مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4338
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 13
همه : 4259874

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۹

آشنايي با انواع گردهمايي‌ها


 

 1- كنفرانس
كنفرانس از لفظ لاتين «Conferanca» گرفته شده است و در اصل به معني مقايسه است، اما در اصطلاح به مجالسي گفته مي‌شود كه در آن عده‌اي گردهم مي‌آيند و براي حل مسائل گوناگون به گفت‌و‌گو مي‌پردازند.
خواه اين مجالس به امور علمي مربوط باشد، خواه اجتماعي يا اقتصادي. در ضمن به جلساتي كه براي تنوير افكار مردم داير مي‌شود و در آن شخص درباره يك مساله علمي يا اجتماعي يا اقتصادي سخنراني مي‌كند، ‌كنفرانس گويند. همچنين جلسه‌اي را كه شخصي به پرسش‌هاي روزنامه‌نگاران يا نمايندگان خبرگزاري‌ها پاسخ دهد، كنفرانس مطبوعاتي گويند.


2- كنگره
كنگره به معني مجلس و مجمع است. ليكن در مفهوم خاص خود به تجمعي گفته مي‌شود كه براي مشورت به وجود آيد؛ بنابراين لفظ كنگره را مي‌توان به مجامعي اطلاق كرد كه در آن، افرادي گردهم آيند و پيرامون موضوع مربوط به منابع عمومي و مسائل مشترك تبادل‌نظر كنند و به بحث و گفت‌و‌گو پردازند. از اين نظر تجمع طرح مسائل علمي و ادبي يا جلسات بررسي مطالب سياسي و اجتماعي، تفاوتي ندارند و همه آنها كنگره ناميده مي‌شوند. لفظ كنگره بيشتر در مواردي به كار رفته است كه عده‌اي از سياستمداران با اختيار تام گردهم آمده و درباره يك مساله مهم سياسي از قبيل عقد قراردادهاي بين‌المللي مثل خاتمه دادن به دوران جنگ و خونريزي و برقراري صلح و همچنين تصويب قوانين تضمين‌كننده حقوق بشر به گفت‌و‌گو و تبادل‌نظر پرداخته‌اند. در برخي از ممالك، مجمع دو مجلس «نمايندگان و سنا» را كنگره مي‌نامند. امروزه به جاي كنگره بيشتر لفظ كنفرانس را به كار مي‌برند.


3- سمپوزيوم
در اصل به معني ضيافت است و اكنون سمپوزيوم به تجمعي گفته مي‌شود كه در آن عده‌اي از متخصصان فن و دانشمندان، ‌موضوع واحدي را مورد بحث قرار دهند. توضيح اينكه طبق برنامه معين، از متخصصان فن دعوت مي‌شود كه در جلسه‌اي يا جلساتي شركت و درباره مطالب خاصي سخنراني كنند. موضوع سخنراني و بحث يكي است، اما هر يك از سخنوران جنبه جداگانه‌اي را مورد بحث قرار مي‌دهند. بعد از سخنراني، شنوندگان نيز وارد بحث مي‌شوند و نظر خود را اظهار مي‌كنند. جلسات سمپوزيوم بيشتر براي بررسي و تحقيق در يك امر علمي و اجتماعي تشكيل مي‌شوند و در مسير آخرين تحولات و تغييرات رشته تخصصي خود قرار مي‌گيرند. تعداد افراد سخنران در سمپوزيوم از 3 تا 5 نفر است.


4- سمينار
سمينار در اصطلاح به مدرسه و موسسه‌اي گفته شده است كه در آن روحانيون جوان براي فراگرفتن اصول و قوانين مذهب تحت تعليم و تربيت قرار مي‌گيرند.
اكنون سمينار معني وسيع‌تري دارد و به دسته‌اي از دانشجويان يا محققان گفته مي‌شود كه زير نظر يك استاد يا كارشناس در رشته‌اي خاص به تحقيق و تتبع پردازند و سخنراني‌هايي در آن رشته ترتيب دهند. در حقيقت جلسات سمينار بيشتر جنبه كارآموزي دارند. مقصود اصلي از برپاداشتن سمينار صرف‌نظر از آموختن شيوه‌هاي كار، تبادل‌نظر درباره امري است و روي هم رفته كوشش بر آن است كه از نظر همه شركت‌كنندگان در جلسه اطلاع حاصل شود و راهي انتخاب شود كه در پيشرفت كار موثر باشد.
به طور خلاصه تجمعي را مي‌توان سمينار ناميد كه در آن روش‌هاي جديد در هر فني مورد مطالعه قرار گيرد و براي افزايش بازده كار، ‌بهترين راه‌ها برگزيده شوند.


5- كميسيون
كميسيون داراي معاني متعددي است. به ماموريتي كميسيون گفته مي‌شود كه در آن اجراي امري به شخصي محول شود. همچنين در تجارت و امور بانكي به پول دريافت شده در مقابل انجام كاري كميسيون گفته مي‌شود.كميسيون به تجمعي گفته مي‌شود كه براي تحقيق و مطالعه درباره موضوعي تشكيل شود. به طور معمول اين تجمع در مقياس كوچك‌تر تشكيل مي‌شود و اغلب شعبه‌اي از مجامع بزرگ است. همچنين به هر يك از شعب مجالس مقننه متشكل از تعدادي نماينده براي رسيدن به يكي از امور كشوري رسيدگي مي‌كند، كميسيون مي‌گويند. تجمع تعدادي از اعضاي يك كميسيون مامور تحقيق يا اتخاذ تصميم درباره امري را سو كميسيون نامند.


6- كميته
در اصطلاح به مجمعي گويند كه از طرف يك حكومت يا مقام صلاحيت‌دار يا جمعيتي براي بررسي امري يا آماده كردن طرحي يا اجراي تصميمي انتخاب شود. در حقيقت كميته از حيث مفهوم با كلمه كميسيون مترادف است؛ با اين تفاوت كه كميته مي‌تواند قدرت اجرايي نيز داشته باشد.


7- ميزگرد
ميزگرد نوعي تجمع است كه عده‌اي در يك محيط دوستانه پيرامون ميزگردي جمع مي‌شوند و درباره موضوعي به گفت‌و‌گو مي‌پردازند. يكي از مقررات ميزگرد صحبت شركت‌كنندگان با اجازه رييس است و در آن، گفت‌و‌گو منحصرا درباره موضوع از پيش تعيين شده است. معمولا رييس به هيچ يك از شركت‌كنندگان در ميزگرد بيش از يك بار اجازه صحبت نمي‌دهد؛ مگر آنكه همه سخن گفته باشند.


8- مناظره
در لغت به معني مجادله و نزاع با همديگر و تفكر در حقيقت و ماهيت چيزي است و در اصطلاح تجمعي است كه در آن با قواعد معيني به اثبات يا نفي مساله‌اي مي‌پردازند تا با بهره‌گيري از استدلال، نظر خود را ثابت كنند. در هر مناظره به طور معمول چهار يا شش نفر شركت مي‌كنند. دو يا سه تن براي اثبات قضيه و دو يا سه تن ديگر براي نفي آن صحبت مي‌كنند.


9- مجمع
مجمع در لغت به معني محل، جاي گرد آمدن مجلس و جمعيت آمده است. از نظر حقوقي به تجمعاتي گفته مي‌شود كه از همه افراد جمعيت تشكيل شود. از نظر يك موسسه مجمع عمومي يكي از اركان مهم با تمام اختيارات محسوب مي‌شود.


منبع: كتاب مدير- - تاليف: تيمور آقايي


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۶:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

 مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۸

شيوه برگزاري جلسات پرسش و پاسخ

انسان موجودي پرسشگر

مبلغ آگاه و دلسوز قبل از برگزاري جلسات پرسش و پاسخ، بايد در نگرش خويش كنكاشي داشته باشد كه آيا به اين جلسات بصورت ابزاري توجه دارد و به دليل اعتقاد عميق به پرسشگري انسان به اين حركت روي آورده است . نگاه دقيق مبلغ در اين عرصه موجب مي شود كه با متانت و اعتقاد قلبي اين جلسات را تشكيل داده، كارشناسانه و متين هدايت كند .

انسان موجودي داراي عقل و انديشه است و به لحاظ توان پي بردن به راز مجهولات، همواره باپاسخ به حس كنجكاوي خود، احساس هويت انساني مي كند و با تلاش براي يافتن و پي بردن به علوم جديد، روح حقيقت جوي خويش را سيراب و در اين راه بطور عجيبي احساس شادي و لذت مي كند .

برخي از انسانها براي پاسخ به اين نياز ژرف و عميق خود در طول تاريخ مشكلات طاقت فرسايي را به جان خريده و انواع لذتهاي مادي را دراين مسير قرباني كرده اند . همه اختراعات، اكتشافات و پيشرفتهاي علمي بشر مرهون همين حس كنجكاوي است و هرگونه تغيير در زندگي بشر از غارنشيني تا تسخير فضا و كنكاش در اعماق درياها و پي بردن به راز اتمها و پرواز بربال امواج و تبديل كره بزرگ زمين به دهكده جهاني و ... بازتاب همين پرسشگري آدمي است .

دربين علومي كه براي آدمي جذاب بوده و در ادوار مختلف حيات خويش به درك آن علاقه نشان داده است، چند موضوع بسيار اساسي در حيطه آفرينش است; چگونه آفريده شده؟ آفريننده او كيست؟ وظيفه او در برابر آفريننده اش چيست؟ و درنهايت به كجا خواهد رفت؟ و سرانجام، جهان چه خواهد شد؟

روزها فكر من اين است و همه شب سخنم

كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم

زكجا آمده ام آمدنم بهر چه بود

به كجا مي روم آخر ننمائي وطنم

انسان به دنبال آنست كه آفريننده خود را بشناسد، غرض از آفرينش خود را بداند، و به دنياي پس از مرگ پي ببرد، كه اينها در حيطه علم كلام و مباحث اعتقادي است . پس از شناخت و اعتقاد به خدا و قيامت، اين پرسش براي او مطرح است كه چگونه از آفريننده نعمتهاي فراوان جهان تشكر كند، و اين حوزه عبادات است . پس از آن مي خواهد بداند كه وظائف اجتماعي، سياسي و ... كه آفريننده اش براي او مشخص كرده كدام است تا به آنها عمل كند . اين مسائل نيز بخشي از معارف ديني را شامل مي شود .

امروزه اديان الهي بويژه اسلام به اين سؤالات پاسخ مي گويند . همچنين بصورت عقلاني فلسفه اسلامي به مباني اين سؤالات مي پردازد و علماء اسلام با استفاده از منابع ديني و با استدلالهاي فلسفي به گونه اي اين پرسشها را پاسخ مي گويند كه انديشه را قانع و درون آدمي را آرام سازند .

سؤالات مذكور براي همگان; در هر سطحي از آگاهي كه باشند، مطرح است و مبلغان ديني بايد بر اساس دريافتهاي اسلامي خود و با استدلالهاي قانع كننده سعي نمايند به تناسب سطح فكر مخاطبان، همگان را در يافتن پاسخ و اقناع فكر و انديشه ياري كنند .

همانگونه كه در قرآن و روايات اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام اهتمام به پرسشها و پاسخ و يا هدايت آن پرسشها در مجراي درست آن موج مي زند .

قرآن و پرسشگري

روحيه كنجكاو و پرسشگر آدمي در قرآن مجيد مورد توجه بوده و در آيات بسياري به اين امر پرداخته شده كه شايسته است نكاتي در مورد اين آيات مطرح مي كنيم .

1 . در آيات بسياري سؤال مردم عينا با واژه يسئلونك و يا اذا سئلك بيان شده و قرآن به پاسخ سؤالات پرداخته است و اين نشان دهنده اهتمام قرآن به پاسخگويي و توجه به انديشه و روح كنجكاو و جستجوگر آدمي است .

2 . در مواردي سؤالي مطرح شده ولي از آنجا كه پرسش بي مورد و يا بي فايده بوده، قرآن پاسخ نگفته و يا آنكه اگر سؤالي كه مطرح شده جواب آن از اهميت ويژه برخوردار نبوده، قرآن ضمن جواب اجمالي بصورت مفصل به بخشي پرداخته كه مورد نياز مخاطبان است، اين موضوع در ادامه مقاله خواهد آمد .

3 . در موارد بسياري قرآن خود ايجاد سؤال كرده تا روح كنجكاو آدمي را فعال سازد و گاهي اين عمل در شيوه تبليغ پيامبران عليهم السلام نيز ديده شده است كه در اينجا نمونه هايي از هر دو مورد بيان مي شود .

الف) قرآن مجيد مي فرمايد:

- «احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لايفتنون » ; (1) «آيا مردم خيال كردند كه اگر گفتند ايمان آورديم رها شده و آزمايش نمي شوند .»

- «ا لم يان للذين آمنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله و ما نزل من الحق » ; (2) «آيا براي افراد با ايمان زمان آن نرسيده كه قلوبشان در برابر ياد خدا و آنچه از حق نازل گشته خاشع گردد .»

- «الم تر كيف فعل ربك بعاد» ; (3) «آيا نديدي پروردگارت با قوم عاد چه كرد؟»

- «ا لم تر كيف فعل ربك باصحاب الفيل » ; (4) «آيا نديدي خدايت با اصحاب فيل چه كرد؟»

ب) حضرت يوسف عليه السلام براي هدايت دوستان زنداني خود يك سؤال اساسي مطرح و مخاطبان خود را به تفكر وا مي دارد .

«ا ارباب متفرقون خير ام الله الواحد القهار» ; (5) «آيا خدايان متفرق بهترند يا خداي يكتاي قهار .»

همه اين پرسشها و پرسشهاي فراوان ديگري كه از اين نوع در قرآن آمده، زمينه فكر و انديشه را براي انسان ايجاد مي كند .

4 . مطلب ديگري كه در فرهنگ قرآن بدان توجه گشته آنست كه طرح سؤالات بي حساب از رهبري كه آدمي با دليل و برهان حقانيت او را يافته، حركتي نابجا معرفي گشته است . از قصه حضرت خضر و حضرت موسي عليهما السلام در قرآن، مخاطب در مي يابد كه اگر در حد موسي بود و رهبري مورد اعتماد مانند حضرت خضر عليه السلام يافت بايد تبعيت كند و از سؤالهاي بي مورد بپرهيزد . حضرت خضر عليه السلام مي گويد:

«فان اتبعتني فلا تسئلني عن شيي ء حتي احدث لك منه ذكرا» ; (6) «اگر از من تبعيت كردي از آنچه انجام مي دهم هيچ سؤال مكن تا وقتي كه من از آن تو را آگاه سازم .»

موسي عليه السلام از جانب خداوند به حضرت خضر عليه السلام رسيده است، پس فردي كه مورد اعتماد تام واقع شده نبايد لحظه لحظه از هر عمل او سؤال شود .

ما هم اگر با دليل و برهان به حقانيت قرآن و كلام خداوند بودن آن پي برديم، پس از آن نبايد از راز هر حكم و دليلي سؤال كنيم و در صورت عدم دريافت فلسفه حكمي، آن حكم را باطل بپنداريم .

ايجاد فرصت براي طرح سؤالاسته بوده، به هيچ وجه آشفته، پاره و يا نامنظم احساس نشود .

5 . از آنجا كه برخي از مردم با حساسيت زيادي رفتار روحانيون و بستگان آنان را زير نظر دارند، اگر مبلغ فرزند پر تحرك و شلوغي دارد، از همراه بردن در اين جلسات پرهيز كند; زيرا هر حركت غيرقابل انتظار او افكار مردم را مشوش مي كند .

6 . مبلغ از همراه داشتن كيف و تزئينات خيلي جذاب و يا رفتارهايي كه دلالت بر ناز پروردگي و نشان دهنده رفاه زدگي است، بايد پرهيز كند .

7 . از حساسيت نسبت به نشستن در جاي مخصوص و يا صدر مجلس كه نشان دهنده توقع بي جا و انتظار زيادي است بپرهيزد; همانگونه كه پيامبر صلي الله عليه و آله در جلسات بگونه اي مي نشستند كه افراد غريبه ايشان را نمي شناختند .

ويژگيهاي روحي رواني

مسائلي را كه از جهت روحي رواني بايد گوينده در جلسات پرسش و پاسخ رعايت كند، امور فراواني است كه اكنون به مواردي اشاره مي شود:

1 . سعه صدر: فردي كه از جهت روحي توان شنيدن سخنان مخالف يا كلمات نيش دار را ندارد، نمي تواند جلسات پرسش و پاسخ را با متانت اداره كند . مبلغ بايد با آرامش سخنان را بشنود، سپس با وقار و متانت به پاسخ بپردازد .

گاهي مبلغ در فراز و نشيبهاي بحث، از كوره در رفته و با پرخاش به سؤال كننده، مشكل ايجاد مي كند و گاهي مكتب و مجموعه اي را كه احساس مي كند سؤال كننده طرفدار آن است، مورد تعرض قرار مي دهد . اين رفتارها گوينده را شكست خورده و طرف مقابل را موفق جلوه مي دهد .

2 . شادابي چهره: در طول بحث بايد مبلغ لبخند آرامي بر لب داشته و جلسه را پيش ببرد و هيچ گاه چهره اي مضطرب، دستپاچه و ناآرام از خود نشان ندهد .

3 . مبلغ بايد آمادگي پذيرش حق را داشته، اگر مطلب حقي را شنيد بزرگوارانه بپذيرد كه در روايت آمده است: «تواضع للحق تكن اعقل الناس; (7) در برابر حق كرنش كن تا عاقل ترين مردم باشي .»

4 . از نظر روحي توان آن داشته باشد كه اگر مطلبي را نمي داند با صراحت بگويد «نمي دانم، مطالعه مي كنم و در جلسات بعد پاسخ مي گويم .»

5 . هر گاه در حين بحث احساس مشكل نمود، يك لحظه به خداوند توجه كند و ضمن اظهار عجز، در دل بگويد: «خدايا! مي خواهم از دين تو دفاع كنم، مرا كمك كن .» همين يك آن توجه، در بسياري از مواقع موجب نزول بركات مي گردد .

6 . اگر در جلسه اي بخوبي بحث اداره شد و شيطان آدمي را به غرور علمي كشاند، مبلغ سعي كند در همان حال به خدا توجه كرده و بگويد: خدايا! يك آن مرا به خود وامگذار كه حتما آبرويم خواهد رفت .

هدايت محتوايي

از آنجا كه جلسات پرسش و پاسخ به لحاظ كمي و كيفي، خصوصي و يا عمومي بودن و ... متفاوت است، بايدها و نبايدهاي گوناگوني به تناسب هر كدام مي تواند مطرح شود، ليكن از آنجا كه بسياري از مسائل مي تواند براي همه جلسات و در هر حال مطرح باشد و فقط از حيث شدت و ضعف متغير است، ما مسائل مشترك را در اين فصل مورد بحث قرار مي دهيم .

1 . مبلغ بايد حيطه بحث و پرسشها را مشخص كرده، به دنياي بي كران چراهاي بي مرز وارد نشود و قبل از شروع، موضوع جلسه را مطرح كند و از حاضران بخواهد درباره همان موضوع سؤالات خود را مطرح كنند .

2 . لازم است براساس موضوع جلسه، مبلغ حتي الامكان مطالعات خود را به روز كرده و با حضور ذهن وارد جلسه شود .

3 . از شيوه «الكلام يجر الكلام » در هنگام پاسخگويي به سؤالات بپرهيزد; زيرا بحثهاي بيش از حد حاشيه اي، شنوندگان را خسته و آزرده مي كند .

4 . از پاسخگويي به برخي از سؤالات بايد پرهيز كند .

قرآن مجيد مي فرمايد: «يسئلونك عن الساعة ايان مرسيها قل انما علمها عند ربي » ; (8) «درباره قيامت از تو سؤال مي كنند، كي فرا مي رسد؟ بگو: علمش فقط نزد پروردگار من است .»

مبلغ كه به همه علوم اولين و آخرين و عالم غيب مسلط نيست تا همه سؤالات را پاسخ گويد .

5 . بعضي از سؤالات كاملا فني است و بايد از متخصصان پرسيده شود . اگر سؤالي مطرح شد كه در فضاي اطلاعاتي مبلغ نيست، بايد سؤال كننده را به اهل فن ارجاع دهد .

قرآن مجيد مي فرمايد: «فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون » ; (9) «اگر نمي دانيد از اهل ذكر سؤال كنيد .»

اين يك اصل عقلاني است كه از اهل خبره سؤال شود . حال اگر مردم وظيفه دارند از اهل فن سؤل كنند، گوينده هم اگر اهل فن نيست نبايد پاسخ گويد .

6 . گاهي سؤالي مطرح مي شود كه پرداختن به جواب آن خيلي ضروري نيست . مبلغ مي تواند ضمن پاسخگويي اجمالي، بحث را به زاويه اي كه ضروري است بكشاند و آن بحث را مطرح كند . قرآن مجيد مي فرمايد: «يسالونك ماذا ينفقون قل ما انفقتم من خير فللوالدين والاقربين واليتامي والمساكين وابن السبيل وما تفعلوا من خير فان الله به عليم » ; (10) «از تو سؤال مي كنند چه چيز انفاق كنند؟ بگو: هر خير و نيكي كه انفاق مي كنيد، بايد براي پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد . و هر كار خيري كه انجام دهيد، خداوند از آن آگاه است .»

در اينجا پرسشگر از اينكه چه چيز انفاق كند سؤال مي كند، قرآن جواب مي دهد: هر چه خير بر او اطلاق شود وخوب است انفاق كنيد، ليكن اين زاويه كه به چه كساني انفاق شود مهم است و در عين حال از آن سؤال نشده است; ولي قرآن به آن مي پردازد كه ابتداء به پدر و مادر، بعد خويشان، سپس ... .

7 . برخي از افراد پرسشگر فقط دنبال كنجكاوي بي جا و گاهي وسواسي هستند كه در موارد بسياري با سؤالات بي حساب براي خود مشكل مي آفرينند . قرآن مجيد مي فرمايد: «لا تسئلوا عن اشياء ان تبد لكم تسؤكم » (11) ; «از چيزهايي سؤال نكنيد كه اگر براي شما آشكار شود شما را ناراحت مي كند [و دچار مشكل مي شويد] .»

يكي از مصاديق سؤالات بي جا قصه گاو بني اسرائيل است كه حضرت موسي عليه السلام از آنان خواست گاوي را بكشند و آنان سؤالات زيادي مطرح كردند و هر چه به نشانيهاي گاو افزوده شد، مشكل آنان بيشتر شد . در روايتي آمده است كه اگر آنان همان اول يك گاو معمولي را مي كشتند مشكل حل مي گشت .

8 . مبلغ در پاسخگويي به سؤالات نبايد به هيچ وجه طرفدار حزب و يا گروهي شناخته شود، بلكه تنها براساس ملاكهاي قرآن و روايات بايد مردم را راهنمايي كند و تشخيص مصداق را به خود آنان واگذارد .

9 . در اين جلسات به هيچ وجه نبايد به توجيه خطاهاي مسئولين پرداخت، بلكه حداكثر مي توان گفت كه نبايد از مسئولين انتظار عصمت داشته باشيد . در هر صورت اشتباه ديگران را نبايد توجيه كرد .

10 . ممكن است سؤالي نوشته شده باشد كه اگر مطرح شود، در ذهن شنوندگان شبهه ايجاد مي كند، در حالي كه آن شبهه در بين مردم شايع نشده است . بايد از طرح چنين پرسشهايي و پاسخگويي به آن در محافل عمومي خودداري كرده، به سؤال كننده گفته شود كه براي پاسخ شخصا بعد از جلسه يا در فرصتي ديگر مراجعه كند .

در اينجا بايد اذعان كرد كه توجه به حيطه گستره شبهه و شناخت صحيح آن بستگي به هنر و شناخت دقيق اجتماعي مبلغ دارد .

11 . گاهي مطلبي سؤال مي شود كه مربوط به قشر خاصي است و طرح آن در بين عموم مردم خلاف نزاكت تلقي مي شود . اين سؤالات بايد در بين همان گروه در جلسه مخصوص مطرح شود; مثلا نوجواني از علائم تكليف مي پرسد، مبلغ مي تواند با ظرافت و خيلي جدي در جمع عموم مطرح كند، ولي راه ديگري هم وجود دارد و آن اينكه بگويد در جلسه مخصوص نوجوانان توضيح مي دهم . در آن جلسه، مخاطبان بهتر مي توانند سؤال كرده، ابهامات را مرتفع كنند .

12 . برخي از شبهات نياز به يك يا چند سخنراني مستقل دارد، مبلغ مي تواند به مردم قول دهد كه در يك يا چند جلسه به آن شبهه خواهد پرداخت و پس از مطالعه دقيق و جامع در سخنرانيهاي خود به آن بپردازد .

همچنان لازم به ذكر است كه طرح پرسشهايي در سخنرانيهاي مستقل و پاسخگويي به آن در صورتي زيبنده است كه شبهه در بين اكثر مردم مطرح و تاثير منفي گذاشته باشد اما اگر مردم از شبهه اي بي خبرند، طرح آن، خود مشكل آفريني است .

13 . برخي از سؤالات را مي توان براي كسانيكه توان درك مطلب را دارند پاسخ گفته و براي كساني كه نسبت به آن حيطه نا آگاه هستند، به آرامي و لطافت پاسخ نگفت .

شخصي از حضرت علي عليه السلام در مورد قدر سؤال مي كند، حضرت مي فرمايند: «بحر عميق فلا تلجه; (12) درياي ژرفي است، در آن فرو نرو .»

فرد ديگري سؤال مي كند، حضرت چون توان علمي او را قابل درك مي يابند، مي فرمايند: «لا جبر ولا تفويض بل امر بين امرين; (13) نه جبر و نه تفويض است، بلكه امري بين اين دو امر است .» پس گاهي يك سؤال به فردي پاسخ گفته شده و به ديگري توصيه مي شود كه به دنبال جواب آن نباشد .

پي نوشت:

1) عنكبوت/2 .

2) حديد/16 .

3) فجر/6 .

4) فيل/1 .

5) يوسف/39 .

6) كهف/70 .

7) كافي، ج 1، ص 15; بحارالانوار، ج 1، ص 125 .

8) اعراف/187 .

9) نحل/43 .

10) بقره/215 .

11) مائده/101 .

12) بحار الانوار، ج 5، ص 56 و 97 و 110 .

13) همان، ج 5، ص 11 .

http://www.hawzah.net/fa/magart.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=3830&MagazineArticleID=29256


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۶:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۷

جلسات كنترل پروژه را چگونه برگزار كنيم  ؟

هيچ مدير پروژه اي دوست ندارد جلسات كنترل پروژه اش به درازا كشيده شود. بنابراين لازم است اين گونه جلسات بسيار متمركز برگزار گردد و به شدت مديريت شده و گروه پروژه را يك گام به سوي اهداف نزديك كند. اگر مدير پروژه به اين مهم دست يابد مي تواند انگيزه گروه پروژه را نيز افزايش دهد. در اين نوشتار 5 نكته براي كمك به مدير پروژه در راستاي بهتر برگزار كردن جلسات كنترل پروژه مطرح شده است:

نكته اول: برنامه ريزي خردمندانه

به منظور حصول اطمينان از اينكه بيشتر زمان جلسه در اختيار شما خواهد بود بايد آن را به طرز خردمندانه اي طرحريزي كنيد. قبل از برگزاري هر جلسه 3 هدفي كه مي خواهيد در جلسه به آنها دست يابيد را يادداشت نماييد. در اينجا چند نمونه از اين اهداف آورده شده است:

- من مي خواهم گروه پروژه بداند كه ما در مسير درست هستيم.

- من مي خواهم تمام موضوعات و خطرات احتمالي مطرح گردد.

- من مي خواهم گروه پروژه به احساس ارزش و انگيزه برسند.

اكنون شما به اين نكته نياز داريد كه چگونه جلسه را اداره كنيد تا به اهداف تعيين شده خود برسيد. پس حتما نكات بعدي را نيز به دقت از پيش رو بگذرانيد.

نكته دوم: باز و بسته كردن دقيق

بسياري از مردم به خاطر باز و بسته شدن پرده هاي تئاتر موضوع آن را بيشتر به خاطر مي سپارند. بنابراين جلسات كنترل پروژه را به دقت باز و بسته كنيد. هنگامي كه جلسه را شروع مي كنيد به اعضاي جلسه بگوييد چه هدفي از برگزاري اين جلسه داريد و بگوييد از آنها چه مي خواهيد. همچنين شرح دهيد كه چرا اين موارد مهم هستند. اين نكته توجه گروه پروژه را جلب خواهد كرد و بدين صورت صحنه نمايش تنظيم مي شود. هنگامي كه جلسه را به پايان مي رسانيد نيز به آنها بگوييد بر سر چه مسايلي توافق شده و گام هاي بعدي كدام است.

نكته سوم: كنترل گفتگو ها

شما بايد جلسه در تمام لحظات آن در كنترل كامل خود داشته باشيد. به منظور حصول اطمينان از اينكه اين كار به درستي صورت مي گيرد اقدامات زير را انجام دهيد:

- جلسه را با دستور جلسه مدوني آغاز كنيد.

- هيچ گاه مساله را به تنهايي مطرح و دنبال نكنيد.

- به اين امر اشراف پيدا كنيد كه يك نفر تسلط بر تمامي موارد ندارد.

- اين را بدانيد كه هر كسي گفته هاي خودش را دارد.

- جلسه را با ايستادن يا نشستن در محل برجسته اي از اتاق شروع كنيد.

- براي افزايش حضور ذهن افراد حين جلسه، صداي خودتان را كمي بلند كنيد.

- هنگامي كه صحبت افراد طولاني مي شود، افت و خيز متناوبي داشته باشيد و از طولاني شدن صحبت ها جلوگيري كنيد.

- مودب و قوي باشيد.

- جلسه را مشابه يك مربي فوتبال مرتبا كنترل كنيد بدين منظور تمام زمان جلسه را ببينيد، مطالب را بشنويد و گروه را هدايت كنيد.

- از شخص ديگري براي ثبت صورت جلسه درخواست كنيد.

بدين صورت شما خواهيد توانست تمام گفتگوهاي جلسه را به درستي كنترل كرده و به سه هدف از پيش تعيين شده دست يابيد.

نكته چهارم: پياده شو با هم بريم!

در بسياري از جلسات يك موضوع مي تواند زمان عمده اي از جلسه را مصرف كند. اگر موضوع مطرح شده با اهداف جلسه مرتبط نباشد آن وقت به اعضاي جلسه بگوييد پياده شويد با هم برويم!

موضوعات را روي يك تخته يا كاغذ ثبت كنيد و بعد از پايان جلسه هر كدام را با اعضاي مرتبط جلسه مطرح سازيد. اين كار جلسات را كوتاه تر و متمركز مي سازد.

نكته پنجم: اقدام گرايانه رفتار كنيد

پروژه ها همگي راجع به فعاليت هايي هستند كه انجام مي شوند. بنابراين اطمينان حاصل كنيد تا حد امكان تمام نتايج جلسات در زمان هاي مقرر پايان يابند. تمركز بر روي مصوبات جلسات ضروري است و روشي بسيار مناسب براي كاهش طول جلسات است.

https://sites.google.com/site/sadeghfar/articels/project-meeting


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۶:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۶

مديريت جلسات كوچك وبزرگ

۱. شروع جلسه:

ابتدا شروع جلسه را بررسي مي‌كنيم:

اولين لحظات از هر جلسه از اهميت خاصي برخوردار است, اين مرحله دستگرمي است يعني زماني كه فضا و محيطي را كه در‌ آن جلسه ادامه پيدا خواهد كرد, خلق مي‌كنيد, معمولاً اين بخش را باصحبت‌هاي معمولي و كوتاه شروع مي‌كنيد.

شايد بهترين راه براي فائق آوردن بر لحظات بلاتكليفي اول صحبت همين صحبت‌هاي معمولي باشد, اما چگونه؟ اگر جلسه در دفتر كار طرف صحبت شما باشد, مي‌توانيد به اطراف نگاه كنيد و آنگاه موضوعات مورد علاقه آن شخص را جهت شروع صحبت پيدا خواهيد كرد, فرض كنيد طرف كوهنورد است (بوسيله ديدن تصاوير كوهنوردي در اتاق و ...) در چنين حالتي مي‌توانيد در مورد كوه و كوهنوردي صحبت خود را شروع كنيد, اكنون شما يك امتياز بدست آورده‌ايد بوسيله اثبات اينكه شما دو نفر يك علاقه مشترك داريد.

ـ اگر جلسه در دفتر شما برگزار مي‌شود شما مي‌توانيد صحبت خود را در مورد هوا و پوشيدن لباس‌هاي مخصوص فصل و ... شروع كنيد.

ـ جاي نشستن نيز در جلسات مهم است. نقاطي در يك اتاق وجود دارد كه احساس‌‌هاي جداگانه‌اي را به افراد مي‌دهد مثل پشت ميز و يا جلوي ميز نشستن, شما بايد سعي كنيد موقعيت ضعيف جلوي ميز نشستن را براي خود بوجود نياوريد, همچنين نقاطي در اتاق وجود دارد كه در آنها قدرت مساوي پيدا مي‌كنيد, مثل كنار ميز و در كنار كسي كه پشت ميز نشسته, اما بهترين نقطه براي نشستن يك نقطه بيطرف است.

2. تعريف موضوع جلسه:

ـ اكنون قسمت دوم برخورد كاري دو نفر يعني تعريف موضوع جلسه را توضيح مي‌دهم:

ـ نكته مهم اين جاست كه اگر مي‌خواهيد طرف مقابل شما, مطالب شما را خوب درك كند بايد يك نظم منطقي را دنبال كنيد. بهترين راه براي توضيح روند موضوع جلسه, نشان دادن اخبار تلويزيون است, كه چگونه اين كار را انجام مي‌دهند. كاركنان تلويزيون معمولاً اخبار را در 3 قسمت مي‌نويسند:

الف) دورنما يا خلاصه خبر ب) نماي متوسط يا توضيح خبر ج) نماي نزديك يا تفسيرخبر

ـ خلاصه خبر يا دورنما, نماي آشنايي با موضوع است. گوينده در اينجا به نكات مهم اشاره مي‌كند. مثل اينكه يك گُل كامل را به ما نشان دهد.

ـ مرحله بعدي, نماي متوسط است, اين حالت, بيننده تلويزيون را بيشتر متوجه مي‌كند ـ اين مرحله تعدادي از گلبرگها را در اختيار دارد.

ـ بعد, نماي نزديك است, اين قلب اتفاق است, يعني تك تك گلبرگها با تمام جزئيات. اين چيزي است كه ما بايد بدان توجه داشته باشيم و در نظر بگيريم.

3. اداره كردن روند جلسه:

ـ نكاتي به عنوان راهنمايي براي تقويت توضيحات شما, هنگام صحبت و يا سخنراني؛

شما بايد موضوعي را كه مورد توجه يا اهميت طرف مقابل است را مطرح كنيد, ضمناً بايد توجه كنيد كه سعي در توضيح موضوعي معمولاً با گفتار صرف, كار بسيار مشكلي است. شما مي‌توانيد ايده‌هاي خود را هر موقع كه لازم باشد به صورت تصوير نشان دهيد, مثلاً: روي يك تكه كاغذ با رسم نمودار برنامه خود را نشان دهيد يا با اقدامي جالب, از اشياء روي ميز مثل خط كش, جا سوزني, فنجان به عنوان نماد استفاده كنيد.

همانطور كه برنامه و نقش خود را با اين نمادها مي‌سازيد, راجع به هر قدم و مرحله توضيح دهيد كه براي چيست.

ـ يك نظر ديگر اينست كه ارائه طرح خود را با يك معماي كوچك شروع كنيد, اين طرز برخورد, طرف مقابل شما را درگير مي‌كند و اين حُسن را نيز دارد كه برخورد شما تهاجمي به نظر نيايد.

ـ ممكن است هنگام توضيح دادن يك موضوع, با نظريات مخالف و ناگهاني مواجه شويم, شما بايد براي اداره كردن موقعيت در اين موقع خود را كاملاً آماده سازيد, در چنين مواقعي شما بايد ضمن يك برخورد خوب در صدد متقاعد كردن طرف مقابل برآئيد و راجع به گفته‌هاي وي اظهار نظر كنيد.

ـ نه تنها شما مي‌توانيد كليدها و نكته‌هايي از آنچه طرف مقابل مي‌گويد برداشت كنيد بلكه از حركات بدن او نيز خيلي ديدگاهها روشن مي‌شود, مثلاً مي‌توانيد بدانيد آيا شنونده شما سراپا گوش است و شما مي‌توانيد به صحبت و ارائه مطلب خود به همان روش ادامه دهيد و يا به شما علامت مي‌دهد كه فوراً حالت صحبتتان را عوض كنيد.

ـ مشكلترين موقعيت در هر جلسه و آنچه از همه بيشتر اتفاق مي‌افتد, عصبانيت و تلاش براي كنترل كردن آن است، عصبانيت مي‌تواند به آساني ايجاد شود, هنگاميكه طرف مقابل از قبول نظريه ما كه فكر مي‌كنيم بهترين نظريه است, سرباز مي‌زند ما عصباني خواهيم شد, اين طبيعي است, اما شما چطور با عصبانيت خود و طرف مقابل برخورد مي‌كنيد؟

ـ بهترين كار اعتراف به عصبانيت است, اگر عصباني هستيد مي‌توانيد از كلماتي اينچنين استفاده كنيد: (اين واقعاً من را ناراحت مي‌كند چون ...)

ـ از طرف ديگر, اگر طرف مقابل نمي‌تواند به عصبانيت خود اعتراف كند ولي شما آن را مي‌بينيد, در آن صورت مي‌گوييد: «مي‌بينم كه ناراحتي, مي‌تواني به من بگويي چه چيزي اينجا ناراحتت مي‌كند؟»

ـ اين كلمات ساده به همه كمي اجازه مي‌دهد كه با عصبانيت روبرو شوند, آن را به طريقي خالي كنند و آرام گيرند و بعد مكالمه را به جهت سازنده‌اي پيش برد.

4. پايان يا نتيجه جلسه:

ـ تا اينجا راجع به 3 قسمت برخورد دو نفره صحبت شد. حالا به قسمت آخر اين بحث مي‌پردازيم:

ـ اگر جلسه مال شما بود با روش حساب شده آن را تمام كنيد. يكي يكي همه موارد مطرح شده را از بالاي فهرست خود بررسي كنيد و هرآنچه را كه تصميم گرفته شد يا قرار است تصميم‌گرفته شود مرور كنيد. در قسمت آخر جلسه, مطمئن شويد كه همه صحبت‌هاي خود را كرده‌ايد, بدون توجه موافقت نكنيد, بعضي اوقات اين بهترين موقع براي مطرح كردن و يا حتي برنده شدن يك فكر نهايي است.

جداي از هر نقشي كه در اين جلسه ايفا كرده‌ايد, جملات آخر شما خيلي مهم است, اگر جلسه شما را ناراحت كرده و يا حتي از شما انتقادي شده, ولي سعي كنيد جلسه را با يك حس مثبت و با انرژي و خوش بيني خاتمه دهيد, يا اگر جلسه مربوط به يك فكر جديد, يا روند جديدكار است, خوشبيني خود را از اين فكر جديد, ابراز نمائيد.

ـ فقط جملات آخر و بستن جلسه را فراموش نكنيد, اين كار از تلفن‌هاي بعدي و احياناً جلسات بعدي, جلوگيري خواهد كرد. بستن جلسه بايد با حرف آخر باشد.

ب)جلسات يا سخنراني براي گروه بيشتر از دو نفر:

هنگاميكه نوبت جلسات يا سخنراني‌هاي رسمي‌تر مي‌رسد, آن صحبت‌هايي كه در مقابل گروهي بزرگ يا شنونده‌ها بايد مطرح كنيد, تفاوت‌هايي با جلسات دو نفره خواهد داشت, اكنون شما مي‌بايست به گروه بزرگتري از شنونده‌‌ها فكر كنيد.

ـ در اين قسمت از راز شنونده‌ها پرده برداري مي‌كنيم:

هر گروه بيننده يا شنونده با مجموعه‌اي از خصوصيات طبيعي به محل تجمّع وارد مي‌شوند كه اطلاع از اين خصوصيات, راه ما را براي درك اينكه چه بايد بكنيم تا جمعيت را در آنچه براي گفتن داريم درگير كنيم, باز مي‌شود ـ بيائيد خود را جاي اين گروه بگذاريد؛

اول اينكه: به عنوان عضوي از گروه شنوندگان طبيعتاً به اين موقعيت عادت نداريم و حتي ممكن است ما با سخنران احساس رقابت بكنيم,‌در اينجا ما شنونده نيستيم, بلكه داور هستيم, اين قضاوت, كار را براي سخنران مشكلتر مي‌كند.

ثانياً: بيشتر جلسات و سخنراني‌ها, مربوط به ارائه يك كار جديد يا يك طرح جديد, بدليل طبيعت اين كار, سخنران را به عنوان يك قهرمان معرفي مي‌كند, اينطور به نظر مي‌رسد كه او كسي است كه مي‌خواهد ما يعني جمعيت شنونده را وادار به توافق با صحبت‌هايش بكند. بنابراين ما هم خود را بطور طبيعي تحت نفوذ احساس مي‌كنيم كه اين كار جلوي ما را براي داشتن يك فكر باز مي‌گيرد و نتيجه معمول احساس تحت نفوذ بودن هم, مقاومت است.

ثالثاً: علاوه بر اين عكس‌العمل‌هاي احساسي, سخنران بايد به مثال عيني و فيزيكي هم توجه كند, سخنران بايد در نظر داشته باشد كه شنونده‌هاي او تحت نفوذ عوامل ديگري نيز هستند. مثلاً: دماي هوا, وضعيت صندلي‌ها و ... يا اينكه شما هرگز در موقع نهار نمي‌توانيد توجه آنها را بخود جلب كنيد ـ هر چيزي مي‌تواند روي گوش دادن و ميزان توجه جمعيت شنونده, تأثير بگذارد.

ـ مواردي درباره نحوة آمادگي براي سخنراني:

ـ 3 امر مسلم پايه‌اي وجود دارد كه شما, در مورد نحوة آمادگي براي ارائه نظريات يا صحبت‌هايتان, بايد به آن توجه كنيد:

اول: شناسايي شنوندگان, دوم: تصميم‌گيري راجع به نقش شما در برابر آنها, سوم: طراحي سخنراني

اول: شناسايي شنوندگان :

ـ اولين كار شما يعني شناسايي جمعيت در واقع, احتياج به همان فنوني دارد كه شما در برخورد دو به دو به آن احتياج دارد, فقط اينجا شما بايد پيام خود را بر اساس اهداف, احتياجات و توقعات گروهي از مردم شكل دهيد ـ اين كار مستلزم سعي بيشتري است, اما تنها راهي است كه بوسيله آن شما مي‌توانيد روي روش و نوع برخورد خود براي جلب و درگير شدن شنونده‌ها تصميم‌گيري كنيد ـ راجع به اين گروه بزرگ چه چيزي را لازم است پيدا كنيد:

اولاً : شما بايد متوسط سن و جنسيت آنها را بدانيد ـ شما همچنين بايد سطح تحصيلي و حرفه‌اي شنوندگان خود را بدانيد, آيا مردم عادي هستند, آيا بيشتر آنها تحصيلات عادي دارند؟

پاسخ همه اين سؤالات روي انتخاب لغات, تصاوير و همه مطالب ديگر تأثير مي‌گذارد, اگر شما با گروه شنونده‌هاي خود آشنايي قبلي داريد, احتمالاً پاسخ بيشتر اين سؤالات را داريد, اما حتي اينجا شما بايد چند سؤال اساسي ديگر را از خودتان بپرسيد.

مثلاً: آيا شنونده‌هاي شما, شخص شما را مي‌شناسند؟ ـ آيا رابطه شما با آنها رسمي است؟ ـ موقعيت كاري شما روي آنها چه اثري دارد؟ ـ آيا شما را از خود برتر مي‌بينند؟ ـ آيا آنها پيش از وقت, شرطي شده و به هر آنچه مي‌گوييد, توجهي نمي‌كنند؟

جواب اين سؤالات به شما كمك خواهد كرد كه در مورد برخورد خود تصميم‌گيري كنيد كه فقط اعتماد اين جمع را بخود جلب كنيد, قبل از اينكه حتي شروع به گفتن مطالب خود كرده باشيد, چقدر رسمي و يا غير رسمي بايد باشيد و در چه قسمت‌هايي از صحبت بايد با جزئيات وارد شده و روي چه مسأله‌اي بيشتر متمركز شويد ـ هنگاميكه شنونده‌هاي خود را شناسايي كرديد, آماده دومين كار هستيد, يعني:

دوم: انتخاب نقش خود:

اگر قرار است اطلاعاتي به آنها بدهيد, شما نقش يك راهنما را براي آنان خواهيد داشت ـ شما نبايد طوري برخورد كنيد كه در آنها احساس همدلي ايجاد نشود بلكه بايد به آنها اين اطمينان را بدهيد كه براي تقسيم كردن دانسته‌هاي خود با آنان آنجا هستيد ـ مثلاً از كاركنان خود مي‌خواهيد كه مقداري بيشتر كار كنند, شما نمي‌توانيد به يكباره شروع كنيد و بگوئيد كه بخاطر منافع اداره, بايد اين كار را انجام دهيد, در چنين حالتي آنها از جلسه دور خواهند شد, در عوض بايد نقش رهبر را بازي كنيد و نشان دهيد كه چطور وقف اين كار هستيد و آنها را متقاعد سازيد كه راه شما را دنبال كنند.

ـ در بعضي اوقات, لازم است كه شما اطلاعاتي منفي را به شنونده‌هاي خود منتقل كنيد, مثلاً: اوضاع اداره عالي نيست يا مشكلات پيش بيني نشده‌اي پيدا شده‌اند.

ـ اگر خبر بدي داريد, در ابتداي صحبت خود آنرا مطرح كنيد اما آنرا با زباني غيررسمي و با سرعت بيان كنيد و بعد وارد يك فضاي سازنده و خوش‌بين شويد

سوم: طراحي سخنراني:

ـ تا اينجا شما شنونده‌هاي خود را شناسايي كرده‌ايد و راجع به نقش خود نيز تصميم گرفتيد, حالا آماده هستيد كه متن صحبت خود را طراحي كنيد, اول مي‌خواهيد صحبت خود را قسمت‌بندي كنيد, اما تجربه نشان داده است كه موفق‌ترين شكل ارائه مطلب اين است كه:

ـ مطالبتان را اول با مقدمه كوتاه شروع كنيد, شما صحبت را با يك جمله كه مغز كلام شما را بيان مي‌كند شروع كنيد, هنوز وقت جزئيات نرسيده است, بعد موضوع انگيزش مطرح مي‌شود, به شنونده‌ها مي‌گوئيد كه چرا گوش بدهند, و چه نتيجه‌اي براي آنان خواهد داشت.

ـ پس از اين به شنونده‌هاي خود يك توضيح كوتاه راجع به نحوة ارائه مطالبتان مي‌دهيد, شنونده‌ها احتياج دارند كه نظم و تقسيم‌بندي موضوع صحبت‌هاي شما را بدانند, پس شما بايد به آنها اجازه دهيد كه تقسيم‌بندي‌ و عناويني را كه شما از قبل آماده كرده‌ايد, ببينند, اين محركي است كه باعث مي‌شود آنها تا آخر با شما بمانند.

حالا موقع آنست كه به قلب صحبت خود برسيد, اكنون شما, شنونده‌ها را قدم به قدم به نكته اصلي رسانده‌ايد, آنها مي‌توانند به وضوح برنامه شما را تجسم كنند.

وقتي شما جزئيات را توضيح مي‌دهيد احتياج به مثالهايي هم داريد كه به فهم نظريات شما كمك كنند, وقتي در قلب صحبت خود هستيد, در موقعيت‌هاي مناسب, بعضي مطالب را بازتر بيان كنيد, دراين هنگام به شنونده‌اي كه ديرتر مطالب را درك مي‌كند فرصت بدهيد كه به بقيه برسد و خود شما هم فرصتي داريد كه توجه كساني را كه دست از گوش دادن كشيده‌اند, دوباره بخود جلب كنيد.

زمانيكه به آخر و نتيجه‌گيري صحبت‌هاي خود مي‌رسيد, هيچگاه طولاني‌تر از آنچه لازم است صحبت نكنيد, خيلي خلاصه همه نكات را جمع‌بندي كنيد و به هم ربط دهيد.

ـ چند فن خاص براي نحوه ارائه صحبت‌هاي بيادماندني:

ـ يكي از بزرگترين عوامل براي گرفتن پاسخ موافق به سؤال چرا بايد گوش بدهم, مستقيماً به ديدگاه و شنونده‌ها نسبت به شما بستگي دارد, در واقع اين در همه موارد برخورد كاري صادق است, چه بحث با يك همكار يا ارائه يك گزارش در يك جلسه گروهي. بيننده‌ها و شنونده‌ها, كوچك يا بزرگ.

بطور غريزي, هنگامي كه مخاطب قرار مي‌گيرند, كسل مي‌شوند. براي مثال زماني كه كسي با ما شروع به صحبت مي‌كند, ما تقريباً هميشه از خود سؤال مي‌كنيم كه اين فرد چه نيتي دارد؟

ـ توانمندي شخصي بخصوص سخنران ما را مجذوب كرده و وا مي‌دارد تا گوش بدهيم, اگر سخنران جذاب و صادق باشد به او گوش مي‌دهيم ـ چرا؟

خيلي ساده است, به اين دليل كه برخورد, برخوردي تازه است. بيشتر سخنرانها با يك حالت خيلي جدي و جداي از جمعيت, رفتار مي‌كنند, وقتي ما يك لحن گرم‌تر و راحت‌تر را مي‌شنويم, بي‌اختيار جلب مي‌شويم.

از طرف ديگر اگر سخنران از خودراضي و يا خسته كننده باشد ما احساس ناراحتي مي‌كنيم و ممكن است به سختي به صحبت‌هاي او گوش فرا دهيم, بدتر از اين, يك سخنران كه خيلي مبهم و يا پيچيده صحبت مي‌كند, بقدري در ما فشار عصبي ايجاد مي كند كه براي دفاع از خود هيچ راهي جز گوش نكردن نداريم.

ـ مهمترين چيزي كه بايد بدانيد اين است كه اولين اطلاعاتي كه شنونده مي‌خواهد داشته باشد اين مي‌باشد كه شما چه كسي هستيد.

ـ سعي در پيدا كردن ارتباط موفق با شنونده, راه مشكلي به نظر مي‌رسد اما بايد بدانيدكه همه ما بطور غريزي اين كار را انجام مي‌دهيم.

وقتي در جايي به كسي معرفي مي‌شويد, چكار مي‌كنيد؟ ـ مگر نه اينكه لبخند مي‌زنيد, اين مقدمه برقراري رابطه است, يا شايد يك طنز تعريف مي‌كنيد ـ همين روش را در برخوردهاي كاري و سخنراني‌ها هم مي‌توانيد انجام بدهيد.

ـ بهترين برخورد يك برخورد صميمي است. البته شما مي‌خواهيد با شنونده‌هاي خود, با روشي كه شما راحت هستيد صحبت كنيد, بنابراين بايد مقدمه‌اي كه براي شما مناسب است پيدا كنيد.

مثل: يادآوري يك تجربه مشترك, طنز و ... ـ اين طرز برخورد, شنونده‌ها را به شما نزديك‌تر مي‌كند, در ادامه صحبت, سعي كنيد تا آنجايي كه مي‌توانيد, صحبت خود را انساني كنيد, چون انسانها با مباحث انساني كه خود را به آن مرتبط مي‌دانند, بيشتر رابطه برقرار مي‌كنند, حتماً مي‌پرسيد چطور مي‌شود مثلاً يك گزارش مالي و يا يك نمودار را انساني كرد؟ شما بايد به تجربه بدانيد كه هر قدر اطلاعات عيني و خشك باشد, با كمي خلاقيت مي‌توان آن را انساني كرد.

مثلاً: شما مي‌توانيد راجع به كوشش‌هاي خلاق افرادي كه نمودارها را رسم نموده‌اند, توضيح دهيد تا شنوندگان يا بيننده‌ها بتوانند تجربيات خود را با اشخاص پشت صحنه اين كار ارتباط دهند.

ـ چيز ديگري كه بايد در هر نوع صحبت به خاطر داشت, اينست كه شما نمي‌توانيد با وانمود كردن به چيزي كه نيستيد به جايي برسيد.

يكبار من را براي مشاوره دادن با يك مدير عامل كه در ارتباطات خيلي ضعيف بود, خواستند, من خيلي متعجب شدم كه اين فرد چه نيازي به مشاور ارتباطات دارد, چون او رفتاري راحت و صميمي داشت. او وقتي از او خواستم تا يك سخنراني را براي من بازگو كند, ديدم كه روبروي من يك دست كت و شلوار خالي با صداي خشك و يكنواخت, سخنراني مي‌كند ـ چطور اين شخصيت دوگانه اتفاق افتاده بود؟ ـ بدون شك اين مدير كل سعي مي‌كرد, رفتاري را داشته باشد كه از هر مدير كلي انتظار مي‌رود, او باور داشت كه اين تنها راهيست كه مي‌تواند جلب احترام كند.

اولين كاري كه من كردم اين بود كه به او توصيه كردم آرامش پيدا كند و خودش باشد. به او توضيح دادم كه رفتار طبيعي او نه تنها كافي, بلكه پرقدرت‌ترين روشي است كه او مي‌تواند در هر سخنراني از آن استفاده كند. مدير كل متوجه شد, اينگونه بود كه او تبديل به يك سخنران جذاب و موفق شد.

ـ اگر فكر كنيد كه شنوندگان, اشخاصي مثل خود شما هستند, با احساس‌ ترس و هيجاني كه در هر سخنراني ممكن است بوجود بيايد, مي‌توانيد مقابله كنيد.

ـ ترس از رفتن روي صحنه (ترس بزرگ)‌ و راههاي مقابله با آن:

ـ اين ترس بر پايه اين باور است كه, يك سخنران بايد كامل و بدون نقص باشد و هر چه بيشتر به اين باور وابسته باشيد ترس و نگراني شما بيشتر و بيشتر مي‌شود, زيرا مي‌ترسيد كه از كمال پائين‌تر باشيد, پيش خود فكر مي‌كنيد, كلمات صحيح را پيدا نخواهيد كرد و شايد صحبت‌هاي من و حتي خود من بنظر حضار خنده‌دار باشد.

ـ بنابراين بزودي منظور از بودن در آنجا را فراموش مي‌كنيد ـ و اما چگونگي مقابله با اين ترس؛

ـ اولين كاري كه مي‌توانيد براي مقابله با ترس از روي صحنه بودن بكنيد, پذيرش آن است. با دانستن اينكه همه دچار اين ترس مي‌شوند به خود اجازه دهيد كه بطور موقت بترسيد, اين ترس خودبخود از بين خواهد رفت.

دائم به خود يادآور شويد كه هيچكس يك سخنران كامل و بي‌نقص نيست. پس با دانستن اين نكات, سخنراني خود را خراب نخواهيد كرد, فقط ممكن است كمي مضطرب باشيد. سعي كنيد با موضوع صحبت خود راحت باشيد.

مستقيماً روي پيام خود متمركز شويد و خود را به كلي فراموش كنيد. براي بعضي‌ها بهتر است كه چند نفس عميق بكشند و مشت‌هاي خود را خيلي محكم بفشارند و بعد وارد صحنه شوند. هيچكس متوجه اين كارها نمي‌شود, اما اين كارها به شما يك انرژي فوري مي‌دهند. وارد صحنه شدن شما را همه مي‌بينند.

مستقيماً به طرف محل ايستادن يا نشستن خود برويد و يادداشت‌هاي خود را در محل مناسب بگذاريد, چند لحظه كوتاه صبر كنيد تا تنفس شما عادي شود, بعد به مخاطبين خود نگاه كنيد. يك لحظه براي جلب توجه آنها صبر كنيد و همان موقع شروع به صحبت كنيد.

ـ شيوه اصلي جلب نظر شنوندگان:

لازم است زباني كه براي صحبت انتخاب مي‌كنيد: متناسب با جلسه باشد. اگر شما كارشناس يا متخصص در يك زمينه هستيد بايد خيلي مراقب باشيد كه به زباني صحبت نكنيد كه فقط ديگر متخصصان متوجه صحبت‌هاي شما بشوند. پس قدم اول اينست كه به خودتان گوش كنيد, از خود بپرسيد كه آيا اين كلمات براي شنوندگان, مناسب است يا خير؟ ـ اگر از كلمه‌اي تخصصي استفاده كرديد, فوراً توضيح دهيد.

ـ سرعت صحبت را تغيير دهيد, آرام‌تر و يا سريعتر صحبت كنيد تا توجه را به خود جلب كنيد. صداي خود را تغيير دهيد يعني بلندتر, آرام‌تر, متفكرتر, و يا سنگين‌تر بسازيد, همه اين كارها سخنراني شما را از حالت يكنواختي در مي‌آورد.

ـ بخش سؤال و جواب در جلسات:

ـ وقتي ما جلوي يك جمع مورد سؤال قرار مي‌گيريم, احتمالاً احساس تحت فشار بودن زياد است. اين بدان معناست كه همزمان با آماده شدن براي سخنراني بايد خود را براي مدت پرسش و پاسخ نيز آماده كنيم. همان تحقيقاتي كه براي آماده شدن براي سخنراني انجام داديد بايد براي اين كار نيز انجام شود ـ شنونده‌هاي شما چه كساني هستند, چه سؤالاتي را مي‌توانيد از آنها انتظار داشته باشيد, اما در اين جا بايد براي مخالفت نيز آماده شويد و مهم اين است كه سؤالات را به عنوان تيغ‌هاي برنده‌ در كنار خود نبينيد, بلكه آنها را فقط نقطه نظرات متفاوت ببينيد.

منبع : شاهرخ فرجامي


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۶:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۲

چگونه گفت و گو را شروع كنيم؟ 


چه ميزبان باشيد چه ميهمان، شرايط اجتماعي ايجاب مي كند با ديگران تعامل داشته باشيد. ناتواني شما در آغاز كردن يك گفت و گو مربوط مي شود به اعصاب، باور اين كه وجه اشتراكي با طرف مقابل نداريد و تمايل نداشتن براي شروع يك دوستي.
 
مجله موفقيت: چه ميزبان باشيد چه ميهمان، شرايط اجتماعي ايجاب مي كند با ديگران تعامل داشته باشيد. ناتواني شما در آغاز كردن يك گفت و گو مربوط مي شود به اعصاب، باور اين كه وجه اشتراكي با طرف مقابل نداريد و تمايل نداشتن براي شروع يك دوستي.
 

اگر مي خواهيد بر بي اشتياقي خود براي گفت و گو با افرادي كه قبلا هرگز با آنها حرف نزده ايد غلبه كنيد، به پيشنهادهاي زير نگاهي بيندازيد.


مراحل:

*با معرفي خودتان شروع كنيد. خيلي ساده است، فقط بايد نام خود را به طرف مقابلتان بگوييد، با او دست داده و لبخند بزنيد.

*از قدرت سخنوري خود غافل نشويد. گاهي احساس مي كنيد نمي توانيد با كسي گفت و گو كنيد و با خود فكر مي كنيد: نكند خسته كننده باشم! نكند به اندازه كافي خوب نباشم! نكند مزاحم باشم! نكند وقت او را هدر بدهم! و... همين نگراني ها باعث مي شود سر صحبت را باز نكنيد.

كمروبودن در گفت و گو با ديگران غيرعادي نيست اما اين كمرويي باعث مي شود در گفت و گو خيلي موثر نبوده و نتوانيد خوب صحبت كنيد. براي آن كه بتوانيم با ديگران ارتباط برقرار كنيم، بايد بر اين كمرويي غلبه كنيم.

*به خودتان اطمينان بدهيد كه شخص مقابل نمي خواهد درمورد شما قضاوت كند. حتي اگر هم بخواهد اين كار را بكند به خودتان بگوييد: «خوب كه چه؟!»

*براي رهايي از فكرهاي منفي و آغاز يك گفت و گو، راه هاي زيادي وجود دارد؛ اين يك هنر است كه مي توان آن را آموخت، اما به تمرين نياز دارد.

*رازهاي يك گفت و گوي خوب را بدانيد. رازي كه در يك گفت و گوي خوب نهفته است اين است: به غير از مواقعي كه لازم است طرف مقابل خود را به ادامه صحبت تشويق كنيد، كمتر صحبت كرده و بيشتر گوش دهيد. اين كار يك هنر است، اما براي اينكه چنين اتفاقي بيفتد، دو مرحله زير را دنبال كنيد؛ سخت نيست.

1 – يك نظر كلي درباره مكان يا موقعيت موجود بدهيد. به اطرافتان نگاه كنيد و ببينيد آيا چيزي هست كه به درد اشاره كردن بخورد. مثلا: «چه اتاق جالبي است!»، «چه مهمان نوازي فوق العاده اي!»، «من عاشق اين منظره هستم!» و...

2 – يك سوال باز بپرسيد و مجبورشان كنيد راجع به خود حرف بزنند.

*بياموزيد كه چطور يك سوال باز بپرسيد. بيشتر مردم دوست دارند درمورد خودشان حرف بزنند. شما به عنوان كسي كه باب صحبت را باز كرده است، بايد راهي براي آن بيابيد. يك سوال باز سوالي است كه جوابش مستلزم توضيح و بحث باشد و فقط با يك پاسخ كوتاه بله يا خير، كه معمولا پاسخ سوال هاي بسته است، تمام نشود. سوال هاي باز معمولا با چه كسي؟ كي؟ چه؟ چرا؟ كجا؟ و چگونه؟ شروع مي شوند.

پاسخ سوال هاي بسته شما را دوباره به جاي اول برمي گرداند؛ درحالي كه سوال هاي باز موتور گفت و گو را راه مي اندازند و باعث مي شوند طرف مقابل به حرف زدن ادامه دهد.

نمونه هاي سوال هاي بسته: «كتاب دوست داريد؟»، «دانشگاه رفته ايد؟»، «بهار، فصل مورد علاقه شماست؟»، «آيا اغلب به اين جا مي آييد؟» نمونه اي سوال هاي باز: «از چه كتاب هاي خوشتان مي آيد؟»، «در دانشگاه چه خوانده ايد؟»، «كدام يك از فصل ها را بيشتر دست داريد و چرا»، «الان مشغول چه كاري هستيد؟»

*سوال خود را به صورت باز مطرح كنيد تا بدين ترتيب گفت و گو ادامه يابد.

مثلا بگوييد: «كيف دستي ات خيلي زيباست، از كجا خريدي؟» اين سوال به مالك كيف اجازه مي دهد تا از روزي كه به خريد رفته و اتفاق هاي بامزه اي كه داشته تعريف كند. اما اگر سوال را طور ديگري مطرح مي كرديد، مثلا مي گفتيد: «از مدل كيفتان خوشم مي آيد» او هم پاسخ مي داد: «ممنون» و بعد هم اين گفت و گو تمام مي شد!

*به مواردي كه بايد در يك گفت و گوي كوتاه رعايت شوند، دقت كنيد.

همان طور كه مي توانيد از تكنيك سوال هاي باز و مكان ها استفاده كنيد، بايد حواستان به يك موضوع خوب راي گفت و گو نيز باشد. وقتي براي اولين بار كسي را مي بينيد،كوتاه و ساده بودن گفت و گو اهميت ويژه اي دارد. تا زماني كه يكديگر را بهتر بشناسيد، به يك گفت و گوي مختصر و كوتاه بسنده كنيد و بكوشيد شباهت هايي را كه بين شما وجود دارند، بيابيد.

گفت و گوي مختصر مي تواند در مورد خريد يك ماشين جديد، بازسازي منزل، كارهاي هنري فرزندان، برنامه براي تعطيلات، كتاب خوبي كه اخير خوانده ايد و... باشد.

گفت و گوي مختصر نمي تواند راجع به موضوع هاي سياسي، ديني، خلع سلاح هسته اي يا قضاوت درمورد هر كسي به خصوص ميزبان باشد.

اگرچه صحبت در مورد آب و هوا كليشه اي است، اما اگر چيز غيرطبيعي اي درمورد آب و هوا وجود داشته باشد، موضوع خيلي خوبي براي گفت و گو يافته ايد.

*از كلماتي استفاده كنيد كه به حواس لامسه مربوط مي شود.

اينها كلماتي هستند مثل «ديدن»، «تصور كردن»، «لمس كردن»، «گفتن» و... كه سبب مي شود طرف مقابلتان بتواند در طول گفت و گو حرف هاي شما را در ذهن خود به تصوير بكشد.

*هماهنگ باشيد.

به منظور ادامه گفت و گو، زماني كه طرف مقابل شروع به صحبت مي كند، حرف هاي او را دنبال كنيد. به دقت گوش بدهيد تا بتوانيد در طول صحبت هاي او واكنشي از خود نشان داده و احساسات او را درك كنيد.

*هرازگاهي اسم طرف مقابلتان را به زبان بياوريد. اين امر نه تنها به شما كمك مي كند او را از ياد نبريد بلكه نشاني از احترام و دوست داشتن متقابل نيز هست.

عكس العمل هايي نشان بدهيد كه آنها را به ادامه گفت و گو تشويق كند. حتما لازم نيست خيلي حرف بزنيد، مي توانيد سرتان را تكان بدهيد، يا بگوييد واي، يا آه بكشيد و... يا از عبارت هاي كوتاه تشويقي استفاده كنيد، مثل «اين طوري بود واقعا؟»، «خداي من»، «آن وقت شما چه گفتيد؟ چه كار كرديد؟»، «فوق العاده است!» و...

*از زبان بدن خود استفاده كنيد. درصورت موافق بودن سر خود را تكان بدهيد، هرازگاهي با او تماس چشمي برقرار كنيد، اما به چشمان او خيره نشويد. هرازگاهي دست خود را روي قلبتان بگذاريد و...

*فقط افكار مثبت را به ذهن خود راه بدهيد. به جاي آن كه در كمرويي خود غرق شده و در خودتان فرو برويد، سعي كنيد كنجكاوي نشان بدهيد. هر بار به شباهت ها يا اهداف مشتري كه بين شماست، دقت كنيد تا به ياد بياوريد كه ادامه اين دوستي ارزشش را دارد.

*بسيار لبخند بزنيد و هربار كه طرف مقابل چيز بامزه اي تعريف كرد، بخنديد.

به تغييرتي كه در چهره طرف مقابلتان به وجود مي آيد دقت كنيد؛ ببينيد آيا او اصلا به ادامه اين گفت و گو تمايلي دارد؟

*دقت كنيد كه آيا طرف مقابلتان در حضور شما معذب و ناراحت است يا خير. اگر متوجه شديد كه طرف مقابلتان تمايلي به ادامه گفت و گو و تبادل اطلاعات با شما ندارد، زياد اصرار نكنيد.

*درباره چيزهايي كه ترجيح مي دهند حرف نزنند، سوالي نپرسيد. براي مثال، بعضي ها دوست ندارند راجع به مسايل شخصي مثل وزن، مدرك تحصيلي و... حرفي بزنند. وقتي هنوز كسي را خوب نمي شناسيد تا حد امكان با ملاحظه رفتار كنيد.

*اگر ديديد طرف مقابلتان هنوز هم علاقه اي به گفت و گو با شما نشان نمي دهد، زياد از او سوال نپرسيد.

شما چند انتخاب داريد:

*نشان بدهيد از اين كه مي خواهد درباره خودتان حرف بزنيد خوشحاليد. فقط زياده روي نكنيد و به خاطر داشته باشيد بعد از آن كه از خودتان تعريف كرديد دوباره آنها را با سوال هاي خود به صحبت كردن تشويق كنيد.

*اگر دوست نداريد در مركز توجه گفت و گو باشيد، بحث را عوض كنيد؛ مثلا بگوييد: «خوب، من عاشق كتاب هاي هري پاترم، به خصوص آخرين جلدش؛ شما كدام يك از كتاب هاي هري پاتر را بيشتر دوست داريد؟»

*سوال را با يك سوال جواب بدهيد. براي مثال: «چطور توانستي آن قدر زود مجلس را ترك كني؟»، «خوب، خودت چطور اين كار را كردي؟». بيشتر مواقع طرف مقابل به قدري در پاسخ دادن به شما مصم است كه فراموش مي كند خودش اول اين سوال را پرسيده است!

*براي شروع يك گفت و گو، تمرين كنيد.

ممكن است در ابتدا كمي برايتان سخت باشد، اما با تمرين كردن آسان مي شود. هر وقت در شرايطي قرار گرفتيد كه مجبور بوديد با كسي گفت و گو كنيد، فكر كنيد قسمتي از تمرين تان است و هر بار كه اين كار مي كنيد، به پيشرفت تان دقت كنيد.

پيشنهادها:

*واضح صحبت كنيد. اگر زير لب و نامفهوم صحبت كنيد، ادامه گفت و گو خيلي سخت تر مي شود.

*علاقه خودتان را نسبت به گفت و گو نشان بدهيد.

*از مكث هايي كه به وجود مي آيند نترسيد، از آنها براي تغيير موضوع گفت و گو، دوباره انرژي دادن به بحث، يا حتي گرفتن يك نفس كوتاه، استفاده كنيد.

*تلويزيون ديدن، گوش دادن به برنامه هاي راديويي و يا خواندن زياد روزنامه، مجله و يا كتاب، به شما اطمينان مي دهد كه درباره اتفاق هاي كه در دنيا مي افتد، مي توانيد نظر بدهيد.

*هر چيزي را كه دوست داريد و فكر مي كنيد بامزه يا عجيب و غريب است، به خاطر بسپاريد. ممكن است جايي كه حتي فكرش را هم نمي كنيد به دردتان بخورد.

*اگر خجالتي هستيد، بهتر است ابتدا به يكي، دو موضوع كه راحت تر مي توانيد درباره شان صحبت كنيد، اشاره كنيد.

*مراقب رفتار شنونده باشيد. اگر به نظر مي رسيد علاقه مند است، ادامه بدهيد؛ اما اگر به ساعت زياد نگاه مي كرد و يا به دنبال راه فرار بود، بدانيد كه زياده روي كرده ايد.

*اگر تلفني صحبت مي كنيد، هر طور شده طرف مقابل را در اين گفت و گوي تلفني، فعال نگاه داريد. اگر نمي توانيد موضوع خوبي براي گفت و گو پيدا كنيد، از سوال هاي باز استفاده كنيد.

*نيمي از گفت و گو مربوط به زبان بدن مي شود و لزوما نبايد همه گفت و گو را صحبت كردن در بر بگيرد؛ سعي كنيد زبان بدن دوستانه تري داشته باشيد.

*هميشه تعريف و تمجيد بهترين راه شكستن يخ طرف مقابل و شروع يك گفت و گوست.

*معمولا افراد دوست دارند بشنوند: «واي خداي من چقدر شما شبيه به عموي من هستيد!» يا «احتمالا شما با... نسبتي داريد؟» و سپس يك گفت و گوي عالي، شروع مي شود. 


منبع: ويوان نيوز


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۶:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۱

چگونه صحبت كنيم تا به ما گوش دهند ؟

هنگامي كه شما ايده‌اي را به يك عده, عرضه مي‌كنيد, يا يك جلسه را اداره مي‌كنيد و يا با همكاري, دو به دو صحبت مي‌كنيد, آيا آنها به حرفهاي شما گوش مي‌دهند؟ ـ چگونه مي‌توانيد با تمركز روي علاقه شخصي شنونده, او را برانگيزيد تا به صحبت‌هاي شما توجه كرده و يا آنها را درك نمايد؟ در اين مطلب, كه خلاصه‌اي از كتاب «چگونه صحبت كنيم, تا به ما گوش دهند»، نويسنده آن يعني «خانم سونيا هلمن»،  روشهاي علمي را براي شناخت و درك هر شنونده‌اي را اعم از اينكه يك نفر يا بيشتر باشد با ارائه مثال‌هاي بخصوص به شما بيان مي‌كند.


الف) مكالمات يا جلسات دو نفره:
ـ در يك مكالمه دو نفره, قدم اول در ارتباط برقرار كردن, سلام و احوالپرسي و معرفي خودمان مي‌باشد ـ حال قدم بعدي, طرز ارتباط برقرار كردن در محيط كار است و نكته اصلي اين است كه چطور مي‌توانيم خود را علاقمند به گوش دادن بكنيم.

ـ يك لحظه تصور كنيد كه براي ارائه يك طرح مهم خود را آماده يك گفتگو مي‌كنيد:

چطور شروع به طرح‌ريزي مي‌كنيد, آيا اينطور نيست كه با كلمه من شروع مي‌كنيد, آيا با خود نمي‌گوييد من شروع مي‌كنم به گفتن فلان مطلب, بعد به آنها فلان چيز را مي‌گويم و ....

ـ واقعيت اين است كه اگر مي خواهيد ديگران را تشويق و ترغيب كنيد, اگر مي‌خواهيد آنها را مطلع سازيد يا تغييرشان دهيد, هر دوي شما, يعني هم فرستنده پيام و هم گيرنده آن بايد فعالانه درگير گفتگو شويد, در واقع ارتباط واقعي يعني يك گفتگوي فعالانه, وقتي شما مطلبي را مي‌گوييد, انتظار داريد كه شنوندگان واقعاً مجذوب و درگير صحبت‌هاي شما شوند, نكته مهمي كه بايد بدان توجه كنيد اين است كه گوش دادن اصولاً كار خيلي مشكلي است, بنابراين مستلزم يك تلاش متمركز است.

دريافت‌كنندگان صحبت‌هاي شما هميشه متمايل به گوش ندادن هستند وعلاقه دارند غرق افكار خود شوند و معمولاً هميشه اين سؤال را از خود مي‌پرسند كه چرا بايد گوش بدهم, بنابراين مشكل واقعي در صحبت كردن اينست كه:

«توجه شنوندگان را به خود جلب كرده و آنها را از افكار خودشان دور سازيد»

ـ اما اين كار را چگونه انجام دهيم؟ با درك و تمركز روي آنچه كه شنونده‌هاي شما آنرا مهم مي‌دانند, اين كار شدني است, اگر نتوانيد شنونده خود را به موضوع حساس كنيد, هيچوقت روي صحبت‌هاي شما متمركز نخواهند شد, براي سازگار كردن شنونده‌هاي خود بايد رفتارهايي را در خود تقويت كنيد كه احتمالاً در بدو كار بر خلاف رويه شخصي و عقايد پايه‌اي شما باشد.

ـ روش‌هاي انتقال پيام:
اكنون به روش‌هاي منتقل كردن پيام‌هاي خود به وسيله متقاعد كردن شنونده‌ها چه يك نفر و چه بيشتر شروع مي‌كنيم:

ابتدا ما بايد بدانيم يك عامل بزرگ وجود دارد كه پاسخ اين سؤال را تعيين مي‌كند كه چرا بايد گوش بدهم؟

اين عامل «علاقه به خود» است, علاقه به خود در مركز آنچه كه هر يك از ما را به حركت وا مي‌دارد, وجود دارد ـ به سؤالات زير توجه كنيد:

ـ چه چيزي توجه شما را در محيط‌ كار جلب مي‌كند؟ كدام برنامه را زودتر انجام مي‌دهيد؟ و ...

جواب اين سؤالات همه به دور همان عامل مي‌چرخد ـ يعني «علاقه به خود» ـ هنگاميكه با همكاران خود ارتباط برقرار مي‌كنيد استفاده از عامل «علاقه به خود» كار مشكلي نيست, چون شما تجارب مشترك زيادي داريد, مثلاً شما خصوصيات و اخلاق همكار يا رئيس خود را كاملاً مي‌شناسيد.

ـ اينها كليدهاي مهمي هستند جهت بوجود آوردن راهبردهايي براي كنار آمدن با مخاطبين, شما بايد حتي راهبردهاي ارتباطي خود را در محدوده يك نياز مشترك بين همه انسانها يعني «نياز به قدرت داشتن» طرح‌ريزي كنيد, چون, انسانها هنگاميكه احساس مي‌كنند قدرتي دارند, بهتر مي‌توانند ارتباط برقرار كنند.

ـ تصور كنيد, شما خواسته‌ايد با يك كارمند زيردست خود جلسه‌اي داشته باشيد. شما به راستي از موضع قدرت برخورداريد, اما اگر مي‌خواهيد يك مكالمه با نتيجه داشته باشيد و نه فقط يك برخورد يك طرفه, بايد قدرت را تا حدي توازن ببخشيد, مثلاً اگر كارمندي در غياب شما, خود تصميم به كار گرفته باشد كه نياز به اطلاع شما داشته است, شما به 2 طريق مي‌توانيد با او برخورد كنيد:

1. آقاي محترم, من بارها به شما گفته‌ام در اينجا من هستم كه تصميم‌ مي‌گيرم چه كاري انجام بگيرد و چه كاري انجام نگيرد.

2. من افتخار مي‌كنم كه در خدمت شما هستم, فقط خواهش مي‌كنم در اين كارها, حتي الامكان با دفتر من هماهنگ شود.

ـ همانطور كه مي‌بينيد, در مثال اول رئيس فقط درصدد به اثبات رساندن قدرتش است, ولي در مثال دوم رئيس ضمن دادن تذكرات لازم, سعي كرد كه بين خود و همكارش, ميزان قدرت به توازن برسد.

ـ شما مي‌توانيد در طول يك جلسه به كارمندان خود اجازه ابراز نظر مخالف دادن را بدهيد واو را مطمئن سازيد كه صادقانه اين اجازه را مي‌دهيد.

ـ از طرف ديگر نظر به اينكه با چه كسي صحبت مي‌كنيد, موضوع قدرت ابعاد ديگري بخود مي‌گيرد ـ در اينگونه موارد ميزان قدرتي كه خود اميدوار هستيد بتوانيد به كار بگيريد نه تنها بستگي به موضوع و شرايط دارد, بلكه به موقعيت و شخصيت افراد مقابل شما نيز بستگي دارد.

ـ انواع شخصيتهاي كاري:
3 شخصيت كاري پايه وجود دارد:

1. انجام دهنده‌ها               2. پيوند دهنده‌ها                3. تأثيرگذاران

1. انجام دهنده‌‌ها:
اين افراد خود برانگيخته و با هدف هستند كه به تشويق ديگران احتياج ندارند, افراد با اين نوع شخصيت فكر مي‌كنند كه مناسبترين فردي هستند كه مي‌توانند هدف و استانداردهاي لازم براي هر كاري را تعيين كنند.
شما به اين افراد مي‌توانيد چنين بگوئيد: «من متوجه هستم كه اين راه, راه درست انجام دادن اين كار است اما يك نكته ديگر هست كه ممكن است كمي به سرعت عمل ما كمك كند به نظر شما چطور است...»

دراين مورد شما به دليل قبول كردن راه و دستورالعمل انجام دهنده براي انجام پروژه به او قدرت داده‌ايد اما در عين حال از ديدگاه خود و احتياج خود نيز صحبت كرده‌ايد وتا حدي براي خود قدرت كسب كرده‌ايد.

2. پيوند دهنده‌ها:

بر خلاف اين يك رئيس پيوند‌دهنده در صورتي احساس قدرت مي‌كند كه مورد احتياج باشد. به اين شخص چنين مي‌توانيد بگوييد: «اين پروژه واقعاً ايده جالبي است. خيلي خوشحالم كه شما از من خواستيد در گروهتان شركت داشته باشم. ما داراي توانايي و تخصص در اين مورد هستيم و مطمئنم مي‌توانيم اين كار را انجام دهيم ...». بار ديگر بوسيله در نظر گرفتن احتياج پيونددهنده‌ها براي همكاري و كار گروهي, شما موضوعات را بر طبق احتياج خود برنامه‌ريزي كرده‌ايد.

3. تأثيرگذاران:

بالأخره يك رئيس تأثيرگذار كه به جربزه شخصي, اقتدار و كنترل عقيده دارد و به وسط صحنه بودن, عادت دارد ـ به او مي‌گوئيد «حالا كه شما اين گروه را انتخاب كرده و راه انداخته‌ايد, گروه ما با تلاش كار را انجام خواهند داد... ممكن است من هم در كارهاي اين قسمت سهيم كنيد, فكر مي‌كنم مي‌توانم كمك بزرگي باشم».

 با اين صحبت شما احتياج تأثيرگذار براي رهبري يك گروه موفق را شناخته‌ايد و همچنين قدرت او را براي انتصاب شما به آن پستي كه خود شما ترجيح مي‌دهيد مورد توجه قرار داده‌ايد. ـ هيچكدام از ما هميشه و در تمام موقعيت‌ها, فقط يك شخصيت كاري نداريم ـ اما با اين وجود اگر با دقت به شخصيت ذاتي همكاران خود بنگريم, قادر خواهيم بود كه با موفقيت بيشتر با آنها ارتباط برقرار نماييم.

ـ چگونگي موفقيت در ارتباط كاري:

ـ ديديم كه چگونه مي‌توانيم طرف مقابل را در يك برخورد كاري ارزيابي كنيم, حالا براي برداشتن قدم بعدي, براي موفقيت در ارتباط كاري, مطالبي را بيان مي‌كنيم:

ـ شروع مطالب جديد را با سؤالي آغاز كنيم: چگونه براي برخوردهاي كاري برنامه‌ريزي كنيم؟

بيشتر اوقات برنامه‌ريزي براي يك برخورد كاري, با تنش و فشار عصبي همراه است. در فكر اين هستيم كه چه بگوييم؟ و چطور شروع كنيم؟ ابتدا يك تعداد يادداشت مي‌نويسيم و بعد آنها را دور مي‌ريزيم و دوباره مي‌نويسيم.

 يك راه خيلي منظم و حساب‌شده‌ اينست كه شما بايد با برنامه پيش برويد و هميشه از قبل آماده باشيد. هنگاميكه شما در موقعيت يك برخورد كاري قرار مي‌گيريد بايد انعطاف‌پذير باشيد, بايد لحظه را دريابيد و بتوانيد از راههاي مختلف استفاده كنيد. اما بايد كار را قبل از انجام دادن با يك راهبرد مشخص شروع كنيد ـ موقعيت را بررسي كنيد و آنگاه براي انجام دادن آماده شويد.

جهت آماده شدن براي هر نوع برخوردي, همانطور كه گفته شد شما بايد نيازها و ويژگي‌هاي طرف مقابل را شناسايي كنيد, روش خوب اينست كه بنشينيد و سرِفرصت و با دقت به اين موضوع فكر كنيد ـ همه چيز را يادداشت كنيد, اين كار از اقدامات نسنجيده شما جلوگيري مي‌كند, همچنين شما را از توانمندي‌هايتان براي برخورد با اين موضوع آگاه مي‌سازد ـ مثالي كه به شما نشان خواهد داد با يك مشكل در محيط كار چگونه برخورد كنيد:

ـ اگر يكي از كارمندان شما, گزارش‌هايش را دير ارسال مي‌كند, و هدف شما اين باشد كه گزارش‌ها را به موقع دريافت كنيد و وي متوجه خطاي خود شود شما بايد به اهداف كارمند ياد شده توجه كنيد براي اين كار كافيست به سادگي خود را جاي او بگذاريد, اگر رئيس شما در يك جلسه به شما اعلام مي‌كرد كه گزارش‌هاي شما هميشه تأخير دارند, شما چه مي‌كرديد, احتمالاً شما اين موارد را در نظر گرفته‌ايد: حفظ موقعيت كار ـ پيشگيري از عصبانيت رئيس و سعي در به موقع تحويل دادن كارها.

اگر شما با كارمند خود خيلي جدي و قاطع صحبت كنيد و احتمالاً روي ميز مشت بكوبيد, كارمند تمركز خود را نسبت به صحبت‌ها و منظور شما از دست داده و بدون شك حالات دفاعي بخود مي‌گيرد و بهانه‌‌هاي مختلف مي‌آورد و در نتيجه اهداف هيچكس مورد توجه قرار نمي‌گيرد؛ بجاي اين كار اگر به وي بگوييد: «ببين آقاي عزيز, اگر مي‌بيني عقب مي‌ماني و نمي‌تواني گزارش‌ها را به موقع تحويل دهي, قبل از هر چيز, بيا و موضوع را با من در ميان بگذار, به اين ترتيب ما مي‌توانيم مشكل را با هم حل كنيم», حالا راه درست اين بود, شما با اين كار به 3 هدف در آن واحد مي‌رسيد:

1. كارمند را مطمئن كرديد كه وي قادر به انجام دادن كار است. 2. وضعيتي ايجاد كرديد كه گزارش‌ها دير نرسند. 3. سوم اينكه با ايجاد يك محيط راحت و صميمي كارمندتان را بر آن داشتيد كه حتماً اين كار را انجام دهد.

ـ تقسيم‌بندي روند جلسات دو نفره:

ـ روند جلسات دو نفره اعم از اينكه جلسه با رئيس, كارمند و يا يك غريبه باشد به 4 قسمت تقسيم مي‌شود:

1. شروع جلسه       2. تعريف موضوع جلسه       3. اداره كردن روند جلسه     4. پايان يا نتيجه جلسه

1. شروع جلسه:

ابتدا شروع جلسه را بررسي مي‌كنيم:

اولين لحظات از هر جلسه از اهميت خاصي برخوردار است, اين مرحله دستگرمي است يعني زماني كه فضا و محيطي را كه در‌ آن جلسه ادامه پيدا خواهد كرد, خلق مي‌كنيد, معمولاً اين بخش را باصحبت‌هاي معمولي و كوتاه شروع مي‌كنيد.

شايد بهترين راه براي فائق آوردن بر لحظات بلاتكليفي اول صحبت همين صحبت‌هاي معمولي باشد, اما چگونه؟ اگر جلسه در دفتر كار طرف صحبت شما باشد, مي‌توانيد به اطراف نگاه كنيد و آنگاه موضوعات مورد علاقه آن شخص را جهت شروع صحبت پيدا خواهيد كرد, فرض كنيد طرف كوهنورد است (بوسيله ديدن تصاوير كوهنوردي در اتاق و ...) در چنين حالتي مي‌توانيد در مورد كوه و كوهنوردي صحبت خود را شروع كنيد, اكنون شما يك امتياز بدست آورده‌ايد بوسيله اثبات اينكه شما دو نفر يك علاقه مشترك داريد.

ـ اگر جلسه در دفتر شما برگزار مي‌شود شما مي‌توانيد صحبت خود را در مورد هوا و پوشيدن لباس‌هاي مخصوص فصل و ... شروع كنيد.

ـ جاي نشستن نيز در جلسات مهم است. نقاطي در يك اتاق وجود دارد كه احساس‌‌هاي جداگانه‌اي را به افراد مي‌دهد مثل پشت ميز و يا جلوي ميز نشستن, شما بايد سعي كنيد موقعيت ضعيف جلوي ميز نشستن را براي خود بوجود نياوريد, همچنين نقاطي در اتاق وجود دارد كه در آنها قدرت مساوي پيدا مي‌كنيد, مثل كنار ميز و در كنار كسي كه پشت ميز نشسته, اما بهترين نقطه براي نشستن يك نقطه بيطرف است.

2. تعريف موضوع جلسه:

ـ اكنون قسمت دوم برخورد كاري دو نفر يعني تعريف موضوع جلسه را توضيح مي‌دهم:

ـ نكته مهم اين جاست كه اگر مي‌خواهيد طرف مقابل شما, مطالب شما را خوب درك كند بايد يك نظم منطقي را دنبال كنيد. بهترين راه براي توضيح روند موضوع جلسه, نشان دادن اخبار تلويزيون است, كه چگونه اين كار را انجام مي‌دهند. كاركنان تلويزيون معمولاً اخبار را در 3 قسمت مي‌نويسند:

الف) دورنما يا خلاصه خبر              ب) نماي متوسط يا توضيح خبر        ج) نماي نزديك يا تفسيرخبر

ـ خلاصه خبر يا دورنما, نماي آشنايي با موضوع است. گوينده در اينجا به نكات مهم اشاره مي‌كند. مثل اينكه يك گُل كامل را به ما نشان دهد.

ـ مرحله بعدي, نماي متوسط است, اين حالت, بيننده تلويزيون را بيشتر متوجه مي‌كند ـ اين مرحله تعدادي از گلبرگها را در اختيار دارد.

ـ بعد, نماي نزديك است, اين قلب اتفاق است, يعني تك تك گلبرگها با تمام جزئيات. اين چيزي است كه ما بايد بدان توجه داشته باشيم و در نظر بگيريم.

3. اداره كردن روند جلسه:

ـ نكاتي به عنوان راهنمايي براي تقويت توضيحات شما, هنگام صحبت و يا سخنراني؛

شما بايد موضوعي را كه مورد توجه يا اهميت طرف مقابل است را مطرح كنيد, ضمناً بايد توجه كنيد كه سعي در توضيح موضوعي معمولاً با گفتار صرف, كار بسيار مشكلي است. شما مي‌توانيد ايده‌هاي خود را هر موقع كه لازم باشد به صورت تصوير نشان دهيد, مثلاً: روي يك تكه كاغذ با رسم نمودار برنامه خود را نشان دهيد يا با اقدامي جالب, از اشياء روي ميز مثل خط كش, جا سوزني, فنجان به عنوان نماد استفاده كنيد.

همانطور كه برنامه و نقش خود را با اين نمادها مي‌سازيد, راجع به هر قدم و مرحله توضيح دهيد كه براي چيست.

ـ يك نظر ديگر اينست كه ارائه طرح خود را با يك معماي كوچك شروع كنيد, اين طرز برخورد, طرف مقابل شما را درگير مي‌كند و اين حُسن را نيز دارد كه برخورد شما تهاجمي به نظر نيايد.

ـ ممكن است هنگام توضيح دادن يك موضوع, با نظريات مخالف و ناگهاني مواجه شويم, شما بايد براي اداره كردن موقعيت در اين موقع خود را كاملاً آماده سازيد, در چنين مواقعي شما بايد ضمن يك برخورد خوب در صدد متقاعد كردن طرف مقابل برآئيد و راجع به گفته‌هاي وي اظهار نظر كنيد.

ـ نه تنها شما مي‌توانيد كليدها و نكته‌هايي از آنچه طرف مقابل مي‌گويد برداشت كنيد بلكه از حركات بدن او نيز خيلي ديدگاهها روشن مي‌شود, مثلاً مي‌توانيد بدانيد آيا شنونده شما سراپا گوش است و شما مي‌توانيد به صحبت و ارائه مطلب خود به همان روش ادامه دهيد و يا به شما علامت مي‌دهد كه فوراً حالت صحبتتان را عوض كنيد.

ـ مشكلترين موقعيت در هر جلسه و آنچه از همه بيشتر اتفاق مي‌افتد, عصبانيت و تلاش براي كنترل كردن آن است، عصبانيت مي‌تواند به آساني ايجاد شود, هنگاميكه طرف مقابل از قبول نظريه ما كه فكر مي‌كنيم بهترين نظريه است, سرباز مي‌زند ما عصباني خواهيم شد, اين طبيعي است, اما شما چطور با عصبانيت خود و طرف مقابل برخورد مي‌كنيد؟

ـ بهترين كار اعتراف به عصبانيت است, اگر عصباني هستيد مي‌توانيد از كلماتي اينچنين استفاده كنيد: (اين واقعاً من را ناراحت مي‌كند چون ...)

ـ از طرف ديگر, اگر طرف مقابل نمي‌تواند به عصبانيت خود اعتراف كند ولي شما آن را مي‌بينيد, در آن صورت مي‌گوييد: «مي‌بينم كه ناراحتي, مي‌تواني به من بگويي چه چيزي اينجا ناراحتت مي‌كند؟»

ـ اين كلمات ساده به همه كمي اجازه مي‌دهد كه با عصبانيت روبرو شوند, آن را به طريقي خالي كنند و آرام گيرند و بعد مكالمه را به جهت سازنده‌اي پيش برد.

4. پايان يا نتيجه جلسه:

ـ تا اينجا راجع به 3 قسمت برخورد دو نفره صحبت شد. حالا به قسمت آخر اين بحث مي‌پردازيم:

ـ اگر جلسه مال شما بود با روش حساب شده آن را تمام كنيد. يكي يكي همه موارد مطرح شده را از بالاي فهرست خود بررسي كنيد و هرآنچه را كه تصميم گرفته شد يا قرار است تصميم‌گرفته شود مرور كنيد. در قسمت آخر جلسه, مطمئن شويد كه همه صحبت‌هاي خود را كرده‌ايد, بدون توجه موافقت نكنيد, بعضي اوقات اين بهترين موقع براي مطرح كردن و يا حتي برنده شدن يك فكر نهايي است.

جداي از هر نقشي كه در اين جلسه ايفا كرده‌ايد, جملات آخر شما خيلي مهم است, اگر جلسه شما را ناراحت كرده و يا حتي از شما انتقادي شده, ولي سعي كنيد جلسه را با يك حس مثبت و با انرژي و خوش بيني خاتمه دهيد, يا اگر جلسه مربوط به يك فكر جديد, يا روند جديدكار است, خوشبيني خود را از اين فكر جديد, ابراز نمائيد.

ـ فقط جملات آخر و بستن جلسه را فراموش نكنيد, اين كار از تلفن‌هاي بعدي و احياناً جلسات بعدي, جلوگيري خواهد كرد. بستن جلسه بايد با حرف آخر باشد.

ب)جلسات يا سخنراني براي گروه بيشتر از دو نفر:
هنگاميكه نوبت جلسات يا سخنراني‌هاي رسمي‌تر مي‌رسد, آن صحبت‌هايي كه در مقابل گروهي بزرگ يا شنونده‌ها بايد مطرح كنيد, تفاوت‌هايي با جلسات دو نفره خواهد داشت, اكنون شما مي‌بايست به گروه بزرگتري از شنونده‌‌ها فكر كنيد.

ـ در اين قسمت از راز شنونده‌ها پرده برداري مي‌كنيم:

هر گروه بيننده يا شنونده با مجموعه‌اي از خصوصيات طبيعي به محل تجمّع وارد مي‌شوند كه اطلاع از اين خصوصيات, راه ما را براي درك اينكه چه بايد بكنيم تا جمعيت را در آنچه براي گفتن داريم درگير كنيم, باز مي‌شود ـ بيائيد خود را جاي اين گروه بگذاريد؛

اول اينكه: به عنوان عضوي از گروه شنوندگان طبيعتاً به اين موقعيت عادت نداريم و حتي ممكن است ما با سخنران احساس رقابت بكنيم,‌در اينجا ما شنونده نيستيم, بلكه داور هستيم, اين قضاوت, كار را براي سخنران مشكلتر مي‌كند.

ثانياً: بيشتر جلسات و سخنراني‌ها, مربوط به ارائه يك كار جديد يا يك طرح جديد, بدليل طبيعت اين كار, سخنران را به عنوان يك قهرمان معرفي مي‌كند, اينطور به نظر مي‌رسد كه او كسي است كه مي‌خواهد ما يعني جمعيت شنونده را وادار به توافق با صحبت‌هايش بكند. بنابراين ما هم خود را بطور طبيعي تحت نفوذ احساس مي‌كنيم كه اين كار جلوي ما را براي داشتن يك فكر باز مي‌گيرد و نتيجه معمول احساس تحت نفوذ بودن هم, مقاومت است.

ثالثاً: علاوه بر اين عكس‌العمل‌هاي احساسي, سخنران بايد به مثال عيني و فيزيكي هم توجه كند, سخنران بايد در نظر داشته باشد كه شنونده‌هاي او تحت نفوذ عوامل ديگري نيز هستند. مثلاً: دماي هوا, وضعيت صندلي‌ها و ... يا اينكه شما هرگز در موقع نهار نمي‌توانيد توجه آنها را بخود جلب كنيد ـ هر چيزي مي‌تواند روي گوش دادن و ميزان توجه جمعيت شنونده, تأثير بگذارد.

ـ مواردي درباره نحوة آمادگي براي سخنراني:
ـ 3 امر مسلم پايه‌اي وجود دارد كه شما, در مورد نحوة آمادگي براي ارائه نظريات يا صحبت‌هايتان, بايد به آن توجه كنيد:

اول: شناسايي شنوندگان, دوم: تصميم‌گيري راجع به نقش شما در برابر آنها, سوم: طراحي سخنراني

اول: شناسايي شنوندگان :
ـ اولين كار شما يعني شناسايي جمعيت در واقع, احتياج به همان فنوني دارد كه شما در برخورد دو به دو به آن احتياج دارد, فقط اينجا شما بايد پيام خود را بر اساس اهداف, احتياجات و توقعات گروهي از مردم شكل دهيد ـ اين كار مستلزم سعي بيشتري است, اما تنها راهي است كه بوسيله آن شما مي‌توانيد روي روش و نوع برخورد خود براي جلب و درگير شدن شنونده‌ها تصميم‌گيري كنيد ـ راجع به اين گروه بزرگ چه چيزي را لازم است پيدا كنيد:

اولاً : شما بايد متوسط سن و جنسيت آنها را بدانيد ـ شما همچنين بايد سطح تحصيلي و حرفه‌اي شنوندگان خود را بدانيد, آيا مردم عادي هستند, آيا بيشتر آنها تحصيلات عادي دارند؟

پاسخ همه اين سؤالات روي انتخاب لغات, تصاوير و همه مطالب ديگر تأثير مي‌گذارد, اگر شما با گروه شنونده‌هاي خود آشنايي قبلي داريد, احتمالاً پاسخ بيشتر اين سؤالات را داريد, اما حتي اينجا شما بايد چند سؤال اساسي ديگر را از خودتان بپرسيد.

 مثلاً: آيا شنونده‌هاي شما, شخص شما را مي‌شناسند؟ ـ آيا رابطه شما با آنها رسمي است؟ ـ موقعيت كاري شما روي آنها چه اثري دارد؟ ـ آيا شما را از خود برتر مي‌بينند؟ ـ آيا آنها پيش از وقت, شرطي شده و به هر آنچه مي‌گوييد, توجهي نمي‌كنند؟

جواب اين سؤالات به شما كمك خواهد كرد كه در مورد برخورد خود تصميم‌گيري كنيد كه فقط اعتماد اين جمع را بخود جلب كنيد, قبل از اينكه حتي شروع به گفتن مطالب خود كرده باشيد, چقدر رسمي و يا غير رسمي بايد باشيد و در چه قسمت‌هايي از صحبت بايد با جزئيات وارد شده و روي چه مسأله‌اي بيشتر متمركز شويد ـ هنگاميكه شنونده‌هاي خود را شناسايي كرديد, آماده دومين كار هستيد, يعني:

دوم: انتخاب نقش خود:
اگر قرار است اطلاعاتي به آنها بدهيد, شما نقش يك راهنما را براي آنان خواهيد داشت ـ شما نبايد طوري برخورد كنيد كه در آنها احساس همدلي ايجاد نشود بلكه بايد به آنها اين اطمينان را بدهيد كه براي تقسيم كردن دانسته‌هاي خود با آنان آنجا هستيد ـ مثلاً از كاركنان خود مي‌خواهيد كه مقداري بيشتر كار كنند, شما نمي‌توانيد به يكباره شروع كنيد و بگوئيد كه بخاطر منافع اداره, بايد اين كار را انجام دهيد, در چنين حالتي آنها از جلسه دور خواهند شد, در عوض بايد نقش رهبر را بازي كنيد و نشان دهيد كه چطور وقف اين كار هستيد و آنها را متقاعد سازيد كه راه شما را دنبال كنند.

ـ در بعضي اوقات, لازم است كه شما اطلاعاتي منفي را به شنونده‌هاي خود منتقل كنيد, مثلاً: اوضاع اداره عالي نيست يا مشكلات پيش بيني نشده‌اي پيدا شده‌اند.

ـ اگر خبر بدي داريد, در ابتداي صحبت خود آنرا مطرح كنيد اما آنرا با زباني غيررسمي و با سرعت بيان كنيد و بعد وارد يك فضاي سازنده و خوش‌بين شويد

سوم: طراحي سخنراني:
ـ تا اينجا شما شنونده‌هاي خود را شناسايي كرده‌ايد و راجع به نقش خود نيز تصميم گرفتيد, حالا آماده هستيد كه متن صحبت خود را طراحي كنيد, اول مي‌خواهيد صحبت خود را قسمت‌بندي كنيد, اما تجربه نشان داده است كه موفق‌ترين شكل ارائه مطلب اين است كه:

ـ مطالبتان را اول با مقدمه كوتاه شروع كنيد, شما صحبت را با يك جمله كه مغز كلام شما را بيان مي‌كند شروع كنيد, هنوز وقت جزئيات نرسيده است, بعد موضوع انگيزش مطرح مي‌شود, به شنونده‌ها مي‌گوئيد كه چرا گوش بدهند, و چه نتيجه‌اي براي آنان خواهد داشت.

ـ پس از اين به شنونده‌هاي خود يك توضيح كوتاه راجع به نحوة ارائه مطالبتان مي‌دهيد, شنونده‌ها احتياج دارند كه نظم و تقسيم‌بندي موضوع صحبت‌هاي شما را بدانند, پس شما بايد به آنها اجازه دهيد كه تقسيم‌بندي‌ و عناويني را كه شما از قبل آماده كرده‌ايد, ببينند, اين محركي است كه باعث مي‌شود آنها تا آخر با شما بمانند.

حالا موقع آنست كه به قلب صحبت خود برسيد, اكنون شما, شنونده‌ها را قدم به قدم به نكته اصلي رسانده‌ايد, آنها مي‌توانند به وضوح برنامه شما را تجسم كنند.

 وقتي شما جزئيات را توضيح مي‌دهيد احتياج به مثالهايي هم داريد كه به فهم نظريات شما كمك كنند, وقتي در قلب صحبت خود هستيد, در موقعيت‌هاي مناسب, بعضي مطالب را بازتر بيان كنيد, دراين هنگام به شنونده‌اي كه ديرتر مطالب را درك مي‌كند فرصت بدهيد كه به بقيه برسد و خود شما هم فرصتي داريد كه توجه كساني را كه دست از گوش دادن كشيده‌اند, دوباره بخود جلب كنيد.

 زمانيكه به آخر و نتيجه‌گيري صحبت‌هاي خود مي‌رسيد, هيچگاه طولاني‌تر از آنچه لازم است صحبت نكنيد, خيلي خلاصه همه نكات را جمع‌بندي كنيد و به هم ربط دهيد.

ـ چند فن خاص براي نحوه ارائه صحبت‌هاي بيادماندني:
ـ يكي از بزرگترين عوامل براي گرفتن پاسخ موافق به سؤال چرا بايد گوش بدهم, مستقيماً به ديدگاه و شنونده‌ها نسبت به شما بستگي دارد, در واقع اين در همه موارد برخورد كاري صادق است, چه بحث با يك همكار يا ارائه يك گزارش در يك جلسه گروهي. بيننده‌ها و شنونده‌ها, كوچك يا بزرگ.

 بطور غريزي, هنگامي كه مخاطب قرار مي‌گيرند, كسل مي‌شوند. براي مثال زماني كه كسي با ما شروع به صحبت مي‌كند, ما تقريباً هميشه از خود سؤال مي‌كنيم كه اين فرد چه نيتي دارد؟

ـ توانمندي شخصي بخصوص سخنران ما را مجذوب كرده و وا مي‌دارد تا گوش بدهيم, اگر سخنران جذاب و صادق باشد به او گوش مي‌دهيم ـ چرا؟

خيلي ساده است, به اين دليل كه برخورد, برخوردي تازه است. بيشتر سخنرانها با يك حالت خيلي جدي و جداي از جمعيت, رفتار مي‌كنند, وقتي ما يك لحن گرم‌تر و راحت‌تر را مي‌شنويم, بي‌اختيار جلب مي‌شويم.

 از طرف ديگر اگر سخنران از خودراضي و يا خسته كننده باشد ما احساس ناراحتي مي‌كنيم و ممكن است به سختي به صحبت‌هاي او گوش فرا دهيم, بدتر از اين, يك سخنران كه خيلي مبهم و يا پيچيده صحبت مي‌كند, بقدري در ما فشار عصبي ايجاد مي كند كه براي دفاع از خود هيچ راهي جز گوش نكردن نداريم.

ـ مهمترين چيزي كه بايد بدانيد اين است كه اولين اطلاعاتي كه شنونده مي‌خواهد داشته باشد اين مي‌باشد كه شما چه كسي هستيد.

ـ سعي در پيدا كردن ارتباط موفق با شنونده, راه مشكلي به نظر مي‌رسد اما بايد بدانيدكه همه ما بطور غريزي اين كار را انجام مي‌دهيم.

 وقتي در جايي به كسي معرفي مي‌شويد, چكار مي‌كنيد؟ ـ مگر نه اينكه لبخند مي‌زنيد, اين مقدمه برقراري رابطه است, يا شايد يك طنز تعريف مي‌كنيد ـ همين روش را در برخوردهاي كاري و سخنراني‌ها هم مي‌توانيد انجام بدهيد.

ـ بهترين برخورد يك برخورد صميمي است. البته شما مي‌خواهيد با شنونده‌هاي خود, با روشي كه شما راحت هستيد صحبت كنيد, بنابراين بايد مقدمه‌اي كه براي شما مناسب است پيدا كنيد.

 مثل: يادآوري يك تجربه مشترك, طنز و ... ـ اين طرز برخورد, شنونده‌ها را به شما نزديك‌تر مي‌كند, در ادامه صحبت, سعي كنيد تا آنجايي كه مي‌توانيد, صحبت خود را انساني كنيد, چون انسانها با مباحث انساني كه خود را به آن مرتبط مي‌دانند, بيشتر رابطه برقرار مي‌كنند, حتماً مي‌پرسيد چطور مي‌شود مثلاً يك گزارش مالي و يا يك نمودار را انساني كرد؟ شما بايد به تجربه بدانيد كه هر قدر اطلاعات عيني و خشك باشد, با كمي خلاقيت مي‌توان آن را انساني كرد.

 مثلاً: شما مي‌توانيد راجع به كوشش‌هاي خلاق افرادي كه نمودارها را رسم نموده‌اند, توضيح دهيد تا شنوندگان يا بيننده‌ها بتوانند تجربيات خود را با اشخاص پشت صحنه اين كار ارتباط دهند.

ـ چيز ديگري كه بايد در هر نوع صحبت به خاطر داشت, اينست كه شما نمي‌توانيد با وانمود كردن به چيزي كه نيستيد به جايي برسيد.

 يكبار من را براي مشاوره دادن با يك مدير عامل كه در ارتباطات خيلي ضعيف بود, خواستند, من خيلي متعجب شدم كه اين فرد چه نيازي به مشاور ارتباطات دارد, چون او رفتاري راحت و صميمي داشت. او وقتي از او خواستم تا يك سخنراني را براي من بازگو كند, ديدم كه روبروي من يك دست كت و شلوار خالي با صداي خشك و يكنواخت, سخنراني مي‌كند ـ چطور اين شخصيت دوگانه اتفاق افتاده بود؟ ـ بدون شك اين مدير كل سعي مي‌كرد, رفتاري را داشته باشد كه از هر مدير كلي انتظار مي‌رود, او باور داشت كه اين تنها راهيست كه مي‌تواند جلب احترام كند.

اولين كاري كه من كردم اين بود كه به او توصيه كردم آرامش پيدا كند و خودش باشد. به او توضيح دادم كه رفتار طبيعي او نه تنها كافي, بلكه پرقدرت‌ترين روشي است كه او مي‌تواند در هر سخنراني از آن استفاده كند. مدير كل متوجه شد, اينگونه بود كه او تبديل به يك سخنران جذاب و موفق شد.

ـ اگر فكر كنيد كه شنوندگان, اشخاصي مثل خود شما هستند, با احساس‌ ترس و هيجاني كه در هر سخنراني ممكن است بوجود بيايد, مي‌توانيد مقابله كنيد.

ـ ترس از رفتن روي صحنه (ترس بزرگ)‌ و راههاي مقابله با آن:
ـ اين ترس بر پايه اين باور است كه, يك سخنران بايد كامل و بدون نقص باشد و هر چه بيشتر به اين باور وابسته باشيد ترس و نگراني شما بيشتر و بيشتر مي‌شود, زيرا مي‌ترسيد كه از كمال پائين‌تر باشيد, پيش خود فكر مي‌كنيد, كلمات صحيح را پيدا نخواهيد كرد و شايد صحبت‌هاي من و حتي خود من بنظر حضار خنده‌دار باشد.

ـ بنابراين بزودي منظور از بودن در آنجا را فراموش مي‌كنيد ـ و اما چگونگي مقابله با اين ترس؛

ـ اولين كاري كه مي‌توانيد براي مقابله با ترس از روي صحنه بودن بكنيد, پذيرش آن است. با دانستن اينكه همه دچار اين ترس مي‌شوند به خود اجازه دهيد كه بطور موقت بترسيد, اين ترس خودبخود از بين خواهد رفت.

 دائم به خود يادآور شويد كه هيچكس يك سخنران كامل و بي‌نقص نيست. پس با دانستن اين نكات, سخنراني خود را خراب نخواهيد كرد, فقط ممكن است كمي مضطرب باشيد. سعي كنيد با موضوع صحبت خود راحت باشيد.

 مستقيماً روي پيام خود متمركز شويد و خود را به كلي فراموش كنيد. براي بعضي‌ها بهتر است كه چند نفس عميق بكشند و مشت‌هاي خود را خيلي محكم بفشارند و بعد وارد صحنه شوند. هيچكس متوجه اين كارها نمي‌شود, اما اين كارها به شما يك انرژي فوري مي‌دهند. وارد صحنه شدن شما را همه مي‌بينند.

 مستقيماً به طرف محل ايستادن يا نشستن خود برويد و يادداشت‌هاي خود را در محل مناسب بگذاريد, چند لحظه كوتاه صبر كنيد تا تنفس شما عادي شود, بعد به مخاطبين خود نگاه كنيد. يك لحظه براي جلب توجه آنها صبر كنيد و همان موقع شروع به صحبت كنيد.

ـ شيوه اصلي جلب نظر شنوندگان:
لازم است زباني كه براي صحبت انتخاب مي‌كنيد: متناسب با جلسه باشد. اگر شما كارشناس يا متخصص در يك زمينه هستيد بايد خيلي مراقب باشيد كه به زباني صحبت نكنيد كه فقط ديگر متخصصان متوجه صحبت‌هاي شما بشوند. پس قدم اول اينست كه به خودتان گوش كنيد, از خود بپرسيد كه آيا اين كلمات براي شنوندگان, مناسب است يا خير؟ ـ اگر از كلمه‌اي تخصصي استفاده كرديد, فوراً توضيح دهيد.

ـ سرعت صحبت را تغيير دهيد, آرام‌تر و يا سريعتر صحبت كنيد تا توجه را به خود جلب كنيد. صداي خود را تغيير دهيد يعني بلندتر, آرام‌تر, متفكرتر, و يا سنگين‌تر بسازيد, همه اين كارها سخنراني شما را از حالت يكنواختي در مي‌آورد.

ـ بخش سؤال و جواب در جلسات:
ـ وقتي ما جلوي يك جمع مورد سؤال قرار مي‌گيريم, احتمالاً احساس تحت فشار بودن زياد است. اين بدان معناست كه همزمان با آماده شدن براي سخنراني بايد خود را براي مدت پرسش و پاسخ نيز آماده كنيم. همان تحقيقاتي كه براي آماده شدن براي سخنراني انجام داديد بايد براي اين كار نيز انجام شود ـ شنونده‌هاي شما چه كساني هستند, چه سؤالاتي را مي‌توانيد از آنها انتظار داشته باشيد, اما در اين جا بايد براي مخالفت نيز آماده شويد و مهم اين است كه سؤالات را به عنوان تيغ‌هاي برنده‌ در كنار خود نبينيد, بلكه آنها را فقط نقطه نظرات متفاوت ببينيد.

ـ شما بايد بدانيد كه موضوع مورد بحث, مربوط به سخنراني شماست كه برآن تسلط داريد, يكي از راهها اين است كه شما مي‌توانيد سؤالات را با سؤال جواب دهيد.

با اين كار مي‌توانيد مسير سؤال را تغيير دهيد. با دانستن اين نكات, متوجه مي‌شويد كه چقدر قدرت براي جواب به سؤالات داريد و تا زمانيكه روي صحنه هستيد, همچنان قدرت در دست شماست.

و حالا من با اين سؤال روبرو هستم: چطور صحبت خود را به پايان برسانم. بايد جملات و كلماتي ارائه دهيد كه به عنوان عصاره سخنراني‌تان باشد.

ـ متشكرم كه به من گوش كرديد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-41.aspx

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۶:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]
 

مديريت كلاس درس يكي از بزرگترين ترس هاي معلمين تازه كار است. اما مديريت كلاس مهارتي است كه نه تنها اكتسابي و يادگرفتني است بلكه بايد هر روز تمرين شود. در زير ۱۰ نكته درمورد مديريت موفق كلاس درس عنوان مي كنيم. اين نكات مي تواند به شما براي برقراري نظم در كلاس كمك زيادي كند.
 
۱. گذشت زمان همه چيز را راحت تر مي كند.

خيلي از معلم ها مرتكب اين اشتباه مي شوند كه سال تحصيلي را با نظم و مديريت ضعيف آغاز مي كنند. دانش آموزان خيلي سريع موقعيت در هر كلاس را ارزيابي مي كنند و مي فهمند كه در هر كلاس تا چه حد مي توانند پيش بروند. وقتي اول كار اجازه بدهيد كه در كارتان اخلال ايجاد كنند ديگر به كار بردن تكنيك هاي مديريتي دشوار خواهد شد. اما با جلو رفتن سال تحصيلي همه چيز آسانتر مي گردد. فقط اين جمله يادتان باشد كه، “تا رسيدن عيد لبخند نزنيد.”
 
۲. عدالت رمز كار است.

دانش آموزان خيلي خوب مي فهمند كه چه چيز عادلانه است و چه چيز نيست. اگر دوست داريد شاگردانتان به شما احترام بگذارند بايد با آنها با عدالت و انصاف رفتار كنيد. اگر با همه شاگردان با مساوات رفتار نكنيد، شاگردانتان ديگر از شما دستور نخواهند گرفت. پس اگر بهترين شاگرد كلاستان هم كار اشتباهي انجام داد حتماً تنبيهش كنيد.
 
۳. تا حد امكان با اخلال ها  يا ايجاد كمترين وقفه در كلاس برخورد كنيد.

وقتي در كلاس اخلال ايجاد مي شود خيلي مهم است كه با ايجاد كوچكترين وقفه در روند كلاس، فوري با آنها برخورد كنيد. اگر شاگردان با هم حرف مي زنند و شما مشغول درس دادن هستيد از يكي از آنها يك سوال كنيد تا حواس همه بچه ها جمع شود. اگر براي برخورد با اين اخلال ها روند كلاس را متوقف كنيد دقيقاً شاگرداني كه اين اخلال را ايجاد مي كنند را به آرزويشان رسانده ايد: يعني گذشتن وقت كلاس به بطالت.
 
۴. در حضور شاگردان از مواجهه دوري كنيد.

وقتي مواجهه اي در كلاس ايجاد مي شود هميشه يك برنده و يك بازنده وجود دارد. شما بعنوان معلم بايد نظم كلاس را حفظ كنيد. اما خيلي بهتر است كه به طور خصوصي اينكار را انجام دهيد تا اينكه آبروي شاگردي را در حضور دوستانش ببريد. اصلاً كار درستي نيست كه از مسائل انظباطي در حضور بچه ها نمونه اي بسازيد براي درس عبرت. بااينكه با اين روش ممكن است بچه ها درس عبرت بگيرند اما تا آخر سال حتي ديگر يك كلمه هم نخواهيد توانست به آن شاگرد آموزش دهيد.
 
۵. اخلال ها را با كمي شوخ طبعي متوقف كنيد.

گاهي اوقات بهترين چيز اين است كه همه سر كلاس حسابي بخندند تا همه چيز به روال سابق برگردد. اما خيلي وقت ها معلم ها شوخ طبعي را با ريشخند اشتباه مي گيرند. بااينكه شوخ طبعي مي تواند خيلي زود موقعيت را مرتب كند اما ريشخند رابطه شما با شاگردانتان را خراب مي كند. خوب قضاوت كنيد اما متوجه باشيد كه چيزي كه براي يكنفر خنده دارد است ممكن است براي ديگري آزار دهنده باشد.
 
۶. انتظارتان از كلاس بالا باشد.

انتظارتان از شاگردان ادب باشد نه اخلال. اين مسئله را با طريقه حرف زدنتان در كلاس به آنها نشان دهيد. در همان ابتداي كلاس انتظاراتتان را به بچه ها بگوييد مثلاً بگوييد، “طي اين جلسه گروهي انتظارم اين است كه موقع حرف زدن اول دستتان را بالا برده و اجازه بگيريد، به همديگر احترام بگذاريد و به حرفهايي كه دوستانتان مي زنند هم خوب گوش كنيد.”
 
۷. برنامه بيشتر داشته باشيد.

وقت آزاد چيزي است كه همه معلم ها بايد از آن خودداري كنند. وقتي به بچه ها وقت اضافي بدهيد كه با هم حرف بزنند، سابقه آموزشي خود را زير سوال مي بريد. براي خودداري از بروز اين مسئله برنامه بيشتر بريزيد. وقتي كار زيادي براي انجام دادن داشته باشيد، آموزش ها تمام نخواهد شد و وقت اضافي هم پيش خواهد آمد.
 
۸.  ثابت قدم باشيد.

يكي از بدترين چيزهايي كه بعنوان يك معلم مي توانيد انجام دهيد اين است كه در اجراي قوانينتان ثبات قدم نداشته باشيد. اگر روزي بدرفتاري ها را ناديده بگيريد و دفعه بعدي به خاطر يك تخلف كوچك يك نفر را تنبيه كنيد، احترامتان را بين شاگردان از دست مي دهيد. شاگردان شما اين حق را دارند كه  توقع داشته باشند هر روز رفتار يكساني داشته باشيد. دمدمي مزاج بودن رفتار خوبي براي يك معلم نيست. وقتي احترامتان را پيش شاگردانتان از دست بدهيد، توجه و ميل آنها به يادگيري را هم از دست ميدهيد.
 
۹. قوانينتان را توضيح دهيد.

تعداد قوانينتان نبايد اينقدر زياد باشد كه از عهده اجرا كردن آنها برنياييد. همچنين بايد اين قوانين را خوب توضيح دهيد. دانش آموزان بايد بفهمند كه چه چيز قابل قبول و چه چيز غيرقابل قبول است. همچنين نتيجه شكستن قوانين نيز بايد براي شاگردان مشخص باشد.
 
۱۰. هر روز را  تازه  و نو شروع كنيد.

در شروع هر روز  بايد انتظار داشته باشيد كه شاگردانتان مودب باشند. نبايد تصور كنيد كه چون فلان شاگرد هر روز هفته در كلاستان اخلال ايجاد كرده، امروز هم اينكار را مي كند. با اينكار آن شاگرد را به ايجاد اخلال دوباره تشويق نمي كنيد.
 
منبع: مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۶:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]


 
1= دربعضي ازكلاس ها دانش آموزان با صحبت كردن و وول خوردن نظم كلاس را به هم مي زنند چه كار بايد بكنم؟
 
الف: معمولاً  دركلاس هايي كه كم جمعيت يابزرگتر هستند ازدانش آموزان خواهش مي كنيم كه درتمام طول سال صندلي هارا طوري بچينند كه انگاركه امتحان دارند بدين ترتيب به هم دسترسي ندارند تاصحبت بكنند وهمچنين در مواقع امتحان  هاي كلاسي هم زماني براي جابجايي صندلي ها تلف نمي شود . لذا در اين زمينه به موارد ي ديگر اشاره مي كنم.
 
   ب :  بي شك ، كم شدن مشكلات انضباطي به داشتن آموزش اثر بخش تري مي انجامد.لازم نيست كه همه ي دانش آموزان كلاس رفتار نا هنجاري داشته باشند . سه يا چهار دانش آموز ويا حتي يك نفر مي تواند فرايند يادگيري را چنان مختل كند كه حتي دانش آموزان خوب نيز نتوانند از كلاس استفاده كنند. در زير پيشنهادهايي براي رفع اين مشكل مطرح كرده ام كه بخش بسيار كوتاهي از كتاب " الفباي مديريت كلاس درس ، نوشته ي روبرت تي . تابر و با ترجمه ي روان و خوب دكتر محمد رضا سر كار آراني از انتشارات مدرسه است .به شما توصيه مي كنم حتما اين كتاب را بخوانيد .اين پيشنهادها زياد شعاري نيست من آن ها را امتحان كرده ام ، جواب مي دهد . شما هم امتحان كنيد . پيشنهاد هاي زير در صورتي كه به طور منظم و با قاعده و آگاهانه به كار گرفته شوند ، مديريت كلاس درس را بهبود خواهد بخشيد .
 
 1 = عمل كنيد ، تنها واكنش نشان ندهيد: عمل كردن مسلط بودن است و واكنش نشان دادن يعني تسلط عوامل و شرايط را پذيرفتن .بنابراين پيش از آغاز مدرسه به برنامه ريزي فنون بر قراري انضباط بپردازيد ، همان گونه كه براي فنون تدريس و ترتيب مواد درسي برنامه ريزي مي كنيد نه اين كه صبر كنيد مشكلي پيش بيايد و شما در آن زمان به دنبال وضع قانوني باشيد كه ديگر چنين مشكلي پيش نيايد . 
 
     2=     مسئوليت ها را واگذار كنيد : دانش آموزان در قبال رفتارشان هر چه بيش تر احساس مسئوليت كنند ، نياز كم تري به اعمال مديريت از سوي معلم خواهند داشت .بر حسب توانايي دانش آموز از مسئوليت هاي ساده شروع كنيد تا دانش آموز حتما از عهده ي عمل به مسئوليت بر آيد تا مشكلات بعدي را به دنبال نداشته باشد.
 
 3 = عقب بايستيد و به ديگران فرصت بدهيد :  هنگامي كه دانش آموزي به سوالي پاسخ مي دهد ويا هر مطلب ديگري را بيان مي كند به او نزديك نشويد، به طوري كه گفتگو دو نفره شود، زيرا در صورتي كه دانش آموزان ديگر صداي صحبت شما را نشنوند احساس مي كنند كنار گذاشته شده اند واين بي نظمي به همراه دارد .
 
 4=آرام، خونسرد و حرفه اي برخورد كنيد : حتي يك بچه ي بي ادب مستحق احترام است .از فرياد زدن ، با حركت انگشت تهديد كردن ، نگاه هاي تهديد آميز و غيره اجتناب كنيد . اجراي برنامه ي انضباطي با خونسردي ، دانش آموز را متوجه ارتباط رفتارش با نتيجه ي منطقي ناشي از آن مي كند .در ضمن رفتار شما هنگام تأييد دانش آموزان براي آن ها الگو است .
 
 5 = به دانش آموزان توجه كنيد و تلاش كنيد تا اين توجه رانشان دهيد : سلام و احوال پرسي با دانش آموز در نظر گرفتن رفتار هاي خوب آن ها و بيان تشكر از آن ها در مواقع گوناگون مانند زماني كه براي شما كاري انجام مي دهندويا نتيجه ي خوبي در امتحانات بدست آورده اند .
 
 6 = رفتارهاي خوب دانش آموزان را در نظر بگيريد: هر قدر كه خوبي ها بيش تر در نظر گرفته شود انگيزه ي بيش تري براي تداوم آن ها وجود خواهد داشت .
 
 7 = از تجربه هاي همكارانتان استفاده كنيد خواه به صورت كلي ويا در مورد كلاس يا دانش آموز خاص .
 
 8 =   به صورت انفرادي تأديب كنيد : ناديده گرفتن رفتار ، اشاره ، كنترل از نزديك و كنترل همراه با بر
 
خورد .
 
9=  تفاوت هاي فردي و ويژگي هاي خاص دانش آموزان را در نظر بگيريد :به عنوان مثال اگر دانش آموزي از نظر درس شما از همكلاسان خود جلو تر باشد ممكن است به دليل خسته شدن از مباحث تكراري باعث ايجاد بي نظمي شود . چنين دانش آموزاني را شناخته و با تمرينات خاص آن ها را سر گرم كنيد .
 
 10 =  براي موقعيت هاي اضطراري و غير مترقبه برنامه ريزي كنيد : بر نامه هايي داشته باشيد تا در صورتي كه مجبور به ترك كلاس شديد ، دانش آموزان مجبور به اجراي آن برنامه شده و نظم كلاس حفظ شود . 11=  قانون را اجرا كنيد دليل تراشي را نپذيريد : در مقابل دانش آموزاني كه تلاش مي كنند با بحث و چانه زدن ، تخفيفي در تنبيه خود بدست آورند ، حتي براي يك بار تسليم نشويد0
 
  12= ارتباطات چشمي را دست كم نگيريد : وقتي قانوني را تكرار مي كنيد و يا پيامدي را به دانش آموزي مي رسانيد ،مستقيما به چشمانش بنگريدونگاهتان را با نگاهش تلاقي دهيد .
 
 13 - به جاي دوست بودن با دانش آموزانتان دوستانه رفتار كنيد : بين خود شما   (   معلم ) و آنان    ( دانش آموزان ) فاصله ي شغلي را حفظ كنيد . 14- كينه توزي نكنيدهر رفتار دانش آموز را جدا در نظر گرفته وتأديب كنيد .به دانش آموزان لقب ندهيد ، مانند درد سر آفرين ، بي ادب و...
 
 15 - در صورت امكان برخي رفتار هاي نا شايست را ناديده بگيريد .
 
 16 - عدالت را بر قرار كنيد .
 
 17 - نشان دهيد كه از آن چه در كلاس جريان دارد ، آگاه هستيد : قبل از آن كه رفتار انحرافي گسترش يابد فنون مديريت كلاس را اجرا كرده و رفتار را كنترل كنيد . 18 - به رفتار هاي طبيعي جنبه ي قانوني بدهيد
 
:
 
به عنوان مثال به آن ها بگوييد درصورتي كه در سراسر كلاس به درس توجه داشته باشند  پايان كلاس مي توانند 5 دقيقه آزادانه صحبت كنند .                                     
 
 19 = به سخنان دانش آموزان گوش دهيد : نه براي تأييد و دادن راه حل بلكه به عنوان همدردي .
 
20 = دانش آموزان را با احترام صدا كنيد : استفاده از القاب خانم يا آقا به آن ها احساس بزرگي داده و قبول مسئووليت و داشتنن رفتار مناسب به همراه دارد .
 
 21 – نام دانش آموزان را سريع به خاطر بسپاريد .

22– انتظارات خود و نياز هاي دانش آموزان را در نظر بگيريد : انتظارات خود را به طور آشكار بيان كرده و مستمرا مورد تقويت قرار دهيد
 
23=دانش آموزان وقتي خسته شده باشند ويا كار خصوصي نداشته باشند بد رفتاري مي كنند : پس اين فرصت را از آن ها بگيريد ، براي هر لحظه ي آن ها برنامه اي داشته باشيد .
 
 24 – وقت شناس باشيد : شما فعاليت هايي كه قرار است انجام دهيد به موقع انجام دهيد تا الگويي براي نداشتن تأخير در فعاليت هاي گو ناگون دانش آموزان باشيد
 
25= به دنبال جانشين هاي بهتري براي تنبيه باشيد . 26 – نتايج امتحانات و تكاليف را زود اعلام كنيد : بدين ترتيب دانش آموز به اهميت آن براي ما پي برده و با دانستن نتيجه ي فعاليت قبلي خود فعاليت جديد را بهتر انجام ميدهد .
 
 27 – قبل ازشروع درس ، حواس دانش آموزان را متمركز كنيد .
 
 28 – نپرسيد چرا ؟ : علت بد رفتاري را از دانش آموز نخواهيد .اين گونه سوالات هيچ پاسخي نداردو ممكن است مشكلات جديدي ايجاد كند
 
. 29= سمبلي از رفتار مطلوب باشيد: هر رفتاري را كه مي خواهيد تقويت كنيد خودتان انجام دهيد البته نه اين كه تظاهر كنيد ، اول خودتان را تغيير دهيد .
 
 30 - اساس و ريشه ي رفتار هاي نا مطلوب را از بين ببريد.

از اين كه وقت خود را صرف خواندن اين مطالب كرديد متشكرم

http://shkhc.persianblog.ir/post/26/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۶:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]


مقدمه:

انسان موجودي ظريف با روحيه‌هاي گوناگون و ظرفيت‌هاي مختلف است، لذا لازمه تربيت چنين موجودي، شناخت كامل و جامع او مي‌باشد. البته روش‌هاي گوناگون تربيتي به كار گرفته مي‌شود، ولي به علت عدم تناسب اين روش‌ها با تك‌تك دانش‌آموزان، متأسفانه در درازمدت مفيد و اثربخش نيست. موضوع تربيت مانند طناب محكمي‌ است كه از رشته‌هاي متعدد و باريك بافته شده است. از اين رو مربي و معلم بايد از روش‌هاي متعدد و متفاوتي براي هر دانش‌آموز استفاده كنند. در اين مجال روش‌هاي ناموفق معرفي مي‌شود تا انشاءالله مفيد واقع شود.

 

استفاده از مقررات خشك در كنترل كلاس

در كلاس‌هايي كه مقررات خشك بر آنها حاكم است، هيچ رابطه عاطفي بين معلم و شاگرد برقرار نمي‌شود. شاگرد، معلم را به چشم بيگانه‌اي مي‌نگرد كه مأمور است چند مطلب علمي ‌را به او ياد دهد. او درس را با اكراه مي‌خواند، تكاليفش را با نارضايتي انجام  مي‌دهد، زود خسته مي‌شود، از كلاس لذتي نمي‌برد و گاه سعي مي‌كند سكوت رخوت‌بار كلاس را با رفتارهاي غيرمعمول بشكند، كه در اين صورت با عكس‌العمل تند و تيز معلم روبه‌رو و وضع بدتر از قبل مي‌شود. در اين نوع كلاس‌ها، معلم نيز متقابلاً از كلاس خسته   مي‌شود و روحيه‌اش را از دست مي‌دهد. تدريس خشك به معلم نيز نمي‌چسبد. بعضي از معلمان، با وضع قوانين بيش از حد، شاگردان را سردرگم مي‌كنند. شاگرد نمي‌داند به كدام قانون، در كجا، چه وقت، چگونه و چرا بايد عمل بكند، به عبارت ديگر هدف‌هاي اصلي تربيتي در لابه‌لاي مقررات ريز و درشت گم مي‌شود و از بين مي‌رود.

 

استفاده از خشونت در كنترل كلاس

معلماني كه براي برپايي قانون در كلاس، از زور، خشونت، تهديد و آزار استفاده مي‌كنند دروغ‌گويي را در بين دانش‌آموزان رواج مي‌دهند، ارزش‌هاي اخلاقي و انساني را در آنها نابود مي‌كنند و در جهت آموزش خودكامگي و بي‌رحمي ‌گام برمي‌دارند.

در چنين فضايي شاگردان عادت مي‌كنند تنها در مقابل زور، فرمان برند و با زور فرمان برانند، و وقتي زور از بين رفت، فرمانبري و انجام وظيفه نيز از بين مي‌رود.

 

استفاده از پند و اندرز در كنترل كلاس

پند و اندرز گرچه در آغاز نتيجه مي‌دهد، اما نمي‌توان از آن به عنوان وسيله‌اي مطمئن، سودمند و هميشگي براي اداره كلاس استفاده كرد. در چنين شرايطي كلاس حالت جدي به خود مي‌گيرد، انعكاس صداي معلم و سكوت كلاس در هم مي‌آميزند، معلم سخنانش را تمام مي‌كند و فكر مي‌كند كه كارش را به‌خوبي انجام داده است، ولي اندكي بعد همان ماجراهاي قبل تكرار مي‌شود. معلم از اينكه بچه‌ها به حرف‌هايش وقعي نمي‌گذارند، ناراحت است، غافل از اينكه شناخت او از حالات رواني – عاطفي بچه‌ها، ناقص و اندك     مي‌باشد.

 

زياده‌روي در مهر و محبت و دوستي در كنترل كلاس

پاره‌اي از معلمان براي كنترل و اداره كلاس‌شان از محبت و دوستي بيش از اندازه بهره مي‌جويند. اين روش نيز آفت‌هايي دارد كه يك معلم كارآزموده بايد بدان‌ها توجه داشته باشد.

بزرگ‌ترين آفت، فراموشي و گم و گور شدن سرپرستي و هدايت است. در تمام جريانات تربيتي، موضوع تربيت نبايد فراموش شود. در اين كلاس‌ها موضوع تربيت دگرگون مي‌شود، اطاعت از بين مي‌رود و سردرگمي ‌و هرج و مرج شايع مي‌شود. شاگردان اينگونه كلاس‌ها در پي الگوهاي تربيتي نيستند. آرامشي بي‌پايه و پرورشي بي‌اساس بر كلاس حاكم مي‌شود. از اشتباهات و خطاها چشم‌پوشي مي‌شود. همه چيز به صورت عادي درمي‌آيد و اصلاح رفتارهاي ناشايست كودكان با اين روش ممكن نيست. بنابراين مهر و محبت و دوستي، گرچه تأثيري اعجازگونه دارند، اگر با تدابير تربيتي ديگري همراه نباشند، اثر مناسبي نمي‌بخشند.

 

روانه كردن دانش‌آموزان به دفتر مدرسه در جهت كنترل كلاس

اگر از معلماني هستيم كه مشكلات خود را نمي‌توانند در خود كلاس حل كنند و با هر بهانه‌اي دانش‌آموز را روانه دفتر مدرسه مي‌كنند، بايد در صحت و كارايي روش خود ترديد كنيم.

آيا تاكنون به احساسات دانش‌آموزي كه از كلاس طرد شده و روانه دفتر مدرسه شده است، فكر كرده‌ايد؟ فاصله بين كلاس و دفتر، بستري است براي از بين رفتن اعتماد نسبت به معلم و ايجاد كينه و نفرت و قبول عدم شايستگي خود. شايد معلم يكي دوبار آن هم در ظاهر بتواند با اين روش كلاس را تحت كنترل درآورد، ولي بعد چه مي‌شود؟ وقتي بچه‌ها فهميدند كه معلم براي اداره و كنترل كلاس جز فرستادن به دفتر مدرسه وسيله‌اي ندارد، آيا كلاس به محيطي سرد و دلهره‌آفرين تبديل نمي‌شود؟

هر كلاس، چون موجودي زنده و متفاوت با ساير كلاس‌ها، غذا مي‌خواهد، روحيه مي‌خواهد، به تربيت و مراقبت و رسيدگي نياز دارد تا بتواند در مسير رشد گام بردارد. آنان كه بي‌توجه به اين موضوعات در جست‌وجوي كلاس‌هاي مرتب و باانضباط و بدون مشكل‌اند، بايد در انديشه خود تجديد نظر كنند. هيچ معلولي بدون علت به وجود نمي‌آيد و هيچ موضوع تربيتي بدون سرمايه‌گذاري و به‌كارگيري روش‌هاي درست، انجام نيكو نمي‌يابد. هيچ گلي بي‌دلهره به بار نمي‌نشيند، پس ما چگونه مي‌توانيم از كلاسي كه كوچك‌ترين تلاشي در بهبود و رشد و تكامل آن به كار نبسته‌ايم، انتظار بالندگي داشته باشيم؟ اين گونه انتظارهاي بي‌پايه و بي‌دليل است كه منجر به ناگواري‌ها، ناكامي‌ها و تلخي‌هاي محيط آموزشي مي‌شود.

 در پايان سخن را با جمله‌اي از «كانت» به پايان مي‌برم؛ اينكه «دو علم از ميان علوم از بقيه دشوارترند، سياست و تعليم و تربيت».
 
http://mh1342.blogfa.com/post-413.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۶:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

8

ايما و اشارات ، فنون كلامي و كنترل كلاس
دربين معلمين اين حس وجود دارد كه در بيست سال گذشته كنترل شاگردان و حفظ اقتدار معلمي به طور جدي دشوار شده است . احساس اين گروه از معلمين اين است كه اگر شاگردان بخواهند مشت معلم را باز كنند ، عملا كار چنداني از او بر نمي آيد . بايد گفت اين حرف اگر در مورد بعضي صادق باشد قطعا در مورد همه معلمين درست نيست . چگونه است كه شاگردان ، بعضي معلمين را جدي مي گيرند اما بعض ديگر را نه ؟ چگونه است كه بعضي معلمين نسبت به همكاران ديگرشان گله و شكايت كمتري از يك كلاس دارند ؟ در نظر من كار تدريس با تئاتر مشتركات زيادي دارد ٬ به طوري كه در تدريس معلم نقش نويسنده ، بازيگر و منتقد را دارد . معلمين موفق كساني هستند كه دريافته اند ، بايد تمام توانايي هاي حرفه اي شان را به كار گيرند و كاملا روي هنر بازيگري شان در برخورد با موقعيت هاي كلاس سرمايه گذاري كنند .

استفاده از زبان تن
اغلب شاگردانم از من مي پرسند كه مگر پشت سرم هم چشم دارم . واقعيت اين است كه من فقط تلاش مي كنم كه براي هر چيزي كه ممكن است در كلاس اتفاق بيفتد از قبل آمادگي داشته باشم .در مورد شاگردان مسئله دار ، هميشه از نوع سو رفتاري كه ممكن است مرتكب شوند آگاه هستم . براي اين كه اين تصور را از خودم در كلاس ايجاد كنم ، هميشه سعي مي كنم كه ژستي شق و رق و با ابهت بگيرم تا به دانش آموزان القا كنم كه همه چيز را در كنترل دارم و از طرفي هم بتوانم بر كارهاي بچه ها در كلاس نظارت كنم . براي االقاي اين كه اعتماد به نفس دارم و در موضع ضعف و دفاع نيستم سعي مي كنم دست هايم از دو طرف بدنم آويخته باشد و حتي الامكان روي سينه ام حلقه نكنم .

طرزنشستن و ايستادن
با طرز نشستن و ايستادن خود پيام هاي قوي به مخاطبين خود مي فرستيد ،لذا توجه به يكي دو شگرد در اين زمينه به عنوان ابزاري براي كنترل كلاس بسيار ارزشمند است .در نشستن يا ايستادن قدرتي نسبي نهفته است . در مدرسه ، كه معمولا از بچه ها خواسته مي شود بنشينند ، ايسادن در كنار آنها ايجاد اقتدار مي كند .شما از كسي كه نشسته بسيار بلندتريدو اين كوتاه بودن به منزله فرودست بودن تلقي مي شود . همه جامعه شناسان در باره اهميت نمادها و نشانه هاي قدرت در كلاس سخن گفته اند . كار ساده اي مثل نشستن شما روي يك صندلي بزرگ مي تواند در مورد توازن قوا در كلاس پيام نمادين خوبي باشد .

صميميت
حال پس از ذكر اهميت استفاده از ژست هاي بدني براي فاصله گرفتن از شاگردان ، مي خواهم راهبرد متفاوتي را پيشنهاد كنم . گاه يكي از بهترين شيوه هاي كنترل شاگردان ايجاد شرايطي است كه بتوانيد به آنها نزديك شويد ، به طوري كه يكي از آنها محسوب شويد . بعضي وقت ها خوب است از فرصتي استفاده كنيد و كمي با شاگردانتان بنشينيد . اين كار حس همپايه بودن را ايجاد مي كند و لذا شاگردان مي توانند مستقيما با شما تعامل بر قرار كنند . اگر براي رو در رو شدن با مخاطب كاملا بدن خود را بچرخانيد باعث مي شويد گفتگويتان خودماني و خصوصي تر بشود . هم چنين اين كار نشانه آن خواهد بود كه كاملا به آنها توجه داريد و بيشتر علاقمند هستيد كه در كار سهيم باشيد تا بر شاگردان تسلط داشته باشيد . ظرافت كار اينجاست كه همين تجربه سهيم شدن با شاگردان ( اگر عاقلانه به كار گرفته شود )روش بسيار موثري در كنترل كلاس خواهد بود . نتيجه اين كه لازم است از هر دو شيوه كنترل آگاه باشيد و به تناسب از آنها استفاده كنيد .

ارتباط چشمي
در سمت فعلي ام به عنوان مدرس مركز آموزش نيروي انساني كار معلمين زيادي را مي بينم . يكي از كانون هاي اصلي اين مشاهدات ،سازمان دهي ، مديريت و نظم كلاس است . من نيز در ابتداي سال در باره اهميت كنترل تاكتيكي در كلاس براي معلمين صحبت مي كنم و به ويژه از مزاياي اعمال و استفاده مستمر از ضوابط و روش تدريس مشخص تعريف مي كنم . با اين همه ، اين معلم ها شكوه دارند كه در كلاس هميشه كارها مطابق طرح پيش بيني شده پيش نمي رود . اين نكته را هم خوب است ذكر كنم كه اين معلمان هر آنچه را از ايشان خواسته بودم ، از جمله تبيين انتظاراتشان از كلاس و توضيح مقررات و ضوابط كلاس ٬ در ابتداي سال تحصيلي انجام مي دادند . پس اشكال كار در كجاست ؟ چرا شاگردان همكاري نمي كنند ؟ به نظر من آنچه باعث ناكامي اين معلمين شده اكراه آنها از ايجاد ارتباط چشمي با شاگردان به هنگام بيان روش ها و قوانين كلاس بوده است .

چرا اين موضوع اين قدر اهميت دارد ؟ بايد گفت علاوه برآن كه لازم است كه كلاس به طور دايم تحت نظر باشد تا هر نشانه اي دال بر حواس پرتي شاگردان يا تخطي از انجام وظائفشان دريافت شود ،ارتباط چشمي براي درگير كردن كامل همه دانش آموزانبا درس ضروري است . نگاه كردن به دانش آموزان به آرامي و با علاقه ،گفتگو ها را صميمي تر مي كند و آها را با آنچه در درس مي گذرد درگير مي كند .اين كار تقريبا شبيه يك تعهد عاطفي و روان شناسانه است كه زير پا گذاشتنش براي شاگردان خيلي دشوار خواهد بود . مگر پيشتر نياموخته ايم كه روي برگرداندن از كسي كه با ما ارتباط چشمي برقرار كرده بي ادبي است ؟ چشم ها سطح اعتماد به نفس شما را برملا مي كنند . شاگردان از چشم هاي شما مي خوانند كه چقدر احساس اعتماد و امنيت مي كنيد . احساس دروني شما هر چه باشد ، مطلقا ضروري است كه بتوانيد هر وقت لازم باشد به داشتن اين حس اعتماد و امنيت تظاهر كنيد . نقل قول زير كه از يك دانش آموز سال هشتم در مورد معلمش است بر اهميت ارتباط چشمي در انگيزش و كنترل شاگردان تاكيد مي كند :

آن گونه كه او با آرامش و علاقه درس مي داد و به چشمان تك تك شاگردان نگاه مي كرد و بين شاگردان قدم مي زد ، همه را مجذوب كرده بود .

صدا
صدا به همراه ژست بدني مناسب و ارتباط چشمي ، ابزار بسيار مهمي در كنترل جمعي است . خيلي ها فكر مي كنند كه فرياد زدن برسر شاگردان تنها راه كنترل اوضاع و نشان دادن نارضايتي است . اگر بگويم من هيچ گاه بر سر شاگردانم فرياد نكشيده ام دروغ گفته ام . من اين كار را مي كنم ، اما در عين حال سعي مي كنم كه اين موارد را محدود به زماني كنم كه واقعا لازم باشد نكته اي را سريعا گوشزد كنم . در كل بايد از فرياد كشيدن اجتناب كرد ، چرا كه فرياد كشيدن قبل از هر چيز به اين معني است كه فرد اوضاع را در كنترل خود ندارد . با اين حال ، صدايي هم كه بيش از اندازه آرام است صلابت لازم را نخواهد داشت و شايد كسي بدان توجه نكند . به هنگام سخن گفتن با شاگردان سعي كنيد كه لحن صدايتان محكم و از صلابت كافي برخوردار باشد . البته قبول دارم كه انجام اين كار ساده نيست ٬ به خصوص وقتي اين حس صلابت در درون فرد وجود ندارد . اگر مبحثي از درس تمام مي شود و بحثي جديد بايد آغاز شود ، براي نشان دادن اين امر لازم است كه لحن صدايتان را تغيير دهيد . براي آنكه انتظاراتتان برآورده شود لازم است كه از لحن صريح و قوي در تعيين تكاليف شاگردان استفاده كنيد . هر چند اين كار راحتي نيست ، اما مي توانيد صدايتان را در كلاس ضبط كنيد تا از تاثيراتي كه صدايتان ايجاد مي كند آگاه شويد .

نقل قول زير از شاگرد ديگري ، اهميت لحن صدا را در انگيزش و كنترل شاگردان نشان مي دهد :

معلم بايد لحن صداي مختلفي داشته باشد تا موضوع را براي شاگردان جالب و هيجان انگيز كند ، بطوري كه بچه ها از كسالت در كلاس خوابشان نبرد . معلم ادبيات من در كلاس هفتم وقتي چيزي را توضيح مي داد يا چيزي را مي خواند همه را به هيجان در مي آورد .

ژست
ژستي كه به خود مي گيريد اهميت و اعتبار گفته هايتان را مشخص مي كند . حركات صريح و بي پروا اعتماد به نفس و صداقت را القا مي كند .اما در عين حال اين حركات نبايد غير عادي باشند ، چرا كه شما را عصبي جلوه خواهد داد . حركاتي كه به دست راست خود مي دهيد مي تواند براي تاكيد بر نكات درسي باشد و مخاطب را در جريان تدريس دخيل كند . مثلا كشيدن دست به طرف بدن مي تواند گرمي و نيز خواست شما به شركت همه بچه ها را در درس القا كند .وقتي پاها را روي هم نمي اندازيد و دست هايتان را روي سينه تان گره نمي زنيد و كمي هم به هنگام صحبت كردن به طرف جلو خم مي شويد و به بچه ها نزديك تر مي شويد احساس صداقت و آرامش خود را به شاگردان انتقال مي دهيد . هرگز ارزش يك لبخند را دست كم نگيريد . اگر لبخند بزنيد ، ارتباط چشمي مثبت و طولاني برقرار كنيد و دست هايتان را به هم حلقه نكنيد ، مي توانيد حس صميميت را القا كنيد . روشن است كه با ژست هاي ناساز ، پيام هاي معكوس را مي فرستيد . اگر لب هايتان را به هم بفشاريد ، از ارتباط چشمي اجتناب كنيد ، سينه بگيريد و دست هايتان را گره كنيد ، اين حس القا مي شود كه در وضعيت دفاعي و ضعف قرار داريد .

به نظر من بزرگترين متخصصين صاحب صلاحيت براي پاسخ به اين سوال كه ( معلم خوب چگونه معلمي است )شاگردان هستند . قبلا ديديد كه دو دانش آموز در اين زمينه چه احساسي داشتند . گفته هاي زير از آن گروهي از شاگردان سال هشتم است كه به پرسشي در باب ژست هاي معلم ، و كار آمدي تدريس ، به سوال ما پاسخ داده اند .

معلم خوب به هنگام صحبت چنان با اعتماد و محكم مي ايستد كه در نظر شما فردي مقتدر جلوه كند . او وقتي با شما صحبت مي كند و مستقيم در چشمانتان نگاه مي كند ، باعث مي شود پيامش قوي تر به شما منتقل شود .

معلم خوب راست قامت در كلاس مي ايستد و با اقتدار و اعتماد به نفس در كلاس قدم مي زند و با شاگردان صحبت مي كند . او هم چنين مي تواند به هر شاگرد چشم بدوزد تا با نگاهش به او بگويد : ( من اين جا هستم و هيچ كسي نبايد رفتار ناجور داشته باشد ) . صداي معلم بايد نرم و آرام باشد تا شاگردان بدانند او مهربان است . اما اگر بخواهد بگويد ( شلوغ كاري ممنوع ) باز هم بايد آرام تر باشد . اگر كار بدي كرده باشي آنچنان به تو چشم بدوزد كه از كرده ات پشيمان شوي .

معلم خوبي كه من دارم در وسط كلاس با اعتماد به نفس مي ايستد و همين باعث مي شود كه مقتدر به نظر برسد . ارتباط چشمي اش را با همه حفظ مي كند و همين كار او را فردي جدي جلوه مي دهد كه مي خواهد تدريس كند ، نه اينكه صرفا پولي در بياورد . اگر كسي در كلاس صحبت كند يا تكاليفش را فراموش كرده باشد ، برسر او داد مي كشد و نگاهي سرشار از غضب و عصبانيت به او مي اندازد . همين باعث مي شود كه كلاس تحت كنترل باشد . صدايش بلند است و مطمئن ، به طوري كه شاگردان مي دانند كه تا چه اندازه جدي است . انگار معلميني كه صداي ضعيف تري دارند اعتماد به نفس كمتري دارند و به اين دليل شاگردان بيشتر مشكل ايجاد مي كنند . معلم من براي تفهيم نكات درسي از ژست ها و حركات بدني متنوعي استفاده مي كند ، اين كار در اداره كلاس هم به وي كمك مي كند .

وقتي اين معلم مي خواهد در كلاس ما درس بدهد ، جلو مي آيد و در وسط كلاس مي ايستد . با اين كار اين پيام را مي دهد كه اعتماد به نفس دارد . هميشه ايستاده و با اطمينان تدريس مي كند . بيشتر نگاهش به كل كلاس است ، ولي هر از گاهي به تك تك افراد هم نگاه مي كند تا ببيند گفته هايش را فهميده اند يا خير . از چشم هاي باز و هوشيارش مي شود فهميد كه چقدر جدي است .

معلم خوب ايستاده تدريس مي كند نه اين كه بنشيند . با اين كار نشان مي دهد كه با شاگردان در فعاليت درسي شان همراه است .يه علاوه ، معلم خوب كسي است كه سرش را بالا مي گيرد و به شما نگاه مي كند ، نه اينكه در كل وقت كلاس اصلا به شاگردان نگاه نكند . حالات چهره معلم مهم است ، چرا كه هر وقت كار بدي مي كنيد از نحوه نگاه او اين را مي فهميد . صدايش هم مهم است ، چرا كه لحن آن به شما مي گويد كه وي در كارش جدي است .

معلم خوب به هنگام ورود شاگردان ، داخل كلاس ايستاده است تا نشان دهد آماده تدريس است . وقتي كه روي صحبتش با كل كلاس است سعي مي كند در وسط كلاس بايستد تا همه را با درس درگير كند و سعي مي كند با همه ارتباط چشمي برقرار كند . همين طور وقتي هم كه با يك نفر كار مي كند با او ارتباط چشمي خود را حفظ مي كند . اگر عصباني بشود ، به شما چشم مي دوزد و سخت توبيختان مي كند . وي طوري حرف مي رند كه معلوم شود از مسايل آسان نمي گذرد . علاوه بر اين ، معلم بايد از حركات دست براي كمك به امر تدريس استفاده كند . ايستادن معلم نيز بايد پر ابهت و با شكوه باشد .

معلم خوب كسي است كه بتواند به موقع صدايش را كوتاه يا بلند كند و به آن لحن هاي مختلفي چون صميمي ، شاد و غيره بدهد .

مطمئنا شما هم قبول داريد كه نظرات اين شاگردان ۱۳ ساله بسيار عميق و درايت آميز است . من تنها قبلا به آنها توضيحات مختصري در مورد اصطلاحاتي چون ژست و ايما و اشاره داده بودم . باقي كار را خود آنها انجام داده اند .

چه بخواهيد و چه نخواهيد امروز در عصري زندگي مي كنيم كه ( مصرف كننده ) حرف اول را مي زند و بسياري از خبرگان آموزش و پرورش بر اين باورند كه معلمين روز به روز بيشتر در چارچوب روابط ( بازار ) قرار مي گيرند و لذا ناچار به جلب نظر ( مصرف كننده ) هستند . در بخش اول ديديم كه اولين تاثيري كه بر جوانان مي گذاريد چقدر اهميت دارد . اميدوارم كه توصيه هايي كه در بالا ذكر شده اند به شما كمك كند تا بر شاگردان جديد خود ( كه در واقع مشتريان تازه شما هستند ) تاثير مطلوبي بگذاريد .

بخش دوم
نقش سوال كردن
به عنوان ابزاري در مديريت كلاس درس
10
ايجاد فضاي همياري
هيچ وقت در جلسه اي بوده يا در سخنراني شركت كرده ايدكه در آن فقط شنونده بوذه باشيد ؟بگذاريد رو راست باشيم . اگر در برنامه اي خود را دخيل ندانيد ، خيلي ساده آنرا رها مي كنيد و به كار ديگري مي پردازيد . نوجوانان هم همين طور هستند . با اين حال ، وقتي چنين موقعيتي پيش مي آيد نوجوانان كمتر مي توانند خود را كنترل كنند و نقشي منفعل به خود بگيرند و بيشتر احساسات خود را بروز مي دهند . و روشن است كه در اين حالت رفتارهاي مشكل زا از آنها سر مي زند . البته در چنين موقعيتي كارهاي زيادي مي توان انجام داد . به ياد داريد كه در بخش قبل بر نياز به استفاده از حركات بدن ٬ ارتباط چشمي و كنترل لحن صدا تاكيد كرديم تا از اين كه شاگردان همچنان با روند تدريس همراه هستند اطمينان پيدا كنيم . حال بگذاريد گامي پيشتر بگذاريم و نقش سوال كردن را در معادله مديريت كلاس بررسي كنيم .

اين كه بتوانيد در جلسات بحث و پرسش و پاسخ ، شاگردان هر چه بيشتري را شركت دهيد اهميت تام دارد . انتقال اين حس به شاگردان كه درس از آن آنهاست تاثير مثبت و قابل توجهي در كنترل كلاس دارد . تلاش كنيد وقتي شاگردان را براي پاسخ دادن به سوالات انتخاب مي كنيد توازني برقرار باشد . به طور خصوصي با شاگردان فعال صحبت كنيد و از تعهد و علاقه منديشان تشكر كنيد و توضيح دهيد كه لازم است به ديگران هم مجال تلاش بدهيم . تحقيقات زيادي انجام شده كه نشان مي دهد هسته كنترل موثر كلاس ، تكنيك خوب سوال كردن است . مطمئنا شما كه از روش بحث كلاسي يا پرسش و پاسخ در كلاس تان استفاده كرده ايد مي دانيد كه ساكت نگه داشتن بچه هاي زرنگ مشكل است و در عين حال شاگردان زيادي هم هستند كه چندان در درس و بحث كلاس شركت نمي كنند . اين ها همان شاگرداني هستند كه از درس منقطع مي شوند و از تجربه يادگيري باز مي مانند . حال بايد پرسيد كه چرا چنين اتفاقي مي افتد ؟ مطمئنا همه علت ها در سطح توانايي دانش آموزان در يادگيري خلاصه نمي شود . در بسيارري از موارد شاگردان با هوش تر هم صحبت كردن در كلاس درس را بسيار دشوار مي بينند .

تجربه من در ( مشاهده شاگردان ) به همراه گفتگوهايي كه با والدين و بچه ها داشته ام ، حاكي از آن است كه اين كار سه دليل دارد : اولين دليل به استنباط شاگرد از ارزش و اهميت شركت در گفتگوهاي كلاسي بر مي گردد .چرا بايد شاگردي كه به خوبي در درس پيش مي رود و نمرات عالي در تكاليف نوشتني اش مي گيرد با داوطلب شدن براي پاسخ به سوالات در كلاس خود را در معرض خطر قرار دهد ؟بديهي است كه براي اين دسته از شاگردان بايد ارزش شركت در بحث هاي كلاسي روشن شود . دوم ، بعضي شاگردان توانا به هنگام صحبت كردن در كلاس دچار بحران اعتماد به نفس مي شوند . آنها از اشتباه كردن و مورد تمسخر همكلاسي ها قرار گرفتن مي ترسند . اين شاگردان از اين حقيقت كه معمولا در پاسخ هايشان خيلي هم موفقند ٬ غافل هستند . بسياري از شاگردان از ترس اينكه همكلاسي هايشان آنها را علامه بنامند از شركت در بحث هاي كلاسي تفره مي روند . بايد توجه داشت كه همين استنباط شاگردان از موقعيت شان بر رفتار آنها تاثير مي گذارد و نهايتا مانع از مشاركت كلامي آنها در درس مي شود . احساس آنها اين است كه فرهنگ كاري كلاس بر فرد متمركز شده و اين فرهنگ ، رقابتي و ترس آور است . همين موضوع باعث مي شود كه از مشاركت در درس كنار بكشند و امكان شلوغي و رفتارهاي ناپسند از جانب آنها زياد شود . سوم ، عدده كثيري احساس مي كنند كه آنچه در كلاس مي گذرد به درد آنها نمي خورد ، پس چرا بايد در درس دخيل باشند ؟ اين مشكلي است كه با روش سوال كردن از همه مي توان آن را اصلاح كرد .

اگر قصدتان اين باشد كه همه شاگردانتان را كاملا درگير درس كنيد ، لازم است با ايجاد فضاي خالي از ترس و مبتني بر همياري با اين احساسات مقابله كنيد . من هميشه به شاگردانم مي گويم كه آنها بند باز هستند و من تور نجات آنها و از آنها انتظار دارم كه در كلاسم جرئت به خرج دهند . اگر هم بيفتند ، آنها را خواهم گرفت . پاسخ غلط آنها دركلاس نبايد موجب مسخره كردنشان گردد يا باعث شود شاگردان و همكاران به آنها بي توجهي كنند . بلكه اين پاسخ بايد به عنوان گام مهمي در راه دستيابي به اهداف آن درس تلقي شود . چند راهبرد موثر در ايجاد فضاي همكاري در كلاس گرد آوري كرده ام . اين راهبرد ها تجويزي نيستند . از ميان آنها آنچه را كه موثر مي بينيد انتخاب كنيد . اميد است كه اين نظرات ، شما را به انديشيدن در باره اين موضوع بر انگيزد و بتوانيد در آينده روش خاص خودتان را در زمينه تشويق نوجوانان به شركت آزادانه در بحث كلاسي پيدا كنيد .

11

راهبرد هايي براي افزايش يادگيري هاي مبتني بر همياري در كلاس
شناساندن ارزش مشاركت كلامي در كلاس به شاگردان
احساس من اين است كه براي شاگردان فهميدن ارزش مشاركت كلامي در يادگيري بسيار مهم است . مشاركت در فرآيند جذب اطلاعات از محرك هاي نوشتاري يا كلامي ، تحليل و تلفيق مطالب ، شكل دهي فرضيه و سپس نظم بخشيدن به افكار در قالب زباني روشن همگي در شاگردان حس مالكيت برآن مفهوم يا موضوع را ايجاد مي كند و آنها را كاملا به روند يادگيري ملتزم مي كند . اگر اين فرآيند پيش نيايد ، شاگرد به آساني از فرآيند يادگيري منفك خواهد شد و مفاهيم يا اطلاعات را كمتر به ذهن خواهد سپرد و در نتيجه حس مالكيت مطالب درس در وي ايجاد نخواهد شد . معلمين بايد منطق و اهميت مشاركت در دروس را در همان جلسات اوليه براي شاگردان تبيين كنند . البته بايد فرآيند مذكور را به زباني گفت كه براي شاگردان قابل فهم باشد . من براي توضيح اين فرآيند از نمودار شماره ۲ استفاده مي كنم .

12

الگوي اجزاي سازنده
تا كنون در مورد روش همياري و استفاده از آن در بحث كلاسي و جلسات پرسش و پاسخ صحبت كرده ايم . آنچه از نظر من ضرورت دارد نشان دادن اين فرآيند به شاگردان در كلاس توسط الگويي عيني است . دريافته ام كه با استفاده از مكعب هاي خانه سازي مي توان با موفقيت مفهوم و ارزش ياد گيري مبتني بر همياري در جلسات كلاسي را به دانش آموزان انتقال داد :

در ابتداي سال براي شاگردانم توضيح مي دهم كه هر پاسخ غلط در كلاس به مثابه محركي ( يك مكعب سازنده ) براي شاگرد ديگر عمل مي كند تا وي بتواند سير تفكر در مورد آن موضوع را كمي به پيش ببرد . بدين ترتيب ، براي هر پاسخ غلط شاءن و ارزشي قائل مي شويم . همچنين ، همانطور كه در نمودار شماره ۳ نشان داده ايم ، هر پاسخ نيمه صحيح نيز ما را به آن پاسخ مورد نظر نزديك تر مي كند و لذا اين پاسخ هم به منزله يك مكعب براي شاگردان ديگر عمل مي كند تا طرح ذهني شان را تكميل كنند و نهايتا به پاسخ صحيح برسيم . تاكيد مي كنم كه اين جريان بايد به صورت همياري و نه انفرادي باشد . پوستري روي ديوار كلاس نصب كرده ام كه اين ديدگاه را تقويت مي كند كه : ( اشتباه كردن عيبي ندارد ) . با اين كار سعي مي كنم نشان دهم كه بدون شركت همه اعضاي كلاس ، يادگيري واقعي تنها از آن گروه كوچكي از شاگردان خواهد بود . نتيجه ديگري كه احساس مالكيت درس در شاگردان خواهد داشت اين است كه بي انضباطي در كلاس كاهش چشم گيري پيدا خواهد كرد . به ياد دارم كه روزي بازرس عالي رتبه اي پس از بازديد از كلاس من گفت : ( شاگردان تو اصلا فرصت بازيگوشي در كلاس را ندارند . آنها نمي دانند كه سوال بعدي كي بر سرشان فرود مي آيد ) .

13

تغيير فرهنگ
انتظار معجزه نداشته باشيد . همه چيز يك شبه درست نمي شود .شاگردان براي درك اين حقيقت نياز به زمان دارند كه وقتي شما صحبت از يادگيري از طريق همياري مي كنيد واقعا به گفته هايتان معتقديد يا نه . لذا براي شركت دادن همه شاگردان در كارهاي شفاهي كلاس بايد راهبردها و روش هاي ديگري را نيز پيش بيني كرد . در زير چند ايده كه من براي متقاعد كردن ، راضي كردن و نهايتا وادار كردن شاگردان به شركت در درس ها استفاده مي كنم آورده شده است :

اگر مي دانيد كه درستان به طور عمده به صورت شفاهي خواهد بود ،سوالاتتان را براي عموم كلاس مطرح كنيد و به همه بگوييد كه در طي درس انتظار داريد كه هر شاگرد به سوالي پاسخ بگويد ، اما سوالات اوليه كمي آسان تر خواهند بود . با اين كار شاگردان ضعيف تر يا كم علاقه تر احتمالا در بخش اول درس پاسخ سوالات را خواهند داد .

ايده ( هر نفر يك سوال ) را باز هم پيش تر ببريد و سعي كنيد هر شاگرد را به تنها يك سوال در جلسه پرسش و پاسخ محدود كنيد . بدين ترتيب هر شاگرد بايد به دقت روي سوالي كه بايد پاسخ دهد فكر كند . لازم است به شاگردان تواناتر توصيه كنيد تا مطرح شدن سوالات دشوارتر بردباري به خرج دهند و صبر كنند . قبل از شروع درس به شاگردان بگوييد كه از هر كدامشان يك سوال در مورد محتواي درس خواهيد پرسيد . اين كار معمولا موجب اين تاثير مطلوب مي شود كه شاگردان در تمام مراحل درس به آن توجه كنند . به علاوه ٬ با اين روش ابزاري عالي براي آزمودن درك مطلب آنها به دست خواهد آمد .

از شاگردان بخواهيد اگر هنوز به سوالي پاسخ نداده اند دست شان را بالا بگيرند . با اين كار شاگرداني را كه قبلا به سوال پاسخ داده اند از دور خارج كنيد همه شاگردان را در اين كار شركت دهيد .

از روش سوال كردن تصادفي استفاده كنيد . از دو بسته كارت كه سوالات روي آنها نوشته شده استفاده كنيد و براي هر شاگرد يك كارت بيرون بياوريد و از او بخواهيد كه به آن پاسخ دهد . اين كار براي شاگردان لذت بخش است و در عين حال كمي هم در كلاس هيجان ايجاد مي كند و آنها را نيز در حال آماده باش نگه مي دارد . در گروههايي كه افراد آن در سطوح متفاوتي قرار دارند و شاگردان ضعيف تر از شركت در بحث ها در برابر همكلاسي هاي فعال تر خود اكراه دارند ، بايد روشي اتخاذ شود كه آنها نيز به طريقي در بحث شركت كنند و وجودشان حائز اهميت تلقي شود . بعضي مطالب درسي را صرفا براي آنها آماده كنيد و پيشاپيش اطمينان حاصل كنيد كه در سطوح ساده تري هستند ، به اين اميد كه اين گروه از شاگردان پاسخ درست بدهند ( و يا حداقل پاسخي كه زمينه بحث بيشتر را فراهم كند ) . در اين حالت مي توان آنها را تشويق كرد ، به ويژه وقتي كه پاسخ آنها به پيشبرد بحث كمك كرده باشد . در نتيجه ، ديگران خواهند ديد كه شاگردان ضعيف تر با موفقيت در بحث شركت كرده اند و خودشان نيز يقينا احساس بهتري نسبت به خود خواهند داشت .

بسيار اهميت دارد كه از شركت اين گروه از شاگردان در بحث هاي كلاسي قدر داني شود ، به ويژه آنهايي كه معمولا نمي توان به آساني به كارشان گرفت يا كساني كه شركت كردن در بحث هاي كلاسي را دشوار مي بينند و به هر جهت ، بعضي شاگردان براي صحبت كردن در كلاس جرئت زيادي لازم دارند . يك جمله ستايش آميز ، يك تلفن به خانه شاگرد ، دادن يك نمره خوب ، يا يك كارت تشويق براي فعاليت هاي مثبت آنان در كلاس و مدرسه ، از جمله شيوه هايي است كه مي توان به وسيله آنها از مشاركت بچه ها قدرداني كرد . اهميت مشاركت را با فرد فرد شاگردان در ميان بگذاريد و در اين زمينه براي هر كدام تكاليفي تعيين كنيد . حتي در صورت امكان از فرصتي استفاده كنيد و موضوع مشاركت را با معلمين مدرسه نيز مطرح كنيد . بگذاريد شاگردان دريابند كه آنچه را از آنها مي خواهيد تا در كلاس انجام شود بايد به كل برنامه درسي شان تسري پيدا كند . به عبارت ديگر ، آنچه را مي توانند در كلاس شما اجرا كنند در ديگر كلاسها هم انجام دهند .

14

فن سوال كردن و استفاده از وقت انتظار
حتي بسياري از معلمين با تجربه اذعان دارند كه به هنگام آغاز تدريس در كلاس جديد و به هنگام ايستادن در برابر شاگردان تا حدي دچار اضطراب مي شوند . در خلال صحبت هايشان مي توان دريافت كه در بسياري از موارد در اولين جلسات درس همواره نوعي دستپاچگي و شتاب زدگي وجود دارد . در استفاده از روش پرسش و پاسخ هم در ابتداي كار به دليل جديد بودن موقعيت و فقدان شناخت كافي از شاگردان ، اين هيجان زدگي و شتاب زدگي ديده مي شود . سيل سوالات به سرعت به سمت شاگردان سرازير مي شود بي آن كه آنان فرصت يابند تا در باره پاسخ ها بينديشند . اين رفتار را ضرب در ده كنيد تا دريابيد احساس معلمين بي تجربه در كلاس هاي جديد چگونه خواهد بود . همين فقدان اعتماد به نفس و اضطراب معلم نقش عمده اي در افزايش سوئ رفتار و بي نظمي در كلاس دارد . اي كاش مي شد به داشتن اعتماد به نفس تظاهر كنيم و به جاي آن كه ديوانه وار و به سرعت درس را به پايان برسانيم ، كار را آرام تر به پيش ببريم .

علاقه من به سوال كردن به مثابه ابزاري براي كنترل شاگردان سبب شده است كه بيشتر به بررسي مفهوم ( وقت انتظار ) بپردازم و طي يك دوره بيست ساله در موقعيت هاي مختلف از كلاس هاي ابتدايي تا سطوح دانشگاهي مفهوم ( وقت انتظار ) را بيازمايم . اما ( وقت انتظار ) چيست ؟ و چرا اهميت دارد ؟ از تحقيق هاي مختلف بر مي آيد كه نوعا اكثر معلمين تنها يك ثانيه يا كمتر ، بعد از طرح هر سوال مكث مي كنند و نيز پس از پاسخ شاگرد ، در كمتر از يك ثانيه سوال شفاهي بعدي را مطرح مي كنند . بنا بر نظر زيمفر و هووي وقتي معلم سه ثانيه يا بيشتر مكث مي كند تاثيراتي حاصل مي شود از جمله :

ــ زمان پاسخ دانش آموزان بين ۳۰۰ تا ۴۰۰ درصد طولاني تر مي شود .

ــ دانش آموزان آمادگي بيشتري براي مستدل كردن پاسخ هايشان پيدامي كنند .

ــ دانش آموزان به سوالات بيشتري پاسخ مي دهند .

ــ دانش آموزان بيشتري با شاگردان ديگر در مورد كارهايشان صحبت مي كنند .

ــ پاسخ هاي غلط شاگردان كمتر مي شود .

ــ تعداد دانش آموزان داوطلب پاسخ گويي بيشتر مي شود .

ــ معلم نياز كمتري به انجام اقدامات انضباطي پيدا مي كند .

كار آمدي اين شيوه در ايجاد انضباط در شاگردان نيز روشن است چرا كه كمتر احتمال دارد كه آنان از كلاس منقطع شوند و مشكلات رفتاري ايجاد كنند اگر :

ــ در اين جلسات پرسش و پاسخ به سوالات بيشتري جواب دهند .

ــ براي پاسخ هايشان طرحي منطقي پيدا كنند .

ــ سوالات بيشتري بپرسند .

ــ با همكلاسي هايشان در باره آن كار بيشتر صحبت كنند .

ــ و در درس مشاركت بيشتري داشته باشند .

بدين ترتيب در مي يابيد توجه به زمان انتظار براي معلمين چه نتايج بزرگي خواهد داشت . اساسا ، اگر اين قدر در خود اعتماد به نفس ايجاد كنيد كه پيش از پرداختن به سوال بعدي ، دو سه ثانيه اي صبر كنيد ، ثمره اش براي شما داشتن شاگرداني خواهد بود كه بيشتر به درس مي پردازند .

اميدوارم كه راهبرهاي مذكور اهميت شركت دادن كامل شاگردان در درس را روشن كرده باشد . آنچه از اين تحقيق به روشني بر مي آيد اين است كه درگير شدن كامل شاگرد با درس موجب كاهش چشمگير بي انظباطي مي شود و يكي از موثرترين شيوه هاي كنترلي است كه معلم مي تواند در اختيار داشته باشد

بخش سوم
اهميت محيط فيزيكي

از ديرباز بر اين باور بوده ام كه معلمين ، آگاهانه يا ناخود آگاه ٬ شخصيت و سليقه هاي شخصي خود را بر اصول تدريسي شان تحميل مي كنند . احتمال دارد اين كار تاثيرات مثبت يا منفي داشته باشد . مثلا كلاسي كه نور كافي دارد و در آن همه چيز به خوبي چيده شده و در شاگرد ايجاد انگيزه مي كند . در يادگيري نقش مهمي دارد . برعكس ، كلاس به هم ريخته و كم نور در واقع فضاي كاري منفي در بين شاگردان ايجاد مي كند .

هركس كه دركي كه از قدرت برنامه تحصيلي پنهان دارد مي داند كه محيط فيزيكي مدرسه مي تواند تاثيري شگرف بركيفيت ياددهي و يادگيري داشته باشد . نحوه چيدن ميز و صندلي ها ، ترتيب نشستن شاگردان ، شرايط عمومي كلاس و نظافت آن ، همه نقشي در ارسال پيام مثبت يا منفي به شاگردان در باره انتظاراتي كه از آنها داريد خواهند داشت . بنابراين ، سوال بزرگ اين است كه : ( كلاس درس تان چه چيزي در باره شما به شاگردان تان مي گويد ؟ )

وقتي كه طرح كلاس درس تان را مي ريزيد لازم است در باره راحتي كار و حركت شاگردان تان در كلاس كمي فكر كنيد و بهتر است در باره فاصله ميزهاي بچه ها از هم و راه رفت و آمد آنها از قبل تصميم گيري كنيد .سعي كنيد ميز و صندلي ها را طوري بچينيد كه حركت شاگردان در بين آنها آسان باشد و احساس كنند كه كلاس بزرگ است . قبل از شروع كار بهتر است چند سوال مهم از خود بپرسيد :

ــ آيا شاگردان مي توانند بدون بر خورد با شاگردان ديگر يا وسايل شان در كلاس حركت كنند ؟

ــ آيا به منابع و وسايل آموزشي به راحتي دسترسي دارند ؟

ــ آيا شاگردان مشكل ساز در جاي مناسبي قرار گرفته اند ؟

ــ آيا مي توانيد بي آنكه جاي شاگردان را تغيير دهيد تجهيزات اضافي مثل ويدئو و پروژكتور و غيره را به كلاس بياوريد و استفاده كنيد ؟

همه ما به عنوان معلم از گرفتاريهايي كه در صورت برخورد فيزيكي شاگردان در حين تدريس پيش مي آيد باخبريم . با كمي تدبير مي توان از بسياري از اين عوامل مخل تدريس اجتناب كرد و درس را در محيطي بسيار آرام تر به پيش برد .

بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد كه ( عادي شدن ) را مي توان به عنوان روشي عالي يراي تثبيت نظم و كنترل كلاس به كار برد . سريعا بايد به شاگردان آموخت كه كجا مي توان همه منابع و لوازم تدريس را پيدا كرد . به اين دليل با انجام كاري ساده ، مثل زدن برچسب روي كمد ها و كشو هايي كه وسايل آموزشي در آن قرار دارد ،مي توان بسياري از مشاجرات را خاتمه داد . چند بار برايتان پيش آمده كه وسط درس شاگردي از شما بپرسد ( آقا ، كاغذ خط دار كجاست ؟ ) يا ( خانم ٬ مداد رنگي ها را كجا مي گذاريد ؟ ) و بعد مجبور مي شويد كه كارتان را تعطيل و پاسخ اين شاگردان را بدهيد ؟ واضح است كه اگر شاگردان برحسب عادت بدانند كه مواد آموزشي كجا هستند ، چگونه آنها را بردارند و چگونه آنها را سر جايشان بگذارند در كار تدريس تسهيل زيادي صورت مي گيرد . معلماني را ديده ام كه با زحمت بسيار ، توجه و علاقه مندي همه كلاس را جلب مي كنند ، ولي همين كه مي خواهند درس را شروع كنند شاگردي در مورد جاي يك وسيله آموزشي سوالي مي كند و آنها مجبور به قطع روند تدريس مي شوند .

محيط كلاس مي تواند و بايد موجب رضايت و لذت شما بشود . بايد آثار شاگردانتان را روي ديوارهاي كلاس به شكل زيبا و جذابي به نمايش بگذاريد . اگر خود با گرافيك و هنر آشنايي نداريد ، از كساني كه در اين زمينه دست اندر كار هستند . كمك بخواهيد . يادتان باشد كه هر چند وقت يكبار اين آثار را تعويض كنيد تا پيشرفت هاي شاگردان نيز به نمايش در آيد . آما چرا اين كار مهم است ؟

ستايش و ابراز شادماني از موفقيت هاي شاگرد ٬ درس عبرتي براي شاگردان ديگر خواهد بود . اما حسن آن به همين مورد ختم نمي شود . اين كار مي تواند سهم شاگرد را در فرآيند تدريس افزايش دهد و موجب كاهش ميل به كناره گيري از امور كلاس شود . در عين حال ، هر گونه خط خطي كردن يا نقاشي كشيدن روي ديوارها را با جديت پيگيري كنيد . در بخش اول در مورد تثبيت رفتار و انتظارات خودتان صحبت كرديم . اگر كوچك ترين خط خطي كردني را بدون پيگيري بگذاريد يا حد اقل ، عدم رضايت خود را نشان ندهيد ، در ميان شاگردان تثبيت مي شود كه اين رفتار در كلاس شما قابل قبول است . وقتي معروف بشود كه از اين نوع رفتار به آساني نمي گذريد ٬ در آينده ديگر در اين زمينه مشكلي نخواهيد داشت :

ــ از امكانات فيزيكي كلاس درس براي انتقال ارزش هايتان به شاگردان استفاده كنيد .

ــ قوانين و ضوابط كلاس و مدرسه را روي تابلوي اعلانات كلاس نشان دهيد . مجموعه اي از ضوابط و روش هاي كاري تان را بر ديوار نصب كنيد .

ــ از هر فرصتي براي نمايش توصيه ها و راهنمايي هايتان در باره كار شاگردان در كلاس استفاده كنيد .

دوباره به بحث اهميت برنامه تحصيلي پنهان در تثبيت هنجارها ، ارزش ها و مهارت هاي لازم در حوزه تدريس شما برمي گرديم :

ــ چقدر به طرح و شكل ميزتان توجه نشان مي دهيد ؟

ــ آيا اين طرح و شكل براي فعاليت مورد نظرتان مناسب است ؟

ــ آيا شاگردان از نظر روابط اجتماعي بيش از حد در كلاس راحت هستند ؟

ــ هر چند وقت يكبار طرح ميزتان را عوض مي كنيد؟

براي مثال ، ميز كار گروهي ٬ كه تعامل شاگردان در آن زياد است ٬ مناسب زماني نيست كه مي خواهيد با آنها به تنهايي يا دونفره كار كنيد . البته روشن است كه در يك برنامه سنگين و فشرده تدريس نمي توان از شخص شما انتظار داشت كه وضع فيزيكي كلاس را براي تك تك درس ها تغيير دهيد . با اين حال ، مي توان چند طرح را در نظر گرفت و با شماره گذاري آنها و به كمك مبصر هاي كلاس در طي چند هفته آنها را آماده كرد :

ــ چقدر اطمينان داريد كه شاگردان تخته سياه يا تصوير ويدئو را از جايي كه نشسته اند به خوبي مي بينند يا به راحتي صداي ضبط را مي شنوند ؟

ــ آيا مثلا نور پنجره ، كيفيت تصوير تلويزيون را پايين نمي آورد ؟

ــ آيا اورهد ديدن تخته سياه يا وايت برد را با مشكل مواجه نمي كنند ؟

لازم است مرتبا اين موارد را جداگانه ٬ و همراه با تغييراتي كه در نحوه چيدن ميز و نيمكت ها صورت مي گيرد ، در طي دوره تحصيلي مرتبا كنترل كنيد . امكان دارد همه اين موانع در جريان تدريس خلل ايجاد كند و فرصتي براي شاگردان براي جدا شدن از درس يا پرت كردن حواس ديگران به وجود آورد .

يكبار ديگر به آنچه شاگردان در مورد اهميت محيط فيزيكي در معادله يادگيري - ياددهي گفته اند مراجعه كنيد .

من جزء آن دسته از معلمين خوش شانسي هستم كه اتاق تدريس خاص خودم را دارم . تنها دو سال پيش بود كه به خاطر مشكلات برنامه هفتگي از من خواسته شد كه يك درس را در كلاس ديگري برگزار كنم . خيلي زود معلوم شد كه كيفبت ياددهي - يادگيري در آن درس كه در كلاسي بيگانه برگزار مي شد بسيار پايين تر از حد معمول درس هاي ديگرم بود . علاقمند بودم كه بدانم آيا شاگردان نظرات متفاوتي نسبت به دو كلاس دارند يا خير و اين كه چگونه اين استنباط برنگرش ، رفتار و انگيزه هاي آنها تاثير مي گذارد .همين سوالات پايه چند بررسي در كلاس هاي پايين تر شد كه شيوه كار و منطق آنها در مقاله من در باب تاثير محيط فيزيكي بر رفتار دانش آنش آموزان مفصلا آمده است .

ضروري است به طور خلاصه تصويري از محيط فيزيكي كلاسي كه يك درس خود را در آن برگزار كردم به دست دهم . ميزها در چند رديف رو به روي تخته وايت برد كوچكي قرار داشتند . اين وايت برد آن قدر بزرگ نبود كه بتوان از آن براي نمايش اسلايد يا اورهد استفاده كرد ،هر چند مي شد مطالب درسي را روي آن نوشت . تخته سياه و پرده ويدئو پروجكشن در عقب كلاس قرار داشت كه اگر قرار بود از آنها استفاده شود بايد بچه ها صندلي شان را كاملا بر مي گرداندند . پريز برق فقط در جلو كلاس قرار داشت و لذا نمي شد به طور همزمان از ويدئو ، تلويزيون و اورهد استفاده كرد . معلم آن كلاس اگر چه فردي با تجربه بود ، اما سرش شلوغ بود و وقت آن را نداشت كه روي ميزش را مرتب كند . همين موارد در مشاركت موثر شاگردان ايجاد اختلال مي كرد ، چرا كه پيدا كردن جا براي كتاب هاي درسي و ديگر مواد آموزشي و مرتب چيدن آنها دشوار مي شد . در چنين بافتي بود كه تحقيق مذكور انجام شد . تعدادي از شاگردان را انتخاب كردم و از آنها خواستم كه پرسشنامه اي را تكميل كنند . در هر مورد به آنها توضيح دادم كه اگر چه پاسخ مشخصي براي سوالاتم مي خواهم ، اما نظرات جانبي آنها در مورد هر موضوعي كه به نحوي به اين تحقيق مربوط باشد برايم ارزشمند است . يافته هاي اين تحقيق به قرار زير است :

هفت نفر از هشت پاسخگو حس مي كردند كه كيفيت ياددهي - يادگيري به مقدار قابل توجهي در كلاسي كه در آن مهمان بودند پايين تر بوده است . به نظر آنها دليلش بيشتر اين بود كه شاگردان نمي دانستند كه وسايل كار كجا است . بعضي از شاگردان به دشواري هاي حاصل از اين عامل چه براي خود و چه براي من اشاره كرده بودند . يكي از شاگردان بر ( وقفه در جريان درس ) تكيه كرده بود و مرا وقتي كه در حين تدريس دنبال چيزي مي گشتم و پيدا نمي كردم و عصبي شدنم را توصيف كرده بود . دو نفر ديگر به صراحت كفته بودند كه من وقتي دنبال وسايل مي گشتم يا مي خواستم جايي پيدا كنم كه وسايل را بگذارم يا پروژكتور اورهد را در جايي مناسب بگذارم تا چه حد عصبي مي شدم . يكي نيز گفته بود كه اين تنش مشخصا تاثيري منفي بر كيفيت روابط معلم - شاگرد در كلاس گذاشته بود و توضيح داده بود كه مدت زماني كه براي آماده كردن كلاس جديد هدر مي رفت موجب آن مي شد كه شاگردان توجهي را كه معلم به فرد فرد آنها در كلاس هاي معمول جغرافي نشان مي داد از دست بدهند . اين نظر را شاگرد ديگري با گفتن اين نكته تاييد مي كرد كه :

احساس مان اين بود كه مي توانيم آزادتر باشيم ، چرا كه جو كلاس تغيير كرده بود و توجه شما بيشتر روي تهيه وسايل آموزشي بود تا به شاگردان .

وي از كمبود فضاي كلاس شكوه كرده بود و از مزيت هاي كلاس هميشگي جغرافي خود گفته بود كه:

ما با كلاس اصلي خودمان آشنا هستيم . كلاس ما جادارتر است و جو كاري بهتري دارد . مي دانيم كه وسايل كجا است و وقت چنداني صرف پيدا كردن يا آوردن آنها نمي كنيم .

همه شاگردان احساس مي كردند كه رفتن به كلاس ديگر تاثير منفي بر انگيزه ها و رفتارشان دارد . دو نفر ذكر كرده بودند كه اين كلاس را بيشتر يك كلاس غير رسمي و جبراني مي ديدند تا يك كلاس عادي جغرافي . نوشته بودند كه در مقايسه با كلاس هميشگي شان آرامش كمتري داشتند ، سر و صداي بيشتري مي كردند ، شاگرد ديگري هم مطالبي در مورد تاثير منفي فضاي آموزشي بر رفتار و انگيزه هاي شاگردان نوشته بود .

شاگرد ديگري مشاهدات زير را ارايه داده بود :

فكر مي كنم كه رفتار و انگيزه هاي شاگردان افول كرده بود ، چرا ؟ نمي دانم . شايد رفتارها در ظاهر تغيير چنداني نكرده بودند ، اما مي توانستم تفاوتي را تشخيص بدهم . آدم خيلي راحت حواسش پرت مي شد و اين سوال برانگيز بود . به نظرم كمتر از كلاس هميشگي مان كار مي كرديم ، چرا كه محيط كلاس خودمان روشن تر و جادارتر بود ، در حالي كه در كلاس جديد جايمان تنگ بود و نمي دانستيم كه وسايل كجا هستند .

خوب ، همه اين نظرات برچه چيزي دلالت دارند ؟ شايد اين همه مطلب تاكيدي بر آن گفته من باشد كه محيط فيزيكي تاثير قابل توجهي بر نگرش ها ، انگيزه ها و رفتارهاي شاگرداني دارد كه در آن محيط هستند . كلاس مرتب و به سامان شالوده اي محكم براي نظم و انضباط شاگردان است . همكاران من نيز كه هر كدام معلمين عالي رتبه اي هستند بر اين اصل اتفاق نظر دارند كه در كلاسي كه ايجاد انگيزه نمي كند و فاقد نظم و ترتيب است ، كار كردن با شاگردان و ايجاد جوي مثبت بسيار دشوار است .

درست است كه اگر مجبور باشيم در كلاسهاي مختلف تدريس كنيم در مورد محيط فيزيكي يادگيري كار چنداني نمي توانيم بكنيم ، اما حداقل مي توانيم قدر كلاسي را بدانيم كه به خودمان تعلق دارد و سعي كنيم از اين امكان يادگيري براي شاگردان حداكثر بهره را ببريم . خلاصه اين پيام جمله ساده اي است ( از كلاس تان به عنوان پايه و اساس ياددهي و يادگيري خلاق حداكثر استفاده را بكنيد . همه كس اين قدر خوش شانس نيست كه كلاسي از آن خود داشته باشد . )

بخش چهارم
دستيابي به برتري رواني
17

وقت شناسي
چند بار در زندگي تان در موقعيتي مشابه وضعيت زير قرار گرفته ايد ؟ به جلسه اي مهم دير رسيده ايد و مي بينيد كه ديگران همه زود رسيده و سخت مشغول پرداختن به دستور جلسه هستند . همين كه وارد اتاق مي شويد ، سنگيني نگاه ديگران را بر خود احساس مي كنيد . حسابي دستپاچه و ناراحت مي شويد ، چرا كه خود را از آن گروه مجزا مي بينيد .

در جمع همكاران اين احساس چندان طولي نخواهد كشيد . آنها معمولا هر كاري از دستشان برآيد مي كنند تا شما احساس راحتي كنيد و خود را در جمع شان پذيرفته شده ببينيد . جوانان دانش آموز البته اين قدر سخاوتمند نيستند . در آن فرصت كوتاه پيش از آمدن شما به كلاس ، مجموعه اي از هنجارها و رفتارها و پيوستگي هاي جمعي را بين خود تثبيت مي كنند و لذا در مقابل جايگزين كردن آنها با چيزي كه ( خودي ) نمي دانند مقاومت حواهند كرد . به عبارت بهتر ٬ آنها به ( برتري رواني ) دست يافته اند .

دير رفتن به كلاس ، جدا از آن كه نسبت به شاگردان كاملا بي احترامي است ، سياست خيلي بدي نيز در مديريت كلاس است . وقت شناسي تاكيد بر آن است كه شما در ( قلمرو خود ) حضور داريد و آماده ايد كه با ( ضوابط خودتان ) با شاگردان برخورد كنيد . و ( برتري رواني ) عمدتا با شماست . اگر دير به كلاس برويد مجبور خواهيد شد كه وقت ارزشمند تدريس را صرف پس گرفتن ( برتري رواني ) شاگردان كنيد . خوب ، چرا اين دردسرها را براي خود ايجاد مي كنيد ؟ البته هنگامي كه معلم مجبور است از كلاسي به كلاس ديگر برود ، خواه نا خواه ، در مواردي تاخير خواهد داشت . اما قطعا به بچه ها بر خواهد خورد اگر بدانند كه تاخير شما مثلا براي اين بوده كه خواسته ايد سر راه تان در اتاق كاركنان يك چاي ديگر بخوريد . در صورت تاخير ،توصيه من اين است كه خودتان الگو شويد و با ذكر دليل تاخيرتان از كلاس عذر خواهي كنيد . اين كار برخورد شما را با شاگرداني كه دير مي آيند آسان تر مي كند . هميشه طوري با مسئله تاخير برخورد كنيد كه براي شاگردان مسلم باشد كه وقت شناسي اصل مهمي است . با اين حال ، اين كار را طوري انحام دهيد كه در جريان تدريس خللي ايجاد نكند . حتي صرف گفتن اين جمله كه با كساني كه دير مي آيند بعدا برخورد خواهيد كرد ، ديدگاه شما را در مورد تاخير به كل كلاس منتقل مي كند . به هر حال ، يك بار ديگر تاكيد مي كنم كه پيگيري اين موضوع در عمل و فراموش نكردن آن بسيار مهم است . اصل ( قاطعيت و نه شدت عمل ) را هميشه به ياد داشته باشيد .

18

شاگردانتان را به اسم بشناسيد
براي كنترل خوب كلاس درس ، دانستن نام شاگردان مطلقا ضروري است . ل

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۶:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

در اين وب متن كامل كتاب managing your classroom اثر dixie gerard كه در سال 2003 نوشته شده و جناب آقاي مجتبي فرداد دوست عزيز آنرا ترجمه كرده اند را ملاحظه خواهيد كرد .

ترتيب مطالب به شرح زير است :

مقدمه

۱- مرحله تثبيت

ــ مرحله تثبيت چيست و چه اهميتي دارد ؟

ــ چرا اولين جلسه درس اين همه اهميت دارد ؟

ــ چرا وجود ضوابط و روش كار مشخص براي دانش آموزان ضروري است ؟

ــ وقت حضور و غياب

ــ وقتي شاگردان به كلاس وارد مي شوند

ــ ارايه دستورالعمل به كلاس

ــ ايما و اشارات ، فنون كلامي و كنترل كلاس

۲- نقش سوال كردن به عنوان ابزاري در مديريت كلاس درس

ــ ايجاد فضاي همياري

ــ راهبردهايي براي افزايش يادگيري هاي مبتني بر همياري در كلاس

ــ الگوي اجزاي سازنده

ــ تغيير فرهنگ

ــ فن سوال كردن و استفاده از وقت انتظار

۳- اهميت محيط فيزيكي

۴- دستيابي به برتري رواني

ــ وقت شناسي

ــ شاگردان را به اسم بشناسيد

ــ در مورد ساختار درستان بينديشيد

ــ از تشويق استفاده موثر بكنيد

ــ ايجاد تنش مفيد در درس

ــ چرخيدن در كلاس و زير نظر داشتن شاگردان

ــ استفاده از مكث و زمان تاثير

۵- نتيجه گيري

مقدمه

معلمين به ندرت فرصت اين را پيدا مي كنند كه بنشينند و در باره كارشان فكر كنند . راستش اين است كه من هم طي سي سالي كه به كار تدريس پرداخته ام كمتر وقت و موقعيتي براي انديشيدن در باره جنبه هاي متنوع كارم به عنوان معلم داشته ام .تحقيقي كه براي كسب مدرك تحصيلي دانشگاهي ام و نيز براي نوشتن كتاب حاضر انجام داده ام به تازگي اين فرصت را براي من فراهم آورده كه در مورد موضوعات وسيعي كه به كارم مربوط مي شود به تفكر بپردازم .يكي از اين موضوعات كه اساس اين كتاب را تشكيل مي دهد و من تماما بر آن تمركز كرده ام چيزي است كه زيمفير و هووي از آن به عنوان ( كفايت فني معلم در كلاس ) ياد كرده اند .به عبارت ديگر ، مي خواهم برآنچه معلمين با تجربه ( كنترل تاكتيكي ) مي نامند متمركز شوم.

لازمه كنترل تاكتيكي آن است كه معلم روشي نظام مند و عملي براي مديريت كلاس اتخاذ نمايد و شالوده اي را پي ريزي كند كه در آن بي نظمي و رفتار ناپسند دانش آموز كمتر مجال وقوع پيداكند . در اين كتاب من به بررسي كارهاي عملي زيادي پرداخته ام كه معلمين مي توانند براي جلوگيري از بروز بي نظمي در بين دانش آموزان خود انجام دهند .

بنابراين ، در پاسخ به سوالات زير راهنمايي هايي ارايه شده است :

ــ چرا مرحله ( تثبيت ) براي كنترل و نطم كلاس بسيار با اهميت است ؟

ــ چرا ( حركات بدن ) وجه مهمي از كنترل كلاس را تشكيل مي دهد ؟

ــ چگونه مي توان سوال كردن را به صورت ابزاري موثر در مديريت كلاس به كار گرفت ؟

ــ نقش ( تنش مفيد ) در كمك به كنترل كلاس چيست ؟

ــ ( محيط فيزيكي ) چقدر در كنترل كلاس اهميت دارد ؟

به علاوه قصد دارم بر جنبه هايي از مديريت كلاس كه مانع پيش آمدن بي نظمي شاگردان در كلاس مي شود نيز تمركز كنم ــ چيزي كه دوست دارم آن را ( كنترل از راه پيش بيني ) بنامم ، يعني آنچه را كه ممكن است در درسي مشكل ساز شود پيش بيني و براي رفع آن برنامه ريزي كنيد .

اما منظور از واژه ( كنترل كلاس ) دقيقا چيست ؟ با توجه به اهداف اين كتاب ، منظور آن است كه :

ــ توانايي جلب توجه كامل شاگردان را در كلاس در هر لحظه و هر جا بخواهيد ، داشته باشيد .

ــ اطمينان داشته باشيد كه در موقعيت هاي آزاد يادگيري ، اقتدارتان كاهش نخواهد يافت .

ــ و بتوانيد روابط غير رسمي خوبي با شاگردان در كلاس بر قرار كنيد ،ضمن آن كه قادر باشيد هر وقت لازم باشد به شرايط رسمي و تحت كنترل بر گرديد .

اما اين كتاب براي چه كساني نوشته شده است ؟ در وهله اول ، مخاطب اين كتاب معلميني هستند كه در ابتداي راهند ــ يعني دانشجويان تربيت معلم ، معلمين جديدالاستخدام و معلميني كه يكي دو سال تجربه كاري دارند . با اين حال تاكيد مي كنم كه آنچه گفته ام به همه معلمين در هر سني و با هر تجربه اي مربوط مي شود . قطعا اين گفته ها براي آنها بي فايده نخواهد بود .

1

بخش يكم
مرحله تثبيت
2

مفهوم مرحله تثبيت و اهميت آن
در مدرسه اي كه من در آن كار مي كنم ،معلمين تازه كار ، به عنوان بخشي از برنامه توجيهي خود ، فرصت پيدا مي كنند كه به مشاهده كار همكاران با تجربه تر خود در كلاس درس بپردازند . در جلساتي كه بعد از اين مشاهدات براي بحث در باره نتايج كار تشكيل مي شود بسياري از معلمين تازه كار از اين كه معلمين با تجربه ظاهرا چه آسان شاگردانشان را در كلاس كنترل مي كنند ابراز شگفتي و تعجب مي كنند .آنان كه خود در اين زمينه بي تجربه هستند سعي مي كنند عاملي را كه باعث مي شود معلمين با تجربه جوي آرام ، كاري و هدفمند را در كلاسشان بر قرار كنند، پيدا كنند .جالب اين است كه گاهي اين كلاس همان كلاسي است كه معلمين كم تجربه با آن مشكل فراوان داشته اند .

بعضي از معلمين تازه كار ، اين قابليت را مرهون شان و مقام اجتماعي معلمين مورد مشاهده مي دانستند . هر چند نمي توانستند موفقيت معلمين با تجربه اما فاقد اين جايگاه اجتماعي را توجيه كنند .عده اي ديگر قدرت كنترل اين معلمين را معلول جذبه آنان مي ديدند. من در عين حال كه مي پذيرم جذبه معلم اغلب مي تواند نقش مهمي در كنترل و انگيزش شاگردان داشته باشد ، معتقدم كه براي داشتن كلاسي كه منظم و به اصطلاح هميشه روي غلطك باشد كافي نيست . در طي سالها شاهد بوده ام كه بعضي از معلمين ارشد و پر جذبه براي اداره موثر كلاسشان به زحمت افتاده اند . اين معلمين به جاي آن كه به مقوله مديريت كلاس به شيوه اي متعادل تر و جامع تر نگاه كنند ، بيش از حد به توانايي هاي خود در انجام امور روزمره مدرسه تكيه مي كردند . آري چيزي بيش تر مورد نياز است ، اما چه چيز ؟ خوب ، پاسخ اين سوال به سختي موشك هوا كردن نيست . همه چيز به روشي بر مي گردد كه اين معلمين توانسته اند با آن در همان مراحل اوليه كار در آغاز سال تحصيلي ضوابط و مقررات خود را در كلاس تثبيت كنند .اين فرآيند جامعه پذيري را ( مرحله تثبيت ) مي ناميم .( چيزي كه اعمال آن در فرآيند ياددهي ، يادگيري امري حياتي محسوب مي شود ).شما چه دانشجو باشيد ،چه معلم جديدالاستخدام و چه معلم با تجربه ، قبل از تشكيل اولين جلسه درس بايد براي مرحله تثبيت برنامه ريزي كرده باشيد .

3

چرا اولين جلسه درس اين همه اهميت دارد؟

وقتي معلمي ،صرف نظر از ميزان تجربه اش ، براي اولين بار جلو كلاسي مي ايستد نوعي فرهنگ يادگيري را ايجاد مي كند كه تا پايان رابطه كاري بين معلم و شاگرد تثبيت مي شود و ادامه خواهد يافت .wragg در مورد نياز معلمين به داشتن مهارت در حوزه مديريت تاثير گذاري سخن گفته است .gaffman نيز به تبيين مراحل مديريت تاثيرگذاري مي پردازد كه از همان جلسه اول شروع و در برخوردهاي بعدي ادامه مي يابد :

اولين تصوري كه فرد از خود در ذهن ديگران ايجاد مي كند ٫ وي را ملزم مي سازد تا مطابق آن تصوير عمل كند و تظاهر به ديگرگونه بودن را به كناري بگذارد .البته با گسترش تعامل بين طرفين در اين وضعيت خاص اضافات و تعديل هايي صورت خواهد گرفت . اما ضرورتا اين تغييرات بايد با مواضع اوليه طرفين اين تعاملات تعارضي نداشته باشد و بر مبناي آنها بنا شده باشد .

حال اين سخن در عمل چه معنايي خواهد داشت ؟ شايد به اين معنا باشد كه معلمين در هر سن و با هر تجربه اي بايد روشن كنند كه كيستند و چه اعتقاداتي دارند و از شاگردان خود چه انتظاراتي دارند .ثبات در نحوه معرفي خود به شاگردان ، حداقل تا وقتي كه موقعيت تان در كلاس تثبيت نشده است ، اهميت بسيار دارد . شايد در آن زمان بتوانيد كمي از آنچه ضروري تشخيص داده بوديد كوتاه بياييد .

اين روند فكري شايد شما را بر آن دارد كه از خود سوالاتي جدي و محققانه در باره شخصيت و رفتارهاي معلمي تان بپرسيد : آيا مغرور ، از خود راضي ،بي احساس ، تند مزاج ، بد اخلاق ، طعنه زن ، يكدنده و يا دمدمي مزاج نيستيد ؟ وقتي هم مي خواهيد رفتارهاي معلمي و آموزشي خود را بسنجيد بايد اعماق روح خود را جستجو كنيد و مثلا از خود بپرسيد :

ــ آيا با حالتي مطمئن ، هدفمند و با اعتماد به نفس وارد كلاس مي شويد ؟

ــ آيا به هنگام سخن گفتن با دانش آموزان از ژست هاي بدني استفاده مي كنيد ؟( آيا سر بالا ، چانه كمي رو به پايين ، شانه ها به سمت عقب و در وضعيتي راحت و مستحكم قرار دارند ؟ )

ــ آيا از مكث هاي حاكي از ترديد و دودلي و الفاظي مثل ؛ ام ؛ و ؛ا ؛ اجتناب مي كنيد ؟

ــ آيا لحن قاطع و صريحي داريد؟ آيا زير و بم صدايتان را براي جلب توجه شاگردان تغيير مي دهيد ؟

ــ آيا در كلاس طوري مي ايستيد كه بتوانيد همه كلاس را زير نظر داشته باشيد؟

ــ آيا با شاگردانتان ارتباط كامل چشمي بر قرار مي كنيد تا :

الف) آنها را با درس درگير كنيد

ب) مطمئن شويد كه دارند كارشان را انجام مي دهند و شيطنت و شلوغي نمي كنند .

ــ آيا از تكان دادن بيش از حد تنه و دست هايتان اجتناب مي كنيد ؟( اين كار موجب مي شود حواس شاگردان پرت شود . )

ــ آيا به شاگردان لبخند مي زنيد ؟

ــ آيا خصوصيات آزار دهنده اي مثل بازي كردن با موهايتان ، مشت كردن دست در شلوارتان و غيره داريد؟

ــ آيا اين حس را در شاگرد ايجاد مي كنيد كه نسبت به آنچه مي گوييد از نظر علمي اشراف داريد ؟

ــ و آيا حوصله شاگردان را سر مي بريد ؟

اين كه افراد چقدر سريع در باره ديگران به قضاوت مي پردازند هميشه مرا متعجب مي كند . من به عنوان معلم جامعه شناسي هميشه به جريان دسته بندي كردن در مدرسه علاقمند بوده ام و بخش عمده اي از مطالعات من نيز در مورد دسته بندي هايي بوده است كه معلمين از شاگردان كرده اند .در عين حال ، تفحص در راه و روش دانش آموزان در دسته بندي معلم هايشان به همان اندازه اهميت دارد .در بحثي كه اخيرا با شاگردان خودم در كلاس دهم داشتم از آنها پرسيدم كه چقدر طول مي كشد تا در باره معلم جديدشان به قضاوتي قطعي برسند . پاسخ هاي آنها تكان دهنده بود . عمده شاگردان در اين كلاس ها فقط بين سه تا ده دقيقه براي اين كار وقت لازم داشتند . و وقتي از آنها پرسيدم كه آيا ممكن است در آينده اين قضاوت تغيير كند تعداد اندكي از آنها گفتند در آينده احتمال تغيير قابل توجهي در قضاوتشان وجود دارد . اگر چه اين مثال تجربي و غير علمي است ، مي توان دريافت كه تاثير مثبت بر شاگردان در همان اول كار چقدر اهميت دارد .

اگرچند سالي در يك مدرسه بمانيد مسلما راحت تر مي توانيد از عهده مرحله تثبيت برآييد . شهرت معلميني كه خوب خود را تثبيت كرده اند اغلب از خودشان جلوتر حركت مي كند . بنابراين ، ارزش آن دارد كه در سالهاي اول كارتان در مدرسه براي اين مرحله كار بيشتري انجام دهيد . با اين حال ،با رفتن به مدرسه ديگر انتقال نتيجه اين زحمات چندان آسان نخواهد بود . wragg توضيح مي دهد كه چگونه حتي معلمين مجرب از اين كه تثبيت اقتدار ، ضوابط و قوانين شان در مدرسه جديد مشكل مي شود ابراز شگفتي مي كنند .در اين جا لازم است با معلمين رزرو همدلي كنيم ، چرا كه آنها در طول دوره كاري شان ( اولين برخورد ) هاي زيادي را تجربه مي كنند . اين اولين برخوردها اغلب تجربه هاي دردناكي هستند و معلمين آرزوي فراموش كردنشان را دارند .من با اين نظر wragg موافقم كه اين برخوردهاي اول براي معلمين امري شخصي است و تعجبي ندارد كه در مورد اين خصوصي ترين دقايق آغازين برخورد معلم و شاگرد تحقيق چنداني صورت نگرفته باشد .

از دير باز بر اين باور بوده ام كه مقدار توانايي معلم در درك و كنترل احساساتش در اولين برخورد با شاگردان ، رابطه مستقيمي با كيفيت روابط آينده آنها خواهد داشت . اين امر مي تواند تاثيرات مستقيمي بر كيفيت اداره كلاس و نظم آن داشته باشد . با توجه به اين ديدگاه از معلميني كه سوابق تدريس مختلفي داشتند خواستم احساسشان را قبل از مواجهه با كلاس هاي جديد در آغاز سال تحصيلي توضيح دهند . گزيده اي از اين پاسخ ها در زير آمده است .

اولين پاسخ را كسي داده كه شش سال رئيس توانمند يك گروه درسي بوده و بسيار صادقانه احساسش را قبل از شروع اولين جلسه كلاس توضيح داده است :

هميشه در آغاز سال تحصيلي بسيار نگران هستم ، مي ترسم كه شاگردان قابل كنترل نباشند و مجبور شوم كه در طول سال با آنها كشمكش داشته باشم . البته اين اتفاق هرگز نمي افتد ،اما همين حس مرا بر مي انگيزد كه در كلاس هايم تا حد امكان ضابطه مند و مقرراتي باشم . در كلاس نه بر محتواي دروس بلكه بر ضوابط و مقررات به عنوان اولويت نخست درس تاكيد مي كنم تا اطمينان حاصل كنم كه شاگردان و هم من مي دانيم كه هر كدام در چه جايگاهي قرار داريم .

شايد خوانندگان از خواندن پاسخ بعدي نيز كه معاون گروه داده است ، متعجب شوند . وي مردي بسيار لايق و مورد احترام است و ۲۴ سال تجربه دارد :

مي دانم كه در شب قبل از آغاز سال تحصيلي بد خواهم خوابيد . هر ساعت از خواب مي پرم و با وجود آن كه مي دانم شب قبل همه چيز را آماده كرده ام صبح زود پا مي شوم و مثل ايام بيماري ، به زور چيزي مي خورم . وقتي به مدرسه مي رسم احساس مي كنم كه حالم بد تر شده است . وارد كلاس كه مي شوم دهانم خشك مي شود . جلسات اول هرگز نمي نشينم . تصورم بر اين است كه بايد ترسناك جلوه كنم و چون كوتاه قد هستم ، فكر مي كنم وقتي آنها نشسته اند و من ايستاده ام بين مان تمايزي ايجاد خواهد شد . وقتي شاگردان وارد كلاس مي شوند دقيقا آنها را ورانداز مي كنم و در اولين فرصت به آنها مي گويم كه چه وسايلي بايد با خود داشته باشند و همين طور در باره رفتاري كه از آنها انتظار دارم صحبت مي كنم . سعي مي كنم آنها را وادار كنم كه در باره ضرورت وجود ضوابط در كلاس سخن بگويند و شايد هم خودم در اين زمينه مفصلا صحبت كنم . كابوس من هميشه اين است كه مبادا روز اول مدرسه دير برسم يا اين كه شاگردانم در روز اول معلم نداشته باشند . در پايان روز اول واقعا خسته مي شوم . انرژي عصبي يك ماه را در همان روز اول مصرف مي كنم .

دانش جويان و معلمين تازه كار ، از پاسخ بعدي جرئتي پيدا خواهند كرد . اين پاسخ را معلم ارشد ،مورد احترام و بسيار موفقي با ۲۵ سال سابقه تدريس داده است . با اين همه ، خيلي راحت نقاط ضعف خود را به رشته تحرير در مي آورد :

روز قبل از شروع سال تحصيلي واقعا عصبي هستم . شب قبل از آن هرگز نمي خوابم ( آن هم بعد از ۲۵ سال ) . فردا كه كار شروع مي شود اعتماد به نفس ندارم . هميشه سعي مي كنم كه جلو در ورودي مدرسه بايستم و بچه ها را به هنگام ورود به مدرسه ببينم تا شايد جريان كار برايم عادي شود . وقتي اولين بار با شاگردانم در كلاس مواجه مي شوم ٬ نگراني و عدم اطمينان وجودم را فرا مي گيرد . هميشه در مورد روش كارم در كلاس و انتظاراتي كه از آنان دارم صحبت مي كنم . در اين ميان كمي هم رياضي به كار مي گيرم تا بتوانم فرصت پيدا كنم كه نام آنان را هر چه سريع تر ياد بگيرم . اين رياضي چيز خيلي سختي نيست ، چيزي است كه آنها بتوانند از عهده اش بربيايند و با اشتياق بيشتري منتظر جلسه بعد باشند

آخرين پاسخ از آن معلمي است كه تجربه زيادي دارد و همه در مورد او نظر مساعدي دارند ، به طوري كه بسياري از كاركنان در مورد مسايل تدريس خود از وي راهنمايي و مشاوره مي خواهند :

هميشه ، حتي پس از اين همه سال ٬ گرفتن يك كلاس جديد تجربه اي نگران كننده است .... دوباره شروع شد . دوباره بايد مطمئن شد كه شاگردان مي دانند كه من كيستم و چه جايگاهي دارم . هرگز در كلاسي آرام نخواهم بود ، مگر آن كه اطمينان پيدا كنم كه از عهده آن كلاس بر مي آيم . هر بار كه در كلاس وقت اضافه بياورم و كلاس را زودتر تعطيل كنم ٬ در مي يابم كه باز در مورد محاسبه زمان لازم براي اين كه شاگردان نكات درس را فرا بگيرند اشتباه كرده ام . البته اين اتفاقي است كه پيش مي آيد ، چرا كه ارزيابي سرعت يادگيري شاگردان ، بسته به گروه دانش آموزان ٬ ممكن است خيلي هم طول بكشد . هنوز قبل از شروع كلاس دلشوره دارم . همان روز اول روش كار و ضوابط كلاس را توضيح مي دهم و مكررا در روزهاي بعد آنها را گوشزد مي كنم .

معلمين تازه كار چه چيزي را بايد از اين گفته ها دريابند ؟ اول از همه اين كه پذيرش ضعف ها اهميت دارد . توجه داريد كه كاركناني كه از نظر ديگران اعتماد به نفس بالايي دارند و به نظر مي رسد كه بر كار خود تسلط دارند ، در درون خود چنين احساسي را ندارند . به خاطر همين اعتبارشان است كه از آنها خواسته ام كه احساساتشان را با شما در ميان بگذارند . موكدا به شما توصيه مي كنم كه تجارب ، نگراني ها و ضعف هاي خود را چه به طور رسمي با معلم راهنمايتان و چه به طور خودماني با همكارانتان در ميان بگذاريد . با اين كار در مي يابيد كه تنها نيستيد و اميد است كه كمتر احساس انزوا بكنيد .

با اين همه ، صرفا درك احساساتتان به خودي خود كافي نيست . نكته مشترك در بين همه كساني كه پاسخ هايشان را در بالا آورديم اين است كه آنها علي رغم احساس عدم كفايت و امنيت ،سعي مي كردند كه با اين احساسات برخورد كنند ، چرا كه مي دانستند كوتاهي در انجام كار موجب از دست رفتن نظم و كنترل كلاس مي شود . آنها اين قدر تجربه داشتند كه بدانند اين احساسات قابل كنترل و موقتي هستند ،و حداكثر تا پايان اين سال تحصيلي ادامه خواهند يافت . لذا ارزشمند است كه خود را كاملا آماده كنيد و محكم و استوار بكوشيد آنها را عقب برانيد .

خوب ، وقتي با كلاس جديدي مواجه مي شويد چه بايد بكنيد ؟ مسلما كار را بايد به گونه اي شروع كرد كه تا پايان سال ادامه يابد . بايد ژست هاي مثبت اختيار كنيد و لحن مطمئن به كلامتان بدهيد و انتظارات خود را روشن و صريح به شاگردان بگوييد . اين موضوعات را در بخش دوم با جزئيات بيشتر بحث خواهيم كرد . اين نكته مهم را بايد در نظر داشته باشيد كه نبايد وارد كلاس شويد و يكباره فهرستي از انتظارات خود را براي شاگردان صادر كنيد بي آنكه منطقي را كه در پس اين انتظارات نهفته است برايشان توضيح دهيد . سعي كنيد اين نكته را به آنها تفهيم كنيد كه فرآيند ياددهي - يادگيري عمدتا بر مبناي مشاركت است و طرفين بايد براي دستيابي به موفقيت با هم ( بده - بستان ) داشته باشند . مفهوم حقوق و وظيفه را برايشان روشن كنيد .

در صفحه بعد قرار داد ( حقوق و وظايف ) را كه من با شاگردانم مي بندم آورده ام . اين قرارداد را ابتدا با اورهد براي بچه ها در كلاس نشان مي دهم . سپس به هر كدام نسخه اي از آن را مي دهم كه آن را امضا كنند و در طول سال هميشه با خود داشته باشند . لازم است كه در طي سال تحصيلي مرتبا به اين قرار داد مراجعه و نكات آن را به شاگردان يادآوري كنيم .

پس از آن كه ارزش كار گروهي را براي شاگردان توضيح دادم ، به اين نكته مي پردازم كه اين معلم است كه كنترل كننده فرآيند يادگيري - ياددهي است لذا پذيرش اصول زير براي شاگرد و معلم ضروري است :

ــ معلم مي تواند جاي نشستن شاگرد را تغيير دهد ؛

ــ معلم بايد نام تك تك شاگردان را بداند ؛

ــ به هنگام لزوم شاگردان بايد كاملا به مطالب توجه كنند ؛

ــ هيج گونه مزاحمتي براي كلاس پذيرفتني نيست ؛

ــ بين معلم و شاگرد بايد احترام متقابل برقرار باشد ؛

ــ هر شاگرد بايد احساس كند كه وجودش ارزشمند است و در فرآيند يادگيري كاملا لازم است ؛

ــ و براي دستبابي به اين اهداف تعيين مقررات و ضوابط در كلاس ضروري است .

قرار داد معلم - شاگرد

من چه انتظاراتي از شما دارم ؟

۱-انتظار دارم با من و ديگر شاگردان با ادب و احترام رفتار كنيد .

۲- انتظار دارم هر وقت كه از شما بخواهم نهايت توجه را به گفته هايم نشان دهيد . اين كار به يادگيري شما كمك مي كند .

۳- انتظار دارم با خودتان صادق باشيد و هر گاه كه اشتباه كرديد آن را بپذيريد ( اين كار بخشي از فرآيند يادگيري است ) .

۴- انتظار دارم تكاليفتان را سر موعد تحويل دهيد . ( اين امر به من كمك مي كند تا بتوانم به شما كمك كنم ) .

۵- انتظار دارم كه هميشه حداكثر تلاشتان را بكنيد . خيلي مهم است كه بتوانيد در پايان سال تحصيلي با غرور به عملكرد خود در سالي كه گذشت نگاه كنيد .

۶- انتظار دارم كه در صورت عدم رعايت موارد بالا ٬ عواقب زير را بپذيريد :

ــ به طور خصوصي با شما صحبت خواهم كرد .

ــ اگر ادامه دهيد ٬ به عنوان تنبيه شما را از كلاس اخراج خواهم كرد .

ــ با مدير مدرسه صحبت خواهم كرد .

ــ با پدر و مادرتان تماس خواهم گرفت .

با اين حال فرآيند ياددهي - يادگيري امري مشترك است و لذا شما هم حق داريد چيزهايي از من انتظار داشته باشيد :

۱- مي توانيد انتظار داشته باشيد كه با شما مودبانه رفتار كنم و حتي وقتي شما را شديدا مواخذه مي كنم احترامتان را نگه دارم .

۲- مي توانيد انتظار داشته باشيد كه من همه تلاشم را براي كمك به پيشرفتتان يا حل مشكلاتتان به كار بندم .

۳- مي توانيد انتظار داشته باشيد كه تكاليف و كارهاي شما را منظما بررسي كنم و نظرات سازنده اي در مورد آنها به شما انتقال دهم .

۴- مي توانيد انتظار داشته باشيد كه هر گاه اشتباهي بكنم ، از شما عذر خواهي كنم .

۵- مي توانيد انتظار داشته باشيد كه با شما در صورت بروز رفتار خطا و خلاف ادب ، با رعايت عدالت و انصاف بر خورد كنم .

امضا معلم امضا دانش آموز

4

چرا وجود ضوابط و روش كار مشخص براي دانش آموزان ضروري است ؟
در متون موجود در باره عملكرد مغز آمده است كه بخش تحتاني آن مسئول اعمال حياتي انسان است .هنگام ترس اين بخش از مغز فعال مي شود ، و اگر قرار است كه يادگيري واقعي صورت گيرد بايد اين بخش از مغز در آرامش به سر برد . از آنجا كه يكي از موانع يادگيري در شاگردان احساس ترس و عدم امنيت است ، بيان روشن ضوابط ، مقررات و انتظارات و نيز برخوردهاي به دور از از تبعيض و ثبات در روش كار نقش اساسي در كاهش حس عدم امنيت در ميان شاگردان دارد .

بر خلاف مقاومتي كه بسياري از نوجوانان در برابر ضوابط و مقررات از خود نشان مي دهند ، معتقدم كه بخش عمده اي از آنان به طور ناخود آگاه در دروس خود خواهان وجود مرزبندي و چارچوب هاي مشخص هستند . به اجرا در آوردن اين معيارها به طور مستمر مطمئنا مانع بروز رفتارهاي آزارنده ٬ غير اجتماعي و مخربي مي شود كه در ياددهي و يادگيري مطلوب اختلال ايجاد مي كنند . لذا ارزشمند خواهد بود كه وقت زيادي صرف تفكر در مورد ضوابط مورد نياز كلاستان كنيد .

براي نمونه ، براي هر يك از مراحل تدريس زير چه ضوابط مشخص و تعريف شده اي در ذهن داريد :

ــ وقتي داريد حضور و غياب مي كنيد .

ــ وقتي شاگردان در گروههاي كوچك با هم كار مي كنند .

ــ وقتي همه كلاس در مورد موضوعي واحد بحث مي كنند .

ــ وقتي شاگردان امتحان مي دهند .

ــ وقتي شاگردان كنفرانس مي دهند .

ــ وقتي شاگردان وارد كلاس و يا از آن خارج مي شوند .

ــ وقتي شاگردان فعاليتي را تمام مي كنند و به سراغ فعاليتي ديگر مي روند .

ــ وقتي شاگردان كارهاي فردي خود را انجام مي دهند .

ــ وقتي شاگردان رفع اشكال مي كنند .

ــ يا وقتي كه داريد در جلو كلاس درسي را مستقيما ارايه مي كنيد .

در زير مثال هايي از مقرراتي را آوردم كه من در كلاس هايم اعمال مي كنم . البته به ياد داشته باشيد كه صرفا اخذ مقررات ديگران و استفاده از آن در كلاس هايتان هميشه كار آمد نخواهد بود . بايد هويت خودتان را به سيستم اداره كلاس بدهيد .

5

وقت حضور و غياب
مرحله اول :خوب ببينيم كه آيا امروز همه حاضر هستند ؟ با اين جمله به شاگردان هشدار مي دهم كه انتظارم اين است كه ساكت باشند و در ضمن صحبت شان را تمام كنند .

مرحله دوم : به همه كلاس نظري مي اندازم تا مطمئن شوم شاگردان همه رو به من نشسته اند .

مرحله سوم : نام شاگردان را يكي يكي مي خوانم .

مرحله چهارم : تذكراتي كه مسئولين مدرسه داده اند را به بچه ها مي گويم .

مرحله پنجم : به بچه ها اجازه مي دهم آزام صحبت كنند .

6

وقتي شاگردان به كلاس وارد مي شوند

مرحله اول :آرام وارد كلاس شويد . ( در مورد خواسته هايتان دقيق باشيد . از به كار بردن عباراتي مثل ؛درست رفتار كنيد ؛ اجتاب كنيد )


مرحله دوم : كتب و وسايل را روي ميزتان بگذاريد .


مرحله سوم : بنشينيد و آماده درس باشيد .


مرحله چهارم : كارهايي را كه روي تخته سياه از شما خواسته شده انجام دهيد .


معلمين نه تنها بايد در مورد قوانين و ضوابط كارشان در كلاس صراحت و قاطعيت داشته باشند ،بلكه بايد به شاگردان تفهيم كنند كه دقيقا در اين مورد چه انتظاري از آنها دارند و چرا چنين ضوابطي بايد در كار باشد . در موارد بالا ، دليل اوليه اجراي اين ضوابط آن است كه يادگيري به طور موثر و با حد اكثر سرعت ممكن اتفاق بيفتد .

نكته ديگر اين كه وقتي با دانشجويان ، معلمين جديدالاستخدام و حتي با معلمين با تجربه در باره روش كار و ضوابط كلاس صحبت مي كنم ،تقريبا همه مي گويند كه اين موارد را براي شاگردان نمي نويسند .اما نبايد فراموش كرد كه دانش آموزان بيشتر از طريق ديدن ياد مي گيرند تا شنيدن .به اين دليل اگر مي خواهيد ضوابط و روش كار شما را ياد بگيرند ، بايد چيزي در جلو چشم آنها بنويسيد . علاوه بر اين نسخه نوشتاري ، مي توانيد با تصاويري كه روي ديوارهاي كلاس مي چسبانيد اين يادگيري را تقويت كنيد . مي توانيد مثلا روش ها و ضوابط خود را با كلاس به بحث بگذاريد و از شاگردان بخواهيد براي هر كدام تصاوير و فلوچارت هايي مشابه شماره ۱ بكشند و در كلاس نمايش دهند . اين كار به آنها اين حس را مي دهد كه در روند كار داراي سهمي هستند و اين حس براي پيشبرد مقاصد آموزشي بسيار مهم و حياتي است .


اگر ادعا كنم كه هميشه روش هاي من در نهايت كمال و موفقيت به اجرا در مي آيند ،دروغ بزرگي گفته ام . در سال جاري بعضي كلاس هاي پر مشكل داشته ام كه در آنها هميشه امور آن گونه كه پيش بيني مي شده ، نبوده است . با اين حال سخت تلاش كرده ام كه در اعمال روش و ضوابط خود با ثبات عمل كنم . جالب اين كه در اين گونه كلاس ها نسبت به كلاس هايي كه در صورت مواجهه با مشكل در همان ابتداي كار اجراي روش خود را كنار مي گذاشتم موفقيت بيشتري داشته ام . اين را هم در نظر داشته باشيد كه شاگردان هميشه شما را محك مي زنند تا بدانند تا چه حد در كارتان جدي هستيد .براي اين كه اين روش ها و اجراي آن ها براي شاگردان عادي بشود لازم است كه مجازات هاي درجه بندي شده اي را به منظور تحكيم اين روش ها در نظر بگيريد . و بسيار ضروري است كه شاگردان از قبل دقيقا بدانند كه اين مجازات ها چيستند . مثلا اين مجازات ها مي توانند به صورت زير باشند :


اولين خطا : تذكر


دومين خطا : مواخذه و در خواست ارايه توضيح از شاگرد


سومين خطا : اخراج از كلاس


چهارمين خطا : تماس با والدين


اين نكته نيز ضروري است كه بايد مدام كنترل كنيد كه آيا شاگردان روش و ضوابط شما را درك كرده اند و هنوز آنها را به خاطر دارند ؟ نبايد تصور تان بر اين باشد كه با يك بار گفتن ، آنها به طور خودكار هميشه همه چيز را به خاطر خواهند داشت . بايد به طور جدي در زمينه كار كنيد . در پرسش هايي كه از معلمين جديدالاستخدام در دوره هاي ابتدايي در پايان اولين سال تدريس شان به عمل آمده ،بسياري از آنها آرزو كرده اند كه اي كاش در اجراي ضوابط و اعمال روش هايشان جديت بيشتري به خرج داده بودند . در زير بعضي از اين پاسخ ها آمده است .


7

در مورد روش ها و ضوابط چه بايد مي كردم :


معلم الف :

در اولين سال تدريس بايد در مورد تنبيه جدي تر مي بودم . بايد كار شاگرداني كه تكاليفشان را سر موعد تحويل نمي دادند جدي تر پي گيري مي كردم .بايد فهرستي از تكاليف عقب افتاده را تهيه مي كردم . در صورت تكرار ، تنبيهي در نظر مي گرفتم . بايد بي نظمي هاي مكرر و گم كردن كتاب و وسايل را جدي تر مجازات مي كردم . بايد با خانواده ها مكاتبات بيشتري مي داشتم و كارت هاي آفرين بيشتري براي تشويق شاگردان و تعيين سطح آنها مي دادم . بايد در مورد دير آمدن ها و لباس فرم سخت گيري بيشتري مي كردم به ويژه در مورد كفش ورزشي .

راستش من آن قدر درگير خوب درس دادن بودم كه ديگر آگاهانه به ضوابط حاكم بر كلاس نمي پرداختم . اداره كلاس بيشتر به شيوه طبيعي و غريزي انجام مي شد . ضابطه و روش براي اعمال كنترل همه جانبه بر شاگردان راه خوبي است ، اما به موازات آن شاگردان نياز به نوعي ثبات دارند . آنها به ضوابط و رهنمودهايي در زندگي روزمره نياز دارند ،به ويژه اگر اين ها را در خانه نياموخته باشند . اما قويا معتقدم كه قوانين و روش هاي مورد استفاده در كلاس در قالب هاي سخت ريخته شوند . با شكستن و تغيير الگوها و روش هاي روزمره و عادي تدريس ، مي توان در كلاس تنوع و هيجان سالمي ايجاد كرد . بي ترديد تغيير در روش ، راه خوبي براي آماده نگه داشتن شاگردان و تهييج و تشويق آنها به انجام امور مورد نظر است . اگر چه ثبات روش اهميت خود را دارد ، اما نبايد خود را در چارچوب آن حبس كنيد . اگر ديديد از روشي خسته شده ايد ، يقين داشته باشيد كه بچه ها هم چنين اند .

معلم ب :

قوانين و روش ها مانند ستون فقراتي مي مانند كه هر درسي بدان نياز دارد .

معلم ج :

در آغاز اولين سال تدريس بسيار نگران بودم كه بتوانم تاثير درستي بر شاگردانم بگذارم و اطمينان يابم كه آنها مي دانند كه من كنترل كلاس را در دست دارم . در تعطيلات تابستان ، همان گونه كه در دانشگاه ياد گرفته بودم ، ضوابط و قوانين كلاسم را نوشته بودم . وقتي كه مدارس باز شدند ،من ده قانون طلايي براي هر كلاس اعلام كردم . در تئوري اين كار بزرگي بود . اما در عمل ،ده قانون خيلي زياد از آب در آمد و شاگردان نمي توانستند آنها را در خاطر خود نگه دارند . امسال تابستان اين قوانين را دوباره نوشتم . حالا فقط سه جمله ساده و صريح هستند كه همه دانش آموزان مي توانند آنها را به ياد بياورند و بفهمند . سال گذشته خيلي نگران بودم ، انتظار داشتم كه همه شاگردان كاملا درست رفتار كنند . حال با تجربه و احساس اطمينان بيشتري كه پيدا كرده ام معتقدم كه در مورد بعضي از شاگردان قوانين بايد كمي انعطاف پذير باشند تا بتوان با آنها روابط مثبت و كار آمدتري برقرار كرد . دو سال طول كشيد تا من اين مطلب را دريابم و اين چيزي نيست كه در مراكز تربيت معلم به شما بگويند . فكر مي كنم اين تجربه از من معلم بهتري ساخته است .

معلم د :

در سال اول تدريس ،در شروع سال تحصيلي ضوابط و قوانين كلاس را خيلي روشن براي شاگردانم بيان كردم . اما در طي سال اين قوانين را به شاگردان يادآوري نمي كردم . صرفا انتظار داشتم كه آنها اين قوانين را به ياد داشته باشند و به آن عمل كنند .هر وقت هم كه يادشان نمي آمد ، عصباني مي شدم . امسال در شروع هر كار انتظاراتم را مكررا به آنها يادآوري مي كردم تا بدانند چه بايد بكنند . پارسال فكر مي كردم كه وقت كافي براي اين كار ندارم ، چرا كه بايد مطالب زيادي تدريس مي كردم . امسال دريافتم كه يادآوري اين قوانين در واقع موجب صرفه جويي در وقت مي شود ، چرا كه وقت كمتري صرف تاديب شاگرداني مي كردم كه كارهاي ناشايست در كلاس مي كنند . وضعيت فعلي عالي نيست ، ولي باز از پارسال بهتر است .

معلم ذ :

در اولين هفته مدرسه وقت زيادي صرف مرور قوانين اصلي كلاس مي كردم . شاگردانم بيشتر اين قوانين را مي پذيرفتند و من اطمينان پيدا مي كردم كه اين قوانين براي آنها كاملا روشن و واضح هستند . بعد از اين ، فرض من اين بود كه شاگردان آنها را هميشه به ياد دارند و اجرا مي كنند . اما اگر يادآوري مداوم در كار نبود ، به زودي همه چيز فراموش مي شد و من خودم را دوباره در پله اول مي ديدم . توصيه من اين است كه در ابتداي سال قوانين خود را تعيين كنيم و بعد در طي سال در هر فرصتي آنها را يادآوري كنيم . مثلا قبل از تماشاي فيلم به بچه ها قانون نشستن را يادآوري كنيم يا قبل از بحث كلاسي از بچه ها بپرسيم كه آيا يادشان هست كه بايد طوري صحبت كنند كه همه كلاس حرف هايشان را بشنوند ؟

معلم ر :

اشتباه من اين بود كه مجموعه روشني از قوانين را در شروع سال تحصيلي در كلاسم طرح نكردم و از اين بابت هنوز رنج مي برم . وقتي هم كه خواستم اين قوانين را در كلاس طرح و اعمال كنم ، ديدم كه فهرستي بلند بالا و ده قسمتي شده است . حال فكر مي كنم كه نبايد بيش از چهار يا پنج مورد باشند

بايد بدانيد كه نمونه هاي اين تحقيق معلمين بسيار توانمندي بوده اند كه همواره به انديشه تثبيت قوانين و روش ها در كلاس هايشان ملتزم بوده اند . كوتاهيشان در آن بوده است كه وقت وزحمت كافي صرف تقويت و يادآوري اين كار نكرده اند . همچنين شما را به نكات جالبي كه معلمين الف و ب در مورد ضرورت انعطاف پذيري مطرح كرده اند توجه مي دهم .قوانين و روش ها براي آن هستند كه در كلاس نظمي برقرار شود كه امر يادگيري را تسهيل كنند . اگر چنين كاري رخ ندهد ٬ لاجرم بايد روش را تغيير داد ، هر چند نبايد آنها را به كلي كنار گذاشت . قبلا هم تذكر داده بودم كه لازم است نوعي تسلط در اجراي قوانين و اعمال روش ها به دست آورد . معلمين ب و ر نوشته اند كه بنا بر آموزشي كه ديده بودند تا ده قانون در كلاس هايشان اعمال مي كرده اند . همان گونه كه خودشان پذيرفته اند ٬ اين كار موثر نبوده است و دريافته اند كه بايد اين تعداد به سه يا چهار قانون كاهش يابد . معلمين بايد خود در اين مورد به راه حلي برسند ٬ اما موضوع مهم اين است كه معلمين به قاعده اي معتي دار در كلاس داري دست يابند كه با شخصيت و شيوه تدريس آنها تناسب داشته باشد . در هر صورت ، مهمترين عامل به ياد داشتن اين نكته است كه قوانين را بايد به طور مستمر يادآوري و تقويت كرد . البته اين كار آساني نيست .

جالب اين است كه بسياري از معلمين ضوابط و قوانين خود را تا نيمه هاي سال سخت در كلاس حفظ مي كنند و بعد خسته مي شوند و در كنترل كلاس آسانگير مي شوند.خيلي ها هم زودتر از اين در مورد ضوابط و قوانين كوتاه مي آيند . سه چهار هفته كه از سال تحصيلي گذشت ، خوشحال از اين كه آن بي نظمي كه انتظارش مي رفت بروز نكرده سخت گيري ها را رها ميكنند و در مورد يادآوري روش ها نيز ديگر تلاشي نمي كنند . چيزي كه آنها در تشخيص آن كوتاهي كرده اند ( ماه عسلي ) است كه در بيشتر كلاس ها بعد از سه چهار هفته اول اتفاق مي افتد . اگر چه معلمين مجرب مي توانند هر وقت احساس كنند كه كلاس دارد از كنترل خارج مي شود دوباره كنترل خود را تثبيت كنند ، اما اين كار براي معلمين كم تجربه بسيار سخت تر خواهد بود .

معلميني كه در ابتداي كارشان هستند سرمايه شهرت و تجربه اي ندارند كه آنان را پشتيباني كند و به ناچار در كنترل مجدد اوضاع ، كار بر آنها بسيار دشوارتر خواهد بود . معلمين ( د ) و ( ر ) در اولين سال كارشان درسي بسيار آموزنده فرا گرفته اند و اكنون بايد در پي آن باشند كه به نحوي اين مسئله را براي خود حل كنند . روشن است كه چگونگي انجام اين كار به فرد بستگي دارد و من تنها مي توانم كاري را كه براي من موثر بوده مطرح كنم . مثلا اگر از نحوه ورود به كلاس شاگردانم راضي نباشم ، بعد از زنگ كلاس ، آنها را نگه دارم و انتظاراتم را به آنها گوشزد كنم . در مورد شاگردان كوچك تر بعضي وقت ها اين كار را با پرسش از قوانين كلاس انجام مي دهم . اگر چند دقيقه اي فرصت اضافي داشته باشيد ، قبل از آن كه بچه ها به درس ديگري بپردازند ، مي توانيد در مورد انتظاراتتان از كلاس برايشان صحبت كنيد . نكته اين كار اين است كه با تذكر مداوم قواعد و روش تان شاگردان را به معيارها و ارزش هاي مورد نظرتان متمايل و مانوس كنيد چه به عنوان معلم جديدالاستخدام و چه به عنوان معلمي كه به مدرسه تازه اي رفته ايد ، تلاش براي پذيرا كردن شاگردان كوچك تر نسبت به نحوه تفكرتان بسيار ضروري و ارزشمند است . ثمره اين كار را به ويژه زماني خواهيد چيد كه در آينده با اين شاگردان برخوردهاي بيشتري داشته باشيد .

ارايه دستورالعمل به كلاس
دادن دستورالعمل به شاگردان آن گونه كه در ابتداي امر به نظر مي رسد چندان هم ساده نيست . ديديم كه معلمين بسياري در ارايه آنچه كه به نظر دستورالعمل هاي ساده اي هستند ناموفق بودند . به اعتقاد من اين موضوع به ژرف انديشي بسيار نياز دارد ، به ويژه در دروس عملي كه در آن ها شاگردان آزادي عمل بيشتري دارند . مي توانيد براي تعيين دستورالعمل هاي خاص به شاگردان از راهنمايي هاي زير بهره ببريد :

چند توصيه:
ــ دستورات ساده باشند .

براي هر فعاليت كلاسي تعداد محدودي دستورالعمل انتخاب كنيد .

دستورات مبهم مثل ( درست رفتار كنيد ) نياوريد .

ــ دستورات خود را به موارد زير محدود كنيد :

مي خواهيد شاگردانتان چگونه در فعاليتي شركت كنند و چه نقشي از آنها انتظار مي رود .

انتظار داريد شاگردانتان چه رفتاري داشته باشند تا آن فعاليت را با موفقيت به انجام برسانند .

نمونه اي از مجموعه دستورالعمل هايي كه براي امتحان به شاگردان داده مي شود در زير آمده است :

۱- دلايل اساسي دستورالعمل هل را توضيح دهيد :

روز شنبه امتحان داريد . در اول كلاس در مورد امتحان شما را راهنمايي خواهم كرد . بسيار ضروري است كه به وقت ، اين راهنمايي ها را دنبال كنيد تا بتوانيد خوب امتحان بدهيد و موفق شويد .

۲- با سوال كردن بچه ها را درگير كنيد .

اگر شاگردان را در بحثي كه منطقا به آنها مربوط مي شود دخالت دهيد با آمادگي بيشتري دستورات را اجرا خواهند كرد :

اگر وقت زيادي صرف آماده شدن براي امتحان كنيم چه مي شود ؟ چه عواقبي در انتظار شاگردي خواهد بود كه وسايل لازم را با خود نياورده است ؟

۳- دستورات خاص امتحان را بيان كنيد .

حال وقت آن است كه دستورالعمل هايي را كه خاص امتحان است و پيروي از آنها مورد انتظار است ياد دهيد . خاطر نشان كنيد كه وقتي همه دستورالعمل ها را اجرا كنند ، همه شاگردان امكان موفقيت خواهند داشت .

به جز يك خودكار چيزي روي ميز نباشد .

صحبت نكنيد ، كسي از جايش بلند نشود .

تا وقتي كه نگفته ام ، برگه ها به پشت روي ميزتان باشد .

وقتي كه من گفتم شروع كنيد ، برگه ها را برگردانيد ، نام و تاريخ را روي آن بنويسيد و سوالات را به دقت بخوانيد .

وقتي آماده شديد ، شروع به نوشتن كنيد .

اگر سوالي داشتيد ، دستتان را بلند كنيد و تامن بالاي سرتان بيايم ، صبر كنيد . وقتي كه تمام كرديد پاسخ هايتان را كنترل كنيد . به جلو كلاس بياييد و برگه هايتان را تحويل دهيد . تا وقتي همه برگه ها جمع شوند مي توانيد كتابي را در آوريد و آرام مطالعه كنيد .

دوباره مي خواهم به مفهوم ( كنترل از راه پيش بيني ) برگردم . اين مطلب تا حدي شبيه قانون مورفي است كه مي گويد ( اگر كاري بتواند خراب شود ، خراب مي شود ) دستورات منسجم ، روشن و معتبر مي تواند احتمال بروز اشكال را در كلاستان كاهش دهد .

مثال هاي زير نمونه هايي هستند كه در آنها دستورات با شتاب و مبهم طرح شده اند يا نمونه هايي هستند كه در آن اوضاع مطابق برنامه پيش نرفته است . مطمئنا اين نمونه ها حس همدلي را در بعضي از شما عميقا بر خواهد انگيخت .

معلم جديدالاستخدام انگليسي :
بچه هاي سال هفتم دوست دارند مرتب سوال كنند و بيشتر وقت ها اين كار مرا ديوانه مي كند . اگر چه مي توانم سوالات بعضا بي ربط آنها را تحمل كنم مثل اينكه ( اسم كوچك شما چيست ؟ ) يا ( آيا در خانه گربه داريد ؟ ) اما آن روز براي آنها تكليفي تعيين كردم و بعد بي مقدمه آنچه را كه از آنها مي خواستم انجام دهند سريعا گفتم و آنها را به خال خود گذاشتم . ظرف چند ثانيه كلاس به هم ريخت . در ميان آن همه سر و صدا تنها چيزي كه مي شنيدم اين بود : ( آقا نفهميديم ، يعني چه ؟ چه كار بايد بكنيم ؟ ) اي كاش مي توانستم خونسرد بمانم و برايشان توضيح بدهم ، اما راستش را بخواهيد خودم هم نمي دانستم . دليلش هم اين بود كه شب قبل مجبور بودم صد و شصت كارنامه را آماده كنم و وقت نداشتم طرح درس تهيه كنم .

معلم جديدالاستخدام علوم :
داشتم بچه ها را براي انجام آزمايشي در مورد عدسي ها و فاصله كانوني آماده مي كردم . كلاس تونايي بالايي داشت و به اين دليل توضيحات و دستورالعمل ها را شفاهي گفتم و بعد از آنها پرسيدم كه آيا همگي فهميده اند . همه فهميده بودند . بنابراين ، به آنها اجازه دادم كه كار را شروع كنند ، اما ظرف پنج دقيقه مجبور شدم كار را متوقف كنم . چون هيچكس آزمايش را درست انجام نمي داد . مجبور شدم به آنها طرز انجام آزمايش را عملا نشان دهم . عجب اشتباه احمقانه اي . دفعه ديگر ، ابتدا خودم آزمايش را انجام مي دهم و از آنها مي خواهم كه آن را تكرار كنند .

معلم جديدالاستخدام انگليسي :
وقتي دستورالعمل ها به خوبي اجرا نمي شوند ، بدترين اتفاق آن است كه خودتان آمادگي لازم را نداشته باشيد و لذا دستور انجام كاري را بدهيد كه خودتان نيز تصور درستي از آن نداريد ، واقعا نمي دانيد كه از شاگردان چه مي خواهيد و بنابراين ، امكان هم ندارد كه بچه ها بدانند كه چه بايد بكنند . در اين حالت احساستان اين است كه داريد از چيزي فرار مي كنيد .

معلم جديدالاستخدام تربيت بدني :
به دليل ماهيت درس تربيت بدني خطر حادثه و اتفاق زياد است . لذا وادار كردن شاگردان به آرام نشستن و گوش دادن اهميت دارد . در اين مورد خاص داشتم خلاصه بعضي نكات درسي را براي شاگردان دوره مي كردم كه گفتم : مي شه اينقدر توپ هايتان را بالا پايين نكنيد . اين جور حرف ها شايد خنده دار باشد ولي يك مرتبه حال و هواي كلاس را عوض

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۶:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مديريت كلاس درس - چگونه كلاس درس را مديريت كنيم ؟ 


وضع مقررات و دستورالعمل هاي واضح و روشن

يكي از عوامل اصلي براي تضمين جريان روان تدريس وضع دستورالعمل ها و مقررات مشخص از اغاز كار  تدريس است .

مقررات عبارت هاي رسمي و معمولا مكتوب هستند كه مشخص مي كنند دانش آموزان چه كارهايي را مي توانند انجام دهند و چه كارهايي را نبايد انجام دهند .

دستورالعمل ها تدابير غير رسمي هستند كه مشخص مي كنند در يك كلاس معين كارها چگونه بايد انجام شوند . مقررات غالبا در سطح مدرسه تعيين مي شوند و در پژوهش هاي كارامدي مدرسه به عنوان عامل تمييز دهنده مدارس كارامدتر از مدارس داراي كارامدي كمتر، شناخته شده اند .

براي اينكه مقررات و دستور العمل ها موثر واقع شوند لازم است انها را به صورت جدي به دانش اموزاناموزش داد و دلايل وجودي  آنها را براي آنان بيان كرد.

يكي از عوامل اصلي كه هنگام وضع مقررات و دستورالعمل ها ي كلاس درس بايد به ان توجه شود ضمانت اجراي پيوسته و مداوم آنهاست . چنانچه مقررات به طور پيوسته به اجرا در نيايد به زودي نقض مي شوند و ا زبين خواهند رفت .

مشاركت دانش اموزان در وضع مقررات غالبا مي تواند براي تقويت حس مالكيت و مسئوليت مشترك در قبال انها و براي همكاري انها در اعمال مقررات و دستور العمل ها مفيد باشيد . مقررات معدودي كه به راحتي قابل فهم و اجرا باشند نسبت به مقررات مفصل و زياد كه اجراي انها دشوار است كارامدتر خواهند بود .

نمونه اي از مقررات مدرسه به شرح ذيل است .

هميشه آهسته صحبت كنيد – به ديگران گوش دهيد – هميشه تمام توان خود را به كار گيريد– به دانش آموزان ديگر گوش دهيد و به آنها احترام بگذاريد – در راهروها ندويد

بررسي عواملي كه سرعت تدريس راكاهش مي دهند.(حفظ فرايند روان تدريس)

يكي از موثرترين راههاي جلوگيري از  بي انظباطي دانش آموزان درجريان تدريس ،حفظ فرايند روان تدريس است.

روشهايي وجودداردكه براساس آنها خودمعلم باعث كندشدن سرعت پيشروي درس مي شود. پديده بلاتكليفي وپديده الاكلنگ ازجمله آنهاست.

پديده بلاتكليفي: دراين روش وقتي معلم فعاليت خاصي راآغاز مي كند.اماآن را ناتمام رها مي سازد براي مثال وقتي معلم به آماده سازي مقدمات تمرين كلاسي مي پردازد وناگهان تصميم مي گيرد كه ابتدا بايد مطلب ديگري تدريس كند.

پديده الاكلنگ: دراين حالت معلم فعاليتي راشروع مي كند اماقبل از اتمام آن سراغ فعاليت ديگري مي رود وپس از آن دوبار ه به فعاليت قبلي مي پردازد

هردوروش فوق مي تواند باعث سردرگمي درميان برخي از دانش آموزان وشروع بي انضباطي در ميان دانش آموزان كنجكاو شوند. معلم بابرنامه ريزي درسي مناسب مي تواند از هردو پديده ذكر شده  جلوگيري كند.

توضيح اضافي: معلم از طريق توضيح اضافي هم مي تواند جريان درس را مختل كند

اين اتفاق وقتي روي مي دهد كه معلم ،بعدازاين كه دانش آموزان كاملا فهميدند چه كاري بايد انجام دهند به تشريح دستورالعمل ها ادامه مي دهد.اين مساله باعث بي حوصلگي دانش آموزان وافزايش احتمال بي انضباطي خواهد شد.به مثال زير توجه كنيد:

معلم در كلاس درس كاغذهاي خودراپخش مي كند.معلم مي گويد:جزوه ها را برداريد. يكي ازروبرداريدوبقيه را به بغل دستي خودبدهيد. حالا يكي از رو برداريد. چراهمه را بهم ريختيد. حالا يكي از رو برداريد...

زمان بيكاري down time

به قسمت هايي از جلسه ي درس كه طي آن يك ياچندنفر از  دانش آموزان يا كل كلاس به دليل اينكه تمرين كلاسي رازودتر تمام كرده انديادرس زودتر تمام شده است وموقع شروع مبحث جديد نيست يا  دانش آموزان بايد منتظربمانندتاموادووسايل لازم مهيا شود وقت آزاد پيدامي كنند زمان بيكاري مي گوييد.اگر دستورالعمل هاي مشخص براي مواجهه بااين موقعيت ها وجود نداشته باشد،به آساني مي توانند به بي نظمي منجر شوند.

بهترين روش اجتناب از مشكلات وقت بي كاري ،كاهش ميزان وقوع آن است. تكاليف وبرگ هاي تمرين اضافي و در اختيار دانش آموزقرار دادن آن روش مناسبي در اين زمينه است .

خاتمه دادن به درس

پايان درس آخرين مرحله اي است كه طي آن احتمال دارد مشكلات مديريتي روي دهد مشكلاتي كه در اين مرحله وجود دارد به شرح زير است :

1)اختصاص ندادن وقت كافي براي به پايان رساندن فعاليت هاي برنامه ريزي شده

2)وجود ابهام در تعيين و اعلام به موقع مشق شب

3)عدم وضع مجموعه اي از مقررات براي خروج تك تك دانش آموزان از كلاس درس

4)عدم نشانه گذاري به نحوي كه دانش آموزان بدانند كه درس تاچه مدتي بايد ادامه يابد

جريان انتقال دانش آموزان در تدريس

يكي از روشهاي اصلي براي سودمندي كلاس درس اين است كه در جريان انتقال از يك قسمت درس به قسمت ديگر وقت زيادي تلف نشود .درصورتي كه لازم باشد دانش آموزان از يك قسمت كلاس به قسمت ديگر آن بروند اين مساله مي تواند مشكل ويژه اي باشد.

اگر چنين انتقال هايي به طور مناسب اداره نشوند به آساني بخش قابل توجهي از وقت كلاس را به خود اختصاص مي دهند وباعث اتلاف وقت مي شوند.

مثلا تدريس مبحث جديد براي كل كلاس وانتقال به تمرين انفرادي به عنوان يك مبحث جديد يا زماني كه دانش آموزان بايستي از كلاس به كارگاه يا آزمايشگاه ياسمعي بصري ويانمازخانه آموزشگاه بروند.ياوقتي كه دركلاسهاي موضوعي كه امروزه درحال برنامه ريزي و اجرا  است بايد وسايلي مثل كتاب تمرين يا مداد يا خودكارشان را  بياورند .

مراحل انتقال بايد تا حدامكان كوتاه و آسان باشند.بدين منظور معلمان كارآمد دستورالعمل هاي روشني براي انتقال هاي درسي وضع مي كنند .

مثلا 1- محدود كردن تعداد دانش اموزاني كه در يك زمان مي توانند جابجا شوند

2- سپردن وظيفه جمع كردن برگه ها به يكي از دانش اموزان

3- در نظر گرفتن مراحل مشخص براي اجراي انتقال

نشانه گذاري cueing تكنيك سودمندي است براي اگاه كردن دانش اموزان از نزديك بودن زمان انتقال درسي

در اين روش به دانش اموزان گفته مي شود براي تمام كردن كارشان 5 دقيقه وقت دارند و اين جمله يك دقيقه قبل از پايان وقت تمرين كلاسي تكرار مي شود .

ارائه ي تكليف شب

ارائه مشق شب يكي از قسمت هاي مشكل تدريس است به ويژه به اين دليل كه همه دانش اموزان مشتاق انجام دادن تكاليف درسي نخواهند بود . براي به حداقل رساندن اين مشكلات  ، معلمان كارامد بلافاصله به دنبال فعاليت هاي كلاسي تكليف مي دهند . اين كار مشق شب را به عنوان يكي از قسمت هاي اصلي درس مطرح مي كند معلم همچنين بايد بگويد كه تكليف شب حائز اهمييت است .

براي مثال معلمي  كه مي گويد ." تمرين اين قسمت به شما كمك مي كند كه وقتي به تمرين هاي مشكل تر رسيديم آنها را خوب انجام دهيد به همين دليل چند تمرين در مورد آن به شما خواهم داد " نسبت به معلم ديگري كه مي گويد " من مجبورم براي شما تكليف معين كنم بنابر اين تمرين هاي 12 و 14 در صفحه 25 را انجام دهيد " انتظارات متفاوتي ايجاد مي كند .

جو كلاس درس

جو كلاس درس از دهه 1960 به صورت گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است . فرا تحليل تعداد زيادي از يافته  هاي پژوهشي كه توسط ونگ ،هارتل، و والبرگ ( 1997) اجرا شد نشان داد كه جو كلاس يكي از مهمترين عوامل تاثير گذار بر پيشرفت دانش اموزان است .

پرورش انگيزه در دانش اموزان

ظرفيت طبيعي و تمايل فرد به ياد گرفتن و رشد كردن به شيوه ي مثبت و هدفمند براي دست يابي به اهداف شخصي انگيزش نام دارد .

تقريبا هر كاري كه معلم در كلاس انجام مي دهد از جمله نحوه ارائه اطلاعات  ،نوع تمرين هاي مورد استفاده و شيوه ي تعامل با دانش اموزان و فرصت هاي كه به دانش اموزان براي تمرين انفرادي و يا گروهي مي دهيد  اثر انگيزشي بر روي دانش اموزان دارد با وجود اين اثرات انگيزشي متعدد معلمان ابزار كمي براي درك انگيزش و نحوه افزايش آن در دانش آموزان خود دارند .

 امروزه نظريه هاي انگيزشي بيشتر برنحوه تفكر افراد در باره خود و توانايي هاي يادگيري خويش متمركز است تا رفتارهاي انان ، علاوه بر اين نظريه هاي معاصر ، انگيزه يادگيري را ظرفيت طبيعي مي دانند  كه در تمامي دانش آموزان ، به طور بالقوه وجود دارد و اگر آنان به صورت مثبت فكر كنند و در محيط حمايت گرانه حضور داشته باشند گسترش مي يابد.

اكثر نظريه هاي شناختي معاصر بر ساختارهاي ذهني و سازماندهي تجارب ،تاكيد اساسي دارند و براساس اين رويكرد ، انگيزش حاصل باورهاي اموخته شده فرد در باره ارزشمندي فردي، توانايي ها و قابليت هاي خود ( خود پنداره هاي تحصيلي ) ، اهداف و انتظارات فرد براي كسب موفقيت يا شكست و احساسات مثبت و منفي ( كنجكاوي و اضطراب ) ناشي از فرايند خود ارزشيابي است . مانند انچه در تحقيقات البرت بندورا  (1) و كووينگتن( 2) و كارول دوك (3)  و ديگران آمده است .

1-albert bandura     2- martyCovington  3 – carol dwee

درك انگيزش و نحوه افزايش آن

   سئوال اين است كه معلم چگونه مي تواند از طريق كيفيت تعامل با دانش اموزان ، نقش خود را ايفا كند ؟ برخي از اصول اساسي بدستآمده از پژوهشهاي تربيتي عبارتند از :

الف ) دانش آموزان از طريق يادگيري شرايط و فعاليت هايي برانگيخته مي شوند كه به انها اجازه داده شود تا دست به انتخاب هاي شخصي بزنندو مقتضيات تكاليف را با ظرفيت هايشان هماهنگ سازند .

ب) انگيزش دانش اموزان در صورتي افزايش مي يابد كه دريابند تكاليف يادگيري به طور مستقيم با نيازها و علايق و اهداف شخصي انها مرتبط است و سطوح دشواري تكاليف به گونه اي است كه مي توانند به صورتي موفقيت اميزانها را انجام دهند .

ج) انگيزش ذاتي دانش آموزان به يادگيري مي تواند در محيطي امن ، اعتماد بخش و حمايت گرانه پرورش يابد.

راهبردهاي مهمي كه معلمان مي توانند براي كمك به دانش آموزان  در جهت خود انگيزشيانان به كار برند عبارتند از :

الف ) كاركردهاي روانشناختي  دانش آموزان را در ايجاد و هدايت افكاري كه بر انگيزه و يادگيري تاثير مي گذارند آموزش دهند .

فعاليت :

الف) درك چرخه افكار

ب) درك كردن اصل واقعيت هاي مجزا

ج) درك احساس ناامني

د) چرخه افكار در تعارضات بين فردي

و) درك ارزش يادگيري

ب) به دانش آموزان كمك كنند تا خودشان ، فرايند يادگيري و فعاليت هاي يادگيري خاص را ارزشمند تلقي كنند .

فعاليت :

الف ) درك ارزش يادگيري

ب) تشخيص نيازها و تعيين علايق و اهداف دانش آموزان

ج) نظر سنجي از علايق دانش آموزان در جلسات فردي و گروهي

د) مرتبط ساختن علايق و اهداف يادگيري

ج) فرصت هايي براي دانش آموزان ايجاد كنند تا تمايلات طبيعي خود نسبت به يادگيري و رشد كردن را ثابت كنند و مسئوليت يادگيري را بر عهده بگيرند .

فعاليت :

الف ) اهمييت كنترل شخصي دانش آموزان

ب) ارايه ي فرصت ايفاي نقش دانش آموزي

ج) ارايه ي مسئوليت يادگيري به دانش آموزان

د) تشويق به قبول خطرات تحصيلي تا پيامدهاي بالقوه منفي تجارب آموزشگاهي چون كسالت ، ترس از شكست و گوشه گيري و ... را جبران كنند .

فعاليت :

الف ) كلاس درس محيطي مناسب براي مشاركت باشد

ب) از اظهار نظر منفي ساير دانش آموزان جلوگيري شود

ج) از بي ارزش تلقي كردن مهارت هاي منحصر به فرد دانش آموزان اجتناب شود

د)  نظام جديد پاداش دهي ايجاد شود

و) ايجاد فضاي مثبت از حمايت شخصي و اجتماعي كه در آن تك تك دانش آموزان ، صادقانه احساس ارزشمندي و مورد احترام بودن كنند .

فعاليت :

الف ) ايجاد محيطي امن

ب) بيان واضح قواعد و مقررات و دستور العمل ها

ج) تصميم گيري دسته جمعي

د) تشويق دانش آموزان به ابداع و نوآوري

و) پذيرش ديدگاهها و راه حل هاي متفاوت

 اصول و فنون آماده سازي و ايجاد انگيزه          

                                                                                                                                                               انگيزه، حالات دروني فرد است كه موجب تداوم رفتار تا رسيدن به هدف مي‌شود. انگيزه ارتباط مستقيم و مثبت با پيشرفت تحصيلي دارد.
به همين علت علاوه بر آنكه انگيزه وسيله‌اي براي پيشرفت تحصيلي در نظر گرفته مي‌‌شود، گاهي از آن به عنوان هدف نيز نام برده مي‌شود، زيرا با افزايش انگيزه، پيشرفت تحصيلي نيز پديد مي‌آيد.

از آنجا كه هوش و استعداد تحصيلي به‌عنوان دو عامل اساسي در پيشرفت تحصيلي، كمتر تحت تأثير معلم يا مربي واقع مي‌شود، سعي بر آن است كه با افزايش انگيزه دانش‌آموزان حداكثر بهره‌وري از هوش صورت گيرد. زيرا در حالت مساوي برابري هوش و استعداد تحصيلي افراد، مشاهده شده است كه پيشرفت تحصيلي افراد با انگيزه چشمگيرتر بوده است. با وجود آ ن كه معلمان در تغيير هوش و استعداد تحصيلي نقش چنداني ندارند، ولي مي‌توانند در بالا بردن انگيزه دانش‌‌آموزان مفيد واقع شوند.
انگيزه به دو نوع دروني و بيروني قابل تقسيم است. از انگيزه بيروني مي‌توان به تقويت‌كننده‌هايي چون پول، تائيد، محبت، احترام، نمره و از تقويت‌كننده‌هاي دروني مي‌توان به رضايت خاطر و احساس خوب از يادگيري اشاره كرد.
آنچه كه بيشتر موجب رفتار خود‌جوش مي‌شود، انگيزه دروني است. هدف عمده فعاليت‌هاي پرورشي معلم يا مربي اين است كه دانش‌آموز به تدريج از انگيزه‌هاي بيروني به سمت انگيزه‌هاي دروني هدايت شود.
تفاوت اساسي افراد داراي انگيزه دروني با افراد داراي انگيزه بيروني اين است كه افراد با انگيزه دروني احساس كفايت بيشتري در خود دارند و كمتر به ديگران اجازه مي‌دهند كه محرك رفتارشان شوند. اين گروه از دانش‌آموزان، خود تعيين كننده رفتارها هستند و به خاطر كفايتي كه در خود احساس مي‌كنند، باور دارند كه مي‌توانند با رفتارشان بر محيط خود تأثير بگذارند.
اين گروه از دانش آموزان با انگيزه درون‌گرا، تصورشان اين است كه موفقيت و عدم موفقيت در تحصيل به خاطر نحوه رفتار صحيح يا غلط خودشان است.
اما برخلاف آنها، دانش‌آموزان باانگيزه برون‌گرا، احساس بي‌كفايتي يا كفايت كمي  داشته و همواره تصور مي‌كنند كه موفقيت آنها تحت تأثير عوامل محيطي نظير:
معلم و سوالات سخت است. اين گروه از دانش‌آموزان حتي اگر درس بخوانند، باز هم موفقيت چنداني نخواهند داشت. چرا كه اندك تلاش آنها به خاطر همان انگيزه‌هاي بيروني، همچون فرار از تنبيه يا كسب خواست معلم است.اينان در صورت كسب موفقيت اندك هم آن را به شانس و تصادف نسبت مي‌دهند و نه به تلاش و استعداد خود.
اين دانش‌آموزان حتي اگر نيم‌نگاهي به موفقيت داشته باشند، آنقدر آن را صعب‌الوصول مي‌دانند كه دست به عمل نمي‌زنند، در نتيجه هرگز طعم موفقيت را نخواهند چشيد.
در حقيقت گام اول در برخورد با اين افراد چشاندن طعم موفقيت به آنها و درهم شكستن تصور منفي آنها در مورد دستيابي به موفقيت است. در اين صورت است كه «موفقيت»، «موفقيت» مي‌آورد.
از آنجايي كه انسان آمادگي دارد تا فعاليت‌ها و تصوراتش را تعميم دهد، موفقيت در يك درس منجر به موفقيت در دروس ديگر مي‌شود و اين موضوع در مورد دروس اصلي هر رشته مهم‌تر است.
درواقع، ضعف درسي در اين دروس منجر به بي‌علاقگي به تحصيل و گاهي حتي ترك تحصيل مي‌شود و البته عكس آن هم صادق است. به همين علت به معلمان دروس اصلي هر رشته توصيه مي‌شود، شرايط آموزشي و امتحاني را مطلوب نمايند و با ارزشيابي‌هاي مناسب فضاي كلاس را لذت‌بخش كنند.


به طوركلي به‌منظور افزايش انگيزه دانش‌آموزان و سوق دادن آنها به سمت دروني شدن انگيزه‌ها راهكارهاي زير توصيه مي‌شود:
۱) سعي كنيم اولويت تجربه‌هاي دانش‌آموزان براي آنها جالب باشد، احساس موفقيت اوليه اعتماد به نفس آنها را افزايش مي‌دهد. اين موضوع در مسابقات ورزشي نيز مشهود است.
۲) براي موفقيت دانش‌آموزان پاداش در نظر بگيريم. منتظر نباشيم تا افت تحصيلي اتفاق افتد و سپس موفقيت را تحسين كنيم.
۳) با احترام گذاشتن به تفاوت‌هاي فردي دانش‌آموزان، هرگز آنها را با يكديگر مقايسه نكنيم.
۴) دانش‌آموزان را در كلاس كمتر درگير مسائل عاطفي منفي نمائيم و نسبت به حساسيت‌هاي عاطفي آنان آشنا و در كاهش آن    كوشا باشيم. سخت‌گيري و انضباط شديد، تبعيض، بيان قضاوت‌هاي منفي و خبرهاي ناخوشايند از جمله عواملي است كه موجب درگيري ذهني و كاهش علاقه به يادگيري مي‌شود.
۵) بلافاصله پس از آزمون يا پرسش كلاسي، دانش‌آموزان را از نتيجه كار آگاه كنيم .
۶) براي اينكه دانش‌آموز بداند، در طول تدريس به‌دنبال آموختن به چيزي باشد، بيان اهداف آموزشي مورد انتظار از او را در                        ابتداي درس فراموش نكنيم.
۷) چگونگي يادگيري و نحوه انجام كار براي دانش‌آموز مشخص كنيم .
۸ ) به‌منظور افزايش حس كفايت در دانش‌آموز از او بخواهيم مطالب ياد گرفته شده را به دوستان يا كلاس آموزش دهد.
۹) در مورد مشكلات درسي دانش‌آموز و ريشه‌يابي آن، با او تبادل نظر و گفت‌وگو كنيم.
۱۰) تشويق كلامي در كلاس، به صورت انفرادي بسيار حائز اهميت است.
۱۱) مطالب درسي را به ترتيب از ساده به دشوار مطرح كنيم.
۱۲) از بروز رقابت ناسالم در بين دانش‌آموزان پيشگيري شود.
۱۳) در فرآيند آموزش متكلم وحده نباشيم و يادگيرندگان را در يادگيري مشاركت دهيم.
۱۴) علاقه به دانش‌آموزان و تعلق خاطر و اهميت دادن به يكايك آنها، سطح انگيزه‌ها را افزايش مي‌دهد.
۱۵) آموزش را با «تهديد» پيش نبريم.
۱۶) براي دانش‌آموزان با انگيزه، خوراك علمي كافي داشته باشيم.
۱۷) با محول كردن مسئوليت به دانش‌آموزان كم توجه، آنان را به رفتارهاي مثبت هدايت و علل كم‌توجهي در آنها را بررسي كنيم .
۱۸) شيوه‌هاي تدريس را از سنتي به شيوه‌هاي روز تغيير داده و با استفاده از تكنولوژي آموزشي، حواس پنجگانه دانش‌آموزان را به كار گيريم.
۱۹) ميان درس كلاس و مسائل زندگي كه به وسيله همان درس قابل حل است، ارتباط برقرار كنيم.
۲۰) تدريس را با طرح مطالب و پرسش‌هاي جالب توجه آغاز كرده و با تحريك حس كنجكاوي، دانش‌آموزان را برانگيخته‌تر سازيم.
۲۱) به وضعيت جسماني دانش‌آموزان توجه كرده و علل جسمي بي‌توجهي و كاهش انگيزه آنان را بيابيم.
۲۲) محيط كلاس را با طراحي زيبا و مناسب، جذاب سازيم تا مانع بروز كسالت روحي شويم.
۲۳) با فرهنگ و تاريخچه زندگي افراد مدرسه يا محله‌اي كه در آن تدريس مي‌كنيم، آشنا شده و در طول تدريس از مثال‌هاي آشنا استفاده كنيم.
۲۴) به منظور اطلاع از نتيجه فعاليت درسي دانش‌آموزان و ارائه بازخورد به موقع و مناسب، تكاليف آنان را بلافاصله در جلسه بعدي ملاحظه و با رفع اشكالات، جنبه‌هاي مثبت را تشويق كنيم .
۲۵) در گرفتن آزمون و امتحان به قول خود عمل كنيم.
۲۶) زمان يادگيري بايد در حد توان دانش‌آموز باشد. براي تجديد قوا و انگيزه در ميان كلاس از وقت تفريح و استراحت غافل نشويم.
۲۷) دانش‌آموز را از ميزان پيشرفت خود آگاه سازيم تا بداند براي رسيدن به هدف چه گام‌هاي ديگري بردارد.
۲۸) به لحاظ اخلاقي و ايجاد انگيزه، هميشه خوش‌اخلاق و خوش‌رو باشيم.
۲۹) به منظور افزايش حس كفايت و مشاركت در ارائه دروس از نظرات دانش‌آموزان استفاده كنيم.
۳۰) مطمئن باشيم كه توجه دانش‌آموزان براي شروع تدريس آماده است.
۳۱) تمام مطالب دشوار را يكجا و در يك جلسه آموزش ندهيم.
۳۲ ) به خاطر داشته باشيم، توجه افراطي به دانش‌آموزان (قوي يا ضعيف) موجب متشنج شدن فضاي كلاس مي‌شود.
۳۳ )دانش‌آموزان را به گروه‌هاي «خوب»، «بد» و «ضعيف» تقسيم‌بندي نكنيم.
۳۴) از ورود به موضوعات حاشيه‌اي كه منجر به انحراف توجه كلاس مي‌شود، بپرهيزيم.
۳۵) با ايجاد جلسات بحث و تحليل به دانش آموزان فرصت تفكر و اظهار نظر بدهيم.
۳۶) هرگز دانش‌آموزان را مجبور به انجام فعاليت‌هاي تحقيركننده نظير «جريمه» نكنيم.
۳۷)به افراد درون‌گرا، كمرو، مضطرب كه تمايلي به ابراز وجود ندارند، توجه كرده و با تقويت رفتارهاي مثبت، آنها را به مشاركت در بحث‌هاي كلاسي و كارهاي گروهي تشويق كنيم.
۳۸) در روش‌هاي تدريس، كنفرانس و سمينار را مد نظر قرار دهيم.
۳۹ )تأكيد بر نمره، اضطراب دانش‌آموزان را افزايش مي‌دهد و مانع از توجه كامل به موضوع درس مي‌شود. اين دانش‌آموزان با وجود تلاش زياد از نمرات پاييني برخوردارند و به تدريج رابطه ميان تلاش و نتيجه را ناديده مي گيرند كه در نهايت منجر به از دست رفتن انگيزه خواهد شد.
۴۰) گاهي از تجربه‌هاي دوران تحصيل و شكست‌ها و موفقيت‌هاي خود براي دانش‌آموزان صحبت كنيم
 
http://yadgiri.blogfa.com/post-62.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۶:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مديريت كلاس درس - چگونه كلاس درس را مديريت كنيم ؟ 


وضع مقررات و دستورالعمل هاي واضح و روشن

يكي از عوامل اصلي براي تضمين جريان روان تدريس وضع دستورالعمل ها و مقررات مشخص از اغاز كار  تدريس است .

مقررات عبارت هاي رسمي و معمولا مكتوب هستند كه مشخص مي كنند دانش آموزان چه كارهايي را مي توانند انجام دهند و چه كارهايي را نبايد انجام دهند .

دستورالعمل ها تدابير غير رسمي هستند كه مشخص مي كنند در يك كلاس معين كارها چگونه بايد انجام شوند . مقررات غالبا در سطح مدرسه تعيين مي شوند و در پژوهش هاي كارامدي مدرسه به عنوان عامل تمييز دهنده مدارس كارامدتر از مدارس داراي كارامدي كمتر، شناخته شده اند .

براي اينكه مقررات و دستور العمل ها موثر واقع شوند لازم است انها را به صورت جدي به دانش اموزاناموزش داد و دلايل وجودي  آنها را براي آنان بيان كرد.

يكي از عوامل اصلي كه هنگام وضع مقررات و دستورالعمل ها ي كلاس درس بايد به ان توجه شود ضمانت اجراي پيوسته و مداوم آنهاست . چنانچه مقررات به طور پيوسته به اجرا در نيايد به زودي نقض مي شوند و ا زبين خواهند رفت .

مشاركت دانش اموزان در وضع مقررات غالبا مي تواند براي تقويت حس مالكيت و مسئوليت مشترك در قبال انها و براي همكاري انها در اعمال مقررات و دستور العمل ها مفيد باشيد . مقررات معدودي كه به راحتي قابل فهم و اجرا باشند نسبت به مقررات مفصل و زياد كه اجراي انها دشوار است كارامدتر خواهند بود .

نمونه اي از مقررات مدرسه به شرح ذيل است .

هميشه آهسته صحبت كنيد – به ديگران گوش دهيد – هميشه تمام توان خود را به كار گيريد– به دانش آموزان ديگر گوش دهيد و به آنها احترام بگذاريد – در راهروها ندويد

بررسي عواملي كه سرعت تدريس راكاهش مي دهند.(حفظ فرايند روان تدريس)

يكي از موثرترين راههاي جلوگيري از  بي انظباطي دانش آموزان درجريان تدريس ،حفظ فرايند روان تدريس است.

روشهايي وجودداردكه براساس آنها خودمعلم باعث كندشدن سرعت پيشروي درس مي شود. پديده بلاتكليفي وپديده الاكلنگ ازجمله آنهاست.

پديده بلاتكليفي: دراين روش وقتي معلم فعاليت خاصي راآغاز مي كند.اماآن را ناتمام رها مي سازد براي مثال وقتي معلم به آماده سازي مقدمات تمرين كلاسي مي پردازد وناگهان تصميم مي گيرد كه ابتدا بايد مطلب ديگري تدريس كند.

پديده الاكلنگ: دراين حالت معلم فعاليتي راشروع مي كند اماقبل از اتمام آن سراغ فعاليت ديگري مي رود وپس از آن دوبار ه به فعاليت قبلي مي پردازد

هردوروش فوق مي تواند باعث سردرگمي درميان برخي از دانش آموزان وشروع بي انضباطي در ميان دانش آموزان كنجكاو شوند. معلم بابرنامه ريزي درسي مناسب مي تواند از هردو پديده ذكر شده  جلوگيري كند.

توضيح اضافي: معلم از طريق توضيح اضافي هم مي تواند جريان درس را مختل كند

اين اتفاق وقتي روي مي دهد كه معلم ،بعدازاين كه دانش آموزان كاملا فهميدند چه كاري بايد انجام دهند به تشريح دستورالعمل ها ادامه مي دهد.اين مساله باعث بي حوصلگي دانش آموزان وافزايش احتمال بي انضباطي خواهد شد.به مثال زير توجه كنيد:

معلم در كلاس درس كاغذهاي خودراپخش مي كند.معلم مي گويد:جزوه ها را برداريد. يكي ازروبرداريدوبقيه را به بغل دستي خودبدهيد. حالا يكي از رو برداريد. چراهمه را بهم ريختيد. حالا يكي از رو برداريد...

زمان بيكاري down time

به قسمت هايي از جلسه ي درس كه طي آن يك ياچندنفر از  دانش آموزان يا كل كلاس به دليل اينكه تمرين كلاسي رازودتر تمام كرده انديادرس زودتر تمام شده است وموقع شروع مبحث جديد نيست يا  دانش آموزان بايد منتظربمانندتاموادووسايل لازم مهيا شود وقت آزاد پيدامي كنند زمان بيكاري مي گوييد.اگر دستورالعمل هاي مشخص براي مواجهه بااين موقعيت ها وجود نداشته باشد،به آساني مي توانند به بي نظمي منجر شوند.

بهترين روش اجتناب از مشكلات وقت بي كاري ،كاهش ميزان وقوع آن است. تكاليف وبرگ هاي تمرين اضافي و در اختيار دانش آموزقرار دادن آن روش مناسبي در اين زمينه است .

خاتمه دادن به درس

پايان درس آخرين مرحله اي است كه طي آن احتمال دارد مشكلات مديريتي روي دهد مشكلاتي كه در اين مرحله وجود دارد به شرح زير است :

1)اختصاص ندادن وقت كافي براي به پايان رساندن فعاليت هاي برنامه ريزي شده

2)وجود ابهام در تعيين و اعلام به موقع مشق شب

3)عدم وضع مجموعه اي از مقررات براي خروج تك تك دانش آموزان از كلاس درس

4)عدم نشانه گذاري به نحوي كه دانش آموزان بدانند كه درس تاچه مدتي بايد ادامه يابد

جريان انتقال دانش آموزان در تدريس

يكي از روشهاي اصلي براي سودمندي كلاس درس اين است كه در جريان انتقال از يك قسمت درس به قسمت ديگر وقت زيادي تلف نشود .درصورتي كه لازم باشد دانش آموزان از يك قسمت كلاس به قسمت ديگر آن بروند اين مساله مي تواند مشكل ويژه اي باشد.

اگر چنين انتقال هايي به طور مناسب اداره نشوند به آساني بخش قابل توجهي از وقت كلاس را به خود اختصاص مي دهند وباعث اتلاف وقت مي شوند.

مثلا تدريس مبحث جديد براي كل كلاس وانتقال به تمرين انفرادي به عنوان يك مبحث جديد يا زماني كه دانش آموزان بايستي از كلاس به كارگاه يا آزمايشگاه ياسمعي بصري ويانمازخانه آموزشگاه بروند.ياوقتي كه دركلاسهاي موضوعي كه امروزه درحال برنامه ريزي و اجرا  است بايد وسايلي مثل كتاب تمرين يا مداد يا خودكارشان را  بياورند .

مراحل انتقال بايد تا حدامكان كوتاه و آسان باشند.بدين منظور معلمان كارآمد دستورالعمل هاي روشني براي انتقال هاي درسي وضع مي كنند .

مثلا 1- محدود كردن تعداد دانش اموزاني كه در يك زمان مي توانند جابجا شوند

2- سپردن وظيفه جمع كردن برگه ها به يكي از دانش اموزان

3- در نظر گرفتن مراحل مشخص براي اجراي انتقال

نشانه گذاري cueing تكنيك سودمندي است براي اگاه كردن دانش اموزان از نزديك بودن زمان انتقال درسي

در اين روش به دانش اموزان گفته مي شود براي تمام كردن كارشان 5 دقيقه وقت دارند و اين جمله يك دقيقه قبل از پايان وقت تمرين كلاسي تكرار مي شود .

ارائه ي تكليف شب

ارائه مشق شب يكي از قسمت هاي مشكل تدريس است به ويژه به اين دليل كه همه دانش اموزان مشتاق انجام دادن تكاليف درسي نخواهند بود . براي به حداقل رساندن اين مشكلات  ، معلمان كارامد بلافاصله به دنبال فعاليت هاي كلاسي تكليف مي دهند . اين كار مشق شب را به عنوان يكي از قسمت هاي اصلي درس مطرح مي كند معلم همچنين بايد بگويد كه تكليف شب حائز اهمييت است .

براي مثال معلمي  كه مي گويد ." تمرين اين قسمت به شما كمك مي كند كه وقتي به تمرين هاي مشكل تر رسيديم آنها را خوب انجام دهيد به همين دليل چند تمرين در مورد آن به شما خواهم داد " نسبت به معلم ديگري كه مي گويد " من مجبورم براي شما تكليف معين كنم بنابر اين تمرين هاي 12 و 14 در صفحه 25 را انجام دهيد " انتظارات متفاوتي ايجاد مي كند .

جو كلاس درس

جو كلاس درس از دهه 1960 به صورت گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است . فرا تحليل تعداد زيادي از يافته  هاي پژوهشي كه توسط ونگ ،هارتل، و والبرگ ( 1997) اجرا شد نشان داد كه جو كلاس يكي از مهمترين عوامل تاثير گذار بر پيشرفت دانش اموزان است .

پرورش انگيزه در دانش اموزان

ظرفيت طبيعي و تمايل فرد به ياد گرفتن و رشد كردن به شيوه ي مثبت و هدفمند براي دست يابي به اهداف شخصي انگيزش نام دارد .

تقريبا هر كاري كه معلم در كلاس انجام مي دهد از جمله نحوه ارائه اطلاعات  ،نوع تمرين هاي مورد استفاده و شيوه ي تعامل با دانش اموزان و فرصت هاي كه به دانش اموزان براي تمرين انفرادي و يا گروهي مي دهيد  اثر انگيزشي بر روي دانش اموزان دارد با وجود اين اثرات انگيزشي متعدد معلمان ابزار كمي براي درك انگيزش و نحوه افزايش آن در دانش آموزان خود دارند .

 امروزه نظريه هاي انگيزشي بيشتر برنحوه تفكر افراد در باره خود و توانايي هاي يادگيري خويش متمركز است تا رفتارهاي انان ، علاوه بر اين نظريه هاي معاصر ، انگيزه يادگيري را ظرفيت طبيعي مي دانند  كه در تمامي دانش آموزان ، به طور بالقوه وجود دارد و اگر آنان به صورت مثبت فكر كنند و در محيط حمايت گرانه حضور داشته باشند گسترش مي يابد.

اكثر نظريه هاي شناختي معاصر بر ساختارهاي ذهني و سازماندهي تجارب ،تاكيد اساسي دارند و براساس اين رويكرد ، انگيزش حاصل باورهاي اموخته شده فرد در باره ارزشمندي فردي، توانايي ها و قابليت هاي خود ( خود پنداره هاي تحصيلي ) ، اهداف و انتظارات فرد براي كسب موفقيت يا شكست و احساسات مثبت و منفي ( كنجكاوي و اضطراب ) ناشي از فرايند خود ارزشيابي است . مانند انچه در تحقيقات البرت بندورا  (1) و كووينگتن( 2) و كارول دوك (3)  و ديگران آمده است .

1-albert bandura     2- martyCovington  3 – carol dwee

درك انگيزش و نحوه افزايش آن

   سئوال اين است كه معلم چگونه مي تواند از طريق كيفيت تعامل با دانش اموزان ، نقش خود را ايفا كند ؟ برخي از اصول اساسي بدستآمده از پژوهشهاي تربيتي عبارتند از :

الف ) دانش آموزان از طريق يادگيري شرايط و فعاليت هايي برانگيخته مي شوند كه به انها اجازه داده شود تا دست به انتخاب هاي شخصي بزنندو مقتضيات تكاليف را با ظرفيت هايشان هماهنگ سازند .

ب) انگيزش دانش اموزان در صورتي افزايش مي يابد كه دريابند تكاليف يادگيري به طور مستقيم با نيازها و علايق و اهداف شخصي انها مرتبط است و سطوح دشواري تكاليف به گونه اي است كه مي توانند به صورتي موفقيت اميزانها را انجام دهند .

ج) انگيزش ذاتي دانش آموزان به يادگيري مي تواند در محيطي امن ، اعتماد بخش و حمايت گرانه پرورش يابد.

راهبردهاي مهمي كه معلمان مي توانند براي كمك به دانش آموزان  در جهت خود انگيزشيانان به كار برند عبارتند از :

الف ) كاركردهاي روانشناختي  دانش آموزان را در ايجاد و هدايت افكاري كه بر انگيزه و يادگيري تاثير مي گذارند آموزش دهند .

فعاليت :

الف) درك چرخه افكار

ب) درك كردن اصل واقعيت هاي مجزا

ج) درك احساس ناامني

د) چرخه افكار در تعارضات بين فردي

و) درك ارزش يادگيري

ب) به دانش آموزان كمك كنند تا خودشان ، فرايند يادگيري و فعاليت هاي يادگيري خاص را ارزشمند تلقي كنند .

فعاليت :

الف ) درك ارزش يادگيري

ب) تشخيص نيازها و تعيين علايق و اهداف دانش آموزان

ج) نظر سنجي از علايق دانش آموزان در جلسات فردي و گروهي

د) مرتبط ساختن علايق و اهداف يادگيري

ج) فرصت هايي براي دانش آموزان ايجاد كنند تا تمايلات طبيعي خود نسبت به يادگيري و رشد كردن را ثابت كنند و مسئوليت يادگيري را بر عهده بگيرند .

فعاليت :

الف ) اهمييت كنترل شخصي دانش آموزان

ب) ارايه ي فرصت ايفاي نقش دانش آموزي

ج) ارايه ي مسئوليت يادگيري به دانش آموزان

د) تشويق به قبول خطرات تحصيلي تا پيامدهاي بالقوه منفي تجارب آموزشگاهي چون كسالت ، ترس از شكست و گوشه گيري و ... را جبران كنند .

فعاليت :

الف ) كلاس درس محيطي مناسب براي مشاركت باشد

ب) از اظهار نظر منفي ساير دانش آموزان جلوگيري شود

ج) از بي ارزش تلقي كردن مهارت هاي منحصر به فرد دانش آموزان اجتناب شود

د)  نظام جديد پاداش دهي ايجاد شود

و) ايجاد فضاي مثبت از حمايت شخصي و اجتماعي كه در آن تك تك دانش آموزان ، صادقانه احساس ارزشمندي و مورد احترام بودن كنند .

فعاليت :

الف ) ايجاد محيطي امن

ب) بيان واضح قواعد و مقررات و دستور العمل ها

ج) تصميم گيري دسته جمعي

د) تشويق دانش آموزان به ابداع و نوآوري

و) پذيرش ديدگاهها و راه حل هاي متفاوت

 اصول و فنون آماده سازي و ايجاد انگيزه          

                                                                                                                                                               انگيزه، حالات دروني فرد است كه موجب تداوم رفتار تا رسيدن به هدف مي‌شود. انگيزه ارتباط مستقيم و مثبت با پيشرفت تحصيلي دارد.
به همين علت علاوه بر آنكه انگيزه وسيله‌اي براي پيشرفت تحصيلي در نظر گرفته مي‌‌شود، گاهي از آن به عنوان هدف نيز نام برده مي‌شود، زيرا با افزايش انگيزه، پيشرفت تحصيلي نيز پديد مي‌آيد.

از آنجا كه هوش و استعداد تحصيلي به‌عنوان دو عامل اساسي در پيشرفت تحصيلي، كمتر تحت تأثير معلم يا مربي واقع مي‌شود، سعي بر آن است كه با افزايش انگيزه دانش‌آموزان حداكثر بهره‌وري از هوش صورت گيرد. زيرا در حالت مساوي برابري هوش و استعداد تحصيلي افراد، مشاهده شده است كه پيشرفت تحصيلي افراد با انگيزه چشمگيرتر بوده است. با وجود آ ن كه معلمان در تغيير هوش و استعداد تحصيلي نقش چنداني ندارند، ولي مي‌توانند در بالا بردن انگيزه دانش‌‌آموزان مفيد واقع شوند.
انگيزه به دو نوع دروني و بيروني قابل تقسيم است. از انگيزه بيروني مي‌توان به تقويت‌كننده‌هايي چون پول، تائيد، محبت، احترام، نمره و از تقويت‌كننده‌هاي دروني مي‌توان به رضايت خاطر و احساس خوب از يادگيري اشاره كرد.
آنچه كه بيشتر موجب رفتار خود‌جوش مي‌شود، انگيزه دروني است. هدف عمده فعاليت‌هاي پرورشي معلم يا مربي اين است كه دانش‌آموز به تدريج از انگيزه‌هاي بيروني به سمت انگيزه‌هاي دروني هدايت شود.
تفاوت اساسي افراد داراي انگيزه دروني با افراد داراي انگيزه بيروني اين است كه افراد با انگيزه دروني احساس كفايت بيشتري در خود دارند و كمتر به ديگران اجازه مي‌دهند كه محرك رفتارشان شوند. اين گروه از دانش‌آموزان، خود تعيين كننده رفتارها هستند و به خاطر كفايتي كه در خود احساس مي‌كنند، باور دارند كه مي‌توانند با رفتارشان بر محيط خود تأثير بگذارند.
اين گروه از دانش آموزان با انگيزه درون‌گرا، تصورشان اين است كه موفقيت و عدم موفقيت در تحصيل به خاطر نحوه رفتار صحيح يا غلط خودشان است.
اما برخلاف آنها، دانش‌آموزان باانگيزه برون‌گرا، احساس بي‌كفايتي يا كفايت كمي  داشته و همواره تصور مي‌كنند كه موفقيت آنها تحت تأثير عوامل محيطي نظير:
معلم و سوالات سخت است. اين گروه از دانش‌آموزان حتي اگر درس بخوانند، باز هم موفقيت چنداني نخواهند داشت. چرا كه اندك تلاش آنها به خاطر همان انگيزه‌هاي بيروني، همچون فرار از تنبيه يا كسب خواست معلم است.اينان در صورت كسب موفقيت اندك هم آن را به شانس و تصادف نسبت مي‌دهند و نه به تلاش و استعداد خود.
اين دانش‌آموزان حتي اگر نيم‌نگاهي به موفقيت داشته باشند، آنقدر آن را صعب‌الوصول مي‌دانند كه دست به عمل نمي‌زنند، در نتيجه هرگز طعم موفقيت را نخواهند چشيد.
در حقيقت گام اول در برخورد با اين افراد چشاندن طعم موفقيت به آنها و درهم شكستن تصور منفي آنها در مورد دستيابي به موفقيت است. در اين صورت است كه «موفقيت»، «موفقيت» مي‌آورد.
از آنجايي كه انسان آمادگي دارد تا فعاليت‌ها و تصوراتش را تعميم دهد، موفقيت در يك درس منجر به موفقيت در دروس ديگر مي‌شود و اين موضوع در مورد دروس اصلي هر رشته مهم‌تر است.
درواقع، ضعف درسي در اين دروس منجر به بي‌علاقگي به تحصيل و گاهي حتي ترك تحصيل مي‌شود و البته عكس آن هم صادق است. به همين علت به معلمان دروس اصلي هر رشته توصيه مي‌شود، شرايط آموزشي و امتحاني را مطلوب نمايند و با ارزشيابي‌هاي مناسب فضاي كلاس را لذت‌بخش كنند.


به طوركلي به‌منظور افزايش انگيزه دانش‌آموزان و سوق دادن آنها به سمت دروني شدن انگيزه‌ها راهكارهاي زير توصيه مي‌شود:
۱) سعي كنيم اولويت تجربه‌هاي دانش‌آموزان براي آنها جالب باشد، احساس موفقيت اوليه اعتماد به نفس آنها را افزايش مي‌دهد. اين موضوع در مسابقات ورزشي نيز مشهود است.
۲) براي موفقيت دانش‌آموزان پاداش در نظر بگيريم. منتظر نباشيم تا افت تحصيلي اتفاق افتد و سپس موفقيت را تحسين كنيم.
۳) با احترام گذاشتن به تفاوت‌هاي فردي دانش‌آموزان، هرگز آنها را با يكديگر مقايسه نكنيم.
۴) دانش‌آموزان را در كلاس كمتر درگير مسائل عاطفي منفي نمائيم و نسبت به حساسيت‌هاي عاطفي آنان آشنا و در كاهش آن    كوشا باشيم. سخت‌گيري و انضباط شديد، تبعيض، بيان قضاوت‌هاي منفي و خبرهاي ناخوشايند از جمله عواملي است كه موجب درگيري ذهني و كاهش علاقه به يادگيري مي‌شود.
۵) بلافاصله پس از آزمون يا پرسش كلاسي، دانش‌آموزان را از نتيجه كار آگاه كنيم .
۶) براي اينكه دانش‌آموز بداند، در طول تدريس به‌دنبال آموختن به چيزي باشد، بيان اهداف آموزشي مورد انتظار از او را در                        ابتداي درس فراموش نكنيم.
۷) چگونگي يادگيري و نحوه انجام كار براي دانش‌آموز مشخص كنيم .
۸ ) به‌منظور افزايش حس كفايت در دانش‌آموز از او بخواهيم مطالب ياد گرفته شده را به دوستان يا كلاس آموزش دهد.
۹) در مورد مشكلات درسي دانش‌آموز و ريشه‌يابي آن، با او تبادل نظر و گفت‌وگو كنيم.
۱۰) تشويق كلامي در كلاس، به صورت انفرادي بسيار حائز اهميت است.
۱۱) مطالب درسي را به ترتيب از ساده به دشوار مطرح كنيم.
۱۲) از بروز رقابت ناسالم در بين دانش‌آموزان پيشگيري شود.
۱۳) در فرآيند آموزش متكلم وحده نباشيم و يادگيرندگان را در يادگيري مشاركت دهيم.
۱۴) علاقه به دانش‌آموزان و تعلق خاطر و اهميت دادن به يكايك آنها، سطح انگيزه‌ها را افزايش مي‌دهد.
۱۵) آموزش را با «تهديد» پيش نبريم.
۱۶) براي دانش‌آموزان با انگيزه، خوراك علمي كافي داشته باشيم.
۱۷) با محول كردن مسئوليت به دانش‌آموزان كم توجه، آنان را به رفتارهاي مثبت هدايت و علل كم‌توجهي در آنها را بررسي كنيم .
۱۸) شيوه‌هاي تدريس را از سنتي به شيوه‌هاي روز تغيير داده و با استفاده از تكنولوژي آموزشي، حواس پنجگانه دانش‌آموزان را به كار گيريم.
۱۹) ميان درس كلاس و مسائل زندگي كه به وسيله همان درس قابل حل است، ارتباط برقرار كنيم.
۲۰) تدريس را با طرح مطالب و پرسش‌هاي جالب توجه آغاز كرده و با تحريك حس كنجكاوي، دانش‌آموزان را برانگيخته‌تر سازيم.
۲۱) به وضعيت جسماني دانش‌آموزان توجه كرده و علل جسمي بي‌توجهي و كاهش انگيزه آنان را بيابيم.
۲۲) محيط كلاس را با طراحي زيبا و مناسب، جذاب سازيم تا مانع بروز كسالت روحي شويم.
۲۳) با فرهنگ و تاريخچه زندگي افراد مدرسه يا محله‌اي كه در آن تدريس مي‌كنيم، آشنا شده و در طول تدريس از مثال‌هاي آشنا استفاده كنيم.
۲۴) به منظور اطلاع از نتيجه فعاليت درسي دانش‌آموزان و ارائه بازخورد به موقع و مناسب، تكاليف آنان را بلافاصله در جلسه بعدي ملاحظه و با رفع اشكالات، جنبه‌هاي مثبت را تشويق كنيم .
۲۵) در گرفتن آزمون و امتحان به قول خود عمل كنيم.
۲۶) زمان يادگيري بايد در حد توان دانش‌آموز باشد. براي تجديد قوا و انگيزه در ميان كلاس از وقت تفريح و استراحت غافل نشويم.
۲۷) دانش‌آموز را از ميزان پيشرفت خود آگاه سازيم تا بداند براي رسيدن به هدف چه گام‌هاي ديگري بردارد.
۲۸) به لحاظ اخلاقي و ايجاد انگيزه، هميشه خوش‌اخلاق و خوش‌رو باشيم.
۲۹) به منظور افزايش حس كفايت و مشاركت در ارائه دروس از نظرات دانش‌آموزان استفاده كنيم.
۳۰) مطمئن باشيم كه توجه دانش‌آموزان براي شروع تدريس آماده است.
۳۱) تمام مطالب دشوار را يكجا و در يك جلسه آموزش ندهيم.
۳۲ ) به خاطر داشته باشيم، توجه افراطي به دانش‌آموزان (قوي يا ضعيف) موجب متشنج شدن فضاي كلاس مي‌شود.
۳۳ )دانش‌آموزان را به گروه‌هاي «خوب»، «بد» و «ضعيف» تقسيم‌بندي نكنيم.
۳۴) از ورود به موضوعات حاشيه‌اي كه منجر به انحراف توجه كلاس مي‌شود، بپرهيزيم.
۳۵) با ايجاد جلسات بحث و تحليل به دانش آموزان فرصت تفكر و اظهار نظر بدهيم.
۳۶) هرگز دانش‌آموزان را مجبور به انجام فعاليت‌هاي تحقيركننده نظير «جريمه» نكنيم.
۳۷)به افراد درون‌گرا، كمرو، مضطرب كه تمايلي به ابراز وجود ندارند، توجه كرده و با تقويت رفتارهاي مثبت، آنها را به مشاركت در بحث‌هاي كلاسي و كارهاي گروهي تشويق كنيم.
۳۸) در روش‌هاي تدريس، كنفرانس و سمينار را مد نظر قرار دهيم.
۳۹ )تأكيد بر نمره، اضطراب دانش‌آموزان را افزايش مي‌دهد و مانع از توجه كامل به موضوع درس مي‌شود. اين دانش‌آموزان با وجود تلاش زياد از نمرات پاييني برخوردارند و به تدريج رابطه ميان تلاش و نتيجه را ناديده مي گيرند كه در نهايت منجر به از دست رفتن انگيزه خواهد شد.
۴۰) گاهي از تجربه‌هاي دوران تحصيل و شكست‌ها و موفقيت‌هاي خود براي دانش‌آموزان صحبت كنيم
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۶:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
نظرسنجی
     بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان