مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 11465
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 38
همه : 4339947

 

۱۱-   راهها و اشكال گفتن مطالب:

بهترين سخنران كسي هست كه مردم با گوشهايشان حرفهاي او را ببينند.

-   سخنراني از حفظ : در اين شيوه تمام متن سخنراني كلمه به كلمه حفظ مي شود تا هنگام سخنراني بازگو گردد. اين شيوه بهتراست براي سخنرانيهاي كوتاه وكمتر از 6يا7 دقيقه استفاده شود. در اين روش مشكلاتي مثل فراموشي متن،يكنواختي درارايه مطالب و بسياري ايرادات ديگر پيش آيد. در اين مورد ابتدا بايد كلمات كليدي را بخاطر داشته باشيد وچند روز قبل از سخنراني شروع به حفظ كردن نموده وسعي نماييد كه حالت مصنوعي و رباتيك نداشته باشد واز حركات بدن يا بلند وآرام گفتن بهره ببريد . 

-   سخنراني في البداهه: در اين نوع سخنراني ،هيچ برنامه ريزي قبلي وجود ندارد و حتي سخنران ازموضوع سخنراني نيزهمانجا مطلع مي شود. البته سخنران زماني به سخنراني دعوت مي شود كه تجربه و اطلاعات قبلي در اين موضوع را دارد.دراينگونه سخنرانيها بايد موضوع را تعيين نموده،پرورانده ونتيجه گيري شود.

-   سخنراني سرگرم كننده: در اينگونه سخنراني هيچ برنامه ريزي ويژه اي نيست و سخنران تلاش دارد كه بدون داشتن الگوي سخنراني، فقط با گفتن حرفهاي خنده دار، لطيفه، جوك و غيره مردم را سرگرم نمايد. در اين شيوه بايد سعي كرد كه هنگام گفتن يك نظمي ايجاد نمود كه سخنان تكراري نگردند و مورد رنجش فرد يا گروهي نشود.در اين شكل سخنراني بايدسعي كنيد از كمدين يا بازگر و يا سخنران خاصي تقليد نكنيد و در واقع با خصوصيات خودتان كار را انجام دهيد.

-   سخنراني غير رسمي: اين سخنراني با هدف قبلي بوده و برنامه ريزي شده است . با توجه به اينكه سخنران با موضوع كاملا آشناست كمتر به نوشته توجه مي كند وجلسه بسيار طبيعي بوده از ساير اشكال سخنراني موثرتر است. در اين روش بعضي قسمتها از حفظ خوانده مي شود و ادامه آن بصورت زنده و خود به خود ادامه مي يابد. بسياري از سخنرانان اين شيوه را بيشتر مي پسندند.

-   سخنراني تلفيقي: اين نوع سخنراني تركيبي از اشكال مختلف ارايه مطلب هست كه با توجه به شرايط جلسه ، موضوع سخنراني وهمچنين علاقه و توان سخنران شكل مي گيرد. 

۱۲-   تمرين و آمادگي  براي سخنراني:

نود در صد هر كاري تمرين است.

چنانچه مبتدي هستيد،براي آماده شدن جهت سخنراني بايد تمرين كافي داشته باشيد. البته افراد ماهر هم به تمرين نياز دارند  ولي تمرين براي افراد تازه كار بسيار ضروري هست زيرا با مشكلات ممكنه از قبيل اشتباهات دستوري، واژه اي و گفتاري- عدم سازماندهي غير اصولي و غير منطقي-  عدم شناسايي زمان مورد نياز- اداي اشتباه كلمات- عدم نتيجه گيري مناسب و غيره آشنا شده ور صورت وجود آنها را برطرف مي نمايند.

چگونه تمرين كنيم؟

1-   در درجه اول، بايد قبول كنيد كه تمرين لازم است.

2-   زمان تمرين كردن را طولاني كرده وتمرين را بارها تكرار كنيد.

3-   درموقع تمرين همه مطالب را تمرين كنيد وبخشي را به هر دليل حذف ننماييد.

4-   روبروي آينه تمرين كنيد وخود را دقيقا ببينيد تا ايرادات احتمالي را برطرف نماييد .

5-   همان كلمات و حركاتي را بكار ببريد كه در سخنراني واقعي مي خواهيد استفاده كنيد.

6-   در ذهن خود جلسه پرسش و پاسخ ايجاد كنيد وبه سوالات احتمالي پاسخ دهيد.

7-   مطالب خود را به همان اندازه كه در سخنراني واقعي وقت خواهيد داشت تنظيم كنيد.

 

۱۳-   اقدامات پيش از شروع سخنراني

كسيكه كوه را ازميان برداشت فردي بود كه شروع به برداشتن سنگريزه ها كرد.

آنچه كه 30 دقيقه پيش از شروع سخنراني انجام مي دهيد، در سخنراني شما بسيار تاثير دارد.عدم توجه به چند دقيقه قبل از شروع مي تواند زحمات قبلي شما را از بين ببرد. البته اين براي كساني هست كه شغل آنها سخنراني هست ولي براي افرادي كه به عنوان ميهمان سخنراني مي كنند شايد امكان و شرايط حضور در دقايق قبل از سخنراني وجود نداشته باشد.در هر صورت آنها نيز مي توانند با نگاه كردن به جايگاه سخنراني ،سالن، شنوندگان و ساير موارد لازم خود را با محيط سازگار نمايند.

نكاتي كه توجه به آنها قبل از سخنراني مهم خواهد بود:

-         دقيقايقي قبل از سخنراني در محل سخنراني حاضر شويد.

-         با كسي كه قرار است شما رامعرفي كرده و به جايگاه دعوت نمايد، آشنا شويد.

-         اگرازعناوين سخنراني شما فهرستي تهيه شده،درخواست نماييد تا به شنوندگان اعلام نمايند.

-         وجود يا عدم وجود پرسش و پاسخ را به مجري اطلاع دهيد.

-         تريبون را با توجه به محل استقراروقد خود تنظيم نماييد.

-         يك ليوان آب دركنارخود داشته باشيد.

-         لباس و چهره خود را مرتب و آراسته نماييد.

-         مسير رفتن به جايگاه را بشناسيد ومراقب پله ها يا موانع بين راه باشيد تا برخورد نكنيد.

 

۱۴-   توان استفاده صحيح و به اندازه از زبان اندام

بدن را ايستگاه روح و روان نيست. بدن ابزار روان است . هديه كردگار جهانيان است.

هنگام سخنراني حضار هم به حرفهاي شما گوش مي كنند و هم شما را مي بينند. به همين دليل براي تاثير گذاري بيشتر بايد چشم آنها را نيز به كار بگيريد. استفاده مناسب و به اندازه از "زبان اندام" در سخنراني ،مي تواند تاثير بيشتري بگذارد.

1-   لباس مناسب و پاكيزه بپوشيد، موهاي خود را شانه كرده وكفشهاي خود را واكس بزنيد.

2-   صاف ايستاده وكج نشويد. صاف ايستادن صداي شما را رسا تر مي كند.

3-   لبخند و شادابي را با توجه به شرايط و موضوع سخنراني با خود داشته باشيد.

4-   با چشمان خود به حضار معطوف شويد و بدين ترتيب آنها را وادار سازيد تا به شما نگاه كنند.

5-   از دستهاي خود بعنوان مكمل زبان استفاده كنيد تا مثل رباط به نظر نرسيد.

6-   از گذاشتن دستها در جيب خودداري كنيد. تكرار اين مورد تمركزحضار را ازبين خواهد برد.

7-   زياد به سر، بيني و گوش دست نزده وخود را نخارانيد.

8-   با بلندي صداي مناسب ووضوح صدا صحبت كنيد .

9-   فاصله هاي تنفس خود را ميزان كرده و تند تند پلك نزنيد.

10-    آرام و متين بوده و هرگز با عجله صحبت نكنيد.

11-  از تكرار بعضي حرفها يا كلمات مثل" ام..ام.." ــ "همانگونه كه مي دانيد"ــ "اصولا" ــ" در واقع" و ساير اصطلاحاتي كه بر حسب عادت مي گوييد، دوري كنيد.

12-    حركت به جلو عقب يا بازي با خودكار يا ساير اشياء را حذف نماييد.

 

۱۵-   شيوه انتخاب، استفاده و تاكيد روي كلمات

كلمات چنان قدرتي دارند كه مي توانند آتش جنگي را بيفروزند و يا صلحي را بر قرار سازند رابطه اي را به نابودي كشانند و يا آنرا محكمتر كنند.

روش سخنراني هركس يعني چگونگي انتخاب كلمات و شكل بكارگيري آنها و حالت تاكيد برروي آنها است و رعايت اينها مي تواند كيفيت مطلوبي بر سخنراني بگذارد.البته بايد به شخصيت سخنران نيز اشاره كرد كه در هرصورت در سخنراني او ظاهر مي شود.

شيوه صحيح سخنراني: نمي توان شيوه هاي صحيح سخنراني را محدود كرد و در واقع به تعداد سخنران ، شيوه سخنراني وجود دارد.

1-  شيوه برخورد با حضار: شكل برخورد باحضاردر يك سخنراني درنتيجه تاثير گذار بوده و احترام، صداقت،ادب و... نسبت به حضار نتايج مثبتي را به همراه خواهد داشت.

2-  سرعت: تنظيم سرعت ، يك مهارت خاصي است كه نياز به توجه ويژه اي دارد. شايذ در جايي نياز به تغييرسرعت و تاكيدات مخصوصي باشد.

3-  انتخاب لغات: استفاده از الفاظ معمول ، رايج ، قابل فهم و ساده درموفقيت سخنراني نقش مهمي دارد و بايد از الفاظ وكلمات غريب و اصطلاحات غيرمعمول دوري كرد.

4-  فروتني: ابراز فروتني و تواضع نسبت به شنوندگان ضروري بوده و ميزان علاقه شما را به آنها نشان مي دهد. توجه داشته باشيد درنسبت به كسي كه به جاي رفتن به بيرون وانجام كارهاي شخصي ، نشسته و حرفهايافظي و ترك جايگاه سخنراني

زمانيكه سخنراني به پايان رسيد بايد جايگاه را ترك كرده و به جاي اول خود برگرديد. موقع برگشتن توجه كنيد كه مشكلي پيش نياوريد. دقت كنيد كه مسير رفتن به صندلي خود را گم نكنيد وبه جاي ديگري نرفته و يا به اشتباه در جاي كسي ديگر ننشينيد. موقع حركت، به موانع ، پله هاي احتمالي و يا سيمهاي كف سالن توجه كنيد تا خرابكاري بوجود نيايد. پس ازمستقر شدن در جاي خود منتظر بمانيد تا جلسه به پايان برسد.

http://behtaran.blogfa.com/post/7


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

 1-   از بين بردن بهانه هاي صحبت نكردن در جمع:

90 درصد شكستها نصيب كساني مي شود كه عادت به بهانه آوردن دارند.

هميشه براي حضوردرجمع و سخنراني بهانه هايي است كه بايد به شيوه درست و عملي با آنها مقابله و مبارزه كرد. بعضي از اين بهانه ها اين موارد هستند.

-         تا به حال در جمع صحبت نكرده ام.

-         نمي دانم در مورد چه چيزي صحبت كنم.

-         آيا به حرف من گوش خواهند داد.

-         مطالب سخنراني را از كجا تهيه كنم.

-         شايد در جمع افراد مهم و صاحب مقام نشسته باشند.

-         اگر سوالاتي كردند چگونه پاسخ بدهم.

-         ممكن است وسط سخنراني گير كنم و آبرويم برود.

-         وقتي ديگران هستند چرا من صحبت كنم.

بسياري موارد ديگر كه بهانه ها وموانع سخنراني هستند وبايد آنها را برطرف كرد. همه اين بهانه ها ناشي ازاين است كه با اصول سخنراني آشنا نيستيد و در اين مبحث قصد ارايه اصول سخنراني وبر طرف كردن موانع را داريم.

2-   مزاياي آشنايي با دانش و هنر سخنراني:

بزرگترين پاداش انجام يك كار سخت ، تحولي هست كه در شما ايجاد مي شود.

الف) دستيابي به آرزوها: يكي ازآرزوهاي هر فرد در مسير موفقيت اين است كه بتواند بطورموثرو الهام بخش سخنراني كند. سخنراني خوب باعث ترقي و رونق شغلي، پيشرفت اجتماعي وموفقيت در زندگي شده و موجب رسيدن به آرزوها مي گردد.

ب) انگيزه پيدا كردن: با دانستن مزاياي سخنراني ، انگيزه پيدا مي كنيد كه صحبت كنيد و به اين ترتيب حرفها ، عقايد و نظرات خود را بگوييد و اين كار موجب مي شود كارايي فكري ، شغلي و اجتماعي خود را افزايش دهيد.

ج)افزايش قابليتهاي فردي: وقتي تلاش مي كنيد قابليت سخنراني خود را افزايش دهيد آنگاه كيفيت زندگي شما بهتر مي شود و برخي عادتها و تفكرات شما به شكل صحيح تغيير پيدا مي كند. اطلاعات شما بيشتر شده ودامنه لغات شما گسترش مي يابد. توانايي يادگيري وگوش كردن شما بالا رفته و به اطراف خود بيشتر توجه مي كنيد.قدرت خلاقيت و نتيجه گيري و همچنين توان مقابله منطقي با انتقادات را پيدا مي كنيد ازآن گذشته به فردي جذاب و مورد احترام  تبديل مي شويد.

3-   ترس از صحبت در جمع ومقابله با آن:

هيچ چيز در زندگي ترسناك نيست ؛ علت ترس عدم شناخت مي باشد.

وحشت از حضور و سخنراني فقط يك ترس بيهوده و بي دليل است و ترس از ويرانگرترين احساسات بشر است.هيچ عاملي به اندازه ترس زيان آور نيست. در اين مورد فقط بايد غلبه كردن بر ترس را ياد بگيريد و براي اين كار بايد با آن روبه رو شويد . كنترل ترس و محكم و قاطع ايستادن در مقابل آن بهترين روش مقابله با ترس است.دليلي ندارد شما از كساني كه در مقابل شما هستند بترسيد و فقط اين را بايد درك كنيد كه آنها هم مثل شما هستند با اين تفاوت كه شما مي توانيد سخنراني كنيد ولي شايد اكثر آنان هنوز صحبت كردن را به خوبي بلد نباشند.

