مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3494
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 11
همه : 4259030



مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۹

گوش دادن، ابزاري ارزشمند در برقراري ارتباطات

اصولاً معلمي كه علاقه‌مند به توسعه ارتباط با فراگيرندگان خود است، علاوه بر آنكه گوينده خوب و فعالي در كلاس درس است، شنونده خوبي نيز هست و بدين ترتيب ارتباط را دو طرفه و پايدار مي‌كند.
بطور كلي گوش دادن فعال يكي از ابزارهاي مهم و ارزشمند در برقراري روابط انساني است. در حقيقت گوش يكي از كانالهاي برقراري ارتباط ميان دو نفر است.
 بسياري از مشكلات و آلام از طريق گوش دادن شنيده و درك مي‌شوند و به همين ترتيب نسبت به حل آن اقدام مي‌گردد.‌
 معلّمي كه توانايي گوش دادن دارد، فردي با حوصله و داراي ملاحظات انساني است كه با گوش دادن خود آمادگي لازم را براي پذيرش انسانهاي ديگر اعلام مي‌كند.
 گوش دادن و داشتن مهارت در شنيدن مطالب كودكان، نوجوانان و جوانان در مدارس و مراكز آموزشي از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. گوش دادن يكي از ابزارهاي مشكل‌شناسي در مدارس است كه بايد با وسواس زياد روي آن كار كرد و مهارتهاي لازم را براي بهره‌گيري از آن به دست آورد.
 براي روشن‌تر شدن مفهوم و اهميت گوش دادن و نقش آن در برقراري ارتباط انساني در زير به برخي از كاربردهاي آن اشاره مي‌شود:

۱) گوش دادن به عنوان نشانه‌اي از پذيرش و احترام‌
 بطور كلي، هرگاه براي كسي احترام قائل باشيم و او را مهم بدانيم، به سخنانش گوش مي‌دهيم و هر زمان كه كسي براي ما اهميت نداشته باشد،‌با كم‌توجهي به گفته‌هايش يعني با خوب گوش ندادن از كنارش مي‌گذريم.
 معلمي كه فراگيرندگان را دوست دارد و وجود آنها را ارزشمند مي‌داند، دلايل زيادي براي گوش دادن به سخنان آنان مي‌يابد و نوعي بردباري و آمادگي براي شنيدن در او به وجود مي‌آيد.
 معلمي كه خوب گوش مي‌دهد، يعني كسي كه آمادگي پذيرفتن فراگيرندگان، ديگر معلمان، مسئولان و اولياء را دارد.
در حقيقت معلم با گوش دادن خود به طرف مقابل مي‌فهماند كه او براي انجام وظيفه خود آماده شنيدن هر مطلب يا اطلاعات مفيدي است.‌

 ‌۲) گوش دادن به عنوان راهي براي تخليه رواني‌
 بررسي دردها، رفع مشكلات، تخليه رواني، آرام‌سازي و متعادل كردن افراد از نظر عاطفي و رواني از وظايف مهم معلم است. گوش دادن، به يك معني يعني وجود امكان تخليه رواني و راحت شدن ازآلام براي همه آنها كه مشكلي بر روان آنها سنگيني مي‌كند.

 ۳) گوش دادن به عنوان راهي براي شكوفايي استعدادها و توسعه افكار‌
 همه انسانهايي كه از هوش و استعداد بالايي برخوردارند، الزاماً بستر مناسبي براي به كارگيري هوش و استعداد بالاي خود و شكوفا ساختن آن پيدا نمي‌كنند. گاهي اوقات، گوش شنوايي براي درك اينكه در وجود آنها چيزهاي باارزشي وجود دارد نيست.
 چنين فراگيرنده‌اي احساس تنهايي مي‌كند و نمي‌داند كه چگونه از استعدادهايش استفاده كند. از اين رو معلم بايد دريچه دلش را به روي آنهايي كه چيزي در وجود خود دارند و مي‌خواهند آن را به ديگران ابراز كنند، باز كند. افراد در هنگام سخن گفتن، افكار خود را نظم مي‌دهند و انديشه خود را رها مي‌سازند. بدين ترتيب گوش دادن يكي از راههاي اساسي دستيابي به توسعه ذهن و انديشه است.
 البته اين مساله متفاوت از گوش دادن به پاسخ فراگيرندگان در مقابل پرسشهاي شفاهي معلم در كلاس درس است.

 ۴) گوش دادن راهي براي حل مساله و مشكل‌گشايي
 كساني كه قدرت تحمل‌ ديگران را دارند و مي‌توانند با صبر و بردباري به سخنان ديگران گوش دهند، بدون ترديد نسبت به كساني كه اين ويژگي را ندارند، بهتر مي‌توانند از مشكلات و مسائل ديگران آگاه شوند.
شايد اين بهترين روشي باشد كه در آن افراد بتوانند بدون ترس و دغدغه مسائل خود را با معلم در ميان بگذارند.
 تا كسي سخن نگويد و كسي آن سخن را نشنود، چگونه مي‌توان به اسرار، مكنونات و مشكلات او پي برد. با توجه به آنكه اساسي‌ترين وظيفه معلمان و مربيان حل مشكلات فراگيرندگان است، آنها بايد براي درك اين مشكلات از هر جهت آمادگي كامل براي گوش دادن به درددلها و مشكلات آنها را داشته باشند.

 ۵ ) گوش دادن راهي براي قضاوت و ارزشيابي درست از ديگران‌
 معمولاً همه ما دوست داريم درباره افراد به ارزشيابي و قضاوت بپردازيم. با خوب گوش كردن به توضيحات و صحبتهاي فراگيرندگان مي‌توانيم از بروز قضاوتهاي نادرست و پيش‌داوريهاي غلط جلوگيري نماييم. گوش دادن فعال يكي از روشهايي است كه منجر به كسب مهارت گوش دادن مي‌شود و از پيش‌داوريهاي غلط معلمان كه سبب اختلال در برقراري ارتباط مي‌شود، مي‌كاهد.
بدين وسيله با استفاده از فن گوش دادن فعال، معلم مي‌تواند تمام ديدگاهها و مكنونات طرف مقابل را درك كند.

مهارت گوش دادن فعال بر كيفيت روابط با ديگران اثر مي‌گذارد.
در اين رابطه چنانچه به نكات زير توجه شود، مهارت گوش دادن افزايش مي‌يابد و نهايتاً منجر به استحكام روابط انساني ميان معلم و ساير افراد در محيط آموزشي مي‌شود، شنونده فعال دليلي براي گوش دادن دارد.‌
 شنونده خوب كسي است كه در سخنان يك نفر ولو آنكه موضوعي جالب و در زمينه‌اي خاص نباشد ، به دنبال معنا و ارزش بگردد. بالعكس، شنونده بد، بعلت فقدان علاقه اوليه مايل به دليل‌تراشي و عدم توجه به سخنان طرف مقابل است.‌

 ▪ شنونده فعال از قضاوت سريع اجتناب مي‌ورزد
شنونده خوب كسي است كه به جاي قضاوت روي چند كلمه اول گوينده، تمام گفته‌هاي او را مي‌شنود و روي تمام پيام فرستنده متمركز مي‌شود تا مفهوم واقعي كلام او را دريابد.

 ▪ شنونده فعال از مطلب منحرف نمي‌شود
 كسي كه بطور فعال گوش مي‌دهد، به علل مختلف مانند سروصدا، وجود مناظر و مردم، از انحراف اجتناب مي‌ورزد و بر سخن گوينده كاملاً متمركز باقي مي‌ماند.

 ● تامل در پاسخ‌
 شنونده فعال خود را مقيد مي‌كند تا پيش از ارائه پاسخ، صحبتهاي گوينده را بشنود و كاملاً درك كند.

 ▪ بازسازي كلمات و محتوا
 شنونده فعال به دنبال بازسازي كلمات، محتوا، احساسات و بيانات فرستنده است. او سعي مي‌كند براي گفته‌ها ساختاري مناسب كه در آن قالب، از كلمات و محتواي درستي استفاده شود، بسازد.
 اين كار مخصوصاً در مواقعي كه پيامها عاطفي و مبهم است، ضرورت بيشتري دارد.

 ● درك موضوعات مهم:
شنونده فعال در پي يافتن و كشف موضوعات اساسي و مهم فرستنده از نظر مفهوم محتوا و احساسات كلي است كه در پيامها ملحوظ است.
 نكته آخر گوش دادن فعال به وجود ويژگيهايي در شنونده بستگي دارد كه عبارتند از:
 - شنونده بايد در شرايط خوب جسمي و روحي باشد.
 - شنونده نبايد مشغله ذهني و عاطفي داشته باشد.
 - شنونده بايد از پيش‌داوري بپرهيزد.
 - شنونده بايد صبور بوده و وقت كافي داشته باشد.
 - شنونده بايد فضاي مناسبي را براي گفتگو انتخاب كند.


مريم نقي‌زاده قلعه‌جوقي
كارشناس علوم اجتماعي ‌برگرفته از كتاب آيين تدريس‌


روزنامه اطلاعات


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۷:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۸

موانع برقراري ارتباط

ارتباط گفتاري موثر، نيازمند آراستن سخن به عناصر ياد شده و پيراستن آن از موانعي چند است كه در اينجا، آن را بررسي مي كنيم:

) ارتباط يكسويه در فضاي گفت وگو
از آداب گفت وگو آن است كه هر يك از طرفين، به ديگري اجازه سخن گفتن و اظهارنظر بدهد و با پرگويي، وي را به سكوت وادار نكند. برخي افراد كه خود را داناتر مي دانند يا حرفه آنها به گونه اي است كه با گويندگي و سخنراني و تدريس و... سرو كار دارند، گاه در گفت وگوهاي روزانه نيز، طبق عادت، نقش سخنگوي تنها را بازي مي كنند و كمتر حاضرند از مركب سخن، پياده گردند. به خوبي روشن است كه اين كار، خود برخاسته از ميل و شهوت، يا غرور و نخوت است و ارتباط سازنده و موثر را دچار مشكل و حتي ناممكن مي سازد. از اين روي، در آموزه هاي ديني تاكيد مي شود كه آدمي در فضاي گفت وگو بر شنيدن پيش از سخن گفتن، علا قه نشان دهد.
 

به طور كلي يكي از امتيازات و كاركردهاي شيوه پرسش و پاسخ و نظرخواهي در گفت وگو، كه در قرآن كريم و گفت وگوهاي پيامبران به فراواني ديده مي شود، نفي ارتباط گفتاري يكسويه و ايجاد فضاي تعامل در گفت وگوست.

۲) شروع از نقاط منفي (انتقاد گزنده)
گفت وگو را نبايد با شكايت، سرزنش و انتقاد آغاز كرد، چرا كه اين كار، مي تواند شخصيت مخاطب را جريحه دار سازد و پذيرش انتقاد و ادامه ارتباط را نيز با مشكل مواجه كند. بنابراين، حتي در صورتي كه موضوع اصلي سخن، انتقاد از مخاطب باشد، نخست لا زم است به نقطه يا نقاط مثبتي اشاره شود و انتقاد با افزون بر نكته ياد شده، انتقاد سازنده شرايط ديگري نيز دارد كه از آن جمله است:
- انتقاد، نبايد گزنده و توام با سرزنش زياد باشد، چرا كه در اين صورت، آن سان كه امير مومنان فرموده اند، تنها شعله هاي لجاجت مخاطب را برمي افروزد.
 - تكرار بيش از حد انتقاد نيز، از تاثير آن مي كاهد و بذر كينه و دشمني را در دل مخاطب مي افشاند.
- انتقاد از مخاطب در حضور ديگران، معمولا موجب تخريب شخصيت وي مي شود و نتيجه معكوس دارد.

۳) ستايش افراطي مخاطب
همان گونه كه انتقاد گزنده، مانع برقراري ارتباط موثر است، ستايش افراطي مخاطب نيز گاه مشكل ساز است. چرا كه مخاطب احساس مي كند ستايش فراتر از حد او، نوعي مجامله و چاپلوسي، يا ابزاري براي فريب و اغفال و در نتيجه وادار كردن وي به پذيرش يك كار يا مطلب است. از اين روي، بسياري از افراد، در برابر ستايش خود، حالت تدافعي مي گيرند. از اين روي، و نيز به خاطر آثار نامطلوبي كه اين كار، بر روحيه و اخلا ق مخاطب بر جاي مي نهد، در آموزه هاي ديني، نهي و نكوهش شده است. تا آن جا كه رسول خدا (ص) فرموده اند: «به صورت ستايش كنندگان، خاك بپاشيد!» و از ديگر سوي، امير مومنان (ع) پارسايان را چنين توصيف مي كند كه هرگاه ستايش شوند، ترسان و نگران گردند و در درون، از پيشگاه الهي طلب آمرزش نمايند.
بدين سان، هم در انتقاد و سرزنش و هم در مدح و ستايش، از زياده روي بايد خودداري نمود، چنان كه امير مومنان (ع) مي فرمايند:
«هرگاه ستودي، مختصر كن. هرگاه نكوهيدي كوتاه كن.»

۴) گفت وگوي آمرانه و منفعلا نه
 از نظر چگونگي برقراري ارتباط و گفت وگو، افراد را مي توان به سه گروه تقسيم كرد: نخست، انسانهاي «پرخاشگر» و متكبر، كه در سخنان خود، پيوسته از دستور، تهديد، ارعاب و تحقير استفاده مي كنند، نيازها و تمايلا ت خود را هميشه حق و مهمتر از نيازها و خواسته هاي ديگران مي دانند و براي شخصيت مخاطب، ارزشي قائل نيستند. از ديد آموزه هاي ديني، اين كار، شيوه گردنكشان و مستكبران است كه مانع برقراري ارتباطي صميمي و موثر مي گردد.
گروه دوم، افراد «منفعل اند» كه شخصيت خويش را بي ارزش مي شمارند و خواسته ها و نيازهاي خود را از خواست و نياز ديگران، بي اهميت تر مي پندارند. آنان معمولا با صدايي ملا يم سخن مي گويند و با تبسم هاي زياد و انفعالي، خودداري از تماس چشمي و عذرخواهي فراوان از سخنان خود، بيشتر شنونده حرف هاي ديگرانند و در سخن خود نيز، متكي به راي آنان. اين حالت، افزون بر آن كه تاثيرگذاري ارتباط را به حداقل مي رساند، عزت نفس و شخصيت گوينده را در نظر ديگران، خدشه دار مي سازد و آدمي را از رسيدن به خواسته هاي حقيقي خويش، باز مي دارد.
گروه سوم، افراد «قاطع اند» كه با احترام به حقوق و شخصيت ديگران، خواسته هاي خود را نيز با قاطعيت همراه با آرامش و ادب، مطرح مي سازند.
بر اين اساس، ارتباط موثر، نيازمند آن است كه گفت وگوها، نه آمرانه و نه منفعلا نه، بلكه با قاطعيت و ابراز وجود توام با احترام، انجام گيرد.

۵) خودنمايي در بيان
خودنمايي و فضل فروشي در سخن، ارتباط موثر را غيرممكن مي سازد، زيرا براي مخاطب، اين احساس را پديد مي آورد كه گوينده، خود را از نظر سطح دانش و خرد يا پايگاه اجتماعي، در مقامي برتر و مخاطب را فردي كم خرد و فرودست مي داند و اين، موجب رنجش وي مي گردد.
خود ستايي در واقع برخاسته از غرور و خود برتربيني است كه ناشي از عدم شناخت صحيح از خويشتن است. از اين روي، قرآن كريم مي فرمايد: «خودستايي نكنيد، ]چرا كه[ او به كسي پرهيزگاري نموده، داناتر است».
 براين اساس، هرگاه مخاطب، از اطلا عات علمي و سطح فهم پايين تري نسبت به گوينده برخوردار باشد، بايستي از خودنمايي در سخن و به كارگيري اصطلا حات علمي نامانوس، خودداري گردد.

 ۶) مجادله
جروبحث هاي بي حاصل، از موانع مهم ارتباط گفتاري موثر است كه در آموزه هاي ديني، با عنوان هاي«جدال» و «مرا»»، نكوهش بازداشته شده است. اين كار، كه غالبا ناشي از خود بزرگ بيني و برتري جويي وبه هدف محكوم كردن و شرمنده ساختن مخاطب است، وي را نيز به جدال و لجبازي مي كشاند و با سلب احترام متقابل، ادامه ارتباط را دچار مشكل مي سازد.
امام هادي(ع) مي فرمايد:«مجادله كردن، دوستي ديرين را از بين مي برد و پيوند استوار را از هم مي گسلد، و كمترين چيزي كه در آن هست، چيره جويي است و چيره جويي، خود عامل اصلي قطع رابطه مي باشد». از اين روي، آدمي حتي در صورتي كه اطمينان دارد حق با اوست، بايستي از پافشاري بيش از حد بر آن كه به جدال مي انجامد، بپرهيزد.
رسول خدا(ص) مي فرمايد:«هيچ بنده اي كاملا به حقيقت ايمان نرسد، مگر آن گاه كه مجادله را رها كند، هر چند حق با او باشد». چرا كه لا زم نيست تمام باورها و گفته هاي ما را، ديگران نيز بپذيرند.
 مقابله با خاستگاه هاي جدال ناپسند- همچون برتري جويي و تعصب- و توجه به پيامدهاي آن- از جمله: تيرگي روابط، افت شخصيتي، خستگي بي حاصل و سقوط معنوي-، مي تواند آدمي را در ترك اين كار ياري رساند.

 ۷) پرسشگري منفي
كاركردهاي اصلي «پرسش» به عنوان مهارتي اجتماعي، بسيار فراوان و گوناگون است، از آن جمله است: كسب اطلا عات (به عنوان مهمترين كاركرد); سنجش ميزان دانش پاسخ دهنده; تشخيص مشكلا ت طرف مقابل; تعيين نگرش ها، احساسات و عقايد وي; ابراز علا قه به مخاطب; تشويق تفكر انتقادي و ارزيابي; تشويق به مشاركت بيشتر در بحث; و انتقاد و بازخواست. در كنار اين عناصر، گاه پرسش هايي نادرست، غيرمفيد يا به انگيزه هاي ناسالم مطرح مي شود كه فرآيند ارتباط را نيز، دشوار مي سازد، از اين روي، در آموزه هاي ديني، نكوهش شده است. برخي از اين گونه پرسش ها عبارت است از:
▪ پرسش از مسائلي كه هيچ گونه سود قابل توجهي ندارد و تنها موجب اتلا ف وقت و انرژي افراد است.
▪ واكاوي آنچه دانستن آن، زيانبار است; (مانند اصرار بيمار براي آگاهي از بيماري درمان ناپذير خود، سوال از آلودگي هاي افراد، اطلا عات سري...).
 ▪ تجسس در امور شخصي ديگران.
▪ پرسش تمسخرآميز.
 ▪ پرسش به هدف خودنمايي، فضل فروشي يا تخريب شخصيت و اعتبار مخاطب.
▪ بهانه تراشي و ماجراجويي با سوالا ت بيجا.
● آسيب شناسي سخن
سخن، از ديد كمي و كيفي، پيوسته در معرض آفات و آسيب هاي گوناگوني است كه به خاطر تاثيرات منفي بر شخصيت، روان و اعتبار اجتماعي گوينده يا مخاطب، بي ارزش و گاه ضدارزش مي شود و ناپايداري ارتباط كلا مي سازنده را نيز، موجب مي گردد.

روزنامه مردم سالاري


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۷:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۷

برقراري ارتباط چندان هم سخت نيست !

وقتي كه لغات " برقراري روابط گسترده " به گوشتان مي خورد ، به ياد چه مي افتيد ؟ مطمئنم كه خيلي از شما مضطرب و نگران مي شويد و صحنه اي را مجسم مي كنيد كه در آن شما ميان خيل انبوه شركت كنندگان در يك كنفرانس گير افتاده ايد و سعي مي كنيد كسب و كارتان را معرفي و كارت ها و بروشورهاي تبليغاتي را توزيع كنيد . علاوه بر اينها ته دلتان هم اميد چنداني نداريد كه اين روش مؤثر باشد . اما همه ما مي دانيم كه اين ارتباطات كه مي توانند به معرفي و شناساندن كسب و كار شما منتهي شوند ، چقدر ارزشمندند . البته لازم به ذكرست كه من هم از تصور وضعيتي كه گفتيم مي ترسم ! اما به واقع اين طور نيست چرا كه اگر ياد بگيريم قوي و مؤثر ظاهر شويم ، خواهيم توانست ايده هاي جديد و كسب و كار خود را به همه عرضه كنيم و در عين حال از ايده هاي بديع و نوي ديگران هم استفاده كنيم . خود من دوست دارم در قالب يك گروه كوچك فعاليت كنم . به عقيده من راهبري يك گروه كوچك ساده تر است چرا كه مي توانم تك تك افراد را بشناسم . گام بعدي اينست كه به سراغ يك همكار برويد و از او بخواهيد كساني را كه مي شناسد و مي داند كه توانا هستند را به شما معرفي كند . بدين ترتيب شما با يك دوست كارتان را شروع كرده ايد و همين دوست هم دوستان خود را به شما معرفي مي كند و به اين ترتيب برقراري ارتباطات شما از همين جا شروع شده است . يكي ديگر از ترفندهاي مؤثر اينست كه با گروهي شروع كنيد كه قبلاً با آنها كار كرده ايد .

▪ در ابتدا از كساني دعوت كنيد كه آنها را مي شناسيد . سپس از همان ها بخواهيد كه اشخاص ديگري را جذب كنند . به اين ترتيب تعداد نفرات گروه افزايش مي يابد با اين وضعيت شما مي توانيد هر روز با گروهي از دوستانتان صحبت كنيد ، درباره اوضاع اقتصادي روز بحث كنيد و اطلاعات يكديگر را در مورد كسب و كار به روز كنيد و عقايد و ايده هايتان را در اختيار يكديگر بگذاريد . اين كار براي همه شما خوشايند است چرا كه همه با يكديگر دوست هستند . ‏

▪ دوم اين كه عمق روابط شما از گستره آن مهمتر است . يعني اين كه وقتي كارت ويزيت كسي در دفترچه شماست به اين معني نيست كه او در شبكه ارتباطات شما قرار دارد . اگر شما با كسي روابط مشخص و عميق نداشته باشيد ، به راحتي نمي توانيد از او درخواست كمك كنيد . بناي يك رابطه عميق و مؤثر زمان مي برد و به آساني ميسر نيست . به خاطر داشته باشيد كه گروه شما مؤثر است چون همه شما با يكديگر دوست هستيد . اين كليد روابط كارآمد است . بايد روابطي برقرار كنيد كه از يك كارت ويزيت فراتر روند و طرف شما به دوستتان تبديل شود تا هر گاه كه بخواهيد به درخواست كمك شما پاسخ مثبت دهد . در آخر بايد گفت كه اگر مي خواهيد شبكه روابط شما گسترده ، عميق و مؤثر باشد ، بايد به ارتقاي روابط ديگران كمك كنيد . گاهي اوقات اشخاصي به شما تلفن مي كنند و تقاضا دارند كه آنها را در كارشان ياري دهيد . اگر مي توانيد حتماً به آنها كمك كنيد و اگر نمي توانيد به يكي از اعضاي شبكه تان ارجاعشان دهيد . با اين روش ديگران هم به گسترش ارتباطات شما كمك مي‌كنند اين يعني كه شما براي گسترش ارتباطات و برقراري روابط جديد ، گزينه هاي زيادي در اختيار داريد . ‏

پيدا كردن افرادي كه بتوانند به شما كمك كنند ، چندان سخت نيست . عده اي هستند كه انگار همه را مي شناسند . كافيست با آنها آشنا شويد و به شبكه خود وارد كنيد تا به شما كمك كنند . برقراري ارتباط مي تواند آسان باشد و وجود كارت هاي ويزيت و بروشور هميشه هم لازم نيست . فقط آرامش داشته به اعصاب خود مسلط باشيد . سعي كنيد دوستان زيادي پيدا كنيد و به اين ترتيب شاهد رشد اين شبكه باشيد .


‏By : Eric Farry‏
مترجم : آذين صحابي ‏


روزنامه تفاهم


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۷:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۶

ديده شدن آدم‌ها در زندگي اجتماعي كليد طلايي ارتباط


در روز اول سال تحصيلي خانم تامپسون معلم كلاس پنجم دبستان وارد كلاس شد و پس از صحبت هاي اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت كه همه آنها را به يك اندازه دوست دارد و فرقي بين آنها قائل نيست. البته او دروغ مي گفت و چنين چيزي امكان نداشت. مخصوصا اين كه پسر كوچكي در رديف جلوي كلاس روي صندلي لم داده بود به نام «تدي استودارد» كه خانم تامپسون چندان دل خوشي از او نداشت. تدي سال قبل نيز دانش آموز همين كلاس بود. هميشه لباس هاي كثيف به تن داشت، با بچه هاي ديگر نمي جوشيد و به درسش هم نمي رسيد. او واقعا دانش آموز نامرتبي بود و خانم تامپسون ازدست او بسيار ناراضي بود و سرانجام هم به او نمره قبولي نداد و او را رفوزه كرد. امسال كه تدي دوباره در كلاس پنجم حضور مي يافت، خانم تامپسون تصميم گرفت به پرونده تحصيلي سال هاي قبل او نظري بيندازد تا شايد به علت درس نخواندن او پي ببرد و بتواند كمكش كند.

معلم كلاس اول تدي در پرونده اش نوشته بود: «تدي دانش آموز باهوش، شاد و بااستعدادي است. تكاليفش را خيلي خوب انجام مي دهد و رفتار خوبي دارد. رضايت كامل» معلم كلاس دوم در پرونده اش نوشته بود: «تدي دانش آموز فوق العاده اي است. همكلاسي هايش دوستش دارند ولي او به خاطر بيماري لاعلاج مادرش كه در خانه بستري است دچار مشكل روحي است.» معلم كلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: «مرگ مادر براي تدي بسيار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براي درس خواندن مي كند ولي پدرش به درس و مشق اش علاقه اي ندارد. اگر شرايط محيطي او در خانه تغيير نكند او به زودي با مشكل روبه رو خواهد شد.»

معلم كلاس چهارم تدي در پرونده اش نوشته بود: «تدي درس خواندن را رها كرده و علاقه اي به مدرسه نشان نمي دهد. دوستان زيادي ندارد و گاهي در كلاس خوابش مي برد.»
 خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاي تدي به مشكل او پي برد و از اينكه دير به فكر افتاده بود خود را نكوهش كرد. تصادفا فرداي آن روز، روز معلم بود و همه دانش آموزان هدايايي براي او آوردند.
هداياي بچه ها همه در كاغذ كادوهاي زيبا و نوارهاي رنگارنگ پيچيده شده بود، به جز هديه تدي كه داخل يك كاغذ معمولي و به شكل نامناسبي بسته بندي شده بود. خانم تامپسون هديه ها را سركلاس باز كرد. وقتي بسته تدي را باز كرد يك دستبند كهنه كه چند نگين اش افتاده بود و يك شيشه عطر كه سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود.

اين امر باعث خنده بچه هاي كلاس شد اما خانم تامپسون فورا خنده بچه ها را قطع كرد و شروع به تعريف از زيبايي دستبند كرد. سپس آن را همانجا به دست كرد و مقداري از آن عطر را نيز به خود زد. تدي آن روز بعد از تمام شدن مدرسه مدتي بيرون مدرسه صبر كرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: «خانم تامپسون، شما امروز بوي مادرم را مي داديد.» خانم تامپسون، بعد از خداحافظي از تدي، داخل ماشين رفت و براي مدتي طولاني گريه كرد. از آن روز به بعد، او آدم ديگري شد و در كنار تدريس خواندن،نوشتن، رياضيات و علوم به آموزش «زندگي» و «عشق به همنوع» به بچه ها پرداخت و البته توجه ويژه اي نيز به تدي مي كرد.

پس از مدتي، ذهن تدي دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بيشتر تشويق مي كرد، او هم سريع تر پاسخ مي داد. به سرعت او يكي از باهوش ترين بچه هاي كلاس شد و خانم تامپسون با وجودي كه به دروغ گفته بود كه همه را به يك اندازه دوست دارد، اما حالا تدي دانش آموز محبوبش شده بود. يك سال بعد، خانم تامپسون يادداشتي از تدي دريافت كرد كه در آن نوشته بود شما بهترين معلمي هستيد كه من در عمرم داشته ام شش سال بعد، يادداشت ديگري از تدي به خام تامپسون رسيد. او نوشته بود كه دبيرستانش را تمام كرده و شاگرد سوم شده است و باز هم افزوده بود كه شما همچنان بهترين معلمي هستيد كه در تمام عمرم داشته ام چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه ديگري دريافت كرد كه در آن تدي نوشته بود با وجودي كه روزگار سختي داشته است اما دانشكده را رها نكرده و به زودي از دانشگاه با رتبه عالي فارغ التحصيل مي شود. باز هم تاكيد كرده بود كه خانم تامپسون بهترين معلم دوران زندگيش بوده است. چهار سال ديگر هم گذشت و باز نامه اي ديگر رسيد.

اين بار تدي توضيح داده بود كه پس از دريافت ليسانس تصميم گرفته به تحصيل ادامه دهد و اين كار را كرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوب ترين و بهترين معلم دوران عمرش خطاب كرده بود. اما اين بار، نام تدي در پايان نامه كمي طولاني تر شده بود: دكتر تئودور استودارد. ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه ديگري رسيد. تدي دراين نامه گفته بود كه با دختري آشنا شده و مي خواهند با هم ازدواج كنند. او توضيح داده بود كه پدرش چند سال پيش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش كرده بود اگر موافقت كند در مراسم عروسي در كليسا، در محلي كه معمولا براي نشستن مادر داماد در نظر گرفته مي شود، بنشيند. خانم تامپسون بدون معطلي پذيرفت و حدس بزنيد چكار كرد؟ او دستبند مادر تدي را با همان جاهاي خالي نگين ها به دست كرد و علاوه بر آن، يك شيشه از همان عطري كه تدي برايش آورده بود خريد و روز عروسي به خودش زد. تدي وقتي در كليسا خانم تامپسون را ديد دست او را به گرمي هر چه تمامتر فشرد و در گوشش گفت: خانم تامپسون از اين كه به من اعتماد كرديد از شما متشكرم. به خاطر اين كه باعث شديد من احساس كنم كه آدم مهمي هستم از شما متشكرم و از همه بالاتر به خاطر اين كه به من نشان داديد كه مي توانم تغيير كنم از شما متشكرم. خانم تامپسون كه اشك در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: «تدي، تو اشتباه مي كني، اين تو بودي كه به من آموختي كه مي توانم تغيير كنم. من قبل از آن روزي كه تو بيرون مدرسه با من صحبت كردي. بلد نبودم چگونه تدريس كنم.»

بد نيست بدانيد كه تدي استودارد هم اكنون در دانشگاه آيوا استاد برجسته پزشكي است و بخش سرطان دانشكده پزشكي دانشگاه نيز به نام او نامگذاري شده است. همين امروز گرمابخش قلب يك نفر شويد... وجود فرشته ها را باور داشته باشيد و مطمئن باشيد كه محبت شما به خودتان باز خواهد گشت.

روزنامه مردم سالاري


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۷:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۵

۶فن براي برقراري ارتباط صحيح

▪ قانون ارتباطي ۱:
به يك موضوع بپردازيد متخصصين آموزش مهارت‌هاي كلامي به اين قانون بهاي فراوان مي‌دهند. به اعتقاد آنها موضوع جاري به اندازه كافي دشوار هست كه به آن رسيدگي كنيم در اين شرايط نبايد با طرح مسائل مربوط به گذشته‌هاي دور بر حساسيت‌ها بيفزائيم.
▪ قانون ارتباطي ۲:
رنجش‌هاي كهنه را از نو زنده نكنيد. مسائلي كه قبلا شما را رنجانده است و به اندازه كافي در مورد آن مشاجره داشته‌ايد را مجددا مطرح نكنيد. رجوع به گذشته براي يافتن شاهد هميشه در زندگي‌هاي مشترك ايجاد اشكال نموده است و باعث تيرگي روابط مي‌گردد.
 ▪ قانون ارتباطي ۳:
از موضوع خارج نشويد. سعي كنيد به هنگام به وجود آمدن مشكل به طرح اصل مسئله بپردازيد و از پرداختن به مسائل حاشيه‌اي خودداري فرمائيد، وقتي با همسرتان درباره ي موضوعات بي‌تناسب و بي‌مورد بحث مي‌كنيد، بدانيد كه از موضوع اصلي منحرف شده‌ايد و از يكديگر دلخور و ناراحت هستيد. در چنين شرايطي بهتر است در حال آرامش قرار بگيريد و كاملا آرام مشكل را مطرح و ضمن قضاوت و صحبت كردن صادقانه وي را به حل مشكل دعوت نماييد.
 ▪ قانون ارتباطي ۴:
از برچسب زدن و ناسزا گفتن خودداري نمائيد. هر وقت كه ناسزا مي‌گوييد از منطق فاصله مي‌گيريد. درست‌انديشي حتي در شرايط عادي هم ‌دشوار است و زماني كه شما حتي احساساتتان را نتوانيد كنترل كنيد بر مشكلات خود مي‌افزاييد.
▪ قانون ارتباطي ۵:
از طرح شكايات انباشته شده خودداري كنيد. همه ما شكايات را روي هم انباشته مي‌كنيم، هر چند ممكن است به ظاهر از آن مطلع نباشيم، اما از ما مي‌خواهند كه مودب باشيم، احترام بگذاريم و ملاحظه ديگران را بكنيم.
 ▪ قانون ارتباطي ۶:
در واقع مودب بودن، احترام گذاشتن و ملاحظه ي ديگران را كردن قانون بعدي است كه متخصصين آموزش‌هاي ارتباطي اغلب آن را متذكر مي‌شوند، اما مودب بودن، احترام گذاشتن و رعايت ديگران را كردن، سركوب و فرونشاني شكايات است و سركوب شكايات نيز به معناي انباشت كردن آنها است تا روزي كه از خشم همه آنها را يك‌جا بيرون نريزيم. لذا پيشنهاد مي‌كنيم به جاي اينكه شكايت انباشته شده خود را يكجا تخليه كنيد از اين شكايات به عنوان يك راهنما براي حل گرفتاري‌هايتان استفاده كنيد.
 در كل بايد گفت برقراري ارتباط عامل تعيين كننده در زندگي ماست. اگر درست شكل بگيرد به اجتناب از موقعيت‌هاي استرس‌زا كمك كرده و به حل بسياري از مسايل زندگي منجر مي‌شود. طرز برقرار ارتباط با ديگران و واكنش آنها ريشه در حرمت نفس داشته، و متقابلا بر آن اثر مي‌گذارد.
 ارتباط موثر، صادقانه و متناسب با موقعيت است. شخص در پي اين ارتباط اجتماعي احساس عزت نفس مي‌كند و با ديگران و با موقعيت‌هاي استرس‌زا راحت تر كنار مي‌آيد. در اين ارتباط قاطعيت مطرح است و معنا و مفهومش اين است كه به انتخاب خود آزادانه حرف‌ مي‌زنيد، ولي ارتباط غير موثر عمدتا با سرزنش خود شخص، افكار، حمله، كاهش عزت نفس همراه است افراد در برخوردهاي اجتماعيشان ممكن است چند جور واكنش نشان دهند (بنسون، استوارات) گاهي واكنش‌ها پرخاشگرانه است، اين طرز برخورد به اين معناست كه «من مهم هستم ولي تو مهم نيستي» گاهي واكنش‌ها انفعالي است، اين طرز برخورد به اين معناست كه «تو مهم هستي ولي من مهم نيستم» چنانچه واكنش قاطعانه باشد به هر دو توجه مي‌شود، آشكارا، صادقانه و به جا هستند «من مهم هستم تو هم مهم هستي».
 ارتباط موثر، يعني آنچه را كه مي‌خواهيد و نمي‌خواهيد مطرح سازيد تعريف و تحسين‌ها را بپذيريد و بدانيد چه موقع آري و چه موقع نه بگوييد، ارتباط موثر، يعني احساسات خود را به تناسب مطرح كنيد. به راه حل پيروزي طرفين بينديشيد، حرف خود را بزنيد، مشخص باشيد، خواسته‌هاي خود را بشناسيد. نبايد انتظار داشته باشيد كه ديگران نيازها و خواسته‌هاي شما را بدانند. برخورد همدلانه داشته باشيد.
برخورد همدلانه مي‌تواند اضطراب و افسردگي را تخفيف دهد و مهارت‌هاي ارتباطي را بهبود بخشد. با خود مهربان باشيد تنها در اين صورت مي‌توانيد به ديگران محبت كنيد. متخصصين مهارت‌هاي ارتباطي معتقدند جهت هر چه بهتر شدن ارتباطات گوينده و شنونده بايد اصولي را رعايت كنند.
اصولي كه گوينده بايد به آنها توجه داشته باشد :
 ▪ خلاصه حرف بزنيد.
 ▪ صريح و موجز حرف بزنيد.
 ▪ از توهين، تهمت و سرزنش بپرهيزيد.
 ▪ از زدن برچسب‌هايي مانند، خودخواه، بي‌‌ملاحظه، بدجنس، خودداري كنيد.
▪ از مطلق‌گويي و استفاده از كلماتي مانند هرگز يا هميشه خودداري نمايند.
 ▪ ذهن خواني نكنيد.
 ▪ در جاهايي كه لازم است از ضمير ما استفاده كنيد ضمير من را بكار نبريد. اصولي كه شنونده بايد رعايت كند.
 ▪ زمينه‌هاي توافق را پيدا كنيد.
 ▪ مضامين منفي صحبت‌هاي همسرتان را ناشنيده بگيريد.
 ▪ از خود سوال كنيد.
 ▪ مطمئن شويد كه منظور همسرتان را درك كرده‌ايد.
 ▪ طوري صحبت كنيد كه همسرتان منظور شما را كاملا درك كند.
 ▪ از عذرخواهي كردن نهراسيد.
 ▪ شكايت‌ها را به پرس وجو تبديل كنيد.
 ▪ به گونه‌اي با همسر خود صحبت كنيد كه احساس كند، حامي و تكيه گاه او هستيد.
 همانطور كه قبلا ذكر شد نحوه برخورد زنان و مردان با فشارهاي عصبي متفاوت است در اين شرايط مردان بيشتر سكوت مي‌كنند و در خود فرو مي‌روند، ولي زنان بيشتر روابط همدلانه را جستجو مي‌كنند و مي‌خواهند براي كسي ساعت‌ها حرف بزنند.
اغلب زنان در شرايطي كه مرد در حالت استرس و مشكلات روحي به سر مي‌برد مي‌خواهند كاملا از موضوع سر در بياورند و به نوعي مرد را راهنمايي كنند. به خانم‌ها توصيه مي‌شود در شرايطي كه همسرشان درخواست كمك نكرده اصرار به راهنمايي نداشته باشيد. رفتارهاي مادرانه همسر براي مرد خوشايند نيست در بسياري از مواقع زنان با راهنمايي يا خواسته و يا انتقاد از مرد موجب رنجش او مي‌شوند. در مواقعي كه زن مي‌خواهد از شوهرش انتقاد كند و يا دلخوري خود را با او مطرح سازد بهتر است اصولي را كه در مبحث زير آمده، رعايت كند.
 بعد از اتمام مباحث مربوط به قانون هاي ارتباطي ، در مقاله ي بعد به بررسي بحث " روش مناسب انتقاد كردن از مردان و زنان " خواهيم پرداخت .

http://vista.ir/article/350431/۶فن-براي-برقراري-ارتباط-صحيح


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۷:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

در تجربيات دو دهه مشاوره من به مديران اجرايي براي ارائه سخنراني‌هاي عمومي، به ندرت به كساني برخورد كرده ام كه تمايل داشته باشند وقت و انرژي لازم را براي انجام كارهايي كه جهت‌ايراد يك سخنراني بزرگ و فوق‌العاده ضروري است، صرف كنند.

رضايت سخنرانان به يك سخنراني متوسط‌، ريشه اصلي كثرت سخنراني‌هاي بد است. سخنرانان اصلا به كيفيت جايگاه سخنراني اهميت نمي‌دهند و ‌ايراد سخنراني در يك جايگاه با كيفيت پايين، آنها را راضي مي‌كند.
چه كاري براي بهبود كيفيت نامطلوب سخنراني‌هاي مديران بايد انجام داد؟ من 3 مرحله سريع پيشنهاد مي‌دهم كه مديران از همين الان مي‌توانند در پيش بگيرند تا كيفيت سخنراني بعديشان را بالا ببرند. مراحل سه گانه از نظر مفهومي ‌پيچيده ولي از نظر اجرا نسبتا آسان است.
مرحله اول: مخاطبان خود را در دسته‌هاي مختلف قرار داده و سازماندهي كنيد.
ذهن ناخودآگاه ما به طور مداوم چهار منطقه مختلف از فضاي بين ما و ديگران را به دقت رصد مي‌كند. ما‌اين رادار ناخودآگاه و به طور ناباورانه‌اي ماهر را تقويت كرده‌ايم تا ما را براي ارائه سخنراني‌هاي عمومي‌هدايت كند. فاصله 12 قدم يا بيشتر با مخاطبان، فضاي عمومي‌ (اصطلاحا فضاي غيرصميمانه) محسوب مي‌شود و ما معمولا اهميت زيادي به كساني كه فاصله‌اي بيشتر از12 قدم با ما دارند نمي‌دهيم.
فاصله بين 12 قدمي‌تا 4 قدمي ‌فضاي اجتماعي خوانده مي‌شود. ما توجه نسبتا بيشتري به افراد ‌اين منطقه داريم، گاهي به آنها نگاه مي‌كنيم ولي مخاطب اصلي خود به حساب نمي‌آوريم. فاصله 4 قدمي ‌تا 5/1 قدمي‌فضاي خصوصي به حساب مي‌آيد و ما توجه خيلي بيشتري به افراد‌ اين فضا داريم و در حقيقت، مي‌خواهيم تماس چشمي‌مان را با يكي از افراد ‌اين منطقه به طور مداوم حفظ كنيم. از لحاظ رواني آن شخص به اندازه‌اي به ما نزديك است كه تشويق به متمركز ماندنمان بكند. بالاخره‌، فاصله 5/1 قدمي‌تا صفر قدمي‌فضاي صميمانه و محرمانه ناميده مي‌شود و تنها كساني به‌ اين منطقه راه دارند كه ما اطمينان زيادي به آنها داريم مانند همسر، اعضاي خانواده و دوستان نزديك.الزامات يك سخنراني عمومي‌ چيست؟ پشت جايگاه سخنراني ‌ايستادن به ‌اين معناست كه شما مي‌خواهيد فاصله بيشتر از 12 قدم را با افراد حفظ كنيد و ‌اين نشان‌دهنده آن است كه شما به طور ناخودآگاه تمايلي براي ارتباط برقرار كردن با ديگران نداريد. بنابراين يكي از راه‌هاي بالا بردن كيفيت سخنراني شما‌ اين است كه رابطه خودتان را با مخاطبانتان با پايين آمدن از جايگاه سخنراني و وارد شدن به جمع افرادي منتخب از منطقه خصوصي گرم‌تر و نزديك‌تر نماييد.
به لطف مانيتورهاي نصب شده در چند نقطه سالن سخنراني، وقتي شما از جايگاه پايين مي‌آييد رشته كار از دستتان در نمي‌رود، بلكه ‌اين كار به ارائه بهتر سخنراني كمك مي‌كند؛ بنابراين مي‌توانيد به راحتي در حين‌اينكه راه مي‌رويد به سخنراني‌تان ادامه دهيد. وقتي مي‌خواهيد مطلب مهمي ‌را بيان كنيد به طرف مخاطبان منتخب خود حركت كنيد و وقتي مي‌خواهيد تنفس اعلام كرده يا موضوع را عوض كنيد، از آنها دور شويد. اين طبقه‌بندي يك راه ساده و آسان براي‌ايجاد و توسعه ارتباط با مخاطبان است بدون ‌اينكه نيازي به بلند كردن صدايتان باشد.
مرحله دوم: به مستمعان گوش كنيد.
تمام ارتباطات موفق، دوطرفه هستند و گوش كردن به مستمعان يك روش بسيار خوب براي افزايش كاريزماي شما است.‌ اين امر باعث خواهد شد كه مستمعان در حالي كه تمام توجه شان به شما است روي صندلي‌هايشان ميخكوب شوند.
حال سوال ‌اينجا است كه چگونه بايد به مستمعان گوش كرد؟ بهترين راه‌اين است كه وقفه‌هاي منظم در سخنرانيتان، براي در دست گرفتن نبض مستمعان حداقل هر بيست دقيقه و ترجيحا هر ده دقيقه داشته باشيد. از مخاطبان بپرسيد آيا آنها سوالي يا نظري دارند يا مي‌خواهند تجربيات خودشان يا اطرافيانشان را در مورد موضوع بحث با شما در ميان بگذارند؟
مي‌توانيد پرسش و پاسخ را به آخر سخنراني موكول كنيد اما تاثير آن كاهش مي‌يابد، زيرا ممكن است مخاطبان سوالي را كه 10 دقيقه پيش داشتند فراموش كنند.
در عين حال مهم‌ترين نكته آن است كه وقتي چيزي را از مخاطب مي‌پرسيد، بايد منتظر پاسخ آن بمانيد. اگر صرفا به‌اين خاطر كه استرس زيادي داريد فقط يك يا دو ثانيه صبر كنيد و با ‌اين تصور كه كسي چيزي ندارد بگويد بلافاصله سخنان خود را ادامه دهيد، ‌اين موضوع را به مخاطب القا كرده‌ايد كه دوست داريد متكلم الوحده باشيد، زيرا طي يك سخنراني‌اين سخنران است كه قانون وضع مي‌كند.
نكته مهم ديگر ‌اينكه وقتي به مخاطب گوش مي‌كنيد بايد با تمام وجود ‌اين كار را انجام دهيد. يعني‌اينكه هر كار فيزيكي كه انجام مي‌داديد را متوقف كنيد، به طور كامل به طرف سوال‌كننده برگرديد و تمام حواستان به او باشد.
اين كار به طور شگفت‌آوري براي سخنرانان پرمشغله سخت است، اما براي ‌اينكه نشان دهيد با تمام وجود به مخاطب خود اهميت مي‌دهيد، بسيار ضروري است. بسياري از سخنرانان، سوال مخاطب را قبل از پايان متوجه مي‌شوند و شروع به جواب دادن مي‌كنند؛ ‌اين كار اصلا حرفه‌اي نيست و به‌ اين معني است كه شما براي مخاطب خود ارزش قائل نيستيد و سخنان او را لايق شنيدن نمي‌دانيد.
مرحله سوم: قبل از سخنراني تقريبا براي 3 دقيقه روي احساسات خود تمركز كنيد.
بسياري از مديران اجرايي اشتباها فكر مي‌كنند كه مديريت يعني احساساتي نبودن. ‌اين يك اشتباه بسيار بزرگ است. مديران موفق و پر جذبه‌اي مانند استيو جابز يا شخصيت سياسي محبوبتان را در ذهن خود مجسم كنيد. ابراز احساسات مردم به ‌اين افراد به خاطر اشتياق و علاقه زياد به موضوع بحث آنها، استدلالات آنها يا محصول توليد شده توسط آنها مي‌باشد. جذابيت و كاريزما، بر خاسته از تمركز روي احساسات مسري و قدرتمند مانند لذت، اشتياق و خشم است. بنابراين، چند لحظه قبل از ‌اينكه براي سخنراني روي صحنه برويد با تمام وجود، ‌اين احساسات را در خودتان بيدار كنيد و به آنها اجازه جولان بدهيد. اگر‌ اين كار را تمرين كنيد با جذابيت و انرژي بالا روي صحنه حاضر خواهيد شد و مردم در شما غرق خواهند شد.
چگونه بايد تمركز كرد؟ ابتدا احساساتتان را شناسايي كنيد و به زماني فكر كنيد كه ‌اين احساس را تجربه كرده‌ايد آن زمان را دوباره با تمام وجود براي چند دقيقه درست قبل از سخنراني با به‌ كارگيري تمام حواس پنجگانه در ذهنتان مجسم كنيد. تجربه چه مزه‌اي مي‌داد؟ چه بويي مي‌داد؟ چه صدايي داشت؟ چه كالايي بود و چه شكلي داشت؟ اين صفوف احساسات را يكي پس از ديگري تجربه كنيد. خودتان را در آن زمان خاص مجسم كنيد و احساسات را وارد زندگي كنيد. سپس به صحنه برويد و مطمئن باشيد كه همه را به شدت تحت تاثير قرار خواهيد داد. اين 3 ميانبر را تمرين كنيد تا شاهد موفقيت و ارتقايتان روي صحنه و داشتن ارتباطات وسيع‌تر در جامعه باشيد.


منبع: Harvard Business Review


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۷:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

بيشتر سخنراني‌ها به علت اينكه سخنرانان خودشان را در دو زمينه به اندازه كافي آماده نمي‌كنند، بسيار بد ارائه مي‌شوند. اين دو خطاي كلاسيك به اندازه اي مهم هستند كه مي‌توان از آنها، دو قاعده اساسي براي ارائه يك سخنراني موفق استخراج كرد.
قاعده اول: مخاطبانتان را بشناسيد
سخنراني‌ها براي مخاطبان آماده مي‌شوند نه براي خود سخنرانان. بنابراين قبل از اينكه مطلبي بنويسيد يا اسلايدي آماده كنيد، بايد مخاطبانتان را كاملا مد نظر بگيريد.
بنابراين چند سوال را كه خيلي بديهي به نظر مي‌آيند، ولي احتمال فراموشي آنها خيلي زياد است از خودتان بپرسيد، مانند من چه موقع از روز قرار است سخنراني كنم؟ تعداد مخاطبان چند نفر خواهد بود؟ آيا آنها به تازگي غذا خورده‌‌اند يا بي‌صبرانه منتظر خوردن آن هستند؟ آيا آنها در چند سخنراني قبل از سخنراني من شركت كرده‌اند، يا اينكه سخنراني من تنها سخنراني خواهد بود؟ پاسخ هر يك از اين سوالات بايد در مدت، شيوه و محتواي سخنراني شما تاثير داشته باشد.
مردم در ساعات اوليه روز انرژي و كشش زيادي براي شنيدن موضوعات پيچيده دارند؛ اما در طول روز انرژي آنها كم كم تحليل مي‌رود و آنها ديگر تمايلي براي قبول ايده‌هاي تازه ندارند. اگر تعداد مخاطبان يك سخنراني زياد باشد نياز به تزريق انرژي از سوي سخنران بسيار بيشتر خواهد بود؛ چراكه گروه‌هاي بزرگ‌تر، بيشتر راغب اين هستند كه بخندند نه اينكه گريه كنند. بدترين گروه مخاطب از ديدگاه يك سخنران، گروهي خسته و تازه غذا خورده است. براي اين نوع مخاطبان، بايد قانون سخنراني بعد از شام پرزيدنت ريگان را به كار برد. بر اساس اين قانون، مدت سخنراني 12 دقيقه تعريف شده و شما بايد تعدادي جوك تعريف كرده و قبل از اينكه مخاطبانتان به‌پا خيزند به سخنراني خود خاتمه دهيد.
اما چند نكته قابل تامل وجود دارد كه بايد درباره مخاطبانتان بدانيد: آنها از چه چيزي هراس دارند؟ روياهاي آنها چيست؟ دوست دارند چه نتيجه اي بگيرند و اينكه تازه‌ترين عاملي كه باعث جلب علاقه يا بي علاقگي آنها شده، چه چيزي بوده است؟ فقط زماني، شما قادر خواهيد بود يك سخنراني موفق براي مخاطبانتان طراحي و آماده كنيد كه كاملا از موقعيت احساسي آنها آگاهي داشته باشيد. اعتقاد داشتن به اينكه يك سخنراني مي‌تواند براي همه گروه‌ها مناسب باشد، براي بسياري از سخنرانان مشكل‌ساز شده است. بسياري از مديران را ديده‌ام كه در مورد موقعيت مالي شركتشان براي گروه‌هاي مختلفي اعم از سرمايه‌گذاران، كارمندان و عامه مردم به يك نحو توضيح مي‌دهند.

قاعده دوم:
به آنها يك مطلب را بگوييد؛ فقط يك مطلب
اين قاعده يك قاعده مشكل براي بسياري از سخنرانان به حساب مي‌آيد، اما به كار بردن آن بسيار ضروري است. تاثير سخنراني‌هاي شفاهي بسيار پايين است. ما وقتي در جايگاه مخاطبان قرار مي‌گيريم بسياري از چيزهايي را كه شنيده‌ايم نمي‌توانيم به سادگي به خاطر بياوريم. ما به آساني دچار حواس پرتي و سردرگمي شده و خيلي راحت گول مي‌خوريم. چيزهاي مختلفي مانند رنگ كراوات سخنران، يا فردي كه در رديف جلو نشسته يا مشغله‌هاي ذهني خودمان مي‌تواند حواس ما را از سخنراني پرت كند. به عبارت دقيق تر، با اينكه در محل سخنراني حاضر هستيم، ولي فكر ما ممكن است با موضوعات مختلفي درگير باشد و بخشي از سخنراني را از دست بدهيم.
بنابراين شما مجبور هستيد كه متن سخنراني‌تان را ساده‌تر تنظيم كنيد. بسياري از مطالعات بيانگر اين نكته است كه ما درصد بسيار كمي در حدود 10 تا 30 درصد از آنچه را كه مي‌شنويم به خاطر مي‌سپاريم.
اما هنگامي كه يك سخنران در مقابل مخاطبان قرار مي‌گيرد، مقاومت كردن در برابر وسوسه انتقال معلوماتش به مخاطبان بسيار سخت خواهد بود. به علاوه بسياري از سخنرانان در اولين فرصتي كه به دست مي‌آورند مخاطبانشان را با مطالب و اطلاعاتشان به توپ مي‌بندند. متاسفانه ما فقط مي‌توانيم 4 يا 5 ايده را در يك زمان به خاطر بسپاريم، بنابراين به محض اينكه شما فهرستي بيش از 5 گزينه به من ارائه بدهيد، من شروع به فراموشي هر آنچه كه مي‌شنوم خواهم كرد.
در برابر اين حقيقت تلخ و نااميدكننده فقط يك راه‌حل دفاعي وجود دارد: سخنراني خود را حول يك ايده مشخص متمركز كنيد. جسارت داشته باشيد و آن ايده را در يك جمله خبري بنويسيد و به صدر سخنراني خود الصاق كنيد. سپس همه اطلاعات اضافي را كه در راستاي اين ايده نيست حذف كنيد، هر چند كه فكر مي‌كنيد اين اطلاعات به زيباتر شدن سخنراني شما كمك خواهد كرد.
از اين دو قاعده پيروي كنيد؛ در آن صورت خواهيد ديد كه مخاطبان، سخنراني‌هاي شما را هميشه به خاطر خواهند داشت يا حتي براساس آن عمل خواهند كرد. در خاتمه به خاطر داشته باشيد كه تنها دليل ارائه يك سخنراني ايجاد يك تحول است.

منبع:Harvard Business Review

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۷:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

هر مديري بايد قادر به انجام مصاحبه‌هاي موثر و كارآمد باشد. تعداد بسيار اندكي، در حد صفر، به روشي غير از مصاحبه استخدام مي‌شوند. اين روش، يگانه ابزار مورد استفاده گسترده براي غربال به اين معني كه نتيجه مصاحبه با متقاضيان بيش از ارزش واقعي آن در تصميم‌‌گيري راجع به استخدام يا عدم استخدام آنها موثر انگاشته مي‌شود.   مهارت‌هاي مصاحبه‌گري موثر و كارآمد تنها به درد استخدام‌كنندگان افراد جديد در يك موسسه، يا افراد مشغول به كار در واحد منابع انساني سازمان‌ها نمي‌خورد، بلكه هر مديري در فرآيند استخدام افراد جديد براي واحد متبوعه خود درگير است. بنابراين هر مديري بايد قادر به انجام مصاحبه‌هاي موثر و كارآمد باشد.
شما براي اين كه مصاحبه‌كننده موثر‌تري بشويد مي‌توانيد به چند توصيه عمل كنيد:
نخست قبل از برگزاري جلسه مصاحبه با متقاضي، تقاضانامه و خلاصه سوابق (resume) او را مرور كنيد. همچنين شرح وظايف شغل مورد نظر را مرور سپس دستور كار مصاحبه را تهيه كنيد. به ويژه، از مجموعه پرسش‌هاي استاندارد استفاده كنيد. به اين معني كه بايد از همه متقاضيان يك شغل پرسش‌هاي واحدي بكنيد. پرسش‌هايي را انتخاب كنيد كه نتوان به آنها با واژه ساده «بله» يا «خير» پاسخ داد. همچنين از طرح پرسش‌هاي جهت‌داري كه پاسخ مورد نظر شما را به طرف مقابل القا مي‌كند (نظير «آيا به نظر خودتان داراي مهارت‌هاي تعاملي خوبي هستيد؟») خودداري كنيد و به جاي اينكه بپرسيد «آيا ازدواج كرديد؟» يا «فرزند داريد؟» مي‌توانيد سوال كنيد «آيا به علت خاصي امكان اضافه كار مستمر ماهانه را نداريد؟»
در موقع ملاقات با مصاحبه‌شونده فرض كنيد كه او عصبي و مضطرب است. بنابراين سعي كنيد او را آرام كنيد. خود را معرفي كنيد، رفتاري دوستانه داشته باشيد، مصاحبه را با طرح پرسش‌ها يا اظهارنظر‌هاي ساده‌اي كه مي‌توانند يخ محيط را آب كنند، شروع كنيد. سپس خلاصه‌اي از موضوعات مورد بحث در جلسه مصاحبه و مدت زمان مصاحبه ارائه دهيد و متقاضي را به طرح پرسش‌هايي ترغيب كنيد.
مصاحبه واقعي شامل مجموعه‌اي از پرسش‌هاي دوطرفه و بحث و گفت‌وگو است. پرسش‌هاي آماده شده توسط شما يك نقشه عمومي مسير است كه شما را در جلسه مصاحبه هدايت مي‌كند. اطمينان حاصل كنيد كه پاسخ همه آنها را گرفته‌ايد. پرسش‌هاي تبعي و ثانوي بايد ناشي از پاسخ‌هاي داده شده به پرسش‌هاي استاندارد باشد. اين پرسش‌ها بايد به منظور بررسي دقيق‌تر و عميق‌تر گفته‌هاي متقاضي طرح شوند. چنانچه احساس مي‌كنيد پاسخ متقاضي به پرسش‌هاي استاندارد شما مصنوعي يا ناكافي است، با طرح پرسش‌هاي تبعي و ثانوي براي روشن كردن آنها اقدام كنيد.
نكته مهم اين است كه هرگز قدرت سكوت را در مصاحبه دست كم نگيريد. پس از پايان پاسخ متقاضي به هر پرسش، به مدت چند ثانيه سكوت كنيد.سكوت شما متقاضي را به ادامه گفت‌وگو تشويق مي‌كند.
زماني كه از طريق طرح پرسش‌ها و دريافت پاسخ‌ها و بحث و گفت‌وگو به نتايج مورد نظر خود از مصاحبه دست يافتيد، آن را جمع كرده و به آن پايان دهيد. اجازه دهيد تا متقاضي از طريق عباراتي نظير «بسيار خوب من پاسخ تمام پرسش‌هايم را گرفتم. آيا نكته‌اي در مورد شغل مورد نظر يا سازمان ما وجود دارد كه هنوز براي شما نامشخص مانده باشد؟» متوجه پايان مصاحبه بشود. سپس برنامه بعدي كار را به متقاضي اعلام كنيد.
قبل از اينكه مصاحبه را كامل شده بدانيد و در حالي كه نقطه نظرات متقاضي در ذهنتان ‌تر و تازه است، ارزيابي خود را بنويسيد. پس از رفتن متقاضي يادداشت‌هاي خود را مرور كرده و پاسخ‌هاي متقاضي را مورد ارزيابي قرار دهيد.
«هرب كلهر»، مديرعامل پيشين «سوت وست ايرلاينز»، متوجه نكته‌اي شده است كه از چشم بسياري از مديران ناديده مي‌ماند: بعضي افراد به طور ذاتي دوستانه و شادكام‌تر از ديگران هستند. كلهر به درستي، معتقد است كه آموزش انسان‌ها به ارائه خدمات دوستانه و مودبانه دشوار، اگر نگوييم غير ممكن است. بنابراين شركت سوت وست ايرلاينز متمركز فرآيند استخدامي خود را بر عدم پذيرش كساني كه ذاتا خوشحال و خوشرو نيستند قرار داده است.
بسياري از مديراني كه در پي استخدام كاركنان هستند، تصور كرده‌‌اند كه كاركنان خوشرو قابل آفرينش هستند. آنها مقدار زيادي از وقت خود را صرف طراحي مشاغل انگيزاننده، شرايط كار، يا برنامه‌هاي پاداش و جبراني جذاب مي‌كنند تا به اين وسيله كاركنان خود را به ارائه رفتاري دوستانه و مودبانه تشويق و ترغيب كنيد. علاوه بر آن، آنها ميليون‌ها دلار در زمينه آموزش‌هاي مربوط به اصلاح و شكل‌دهي كاركنان خرج مي‌كنند. اكثر اين برنامه‌ها موفق به حصول اهداف تعيين شده خود نمي‌شوند. براي اينكه شاد و خوشحال بودن يا مايوس بودن انسان‌ها فطري است و اصالتا ناشي از ساختمان ژنتيكي آنها است. بر طبق مطالعات انجام شده حدود 80 درصد تفاوت‌هاي انسان‌ها از نظر شادي و خوشحالي قابل انتساب به ژن‌هاي آنها است.
تجزيه و تحليل داده‌هاي مربوط به رضايت افراد در يك دوره پنجاه ساله نشان‌دهنده ثبات حيرت‌آور نتايج انفرادي در طول زمان، حتي در موقع تغيير كارفرما و مشاغل توسط اين افراد است. اين تجزيه و تحليل و ساير شواهد القا‌كننده اين فرضيه است كه رويكرد افراد به زندگي ناشي از ساختار ژنتيكي آنها است كه در طول زمان ثابت باقي مانده و به رويكرد و موضع‌‌گيري آنها نسبت به كار منتقل مي‌شود. اگر خواهان كاركنان خوشرو هستيد، بايد در مرحله استخدام به اين موضوع توجه كنيد و از طريق آزمون شخصيت آنها، مصاحبه عميق و گسترده با آنها و بررسي دقيق سوابق كاري گذشته شان از استخدام افراد منفي، ناسازگار، ايراد‌‌گير و مشكل‌آفرين كه از موضوعات مربوط به شغل خود احساس رضايت و خشنود ناچيزي دارند، خودداري كنيد.
منبع: كتاب كليدهاي طلايي مديريت منابع انساني

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۷:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تعاريف مختلفي براي مذاكره ارائه شده كه هر كدام وجوهي از آن را مورد تاكيد قرار داده‌اند. مذاكره در تعريف امروزي به فرآيندي گفت‌وگو محور اطلاق مي‌شود كه روي يك موضوع مشخص به منظور حل يك اختلاف يا رسيدن به منافع مشترك بين دو يا چند نفر يا گروه انجام مي‌پذيرد، به شرط آن كه بتواند رضايت طرفين را برآورده سازد.   در تعريف منكور به چند كليد واژه بر مي‌خوريم. اولين واژه مهم كه بايستي به دقت به آن توجه كرد، واژه فرآيندي بودن مذاكره است. در سيستم‌هاي مديريت كيفيت همچون ايزو 9001-2008، فرآيند به مجموعه فعاليت‌هايي گفته مي‌شود كه ورودي‌ها را به خروجي تبديل مي‌كند.
مذاكره نيز همانند هر فرآيند ديگري، از قاعده ورودي و خروجي پيروي مي‌كند. سوالي كه در اينجا مطرح مي‌شود، اين است كه آيا مي‌توان بدون اينكه ورودي‌هاي خوبي براي واحد مالي يا فروش داشته باشيم، انتظار خروجي مناسبي را از آنها داشت؟ آيا مي‌توان انتظار داشت، اطلاعات ورودي به رغم اشكالات موجود بتواند به يك خروجي مناسب منجر شود. همان‌طور كه هر عقل سليمي حكم مي‌دهد نمي‌ توان به يك رايانه اطلاعات غلط داد، ولي انتظار پاسخ صحيصي از آن داشت. از اين رو به اين نتيجه مي‌رسيم كه در بحث مذاكره نيز نمي‌توان با ورودي‌هاي نا‌مناسب، نتايج مناسبي را جست‌و‌‌جو كرد. حال مي‌توان اين سوال را مطرح كرد كه چه چيزي‌هايي به عنوان ورودي‌هاي مذاكره به حساب مي‌آيند؟ فارغ از موضوع مذاكره، در يك مذاكره ساده يا پيچيده تجاري مي‌توان موارد زير را به عنوان بخشي از ورودي‌هاي مذاكره ذكر كرد:
1 - اطلاعات مشتري: شامل انواع اطلاعات از نوع محصول آنها، مزيت‌هاي آنها، افراد موثر و تصميم‌گير سازمان، خصلت‌هاي فردي و روحي و رواني آنها و هر آنچه كه مي‌تواند به فرآيند تصميم‌گيري در مورد تعيين استراتژي مذاكره كمك كند.
2 - اطلاعات مربوط به تامين‌كنندگان: براي انجام يك پروژه بايستي تمامي منابع موجود براي اجراي پروژه شناسايي و ارزيابي شوند، چون بديهي است، گاهي اوقات براي اجراي برخي پروژه‌ها بايستي از توانمندي مجموعه‌‌اي از افراد و سازمان‌هاي مختلف ديگر استفاده كرد.
3 - اطلاعات مربوط به رقبا: اگر رقبا را به سه دسته رقيب بزرگ، تازه وارد‌ها و عرضه‌كنندگان محصولات جايگزين بخش‌بندي كنيم، اطلاعات مربوط به آنها به عنوان يكي از مهم‌ترين موانع رسيدن ما به هدف مي‌تواند حياطي و تعيين‌كننده باشد.
4 - موضوع مذاكره: چنانچه ندانيم در چه موردي حرف مي‌زنيم، حتي اگر بزرگ‌ترين مذاكره‌كننده دنيا نيز باشيم، معمولا نمي‌توانيم نتيجه مناسبي از مذاكره به دست آوريم.
5 - شرايط وضعيت فعلي مملكت از لحاظ جايگاه‌هاي موجود در بازار‌هاي جهاني، قوانين موجود، محدوديت‌ها يا تسهيلات موجود تجاري: بديهي است عدم آشنايي با قوانين تجاري مي‌تواند باعث شود خروجي‌هاي كار، چندان مناسب از كار در نيايند.
6 - شناخت رقباي طرفي كه با او در حال مذاكره هستيم: بديهي است اطلاعات ما از رقباي طرف مورد مذاكره مي‌تواند به ميزان زيادي موضع ما را در مذاكره بالا ببرد.
7 - شناخت بازار و صنعتي كه در آن مشغول مي‌باشيم: بايد دانست كه طبيعت بازارهاي مصرفي و تجارتي و دولتي، با همديگر تفاوت‌هاي اساسي دارند. بدين رو نمي‌توان با استراتژي مناسب يك بازار براي بازار ديگر اقدام كرد.
8 - شناخت نقاط فشار: اگر بتوانيم نقاطي را كه طرف مقابل به واسطه آنها در فشار است شناسايي كنيم، قطعا از موضع مذاكره بهتري برخوردار خواهيم بود. براي مثال اگر دولت دريافت بيمه شخص ثالث را براي تمامي اتومبيل‌ها اجباري كرده است، به اين ترتيب، موضع نمايندگي‌هاي بيمه‌اي براي فروش بيمه‌نامه‌ها بهتر خواهد شد يا مثلا اگر دولت يا كارفرمايي اخذ بيمه نامه تمام خطر را براي پيمانكار اجباري كند، قطعا موضع شركت‌هاي بيمه در مذاكرات با كارفرما‌ها بهبود چشمگيري مي‌يابد.
9 - دانستن دستور جلسه پنهان : گاهي انگيزه طرف مقابل از مذاكره هماني نيست كه شما فكر مي‌كنيد و فرد هدف‌هاي ديگري را در سر مي‌پروراند يا دنبال مي‌كند. بارزترين مثال موجود در فرهنگ فارسي، ضرب‌المثل «دنبال نخود سياه رفتن» است. مثلا دو نفر مدير براي اينكه فرد سوم متوجه صحبت‌هاي آنها نشوند، از وي در خواست مي‌كنند گزارشي را به آنها تحويل دهد. گاهي طرف مقابل به اين دليل به شما مذاكره مي‌كند كه مثلا اطلاعات شما يا رقباي خود را به دست آورد يا حد آستانه و تحمل ما را نسبت به درخواست‌هاي منطقي و غير‌منطقي خود دريافت كند. در بسياري موارد، تشخيص منظور اصلي طرف از مذاكره ساده نيست، بدين رو بر هر مذاكره‌كننده‌اي واجب است با احتياط مذاكره كند و تا زماني كه منظور اصلي را متوجه نشده است، اطلاعات اساسي را بروز ندهد. بديهي است دريافت اطلاعات مربوط به دستور جلسه پنهان از منابع غير رسمي مي‌تواند بسيار مفيد باشد. بديهي است ورودي‌هاي ديگري نيز مي‌تواند براي مذاكره در نظر داشت؛ مثلا بحث آناليز ريسك مذاكرات، مي‌تواند يكي از ورودي‌هاي حياتي و تعيين‌كننده مذاكرات باشد. به رغم كم بودن يا متعدد بودن، آنها همگي بر يك اصل پافشاري مي‌كنند و آن اينكه قبل از هر مذاكره‌اي بايستي به آمادگي كامل رسيده و در شرايط خوب اطلاعاتي حضور پيدا كرد. بديهي است داشتن اطلاعات خوب، يكي از ابزار‌هاي قدرت در مذاكره به حساب مي‌آيد كه مي‌تواند موضع فرد را به نحو قابل‌ملاحظه‌اي بهبود بخشد. به طور خلاصه، مي‌توان گفت قبل از هر مذاكره‌اي بايستي در خود ايجاد‌قدرت كنيم و آن نيز از طريق دستيابي به ابزار‌هاي قدرت است كه مي‌تواند باعث تمايز‌ها و ارجحيت‌ها شود. بدين رو به جد درخواست مي‌شود قبل از مسلح شدن به ابزارهاي قدرت، براي مذاكره اقدامي صورت نگيرد؛ زيرا مذاكره در موضع ضعف هميشه موجب از دست دادن امتيازات فراوان و تبديل مذاكره دو طرفه به مذاكره يك طرفه مي‌شود. در سطر‌هاي پيشين، به بخشي از ورودي‌هايي كه مي‌توانند به عنوان ابزار‌هاي قدرت يا وجوه تمايز منجر شود، اشاره كرد؛ همانند تخصص، ارتباط، اقتدار فردي، قدرت مالي، قدرت سياسي، قدرت اقتصادي، قدرت علمي، قدرت فني و تكنولوژيكي، قدرت نظامي، قدرت دسترسي به رسانه‌ها و... از اين رو در انتهاي مبحث خاطرنشان مي‌شود كه مرحله پيش مذاكره، به مراتب مهم‌تر از مرحله مذاكره و پس مذاكره بوده، بدين رو بايد دانست ضرورت يادگيري اصول و قواعد مذاكره ما را از عمليات پيش مذاكره به هيچ وجه بي‌نياز نمي‌سازد.
منبع: كتاب اصول،فنون و هنرمذاكره

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۷:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

يكي از فنوني كه يادگيري و تمرين آن در حوزه بازاريابي و روابط عمومي به شدت بايد مورد توجه قرار گيرد هنر مذاكره است كه زمينه ساز ارتباط و تداوم آن براي توسعه كسب و كار بين بنگاه ها مي شود. در اين مطلب نكاتي چند در خصوص آداب مذاكره را با هم مرور مي كنيم.   تعيين وقت مذاكره: هيچ‌وقت بدون اطلاع و آمادگي قبلي با كسي مذاكره نكنيد و هيچ كسي را نيز در چنين موقعيتي قرار ندهيد.

* تعيين افراد مذاكره‌كننده: قبل از مذاكره بدانيد كه با چه كساني و با چه سمتي مذاكره داريد تا شما نيز بتوانيد پيش‌بيني‌هاي لازم، براي همراهي همكاران لازم براي مذاكره را داشته باشيد.

* تاييديه زمان ملاقات: حداقل 24 ساعت قبل از شروع مذاكره، مجددا براي برگزاري مذاكره تاييديه بگيريد.

* زمان حضور در قرار ملاقات: بهتر آن است كه حدود 10 دقيقه قبل از شروع مذاكره، در محل مذاكره حضور پيدا كنيم. اگر خيلي زود به محل قرار رسيديم، بهتر آن است كه در محلي كه ديده نشويم، وقت‌گذراني كنيم.

* همراه داشتن برخي لوازم ضروري: يك مذاكره‌كننده حرفه‌اي برخي لوازم ضروري را هميشه همراه خود دارد تا در صورت وقوع اتفاقات پيش‌بيني نشده، بتواند با آن مقابله كند.

* رعايت تناسب در پوشش: نوع پوشش با توجه به نوع مخاطب تعيين مي‌شود، البته كلياتي وجود دارد كه در مورد همه محيط‌ها صادق است كه به شرح زير است:


1 - نوع پوشش بايد رسمي باشد.
2 - در مذاكرات مختلف از رنگ‌هاي مختلف استفاده كنيد. هيچ‌وقت چند جلسه مذاكره را با يك رنگ ثابت برگزار نكنيد.
3 - در ملاقات با شركت‌هاي دولتي، مراقب استفاده از پوشش‌هاي مخصوص كشورهاي خارجي همانند كراوات يا پيراهن آستين‌كوتاه باشيد، اين مطلب را به ياد داشته باشيد كه هميشه فرهنگ و عرف مقدم بر استاندارد است.
4 - هنگامي كه مثلا وظيفه فروش به يك قشر آسيب‌پذير جامعه را بر عهده داريد، از پوشيدن لباس‌هاي گرا‌ن‌قيمت كه شبهه اعمال پرستيژ يا فخرفروشي را داشته باشد، خودداري كنيد.
5 - در هر نوع مذاكراتي، استفاده از لباس‌هاي اسپرت نظير شلوار لي، تي‌شرت، كفش‌هاي ورزشي و ... فاجعه است!
6 - استفاده از خودكار و همراه داشتن يك دفترچه يادداشت كوچك.
7 - اتومبيل؛ نوع اتومبيل نيز ارتباط كامل با هدف جلسه دارد كه بايد به آن توجه شود.
نحوه ورود به اتاق: اگر با كسي از قبل قرار ملاقات داريد و نوبت داخل شدن شما فرا رسيده است، با ضربه زدن به در وارد اتاق شويد و به باز و بسته بودن در دقت نكنيد.

* مكان نشستن در اتاق: محل نشستن در اتاق بايد رو به روي طرف مقابل، با رعايت فاصله رسمي باشد. يك مذاكره‌كننده حرفه‌اي نه بالاتر قرار مي‌گيرد نه پايين‌تر و از نشستن در جايي كه موقعيت وي را پايين مي‌آورد خودداري مي‌كند.

* نحوه دست دادن: دست دادن صحيح يكي از مهم‌ترين روش‌هاي ايجاد ارتباط اوليه با طرف مقابل است. دست دادن نبايد نه شل باشد كه حاكي از بي‌علاقگي و بي‌ارادگي است و نبايد آنقدر محكم و سفت باشد كه ايجاد درد كند.

* دادن كارت ويزيت: از مواردي كه قبل از مذاكرات بايد به آن توجه شود داشتن كارت ويزيت است. امروزه طفره رفتن از ارائه كارت ويزيت به دلايلي همچون آماده نبودن كارت، تمام شدن كارت، فراموشي و غيره از دلايل سوخته به شمار مي‌آيد و شايسته نيست فرد مذاكره‌كننده كارت ويزيت نداشته باشد.

* قوانين استفاده از تلفن همراه:1 - كسي كه در حال حاضر با او هستيد مقدم است؛‌ ‌بنابراين هنگام برقراري ارتباط با تلفن همراه به شخص پشت خط اعلام كنيد بعدا با وي تماس مي‌گيريد و بلافاصله تلفن را قطع كنيد. 2 - در هنگام حضور در جلسات رسمي يا تجاري، تلفن همراه خود را حتما خاموش كنيد. 3 - از دريافت يا خواندن و توجه كردن به پيام‌هاي كوتاه در حين مذاكره خودداري كنيد. 4 - زمان مناسبي را براي زنگ زدن انتخاب كنيد. مثلا از زمان تنفس استفاده كنيد. 5 - مكان خصوصي يا نسبتا خلوتي را براي صحبت كردن انتخاب كنيد. 6 - با تن صداي متعادل حرف بزنيد و از حرف زدن با صداي بلند به شدت خودداري كنيد.

* امكان استفاده از تسهيلات ارتباطي در محل مذاكره: در هنگامي كه مذاكره در محل شما انجام مي‌شود بايد امكان برقراري ارتباط ميهمانان با شركت خودشان شامل تلفن، فكس، پست الكترونيكي و غيره وجود داشته باشد.

*ضبط مذاكرات: ضبط مذاكرات اصلا معمول نيست، بنابراين از گذاشتن وسائلي كه شائبه ضبط كردن سخنان را دارند شامل موبايل، كيف و غيره روي ميز خودداري كنيد.

*نصب ساعت: در سالن مذاكره حتما بايد ساعت وجود داشته باشد تا بتوان گذران وقت را كنترل كرد.

*پذيرايي: به عنوان قاعده كلي بايد پذيرفت كه ميز مذاكره ميز پذيرايي نيست، بنابراين در صورت طولاني شدن مذاكرات سعي كنيد هرگونه پذيرايي منحصرا در ساعت تنفس اتفاق بيفتد ودر هنگام پذيرايي بايد قواعد زير را رعايت كرد:
1 - قبل از شروع مذاكره گرسنه تا تشنه نباشيد. 2- در صورتي كه در انتخاب نوع خوراكي حق انتخاب داشته باشيد آن نوع را انتخاب كنيد كه از پرستيژ بيشتري برخوردار باشد. 3- از خوردن خوراكي‌هايي كه مصرف آنها سخت است يا در هنگام خوردن احتمال كثيف شدن پيراهن يا لباس شما وجود دارد، خودداري كنيد. 4- در هنگام نوشيدن يا خوردن، مراقب صداي دهان خود باشيد. 5- اگر به وقت ناهار نزديك شديد، به هيچ وجه سنگين غذا نخوريد. 6- در هنگام استفاده از كارد، چنگال، يا قاشق، پس از تمام شدن غذا يا خوراك، اين وسايل را با دهان پاك نكنيد. 7- تا انتهاي خوراكي را ميل نكنيد. 8- در حين مذاكرات استفاده از سيگار به كلي ممنوع است.

*استفاده از دستور جلسه: در مذاكرات حتما سعي كنيد دستور جلسه داشته باشيد و قبل از شروع مذاكره، آن را براي طرف مقابل نيز مطرح كنيد تا در مورد موضوع جلسه توافق به عمل آمده باشد. داشتن دستورجلسه چند فايده دارد كه مي‌توان به آنها اشاره كرد:
الف: احتمال بروز موارد غافلگير كننده را در جريان مذاكره كاهش مي‌دهد. ب: اطلاعات مربوط به فهرست خواسته‌هاي طرف مقابل را در اختيارتان مي‌گذارد. ج: از پراكنده شدن مطالب و از هر دري سخن گفتن جلوگيري مي‌شود. د: امكان رسيدن به نتيجه و استفاده بهينه از وقت را افزايش مي‌دهد. تنظيم كردن صورت جلسه پس از مذاكرات فوايد زيادي دارد، شامل:
1 - در جلسات آينده مانع از بحث روي مواردي مي‌شود كه قبلا توافق شده‌اند.
2 - تعهد طرفين را به اجراي بندهاي توافق شده بيشتر مي‌كند. اصولا كساني كه حاضر هستند پاي برگه‌اي را امضا كنند، به‌طور طبيعي احساس مسووليت بيشتري را در خود حس خواهند كرد.
3 - چون امكان دارد در حين مذاكره روي مباحث مختلفي بحث شود با تنظيم صورت جلسه روي نكات كليدي مذاكره توافق همگاني انجام مي‌گيرد.


منبع: كتاب اصول، فنون و هنر مذاكره


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۷:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

در زندگي همه ما مواقعي وجود دارد كه بايد در حضور چند نفر راجع به مساله‌‌اي صحبت كنيم. ممكن است اين صحبت در جلسه يا كنفرانسي باشد كه رسميت داشته باشد و ممكن هم هست كه در يك جمع خانوادگي يا در محيط كار بخواهيم براي دوستان يا همكارانمان صحبت كنيم. اگر مهارت‌هاي لازم را در اين زمينه داشته باشيم، قطعاً روند كار با موفقيت بيشتري انجام مي‌شود و به نتايج بهتري مي‌رسيم.

در زندگي همه ما مواقعي وجود دارد كه بايد در حضور چند نفر راجع به مساله‌‌اي صحبت كنيم. ممكن است اين صحبت در جلسه يا كنفرانسي باشد كه رسميت داشته باشد و ممكن هم هست كه در يك جمع خانوادگي يا در محيط كار بخواهيم براي دوستان يا همكارانمان صحبت كنيم. اگر مهارت‌هاي لازم را در اين زمينه داشته باشيم، قطعاً روند كار با موفقيت بيشتري انجام مي‌شود و به نتايج بهتري مي‌رسيم.
يكي از مباحث مهمي ‌كه اكثر صاحب نظران درباره آن اتفاق نظر دارند، مقدمه‌اي است كه ما براي گفتار خود انتخاب مي‌كنيم. برخي مي‌گويند اصل مطلب مهم است و مقدمه تأثير چنداني در روابط ندارد، در صورتي كه اگر مقدمه جالب و دلنشين نباشد، دنبال كردن بقيه صحبت از جانب شنوندگان چندان قطعي نيست.
پس سعي كنيد صحبت خود را هميشه با يك مقدمه آغاز كنيد و سپس به اصل بحث بپردازيد.

4 نكته درباره مقدمه‌چيني
بسياري افراد حتي در دوران تحصيل و براي نوشتن انشاء نيز براي پرداختن به مقدمه دچار مشكل مي‌شوند. با توجه به نكات زير حداقل از اصول كلي مقدمه آگاه خواهند شد:

- مقدمه بايد مختصر باشد، اما در عين حال هدف از بيان آن را مشخص كند تا شنونده بداند كه قرار است به چه موضوعي پرداخته شود.
- مقدمه نبايد تنها اطلاعات خاصي را به شنونده منتقل كند، بلكه بايد شنونده را جذب كند و براي پيگيري كلام انگيزه لازم را در او به وجود آورد.
- مطالب بيان شده بايد مرتبط با يكديگر باشند، نه‌ اينكه در مقدمه به نكاتي پرداخته شود كه در آخر بحث، هيچ نتيجه‌اي از آنها گرفته نشود.
- در نهايت با نوع كلام خود سعي كنيد ارتباطي ميان خود و شنونده‌ ايجاد كنيد كه موج مثبتي ايجاد شود و فضاي دلنشين و مطلوبي به بحث شما بدهد.

12 نكته درباره جان كلام

و اما در پرداختن به مطالب اصلي كلام، پس از مقدمه، نكات زير را در نظر داشته باشيد:

- از كلمات قابل درك و با معني استفاده كنيد.
- القاب، عناوين و اصطلاحات فوق تخصصي، كمكي به درك بهتر موضوع نمي‌كند. البته هنگام نياز بايد به آنها اشاره كرد. اما موضوع اصلي نبايد تحت الشعاع اين مساله‌ قرار گيرد، زيرا شنونده خسته مي‌شود.
- براي پرداختن به موضوع، در صورت امكان مي‌توانيد از داستان‌هاي كوتاه، ضرب المثل‌ها و اطلاعات جالب ديگر براي حمايت از موضوع اصلي استفاده كنيد و بر جذابيت كلام و درك بهتر آن بيفزاييد.
- سعي كنيد حتماً از موضوع مورد نظر به اندازه كافي اطلاع و آگاهي داشته باشيد تا با تسلط كامل درباره آن صحبت كنيد.
- به ياد داشته باشيد هر چه بيشتر مطالعه كنيد، بيشتر خواهيد دانست و هر چه بيشتر بدانيد و بياموزيد، به جاهاي بهتري مي‌رسيد.
- وقتي از جنبه‌هاي گوناگون يك مساله‌ آگاه باشيد، با اعتماد به نفس بيشتري راجع به آن صحبت مي‌كنيد و اين حس مثبت خود را به شنونده نيز منتقل خواهيد كرد.
- با اشاره به ارزش و اهميت موضوع، علت انتخاب خود را در پرداختن به آن بيان كنيد و در صورت لزوم جزيياتي كه مرتبط با مساله‌ باشند را نيز تشريح كنيد.
- ديگران را در بحث خود وارد كنيد و از نظرات آنها نيز مطلع شويد، چرا كه اگر تا انتهاي بحث پيش برويد، امكان دارد نقاط كور و مبهمي ‌براي شنوندگان ايجاد شده باشد و آنها فرصت ابراز عقيده يا سؤال در آن موارد را نداشته باشند.
- هرگز فكر نكنيد سكوت حضار دقيقاً به معناي تأييد و همراهي با گفته‌هاي شماست. حتي اگر سكوتي نيز حكمفرما شد، سعي كنيد با طرح برخي سؤالات در ارتباط با موضوع آنها را به شركت در بحث تشويق كنيد.
- از مكث‌هاي طولاني و توپوق زدن جداً بپرهيزيد؛ زيرا اين گونه موارد نه تنها حاكي از عدم تسلط و آگاهي كافي شما نسبت به موضوع است، بلكه هماهنگي و ارتباط ميان موارد را از ميان مي‌برد و در ضمن موجب حواس پرتي شنوندگان و خارج شدن رشته گفتار از دست شما مي‌شود؛ البته‌اين كار نياز به تمرين دارد، اما ضروري و ممكن است.
- توجه داشته باشيد حتي عامي‌ترين مردم نيز قادر به درك ميزان توانايي شما در بيان، كلام و نحوه گفتار هستند. مردم هميشه به خود افراد توجه دارند نه به مدرك و درجه تحصيليشان، پس اگر عالي ترين مدارك تحصيلي را نيز داشته باشيد، اما در انتقال مفاهيم و مقاصد مورد نظر خود ناتوان باشيد، موفقيتي كسب نخواهيد كرد.
- موارد فوق، نكاتي ساده اما مهم را به شما يادآوري مي‌كنند كه با وجود ساده بودن نياز به تمرين و صرف وقت دارند كه ما اميدواريم شما نيز با رعايت آنها در زندگي اجتماعي و كارهاي خود، به موفقيت‌هاي روزافزون دست يابيد.

http://www.vivannews.com/Pages/News-_سخنراني-2723.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۷:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مقدمه:

زبان، مهمترين وسيله ارتباط، گفتگو و برقراري تماس و تعامل با ديگران است. انسانها بعضاً به مدد زبان، با اشيا، حيوانات و وسايل پيرامون خود به نحوي عاطفي و احساسي نيز سخن مي گويند و خواسته ها و تمايلات خويش را با آنها در ميان مي گذارند.

سخن گفتن و بيان مطلب، مقوله اي است كه مي تواند به نوعي به پيشبرد اهداف و برنامه هاي ما كمك شاياني نمايد. شايد براي شما بسيار پيش آمده باشد كه با سخني مناسب، تاثيرگذار و پرجاذبه عده اي را با نظر و خواسته خود موافق و همراه كرده باشيد و چه بسا گاهي اتفاق افتاده كه بخاطر نداشتن نفوذ كلام و عدم ارتباط مطلوب، ديگران پذيرش حرفها و مطالب ما را نداشته و نتوانسته ايم توفيق چنداني حاصل نماييم.

از سوي ديگر، در سطح جامعه اگر توجه كرده باشيم در مي يابيم كه موفقيت و محبوبيت برخي از افراد مديون و مرهون زبان خوب، بيان شيوا و گفتار دلنشين آنان است. گو اينكه آنان با كلام خود افراد را جادو كرده ودر اعماق جسم و روح مخاطبان خو جاي مي گيرند و وارد مي شوند.

در هر حال زبان،گفتار، سخن موهبتي است كه بحث و بررسي پيرامون آن مجال بيشتري از اين مختصر را مي طلبد و اين بشر است كه با اين ويژگي ممتاز و اين سلاح بزرگ، حساس و پراهميت مي تواند در عرصه هاي زندگي، كار و حيات خود دگرگوني، پويايي و … را حاصل نمايد و چه زيبا گفته شاعر كه:

تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد

پس از ذكر مقدمه فوق در ادامه قصد داريم ابتدا برخي ويژگيهاي گفتار و سخن را به اختصار برشمرده و سپس مطالبي را پيرامون يك سخنراني اثربخش ذكر نماييم. اميد است مورد توجه اصحاب ارتباطات، مديريت و روابط عمومي ها قرار گيرد.

ويژگيهاي گفتار و سخن

به نظر مي رسد كه اگر كلام، سخن و گفتار ما داراي ويژگيهاي زير باشد ما در ارتباطات و امور روزمره خود توفيق بيشتر و مطلوبتري خواهيم داشت. به ديگر سخن، كلام، گفتار و بيان ما بايد:

1- حتي الامكان بر اساس منطق و پايه هاي علمي باشد.

2- ترجيحاً از روي احساسات و عواطف و حب و بغض نباشد.

3- منفعلانه و از روي عصبانيت وتعجيل نباشد.

4- منقطع، بريده بريده و نامفهوم نباشد.

5- در جهت رضاي حق تعالي و خشنودي او باشد.

6- بخاطر خوشايند اين و آن و يا بخاطر دشمني با كسي نباشد.

7- بيهوده، پراكنده و بي پروا و بي ادبانه نباشد.

8- شفاف، صريح، ساده و بي پيرايه باشد.

9- قوي، مستحكم، ماندگار و جامع و مانع باشد.

10- بي روح ،گنگ، ناممكن و بي سروته نباشد.

هر چند كه بجز مطالب گفته شده درباره ويژگيهاي يك سخن و گفتار مي توان نكات ديگري را گفت اما به همين اندازه بسنده كرده و ذيلاً به قسمت بعدي مطلب مي پردازيم.

ويژگيهاي يك سخنراني اثربخش:

قبل از هر چيز، براي آنكه يك سخنراني اثربخش باشد بايستي مقدمات و تمهيدات مربوط به آن به خوبي مديريت شده باشد. مثلاً:

وقت برگزاري سخنراني:

الف ) صبح باشد (چه ساعتي)

ب ) عصر باشد (چگونه)

ج) اوايل هفته باشد يا آخر هفته

د) روز تعطيل باشد يا غير تعطيل

ه) در وقت روزهاي گرم سال باشد يا سرد

و) در مناسبتي خاص باشد

و…

مكان برگزاري سخنراني:

الف ) از نظر مسافت و موقعيت جغرافيايي و نحوه دسترسي شركت كنندگان

ب) از لحاظ نور_ صدا_ تهويه و …

ج) داراي فضاي سبز و درخت و … است يا در ميان انبوه ترافيك و صدا و ….

د) گنجايش لازم و وسعت كاري

ه) محل پذيرايي از ميهمانان خاص

و) پاركينگ و عبور و مرور

ز)آبخوري و سرويسهاي بهداشتي

ح) امكانات از لحاظ برقراري ارتباطات (فاكس _ اينترنت _ تلفن و … )

ي) دكور و چيدمان وسايل مربوطه

سخنران

الف) مشهور است، محبوب است.

ب) داراي مقام و موقعيت خاصي در اجتماع مي باشد.

ج) جزكدام گروه، حزب و يا قوم و قبيله اي است.

د) اصالت خانوادگي و سوابق خدمتي.

ه) مدارك تحصيلي خود را از چه مراكزي دريافت كرده است.

و) حاميان و طرفداران او چه كساني هستند.

ز) چه ويژگيهاي فردي و شخصيتي بارزي دارد؟

برگزار كنندگان:

الف) چه قصدي و هدفي را دنبال مي كنند.

ب) سازمان و يا مركز خاصي است يا بوسيله تشكلهاي غيردولتي برگزار مي شود.

ج) كار دعوت و پذيرايي را به خوبي برنامه ريزي كرده اند.

د) نكات ايمني، بهداشتي و حفاظتي لازم را مدنظر قرار داده اند.

ه) داراي وحدت نظر و انسجام و هماهنگي هستند.

و)بروشور و برگه هاي اطلاع رساني لازم را آماده نموده اند.

شركت كنندگان (مخاطبان):

الف) قشر خاصي از جامعه هستند.

ب) انفرادي دعوت شده اند يا با خانواده.

ج) براي سرگرمي آمده اند يا استفاده علمي تخصصي.

د) براي سرگرمي كودكان و فرزندان برنامه هاي خاصي تدارك ديده شده است.

ه) سرويس براي رفت و آمد آنان مهيا شده است.

و) از محتوا و هدف برگزاري سخنراني اطلاع دارند.

اما اكنون مي پردازيم به بيان ويژگيهاي يك سخنراني اثربخش:

يك سخنراني براي يك جمع كوچك و كم تعداد به مراتب كم دردسرتر از يك سخنراني با تعداد زيادي مخاطب است در اينگونه موارد بايستي با استفاده از حركات دست، ايما و اشاره و مديريت خوب زمان، كار سخنراني را به پيش برد.

ممكن است در بخش پرسش و پاسخ و يا در خلال سخنراني عده اي سوالات غيرمعمول از شما داشته باشند مي بايست مراقبت نماييد در دام آنها گرفتار نشويد كه در آن صورت مجلس از دست شما خارج خواهد شد. در اينگونه موارد بهتر است اول تكليف را روشن كنيد و بيان نماييد كه به سوالات خارج از موضوع و يا در لابلاي برنامه سخنراني پاسخ نخواهيد داد.

با آوردن مثالهاي ملموس، كاربردي و روزمره، جملات، اشعار، ضرب المثلهاي معروف، خاطرات جذاب، تجربيات گذشته، يافته هاي علمي و … گهگاه فضاي سخنراني را تلطيف نماييد تا كار شما كسالت آور و خسته كننده نباشد.

مطالب خود را حتي الامكان خلاصه و كوتاه بگوييد و براي اينكار يادداشتهاي كوچكي حاوي سرفصل و كلمات كليدي سخنراني تهيه و آماده كنيد تا روند سخنراني و ارائه مطالب روال معقول و خوشايندي داشته باشد.

گاهي اوقات از حضار و شركت كنندگان بخواهيد كه كلمات آخر كلام شما را بيان كرده و از اين طريق مشاركت بيشتري به آنها در ارائه مباحث بدهيد.

هر گونه حركات حاضرين را زيرنظر داشته باشيد ممكن است هر حركت آنان پيامي بدنبال داشته باشد. مثلاً اگر آنها زياد به ساعت خود نگاه مي كنند يا بر روي صندلي مدام جابجا مي شوند و يا كارهايي مشابه انجام مي دهند احتمالاً بدين معني است كه:

الف) خسته شده اند.

ب) وضعيت تنفس و هواي مكان برگزاري مناسب نيست.

ج) شما بيش از وقت تعيين شده صحبت كرده ايد.

د) مطالب ديگر جاذبه و پذيرش لازم را ندارند.

در بين سخنراني پرانرژي و پويا باشيد. در حقيقت روح شادابي و نشاط را به حاضرين انتقال بدهيد و آنها را متمايل كنيد به اينكه تا پايان همراه شما باشند.

مي توانيد گاهگاهي تن صداي خود را بالا، پايين كنيد و توجه افراد را بدين ترتيب همواره با خود داشته باشيد.

ميكروفون همانقدر كه مي تواند در كيفيت كار شما اثر خوب داشته باشد همانقدر هم مي تواند آزار دهنده و اذيت كننده باشد. مراقب ميكروفون باشيد.

نوع بكارگيري و هنر استفاده از دستها و قدرت آنها در فهم و انتقال مطالب خيلي مهم است.

اگر بخشي از سخنراني شما توجه زيادي را مي طلبد دستهاي خود را بيشتر باز كنيد يا بالا و پايين ببريد.

نوع پوشش و لباس شما هم بي تاثير در ارائه سخنراني نيست.

لباسهاي رنگ و رو رفته، بدون اطو و چروك و ناصاف، كفشهاي نامناسب،آرايش مو و صورت هر كدام عواملي هستند كه مي توانند كار شما را تحت الشعاع قرار دهند.

مثلاً در حين سخنراني متوجه مي شويد كه يك نفر مدام به كفشهاي شما نگاه مي كند. خوب كه دقت مي نماييد در مي يابيد كه فرضاً بندهاي كفش شما باز شده و يا خيلي كثيف هستند.

گاهي مي توان از اسلايد، اورهد، پاورپوينت ( Power Point )، شعر، داستانهاي كوتاه و وسايل سمعي و بصري براي انتقال بهتر مطالب استفاده كرد، بعلاوه آنكه نمودارها، اعداد و ارقام (آمار) و تخته سياه (وايت برد) هم ياري رسان شما هستند تا مطالبتان مستندتر باشند.

جو و شرايط حاكم بر جلسه سخنراني را بخوبي ارزيابي و درك نماييد. اگر احساس كرديد كه شنوندگان ظرفيت حرفهاي مبتني بر شوخي و مزاح را ندارند از آنها پرهيز كنيد.

هميشه ممكن است عده اي نخاله و يا غيرنرمال در مجلس سخنراني وجود داشته باشند بايد بتوانيد آنها را اداره كنيد تا اوضاع را به هم نريزند.

براي دريافت بازخورد حاصل از سخنراني خود، در پايان، آدرس پست الكترونيكي(E_mail ) آدرس اينترنتي و يا تلفن خود را بيان كنيد تا نقاط قوت و ضعف شما را منعكس نمايند.

در ابتداي سخنراني يك بيوگرافي مختصر و مفيد از خود براي حاضرين ارائه دهيد اين كار باعث مي شود شما را بيشتر باور نمايند.

در پايان نيز، يك چكيده و خلاصه در چند خط از موضوع و محتواي سخنراني را ارائه نماييد.

بي طرفي، انصاف، عدالت، حق گويي را در سراسر طول سخنراني رعايت كنيد.

اگر با لهجه خاصي صحبت مي كنيد مراقب باشيد كه در افراد جاذبه يا دافعه خاصي ايجاد نكند.

علاوه بر اينكه سخنان و گفتار شما در اذهان افراد باقي مي ماند، حركات و اعمال شما نيز به ياد ماندني خواهند بود.

طوري به شنوندگان نگاه نكنيد كه احساس شود با فرد يا گروه خاصي بيشتر ارتباط داريد.

آدرس هاي بيشتر، منابع و ماخذ تكميلي و مطالبي كه به صورت جنبي مي توانند براي فهم و درك شنوندگان مفيد واقع شوند را براي حاضرين اعلام و معرفي نماييد.

از علم روانشناسي، جامعه شناسي، مردم شناسي سعي كنيد براي ارائه سخنراني بهتر بهره بگيريد.

بزرگ كردن خود را در كوچك پنداشتن و تحقير ديگران نبينيد. افكار عمومي قاضي و داور خوبي در مورد سخنان و مطالب ما هستند.

اداره جلسه سخنراني كه مخاطبان آن اقشار گوناگون جامعه باشند بسيار سخت و فني تر است از جلسه اي كه شنوندگان سخنان شما مثلاً همه دكتر، دانشجو و يا مهندس هستند و اين حالت رسالت كاري شما را حساس تر مي نمايد كه مراقبت و توجه بيشتري داشته باشيد.

از توجه حاضرين و زحمات برگزاركنندگان تشكر و قدرداني كنيد و سعي كنيد در صورت امكان ارتباط نزديكتر و گرمتري با شنوندگان پس از پايان جلسه سخنراني داشته باشيد.

هر چقدر شتاب و تعجيل در بيان كلمات و جملات بيشتر باشد امكان تپق زدن و اشتباه هم بيشتر مي شود، پس شمرده و با اعتماد به نفس صحبت كنيد.

چهره بشاش، احترام و رعايت ادب و كرامت انساني، استفاده از تكيه كلامهاي دلنشين و درك روحيات، عواطف و تمايلات شنوندگان نكات با اهميتي هستند كه نبايستي از آنها غفلت نمود.

اميد است مديران، صاحب نظران و بويژه شاغلان بخش روابط عمومي و ارتباطات در سازمانها، مراكز آموزشي و … بتوانند با بهره گيري از اينگونه نكات يك سخنراني مفيد و موثري داشته باشند.

منابع و ماخذ براي مطالعه بيشتر:

اصل اين نوشتار تحت عنوان:

A Short Guide To Effective Public Speaking

از اينترنت استخراج شده است.

جزوه درسي ارتباطات انساني _ ترجمه و تاليف حسن خسروي.

آرميچل، ترنس _ مردم در سازمانها _ ترجمه دكتر حسين شكر كن _ انتشارات رشد _ چاپ دوم پاييز 1377 .

باترا، ويجي و پرامد _ انديشه هاي خوب براي همه _ ترجمه هيبت ا …. اسدي _ انتشارات آستان قدس رضوي _ چاپ اول 1381 .

دكر، برت _ مديريت فرآيند ارتباطات موثر _ ترجمه دكتر بهزاد رمضاني _ انتشارات نشر دايره _ چاپ اول تابستان 1379 .

حسن خسروي _ فوق ليسانس مديريت _ مدرس علوم ارتباطات و مديريت

امير خسروي _ ليسانس مديريت _ پژوهشگر علوم مديري
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۷:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

در مذاكرات بايد به منافع موجود در موضوعات توجه كرد و تمركز خود را بر وضع عنوان شده و گفتارها و خواسته‌هاي ظاهري طرف معطوف نكنيم، به عبارت ديگر، در مذاكرات بايد به آنچه موجب ايجاد منافع براي دو طرف مي‌شود، توجه كرد و تمركز بر موضع، الزاما موجب يك توافق منطقي نخواهد شد.

هدف مذاكره درگير كردن طرفين مذاكره كننده با بخشي از منافع موجود در مذاكره نيست، بلكه هدف مذاكره درگير كردن طرفين مذاكره با حداكثر منافع مشروع موجود در مذاكره است.

به عبارت ديگر، هدف مذاكره سازش يا حد وسط چيزي را گرفتن نيست، هدف مذاكره، بازي كردن با تمامي شرايط موجود در موضوع مذاكره است كه هر كدام از طرفين به‌رغم تفاوت در نوع نگاهشان به موضوع، بتوانند از حداكثر منافع بالقوه بهره‌برداري كنند. همان‌طور كه عنوان شد، براي رسيدن به اين منافع بايد نياز طرف را درك كرد، نه خواسته وي را.

وقتي به نياز طرف متمركز مي‌شويم، دليل و چرايي بروز خواسته را متوجه مي‌شويم. پس، در مواردي كه قادر نيستيم خواسته يا موضع طرف را برآورده كنيم يا قائل به برآورده كردن آن نمي‌باشيم، از طريق تمركز بر روي نياز مي‌توانيم راه ديگري را براي رسيدن به منافع دو طرفه معرفي كنيم كه هماهنگي بيشتري با شرايط وضعيت ما دارد. بايد توجه كرد در بحث تجارت و صنعت، شرايط قراردادها بسيار متنوع است.

متاسفانه بسياري از افراد يا شركت‌ها يا سازمان‌ها قبل از هر چيزي در مذاكرات خود به بحث قيمت مي‌‌پردازند، بايد دانست كه قيمت آخرين موضوعي است كه بايد مورد بررسي قرار گيرد نه اولين آنها؛ زيرا با تغيير ساير شرايط قرارداد عملا مي‌توان ارزش قيمت يك كالا را بالا يا پايين آورد. از مواردي كه مي‌تواند بر ارزش قيمت‌‌گذاري تاثير زيادي بگذارد، مي‌توان شرايط پرداخت، تعداد يا دفعات درخواست محصول، گارانتي و تضمين‌هاي مختلف، مكان ارائه محصول و غيره را نام برد.

بنابراين مذاكره‌كننده بايد بداند در صورت اصرار طرف روي يك قيمت معين مي‌تواند از طريق سبك و سنگين كردن ساير شرايط، مسيري را طراحي كند كه هر دو طرف به سودآوري لازم برسند.

در مذاكرات، براي درك نيازهاي شخصي مقابل، از كلمه يا مفهوم «چرا» استفاده مي‌كنند كه به آن «چراي مقدس» مي‌گويند. البته استفاده از خود كلمه چرا مي‌تواند در برخي مذاكرات مقداري بي‌ادبانه جلوه كند. بدين رو منظور اصلي از چراي مقدس آن است كه دليل خواسته در قالب جملات سوم شخص يا مجهول، به طرز مودبانه‌اي ادا شود. به جملات زير توجه كنيد:

الف: مي‌توانيم دليل درخواست مطرح شده را جويا شويم؟

ب: اگر اجازه بدهيد، مي‌خواستم ببينم چه چيزي باعث شده است كه اين درخواست مطرح شود؟
ج: اگر دليل درخواست مطرح شده را بفهمم، قطعا پاسخ بهتري مي‌توانم بدهم.
انسان‌ها همانند يك كوه يخي هستند ده درصد آنها بالاي آب و نود درصد آنها زيرآب است. در مذاكرات بايستي با مطرح كردن مفهوم چراي مقدس، به نود درصد پنهان و قصد نامشخص آنها پي برد تا بتوان بهترين راه را براي حل مساله پيدا كرد. پس اولين قدم در اين اصل پي بردن به منافع طرف مقابل است. همان‌طور كه اشاره شد اين موضوع با تكيه بر تشخيص نيازهاي طرف و اينكه چرا اين درخواست را دارد نه اينكه چه درخواستي دارد، انجام مي‌شود. در مواقعي كه به جاي دو نفر تعداد بيشتري در مذاكره حضور داشته باشند، پيدا كردن منافع چند طرفه، كاري دشوار مي‌شود ولي غيرممكن نخواهد بود.

در مثال بازرگاني كه مي‌خواست با خريد طعامي هم خود و هم طوطي و هم چهارپايش را تغذيه كند، مي‌بينيم كه فرد با انتخاب هندوانه و اختصاص هسته هندوانه به طوطي، پوست به چهار پا و خود ميوه به خود با يك تصميم قادر شد هر سه را به حداكثر منافع موجود در يك هندوانه برساند، در صورتي كه مي‌توانست با تقسيم بر سه كردن هندوانه، عملا هر سه موجود را با بخش‌هايي از هندوانه درگير كند كه عملا قادر به رفع نيازهاي آنها نبود، شايسته تاكيد است كه در مذاكرات درك تفاوت بين نياز و خواسته از ضروريات است. براي درك تفاوت بين نياز و خواسته مثالي ديگر ارائه مي‌شود.

استفاده از آب براي رفع تشنگي مي‌توان از ساير نوشيدني‌ها همچون آب ميوه، چاي، نوشابه و غيره استفاده كرد. اينكه آب را نياز در نظر بگيريم، يعني عملا توانمندي خود را براي رفع نياز واقعي طرف محدود كرده‌ايم و اين‌گونه اشتباهات نيز مي‌تواند مسير مذاكرات را به سادگي منحرف كند.

در هنگام اجراي اين اصل، پس از تشخيص نيازهاي طرف مقابل بدون هيچ‌گونه پيش‌داوري يا قضاوت، منافع مشروع خود را نيز فهرست مي‌كنيم. چون بايد بدانيم كه طي فرآيند مذاكره مي‌خواهيم به چيزي برسيم. اينكه ما به منافع خود آگاه نباشيم، موجب مي‌شود حداكثر در مورد موضوعاتي صحبت كنيم كه منافع طرف مقابل را در پي خواهد داشت و منافع ما بدون توجه باقي خواهد ماند. پس از فهرست كردن منافع مشروع خودمان، براي آشنايي با آنها در هنگام مبادله امتيازات، آنها را ارزيابي مي‌كنيم و پس از ارزيابي آنها به اولويت‌بندي آنها مي‌پردازيم. اولويت‌بندي منافع از اهميت زيادي برخوردار است، زيرا در صورت عدم اولويت‌بندي، امكان دارد در جايي كه لازم نيست، امتياز بيشتري از دست بدهيم يا برخي مواقع، بحث روي موضوعات بي‌اهميت را بي‌دليل طولاني‌تر كنيم. پس از اولويت‌بندي منافع خودمان، به منافع طرف مقابل نيز فكر مي‌كنيم كه قبلا از طريق چراي مقدس در مورد آن تحقيق كافي كرده‌ايم. ماحصل فرآيندهاي بالا در نهايت رسيدن به راه‌حل‌هايي است كه بتواند طرفين را به منافع موردنظرشان برساند.


منبع: كتاب اصول، فنون و هنر مذاكره


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۷:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان