مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3351
دیروز : 3843
افراد آنلاین : 12
همه : 5297683

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۰ - تمرين پرهيز از بيهوده گويي ، دراز گويي و گزافه گويي

۴

لغو

لغو از نظر لغوي سخن‌بيهوده  و بيهوده گويي,  هرچيزبي‌فايده , آن چيزيست كه آدمي را از ياد وذكر خدا غافل سازد . معصيت, خطا ...

در قرآن آمده : « مومنان كساني هستند كه در مجالس باطل شركت نمي كنند و هنگامي كه با لغو و بيهودگي بر خورد كنند بزرگوارانه از كنار آن مي گذرند .»[1] و « هرگاه سخن لغو و بيهوده بشنوند از آن روي مي گردانند و مي گويند اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن شماست .و با آنها سلام وداع و خداحافظي مي كنند و مي گويند ما خواهان جاهلان نيستيم .»[2] البته اين بدان معني نيست كه امر به معروف و نهي از منكر را ترك كند و اين زماني است كه شرايط امر به معروف و نهي از منكر فراهم نيست  چون نهي از منكر طرفدار پر و پا قرص فوتبال در استاديوم ورزشي كه در صورت پاسخ مودبانه خواهد گفت : پس چرا دولت بودجه مي گذارد و صدا و سيما تبليغ مي كند .

در مورد نهي كارهاي لغو همين كافي است كه خداوند در اوصاف بهشت و بهشتيان گويد : «آنها ( ايمان آورندگان ) در بهشت جامهايي پر از نوشيدنيهاي گوارا كه نه بيهوده گويي در آن است و نه گناه از يگديگر مي گيرند .»  بنظر مي رسد كه اين بيهوده گويي اعمال لغو شاره اي است به اعمال و حركات خاصي كه معمولاً استعمال كنندگان مسكرات در جمع صميمي خود انجام داده و خواهان سلامتي همديگر مي شوند ، باشد كه اعمالشان گناه و گفتارشان بيهوده است كه سلامتي انسان در دست خداست نه در گفتار عاملان به معصيت الهي .  و يا خداوند در جاي ديگر مي فرمايد : ( كسانيكه ايمان آورده و در بهشت متنعّمند ) « در آنجا نه لغو و بيهوده مي شنويد و نه سخنان گناه آلود »[3]

اولياءالله هيچ موقع حتي براي لحظه اي استراحت هم كه شده دست به كار هاي لغو نمي رنند چنانكه عارف اهل رياضت حضرت آيت ا… كشميري مي گفت : “روزي خسته از درس با دوستان در صحن حضرت امير المؤمنين با دوستان سرگرم صحبت بوديم ، كه ناگهان شخصي عبا بسر به نزديك من آمده و دستي به من زد و فرمود :«ماللّعب خلقنا»[4] (ما براي بازي آفريده نشده ايم ) او جناب آقاي بهجت بود . اين مرا متوجّه كرد .” كه بعد ها به مقامات عالي عرفان رسيده بود .

حضرت علي ( ع ) در نامه ي 31  نهج البلاغه مي فرمايد : « ... از سخنان بي ارزش و خنده آور بپر هيز ! اگر چه آن را از ديگري نقل كرده باشي » .سخنان لغو بيشتر جهت خنداندن ديگران خود ساخته اند و سنديت ندارند ولي حضرت علي (ع) مي فرمايد : اگر هم خود ساخته نبود نقل از ديگران هم لغو است پس بدان مبادرت نورزيد . و در جاي ديگر مي فرمايد : « خوشا به حال كسي كه كسب و كار پاكيزه داشته و مازاد بر مصرف زندگي خود را در راه خدا بخشش مي كند . و زبان را از زياده گويي ( بيهوده گويي ) باز مي دارد و آزار او به مردم نمي رسد و سنت پيامبر او را كفايت كرده و بدعتي در دين خدا نمي گذارد . ( حكمت 123 )

وقتي از ذكر خدا سخن به ميان مي آيد نا خود آگاه گفتن و لقلقه زبان كردن ذكر سبحان الله و لا اله الا الله در ذهن آدمي تداعي پيدا مي كند در صورتيكه چنين نيست : تفكر در آيات الهي و عظمت خلقت و علم و توان ناچيز بشري كه خود را قطب علم و عالم مي داند شايد نوعي ذكر محسوب شود . چه وقتي خداوند به حضرت داود (ع) فرمود كه ذكر نعمت هايي را كه بتو داده شده بجاي آر ! گفت من چيزي از خود ندارم كه بوسيله ي آن ذكر نعمت هاي تو را بكنم . حتي اين زباني هم كه بايد ذكر تو را بكند از نعمات توست . خطاب آمد كه درك اينكه همه از آن خداست و چيزي از خود نداري خود ذكر است . پس چنين ذكري براي پركردن اوقات فراغت ، نه نيازي به سرمايه دارد و نه مكان و نه زمان خاص  و نه وسيله كه آدمي بدان مبادرت ورزد و نه تمام شدني است  . تنها چيزي كه نياز دارد يك جو تفكر يقيني به اينكه انسان با اين عظمت و قدرت در مقابل يك پشه كه حتي خسي از خلقت لايتناهي الهي نمي شود ، عاجز است پس اين همه «من » براي چيست ؟  و بيان تخليه هيجاني و رواني و انرژي ذخيري شده و استراحت و تجديد قوا براي شروع فعاليت ديگر و بوجود آوردن تعادل و آرامش رواني و ... همه حكايت از نشناختن راه و روش حكايت مي كند و از توجيهات غافلان مدعي علم مي باشد . و در مورد درصد اين ها بيان قرآن است كه مي فرمايد : « عمل كنيد اي فرزندان داود شكر خدا را بجاي آريد چنانكه كمي از بندگان من شكر گزارند .»[5]  پس انتظار شكر گزاري اكثريت خيال باطل است .  در عمر طبيعي زماني آدمي بخود مي آيد و به اشتباه خود پي مي برد كه ديگر كار از كار گذشته و كاري از دستشان ساخته نيست و اين لحظه را جز دو دسته كسي درك نمي كنند « اولياء الله پيش از موعد و غافلان پس از موعد توان .

از بحث اعتقادات ديني هم كه بگذريم انسان بايد كاري كند كه يا به آخرتش خير داشته باشد و يا به دنيايش . عمر آدمي چندان نيست كه بتوان بخشي حتي كوچك آن را به بطالت گذراند . مگر آنكه به اصطلاح عاميانه انسان كره  خر بدنيا بيايد و الاغ از دنيا برود ، يعني در زندگي هيچ احساس نكند مگر شكم و زير شكم بعبارتي زندگي حيواني داشته باشد . و اين حالت بستگي به مدرك تحصيلي و موقعيت اجتماعي و اقتصادي و ... ندارد . شايد هم در صد  اين افراد در  بين مدعي تحصيلكرده ها بيشتر از مردم عادي باشد . اگر خود انسان هم مشكلي نداشته باشد سايرين كه دارند . شايد يكي گويد كه من مسئله اي ندارم ولي حكايت آن به حكايت آن حاكمي مي ماند كه در يك صبح روز برفي زمستاني  در حاليكه از كوشك دارالحكومه ي گرم خود در اوج غرور و سرمستي ملك ظاهري خود منظره ي دلنشين روز برفي را تماشا مي كرد ،گفت :

ما را به جهان خوشتر از اين يك دم نيست ! اتفاقاً درويشي بينوا كه كه با تحمّل سرماي روز برفي در كنار ديوار كوشك شب را بسر رسانده بود با شنيدن آن  مصرع دوم شعر را تكميل كرد كه :

گيرم كه غمت نيست غم ما هم نيست ؟

و يا سعدي در حكايت قحط سالي دمشق و همدردي با بينوايان از زبان دوستش گويد :

چو بينم كه در ويش مسكين نخورد

                                    به كام اندرم لقمه زهر است و درد

بنظر مي رسد گرايش بشري بسوي باطل و معصيت بيشتر از صراط مستقيم است . براي كار لغو حد و مرزي نيست چنانكه آمد : هر كاري كه نه براي دنياي آدمي خير داشته باشد و نه براي آخرتش لغو است چون : تماشاي بي هدف فيلم هاي سينمايي و و برنامه هاي وقت پركن تلويزيوني ، بازي هاي يارانه اي -گفت شنود هاي بي ثمر دوستانه  طرفداري از تيم هاي ورزشي ، شركت در مجامع هنري ، مسافرت هاي غير ضرور تفريحي و ...  الي ماشاءالله و ترك آنها نيز براي آدمي مشكل مي نمايد بقول سعدي :

اي كه پنجاه رفت در خوابي

                                    مگر اين پنج روز دريابي

كسي كه بخش اعظم عمر خود را به بطالت گذرانده و از زندگي بجز فكر خورد و خوراك چيزي ندانسته در صورتيكه لذيذ ترين و پر هزينه ترين و زمانبر ترين غذا ي دنيا در تهيه  ، در دهان آدمي براي چشيدن حد اكثر دو دقيقه است و بقيه تلقين رواني است و فرقي بين آن و ارزانترين و كم هزينه ترين نيست در صورتيكه انسان گرسنه باشد و بخواهد رفع گرسنگي كند ، دلچسب تر از گرانقيمت وقت بُر خواهد بود . پس اين همه دوز و كَلَك و بگير و ببند و بدو و بيا و ... ندارد زير شكم هم چنين . بقول سعدي :

عمر گرانمايه در اين صرف شد

                                    تا چه خورم صيف و چه پوشم شتا

اي شكم خيره به ناني بساز

                                    تا نكني پشت به خدمت دوتا

من نمي دانم چه لذتي در كار هاي لغو وجود دارد آدمي حاضر مي شود مقام  خود را از او ج ملكوت تا پايين ترين حد ممكن تنزل دهد تا از امور لغو متنعم شود .  بقول حافظ :

چه شكر هاست در اين شهر كه قانع شده اند

                                     شاهبازان طريقت به مقام مگسي

 در صورتيكه مردان خدا حتي نشستن پاي صحبت واعظ ريا كار و بي عمل را كه تأثيري در كلامش نيست كار بيهوده مي دانند چنانكه حافظ گويد :

دور شو از برم اي واعظ بيهوده مگوي

                                          من نه آنم كه دگر گوش به تزوير كنم

لغو تنها در صحبت نيست . چه بسيار كار ها كه لغو و يا دامن زدن به لغو است بعبارتي اشتغال به كار هاي بيهوده به مرور زمان در دين رسوخ كرده و تبديل به بدعت شود . مانند ساخت آلات موسيقي و استفاده از آنها در مجالس . و يا حتماٌ بايد گروهي از دختران در مراسمات و جشن ها ي فرهنگي همخواني بكنند .  حضرت علي (ع) در نهج البلاغه مي فرمايد : من از كسي كه به باطل سخن گويد و يا كاري را كه خدا اصلاح كرده برهم زند ، بيزارم . آنچه را كه نمي داني واگذار ! زيرا مردان بد كردار با سخنان نادرست بسوي تو خواهند شتافت .

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]  - سو.ره ي فرقان آيه ي 72

[2]  - سوره ي قصص آيه ي 55

[3]  - سوره ي واقعه آيه ي 25 و سوره ي غاشيه آيه ي 11

[4]  - اين جمله اي بود كه حضرت زكري (ع) موقعي كه هنوز خرد سال بود و بچه ها او را به بازي دعوت مي كردند مي گفت .

[5]  - سوره ي سبا آيه ي 13

http://agamoallem.blogfa.com/9106.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۹:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۰ - تمرين پرهيز از بيهوده گويي ، دراز گويي و گزافه گويي

۳

بيهوده گويي


گاهي انسان سخني مي‌گويد كه ضرري به خود يا مؤمن ديگري وارد نمي‌سازد لكن هيچ فائده و ثمره‌ دنيوي و اخروي نيز ندارد، اينگونه سخن گفتن اگر چه مباح و جايز است ولي از جهتي مذموم و مكروه مي‌باشد، زيرا بي‌فائده و عبث است و شخص عاقل مرتكب فعل عبث و عمل بي‌فائده نمي‌شود و مهمتر اينكه انجام كار بي‌فائده در صورت امكان انتفاع خود ضرر است چون در نزد عقلاء ‌دفع منفعت ضرر و دفع ضرر منفعت بمشار مي‌آيد.
انسان به منزله تاجري مي‌باشد كه عمر او سرمايه او است پس بايد در هر لحظه‌اي فائده‌اي متوجه خود سازد و اقوات گرانبها و سرمايه‌ عزيزش را بسادگي از دست ندهد بلكه بكوشد تا از اين سرمايه‌آي كه در مدت كوتاهي در اختيار او گذاشته شده حداكثر استفاده را بنمايد و براي آخرت خود زاد و توشه ذخيره كند، در حاليكه تكلم بي‌فائده حتي براي يك لحظه تضييع سرمايه است.
حكما ماجرائي نقل كرده‌اند كه براي بيان مطلب، بسيار مفيد است. مي‌گويند روزي كلاهبرداري نزد گردو فروشي ‌آمد و گفت: اين گردوها خرواري چند است؟ فروشنده مبلغ زيادي گفت . بعد پرسيد: يك من چند؟ گفت : فلان قدر. سپس گفت: كيلوئي چند؟ گفت: اينقدر. سرانجام پرسيد دانه‌اي چند؟ گفت: يك دانه كه ارزشي ندارد بفرمائيد اين دانه مال شما. كلاهبردار رفت و پس از چند دقيقه برگشت و گفت:‌ آقا شما فرموديد يكي ارزشي ندارد پس يك دانه ديگر هم مرحمت كنيد گردو فروش يكي ديگر به او داد بهمين ترتيب كلاهبردار مي‌رفت و برمي‌گشت و گردوها را يكي يكي از اين فروشنده ساده غافل مي‌گرفت و مي‌برد يكدفعه متوجه شد كه همه‌گردوها دارد تمام مي‌شود و از سرمايه‌اش نه تنها سودي نبرده بلكه اصل سرمايه هم تلف شده و ديگر فرصتي براي جبران ضرر باقي نمانده است.
آري عمر سرمايه انسان در اين دنيا است و عمر يعني مجموع سال‌ها، ماه‌ها، هفته‌ها، ساعت‌ها، دفيقه‌ها و ثانيه‌ها و همه چه سريع مي‌گذرند چنانكه امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ به اين نكته اشاره فرمود «ما اسرع الساعات في اليوم و اسرع الايام في الشهر و اسرع الشهور في السنه و اسرع السنين في العمر».[1]
بنابراين عاقل نبايد مانند آن كسي باشد كه لحظات استثنائي و فرصت‌هاي گرانبها را از دست مي‌دهد و در پيري ديگر رمقي برايش نمي‌ماند و خود را در چند قدمي مرگ احساس مي‌كند در حا