مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 20347
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 47
همه : 4348829

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۰ - تمرين پرهيز از بيهوده گويي ، دراز گويي و گزافه گويي

۴

لغو

لغو از نظر لغوي سخن‌بيهوده  و بيهوده گويي,  هرچيزبي‌فايده , آن چيزيست كه آدمي را از ياد وذكر خدا غافل سازد . معصيت, خطا ...

در قرآن آمده : « مومنان كساني هستند كه در مجالس باطل شركت نمي كنند و هنگامي كه با لغو و بيهودگي بر خورد كنند بزرگوارانه از كنار آن مي گذرند .»[1] و « هرگاه سخن لغو و بيهوده بشنوند از آن روي مي گردانند و مي گويند اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن شماست .و با آنها سلام وداع و خداحافظي مي كنند و مي گويند ما خواهان جاهلان نيستيم .»[2] البته اين بدان معني نيست كه امر به معروف و نهي از منكر را ترك كند و اين زماني است كه شرايط امر به معروف و نهي از منكر فراهم نيست  چون نهي از منكر طرفدار پر و پا قرص فوتبال در استاديوم ورزشي كه در صورت پاسخ مودبانه خواهد گفت : پس چرا دولت بودجه مي گذارد و صدا و سيما تبليغ مي كند .

در مورد نهي كارهاي لغو همين كافي است كه خداوند در اوصاف بهشت و بهشتيان گويد : «آنها ( ايمان آورندگان ) در بهشت جامهايي پر از نوشيدنيهاي گوارا كه نه بيهوده گويي در آن است و نه گناه از يگديگر مي گيرند .»  بنظر مي رسد كه اين بيهوده گويي اعمال لغو شاره اي است به اعمال و حركات خاصي كه معمولاً استعمال كنندگان مسكرات در جمع صميمي خود انجام داده و خواهان سلامتي همديگر مي شوند ، باشد كه اعمالشان گناه و گفتارشان بيهوده است كه سلامتي انسان در دست خداست نه در گفتار عاملان به معصيت الهي .  و يا خداوند در جاي ديگر مي فرمايد : ( كسانيكه ايمان آورده و در بهشت متنعّمند ) « در آنجا نه لغو و بيهوده مي شنويد و نه سخنان گناه آلود »[3]

اولياءالله هيچ موقع حتي براي لحظه اي استراحت هم كه شده دست به كار هاي لغو نمي رنند چنانكه عارف اهل رياضت حضرت آيت ا… كشميري مي گفت : “روزي خسته از درس با دوستان در صحن حضرت امير المؤمنين با دوستان سرگرم صحبت بوديم ، كه ناگهان شخصي عبا بسر به نزديك من آمده و دستي به من زد و فرمود :«ماللّعب خلقنا»[4] (ما براي بازي آفريده نشده ايم ) او جناب آقاي بهجت بود . اين مرا متوجّه كرد .” كه بعد ها به مقامات عالي عرفان رسيده بود .

حضرت علي ( ع ) در نامه ي 31  نهج البلاغه مي فرمايد : « ... از سخنان بي ارزش و خنده آور بپر هيز ! اگر چه آن را از ديگري نقل كرده باشي » .سخنان لغو بيشتر جهت خنداندن ديگران خود ساخته اند و سنديت ندارند ولي حضرت علي (ع) مي فرمايد : اگر هم خود ساخته نبود نقل از ديگران هم لغو است پس بدان مبادرت نورزيد . و در جاي ديگر مي فرمايد : « خوشا به حال كسي كه كسب و كار پاكيزه داشته و مازاد بر مصرف زندگي خود را در راه خدا بخشش مي كند . و زبان را از زياده گويي ( بيهوده گويي ) باز مي دارد و آزار او به مردم نمي رسد و سنت پيامبر او را كفايت كرده و بدعتي در دين خدا نمي گذارد . ( حكمت 123 )

وقتي از ذكر خدا سخن به ميان مي آيد نا خود آگاه گفتن و لقلقه زبان كردن ذكر سبحان الله و لا اله الا الله در ذهن آدمي تداعي پيدا مي كند در صورتيكه چنين نيست : تفكر در آيات الهي و عظمت خلقت و علم و توان ناچيز بشري كه خود را قطب علم و عالم مي داند شايد نوعي ذكر محسوب شود . چه وقتي خداوند به حضرت داود (ع) فرمود كه ذكر نعمت هايي را كه بتو داده شده بجاي آر ! گفت من چيزي از خود ندارم كه بوسيله ي آن ذكر نعمت هاي تو را بكنم . حتي اين زباني هم كه بايد ذكر تو را بكند از نعمات توست . خطاب آمد كه درك اينكه همه از آن خداست و چيزي از خود نداري خود ذكر است . پس چنين ذكري براي پركردن اوقات فراغت ، نه نيازي به سرمايه دارد و نه مكان و نه زمان خاص  و نه وسيله كه آدمي بدان مبادرت ورزد و نه تمام شدني است  . تنها چيزي كه نياز دارد يك جو تفكر يقيني به اينكه انسان با اين عظمت و قدرت در مقابل يك پشه كه حتي خسي از خلقت لايتناهي الهي نمي شود ، عاجز است پس اين همه «من » براي چيست ؟  و بيان تخليه هيجاني و رواني و انرژي ذخيري شده و استراحت و تجديد قوا براي شروع فعاليت ديگر و بوجود آوردن تعادل و آرامش رواني و ... همه حكايت از نشناختن راه و روش حكايت مي كند و از توجيهات غافلان مدعي علم مي باشد . و در مورد درصد اين ها بيان قرآن است كه مي فرمايد : « عمل كنيد اي فرزندان داود شكر خدا را بجاي آريد چنانكه كمي از بندگان من شكر گزارند .»[5]  پس انتظار شكر گزاري اكثريت خيال باطل است .  در عمر طبيعي زماني آدمي بخود مي آيد و به اشتباه خود پي مي برد كه ديگر كار از كار گذشته و كاري از دستشان ساخته نيست و اين لحظه را جز دو دسته كسي درك نمي كنند « اولياء الله پيش از موعد و غافلان پس از موعد توان .

از بحث اعتقادات ديني هم كه بگذريم انسان بايد كاري كند كه يا به آخرتش خير داشته باشد و يا به دنيايش . عمر آدمي چندان نيست كه بتوان بخشي حتي كوچك آن را به بطالت گذراند . مگر آنكه به اصطلاح عاميانه انسان كره  خر بدنيا بيايد و الاغ از دنيا برود ، يعني در زندگي هيچ احساس نكند مگر شكم و زير شكم بعبارتي زندگي حيواني داشته باشد . و اين حالت بستگي به مدرك تحصيلي و موقعيت اجتماعي و اقتصادي و ... ندارد . شايد هم در صد  اين افراد در  بين مدعي تحصيلكرده ها بيشتر از مردم عادي باشد . اگر خود انسان هم مشكلي نداشته باشد سايرين كه دارند . شايد يكي گويد كه من مسئله اي ندارم ولي حكايت آن به حكايت آن حاكمي مي ماند كه در يك صبح روز برفي زمستاني  در حاليكه از كوشك دارالحكومه ي گرم خود در اوج غرور و سرمستي ملك ظاهري خود منظره ي دلنشين روز برفي را تماشا مي كرد ،گفت :

ما را به جهان خوشتر از اين يك دم نيست ! اتفاقاً درويشي بينوا كه كه با تحمّل سرماي روز برفي در كنار ديوار كوشك شب را بسر رسانده بود با شنيدن آن  مصرع دوم شعر را تكميل كرد كه :

گيرم كه غمت نيست غم ما هم نيست ؟

و يا سعدي در حكايت قحط سالي دمشق و همدردي با بينوايان از زبان دوستش گويد :

چو بينم كه در ويش مسكين نخورد

                                    به كام اندرم لقمه زهر است و درد

بنظر مي رسد گرايش بشري بسوي باطل و معصيت بيشتر از صراط مستقيم است . براي كار لغو حد و مرزي نيست چنانكه آمد : هر كاري كه نه براي دنياي آدمي خير داشته باشد و نه براي آخرتش لغو است چون : تماشاي بي هدف فيلم هاي سينمايي و و برنامه هاي وقت پركن تلويزيوني ، بازي هاي يارانه اي -گفت شنود هاي بي ثمر دوستانه  طرفداري از تيم هاي ورزشي ، شركت در مجامع هنري ، مسافرت هاي غير ضرور تفريحي و ...  الي ماشاءالله و ترك آنها نيز براي آدمي مشكل مي نمايد بقول سعدي :

اي كه پنجاه رفت در خوابي

                                    مگر اين پنج روز دريابي

كسي كه بخش اعظم عمر خود را به بطالت گذرانده و از زندگي بجز فكر خورد و خوراك چيزي ندانسته در صورتيكه لذيذ ترين و پر هزينه ترين و زمانبر ترين غذا ي دنيا در تهيه  ، در دهان آدمي براي چشيدن حد اكثر دو دقيقه است و بقيه تلقين رواني است و فرقي بين آن و ارزانترين و كم هزينه ترين نيست در صورتيكه انسان گرسنه باشد و بخواهد رفع گرسنگي كند ، دلچسب تر از گرانقيمت وقت بُر خواهد بود . پس اين همه دوز و كَلَك و بگير و ببند و بدو و بيا و ... ندارد زير شكم هم چنين . بقول سعدي :

عمر گرانمايه در اين صرف شد

                                    تا چه خورم صيف و چه پوشم شتا

اي شكم خيره به ناني بساز

                                    تا نكني پشت به خدمت دوتا

من نمي دانم چه لذتي در كار هاي لغو وجود دارد آدمي حاضر مي شود مقام  خود را از او ج ملكوت تا پايين ترين حد ممكن /P>

۱۰

كلي گويي چيست ؟

كلي گويي "انحراف ذهن مخاطب از موضوع اصلي مي باشد"

البته با شناخت كامل از خصوصيات روحي و رواني شخص شنونده...

به نظر من كلي گويي در بيشتر مواقع

نوعي فرار به حساب مي آيد ...

شايد كمي براي شما مبهم باشد

وقتي يك نفر راه كلي گويي را پيدا ميكند

به دليل كسب نتايج لذت آور قبلي

و عدم فهم شخص مخاطب

اين روش را ادامه مي دهد

اين عمل را بسيار زيركانه و هوشمندانه

بر اساس شناخت طرف مقابل انجام مي دهد...

بي آنكه او متوجه شود ...

تا جايي كه حتي براي توجيه كلي گويي خود

از كلمات خود شنونده در برخي اوقات نيز استفاده ميكند

تا بقولي امر بر شنونده مشتبه شود ...

البته اين امر تا زماني پايدار است كه

شخص شنونده به اين انگيزه او پي نبرده باشد

شخص كلي گو به دليل عدم اطلاعات از جزئيات ...

يا مشكلات خود با جزئيات و به چالش افتادن او در زمينه

موورد بحت و حتي عدم تسلط بر موضوع مورد بحث

شروع به كلي گويي مي كند تا بتواند موضوع را

مثلا اصولي ، منطقي و روشنفكرانه و حق به جانب

به دست گيرد و رهبري كند ،

هميشه با كلي گويي مخاطبش را

در يك حالت خوف و رجا و بي ثباتي قرار مي دهد

در اين زمان شنونده مجبور به سكوت مي شود

اگر شخص متوجه سياست طرف مقابلش نباشد

ذهنش متاسفانه در گير جملات كلي گفته شده مي گردد

و اگر قدرت استدلال و حلاجي كردن از

موضوع مورد بحث را نداشته باشد

و كمي هم خود را از او پايينتر حس كند يا

اعتماد به نفس خود را قبول نداشته باشد

بلافاصله ذهنش اتوماتيك وار به سمت خلل هاي

جسمي ، روحي ، اجتماعي و خانوادگي ، كاري و ...

كشيده ميشود و اين زيركي شخص كلي گو هست

كه طرف مقابلش را به اين شكل به چالش مي كشد...

درصورتي كه اگر شخص از كلي گويي دست بردارد

و نظرش را در هر مبحثي به صراحت بيان كند

به ساده ترين كلام

در آن زمان بهتر مي شود

با شخص ارتباط دوجانبه برقرار كند

...

اوصولا پرداختن به كليات مي­تواند

توجه افراد را از يك موضوع اصلي منحرف مي كند

و مجبور به بازگشت و اتفاق نظر طرف مقابل در سكوت محض مي شود،

ما همهگي در كل با هم يكي هستيم

و مباحث بين ما از كليات نيست

بلكه جزييات هست كه باعث تفاهمات يا سو تفاهمات مي گردد

در هر صورت هر برگشتي به نحوه كلي به اين كار منجر شده است

اما پرداختن به جزئيات مي­تواند اهميت هر بحث

و اختلاف و حتي احساسي را براي مذاكره بهتر روشن كند

بنابراين بياييد از كلي گويي دست برداريم

واقعيت ها در جزئيات هستند ...

http://nejvaa.blogfa.com/post-730.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۹:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۹ - تمرين ساده گويي ، صراحت بيان و پرهيز از كلي گويي

۹

رك ‌گويي و نه گفتن


تعريف دقيق رك‌گويي چيست و چه فرقي با گفتار صادقانه دارد؟ همچنين چه تآثيري در مهارت نه گفتن و جرات ورزي دارد؟
تعريف:
رك‌گويي يعني صراحت لهجه و جسارت در بيان حقيقت، نه جسارت در بي‌احترامي به ديگران. يعني صراحت بياني كه نفعي براي ديگران داشته باشد، نه مايه رنجش ديگران شود. كساني كه به بهانه رك‌گويي هر آنچه را كه به ذهن‌شان مي‌رسد مي‌گويند بي‌ادبي را با رك‌گويي اشتباه گرفته‌اند و نشانه بارزي از عدم اعتماد به نفس و دست كم گرفتن خود را به نمايش مي‌گذارند.

 

ادب و احترام در گفتار از هر چيزي مهم‌تر است و صراحت و صداقت يعني روشن گويي، روشني در گفتار كه دور از هر گونه طعنه و منظور خاصي باشد كه موجب رنجش نشود.
تفاوت رك‌گويي و ركيك‌گويي:
بددهاني نشانه‌اي از ناتواني آدم‌ها در خويشتن‌داري است. ركيك‌گو‌ها در حقيقت نوعي تخليه رواني انجام مي‌دهند؛ يعني در حالات نامطلوب خود جابه‌جايي انجام داده و آن‌ها را به صورت واژگان ركيك بروز مي‌دهند. اين روزها در ميان برخي جوانان ركيك‌گويي نمادي از صميميت است كه كم‌كم به صورت عادت در آمده و به آسيب اجتماعي خودشان منجر مي‌شود در حالي كه در بسياري مواقع توانايي رد خواسته هاي همين دوستان به اصطلاح صميمي را ندارند.

از لحاظ جنسيتي به نظر مي‌رسد آقايان رك‌گو‌تر باشند. به عنوان مثال، اگر عقيده يك مرد را در مورد موضوعي خواهان باشيد او راحت‌تر و با صراحت بيشتري ابراز عقيده مي‌كند در حالي كه يك خانم با حاشيه‌پردازي همان مضمون را بيان مي‌كند كه اين مطلب را مي‌توان به تفاوت جنسيتي در به كار بردن كلمات در نظر گرفت اما از نظر علمي تفاوت فاحشي بين زن و مرد در رك‌گويي وجود ندارد.

و از لحاظ سني هر چه سن ‌آدم‌ها بالاتر مي‌رود، رك‌گو‌تر مي‌شوند. شايد علت اين باشد كه آنها از تجربيات خود درس گرفته‌اند كه با رك‌گويي و صادقانه گفتن زودتر به نتيجه دلخواه مي‌رسند.

اگر رك‌گويي به آسيب رواني منجر شود از شأن و اعتبار شخصيت رك‌گو مي‌كاهد و روابط اجتماعي او را به خطر مي‌اندازد و نزد ديگران از احترام كمتري برخوردار خواهد شد و نشان مي‌دهد كه فرد بر رفتار و هيجانات خود كنترل نداشته و فقدان خويشتنداري و ضعف شخصيتي دارد و نماينده عدم بلوغ هيجاني است.

با كنترل زبان و گفتارمي توان در نظر ديگران پخته‌تر، باهوش‌تر، مودب‌تر و خوش مشرب‌تر جلوه كرد و مورد پذيرش و احترام همگان قرار گرفت.

لازم است در وراي توانايي رك بودن نه گفتن را نيز بياموزيم و نه شنيدن را قبول كنيم. رك گويي ممكن است در آغاز كسي را دلخور كند ولي در بلندمدت اعتبار و حيثيت را بالا برده و استرس را كم مي كند اما مهم اين است كه چگونه «نه» بگوييم كه ديگران را دچار استرس نكند. توضيح دادن دلايل و نحوه «نه» گفتن بسيار مهم است.

وقتي شخصي از شما مي خواهد كاري را انجام دهيد كه امكان آن وجود ندارد، خيلي مختصر و به دور از هرگونه دليل تراشي، رك و مودبانه مخالفت خود را اعلام كنيد.

براي مثال دوستي از شما مي خواهد تحقيق او را انجام دهيد!!!!!!!!!!!!

اگر امكان اين كار وجود ندارد :

1)      استفاده از روش مستقيم و ساده:

خيلي ساده بگوييد: نه، متاسفم ،من اين كار را انجام نمي دهم.

۲( روش بازتابي:

رضايت و علاقه مندي خود را نسبت به اين پيشنهاد نشان دهيد و به دنبال آن مشخص كنيد در حال حاضر شرايط پذيرش اين درخواست را نداريد.

اگر شرايطم اجازه مي داد دوست داشتم تحقيقتان را بنويسم اما الان نمي توانم و امكانش نيست.

۳) گفتن نه همراه با دليل:

دليل كوتاه و واقعي رد تقاضا را بدون پرداختن به حاشيه و ذكر جزئيات، مطرح كنيد.

نمي توانم تحقيق شما را انجام دهم چون براي انجام كارهاي خودم وقت كم دارم.

۴)دادن پيشنهاد:

در اين روش با مطرح كردن پيشنهادي ديگر در واقع حسن نيت خود را به درخواست كننده نشان مي دهيد.

اين هقته نمي توانم انجام دهم، اگربراي هفته بعد فرصت بدهي احتمالا خواهم توانست.

۵) نه گفتن همراه با پرس و جو براي يافتن كاري ديگر.

راه ديگر اين است كه به درخواست كننده نشان دهيم براي انجام امري ديگر آمادگي داريم و رد كردن اين مورد خاص به منزله رد تمام موارد ارتباطي نيست.

نمي توانم تحقيق تو را انجام دهم اما اگه كتاب يا منابعي خواستي مي تونم در اختيارت بزارم.

در ضمن اينكه فراموش نكنيد. اگر هميشه «بله» بگوييد و از نه گفتن پرهيز كنيد. كم كم بله گفتن شما بي معني مي شود. وقتي قلباً دوست داريد نه بگوييد، بله گفتن به شما استرس مي دهد و علايم جسماني اين عدم پذيرش قلبي را به شكل سردرد، كشيدگي عضلات شانه و به هم ريختگي برنامه خواب خواهيد ديد و مدتها بايد وقت خود را تلف كنيد تا عواقب آن را جبران كنيد.

- در نه گفتن دچار گيجي و سردرگمي نشويد، برخي افراد نه گفتن به خواسته يك نفر را نه گفتن به آن شخص و ارتباط با وي مي دانند. نه گفتن به اين معنا نيست كه شما آن شخص را دوست نداريد فقط مفهوم آن «رد خواهش اخير او مي باشد.»

باز هم تأكيد مي شود كه صادق، آرام و مؤدب نه بگوييدَ

http://www.mehrvarzansociety.com/comment.php?comment.news.49


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۹:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۹ - تمرين ساده گويي ، صراحت بيان و پرهيز از كلي گويي

۸

مواظب باشيد رك‌ گويي به گستاخي تبديل نشود


زبان وسيله اي مشترك ميان تمام انسان براي برقراري ارتباط است. انسان ها مي‌تواند به وسيله آن با يكديگر صحبت كنند، نيازهاي شخصي روزانه خود را رفع كنند و با كمك آن تنهايي خود را با داشتن دوستانشان پر كنند. اما مسئله مهم در كنار آن لحن گفتار و نوع ارتباطي است كه ما به وسيله آن مي توانيم مردم زيادي را به خود جذب كنيم و يا برعكس.

بسياري از مردم بر اين عقيده اند كه گفتار صريح و تند مي تواند باعث آزرده شدن طرف مقابل مي‌شود. به زبان ساده‌تر مي‌توان گفت رك گويي هرچند از برخي جهت‌ها مي تواند خوب باشد اما گاهي رك گويي باعث مي شود تا روابط ميان دو دوست يا فاميل خراب شود.
رك گويي مفهومي است كه ارتباط مستقيمي با صداقت، شفافيت و احساس مسووليت و تعهد دارد. اگر در بحث رك‌گويي به اين سه محور توجه شود رك گويي كار بسيار درست و مناسبي است. اگر فردي بخواهد درباره موضوعي رك صحبت كند بايد درباره آن موضوع احساس مسووليت كند همچنين در كنار آن شفاف باشد يعني اهل تخلف و دغل نباشد و همچنين صداقت داشته باشد يعني حسن فعلي و فاعلي را در كنار هم همراه كنند. اما اگر به هر دليل يكي از اين سه محور با نيت ديگري باشد ممكن است رك گفتن خسارت‌هايي را ايجاد كند.

اگر افراد جامعه تلاش كنند كه اين سه ويژگي كه در خود تقويت كنند در آن صورت رك گويي آنها نتيجه اي مثبت خواهد داشت.

نكته ديگر در نظرگرفتن شرايط زماني و مكاني براي رك گفتن است چرا كه در بعضي مواقع مصلحت نيست حرفي زده شود. و اگر در جايي كه نبايد حرفي گفته شود آن حرف بيان شود خلاف ارزش انساني است و مي‌تواند موجب تخريب آن شخصيت يا تخريب جامعه شود.

بنابراين در كنار شفافيت، صداقت و احساس مسووليت بايد مصلحت شخص و جامعه نيز در نظر گرفته شود.

رك گويي ممكن است باعث ناراحتي فرد مقابل شود كه اين مسئله به بحث تربيتي مشخص بر مي‌گردد. ما بايد در اين بخش به افراد ياد بدهيم كه حرف هايشان را با صداقت و شفافيت بگويند وضعيت بودند در اين زمينه باعث مي‌شود كه شخصي از رك گويي ديگران ناراحت شود.

اگر اصل امر به معروف و نهي از منكر ار وارد اين مسئله كنيم آن وقت رك گويي افراد بي احترامي تلقي نمي شود زيرا در امر به معروف و نهي از منكر افراد كوچكتر مي توانند با تشخيص درست به بزرگترها تذكر دهند يا بي سواد به با سواد و...

روابط اجتماعي ميان انسان ها يكي از اساسي ترين مسائل در جامعه است قطعا رك گويي با اصول گفته شده مي تواند گام موثري در حل شدن برخي از مشكلات ميان افراد و حتي جامعه باشد.


http://62.193.12.134/Pages/News-65933.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۹:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۹ - تمرين ساده گويي ، صراحت بيان و پرهيز از كلي گويي

۷

حد و مرز رك گويي كجاست؟

حد و مرز رك گويي كجاست ؟ چطور آدمي رك مي شود و چه مرزي است كه يك آدم را به بي ادبي مي رساند نه رك گويي . مدتي است كه اين موضوع فكرم را مشغول كرده است . بارها ديده ام افزاد به بهانه رك گويي به خودشان اجازه مي دهند هر توهيني بكنند.

شايد يك مثال بتواند اين موضوع را روشن تر كند.

چند وقت پيش رفته بوديم منزل يكي از آشنايان . البته با قرار و دعوت قبلي و كلي اصرار و ابرام . من چند باري نتوانسته بودم دعوت عصرانه اين آشناي محترم را اجابت كنم از اين رو تصميم گرفتم براي كدر نشدن دلها اين دعوت را لبيك بگويم و به منزل آنها بروم تا دو ساعتي را با هم باشيم . وقتي رسيديم ديديم ميزبان ارجمند اندكي بي حال است . گويا كمي فشار خونشان در اثر ضعف پايين افتاده بود و از اين رو احساس كسالت داشتند . بقيه مهمان ها هم از راه رسيدند . دعوت عصرانه تبديل شد به يك عيادت جانانه . اما دختر اين خانم كه تقريبا هم سن و سال ماست بدون هيچ رودروايسي گفت : كاش قبل از آمدن زنگ مي زديد . ايشان مريض بود و بهتر بود استراحت كند . مهمان ها ناراحت شدند . حتي يكي از آنها گفت نمي دانستم براي رفتن به جايي كه دعوت شده ام بايد دوباره تلفن بزنم و كسب اجازه كنم . اين فضا ميزبان مريض احوال را كمي ناراحت كرد و سعي كرد با چشم غره اي دخترش را آرام كند . من اول به خودم نگرفتم و گفتم : كاش شما زنگ مي زديد و قرار را كنسل مي كرديد تا موقع ديگري بياييم . گفت : تعارف در ايران چاره اي ندارد . لعنت به اين نوع دوستي و آشنايي كه رويت نشود به اطرافيانت بگويي من امروز مريضم و به خانه من نياييد . حتما بايد بميري تا بتواني راحت زندگي كني . نه فقط من كه همه كساني كه آن روز در آن خانه بودند ناراحت شديم . من بعد از ان خيلي فكر كردم كه ناراحتي ما اشتباه بود يا حرف آن دختر آن خانم ؟ لعنتي كه فرستاد به مهمانان بود يا به طرز فكر و رفتار حاكم بر ايران . به هر حال از آن روز سال ها مي گذرد و من ديگر هيچ دعوتي را از سوي آنها اجابت نكردم . حتي وقتي دختر آن خانم خودش زنگ زد و از من خواست كه به منزلشان بروم . تا جايي كه مي دانم مهماني هاي عصرانه ايشان ديگر رونقي ندارد و از بس كسي به خانه آنها نرفته او هم ديگر دعوت كسي را اجابت نمي كند . اينجا مقصر كيست ؟

http://zahraaliakbari.blogfa.com/post-80.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۹:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۹ - تمرين ساده گويي ، صراحت بيان و پرهيز از كلي گويي

۶

روان شناسي رك گويي  
 
 

گفتگو با دكتر افتخار حميدي روانشناس   
 
استرس شغلي ممكن است از عوامل گوناگوني منشا بگيرد. يكي از اين عوامل، ديواري نامريي است كه بين مديران و زيردستان كشيده مي شود و اجازه نمي دهد آنها از نظرات همديگر به خوبي آگاه شوند. اگر اين ديوار از ميان برداشته شود و افراد بتوانند با صراحت با يكديگر صحبت كنند، بازدهي كار هاي سازماني چندين برابر مي شود و افراد با طيب خاطر بيشتري مي توانند فعالانه تر در جايگاه خود قرار بگيرند. چاره شكستن اين ديوار، رك گويي يا صراحت است كه در گفتگويي با دكتر افتخار حميدي، روان شناس، درباره آن بحث كرده ايم....

▪ تعريف دقيق رك گويي چيست و چه فرقي با گفتار صادقانه دارد؟

ـ رك گويي يعني صراحت لهجه و جسارت در بيان حقيقت، نه جسارت در بي احترامي به ديگران. يعني صراحت بياني كه نفعي براي ديگران داشته باشد، نه مايه رنجش ديگران شود. كساني كه به بهانه رك گويي هر آنچه را كه به ذهن شان مي رسد مي گويند بي ادبي را با رك گويي اشتباه گرفته اند و نشانه بارزي از عدم اعتماد به نفس و دست كم گرفتن خود را به نمايش مي گذارند.

ادب و احترام در گفتار از هر چيزي مهم تر است و صراحت و صداقت يعني روشن گويي، روشني در گفتار كه دور از هر گونه طعنه و منظور خاصي باشد كه موجب رنجش نشود.

▪ به نظر شما تفاوت رك گويي و ركيك گويي چيست؟

ـ بددهاني نشانه اي از ناتواني آدم ها در خويشتن داري است. ركيك گو ها در حقيقت نوعي تخليه رواني انجام مي دهند؛ يعني در حالات نامطلوب خود جابه جايي انجام داده و آن ها را به صورت واژگان ركيك بروز مي دهند. اين روزها در ميان برخي جوانان ركيك گويي نمادي از صميميت است كه كم كم به صورت عادت در آمده و به آسيب اجتماعي خودشان منجر مي شود.

▪ ريشه اين ركيك گويي ها چيست؟

ـ خب، همه انسان ها از اينكه مورد توجه قرار گيرند احساس لذت مي كنند. اشخاصي كه نمي توانند از مسيرهاي مورد پسند جامعه خود را مطرح كنند، با به كاربردن كلمات نامناسب خود را نشان مي دهند. گاهي افراد براي افزايش شوخ طبعي، تاكيد و يا غافل گيري هم ركيك گويي مي كنند. برخي نيز براي مستور ساختن ترس ها و ناامني هاي فردي اين كار را مي كنند. اما گروه ديگري ركيك گويي شان از روي عادت است. در واقع، آنها ياد گرفته اند كه ركيك گويي يك شيوه كنار آمدن با استرس و تنش است. برخي نيز براي تخليه خشم و تسكين استرس

ركيك گويي مي كند. گاهي نيز به منظور برانگيختن خشم ديگران و تحريك آنهاست. در واقع، ابزاري براي تحقير، توهين و يا ارعاب... و در نهايت، ركيك گويي مي تواند به منظور قدرت نمايي باشد.

▪ آيا تفاوتي از لحاظ جنسيتي در زنان و مردان رك گو وجود دارد؟

ـ به نظر مي رسد آقايان رك گو تر باشند. به عنوان مثال، اگر عقيده يك مرد را در مورد موضوعي خواهان باشيد او راحت تر و با صراحت بيشتري ابراز عقيده مي كند در حالي كه يك خانم با حاشيه پردازي همان مضمون را بيان مي كند كه اين مطلب را مي توان به تفاوت جنسيتي در به كار بردن كلمات در نظر گرفت اما از نظر علمي تفاوت فاحشي بين زن و مرد در رك گويي وجود ندارد.

▪ آيا سن و سال هم در ميزان رك گويي نقش دارد؟

ـ خب، هر چه سن آدم ها بالاتر مي رود، رك گو تر مي شوند. شايد علت اين باشد كه آنها از تجربيات خود درس گرفته اند كه با رك گويي و صادقانه گفتن زودتر به نتيجه مي رسند و رك گويي در كهنسالي با خضوع و ادب همراه است و كمتر فرد كهنسالي از رك گويي به عنوان انتقام گرفتن استفاده كند.

▪ آيا ارتباطي بين رك گويي، ركيك گويي و فيزيولوژي مغز ما وجود دارد؟

ـ بله؛ مغز با واژه هاي زننده، ركيك و قبيح، متفاوت با ساير لغات رفتار مي كند. به طور كلي، زبان در نيمكره چپ مغز و در قشر مخ پردازش مي شود. اما دشنام ها در نواحي پايين تر مغز همراه با غرايز و احساسات پردازش مي شود.

▪ جايي خواندم كه واژه هاي ركيك زودتر به ذهن سپرده مي شوند. آيا اين حرف، علمي است؟

ـ بله، آدم ها واژه هاي ركيك را ۴ برابر سريع تر از ساير لغات به خاطر مي سپارند؛ زيرا ثابت شده كه ركيك گويي پيش از پيدايش زبان پديد آمده است. شايد برايتان عجيب باشد كه بدانيد بسياري از افرادي كه اقدام به يادگيري يك زبان دوم مي كنند، ابتدا واژه هاي زشت و ركيك آن زبان را مي آموزند.

▪ رك گويي چه احساسي را در ديگران به وجود مي آورد؟

ـ اگر رك گويي به آسيب رواني منجر شود از شأن و اعتبار شخصيت رك گو مي كاهد و روابط اجتماعي او را به خطر مي اندازد و نزد ديگران از احترام كمتري برخوردار خواهد شد و نشان مي دهد كه فرد بر رفتار و هيجانات خود كنترل نداشته و فقدان خويشتنداري و ضعف شخصيتي دارد و نماينده عدم بلوغ هيجاني است.

▪ خب، آيا مي توان رك گو بود بدون اينكه به كسي آسيب زد؟

ـ بله، با كنترل زبان و گفتارتان در نظر ديگران پخته تر، باهوش تر، مودب تر و خوش مشرب تر جلوه مي كنيد و مورد پذيرش و احترام همگان قرار مي گيريد. براي اين منظور بايد مثبت بينديشيد و نيمه پر ليوان را ببينيد و طوري رفتار كنيد كه قادر به انجام امور هستيد. بايدشكيبايي را تمرين كنيد و آستانه تحمل خود را افزايش دهيد. سريع از كوره در نرويد و در اموري كه كنترلي بر آنها نداريد، بردباري به خرج دهيد. بايدپيش از سخن گفتن فكر كنيد و با خوش زباني به وقار و شخصيت خود بيفزاييد.

▪ آيا تفاوت هاي فرهنگي در شكلي گيري رك گويي نقش دارند؟

ـ بله؛ مثلا ژاپني ها ساكت اند اما آلماني ها خشك و مقرراتي. انگليسي ها معروف اند كه در لفافه حرف مي زنند و از منظور اصلي طفره مي روند و استراليايي ها برعكس به رك گويي مشهورند. در كشور ما هم با توجه به مرزهاي جغرافيايي رك گويي در شهر هاي مختلف از درجاتي برخوردار است و از آنجايي كه ايران هميشه مهد تمدن و شعر و ادب بوده است بنابراين در به كار بردن كلمات بايد نهايت ظرافت و دقت را در نظر گرفت كه اعتبار و شأن مان حفظ شود.

▪ آيا رك گويي با هوش هم ارتباط دارد؟

ـ يكي از ويژگي هاي اشخاص باهوش توانايي آنان در پيش بيني آينده است. بنابراين به راحتي عواقب رك گويي هاي بي پرده را مي توانند درك كنند.

▪ به نظر شما آيا كارمندان بايد با كارفرماي خود رك باشند؟

ـ اگر منظور از رك گويي، صراحت گويي است بايد گفت كه صادقانه مسايل و مشكلات را در ميان گذاشتن، از عواقب نامطلوب جلوگيري مي كند و فرد مي تواند بدون جبهه گيري و با استفاده از واژگان مناسب، آنچه را كه نياز سازمان است، مطرح كند.

▪ رابطه رييس از نظر ميزان رك بودن با كارمندانش چگونه بايد باشد؟

ـ يكي از مهم ترين ويژگي هاي مديران اين است كه بتوانند نيازهاي سازمان را به نحو مطلوب بيان كنند تا در پيشبرد هدف ها گام بردارند و صريح بودن روسا در اين امر حياتي است و پرده پوشي يكي از تراژدي هاي هر سازماني است. روسا بايد كاركنان را در ابراز عقايد خود تشويق نمايند تا همكاري جمعي ايجاد شود. سازمان هايي كه افراد آن با ديوار نامريي مواجه اند دچار آشوب رواني شده و كم كاري و تنش در آن سازمان ريشه مي دواند.

▪ رك گويي هم انواع دارد؟

ـ البته؛ رك گويي مي تواند كلامي و يا عملي باشد. البته اگر شخص رك گو درصدد رنجش ديگري باشد و از روي قصد و عمد به آن مبادرت ورزد در حقيقت نوعي آسيب رواني به شخص وارد مي كند و اين عمل معمولا در مواقعي رخ مي دهد كه شخص در صدد انتقام از ديگري بوده و يا به نوعي حسادت باعث مي شود كه پرخاشگري خود را در قالب بي پرده گويي نمايان سازد و به شخصيت فرد خدشه وارد كند.

 
   روزنامه سلامت ( www.salamat.ir
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۹:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

قصه گويي نوعي سپاسگزاري از خداوند است

قصه «يك تشنه و ده دشنه» چه در مرحله استاني و چه در مرحله منطقه اي به دل مخاطب نشست و براي من كه در جشنواره حضور داشتم، تاثير كلام قصه گو را به وضوح شاهد بودم. برگزيده شدن خانم زهره اكبر آبادي در پانزدهمين جشنواره منطقه اي قصه گويي بهانه اي بود تا در نشستي كوتاه از قصه گويي و قصه برگزيده اش سوال كنيم:     قصه گويي را تعريف كنيد ؟ چرا قصه مي گوييد ؟ قصه گويي هنر برقراري ارتباط با مخاطب است از طريق بيان. اين بيان به حالت چهره و نوع نگاه به شنونده نيز تسري پيدا مي كند. در خلال قصه گويي است كه مي توان بسياري از آرمان‌ها و خواسته‌هاي بشر را به زباني ساده و قابل درك براي همه كساني كه مخاطب قصه گو قرار مي گيرند، بازگويي و موشكافي كرد و از اين جهت است كه هر چقدر قصه ها از دل برمي آيد بر مخاطب اثر بيشتري باقي مي گذارد. قصه گويي براي من نوعي سپاسگزاري از خداوند است به خاطر اينكه توان و قدرت را به من داده تا بتوانم با گروهي از مخاطبان ارتباط برقرار كنم و شايد حرف دل آن‌هاست كه بر زبان من جاري مي شود. · اولين قصه اي كه به دلتان نشست را به خاطر داريد؟ پدربزرگي داشتم كه متل ها و شعرهاي محلي نيشابوري را بسيار شيرين براي ما مي خواند. بسياري از شب‌هاي كودكي ما در جمع خانواده و با اين شعرها همراه بود. هنوز صداي او در گوشم است و گمان مي كنم چون بي ريا و ساده حرف مي زد ما را مجذوب خود مي كرد. · هنر قصه گو يعني چه؟ هنر قصه گو آن جايي رخ مي نمايد كه مخاطب را در لايه هاي پيدا و پنهان قصه اش چنان شريك مي كند كه او حتي لحظه اي از قصه گو چشم بر نمي دارد و پرنده سبكبال خيالش به جز در آسمان قصه روانه مقصد ديگري نمي شود و اين يعني برقراري ارتباط . · در خصوص قصه اي كه برگزيديد توضيحاتي بدهيد؟ چرا اين قصه را برگزيديد؟ بعضي وقت ها ما قصه ها را انتخاب نمي كنيم، اين قصه ها هستند كه به سمت ما مي آيند و ما را برمي‌گزينند. قصه «يك تشنه و ده دشنه» براي من چنين احساسي را همراه دارد. وقتي مقتل حضرت علي اكبر (عليه السلام) را از كتاب تشنه لبان نوشته آقاي گروگان خواندم، چنان جذبه اي در من به وجود آورد كه حتي لحظه اي ترديد نكردم كه بايد اين قصه براي همه گفته شود. گمان مي كنم اين يك امتحان بود كه من بايد با انتخاب اين قصه پس مي دادم. نمي دانم پيروز اين امتحان هستم يا نه، اما اميدوارم خداوند تا همين اندازه تلاش را به بركت آقا ابا عبدالله از من بپذيرد. · فكر مي كنيد چرا قصه شما برگزيده شد؟ ارادت ايرانيان به ساحت مقدس امام حسين(عليه السلام) و خاندان ايشان و علاقه و عشقي كه به ايشان دارند، موجب شد هم من گوينده و هم تمام آن‌ها تا امروز مخاطب اين قصه قرار گرفته اند، ارتباط عاطفي با آن برقرار كنند. شايد يكي از دلايل اصلي و مهم انتخاب شدن اين قصه، همين ارتباط عاشقانه باشد. · ساير قصه گويي هاي جشنواره مرحله منطقه اي را چگونه ديديد؟ جشنواره منطقه اي فرصت مناسبي بود تا آنچه استان‌هاي منطقه 4 در چنته قصه گويي خود داشتند را ببينيم و قضاوت كنيم. شكرخدا كه استان خراسان رضوي، سربلند اين مرحله بود و توانمندي خود را با اقتدار به رخ ديگر استان‌ها كشيد. · قصه گويي هاي دفاع مقدس در جشنواره منطقه اي داراي چه نقاط قوت و ضعفي بود؟ گفتن از آدم‌هاي جنگ به زباني كه مخاطب كودك و نوجوان كانون آن را درك كنند، كار ساده اي نيست. آنچه در قصه هاي دفاع مقدس ديده شد، روايتگري بود و نه قصه گويي. اين روايت گري هم براي مخاطب بزرگسال صورت مي گرفت و به عقيده من سهم كودكان و نوجوانان به عنوان مخاطب در اين قصه ها، بسيار كم بود.   http://kanoonnews.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=158&Id=205023
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۹:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۹ - تمرين ساده گويي ، صراحت بيان و پرهيز از كلي گويي

۵

يكي از راه هاي جذب مردم ساده گويي است .

خداوند متعال براي توجه مردم به حقايق قرآن آن را به زبان رسول گراميش عليهم السلام ساده نمود؛
(فانما يسرناه بلسانك لعلهم يتذكرون )
((ما قرآن را به زبان تو اي رسول آسان كرديم ، اميد است كه مردم ، حقايق آن را متذكر شوند . ))
اين آيه چهار بار در سوره قمر تكرار شده است :
(و لقد يسرنا القرآن للذكر فهل من مدكر)
((و قرآن را براي پند گرفتن آسان نموديم ، آيا پند گيرنده اي هست ؟ . ))
بسيار روشن است كه استفاده از كلمات سنگين و جملات پيچيده از تاءثير آن مي كاهد زيرا بسياري از مردم با اينگونه كلمات بيگانه اند .
سخن گفتن به زبان مردم و با سادگي كامل رمز موفقيت رهبران الهي در جذب آنان به سوي دين خدا بوده است كه مصداق روشن آن در عصر كنوني امام خميني قدس سره بودند . ايشان كه با سخنان ساده و پر محتواي خود قلب ميليون ها انسان را شيفته خود ساختند . و اين درسي بود كه آن بزرگوار از جد والا مقامشان رسول گرامي عليهم السلام گرفته بودند كه خداي بزرگ در حق او مي فرمايد :
(وما علي الرسول الا البلاغ المبين )
((وظيفه پيامبر تبليغ روشن است . ))
امام صادق عليه السلام فرمود : براي عالم هشت آفت است كه يكي از آنها ((والتكلف في تزيين الكلام بزوايد الالفاظ)) است
يعني براي زيبا نمودن كلام ، با استفاده از الفاظ زايد ، خود و ديگران را به زحمت بيندازد .
البته بايد توجه داشت كه ساده گويي غير از سست گويي و بي محتوا سخن گفتن است .
مبلغ بايد از خداي خود بخواهد گره از زبانش بگشايد و او را بر ساده گويي توانا سازد . همانند حضرت موسي عليه السلام كه در آغاز تبليغ ، چنين از خدا در خواست نمود؛
(رب اشرح لي صدري و يسرلي امري و احلل عقده من لساني يفقهوا قولي )
((خدايا! سينه ام را وسعت ده (تحملم را زياد كن ) و كارم را آسان ساز و گره از زبانم بگشاي تا مردم سخنم را بفهمند . ))

http://www.ghaemiyeh.com/library/category/ready/book/195/Page-39


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۹:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۹ - تمرين ساده گويي ، صراحت بيان و پرهيز از كلي گويي

۴

پيچيده گويي نشانه ناتواني است

احتمالا تا به حال با برخي از نوشته ها و يا سخنان مواجه شده ايد كه بسيار سخت فهم هستند و براي اين كه بتوان منظور صاحب سخن را فهميد بايد وقت بسياري صرف كرد برخي از افراد فكر مي كنند كه پيچيده گويي و پيچيده نويسي نوعي هنر است و نشان از فاضل بودن صاحب سخن مي دهد اما آيا به راستي چنين است؟

درباره زبان، منشاء و كاركردهاي آن ميان فيلسوفان و زبان شناسان بحث هاي زيادي در گرفته و آراء مختلفي ابراز شده. بسياري از زبان شناسان - مخصوصا زبان شناسان و فيلسوفان زبان متاخر همچون كريپكي كه در نيمه دوم قرن بيستم مي زيستند- بر زبان به عنوان نوعي كنش انساني تاكيد داشتند يعني آنان صرفا زبان را نوعي موجود مستقل به حساب نمي آوردند كه بتوان جداي از انسان هايي كه زبان را مورد استفاده قرار مي دهند به بررسي آن پرداخت بلكه در نظر اين زبان شناسان، انسان به عنوان استفاده كننده از زبان و زبان به عنوان كنشي انساني مورد توجه قرار گرفت. علاوه بر اين برخي از فيلسوفان سياسي كه نمونه مشخص آن يورگن هابرماس است زبان را به عنوان ابزاري براي ارتباط ميان انسان ها و واسطه كنش هاي انساني تلقي مي كردند. از نظر اينان زبان مي توانست ميان انسان ها ارتباط برقرار كند و موجب گفتگو و تبادل انديشه در جوامع انساني گردد.

فارغ از اختلافاتي كه ميان فيلسوفان زبان و زبان شناسان ميان ريشه ها و كاركردهاي زبان وجود دارد اما اين نكته ميان بسياري از آنان مشترك است كه يكي از كاربردهاي اساسي زبان واسطه ارتباط ميان انسان هاست بنابراين اگر يك زبان و استفاده كننده از آن زبان بتواند اين نقش را به خوبي بازي كند مي توان گفت كه در كاركرد خود موفق بوده است. با اين حساب كساني كه سخنان خود را در انبوهي از مسائل پيچيده قرار مي دهند و از ابهام گويي و مغلق گويي پرهيز نمي كنند تا فضل خود را نشان دهند از زبان استفاده نادرست كرده اند. البته مي پذيرم كه بسياري از مفاهيم حتي اگر ساده هم بشوند و در قالب كلمات در بيايند بازهم پيچيده هستند نمونه بارز آن كتاب " نقد خرد ناب" ايمانوئل كانت است كه بسياري از فلسفه دانان، متن اصلي آن را سخت خوان دانسته اند و البته ظاهرا كانت تلاش خود را در ساده نوشتن به كار برده بود اما نتوانسته بود حاصل تفكراتش را از آني كه هست ساده تر بيان كند.

با همه اين احوال ساده گويي و ساده نويسي بر پيچيده گويي و پيچيده نويسي مزيتي غير قابل انكار دارد از آن رو كه در انجام يكي از وظايف مهم و به نظر من اهم وظايف زبان يعني ارتباط برقرار كردن ميان جوامع انساني موفق تر است.

http://pargaar.mihanblog.com/post/242


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۹:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی