مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3873
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 11
همه : 5164836


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۲

اصول برقراري ارتباط با افراد مشكل ‌دار


خويشاوندان همسر كه در كارها دخالت مي‌كنند (فاميل فضول‌)‌، رئيس ارباب منش‌، بچه‌اي كه دائما گريه مي‌كند‌ همسايه بد چشم، همكار غرغرو، نمونه‌اي از افراد نامتعارف هستند كه شما ترجيح مي‌دهيد همه آنها را به‌عنوان آدم‌هاي بي‌مصرف تلقي كنيد. اين ليست افراد بي‌خاصيت در زندگي زياد است.

خوشبختانه اصول و نكاتي وجود دارند كه كمك مي‌كنند تا با اين افراد ارتباط بر قرار كنيم‌.اگر شما چنين افرادي در زندگي خود داريد احتمالا فكر مي‌كنيد كه ارتباط با اين افراد غيرممكن است. اما در واقع اين افراد صخره غيرقابل نفوذ نيستند‌، انسان هستند‌. و انسان‌ها از قواعد روان‌شناسي و رفتارهايي پيروي مي‌كنند كه شما مي‌توانيد از آنها بهره ببريد‌.

اين مقاله اصولي را ارائه مي‌دهد كه روابط غيرممكن اين افراد را به نكاتي براي ارتباط مؤثر تبد‌يل مي‌كند. دنيا پر از افراد مشكل‌دار است كه البته اين افراد هم ممكن است كه فكر كنند شما هم افراد مشكل‌داري هستيد‌. نكاتي كه در ادامه آمده است به شما كمك مي‌كند تا در زندگي روزمره خود با اين افراد ارتباط برقرار كنيد.

● چه روش‌هايي در ارتباط با افراد مشكل‌دار مؤثر نيست‌؟
 ▪ راه حل دادن‌‌: عبارت معمولي كه نشان‌دهنده راه‌حل هستند‌، شامل: چه مي‌شود اگر تو...
اين كار را نكن...و اين كار را بكن...
و اينكه به افراد بگويي چه بايد بكني مؤثر نيست‌. خود اين راه‌حل‌ها ايجاد مشكل مي‌كند. هرچه بيشتر به افراد راه حل بدهيد، از شما و پيشنهادات شما بيشتر دور مي‌شوند.
▪ موعظه كردن‌: عبارت معمولي كه موعظه كردن را نشان مي‌دهد مانند: تو مي‌بايست...
براي تو خوب است كه...
اين عبارات را مي‌توان چنين تعريف كرد: كاربرد آنچه درست و غلط است‌، خوب وبد‌، سياه و سفيد‌، براي كمك و ترغيب ديگران.‌
البته احساس گناه و ديگر احساساتي كه در نتيجه عبارات موعظه‌كننده حاصل مي‌شود‌، افراد مشكل‌دار را تغيير نمي‌دهد (حتي يك نفر را )
 ▪ شكايات: كاشكي او آنقدر مزاحم نبود.
▪ انتقاد: از انتقاد پرهيز كنيد زيرا كه ترغيب برانگيزاننده‌اي نيست‌. انتقاد تعارض را تشديد مي‌كند‌. افرادي كه مورد انتقاد قرار مي‌گيرند احساس نقصان‌، بي‌ارزشي و بي‌اهميتي مي‌كنند.

● ۱۰ اصل در ارتباط با افراد مشكل‌دار
۱) جهان را همانطور كه خودتان مي‌خواهيد مي‌بينيد. اكثر مقالاتي كه نكاتي را براي ارتباط با افراد مشكل دار ارائه داده‌اند‌، متمركز بر افراد هستند‌، بنابر اين مشكل اصلي را ناديده گرفته‌اند. آنها خود، مشكل هستند. اما شما نقش مؤثري را در رفتار اين افراد بازي مي‌كنيد‌. مشكلات از ادراك شما ماهيت مي‌گيرند. سپس از عكس‌العمل شما‌. كارل يونگ معتقد است كه ما شخصيت‌هاي مورد تنفر خود را سركوب مي‌كنيم، كه اين امر با از خود راندن افراد ‌ نمايان مي‌شود‌.
 ادوارد ويتمونت يكي از روان‌شناسان و دستيار يونگ، مي‌نويسد: از چند نفر بخواهيد كه توضيحي در مورد نوع شخصيتي كه براي آنها غيرقابل تحمل‌، مورد نفرت و مطرود آنها بوده و نمي‌توانند با او ارتباط برقرار كنند، ارائه دهند. مطمئنا آنها توصيفي از خصوصيات شخصيتي سركوب شده خود را ارائه خواهند داد. يك توصيف از خود كه كاملا ناآگاهانه است و بنابراين همواره و همه جا به اين دليل كه اثر آن‌را از ديگران دريافت مي‌كنند‌، عذاب خواهند كشيد‌.
 اين خصوصيات براي آنها غيرقابل‌قبول هستند زيرا كه بخش سركوب شده وجود آنها را نشان مي‌دهد. در واقع تصوير خود شما افراد را سرسخت و مشكل‌دار مي‌كند‌. قويا شما را تشويق مي‌كنيم تا در حد امكان به آنچه در خود انكار مي‌كنيد‌، توجه كنيد زيرا كه مي‌تواند تصوير سركوب شده خو‌د شما باشد. سايه‌اي كه در ديگران مي‌بينيد‌، آن چيزي است كه در گذشته از آن غافل بوده‌ايد.
 ۲)فكر كامل بودن و درست بودن خود را كنار بگذاريد. هنگامي كه با كسي وارد گفت‌وگو مي‌شويد اين فكر را كه او را درست كنيد باعث مشكل‌دار شدن خود شما مي‌شود.
 ۳) قلب خود را پاك كنيد، ذهن خود را بگشاييد. اغلب، تجربيات گذشته ما در مورد افراد باعث مي‌شود كه در رفتار كنوني خود نيز با آنها برخورد داشته باشيم (حتي اگر آنها تغيير كرده باشند). ممكن است شخصي كه در ذهن شما فردي منفي تلقي مي‌شده‌، به مرور زمان به فردي مثبت تغيير كند‌. ببخشيد؛ قلب خود را به روي ديگران بگشاييد، آنگاه ذهن خود را در مورد چرايي مشكل ديگران پاك كنيد.از نتيجه‌گيري رفتار ديگران به‌عنوان فرد مشكل‌دار بپرهيزيد. شما حقيقت واقعي را نمي‌دانيد و حقيقت را با قضاوت‌ها و ترس از خود‌تحليلي‌‌، سد مي‌كنيد‌.
۴) از افراد مشكل‌دار در‌خواست‌هايي بكنيد‌. اين ترسناك است‌، اما درخواست كردن از افراد سرسخت و آزار‌دهنده به شما كمك مي‌كند و تعارضي كه در آنها وجود دارد در شما ايجاد تغيير مي‌كند‌. اگر موجودات زنده با چالش‌ها مواجه نشوند‌، رشد نمي‌يابند‌. اينگونه افراد موجب چالش شما شده و باعث رشد در شما مي‌شوند.
۵) فعال باشيد‌، نه منفعل‌. افراد منفعل از كليه شرايط موجود مي‌نالند‌. و رفتارهاي بد را مقابله به مثل مي‌كنند‌. و سعي در تغيير ديگران دارند. گوناگوني طبيعت آدمي باعث سر سختي و مشكل دار شدن آنها مي‌شود. افرادي كه فعال هستند بدون توجه به محدوديت شرايط آنچه را مي‌خواهند ايجاد مي‌كنند.
۶) مسئوليت احساسي را كه داريد‌، بپذيريد‌، قرباني نباشيد‌. افراد را به خاطر احساس بدي كه در شما ايجاد كرده‌اند سرزنش نكنيد‌. جلوي ورود و خروج افراد به حالات احساسي و عاطفي خود را بگيريد‌. دست از سرزنش كردن برداريد تا خود را از رفتار مشكل‌دار افراد رها كنيد‌. شما نبايد بار مشكلات و رفتارهاي افراد را به دوش بكشيد. هنگامي كه از فكر كردن در مورد افراد به‌عنوان افراد پست و بد ذات دست برمي‌داريد و ذهنيت قرباني بودن را رها مي‌كنيد، سريعتر روي راه حل فكر كرده و كمتر از لحاظ احساسي خشمگين مي‌شويد.
۷) مشكل مدار باشيد نه فرد‌مدار. افراد مشكل دار‌، يك مشكل سخت دارند و تلاش مي‌كنند تا از تنها راه ممكن‌، آن‌ را حل كنند‌. خود افراد مشكل نيستند‌. بر مشكل تمركز كنيد‌، نه بر فرد‌. يك نكته اساسي جدا كردن مشكل از فرد است‌. رفتار آنها‌، حتي رفتار شما‌، يا مسئله ديگر مشكل است.
۸)نياز‌هاي بر آورده نشده را پيدا كنيد‌. اين افراد نياز‌هاي برآورده نشده‌اي دارند وقتي فردي عصباني، ناراحت، افسرده، يا عصبي است، تلاش مي‌كند تا نيازي را بر آورده سازد‌، اگرچه اغلب به خوبي بر آورده نمي‌شود. به نياز نهفته اين افراد توجه كنيد در اين حالت شما انسان ديگري خواهيد يافت اين شما را قادر خواهد ساخت كه با دلسوزي با او ارتباط برقرار كنيد‌.
۹) مستقل باشيد وابستگي نوعي بيماري است‌. در اكثر افراد‌، استقلال‌، آزادي و قدرت وجود دارد. افرادي كه در موضع قدرت قرار دارند‌، خوشبختي و موفقيت خود را با استقلال آشكار و بيش از حد‌، از بين مي‌برند‌. چنين افرادي همه كارهاي خود را انجام مي‌دهند، وسواس زيادي به خرج مي‌دهند و برايشان دشوار است كه به كار فكر نكنند‌، و به راحتي از مخالفت ديگران با تصميم‌گيري‌هايشان‌ عصباني مي‌شوند.
۱۰) انعطاف پذير باشيد. اگر از نكات و اصول ذكر شده شكست خورديد اين به اين معنا نيست كه اين اصول مؤثر نيستند. بلكه به اين دليل است كه به خوبي به آنها عمل نكرده‌ايد‌. اين اصول و نكاتي كه براي شما ارائه شده شكست نمي‌خورند زيرا كه اصول ارتباط مؤثر هستند‌. اغلب افراد كه با افراد مشكل‌دار وارد گفت‌وگو مي‌شوند، احساسي حق به‌جانب دارند ( اصل‌۲ ) و يا اينكه سعي دارند فرد را تغيير دهند‌.
شروع مذاكره با اين نيت كه من مي‌توانم فرد را تغيير دهم شكست را تضمين مي‌كند. مي‌بايست خود را از پيامدها جدا بدانيد و منتظر نتايج خاصي نباشيد. اگر اين اصول و نكات باعث نتايج مطلوب شما نشد‌، بيشتر به مشكل فكر كنيد‌. با انجام اين كار شما قلب خود را پاك كرده و ذهن خود را مي‌گشاييد‌، ايجاد‌كننده وقايع بوده و مشكل‌مدار مي‌باشيد‌.

مشكلات سخت دير‌تر حل مي‌شوند. هر روز احتمالات مختلفي از وقايع وجود دارد‌. احساسات‌، تفكرات و نگرش‌ها طي زمان تغيير مي‌كنند. يك اقدام ناموفق در ارتباط با افراد مشكل‌دار ممكن است مشكل را حاد‌تر كند‌، اما پيروي از اين اصول و نكات در برقراري با اين افراد مشكل را راحت‌تر مي‌كند.


ترجمه - مينو يعقوبي
 towerofpower.com.au
روزنامه همشهري


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۱

برخورد با افراد غيرممكن

اكثر افراد با اختلالات شخصيتي معمولاً دچار مشكلي به نام "اختلال نفس" هستند چون معمولاً باور ندارند كه دچار مشكل هستند. آنها فكر مي كنند، "اين منم" يا ""من هميشه اينطور بوده ام" و حس صيانت نفسشان باعث مي شود كه دوست داشته باشنده همانطور باقي بمانند. در اين مقاله مي خواهيم راهكارهايي براي برخورد با اين افراد به شما معرفي كنيم.

مراحل

1.              بدانيد كه افراد غيرممكن وجود دارند و چه بخواهيد يا نخواهيد دير يا زود با يكي از آنها برخورد مي كنيد. كاري از دستتان برنمي آيد. اولين قدم اين است كه با واقعيت كنار بياييد. اگر فكر مي كنيد كه احتمالاً با يكي از اين افراد روبه رو بوده ايد، مطمئناً درست فكر كرده ايد. اگر شك داريد، مراحل زير را قدم به قدم طي كنيد.

2.              بدانيد كه خيلي افراد سازگار نيستند. گاهي اوقات كسي كه با همه كنار مي آيد ممكن است براي شما فردي غيرممكن باشد. اكثر روابط بين افراد سايه هاي مختلف خاكستري دارد اما برخي افراد مثل آب و روغن با همه قاطي مي شوند. احتمالاً از فرد غيرممكنتان شنيده ايد كه، "همه من را دوست دارند". اين تلاشي است براي انداختن تقصير بر گردن شما پس آن را جدي نگيريد. مهم نيست كه روابط اين فرد با ديگران چطور باشد، واقعيت اين است كه رابطه بين شما دو نفر افتضاح است. يادتان باشد كه مقصر جلوه دادن شما واقعيت را تغيير نمي دهد.

3.              بفهميد كه مقصر شما نيستيد، آنها هستند. شايد سخت باشد چون اين افراد معمولاً توانايي زيادي در مقصر جلوه دادن ديگران دارند. اگر با چنين فردي مواجه هستيد احتمالاً مداوماً به شما مي گويد كه فلان مسئله يا مشكل تقصير شماست. اما اينطور نيست. واقعيت اين است كه هرچه بيشتر شما را مقصر جلوه دهند، خودشان تقصيركار جلوه مي كنند. اما به خاطر داشته باشيد كه اين راه مقصر دانستن آنها نيست. مقصر دانستن كار آدم هاي غيرممكن است كه دچار اختلال شخصيتي هستند. شما بايد فقط اين واقعيت را بدانيد، به خاطر خودتان. به زبان ساده تر: اگر بتوانيد مسئوليت اشتباهات خود را بپذيريد و براي ارتقاء خودتان تصميم بگيريد، پس يك فرد غيرممكن به حساب نمي آييد، چون اين افراد به نظر خودشان هيچ كار اشتباهي انجام نمي دهند.

4.              آرامش خود را حفظ كنيد و با عصبانيت با آنها برخورد نكنيد. هر كاري كه مي كنيد، فقط گريه نكنيد. اينكار باعث مي شود كه رفتار زشت خود را بيشتر ادامه دهند. سعي كنيد ناديده شان بگيريد. مثلاً نگاهتان را جاي ديگري بيندازيد و بحث ديگري را شروع كنيد. موضوعي را پيدا كنيد كه در آن با آنها هم عقيده باشيد. تحت هيچ شرايطي در انتقادها و عيب جويي ها با آنها همراه نشويد. هيچ وقت با آنها يا هر كس ديگري بد حرف نزنيد چون بااينكار در حد آنها خواهيد شد. يك چيز مثبت به مسئله وارد كنيد. و تا مي توانيد آرامش خود را حفظ كنيد.

5.              بدانيد كه نمي توانيد مثل كسان ديگر با اين افراد برخورد كنيد. يك جورهايي بايد مثل بچه ها با آنها رفتار كنيد. قيد هر جور بحث منطقي را با آنها بزنيد چون هيچوقت ممكن نخواهد بود. تنها چيزي كه عايدتان مي شود اين خواهد بود كه يك عالم تقصير و گناه بر گردنتان مي افتد.

6.              اعتماد به نفستان را حفظ كنيد. اگر مداوماً با همچنين فردي رابطه داريد كه هميشه سعي دارد شما را منبع همه بدي ها نشان دهد، بايد براي حفظ يك تصوير مثبت از خود اقدام كنيد. به خودتان يادآور شويد كه نظر اين شخص لزوماً واقعيت نيست. اگر مي بينيد كه انتقادات آنها خيلي دور از واقعيت است، از آنها دوري كنيد. مطمئناً شما به اندازه اي كه اين فرد دوست دارد به شما بقبولاند بد نيستيد. سعي نكنيد با داد و بيداد از خودتان دفاع كنيد چون او را به ادامه حرفهاي خود تحريك تر مي كند.

7.              عصبانيتتان را سركوب كنيد. اينطور فكر كنيد كه عصباني شدن شما براي آن فرد مثل يك هديه بي نظير است. هر حرفي كه موقع عصبانيت بزنيد يا هر كاري كه انجام دهيد بارها و بارها عليه شما استفاده خواهد شد. اين افراد حافظه هاي فوق العاده اي دارند و مطمئناً از يادآوري مسائل گذشته بر عليه شما ابايي ندارند.

8.              از خودتان دفاع نكنيد. بايد بفهميد كه به هيچ وجه نمي توانيد به اين افراد ضربه بزنيد. به خاطر همين است كه اسم "غيرممكن" را روي آنها گذاشته اند. در ذهن آنها شما منبع همه اشتباهات هستيد و هيچ حرفي كه بر زبانتان بيايد خلاف آنرا به آنها نشان نخواهدداد. نظر شما براي آنها هيچ فرقي نمي كند چون در دادگاه ذهن آنها شما مقصر شناخته شده ايد.

9.              بدانيد كه بالاخره شما و شخص غيرممكن بايد از هم جدا شويد. اين شخص چه دوستتان باشد، چه رئيستان، چه خانواده يا همسرتان، بالاخره زماني مي رسد كه مي فهميد بايد از او جدا شويد. حفظ رابطه با چنين شخصي واقعاً غيرممكن است. اگر نتوانيد بلافاصله از او جسماً فاصله بگيريد، بايد اول از نظر روحي و فكري از او جدا شويد. وقتي در فكرتان از او جدا شديد، دير يا زود زماني مي رسد كه مي توانيد به آن واقعيت فيزيكي بدهيد.

10.          اجازه ندهيد شخص غيرممكن شما را مثل خود كند. اگر مراقب نباشيد، به خودتان مي آييد و مي بينيد كه رفتار شخص غيرممكن را پيدا كرده ايد حتي اگر خودتان علاقه اي به آن نداشته باشيد. اما بايد درك كنيد كه اين بخشي از شخصيت او است و هر كاري كه بكنيد نمي توانيد گذشته آن فرد را تغيير دهيد.

11.         مدير باشيد. تا زمانيكه رابطه تمام نشده باشد، وظيفه شما مديريت كردن شخص غيرممكن است تا تخريب كمتري متوجه تان شود. بهترين منابع براي شما بعنوان يك مدير، سكوت، به شوخي گرفتن فرد مقابل و قطع اميد از تغيير دادن اوست. افراد غيرممكن به حرفهاي منطقي شما گوش نمي دهند. نمي توانند. حتي اگر بتوانند هم نمي خواهند. نمي توانيد آنها را متقاعد كنيد كه بخشي از تقصير مشكلاتي كه بين شما وجود دارد بر گردن آنهاست. آنها با دلايل منطقي اشتباهات خود را نمي پذيرند. به نظرشان اصلاً  خطايي مرتكب نشده اند. پس بايد درك كنيد و اين طرز تفكر را بدون انداختن تقصير بر گردن آنها مديريت كنيد.

12.         بدانيد كه اشخاص غيرممكن طرح و نقشه دارند. خودتان را بايد آماده كنيد كه همه اشتباهات و شكست هاي شخص غيرممكن به گردن شما انداخته خواهد شد. يادتان باشد، در ذهن آنها تقصير همه چيز گردن شماست. آنها تا بي نهايت مي توانند براي ثابت كردن اين ادعاي خود برايتان حرف بزنند و اگر اشتباه كرده و به اينكار تشويقشان كنيد خيلي خوشحال مي شوند كه به شما ثابت كنند شما آن فرد غيرممكن هستيد.

13.         برعكس آنها باشيد: شخصي ممكن باشيد. بعنوان نمونه اي از صبر، توشع و مهرباني زندگي كنيد چون اينها دقيقاً متضاد آن چيزي هستند كه فرد غيرممكن است. همه ما تحت تاثير افراد پيرامونمان هستيم و مي دانيم كه هيچكدام از آنها كامل نيستند، حتي خود شما. بايد به ديگران احترام بگذاريد چون انسان هستيد. اگر به شما احترام گذاشته نشد، اين ديگر مشكل آنهاست نه شما. ديگران را درك كنيد و مطمئن باشيد كه ديگران هم دركتان مي كنند. اين تنها راهي است كه ممكن است اوضاع را كمي قابل تحمل تر كند. شايد كلاً تغيير نكنند اما باز از آنچه هستند بهتر مي شوند.

نكات

·         مهم: اگر اين شخص غيرممكن را دوست داريد و برايتان مهم است و رابطه طولاني مدتي با او داريد، از آنها بخواهيد كه ار متخصص كمك بگيرند.

·         خود را قرباني نكنيد. قبل ازاينكه براي برخورد با شخص غيرممكن تلاش كنيد بايد ياد بگيريد كه چطور احساسات خود را كنترل كنيد. اگر نمي توانيد به كل اين شخص را از زندگي خود دور كنيد—چون در محل كار شماست، يكي از اعضاي خانواده است يا هر دليل ديگر—خيلي مهم است كه علايق ديگري پيدا كنيد يا با متخصص مشورت كنيد.

·         همچنين دقت كنيد كه همه ما گاهاً برخي از اين اختلالات شخصيتي را نشان مي دهيم. همه چيز بستگي به اين دارد كه يك فرد "طبيعي" را چطور تعريف كنيد.

·         ليست زير 10 نمونه از مهمترين اختلالات شخصيتي است. عنوان كردن آنها به اين دليل نيست كه بتوانيد اختلالات ديگران را تشخيص دهيد بلكه براي اين است كه آگاه باشيد خصوصيات شخصيتي مختلف چطور با هم ادغام مي شوند. اما اگر كسي بعضي از اين خصوصيات را داشت لزوماً به اين معنا نيست كه         با آنها مخالفت نكنيد. راهي براي هم عقيده شدن با آنها پيدا كنيد حتي اگر مي دانيد كه اشتباه مي كنند. اگر مي گويند براي جلب نظر ديگران خيرات كرده ايد مي توانيد بگوييد كه ممكن است حق با آنها باشد. اينكار باعث مي شود كه جنگ و جدال ها كمتر شود. حتي مي توانيد وقتي خود را هم عقيده او نشان مي دهيد لبخند كوچكي هم بر لبانتان بنشانيد.

·         بدانيد كه سالمترين راه براي كنار آمدن با اشخاص غيرممكن دور كردن آن فرد از محيط اطرافتان است. با قرار دادن خود در معرض آن فرد خودتان را شكنجه نكنيد. ارزش شما خيلي بيشتر از اين حرفهاست. يادتان باشد كه به هيچ طريقي نمي توانيد او را درست كنيد.

·         وقتي كسي از شما سوءاستفاده مي كند، بقيه افراد سعي مي كنند با شما همدردي كنند. هيچ نيازي نيست كه طرف مقابلتان را نزد ديگران بد جلوه دهيد چون همه خودشان دير يا زود آنرا خواهند فهميد. اگر شخص غيرممكن باعث عصبانيتتان مي شود، بقيه هم به احتمال زياد اذيت مي شوند.

·         سعي كنيد به نقاط مثبت قضيه فكر كنيد. فكر به اينكه او هم يكي از بنده هاي خداست و خدا او را دوست دارد، حتي اگر خودتان او را دوس نداشته باشيد، آرامش بيشتري به شما مي دهد.

هشدارها

·         هيچوقت شخص غيرممكن را عصباني نكنيد. بااينكه خيلي زود از كوره در مي روند  و به نظر خودشان در نظر همه افراد منطقي هستند، واقعيت اين است كه اگر عصبانيشان كنيد طوري حرصشان را سر شما خالي مي كنند كه باورتان نشود. هيچوقت سعي نكنيد با آنها بحث منطقي كنيد و برايشان دليلي و برهان بياوريد. با آنها مثل بيمار يا بچه ها رفتار كنيد. براي چنين رفتاري به تمرين نياز داريد اما يك مهارت اجتماعي است كه ارزش يادگيري را دارد.

·         اگر به هر دليلي توانستيد با دليل و مدرك شخص غيرممكن را متقاعد كنيد كه تقصير گردن آنهاست، اين احتمال وجود دارد كه كاملاً از آنطرف بام بيفتند و فكر كنند كه اگر در اين مورد خاص حق با آنها نيست پس در 100% موارد و موقعيت هاي ديگر هم اشتباه گردن آنهاست. اين تكنيكي است كه براي جلب همدردي ديگران به كار مي گيرند.

·         هيچوقت حستان درمورد اين فرد را به ديگران نگوييد. اگر رفتار غيرممكن اين شخص غيرممكن را اعتراف كنيد، و فرد مقابلتان هم نظرات شما را به ديگران انتقال دهد، اين احتمال وجود دارد كه به گوش خود شخص غيرممكن هم برسد و اين كار را از آنچه كه هست هم خراب تر مي كند.

·         از طرف ديگر اگر نمي توانيد از اين شخص دوري كنيد شايد بد نباشد كه با كمك شخصي ديگر اين موقعيت را مديريت كنيد.

·         حريم شخصيتان را حفظ كنيد. شخص غيرممكن از هر اطلاعات شخصي شما بر عليه تان استفاده مي كند. آنها مي توانند فقط به خاطر اظهار نظري كه سر ميز شام كرديد، داستان هاي زيادي را درمورد شما براي ديگران نقل كنند. يادتان باشد كه مهارت خيلي خوبي در به حرف كشيدن شما دارند. آنها به خوبي خود را  فردي نرمال  و عادي نشان مي دهند و اين باعث مي شود با خودتان فكر كنيد كه چندان آدم بدي هم نيستند. اين اشتباه بسيار بزرگي است. چون همان موقع كه برايشان درد و دل كرديد درواقع گور خودتان را كنديد. او از كوچكترين و ريزترين اطلاعات ممكن بر عليه تان استفاده مي كند.

·         هيچوقت با اين واقعيت كه آنها منبع و منشاء مشكل هستند با شخص غيرممكن برخورد نكنيد. چون با بمباراني از انكار روبه رو خواهيد شد.

·         مراقب حركات و اشارات غيركلامي آنها باشيد چون ممكن است سوء تفاهماتي ايجاد كند.

·         در ايجاد هر نوع برخورد فيزيكي با اين افراد بسيار دقت كنيد. حتي زدن يك ضربه آرام روي پشتشان مي تواند آرامترين شخص غيرممكن را هم به خشم بياورد.

·         به هيچ وجه اين مقاله را براي ثابت كردن سرسختي آنها نشانشان ندهيد. هميشه يادتان باشد كه هيچ راهي براي متقاعد كردن آنها وجود ندارد. تلاش شما بي حاصل خواهد بود.

·         قبل از به كار بردن نكات و هشدارهايي كه در اين مقاله ذكر شد، مطمئن شويد كه خودتان يكي از آن اشخاص غيرممكن نيستيد. چون ممكن است به خودتا صدمه بزنيد.

·         بدانيد كي وقت خداحافظي است. اگر اين رابطه خسته تان كرده است يا فكر مي كنيد كه رفتارهاي او برايتان خطرناك شده است و ممكن است به شما صدمه بزند، رهايشان كنيد. هر چه سريعتر رابطه تان را با او قطع كنيد. شخص غيرممكن تلاش خواهد كرد كه باز با شما رابطه ايجاد كند اما نپذيريد.

http://www.mardoman.net/life/impossiblepers/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۲ - تمرين احترام به مخاطبان و عقايد آن ها ، قدرداني و سپاسگزاري از حضور و توجه مخاطبان ؛ و پاسخگويي به ابراز احساسات حضار و شنوندگان

۱۶

چگونه انتقاد را با قدرداني پذيرا باشيم

در روز ايميل‌ها و نظرات مثبت و دلگرم‌كننده زيادي براي ما مي‌آيد كه درواقع تنها چيزي است كه ما را تشويق به ادامه راه مي‌كند. اما دركنار اين نظرات مثبت، نظرات منفي هم گاه و بيگاه برايمان مي‌آيد: انتقاداتي درمورد موضوعات و محتواي مقالاتمان.
 
شما چطور با انتقادات ديگران برخورد مي‌كنيد؟ تصور ما بر اين است كه اولين واكنش  اكثر ما دفاع از خودمان يا بدتر از آن، حمله به فرد منتقد است.
 
و با اينحال، با اينكه انتقاد مي‌تواند ناراحت ‌كننده باشد و روحيه را ضعيف كند، اما مي‌توان از ديدگاهي مثبت هم به آن نگاه كرد: انتقاد نشانه صداقت طرف‌ مقابل است و مي‌تواند ما را به سمت عملكردي بهتر راهنمايي كند. انتقاد مي‌تواند فرصتي براي پيشرفت باشد.
 
اولين واكنشتان را متوقف كنيد

اگر اولين واكنشتان حمله به فرد منتقد يا حالت تدافعي گرفتن است، قبل از نشان دادن هر نوع واكنشي يك دقيقه صبر كنيد. يك نفس عميق بكشيد و كمي به آن موضوع فكر كنيد.
 
ما هم وقتي مورد انتقاد قرار مي‌گيريم اول كمي عصباني مي‌شويم اما به خودمان ياد داده‌ ايم همان لحظه برخورد نكنيم. مثلاً براي جواب دادن به ايميل‌ هاي انتقادي حداقل يك ساعت صبر مي‌كنيم.
 
اين مدت زمان سبب ميگردد قبل از واكنش اوليه، كمي به موضوع فكر كنيم. اين زمان باعث مي‌شود كمي منطق روي كار بيايد و احساسي تصميم نگيريم. نمي‌گوييم احساسات بد است اما وقتي احساسات منفي باشد، به‌جاي اينكه نفع برساند، آسيب مي‌رساند.
 
منفي را به مثبت تبديل كنيد

يكي از كليدهاي موفقيت در هر چيز اين است كه نكات مثبت هر چيزي كه بقيه آن را منفي مي‌بينند را ببينيد. بيماري باعث مي‌شود از  برنامه ورزشيتان جا بمانيد؟ اين مي‌تواند يك استراحت خوب باشد. از كارتان خسته شده‌ ايد؟ مي‌تواند وقتي باشد براي نگرش دوباره به زندگيتان و پيدا كردن يك كار بهتر.

با انتقاد هم بايد همينطور رفتار كنيد: بايد نكات مثبت آن را ببينيد. شايد به نظر بي ‌ادبانه و توهين ‌آميز بيايد اما در اكثر انتقادات، نكته مثبتي هم وجود دارد و آن يك فيدبك صادقانه و پيشنهادي براي پيشرفت است.
 
مثلاً يكي از انتقاداتي كه به وبسايت ما شده بود اين است، "شما درمورد موضوعات تكراري بارها و بارها مقاله مي‌دهيد و مقالاتتان خسته‌كننده است."
 
اين انتقاد را مي‌توانيد اينطور بخوانيد: "بايد تنوع موضوعاتمان را بيشتر كنيم و از دريچه جديدي به موضوعات نگاه كنيم."
 
اين فقط يك نمونه بود. اينكار را مي‌توانيد با هر انتقادي انجام دهيد. گاهي اوقات افراد چون روز بدي را داشته ‌اند شما را با انتقاداتشان بمباران مي‌كنند اما هميشه هم اينطور نيست. گاهي در انتقادات واقعيات مثبتي نهفته است.
 
انتقاد را فرصتي براي پيشرفت بدانيد. بدون پيشرفت در زندگي به ركود مي‌رسيم. پيشرفت ركن حياتي زندگي است.
 
از منتقدتان تشكر كنيد

حتي اگر فردي با بي ‌ادبي و توهين از شما انتقاد كرد، از او تشكر كنيد. ممكن است روز بدي را داشته است يا شايد هم كلاً آدم منفي باشد. اما با همه اين حرف‌ها، رفتار و قدرداني شما آنها را خلع سلاح مي‌كند.
 
مي‌دانيد؟ اين عادت تشكر از منتقد در ما باعث شده كه خيلي از منتقدينمان را به خوانندگاني پر و پا قرص تبديل كنيم. همه اين به‌ خاطر يك تشكر ساده براي انتقادشان بوده است. اين تشكر براي آنها غيرقابل انتظار بوده و معمولاً نظرشان را از منفي به مثبت تبديل كرده است.
 
و حتي اگر منتقد تشكر شما را به طريقي مثبت دريافت نكند، باز هم براي خودتان بهتر است. اين راهي است كه به خودتان خاطرنشان كنيد انتقاد چيز خوبي برايتان بوده و بااينكار مي‌توانيد تواضع و فروتني داشته باشيد.
 
از انتقادات درس بگيريد

بعد از اينكه با ديدي مثبت به انتقادات نگاه كرده و از منتقدتان تشكر كرديد، سر كار قبلتان برنگرديد. بايد براي پيشرفت تلاش كنيد.
 
اين مسئله براي بعضي‌ها خيلي سخت است چون معمولاً تصور مي‌كنند هميشه حق با آنهاست. اما هيچ ‌كس نيست كه هميشه حق با او باشد. درواقع ممكن است شما اشتباه كرده باشيد و حق با فرد منتقد باشد. پس بايد ببينيد كه آيا مي‌توانيد چيزي را در خودتان طوري تغيير دهيد كه به سمت مثبت برود.
 
بعد زمان ايجاد تغيير است.

ما وقتي ايميل‌هايي دريافت مي‌كنيم كه مثلاً فلان مقاله‌ مان به اندازه كافي خوب نيست تلاش مي‌كنيم كه براي موضوع بعدي تلافي كنيم و موضوع و مقاله بهتري ارائه دهيم.

شما بايد فرد بهتري باشيد

خيلي وقت‌ها انتقاد را يك حمله شخصي و توهين تصور مي‌كنيم. اما اينطور نيست. البته ممكن است گاهي اينطور باشد ولي نبايد آنرا اينطور قلمداد كنيم. انتقاد را بايد انتقاد بر رفتارمان تلقي كنيم نه انتقاد بر خودمان بعنوان يك شخص. اگر اينكار را بكنيد، ديگر احساسي به آن انتقاد نگاه نخواهيد كرد و نكات مثبت آن را خواهيد ديد.
 
اما كاري كه اكثر ما مي‌كنيم اين است كه انتقاد را يك حمله شخصي تصور كرده و با حمله به آن واكنش مي‌دهيم. "من اجازه نمي دهم كسي با من اينطور حرف بزند." مخصوصاً اگر اين انتقاد در جمع صورت گرفته باشد، مثلاً در نظرات مربوط به يك مقاله. بايد از خودتان دفاع كنيد و به فرد حمله ‌كننده حمله كنيد، درست است؟
 
نه كاملاً اشتباه است. با حمله به فرد مهاجم شما به سطح آن فرد نزول خواهيد كرد. حتي اگر آن فرد واقعاً بي ‌ادبي و توهين كرده باشد، شما نبايد همانطور به او پاسخ دهيد. شما هم نبايد همان گناهان را انجام دهيد.
 
شما بايد فرد بهتري باشيد.

اگر بتوانيد در برابر آن حمله آرامش خود را حفظ كنيد و با ادب و احترام به آن انتقاد واكنش دهيد، آنوقت مي‌توانيد فرد بهتري باشيد. و اين كار دو فايده دارد:
 1.ديگران تحسينتان خواهند كرد و فكر بهتري درمورد شما مي‌كنند. مخصوصاً اگر واكنشتان مثبت باشد و خيلي خوب با انتقاد برخورد كرده باشيد.
2.خودتان احساس بهتري نسبت به خودتان پيدا مي‌كنيد. با شركت در يك حمله شخصي خودمان را زشت جلوه خواهيم داد اما اگر بتوانيم خودمان را بالاتر از آن سطح نگه داريم، حس خوبي نسبت به آنچه هستيم پيدا مي‌كنيم. و اين بهترين و بالاترين فايده است.
 
چطور مي‌توانيد خودتان را بالاتر از آن حمله نگه داريد و فرد بهتري باشيد؟ با جدا كردن خود از آن انتقاد و نگاه كردن به رفتاري كه مورد انتقاد قرار گرفته است. با داشتن نگرش مثبت به آن انتقاد و سعي در پيشرفت. با تشكر و قدرداني از فرد منتقد و ارائه يك واكنش مثبت به انتقاد.
 

http://www.mardoman.net/success/acccrit/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۲ - تمرين احترام به مخاطبان و عقايد آن ها ، قدرداني و سپاسگزاري از حضور و توجه مخاطبان ؛ و پاسخگويي به ابراز احساسات حضار و شنوندگان

۱۵

چرا با هم با بي ‌احترامي رفتار مي‌كنيم؟

بعضي‌ها باور دارند كه دنيا هماني است كه بايد باشد و ما با تجربه مشكلات زندگي درس‌هاي باارزشي مي‌گيريم و يا اينكه اين دنيا برنامه‌اي خيلي خيلي بزرگ‌تر و پيچيده‌تر از آنچه كه كسي بتواند حدس بزند با خود دارد. شايد همه اين باورها درست باشند، شايد هم نه.

موقعيت هر چه كه باشد، زندگي در سياره ما هميشه آنطور برنامه‌ريزي شده به نظر نمي‌رسد. درست است، لحظاتي از زندگيمان با شادي، خنده و زيبايي همراه است. ما موجوداتي اجتماعي هستيم و بسياري از اين لحظات خوب بخاطر روابطمان با ديگران است.

خيلي وقت‌ها هم هست كه اينقدر خوب نيستيم و طوري با هم رفتار مي‌كنيم كه اجتماعي بودن ما را زير سوال مي‌برد. خيلي وقت‌ها بخاطر متفاوت بودن نژاد، رنگ پوستمان مورد حمله قرار مي‌گيريم، زنان و كودكان مورد تجاوز و آزار قرار مي‌گيرند، به خاطر ترس از اطرافيانمان از كمك به يك غريبه خودداري مي‌كنيم و بيشمار كساني هستند كه در سراسر جهان از گرسنگي و بي‌‌سرپناهي رنج مي‌برند.

باوجود اين بي‌احترامي‌ها براي همديگر و تعصباتي كه در همه ما ريشه دوانده، اگر به گذشته نگاه كنيم تعجب خواهيم كرد كه الان رفتار بسيار بهتري نسبت به گذشته كه وحشي‌تر بوديم،  با هم داريم.

تجربه انسان در طول تاريخ شديداً و عميقاً بيرحمانه بوده است. بعنوان مثال، اگر در ابتداي دوره رنسانس در اروپا زندگي مي‌كرديم و كسي قانون‌شكني مي‌كرد، ممكن بود به خاطر آن اندام‌تناسلي‌اش را قطع كنند يا روده‌هايش را از شكمش بيرون بكشند. در زماني كه شكسپير نمايشنامه‌هايش را مي‌نوشت، براي به خط نگه داشتن مردم جامعه، سرها قطع مي‌شدند. در زمان رومان‌ها، يكي از سرگرمي‌هاي اصلي تماشاي آدمهايي بود كه توسط شيرها خورده مي‌شدند. بنابراين، باوجود قساوت ناگفتني و وحشتناك در عصر كنوني ما، باز هم متمدن‌تر از گذشته شده‌ايم.

اما باوجود اينكه مي‌دانيم نسبت به گذشته با هم مهربان‌تر شده‌ايم، به نظر مي‌رسد كه براي غلبه بر بيزاري و ناسازگاري‌هايمان، نياز به تكامل بيشتر داريم تا بتوانيم هميشه با احترام و مهرباني با هم رفتار كنيم.

اما چه چيز دليل اين بي‌احترامي‌هاي هميشگي نسبت به يكديگر است؟ چه چيزي اينقدر انزوا، تنهايي و جدايي ايجاد مي‌كند، طوريكه آنهايي كه متفاوت از ما به نظر مي‌رسند را دشمن خود مي‌بينيم؟ چرا با اين همه بيزاري و بي‌احترامي با هم رفتار مي‌كنيم؟ آيا به اين دليل است كه ترس‌هاي درونيمان را بر يكديگر منعكس مي‌كنيم و به جاي اينكه بفهميم اين ترس و ناشكيبايي از درونمان ريشه مي‌گيرد، آن را مشكلاتي مي بينيم كه نياز به نابودي دارند؟

جون كابات-زين (Jon Kabat-Zinn) استاد مديتيشن مي‌گويد، "بايد ياد بگيريم كه چطور فرش خوش‌آمدگويي را براي نيمه تاريك خود پهن كنيم چون وقتي سركوبش مي‌كنيم، آن را به ديگران منعكس مي‌كنيم و دچار سندرم ما-و-آنها مي‌شويم: حق با ماست و با آنها نيست، پس بايد قبل از اينكه آنها ما را بكشند، ما آنها را بكشيم."

اين خيلي مهم است، زيرا تا زمانيكه براي از ميان برداشتن دشمنانمان و اطمينان از بقاي خود، همديگر را مي‌كشيم، به زماني منتقل مي‌شويم كه چنين جنگ‌هايي براي ادامه وجود نوع انسان مضر است و به زوال انسان كمك مي‌كند. براي اينكه بر اكثر مشكلات و مسائلي كه با آنها سروكار داريم، چه اجتماعي، چه محيطي يا جهاني، غلبه كنيم، بايد بر تعصبات خود پيروز شده و در كنار هم و با هم تلاش كنيم نه در مقابل همديگر.

گنگاجي (Gangaji)، مربي معنوي در كتاب خود مي‌نويسد: "به نظر من مي‌رسد كه ما در آستانه يك جهش تكاملي قرار داريم و آنچه كه آن را وضعيت انسان مي‌ناميم چيزي است كه ديگر غيرمرسوم است. در گذشته وقتي براي يك تكه غذا يا سرپناه با هم مي‌جنگيديم، مفيد به نظر مي‌رسيد. شايد اين منيت‌ها در ما ريشه دوانده باشد. اينكه مي‌گوييم اول قبيله من، اول ملت من. و با اين ترس كه ممكن است چيزي از ما گرفته شود، به ديگران حمله مي‌كنيم. اما مي‌توانيم دنيايي هماهنگ و توام با همكاري داشته باشيم طوري به هم نگاه كنيم كه براي بقا به يكديگر نياز داريم. قبل‌ها براي تضمين بقاي خود بايد بر يكديگر غلبه مي كرديم، اما امروز بايد طريقه‌اي كاملاً جديد از ارتباط را كشف كنيم و براي كشف آن به همديگر نياز داريم."

http://www.mardoman.net/life/disrespectothers/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۲ - تمرين احترام به مخاطبان و عقايد آن ها ، قدرداني و سپاسگزاري از حضور و توجه مخاطبان ؛ و پاسخگويي به ابراز احساسات حضار و شنوندگان

۱۴

احترام به عقايد ديگران

همه ي مردم همواره در عقايد، ديدگاهها و نظرات خود با ديگران متفاوت هستند و هيچ كس مثل ديگري نيست. امّا اين دليل نمي شود قادر به تعامل و ارتباط با ديگران نباشيم. در اينجا به شرح نكاتي مي پردازيم تا با رعايت آنها بتوانيم براحتي به عقايد ديگران احترام بگذاريم و خود را با آنها وقف دهيم.

نكات لازم:
•روشن بيني
•درك
•احترام

گام اوّل:

هرچه قدر هم كه به صحّت گفته خود اطمينان داريد، قبل از اينكه حرفي بزنيد، خوب فكر كنيد. اگر احساس مي كنيد هيچ نقطه مشتركي از نظر فكري با نفر مقابل خود نداريد، بازهم در نهايت ادب و متانت تعامل كنيد.

گام دوّم:

سعي كنيد با وي همفكري كنيد يا حدّاقل به نوعي وانمود كنيد كه او را درك مي كنيد. خود را جاي ديگري بگذاريد. با خود بگوييد: "اگر من افكار او را داشتم، زندگي و دنياي من چه فرقي داشت و چطور بود؟"، با اداي اين جمله در ذهن خود، مي توانيد افكار، احساسات و اعمال وي را بهتر درك كنيد.

گام سوّم:

از انتقاد و سرزنش در مورد باورهاي قلبي و عقايد ديگران خودداري كنيد. اين كار نه تنها باعث از دست دادن دوستان شما مي شود بلكه منجر به خصومت نيز خواهد شد. اگر به باورهاي مذهبي كه سالها در درون وي ريشه گرفته است، توهين كنيد و آنها را بي معني بدانيد، ديگر انتظار هيچ رابطه دوطرفه يا تفاهم را نداشته باشيد. مهّم نيست چقدر آن عقايد را باور داريد، تنها با درك حدّاقل ظاهري مي توانيد بجاي ايجاد ديوار و فاصله، پلي ارتباطي بسازيد.

گام چهارم:

عقايد خود را به ديگران تحميل نكنيد، اگر در مورد باورهاي خود، قصد متقاعد كردن فردي را داريد، مي توانيد با روشي مسالمت آميز شروع كنيد. انتظار پيروي وي از خودتان را نداشته باشيد، او هم به عنوان يك انسان متفاوت از شما، حق انتخاب دارد. شايد به مرور زمان، با شما هم عقيده شود.

گام پنجم :

هر انساني، تحت يك فرهنگ خاصّ و ويژگيهاي ذاتي متفاوت، رشد كرده است. بنابراين منطقي نيست كه در همان ابتدا، براحتي ديگر فرهنگ ها، عقايد مذهبي،  باورها، ارزشها، سنت ها، قوانين، منش زندگي و...را قبول كند يا حدّاقل واكنشي نشان ندهد و نمي تواند اين تفاوتها را در ذهن خود درك كند، در مقابل او نيز، نياز به اين دارد كه ديگران نيز عقايد و باورهاي وي را لااقل بشنوند و بدانند. در سايه ي احترام، هر دو طرف مي توانند هوّيت هاي خود را نمايان كنند.

گام ششم:
بدون اظهار مخالفت و جبهه گيري، نظرات ديگران را گوش دهيد، اين خود بهترين روش براي اداي احترام است، البته كه مجبور به پذيرش باورها و نظرات ديگران نيستيد، امّا به ياد داشته باشيد، در اين حال شايد واقعاً نكته يا روشي جديد براي رسيدن به درجه اي بالاتر در زندگي، كسب كنيد.

http://www.mardoman.net/life/respectcomments/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۲ - تمرين احترام به مخاطبان ، قدرداني و سپاسگزاري از حضور و توجه مخاطبان ؛ و پاسخگويي به ابراز احساسات حضار و شنوندگان

۱۳

7 راه عملي براي احترام گذاشتن به ديگران

هميشه از گوشه و كنار شنيده ايم كه احترام گذاشتن به ديگران واجب است اما اين واقعاً چه معنا و مفهومي دارد؟
 
چطور مي توان به ديگران احترام گذاشت؟ شايد سوال ساده اي به نظر برسد اما مطمئناً در عمل چنين نيست.
 
به همين دليل تصميم گرفته ايم چند نمونه از كارهاي عملي كه مي توانيد براي احترام گذاشتن به ديگران، چه مديرعامل شركت باشيد يا مادر خانواده، انجام دهيد، اشاره كنيم.
 
1. وقتي كسي با شما حرف مي زند، به صورتش نگاه كنيد.

آيا تا به حال شده كه براي جلسه اي به يك دفتر دعوت شويد و بعد ببينيد كه طرف مقابل بيشتر از اينكه به حرفهاي شما گوش دهد به صفحه گوشي موبايل يا لپ تاپ خود نگاه مي كند؟ اين احترام گذاشتن نيست.
 
پس دفعه بعدي كه در گفتگويي شركت داشتيد—حتي اگر مكالمه اي كوتاه باشد—وقتي با شما حرف مي زنند، به چشمهاي فرد مقابل نگاه كنيد حتي اگر به قيمت بستن در لپ تاپ يا كنار گذاشتن گوشي همراهتان باشد.

2. گوش كنيد. واقعاً گوش كنيد.

و همينطور كه به چشمهاي فرد مقابل نگاه مي كنيد، به حرفهايش گوش دهيد. واقعاً و با تمام وجود گوش كنيد. گاهي اوقات براي اينكه نشان دهيد كه حرفهاي او برايتان مهم است و خوب گوش مي كنيد لازم است كه شما هم اظهار نظر كنيد و جواب بدهيد.
 
3. هميشه موافق نباشيد.

بعضي ها فكر مي كنند كه براي محترمانه رفتار كردن نبايد هيچوقت با كسي مخالفت كنيد. اين مسخره است. رئيس قبلي من در شركت نوكيا هميشه به تيم مديريتي اش ميگفت كه اگر هر 8 نفر ما با هم موافق باشيم، 7 نفر بقيه اضافي هستند. و اين واقعاً درست است.
 
4. براي اعلام وجود نيازي به مخالفت كردن نيست.

البته نبايد هم هميشه دنبال يك چيزي براي مخالفت بگرديد تا وجود خودتان را توجيه كنيد. اگر با چيزي هم عقيده هستيد و نمي توانيد چيزي به آن اضافه كنيد، كافي است بگوييد كه، "اين عالي به نظر مي رسد. شايد من هم بتوانم در آن كمكي بكنم."
 
5. براي حل مشكل به محل انجام كار برويد.

براي اينكه با چشم خودتان ببينيد به جايي برويد كه كار آنجا انجام مي شود. اينكار فوايد زيادي دارد. يكي از آنها اين است كه بااينكار مي توانيد واقعاً در آن موقعيت درگير شويد و درواقع قادر خواهيد بود براي حل مشكل كاري انجام دهيد.
 
6. فشار را بيشتر كنيد.

يكي از تناقضات موجود در شركت هاي موفق اين است كه فشار خيلي زيادي روي سازمان وارد مي كنند. اينكار معمولاً با ايجاد اهداف بسيار دشوار انجام مي شود. گاهي هم با گفتن اينكه چطور شركت رو به ركود است و همه بايد براي كمك به آن صد برابر كار كنند انجام مي شود.
 
بنابراين، با اينكه لازم است توازن و تعادلي وجود داشته باشد، من فكر ميكنم كه اعمال يك ميزان فشار عادلانه روي سازمان كافي باشد.
 
7. جنگل را ببينيد.

و آخر اينكه، شما بعنوان يك مدير مهمترين كار محترمانه اي كه مي توانيد انجام دهيد اين است كه به خاطر درخت ها چشم از جنگل برنداريد. چون اينكار مطمئناً عواقب خوشي نخواهد داشت و اين يعني مكالماتي كه داريد—با نگاه كردن به چشم كارمندان—چندان مفرح نخواهد بود.
 

http://www.mardoman.net/success/respectwork/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۲ - تمرين احترام به مخاطبان ، قدرداني و سپاسگزاري از حضور و توجه مخاطبان ؛ و پاسخگويي به ابراز احساسات حضار و شنوندگان

۱۲

آيا بي احترامي عصبانيتان مي كند؟

مورد بي احترامي و بي اعتنايي قرار گرفتن يكي از مسائلي است كه معمولاً موجب ناراحت و عصباني شدن افراد مي شود. چه كسي تحمل بي حرمتي را دارد؟ مطمئناً هيچ كس. برخورد مشكلات زيادي به همراه مي آورد مثل پايين آوردن اعتماد به نفس و عصباني كردنتان. اما زود قضاوت كردن درمورد چنين رفتارهايي مشكلات بيشتري برايتان خواهد داشت.

سوال من اين است: مورد بي احترامي قرار گرفتن يعني چه؟ افراد مختلف پاسخ هاي متفاوتي براي اين سوال دارند. اين حسي كاملاً شخصي است و با جرات مي توانم بگويم كه اين فكر خود افراد است كه باعث مي شود فكر كنند مورد بي احترامي قرار گرفته اند. خيلي وقت ها طرف مقابل اصلاً قصد بي حرمتي نداشته است. به همين خاطر پيشنهاد مي كنيم كه قبل از نتيجه گيري درمورد رفتار ديگران، يك قدم عقب برداريد و با خودتان فكر كنيد چرا چنين حسي داريد.

معمولاً وقتي حس مي كنيد مورد بي احترامي قرار گرفته ايد كه مثلاً بچه تان آنطور كه به او گفته ايد رفتار نمي كند. اما آيا آن بچه مي گويد، "من ميخوام با انجام ندادن اين كار به پدر و مادرم بي احترامي كنم؟" واقعاً شك دارم. مشكل اينجا اين است كه اين والدين هستند كه آن رفتار را بي احترامي مي بينند در حاليكه انجام ندادن آن كار توسط آن بچه مي تواند دلايل ديگري داشته باشد.

خيلي هاي ديگر ممكن است وقتي تصادف مي كنند دچار چنين حسي شوند. ممكن است با خودشان بگويند، "واقعاً نمي توانم تصور كنم كه اين آدم چقدر مي تواند احمق باشد!". اين نوع فكر كردن است كه هر روز تصادفات بيشماري را در خيابان ها ايجاد مي كند. اما اگر يك قدم به عقب برداريد و درمورد آن موقعيت فكر كنيد متوجه مي شويد كه خوردن آن ماشين به ماشين شما دلايل زيادي مي تواند داشته باشد، و در موارد خيلي خيلي كمي از اين تصادفات عمدي است.

توضيحات زيادي براي چنين رفتارهايي مي توان يافت. توصيه ما اين است كه به اعمال و رفتارهايي كه در پس اين رفتارها انجام شده است، فكر كنيد. خيلي از آدم ها به اين دليل غيرمحترمانه رفتار مي كنند كه مي ترسند، سعي دارند با خشن جلوه دادن خود بي اعتمادي هايشان را پنهان كنند، خيلي ها رفتار خود را نمي بينند يا در كل فقط عصباني هستند. وقتي كسي آنطور كه شما مي خواهيد رفتار نمي كند و حس مي كنيد كه مورد بي احترامي و بي اعتنايي قرار گرفته ايد، بلافاصله به خودتان يادآور شويد كه داريد زود نتيجه گيري مي كنيد. به دلايل ديگري كه آن رفتار مي تواند داشته باشد فكر كنيد. كمتر كساني هستند كه عمداً به ديگران بي احترامي و بي اعتنايي كنند.

براي پايين آوردن عصبانيتتان در چنين زمان هايي، سوال هاي زير را از خودتان بپرسيد:

* آيا اين مسئله كه امروز باعث عصبانيتتان شده است، يكسال ديگر هم همچنان برايتان مهم خواهد بود؟ يك هفته ديگر چطور؟

* كدام حق و حقوق من مورد بي حرمتي قرار گرفته است؟

* يك فرد متوسط چطور به چنين موقعيتي واكنش مي دهد؟

* آيا عصباني شدن درمورد اين موضوع چيزي را عوض مي كند؟

* به جز عصبانيت، چه احساسات ديگري هم دارم؟

* كدام باور و اعتقاد من باعث اين عصبانيت شده است؟ آيا اين عقيده منطقي است؟

* واقعاً چه چيز باعث شده كه اين فرد اينطور رفتار كرده و من را عصباني كند؟

http://www.mardoman.net/life/disrespetful/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۲ - تمرين احترام به مخاطبان ، قدرداني و سپاسگزاري از حضور و توجه مخاطبان ؛ و پاسخگويي به ابراز احساسات حضار و شنوندگان

۱۱

چطور احترام ديگران را نگه داريم

احترام يكي از مهمترين ويژگي‌ها و خصوصيات اخلاقي است اما با اينحال تعريف آن دشوار است. مي‌توان آن را خيلي ساده اينطور تعريف كرد: درك اين واقعيت كه فردي داراي ارزش است. مهم نيست كه آن فرد ثروتمند باشد يا فقير، توانا باشد يا ناتوان، همه قابل احترام هستند.

ازاينرو خيلي مهم است كه بدانيم چطور احترام ديگران را نگه داريم و چطور با رفتارهاي غير محترمانه برخورد كنيم.

احترام --- لازم نيست براي اينكه به كسي احترام بگذاريم، او را دوست داشته باشيم. درمورد ديگران هم همينطور است؛ آنها به شما احترام مي‌گذارند اما ممكن است دوستتان نداشته باشند.

شناسايي محدوديت‌ها --- همچنين بايد بدانيد كه ديگران چطور مي‌توانند با شما كنار بيايند. اما اول بايد از خودتان مطمئن شويد چون اگر از محدوديت‌هاي خود آگاه نباشيد، نمي‌توانيد درمورد آن به ديگران بگوييد. بايد به وضوح بدانيد كه رفتارهاي بي ‌ادبانه و سوء استفاده‌ گرايانه را تحمل نمي‌كنيد، اما بي ‌احترامي بدون داشتن هيچگونه دليل مشخص اصلاً علامت خوبي نيست. حتي اگر كسي با شما رفتار بي ‌ادبانه ‌اي كرد مي‌توانيد بدون اينكه به او بي ‌احترامي كنيد، موضوع را حل كنيد.

پشتيباني --- اگر تصور كرديد كه نمي‌توانيد رفتارهاي غير محترمانه و بي‌ادبانه خودتان را كنترل كنيد، مي‌توانيد روي حمايت خانواده و دوستانتان هم حساب كنيد. حتي مي‌توانيد به آنها اجازه دهيد در اين زمينه به شما امر و نهي كنند. حمايت دوستان و خانواده براي حل اين مشكل بسيار مفيد خواهد بود.

كنترل خود --- سر هر چيز عصباني نشويد و از كوره در نرويد. درعوض، محدوده ‌هايتان را تعيين كنيد و از رفت‌و‌آمد با كسانيكه به محدوده شما احترام نمي‌گذارند خودداري كنيد.

عهدها --- يادتان باشد، قول و وعده بايد انجام شود. هيچوقت تعهداتتان و قول‌هايي كه داده‌ايد را زير پا نگذاريد. اگر ياد بگيريد هميشه به عهدتان وفا كنيد، اتوماتيك‌وار ياد مي‌گيريد كه با محبت و احترام رفتار كنيد.

مشاجره --- سعي كنيد با هيچكس مشاجره نكنيد. درعوض، سعي كنيد مشكلاتتان با اهل خانواده يا دوستان را حل كنيد. وقتي عصباني مي‌شويد، قبل از اينكه عملي انجام دهيد، تا 10 بشماريد و مي بينيد كه آرام‌تر خواهيد شد.

حفظ ادب --- براي اينكه ديگران به شما احترام بگذارند بايد به آنها احترام بگذاريد. با همه مودبانه رفتار كنيد. هميشه مراقب رفتارهايتان باشيد، مخصوصاً اگر قصد داريد كه رفتارهاي غيرمحترمانه‌تان را ترك كنيد.

جواب پس دادن --- جواب پس دادن به حرف ديگران مخصوصاً افراد سالخورده بدترين شكل بي‌احترامي است. هيچوقت به كسي جواب پس ندهيد، چشمانتان را گرد نكنيد و حسابي مراقب زبان بدنتان باشيد. اگر اين احساسات را كنترل كنيد، خيلي زود بهتر خواهيد شد.

گفتگو --- گفتگو رمز بسياري از مشكلات بزرگ دنياست. وقتي چيزي يا كسي اذيتتان مي‌كند، درموردش حرف بزنيد. اين باعث مي‌شود بتوانيد مشكلات را حل كنيد. هيچ‌وقت حرف‌هايتان را در دلتان نگه نداريد چون ممكن است يكدفعه منفجر شوند. همچنين اگر كسي براي حرف زدن در دسترستان نبود، مي‌توانيد حرف‌ها و احساساتتان را در يك دفترچه يادداشت كنيد.

http://www.mardoman.net/life/respectotherstips/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۲ - تمرين احترام به مخاطبان ، قدرداني و سپاسگزاري از حضور و توجه مخاطبان ؛ و پاسخگويي به ابراز احساسات حضار و شنوندگان

۱۰

7 روش براي كسب احترام

احترام.

همه آن را مي خواهند، معدودي بدستش مي آورند.

چـرا؟ به شما خواهيم گفت چرا. احتـرام اكتـسابي است؛
هرگز به كسي اهدا نميشــود. امروزه با هجوم مردم بـراي
انجام دادن سراسيمه وار كارها، انـدك افـرادي داراي اراده،
بـردبـاري يا پشتكار مورد نياز براي مورد احترام واقع شـدن
حقيقي مي باشنـد. همانند نوشيدن يك قهوه اسپرسوي
خوب، ايـجـاد احـتـرام نـيازمند زمان و درنظر گرفتن جزئيات
ظريف است تا بتوان به بهترين نتيجه دست يافت.

احترام همچنين رابطه مستقيم با شـهرت و اعتـبـار شـما
دارد. از خود جلوه اي متشخص بسازيد، احترام بـه عنـوان
نتيجه ظاهر خواهد شد.

روشهايي براي سرعت بخشيدن به اين فرايند وجود دارد -- حـداقـل براي كوتاه مدت - از طريق برخي راههاي ميان بر. براي مثال خود را در موقعيتي قرار دهيد كـه بـتوانيد قدرت خود را بكار ببريد ( قدرت حقيقي، نه در راس قدرت دربان باشگاه )، آنگاه مقـدار معيني از احـتـرام به شما اعطا خواهد شد، نه بدليل اينكه استحقاقش را داشته ايد، بـلـكه بـه اين خاطر كه موقيت جديد شما اينطور ايجاب مي كند.

بروي كسي آب دهان نيندازيد

من با يك مامور عاليرتبـه پليس آن قـدر دوستي عميـقي داشتـم كـه مي توانستم روي صورتـش آب دهـان بـيـنـدازم و از او بـخـواهم بدليل اينكه سد راه آب دهانم شده، از من عـذر خواهي كند، اما بخاطر "مقام" او از انجام چنين كار گستاخانه اي خـودداري كـردم. مـن بـراي مـقـام ريـاست احتـرام قــائل هستم، بنابراين بدليل "مقام" او، به رئيس خود احترام ميگذارم نه بخاطر آنچه كه او انجام داده و مستحق احترام من شده است.

بـنابراين بياييد واقيت گرا باشيم؛ اكثريت ما استطاعت تهيه بنز را نداريم، و درصد بسيار كمتري مي تـوانيم موقيعتي قدرتمند را براي خود خـريداري نماييم. با اين شرايط چگونه ميتوانيم مقداري احترام را بسرعت كسب نماييم؟

در اين قسمت هفت نكته وجود دارد كه احتــرام شـما را تضمين نمي كند اما شما را در جهتي صحيح هدايت خواهد كرد. آنچكه بايد بخاطر داشته بـاشيد آن است كه اين نكات نبايد فقط يكبار انجام شده و سپس فراموش گردند، بلكه بايد به عنوان بخشي از سبك زندگي و تصوير جديدي كه در نظر داريد دربيايند.

1- لباس مناسب بپوشيد
صرفه نظر از اينكه در گذشته چه كار كرده ايد، چقدر پول در حـساب بانكي خود داريد، تا چه اندازه مشهور هستيد يا چقدر چاق شده ايـد، يـك شـخص با لباسي شايسته بهتر از يك كهنه پوش مورد توجه قرار ميگيرد.

درمورد هر نوع لباسي صحبت نميكنيم، منظور يك لباس اندازه است كه توسط خياطي ماهـر و چيـره دسـت دوختـه شده است. اكنون زمان ارزان بودن نيست. يك دست كت و شلوار 50 هزار توماني بخريد، آنگاه 50 هزار تومان بنظر خواهيد رسيـد. كــت و شلواري 300 هـزار تـوماني بـخريــد، 300 ميـليون بنظر خواهيــد رسيد. در مــورد كـفـش هـا هـم خسيس نبوده و يك جفت از بهترين آنرا براي خود تـهيـه كنـيـد. هر چـيـز ساخـت ايـتـاليا اتوماتيك وار بهتر از بقيه مي باشد -- پايان داستان.


3- ساكت بمانيد
ميدانم كه همه شما تصور ميـكنيد كـه نـابغه ايد، اما واقيت آن است كه نيستيد. در غير اينصورت نيز به هيچ نصيحتي نداشتـيد و جهان بازيچه اي در كف دستان شما مي بود. بنابراين، چون هنوز چيزهاي زيادي براي آمـوختــن وجـود دارد، بـهتـر اسـت كـه دهـان را بسته نگاه داشته و گوش كرد.

خردمند و مرموز بوده و فقط چــيــزي را كــه لازم اســت بــگوييد. در واقع هيچ چيزي را تا زماني كه مجبور نشده ايد، بيان نكنيد. اشتباهات معمولا توسـط افرادي صورت ميگيرند كه بدون دليلي مناسب زبان به صحبت مي گشايند. هرقدر يك فــرد اطـلاعات كمتري از شما داشته باشد، احتمال ماندن وي در فاصله اي محترامانه بيشتر خواهد شد.

وقتي من كسـي را بـراي اوليـن بـار ملاقات مي كنم، مؤدبانه با او سلام و احوال پرسي نموده و تا دو دقيقه بعد از آن چيزي نمي گويم. در ايـن فـاصــلـه آن فـرد ســاده لوح همه اسرار خود را برايم تعريف كرده است؛ كجا زندگي مي كند، روابطش با همسرش چگونه است، شماره كارت اعتباريش چيست و چه تـعداد قرص بـراي رفـع مـشكلات جنسيش مصرف ميكند. اگر شما هم در مكالمات خود اينچنين باشيد، آيا كسي حاظر خواهد بود بعد از آن دو دقيقه باز هم برايتان احترام قائل باشد؟

3- دروغ نگوييد
اگر مجبور به سخن گفتن شديد، به آنچه كه واقعا مي دانيد اكتفا كنيد. دروغ گفتن براي تحت تاثير قراردان و يا جلب احترام ديگران نتيجه معكوس در بر خواهد داشت.

هيچ راهي سريعتر از دروغگويي براي از دست دادن احترام وجود ندارد، بخصوص زماني كه آن دروغگويي با حماقت همراه باشد. اگر چيزي را نميدانيد، بسادگي بگوييد، " مــن در اين مورد نظري نميتوانم بدهم." يك انسان حقيقي كاستي ها و ضـعف هاي خـود را مي پذيرد. اگر طرف ديگر مودب باشد، از شما آنچه كه در تـوانـاييتان است را درخواست نموده، و شما فرصتي پيــدا خواهيــد كــرد كــه در مـورد چيزي صحبت نماييد كه همانند انيشتين جلوه تان دهد.

4- هرگز لبخند نزنيد ( آن را براي همسرتان نگهداريد )
هر وقت مرد رندي را ميبينم كه هـمـگي دندانهايش را نشان ميدهد، هميشه تصوير يك تمساح به ذهنم خطور ميكند. يك انسان مـحترم، يك انسان هوشيار نيز هست. لبخند زدن ميـتـواند جلوه شما را مخدوش نمـايـد و ممكن است ديگران تصور كنند كه شما يك فروشنده اتومبيل دست دوم هستيد.

از لبخند زدن دوري كنيد تا انساني جدي بنظر آييد كه براحتـي تـحت تـاثير قرار نميگيرد. از هر 10 مورد، 9 مورد طرف مقابل حتي سخت تر تلاش خوهد كرد تا مـوافـقـت شما را بدست آورد. در اين شرايط چه كسي به چه كسي احترام مي گذارد؟

در عوض لبخند مليحانه و نشان دادن دنـدانـهاي همـچون صـدف خـود را هـنگـامي كه با همسران هستيد، از او دريغ ننماييد.

5- اطمينان و تواضع
افراد با اطمينان تواناي جـذب بسيـار بـيـشتري نـسبت بـه بقيه افراد دارند. اين اطمينان حـتـي اگـر شامل راه رفتن مغرورانه، وضعيت اندام مناسب يا اخـلاق و رفـتـار شـخـصـي خوب باشد، تصـويـر شـخصي تحت كنترل را نمايان مي سازد كه ميداند چه كاري انجام ميدهد و ميتواند كار را به اتـمام برساند. يك انسان مطمئن ميگويد، "شما ميتوانـيـد بـه قابليتهاي من اعتماد كنيد" و "به گفته هاي من احترام بگذاريد."

به چشمان كسي نگاه كنـيـد. يـك انـسـان مـطـمـئـن هيـچـگاه كثيفي را در كفشهايش مشاهده نميكند چرا كه او هرگز نظرش را به پايين نمي افكند.

مرز بين اطمينان و خود بيني را بياد داشته باشيد. اطـمينـان تـعـادل تـوام بـا فـروتنــي و تواضع ميـباشد. فقط انسانهاي نادان فخر فروشي ميكنند. كسي شما را معرفي ميكند و مي گويد، " آقاي فلاني واقعا زرنگ است، شركتش پارسال 100 ميليون سود كرد."

شـمـا پـاسـخ مـي دهيــد، "حتــي بــا حرفه اي ترين مهارتهاي رهبري در جـهـان، بـدون سربازان كاركشته و خوب، نمي توانستم كـاري انـجام دهم. يك انسان بتنهايي قادر به صورت دادن چيزي نيست." چه كاري انجام داده ايد؟ شـمـا قـابـليتـهـاي خود را در ضمن تحسين ديگران آشكار نموده ايد. چه انسان متواضعي هستيد.
6- مؤدب باشيد - احترام و نزاكت را متقابلا رد و بدل
نماييد
وقتي كسي را ملاقات ميكنيد، نبايد با بي نزاكتي لـبخنـد
بزنيد، اما از طرفي بي ادب نيز نبايد باشيد. محـتـاط بـودن
بـه مـعـناي آن نـيست كه نمي توانيد مؤدب باشيد. رفـتـار
شايسته نمايانگر خلوص، و خلوص نمايانگر وقار است؛ يك
انسان با وقار داراي خصيصه هاي در خور احترام ميباشد.

هيچكسي تا حال بدليل ادب و يا نزاكت زياد دشمنـش بـه
جنگ او نرفته است. ادب همچنين به معـنـاي ترسـو بـودن
نيست.

7- حافظه خوبي داشته باشيد
يكي از مسائل مهم و كلـيدي تقويت حافظه است، چون علاوه بر دور نگاه داشتن فرد از اشتباهات احتمالي، بـاعــث امتيازات بيشماري در دنياي كار و تجارت مي گردد. اگر نام فـردي كــه از مـعرفي او 30 ثانيه هم نمي گذرد را بياد نياوريد، مانند يك آدم ابله به نـظـر خواهيد آمد.

بـخـاطر آورن اسـامــي و آنچه كه به شما گفته شده، نشان دهنده اين اسـت كـه فـردي هستيد كه به جزئيات توجه داريد، و نيز دقيق، باهوش و فهيم مي باشــيد. لازم نيست يـك سخـنرانـي طـولاني را بـيـاد بـياوريد؛ بخاطر آوردن يك اسم كافي است، و اين باعث مي گـردد طرف مقابل شما احساس خوبي نمايد ( اگر مطلبي را درمورد فرزندانش بياد آوريد، امتيازتان بيشتر مي گردد ). و او چه فـكري خواهـد كـرد؟ " عـجب مـرد محـتـرمي، دوستش دارم. او حتي اسم مرا بخاطر دارد."


پايان داستان

من اولين نفري خواهم بود كه مي پـذيرم يـك دانـشمـنـد سفـيـنـه فـضـايي نيستم: اين مشـاوره كـاملا واضــح و روشن است. برخي چيزها را احتمالا از قبل انجام مي دهيـد، و برخي را نه. بكار بستن همگي اين هـفت قـانـون بـه معناي آن است كه مجبوريد سبك زندگي و نحوه رفتار با آشنايان چندين ساله خود را تغيير دهيد، اما اگـر خـواهـان احترام فوري هستيد، بايد بهايش را بپردازيد.

فقط براي چندين روز آنچه را كه گفته شد انجام دهيد،تفاوت را مشاهده خواهيدكرد. در يك رسـتوران خوب با لباسي شيك قدم بگذاريد، در حالي كـه سـرتـان روبـه بالا است و وضـعـيـت انـدام مناسبي داريد، ميزي را انتخاب كـرده و غـذاي خـود را سـفـارش دهـيـد. هنگام انتخاب نوشانه، از پيشخدمـت در موـرد نـوشـابـه اي كـه بـا آن آشـنـايـي نداريد، سؤال نماييد.

با پيش خدمت تا آخر شب هيچ حرفي نزنيد به استثناي "متشكرم" آنهم زمـانيكه بـراي شـمـا چـيـزي مـي آورد. دنـدانـهـاي خـود را نـشـان نـدهيد. در انـتـهـاي شـب آنـچـه كــه پيشخدمت در مورد نوشابه به شما گفته را تـكرار نماييد. 20 درصـد صـورتـحـسـاب را به عنـوان انـعـام بـاقـي بـگذاريـد. او مـمـكن اسـت فـقـط يـك پيشخدمت باشد، اما اين آغاز واگنهاي احترام است.

http://www.mardoman.net/success/respect/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۲ - تمرين احترام به مخاطبان ، قدرداني و سپاسگزاري از حضور و توجه مخاطبان ؛ و پاسخگويي به ابراز احساسات حضار و شنوندگان

۹

معاني حقيقي احترام

در آغاز هر سال افراد تصميمات و اهداف جديدي را براي يك سال خود در نظر مي گيرند، اما چيزي هست كه انسان ها هميشه به دنبال آن هستند و اين مطلب مهم و ارزشمند چيزي نيست جز كسب "احترام." اگر ديگران به شما احترام بگذارند و برايتان ارزش قائل باشند اين امر سبب مي شود كه عزت نفس شما افزايش پيدا كرده و احساس كنيد فرد ارزشمندي هستيد. در مورد اين مطلب چه بسيار صحبت هايي كه نمي شود، به صورت اتوماتيك وار انتظار داريم كه ديگران اين حس را به ما منتقل كنند و زمانيكه در مقابل ما يك چنين كاري را انجام ندهند، به سرعت متوجه مي شويم. اما اگر بخواهيم با خودمان روراست باشيم بايد به اين نكته اشاره كنيم كه افراد بسيار زيادي هستند كه معناي حقيقي اين واژه را نمي دانند.

به عنوان مثال مي توان گفت كه احترام در رفتار ما نمود پيدا مي كند، نه در گفته هايمان. زمانيكه يك چنين ويژگي هايي در رفتار و اخلاقيات ما ديده نشوند، به ويژه در مورد مسائل جزئي و كوچك، آنوقت به وضوح مي توان فقدان ارزش را مشاهده كرد. در روابط رمانتيك احترام ارتباط مستقيمي با ميزان عشق و تعهد و سرسپردگي دارد. شما نمي توانيد كسي را كه برايش هيچ گونه ارزشي قائل نيستيد دوست بداريد از اين گذشته اگر ارزش و احترام ميان شما دو نفر وجود نداشته باشد، چگونه مي توانيد نسبت به هم متعهد باشيد، حتي براي يك مدت زمان كوتاه. اگر ميان شما ارزش و احترام وجود نداشته باشد، دلتان نمي خواهد زماني را در كنار يكديگر سپري كنيد، افسوس مي خوريد كه چرا زماني را كه مي توانيد با فرد ديگري كه برايش ارزش قائل هستيد را با شخصي سپري مي كنيد كه برايتان اهميت ندارد. زماني كه كسي را دوست نداشته باشيد به هيچ وجه نمي توانيد به او اعتماد كنيد. هنگاميكه اعتماد ميان طرفين از بين برود آنوقت تمام احساس هايي كه ميان افراد رد و بدل مي شود ساختگي شده و رابطه سلامت خود را از دست مي دهد. شما ديگر هيچ گونه احترامي را براي فرد مقابل قائل نيستيد، به تمام كارهاي او مشكوك مي شويد و از وجود و حضور آنها ديگر لذت نخواهيد برد.

6 بعد احترام

گاهي اوقات سوء برداشت از يك كلمه مي تواند احترام ميان دو نفر را از بين ببرد. گاهي اوقات واژه احترام را هر كجا كه بخواهيم به كار مي بريم و تصور مي كنيم كه دواي هر دردي است. بايد توجه داشت كه احترام يك واژه تنها و تك معنا نيست. اين واژه داراي ابعاد مختلف ديگري نيز مي باشد كه در اين قسمت نگاه كوتاهي به 6 بعد ديگر آن مي اندازيم:


1- كنجكاو بودن
2- توجه كردن
3- گفتگو كردن
4- حساس بودن
5- اختيار دادن
6- شفا بخشيدن


اگر ما اين 6 مورد را در مورد كسي كه ادعا مي كنيم، برايش ارزش قائل هستيم اجرا نكنيم بايد بگويم كه متوجه معنا و مفهوم واقعي احترام را متوجه نشده ايم.

كنجكاو بودن

احترام ابتدا از حس كنجكاوي نشات مي گيرد. ما به فرد مقابل علاقه پيدا مي كنيم و دلمان مي خواهد تا آنجا كه مي توانيم در مورد او چيزهاي مختلفي بدانيم. در قرارهاي ملاقات اوليه سعي مي كنيم هر سوالي را كه لازم است مطرح كنيم تا حس كنجكاوي خود را ارضا كنيم. در صورتي كه نتوانيم اين حس را آنطور كه بايد و شايد اغنا كنيم، احساس نارضايتي و عدم پذيرش به ما دست مي دهد.

توجه كردن

زماني كه حس كنجكاويمان در مورد كسي كه دوستش مي داريم ارضا شد، تمايل پيدا مي كنيم كه تمام توجه خود را معطوف او كنيم.  در حقيقت در اين مرحله در كنار توجه حس كنجكاوي هم رشد مي كند چرا كه طرف مقابل حس ارزشمندي را از چشم هاي ما مي خواند. البته ميزان ارزشمندي به مقدار كنجكاوي و توجه بستگي دارد كه دو طرف نسبت به هم چه عكس العمل هايي را انجام مي دهند. اگر اطلاعاتي كه آنها در اختيار ما قرار مي دهند، ضعيف باشد و ما را راضي نكند به سرعت علاقه خود را نسبت به آنها از دست مي دهيم توجه ما از آنها گرفته مي شود و به سراغ فرد ديگري ميرويم، اما اگر احساس كنيم كه اين توجه باعث ايجاد پيوندهاي عميقي ميان ما مي شود، روابط تنگاتنگ شده و علاقه و جذابيت نيز افزايش پيدا مي كند. در يك چنين حالتي چه بسا توجه بيشتري را به فرد مقابل اختصاص مي دهيم و براي جلب توجه آنها نيز هر كاري كه دستمان بر بياد را انجام مي دهيم.

گفتگو

قسمت اعظم توجه خود را بايد از طريق گفتگو به طرف مقابل انتقال دهيم چرا كه تا وقتي كه با آنها صحبت نكرده باشيم نمي توانيم بفهميم كه علايق و جذابيت هاي آنها كدام هستند. ما به طور شفاهي با طرف مقابل ارتباط برقرار مي كنيم و برايشان آنقدر ارزش قائل هستيم كه بخواهيم وقتمان را صرف شنيدن حرف هايشان بكنيم. از همه اين حرف ها گذشته از نفس صحبت كردن با او نيز لذت مي بريم. در حاليكه هزينه هاي گزافي را صرف تماس هاي تلفني و قرارهاي ملاقات مي كنيم،  اما باز هم از انجام اين كار لذت مي بريم. زمانيكه اين حس احترام و ارزشمندي وجود نداشته باشد فرد كمترين تمايلي را به صحبت كردن با فرد مقابل از خود نشان نمي دهد و به هيچ وجه مجذوب او نخواهد شد. زماني كه ارزش در ميان نباشد، حتي ممكن است تفكرات غلطي از روي جنسيت، رنگ پوست، و نژاد آنها نيز برداشت بكنيم. با برداشت هاي غلطي كه از آنها مي كنيم نوعي نگرش منفي در ذهنمان ايجاد شده و با آنها به درستي برخورد نخواهيم كرد. شايد در همان لحظه گفتگويي با آنها انجام دهيم اما اين امر صرفاً به دليل عصبانيت، اضطراب و پيش داروي هايي است كه در ذهنمان جريان دارد و از سر ارزش و احترام نيست.

حساس بودن

اين مورد هسته اوليه احترام را تشكيل مي دهد.

در يك چنين حالتي ديگر به دنبال اين نيستيم كه آنها را عوض كرده و رفتار و كردارشان را طوري تنظيم كنيم كه مطابق ميلمان باشند. به طور كامل در مورد فرهنگ، ارزش ها، و هويت آنها آگاه هستيم و مي دانيم كه تمايل دارند چه فردي باشند. براي نظريات، ايده ها و عقايدشان ارزش قائل هستيم، با تمام وجود به حرف هايشان گوش ميدهيم و در مورد مسائلي كه برايشان اهميت دارد صحبت مي كنيم. تمام اين موارد در نشان دادن حساسيت شما به طرف مقابل از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشند. اگر خودمان و نيازهاي شخصيمان را اولين اولويت قرار بدهيم، و فقط به فرهنگ، نظريات و ايده هاي شخصي خودمان توجه كنيم بايد بدانيم كه هيچ حسي نسبت به طرف مقابل نداشته و در نتيجه ارزش و حترام خاصي را نيز براي او قائل نيستيم.

اختيار دادن

زماني كه در مورد كسي كنجكاوي مي كنيد، تمام توجهتان را به او معطوف مي كنيد، با او حرف مي زنيد و در مورد نيازها ي آنها حساس هستيد، تمام اين موارد نشان از اين امر دارند كه دوست داريد طرف مقابل احساس ارزش كرده و قدرت و نيروي بيشتري را در اختيار او قرار دهيد. وقتي كه توجه و وقت خود را در اختيار آنها مي گذاريم به اين معناست كه برايشان ارزش بالايي قائل هستيم و همچنين به آنها اهميت مي دهيم. به عنوان مثال اگر طرف مقابل تمايل به صحبت كردن با شما را داشته باشد، اما شما در حال بازي كردن با كامپيوتر بوده و يا با تلفن با شخص ديگري صحبت مي كنيد اين امر حاكي از آن است كه براي او ارزش زيادي قائل نيستيد.

شفا بخشيدن

ارزش و احترام اين قدرت را دارند كه مشكلات فرد را بهبود بخشند، به ويژه اگر در گذشته روابط نااميد كننده و مضري را تجربه كرده باشند؛ به همين دليل اين بعد احترام از اهميت خاصي برخودار مي باشد. زمانيكه دوران بدي را سپري كرده باشيم، برايمان خيلي خوب است كه دوره اي از ارزش و احترام متقابل را نيز تجربه كنيم. اين امر سبب بهبود تمام زخم هاي گذشته ميشود. به عنوان مثال اگر همسر خانمي او را رها كرده باشد و با دختري كه جوان تر و زيباتر است ازدواج كرده باشد، خانم با وارد شدن در رابطه اي كه براي او ارزش و احترام را به همراه دارد، به اين نتيجه مي رسد كه خودش نيز شخص محترمي است و داراي عزت نفس مي شود. اين امر باعث بهبودي او ميشود.

بايد توجه داشت كه احترام و اعتماد را نمي توان به طور تضميني از طرف مقابل دريافت كرد. اين دو مورد جزء مواردي هستند كه به مرور زمان به وجود آنها پي خواهيم برد و بستگي به طرز برخورد طرف مقابل دارند. به عنوان مثال زمانيكه كسي كه برايش ارزش قائل هستيم هيچ توجهي به ما ندارد و برايمان ارزش قائل نيست ما هم به مرور زمان مثل خودش مي شويم. اكثر افراد نسبت به اين مقوله حساس هستند و هنگاميكه احساس كنند طرف مقابل برايشان ارزشي قائل نيست، آنها نيز يك چنين رويكردي را در پيش مي گيرند.

اگر احساس مي كنيد كه احترام و ارزش لازم را از طرف مقابل دريافت نمي كنيد چه كاري بايد انجام دهيد؟ هميشه يك راه حل وجود دارد و آن هم برقراري ارتباط ميباشد. به هر روي واكنش شما از 2 حال خارج نخواهد بود يا اين وضعيت تاسف بار را تحمل مي كنيد تا بتوانيد خودتان را به او ثابت كنيد و يا اين كار را انجام نمي دهيد و با كسي ارتباط برقرار مي كنيد كه آنطور كه شايسته شماست برخورد كند.

اگر هر 6 بعد احترام در كنار هم جمع شوند مي توانيد رابطه سالم و دل انگيزي را تجربه كنيد. زمانيكه به فرد مقابل نشان مي دهيد كه برايش ارزش و احترام قائل هستيد او نيز در برابر شما يك چنين احساسي پيدا مي كند و همين امر سبب مي شود كه نيروي دروني هر دوي شما افزايش پيدا كند.

http://www.mardoman.net/?sn=articles&pt=full&id=1484


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۲ - تمرين احترام به مخاطبان ، قدرداني و سپاسگزاري از حضور و توجه مخاطبان ؛ و پاسخگويي به ابراز احساسات حضار و شنوندگان

۸

تشكر كنيد تا محبوب و محترم باشيد

سپاسگزاري «شكر» است، پس تشكر كنيد تا محبوب و محترم باشيد.

شكر را اگر با كسره بخوانيد، مي شود چيزي كه فنجان چايتان را شيرين مي كند، نه فقط چاي، كه قهوه تلخ تان را هم شيرين خواهد كرد و خدا را چه ديديد، شايد همان قهوه، خاطره انگيز ترين قهوه اي شد كه مي نوشيد! امّا اين شكر را بايد با ضمه بخوانيد تا معادل اين متن بشود. با همه اين حرفها، چه اين شكر چه آن شكر، هر دو در يك چيز مشتركند، شيريني! واقعيت اين است كه شكر با ضمه هم خيلي چيزها را شيرين مي كند. چيزهايي بسيار بزرگتر و دلچسب تر از فنجاني چاي يا قهوه.

در نوشيدن قهوه، شايد نوعي آسودگي و آرامش را تجربه كنيد؛ در عادت به شاكر بودن هم، زندگي آرام و محبتي را خواهيد چشيد كه كم شيرين نيست و خيلي ها در به در دنبالش هستند!

چرا تشكر مي كنم؟ چرا تشكر مي كني؟ چرا شكر مي كند؟ تا دنيا دنيا بوده، نيروي جاذبه زمين بوده؛ البته مثل خيلي ها كه علت نيروي جاذبه زمين را نمي دانند، كم نيستند كساني هم كه دليل شكر كردن را نمي دانند. شايد خود شما يكي از آنها باشيد. اگر عادت تشكر كردن نداريد، خيلي زود بايد به آن عادت كنيد. تشكر كنيد تا نعمت هايتان زيادتر شود؛ رابطه شكر و نعمت مثل رابطه نور و ديدن است. نور اگر نباشد، ديدن تعطيل است. شكر نعمت هاي قبلي اگر نباشد، نعمت هاي بعدي هم تعطيل اند. اين يكي از قانون هاي جهان است و برو برگرد ندارد. پس آنها كه مي خواهند نعمت هاي بيشتري به سمت شان سرازير شود، تشكر از نعمت هايي را كه دارند، پشت گوش نيندازند. در لغتنامه دهخدا مقابل « نعمت » نوشته شده: « احسان، نيكي، آنچه از نيكويي كه در حق كسي كرده شود. » اين را نوشتيم تا « نعمت » را يك لغت خاص يا لغتي كه براي چيزهاي خاصي به كار مي رود، ندانيم هر كاري كه ديگران به لطف در حق ما كنند، نعمت است.

به عنوان مثال خدا نعمت سلامتي داده؛ يا مردم دور و اطراف و كوچه و خيابان وقتي وسط پياده رو كيسه پرتقال ها پاره مي شود، خم مي شوند و پرتقال هايي را كه هر كدام دارد به سمتي قل مي خورند برايمان جمع مي كنند. (اگرچه اينها دو تا نيستند! مردم دور و اطراف و كوچه و خيابان هم اگر لطفي به ما كنند و چيزي از آنها به ما برسد، از خدا بوده و فقط مستقيم و غيرمستثني است كه فرق مي كند). اگر كسي كاري برايمان كرد يا كمكي به ما كرد، بايد از او تشكر كنيم. اين، يكي از واضح ترين علامتها براي تشخيص انسان بودن است. واقعا چطور بايد توضيح داد كسي كه مدام دلش مي خواهد مورد لطف قرار بگيرد ولي حس تشكر كردن از آنهائي را كه به او لطف مي كنند ندارد، آدم متمدن و انساني نيست؟

تشكر كنيد تا محبوب و محترم باشيد؛ چه كسي از ديدن آدم طلبكاري كه هر چه با او صحبت كنيد، برنمي گردد و يك « خيلي ممنون » خفيف بگويد لذت مي برد؟ چه كسي از بودن با آدم پُررويي كه حتي به اندازه گفتن يك متشكرم، خشك و خالي هم با ادب و سخاوتمند نيست، خوشحال مي شود؟ شكر كنيد تا بهترين عبادت را كرده باشيد؛ شكر بهترين عبادت خداست ظاهرا ما آدمها، طايفه فراموشكاري هستيم، حواسمان به آنچه داريم، اصلا نيست و خيلي وقتها يادمان مي رود از سوي كسي و توسط چه كساني به اين دارايي ها رسيده ايم.

http://www.saritar.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۲ - تمرين احترام به مخاطبان ، قدرداني و سپاسگزاري از حضور و توجه مخاطبان ؛ و پاسخگويي به ابراز احساسات حضار و شنوندگان

۷

لزوم ايجاد احساس همدلي در مخاطبان

پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) با واژگان و ويژگي­هاي بسيار در نزد انديشمندان، صاحبنظران و جمله پيروان وفادار به مكتب حيات­بخش اسلام، شناخته و معرفي مي­شود كه در پيشاني آن، واژه محبت و ويژگي عشق­ورزي قرار دارد. پيامبر گرامي اسلام به حقيقت، مظهر و نمونه­اي تام و تمام از محبت و عشق­ورزي به مردم بود كه با نگاهي يكسان، همه را چون بندگان خدا شايسته احترام و توجه مي­ديد و در اين راه، دوست و دشمن، و مسلمان و كافر را از چنين نگاهي محروم نمي­ساخت؛ نگاهي كه مبدع فرصت­هاي بسيار براي گسترش و نشر اسلام و تحول و تغيير جامعه­اي شد كه تا پيش از آن، جامعه­اي بدوي، خشن و وحشي مي­نمود و با چنين نگاهي، به مرزهاي امپراتوري­هاي ايران و روم رسيد و طليعه­دار تحولات و تغييرات پي در پي بسيار در تاريخ حيات انسان و جامعه انساني در سرتاسر گيتي شد. داستان كوتاه زير جلوه­اي كوتاه، اما گويا از جلوه­گري چنين مفهوم و نگاهي انسان ساز و تحول ­آفرين است:

« روزي مردي تندخو از قبايل صحرانشين كه با تأثيرپذيري از تبليغات شياطين قريش، عصبيت جاهليتش به هيجان آمده و آتش حميتش شعله­ور شده بود، هنوز پيامبر (صلي الله عليه و آله) را نديده، آهنگ قتل او كرد و در پي اين انديشه شمشير خود را صيقل داد و خروشان و دمان، سخن سخت با پيامبر آغاز نهاد... در ميان توفان خشمي كه مرد را فرا گرفته بود، پيامبر (صلي الله عليه و آله) طيفي پرجاذبه از نگاه همراه با موج لبخند به سوي او فرستاد و صيد وحشي و رميده دلش را چنان رام ساخت كه پس از چند لحظه، مرد تندخوي پرخاش­جوي به دوستي شفيق مبدل شد كه نزديك بود از فرط وجد و شدت حيا ذوب شود. از اين رو، به مانند پروانه­اي كه خود را به شمع مي­سپارد، به دست و پاي پيامبر افتاد و سراپايش را بوسه­باران كرد و سيل سرشك در برابرش روان ساخت، و چون از آن حال بي­خودي و شيدايي باز آمد، گفت: يا محمد! به خدا قسم كه من در حالتي به سوي تو آمدم كه هيچ­كس را در روي زمين به اندازه تو دشمن نمي­داشتم و اكنون در حالتي از نزد تو مي­روم كه هيچ­كس را در روي زمين برابر با تو دوست نمي­دارم... »

شايد اين پرسش در ذهن شما پيش آمده باشد كه محمد (صلي الله عليه و آله) در آن چند لحظه با دل و جان آن مرد تندخو چه كرد؟ و پاسخ آن است كه هيچ! محمد (صلي الله عليه و آله) آن مرد را با تمام عاطفه خود دوست داشت و از رهگذر ابراز چنان عاطفه­اي، آن مرد را به تأثير و تسخير جاذبه نيرومند محبت خود درآورد و شدت و قساوت او را به يكباره فروكاست. اكسير عشق و محبت اگر به درستي و ظرافت به كار رود، مي­تواند از هر ناممكني، ممكن بسازد و اگر در عشق و محبت الهي ريشه دواند، مي تواند بر هر مانعي فايق آيد؛ به­ويژه در روزگاري كه روزگار رسانه­هاست و رسانه­ها؛ به­ويژه از نوع فراگير و گسترده آن چون راديو و تلويزيون، در كانون تحولات و تغييرات اجتماعي و فرهنگي جامعه و جهان قرار دارند.

رسانه­اي ملي و عمومي چون صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران كه از سويي پايبند به ارزش ها، باورها و جهان­بيني اسلامي و توحيدي و از ديگر سو، متعهد به توليد، ارايه و عرضه برنامه هاي مختلف راديويي و تلويزيوني به گروه­هاي متفاوت مردم و مخاطبان خود است، بيش از ديگر رسانه­ها، در كانون تأمل و توجه به چنين آموزه­ها و ضرورت­هايي قرار دارد. دنياي پررقابت رسانه اي، دنياي لحظه­لحظه كشش و كوشش در حفظ و جذب مخاطبان است و در اين ميان، رسانه اي مي­تواند پيشتاز باشد و گوي سبقت را از ديگر رسانه­ها بربايد كه بيش از ديگران، به ارتباطات انساني آشنا و نسبت به كاربرد آن، مسلط باشد. جلب توجه و اعتماد جامعه و مخاطبان، گام نخستين و تحول و تغيير آنها در مسير اهداف موردنظر، گام تكميلي سياستگذاران، برنامه­ريزان و برنامه­سازان رسانه­هاست كه اگر به­درستي درنظر آيد، مي­تواند به برترين و بهترين فرصت براي بالندگي و شكوفايي رسانه­ها؛ به­ويژه رسانه­هايي فراگير و گسترده چون راديو و تلويزيون، تبديل شود. نگاه انساني به جامعه و مخاطبان و احترام به آرا، انديشه ها و ديدگاه­هاي آنها، پيش­زمينه­اي لازم و ضروري در دستيابي به چنين هدفي است كه اگر نيك نگريسته و با چاشني عشق و محبت همراه شود، مي­تواند به انتقال پيام و الگوسازي و فرهنگ­سازي متناسب و مناسب نزد مخاطبان و جامعه بينجامد.

تجربه برنامه­ريزي­ها و برنامه­سازي­هاي رسانه­اي در راديو و تلويزيون نشان از آن دارد كه ايجاد احساس همدلي در مخاطبان؛ به گونه­اي كه مخاطبان به چنين احساسي دست يابند كه با نگاهي انساني و به عنوان يك انسان مورد خطاب قرار گيرند و طرف گفت­و­گو با رسانه مي شوند، بيش از ديگر روش­ها و شيوه­هاي برنامه­ريزي و برنامه­سازي به ظاهر عقلاني و متكي بر پشتوانه­هاي د=center>مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۲ - تمرين احترام به مخاطبان ، قدرداني و سپاسگزاري از حضور و توجه مخاطبان ؛ و پاسخگويي به ابراز احساسات حضار و شنوندگان

۶

شادي با مردم بودن

گاهي تنهايي بزرگترين سوغات است براي يك مسافر ... در مسافرت بودم كه بدون برنامهء قبلي رفتم جشنوارهء موسيقي ...كنسرت آذربايجان و تار « راميزقلي اف » ...چيزي كه در تهران بايد با مشقت بليطش را تهيه كرد ...مردم توي سالن با هر نيمچه شادي توي موسيقي يك عالمه دست مي زدند ، كمي خنده ام گرفته بود ، شايد اگر پيشتر ها بود عصباني مي شدم ولي فقط خنديدم و با شاديشان شاد بودم . بعد از آن شب وقت زياد داشتم براي فكر كردن ، آن قدر فكر كرده ام كه حالا خيلي خودماني مي خواهم فكرهايم را بنويسم .
ميهمان خانه اي بودم كه ميزبانانم از تنها چيزي كه مي رنجيدند اين بود كه غذايم را بيرون از خانه شان صرف كنم . اين مردمان ساده راز اين مثل قديمي را مي دانند كه اينطور نان و نمك خوردن است كه دلدادگي مي آورد ...مي نشيني و ساعتها به صحبت هايشان درباب زندگي گوش مي دهي و خاطراتي كه ممكن است براي صدمين بار برايت بازگو شوند ...و هيچ خسته نمي شوي ! ولي شايد بارها شده است كه با يك دوست ، يك رفيق متفكر و روشنفكر نشستي و قهوهء تلخ خوردي و هر بار انديشيدي كه چقدر اين « نيهيليسم جات » تمام نشدني اند و تو تا ابد مي تواني از مرگ همه چيز بگويي و تهوع فرو خورده ات را بعد از جدا شدن از دوست خردمندت در خودت بالا بياوري ! و هيچ چيز يك قهوه تو را نمك گير نمي كند حتي تلخي اش آنقدر ناچيز است كه به يادت نمي ماند و اگر بعد ها بخواهي خاطرهء يك تلخي را به ياد آوري مسلما مزهء آن قهوه نخواهد بود . راستش مي خواهم خيلي رك باشم ، كاري كه شايد تا به حال نكرده ام . من اين جا را باز نكردم كه بنويسم من اين وبلاگ را مي نويسم كه خوانده شوم و دوست پيدا كنم ، دوستاني نه از جنس خودم چرا كه جنس هر كس بافته اي جدا دارد دوستاني كه زندگي را بيش از آنچه مي دانم به من بياموزند .شعار نمي دهم....من تغيير كرده ام نه از آن زمان كه شما مي شناسيدم بلكه هر روز و هر روز و اين ضعف نيست بلكه از نرمي است...من آدمهاي زيادي ديده ام كه هركدام با دردهايشان دلت را ساب مي دادند و مي رفتند و اينگونه نرم شدن را در نوشته ها نمي توان پيدا كرد . زماني پاي صحبت كساني مي نشستم كه از « كافكا » ، « كامو » ، « كوندرا » و « كيشلوفسكي » مي گفتند .
و بعدها هم صحبت مردماني شدم كه با « كاف » هاي ممنوعه بيشتر احساس قرابت مي كردند و باورم نمي كنيد كه از آنها معرفت را ياد گرفتم و آموختم كه بي دريغ باشم و اگر مي خواهم چيزي به كسي بدهم تمام و كمال باشد ، كه در غير اين صورت مثل تكّه چربي ست كه جلوي سگ مي اندازم ... براي همين است كه مدتهاست وقتي دوستي از من مي پرسد كه : چه چيزها مي خوني ؟ مي گويم : هيچ چي ! و او با تعجب مي گويد : يعني تو هيچ كتابي نمي خوني؟ ! مگه مي شه! پس تو چه روشنفكري هستي؟ و من مي گويم كه : من روشنفكر نيستم ! و وقتي مي پرسد كه : چه چيز ها گوش مي دي ؟ مي گويم كه : همه چي ...حتي به صداهايي كه خطاب به من نيستند بيشتر گوش مي دهم كه همهء عمر پيغامهايم را از آنها گرفته ام . به چشمها هوش مي دهم كه هرگز دروغ نمي گويند سخن مخاطب راه نگاه را منحرف مي كند پس گوش ده و هيچ مگو و مخوان اين بزرگترين اندوخته و سرمايه ام است . ... و اينكه بخند ! نه از آن جهت كه دنيا به رويت بخندد كه دنيا هيچ وقت نخواهد خنديد ! از آن جهت كه خنده مسري است ... درد سرمايهء دل است و شادي قسمت مردمان مي دانم كه دلقك ترين دختري بودم كه در اين سن و سال بتوان ديد و مدت هاست كه از خودم عصباني ام كه كمتر مي خندم حتما نتوانسته ام بغضم را فرو دهم و اين ضعف است ! گويند سنگ لعل شود در مقام صبر آري شود وليــك به خون جگر شود اين سنگ سياه بعد از ديدن اين همه درد لعل نشد ولي نرم شد ! نرمي هم به هر جا بخورد درد دارد ولي به دور از جوانمردي ست كه بشنوي و دم بزني ! آه نكش ! همه را قورت بده و سپس بخند اينگونه خنده را هيچ كجاي هيچ نوشته اي نمي توان يافت . « خداوند قلب را نه با افكار كه با دردها و تناقضات راهنمايي مي كند »
... باور كن مي توان ساعت ها ، روزها و هفته ها نشست و به اين فكر كرد كه من چقدر در جمع اين كوته فكران تنها مانده ام و چقدر ظلم است كه اينها پاي مرا بسته اند و مجال پروازم نمي دهند ، مي تواني از خستگي ات بنالي و چون روشنفكر ها معمولا خدايي ندارند ( كه به دور از تفكر مردان بزرگ است كه تن به بندگي بسپرند ) داد بزني كه « آهاي ! ...داركوب خستگي ها باقي لجاجتت را براي درختي ديگر نگه دار ...» و بينديشي كه تو مي خواهي سر بر آسمان بگذاري اگر اين هرزها و اين داركوب مجالت دهند كه تو هم داري ميان اين بي انديش مردان به هرز مي روي . اينگونه انديشيدن لذتي همراه با خود آزاري دارد كه خيلي بيش از لذت زندگي كردن است ...من همهء اين ها را ديده ام و چشيده ام ولي كنون مي دانم كه آنها هم كه گرفتار روزمرگي اند چه بسا ممكن است روياي پريدنشان بزرگ تر از من باشد . « در برابر كدامين حادثه آيا انسان را ديده اي با عرق شرم بر جبينش آنگاه كه خوش تراش ترين تنها را به سكهء سيمي توان خريد ...» روشنفكر ها شرمگين نمي شوند چون همين كه لبخندشان را با دريغ به كسي بفروشند به او لطف كرده اند ...
بارها شده است كه با دستهاي استخواني و نرم دوستي دست داده ام و تا خواستيم گرماي ناچيزمان را به تساوي به ميان بگذاريم ، دستها لغزيده و از دستانم بيرون رفتند و كم شده است كه با دستاني با ناخنهاي حنائي و انگشتاني پهن به واسطهء كار سخت دست داده ام و فكر كردم كه همينجا ميان اين دستها مي توان سوخت و پر كشيد .و صاحب دستها در همان حال از فكر زبري دستانش شرمگين بوده است ... بين خويشاني زندگي مي كنم كه از سنگ كف حاشيهء خانه هايشان تا گلدان كريستال روي ميز هم رنگ است و از اينها ياد گرفتم كه يك رنگ باشم در هر چه كه دارم و ياد گرفتم كه من هم پول را دوست بدارم و خرج كردن آن هم با دل است نه آموخته ... وقتي چيزي مي نويسم كه بعضي مي آيند و مي گويند : ليلا ! ما اين نوشته را نفهميديم ! ...مي خندم ، اما باور كنيد به اندازهء يك دنيا غمم مي گيرد كه : ليلا چي شده كه نمي توني اون جوري بنويسي كه دوست داري بخوننت ؟ اين ضعف است . هر كو نكند فهمي زين كـــــــلك خيال انگيز نقشش به حرام ار خود صورتـگر چين باشد جام مي و خون دل هريـــك به كسي دادند در دايــــــــرهء قســـــمت اوضاع چنين باشد .


نگارش يافته توسط محمود قوچاني


مردمان پورتال جوانان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۸:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.