مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 11801
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 35
همه : 4340283

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۳۵

فكركنيم، گوش كنيم،حرف بزنيم

به نظر مي رسد مردان و زنان نه تنها در گوش دادن بلكه هيچگاه در روابطشان هم درست عمل نمي كنند.شما مي بينيد عدم توانايي در برقراري ارتباط يكي از دلايلي است كه بسياري از روابط و ازدواج ها را با شكست روبه رو مي كند.
 

عدم توانايي در شنونده بودن يكي ديگر از دلايل اصلي عصباني شدن مردم از يكديگر است. گاهي فكر مي كنيم كه حرف زدن بيشتر به نفع ماست تا گوش دادن. يكي از بزرگترين مزاياي حرف زدن اين است كه فرصت كنترل افكار و اعمال ديگران را فراهم مي كند.
 

دليل ديگر اين كه مردم به حرف زدن بيشتر از گوش كردن تمايل دارند اين است كه فكر مي كنند بدين ترتيب احترام و تحسين ديگران را به دست مي آورند و اگر ساكت بمانند گوشه گير و بي ارزش به نظر مي رسند.
اما واقعيت اين است كه اگر مي خواهيد ديگران را به وسيله كلمات جذب و متقاعد كنيد(خصوصا همسرتان را)اول بايد ببينيد چه مي گويند. دليل اصلي اينكه ما شنونده خوبي نيستيم اين است كه:
 

۱) گوش دادن نيازمند تغييرات جسمي است، وقتي كه فردي به ديگري گوش فرا مي دهد يكسري تغييرات در بدن وي صورت مي گيرد. شنوايي افزايش مي يابد دماي بدن بالا رفته و تنفس سريع تر مي شود. البته اگر به تمام اين تغييرات توجه كنيد در حقيقت به آنچه كه ديگران مي گويند توجه نخواهيد داشت.

 ▪ نكته:
براي جلوگيري از حواس پرتي در نتيجه به رفتار خودتان نسبت به آنچه كه ديگران مي گويند هوشيار باشيد و روي پيام حرف هايشان تمركز كنيد.

 ۲) افكار سريع، انسان قادر است واژه ها را سريع تر از آنچه مي تواند صحبت كند بفهمد. يك فرد عادي مي تواند در دقيقه تا ۶۰۰ كلمه راپردازش كند در حالي كه نرخ تكلم همين فرد حدود ۱۲۵ تا۱۵۰ كلمه در دقيقه است. بنابراين از آنجايي كه مغز ما كلمات را سريع تر از آنكه بيان كند پردازش مي كند و مي فهمد وقتي پاي صحبت كسي مي نشينيم علاوه بر آن كه مي توانيم متوجه حرف هاي او باشيم وقت اضافي زيادي هم براي افكار شخصي خود در اختيار داريم.

▪ نكته:
به جاي اين كه از اين فرصت اضافي براي رد يا تقابل با صحبت هاي همسرتان استفاده كنيد عقايد، شكايات يا بازتاب هاي وي را درك كنيد.
 

۳) فرضيات غلط، اغلب اوقات مردم، گوش نمي كنند چون فكر مي كنند آنچه كه ديگري مي خواهد بگويد را مي دانند يا اينكه موضوع به قدري پيچيده است كه متوجه آن نخواهيد شد يا آنقدر مهم نيست كه به آنها گوش دهند.
 

▪ نكته:
به جاي اين كه فرض كنيد افكار همسرتان خيلي روشن، ساده، پيچيده يا خيلي كم اهميت تر از آن است كه به آنها توجه شود بايد به دقت به آنها گوش كنيد. قبل از اينكه صحبت فرد به پايان برسد در مورد او قضاوت يا ارزشيابي نكنيد. قبل از اين كه در مورد همسرتان قضاوت كرده باشيد بكوشيد عقايدش را بفهميد. اول خوب گوش كنيد و مطمئن شويد كه فهميده ايد و سپس ارزشيابي كنيد.
 

۴) گرفتاري هاي شخصي، وقتي خيلي در فكر مشغله هاي شخصي خود باشيم باعث مي شود نتوانيم فرايند گوش دادن را به درستي انجام دهيم. بعضي وقت ها به گونه اي تحت فشار قرار مي گيريم يا نگراني هايي در ما وجود دارد كه مانع از آن مي شود كه روي پيام صحبت هاي ديگران تمركز داشته باشيم.

▪ نكته:
به جاي اين كه براي بي ادبانه جلوه نكردن رفتارتان وانمود كنيد كه داريد به همسرتان گوش مي كنيد بايد به او بگوييد كه در حال حاضر مسايل و نگراني هايي در ذهن شما وجود دارد كه نمي گذارد با دقت به حرف هاي او گوش كنيد. ممكن است با گفتن اين مساله حالا او شنونده حرف هاي شما شود.
 

۵) تعداد زياد صحبت كننده ها، ما زندگي پرمشغله اي داريم. هر روز به همسرانمان، فرزندانمان، والدينمان، خواهر و برادرانمان، معلمانمان ،همكارانمان، رسانه ها، همسايه ها، فروشنده ها و حتي غريبه ها گوش مي دهيم.
غيرممكن است كه بخواهيم به تمام آنها و پيام حرف هايشان به دقت گوش دهيم. بنابراين گاهي اوقات نياز پيدا مي كنيم توجهمان رامعطوف به چيزي نكنيم. يا به صورت گزينشي به پيام ها گوش كنيم تا بتوانيم به مهم ترين آنها توجه كنيم.

▪ نكته:
حق تقدم در گوش دادن را به آنهايي بدهيد كه براي شما عزيزترند و يا آنهايي كه طبق روال زندگي با آنها سر و كار داريد مثل همسر، فرزندان، خانواده، همكاران و رييسان. كم توجهي را براي وقتي بگذاريد كه تلويزيون تماشا مي كنيد يا راديو گوش مي دهيد.

 ۶) حواس پرتي، پزشكان را به آن پارازيت خارجي مي گويند. صداي بلند تلويزيون در پس زمينه، موسيقي، محاوره ديگران ( در پس زمينه) ترافيك، شرايط جوي و نظاير آن مي توانند بر قابليت گوش دادن شما تاثير بگذارند.

▪ نكته:
اگر مي بينيد كه نمي توانيد درست به همسرتان گوش كنيد يا تمركز روي صحبت هاي او مشكل است، سعي كنيد عوامل حواس پرتي را كاهش داده و يا از بين ببريد، تلويزيون را خاموش كنيد، پنجره را ببنديد ، صداي موسيقي را كم كنيد و يا به مكان ساكت تري برويد.


داود نادري
 مشاور اجتماعي جوانان


روزنامه جوان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۳۴

چاپلوسي، ناپسند اما پرطرفدار

يكي از بلايايي كه روابط اجتماعي شهروندان در عرصه اجتماع مورد تهديد قرار مي دهد تملق و چاپلوسي است كه متاسفانه باب ميل بسياري از افرادي قرار مي گيرد كه تشنه شنيدن آن هستند.

در واقع اين پديده كه در جوامعي كه سطح شعور اجتماعي بالايي ندارند با استقبال افراد زيادي مواجه مي شود و حتي كساني كه از آنها تملق مي شود لب به اعتراض نمي گشايند و شادمان از شنيدن آنچه در خور لياقت خود نمي بينند،بر دامنه تكبر خود مي افزايند.
 

چاپلوسي كه ما از آن سخن مي گوييم،اغلب نسبت به كساني صورت مي‏پذيرد كه از توان‏منديِ اقتصادي، سياسي،اجتماعي يا اداري بهره‏مندند.

البته اين وضع محدود به تاريخ معاصر ايران نيست و گفتارهايي از تاريخ كهن وجود دارد كه بر اساس آن مي‏توان دريافت كه چاپلوسي در مناسبات ايرانيان از ديرباز وجود داشته است و جان نثاران دروغين زيادي در همه عرصه ها باعث مي شدند تا حاصل زحمات و خدمات ارزنده بسياري از افراد متين جامعه ناديده گرفته شود.اين گونه مطالب در نوشته هاي ادبي ايران نيز به چشم مي خورد و همواره شعرايي هم كه كرامت نفس و متانت طبع بلندي برخوردار بوده اند در نكوهش آن سخن بر زبان رانده اند.

عبيد زاكاني در يكي از طنزهاي گزنده خود اين موضوع را به خوبي نشان داده و معلوم مي‏كند كه متاع تملق و چاپلوسي دستِ كم در دربار ايران و قدرت‏مندان مستبد وجود داشته است. سلطان محمود را در حالت گرسنگي، بادمجان بوراني پيش آوردند. خوشش آمد و زياد خورد و گفت: بادمجان طعامي است خوش. نديمي در مدح بادمجان فصلي پرداخت. سلطان چون سير شد، گفت: بادمجان سخت مضر چيزي است، نديم در مضرت بادمجان مبالغتي تمام كرد. سلطان گفت: اي مردك نه آن زمان مدحش مي‏گفتي؟! نديم گفت: قربان! من، نديم توام نه نديم بادمجان.

و به اين ترتيب مي‏توان دريافت كه حكومت‏هاي استبدادي خاستگاه عمده‏ي چاپلوسي بوده است. بايد اشاره كرد كهچاپلوسان به خاطر منافع شخصي خودشان به تملق و مبالغه درباره‏ي خصوصيات و توانايي‏هاي توان‏مندان متوسل مي‏شوند و آنها را ستايش مي‏كنند.

اين واقعيت را نيز بايد در نظر گرفت كه بسياري از پديده‏هاي اجتماعي با گذشت زمان در رفتار جامعه نهادينه مي‏شوند و رسوب مي كنند، و اكثر مردم با آن خو مي‏گيرند؛ بنابراين حتي در صورتي كه عوامل شكل دهنده‏ي پديده‏ها از بين بروند، باز هم آن پديده‏ها به تداوم خود در عرصه جامعه ادامه مي دهند. تملق هم يك پديده‏ي كهن است و نمي‏توان انتظار داشت كه از جامعه محو شود. چون سايه‏ي استبداد براي مدتي طولاني در تاريخ و فرهنگ بومي ايران وجود داشته و باعث شده تا رفتارهاي تملق آميز ا اشاعه و گسترش داده شود.

در محيطهاي كه چاپلوسي متدواول است ، هر نوع تعبير بايد مورد پسند طبقه‏ي ممتاز جامعه باشد. در نتيجه صداقت و پاي بندي به اصولي كه تامين كننده منافع واقعي مردم است، جاي خود را به تحسين مبالغه آميز و در نهايت به چاپلوس مي‏دهد. البته شيوه و شكل چاپلوسي متنوع و متعدد است. ممكن است به صورت‏هاي آشكار و پنهان صورت مي‏گيرد

 دادن القاب و عناوين جعلي و غير واقعي و ستودن غلط آميز طرف مقابل، يا افراد بالا دست از جمله شكل‏هاي چاپلوسي است.در اين زمينه برنامه هاي طنز تلوزيوني هم كه بي شك بدون تملق و چاپلوسي مديران سيما نمي توانسته اند تا بدين مرحله پيش آيند اين نوع چاپلوسي را به تصوير كشيده اند و با توجه به اينكه به محتواي خود اين برنامه ها هم انتقادات واقعي زيادي وارد است ، اما توانسته اند تصوير روشني از اين عمل ناپسند دربراي مخاطبان خود نمايش دهند.حال بايد يادآوري كرد كه در چه جوامعي مي توان خواستگاه اين آفات را يافت.

چاپلوسي ويا ساير آفات اخلاقي در هر مجموعه‏اي نشان گر نا سالم بودن روابط و مناسبات و هنجارهاي حاكم بر آن جامعه است. چنين فضايي در جامعه زماني شكل مي‏گيرد كه منزلت‏ها و نقش‏ها آن گونه كه شايسته‏ي افراد است توزيع نشود و در واقع شايسته سالاري به معني واقعي آن وجود ندارد. اگر هر شخص در جايگاه در خور نشان خود قرار گيرد و مطابق با منزلت واقعي‏اش از نقش اجتماعي مناسب برخوردار شود، مناسبات در روابط اجتماعي نيز از سلامت كافي برخوردار خواهد شد.
 

البته در اين خصوص بايد به ظرفيت افراد متسدي امور نيز نگاه كرد.افرادي كه همواره با رفتار روشن خود اجازه نداده اند تا جو تملق و چاپلوسي حاله اي بر گرد آنان ايجاد كند كم نبوده اند.مثال تاريخي آن را مي توان به افراد بزرگ تاريخ چون ائمه اطهار ربط داده كه پيشاپيش خطرات ناشي از مدح چاپلوسانه در مورد خود را خنثي كرده اند و در سيره عملي خويش نيز هيچ گاه فرصت چاپلوسي آگاهانه يا ناآگاهانه را در اختيار اطرافيان قرار نمي‏داد و تا جايي پيش رفته اند كه عقل را معيار مناسبي براي قياس آنچه مداحين و مورخين مي گويند، قياس و ميزان براي آيندگانبر شمرده اند.متاسفانه در جوامع ما حتي گفتار بزرگان دين و معرفت نيز به فراموشي سپرده مي‏شود.

كمتر كسي به ياد مي‏آورد كه علي عليه السلام چگونه با چاپلوسان روبرو مي‏شد و درباره‏ي آنان چه مي‏گفت. ايشان مي‏فرمودند: »بر چهره ستايش گران، و اندام چاپلوسان خاك بيفشانيد«. و يا اين‏كه: »

 از دوست داشتن چاپلوس و ستايش‏گر برحذر باش؛ زيرا اين لحظه، از حساس‏ترين لحظات براي نفوذ شيطان است تا بدان وسيله كار نيك نيكوكاران را ضايع كند.
 

امام علي عليه السلام هنگام ورود به شهر انباز، خطاب به كساني كه پشت سر ايشان پياده روان بودند فرمود: »اين چه كاري است كه مي‏كنيد؟ گفتند: رفتاري است كه بدان اميران‏مان را بزرگ مي‏داريم. علي عليه السلام فرمود: به خدا قسم اميران شما از اين كار هيچ سودي نمي‏برند. شما در دنياي خودتان برخودتان سخت مي‏گيريد، و در آخرت با اين كار به تيره بختي گرفتار مي‏آييد و چه زيان‏بار است مشقتي كه در پي آن كيفر دوزخ باشد، و چه سود آور است آسايشي كه با آن آسودگي از آتش دوزخ همراه باشد.«

قداست سازي نيز به اعتقاد صاحب نظران زمينه‏اي مهم براي رواج چاپلوسي است .تجربه اروپا نشان مي‏دهد كه قداست سازي‏ها باعث مي‏شود انسان در مقابل آنچه كه مقدس نمايانيده مي‏شود، زانو بزند.

و اگر كسي به آن مقدسات معتقد نباشد، به ريا روي مي‏آورد و كسي هم كه مي‏خواهد از اين وضع سوء استفاده كند و موقعيت خود را بهبود ببخشد با چاپلوسي بر ستايش افراطي روي مي‏آورد. به اين ترتيب بين انسان و خدا دوگانگي و تقابل پيش مي‏آيد.
 

علاوه بر عوامل ياد شده، بايد به انگيزه‏ها و كنش‏هاي شخصيتي و رواني و اجتماعي اشاره كه بذر چاپلوسي را در سرزمين دل‏ها مي‏افشاند. و به اين ترتيب براي فرو كاستن از دامنه‏ي چاپ لوسي، نخست بايد به تدبيري براي حفظ و پاسداشت حريم حقوق و اخلاق فردي همت گمارد تا آن‏كه اخلاق دست خوش مطامع قدرتمند واقع نشود؛ و تنها با شايستگي كامل، مبناي نيل به امكانات قرار گيرد.در اين زمينه كم كاري و كم لطفي متوليان امور جامعه را هم نبايد دست كم گرفت و بايد اذعان داشت كه اصلاح ساختار اداري و همچنين اجراي عملي و نه در حد شعار باور به شايسته سالاري مي تواند به از بين بردن عادات ناپسند ديرين كمك زيادي كند


سيد محمدموسوي


هفته نامه فصل نو


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۳۳

آيا مي دانيد گوش دادن هم ارتباط كلامي است؟

زندگي انسان از بدو تولد در ميان ديگران و در اجتماع آغاز مي شود.
 نوزاد كه به تدريج در ميان ديگران زندگي مي‌كند، رفتارهاي اجتماعي را ياد مي گيرد و با محيط زندگي خود سازگار مي شود.

 يكي از رفتارهاي اجتماعي انسان حرف زدن يا ارتباط كلامي است. «بطور كلي ارتباطCommunication يعني فرايند انتقال پيام از فرستنده به گيرنده مشروط برآن كه محتواي مورد انتقال از فرستنده‌ برگيرنده منتقل شود و بالعكس . براي برقراري رابطه، انتقال دهنده و گيرنده بايدكد يا رمزمشتركي داشته‌باشند تا معني اطلاعات موجود درپيام بدون‌اشتباه تعبير‌شود.»۱

 اين كد يا رمز مشترك در ارتباط كلامي از جنس كلام يا زبان مشترك است ; كه خود همواره با رمزها و كدهاي غير كلامي مثل حركات و حالتهاي بدن , چهره و دست و ... همراه است ( زبان بدن ) . اين رفتارهاي غير كلامي به شكلي تفكيك ناپذير بخش كلامي شنونده را تحت تاثير خود قرار مي دهد .

با توجه به تعريف ارتباط، هر ارتباطي دو سو دارد: يكي فرستنده و ديگري گيرنده (فعلاً به پيام و كانا‌ انتقال آن كاري نداريم.)

 در ارتباط كلامي فرستنده همان گوينده‌است و گيرنده همان شنونده .

 بنابراين مي بينيد كه نقش شنونده كم از گوينده نيست و هر دو نقشي برابر در انتقال پيام يا در ارتباط كلامي دارند.

 پس گوش‌دادن هم بخشي از ارتباط كلامي است.

 حالا به اين پرسش پاسخ دهيد: يك شنونده خوب چه ويژگي هايي دارد؟
 شنونده ي خوب يا فعال نقش خود را در ارتباط كلامي مي داند و آن را دست كم نمي گيرد. براي مثال وقتي كسي حرف مي زند، شنونده ي خوب مراقب است كه
حواسش پرت نشود. براي اين كار سعي مي كند هرچند لحظه يك بار حرف‌هاي شنونده را در ذهن خود خلاصه كند و مهم‌ترين بخش آن را به خاطر بسپارد.
 

مراقب زبان بدن يا پيام‌هاي غيركلامي خود است . براي اين كار سعي مي كند به حالت‌هاي خود تسلط داشته‌باشد. گاه‌‌گاه با يك حركت سر يا دست يا تغييرحالت در چهره‌ نشان دهد كه دارد به حرف گوينده توجه مي كند. گاه با بيان كلمه‌هاي كوچك و اصوات لازم گوينده را تشويق مي كند كه به حرفش ادامه دهد.

 ▪به ارتباط از طريق چشم اهميت مي دهد و به چشم‌هاي طرف مقابل نگاه مي كند.

 ▪وسط حرف گوينده نمي آيد و كلامشكرد. مشكل اين است كه سرعت فكر كردن، سريع‌تر از سرعت تكلم است. سرعت تكلم در حدود ۱۲۵ لغت در دقيقه است يعني فرد در يك دقيقه مي‌تواند ۱۲۵ لغت تلفظ كند. اما ما چهار برابر سريع‌تر فكر مي‌كنيم. با يك محاسبه ساده متوجه مي‌شويم كه وقتي كسي با ما صحبت مي‌كند علاوه بر صحبت طرف مقابل، فكر در همان زمان براي ۴۰۰ لغت ديگر هم، زمان دارد.

اگر ما شنونده ضعيفي باشيم خيلي زود بي‌صبر شده افكارمان به مطلب ديگري براي يك لحظه جلب مي‌شود سپس به حرف‌هاي گوينده برمي‌گردد. اين برگشت‌هاي كوتاه همين‌طور ادامه مي‌يابد. سپس زماني‌كه دوباره افكارمان به صحبت گوينده برمي‌گردد در مي‌يابيم كه چقدر از ما جلوتر است. هنوز گوينده حرف مي‌زند و حالا، همراهي با گوينده براي ما سخت است.


 شنوندگان خوب، از مشكلي كه گفته شد ”سرعت فكر، سريع‌تر از تكلم است“ استفاده مي‌برند. چگونه؟ آنها دائماً زمان اضافي فكر را به آنچه كه گفته مي‌شود اختصاص مي‌دهند. ”آنچه كه گوينده مي‌گويد با واقعيت مطابقت دارد؟ آيا اين حرف‌ها بدون پيش‌داوري هستند؟ آيا سخن گوينده براي اثبات نظرش است و آيا اصلاً من تصوير كاملي از آن‌را در اختيار دارم؟ ”

افكار شنونده خواه ناخواه به‌دليل مشكلي كه ذكر شد به مطالب ديگر جلب مي‌شود. اما مي‌بينيد كه انحراف افكار يك شنونده خوب با طرح چنين سؤالاتي حول مطالب فرد گوينده مي‌چرخد نه موضوعات متفرقه ديگر.
 

همچين گوينده معمولاً همه منظور خود را در مجموعه‌اي از لغات بيان نمي‌كند؛ يعني لغاتي كه گوينده به‌كار مي‌برد گوياي همه چيز نيست. تغيير صدا، بالا و پائين رفتن تن صدا، حالت صورت، علامت‌هائي كه گوينده با دستش نشان مي‌دهد و حركات بدن ممكن است معنا داشته باشد كه يك شنونده خوب به همه اين علامت‌ها توجه مي‌كند.

شنونده خوب از تمام مواردي كه توجه را منحرف مي‌كند دوري مي‌كند. در را مي‌بندد. راديو را خاموش مي‌كند. نزديك كسي‌كه حرف مي‌زند مي‌رود. در موقع صحبت گوينده، به او نگاه مي‌كند و توجه او تنها زماني قطع مي‌شود كه ضرورت دارد مطلبي را روشن كند.
 

همه مطالعاتي كه بر روي مهارت‌هاي شنيدن صورت گرفته بر روي موضوع ”علاقه“ زياد تأكيد دارد. شنوندگان ضعيف به‌ندرت شانسي به گوينده مي‌دهند. آنها بلافاصله بعد از شنيدن چند جمله ‌آن‌را خسته‌كننده مي‌يابند، عمل شنيدن را تمام مي‌كنند، توجه‌شان غيرفعال مي‌شود و به افكار خود گوش مي‌سپارند.

از طرف ديگر شنوندگان خوب سعي مي‌كنند از آن‌چه كه گفته مي‌شود مطلب جالبي را بيابند. شنوندگان ضعيف از آغاز صحبت اگر مطلبي موافق نظرشان نباشد در فكرشان شروع به محكوم كردن گوينده كرده، به‌دنبال طرح پرسشي يا نقشه‌اي هستند كه گوينده را شرمنده كنند؛ و اگر هم نتوانند، به افكارشان برمي‌گردند تا از احساساتشان حمايت كنند. ولي شنوندگان خوب عمل شنيدن را ادامه داده و زود هيجان‌زده نمي‌شوند و درصدد محكوم كردن طرف مقابل برنمي‌آيند. آنها از داوري و قضاوت سريع مي‌پرهيزند، حتي وقتي با نظر گوينده كاملاً مخالف باشند. همين عدم شتابزدگي باعث مي‌شود كه جوابي هم كه به گوينده مي‌دهند بسيار تأثيرگذار باشد.


 با روشي كه براي گوش دادن به حرف‌هاي ديگران بر مي‌گزينيم مي‌توانيم تا حدود زيادي بر روي فرد گوينده هم كنترل داشته باشيم. شنوندگان باهوش به گوينده كمك مي‌كنند تا آنچه را كه در ذهنشان است بيان كنند و مي‌توانند به اطلاعات زيادي كه نياز دارند به‌راحتي دست بيابند.


 هنگامي‌كه افراد در مهارت شنيدن استاد مي‌شوند به اين واقعيت دست مي‌يابند كه هر چقدر به كلمات گفته شده توجه بيشتري نشان دهند خودبه‌خود به يك سخنران خوب و مورد علاقه تبديل مي‌شوند. يعني هر چه‌قدر بهتر گوش كنيد سخنران بهتري هم خواهيد شد. پس از حالا تلاش كنيم كه:

▪ حرف گوينده را قطع نكنيم.
 ▪ با خوب گوش دادن به حرف‌هاي گوينده به او احترام بگذاريم.
 ▪ اگر گوينده اشتباهي كرد او را شرمنده نكنيم.
 ▪ با طرح سؤالاتي در مورد مطالب گوينده، از سرگرداني افكارمان جلوگيري كنيم.
 ▪ از ابتداي صحبت قضاوت و داوري نكنيم و صبور باشيم.
▪ به چشمان گوينده در موقع صحبت نگاه كنيم.
 ▪ به گوينده مجال دهيم افكار و اطلاعاتش را براي ما بيان كند.


منبع: ريدرز دايجست
 راحيل زارعي


مجله موفقيت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۳۱

پيش از صحبت كردن فكر كنيد

چند بار برايتان اتفاق افتاده كه حرفي بزنيد و بعد متوجه شده باشيد كه فرد يا افراد مقابل به درستي متوجه منظور شما نشده اند و مخالف ميلتان عمل كرده اند؟
تا كنون برايتان اتفاق افتاده كه در يك كنفرانس و يا انجمن سخنراني كرده باشيد، اما پس از اتمام مراسم آرزو كنيد كه اي كاش ارائه بهتري از خود به نمايش گذاشته بوديد و مفهوم را به شيوه بهتري بيان مي نموديد؟


در اين مقاله قصد نداريم به شما آموزش دهيم كه چگونه مي توانيد در حين يك مكالمه خونسردي خودتان را حفظ كرده و عصباني نشويد، البته اين مسئله به نوبه خود يك امر مهم در ارتباط با ديگران محسوب مي شود! اما مي خواهيم در اين مقاله به شما آموزش دهيم كه در حين صحبت كردن چگونه مي توانيد تاثير بيشتري بر روي اطرافيان خود بگذاريد و آنها را بهتر متوجه منظور خود كنيد.


چقدر احتمال دارد كه پيش از صحبت كردن چند لحظه صبر كرده و فكر كنيد؟ بيشتر ما در لحظه اي كه شروع به صحبت كردن مي كنيم فقط به چيزي كه ميخواهيم به آن برسيم فكر مي كنيم و بعد هم دهانمان را باز مي كنيم و حرف مي زنيم. اگر احساس ميكنيد كه جزء اين افراد هستيد، بايد بدانيد كه در گروه اكثريت قرار داريد؛ اما در عين حال بايد توجه داشته باشيد كه اگر حتي براي چند لحظه به ساير عوامل دخيل در مكالمات روزمره خود دقت كنيد، به تاثير گذاري بيشتري در افراد مقابل خواهيد رسيد.


امري كه مي تواند به شما كمك كند تا تاثير خود را بهبود بخشيده و ناكامي را تا ميزان زيادي كاهش دهيد، اين است كه بدانيد: "مصداق ارتباط، پاسخي است كه از طرف مقابل دريافت مي كنيد."


ارقام متداول نشان دهنده اين امر هستند كه وقتي ارتباط رودررويي با طرف مقابل داريم، تنها ۷۰% از كل پيام ما با لغات و زبان كلامي به شخص مقابل منتقل مي شوند و ما بقي تاثير از روي حركات بدن و تن صداي شما انتقال مي يابند. هر چند لغات به نوبه خود سهم كوچكي را به خود اختصاص داده اند، و بايد با ساير المان ها همخواني داشته باشند تا بتوانند معناي واقعي را به طرف مقابل انتقال دهند، اما به هر حال يكي از موارد ضروري در ارتباطات به شمار مي روند.


واقعاً عجيب است؛ چرا كه ما آموزش هاي كافي براي نحوه صحيح برقراري ارتباط را نمي بينيم و اصلاً متوجه نيستيم كه تنها صحبت كردن مهم نيست و گوش دادن نيز يكي از فاكتورهاي ضروري در مكالمات محسوب مي شود. در دنياي بزرگسالان اكثر راههاي برقراري ارتباط به ارتباط لفظي ختم مي شود. كمي به گذشته و دوران تحصيل خود فكر كنيد، ببينيد كه چقدر وقت صرف يادگيري خواندن و نوشتن كرده ايد؟ هر چند در حال حاضر ميزان باسوادي در كل جهان پيشرفت چشمگيري داشته، اما بايد توجه داشت كه در طول اين دوران هيچ گونه آموزش خاصي در مورد نحوه برقراري ارتباط صحيح، به دانش آموزان داده نمي شود.


زمانيكه ارتباط رودرويي را با ديگران داريم براي اينكه بتوانيم بالاترين تاثير را برر وي آنها بگذاريم -چه مخاطب ما يك فرد باشد چه اشخاص زيادي باشند- بهتر است كمي صبر كنيم و به چند مسئله جزئي دقت كنيم. اولين چيزي كه بايد پيش از هر چيز به آن توجه كنيد اين است كه ببينيد مخاطبتان چه كسي است.


زمانيكه ما پيام هاي ارتباطي را "دريافت" مي كنيم، اين ارتباط از "فيلتر"هاي مختلفي مي گذرد تا به ما برسد. اين فيلتر ها مي توانند شامل موارد زير باشند:


▪ حالت روحي فردي ما و احساساتي كه داريم
▪ نظر ما نسبت به فرستنده پيام
▪ ارتباطات قبلي با فرد مورد نظر
▪ اينكه پيام چه اثري مي تواند براي ما در بر داشته باشد
▪ ميزان درك فردي ما از لغاتي كه مي توانند مورد استفاده قرار بگيرند
▪ نحوه تجزيه تحليل لغات توسط ما
▪ "برنامه" باطني ما
به عنوان يك فرستنده پيام، تا كنون چقدر وقت گذاشتيم تا به اين موارد فكر كنيم؟ چند لحظه به خودتان وقت بدهيد، در مورد مخاطبين خود فكر كنيد، اگر بتوانيد با مخاطبين خود ارتباط برقرار كنيد، آنها خوشان به شما كمك مي كنند تا بتوانيد منظور تان را واضح تر برايشان تشريح كنيد. همه افراد براي بيان يك مطلب شيوه هاي متفاوتي را انتخاب مي كنند و همه سعي بر اين دارند تا ميزان تاثيرگذاري خود را افزايش دهند. شايد شما در مورد ضرب المثل قديمي "خودتان را جاي آنها بگذاريد" چيزهايي شنيده باشيد. افرادي كه در برقراري ارتباط با ديگران موفق هستند، اين كار را انجام مي دهند حال چه به صورت آگاهانه چه به طور ناخودآگاه. اگر شما مواضع فرد مقابل را در نظر گرفته و دنيا را از چشم هاي او مشاهده كنيد، ديد بازتري پيدا كرده و راحت تر مي توانيد پيام خود را به او انتقال دهيد. اين امر شما را قادر مي سازد تا راههاي متعددي براي بيان مطلبي كه در ذهن داريد پيدا كنيد.


همچنان كه زندگي مي گذرد و ما به عرصه هاي جديد آن قدم مي گذاريم، نوعي تكنيك فردي براي برقراري ارتباط با ديگران بر مي گزينيم. كليد طلايي تاثير گذاري بيشتر اين است كه انعطاف پذيري خود را افزاش دهيد تا قادر شويد پيام خود را آنچنان كه مناسب حال مخاطب است به او انتقال دهيد.


چند لحظه وقت بگذاريد و بر روي حق انتخاب هايي كه داريد تمركز كنيد. به عنوان مثال فرض كنيد كه مي خواهيد يك اقامتگاه تفريحي را تشريح كنيد.


آسمان آبي درياي آرام و دلپذير كه اشعه هاي نور خورشيد بر روي آن طنين انداخته اند. شن هاي سفيد ساحل، رستوران كوچك ساحلي كه مردم در حاليكه افتاب سوخته شده اند، اطراف آن نشسته اند و همچنان كه با هم صحبت مي كنند، لبخند بر روي لبانشان نقش بسته. منظره جزيره از كلبه ها و ساختمان هاي سفيدي تشكيل شده و از بالاي تپه برگ هاي سبز زيتون قابل مشاهده است.


شايد شما بتوانيد گرماي خورشيد و شن هاي ساحل را احساس كنيد. زمانيكه پايتان را بر روي شن هاي ساحل مي گذاريد، آب به شما خوش آمد مي گويد، وقتي هم كه از آب بيرون مي آييد و به سمت رستوران مي رويد، انديشه صرف يك ليوان نوشيدني خنك به شما آرامش مي دهد. بوي انواع كباب هايي كه در فضاي باز درست ميشود، شما را گرسنه كرده و دلتان مي خواهد چيزي بخوريد.


يا، سكوت ساحل كه با رفت و آمد گاه و بي گاه جت اسكي در هم مي شكند! زمانيكه به سمت رستوران مي رويد، صداي صحبت كردن افراد مختلف با لهجه هاي متفاوت را مي شنويد. همچنان كه به موزيك گوش مي دهيد، مي توانيد به صحبت كردن با ديگران نيز فكر كنيد و براي شام برنامه ريزي كنيد. پرنده ها صبح ها و بعد از ظهرها آواز مي خوانند.


همه اين موارد در حال توصيف همان محل و همان تعطيلات هستند. كدام يك از آنها براي شما جذاب تر است؟


يكي از فاكتورهاي اساسي در برقراري ارتباط، نحوه ارائه "لغات" مختلف و چيدن آنها در كنار يكديگر است.


نمي توانيم بگوييم كه كدام يك از موارد بالا به طور قطع "بهتر" از سايرين است. حقيقت اينجاست كه در مقوله برقراري ارتباط، افراد مختلف را مي توان در اين گروه ها دسته بندي كرد: "بصري" ، "احساسي" و "شنيداري." به هر حال همه افراد توانايي استفاده از هر سه مورد را دارند، اما هميشه يكي از موارد بر سايرين برتري دارد و از يكي از موارد ديگر به عنوان عامل پشتيبان استفاده مي شود. بنابراين زمانيكه اتفاقات مختلف را مرور مي كنيم، از يكي از مواردي كه برايمان طبيعي تر است استفاده ميكنيم. كسي كه معمولاً از كانال ارتباط بصري خود استفاده مي كند، ما براي به تصوير كشيدن يك مكان رويايي براي سپري كردن تعطيلات، بايد از زباني استفاده كنيم كه اشكال و صحنه ها را درذهن او به تصوير بكشد و آنها را قادر كند كه محل مورد نظر را در ذهن خود مجسم كنند. به هر حال با هر كسي كه مي خواهيد صحبت كنيد بايد با زبان خودش با او حرف بزنيد. شما فكر مي كنيد كه خودتان به كدام يك از اين گروهها تعلق داريد؟


زمانيكه ما قصد صحبت كردن با ديگران را داريم - چه با تيم كاري خود در محل كار چه يك دوست - بايد به اين امر توجه داشته باشيم كه كليه افراد از فروشنده گرفته تا خريدار، شيوه خاصي براي تجزيه تحليل اطلاعات دارند. شما زمانيكه مي خواهيد با آنها به درستي ارتباط برقرار كنيد، بايد حتماً به شيوه خودشان سر صحبت را باز كنيد. به هين دليل هم هست كه در آغاز اين گفتار اشاره داشتيم كه بايد ميزان انعطاف پذيري خود را افزايش دهيد.


زمانيكه مي گوييم "قبل از حرف زدن فكر كنيد" شما را به انجام چند ترفند مفيد ترغيب مي كنيم. در اولين مرحله به مخاطب يا مخاطبين خود فكر كنيد. در مورد آنها چه ميدانيد؟ واكنش آنها نسبت به حرف هاي شما چيست؟ چقدر از حرف هاي شما را مي توانند درك كنند؟ زمانيكه براي بررسي يك چنين مطالبي وقت بگذاريد، مي توايند منظور خود را به درستي به ديگران منتقل كنيد.


مرحله بعدي اين است كه در مورد مخاطب خود فكر كرده و ببيند به كدام يك از گروهاي بصري، احساسي و شنيداري بستگي دارند. البته انجام اين كار زمانيكه طرف مقابل شما تنها يك نفر باشد، ساده تر است . زمانيكه در مقابل گروهي از افراد قرار مي گيريد، بايد طوري حرف بزنيد كه با گفته هاي خود هر سه گروه را تحت پوشش قرار دهيد، البته اكثر افرا بصري و شنيداري هستند.


براي اينكه ميزان آگاهي خود را از ديگران افزايش دهيد، مي توايند به دنبال چند "شاخص" اصلي باشيد. شايد پاسخ كلي را به شما ندهند، اما مي توانند شما را در مسير مناسب هدايت كنند.


افراد "بصري" معمولاً در حرف هاي خود از لغات تصويري استفاده مي كنند. دايره لغات آنها از رنگ ها، تصاوير و صحنه ها تشكيل شده است. آنها با حرف هاي خود مناظر و صحنه ها را نقاشي مي كنند. آنها همچنين خيلي تندتر صحبت مي كنند، سرزنده تر هستند، و حركات بيانگر بدني شان بيشتر است و از دستان خود براي تقويت تصاوير استفاده مي كنند. حركات دست آنها از بالاي سينه به سمت خارج بيشتر است.


افراد احساسي از حرف هاي احساسي استفاده مي كنند. آنها در اين مورد كه چه احساسي دارند، صحبت مي كنند؛ نياز دارند كه چيزي را در دست بگيرند، احساس آنها در مورد چيزهاي ملموس بيشتر است مثلاً يك شيء چقدر نرم يا زبر است، و به طور كلي بيشتر در مورد احساست خود نسبت به چيزهاي مختلف صحبت مي كنند. آنها كمي آرامتر صحبت مي كنند، براي فكر كردن چند لحظه صبر مي كنند و به احساسات خود بيش از هر چيز اهميت مي دهند. آنها حركات بيانگر بدني زيادي از خود بروز نمي دهند و حركات دست هايشان بيشتر به سمت داخل است. ممكن است خودشان را با دست هايشان بگيرند و يا چيزي را در دستشان بگيرند.


شنيداري ها از صحبت كردن در مورد مسائل مختلف لذت مي برند! آنها معمولاً سؤال هاي زيادي مي پرسند و ميخواهند در مورد موضوعات مختلف با هم بحث كنند. آنها خيلي ريز بين هستند و دركشان كمي مشكل است. آنها گوش هايشان در همه حال تيز است، حركات بيانگر بدني شان ريتميك بوده و بيشتر به دهان، سر و گوش ها توجه دارند.


شايد تا كنون به اين نتيجه رسيده باشيد كه پيش از صحبت كردن بايد موارد بسيار زيادي را در نظر بگيريد، اما اگر دقت كنيد متوجه خواهيد شد كه مدت زمان زيادي را در زندگي خود صرف صحبت كردن مي كنيد و اين كار ارزشش را دارد كه مهارت هاي گفتاري خود را ارتقا بخشيد. اگر توانايي انجام يك چنين كاري را نداشته باشيد، آنوقت مجبور مي شويد كه هميشه ديگران را محكوم به درك نكردن منظور خود كنيد. به هر حال هميشه تقصير با طرف قمبال نيست.

به عنوان فرستنده يك پيام بايد مطمئن باشيم كه آنرا به درستي به گيرنده انتقا داده ايم. نه تنها بايد سطح آنها را در نظر بگيريم و واكنش احتمالي شان را پيش بيني كنيم، بلكه بايد به قول معروف طول موجمان را نيز با آنها هماهنگ كنيم. بايد هميشه به يادمان باشد ممكن است با فردي كه براي او پيغام مي فرستيم تنظيم نشده باشيم. با فكر كردن در مورد اولويت هاي خود مي توانيم بفهميم كه كدام شيوه پردازش را محاسبه نكرده ايم. از اينجا به بعد مي توانيم بر روي افزايش قابليت انعطاف پذيري براي استفاده از زبان مناسب براي پوشش ذهني ديگران استفاده كنيم.


نويسنده: سوده


پورتال مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۳۰

۱۰ اشتباه متداول در محاورات روزمره

به نظرتان آيا مي توانيد مهارت هاي گفتاري و محاوره اي خودتان را ارتقاء دهيد؟ البته كه مي توانيد.
ممكن است تغيير عادت هاي گفتاري كه در طول زندگي در شما به وجود آمده دشوار باشد و زمان ببرد، اما مطمئن باشيد كه امكان پذير است.
اجازه بدهيد راست و پوست كنده به سراغ نمونه هايي از اشتباهات رايج كه خيلي از ما در مكالمات خود مرتكب مي شويد برويم. درضمن راه حل هايي هم براي آنها پيشنهاد كرده ايم.


۱) گوش ندادن
ارنست همينگوي مي گويد: "من دوست دارم گوش كنم. چيزهاي خيلي زيادي را از با دقت گوش كردن ياد گرفته ام. بيشتر مردم هيچوقت گوش نمي كنند."
شما مثل همه مردم نباشيد. مشتاقانه منتظر نوبت حرف زدن خودتان نايستيد. نفس خودتان را كمي عقب نگه داريد. ياد بگيريد كه چطور واقعاً به حرف هايي كه مردم ميزنند گوش دهيد.
وقتي شروع به گوش دادن كنيد، بخش هاي مختلفي از مكالمه را بايد در دست خود بگيريد. اما مسئله مهم اين است كه بايد از جواب هاي كوتاه "آره" و "نه" به شدت خودداري كنيد، چون در اينصورت طرف مقابلتان اطلاعات زيادي بروز نخواهد داد. مثلاً اگر دوستي براي شما تعريف مي كرد كه هفته گذشته با چند نفر از دوستانش به ماهيگيري رفته است، مثلاً مي توانيد از او بپرسيد:
▪ براي ماهيگيري كجا رفتيد؟
▪ چه چيز ماهيگيري را از همه بيشتر دوست داري؟
▪ به جز ماهيگيري چه كارهاي ديگري كرديد؟
به اين روش فرد عميق تر جريان را تعريف مي كند و اطلاعات بيشتري در اختيارتان ميگذارد و شما مي توانيد از ميان اين اطلاعات مسيرهاي بعديتان را هم براي صحبت كردن انتخاب كنيد.
اگر طرف مقابلتان مثلاً ابتدا گفت: "اوم، نمي دونم"، تسليم نشويد. كمي بيشتر ترغيبش كنيد. دوباره سوال كنيد. آنها مي دانند، فقط بايد كمي بيشتر درمورد آن فكر كنند. و وقتي سر درد دلشان را باز مي كنند، مكالمه جالب تر خواهد شد.


۲) زياد سوال كردن
اگر بيش از حد سوال كنيد، مكالمه شكل بازجويي به خود مي گيرد. يا ممكن است اينطور به نظر برسد كه شما چيز زيادي براي درميانگذاشتن با طرف صحبتتان نداريد. بهتر است سوالاتتان را با چند جمله توضيحي مخلوط كنيد. با ادامه يافتن مكالمه و پيش رفتن آن مي توانيد سوالات را ناديده گرفته و بگوييد:
▪ آره، خيلي خوبه كه آدم آخر هفته با دوستاش يه جا بره و خوب استراحت كنه. ما هم شايد اين آخر هفته با بچه ها رفتين پارك و گلف بازي كرديم.
▪ چه خوب، ما هم ماه پيش با قايق يكي از دوستام رفتيم ماهيگيري. از اين طعمه هاي ساكامورا برده بوديم. واقعاً طعمه هاي خوبي بودند.
و از همين جا مكالمه تان گسترش پيدا مي كند و موضوعات ديگري مثل گلف، مزيت يا عيب انواع مختلف طعمه يا نوشيدني مورد علاقه تان وارد بحث مي شود.


۳) سكوت ناخوشايند
در مكالمه با كسي كه تازه با او ملاقات كرده ايد يا وقتي موضوعات هميشگي تمام شده باشد، سكوت بدي حكمفرما مي شود. يا ممكن است از اينكه نمي دانيد اين سكوت چه دليلي مي تواند داشته باشد، عصبي شويد.
▪ هيچوقت بدون خواندن روزنامه از خانه خارج نشويد. وقتي در مكالمه اي موضوع كم آورديد، مي توانيد در مورد اخبار روز صحبت كنيد.
▪ مي توانيد در مورد اتفاقاتي كه در مهماني كه در آن هستيد، نظر بدهيد. مطمئناً هميشه در اطرافتان موضوعي براي صحبت كردن درمورد آن هست.
▪ وقتي فرد جديدي را ملاقات مي كنيد، يكي از بهترين روش هايي كه مي توانيد با كمك آن از سرد شدن مكالمه جلوگيري كنيد اين است كه احساس خودتان را وقتي با يكي از بهترين دوستانتان ملاقات مي كنيد، به خاطر آوريد و تصور كنيد كه اين فرد جديد هم يكي از بهترين دوستان شماست. البته حواستان باشد كه زياده روي نكنيد چون ممكن است اين فرد جديد علاقه نداشته باشد كه در همان برخورد اول در آغوشش بگيريد و ماچ و بوسه اش كنيد. درعوض با لبخند و رفتاري دوستانه و گرم با او برخورد كنيد.


۴) طريقه بيان نامناسب
يكي از مهمترين مسائل در مكالمه اين نيست كه چه مي گوييد، اين است كه چطور آن حرف را بر زبان مي آوريد. تغيير در اين رفتارها تفاوت عمده اي ايجاد مي كند چون صدا و زبان بدن شما بخش مهمي از مكالمه را تشكيل مي دهد.
▪ كمي آرامتر. وقتي از چيزي هيجان زده مي شويد، معمولاً حرف زدنتان تندتر و تندتر مي شود. سعي كنيد كمي آرامتر شويد. به اين طريق، گوش دادن براي مخاطبتان آسانتر شده و راحت تر صحبت هايتان را متوجه مي شوند.
▪ صدايتان را بالا ببريد. نترسيد و آنقدر بلند حرف بزنيد كه طرف مقابلتان بتواند به راحتي حرف هاي شما را بشنود.
▪ روشن و واضح حرف بزنيد. زير لب من من نكنيد.
▪ با احساس صحبت كنيد. اگر با لحني يكنواخت حرف بزنيد كسي علاقه اي به دنبال كردن حرف شما را نخواهد داشت. طوري صحبت بكنيد كه احساستان در صدايتان منعكس شود.
▪ بين صحبت هايتان مكث كنيد. اينكار باعث مي شود مخاطب دقيقتر به صحبت هايتان گوش دهد.
▪ موقع حرف زدن كمي به سمت طرف مقابلتان خم شويد. اينكار تاثير حرفهايتان را بيشتر مي كند اما دقت كنيد كه در اينكار نيز اغراق نكنيد.


۵) پريدن وسط حرف ديگران
همه كساني كه در يك مكالمه شركت مي كنند بايد به يك ميزان فرصت حرف زدن داشته باشند. به هيچ عنوان وسط صحبت كسي، حرف او را قطع نكنيد تا توجه مخاطبين را به خود جلب كنيد. بايد بتوانيد بين حرف زدن و گوش كردن خود توازن ايجاد كنيد.


۶) هميشه حق با شما باشد
به هيچ وجه سعي نكنيد هميشه و در مورد هر موضوعي حق را به جانب خودتان بدانيد. معمولاً مكالمات واقعاً يك بحث نيست و بهتر است اجازه بدهيد حال و هواي خوب و دوستانه اي در آن جريان داشته باشد. اگر قرار باشد كه در همه بحث ها شما برنده باشيد، كسي چندان خوشحال نخواهد شد. پس به جاي اينكار كمي عقب بنشينيد، و تلاش كنيد تا حال و هواي خوبي در گفتگويتان جريان يابد.


۷) صحبت كردن درمورد يك موضوع عجيب يا منفي
اگر در يك مهماني يا جايي هستيد كه با كسي تازه روبه رو شده ايد، بهتر است از پيش كشيدن بعضي موضوعات خودداري كنيد. صحبت كردن درمورد وضعيت بد سلامتيتان يا رابطه بدتان با كسي، شغل بد و رئيس بداخلاقتان، قتل هاي زنجيره اي، زبان خاصي كه فقط شما و يك نفر ديگر از آن سر در مي آورد، يا هر چيز ديگري كه انرژي مثبت جو را از بين مي برد، موضوعاتي هستند كه بايد از آنها اجتناب كنيد. همچنين بهتر است حرف زدن درمورد سياست و مذهب را هم براي گفتگوهاي دوستانه تان بگذاريد.


۸) خسته كننده بودن
بدون توجه به اطرافتان، ۱۰ دقيقه بي وقفه حرف زدن در مورد ماشين جديدتان اصلاً خوشايند به نظر نمي رسد. وقتي مي بينيد كه مخاطبينتان كم كم حوصله شان سر مي رود، بايد آماده باشيد كه سريع موضوع را عوض كنيد.
يك راه خوب براي اينكه هميشه موضوعاتي جالب براي صحبت كردن درمورد آن با ديگران داشته باشيد، اين است كه زندگي جالب داشته باشيد و روي مسائل مثبت زندگي متمركز شويد. شروع نكنيد درمورد شغلتان يا رئيستان غرغر كنيد، هيچكس دوست ندارد اين چيزها را بشنود. درعوض، درمورد آخرين مسافرتتان، يك خاطره جالب كه يك روز موقع خريد برايتان اتفاق افتاده است، برنامه هايتان براي عيدي كه در پيش است يا هر چيز جالب و بامزه صحبت كنيد.
كاري كه بايد بكنيد اين است كه طوري رفتار كنيد كه ديگران مجذوبتان شوند. با اين روش خيلي راحت مي توانيد دوست پيدا كنيد.
پس به جاي اينكه در مكالمه تان با ديگران فقط به يك موضوع بچسبيد و مدام تكرارش كنيد، افق موضوعاتتان را كمي وسيعتر كنيد و در مورد مسائل مختلف و جالب با مخاطبتان گفتگو كنيد.


۹) متقابل رفتار نكردن
هر چه فكر مي كنيد را به زبان بياوريد . تصور كن مصاحبه‌كننده از تو مي‌پرسد آيا رئيس قبلي‌ات را دوست داشتي؟ و تو يادت مي‌آيد كه با رئيس قبلي‌ات اختلاف عقيده داشتي و همين باعث شد از آن شغل استعفا كني.
 بدگوئي در مورد رئيس سابقت، سزاوارش باشد يا نه، صرفاً آبرو و حيثيت خودت را مي‌برد. همان‌طور كه ويل دورانت گفته است: ”بدگوئي درباره ديگران به منظور بالا بردن شأن و مقام خود، يكي از راه‌هاي رسوا شدن است.“ حتي اگر مصاحبه‌كننده با عقيده تو موافق باشد، به اين دليل كه تا اين حد بي‌مبالات هستي، براي تو ارزش كمتري قائل خواهد شد. ممكن است نگران شود روزي همين معامله را هم با خود او بكني. روي تابلوي اعلانات كليسا ضرب‌المثلي بدين مضمون زده شده بود: ”هركسي كه پيش تو بدگوئي اين و آن‌را مي‌كند، بدان كه همين‌كار را در مورد تو هم مي‌كند.“
 در واقع، در اين‌گونه موارد، سكوت بالاترين رشادت است. رشادت به اين‌صورت معني شده است: ”قدرت ذهني و روحي كه او را قادر مي‌كند استوارانه با خطر مواجه شود.“ سعي كن صادقانه مسئله‌اي را حل و فصل كني. بددهن نباش و بدگوئي نكن. بابت بدگوئي در مورد كارفرماي سابق، هيچ كس به تو احترام نمي‌گذارد. اگر قرار است چيزي بگوئي، حرفي سازنده بزن. مي‌تواني ارتباط خودت را با او به اين‌صورت مطرح كني: ”خيلي چيزها از او ياد گرفتم.“ بي‌شك اين حرف واقعيت دارد و راهي محترمانه است تا احساساتت را ابراز كني.“
 ● سكوت كن
 سكوت، تأمين‌كننده اقتدار است.
 مي‌خواهي يك فايده ديگر سكوت را بداني؟ اگر كسي كله‌شقي مي‌كند، يك مكث همراه با سؤالي مانند ”خوب، توجه پيشنهادي داري؟“، بهترين راه براي قانع كردن افراد است تا متوجه نظريه تو بشوند.
 سال‌ها پيش از من خواستند همايشي در ارتباط با تمركز حواس برگزار كنم. شب قبل از همايش وارد هتل شدم. انتظار داشتم جعبه‌اي كه آگهي‌ها در آن بود، آن‌جا باشد. اما كاركنان هتل بعد از كلي جست‌وجو نتوانستند آن‌را پيدا كنند. تنها را چاره اين بود كه يكي تهيه كرده و همان شب آن‌رات تكثير كنم.
 و اين ماجرا مربوط به موقعي است كه بيست و چهار ساعت طول مي‌كشيد فتوكپي بگيرند. بالاخره در اوج نااميدي، در دفتر هتل يك كامپيوتر و دستگاه فتوكپي پيدا كردم. موقعيت خود را توضيح دادم و اجازه خواستم از تجهيزاتشان استفاده كنم، و قول دادم كه مواظب باشم خراب نشوند. حتي گفتم بابت استفاده از آنها وجهي هم مي‌پردازم.
 مدير قسمت پذيرش روي مرا زمين زد و گفت: ”اگر به تو اجازه بدهيم از كامپيوتر استفاده كني، مجبوريم به همه اجازه بدهيم.“
 متوجه شدم كه اكراه دارد. او خبر نداشت كه من به‌ درستي از وسايل آنجا استفاده مي‌كنم يا نه. پس برايش راحت‌تر بود جواب منفي بدهد. بنابراين از ترفندي استفاده كردم كه قدرت دارد مردم را تكان بدهد. پرسيدم: ”خوب، شما چه پيشنهادي مي‌كني؟“ و ديگر حرفي نزدم.
 مدير كمي اين‌پا و آن‌پا كرد. من هم زبانم را به سقف دهانم چسبانده بودم تا ببينم بالاخره چه مي‌شود. سكوت من او را واداشت از ديد من به قضيه نگاه كند و كمكش كرد مسئله را تصديق كند. بنابراين احساس كرد كه لازم است مسئله را طوري حل كند.
بالاخره دلش به رحم آمد و گفت: ”باشد. از كامپيوتر و دستگاه فتوكپي استفاده كن اما مواظب باش.“
 در ضمن، زماني صرف كردم و نامه‌اي به مدير كل هتل نوشتم، خدمت ويژه كارمندش را متذكر شدم و از او بابت كمكي كه به هنگام نياز به من كرده بود تشكر كردم. اين نامه بخش مهم بعدي بود. البته من پيشنهاد نمي‌كنم كه با سكوت خود، غيرمنصفانه به چيزي‌كه مي‌خواهيد برسيد. به هر حال من به چنين سؤال‌هائي اعتقاد دارم. ”تو چه پيشنهادي مي‌كني؟“ ”يا اگر جاي من بودي چه مي‌كردي؟“ و يا ”احساس تو در اين مورد چيست؟“ كه اگر بعد از بر زبان آوردن اين سؤال‌ها سكوت اتخاذ شود، ابزاري منصفانه است تا به شما لطف كنند و قضيه به نفعتان تمام شود. در اين عبارات نوعي حس همدردي معكوس وجود دارد كه باعث مي‌شود ديگران متوجه ديدگاه تو بشوند. تا زماني‌كه نخواهي از بلندنظري ديگران سوءاستفاده كني، مي‌تواني اين روش را براي رسيدن به آن‌چه مي‌خواهي، به‌كار ببري.
 سكوت به مراتب مجاب‌كننده‌تر از سخنراني بليغ است. اگر من مدير فروش هتل را با كلي دليل و برهان نكوهش مي‌كردم كه بايد به من اجازه بدهد از كامپيوترش استفاده كنم، باعث مي‌شد او بيشتر مقاومت كند. هر چه از لحاظ كلامي بيشتر قلدربازي در مي‌آوردم، مقاومت او بيشتر مي‌شد. در واقع، سماجت ممكن است ضرر به بار بياورد و نتيجه را عكس كند. لاستيكي كه صداي جيرجير مي‌دهد، گاهي بايد روغن‌كاري شود تا از صدا بيفتد، گاهي هم بايد كلا عوض شود.
 ● سكوت در مقابل اعمال زور
 حرف زياد زده مي‌شود، گفتني كم است.
 فرانك تايگر
 عكاسي به نام سو كه به تازگي به ساختماني جديد نقل مكان كرده، در مورد به‌كارگيري اين روش و موفقيت خود، تعريف كرد.
 او دوبار قرار گذاشته بود كه براي نصب موكت عكاس‌خانه بيايند و هر دو بار مقاطعه‌كار در آخرين لحظه زنگ زده و قرار را لغو كرده بود. بالاخره به توافق رسيده بودند سه روز قبل از افتتاح عكاس‌خانه، اين‌كار انجام شود. روز تاريخي فرا مي‌رسد و او بي‌صبرانه منتظر كارگران براي نصب موكت بوده. ساعت مقرر مي‌آيد و مي‌رود و از آنان خبري نمي‌شود. دو ساعت ديگر هم مي‌گذرد و بعد، مسئول اين‌كار زنگ مي‌زند و توضيح مي‌دهد كه كارشان عقب افتاده و تا دوشنبه نمي‌توانند بيايند.
 سو در حالتي بود كه دلش مي‌خوااست كردن، اطلاعات به سمت شما روانه شوند. اين وظيفه شخصي افراد است كه در مورد چيزهايي كه نمي دانند، سؤال بپرسند؛ هيچ كس ديگر نمي تواند در اين مورد كمكي در حق شما انجام دهد.
● استعداد طرح سوالات بجاي خود را آزمايش كنيد
مطرح كردن پرسش هاي ماهرانه، تنها به يك علامت سؤال گذاشتن در انتهاي يك ايده شخصي ختم نمي شود. ابتدا شما بايد عادت پرسش كردن را در خودتان پرورش دهيد. بايد توجه داشته باشيد كه اين مهارت با نظر دادن، مطرح كردن عقايد و بازپردهاي اجتماعي، كاملا فرق مي كند. دوماً بايد آگاهي خود را از اينكه چه زمان سؤال ميتواند (يا خواهد توانست) به شما در زمينه پيشبرد تعملات اجتماعيتان كمك كند را نيز افزايش دهيد.
ميتوانيد از اين تمرين ها براي انعطاف پذيري، شيوه طرح و تكامل استعدادهاي سؤال پرسيدن خود استفاده كنيد:
▪ پيش از حمايت كردن از هر چيزي، سؤال كنيد.
در جلسه و يا كنفرانس بعدي، پيش از اينكه بخواهيد نظر شخصي خودتان را ابلاغ كنيد، سعي كنيد سؤالات درست و مرتبطي در مورد موضوع مورد بحث مطرح كنيد. در هر مرحله به انجام چنين كاري از خود اهتمام نشان دهيد. هدف اصلي شما از طرح سوال مي تواند شامل: جمع آوري معلومات بيشتر، روشن كردن بيانيه و يا ديدگاه اشخاص ديگر، سؤال كردن براي در جريان قرار گرفتن در مورد نقطه نظرات افراد ديگري كه در جلسه شركت كرده اند، باشد. در حين انجام اين كار خودتان متوجه مي شويد كه رويه جلسه چقدر جالب تغيير ميكند و مردم چگونه در مقابل اين عمل از خود واكنش نشان ميدهند (با عقايد و اعمال و رفتار خود)
▪ آزمايش تصورات گذشته.
به يكي از تصوراتي كه در گذشته داشتيد و بعداً ثابت شد كه درست نبوده، فكر كنيد. حداقل ۵ مورد از پرسش هايي را كه در حين آن جلسه ميتوانستيد مطرح كنيد و به واسطه آنها مي توانستيد از بروز تصورات نادرست خود جلوگيري نماييد، اما اين كار را انجام نداديد، را روي يك برگه كاغذ يادداشت كنيد.
▪ سؤال كنيد اما بازجويي و استنطاق نكنيد.
در حاليكه سؤال پرسيدن يكي از بهترين راههاي يادگيري بيشتر و ارتقاي معلومات شخصي است، اما بايد در نظر داشته باشيد كه هيچ گاه اشخاص دوست ندارد كه مورد بازجويي قرار بگيرند! مانند هر ابزار ديگر ارتباطي، بايد به نيات خود به منظور مطرح كردن سؤال كاملاً اگاه باشيد. (به عنوان مثال به جاي اينكه بخواهيد با عقايد طرف مقابل بجنگيد و به او حمله كنيد، سعي كنيد بيشتر به ديدگاههاي او بينديشيد). در اين ميان تن صدا، حالات صورت، حركات بدن، و نحوه انتخاب واژگان نيز از اهميت بسيار زيادي برخوردار مي باشند.
▪ قدمي كه ميتوانيد همين حالا برداريد.
 حداقل ۳ مورد از موقعيت هايي را كه در هفته آينده ميتوانيد در آنها مهارت هاي پرسشي خود را به آزمايش بگذاريد معين كنيد. (قرار ملاقات، تماس هاي تلفني بداهه، مكالمه با دوستان، و پاسخ به نامه هاي الكترونيكي مي توانند همه جزء موقعيت هاي پنهان شما به شمار روند.)

سايت تحليلي MLM


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۲۷

روشهاي انتقاد

چطور منتقد خوبي باشيم؟

هر فرد در طول حيات خود ممكن است بارها توسط ديگران مورد ارزيابي قرار گيرد. برخي از اين ارزشيابي ها داراي جنبه هاي تشويقي و برخي ديگر منتقدانه است. انتقاد از ديگران در صورتيكه هوشمندانه انجام شود آثار بسيار مفيدي خواهد داشت، درغير اين صورت ممكن است با واكنش هاي منفي مختلف مواجه شود. اين رفتار، هنري است كه بايد آموخت و بدون آگاهي از روش كاربرد آن زيان بار خواهد بود.
انتقاد درست آن است كه ضمن تاكيد بر نقاط قوت به نقاط ضعف فرد نيز اشاره كند و با ارايه راهكارهاي مناسب براي رفع آن سخن به ميان آورد. پذيرش انتقاد از ديگران بين طبقات مختلف متفاوت است. براي مثال در بيشتر مواقع انتقاد از سوي افراد يك خانواده قابليت پذيرش بيشتري در مقايسه با سايرين دارد. به طور معمول ما در برابر قضاوت افراد بيگانه آسيب پذيري بيشتري داريم.
 ● برخي از انواع انتقاد عبارتند از:
▪ انتقاد سازنده:
اين روش در بسياري موارد مي تواند جنبه اي سازنده و مثبت داشته باشد. اگر لحن انتقاد كننده دوستانه باشد بيشتر موثر واقع شده و شنونده بدون آنكه مورد حمله قرار گيرد از معايب خود مطلع مي شود.
بي ترديد براي هيچكس خوشايند نيست كه بشنود » بد غذا ميخوريد« و يا »در لباس پوشيدن بد سليقه هستيد«. براي آنكه انتقاد سازنده و موثر باشد منتقد بايد مواردي را رعايت كرده و پرسشهايي را مطرح كند كه هر يك از آنها در رساندن وي به هدف خود نقش مثبتي ايفا كند. اين سئوالات مي بايست محتواي اطلاعاتي را كه لازم است مبادله شوند در برگيرد. همانگونه كه گفتن و چگونه گفتن ارتباط نزديكي با هم دارند، محتوا و شيوه انتقاد نيز بر هم تاثير گذارند. در تعيين محتواي يك انتقاد بايد ابتدا از خود پرسيد كه از چه رفتاري مي خواهيم انتقاد كنيم؟
اين روش مي تواند بسيار مفيد واقع شود، زيرا از به كاربردن جملات كلي و كلمات پوچ و آزاردهنده اي چون «هميشه همين كار را مي كني»، «هيچ وقت به موقع نمي آيي» و جملاتي از اين قبيل جلوگيري مي شود.
هنگامي كه انتقاد از رفتار خاصي را با قاطعيت و به طور دقيق مطرح مي كنيم براي انتقاد شونده اين امكان را فراهم مي سازيم كه منظور ما را بدرستي درك كند. انتقادي كه متوجه رفتار خاصي باشد مي تواند منجر به گفتگويي دوجانبه شود تا اينكه به بحثي مبدل شود كه حدود آن مشخص نيست.
▪ انتقاد غيرمستقيم:
انتقاد مي تواند به صورت غيرمستقيم بيان شود. براي مثال اگر طرف مقابل شما خصوصيت بدي داشته باشد، در خلال گفتگو به او بگوييد: »به نظر شما آدمهايي كه داراي اين خصوصيت اخلاقي هستند، غيرقابل تحمل نيستند؟« اين شيوه انتقاد باعث مي شود كه يك حس هوشياري در وي بيدار شود و وي متوجه شود كه داراي چنين مشكلي است. حتماً اين مثل را شنيده ايد كه مي گويد به در مي گويند تا ديوار بشنود. اين يك مثال متداول در فرهنگ ما براي ابراز همين موضوع است.
▪ انتقاد همراه با تعريف و تمجيد:
در اين روش ابتدا مي توان به تعريف و تمجيد ويژگي هاي ارزشمند فردي كه مورد انتقاد است پرداخت براي مثال»تو دختر خيلي باهوشي هستي«. پس از كاربرد يك مقدمه مناسب نظر انتقادي خود را بيان و سعي كنيد آن را در پوششي از سخنان خوب و دلپذير قرار دهيد. البته منظور شما اصلاً تملق گويي نيست بلكه نخست خصوصيات خوب او را گوشزد كرده و بعد انتقاد خود را ابراز داشته ايد.
▪ انتقاد تهاجمي و صريح:
رك بودن نشانه صراحت و صداقت است ولي هميشه براي مخاطب خوش آيند نيست بخصوص اگر خيلي ناپخته بيان شود. اين نوع انتقاد نه تنها هيچ نوع سازندگي در بر ندارد بلكه شنونده را هم در موضع تدافعي قرار مي دهد. بهتر است كه انتقاد با بكارگيري يك سياست درست انجام شود.
▪ محكوم كردن:
گاهي بجاي انتقاد همراه با راهنمايي، انتقاد كننده مخاطب را در يك دادگاه يك طرفه محاكمه و محكوم مي كند. او به خود اين حق را مي دهد كه در مورد ديگران اظهار نظر كرده و الگوي فكري خود را به وي تحميل كند. اينگونه برخوردها نه تنها سازنده نيست، بلكه بسيار نامناسب است.
▪ انتقاد ديرتر از موعد:
اين گونه انتقادات، زماني صورت مي گيرد كه هيچ كمكي به رفع مشكل نمي كند. به عبارتِ ديگر زمان براي جلوگيري از خطا وجود ندارد. بر هيچ كس پوشيده نيست كه انتقاد در چنين زماني براي جلوگيري از تكرار اشتباه بوده و اگر تشخيص داده شود كه تاثيري در آينده نخواهد داشت، بهتر است هيچگاه ابراز نشود.
● شيوه درست انتقاد كردن :
 رعايت نكات زير مي تواند در زمان انتقاد بسيار ياري دهنده باشد.
- آيا رفتار مورد انتقاد را مي توان تغييرداد؟
- آيا شخص مورد انتقاد قرار گرفته علاقمند به شنيدن آن است؟
- احتمال قبولي طرف انتقاد شونده چقدر است؟
- از انتقاد شونده سئوال كنيد آيا منظور شما را درك كرده است؟
- به فرد انتقاد شونده تفهيم كنيد كه انتقادتان بازتاب ساده عقيده شماست.
- از انتقاد تحكم آميز دوري كنيد، زيرا اينگونه انتقادها بلافاصله فرد را در موضع دفاعي قرار مي دهد.
- سعي كنيد انتقاد را به صورت نگرش شخصي خود به موضوع بيان كنيد و كوشش كنيد او را به شيوه نگرش خود كنجكاو كنيد.
- موضوع را طولاني و انتقاد را به سخنراني تبديل نكنيد زيرا شنونده را خسته و بي حوصله مي كند.
- انتقاد را در زمان و مكان مناسب ابراز كنيد نه در لحظه اي كه طرف مقابل آمادگي شنيدن آن را ندارد. اول صبر كنيد تا مخاطب در آرامش و خونسردي قرار گيرد تا ايرادي كه از او مي گيريد موثر واقع شود.
- با توجه به سطح دانش مخاطب انتقاد را بيان كرده تا براي مخاطب قابل درك باشد. نمي توان از يك روش براي تمامي افراد استفاده كرد.
- وقتي انتقاد مي كنيد كوشش كنيد بدون سوء نيت بوده و فقط به منظور كمك و راهنمايي باشد.
- با مشكلات و احساسات فرد مقابل همدلي كنيد.
- بهتر است انتقاد حضوري و بدون واسطه باشد و از انتقاد كردن غيرمستقيم بپرهيزيد.
- براي حفظ آبروي اشخاص، از انتقاد و نصيحت كردن فرد در حضور ديگران خودداري كنيد.
- چنانچه بخواهيد انتقاد شما با واكنش مثبت و سازنده اي همراه باشد بايد نشان دهيد نه تنها به آنچه گفته ايد متعهد هستيد بلكه به رفتار فرد در مقابل انتقاد خودتان نيز ارج مي نهيد. هرگز در انتقاد، طرف مقابل را با كسي مقايسه نكنيد. مقايسه كردن باعث دلگيري مخاطب شده و ممكن است با واكنشهاي بسيار نامناسبي مواجه شويد. اگر شخصيت و احترام مخاطب در نظر گرفته نشود نه تنها انتقاد موثر واقع نمي شود بلكه مي تواند به قطع رابطه منجر شود. انتقاداتي به نتيجه مي رسند كه بسيار با دقت و هوشمندانه مطرح شوند و مخاطب بدون آنكه آزرده خاطر شود از معايب خود آگاه شود. هيچگاه در انتقاد از ديگران تصور نكنيد كه آنچه نظر شماست حتماً صحيح بوده و مي بايستي شنونده بدون چون و چرا آن را بپذيرد.
▪ انتقاد از همكاران:
 رقابت در تمامي سطوح هر سازماني وجود دارد. يكي از علل آن دستيابي به امتيازات بيشتر در مقايسه با همكاران ديگر است. اين امتيازات به صورت هاي گرفتن پاداش، ارتقاي شغلي و موارد ديگر از اين قبيل است. به طور كلي هر فردي با۳ سطح در يك سازمان ارتباط دارد: سطوح زير دست، همكاران هم رديف و همكاران سطوح بالاتر، آنچه بسيار حائز اهميت است آنست كه بدانيم در هر سطحي چگونه انتقادات خود را بيان كنيم. اگر بخواهيم از يك روش براي انتقاد از افراد مختلف استفاده كنيم، يك اشتباه بزرگ مرتكب شده ايم و چنين شيوه اي داراي نتايجي بسيار ناگوار است. در بسياري از سازمانها ديده شده افرادي كه به طور كلي از ديگران به ويژه از افراد مافوق خود انتقاد مي كنند مورد بي مهري قرار گرفته و در گرفتن امتيازات و رتبه ها هميشه با مشكلات متعددي مواجه مي شوند.
بررسي روشهاي انتقاد بسيار پيچيده و داراي نكات فراواني است. انتقاد صحيح داروي تلخ ولي مفيدي است كه زماني موثر خواهد بود كه به موقع و درست تجويز شود، در غيراين صورت نه تنها باعث بهبودي نمي شود بلكه منجر به تشديد بيماري خواهد شد.
▪ انتقاد از افراد قدرتمند و مافوق بدون ترس و خشم :
 انتقاد نقش عمده‌اي در روابط اجتماعي ايفا مي‌كند، از انتقادها مي‌توان براي ايجاد تحرك در اشخاص و نفوذ در آنها ، آموزش ، بيان نيازها و خواسته‌ها و يا محركي براي اصلاح و پيشرفت خود استفاده كرد. انتقادپذيري موثر نتايجي چون: افزايش رضايت شغلي ، ايجاد روابط كاري مناسب ، تقويت سلامتي فكري و روحي ، ايجاد عزت نفس ، افزايش سطح بهره‌وري و افزايش رقابت براي تضمين موفقيت را به دنبال دارد. اگر انتقاد كننده و انتقاد شونده مي‌خواهند به هدف انتقاد سازنده كه همانا تغيير رفتار خاصي است دست يابند، بايد با يكديگر همكاري كنند. براي دستيابي به مفيد ضروري است تا از روش‌هاي انتقاد موثر و سازنده استفاده نمود.
▪ انتقاد دوستانه و مشفقانه :
 انتقاد اطلاعاتي است كه مي‌تواند به رشد فرد كمك كند و دانش و مهارت‌هاي مناسب را به افراد آموزش دهد. افراد با مشاهده و درك نتايج ارزشمند انتقاد ، پذيراي انتقاد مي‌گردند و يا قادر به ارائه انتقاد مي‌شوند.
▪ انتقاد براي بهبود:
محور اساسي هر انتقاد موثر توجه به نقش سازندگي است، بهبود و ارتقا ، معادل تغيير دانش ، تغيير نگرش و تغيير عملكرد فردي و سازماني در جهت مثبت است. در واقع هدف انتقاد بايد اصلاح و تكامل فكر و رفتار فرد مقابل باشد.
▪ انتقاد استراتژيك :
 انتقاد بايستي ضمن داشتن اهداف بلند مدت ، راه‌هاي نيل به آنها را نيز بيان كند. هر فردي قبل از انتقاد لازم است سوالات زير را از خود بپرسد:
ـ دقيقا از برقراري ارتباط چه انتظاري داريد؟
ـ چه رفتار يا خصوصيتي بايد تغيير كند؟
ـ انگيزه‌هاي انتقاد كردن چيست؟
چه راه حل‌ها و اهداف خاصي را مي‌توان ارائه كرد و چه فعاليت‌هايي براي دسترسي فرد به اهداف مورد انتقاد مي‌توان انجام داد؟
ـ ايجاد عزت نفس در افراد :
 احساس عزت نفس يكي از نيازهاي اساسي كاركنان است. آنان براي برآورد اين نياز ناچار به احترام گذاردن به ديگران هستند، بنابراين يك رابطه دو طرفه چرخشي مثبت و يا منفي را مي‌توان در اين خصوص ايجاد كرد.
▪ انتقاد با كلمات مثبت ، محترمانه و انگيزشي :
 اين امر منجر به بهبود برقراري ارتباط و در نتيجه پذيرش آن مي‌شود. به اين جهت لازم است كلمات مناسب برگزيده و بيان شود.
▪ انتقاد از روش و محتوا :
 در انتقاد محتوا و روش نيز بايستي لحاظ شود. با نهادينه سازي اين نكته مي‌توان از سيستم ارزشيابي خود استفاده نمود و به اين وسيله از قدرت تفكر به شيوه‌اي غيردفاعي بهره‌برداري كرد.
□ مشاركت طرف مقابل:
طرف مقابل خود را دخالت دهيد، براي مشاركت دادن طرف مقابل رعايت نكات زير ضروري است:
ـ بر اهميت شغل فرد تأكيد شود.
ـ شرايط انتقاد شناسايي شود.
ـ دقيقا بيان شود كه چگونه انتقاد براي طرف مقابل مفيد خواهد بود.
• از فرد خواسته شود كه چگونه مي‌توان براي اجراي طرح به او كمك كرد و چگونه مي‌توان از او در اين راستا حمايت كرد؟
□ توجه به شايستگي‌ها:
به شايستگي‌هاي طرف مقابل توجه نماييد، بدون اين كه از كلمه اما استفاده كنيد. اغلب افراد براي انتقاد كردن ابتدا به بيان جنبه‌هاي مثبت فرد پرداخته و سپس از كلمه اما استفاده مي‌كنند و به بيان نقاط ضعف وي مي‌پردازند، در حالي كه كلمه اما حذف كننده ارزش پيام قبلي است، در صورتي كه اگر از حرف ربط و استفاده شود، عكس اين حالت است و با جملات قبلي انسجامي بوجود مي‌آيد. در مجموع كلمه و اثر بلند مدت و نيرومندتري را به جاي مي‌گذارد.
□ بيان شفاف:
آن چه را كه مي‌خواهيد مورد انتقاد قرار دهيد، بطور دقيق و شفاف بيان كنيد، صراحت كلام انتقاد را موثر مي‌نمايد.
□ انتخاب زمان مناسب :
 انتقاد در زمان مناسب منجر به پذيرش آن در طرف مقابل مي‌شود. انتقاد بايستي براي عده‌اي بلافاصله بعد از خطا و براي عده‌اي ديگر با گذشت زمان انجام شود، ضمن اين كه ضروري است در هنگام خشم از افراد انتقاد نشود.
□ استفاده از سوال :
 مي‌توان انتقاد را در قالب طرح يك سوال يا مجموعه سوالاتي عنوان كرد كه جواب آنها به هدايت طرف مقابل براي دريافت اطلاعات دقيق و اساسي منجر مي‌گردد.
□ ناكارايي انتقاد شفاهي :
 هنگامي كه بطور شفاهي قادر به انتقاد نيستيد، با عمل و رفتار خود انتقاد را طرح كنيد، گاهي بهتر است از روش رفتاري بهره‌برداري شود. يعني به جاي اين كه چيزي بيان شود، كاري انجام گيرد و از طريق مداخلات رفتاري تفكر مورد نظر منتقل شود.
□ مشخص كردن انتظارات :
 گاهي افراد انتظار دارند كه اشخاص همان رفتاري را دارا باشند كه از آنها انتظار داريم، در اين حالت انتظارات ما موجب مي‌شود كه انتقاد زودرس و غيرموثر داشته باشيم چرا كه مخاطبين خود را به خوبي از توقعات خود آگاه نكرده‌ايم.
□ ميزان ذهني بودن انتقاد :
 واقعيت‌ها نبايستي صرفا در قالب ذهنيت فرد بماند، بلكه بايستي ديگران نيز آن را درك كرده و بپذيرند. مثلا اگر طرف مقابل انتقاد شما جملة اين انتقاد صرفا اعتقاد شماست. را بكار برد، حتي اگر اين انتقاد براي شما مبتني بر واقعيت عيني باشد، معني آن اين است كه ارزشيابي ذهني طرف مقابل براي قضاوت در مورد يك رفتار يا ويژگي خاص را لحاظ نكرده‌ايم.
□ ايجاد انگيزه در افراد :
 يكي از وظايف اساسي انتقاد موثر ، برانگيختن افراد براي انجام بهتر كارهاست. انگيزه يك مفهوم روانشناسي است كه در اشكال و حالت‌هاي گوناگوني همچون افكار، احساسات ، كلمات خاص و … مطرح مي‌شود.
□ بهره‌برداري از نقشه‌هاي ذهني طرف مقابل :
 استفاده از اصطلاحات ، احساسات و نقشه‌هاي ذهني طرف مقابل منجر به شناخت و برقراري مناسب ارتباط با وي مي‌شود، براي اين منظور به سخنان كساني كه در اطراف شما صحبت مي‌كنند گوش كنيد و از ارزش‌ها و علايق آنها مطلع گرديد تا در صورت نياز به انتقاد با او همزبان شويد و راحت‌تر ارتباط برقرار كنيد.
□ همگامي با انتقاد شونده :
 همگامي با كسي كه مورد انتقاد قرار مي‌گيرد، مقدمه ، رهبري موثر و در اين جا پيش زمينه انتقاد موثر است.
□ شناسايي معيارهاي انتقاد :
 انتقاد صحيح مبتني بر معيارهاي خاصي است. قبل از انتقاد براي خدمت به مشتري و يا ارتباط با همكاران سوالات زير را ازخود بپرسيد:
ـ آيا اين انتقاد عملي است؟
ـ آيا مي‌توان بلافاصله از آن استفاده كرد؟
ـ آيا منافعي را تامين مي‌كند؟
ـ آيا انتقاد پاسخگوي نيازهاست؟
ـ از چه معياري استفاده شود؟
ـ آيا ديگران از معياري كه براي قضاوت در مورد اعمال و نتايج كارهاي آنها استفاده مي‌شود، آگاهي دارند؟
ـ آيا معيارها ثابت‌اند يا طي زمان بايد تغيير كند؟
جواب سوالات فوق به بهبود و افزايش انتقاد مثبت و موثر منجر مي‌شود.
□ گوش دادن به نداي دروني :
 افراد هميشه با خود ارتباط ذهني برقرار مي‌كنند، اين مكالمات دروني ساز و كاري است كه باعث مي‌شود افراد از ارزشيابي‌ها و انتظارات خود آگاه مي‌شوند. هنگامي كه انتقاد مي‌كنيد و يا مورد انتقاد قرار مي‌گيريد، به مشاهده و شنيدن دنياي درون خود بپردازيد. وقتي به نداي درون خود توجه كنيد و آنها را مورد بازنگري و تجديد نظر قرار دهيد، افكار بهره‌ور و متناسب با شرايط و محيط جديد بوجود مي‌آيد، زيرا احساسات برافروخته شما ، كنترل شده و به شما كمك مي‌كند تا صداي قدرت انتقاد موثر و مثبت را بشنويد.
□ حفظ آرامش و خونسردي:
نداشتن آرامش در زمان انتقاد ، به تضعيف انتقاد منجر مي‌شود. اگر فردي قادر به حفظ خونسردي ، آرامش و هوشياري در زمان مواجهه با انتقاد باشد، مي‌تواند احساسات خود را كنترل كند و بهره‌وري خويش را افزايش دهد. به علاوه فرد قادر به ارزيابي شرايط بطور دقيق بوده و پاسخ مناسبي را به آن شرايط خواهد داد.
● نتيجه
در جهان امروز نقش احساسات و افكار انساني در توسعه و تكامل انسان‌ها ، سازمان‌ها و جوامع پررنگ گشته است و برقراري ارتباطات و هم‌انديشي بين آنها از اهميت بيشتري برخوردار گشته است. اگر فردي آگاه و توانمند نسبت به احساس و عملكرد ضعيف و نامطلوب افراد يا واحدهاي ديگر بطور مطلوب و مفيد اظهارنظر كند، از قدرت انتقاد موثر و مثبت بهره‌برداري كرده است، او به خوبي به نقاط قوت و ضعف طرف مقابل واقف است و درصدد تقويت نقاط قوت و حذف نقاط ضعف وي برمي‌آيد.
 به علاوه به آگاه سازي وي از فرصت‌ها و تهديدات محيط مي‌پردازد. مديران آگاه براي اصلاح و توسعه فردي ، گروهي و سازماني و نيز براي انتقال دانش و مهارت خود به ديگران و اصلاح آن‌ها لازم است تا از قدرت انتقاد مثبت برخوردار باشند. چرا كه در فرايند مشاوره علاوه بر مهارت فني ، مهارت انساني و رفتاري حائز اهميت بسياري است. از سوي ديگر هر انساني كه مورد انتقاد قرار مي‌گيرد، با بكارگيري هوشمندانه و به دور از تعصب و احساس ، مي‌تواند به اصلاح دانش ، نگرش و مهارت‌هاي خود اقدام كند.
 در مجموع انسان‌ها نيازمند انتقاد كردن و انتقادپذيري موثر و مثبت براي تكامل خود ، گروه و سازمان هستند. اين نقد افراد ، سازمان‌ها و جوامع را به سوي تعالي سوق مي‌دهد در حالي كه نقد منفي ، روحيه خصومت و پرخاشگري و تضاد را گسترش داده و افراد و سازمان‌ها را به سوي عدم بهره‌وري از منابع انساني و مادي و در نهايت نابودي آنها سوق مي‌دهد.


از: محمد شهرتي فر

http://vista.ir/article/351216/روشهاي-انتقاد-(چطور-منتقد-خوبي-باشيم؟)


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۲۶

۱۲نكته براي طرح گفتگوي كوتاه و سودمند

بر اساس مكتوبات "دبرا فاين" نويسنده كتاب "هنر مكالمات كوتاه" توانايي برقراري ارتباط با ديگران از طريق گفتگوهاي كوتاه مي تواند شما را به جاهاي بالايي برساند. "فاين" در گذشته يك مهندس خجالتي بوده و در سمينارها و همايش ها داخل دستشويي پنهان مي شده تا با ديگران برخوردي نداشته باشد و مجبور نشود كه با آنها صحبت كند. در حال حاضر او يك سخنران حرفه اي است و معتقد است كه قابليت برقراري ارتباط با ديگران يك امر كاملاً اكتسابي است. "فاين" و همراهانش راهكارهاي زير را براي برقراري يك مكالمه كوتاه، مختصر و مفيد به ما پيشنهاد مي كنند:
۱) زمانيكه آماده ملاقات با شخصي مي شويد، چند مطلب مشترك را در ذهن داشته باشيد تا در مورد آنها صحبت كنيد و همچنين چند سؤال نيز در ذهن داشته باشيد تا آنها را مطرح كرده و طرف مقابل را نيز به صحبت كردن وا داريد. اگر شخص مقابل را قبلاً ملاقات كرده ايد، سعي كنيد چيزهايي كه از او به يادتان مانده را به ميان بكشيد مثلاً علاقه مشتركتان به يك ورزش خاص، يا عضويت مشترك در يك مركز خيريه.
۲) اولين فردي باشيد كه مي گويد: "سلام." اگر مطمئن نيستيد كه طرف مقابل شما را به درستي به جا مي آورد يا نه، خودتان را معرفي كرده و اسمتان را بگوييد تا فشار و استرس كمتري را متحمل شود. به عنوان مثال اينطور عمل كنيد: "آقاي علي كاظمي؟ من محسن بختياري هستم، از ديدن شما خوشبختم" لبخند يادتان نرود و زمانيكه فردي را ملاقات ميكنيد، حتماً با او دست بدهيد.
۳) در زمان معارفه دقت كافي داشته باشيد و سعي كنيد نام ها را به خاطر سپرده و در طول مكالمه به كرات از آنها استفاده نماييد.
۴) با بيان يك عبارت متداول كاري كنيد تا طرف مقابل به صحبت كردن ادامه دهد و در نهايت هم يك سؤال كلي از او بپرسيد.
۵) با توجه به حرف هاي او و نشان دادن واكنش هاي مثبت از طرف مقابل پشتيباني كرده و تمام حواس خود را به وي معطوف كنيد. در تمام طول گفتگو ارتباط چشمي را برقرار نگه داريد و هنگاميكه فرد در حال صحبت كردن با شماست سر خود را به اين طرف و آن طرف نچرخانيد و قسمت هاي ديگر اتاق را نگاه نكنيد.
۶) بيشتر از آنچه حرف مي زنيد، گوش كنيد.
۷) چيز جالبي براي ارائه دادن در دست داشته باشيد. سعي كنيد دانش خود را همواره به روز نگه داريد و از وقايع و اخبار جديد با اطلاع باشيد. آگاهي از اخبار و وقايع فرهنگي مي تواند به شما كمك كند تا راحت تر با طرف مقابل ارتباط برقرار كنيد. مي توانيد سر صحبت را با جمله هايي به اين شرح باز كنيد: "نظر شما در مورد ........ چيست؟" ، و يا "شنيده ايد كه .............؟" از موضوعات منفي و بحث برانگيز پرهيز كنيد، و وارد جزئيات مسائل شخصي نشويد.
۸) اگر قصد ديدن شخص خاصي را داريد، بهترين راه اين است كه از يكي از آشنايان آن فرد تقاضا كنيد تا شما را به او معرفي كند. از يك دوست دو جانبه بخواهيد تا اين افتخار را نصيب شما كند.
۹) اگر كسي كارت ويزيت خود را به شما تعارف كرد، آنرا به عنوان يك هديه قبول كنيد. با هر دو دست آنرا بگيريد و مدتي به آن نگاه كنيد و چيزهايي كه روي آن نوشته شده است را به دقت بخوانيد. وقتي خواندن تمام شد، آنرا در جيب كت و يا كيف دستيتان قرار دهيد تا با اين كار نشان دهيد كه برايتان ارزشمند است.
۱۰) مراقب ژست و پرستيژ خود باشيد. افراديكه بيش از اندازه احساس راحتي ميكنند، موجبات ناراحتي ديگران را فراهم مي آورند. از سوي ديگر اگر راحت نبوديد باز هم اعتماد به نفس خود را حفظ كرده و خود را آرام و موقر نشان دهيد.
۱۱) پيش از آنكه در گفتگويي كه تازه به آن پيوسته ايد، شركت كنيد، ابتدا براي مدتي گوش دهيد و جوانب مختلف آن را در نظر بگيريد. مطئمناً دوست نداريد كه با صحبت هاي نابجا فرصت هاي استثنايي را پايمال كنيد.
۱۲) راههاي فراري هم براي خود و هم براي طرف مقابل بگذاريد. به عنوان مثال: "من بايد همين حالا به كار يكي از مشتري هايم رسيدگي كنم" و يا "من وقت نكردم نهار بخورم به همين خاطر بايد يك سر به بوفه بزنم" و يا "اجازه دهيد نوشيدني هايتان را عوض كنند."
اما در چه زماني بايد از يك مكالمه بيرون آمد؟ بايد كاري كنيد كه ابتدا تاثير مناسبي بر روي فرد مقابل بگذاريد و همچنين كاري كنيد كه به دنبال شما بيايند به همين دليل ميبايست: "باهوش و مختصر عمل كرده و آنها در انتظار بگذاريد."


جواد حسن زاده


روزنامه تفاهم


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۲۵

تحليل گفتمان

● تعريف گفتمان
 گفتمان (Discourse) شكلي از كاربرد گفتگو است، اما به صورتي كلي تر. بدين معنا كه در گفتمان تنها معناي ظاهري مطرح شده در گفتگو نقش ندارد بلكه شرايط زماني، مكاني، اجتماعي، فرهنگي و سياسي را به صورت پنهان با خود در بردارد.
در نظر فوكو، گفتمان ها درباره موضوعات صحبت نمي كنند و هويت موضوعات را تعيين نمي كنند بلكه سازنده موضوعات اند و در فرايند اين سازندگي مداخله خود را پنهان مي كنند. گفتمان روشن مي سازد چه كسي در چه زماني و با چه آمريتي صحبت مي كند.
 ● تاريخچه تحليل گفتمان
 اين اصطلاح براي نخستين بار در سال ۱۹۵۲ در مقاله يك زبان شناس معروف انگليسي به نام زليك هريس (Zellig Harris) به كار رفت . زليك هريس تحليل گفتمان را صرفا نگاهي صورت گرايانه و ساختار گرايانه مي داند. يعني ديدگاهي كه توجه به جمله شكل و صورت متن دارد و نه كاركردگرايانه كه به كاركرد متن و واحدهاي زباني متمركز است.
تحليل گفتمان (Discourse Analysis) كه در زبان فارسي به سخن كاوي، تحليل كلام و تحليل گفتار نيز ترجمه شده است ، يك گرايش مطالعاتي بين رشته اي است كه در اواسط دهه هاي ۶۰ و ۷۰ در پي تحولات معرفتي در علوم اجتماعي و انساني ظهور كرد. اين گرايش به دليل بين رشته اي بودن به زودي به عنوان يكي از روش هاي كيفي در حوزه هاي مختلف علوم سياسي، علوم اجتماعي، ارتباطات و زبان شناسي انتقادي قرار گرفت.
 ● تعريف تحليل گفتمان
 در نگاه نخست شايد تحليل گفتمان همان تحليل متن يا نوشتار ( text analysis ) يا تحليل گفتار به نظر آيد. اما واقعيت اين است كه تحليل گفتمان چيزي بيش از آراي هارولد لاسول درباره تحليل فرستنده ، تحليل پيام ، تحليل وسيله و تحليل گيرنده است.
 ديري نگذشت كه بعضي از زبان شناسان اين مفهوم را در معناهاي متفاوتي به كاربردند . به اعتقاد برخي تحليل گفتمان شامل تحليل ساختار زبان گفتاري – مانند گفت و گو ها ، مصاحبه ها و سخنراني ها – و تحليل متن شامل تحليل ساختار زبان نوشتاري – مانند مقاله ها ، داستان ها، گزارش ها و غيره – مي شود.
آنها معتقد بودند كه تحليل گفتمان بيشتر به كاركرد يا ساختار جمله و كشف و توصيف روابط آن مي پردازد . به عبارت ديگر تحليل گفتمان عبارت است از شناخت رابطه جمله ها با يكديگر و نگريستن به كل آن چيزي كه نتيجه اين روابط است.تحليل گفتمان به سازوكارهاي زباني تشكيل متن مي‌پردازد و اين كه چه ابزارهايي به جمله‌هاي زبان متنيت مي‌بخشند.
در تحليل گفتمان ، برخلاف تحليل هاي سنتي زبان شناسانه ، ديگر صرفا با عناصر نحوي و لغوي تشكيل دهنده جمله به عنوان عمده ترين مبناي تشريح معنا سرو كار نداريم ، بلكه فراتر از آن به عوامل بيرون از متن ، يعني بافت موقعيتي ( context of situation) ، فرهنگي ، اجتماعي ، سياسي ، ارتباطي و غيره سرو كار داريم.
 تحليل گفتمان، روشي نوين براي پژوهش در متن هاي ارتباطي است كه براي شناخت پيام و معني به كار رفته در پيام هاي ارتباطي كاربرد يافته است.اين روش در آغاز تا حد زيادي وامدار زبانشناسي بوده است.
 بسياري از زبانشناسان هم به اين قول ”مالينوفسكي “ استناد مي كنند كه مي گويد: ”مفهوم و معني در دل كلمات نهفته نيست، بلكه معني در ”اوضاع و احوال“ اجتماعي، وضع اداي كلمات، ساختمان جمله، اثركلمات مجاور بر يكديگر و ده‌ها عامل ديگر مبتني مي باشد. “
 به اين ترتيب ”معني“ در كُنه ”شرايط اجتماعي“ قرار دارد كه هر پيام با توجه به وضع فرستنده و گيرنده دستخوش دگرگوني مي شود.از اين منظر معني شناسي را مطالعه ”معني“دانسته اند به مفهوم مصداقي كه در جهان خارج وجود دارد يا مبتني بر مصداق‌ها به شكل نوعي تصوير(Image) در ذهن گوينده است و ”تحليل گفتمان“ به معني ”تجزيه و تحليل كلام“ به مطالعه رابطه ميان صورت و نقش در ارتباط كلامي مي پردازد.
در تحليل گفتمان مجموعه شرايط اجتماعي ، زمينه وقوع متن يا نوشتار ، گفتار ، ارتباطات غيركلامي و رابطه ساختار و واژه ها در گزاره اي كلي نگريسته مي شود.
 واژه ها هر كدام به تنهايي مفهوم خاص خود را دارا هستند اما در شرايط وقوع و در اذهان گوناگون معاني متفاوتي دارند.براي مثال رستگاري براي يك انسان ديندار معنايي متفاوت از رستگاري براي يك انسان غير ديندار دارد.
 تحليل گفتمان اما تنها در زير چتر زبان شناسي نماند.اين گرايش به همت متفكراني چون ميشل فوكو از زبان شناسي وارد مطالعات فرهنگي و مباحث اجتماعي و سياسي شد و شكل انتقادي به خود گرفت .
● كاربردهاي تحليل گفتمان
تحليل گفتمان از سطح گفتار فراتر رفته و شامل گفتار، نوشتار و همچنين شامل ناگفته ها و نانوشته هاي يك متن نيز مي شود و مضامين خاصي را با خود به همراه دارد.
تحليل گفتمان از لحاظ روش در زمره تحليل هاي كيفي قرار مي گيرد. ادعاي تحليل گفتمان آن است كه تحليلگر در بررسي يك متن از خود متن فراتر مي رود و وارد بافت يا زمينه متن مي شود. يعني از يك طرف به روابط درون متن و از طرف ديگر به بافت هاي موقعيتي، اجتماعي، سياسي و تاريخي متن مي پردازد.
 تحليل گفتمان در رشته هايي چون زبان شناسي، نقد ادبي، قوم نگاري، جامعه شناسي، روان شناسي ادراكي و اجتماعي، معني شناسي، علوم سياسي، علوم اجتماعي، ارتباطات و مطالعات فرهنگي كاربرد دارد.
 ● اهداف تحليل گفتمان
 مهمترين اهداف تحليل گفتمان را به اين ترتيب خلاصه كرد:
۱) نشان دادن رابطه بين نويسنده ، متن و خواننده
۲) روشن ساختن ساختار عميق و پيچيده توليد متن يعني "جريان توليد گفتمان"
۳) نشان دادن تاثير بافت متن ( واحدهاي زباني) و بافت موقعيتي ( عوامل اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي ، تاريخي و شناختي ) برروي گفتمان
۴) نشان دادن موقعيت و شرايط خاص توليد كننده گفتمان ( شرايط توليد گفتمان )
 ۵) نشان دادن بي ثباتي معنا؛ يعني معنا هميشه در حال تغيير است ، هرگز كامل نيست و هيچ وقت بطور كامل درك نمي شود.
 ۶) آشكار ساختن رابطه بين متن و ايدئولوژي . تحليل گفتمان از بدو پيدايش همواره در صدد بوده است تا نشان دهد كه هيچ متن يا گفتار و نوشتاري بي طرف نيست بلكه به موقعيتي خاص وابسته است . اين امرممكن است كاملا غير عمدي و ناآگاهانه و باشد.
 ۷) و هدف عمده تحليل گفتمان اين است كه تكنيك و روش جديدي را در مطالعه متون ، رسانه ها ، فرهنگ ها ، علوم، سياست ، اجتماع و ... بدست دهد . مبادي فكري اين روش همان پيش فرضهاي پسامدرن هستند.
 ● صاحب نظران تحليل گفتمان
 مهم ترين افرادي كه تحليل گفتمان را از بعد روش مدنظر قرار داده اند و در سطوح متفاوتي از بررسي هاي گفتماني به آن توجه داشته اند ون دايك (Teun A. van Dijk) و فركلاف (Norman Fairclough) هستند.
 ▪ روش ون دايك
 ون دايك، بررسي مقوله ها و مفاهيم زير را براي تحليل گفتمان پيشنهاد مي كند:
 ۱) استدلال : كه بايد ارزيابي منفي از واقعيت را به دنبال داشته باشد.
 ۲) معاني بيان: برجسته كردن اغراق آميز كنش هاي منفي "ديگران" و كنش هاي مثبت "ما" از قبيل حسن تعبيرها، تكذيب ها، قصور در بيان كنش منفي "ما".
 ۳) سبك واژگان: انتخاب كلماتي كه مستلزم ارزيابي هاي منفي يا مثبت است (واژه هايي داراي بار معنايي خاص)
 ۴) قصه گويي: گفتن رويدادهاي منفي به گونه اي كه انگار فرد، خود آنرا تجربه كرده است و نيز گفتن ويژگي هاي منفي رويدادها به گونه اي كه پذيرفتني باشد.
 ۵) تاكيد ساختاري بر منش هاي منفي "ديگران" در تيترها، ليدها، خلاصه ها و ديگر قلمروهاي طرح متن (گزارش هاي خبري) و ساختارهاي انتقالي نحو جمله (اشاره به عوامل منفي در شاخص ها و موقعيت هاي موضعي)
 ۶) نقل قول از شواهد، منابع و كارشناسان معتبر مثلا در گفتگوهاي خبري
 ▪ روش نورمن فركلاف
 نورمن فركلاف، تحليل گفتمان را در سه سطح توصيف ، تفسير و تبيين مدنظر قرار مي دهد. او معتقد است: متن در درجه اول داراي كليتي است كه بدان وابسته است . در داخل متن مجموعه اي از عناصر وجود دارند كه نه تنها به يكديگر مرتبط بوده بلكه كليتي را مي سازند كه بدان گفتمان مي گويند .
 متن يا گفتمان به مجموعه اي از عوامل بيروني متكي است .اين عوامل هم در فرايند توليد متن موثرند و هم در فرآيند تفسير متن.فرآيند توليد و تفسير با همديگر داراي تعامل و كنش متقابلند و در نتيجه همديگر را متاثر مي سازند .
يك متن علاوه بر بافت متن و فرآيند و تفسير متن به شدت متاثر از شرايط اجتماعي است كه متن توليد و يا تفسير مي شود . بافت اجتماعي و فرهنگي ، تاثير بسيار بيشتري نسبت به بافت متن و فرآيند توليد و تفسير آن دارد .
با اين مقدمه و بيش فرضها سطوح تحليل گفتمان از منظر نورمن فركلاف قابل هضم تر مي شود.او سه سطح را به كار مي گيرد :
ـ سطح اول ، گفتمان به مثابه متن
ـ سطح دوم ، گفتمان به مثابه تعامل بين فرآيند توليد و تفسير متن
 ـ سطح سوم كه سطح كلان است ، گفتمان به مثابه زمينه است.
۱) توصيف
 مجموعه ويژگي هاي صوري اي كه در يك متن يافت مي شوند مي توانند به عنوان انتخاب هاي خاصي از ميان گزينه هاي مربوط به واژگان و دستور موجود تلقي شوند كه متن از آن ها استفاده مي كند . به منظور تفسير ويژگي هايي كه به صورت بالفعل در يك متن وجود دارند، معمولا توجه به ديگر انتخاب هاي ممكن نيز ضروري است ؛ يعني انتخاب از ميان نظام هاي گزينه اي انواع گفتمان هايي كه ويژگي هاي موجود از آنها گرفته شده اند .
 در نتيجه ، در تحليل متون ، كانون توجه دائما بين آنچه در متن وجود دارد و انواع گفتمان هايي كه متن از آنها استفاده مي كند در نوسان است.مثلا به اين سوالات در خصوص واژگان در متن باسخ مي دهيم:
 ۱) كلمات واجد كدام ارزشهاي تجربي هستند ؟ چه نوع روابط معنايي به لحاظ ايده ئولوژيك بين كلمات وجود دارد؟
 ۲) كلمات واجد كدام ارزشهاي رابطه اي هستند ؟ آيا عباراتي وجود دارند كه دال برحسن تعبير باشند ؟ آيا كلماتي وجود دارند كه رسمي يا محاوره اي باشند ؟
۳) كلمات واجد كدام ارزش هاي بياني هستند ؟
۴) در كلمات از كدام استعاره ها استفاده شده است ؟
و از جهت دستوري :
۵) ويژگي هاي دستوري واجد كدام ارزشهاي تجربي هستند ؟ جملات معلوم هستند يا مجهول ؟ جملات مثبت هستند يا منفي ؟
۶) ويژگي هاي دستوري واجد كدام ارزش هاي رابطه اي هستند ؟ از كدام وجه ها ( خبري ، پرسشي دستوري ، امري ) استفاده شده است ؟ آيا ويژگي هاي مهم وجهيت رابطه اي وجود دارند ؟ آيا از ضميرهاي ما و شما استفاده شده است و اگر پاسخ مثبت است ، نحوه استفاده از آنها چگونه بوده است ؟
۷) ويژگي هاي دستوري واحد كدام ارزشهاي بياني هستند ؟
۸) جملات ( ساده ) چگونه به يكديگر متصل شده اند ؟ از كدام كلمات ربطي منطقي استفاده شده است ؟ آيا جملات مركب از مشخصه هاي همپايگي يا وابستگي برخوردارند ؟ براي ارجاع به داخل و بيرون متن از چه ابزارهايي استفاده شده است ؟
۹) از كدام قراردادهاي تعاملي استفاده شده است ؟ آيا روشهايي وجود دارندكه به كمك آنها يك مشارك نوبت سخن گفتن ديگران را كنترل كند ؟
۱۰) متن واجد چه نوع ساختهاي گسترده تري است .۲) تفسير
 ـ بافت يا زمينه : تفسير هاي گفتمان از بافت موقعيتي و بينامتني چيست ؟
 ـ انواع گفتمان : چه نوعي از گفتمان مورد استفاده خواهد بود ( و در نتيجه ، كدامين قواعد ، نظام و اصول در زمينه نظام آوايي ، دستوري ، انسجام جمله اي ، واژگان ، نظام هاي معنايي يا كاربردي به كار گرفته مي شود ؛ و نيز كدام چارچوب ها ؟
در واقع مرحله تفسير روشن مي سازد كه فاعلان در گفتمان مستقل نيستند. اين مرحله به خودي خود بيانگر روابط قدرت و سلطه و ايده ئولوژي هاي نهفته در پيش فرض ها ، كه كنش هاي گفتماني معمول را به صحنه مبارزه اجتماعي تبديل مي كند نخواهد بود . به منظور تحقق چنين هدفي مرحله تبيين هم ضروري است.
۳) تبيين
 مي توان از مرحله تفسير به تبيين با توجه به اين نكته گذر كرد كه با بهره گرفتن از جنبه هاي گوناگون دانش زمينه اي به عنوان شيوه هاي تفسيري در توليد و تفسير متون ، دانش ياد شده بازتوليد خواهد شد. اين باز توليد براي گفتمان پيامدي جانبي ، ناخواسته وناخود آگاه است ؛ اين امر در واقع به نوعي درمورد توليد و تفسير نيز صدق مي كند.
 بازتوليد مراحل گوناگون تفسير و تبيين را به يكديگر پيوند مي دهد زيرا در حالي كه تفسير چگونگي بهره جستن از دانش زمينه اي در پردازش گفتمان را مورد توجه قرار مي دهد ، تبيين به شالوده اجتماعي و تغييرات دانش زمينه اي والبته بازتوليد آن در جريان كنش گفتماني مي پردازد .
 هدف از مرحله تبيين ، توصيف گفتمان به عنوان بخشي از يك فرآيند اجتماعي است ؛ تبيين گفتمان را به عنوان كنش اجتماعي توصيف مي كند و نشان مي دهد كه چگونه ساختارهاي اجتماعي ، گفتمان را جهت مي بخشند ؛ همچنين تبيين نشان مي دهد كه گفتمان ها چه تاثيرات باز توليد كننده اي مي توانند برآن ساختارها بگذارند ، تاثيراتي كه منجر به حفظ يا تغيير آن ساختارها مي شوند . دانش زمينه اي واسطه تعيُن اجتماعي اين تاثيرات است ؛ به اين معنا كه ساختارهاي اجتماعي به دانش زمينه اي شكل مي دهند . و اين يكي شكل دهنده گفتمان هاست و گفتمان ها دانش زمينه اي را حفظ مي كنند يا آن را تغيير مي دهند و اين دومي باز به نوبه خود حافظ يا تغيير دهنده ساختارهاست .
 منظور از ساختارهاي اجتماعي هم همان مناسبات قدرت است و هدف از فرآيندها و اعمال اجتماعي ، فرآيند ها و اعمال مربوط به مبارزه اجتماعي است . بنابراين ، تبيين عبارت است از ديدن گفتمان به عنوان جزئي از روند مبارزه اجتماعي در ظرف مناسبات قدرت.
 آنچه را در مورد تبيين بايد گفت در قالب سه پرسش زير مطرح مي كنيم :
 ۱) عوامل اجتماعي : چه نوعي از روابط قدرت در سطوح گوناگون نهادي ، اجتماعي و موقعيتي در شكل دادن اين گفتمان موثر است؟
 ۲) ايدئولوژي : چه عناصري از دانش زمينه اي كه مورد استفاده واقع شده اند داراي خصوصيات ايده ئولوژيك هستند؟
 ۳) تاثيرات : جايگاه اين گفتمان نسبت به مبارزات در سطوح گوناگون نهادي ، اجتماعي و موقعيتي چيست؟ آيا اين مبارزات علني است يا مخفي ؟ آيا گفتمان ياد شده نسبت به دانش زمينه اي هنجاري است يا خلاق ؟ آيا در خدمت حفظ روابط موجود قدرت است يا در جهت دگرگون ساختن آن عمل مي كند؟
 ● پيش فرضها (انگاره) و مفروضات تحليل گفتمان
 پيش فرضها و مفروضات تحليل گفتمان كه از برآيند قواعد تحليل متن ، هرمنوتيك ، نشانه شناسي ، مكتب انتقادي ، روانكاوي مدرن و ديدگاه فوكو شكل گرفته ، عبارت است از:
۱) متن يا گفتار واحد توسط انسانهاي مختلف ، متفاوت نگريسته مي شود . يعني انسانهاي مختلف از متن واحد برداشت يكسان و واحدي ندارند . دالي متفاوت مي تواند براي اشاره به مدلولي ظاهرا يكسان استفاده شود .
 ۲) خواندن ( برداشت و تفسير از متن ) هميشه نادرست خواندن ( برداشت نادرست از متن ) است .
 ۳) متن را بايد به عنوان يك كل معنا دار نگريست و اين معنا لزوما در خود متن نيست .
 ۴) هيچ متن خنثي يا بي طرفي وجود ندارد ، متن ها بار ايدئولوژيك دارند .
 ۵) حقيقت هميشه در خطر است . درهر گفتماني حقيقت نهفته است اما هيچ گفتماني داراي تمامي حقيقت نيست
۶) نحوه Syntaxمتن نيز معنا دار است ، چون كه نحو داراي معاني اجتماعي و ايدئولوژيك است و اين معاني در جاي خود به عواملي كه دال ها را مي سازند – نظير : رمزها ، بافت ها ، مشاركت ها و تاريخ مختلف – وابسته اند
 ۷) معنا همان قدر كه از متن Text ناشي مي شود ، از بافت يا زمينه اجتماعي و فرهنگي Context نيز تاثير مي پذيرد . معنا و پيام يك متن در بين نوشته هاي آن متن قرار دارد .
 ۸) هر متني در شرايط و مقعيت خاصي توليد مي شود . از اين رو رنگ خالق خود را هميشه به خود دارد .
 ۹) هر متني به يك منبع قدرت يا اقتدار ( نه لزوما سياسي ) مرتبط است .
 ۱۰) گفتمان سطوح و ابعاد متعددي دارد . يك سطح گفتماني وجود ندارد و يك نوع گفتمان هم وجود ندارد.
 ● تفاوت تحليل محتوا با تحليل گفتمان
 روش ”تحليل گفتمان“ يك روش كيفي است كه از اصلاح روش هاي اوليه تحليل رسانه‌ها حاصل شده است، اصطلاحي كه شالوده زبانشناسي دارد. در حاليكه تحليل محتوا يك روش كمي است بر اساس اندازه گيري، مقدار چيزي، در يك نمونه سنجيده مي شود.
 ”تئو. اي.وان دايك“ چهار جزء متمايز رويكرد به گفتمان را اينگونه برمي شمارد:
 اول، تحليل گفتمان يك پيام رسانه اي را به عنوان يك گفتمان تمام عيار مستقل بررسي مي كند. تحليل محتوا در پژوهش ارتباطات جمعي معمولا براي يافتن روابط (يا همبستگي ها) ميان اين و يا آن ويژگي – اغلب محتوا و گاهي سبك – پيام‌ها و ويژگي هاي فرستنده/ سخنگو يا خوانندگان انجام مي گيرد.
گفتمان رسانه اي به عنوان شكلي از ”عمل اجتماعي“ كمتر مورد مطالعه قرار گرفته است و آشكار كردن ساختارهاي ذاتي درهمه سطوح هدفي معقول محسوب مي شود.
 دوم اينكه، هدف تحليل گفتمان عمدتا تشريح داده هاي كيفي است و نه داده هاي كمّي. البته معيارهاي كمّي را مي‌توان به خوبي بر تحليلي، آشكار از نوع عمدتا بيشتر كيفي بنيان نهاد.
 سوم اينكه، درحالي كه تحليل محتوا عمدتا بر مبناي داده هاي قابل مشاهده و محاسبه‌پذيري چون واژه‌ها، عبارات، جمله‌ها مبتني است، تحليل گفتمان به ساختارهاي معنا شناختي توجه دارد و فرض ها، ارتباط ها، دلالت‌ها و راهبردها را هم روشن مي سازد. به ديگر سخن در تحليل گفتمان به جاي شمارش و مقادير آماري با معناشناسي كاربردي متن سروكار داريم.
 فنون پيشرفته‌تر تحليل محتوا هم راجع به ساختارهاي زباني‌است و با بحث‌هاي زبانشناسي درآميخته شده‌است. اما مطلقاً به آن نمي‌توان تحليل گفتمان گفت چراكه تحليل گفتمان افق‌هاي بسيار دورتري را دنبال مي‌كند. اصولاً تحقيقات كيفي چنين است و تحليل گفتمان هم به عنوان يكي از الگوهاي تحليل كيفي از اين مشخصه بهره‌مند است.
● بررسي نمونه هاي عملي تحليل گفتمان
۱ ) در فصلنامه رسانه شماره ۵۴ تابستان ۱۳۸۲ تحقيقي از سوي دكتر محمد مهدي فرقاني با عنوان "تحول گفتمان توسعه سياسي در ايران" (از مشروطه تا خاتمي) منتشر شده است كه بر اساس روش "تحليل گفتمان" صورت گرفته است.
 محقق براي بررسي گفتمان حاكم در زمينه توسعه سياسي، يك روزنامه كه نماينده گفتمان حاكميت بوده است انتخاب و از ميان سرمقاله هاي آن متن معرف، برگزيده شده و با استفاده از شيوه تحليل گفتمان و الگوي تركيبي فركلاف و ون دايك، اين متون مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است تا يافته هاي آن بر مبناي تحليل شرايط و بسترهاي تاريخي، سياسي و اجتماعي، تبيين شوند. اين مقاله در پي آن است كه گفتمان مسلط توسعه سياسي را در سرمقاله هاي روزنامه هاي هشت دوره مزبور، مورد تحليل و بررسي قرار دهد تا از خلال آن عناصر و ساخت گفتمان حاكم در هر دوره و در نهايت سير تحول گفتمان توسعه سياسي در يكصد سال اخير را بازشناسي و معرفي كند.
 ۲) پايان نامه آقاي اردشير زابلي زاده در دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي به تحليل گفتمان هفته نامه هاي استان كردستان پرداخته است. در اين تحقيق به بررسي عملي و محتوايي متون سرمقاله هاي سه نشريه استان پرداخته شده است. بنابراين "جامعه آماري" اين تحقيق عبارت بودند از: نشريات استاني آبيدر، سيروان، ئاسو در سال ۱۳۸۲ به صورت روش" نمونه گيري تصادفي ساده" و از بين ۵۰٪ مطالب نشريات فوق در اين تحقيق استفاده شده است. "واحد تحليل" مضامين و معناي مقالات و سرمقاله نشريه بوده است.
در" روش گردآوري اطلاعات"، دو روش تحليل گفتمان مثل روش تحليل محتوا، اطلاعات و داده ها موجودند و محقق صرفا سعي مي كند بر اساس فرضيات و سوالات تحقيق، اطلاعات لازم را گردآوري نمايد. در واقع نوعي ابزار غير تصديعي (غير مزاحم) در اختيار محقق مي باشد و محقق مجبور به گردآوري و جمع آوري اطلاعات نيست بلكه اطلاعات به صورت غيرمنسجم موجودند فقط نقش وي تنظيم و تنسيق اطلاعات بر اساس سوالات و فرضيات تحقيق بوده است. در روش تجزيه و تحليل، سرمقاله ها و مقالاتي كه متناسب با فرضيات تحقيق بوده است.
 ● تحليل گفتمان انتقادي
 گفتمان انتقادي، بحث تحليل گفتمان را يك سطح ارتقا مي‌دهد. تحليل گفتمان از نظر شمول معنايي در گستره اي فراتر از زبان شناسي اجتماعي و زبان شناسي انتقادي به همت متفكراني چون ژاك دريدا، ميشل پشو و ميشل فوكو و به ويژه توسط انديشمنداني چون ون دايك و نورمن فركلاف كه به طو مستقيم به اين رشته اهتمام ورزيدند، وارد مطالعات فرهنگي، اجتماعي و سياسي شد و شكل انتقادي به خود گرفت.
يعني اگر تحليل گفتمان را سطح توصيف بدانيم، آن را به سطح تفسير و تبيين مي‌رساند و ضمن توصيف و تفسير متن، به اين سؤال پاسخ مي‌دهد كه چرا از ميان گزينه‌هاي ممكن زباني بايد اين متن را انتخاب كرد و در طي يك واقعه مشخص چرا اشخاص از عبارات زباني و دستوري خاصي استفاده مي‌كنند. تحليل گفتمان انتقادي اين چراها را كمتر به نويسنده مرتبط مي‌كند. بلكه بنگاه‌ها و مراكزي كه اين مجموعه را اداره مي‌كنند و فرد هم جزئي از آن است، اين متن را رقم مي‌زند. در اصل مي‌گويد توليد و فهم متن با عوامل بافت‌هاي كلان يعني تاريخ، ايدئولوژي، جامعه، فرهنگ و قدرت مرتبط است.
 از سوي ديگر نگاه انتقادي آن معطوف به سويه‌اي‌است كه زبان را آينه شفافي مي‌داند كه مفاهيم و انديشه‌ها را منتقل مي‌كند. تحليل گفتمان انتقادي بر اين باور است كه زبان بر خلاف اين تعريف مثل آينه يا شيشه ماتي‌است كه حقايق را در بسياري موارد تحريف مي‌كند.
 فوكو معتقد بود كه زبانشناسان تاكنون از ابزارهاي زبانشناختي تشكيل متن صحبت كرده‌اند اما به خدمت گرفتن اين ابزارها به طور كامل باعث مي‌شود به لايه‌هاي معنايي دست يابيم اما لايه‌هاي معنايي ديگري هم در اين متن هست كه تاكنون از چشم آنها دور مانده‌است.
 ااين نظر فوكو به رويكردي در درون تحليل گفتمان با عنوان CDA، زبانشناسي گفتمان انتقادي يا تحليل گفتمان انتقادي مطرح شد. فوكو معتقد بود هيچ متني عاري از القائات ارزشي، روابط قدرت و مولفه‌هاي فرهنگي نيست. اگر قرار است متني تفسير بشود ما بايد درصدد يافتن اين لايه‌هاي معنايي نيز باشيم.
تحليل گفتمان انتقادي معتقد است كه رد پاي تاريخ، جهان‌بيني، ارزش‌ها، مؤلفه‌هاي اجتماعي - فرهنگي، در جاي جاي زبان مشهود است.
كار تحليل‌گر متن اين است كه وراي اين معاني كه تحليل گفتمان متعارف مي‌دهد، برود و اين لايه‌هاي معنايي را نيز بگويد. يعني كسي كه در متون سياسي و رسانه‌اي كار مي‌كند، بايد به خواننده اين آگاهي را بدهد كه چه متني را مي‌خواند و لايه‌هاي معنايي آنچه مي‌خواند را بر او آشكار مي‌كند.

 

 


حسين امامي (كارشناس ارشد تحقيق در ارتباطات)
 
منابع
 ۱.وان دايك، تئون.اي (۱۳۸۲)، مطالعاتي در تحليل گفتمان: از دستور متن تا گفتمان كاوي انتقادي، گروه مترجمان، تهران: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها.
 ۲. فركلاف نورمن (۱۳۷۹)– " تحليل انتقادي گفتمان" .گروه مترجمان. تهران: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها. بهرامپور ، شعبانعلي)
۳. بليك ريد و ادوين هارولدس (۱۳۷۸)، طبقه بندي مفاهيم در ارتباطات، مترجم مسعود اوحدي، تهران: انتشارات سروش
 ۴. اختيار، منصور (۱۳۴۸)، معني شناسي، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
 ۵. يار محمدي، لطف الله (۱۳۸۳)، گفتمان شناسي رايج و انتقادي، تهران: هرمس.
 ۶. صفوي، كورش (۱۳۸۲)، معني شناسي كاربردي، تهران: انتشارات همشهري.
 ۷. وان دايك، تئون.اي (۱۳۷۸)، ”تحليل گفتمان: پرورش و كاربست آن در ساختار خبر، مترجم: محمد رضا حسن زاده ‎‎‏‏‏، تهران :پژوهش معاونت سياسي صدا و سيماي جمهوري اسلامي.“
 ۸. فرقاني، محمدمهدي. تحول گفتمان توسعه سياسي در ايران (از مشروطه تا خاتمي).فصلنامه رسانه. شماره ۵۴ تابستان ۱۳۸۲
 ۹. آقاگل‌زاده ، فردوس (۱۳۸۵)، تحليل گفتمان انتقادي. ناشر: انتشـارات علمي فرهنگي
 ۱۰. يحيايي ايله اي، احمد. وب سايت ارتباطات اجتماعي. http://www.yahyaee.com
۱۱. پايان نامه اردشير زابلي زاده (۸۴-۸۳) در دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي :تحليل گفتمان هفته نامه هاي استان كردستان.

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۲۴

مهارتهاي ارتباطي و گفتگو

در جريان‌ زندگي‌ خويش‌ كه‌ بخشي‌ از آن‌ در سازمان‌ها، محيط‌هاي‌ خانوادگي‌ و يا در كنار دوستان‌ سپري‌ مي‌شود، گاهي‌ نيازمند برگزاري‌ جلسات‌ براي‌ اتخاذ تصميمات‌ جديد هستيم‌. اگرچه‌ گهگاه‌ در تصور مردم‌، برگزاري‌ جلسات‌ به‌ عنوان‌ يك‌ عمل‌ غيركارا مطرح‌ مي‌شود اما بهره‌گيري‌ درست‌ و اصولي‌ از آن‌ مي‌تواند بسيار اثر بخش‌ باشد. به‌ همين‌ علت‌ هر نشستي‌ در خانواده‌ و يا با دوستان‌ و يا در محل‌ كار و نظير اينها مي‌تواند زمينه‌يي‌ براي‌ شروع‌ يك‌ تصميم‌ گيري‌ ارزشمند باشد.
ادوارد دوبونو پدر تفكر خلاق‌ در كتاب‌ «شش‌ كلاه‌ تفكر» يك‌ روش‌ خلاقانه‌ ارايه‌ مي‌كند و از طريق‌ آن‌ مي‌كوشد نشست‌ افراد به‌ دور يكديگر را به‌ اقدامي‌ ثمربخش‌ و كارا تبديل‌ كند.
 «دوبونو» سعي‌ مي‌كند به‌ كساني‌ كه‌ به‌ دور هم‌ جمع‌ مي‌شوند،بياموزد كه‌ به‌ تفكر خود نظم‌ دهند و آنگاه‌ در اين‌ ميان‌، به‌ راههاي‌ خلاقانه‌ بيانديشند و با يك‌ هماهنگي‌ مدبرانه‌ نتايج‌ را طبقه‌بندي‌ و اولويت‌بندي‌ كرده‌ و در تصميم‌گيري‌ها از آن‌ استفاده‌ كنند.
 اگر شما مي‌خواهيد با تكنيك‌ شش‌ كلاه‌ تفكر در جلسات‌ قدم‌ بگذاريد،بهتر است‌ اين‌ مقاله‌ را بخوانيد و آنگاه‌ عمل‌ كنيد: تصور كنيد به‌ يك‌ جلسه‌ قدم‌ گذاشته‌ايد و شما مسوول‌ نظم‌دهي‌، هدايت‌ و نتيجه‌گيري‌ از آن‌ جلسه‌ هستيد، در اينجا كلاه‌ آبي‌ را بر سر شما خواهند گذاشت‌، زيرا هنگامي‌ كه‌ كسي‌ كلاه‌ آبي‌ را بر سر مي‌گذارد بايد به‌ موارد زير دقت‌ كند.
 ۱) رنگ‌ آبي‌ نماد آسمان‌ آبي‌ رنگ‌ است‌ كه‌ چتر آن‌ بر همه‌ جا گسترده‌ شده‌ است‌ و كسي‌ كه‌ كلاه‌ آبي‌ بر سر خود مي‌گذارد بايد بتواند افكار جاري‌ در محيط‌ جلسه‌ را در ذهن‌ خود به‌ جريان‌ درآورد و نظم‌ و تمركز دهد.
 ۲) كلاه‌ آبي‌ همچون‌ يك‌ نرم‌افزار است‌ كه‌ تلاش‌ مي‌كند به‌ تفكركردن‌ جمع‌، جهت‌ دهد و با برنامه‌يي‌ مشخص آن‌ را به‌ سرانجام‌ برساند و گويي‌ همچون‌ يك‌ كارگردان‌ تفكر ما را هدايت‌ مي‌كند.
 ۳) با كلاه‌ آبي‌ اولويت‌ها و محدوديت‌ها تعيين‌ مي‌شود. به‌ هرحال‌ فرد خوش‌شانسي‌ هستيد كه‌ كلاه‌ آبي‌ بر سر شما قرار مي‌گيرد و اگر مدبرانه‌ عمل‌ كنيد مي‌توانيد به‌ انجام‌ يك‌ تصميم‌ خوب‌ موفق‌ شويد. اكنون‌ بر روي‌ صندلي‌ خود بنشيند و موضوع‌ و يا مشكل‌ مورد بحث‌ را بر روي‌ تخته‌سياه‌ بنويسيد. در نخستين‌ اقدام‌ و با هدايت‌ شما همه‌ اعضا بايد كلاه‌ سفيد را بر سر بگذارند و در مورد موضوع‌ بيان‌ شده‌ بيانديشند. هنگامي‌ افراد همگي‌ تصميم‌ مي‌ گيرند با كلاه‌ سفيد تفكر كنند بايد به‌ نكات‌ زير توجه‌ كنند:
ـ كسي‌ كه‌ كلاه‌ سفيد بر سر مي‌گذارد بايد بطور موقت‌ عقايد و نظراتش‌ را به‌ بايگاني‌ ذهنش‌ بسپارد.
 ـ هر آن‌ چيزي‌ كه‌ از اطلاعات‌ محض‌ در مورد موضوع‌ يا مشكل‌ مورد بحث‌ مي‌دانيد بيان‌ كنيد.
 ـ «ادوارد دوبونو» در اين‌ باره‌ مي‌گويد: چنين‌ فردي‌ همچون‌ كودكي‌ است‌ كه‌ محتويات‌ جيب‌ خود را بر روي‌ ميز خالي‌ مي‌كند.
 ـ هنگامي‌ كه‌ كلاه‌ سفيد را بر سر مي‌گذاريد، نبايد به‌ چيزهايي‌ كه‌ شامل‌ الهامات‌ ،قضاوت‌هاي‌ متكي‌ به‌ تجارب‌ گذشته‌، عواطف‌، احساسات‌ و عقايد است‌ توجه‌ كنيد و تنها بايد همچون‌ يك‌ رايانه‌، فقط‌ اطلاعات‌ ارايه‌ كنيد. حال‌ شما بايد اطلاعات‌ به‌ دست‌ آمده‌ از حاضرين‌ در جلسه‌ را كه‌ به‌ واسطه‌ تفكر با كلاه‌ سفيد ارايه‌ شده‌ است‌ را جمع‌بندي‌ كنيد و اعضاي‌ جلسه‌ را وارد مرحله‌ بعد كنيد تا با گذاشتن‌ كلاه‌ قرمز بر سر، شروع‌ به‌ تفكر كنند.
 هنگامي كه حاضرين‌ مي‌خواهند با كلاه‌ قرمز در مورد موضوع‌ مورد نظر تفكر كنند بايد به‌ نكات‌ زير توجه‌ كنند:
 ـ اجازه‌ دهيد احساسات‌ و عواطف‌ بر وجود شما حاكم‌ شده‌ و به‌ زبان‌ درآيند و هركسي‌ مي‌تواند از الهامات‌ و دريافت‌هاي‌ ناگهاني‌ خويش‌ سخن‌ گويد و ديگر نيازي‌ به‌ استدلال‌ نيست‌. اگر به‌ احساسات‌ اجازه‌ بروز ندهيم‌ بدون‌ شك‌ ناخواسته‌ و بدون‌ دقت‌ نظر، در تصميم‌گيري‌ها وارد شده‌ و چه‌ بسا سبب‌ بروز مشكلاتي‌ براي‌ ما شوند.
 ـ هنگامي‌ كه‌ از كلاه‌ قرمز استفاده‌ مي‌كنيم‌ از قوي‌ترين‌ احساسات‌ خود نظير ترس‌ و نفرت‌ گرفته‌ تا احساسات‌ ظريف‌ نظير ترديد و سوءظن‌ بايد سخن‌ به‌ ميان‌ آوريم‌ و به‌ گفته‌ «دوبونو» بايد همچون‌ آينه‌يي‌ شويم‌ كه‌ احساسات‌ با تمام‌ پيچيده‌گي‌هايش‌ بيان‌ شوند. بدون‌ شك‌ احساسات‌ نقش‌ مهمي‌ در زندگي‌ انسان‌ دارند و چه‌ بسا سبب‌ ايجاد هدفهايي‌ نيز در زندگي‌ ما شوند. شما با كلاه‌ قرمز ممكن‌ است‌ چنين‌ جملاتي‌ را به‌ زبان‌ آوريد: «اگرچه‌ همه‌ آمارها و اطلاعات‌ احتمال‌ موفقيت‌ مي‌دهد اما احساسم‌ مي‌گويد،موفق‌ نمي‌شويم‌» و يا بگوييد: «اگرچه‌ اطلاعات‌ و آمار احتمال‌ موفقيت‌ نمي‌دهند اما احساسم‌ مي‌گويد، موفق‌ مي‌شويم‌» پس‌ از اينكه‌ تمام‌ نظرات‌ اعضاي‌ جلسه‌ ارايه‌ شد، شما اقدام‌ به‌ جمع‌بندي‌ تراوشات‌ فكري‌ حاضران‌ كرده‌ و آنگاه‌ به‌ مرحله‌ بعد قدم‌ بگذاريد و اجازه‌ دهيد حاضران‌ كلاه‌ سياه‌ را بر سر بگذارند.
با گذاشتن‌ اين‌ كلاه‌ بر سرنبايد احساسات‌ منفي‌ بدون‌ منطق‌ بيان‌ شوند بلكه‌ فرد بايد ديدگاه‌هاي‌ منفي‌ خود را در خصوص‌ مشكل‌ يا موضوع‌ مورد بحث‌ به‌ صورت‌ منطقي‌ بيان‌ كند. بدون‌ شك‌ اگر از اين‌ كلاه‌ بخوبي‌ استفاده‌ شود،مي‌تواند ما را از مخاطراتي‌ كه‌ در آينده‌ از چشمان‌ ما دور مي‌ماند آگاه‌ كند. ما بايد به‌ خاطر داشته‌ باشيم‌ امروزه‌ بسياري‌ از مردم‌ كلاههاي‌ سياه‌ رنگي‌ بر سر مي‌گذارند كه‌ تنها با احساسات‌ منفي‌ همراه‌ است‌ كه‌ در آن‌ از منطق‌ خبري‌ نيست‌. منفي‌بودن‌ اصولا آسان‌تر است‌. زيرا خراب‌ كردن‌ از درست‌ كردن‌ آسان‌تر است‌. تفكر منفي‌ به‌ گفته‌ «دوبونو» جذاب‌ است‌، زيرا دستاوردهاي‌ آن‌ را مي‌توان‌ به‌ فوريت‌ مشاهده‌ كرد. اثبات‌ خطاي‌ ديگران‌ براي‌ ما رضايت‌ در پي‌ دارد و حمله‌ كردن‌ به‌ يك‌ ديدگاه‌ در ما احساس‌ برتري‌ مي‌بخشد و برعكس‌ ستودن‌ يك‌ نظر سبب‌ مي‌شود در خود احساس‌ كنيم‌ با فرد برتري‌ روبرو شده‌ايم‌.
 اصولا در اين‌ مرحله‌، افراد بايد اشتباهات‌ و خطاها و موارد نادرست‌ موجود در موضوع‌ يا مشكل‌ مورد بحث‌ را مطرح‌ كنند و نتايج‌ بحث‌هاي‌ ارايه‌ شده‌ توسط‌ شما جمع‌بندي‌ شده‌ و در نهايت‌ ثبت‌ شود و آنگاه‌ بار ديگر اجازه‌ دهيد حاضران‌ كلاه‌ زرد را بر سر خود بگذارند و شروع‌ به‌ تفكر كنند.
زرد نماد آفتاب‌ است‌ و آفتاب‌ شروعي‌ براي‌ سازندگي‌، شادابي‌ و خوش‌بيني‌ است‌. گويي‌ هر جا سراغ‌ از خورشيد گرفته‌ مي‌شود گرمي‌ زندگي‌ و زايشي‌ ديگر در ميان‌ است‌ و تفكر مثبت‌ بايد به‌ همراه‌ كنجكاوي‌ و شادماني‌ و سرور و تلاش‌ براي‌ درست‌ شدن‌ كارها باشد. فرد با گذاشتن‌ كلاه‌ زرد تلاش‌ مي‌كند به‌ نكات‌ ارزشمند و مثبت‌ موضوع‌ بنگرد.
 اصولا افكار سازنده‌ به‌ سوي‌ مثبت‌گرايي‌ تمايل‌ دارند. يكي‌ از تمريناتي‌ كه‌ فرد با كلاه‌ زرد مي‌تواند انجام‌ دهد بهره‌گيري‌ از تجربيات‌ ارزشمند گذشته‌ است‌. كلاه‌ زرد در ابتدا درصدد كشف‌ فوايد موجود در موضوع‌ مورد بحث‌ است‌ و هر آنچه‌ مي‌كاود، بيان‌ مي‌دارد. اكنون‌ بار ديگر به‌ جمع‌بندي‌ نظرات‌ به‌ دست‌ آمده‌ بر اثر كلاه‌ زرد بپردازيد.
اكنون‌ حاضران‌ بايد كلاه‌ سبز را بر سر بگذارند. كلاه‌ سبز، كلاه‌ خلاقيت‌ است‌. سبز، رنگ‌ باروري‌ است‌ و همچون‌ دانه‌يي‌ است‌ كه‌ هنگامي‌ كه‌ دردل‌ خاك‌ مي‌رويد،روزي‌ به‌ درختي‌ تناور و سرسبز تبديل‌ مي‌شود هنگامي‌ كه‌ افراد كلاه‌ سبز را بر سر مي‌گذارند، بايد به‌ راه‌هاي‌ نو بيانديشند كه‌ مي‌تواند در آن‌ موضوع‌ مورد نظر اثرگذار بوده‌ و به‌ تصميم‌ گيري‌هاي‌ خلاقانه‌ منجر شود.
 شما با اين‌ كلاه‌ علاقه‌مند هستيد در راه‌ تغيير قدم‌ بگذاريد و تحول‌ را در آغوش‌ بگيريد. نظرات‌ جديد و بديع‌ ارايه‌ كنيد و جرقه‌ خلاقيت‌ را از ذهن‌ خود به‌ بيرون‌ رها كنيد.
 هرگاه‌ تمامي‌ اين‌ راهها با بن‌بست‌ روبرو شد اكنون‌ بايد به‌ مدد خلاقيت‌ راههاي‌ جديدي‌ را كشف‌ كنيد. خلاقيت‌ شامل‌ انگيزش‌، كندوكاو و پذيرش‌ خطر است‌.
هنگامي‌ كه‌ حاضران‌ كلاه‌ سبز را بر سر مي‌گذارند، فرصتي‌ مي‌يابند كه‌ مغز را از روزمرگي‌ بيرون‌ آورده‌ و به‌ جست‌وجوي‌ چيزهاي‌ كشف‌ نشده‌ هدايت‌ كنند. حال‌ فرصتي‌ به‌ حاضران‌ دهيد تا ايده‌هاي‌ نو ارايه‌ كنند و آنگاه‌ به‌ ثبت‌ اين‌ ايده‌ها پرداخته‌ و به‌ جمع‌بندي‌ نظرات‌ بپردازيد. بدون‌ شك‌ براي‌ خلاقانه‌ انديشيدن‌ بايد فرهنگ‌ خلاقيت‌ را بر فضاي‌ جلسه‌ حاكم‌ كنيد. اكنون‌ شما بايد تلاش‌ كنيد كه‌ با كلاه‌ آبي‌ كه‌ بر سر گذاشته‌ايد به‌ ارزيابي‌ نتايج‌ پرداخته‌ و به‌ يك‌ جمع‌بندي‌ مناسب‌ برسيد و در نهايت‌ در جهت‌ حل‌ مشكل‌ يا پيگيري‌ مورد نظر تصميم‌ نهايي‌ را بگيريد. بدون‌ شك‌ هر يك‌ از اعضا مي‌توانند كلاه‌ آبي‌ را به‌ امانت‌ گرفته‌ و با آن‌ به‌ تفكر بپردازند و در اتخاذ تصميمات‌ به‌ شما كمك‌ كنند. در پايان‌ شما در مي‌يابيد هنگامي‌ كه‌ جلسه‌ را اينگونه‌ مديريت‌ مي‌كنيد، ديگر تنها شاهد آن‌ نخواهيد بود كه‌ يك‌ فرد تنها با كلاه‌ سياه‌ به‌ جلسه‌ قدم‌ بگذارد و يا فرد ديگري‌ تنها با كلاه‌ قرمز تفكر كند. بلكه‌ همه‌ مجبورند با شش‌ كلاه‌ مذكور تفكر كنند و انديشه‌هاي‌ ذهن‌ خود را ارايه‌ كنند .

بانك مقالات ارتباطات اجتماعي


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۹:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۲۳


چگ كارهاي شايسته و حرف‏هاي خوب و سؤال‏هاي مفيد وپاسخ‏هاي لازم و اعتراض‏هاي تكليفي، نه تنها خوب نيست، بلكه عامل عقب ماندن و مانع خير و سبب محروميت است .
ريشه اين خجالت، يا تربيت‏خانوادگي و نوع تربيت است، يا احساس حقارت و كمبود است، يا ترس از ريخته شدن آبروست، يا نداشتن تمرين قبلي است، يا هر عامل ديگر .
بايد اين مشكل را به نحوي حل كرد . داشتن اعتماد به نفس و دل به دريا زدن و سد را شكستن، موفقيت‏هاي بعدي را در پي دارد . سختي در همان «نوبت اول‏» است .
پس، بايد تمرين كرد . هر چند سخت است، ولي با اقدام، آن هراس دروني فرو مي‏ريزد و تمرين، سبب مي‏شود كه مثلا حرف زدن در جمع يا سؤال در كلاس يا خواندن متني در يك مراسم يا كنفرانس دادن در حضور ديگران و ... براي انسان عادي شود .
آنچه گذشت، نكاتي چند درباره «كلام‏» بود .
يقينا اينها همه مطالب نيست . نه همه مشكلات مطرح شد، نه همه راه حل‏ها .
خوب است كتابهايي كه در زمينه «فن خطابه‏» و «آيين سخنراني‏» و «روش سخنوري‏» و ... نگاشته شده است، بيشتر و دقيق‏تر مطالعه شود، چرا كه در آنها رهنمودهاي عملي بيشتري براي موفقيت در اين زمينه وجود دارد .
حرف زدن، اين كار به ظاهر ساده كه همگان با آن سر و كار داريم، آن هم از صبح تا شب، در خانه و بيرون، با آشنا و ناآشنا، براي خود فوت و فن خاص دارد . آموختنش هم لازم و مفيد نيست . بي جهت نيست كه غربي‏ها درباره «آيين سخنراني‏» كتاب مي‏نويسند و شرقي‏ها در زمينه «فن خطابه‏» دست‏به تاليف مي‏زنند .
از اين روش سود بجوييم تا كلام، پل ارتباطي ما و ديگران شود .

پي‏نوشت‏ها:
۱ . غررالحكم (چاپ دانشگاه)، ج‏۲، ص ۲۶۶ .
۲ . همان، ج ۶، ص ۲۸۱ .
۳ . همان، ج ۶، ص ۲۶۴


نورپرتال


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۹:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان