مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4688
دیروز : 7722
افراد آنلاین : 6
همه : 5054416
چت باکس

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۵۱

اصول مهارت حل اختلاف

براي حل اختلاف ، چه بگوييم و چگونه عمل كنيم ؟

● صحبت كنيد اما بدون پرخاش و توهين و تندي

حل اختلاف در زمان عصبانيت، حاصلي جز تخريب بيشتر نخواهد داشت. پس بهتر آنست كه هميشه بعد از آرام شدن محيط و افراد اقدام شود .

 ● منفي سخن نگوييد

 اگر براي وصل كردن قدم جلو مي گذاريم، بايد دقت كنيم از به كار بردن سخنان نااميد كننده و تحريك كننده و در مجموع منفي، خودداري نمائيم.

● در اولين قدم اختلاف ، آن را حل كنيد

 به محض احساس اختلاف يا سؤتفاهم، درصدد حل آن برآييد.چون اگر شامل مرور زمان شود، تبديل به كينه و رنجش مي شود. به خاطر داشته باشيد صحبت و بازگو كردن ناراحتي ها و سوء تفاهمات ، كمك مؤثري براي رهايي از غم و اندوه است و حل اختلاف را نيز سهل تر مي كند.

 ● از طرف مقابل خود يا طرفين اختلاف درخواست كنيد تا خيلي سريع، وقت مناسبي را با هماهنگي يكديگر ، براي حل اختلاف اختصاص دهند

● احساس شرم و گناه و خجالت را براي طرف مقابل بوجود نياوريد
 چنانچه با طرف مقابل خود، دچار مشكلي شده ايد يا براي حل اختلاف ديگران مي خواهيد اقدام نماييد، هرگز نبايد به گونه اي صحبت كنيد كه ديگري يا ديگران را دچار احساس خجالت، گناه يا شرمندگي كنيد. طعنه و كنايه را نيز بايد از لحن و كلامتان حذف نماييد.

 ● نظر و عقيده خود را بيان كنيد

 ناراحتي خود را عنوان كنيد و درباره اش سخن بگوييد بدون آنكه قضاوت يا سرزنش كنيد و حكمي صادر نماييد

● ديگر يا ديگران نيز حق دارند

 به طرف مقابل خودت يا ديگراني كه با يكديگر دچار اختلاف شده اند، اجازه كافي بدهيد تا از ناراحتي ها و مشكلاتشان صحبت كنند. تخليه رواني، فرد را براي طرح يا پذيرش مسائل متفاوت و سپس حل مشكلات، آماده تر مي نمايد.

● عذر خواهي مشكل نيست

در زمان حل اختلاف ، چنانچه فرد متوجه اشتباه خود بشود، بهتر است فوري با يك جمله كه حاكي از ندامت و عذر خواهي اوست، مسئله را ختم به خير كند. " عذرخواهي" نه تنها فرد را كوچك نمي كند، بلكه ديگران را متوجه انعطاف و دقت نظر اونيز مي سازد. حال چنانچه لزومي به عذر خواهي هيچ كسي مشاهده نشد، توافق و به قول معروف ، كنار آمدن با هم، مسيري تازه براي رفع سؤ تفاهمات و برقراري ارتباطات جديد خواهد بود.

 ● هربار فقط يك موضوع را مطرح كنيد

 براي هر مشكل، يك جلسه مشخص را اختصاص دهيد، چرا كه در صورت صحبت و طرح همه ناراحتي ها و مشكلات در يك جلسه، نه تنها راه حلي حاصل نخواهد شد، بلكه به لحاظ يادآوري و تداعي يا درهم پيچيدگي ناراحتي ها ، دامنه اختلافات وسعت بيشتري خواهد گرفت. مهارت حل اختلاف، در روابط خانوادگي، خاصه ارتباط ميان زن ها و شوهرها، اهميت بسياري دارد. ضمنا بايد در نظر داشت كه در اين روابط، حفظ احترام ادب و حرمت و همكاري و تعادل، براي همگان امري لازم و واجب است.


گرد آوري : طلايه محتشمي
 به نقل از ضميمه ي روزنامه اطلاعات


جاودانه



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۵۰

روي حرف خود بايستيد !

● آشنايي با مهارت‏هاي ابراز قاطعيت و جرأتمندي
 براي دفاع از حق خويش، پيش از هر چيز، بايد حقوق خود را بشناسيد و آن گاه چگونگي اِعمالش را ياد بگيريد. در هر منازعه، انسان علاوه بر روش جنگ يا گريز، مي‏تواند از شيوه نيرومند گفت‏وگو استفاده كند. همه چيز به اين بستگي دارد كه بتواند قاطعانه صحبت كند؛ صرف آشنايي با حقوق ويژه كافي نيست و براي اين منظور، آشنايي با پاره‏اي از مهارت‏هاي كلامي لازم است با برخي از اين مهارت‏ها، بيشتر آشنا مي‏شويم:

۱) پافشاري در بيان خواسته‏
 اين روش معمولاً اولين روشي است كه آموزش داده مي‏شود. افراد معمولاً پس از بيان درخواست خود و شنيدن «نه»، سكوت مي‏كنند و تسليم مي‏شوند. بايد توجه داشته باشيد كه طرف مقابل شما، مثل بقيه، بيش از چند «نه» در ذخيره ندارد و شما به كمي مقاومت احتياج داريد. يكي از مهم‏ترين جنبه‏هاي قاطعيت در گفت‏وگو، استقامت و روي حرف خود ايستادن است. شما بايد ياد بگيريد كه بدون عصبانيت و بي آن كه كنترل خود را از دست بدهيد، روي حرف خود بمانيد و استقامت به خرج دهيد. بيشتر اوقات براي آن كه در برخوردها و درگيري‏ها پيروز شويد، بايد استقامت به خرج دهيد و روي حرفتان بمانيد.

شخص بي‏قاطعيت، در برابر كمترين مقاومت طرف مقابل و در برابر اولين چرا و با شنيدن نخستين استدلالي كه شخص مقابل در حمايت از نظرش مي‏كند، تسليم مي‏شود و ميدان را خالي مي‏كند. شخص بي‏قاطعيت، براي تجهيز شدن به سلاح پايداري، نبايد در جواب «چراها»، به عذر و بهانه متوسل شود؛ مهم اين است كه چيزي را مي‏خواهد و بايد سرزنش‏هاي ديگران را فراموش كند.

به طور خلاصه، براي پيدا كردن قاطعيت كلامي، يك راه اين است كه بي‏توجه به گوشزدهاي ديگران، موضوعي را تكرار كنيم. در اين روش، بي آن كه تحت تأثير گفته سايرين قرار بگيريد، خونسرد و محترمانه روي حرف خود بايستيد و نظر خود را به طرف مقابل بقبولانيد. هدف، تكرار يك جمله و عبارت نيست؛ منظور اين است كه در هر عبارتي كه انتخاب مي‏كنيد، درس مقاومت و پايداري ياد بگيريد.

۲) پافشاري در «نه» گفتن‏
 پافشاري در «نه» گفتن، شكلي از پافشاري در بيان خواسته است. در اين روش، فرد در برابر سماجت ديگران، براي قبولاندن يك نظر - براي مثال به فروش رساندن يك كالا يا دست‏يابي به يك وسيله - روي گفتن «نه»، پافشاري مي‏كند.

 البته مي‏توان از كلمات ديگري استفاده كرد يا شكل رد و انكار را به گونه‏هاي مختلف بيان داشت؛ ولي جوهر پيام، بايد عدم قبول را در برداشته باشد. براي اين كار، از عباراتي نظير علاقه‏اي به اين كار ندارم، نه نمي‏توانم و...، استفاده كنيد.

فرد بدون توجه به سؤال و گفته‏هاي ديگران، حرف خودش را مي‏زند. ما عادت كرده‏ايم كه به پرسش ديگران پاسخ دهيم؛ زيرا خيال مي‏كنيم كه وقتي كسي با ما صحبت مي‏كند، بايد حتماً جوابي داشته باشيم و بايد نسبت به هر آن چه مي‏گويد، واكنشي نشان دهيم. براي رهايي از شر سلطه‏جويي، به تمرين در «نه» گفتن نياز است.

۳) توافق‏
 خيلي‏ها مي‏پرسند كه اگر طرف مقابل در برابر قاطعيت‏ها تسليم نشد، آن گاه چه كنيم؟ جواب اين است كه عزت نفس، نسبت به هر چيز ديگر مقدم است. در نتيجه، اگر عزت نفس خود را در جريان اِعمال حق خود محترم شمرديد و رعايتش كرديد، حتي اگر بي‏درنگ به خواسته خود نرسيد، احساس خوبي خواهيد داشت. در اين گونه مواقع، شما مي‏توانيد به مصالحه عملي و مؤثري برسيد؛ براي مثال، مي‏توانيد با رعايت نظر طرف مقابل، فرصتي براي تعمير يا تعويض كالايتان تعيين كنيد؛ البته اگر اين مصالحه به قيمت زير پاگذاشتن عزت نفس باشد، توصيه نمي‏شود. در واقع، بايد ببينيم در كجا بايد دست به مصالحه بزنيم و از قاطعيت كلامي بپرهيزيم.

مواردي پيش مي‏آيد كه به خرج دادن قاطعيت، عاقلانه نيست؛ يكي از آنها هنگامي است كه بروز حوادث، دور از كنترل شماست. در اين مواقع، قاطعيت به خرج دادن، احمقانه و چه بسا خطرناك است. در درگيري‏هاي حقوقي و يا در مواردي كه احتمال آسيب‏هاي جسمي وجود دارد، بايد حتي‏المقدور از موضع خود عدول يا سكوت كنيد و حرفي نزنيد؛ بلكه بايد به گونه‏اي عمل كنيد كه با حفظ مصالحه، به عزت نفس شما آسيب وارد نشود.

۴) توسعه روابط اجتماعي‏
 براي ايجاد روابط اجتماعي، توجه و گوش فرا دادن به افكار و احساسات ديگران، اهميت اساسي دارد. مردم معمولاً به طور غيرمستقيم اطلاعات خويش را ارائه مي‏دهند كه مي‏توان از آنها به عنوان سرنخ براي ايجاد ارتباط مناسب استفاده كرد. مهارت لازم ديگر، ارتباط مؤثر و شناساندن خود است. وقتي از تمايلات و خواسته‏هاي خود صحبت مي‏كنيد و ديدگاه‏ها و واكنش‏هاي خود را عيان مي‏سازيد، ارتباط بهتري ايجاد مي‏شود.

 اگر تنها به گفته‏هاي طرف مقابل توجه كنيد و از خود مايه‏اي نگذاريد، چه بسا هم‏صحبت شما نيز به تدريج سكوت كند. بايد نظرتان را با صراحت مطرح كنيد و از احساساتتان با ديگران صحبت كنيد. اين بيان، هم شامل احساسات مثبت و هم منفي مي‏شود. اگر مايل نيستيد وسيله‏اي را در اختيار دوست خود بگذاريد، صراحتاً آن را بيان كنيد و از احساس خود نيز بگوييد؛ مثلاً بگوييد: «از در اختيار گذاردن اتومبيل معذورم؛ زيرا احساس نگراني شديدي پيدا مي‏كنم».

گر دوست در مقام نصيحت و پاسخ‏گويي، بي‏مورد بودن طرز فكر و احساستان را پيش كشيد، مي‏توانيد خيلي ساده بگوييد: «بله، شايد حق با شما باشد؛ اما به هر صورت، چيزي است كه وجود دارد و احساسي است كه فعلاً دارم». وقتي با دوست خود صحبت مي‏كنيد، تا مي‏توانيد در چشمان او نگاه كنيد؛ زيرا نگاه نكردن، به چشم مخاطب از مهم‏ترين نشانه‏هاي تشويش و اضطراب است.

۵) خود را به خنگي زدن‏
 اين روش به خصوص در برخورد با انتقاد، خيلي مؤثر است. در روبه‏رو شدن قاطع با انتقاد سلطه‏جويانه، لازم نيست منكر انتقاد شويد يا موضع تدافعي بگيريد و انتقاد را با انتقاد جواب دهيد. در اين صورت، لازم است كارهاي زير را انجام دهيد:

الف) حقيقت انتقاد ديگران را بپذيريد؛ براي مثال، دختري كه مادر سخت‏گيرش يك لحظه از دخالت در كار او دست بر نمي‏دارد، مي‏تواند خودش را به خنگي بزند و خيلي راحت با آن برخورد كند:

مادر: «باز كه تا ديروقت بيرون بودي»؟
 دختر: «درست است؛ ديشب باز هم تا ديروقت بيرون بودم».
 ب) درستي احتمالي گفته‏هاي انتقادآميز ديگران را بپذيريم (پذيرش اشتباه). در مورد مثال بالا، اگر مادر، دختر را صريحاً به اشتباه‏كاري متهم كند، دختر باز هم مي‏تواند از روش فوق استفاده كند و از معركه نجات يابد. به مثال زير دقت كنيد:

مادر: «اگر بخواهي شب‏ها دير به منزل بيايي، ممكن است دوباره مريض شوي».
 دختر: «مادر! شايد حق با شما باشد» يا «احتمالاً درست مي‏گوييد» يا «قبول دارم؛ اگر تا ديروقت بيرون نمي‏ماندم، احتمالاً بيشتر مي‏خوابيدم».

 ج) مي‏توانيم واقعيات موجود در گفته‏هاي منطقي را كه مردم از آن براي سلطه‏جويي بر ما استفاده مي‏كنند، قبول كنيم (توافق با اصول).

به طور كلي، در اين روش، فرد در برابر انتقاد سلطه‏جويانه، با پذيرفتن واقعيت، پذيرفتن اصول يا پذيرفتن اشتباه روبه‏رو مي‏شود. براي اين منظور، مي‏توان از فردي خواست تا درصدد انتقاد از پوشش، نحوه غذا خوردن، خصوصيات اخلاقي و... ما برآيد و ما با همين روش با او برخورد كنيم. در واقع، در اين گونه تمرينات، شما ياد مي‏گيريد كه دقيقاً روي حرف انتقاد كننده فكر كنيد و ياد مي‏گيريد كه شنونده خوبي باشيد و به جاي پيشداوري نسبت به كلمات انتقاد كننده، به آنها آن طور كه هست توجه كنيد.

۶) تأييد منفي‏
 براي نشان دادن قاطعيت بيشتر در زندگي با ديگران، بايد بتوانيم با انتقاد ديگران روبه‏رو شويم. گاهي ممكن است اشتباهاتي از ما سر بزند. براي برخورد درست با اشتباهاتي كه مي‏كنيد، بايد به روشي تجهيز شويد و بدانيد كه اشتباه، تقصير نيست.

اگر در مواجهه با اشتباه، به شيوه قاطعيت مجهز نباشيد، تحت تأثير احساس تقصير و اضطراب از ناحيه ديگران، زير سلطه مي‏رويد و يا حالت تدافعي مي‏گيرد و منكر اشتباه خود مي‏شويد و به اصطلاح، براي عقب نماندن، شما هم از انتقاد كننده، انتقاد مي‏كنيد و در هر حال، حال و روزتان از آن چه هست، بدتر مي‏شود.

واكنش درست در برابر اشتباه چيست؟ خيلي ساده است؛ اشتباه، جز اشتباه، چيز ديگري نيست و بايد آن را به همين شكل بپذيريد. نام اين روش، «تأييد منفي» است و براي مواجهه حساب شده با اشتباه، مي‏توان از آن استفاده كرد. اگر اشتباهي مرتكب شده، با عكس‏العمل خصمانه‏اي روبه‏رو شديد، خيلي ساده آن را قبول كرده، انتقاد كننده را تأييد كنيد؛ مثلاً اگر كسي گفت: «خوب پيشرفت نمي‏كني»، در پاسخ بگوييد: «بله، حق با شماست؛ جديت لازم را به خرج ندادم» (تأييد منفي).

در انتقاد به شايستگي‏ها، عادت‏ها و يا وضع ظاهرمان هم مي‏توانيم با اين روش مواجهه شويم. به مثال زير دقت كنيد:

انتقاد كننده: «علي! درست نيست آدمي با شخصيت تو، اين طوري راه برود».
 علي: «بله، خودم هم متوجه شده‏ام كه بدجوري راه مي‏روم» (تأييد منفي).
 انتقاد كننده: «چرا موهاي سرت را زياد كوتاه كردي؟ اصلاً بهت نمي‏آيد».
 شما: «بله، كار مضحكي كردم؛ خودم هم خوشم نمي‏آيد». (تأييد منفي).

نكته مهمي كه بايد متذكر شد، اين است كه در مسائل حقوقي و جسماني، از اين روش استفاده نكنيد. اگر كسي به شما بگويد: «چرخ اتومبيل شما از روي پايم گذشت»، واكنش مناسب اين نيست كه بگوييد: «بله، موافقم چه كار مضحكي كردم»؛ بلكه بهتر است بگوييد: «بفرماييد براي معالجه پايتان چه كار مي‏توانم انجام دهم».

۷) پرس‏وجوي منفي‏
 در مواجهه با كساني كه با آنها صميمي نيستيد و روابط رسمي داريد، روش «خود را به خنگي زدن»، مفيد و مناسب است؛ اما اگر شخص انتقادكننده، كسي است كه با او در تماس دائم هستيد، بايد كاري كنيد كه او هم درس قاطعيت را بياموزد و ميل سلطه‏جويي‏اش كاهش يابد. براي اين هدف، روش «پرس‏وجوي منفي» را توصيه مي‏كنيم.

 در اين روش نيز انتقاد، انكار نمي‏شود و شما نبايد موضع تدافعي بگيريد و مقابله به مثل كنيد و به جاي همه اين كارها، بايد اطلاعات بيشتري از او بگيريد و كاري كنيد كه او توضيح بيشتري بدهد و انتقادش را بشكافد.

براي درك مفهوم «پرس‏وجوي منفي»، به تفاوت ميان دو جمله شبيه به هم كه در جواب يك انتقاد واحد داده شده، توجه كنيد؛ فرض كنيد همسرتان از رفتن شما به يك ميهماني، دل‏گير است و دل‏گيري خود را بيان مي‏كند. شما به دو شكل مي‏توانيد واكنش نشان دهيد:

) نمي‏فهمم ميهماني رفتن من، چه اشكالي دارد؟
۲) حالا چطور شده كه از ميهماني رفتن من دل‏گير شده‏اي؟
 جمله اول، واكنشي صريح و غيرتدافعي است كه شما با روش «پرس‏وجوي منفي»، با همسرتان برخورد كرده‏ايد و با لحني ملايم، خواستار توضيح بيشتري هستيد تا نظرش را با شما در ميان بگذارد؛ اما جمله دوم، كاملاً تدافعي است و لبه تيغ حمله را متوجه همسرتان مي‏كند. در شكل دوم، همسرتان، پاسخ شما را به دل مي‏گيرد و آن را عليه خود تفسير مي‏كند.

 در روش پرس‏وجوي منفي، شما مي‏توانيد هر پاسخ از طرف مقابل را با روش پرس‏وجوي منفي، بيشتر بكاويد تا به جايي برسيد كه علت اصلي ناراحتي و ناخرسندي فرد را بيابيد. مسائلي چون سر وقت حاضر شدن، وقت اختصاص دادن، طرز لباس پوشيدن، آراستگي، نظافت، پول دادن، پول گرفتن، تقسيم كارها، قبول مسئوليت در قبال بچه‏ها و چيزهايي از اين قبيل، از مسائل معمولي مورد اختلاف زوجين مي‏باشند. با روش پرس‏وجوي منفي در هر يك از زمينه‏هاي فوق، مي‏توان به درك ناراحتي‏هاي فرد مقابل رسيد و از طريق صحبت و مذاكره، توافقي ميان خواسته‏هاي طرفين به وجود آورد.

 نكته آخري كه تذكر آن لازم است، اين است كه در روابط متقابل و پيچيده زندگي روزمره، به منظور اعمال قاطعيت و شهامت روزافزون، آشنايي بيشتر با حقوق پايه و نيز به كار بستن مستمر روش‏هاي مقابله‏اي شجاعانه، لازم است. در يك رابطه زنده، اين روش‏ها مي‏بايد با هم و با توجه به شرايط، استفاده شوند.


عباس بخشي‏پور رودسري، مركز مشاوره دانشجويي دانشگاه تهران‏


پرسمان



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۴۹

قدرت تشكر كردن

براي رعايت نزاكت و احترام در محيط كار وقت نداريم. به راستي اين رسوم قديمي به فراموشي سپرده شده است. از اين‌ها گذشته چطور راضي مي‌شويد، در حالي كه وقت خود را به خوش‌مشربي مي‌گذرانيد؛ رقباي‌تان روز به روز پيشرفت كنند.

مقاله‌اي كه در پيش رو داريد يك مؤعظه درباره‌ بي‌توجهي به قوانين اجتماعي نيست، بلكه اين نوشتار براي به كار بردن اهرم‌هاي فراموش‌شده در بازاريابي ميباشد.

امروزه بهره‌گيري از ارزش‌هاي قديمي عامل مهمي براي رسيدن به موفقيت در بازاريابي است. بله دوستان عزيزم، گفتن عبارت” متشكرم“ به يك فرمول در رقابت تبديل شده است.

عده كمي از مردم هنوز هم چنين عباراتي را به زبان مي‌آورند(طبق نظر‌سنجي ضوابط اخلاقي لينوكس، از هر ده نفر، پنج نفر هيچ‌گاه تشكر نمي‌كنند)و اين عده به دليل به كار بردن اين جمله‌ي به ظاهر كوچك و كم اهميت، به فرصت‌هاي زيادي دست پيدا مي‌كنند. هم‌چنين از طريق ارتباطات ايجاد‌شده توسط اين جمله مي‌توان به فرصت‌هاي جديد شغلي نايل شد.

 و اين هم چند روش آسان، سريع و رايگان. به ياد داشته باشيدكه: هيچ‌گاه نبايد قدرت تشكر را ناديده گرفت.

 ۱. اقدام به انجام برخي كارهاي ابتكاري
 در نيويورك، يك مؤسسه‌ارتباطي، همه‌ مشتريان خود را به يك جشن سالانه براي تشكر كردن دعوت مي‌كند. اين واقعه ”ارتباط با مشتري“ نام دارد و در سالن بزرگي با ميزهاي متعدد برگزار مي‌شود. به اين ترتيب شركت كنندگان امكان صحبت با يكديگر و تشكر دارند. در اين ميهماني حدود ۴۰۰ مشتري تلفني حضور دارند. روي كوتايا، مدير اجرايي Telx مي‌گويد:"معمولاً اين قبيل ميهماني‌ها ميليون‌ها دلار درآمد به دنبال دارند".

۲. رفتار گرم و صميمي.
 آخرين دفعه‌اي كه يك يادداشت يا ايميل تشكرآميز نوشته يا دريافت كرديد، چه زماني بوده است؟ منظورم متني صرفاً براي قدرداني است و نه مقدمه‌اي براي درخواست‌هاي بعدي.

 مشتريان به چنين نكاتي دقت بسيار مي‌كنند. مي‌توانيد با توجه به نوع شغل و فعاليت خود، متن نامه را صريح و بدون حاشيه انتخاب كنيد.

 جوزف آنگوكو، مدير يك آژانس در امور تهيه‌ اجناس مد روز و زينتي در نيويورك است. از نظر او يادداشت‌هاي تشكر، كليد حفظ روابط فردي هستند. اما ظاهر يادداشت بايد بيان‌گر نوع و چگونگي فعاليت‌هاي مؤسسات باشد. او به تازگي تعداد زيادي كاغذ يادداشت‌ سفارشي با يك حرف نشانه (monogram) شخصي تهيه كرده است. رنگ پاكت نامه‌ها با كارتهاي ويزيت شغل او جور در مي‌آيد. او مي‌گويد مردم در زندگي صنعتي، همان انتظاري را از يادداشت‌ها دارند كه از يك دسته گل دارند. در دنياي امروز دست نوشته‌ها از اهميت زيادي برخوردارند.

۳. زمان اهميت بسياري دارد.
 از طرف ديگر براي بيشتر شغل‌ها يك قدرداني تأثيرگذار بيش از آنكه مربوط به هزينه يا خلاقيت باشد فقط به بجا آوردن اصول اخلاقي ارتباط پيدا مي‌كند. دريافت يك يادداشت يا يك ايميل بلافاصله پس از انجام كار (مثلا" پس از گذشت ۴۸ ساعت) بيش از يك تيتر از پيش نوشته شده‌ خشك و بي‌احساس، اهميت دارد.

 ۴.راه‌هاي قدرداني و تعريف كردن از افراد را بياموزيد.
 اگر مي‌خواهيد از موضوعي تشكر كنيد كه تأثير بسيار زيادي در بهبود فعاليت‌هاي شما داشته است از افعال سوم شخص استفاده كنيد. اين ارتباط باعث تشويق گيرنده پيغام مي‌شود. يك گروه غير انتفاعي به نام "هديه‌اي براي تعليم" در اورلاندو، مدارس رايگاني در فلوريداي مركزي احداث مي‌كند. در پنج سال گذشته اين گروه مبلغي به ارزش ۹ ميليون دلار به ۲۷۸ مدرسه كمك كرده است. كيلن پترين، مبلغ سابق گروه، مي‌گويد تنها چيزي كه ما از آموزگاران مي‌خواهيم، نوشتن يادداشت‌هاي تشكر آميز است. دريافت اين يادداشت‌ها، بزرگترين موفقيت ما است. اين نظر فقط به جمعيت‌هاي غير انتفاعي محدود نمي‌شود. به تعريفاتي فكر كنيد كه مشتريان، كاركنان و فروشندگان ابراز مي‌كنند.

 ۵.علاوه بر پيغام‌هاي قدرداني، مطالب با ارزش ديگر را نيز براي مشتريان خود بفرستيد.
 الكس رامسي، مدير مؤسسه جهاني Lodestar يك مؤسسه مشاوره شغلي در دالاس مي‌گويد "ما پرونده‌هاي مقالات نوشته شده يا هر آنچه به موقعيت شغلي ما مربوط باشد نگهداري مي‌كنيم و اينها را براي مشتريان خاص يا علاقمندان خود مي‌فرستيم". هر چه كه توجه شما را به خود جلب مي‌كند از گزارش‌ها گرفته تا توضيحات صنعتي يا مسائل مربوط به مؤسسات رقيب را در موقعيت مناسب براي مشتري بفرستيد. مطمئن شويد همه اينها را به موقع مي‌فرستيد اما حتي اگر مشتري قبلاَ آن را ديده باشد قطعاَ از توجه شما به علايقش قدرداني خواهد كرد.

 ۶.سعي كنيد مطالبي بفرستيد كه تأثير زيادي داشته باشد.
 در Suredeposit يك شركت در ليوينگستون، كه مدير امنيتي خانه‌هاي اجاره‌اي براي صاحبان املاك است، مشتريان و فروشندگان در روز ولنتاين از هم تشكر مي‌كنند. نينا ديتريش سخنگوي اين مركز مي‌گويد:" اين بهترين زمان براي برگزاري اين مراسم مي‌باشد زيرا تعطيلات به پايان رسيده و همه چيز آرام است." امسال اين مركز، هدايايي براي مؤسسات توليدكننده آدامس فرستاد!

 ۷.از روش‌هاي عجيب و خارق‌العاده استفاده كنيد.
 روش ديگري كه شما را در خاطر مشتريان زنده نگاه مي‌دارد، استفاده از هداياي خاص و غير معمول است. جودي كتس، مدير يك مؤسسه انتشاراتي در نيويورك، يادداشت‌هاي تشكرآميز همراه با گنجشك‌هاي اسباب‌بازي مخملي مي‌فرستد. او مي‌گويد:” همه مشتريان ما يك گنجشك اسباب‌بازي هديه مي‌گيرند. افراد با ديدن آنها واقعاَ هيجان‌زده مي‌شوند. به كار بردن اين روش تغيير زيادي در شغل من ايجاد كرده است.“

 ۸.از كاركنان خود قدرداني كنيد.
 ابراز قدرداني، نسبت به كاركنان مزاياي زيادي در بر خواهد‌داشت. با اين روش شما در كارمندان خود وفاداري (همه ما مي‌دانيم كه تغيير كاركنان چه ميزان وقت و پول تلف مي‌كند) ايجاد مي‌كنيد. علاوه بر اين توليد را افزايش مي‌دهيد كه اين امر به نوبه‌ي خود موجب رضايت مشتري مي‌شود. بنا به نظرسنجي عمومي Maritz تا كنون عده كمي از مديران به اين مسأله توجه كرده‌اند. تنها ۱۰% كارمندان، ناظراني داشته‌اند كه روزانه به خاطر كارشان از آنها تشكر كرده‌اند. ۵۵% كارمندان مي‌گويند كه هيچ گاه از آنها تشكر نشده يا به ندرت يا گاه گاه از آنها قدرداني شده است.

۹.از مشترياني كه از شما انتقاد مي‌كنند تشكر كنيد.
 تحقيقات نشان مي‌دهد كه اكثر مشتريان ناراضي مي‌توانند به خود زحمت انتقاد كردن ندهند و به سادگي كيف‌هايشان را در جيب گذاشته، به جاي ديگر بروند. يعني شكايت‌ها و انتقادات مشتريان، هدايايي است كه نكات قابل توجه را گوشزد مي‌كنند. گالاقر مشاور آموزشي HR در لس‌آنجلس مي‌گويد:" يك مشتري ناراضي هنوز مي‌خواهد با شما ارتباط شغلي داشته باشد. در حقيقت او با اين رفتار از شما مي‌خواهد مشكل را رفع‌كنيد. بنابراين از او به خاطر اين فرصت دوباره تشكر كرده، همه تلاش خود را براي راضي نگه‌داشتن او به كار گيريد."

 ۱۰.به اندازه‌ خدمت افراد از آنها تشكر كنيد.
 اگر كسي شغل ”مهمي“ را به شما پيشنهاد مي‌دهد يا درآمد بالاي شما نتيجه فعاليت‌هاي اوست، مي‌توانيد او را به شام دعوت كرده يا بليط‌هاي يك مسابقه‌ي ورزشي را به او بدهيد. با توجه به نوع رابطه مي‌توانيد او را به يك گردهمايي تفريحي دعوت كنيد. در عين حال سعي كنيد پس از تشكر، هيچ انتظاري نداشته باشيد و به طور آشكار به تبليغ فعاليت‌هاي خود نپردازيد، زيرا با اين كار مشتري را فراري مي‌دهيد. البته معني ”مهم“ با توجه به نوع محصولات و قيمت‌ها تغيير مي‌كند. روت فرمن، نويسنده آزاد و متصدي امور تبليغات در لاس‌وگاس، به تمام كساني كه حداقل ۵۰۰$ از او خريد كرده‌اند؛ هدايايي مي‌فرستد. او مي‌گويد:” من با فرستادن اين هدايا هيچ انتظاري ندارم، اما مي‌دانم رابطه‌اي صميمي بين ما ايجاد مي‌شود. يك تشكر كوچك مي‌تواند شامل يك كارت با دستخط او حاوي جمله ”از شما بسيار متشكرم“ باشد.“

۱۱.احساس قدرت
 گفتن متشكرم، ساده يا پيچيده با ايميل يا با پست معمولي همواره مؤثر است. تنها زماني عمل مي‌كند كه از ته دل قدردان باشيد. ويليام آرودا يك مشاور شغلي در نيويورك مي‌گويد:” تشكر كردن نياز به صداقت و قدرت دارد.“


نويسنده: Joanna LKrotz


سايت تحليلي MLM



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۴۸

تشكر كردن

قانون افزايش (سپاس بيشتر = جذب بيشتر)

تشكر كردن هميشه باعث ايجاد تعامل و همچنين برقراري آرامش و اداي احترام است. تشكر كردن باعث انتشار انرژي مثبت و انتقال آن به اطرافيان بخصوص مخاطب ميگردد، چرا كه واژه تشكر واژه اي مثبت و داراي انرژي فوق العاده زياد است و هر زمان كه آنرا به زبان خود جاري مي سازيم، در واقع خود را در جايگاهي مفيد ديده كه از حسن برخورداري و يا استفاده از هر چيز تشكر كرده ايم.
 
فرقي ندارد كه مخاطب خود را بشناسيم يا نه. تشكر كردن فضاي ذهني ما را خالي تر كرده و جاي بيشتري را براي جذب باز ميكند. همچنين نوعي احترام درجه اول است كه با توجه به قانون كارما (عمل و عكس العمل) نتيجه ان به خودمان باز خواهد گشت.
 
تشكر از خدا، تشكر از پدر و مادر، معلم، دوست، نويسنده كتاب، همسر، فرزند، تابلونويسي كه با كلمه اي ما را متحول كرده، مامور شهرداري كه باعث نظافت محله مي شود، راننده تاكسي، خورشيد، درختان، طبيعت و … همه قابليت دريافت تشكر شما را دارند.
 
تشكر كردن همچنين باعث ايجاد لبخند شده و خواه ناخواه حالت ما را به سمت خوبي سوق مي دهد.
 
نعمت شكرگذاري و تشكر كردن را زندگي كنيم.

قانون افزايش (سپاس بيشتر = جذب بيشتر)

قانون افزايش يا Law of Increase همانند قانون جذب، يكي از قوانين جاري بر هستي ماست كه شايد بعضي اوقات از قلم افتاده و يا به آن كم توجهي شود در صورتيكه نقشي اساسي در زندگي هر شخصي دارد.
 

قانون افزايش مي گويد : در صورتيكه نسبت به هر آنچه مثبت كه داريم سپاسگذار بوده و شكرگذار هستي باشيم، و همچنين همواره هر آنچه مثبت را كه داريم بزرگ شمرده و بر زبانمان و دلمان جاري نماييم، آن داشته زياد شده و روز بروز به نوعي بهتر در زندگيمان تجلي پيدا مي كند. در واقع با به زبان و به دل جاري كردن داشته ها، باعث تشديد وجود آنها مي شويم.
 
اين زياد شدن به دليل اين است كه طبق قانون جذب، پديده بر ضمير ناخودآگاه ما نفوذ كرده و باعث مي شود كه ذهن داشتن اين داشته را بصورت عملي در زندگي نياز بداند. پس ما به زودي باعث جذب هر چه بيشتر آن داشته مي شويم.
 
در قرآن داريم : لَئن شَكَرتُم لازيدَنَكُم به اين معنا كه شكر نعمت نعمتت افزون كند… . در تفسير اين آيه : اگر نعمتهايي را كه به شما دادم به ياد بياوريد به آنها مي افزايم. پس مي بينيم كه خداوند متعال خود بر روي اين مساله تاكيد داشته كه همانا سپاسگذاري و به يادآوري داشته باعث ازدياد و افزايش آنها ميگردد.
 
وقتي شخصي مال بسيار دارد و همواره از مال خود تعريف مي كند و سپاسگذار هستي مي باشد، هستي خودبخود هر آنچه كه دارد را به سمت اين شخص مي بارد. حتما ديده ايد.
 
همچنين است در مورد كسي كه مثلا به بيماري اي مبتلاست. يكسره از بيماري خود مي گويد و هركجا كه مي رسد از دردها و تحمل هايش مي گويد و روز بروز حال او وخيم تر مي شود. چه بسا اگر اين فرد بيماري خود را كتمان مي نمود و گويي كه چنين بيماري وجود نداشت شايد خيلي زودتر از آن خلاص مي شد. دقيقا بيماري ترس مرضي به همين صورت است.
 
در كل قانون افزايش مي گويد : از هر آنچه كه داريم صحبت كنيم و فكر كنيم، افزايش مي يابد.
 
منبع : برداشت آزاد از استاد حورايي و منبع

http://www.pourali.net/1388/07/118.html



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

100 آفت و يا گناه  زبان

 قال رسول الله صلي الله عليه و آله : اَكثَرُ خَطايا ابنِ آدمَ مِن لِسانِه            «بيشترين خطاهاي بني آدم از زبان اوست»

 قال رسول الله صلي الله عليه و آله : نِجاهُ المُومنِ في حِفظِ لِسانِهِ             « نجات مومن در پاسداري از زبانش است»

 قال الصادق عليه السلام : ما شيَعهُ جَعفَر اِلا مَن كَفَّ لِسانَهُ             «شيعه جعفر نيست مگر آنكسي كه زبانش را كنترل نمايد»

 تذكرات:

  * تعدادي از آفات مذكور زير مجموعه گناهان ديگر است و از حيث اهميت آنها به تفكيك نوشته شده اند.  

  * قطعا گناهان زبان بيشتر از اين مقدار است

 * كثرت گناهان زبان بايد ما را متوجه خطرات عظيم اين عضو كوچك كه به مثابه يك مار سمي و مهلك در كمين است نموده و عزم ما را بر كنترل آن جزم ترنمايد.

 1- دروغ  2 - غيبت  3– خودستايي 4- تمسخر 5 – تهمت 6- فحش 7- كفر گفتن  8- رياء لساني 9- تحقير مردم 10 - تشويق به گناه 11- زور گويي(قلدري) 12- آوازه خواني 13- منت گذاشتن 14- شوخي زياد 15- شايعه سازي 16- سوگند زياد 17- عيب جويي 18- تكفير مؤمن 19- تصديق ساحر 20-غش در معامله 21- امر به منكر 22- نهي از معروف 23- اظهار فقر 24- دل شكستن 25- حكم نا حق 26- بد خلقي 27- شوخي با نا محرم 28- تحريف دين 29 - كمك كردن به ظالم  30- لعن و نفرين مسلمانها 31- نمّامي(سخن چيني) 32- جاسوسي عليه مسلمين 33- زخم زبان(نيش زدن) 34- سر و صداي آزار دهنده 35-  سخنان شرك آميز 36- بد سخن گفتن با والدين 37- تملق و چاپلوسي38- ايراد سخنان مفسده انگيز39-ايراد سخنان تفرقه انگيز 40 - تطميع مردم به اخذ رشوه 41- دعوت به پرداخت رشوه 42- تاييد ظلم و ظالم 43- لقب زشت گذاشتن 44- جلوه دادن حق به باطل 45- جلوه دادن باطل به حق 46- پاسخ به سوالاتي كه نمي داند 47- نصيحت كردن در ملأ (آشكارا) 48- نصيحت بيش از حد 49- گفتن هر آنچه كه مي داند 50 - غلو در حق ائمه عليهم السلام 51- شعار دادن هاي بدون عمل 52- علم اهانت به آيات الهي 53- اهانت به اسلام54- اهانت به اهل بيت عليهم السلام 55- لعن و نفرين به شانس واقبال 56- سخن گفتن عمدي در نماز 57- كوچك شمردن گناه خود يا ديگران 58- ريختن آبروي مؤمن 59 - گمراه كردن زنان 60- گفتن سخنان لغو 61- بدعت گذاشتن در دين 62- مذمت كردن مؤمنين و نيكوكاران 63- صحبت كردن هاي سرد و تلخ و بي روح 64- پرسش از اموري كه دانستن آنها گناه است 65- ايجاد زمينه براي ارتكاب گناه ديگري 66- مِراء(جرّ و بحث هاي بي فايده ونفساني) 67- هر گونه صدا و سخن در جهت ترساندن مردم 68- تقليد صدا به قصد استهزاء و آزار 69- جزع و شِكوه از مشيت هاي الهي 70- زياد ايراد گرفتن از ديگران 71- مدح فاجر(ستايش از گنهكار) 72- گفتن سخن حق در جايي كه نبايد گفت 73- افشاي اسرار مردم يا اسرار خود 74- تهديد و ايجاد رعب و وحشت 75- انداختن كار خود بر گردن ديگران 76- اشاعه فحشاء(پخش نمودن گناهان ديگران) 77- با طنّازي صحبت كردن خانمها با نا محرم و بعضي از محارم 78- شماتت زياد خطا كاران و مصيبت زدگان 79- گفتن هر گونه خبر و سخن كه صحّت آن را نمي داند 80- تعليم راههاي انجام گناه 81- تعليم امور باطل(سحر و جادو، موسيقي ...) 82- تضعيف روحيه مجاهدان 83- نااميد كردن مردم از رحمت خدا 84- اميد زياد دادن به گنهكاران85- شهادت باطل و دروغ 86- توثيق فاسق(مؤثق جلوه دادن گنهكار) 87- زياد در خواست نمودن از مردم 88- تحسين و تاييد گنهكار 89- گفتن سخنان تحريك كننده شهوت 90- واسطه انجام گناه شدن بين دو نفر 91- تفاخر به آباء و ثروت و فرزندان و ... 92- تاييد سخن كسي كه صحت كلام او را نمي داند 93- اعتراف به گناه در نزد غير خدا 94- بد و بيراه گفتن به حوادث بلا گونه 95- ذليل نمودن نفس خويش(گفتن سخنان ذلّت آميز) 96- اكرام شخص ثروتمند به خاطر ثروتش 97- اهانت به فقير به خاطر فقرش 98- بسياري از تعارفات روزمرّه مثل (قربونت بشم، فدات بشم و ..) 99- كوچك شمردن كارهاي خير ديگران 100- عدم تقيه در جايي كه بايد تقيه كرد

http://aarameshjavidan.parsiblog.com/category



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۴۷

گفت وگو به منزله ارتباط

بهترين راه دست يابي به ارتباط برنامه ريزي ساده و نظارت است. اين مقاله نگاهي دارد به روش هايي كه ممكن است براي موفق بودن درجلسات به تو كمك كند. جايي كه گفت وگو به اهميت ويژه اي نياز دارد. اغلب گفت وگوها نوعي حركت تدريجي طولاني هستند. در تجارت اين مساله بيش از حد است. تو به عنوان يك مدير به دنبال ارتباط بيشتر با مخاطبينت هستي. براي تضمين يك گفت وگوي تاثيرگذار و كارآمد سه نكته قابل توجه است.

بايد پيام هايت را قابل فهم سازي. بايد منظور پيام هايي را كه براي تو فرستاده مي شوند بگيري و بفهمي. بايد كمي كنترل خارج از جريان ارتباط اعمال كني.

 بدين ترتيب بايد ياد بگيري به همان خوبي كه حرف مي زني گوش كني. كساني كه اين قضيه را رد مي كنند و آن را يك شعار مخفي مي دانند، نشان داده اند كه جايگاه خوبي به عنوان يك شنونده ندارند. (شنونده هاي خوبي نيستند) اين عبارت ممكن است قديمي باشد اما پيام اهميت زيادي در تاثيرگذاري تو به عنوان يك مدير دارد. اگر تو با صراحت، مهارت گوش دادنت را توسعه ندهي، ممكن نيست پيشنهادات و يا اطلاعاتي را كه تو را به ثروت و شهرت مي رساند بشنوي.

 ● پرهيز از ابهام
 به عنوان يك مدير (در ارتباط با انجام دادن كارها) نگاه تو به كلمات بايد عملي باشد نه فلسفي. بدين ترتيب، كلمات معني اي را كه لغت نامه به ما مي گويد نمي دهند. آن ها بيشتر به نيت گوينده مربوط مي شوند.

 فرض كن مدير تو يكسري آموزش با محتوايي مبهم به تو مي دهد كه هيچ يك براي تو قابل درك نيست. نتيجه اين است كه بازده تو كاملاً اشتباه خواهد بود. چه كسي مقصر است؟ بايد پاسخ بدهيم. چه كسي مقصر است؟ زمان تو تلف شده است، نياز توليد به تأخير افتاده و يا از بين رفته است.

 ممكن است نسبت دادن گناه و تقصير عملي قانع كننده (يا تدافعي) باشد، اما نشاني مشكل را به ما نمي دهد. در هر مساله اي تو بايد ببيني و يا بشنوي. تو بايد نافهمي هاي ممكن را بيابي و مسايل مبهم را روشن كني. بزرگترين منشأ مشكلات اين است كه كلمات با توجه به موقعيت و يا فرهنگ معاني مختلفي دارند.

 «خشك» (dry) فاقد هر گونه آب يا الكلي است. يك گردهمايي «خنده دار» (funny) هر ناهماهنگي و شوخي اي را شامل مي شود. «جفت» (couple) به هر دو نفر گفته مي شود.

 اگر تو قبول داشته باشي كه اين عامل نافهميدن ماست، بايد گفت وگو را متوقف كني و درباره شرح صحيح آن بپرسي.

 مشكل دوم اين است كه بعضي مردم به آساني مشكل مي سازند. كار تو فقط اين نيست كه ابهام ها را روشن كني، بلكه بايد ناهماهنگي ها را هم مشخص كني. بدين ترتيب اگر من الان با لحني ملايم به تو بگويم كه يك مدير عاقل به دنبال كتابي درباره entomology (حشره شناسي) است تو متوجه خواهي شد اين كلمه بايد etymology (ريشه شناسي) باشد. اغلب مواقع وقتي درباره چندين گزينه فكر مي كني ممكن است دچار يك اشتباه آني شوي و چيزي بگويي در حالي كه معني مورد نظر تو نيست.

اين ها دلايل علمي خوبي (در ارتباط با طبيعت مشاركتي در مغز) براي اين اتفاقات هستند. تو بايد از اين مشكلات پنهاني باخبر باشي و آن ها را مشخص كني.

 در آخر ممكن است تو فقط بد بشنوي. غفلت كردن فقط از يك كلمه مي تواند ويرانگر باشد. به عنوان مثال چقدر دوام خو اهي آورد اگر يك مهندس خنثي كننده بحث فقط اين هشدار را نشنود: «هر اتفاقي كه افتاد تو بايد سيم آبي را قطع كني؟»

بنابراين مشكل اين است كلمات چندين معني دارند و ممكن نيست معني كلمه اي را بفهمي در حالي كه آن را اشتباه شنيده اي. از كجا مي تواني بفهمي منظور گوينده چيست؟

 ۱) قاعده اول: تكرار براي گرفتن تاييد
 به بيان ساده تر تو سوال مي كني تا تاييد شوي. تو سوال مي كني «اجازه بده ببينم اگر درست فهميده باشم كه...» و آنچه را كه گوينده گفته تكرار مي كني. اگر اين جمله تكراري به عنوان جمله درست كه توسط گوينده اصلي گفته شده تاييد شد، تو درجه بالايي از اعتماد را به فهم خودت پيدا مي كني. براي هر ديدگاه، پيام و تصميم بايد يك توضيح مشخص، مختصر و معلوم از آن چه گفته شده داشته باشيم بدون اين مساله هر كسي دچار اين اشتباه خواهد شد.

 ۲) قاعده دوم: بازنويسي براي اطمينان
 اين روند را متوقف نكن. اگر زمان و تلاش تو به اين موضوع بستگي دارد، تو بايد آن را بنويسي و براي افراد مربوطه بفرستي تا آن را بازبيني كنند. اين چندين فايده دارد.

 ▪ توضيح بيشتر:
آيا اين همان چيزي است كه فكر مي كردي ما مي خواستيم؟
 ▪ كنترل مدام:
عمل نوشتن ممكن است باعث روشن شدن معايب و كاستي ها شود.
 ▪ مرحله رسمي:
توضيح موقعيت پذيرفته شده گروهي را براي شما تشكيل مي دهد كه بايد از شما پيروي كند.
 ▪ شواهد و مدارك:
بازانديشي اغلب بي خبري هاي قبلي را نامشخص مي كند و مردم نمي توانند شكست هاي قبلي را به خاطر بياورند.

 ۳) قاعده سوم: زمينه يابي در موقعيت
 وقتي خودت صحبت مي كني، مي تواني مشكلات ممكن را به وسيله جمع آوري اطلاعات مشخص كني و بافتي گسترده تر كه در آن كلمات تو قابل فهم باشد تهيه كني. بدين ترتيب تو براي جايگزيني برداشت ها قبل از هماهنگي فرصتي نداري، پس بايد زماني كه ديگران صحبت مي كنند سوالت را (به آرامي) براي مشخص كردن زمينه اي كه در موردش فكر مي كنند بپرسي.


نوشته جرارد ام بلير
 ترجمه: فائزه ناصري


روزنامه جوان



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]


«انسان بي خبر از نفوذ كلام، همواره از زمان عقب است.»تقريباً همه انديشمندان و پژوهشگران نوين روانشناسي اعتقاد دارند: «كلمه به جسم تبديل مي شود.» انسان با گفتن درباره خوشبختي و عشق آنها را مي آفريند و با گفت وگو درباره بدبختي و مريضي نيز همين آفرينش را انجام مي دهد، حتي از قديم بسيار شنيده ايم: «نفوس بد نزن!» يا «نفوس خوب بزن» كلاً هر آنچه به گفتار درآيد، به رفتار در مي آيد و هر آنچه برزبان آوريد متجلي مي شود. خصوصاً با تهيه فهرستي از خواسته ها و تجسم آنها از طريق تصاوير، موهبت خويش را در حيطه اي نامرئي مي آفريند و با كلام مثبت خويش درباره آنها آفرينش را تكميل مي كنيد و همه را به عرصه عيني حيات مي كشانيد.
 جايي خواندم: عيد نزديك بود و زني نياز به پول داشت با دوستي مشورت كرد. دوستش به او گفت: تنها تكرار كن «خدايا، از اين كه آنقدر دارم كه مي توانم ببخشم و ايثار كنم سپاسگزار هستم.»
 او نيز همين عبارت را تكرار كرد. عيد آنقدر برايش كيك و كادو آوردند كه او چاره اي نداشت جز اين كه بسياري از آن را ببخشد و ايثار كند.‎.‎. اما باز بي پول ماند و آه در بساط نداشت. آنگاه آموخت تا كلامش را به گونه اي ديگر تكرار كند: «خدايا از اين كه من از هم اكنون از درآمدي مدام و قابل توجه و روزافزون برخوردارم، شكرگزار هستم آنقدر كه در كنار آن بتوانم ببخشم و ايثار كنم.»
 و بر سرعت موهبت هاي پولي و مالي اش از راه هاي عالي به شيوه اي عالي تا هميشه متجلي شد. در اين داستان مي بينيم كه او ابتدا از خداوند غني، منبع و مرجع جوهر كائنات مدد مي جويد و پس از گفتن كلمات دقيق و لازم پيشاپيش شكرگزاري مي كند و از افعال زمان حال استفاده مي كند و نمي گويد خواهد شد، زيرا افعال مستقبل و زمان آينده كارهاي ما را به تأخير مي اندازد. گويي كودك درون ما فكر مي كند كه روزي در جايي در زماني آينده موهبت ها به سراغ ما مي آيد و بدين شكل دريافت هاي ما عقب نگاه داشته مي شود.
 سپس مي بينيم كه او با تكرار عبارت هاي درست و بجا وحشت توأم با شكرگزاري هم اكنون موهبت هايش را دريافت مي كند. ثابت شده است: اگر به راستي مي خواهيد توانگر شويد از كلمات دقيق و قطعي و روشن استفاده كنيد تا موجب تجلي آن بشويد و توقع نداشته باشيد كه تكرار يك عبارت كلي برايتان ثمراتي قطعي و روشن و معين به ارمغان بياورد. پژوهشگران تخمين زده اند تكرار عبارت هاي تأكيدي مي تواند تا ۸۰ درصد بر سرعت تجلي ثمرات دلخواه بيفزايد.
 چهار سال بود كه بازرگاني ۵۰ ساله بيكار بود. همه مي گفتند او پيرتر از آن است كه بتوانند دوباره استخدامش كنند. ۳۰ سال بود كه درباره روانشناسي عملي و كاربرد عبارت هاي تأكيدي مثبت و آفرينش مثبت ها فقط مطالعه مي كرد، اما نتوانسته بود از اين دانش براي بهبود وضع شغلي اش بهره اي ببرد.
 وقتي روانشناس اش از او پرسيد كدام عبارت تأكيدي را تكرار مي كني جواب داد: كتاب هاي الهام بخش مي خوانم اما هرگز عبارات تأكيدي مثبت را تكرار نكرده ام. (به او گفته شد كه در ازاي هر ۱۵ دقيقه مطالعه كتاب هاي الهام بخش، دست كم بايد پنج دقيقه عبارت تأكيدي را تكرار كند.) او نيز هر روز تكرار كرد: «خدايا با كمك تو اكنون به سوي مكان راستين، انسان هاي راستين و توانگري راستين زندگي ام هدايت مي شوم و شكرگزارم.»

دكتر فرزانه صداقت
 روانشناس - عضو هيئت علمي دانشگاه


روزنامه ايران



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۴۶

۱۸ نكته براي ارتقاي زبان جسماني

در اين مقاله قصد داريم شما را با راه هاي جديدي آشنا كنيم كه از طريق آن زبان بدن خود را ارتقاء دهيد. ارتقاء زبان بدن تغيير چشمگيري در مهارت هاي اجتماعي، جذابيت و حال و هواي كلي شما ايجاد خواهد كرد.

توصيه خاص و مشخصي درمورد طريقه استفاده از زبان بدن وجود ندارد. احتمالاً شما در برخورد با افراد مختلف و در موقعيت هاي مختلف، از زبان بدن خود به طور متفاوتي استفاده مي كنيد. (مطمئناً زبان بدن شما در برخورد با رئيستان نسبت به برخورد با دوست دخترتان كاملاً متفاوت است) آنچه در اين مقاله مطرح مي شود به شما كمك خواهد كرد كه چطور به طرز كارآمدتر و بهتري از زبان بدن خود استفاده كنيد.

اول اينكه، براي تغيير زبان بدن، بايد از زبان بدن خود آگاه باشيد. از نحوه نشستن، ايستادن، استفاده از دست ها و پاها، و طرز صحبت با ديگران آگاه باشيد.

مي توانيد در جلو آينه تمرين كنيد. ممكن است اينكار به نظرتان كمي مسخره و احمقانه بيايد، اما مطمئن باشيد كه كسي نگاهتان نمي كند. درعوض باعث مي شود قبل از رفتن در جلسات و مجامع عمومي و برخورد با افراد، كمي پيش خودتان تمرين كرده و آماده شويد.

نكته ديگر اين است كه چشمانتان را ببنديد و طريقه نشستن و ايستادنتان را در ذهن خود مجسم كنيد تا اطمينان بيشتري به خود و آرامش پيدا كنيد. آنطور كه دوست داريد خودتان را در ذهنتان مجسم كنيد و بعد سعي كنيد آن را به مرحله عمل درآوريد.

مي توانيد زبان بدن دوستان، مانكن ها، ستاره هاي سينما يا ساير افراد را هم كه فكر مي خوب هستند را نگاه كنيد. ببينيد آنها چه مي كنند كه شما نمي كنيد. تكه هاي رفتاري مختلف را كه دوست داريد از افراد مختلف برداريد و در برخورد با ديگران امتحان كنيد.

ممكن است بعضي از اين نكات به نظر شما مصنوعي بيايد. اما ايرادي ندارد، فقط تا زمانيكه اين حركات و منش ها جزء وجود شما نشده باشد، ممكن است مصنوعي به نظر برسد. و با تمرين بيشتر مي توانيد اين رفتارهاي جديد را ياد بگيريد. و يادتان باشد، رفتار شما مستقيماً بر احساس شما تاثير مي گذارد. اگر كمي بيشتر لبخند بزنيد، احساس شادماني بيشتري خواهيد داشت. اگر صاف و صوف تر بنشينيد، احساس انرژي و اعتماد بيشتري پيدا خواهيد كرد. اگر حركاتتان را كندتر كنيد، احساس آرامش بيشتري مي كنيد، و...

ممكن است در ابتداي كار حركات و رفتارهاي جديدتان كمي اغراق آميز به نظر برسد. اما ايرادي ندارد. مطمئن باشيد كه مردم آنقدرها هم كه شما فكر مي كنيد به حركات و رفتارهاي شما توجه ندارند، آنها درگير مشكلات خودشان هستند. براي رسيدن به تعادل بيشتر كمي بيشتر تمرين كنيد و رفتار و حركات خودتان را خوب كنترل كرده و زير نظر داشته باشيد.

۱) دست ها يا پاهايتان را ضربدري قرار ندهيد :

مطمئناً تا به حال شنيده ايد كه اين قرار دادن دستهايتان به صورت ضربدري (همان دست به سينه) باعث مي شود ديگران تصور كنند حالت دفاعي به خود گرفته ايد. حال بايد بدانيد كه قرار دادن پاها نيز در همين وضعيت چنين فكري را ايجاد مي كند. پس سعي كنيد هميشه دست ها و پاهايتان را باز قرار دهيد.


۲) ارتباط چشمي برقرار كنيد، اما به ديگران زُل نزنيد:

اگر با افراد مختلفي در حال صحبت هستيد، براي ايجاد ارتباطي بهتر با همه ي آنها به يك ميزان ارتباط چشمي برقرار كنيد و ببينيد به حرفهايتان گوش مي دهند يا نه. اما برقرار كردن ارتباط چشمي بيش از انداره به طرف مقابل احساس خوبي منتقل نمي كند. نداشتن ارتباط چشمي هم باعث مي شود خودتان احساس ناامني كنيد. اگر تابه حال عادت نداشته ايد كه موقع حرف زدن با طرف مقابلتان ارتباط چشمي برقرار كنيد ممكن است در اول كار كمي برايتان دشوار باشد، اما با تمرين بيشتر به آن عادت مي كنيد.


۳) مكان بيشتري را اشغال كنيد :

مثلاً اگر موقع نشستن يا ايستادن پاهايتان را كمي فاصله بدهيد و از هم باز نگاه داريد، نشان مي دهد كه اعتماد به نفس زيادي داريد و از خودتان كاملاً مطمئنيد.


۴) شانه هايتان را رها كنيد :

وقتي احساس فشار مي كنيد، اين احساس بيش از همه جا در شانه هاي شما جمع مي شود. ممكن است كمي بالاتر از حد معمول قرار بگيرند. سعي كنيد شانه هايتان را شل و آزاد كنيد. آنها را كمي تكان داده و كمي عقب ببريد.

۵) وقتي طرف مقابلتان صحبت مي كند شما با تكان هاي سر او را تصديق كنيد:
انجام هرازگاه اين كار باعث مي شود طرف مقابلتان حس كند كه به حرفهايش گوش مي دهيد. اما اغراق نكنيد.

۶) دولا و خميده ننشينيد، صاف بنشينيد :

اما در حالت ريلكس و آرميده نه در فشار.

۷) خم شويد، اما نه خيلي زياد :

اگر مي خواهيد به طرف مقابلتان نشان دهيد كه به صحبت هايش علاقه منديد، كمي به سمت آن فرد خم شويد. اگر مي خواهيد به ديگران نشان دهيد كه اعتماد به نفس داريد و از خودتان مطمئن هستيد، كمي به عقب خم شويد. اما در اين خم شدن ها اغراق نكنيد. خم شدن بيش از اندازه به جلو شما را محتاج و نيازمند به طرف مقابل نشان مي دهد و خم شدن بيش از اندازه به عقب باعث مي شود فردي خودخواه و متكبر به نظر برسيد.

۸) لبخند بزنيد و بخنديد:

يادتان باشد، خيلي خودتان را جدي نگيريد. راحت بنشينيد و وقتي كسي حرف خنده داري مي زند لبخند بزنيد و بخنديد. اگر فرد مثبتي باشيد، ديگران تمايل بيشتري براي حرف زدن و مراوده با شما خواهند داشت. اما اولين نفري نباشيد كه به لطيفه هاي خودش مي خندد، چون باعث مي شود فردي عصبي و نيازمند توجه به نظر برسيد. وقتي به كسي معرفي مي شويد لبخند بزنيد اما اين لبخند را خيلي ادمه ندهيد چون دورو به نظر خواهيد رسيد.

۹) به صورتتان دست نزنيد :

اينكار باعث مي شود عصبي جلوه كنيد و حواس شنونده ها و مخاطبينتان را نيز منحرف مي كند.
۱۰) سرتان را بالا نگاه داريد :

چشمانتان را به زمين ندوزيد، با اينكار خجالتي و نامطمئن به نظر خواهيد رسيد. سرتان را مستقيم و بالا نگاه داريد و چشم هايتان را به افق روبرويتان بيندازيد.

۱۱) كمي حركاتتان را كندتر كنيد :

اينكار دلايل مختلفي دارد. اگر آرام تر راه برويد، مطمئن تر و با اعتماد به نفس تر به نظر مي رسيد. اگر كسي شما را خطاب مي كند، به سرعت سرتان را به جهت او برنگردانيد، كمي آرامتر به سمت صدا برگرديد.
۱۲) بي قرار نباشيد :

از حركات تيك دار و عصبي مثل تكان دادن پا يا زدن روي ميز با انگشت ها اجتناب كنيد. اين حركات موقع صحبت كردن حواس طرف مقابلتان را پرت مي كند و شما را فردي بي قرار و ناآرام نشان مي دهد. روي حركاتتان تمركز داشته باشيد.


۱۳) از دستهايتان با اطمينان بيشتري استفاده كنيد:

به جاي ضرب گرفتن با دستانتان يا دست كشيدن روي صورتتان، سعي كنيد از آنها براي كمك به رساندن مطلبي كه در موردش صحبت مي كنيد استفاده كنيد. از دست ها براي توصيف چيزهاي مختلف يا تاكيد در حرفي كه مي زنيد مي توانيد استفاده كنيد. اما زياد از آنها استفاده نكنيد چون باعث پرت كردن حواس شنونده مي شود. كنترل دست هايتان بايد در دستتان باشد!

۱۴) گيلاس نوشيدنيتان را كمي پايينتر بگيريد:

گيلاس نوشيدنيتان را جلو سينه تان نگيريد. نه تنها گيلاس نوشيدني بلكه هر چيز ديگر را در جلوي سينه نگيريد چون شما را در حالت دفاعي قرار مي دهد. در عوض آن را كمي پايينتر آورده و در اطراف پاهايتان قرار دهيد.

۱۵) ستون فقراتتان تا پشت سرتان ادامه دارد:

بعضي از افراد عادت دارد صاف و مستقيم و در حالتي بسيار خوب بنشينند اما گردنشان را رها مي كنند و باعث ميشود سرشان كمي از بدنشان جلوتر بيايد. اين افراد بايد بدانند كه ستون فقراتشان تا ابتداي گردنشان نيست بلكه تا پشت سرشان ادامه دارد. از اينرو براي داشتن حالتي بهتر، خوب است كه تا انتهاي ستون فقرات خود را صاف و مستقيم نگاه داريد.

۱۶) خيلي نزديك نايستيد :

 همه ي آدم ها اگر مخاطبشان خيلي نزديكشان باشد، زود خسته مي شوند. اجازه بدهيد مخاطبتان حريم شخصي خود را حفظ كند و به آن تجاوز نكنيد.

۱۷) آينه :

معمولاً وقتي دو نفر رابطه ي نزديكي با هم داشته باشند و خوب با هم ارتباط برقرار كنند، بعد از مدتي ناخودآگاه زبان بدن همديگر را كپي مي كنند. مثلاً اگر طرف مقابل به جلو خم شود، شما هم به جلو خم مي شويد. اگر دستش را روي پايش بگذارد شما هم همين كار را مي كنيد. اما حواستان باشد كه اين واكنش ها را لافاصله انجام ندهيد و همه ي اين رفتارها را كپي نكنيد.

۱۸) رفتاري خوب ومناسب داشته باشيد :

رفتاري مثبت، آرام، و باز داشته باشيد. احساس و زبان بدن شما تاثيري متقابل بر هم دارند. فكر كنيد تا حركاتي مثبت داشته باشيد!

شما مي توانيد زبان بدن خود را تغيير دهيد، اما اين هم مثل ياد گرفتن هر چيز جديد ديگر زمان مي برد. مخصوصاً چيزهايي مثل بالا نگاه داشتن سر وقتي چندين و چند سال عادت كرده ايد كه سرتان را پايين بيندازيد و كفش هايتان را نگاه كنيد. و اگر بخواهيد چندين حركت را توامان تغيير دهيد، مطمئناً گيج و سردرگم مي شويد.

سعي كنيد چند نمونه از اين حركات را اتخاذ كرده و سه الي چهار هفته آنها را تمرين كنيد. پس از عادت كردن كامل به اين چند حركت، چند رفتار ديگر را برداشته و تمرينات خود را به همين شيوه ادامه دهيد. در آخر خواهيد ديد آنچه كه فكر نمي كرديد بتوانيد ياد بگيريد را طي مدت زمان كمي ياد گرفته ايد .

پورتال مردمان



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۴۵

جستاري در گفتمان زبان گويش و لهجه

۱) نگرشي به حوزه ي زبان ، گويش و لهجه
ترديدي نيست كه خداوند انسان را توانا خلق كرده است . چون به او دستاني توانا در جهت انجام هر كاري را اعطا كرده . او را بينا خلق كرده است چه اين كه به او دو تا چشم در جهت ديدن هر چيزي را داده. او را شنوا آفريده ، چرا كه به او دو تا گوش در جهت شنيدن داده است . او را دانا آفريده ، چون كه به او مغز داده تا بتواند به آگاهي و شناخت لازم علمي برسد .

و بالاخره او را خوش بيان و شيوايي سخن داده ، چه اين كه به او زبان داده تا اين كه بوسيله همين زبان حرف و صحبت خود را به ديگران انتقال دهد . زبان از مهمترين اعضاي بدن انسان به شمار مي آيد ، چون وسيله اي است كه ارتباط ما را با دنياي بيرون برقرار مي سازد . زبان به ما كمك مي كند تا به سهولت بتوانيم گفته هاي خود را به ديگران انتقال دهيم .

لذا اگر بشر ويژگي بارز و كارآمدي را بنام زبان نداشت ، بي شك در هيچ مقطعي از زمان زندگي آن قادر به ترقي و بالندگي نمي شد و طبعاً بي معنا مي ماند . زبان مهمترين عامل پيش رونده و سازنده در جهت رشد و تعالي فرهنگ و ادب يك جامعه به شمار مي آيد و بالطبع اگر امروزه از انسان به عنوان انساني متمدن و با فرهنگ ياد مي شود ، بدين سان است كه اين انسان از نعمت بزرگي بنام قدرت بيان و گويايي سخن بهره مي جويد و همين ويژگي نطق و بيان است كه او را از ديگر موجودات متمايز كرده است .

 بنابراين از ديدگاه دكترين زبان شناسي زبان به عنوان حياتي ترين عامل در جهت برقراري فرهنگ و اخلاق يك ملت شناخته شده است . ولي به قول زبان عاميانه لري : « هر شَري ما سواش تري » يعني هر شهري داراي آداب و رسوم خاص خود است .(و در اين جا واژه ماسوا يك نوع غذاي لري است كه با برنج و دوغ و روغن حيواني درست مي شود و البته بسيار هم خوشمزه است .) هدف از بيان اين ضرب المثل بدين سان است كه اكثر قريب به اتفاق صاحب نظران در حوزه ي زبان شناسي واقفند كه هر كشوري داراي زباني معيار مي باشد و البته زير مجموعه ي اين زبان معيار نيز شامل گويش ها و لهجه هاي متفاوت . لذا از آن طرف نيزدر حوزه ي زبان شناسي صاحب نظران اين حوزه هر كدام نظراتي را در خصوص زبان اعلام داشته اند حوزه ي.چه اين كه اكثراً معتقدند كه زبان رسمي مثلاً كشور ايران فارسي است ، و تمام مناطق و يا به اصطلاح ديگر نواحي (استانها و شهرها )كه به زبان هاي مختلف و متنوع صحبت مي كنند ، گويش و يا لهجه مي باشد .

و برخي ديگر نيز هر منطقه و يا ناحيه اي را داراي معيار زبان مي دانند و البته زير شاخه ي اين نوع معيار زبان را نيز گويش و لهجه .به عنوام مثال استاد ايرج كاظمي متخصص و كارشناس در امور زبان شناسي و بخصوص فرهنگ و زبان لرستان معتقد است كه لري مي تواند زبان معيار باشد . يعني اگر بخواهيم زبان مردم خرم آباد را زبان معيار تلقي نماييم ، طبعاً كليه ي زبانهاي ديگر كه در اين شهرستان وجود دارد به عنوان گويش و لهجه تلقي مي شوند . ايشان اعتقاد دارد كه زبان به مانند يك شهر مي ماند و گويش به مانند يك روستا و از لهجه نيز به عنوان يك ده ياد كرده است . سايرين نيز هر كدام نظراتي متفاوت ارائه داده اند كه در برخي از موارد با نظرات اين كارشناس همخواني دارد و در بعضي موارد نيز متفاوت است .

استاد كاظمي در تعريف زبان مي گويد كه زبان يك عالم واحد است و البته گويش و لهجه نيز تعريف مخصوص خود را دارند . ولي زبان را عبارت از كاربرد الفاظ و واژگاني كه يك ملت در شيوه نگارش و كلام به صورتي كه افراد يك كشور با آن بنويسند و بخوانند و سياست واساس مليت بر آن استوار باشد اطلاق مي گردد و گويش فاصله ي يك منطقه با يك شهر است و لهجه بر شعبه اي از يك زبان كه در ناحيه اي از قلمرو آن زبان تكلم شود و ترجمه است از كلمه ي Dialecte . در سرزمين پهناور ايران بيش از يكصدگويش شناسايي شده . اين كارشناس معتقد است كه لري گويش است و به ساكنان بخش وسيعي از ايران گفته مي شود .

كمااينكه در جاي ديگر مي افزايد كه اگر لري زبان محسوب شود نيز خود داراي لهجه هاي مختلف است . چه اين كه بختياري ها ، كهكيلويه و بوير احمد و بخشي از استان خوزستان ، بوشهر ، فارس و اصفهان به لري سخن مي گويند با تفاوت هاي خاص خود . چه اين كه جناب آقاي مراد حسيني پاپي صاحب نظر در حوزه تبار شناسي بر اين اصل استوار نيست . چرا كه در مصاحبه اي كه با روزنامه مردمسالاري داشته است زبان لري را گويش نمي داند بلكه گويشي گسترده و جامع الاطراف تلقي مي كند كه بايد آن را زبان ناميد .

وي معتقد است كه اين نوع گويش هم از نظر شكل و شيوه ي سخن گفتن وهم از نظر معنا و مفهوم پربار است . ولي متأسفانه به دلايلي در چهره شدن و تبين اين گويش كمتر كوشيده ايم و يواش يواش زبان فارسي آن را تحت تاثير ما هوي قرار داده است . پاپي اضافه مي دارد كه در بعضي از جهات فراتر از زبان فارسي است و اين غريبي و بي كسي گويش لري حقيقتاً بر من گران آمد و بر آن شدم كه هر چند ناچيز آستين همت بالا بزنم كه خوشبختانه فرهنگ لغت لري به فارسي كه پژوهشي است در فرهنگ نام ها ، واژه ها و اصطلاحات لري در دست تأليف دارم موسوم به حچايه به معناي گفتمان است .

ديگران نيز نظراتي را در خصوص زبان و گويش و لهجه ارائه داده اند.كمااينكه جناب آقاي علي مرتضايي متخلص به راهي از شعراي نامي لرستان در گفتگو با روزنامه مردم سالاري تصريح داشته اند . چه اين كه مي گويد زبان رسمي كشور عزيز ما فارسي است نه تنها در ايران بلكه در افغانستان ، تاجيكستان و ... با اين زبان شيرين تكلم مي كنند . شعر مي گويند و كتاب مي نويسند و ... اين زبان داراي رسم الخطي با تنوع كم نظير در نوشتن است . به طوري كه استادان فن به خصوص در كشور ما زيبا نويسي را در خطوطي همچون (نستعليق ، شكسته نستعليق ، ثلث ، نسخ و...) نزديك به حد كمال رسانده اند . و اين زبان يكي از زبان هاي شناخته شده ، رسمي و مستقل بين المللي است .

وي در ادامه مي افزايد كه لري با توجه به اينكه از نظر استقلال زباني و رسم الخط داراي حوزه جداگانه اي نيست ، بلكه زير مجموعه اي از زبان فارسي است ، به آن زبان نمي توان گفت. پس يا بايد گويش باشد يا لهجه . گويش و لهجه همان طوري كه مستحضر هستيد تعريفي كه امروزه بعضي از مدرسين و صاحب نظران از گويش و لهجه ارائه مي دهند اين است كه تهراني ، اصفهاني وشيرازي و... را گويش مي نامند و تكلم محله هاي مختلف اين شهرها يا روستاهاي آنها را لهجه ي اين گويش ها بيان مي كنند . كه به نظر اين حقير اين تعريفي قانع كننده از گويش و لهجه نيست .

 زيرا تميز دادن بين اين دو با دشواري مواجه است . وي معتقداست كه لهجه از شكستگي حرف و كلمه در يك زبان بوجود مي آيد بطوري كه از زبان جدا نشده و فاصله ي چنداني با آن ايجاد نكند . ولي گويش فاصله بيشتري با يك زبان دارد و مي توان گفت ، گويش يك نيم زبان است و از آميخته شدن دو يا چند زبان بوجود آمده است . به طور مثال اگر كردي امروز را زبان فرض كنيم «لكي» كه زبان بخشي از مردم لرستان و كرمانشاه و ايلام است را مي توانيم گويش بناميم . زيرا آميخته اي از زبان كردي و لري كه زير مجموعه زبان فارسي است ، مي باشد .

البته اين مثالي براي تعريف گويش آورديم ، اگر چه صاحب نظراني هنوز كردي را لهجه اي از زبان فارسي مي دانند ، ولي به نظر اين حقير امروز ديگر با توجه به فاصله آن با زبان فارسي و رسم الخط آن مي توان آن را زبان ناميد.حال با توجه به تعريف ارائه شده ، لري در حوزه گويش نيز قرار نمي گيرد . بلكه لهجه است . با اين تفاصيل اگر بخواهيم زبان و يا گويش و يا لهجه ي يك قوم و يا يك سرزمين را مورد كنكاش قرار دهيم ، طبعاً آنچه كه در اين مهم مدنظر مي باشد، شايد گفت همان قدمت تاريخي آن سرزمين و بعد تمدن و فرهنگ آنست . چرا كه وقتي صحبت از تاريخ يك قوم مي شود ، قطعاً اشكال زباني نيز در آن مدخل و تأثير گذارند . و يا وقتي صحبت از فرهنگ و تمدن يك سرزمين به ميان مي آيد ، قاعدتاً اشكال زباني آن تمدن و فرهنگ نيز محل بحث و وارسي است .

لذا آنچه كه نظر نگارنده را با صاحب نظران متمايز مي كند ، نوع و چگونگي ايجاد زبان و البته تاريخ زبان يك سرزمين است . ما بدون شناخت از شكل گيري تمدن و فرهنگ در يك جامعه نمي توانيم براي آن اشكال زباني ترسيم نمائيم . بنابر اين اين كه برخي بر جامع الاطراف بودن زبان يك قوم معتقدند و در جهت ايجاد رسم الخط آن برآمده اند و برخي ديگر نيز بر اساس معيارهاي زبان شناسي تعاريفي مستند و موجود را براي اشكال زباني عنوان مي دادند و البته برخي ديگر نيز با بي تازه را در حوزه زبان شناسي باز كرده و دلايل مستندي را نيز عنوان مي دادند هرچندمورد توجه و فايده ي خاص است ولي به تنهايي بر تثبيت يك قوم مبني بر دارا بودن زبان و يا گويش و لهجه كافي نيست .

چه اين كه تداخل و متحدالشكل بودن زبان و گويش و البته لهجه در بين برخي اقوام و بخصوص درسرزمين وسيع كشور ايران بيانگر اين مدعاست . به طوري كه ما در اين سرزمين با يك نوع زبان واحد روبرو مي شويم . به عنوان مثال يك پيرزن در شهر فيروزكوه دقيقاً شباهت زباني آنرا مي توان با زبان مردمان ايل پاپي تطبيق داد . و يا شباهت زباني يك شهر از يك كشور را با يك شهر با كشور ديگر . بنابراين چند چيز در شناخت زبان و فرهنگ زبان يك سرزمين بسيار مهم است .

نخست واحد بودن زبان و فرهنگ آن . در ثاني نزديك بودن موقعيت جغرافيايي يك ناحيه با ناحيه ديگر و مورد ديگر حوادث و وقايعي است كه در طول تاريخ در يك سرزمين رخ داده است . اما آنچه كه امروزه بر معيار بودن زبان يك قوم و يا يك كشور مهر تأييد مي زند با آنچه كه واقعيت امر بوده نيز در تفاوت آشكار است .

 چرا كه اغلب زبانهايي كه امروزه خود را به عنوان زبان بين المللي و به اصطلاح جامع الاطراف نشان داده اند، بر اساس قدمت تاريخي يك سرزمين و يا تمدن و فرهنگ آن نيست ، به عنوان مثال زبان انگليسي كه امروزه همه از آن تبعيت مي كنند و از آن به عنوان كاربردترين زبان در جهان ياد مي شود . نه بر اساس قدمت و تمدن كهن آن كه بخاطر پيشرفت زودهنگام انگلستان از نظر تكنولوژي و فناوري است و البته ترديدي نيست كه كشوري كه به توسعه ي پايدار مي رسد ، طبعاً زبان آن نيز گسترش و متداول مي گردد . لذا اين كه كشور ايران و يا ساير جوامع به عنوان جوامعي متمدن و با فرهنگ نتوانسته اند ، در ترويج و تداوم و بقاي زبان خود بعنوان زباني كارآمد و چند گونه محور بكوشند ، باز بر مي گردد به نوع عملكرد سياسي و تاريخ اجتماعي و عملي آن جوامع .

حسن كلام اينكه شناسايي اشكال زباني يك قوم و يا سرزمين به راحتي ميسر نمي افتد ، چه اين كه براي به اثبات رساندن اين مهم نياز به تحقيق و پژوهش دراز مدت و مثمن را مي طلبد .

۲-) زبان چگونه ايجاد مي شود ؟ در جهت به اثبات رساندن اين مهم سند موثقي در دست نيست . ولي با توجه به نظام آفرينش انسان و مواليد سه گانه اعم از موجودات ، جمادات و نبادات مي توان گفت كه به گونه اي هر كدام از اين موجودات در شكل گيري زبان مدخل بوده اند . نخست همان زبان اين موجودات است كه هر كدام به زبان بي زباني ادبيات خاص خود را در جهان موجود به تصوير كشانده اند .

در ثاني زبان گويا و و برتر انسان است كه در گسترش حوزه زبان شناسي كمك شاياني را ايفا نموده است و نكته ي سوم طبيعت و اشياي طبيعي است كه براي هر كدام نامي تعيين شده است كه به نظر مي آيد ، اين نام ها در ايجاد زبان تأثير بسزايي را بر جاي گذاشته اند . در چگونگي ايجاد زبان مي توان گفت كه همان طور كه خداوند به انسان زبان داده است ، لذا امكانات لازم را نيز در جهت ترويج و گسترش آن نيز فراهم نموده . به نظر مي آيد كه چگونگي ايجاد زبان در ابتدا در زهدان مادر و به صورت بالقوه شكل مي گيرد .

 زهدان مادر به عنوان معلمي است كه كودك را در جوانب مختلف جهت تربيت زبان استعانت مي كند . يعني اگر زمينه هاي لازم را كودك از قبل نداشته باشد ، بي شك رفتارهايي كه در اوان تولد تا موقعي كه به حرف مي آيد را نمي تواند به تصوير بكشاند . نكته ديگر خانواده و محيط اجتماعي و طبيعي است كه در جهت شكل گيري زبان به كودك كمك شاياني را ارزاني مي بخشند .

 بنابر اين چند عامل اصلي در شكل گيري زبان مدخلند ، يكي همان روح متعالي و آموزنده اي است كه در كالبد هر موجودي علاوه بر انسان خداوند قرار داده است . كه اين روح متعالي به صورت خودكار ادبيات انسان را ترويج و تعالي مي بخشد . دگر محيط بالفعل و آموزنده زهدان مادر است كه از لحاظ روحي و رواني كودك را در جهت تقويت زبان كمك مي كند و نكته سوم شعور فرا عقلي طبيعت و محيط اجتماعي است كه يك نوع تبادل نظر را در بين خود و فرد آموزنده شكل مي دهد .

مضاف بر اينكه خداوند يك نوع قرار داد زباني را از پيش تعيين كرده است . چه اين كه هر موجودي نام ونشانه هاي خود را دارد و همين نام و نشانه ها نيز از طريق همان قرار داد زباني به انسان ها منتقل مي شوند ، بدين شكل كه وقتي ما به دنيا مي آييم ، به مرور زمان نسبت به جهان پيرامون خود زمخت و آگاه تر مي شويم .و طبعاً اين نوع زمختي و آگاهي از محيط پيرامون نيز برگرفته از يكسري قواعد و مقرراتي است كه مي توان از آنها به عنوان قرار داد زباني ياد كرد .

۳) زبان در بالندگي شخصيت چه نقشي دارد ؟ هم از نگاه تيز بين عقل و هم از نظر عقلاني قوم زبان در بالندگي شخصيت نقش اساسي دارد . و مصداق بارز اين مهم شعر معروف ذيل است :

مرد چون سخن نگفته باشد / عيب هنرش نهفته باشد

 آري با ابراز سخن است كه هنر هر كسي آشكار مي گردد . پس سخن وسيله اي است كه در شكل گيري شخصيت انسان نقش اساسي اي را بر عهده دارد . بنابر اين زبان مي تواند به اشكال مختلف در شكل گيري شخصيت فرد ظاهر شود . يكي در شكل زبان گفتاري است ، زبان گفتاري زباني است كه از طريق همين زبان صورت مي گيرد و در اكثر معيارهاي زندگي و زندگي هاي روزمره نيز نقش سازنده را ايفا مي كند . به طوري كه در اغلب كانون هاي اجتماعي و فرهنگي نيز در جهت برقرار ارتباط و رفع و يا احياناً انكار مسايل نقش عمده اي را دارد .

 ديگر زبان نوشتاري است . اين زبان از طريق قلم صورت مي گيرد . يعني هر آنچه را كه قلم عنوان مي دارد از آن به عنوان زبان نوشتاري ياد مي كنند . به عنوان مثال تمامي آثار و كتبي كه در اختيار جامعه قرار مي گيرد ويا هر آنچه كه از يك نويسنده نوشته مي شود ، اين ها همه زبان نوشتاري اي مي باشند كه در بالندگي شخصيت تأثير بسزايي دارند. ديگر زبان بي زباني است .

زبان بي زباني كه در انسان از آن به عنوان زبان بدني ياد مي شود ولي در ديگر موجودات به عنوان همان زبان بي زباني است . زبان بي زباني در انسان همان زبان اعضاي بدن است به مانند دست ، چشم ، ابرو ، و حركات ديگر بدن كه هر كدام از آنها به طريقي نظر زبان خود را به تصوير مي كشند و اين ها نيز در تكوين شخصيت هم داراي جايگاهند و هم مفيد و مثمر ثمر . ديگر زبان بي زباني شامل زبان هايي از قبيل زبان موجوادت و طبيعت و... است .

اين گونه موجودات و اشياء نيز اگر چه به صراحت و مستقيم به مانند انسان سخن نمي گويند ، ولي مهمترين پيامد هاي اجتماعي را از طريق همان زبان بي زباني به جامعه انتقال مي دهند ، به عنوان مثال زبان درخت پيامدش اين است كه بايد به رنگ هاي مختلف در آمد تا ميوه يكرنگي به بار نشيند . و يا پيامدش اين است كه بايد مثل من بود . چرا كه هر چقدر ميوه ي بيشتر را به خود بگيرم ، سر به زيرترم . بر خلاف انسان كه بر عكس من است . و يا پيامد گرگ كه به همجنس خود نيز اعتماد نمي كند چه اينكه گرگ ها در زمان خواب رو در روي هم مي خوابند و نه پشت به هم .

در ديگر موجودات و طبيعت نيز مي توان صدها زبان بي زباني را دريافت . به طوري كه رودخانه پيامش حركت و گذر عمر است و يا دريا نمادي از آشفتگي و زيبايي .

 و يا باران نمادي از رحمت و كرشمه . و يا غروب كه نمادي از مرگ و طلوع نمادي از تولد است و... كه هر كدام در سير تكاملي شخصيت فرد نقش سازنده اي را ايفا مي كنند .

نتيجه اين كه از اين منظر علاوه بر زبان انسان كه به عنوان زبان معيار و حياتي در جهت بالندگي شخصيت از آن ياد مي شود در ديگر موجودات و اشياي طبيعي نيز زباني وجود دارد كه اين زبان در شكل گيري شخصيت بي تأثير نيست . در ثاني چون شخصيت انسان منوط به يكسري ويژگي هاي ظاهري و باطني و البته تربيتي است كه ايجاد مي شود ، بنابراين ترديدي نيست كه هم محيط و هم اينكه محيط طبيعي در تعالي اين فرايند نقش اساسي دارند. كاري تازه از استاد پاپي


عابدين پاپي



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۴۴

چگونه سخن بگوييم؟

مهارت سخن گفتن شامل تعدادي مهارت است كه يادگيري و به كار بردن صحيح آنها باعث افزايش كيفيت سخن گفتن خواهد شد.

اين مهارت‌ها عبارتند از:

 ▪ آغاز صحيح مكالمه (جلب توجه شنونده)
 ▪ استفاده از واژه‌هايي متناسب با موقعيت ارتباط (موضوع صحبت، پايگاه اجتماعي طرف گفت‌وگو و موقعيت زماني و مكاني گفت‌وگو)
 ▪ كاربرد مناسب عوامل فرازباني مانند سرعت، شدت (بلندي و كوتاهي صدا)، مكث و زير و بمي صدا
▪ كاربرد صحيح نشانه‌هاي غيركلامي (حركات بدن و ژست‌هاي چهره)
 ▪ رعايت نوبت‌ در سخن گفتن
 ▪ استفاده مناسب از خرده‌ مهارت توضيح دادن
▪ استفاده مناسب از خرده‌ مهارت پرسيدن

 ● آغاز صحيح مكالمه
 آيا هرگز به ارتباطات شفاهي خود فكر كرده‌ايد؟ شما چگونه به ديگران مي‌فهمانيد كه مي‌خواهيد صحبت كنيد؟
 شروع خوب يا آماده‌سازي چيزي بيش از مثلاً يك معارفه ساده در آغاز مكالمه شفاهي است. اين مهارت كاركردهاي متنوعي دارد. ايجاد حالت آمادگي در شنونده از طريق برقراري تفاهم، جلب توجه و افزايش انگيزش، مشخص كردن انتظارات ما از شنوندگان، تشريح نقش دو طرف (گوينده و شنونده) در ادامه رويداد ارتباطي مورد نظر و يادآوري ارتباط‌هاي قبلي و تعيين سطح اطلاعات شنونده در زمينه مورد بحث از مهم‌ترين كاركردهاي يك شروع خوب هستند.
 به عبارت ديگر آماده‌سازي مناسب ديگران باعث جلب توجه مخاطب و افزايش انگيزه او مي‌شود كه خود به خود فرد را به سوي مشاركت در رويدادهاي ارتباطي مي‌كشد.

 ● استفاده از واژه‌هاي متناسب با موقعيت ارتباطي
 هر ارتباط زماني حول يك موضوع خاص مانند خريد و فروش، تحصيل و غيره رخ مي‌دهد. بديهي است هركدام از بافت‌هاي مكالمه‌اي ياد شده حوزه‌هاي واژگاني خاص خود را دارد و ما هنگام سخن گفتن از واژگان مخصوص حوزه مورد نظر استفاده مي‌كنيم.
 نكته مهمي كه هنگام سخن گفتن بايد به آن توجه كنيم، پايگاه اجتماعي (سن، شغل، جنس و...) مخاطب است. به‌طور مثال هر زن يا مردي هنگام صحبت با جنس مخالف خود نبايد از همان زباني استفاده كند كه هنگام صحبت با هم‌جنس خود استفاده مي‌كند همچنين نوجوانان و جوانان در صحبت‌هايشان در جمع همسالان از الفاظي استفاده مي‌كنند كه نبايد هنگام صحبت با بزرگسالان استفاده كنند زمان و مكان هم در اين مورد بسيار حائز اهميت است. جوانان بايد ياد بگيرند فضاي گفت‌وگو در زمين ورزش، كلاس درس، خانواده و ديگر محيط‌هاي زماني و مكاني متفاوت است و در هر فضا بايد به‌گونه‌اي سخن گفت.

 ● نشانه‌هاي غيركلامي
 نشانه‌هاي غيركلامي گاهي مي‌توانند جايگزين پيام‌هاي كلامي شوند. مثلا به جاي گفتن بله مي‌توان در برخي موقعيت‌ها با حركت سر به سمت پايين از نشانه غيركلامي استفاده كرد. اين نشانه‌ها گاهي به نقش تقويت‌كننده پيام‌هاي كلامي ظاهر مي‌شوند مثلا هنگامي كه در هنگام خداحافظي دست خود را هم تكان مي‌دهيم. به‌طور كلي مي‌توان نشانه‌هاي غيركلامي را به دو گروه تقسيم كرد: حركات اعضاي بدن كه هنگام انتقال افكار خود به ديگران استفاده مي‌كنيم و ژست‌هاي چهره و حركات چشم كه هنگام برقراري ارتباط و انتقال افكار از آن استفاده مي‌كنيم.

 ● رعايت نوبت
 براساس قاعده‌اي كه پذيرفته شده است شركت‌كنندگان در يك گفت‌وگو نقش خود را بايد به نوبت به عنوان شنونده يا گوينده ايفا كنند. اين قاعده بر اين اساس كه تا يكي از دو طرف به تناسب از سهم خود استفاده نكرده و سخن خود را به پايان نرسانده است، ديگري شروع به سخن گفتن نمي‌كند. اين قاعده به همه مي‌آموزد كه شنونده خوبي براي پيام‌هاي ديگران باشند و به‌اصطلاح وسط حرف ديگران نپرند. رعايت اين قاعده بسيار مهم است.

 ● مهارت توضيح دادن
 يكي از مهم‌ترين خرده‌مهارت‌هاي سخن گفتن؛ توضيح دادن است. توضيح دادن يعني فهماندن مطالب به ديگران كه بخش زيادي از مكالمات روزمره ما را شامل مي‌شود. در واقع همه ما به جز در مواردي كه در حال پرسيدن، امر كردن و همدلي هستيم مشغول ارائه اطلاعات، اخبار، راهنمايي، توجيه و در يك كلام توضيح دادن هستيم. توضيح دادن بايد به‌طور سازمان‌يافته يا استفاده از اصطلاحات درست و مناسب باشد. ما بايد قبل از هر توضيحي روي موضوع اصلي متمركز شويم و سپس به صورت توصيفي، تفسيري يا استدلالي به توضيح موضوع موردنظرمان بپردازيم.

 ● مهارت پرسيدن
 يكي از متداول‌ترين كارهايي كه ما هر روز از آن در تفهيم و تفاهم با ديگران استفاده مي‌كنيم پرسش است. پرسش‌هاي ما بيشتر كلامي هستند اما گاهي هم غيركلامي هستند. هنگامي كه دانش‌آموزي سر كلاس دست خود را براي كسب اجازه سخن گفتن بالا مي‌برد در واقع از استاد خود مي‌پرسد آيا اجازه صحبت كردن دارد يا نه.
 مطالعات نشان مي‌دهد كه بين ۳۰ تا ۴۰ درصد گفته‌هاي مردم جمله‌هاي پرسشي است. كسب اطلاعات از حالت‌هاي عاطفي، وضعيت جسمي و رواني مخاطب، ايجاد علاقه و كنجكاوي در مخاطب، به حداكثر رساندن فعاليت ذهني و عملي مخاطب سنجش ميزان دانش مخاطب، ترويج و تشويق تفكر انتقادي و قضاوت در مخاطب، تشويق مخاطب براي شركت در بحث و جلب توجه او از طريق پرسيدن سوالات غيرمعمول از مهم‌ترين كاركردهاي پرسش است.

 ● پايان مكالمه
 براي پايان دادن به مكالمه برحسب موقعيت و مخاطب نياز به مقدمه‌چيني است و بايد از شيوه مناسبي بهره گرفت. خاتمه دادن به گفتار بدون آمادگي طرف مقابل براي اين پايان با حالت رضايت‌بخش به تعامل زباني كار درستي نيست. براي اين كار مي‌توان از علائم و نشانه‌هاي كلامي و غيركلامي استفاده كرد. مثلا نگاه كردن به ساعت.

روزنامه تهران امروز



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۴۳

چگونه با ديگران صحبت كنيم ؟

همه مردم در تمام طول روز صحبت مي كنند. اما آيا آنها همگي مي دانند چگونه صحبت مي كنند و يا چطور بايد صحبت كنند؟

آيا هيچ پيش آمده بر اثر نوع صحبت طرف مقابل، منظور و سخن او را به گونه اي ديگر برداشت كنيد و پس از مدت ها، متوجه شويد كه اشتباه كرده ايد؟

 آيا ربطي بين سخن گفتن و موفقيت و محبوبيت، مي بينيد؟

 ● يك كارمند بخش تبليغات:

 صحبت كردن ارتباط مستقيمي با كار دارد. اينكه چه بگويم، چطور بگويم و يا به قول معروف از چه دري وارد شوم تا بتوانيم براي موقعيت كاري ام، به نتيجه اي دلخواه برسم.
 نوع صحبت، در كاري كه دارم بسيار مهم است. اينكه چگونه موارد لازم و ظريف را رعايت كنم يا لحن در هنگام گفتن يا خواندن مطلب، با توجه به نوع و تفاوت آنها چگونه باشد و خيلي نكات ديگري كه متاسفانه خيلي افراد از آنها كاملاً بي خبر و بي اطلاعند و فكر مي كنند كه خوب، گويندگي خيلي آسان است. به همين علت هم است كه گفتار خيلي ها در حال حاضر به دل ديگران نمي نشيند.

 ● يك كارمند آژانس مسكن:

صحبت كردن انسان، نمونه بارز شخصت اوست. حال اين شخصيت ممكن است بنا به مقتضاي پيش آمده، متفاوت باشد. مثلاً خود من، از زماني كه در آژانس مسكن مشغول به كار شدم، فهميدم بايد نوع صحبت كردنم را كمي تغيير بدهم. چرا؟ براي آنكه بتوانم در دل مشتري رخنه كرده و با جذابيت كلمه و نفوذ كلام، به او نشان دهم كه آژانس درستي را براي يافتن ملك مورد نظر، انتخاب كرده است!!

● يك فروشنده:
 به نظر من حرف اول را در فروشندگي، زبان شيرين و به قول بعضي ها، چرب و نرم مي زند. آقا و خانم هم ندارد. شما بايد طوري با مشتري صحبت كنيد كه او دست خالي از مغازه بيرون نرود. پس مي بينيد كه صحبت كردن چقدر مهم است، حتي بارها در روزنامه ها خوانده ايم فلاني آن قدر زبان شيرين و چرب و نرمي داشت و آنقدر زيبا و در ظاهر منطقي صحبت مي كرد كه تمام اطرافيانش را شيفته خود مي كرد و در نهايت آنها را فريب مي داد تا به چيزهايي كه مي خواهد برسد! البته اين گونه افراد كه از هنر صحبت كردن در موارد منفي و رياكارانه بهره مي برند، افراد خوبي نيستند، چون به نظر من، هنر صحبت كردن هم از آن چيزهايي است كه بايد مقدس شمرده . ساعت هاي مديدي را صرف صحبت كردن، داستان سرايي، جر و بحث، تدريس و گاهي هم با خود حرف زدن مي كنيم! در عين حال ساخت و اداي جمله، لحن و صوت ما به هنگام سخن گفتن و نحوه بيان و چگونگي سخن گفتن را نيز مي توان از موارد مستقيم و مربوط به صحبت كردن دانست. چرا كه تمامي موارد ياد شده در جذب مخاطب يا مخاطبان ما نقش مهمي داشته و مي تواند قدرت ما را به عنوان معياري كاملاً واضح براي آنكه متوجه شويم ، مخاطب ما تمايل به ادامه صحبت دارد يا خير را مشخص نمايد.

 بايد گفت شناخت، ايجاد راه مناسب به اضافه انتخاب كلمات و جمله ها و همين طور نكاتي كه در سطور قبل قيد گرديد، همگي منتسب به علمي مي شود به نام علم زبان شناسي. علم زبان شناسي نظمي است كه براي درك طرز كار زبان، مورد استفاده قرار مي گيرد. ربط بين افراد از طريق صحبت دو طرفه ، ايجاد حفظ و يا از هم گسيخته مي شود و بدين ترتيب موجب مي گردد تا راه مطمئني براي درك چگونگي ايجاد، ماندگاري و يا گسسته شدن اين ربط، فراهم آيد. البته شاخه هايي از علم زبان شناسي بيشتر با تاريخ يا دستور زبان و يا آرايه هاي نمادي زبان مربوط مي شوند. اما شاخه هايي در علم زبان شناسي به جامعه شناسي زبان، تحليل، سخنراني و زبان شناسي انسان شناسانه اختصاص يافته كه بيشتر به اين توجه دارد كه مردم چگونه از زبان، در زندگي روزانه استفاده مي كنند و چگونه مردمي با فرهنگهاي متفاوت از زبان، آن هم به شيوه هاي گوناگون، بهره مي گيرند.

 به هر حال بايد اذعان داشت، علم زبان شناسي است كه مي تواند به بشر بياموزد چگونه مي توان زندگي را در اختيار گرفت و روابط با ديگران را چه در محل كار، يا ميهماني ها و مصاحبه ها و از همه مهمتر در بين خانواده، بهبود بخشيد.

 فكر كنيد در يك ميهماني نشسته ايد، ناگهان احساس تنهايي مي كنيد، از خود مي پرسيد، "مردم اين همه حرف مهم را از كجا مي آورند كه اين چنين ممتد با يكديگر صحبت مي كنند؟" پاسخ اين است كه حرف مهمي در كار نيست بلكه مردم سعي مي كنند موضوع مهمي براي صحبت پيدا كنند و بعد، درباره آن به گفت و گو بپردازند. گفت و گويي كه در واقع به واسطه آن نشان داده مي شود، افراد با يكديگر مرتبط اند. به عبارتي صحبت ميان افراد، از رابطه آنان سخن مي گويد.

● اجزاي قابل توجه

 اطلاعاتي كه به وسيله معاني كلمات منتقل مي شوند پيام و آنچه در باره روابط مخابره مي شوند، تلقي در قبال يكديگر و موقعيت و حرفي كه مي زنيم، فراپيام را تشكيل مي دهند.

 اين همان فراپيام است كه نسبت به آن واكنش شديد نشان مي دهيم. به عنوان مثال اگر كسي در حالي كه آرواره هايش را به هم فشرده و در حالي كه كلمات را با غضب و فشار از دهانش خارج مي كند به شما بگويد "من خشمگين نيستم" اين پيام را از او نمي پذيريد و به جاي آن فراپيام را از او قبول مي كنيد و نتيجه مي گيريد كه او خشمگين است. گفتن عباراتي نظير "تو اين را نگفتي اما طرز بيانت اين معنا را داشت" يا "چرا اين طور گفتي؟" يا "مسلم است اشكالي وجود دارد، لحن كلامت اين را به خوبي نشان مي دهد" واكنشهايي نسبت به فراپيامهاي سخن هستند.

در حاليكه كلمات اطلاعاتي را منتقل مي سازند، طرز سخن ما، بلندي صدا، سرعت حرف زدن، طرز اداي كلمات با تاكيدها، ذهنيت ما را مشخص مي نمايند. سر به سر گذاشتن، توضيح دادن، تهمت زدن، اينكه احساسي دوستانه داريم يا خشمگين هستيم، آيا مي خواهيم صميمي تر شويم يا بيشتر فاصله بگيريم و غيره. به عبارت ديگر طرز گفتار ما معاني اجتماعي را مخابره مي كند.

 گرچه ما پيوسته در سخن خود نسبت به معناي اجتماعي واكنش نشان مي دهيم اما حرف زدن در باره آن برايمان دشوار است. زيرا در فرهنگ تعاريف كلمات آن را نمي يابيم. انديشيدن، ديدن و يا حرف زدن در باره نيروها و فرآيندهايي كه براي آن نامي نداريم، حتي اگر اثرشان را احساس كنيم دشوار است. علم زبان شناسي واژه هايي در اختيارمان مي گذارد كه فرايندهاي ارتباط را توصيف مي كند و در نتيجه امكان ديدن، حرف زدن يا انديشيدن در باره آنها را ميسر نمي سازد.

وقتي لب به سخن باز مي كنيم، اغلب احساس مي كنيم كه صرفاً حرف مي زنيم! اما سخن ما و طرز اداي آن از دايره امكانات وسيعي انتخاب مي شود و ديگران نيز به اين انتخابهاي ما درست به همان شكل كه به لباسهاي ما واكنش نشان مي دهند و آن را نشانه شخصيت و طرز تلقي ما مي دانند، واكنش نشان مي دهند. مثلاً پوشيدن كت و شلوار مي تواند نشانه لباس پوشيدن رسمي يا نشانه احترام قائل بودن براي يك موقعيت باشد، حال آن كه استفاده از يك پوشش بسيار عادي، نشانه خودماني تلقي كردن يا جدي نگرفتن به شمار آيد. شخصيت هايي نظير رسمي يا خودماني، آراسته يا ناآراسته و طرز تلقي هايي مانند احترام قايل شدن يا نشدن با طرز سخن گفتن نيز مشخص مي شوند.

در هر صورت آنچه مسلم است آن است كه هر حرفي بايد به شكلي زده شود. هر سخن لحن، سرعت، مكث و بلندي خاص خود را دارد. ممكن است قبل از صحبت بدانيم يا ندانيم چه بايد بگوئيم يا چه مي خواهيم بگوئيم، مگر اينكه شرايط جلسه، حالت مسلم و مشخص داشته باشد. در عين حال هيچگاه قبل از سخن گفتن، تصميمي بر اينكه كجا صدا را بلند يا كوتاه بايد كرد و يا كجا تند يا سريع بايد حرف زد، گرفته نمي شود. چون رعايت و به كار بستن تمامي اين نكات بستگي به موقعيت دارد، اما همه عواملي است كه ما منظور گوينده را درك مي كنيم و در باره طرز فكر خود نسبت به نظرات يكديگر تصميم مي گيريم.

سبك گفت و گو هرگز موضوعي فوق العاده و اضافي بر گفت و گو نيست بلكه بخش اصلي و جدانشدني از آن است. جنبه هاي سبك گفت و گو، ابزار اوليه آن گفت و گو هستند. نشانه ها و علايم مهم در سخن گفتن، سرعت حرف زدن مكث ها و بلندي صداست كه جملگي آنچه را ما آهنگ صدا و صحبت مي شناسيم مشخص تر مي سازند.

 اين نشانه ها در تمهيدات زبان شناسي به كار مي روند كه اساس صحبت و گفت و گو را شكل مي دهند. مجموعه اي كه نوبت گيري در گفت و گو، بيان نقطه نظرها و اينكه در جريان صحبت و گفت و گو چه مي كنيم (گوش مي دهيم، علاقه منديم، قدرشناسي مي كنيم، رفتار دوستانه داريم، انتظار كمك داريم يا پيشنهاد كمك مي كنيم و ...) را مشخص ساخته و نشان مي دهند كه به هنگام گفت و گو، در چه انديشه اي هستيم.
 ● نشانه ها، سرعت و مكث در صحبت

 سارا سعي داشت با همسر جديد سعيد، در گفت و گو را باز كند. اما به نظر مي رسيد كه مينا (همسر سعيد) حرفي براي گفتن ندارد! در حالي كه سارا احساس مي كرد مينا حوصله گوش دادن به حرفهايش را ندارد، مينا به سعيد گفت كه سارا فرصت حرف زدن به او نمي دهد! كه در حقيقت مشكل موجود با انتظار در باره سرعت و مكث كردن ارتباط داشت نه با حرف و حوصله داشتن يا نداشتن سارا و مينا!

بايد دانست گفت و گو، يك بازي نوبتي براي سخن گفتن انسانها است! شما حرف مي زنيد، بعد نوبت به من و بار ديگر نوبت به شما مي رسد. هر كس زماني حرف مي زند كه مخاطب او حرفش را تمام كرده باشد. موضوع در ظاهر به همين سادگي است اما اينكه بدانيم طرف مقابل صحبت اش را تمام كرده است يا خير، خود موضوعي مهم است. وقتي صدا ملايم تر مي شود، وقتي گفته قبلي تكرار مي شود، وقتي ميان كلمات فاصله مي افتد و صدا باز هم ملايم شود؟ آيا تكرار جمله به معناي نداشتن حرفي تازه مي تواند باشد؟ آيا قصد، تاكيد است؟ يا ميان كلمات چه فاصله اي بايد بيفتد تا معناي "دارم حرفم را تمام مي كنم" يا "هنوز حرف دارم" يا "مكث كرده ام، اما حرفم هنوز تمام نشده است را بدهد؟"

طبيعي است كه در ميانه گفت و گو و صحبت با افراد، فرصتي صرف حل اين مسايل نمي شود. بلكه به دليل سالها تجربه در زمينه صحبت با اشخاص، فرد متوجه مي شود كه حرف پايان گرفته يا خير. از طرفي وقتي عادات گفت و گو در طرفين مشابه باشد، يا نوع سخن گفتن يكي براي آن ديگري واضح و مشخص باشد، هيچ اشكالي بروز نمي كند اما اگر عادات دو طرف با هم متفاوت شد، ممكن است يكي از طرفين گفت و گو به اين نتيجه برسد كه آن ديگري يا به حرف او گوش نمي كرده يا اصولاً اين طور تصور شود كه صحبتي براي گفتن وجود ندارد. (مثالي كه درباره سارا و مينا مطرح شد).

همچنين يكسان نبودن سبك و زمان و فرصت و مجال صحبت كردن، امكان دارد خصوصيات فرد را به جز آن چيزي كه هست، نشان دهد و درست به همين دليل است كه اندكي تفاوت در سبك گفت وگو و موضوعاتي مانند مكث و غيره مي تواند روي زندگي فرد تاثير قابل ملاحظه اي داشته باشد.

● بلندي صدا در سخن گفتن
 واي از دست شوهرم! نمي دانيد وقتي در خانه است چقدر بلند صحبت مي كند. باور كنيد از ده خانه آن طرف تر هم مي شود صدايش را شنيد. هر چه هم كه مي گويم بلند صحبت نكن، به خرجش نمي رود، ديگر كم كم دارم به بلند صحبت كردنش شك مي كنم چون با يكي- دو نفر اينطور حرف نمي زند. مثلاً هر وقت برادر كوچكش يا يكي از دوستانش كه از دوره دبيرستان با هم دوست هستند، به منزل ما مي آيند، صحبت كردنش آهسته مي شود! شما باشيد شك نمي كنيد؟!

هر حرف بايد به لحن خاصي بيان گردد. در حال صحبت نيز شدت صدا مي تواند كم و زياد شود. بلندتر حرف زدن روابط ميان نقطه نظرها را نشان مي دهد. مثلاً مي تواند حاكي از آن باشد كه "صبر كن، حرفي دارم كه بايد بزنم" يا صبر كن، هنوز حرفم تمام نشده است ياعصباني هستم و يا ... ملايم تر حرف زدن هم مي تواند معاني خاص خود را داشته باشد. به عنوان مثال، خسته شدم، تو حرف بزن، يا خجالت مي كشم با صداي بلند صحبت كنم. يا، حالا نوبت توست حرف بزني و يا نشانه اي براي احترام و ادب به ديگري و ديگران.

 بلندتر صحبت كردن از حد انتظار نيز مي تواند براي شنونده، معاني مختلفي را در برداشته باشد. مثلاً فرد فاقد قدرت ابراز وجود باشد يا در جهت تحريك احساسات باشد، يا دستور تلقي شود و ... كه به هر حال اگر با اين مسئله نيز درست برخورد نشود، شنونده را دچار گيجي و سردرگمي از نيافتن ارتباط با شخص گوينده خواهد كرد.

● آهنگ و زير و بم صدا
عادت به لحن صدا از جانب افراد، گاه موجب مي شود تا در برخورد با لحني ديگر آن لحن غيرطبيعي جلوه كند. به عنوان مثال دو نفر كه داراي فرهنگ دو گفت وگوي متفاوت اند، به طور قطع با توجه به فرهنگ خويش، با آهنگ و زير و بم و در مجموع حالت مخصوص به خود سخن مي گويند. حال اگر فردي شناخت مناسبي از مخاطب يا گوينده مقابل خود نداشته باشد، چه بسا در هنگامي كه آن فرد آرام يا عصباني است اين گونه تصور كند كه لحن طرف وي خسته كننده يا يكنواخت و يا خوشايند است.

 آهنگ صدا ناشي از تركيبي از سرعت، مكث، رسايي و از همه مهم تر تغيير زير و بم آن صدا. در واقع حالت جسماني دهان و حنجره آن را مشخص مي سازد، زير و بم صدا مانند رسايي يا ملايم بودن صدا نيز معاني نسبي متفاوتي دارد.

 از آنجايي كه نشانه هايي مانند تغييرات زير و بم صدا (و نيز بلندي و سرعت گام صحبت) همچنين نشانه بيان هاي احساسي هستند احتمالاً تعجب آور نيست كه زنها بيش از مردها، از تغييرات زير و بم صدا استفاده مي كنند. همانطور كه مشخص است زنها هم اغلب به احساساتي بودن بيش از مردها، شهرت دارند. همين مطلب، در مورد افراد يك فرهنگ خاص نيز صدق مي كند.

به هر حال بد نيست بدانيم وقتي قرار است من يا شما، در هر روز و ساعت از عمرمان، دقايق پي در پي و متوالي را صرف صحبت كردن كنيم، چه بهتر كه در باره مقتضيات و نحوه صحبت كردن بيشتر بدانيم و مهمتر از آن، اين داشته ها را به كار بنديم.

تبيان



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۴۲

اثر شگفت انگيز كلمات

ارسطو گفته است : " انسان ، چون ناطق است ، انسان است . " توان سخن گفتن ، بخش مهمي از ارتباطات ميان فردي را تشكيل مي دهد . در يك پژوهش علمي ، مشخص شده است كه ۷ درصد از ارتباطات يك شخص را ارتباطات كلامي و ۳۸ درصد آن را لحن كلام و تن صدا به خود اختصاص مي دهد .

كودكان پيش از اينكه حرف زدن را بياموزند ، مي توانند ارتباط برقرار كنند و اينكار را از طريق حركات و اعمال انجام مي دهند تا به كمك آن ، حالات عاطفي خود را بيان كنند و براي ارضاي نيازهاي خود از ديگران كمك بگيرند .

كودكان اولين كلمه را معمولا" در ۱۲ يا ۱۸ ماهگي مي گويند و كم كم به فاصله كوتاه بين ۵/۲ تا ۳ سالگي ، مي توانند روان صحبت كنند وجملاتي بسازند كه از لحاظ دستوري ، كامل و درست است و كلمات جديدي را به طرز درست به كار مي برند . كودكان در ۴ يا ۵ سالگي ، بدون آموزش خاصي ، در باره قواعد دستوري يا نحوي زبان خود ، دانش لازم را فرا مي گيرند .

كودكان به كمك كلمات و جملات ، ارتباط به مراتب موثرتري برقرار مي كنند و بهتر با ديگران ، گفت وگو مي كنند . توانايي در مكالمه ، مهارتهاي اجتماعي ، گفتاري و شنوايي را تقويت مي كند ، از جمله رعايت نوبت ، تشخيص نوبت خود براي حرف زدن ، در نظرگرفتن توان ، دانش ، علاقه و نيازهاي شنونده ، خودداري ازمسلط شدن بركنش متقابل يا قطع گفت و گوي ديگري ، تشخيص اينكه پيامي درك نشده است و روشن كردن عبارات نامفهوم ، نشان دادن علاقه و توجه به ادامه گفت و گو از طريق غير كلامي مثل چشم در چشم دوختن و ازاين قبيل مهارتها هستند .

كودكان شهري در سن ۶ سالگي ، بين ۸۰۰۰ تا ۱۴۰۰۰ كلمه را ياد گرفته اند و در ارتباط كلامي خود از آن استفاده مي كنند . آنها هنگام گفت و گو با كودكان كم سن تر ازخوداز كلمات و جملات ساده تر استفاده مي كنند . اين امر نشان دهنده كسب مهارتهاي اجتماعي كودك است .

ارتباط كلامي اهميت بسيار دارد ، زيرا يكي از ابزارهاي اوليه اي است كه انسان براي تاثير در محيط و كنترل و درك آن به كار مي برد . به علاوه حداقل در مورد بيشتر افراد ، مهارت در كاربرد كلام گفتاري ، يكي از وسايل عمده افزايش پاداشها و كاهش تنبيهاتي است كه از محيط حاصل مي شود .

دراغلب جوامع جديد ، بسياري از موفقيت ها در گرو مهارت در چرخاندن كلمات است . انسانهاي موفق ، جملگي به دليل فراست در انتخاب كلمات مناسب ، توفيق يافته اند . در ارتباط كلامي ، هدف اثرگذاشتن بر رفتار ديگران است .

در ارزيابي اثرات رفتاري ارتباط كلامي ، پيچيدگي زيادي وجود دارد . در واقع هدف كلي ارتباطات كلامي ، تغيير يا اصلاح در منبع معني شنوندگان است . به عبارت ديگر ، گوينده اميدوار است كه درمخاطبان او ، پس از فراغت ازموقعيت ارتباطي ، تغيير الگوي رفتاري ديده شود .

از ديدگاه ارزشي نيز در جوامع انساني ، هدف ارتباط كلامي ، ايجاد زمينه اي براي مبادله آزاد انديشه هاست . ارتباط كلامي بايد نظم وهماهنگي اجتماعي را تامين كند . ارتباط كلامي بايد هر آنچه را كه در آدمي ، والا و انساني است ، ارتقا بخشد و با هر آنچه پست و ناپسند است ، پيكار كند .

ارتباط كلامي ، شايد مهم ترين ابزار درجذاب كردن زندگي است . تصور كنيد اگر توان حرف زدن نداشتيم ، زندگي ما چگونه بود ؟ ابتدا ، براي اينكه بتوانيم به ديگران نشان دهيم چگونه فكر مي كنيم و چه احساسي دارم ، امكانات كمي داشتيم و همچنين خيلي كند مي توانستيم بفهميم كه ديگران در ارتباط با ما چه فكر و احساسي دارند .

ارتباط كلامي ، بيشترين ارتباط روزانه بين انسانها را مي سازد و اجازه مي دهد بين انسانها ، ارتباطات عميقي ايجاد شود . ارتباط كلامي است كه به دو نفراجازه مي دهد ، يكديگر را شكوفا كنند ، همديگر را حمايت كنند ، مهرباني نمايند و رضايت خاطر در زندگي فراهم آورند .

نفس حرف زدن در باره مسايل و مشكلاتي كه داريم، دريك رابطه مطلوب ما را خوشحال مي كند و اضطراب ما را كاهش مي دهد . بدون ارتباط كلامي ، زيبايي و جذابيت زندگي ما بسيار پايين مي آيد . كلام به ما امكان مي دهد كه براي ديگران خوشبختي ، غم و يا وحشت خلق كنيم . به عبارت ديگر ارتباطات كلامي ، منبع مهمي از احساسات مطلوب و نامطلوب ، خوشايند و يا ناخوشايند ما محسوب مي شوند .

در فرايند ارتباط ، پيام منتقل مي شود اما معني منتقل نمي شود . معني ، خاص هر شخص است ودر منبع معني واقع در مغز او جاي گرفته است . وقتي ارتباط برقرار مي شود در واقع مشابهت معني ميان معني مورد نظر فرستنده پيام با معني متجلي شده در گيرنده پيام حاصل شده است .

براي اثر بخش ارتباط كلامي ، بايد كلام به شكل كاملا" صريح بيان شود و از گيرنده پيام ، تائيديه مبتني بر دريافت صحيح پيام ارسالي گرفته شود . در ارتباط كلامي استفاده از عبارتهاي چند تفسيره ، لغت هاي نسبي ، زبان انتزاعي ، ابهام در ارائه پيام و زبان هيجاني موجب ايجاد سوء تفاهم و اختلال در ارتباط مي شود .

درخصوص اينكه آيا فرمولي وجود دارد كه طبق آن نحوه واكنش گيرنده پيام محاسبه و اندازه گيري شود ، بايد گفت ، چنين فرمولي وجود ندارد . مثلا" بگويم اگر پيام دهنده مشخصات B, A و C و پيام ارسالي ويژگي E ,D و F را داشته باشد ، پيامگير واكنش X را نشان خواهد داد ، چنين چيزي در عالم واقعيت ، امكان وجود نمي تواند داشته باشد .

در واقع درباره مباحث انساني ، نمي توان احكامي از نوع قوانيني كه در باره پديده هاي فيزيكي ممكن است ، صادر كرد . مثلا " فيزيك مي گويد اگر در فشارمتعارف دماي آب را تا ۱۰۰ درجه بالا ببريم ، به جوش مي آيد . در علوم انساني از جمله ارتباطات اجتماعي ، چنين احكامي وجود ندارد ، اما با اين وجود ، برخي فرضيه ها كه در اثر پژوهشهاي علمي ، حاصل شده است ، دراين مباحث قابل طرح است.

يك تيم پژوهشي به سرپرستي " دكتر ماسارو ايموتو " در ژاپن ، به مدت ۱۵ سال روي اثر كلمات بر سلامتي انسان و حيوانات و همچنين رشد گياهان تحقيق كرده است.

دكتر ايموتو در اين پژوهش به يك راز شگفت انگيز جهان هستي دست يافته است . تحقيق او نشان مي دهد كلمات مي تواند باعث ايجاد واكنش هاي باور نكردني در آب شود.


نويسنده:قادر باستاني


خبرگزاري فارس



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۴۱

۳ اشتباه در برقراري رابطه و راه حل ۲ مسئله


● اشتباه بزرگ در ارتباطات
 اسـرار بـرقـراري يك رابـطـه مـؤثـر چـيـست؟ چـگونـه يك زن آنچيزي را كه ميخواهد بدست مي آورد در حاليـكه شـريـك زنـدگيش را نيز به خواسته اش ميرساند؟ بگذاريد نگاهـي داشته باشيم به سه مشكل اصلي كه اكثر زوج هـا بـا آن دست به گريبان ميباشند و ببينيد چگونه ميتوان آنها را حل نمود.

اشتباه ۱)
▪ ايجاد ارتباط براي زير نفوذ خود قرار دادن و زرنگي
 گاهي اوقات ما يك رابطه را براي بدست آورن خواسته هايمان آغاز مي كنيم خواه طرف مـقابـل تـوانايي برآوردن آن را داشته باشد و خواه نداشته باشد. قـهـر مـي كنـيم، اخــم مي كنيم، تهديد ميـكنيم، چاپلوسي ميكنيم و آنچه در تـوان داريم براي ايجاد احساس ناراحتي در طرف مقابلمان انجام مي دهيم.

اين نـوع رفـتـار، گـرچـه مـمـكن اسـت بطور موقتي مؤثر باشد، اثر بسيار ناگواري در طولاني مدت بر سلامـت رابـطه خـواهـد گذارد. آن را رها كنيد، براي خواسته و پيشنهادات نفر ديگر احترام قائل گرديد. اگر او نمي تـواند خواسته شما را برآورده كند، ببينيد ميتوانيد خودتان آن را به خود بدهيد.

اشتباه ۲)
▪ ايجاد ارتباط براي فريب دادن
 با اينكه نيازي به گفتن ندارد، اين يكي از خطرناكترين انواع رفتـار اسـت كـه بـسيـاري از رابطه ها را نابود مي كنـد. دروغ هـا، گـزافه گـويـي ها، بازي دادن ها و نيرنگهاي متداول همگي باعث پريشاني و رنجش ميــگردند. آنها بنيان رابطه را به لرزه درآورده و در نهايت شكافي عميق در اعتماد بوجود مي آورند.

نسبت بـه خـطر آن هـوشيـار بـوده و پيش از اينكه آغاز شود متوقفش سازيد. اگر اين چيزي است كه براي شما آشنا بنظر ميـرسـد، ابتدا آنرا در رفتارهاي خودتان مورد سنجش قرار دهيد. اگر صادق و رك باشيد، ديگر مايل به پذيرش فريب ديگران نخواهيد بود. در روابط خود راستي و درستي را پيشه كنيد.

اشتباه ۳)
 ▪ ايجاد ارتباط با پيغامهاي متناقض
 پـيـامـهاي متناقض: چيزي را گفتن و چيز ديگري را انجام دادن -- يك فـرم بـسيـار رايــج فريب و نيرنگ مي بـاشد. همچنـين ايـن مـي تواند بـصورت قـول دادن لفـضي يـا عـملي و انجام ندادن آن دربيايد.

پيغامهاي متناقض باعث پريشاني بسيار ميگردند. هميشه به اعمال فرد توجه نماييد. معـمولا اعمال نـسبت بـه گـفتـار هـمتـرازي بيـشتري با حقيقت دارنـد. اگـر گـفتـارشـان بـا اعـمالـشان در تناقض بود، آنچه كه گفته مي شـود را نـاديـده پـنـداريـد.

درك كنيد كه شخص داراي تعارض بـوده و اجازه ندهـيـد شـمـا را نـيـز دچــار آن احساس نمايد.

● راه حل هاي دو مشكل اصلي در روابط
 هيچ رابطه اي بدون برقراري ارتباطات مؤثر دوام زيادي نخـواهـد آورد. مـا در سـراســر روز صحبت ميكنيم (و گوش مي دهيم )، اما تنها بخش كوچكي از ارتباط ما بصورت گفتاري رخ ميدهد. بيشتر اوقات تصور مي كنـيم كـه ديـگران گفته هاي ما را گوش داده و متوجه مي شوند، اما عمدتا اين موضوع صــحت ندارد.

 اغلب شخص ديگر در حال انديشيدن به آنچيزي ايست كه ميخواهد در جواب صحبتهاي شما بگويد، و نوعي خيالپردازي كه هيچ ارتباطي به موضوع مورد بحث ندارد را در ذهن خود مي پروراند. هنگاميكه نزاع ميكنيم، مي خـواهـيـم بيـش از پـيش فـهميده شويم و واژگان همانند تير به جلو و عقب به پرواز درمي آيند. در اين شرايط، تجزيه و تحليل مسئله ميتواند دور از ذهن گردد.

 بنابراين اسرار ارتباط مؤثر چيست؟ بـه دو مشكل اساسي در ارتـباطـات و نحوه حل آنها توجه نماييد. بعد از اين مرحله خواهيد توانست پايه هاي بهتـرين نـوع رابـطـه اي كـه تــا بحال تصورش را ميكرديد را بنيان نهيد.

▪ مشكل اول)
مي خـواهيد حـق را بـخود داده و ثـابت كنيد كه ديگري در اشتباه است
 پيش از آنكه بتوانيد يك ارتباط مؤثر را آغاز كنيد، بايد نگاهي موشكافانه بـه قصد و غرض خـود بـيندازيد. آيا براي اينكه توسط ديگران فهميده شويد ارتباط برقرار مي كـنـيـد، بـراي بدست آوردن خواسته ها، يا هدف ديگري را فرا سوي سخـنـانـي كـه در حـال بـيـان آنها هستيد دنبال ميكنيد؟ بسياري از زوج ها به مرحله اي ميرسند كه فقط ميخواهند ثابت كننده حق با آنها بوده و نـفــر ديـگر در اشـتـباه است (و هميشه اينطور بوده است). اين نـوع رابطه همانند نبرد مي ماند.

 اين سخنان مملو از خشـم و سـرزنش بـوده و سـبــب ميگردند نفر ديگر احساس كوچكي نـمـايـد. حرف هاي رد و بدل شده در چنين رابطه اي هرگز گوش داده نميشوند. هرچند كه آنچه با صداي واضح و بلند خوانده ميشود خشم و عدالت موجود در فراسوي مراودات است. جهت رفع اين مشـكل، تصميم بگيريد همديگر را سرزنش نكنيد و به صحبتهاي يكديـگر بـا خـلوص نـيـت گـوش دهيد.

تصميم بگيريد كه درصدد ثابت كردن چيزي برنيامده و در عوض راهي براي ايجاد يك پـل بـراي درك مـتـقابل پيدا نماييد. اين تصميمات در موفقيت يك رابطه بسيار مفيد واقع خواهند شد.


 ▪ مشكل دوم)
 قادر نيستيد به حرفهاي طرف مقابل گوش دهيد
 بياد داشته باشيد كه يك ارتباط فقط از صحبت كردن تشكيل نشده بلكه شـامل شنيدن و گوش دادن به آنچه كه در حال بيان است نيز ميباشد. ما ميتوانيم كارهاي زيـادي براي آموختن هنر گوش دادن انجام دهيم، امـا بـراي آغـاز، بـسيار مـهـم اســت كه بدانيم اگر فـردي بخـواهـد نـقطه نـظرات خـود را كــنار گذاشته و حقيقتا آماده دانستن درون و افكار ديگران گردد، آنگاه از روي صداقت آنچه كـه در حال گفتن است را فقط بايد "بشنود." اين كار خيلي هم آسان نيست.

بسياري از ما آنچه كه ميشنويم را بسرعت تعبير و تفسير كرده و آنرا در يك شكاف آماده قرار مي دهيم. برخي صحبتها را تحريف مي كـنند. برخي تظاهر به گوش دادن ميكنند درحاليكه سرگرم افكار خود هستند.

يك راه حل بــراي ايــن مشكل آن است كه برداشت خود را از صحبتهاي ديگران بــراي آنـها تكرار نماييد. بگذاريد بدانند كه ارتباطات آنها چگونه درون ذهن شما تفسير مي گـردند. اجـازه دهـيـد ديــگران پـيغامـهاي خــود را با استنباط شما منـطق سازند. و در نهايت، راغب حقيقي شنـيـدن منظور آنها باشيد.

 

سيمرغ



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده