stDate~>">چرا فروشنده نمي‌تواند مشتري راغب را جذب نمايد ؟
لوله فروش Sales Funnel
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3362
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 14
همه : 5159751

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۴۶

۱۸ نكته براي ارتقاي زبان جسماني

در اين مقاله قصد داريم شما را با راه هاي جديدي آشنا كنيم كه از طريق آن زبان بدن خود را ارتقاء دهيد. ارتقاء زبان بدن تغيير چشمگيري در مهارت هاي اجتماعي، جذابيت و حال و هواي كلي شما ايجاد خواهد كرد.

توصيه خاص و مشخصي درمورد طريقه استفاده از زبان بدن وجود ندارد. احتمالاً شما در برخورد با افراد مختلف و در موقعيت هاي مختلف، از زبان بدن خود به طور متفاوتي استفاده مي كنيد. (مطمئناً زبان بدن شما در برخورد با رئيستان نسبت به برخورد با دوست دخترتان كاملاً متفاوت است) آنچه در اين مقاله مطرح مي شود به شما كمك خواهد كرد كه چطور به طرز كارآمدتر و بهتري از زبان بدن خود استفاده كنيد.

اول اينكه، براي تغيير زبان بدن، بايد از زبان بدن خود آگاه باشيد. از نحوه نشستن، ايستادن، استفاده از دست ها و پاها، و طرز صحبت با ديگران آگاه باشيد.

مي توانيد در جلو آينه تمرين كنيد. ممكن است اينكار به نظرتان كمي مسخره و احمقانه بيايد، اما مطمئن باشيد كه كسي نگاهتان نمي كند. درعوض باعث مي شود قبل از رفتن در جلسات و مجامع عمومي و برخورد با افراد، كمي پيش خودتان تمرين كرده و آماده شويد.

نكته ديگر اين است كه چشمانتان را ببنديد و طريقه نشستن و ايستادنتان را در ذهن خود مجسم كنيد تا اطمينان بيشتري به خود و آرامش پيدا كنيد. آنطور كه دوست داريد خودتان را در ذهنتان مجسم كنيد و بعد سعي كنيد آن را به مرحله عمل درآوريد.

مي توانيد زبان بدن دوستان، مانكن ها، ستاره هاي سينما يا ساير افراد را هم كه فكر مي خوب هستند را نگاه كنيد. ببينيد آنها چه مي كنند كه شما نمي كنيد. تكه هاي رفتاري مختلف را كه دوست داريد از افراد مختلف برداريد و در برخورد با ديگران امتحان كنيد.

ممكن است بعضي از اين نكات به نظر شما مصنوعي بيايد. اما ايرادي ندارد، فقط تا زمانيكه اين حركات و منش ها جزء وجود شما نشده باشد، ممكن است مصنوعي به نظر برسد. و با تمرين بيشتر مي توانيد اين رفتارهاي جديد را ياد بگيريد. و يادتان باشد، رفتار شما مستقيماً بر احساس شما تاثير مي گذارد. اگر كمي بيشتر لبخند بزنيد، احساس شادماني بيشتري خواهيد داشت. اگر صاف و صوف تر بنشينيد، احساس انرژي و اعتماد بيشتري پيدا خواهيد كرد. اگر حركاتتان را كندتر كنيد، احساس آرامش بيشتري مي كنيد، و...

ممكن است در ابتداي كار حركات و رفتارهاي جديدتان كمي اغراق آميز به نظر برسد. اما ايرادي ندارد. مطمئن باشيد كه مردم آنقدرها هم كه شما فكر مي كنيد به حركات و رفتارهاي شما توجه ندارند، آنها درگير مشكلات خودشان هستند. براي رسيدن به تعادل بيشتر كمي بيشتر تمرين كنيد و رفتار و حركات خودتان را خوب كنترل كرده و زير نظر داشته باشيد.

۱) دست ها يا پاهايتان را ضربدري قرار ندهيد :

مطمئناً تا به حال شنيده ايد كه اين قرار دادن دستهايتان به صورت ضربدري (همان دست به سينه) باعث مي شود ديگران تصور كنند حالت دفاعي به خود گرفته ايد. حال بايد بدانيد كه قرار دادن پاها نيز در همين وضعيت چنين فكري را ايجاد مي كند. پس سعي كنيد هميشه دست ها و پاهايتان را باز قرار دهيد.


۲) ارتباط چشمي برقرار كنيد، اما به ديگران زُل نزنيد:

اگر با افراد مختلفي در حال صحبت هستيد، براي ايجاد ارتباطي بهتر با همه ي آنها به يك ميزان ارتباط چشمي برقرار كنيد و ببينيد به حرفهايتان گوش مي دهند يا نه. اما برقرار كردن ارتباط چشمي بيش از انداره به طرف مقابل احساس خوبي منتقل نمي كند. نداشتن ارتباط چشمي هم باعث مي شود خودتان احساس ناامني كنيد. اگر تابه حال عادت نداشته ايد كه موقع حرف زدن با طرف مقابلتان ارتباط چشمي برقرار كنيد ممكن است در اول كار كمي برايتان دشوار باشد، اما با تمرين بيشتر به آن عادت مي كنيد.


۳) مكان بيشتري را اشغال كنيد :

مثلاً اگر موقع نشستن يا ايستادن پاهايتان را كمي فاصله بدهيد و از هم باز نگاه داريد، نشان مي دهد كه اعتماد به نفس زيادي داريد و از خودتان كاملاً مطمئنيد.


۴) شانه هايتان را رها كنيد :

وقتي احساس فشار مي كنيد، اين احساس بيش از همه جا در شانه هاي شما جمع مي شود. ممكن است كمي بالاتر از حد معمول قرار بگيرند. سعي كنيد شانه هايتان را شل و آزاد كنيد. آنها را كمي تكان داده و كمي عقب ببريد.

۵) وقتي طرف مقابلتان صحبت مي كند شما با تكان هاي سر او را تصديق كنيد:
انجام هرازگاه اين كار باعث مي شود طرف مقابلتان حس كند كه به حرفهايش گوش مي دهيد. اما اغراق نكنيد.

۶) دولا و خميده ننشينيد، صاف بنشينيد :

اما در حالت ريلكس و آرميده نه در فشار.

۷) خم شويد، اما نه خيلي زياد :

اگر مي خواهيد به طرف مقابلتان نشان دهيد كه به صحبت هايش علاقه منديد، كمي به سمت آن فرد خم شويد. اگر مي خواهيد به ديگران نشان دهيد كه اعتماد به نفس داريد و از خودتان مطمئن هستيد، كمي به عقب خم شويد. اما در اين خم شدن ها اغراق نكنيد. خم شدن بيش از اندازه به جلو شما را محتاج و نيازمند به طرف مقابل نشان مي دهد و خم شدن بيش از اندازه به عقب باعث مي شود فردي خودخواه و متكبر به نظر برسيد.

۸) لبخند بزنيد و بخنديد:

يادتان باشد، خيلي خودتان را جدي نگيريد. راحت بنشينيد و وقتي كسي حرف خنده داري مي زند لبخند بزنيد و بخنديد. اگر فرد مثبتي باشيد، ديگران تمايل بيشتري براي حرف زدن و مراوده با شما خواهند داشت. اما اولين نفري نباشيد كه به لطيفه هاي خودش مي خندد، چون باعث مي شود فردي عصبي و نيازمند توجه به نظر برسيد. وقتي به كسي معرفي مي شويد لبخند بزنيد اما اين لبخند را خيلي ادمه ندهيد چون دورو به نظر خواهيد رسيد.

۹) به صورتتان دست نزنيد :

اينكار باعث مي شود عصبي جلوه كنيد و حواس شنونده ها و مخاطبينتان را نيز منحرف مي كند.
۱۰) سرتان را بالا نگاه داريد :

چشمانتان را به زمين ندوزيد، با اينكار خجالتي و نامطمئن به نظر خواهيد رسيد. سرتان را مستقيم و بالا نگاه داريد و چشم هايتان را به افق روبرويتان بيندازيد.

۱۱) كمي حركاتتان را كندتر كنيد :

اينكار دلايل مختلفي دارد. اگر آرام تر راه برويد، مطمئن تر و با اعتماد به نفس تر به نظر مي رسيد. اگر كسي شما را خطاب مي كند، به سرعت سرتان را به جهت او برنگردانيد، كمي آرامتر به سمت صدا برگرديد.
۱۲) بي قرار نباشيد :

از حركات تيك دار و عصبي مثل تكان دادن پا يا زدن روي ميز با انگشت ها اجتناب كنيد. اين حركات موقع صحبت كردن حواس طرف مقابلتان را پرت مي كند و شما را فردي بي قرار و ناآرام نشان مي دهد. روي حركاتتان تمركز داشته باشيد.


۱۳) از دستهايتان با اطمينان بيشتري استفاده كنيد:

به جاي ضرب گرفتن با دستانتان يا دست كشيدن روي صورتتان، سعي كنيد از آنها براي كمك به رساندن مطلبي كه در موردش صحبت مي كنيد استفاده كنيد. از دست ها براي توصيف چيزهاي مختلف يا تاكيد در حرفي كه مي زنيد مي توانيد استفاده كنيد. اما زياد از آنها استفاده نكنيد چون باعث پرت كردن حواس شنونده مي شود. كنترل دست هايتان بايد در دستتان باشد!

۱۴) گيلاس نوشيدنيتان را كمي پايينتر بگيريد:

گيلاس نوشيدنيتان را جلو سينه تان نگيريد. نه تنها گيلاس نوشيدني بلكه هر چيز ديگر را در جلوي سينه نگيريد چون شما را در حالت دفاعي قرار مي دهد. در عوض آن را كمي پايينتر آورده و در اطراف پاهايتان قرار دهيد.

۱۵) ستون فقراتتان تا پشت سرتان ادامه دارد:

بعضي از افراد عادت دارد صاف و مستقيم و در حالتي بسيار خوب بنشينند اما گردنشان را رها مي كنند و باعث ميشود سرشان كمي از بدنشان جلوتر بيايد. اين افراد بايد بدانند كه ستون فقراتشان تا ابتداي گردنشان نيست بلكه تا پشت سرشان ادامه دارد. از اينرو براي داشتن حالتي بهتر، خوب است كه تا انتهاي ستون فقرات خود را صاف و مستقيم نگاه داريد.

۱۶) خيلي نزديك نايستيد :

 همه ي آدم ها اگر مخاطبشان خيلي نزديكشان باشد، زود خسته مي شوند. اجازه بدهيد مخاطبتان حريم شخصي خود را حفظ كند و به آن تجاوز نكنيد.

۱۷) آينه :

معمولاً وقتي دو نفر رابطه ي نزديكي با هم داشته باشند و خوب با هم ارتباط برقرار كنند، بعد از مدتي ناخودآگاه زبان بدن همديگر را كپي مي كنند. مثلاً اگر طرف مقابل به جلو خم شود، شما هم به جلو خم مي شويد. اگر دستش را روي پايش بگذارد شما هم همين كار را مي كنيد. اما حواستان باشد كه اين واكنش ها را لافاصله انجام ندهيد و همه ي اين رفتارها را كپي نكنيد.

۱۸) رفتاري خوب ومناسب داشته باشيد :

رفتاري مثبت، آرام، و باز داشته باشيد. احساس و زبان بدن شما تاثيري متقابل بر هم دارند. فكر كنيد تا حركاتي مثبت داشته باشيد!

شما مي توانيد زبان بدن خود را تغيير دهيد، اما اين هم مثل ياد گرفتن هر چيز جديد ديگر زمان مي برد. مخصوصاً چيزهايي مثل بالا نگاه داشتن سر وقتي چندين و چند سال عادت كرده ايد كه سرتان را پايين بيندازيد و كفش هايتان را نگاه كنيد. و اگر بخواهيد چندين حركت را توامان تغيير دهيد، مطمئناً گيج و سردرگم مي شويد.

سعي كنيد چند نمونه از اين حركات را اتخاذ كرده و سه الي چهار هفته آنها را تمرين كنيد. پس از عادت كردن كامل به اين چند حركت، چند رفتار ديگر را برداشته و تمرينات خود را به همين شيوه ادامه دهيد. در آخر خواهيد ديد آنچه كه فكر نمي كرديد بتوانيد ياد بگيريد را طي مدت زمان كمي ياد گرفته ايد .

پورتال مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۴۵

جستاري در گفتمان زبان گويش و لهجه

۱) نگرشي به حوزه ي زبان ، گويش و لهجه
ترديدي نيست كه خداوند انسان را توانا خلق كرده است . چون به او دستاني توانا در جهت انجام هر كاري را اعطا كرده . او را بينا خلق كرده است چه اين كه به او دو تا چشم در جهت ديدن هر چيزي را داده. او را شنوا آفريده ، چرا كه به او دو تا گوش در جهت شنيدن داده است . او را دانا آفريده ، چون كه به او مغز داده تا بتواند به آگاهي و شناخت لازم علمي برسد .

و بالاخره او را خوش بيان و شيوايي سخن داده ، چه اين كه به او زبان داده تا اين كه بوسيله همين زبان حرف و صحبت خود را به ديگران انتقال دهد . زبان از مهمترين اعضاي بدن انسان به شمار مي آيد ، چون وسيله اي است كه ارتباط ما را با دنياي بيرون برقرار مي سازد . زبان به ما كمك مي كند تا به سهولت بتوانيم گفته هاي خود را به ديگران انتقال دهيم .

لذا اگر بشر ويژگي بارز و كارآمدي را بنام زبان نداشت ، بي شك در هيچ مقطعي از زمان زندگي آن قادر به ترقي و بالندگي نمي شد و طبعاً بي معنا مي ماند . زبان مهمترين عامل پيش رونده و سازنده در جهت رشد و تعالي فرهنگ و ادب يك جامعه به شمار مي آيد و بالطبع اگر امروزه از انسان به عنوان انساني متمدن و با فرهنگ ياد مي شود ، بدين سان است كه اين انسان از نعمت بزرگي بنام قدرت بيان و گويايي سخن بهره مي جويد و همين ويژگي نطق و بيان است كه او را از ديگر موجودات متمايز كرده است .

 بنابراين از ديدگاه دكترين زبان شناسي زبان به عنوان حياتي ترين عامل در جهت برقراري فرهنگ و اخلاق يك ملت شناخته شده است . ولي به قول زبان عاميانه لري : « هر شَري ما سواش تري » يعني هر شهري داراي آداب و رسوم خاص خود است .(و در اين جا واژه ماسوا يك نوع غذاي لري است كه با برنج و دوغ و روغن حيواني درست مي شود و البته بسيار هم خوشمزه است .) هدف از بيان اين ضرب المثل بدين سان است كه اكثر قريب به اتفاق صاحب نظران در حوزه ي زبان شناسي واقفند كه هر كشوري داراي زباني معيار مي باشد و البته زير مجموعه ي اين زبان معيار نيز شامل گويش ها و لهجه هاي متفاوت . لذا از آن طرف نيزدر حوزه ي زبان شناسي صاحب نظران اين حوزه هر كدام نظراتي را در خصوص زبان اعلام داشته اند حوزه ي.چه اين كه اكثراً معتقدند كه زبان رسمي مثلاً كشور ايران فارسي است ، و تمام مناطق و يا به اصطلاح ديگر نواحي (استانها و شهرها )كه به زبان هاي مختلف و متنوع صحبت مي كنند ، گويش و يا لهجه مي باشد .

و برخي ديگر نيز هر منطقه و يا ناحيه اي را داراي معيار زبان مي دانند و البته زير شاخه ي اين نوع معيار زبان را نيز گويش و لهجه .به عنوام مثال استاد ايرج كاظمي متخصص و كارشناس در امور زبان شناسي و بخصوص فرهنگ و زبان لرستان معتقد است كه لري مي تواند زبان معيار باشد . يعني اگر بخواهيم زبان مردم خرم آباد را زبان معيار تلقي نماييم ، طبعاً كليه ي زبانهاي ديگر كه در اين شهرستان وجود دارد به عنوان گويش و لهجه تلقي مي شوند . ايشان اعتقاد دارد كه زبان به مانند يك شهر مي ماند و گويش به مانند يك روستا و از لهجه نيز به عنوان يك ده ياد كرده است . سايرين نيز هر كدام نظراتي متفاوت ارائه داده اند كه در برخي از موارد با نظرات اين كارشناس همخواني دارد و در بعضي موارد نيز متفاوت است .

استاد كاظمي در تعريف زبان مي گويد كه زبان يك عالم واحد است و البته گويش و لهجه نيز تعريف مخصوص خود را دارند . ولي زبان را عبارت از كاربرد الفاظ و واژگاني كه يك ملت در شيوه نگارش و كلام به صورتي كه افراد يك كشور با آن بنويسند و بخوانند و سياست واساس مليت بر آن استوار باشد اطلاق مي گردد و گويش فاصله ي يك منطقه با يك شهر است و لهجه بر شعبه اي از يك زبان كه در ناحيه اي از قلمرو آن زبان تكلم شود و ترجمه است از كلمه ي Dialecte . در سرزمين پهناور ايران بيش از يكصدگويش شناسايي شده . اين كارشناس معتقد است كه لري گويش است و به ساكنان بخش وسيعي از ايران گفته مي شود .

كمااينكه در جاي ديگر مي افزايد كه اگر لري زبان محسوب شود نيز خود داراي لهجه هاي مختلف است . چه اين كه بختياري ها ، كهكيلويه و بوير احمد و بخشي از استان خوزستان ، بوشهر ، فارس و اصفهان به لري سخن مي گويند با تفاوت هاي خاص خود . چه اين كه جناب آقاي مراد حسيني پاپي صاحب نظر در حوزه تبار شناسي بر اين اصل استوار نيست . چرا كه در مصاحبه اي كه با روزنامه مردمسالاري داشته است زبان لري را گويش نمي داند بلكه گويشي گسترده و جامع الاطراف تلقي مي كند كه بايد آن را زبان ناميد .

وي معتقد است كه اين نوع گويش هم از نظر شكل و شيوه ي سخن گفتن وهم از نظر معنا و مفهوم پربار است . ولي متأسفانه به دلايلي در چهره شدن و تبين اين گويش كمتر كوشيده ايم و يواش يواش زبان فارسي آن را تحت تاثير ما هوي قرار داده است . پاپي اضافه مي دارد كه در بعضي از جهات فراتر از زبان فارسي است و اين غريبي و بي كسي گويش لري حقيقتاً بر من گران آمد و بر آن شدم كه هر چند ناچيز آستين همت بالا بزنم كه خوشبختانه فرهنگ لغت لري به فارسي كه پژوهشي است در فرهنگ نام ها ، واژه ها و اصطلاحات لري در دست تأليف دارم موسوم به حچايه به معناي گفتمان است .

ديگران نيز نظراتي را در خصوص زبان و گويش و لهجه ارائه داده اند.كمااينكه جناب آقاي علي مرتضايي متخلص به راهي از شعراي نامي لرستان در گفتگو با روزنامه مردم سالاري تصريح داشته اند . چه اين كه مي گويد زبان رسمي كشور عزيز ما فارسي است نه تنها در ايران بلكه در افغانستان ، تاجيكستان و ... با اين زبان شيرين تكلم مي كنند . شعر مي گويند و كتاب مي نويسند و ... اين زبان داراي رسم الخطي با تنوع كم نظير در نوشتن است . به طوري كه استادان فن به خصوص در كشور ما زيبا نويسي را در خطوطي همچون (نستعليق ، شكسته نستعليق ، ثلث ، نسخ و...) نزديك به حد كمال رسانده اند . و اين زبان يكي از زبان هاي شناخته شده ، رسمي و مستقل بين المللي است .

وي در ادامه مي افزايد كه لري با توجه به اينكه از نظر استقلال زباني و رسم الخط داراي حوزه جداگانه اي نيست ، بلكه زير مجموعه اي از زبان فارسي است ، به آن زبان نمي توان گفت. پس يا بايد گويش باشد يا لهجه . گويش و لهجه همان طوري كه مستحضر هستيد تعريفي كه امروزه بعضي از مدرسين و صاحب نظران از گويش و لهجه ارائه مي دهند اين است كه تهراني ، اصفهاني وشيرازي و... را گويش مي نامند و تكلم محله هاي مختلف اين شهرها يا روستاهاي آنها را لهجه ي اين گويش ها بيان مي كنند . كه به نظر اين حقير اين تعريفي قانع كننده از گويش و لهجه نيست .

 زيرا تميز دادن بين اين دو با دشواري مواجه است . وي معتقداست كه لهجه از شكستگي حرف و كلمه در يك زبان بوجود مي آيد بطوري كه از زبان جدا نشده و فاصله ي چنداني با آن ايجاد نكند . ولي گويش فاصله بيشتري با يك زبان دارد و مي توان گفت ، گويش يك نيم زبان است و از آميخته شدن دو يا چند زبان بوجود آمده است . به طور مثال اگر كردي امروز را زبان فرض كنيم «لكي» كه زبان بخشي از مردم لرستان و كرمانشاه و ايلام است را مي توانيم گويش بناميم . زيرا آميخته اي از زبان كردي و لري كه زير مجموعه زبان فارسي است ، مي باشد .

البته اين مثالي براي تعريف گويش آورديم ، اگر چه صاحب نظراني هنوز كردي را لهجه اي از زبان فارسي مي دانند ، ولي به نظر اين حقير امروز ديگر با توجه به فاصله آن با زبان فارسي و رسم الخط آن مي توان آن را زبان ناميد.حال با توجه به تعريف ارائه شده ، لري در حوزه گويش نيز قرار نمي گيرد . بلكه لهجه است . با اين تفاصيل اگر بخواهيم زبان و يا گويش و يا لهجه ي يك قوم و يا يك سرزمين را مورد كنكاش قرار دهيم ، طبعاً آنچه كه در اين مهم مدنظر مي باشد، شايد گفت همان قدمت تاريخي آن سرزمين و بعد تمدن و فرهنگ آنست . چرا كه وقتي صحبت از تاريخ يك قوم مي شود ، قطعاً اشكال زباني نيز در آن مدخل و تأثير گذارند . و يا وقتي صحبت از فرهنگ و تمدن يك سرزمين به ميان مي آيد ، قاعدتاً اشكال زباني آن تمدن و فرهنگ نيز محل بحث و وارسي است .

لذا آنچه كه نظر نگارنده را با صاحب نظران متمايز مي كند ، نوع و چگونگي ايجاد زبان و البته تاريخ زبان يك سرزمين است . ما بدون شناخت از شكل گيري تمدن و فرهنگ در يك جامعه نمي توانيم براي آن اشكال زباني ترسيم نمائيم . بنابر اين اين كه برخي بر جامع الاطراف بودن زبان يك قوم معتقدند و در جهت ايجاد رسم الخط آن برآمده اند و برخي ديگر نيز بر اساس معيارهاي زبان شناسي تعاريفي مستند و موجود را براي اشكال زباني عنوان مي دادند و البته برخي ديگر نيز با بي تازه را در حوزه زبان شناسي باز كرده و دلايل مستندي را نيز عنوان مي دادند هرچندمورد توجه و فايده ي خاص است ولي به تنهايي بر تثبيت يك قوم مبني بر دارا بودن زبان و يا گويش و لهجه كافي نيست .

چه اين كه تداخل و متحدالشكل بودن زبان و گويش و البته لهجه در بين برخي اقوام و بخصوص درسرزمين وسيع كشور ايران بيانگر اين مدعاست . به طوري كه ما در اين سرزمين با يك نوع زبان واحد روبرو مي شويم . به عنوان مثال يك پيرزن در شهر فيروزكوه دقيقاً شباهت زباني آنرا مي توان با زبان مردمان ايل پاپي تطبيق داد . و يا شباهت زباني يك شهر از يك كشور را با يك شهر با كشور ديگر . بنابراين چند چيز در شناخت زبان و فرهنگ زبان يك سرزمين بسيار مهم است .

نخست واحد بودن زبان و فرهنگ آن . در ثاني نزديك بودن موقعيت جغرافيايي يك ناحيه با ناحيه ديگر و مورد ديگر حوادث و وقايعي است كه در طول تاريخ در يك سرزمين رخ داده است . اما آنچه كه امروزه بر معيار بودن زبان يك قوم و يا يك كشور مهر تأييد مي زند با آنچه كه واقعيت امر بوده نيز در تفاوت آشكار است .

 چرا كه اغلب زبانهايي كه امروزه خود را به عنوان زبان بين المللي و به اصطلاح جامع الاطراف نشان داده اند، بر اساس قدمت تاريخي يك سرزمين و يا تمدن و فرهنگ آن نيست ، به عنوان مثال زبان انگليسي كه امروزه همه از آن تبعيت مي كنند و از آن به عنوان كاربردترين زبان در جهان ياد مي شود . نه بر اساس قدمت و تمدن كهن آن كه بخاطر پيشرفت زودهنگام انگلستان از نظر تكنولوژي و فناوري است و البته ترديدي نيست كه كشوري كه به توسعه ي پايدار مي رسد ، طبعاً زبان آن نيز گسترش و متداول مي گردد . لذا اين كه كشور ايران و يا ساير جوامع به عنوان جوامعي متمدن و با فرهنگ نتوانسته اند ، در ترويج و تداوم و بقاي زبان خود بعنوان زباني كارآمد و چند گونه محور بكوشند ، باز بر مي گردد به نوع عملكرد سياسي و تاريخ اجتماعي و عملي آن جوامع .

حسن كلام اينكه شناسايي اشكال زباني يك قوم و يا سرزمين به راحتي ميسر نمي افتد ، چه اين كه براي به اثبات رساندن اين مهم نياز به تحقيق و پژوهش دراز مدت و مثمن را مي طلبد .

۲-) زبان چگونه ايجاد مي شود ؟ در جهت به اثبات رساندن اين مهم سند موثقي در دست نيست . ولي با توجه به نظام آفرينش انسان و مواليد سه گانه اعم از موجودات ، جمادات و نبادات مي توان گفت كه به گونه اي هر كدام از اين موجودات در شكل گيري زبان مدخل بوده اند . نخست هماي‌توان در برخي موقعيت‌ها با حركت سر به سمت پايين از نشانه غيركلامي استفاده كرد. اين نشانه‌ها گاهي به نقش تقويت‌كننده پيام‌هاي كلامي ظاهر مي‌شوند مثلا هنگامي كه در هنگام خداحافظي دست خود را هم تكان مي‌دهيم. به‌طور كلي مي‌توان نشانه‌هاي غيركلامي را به دو گروه تقسيم كرد: حركات اعضاي بدن كه هنگام انتقال افكار خود به ديگران استفاده مي‌كنيم و ژست‌هاي چهره و حركات چشم كه هنگام برقراري ارتباط و انتقال افكار از آن استفاده مي‌كنيم.

 ● رعايت نوبت
 براساس قاعده‌اي كه پذيرفته شده است شركت‌كنندگان در يك گفت‌وگو نقش خود را بايد به نوبت به عنوان شنونده يا گوينده ايفا كنند. اين قاعده بر اين اساس كه تا يكي از دو طرف به تناسب از سهم خود استفاده نكرده و سخن خود را به پايان نرسانده است، ديگري شروع به سخن گفتن نمي‌كند. اين قاعده به همه مي‌آموزد كه شنونده خوبي براي پيام‌هاي ديگران باشند و به‌اصطلاح وسط حرف ديگران نپرند. رعايت اين قاعده بسيار مهم است.

 ● مهارت توضيح دادن
 يكي از مهم‌ترين خرده‌مهارت‌هاي سخن گفتن؛ توضيح دادن است. توضيح دادن يعني فهماندن مطالب به ديگران كه بخش زيادي از مكالمات روزمره ما را شامل مي‌شود. در واقع همه ما به جز در مواردي كه در حال پرسيدن، امر كردن و همدلي هستيم مشغول ارائه اطلاعات، اخبار، راهنمايي، توجيه و در يك كلام توضيح دادن هستيم. توضيح دادن بايد به‌طور سازمان‌يافته يا استفاده از اصطلاحات درست و مناسب باشد. ما بايد قبل از هر توضيحي روي موضوع اصلي متمركز شويم و سپس به صورت توصيفي، تفسيري يا استدلالي به توضيح موضوع موردنظرمان بپردازيم.

 ● مهارت پرسيدن
 يكي از متداول‌ترين كارهايي كه ما هر روز از آن در تفهيم و تفاهم با ديگران استفاده مي‌كنيم پرسش است. پرسش‌هاي ما بيشتر كلامي هستند اما گاهي هم غيركلامي هستند. هنگامي كه دانش‌آموزي سر كلاس دست خود را براي كسب اجازه سخن گفتن بالا مي‌برد در واقع از استاد خود مي‌پرسد آيا اجازه صحبت كردن دارد يا نه.
 مطالعات نشان مي‌دهد كه بين ۳۰ تا ۴۰ درصد گفته‌هاي مردم جمله‌هاي پرسشي است. كسب اطلاعات از حالت‌هاي عاطفي، وضعيت جسمي و رواني مخاطب، ايجاد علاقه و كنجكاوي در مخاطب، به حداكثر رساندن فعاليت ذهني و عملي مخاطب سنجش ميزان دانش مخاطب، ترويج و تشويق تفكر انتقادي و قضاوت در مخاطب، تشويق مخاطب براي شركت در بحث و جلب توجه او از طريق پرسيدن سوالات غيرمعمول از مهم‌ترين كاركردهاي پرسش است.

 ● پايان مكالمه
 براي پايان دادن به مكالمه برحسب موقعيت و مخاطب نياز به مقدمه‌چيني است و بايد از شيوه مناسبي بهره گرفت. خاتمه دادن به گفتار بدون آمادگي طرف مقابل براي اين پايان با حالت رضايت‌بخش به تعامل زباني كار درستي نيست. براي اين كار مي‌توان از علائم و نشانه‌هاي كلامي و غيركلامي استفاده كرد. مثلا نگاه كردن به ساعت.

روزنامه تهران امروز


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۴۳

چگونه با ديگران صحبت كنيم ؟

همه مردم در تمام طول روز صحبت مي كنند. اما آيا آنها همگي مي دانند چگونه صحبت مي كنند و يا چطور بايد صحبت كنند؟

آيا هيچ پيش آمده بر اثر نوع صحبت طرف مقابل، منظور و سخن او را به گونه اي ديگر برداشت كنيد و پس از مدت ها، متوجه شويد كه اشتباه كرده ايد؟

 آيا ربطي بين سخن گفتن و موفقيت و محبوبيت، مي بينيد؟

 ● يك كارمند بخش تبليغات:

 صحبت كردن ارتباط مستقيمي با كار دارد. اينكه چه بگويم، چطور بگويم و يا به قول معروف از چه دري وارد شوم تا بتوانيم براي موقعيت كاري ام، به نتيجه اي دلخواه برسم.
 نوع صحبت، در كاري كه دارم بسيار مهم است. اينكه چگونه موارد لازم و ظريف را رعايت كنم يا لحن در هنگام گفتن يا خواندن مطلب، با توجه به نوع و تفاوت آنها چگونه باشد و خيلي نكات ديگري كه متاسفانه خيلي افراد از آنها كاملاً بي خبر و بي اطلاعند و فكر مي كنند كه خوب، گويندگي خيلي آسان است. به همين علت هم است كه گفتار خيلي ها در حال حاضر به دل ديگران نمي نشيند.

 ● يك كارمند آژانس مسكن:

صحبت كردن انسان، نمونه بارز شخصت اوست. حال اين شخصيت ممكن است بنا به مقتضاي پيش آمده، متفاوت باشد. مثلاً خود من، از زماني كه در آژانس مسكن مشغول به كار شدم، فهميدم بايد نوع صحبت كردنم را كمي تغيير بدهم. چرا؟ براي آنكه بتوانم در دل مشتري رخنه كرده و با جذابيت كلمه و نفوذ كلام، به او نشان دهم كه آژانس درستي را براي يافتن ملك مورد نظر، انتخاب كرده است!!

● يك فروشنده:
 به نظر من حرف اول را در فروشندگي، زبان شيرين و به قول بعضي ها، چرب و نرم مي زند. آقا و خانم هم ندارد. شما بايد طوري با مشتري صحبت كنيد كه او دست خالي از مغازه بيرون نرود. پس مي بينيد كه صحبت كردن چقدر مهم است، حتي بارها در روزنامه ها خوانده ايم فلاني آن قدر زبان شيرين و چرب و نرمي داشت و آنقدر زيبا و در ظاهر منطقي صحبت مي كرد كه تمام اطرافيانش را شيفته خود مي كرد و در نهايت آنها را فريب مي داد تا به چيزهايي كه مي خواهد برسد! البته اين گونه افراد كه از هنر صحبت كردن در موارد منفي و رياكارانه بهره مي برند، افراد خوبي نيستند، چون به نظر من، هنر صحبت كردن هم از آن چيزهايي است كه بايد مقدس شمرده . ساعت هاي مديدي را صرف صحبت كردن، داستان سرايي، جر و بحث، تدريس و گاهي هم با خود حرف زدن مي كنيم! در عين حال ساخت و اداي جمله، لحن و صوت ما به هنگام سخن گفتن و نحوه بيان و چگونگي سخن گفتن را نيز مي توان از موارد مستقيم و مربوط به صحبت كردن دانست. چرا كه تمامي موارد ياد شده در جذب مخاطب يا مخاطبان ما نقش مهمي داشته و مي تواند قدرت ما را به عنوان معياري كاملاً واضح براي آنكه متوجه شويم ، مخاطب ما تمايل به ادامه صحبت دارد يا خير را مشخص نمايد.

 بايد گفت شناخت، ايجاد راه مناسب به اضافه انتخاب كلمات و جمله ها و همين طور نكاتي كه در سطور قبل قيد گرديد، همگي منتسب به علمي مي شود به نام علم زبان شناسي. علم زبان شناسي نظمي است كه براي درك طرز كار زبان، مورد استفاده قرار مي گيرد. ربط بين افراد از طريق صحبت دو طرفه ، ايجاد حفظ و يا از هم گسيخته مي شود و بدين ترتيب موجب مي گردد تا راه مطمئني براي درك چگونگي ايجاد، ماندگاري و يا گسسته شدن اين ربط، فراهم آيد. البته شاخه هايي از علم زبان شناسي بيشتر با تاريخ يا دستور زبان و يا آرايه هاي نمادي زبان مربوط مي شوند. اما شاخه هايي در علم زبان شناسي به جامعه شناسي زبان، تحليل، سخنراني و زبان شناسي انسان شناسانه اختصاص يافته كه بيشتر به اين توجه دارد كه مردم چگونه از زبان، در زندگي روزانه استفاده مي كنند و چگونه مردمي با فرهنگهاي متفاوت از زبان، آن هم به شيوه هاي گوناگون، بهره مي گيرند.

 به هر حال بايد اذعان داشت، علم زبان شناسي است كه مي تواند به بشر بياموزد چگونه مي توان زندگي را در اختيار گرفت و روابط با ديگران را چه در محل كار، يا ميهماني ها و مصاحبه ها و از همه مهمتر در بين خانواده، بهبود بخشيد.

 فكر كنيد در يك ميهماني نشسته ايد، ناگهان احساس تنهايي مي كنيد، از خود مي پرسيد، "مردم اين همه حرف مهم را از كجا مي آورند كه اين چنين ممتد با يكديگر صحبت مي كنند؟" پاسخ اين است كه حرف مهمي در كار نيست بلكه مردم سعي مي كنند موضوع مهمي براي صحبت پيدا كنند و بعد، درباره آن به گفت و گو بپردازند. گفت و گويي كه در واقع به واسطه آن نشان داده مي شود، افراد با يكديگر مرتبط اند. به عبارتي صحبت ميان افراد، از رابطه آنان سخن مي گويد.

● اجزاي قابل توجه

 اطلاعاتي كه به وسيله معاني كلمات منتقل مي شوند پيام و آنچه در باره روابط مخابره مي شوند، تلقي در قبال يكديگر و موقعيت و حرفي كه مي زنيم، فراپيام را تشكيل مي دهند.

 اين همان فراپيام است كه نسبت به آن واكنش شديد نشان مي دهيم. به عنوان مثال اگر كسي در حالي كه آرواره هايش را به هم فشرده و در حالي كه كلمات را با غضب و فشار از دهانش خارج مي كند به شما بگويد "من خشمگين نيستم" اين پيام را از او نمي پذيريد و به جاي آن فراپيام را از او قبول مي كنيد و نتيجه مي گيريد كه او خشمگين است. گفتن عباراتي نظير "تو اين را نگفتي اما طرز بيانت اين معنا را داشت" يا "چرا اين طور گفتي؟" يا "مسلم است اشكالي وجود دارد، لحن كلامت اين را به خوبي نشان مي دهد" واكنشهايي نسبت به فراپيامهاي سخن هستند.

در حاليكه كلمات اطلاعاتي را منتقل مي سازند، طرز سخن ما، بلندي صدا، سرعت حرف زدن، طرز اداي كلمات با تاكيدها، ذهنيت ما را مشخص مي نمايند. سر به سر گذاشتن، توضيح دادن، تهمت زدن، اينكه احساسي دوستانه داريم يا خشمگين هستيم، آيا مي خواهيم صميمي تر شويم يا بيشتر فاصله بگيريم و غيره. به عبارت ديگر طرز گفتار ما معاني اجتماعي را مخابره مي كند.

 گرچه ما پيوسته در سخن خود نسبت به معناي اجتماعي واكنش نشان مي دهيم اما حرف زدن در باره آن برايمان دشوار است. زيرا در فرهنگ تعاريف كلمات آن را نمي يابيم. انديشيدن، ديدن و يا حرف زدن در باره نيروها و فرآيندهايي كه براي آن نامي نداريم، حتي اگر اثرشان را احساس كنيم دشوار است. علم زبان شناسي واژه هايي در اختيارمان مي گذارد كه فرايندهاي ارتباط را توصيف مي كند و در نتيجه امكان ديدن، حرف زدن يا انديشيدن در باره آنها را ميسر نمي سازد.

وقتي لب به سخن باز مي كنيم، اغلب احساس مي كنيم كه صرفاً حرف مي زنيم! اما سخن ما و طرز اداي آن از دايره امكانات وسيعي انتخاب مي شود و ديگران نيز به اين انتخابهاي ما درست به همان شكل كه به لباسهاي ما واكنش نشان مي دهند و آن را نشانه شخصيت و طرز تلقي ما مي دانند، واكنش نشان مي دهند. مثلاً پوشيدن كت و شلوار مي تواند نشانه لباس پوشيدن رسمي يا نشانه احترام قائل بودن براي يك موقعيت باشد، حال آن كه استفاده از يك پوشش بسيار عادي، نشانه خودماني تلقي كردن يا جدي نگرفتن به شمار آيد. شخصيت هايي نظير رسمي يا خودماني، آراسته يا ناآراسته و طرز تلقي هايي مانند احترام قايل شدن يا نشدن با طرز سخن گفتن نيز مشخص مي شوند.

در هر صورت آنچه مسلم است آن است كه هر حرفي بايد به شكلي زده شود. هر سخن لحن، سرعت، مكث و بلندي خاص خود را دارد. ممكن است قبل از صحبت بدانيم يا ندانيم چه بايد بگوئيم يا چه مي خواهيم بگوئيم، مگر اينكه شرايط جلسه، حالت مسلم و مشخص داشته باشد. در عين حال هيچگاه قبل از سخن گفتن، تصميمي بر اينكه كجا صدا را بلند يا كوتاه بايد كرد و يا كجا تند يا سريع بايد حرف زد، گرفته نمي شود. چون رعايت و به كار بستن تمامي اين نكات بستگي به موقعيت دارد، اما همه عواملي است كه ما منظور گوينده را درك مي كنيم و در باره طرز فكر خود نسبت به نظرات يكديگر تصميم مي گيريم.

سبك گفت و گو هرگز موضوعي فوق العاده و اضافي بر گفت و گو نيست بلكه بخش اصلي و جدانشدني از آن است. جنبه هاي سبك گفت و گو، ابزار اوليه آن گفت و گو هستند. نشانه ها و علايم مهم در سخن گفتن، سرعت حرف زدن مكث ها و بلندي صداست كه جملگي آنچه را ما آهنگ صدا و صحبت مي شناسيم مشخص تر مي سازند.

 اين نشانه ها در تمهيدات زبان شناسي به كار مي روند كه اساس صحبت و گفت و گو را شكل مي دهند. مجموعه اي كه نوبت گيري در گفت و گو، بيان نقطه نظرها و اينكه در جريان صحبت و گفت و گو چه مي كنيم (گوش مي دهيم، علاقه منديم، قدرشناسي مي كنيم، رفتار دوستانه داريم، انتظار كمك داريم يا پيشنهاد كمك مي كنيم و ...) را مشخص ساخته و نشان مي دهند كه به هنگام گفت و گو، در چه انديشه اي هستيم.
 ● نشانه ها، سرعت و مكث در صحبت

 سارا سعي داشت با همسر جديد سعيد، در گفت و گو را باز كند. اما به نظر مي رسيد كه مينا (همسر سعيد) حرفي براي گفتن ندارد! در حالي كه سارا احساس مي كرد مينا حوصله گوش دادن به حرفهايش را ندارد، مينا به سعيد گفت كه سارا فرصت حرف زدن به او نمي دهد! كه در حقيقت مشكل موجود با انتظار در باره سرعت و مكث كردن ارتباط داشت نه با حرف و حوصله داشتن يا نداشتن سارا و مينا!

بايد دانست گفت و گو، يك بازي نوبتي براي سخن گفتن انسانها است! شما حرف مي زنيد، بعد نوبت به من و بار ديگر نوبت به شما مي رسد. هر كس زماني حرف مي زند كه مخاطب او حرفش را تمام كرده باشد. موضوع در ظاهر به همين سادگي است اما اينكه بدانيم طرف مقابل صحبت اش را تمام كرده است يا خير، خود موضوعي مهم است. وقتي صدا ملايم تر مي شود، وقتي گفته قبلي تكرار مي شود، وقتي ميان كلمات فاصله مي افتد و صدا باز هم ملايم شود؟ آيا تكرار جمله به معناي نداشتن حرفي تازه مي تواند باشد؟ آيا قصد، تاكيد است؟ يا ميان كلمات چه فاصله اي بايد بيفتد تا معناي "دارم حرفم را تمام مي كنم" يا "هنوز حرف دارم" يا "مكث كرده ام، اما حرفم هنوز تمام نشده است را بدهد؟"

طبيعي است كه در ميانه گفت و گو و صحبت با افراد، فرصتي صرف حل اين مسايل نمي شود. بلكه به دليل سالها تجربه در زمينه صحبت با اشخاص، فرد متوجه مي شود كه حرف پايان گرفته يا خير. از طرفي وقتي عادات گفت و گو در طرفين مشابه باشد، يا نوع سخن گفتن يكي براي آن ديگري واضح و مشخص باشد، هيچ اشكالي بروز نمي كند اما اگر عادات دو طرف با هم متفاوت شد، ممكن است يكي از طرفين گفت و گو به اين نتيجه برسد كه آن ديگري يا به حرف او گوش نمي كرده يا اصولاً اين طور تصور شود كه صحبتي براي گفتن وجود ندارد. (مثالي كه درباره سارا و مينا مطرح شد).

همچنين يكسان نبودن سبك و زمان و فرصت و مجال صحبت كردن، امكان دارد خصوصيات فرد را به جز آن چيزي كه هست، نشان دهد و درست به همين دليل است كه اندكي تفاوت در سبك گفت وگو و موضوعاتي مانند مكث و غيره مي تواند روي زندگي فرد تاثير قابل ملاحظه اي داشته باشد.

● بلندي صدا در سخن گفتن
 واي از دست شوهرم! نمي دانيد وقتي در خانه است چقدر بلند صحبت مي كند. باور كنيد از ده خانه آن طرف تر هم مي شود صدايش را شنيد. هر چه هم كه مي گويم بلند صحبت نكن، به خرجش نمي رود، ديگر كم كم دارم به بلند صحبت كردنش شك مي كنم چون با يكي- دو نفر اينطور حرف نمي زند. مثلاً هر وقت برادر كوچكش يا يكي از دوستانش كه از دوره دبيرستان با هم دوست هستند، به منزل ما مي آيند، صحبت كردنش آهسته مي شود! شما باشيد شك نمي كنيد؟!

هر حرف بايد به لحن خاصي بيان گردد. در حال صحبت نيز شدت صدا مي تواند كم و زياد شود. بلندتر حرف زدن روابط ميان نقطه نظرها را نشان مي دهد. مثلاً مي تواند حاكي از آن باشد كه "صبر كن، حرفي دارم كه بايد بزنم" يا صبر كن، هنوز حرفم تمام نشده است ياعصباني هستم و يا ... ملايم تر حرف زدن هم مي تواند معاني خاص خود را داشته باشد. به عنوان مثال، خسته شدم، تو حرف بزن، يا خجالت مي كشم با صداي بلند صحبت كنم. يا، حالا نوبت توست حرف بزني و يا نشانه اي براي احترام و ادب به ديگري و ديگران.

 بلندتر صحبت كردن از حد انتظار نيز مي تواند براي شنونده، معاني مختلفي را در برداشته باشد. مثلاً فرد فاقد قدرت ابراز وجود باشد يا در جهت تحريك احساسات باشد، يا دستور تلقي شود و ... كه به هر حال اگر با اين مسئله نيز درست برخورد نشود، شنونده را دچار گيجي و سردرگمي از نيافتن ارتباط با شخص گوينده خواهد كرد.

● آهنگ و زير و بم صدا
عادت به لحن صدا از جانب افراد، گاه موجب مي شود تا در برخورد با لحني ديگر آن لحن غيرطبيعي جلوه كند. به عنوان مثال دو نفر كه داراي فرهنگ دو گفت وگوي متفاوت اند، به طور قطع با توجه به فرهنگ خويش، با آهنگ و زير و بم و در مجموع حالت مخصوص به خود سخن مي گويند. حال اگر فردي شناخت مناسبي از مخاطب يا گوينده مقابل خود نداشته باشد، چه بسا در هنگامي كه آن فرد آرام يا عصباني است اين گونه تصور كند كه لحن طرف وي خسته كننده يا يكنواخت و يا خوشايند است.

 آهنگ صدا ناشي از تركيبي از سرعت، مكث، رسايي و از همه مهم تر تغيير زير و بم آن صدا. در واقع حالت جسماني دهان و حنجره آن را مشخص مي سازد، زير و بم صدا مانند رسايي يا ملايم بودن صدا نيز معاني نسبي متفاوتي دارد.

 از آنجايي كه نشانه هايي مانند تغييرات زير و بم صدا (و نيز بلندي و سرعت گام صحبت) همچنين نشانه بيان هاي احساسي هستند احتمالاً تعجب آور نيست كه زنها بيش از مردها، از تغييرات زير و بم صدا استفاده مي كنند. همانطور كه مشخص است زنها هم اغلب به احساساتي بودن بيش از مردها، شهرت دارند. همين مطلب، در مورد افراد يك فرهنگ خاص نيز صدق مي كند.

به هر حال بد نيست بدانيم وقتي قرار است من يا شما، در هر روز و ساعت از عمرمان، دقايق پي در پي و متوالي را صرف صحبت كردن كنيم، چه بهتر كه در باره مقتضيات و نحوه صحبت كردن بيشتر بدانيم و مهمتر از آن، اين داشته ها را به كار بنديم.

تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۴۲

اثر شگفت انگيز كلمات

ارسطو گفته است : " انسان ، چون ناطق است ، انسان است . " توان سخن گفتن ، بخش مهمي از ارتباطات ميان فردي را تشكيل مي دهد . در يك پژوهش علمي ، مشخص شده است كه ۷ درصد از ارتباطات يك شخص را ارتباطات كلامي و ۳۸ درصد آن را لحن كلام و تن صدا به خود اختصاص مي دهد .

كودكان پيش از اينكه حرف زدن را بياموزند ، مي توانند ارتباط برقرار كنند و اينكار را از طريق حركات و اعمال انجام مي دهند تا به كمك آن ، حالات عاطفي خود را بيان كنند و براي ارضاي نيازهاي خود از ديگران كمك بگيرند .

كودكان اولين كلمه را معمولا" در ۱۲ يا ۱۸ ماهگي مي گويند و كم كم به فاصله كوتاه بين ۵/۲ تا ۳ سالگي ، مي توانند روان صحبت كنند وجملاتي بسازند كه از لحاظ دستوري ، كامل و درست است و كلمات جديدي را به طرز درست به كار مي برند . كودكان در ۴ يا ۵ سالگي ، بدون آموزش خاصي ، در باره قواعد دستوري يا نحوي زبان خود ، دانش لازم را فرا مي گيرند .

كودكان به كمك كلمات و جملات ، ارتباط به مراتب موثرتري برقرار مي كنند و بهتر با ديگران ، گفت وگو مي كنند . توانايي در مكالمه ، مهارتهاي اجتماعي ، گفتاري و شنوايي را تقويت مي كند ، از جمله رعايت نوبت ، تشخيص نوبت خود براي حرف زدن ، در نظرگرفتن توان ، دانش ، علاقه و نيازهاي شنونده ، خودداري ازمسلط شدن بركنش متقابل يا قطع گفت و گوي ديگري ، تشخيص اينكه پيامي درك نشده است و روشن كردن عبارات نامفهوم ، نشان دادن علاقه و توجه به ادامه گفت و گو از طريق غير كلامي مثل چشم در چشم دوختن و ازاين قبيل مهارتها هستند .

كودكان شهري در سن ۶ سالگي ، بين ۸۰۰۰ تا ۱۴۰۰۰ كلمه را ياد گرفته اند و در ارتباط كلامي خود از آن استفاده مي كنند . آنها هنگام گفت و گو با كودكان كم سن تر ازخوداز كلمات و جملات ساده تر استفاده مي كنند . اين امر نشان دهنده كسب مهارتهاي اجتماعي كودك است .

ارتباط كلامي اهميت بسيار دارد ، زيرا يكي از ابزارهاي اوليه اي است كه انسان براي تاثير در محيط و كنترل و درك آن به كار مي برد . به علاوه حداقل در مورد بيشتر افراد ، مهارت در كاربرد كلام گفتاري ، يكي از وسايل عمده افزايش پاداشها و كاهش تنبيهاتي است كه از محيط حاصل مي شود .

دراغلب جوامع جديد ، بسياري از موفقيت ها در گرو مهارت در چرخاندن كلمات است . انسانهاي موفق ، جملگي به دليل فراست در انتخاب كلمات مناسب ، توفيق يافته اند . در ارتباط كلامي ، هدف اثرگذاشتن بر رفتار ديگران است .

در ارزيابي اثرات رفتاري ارتباط كلامي ، پيچيدگي زيادي وجود دارد . در واقع هدف كلي ارتباطات كلامي ، تغيير يا اصلاح در منبع معني شنوندگان است . به عبارت ديگر ، گوينده اميدوار است كه درمخاطبان او ، پس از فراغت ازموقعيت ارتباطي ، تغيير الگوي رفتاري ديده شود .

از ديدگاه ارزشي نيز در جوامع انساني ، هدف ارتباط كلامي ، ايجاد زمينه اي براي مبادله آزاد انديشه هاست . ارتباط كلامي بايد نظم وهماهنگي اجتماعي را تامين كند . ارتباط كلامي بايد هر آنچه را كه در آدمي ، والا و انساني است ، ارتقا بخشد و با هر آنچه پست و ناپسند است ، پيكار كند .

ارتباط كلامي ، شايد مهم ترين ابزار درجذاب كردن زندگي است . تصور كنيد اگر توان حرف زدن نداشتيم ، زندگي ما چگونه بود ؟ ابتدا ، براي اينكه بتوانيم به ديگران نشان دهيم چگونه فكر مي كنيم و چه احساسي دارم ، امكانات كمي داشتيم و همچنين خيلي كند مي توانستيم بفهميم كه ديگران در ارتباط با ما چه فكر و احساسي دارند .

ارتباط كلامي ، بيشترين ارتباط روزانه بين انسانها را مي سازد و اجازه مي دهد بين انسانها ، ارتباطات عميقي ايجاد شود . ارتباط كلامي است كه به دو نفراجازه مي دهد ، يكديگر را شكوفا كنند ، همديگر را حمايت كنند ، مهرباني نمايند و رضايت خاطر در زندگي فراهم آورند .

نفس حرف زدن در باره مسايل و مشكلاتي كه داريم، دريك رابطه مطلوب ما را خوشحال مي كند و اضطراب ما را كاهش مي دهد . بدون ارتباط كلامي ، زيبايي و جذابيت زندگي ما بسيار پايين مي آيد . كلام به ما امكان مي دهد كه براي ديگران خوشبختي ، غم و يا وحشت خلق كنيم . به عبارت ديگر ارتباطات كلامي ، منبع مهمي از احساسات مطلوب و نامطلوب ، خوشايند و يا ناخوشايند ما محسوب مي شوند .

در فرايند ارتباط ، پيام منتقل مي شود اما معني منتقل نمي شود . معني ، خاص هر شخص است ودر منبع معني واقع در مغز او جاي گرفته است . وقتي ارتباط برقرار مي شود در واقع مشابهت معني ميان معني مورد نظر فرستنده پيام با معني متجلي شده در گيرنده پيام حاصل شده است .

براي اثر بخش ارتباط كلامي ، بايد كلام به شكل كاملا" صريح بيان شود و از گيرنده پيام ، تائيديه مبتني بر دريافت صحيح پيام ارسالي گرفته شود . در ارتباط كلامي استفاده از عبارتهاي چند تفسيره ، لغت هاي نسبي ، زبان انتزاعي ، ابهام در ارائه پيام و زبان هيجاني موجب ايجاد سوء تفاهم و اختلال در ارتباط مي شود .

درخصوص اينكه آيا فرمولي وجود دارد كه طبق آن نحوه واكنش گيرنده پيام محاسبه و اندازه گيري شود ، بايد گفت ، چنين فرمولي وجود ندارد . مثلا" بگويم اگر پيام دهنده مشخصات B, A و C و پيام ارسالي ويژگي E ,D و F را داشته باشد ، پيامگير واكنش X را نشان خواهد داد ، چنين چيزي در عالم واقعيت ، امكان وجود نمي تواند داشته باشد .

در واقع درباره مباحث انساني ، نمي توان احكامي از نوع قوانيني كه در باره پديده هاي فيزيكي ممكن است ، صادر كرد . مثلا " فيزيك مي گويد اگر در فشارمتعارف دماي آب را تا ۱۰۰ درجه بالا ببريم ، به جوش مي آيد . در علوم انساني از جمله ارتباطات اجتماعي ، چنين احكامي وجود ندارد ، اما با اين وجود ، برخي فرضيه ها كه در اثر پژوهشهاي علمي ، حاصل شده است ، دراين مباحث قابل طرح است.

يك تيم پژوهشي به سرپرستي " دكتر ماسارو ايموتو " در ژاپن ، به مدت ۱۵ سال روي اثر كلمات بر سلامتي انسان و حيوانات و همچنين رشد گياهان تحقيق كرده است.

دكتر ايموتو در اين پژوهش به يك راز شگفت انگيز جهان هستي دست يافته است . تحقيق او نشان مي دهد كلمات مي تواند باعث ايجاد واكنش هاي باور نكردني در آب شود.


نويسنده:قادر باستاني


خبرگزاري فارس


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۴۱

۳ اشتباه در برقراري رابطه و راه حل ۲ مسئله


● اشتباه بزرگ در ارتباطات
 اسـرار بـرقـراري يك رابـطـه مـؤثـر چـيـست؟ چـگونـه يك زن آنچيزي را كه ميخواهد بدست مي آورد در حاليـكه شـريـك زنـدگيش را نيز به خواسته اش ميرساند؟ بگذاريد نگاهـي داشته باشيم به سه مشكل اصلي كه اكثر زوج هـا بـا آن دست به گريبان ميباشند و ببينيد چگونه ميتوان آنها را حل نمود.

اشتباه ۱)
▪ ايجاد ارتباط براي زير نفوذ خود قرار دادن و زرنگي
 گاهي اوقات ما يك رابطه را براي بدست آورن خواسته هايمان آغاز مي كنيم خواه طرف مـقابـل تـوانايي برآوردن آن را داشته باشد و خواه نداشته باشد. قـهـر مـي كنـيم، اخــم مي كنيم، تهديد ميـكنيم، چاپلوسي ميكنيم و آنچه در تـوان داريم براي ايجاد احساس ناراحتي در طرف مقابلمان انجام مي دهيم.

اين نـوع رفـتـار، گـرچـه مـمـكن اسـت بطور موقتي مؤثر باشد، اثر بسيار ناگواري در طولاني مدت بر سلامـت رابـطه خـواهـد گذارد. آن را رها كنيد، براي خواسته و پيشنهادات نفر ديگر احترام قائل گرديد. اگر او نمي تـواند خواسته شما را برآورده كند، ببينيد ميتوانيد خودتان آن را به خود بدهيد.

اشتباه ۲)
▪ ايجاد ارتباط براي فريب دادن
 با اينكه نيازي به گفتن ندارد، اين يكي از خطرناكترين انواع رفتـار اسـت كـه بـسيـاري از رابطه ها را نابود مي كنـد. دروغ هـا، گـزافه گـويـي ها، بازي دادن ها و نيرنگهاي متداول همگي باعث پريشاني و رنجش ميــگردند. آنها بنيان رابطه را به لرزه درآورده و در نهايت شكافي عميق در اعتماد بوجود مي آورند.

نسبت بـه خـطر آن هـوشيـار بـوده و پيش از اينكه آغاز شود متوقفش سازيد. اگر اين چيزي است كه براي شما آشنا بنظر ميـرسـد، ابتدا آنرا در رفتارهاي خودتان مورد سنجش قرار دهيد. اگر صادق و رك باشيد، ديگر مايل به پذيرش فريب ديگران نخواهيد بود. در روابط خود راستي و درستي را پيشه كنيد.

اشتباه ۳)
 ▪ ايجاد ارتباط با پيغامهاي متناقض
 پـيـامـهاي متناقض: چيزي را گفتن و چيز ديگري را انجام دادن -- يك فـرم بـسيـار رايــج فريب و نيرنگ مي بـاشد. همچنـين ايـن مـي تواند بـصورت قـول دادن لفـضي يـا عـملي و انجام ندادن آن دربيايد.

پيغامهاي متناقض باعث پريشاني بسيار ميگردند. هميشه به اعمال فرد توجه نماييد. معـمولا اعمال نـسبت بـه گـفتـار هـمتـرازي بيـشتري با حقيقت دارنـد. اگـر گـفتـارشـان بـا اعـمالـشان در تناقض بود، آنچه كه گفته مي شـود را نـاديـده پـنـداريـد.

درك كنيد كه شخص داراي تعارض بـوده و اجازه ندهـيـد شـمـا را نـيـز دچــار آن احساس نمايد.

● راه حل هاي دو مشكل اصلي در روابط
 هيچ رابطه اي بدون برقراري ارتباطات مؤثر دوام زيادي نخـواهـد آورد. مـا در سـراســر روز صحبت ميكنيم (و گوش مي دهيم )، اما تنها بخش كوچكي از ارتباط ما بصورت گفتاري رخ ميدهد. بيشتر اوقات تصور مي كنـيم كـه ديـگران گفته هاي ما را گوش داده و متوجه مي شوند، اما عمدتا اين موضوع صــحت ندارد.

 اغلب شخص ديگر در حال انديشيدن به آنچيزي ايست كه ميخواهد در جواب صحبتهاي شما بگويد، و نوعي خيالپردازي كه هيچ ارتباطي به موضوع مورد بحث ندارد را در ذهن خود مي پروراند. هنگاميكه نزاع ميكنيم، مي خـواهـيـم بيـش از پـيش فـهميده شويم و واژگان همانند تير به جلو و عقب به پرواز درمي آيند. در اين شرايط، تجزيه و تحليل مسئله ميتواند دور از ذهن گردد.

 بنابراين اسرار ارتباط مؤثر چيست؟ بـه دو مشكل اساسي در ارتـباطـات و نحوه حل آنها توجه نماييد. بعد از اين مرحله خواهيد توانست پايه هاي بهتـرين نـوع رابـطـه اي كـه تــا بحال تصورش را ميكرديد را بنيان نهيد.

▪ مشكل اول)
مي خـواهيد حـق را بـخود داده و ثـابت كنيد كه ديگري در اشتباه است
 پيش از آنكه بتوانيد يك ارتباط مؤثر را آغاز كنيد، بايد نگاهي موشكافانه بـه قصد و غرض خـود بـيندازيد. آيا براي اينكه توسط ديگران فهميده شويد ارتباط برقرار مي كـنـيـد، بـراي بدست آوردن خواسته ها، يا هدف ديگري را فرا سوي سخـنـانـي كـه در حـال بـيـان آنها هستيد دنبال ميكنيد؟ بسياري از زوج ها به مرحله اي ميرسند كه فقط ميخواهند ثابت كننده حق با آنها بوده و نـفــر ديـگر در اشـتـباه است (و هميشه اينطور بوده است). اين نـوع رابطه همانند نبرد مي ماند.

 اين سخنان مملو از خشـم و سـرزنش بـوده و سـبــب ميگردند نفر ديگر احساس كوچكي نـمـايـد. حرف هاي رد و بدل شده در چنين رابطه اي هرگز گوش داده نميشوند. هرچند كه آنچه با صداي واضح و بلند خوانده ميشود خشم و عدالت موجود در فراسوي مراودات است. جهت رفع اين مشـكل، تصميم بگيريد همديگر را سرزنش نكنيد و به صحبتهاي يكديـگر بـا خـلوص نـيـت گـوش دهيد.

تصميم بگيريد كه درصدد ثابت كردن چيزي برنيامده و در عوض راهي براي ايجاد يك پـل بـراي درك مـتـقابل پيدا نماييد. اين تصميمات در موفقيت يك رابطه بسيار مفيد واقع خواهند شد.


 ▪ مشكل دوم)
 قادر نيستيد به حرفهاي طرف مقابل گوش دهيد
 بياد داشته باشيد كه يك ارتباط فقط از صحبت كردن تشكيل نشده بلكه شـامل شنيدن و گوش دادن به آنچه كه در حال بيان است نيز ميباشد. ما ميتوانيم كارهاي زيـادي براي آموختن هنر گوش دادن انجام دهيم، امـا بـراي آغـاز، بـسيار مـهـم اســت كه بدانيم اگر فـردي بخـواهـد نـقطه نـظرات خـود را كــنار گذاشته و حقيقتا آماده دانستن درون و افكار ديگران گردد، آنگاه از روي صداقت آنچه كـه در حال گفتن است را فقط بايد "بشنود." اين كار خيلي هم آسان نيست.

بسياري از ما آنچه كه ميشنويم را بسرعت تعبير و تفسير كرده و آنرا در يك شكاف آماده قرار مي دهيم. برخي صحبتها را تحريف مي كـنند. برخي تظاهر به گوش دادن ميكنند درحاليكه سرگرم افكار خود هستند.

يك راه حل بــراي ايــن مشكل آن است كه برداشت خود را از صحبتهاي ديگران بــراي آنـها تكرار نماييد. بگذاريد بدانند كه ارتباطات آنها چگونه درون ذهن شما تفسير مي گـردند. اجـازه دهـيـد ديــگران پـيغامـهاي خــود را با استنباط شما منـطق سازند. و در نهايت، راغب حقيقي شنـيـدن منظور آنها باشيد.

 

سيمرغ


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۴۰

شنونده بايد عاقل باشد

يكي از مشكلات مبتلا به انسان هاي دنياي جديد اختلال در فرآيند ارتباطي است. اختلالي كه نه از گوينده بلكه از شنونده حاصل مي شود. اختلالي كه در اين نوشته به كژفهمي از آن ياد شده است. چگونه مي توانيم از اين نوع اختلالات ارتباطي رهايي جوييم؟

 مقاله زير به كندوكاو اين مقوله از فرآيند ارتباط خواهد پرداخت. ما نمي توانيم رابطه خوبي با ديگران برقرار كنيم مگر آنكه در كنار آنها باشيم. ليكن تنها بودن، به صورت فيزيكي در اطراف ديگران كافي نيست و لازم است با آنها ارتباط روحي نيز برقرار سازيم.

روان شناسان راه هاي برقراري اين تماس را مورد بررسي قرار داده اند. فرايند ارتباط يعني رساندن پيام به شخص ديگر و يا درك آنچه ديگري مي كوشد به ما بگويد، يك مهارت اجتماعي كه براي تمامي روابط انساني از اهميتي بنيادي برخوردار است.

ارتباط روشن و صريح، برخوردهاي روزانه ما با ديگران را تسهيل مي سازد، لازم است دقيقاً آنچه را كه كارفرما يا والدينمان از ما مي خواهند، بفهميم؛ لازم است آنچه را كه از فروشنده مي خواهيم، به او بگوييم؛ اگر آنچه را كه طرف مقابل مي گويد، دقيق بفهميم؛ حل اختلاف ها كار ساده اي است:

 هنگامي كه افراد با مشكلاتشان به ما مراجعه مي كنند دوست داريم بدانيم دقيقاً چه كمكي مي توانيم به آنها بكنيم. همچنين ارتباط روشن و واضح بر مبناي روابط صميمانه است.

 ما نمي توانيم با ديگران رابطه نزديك برقرار كنيم يا آن را حفظ كنيم مگر آنكه درباره آنچه آنها احساس مي كنند و آنچه آنان را خوشحال يا ناراحت مي كند، چيزي بدانيم.

ما نمي توانيم مورد علاقه يا محبوب ديگران باشيم مگر آنكه راجع به ما چيزي بدانند.
با اين كه مايليم فرآيند ارتباط را كار ساده اي تلقي كنيم، اما اين امر پيچيده تر از آن است كه به نظر مي آيد و كژفهمي ها به سادگي مي تواند فرآيند ارتباط را مخدوش كند.

ريشه هاي كژفهمي شخصي پيامي دارد كه مي خواهد آن را منتقل كند. اما آنچه او در عمل مي گويد دقيقاً همان چيزي نيست كه منظورش بوده است: ممكن است او بيشتر يا كمتر از آنچه قصدش بود صحبت كند يا آنكه صرفاً آن را بد بيان كرده باشد.

آنچه فرد دوم در حقيقت مي شنود امكان دارد هماني نباشد كه گفته شده است؛ شايد فرد بخشي از پيام را حذف يا تحريف كرده است. لذا، آنچه شنونده مي شنود، برداشت سوم از همان پيام مورد نظر خواهد بود.

هنگامي كه شنونده پاسخ مي دهد، اين پاسخ براساس آنچه گوينده قصد گفتن آن را داشته يا حتي براساس آنچه گوينده واقعاً گفته است نبوده، بلكه براساس آن چيزي است كه در حقيقت شنيده است. پاسخ شنونده نيز دستخوش همين فرآيند تحريف قرار مي گيرد.

پاسخ گفته شده ممكن است با پاسخ مورد نظر اندكي تفاوت داشته باشد و پاسخ شنيده شده از سوي فرد نيز كه ابتدا سخن گفته بود مي تواند با پاسخي كه عملاً گفته شده يكي نباشد. اين فرآيند تحريف مي تواند نتايجي فاجعه آميز يا حتي مضحك به بار آورد.

روان شناسي به نام واتزلاويك حكايتي را در اين باره نقل مي كند كه هنگام ملاقات با مدير يك مركز بهداشت رواني پيش آمده بود. هنگامي كه واتزلاويك مي رسد، به سوي مسئول پذيرش رفته و مي گويد (يا فكر مي كند كه گفته است) «نام من واتزلاويك ست» .

 مسئول پذيرش تصور مي كند كه او مي گويد: «نام من اسلاويك نيست» و لذا پاسخ مي دهد «من هم كه نگفتم چنين چيزي است.» واتزلاويك بر گفته خود اصرار مي كند و مي گويد: «اما من به شما مي گويم كه اين طور است. پس چرا شما مي گوييد چنين چيزي نيست؟» در اين زمان هر دو نفر متقاعد شده اند كه ديگري حتماً مريض است. خطاهاي گوينده در اغلب اوقات، به خاطر يكي دو اشتباه رايج كه در زير ارائه مي شود در كژفهمي پيام نقش دارند:


۱) كوشش براي سخن گفتن بيش از حد در يك پيام: در نتيجه، احتمال اين كه شنونده بتواند تمامي آنچه را كه گفته شده است به خاطر بسپارد، كم مي شود، مثلاً، اين مورد را در نظر بگيريد: «ما در اينجا جمع شده ايم تا بر روي گزارش كار كنيم. سعي مي كنم فردا به كتابخانه بروم، چون كه طرح جديدي براي قسمت آخر گزارش پيدا كرده ام. تصادفاً به يك ماشين براي فردا صبح نياز دارم. همين طور سعي مي كنم تا رئيس كتابخانه را ملاقات كنم و ببينم آيا مي تواند منابع متعددي را به ما معرفي كند. تصور مي كنم كه دانشجويان علوم اجتماعي در اين گزارش به ما كمك كنند، پس ما مي توانيم قسمتي از اين گزارش را برعهده آنها بگذاريم.»


۲) گفتار بيش از اندازه آرام و يكنواخت، يا سريع: اگر شنونده نتواند حرف گوينده را به وضوح بفهمد، اطلاعات از دست خواهد رفت.


۳) محو كردن بخش اصلي پيام با بيان جزئيات بي ارزش: «خواهرم فردا براي ديدن پدر و مادر به منزل ما مي آيد، بنابراين از ماشين من استفاده خواهد كرد و همچنين به اين خاطر به منزلمان مي آيد كه آقاي رضايي را- كه فردا شب او هم مهمان ماست - ملاقات كند. آقاي رضايي هماني است كه در كارخانه ماشين سازي كار مي كرد، بگذريم. من به يك ماشين نياز دارم. فردا بايد بروم دانشگاه چون امتحان شيمي دارم. درس خوبي است، اما استاد ما گاهي اوقات سرحال نيست...»


۴) در نظر نگرفتن ديدگاه شنونده: مثلاً، شخص ممكن است به افرادي كه در شهر ناآشنا هستند آدرس را با استفاده از علايم محلي بگويد. وي به جاي آنكه نام خيابان را ذكر كند، مي گويد: «برو به همون گوشه اي كه معمولاً پيرمرد سبزي فروش آنجا مي ايستد.» خطاهاي شنونده شنونده ها نيز به واسطه خطاهاي رايج در كژفهمي پيام نقش دارند:


۱) فكر كردن به يك مسئله ديگر، به جاي گوش فرا دادن به آنچه گوينده مي گويد. اين امر بسيار متداول است كه شنونده به جاي گوش كردن، در فكر پاسخ دادن باشد. اگر با كسي مشكلي داريم و در حال گفت وگو هستيم، غالباً در همان زماني كه گوينده مشغول صحبت است و پيش از آنكه تمامي حقايق را بدانيم، به دنبال يك راه حل مي گرديم. مانند مثال زير: گوينده: در رابطه با نمره هايم مشكل دارم. فكر مي كنم دليل اصلي آن است كه از اين كه به خاطر والدينم به زور وارد دانشگاه شده ام، ناراحتم. كاري كه واقعاً دلم مي خواهد انجام دهم اين است كه تعميركار شوم، چون كار ماشين آلات همان چيزي است كه به من احساس زنده بودن مي دهد. شنونده: تا حالا روش «پس خام» را امتحان كردي؟ [پيش مطالعه، سؤال، خواندن، امتحان، مرور]


۲) شنيدن آنچه مورد انتظار است و نه آنچه واقعاً گفته شده است. شنونده: چطوري؟ گوينده: خيلي بد شنونده: خدا را شكر!


۳) فقط توجه به آخرين چيزي كه گفته شده است و ناديده گرفتن بقيه پيام. گوينده: واقعاً از كارم متنفرم. نمي دانم چه كار كنم، رئيس هميشه بالاي سرم حاضر است و همكارانم با هم تباني كرده اند البته فكر مي كنم اگر كارم را عوض مي كردم، مجبور بودم بيكار بمانم شايد چندان هم شغل بدي نباشد. شنونده: خب پس كارت را دوست داري، مگه نه!


۴) توجه به جزئيات بي ارزش و از دست دادن معناي اصلي پيام: گوينده: الان تنهاتر از هر وقت ديگري هستم. اكثر اوقاتم را در اتاقم مي نشينم. رويداد بزرگ هفته قبل آن بود كه فيلم خاصي را ديدم. نمي دانم. از خودم مي پرسم آيا طوريم است، آيا دليلي دارد كه ديگران نمي خواهند وقتشان را با من صرف كنند؟ شنونده: چطور ممكنه تو از اين گونه فيلم ها خوشت بياد؟ كاهش كژفهمي ها براي كاهش تحريف هاي ارتباطي، دو گام مفيد وجود دارد: ارائه پسخوراند به معناي ارائه اطلاعات به فرد درباره عملكرد اوست.

 در يك تعريف پسخوراند عبارت است از: ارائه اطلاعاتي راجع به اينكه آيا پيام مورد نظر دريافت شده است يا خير. اگر شما شنونده هستيد، مي توانيد با گفتن «بگذار ببينم درست متوجه شدم....» و يا «پس به عبارت ديگر....» به گوينده پسخوراند بدهيد. اگر شما گوينده هستيد، و اين موضوع كه پيام خود را رسانده باشيد، اهميت خاصي داشته باشد، مي توانيد از شنونده بخواهيد گهگاه به شما پسخوراند بدهد. (اجازه دهيد ببينيم حرفم را واضح زده ام. من چه گفتم؟ از حرف من چه چيزي دستگيرت شد؟) با فراهم آوردن پسخوراند براي طرف مقابل كژفهمي ها در همان ابتداي امر روشن خواهند شد. جوّ پذيرا و غير تهديد كننده جوي است كه در آن فرد احساس نمي كند مورد محاكمه قرار گيرد، احساس نمي كند كه مورد انتقاد شديد ديگران قرار گرفته است. چنين چيزي كمك مي كند تا از قضاوت هاي ارزشي مثل «خب خيلي احمقانه بود» يا «اين حرف بي معناست» احتراز شود. در مجموع، معمولاً بهتر است از گفتن اين كه: «معتقديد طرف مقابل اشتباه كرده است» خودداري كنيد، مگر آنكه نظر شما را بخواهند. غالباً والدين به خاطر ارائه قضاوت هاي ارزشي كودكان را وادار به سكوت مي كنند، بدون آنكه واقعاً چنين منظوري داشته باشند:


ـ كودك: نگاه كن مامان! يك اتفاق جالب افتاد. داشتم كنار چشمه بازي مي كردم كه....
ـ مادر: تو نبايد كنار چشمه بازي مي كردي.
 ـ كودك: خوب بگذريم، رضا و من....
ـ مادر: من دوست ندارم تو با رضا بازي كني. وقتي آدم ها مطمئن مي شوند كه شما به رغم تمامي گفته هايشان، راجع به آنها قضاوت نمي كنيد، بيشتر احتمال مي رود تمامي عقايد و احساس ها و نيز ترديدهايي كه راجع به افكار و رفتارشان دارند، با شما در ميان بگذارند.

 مهارت هاي شنونده فعال در يك ارتباط، اين مسئله از اهميت ويژه اي برخوردار است، زيرا اين روش ها به ميزان زيادي مبتني بر پسخوراند هستند و معمولاً جوي توأم با اطمينان و اعتماد به وجود مي آورند كه باعث به حداقل رسيدن كژفهمي ها مي شود.

شايد بتوان شرايط رشد را در يك كلام تحت عنوان مهارت هاي گوش فرا دادن فعال مطرح نمود، زيرا شنونده براي فردي كه مي كوشد پيامي را منتقل كند، همان شرايط را فراهم مي آورد. شرايط رشد و شكوفايي عبارت اند از:

گرمي، و صداقت. گرمي و محبت عبارت است از نشان دادن احترام به گوينده به عنوان يك شخص، بدون توجه به آنچه وي مي گويد. همدلي به معناي درك درست و دقيق گوينده به عنوان يك شخص، بدون توجه به آنچه وي مي گويد. همدلي به معناي درك درست و دقيق گوينده و آگاه سازي او راجع به اين مطلب است كه وي را درك كرده ايم. يعني، فراهم آوردن پسخوراند براي گوينده.

 صداقت نيز به صورت بي پرده و رو راست بودن با طرف مقابل مشخص مي شود: يعني فرد احساس مي كند كه شما نقش بازي نمي كنيد يا متظاهر نيستيد. بهتر آن است كه شرايط رشد و خود شكوفايي را مهارت هاي گوش كردن فعال بناميم. با اين كه شخصي كه شرايط رشد و خودشكوفايي ايجاد مي كند، بيشتر نقش شنونده را ايفا مي كند و طرف مقابل بيشتر صحبت مي كند، اما اين شخص صرفاً به كلمات فرد گوينده به صورت منفعل گوش فرا نمي دهد.

شخصي كه شرايط خودشكوفايي را فراهم مي آورد مي كوشد تا آنچه را كه ديگري سعي در گفتن آن دارد، واقعاً درك كند و گاه به او كمك مي كند تا منظور خويش را روشن تر بيان نمايد. اين شخص به طرف مقابل اعتماد و علاقه خود را نشان مي دهد به طوري كه او براي در ميان گذاردن اطلاعات احساس راحتي مي كند. به عنوان يك شنونده فعال بدانيد كه گاه آنچه شنيده ايد همان نيست كه گوينده قصد گفتن آن را داشته است.

بنابراين، درباره آنچه فكر مي كنيد گوينده بيان كرده است به او پسخوراند بدهيد. هنگامي كه نقش ها عوض مي شوند، يعني زماني كه شما پيامي براي گفتن داريد، باز هم مهارت هاي گوش فرا دادن فعال مي توانند مفيد واقع شوند. پژوهش ها حاكي از آنند كه هرگاه شما از اين مهارت ها استفاده كنيد، ديگري نيز به نوبه خود آنها را به كار مي گيرد و در نتيجه احتمال بيشتري براي درك آنچه مقصودتان بوده است، خواهد بود.

 راجرز – روان شناس آمريكايي - به مهارت هاي گوش فرا دادن فعال علاقه مند بود چون تصور مي كرد اين مهارت ها پيشرفت روان درماني، يعني نوع بسيار اختصاصي از رابطه، را تسهيل مي كند؛ اما معتقد بود كه اين مهارت ها در بسياري از روابط نيز مفيد هستند، و پژوهش نيز اين باور را تأييد مي كند. روان شناسي به نام «جانسون» دريافت هنگامي كه يكي از طرفين همدلي نشان مي دهد، احتمال بيشتري وجود خواهد داشت كه آن دو در مذاكرات شغلي به توافق دست يابند.

 كساني كه در گفتگوهاي كوتاه مدت سطوح بالايي از مهارت هاي گوش فرا دادن را ارائه مي كنند، نسبت به آنهايي كه سطوح پاييني نشان مي دهند، بيشتر مورد علاقه طرف مقابل قرار مي گيرند. روان شناسان متوجه شدند كه رايج ترين مشكل در ازدواج هاي ناآرام و پردردسر همانا ارتباط ضعيف است.

و همچنين پي بردند زنان و شوهران شادكام به شكايت ها و مشكلات يكديگر به گونه اي فعال گوش فرا مي دهند و با استفاده از جملات بي طرفانه توأم با درك و فهم پاسخ مي دهند. بنابراين، توانايي استفاده از مهارت هاي گوش فرا دادن فعال مي تواند در بهبود روابط ما با ديگران مؤثر باشد.

براي چنين مقصودي برنامه هاي آموزشي حرفه اي در دسترس قرار دارند، اما اين برنامه ها عموماً براي دانشجويان فارغ التحصيل روان شناسي يا برنامه هاي مشاوره ارائه مي شوند. خوشبختانه، تعدادي برنامه خودآموز نيز وجود دارد كه پژوهش ها نشان داده اند در افزايش مهارت هاي گوش فرا دادن مؤثر هستند.

جنوبيها


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۳۹

هنر گفتگو با سوگواران

مـمكن است اخيرا يكي از دوستان، اعـضـاي خـانـواده و يا يك همكار، عزيزي را از دست داده باشد. بـه مـحـض آنـكـه مراسم سوگواري به پايان ميرسد و سيل دسـته گــلــها وتسليت ها پايان مي پذيرند آن وقت است كه فرد سـوگوار به پشتيباني نياز خواهد داشت. سـوگـواري بـراي اغـلــب افـراد مــي تـواند تجربه اي وحشتناك و غريبانه اي بـاشـد.همچنين براي اغلب مردم از آنـكه احـساسات غـم و اندوه خود را با ديگران در ميان بگذارند دشوار ميبـاشد. بـنابراين آنها نيازمند ياري مي باشند. و از آنـجـايي كه ديگر اعضاي خانواده دست بگريبان اندوه و سوگ شخـصـي خـودشــان ميباشند، اينجاست كه دوستان، همسايگان و هـمـكـاران آنها در روند بهبودي كارساز و مفيد واقع خواهند شد.

● آگاه باشيد كه در روند سوگواري اين علايم طبيعي هستند:
۱) تـجربـه احـساسات و هيـجــانات شـديد براي بهـبود منـاسب فـرد طبـيـعي و الـزامـي ميباشد.
۲) احساس گناه، شرمساري و خشم بخشي از روند بهبودي است.
۳) هر فرد شيوه سوگواري مخصوص به خود دارد.
۴) جدول زماني خاصي براي مدت زمان سوگواري وجود ندارد.

● چگونه ميتوان به افراد محزون ياري رساند
بهترين چيز آن است كه در كنارش باشيد. شما ممكن است دقيقـا نـدانـيد كه چه كاري انــجام دهيد و يا چه چيزي به زبان بياوريد. اما مهم نيست. فـقـط فـرد سـوگـوار را تـنـهـا نـگذاريد چـون بـيش از هميشه به حمايت و پشتيباني شما محتاج مي بـاشـد. نـيـازي نيست مشكلي را حل كنيد تنها به صحبتهايش گوش فرا دهيد.

افراد سوگوار معمولا از كارهايي كه انجام داده و يا ميتوانستند انجام دهـنـد ولـي انـجام نداده اند احساس گناه فراواني ميكنند شما براي كاستن از اين احسـاس گـناه اقدامات زير را صورت دهيد:
۱) به آنها بگوييد كه نگرانشان مي باشيد.
۲) تصديق و تصريح كنيد كه آنها منتهي سعي خود را به انجام رسانيده اند.
۳) آنها را تشويق كنيد تا درباره احساساتشان با شما صحبت كنند.
۴) به آنها اجازه دهيد تا احساس اندوه و خشم خود را با فرياد و شيون تخليه كنند.
● بايدها و نبايدها هنگام برخورد با افراد محزون
۱) رفتار طبيعي داشته باشيد.
۲) نگراني و تاسف خود را بي ريا و صادقانه ابراز داريد.
۳) با بردباري و بدون قيد و شرط به آنها مهر بورزيد و محبت كنيد.
۴) در صورت لزوم آنها را در آغوش بگيريد و يا دستتان را دور گردن آنها بياندازيد.
۵) به آنها نشان دهيد كه به شنيدن صحبتهاي آنها تمايل داريد.
۶) تاسف خود را از درگذشت فرد از دست رفته بيان داريد.
۷) در مورد فرد درگذشته واضح و صريح صحبت كنيد.
۸) هرگاه احساس گريستن داشتيد گريه كنيد.
۹) فرد سوگوار را تنها نگذاريد.
۱۰) در مورد مسايل شخصي فرد در گذشته كنجكاوي نكنيد.
۱۱) در مورد چگونگي و كيفيت مرگ پرسش نكنيد.
۱۲) آنها را نصيحت نكرده و يا راه حل فوري ارائه ندهيد مثلا نگوييد: "مي دونـم چه حالي داري"، "تو بايد..."، "گذشت زمان همه چيز را حل ميكنه."
۱۳) سعي نـكنيد آنـها را سـر حـال بـيـاوريـد و يا حواسشان را از وخامت اوضاع منـحـرف كنيد.
۱۴) واقـعـه را كـوچـك نـشماريـد. مثـلا نـگوييــد: "آن قدر هم مهم نيست"، "حالت خوب ميشه"، "قبل از اونكه متوجه بشي اوضاع بحالت اولش در مياد."
۱۵) به وي پيشنهاد استفاده از داروهاي مسكن ندهيد چـون آنها تنـها راه حل موقتي براي آلام روحي پيش روي وي گـذاشـتـه، امـا در دراز مدت اوضاع را وخيمتر مي كنند.

● در صورتي كه فرد محزون كودك بود موارد زير را رعايت كنيد:
۱) پيامهاي گيج كننده و غلط به آنها ندهيد. مثلا نگوييد: "پدر بزرگ الان خوابيده."
۲) از آنها نخواهيد تا در مقابل ديگران گريه نكنند چون ممكن است آنها را ناراحت كند.
۳) او را مجبور نكنيد تا در مقابل ديگران بر خلاف ميل خود گريه و زاري كند.
۴) در حضور كودك نيز گريه كنيد با اين عمل به وي مي آموزيد تا ابراز احـساسـات قـابـل قبول ميباشد.
۵) چون روح كودكان بسيار حساس تر مي باشد، بيـشتر مراقب آنها باشيد و كمكشان كنيد تا با وضعيت موجود كنار بيايد.

● نكات ديگر
سوگواري يك تجربه پريشان كننده و طاقت فرسا ميباشد. براي بسياري افراد درخواست كمك دشوار مي بـاشد. آنها ممكن است بخاطر آنكه زياد مورد توجه بوده و يا آنكه شايد سربار ديگران هستند احسـاس گـنـاه داشتـه بـاشنـد. مثـلا اگر به فرد سوگوار بگويـيـد: "اگر كاري از دست من بر مياد به من بگو"، فرد سوگوار از آنكه چيزي از شما بخواهد نزد شما نخواهد آمد بنابراين شما از جمله افرادي باشيد كه پيشقدم ميشود و ابتكار عمل را به دست ميگيريد:

۱) به آنها تلفن بزنيد و از حالشان باخبر گرديد.
۲) برايشان غذا تهيه كرده و به منزلشان ببريد.
۳) با اً مي‌خواهم با من بيايي.» به جاي اين طرز برخورد، علي در مقام نفي و رد سارا برآمد و او را تحقير كرد. و اين با تصوير ذهني سارا از او، سازگار بود. سارا معتقد بود كه علي هنگام عصبانيت سرد و بد اخم مي‌شود.
 

علي هم چنين به احساسات سارا بي‌توجه ماند. چرا تصميم گرفته كه با او نيايد؟ چه احساسي دارد؟ وقتي اين سوالات را نمي‌كند، بي مهري و بي‌علاقگي خود نسبت به او را نشان مي‌دهد.
 

حالا به طرز برخورد سارا توجه كنيم. آيا رفتار او نشانه‌ي ارتباط خوب است؟
طرز برخورد سارا هم نشانه‌اي از ارتباط بد است زيرا نه احساسات علي را تصديق كرده و نه از احساسات خود حرف زده است. به ظاهر كاملاً مشخص است كه علي احساس رنجش و عصبانيت دارد. اما ظاهراً سارا به اين احساسات او بي‌توجه است. با اين رفتار خود محور به نظر مي‌رسد و نشان مي‌دهد كه علاقه‌اي به علي ندارد. سارا از احساسات خود هم حرف نمي‌زند. تحت تاثير برخورد علي احساساتش جريحه‌دار شده است. به جاي ابراز احساسات خود، سرد و بي‌اعتنا برخورد مي‌كند.

 انكار احساسات بسيار متداول است. خيلي‌ها نگرانند كه اگر احساسات خود را با صراحت مطرح كنند به خطر مي‌افتند. به احتمال قوي شما هم از چنين موقعيتي برخورداريد.
 

سارا مي توانست احساسات خود را بازگو كند و در تصديق احساسات علي حرف بزند. مي‌توانست بگويد: «از اين كه گفتي بايد به فكر زندگي خودم باشم بسيار دلگير و عصباني هستم. من هنوز به تو علاقمندم و دلم نمي‌خواهد روابطمان براي هميشه از بين برود. اما تو به من مي‌گويي كه به ادامه‌ي روابطمان اميدوار نباشم. نمي‌دانم آيا از اين كه با تو همسفر نمي‌شوم ناراحتي؟ ممكن است بگويي تو چه احساسي داري؟» با اين طرز برخورد علي از احساس سارا آگاه مي‌شود و در عين حال علي را تشويق مي‌كند تا احساساتش را با او در ميان بگذارد. ارتباط درستي است؛ تحقيري در كار نيست. انكاري در كار نيست و كسي نقش قرباني را هم بازي نمي‌كند.


نويسنده : دكتر ديويد برنز


ارتباط موفق


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۳۷

ستايش سكوت

شايد اين جمله، زمزمه هرروز شما هم بوده باشد؛ «اي كاش براي يك لحظه هم كه شده، تمام صداها خاموش مي شدند و سكوت، همه جا را فرا مي گرفت». هر جا كه مي رويم، پيش هر كسي كه مي نشينيم، از كنار هر گذري كه رد مي شويم، چيزي كه تمام فضا را پر كرده است، صداست و صدا؛ در دعوا با داد و بيداد، در دوستي با نجوا، در رفاقت با تعارف، در غربت سؤال و بازخواست، در رابطه ها پچ پچ، در غم و گرفتاري ناله و بيداد و در شادي، هلهله و سرود.

گويي موجي از هيجان و شادي و غم، همه جا و همه كس را فراگرفته است. در اين همه پچ پچ و نجوا، ناله و هلهله و تعارف و بازخواست، مگر مي شود لحظه اي تأمل و تفكر نمود؟ تازه از گفت و گوهاي كلامي كه بگذريم و يك جاي خلوت پيدا كنيم، گفت وگوهاي ذهني رهايمان نمي سازند.

يك وقت هايي دوست داريم دكمه اي وجود داشت و صداي اين همه گفت وگوي ذهني را قطع و سكوت را بر همه جا حاكم مي كرديم.

 با اين همه هياهو، رفتارهاي ما هم شده يكي از عكس العمل هاي محيطي كه با شنيدن صداي يك بوق، به سرعت يا پا روي ترمز مي فشاريم يا گاز و بعد از فشاردادن آن، تازه به خودمان مي آييم كه كداميك را بايد انتخاب مي كرديم و آن بوق، حاكي از چه پيامي بوده است يا اينكه با برداشتن گوشي تلفن و شنيدن صداي سلام و احوالپرسي و اولين كلمه گله و درد دل يا داد و بيداد و ناسزا، به سرعت برق عكس العمل نشان داده و خداي نكرده كم نياورده و مي رويم تا آخرش...

شايد هم بعد از قطع تلفن اگر فرصت كنيم يك بار ديگر مكاTRONG>

چقدر خوب بود تا وقتي كه از روي تمايل دروني و يا اصرار خانواده هاي نزديك و دوست و آشنا و يا در حس رقابت با زن برادر و خواهرشوهر تصميم مي گيريم كه بچه دار شويم، قبل از هر اقدامي ، يك لحظه سكوت كنيم كه آيا فكر فرداي آن كودك يا جوان آينده را كرده ايم؟ آيا تصور اينكه او در آينده چه كاره شود و براي رسيدن به آرزوها و موفقيت هايش چه كارهايي بايد انجام شود و چه كارهايي نه، را كرده ايم و يا آيا خود را براي اينكه پدر و مادر خوب و لايقي براي او باشيم آماده نموده ايم يا نه...؟

چقدر خوب بود تا وقتي كه با دلي پردرد سراغ همسايه و آشنا مي رويم از شوهر و خانواده شوهر به گله و شكايت بنشينيم و اين گونه يك تنه راضي از قاضي برگرديم و درد دل خودمان را خالي كنيم، يك لحظه سكوت مي كرديم و اين وقايع را از ابتدا تاكنون در ذهنمان مرور مي كرديم و جوانمردانه و منصفانه و بيرحمانه به قضاوت رفتار خودمان مي نشستيم تا بلكه نور اميدي پيدا كنيم كه بتوانيم رفتار و گفتار و احساسمان را نسبت به آنها براي بهتركردن زندگي مان تغيير دهيم و بيخودي سفره دل را پيش هر كسي باز نكنيم كه فردا نتوانيم در چشم او هم نگاه كنيم يا مورد سرزنش آنها قرار گيريم.

چقدر خوب بود وقتي كه گوشي تلفن را برمي داريم تا از بستگان دلجويي كنيم، قبل از گفتن واژه «الو» يك لحظه سكوت نموده و از خود سؤال كنيم كه به چه نيت و قصدي ياد اين دوست كرده ايم؛ احوالپرسي، با خبري از اخبار فاميل، رساندن يك خبر داغ فاميلي يا گوش به گوش رساندن يك گله فاميلي... .

 چقدر خوب بود زماني كه در جمع به بهانه شادي و تفريح دور هم جمع مي شويم و خنده و مزاح خود را با ذكر خير دوست و آشنا شروع مي كنيم، قبل از اينكه دهان باز كنيم تا با جمله اي عقده دل بگشاييم و انتقامي بگيريم، سكوت اختيار كنيم و ببينيم با گفتن آن جمله چه تلخي و شكنندگي هايي كه بر دل ها نخواهد نشست و چه كدورت هاي جديدي كه پا نخواهد گرفت.

چقدر خوب بود تا وقتي كه با هزاران واژه و تبليغ قشنگ تصميم مي گيريم هديه اي به يك دوست يا آشنا بدهيم و بيشتر از هر چيز، تمام مدت خود را در رؤياي تقديم كادو و چشم و هم چشمي هاي حضار مي بينيم، يك لحظه سكوت كنيم و از خود بپرسيم كه چقدر اين هديه با عشق واقعي و دروني همراه است و در درجه اول براي ارضاي رضايت دروني است تا براي انجام يك حركت سمبليك عاطفي و اخلاقي. شايد هم بعد از دادن آن هديه، روزشماري كنيم تا جواب آن پس برسد، جبران شود؛ چه بسا هديه داده ايم تا بهتر و بزرگ ترش را بگيريم و به معنايي، يك دهنده قلابي باشيم.

 چقدر خوب بود تا وقتي كه پستي و بلندي و ناملايمات زندگي بالا مي گيرد و هرچقدر حرف مي زنيم، توضيح مي دهيم، نصيحت مي كنيم، ناسزا و داد و بيداد راه مي اندازيم، درست كه نمي شود، بدتر و بدتر هم مي شود و اين طوري، هم گلوي ما و هم گوش و اعصاب اطرافيان بيزار و شكننده خواهد شد و خلاصه توفاني به وجود آورديم كه در درياي مهربان و وسيع زندگي، قايق كوچك ما را غرق مي كند؛ سكوت مي كرديم تا در فضايي خالي از شكايات و قضاوت ها، ذهن ما و ذهن اطرافيانمان در آرامش به مرور مجدد رفتار خود مشغول شود و لحظه اي در فضاي خالي از تنش به بازنگري باورها و تصورات خويش بپردازيم.

چقدر خوب، به جاي اين همه هياهو، پرحرفي، ادعا و ثابت كردن ها و به جاي اين همه تكرار طوطي وار صحبت هاي طرف مقابل و يا به جاي تكرار مقابله به مثل حرف هاي او و خلاصه به جاي اين همه هجوياتي كه جز خستگي و تنش براي روح و روان ما چيزي به همراه ندارد، لحظه اي هر چند كوتاه، سكوت اختيار كنيم و دنياي اطرافمان را نظاره گر باشيم؛ نگاهي به عقب بيندازيم كه چه كرده ايم .


نيره سادات ديانه


روزنامه همشهري


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۳۶

 بنابراين با توجه به استفاده روزافزون از اين شيوه و ضرورت جايگزين كردن آن، بطور مختصر به انواع روشهاي شروع يك نامه الكترونيكي مي پردازيم.

 سلام و احوالپرسي به شيوه كنوني!
 اگر قصد داريد براي شخصي email بزنيد و حداقل مي خواهيد بدانيد حد و مرز يك نامه رسمي و غيررسمي چيست به چند نكته ساده زير توجه كنيد:
 

دراين جا نيز مانند ملاقات يك دوست در خيابان، مكالمه تلفني و يا نامه نگاري ساده و قديمي شروع ارتباط با سلام كردن آغاز مي شود. سلامي كه خاص اين نوع ارتباط است ! استفاده از برخي كلمات يا علائم ساده در نامه ارسالي معنا و فحواي نامه شما را رسمي يا غيررسمي مي كند:

 ۱- (نام شخص) Dear
اگر بعد از عنوان كردن كلمه Dear (عزيز) نام شخص را ذكر كنيد روشي است كه بيشتر به نامه نگاري ساده و معمولي شباهت دارد و شايد بتوان آن را در بين كساني ديد كه تازه شروع به نامه نگاري از طريق نوين كرده اند و در email افرادي كه تجربه دارند كمتر اين شروع ديده مي شود.
 

۲- (نام شخص) Hello
اين مورد كمي غيررسمي تر و دوستانه تر است اما در عين حال نسبت به استفاده از Hi و سپس ذكر نام گيرنده محترمانه تر و قابل استفاده تر است.

 ۳ - (نام شخص) Hi
همانطور كه ذكر شد دوستانه تر از حالت قبل است ، البته چندان مناسب نخستين email نيست (براي يك غريبه)
 

اگر پس از Hello و Hi نام گيرنده را آوريد و علامت تعجب بگذاريد نشان دهنده نوعي اشتياق و خوشحالي در ادامه ارتباط با گيرنده است.

 - حتي برخي افراد فقط نام گيرنده را ذكر مي كنند و چند علامت تعجب را كنار آن مي گذارند. كه با اين عمل ميزان بيشتري از اشتياق و علاقه مندي را نشان مي دهند.

 - در شيوه اي ديگر حتي نام فرد را ذكر مي كنند و پس از آن ويرگول يا كاما(،) مي گذارند و قصد دارند نشان دهند كه به سرعت به موضوع مورد نظر مي پردازند! كه چندان خوشايند نيست و گيرنده انتظار نوعي بحث و صحبت ناخوشايند و نامطلوب را خواهد داشت.

 البته نگاهي ديگر به email و شيوه جديد مكاتبات، نگاه اشخاصي است كه دائمي و به شكل حرفه اي اين كار را انجام مي دهند و معتقدند كه فردي كه به بحث و مناظره اي دعوت شده و هركس مشغول طرح نظر خود است ، ناگهان درميان جلسه سلام نمي كند، آنها مي گويند در دنياي ارتباطات اينترنتي هم وضعيت به همين شكل است .

گرچه هر پيام الكترونيكي به نظر نامه اي ساده مي آيد و بايد با سلامي آغاز شود اما در حقيقت بخشي از يك بحث و مناظره ادامه دار است كه نمي توان آن را شروعي درنظر گرفت و نيازي به سلام نيست!
 

البته حتي اگر در مكاتبات و ارتباطات امروزي ، نامه نگاري ها و ... اصول خاصي در نظر گرفته نشود نبايد فراموش كرد كه:

 سلام گرم ما در ديدار با كساني كه علاقه مند به ارتباط با آنها هستيم ، كلمه اي است كه در حد يك كتاب معنا دارد!


پرديس شكيبا


روزنامه ايران


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۳۵

فكركنيم، گوش كنيم،حرف بزنيم

به نظر مي رسد مردان و زنان نه تنها در گوش دادن بلكه هيچگاه در روابطشان هم درست عمل نمي كنند.شما مي بينيد عدم توانايي در برقراري ارتباط يكي از دلايلي است كه بسياري از روابط و ازدواج ها را با شكست روبه رو مي كند.
 

عدم توانايي در شنونده بودن يكي ديگر از دلايل اصلي عصباني شدن مردم از يكديگر است. گاهي فكر مي كنيم كه حرف زدن بيشتر به نفع ماست تا گوش دادن. يكي از بزرگترين مزاياي حرف زدن اين است كه فرصت كنترل افكار و اعمال ديگران را فراهم مي كند.
 

دليل ديگر اين كه مردم به حرف زدن بيشتر از گوش كردن تمايل دارند اين است كه ۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲get="_blank">۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ مشاوره فروش

پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.