مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4040
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 15
همه : 5160429

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۳۳

آيا مي دانيد گوش دادن هم ارتباط كلامي است؟

زندگي انسان از بدو تولد در ميان ديگران و در اجتماع آغاز مي شود.
 نوزاد كه به تدريج در ميان ديگران زندگي مي‌كند، رفتارهاي اجتماعي را ياد مي گيرد و با محيط زندگي خود سازگار مي شود.

 يكي از رفتارهاي اجتماعي انسان حرف زدن يا ارتباط كلامي است. «بطور كلي ارتباطCommunication يعني فرايند انتقال پيام از فرستنده به گيرنده مشروط برآن كه محتواي مورد انتقال از فرستنده‌ برگيرنده منتقل شود و بالعكس . براي برقراري رابطه، انتقال دهنده و گيرنده بايدكد يا رمزمشتركي داشته‌باشند تا معني اطلاعات موجود درپيام بدون‌اشتباه تعبير‌شود.»۱

 اين كد يا رمز مشترك در ارتباط كلامي از جنس كلام يا زبان مشترك است ; كه خود همواره با رمزها و كدهاي غير كلامي مثل حركات و حالتهاي بدن , چهره و دست و ... همراه است ( زبان بدن ) . اين رفتارهاي غير كلامي به شكلي تفكيك ناپذير بخش كلامي شنونده را تحت تاثير خود قرار مي دهد .

با توجه به تعريف ارتباط، هر ارتباطي دو سو دارد: يكي فرستنده و ديگري گيرنده (فعلاً به پيام و كانا‌ انتقال آن كاري نداريم.)

 در ارتباط كلامي فرستنده همان گوينده‌است و گيرنده همان شنونده .

 بنابراين مي بينيد كه نقش شنونده كم از گوينده نيست و هر دو نقشي برابر در انتقال پيام يا در ارتباط كلامي دارند.

 پس گوش‌دادن هم بخشي از ارتباط كلامي است.

 حالا به اين پرسش پاسخ دهيد: يك شنونده خوب چه ويژگي هايي دارد؟
 شنونده ي خوب يا فعال نقش خود را در ارتباط كلامي مي داند و آن را دست كم نمي گيرد. براي مثال وقتي كسي حرف مي زند، شنونده ي خوب مراقب است كه
حواسش پرت نشود. براي اين كار سعي مي كند هرچند لحظه يك بار حرف‌هاي شنونده را در ذهن خود خلاصه كند و مهم‌ترين بخش آن را به خاطر بسپارد.
 

مراقب زبان بدن يا پيام‌هاي غيركلامي خود است . براي اين كار سعي مي كند به حالت‌هاي خود تسلط داشته‌باشد. گاه‌‌گاه با يك حركت سر يا دست يا تغييرحالت در چهره‌ نش دنيا را از چشم هاي او مشاهده كنيد، ديد بازتري پيدا كرده و راحت تر مي توانيد پيام خود را به او انتقال دهيد. اين امر شما را قادر مي سازد تا راههاي متعددي براي بيان مطلبي كه در ذهن داريد پيدا كنيد.


همچنان كه زندگي مي گذرد و ما به عرصه هاي جديد آن قدم مي گذاريم، نوعي تكنيك فردي براي برقراري ارتباط با ديگران بر مي گزينيم. كليد طلايي تاثير گذاري بيشتر اين است كه انعطاف پذيري خود را افزاش دهيد تا قادر شويد پيام خود را آنچنان كه مناسب حال مخاطب است به او انتقال دهيد.


چند لحظه وقت بگذاريد و بر روي حق انتخاب هايي كه داريد تمركز كنيد. به عنوان مثال فرض كنيد كه مي خواهيد يك اقامتگاه تفريحي را تشريح كنيد.


آسمان آبي درياي آرام و دلپذير كه اشعه هاي نور خورشيد بر روي آن طنين انداخته اند. شن هاي سفيد ساحل، رستوران كوچك ساحلي كه مردم در حاليكه افتاب سوخته شده اند، اطراف آن نشسته اند و همچنان كه با هم صحبت مي كنند، لبخند بر روي لبانشان نقش بسته. منظره جزيره از كلبه ها و ساختمان هاي سفيدي تشكيل شده و از بالاي تپه برگ هاي سبز زيتون قابل مشاهده است.


شايد شما بتوانيد گرماي خورشيد و شن هاي ساحل را احساس كنيد. زمانيكه پايتان را بر روي شن هاي ساحل مي گذاريد، آب به شما خوش آمد مي گويد، وقتي هم كه از آب بيرون مي آييد و به سمت رستوران مي رويد، انديشه صرف يك ليوان نوشيدني خنك به شما آرامش مي دهد. بوي انواع كباب هايي كه در فضاي باز درست ميشود، شما را گرسنه كرده و دلتان مي خواهد چيزي بخوريد.


يا، سكوت ساحل كه با رفت و آمد گاه و بي گاه جت اسكي در هم مي شكند! زمانيكه به سمت رستوران مي رويد، صداي صحبت كردن افراد مختلف با لهجه هاي متفاوت را مي شنويد. همچنان كه به موزيك گوش مي دهيد، مي توانيد به صحبت كردن با ديگران نيز فكر كنيد و براي شام برنامه ريزي كنيد. پرنده ها صبح ها و بعد از ظهرها آواز مي خوانند.


همه اين موارد در حال توصيف همان محل و همان تعطيلات هستند. كدام يك از آنها براي شما جذاب تر است؟


يكي از فاكتورهاي اساسي در برقراري ارتباط، نحوه ارائه "لغات" مختلف و چيدن آنها در كنار يكديگر است.


نمي توانيم بگوييم كه كدام يك از موارد بالا به طور قطع "بهتر" از سايرين است. حقيقت اينجاست كه در مقوله برقراري ارتباط، افراد مختلف را مي توان در اين گروه ها دسته بندي كرد: "بصري" ، "احساسي" و "شنيداري." به هر حال همه افراد توانايي استفاده از هر سه مورد را دارند، اما هميشه يكي از موارد بر سايرين برتري دارد و از يكي از موارد ديگر به عنوان عامل پشتيبان استفاده مي شود. بنابراين زمانيكه اتفاقات مختلف را مرور مي كنيم، از يكي از مواردي كه برايمان طبيعي تر است استفاده ميكنيم. كسي كه معمولاً از كانال ارتباط بصري خود استفاده مي كند، ما براي به تصوير كشيدن يك مكان رويايي براي سپري كردن تعطيلات، بايد از زباني استفاده كنيم كه اشكال و صحنه ها را درذهن او به تصوير بكشد و آنها را قادر كند كه محل مورد نظر را در ذهن خود مجسم كنند. به هر حال با هر كسي كه مي خواهيد صحبت كنيد بايد با زبان خودش با او حرف بزنيد. شما فكر مي كنيد كه خودتان به كدام يك از اين گروهها تعلق داريد؟


زمانيكه ما قصد صحبت كردن با ديگران را داريم - چه با تيم كاري خود در محل كار چه يك دوست - بايد به اين امر توجه داشته باشيم كه كليه افراد از فروشنده گرفته تا خريدار، شيوه خاصي براي تجزيه تحليل اطلاعات دارند. شما زمانيكه مي خواهيد با آنها به درستي ارتباط برقرار كنيد، بايد حتماً به شيوه خودشان سر صحبت را باز كنيد. به هين دليل هم هست كه در آغاز اين گفتار اشاره داشتيم كه بايد ميزان انعطاف پذيري خود را افزايش دهيد.


زمانيكه مي گوييم "قبل از حرف زدن فكر كنيد" شما را به انجام چند ترفند مفيد ترغيب مي كنيم. در اولين مرحله به مخاطب يا مخاطبين خود فكر كنيد. در مورد آنها چه ميدانيد؟ واكنش آنها نسبت به حرف هاي شما چيست؟ چقدر از حرف هاي شما را مي توانند درك كنند؟ زمانيكه براي بررسي يك چنين مطالبي وقت بگذاريد، مي توايند منظور خود را به درستي به ديگران منتقل كنيد.


مرحله بعدي اين است كه در مورد مخاطب خود فكر كرده و ببيند به كدام يك از گروهاي بصري، احساسي و شنيداري بستگي دارند. البته انجام اين كار زمانيكه طرف مقابل شما تنها يك نفر باشد، ساده تر است . زمانيكه در مقابل گروهي از افراد قرار مي گيريد، بايد طوري حرف بزنيد كه با گفته هاي خود هر سه گروه را تحت پوشش قرار دهيد، البته اكثر افرا بصري و شنيداري هستند.


براي اينكه ميزان آگاهي خود را از ديگران افزايش دهيد، مي توايند به دنبال چند "شاخص" اصلي باشيد. شايد پاسخ كلي را به شما ندهند، اما مي توانند شما را در مسير مناسب هدايت كنند.


افراد "بصري" معمولاً در حرف هاي خود از لغات تصويري استفاده مي كنند. دايره لغات آنها از رنگ ها، تصاوير و صحنه ها تشكيل شده است. آنها با حرف هاي خود مناظر و صحنه ها را نقاشي مي كنند. آنها همچنين خيلي تندتر صحبت مي كنند، سرزنده تر هستند، و حركات بيانگر بدني شان بيشتر است و از دستان خود براي تقويت تصاوير استفاده مي كنند. حركات دست آنها از بالاي سينه به سمت خارج بيشتر است.


افراد احساسي از حرف هاي احساسي استفاده مي كنند. آنها در اين مورد كه چه احساسي دارند، صحبت مي كنند؛ نياز دارند كه چيزي را در دست بگيرند، احساس آنها در مورد چيزهاي ملموس بيشتر است مثلاً يك شيء چقدر نرم يا زبر است، و به طور كلي بيشتر در مورد احساست خود نسبت به چيزهاي مختلف صحبت مي كنند. آنها كمي آرامتر صحبت مي كنند، براي فكر كردن چند لحظه صبر مي كنند و به احساسات خود بيش از هر چيز اهميت مي دهند. آنها حركات بيانگر بدني زيادي از خود بروز نمي دهند و حركات دست هايشان بيشتر به سمت داخل است. ممكن است خودشان را با دست هايشان بگيرند و يا چيزي را در دستشان بگيرند.


شنيداري ها از صحبت كردن در مورد مسائل مختلف لذت مي برند! آنها معمولاً سؤال هاي زيادي مي پرسند و ميخواهند در مورد موضوعات مختلف با هم بحث كنند. آنها خيلي ريز بين هستند و دركشان كمي مشكل است. آنها گوش هايشان در همه حال تيز است، حركات بيانگر بدني شان ريتميك بوده و بيشتر به دهان، سر و گوش ها توجه دارند.


شايد تا كنون به اين نتيجه رسيده باشيد كه پيش از صحبت كردن بايد موارد بسيار زيادي را در نظر بگيريد، اما اگر دقت كنيد متوجه خواهيد شد كه مدت زمان زيادي را در زندگي خود صرف صحبت كردن مي كنيد و اين كار ارزشش را دارد كه مهارت هاي گفتاري خود را ارتقا بخشيد. اگر توانايي انجام يك چنين كاري را نداشته باشيد، آنوقت مجبور مي شويد كه هميشه ديگران را محكوم به درك نكردن منظور خود كنيد. به هر حال هميشه تقصير با طرف قمبال نيست.

به عنوان فرستنده يك پيام بايد مطمئن باشيم كه آنرا به درستي به گيرنده انتقا داده ايم. نه تنها بايد سطح آنها را در نظر بگيريم و واكنش احتمالي شان را پيش بيني كنيم، بلكه بايد به قول معروف طول موجمان را نيز با آنها هماهنگ كنيم. بايد هميشه به يادمان باشد ممكن است با فردي كه براي او پيغام مي فرستيم تنظيم نشده باشيم. با فكر كردن در مورد اولويت هاي خود مي توانيم بفهميم كه كدام شيوه پردازش را محاسبه نكرده ايم. از اينجا به بعد مي توانيم بر روي افزايش قابليت انعطاف پذيري براي استفاده از زبان مناسب براي پوشش ذهني ديگران استفاده كنيم.


نويسنده: سوده


پورتال مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۳۰

۱۰ اشتباه متداول در محاورات روزمره

به نظرتان آيا مي توانيد مهارت هاي گفتاري و محاوره اي خودتان را ارتقاء دهيد؟ البته كه مي توانيد.
ممكن است تغيير عادت هاي گفتاري كه در طول زندگي در شما به وجود آمده دشوار باشد و زمان ببرد، اما مطمئن باشيد كه امكان پذير است.
اجازه بدهيد راست و پوست كنده به سراغ نمونه هايي از اشتباهات رايج كه خيلي از ما در مكالمات خود مرتكب مي شويد برويم. درضمن راه حل هايي هم براي آنها پيشنهاد كرده ايم.


۱) گوش ندادن
ارنست همينگوي مي گويد: "من دوست دارم گوش كنم. چيزهاي خيلي زيادي را از با دقت گوش كردن ياد گرفته ام. بيشتر مردم هيچوقت گوش نمي كنند."
شما مثل همه مردم نباشيد. مشتاقانه منتظر نوبت حرف زدن خودتان نايستيد. نفس خودتان را كمي عقب نگه داريد. ياد بگيريد كه چطور واقعاً به حرف هايي كه مردم ميزنند گوش دهيد.
وقتي شروع به گوش دادن كنيد، بخش هاي مختلفي از مكالمه را بايد در دست خود بگيريد. اما مسئله مهم اين است كه بايد از جواب هاي كوتاه "آره" و "نه" به شدت خودداري كنيد، چون در اينصورت طرف مقابلتان اطلاعات زيادي بروز نخواهد داد. مثلاً اگر دوستي براي شما تعريف مي كرد كه هفته گذشته با چند نفر از دوستانش به ماهيگيري رفته است، مثلاً مي توانيد از او بپرسيد:
▪ براي ماهيگيري كجا رفتيد؟
▪ چه چيز ماهيگيري را از همه بيشتر دوست داري؟
▪ به جز ماهيگيري چه كارهاي ديگري كرديد؟
به اين روش فرد عميق تر جريان را تعريف مي كند و اطلاعات بيشتري در اختيارتان ميگذارد و شما مي توانيد از ميان اين اطلاعات مسيرهاي بعديتان را هم براي صحبت كردن انتخاب كنيد.
اگر طرف مقابلتان مثلاً ابتدا گفت: "اوم، نمي دونم"، تسليم نشويد. كمي بيشتر ترغيبش كنيد. دوباره سوال كنيد. آنها مي دانند، فقط بايد كمي بيشتر درمورد آن فكر كنند. و ين روش خيلي راحت مي توانيد دوست پيدا كنيد.
پس به جاي اينكه در مكالمه تان با ديگران فقط به يك موضوع بچسبيد و مدام تكرارش كنيد، افق موضوعاتتان را كمي وسيعتر كنيد و در مورد مسائل مختلف و جالب با مخاطبتان گفتگو كنيد.


۹) متقابل رفتار نكردن
هر چه فكر مي كنيد را به زبان بياوريد و احساساتتان را مطرح كنيد. وقتي كسي تجربه اي را با كسي درميان مي گذارد، شما هم بايد در عوض يكي از تحربيات خودتان را با او شريك شويد. فقط روبه روي مخاطبتان نايستيد و سرتان را تكان دهيد يا جواب هاي كوتاه بدهيد. وقتي كسي در مكالمه اي از خود مايه مي گذارد، حتماً دوست دارد شما هم متقابلاً همين كار را بكنيد.
اينجا هم مثل ساير موقعيت هاي زندگي نمي توانيد بايستيد تا ديگران قدم اول را بردارند. اگر لازم بود، شما نفر اول باشيد و حرف هايتان را با طرف مقابلتان در ميان بگذاريد.


۱۰) حرفي براي گفتن نداشتن
ممكن است احساس كنيد كه حرف زيادي براي گفتن نداريد. اما بايد سعي كنيد. خوب به حرف هاي طرف مقابل گوش كنيد و به حرف هايي كه مي زند علاقه مند باشيد. سوال كنيد و جواب هاي مربوط و مناسب بدهيد.
چشمهايتان را هم باز كنيد. از مهارت هاي بيناييتان استفاده كرده و موضوعات جالبي را در اطرافتان براي حرف زدن پيدا كنيد. هر روز روزنامه بخوانيد و موضوعات جالب و مفيد براي حرف زدن پيدا كنيد.
روي زبان بدنتان و نحوه حرف زدنتان كار كنيد و مهارت هاي محاوره اي خود را ارتقاء دهيد.
آسان بگيريد. لازم نيست همه اين كارها را يكجا ياد بگيريد و انجام دهيد. اگر بخواهيد همه اين روش ها را يكدفعه استفاده كنيد، مطمئناً گيج مي شويد. دو سه مورد از اين مهارت ها را انتخاب كرده و هر بار در مكالماتتان استفاده كنيد. خيلي زود خواهيد ديد كه به طور اتوماتيك و ناخودآگاه همه اين رفتارها و مهارت ها را در مكالماتتان استفاده مي كنيد.


منبع: مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۲۹

چسباندن زبان به سقف دهان ، يعني سكوت زيباست

هنر واقعي گفت‌وگو، بيان مطلبي درست در مكاني درست نيست، بلكه مسكوت گذاشتن حرف‌هاي اغواكننده است.
 دوروتي نويل
 در ورمونت، تي‌شرت‌هائي مد شده كه روي آن اين نوشته را دارد: ”حرف نزن، مگر سكوت را پيشرفت دهي.“ اندرزي عاقلانه است، نه؟
ساكت ماندن در زماني‌‌كه مورد بدرفتاري قرار داري، كاري است دشوار. تو دلت مي‌خواهد با طرف مقابل حرفي بزني. هنري وارد بيچر“ گفته است: ”وقتي عصباني هستي، حرف بزن. اين بهترين سخنراني‌ات مي‌شود چون سر تا پايش برايت پشيماني به بار مي‌آورد.“
 اين مطلب به تو ياد مي‌دهد چطور مي‌تواني زبانت را به سقف دهانت بچسباني تا به دردسر نيفتي.
 ● حرف زدن به موقع
 بهتر است آدم خودش حرف را قورت بدهد تا اين‌كه بعداً مجبورش كنند آن‌را بخورد.
 فرانكين روزولت
 وقتي حرف روزولت را نقل قول كردم، يكي از حاضران در همايش از خنده غش كرد. او در اولين ملاقات با نامزدش اين مورد را ياد گرفته بود، البته به شكلي ناراحت‌كننده. او مي‌گفت: ”در اولين ملاقات كه داشتيم تاريخچه خانوادگي‌مان را براي هم رو كرديم و فهميديم كه همشهري يكديگر هستيم. او پرسيد كه آيا خانم والفورد را مي‌شناسم؟ و بدون فكر كردن گفتم: ”آن عفريته پير را مي‌گوئي؟“ او معلم من در دبيرستان بود و براي نامزدم گفتم كه چقدر از آن زن متنفر بودم و او مرا مردود كرده بود. به هر حال خيلي دير متوجه شدم كه نامزدم با حالتي مضحك به من نگاه مي‌كند. وقتي بالاخره عقده دلم را خالي كردم، او گفت كه خانم والفورد نامادري اوست. آن شب تباه شد و ديگر حالم جا نيامد.“
 اي‌كاش اين مرد جوان قبل از رفتن سر وعده‌گاه، كتاب اسكاروايلد را خوانده بود. اسكاروايلد در مورد يكي از شخصيت‌هاي داستانش مي‌گويد: ”او مي‌دانست كدام لحظه حساس است و نبايد حرفي بزند.“ بنابراين قبل از اين‌كه دهانت را بازكني، از خودت بپرس آيا آن‌چه مي‌خواهي بگوئي، به‌نحوي به ضررت تمام نمي‌شود؟ اگر امكانش هست كه نتيجه عكس شود، زبانت را به سقف دهانت بچسبان.
 ● سكوت ابزاري سياستمدارانه
 سياستمدار كسي است كه قبل از حرف زدن، دوباره فكر كند.
 بهتر است در ارتباط با مصاحبه شغلي مثالي بزنيم كه چه موقع و چرا عاقلانه است كه درد دلت را براي خودت نگه‌داري و بروز ندهي. تصور كن مصاحبه‌كننده از تو مي‌پرسد آيا رئيس قبلي‌ات را دوست داشتي؟ و تو يادت مي‌آيد كه با رئيس قبلي‌ات اختلاف عقيده داشتي و همين باعث شد از آن شغل استعفا كني.
 بدگوئي در مورد رئيس سابقت، سزاوارش باشد يا نه، صرفاً آبرو و حيثيت خودت را مي‌برد. همان‌طور كه ويل دورانت گفته است: ”بدگوئي درباره ديگران به منظور بالا بردن شأن و مقام خود، يكي از راه‌هاي رسوا شدن است.“ حتي اگر مصاحبه‌كننده با عقيده تو موافق باشد، به اين دليل كه تا اين حد بي‌مبالات هستي، براي تو ارزش كمتري قائل خواهد شد. ممكن است نگران شود روزي همين معامله را هم با خود او بكني. روي تابلوي اعلانات كليسا ضرب‌المثلي بدين مضمون زده شده بود: ”هركسي كه پيش تو بدگوئي اين و آن‌را مي‌كند، بدان كه همين‌كار را در مورد تو هم مي‌كند.“
 در واقع، در اين‌گونه موارد، سكوت بالاترين رشادت است. رشادت به اين‌صورت معني شده است: ”قدرت ذهني و روحي كه او را قادر مي‌كند استوارانه با خطر مواجه شود.“ سعي كن صادقانه مسئله‌اي را حل و فصل كني. بددهن نباش و بدگوئي نكن. بابت بدگوئي در مورد كارفرماي سابق، هيچ كس به تو احترام نمي‌گذارد. اگر قرار است چيزي بگوئي، حرفي سازنده بزن. مي‌تواني ارتباط خودت را با او به اين‌صورت مطرح كني: ”خيلي چيزها از او ياد گرفتم.“ بي‌شك اين حرف واقعيت دارد و راهي محترمانه است تا احساساتت را ابراز كني.“
 ● سكوت كن
 سكوت، تأمين‌كننده اقتدار است.
 مي‌خواهي يك فايده ديگر سكوت را بداني؟ اگر كسي كله‌شقي مي‌كند، يك مكث همراه با سؤالي مانند ”خوب، توجه پيشنهادي داري؟“، بهترين راه براي قانع كردن افراد است تا متوجه نظريه تو بشوند.
 سال‌ها پيش از من خواستند همايشي در ارتباط با تمركز حواس برگزار كنم. شب قبل از همايش وارد هتل شدم. انتظار داشتم جعبه‌اي كه آگهي‌ها در آن بود، آن‌جا باشد. اما كاركنان هتل بعد از كلي جست‌وجو نتوانستند آن‌را پيدا كنند. تنها را چاره اين بود كه يكي تهيه كرده و همان شب آن‌رات تكثير كنم.
 و اين ماجرا مربوط به موقعي است كه بيست و چهار ساعت طول مي‌كشيد فتوكپي بگيرند. بالاخره در اوج نااميدي، در دفتر هتل يك كامپيوتر و دستگاه فتوكپي پيدا كردم. موقعيت خود را توضيح دادم و اجازه خواستم از تجهيزاتشان استفاده كنم، و قول دادم كه مواظب باشم خراب نشوند. حتي گفتم بابت استفاده از آنها وجهي هم مي‌پردازم.
 مدير قسمت پذيرش روي مرا زمين زد و گفت: ”اگر به تو اجازه بدهيم از كامپيوتر استفاده كني، مجبوريم به همه اجازه بدهيم.“
 متوجه شدم كه اكراه دارد. او خبر نداشت كه من به‌ درستي از وسايل آنجا استفاده مي‌كنم يا نه. پس برايش راحت‌تر بود جواب منفي بدهد. بنابراين از ترفندي استفاده كردم كه قدرت دارد مردم را تكان بدهد. پرسيدم: ”خوب، شما چه پيشنهادي مي‌كني؟“ و ديگر حرفي نزدم.
 مدير كمي اين‌پا و آن‌پا كرد. من هم زبانم را به سقف دهانم چسبانده بودم تا ببينم بالاخره چه مي‌شود. سكوت من او را واداشت از ديد من به قضيه نگاه كند و كمكش كرد مسئله را تصديق كند. بنابراين احساس كرد كه لازم است مسئله را طوري حل كند.
بالاخره دلش به رحم آمد و گفت: ”باشد. از كامپيوتر و دستگاه فتوكپي استفاده كن اما مواظب باش.“
 در ضمن، زماني صرف كردم و نامه‌اي به مدير كل هتل نوشتم، خدمت ويژه كارمندش را متذكر شدم و از او بابت كمكي كه به هنگام نياز به من كرده بود تشكر كردم. اين نامه بخش مهم بعدي بود. البته من پيشنهاد نمي‌كنم كه با سكوت خود، غيرمنصفانه به چيزي‌كه مي‌خواهيد برسيد. به هر حال من به چنين سؤال‌هائي اعتقاد دارم. ”تو چه پيشنهادي مي‌كني؟“ ”يا اگر جاي من بودي چه مي‌كردي؟“ و يا ”احساس تو در اين مورد چيست؟“ كه اگر بعد از بر زبان آوردن اين سؤال‌ها سكوت اتخاذ شود، ابزاري منصفانه است تا به شما لطف كنند و قضيه به نفعتان تمام شود. در اين عبارات نوعي حس همدردي معكوس وجود دارد كه باعث مي‌شود ديگران متوجه ديدگاه تو بشوند. تا زماني‌كه نخواهي از بلندنظري ديگران سوءاستفاده كني، مي‌تواني اين روش را براي رسيدن به آن‌چه مي‌خواهي، به‌كار ببري.
 سكوت به مراتب مجاب‌كننده‌تر از سخنراني بليغ است. اگر من مدير فروش هتل را با كلي دليل و برهان نكوهش مي‌كردم كه بايد به من اجازه بدهد از كامپيوترش استفاده كنم، باعث مي‌شد او بيشتر مقاومت كند. هر چه از لحاظ كلامي بيشتر قلدربازي در مي‌آوردم، مقاومت او بيشتر مي‌شد. در واقع، سماجت ممكن است ضرر به بار بياورد و نتيجه را عكس كند. لاستيكي كه صداي جيرجير مي‌دهد، گاهي بايد روغن‌كاري شود تا از صدا بيفتد، گاهي هم بايد كلا عوض شود.
 ● سكوت در مقابل اعمال زور
 حرف زياد زده مي‌شود، گفتني كم است.
 فرانك تايگر
 عكاسي به نام سو كه به تازگي به ساختماني جديد نقل مكان كرده، در مورد به‌كارگيري اين روش و موفقيت خود، تعريف كرد.
 او دوبار قرار گذاشته بود كه براي نصب موكت عكاس‌خانه بيايند و هر دو بار مقاطعه‌كار در آخرين لحظه زنگ زده و قرار را لغو كرده بود. بالاخره به توافق رسيده بودند سه روز قبل از افتتاح عكاس‌خانه، اين‌كار انجام شود. روز تاريخي فرا مي‌رسد و او بي‌صبرانه منتظر كارگران براي نصب موكت بوده. ساعت مقرر مي‌آيد و مي‌رود و از آنان خبري نمي‌شود. دو ساعت ديگر هم مي‌گذرد و بعد، مسئول اين‌كار زنگ مي‌زند و توضيح مي‌دهد كه كارشان عقب افتاده و تا دوشنبه نمي‌توانند بيايند.
 سو در حالتي بود كه دلش مي‌خواست دهانش را باز كند و هر چه به دهانش مي‌آيد، بگويد. اما يادش مي‌آيد بهتر است كاري كند كه آن مرد احساس مسئوليت كند و بعد ساكت شود. بنابراين خيلي آرام و مصمم مي‌گويد كه به هيچ وجه تأخير را نمي‌پذيرد و مي‌پرسد: ”خودت چه احساسي خواهي داشت اگر كسي سه مرتبه قرارش را با تو لغو كند؟“ و بعد ساكت مي‌شود. اين سؤال باعث مي‌شود مرد بفهمد كه لغو قرار منصفانه نيست. اما باز هم سعي مي‌كند عذر و بهانه بياورد.
 سو دوباره مي‌پرسد: ”حالا كه من روز دوشنبه مراسم افتتاحيه دارم، تو چه پيشنهادي مي‌كني؟“
 او با لحني آرام و سمج اين‌را مي‌پرسد و بعد سكوت مي‌كند و به اين ترتيب مرد را در تنگنا قرار مي‌دهد. بالاخره توافق مي‌كنند كه همان‌روز موكت نصب شود.
 سو مي‌گفت: ”قبلاً، من تمايل نداشتن روي مسئله‌اي پافشاري كنم و فوري مجاب مي‌شدم و مي‌گفتم اشكالي ندارد، و هميشه هم قرباني مي‌شدم. ولي شركت در همايش‌ها به من ياد داد كه در برابر خلاء كلامي راحت باشم و با عجله چيزي سر هم نكنم. در نتيجه، ديگر اجازه نمي‌دهم مردم پايشان را از گليم خودشان فراتر بگذارند و از طبع آسان‌گير من سوءاستفاده كنند.
 ● چه موقع بايد سكوت كرد
 سكوت يكي از مشكل‌ترين استدلا‌ل‌ها براي رد استقلال است.
 راحت بودن در قبال سكوت، مخصوصاً در مذاكرات خيلي مهم است. يك‌بار ديگر فرض كن براي شغلي با تو مصاحبه مي‌شود و از تو در مورد ميزان حقوق مي‌پرسند. اگر يك‌دفعه از دهانت بپرد: ”سي‌وپنج‌هزار دلار“، مصاحبه‌كننده مي‌فهمد با تو مي‌شود چانه زد و حقوق را كم كرد. در اين مرحله، او ممكن است از روش سكوت استفاده كند، ابروانش را بالا دهد و بگويد: ”نكند شوخي مي‌كني؟“
 وقتي با چنين واكنشي مواجه شوي، ممكن است عقب‌نشيني كني و بگوئي: ”باشد. سي‌هزار دلار هم حاضرم، چون واقعاً دلم مي‌خواهد اين‌جا كار كنم.“ يا ممكن است به سرعت توجيه كني و بگوئي: ”سر كار قبلي هم همين‌قدر مي‌گرفتم.“ و يا ”اين حقوقي است كه شركت‌هاي ديگر براي همين شغل مي‌دهند.“
 ولي به هر حال اشتياق تو براي اين‌كه حاضري پول كمتري هم بگيري، مشخص است.
 اما اگر عبارت ”سي و پنج هزار دلار“ را با لحني قاطع و مطمئن ادا كني، حرف تو با يك چرخش به سمت پائين خاتمه پيدا مي‌كند و اين‌طور القاء مي‌شود كه خواسته تو قاطعانه است. اگر مصاحبه كننده بخواهد از راه سكوت تو را امتحان كند همان‌طور حالت خودت را حفظ كن. مصاحبه‌كننده‌هاي كاركشته اين مهارت را دارند كه بدانند اگر كسي توانائي داشته باشد زماني‌كه تحت‌فشار است سكوت خود را حفظ كند، داراي پختگي و اقتدار شخصي است، كه خود سرمايه‌اي مهم براي هر تشكيلاتي محسوب مي‌شود.
 من اعتقاد دارم كه ”چسباندن زبان به سقف دهان“ يكي از مهم‌ترين مهارت‌ها است.
 كنفوسيوس خردمندانه اظهار داشته است: ”سكوت دوستي واقعي است كه هرگز به آدم خيانت نمي‌كند.“
 وقتي ياد بگيري چطور در موقعيت‌هاي آسيب‌رسان ساكت بماني، مي‌تواني با خودت دوست باشي.

مجله موفقيت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۲۸

آثار نيرومند سؤال نمودن در بهبود مهارتهاي ارتباطي

يكي از مؤثرترين راهكارها به منظور برقراري ارتباط با سايرين، پرسيدن سؤال هاي متفاوت است.
ايجاد روابط ناگسستني، طرح هاي استراتژيك، در دست داشتن وثيقه هاي برنده، و تبادل نظرهاي معنادار، همه و همه به عنوان محصولات و ثمرات پرسيدن سؤالات ماهرانه به شمار مي روند. اگر هر يك از موارد بالا در رابطه شما وجود نداشته باشد، ارتباط ضعيف و سست مي شود و اين امكان بوجود مي آيد كه شما ارتباط هاي نامتعارف و غير صحيح را بيش از آنچه كه بايد و شايد، تجربه كنيد.
چرا توانايي پرسيدن سؤالهاي ماهرانه از اهميت بالايي برخوردار مي باشد؟ مطرح كردن پرسش هاي گوناگون، راهكاري است كه با بهرگيري از آن مي توانيم به كاوش اطلاعات جديد بپردازيم، ديدگاههاي خود را با حقيقت مطابقت دهيم، و همچنين درك كنيم كه طرز تفكر ديگران چگونه است و جهان را از چه نقطه نظري مشاهده مينمايند. اگر در هنگام بررسي پروژه هاي متفاوت ، هيچ گونه سؤالي مطرح نكنيم، اين احتمال بوجود مي آيد كه انگار تمام اطلاعاتي را كه مربوط به شخص و يا شي مورد نظر ميباشد را از پيش مي دانيم. درصد احتمال اين امر كه دانش ما در مورد موضوع خاصي ۱۰۰% باشد چقدر است؟ خيلي كم
● ارزيابي قدرت سوال كردن
▪ فرا انساني :
 سؤال پرسيدن اين تصور را در ذهن گوينده ايجاد مي كند كه شما در حال گوش دادن به صحبت هاي او هستيد (و همچنين به شما كمك مي كند كه بتوانيد بهتر گوش دهيد). اين امر به نوبه خود قادر است كه به سهولت پيوندهاي شما را با افراد ديگر، محكم تر گرداند. مكالمه اي را در نظر بگيريد كه شنونده در آن هيچ گونه پرسشي را مطرح نمي كند. چه احساسي ممكن است به گوينده دست بدهد؟ چه دركي از فرد مقابل در نظر او نقش مي بندد؟ آيا هيچ گونه تمايلي به برقراري روابط گسترده تر در آينده با او پيدا مي كند؟ با طرح اين هدف كه در گفتگوهاي روزمره خود حتما چندين "پرسش را مطرح كنيد" مي توانيد به راحتي اطلاعات ارزشمندي بدست آوريد كه اين داده ها منجر به ارتقاي كارايي، تحكيم رابطه، و كاهش سوء تفاهم ها ميشود.
▪ درون فردي:
 يكي از شيوه هاي نوين بهبود مهارت هاي اجتماعي، اين است كه فرد از خود سؤالاتي مي پرسد كه به واسطه آن بتواند اهداف آينده را بهتر پايه ريزي نمايد. همچنانكه فيلسوفان از قديم الايام گفته اند: "تنها زندگي امتحان شده، ارزش زيستن را دارد." از اين گذشته اگر از خودتان سؤال نپرسيد، چگونه مي خواهيد خودتان را بشناسيد؟ شايد انجام دادن اين كار به اندازه به زبان آوردنش ساده نباشد، به ويژه در فرهنگ هاي غربي كه دست به هر كاري مي زنند تا خودشان را از درونياتشان دور سازند و روي آن تمركز نكنند، اما با توجه به هر نوع شيوه زندگي كه در پيش ميگيريد، مي بايست خودتان را به انجام اين كار عادت بدهيد. سكوت به راحتي مي تواند در زندگي شلوغ و فرهنگ پيچيده مدرن، انسانها را از اجتماع دور نگه دارد. تفكر جديد بايد به گونه اي شكل بگيرد كه بر پايه بصيرت طرح كردن پرسش ها و همينطور پاسخ هاي دروني استوار شده باشد. همچنين لازم به ذكر است كه بايد در عين حال مهارت هاي خود را در گوش دادن به سخنان ديگران و در نظر گرفتن روحيات آنها بيش از پيش افزايش دهيم.
▪ تصورات معلق:
 پرسش يكي از كليدهايي است كه مي تواند به ما كمك كند كه مفروضات ذهني خود را از ديدگاهاي طرف مقابل، به يك درك كامل تبديل نماييم. در روابط و تعاملات اجتماعي، روزي نيست كه فرضيه پردازي هاي ذهني افراد به ايجاد سوء تفاهم، انتظارت نابجا، استرس، روابط آسيب ديده و وظايف بي پاسخ، ختم نشود. مطابقت دادن چيزي كه به اعتقاد شما صحيح است با اين مطلب كه آيا ديگران هم يك چنين درك مشابهي دارند، مي تواند به راحتي هر گونه عواقب منفي را از نظريه پردازي هاي ذهني بي حد و حصر شما حذف كند. به منظور انجام اين كار، سؤالاتي را بايد مطرح كنيد كه شما را خاطر جمع كند كه به طور كامل در مورد موضوع مورد بحث تفهيم مي شويد به مثابه آن اقدام به انجام اعمالي مقتضي مي زنيد. به عنوان مثال پرسشي كه شايد به نظر اغلب افراد كاملاً ساده و پيش پا افتاده به نظر برسد: "آيا تو اين كار را انجام ميدهدي؟" مي تواند به شما اطمينان خاطر دهد كه طرف مقابل مسئوليت كامل آن كار را به عهده گرفته و ديگر هر دوي شما مجبور نيستند كه فكرتان را مشغول آن قضيه كنيد. در مرحله فرا انساني، مشورت با فرد مقابل، در مورد نيات و يا حرف هايي كه به نظرتان متعارف شناخته نمي شوند، به آساني مي تواند درك متقابل شما را از يكديگر افزايش داده و در عين حال مفروضاتي را كه ممكن است موجب بروز حساسيت بيش از اندازه شوند را از ميان بر مي دارد.
▪ ارتباط واضح:
 هر سؤال پرسش نشده (و بالطبع پاسخ داده نشده) مانند يك دام عمل مي كند كه در زير پاي شما گسترده شده است. به عنوان مثال تصور كنيد كه از مراجعين يك شركت سؤال نشود كه آنها نهايتاً به دنبال رسيدن به چه نتيجه اي هستند. چگونه شركت مي خواهد به هدفي كه نمي داند چيست، دست پيدا كند؟ همچنين مي توانيد در اين زمينه يك تيم كاري را كه مشغول انجام پروژه گروهي است، در نظر بگيريد. فرض مي كنيم كه تمام اعضا داراي ايده هاي بسيار جالبي براي پيشبرد و ارتقاي سطح كلي برنامه ها هستند، اما اين فرصت را پيدا نمي كنند كه عقايدشان در اختيار يكديگر گذاشته و در مورد آنها به بحث بنشينند، نتيجتا مي توان گفت كه ميزان موفقيت آنها سرعتي شبيه به راه رفتن لاك پشت پيدا مي كند. سعي كنيد براي مطرح كردن سوال هاي متفكرانه از ديگران، وقت كافي در نظر بگيريد. اين امر به طور كلي يكي از شيوه هاي كارآمد در زمنيه احترام گذاشتن به سايرين به شمار مي رود به واسطه آن ارزش هاي اخلاقي از اهميت بيشتري برخوردار شده و كاركنان حاضر مي شوند كه از خود همدلي و همكاري بيشتري نشان دهند.
▪ كاركردن مؤثرتر:
در كنار اطلاعاتي كه همكارها، رؤساي ارشد، و مديران براي انجام دادن كار آن هم به نحو احسنت در اختيار دارند، در فضايي به دور از استرس و در مكاني كه به ارزش هاي اخلاقي اهميت زيادي داده شود، به راحتي مي توان كار كرد. البته اين مهم تنها در سايه پخش اطلاعات بدست مي آيد و نه احتكار اطلاعات. اما مؤلفه هاي فوق الذكر، اطلاعات مورد نياز خود را از كجا بدست مي آورند؟ با سؤال كردن. همه ميدانيم كه افراد، ذهن خواني بلد نيستند و نمي توانند تفكرات ذهني ديگران حدس بزنند. بنابراين نبايد انتظار داشته باشيد كه بدون درخواست كردن، اطلاعات به سمت شما روانه شوند. اين وظيفه شخصي افراد است كه در مورد چيزهايي كه نمي دانند، سؤال بپرسند؛ هيچ كس ديگر نمي تواند در اين مورد كمكي در حق شما انجام دهد.
● استعداد طرح سوالات بجاي خود را آزمايش كنيد
مطرح كردن پرسش هاي ماهرانه، تنها به يك علامت سؤال گذاشتن در انتهاي يك ايده شخصي ختم نمي شود. ابتدا شما بايد عادت پرسش كردن را در خودتان پرورش دهيد. بايد توجه داشته باشيد كه اين مهارت با نظر دادن، مطرح كردن عقايد و بازپردهاي اجتماعي، كاملا فرق مي كند. دوماً بايد آگاهي خود را از اينكه چه زمان سؤال ميتواند (يا خواهد توانست) به شما در زمينه پيشبرد تعملات اجتماعيتان كمك كند را نيز افزايش دهيد.
ميتوانيد از اين تمرين ها براي انعطاف پذيري، شيوه طرح و تكامل استعدادهاي سؤال پرسيدن خود استفاده كنيد:
▪ پيش از حمايت كردن از هر چيزي، سؤال كنيد.
در جلسه و يا كنفرانس بعدي، پيش از اينكه بخواهيد نظر شخصي خودتان را ابلاغ كنيد، سعي كنيد سؤالات درست و مرتبطي در مورد موضوع مورد بحث مطرح كنيد. در هر مرحله به انجام چنين كاري از خود اهتمام نشان دهيد. هدف اصلي شما از طرح سوال مي تواند شامل: جمع آوري معلومات بيشتر، روشن كردن بيانيه و يا ديدگاه اشخاص ديگر، سؤال كردن براي در جريان قرار گرفتن در مورد نقطه نظرات افراد ديگري كه در جلسه شركت كرده اند، باشد. در حين انجام اين كار خودتان متوجه مي شويد كه رويه جلسه چقدر جالب تغيير ميكند و مردم چگونه در مقابل اين عمل از خود واكنش نشان ميدهند (با عقايد و اعمال و رفتار خود)
▪ آزمايش تصورات گذشته.
به يكي از تصوراتي كه در گذشته داشتيد و بعداً ثابت شد كه درست نبوده، فكر كنيد. حداقل ۵ مورد از پرسش هايي را كه در حين آن جلسه ميتوانستيد مطرح كنيد و به واسطه آنها مي توانستيد از بروز تصورات نادرست خود جلوگيري نماييد، اما اين كار را انجام نداديد، را روي يك برگه كاغذ يادداشت كنيد.
▪ سؤال كنيد اما بازجويي و استنطاق نكنيد.
در حاليكه سؤال پرسيدن يكي از بهترين راههاي يادگيري بيشتر و ارتقاي معلومات شخصي است، اما بايد در نظر داشته باشيد كه هيچ گاه اشخاص دوست ندارد كه مورد بازجويي قرار بگيرند! مانند هر ابزار ديگر ارتباطي، بايد به نيات خود به منظور مطرح كردن سؤال كاملاً اگاه باشيد. (به عنوان مثال به جاي اينكه بخواهيد با عقايد طرف مقابل بجنگيد و به او حمله كنيد، سعي كنيد بيشتر به ديدگاههاي او بينديشيد). در اين ميان تن صدا، حالات صورت، حركات بدن، و نحوه انتخاب واژگان نيز از اهميت بسيار زيادي برخوردار مي باشند.
▪ قدمي كه ميتوانيد همين حالا برداريد.
 حداقل ۳ مورد از موقعيت هايي را كه در هفته آينده ميتوانيد در آنها مهارت هاي پرسشي خود را به آزمايش بگذاريد معين كنيد. (قرار ملاقات، تماس هاي تلفني بداهه، مكالمه با دوستان، و پاسخ به نامه هاي الكترونيكي مي توانند همه جزء موقعيت هاي پنهان شما به شمار روند.)

سايت تحليلي MLM


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۳۰:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۲۷

روشهاي انتقاد

چطور منتقد خوبي باشيم؟

هر فرد در طول حيات خود ممكن است بارها توسط ديگران مورد ارزيابي قرار گيرد. برخي از اين ارزشيابي ها داراي جنبه هاي تشويقي و برخي ديگر منتقدانه است. انتقاد از ديگران در صورتيكه هوشمندانه انجام شود آثار بسيار مفيدي خواهد داشت، درغير اين صورت ممكن است با واكنش هاي منفي مختلف مواجه شود. اين رفتار، هنري است كه بايد آموخت و بدون آگاهي از روش كاربرد آن زيان بار خواهد بود.
انتقاد درست آن است كه ضمن تاكيد بر نقاط قوت به نقاط ضعف فرد نيز اشاره كند و با ارايه راهكارهاي مناسب براي رفع آن سخن به ميان آورد. پذيرش انتقاد از ديگران بين طبقات مختلف متفاوت است. براي مثال در بيشتر مواقع انتقاد از سوي افراد يك خانواده قابليت پذيرش بيشتري در مقايسه با سايرين دارد. به طور معمول ما در برابر قضاوت افراد بيگانه آسيب پذيري بيشتري داريم.
 ● برخي از انواع انتقاد عبارتند از:
▪ انتقاد سازنده:
اين روش در بسياري موارد مي تواند جنبه اي سازنده و مثبت داشته باشد. اگر لحن انتقاد كننده دوستانه باشد بيشتر موثر واقع شده و شنونده بدون آنكه مورد حمله قرار گيرد از معايب خود مطلع مي شود.
بي ترديد براي هيچكس خوشايند نيست كه بشنود » بد غذا ميخوريد« و يا »در لباس پوشيدن بد سليقه هستيد«. براي آنكه انتقاد سازنده و موثر باشد منتقد بايد مواردي را رعايت كرده و پرسشهايي را مطرح كند كه هر يك از آنها در رساندن وي به هدف خود نقش مثبتي ايفا كند. اين سئوالات مي بايست محتواي اطلاعاتي را كه لازم است مبادله شوند در برگيرد. همانگونه كه گفتن و چگونه گفتن ارتباط نزديكي با هم دارند، محتوا و شيوه انتقاد نيز بر هم تاثير گذارند. در تعيين محتواي يك انتقاد بايد ابتدا از خود پرسيد كه از چه رفتاري مي خواهيم انتقاد كنيم؟
اين روش مي تواند بسيار مفيد واقع شود، زيرا از به كاربردن جملات كلي و كلمات پوچ و آزاردهنده اي چون «هميشه همين كار را مي كني»، «هيچ وقت به موقع نمي آيي» و جملاتي از اين قبيل جلوگيري مي شود.
هنگامي كه انتقاد از رفتار خاصي را با قاطعيت و به طور دقيق مطرح مي كنيم براي انتقاد شونده اين امكان را فراهم مي سازيم كه منظور ما را بدرستي درك كند. انتقادي كه متوجه رفتار خاصي باشد مي تواند منجر به گفتگويي دوجانبه شود تا اينكه به بحثي مبدل شود كه حدود آن مشخص نيست.
▪ انتقاد غيرمستقيم:
انتقاد مي تواند به صورت غيرمستقيم بيان شود. براي مثال اگر طرف مقابل شما خصوصيت بدي داشته باشد، در خلال گفتگو به او بگوييد: »به نظر شما آدمهايي كه داراي اين خصوصيت اخلاقي هستند، غيرقابل تحمل نيستند؟« اين شيوه انتقاد باعث مي شود كه يك حس هوشياري در وي بيدار شود و وي متوجه شود كه داراي چنين مشكلي است. حتماً اين مثل را شنيده ايد كه مي گويد به در مي گويند تا ديوار بشنود. اين يك مثال متداول در فرهنگ ما براي ابراز همين موضوع است.
▪ انتقاد همراه با تعريف و تمجيد:
در اين روش ابتدا مي توان به تعريف و تمجيد ويژگي هاي ارزشمند فردي كه مورد انتقاد است پرداخت براي مثال»تو دختر خيلي باهوشي هستي«. پس از كاربرد يك مقدمه مناسب نظر انتقادي خود را بيان و سعي كنيد آن را در پوششي از سخنان خوب و دلپذير قرار دهيد. البته منظور شما اصلاً تملق گويي نيست بلكه نخست خصوصيات خوب او را گوشزد كرده و بعد انتقاد خود را ابراز داشته ايد.
▪ انتقاد تهاجمي و صريح:
رك بودن نشانه صراحت و صداقت است ولي هميشه براي مخاطب خوش آيند نيست بخصوص اگر خيلي ناپخته بيان شود. اين نوع انتقاد نه تنها هيچ نوع سازندگي در بر ندارد بلكه شنونده را هم در موضع تدافعي قرار مي دهد. بهتر است كه انتقاد با بكارگيري يك سياست درست انجام شود.
▪ محكوم كردن:
گاهي بجاي انتقاد همراه با راهنمايي، انتقاد كننده مخاطب را در يك دادگاه يك طرفه محاكمه و محكوم مي كند. او به خود اين حق را مي دهد كه در مورد ديگران اظهار نظر كرده و الگوي فكري خود را به وي تحميل كند. اينگونه برخوردها نه تنها سازنده نيست، بلكه بسيار نامناسب است.
▪ انتقاد ديرتر از موعد:
اين گونه انتقادات، زماني صورت مي گيرد كه هيچ كمكي به رفع مشكل نمي كند. به عبارتِ ديگر زمان براي جلوگيري از خطا وجود ندارد. بر هيچ كس پوشيده نيست كه انتقاد در چنين زماني براي جلوگيري از تكرار اشتباه بوده و اگر تشخيص داده شود كه تاثيري در آينده نخواهد داشت، بهتر است هيچگاه ابراز نشود.
● شيوه درست انتقاد كردن :
 رعايت نكات زير مي تواند در زمان انتقاد بسيار ياري دهنده باشد.
- آيا رفتار مورد انتقاد را مي توان تغييرداد؟
- آيا شخص مورد انتقاد قرار گرفته علاقمند به شنيدن آن است؟
- احتمال قبولي طرف انتقاد شونده چقدر است؟
- از انتقاد شونده سئوال كنيد آيا منظور شما را درك كرده است؟
- به فرد انتقاد شونده تفهيم كنيد كه انتقادتان بازتاب ساده عقيده شماست.
- از انتقاد تحكم آميز دوري كنيد، زيرا اينگونه انتقادها بلافاصله فرد را در موضع دفاعي قرار مي دهد.
- سعي كنيد انتقاد را به صورت نگرش شخصي خود به موضوع بيان كنيد و كوشش كنيد او را به شيوه نگرش خود كنجكاو كنيد.
- موضوع را طولاني و انتقاد را به سخنراني تبديل نكنيد زيرا شنونده را خسته و بي حوصله مي كند.
- انتقاد را در زمان و مكان مناسب ابراز كنيد نه در لحظه اي كه طرف مقابل آمادگي شنيدن آن را ندارد. اول صبر كنيد تا مخاطب در آرامش و خونسردي قرار گيرد تا ايرادي كه از او مي گيريد موثر واقع شود.
- با توجه به سطح دانش مخاطب انتقاد را بيان كرده تا براي مخاطب قابل درك باشد. نمي توان از يك روش براي تمامي افراد استفاده كرد.
- وقتي انتقاد مي كنيد كوشش كنيد بدون سوء نيت بوده و فقط به منظور كمك و راهنمايي باشد.
- با مشكلات و احساسات فرد مقابل همدلي كنيد.
- بهتر است انتقاد حضوري و بدون واسطه باشد و از انتقاد كردن غيرمستقيم بپرهيزيد.
- براي حفظ آبروي اشخاص، از انتقاد و نصيحت كردن فرد در حضور ديگران خودداري كنيد.
- چنانچه بخواهيد انتقاد شما با واكنش مثبت و سازنده اي tmenu>

تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.