ترس مثبت و ترس منفي: به خاطر ترس متوقف نشويد . ترس مي تواند مثبت يا منفي باشد. ترس منفي باعث سستي و توقف شما مي گردد ولي ترس مثبت باعث مي شود كه براي رهايي از همان ترس راه حلي پيدا كنيد.در مورد ترس نبايد به كسي حرفي بزنيد زيرا باعث بي اعتمادي و ضعف بيشتر شما مي گردد.

4-   اقدامات اوليه براي شروع سخنراني:

طولاني ترين سفرها با قدم اول آغاز مي شود.

اگر تا به حال سخنراني نكرده ايد بهتر است كه شروع كنيد .در اين مورد از فرصتهاي لازم استفاده كنيد و به تقويت سخنراني خود بپردازيد.

فرصت يادگيري: براي تسلط و آشنايي كتابهاي مختلفي هست كه بايد مطالعه كنيد.از فرصتهاي يادگيري بهره ببريد. در آموزشهاي و دوره هاي مختلفي كه در آموزشگاهها، انجمن ها و كلاسهاي متعدد برگزار مي شود ثبت نام نماييد. نوارهاي آموزشي مربوط به آموزش سخنراني را تهيه كرده و گوش دهيد.

فرصت سخنراني: اين فرصت ممكن است در محيط كار،جلسات دوستانه ، مهمانيهاي خانوادگي ،گروههاي ورزشي و اجتماعي، انجمنها وسازمانهاي مختلف وجود داشته باشد يا اينكه شما بتوانيد اين فرصت را خودتان بوجود بياوريد آنگاه بايد بهترين استفاده را نموده و صحبت خود را آغاز نماييد.

هيچگاه نبايد ازسخنراني ترسيد زيرا شما بارها به سخنراني ديگران گوش داده ايد و متوجه شده ايد كه هيچ اتفاقي رخ نمي دهد. كسي بي توجهي نكرده و مسخره نمي كند. اگر با آمادگي رواني كامل به سخنراني بپردازيد يقينا ديگران از آن لذت برده و گوش خواهند داد.

5-   پاسخگويي به دعوت جهت سخنراني:

دعوت به سخنراني يك افتخار بزرگ است كه فقط شامل حال عده اندكي مي شود.

اگر براي صحبت كردن دعوت شديد و دانستيد كه فرصت و آمادگي كافي داريد بايد با كمال ميل قبول كنيد و آنرا انجام دهيد. براي هر دقيقه سخنراني حدود يك ساعت زمان جهت آمادگي لازم است.اگر زمان كافي براي آماده شدن داريد دليلي براي رد دعوت نخواهد بود. اين را بدانيد كه اگر شما چند بار دعوت ديگران را رد كنيد ديگراز شما جهت سخنراني دعوت نخواهد شد زيرا چنين تصوري در ذهن ديگران ايجاد مي كنيد كه اگر شما را دعوت كنند رد خواهد شد وكسي دوست نارد كه حرفش بي ارزش شده و رد شود.

6-   مشخص نمودن موضوع ومورد سخنراني:

چرا بايد بدون اينكه حرفي براي گفتن داشته باشيم ،شروع به صحبت كنيم؟

زمانيكه شروع به سخنراني مي كنيد بايد ملاحظه همه را بكنيد.يعني هم خودتان و هم شنوندگان. درزمان سخنراني بايد مطلبي را بگوييد كه مورد توجه شماست و اطلاعات كافي در مورد آن داريد.از گفتن و عنوان كردن مطالبي كه با عقايد و علاقه هاي شما منافات دارد خود داري كنيد.

قبل از سخنراني بايد از علاقه و تمايل شنوندگان آگاه باشيد و بدانيد كه منظوراز جلسه و سخنراني چيست و شنوندگان براي شنيدن چه صحبتهايي جمع شده اند و دوست دارند چه مطالبي را بشنوند.از گفتن حرفهاي كه باعث رنجش و نگراني حضار يا گروه خاصي خواهد شد بپرهيزيد.به سوالاتي كه وجود ندارد يا كسي نمي پرسد پاسخ ندهيد . به مطلبي اشاره كنيد كه زمان كافي براي ارايه آن وجود دارد. بيهوده ازموضوع سخنراني دور نشده و جلسه را به يك جلسه خسته كننده و جنجالي سوق ندهيد.

7-   جمع آوري مطالب براي ارايه در صحبتها:

اثر كم رنگ ترين نوشته ها از قويترين حافظه ها بيشتر است.

هيچگاه ازيادگيري دست نكشيد. ياد گيري از قبل از سخنراني شروع شده و بعد ازآن نيزادامه پيدا مي كند.سعي كنيد بهترگوش دادن و يادداشت كردن را ياد بگيريد زيرا عامل مهمي براي يادگيري وجمع آوري مطالب است.

هر گاه نكته مهم و با ارزشي شنيديد به دقت گوش دهيد.فرصت گوش دادن و يادداشت كردن را از دست ندهيد. اين فرصتها به اشكال مختلف پيش مي آيد. مثل برنامه هاي تلويزيوني، سخنان اتفاقي افراد ديگر، سخنرانيهاي مختلف، سخنان بچه هاي كوچك و غيره

فكر نكنيد همه چيز ارزش شنيدن دارد . وقت خود را در اختيار افراد پر حرف قرار ندهيد.بزرگي گفته است كه " فقط افراد بي مغز به سخنان افراد بي مغز گوش مي دهند".

خواننده بهتري باشيد زيرا يكي از منابع مهم در سخنراني كتابها هستند كه با دقت نوشته شده اند. تند خواني را ياد بگيريد.مطالب جديد را مطالعه كنيد و از زمان عقب نمانيد.در كتابخانه ها عضو شويد وفرصت مطالعه سايتهاي خوب، روزنامه ها،دايره المعارفها،لغتنامه هاتقويم ها و سررسيدها و غيره را از دست ندهيد.

8-   چينش و قراردادن مناسب مطالب در كنار هم:

برنامه ريزي هوشمندانه اولين قدم براي موفقيت است.

سخن گفتن مثل نوشتن نيست.شما بايد تفاوت نوشتن با گفتن و تفاوت گوش دادن با خواندن را بدانيد. دانستن اين تفاوتها درچگونگي  قرار دادن مطالب در كنار هم كمك زيادي خواهد كرد.نوشته ها دايمي بوده ودر آن مي توان به عقب برگشت وخواننده فقط بوسيله چشم با او در ارتباط هستند اما در سخن گفتن ،موقع برگشت دقيقا نمي توان سخن قبلي را گفت و همچنين سخنران از طريق چشم وگوش با حضار در ارتباط است.به همين دليل كلمات بايد تخصصي باشند، جسته و گريخته نباشند، توضيحي و توصيفي باشند،سادگي و ريتم مناسب داشته باشند، با صداي جذاب بيان گردند و كاملا صريح و روشن باشند.سخنراني شامل سه بخش است؛بخش اول يا بخش آغازين، بخش دوم يا بخش اصلي، بخش سوم يا بخش پاياني

   در بخش آغازين سخنراني موارد زير را در نظر داشته باشيد:

-   هنگام شروع اگر اولين بار است كه شنوندگان روبرو مي شويد مي توانيد تاثيرمثبت و هميشگي در ذهن آنها بگذاريد.

-         قدرداني خود را از دعوت كننده و مسئول جلسه ابراز كنيد.

-   ممكن است پيش از دعوت به جايگاه كمي تعريف زيادي از شما كرده باشند، سعي نكنيد كه تعريفها را نفي كنيد زيرا در اين صورت به خودتان ضربه مي زنيد.

-   براي نفوذ بيشتر بهتر است كمي از علاقه منديهاي حضار حرف بزنيد و يا بصورت كنترل شده ودر حد معقول شوخي كنيد.

-   شنوندگان شما را ارزيابي مي كنند. سعي كنيد يك ارتباط واقعي و صميمانه برقرار كنيد مورد تاييد قرار بگيريد.

-   سرفصل صحبتهاي خود را اعلام كنيد.اگرمجري جلسه آنها را اعلام كرده باشد ديگر نياز نيست تكرار كنيد.

بخش اصلي مي تواند اهداف مختلفي را در پي داشته باشد.

-         هدف ترغيبي: سخنران قصد دارد شنوندگان را براي انجام كاري ترغيب نمايد.

-   هدف اطلاع رساني: سخنران قصد دارد اطلاعاتي را در مورد مشخصي به شنوندگان برساند و آنها را آگاه سازد.

-         هدف تشويقي:سخنران قصد تقدير و تشويق افرادي را دارد.

-         هدف سرگرمي: سخنران قصد شاد كردن و سرگرم كردن حضار را دارد.

نكات مهم دربخش پاياني سخنراني:

در اين مرحله بايد بطور خلاصه و واضح نتيجه سخنراني را مشخص كنيد.از دوباره گويي و پر گويي پرهيز كنيد و هر چه مي توانيد كوتاه نماييد ودر نهايت از حضار به خاطر حضور در جلسه تشكر نماييد.

9-   استفاده از لطيفه ها و داستانهاي كوتاه:

يك شوخي كه كسي را آزرده سازد، به هيچ وجه شوخي جالبي نيست.

شوخي ها و لطيفه هاي خوب و بجا مي توانند چاشني سخنراني باشند و استفاده به موقع از آنها يكنواختي سخنراني را ازبين مي برد. لطيفه ها و شوخي نمي توانند هدف اصلي باشند ولي كمكي است درارايه بهترمطالب اصلي. درگفتن لطيفه بايد توجه داشته باشيد كه رنجشي ايجاد نشود وازگفتن لطيفه دررابطه با نژاد،گروه ها واقليتها،مذهب،مادرشوهريا مادرزن نقص عضو يا ظاهر اشخاص و اين قبيل موارد بايد خودداري كنيد. لصيفه ها بايد شنوندگان را شاد كرده وبخنداند و خوب است كه سخنران كمترو كوتاهترازشنوندگان بخندد تا احساس سبكي ايجاد نكند. لطيفه و شوخي بي مزه باعث نيشخند حضار مي شود و نبايد طوري شود كه با گفتن لطيفه احترام شما از بين برود زيرا لطيفه هاي شما نيز بايد به گونه اي باشند كه محترمانه بوده واحترام آور باشند.

10-   استفاده ازامكانات و ابزار شنيداري و بينايي :

شنيدن كي بود مانند ديدن

حتما با وسايل سمعي و بصري مثل انواع پروژكتور،اسلايد، تخته سياه، وايت برد و غيره آشنا هستيد.همه اينها مي توانند تاثير زيادي در جلسه بگذارند و باعث درك و فهم بيشتر گردند و همچنين قدرت پيام شما را بيشتر مي كنند زيرا غير ازحس شنيدن، حس ديدن حضار نيز به كار گرفته مي شود.

اگر قصد استفاده از اين وسايل را داريد بايد كاملا مهيا شويد تا در بين سخنراني مشكلي از قبيل كوتاه بودن سيم، نبودن ماژيك براي وايت برد، خراب بودن وسيله مورد استفاده وغيره پيش نيايد.تمرين و چك كردن لوازم قبل ازسخنراني و طرز استفاده از آنها همچنين بهترين وضعيت قرار گرفتن وسيله و سخنران بايد بررسي شود. مطلب مهمتر اين است كه نبايد حالتي پيش بيايد كه هنگام استفاده ازوسايل، سخنران فراموش شود ولوازم باعث كنار زده شدن او گردند.

http://behtaran.blogfa.com/post/6


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]


ساعت 9 صبح روز شنبه است و شما به تنها چيزي كه فكر نمي‌كنيد سخنراني كردن در جلوي جمع است. ناگهان مديرتان شما را صدا مي‌كند و به شما مي‌گويد كه بايد هفته آينده براي 50 نفر از همكارانتان درباره وضعيت پروژه سخنراني كنيد. واكنش شما چه خواهد بود؟

    آيا احساس مي‌كنيد كه سخنراني عمومي نيز بخشي از وظايف عادي شماست؟
    آيا به اين فكر مي‌افتيد كه چگونه از اين فرصت براي بهتر نشان دادن خود به مديرتان استفاده كنيد و سعي مي‌كنيد اطلاعات كامل و جامع و جذابي را براي سخنراني خود فراهم كنيد؟

و يا مثل اغلب مردم، از جلوي ديگران ايستادن و سخنراني كردن و مورد قضاوت آن‌ها قرار گرفتن احساس ترس و وحشت مي‌كنيد؟

    آيا مي‌توان يك سخنران معمولي بود و با يادگيري مهارت‌هايي يك سخنران مجذوب كننده و الهام بخش شد؟
    آيا مي‌توان از سخنراني عمومي به شدّت هراسان و وحشت‌زده بود امّا با يادگيري مهارت‌هايي به آرامش دست يافت و حتي از سخنراني كردن لذت برد؟

پاسخ اين دو سوال بدون ترديد «بله» است.
بارها شنيده‌ايد كه ما امروز در عصر اطلاعات زندگي مي‌كنيم. هرگز پيش از اين، اينهمه اطلاعات در دسترس بشر قرار نداشته است. آهنگ تغيير و توسعه به قدري سريع است كه بايد به طور ثابت كار كنيم تا از دور خارج نيفتيم. مردم بيش از هميشه، به عنوان بخشي از اين به هنگام بودن دائمي، مجبور به ارائه اطلاعات به ديگران هستند و بايد اطلاعاتشان را در اختيار همكارانشان قرار دهند.
دو زمينه مهارتي عمده وجود دارد:

    مهارت‌هاي ارائه موثر، استفاده از ابزارهاي آموزشي، استفاده از فن بيان، سازماندهي به مطالب و غيره.
    مديريت خود، توانايي حفظ آرامش و خونسردي در جلوي جمع

يادگيري اين مهارت‌ها نه تنها تفاوت چشمگيري در كيفيت ارائه شما به وجود مي‌آورد بلكه باعث مي‌شود تا از اين كار لذت ببريد. سخنرانان مسحور كننده و جذاب بسيار نادرند امّا تنها دليلش اين است كه اغلب مردم زمان كافي براي يادگيري مهارت‌هاي سخنراني صرف نمي‌كنند.
سخنران خوب بودن، باعث بهبود موقعيت شغلي، زندگي اجتماعي و به طور كلي رضايت كاري شما خواهد شد. يك سخنران خوب مي‌تواند تقريباً هر موضوعي را به يك موضوع مورد علاقه براي شنوندگان تبديل كند. يادم مي‌آيد كه يكي از دوستانم مي‌گفت جالب‌ترين و تفكر برانگيزترين سخنراني‌اي كه تا كنون در آن شركت داشته درباره «فرايند چاپ» بوده است!

ترس‌هاي سخنراني عمومي
مردم دقيقاً از چه چيز سخنراني عمومي مي‌ترسند؟
ليست چيزهايي كه زياد مي‌شنويم به قرار زيرست:

    گلويم خشك مي‌شود و قادر به حرف زدن نمي‌باشم.
    يادم مي‌رود كه درباره چه چيزي حرف مي‌زدم و ذهنم كاملاً پاك مي‌شود.
    از سوالات حاضران مي‌ترسم. اگر نتوانم پاسخ دهم چه مي‌شود؟
    وجود يك نفر در جمع كه بيش از من در اين باره مي‌داند.
    توجه مردم به دستپاچه بودن و عصبي بودنم.
    ترك سالن در ميان سخنراني توسط برخي از حاضران و يا صحبت كردن آن‌ها با هم.
    ارائه من آنقدر بد باشد كه ارتباطات شغلي و اجتماعيم را به خطر اندازد.
    مي‌ترسم يكنفر وسط سخنراني من بلند شود و با صداي بلند به ايرادگيري و برهم‌زدن سخنراني بپردازد.
    از ايستادن جلوي جمع دچار اضطراب و ترس مي‌شوم.

راه‌هاي مقابله
نخست، بپذيريم كه ما انسان‌ها به ترس نياز داريم. بدون توانايي «ترسيدن»، امروز ما وجود خارجي نداشتيم. پيشينيان ما با اتكاء به «ترس»، خود را در مقابل موجودات بزرگ‌تر، قوي‌تر و سريع‌تر حفظ كرده‌اند.
هنگامي كه ما مي‌ترسيم، ذهن ناهشيار (ناخودآگاه) ما كنترل را به دست مي‌گيرد و ما را براي اقدام فيزيكي و جسمي آماده مي‌كند. ما به منظور نجات از يك تهديد فيزيكي، به طور خودكار با يك واكنش سريع، عكس‌العمل نشان مي‌دهيم. در برخي مواقع، اين واكنش مي‌تواند به نجات جان ما بينجامد.
در خلال اين واكنش «ستيز يا گريز»، تنفسمان تندتر مي‌شود تا براي كار بدني سخت آماده شويم، عرق مي‌كنيم تا بدنمان خنك‌تر شود، و حس مي‌كنيم كه قادر به فكر كردن نيستيم. بايد به ياد داشته باشيم كه بقا در شرايط اوليه و بدوي اساساً بيشتر نيازمند اقدام است تا تفكر.
ما به هنگام سخنراني به مقدار كمي اضطراب نياز داريم. اين باعث مي‌شود كه قدرت ما در به يادآوري مطالب افزايش يابد، سطح انرژي ما بالاتر رود و تمركز ما براي ارائه مطالب بيشتر شود. مردم از يك سخنران بيحال و بي‌خيال به سرعت خسته مي‌شوند!
بنابراين، ما نه اضطراب زياد مي‌خواهيم و نه آرامش زياد. ما به تنش كافي نياز داريم تا به ما انرژي و آرامش كافي براي تفكر و به يادآوري دهد. ما نياز به تعادل مناسب بين اين دو داريم.
بنابراين، ما نه اضطراب زياد مي‌خواهيم و نه آرامش زياد. ما به تنش كافي نياز داريم تا به ما انرژي و آرامش كافي براي تفكر و به يادآوري دهد. ما نياز به تعادل مناسب بين اين دو داريم.
اغلب سخنرانان وحشت‌زده‌اي كه ما آموزش داده‌ايم، «الگوي ترس» نسبتاً ثابتي داشتند:

    شما ارائه مطلبي را در پيش داريد.
    درباره‌اش فكر مي‌كنيد، تصوًر مي‌كنيد كارها خراب مي‌شود و احساس اضطراب مي‌كنيد.
    به طور غيرارادي، بين «فكر سخنراني» و «احساس ترس» در ذهن شما تداعي برقرار مي‌شود.
    هنگامي كه در شرايط واقعي «جلسه سخنراني» قرار گرفتيد، دچار ترس و اضطراب شديد مي‌شويد!

اين «مرور ذهني منفي» براي يك رويداد نام دارد. و تعجب‌آور نيست كه با وابستگي و تداعي نزديكي كه بين اين دو در ذهن شما به وجود مي‌آيد، هنگامي كه در موقعيت واقعي قرار گرفتيد احساس ترس و وحشت كنيد.
پاولوف نشان داد كه وقتي به طور مكرّر هنگام غذا دادن به سگ‌ها، يك زنگ را به صدا در مي‌آوردند، بعداً فقط با شنيدن صداي زنگ، بزاق دهانشان ترشح مي‌كرد.
انسان‌ها نيز همين گونه‌اند. چنانچه به طور مكرّر با تصوّر چيزي احساس ترس كنند، هنگامي كه در آن شرايط قرار گيرند هم احساس ترس خواهند كرد. امّا انسان‌ها مي‌توانند ياد بگيرند كه بندبازي، جنگيدن يا خنثي كردن بمب را در ذهن خود با آرامش روان‌شناختي، وابسته (متداعي) سازند. ما مي‌توانيم ياد بگيريم كه يك تداعي را در ذهنمان تغيير دهيم.

تمرين: واكنش به سخنراني عمومي با آرامش، نه ترس
مكان ساكتي را پيدا كنيد كه بتوانيد 10 تا 15 دقيقه بدون مزاحم در آنجا باشيد. چشمانتان را ببنديد و حواستان را روي دستانتان متمركز كنيد. احساس آن‌ها را به هنگام آرمش (ريلكس بودن) در ذهنتان تصوّر كنيد. با گسترس آرمش، اجازه دهيد ذهنتان كم‌كم به زماني كه شما كاملاً در آن احساس راحتي و آرامش مي‌كرديد برسد. مثلاً زماني كه در وان حمام خوابيده بوديد يا موسيقي گوش مي‌داديد يا حتي بعدازظهري با دوستان كه مي‌گفتيد و مي‌خنديديد و زمان خوشي داشتيد.
اكنون سعي كنيد حس واقعي آن لحظه را درك كنيد. به رنگ‌ها، اشياء، صداها، و حتي بوها و مزه‌هاي مربوط به آن لحظه توجه كنيد. سعي كنيد آن حس‌ها را در خودتان زنده كنيد و بازگردانيد، انگار دوباره همانجا هستيد.
هنگامي كه آن حس در شما به وجود آمد، تصوّر كنيد داريد تلويزيون تماشا مي‌كنيد و خود را بر صحنه تلويزيون ببينيد كه آن سخنراني را ارائه مي‌كند. با آرامش و سر فرصت به آن گوش كنيد. دقت كنيد كه «بر صفحه تلويزيون بودن» است كه باعث مي‌شود احساس آرامش و راحتي كنيد.
اكنون توجه خود را معطوف صفحه تلويزيون كنيد و حس سخنراني كردن به آن شكل را همراه با احساسات خوش قبلي تجربه كنيد. چند لحظه اين كار را ادامه دهيد، انگار كه داريد خواب مي‌بينيد. هنگامي كه چند دقيقه از اين حالت لذت برديد، چشمانتان را باز كنيد و سرحالي و هوشياري را در خود حس كنيد.
اين متن را چند بار بخوانيد تا مطمئن شويد تمام مراحل آن را به ذهن سپرده‌ايد. اين تمرين را چند بار تكرار كنيد و به تفاوت‌هاي آن در هر بار توجه كنيد.
براي بعضي از افراد اين تمرين آسان‌تر از بقيه است. اگر شما با انجام دادن آن مشكل داريد مي‌توانيد از يك مشاور يا روان‌شناس براي بالا بردن حس اعتماد به نفستان استفاده كنيد. در اين رابطه غالباً استفاده از هيپنوتيزم نيز موثر است.

اجتناب از اشتباهات عمده در سخنراني عمومي
هنگامي كه من براي نخستين بار شروع به سخنراني در جمع كردم به نحوه نگاه كردن حضار بسيار حسّاس بودم. در خلال سخنراني سعي مي‌كردم ذهن آن‌ها را بخوانم.

    آيا چهره درهم فرو بروده‌اند؟
    آيا چهره‌شان بي‌حالت است؟
    آيا اين به معني مخالفت آن‌هاست؟

اگر هيچكس لبخند به لب نداشت واقعاً ناراحت مي‌شدم. اگر يكي از حضّار چهره دوستانه‌تري داشت من در تمام سخنراني تقريباً فقط به او نگاه مي‌كردم و به ديگران كاري نداشتم.
يكبار در يك كارگاه آموزشي دو روزه كه براي 40 نفر برگزار مي‌كردم، خانمي در رديف جلو نشسته بود كه مرتباً چهره‌اش را در هم فرو مي‌برد و حتي گاهي سرش را هم تكان مي‌داد! من سعي كردم او را ناديده بگيرم و به او نگاه نكنم و برايم جالب بود كه او هيچ پرسشي هم نمي‌كرد. در پايان روز دوم كه من سرگرم جمع‌آوري لوازمم بودم، به من نزديك شد و با كمال تعجب به من گفت كه از ارائه من بسيار لذّت برده و اين كارگاه دستاوردهاي فوق‌العاده‌اي برايش داشته است!
از آن موقع تا كنون، ديگر سعي نمي‌كنم حدس بزنم كه حضّار چه فكري مي‌كنند.
پس از آن كه ياد گرفتم چگونه آرامش بيابم و از سخنراني عمومي لذّت ببرم، درك من شروع به تغيير كرد. چيزي كه قبلاً به عنوان خصومت به چشمم مي‌آمد، اكنون به صورت عصبي بودن حضّار در نظرم مي‌آيد. به جاي آن كه به آن‌ها نگاه كنم تا آرامش بيابم، سعي مي‌كنم كاري كنم كه آن‌ها آرامش داشته باشند.

كنار آمدن با برخي از حضّار و پرسش‌هاي سخت
چنانچه در خلال ارائه شما يكي از حضّار نظم را به هم مي‌زد و مخّل برنامه بود بدانيد كه اين تنها شما نيستيد كه از اين رفتار، آزرده و ناراحت مي‌شويد. مردم عموماً در طول سخنراني، ادب و نزاكت را رعايت مي‌كنند. اگر كسي شروع به تكّه پراني‌هاي نيشدار و طعنه‌آميز كرد و در ارائه شما وقفه به وجود آورد، چند گزينه پيش‌رو داريد. شما مي‌توانيد:

    قبل از شروع سخنراني از حضّار درخواست كنيد قبل از هر اظهارنظر يا پرسشي دست خود را بلند كنند و يا اعلام كنيد كه در پايان سخنراني، وقتي را براي پرسش و پاسخ و اظهارنظر اختصاص خواهيد داد.
    اگر كسي شروع به ايجاد وقفه در سخنان شما كرد مي‌توانيد مودبانه توضيحات اوليه خود را به ياد او بياوريد. اغلب افراد به اين درخواست پاسخ مثبت مي‌دهند.
    اگر كسي گفت كه كاملاً با صحبت‌هاي شما مخالف است شما يا مي‌توانيد سعي كنيد او را قانع كنيد و يا بحث را به جمع گسترده‌تر حضّار بكشانيد. به احتمال زياد، ديگران به دفاع از نظرات شما برخواهند خاست. به ياد داشته باشيد كه وظيفه شما ارائه اطلاعات به شكلي جامع و جذاب است، نه اين كه به قيمت از دست دادن ديگران، درگير بحث با يكي از حضّار شويد.
    بپذيريد كه بعضي چيزها را نمي‌دانيد و قول بدهيد كه براي آنان بيابيد.
    به آن‌ها بگوئيد كه مايليد به اين بحث بازگرديد.
    به حضّار بگوئيد كه به دليل محدود بودن وقت اجازه دهند مطالبتان را به پايان برسانيد و پس از سخنراني چنانچه پرسشي داشتند نزد شما بيايند.
    به نكات اصلي سخنراني خود بچسبيد. شما نبايد به هر سوال بلافاصله پاسخ دهيد. اگر كساني خواستند مسائل حاشيه‌اي و جانبي را مطرح كنند مي‌توانند اين كار را در زمان استراحت يا پس از خاتمه ارائه شما انجام دهند.
    به ياد داشته باشيد: اين تنها وظيفه شما نيست كه خود را براي حضّار توجيه كنيد. نيمي از مسئوليت نيز بر عهده آنان است. آن‌ها بايد ادب و نزاكت را رعايت كنند، به گفته‌هاي شما گوش فرا دهند، سوالات مربوط بپرسند و بدانند كه چه موقع سكوت را رعايت نمايند. مسئوليت شما از اين به بعد آغاز مي‌گردد.

آمادگي براي سخنراني عمومي
همه چيز به آمادگي بستگي دارد.

    براي آن كه احساس اطمينان كنيد بايد واقعاً با موضوع آشنايي داشته باشيد. آشنايي كلّي و يا مطالعه مستمر به تنهايي براي يك ارائه خوب كافي نيست.
    «مسير حركت» خود در سخنراني (از كجا شروع مي‌كنيد، ترتيب ارائه مطالب چيست و به كجا ختم مي‌كنيد) را دقيقاً مشخص كنيد و آن را چند بار مرور كنيد و به خاطر بسپاريد.
    از نكات كليدي سخنراني، يادداشت‌هاي كوتاهي براي خود آماده كنيد و نزد خود داشته باشيد تا اگر لازم شد به آن مراجعه كنيد.
    سخنراني را با صداي بلند براي خودتان تمرين كنيد. اين كار در به خاطرسپاري مطالب كمك مي‌كند.
    در تمرين‌هاي خود حتماً زمان‌ها را ثبت كنيد و سعي كنيد ارائه شما در چهارچوب زمانبندي تعيين شده باشد.
    اگر احساس عصبي بودن مي‌كنيد و يا از ارائه قبلي خود تجربه ناخوشايندي داريد، با استفاده از تكنيك‌هاي آرمش (ريلكس شدن) خود را از نظر ذهني آماده سازيد. وقتي پشت صحنه آماده شد، ارائه شما آسان‌تر و بهتر خواهد شد.

توصيه‌هايي براي سخنراني عمومي

    با همه حضّار تماس چشمي برقرار كنيد.
    به ياد داشته باشيد كه بعضي از افراد از قرار گرفتن در جمع حضّار عصبي مي‌شوند. فضا را براي آن‌ها راحت كنيد
    هر جا كه مفيد بود از تصاوير استفاده كنيد. مردم تماشا كردن تصاوير را دوست دارند. تصاوير، نمودارها و فيلم مي‌تواند ارائه شما را به ياد ماندني‌تر كند. البته نبايد از تصاوير براي ارائه اطلاعات فني و جزئيات استفاده كرد. تصاوير بايد ساده باشند.
    جزواتي را بين حضّار پخش كنيد. آن‌ها آن را با خود خواهند برد و در آينده با ديدن آن به ياد سخنراني شما مي‌افتند. يادتان باشد كه گرفتن يك چيز رايگان، حس خوبي در مردم به وجود مي‌آورد. البته اين جزوه نبايد حاوي تمام مطالبي كه مي‌خواهيد بيان كنيد باشد. شما نمي‌خواهيد كه حضار در هنگام سخنراني شما سرگرم خواندن جزوه باشند.
    باز هم مي‌گوئيم كه به ياد داشته باشيد حضار هم مسئوليت خاص خودشان را دارند.
    اين گونه فكر نكنيد كه چطور مي‌توانم از اين سخنراني جان سالم به در ببرم؟ اين طور فكر كنيد كه چگونه مي‌توانم آن را به نحو احسن انجام دهم؟
    به هنگام سخنراني، لحن صداي خود را تغيير دهيد. هر كجا لازم بود صدايتان را بلند كنيد و دوباره پائين بياوريد. صداي يكنواخت سخنران، به ويژه در سخنراني‌هاي طولاني، براي حضار بسيار خسته كننده و ملال‌آور است.
    تمريني كه در بخش قبل گفتيم را تكرار كنيد تا زماني كه فكر سخنراني كردن در جلوي جمع واقعاً باعث آرامش شما شود. به ياد داشته باشيد كه دنيا به ارتباطات خوب نياز دارد و وقتي آدم كودني مثل من مي‌تواند اين كار را انجام دهد شما هم حتماً مي‌توانيد!‌
    از شوخ طبعي استفاده كنيد. استفاده از شوخ طبعي به هنگام ارائه و به ويژه در ابتداي سخنراني، به اصطلاح يخ جلسه را مي‌شكند و فضاي صميمانه‌تري به وجود مي‌آورد. البته توجه كنيد كه شوخي شما بجا و مناسب گفته شود و براي كساني برخورنده نباشد.

آخرين توصيه: سخنراني عمومي مي‌تواند مفرّح باشد!
سخنراني عمومي مي‌تواند بسيار مفرّح و ارضاءكننده باشد. چنانچه از ارائه خود لذّت برديد، يا حتي تا حدودي لذّت برديد، اين امر باعث تقويت اعتماد به نفس شما مي‌شود و انرژي مثبتي در شما به وجود مي‌آورد. اين فرصت را از خودتان دريغ نكنيد!

ترجمه: كلينيك الكترونيكي روان‌يار

منبع

 

" Public Speaking", Roger Elliott,
http://www.uncommon-knowledge.co.uk/public_speaking.html

 

 Public Speaking (or how to enjoy presentations)

 

Home > Psychology Articles > Personal Development > Public Speaking
Bryant Hilton, Dell PR

"Public speaking confidence can turn a former ordeal into a rewarding plesure" courtesy of Ed Schipul

It's 9am on a Monday morning. Public speaking couldn't be further from your mind and your manager tells you have to do a presentation to fifty colleagues next week. What's your response?

- Do you feel that public speaking is just part of the routine?
- Do you respond to the challenge and wonder how you can make your presentation compelling, informative and inspiring?

Or, like most people do you feel you would rather die than stand up and be judged by the hard unforgiving scrutiny of your fellow man and woman?

- Is it possible to be an average presenter and learn the skills to become an inspiring and entrancing speaker?
- Is it possible to be totally terrified of the mere thought of public speaking yet learn to relax and even enjoy it?
Without a doubt, the answer is YES!
Public Speaking on the Increase

It's a cliche to say that we live in an information culture. But it's true! Never before has so much information been so readily available. The rate of change and development is so fast that we have to work constantly to 'stay ahead of the game'

More than ever, people are having to present information to others as part of this constant up-dating. People are being increasingly called upon to present publicly their information to co-workers and other departments.
To get ahead, you have to present!

But how often are we taught how to present? There are 2 main areas of skill:

1) Skills of effective presenting; use of teaching aids, use of the voice, structure and so on.

2) Self-management; the ability to remain calm and composed in front of an audience.

Learning these skills make a huge difference not only to the quality of your public presentation but also to your enjoyment. Truly fantastic presenters are quite a rare commodity, but that's only because most people never took the time to learn.

Being an excellent presenter will enhance your career, social life and your enjoyment of work in general.

Great presenters can transform almost any subject into one of interest or even inspiration. A friend once told me that the most entertaining and thought provoking presentation they ever saw was about print processing!

 
http://athir.blogfa.com/post-3811.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]
  شنبه ، 20 خرداد 1391 ، 08:53

بعضي از حركات درصورت، دست ها، پاها و ديگر اعضاي بدن مي تواند به فاش شدن افكار و روحيات مخاطب كمك كند. آيا مي دانستيد حتي زماني كه يك شخص با شما صحبت نمي كند، نشانه هايي درصورت، بدن، پاها و دست هاي او وجود دارد كه مي تواند بدون آن كه خود او متوجه شود به شما در خواندن فكر او كمك كند. در حقيقت همه انسان ها به طور ناخودآگاه حركاتي از بدن خود نشان مي دهند كه از آن به عنوان زبان بدن ياد مي شود. آشنايي با اين حركات و نشانه ها مي تواند به شما كمك كند، در ملاقات با ديگران بهتر بتوانيد به آنچه در ذهن آن ها مي گذرد پي ببريد و به اين ترتيب تصميمات منطقي تري بگيريد. براي مثال در بسياري از موارد، زماني كه يك فرد هنگام صحبت با شما سرش را پايين نگه مي دارد، با موهايش بازي مي كند يا وزن بدن خود را روي يكي از پاهايش مي اندازد به طور ناخودآگاه در حال انتقال پيامي به شماست.

● او تحت تاثير شما ست


كنار زدن موها از روي صورت

اين حركت نشانه اي از عصبي بودن و در عين حال جلب شدن نظر شخص است. شخص سعي مي كند با اين كار حالت واقعي چهره خود را مخفي كند و نشان ندهد كه تحت تاثير قرار گرفته است.

● لبخند فقط ۵ ثانيه است

لبخند زدن

حتما شما هم هنگام صحبت كردن با ديگران به فردي برخورد كرديد كه مرتب لبخند مي زند و با اين تصور كه مخاطب تان نسبت به موضوع مورد بحث علاقه مند است به گفت وگو ادامه داده ايد اما آنيتا باربي از دانشگاه لوئيسوايل در اين زمينه نظر متفاوتي دارد.او مي گويد يك لبخند درصورتي واقعي است كه در آن عضلات چشم ها هم درگير شوند و خيلي هم طول نكشد. در حقيقت افرادي كه لبخند آن ها بيش از ۵ ثانيه طول مي كشد و اين لبخند فقط در لب هاي آن ها مشاهده مي شود در حال تظاهر كردن هستند. براي مديران هم لبخند زدن هاي مداوم در محيط كار توصيه نمي شود، زيرا اين كار باعث مي شود آن ها در نگاه كارمندان چندان جدي به نظر نيايند.

● استرس دارد

پلك زدن بيش از حد

هر فرد در حالت طبيعي بين ۶ تا ۸ مرتبه در يك دقيقه پلك مي زند اما هنگام استرس تعداد اين پلك زدن ها بيشتر مي شود و به همين دليل توجه مخاطب را بيشتر به خود جلب مي كند. اگر شما هم هنگام سخنراني يك فرد در ميان جمع به چشمان او توجه كنيد، به طور حتم متوجه پلك زدن هاي مداوم او مي شويد. اين يك نشانه است كه به شما اعلام مي كند، فردي كه در حال گفت وگو با شماست از لحاظ رواني چندان در آرامش قرار ندارد.

● يا اشتباه كرده يا مي ترسد!

گزيدن لب ها

«كارول كينسي» كه يكي از روان شناسان معروف و متخصص در زبان بدن است، گزيدن لب ها را يكي از مهم ترين نشانه ها از قرار داشتن فرد در وضعيت استرس زا مي داند. در بسياري از مواقع زماني كه انسان ها اشتباهي را مرتكب مي شوند بي اختيار لب هاي خود را مي گزند. در اين مواقع انسان سعي مي كند، به طور ناخودآگاه با گزيدن لب ها، فرو بردن آن ها به داخل دهان و تماس زبان با آن ها خود را از زير بار رواني خارج كند.

● بيني پينوكيو

خاراندن بيني

سعي كنيد هنگام دروغ گفتن هرگز بيني خود را لمس نكنيد، زيرا مي تواند شما را در مقابل مخاطبان تان لو بدهد. «مايكل كانينگهام»، استاد ارتباطات از دانشگاه «لوئيسوايل» در اين باره مي گويد: «زماني كه فردي دروغ مي گويد، ترشح هورمون آدرنالين در بدنش افزايش پيدا مي كند. اين عامل باعث انبساط رگ هاي خوني بسيار ريز در داخل بيني مي شوند و در اين هنگام شما در اين نقطه از صورت تان احساس خارش مي كنيد.» نگاه ممتد ولي كوتاه مدت به صورت فرد طرف مقابل يكي ديگر از نشانه هايي است كه فرد دروغگو را رسوا مي كند. هنگام دروغ گفتن فرد خطاكار سعي مي كند با نگاه كردن به صورت طرف مقابل متوجه شود كه آيا حرف او مورد قبول واقع شده يا خير. به همين علت است كه هنگام دروغ گفتن يا بعد از آن نگاه هاي فرد دروغگو طولاني تر و دقيق تر از حالات عادي مي شود.

● سانسور خطرناك ها

بستن چشم ها

با ماليدن چشم ها، پوشاندن آن ها با دست يا بستن آن ها در زماني طولاني تر از پلك زدن، مغز مي خواهد از ديدن بعضي از عواملي كه در مقابل چشمان ما قرار دارد جلوگيري كند. حتي در بسياري موارد زماني كه صدايي ما را آزار مي دهد، ما به طور ناخودآگاه براي لحظه اي دستان مان را روي چشمان خود مي گذاريم. اين يك مكانيسم دفاعي براي مغز است تا بتواند خود را از پردازش رويدادهاي ناخوشايند يا تهديد كننده رهايي ببخشد.

● كمك مي خواهد

نگاه كردن به سمت پايين به مدت طولاني

با اين حركت فرد از ديگران حمايت را درخواست مي كند. اين تاكتيكي است كه بسياري از كودكان كم سن و سال هنگام مواجه شدن با ديگران در انجام يك كار اشتباه از خود بروز مي دهند تا به اين ترتيب بتوانند حمايت والدين يا اطرافيان را به سمت خود بكشانند. اگر شخصي اين حالت را از خود نشان مي دهد احتمالا انتظار همدردي دارد، پس سعي كنيد در اين مواقع او را درك كنيد.


● گذشته را به ياد بياوريد

نگاه كردن به بالا يا اطراف

آيا مي خواهيد بفهميد چه زماني فردي در حال تلاش است تا خاطرات گذشته را به ياد بياورد، پس به جهت نگاه كردن او توجه كنيد. زماني كه فردي سعي مي كند چيزي را به ياد بياورد چشمان خود را به سمت آسمان مي گيرد، زيرا در تلاش است تا آن را در ذهن خود تصوير كند. زماني هم كه تلاش مي كند يك حرف را به ياد بياورد به سمت يكي از گوش هاي خود نگاه مي كند، به اين شكل كه گويا تلاش مي كند دوباره آن را بشنود.


● خطر در كمين شماست

لمس كردن پيشاني يا لاله گوش

اين كار نشان دهنده آن است كه شما احساس تهديد مي كنيد يا خونسرد نيستيد. براي مثال زماني كه شما در رديف اول كلاس نشسته ايد و اميدواريد كه معلم نام شما را صدا نزند. بسياري از مواقع اگر انسان ها در حالت نشسته باشند در اين حالت دست خود را به آرامي روي پاهاي خود مي زنند. ضربه زدن به عصب هايي كه در قسمت هاي انتهايي بدن مانند پاها يا گوش ها قرار دارند به بدن كمك مي كند ضربان قلب يا فشار خون خود را پايين بياورد.


● خواندن زبان بدن

مخالفت ايستادن در حالتي كه پاها كنار هم هستند

اين وضعيت نشان دهنده آن است كه فرد حالت دفاعي به خود گرفته و شايد بيان كننده آن باشد كه چندان با گفته ها يا كارهاي شما موافق نيست.

● خوش آمدگويي چرخيدن به يك سمت

تقريبا بسياري از مردم در حالت ايستاده يا نشسته بدن خود را اندكي به سمت كسي كه توجه آن ها را به خود جلب كرده است مي چرخانند. در اين بين، شايد توجه به يك نكته بتواند به بهتر شدن رابطه شما با ديگران كمك كند. زماني كه در حال صحبت كردن با فردي هستيد و يك شخص سوم تصميم دارد به جمع شما نزديك شود، سعي كنيد زاويه خود را تا ۴۵ درجه به سمت او بچرخانيد. اين يك علامت است كه نشان مي دهد به طرف مقابل خوش آمد مي گوييد و او را به جمع خود دعوت مي كنيد.

● فرق راه رفتن زنانه و مردانه

راه رفتن

شيوه راه رفتن شما هم اطلاعات خاصي را به ديگران منتقل مي كند. افرادي كه سريع راه مي روند در نگاه ديگران خلاق و شايسته به نظر مي آيند. اين طور به نظر مي رسد، آن ها بايد به جاي مهمي بروند و در زندگي خود هدف دارند. براي آن كه راه رفتن تان در نگاه ديگران تاثيرگذار به نظر بيايد سعي كنيد ابتدا پاشنه پا را روي زمين بگذاريد و سپس به سمت نوك انگشتان برويد. جالب است كه بسياري از مردان ابتدا پاشنه پاي خود را روي زمين گذاشته اما اكثر زنان ميانه كف پا را روي زمين مي گذارند.


● باورتان نمي كنند

تكان دادن دست ها

تحقيقات نشان داده است، افرادي كه مرتب دست هاي خود را حين صحبت كردن تكان مي دهند شخصيت باانرژي، منطقي و گرمي دارند اما در عوض افرادي كه حركات دست كمتري دارند منطقي تر و تحليلگرتر به نظر مي رسند. به ياد داشته باشيد كه حفظ تعادل كليد موفقيت در تاثيرگذاشتن روي ديگران است. افرادي كه بيش از اندازه دست هاي خود را تكان مي دهند در نگاه ديگران باورپذيري كمتري دارند و ضعيف تر نشان داده مي شوند. اگر فكر مي كنيد در موقعيت هايي مانند مصاحبه شغلي ممكن است دستان خود را بيش از حد تكان بدهيد، بهتر است چيزي مانند يك كتاب يا پوشه در دستان خود بگيريد.


● احساس برتري

ايستادن با پاهاي باز

ايستادن در حالتي كه پاهاي شما به اندازه عرض شانه ها باز است، نشان از اقتدار، تسلط و نفوذ دارد. هنگام بحث كردن با ديگران يا اختلاف نظر، اين شكل از ايستادن به طرف مقابل القا مي كند كه شما در اين بين احساس برتري داريد. قرار دادن دست ها روي ران ها هم يكي از نشانه هاي سنتي قدرت و اقتدار است.

● عوض كردن پاها

شكلي كه شما بدن خود را حركت مي دهيد نشان دهنده علاقه، نگرش و گرايش شماست. اگر به طور مرتب وزن خود را روي يكي از پاهاي خود قرار مي دهيد يكي از نشانه هاي آن است كه شما ناراحت و عصبي هستيد و به اين شكل مي خواهيد به خود آرامش بدهيد. در اين وضعيت فرد مرتب در حال فكر كردن در مورد موضوعات متعدد در ذهن خود است و اين تغيير فكر خود را به شكل عوض كردن پايي نشان مي دهد كه بيشتر وزن بدن را تحمل مي كند.

● منعطف نيست

باز كردن دست ها

اگر شخصي دستانش را در مقابل شما باز كند به شكلي كه گويا يك سيني براي تعارف كردن در مقابل شما گرفته است، نشان مي دهد كه از نظرات شما استقبال مي كند و منتظر شنيدن آن است. قرار دادن كف دست ها به سمت پايين يا گره كردن آن ها به شكل مشت نشان مي دهد، فرد مقابل شما در آن لحظه شخصيت انعطاف پذيري ندارد.

● متقلب

پنهان كردن دست ها

اگر فردي در حال صحبت كردن با شما دستانش را در جيبش مي گذارد يا در پشت خود پنهان مي كند، اين احتمال را بدهيد كه چيزي را از شما پنهان مي كند يا قصد تقلب دارد. شايد فردي در حال تعريف كردن ماجرايي براي شماست اما اين احتمال وجود دارد كه او تمام داستان را نمي گويد و بخشي از آن را مخفي مي كند.

● فرار سريع

تكان دادن مداوم پاها

آيا دقت كرده ايد در حالتي كه يكي از پاهاي خود را روي پاي ديگر انداخته و نشسته ايد، مرتب يكي از آن ها را مرتب تكان مي دهيد. تحقيقات نشان مي دهد، اين نوع حركات مي تواند به آرام شدن تنش در انسان كمك كند و هر چه شدت اين حركات بيشتر باشد به همان اندازه هم ميزان اين تنش ها بيشتر است. همچنين تكان دادن مرتب پاها نشان مي دهد كه شما هرچه سريع تر مي خواهيد خود را از وضعيتي كه در آن قرار داريد رهايي ببخشيد و پاهاي شما كاملا براي اين موضوع آماده اند. دقيقا به همين دليل است كه در مطب هاي پزشكان، در اكثر مواقع بيماران منتظر پاهاي خود را تكان مي دهند.


● آماده براي فرا از دست شما

قرار دادن نوك پاها به سمت در خروجي

زماني كه با يك فرد در حال گفت وگو هستيد، اگر متوجه شديد كه آن فرد نوك انگشتان پايش را به سمت در خروجي چرخانده است، بدانيد كه آن فرد به طور ناخودآگاه اعلام مي كند كه آماده است تا گفت وگو را تمام كند و به سمت بيرون حركت كند.

بعضي از حركات درصورت، دست ها، پاها و ديگر اعضاي بدن مي تواند به فاش شدن افكار و روحيات مخاطب كمك كند. آيا مي دانستيد حتي زماني كه يك شخص با شما صحبت نمي كند، نشانه هايي درصورت، بدن، پاها و دست هاي او وجود دارد كه مي تواند بدون آن كه خود او متوجه شود به شما در خواندن فكر او كمك كند. در حقيقت همه انسان ها به طور ناخودآگاه حركاتي از بدن خود نشان مي دهند كه از آن به عنوان زبان بدن ياد مي شود. آشنايي با اين حركات و نشانه ها مي تواند به شما كمك كند، در ملاقات با ديگران بهتر بتوانيد به آنچه در ذهن آن ها مي گذرد پي ببريد و به اين ترتيب تصميمات منطقي تري بگيريد. براي مثال در بسياري از موارد، زماني كه يك فرد هنگام صحبت با شما سرش را پايين نگه مي دارد، با موهايش بازي مي كند يا وزن بدن خود را روي يكي از پاهايش مي اندازد به طور ناخودآگاه در حال انتقال پيامي به شماست.

● او تحت تاثير شما ست

كنار زدن موها از روي صورت

اين حركت نشانه اي از عصبي بودن و در عين حال جلب شدن نظر شخص است. شخص سعي مي كند با اين كار حالت واقعي چهره خود را مخفي كند و نشان ندهد كه تحت تاثير قرار گرفته است.

● لبخند فقط ۵ ثانيه است

لبخند زدن

حتما شما هم هنگام صحبت كردن با ديگران به فردي برخورد كرديد كه مرتب لبخند مي زند و با اين تصور كه مخاطب تان نسبت به موضوع مورد بحث علاقه مند است به گفت وگو ادامه داده ايد اما آنيتا باربي از دانشگاه لوئيسوايل در اين زمينه نظر متفاوتي دارد.او مي گويد يك لبخند درصورتي واقعي است كه در آن عضلات چشم ها هم درگير شوند و خيلي هم طول نكشد. در حقيقت افرادي كه لبخند آن ها بيش از ۵ ثانيه طول مي كشد و اين لبخند فقط در لب هاي آن ها مشاهده مي شود در حال تظاهر كردن هستند. براي مديران هم لبخند زدن هاي مداوم در محيط كار توصيه نمي شود، زيرا اين كار باعث مي شود آن ها در نگاه كارمندان چندان جدي به نظر نيايند.

● استرس دارد

پلك زدن بيش از حد

هر فرد در حالت طبيعي بين ۶ تا ۸ مرتبه در يك دقيقه پلك مي زند اما هنگام استرس تعداد اين پلك زدن ها بيشتر مي شود و به همين دليل توجه مخاطب را بيشتر به خود جلب مي كند. اگر شما هم هنگام سخنراني يك فرد در ميان جمع به چشمان او توجه كنيد، به طور حتم متوجه پلك زدن هاي مداوم او مي شويد. اين يك نشانه است كه به شما اعلام مي كند، فردي كه در حال گفت وگو با شماست از لحاظ رواني چندان در آرامش قرار ندارد.

● يا اشتباه كرده يا مي ترسد!

گزيدن لب ها

«كارول كينسي» كه يكي از روان شناسان معروف و متخصص در زبان بدن است، گزيدن لب ها را يكي از مهم ترين نشانه ها از قرار داشتن فرد در وضعيت استرس زا مي داند. در بسياري از مواقع زماني كه انسان ها اشتباهي را مرتكب مي شوند بي اختيار لب هاي خود را مي گزند. در اين مواقع انسان سعي مي كند، به طور ناخودآگاه با گزيدن لب ها، فرو بردن آن ها به داخل دهان و تماس زبان با آن ها خود را از زير بار رواني خارج كند.

● بيني پينوكيو

خاراندن بيني

سعي كنيد هنگام دروغ گفتن هرگز بيني خود را لمس نكنيد، زيرا مي تواند شما را در مقابل مخاطبان تان لو بدهد. «مايكل كانينگهام»، استاد ارتباطات از دانشگاه «لوئيسوايل» در اين باره مي گويد: «زماني كه فردي دروغ مي گويد، ترشح هورمون آدرنالين در بدنش افزايش پيدا مي كند. اين عامل باعث انبساط رگ هاي خوني بسيار ريز در داخل بيني مي شوند و در اين هنگام شما در اين نقطه از صورت تان احساس خارش مي كنيد.» نگاه ممتد ولي كوتاه مدت به صورت فرد طرف مقابل يكي ديگر از نشانه هايي است كه فرد دروغگو را رسوا مي كند. هنگام دروغ گفتن فرد خطاكار سعي مي كند با نگاه كردن به صورت طرف مقابل متوجه شود كه آيا حرف او مورد قبول واقع شده يا خير. به همين علت است كه هنگام دروغ گفتن يا بعد از آن نگاه هاي فرد دروغگو طولاني تر و دقيق تر از حالات عادي مي شود.

● سانسور خطرناك ها

بستن چشم ها

با ماليدن چشم ها، پوشاندن آن ها با دست يا بستن آن ها در زماني طولاني تر از پلك زدن، مغز مي خواهد از ديدن بعضي از عواملي كه در مقابل چشمان ما قرار دارد جلوگيري كند. حتي در بسياري موارد زماني كه صدايي ما را آزار مي دهد، ما به طور ناخودآگاه براي لحظه اي دستان مان را روي چشمان خود مي گذاريم. اين يك مكانيسم دفاعي براي مغز است تا بتواند خود را از پردازش رويدادهاي ناخوشايند يا تهديد كننده رهايي ببخشد.

● كمك مي خواهد

نگاه كردن به سمت پايين به مدت طولاني

با اين حركت فرد از ديگران حمايت را درخواست مي كند. اين تاكتيكي است كه بسياري از كودكان كم سن و سال هنگام مواجه شدن با ديگران در انجام يك كار اشتباه از خود بروز مي دهند تا به اين ترتيب بتوانند حمايت والدين يا اطرافيان را به سمت خود بكشانند. اگر شخصي اين حالت را از خود نشان مي دهد احتمالا انتظار همدردي دارد، پس سعي كنيد در اين مواقع او را درك كنيد.

● گذشته را به ياد بياوريد

نگاه كردن به بالا يا اطراف

آيا مي خواهيد بفهميد چه زماني فردي در حال تلاش است تا خاطرات گذشته را به ياد بياورد، پس به جهت نگاه كردن او توجه كنيد. زماني كه فردي سعي مي كند چيزي را به ياد بياورد چشمان خود را به سمت آسمان مي گيرد، زيرا در تلاش است تا آن را در ذهن خود تصوير كند. زماني هم كه تلاش مي كند يك حرف را به ياد بياورد به سمت يكي از گوش هاي خود نگاه مي كند، به اين شكل كه گويا تلاش مي كند دوباره آن را بشنود.

● خطر در كمين شماست

لمس كردن پيشاني يا لاله گوش

اين كار نشان دهنده آن است كه شما احساس تهديد مي كنيد يا خونسرد نيستيد. براي مثال زماني كه شما در رديف اول كلاس نشسته ايد و اميدواريد كه معلم نام شما را صدا نزند. بسياري از مواقع اگر انسان ها در حالت نشسته باشند در اين حالت دست خود را به آرامي روي پاهاي خود مي زنند. ضربه زدن به عصب هايي كه در قسمت هاي انتهايي بدن مانند پاها يا گوش ها قرار دارند به بدن كمك مي كند ضربان قلب يا فشار خون خود را پايين بياورد.

● خواندن زبان بدن

مخالفت ايستادن در حالتي كه پاها كنار هم هستند

اين وضعيت نشان دهنده آن است كه فرد حالت دفاعي به خود گرفته و شايد بيان كننده آن باشد كه چندان با گفته ها يا كارهاي شما موافق نيست.

● خوش آمدگويي چرخيدن به يك سمت

تقريبا بسياري از مردم در حالت ايستاده يا نشسته بدن خود را اندكي به سمت كسي كه توجه آن ها را به خود جلب كرده است مي چرخانند. در اين بين، شايد توجه به يك نكته بتواند به بهتر شدن رابطه شما با ديگران كمك كند. زماني كه در حال صحبت كردن با فردي هستيد و يك شخص سوم تصميم دارد به جمع شما نزديك شود، سعي كنيد زاويه خود را تا ۴۵ درجه به سمت او بچرخانيد. اين يك علامت است كه نشان مي دهد به طرف مقابل خوش آمد مي گوييد و او را به جمع خود دعوت مي كنيد.

● فرق راه رفتن زنانه و مردانه

راه رفتن

شيوه راه رفتن شما هم اطلاعات خاصي را به ديگران منتقل مي كند. افرادي كه سريع راه مي روند در نگاه ديگران خلاق و شايسته به نظر مي آيند. اين طور به نظر مي رسد، آن ها بايد به جاي مهمي بروند و در زندگي خود هدف دارند. براي آن كه راه رفتن تان در نگاه ديگران تاثيرگذار به نظر بيايد سعي كنيد ابتدا پاشنه پا را روي زمين بگذاريد و سپس به سمت نوك انگشتان برويد. جالب است كه بسياري از مردان ابتدا پاشنه پاي خود را روي زمين گذاشته اما اكثر زنان ميانه كف پا را روي زمين مي گذارند.

● باورتان نمي كنند

تكان دادن دست ها

تحقيقات نشان داده است، افرادي كه مرتب دست هاي خود را حين صحبت كردن تكان مي دهند شخصيت باانرژي، منطقي و گرمي دارند اما در عوض افرادي كه حركات دست كمتري دارند منطقي تر و تحليلگرتر به نظر مي رسند. به ياد داشته باشيد كه حفظ تعادل كليد موفقيت در تاثيرگذاشتن روي ديگران است. افرادي كه بيش از اندازه دست هاي خود را تكان مي دهند در نگاه ديگران باورپذيري كمتري دارند و ضعيف تر نشان داده مي شوند. اگر فكر مي كنيد در موقعيت هايي مانند مصاحبه شغلي ممكن است دستان خود را بيش از حد تكان بدهيد، بهتر است چيزي مانند يك كتاب يا پوشه در دستان خود بگيريد.

● احساس برتري

ايستادن با پاهاي باز

ايستادن در حالتي كه پاهاي شما به اندازه عرض شانه ها باز است، نشان از اقتدار، تسلط و نفوذ دارد. هنگام بحث كردن با ديگران يا اختلاف نظر، اين شكل از ايستادن به طرف مقابل القا مي كند كه شما در اين بين احساس برتري داريد. قرار دادن دست ها روي ران ها هم يكي از نشانه هاي سنتي قدرت و اقتدار است.

● عوض كردن پاها

شكلي كه شما بدن خود را حركت مي دهيد نشان دهنده علاقه، نگرش و گرايش شماست. اگر به طور مرتب وزن خود را روي يكي از پاهاي خود قرار مي دهيد يكي از نشانه هاي آن است كه شما ناراحت و عصبي هستيد و به اين شكل مي خواهيد به خود آرامش بدهيد. در اين وضعيت فرد مرتب در حال فكر كردن در مورد موضوعات متعدد در ذهن خود است و اين تغيير فكر خود را به شكل عوض كردن پايي نشان مي دهد كه بيشتر وزن بدن را تحمل مي كند.

● منعطف نيست

باز كردن دست ها

اگر شخصي دستانش را در مقابل شما باز كند به شكلي كه گويا يك سيني براي تعارف كردن در مقابل شما گرفته است، نشان مي دهد كه از نظرات شما استقبال مي كند و منتظر شنيدن آن است. قرار دادن كف دست ها به سمت پايين يا گره كردن آن ها به شكل مشت نشان مي دهد، فرد مقابل شما در آن لحظه شخصيت انعطاف پذيري ندارد.

● متقلب

پنهان كردن دست ها

اگر فردي در حال صحبت كردن با شما دستانش را در جيبش مي گذارد يا در پشت خود پنهان مي كند، اين احتمال را بدهيد كه چيزي را از شما پنهان مي كند يا قصد تقلب دارد. شايد فردي در حال تعريف كردن ماجرايي براي شماست اما اين احتمال وجود دارد كه او تمام داستان را نمي گويد و بخشي از آن را مخفي مي كند.

● فرار سريع

تكان دادن مداوم پاها

آيا دقت كرده ايد در حالتي كه يكي از پاهاي خود را روي پاي ديگر انداخته و نشسته ايد، مرتب يكي از آن ها را مرتب تكان مي دهيد. تحقيقات نشان مي دهد، اين نوع حركات مي تواند به آرام شدن تنش در انسان كمك كند و هر چه شدت اين حركات بيشتر باشد به همان اندازه هم ميزان اين تنش ها بيشتر است. همچنين تكان دادن مرتب پاها نشان مي دهد كه شما هرچه سريع تر مي خواهيد خود را از وضعيتي كه در آن قرار داريد رهايي ببخشيد و پاهاي شما كاملا براي اين موضوع آماده اند. دقيقا به همين دليل است كه در مطب هاي پزشكان، در اكثر مواقع بيماران منتظر پاهاي خود را تكان مي دهند.

● آماده براي فرا از دست شما

قرار دادن نوك پاها به سمت در خروجي

زماني كه با يك فرد در حال گفت وگو هستيد، اگر متوجه شديد كه آن فرد نوك انگشتان پايش را به سمت در خروجي چرخانده است، بدانيد كه آن فرد به طور ناخودآگاه اعلام مي كند كه آماده است تا گفت وگو را تمام كند و به سمت بيرون حركت كند.
 
http://guilan.irib.ir/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

در مورد سخن گفتن و تعريف آن تعابير متفاوتي انجام گرفته است برخي مي گويند: سخن گفتن همان حرف زدن است. بعضي معتقدند « سخن گفتن منطقي تر ولي حرف زدن گفتگو و محاوره روزمره را شامل مي شود.» اما حقيقت مطلب اين است حرف زدن تنها ارسال پيام ا زشخصي به شخص ديگر است، اما سخن گفتن علاوه بر ارسال پيام، دريافت پيام را نيز شامل مي شود. يعني اگر فردي پيامي را به شخصي برساند و منتظر باشد مخاطب به سخن او پاسخ دهد و به محرك عكس العمل نشان دهد،  به آن سخن گفتن مي گويند. پاسخ به محرك مي تواند بوسيله تصديق سخن و قبول آن صورت گيرد. اگر حرفي و عبارتي را به مخاطب برسانيم و آن مورد قبول و پذيرش مخاطب قرار نگيرد و اصلا توجهي به پيام گوينده نكند به آن حالت شنواندن مي گويند.

شغل معلمي سخنگويي است، چون درصدد ارسال پيام و منتظر دريافت پيام است بنابراين براي اينكه ارتباط بين معلم و شاگرد بخوبي انجام گيرد نياز به اين است كه عوامل اصلاح سخن رابدانيم كه چگونه با ديگران ارتباط برقرار كنيم؟ آنطور يكه قبلا نيز اشاره گرديد. سخن گفتن عاليترين تفضل انساني نسبت به موجودات ديگر است. اگر ما بتوانيم از زبان به خوبي استفاده نمائيم خواهيم توانست بر همه كس پيروز شويم،و آنچه را كه ميخواهيم ديگران براي ما انجام دهند، براحتي انجام خواهند داد. البته در مورد سخن گفتن كتب فراواني نوشته شده است كه به انسان شيوه و اسلوب درست حرف زدن و سخن گفتن را بيان مي سازد. كساني كه مايلند در هنگام سخن گفتن خود را از خطاهاي كلامي حفظ كنند و از آلودگيهايي زباني دور دارند، مي توانند از اين كتابها استفاده نمايند.

البته مطالعه شرحِ حالِ سخنورانِ نامي جهان كه در طول تاريخ صاحب سبك و شهرت بوده اند بسيار آموزنده است. آنچه جامعه ما بدان نياز دارد اين است كه، ما چگونه سخن بگوئيم و در ارتباط خود با افراد جامعه چگونه گفتار نيك داشته باشيم. بي علت نيست كه گفته اند:

تا مرد سخن نگفته باشد                عيب و هنرش نهفته باشد

اگر مي خواهيد به ارزش واقعي ديگران پي ببريد منتظر باشيد تا سخن بگويند. آنجا كه مولي اميرالمومنين علي عليه السلام مي فرمايند.

المرء مخبوء تحت لسانه:       يعني آدمي زير زبانش نهفته است.

اگر شما لباس زيبايي بپوشيد دليل بر اعتبار و شخصيت متعالي شما نيست. اگر سوار بهترين ماشين هستيد دليل بر سطح سواد و اطلاعات شما نمي شود اما  همين كه در ميان جمع توانستيد خوب سخن بگوييد همه شما را تحسين خواهند كرد، و به شهامت و رشادت رفتار شما غبطه خواهند خورد.

يا جايي ديگر امير المومنين علي(ع) مي فرمايند.

المرءُ يُعَرفُ بِفعلٍه وَ يُوصَف بِلسِانٍه

انسان باعملش شناخته مي شود و با زبانش توصيف مي گردد.

هر كس بخواهند معلم موفقي باشد بايد از ابزار «خوب سخن گفتن» استفاده كند   اگر سيماي زيبايي نداريد، و مانند زيبايان جذاب نيستيد، مسئله اي نيست. مي توانيد در خوب حرف زدن زيبا باشيد. «چون سخن از دل برآيد لاجرم بر دل نشيند»

قال علي عليه السلام: «ما اَضّمَرَ احدٌ شيئاً اِلاّ ظَهَرَ فيِ فَلَتاتِ لِسانِهِ وَ صَفَحاتِ وَجههٍ».

حضرت علي(ع) فرمودند. هيچ كس چيزي را در دل نهان نكرد جز كه در سخنان بي انديشه اش آشكار گشت و در صفحه رخسارش پديدار.

قال علي عليه السلام: «اللّسانُ سَبَعٌ اِن خُلّيَ عَنّّهُ عَقَرَ»

زبان درنده اي است، اگر واگذارندش بگزد.

در سخنراني به موارد زير توجه كنيد:

1-درست و سنجيده سخن بگوييد. هنگامي كه سخنراني مي كنيد گفتار و عبارات شما بايد مطابق با اصول خاصي باشد. به هر زباني كه حرف مي زنيد  بايد دستور زبانِ همان زبان را مراعات كنيد. به وضعيت قرار گرفتن فعل و فاعل و قيود و صفات توجه داشته باشيد چون واحد اندازه گيري سخن گفتن، دستور زبان است.

2- آهنگ صدا بايد متفاوت باشد. يعني جايي لازم است معلم در بيان مطلب بلند صحبت كند و گاهي براي تاثير بيشتر به آرامي مسائل را مطرح كند. بالا و پا بودن تن صدا در مخاطبان تاثير مي گذارد اگر يكنواخت تدريس كنيد كلاس خسته كننده خواهد شد.

3- صاف و شفاف سخنراني كنيد اگر در مجمع و انجمن براي همكاران و دانشجويان و مردم صحبت مي كنيد منظور خود را با صراحت تمام بيان كنيد و در پوشش و لفافه سخن نگوئيد.

4- تكيه كلام نداشته باشد اگر شاگردان شما احساس كنند در تدريس به تعدادي از كلمات و عبارات تكيه مي كنيد مسخره اتان خواهند كرد. بنابراين به نكات ضعف خود توجه كنيد و در صدد برطرف كردن آنها باشيد. بعضي از معلمين و سخنرانان از كلمات «منون يا تنوين دار» بيشتر استفاده مي كنند و تصور مي كنند كلماتي چون طبيعتا، قطعا، اصولا ، واقعا و... به اهميت سخن آنان خواهد افزود. در حالي كه استفاده بيشتر از چند كلمه موجب مي شود، جذبه سخن از بين برود.

5- مودبانه سخن بگوئيد، به هنگام سخنراني ادب و نزاكت اخلاقي را رعايت كنيد، نگاه، حرف زدن، حركات و رفتار سخنران همگي بايد مودبانه باشد چون درصد بيشتري از تاثيرات سخنراني در مشاهده است. بنابراين اگر مودب باشيد سخنان شما بيشترين تاثير را در مخاطبان خواهد گذاشت.

6- به هنگام حرف زدن نبايد كلمات مقطع و بريده بريده باشد. مثل كساني كه لكنت زبان دارند، صحبت نكنيد. يا تند و سريع حرف نزنيد چون هر دوي اين حالات زيانبار است. سعي كنيد شمرده صحبت كنيد تا در اذهان شنوندگان جاي گيرد.

7- لطافت طبع داشته باشيد. بعضي از افراد وقتي حرف مي زنند ناخودآگاه در دل آدم مي نشيند. درست است لطافت طبع يك موهبت الهي است ولي با تفكر و تامل مي توان از خطيبان نامور و مشهور مطالبي را آموخت حافظ مي فرمايد:

حافظ از مشرب قسمت گِله بي انصافي است

                                          طبع چون آب و غزل هاي روان ما را بس

حقا كه خوش صحبتي، نعمتي است ارزنده و قابل ارزش. حتما در برخي مراسم ديده ايد وقتي مي خواهند سخنراني خوبي براي عموم انجام گيرد به فرد خاصي اشاره مي كنند، و از او مي خواهند با اشارات و كلمات شيرين و جذاب خود به مجلس رونق دهد. اينان داراي لطافت طبع هستند زيرا سخن ايشان شيرين و گيرا است.

بدانچه كه مي گوييد معتقد باشيد.

اگر واقعا معلم هستيد و به دانش آموزان صحبت مي كنيد، بدانچه مي گوييد ايمان داشته باشيد زيرا اگر خودتان را در پشت چشم هايتان پنهان كنيد مخاطبان خواهند فهميد. اگر بخواهيد دروغ بگوئيد از رنگ چهره و نگاهايتان معلوم خواهد شد. بقول معروف: «رنگ رخسار خبر مي دهد از سر ضمير».

بزرگي مي گويد: همه مردم را مي توان براي بعضي اوقات فريب داد وبرخي از مردم را براي تمام عمر، ولي نمي توان تمام مردم را براي تمام اوقات فريب دارد.

بنابراين در صدد نباشيد با سخناني كه بدان اعتقاد نداريد مردم را فريب بدهيد. زيرا دزدي از مال مردم مي تواند بخشودني باشد اما دزديدن اعتقادات مردم حساب جداگانه اي دارد.

از سخنوران مشهور جهان ياد بگيريد.

در سخنراني تمرين كنيد تا مهارت لازم را كسب نماييد برخي از آموزگاران وقتي براي شاگردان خود صحبت مي كنند مي توانند به راحتي منظور خود را برسانند. اما اگر از آنان بخواهيد به يك مقطع بالاتر صحبت كنند به لكنت زبان دچار مي شوند. اگر مي خواهيد معلمي براي تمام فصول باشيد. تمرين كنيد و از صحبت كردن نترسيد. از جمله خطيبان مشهور جهان شخصي يوناني به نام سيسرون بود . مي گويند : قبل از سخنوري اين فرد نمي توانست حتي به همنوعان خود ساده ترين مطالب را برساند واگر از كسي تقاضايي داشت براي  بيان آن دچار مشكل مي شد. اما در يك تحول روحي به تمرين روي آورد و در بيابان سنگ ها چيد و براي آنها سخنراني كرد تا اينكه در كرامات او گويند "اين شخص چنان مهارت در سخنراني پيدا كرد، كه مي توانست ساعتها سخنراني كند اما از يك كلمه دو بار استفاده نكند"

"پالامدس" از سخنوران نامي جهان چنان مقتدرانه سخن مي گفت كه مي توانست ثابت كند چيزي مانند چيز ديگر است و يا مخالف آن است و يا چيزي يك است يا چند است، يا ساكن است و در عين حال در جنبش است.

"لوسياس پسر سفالوس" معتقد بود: هر گفتار و خطابه بايد مانند موجود زنده اي تن و سر و دست و پا داشته باشد.

"اونوس" سخنور مشهور ايماء و اشاره و ستايش غير مستقيم را اختراع كرد.

"پروديكوس" از سخنوراني است كه در شيوه بيان و سخن مخالف اطناب و ايجاز بود و معتقد به كلام به اندازه بود.

"پريلكس" از همه سخنوران به كمال نزديكتر بود.

سخنوران مشهور تاريخ آن چنان در كار خود مسلط بودند كه بعضا مي توانستند حقيقتي را غير حقيقي جلوه دهند، و كهنه اي را نو قلمداد نمايند، و نوي را كهنه. هر چند برخي براي مجاب كردن حريف خود از شيوه جدل در سخنوري استفاده مي نمودند، اما واقع مطلب اين است آشنايي به رموز سخنوري و شيوه مجادله با حريفان مستلزم داشتن استعداد كافي و هنر و آئين  سخنوري است. بنابراين "خوب حرف زدن" ، يعني آشنايي با هنر خطبه خواني و سخنوري است. بدون آشنايي به نحوه بيان وكلام نمي توان سخن نيكو را به ديگران بخوبي انتقال داد.

در حق "سحبان وائل" ، خطيب عرب گويند: به علت اينكه در استعمال و بكار بردن بعضي از حروف دچار لكنت زبان مي شد هنگام سخنراني، از بكار بردن حروفي كه دچار مشكل مي شد خودداري مي كرد، و از كلماتي استفاده مي برد كه داراي آن حروف نيستند پس مي توان با تمرين و فعاليت به بالاترين درجه از مهارتهاي فيزيكي در فن سخنراني رسيد.

به هنگام سخنراني وضع فيزيكي محل سخنراني را در نظر بگيريد.

به وضع فيزيكي كلاس توجه كنيد اگر در كلاسي قرار گرفته ايد كه نور كافي ندارد و يا سرما از پشت پنجره هاي بدون شيشه، دانش آموزانتان را ناراحت مي كند، يا سرو صداي خيابان باعث حواس پرتي مي شود بدانيد. براحتي نخواهيد توانست به امر تعليم و تربيت بپردازيد. همچنين به وضعيت روحي و جسمي مخاطبان خود توجه كنيد. اگر محل سخنراني يا كلاس گرم باشد. گرماي بيش از حد خستگي مي آورد و در انتقال اطلاعات اشكالاتي بوجود مي آورد. اگر به تعدادي از مخاطبان سخنراني مي كنيد كه سني از آنان گذشته است مطمئنا تحمل چند ساعت موعظه شما را نخواهد داشت، پس هر موقع ملاحظه كرديد به خميازه افتاده اند صحبت هاي خود را تمام كنيد.

بعضا مشاهده مي گردد وقتي زنگ كلاس نواخته مي شود برخي از آموزگاران كه رشته هاي فني و رياضي دارند در وقت سياحت نيز به تدريس مشغولند. اينان نمي دانند كه تدريس در آن حالت هيچ بازدهي ندارد و شاگردان در دل خود به معلم بد و بيراه مي گويند. و از خدا آرزو مي كنند كه زلزله اي يا اتفاق ناگواري روي بدهد تا همگي به بيرون فرار كنند و خودشان را از درس نجات دهند. اگر مي خواهيد در كمترين مدت ممكن بهترين تدريس را داشته باشيد به حالات رواني و احساسات و توان مخاطبان خود ارزش قائل شويد.

بيهوده سخنراني نكنيد.

اطاله كلام نداشته باشيد، و از سخنان بي جا و فني بپرهيزيد برخي سخنرانان خيال مي كنند اگر از كلمات قلمبه و سلمبه استفاده كنند و عبارات مشكل و پيچيده در سخن بكار برند، دليل بر فضل و برتري ايشان خواهد بود. در حالي كه آگاهي سخنران در اين است كه مقتضيات زمان و مكان را ملاحظه كند. شما طوري ساده صحبت كنيد كه پيام شما را دريافت كنند. موفق ترين معلمان كساني هستند كه قبل از خستگي شاگردان درس را تمام كنند، و پيش از اينكه شاگردان بگويند: «آقا خسته نباشيد»! درس را تمام كرده باشند. در فن سخنراني نبايد از كلمات و عبارات و مفاهيم تكراري استفاده كنيد. اگر مي دانيد پيام جديدي داريد، جهت سخنراني به پشت تريبون برويد، وگرنه وقت مردم را نگيريد. بعضي از خطيبان از چيزهاي صحبت مي كنند كه مخاطبان در آن مورد بيش از وي اطلاعات دارند. اگر مي خواهيد جذاب باشيد و حرفهايتان را در صحيفه دل بنگارند از چيزهايي سخن بگوييد كه مردم نشنيده اند؛ در غير اين صورت سخنان شما ملال آور خواهد بود. خواجه حافظ مي فرمايد:

فسانه گشت و كهن شد حديث اسكندر

                                          سخن نو آور، كه نو را حلاوتي است دگر

حقيقت اين است كه به مخاطبان از مسائل تر و تازه صحبت كنيم و آنچه را كه نمي دانند در  اختيار آنان قرار دهيم. اگر شما به يك فيلم سينمايي كه قبلا ديده ايد تماشا كنيد هيچ جذبه اي برايتان نخواهد داشت و مدتي را كه براي تماشاي مجدد صرف مي كنيد وقت تلف شده به حساب خواهيد آورد.

از غرور و فخر فروشي به هنگام سخنراني پرهيز كنيد.

احساس غرور در هنگام تدريس پسنديده نيست. مخاطبان خود را تحقير نكنيد و از اينكه اطلاعاتي ندارند و شما مي خواهيد مطالبي به آنان ياد بدهيد، منت نگذاريد، خودتان را در جاي شاگردان بگذاريد، و فكر كنيد آيا در سن و سال آنان مطالبي را كه اكنون تدريس مي كنيد مي دانستيد؟ تعدادي از سخنرانان و معلمين و استادان براي اينكه به اهميت سخن خود اشاره كنند، به دانشگاه هاي خارجي كه در آنجا تحصيل كرده اند و يا به كشورهايي كه سفر كرده اند اشاره مي كنند؛ يا با جلوه گري و احساس غرور مطالب را انتقال مي دهند. اما آنان نمي فهمند همين كه شنوندگان احساس كردند، گوينده در صدد فخر فروشي است از توجه به گفته هايش خودداري مي كنند. لازم است از عباراتي كه نشان دهنده تكبر و فخر فروشي شماست، بپرهيزيد. سعي كنيد اطلاعات را انتقال دهيد و اظهار نظر و قضاوت را به عهده مخاطبان بگذاريد.

خود كم بيني تواضع نيست.

نقطه مقابل غرور، حس حقارت و خود كم بيني است . همانطوري كه خودداري از غرور در امر انتقال اطلاعات سفارش شده است، احساس حقارت نيز آفت سخنراني است. خيلي از سخنرانان خيال مي كنند اگر خودشان را پايين تر از مخاطبان حساب كنند شايد به گفته هايشان خوب توجه شود بنابراين از عباراتي چون (منِ حقير)، (من كه خاكِ پايِ شما هستم)، (شما بهتر از من مي دانيد)، (من كه چيزي نيستم)، (من نمي توانم برايتان سخنراني كنم بلكه به توصيه فضلاي مجلس قبول كردم) جدا بپرهيزيد. اظهار غرور خواه به وسيله خود بزرگ بيني و يا خود كم بيني از بيماري هاي بزرگ سخن است.

«خوب حرف زدن» لازمه «حرفِ خوب زدن» است.

به فنون ادبي و بلاغي آشنا باشيد كساني كه از صناعات ادبي در گفتار خود  استفاده مي كنند بهتر مي توانند در دل مخاطبان نفوذ كنند. شما بايد بدانيد چه موقع از ايجاز و تمثيل و كنايه و استعاره استفاده كنيد و در بكار بردن كلمات متجانس و مترادف  و متضاد  مهارت داشته باشيد. آشنايي به فن فصاحت و بلاغت  براي هر مدرس و استادي لازم است. البته در تعابير فصاحت و بلاغت نظرات متفاوتي بيان شده است. فصاحت به معين رسا بودند سخن است. يعني چنان سخنراني كنيد كه عبارات و جملات شما از اصول و قواعد خاص زباني تبعيت كند و نقص و نقضي در بيان و اداي عبارات وجودنداشته باشد؛ و شنوندگان براحتي بتوانند منظور شما را بفهمند اما بلاغت رعايت مقتضاي زمان و مكان است. در يك عبارت بلاغت يعني:

چونكه باكودك سرو كارت افتاد             پس زبان كودكي بايد گشاد

اگر به كودك درس مي دهيد مثل او حرف بزنيد و آنگونه كه او فكر مي كند بيانديشيد. اگر به گروهي از علما و فضلا سخنراني مي كنيد مطابق با خواسته هاي آنان بحث كنيد.  اگر توانستيد منظور خود را به راحتي به شنوندگان برسانيد يقينا داراي فصاحت و بلاغت هستيد. آنچه را كه مخاطبان از شما انتظار دارند برآورده سازيد نه چيز ديگري را. البته به غير از فنون ادبي به مسائل ديگر نيز نياز داريد كه يادآوري مي شود.

مواردي ديگر درآئين سخنوري

استفاده از حكايت و تمثيل و شواهد توصيه مي شود. در لابلاي تدريس و سخنراني از قطعات شعري بهره ببريد و به هنگام خستگي شنوندگان به حكايات و داستانهايي كوچك اشاره كنيد. ممكن است اينگونه سوال كنيد در درس رياضيات  چه نيازي به داستان است؟ معمولا معلمين ماهر حكايت را در ذهن مجسم مي كنند و براي اينكه زمينه سازي كنند از كلماتي استفاده مي كنند تا ارتباطي بين حكايت و وضع موجود كلاس باشد. مثلا مي بينند شاگردان از نوشتن فرمول در رياضي خسته شده اند بنابراين براي حواس جمعي و داشتن نظم و مايوس نشدن از فعاليت مي توانند داستانهايي ذكر كنند كه ارتباط به موارد بالا دارد. يعني قبل از بيان حكايت با زمينه سازي ارتباط لازم را با شرايط موجود بدهند.

انسان در هر سن و سالي كه باشد از داستان و حكايت و تمثيل خوشش مي آيد. يكي از ويژگي هاي معلم موفق بكار بردن نكات آموزنده و حكايات تاريخي و داستاني است معلمي كه بيشتر داستان مي گويد، طرفداران زيادي دارد. شما از حكايت در امر تعليم و تربيت استفاده كنيد.

اگر احساس خستگي بر كلاس حاكم شد با خواندن غزل و شعري به كلاس روحيه بدهيد و سفارش مي كنم اگر توانستيد در آغاز كلاس چند بيت شعر بخوانيد تا مخاطبان احساس شادابي كنند. البته اين امر در هر درسي مي تواند انجام بگيرد و تنها به رشته ادبيات فارسي منحصر نمي شود.

بي حال و سست نباشيد بلكه از حركات موزون استفاده نمائيد.

داشتن رفتار يكنواخت از بيماري هاي مضر سخنراني است. معلم لازم است در پشت صندلي خود قرار بگيرد و از دستهاي خود براي اشاره استفاده كند و يا گاهي در حال قدم زدن تدريس كند. اگر رفتار شما از حد اعتدال خارج شود ملال آور خواهد بود اگر همواره در حال قدم زدن باشيد، دانش آموزان سرگيجه خواهند شد. اگر تمام ساعت پشت صندلي بنشينيد، احساس خستگي خواهند كرد. اگر كاملا با دستهاي خود بازي كنيد و اينور و آنور اشاره كنيد، با زمخاطبان خسته خواهند شد. به هنگام تدريس بايد از رفتار اضافي خود بكاهيد وقتي حرف مي زنيد احساس خستگي نكنيد كلام بايد متناسب با حركات و رفتار گوينده باشد اگر از حماسه و داستانهاي پهلواني حرف مي زنيد نمي توانيد با خمود بودن و بدون حركت دستها سخنراني كنيد وقتي مي خواهيد به گذاشتن تير در چله كمان اشاره كنيد بايد با دستهاي خود كاملا نشان دهيد تا جذبه خاصي به سخن بدهيد.

به هنگام سخنراني به همه يكسان توجه كنيد.

به همه دانش آموزان به يك اندازه نگاه كنيد و از نگاه مستقيم به آنان خودداري كنيد اگر به دانش آموزان زل زل نگاه كنيد دستپاچه مي شوند. از چشمان و سر و سينه و دستهاي خود بخوبي بهره ببريد اگر مي خواهيد سخن مهمي را به مخاطبان برسانيد ابروهاي خود را بالا ببريد و وانمود كنيد كه حرفهايتان قابل توجه هستند؛ بي حال و سست سخنراني نكنيد. در به كار بردن عبارت از فن معاني و بيان استفاده كنيد، و عباراتي كه مي توانند بهترين تاثيرات را در شنوندگان بگذارند بكار ببريد.

ممكن است شما هرگز نتوانيد تن صداي خود را به خوبي تغيير دهيد زيرا آهنگ صداي هيچ انسان قابل تغيير نيست و زير و بم بودن صدا موهبت الهي است؛ اما خوب و گيرا حرف زدن اكتسابي است. براي اينكه نفوذ كلام داشته باشيد همه موارد را رعايت كنيد. شما بوسيله تمرين مي توانيد سخنگوي خوبي باشيد: زياد حرف نزنيد و از خاطرات خود بيشتر سخن نگوييد. حرف مخاطبان را قطع نكنيد و از پرخاش كردن به ديگران خودداري كنيد.

http://daneshohonar.blogfa.com/post-14.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]
روش خطابه و سخنوري (2)

اعتماد به نفس (1)

از مهمترين عوامل توفيق در سخنراني، داشتن «اعتماد به نفس» است.  هم به معناي شناختِ توان و استعداد خود براي سخنراني، هم به كارگيري اين استعداد. اين‌ها زمينۀ خجالت نكشيدن مي‌شود. به نكاتي در اين زمينه توجّه كنيد:

1 ـ مخاطبان را، بايد چنان فرض كرد كه نسبت به موضوع، چيزي نمي‌دانند و مشتاق شنيدنند و جمع شده اند تا از زبان شما بشنوند.

2 ـ اگر دربارۀ موضوعي مطالعه كرده، مطالب كافي داشته باشيم، هنگام سخن به ما قوّت قلب مي‌دهد.

3 ـ اگر رو به روي آينه به تمرين خطابه بپردازيم، براي پيدايش اعتماد به نفس، مؤثر است.

4 ـ به خودمان تلقين كنيم كه توانايي خطابه را داريم و دشواري‌هاي كار را جزئي و قابل حل و غلبه بشماريم.

5 ـ به خود بقبولانيم كه سخنوران معروف هم ابتدا بي تجربه بوده اند و مهارت را با تمرين و ممارست به دست آورده اند.

6 ـ جلسۀ سخنراني را همچون يك ميدان نبرد تصور كنيم، كه هر چه با روحيه‌تر باشيم، موفقتر خواهيم بود. با نداشتن روحيه، كار خراب مي‌شود.

7 ـ گاهي شروع در سخن، مطالب بعدي را به ياد مي‌آورد و نكاتي كه فكر هم نكرده بوديم، هنگام خطابه بر ذهن و زبان

جاري مي‌شود. اين نيز مايۀ قوت روح و اعتماد به نفس سخنران است.

اندوخته‌هاي ذهني و محفوظات، گاهي با شروع به سخن، به ياد مي‌آيد و ناطق را امداد مي‌رساند.

8 ـ براي تقويت اعتماد به نفس، بايد از پيشنهادهايي كه به انسان براي گفتن يك حرف يا اجراي برنامه يا سخنراني مي‌شود، استقبال كرد. اين مسؤوليت پذيري، نيروهاي نهفتۀ انسان را بيدار و فعّال مي‌سازد.

9 ـ كسي كه خود را كاملاً براي ايراد سخن آماده كرده باشد، اعتماد به نفس بيشتري خواهد داشت. پس بايد براي كسب اين آمادگي كوشيد.

مشكل خجالت كشيدن

اغلب افراد، با مشكلي به نام «خجالت كشيدن» از ايراد سخن در حضور جمع، مواجهند و گرفتار دلهره و اضطراب مي‌شوند.

خجالت و منشأ آن چيست؟ چگونه مي‌توان با آن مقابله كرد؟

آن كه خجالت مي‌كشد؛ يعني، از نشان دادن و مطرح ساختن خود، ابا دارد، در خود آن شخصيت و استعداد را نمي‌بيند كه به ايراد سخن بپردازد.

فكر مي‌كند خراب خواهد كرد يا آبرويش خواهد رفت يا ناتواني‌اش براي ديگران آشكار خواهد شد يا ممكن است به او بخندند يا مسخره‌اش كنند. يا براي خودش، وجهه و شخصيت كاذبي پنداشته، كه مي‌ترسد، اگر اقدام كند، آن وضعيت و شخصيت فرو خواهد ريخت. اين‌ها همه پندارهايي است كه انسان را از رشد، باز مي‌دارد.

علي عليه السلام فرموده است:

«قُرِنَتِ الهيبةُ بالخيبةِ والحياءُ بِالحِرمان؛ (2) مهابت و بيم داشتن، همراه ناكامي است، و خجالت كشيدن، مقرون به محروميت است.‌»

عوامل و ريشه‌هاي خجالت، معمولاً اين هاست:

1 ـ فرهنگ و تربيت خانوادگي

2 ـ عدم اعتماد به نفس

3 ـ ترس از مجهولات آينده

4 ـ احساس حقارت و خود كم بيني

5 ـ انزوا و گوشه گيري

6 ـ احساس يك شخصيت موهوم و پنداري و ترس از زوال آن

7 ـ عدم تمرين و تكرار

وقتي پدر و مادر، كودكان را از آغاز، از حرف زدن جلوي ديگران منع كنند و ميدان عرض اندام و ابراز شخصيت به آن‌ها ندهند، كم كم عقدۀ حقارت در فرزندان پديد مي‌آيد و از حرف زدن در مقابل ديگران خجالت خواهند كشيد و براي سخنراني و خطابه هم ناتوان خواهند بود.

در اثر تكرار، ترس‌ها از بين مي‌رود و خجالت نابود مي‌شود و كار براي انسان حالت عادي پيدا مي‌كند. هر چيز غير عادي، مايۀ خجالت مي‌شود، ولي اگر عادي و طبيعي شد، خجالت هم زايل مي‌گردد.

از هر چه خجالت و ترس داشتيم، بايد خود را در كام آن بيندازيم، تا ترس و خجالت، از بين برود و آن هراس موهوم و وحشتِ بي جا و بي دليل، زايل گردد. اين تعليم، از اميرمؤمنان علي عليه السلام است كه فرمود:

«اِذا هِبْتَ اَمْرا فَقَعْ فيهِ فاِنّ شِدَّةَ تَوَقّيهِ اَعْظَمُ ممّا تَخافُ منه؛ (3) هرگاه از چيزي مهابت و بيم داشتي، در آن قرار بگير. چرا كه سختي پرهيز و پروا، بزرگتر از خود آن چيزي است كه از آن ترس داري.‌»

خودِ هول و هراس، شديدتر از آن موضوعِ بيمناك است و اگر انسان با آن درگير شد، در مي‌يابد كه آن اندازه هم وحشتناك نبوده است. گاهي مانع اقدام انسان، بي خبري از استعداد خويش يا عدم اطلاع از جوانب و پيامدهاي يك عمل است. وقتي اقدام كرد، هم ميزان توانايي خود را به دست مي‌آورد، هم از جوانب قضيه آگاهي تجربي پيدا مي‌كند.

مثل كسي كه براي پريدن از يك جا يا پريدن در يك استخر، واهمه دارد. مشكل، همان نوبت اوّل است. تا نپريده، دلهره دارد. همين كه يك بار پريد، هم ترسش مي‌ريزد، هم نوبت‌هاي بعدي برايش كاملاً عادي و راحت مي‌شود.

ايراد سخن و اجراي برنامه در حضور ديگران نيز همين گونه است. بايد اقدام كرد، تا كمرويي و بيمناكي از بين برود و حالت عادي پيدا كند.

به قول «اِمِرسون»: «كسي كه بر ترس غلبه نكند، هنوز اوّلين درس زندگي را نياموخته است.‌»

كساني هستند كه با ورود افراد مهمّ به جلسه، دست و پاي خود را گم كرده، خود را باخته، سخنراني را خراب مي‌كنند. بايد با اعتماد كامل به نفس، سخن را ادامه داد و مرعوب شخصيت اين و آن نشد.

كساني هم هستند كه مطالب را مي‌دانند، امّا با ورود به جلسه يا آغاز سخنراني، آن‌ها را فراموش مي‌كنند. براي حلّ اين كار، علاوه بر تكرار و ممارست در سخنراني كه فرد را با اعتماد به نفس بار مي‌آورد، همراه داشتن يادداشتي حاوي رؤوس مطالب مورد نظر مفيد است، تا در هنگام سخن با يك نگاه اجمالي به آن‌ها، مطالب را به ياد آورد.

ارتباط گوينده و شنونده

در يك جلسۀ سخنراني، ميان ناطق و مستمعين، نوعي ارتباط متقابل و تأثيرگذاري و تأثيرپذيري وجود دارد و اين بستگي به شرايط جلسه، نوع سخن و محتوا، كيفيت سخنراني، شرايط ظاهري و... دارد.

هر چه سخنران، قدرت تفهيم بيشتري داشته باشد، در جذب، موفّقتر است.

هر چه مستمع، شيفتۀ كلام گوينده و شخصيت او باشد، بهتر گوش مي‌دهد

هر چه بهتر گوش دهد و شيفتگي و علاقه نشان دهد، ناطق، بيشتر سر حال و شور مي‌آيد. گفته اند: «نشاطُ القائل عَلي قَدْرِ فَهم السّامِع؛ (4) نشاط و شور گوينده به اندازۀ فهم شنونده است.‌»

هر چه سخنران، شور و حال بيشتري داشته باشد، هنرمندانه‌تر سخن مي‌گويد و شور مي‌آفريند.

بر عكس... سستي و بي حالي ناطق، به مستمعين هم سرايت مي‌كند و گوش نكردن يا كم بودن يا كم فهم بودنِ شنوندگان، خطيب را هم بي حوصله مي‌كند و از شور مي‌اندازد. از اين رو، گوينده بايد موقعيت و زمينه را بسنجد و به اقتضا سخن بگويد.

 به فرمودۀ علي عليه السلام :

«لاتَتَكَلَّمَنَّ اِذا لَم تَجِدْ لِلْكَلامِ مَوقِعا؛ (5) اگر زمينه و جايگاه براي سخن نيافتي سخن مگوي.‌»

فــهم سخن گر نكند مستمع                                                                    قوّت طبــع از متكلّم مجوي

فُسحت ميــدان ارادت بيـار                                                                     تا كه زند مرد سخنگوي، گوي

اين ارتباط متقابل در اين ميدان‌ها قابل دقّت است:

1 ـ موضوع سخن گوينده و علاقۀ شنونده به مطلب

2 ـ شور و حال گوينده، نشاط و شيفتگي شنونده

3 ـ آهنگ متنوع در صداي گوينده

4 ـ حركات دست و اندام سخنران

5 ـ نگاه متقابل گوينده و شنونده به يكديگر

6 ـ ميزان شناخت آن دو از يكديگر و احترام قائل شدن براي هم

با توجّه به نكات ياد شده، رعايت چند اصل، براي سخنران مفيد است:

1 ـ توجّه و نگاه به همۀ شنوندگان، نه به سمت خاصّي يا گروه خاصّي

2 ـ چرخش نگاه، ملايم و نرم باشد، نه سريع و ناگهاني

3 ـ نگاه گوينده، دقيق و هوشيارانه باشد

4 ـ گاهي روي بعضي چهره‌ها دقيق شدن، جهت جلب توجّه

5 ـ صدا، يكنواخت نباشد، بلكه فراز و نشيب داشته باشد.

6 ـ كلمات گوينده، تحقيرآميز و توهين آميز نباشد.

7 ـ ادب و احترام قائل شدن براي شنوندگان

8 ـ پرهيز از خودستايي و غرور

9 ـ پرهيز از بيان عجز و ناتواني خويش

10 ـ مراعات سطح فكر حضّار و تنظيم مطلب با آن (كَلِّمِ النّاسَ عَلي قَدْرِ عُقُولِهِم) 

هم سخنران بايد بكوشد تا مباحث خود را در حدّ فهم مخاطبين و نيازهاي فكري و روحي آنان تنظيم كند، هم شنوندگان بايد بكوشند تا سطح فكر خود را بالا ببرند و به مطالب عميق‌تر و اساسي تري علاقه نشان دهند.

آنچه سخن گوينده را بر دل‌ها مي‌نشاند، شخصيت معنوي و رفتار انساني اوست. تنها اهل «حرف» نبودن، بلكه جلوۀ حرف‌ها را در «عمل» داشتن وگرنه، تير سخن از كمان دهان فراتر نمي‌رود و به هدف نمي‌رسد. رسول خدا صلي الله عليه و آله به ابوذر فرمود:

«مَثَلُ الَّذي يدعُو بِغَيرِ عَمَلٍ كَمثلِ الَّذي يرمي بِغيرٍ وَتَرٍ.‌» (6)  تير سخنت به آب، شليك مكن بيهوده و بي حساب، شليك مكن

حرف و عمل تو چون سلاح است و خشاب هشدار كه بي خشاب، شليك مكن (7)

عمل، زبان بين المللي است و آن كه رفتار و زندگيش آيينۀ افكار و اعتقاداتش باشد، سخنش از دل بر مي‌خيزد و بر دل‌ها مي‌نشيند.

اين مهم‌ترين عاملي است كه ميان گوينده و شنونده «ارتباط» ايجاد مي‌كند. البته هم كيفيت زيستن و حرف زدن و هم محتواي سخن، در ايجاد اين رابطه مؤثر است.

«ما با چهار چيز با مردم در تماس هستيم و ارزش و موقعيت ما از روي اين چهار چيز معلوم مي‌شود، و عبارتند از:

1 ـ آنچه مي‌كنيم.

2 ـ آنچه جلوه مي‌كنيم.

3 ـ آنچه مي‌گوييم.

4 ـ آن طور كه مي‌گوييم... .‌»