مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4798
دیروز : 40915
افراد آنلاین : 45
همه : 4414547

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۶- تمرين شوخ طبعي ، بذله گويي و حاضر جوابي

۴

ماهيت شوخ طبعي از ديدگاه خانمها و آقايان


 اگر از خانم ها و آقايون سوال كنيد كه چه خصوصيتي در همسرشان وجود دارد كه بيش از هر چيز برايشان جالب و جذاب است مطمئن باشيد كه هر دو جنسيت، شوخ طبعي را در ابتداي ليست خود قرار خواهند داد. اين واژه آنقدر مورد استفاده قرار گرفته كه در زبان انگليسي سرواژه اي به صورت (GSOH) نيز براي آن ساخته اند.


هم خانم ها و هم آقايون هر دو به يك ميزان به دنبال يافتن حس شوخ طبعي در شريك زندگي خود هستند. به هر حال كاملاً طبيعي است كه هر كس به دنبال همسري باشد كه خوش مشرب، جذاب و خوشمزه باشد.


مي توان گفت كه اين روزها شوخ طبعي به شكل مقوله اي در آمده كه در ميان عامه ي مردم رواج زيادي پيدا كرده. لازم به ذكر است پژوهشگراني كه در مورد شوخ طبعي تحقيق و بررسي مي نمايند سال هاست كه متوجه اختلافاتي در مورد مفهوم و كاربرد حس شوخ طبعي در ميان خانم ها و آقايون شده اند. به اين معنا كه خانم ها علاقه دارند با مردي ازوداج كنند كه با مزه باشد، و برايشان جك هاي خنده دار تعريف كند؛ اين در حالي است كه آقايون تمايل دارند با خانم هايي ازدواج كنند كه به جك هاي مضحك و مسخره ي آنها بخندند.


بر اساس اظهارات اريك برسلر روانشناس دانشگاه مك مستر در كانادا تعريف خانم ها و آقايون از حس شوخ طبعي به يك معنا نيست. او در تحقيقاتش كه در جلد بعدي ماهنامه ي تكامل و سلوك انساني به چاپ خواهد رسيد، تعداد بسيار زيادي از خانم ها و آقايون را مورد پرسش قرار داده است. اين افراد پاسخ هاي جالبي به سوال هاي پژوهشگران داده اند. برسلر و تيمش به اين نتيجه دست پيدا كرده اند كه خانم ها بيشتر به دنبال مردي هستند كه "توليد كننده" ي شوخي باشد و آقايون نيز بيشتر به خانم هايي گرايش دارند كه با روي باز از شوخي آنها "استقبال" كنند.


جفري مولر روانشناس در رشد تكاملي انسان در دانشگاه نيو مكزيكو و نويسنده كتاب "ذهنيت همسريابي" معتقد است كه اين نوع تقسيم مفهومي شوخي در ميان جنسيت ها كاملاً قابل درك و پيش بيني است. خانم ها انتخابگر تر از آقايون هستند و به اين دليل كه آنها مردهاي شوخ طبع را ترجيح مي دهند، آقايون خود به خود آموزش مي بينند كه حس شوخ طبعي خود را زنده نگه داشته و خودشان را با مزه جلوه دهند تا به اين ترتيب هم بر روي خانم ها تاثير گذار واقع بشوند و هم مردهاي ديگر را از ميدان به در كنند.


جان موريل پروفسور كالج ويليام و ماري در ويرجينا كه به مدت 25 سال است كه بر روي شوخ طبعي مطالعه و تحقيق مي كند، معتقد است كه : "آقايون خيلي راحت با گذاشتن القاب و نام هاي مستعار بر روي مردهاي ديگر آنها دست انداخته و به آنها طعنه مي زنند." اين در حالي است كه خانم ها يك چنين كاري را انجام نمي دهند و كمتر اتفاق مي افتد خانم ها را ببينيد كه براي يكديگر جك بسازند و يا شوخي هايي كنند كه به شخصيت طرف مقابل توهين شده باشد.


يكي از تفاوت هاي اصلي اين است كه آقايون اغلب از شوخي استفاده مي كنند تا به نوعي با هم جنس هاي خود رقابت كرده و حس برتري خود را به آنها بقبولانند. اين در حالي است خانم ها از شوخي و خنده صرفاً به عنوان عاملي براي عميق تر شدن پيوندهاي عاطفي استفاده مي كنند. تحقيقات گوياي اين مطلب هستند كه آقايون زمانيكه در كنار يك خانم هستند با دوستان پسر خود شروع مي كنند به شوخي و خنده.


تطميع حس شوخ طبعي براي آقايون آنقدر مهم است كه يك لبخند از طرف جنس مونث مي تواند به عنوان تثبيت كننده ي علاقه ي جنسي در ذهن آنها است. مجموعه تحقيقات يك پژوهشكده ي آلماني نيز گوياي اين مطلب است كه زمانيكه يك خانم و آقاي غريبه به هم مي رسند و شروع مي كنند به يك گفتگوي عادي، ميزان خنده هاي خانم در طول بحث به عنوان عاملي محسوب مي شود كه ميزان علاقه ي او به طرف مقابل را تعيين مي كند، و نشان مي دهد كه او تا چه حد جذب آقا شده. همچنين همين ميزان خنده هاي خانم است كه آقا بر اساس آن تصميم مي گيرد كه دفعه ي آينده باز هم او را ملاقات كند يا خير. از سوي ديگر ميزان خنده هاي آقا هيچ ارتباطي به ميزان علاقه ي او به خانم ندارد.


برسلر مي گويد كه تحقيقاتش همچنين گوياي اين مطلب نيز هستند كه شوخي به احتمال زياد بخاطر انتخاب جنسي صورت مي پذيرد چراكه در روابط رمانتيك خنده و شوخي بسيار مطلوب جلوه مي كند. شايد خانم ها به حس شوخ طبعي دوستانشان بي اهميت باشند حال چه دختر و چه پسر، اما تمايل دارند كه همسرشان از اين حس برخوردار باشد.


دان نيلسون پروفسور زبان شناسي دانشگاه آريزنا امريكا مي گويد خانمي كه حس شوخ طبعي آقا را به مسخره مي گيرد، اين كار او براي آقا مايوس كننده و دلسر كننده به حساب مي آيد. بسياري از آقايون در اين حال احساس تهديد زيادي را از سوي طرف مقابل دريافت مي كنند. همچنين آقايون خانم هايي كه بيش از اندازه شوخي مي كنند را نيز به عنوان تهديد براي خود محسوب مي كنند، به اين معنا كه اين احتمال را مي دهند روزي خودشان هدف زبان تيز و تند خانم قرار بگيرند. او مي گويد: "من احساس مي كنم كه هر مردي در دنيا عاشق شوخ طبعي و خوشمزگي است."


نيلسون مي گويد مردهاي مضحك و با مزه خيلي جذاب هستند چراكه داراي خلاقيت بسيار بالايي مي باشند، آنها حتي قابليت ديدن اشياء موجود در درون يك جعبه بسته را نيز دارند. آنها همچنين داراي "ديد مضاعف" هستند. او مي گويد آنها توانايي درك نقطه نظرات متفاوت طرف مقابل را نيز دارند. او مي گويد هر دوي اين خصيصه هاي اخلاقي مورد پذيرش خانم ها هستند.


البته خود نيلسون هم براي شوخ طبعي حد و اندازه خاصي قائل مي شود. در حقيقت اينطور هم نيست كه آقايون بگويند ما به هيچ وجه دلمان نمي خواهد همسرمان شوخي كند. از اين گذشته مردهايي كه اين حس را مي ستايند، اغلب نسبت به ساير مردها مطمئن تر، بالغ تر، و آگاه تر هستند. آنها ارزش و اعتبار بالايي به همسرشان مي دهند و از اين بابت هيچ ترس و تهديدي را نيز متوجه خودشان نمي بينند.


البته خانم هايي كه به دنبال مردهايي هستند كه موافق حس شوخ طبعي آنها بوده و ازآن استقبال كنند، داراي عزت نفس بالاتري هستند و براي شخصيت خود ارزش بالاتري قائل هستند.


اكثريت قريب به اتفاق پژوهشگران خانواده و ازدواج نيز موافق آراء فوق الذكر هستند.


جان گاتمن يكي از موسسين موسسه ازدواج و خانواده در سياتل امريكا و كارشناس روابط زناشويي به اين نتيجه رسيده است كه زمانيكه شوخي و خنده به عنوان عامل از بين برنده ي تنش ها و تعارض ها به كار برده مي شود، زندگي ها دوام بيشتري پيدا مي كنند. مطالعات جامع ديگر نيز حاكي از اين مطلب هستند كه افرادي كه با همسران خود خنده و شوخي مي كنند و به طور روزانه موجبات خنده و شادي يكديگر را فراهم مي آورند، زندگي خيلي خوشحال تري را دنبال خواهند كرد.


جنبه سرزنده، شوخ، و فكاهي مغز قابل تقدير است حتي اگر زوجين در مورد چيزي كه عامل خنده است با هم موافق نباشند.

http://www.mardoman.net/?sn=articles&pt=full&id=413


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۹:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]
 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۶- تمرين شوخ طبعي ، بذله گويي و حاضر جوابي

۳

چگونه جذاب و مورد توجه باشيم؟


 فريبندگي يعني اينكه بتوانيد ديگران را به سوي خود جذب كنيد. اين خصلت اخلاقي به مرور زمان بدست مي آيد، از آنجايي هر يك از افراد در زمان تولد با ميزان مختلفي جذابيت پا به اين دنيا مي گذارند مي توان گفت كه درصد بسيار زيادي از جذابيت اكتسابي است و با كمي تمرين به راحتي قابل دسترسي خواهد بود. مانند رقصيدن هر چه بيشتر تلاش كنيد، موفق تر خواهيد بود. تلاش و توجه تمام و كمال به نيازها و خواست هاي ديگران مي تواند به شما اين اطمينان را بدهد كه به چهره يك فرد جذاب تبديل شده ايد.


مراحل


1- طرز ايستادن خود را تصحيح كنيد. اگر شرايط بدني شما در حد مطلوب قرار داشته باشد، گوياي اين مطلب است كه يك فرد با اعتماد به نفس بالا هستيد، حتي اگر از درونتان هم يك چنين احساسي نداشته باشيد. در زمان راه رفتن بايد محكم و ثابت قدم برداريد. كمرتان كاملاً صاف باشد، و شانه ها به سمت عقب گرايش داشته باشند. شايد در ابتدا زمانيكه يك چنين وضعيتي را تمرين مي كنيد برايتان قدري عجيب و دشوار باشد، اما پس از سپري شدن چند روز به آن عادت پيدا مي كنيد.


2- ماهيچه هاي صورت را رها كنيد. سعي كنيد ماهيچه هاي صورتتان را رها كنيد تا صورت، حالت طبيعي و دلپذير خود را داشته باشد. با اين چهره مي توانيد رو به دنيا كنيد و به همگان بگوييد كه از هيچ چيز نمي هراسيد.

 

 


3- ارتباط برقرار كنيد. هنگاميكه با فرد ديگري روبرو مي شويد، با چشم هاي خود با او ارتباط برقر كنيد، سرتان را به نشانه تائيد تكان دهيد، لبخند بزنيد و شادي خود را به او انتقال دهيد. اصلاً نگران عكس العمل فرد مقابل نباشيد و البته در عين حال بايد به ياد داشته باشيد كه در اين كار زياده روي نكنيد.


4- نام افراد را به خاطر بسپاريد. زمانيكه براي اولين بار كسي را ملاقات مي كنيد سعي كنيد كه نام او را به خاطر بسپاريد.  اين كار براي خيلي از افراد دشوار است. زمانيكه نامشان را مي گويند، آنرا چندين مرتبه با خود تكرار كنيد تا نامشان در ذهنتان باقي بماند و سپس نام خود را نيز به آنها بگوييد؛ به عنوان مثال سلام "سارا" من "ماني" هستم. زماني هم كه با آنها خداحافظي مي كنيد، باز هم سعي كنيد چند مرتبه ديگر نام آنها را تكرار كنيد تا به طور كامل در ذهنتان باقي بمانند. هر چقدر بيشتر نام آنها را تكرار كنيد، بيشتر به يادتان مي ماند و طرف مقابل هم احساس مي كند كه او را بيشتر دوست مي داريد و احتمال اين امر كه با شما بيشتر گرم بگيرد افزايش پيدا مي كند.


5- به ديگران علاقمند باشيد. اگر شما يكي از آشناهاي قديمي را ملاقات كرديد به عنوان مثال يك همكار، همكلاسي، دوست يكي از دوستان و ... در مورد خانواده و علاقمندي هاي جديد آنها سوالاتي مطرح كنيد. اسم افراد نزديك به آنها را بپرسيد و نام آنها را به خاطر بسپاريد. مطرح كردن يك چنين مسائلي، موضوعات جديدي براي صحبت كردن در اختيار شما قرار مي دهد و آنوقت مجبور نيستيد كه تنها در مورد كار و كلاس هاي درسي با هم صحبت كنيد. مي توانيد تا حدودي در مورد خودتان نيز صحبت كنيد. در تمام طول بحث خودتان را علاقمند نشان دهيد و نشان دهيد كه تمايل داريد به گفتگوي خود با او ادامه دهيد.


6- گفتگو در مورد موضوعات مناسب. بايد در مورد موضوعاتي صحبت كنيد كه طرف مقابل به آنها علاقه دارد، حتي اگر خودتان هم علاقه شديد به آنها نداشتيد، بازهم اين كار را ادامه دهيد. به عنوان مثال اگر در يك جمع ورزشي قرار گرفتيد، در مورد بازي ديشب يا گل كردن تيمي كه به تازگي وارد ليگ شده صحبت كنيد. اگر با كساني هستيد كه به سرگرمي هاي مختلفي علاقمند هستند، مي توانيد در مورد سرگرمي هاي مورد علاقه آنها از جمله ماهيگيري، بافتني، كوهنوردي، و سينما صحبت كنيد.

هيچ كس از شما انتظار ندارد كه در تمام زمينه ها يك متخصص باشيد، بايد به آنها بگوييد كه فقط به دليل علايق شخصي است كه تمايل داريد در مورد موضوعات مختلف با ديگران به بحث و گفتگو بنشينيد. ذهن خود را باز كنيد، اجازه دهيد تا ديگران توضيحات لازم در مورد موضوعات مختلف را براي شما بازگو كنند. روراست باشيد و به آنها بگوييد كه دانشتان در مورد برخي چيزها محدود است و بدتان نمي آيد كه چيزهاي بيشتري در مورد آن مبحث ياد بگيريد.


7- به جاي غيبت كردن ديگران را تكريم كنيد. اگر در جمعي در حال صحبت كردن هستيد كه همه افراد به نحوي در مورد يك شخص بخصوص در حال غيبت كردن هستند، بد نيست شما چيزي در مورد آن بگوييد كه دوست مي داريد. گفتن چيزهايي كه در ديگران دوست مي داريد مي تواند 100% شما را تبديل به يك فرد جذاب كند. در عين حال با اين كار مي توانيد حس اعتماد ديگران را نيز به خود جلب كنيد. همه اطرافيان به اين نتيجه مي رسند كه شما هيچ وقت ايده ي بدي نسبت به ديگران نداريد. همه به اين نتيجه مي رسند كه آبرويشان در دست شما محفوظ خواهد بود.


8- دروغ نگوييد. شايد به دلايلي دروغ بگوييد اما مدارك و شواهدي وجود دارد كه بر خلاف گفته هاي شماست.  اگر به مريم بگوييد كه عاطفه را دوست داريد و به نسيم بگوييد كه عاطفه را دوست نداريد، مطمئن باشيد كه مريم و نسيم با هم صحبت مي كنند، حرف هاي شما را با هم در ميان مي گذارند، و با اين كار اعتبارتان را نزد آنها از دست خواهيد داد، و از آن به بعد هم ديگر هيچ كس حرف هاي شما را باور نخواهد كرد.


9- با صداقت از ديگران تعريف و تمجيد كنيد. اين كار خصوصاً در ارتقاي عزت نفس ديگران نقش مهمي را بازي ميكند. چيزهايي كه خوشتان مي آيد را انتخاب كنيد و در هر شرايطي به آنها اشاره داشته باشيد. اگر از كاري و يا از كسي خوشتان مي آيد راهي براي بيان آن پيدا كنيد و فوراً به آن اشاره كنيد. اگر براي انجام اين كار بيش از اندازه صبر كنيد، ممكن است حرف هاي شما قدري رياكارانه جلوه كنند. زمانيكه احساس مي كنيد با تشويق هاي خود مي توانيد زمينه پيشرفت را براي آنها فراهم آوريد، حتماً اين كار را انجام دهيد و از آنها تعريف كنيد. اگر احساس ميكنيد كه چيزي در مورد فردي تغيير پيدا كرده است (به عنوان مثال مدل مو، طرز لباس پوشيدن و .. به آن توجه كنيد و چيزي را كه در مورد آن خوشتان آمده، به زبان بياوريد. اگر مستقيماً سوالي مي پرسيد، با خوشرويي آنرا بيان كنيد و سپس سوال خود را با يك تعريف بجا به پايان برسانيد.


10- در پذيرش تعريف و تمجيد مهربان باشيد. اين فكر را كه برخي از تعريف و تمجيد ها هدف خاصي را در پس خود دارند را از ذهن بيرون كنيد. در قبول هر نوع تعريف و تمجيدي پرحرارت و علاقمند ظاهر شويد. خيلي بيشتر از گفتن يك "خيلي ممنون" ساده پيش برويد و آنرا با جملاتي نظير: "خوشحالم كه خوشت آمده" و يا "خيلي مهرباني كه به اين مورد اشاره كردي" همراه كنيد. اين عبارات خودشان مي توانند به عنوان نوعي تعرف و تمجيد در جواب تعريف هاي فرد مقابل به شمار روند. در عين حال بايد دقت داشته باشيد كه برداشت بدي از تعريف هاي ديگران نكنيد. به عنوان مثال اگر كسي به قصد تعريف از شما گفت: "نميداني چقدر دلم مي خواست كه من هم به اندازه تو ... بودم" شما نبايد در جواب او بگوييد من اصلاً هم يك چنين خصوصيتي را نداشته و ندارم و احساس مي كنم كه برداشت تو در اين مورد غلط بوده و قضاوت نادرستي داشتي."


11- تن صداي خود را كنترل كنيد. يكي از نكات ضروري كه بايد همواره به خاطر داشته باشيد، ماهيت صحبت كردن است. برخي از افراد هستند كه در درون خود احساس ناامني مي كنند و به راحتي نمي توانند تعريف و تشكر ديگران را پذيرا شوند. در مورد يك چنين افرادي بيشتر بايد دقت كنيد و روان و سليس با آنها صحبت كنيد. اگر تمايل داشتيد به آنها بگوييد كه "امروز زيبا شده ايد" تن صدايتان بايد همانطوري باشد كه مي گوييد: "امرور روز زيبايي است." هر گونه تغيير در تن صدا و نحوه بيان كردن آن، اين شك را در آنها بوجود مي آورد كه گفته هاي شما از سر صدق و درستي نيست. مي توانيد براي تمرين، صداي خود را روي نوار ضبط كنيد و چند مرتبه آنرا گوش كنيد تا متوجه هر گونه تغييري بشويد. از خودتان سوال كنيد كه صداي شما نشان مي دهد كه از روي صداقت صحبت مي كنيد؟ تا زماينكه به يك عبارت خالصانه و صادقانه نرسيده ايد، به ظبط كردن صداي خود ادامه دهيد.


چند نكته


هميشه خونسرد باقي بمانيد. قصد شما خوشحال كردن ديگران است و نبايد به اين موضوع فكر كنيد كه ممكن است آنها در قبال شما چه واكنشي نشان داده و چه خيال بافي هايي در ذهن خود انجام دهند. اگر اين كار را انجام دهيد، آنوقت تمام تاثير اين كار بر روي صورت شما نمايان خواهد شد، و تبديل به فردي مي شويد كه فقط در پي راضي كردن اطرافيانش است. كسي كه نيازهاي شخصي اش را زير پا مي گذارد تا ديگران دوستش بدارند. بايد هميشه به خاطر داشته باشيد كه مردم آنقدر كارهاي متنوع دارند كه نمي توانند كه همواره به شما فكر كنند. بيشتر اوقات در مورد خودشان و كارهايي كه بايد انجام دهند، فكر مي كنند.

ميزان جذابيتي كه مي توانيد بدست آوريد، به ميزان خلاقيت شما در تحسين كردن ديگران بستگي دارد. تعريف ها و تحسين هاي خود را با لحني قاطع اما در عين حال شاعرانه بيان كنيد. هيچ اشكالي ندارد كه چند قطعه از قبل آماده شده را در ذهن داشته باشيد تا در زمان تحسين كردن از فردي بيان كنيد، اما افراد جذاب كساني هستند كه بتوانند در همان لحظه چيزي را ابداع كنند و نوآوري به خرج دهند. اگر ذهن شما خلاقيت داشته باشد و دائماً ابداع و نوآوري كنيد، ديگر نگران تكرار مكررات هم نخواهيد شد.

گاهي اوقات مجبور مي شويد عقايدي را بيان كنيد كه شايد كمتر اتفاق مي افتد ديگران نظر مثبتي نسبت به آن داشته باشند. در چنين شرايطي مي توانيد اين كار را با قدري شوخي بياميزيد. شوخي و خنده مانند قاشق پر از شكري هستند كه به بيمار كمك مي كنند دارو را راحت تر فرو ببرد.

همدلي يكي از ملزومات بي چون و چراي جذابيت است. بايد بدانيد كه چه چيزهاي اطرافيانتان را خوشحال ميكنند و چه مواردي موجبات ناراحتي آنها را فراهم مي آورند، آنوقت مي توانيد بهترين انتخاب را در مورد آنها داشته باشيد.

اگر احساس مي كنيد كه به يكباره نمي توانيد عضلات صورت خود را رها كنيد، مي توانيد اين كار را از شانه هاي خود شروع كنيد، اگر از جاي اصلي خود بالاتر آمده باشند، نشان دهنده اين مطلب هستند كه شما قدري عصبي هستيد. آنها را به سر جاي خودشدان بازگردانيد، ژست عمومي بدن خود را تصحيح كنيد، نفس عميقي بكشيد و لبخند بزنيد.

هشدار


از بحث و جدل بپرهيزيد. حتي اگر نيمي از افراد با شما مواق باشند، باز هم شما نمي توانيد جذابيت 100% پيدا كنيد. چيزهايي كه بر زبان مي آوريد بايد براي تمام افراد خوشايند باشند. زماني كه احساس كرديد دلتان مي خواهد در يك بحث شركت كنيد، از خودتان بپرسيد كه: "آيا واقعاً لازم است كه در همين لحظه، نظر خودم را مطرح كنم؟" اگر احساس مي كنيد كه هيچ گونه الزامي در اين كار وجود ندارد، بنابراين قدري بذله گويي كنيد و مطرح كردن نظر خود را بگذاريد براي يك وقت ديگر.

هيچ گاه به جوك هايي كه خودتان تعريف مي كنيد، نخنديد. اين كار سيماي قشنگي ندارد. مي توانيد لبخند بزنيد؛ همين كفايت مي كند، اصلاً هم ناراحت نشويد اگر هيچ كس به آن نخنديد. گاهي اوقات افراد متوجه جوك نمي شوند. اين امر بايد براي خود آنها ناراحت كننده باشد كه متوجه منظور شما نشده اند. هدف شما صرفاً خوشحال كردن آنها بوده است.


هيچ گاه در مورد مسائل مختلف توضيح بيش از اندازه ندهيد چون صرفاً ارزش گفته هاي خود را از بين مي بريد. اين كار نشان دهنده اين مطلب است كه شما از اعتماد به نفس پاييني برخوردار هستيد و به سختي مي توانيد باور كنيد كه ديگران حرف هاي شما را متوجه شده اند. همچنين ممكن است اين سوء تفاهم را نيز ايجاد كند كه شما به مخاطبان خود اعتماد نداريد و تصور مي كنيد كه آنها متوجه منظورتان نمي شوند و خودتان قصد داريد به جاي آنها تصميم بگيريد. زمانيكه نكات غير ضروري را از گفته هاي خود حذف مي كنيد، مردم با اشتياق بيشتر به حرف هاي شما گوش مي دهند. با اين كار ممكن است كه براي كسب اطلاعات بيشتر نيز وارد بحث شده و سوالاتي را مطرح كنند. بايد اعتماد كنيد كه مخاطبانتان حساب دو دوتا چهارتا سرشان مي شود.

برخي از افراد هستند كه مقوله تكبر و جذابيت را اشتباه مي گيرند. درحقيت بايد دانست كه تكبر نقطه مقابل جذابيت است. جذابيت حس رضايت ديگران را بر مي انگيزد، اما تكبر فقط مي خواهد حس رضايت فردي را برانگيزاند. تكبر افرادي را جذب مي كند كه در وجود خود ناامني هايي دارند، اما جذابيت توانايي جذب تمام افراد را دارد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۹:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۶- تمرين شوخ طبعي ، بذله گويي و حاضر جوابي

۲

چگونه فردي جالب و خوش مشرب باشيم

همه مي خواهند كه از نظر ديگران خوب و باحال باشند، اما اكثرا نمي توانند. اين كار هيچ رمز و رازي ندارد. فقط بايد بدانيد كه چطور باشيد و چطور رفتار كنيد. راه هاي مختلفي براي رسيدن به اين منظور وجود دارد.

در اينجا به چند نكته اشاره مي كنيم تا بدانيد كه چطور از نظر ديگران باحال جلوه كنيد. اين كارها را انجام دهيد و بعد خواهيد ديد كه چقدر دوستانتان علاقه مند به رفت و آمد با شما مي شوند.  

نامزدي خوب و خوشگل پيدا كنيد
يك نامزد خوب هميشه شما را پيش اطرافيان سربلند خواهد كرد و باعث مي شود كه از نظر ديگران فرد ارزشمندي جلوه كنيد. چرا؟ چون يك فرد خوب و زيبا حتماً دوستان زيادي دور و بر خود دارد، شما هم با آنها آشنا خواهيد شد. و دوستانتان حتماً بدشان نخواهد آمد كه با كسي رفت و آمد كنند كه افراد زيادي را مي شناسد.

 

زياد به دوستانتان زنگ نزنيد
سعي كنيد زياد دنبال دوستانتان نرفته و مدام به آنها تلفن نكنيد. حد مشخصي براي اين مسئله وجود ندارد، اما دقت كنيد هميشه كمتر از مقداري كه آنها به شما زنگ مي زنند به آنها زنگ بزنيد.

 

هميشه با قصد و منظور به دوستانتان تلفن كنيد
فقط براي حرف زدن به دوستانتان تلفن نكنيد. تلفن هايتان را كوتاه كنيد. فقط يكبار زنگ بزنيد. و اگر لازم بود برايش پيغام بگذاريد. اگر آنها با شما تماس نگرفتند، دوباره به آنها زنگ نزنيد مگر اينكه مسئله اي ضروري پيش آمده باشد. مثلاً اگر مي خواهيد شام بدهيد و دوست داريد كه آنها را هم دعوت كنيد، و آنها با شما تماس نگرفتند، مشكل خودشان است. شما نبايد دنبال آنها برويد.

 

خوب لباس بپوشيد
مردم دوست ندارند با آدم هاي بدتيپ و ژوليده رفت و آمد كنند. البته نمي گويم وقتي مي خواهيد با دوستانتان بيرون برويد كت و شلوار و اين چيزها تنتان كنيد، اما سعي كنيد هميشه مرتب و خوش پوش باشيد. يادتان باشد كه مردم معمولاً از روي قيافه و ظاهر در مورد افراد نظر مي دهند.


مطلع و آگاه باشيد
مردم دوست دارند با كسي رفت و آمد كنند كه بتوانند از او مطلبي ياد بگيرند. اما هول نشويد، اطلاعاتتان را زماني در اختيار آنها بگذاريد كه از شما سوال كنند. چون ممكن است فكر كنند قصد پز دادن داريد. و اين اصلاً خوب نيست.  

شوخ و بذله گو باشيد
نمي گويم كه دلقك باشيد. اما اگر طبع شوخ داريد، كمي از آن را به دوستانتان نشان دهيد. لازم نيست كه منبع سرگرمي و خنده شويد. تعادل را حفظ كنيد. و خواهشاً اگر مي خواهيد جوك تعريف كنيد، سعي كنيد كه حداقل آنرا بي مزه تعريف نكنيد كه مردم جاي خنديدن گريه كنند.  

افسرده  نباشيد
اگر حالتان خوب نيست، بهتر است كه در خانه بمانيد. چون مردم دوست دارند كه وقتي با دوستانشان بيرون مي روند به آنها خوش بگذرد. كسي دوست ندارد در آن زمان شما را مشاوره روانپزشكي كند. بله، مي توانيد به يكي از دوستان نزديكتان مشكلتان را در ميان بگذاريد، اما وقتي يك شب با دوستان بيرون رفته ايد سعي كنيد كه مشكل را فراموش كنيد.

 

اسرارآميز باشيد
اگر همه ي جزئيات زندگيتان را به دوستانتان بگوييد، ممكن است زياد جذب شما نشوند. هميشه چيزي را ناگفته نگاه داريد، و افراد هميشه علاقه مند به دانستن آن موضوع باقي مي مانند.

 

ضعف و ناتواني هايتان را به كسي نگوييد
هر كسي ضعف و ناتواني دارد، اما لازم نيست كه اين مسئله را به اطلاع همه برسانيد. اگر اين كار را بكنيد، آن ضعفتان را باعث شوخي و خنده ي اطرافيان مي كنيد. اگر نسبت به چيزي حساسيت داريد، با كسي آن را مطرح نكنيد و پيش خود نگاه داريد.

 

با افراد اجتماعي و باحال رفت و آمد كنيد
اگر بخواهيد هميشه افراد شكست خورده و به دردنخور را وارد اكيپ دوستانتان كنيد، خودتان هم خيلي زود جزء همان ها به حساب خواهيد آمد. و از طرف ديگر، اگر افراد اجتماعي و درست و حسابي را در اطراف خود داشته باشيد، مردم هم همان فكر را در رابطه با شما خواهند كرد.

افراد را به يكديگر معرفي كنيد
جزء آن افرادي باشيد كه گروه ها و اكيپ هاي مختلف را به هم معرفي مي كنند. اگر شما دو اكيپ دوست داريد، آنها را به هم معرفي كنيد. البته اگر فكر مي كنيد كه اين دو گروه به هم مي خورند. و از آنجا كه آنها فقط شما را مي شناسند، احتمالاً وقتي با هم روبه رو مي شوند در مورد شما صحبت خواهند كرد.  

هميشه دير بر سر قرار بياييد
زود رسيدن سر قرار دو اشكال دارد. يكي اينكه وقتي شما وارد مي شويد ديگران متوجه شما نخواهند شد. و ديگري اينكه دوستانتان تصور خواهند كرد كه شما جاي ديگري نداشته ايد كه برويد و فقط منتظر آمدن به آنجا بوده ايد. اما دقت كنيد كه خيلي دير هم نرسيد.

 

به حرفهايتان عمل كنيد
عمل كردن به حرفها و قول هايتان به ديگران ثابت مي كند كه فرد قابل اعتمادي هستيد و مي توان رويتان حساب كرد. اما عمل نكردن به حرفهايتان، نه تنها شهرتتان را لكه دار مي كند بلكه باعث مي شود چند تا از دوستانتان را هم از دست بدهيد.  

آخرين نفري نباشيد كه مجلس را ترك مي كند
اگر شما آخرين نفري باشيد كه جمع را ترك كند، نشان مي دهد كه شما مزاحم بوده ايد. اگر بخواهيد بيش از حد بمانيد احتمالاً شانس دعوت شدن در آينده را از دست خواهيد داد.

 

براي بيرون رفتن برنامه ريزي كنيد
هر چند وقت يكبار (دوسال يكبار كافي است) برنامه ريزي كنيد و ديگران را جايي دعوت كنيد. همه چيز را مرتب كرده و بعد همه را دعوت كنيد.  

تحت هيچ شرايطي خونسرديتان را از دست ندهيد
كسي دوست ندارد كه با كسي بيرون برود كه سريعاً عصباني شده و كنترل خود را از دست مي دهد. اتفاقات بد ممكن است بيفتد و شما هم بايد واكنش نشان دهيد. اما لازم نيست كه كنترل اعصابتان را از دست بدهيد. هميشه خونسردي خود را حفظ كنيد.


باحال باشيد
ــــــــــــــــــــ
رعايت همه ي اين نكات باعث مي شود كه در جمع دوستان به عنوان فردي باحال و خوش مشرب شناخته شويد. اما لازم نيست كه براي اين كار خيلي تلاش كنيد. بگذاريد همه چيز عادي پيش برود.

http://www.mardoman.net/life/coo/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۶-  تمرين شوخ طبعي ، بذله گويي و حاضر جوابي

۱

شوخ طبعي در افراد

در اين جامعه ي شلوغ و ماشيني، يكي از خصوصيات ارزشمند، سرحالي و شوخ طبعي موجود در بعضي افراد است. در برخورد اول با فردي با روحيه و شوخ طبع، با خود مي گوييم، خوش به حال او، وي هميشه آدم شاد و سالميست و همواره از اعتماد به نفس بالايي در يك جمع برخوردار است.

البته لازم به ذكر است كه "رود مارتين" روانشناسي كه در اين زمينه مطالعاتي داشته است، چنين معتقد است كه يونانيان قديم همواره بر اين باور بودند كه آدم هاي بذله گو در نهايت، كساني هستند كه حدود خود را در برخي موارد رعايت نمي كنند و به حريم خصوصي افراد دخالت مي كنند. اينكه يك انسان همواره در حال گفتن لطيفه و خنده هاي مضحك باشد، نه تنها نشانه برتري او نيست، بلكه در حد افراطي آن، يك نوع بي شخصيتي نيز محسوب مي شود.

از نظر وي، بذله گويي مثل شمشيري است كه دو لبه دارد، يك لبه ي آن باعث ايجاد و تداوم روابط اجتماعي بهتر مي شود و لبه ي ديگر آن موجب تباهي، از دست دادن جلوه ي اجتماعي و در برخي مواقع نيز موجب تيره ساختن روابط وي با ديگران است.

مارتين معتقد است: "نحوه ي اجراي شوخ طبعي، مثل فن بيان است كه چگونگي بكارگيري آن و نتايج حاصله موثر از آن، بسيار مهم است" . همواره ما از حس شوخ طبعي خود براي جذب افراد و تقويت روابط اجتماعي بهره مي بريم، امّا از طرفي با اجراي غلط و افراطي آن موجب طرد از جانب ديگران مي شويم. بطور مثال، كارمندان بي گناهي كه همواره با مزاح و بذله گويي هاي بي مورد برخي از مديران و منشيان آنها، مورد تمسخر قرار ميگيرند! خوب، اين اصلاً چيز خوشايندي نيست.

حتي در بعضي اوقات، افرادي هستند كه در يك جمع با تعريفات چابلوسانه و بذله گويي هاي بي مورد در مورد نفري ديگر، سعي در لاپوشاني عيبهاي شخصيتي و اجتماعي خود و تخليه ي عقده هاي دروني خود را دارند.

بذله گويي به قصد تحقير

برخي از افراد، صرفاً از اين حربه جهت تحقير، تمسخر و دست انداختن ديگران استفاده مي كنند. اين افراد با سياستي خاص هدف خود را پياده مي كنند، آنان با گفتن مسائل زندگي خصوصي ديگري كه در جمع حضور ندارد با لحني تمسخر آميز و در مقابل سرگرم كردن افراد جمع، باعث بد جلوه دادن شخصيت آن فرد مي شوند.

و وقتي بعدها با اعتراض آن فرد روبرو مي شوند، تنها با خنده و حالتي دفاعي، سعي در شوخي گرفتن قضيه مي كنند، از نظر روانشناسي، اين نوع شوخ طبعي ها اثرات مخربي را در روحيه ي افراد ديگر به جا مي گذارد و در نهايت بيشتر مردم از اين افراد به هر نحوي كه شده فراري هستند.

شوخ طبعي مفيد

افرادي كه از اين صفت برتر، بطور صحيح ومفيد بكار مي برند، همواره با مهرباني، لبخندها، بذله گويي هاي متعادل، همراه با حس فروتني و تواضع خود، جوّي صميمي و گرم را در هر جمعي كه باشند ايجاد مي كنند. آنها با رفتار خود به نحو احسن، استرس و ناراحتي هاي جمع را كاهش مي دهند و باعث افزايش روحيه و نشاط در مردم مي شوند.

مطمئناً شما نيز از همنشيني با اين افراد لذّت مي بريد، چرا كه همواره شعار آنها اين است: "همه ي انسانها مي توانند شاد باشند و ديگران را در شادي خود سهيم كنند"

البته در شناخت اين افراد بايد كاملاً دقت كرد، چرا كه دورويي صفتي است كه شايد برخي از اين افراد به ندرت، باز هم از خود نشان دهند و پشت سر آدمهاي افسرده غيبت كنند.

بذله گويي به ضرر خود

برخي افراد صرفاً شغل آنها بذله گوييست، همچون دلقكها يا كمدين ها، ما از حرفها، شوخي ها، قيافه و... اين افراد معروف لذّت مي بريم، آنها همواره از ديد ما افرادي جذاب به شمار مي روند، غافل از اينكه خودشان از درون با تمسخر و خنديدن هاي مردم، به تدريج با مشكلاتي روحي مثل، تحليل اعتماد به نفس، افسردگي، خودخوري و... روبرو خواهند شد، و خنداندن مردم به قيمت از بين بردن صفات والاي آنها مي شود.

همانطور كه "كريس وارلي" يكي از كمدين هاي معروف، در سن 33 سالگي با قرص خودكشي كرد و از دنيا رفت،  وي دچار بيماري "تنفر از خود" شده بود، همانطور كه برادر وي، در اينباره مي گويد: "خنداندن مردم و شادي ديگران براي كريس وارلي به قيمت جانش تمام شد"

لبخند در زندگي

ما همواره بر كساني كه در حل مشكلات و گذران زندگي خود، با خونسردي و لبخند بر لب، پيش مي روند حسرت مي خوريم، حقيقت اين است كه آنها با تبسمي بر لب، نيروي غلبه بر موانع زندگي خود را دو چندان كرده، شما نيز مي توانيد يك قدم به عقب برگرديد و با ديدي بازتر و رويي باز و تسلط بر اعصاب خود به رنگهاي نيلي و ملايم تمركز كنيد و بر مشكلات خود غلبه كنيد. از نظر روانشناس "مارتين"  به اين حالت "شوخ طبعي براي خودسازي" گفته مي شود، با اين روش، با كمرنگ كردن آشفتگي ذهن، كج خلقي ها و عصبانيت، قادريد با لبخند بر هر فرد يا عاملي كه موجب ناراحتي شما مي شود، تسلط پيدا كنيد، بي اهميت و گذارا آن را به دست فراموشي بسپاريد.

http://www.mardoman.net/life/senhumr/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]


كودكـان و قصه گويي موسيقي


بهترين و در عين حال تأثيرگذارترين زمان آشنا كردن كودكان با هنر موسيقي ، زمان پيش از خوابيدنشان است. تربيت قوه شنيداري در كودكان از اهميت فراواني برخوردار است. اين آموزش مي تواند از زمان نوزادي شروع شود و تا زمان حضور ايشان در مدرسه و كار با ابزار آلات موسيقي ادامه يابد.
زمان پيش از خواب به همراه نور كم اتاق و فقدان هر عاملي كه سبب بهم خوردن تمركز و مصرف بيهوده انرژي در كودكان شود بهترين موقعيت را براي درك يك موسيقي دلنشين فراهم مي آورد. كارشناسان علم موسيقي اعلام كرده اند كه پخش قطعه اي موسيقي در هنگام خواب كه بتواند صداهاي مزاحم خانه را حذف نمايد سبب مي شود كه قوه تخيل و داستان پرداز كودكان افزايش يابد. علاوه بر آن، زمزمه يك ترانه و يا آواهايي كه براي به خواب رفتن كودك از زبان والدين خارج مي شود مي تواند تأثير شگرفي در علاقه مند شدن وي به هنر موسيقي داشته باشد. سؤال اينجاست كه چه نوع موسيقي براي زمان پيش از خواب مناسب است؟ در وهله نخست اين انتخاب بايد از سوي والدين صورت گيرد، چرا كه كودكان تنها جذب طراحي جلد كاست هاي موسيقي مي شوند.
لالايي ها در هر زباني كه باشند كارآمد هستند. پس از آن، موسيقي بومي و نواحي، انتخاب مناسبي خواهد بود كه دريچه هاي متفاوتي از ريتم و ملودي را به كودك نشان دهد. محققان از قطعات چايكوفسكي به عنوان نمونه هاي برجسته اي از موسيقي تصويري نام برده اند كه مي توانند كودك را در شكل گيري قدرت تصورش راهنمايي كند. اين انديشه كه موسيقي پيش از خواب حتما مي بايست از ريتم كندي برخوردار باشد، تفكر اشتباهي است. اگر كودك شما با شنيدن يك موسيقي با ريتم تند به خواب مي ورد تعجب نكنيد چرا كه در ذهن ناخودآگاه وي ريتم موسيقي در حال كشف و خلق تصاوير تازه و جذاب براي او و رسيدن به آرامش دلخواهش است.
كودك، هوش سرشاري براي تشخيص دادن آواي آلات موسيقي دارد و استمرار در پخش موسيقي از سوي والدين، كودكان را با تنوع ابزار و ادوات موسيقي نيز آشنا مي سازد. نكته جذاب در موسيقي هاي پيش از خواب، كشف سليقه شنيداري كودكان براي والدين است. ممكن است قطعه اي از يك ويلون كودك شما را فريفته خود سازد. بسياري از كودكان شيفته موسيقي موتزارت، باخ و بتهوون هستند؛ بخصوص پس از شنيدن قطعات مختلفي از ايشان. برخي ديگر موسيقي هايي كه با ترانه هاي كودكانه و قابل فهم براي ايشان همراه باشد را مي پسندند. و سخن آخر اينكه پس از گفتن يك داستان زيبا پيش از خواب براي كودك خود، اجازه دهيد كه موسيقي نيز داستاني را براي ايشان نقل نمايد.


ماهنامه شهرزاد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

فوايد قصه‌گويي

▪ ارتباط سريع و آسان: در حين قصه‌گويي، كليه ايده‌هاي متفاوت، يكجا و به‌صورت فـراگير از سوي قصه‌گو به مخاطب انتـقال داده مي‌شود. در نتيـجه لازم نيــست شنونده براي گرفتن مضمون كلي مطلب خود را به زحمت بيـندازد چـراكه محتواي كلي داستان به يكباره انتقال پيدا مي‌كند.
▪ ارتباط طبيعي: مي‌توان از داستانسرايي به عنوان زبان مادري تمام انسان‌ها ياد كرد. اين زبان ذاتي را همه كودكان از سن ۲ سالگي به بعد ياد مي‌گيرند. البته يادگيري زبان واقعي شايد تا سنين ۸ سالگي به‌طول انجامد اما به هر حال بايد اعتراف كرد آنقدر كه كودكان در استفاده از زبان مادري قصه‌گويي براي برقراري ارتباط با اطرافيانشان راحت هستند، در استفاده از زبان واقعي احساس راحتي نمي‌كنند.
▪ ارتباط روشن و واضح: با استفاده از اين مزيت قصه‌گويي كه به واسطه آن به‌راحتي مي‌توان با ديگران ارتباط برقرار كرد، كليه واژه‌ها در يك دامنه زماني و مكاني خاص قرار مي‌گيرند و گويي به آنها جاني دوباره بخشيده مي‌شود. تمام وقايع با در نظر گرفتن فاكتور زماني به وقوع مي‌پيوندند و لغات و كلمات پر معناتر از قبل جلوه مي‌كنند.
▪ ارتباط صادقانه: از طريق داستان‌ها مي‌توان حقايق عميق و كلي را به ديگران انتقال داد. اين در حالي است كه در زبان واقعي كليه اجزا تكه‌تكه مي‌شوند.
▪ ارتباط مشاركت‌آميز: در بحث‌هاي انتزاعي، ايده‌ها مانند موشك به طرف ما مي‌آيند، حجم زيادز شكلي‌ به‌ شكلي‌ از مرحله‌يي‌ به‌ مرحله‌يي‌ ديگر با پيروي‌ از قوانين‌ حاكم‌ بر تحول‌ پديده‌ها داراي‌ كنش‌ و واكنشي‌ متقابل‌ و پيوستگي‌ و همبستگي‌ متقابل‌ مي‌شود، نمود آنها نيز در زمان‌ و مكان‌هاي‌ متفاوت‌ در روندي‌ عيني‌ و گريزناپذير از ساده‌ به‌ سنجيده‌، از بسط‌ به‌ مركب‌، از كميت‌ به‌ كيفيت‌ از ذات‌ به‌ محص‌، از كثرت‌ به‌ وحدت‌ و از وحدت‌ به‌ كثرت‌ و بالاخره‌ از پست‌ به‌ عالي‌ است‌ و اين‌ روند هماره‌ وجود دارد و پيوسته‌ رو به‌ كمال‌ و تعالي‌ مي‌رود.
 هنر قصه‌گويي‌ ناگزير براي‌ تبديل‌شدن‌ به‌ روش‌ آموزشي‌ خلاق‌ بايد از اين‌ قانون‌ پيروي‌ كند تا بتواند به‌ بازسازي‌ و نوسازي‌ خود بپردازد. چنين‌ دگرگوني‌ مي‌تواند هنر قصه‌گويي‌ را به‌ عنوان‌ كم‌هزينه‌ترين‌، ساده‌ترين‌ و در دسترس‌ترين‌ روش‌ آموزشي‌ براي‌ همه‌ دوره‌هاي‌ سني‌ حتي‌ سالمندان‌ تبديل‌ كند و اين‌ هنر مي‌تواند در همه‌ مكانها و در تمامي‌ فصول‌ سال‌ براي‌ آموزش‌ مفاهيم‌ علمي‌ و انتقال‌ تجربه‌هاي‌ با ارزش‌ زندگي‌ اجتماعي‌ مورد بهره‌برداري‌ عموم‌ قرار گيرد.
 هنر قصه‌گويي‌ مي‌تواند با بهره‌گيري‌ از امكانات‌ موجود با تمامي‌ اشكال‌ گوناگون‌ خود، از خواندن‌ قصه‌، يا بيان‌ قصه‌ في‌البداهه‌ تا استفاده‌ از تصاويرو شكل‌ و عروسك‌ها و بازي‌ زنده‌ نمايش، فيلم‌ ... با توجه‌ به‌ نوع‌ پيام‌ يا محتواي‌ خود و متناسب‌ با شرايط‌ مخاطب‌ كاربردي‌ رسمي‌ و غيررسمي‌ داشته‌ باشد.


سايت فكر نو


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه (نه) بگوييم؟


برخي اوقـات براي شما پيش آمده كه در مـقابل خـواسته‌ي ديگران، برخلاف ميل باطني جواب مثبت داده ودرخواسـت او را قبول كرده ايد.
ممكن است جواب منفي دادن سخت به نظر برسد ولي ما چند راه مفيد را براي رهايي شـما از اين مـوقيعت خـاطر نشان مي‌كنيم.
به ياد داشته باشـيد كه اگر بـخواهـيـــد كسي را از سر خود باز كنيد ممـكن است مجبور به گفتن "دروغ مصلحتي" شويد. دروغ‌هايي كه ظريف و بدون ضـرر هـستند و صدمه‌اي را به طرف مقابل وارد نمي كنند. گاهي اوقات نيز بايد رودربايستي را كنار گذاشت و با صراحت جواب منفـي داد چون در غير اينصورت ممكن است از كار خود پشيمان و مدت‌ها به دليل عواقـب آن دچار مشكل و دردسرشويد. سعي كنيد قدرت "نه" گفتن را در خود تقويت نمايـيد الـبـتـه به گونه‌اي كـه باعث كدورت نشود.
در پايان اين نوشته عنوان شده است:‌ در يك دنـياي ايده‌آل بهتـرين روش بـراي نپـذيرفتن تقاضاي كسي، گفتن "نه" بدون عذرخواهي و آوردن دليـل به او است. با ايـن حال گـاهـي اوقـات "نه" گفتن به دوستان نزديك مشكل به نظر مي‌رسد. بنابراين اگر شما نمي‌تـوانيد بـگويـيـد "نه" و در عين حال مايل به "بله" گفتن هم نيستـيـد، بهترين راه بعدي عـذرخـواهـي‌هاي فراوان و بهانه آوردن‌هاي منطقي و قابل باور خواهد بود


بيا تو جوان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۵ - تمرين مخاطب مداري و اجراي روش هاي جذب مخاطبان

۱۱

چگونه توضيح دهيم؟

مهارت توضيح دادن، يكي از مهم‏ترين و رايج‏ترين مهارت‏هاي اجتماعي است و با اين وصف، قاعده‏مند كردن آن، دشوار است؛ زيرا كافي بودن توضيح، با سن، اطلاعات قبلي و توانايي ذهني طرف مقابل، رابطه مستقيمي دارد. موقعيت زير را كه در كلاس‏هاي درس، بسيار اتفاق مي‏افتد، مجسم كنيد: معلم علوم اجتماعي مي‏خواهد مفهوم «پايگاه» را درس بدهد. او بايد اين اصطلاح را با توجه به درك دانش‏آموزان و ميزان علاقه‏مندي آنان، درس بدهد. او براي معرفي اين مفهوم، بايد از چه كلماتي استفاده كند؟ دانش‏آموزان بايد چه واكنشي از خود نشان دهند؛ اين مفهوم را تا كجا بايد بكاوند و اين بحث را چطور بايد به درس‏هاي قبلي ربط دهند؟ معلمان، هر لحظه با مسئله نحوه تدريس درس‏ها مواجهند؛ اما اگر تصور كنيم كه فقط معلمان با اين مشكل سروكار دارند، سخت در اشتباهيم؛ چون در ساير ارتباطات نيز با اين مسئله روبه‏رو هستيم.
 يك روان‏شناس، نتايج پژوهش‏هاي خود را چگونه بايد مطرح كند؟ نمايندگان سياسي، آراي سياسي خود را چگونه بايد براي رأي‏دهندگان بيان كنند؟ سربازرس پليس، ماجراي انفجار را چطور بايد براي خبرنگاران خلاصه كند؟ بنابراين، مي‏بينيم كه مهارت توضيح دادن، مخصوص معلمان نيست.
 ● كاركردهاي توضيح دادن‏
 كاركردهاي اصلي توضيح دادن، عبارتند از:
 ۱) ارائه اطلاعاتي كه فقط از طريق توضيح دادن، قابل انتقال هستند.
 ۲) به اشتراك گذاردن اطلاعات، جهت دست‏يابي به دركي مشترك.
 ۳) ساده كردن پديده‏هاي پيچيده براي ديگران.
 ۴) روشن نمودن ابهامات موجود در تعامل اجتماعي.
 ۵) ابراز عقيده در خصوص نگرش‏ها، حقايق و ارزش‏ها.
 ۶) ترسيم ويژگي‏هاي اصلي پديده‏ها.
 ۷) نشان دادن نحوه اجراي مهارت يا فني خاص.
 اگر چه موارد بالا، اهداف كلي مهارت توضيح هستند، اما بايد به اين نكته هم توجه داشته باشيم كه برخي از اين اهداف، به فراخور بافت تعامل، بر برخي ديگر، اولويت پيدا مي‏كنند؛ مثلاً يك معلم، ممكن است درس را با توضيح مختصر موضوع بحث و اهداف مورد نظرش، شروع كند؛ اما مشاوري كه فقط پس از شنيدن نيازها و نظرات مراجع، مي‏تواند او را به سوي راه‏حل مسائل خودش سوق دهد، اين روش را به كلي غلط مي‏داند.
 ● انواع توضيح‏
 اگر چه از دهه ۱۹۶۰م. به بعد، طبقه‏بندي‏هاي زيادي درباره توضيح، ارائه شده است، اما يكي از صحيح‏ترين و عملي‏ترين طبقه‏بندي‏ها را براون و آرمسترانگ، مطرح كرده‏اند. در اين طبقه‏بندي، انواع توضيحات عبارتند از: توضيحات توصيفي، توضيحات تفسيري و توضيحات استدلالي.
 توضيحات توصيفي، براي تشريح مفصل رويه‏ها، ساختارها يا فرآيندها به كار مي‏روند. برخي از نمونه‏هاي آن عبارتند از:
۱) مامايي كه درباره نحوه استحمام نوزاد، به مادران جوان توضيح مي‏دهد.
 ۲) مشاور شغلي كه به فارغ‏التحصيلان دبيرستاني، راه و روش تهيه خلاصه سوابق شغلي را مي‏آموزد.
 ۳) پزشك داروخانه‏اي كه شيوه مصرف داروها را براي مشتري توضيح مي‏دهد.
 توضيحات تفسيري، براي روشن ساختن مسائل، رويه‏ها يا اظهارات، به كار مي‏روند؛ مثل پزشكي كه نتايج اشعه ايكس را براي بيماران توضيح مي‏دهد يا تأثيرات قرص يا درماني خاص را بيان مي‏كند.
 به نظر براون، ما در برابر پرسش‏هايي از توضيحات استدلالي استفاده مي‏كنيم كه با «چرا» شروع مي‏شوند؛ مثلاً چرا در جوامع غربي، انسداد عروق قلبي شايع‏تر است؟ يا چرا بعضي از مردم، بيش از ديگران، تحت تأثير تبليغات قرار مي‏گيرند؟ با آن‏كه توضيحات ما ممكن است هر سه نوع توضيح را در بر داشته باشد، اما زمان ارائه آنها، بستگي به اين دارد كه آيا توضيح ما، طرح‏ريزي شده است يا خير؟ ما معمولاً از توضيحات طرح‏ريزي نشده، در پاسخ به پرسش كساني استفاده مي‏كنيم كه مي‏خواهند موضوع، روشن‏تر شود. توضيحات طرح‏ريزي شده، پيش از توضيحات واقعي بيان مي‏شوند و در اين بخش هم با همين نوع توضيحات، سروكار خواهيم داشت.
 به نظر براون و هتون، توضيح، دو ويژگي كلي و مهم دارد؛ طرح‏ريزي و ارائه. گرچه بايد گوشزد كنيم كه اين دو ويژگي، الزاماً با هم هماهنگي ندارند و به عبارت ديگر، نمي‏توانيم بگوييم كه يك توضيح پرداخت شده، حتماً به خوبي ارائه خواهد شد. «برنز»، اين مطلب را اين گونه بيان مي‏كند: «نقشه‏هاي طرح‏ريزي شده موش‏ها و آدم‏ها، اغلب درست از آب در نمي‏آيند»؛ اما بررسي‏ها نشان مي‏دهند كه آموزش روش‏هاي طرح‏ريزي و تدارك توضيحات، با روشني توضيحات، رابطه دارد.
● مهارت‏هاي طرح‏ريزي‏
 بخش بزرگي از پژوهش‏هاي مربوط به طرح‏ريزي توضيحات معنادار، در مورد حل مسائل تصميم‏گيري يا ارائه دستورالعمل و تشريح تفاوت‏هاي اشخاص متخصص و مبتدي، در ابتكار عمل بوده است. كارتر، تذكر مي‏دهد كه مبتدي‏ها، عجولانه و بدون برنامه‏ريزي و فكر، عمل مي‏كنند. از سوي ديگر، متخصصان، در ذهن خويش، طرح‏واره‏هايي دارند كه متشكل از اطلاعات تخصصي منسجم و اطلاعات منظمي درباره رابطه مفاهيم و تشكيل الگوها و تاكتيك‏هايي هستند كه از طريق تجربه، به آنان رسيده‏اند؛ اما مك لافلين و ديگران مي‏گويند: ساخت و پرداخت توضيحات و موفقيت در توضيحات، كار مشقت‏باري است؛ چون براي اين كار، بايد اطلاعات زيادي را در هم ادغام كنيم و وقت زيادي را صرف كنيم. بنابراين، هنگام طرح‏ريزي توضيحات، بايد به چهار مؤلفه زير، توجه كنيم:
 ۱) مشخص كردن موضوعي كه مي‏خواهيم آن را توضيح دهيم.
 ۲) انتخاب عناصر كليدي مسئله يا موضوعي كه قرار است توضيح دهيم.
 ۳) تعيين رابطه موجود بين عناصر كليدي موضوع.
 ۴) ربط دادن توضيحات به اطلاعات قبلي و در نظر داشتن ظرفيت ذهني طرف مقابل براي به حداكثر رساندن درك او.
 ● مهارت‏هاي ارائه توضيح‏
 پيش از بررسي ويژگي‏هاي اصلي توضيح، بايد بگوييم كه براي استفاده از توضيح، روش‏هاي كلي زير وجود دارند:
 ۱) توضيح كلامي؛ وقتي از اين روش استفاده مي‏كنيم كه راه ديگري براي تسهيل توضيحات وجود ندارد. در برنامه‏هاي راديويي، روزنامه‏ها و كتاب‏ها، اغلب از اين نوع توضيحات استفاده مي‏شود.
 ۲) ترسيم؛ وقتي از امكانات سمعي و بصري، همچون نمودارها، فيلم‏ها يا نقشه‏هاي راهنما برخورداريم، مي‏توانيم از آنها براي توضيح دادن و كمك به افزايش درك ديگران استفاده كنيم.
 ۳) نمايش؛ معمولاً وقتي از اين روش استفاده مي‏كنيم كه بخواهيم مهارت يا روش پيچيده‏اي را توضيح دهيم و در آن، شخص ديگري، كارهاي لازم براي انجام يك تكليف را اجرا كند و به نمايش بگذارد.
 ● ويژگي‏هاي توضيح مناسب‏
 ۱) روشني‏
 بدون ترديد، روشني كلام، يكي از مهم‏ترين ويژگي‏هاي توضيحات مؤثر است؛ البته ارائه توضيحات روشن و واضح، تا حد زيادي بستگي به اطلاعات كامل درباره موضوع بحث دارد؛ اما دانش و اطلاعات طرف مقابل ما، فقط بخشي از اين معادله است. اين اطلاعات را بايد به شكلي واضح و منظم، به شنونده منتقل كنيم.
 ۲) اختصار
 رعايت اختصار، موجب مي‏شود تا مخاطبان، توضيحات ما را به راحتي به ياد آورند و بفهمند. ورنر و ديكينسون، با مرور ادبيات موجود در زمينه توضيحات كلامي، متوجه شدند كه «ميزان يادگيري شنوندگان، پس از پانزده دقيقه [توضيح‏]، به طور چشم‏گيري افت مي‏كند». استوارت، در حمايت از اين يافته‏ها، مي‏گويد: يكي از موانع گوش دادن مؤثر، طولاني شدن صحبت‏هاست. لي، پس از مرور برخي از مطالعات انجام شده در زمينه درك بيماران و به يادآوردن اطلاعات و دستورالعمل‏هاي پزشكان، متوجه شد كه «بين فراموشي و مقدار اطلاعات ارائه شده، رابطه‏اي وجود دارد».
 ۳) روان بودن‏
 ارائه كلامي [توضيحات‏]، بايد تا سرحد امكان، روان باشد. گوش دادن به «اِه»ها و «اوم»ها يا جمله‏هاي جويده، ناقص و بي‏هدف، جز ناراحتي مخاطبان، چيزي در پي نخواهد داشت.
 يكي از دلايلي كه صداهايي مثل «اِه» يا «اِم» را بر زبان مي‏آوريم، اين است كه مي‏خواهيم چند نظر يا حقيقت را در يك جمله بيان كنيم. در اين هنگام، بهتر است از چند جمله كوتاه استفاده كنيم و در بين آنها مكث كنيم و جملات بي‏هدفي را كه مملو از شبه جمله‏هاي فرعي هستند، كنار گذاريم. به اين ترتيب، از تعداد وقفه‏هاي گفتاري‏مان مي‏كاهيم. فرنچ، چنين مي‏گويد: «اكثر ما به كثرت اين نوع عادات گفتاري خود و ديگران، توجهي نمي‏كنيم؛ مگر اين كه حواس خود را روي اين موضوع، متمركز كنيم». وي توصيه مي‏كند كه اگر اين عادات، مزاحم انتقال اطلاعات و درك شنونده مي‏شوند، بايد آنها را كنار گذاشت. يكي ديگر از علل عدم رواني گفتار، طرح‏ريزي نامناسب است. ما پيش از اين نيز در مورد اهميت مرحله طرح‏ريزي صحبت كرديم.
 ۴) مكث كردن‏
 مكث كردن جهت جمع‏آوري و سازماندهي فرآيندهاي فكري، پيش از شروع توضيحات جديد، رواني گفتار را افزايش مي‏دهد. علاوه بر اين، مكث كردن، به طرف مقابل كمك مي‏كند تا توضيحات ما را بيشتر درك كند. روزنشاين، در بررسي پژوهش‏هاي صورت گرفته در زمينه رفتارهايي كه نشان‏گر كارآمدي معلمان هستند، متوجه كه معلماني كه پس از توضيحات خود مكث مي‏كردند، اطلاعات بيشتري به دانش‏آموزان مي‏دادند؛ زيرا به اين ترتيب، حجم زيادي از اطلاعات را به سرعت بازگو نمي‏كردند.
 ۵) زبان مناسب‏
 توضيحات ما، بايد متناسب با ظرفيت اطلاعاتي شنوندگان باشد. وقتي متخصصان با همكاران خود صحبت مي‏كنند، ناچار بايد از اصطلاحات فني (زبان صنفي)، استفاده كنند. بررسي مقالات ارائه شده در كنفرانس سالانه جامعه روان‏شناسان، براي خوانندگان عادي، چيزي جز سردرگمي و آشفتگي خاطر به همراه ندارد؛ اما همين متخصصان، در زندگي روزمره خود، با مردمي رابطه دارند كه زبان تخصصي آنها را نمي‏فهمند؛ مثلاً يك پزشك براي توصيف مسائل طبي و تفهيم معاني تخصصي به همكار خود، بايد از اصطلاحات پزشكي استفاده كند؛ اما اگر از اين اصطلاحات در گفت‏وگو با بيماران استفاده كند، فقط موجب خستگي و آشفتگي آنان خواهد شد.
 آرگايل مي‏گويد: «مردم بسته به اين‏كه با يك متخصص صحبت مي‏كنند يا با يك فرد عادي، متناسب با تصورشان درباره اطلاعات طرف مقابل و قدرت درك وي، مسائل را به شكل‏هاي مختلفي بيان مي‏كنند». وقتي وكلا با شهود صحبت مي‏كنند، از اصطلاحات فني كمتري استفاده مي‏كنند. مكانيك‏ها وقتي با اشخاصي كه اطلاعات فني كمتري دارند، صحبت مي‏كنند، از اصطلاحات فني كمتري استفاده مي‏كنند و حسابداران سعي مي‏كنند مسائل مالي را به زبان ساده‏تري براي مراجعان غيرمتخصص خود توضيح دهند. بنابراين، براي آن كه مراجعان خود را سردرگم نكنيم، بايد «زبان صنفي» يا اصطلاحات «تخصصي» را در قالب كلمات روزمره بيان كنيم.۶) كاهش ابهام‏
 توضيحاتي كه حاوي كلمات و اظهارات مبهم و نامعين هستند، به اندازه كافي گويا نيستند. پژوهش‏هاي هيلر و ديگران، نشان مي‏دهند كه «هر چه تعداد كلمات و جملات مبهم، قيدي و ابهام‏برانگيز، بيشتر باشد (مثل «برخي از مردم»، «چيزها»، «چندتا»، «نه الزاماً»، «يك جور»)، ارتباطات، صراحت و روشني كمتري دارد».
 گيج، ميلتز و... كه اظهارات غيردقيق را طبقه‏بندي كرده‏اند، درباره ابهام توضيحات، شواهد بيشتري ارائه كرده‏اند. اين اظهارات غيردقيق، بدين شرح طبقه‏بندي شده‏اند:
 الف) دلالت‏هاي مبهم؛ «يك چنين چيزي»، «همه‏اش» و «اين جور چيزها».
 ب) تشديدهاي منفي؛ «نه چندان»، «نه به اين شدت»، «نه كاملاً» و «نه هر از گاهي».
 ج) تقرب گويي؛ «حدوداً به اندازه»، «تقريباً هر كدامشان»، «چيزي در حدود» و «نزديك».
 د) بلوف زدن و بازگشت به حالت عادي؛ «اين طور مي‏گويند كه» و «و از اين قبيل فرض‏ها».
 و) ارقام نامعين؛ «چند تا»، «مقداري».
 هـ) گروهي از مصاديق؛ «انواع»، «جنبه‏ها»، «عوامل» و «اشيا».
 ي) امكان و احتمال؛ «نه الزاماً»، «گاهي وقت‏ها»، «اغلب»، «شايد اين طور باشد كه» و «احتمالاً».
 بديهي است كه ما نمي‏توانيم اصلاً از اظهارات غيردقيق استفاده نكنيم؛ زيرا اكثر ما وقتي از پيدا كردن اصطلاح يا عبارتي دقيق در مي‏مانيم، از اصطلاحي با دقت كمتر و كلي‏تر استفاده مي‏كنيم؛ اما اگر به مبهم‏گويي عادت كنيم، گفتارمان وضوح و روشني نخواهد داشت. ايوي و گلاكسترن معتقدند كه در مواقعي كه مي‏خواهيم مراجعان را راهنمايي كنيم، بهتر است از توضيحات عيني و ملموس استفاده كنيم. آنها توصيه مي‏كنند اگر مي‏خواهيم راهنمايي‏هايمان مؤثر واقع شوند، بايد مشخص و روشن باشند؛ مثلاً مشاوري را در نظر بگيريد كه مي‏خواهد به مراجع خود بگويد كه بايد آرامش خود را حفظ كند تا بر مسائل، تمركز بيشتري داشته باشد. وي مي‏تواند تنها به او چنين بگويد: «آرام باش»؛ اما اين دستورالعمل، كلي و مبهم است و مراجعه كننده نمي‏فهمد كه براي آرامش داشتن، بايد چه كاري انجام دهد. اگر او مي‏خواهد در اظهارات اوليه‏اش، توصيه‏هاي عيني‏تري ارائه دهد، بايد چنين بگويد: «آرام باش؛ به صندلي‏ات تكيه بده؛ دست‏هايت را شل كن؛ خودت را روي صندلي رها كن و نفس عميقي بكش». به اين ترتيب، اطلاعاتي به مراجع داده است كه او مي‏تواند از آن طريق، آرامش پيدا كند.
 ۷) تأكيد
 يكي ديگر از ويژگي‏هاي مهم توضيحات مؤثر، تأكيد است. سخن‏گو با تأكيد بر برخي نكات، نظر شنونده را به مهم‏ترين يا ضروري‏ترين اطلاعات، جلب مي‏كند و اطلاعات غيرضروري را بي‏ارزش جلوه مي‏دهد. براي آن‏كه شنونده بتواند از توضيحات ما سود ببرد، بايد سعي كنيم عناصري را كه ارتباط مستقيمي به مسئله يا موضوع دارند، مشخص كنيم.
 به طور كلي، دو نوع تأكيد وجود دارد؛ تأكيد كلامي و غيركلامي. در تأكيد غيركلامي، سخن‏گو براي نشان دادن ويژگي‏هاي برجسته توضيحاتش، از رفتارهاي غيركلامي استفاده مي‏كند (مثل تكان دادن سر، اشاره كردن با انگشت و بلند كردن صدا). منظور ما از تأكيد كلامي، استفاده از جنبه‏هايي از زبان است كه سخن‏گو براي جلب توجه شنوندگان نسبت به برخي نكات و اطلاعات مهم، به آنها متوسل مي‏شود.
 روزنشاين، با بررسي پژوهش‏هاي مربوط به روش‏هاي مختلف معلمان، متوجه شد كه ارايه «پوياي» مطالب، مؤثرتر از ارائه «ايستاي» آنهاست. وي همچنين پي برد كه تأكيد غيركلامي (تغيير صدا و حركات)، نظر دانش‏آموزان را جلب مي‏كند و به آنها كمك مي‏كند تا درس‏هاي خود را بهتر به ياد آورند. سخنرانان، سياست‏مداران و مجريان تلويزيون، براي جلب توجه شنوندگان خود نسبت به موضوعات حساس، عمداً صداي خود را تغيير مي‏دهند. سخنرانان ورزيده نيز براي اشاره به جنبه‏هاي مختلف توضيحات خويش، از حركات مناسبي بهره مي‏گيرند. آنها براي تأكيد بر اطلاعات مورد نظر خود، در حركات چشم، سر، صورت، دست‏ها و تمام بدن خود، تغييراتي ايجاد مي‏كنند.
 ● راه‏هاي كمكي توضيح‏
 ما به هر نحو ممكن، بايد بر اثربخشي توضيحات خود بيفزاييم. اين گونه كمك‏ها، ممكن است ساده (مثل طرح‏ها، نمودارها، جدول‏ها، كتابخانه‏ها و نقشه‏ها) يا مفصل (مثل فيلم‏ها، نمايش‏هاي زنده، گردش‏ها و بازديدها) باشند. درباره استفاده از ابزارهاي ديداري و شنيداري در محيطهاي آموزشي، پژوهش‏هاي زيادي صورت گرفته است و در كلاس‏هاي جديد، شاهد استفاده از وسائل كمك‏درسي مختلفي (مثل كتاب‏ها، نمودارهاي ديواري، قفس حيوانات، آكواريم و نمايش دهنده‏هاي تلويزيوني) هستيم.
 هريس با بررسي جامع پژوهش‏هاي صورت گرفته درباره اين ابزارها، متوجه شد كه اين ابزارها براي تفكر مفهومي دانش‏آموزان، شواهدي عيني فراهم مي‏آورند؛ در آنها ايجاد علاقه مي‏كنند؛ يادگيري آنان را پايدارتر مي‏كنند؛ انسجام افكار آنها را مي‏افزايند و فرصتي فراهم مي‏آورند تا تجارب مختلفي كسب كنند.
 ▪ مثال‏هاي كلامي‏
 ساده‏ترين راه براي روشن‏تر كردن توضيحات، استفاده از مثال‏هاي كلامي و تشبيهات موردي است. هنگام مثال زدن، بهتر است از مثال‏هاي روزمره استفاده كنيم تا موضوع براي شنونده، ملموس باشد. روزنشاين مي‏گويد: اگر پس از طرح بحث، از مثال استفاده كنيم و سپس درباره همان موضوع، صحبت كنيم، توضيحات ما، مفيدتر خواهند بود؛ مثلاً يك استاد جامعه‏شناسي را در نظر بگيريد كه مي‏خواهد براي دانشجويان سال اول رشته جامعه‏شناسي، مفهوم «نقش» را توضيح دهد. او صحبت خود را با ارائه تعريفي درباره نقش، شروع مي‏كند و مي‏گويد: نقش عبارت است از الگوهايي رفتاري كه با پايگاه ما در جامعه مرتبط هستند؛ سپس مثال‏هايي درباره نقش اشخاص ذكر مي‏كند. از آن‏جا كه دانشجويان با برخي از اين نقش‏ها آشنا هستند، مثال‏هاي وي، براي آنان ملموس خواهد بود؛ سپس مي‏گويد: مي‏بينيد كه اشخاص، نقش‏هاي مختلفي دارند؛ پس يك دانشجو، مي‏تواند در يك زمان، نقش پسر، برادر، دوست و سرگروه يك تيم را بازي كند».
 ▪ ابرازگري‏
 وقتي شنوندگان به شدت برانگيخته مي‏شوند، توجه بيشتري نشان مي‏دهند و مطالب بيشتري ياد مي‏گيرند. متأسفانه تحقيقات كمي درباره نحوه افزايش علاقه‏مندي شنوندگان، صورت گرفته است. بررسي‏هاي انجام شده در زمينه ابرازگري، نشان مي‏دهند كه تغيير عمدي صدا، اداها و ابزارهاي كمك‏درسي، همگي موجب افزايش علاقه شنوندگان به توضيحات ما مي‏شوند. براون مي‏گويد: «ابرازگري‏اي كه شامل شور و اشتياق، مهرباني، شوخ طبعي، پويايي و حتي جذبه غيرعادي باشد، مدت‏هاست كه يكي از اركان اصلي سخنراني و توضيح دادن، شناخته شده است».
 ▪ بازخورد
 نمي‏توانيم به خودي خود فرض كنيم كه شنوندگان، توضيحات ما را فهميده‏اند. بنابراين، بايد ببينيم كه آيا توضيحات ما را درك كرده‏اند يا خير. براي اين كار، بايد بازخورد و انعكاس توضيحات خود را بررسي كنيم.
پژوهش‏هاي اخير در زمينه اثرات بازخوردهاي كلامي، نشان داده‏اند كه كامل بودن بازخورد، بر سرعت درك مفاهيم پيچيده، تأثير معناداري مي‏نهد. وقتي صرف‏نظر از پاسخ آزمودني‏ها، به آنها بازخورد كلامي مي‏دهيم، بهتر از زماني كه فقط پس از پاسخ آنها به آنان بازخورد مي‏دهيم، عمل مي‏كنند.
 نخستين و شايد ساده‏ترين راه براي بررسي تأثير توضيحات، اين است كه به رفتار غيركلامي شنونده يا شنوندگان، توجه كنيم؛ زيرا شواهد خوبي در اختيار ما مي‏گذارد. معلمان و سخنرانان مجرب و موفق، در حين توضيح و پس از آن، مدام به چهره و حركات شنوندگان خود توجه مي‏كنند و وجود علائمي مبني بر سردرگمي، گيج شدن يا بي‏علاقگي را در آنان بررسي مي‏كنند. مصاحبه‏گرهاي كارآزموده نيز به سرعت به اخم‏ها، سرخ شدن‏ها، بالارفتن ابروها يا نگاه‏هاي بي‏روح مراجعان خود، توجه مي‏كنند. از آن‏جا كه افراد از لحاظ نوع رفتارها با هم تفاوت دارند، هميشه نمي‏توانيم تأثير توضيحات را از طريق رفتار غيركلامي بسنجيم.
 يكي ديگر از راه‏هاي پي بردن به ميزان درك طرف مقابل، پرسيدن سؤالات كلي است. اگر چه با اين روش، مي‏توانيم مستقيماً به ميزان درك مطالب توسط مخاطبان خود پي ببريم، اما پرسش‏هاي يادآوري كننده، نمي‏توانند برخي از مفاهيم ذهني شنوندگان را به ما نشان دهند؛ يكي از راه‏هاي غلبه بر اين مشكل، آن است كه از خود شنوندگان بپرسيم كه كدام بخش از توضيحات ما نياز به توضيح بيشتر دارد. ظاهراً اين روش، در مورد مسائل «واقعي» مخاطبان، مفيدتر است؛ اما اين اشكال را دارد كه ممكن است آنها از روي ترس يا به خاطر اينكه كُند يا خنگ به نظر نرسند، پاسخ ندهند. بنابراين، معمولاً بايد متوجه علائم غيركلامي، ناراحتي يا بي‏اعتمادي مراجعان باشيم تا بتوانيم اشكالات آنها را بفهميم.
 ▪ نمايش دادن‏
 يكي از ديگر راه‏هاي روشن ساختن توضيحات، نمايش دادن است؛ به ويژه وقتي توضيحات ما براي بيان نحوه اجراي يك مهارت باشد؛ مثلاً يك مربي گلف، هنگام توضيح دادن يك نوع ضربه خاص، چاره‏اي ندارد جز آن‏كه عملاً آن ضربه را نشان دهد. سازندگان ماشين‏هاي پيچيده، مثل ماشين ظرف‏شويي، معمولاً به كمك يك متخصص، نحوه كار دستگاه را به خريداران نشان مي‏دهند. آنها به خوبي مي‏دانند كه با اين كار، خريداران را تشويق مي‏كنند كالاهاي آنان را بخرند و در عين حال آنها را از مرغوبيت كالاي خود مطمئن مي‏سازند. بنابراين، اين جمله كه «يك تصوير، در حكم هزار كلمه و يك نمايش، در حكم هزاران تصوير است»، جمله حكيمانه‏اي است. فايده همراه كردن نمايش و توضيح، اين است كه نمايش، ويژگي‏هاي اصلي مهارت را نشان مي‏دهد؛ توجه بينندگان را جلب مي‏كند؛ درباره روش‏هاي آن مهارت، نكاتي را به ما گوشزد مي‏كند و ما را متقاعد مي‏كند كه بعدها از آن استفاده كنيم.


منبع:
 اون هارجي، مهارت‏هاي اجتماعي در ارتباط ميان فردي.


پرسمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۵ - تمرين مخاطب مداري و اجراي روش هاي جذب مخاطبان

۱۰

چگونگي تاثير بر مخاطب به وسيله گوش كردن

گوش كردن از آن جهت مهم است كه چگونگي دوستي‏ها، استمرار آن، پيوستگي ارتباطات خانوادگي و حتي كارآيي شغلي - تا حد زيادي - به آن وابسته است. از نظر كميت و مقدار زمان نيز انسان‏ها بخش زيادي از روز را به فرآيند گوش دادن اختصاص مي‏دهند. طي تحقيقي كه به عمل آمده است، ۷۰ درصد لحظه‏هاي بيداري افراد شاغل، به برقراري ارتباط مي‏گذرد. از اين زمان، نوشتن، ۹ درصد، مطالعه، ۱۶ درصد صحبت كردن، ۳۰ درصد و گوش كردن، ۴۵ درصد را به خود اختصاص مي‏دهد. بنابراين هم از نظر كيفي و هم از نظر كمي، فرآيند گوش كردن، از اهميت و جايگاه خاصي برخوردار است. لازم به ذكر است كه گوش كردن (listing) با شنيدن (heaving)، متفاوت است.


شنيدن، كلمه‏اي است كه براي توصيف آن بخش از فرايندهاي حسي به كار مي‏رود كه از طريق آن تحريك‏هاي شنيداري توسط ساختار گوش دريافت شده، به مغز منتقل مي‏شود؛ اما گوش كردن به فعاليت روان شناختي پيچيده‏تري اشاره دارد كه درك و تعبير و تفسير اهميت يك تجربه حسي را شامل مي‏شود و به عبارت ديگر، گوش كردن، درگيري روان شناختي شديد با طرف مقابل است. به همين دليل است كه مي‏توان صحبت‏هاي فرد ديگر را شنيد؛ بدون آن كه واقعاً به او گوش داد. به همين دليل، در بسياري از موارد گفته مي‏شود كه دوستانم به آن چه مي‏گويم، گوش مي‏دهند؛ ولي فلان شخص، صحبت مرا، فقط مي‏شنود. در ادبيات و زبان عربي نيز گوش كردن را با واژه استماع و شنيدن را با واژه سمع بيان مي‏كنند. بنابراين، گوش كردن فرايندي است كه بايد از مجموعه مهارت‏هاي زير برخوردار باشد:
۱) مهارت‏هاي توجه.
۲) مهارت‏هاي پي‏گيري.
۳) مهارت‏هاي انعكاسي.
▪ مهارت‏هاي توجه‏
حالت درگير بودن، تحرك جسماني مناسب، تماس چشمي و...، از مهارت‏هاي توجه شمرده مي‏شوند. حالت درگير بودن؛ حالت درگير بودن، براي گوش كردن اهميت زيادي دارد؛ زيرا زبان بدن يا تن، اغلب با صدايي رساتر از واژه‏ها صحبت مي‏كند و مي‏تواند تأثيرگذارتر باشد. هر ناحيه بدن را مي‏توان به گونه‏اي جهت داد كه دعوت كننده ارتباط يا تسهيل كننده آن باشد و رابطه بين فردي را حفظ كند و نيز مي‏توان به شكلي جهت داد كه باز دارنده يا دلسرد كننده باشد و از ارتباط تأثيرگذارتر مانع شود. ارتباط، هنگامي توسعه و تعميق مي‏يابد كه شنونده با بدني متمايل به جلو و در فاصله‏اي مناسب، رو در روي طرف مقابل قرار گيرد و با وضعيتي گرم و پذيرا، هشياري همراه با آرامش خود را به او انتقال دهد. پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏وآله هر گاه مي‏خواست به حرف و سخن ديگري گوش فرا دهد، تمام چهره و روي خود را به سمت او مي‏چرخاند و روبه‏روي او قرار مي‏گرفت.


ـ تحرك جسماني
تحرك جسماني مناسب، براي خوب گوش كردن، ضروري است. تجربه نشان داده كه مردم ترجيح مي‏دهند براي شنوندگاني حرف بزنند كه بدنشان خشك و بي‏حركت نباشد. شنونده‏اي كه فعال‏تر است، به عنوان فردي صميمي، گرم و خودماني تلقي مي‏شود و مردم نيز دوست دارند با چنين افرادي ارتباط برقرار كنند و نه با افرادي كه خونسرد، كناره‏گير و گوشه‏گير مي‏باشند و همين امر در تأثيرپذيري‏شان نقش آفرين است. بديهي است كه از حركات و رفتارهاي غافل كننده، نظير بازي كردن با كليد و سكه، جا به جا شدن مكرر، تماشاي برنامه تلويزيون، سر تكان دادن براي عابران آشنا، خواندن روزنامه و...، بايد پرهيز كرد؛ زيرا اين عوامل در هنگام صحبت فرد مقابل، موجب حواس‏پرتي شديد مي‏شوند و در ايجاد ارتباط منطقي و مستمر، نقش منفي ايجاد مي‏كنند.


ـ تماس چشمي
تماس چشمي اثربخش، بيان‏گر ميل و علاقه فرد به گوش كردن است. تماس چشمي، گوينده را قادر مي‏سازد تا ميزان پذيرش خود و پيامش را از جانب شنونده، ارزيابي كند. اين كار، كمك مي‏كند تا او مشخص سازد كه وقتي در كنار شنونده قرار مي‏گيرد، تا چه حد امنيت دارد. از طريق تماس چشمي، شنونده مي‏تواند معاني عميق‏تر كلام گوينده را بشنود. در واقع، گوش كردن، به معناي راه‏يابي به اعماق وجود گوينده و درك تجربه او از ديدگاه خودش تلقي مي‏شود. يكي از بهترين راه‏هاي ورود به دنياي دروني طرف مقابل، دريچه چشم افراد است. چشم انسان‏ها، به اندازه زبانشان حرف مي‏زند؛ با اين تفاوت كه زبان چشم اين مزيت را دارد كه بدون نياز به فرهنگ لغت، در سراسر جهان، قابل درك است. نگاه كردن به چشم‏هاي گوينده (تماس چشمي)، يكي از صميمانه‏ترين راه‏هاي برقراري ارتباط با ديگران است. در ويژگي‏هاي پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏وآله آمده است كه وي هنگام گفت‏وگو با مخاطبين خود و شنيدن سخنان مخاطب خود، با گوشه چشم يا زير چشمي به وي نگاه نمي‏كردند؛ بلكه با نگاه كردن به طرف مقابل، به شكل دقيق و مناسب، با او ارتباط صميمي برقرار مي‏كرد.فقدان تماس چشمي مي‏تواند نشانه بي‏تفاوتي يا خشم باشد و نوعي تحقير يا كوچك شمردن تلقي شود. هر چند گاهي اوقات ديگران از تماس چشمي احساس ناراحتي مي‏كنند و تحت تأثير خرده فرهنگ‏ها يا ويژگي‏هاي فردي نتوان از توانايي ايجاد تماس چشمي مناسب بهره جست، ولي همان‏طور كه گفته شد، تماس چشمي در اغلب موارد، يكي از مؤثرترين مهارت‏هاي گوش دادن است.


ـ توجه رواني‏
بيشترين چيزي كه از يك شنونده انتظار مي‏رود، حضور روان‏شناختي اوست و از او انتظار مي‏رود كه به خاطر گوينده، در آن موقعيت، حاضر شود. هنگام گوش كردن به سخنان ديگري، نبايد تظاهر به توجه كرد و تنها به توجه فيزيكي، تماس چشمي و حرك جسماني اكتفا كرد؛ بلكه بايد با حضور روان‏شناختي، تمام مهارت‏هاي فوق را معني‏دار كرد و به گوينده اين پيام منتقل شود كه قلب و ذهن شنونده نيز به او توجه كافي دارد و در فضاي رواني گوينده قرار دارد.


▪ مهارت‏هاي پي‏گيري‏
يكي از وظايف ابتدايي شنونده آن است كه خود را در مسير فرد ديگري، بيرون نگه دارد و دريابد كه گوينده موقعيت خود را چگونه مي‏بيند. طبيعي است كه شنونده نبايد با پرسيدن سؤال‏هاي متعدد و بيان جملات مكرر، باعث قطع يا منحرف شدن سخن گوينده شود. همچنين نبايد شنونده با پرسش‏هاي مكرر خود، يك مكالمه را هدايت كند و يا به آن جهت دهد. همچنين نبايد شنونده آن قدر حرف بزند كه سخن گفتن را به خود اختصاص دهد. در عين حال، در مواردي كه آمادگي كافي براي گفت‏وگو و ايجاد ارتباط ابتدايي در طرف مقابل يافت نمي‏شود، مي‏توان از سرنخ‏هاي غير كلامي زيادي كه در احساسات و چهره ظاهري اوست، استفاده كرد و او را به گفت‏وگو و صحبت كردن دعوت كرد؛ مثلاً فرد شاد و با نشاطي كه چند روز است در صحبت‏ها و گفت‏وگوها شركت نمي‏كند، بايد با راه‏هاي زير او را به ايجاد ارتباط و سخن گفتن تشويق كرد:
۱) توصيف زبان بدن شخص ديگر؛ مثل «امروز خيلي بشاش به نظر نمي‏رسي» و «مثل روزهاي قبل سرحال نيستي».
۲) دعوت به صحبت كردن يا ادامه دادن به صحبت؛ مانند «مايلي در موردش صحبت كني» و يا «لطفاً ادامه بده».
۳) سكوت و فرصت دادن به فرد ديگر كه تصميم بگيرد صحبت كند و يا راجع به چيزي كه مي‏خواهد از آن حرف بزند، فكر كند


ـ تشويق‏هاي كوتاه‏
يكي از مهارت‏هاي پي‏گيري، تشويق‏هاي كوتاه است. تشويق‏هاي كوتاه، پاسخ‏هاي ساده‏اي است كه گوينده را تشويق مي‏كند تا هر طور كه مايل است، داستان و سخن خود را بيان كند و در عين حال، شنونده را نيز فعال نگه مي‏دارد. درواقع، يكي از مسئوليت‏هاي شنونده آن است كه براي گوينده اين فرصت را فراهم كند تا به صحبت در مورد يك موقعيت، به همان شكلي كه آن را مي‏بيند و احساس مي‏كند، بپردازد.برخي افراد در تلاش هستند تا براي دور نگه داشتن خود از مسير حركت گوينده، به سمت عدم مشاركت عقب نشيني كنند. تشويق‏هاي كوتاه براي طرف مقابل، نقش علائم مختصري را دارند كه نشان مي‏دهند شنونده با گوينده همراهي مي‏كند. در واقع، با كلمات و جملات بسيار اندك، شنونده سعي مي‏كند تا گوينده را براي ادامه دادن به صحبت، تشويق كند. صرف بيان چند كلمه محدود، به طرف مقابل كمك مي‏كند تا بداند كه شنونده، بدون قطع جريان صحبت يا وضعيت خلقي او، به او گوش مي‏دهد. تشويق‏هاي كوتاه كه بايد در ضمن گفت‏وگو و به تدريج بيان شوند، بيشتر در مراحل ابتدايي تعامل و براي تسريع گفت‏وگو، مورد استفاده قرار مي‏گيرند.


شايد پر كاربردي‏ترين تشويق كوتاه، همان «هوم - هوم كردن» باشد. كه بيان‏گر اين است كه «لطفاً ادامه بده؛ من دارم گوش مي‏دهم و حرف‏هايت را مي‏فهمم». پاسخ‏هاي كوتاه ديگري نظير «توضيح بده، مي‏فهمم، خب، بعد، بله واقعاً، ادامه بده و گوش مي‏دهم» نيز در تشويق گوينده نقش مهمي دارند.لازم به ذكر است كه تشويق‏هاي كوتاه، به معناي موافقت يا مخالفت با حرف‏هاي گوينده نيست؛ بلكه فقط به طرف مقابل اعلام مي‏كند كه بداند حرف‏هايش شنيده مي‏شود. هر گاه تشويق‏هاي كلامي از نظر عاطفي و هيجاني با پاسخ‏هاي ديگر هماهنگ شوند، گوينده را در فرآيند خوداكتشافي، ياري خواهند داد. اين فرآيند، به استمرار ارتباط كمك مي‏كند.


ـ سؤال‏هاي كوتاه و باز
سؤال كردن، بخش جدايي‏ناپذير از تعامل كلامي است و مي‏تواند در فرآيند گوش كردن به سخنان طرف مقابل، نقش پي‏گيري را داشته باشد؛ ولي بايد سؤال كوتاه و باز باشد و بيشتر به قصد تبيين ديدگاه و رفع نگراني‏هاي گوينده باشد و نه شنونده؛ در غير اين صورت، سؤال كردن، جريان ارتباط را متوقف مي‏سازد و انگيزه گوينده را براي استمرار ارتباط از بين مي‏برد؛ زيرا گاهي به خاطر طولاني بودن و گاهي به خاطر محدود و بسته بودن سؤال و عدم آمادگي رواني گوينده براي پاسخ به سؤال محدود و بسته، امكان ادامه تعامل كلامي از بين مي‏رود.


ـ سكوت توجه‏آميز
سكوت شنونده، به گوينده فرصت مي‏دهد تا در مورد آن چه مايل است بگويد، فكر كند و در نتيجه قادر باشد تا خود را به شكلي عميق‏تر، بررسي كند. سكوت، به فرد ديگر، فرصت مي‏دهد تا احساساتي را كه در درونش غليان مي‏كند، تجربه كند و اجازه مي‏دهد تا گوينده، به ميل خود حركت كند.
بدون ترديد، سكوت بيش از حد هم توصيه نمي‏شود؛ زيرا سكوتي كه زيادتر از حد لازم به كار رود، نه تنها نويدبخش نيست، بلكه نشانه عدم پاسخ به فرد نيازمند است.


▪ پاسخ‏هاي انعكاسي
هنر خوب شنيدن، شامل توانايي پاسخ انعكاسي است؛ يعني شنونده احساس و يا مفهوم چيزي را كه گوينده با او در ميان گذارده است، بيان مي‏كند و اين كار را به گونه‏اي انجام مي‏دهد كه نشان دهنده درك و فهم و پذيرش وي باشد.


پاسخ‏هاي انعكاسي، چهار امر زير را پوشش مي‏دهد:
۱) توضيح‏
توضيح، پاسخي خلاصه كوتاه به گوينده است كه اصل منظور او را از زبان شنونده بيان مي‏كند. يك توضيح خوب، بايد كوتاه و خلاصه باشد و فقط اصل پيام گوينده را منعكس كند و از جزئيات زائد كه مانع تداوم گفت‏وگو هستند، صرف نظر شود و بر اصل موضوع، متمركز باشد.
۲) انعكاس احساسات
منظور از انعكاس احساسات آن است كه هيجان‏ها و احساسات مطرح شده توسط گوينده، با جمله‏هايي كوتاه به خود او برگردانده شود. هنگامي كه گوينده در مورد مشكلي حرف مي‏زند، انعكاس احساسات به او كمك مي‏كند تا هيجان‏هاي خود را درك كرده، از اين طريق، به سمت حل مشكل گام بردارد.
۳) انعكاس معاني
انعكاس معنا، هنگامي كه با جمله‏اي كوتاه و مجزا بيان شود، بهترين شيوه انعكاسي است؛ يعني علاوه بر انعكاس احساسات توسط شنونده، بايد به انعكاس معاني و محتواي كلام و سخن گوينده نيز پرداخته شود و به معنا و منظور گوينده و مضمون سخنان او پاسخ داده شود و از اين طريق، گوش كردن شنونده، كارايي بيشتري پيدا خواهد كرد و به عبارت ديگر، هر گاه احساسات و حقايق، در پاسخ كوتاه به يكديگر پيوند بخورد، انعكاس معنا حاصل مي‏شود.
۴) انعكاس تلخيصي‏
انعكاس تلخيصي، تكرار مختصر و كوتاه موضوعات اصلي و احساساتي است كه گوينده در بخش طولاني از گفت‏وگو مطرح كرده است و در نتيجه، آن را مي‏توان توسط يكي از مهارت‏هاي مطرح شده، منعكس كرد. با كمك اين مهارت، مي‏توان برخي از صحبت‏هاي اخير را به يكديگر مرتبط ساخت و احساسات يا مسائل را از طريق بازگيري خلاصه آنها، به طور واضح‏تر و روشن‏تر بيان كرد. بدون شك اين نوع تلخيص، زماني سودمند است كه گوينده از نظر عاطفي، آمادگي رويارويي با تلخيص شونده را داشته باشد.بازگويي صحبت‏هاي اصلي گوينده، كمك مي‏كند تا بخش اول گفت‏وگو، به نتيجه برسد و براي بخش بعدي آن نيز جهت و مسير مشخصي فراهم شود.


تلخيص خوب، اغلب براي گوينده اين امكان را فراهم مي‏سازد تا وضعيت خود را به شكلي واضح‏تر درك كند و گوينده را قادر مي‏سازد تا به شكلي عميق‏تر و جهت‏دار و با پيوستگي بيشتر، صحبت كند. همچنين مي‏تواند رشته‏هاي از دست رفته يك گفت‏وگو را در نتيجه‏گيري نهايي خود، به يكديگر پيوند زند.
نويسنده:رابرت بولتون
منبع:ماهنامه پرسمان


خبرگزاري فارس


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

فوايد بالقوه قصه گويي


 ارتباط سريع و آسان: در حين قصه گويي، كليه ايده هاي
متفاوت، يكجا و بـصورت فـراگير از سوي قصه گو به مخاطب
انتـقال داده مي شود. در نتيـجه لازم نيــست شنونده براي
گرفتن مضمون كلي مطلب خود را به زحمت بيـندازد چـراكه
محتواي كلي داستان به يكباره انتقال پيدا مي كند.

 

ارتباط طبيعي: مي توان از داستان سرايي به عنوان زبان مادري تمام انسان ها ياد كرد. اين زبان ذاتي را همه ي كودكان از سن 2 سالگي به بعد ياد مي گيرند. البته ياد گيري زبان واقعي شايد تا سنين 8 سالگي به طول انجامد، اما به هر حال بايد اعتراف كرد آنقدر كه كودكان در استفاده از زبان مادري قصه گويي براي برقراري ارتباط با اطرافيانشان راحت هستند، در استفاده از زبان واقعي احساس راحتي نمي كنند.


ارتباط روشن واضح: با استفاده از اين مزيت قصه گويي كه به واسطه ي آن به راحتي مي توان با ديگران ارتباط برقرار كرد، كليه ي واژه ها در يك دامنه ي زماني و مكاني خاص قرار مي گيرند و گويي به آنها جاني دوباره بخشيده مي شود. تمام وقايع با در نظر گرفتن فاكتور زماني به وقوع مي پيوندند و لغات و كلمات پر معناتر از قبل جلوه ميكنند.


ارتباط صادقانه: از طريق داستان ها مي توان حقايق عميق و كلي را به ديگران انتقال داد. اين در حالي است كه در زبان واقعي كليه ي اجزا تكه تكه مي شوند.


ارتباط مشاركت آميز: در بحث هاي انتزاعي، ايده ها مانند موشك به طرف ما مي آيند، حجم زيادي از فضاي ذهني ما را اشغال مي كنند و به ناچار ما را وادار مي كنند كه براي انسجام بخشيدن به آنها يك چهارچوب ذهني كه از سوي فرد ديگري معين گرديده است را در زندگي خود به كار گيريم. تنها حق انتخابي هم كه برايمان ايجاد ميشود، قبول و يا رد آن چهارچوب خاص است؛ و با شرايط بله-خير و يا شايد بهتر باشد بگوييم برنده-بازنده روبرو مي شويم.


در مقابل  بايد گفت كه داستان به صورت منسجم در ذهن ما طبقه بندي مي شود و به ما اين امكان را مي دهد كه تا هر كجا كه خواستيم خودمان را با شخصيت هاي داستاني همراه سازيم و هر كجا كه خواستيم داستان را در ذهن خود تغيير داده و همانطور كه مي خواهيم ادامه دهيم.


ارتباط متقاعد كننده: زمانيكه فردي داستاني را مي شنود اين امكان وجود دارد كه در ذهن خود داستاني تقريباً شبيه به چيزي كه شنيده ايم را بپرورانيم. اين داستان جديد زاييده ذهن فرد است و فرد نوعي ديد همزادگرايي به آن پيدا مي كند بنابراين داستان جديد به مانند فرزند او در مي ايد و آنرا دوست مي دارد و براي رسيدن به آن سرسختانه مي جنگد.


ارتباط دقيق: پيش از پيشرفت تكنولوژي و روي كار آمدن ارتباط سريع جهاني بشر اطلاع چنداني در مورد اين مطلب كه دانش از كجا برخاسته در دست نداشت. زمانيكه ارتباط تنها محدود مي شد به ساكنان يك روستا يا شهر، افراد معمولاً اين تصور را پيدا مي كردند كه همه جا وضعيت زندگي تقريباً يكسان است. با پيشرفت تكنولوژي و انتقال جهاني اطلاعات انسان ها به اين نتيجه رسيدند كه يك چنين تصوري كاملاً اشتباه است. همين داستان سرايي هاي ابتدايي بود كه اجازه داد دانش رشد كرده و به شكوفايي دست پيدا كند. در حال حاضر هم به عنوان نوعي ابزار مناسب براي انتقال هر گونه اطلاعات به افراد به شمار مي رود.


ارتباط حسي: دانسته هاي ما خيلي بيشتر از آن است كه خودمان مي دانيم. نقش دانش ضمني از اهميت ويژه اي برخوردار است. با اين وجود شايد ندانيم چگونه ميتوانيم ارتباط برقرار كنيم؟ قصه گويي به اين سوال نيز پاسخ داده است. زمانيكه داستاني را از روي احساساتمان تعريف مي كنيم، مي توانيم خيلي بيش از آن چيزي كه به صورت صريح مي دانيم ارتباط برقرار كنيم. اين امر در ناخواگاه ما اتفاق مي افتد. بنابراين هر چند ما خيلي بيشتر از آن چيزي كه ابراز مي كنيم، مي دانيم با قصه گويي مي توانيم بيشتر از آن چيزي كه مي دانيم خودمان را ابزار كنيم.


ارتباط سرگرم كننده: روابط دنياي واقعي خشك و خسته كننده هستند چراكه همه چيز در انحصار اشيا اسيت. ما به عنوان موجود زنده بيشتر جذب چيزهاي زنده مي شويم و زماني مي رسد كه ارتباط با اجسام ساكن و بي جان ما را خسته مي كند. قصه گويي شادابي و طراوت را به زندگي ما باز مي گرداند و ما را سرگرم مي كند.


ارتباط موثر: اين فاكتور سبب مي شود ما از خود واكنش نشان دهيم و دست بكار شويم. قصه گويي نه تنها شكاف ميان "دانستن" و "اقدام نمودن" را از ميان بر ميدارد، بلكه به شنونده كمك مي كند كه خودش نيز در خلق ايده ي جديدي همكاري كند. در فرايند همكاري براي ايجاد ايده ي جديد، شنونده به گونه اي وارد مرحله ي اجرا ميشود كه گويي ميان ايده و عمل هيچ گونه شكافي وجود نداشته.


ارتباط احساسي: با در نظر گرفتن تمام صحبت هايي كه در مورد هوش هيجاني (هوش احساسي) به ميان آمده است بايد گفت كه صحبت كردن عيني و غير ملموس در مورد احسسات كار درستي به شمار نمي رود. قصه گويي صرفاً احساسات را به زيبايي و به شيوه اي قابل قبول به طرف مقابل انتقال مي دهد.


ارتباط متقابل: بر خلاف مباحث انتزاعي، قصه گويي بطور ذاتي جنبه ي تعامل و ارتباط متقابل را در بردارد. داستان سرا طراوت داستان را به سوي مخاطبان مي پاشد و شنونده در خلق يك اثر ذهني جديد همكاري مي كند.


http://www.mardoman.net/?sn=articles&pt=full&id=1528


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۵ - تمرين مخاطب مداري و اجراي روش هاي جذب مخاطبان

۹

هفت راه براي جذب مخاطب

همه ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني كردن مي شويم. مصاحبه اي براي كار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شركت محل كارتان است؟ بله همه ي اين ها سخنراني هاي بسيار مهمي هستند و مي توانند آينده ي شما را رقم بزنند.پس نگذاريد كه اين فرصت ها از دست بروند بدون اينكه شانس موفقيتتان را بالا ببريد.

در اينجا به نكاتي اشاره مي كنيم كه هنگام سخنراني كردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد.


۱- شنوندگان را هم درگير كنيد


شنوندگان هم دوست دارند كه وارد ماجرا شوند، نه اينكه فقط گوش كنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. 30تا90دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب كنيد. مي توانيد همان تكنيك قديمي شروع كردن سخنراني با يك جوك را به كار گيريد. اما...شايد زياد هم ايده ي جالبي نباشد.

اشتباه نكنيد...مطمئناً دادن يك جنبه ي شوخي به سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگراين جنبه را به صورت كلي وارد سخنراني كنيد با اينكه سخنراني را با فقط يك شوخي شروع كنيدبسيار متفاوت است. پس بهتر است كه آن را با يك سوال آغاز كنيد. اين تكنيك بسيار جواب مي دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي كند. تكنيك ديگري كه گه گاه توسط بعضي سخنرانان به كار گرفته مي شود بردن نام بعضي از اشخاص بين حضار است.


۲- سرزنده و با روح باشيد


روي چيزي كه مي خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. كسي توقع ندارد كه مثل يك گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم كننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نكته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت كردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سكوت كنيد.


۳- صدايي تاثيرگذار داشته باشيد


روي چيزي كه مي خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. كسي توقع ندارد كه مثل يك گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم كننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نكته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت كردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سكوت كنيد.


۴- از كارهايي كه باعث پرت كردن حواس شنوندگان مي شود دوري كنيد.


هيچ چيز به اندازه ي اين كار نمي تواند يك سخنراني را خراب كند. چند وقت پيش مديري را ديدم كه سخنراني اش را فقط به خاطر اينكه با پول خردهاي توي جيبش بازي مي كرد از دست داد. بعد از سخنراني كسي درمورد محتويات سخنراني او حرفي نمي زد، همه فقط مي گفتند كه چقدر از صداي جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است.كنار گذاشتن اين عادت ها كار سختي نيست. گه گاه هنگام تمرينات سخنرانيتان فيلمبرداري كنيد و بعد آنرا مرور كرده و پي به عادت هاي آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را كنار بگذاريد.

۵- لباس مناسب بپوشيد


روزي با يكي از مدير عاملان صحبت مي كردم كه مي گفت اولين چيزي كه در برخورد با يك فرد به آن توجه مي كند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد كه حداقل يك پله از حضار بالاتر باشيد. متوجه باشيد كه كفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يك سخنراني نيست. به لباس پوشيدنتان خيلي دقت كنيد.


۶- حرف هاي تازه بزنيد


از تكرار كردن داستان ها و خاطرات هميشگي پرهيز كنيد. حرف هاي تازه بزنيد. سعي كنيد در سخنرانيتان جايي هم براي وقايع روز باز كنيد. حتماً آن روز يا آن هفته اتفاق جديدي افتاده است كه در موردش صحبت كنيد. حرف ها و مطالب تكراري شنوندگان را خسته و بي حوصله خواهد كرد. حرف هاي جديد برعكس آنها را راغب به گوش كردن و توجه بيشتر مي كند.


۷- تمرين داشته باشيد


چندين مرتبه تمرين كردن سخنرانيتان مي تواند باعث موفقيتتان شود. چون معمولاً رقبايتان اين كار را نخواهند كرد. معمولاً افراد فقط چند دقيقه قبل از سخنرانيشان نگاهي به نوشته هايشان مي اندازند، اما سخنرانان موفق هميشه براي تمرين آن هم وقت مي گذارند. يك سخنران واقعي از قبل برنامه ريزي مي كند كه چطور سخنراني خود را شروع كند و چطور به پايان برساند. مي دانند كه چه موقع بين حضار راه بروند و دست روي شانه ي چه كسي بگذارند. مي دانند كه چه زماني سكوت كرده و چه زماني تن صدايشان را تغيير دهند. مي دانند كه به كجا نگاه كنند.با تمرين كردن مطمئناً سخنراني بهتري ارائه خواهيد داد
 
http://www.sharagim.blogfa.com/post-65.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

اثر مذاكره بر زندگي جاري

  يك مذاكره بد كه از قواعد مذاكرات حرفه‌اي و اصولي پيروي نمي‌كند، گاهي تاثيرات جبران‌ناپذيري روي زندگي شخصي يا در سطح‌هاي كلان‌تر در حد ملي يا تاريخي دارد. شايد هر كس در زندگي خود مثال‌هايي را داشته باشد كه از گفته‌شدن كلامي كه نمي‌بايست مي‌گفت، كماكان پشيمان باشد يا هنوز از اينكه مي‌‌بايست چيزي را مي‌گفت، ولي نگفته است، متضرر و نادم باشد.

در سطح ملي و تاريخي نيز مذاكرات اصولي يا غيراصولي گاه آثار غيرقابل تغييري بارآورد است. تاريخ گذشته صدساله ايران، خود مملو از اينگونه تجارب است كه هركس به فراخور اطلاعات تاريخي خود مي‌تواند از آنها مثال‌هايي بياورد.

مذاكره از يك منظر به دو دسته مذاكره بد (غيراصولي و غيرحرفه‌اي) و مذاكره خوب (اصولي و حرفه‌اي) تقسيم مي‌شود كه هر كدام بخش‌بندي‌هاي خود را دارا هستند. در اين مقوله ابتدا از مذاكره بد شروع مي‌كنيم. شايد اين سوال پيش بيايد كه چرا ابتدا از مذاكره بد شروع خواهيم كرد؟ در پاسخ مي‌توان گفت شروع اين بحث از مذاكره بد به جهت آموزش آن به مذاكره‌كنندگان نيست، ولي اگر بتوان مصاديق يك مذاكره بد را به خوبي نمايان ساخت، اصولا تشريح مذاكرات خوب با راحتي بيشتري انجام خواهد پذيرفت. مذاكرات بد را به سه دسته مذاكرات مبتني بر موضع‌گيري، مذاكرات سخت و مذاكرات نرم تقسيم مي‌كنند.

مذاكره مبتني بر موضع‌گيري: در اين نوع مذاكره، مذاكره‌كننده از قبل مواضع مذاكراتي خود را مشخص مي‌كند و براي خود خط قرمزهايي را ترسيم مي‌كند. بنابراين تمامي هدف مذاكره صرف اين خواهد شد كه فرد مذاكره‌كننده منحصرا به مواضع خود و نه لزوما به هدف‌هاي خود دست يابد. از آنجا كه بعضا برآورده كردن خواسته يا نياز طرفين راه‌هاي متعددي مي‌تواند داشته باشد، در مذاكره مبتني بر موضع‌گيري، تعصب و اصرار به راه موردنظر، از خود موضع‌ مذاكره مهم‌تر خواهد شد. چه بسا در بسياري از مذاكرات، اصرار فراوان روي موضع، فرآيند مذاكره را منحرف كند و به اين طريق اشتياق به حواشي، بيشتر نمود پيدا خواهد كرد. در اين گونه موارد معمولا مي‌گويند موضوع مذاكره گم شده است. در مذاكرات مبتني بر موضع‌گيري به دليل اصرار طرفين به حل مساله از طريق روشي كه فقط خودشان آن را مي‌پسندند، بعضا اتفاق بسيار ناگواري بروز مي‌كند و آن درگير شدن شخصيت مذاكره‌كننده با موضع مذاكره است.در اين گونه موارد، فرد مذاكره‌كننده فكر مي‌كند اگر از موضع خودش عقب‌نشيني كند، به اين معني است كه شخصيت خودش را از دست داده يا فردي شكست خورده محسوب خواهد شد. از اين رو، براي جلوگيري از بروز اين احساس، يا بر اصرار خود مي‌افزايد كه در اينگونه موارد احتمال توافقات نامعقول را افزايش مي‌دهد، يا در نهايت شكست مي‌خورد كه اين امر نيز موجب بروز احساس سرشكستگي خواهد شد و احساس انتقام و تلافي را در فرد افزايش مي‌دهد. براي جلوگيري از بروز مذاكره مبتني بر موضع‌گيري از اصل دوم مذاكرات حرفه‌اي استفاده مي‌شود كه در هنگام تشريح آن اصل، به تفصيل مورد بررسي قرار مي‌گيرد. مذاكرات مبتني بر موضع‌گيري علاوه بر احتمال بروز توافقات غيرمعقول يا دلشكستگي‌هاي فردي، موجب قفل‌شدن مذاكرات مي‌شود. همه ما به عنوان مذاكره‌كننده مي‌دانيم كه قفل كردن مذاكره چندان كار پيچيده‌اي نيست و هر كسي به راحتي مي‌تواند آن را انجام دهد.يكي ديگر از مضرات مذاكرات مبتني بر موضع‌گيري، به خطر افتادن روابط جاري و انساني طرفين است. به همين دليل، طرفين پس از برگزاري يك مذاكره سخت و غيردلچسب، علاقه‌مندي و تمايل ذهني خود را به ادامه مذاكره و برقراري روابط درازمدت از دست مي‌دهند؛ بنابراين احتمال برقراري روابط در آينده نيز به مخاطره مي‌افتد. در مذاكرات مبتني بر موضع‌گيري، اگر دو طرف در موضع قدرت باشند، مذاكره به بن‌بست خواهد رسيد؛ ولي اگر يكي از طرفين از موضع قدرت و برتري پايين‌تري برخوردار باشد؛ چون علاقه‌‌مند به پايان مذاكرات است، مجبور است امتياز بيشتري بپردازد. در اين نوع مذاكره، طرفي مجبور است امتياز بدهد كه بايد مذاكره را به انتها برساند.اين روش مذاكره‌اي، با روش برد- باخت يا باخت - برد از استراتژي‌هاي فروش مطابقت دارد، به همين لحاظ مورد تاييد مذاكره‌كنندگان حرفه‌اي نيست.
مذاكره‌اي سخت: در اين نوع مذاكره، يك طرف مذاكره به دليل دارا بودن ارجحيت رقابتي نسبت به طرف يا رقباي خود به دليل داشتن يك يا چند تا از ابزارهاي قدرت، به‌صورت آمرانه و يك‌جانبه مذاكره مي‌كند و در اين حالت طرف مقابل خود را بر سر دو راهي قبول يا رد پيشنهاد خود قرار مي‌دهد. در اين نوع مذاكره، يك طرف تبديل مي‌شود به امتياز گيرنده همگاني و طرف ديگر نيز به يك امتيازدهنده همگاني تمام عيار تبديل مي‌شود. در اين سبك از مذاكره، طرف واجد قدرت تا زماني كه ارجحيت يا برتري خود را دارد، به‌‌طور يك طرفه به امتيازگيري خود ادامه مي‌دهد. به مرور زمان اگر طرف ضعيف‌تر بتواند اين ارجحيت‌ها يا قدرت را در خود ايجاد كند، مي‌تواند در مقابل وي قد علم كند و در بسياري مواقع اين قد علم كردن به انتقام‌كشي‌هاي سختي از طرف قوي‌تر منجر مي‌شود كه در بحث تجارت با ايجاد رقيب براي وي همراه مي‌شود؛ بدين رو با توجه به اينكه اين مذاكره نيز از مصاديق ايجاد رابطه برد- بردنيست، مورد تاييد مذاكره‌كنندگان حرفه‌اي نيست. در اين مذاكره چون يكي از طرفين از نوعي قدرت يا انحصار در ماهيت خود برخوردار است، هدفش گرفتن حداكثر امتياز است و ممكن است حتي از ابزارهاي تهديد و خشونت نيز در راستاي گرفتن حداكثر امتياز استفاده كند. بنابراين توافقات انجام شده به هيچ وجه انساني و منطقي نخواهد بود. نحوه برخورد با اين نوع مذاكرات اين است كه فرد ضعيف‌تر قبل از مذاكره، ابزارهاي قدرت و ارجحيت را در خود ايجاد كند؛ به عبارت ديگر، موضع خود را در قبال مذاكره‌كننده روبه بهبود بخشد. اگر مذاكره‌كننده‌اي در حال حاضر در وضعيت ضعيف به سر مي‌برد، بديهي است در شرايط مذاكره مجبور به دادن امتياز اضافي است. در چنين شرايطي بايد دانست كه هيچ‌وقت فرصت مذاكره به پايان نمي‌رسد؛ بنابراين پس از آن دوران بايستي به ترميم وضعيت خود، بالا بردن قدرت خود، از بين بردن نقاط يا شرايط ضعف و آماده شدن براي يك دوره مذاكره ديگر با شرايط جديد همت گمارد.

مذاكره نرم: در اين نوع مذاكره، مذاكره‌كننده نرم به دليل كمبود تجربه يا عدم اعتماد به نفس كافي، فقط به دنبال رسيدن به توافق است نه دستيابي به منافع طرفين. جمله‌اي كه اغلب از سوي اين افراد عنوان مي‌شود اين است: «سري كه درد نمي‌كند، دستمال نبند» يا در بسياري از مذاكرات به دليل عدم توانايي و مقابله با موضوع مذاكره، به دنبال زودتر به پايان رساندن مذاكره و تنظيم صورت جلسه نهايي هستند. اين افراد به منظور جلوگيري از رويارويي، فقط به دنبال سازش هستند. بنابراين امتيازات فراواني را از دست مي‌دهند و بسياري مواقع براي ايجاد حاشيه‌اي امنيتي پيرامون خود، اطلاعات غيرضروري را نيز براي طرف مقابل افشا مي‌كنند و به همين دليل موجب دادن امتيازات فراوان، و ضرر و زيان‌هاي زيادي مي‌شوند.

منبع: mmicinternational.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان