مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 20591
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 49
همه : 4349073

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۱۷

پنج هراس بزرگ در برنامه‌ريزي يك مراسم و شيوه‌هاي مقابله با آنها

برگزاري يك مراسم (جشن، سخنراني و ...) راه بسيار خوبي براي آشنايي با آدم‌هاي جديد، معرفي كسب‌وكار خود و تفريح‌كردن است. اما اگر سازمان‌دهنده اين رخداد شما باشيد، ممكن است به دردسر بيفتيد. آيا در اين رخداد تحت نظارت شما كسي سخنراني خواهد كرد؟ آيا آدم‌ها حوصله‌شان سر نخواهد رفت؟

در اين مقاله عليه مشكلات هراس‌انگير ممكن، چند ايده مطرح مي‌كنم تا بتوانيد مراسمي مفرح و خوب براي خودتان و ميهمانانتان برگزار كنيد.
1) هيچ‌كس نخواهد آمد. كليد مقابله با اين هراس، تبليغ رخداد مورد نظر خود در فروشگاه (اگر داريد)، وبسايت، وبلاگ و شبكه‌هاي اجتماعي است. رسانه‌هاي محلي عموما بخشي را به رخدادهاي محلي اختصاص مي‌دهند و مي‌توانيد از اين قسمت استفاده كنيد.
برنامه‌هاي تبليغاتي با استفاده از ايميل‌ها را فراموش نكنيد. با استفاده از ايميل مي‌توانيد جزئيات مراسم مورد نظر را منتشر كنيد، اخبار به‌روز مربوط به آن و هر تغيير ممكني را خبررساني كنيد، هشدارهاي تبليغاتي بدهيد («تنها 150 صندلي خالي باقي مانده است؛ بشتابيد!») و... . اگر از ايميل استفاده مي‌كنيد، بايد ايميل‌هاي يادآوري فراواني نيز بزنيد.
2) آدم‌ها با يكديگر رابطه برقرار نمي‌كنند. اگرچه برچسب‌هاي رخداد شما خيلي هم مفرح نيستند، اما چنين رخدادهايي مي‌توانند براي رابطه‌ برقرار كردن آدم‌ها با يكديگر مفيد واقع شوند. براي ايجاد اين ارتباط بايد اطلاعات بيشتري در اختيار آدم‌ها قرار دهيد. همچنين شيريني، نوشيدني و صندلي در نواحي مختلف سالن مراسم خويش قرار دهيد تا آدم‌ها در طول فضا راه بروند و با يكديگر در محل اين ميزها برخورد كنند و احتمالا ارتباط برقرار كنند.
3) آدم‌ها يا خيلي زود مي‌آيند يا اصلا محل را ترك نمي‌كند. كليد يك رخداد موفق سازماندهي خوب آن است. همه‌چيز بايد از پيش معلوم و مقرر باشد؛ حتي پيش از آنكه «ميهمانان زودتر از موعد» سر برسند. اگر همه چيز طبق برنامه باشد، آن وقت همه مي‌دانند چه زماني بايد محل را ترك كنند. اما خيلي به آنها اصرار نكنيد كه فلان موقع بروند. بسياري از آدم‌ها چنين رفتاري را خوش ندارند.
4) مجلس‌به‌هم‌زن‌هاي ناخوانده سر مي‌رسند. ناگزير مي‌شويد از چند ميهمان ناخوانده پذيرايي كنيد. مثلا كارمندان پيشين و بدخلق، رقبايتان يا حتي همسر يا نامزد سابقتان. اگر نمي‌توانيد بيرونشان بيندازيد، به آنها بپيونديد. اول خودتان به آنها سلام كنيد و از اين منظر آنها را شگفت‌زده سازيد. در اين صورت ــ البته اميدوارم، مطمئن نيستم ــ آنها هر چه در دل دارند، به طور خصوصي با شما در ميان مي‌گذارند و آنها را به‌طور عمومي مطرح نمي‌كنند.
5) كسي به دلايلي مجلس را به هم مي‌زند. براي اينكار بايد افراد مسوول در رخداد را پيشاپيش نسبت به اتفاق‌هاي ممكن و علل مختلف آنها آگاه سازيد و از آنها بخواهيد كه در موقعيت‌هاي بحراني عكس‌العمل مناسب را نشان دهند.
پس طوري براي برگزاري اين مراسم تلاش كنيد كه انگار همه‌چيز را از قبل پيش‌بيني كرده ايد و نسبت به همه‌چيز آگاهي داريد. اگر چيز غيرمنتظره‌اي رخ داد، خونسردي خودتان را حفظ كنيد. كاركنان خويش را به‌‌خوبي از روند اين رخداد آگاه سازيد و در مواقع بحراني از آنها كمك بگيريد. مطمئن باشيد كه هر چه را از دستتان برمي‌آمده است، انجام داده ايد و بقيه نيز چنين خواهند كرد.

http://www.vivannews.com/Pages/News-13999.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۷:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]


يك سخنراني موثر، ظرف مدت 30 تا 60 ثانيه

تعريفي است از شغل شما و آنچه انجام مي دهيد و اينكه چرا يك نفر بايد با شما همكاري كند در كمتر 30-60 ثانيه. اين سخنراني اصطلاحا "سخنراني آسانسوري" نيز ناميده مي شود وعلت نامگذاري آن اين است ...
 

 مردمان:

منظور از يك سخنراني خيلي كوتاه چيست؟

تعريفي است از شغل شما و آنچه انجام مي دهيد و اينكه چرا يك نفر بايد با شما همكاري كند در كمتر 30-60 ثانيه. اين سخنراني اصطلاحا "سخنراني آسانسوري" نيز ناميده مي شود وعلت نامگذاري آن اين است كه اگر دست تقدير شما را با شخصي كه هميشه آرزوي مذاكره و همكاري با وي را داشتيد در يك آسانسور قرار داد چگونه بتوانيد در آن زمان كوتاه  در مورد كسب و كارتان براي او توضيح دهيد و وي را براي همكاري در زمينه كالا و يا خدمات خود ترغيب نماييد.

در اين مقاله به بيان نكات مهم در ارتباط با يك "سخنراني آسانسوري" پرداخته مي شود و به شما در چگونگي عملي كردن آن كمك مي كند.

چرا اينكار خيلي مهم است؟

زيرا شما هميشه در اولين برخورد فقط 30-60 ثانيه وقت داريد كه تاثيرگذار باشيد. چون بازه توجه در افراد قبل از اينكه ذهن آنها منحرف شود به طور متوسط 30 ثانيه است.

دليل ديگر اين است كه امروزه مردم وقت كمي دارند و شما يا بايد آنها را به سرعت جذب كنيد و يا آنها را براي هميشه از دست بدهيد.

نكات مهم براي يك سخنراني آسانسوري تاثير گذار

1. مختصر و مفيد سخن بگوييد. صحبت هاي شما نبايد بيش از 30 تا 60 ثانيه طول بكشد.

2. واضح صحبت كنيد. به گونه اي سخن بگوييد كه همه بتوانند منظور شما را درك كنند. فكر نكنيد كه اگر از كلمات سخت استفاده كنيد باعث مي شود باهوش تر به نظر برسيد بلكه باعث ميشود كه شنوندگان شما را درك نكنند و شانس خود براي جذب آنها را از دست بدهيد.

3. با قدرت وارد عمل شويد. از كلمات محكم و تاثيرگذار استفاده كنيد. از تمام توان، قدرت و تجربه خود استفاده كنيد تا بتوانيد توجه شان را جلب كنيد.

4. تصويرسازي كنيد. از كلماتي استفاده كنيد كه باعث ايجاد تصوير در ذهن شنوندگان شود.

5. شغل خود را درقالب يك داستان تعريف كنيد. يك داستان كوتاه بگوييد. اين داستان بايد به گونه اي باشد كه كار شما و آنچه انجام ميدهيد را براي ديگران روشن كند.

6. هدف داشته باشيد. يك سخنراني آسانسوري وقتي عالي است كه براي شنوندگان خاصي ترتيب داده شود. اگر اهداف شما كساني هستند كه خيلي با يكديگر متفاوتند ميتوانيد براي هركدام سخنراني جداگانه اي داشته باشيد.

7. هدف گرا باشيد.  يك سخنراني آسانسوري خوب با در نظر گرفتن نتيجه دلخواهي كه در ذهن داريد آماده مي شود. نتيجه مورد علاقه شما چيست؟ ممكن است شما سخنراني هاي متفاوت در مورد موضوعات مختلف داشته باشيد. براي مثال بخواهيد كالايي بفروشيد، آينده نگري كنيد و مشتريان احتمالي را پيدا كنيد، براي ايده خود حمايت ديگران را جلب كنيد وغيره.

8. تله بگذاريد. تله عاملي است كه عملا علاقه شنوندگان را تحريك ميكند و باعث ميشود آنها بخواهند بيشتر بدانند. چيزي مثل يك كلمه يا يك عبارت كه تلنگري به تارهاي ذهن آنها مي زند.

چگونه سخنراني آسانسوري خود را آماده كنيد.

• آنچه كه بايد بگوييد را يادداشت كنيد. آنچه بايد گفته شود را به روش هاي مختلف و حداقل در 10-20 روش گوناگون بنويسيد. اصلاً خودتان را محدود نكنيد. بعداً متن را ويرايش خواهيد كرد. اين مرحله براي خلق ايده است و اين ايده ها ميتواند مضحك، جدي، با نمك و يا محافظه كارانه باشند. مهم نيست هدف اين است كه تا جاي ممكن ايده هايتان را روي كاغذ بنويسيد.

• يك داستان خيلي كوتاه بنويسيد كه آنچه شما انجام مي دهيد را به تصوير بكشد. اگر لازم است داستان مي تواند طولاني تر شود. بعدا روي آن كار خواهيد كرد. به كلمات خود آب و رنگ بدهيد تا افراد بتوانند آن را تجسم كنند.

• هدف يا مقصود خود را يادداشت كنيد.  آيا قصد فروش محصولي را داريد، آيا در جستجوي مشتريان احتمالي هستيد  وميخواهيد آينده نگري كنيد و يا به دنبال جلب حمايت ديگران از ايده خود هستيد و يا هر چيز ديگر.

• اهدافتان را در 10- 20 جمله بنويسيد. اين جملات يا سوالات باعث مي شود فعاليت شما از مسير هدفتان منحرف نشود.

• صداي خود را ضبط كنيد. براي اينكار از ابزار گوناگوني ميتوانيد استفاده كنيد نزديك ترين وسيله به شما تلفن همراهتان است.

• بررسي كنيد. همان روز و يا روز ديگر به نوشته هاي خود برگرديد و با حوصله وتوجه  آن ها را بررسي كنيد.

• نكات مهم را برجسته كنيد. آنچه را كه نوشته يا ضبط كرده ايد بررسي كنيد. و سپس زير جملاتي كه شما را با كلمات واضح و محكم خود ميخكوب ميكند برجسته كنيد و يا خط بكشيد. مطمئنا تمام كلمات در اين دسته قرار نمي گيرند. شما به كلماتي براي ربط دادن اين جملات به هم نياز داريد اما اين كلمات بايد حداقل ممكن باشند.

• بهترين قسمت ها را كنار هم بگذاريد. دوباره بايد نسخه هاي متعددي از اين سخنراني كوتاه  بنويسيد.

• آخرين ويرايش را انجام دهيد. هرچه ميتوانيد كلمات غير ضروري را كم كنيد. كلمات و جملات را تا زماني كه به نظرتان عالي رسيد جابه جا كنيد. يادتان باشد كه هدف فقط 30-60 ثانيه است.

• تمرين كنيد. سخنراني خود را نزد هر تعداد افرادي كه ممكن است اجرا كنيد بازخورد آن را از همكاران، مشتري هايي كه به آنها اطمينان داريد، دوستان و خانواده جويا شويد.

• كار را تمام كنيد. سخنراني سريع خود را بنويسيد به خاطر بسپاريد و آنقدر آن را تمرين كنيد تا زماني كه به صورت طبيعي بر زبان شما جاري شود.

• در حال پيشرفت باشيد. هميشه گوش بزنگ باشيد و عبارات جديدي كه فكرمي كنيد مي توانيد با استفاده از آنها سخنراني خود را روشن تر و تاثير برانگيزتر كنيد به كار ببريد. هر از گاهي خوب است كه دوباره از اول شروع كنيد زيرا همه چيز در حال تغيير است: شما، شغل شما، اهداف شما و البته نيازهاي مشتريان. 

http://www.vivannews.com/Pages/News-17946.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۷:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

البته كتاب‌ها و توصيه‌هاي زيادي براي خوب صحبت كردن و خوب سخنراني كردن وجود دارد؛ اين‌قدري هست كه آدم سرگيجه مي‌گيرد. اما يكي از معروف‌ترين آثاري كه در اين حوزه چاپ شده، «آيين سخنوري» است.
 
 برترين ها: البته كتاب‌ها و توصيه‌هاي زيادي براي خوب صحبت كردن و خوب سخنراني كردن وجود دارد؛ اين‌قدري هست كه آدم سرگيجه مي‌گيرد. اما يكي از معروف‌ترين آثاري كه در اين حوزه چاپ شده، «آيين سخنوري» است.
 اين كتاب را  يك ايراني درباره سخنراني نوشته است. او با ادبيات خاص خودش، كتاب آيين سخنوري را نوشته است كه پر از ارائه راهكار و فرمول و اينگونه حرف‌هاست. 40‌پيشنهاد از اين كتاب را به زباني ساده و امروزي، برايتان كنار گذاشته‌ايم تا آنها را مطالعه كرده، صفا كنيد و مثل بلبل در صدر هر مجلسي چهچه زده و بدرخشيد. اين پيشنهادها، كاملا ايراني و سفارش يك ايراني است. اين پيشنهادها، براي سخنور شدن است.شما در هر جايي كه بايد براي بيش از 3-2 نفر صحبت كنيد، سخنور محسوب مي‌شويد. از كجا معلوم، شايد سال‌ها بعد، يك سخنران حرفه‌اي هم از آب در آمديد. نكاتي كه بايد بياموزيد:

1.  زياد تمرين سخنراني كنيد. فن سخن گفتن را هم خوب ياد بگيريد.

2.  شايد حافظه‌تان خوب نباشد اما لازم است كه براي خوب سخن گفتن، حافظه خوبي داشته باشيد و چيزهاي زيادي را حفظ كرده باشيد تا بتوانيد از آنها در جمله‌هايتان به‌كار ببريد. شعر زياد حفظ كنيد، جمله‌هاي آموزنده و... .

3.  از چي داريد حرف مي‌زنيد؟ لطفا بي‌گدار به آب نزنيد و درباره چيزي كه نمي‌دانيد يا كم مي‌دانيد، صحبت نكنيد.

4.  واجب‌تر از همه، اين است كه كمي روانشناسي بلد باشيد و بدانيد چطوري مي‌شود در مردم شور برانگيخت.

5.  از انتقاد نترسيد. اصلا دربه‌در دنبال كسي باشيد كه از شما انتقاد كند. همين‌طور زل بزنيد توي چشم‌هايش تا از شما انتقاد كند و شما هم برويد و اين مشكلات را رفع كنيد.

6. خوب مطالعه كنيد و از همه چيز اطلاعاتي به دست بياوريد تا اين مطالعه، خودش را در حرف‌هاي شما نشان بدهد.

7.   طوري تمرين كنيد كه قاعده‌هاي خوب حرف زدن براي شما تبديل به عادت شود؛ درست مثل اينكه داريد راه مي‌رويد و نفس مي‌كشيد. نه اينكه همين‌طوري ياد بگيريد و هر وقت خواستيد صحبت كنيد و به زور آن را اجرا كنيد؛ مطمئن باشيد كار را خراب مي‌كنيد.

8.  يادتان باشد شما بايد اطرافيان‌تان را سرگرم كنيد تا از حرف‌هايتان لذت ببرند. درست است كه هدفي داريد اما بايد اول سرگرم‌ و پر نشاط‌شان كنيد، تا در دل آنها به هدفتان برسيد.

9.  لازم نيست اداي كسي را كه دارد خوب حرف مي‌زند، در بياوريد. روش منحصربه‌فرد خودتان را عشق است.

10.  اگر حدس مي‌زنيد كه قرار است جايي حرف بزنيد، بايد خوش تيپ باشيد پس به‌خودتان رسيدگي لازم را بكنيد.

11.  خواهشا حوصله مخاطبان را سر نبرده و بعضي‌اوقات‌ چشمتان را به ساعت و زمان هم بيندازيد.

12.  نياز به خيلي بلند صحبت كردن و داد كشيدن و سريع حرف زدن نيست. آرام و كنترل‌شده حرف بزنيد.

13.  به همه مخاطبان‌تان نگاه كنيد؛ نه به يكي‌ از آنها. طوري نگاه كنيد كه انگار داريد با تك‌تك‌شان ارتباط برقرار مي‌كنيد.

 14.  قلمبه‌سلمبه حرف نزنيد، جمله‌هاي طولاني به كار نبريد و شروع و پايان‌تان را بهتر تهيه كنيد تا موثرتر باشد.

15.  اگر مي‌خواهيد حرف‌هايتان مهيج و موثر باشد، بايد دلي حرف بزنيد؛ يعني حرفتان، واقعا حرف دلتان باشد.

 16.  زياد زبان‌بازي نكنيد؛ ساده حرف بزنيد. اگر زياد زبان‌بازي كنيد، درست مثل دكتري مي‌مانيد كه سر تخت يك‌بيمار رو به مرگ رفته باشد و شروع كند به ادبي حرف زدن؛ آن هم به‌مدت طولاني.

 17.  سعي كنيد هوشتان بالا برود تا بتوانيد به راحتي هرچه تمام‌تر، همه چيز را درك كرده و به همان روشني به ديگران منتقل كنيد؛ مثل آب خوردن و به شفافي شيشه و كريستال.

 18.  سعي كنيد درباره چيزهايي حرف بزنيد كه براي مردم خوشايند است يا حرف‌هايتان را يك جورهايي به اين ربط دهيد. اما چي براي مردم خوشايند است؟ من يكي كه مي‌گويم ثروت، شهرت، شرافت و آبرو، لذت‌هاي مختلف، امور ذوقي و چيزهايي كه به احساسات مربوط است و...

 19. دركل يادتان باشد كه حرف زدن از چيزهايي كه جان دارند و حركت مي‌كنند، بهتر از چيزهايي است كه جان ندارند و بي‌حركت هستند.

 20.  حرف زدن از چيزهايي كه مردم مي‌بينند و واقعي است، بيشتر جواب مي‌دهد تا حرف زدن از چيزهايي كه بايد فكر كنند تا به آن برسند.

 21.  مثل‌ها، روايت‌ها، داستان‌ها، ماجراها و خوب تعريف كردنشان، مي‌تواند حرف‌هاي شما را دلنشين كند.

 22.  رمان‌نويسان و شاعران، به آن مي‌گويند توصيف. هرچقدر توصيف شما دقيق‌تر و بهتر باشد، اثر بيشتري هم مي‌گذارد. خوب تصويرسازي كرده، خوب توصيف كنيد.

 23.  با قرار دادن يكي از اين دو، مي‌توانيد مخاطب‌تان را به هيجان بياوريد و قانعش كنيد؛ يا حس عدالت طلبي، شرافت و جوانمردي‌شان را تحريك كنيد، يا حس هم‌چشمي، خودپسندي، حس رقابت و... آنها را. مطمئن باشيد جواب مي‌دهد.

 24. اگر به‌اصطلاح مي‌خواهيد در مخاطبان خودتان، شور و هيجان ايجاد كنيد، ديگر اين ‌كار نياز به لفاظي و اديبانه حرف زدن ندارد. اين مادرهاي بچه از دست داده را ديده‌ايد كه چطور جانگداز حرف مي‌زنند؟ دلشان سوخته و اين‌طوري حرف مي‌زنند و بين حرف‌هايشان هم هيچ اثري از ادبيات و تصنع و اين مسخره‌بازي‌ها نيست.

 25.  لطفا الكي اداي كساني را كه با حرارت و هيجان حرف مي‌زنند، درنياوريد؛ چون حسابي يخ خواهيد كرد.

26.   تا خودتان شوري نداشته باشيد، نمي‌توانيد در هيچ كسي شوري ايجاد كنيد. دل به دل راه دارد و در نتيجه، بايد حتما در ‌دل شما شور وجود داشته باشد تا بتوانيد شور ايجاد كنيد.

 27. حتما لازم است كه خونسرد باشيد، خودتان را نبازيد، الكي قافيه را نبازيد، در ضمن لازم است كه بسيار حاضر جواب بوده و حضور ذهن بالايي هم داشته باشيد. البته يكي از بزرگان گفته سخن گفتن جلوي جمع، اصلا خودش به‌طور خودبه‌خود حضور ذهن هم مي‌آورد.

http://www.vivannews.com/Pages/News-19600.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۷:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

از خودتان بپرسيد آيا فردي مناسب براي ايراد سخنراني هستيد يا خير. آيا وقت كافي براي آماده شدن داريد؟ شايد براي هر دقيقه سخنراني به سي تا شصت دقيقه زمان براي آماده شدن نياز داشته باشيد.

از خودتان بپرسيد آيا فردي مناسب براي ايراد سخنراني هستيد يا خير. آيا وقت كافي براي آماده شدن داريد؟ شايد براي هر دقيقه سخنراني به سي تا شصت دقيقه زمان براي آماده شدن نياز داشته باشيد. 
  
يك سخنراني دربرگيرندۀ هر نوع گفتگو با يك گروه است كه ممكن است رسمي يا غيررسمي باشد و مي تواند از يك جلسه توجيهي تا يك سخنراني مهم را شامل شود. سخنراني هر شكلي كه داشته باشد، قوانين و ضوابط يكساني دارد.

● فهرست اقدامات

۱. در مورد قبول سخنراني تصميم بگيريد.

از خودتان بپرسيد آيا فردي مناسب براي ايراد سخنراني هستيد يا خير. آيا وقت كافي براي آماده شدن داريد؟ شايد براي هر دقيقه سخنراني به سي تا شصت دقيقه زمان براي آماده شدن نياز داشته باشيد. آيا به موضوع سخنراني علاقه مند هستيد؟ آيا مي توانيد به سؤالاتي كه مطرح ميشوند، پاسخ دهيد؟ اگر پاسختان منفي است بگوييد خير!

۲. جزييات را روشن كنيد

مشخص كنيد كه بايد سخنراني چقدر است و موضوع سخنراني دقيقاً چيست؟ آيا در خاتمه، پرسشهاي حضار پرسيده خواهد شد؟ اگر سخنرانان ديگري هم حضور دارند، به چه موضوعاتي خواهند پرداخت و چگونه مي توانيد با آنان هماهنگ شويد؟

۳. در مورد مخاطبان تحقيق كنيد.

مخاطبان را مشتريان خود بدانيد. سعي كنيد از تجارب قبلي آنان مطلع شويد. آيا آنها ميخواهند از جزييات موضوع مطلع شوند، يا سرگرم شوند و يا چالش ايجاد كنند؟ سطح و پيشينۀ آنان چيست؟ آيا هيچ گونه اطلاعات قبلي دارند؟

۴. هدف را مشخص سازيد.

سخنراني در مقابل گروهي از مخاطبان نيازمند تعيين هدف است. آيا هدف از سخنراني يكي از موارد ذيل است:

▪ ترغيب كردن – مثلاً براي افزايش فروش؟

▪ راهنمايي كردن – اگر موضوعتان را بدانيد؟

▪ القا كردن – به عنوان بخشي از برنامه تحول؟

▪ سرگرمي – اگر ذاتاً فردي شاد و بانشاط هستيد؟

۵. مطالب خود را يكپارچه كنيد.

همه جزئيات و مطالبي را كه با عنوان سخنراني شما مرتبط است، يكپارچه سازيد يعني همه عقايد، مقالات، نقل قولها، دستورالعملها و منابع. اين كار را در طول زمان انجام دهيد البته سعي نكنيد اين كار را در زمان گردآوري مطالب انجام دهيد.

۶. مطالب خود را سازماندهي نماييد.

مطالب گردآوري شده را ارزيابي كنيد. موضوعات را طبقه بندي كنيد. آيا ممكن است مقايسه ها يا استعاره هايي وجود داشته باشند؟

۷. سرفصلها را مشخص كنيد.

مطالب را در قالب يك طرح تهيه نماييد. طرحتان بايد داراي بخشهاي آغازين، مياني و انتهايي باشد.

۸. پيش نويس كاملي بنويسيد.

از سرفصل خود براي تهيه پيش نويس اوليه استفاده كنيد. بدون توقف بنويسيد و به هنگام نوشتن، به ساختار آن توجه نكنيد. سعي كنيد هر آنچه را كه در نظر داريد به مخاطبان بگوييد، بنويسيد. در پايان آنچه را به آنان گفته ايد، خلاصه نماييد. سعي كنيد به پنج و حداكثر هفت نكتۀ مهم اشاره كنيد.

۹. پيش نويس را ويرايش كنيد.

پيش نويس اوليه خود را بخوانيد. فرداي آن روز متن خود را بررسي كنيد. مطالب خود را در قالب يك سخنراني بخوانيد يعني سعي كنيد متن كاملتر، ساده تر و روشن تر شود. نكات طنزي را در آن بگنجانيد. تا آنجا كه ميتوانيد از اصطلاحات فني استفاده نكنيد و فقط آنهايي را بيان نماييد كه غيرقابل اجتناب هستند. مطمئن شويد كه در زمان بندي درست عمل كرده ايد. سخن گفتن با يك مخاطب، آرامتر از سخن گفتن با يك دوست است.

۱۰. پيش نويس را اصلاح كنيد.

چندين بار پيش نويس را بخوانيد و ترجيحاً اين كار را در حضور فرد ديگري انجام دهيد. از آن فرد بخواهيد دربارۀ كارتان نظر بدهد و محتوا، سبك و نحوۀ ارايه سخنرانيتان را نقد كند.

۱۱. نكات يادآوري كننده را انتخاب نماييد.

اگر قرار است به صورت في البداهه سخنراني كنيد، بارها پيش نويس خود را بخوانيد و نكات مهم و يادآوري كننده – مانند كليد واژگان و عبارات مهم – را تعيين كنيد. اين امر ميتواند مبناي نوشته شما و حتي وسايل بصري شما باشد. استفادۀ از اين نكات مهم را تمرين كنيد و از تحليلي كه در وراي هر كدام از اين نكات وجود دارد، آگاه باشيد. وقتي اعتماد به نفس به دست آورديد، اين نكات را به كارتهاي عددي تبديل كنيد. به تمرين خود ادامه داده و از تعداد واژگان كليدي بكاهيد. (گاهي اوقات مجبور مي شويد از كل متن استفاده كنيد – مثلاً در صورتي كه مطبوعات هم حضور دارند يا جلسه، بسيار رسمي است).

۱۲. از وسايل كمكي مناسب، براي سخنراني استفاده كنيد.

● وسايل كمكي در سخنرانيها بايد:

▪ مكمل متن شما باشند، برگرفته از سبك طبيعي شما باشند.

▪ به پيشرفت سخنراني كمك كنند، به ارزش سخنراني شما بيفزايند، و مرتبط با محتواي آن باشند يا آنچه را كه شما بيان مي كنيد، به شكل مناسبي خلاصه نمايند.

▪ حرفه اي به نظر برسند، روشن، خوانا و منسجم.

▪ سبك مناسبي داشته باشند، اسلايدهاي تمام رنگي براي جلسات غيررسمي و براي گروههاي كوچك مناسب نيستند.

▪ محتوا را به شكلي ساده بيان كند، حتي افراد حاضر در انتهاي سالن نيز به وضوح متوجه مطالب شوند.

▪ در صورت امكان از تصاوير گرافيكي استفاده كنند، علايم، تصاوير و نمودارها به عبارات و جملات شما كمك ميكنند.

طيف گسترده اي از وسايل كمكي وجود دارند مانند فيليپ چارتها (نمودارهايي كه بر روي ديوار نصب ميشوند) تا دستگاههاي اورهد ترانسپارنسي، دستگاههاي چندرسانه اي و تصاوير كامپيوتري. امروزه رايج ترين تصاوير گرافيكي در سخنرانيها، تصاويري هستند كه به كمك نرم افزار پاورپوينت مايكروسافت تهيه شده اند و با استفاده از يك رايانه شخصي يا يك پروژكتور ال سي دي ارايه ميشوند. با برگزاركنندۀ سخنراني تماس بگيريد و ببينيد آيا امكان استفاده از پروژكتور ال سي دي وجود دارد يا خير.

۱۳. تمرين ذهني

در مقابل آيينه يا در مقابل يك دوست (كه ميتواند سختگيرترين منتقد شما باشد!) تمرين كنيد. به تمامي حركاتي كه بايد متناسب با متن خود انجام دهيد توجه نماييد: «دستهايتان را در جيبتان قرار ندهيد» يا «لبخند بزنيد». اين مطالب را بر روي كارتي بنويسيد و آن را به هنگام ايراد سخنراني، جلوي خود قرار دهيد.

۱۴. اطاق سخنراني را بررسي كنيد.

در جايي بنشينيد كه قرار است حضار بنشينند و مطمئن شويد كه زاويه ديد آنها خوب است. در جايي كه ميخواهيد سخنراني كنيد بنشينيد يا بايستيد و مطمئن شويد كه ميتوانيد با تجهيزات موجود كار كنيد. آيا ميتوانيد از يك ميكروفون استفاده نماييد؟

●● براي ارتباطات بهتر: آماده كردن سخنرانيها

● بايدها:

▪ تا آنجا كه ممكن است تمرين كنيد. بازخورد آن را ببينيد و آمادۀ انتقاد باشيد.

▪ مستمراً هدف از سخنراني خود را بررسي كنيد: آيا توقعات مشتريان را برآورده ساخته ايد؟ به خاطر داشته باشيد كه آمادگي قبلي، يك عامل مهم در بحداقل رساندن فشارهاي عصبي و ارايه يك سخنراني موفق است.

▪ به كار خود علاقه داشته باشيد و حضار را تهييج كنيد.

● نبايدها

▪ براي نگارش متن سخنراني خود، هرگز به همراه يك ورق سفيد در يك اطاق ننشينيد: همواره به دنبال محركهاي بيروني باشيد.

▪ از لوازم كمكي استفاده نكنيد زيرا اينكار باعث ميشود كه شما نتوانيد دست از اتكا به چنين تجهيزاتي برداريد.

▪ هيچ چيزي را ناديده نگيريد مانند موضوع، مخاطبان، ميزان اطلاعات مخاطبان، فضاي اطاق و تجهيزات

● پرسشهاي فكري

آيا قبل از اينكه از شما براي سخنراني دعوت شود، آن را پذيرفته بوده ايد؟ در اين صورت، آيا واقعاً از موضوعي كه براي مخاطبان جذاب است، اطلاع داريد؟

آيا قصد داريد در يك سخنراني، حجم زيادي اطلاعات ارايه كنيد؟ مخاطبان شما ميتوانند حداكثر هفت نكته كليدي را بپذيرند.

● پندها

▪ توجه خاصي به سخنراني در محافل عمومي داشته باشيد (آندرو كارنگي)

▪ در زمان سخنرانيهاي تجاري همواره خود را از قبل آماده سازيد (چارلز چرچيل)

http://www.vivannews.com/Pages/News-21171.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۷:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]


يك ارتباط چشمي خوب كمك مي‌كند تا مخاطب احساس آرامش بيشتري نمايد و در توانايي‌هايي كلامي شما نيز اعتماد به وجود مي‌آورد. ارتباط چشمي خود را (پيوسته) حفظ كنيد؛ براي اينكار بايد آنقدر بر متن سخنراني خود تسلط داشته باشيد كه فقط هرازگاهي نياز به نگاه كردن به متن خود پيدا كنيد.
 

ارتباط چشمي
يك ارتباط چشمي خوب كمك مي‌كند تا مخاطب احساس آرامش بيشتري نمايد و در توانايي‌هايي كلامي شما نيز اعتماد به وجود مي‌آورد. ارتباط چشمي خود را (پيوسته) حفظ كنيد؛ براي اينكار بايد آنقدر بر متن سخنراني خود تسلط داشته باشيد كه فقط هرازگاهي نياز به نگاه كردن به متن خود پيدا كنيد.
چند چهره صميمي را ـ كه به مضمون سخنان شما واكنش نشان مي‌دهند ـ در بين حضار پيدا كنيد و سخنراني خود را با تمركز بر روي آنان انجام دهيد. در هر نوبت، ارتباط چشمي خود را چهار تا پنج ثانيه حفظ كنيد و سپس به سراغ نفر بعدي برويد.

طرز ايستادن و حركات بدن
صحيح ايستادن نشان دهنده اعتماد به نفس است. محكم بايستيد. حركات بيش از حد ممكن است حواس شنوندگان را پرت كند.
طبيعتا در هنگام ايستادن دستان خود را در كنار بدن قرار مي‌دهيد. براي تاكيد بر روي نكات مهم، از حركاتي استفاده كنيد كه آهسته و دقيق و در عين حال طبيعي باشند.
به عاداتي كه ممكن است داشته باشيد، توجه كنيد؛ عاداتي مثل دست روي دست انداختن، تكيه دادن به ديوار يا با خودكار به جايي زدن. اين كارها نيز مي‌تواند حواس مخاطبان شما را پرت كند يا به آنها بگويد كه شما (نسبت به موضوع) بي‌علاقه و يا اينكه دستپاچه‌ايد.
سخنراني خود را در مقابل آينه تمرين كنيد تا نحوه اجرا و حركات بدن خود را بررسي كرده و در صورت لزوم آنها را تغيير دهيد. شيوه‌هاي متفاوتي را مورد آزمايش قرار دهيد تا در مجموعه حركات و ژست‌هاي خود به آن هماهنگي كه با آن احساس راحتي مي‌كنيد، برسيد و همان را در برابر حضار به كار ببريد.

حالت چهره
وجود صميميت در حالت و حركات چهره‌ كمك مي‌كند تا رابطه‌اي گرم و مثبت با مخاطبان خود بوجود آوريد. خنده‌اي كه شما به چهره داريد به مخاطب مي‌فهماند كه شما هم يك انسان و (در نتيجه) قابل اعتماديد، و بدين ترتيب به آنان اين فرصت را مي‌دهد كه نظرات شما را بپذيرند.
حالت چهره شما (در حقيقت) بيانگر حال و هواي سخنان شماست و مخاطبتان را (در سخنراني) درگير مي‌كند.

لباس مناسب
انتخاب خوب لباس كمك مي‌كند تا براي مخاطب خود احترام قايل شويد. قبل از حضور در محل سخنراني، نظر ديگران را در رابطه با نحوه انتخاب لباس و نيز تناسب آن با مناسبت مربوطه جويا شويد.

رسا بودن صدا
گاهي آهنگ و لحن كلام اثري به مراتب قويتر از محتواي آن دارد. با تمرين كردن، احساس و انرژي را به صداي خود بيفزاييد. شما مي‌توانيد با رعايت موارد زير، گفتار خود را تنوع ببخشيد:
بالا بردن و پايين آوردن صدا
تغيير دادن سرعت كلام به منظور تهييج مخاطب
استفاده از مكث و سكوت بجاي گفتن «آه»، «اووم»، «راستش»
كم و زياد كردن دانگ صدا براي تاكيد بر روي نكات مهم و درگير نمودن مخاطب
انرژي بخشيدن به صدا به اين منظور كه صدا خسته‌كننده و بي‌روح نباشد، و
تمرين روزانه و ضبط صدا براي پي بردن به نكات نيازمند تغيير

درگير كردن مخاطب
با پرسيدن سوال، صحبت مستقيم و علاقه‌مند كردن مخاطبان، آنان را در سخنراني خود درگير كنيد. اين كار باعث مي‌شود با مخاطب خود يك ارتباط راحت برقرار كنيد.
با استفاده از جملاتي جذاب در ابتداي كار، عكس، نقشه يا بخش‌هايي از يك فيلم، و يا درخواست كمك از خود حضار، آنها را در بحث خود درگير كنيد (شركت بدهيد).

شوخ طبعي
غرض از شوخي اين نيست كه نقش يك كمدين را بازي كنيد بلكه به اين وسيله بايد فضايي آرام را بوجود بياوريد و با مخاطب خود مزاح كنيد. شوخي مي‌تواند وجه تمايز يك سخنراني معمولي و يك سخنراني عالي به حساب آيد.
اگر در گفتار خود كمي شوخي به خرج دهيد، مخاطب پي مي‌برد كه شما نيز انسانيد و در عمل نيز يادگيري انسان هنگام انبساط خاطر بيشتر است. سعي كنيد در سخنان خود داستان‌هاي شخصي و وقايع جاري را بگنجانيد تا سخنراني‌تان خشك نباشد.

كنترل اضطراب
اكثر افراد از سخنراني در جمع هراس دارند، حتي بيشتر از مرگ. همه هنگام صحبت در برابر جمع به ميزان معيني اضطراب دچار مي‌شوند، اما نكته اينجاست كه نبايد به اين اضطراب پايان داد بلكه بايد آن را كنترل كرد.
درست قبل از ايراد سخنراني چند نرمش تنفسي عمقي انجام بدهيد تا كمي آرامش پيدا كنيد.
از اضطراب خود براي هيجان بخشيدن به سخنراني خود استفاده نماييد.
به خاطر داشته باشيد كه از شما براي ايراد سخنراني دعوت شده است چرا كه شما حرف مهمي براي زدن داشته‌ايد.
همه خواستار موفقيت شما هستند.
صحبت كردن در جمع مهارتي است كه شما مي‌توانيد آن را با تمرين و ممارست بياموزيد. مهار كردن اضطراب و نيز تمرين و تكرار فنون فوق در سخنراني‌ مي‌تواند برايتان موفقيت به همراه آورد.

بيشتر مواقع مستمعين از طريق چشم هايشان به سخنان شما گوش مي سپارند. ايما و اشاره هاي شما بيانگر چيست؟ آيا به هنگام سخنراني يا يك جلسه مهم و معتبر، مطمئن و موثق ظاهر مي شويد و يا اينكه فاقد اعتماد به نفس و عصبي و دستپاچه هستيد؟

مشكل از طرز ايستادن، حركات صورت و ژست هايي كه به خود مي گيريد، آغاز مي شود. آقاي" جو الن ديميتريوس" عضو مشاوران مشهور هيئت منصفه دادگاه مي گويد: "زماني كه از هيئت منصفه، دليل قبول شهادت افراد را جويا مي شويم، آنها ا‌ظهار مي دارند كه حركات و ايما اشاره دو برابر چيزهاي ديگر تاثير گذار هستند."

اما چگونه مي توانيد مهارت هاي غير كلامي خود را افزايش دهيد؟....
از انجام حركات نامناسب پرهيز كنيد و در عوض حركات جايگزيني كه مناسب شرايط موجود هستند را انجام دهيد. با اين كار شما متوجه تفاوت شگرفي كه در زندگي شما به وجود مي آيد، خواهيد شد. من بعد از ساليان دراز كار در اين زمينه و آموزش تعداد بسياري بازرگان كارآمد، به 7 حركت كشنده دست پيدا كردم كه انجام آن باعث مي شود مستمعين نسبت به گفته هاي شما بي اهميت شده و تحت تاثير قرار نگيرند. سعي كنيد از انجام آنها اجتناب كنيد، آنگاه با يك چنين كار كوچكي تغييرات چشگيري در زندگي شما به وجود خواهد آمد.

اشتباهات مهلك در سخنراني


اشتباه 1- اجتناب از برقراري ارتباط چشمي

گوياي چه مطلبي است: شما دچار كمبود اعتماد به نفس هستيد، براي سخنراني آماده نيستيد و به همين دليل عصبي و دستپاچه شده ايد.
حركت جايگزين: در طول سخنراني در حدود 90 درصد از كل زمان را به چشم هاي حضار نگاه كنيد. بسياري از افراد بيشتر وقت خود را صرف نگاه كردن به زمين، پرده اسلايد، و يا ميزي كه پيش روي آنها قرار دارد مي كنند. رهبران و مديران موفق در حين صحبت كردن مستقيما به چشم هاي شنوندگان خود نگاه مي كنند.
"جان رابرتز" نامزد رياست دادگستري آمريكا مورد تقدير بسياري از روزنامه ها قرار گرفت. از او به اين خاطر كه "مطمئن به نظر مي رسد" تشكر شد. اما او به راستي چه كاري انجام داد كه باعث شد در ذهن افراد يك چنين تصويري را از خود بر جاي بگذارد؟ او در حين تمام سخنراني هايش، به جاي اينكه بر روي نوشته هايش خم شود و نگاهش به يادداشت هايش باشد، مستقيما به چشم هاي مستمعين نگاه مي كرد.

اشتباه 2- خميدگي
گوياي چه مطلبي است: شما فاقد قدرت هستيد و اعتماد به نفس خود را از دست داده ايد.
حركت جايگزين: اگر قرار است در طول مدت سخنراني در جايي ثابت بايستيد، بهتر است پاهاي خود را به عرض شانه باز كنيد و اندكي به سمت جلو گرايش داشته باشيد. در اين حالت شانه ها نيز مي بايست اندكي به سمت جلو متمايل شوند. در اين وضعيت شما اندكي مردانه تر جلوه مي كنيد. توجه داشته باشيد كه سر و ستون فقرات بايد راست باشد. سعي كنيد از تريبون و يا سكويي كه در جلوي شما قرار دارد به عنوان دستاويزي براي تكيه دادن استفاده نكنيد.

اشتباه 3- تكان خوردن، جنبيدن و پيچ و تاب خوردن
گوياي چه مطلبي است: شما عصبي، دستپاچه و نا آرام بوده و از آمادگي لازم برخوردار نيستيد.
حركت جايگزين: از تكان خوردن دست بكشيد. تكان هاي بي جا و جنبش هاي بي مورد هيچ هدفي را در بر ندارند. من اخيرا با رئيس يك شركت كامپيوتري جلسه اي داشتم. مشكل از اين قرار بود كه او مي بايست جريان تاخير در حمل يكي از محصولات را به اطلاع يكي از سرمايه گذاران بزرگ شركت مي رساند. او و تيمش تقريبا توانسته بودند كه شرايط را تحت كنترل خود در آورند و از شكست خود درس هاي خوبي بگيرند، اما متاسفانه حركات غير كلامي آنها گوياي امر ديگري بود.
بزرگترين مشكل اين فرد عقب و جلو رفتن در هنگام ايراد سخنراني بود. اين امر كمبود صلاحيت و شايستگي و عدم توانايي كنترل امور را بيان مي كند. با آموختن اين مطلب كه بايد در حين سخنراني حركات هدفمند انجام دهد، او توانست زندگي شغلي خود را از خطر نابودي نجات دهد. سرمايه گذار نيز جلسه را با اين ديد كه تمام امور تحت كنترل است، ترك كرد.

اشتباه 4- بي حركت ايستادن
گوياي چه مطلبي است: شما انعطاف پذير نبوده و فرد كسل كننده، بي انرژي و خسته كننده اي هستيد
حركات جايگزين: راه برويد، حركت كنيد و ... بيشتر افرادي كه براي آموزش آداب سخنراني به نزد من مراجعه مي كنند، داراي اين تصور غلط هستند كه يك سخنران خوب بايد سفت و سخت بر سر جاي خود ميخكوب شود. چيزي كه من به آنها مي گويم اين است كه نه تنها راه رفتن قابل قبول است، بلكه خوشايند نيز هست. بسياري از تجار بزرگ به ميان مردم مي روند و دائما در حال حركت هستند... البته حركت هدفمند! شايد يك سخنران پويا و پر انرژي براي هدف خاصي از يك سمت اتاق به طرف ديگر آن حركت كند، اما اگر هيچ كسي در آن قسمت از اتاق حضور نداشته باشد، خوب بالطبع اين حركت او بي مورد است و جزء موارد هدفنمد به شمار نمي آيد. علت اينكه من به متقاضيان خود پيشنهاد مي كنم كه قسمت كوتاهي از سخنراني هايشان را ضبط كنند نيز اين است كه مي خواهم بدانم كه آيا حركات خارج از محدوده انجام مي دهند و يا خير.

اشتباه 5- قرار دادن دستها در داخل جيب
گوياي چه مطلبي است: شما علاقه خاصي به مطلب مورد بحث نداريد، و غير متعهد و نا آرام هستيد.
حركات جايگزين: در اين قسمت راه حل ساده اي براي شما داريم: دست هاي خود را از جيبتان در آوريد. تجار بزرگ هيچ گاه در حين سخنراني هر دو دست خود را درون جيب هايشان قرار نمي دهند. قرار دادن يكي از دست ها در داخل جيب، در زماني كه با دست ديگر در حال انجام دادن ژست و فيگور هستيد قابل قبول مي باشد.

اشتباه 6- استفاده از ژست هاي ساختگي
حركت جايگزين: خيلي خوب است كه بتوانيد ژست هاي متفاوتي به خود بگيريد، فقط بايد توجه داشته باشيد كه اين كار را به حد افراطي انجام ندهيد. پژوهش ها ثابت كرده اند كه ژست هايي كه افراد به خود مي گيرند منعكس كننده افكار بسيار پيچيده اي است و همين ژست ها هستند كه به شنوندگان صلاحيت و شايستگي شما را نشان مي دهند . اما زمانيكه از ايما و اشاره هاي ساختگي استفاده مي كنيد، درست مثل انسان هاي متزور و ريا كار جلوه خواهيد كرد.

به عنوان مثال آقاي بوش هميشه در سخنراني هايي خود از ژست هايي استفاده مي كند كه هيچ ارتباطي با گفته هاي او ندارند. شايد او بيش از اندازه تحت آموزش قرار گرفته باشد. درست مثل زماني كه صدا يك چيز باشد و تصوير يك چيز ديگر." دانا كاروي" نيز از اين موقعيت به نفع خود استفاده كرد و با تقليد از رفتار و گفته هاي بوش براي خود يك شغل پر در آمد درست كرد. او به طور زنده اين برنامه را اجرا كرد، البته شايد به اندازه جرج بوش مستمع نداشت كه بتواند به آنها حكم كند و دستور دهد اما... واقعا هيچ يك از ما نمي خواهيم كه بعد از اتمام يك جلسه مورد تمسخر هم قطارانمان قرار بگيريم.

اشتباه 7- جرنگ جرنگ سكه، ضربه زدن به زمين و ساير حركات آزاردهنده
گوياي چه مطلبي است: شما بي نزاكت و عصبي بوده و بر جزيئات مطلب احاطه كامل نداريد.
حركات جايگزين: يك دوربين برداريد و در هنگام سخنراني از خود فيلم برداري كنيد، سپس سعي كنيد آنرا با يك ديد منتقدانه بررسي كنيد. آيا ژست هايي پيدا مي كنيد كه خودتان هم متوجه انجام دادن آنها نبوديد؟ چندي پيش با نويسنده اي برخورد كردم كه كتابي در مورد پروژه هاي مديريتي نوشته بود. او در طي جلسه معرفي كتاب هيچ كاري به غير از به صدا در آوردن تك تك سكه هايي كه در جيبش بود نداشت و متاسفانه در آن روز نتوانست كتاب هاي زيادي را به فروش برساند و علاوه بر اين امتيازي از نظر مهارت هاي مديريتي نيز كسب نكرد.
انرژي منفي و عصبانيت شما در ضربه هاي پا، دست زدن به صورت، و تكان دادن پاها به سمت بالا و پايين نمودار شود. هنگاميكه متوجه شديد در حال انجام دادن يك چنين كاري هستيد، بهتر است خيلي سريع آنرا متوقف كنيد!


از حركات بدن خود به عنوان نوعي وسيله ارتباطي استفاده كنيد
حركات بدني كه پويا، قدرتمند و پر انرژي است به شما كمك مي كند حال چه در جلسه مصاحبه شغلي، چه در زمان بالا رفتن از پله هاي نردبان شغلي يا در راه رسيدن به پست مديريت. نسبت به اين حركات نابود كننده توجه ويژه مبذول نماييد و سعي كنيد آنها را با جايگزين هاي مناسب از بين ببريد. راه برويد، صحبت كنيد و خود را مانند يك رهبر قدرتمند جلوه دهيد. در چنين شرايطي شنونده ها به طور حتم در پي شما خواهند آمد.

http://www.vivannews.com/Pages/News-21222.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۷:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]


آدم حسود‌ي‌اش مي‌شود وقتي عده‌اي را مي‌بيند كه همين‌طور بي‌هوا، وقتي لازم باشد، جلوي بقيه از جايشان بلند مي‌شوند يا حتي از جايشان بلند نشده و در جايشان كماكان نشسته‌اند و مثل بلبل حرف مي‌زنند و ديگران را مجذوب حرف‌زدنشان و حرف‌هاي خوبشان مي‌كنند. بعد آدم از خودش مي‌پرسد كه واقعا چرا بعضي‌ها، بهتر از بقيه حرف مي‌زنند؟


 برترين ها: آدم حسود‌ي‌اش مي‌شود وقتي عده‌اي را مي‌بيند كه همين‌طور بي‌هوا، وقتي لازم باشد، جلوي بقيه از جايشان بلند مي‌شوند يا حتي از جايشان بلند نشده و در جايشان كماكان نشسته‌اند و مثل بلبل حرف مي‌زنند و ديگران را مجذوب حرف‌زدنشان و حرف‌هاي خوبشان مي‌كنند. بعد آدم از خودش مي‌پرسد كه واقعا چرا بعضي‌ها، بهتر از بقيه حرف مي‌زنند؟

راز خوب حرف‌زدن را بايد از كساني بپرسيم كه خوب حرف مي‌زنند و احسان كرمي، بدون‌شك يكي از اين‌ آدم‌هاست؛ مردي كه در دوازدهمين جشنواره بين‌المللي راديو كه اواخر ارديبهشت‌ماه برگزار شد، جايزه گوينده برتر را براي سومين‌بار به خانه‌اش برد تا حالا ديگران، حساب خاصي روي او باز كنند. اجراهاي احسان كرمي در برنامه‌هايي چون «نقره»، «تصوير زندگي»، «راديو هفت» و «مكث 95»، چهره‌اي ديگر از توانايي اين گوينده را به رخ مخاطبان كشاند؛ چهره‌اي كه تفاوت‌هاي خاصي با اجراهاي راديويي او دارد و البته هر دو نوع اجراي او در اوج خود هستند.

در منطقه سعادت‌آباد تهران، روبه‌روي اين گوينده و انسان خوش‌بيان نشستيم تا با ما و براي مخاطبان ما از رازها و رمزهاي خوب صحبت‌كردن و خوب حرف‌زدن بگويد. بدون‌شك اين حرف‌ها شنيدن دارند. معطل چه هستيد؟ مگر آرزوي خوش‌بيان شدن نداريد؟ پس اينها را بخوانيد.


مثل مجري‌هاي سابق حرف نزن


متاسفانه بين مردم رايج شده به كساني كه از لغات سنگين، بي‌معني و نامربوط كه فقط آواهاي زيبايي دارد، استفاده مي‌كنند، مي‌گويند مثل مجري‌ها حرف مي‌زند. شايد براي اينكه يك دوره‌اي مد بود مجري‌ها اين‌طوري صحبت مي‌كردند: پنجره‌ها را باز كنيد تا عشق از ميان پنجره داخل بيايد و بگذارد زندگي رنگي بيابد و چاي بهتر بجوشد و... از همين حرف‌ها. براي همين مجري، نماد كسي بود كه حرف‌هاي بي‌سر و ته مي‌زد. البته كسي مثل رضا صفدري هم بود كه از همين واژه‌ها استفاده مي‌كرد اما به شكل درست. او از واژه‌هاي سنگين و شعرگونه استفاده مي‌كرد اما تركيب‌بندي در آن را هم رعايت مي‌كرد و درست حرف مي‌زد، از اين مقايسه مي‌شود فهميد كه درست صحبت‌كردن فقط بستگي به واژه‌هايي كه استفاده مي‌كنيد، ندارد. وقتي شما جمله‌بندي درست، لحن زيبا و آهنگ صدايي متناسب با واژه‌ها داشته باشيد و متناسب با مكان و فضايي كه در آن قرار داريد، حرف بزنيد، مي‌توانيد اميدوار باشيد كه بيان موثر و درستي خواهيد داشت.


صدايمان خانوادگي خوب است


چند عامل باعث شد كه من احساس كنم بد حرف نمي‌زنم؛ اول اينكه پدربزرگم صداي بسيار خوبي داشت، عمه‌هاي من هم صداهاي خوبي دارند، در نتيجه اين اعتمادبه‌نفس براي من ايجاد شد كه طبق قانون توارث من هم مي‌توانم صداي خوبي داشته باشم. دوم اينكه يك‌بار در 17 سالگي مزاحم تلفني شدم و كسي‌كه آن‌طرف خط بود، به من گفت خيلي‌خوب حرف مي‌زني و پيشنهاد كرد دوبلور بشوم، بعد از آن يك روز در همان طول دوره تحصيلي‌ام راديو جوان براي برنامه‌اي مرا به‌عنوان جوان موفق دعوت كرد و آنجا هم مطرح شد كه صداي خوبي دارم و تشويقم كردند به تست صدا دادن. من هم اين كار را كردم كه البته از همين تست‌هاي سركاري بود كه آدم را به بهانه‌اي از سر خودشان باز مي‌كردند. جدا از همه اينها از بچگي هم علاقه زيادي به راديو داشتم و در نوجواني هم به‌واسطه علاقه پدرم به دوبله، اكثر دوبلور‌ها را مي‌شناختم. همه اينها به ترتيب براي من انگيزه‌اي شد كه اين كار را پيگيري كنم، هنوز هم فكر نمي‌كنم صداي خوبي دارم، چيزي كه مرا متقاعد مي‌كند به درست صحبت‌كردن، اين است كه مي‌توانم لحنم را متناسب با فضا تغيير دهم تا مفهوم را به‌خوبي انتقال دهم.


وقتي چهره عوض كردم


خودم اين درست صحبت‌كردن و اين تفاوت در شكل بيان را از رسانه ياد گرفته‌ام، از زماني‌كه پا به تلويزيون گذاشتم، اين تفاوت در اجرا را براي خودم تعريف كردم چون با خودم فكر كردم اگر قرار باشد من‌‌ همان احسان كرمي راديو را در تلويزيون تكرار كنم، خب چه كاري است كه در هردوي آنها باشم؛ يا در راديو مي‌مانم يا در تلويزيون. داستان هم از آنجايي شروع شد كه ورود من به راديو همزمان با مديريت آقاي دكتر خجسته بود و در آن زمان اگر انگشت كوچك پاي شما به‌عنوان يك گوينده راديو، در تصوير تلويزيون ديده مي‌شد، از راديو اخراج مي‌شديد، من هم در آن زمان برنامه راديويي «مكث» را اجرا مي‌كردم كه منصور ضابطيان پيشنهاد برنامه تلويزيوني نقره را به من داد. من بدون اينكه هيچ حرفي به كسي بزنم، رفتم و اين برنامه را اجرا كردم اما از‌‌ همان موقع تصميم گرفتم آنقدر اجراي راديويي‌ام با اجراي تلويزيوني‌ام متفاوت باشد كه كسي متوجه نشود، همان هم شد، تا زماني كه دكتر خجسته معاونت راديو بودند يا متوجه نشدند كه من‌‌ همان آدم هستم يا به رويم نياوردند، بعد ديدم كه اتفاقا اين كار درستي است و بايد همين باشد؛ يعني يك چهره كاملا متفاوت


خوب حرف‌زدن، نيازي جهاني


اتفاقي كه اين روز‌ها در جامعه ما افتاده اين است كه داريم به سمتي مي‌رويم كه خيلي خوب حرف نمي‌زنيم. شما اگر به روزنامه‌هاي دهه 20 يا 30 رجوع كنيد، بخشي از واژه‌هاي مرسوم در جامعه آن روز را در مي‌يابيد و اين تفاوت را احساس مي‌كنيد. ما امروز خيلي از واژه‌ها را سرسري به‌كار مي‌‌گيريم، خيلي واژه‌ها وارد زبانمان شده كه آهنگ قشنگي ندارد، نوآمده و بد معني هستند. مسئله بعدي سواد مطالعاتي است كه اصلا كتاب‌هاي پرفروش امروز ما اكثرا ايرادهاي ادبي دارند. مسئله ديگر اين است كه در هر دوره‌اي نوع گويشي در جامعه مد مي‌شود. مثلا شل حرف‌زدن، كامل ادانكردن جمله‌ها، نصفه و نيمه بيان‌كردن واژه‌ها و من هيچ‌وقت نفهميدم اين مد‌ها از كجا مي‌آيند و چطور رواج پيدا مي‌كنند. شايد خيلي‌ها در زندگي روزمره نيازي در خودشان براي درست صحبت‌كردن نبينند، ولي اصولا بيشتر ما امروز در جوامعي هستيم كه ارتباط كلامي زيادي برقرار مي‌كنيم. خيلي وقت‌ها ما نسبت به خيلي از مسائل بي‌تفاوت هستيم اما اين مسئله ثابت شده كه آوا‌ها تاثيرگذار و در فضا ماندگار هستند، شايد نگاه من خيلي ايده‌آليستي باشد اما به هر حال نگاه من اين است كه هر آوايي بار مثبت و منفي دارد. وقتي ما با هم درست حرف مي‌زنيم و البته حرف درست مي‌زنيم، خيلي از مشكلات و تنش‌هايي كه در جامعه هست، حل مي‌شود. خوب حرف‌زدن فقط يك نياز فردي نيست بلكه يك نياز جهاني است. خلاصه اينكه اگر كسي دنبال اين است كه كلام تاثيرگذاري داشته باشد، بايد بيانش را درست كند و راهش هم گذراندن دوره‌هاي فن بيان است يا خواندن روزنامه با صداي بلند و جست‌وجو كردن درباره تلفظ صحيح واژه‌ها.


چطور حاضرجواب باشيم؟


بداهه و حاضرجوابي آدم‌ها در درجه اول به هوش آنها برمي‌گردد و در درجه بعدي به اطلاعات‌شان. ممكن است آدمي باشد كه كوهي از اطلاعات باشد اما توان بداهه‌گويي و استفاده از اين اطلاعات را در لحظه نداشته باشد اما كسي موفق است كه هر چند اطلاعات كمي دارد اما از‌‌ همان اطلاعات محدود در جاي خودش با بيان درست استفاده مي‌كند، اتفاقا بداهه امر بسيار مهمي در موفقيت بياني است اما بداهه چيزي نيست كه با آموزش، آموختني باشد و از طرفي با پررويي هم فرق مي‌كند! متاسفانه گاهي اوقات اين دو با هم اشتباه گرفته مي‌شود. در اصل بداهه استفاده درست و بجا از اطلاعات شخصي در راستاي هدفي است كه داريم.


در فايده‌هاي جادوي كلام


هيچ چيزي مثل بيان روي آدم‌ها تاثير نمي‌گذارد. اينكه ما امروز جامعه‌اي نداريم كه درست حرف بزند، ناخودآگاه باعث مي‌شود آدم‌هايي كه درست صحبت مي‌كنند، نسبت به بقيه برجسته‌تر شوند و البته خيلي‌ها هم از اين اتفاق در جهت راه‌اندازي كلاس‌هايي كه برايشان درآمدزايي دارد، استفاده مي‌كنند و اين، به‌واسطه استفاده درست از واژه‌ها، مرتب چيدن واژه‌ها، بداهه خوب داشتن، حضور ذهن خوب داشتن و با قدرت جادويي كلام آدم‌ها را جذب‌كردن است. خب، گاهي اين درست صحبت‌كردن در جهت سوءاستفاده قرار مي‌گيرد و گاهي هم در جهت مثبت آن استفاده مي‌شود. مثل قدرت كلامي كه پيغمبر(ص) داشته كه واقعا به لحاظ قوه تكلم بي‌نظير بوده، شما حديث و روايتي را از پيامبر(ص) نمي‌شنويد كه تاثيرگذار نباشد چون بيانش در جهت رسالتش بوده است. اين‌‌ همان تاثير جادويي كلام است.


بيكاريد؟ دوره فن بيان برويد


البته كسي با آموزش ديدن مجري يا بازيگر نمي‌شود. چيزي بايد درون شما باشد كه آموختني نيست، چيزي كه درباره‌اش حرف مي‌زنم، نه پررويي است، نه مطالعه زياد و نه چهره خوب بلكه مديريت صحنه است كه شما بايد ذاتا آن را داشته باشيد اما درباره خوب حرف‌زدن مسئله فرق مي‌كند. خوب حرف‌زدن را مي‌شود آموزش ديد. من معمولا به خيلي از آدم‌هايي كه اطرافم بيكار هستند و قصد كلاس رفتن دارند، توصيه مي‌كنم كه دوره بيان ببينند و بيشتر آنها نيز از اين پيشنهاد من تعجب مي‌كنند، در صورتي كه من از بين همه دوره‌هايي كه گذرانده‌ام، هيچ كدام‌شان به شيريني دوره‌هاي بيان نبوده چون آنجا شما ياد مي‌گيريد چطور حرف بزنيد، ياد مي‌گيريد چقدر غلط مصطلح داريد، چطور مي‌توانيد بيان تاثيرگذاري داشته باشيد، چه تمرين‌هايي براي بهتر حرف‌زدن هست و خب شما زماني كه بتوانيد بهتر حرف بزنيد، حتما بهتر هم مي‌توانيد كارتان را در اجتماع پيش ببريد.


ياد منوچهر نوذري به خير


من تا امروز هيچ مجري يا گوينده​اي را در ايران نديده‌ام كه به اندازه مرحوم نوذري توانمند بوده و بداهه خوبي داشته باشد. فكر مي‌كنم ايشان يك نمونه بسيار خوب از درست صحبت‌كردن و بيان خوب‌داشتن هستند، كسي كه صداي خيلي خاصي مثل آقاي رضوي نداشت اما از لحنش استفاده درستي مي‌كرد و بداهه فوق‌العاده و اطلاعات خوبي داشت. آقاي نوذري از نمونه‌هاي خيلي مناسبي است كه من در حوزه كاري خودم مي‌توانم اسم ببرم و من از روش كار ايشان خيلي استفاده كرده‌ام. بيان ايشان هميشه به من جرات مي‌داد. حسن بداهه اين است كه چون كوبنده و موجز است، در مخاطب ايجاد فكر مي‌كند. آقاي نوذري اين ويژگي را داشت و البته جا دارد كه از آقاي كاردان هم در اين زمينه نام برده شود.

http://www.vivannews.com/Pages/News-21310.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۷:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مديران در هر زمان و مكاني بايد آماده ارائه مطالب مختلف، به مخاطبان متفاوت باشند. مديران در اين سخنراني‌ها به دنبال اطلاع‌رساني، ترغيب يا تاثيرگذاري بر تصميمات يا بهبود عملكرد هستند. مترجم:سيد محمد جواد رجالي
در داخل سازمان ممكن است با گروهي از كاركنان يا همه همكاران صحبت كنند و در بيرون براي گروه‌هاي اجتماعي، مطبوعات يا سازمان‌هاي ديگر سخنراني كنند. به خاطر داشته باشيد آمادگي براي چنين سخنراني‌هايي حياتي است؛ زيرا يك نطق ضعيف مي‌تواند شالوده‌اي را كه هفته‌ها به دقت طراحي شده است، به كلي ويران كند. اگر مي‌خواهيد سخنراني ماندگاري داشته باشيد به نكات زير توجه كنيد:
1 – اضطراب خود را كنترل كنيد.
عالي‌ترين سخنرانان نيز قبل از ارائه سخنراني فارغ از استرس نيستند. مطالعات نشان مي‌دهد سخنرانان بزرگي مانند باب‌هاپ و جاني كارسون نيز قبل از شروع سخنراني ضربان قلبشان افزايش مي‌يابد؛ ولي به محض شروع سخنراني به حالت عادي برمي‌گردند. اضطراب قسمتي از يك ارائه خوب است، آن را بپذيريد. با توجه به اين موضوع يك روش براي كاهش اضطراب، پيش ارائه است. در اين روش قبل از سخنراني واقعي، خود را به صورت ذهني در شرايط سخنراني قرار مي‌دهيد. احساس اين اضطراب‌ها قبل از سخنراني واقعي، به كنترل استرس در هنگام سخنراني كمك مي‌كند.
2 – با اعتماد به نفس شروع كنيد.
هنگامي كه يك سخنران به سمت تريبون مي‌رود مخاطبان نگاه مي‌كنند، گوش مي‌دهند و توجه خواهند كرد؛ بنابراين پرانرژي و جذاب شروع كنيد. لبخند بزنيد و از حضورشان ابراز رضايت كنيد. مراقب زمان باشيد و سراسيمه نشويد. صحبت‌هاي مقدماتي را بدون مراجعه به يادداشت‌هايتان بيان كنيد؛ به گونه‌اي سخن بگوييد كه در آخر سالن نيز شنيده شود. آرام، مطمئن و با تسلط به نظر برسيد.
3 – فورا با مخاطبان رابطه برقرار كنيد.
نشان دهيد كه از بودن در جايگاه سخنران خوشحال هستيد و مخاطبانتان را دوست داريد. از آنها به خاطر فرصت صحبت با آنها قدرداني كنيد. تلاش كنيد تا حد ممكن با حضار ارتباطات چشمي داشته باشيد. اگر با تعريف و ستايش از مخاطبان، مهارت‌هايشان، موفقيت شان در پروژه فعلي يا حضورشان در آنجا و غيره شروع كنيد، ضرر نخواهيد كرد. كاري كنيد كه از حضور شما در آنجا احساس رضايت كنند.
4 – نطق خوبي ارائه دهيد.
سرزندگي، جذابيت، فصاحت، بلاغت و همچنين آهنگ صدا در يك نطق خوب موثراند. به نكات زير توجه كنيد:
* تصور كنيد با افرادي سخن مي‌گوييد كه به خوبي مي‌شناسيد. گفت‌وگو كنيد نه اينكه يك متن را بخوانيد. طبيعي و راست بايستيد. صداي خود را به رديف‌هاي آخر برسانيد. ضرب آهنگ صداي خود را براي جلب مخاطبان تغيير دهيد.
* همان طور كه صحبت مي‌كنيد به ترتيب به افراد نگاه كنيد.
* از ژست‌هاي مختلف استفاده كنيد؛ ولي مواظب باشيد گيج‌كننده نباشد.
* شوخ طبع باشيد و فقط هنگامي از لطيفه‌ها استفاده كنيد كه به‌موضوع بحث مربوط باشند.
* مخاطبان را موعظه نكنيد. صداقت نشان دهيد. پيام‌هايتان را باور داشته باشيد و مشتاق به بيان آنها باشيد.
* نكات مهم را بيان كنيد. قبل از مطرح كردن نقطه‌اي كليدي براي تاكيد بر آن نكته مكث كنيد، بعد از آن براي در ذهن ماندن مطلب نيز مكث كوتاهي داشته باشيد.
* قدم به قدم نطق كنيد. با شدت كم شروع كنيد و به تدريج به شدت آن بيفزاييد.
5 – از خطاهاي رايج بين سخنرانان دوري كنيد.
كارهايي هستند كه هيچ گاه نبايد انجام دهيد:
* هرگز از روي متن نخوانيد يا سر خود را در پشت نوشته‌هايتان پنهان نكنيد. چهره به چهره سخن بگوييد.
* از بي قراري و قدم زدن‌هاي بي‌مورد و كارهاي آزاردهنده‌اي مثل در آوردن صداي كليد‌ها و چرخاندن آن اجتناب كنيد.
* آشفته نباشيد.
* هيچ گاه با خودتان رقابت نكنيد. اگر مطالبي را براي مشاهده سايرين توزيع مي‌كنيد، صحبت كردن را تا پايان ملاحظه عموم متوقف كنيد.
* از يادداشت‌هايتان تا زماني كه به آنها احتياج نداريد، استفاده نكنيد و بعد از استفاده بلافاصله آنها را كنار بگذاريد.
* هنگامي كه بايد سكوت كنيد از كلماتي مانند «اوم» و «آآ» اجتناب كنيد.
* هيچ گاه از زمان خودتان تجاوز نكنيد. به گفته مارك تواين «گناهكاران كمتري بعد از 20 دقيقه اول يك موعظه نجات مي‌يابند.»
6 – نكات كليدي را منتقل كنيد.
مواظب باشيد مخاطبان خود را از دست ندهيد. نكات اصلي را خلاصه كنيد. به مخاطب كمك كنيد تا بتواند ايده‌هاي ارائه شده را سازماندهي و درون‌سازي كند. تكرار و دوباره‌گويي براي ارتباط اثربخش حياتي است.
7 – بر مخاطبانتان تاثير بگذاريد.
به مخاطبان نگاه كنيد و به چگونگي واكنش آنها به سخنانتان توجه كنيد. آيا آنها پيام شما را مي‌گيرند؟ يا در حال خميازه كشيدن، خواندن يا پاك كردن ناخن‌هايشان هستند؟ به نشانه‌هاي غير‌كلامي توجه كنيد. در حقيقت آنها بازخورد‌هاي ارزشمندي هستند. سبك خود را با آنها تطبيق دهيد و مضمون را اصلاح كنيد. از سوالات استراتژيك و تصاوير متفاوتي استفاده كنيد.
8 – سخنراني خود را قاطعانه به پايان برسانيد.
هنگامي توقف كنيد كه مخاطبان هنوز با شما باشند. بهتر است آنان بدانند، پايان نزديك است. به نكات اصلي دوباره اشاره كنيد. مي‌توانيد براي تقويت ايده‌هاي ارائه شده پيشنهاد خاصي را به مخاطبان براي انجام يا تفكر در روزهاي آتي بدهيد. آنها را با چيزي بيشتر از يك اشتياق گرم ترك كنيد. آنها را با يك تفكر يا ايده قابل يادآوري ترك كنيد. تاثير آخر، آخرين تاييد است.
يادداشت مديريتي:
به مخاطباني كه دغدغه اصلي شما پيام‌رساني به آنها است، به اندازه كافي علاقه‌مند باشيد. هنگامي كه شما بيشتر به انتقال بهتر پيام فكر مي‌كنيد و كمتر به اينكه مردم چه فكري نسبت به شما مي‌كنند، سخنران بهتري مي‌شويد؛ بنابراين به خودتان اجازه دهيد تا انرژي خود را در راه مثبتي آزاد كنيد.
  http://www.vivannews.com/Pages/ViewNews.aspx?NewsId=1137
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۷:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

فن بيان
 
تعدادي از عزيزان درخواست داشتنددر مورد نحويه صحبت كردن و بطور كل(فن بيان ) مطالبي را عرض كنم . از آنجايي كه اين بحث از اهميت ويژه اي بر خوردار است ، لازم دانستم شرح مفصلي را در اين خصوص تهيه و به عرض علاقه مندان برسانم

صحبت كردن انسان، نمونه بارز شخصت اوست. حال اين شخصيت ممكن است بنا به مقتضاي پيش آمده، متفاوت باشد.انسانها از زماني كه به نيروي شگفت انگيز كلام پي بردند هميشه مايل بودند تا بتواند با قدرت فن بيان و جادوي كلام، ديگران را تحت تاثير قرار دهند .چه خوب است كه ما ياد بگيريم شيرين سخن بگويد و به آساني عقايد خود را مطرح كنيم تا براي بيان احساس خود دچار كمبود لغات نشويم و مخالفين مان را مجاب و متقاعد نمايم ودر بسياري از مواقع كه درگير اختلافات خانوادگي و يا كاري مي شويم بتوانيم با كلام خود آب روي آتش شعله هاي خشم اطرافيان مان بريزيم و خلاصه اينكه قدرت خلق سخن نيكو داشته باشيم . زماني كه از چيزي لذت مي بريم ناخودآگاه صورت ما حالت خوشايند به خود گرفته و با لبخند همراه مي شود. فن بيان پايه موفقيت هر انساني در طول زنگي اوست، چه بسيار تجار و سرمايه داران بزرگي كه فقط به مدد قدرت كلام و توانائي ارتباطي خود به هرچه دارند دست يافته اند شايد خيلي ها باوركرده اند جذابيت كلام هديه اي ارثي است و بعضي ها مادر زادي خوب صحبت مي كنند اما واقعيت اين است كه سخن گفتن ،شيوه اي آموختني است ؛ انسان در طول زندگي خود لغات را مي آموزد ، معاني آنرا مي فهمد و جمله سازي را آغاز مي كندوبا فن بيان قوي، تقويت تمركز و اعتماد به نفس را در خود بوجود مي آورد. زماني كه مي توانيم با اطرافيان خود ارتباط برقرار كنيم و در برقراري اين ارتباطات به موفقيت دست پيدا مي كنيم آرام آرام اعتماد به نفس ما افزايش پيدا مي كند. اين موضوع كه طرف صحبت شما چه كسي است، اهميت ندارد مهم آن است كه به هنگام گفتگو رفتار و گفتاري پسنديده داشته باشيد تا به نتيجه دلخواه و مورد نظر برسيدو ارتباط مناسبي را با آنها برقرار سازيد. براي شناخت و بكاري گيري اين موضع مي بايست به نكات زير توجه بيشتري را داشته و تمامي موارد را درهنگام صحبت كردن خودبا ديگران رعايت كرده وچندين باره آنها را در ذهن خود تكرا كنيد و بدانيد هر چه بيشتر تمرين كنيد توانايي شما بيشتر خواهد شد.
 
۱ – در ابتدا بايست توجه داشته باشيد كه فن بيان ،هنري است كه از راه ارائه دليل و برانگيختن عواطف، بر مخاطبان و شنوندگان تاثيرمي گذارد تاآنان را به سوي موضوع و هدفي خاص كه مدنظر شماست راهنمايي كند . پس در رابطه با همگام شدن و همزباني روحيه شما با مخاطبان، سرعت صحبت و حتي هم نفس شدن شما با آنها، ارتباط موثرتري ايجاد مي كند و درك متقابل شما و او را به حداكثر مي رساند.
 
۲ – همان گونه كه در تعريف بالا گفته شد، در سخن گفتن بايد، راهنمايي مخاطب يا مخاطبان به سوي «هدفي خاص »باشد كه بايد براي آن قبلاً «زمينه سازي » كرده باشيد . بنابراين، شما در هر زماني كه مي خواهيد صحبت كنيد بايد هدفي خاص را دنبال كنيد و وظيفه خود را از بيان سخنان خود به مخاطب يا مخاطبان بخوبي نشان دهيدو در اين خصوص بايد بسيار صادق باشيدو جملات ساده، كوتاه و رسا بكار ببريد و شيوه خلاصه گويي را در پيش بگيريد. براي ايجاد رابطه اي سالم با طرف مخاطب هرگز از حربه تهديد و گوشه و كنايه استفاده نكنيد، بهترين راه نرمش، حوصله و دقت شما در پيدا كردن طرز فكر، طرف مقابل است.
 
۳ – بايد توجه داشته باشيد كه صحبت كردن و سخن گفتن براي ديگران يك هنر و «فن » است، پس به «دانش » ، «ذوق » فراواني نياز داريد . از اين رو، دانش و ذوق دو ابزار مهم در سخنوري هستند كه شما بايد خود را به اين دو ابزار مهم تجهيز كنيد و روز به روز، بر «دانش سخنوري » و «ذوق سخنوري » خويش بيفزاييد . بهتر است در ضمينه هاي مختلف كتاب بخوانيد و ياداشت برداري كنيد .
 
۴ – با توجه به اين موارد ، شما در بيان خود بايد دو كار مهم را انجام دهيد: يكي ارائه دليل و ديگري برانگيختن عواطف كه بتوانيد حس شما را بخوبي به مخاطبان شما نشان دهد . در اين كار بايد اول بر «عقل » مخاطب خود و دوم بر «احساسات » او اثر بگذاريد . بايدبدانيدهرسخنگويي كه اين«تاثيرگذاري »را نداشته باشد، سخنگوي خوبي نيست، چرا كه هدف خود را به خوبي نشناخته است (بيشتر دوست دارد حرفي زده باشد نه چيز ديگر).

۵ – سخن گوي بدون هدف، همچون خانه ساختن بدون نقشه است . نبايد به گونه اي سخن گفت كه شنونده يا شنوندگان شما پس از پايان صحبت شما بگويند: «سخنانش زيبا و جالب بود، اما نفهميديم چه هدف و مقصودي از بيان آنها داشت و چه چيزي را مي خواست بگويد» . يكي از علت هاي چنين امري، داشتن معلومات بدون نظم و انسجام است كه هرچه زودتر بايد آنها را از نظمي منطقي و انسجامي درخور برخوردار سازيدو بهتر است با مخاطب خود ارتباط سازنده و مؤثر برقرار كنيدبه اين صورت كه با داشتن انعطاف در سبك رفتاري مي توانيم از شيوه هاي مختلفي در زمان صحبت استفاده كنيد.

۶ – اهداف اصلي و نهايي در سخنوري دو چيز است:

الف . اقناع يا قانع كردن مخاطب كه آن را با آوردن دليل و برهان انجام مي دهيد. بطوري كه هر يك از افراد بايد طوري با يكديگر ارتباط برقرار كنند كه مخاطبشان بتواند آن را درك كند، زيرا هر انساني در هر لحظه در شرايط ادراكي ويژه اي بسر مي برد.
 
ب . ترغيب يا برانگيختن مخاطب كه آن را با تحريك عواطف و احساسات به فرجام مي رسانيد.اگر در حين مذاكره متوجه شديد كه مخاطبتان مايل به صحبت كردن است به اومجال دهيد افكارش را بروز دهد و اطلاعات و معلوماتش را براي شما بيان كند.
 
۷ – هنگام دليل آوردن و استدلال كردن حتما سطح فكري و علمي شنوندگان خود را در نظر بگيريد . اگر مخاطبان شما كودكان و نوجوانان هستند، از دليل هاي آسانتري استفاده نماييد . چنانچه مخاطبان تان دانشگاه يان هستند، دليل هاي علمي تري را به كارگيريد ولي هيچ گاه از دليل هاي سست وغير منطقي، اگر چه قانع كننده نيز باشند،استفاده نكنيد. زماني كه با نظر كسي مخالفيم به جاي گفتن “من درست مي گويم و شما در اشتباهيد” مي توانيم بگوييم “من طور ديگري فكر مي كنم. بگذار نظرم را با شما در ميان بگذارم.” به محض اينكه با افراد اينگونه ارتباط برقرار مي كنيم، باعث ميشويد اعتماد و اطمينان متقابلي وجود بيايد.
 
۸ – هيچ گاه از شعر و قصه و مانند آن، به عنوان «دليل » استفاده نكنيد زيرا از نظر منطقي و فلسفي، چنين استفاده اي صحيح نيست بلكه از آنها به عنوان «شاهد» بر دليل و «مؤيد» آن استفاده نماييد. ارتباط به معناي برخوردهاي متفاوت با اشخاص متفاوت است، اما بعضي از مردم در اين زمينه دچار گرفتاري هايي ميشوند، علت اصلي گرفتاري هاي آنها در برقراري ارتباط با يكديگر،اين است كه هر كدام به شيوه خود با ديگران ارتباط برقرار مي كنند.
 
۹ – درجه برانگيختن احساسات و عواطف مخاطبان، بايد با درجه اهميت موضوع متناسب باشد . در برانگيختن احساسات و عواطف مخاطبان، «زمان شناسي » و «قدرشناسي » لازم است كه در چه زماني بايد شورانگيزي كنيد و به چه مقداري بايد حرارت به كار بريد. در برانگيختن احساسات و عواطف، اقتضاي حال شنونده را نيز بايد در نظر بگيريد. به مردم قدرت روحي بدهيد تا محبت بي ريايشان را نصيبتان كنند. ايجاد روابط هماهنگ و رسيدن به تفاهم متقابل مي تواند دشوار باشد، همه ما در دو دنيا زندگي مي كنيم، يك دنياي خصوصي ذهني كه در سر ماست و ديگري دنياي عيني كه بيرون از ما قرار دارد. ميتوانيم اولي را نقشه هاي شخصي و دومي را قلمرو در نظر بگيريم. هيچ كس نقشه صد در صد كامل و بي كم و كاستي از قلمرو و يا دنياي عيني و حقيقي ندارد، هر ا ز گاهي تجاربي پيدا مي كنيم كه استنباط يا نقشه ذهني ما از قلمرو يا از جهان عيني را تغيير مي دهد. وقتي اين اتفاق مي افتد، رفتارمان تغيير مي كند و استنباط جديدي پيدا مي كنيم. در واقع سريع ترين راه تغيير رفتار يك شخص اين است كه نقشه يا قالب هاي استنباطي او را تغيير دهيم و اين كار ميسر نيست مگر اينكه به آن شخص نقش يا مسئوليت جديدي واگذار كنيم ويا او رادر موقعيت متفاوتي قرار دهيم.
 
۱۰ – نقطه‌نظرهاي خود را به شكلي مطرح كنيد كه عملا غيرقابل مقاومت باشند. وقتي شما بيش از ديگران از تصميم‌گيري آنها مطلع باشيد, در موقعيت مطلوبي قرار ميگيريد تا نظريات خود را به شكلي مطرح كنيد كه مقاومت در برابر آن دشوار باشد.
 
۱۱- يك چيزي كه دانستن آن بر شما مي تواند كمك كند آن است كه هيچ كس كامل نيست .هركسي اشتباه مي كند بنابراين شما هم ازاين قاعده استثناء نيستند. بهتر است هنگامي كه اشتباه مي كنيد و شايد برخي از گفته هاي شما درست نيست وبا انتقاد مخاطبان رو برو مي شود خيلي منطقي آن انتقادات را بپذيريد و عذر خواهي كنيد . سعي كنيد با ديدي عاقلانه به رفتار و كردار و نظريات ديگران، نگاه كنيد. خودپرست نباشيد و بيهوده تظاهر نكنيد كه به همه چيز آگاهي داريد، به يادداشته باشيد عالمان متواضع ترند.
 
۱۲- از بيان حرفهاي بيخودي و دروغ و بزرگ كردن خود بپرهيزيم. آنچه كه هستيم باشيم به اين معنا كه خود را بزرگتر از آنچه هستيم جلوه ندهيم و سعي نكنيم خود را به زور در دل مردم جاي دهيم. به خود و ديگران احترام بگذاريم، بي ادبي در كلام و گفتار و رفتار از جذابيت بسيار مي كاهد. بايد در ظاهر آراسته و در باطن وارسته بود در هر حال بايد اذعان داشت، با بكاري گيري صحيح فن بيان و سخن گفتن مي تواند اين را ياد بگيريم چگونه مي توانيم بهتر زندگي را در اختيار بگيريم و روابط خود را با ديگران چه در محل كار، يا ميهماني ها و مصاحبه ها و از همه مهمتر در بين خانواده، بهبود بخشيم .
 
اطلاعاتي كه به وسيله معاني كلمات منتقل مي شوند پيام و آنچه در باره روابط مخابره مي شوند، تلقي در قبال يكديگر و موقعيت و حرفي كه مي زنيم را تشكيل مي دهند. اين همان سخن ماست كه ديگران نسبت به آن يا واكنش شديد نشان مي دهند و يا با شنيدن سخن ما خرسند مي شوند . كلمات اطلاعاتي را منتقل مي سازند، طرز سخن ما، بلندي صدا، سرعت حرف زدن، طرز اداي كلمات با تاكيدها، ذهنيت ما را مشخص مي نمايند. سر به سر گذاشتن، توضيح دادن، تهمت زدن، اينكه احساسي دوستانه داريم يا خشمگين هستيم، آيا مي خواهيم صميمي تر شويم يا بيشتر فاصله بگيريم و غيره. به عبارت ديگر طرز گفتار ماست كه سرنوشت گفتار مان را رقم مي زند.

http://mohsen-beheshtipour223.com/?p=734


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۷:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۱- تمرين برقراري ارتباط  مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۳

چگونه با ديگران ارتباط موثر برقرار كنيم؟


چگونه به استراتژي ديگران پي ببريم :

استراتژي به معني "تركيبي از عواملي چون انواع تصورات  دروني، كيفيتهاي حسي لازم و ترتيب اين عوامل است كه ما را به نتيجه معيني مي رساند." كليد موفقيت ما در كشف استراتژي ديگران اين است كه بدانيم افراد تمام اطلاعات لازم مربوط به استراتژي خود را بصورت كلمات، حركات بدن حتي با حركات چشم و ايما و اشاره به شما انتقال مي دهند.قبل از اينكه بتوانيد استراتژيهاي ديگران را دريابيد، لازم است كه بدانيد هريك از علائم، بازگو كننده چيست؟ دو راه براي يافتن درك صحيح از مردم و استراتژي آنها ذكر شده است :

·      نظر متعادلي نسبت به ديگران و خودتان پيدا كنيد  ضمن تماس با ديگران اين نكته را مورد توجه قرار دهيد كه ديگران انسانهاي مهمي هستند ولي به خاطر داشته باشيد شما هم انسان با ارزش و مهمي هستيد.

·      نگرش عاقلانه اي نسبت به ديگران اتخاذ كنيد  سعي كنيد با ديدي عاقلانه به رفتار و كردار و نظريات ديگران، نگاه كنيد. عده اي خواهان رشد شما هستند و عده اي ممكن است به شما حسد بورزند، آماده ضربه خوردن از طرف حسودان باشيد.

ترس از مردم ترس بزرگي است ولي راه غلبه بر آن اين است كه درك درستي از مردم داشته باشيد و از آنها شناخت كافي پيدا كنيد، ملاحظه خواهيد كردكه واقعاً اينگونه نيست وخواهيد توانست بر ترس خود از آنها غلبه كنيد.

امام صادق مي فرمايند :" مي خواهيد بدانيد ديگران نسبت به شما چگونه قضاوت مي كنند به خود بنگرديد كه نسبت به آنها چگونه نگاه مي كنيد."

ايجاد ارتباط موثر با ديگران :

ارتباط به معناي برخوردهاي متفاوت با اشخاص متفاوت است،اما بعضي از مردم در اين زمينه دچار گرفتاريهايي ميشوند، علت اصلي گرفتاريهاي آنها در برقراري ارتباط با يكديگر،اين است كه هر كدام به شيوه خود با ديگران ارتباط برقرار ميكنند.

"ارتباط موثر با ديگران، نياز به خلاقيت دارد."

هر يك از ما در هر لحظه در شرايط ادراكي ويژه اي به سر مي بريم. اگر از شيوه مورد علاقه شخص مخاطب خود استفاده كنيد و خود را در سطح ديگران قرار دهيد و از زبان آنها براي انتقال نقطه نظرهاي خود استفاده نماييد، او به اقدام و خواسته شما پاسخ مثبت خواهد داد و اغلب به نتيجه دلخواه مورد نظر خود يعني ارتباط موثر خواهيد رسيد.

در بحث ايجاد ارتباط و چگونگي برقراري آن، متقاعد نمودن ديگران، هنر بدست آوردن حمايت و همكاري افراد و فرآهم آوردن شرايطي كه افراد بتوانند مطابق ميل و خواسته شما رفتار كنند، عناصري اصلي و تعيين كننده هستند.

راههاي ايجاد ارتباط موثر با اطرافيان :

ايجاد ارتباط از راههاي مختلفي صورت مي پذيرد. سه راه حل كلي عبارتند از :

الف)        به حرفهاي ديگران خوب گوش دهيد

   يكي از روشهاي مهم در برقراري ارتباط موثر و درك بهتر مخاطب خود و ايجاد شرايطي كه او نيز بتواند شما را بهتر درك كند، گوش دادن پويا است، كه هنريست همپاي سخن گفتن و كسي كه بخوبي به صحبتهاي ديگران گوش مي سپارد مي تواند رابطه خوبي با آنها برقرار كند. واژه" گوش دادن" توسط "كارل راجرز" در بررسيهاي روانشناختي دهه هاي 1940 و 1950 مورد توجه قرار گرفت. "راجرز" به مهمترين مانع بر سر راه ايجاد ارتباط موثر اشاره مي كند و در ضمن آن، درباره گرايش افراد به ارزيابي و داوري كردن در رابطه با نقطه نظرهاي ديگران توضيح مي دهد. او ميگويد :

"ارتباط واقعي زماني ايجاد مي شود كه به سخنان مخاطب خود به خوبي گوش فرادهيم، منظور اين است كه به گفته ها و طرز تلقي و نقطه نظر هاي مخاطب خود به گونه اي خاص گوش فرادهيم، متوجه گرديم او چه منظوري و چه احساسي دارد و به قالب فكري او در مورد حرفي كه مي زند دقيق شويم. درك همدلانه، روش بسيار موثري است كه مي تواند تغييرات فراواني در شخصيت ايجاد كند" بنا براين گوش دادن موثر به مخاطب بدين معناست كه بتوان مانند او ديد، شنيد و احساس كرد. در واقع اين نوعي همگام شده و برقراري ارتباط مؤثر است.

در رابطه با همگام شدن و همزباني روحيه شما با مخاطبان، سرعت صحبت و حتي هم نفس شدن شما با آنها، ارتباط موثرتري ايجاد مي كند و درك متقابل شما و او را به حداكثر مي رساند. با همسان كردن روشهاي ادراكي خود با مخاطبتان تضمين مي كنيد كه شما و او در سطح مشابهي ارتباط برقرار مي سازيد.

اما بايد به اين مساله توجه داشت كه حتي اگر منظور و نيت مخاطب خود را به درستي درك كنيد، ممكن است هنوز در بسياري مواقع اشخاص از معناي پنهان در پس پرده سخن خود آگاه نباشند. از جمله راههاي اطلاع از معاني پنهان و در پس پرده، استفاده از كليد "چرا" است، اما كلمه پرسشي "چرا؟" نيز مي تواند مشكلاتي ايجاد كند. وقتي از ما مي خواهند براي گفته يا رفتار خود دليلي بياوريم، از ما سوالي شبيه"چرا دير كردي؟" يا "چرا آن كار رابموقع انجام ندادي؟" مي شود.اين طرز سوال كردن گاه در شخص مخاطب احساس تحقير و يا جبهه گيري ايجاد ميكند، بخصوص اگر با لحني متهم كننده مطرح شود، داوري منفي را به مخاطب شماانتقال مي دهد.

راه ديگر براي اطلاع از معاني پنهان در پس سخنان ديگران،طرح كلمه سوالي "چه" است. اين كلمه پرسشي و كلماتي چون چه كسي؟ كدام؟ كجا؟ اگر به شكل تهديد كننده اي مطرح نگردداغلب جواب هاي مشخصي فراهم ميآورد.

در كل بايد به اين نكته توجه داشت كه سؤالاتي كه با "چه؟" شروع مي شوند، درمقايسه با جملاتي كه با "چرا؟" شروع ميشوند جواب مشخصتري به دست مي دهد. طرح جملات سوالي با "چرا؟" اغلب منجر به تعميم دادن يا گرفتن موضع تدافعي، ميشود.

در انتها ضمن صحبت با مخاطب خود اقدامات زير را انجام دهيد:

¨      با آرامش خاطر و اطمينان بنشينيد و نگاهتان را به چشمان مخاطب خود بدوزيد.

¨      با دقتي وسواس گونه به حرفهايش گوش دهيد.

¨      در صورت نياز از او توضيح بخواهيد، زيرا افراد خوششان مي آيد و اين تصور ايجاد مي شود كه مطالبشان مهم بوده و شما به آن توجه داريد.

¨      اگر صلاح دانستيد، درپايان صحبتهايتان با ديگران با صراحت اظهار نظر كنيد و در صورت نياز پيشنهاد داده ولي بياد داشته باشيد كه اگر مي خواهيد پيشنهادي ارائه دهيد، سعي كنيد اصول و ضوابط لازم را در نظر بگيريد، پيشنهاد و طرحهايي كه فقط موارد ايراد را در نظر مي گيرند، پذيرفته نخواهند گرديد.

ب ) چگونه سخن گفتن را بياموزيد

اين موضوع كه طرف صحبت شما چه كسي است، اهميت ندارد مهم آن است كه به هنگام گفتگو رفتار و گفتاري پسنديده داشته باشيد تا به نتيجه دلخواه و مورد نظر دست يابيدو ارتباط مناسبي را با آنها برقرار سازيد.

 رعايت نكات زير به شما در روند يك مذاكره سودمند ياري مي رساند:

¨      در سخن گفتن شتاب نكنيد.

¨      موضوع بحث و گفتگو را چندين بار قبلاً با خود با صداي بلند تكرار كنيد تا هنگام اداي آنها دچار فراموشي يا لكنت زبان نشويد.

¨      جملات ساده، كوتاه و رسا بكار ببريد و شيوه خلاصه گويي را در پيش بگيريد.

¨      گفته هاي خويش را با اطمينان و اعتماد به نفس ادا كنيد و انتظار نداشته باشيد ديگران آنچه را كه شما با شك و ترديد بر زبان مي آوريد، باور كنند.

¨      اگر در حين مذاكره متوجه شديد كه مخاطبتان مايل به صحبت كردن است به او مجال دهيد افكارش را بروز دهد و اطلاعات و معلوماتش را براي شما بيان كند.

¨      در برابر ترشروترين و عبوس ترين اشخاص هرگز بشاشيت خود را از دست ندهيد و هنگام گفتگو نيز تمام قوايتان را براي كسب كاميابي متمركز سازيد.

¨      در اكثر مذاكرات بايد ابتدا بين طرفين، تمايل اوليه به صحبت كردن وجود داشته باشد. در اين زمان است كه ميدان براي ارائه تفكر و تبادل انديشه گسترده تر شده و در نتيجه امكان موفقيت بيشتر ميشود.

¨      در سخن گفتن و مذاكره بايد شيوه اي درست و مبتني بر انديشه ، دقت و حوصله و تعقيب اصولي مطالب، در پيش گرفت و گرنه موفقيت از آن ما نخواهد بود.

ج)    همگام شدن راهي براي ايجاد ارتباط موثر

  يكي از قديميترين شيوه هاي ايجاد ارتباط موثر را "ميلتون اريكسون" ارائه داده است، او مشهورترين پزشك متخصص هيپتونيزم بود و مي توانست بر مقاوم ترين بيماراني كه ساير روان درمانگرها توان خواب كردن آنان را نداشتند غلبه كند. روش مورد استفاده " اريكسون" را "همگام شدن" ناميده اند.

در اين مضمون براي همگام شدن با بيمار در موضع او قرار ميگيريد و تا حدي كه موافق هستيد با او هم راي و همصدا ميشويد. همگام شدن روش ويژه اي براي برقراري ارتباط موثر با اشخاص است. در اين روش با جلب دوستي ديگران به آنان كمك مي كنيد.

همگام شدن با ديگران روشهاي مختلفي دارد. مي توانيد با روحيه، با زبان بدن و انگاره هاي سخن وري او(لحن صدا و بلندي و كوتاهي آن و كلمات و عبارات و تصاويري كه شخص از آن استفاده مي كند)و يا باورها و اعتقادات اشخاص همگام شويد. هرچه دامنه درك و رفتار شما وسيعتر باشد، ساده تر مي توانيد با انواع طرز رفتار ديگران و يا انواع تيپهاي شخصيتي آنان كنار بياييد.

با روحيه ديگران همراه شويد

هر كس با هر روحيه اي خواهان معاشرت و همراهي است. درست به همان گونه كه كه اشخاص بيكار و ناباب، دوستاني هم طراز خود انتخاب مي كنند،اشخاص مشتاق و بشاش هم مي خواهند با اشخاصي مانند خود معاشرت كنند.

درحاليكه بعضي ها وقتي صبح از خواب برميخيزند كاملا مطيع و مقهور هستند، گروه ديگري، برعكس و نقطه مقابل گروه نخست هستند و وقتي از خواب برمي خيزند كاملا بيدار و گوش به زنگ هستند.

دنيا لزوما به طور يكسان ميان اين دو گروه تقسيم نشده است. اما اگر روزي با چشمان كاملا باز سركار بياييد و با همكار خود كه هنوز خواب را در چشمان پف كرده اش احساس مي كنيد، روبرو شويد و بايد با او ارتباط برقرار كنيد، بهتر است لحن صداي خود را با روحيه او تطبيق دهيد.

به همين شكل اگر شخصيت خونسردي هستيد توصيه مي شود راهي براي نيرو دادن به خويشتن بيابيد. بي حالي و رخوت شما احتمالا با روحيه كسي كه مي خواهد برق چشمان شما را ببيند مطابقت نمي كند. "ويليام جيمز" در اين مورد مي گويد:"به نظر مي رسد كه عمل از احساس شما تبعيت مي كند. اما در واقع عمل و احساس دست در دست هم دارند. مي توانيم با تنظيم عمل كه بيشتر تحت كنترل ماست به طور غير مستقيم احساس رانيز منظم و كنترل كنيم."

او در ادامه مطلب مي گويد:" بنابراين راه بشاش شدن اين است كه خندان بنشينيد و با شور و شوق به اطراف خود نگاه كنيد و طوري حرف بزنيد و رفتار كنيد كه انگار كاملا بشاش هستيد. اگر اين طرز برخورد شما را شاداب نكرد، هيچ عامل ديگري نمي تواند چنين كاري كند و به عبارت ديگر اگر احساس خمودگي مي كنيد، خود را بشاش نشان دهيد، ديري نميگذرد كه احساس بشاش بودن ميكنيد."

اشخاص كساني را دوست دارند كه مانند خود آنها باشند. اگر شما پرحرارت باشيد و بخواهيد روي كسي كه به مراتب از ذوق و شوق كمتري برخوردار است اثر بگذاريد، بايد از روشهاي همگام شدن استفاده كنيد. در اين مورد زماني را انتخاب كنيد كه كه فرد مخاطبتان در وضعيت روحي و جسمي مناسبي قرار داشته باشدو در غير اينصورت ممكن است نقطه نظر شما با مقاومت شديدي روبرو شود كه البته به معناي ضعيف بودن نقطه نظر شما نيست، بلكه ناراحتي مخاطب شما مي تواند باعث بروز اين مساله شده باشد.

اهميت همگام شدن را مي توان اينگونه تعريف كرد:"وقتي شما با كسي همگام مي شويد در واقع به او مي گويي، من مثل تو هستم و مي تواني روي من حساب كني."

همگام شدن راهي براي ايجاد اعتماد و اطمينان در طرف مقابل است. البته راههاي ديگري نيز براي كسب اعتبار و جلب نظر موافق مخاطب وجود دارد، از جمله مي توان به استفاده از زبان و كلام مناسب اشاره كرد.

همگام شدن روش فوق العاده مفيدي بوده كه در مورد هر رويارويي و گفت و گويي مصداق دارد.همگام شدن با روحيه يا رفتار ديگران هميشه ساده نيست. اما دست كم مي توانيد در حد رفتار ديگران ظاهر شويد. پديده اي كه با آن روبرو هستيم اين است كه وقتي با كسي همگام مي شويد، در قدم بعدي، او همگام با شما شده است. يكي از بهترين راههاي تغيير رفتار ديگران اين است كه ابتدا خود را با يك يا جند جنبه از رفتار او همگام نماييد وبعد خود را تغيير دهيد. اگر شما شخصيت غيرقابل انعطافي براي خود برنامه ريزي كرده باشيد، از انعطاف لازم براي اينكه در سطح ديگران ظاهر شويد برخوردار نخواهيد بود. اما اگر دامنه روحيه شما از مخاطبتان متغيرتر و انطباق پذيرتر باشد، نه تنها مي توانيد خود را در سطح او قرار دهيد و رابطه مؤثر ايجاد كنيد، بلكه مي توانيد آنها را در جهتي جديد كه مورد نظر شماست به حركت درآوريد. اگر در سطح ديگران ظاهر شويد آنها براساس راهنمايي و هدايت شما حركت خواهند كرد.

بفهميم كه ديگران چگونه مي فهمند

افراد مختلف اطلاعات را به شيوه هاي مختلف پردازش مي كنند، طرز اين پردازش در برقراري ارتباط نقش مهمي دارد. البته ارتباط در اينجا به معناي برخوردهاي متفاوت با اشخاص متفاوت است. در اين زمينه، هر يك از افراد بايد طوري با يكديگر ارتباط برقرار كنند كه مخاطبشان بتواند آن را درك كند، زيرا هر انساني در هر لحظه در شرايط ادراكي ويژه اي بسر مي برد. در اين زمينه "رابرت سومر"پروفسر روانشناس مي گويد:" اشخاص تصويري از دنياي احساسي متفاوتي در مقايسه با ديگران دارند." حال، براي اينكه منظور خود را به ديگران منتقل كنيد، ابتدا بايد بفهميد كه آنها چگونه مي فهمند و يا دستكم براي درك كردن چه كوششي به خرج مي دهند. وقتي بدانيد ديگران اطلاعات را چگونه پردازش مي كنند، مي توانيد اطلاعات خود را به گونه اي انتقال دهيد كه با درك آنها همخواني داشته باشد. همچنين بايد بدانيد كه افراد شيوه ارتباطشان چگونه است و ادراك آنها از چه راهي صورت مي پذيرد. زيرا افراد و مخاطباني كه با آنها در ارتباط هستيم داراي شيوه هاي ارتباطي  و ادراكي متفاوتي هستند، كه اگر از آنها اطلاع داشته باشيم، مطمئنا در برقراري ارتباط با آنها، فهم و درك آنها و گفته هايشان در وضعيت بهتري قرار خواهيم گرفت و امكان بيشتري براي موفقيت نفوذ در آنها به وجود خواهد آمد. بر همين اساس انسانها را به دسته هاي زير تقسيم كرده ايم:

الف- اشخاص پديداري(تصويري)

اين افراد دنياي رواني خود را بر اساس تصاوير و فضاسازي تنظيم مي نمايند. اين افراد فضا را دوست دارند و دوست داراند كه با شما ارتباط نزديكتري داشته باشند و بيشتر تعامل شخصي را دوست دارند. اين افراد از واژه هايي مانند من تصور ميكنم، فضاي اجتماعي اينگونه به نظر مي رسد و... استفاده كرده و اغلب در انتهاي جلسات مينشينند.

ب- اشخاص احساسي(همجواري)

دنياي رواني خود را با احساسهاي دروني و بيروني ترسيم مي كنند و واژه هاي احساسي مانند دوست دارم، احساس مي كنم و... بيشتر استفاده مي كنند. از نظر ارتباط خيلي به شما نزديك مي شوند هرچند كه ممكن است فكر شود حالت تهاجمي دارند و بيشتر ميز و صندلي خود را نزديك به شما مي گذارند و در جلوي جلسات مي نشينند.

ج- اشخاص شنيداري(صوتي)

اين افراد دنياي رواني خود را با صداها دارند.آنها به چشمان مخاطب خود نگاه نمي كنند و گوش خود را ميزان كرده اند. ضمن مكالمه يا ارائه يك مطلب ممكن است به نقطه ديگري نگاه كنند، زيرا آنان با گوش فرا دادن سعي به گرفتن مطالب مينمايند. قصد بي ادبي و بي اعتنايي ندارند و سعي ميكنند آنچه گفته مي شود را بفهمند. اين افراد بجاي خوب فهميدي ميگويند خوب شنيدي و از زير و بم صدا خوششان مي آيد.

د- اشخاص ارقامي(زباني)

اين گروه تركيبي از سه دسته پيشين هستند. آنان قبل از اينكه بتوانند دنياي رواني خود را ترسيم كنند، مجبورند دريافتهاي خام حسي را به يك زبان خاص، از طريق كلمات، اعداد يا علايم كامپيوتري منتقل نمايند. آنها دوست دارند اطلاعات مكتوب و به سبك منطقي به آنان ارائه شود، واژه ها بايد تعريف شده باشند و از نظر املائي، علايم نقطه گذاري، دستوري، حواشي و صفحه بندي درست باشد و همچنين عناوين، پاراگرافها و فواصل كوتاه را در نگارش دوست دارند. براي جلب توجه آنها كافيست بخشهايي از پيام بصورت 1- 2- 3 و يا الف- ب- ج تنظيم شود.

چگونه شرايطي فراهم آوريم كه ديگران ما را درك كنند

وقتي از شيوهء مورد علاقه شخص مخاطب خود و اطرافيان استفاده مي كنيد، آنها به اقدام و خواستهء شما پاسخ مثبت ميدهند. ممكن است مجبور باشيد كه كمي بيشتر تلاش كنيد، اين تلاشي ارزشمند است كه به اجرا و انجام آن مي ارزد، زيرا در وقت و نيروي آينده شما صرفه جويي مي كند . شخص مخاطب شماو اطرافيانتان نيز از اقدامي كه كرده ايد استقبال خواهند كرد زيرا مي فهمند كه براي تماس با شما از چه شيوهاي بايد استفاده كنند تا آنها را به نتيجه دلخواهشان برساند. يكي از بهترين راههاي كسب اطلاع در اين زمينه كه مخاطب شما چه روشي را مي پسندد اين است كه از او مستقيما سوال كنيد و نظرش را جويا شويد در مواقعي كه اطلاع يافتن از روش برقراري ارتباط با اطرافيان و مخاطبان دشوار به نظر مي رسد، بهتر است از روش آزمايش و خطا استفاده كنيد. به عبارت ديگر اگر ندانيد كه آنها از ميان انواع شخصيتهاي ارتباطي ديداري ،شنيداري،احساسي، ارقامي كدام را بيشتر مي پسندند، مي توانيد در فواصل صحبتها با او گاهي لحظه اي مكث كنيد و از او بپرسيد : ( آيا اين نقطه نظر را قبول داريد؟)،(آيا مي توانيد خود را ببينيد كه به اين روش كار ميكنيد؟) يا ( اين مطلب به نظرتان چگونه است؟)،....

اگر نتوانيد پاسخ مورد نظرتان را دريافت كنيد به روش ديگري متوسل شويد. مثلا از روش ديداري به روش شنيداري روي آوريد و اگر روش شنيداري خواسته شما را برآورده نساخت ، از روش احساسي استفاده كنيد.

يكي از اشتباهات رايجي كه اشخاص مرتكب مي شوند اين است كه وقتي از مخاطب خود جواب مساعد نمي گيرد، فورا فرض را بر اين مي گذارند كه روش مورد استفاده آنان مناسب  نبوده، حال آنكه در واقع ممكن است روش مورد استفاده آنان مناسب بوده باشد و خود آنان نتوانسته اند به شكل مناسب و حساب شده از روش مورد اشاره استفاده كنند. در واقع تقصير از خود شخص است كه نمي تواند با مخاطب خود ارتباط سازنده و مؤثر برقرار كند. با داشتن انعطاف در سبك رفتاري مي توانيم از يك شيوه ادراكي به شيوه ديگر روي آوريم، مي توانيم به اشخاص بيشتري دسترسي پيدا كنيم و آنان نيز به نحو بهتري از خواسته هاي ما آگاه مي شوند. اين كار به ما امكان مي دهد كه همكاري و حمايت آنان را جلب كنيم.

مردم را دوست داشته باشيد

موفقيت هر شخصي به حمايت ديگران بستگي دارد پس مردم را دوست داشته باشيد تا شما را دوست داشته باشند و از شما حمايت كنند. شما در انجام كارهايتان به حمايت و پشتيباني آنها نياز داريد، زيرا برخي از كارها فقط با همكاري ديگران امكانپذير خواهد بود. ولي در اين مورد همواره به ياد داشته باشيد كه با چه كساني ارتباط داريد و چه كساني از شما حمايت مي كنند.

هنر شناخت و ارتباط با افراد با تملق ها و چاپلوسيهاي رايج بسيار متفاوت مي با شد. برخي سعي دارند با تملق به اهداف خود دست يابند. تملق يقينا تباه كننده هر رابطه مپبت است. همكاري با ديگران مستلزم شناختي عميق از شخصيت آنهاست واز اين طريق است كه به اطلاعاتي دست مي يابيدو در مذاكرات و مباحثات به كارتان خواهد آمد.

رعايت نكات زير از شما مصاحبي صديق و مطلع مي سازد:

§    سعي كنيد روحيه اطرافيان خود را خوب بشناسيد.

§    با آگاهي از قلق ها وشيوه هاي مورد پسند مخاطب خود، هيچگاه درايجاد ارتباط و گفتگو با او، درگير نخواهيد شد.

§    براي ايجاد رابطه اي سالم با طرف مخاطب هرگز از حربه تهديد و گوشه و كنايه استفاده نكنيد، بهترين راه نرمش، حوصله و دقت در طرز فكر طرف مقابل است.

اصول زير را بكار گيريد زيرا باعث مي شود مورد حمايت قرار گرفته و شما را آسان تر به اوج موفقيت برسانند:

·      سعي كنيد اسامي افراد را به خاطر بسپاريد. اين نشان مي دهد به آنها اهميت مي دهيد.

·      فرد راحتي باشيد تا هيچكس در معاشرت با شما احساس ناراحتي و اجبار نكند.

·      اين اعتقاد را در خودتان تقويت كنيد كه " هرچه پيش آيد، خوش آيد" در اينصورت هيچ چيز نمي تواند آرامشتان را بهم بزند. اين به شما كمك مي كند كه براي مقابله با هر موقعيتي همواره آماده باشيد.

·      خودپرست نباشيد و بيهوده تظاهر نكنيد كه به همه چيز آگاهي داريد، به يادداشته باشيد عالمان متواضع ترند.

·      خصوصياتي را در خودتان پرورش بدهيد كه جالب توجه باشد و مردم در معاشرت با شما به برداشتهاي ارزشمندي برسند.

·      شخصيت خودتان را زير ذره بين ببريد، تا بتوانيد عوامل " ناهنجار" را از آن خارج كنيد. زيرا هممين عوامل ناهنجار منفي هستند كه باعث دور شدن ديگران از اطراف ما مي شوند.

·      صميمانه وباروحيه سعي كنيدخودتان را ازشر سوء تفاهم ها خلاص كرده وگلايه ها را از ذهنتان بيرون كنيد.

·      آنقدر دوست داشتن افراد را تمرين كنيد كه اين كار به صورت يك عادت ثانويه در شما درآيد.

·      هميشه از فرصتهايي كه براي تيريك گفتن يا احساس همدردي در غم، اندوه و ناكاميهاي افراد پيش مي آيد استفاده كنيد. و سعي كنيد اين كار را در همان زمان خودش انجام دهيد و به آينده موكول نكنيد.

·      به مردم قدرت روحي بدهيد تا محبت بي ريايشان را نصيبتان كنند.

به كار بردن بعضي عبارات، در ديگران ايجاد مقاومت مي كند و سبب از دست دادن حمايت ديگران مي شود. سه عبارت است كه در هنگام محاوره و ايجاد ارتباط با ديگران مي توان به كار برد، بطوريكه هم احترام طرف مقابل را حفظ كنيد و هم مطلب خود را منتقل سازيد:

·      با شما موافقم

·      نظر شما را تحسين مي كنم

·      به عقيده شما احترام مي گذارم

برداشت و باور:

اغلب مسائل ارتباطي ريشه در برداشت مردم از واقعيتها دارد، هركسي دنيا را به زعم خود معني ميكند و برداشتها و استنباطهاي ما مي توانند منجر به "تضاد شخصيت" و يا "فروپاشي ارتباط " شوند. حل و فصل مسائل استنباطي دشوار است، زيرا همه معتقدند كه دنيا به همان شكلي است كه آنها استنباط مي كنند و در واقع اين اشخاص مي گويند "اگر با من مخالفت كني، خود به خود در اشتباهي زيرا ترديد ندارم كه حق با من است"، اگر افراد بدانند كه مشكل اصلي در ارتباط برداشت آنها از واقعيتهاست، اغلب مشكلات ارتباطي حل و فصل مي شوند.

نگرشها و رفتارها :

 براي ايجاد ارتباط بهتر به نگرشهاي ويژه اي احتياج داريم.

نگرشها :

§         به تو ايمان دارم، صميميت تو را مورد ترديد قرار نمي دهم.

§         به روابطمان بها مي دهم و مي خواهم اختلافاتمان را بر طرف كنم.

§         من حرف حساب را مي پذيرم و به راحتي تغيير مي كنم.

رفتارها :

§         گوش كنيد تا بفهميد.

§         حرف بزنيد تا شما را بفهمند.

§         از موارد مورد توافق شروع كنيد و به تدريج به موارد مورد اختلاف برويد.

وقتي اين سه نگرش در شما ايجاد شد، تقريباً تمام مسائل استنباطي را مي توانيد حل كنيد. وقتي فردي اين موضوع را درك كند طرز سخنش را تغيير مي دهد به جاي اينكه بگويد "همانطور است كه من ميگويم"مي گويد : "من چنين نظري دارم" به جاي "من درست مي گويم" مي گويد : "به نظر من..." يا به "اعتقاد من..." يا " آنطور كه من استنباط مي كنم..." وقتي اين چنين با ديگران برخورد مي كنيم در واقع به آنها مي گوييم" تو هم مهم هستي و حق داري احساسات و نظراتت را مطرح كني." وقتي ديگران در مورد ما قضاوت مي كنند يا نظر ديگري دارند، مي توانيم به آنها بگوييم " شما طور ديگري به مساله نگاه مي كنيد مايلم بدانم شما چه استنباطي داريد".زمانيكه با نظر كسي مخالفيم به جاي گفتن "من درست مي گويم و تو در اشتباهي" مي توانيم بگوييم "من طور ديگري فكر ميكنم. بگذار نظرم را با تو در ميان بگذارم."

كلمات و مناسبات :

بعد مهم در برقراري ارتباط، رابطه است. بسياري از مشكلات از ارتباط ناشي مي شود. وقتي روابط خوب نيست بايد مراقب كلماتي باشيم كه به كار مي بريم در غير اينصورت ممكن است سوء تفاهم ايجاد شود. وقتي روابط خوب نيست طبيعتاً افراد به هم سوء ظن پيدا مي كنند و اعتمادشان را به يكديگر از دست مي دهند و به جاي توجه به نيت و منظور گوينده به عبارات او استناد مي كنند و حرفهايشان را به حساب توهين مي گذارند.

 از سوي ديگر وقتي روابط هماهنگ باشد، حتي بدون كلمه هم مي توانيم ارتباط برقرار كنيم وقتي اعتماد و احساس خوبي جاري باشد نيازي نيست مراقب كلاممان باشيم.مي توانيم در صورت تمايل لبخند بزنيم يا نزنيم و با اين حال منظورمان را مخابره كنيم و به تفاهم برسيم. وقتي روابط حسنه نيست حتي يك فصل كلمه براي مخابره پيام كافي نيست زيرا معاني را نميتوان در كلمات يافت، معاني در اشخاص هستند.

نكته مهم در ارتباط موثر رابطه شخص با شخص است، به محض اينكه با كسي اينگونه ارتباط برقرار ميكنيم در يكديگر اعتماد و اطمينان به وجود مي آوريم. در همين زمينه ببينيد كه ملاقات خصوصي مديران با كاركنان و صحبت خصوصي با يك مشتري يا موكل تا چه اندازه اهميت دارد.

نقشه و قلمرو :

ايجاد روابط هماهنگ و رسيدن به تفاهم متقابل مي تواند دشوار باشد، همه ما در دو دنيا زندگي ميكنيم. يكي دنياي خصوصي ذهني كه در سر ماست و ديگري دنياي عيني كه بيرون از ما قرار دارد. ميتوانيم اولي را نقشه هاي شخصي و دومي را قلمرو در نظر بگيريم.

هيچ كس نقشه صد در صد كامل و بي كم و كاستي از قلمرو و يا دنياي عيني و حقيقي ندارد، هر ا ز گاهي تجاربي پيدا مي كنيم كه استنباط يا نقشه ذهني ما از قلمرو يا از جهان عيني را تغيير مي دهد. وقتي اين اتفاق مي افتد، رفتارمان تغيير ميكند و استنباط جديدي پيدا مي كنيم. در واقع سريع ترين راه تغيير رفتار يك شخص اين است كه نقشه يا قالبهاي استنباطي او را تغيير دهيم و اين كار ميسر نيست مگر اينكه به آن شخص نقش يا مسئوليت جديدي واگذار كنيم ويا او رادر موقعيت متفاوتي قرار دهيم.

مهارت و امنيت :

مهارتهاي ارتباطي شبيه يك كوه يخ شناور هستند، بخش كوچكي از كوه يخ شناور كه از آب بيرون آمده سطح مهارت ارتباط است. توده عظيم كوه يخ كه پنهان از ديد ماست سطح عميق تري را در بر گرفته است مي توانيم اين سطح را مبناي امنيت شخصي در نظر بگيريم، براي اينكه بهبود بلند مدت معني داري در توانايي برقراري ارتباط خود ايجاد كنيم بايد به دو سطح مهارت و امنيت توجه داشته باشيم.

ارتباط موثر مستلزم مهارت است، براي بهبود مهارتهاي ميان فردي بايد تمرين كرد و احتياج به صرف وقت دارد ولي متاسفانه بعضي ها اصلاً علاقه اي به آموختن مهارتهاي جديد ندارند و نمي خواهند در مقام بهبود مهارتهاي همدلانه باشند.

گوش فرادادن با تمام وجود به گفته ديگران به امنيت خاطر بسيار زيادي احتياج دارد، آسيب پذيريهاي انسان را بروز ميدهد. ممكن است تغيير كنيم و اگر در اعماق وجود خود احساس عدم امنيت كنيم جرات تغيير يافتن را به خود نخواهيم داد و خيليها از دور نماي تغيير وحشت دارند. اگر در اثر گوش دادن همدلانه تغيير كنيم و يا تحت تاثير قرار بگيريم بايد بتوانيم بگوئيم كه : "اشكالي ندارد، تفاوت چنداني ايجاد نمي كند." زيرا اعماق وجود ما بدون تغيير باقي مانده است. در اعماق وجود ما مجموعه ارزشها و احساساتي وجود دارند كه خويشتن حقيقي ما را نشان مي دهد.احساس ارزشمندي كه مستقل از رفتار ديگران با ماست اين خويشتن مخدوش نشدني هويت واقعي ماست.

منطق و احساس :

ارتباط موثر ايجاب مي كند كه به زبان منطق و احساس صحبت كنيم، زبان منطق و زبان احساس دو زبان متفاوت هستند و در اين ميان زبان احساس و عاطفه بسيار قدرتمندتر و انگيزه بخش تر است. به همين دليل است كه مي گوييم بايد با تمام وجود يعني ابتدا با چشمان و با دل گوش كنيم و بعد از گوشهايمان براي شنيدن استفاده نماييم.

 براي ابراز موثر نقطه نظر خود بايد نظرات ديگران را درك كرد.

همدردي و همدلي :

توجه با تمام وجود ، حضور داشتن كامل، خود را به جاي ديگران گذاشتن و از دريچه چشم آنان نگاه كردن مستلزم شجاعت، شكيبايي و احساس امنيت خاطر است، به معناي آمادگي براي يادگرفتن و تغيير كردن است، به معناي رفتن به اذهان و دلهاي ديگران به منظور نگاه كردن از زاويه ديد آنان است. بدين معنانيست كه احساس آنها را داشته باشيد،اين همدردي است. بلكه منظور اين است كه احساس آنها را درك كنيد و ببينيد كه چگونه به دنيا نظر مي كنند، اين همدلي است. همدلي شما را پذيرا، باز و گشوده نگاه مي دارد، ديگران احساس مي كنند كه چيزي مي آموزيد. به اين نتيجه مي رسند كه نفوذ پذير هستيد. براي نفوذ بر ديگران ، آنها ابتدا بايد به اين نتيجه برسند كه ميتوانند روي شما نفوذ كنند.

وقتي گوش دادن را مي آموزيم و براي فهميدن تلاش مي كنيم ، درباره ارتباط به درك تازه اي مي رسيم. به اين نتيجه مي رسيم كه استفاده از ذهن براي غلبه بر دل تلاشي بيهوده است. به اين نتيجه مي رسيم كه كه با دو زبان روبرو هستيم، يكي زبان منطق و ديگري زبان احساس و اينكه اشخاص بيش از آن مقدار كه فكر مي كنند از روي احساس خود حرف مي زنند، به اين نتيجه مي رسيم اگر ميان اشخاص احساس خوبي وجود نداشته باشد، تحت تاثير موانع احساسي نمي توانند به زبان منطق با هم حرف بزنند. ارتباط موضوعي مربوط به اعتماد كردن به ديگران و پذيرفتن آنهاست و پذيرفتن عقايد و احساسات آنهاست. پذيرفتن اين حقيقت است كه آنها متفاوت از ديگران هستند و اينكه خود را بر حق مي دانند.

 http://ertebatat85.blogfa.com/post-58.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۶:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

  ۳۱- تمرين برقراري ارتباط با مخاطبان و شنوندگان

۲

اسرار و روش هاي ارتباط اثرگذار تجاري و اجتماعي

مقدمه

انسان ها بيش از 75% از زمان خود را صرف برقراري ارتباط با ديگران مي كنند. بديهي است كه ريشه اصلي بسياري از مشكلات عمده ارگان ها عدم توانايي كاركنان در برقراري ارتباط كلامي است. بايد توجه داشت كه برقراري ارتباط كلامي صحيح در روابط ميان فردي، ميان گروهي، فراگروهي، سازماني و يا هر گونه ارتباط ديگر به عنوان يكي از اساسي ترين مولفه هاي پيشرفت و موفقيت كليه ارگانها و سازمانها محسوب مي شود.

در اين قسمت قصد داريم تا روند كلي "ارتباط" را براي شما تشريح كرده و پس از آن به تحليل و بررسي تكنيك هاي مديريت مقوله هاي دشوار ارتباطي بپردازيم.

فرايند برقراري ارتباط كلامي

اگرچه همه ما از دوران نوزادي در حال برقراري ارتباط با اطرافيان خود هستيم، اما بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه روند انتقال اطلاعات از يك فرد (يا گروه) به ديگران پروسه بسيار پيچيده اي است كه احتمال بروز اشتباهات زيادي در آن ديده مي شود.

با يك مثال ساده توجه شما را به قسمتي از اين اشتباهات جلب مي كنيم؛

كارمند خانم: من فردا مجدداً نمي توانم سر كار بيايم. به دليل بارداري احساس تهوع شديد دارم و پزشكم به من توصيه كرده كه ساعات كاري ام را كاهش داده و نيمه وقت كار كنم.

كارفرما: اين بار سومي است كه نمي تواني بيايي، كارهاي زيادي براي انجام دادن داري و همه آنها به تعويق افتاده و به جاي تو ما مجبور هستيم كه كارهايت را انجام دهيم و با اين طرز كار كردن همه را به دردسر انداخته اي.

فرايند انتقال پيام
 

پيام ارسالي
 

تبديل تمايلات ذهني به كلام توسط فرستنده همراه با چند اشتباه احتمالي
 

تحليل داده ها توسط گيرنده همراه با چند اشتباه احتمالي
 

پيا به اين دليل كه وابسته به ارگان و يا سازمان خاصي است در مورد او قضاوت مي كنيم.

·     تجربيات شخصي؛ زماني كه مي خواهيم مسئله اي خاص را در ذهن خود تحليل و بررسي نماييم عموماً رجوع مي كنيم به تجربياتي كه در گذشته در مورد آن كسب كرده ايم.

·     اختلافات فرهنگي؛ ارتباط زماني به موفقيت مي رسد كه طرفين برقراري يك رابطه اطلاعات دقيقي از ارزش ها، علايق، و مفروضات طرف مقابل در ذهن خود داشته باشند و اين امري است كه فراي مرزهاي جغرافيايي مي گنجد.

رمز گشاي سيگنالهاي غير كلامي

تحقيقات متعدد گوياي اين مطلب هستند كه 90% برداشت هاي گيرنده از روي محرك هاي غير كلامي است كه از سوي فرستنده ي پيام ارسال مي گردد. گاهي اوقات ممكن است فرد چيزي بگويد اما منظورش به طور كلي چيز ديگري باشد.

ارتباط غير كلامي را مي توان به بخش هاي زير تقسيم بندي كرد:

1- بصري

2- بساوايي

3- آوايي

4- زمان، مكان و تصوير مخصوص

ارتباط بصري

حالت صورت، حركت چشم ها،  ژست، فيگورهاي مختلف، و حركت دست و پا تحت عنوان زبان بدني شناخته مي شوند. صورت بزرگترين مرجع برداشت بصري است. همه ما براي اينكه ببينيم ديگران واقعاً چه مي گويند و چه احساسي دارند علائم موجود در صورتشان را مي خوانيم. البته مي بايست در ارتباط ميان فرهنگي قدري محتاطانه تر عمل كنيم چراكه علائم معين در فرهنگ هاي مختلف داراي معاني متفاوتي هستند. به عنوان مثال "توافق" در فرهنگ امريكايي با تكان دادن "پايين و بالا" سر مشخص مي شود، اين در حالي است كه در فرهنگ هند با تكان دادن سر به سمت "چپ و راست" نشان داده مي شود.

حالت قرار گرفتن بدن و نحوه ايستادن هم در دريافت مفاهيم مفيد هستند. از روي آن مي توان به حالاتي نظير: اعتماد به نفس، عصبانيت، ترس، ظن و گمان، احساس گناه، و يا اضطراب و هيجان پي برد. همچنين نحوه دست دادن نيز از اهميت بالايي برخوردار مي باشد.

ارتباط بساوايي

اين نوع برداشت كه به حس لامسه مربوط مي شود از طريقه برقراري ارتباط "لمسي" براي انتقال اطلاعات و مفاهيم بهره مي گيرد. از جمله ارتباطات بساوايي مي توان به نحوه دست دادن، ضربه زدن به پشت فرد، دست انداختن به دور بازوهاي طرف مقابل، بوسيدن، و در آغوش گرفتن اشاره كرد.

برداشت آوايي

معني واژگان تنها با تغيير لحن و تن صدا به طرز باورنكردني تغيير پيدا كنند. به عنوان مثال ببينيد كه به چند شيوه مي توانيد "نه" را ادا كنيد. بسته به لحن صداي شما "نه" مي تواند بيانگر معاني مختلفي از قبيل: ابراز ترديد، ترس، تعجب و خشم را دربرگيرد.

برداشت زماني

استفاده از زمان مناسب توانايي ما در انتقال اطلاعات را دو چندان مي كند. اين امر مبين آن است كه ما چگونه به موقعيت خود نگاه مي كنيم و قدرت ما در ارتباطي كه برقرار نموده ايم چه اندازه است.

برداشت مكاني

براي بيشتر افراد چندان خوشايند نيست كه در حين گفتگو طرف مقابل بيش از اندازه به آنها نزديك شود. در اين حالت فرد احساس مي كند فضاي اختصاصي اش اشغال و به حريم شخصي اش تجاوز شده است. به همين دليل افراد ترجيح مي دهند كه فاصله معيني را ميان خود و سايرين قائل شوند. همچنين تعداد زيادي از افراد نيز هستند كه سعي مي كنند تا حتي الامكان فضاي اختصاصي خود را افزايش دهند تا به واسطه آن هم قدرت و تسلط بيشتري پيدا كنند و هم بتوانند ارتباط اجتماعي قوي تري را با ديگران پايه ريزي نمايند. بزرگسالان اين كار را با ديوار كشيدن ميسر مي كنند و كوچكترها با ژاكت، مداد، و يا كاغذ قلمرو اختصاصي ميان خود و همكلاسي هايشان را معين مي كنند. كليه انسانها تمايل زيادي به كنترل و محافظت از سيطره شخصي خود دارند و اين فضا را به نزديكترين دوستان و صميمي ترين افراد خانواده اختصاص مي دهند. در قلمرو شخصي مسافت 1 متري متعلق به خانواده و دوستان نزديك است. فضاي اجتماعي از 2 تا 5 متر به بعد آغاز مي شود (كه به طور اخص در معاملات تجاري مي بايست رعايت شود) و از 5 متر به بالا مخصوص كنفرانس ها و سخنراني هاست.

البته ريسك تعميم دادن تصورات كليشه اي در اينجا هم وجود دارد. امريكايي ها و اروپايي ها در حين محاوره حتي الامكان فاصله خود را دور نگه مي دارند و از دست زدن به يكديگر پرهيز مي كنند. اين در حالي است كه عرب ها و مكزيكي ها نزديكتر ايستاده و ارتباط لمسي بيشتري برقرار مي كنند.

براي برقراري ارتباط ممكن است از "اشيا" هم كمك گرفته شود و مي تواند شامل وسايل گرانقيمت براي جلب توجه طرف مقابل، عكس، پوستر، بروشور و ... باشد.

برداشت تصويري

تصاوير ظاهري هم نقش موثري را در انتقال اطلاعات بازي مي كنند. به عنوان مثال طرز لباس پوشيدن گوياي مطالب زيادي در ارتباط با ارزش ها و انتظارات شخصي شماست.

سيگنالهاي غير كلامي حاوي 5 مفهوم اصلي هستند

1- تكرار: مي توانند بازتاب دهنده همان پيامي باشند كه فرد به صورت كلامي ارسال نموده است.

2- تضاد: مي توانند دقيقاً نقطه مقابل پيامي باشند كه فرد در حال ارسال آن است.

3- جايگزيني: مي توانند جايگزين يك پيام كلامي باشد. به عنوان مثال طرز نگاه فرد مي تواند تصويري به مراتب روشن تر از آنچه بر زبان مي آورد را با خود به همراه داشته باشد.

4- مكمل: مي توانند يك پيام تكميلي را به پيام كلامي اضافه كنند. رئيسي كه شانه ي يكي از كارمندان را به نشانه تمجيد لمس مي كند، تاثير تشكر و ارادت او به مراتب بيشتر حس خواهد شد.

5- تاكيد: ارتباطات غير كلامي توانايي آن را دارند كه بر پيام هاي كلامي تكيه بيشتري افزوده و يا آنها را ملايم تر جلوه دهند. به عنوان مثال كوبيدن بر روي ميز مي تواند مبين نوعي پيام خاص به منظور تاكيد بيشتر باشد.

البته لازم به ذكر است كه معاني برخي از اين حركات غير كلامي در فرهنگ هاي مختلف متفاوت است. به عنوان مثال نشان دادن انگشت شست در فرهنگ امريكايي به معناي نظر مثبت يا همان "OK" مي باشد؛ اين در حالي است كه در برخي فرهنگ هاي خاور ميانه اين علامت به عنوان نوعي توهين تلقي مي شود.

رشد مهارت هاي ارتباطي: شنونده خوبي باشيد

در برخي شرايط شما نيازمند آن هستيد كه اطلاعاتي را از طرف مقابل دريافت نماييد. براي اين كار بايد مهارت "گوش دادن" را تقويت نماييد. در زير تكنيك هايي به منظور ارتقاي هر چه بيشتر هنر شنيدن را به شما آموزش مي دهيم كه با استفاده از آنها مي توانيد در روابط اجتماعي به موفقيت بيشتري دست پيدا كنيد:
•صادقانه و با اظهار همدلي به حرفهاي طرف مقابل گوش دهيد.
•اصل موضوع را تحليل و بررسي كنيد و نه گوينده را؛ پيش از قضاوت همه موارد جزئي و كلي را موشكافي نماييد.
•از تكنيك هاي چندگانه براي رسيدن به برداشت صحيح از حرف هاي طرف مقابل استفاده كنيد، به عنوان مثال در مورد حرف هايي كه زده از او سوال بپرسيد و قسمت هايي از گفته هايش را تكرار كنيد تا از صحت درك خود اطمينان كافي كسب كنيد.
•حركات بدني خود را در وضعيت فعال نگه داشته و حواس خود را كاملاً متمركز كنيد.
•از او بخواهيد تا آنجايي كه امكان دارد جزئيات مطالب را براي شما شرح دهد.
•با اشتياق نسبت به گفته هايش واكنش نشان دهيد تا مطمئن شود كه شما حرف هايش را به خوبي درك كرده ايد. با اين شيوه طرف مقابل راحتتر به صحبت هايش ادامه خواهد داد.
•در مورد احساسات دروني اش از او سوال بپرسيد.
•براي سخنانش ارزش قائل شويد، در حين مكالمه او را كوچك نكرده و شخصيتش را بي ارزش نسازيد.
•ارتباط روحي با گوينده برقرار كنيد و خود را جدا از او ندانيد.
•سعي نكنيد كنترل 100% گفتگو به دست شما باشد. به طرف مقابل هم به اندازه كافي ميدان دهيد.
•عكس العمل تند نسبت به واژه هاي احساسي از خود نشان ندهيد. در عوض ببينيد مقصود گوينده از بيان آنها چيست.

منبع اصلي ايجاد مشكل در گفتگو ها ماهيت دروني اغلب انسانهاست. بيشتر ما در مكالمات روزمره خود حالت تدافعي به خود مي گيريم. زمانيكه كسي از ما انتقاد مي كند و يا اشتباهات و نقاط منفي مان را گوشزد مي كند حس خوبي پيدا نمي كنيم و مي خواهيم با آنها مقابله به مثل كنيم. بايد سعي كنيد اين حالت را تحت كنترل خود درآوريد. زمانيكه افراد مورد تهديد قرار مي گيرند سعي مي كنند از خود دفاع كنند، البته اين يك امر كاملاً طبيعي است. اين نوع حالت تدافعي مي تواند شامل پرخاشگري، عصبانيت، و حس رقابتي باشد. يك شنونده ماهر از كليه چنين مشكلات بالقوه اي آگاه است و كارهاي لازم براي تعديل و سازگار كردن شرايط را انجام مي دهد. او مي داند كه دفاع فردي يك امر كاملاً طبيعي است و كاري نمي كند كه طرف مقابل مجبور به دفاع از خود شود و انرژي خود را بر سر چنين مسئله اي هدر دهد.

علاوه بر اين يك شنونده ماهر و توانا در همه حال موارد زير را نيز در نظر مي گيرد:

- بيش از اندازه صحبت نمي كند و بيشتر به طرف مقابل اجازه مي دهد تا عقايد و نظريات خود را در بازگو نمايد.

- صبور است و با شكيبايي به جزئيات امور گوش مي دهد.

- با اشتياق به حرف هاي طرف مقال گوش مي دهد و واكنش هاي صحيحي در هر لحظه از خود نشان مي دهد.

- براي اينكه مطمئن شود حرف هاي طرف مقال را به درستي متوجه شده است از او سوالاتي براي تاييديه گرفتن مي پرسد.

- اجازه مي دهد تا سخنان طرف مقابل تمام شود و سپس حرف هاي خود را شروع مي كند.

- به سيگنال هاي غير كلامي توجه كرده و نگاه عمقي نسبت به مفاهيم دارد.

- نسبت به اصل موضوع از خود واكنش نشان مي دهد نه نسبت به فردي كه ناقل مطالب است.

افزايش مهارت در بيان بازخوردهاي سازنده اجتماعي

يكي از نيازهاي اصلي انسان در راه پيشرفت و رسيدن به تكامل دريافت تاييديه مثبت از سوي همنوعانش مي باشد. بازخورد (Feedback) مي تواند به عنوان منبع بزرگي از نيروي تقويتي براي رشد و تعالي افراد محسوب شود.

البته برخي از افراد هستند كه ترجيح مي دهند هيچ نظري در مورد كارهاي ديگران ندهند چراكه مي ترسند موجبات نااميدي آنها را فراهم سازند. از اين گذشته از واكنش هاي احساسي طرف مقابل مي ترسند و تصور مي كنند كه در كنترل و هدايت آن احساسات ناتوان هستند. بايد توجه داشت كه بازخورد نقش بسزايي را در رشد و پيشرفت ايفا مي كند اما نيازمند مولفه هايي نظير مهارت، فهم، شجاعت، و احترام گذاشتن به خود و ديگران است.

چرا امروزه اغلب افراد تمايلي به ارائه بازخورد ندارند؟

دلايل آن مي تواند به شرح زير باشد:

- ترس از واكنش طرف مقابل. افراد در اين زمان حالت تدافعي شديد به خود مي گيرند و احساسات بر آنها چيره مي شود.

- انتقاد يك مبحث دروني و شخصي است و ممكن است فرد نتواند عقايد خود را در غالب كلمات عيني و ملموس به طرف مقابل انتقال دهد.

از جمله ساير دلايل مي توان به موارد ريز اشاره كرد:

- داشتن حالت تدافعي زياد، احساس گناه فردي

- عدم توانايي كافي در درك صحيح علائم غير كلامي

- عدم تمركز كامل گيرنده: سوء برداشت، نگاه سطحي به بحث، شنيدن نقاط دلخواه، بي توجهي به عمق مطالب

- تمايل به حفظ حيطه قدرت فردي

- حدس و گمان هاي ناصحيح براي ارضاي تمايلات دروني

- ناهماهنگي وضعيت ذهني دو نفر، قضاوت هاي ناآگاهانه و نامساعد

مشخصات بازخورد سازنده

يك بازخورد موثر و كارآمد شامل اكثريت مشخصه هاي زير مي باشد:

·         دارا بودن ماهيت توصيفي ( و نه ارزشي) تا حالت تدافعي فرد مقابل را به حداقل ميزان ممكن برساند.

·         پرهيز از وارد كردن اتهامات نامطبوع به طرف مقابل. تنها اطلاعاتي را كه لازم است در اختيار گيرنده قرار مي دهد.

·     تشريح عكس العمل ها و احساسات شخصي. گوينده مي بايست عواقبي كه اتفاق افتاده و يا امكان وقوع آنها زياد است را تشريح كنيد. روي رفتار و واكنش هاي فرديتان تمركز كنيد نه روي خصوصيات و واكنش هاي طرف مقابل.

·     در اختيار قرار دادن گزينه هاي منطقي و قابل قبول نزد گيرنده. براي مطرح نمودن پيشنهادات جايگزين خودتان را آماده كنيد. به تمام گزينه هاي مشابه فكر كنيد.

·         به جاي كلي نگري جزئيات را مد نظر قرار دهيد.

·         بيشتر به اصل قضيه توجه نكنيد نه به فردي كه در حال گفتگو با او هستيد.

·     هدف بايد كمك باشد نه آزار و اذيت. گاهي اوقات برخي از افراد هستند كه با پيشنهاد دادن در مورد موضوعي خاص قصد كمك كردن ندارند و تنها به اين خاطر انتقاد مي كنند كه احساس بهتري در خودشان بوجود آورند و خود را از مزاياي اجتماعي بيشتري بهرمند سازند.

·     سبك سنگين كردن موشكافانه شرايط و موقعيت گيرنده. هيچ گاه او را به خاطر مواردي كه هيچ گونه كنترلي بر روي آنها ندارد سرزنش نكنيد.

·     بيان نظرات با استفاده از لحن درخواستي و نه با لحن تحكم آميز. زمانيكه نظريات خود را با لحني آرام و به صورت سوالي بيان ميكنيد اين امكان وجود دارد كه گيرنده در حين پاسخ به پرسش شما به صورت غير مستقيم متوجه اشتباهات خود بشود.

·     بازخورد زماني بهترين نتيجه را در بر خواهد داشت كه در شرايط و زمانبدي مطلوب مطرح گردد. بايد مطمئن شويد كه فرد آمادگي كامل براي شنيدن حرف هاي شما را دارد. اگر در زمان مناسب اين كار را انجام ندهيد، ضرر و زيان آن به مراتب بيشتر از سود و منفعتش خواهد بود.

·     به جاي نصيحت كردن، اطلاعات لازم را در اختيار او قرار دهيد و با توجه به اهداف و نيازهايش وي را راهنمايي و هدايت نماييد. اگر نظر دادن را با نصيحت كردن شروع كنيد، در واقع با اين كار خود به او مي گوييد كه چه كاري را بايد انجام دهد و چه كاري را نبايد انجام دهد و به نوعي حق انتخاب را از او سلب مي كنيد و آزادي هايش را محصور مي نماييد.

·     به ميزان معين اطلاعات در اختيار او قرار دهيد نه آنقدر كه دلتان مي خواهد. اگر او را با اطلاعات جسته  گريخته احاطه كنيد رشته اصلي خط مشي مورد نظر شما از دست او در مي رود و ذهنش مغتشش مي شود و امكان استفاده از بازخورد شما تا حد بسيار زيادي كاهش پيدا مي كند.

·     سعي كنيد بيشتر بر روي "چگونه" تمركز كنيد تا "چرا". زماني كه مرتباً چرا به وجود مي آوريد، ذهن گيرند پر مي شود از ترديد، خشم، بدگماني، تنفر ، و عدم اعتماد و اطمينان به شما

·     مطمئن شويد كه گيرنده پيام شما را به درستي دريافت كرده و در اين ميان برداشت غلطي صورت نپذيرفته باشد. هر چه كه نيت شما خير هم باشد باز هم ماهيت ارائه بازخورد به گونه اي است كه تا حدودي ترديد برانگيز بوده و بار منفي با خود به همراه دارد. به همين دليل از او سوال كنيد كه آيا منظور شما را به درستي درك نموده و مطمئن شويد كه دچار سوء تدبير نشده باشد. حتي مي توانيد از او بخواهيد كه آنچه از حرف هاي شما گرفته است را باز گويي كند.

·         بايد به عواقب حرف هايي كه مي زنيد توجه داشته باشيد.

·     اعتبار و سنديت نظريات خود را يك بار ديگر بررسي كنيد و از صحت و صغم آنها مطمئن شويد. بازخورد سازنده بر پايه ارتباطي سرشار از اعتماد، صداقت، توجه اصيل، و رشد دو جانبه بنا نهاده مي شود.

بخشي از نحوه ارائه بازخورد سازنده شامل پيش بيني برداشت ها و واكنش هاي طرف مقابل نسبت به شماست.

اگر فرد موقعيت خود را در خطر ببيند اصولاً واكنش مثبتي نسبت به شما نشان نخواهد داد. اين واكنش ها مي توانند مواردي به شرح ذيل را در بر داشته باشند:

- عدم توجه كامل به نظريات فرستنده پيام و برداشت هاي انتخابي از حرف هاي او

- مشكوك بودن نسبت به نيت فرستنده

- انكار صحت و اعتبار نظريات او

- تفسير مطالب بدون توجه به تفسير عقلايي

- حمله كردن و هجوم بردن به فرستنده پيام

با توجه به رهنمون هايي كه در مورد نحوه بيان بازخورد سازنده در اختيارتان قرار داديم، مي توانيد اين واكنش ها را به حداقل ميزان خود كاهش دهيد و خودتان را آماده كنيد كه عكس العمل صحيحي را در مقابل يك چنين فعل و انفعالاتي از خود نشان دهيد.

بايد مطمئن باشيم زمانيكه ديگران در مورد كار ما نظر دهند در دام يك چنين تله هايي گرفتار نمي شويم، سعي كنيد اين موارد را به ذهن خود بسپاريد:

حالت تدافعي به خود نگيريد.

تدابير غلط را به حداقل برسانيد (براي اينكه مطمئن شويد حرف هاي طرف مقابل را درست شنيده ايد بگوييد: "اجازه دهيد چيزي را كه شنيده ام يك مرتبه ديگر تكرار كنم")

- از منابع ديگر هم به جمع آوري اطلاعات بپردازيد.

- عكس العمل شديد و خام از خود نشان ندهيد.

- از او بخواهيد توضيحات روشن تري را در اختيار شما قرار دهد.

شايد در نگاه اول كسب اطلاعات سودمند و كاربردي كار ساده اي به نظر برسد اما مانند ساير شاخه هاي ارتباطي نيازمند برنامه ريزي و كسب تجربه است.

تكنيك هاي كليدي

- توجه و تمركز خود را بر روي بحث در زمينه كسب اطلاعات مورد نياز معطوف كنيد.

- از سوالاتي با دامنه ي پاسخگويي باز استفاده كنيد تا بحث گشوده شود.

- براي كسب اطلاعات در مورد جزئيات از سوالاتي با دامنه پاسخگويي بسته استفاده كنيد.

- با استفاده از ارتباط چشمي و حالات چهره فرد مقابل را تشويق به فعاليت بيشتر كنيد.

- دريافت خود را از گفته هاي طرف مقابل با او در ميان بگذاريد.

- نكات كليدي مباحث را به خاطر بسپاريد.

برنامه ريزي براي ارائه بازخورد سازنده

دستور العمل: پيش از شروع مباحثه به اين سوالات پاسخ دهيد:

- هدف و انگيزه شما از نظر دادن چيست؟

- قصد اصلاح چه مواردي را داريد؟

- هدف شما چيست؟

- نياز به چه اطلاعاتي داريد؟ بايد به چه پرسش هايي پاسخ دهيد؟

- مواردي نظير زمانبدي، و موقعيت مكاني را مورد توجه قرار داده ايد؟

در نظر گرفتن اصول اوليه ارتباط

- از سوالاتي با دامنه پاسخگويي باز و بسته استفاده كنيد.

- از زبان كلامي و ارتباط چشمي بهره بگيريد.

- تمركز خود را به بحث مورد نظر و نتيجه معطوف كنيد نه طرف مقابل

- اعتماد به نفس خود را حفظ كنيد و به عزت نفس طرف مقابل هم احترام بگذاريد.

- ارتباطي سالم با ديگران برقرار كنيد.

- نكات مهم را حفظ كرده و به خاطر بسپاريد.

- با آوردن مثال و نمونه هاي مشابه منظور خود را واضح تر تشريح كنيد.

http://www.mardoman.net/success/effcom/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۶:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۱- تمرين برقراري ارتباط با مخاطبان و شنوندگان

۱

هنر برقراري ارتباط


 جـمـع كـثـيري از مـديران بـرجسـته بـا اتكا به برنامه ريزي و
بـرخورداري از مهارت هـاي اجـرايي از نـردبـان شـغـلي بـالا
آمـده اند. اما برتري آنـهايي كـه هـمـيشه در صـدر هسـتند
تـوانـايـي فـوق الـعـاده شـان در بـرقـراري ارتـبـاط با سايرين
است.

در هنگام تاسيس يك شركت موارد مختلفي در نظر گرفته
ميشود كه يكي از آنها مهارتهاي اجرايي است. موسسات
و ارگان هـا بـراي ايــجاد اين توانايي در ميان كارمندان خود
شعب مختلفي را بـصـورت غير ضروري به اين امر اختصاص
مـي دهـنـد و در مـقـابـل هيـچ هــزينه اي را صرف ارتباطات
عـمـومي نـمي كنند. البته اين بدان معنا نيست كه اقشار
مـخـتــلف جامعه، رسانه هاي گروهي و سرمايه گذاريها بر
روي ارتباطات امري بلا استفاده و بي مورد به شمار مي رود بلكه برعكس اولين ركن اساسي براي دستيابي به موفقيت در هر شركتي قابليت انتقال عقايد و اهداف و خدمات آن به مراجعين مي باشد و براي توسعه شركت مي بايست بالاجبار بر روي ارتباطات به طور گسترده حساب باز كرد.

همانطور كه مشاهده مي كنيد، در اين قسمت دو مولفه اصلي وجود دارد: ارتباطات و زمانبندي. در اين مقاله نكاتي پيرامون بهبود مهارت هاي ارتباطي و روابط عمومي در سطوح مختلف توسعه يك موسسه و يا هر ارگان ديگر فراهم آمده است.

پيش از اينكه دست به اقدام هر گونه كاري بزنيد اهداف اصلي خود را مشخص كنيد. سپس آنها را به صورت تيتروار و كلاسه شده به دفتر سرپرست بخش ببريد و يا به نشاني آدرس الكترونيكي ا%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C">انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان