امروز دست نوشته‌ها از اهميت زيادي برخوردارند.

۳. زمان اهميت بسياري دارد.
 از طرف ديگر براي بيشتر شغل‌ها يك قدرداني تأثيرگذار بيش از آنكه مربوط به هزينه يا خلاقيت باشد فقط به بجا آوردن اصول اخلاقي ارتباط پيدا مي‌كند. دريافت يك يادداشت يا يك ايميل بلافاصله پس از انجام كار (مثلا" پس از گذشت ۴۸ ساعت) بيش از يك تيتر از پيش نوشته شده‌ خشك و بي‌احساس، اهميت دارد.

 ۴.راه‌هاي قدرداني و تعريف كردن از افراد را بياموزيد.
 اگر مي‌خواهيد از موضوعي تشكر كنيد كه تأثير بسيار زيادي در بهبود فعاليت‌هاي شما داشته است از افعال سوم شخص استفاده كنيد. اين ارتباط باعث تشويق گيرنده پيغام مي‌شود. يك گروه غير انتفاعي به نام "هديه‌اي براي تعليم" در اورلاندو، مدارس رايگاني در فلوريداي مركزي احداث مي‌كند. در پنج سال گذشته اين گروه مبلغي به ارزش ۹ ميليون دلار به ۲۷۸ مدرسه كمك كرده است. كيلن پترين، مبلغ سابق گروه، مي‌گويد تنها چيزي كه ما از آموزگاران مي‌خواهيم، نوشتن يادداشت‌هاي تشكر آميز است. دريافت اين يادداشت‌ها، بزرگترين موفقيت ما است. اين نظر فقط به جمعيت‌هاي غير انتفاعي محدود نمي‌شود. به تعريفاتي فكر كنيد كه مشتريان، كاركنان و فروشندگان ابراز مي‌كنند.

 ۵.علاوه بر پيغام‌هاي قدرداني، مطالب با ارزش ديگر را نيز براي مشتريان خود بفرستيد.
 الكس رامسي، مدير مؤسسه جهاني Lodestar يك مؤسسه مشاوره شغلي در دالاس مي‌گويد "ما پرونده‌هاي مقالات نوشته شده يا هر آنچه به موقعيت شغلي ما مربوط باشد نگهداري مي‌كنيم و اينها را براي مشتريان خاص يا علاقمندان خود مي‌فرستيم". هر چه كه توجه شما را به خود جلب مي‌كند از گزارش‌ها گرفته تا توضيحات صنعتي يا مسائل مربوط به مؤسسات رقيب را در موقعيت مناسب براي مشتري بفرستيد. مطمئن شويد همه اينها را به موقع مي‌فرستيد اما حتي اگر مشتري قبلاَ آن را ديده باشد قطعاَ از توجه شما به علايقش قدرداني خواهد كرد.

 ۶.سعي كنيد مطالبي بفرستيد كه تأثير زيادي داشته باشد.
 در Suredeposit يك شركت در ليوينگستون، كه مدير امنيتي خانه‌هاي اجاره‌اي براي صاحبان املاك است، مشتريان و فروشندگان در روز ولنتاين از هم تشكر مي‌كنند. نينا ديتريش سخنگوي اين مركز مي‌گويد:" اين بهترين زمان براي برگزاري اين مراسم مي‌باشد زيرا تعطيلات به پايان رسيده و همه چيز آرام است." امسال اين مركز، هدايايي براي مؤسسات توليدكننده آدامس فرستاد!

 ۷.از روش‌هاي عجيب و خارق‌العاده استفاده كنيد.
 روش ديگري كه شما را در خاطر مشتريان زنده نگاه مي‌دارد، استفاده از هداياي خاص و غير معمول است. جودي كتس، مدير يك مؤسسه انتشاراتي در نيويورك، يادداشت‌هاي تشكرآميز همراه با گنجشك‌هاي اسباب‌بازي مخملي مي‌فرستد. او مي‌گويد:” همه مشتريان ما يك گنجشك اسباب‌بازي هديه مي‌گيرند. افراد با ديدن آنها واقعاَ هيجان‌زده مي‌شوند. به كار بردن اين روش تغيير زيادي در شغل من ايجاد كرده است.“

 ۸.از كاركنان خود قدرداني كنيد.
 ابراز قدرداني، نسبت به كاركنان مزاياي زيادي در بر خواهد‌داشت. با اين روش شما در كارمندان خود وفاداري (همه ما مي‌دانيم كه تغيير كاركنان چه ميزان وقت و پول تلف مي‌كند) ايجاد مي‌كنيد. علاوه بر اين توليد را افزايش مي‌دهيد كه اين امر به نوبه‌ي خود موجب رضايت مشتري مي‌شود. بنا به نظرسنجي عمومي Maritz تا كنون عده كمي از مديران به اين مسأله توجه كرده‌اند. تنها ۱۰% كارمندان، ناظراني داشته‌اند كه روزانه به خاطر كارشان از آنها تشكر كرده‌اند. ۵۵% كارمندان مي‌گويند كه هيچ گاه از آنها تشكر نشده يا به ندرت يا گاه گاه از آنها قدرداني شده است.

۹.از مشترياني كه از شما انتقاد مي‌كنند تشكر كنيد.
 تحقيقات نشان مي‌دهد كه اكثر مشتريان ناراضي مي‌توانند به خود زحمت انتقاد كردن ندهند و به سادگي كيف‌هايشان را در جيب گذاشته، به جاي ديگر بروند. يعني شكايت‌ها و انتقادات مشتريان، هدايايي است كه نكات قابل توجه را گوشزد مي‌كنند. گالاقر مشاور آموزشي HR در لس‌آنجلس مي‌گويد:" يك مشتري ناراضي هنوز مي‌خواهد با شما ارتباط شغلي داشته باشد. در حقيقت او با اين رفتار از شما مي‌خواهد مشكل را رفع‌كنيد. بنابراين از او به خاطر اين فرصت دوباره تشكر كرده، همه تلاش خود را براي راضي نگه‌داشتن او به كار گيريد."

 ۱۰.به اندازه‌ خدمت افراد از آنها تشكر كنيد.
 اگر كسي شغل ”مهمي“ را به شما پيشنهاد مي‌دهد يا درآمد بالاي شما نتيجه فعاليت‌هاي اوست، مي‌توانيد او را به شام دعوت كرده يا بليط‌هاي يك مسابقه‌ي ورزشي را به او بدهيد. با توجه به نوع رابطه مي‌توانيد او را به يك گردهمايي تفريحي دعوت كنيد. در عين حال سعي كنيد پس از تشكر، هيچ انتظاري نداشته باشيد و به طور آشكار به تبليغ فعاليت‌هاي خود نپردازيد، زيرا با اين كار مشتري را فراري مي‌دهيد. البته معني ”مهم“ با توجه به نوع محصولات و قيمت‌ها تغيير مي‌كند. روت فرمن، نويسنده آزاد و متصدي امور تبليغات در لاس‌وگاس، به تمام كساني كه حداقل ۵۰۰$ از او خريد كرده‌اند؛ هدايايي مي‌فرستد. او مي‌گويد:” من با فرستادن اين هدايا هيچ انتظاري ندارم، اما مي‌دانم رابطه‌اي صميمي بين ما ايجاد مي‌شود. يك تشكر كوچك مي‌تواند شامل يك كارت با دستخط او حاوي جمله ”از شما بسيار متشكرم“ باشد.“

۱۱.احساس قدرت
 گفتن متشكرم، ساده يا پيچيده با ايميل يا با پست معمولي همواره مؤثر است. تنها زماني عمل مي‌كند كه از ته دل قدردان باشيد. ويليام آرودا يك مشاور شغلي در نيويورك مي‌گويد:” تشكر كردن نياز به صداقت و قدرت دارد.“


نويسنده: Joanna LKrotz


سايت تحليلي MLM


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۴۸

تشكر كردن

قانون افزايش (سپاس بيشتر = جذب بيشتر)

تشكر كردن هميشه باعث ايجاد تعامل و همچنين برقراري آرامش و اداي احترام است. تشكر كردن باعث انتشار انرژي مثبت و انتقال آن به اطرافيان بخصوص مخاطب ميگردد، چرا كه واژه تشكر واژه اي مثبت و داراي انرژي فوق العاده زياد است و هر زمان كه آنرا به زبان خود جاري مي سازيم، در واقع خود را در جايگاهي مفيد ديده كه از حسن برخورداري و يا استفاده از هر چيز تشكر كرده ايم.
 
فرقي ندارد كه مخاطب خود را بشناسيم يا نه. تشكر كردن فضاي ذهني ما را خالي تر كرده و جاي بيشتري را براي جذب باز ميكند. همچنين نوعي احترام درجه اول است كه با توجه به قانون كارما (عمل و عكس العمل) نتيجه ان به خودمان باز خواهد گشت.
 
تشكر از خدا، تشكر از پدر و مادر، معلم، دوست، نويسنده كتاب، همسر، فرزند، تابلونويسي كه با كلمه اي ما را متحول كرده، مامور شهرداري كه باعث نظافت محله مي شود، راننده تاكسي، خورشيد، درختان، طبيعت و … همه قابليت دريافت تشكر شما را دارند.
 
تشكر كردن همچنين باعث ايجاد لبخند شده و خواه ناخواه حالت ما را به سمت خوبي سوق مي دهد.
 
نعمت شكرگذاري و تشكر كردن را زندگي كنيم.

قانون افزايش (سپاس بيشتر = جذب بيشتر)

قانون افزايش يا Law of Increase همانند قانون جذب، يكي از قوانين جاري بر هستي ماست كه شايد بعضي اوقات از قلم افتاده و يا به آن كم توجهي شود در صورتيكه نقشي اساسي در زندگي هر شخصي دارد.
 

قانون افزايش مي گويد : در صورتيكه نسبت به هر آنچه مثبت كه داريم سپاسگذار بوده و شكرگذار هستي باشيم، و همچنين همواره هر آنچه مثبت را كه داريم بزرگ شمرده و بر زبانمان و دلمان جاري نماييم، آن داشته زياد شده و روز بروز به نوعي بهتر در زندگيمان تجلي پيدا مي كند. در واقع با به زبان و به دل جاري كردن داشته ها، باعث تشديد وجود آنها مي شويم.
 
اين زياد شدن به دليل اين است كه طبق قانون جذب، پديده بر ضمير ناخودآگاه ما نفوذ كرده و باعث مي شود كه ذهن داشتن اين داشته را بصورت عملي در زندگي نياز بداند. پس ما به زودي باعث جذب هر چه بيشتر آن داشته مي شويم.
 
در قرآن داريم : لَئن شَكَرتُم لازيدَنَكُم به اين معنا كه شكر نعمت نعمتت افزون كند… . در تفسير اين آيه : اگر نعمتهايي را كه به شما دادم به ياد بياوريد به آنها مي افزايم. پس مي بينيم كه خداوند متعال خود بر روي اين مساله تاكيد داشته كه همانا سپاسگذاري و به يادآوري داشته باعث ازدياد و افزايش آنها ميگردد.
 
وقتي شخصي مال بسيار دارد و همواره از مال خود تعريف مي كند و سپاسگذار هستي مي باشد، هستي خودبخود هر آنچه كه دارد را به سمت اين شخص مي بارد. حتما ديده ايد.
 
همچنين است در مورد كسي كه مثلا به بيماري اي مبتلاست. يكسره از بيماري خود مي گويد و هركجا كه مي رسد از دردها و تحمل هايش مي گويد و روز بروز حال او وخيم تر مي شود. چه بسا اگر اين فرد بيماري خود را كتمان مي نمود و گويي كه چنين بيماري وجود نداشت شايد خيلي زودتر از آن خلاص مي شد. دقيقا بيماري ترس مرضي به همين صورت است.
 
در كل قانون افزايش مي گويد : از هر آنچه كه داريم صحبت كنيم و فكر كنيم، افزايش مي يابد.
 
منبع : برداشت آزاد از استاد حورايي و منبع

http://www.pourali.net/1388/07/118.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

100 آفت و يا گناه  زبان

 قال رسول الله صلي الله عليه و آله : اَكثَرُ خَطايا ابنِ آدمَ مِن لِسانِه            «بيشترين خطاهاي بني آدم از زبان اوست»

 قال رسول الله صلي الله عليه و آله : نِجاهُ المُومنِ في حِفظِ لِسانِهِ             « نجات مومن در پاسداري از زبانش است»

 قال الصادق عليه السلام : ما شيَعهُ جَعفَر اِلا مَن كَفَّ لِسانَهُ             «شيعه جعفر نيست مگر آنكسي كه زبانش را كنترل نمايد»

 تذكرات:

  * تعدادي از آفات مذكور زير مجموعه گناهان ديگر است و از حيث اهميت آنها به تفكيك نوشته شده اند.  

  * قطعا گناهان زبان بيشتر از اين مقدار است

 * كثرت گناهان زبان بايد ما را متوجه خطرات عظيم اين عضو كوچك كه به مثابه يك مار سمي و مهلك در كمين است نموده و عزم ما را بر كنترل آن جزم ترنمايد.

 1- دروغ  2 - غيبت  3– خودستايي 4- تمسخر 5 – تهمت 6- فحش 7- كفر گفتن  8- رياء لساني 9- تحقير مردم 10 - تشويق به گناه 11- زور گويي(قلدري) 12- آوازه خواني 13- منت گذاشتن 14- شوخي زياد 15- شايعه سازي 16- سوگند زياد 17- عيب جويي 18- تكفير مؤمن 19- تصديق ساحر 20-غش در معامله 21- امر به منكر 22- نهي از معروف 23- اظهار فقر 24- دل شكستن 25- حكم نا حق 26- بد خلقي 27- شوخي با نا محرم 28- تحريف دين 29 - كمك كردن به ظالم  30- لعن و نفرين مسلمانها 31- نمّامي(سخن چيني) 32- جاسوسي عليه مسلمين 33- زخم زبان(نيش زدن) 34- سر و صداي آزار دهنده 35-  سخنان شرك آميز 36- بد سخن گفتن با والدين 37- تملق و چاپلوسي38- ايراد سخنان مفسده انگيز39-ايراد سخنان تفرقه انگيز 40 - تطميع مردم به اخذ رشوه 41- دعوت به پرداخت رشوه 42- تاييد ظلم و ظالم 43- لقب زشت گذاشتن 44- جلوه دادن حق به باطل 45- جلوه دادن باطل به حق 46- پاسخ به سوالاتي كه نمي داند 47- نصيحت كردن در ملأ (آشكارا) 48- نصيحت بيش از حد 49- گفتن هر آنچه كه مي داند 50 - غلو در حق ائمه عليهم السلام 51- شعار دادن هاي بدون عمل 52- علم اهانت به آيات الهي 53- اهانت به اسلام54- اهانت به اهل بيت عليهم السلام 55- لعن و نفرين به شانس واقبال 56- سخن گفتن عمدي در نماز 57- كوچك شمردن گناه خود يا ديگران 58- ريختن آبروي مؤمن 59 - گمراه كردن زنان 60- گفتن سخنان لغو 61- بدعت گذاشتن در دين 62- مذمت كردن مؤمنين و نيكوكاران 63- صحبت كردن هاي سرد و تلخ و بي روح 64- پرسش از اموري كه دانستن آنها گناه است 65- ايجاد زمينه براي ارتكاب گناه ديگري 66- مِراء(جرّ و بحث هاي بي فايده ونفساني) 67- هر گونه صدا و سخن در جهت ترساندن مردم 68- تقليد صدا به قصد استهزاء و آزار 69- جزع و شِكوه از مشيت هاي الهي 70- زياد ايراد گرفتن از ديگران 71- مدح فاجر(ستايش از گنهكار) 72- گفتن سخن حق در جايي كه نبايد گفت 73- افشاي اسرار مردم يا اسرار خود 74- تهديد و ايجاد رعب و وحشت 75- انداختن كار خود بر گردن ديگران 76- اشاعه فحشاء(پخش نمودن گناهان ديگران) 77- با طنّازي صحبت كردن خانمها با نا محرم و بعضي از محارم 78- شماتت زياد خطا كاران و مصيبت زدگان 79- گفتن هر گونه خبر و سخن كه صحّت آن را نمي داند 80- تعليم راههاي انجام گناه 81- تعليم امور باطل(سحر و جادو، موسيقي ...) 82- تضعيف روحيه مجاهدان 83- نااميد كردن مردم از رحمت خدا 84- اميد زياد دادن به گنهكاران85- شهادت باطل و دروغ 86- توثيق فاسق(مؤثق جلوه دادن گنهكار) 87- زياد در خواست نمودن از مردم 88- تحسين و تاييد گنهكار 89- گفتن سخنان تحريك كننده شهوت 90- واسطه انجام گناه شدن بين دو نفر 91- تفاخر به آباء و ثروت و فرزندان و ... 92- تاييد سخن كسي كه صحت كلام او را نمي داند 93- اعتراف به گناه در نزد غير خدا 94- بد و بيراه گفتن به حوادث بلا گونه 95- ذليل نمودن نفس خويش(گفتن سخنان ذلّت آميز) 96- اكرام شخص ثروتمند به خاطر ثروتش 97- اهانت به فقير به خاطر فقرش 98- بسياري از تعارفات روزمرّه مثل (قربونت بشم، فدات بشم و ..) 99- كوچك شمردن كارهاي خير ديگران 100- عدم تقيه در جايي كه بايد تقيه كرد

http://aarameshjavidan.parsiblog.com/category


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷et="_blank">۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان