مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4150
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 6
همه : 5160539

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۷ - تمرين توصيف و توضيح و توجيه و تبيين و تشريح

۵

توصيف كردن 

 ممكن است در يك زنگ انشاء معلم از شما بخواهد كه انشايي بنويسيد با موضوع « كلاس ما » ! بايد در نوشتن چنين انشايي نه تنها به وضعيت كلاس توجه مي كنيد ، به همكلاسي ها و معلمان خود هم توجه داشته باشيد .
به تمام هياهوها و داد و قال هاي بچه ها در زنگ هاي تفريح ، چهره هاي خندان آن ها و چگونگي درس دادن معلم ها ، سكوت كلاس ، خميازه هاي گاه و بي گاه خودتان و دوستانتان ، صحبت هاي در گوشي بچه ها ، يادداشت هاي كوچكي كه با هم رد و بدل مي كنيد و ... توجه كنيد .
بهتر است قبل نوشتن ، در ذهنتان اين سؤال ها را مرور كنيد :
۱. كلاس در كجاي مدرسه واقع شده است ؟
۲. حدوداً چند متر است ؟ (يعني چند در چند؟)
۳. چند تا پنجره دارد ؟
۴. تخته در كجاي كلاس قرار دارد ؟
۵. چند تا ميز و نيمكت در كلاس وجود دارد ؟
۶. آيا در ديوار كلاس تابلويي نصب شده ؟
۷. شاگردان كلاس چند نفرند ؟
موضوعاتي كه مي توانيد به آن ها بپردازيد نيز مثل : مدرسه ي ما ، آزمايشگاه مدرسه ي ما ، كتابخانه مدرسه ي ما ، حياط مدرسه ي ما ، مدرسه ي ما ، در زنگ هاي تفريح در بالا بردن توجه بيشتر شما بي تأثير نيستند .
يك انشاء با موضوع « محله ي ما »
اگر در كوچه و خيابان اطراف خانه تان گردش كنيد بهتر مي توانيد محله را توصيف كنيد .
اين موضوع انشاء خيلي گسترده تر از « كلاس ما » و « مدرسه ي ما » ست و به همين دليل هم دست شما در نوشتن باز تر است .
براي نوشتن اين موضوع بايد جغرافياي محله را هم بگوييد و اگر محله ي شما از محله هاي قديمي باشد ، بهتر است به تاريخچه ي محله اشاره كنيد .
توجه به روابط مردم و رفت و آمدن هاي محله هم بسيار مفيد است .
براي اين كه انگيزه ي بيشتري براي نوشتن پيدا كنيد ، اين سؤالات را در ذهن خود از خود بپرسيد :
۱. محله در كجاي شهر قرار دارد ؟
۲. چند مغازه در كوچه و خيابان شما ديده مي شود ؟ چه جور مغازه هايي ؟
۳. همسايه هايتان هر كدام چه جور آدم هايي هستند ؟ آن ها چه خصوصيات اخلاقي دارند ؟ (البته فقط اين ها را حدودي بيان كنيد)
۴. كلاً و روي هم رفته اخلاق و رفتاري كه در محله ي شما حاكم است چيست ؟
۵. روابط مردم با هم چگونه است ؟
۶. بچه هاي محله ي شما چه طور بچه هايي هستند ؟
۷. آيا محله ي شما ساكت و آرام است يا شلوغ و پرهياهوست ؟
۸. محله نزديك به خيابان اصلي است و محل رفت و آمد اتومبيل هاست ؟  

شميم


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۹:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۷ - تمرين توصيف و توضيح و توجيه و تبيين و تشريح

۳

توصيف

توصيف ارائه تصوير ساكن از دنياي بيرون، توصيف خوانده مي‏شود. در توصيف با واقعه (رخداد) مواجه نيستم؛ درنتيجه بحث از فشردگي يا عدم‏فشردگي معني ندارد. دنياي ساكن بيرون، يا تصوير ساكن دنياي بيرون، آن بخش از داستان است كه كنش يا گفتاري در آن اتفاق نمي‏افتد. نكته: هر عنصري كه نقش در پيشبرد و بسط فرايند داستان ندارد، بايد حذف شود. در اين‏جا خودبه‏خود بحث عمل داستاني و محل فيريكي پيش مي‏آيد. عمل داستاني، حركت پيشرفت ماجرا در مسير برآورده شدن اهداف است. اين حركت، بر دوش عناصر و اجراي داستان است. عناصر و اجزاي داستان با اين‏كه در عمل داستاني شركت دارند، اما ممكن است خود با حركت و عملي ظاهري و فيزيكي همراه نباشند و يا به‏عكس. توصيف عيني، بدون دخالت بينش و حالات و تأثيرات روحي نويسنده‌است، اما توصيف اكسپرسيونيستي توصيفي است كه شرايط روحي و ذهني نويسنده در آن دخالت مي‏كند. در توصيف عيني، موصوف بي‏واسطه به ذهن خواننده منتقل مي‏شود و در توصيف اكسپرسيونيستي با واسطه ذهن نويسنده در ذهن خواننده جاي مي‏گيرد.

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%81_(%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86)


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۹:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

          مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۷ -  تمرين توصيف و توضيح و توجيه و تبيين و تشريح

۱

  توصيف هاي تخيلي      

            مي توان گفت كه توصيف تخيلي ، همان بازسازي واقعيت است ، يعني باز آفريني حوادث و منظره ها و حالت ها .

در توصيف تخيلي موضوع مورد نظر را نمي شود از طريق مشاهده توصيف كرد ، بلكه بايد صحنه يا منظره اي را در ذهن مجسم كرد و چيزهايي به آن اضافه كرد و يا چيزهائي از آن كم كرد و خلاصه اين كه با بهره گيري از نيروي تخيل درباره ي آن ها مطلب نوشت .

حتي در داستان نويسي هم از همين راه يعني با بكار انداختن قوه ي تخيل ، واقعيات داستاني را مي نويسند .نويسنده از يك حادثه يا يك صحنه و يا يك گفتگو و ... الهام مي گيرد . سپس جزييات آن را در ذهن خود بازسازي مي كند و به تخيلات خود شكل و نظم داده و سپس مي نويسد .

تمام تخيلات ذهني ريشه در واقعيت هايي دارد كه ما قبلاً ديده ايم و يا شنيده ايم .

پس هر چه قدر ديده ها و شنيده ها و خوانده هاي ما بيشتر باشد ، قدرت تخيل ما هم قوي تر خواهد بود .

« در توصيف يك مطب يا بيمارستان »

مطب پزشك يكي از جاهايي است كه شما بچه ها خواسته يا ناخواسته با آن تماس داريد .

به همين خاطر اگر يكي از موضوعات انشاي شما باشد ، به راحتي مي توانيد درباره ي آن مطلب بنويسيد .

براي نوشتن اين موضوع و موضوع شبيه به آن ، مي توانيد به خاطرات خود مراجعه كنيد و با مجسم كردن چيزهايي كه قبلاً ديده ايد و حرف هايي كه شنيده ايد به توصيف آن ها بپردازيد .

براي اين كه ذهن شما در مورد اين موضوع انشاء باز شود ، طرح اين سوال ها بسيار مفيد است :

۱. چه چيزهايي در يك مطب بيشتر جلب توجه مي كند ؟ فرم اتاق ها ؟ بيماران ؟ اثاثيهٔ داخل اتاق ؟

۲. چند بيمار در اتاق انتظار هستند ؟

۳. تعداد مبل ها يا صندلي هاي اتاق انتظار به اندازه است ؟

۴. حالت هر كدام از بيماران چه طور است ؟

۵. آيا پزشك چهره اي مهربان و صميمي دارد يا خشك و جدي است ؟

۶. پزشك از چه وسايلي براي معاينه استفاده مي كند ؟

۷. رفتار منشي پزشك با بيماران چگونه است ؟

« در گل فروشي »

اين هم موضوع جالب و زيبايي است . بايد با يادآوري و تجسم كردن صحنه هايي كه در گل فروشي ها مي بينيد بتوانيد آن را توصيف كنيد .

به نظر شما در يك گل فروشي به چه چيزهايي مي توان توجه كرد ؟ به تنوع زيبايي در شكل و رنگ گلها توجه كنيد . سليقه ي گل فروش در چيدن و فراهم كردن گل هاي مختلف و سبدها يا دسته گل هاي گوناگون را هم مورد توجه قرار دهيد .

مي توانيد به خريداران مختلف و نحوه ي رفتار و گفتار و سليقه ي آن ها در انتخاب گل توجه كنيد .

بعضي وقت ها ممكن است كه در اين موضوع انشاءها به رفت و آمدهاي بيرون از مغازه و اتفاقاتي كه در آن جا مي افتد توجه كنيد و حتي نيمي از انشاي خود را به توصيف از اتفاقات و وقايع بيروني بپردازيد ، مثل اين كه از پشت شيشه ي گل فروشي به بيرون نگاه كرده ايد . اين ايرادي ندارد و شايد لازم باشد كه گه گاهي هم اينطوري انشاء نوشته شود ولي توجه داشته باشيد كه موضوع انشاء شما « در گل فروشي » است نه اطراف آن .

« در اتوبوس »

شما كم و بيش سوار اتوبوس شده ايد ، پس تجربه ها و خاطراتي هم در اين زمينه داريد . اين موضوع را مي توانيد به صورت انشاء بنويسيد . حتماً نبايد دبير شما از شما خواسته باشد كه بنويسيد بلكه شما مي توانيد خاطرات خود را در مورد سوار شدن به اتوبوس به خاطر بياوريد . اين موضوع انشاء بيشتر به توصيف مردم نظر دارد و براي بچه ها جذاب تر است ، حتي ذوق و نكته سنجي شما را هم مخصوصاً در زمينه ي طنز و انتقاد بيشتر نشان مي دهد .

ولي بايد حواستان جمع باشد كه گرفتار طنزهاي سبك كه بدون داشتن نكات جالب فقط خنده دار باشد نشويد . بهتر است در نوشتن مطلب در اين موضوع به موارد زير توجه كنيد :

۱. حالات و قيافه هاي مختلف مردم ، مثلاً بعضي ها ناراحت هستند و بعضي ها عصباني اند ، برخي خوشحال و بعضي ديگر در حال حرف زدن و بقيه هم در حال فكر كردن هستند .

۲. چگونگي ايستادن و نشستن مردم در اتوبوس .

۳. چگونگي و نحوه ي رانندگي راننده .

۴. وضعيت خيابان و ماشينها و مردم رهگذر و ...

حالا با توجه به مثال هايي كه در مورد موضوعات مختلف ارايه كرديم و علاوه بر آن ها مي توان در زمينه ي توصيف تخيلي چنين موضوعاتي را پيشنهاد كرد :

توصيف يك صحنه ـ خنده دارترين صحنه اي كه تا حالا ديده ايد ـ زيباترين منظره اي كه ديده ايد ـ يك روز باراني ـ توصيف يك روز برفي ـ بعد از باران ـ شب هاي خانه ي ما ـ چهره ي شهر در صبح ها ـ توصيف سه صحنه از يك فيلم ـ توصيف يك برنامه ي تلويزيوني ـ بزرگترين شخصيتي كه مي شناسم ـ قصه ي مورد علاقه من ـ و ...      

            شميم


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۹:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۶- تمرين شوخ طبعي ، بذله گويي و حاضر جوابي

۱۰

بذله گويي و مزاح


بذله گويي و مزاح يكي از موارد حسن رفتار است ولي بايد توجه داشت كه از جمله آفات زبان كه مانند ديگر آفات آن آثار سوء و عواقب خطرناكي را به دنبال دارد مزاح و شوخي است. به همين جهت، در آداب ديني براي مزاح و شوخ طبعي حدّ و مرزي مشخص شده است كه اگر از آن حد تجاوز كنند آثار نا مطلوبي به بار خواهد آورد. بنابر اين، انسان بايد مالك زبان خود باشد و هنگام مزاح و شوخي بعد مثبت و منفي آن را در نظر بگيرد و حتي الامكان از بذله گويي بپرهيزد، كه هر سخن جايي و هر نكته مقامي دارد. زيرا اگر كسي زندگي خود را با شوخي و بذله گويي سپري كند و در مزاح كردن به حدّ افراط كشيده شود به تدريج در اثر عادت به مزاح در برخورد با مسائل جدّي نيز جدّي نخواهد بود و كسي كه در زندگي و در برابر وظايف خود احساس مسئوليت نكند نمي‏تواند به حال خود و اجتماع مفيد باشد. بديهي است كسي كه روح شوخي و مزاح بر او غلبه كند حسّ واقع بيني را از دست مي‏دهد و آن گونه كه بايد حقايق را درك نمي‏كند و ديگران نيز مطالب او را جدّي تلقّي نمي‏كنند.

آنچه از مجموعه روايات ائمه معصومين _ عليهم السلام _ استفاده مي‏شود اين است كه مزاح و شوخي تا حدّي مطلوب است، زيرا پيشوايان ديني ما به طور مطلق از مزاح نهي نكرده‏اند بلكه شوخ طبعي را به طور نسبي و در شرايط خاص ستوده‏اند و حتّي خود آن بزرگواران گاهي مزاح مي‏كردند، چنانكه رسول خدا _ صلّي اللّه عليه و آله _ فرمود:
«إنّي لأمزح و لا أقول إلا حقّا؛[1] من مزاح مي‏كنم ولي سخني جز حق نمي‏گويم.»
شخصي به نام معمّر بن خلاد مي‏گويد:

«سألت ابا الحسن _ عليه السلام _ فقلت: جعلت فداك الرّجل يكون مع القوم فيجري بينهم كلام يمزحون و يضحكون فقال: لا بأس ما لم يكن، فظننت أنّه عني الفحش، ثمّ قال: إنّ رسول اللّه _ صلّي اللّه عليه و آله _ كان يأتيه الأعرابيّ فيأتي إليه الهديّه ثمّ يقول مكانه: أعطنا ثمن هديّتنا فيضحك رسول اللّه _ صلّي اللّه عليه و آله _ و كان إذا اغتمّ يقول: ما فعل الاعرابي ليته اتانا.»[2] از امام هشتم علي بن موسي الرضا عليهما السلام پرسيدم: قربانت شوم، اگر كسي در ميان جمعيتي باشد كه هنگام سخن گفتن با يكديگر شوخي مي‏كنند و مي‏خندند وظيفه او چيست؟ فرمود: باكي نيست تا زماني كه نباشد. و من گمان دارم كه مقصود حضرت فحش بود. يعني در صورتي كه مزاح و شوخي توأم با فحش و ناسزاگويي نباشد اشكالي ندارد. سپس فرمود: رسول خدا _ صلّي اللّه عليه و آله _ اين گونه بود كه مرد اعرابي خدمت آن حضرت مي‏رسيد و براي ايشان هديه‏اي مي‏آورد و همانجا مي‏گفت بهاي هديه‏ام را بپردازيد و رسول خدا _ صلّي اللّه عليه و آله _ مي‏خنديد. و هر گاه اندوهگين مي‏شد مي‏فرمود: آن مرد چادر نشين چه شد؟ اي كاش نزد ما مي‏آمد.
شخص ديگري مي‏گويد كه امام صادق _ عليه السلام _ فرمود:

«ما من مؤمن إلا و فيه دعابه، قلت و ما الدّعابه؟ قال المزاح؛[3] هيچ مؤمني نيست جز اينكه در او دعابه هست. عرض كردم: دعابه چيست؟ فرمود: مزاح.»
امام باقر _ عليه السلام _ فرمود:
«إنّ اللّه عزّ و جلّ يحبّ المداعب في الجماعه بلا رفث؛[4] خداوند انسان شوخ طبع را دوست دارد به شرط آنكه از گناه و ناسزاگويي بپرهيزد.»
روش پيامبر و ائمّه معصومين _ عليهم السلام _
رسول گرامي اسلام _ صلّي اللّه عليه و آله _ و ائمه معصومين _ عليهم السلام _ نيز مزاح مي‏كردند (نمونه‏اش از رسول خدا _ صلّي اللّه عليه و آله _ گذشت) و مردم را نيز به آن ترغيب مي‏نمودند، چنانكه امام صادق _ عليه السلام _ به شخصي فرمود:

«آيا با يكديگر مزاح مي‏كنيد؟ آن مرد گفت: كم مزاح مي‏كنيم. (امام _ عليه السلام _) فرمود: اين طور نباشيد زيرا شوخي نشانه خوش خلقي است و به وسيله شوخي برادر ديني خود را خوشحال مي‏كني. سپس فرمود: رسول خدا _ صلّي اللّه عليه و آله _ براي اينكه كسي را خوشحال كند با او مزاح مي‏كرد.»[5]
و حضرت علي _ عليه السلام _ فرمود:
«كان رسول اللّه _ صلّي اللّه عليه و آله _ : ليسرّ الرّجل من أصحابه اذا راه مغموما بالمداعبه؛[6] رسول خدا _ صلّي اللّه عليه و آله _ هرگاه يكي از اصحاب خود را اندوهگين مي‏ديد او را با شوخي و مزاح خوشحال مي‏كرد.»
و در حديث ديگر از امام صادق _ عليه السلام _ آمده است:
كان رسول اللّه _ صلّي اللّه عليه و آله _: «يداعب و لا يقول إلا حقّا؛[7] پيامبر خدا _ صلّي اللّه عليه و آله _ مزاح مي‏كرد ولي جز حق سخني نمي‏گفت.»
و نيز كسي از ابن عباس پرسيد:
«أ كان النّبي _ صلّي اللّه عليه و آله _ يمزح؟ فقال كان النّبي _ صلّي اللّه عليه و آله _ يمزح؛[8] آيا رسول خدا _ صلّي اللّه عليه و آله _ مزاح مي‏كرد؟ گفت: آري.»
پس پيشوايان ديني ما نيز مزاح مي‏كردند ولي تا حدي كه به افراط نرسد.
اين‏ها احاديثي بود كه تا حدّي نسبت به مزاح و شوخي نظر مثبت داشت.
جنبه‏هاي منفي مزاح
از رواياتي كه گذشت تا حدّي جنبه مثبت مزاح روشن شد، حال به احاديثي مي‏پردازيم كه جنبه منفي مزاح را بيان مي‏كند.
مزاح شخصيت انسان را از بين مي‏برد:
رسول خدا _ صلّي اللّه عليه و آله _ به امير مؤمنان _ عليه السلام _ فرمود:
«يا علي لا تمزح فيذهب بهاؤك؛[9] اي علي از مزاح بپرهيز كه شخصيت تو را از بين مي‏برد.»
حمران بن اعين مي‏گويد: خدمت امام صادق _ عليه السلام _ شرفياب شدم و از حضرت تقاضا كردم مرا توصيه و سفارش كند. آن بزرگوار پس از سفارش به تقوا فرمود:
«و ايّاك و المزاح فانّه يذهب هيبه الرّجل و ماء وجهه...؛[10] از شوخي بپرهيز زيرا بزرگي و عظمت شخص را از بين مي‏برد و موجب ريختن آبروي او مي‏گردد.»
در حديث ديگري نيز از آن امام مي‏خوانيم كه به شخصي فرمود:
«أوصيك بتقوي اللّه و إيّاك و المزاح فإنّه يذهب بالبهاء؛[11] تو را به تقوا سفارش مي‏كنم و توصيه مي‏كنم كه از مزاح بپرهيز زيرا ابّهت و سنگيني تو را از بين مي‏برد.»
پيامبر اكرم _ صلّي اللّه عليه و آله _ فرمود:
«كثره المزاح تذهب بماء الوجه؛[12] مزاح بيش از حد آبروي شخص را مي‏برد.»
و امام صادق _ عليه السلام _ در حديثي فرمود:
«إيّاكم و المزاح فإنّه يذهب بماء الوجه؛[13] از شوخي بپرهيزيد چرا كه آبروي انسان را مي‏برد.»
مزاح و جري شدن مردم:
اثر سوء ديگر مزاح اين است كه مردم به انسان جري شده و براي او ارزش و احترامي قائل نمي‏شوند. از اين رو امام صادق _ عليه السلام _ فرمود:
«لا تمازح فيجترأ عليك؛[14] شوخي مكن كه روي مردم به تو باز مي‏شود.»
البته روايات ياد شده در نكوهش مزاح، منظور مزاح و شوخي است كه نابجا باشد و به تمسخر ديگران منجر شود و آبرو و حيثيت ديگران ريخته شود و ... و گرنه مزاح و شوخي معقول اشكالي ندارد.
گفته‌اند كه: «هر چيزي تخمي دارد، و تخم عداوت و دشمني شوخي است.» و از مفاسد شوخي آن است كه دهان را به هرزه خندي مي‌گشايد و آدمي را به خنده مي‌آورد، و خنده، دل را تاريك و آبرو و وقار را تمام مي‌كند. و به اين جهت خداي ـ تعالي ـ نهي از آن فرموده كه:
«فَليَضحكوا قليلا وَ ليَبكوا كَثيرا»، يعني: بسيار كم بخنديد و بسيار گريه كنيد.»[15]
و حضرت رسول ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود كه: «هرگاه بدانيد آنچه من مي‌دانم، هر آينه كم خواهيد خنديد.»[16]
و شكي نيست كه خنده‌ي بسيار، علامت غفلت از آخرت و مرگ است.
يكي از بزرگان با خود خطاب كرد و گفت: «اي نفس! مي‌خندي و حال اين كه شايد كفن تو اكنون در دست گازر باشد و آن را گازري كند.»[17]
بلي، كسي را كه مرحله‌اي چون مرگ در پيش، و خانه‌اي چون آخرت در عقب، و دشمني چون شيطان در كمين، و محاسبي چون كرام الكاتبين قرين، عمري چون برق در گذر، و منزلي چون دنيا كه محل صد هزار گونه خطر است مستقر، خنديدن و شوخي كردن نيست، و با خاطر جمع نشستن نه، مگر از غفلت و بي‌خبري.
مباش ايمن كه اين درياي خاموش نكرده‌ست آدمي خوردن فراموش
ز رنگ ايمن نبيني آب جويي مسلم نيست از سنگي سبويي
يك امروز است ما را «نقد ايام»[18] بر آن هم اعتمادي نيست تا شام
يكي از بزرگان دين شخصي را ديد كه مي‌خندد، گفت:‌ «آيا به تو رسيده است كه وارد آتش جهنم خواهي شد؟ گفت: بلي. گفت: آيا دانسته‌اي كه از آن خواهي گذشت؟ گفت: نه. گفت: پس به چه اميد مي‌خندي؟ گويند: آن شخص را ديگر كسي خندان نديد.»[19]

و مخفي نماند كه خنده‌ مذموم، قهقهه است كه با صدا باشد، اما تبسم كه كسي صدايي از او نشنود مذموم نيست بلكه ممدوح است. و تبسّم نمودن پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله ـ معروف و مشهور است. و همچنين شوخي و مزاح مذموم در وقتي است كه كسي افراط در آن كند، يا مشتمل بر دروغ و غيبت باشد، يا باعث آزردگي و خجالت ديگري شود. اما مزاح اندك، كه از حق تجاوز نشود و مشتمل بر سخن باطل يا ايذاء و اهانتي نباشد و باعث شكفتگي خاطري گردد مذموم نيست و مكرّر از حضرت رسول ـ صلي الله عليه و آله ـ صادر شده، و از اصحاب در خدمت آن جناب صدور يافته چنانچه بعضي از آن در كتب اصحاب مسطور و مذكور است.[20]

--------------------------------------------------------------------------------
[1] . علامه مجلسي، بحار الانوار، ج16، ص116.
[2] . محمد بن يعقوب كليني، الكافي، ج2، ص663.
[3] . الكافي، همان.
[4] . همان.
[5] . همان.
[6] . محدث نوري، مستدرك الوسائل، ج8 ص407.
[7] . همان، ص408.
[8] . همان، ص413.
[9] . شيخ حر عاملي، رسائل الشيعه، ج12، ص113.
[10] . وسائل الشيعه، همان.
[11] . همان.
[12] . الكافي، همان، ص665.
[13] . همان، ص664.
[14] . الكافي، همان، ص665.
[15] . توبه (سوره‌ي 9)، آيه‌ي 82.
[16] . احياء العلوم، ج3، ص111، محجه البيضاء، ج5، ص232.
[17] . همان منابع.
[18] . روزگار در دست ماست.
[19] . احياء العلوم، ج3، ص111، محجه البيضاء، ج5، ص232.
[20] . بحارالانوار، ج16، ص298،‌ح2.

http://www.andisheqom.com/Files/razael.php?idVeiw=29804&level=4&subid=29804


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۹:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۶- تمرين شوخ طبعي ، بذله گويي و حاضر جوابي

۹

بذله گويي ، بهترين پاسخ در شرايط ناگوار

بي شك هر كدام از ما در طول زندگي روزمره خويش در شرايطي قرار مي گيريم كه ممكن است كنترل اعصاب و رفتار خود را از دست بدهيم و به گونه اي غير طبيعي عمل كنيم . زماني كه به شدت عصباني شده ايم و تمام اعضاي بدن ما آماده پرخاشگري است. وقتي كه ترسيده ايم و ترس تمام وجود ما را پر كرده است و جز منبع ترس و فرار از آن ، هيچ چيز ديگر را نمي توانيم احساس و ادراك كنيم. آن گاه كه به خاطر از دست دادن يك موقعيت يا هر چيز ارزشمند ديگر كاملاً افسرده شده ايم . هنگامي كه به لحاظ يك اشتباه مورد تمسخر و مضحكه ديگران قرار مي گيريم و از شرم تا بناگوش سرخ مي شويم يا آن موقعي كه در مواجه با درخواست اطرافيان دوستان و همكاران ، توان دادن پاسخ منفي از ما سلب شده است. موقعيت ها و شرايطي اند كه ما را رنج مي دهند هر يك از ما براي رهايي از چنين وضعيت هايي حتماً مكانيزم هايي را به كار برده ايم شايد رفتارهاي خاصي را به صورت قالبي فرا گرفته ايم و در مقابل هر نوع محركي پاسخ هاي يكسان ارائه مي دهيم . ممكن است در برخي موارد احساس كرده باشيم كه پاسخ ما به يكي از چنين موقعيت هاي رنج آوري قانع كننده يا ارضا كننده نبوده است. آيا به راستي همه واكنش هاي لازم را براي رويارويي با همه موقعيت ها فرا گرفته ايم؟ آنها كدام اند ؟

در بسياري از موارد گفتار نغز و بذله گويي بهترين پاسخ به شرايط ناگوار و رنج دهنده است. تجربه به اثبات رسانده است كه شرايط ناراحت كننده دائمي نيستند و بعد از اندك مدتي خاصيت رنج آور بودن خود را از دست مي دهند. شايد اين امر بدان علت باشد كه حوادث اتفاق افتاده واقعاً به اندازه اي كه فكر مي كرديم آزار دهنده نبوده اند بلكه تفسير ما در آن لحظه چنين بوده است. برخي از روان شناسان اعتقاد دارند كه به جاي اتفاقات بيروني ، انديشه هاي ما ايجاد نگراني و رنج مي كنند نه آن چه در بيرون اتفاق افتاده است.

به طور كلي بسياري از مسائل و مشكلات زندگي  ، ظاهراً مهم و تعيين كننده اند ، در حالي كه واقعاً اين طور نيست و نبايد آن قدر وجود و ذهن فرد را در كنترل خود بگيرند تا جايي كه همه اعمال و رفتار وي را تحت الشعاع قرار داده ، فرصتي براي انديشيدن به مطالب و مسائل ديگر زندگي نباشد.

بعضي از مردم جدي بودن و جدي گرفتن يك امر را با غوطه ور شدن در آن اشتباه مي گيرند. فرو رفتن در يك انديشه عمل يا هر امر ديگري با جديت متفاوت است. جدي بودن ، يعني مشغول بودن به يك امر و در عين حال امور ديگر را از نظر دور نداشتن.

به نيكي مي دانيم كه بسياري از پديده ها و اتفاقات زندگي روزمره جزيي و زودگذرند. اما براي لحظاتي آن چنان تمام فضاي شخصيت ما را در خود مي كشند و پوشش مي دهند كه هر آن چه را آموخته ايم فراموش مي كنيم . به عنوان مثال وقتي معلم هستيم و دانش آموزي ما را عصباني مي كند و با رفتارش موجب رنجش ما مي شود براي دقايقي آن چنان منقلب مي شويم كه گويي بدترين حوادث روي داده است.

هر پديده اي را مي توان از نگاه و زاويه اي ديگر نيز مشاهده كرد. اگر ذهن ما تنها روي احساس يا رفتاري خاص تمركز كند و تنها همان را ببيند و توان ارزيابي، تحليل و نقد آن را نداشته باشد نتيجه اي جز تلخكامي نخواهد داشت.


اغلب اتفاقات و حوادث پريشان كننده زندگي را مي توان با روح شوخي و بذله گويي به اموري قابل تحمل تبديل كرد. اين روحيه كه فرد بتواند هنگام خشم ، عصبانيت يا هر موقعيت عاطفي و رنج آور ديگر، لحظه اي توقف كند و با خود شوخي كند يا به خود رفتار و نگرش هاي خود بخندد يك مهارت است مهارتي كه بايد آموخته شود.
در مثال فوق نيز اگر از منظري ديگر حادثه را ببينيم يعني باور داشته باشيم كه نوجوانان نادانسته رفتارهايي انجام مي دهند كه بزرگسالان را مي رنجاند و اگر چنين نبود اصولاً تربيت معني پيدا نمي كرد ، با رفتار ناخوشايند يك نوجوان مي توانيم راحت تر كنار بياييم .

همچنين زماني كه در كلاس درس در مقابل جمعيت و هر جاي ديگري به خاطر يك اشتباه مورد تمسخر و خنده حضار قرار مي گيريم نبايد موقعيت را آن قدر آزار دهنده و شرم آور بدانيم كه گويي همه آبرو و حيثيت ما در گرو همين اشتباه بوده و لاغير. آيا ما به اشتباهات ديگران نخنديده ايم ؟ خيام مي گويد:

آيا همه آن چيزهايي كه ما را به خنده واداشته يا رنج داده اند. امروز فراموش نشده اند ؟ پاسخ حتماً مثبت است آيا آن چه ما را به خنديدن به ديگران واداشته واقعاً خيلي شرم آور بوده و آن چه به نظر ما رنج آور بوده است واقعاً ارزش آن همه رنجيدگي را داشته است ؟ به يقين پاسخ منفي است مسائلي از اين قبيل آن اندازه مهم و ماندگار نيستند تا همه افكار ما را به خود مشغول بدارند . به گفته آدلر ، اعمال هر شخص از زاويه انتخاب شيوه زندگي او نگريسته مي شود شيوه اي كه مردم به طور خلاق خود را سازمان مي دهند و اين كار عمدتاً تعيين كننده پاسخ آنها به جهان خارج است نتيجه عملي اين فرض اين است كه ما انسان ها بيشتر تحت تأثير تفسيرمان از واقعيات قرار مي گيريم تا خود آن واقعيات. از آنجا كه ما انسان ها موجودات خودآگاهي هستيم اتفاقات و پريشاني هاييكه براي ما به وجود مي آيند براي هر فرد قابل مشاهده و ديدن است و همين مشاهده ما را دوباره پريشان و مختل مي كند پريشاني اوليه ايجاد آشفتگي مي كند و معمولاً به نوعي خاتمه مي يابد و محدود به مجموعه اي از شرايط است ليكن آشفتگي هاي بعدي غالباً فراگير مي شوند و ممكن است تمام زندگي فرد را مختل سازند . آن چه در اين بحث اهميت دارد اين است كه پريشاني دوم عملي غير منطقي است. پريشاني اوليه واقعيتي بوده است كه اتفاق افتاده و نمي شود آن را انكار كرد اما رغبت به تداوم و بازگو كردن ذهني آن باعث اسير شدن در دام افكار غيرمنطقي و گسترش احساس خشم  ، خصومت ، ترس و اضطراب  بي دليل مي شود كه نه لازم است و نه ضروري و برعكس سبب رنج و تلخكامي بيشتر خواهد بود .


يك لحظه شادي مانند نورافكني در تاريكي ، فضاي تاريك و خسته روح را روشن مي كند و باعث مي شود حتي براي يك زمان كوتاه انفكاكي بين حالات عاطفي نامطلوب و روان انسان به وجود بيايد و در پرتو همين روشنايي و جدايي ميان حالات نامطلوب و روان انسان ، فرد بتواند خود را دريابد و پريشاني را از خويشتن دور كند.
تداوم تفكر درباره حوادث و پريشان ها گردابي ايجاد مي كند كه هر لحظه عمق آن بيشتر شده ، شخصيت فرد را در كام خود مي كشد. به حدي كه همه شخصيت در آن غرق مي شود و مشاهده دنياي بيرون از آن گرداب غيرممكن مي گردد اين حالت از ضعف هاي انسان است. اين همان گرايش فطري انسان براي تخريب خود است كه آلبرت اليس به آن اشاره كرده است. ليكن همه وجود انسان نبايستي در خدمت اين گرايش باشد چون انسان صاحب اراده و عقل و شعوري است كه مي تواند منطقي هم باشد و عقلاني عمل كند. اگر با ضعف ها و شكست هايمان حتي در مواقعي كه تا حدودي موجب تحقير، پريشاني ، خشم ، شرم و ترس ما مي شوند با روحيه اي آسان گير مواجه شويم و اگر بتوانيم مسئله را با كمي بذله گويي و شوخي توأم كنيم بعدها نسبت به شكست ها و ضعف ها خيلي حساس نخواهيم شد هميشه بايد به ياد داشته باشيم كه همه ي انسان ها در رسيدن به بعضي از هدف هايشان شكست مي خورند خصوصاً اگر هدف هاي بلند پروازانه اي انتخاب كرده باشند.

اغلب اتفاقات و حوادث پريشان كننده زندگي را مي توان با روح شوخي و بذله گويي به اموري قابل تحمل تبديل كرد. اين روحيه كه فرد بتواند هنگام خشم ، عصبانيت يا هر موقعيت عاطفي و رنج آور ديگر، لحظه اي توقف كند و با خود شوخي كند يا به خود رفتار و نگرش هاي خود بخندد يك مهارت است مهارتي كه بايد آموخته شود.

روان شناسان معروف به روان شناسان كمال گرا در  توصيف شخصيت  افراد خود شكوفا بر اين باورند كه يكي از ويژگي هاي انسان هاي خود شكوفا توان بذله گويي است. دكتر ويكتور فرانكل صاحب مكتب لوگوتراپي در كتاب انسان در جست و جوي معني ( ص 30 ) در آنجا كه شرايط سخت و طاقت فرساي اسارتگاه هاي نازي ها كه خود يكي از اسيران آن بوده است شرح مي دهد مي گويد:

اگر بودن چيزي به عنوان هنر در زندان شگفت آور باشد شوخي و مزاح است گو اين كه به ندرت صورت مي گيرد شوخي يكي ديگر از سلاح هاي روح است براي حفظ نفس و به خوبي پيداست كه بيش از هر چيز ديگر بر كناري لازم را به شخص خواهد داد و حتي اگر به مدت كوتاهي نيز باشد بر هر وضعي چيره مي شود.

از ديگر ويژگي هاي افراد خودشكوفا خوشبيني  و مثبت انديشي است خوشبيني ، شوخي و خنده انسان  را براي مبارزه با منفي گرايي و منفي بيني آماده مي سازد انسان هايي كه در زندگي و در مقابله با مسائل و مشكلات  مربوط به آن موفق بوده اند آنهايي اند كه روش زندگي شاد  و خوشبينانه را در پيش گرفته اند شوخي و بذله گويي با خود و ديگران نه تنها خوشايند است و روابط بين فردي را بهبود مي بخشد بلكه انسان را در برابر فشارهاي رواني مختلف مقاوم مي سازد .

شادي ، خوشبيني و نغزگويي نيرويي است كه وجود شخص را از انرژي پر مي كند و هيچ جايي براي احساسات و افكار منفي باقي نمي گذارد به گفته مولانانار خندان باغ را خندان كند .


بذله گويي مهارتي است كه در شمار مهمترين مهارت هاي زندگي بايد قرار بگيرد .
يك لحظه شادي مانند نورافكني در تاريكي ، فضاي تاريك و خسته روح را روشن مي كند و باعث مي شود حتي براي يك زمان كوتاه انفكاكي بين حالات عاطفي نامطلوب و روان انسان به وجود بيايد و در پرتو همين روشنايي و جدايي ميان حالات نامطلوب و روان انسان ، فرد بتواند خود را دريابد و پريشاني را از خويشتن دور كند. دكتر فرانكل در يك تمثيل زيبا روح انسان را به اتاقي تشبيه مي كند و مي گويد اگر شير گاز را در يك اتاق باز كنيم همه فضاي اتاق به يك اندازه تحت تأثير گاز قرار مي گيرد در واقع گاز همه اتاق را به يك اندازه پر مي كند روح نيز اين چنين است يك اتفاق همه فضاي شخصيت انسان را در بر مي گيرد كه اگر بخواهيم مي توانيم در يك لحظه با يك شوخي با خود و گفتن يك جمله خنده دار اين فضا را پر از شادي كنيم و مولوي مي گويد :

گر تو خواهي آتش آب خوش شود                        ورنخواهي آب هم آتش شود

يك جمله كوتاه نغز واقعاً مي تواند روح انسان را پر از شادي كند و همين لحظه كوتاه فرصتي است تا دنياي پيرامون را به گونه اي ديگر ببينيم و همه روح و ذهن تحت تأثير عوامل نامطلوب و مخرب قرار نگيرد.

همان گونه كه اشاره شد روحيه بذله گويي مهارتي است كه بايد آموخته شود. همچنين كوشش در برانگيختنقريحه بذله گويي و ديدن وقايع در پرتو نوري از مزاح ، حيله اي است استادانه در فن زندگي و زنده ماندن ، بذله گويي مهارتي است كه در شمار مهمترين مهارت هاي زندگي بايد قرار بگيرد .

 سلامت رواني  افراد ، همبستگي مثبت با ميزان به كارگيري مهارت هاي زندگي به طور منطقي دارد آلبورت مي گويد.

بيمار نوروتيكي كه توانست به خود و كار خود بخندد و سر و ساماني به وضع خود داده و حتي به راه درمان افتاده است. وقتي يك بيمار بتواند به چنين مهارتي دست پيدا كند دور از واقعيت نيست كه باور كنيم انسان هاي طبيعي و سالم در فراگيري اين مهارت قادرتر و تواناترند كافي است باور كنيم كه ما انسان ها بيشتر تحت تأثير تفسيرمان از واقعيات قرار مي گيريم تا خود واقعيات باور كنيم كه انسان داراي قابليت هاي فراوان است كه هر كدام از آنها را مي توان كشف ، بارور و شكوفا نمود و يك زندگي سالم و شاد را براي خود و اطرافيان فراهم آورد. آري انسان مي تواند با شوخي خود را از خود جدا كند نيرويي پنهاني وجود ندارد كه نتوان آن را كشف كرد و شكوفا ساخت كافي است بدانيم كه مي توانيم به گفته فردوسي  حكيم

مده دل به غم تا نكاهد روان                          به شادي همي دار تن را جوان

منابع

- نظريه هاي مشاوره و روان درماني تأليف : عبدالله شفيع آبادي

- نظريه هاه‌اند، مكس به زبان فارسي هم نمايش اجرا كرده‌است. و براي كسي كه متولد و بزرگ‌شدۀ آمريكاست، گويش فارسي مكس شگفت‌انگيز است؛ به ويژه تقليد گويش‌هاي گوناگون فارسي‌اش كه در گزارش مصور اين صفحه نمونه‌هايي از آن را مي‌شنويد.
 
 
موضوعات نمايش‌هاي طنز مكس اميني معمولاً فرهنگي و اجتماعي است؛ مي‌گويد از واقعيت‌هاي اطرافش و اتفاقاتي كه در خانواده‌اش مي‌افتد، الهام مي‌گيرد و تمايل چنداني به طنز سياسي ندارد. موضوعات مربوط به ايراني‌هاي نسل دومي يا سومي آمريكا برايش جذابيت بيشتري دارد. "و اگر كسي هنوز جاي خودش را در جامعه پيدا نكرده و نمي‌داند كه ايراني است يا خارجي (منظور از "خارجي" آمريكايي است لابد!)، با ديدن و شنيدن آن نمايش‌ها موضوع هويت برايش روشن‌تر مي‌شود". البته، موضوع نمايش وابسته به تركيب مخاطبان است. موضوع‌هاي مربوط به ايرانيان معمولاً براي خود آنها جالب است. و مكس كه بيشتر اوقات براي غير ايرانيان برنامه اجرا مي‌كند، طنزش را بر پايۀ واقعيت‌هاي اجتماعي و فرهنگي آمريكا شكل مي‌دهد.
 
 
با اين كه مكس اميني روي صحنه بينندگانش را به ريسه رفتن وامي‌دارد، خودش در زندگي روزمره جدي به نظر مي‌آيد و از آن شخصيت روي صحنه كمتر اثري را مي‌شود در او سراغ داشت. خودش هم اين را مي‌داند و مي‌گويد: "كمدين‌ها آدمان جدي هستند، چون همان جديت هست كه برايشان مجال مي‌دهد كه نكات ظريفي را با دقت مشاهده كنند و آن را به شكل يك نمايش طنز روي صحنه ببرند".
 
 
مكس اميني هنوز از كار خودش رضايت تمام و كمال ندارد و مي‌گويد، هر چه سنش بالاتر مي‌رود، به همان اندازه خودش را بهتر مي‌شناسد و بر حرفه‌اش بيشتر مسلط مي‌شود. و خوشحال است كه هنگام مقايسۀ كارهاي قبلي‌اش با كارهاي تازه‌تر، اجراهاي تازه‌اش را جالب‌تر و جذاب‌تر مي‌بيند. و آرزويش ادامۀ اين حركت است، چون استعداد يك هنرمند نهايتي نمي‌شناسد و هنرمند هر چه بيشتر زحمت بكشد، بازده بهتري خواهد داشت.

http://www.jadidonline.com/node/2328


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۹:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۶- تمرين شوخ طبعي ، بذله گويي و حاضر جوابي

۶

حاضر جوابي  

نظامي گنجوي در داستان خسرو و شيرين گفتگوئي آفريده به ياد ماندني ميان خسرو و فرهاد كه با اين بيت آغاز مي شود: نخستين بار گفتش از كجائي/ بگفت از دار ملك آشنائي.

در اين «گفتگو» سرانجام خسرو در پاسخ به فرهاد عاجز مي ماند و اعتراف مي كند كه : از خاكي و آبي/ نديدم كس به اين حاضر جوابي. و گويا اين يكي از نخستين اشارات به حاضر جوابي است.

حاضر جوابي همراه به طنز و نكته سنجي و سرعت انتقال از توانائي هاي بسيار ارزنده و كمياب است. نمونه هاي آن را كه در طول صد ها سال در آثار شاعران و سخن سرايان بزرگ، مانند سنائي، عطار، مولوي، سعدي و حافظ، به قصد شرح و توصيف هدف هاي جدي و عرفاني آنان آمده، اينجا و آنجا مي توان يافت.

از نمونه هاي حاضر جوابي ها كه بسيار نقل شده، حاضر جوابي هاي بهلول، رند فرزانه قرن دوم هجري در بغداد، است كه غالباً آن ها را در حضور خليفه هارون الرشيد بيان مي داشته:

روزي وزير (در حضور خليفه) بهلول را گفت " دل خوش دار كه خليفه ترا تربيت كرد و بر سر خوك و خرس حاكم گردانيد. بهلول گفت، اين زمان حاضر خود باش و قدم از فرمان من بيرون منه كه رعيت مني." خليفه و اهل مجلس بخنديدند و وزير منفعل شد.

يا از حاضر جوابي هاي طلحك، نديم و ملازم مشهور سلطان محمود غزنوي، مي توان نام برد كه در ادبيات ما از او گاهي به ناروا با عناوين حقارت آميز "دلقك"، "ديوانه"، "لوده" و"مسخره" نام برده مي شود. از حاضر جوابي هائي كه به او منسوب است بر مي آيد كه طلحك نه فقط در عقل و كياست وفهم و فراست از غالب اطرافيان صاحب مقام و متملق و آب زيركاه خود برتر و بالاتر بوده بلكه با نكته گوئي ها سبب ساز حل بسياري از مشكلات و معضلات بزرك و كوچك آنان نيز شده است:

"طلحك را به مهمي پيش خوارزمشاه فرستادند. مدتي در آنجا بماند و مگر خوارزمشاه رعايتي چنانكه اومي خواست نمي كرد. روزي پيش خوارزمشاه حكايت مرغان و خاصيت هر يكي مي گفتند. طلحك گفت هيچ مرغي از لك لك زيركتر نيست. گفتند از چه داني؟ گفت از بهر آنكه هرگز به خوارزم نمي آيد."

در كنار زيركي، ايجاز و سادگي و دقت نظر هم بسيار مهم است. شاخص ترين نمونه اين لطيفۀ عبيد زاكاني است كه در مورد همشهريان خود آورده است: "قزويني تابستان از بغداد مي آمد. گفتند آنجا چه مي كردي؟ گفت عرق."

و اين هم نمونه اي ديگراز رسالۀ دلگشاي عبيد: "پيري پيش طبيبي رفت. گفت سه زن دارم و پيوسته گرده و مثانه و كمرگاهم درد مي كند. چه خورم تا نيك شوم؟ گفت معجون نُه طلاق."

همچنين: "مجد همگر زني زشت رو در سفر داشت. روزي در مجلس نشسته بود غلامش دوان دوان بيامد كه اي خواجه! خاتون به خانه فرود آمد. گفت اي كاش خانه به خاتون فرود آمدي."

منصور دوانقي، خليفه عباسي، روزي به يكي از اعراب شام گفت: شكر خداي را به جا بياوريد كه چون حكومت شما به من واگذار شد طاعون از بلاد شما مرتفع گرديد. عرب گفت: خداوند – جل ذكره – از آن عادل تر است كه دو بلا بر بندگان خويش گمارد.

حاضر جوابي هاي منسوب به شعرا و ادبا و كنايۀ آن ها به يكديگر نير جايگاه ويژه اي در تاريخ ادبيات ما دارد. از آن جمله: مردي طوسي را به گاو نسبت كنند، روزي در مجلس ميرزا بابر، پادشاه گوركاني، جاي لطفي شاعر پهلوي طوسي شاعر افتاده بود. طوسي بر سبيل ظرافت از لطفي پرسيد از كجاي گاوي؟ گفت از پهلوي گاو.

شايد اين داستان بسيار كوتاه سعدي هم نمونه اي باشد: "ناخوش آوازي به بانگ بلند قرآن همي خواند. صاحب دلي بر او گذشت و گفت: ترا مشاهره (ماهيانه) چند است؟ گفت:هيچ. گفت : پس زحمت خود چندين چرا همي دهي؟ گفت: از بهر خدا مي خوانم. گفت از بهر خدا مخوان. گر تو قرآن بر اين نمط خواني/ببري رونق مسلماني."

نظام دستغيب شيرازي در سال ۱۰۳۹ هجري قمري در شيراز فوت شد. نعش او را به حافظيه بردند. متولي مانع شد. قرار بر اين گذاردند كه از ديوان حافظ تفأل كنند.اين غزل آمد:
رواق منظر چشم من آشيانۀ توست/كرم نما و فرود آ كه خانه خانۀ تست

در جلسه اي به يكي از شعراي معاصر تكليف خواندن شعري كردند. شاعر به رسم معمول شعرا تأملي كرد و گفت: نمي دانم چه بخوانم كه تا به حال نخوانده باشم. شيخ الملك اورنگ، كه حاضر بود گفت: نمازت را بخوان.

اما بي گمان در كنار هوش و نكته داني، جسارت و بي پروائي در اداي يك كلمه يا يك جملۀ كوتاه حال كه هواي يك محيط خشك ورسمي را در هم بشكند، نقش اساسي دارد. در گذشته به ويژه اگر شخص حاضر جواب در درجات اجتماعي فروتري بود، ميزان اين بي پروائي به مراتب بارزتربود.

تاريخ براي ثبت نمونه هاي ناموفق حاضر جوابي، كه احتمالاً به فاجعه انجاميده و دودماني به باد رفته، چندان گشاده دست نبوده است. مثلاً سعدي در اين حكايت كه در گلستان آورده، "يكي از ملوك بي انصاف پارسائي را پرسيد از عبادت ها كدام فاضل تر است؟ گفت ترا خواب نيم روز، تا در آن يك نفس خلق را نيازاري."، هيچ خبري از عاقبت كار آن پارسا به دست نداده است.

اگر از حاضر جوابي هاي منسوب به كريم شيره اي، كه بر طبق اجازۀ مخصوص ناصرالدين شاه برخي رجال درباري را در مواقع رسمي دست مي انداخت و مسخره مي كرد و بخشي از آن ها در واقع از نمايشنامۀ « جيجكعلي شاه » تاليف ذبيح بهروز گرفته شده است بگذريم، نمونه هايي از تيز هوشي وحاضر جوابي بعضي مقامات آن دوره نيز در مجموعه هاي لطائف ذكر شده است.

از جمله اين كه: ميرزا تقي خان امير كبير صدر اعظم مقتدر دورۀ ناصري به اين قول معروف، كه "سحر خيز باش تا كامروا شوي" سخت اعتقاد داشته و به آن عمل مي كرده است. يك روز كه امير طبق عادت در تاريك- روشناي صبح به حمام مي رفته مورد دستبرد دزدان واقع مي شود و نه فقط بقچه و لنگ و قديفه اش را مي ربايند، بلكه خودش را هم لخت مي كنند و شال و قبا و جبۀ فاخرش را به يغما مي برند. وقتي اين داستان به گوش دوستان مي رسد از او مي پرسند آيا باز هم به سحر خيزي و خاصيت هاي آن معتقدي؟ جواب مي دهد بله، دزدان از من سحر خيزتر بودند.

مي گويند صادق هدايت، از قرينه سازي در معماري خوشش نمي آمد.اتفاقاً روزي به منزل يكي از دوستانش – كه خانۀ تازه اي ساخته بود – رفت و دوستش در خانۀ تازه اش دو تا حوض يك شكل ساخته بود و نسبت به طرح و معماري خانه، نظر هدايت را جويا شد. هدايت گفت: همه چيز خانه ات خوب است، فقط بده حوضتينش راعمل كنند.

در دوران معاصر نيز حاضر جوابي هاي به ياد ماندني از شخصيت هاي فرهنگي و رجال سياسي بر جاي مانده است كه نصراله شيفته آن ها را در مجموعه اي با نام "شوخي در محافل جدي" گرد آورده است. از جمله اين كه: صمصام السلطنه (نجفقلي خان بختياري) زماني كه نخست وزير بود، پس از يك ملاقات دو ساعته با وزير مختار روس و انگليس، هنگامي كه وثوق الدوله به ديدنش رفت، ضمن بحث اين ملاقات گفت: آقاي وثوق الدوله امروز خودم را به خريت زدم و هرچه خواستم به وزير مختار روس و انگليس گفتم و حسابي دق دلي خودم را در آوردم. وثوق الدوله، كه مردي شوخ طبع و بذله گو بود در جواب گفت: پس معلوم مي شود حضرت اشرف زحمت زيادي نكشيدند.

و اين حاضر جوابي، به شاهزاده هاشم ميرزا افسر نايب التوليۀ سابق استان قدس رضوي منسوب است. مي گويند در زمان نيابت توليت اش فردي كه با پشت هم اندازي و حيله خودش را در آستان قدس جا كرده بود، در كنار او ايستاده بود و چون در حضور نايب التوليه حق نشستن نداشت براي اين كه وانمود كند به ميل خودش ايستاده است، دو دستش را به پشتش زده بود. مرحوم افسر كه مردي با هوش وبذله گو بود رو به آن شخص كرد و گفت: "از وقتي كه به مشهد آمده و مشغول شده ايد الحمد لله دستتان به دهانتان مي رسد." اين حرف باعث شد تا مدتي نايب التوليه و ساير حضار مي خنديدند.

در سال هاي دهۀ ۱۳۲۰ حاضر جوابي هاي صادق پور، مدير و هنرپيشۀ تئاتر گيتي بسيار مشهور بود. اين حادثه هم هنگام اجراي نمايش "بيژن و منيژه"، كه نقش رستم را خود صادق پور بازي مي كرد، رخ داده است:

صادق پور با لباس و گريم رستم در صحنه به سوي سنگ بسيار بزرگي كه در وسط سن بر در چاهي كه بيژن در آن محبوس بود رفت و آن را مانند وزنه برداران با زور و تقلا بر سر دست بلند كرد. در اين موقع از انتهاي سالن يك تماشاچي شيشكي محكمي بست و به صداي بلند گفت" مقوا كه اين همه زور زدن نداره". صادقپور، كه يك باره ژست زور زدن را رها كرده بود گفت: " پس مي خواستي واسه خاطر پونزه زار تو خودمو قرُ كنم؟"

در دوران پهلوي در مجمعي كه عده اي از سناتور ها حضور داشتند هر كس از راننده و يا نوكر و كلفت خود صحبت مي كرد . يكي از سناتور ها كه چندين بار هم وزير شده بود گفت: شوفري داشتم ارمني. شبي در مجلس بازي ابتدا مبلغ قابل توجهي بردم. بعد به اصرار نشستم و علاوه بر آنچه كه برده بودم، مبلغي معتنابه از جيب باختم. وقتي سوار ماشين شدم با خود به صداي بلند، در حالي كه شوفر مي شنيد گفتم: خوب تو كه مقدار زيادي برده بودي، ديگر اسم اين كه نشستي و اين قدر هم از جيب باختي چي بود؟ شوفر كه ميل داشت با من ابراز همدردي كند، گفت: "قوربان خاريات."

و سر انجام اين حاضر جوابي كه از خاطرات اين قلمزن است: در سال ۱۳۴۶ يك بعد از ظهر، مرحوم استاد محمد محيط طباطبائي، كه مراتب فضل و دانش و استادي ايشان مورد اذعان و احترام همه بود، با خلقي تنگ و اوقاتي تلخ از خانۀ خودشان، كه در كوچۀ رو به روي مجلۀ تهران مصور واقع بود كه به اتفاق در آن قلم مي زديم به دفتر مجله آمدند و از سر و صداي بچه هاي كوچه كه با بازي فوتبالشان مانع خواب بعد از ظهر ايشان شده بودند شكايت مي كردند.

استاد ضمن شرح نكات بسيار دقيق تربيتي، والدين بچه ها را مقصر اصلي مي دانستند كه به فرزندانشان ساعات مناسب بازي در كوچه را گوشزد نمي كنند.يكي از اعضاي كم سن و سال هيأت تحريريه كه تا آن موقع در گوشه اي به سخنان استاد گوش مي داد، ناگهان صحبت پير مرد را قطع كرد و گفت: استاد، والدين هم تقصيري ندارند، محيط خراب است. استاد، در حالي كه دستۀ عصايش را با دست هاي لرزانش محكم مي فشرد، نگاه غضب آلودي به سوي او انداخت.

طرح هاي اين گزارش هم از غلامعلي لطيفي است.

http://www.jadidonline.com/story/28022009/frnk/persian_wit


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۹:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۶- تمرين شوخ طبعي ، بذله گويي و حاضر جوابي

۵

5 راه ارتقاي شوخ طبعي براي ارتقاي روابط اجتماعي


 از مدت ها قبل پژوهشگران به اين نتيجه دست پيدا كرده اند كه يكي از فاكتورهاي حياتي براي قضاوت در مورد كيفيت رابطه، اندازه گيري ميزان خوش مشربي و شوخ طبعي در آن است. اگر در يك رابطه خنده وجود داشته باشد، مي توان نتيجه گرفت كه آن ارتباط سالم است. زماني كه خنده و شادي متوقف شود، ارتباط به لبه پرتگاه نزديك خواهد شد. اگر شما به دنبال آن هستيد تا روابط رضايت بخش تري را چه در محيط خانه و چه در ارتباطات شغلي خود داشته باشيد، بايد به شادي و لبخند اهميت داده و حس شوخ طبعي خود را نيز افزايش دهيد.


در اين قسمت شما را با 5 تكنيك آشنا مي كنيم كه به واسطه آن هم مي توانيد حس شوخ طبعي خود را ارتقا بخشيد و هم سلامت روابط خود را تضمين كنيد.


1- با تمركز بر روي موضوعات جالب سعي در بيدار كردن حس شوخ طبعي خود داشته باشيد. شايد اين امر در مراحل اوليه قدري دشوار به نظر برسد، اما چيزي نخواهد گذشت كه تمام اطراف خود را مملو از چيزهايي خواهيد ديد كه باعث بيدار كردن حس خوشحالي در شما مي شوند. با اتكا به اين شيوه از زندگي خود نيز لذت بيشتري خواهيد برد.


2- اگر احساس مي كنيد كه به تازگي خيلي كمتر از گذشته مي خنديد، شايد بهتر باشد كه ارتباط خود را با افراد شوخ و با مزه بيشتر كرده و از افراد بي حوصله و غمگين فاصله بگيريد.


3- ياد بگيريد كه به برخي از كارهاي خودتان هم بخنديد. اگر اين كار را نكنيد، اين حق را به ديگان مي دهيد تا به شما بخندند. بسياري از افراد به دليل ناامني ها و ترس هايي كه در وجود خود احساس مي كنند، قادر به انجام يك چنين كاري نيستند. آنها از اين مي ترسند كه در نظر ديگران احمق و فاقد صلاحيت جلوه كنند. به هر حال همه افراد در زندگي خود دچار اشتباه مي شوند، اگر به اشتباهات خود بخنديد آنها را كم اهميت جلوه مي دهيد. همچنين اين امر از جمله خصيصه هاي فطري انسان نيز قلمداد ميشوند.


4- عكس هاي جالب و جوك هاي بامزه را جمع كنيد و بر روي در يخچال يا تابلوي اعلانات بچسبانيد تا همه بتوانند آنها را ببينند و لذت ببرند. البته بايد از انواع جوك هاي نژاد پرستانانه، برانگيزاننده جنسي و پليد صرف نظر كنيد. باور كنيد كه بدون وجود يك چنين مسائلي باز هم مي توانيد بخنديد. من به شخصه ارزشي براي مقوله هاي زشت قائل نيستم.


5- از حس شوخ طبعي براي حل مشكلات موجود در روابط خود بهره بگيريد. زمانيكه در رابطه خود به بن بست مي رسيد، سر شوخي را باز كنيد. يكي از دوستانم تعريف ميكرد كه چندي پيش با همسر خود مشاجره اي داشت. در گرماگرم بحث همسرش ناگهان حرف بدي به او زد، دوست من هم با شنيدن آن عبارت به همسرش گفت تو با بيان يك چنين عبارات زننده اي كمر مرا شكستي! ناگهان همسرش شروع به خنديدن كرد و خودش هم همين كار را ادامه داد. چيزي نمي گذرد كه هر دو يادشان مي رود كه چرا با هم دعوا مي كردند و همه چيز به حالت عادي باز مي گردد.


بايد توجه داشته باشيد كه شوخ طبعي ذاتي نيست و يك امر كاملاً اكتسابي ميباشد. شما اگر بخواهيد به راحتي مي توانيد حس شوخ طبعي خود را افزايش دهيد. زماني كه اين كار را انجام دهيد به اين نتيجه مي رسيد كه روابطتتان غني تر و مستحكم تر مي شوند. مردم هم به چشم يك فرد جذاب تر به شما نگاه مي كنند. اين امر هم به نوبه خود سبب مي شود كه حس شوخ طبعي شما باز هم بيشتر ارتقا پيدا كند.

http://www.mardoman.net/?sn=articles&pt=full&id=1492


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۹:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۶- تمرين شوخ طبعي ، بذله گويي و حاضر جوابي

۴

ماهيت شوخ طبعي از ديدگاه خانمها و آقايان


 اگر از خانم ها و آقايون سوال كنيد كه چه خصوصيتي در همسرشان وجود دارد كه بيش از هر چيز برايشان جالب و جذاب است مطمئن باشيد كه هر دو جنسيت، شوخ طبعي را در ابتداي ليست خود قرار خواهند داد. اين واژه آنقدر مورد استفاده قرار گرفته كه در زبان انگليسي سرواژه اي به صورت (GSOH) نيز براي آن ساخته اند.


هم خانم ها و هم آقايون هر دو به يك ميزان به دنبال يافتن حس شوخ طبعي در شريك زندگي خود هستند. به هر حال كاملاً طبيعي است كه هر كس به دنبال همسري باشد كه خوش مشرب، جذاب و خوشمزه باشد.


مي توان گفت كه اين روزها شوخ طبعي به شكل مقوله اي در آمده كه در ميان عامه ي مردم رواج زيادي پيدا كرده. لازم به ذكر است پژوهشگراني كه در مورد شوخ طبعي تحقيق و بررسي مي نمايند سال هاست كه متوجه اختلافاتي در مورد مفهوم و كاربرد حس شوخ طبعي در ميان خانم ها و آقايون شده اند. به اين معنا كه خانم ها علاقه دارند با مردي ازوداج كنند كه با مزه باشد، و برايشان جك هاي خنده دار تعريف كند؛ اين در حالي است كه آقايون تمايل دارند با خانم هايي ازدواج كنند كه به جك هاي مضحك و مسخره ي آنها بخندند.


بر اساس اظهارات اريك برسلر روانشناس دانشگاه مك مستر در كانادا تعريف خانم ها و آقايون از حس شوخ طبعي به يك معنا نيست. او در تحقيقاتش كه در جلد بعدي ماهنامه ي تكامل و سلوك انساني به چاپ خواهد رسيد، تعداد بسيار زيادي از خانم ها و آقايون را مورد پرسش قرار داده است. اين افراد پاسخ هاي جالبي به سوال هاي پژوهشگران داده اند. برسلر و تيمش به اين نتيجه دست پيدا كرده اند كه خانم ها بيشتر به دنبال مردي هستند كه "توليد كننده" ي شوخي باشد و آقايون نيز بيشتر به خانم هايي گرايش دارند كه با روي باز از شوخي آنها "استقبال" كنند.


جفري مولر روانشناس در رشد تكاملي انسان در دانشگاه نيو مكزيكو و نويسنده كتاب "ذهنيت همسريابي" معتقد است كه اين نوع تقسيم مفهومي شوخي در ميان جنسيت ها كاملاً قابل درك و پيش بيني است. خانم ها انتخابگر تر از آقايون هستند و به اين دليل كه آنها مردهاي شوخ طبع را ترجيح مي دهند، آقايون خود به خود آموزش مي بينند كه حس شوخ طبعي خود را زنده نگه داشته و خودشان را با مزه جلوه دهند تا به اين ترتيب هم بر روي خانم ها تاثير گذار واقع بشوند و هم مردهاي ديگر را از ميدان به در كنند.


جان موريل پروفسور كالج ويليام و ماري در ويرجينا كه به مدت 25 سال است كه بر روي شوخ طبعي مطالعه و تحقيق مي كند، معتقد است كه : "آقايون خيلي راحت با گذاشتن القاب و نام هاي مستعار بر روي مردهاي ديگر آنها دست انداخته و به آنها طعنه مي زنند." اين در حالي است كه خانم ها يك چنين كاري را انجام نمي دهند و كمتر اتفاق مي افتد خانم ها را ببينيد كه براي يكديگر جك بسازند و يا شوخي هايي كنند كه به شخصيت طرف مقابل توهين شده باشد.


يكي از تفاوت هاي اصلي اين است كه آقايون اغلب از شوخي استفاده مي كنند تا به نوعي با هم جنس هاي خود رقابت كرده و حس برتري خود را به آنها بقبولانند. اين در حالي است خانم ها از شوخي و خنده صرفاً به عنوان عاملي براي عميق تر شدن پيوندهاي عاطفي استفاده مي كنند. تحقيقات گوياي اين مطلب هستند كه آقايون زمانيكه در كنار يك خانم هستند با دوستان پسر خود شروع مي كنند به شوخي و خنده.


تطميع حس شوخ طبعي براي آقايون آنقدر مهم است كه يك لبخند از طرف جنس مونث مي تواند به عنوان تثبيت كننده ي علاقه ي جنسي در ذهن آنها است. مجموعه تحقيقات يك پژوهشكده ي آلماني نيز گوياي اين مطلب است كه زمانيكه يك خانم و آقاي غريبه به هم مي رسند و شروع مي كنند به يك گفتگوي عادي، ميزان خنده هاي خانم در طول بحث به عنوان عاملي محسوب مي شود كه ميزان علاقه ي او به طرف مقابل را تعيين مي كند، و نشان مي دهد كه او تا چه حد جذب آقا شده. همچنين همين ميزان خنده هاي خانم است كه آقا بر اساس آن تصميم مي گيرد كه دفعه ي آينده باز هم او را ملاقات كند يا خير. از سوي ديگر ميزان خنده هاي آقا هيچ ارتباطي به ميزان علاقه ي او به خانم ندارد.


برسلر مي گويد كه تحقيقاتش همچنين گوياي اين مطلب نيز هستند كه شوخي به احتمال زياد بخاطر انتخاب جنسي صورت مي پذيرد چراكه در روابط رمانتيك خنده و شوخي بسيار مطلوب جلوه مي كند. شايد خانم ها به حس شوخ طبعي دوستانشان بي اهميت باشند حال چه دختر و چه پسر، اما تمايل دارند كه همسرشان از اين حس برخوردار باشد.


دان نيلسون پروفسور زبان شناسي دانشگاه آريزنا امريكا مي گويد خانمي كه حس شوخ طبعي آقا را به مسخره مي گيرد، اين كار او براي آقا مايوس كننده و دلسر كننده به حساب مي آيد. بسياري از آقايون در اين حال احساس تهديد زيادي را از سوي طرف مقابل دريافت مي كنند. همچنين آقايون خانم هايي كه بيش از اندازه شوخي مي كنند را نيز به عنوان تهديد براي خود محسوب مي كنند، به اين معنا كه اين احتمال را مي دهند روزي خودشان هدف زبان تيز و تند خانم قرار بگيرند. او مي گويد: "من احساس مي كنم كه هر مردي در دنيا عاشق شوخ طبعي و خوشمزگي است."


نيلسون مي گويد مردهاي مضحك و با مزه خيلي جذاب هستند چراكه داراي خلاقيت بسيار بالايي مي باشند، آنها حتي قابليت ديدن اشياء موجود در درون يك جعبه بسته را نيز دارند. آنها همچنين داراي "ديد مضاعف" هستند. او مي گويد آنها توانايي درك نقطه نظرات متفاوت طرف مقابل را نيز دارند. او مي گويد هر دوي اين خصيصه هاي اخلاقي مورد پذيرش خانم ها هستند.


البته خود نيلسون هم براي شوخ طبعي حد و اندازه خاصي قائل مي شود. در حقيقت اينطور هم نيست كه آقايون بگويند ما به هيچ وجه دلمان نمي خواهد همسرمان شوخي كند. از اين گذشته مردهايي كه اين حس را مي ستايند، اغلب نسبت به ساير مردها مطمئن تر، بالغ تر، و آگاه تر هستند. آنها ارزش و اعتبار بالايي به همسرشان مي دهند و از اين بابت هيچ ترس و تهديدي را نيز متوجه خودشان نمي بينند.


البته خانم هايي كه به دنبال مردهايي هستند كه موافق حس شوخ طبعي آنها بوده و ازآن استقبال كنند، داراي عزت نفس بالاتري هستند و براي شخصيت خود ارزش بالاتري قائل هستند.


اكثريت قريب به اتفاق پژوهشگران خانواده و ازدواج نيز موافق آراء فوق الذكر هستند.


جان گاتمن يكي از موسسين موسسه ازدواج و خانواده در سياتل امريكا و كارشناس روابط زناشويي به اين نتيجه رسيده است كه زمانيكه شوخي و خنده به عنوان عامل از بين برنده ي تنش ها و تعارض ها به كار برده مي شود، زندگي ها دوام بيشتري پيدا مي كنند. مطالعات جامع ديگر نيز حاكي از اين مطلب هستند كه افرادي كه با همسران خود خنده و شوخي مي كنند و به طور روزانه موجبات خنده و شادي يكديگر را فراهم مي آورند، زندگي خيلي خوشحال تري را دنبال خواهند كرد.


جنبه سرزنده، شوخ، و فكاهي مغز قابل تقدير است حتي اگر زوجين در مورد چيزي كه عامل خنده است با هم موافق نباشند.

http://www.mardoman.net/?sn=articles&pt=full&id=413


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۹:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]
 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۶- تمرين شوخ طبعي ، بذله گويي و حاضر جوابي

۳

چگونه جذاب و مورد توجه باشيم؟


 فريبندگي يعني اينكه بتوانيد ديگران را به سوي خود جذب كنيد. اين خصلت اخلاقي به مرور زمان بدست مي آيد، از آنجايي هر يك از افراد در زمان تولد با ميزان مختلفي جذابيت پا به اين دنيا مي گذارند مي توان گفت كه درصد بسيار زيادي از جذابيت اكتسابي است و با كمي تمرين به راحتي قابل دسترسي خواهد بود. مانند رقصيدن هر چه بيشتر تلاش كنيد، موفق تر خواهيد بود. تلاش و توجه تمام و كمال به نيازها و خواست هاي ديگران مي تواند به شما اين اطمينان را بدهد كه به چهره يك فرد جذاب تبديل شده ايد.


مراحل


1- طرز ايستادن خود را تصحيح كنيد. اگر شرايط بدني شما در حد مطلوب قرار داشته باشد، گوياي اين مطلب است كه يك فرد با اعتماد به نفس بالا هستيد، حتي اگر از درونتان هم يك چنين احساسي نداشته باشيد. در زمان راه رفتن بايد محكم و ثابت قدم برداريد. كمرتان كاملاً صاف باشد، و شانه ها به سمت عقب گرايش داشته باشند. شايد در ابتدا زمانيكه يك چنين وضعيتي را تمرين مي كنيد برايتان قدري عجيب و دشوار باشد، اما پس از سپري شدن چند روز به آن عادت پيدا مي كنيد.


2- ماهيچه هاي صورت را رها كنيد. سعي كنيد ماهيچه هاي صورتتان را رها كنيد تا صورت، حالت طبيعي و دلپذير خود را داشته باشد. با اين چهره مي توانيد رو به دنيا كنيد و به همگان بگوييد كه از هيچ چيز نمي هراسيد.

 

 


3- ارتباط برقرار كنيد. هنگاميكه با فرد ديگري روبرو مي شويد، با چشم هاي خود با او ارتباط برقر كنيد، سرتان را به نشانه تائيد تكان دهيد، لبخند بزنيد و شادي خود را به او انتقال دهيد. اصلاً نگران عكس العمل فرد مقابل نباشيد و البته در عين حال بايد به ياد داشته باشيد كه در اين كار زياده روي نكنيد.


4- نام افراد را به خاطر بسپاريد. زمانيكه براي اولين بار كسي را ملاقات مي كنيد سعي كنيد كه نام او را به خاطر بسپاريد.  اين كار براي خيلي از افراد دشوار است. زمانيكه نامشان را مي گويند، آنرا چندين مرتبه با خود تكرار كنيد تا نامشان در ذهنتان باقي بماند و سپس نام خود را نيز به آنها بگوييد؛ به عنوان مثال سلام "سارا" من "ماني" هستم. زماني هم كه با آنها خداحافظي مي كنيد، باز هم سعي كنيد چند مرتبه ديگر نام آنها را تكرار كنيد تا به طور كامل در ذهنتان باقي بمانند. هر چقدر بيشتر نام آنها را تكرار كنيد، بيشتر به يادتان مي ماند و طرف مقابل هم احساس مي كند كه او را بيشتر دوست مي داريد و احتمال اين امر كه با شما بيشتر گرم بگيرد افزايش پيدا مي كند.


5- به ديگران علاقمند باشيد. اگر شما يكي از آشناهاي قديمي را ملاقات كرديد به عنوان مثال يك همكار، همكلاسي، دوست يكي از دوستان و ... در مورد خانواده و علاقمندي هاي جديد آنها سوالاتي مطرح كنيد. اسم افراد نزديك به آنها را بپرسيد و نام آنها را به خاطر بسپاريد. مطرح كردن يك چنين مسائلي، موضوعات جديدي براي صحبت كردن در اختيار شما قرار مي دهد و آنوقت مجبور نيستيد كه تنها در مورد كار و كلاس هاي درسي با هم صحبت كنيد. مي توانيد تا حدودي در مورد خودتان نيز صحبت كنيد. در تمام طول بحث خودتان را علاقمند نشان دهيد و نشان دهيد كه تمايل داريد به گفتگوي خود با او ادامه دهيد.


6- گفتگو در مورد موضوعات مناسب. بايد در مورد موضوعاتي صحبت كنيد كه طرف مقابل به آنها علاقه دارد، حتي اگر خودتان هم علاقه شديد به آنها نداشتيد، بازهم اين كار را ادامه دهيد. به عنوان مثال اگر در يك جمع ورزشي قرار گرفتيد، در مورد بازي ديشب يا گل كردن تيمي كه به تازگي وارد ليگ شده صحبت كنيد. اگر با كساني هستيد كه به سرگرمي هاي مختلفي علاقمند هستند، مي توانيد در مورد سرگرمي هاي مورد علاقه آنها از جمله ماهيگيري، بافتني، كوهنوردي، و سينما صحبت كنيد.

هيچ كس از شما انتظار ندارد كه در تمام زمينه ها يك متخصص باشيد، بايد به آنها بگوييد كه فقط به دليل علايق شخصي است كه تمايل داريد در مورد موضوعات مختلف با ديگران به بحث و گفتگو بنشينيد. ذهن خود را باز كنيد، اجازه دهيد تا ديگران توضيحات لازم در مورد موضوعات مختلف را براي شما بازگو كنند. روراست باشيد و به آنها بگوييد كه دانشتان در مورد برخي چيزها محدود است و بدتان نمي آيد كه چيزهاي بيشتري در مورد آن مبحث ياد بگيريد.


7- به جاي غيبت كردن ديگران را تكريم كنيد. اگر در جمعي در حال صحبت كردن هستيد كه همه افراد به نحوي در مورد يك شخص بخصوص در حال غيبت كردن هستند، بد نيست شما چيزي در مورد آن بگوييد كه دوست مي داريد. گفتن چيزهايي كه در ديگران دوست مي داريد مي تواند 100% شما را تبديل به يك فرد جذاب كند. در عين حال با اين كار مي توانيد حس اعتماد ديگران را نيز به خود جلب كنيد. همه اطرافيان به اين نتيجه مي رسند كه شما هيچ وقت ايده ي بدي نسبت به ديگران نداريد. همه به اين نتيجه مي رسند كه آبرويشان در دست شما محفوظ خواهد بود.


8- دروغ نگوييد. شايد به دلايلي دروغ بگوييد اما مدارك و شواهدي وجود دارد كه بر خلاف گفته هاي شماست.  اگر به مريم بگوييد كه عاطفه را دوست داريد و به نسيم بگوييد كه عاطفه را دوست نداريد، مطمئن باشيد كه مريم و نسيم با هم صحبت مي كنند، حرف هاي شما را با هم در ميان مي گذارند، و با اين كار اعتبارتان را نزد آنها از دست خواهيد داد، و از آن به بعد هم ديگر هيچ كس حرف هاي شما را باور نخواهد كرد.


9- با صداقت از ديگران تعريف و تمجيد كنيد. اين كار خصوصاً در ارتقاي عزت نفس ديگران نقش مهمي را بازي ميكند. چيزهايي كه خوشتان مي آيد را انتخاب كنيد و در هر شرايطي به آنها اشاره داشته باشيد. اگر از كاري و يا از كسي خوشتان مي آيد راهي براي بيان آن پيدا كنيد و فوراً به آن اشاره كنيد. اگر براي انجام اين كار بيش از اندازه صبر كنيد، ممكن است حرف هاي شما قدري رياكارانه جلوه كنند. زمانيكه احساس مي كنيد با تشويق هاي خود مي توانيد زمينه پيشرفت را براي آنها فراهم آوريد، حتماً اين كار را انجام دهيد و از آنها تعريف كنيد. اگر احساس ميكنيد كه چيزي در مورد فردي تغيير پيدا كرده است (به عنوان مثال مدل مو، طرز لباس پوشيدن و .. به آن توجه كنيد و چيزي را كه در مورد آن خوشتان آمده، به زبان بياوريد. اگر مستقيماً سوالي مي پرسيد، با خوشرويي آنرا بيان كنيد و سپس سوال خود را با يك تعريف بجا به پايان برسانيد.


10- در پذيرش تعريف و تمجيد مهربان باشيد. اين فكر را كه برخي از تعريف و تمجيد ها هدف خاصي را در پس خود دارند را از ذهن بيرون كنيد. در قبول هر نوع تعريف و تمجيدي پرحرارت و علاقمند ظاهر شويد. خيلي بيشتر از گفتن يك "خيلي ممنون" ساده پيش برويد و آنرا با جملاتي نظير: "خوشحالم كه خوشت آمده" و يا "خيلي مهرباني كه به اين مورد اشاره كردي" همراه كنيد. اين عبارات خودشان مي توانند به عنوان نوعي تعرف و تمجيد در جواب تعريف هاي فرد مقابل به شمار روند. در عين حال بايد دقت داشته باشيد كه برداشت بدي از تعريف هاي ديگران نكنيد. به عنوان مثال اگر كسي به قصد تعريف از شما گفت: "نميداني چقدر دلم مي خواست كه من هم به اندازه تو ... بودم" شما نبايد در جواب او بگوييد من اصلاً هم يك چنين خصوصيتي را نداشته و ندارم و احساس مي كنم كه برداشت تو در اين مورد غلط بوده و قضاوت نادرستي داشتي."


11- تن صداي خود را كنترل كنيد. يكي از نكات ضروري كه بايد همواره به خاطر داشته باشيد، ماهيت صحبت كردن است. برخي از افراد هستند كه در درون خود احساس ناامني مي كنند و به راحتي نمي توانند تعريف و تشكر ديگران را پذيرا شوند. در مورد يك چنين افرادي بيشتر بايد دقت كنيد و روان و سليس با آنها صحبت كنيد. اگر تمايل داشتيد به آنها بگوييد كه "امروز زيبا شده ايد" تن صدايتان بايد همانطوري باشد كه مي گوييد: "امرور روز زيبايي است." هر گونه تغيير در تن صدا و نحوه بيان كردن آن، اين شك را در آنها بوجود مي آورد كه گفته هاي شما از سر صدق و درستي نيست. مي توانيد براي تمرين، صداي خود را روي نوار ضبط كنيد و چند مرتبه آنرا گوش كنيد تا متوجه هر گونه تغييري بشويد. از خودتان سوال كنيد كه صداي شما نشان مي دهد كه از روي صداقت صحبت مي كنيد؟ تا زماينكه به يك عبارت خالصانه و صادقانه نرسيده ايد، به ظبط كردن صداي خود ادامه دهيد.


چند نكته


هميشه خونسرد باقي بمانيد. قصد شما خوشحال كردن ديگران است و نبايد به اين موضوع فكر كنيد كه ممكن است آنها در قبال شما چه واكنشي نشان داده و چه خيال بافي هايي در ذهن خود انجام دهند. اگر اين كار را انجام دهيد، آنوقت تمام تاثير اين كار بر روي صورت شما نمايان خواهد شد، و تبديل به فردي مي شويد كه فقط در پي راضي كردن اطرافيانش است. كسي كه نيازهاي شخصي اش را زير پا مي گذارد تا ديگران دوستش بدارند. بايد هميشه به خاطر داشته باشيد كه مردم آنقدر كارهاي متنوع دارند كه نمي توانند كه همواره به شما فكر كنند. بيشتر اوقات در مورد خودشان و كارهايي كه بايد انجام دهند، فكر مي كنند.

ميزان جذابيتي كه مي توانيد بدست آوريد، به ميزان خلاقيت شما در تحسين كردن ديگران بستگي دارد. تعريف ها و تحسين هاي خود را با لحني قاطع اما در عين حال شاعرانه بيان كنيد. هيچ اشكالي ندارد كه چند قطعه از قبل آماده شده را در ذهن داشته باشيد تا در زمان تحسين كردن از فردي بيان كنيد، اما افراد جذاب كساني هستند كه بتوانند در همان لحظه چيزي را ابداع كنند و نوآوري به خرج دهند. اگر ذهن شما خلاقيت داشته باشد و دائماً ابداع و نوآوري كنيد، ديگر نگران تكرار مكررات هم نخواهيد شد.

گاهي اوقات مجبور مي شويد عقايدي را بيان كنيد كه شايد كمتر اتفاق مي افتد ديگران نظر مثبتي نسبت به آن داشته باشند. در چنين شرايطي مي توانيد اين كار را با قدري شوخي بياميزيد. شوخي و خنده مانند قاشق پر از شكري هستند كه به بيمار كمك مي كنند دارو را راحت تر فرو ببرد.

همدلي يكي از ملزومات بي چون و چراي جذابيت است. بايد بدانيد كه چه چيزهاي اطرافيانتان را خوشحال ميكنند و چه مواردي موجبات ناراحتي آنها را فراهم مي آورند، آنوقت مي توانيد بهترين انتخاب را در مورد آنها داشته باشيد.

اگر احساس مي كنيد كه به يكباره نمي توانيد عضلات صورت خود را رها كنيد، مي توانيد اين كار را از شانه هاي خود شروع كنيد، اگر از جاي اصلي خود بالاتر آمده باشند، نشان دهنده اين مطلب هستند كه شما قدري عصبي هستيد. آنها را به سر جاي خودشدان بازگردانيد، ژست عمومي بدن خود را تصحيح كنيد، نفس عميقي بكشيد و لبخند بزنيد.

هشدار


از بحث و جدل بپرهيزيد. حتي اگر نيمي از افراد با شما مواق باشند، باز هم شما نمي توانيد جذابيت 100% پيدا كنيد. چيزهايي كه بر زبان مي آوريد بايد براي تمام افراد خوشايند باشند. زماني كه احساس كرديد دلتان مي خواهد در يك بحث شركت كنيد، از خودتان بپرسيد كه: "آيا واقعاً لازم است كه در همين لحظه، نظر خودم را مطرح كنم؟" اگر احساس مي كنيد كه هيچ گونه الزامي در اين كار وجود ندارد، بنابراين قدري بذله گويي كنيد و مطرح كردن نظر خود را بگذاريد براي يك وقت ديگر.

هيچ گاه به جوك هايي كه خودتان تعريف مي كنيد، نخنديد. اين كار سيماي قشنگي ندارد. مي توانيد لبخند بزنيد؛ همين كفايت مي كند، اصلاً هم ناراحت نشويد اگر هيچ كس به آن نخنديد. گاهي اوقات افراد متوجه جوك نمي شوند. اين امر بايد براي خود آنها ناراحت كننده باشد كه متوجه منظور شما نشده اند. هدف شما صرفاً خوشحال كردن آنها بوده است.


هيچ گاه در مورد مسائل مختلف توضيح بيش از اندازه ندهيد چون صرفاً ارزش گفته هاي خود را از بين مي بريد. اين كار نشان دهنده اين مطلب است كه شما از اعتماد به نفس پاييني برخوردار هستيد و به سختي مي توانيد باور كنيد كه ديگران حرف هاي شما را متوجه شده اند. همچنين ممكن است اين سوء تفاهم را نيز ايجاد كند كه شما به مخاطبان خود اعتماد نداريد و تصور مي كنيد كه آنها متوجه منظورتان نمي شوند و خودتان قصد داريد به جاي آنها تصميم بگيريد. زمانيكه نكات غير ضروري را از گفته هاي خود حذف مي كنيد، مردم با اشتياق بيشتر به حرف هاي شما گوش مي دهند. با اين كار ممكن است كه براي كسب اطلاعات بيشتر نيز وارد بحث شده و سوالاتي را مطرح كنند. بايد اعتماد كنيد كه مخاطبانتان حساب دو دوتا چهارتا سرشان مي شود.

برخي از افراد هستند كه مقوله تكبر و جذابيت را اشتباه مي گيرند. درحقيت بايد دانست كه تكبر نقطه مقابل جذابيت است. جذابيت حس رضايت ديگران را بر مي انگيزد، اما تكبر فقط مي خواهد حس رضايت فردي را برانگيزاند. تكبر افرادي را جذب مي كند كه در وجود خود ناامني هايي دارند، اما جذابيت توانايي جذب تمام افراد را دارد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۹:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۶- تمرين شوخ طبعي ، بذله گويي و حاضر جوابي

۲

چگونه فردي جالب و خوش مشرب باشيم

همه مي خواهند كه از نظر ديگران خوب و باحال باشند، اما اكثرا نمي توانند. اين كار هيچ رمز و رازي ندارد. فقط بايد بدانيد كه چطور باشيد و چطور رفتار كنيد. راه هاي مختلفي براي رسيدن به اين منظور وجود دارد.

در اينجا به چند نكته اشاره مي كنيم تا بدانيد كه چطور از نظر ديگران باحال جلوه كنيد. اين كارها را انجام دهيد و بعد خواهيد ديد كه چقدر دوستانتان علاقه مند به رفت و آمد با شما مي شوند.  

نامزدي خوب و خوشگل پيدا كنيد
يك نامزد خوب هميشه شما را پيش اطرافيان سربلند خواهد كرد و باعث مي شود كه از نظر ديگران فرد ارزشمندي جلوه كنيد. چرا؟ چون يك فرد خوب و زيبا حتماً دوستان زيادي دور و بر خود دارد، شما هم با آنها آشنا خواهيد شد. و دوستانتان حتماً بدشان نخواهد آمد كه با كسي رفت و آمد كنند كه افراد زيادي را مي شناسد.

 

زياد به دوستانتان زنگ نزنيد
سعي كنيد زياد دنبال دوستانتان نرفته و مدام به آنها تلفن نكنيد. حد مشخصي براي اين مسئله وجود ندارد، اما دقت كنيد هميشه كمتر از مقداري كه آنها به شما زنگ مي زنند به آنها زنگ بزنيد.

 

هميشه با قصد و منظور به دوستانتان تلفن كنيد
فقط براي حرف زدن به دوستانتان تلفن نكنيد. تلفن هايتان را كوتاه كنيد. فقط يكبار زنگ بزنيد. و اگر لازم بود برايش پيغام بگذاريد. اگر آنها با شما تماس نگرفتند، دوباره به آنها زنگ نزنيد مگر اينكه مسئله اي ضروري پيش آمده باشد. مثلاً اگر مي خواهيد شام بدهيد و دوست داريد كه آنها را هم دعوت كنيد، و آنها با شما تماس نگرفتند، مشكل خودشان است. شما نبايد دنبال آنها برويد.

 

خوب لباس بپوشيد
مردم دوست ندارند با آدم هاي بدتيپ و ژوليده رفت و آمد كنند. البته نمي گويم وقتي مي خواهيد با دوستانتان بيرون برويد كت و شلوار و اين چيزها تنتان كنيد، اما سعي كنيد هميشه مرتب و خوش پوش باشيد. يادتان باشد كه مردم معمولاً از روي قيافه و ظاهر در مورد افراد نظر مي دهند.


مطلع و آگاه باشيد
مردم دوست دارند با كسي رفت و آمد كنند كه بتوانند از او مطلبي ياد بگيرند. اما هول نشويد، اطلاعاتتان را زماني در اختيار آنها بگذاريد كه از شما سوال كنند. چون ممكن است فكر كنند قصد پز دادن داريد. و اين اصلاً خوب نيست.  

شوخ و بذله گو باشيد
نمي گويم كه دلقك باشيد. اما اگر طبع شوخ داريد، كمي از آن را به دوستانتان نشان دهيد. لازم نيست كه منبع سرگرمي و خنده شويد. تعادل را حفظ كنيد. و خواهشاً اگر مي خواهيد جوك تعريف كنيد، سعي كنيد كه حداقل آنرا بي مزه تعريف نكنيد كه مردم جاي خنديدن گريه كنند.  

افسرده  نباشيد
اگر حالتان خوب نيست، بهتر است كه در خانه بمانيد. چون مردم دوست دارند كه وقتي با دوستانشان بيرون مي روند به آنها خوش بگذرد. كسي دوست ندارد در آن زمان شما را مشاوره روانپزشكي كند. بله، مي توانيد به يكي از دوستان نزديكتان مشكلتان را در ميان بگذاريد، اما وقتي يك شب با دوستان بيرون رفته ايد سعي كنيد كه مشكل را فراموش كنيد.

 

اسرارآميز باشيد
اگر همه ي جزئيات زندگيتان را به دوستانتان بگوييد، ممكن است زياد جذب شما نشوند. هميشه چيزي را ناگفته نگاه داريد، و افراد هميشه علاقه مند به دانستن آن موضوع باقي مي مانند.

 

ضعف و ناتواني هايتان را به كسي نگوييد
هر كسي ضعف و ناتواني دارد، اما لازم نيست كه اين مسئله را به اطلاع همه برسانيد. اگر اين كار را بكنيد، آن ضعفتان را باعث شوخي و خنده ي اطرافيان مي كنيد. اگر نسبت به چيزي حساسيت داريد، با كسي آن را مطرح نكنيد و پيش خود نگاه داريد.

 

با افراد اجتماعي و باحال رفت و آمد كنيد
اگر بخواهيد هميشه افراد شكست خورده و به دردنخور را وارد اكيپ دوستانتان كنيد، خودتان هم خيلي زود جزء همان ها به حساب خواهيد آمد. و از طرف ديگر، اگر افراد اجتماعي و درست و حسابي را در اطراف خود داشته باشيد، مردم هم همان فكر را در رابطه با شما خواهند كرد.

افراد را به يكديگر معرفي كنيد
جزء آن افرادي باشيد كه گروه ها و اكيپ هاي مختلف را به هم معرفي مي كنند. اگر شما دو اكيپ دوست داريد، آنها را به هم معرفي كنيد. البته اگر فكر مي كنيد كه اين دو گروه به هم مي خورند. و از آنجا كه آنها فقط شما را مي شناسند، احتمالاً وقتي با هم روبه رو مي شوند در مورد شما صحبت خواهند كرد.  

هميشه دير بر سر قرار بياييد
زود رسيدن سر قرار دو اشكال دارد. يكي اينكه وقتي شما وارد مي شويد ديگران متوجه شما نخواهند شد. و ديگري اينكه دوستانتان تصور خواهند كرد كه شما جاي ديگري نداشته ايد كه برويد و فقط منتظر آمدن به آنجا بوده ايد. اما دقت كنيد كه خيلي دير هم نرسيد.

 

به حرفهايتان عمل كنيد
عمل كردن به حرفها و قول هايتان به ديگران ثابت مي كند كه فرد قابل اعتمادي هستيد و مي توان رويتان حساب كرد. اما عمل نكردن به حرفهايتان، نه تنها شهرتتان را لكه دار مي كند بلكه باعث مي شود چند تا از دوستانتان را هم از دست بدهيد.  

آخرين نفري نباشيد كه مجلس را ترك مي كند
اگر شما آخرين نفري باشيد كه جمع را ترك كند، نشان مي دهد كه شما مزاحم بوده ايد. اگر بخواهيد بيش از حد بمانيد احتمالاً شانس دعوت شدن در آينده را از دست خواهيد داد.

 

براي بيرون رفتن برنامه ريزي كنيد
هر چند وقت يكبار (دوسال يكبار كافي است) برنامه ريزي كنيد و ديگران را جايي دعوت كنيد. همه چيز را مرتب كرده و بعد همه را دعوت كنيد.  

تحت هيچ شرايطي خونسرديتان را از دست ندهيد
كسي دوست ندارد كه با كسي بيرون برود كه سريعاً عصباني شده و كنترل خود را از دست مي دهد. اتفاقات بد ممكن است بيفتد و شما هم بايد واكنش نشان دهيد. اما لازم نيست كه كنترل اعصابتان را از دست بدهيد. هميشه خونسردي خود را حفظ كنيد.


باحال باشيد
ــــــــــــــــــــ
رعايت همه ي اين نكات باعث مي شود كه در جمع دوستان به عنوان فردي باحال و خوش مشرب شناخته شويد. اما لازم نيست كه براي اين كار خيلي تلاش كنيد. بگذاريد همه چيز عادي پيش برود.

http://www.mardoman.net/life/coo/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.