مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 16956
دیروز : 40352
افراد آنلاین : 67
همه : 4385790

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۴ - تمرين توجه به همه مخاطبان و نگاه مستقيم و برابر به همه حاضران در محل سخنراني و جلسات

۳

از تماس چشمي استفاده كنيد

تماس چشمي ، بهانه و وسيله بسيار نيرومندي است كه مراتبي بالا از صميميت و مهرباني را بين مردم ايجاد مي كند . مهم است كه اين صميميت با مخاطبان درطول سخنراني ايجاد شود . درحالي كه به يادداريد با مخاطبان خيلي دور و مخاطباني كه دراطراف نشسته اند ، به اندازه آن هائي كه در جلو نشسته اند درگيرشويد ، نگاه متعادل و صحيح خودرا بين مخاطبان تقسيم كنيد اگرچه وسوسه انگيزاست كه تكرار تماس چشمي خودرا با مخاطباني كه به نظر مشتاق و علاقمند مي رسند ، افزايش دهيد . آن هائي را كه به نظر ، بي تفاوت يا منفي مي رسند را نيز ناديده نگيريد . مخاطباني كه احساس كنند توسط سخنران حذف شده اند ، بيشتر احتمال دارد واكنش منفي به سخنراني نشان دهند تا آن هائي كه احساس درگيرشدن مي كنند .

به همه مخاطبان ، نگاه كنيد

درحالي كه دقيقا توجه داريد رديف هاي عقب را نگاه كنيد ، گردش چشمان خودرا بين همه مخاطبان رديف چپ و راست و ميانه و بالا و پائين و رديف هاي عقب و جلو و دور و نزديك و ايستاده و نشسته و پيرو جوان و كودك و مرد و زن ، عادلانه و مهرآميز ، تقسيم كنيد . تماس اوليه چشمي را بيشتر با يك صورت دوستانه درزمان سخنراني ايجاد كنيد و فقط به نگاه كردن به سرهاي مخاطبان ، اكتفا نكنيد

ازحركات استفاده كنيد

درمورد تغييرات ، به نسبت تعداد مخاطبان خود ، پيش تر فكركنيد . اجبارا براساس آن حركات خودرا تنظيم كنيد . حركات اغراق شده براي مخاطبان پرتعداد ، همان تأثيري را دارند كه حركات طبيعي براي مخاطبان كم تعداد . به عنوان مثال : دريك حركت كه دو نكته را مورد تأكيد قرار مي دهد " از طرفي ... و از طرف ديگر ... " بهتراست از شانه ها ، بيشتر از ساعد يا مچ استفاده شود كه تأثير ديداري صحيحي برروي مخاطبان پرتعداد داشته باشد . اگرچه حركت به اين شيوه اغراق شده ، ممكن است درابتدا ناجور به نظربرسد اما به نظر مخاطبان ، طبيعي به نظر مي رسد .

شيوه خودرا بهبود بخشيد

هرچه با تجربه تر مي شويد ، قادر خواهيد بود از ابزارهاي مختلفي كه دراختيار خودداريد ( صدا ، طرز رفتار و واژه هائي كه استفاده مي كنيد ) ، براي ايجاد تأثيرات مختلف استفاده كنيد . اغلب شما مايليد تمام ابزارهارا به طور همزمان استفاده كنيد تا به سمت يك هدف واحد كه حفظ توجه مخاطب است ، حركت كنيد . به عنوان مثال ، اگر مي خواهيد روي يك نكته تأكيد كنيد ، ازجملات موجز استفاده كنيد . صاف بايستيد و صداي خودرا بالا ببريد . براي اين كه به مخاطب القاء كنيد يك مكاشفه هيجان انگيز را با آن ها تقسيم خواهيدنمود به جلو خم شويد و صداي خودرا پائين بياوريد . آن ها مطمئن خواهند شد صداي شمارا مي شنوند چون شما آن را به نظر چنين جذاب نموده ايد . اين ابزار عناصر اساسي موفقيت سخنران هستند و با تمرين استفاده از آن ها ، جزء طبيعت شما خواهد شد . هميشه شيوه اي را كه مناسب مخاطبان خاصي است استفاده كنيد . چيزي كه براي يك گروه مناسب و خوب بوده ، ممكن است براي گروه ديگر نباشد .

نكته ها

- نخستين تماس چشمي خودرا با كسي كه به نظر شما قابل دسترس تر مي رسد ، شروع كنيد .

- خط ديد سخنران بايد روي صورت دوستانه مخاطبان ، روي رديف عقب مخاطبان و روي فاصله متوسط مخاطبان ، هرمورد بطور متوالي و به وقت خود ، ثابت باشد .

- تماس چشمي را با تك تك مخاطبان در هر فرصت مناسب ، برقرار كنيد .

از استفاده از حركات با دامنه بزرگ و مكث هاي طولاني نترسيد .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۴ - تمرين توجه به همه مخاطبان و نگاه برابر به همه حاضران در محل سخنراني و جلسات

۲

ارتباط غير كلامي را جدي بگيريم!

كارل راجرز روان‌شناس معروف، گفته است كه: «وظيفه روان درماني تماماً عبارت است از پرداختن به ناكامي در ارتباطات .... ارتباطات واقعي هنگامي رخ مي‌دهد كه گفته‌ها را بشنويم ودرك كنيم، به ايده‌ها و نگرش‌ها از نقطه نظر طرف مقابل نگاه كنيم، احساس او را درك كنيم و به چهارچوب ذهني او در رابطه با چيزي كه از آن صحبت مي كند دست يابيم.»

داشتن مهارت در برقراري ارتباط، هم در زندگي شخصي و هم در زندگي كاري و حرفه‌اي به انسان كمك مي‌كند. هر چند مهارت در برقراري ارتباط شفاهي و كتبي هم حائز اهميت است امّا روان‌شناسان اجتماعي بر اين باورند كه رفتارهاي غيرشفاهي، درصد بزرگي از ارتباطات بين فردي روزانه ما را تشكيل مي‌دهند. چگونه مي‌توان مهارت‌هاي برقراري ارتباطات غيرشفاهي را بهبود بخشيد؟ اين توصيه‌ها مي‌تواند به شما كمك كند تا ياد بگيريد علائم غيرشفاهي ساير افراد را بخوانيد و توانايي شخصي خود در برقراري ارتباط موثر را افزايش دهيد.

 

1- به علائم غيرشفاهي توجه كنيد.


انسان‌ها مي‌توانند به شيوه‌هاي گوناگوني به برقراري ارتباط و تبادل اطلاعات بپردازند. بنابراين به چيزهايي مانند تلاقي نگاه‌ها، حركات سر و دست هنگام صحبت كردن، حركات بدن و لحن صدا توجه كنيد. تمام اين علامت‌ها قادرند اطلاعات مهمي را كه در قالب كلمات ادا نشده‌اند منتقل سازند. با توجه دقيق‌تر به رفتارهاي غيرشفاهي ساير مردم، توانايي خود شما در برقراري ارتباط غيرشفاهي نيز افزايش و بهبود خواهد يافت.

2- به رفتارهاي ناسازگار توجه كنيد.


اگر حرف‌هاي آدم‌ها با رفتارهاي غيرشفاهي آن‌ها همخواني نداشت، شما بايد حواستان را جمع كنيد. براي نمونه، كسي ممكن است به شما بگويد كه خوشحال است، در حالي كه اخم كرده و به زمين خيره شده است. پژوهش‌ها نشان داده‌اند كه هنگامي كه كلمات با علائم غيرشفاهي همخواني ندارند، معمولاً مردم آنچه گفته شده است را ديگران ارتباط برقرار مي‌كنيد همواره موقعيت و زمينه‌اي كه در آن، ارتباط شكل گرفته است را در نظر بگيريد. برخي موقعيت‌ها نيازمند رفتارهاي رسمي‌تري هستند كه در شرايط ديگر ممكن است كاملاً به گونه متفاوتي تعبير و تفسير گردند. توجه كنيد كه رفتارهاي غيرشفاهي براي موقعيتي كه در آن قرار داريد مناسبند يا نه. اگر مي‌خواهيد ارتباطات غيرشفاهي خود را بهبود بخشيد، توجه داشته باشيد كه علائم شما بايد با موقعيتي كه در آن قرار داريد همخواني داشته باشند.

9- آگاه باشيد كه علائم ممكن است بد فهميده شوند.


براي بعضي‌ها، محكم دست دادن نشانه شخصيت قوي و شل دست دادن نشانه كمبود تحمّل و شكيبائي است. اين مثال نكته مهمي را درباره تحمل بدفهمي علائم غيرشفاهي نشان مي‌دهد. مثلاً شل دست دادن ممكن است كاملاً به دليل ديگري نظير التهاب مفاصل باشد. همواره به ياد داشته باشيد تمام رفتارهاي يك فرد را با هم در نظر بگيريد.

10- تمرين، تمرين، تمرين


بعضي افراد به نظر مي‌رسد كه راه و رسم استفاده مؤثر از ارتباطات غيرشفاهي و تفسير صحيح علامت‌هاي ديگران را به طور ذاتي بلدند. اين افراد كساني هستند كه معمولاً گفته مي‌شود توانايي «خواندن فكر مردم» را دارا مي‌باشند. شما نيز مي‌توانيد با بذل توجه كافي به رفتارهاي غيرشفاهي و تمرين گونه‌هاي مختلف ارتباطات غيرشفاهي با ديگران، به اين مهارت دست يابيد. از طريق توجه كردن به رفتارهاي غيرشفاهي و تمرين مهارت‌هاي خود، شما مي‌توانيد توانائي‌هاي ارتباطي خود را به نحو چشمگيري بهبود ببخشيد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۴ - تمرين توجه به همه مخاطبان و نگاه برابر به همه حاضران در محل سخنراني و جلسات

۱

مهارت هاي توجه


مردم عادي مايلند كه ارتباط را فرايندي كلامي تلقي كنند اما دانشجويان علوم ارتباطات اغلب متقاعد مي شوند كه ارتباط ، بيشتر غير كلامي است .بر اساس پژوهش ها ، رايچ ترين برآورد آن است كه ۸۵ درصد ارتباطات ما را ارتباطات غير كلامي تشكيل مي دهد !
بنابر اين ، توجه يا جنبه غير كلامي گوش كردن ، زير بناي اصلي اين فرايند است.توجه كردن به معناي احتصاص توجه جسمي به فرد ديگر است .
گاهي اوقات ، من از توجه به عنوان گوش كردن با تمام بدن ياد ميكنم. توجه كردن ، ارتباطي غير كلامي است كه نشان مي دهد شما به فرد در حال صحبت،دقيقا گوش مي دهيد . مهارت هاي توجه كردن شامل حالت درگير بودن ، تحرك جسماني مناسب ، تماس چشمي و محيط غير مزاحم است
 ● اثرات توجه و عدم توجه
 توجه اثربخش ، كارايي بسيار زيادي در روابط بشري دارد . توجه كردن ،به طرف مقابل نشان مي دهد كه شما به او و صحبت هايش علاقمنديد . به همان نسبت كه توجه نكردن مانع صحبت گوينده مي شود ، اين مهارت ، بيان مهم ترين موضوعات موجود در ذهن و قلب او را تسهيل مي كند.
 آلن آيوي و جان هينكل پيامدهاي توجه را در يك دوره دانشگاهي روان شناسي توصيف مي كنند . آنان رفتار توجه آميز را به شش دانشجو آموزش دادند و سپس از جلسه درسي كه توسط يك استاد ميهمان اداره مي شد فيلم برداري ويديويي كردن . دانشجويان ، رفتارهاي يك دانشجوي بي توجه به كلاس را
 آغازكردند و استاد بدون آگاهي از برنامه تعيين شده براي آنان ، صحبت خود را آغاز كرد. سخنراني او بر يادداشت هايش متمركز بود.
دراين مرحله ، استاد از هيچ نوع حركات بيانگري استفاده نكرد و با توجه اندكي كه به دانشجويان نشان مي داد ، فقط به صورتي يكنواخت و ملال انگيز صحبت كرد. اما پس از آن كه علامت از پيش تعيين شده به دانشجويان داده شد و آنان توجه فيزيكي و عمدي خود را آغاز كردند ، درعرض ۳۰ ثانيه ، سخنران درسي زنده را به وجود آورد.
توجه ، به تنهايي توانست كل جريان كلاس را تغيير دهد اما دانشجويان پس از دريافت علامتي ديگر دوباره توجه فيزيكي خود را متوقف كردند و سخنران پس از تلاشي بي حاصل براي تداوم پاسخ دانشجويان ، همان شيوه سخنراني غير چذاب آغاز كلاس را از سر گرفت.
 ● حالت درگير بودن
از آنچا كه زبان بدن يا تن ،اغلب با صدايي رساتر از واژه ها صحبت مي كند ، حالت درگير بودن ، براي گوش كردن اهميتي بسزا دارد.
 خم شدن به سمت گوينده ، در مقايسه با تكيه كردن به عقب يا لم دادن بر روي مبل ، انرژي و توجه بيشتري را انتقال مي دهد. اغلب افراد نه تنها تمايل دارند خود را به جلو خم كنند كه در صندلي هايشان نيز رو به جلو مي نشينند . اما بر عكس ، بعضي شنوندگان چنان به صندلي هايشان تكيه مي دهند كه همچون جنازه هايي نشسته و خشك ، به نظر مي آيند . و اين حالتي است كه براي گوينده بسيار ضدانگيزه است!
 رودرروي شخض ديگر بودن يعني قرار گرفتن شانه راست شما مقابل شانه چپ او – كمك مي كند كه درگير بودن خود را به او انتقال دهيد . عبارت رايج ( او برخوردي سرد با من داشت ) نشان دهنده بي تفاوتي و عدم پذيرشي است كه آن را مي توان از طريق قرار نگرفتن د رروبه روي فرد ديگر انتقال داد.
 حالت ديگري از روبه روي فرد ديگر بودن ، قرارگرفتن در سطح چشمي يكسان با گوينده است. اين موضوع ، به خصوص اگر شما براي گوينده ، مظهر قدرت ، پدر يا مادر ، معلم يا رئيس باشيد اهميت بيشتري
دارد . نشستن بر روي لبه ميز ، در حاليكه طرف مقابل روي صندلي نشسته است و يا ايستادن در موقعي كه او نشسته است ، مي تواند مانع مهمي براي تماس بين فردي باشد.
 حفظ يك وضعيت باز و پذيرا ، مانند دست به سينه نبودن و پا روي پا نينداختن ، بخش مهم ديگري از قيافه درگير بودن است . دست به سينه بودن و پا روي پا انداختن ، اغلب انتقال دهنده پيام بسته بودن و حالت
دفاعي داشتن است.
 رعايت يك فاصله مناسب با گوينده ، جنبه بسيار مهمي از گوش كردن است . فاصله زياد ، مانع ارتباط مي شود.
 حركت مناسب بدن ، براي خوب گوش كردن ضروريست . فرانكلين ارنست ، روان پزشك ، در كتاب خود با عنوان چه كسي گوش مي دهد ؟ مي نويسد:
 گوش كردن ، حركت كردن است . گوش كردن ، حركت داده شدن توسط شخص گوينده است، به صورت جسمي يا رواني . فرد بي تحركي را كه به گوينده خيره شده است مي توان به شكلي معتبر به عنوان
شخصي ارزيابي كرد كه گوش نمي دهد . هنگامي كه حركت قابل مشاهده فرد كاهش يافته است و ميزان پلك زدن چشمش كمتر از يكبار در شش ثانيه افت كرده است ، گوش دادن ، از نظر عملي متوقف شده است.
 تماس چشمي اثربخش بيانگر ميل و علاقه به گوش كردن است . اين كار شامل تمركز آرام چشم شنونده بر گوينده و تغيير گاه به گاه مسير چشم از صورت او به بخش هاي ديگر بدن مثل دست در حال حركت ، و
 سپس برگرداندن نگاه به صورت تا برقراري مجدد تماس چشمي مي باشد. تماس چشمي ضعيف هنگامي روي مي دهد كه شنونده نگاه خود را از گوينده بر مي گيرد، يا به شكلي ثابت و مات به او خيره مي شود، و يا به محض آن كه گوينده او را نگاه مي كند ، او به جاي ديگري مي نگرد.
 تماس چشمي گوينده را قادر مي سازد كه ميزان پذيرش خود و پيامش را از جانب شما ارزيابي كند . اين كار كمك مي كند كه او مشخص سازد وقتي در كنار شما قرار مي گيرد تا چه مشغول بودن به يك امر و در عين حال امور ديگر را از نظر دور نداشتن.
به نيكي مي دانيم كه بسياري از پديده ها و اتفاقات زندگي روزمره جزيي و زودگذرند. اما براي لحظاتي آن چنان تمام فضاي شخصيت ما را در خود مي كشند و پوشش مي دهند كه هر آن چه را آموخته ايم فراموش مي كنيم . به عنوان مثال وقتي معلم هستيم و دانش آموزي ما را عصباني مي كند و با رفتارش موجب رنجش ما مي شود براي دقايقي آن چنان منقلب مي شويم كه گويي بدترين حوادث روي داده است.
هر پديده اي را مي توان از نگاه و زاويه اي ديگر نيز مشاهده كرد. اگر ذهن ما تنها روي احساس يا رفتاري خاص تمركز كند و تنها همان را ببيند و توان ارزيابي، تحليل و نقد آن را نداشته باشد نتيجه اي جز تلخكامي نخواهد داشت.
اغلب اتفاقات و حوادث پريشان كننده زندگي را مي توان با روح شوخي و بذله گويي به اموري قابل تحمل تبديل كرد. اين روحيه كه فرد بتواند هنگام خشم ، عصبانيت يا هر موقعيت عاطفي و رنج آور ديگر، لحظه اي توقف كند و با خود شوخي كند يا به خود رفتار و نگرش هاي خود بخندد يك مهارت است مهارتي كه بايد آموخته شود.
در مثال فوق نيز اگر از منظري ديگر حادثه را ببينيم يعني باور داشته باشيم كه نوجوانان نادانسته رفتارهايي انجام مي دهند كه بزرگسالان را مي رنجاند و اگر چنين نبود اصولاً تربيت معني پيدا نمي كرد ، با رفتار ناخوشايند يك نوجوان مي توانيم راحت تر كنار بياييم .
همچنين زماني كه در كلاس درس در مقابل جمعيت و هر جاي ديگري به خاطر يك اشتباه مورد تمسخر و خنده حضار قرار مي گيريم نبايد موقعيت را آن قدر آزار دهنده و شرم آور بدانيم كه گويي همه آبرو و حيثيت ما در گرو همين اشتباه بوده و لاغير. آيا ما به اشتباهات ديگران نخنديده ايم ؟ خيام مي گويد:
 آيا همه آن چيزهايي كه ما را به خنده واداشته يا رنج داده اند. امروز فراموش نشده اند ؟ پاسخ حتماً مثبت است آيا آن چه ما را به خنديدن به ديگران واداشته واقعاً خيلي شرم آور بوده و آن چه به نظر ما رنج آور بوده است واقعاً ارزش آن همه رنجيدگي را داشته است ؟ به يقين پاسخ منفي است مسائلي از اين قبيل آن اندازه مهم و ماندگار نيستند تا همه افكار ما را به خود مشغول بدارند . به گفته آدلر ، اعمال هر شخص از زاويه انتخاب شيوه زندگي او نگريسته مي شود شيوه اي كه مردم به طور خلاق خود را سازمان مي دهند و اين كار عمدتاً تعيين كننده پاسخ آنها به جهان خارج است نتيجه عملي اين فرض اين است كه ما انسان ها بيشتر تحت تأثير تفسيرمان از واقعيات قرار مي گيريم تا خود آن واقعيات. از آنجا كه ما انسان ها موجودات خودآگاهي هستيم اتفاقات و پريشاني هاييكه براي ما به وجود مي آيند براي هر فرد قابل مشاهده و ديدن است و همين مشاهده ما را دوباره پريشان و مختل مي كند پريشاني اوليه ايجاد آشفتگي مي كند و معمولاً به نوعي خاتمه مي يابد و محدود به مجموعه اي از شرايط است ليكن آشفتگي هاي بعدي غالباً فراگير مي شوند و ممكن است تمام زندگي فرد را مختل سازند . آن چه در اين بحث اهميت دارد اين است كه پريشاني دوم عملي غير منطقي است. پريشاني اوليه واقعيتي بوده است كه اتفاق افتاده و نمي شود آن را انكار كرد اما رغبت به تداوم و بازگو كردن ذهني آن باعث اسير شدن در دام افكار غيرمنطقي و گسترش احساس خشم ، خصومت ، ترس و اضطراب بي دليل مي شود كه نه لازم است و نه ضروري و برعكس سبب رنج و تلخكامي بيشتر خواهد بود .
يك لحظه شادي مانند نورافكني در تاريكي ، فضاي تاريك و خسته روح را روشن مي كند و باعث مي شود حتي براي يك زمان كوتاه انفكاكي بين حالات عاطفي نامطلوب و روان انسان به وجود بيايد و در پرتو همين روشنايي و جدايي ميان حالات نامطلوب و روان انسان ، فرد بتواند خود را دريابد و پريشاني را از خويشتن دور كند.
تداوم تفكر درباره حوادث و پريشان ها گردابي ايجاد مي كند كه هر لحظه عمق آن بيشتر شده ، شخصيت فرد را در كام خود مي كشد. به حدي كه همه شخصيت در آن غرق مي شود و مشاهده دنياي بيرون از آن گرداب غيرممكن مي گردد اين حالت از ضعف هاي انسان است. اين همان گرايش فطري انسان براي تخريب خود است كه آلبرت اليس به آن اشاره كرده است. ليكن همه وجود انسان نبايستي در خدمت اين گرايش باشد چون انسان صاحب اراده و عقل و شعوري است كه مي تواند منطقي هم باشد و عقلاني عمل كند. اگر با ضعف ها و شكست هايمان حتي در مواقعي كه تا حدودي موجب تحقير، پريشاني ، خشم ، شرم و ترس ما مي شوند با روحيه اي آسان گير مواجه شويم و اگر بتوانيم مسئله را با كمي بذله گويي و شوخي توأم كنيم بعدها نسبت به شكست ها و ضعف ها خيلي حساس نخواهيم شد هميشه بايد به ياد داشته باشيم كه همه ي انسان ها در رسيدن به بعضي از هدف هايشان شكست مي خورند خصوصاً اگر هدف هاي بلند پروازانه اي انتخاب كرده باشند.
اغلب اتفاقات و حوادث پريشان كننده زندگي را مي توان با روح شوخي و بذله گويي به اموري قابل تحمل تبديل كرد. اين روحيه كه فرد بتواند هنگام خشم ، عصبانيت يا هر موقعيت عاطفي و رنج آور ديگر، لحظه اي توقف كند و با خود شوخي كند يا به خود رفتار و نگرش هاي خود بخندد يك مهارت است مهارتي كه بايد آموخته شود.
روان شناسان معروف به روان شناسان كمال گرا در توصيف شخصيت افراد خود شكوفا بر اين باورند كه يكي از ويژگي هاي انسان هاي خود شكوفا توان بذله گويي است. دكتر ويكتور فرانكل صاحب مكتب لوگوتراپي در كتاب انسان در جست و جوي معني ( ص ۳۰ ) در آنجا كه شرايط سخت و طاقت فرساي اسارتگاه هاي نازي ها كه خود يكي از اسيران آن بوده است شرح مي دهد مي آنها خلق مي‌شوند و بعضي همينطور اتفاق مي‌افتند. در هر دو حالت، هيچ فايده‌اي ندارد كه كنترلمان را از دست بدهيم و در جايي كه تنها چيزي كه به آن نياز داريم آرام، منطقي و مفيد بودن است، پر از وحشت و نگراني شويم. در زير به سه موضوع استرس‌زاي ممكن اشاره مي‌كنيم و 10 نكته براي كمك به شما براي حفظ آرامش در چنين موقعيت‌هايي پيشنهاد مي‌دهيم.

 موضوع اول: بحران‌هاي غيرمنتظره

گاهي‌اوقات وقتي يك اتفاق ناخوشايند مي‌افتد، يك روز عادي بوده است كه شما مشغول زندگيتان بوده‌ايد. مثلاً، مردي كه در تصوير بالا مي‌بينيد در يك اتوبان در كوستاريكا يكدفعه كاميونش چپ مي‌كند. او مي‌توانست فرياد زده و بترسد اما درعوض، تصميم مي‌گيرد كه از اين فرصت براي خوردن صبحانه استفاده كند. خيلي آرام، خونسرد و مطمئن. رويكرد او اين بوده است:
1.موقعيت را بپذيريد: زندگي همين است كه هست. وقتي اتفاقي برايتان مي‌افتد كه براي آن برنامه‌ريزي نكرده بوديد، بايد با آن كنار بياييد. ترس، وحشت و عصبانيت شما را از آن موقعيت بيرون نمي‌كشد. فقط بايد آرام باشيد.
2.اقدام به يك راه‌حل كنيد: لحظه‌اي وقت گذاشته و به ارزيابي اتفاقي كه افتاده است بپردازيد و تصميم بگيريد كه بهترين اقدامي كه مي‌توانيد انجام بدهيد چيست. چند تماس تلفني گرفته و كمك موردنيازتان را خبر كنيد، و به اين ترتيب فرايند حل مشكل را آغاز كنيد.
3.راحت باشيد: وقتي مرحله 1 و 2 را انجام داديد، تنها كاري كه مي‌توانيد بكنيد اين است كه خودتان را در موقعيت آرام و راحتي قرار دهيد تا فرايند حل مشكل انجام شود. زماني مي‌رسد كه تنها كاري كه مي‌توانيد انجام دهيد صبر كردن است. وقتي اين اتفاق مي‌افتد، سعي كنيد كمي از آن زمان لذت ببريد (درست مثل اين راننده كاميون)!

 

موضوع دوم: برنامه‌هاي پرمشغله

زمان‌هاي ديگري هم هست كه شما مستقيماً مسئول مشغله زندگيتان هستيد. در اين مواقع، به نظر مي‌رسد كه تنها كاري كه انجام مي‌دهيد اين است كه از يك كار به سراغ كاري ديگر مي‌رويد اما ليست كارهايي كه بايد انجام دهيد همينطور رشد مي‌كند. چنين استرس‌هايي مي‌تواند واقعاً عذاب‌آور و ناسالم باشد. در زير راه‌هايي براي مقابله با اين موقعيت‌ها اشاره مي‌كنيم:
4.ياد بگيريد "نه" بگوييد: اين كلمه كوچك چه فايده‌هايي كه نمي‌تواند داشته باشد! اگر در نظر بگيريد كه بيشتر آدم‌هايي كه با آنها در زندگي برخورد داريد هم دچار استرس هستند، جاي تعجب نيست كه چرا مداوم سعي دارند با اضافه كردن به كارهاي شما از كارهاي خودشان كم كنند. چند چيز هست كه نمي‌توان براي آن "نه" گفت اما براي خيلي از كارها مي‌توان از اين كلمه استفاده كرد و آن را به ديگري سپرد بدون اينكه آسمان به زمين برسد. بايد اين كارها را پيدا كنيد و خودتان را از شر آنها خلاص كنيد.
5.همه چيز را متوقف كنيد: من در پرمشغله‌ترين روزهايم كه چون حجم زيادي كار دارم نمي‌توانم درست براي انجام آنها تمركز كنم، 30 تا 60 دقيقه همه چيز را كنار مي‌گذارم. در اين مدت، همراه پسرم در اتاق نشيمن مي‌نشينيم و درمورد هر موضوعي كه پيش بيايد حرف مي‌زنيم. اگر قرار بود كه منتظر وقت استراحت بين كارم مي‌ماندم ممكن بود هيچوقت پيش نيايد. كار پشت كار مي‌آيد و يكدفعه مي‌بينيد كه يك روز، يك هفته يا يك سال را گذرانده‌ايد. زندگي سلسله‌اي از لحظات است و بايد بتوانيد لحظاتي را هم در آرامش و استراحت سپري كنيد.

"استرس قطع رابطه با زمين است، فراموش كردن يك نفس. استرس وضعيتي خودخواه است. باور دارد كه همه چيز اورژانسي است. اما هيچ چيز به آن اندازه اهميت ندارد. راحت دراز بكشيد." – ناتالي گدبرگ (Natalie Goldberg)

 
6.خوردن و خوابيدن را فراموش نكنيد: آشكار به نظر مي‌رسد اما خيلي وقت‌ها وقتي كارهاي زيادي براي انجام دادن داريم، اصلي‌ترين نيازهاي زندگيمان را هم فراموش مي‌كنيم. مشكل اينجاست كه اگر به اندازه كافي نخوابيم يا به اندازه كافي غذا نخوريم، اصل و پايه سازنده بدنمان را براي مفيد و پربازده بودن، از آن دريغ مي‌كنيم. مثل اين مي‌ماند كه بخواهيد بدون سوخت يا بنزين ماشيني را راه ببريد. چطور مي‌توانيد از بدنتان توقع داشته باشيد كه بيشتر از آنچه در توانش هست كار انجام دهد بدون اينكه نيازهايش را برآورده كنيد؟

 

موضوع سوم: تصميمات ضعيف

سومين موضوع استرس‌زا زماني اتفاق مي‌افتد كه انتخاب‌هاي ضعيف مي‌كنيم، تصميمات ابلهانه مي‌گيريم و اشتباهات احمقانه مرتكب مي‌شويم. متوجه منظور شديد. وقتي راه اشتباهي را شروع مي‌كنيم، برگرداندن خود به مسير درست خيلي سخت است و ممكن است حتي اوضاع را بدتر كند چون احساس گناه آرامش درونيتان را برهم خواهد زد. يكدفعه مي‌بينيد كه احساس خيلي بدي نسبت به خودتان پيدا مي‌كنيد و افسرده مي‌شويد و باعث مي‌شود به انتخاب‌هاي بدتان ادامه دهيد. مي‌توانيد درعوض اين سه راهكار را امتحان كنيد:
7.نگاهتان به تصوير بزرگ باشد: مطمئن باشيد كه از عهده اين دوره هم برمي‌آييد. هميشه كه انتخاب‌هايتان اينطور ضعيف نبوده‌اند؛ مي‌توانيد دوباره به مسير درست برگرديد. حتي اگر معمولاً انتخاب‌هاي بد و ضعيفي داريد، يك عالمه روز ديگر از زندگيتان باقي مانده و پيش رويتان است. هيچوقت براي درست كردن اشتباهات دير نيست.
8.خونريزي را متوقف كنيد: نمي‌توانيد بدون اينكه جلوي خونريزي را بگيريد، زخم را خوب كنيد. وقتي فهميديد كه مرتكب اشتباه شده‌ايد، نبايد آن را ادامه دهيد! انرژيتان را صرف شروع‌هاي تازه كنيد. ديگر به پشت سرتان نگاه نكتيد و روي راه مقابل رويتان تمركز كنيد تا بتوانيد عاقلانه انتخاب كنيد.
9.اول روي مهمترين كارها تمركز كنيد: هرچه اشتباه بزرگتر باشد، مسير بهبوديتان طولاني‌تر خواهد شد. گاهي‌اوقات ممكن است طاقت‌فرسا شود چون به نظر مي‌رسد براي اينكه به مسير درست برگرديد كارهاي زيادي را بايد انجام دهيد. سعي كنيد مهمترين كارها را اول پيدا كنيد و روي آنها متمركز شويد. وقتي دوباره روي غلطك افتاديد، روند پيشرفت برايتان ساده‌تر خواهد شد.

يك استراتژي هم هست كه در همه موقعيت‌هاي استرس‌زا كاربرد دارد:
10.عميق....نفس بكشيد: وقتي سرمان شلوغ است، استرس داريم، نگران هستيم، مضطربيم و عذاب وجدان گرفته‌ايم، خيلي كوتاه و بد نفس مي‌كشيم و معمولاً فقط از 20 درصد از ظرفيت ريه‌مان استفاده مي‌كنيم. اين يعني مغز و بدنتان فقط 20 درصد از اكسيژن موردنياز خود را به دست مي‌آورند. اگر كارهاي زيادي براي انجام دادن داريد و چيزي كه نياز داريد انرژي، استقامت و تفكر باز است، يكي از ساده‌ترين راه‌ها براي كمك به خودتان اين است كه 100 درصد از اكسيژن موردنياز بدتان را تامين كنيد. درست مثل يك بچه نفس بكشيد: بگذاريد شكمتان وقتي هوا را به داخل ريه مي‌كشيد باد كند، بعد به طور كامل ريه‌ها را خالي كنيد.

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۱۰

حفظ آرامش در شرايط استرس زا

بمب ساعتي تيك تاك مي كند، همه روي شما حساب كرده اند، كدام سيم را قيچي مي كنيد؟

در حاليكه در اكثر مواقع لازم نيست در شرايط مرگ و زندگي براي خنثي كردن بمب ساعتي تلاش كنيم، اما به هر حال موقعيت هاي روزمره زندگي مثل مصاحبه ها، سخنراني هاي عمومي، و مسائل اضطراري فاميلي مي توانند براي ما استرس زيادي را ايجاد نمايند. ياد گرفتن اينكه چگونه مي توانيم در شرايط استرس زا خونسردي خودمان را حفظ كنيم نه تنها سبب مي شود كه همه چيز روند آرام تري را پيدا كنند، بلكه به مرور زمان به شما كمك كند كه صاحب زندگي سالم تر و شادتري شويد. در اين مقاله قصد داريم به شما آموزش دهيم كه چگونه در زمان استرس، خونسردي و آرامش خود را حفظ كنيد.

1- منبع ايجاد استرس را شناسايي كنيد. آيا استرس به اين دليل به شما دست داد كه يك فرد نادان در بزرگراه از سمت راست شما سبقت گرفته است؟ و يا به اين خاطر دچار استرس شده ايد كه امروز بايد گزارش كار خود را به رئيستان تحويل دهيد؟ براي يك لحظه به اين موضوع فكر كنيد و ببينيد دليل اصلي استرس شما چيست.

2- واكنش صحيح را انتخاب كنيد. حتي اگر نمي توانيد منبع ايجاد استرس را از بين ببريد اين قدرت را داريد كه واكنش صحيحي در برابر آن از خود نشان دهيد. به اين منظور بنا بر دليل مهم بودن ايجاد تنش مي توانيد يا نسبت به آن بي توجهي كنيد يا با آن برخورد نمايد. براي انتخاب شيوه صحيح بايد از خود چند سوال بپرسيد:

-     برايتان مهم است؟ بله ممكن است خيلي از مسائل كوچك به نظر برسند، اما برخي موارد خيلي كوچكتر از آن هستند كه بخواهيد وقت و انرژي خود را روي آنها صرف كنيد. ببينيد براي چه مدت است كه منبع استرس روي شما تاثير گذاشته. يك راننده ي ناشي پس از چند ثانيه از كنار شما عبور مي كند و عصبانيت شما فروكش خواهد كرد، اما در مقابل شايد مرگ يكي از عزيزترين كسانتان را نتوانيد هيچ گاه فراموش كنيد.

-     چقدر مي توانيد روي شرايط كنترل داشته باشد؟ شما هيچ گاه نمي توانيد بارش باران در روز عروسي تان را متوقف نماييد، اما مي توانيد گزارش صحيحي از عملكرد فعاليت هاي خود آماده كرده به رئيستان تحويل دهيد.

-     منبع ايجاد استرس مربوط به گذشته، حال و يا آينده است؟ شما نمي توانيد گذشته را تغيير بدهيد، اما اين قابليت را داريد كه واكنش هاي حال خود را انتخاب نموده و براي آينده آماده شويد. اجازه دهيد كه مشكلاتي كه در گذشته در زندگي خود تجربه كرده ايد، محو شوند.

3- افكار مسموم را از ذهن خود دور كنيد. اگر احساس مي كنيد كه مسئله اي خارج از حيطه كنترل شماست و اصلاً اهميت ندارد، از نگراني در مورد آن دست برداريد. گفتنش آسان است؟ فقط انجام دهيد.

-     از راه بيني نفس عميقي  بكشيد. در ذهن خود تا 5 بشماريد و سپس بازدم خود را به آرامي از دهان خارج نماييد و مجدداً 5 ثانيه بشماريد. اين طرز تنفس را تكرار كنيد تا احساس راحتي و آرامش به شما دست بدهد.

-     در مورد چيز ديگري فكر كنيد. ذهن خود را با فكر كردن به چيزهاي خوب از عامل استرس زا دور كنيد. همچنين مي توانيد به كارهايي كه قرار است در طول روز انجام دهيد فكر كنيد.

-     در ذهن خود تصاوير آرامش بخشي را مجسم كنيد؛ به عنوان مثال يك جزيره ي بكر و خالي از سكنه، و يا جاده اي زيبا كه تا بي نهايت ادامه دارد. چشم هاي خود را ببنديد و سعي كنيد حتي كوچك ترين جزئيات مكان خيالي را تصور كنيد. به اين طريق به جاي اينكه دائماً دچار تنش و اضطراب باشيد، مي توانيد خودتان را در آن مكان قرار دهيد و به آرامش برسيد.

-     تا آنجايي كه مي توانيد خودتان را از محل ايجاد استرس دور كنيد. اگر از نظر فيزيكي هم خودتان را دور كنيد كه چه بهتر! اتاق را ترك كنيد و به گوشه اي برويد تا بتوانيد افكار خود را جمع و جور كنيد.

-     كمي ورزش كنيد. بدويد، شنا سوئدي برويد، حركات يوگا انجام دهيد، يا با وزنه و دمبل كار كنيد. زمانيكه هيچ چيز ديگر نمي تواند شما را آرام كند، 10 الي 20 دقيقه ورزش روزانه به ما آرامش مي دهد. ورزش مكرر و طولاني تر در دراز مدت نيز به شما كمك كند كه بتوانيد برخورد مناسب تري در برابر استرس از خود نشان بدهيد.

4- زمانيكه احساس كرديد آماده هستيد، با استرس هايتان روبرو شويد. اضطراب و تنش به شما كمك نمي كنند كه مشكلاتتان را حل نماييد. نشستن و نگران شدن صرفاً راه خوبي براي كشتن وقت است و وقت كشي هم خود سبب افزايش ميزان استرس مي شود. اگر احساس مي كنيد كه مي توانيد نتيجه مسئله اي را كه نگران آن هستيد تغيير بدهيد، با وقت تلف كردن كاري از پيش نخواهيد برد، پس بهتر است آماده شويد و كار را شروع كنيد و از خود واكنش صحيح نشان دهيد. زمانيكه مشكلات ريشه اي خود را حل كرديد، استرس هم به خودي خود از بين مي رود چراكه ديگر دليلي براي نگراني وجود نخواهد داشت؛ اما اگر آنقدر احساس نگراني مي كنيد و استرس شما را فلج كرده و قادر به انجام هيچ كاري نيستيد، از تكنيك هاي ذكر شده براي ريلكس شدن و فاصله گرفتن از مشكلات استفاده كنيد و به مرور زمان خود را براي مقابله با آنها آماده كنيد.

5- برنامه ريزي كنيد. شايد گاهي اوقات اتفاق بيفتد كه در زماني كوتاه و تنها با انجام يك حركت بتوانيد موقعيت استرس زا را از بين ببريد، اما معمولاً چنين نيست و بايد چندين مرحله را در طول يك بازه زماني طولاني پشت سر بگذاريد. يك برنامه با اهداف دست يافتني براي خود تنظيم كنيد. براي رسيدن به اهداف خود يك بازه زماني معين تعيين كنيد. توجه داشته باشيد كه بسياري از موقعيت هاي استرس زا قابل پيشگيري هستند. اگر شما از قبل براي آنها برنامه ريزي كنيد ديگر مجبور نخواهيد بود كه استرس زيادي را متحمل شويد. از قديم گفته اند كه پيشگيري بهتر از درمان است.

6- هر زمان را به انجام يك كار اختصاص دهيد. حل و فصل كردن مشكلات پيچيده كار طاقت فرسايي است حتي اگر شما برنامه مدوني تنظيم كرده باشيد. فقط به ياد داشته باشيد: پيمودن راه هزار ساله با برداشتن اولين گام ميسر مي گردد. در هر زمان فكر و ذهن خود را تنها بر روي انجام يك هدف معين متمركز كنيد.

7- واقع بين باشيد. اگر به سختي تلاش مي كنيد اما همچنان در حال تجربه ي موقعيت هاي استرس زا هستيد و به نتايج دلخواه خود نمي رسيد، شايد به اين خاطر باشد كه اهداف واقع بينانه اي تعيين نكرده ايد. سعي كنيد فرهنگ كارهاي قابل اجرا را براي خود جا بيندازيد. در صورت بروز اين مشكل يا زمان انجام كارهايتان راه افزايش دهيد و يا سطح انتظارتان را پايين بياوريد. اگر در برنامه هاي خود تغيير ايجاد نكنيد، شرايط غير قابل كنترل باقي خواهند ماند. نهايتاً بايد اين مطلب را هم اضافه كنيم كه از اشتباهات خود درس بگيريد اما به خاطر آنها خودتان را سرزنش نكرده و فراموش كنيد.

نكات
•استرس در مورد مسائلي كه ممكن است در آينده اتفاق بيفتد، عمدتاً به دليل ترس ايجاد مي شود و در زمان حال به دليل عدم توانايي و ضعف ايجاد مي گردد.
•هميشه به خودتان يادآوري كنيد كه بدون وجود مشكلات، استرس، ناراحتي، و افسردگي در زندگي لذت، هيجان، شادي، و خوشحالي معنايي پيدا نمي كنند. اين حقيقت را باور كنيد كه هيچ كس تا آخر عمر خود روند آرامي را دنبال نخواهد كرد و زندگي سرشار از پستي ها و بلندي هاست. به هر حال مشكل سراغ همه مي آيد و به عنوان يك مرحله طبيعي از سير تكاملي همه انسانها به شمار مي رود.

 
•فردي را كه مشكلاتي شبيه شما داشته و و توانسته با موفقيت نجات پيدا كند را در ذهن خود به تصوير بكشيد، ببينيد او چه واكنش هايي از خود نشان مي داده و به خاطر بياوريد كه اصلاً عصباني نبوده، بنابراين دليل ندارد كه شما هم عصباني و مضطرب باشيد.

هشدار
•عكس العمل نادرست و عدم توانايي در فائق آمدن به استرس چند سال از زندگي شما را تباه مي سازد. اين درست است كه هر چيزي ممكن نيست اما اگر مشكل شما با كمي تمركز و توجه حل بشود و شما همانطور بنشينيد و غصه بخوريد كاري از پيش نمي رود. سخت كوشي هم به نوبه خود يك موفقيت محسوب مي شود.
•تصميم گيري در اوج عصبانيت خصيصه اي است كه شما را تبديل به يك فرد عجول و خشن مي كند. ابتدا ناراحتي و خشم خود را كنترل كنيد و سپس زماني كه آرام شديد، تصميم گيري كنيد. از پرتاب كردن اشيا هم خودداري نموده و هيچ گاه چيزي را به طرف انسان و يا ساير جانداران پرتاب نكنيد چرا كه ممكن است به خودتان هم صدمه بزنيد.
•براي درمان خود دارو تجويز نكنيد. الكل و مواد مخدر شايد يك راه فرار موقتي باشند، اما زماني كه اثر آنها از بين برود، مجدداً با حقايق روبرو مي شويد و اوضاع وخيم تر از قبل مي شود. علاوه بر اين آيا مي خواهيد يك مشكل ديگر به نام "اعتياد" را هم به مشكلات خود اضافه كنيد؟ شما خودتان هم متوجه نباشيد اما اين مسئله روي اطرافيان و به ويژه كسانيكه دوستتان مي دارند تاثير نامساعدي مي گذارد.
•اگر احساس مي كنيد كه به دليل استرس زياد دچار تنگي نفس يا سرگيجه شده ايد حتما به يك متخصص مراجعه كنيد.
•خودتان را به خاطر تمام مشكلاتي كه برايتان پيش آمده، سرزنش نكنيد. گاهي اوقات هرچقدر هم كه سخت تلاش كنيد باز هم ممكن است نتوانيد به نتيجه دلخواه دست پيدا كنيد. گاهي در زندگي پيش مي آيد كه مجبور مي شويم از بعضي چيزها دست بكشيم، اصلاً مهم نيست فقط سعي كنيد كه هيچ گاه از خودتان دست نكشيد. متوسل شدن به روش هاي آزار فردي ضدارزشي ترين كاري است كه مي توانيد انجام دهيد؛ هيچ گاه از خودتان قطع اميد نكنيد.

http://www.mardoman.net/life/keepc/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۹

چرا بايد ديگران را ببخشيم؟


بخشش ما را با تدبير عالم هستي تطبيق مي دهد، تدبيري كه از طريق آن ياد مي گيريم بپذيريم كه هر اتفاق به اين دليل در زندگي ما رخ مي دهد كه بايد چيزي از آن ياد بگيريم.
بخشش ذات و گوهر معنويت است، چراكه ما را براي آزادي غايي و نهاييمان از رنج و عذاب ها آماده مي سازد. بخشش مستلزم اين است كه تواناييمان در خودداري از قضاوت رشد يافته و خود را به دست سرنوشت نامعلوم بسپارد.
به هيچ وجه تصادفي نيست كه همه مذاهب و اديان قلبي كه بخشنده باشد را ستايش مي كنند. پيروان دين برهمايي ۱۰ روزي را كه در آن زندگي خود را صرف هريك از ۱۰ ستون دين برهمايي مي كنند را با بخشش بر مبناي درك صحيح و علم صحيح شروع مي كنند و آن را با طلب بخشش از يكديگر به پايان مي رسانند.
به همين طريق، روح واقعي Holi، فستيوال رنگ هندي ها، در آغوش كشيدن يكديگر با فراموش كردن و بخشيدن اشتباهات آنهاست. ذات و گوهر حقيقي زندگي عيسي مسيح و آموزشات او، تمرين بخشش است.
همه ما به دنيا آمده اي كه بخشيدن را ياد بگيريم. دكتر ريموند مودي، كه ۴۰ سال روي تجربيات نزديك به مرگ كار مي كرده است، در كتاب خود "زندگي پس از زندگي" (Life after Life) مي نويسد انسانهايي كه پس از مرگ زنده شده اند، ادعا مي كنند نوري خيره كننده مي بينند، كه معمولاً باور بر اين است كه اين نور خداست، كه آنها را تشوبق مي كند به دو چيز اهميت دهند: اول علم و بعد عشق. و بهترين آزمايشي كه نشان مي دهد آيا واقعاً اين دو درس را از زندگي آموخته ايم اين است كه ببينيم تا چه ميزان مي توانيم ديگران را ببخشيم.
● چرا نمي توانيم ببخشيم؟
مدام در فكر انتقام هستيم. هميشه در فكرمان نفرت و انتقام است چون ديگران را به خاطر اتفاقات بدي كه برايمان رخ داده مقصر مي دانيم. اين خيال باطل به نظر تسلي بخش است. با چنين تصوراتي ديگر لازم نيست خودمان مسئوليتي بر گردن بگيريم و راحت مي توانيم درمورد ديگران قضاوت كنيم بدون اينكه درمورد خودمان قضاوتي شود. اين تصورات باعث مي شود در معرض همدردي، دلسوزي و پذيرش ديگران قرار گيريم.
ما نمي بخشيم چون مي ترسيم با بخشش ما فرد مقابل رفتار ناخواسته و غيرمنطقي خود را ادامه دهد. اين يك ترس بي پايه و اساس است. احتمال هاي ديگر هم وجود دارد كه آن فرد تحت تاثير بخشش ما، به حماقت كار خود پي ببرد و رفتار خود را تغيير دهد. از طرف ديگر، تنفر شما ممكن است زشتي رفتارش را در نظرش توجيه كند. بنابراين، اگر واقعاً مي خواهيد كه تغيير كند، بايد بخشيدن را تمرين كنيد.
ما انتظار داريم ديگران همانطور كه ما مي خواهيم رفتار كنند. اين خيلي نامعقول است اما بدون هيچ مقاومتي اتفاق مي افتد، مشروط براينكه ما آن توقع را رها كنيم و اجازه بدهيم مردم طوري رفتار كنند كه ياد گرفته اند و اتفاقات طوري اتفاق بيفتند كه بايد بيفتد. ما بايد از دنيا براي پيشامدهايي كه برايمان اتفاق مي افتد قدردان و شكرگذار باشيم.
ما كينه توزي مي كنيم. قبول نمي كنيم كه هر اتفاقي كه برايمان مي افتد درنتيجه همان چيزي است كه خودمان دانه اش را كاشته ايم يعني همان برخوردي كه در مقابل رفتار ديگران يا واكنشي كه در برابر محرك هاي اطراف نشان مي دهيم. هيچكس مسئول تجربه هاي ناخوشايند ما نيست.
ترس از اينكه ديگران ما را ضعيف، احمق و ترسو قلمداد كنند. ما فكر مي كنيم بخشش بهانه اي براي فرار، سستي و تنبلي يا بزدلي است و فقط آنها كه قدرت جنگيدن ندارند مي بخشند. اما بين ترسيدن و بخشيدن قاصله خيلي زياد است.
بله، افرادي هستند كه ترس هايشان را به شكل بخشش نشان مي دهند اما تصميم شما براي بخشيدن شما را به يك فرد ترسو و بزدل تبديل نمي كند. علاوه بر اين، چرا نبايد قبول كنيم كه نمي توانيم بجنگيم؟ هيچ فضيلتي در جنگيدن نيست. من نمي دانم چرا همه ما عادت داريم از كسانيكه مي جنگند اسطوره و قهرمان مي سازيم. زماني مي توانيم بگوييم كه عمل خوبي براي اين جهان انجام داده ايم كه به جاي جنگيدن آن سعي كنيم آنرا زندگي كنيم.
● وقتي مي بخشيد....
بااينكار فقط به خودتان نه به هيچ كس ديگر نيكي مي كنيد. اينكه نتوانيد كار بدي كه آن فرد عليه شما انجام داده را هضم كنيد، ديگر مشكل شماست نه او. به شما آسيب مي رساند نه او.
شواهد بسياري نشان مي دهد نبخشيدن ديگران مي تواند منجر به سنگ صفرا شود. اگر اين مشكل به همسرتان هم سرايت كند، اين سنگ در كليه ها ايجاد مي شود. اين احساسات و عصبانيت ممكن است مشكلات كمر برايتان ايجاد كنيد، البته برحسب اينكه فقداني كه حس مي كنيد درمورد مسائل مالي باشد يا احساسي.
اگر در قضاوتتان استاندارد غيرمعقول و بالايي داريد كه بخشيدن را برايتان دشوار مي كند، طبيعت خرده گير و سرزنش كن شما ممكن است مشكلات پيچيده اي براي كبد يا ساير اندام هاي گوارشيتان ايجاد كند.
بزرگي گفته است، فهميدن و درك اهميت بخشش از لحاط عقلاني يك چيز است و پياده كردن آن در جسممان يك چيز ديگر. وقتي كينه مي گيريد، نه تنها به فرد مقابل اجازه مي دهيد به شما آسيب برساند، بلكه به او اجازه مي دهيد هربار كه فكر رفتار او به مخيله تان خطور كرد، كنترل زندگي شما را در دست داشته باشد.
وقتي ديگران را مي پذيريد، ديگر آن صدمه و آسيبي كه با قضاوت كردن آنها به شما وارد مي شود را تجربه نخواهيد كرد. ۱۰ سال پيش زني به نام چايتالي (البته نام واقعي او اين نيست) متوجه مي شود كه شوهرش با زني رابطه دارد.
گرچه آن مرد بعدها متوجه اشتباهش مي شود و به آن رابطه خاتمه مي دهد اما براي چايتالي خيلي سخت بود كه او را ببخشد. رابطه او به همسرش همينطور بد و بدتر مي شد تاجاييكه يك روز چايتالي از سر ناچاري تصميم مي گيرد به همسرش يك شانس ديگر بدهد. در نيمه هاي اين تمرين گذشت، او شروع به گريه مي كند. با كمك شوهرش و معلم وي، چايتالي متوجه بيهودگي نگه داشتن نفرت و كينه همسرش در دل خود مي شود. الان آنها زندگي بسيار شاد و خوشبختي دارند و از آزادي رهايي از نفرت ها، كينه ها و عصبانيت ها لذت مي برند.
با گذشت سلامتيتان را ارتقاء مي دهيد. در بازي جنگ فقط شكست خورده ها هستند. يك ضرب المثل چيني مي گويد، كسي كه كينه توزي مي كند بايد دو قبر بكند. اگر خلاف آن را انجام دهد عمري طولاني و زندگي سالم خواهد داشت.
با گذشت شما حقيقت الهي را درك خواهيد كرد. تجربيات بد به اين دليل در زندگي ما اتفاق مي افتند كه بايد از آنها درس بگيريم. اينكه ياد بگيريم هر اتفاقي كه در زندگيمان مي افتد را نتيجه عمل خودمان بدنيم و كس ديگري را براي آن مقصر نشماريم يكي از اين درس هاست.
گاهي اوقات از كسانيكه فكر مي كردم حق نشناس و غيرمنصف هستند بدم مي آمد. اما بعدها، فهميدم آنها مثل آدم بدهاي داستان بودند كه به قيمت اينكه ديگران از آنها بدشان بيايد، به ما كمك مي كنند درس هاي خوبي از داستان بگيريم.
با گذشت شما همه كس هستيد. اگر بخواهيم ديگران را جدا از خودمان بدانيم درك اشتباهي داشته ايم. اولين باري كه در كودكي درمورد نيايش عيسي با خداوند درمورد بخشيدن كساني كه او را به صليب كشيدند خواندم، تقريباً داشت گريه ام مي گرفت. اما فهميدم كه ما هم مي توانيم مثل او زندگي كنيم. امروز من مي دانم هركس كه تصور كند آدمها بقيه قسمت هاي بدن او هستند قادر نخواهد بود به طريقي جز طريق عيسي عمل كند.
بخشيدن ديگران تنها واكنش معقولي است كه دربرابر كسانيكه با اهانت و توهين با شما برخورد مي كنند، بايد داشته باشيد. درك اين آسان است كه جدايي فقط يك خيال باطل است. بايد اين حقيقت را از ته دل باور داشته باشيم تا بتوانيم با آن زندگي كنيم.
با گذشت شما عشق مي دهيد. هربار كه به رفتار غيرمنطقي ديگران واكنش مي دهيم، اجازه مي دهيم تنفرمان جاي ارزش هايمان را بگيرد. اين باعث مي شود رفتاري كه دوست نداريم را تقويت كنيم و احتمال دريافت رفتاري بهتر را از طرف آنها در آينده از خودمان مي گيريم.
يك روز يك مرد مقدس عقربي را مي بيند كه تلاش مي كند از گودالي بيرون آيد تا جان خود را نجات دهد. سريعاً به طرف آن0000>۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۸


از اختلافات استفاده كنيد


ما انسان‌ها چنين مي‌پنداريم كه مجبوريم هميشه به اختلافات و ناسازگاري‌ها به صورت ظهور دو قطب متضاد ‌نگاه كنيم؛ در حالي كه عملاً خطر در عدم تشخيص نياز به وجود اختلاف و تدارك شكل‌هاي مناسب، براي ‌روبه‌رو شدن با آن است.آنچه ترسناك است، سعي در احتراز و سركوب نمودن اختلافات است. ‌در هر رابطه‌اي اختلافات زيادي وجود دارد كه ما آنها را به دو بخش تقسيم مي‌كنيم؛ اختلافاتي كه در نتيجه وجود ‌مانعي در راه رسيدن ما به نيازهايمان بروز مي‌كنند - كه ما آنها را اختلاف نياز مي‌ناميم - و آنهايي كه در نتيجه ‌تضاد ارزش‌ها، بين مردم بروز مي‌كنند كه ما آنها را برخورد ارزش‌ها مي‌ناميم.‌در هر "اختلاف نياز"، هر يك از دو طرف مي‌تواند به روشني بفهمد و قبول كند كه طرف ديگر ، نيازهايي دارد كه برآورده نشده‌ و اين ‌نيازها، مهم و معتبر هستند. واضح است كه هر چه نيازها ملموس‌تر باشند، ديگري به احتمال بيشتري، اعتبار آنها را مي‌پذيرد.‌
 ● چرا سعي مي‌كنيم از اختلاف بپرهيزيم؟ ‌
چرا مردم اين همه از اختلافات هراس دارند؟ دقيق‌تر بگويم وضعيت‌هايي كه در زندگي‌مان دربردارنده اختلاف با ‌ديگران هستند ، بيش از هر چيز ديگر ، سبب ترس و فشار عصبي مي‌شوند. ما نتيجه را نمي‌دانيم و نمي‌خواهيم ‌ببازيم؛ مي‌ترسيم نتوانيم خودمان را كنترل كنيم و رابطه‌مان آسيب ببيند.‌بروز اختلاف، به ويژه براي زنان، بسيار حساس است. ما بيشتر آموخته‌ايم كه از اختلاف، مانند خشم و اضطراب، ‌پرهيز كنيم؛ به روي خود نياوريم و آن را بيان نكنيم. همه ما شنيده‌ايم كه مردم مي‌گويند: "من براي نگه‌داشتن ‌آرامش خانواده، هر كاري مي‌كنم." يا "در تمام سال‌هاي زندگي مان، هرگز عدم توافق جدي نداشته‌ايم."‌در حقيقت اين آدم‌ها مي‌گويند كه اختلافاتشان را هيچ وقت ظاهر نكرده‌اند. آنها خودشان خواسته‌اند كه يا اصلاً ‌نفهمند كه اختلافي با هم دارند و يا از راه‌هاي غيرمستقيم، روي آن عمل كرده‌اند. در حقيقت، بيشتر خشم و ‌اضطرابي كه در روابط هست، در نتيجه شكست در برخورد مستقيم و روشن با اختلافات است. بنابراين، آنها ‌هميشه يا حل نشده باقي مي‌مانند و يا به طريقي نامطلوب، حل مي‌شوند. ‌
 ● كاربرد قدرت در حل مناقشات‌
ما در اينجا كلمه "قدرت" را به صورت تمام منابعي كه كنترل آن در دست شخصي است كه ديگري به آن محتاج ‌است، نام مي‌بريم. شخص قدرتمند مي‌تواند بنا به خواسته خود ، از آن قدرت (يا تهديد قدرت)، در راه مجبور ‌ساختن شخص ديگر به انجام كار يا كارهايي كه خود آن شخص تمايلي به انجام آن ندارد ، استفاده كند.‌بسياري از زن‌ها فكر مي‌كنند كه در رابطه‌هايشان از قدرت استفاده نمي‌كنند؛ در حالي كه در حقيقت آنها آن را ‌مستقيماً يا در ظاهر به كار نمي‌برند. مثلا زني كه وقتي شوهرش مي‌خواهد حرف بزند ، شروع به گريه كردن‌مي‌كند.‌در بيشتر روابط، تفاوت قدرت، به نسبت‌هاي مختلف بين مردم وجود دارد؛ يعني يك نفر قدرت آن را دارد كه به ‌قيمت محروم ساختن ديگران، نياز خود را برآورده سازد. اگر اين شخص، از قدرت خود در يك جدال قدرت ‌استفاده كند ، معمولاً او برنده شده، ديگري مي‌بازد و آن وقت، بازنده سعي مي‌كند تا بار ديگر، به قيمت باخت او ‌برنده شود. به اين ترتيب، يك دايره معيوب به وجود مي‌آيد و در نتيجه، رابطه به تدريج از حالت تعادل خارج ‌مي‌شود.‌لازمه روشي كه در آن برنده و بازنده وجود نداشته باشد ، تعهد دوجانبه، مبني بر عدم استفاده از قدرت، براي ‌رسيدن به نياز خود ، به حساب شخص ديگر است. چون بيشتر ما آموخته‌ايم كه مشكلاتمان را از راه‌هاي برد - ‌باخت حل كنيم و انجام چنين تطابقي برايمان آسان نيست. اين روش، به ويژه براي آنهايي كه در بيشتر روابطشان ‌تا حد زيادي قدرتمند هستند ، بسيار سخت است.‌وقتي جرا‡ت كنيم چنين تعهدي را نسبت به همسرمان بر عهده بگيريم ، نتيجه ، بسيار رضايت‌بخش خواهد بود. ‌بعضي از منافع كاربرد روش بدون باخت عبارتند از:‌
۱) باعث مي‌شود كه اختلافات به سطح بيايند، بيان شوند و به صورتي سازنده و منصفانه حل شوند
 ‌۲) همسران ياد مي‌گيرند كه نتيجه اختلافات مي‌تواند تغييرات جالب و هيجان‌انگيزي داشته باشد. آنها شروع مي‌كنند به ‌نگاه كردن به آن از طريق مثبت و از آن پس، ديگر از آن احتراز نمي‌كنند
 ‌۳) ‌هر شـخـصـي خـودش مـسئوليت رسيدن به خواسته‌هاي خــود را بــر عـهــده مــي‌گـيــرد امــا نــه بـه حسـاب ديگـري
 ‌۴)‌ طرفين، بيشتر با اختلافات اساسي و واقعي سر و كار پيدا مي‌كنند و نه با اختلافات سطحي
 ‌۵)‌ وقتي مسئله‌اي به صورت منصفانه حل شود ، ديگر تكرار نمي‌شود
 ‌۶) وقتي هر دو طرف، در تصميم‌گيري براي حل مشكلي شركت داشته باشند ، بيشتر به انجام آن متعهد مي‌شوند تا ‌اين‌كه آن تصميم به آنها تحميل شده باشد
‌۷)‌ زوجين،با يكديگر احساس نزديكي و عشق بيشتري مي‌كنند و رنجش و دشمني ناپديد مي‌شود
 ۸) ديگران نيز در روابط خود ، از اين روش بـــــه عــنـــــوان الــگـــــوي حـــــل اخــتـــــلافـــــات اســتــفــــاده مي‌كنند.‌اختلافات، ممكن است سالم باشند و مي‌توانند به صورت نيرويي مثبت، در زندگي‌مان وجود داشته باشند. همچنين مـــي‌تـــواننــد بــه ‌صــورت دعــوت بـه ايجـاد ارتبـاطـي منطقـي، به وجود آورنده موقعيتي براي شركت در يك رويارويي آشكارا و صادقانه باشند و نيز مي‌توانند با ‌حل سوء تفاهمات، جو ارتباط را پاك كرده و آدم‌ها را به هم نزديك‌تر سازند.‌زن و شوهر، از طريق و پذيرش سهم خود در اختلاف، توسعه يافته پيش مي‌روند. در حقيقت، عدم توافق در ‌ارتباطات، بسيار مفيدتر از توافق است؛ چون به وجود آورنده تغييرات و رشد سالم در انسان‌هاست.
بدون مناقشه، ‌تغيير و پيشرفتي در رابطه به وجود نـمــي‌آيــد و زنــدگــي، يـكـنــواخــت، خـسـتـه كننـده و آمـاري مي‌شود.‌همانگونه كه مي‌توان خشم و هيجان را به صورتي معتبر قبول كرد، به مناقشات هم مي‌توان از طريق بسيار ‌مثبت‌تر نگريست، همان‌گونه كه فرد مي‌تواند با غلبه مؤثر بر هيجاناتش رشد كند، رابطه‌ها هم مي‌توانند از طريق ‌حل مؤثر مناقشات، به رشد برسند. بنابراين، آموزش راه‌هاي مؤثر حل اختلافات و مناقشات در روابط انساني، ‌بسيار اهميت دارد.‌

روزنامه آفتاب يزد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۷

۷ روش براي كنار آمدن با بدق لق ها

براي همه ما پيش آمده كه سروكارمان با افراد بدقلق بيفتد. اين افراد اشكال مختلفي دارند. بعضي از آنها اهل جر و بحث هستند و بعضي بددهن، يك دنده و لجباز، عصباني يا دعوايي هستند. چطور بايد با چنين افرادي كه اتفاقاً تعدادشان كم هم نيست كنار بياييم؟ بياييد اين طور به مساله نگاه كنيم كه آدم هاي عصباني داد مي زنند كه شنيده بشوند. آنها به دنبال احترام و عشق هستند. مي خواهند احساس كنند كه مهم هستند، فقط نمي دانند راه درست كسب آنچه مي خواهند كدام است. توصيه هاي زير در مواجهه با چنين افرادي به كارتان مي آيد؛
 ۱) در بحبوحه بحران خونسرد باقي بمانيد. بي حركت بمانيد و چيزي نگوييد. بگذاريد بحران سير طبيعي خودش را بپيمايد، حتي در آن زمان كه شخص عصباني سعي مي كند شما را برانگيزاند تا شما هم در مقابل او فرياد بزنيد اما ارزش ندارد.
 ۲) اجازه بدهيد طرف هرچه مي خواهد حرف بزند. او به زودي خسته خواهد شد. گاهي آنها فقط همين را مي خواهند؛ اينكه كسي به آنها گوش بدهد كه احساس كنند مهم هستند. همه دلشان مي خواهد مهم باشند. فقط بعضي ها اين حس را طوري بروز مي دهند كه نتيجه عكس مي دهد.
 ۳) صادقانه از ديدگاه طرف مقابل به قضيه نگاه كنيد. خود را به جاي او بگذاريد. هيچ وقت نگوييد «تو اشتباه مي كني» . حتي با جديت دنبال نقاط مشترك بگرديد و بر آنها تاكيد كنيد.
 ۴) اين عبارت تاثير فوق العاده اي دارد؛ «بله، بله، دقيقاً مي فهمم تو چه مي گويي، منظورت اين است كه...» اين كلمات به طرف مقابل نشان مي دهد كه حرف او را شنيده ايد. معمولاً آنها فقط همين را مي خواهند؛ مي خواهند كه برايشان ارزش قائل شويم. اگر سر بعضي چيزها توافق كنيد آرام آرام عصبانيت و مقاومت طرف مقابل را در هم مي شكنيد.
 ۵) اگر گفت وگو دارد به بددهني و بدزباني كشيده مي شود آن را متوقف كنيد. دست هايتان را به علامت تسليم بالا ببريد و قاطعانه اما با آرامش بگوييد؛ «تو الان خيلي عصباني هستي و چيزهايي مي گويي كه واقعاً آن طور فكر نمي كني (از شك و ترديد خودتان به او امتياز بدهيد) پس من به سهم خود معذرت مي خواهم. بعداً وقتي آرام شدي با هم صحبت مي كنيم.» بعد از اتاق بيرون برويد يا از طرف بخواهيد اتاق را ترك كند.
 ۶) اگر شما اشتباه كرده ايد سريع بپذيريد و مسوولت آن را به گردن بگيريد. بگوييد؛ «حق كاملاً با توست، اشتباه از من بود و من براي جبران...» حتي اگر خودتان قانع نشده ايد كه اشتباه كرده ايد حداقل از شك و ترديد خود بهره مثبت بگيريد؛ «ممكن است من اشتباه كرده باشم. بيا دوباره موضوع را با هم مرور كنيم.» هيچ كس با چنين روشي مخالفت نمي كند.
 اين كلمات قدرت شگفت انگيزي دارند. به اين ترتيب هم به نظر طرف مقابل احترام گذاشته ايد و هم تنش موجود ي همان موضوع اصلي بحث كنيد. بقيه مسائل و مشكلات را به وقت ديگري موكول كنيد. با اين روش بحث هايتان كوتاه تر و مشخص تر خواهند بود و احتمال اين كه پس از خاتمه دعوا به سازش برسيد و مشكلتان حل شود بيشتر است.

2.  اشاره به عيب هاي طرف مقابل

اين به آن معناست كه خشونت شما در دعوا و مرافعه به حدي مي رسد كه با حرف هاي تند و گزنده خود قصد آزار طرف مقابل را پيدا ميكنيد. البته اكثر اوقات اين كار عمداً صورت نمي گيرد. هر حرفي كه با كلماتي مثل "حداقل من فلان كار را نمي كنم، يا فلان اخلاق را ندارم" شروع شود نشان دهنده اين نوع دعوا كردن است. اين شيوه بحث كردن هم كاملاً مخرب است چون احساسات فرد مقابل را به حدي جريحه دار ميكنيد كه بعدها خودتان از حرفهايتان پشيمان مي شويد. اين شيوه ي بحث و جدل براي هر دو طرف زيان آور است.

روش جديد:  به جاي اينكه درمورد خود آدم ها دعوا راه بيندازيد، درمورد رفتارشان بحث كنيد. در دعواهاي خودتان عيب هاي طرف مقابل را به رخ او نكشيد، به جاي اين به او بفهمانيد كه رفتار فلان روز او چقدر زشت بوده يا ناراحتتان كرده است. با اين روش، طرفتان خواهد فهميد كه اگر آن رفتار خود را متوقف كند، دعوا و جدل هم خاتمه خواهد يافت، و شما هم دشمنان كمتري براي خودتان درست خواهيد كرد.

3.  انداختن تقصير به گردن ديگري

اگر مقصر اصلي باشيد، آنقدر بهانه تراشي و سفسطه مي كنيد تا تقصير را به گردن فرد مقابل بيندازيد و اشتباهتان را گردن نمي گيريد. اين يك مكانيسم دفاعي است. احتمالاً فكر مي كنيد كه با قبول كردن تقصيرتان، دعوا به نفع طرف مقابل تمام ميشود و شما بازنده خواهيد بود و فكر مي كنيد كه اين دعوا به خاطر اشتباهات فرد مقابل به وجود آمده است. متاسفانه، تا زماني كه شما از قبول مسئوليت شانه خالي ميكنيد، قادر به حل اختلافتان نخواهيد بود و هيچوقت با فرد مقابل به سازش نخواهيد رسيد. ممكن است چند بار طرف مقابلتان كوتاه بيايد و تقصير را گردن بگيرد، اما كم كم باعث كمرنگ شدن رابطه تان مي شود و مشكلاتتان بارها و بارها تكرار مي شود و هيچوقت از بين نمي رود.


روش جديد:  مي توانيد هم تقصيرتان را قبول كنيد و هم حرف خودتان را به كرسي بنشانيد. بابت اشتباهتان از طرف مقابل عذر خواهي كنيد، اما به او هم گوشزد كنيد كه دوست نداريد كسي مدام اشتباهاتتان را به رختان بكشد. هرچه شما بيشتر گذشت كنيد، ديگران هم راحت تر از خطاهاي شما خواهند گذشت.

4.  مظلوم نمايي

چنين فردي هم از قبول مسئوليت شانه خالي ميكند، اما به جاي اينكه بخواهد خود را پيروز ميدان كند، مي خواهد طرف مقابل به او رحم كند. وقتي چنين فردي به گستاخي يا تكبو مي كنيم كه نيازمند حضور ذهن،خرد و شعور و از همه مهمتر خونسردي است. اگر بتوانيد در زمان بروز اين شرايط خونسردي و تعادل خود را حفظ كنيد شما را در محل كار "ابر قهرمان" مي نامند.

1- به جدل كشيده مي شويد
پايان روز است، همه خسته شده اند و به زحمت بر روي پروژه اي كه تازه در ابتداي راه است كار مي كنند و هيچ كس هم اعصاب درستي ندارد. ناگهان يكي از همكارانتان به سمت شما مي آيد و به شما مي گويد" نامه اي كه براي من نوشته بودي بيش از اندازه مختصر بود و مراتب ادب و احترام در آن رعايت نشده بود" او به شما مي گويد كه قصد دست انداختن و برتري جويي نسبت به او را داشته ايد.

شما در جواب به او مي گوييد كه بهتر است كوتاه بيايد و اينقدر حساس نباشد. براي او تشريح مي كنيد كه وقت شما كوتاه بوده و براي رعايت ادب و احترام زمان كافي نداشته ايد.

او از كوره در مي رود و شما را متهم مي كند به دزدي كردن از پروژه و شما را مسئول تمام خرابي ها مي خواند و ... بحث بالا مي گيرد و چند تا از همكارهاي ديگر هم به شما مي پيوندند اما آنها نيز نمي توانند كاري را از پيش ببرند.

در اين حال چون منطق خود را از دست داده ايد تصويري از نا كامي ها در ذهن شما نقش مي بندد و فقط باعث مي شود كه استرس خود شما و اطرافيانتان افزايش يابد. به جاي بهره گيري از منطق و ادراك به خوي غير انساني خود اتكا نكنيد.

راه حل اين است كه حالت تدافعي به خود نگيريد و با اتكا به قوانين عقلي نقد وارده را رد كنيد. به جاي اينكه با پاسخ هاي از پيش تعيين شده جلو بياييد اندكي صبر كنيد حواس خود را جمع كرده و خونسردي خود را نيز حفظ كنيد.

در همين مورد ذكر شده با آرامش پاسخ دهيد "من تو را درك مي كنم اما اين پروژه سنگين است و تاريخ تحويل هم نزديك شده بنابراين لازم است كه كوتاه و مختصر عمل كنيم تا بتوانيم از عهده تمام امور بر آييم. اگر تو به خاطر نامه من آزرده شدي همين جا از تو عذر خواهي مي كنم"

با رعايت ادب و نزاكت در مقابل خصومت مي توانيد طرف مقابل خود را خلع سلاح نماييد زيرا او منتظر پاسخي از روي عصبانيت مي باشد. حتي اگر حق با شماست اثبات اين مطلب براي يك همكار خودسر كار بي فايده اي قلمداد مي شود.

به عبارت ديگر بهتر است گاهي زيركانه عمل كنيد تا صادقانه.


 2- پاسخ سوالي را نمي دانيد
اين موقعيتي است كه بسياري از سياستمداران و تاجران بزرگ با آن مواجهند: سوالي كه آنها را در هنگام سخنراني خلع سلاح مي كند. مي توانيد در چنين شرايطي به لكنت زبان بيفتيد، عرق كنيد و بترسيد تنها به اين خاطر كه جواب مناسبي نداريد. اما راههاي بهتري هم وجود دارند كه افراد عاقل آنها را انتخاب مي كنند.

به ياد داشته باشيد كه در هنگام سخنراني قدرت به دست شماست و مستمعين مي بايست مراتب ادب و نزاكت را رعايت كنند. اگر سوال خارج از حيطه بحث بود مي تواننيد اينطور عمل كنيد "به نكته جالبي اشاره شد، اگر به اندازه كافي وقت داشته باشيم من آنرا توضيح مي دهم اما اجازه دهيد كه در حال حاضر به موضوع اصلي بپردازيم."

همچنين مي توانيد به آن شخص بگوييد كه خوشحال مي شويد پس از اتمام سخنراني با او شخصا صحبت كنيد. اين كار به شما زمان لازم براي آماده كردن جواب را مي دهد و يا مي توانيد از آن فرد تشكر كنيد و پاسخ سوال را موكول كنيد به پايان تشريح مسائل مهمتر.

اما اگر سوال مرتبط با موضوع بحث بود پس بهتر است كه متواضع و فروتن باشيد و خيلي راحت اظهار كنيد كه پاسخ آنرا نمي دانيد. بالاخره شما هم يك انسان هستيد، اينطور نيست؟ اگر اين كار را با اعتماد به نفس كامل انجام دهيد مردم تصور نمي كنند كه شما از آمادگي لازم برخوردار نيستيد بلكه بر عكس به دنبال راهي براي حل مسائل پيچيده هستيد" سوال خوبي بود اما بايد اعتراف كنم كه در حال حاضر پاسخ آنرا نمي دانم، به شما قول مي دهم كه بررسي را همين حالا آغاز كنم و پاسخ مناسب را در اولين فرصت در اختيار شما قرار دهم"

3- خطايي از شما سرميزند
شما با همكاران و مقامات بالاي شركت مشغول تجزيه تحليل اشتباهي هستيد كه باعث متوقف كردن پروژه شده است و ناگهان يكي از همكاران شما را مورد خطاب قرار داده و اشتباه را به شما نسبت مي دهد چرا كه فايل ناقصي را تحويل داده ايد كه باعث برهم زدن جريان عادي كار شده است.

اگر اشتباه از جانب شما باشد بايد مسئوليت آنرا به عهده بگيريد البته نه به آن معنا كه سيلي از پوزش هاي سوزناك را بر روي ميز روان كنيد. به جاي آن بهتر است كه بگوييد "متشكرم كه آنرا براي من توضيح دادي، الآن متوجه شدم كه اشتباهم در كجا بوده و از اين به بعد تمام تلاش خود را مي كنم كه چنين اتفاقي نيفتد"

اگر آن اشتباه به طور صد در صد به شما مربوط نمي شد چنين بگوييد "بله من اشتباه كردم و عذر خواهي مي كنم، اما هر فردي كه فايل مورد نظر را دريافت مي كند بايد آنها را دوباره چك كند تا خطايي در آن وجود نداشته باشد" چنين موقعيتي زمان مناسبي است كه از سيستم موجود انتقاد كنيد و راه حلي براي اجتناب از خطاهاي مجدد پيشنهاد كنيد.

اما از سوي ديگر اگر اشتباه به هيچ وجه از جانب شما نبود اتهامات وارده را يك به يك و با اتكا به مدارك علمي رد كنيد. سعي كنيد با كسي كه از شما نقد مي كند مانند يك ابله رفتار نكنيد. به طور حتم زماني كه ثابت شد شما فرد مورد سرزنش نيستيد متهم اصلي خود به خود پيدا مي شود( و شايد همان منتقد شما باشد كه به دنبال راهي بوده تا قضيه را از سر خود باز كند)

4- يكي از همكاران غيبت شما را مي كند
متوجه مي شويد كه عده اي در مورد شما شايعه پراكني مي كنند. بدترين كاري كه مي توانيد انجام دهيد اين است كه خود را به بي خيالي بزنيد و انتظار داشته باشيد كه همه چيز خود به خود حل شود. با انجام چنين كاري به او اجازه مي دهيد كه به رفتار زشت و زننده خود ادامه دهد.

اما نبايد يكدفعه مغز خود را از دست بدهيد زيرا آنها منتظر همين هستند تا بتوانند بيشتر شما را اذيت كنند و به طور قطع شما هم كه نمي خواهيد آنها را به اهدافشان برسانيد! با او رودررو صحبت كنيد تا به واسطه ثبات و وقار شما متوجه اشتباه خود شود.

هنگاميكه تنهاست به او نزديك شده و با او صحبت كنيد "هي، من شنيدم كه تو در مورد من چنين چيزهايي را به ديگران گفته اي، اگر چيزي هست چرا به خودم نمي گويي؟"

پاسخ او هر چه كه باشد (ممكن است حالت تدافعي به خود بگيرد و يا با نامردي از حقيقت فرار كند) استراتژي شما يكي است. تنها چيزي كه او از شما انتظار ندارد رعايت ادب و نزاكت است. شما با اين كار او را خلع سلاح مي كنيد. سعي كنيد نقاط مشترك خود را با او پيدا كنيد و در مورد آنها صحبت كنيد مثلا بي علاقگي نسبت به كارفرما و يا يكي از مراجعين و يا اين آرزو كه هر دوي شما مي خواهيد كمپاني در صدر قرار گيرد و ...

بعد هم دايره توجه خود را بر روي گروه متمركز كنيد: "تو كه خودت بهتر مي داني كه همه ما با هم و در كنار هم در حال تلاش براي تكميل پروژه هستيم و چنين حرفهايي به سلامت رواني گروه لطمه مي زند. پس بهتر است كينه ورزي را كنار بگذاريم تا كارها به خوبي پيش روند." با انتقال مركز توجه از فرد به گروه ، شما خود را فردي عاري از خود خواهي و خود پرستي نشان مي دهيد و خيلي بهتر از او جلوه مي كنيد و اين كار باعث مي شود كه او دهان خود را ببندد.

اگر او متقاعد نشد با روي باز به او اعلام كنيد كه اگر به اين كار ادامه دهد مراتب را به مقامات بالاتر گزارش خواهيد كرد.

5- به تاريخ تحويل نزديك مي شويد
ثانيه ها سپري مي شوند و ارباب رجوع چشم انتظار محصول جديد شما كه هنوز در مراحل ابتدايي كار است مي باشد. در چنين مواقعي يك مسئله كوچك مي تواند در نظر افراد به منزله يك مشكل بزرگ جلوه كند و آنها را بيش از حد عصباني كند. با برنامه ريزي دقيق از بروز چنين مشكلاتي جلوگيري كنيد.

نگاه انداختن به ساعت، كاري را از پيش نمي برد پس بهتر است بر روي كار تمركز كنيد نه مهلت هاي نهايي. ليستي از اولويت ها تهيه كنيد و ابتدا بر روي مسائل ضروري تر كنيد. اگر لازم شد كارهاي بزرگ را به امور كوچكتر اما قابل اجرا تقسيم كنيد و هر يك را در زمان خاص خود انجام دهيد.

ابتدا بر روي اموري كار كنيد كه بايد مجددا توسط افراد ديگر بازبيني شوند. اگر امكان داشته باشد مي توانيد برخي از كارها را به عهده افراد ديگر بگذاريد. از حواس پرتي خود جلوگيري كنيد براي اين كار مي توانيد سيم تلفن را قطع كنيد و صفحه اينترنت را در صورتي كه به آن نياز نداري ببنديد.

در آخر هم تنفس خود را كنترل كنيد. بالا بودن انرژي استرس را كاهش داده ذهن شما را در شرايط مناسبي نگه مي داردو اجازه ندهيد كه نا اميدي بر شما غلبه كند تا تمركز حواس خود را از دست بدهيد و هميشه به ياد داشته باشيد كه در آخرين فرصت ها معجزه هاي شگفت آنگيزي رويخواهد داد.

ثابت قدم و پابرجا باقي بمانيد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در محيط كاري كه استرس و فشار روز به روز افزايش مي يابد كساني به موفقيت دست مي يابند كه بتوانند خونسردي خود را حفظ كنند و براي پست مديريت نيز از يك چنين افرادي دعوت به عمل مي آيد. پس بهتر است زمانيكه غريزه غير انساني شما در حال انفجار بود خونسرد و متين باقي بمانيد و از قوه ادراك خود كمك بگيريد تا از پس كليه امور برآييد.

http://www.mardoman.net/success/pressure/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۳

روشهاي برخورد با انسان هاي برتري طلب

در زندگي با آدم‌هاي زيادي برخورد مي‌كنيد كه كنار آمدن با آنها بسيار دشوار است و از سخت‌ترين اين آدم‌ها آنهايي هستند كه هميشه احساس رياست مي‌كنند. اين دسته از آدم‌ها طبيعتاً سلطه‌جو هستند و مي‌خواهند همه از آنها تبعيت كنند و حرف خودشان را به كرسي بنشانند. وقتي كسي با حرف آنها مخالفت كند، معمولاً حالت دفاعي مي‌گيرند و گستاخانه رفتار مي‌كنند. اين افراد نه‌تنها تنفر همه را جلب مي‌كنند بلكه مايه آزار اطرافيانشان هم خواهند بود. كنار آمدن با اينگونه افراد خيلي سخت به نظر مي‌رسد. اگر شما هم از اين دسته افراد در اطرافتان داريد و دوست داريد بدانيد چطور بايد با آنها رفتار كنيد، حتماً اين مقاله را مطالعه كنيد!
 
مهربان باشيد

اولين قدم براي مقابله با افراد رياست‌طلب اين است كه با آنها مهربان باشيد. شايد غيرعادي به نظر برسد اما مطمئن باشيد كه موثر است. اين افراد معمولاً انتظار دارند كه شما با عصبانيت واكنش دهيد و شما بايد خلاف توقع آنها رفتار كنيد. با محبت با اين افراد برخورد كنيد و بااينكار باعث خواهيد شد كه كمي به طرز رفتار خودشان فكر كنند.

او را مخاطب قرار دهيد

حرفهايي كه مي‌زند را ناديده نگيريد. درعوض ديدگاه‌ها او را تحسين كنيد اما بگوييد كه بااينحال ترجيح مي‌‌دهيد كارها را با رويكرد خودتان انجام دهيد. براي برخورد با رفتار دفاعي او، آرام اما قاطع عمل كنيد.
 
 نااميدي‌هايتان را رها كنيد

وقتي كسي رياست‌طلب باشد و سعي كند كه حرفايش را به شما تحميل كند، از طرز رفتار او ناراحت خواهيد شد و احساس نااميدي خواهيد كرد. اين مسئله موجب بروز احساسات منفي شده و اعتمادبه‌نفستان را از دست مي‌دهيد. سعي كنيد نااميدي‌هايتان را رها كنيد چون اين افكار مي‌تواند منبع استرس شما شوند.
 
قاطع باشيد

افراد رياست‌طلب مي‌خواهند با افكار و عقايدشان شما را تحت‌تاثير قرار دهند. براي آنها مشخص كنيد كه قصد تغيير رفتارتان را نداريد. اعتماد‌به‌نفس شما نقش مهمي در اين زمينه دارد. وقتي اين افراد ببينند كه شما از خودتان مطمئن هستيد و به افكارتان پايبنديد، بالاخره دست از تحميل عقايدشان برمي‌دارند.
 
مودبانه حرفتان را بزنيد

به‌آرامي و مودبانه به فرد رياست‌طلب بگوييد كه وقتي سعي مي‌كند رفتارهاي شما را كنترل كند چه احساسي پيدا مي‌كنيد. به او بفهمانيد كه اظهارنظرهاي گستاخانه او احساسات شما را جريحه‌دار مي‌كند. جلب توجه آنها به اين موضوع باعث مي‌شود كمي به رفتارها و حرفهايشان بيشتر فكر كنند.
 
به او احترام بگذاريد

همه دنبال احترام هستند، اينطور نيست؟ پس چرا بايد فرد رياست‌طلب از اين قاعده مستثني باشد؟ درست است كه رفتارشان موج منفي مي‌فرستد و حتي ممكن است رابطه شما را با آنها خراب كند اما دليلي هم ندارد كه با آنها با بي‌ادبي رفتار كنيد. به آنها احترام بگذاريد. رفتار مثبت شما شايد بتواند به رفتارهاي رياست‌مآبانه آنها پايان دهد.
 

http://www.mardoman.net/life/bossy/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

فتا بلاگ] [Weblog Themes By : themzha.com]
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان