مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3392
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 9
همه : 4258928


 تكلم و كودكان


كودك پيش از تكلم از سه شيوه براي فهماندن غرض و منظور خود استفاده مي‌كند اين شيوه ها عبارتند از : گريه و فرياد، اداي صداهاي نامشخص و اشارات (مهمترين قسمت همان شيوه دوم است) زيرا پس از چندي به صورت صداهاي مشخص و با معنا يعني لغات در مي‌آيد.


_گريه و فرياد : در روزهاي نخست زندگي بيشتر صداهايي كه از كودك شنيده مي‌شود به صورت گريه و فرياد است در طي هفته اول گريه در فواصل نامنظمي ظاهر مي‌شود نوزاد بدون هيچ گونه علت ظاهري گريه مي‌كند اما يك مرتبه گريه يا خود به خود و يا در نتيجه توجه مادر قطع مي‌شود.


_صداهاي غيرمشخص : در ماههاي اول زندگي علاوه برگريه صداهاي نامشخص ديگري ديده مي‌شود كودك اين صداها را نياموخته است بلكه به خودي خود آنها را ظاهر مي‌سازد و چه خوب است كه بدانيم اين صداها عموميت دارند ودرتمام اقوام وملل و نژادها ديده مي‌شود به طوري كه حتي كودكان ناشنوا نيز اين گونه صداها را نشان مي‌دهند كودك اغلب هنگامي كه تنهاست و فرد ديگري نيست كه او را مشغول كند به ايجاد اين صداها مي‌پردازد شنيدن صداي كودك براي خود او لذت بخش است وبه همين سبب است كه اغلب با شنيدن صداي خود تبسم مي‌كند وگاهي نيز مي‌خندد، كودكان ناشنوا نيز در ابتدا مانند كودكان سالم اين گونه صداها را ايجاد مي‌كنند ولي چون صداي خود را نمي شنوند تا ازآن لذت ببرند پس ازچندي دست ازايجاد صدا برمي دارند.


_اشاره : درابتدا كودك به موازات اشاره، صداهايي نيزايجاد مي‌كند و مي‌خواهد با كمك اين دو منظور خود را براي ديگران آشكارسازد ولي رفته رفته پي مي‌برد كه تنها با اشاره نيز مي‌توان منظور خود را آشكارساخت ولي اگر اشاره وي فهميده نشود او از گريه براي فهماندن غرض خود كمك مي‌گيرد اما در مورد زمان سخن‌گويي، بسياري از كودكان طبيعتاً بين دوازده و هجده ماهگي براي تكلم آماده مي‌شوند و چنانچه كودك دراين دوره آمادگي زبان باز نكند؛ ممكن است از نظرعاطفي براي وي اختلالاتي دست دهد زيرا نمي تواند خواسته‌ها واحساسات خود را بيان كند.


درآموزش زبان، سن يك تا سه سالگي بسيار مهم است، ازآن بابت كه اين سن دوره تقليد از بزرگسالان است وآنچه را آنها بگويند او ادايش را در مي‌آورد. از آنجا كه مادر، بيش از افراد ديگر با كودك درارتباط است نبايد نقش او را درآموزش زبان به كودك ناديده گرفت.


نكاتي درباره آموزش زبان براي مادران :


_بيان كلمات ازساده به مشكل باشد، از كلمات يك هجايي شروع كند تا به تدريج بتوان كلمات چند هجايي را به او آموخت.


_با كودك با زبان ساده و قابل فهم حرف بزند، نه با زبان علمي غليظ، البته اين امر مانع آن نيست كه مادر درست وصحيح حرف بزند.


_از كلماتي استفاده كند كه بيشتر مورد نياز كودك اند.


_ عبارات را سريع بيان نكندكه انتقالش به ذهن كودك با دشواري‌هايي همراه است.


_ عبارت طولاني به كار نبرد.


_ در حين صحبت اگركودك دچارخطايي شد با نرمي آن را اصلاح كند وكودك را تنبيه وتمسخر نكند.


_ اصلاح تلفظ بايد از زماني شروع شود كه كودك صداهاي حروف را ازهم تشخيص مي‌دهد.


_هرگز كلمه اي را به حساب اين كه ازآن خوشش مي‌آيد غلط تلفظ نكنيم.


_ درآموزش يك اسم، نام اصلي وصحيح را به كارببريم به عنوان مثال : كلمه گوسفندرا براي گوسفند به كارببريم نه كلمه بع بعي را.


مادران براي آموزش زبان از چه روشهايي مي‌توانند استفاده كنند :


_ بازي با حروف و درآوردن صداي آن ازطريق بازي ويا بيان داستان.


_ آموزش شعر، سرودهاي ساده كه الفاظ را قالبي به كودك منتقل ميكنند، در اين امرآثار مفيدي دارد.


_ درآموزش زبان، كودك را بايد تشويق كرد وهرگز نبايد گذاشت كه احساس عدم لياقت كند.


_ خودداري ازعيب‌جويي‌‌هاي خشن، تنبيه و تمسخر در صورت اشتباهات تلفظي ودستوري.


_ ايجاد انگيزه براي صحبت كردن كودك از طريق بي توجهي به شيوه‌هاي ديگر تفهيم وتفهم، ازجمله : گريه و فرياد و يا اشاره.

http://www.rahkar.ir/1391/02/14/%d8%b5%d8%ad%d8%a8%d8%aa-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d9%83%d9%88%d8%af%d9%83%d8%a7%d9%86


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۵:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]


 
يكي از مهمترين دغدغه هاي والدين، جهت تربيت صحيح فرزندشان، آموزش مهارت هاي زباني به آنان است. مهارت استفاده از زبان كه مهمترين وسيله ارتباط با ديگران و همچنين كشف دنياي پيرامون است و امروزه بيش از هر زمان ديگري از آن به عنوان عاملي مهم در موفقيت افراد نام برده مي شود، بايد از همان بدو تولد به كودكان توسط والدين آموزش داده شده و تقويت گردد. براي اين منظور در ادامه به ارائه چند راهكار مناسب در زمينه فوق مي پردازيم.
 

فاطمه اسلاميه

1- اجازه دهيد كودك صحبت كند.

بسياري از والدين قرار دادن كودك در مقابل تلويزيون و يا خواندن كتاب و شعر قبل از خواب براي آنان را روش هاي مناسبي جهت پرورش مهارت كلامي كودك فرض مي كنند. بايد گفت كه اين روش ها، روش هاي مناسبي هستند؛ اما كافي نيستند. تحقيقات انجام شده در اين زمينه نشان داده اند كودكاني كه قبل از خواب با والدين خود صحبت مي كنند، شش برابر بهتر و بيشتر از كودكاني كه در هنگام خواب به قصه گوش مي دهند و يا تلويزيون تماشا مي كنند، سخن مي گويند. زيرا ممكن است كودكان، در هنگام صحبت كردن برخي از كلمات را به اشتباه بيان نمايند و يا برداشت اشتباهي از برخي لغات داشته باشند كه در اينجا والدين با بيان درست كلمه، باعث خواهند شد كه كودك نه تنها تلفظ و معني درست كلمات را ياد بگيرد؛ بلكه گنجينه لغات او نيز افزايش يابد.

 

2- از كودك بخواهيد نام اشياء مختلف را بگويد.

يكي ديگر از مواردي كه به والدين در تقويت مهارت زباني كودكان كمك مي كند، بازگو كردن نام اشياء پيرامون است. براي اين منظور كافي است از كودكتان بخواهيد هنگامي كه سرگرم راه رفتن در منزل است، نام اشيايي را كه مي بيند، بلند بازگو نمايد. از آنجايي كه كودكان ذاتا كنجكاو هستند و تمايل دارند اسم تمام وسايل و اشياء را بدانند، لازم است كه در اين مورد والدين كمي صبوري به خرج داده و با ملايمت نام اشيايي كه كودك دلبندشان نمي داند را برايش بازگو نمايند.

 

3- تمام كننده صحبت كودكتان نباشيد.

اگر كودك شما، خيلي آهسته و با طمانينه صحبت مي كند، سعي كنيد كه وسط حرف او نيامده و كامل كننده جمله اش نباشيد و با آرامش تمام، اجازه دهيد تا او سخنانش را به اتمام رسانده و از اين طريق بر ترس و دلهره خود جهت صحبت نمودن به خصوص در جمع، غلبه نمايد.

 

4- تلفن بازي كنيد.

استفاده از تلفن نيز در تقويت مهارت كلامي كودكان بسيار موثر مي باشد. كودكان قبل از اينكه توانايي صحبت كردن را پيدا نمايند، به تلفن و استفاده از آن علاقه نشان مي دهند. براي همين منظور سعي كنيد وقتي كسي تماسي تلفني با منزل شما برقرار مي كند، گوشي را به كودك نيز داده و او را تشويق به سخن گفتن نماييد.

 

5- كلمه درست را به كودك يادآوري كنيد.

بسياري از والدين از اينكه كودكشان به اشتباه كلمه اي را ادا كند، خوشحال شده و جواب او را نيز با همان زبان كودكانه و جلمات نامفهوم بيان مي دارند. اين امر شايد براي دقيقه اي براي شما خوشايند باشد، اما كودك را ترغيب به استفاده بيشتر از كلمه مربوطه به صورت غلط مي نمايد تا توجه اطرافيان را بيشتر به خود جلب نمايد. پس هنگام مواجهه با اين موارد، لازم است با زبان صحيح و بدون هيچگونه غلطي با كودك صحبت كنيد تا معناي درست كلمه را ياد بگيرد.
 
 
 http://ninifa.com/p3540


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۵:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

آموختن برقراري ارتباط

اغلب كودكان، بدون اينكه ظاهرا" شخص خاصي به آنان آموزش داده باشد، حرف زدن را ياد مي گيرند. علت اين است كه بسياري از واكنش هاي ما، درمورد كودكان به قدري طبيعي است كه متوجه ارزش اين واكنش ها نمي شويم. احتمالا" شما زمينه حرف زدن را از همان زمان نوزادي براي او آماده كرده ايد. با صداي ملايم با او حرف زده ايد،نق زدن ها و گريه كردن هايش را جواب داده ايدو هنگامي كه كودك به شما مي نگريسته است، باصداي آرام و رسا درباره كاري كه انجام داده ايد صحبت كرده ايد. درتمام اين موارد، شما حس يادگيري و تكلم را در كودك تحريك كرده ايد.
در طول دومين سال از زندگي كودك مي توانيد كمك به مراتب بيشتري به رشد مهارت هاي زباني كودك بنماييد. تحقيقات نشان داده است كودكاني كه والدين و پرستاران آنها به طور مرتب و مستقيما" با آنان صحبت مي كنند، درهنگام رسيدن به سنين پيش دبستاني از مهارت هاي زباني بسيار قوي برخوردارند. گرچه بعضي كودكان زودتر و بعضي ديرتر حرف زدن را مي آموزند، والدين مي توانند باتوجه مخصوص به روش حرف زدن با كودك، به كودكي كه دير زبان باز مي كند، كمك كنند. اگر كودك درحال حاضر نيز كلمات زيادي را برزبان مي آورد، اين روش ها زبان آموزي را دركودك تسريع و تضمين مي كنند.
• درطول روز با كودكتان گفت و گو كنيد. درباره كاري كه انجام مي دهيد حرف بزنيد. با استفاده از كلمات، كاري را كه او انجام مي دهد، تشريح كنيد. " من دارم با قاشق به هم مي زنم. تو هم يك قاشق داري. تو داري با قاشق ضربه مي زني."
• هنگامي كه كودك با اصواتي نامفهوم و گنگ، كه هنوز به صورت كلمات قابل فهم درنيامده اند، حرف مي زند، گويي كامل حرف مي زند. بهتراست واكنش نشان دهيد. اجازه دهيد دريابد تلاشش براي حرف زدن سودمند و باارزش است. درنتيجه، او به تلاش بيشتر تحريك مي شود."قا"،"اوه"، تو يك قاشق مي خواي؟ بيا، اين يكي رو بگير. همين رو مي خواستي؟"
• هنگامي كه كودك از يك كلمه استفاده مي كند، كلمه ها را به جمله هاي كوتاه گسترش دهيد. "بچه؟"، "بله، اون يك بچه است. بچه داره گريه مي كنه."
• همزمان با حرف زدن، كمك كنيد كودك با برزبان آوردن اشيا، خزانه لغات خود را ايجاد كند. كودكان يك ساله، هنگامي كه بتوانند چيزي را لمس يا مشاهده كنند، بهتر مي آموزند. با او درباره اشيايي كه در معرض ديد و يا براي لمس كردن در دسترسش قرار دارند، صحبت كنيد. مي توانيد به اتفاق به تصاوير يك كتاب نگاه كنيد و درباره آنچه او مي بيند، حتي اگر هنوز آمادگي شنيدن قصه را ندارد، حرف بزنيد.
• به جاي جملات پيچيده، جمله هاي ساده به كار ببريد. گرچه بيشتر كودكان يكساله، هنگامي كه بزرگسالان و يا ساير بچه ها حرف مي زنند، با لذت گوش مي دهند، اگر موضوع صحبتها پيچيده و مشكل باشد، تقليد و تكرار آنچه شنيده اند، مي تواند براي آنها مشكل باشد. كودكي كه با هجوم كلمات بسياري محاصره شده است، نسبت به كودكي كه والدينش درحد دانسته هاي او صحبت مي كنند، ممكن است براي يادگيري صحبت كردن به زمان طولاني تري نياز داشته باشد.
• صداهاي پس زمينه مثل صداي راديو و تلويزيون را درحداقل نگه داريد. شايد شما بتوانيد صداهاي مزاحم را هنگام صحبت كردن و يا شنيدن موسيقي، از ذهن خود حذف كنيد و به فردي كه با شما صحبت مي كند گوش فرادهيد، اما بسياري از بچه هاي كوچك قادر به اين كار نيستند.
• وقتي كودك حرف زدن را شروع كرد، به تمام كلمات او واكنش نشان دهيد، گويي اومكالمه را با جمله انجام مي دهد. "پيش."، "تو پيشي رو مي بيني؟" "مي ره" " بله، پيشي از در بيرون مي ره." "پيش؟" " پيشي رفت بيرون. مي خواي پيشي رو ببيني؟" پيش بيرون؟" " خيلي خوب، بيا بريم بيرون و پيشي رو ببينيم."
• براي حفظ توجه كودك، موضوع صحبت را درحدامكان تغيير دهيد،زيرا دامنه توجه كودك كوتاه است. شايد او بخواهد براي آنچه در يك باغچه مي بيند اسمي تعيين كند و سپس براي ديدن جزييات ريز يك قطعه سنگ خم شود. وقتي او به چيزي اشاره و يا زيرلب زمزمه مي كند و يا سعي دارد كلماتي برزبان براند، از او پيروي كنيد.
• از كودك خود سوال كنيد ولي درصورت نشنيدن پاسخ، نگران نشويد. كمي تامل كنيد، سپس درصورتي كه كودك شروع به صحبت نمود، كلمات را دراختيار او بگذاريد و واكنش نشان دهيد. "برايم چه آورده اي؟" "اوه، يه عروسك!" " متشكرم، مي تونم بذارمش اينجا؟" "نه، اونجا نه؟ اينجا؟ خيلي خوب، تو مي خواي اونجا باشه؟"
• براي كودك اشعار كودكانه و لالايي ها را بخ اين معنا باشد كه او گرسنه است؛ و گريه آرام و منقطع مي تواند نشانه آن باشد كه پوشك او نياز به تعويض دارد. با افزايش سن، او مي تواند صداهاي ساده ديگري شبيه به خنده هاي ريز، آه و ... را توليد كند كه در نتيجه يك مجموعه كوچك از صداهاي متنوع را در اختيار خواهد داشت. برخي از زبان شناسان بر اين باورند كه كودكان در چهار هفتگي قادرند كلمات با سيلابهاي يكسان، مانند "ما" و "با" را تشخيص دهند.

چهار ماهگي

در اين مرحله، كودك شما با تركيب حروف صدادار و بيصدا، صداهاي ساده اي مانند "بابا" يا "ماما" را ايجاد مي كند. هرچند گفتن اين كلمات موجب مي شود كه قلب والدين كودك از شادي لبريز شود، اما واقعيت اين است كه او هنوز نمي تواند اين كلمات را واقعا درك كرده و بين اين كلمات و شما، ارتباط معنايي برقرار كند. او در يكسالگي قادر خواهد بود كه اين ارتباط مفهومي را ايجاد كرده و با گفتن "ماما" يا "بابا"، واقعا شما را صدا كند.

تلاش كودك شما براي حرف زدن اينگونه به نظر مي رسد كه گويا فردي در حال حرف زدن به يك زبان خارجي است: تعداد بسيار زيادي از لغات بدون معني كه كودك آنها را پشت سر هم مي گويد. در واقع، توليد صدا براي كودك شما يك بازي مفرح است؛ او تلاش مي كند كه زبان، دندانها، سقف دهان و تارهاي صوتي اش را براي توليد صداهاي بامزه و متنوع، به كار گيرد. در اين مرحله، كودكان صداهايي مختلف از خودشان در مي آورند كه اصطلاحا "غان و غون" ناميده مي شود؛ و جالب اينكه اين صداها در كودكان مختلف كاملا شبيه به هم است، خواه والدين آنها فارسي، انگليسي، فرانسوي يا حتي ژاپني باشند! شما ممكن است مشاهده كنيد كه كودك شما، بعضي صداهاي خاص را دوست داشته و آنها را بارها و بارها تكرار كند، مانند "دا" يا "كا"؛ اين بدان خاطر است كه كودك از اين صداها، و همچنين از وضعيت اندامهاي صوتي اش در زمان توليد اين صداها، خوشش مي آيد.

شش تا نُه ماهگي

در اين دوره به نظر مي رسد كه صداهايي كه كودك توليد مي كند، تا حدي معنا و مفهوم دارند. اين بدان خاطر است كه كودك از صداها و الگوها، مشابه با خود شما استفاده مي كند. مي توانيد با كتاب يا شعر خواندن براي او، اين مهارت را در كودك تقويت كنيد.

دوازده تا هفده ماهگي

او در اين مرحله از يك يا چند كلمه استفاده مي كند و معناي آنها را هم مي فهمد. او حتي ممكن است از تغيير آهنگ صدا نيز استفاده كند و مثلا با لحن سوالي به شما بگويد: "بغل"، يعني "من را بغل كن"! او به تدريج اهميت حرف زدن را درك مي كند و مي فهمد كه توانايي ابراز و انتقال خواسته ها و نيازهايش، تا چه حد مهم است.

هجده تا بيست و چهار ماهگي

در اين دوره، او ممكن است تا 200 كلمه را ياد گرفته باشد، كه بسياري از اين كلمات، اسم هستند. بين هجده تا بيست ماهگي، كودكان مي توانند حدودا 10 كلمه را در روز ياد بگيرند. حتي برخي از آنها مي توانند كه در هر 90 دقيقه، يك كلمه جديد ياد بگيرند، پس بهتر است به دقت، مراقب نحوه صحبت كردن خود باشيد. او حتي ممكن است دو كلمه را با هم استفاده كرده و جملات دوكلمه اي بسازد: "من ببَر". در دو سالگي، او قادر خواهد بود جملات سه كلمه اي را به كار برده و آهنگهاي ساده را به صورت آواز، بخواند. در اين دوره، درك كودك از خودش به بلوغ مي رسد، و در نتيجه او درباره خودش - چيزهايي كه دوست دارد يا ندارد، آنچه فكر مي كند و آنچه احساس مي كند - حرف خواهد زد. البته استفاده از ضميرها ممكن است براي او گيج كننده باشند و در نتيجه ممكن است مشاهده كنيد كه او به جاي اينكه بگويد: «من انداختم»، بگويد: «ني ني انداخت».

بيست و پنج تا سي و شش ماهگي

او ممكن است هنوز نتواند بلند يا آرام حرف زدن را به طور مناسب به كار ببرد، اما به زودي در اين زمينه مهارت كافي پيدا خواهد كرد. همچنين او به تدريج معاني ضميرها (مانند: من، تو، او) را خواهد فهميد. بين دو تا سه سالگي، دامنه لغات او حدودا به 300 كلمه خواهد رسيد. او با استفاده از اسم ها و فعلها، جملاتي كامل اما ساده خواهد ساخت: «من امروز رفتم».

در سه سالگي، مهارت او براي حرف زدن بسيار افزايش يافته است. او مي تواند براي مدتي به طور مداوم با شما صحبت كند، و تُن صدا، الگوهاي صحبت و لغات مورد استفاده اش را با توجه به مخاطب خود، تنظيم كند. به عنوان مثال، هنگام صحبت كردن با يك كودك ديگر از كلمات ساده تر استفاده خواهد كرد، اما وقتي كه با شما حرف مي زند، لغتها و الگوهاي پيچيده تري را به كار خواهد برد. در اين زمان، شما مي توانيد منظور او را به طور دقيق و روشن بفهميد. او به راحتي و به صورتي روان، نام و سنش را براي ديگران گفته و همچنين هرگاه از او بخواهيد كاري را انجام دهد، به سرعت گوش خواهد داد.

مرحله بعدي

پس از مدتي، شما خواهيد ديد كه او ديگر صرفا حرفهاي بي سر و ته يا بي معني نمي زند؛ و روزهايي را كه او اصلا بلد نبود حرف بزند، فراموش خواهيد كرد. در اين دوره، او براي شما از كارهاي روزانه اش حرف مي زند و شما هم از نشستن و گوش دادن به شيرين زبانيهاي او لذت خواهيد برد. او براي شما تعريف مي كند كه در مهدكودك چه بازيهايي كرده است؛ دوستش چه خوراكي آورده بود؛ دوست ديگرش چه چيزهايي گفته است؛ و البته درباره هر چيز ديگري نيز كه در ذهنش مي گذرد، براي شما صحبت خواهد كرد. او همچنين يادگيري يك مهارت نسبتا پيچيده تر را نيز آغاز مي كند: "نوشتن".

نقش شما
وظ هر چيزي ، اسمي دارد.
▪ با آهنگ و موزون صحبت كنيد.
از زماني كه كودكان قبل از حرف زدن با دانش حركات آشنا مي‌شوند، صحبت كردن به صورت آهنگين و با حركات دست بازي كردن براي آنها بسيار سودمند و مفيد است. مانند: با دست مثل عنكبوت راه رفتن يا حركات دايره‌وار چرخ‌هاي اتوبوس. كلپرلژنژ كارشناس كودكان زير سه سال مي‌گويد: معمولا بچه‌ها بيشتر كلماتي را كه در ترانه‌ها مي‌شنوند را به آساني به خاطر مي‌سپارند.
▪ كلمات را يكي يكي اضافه كنيد.
دكتر رسكورلا مي‌گويد: وقتي كه فرزند نوپاي شما بعضي چيزها را خود به خود مي‌گويد، آن لغت را به كلمات ديگرش اضافه كنيد. به عنوان نمونه ، اگر او ، توپ ، مي‌گويد به او بگوئيد: توپ قرمز يا توپ بزرگ. اين راهكار نه تنها دامنه لغات او را افزايش مي‌دهد، بلكه به او ياد مي‌دهد كه كلمات را تركيب كند.
▪ با اسم كلمات بازي كنيد.
كودك شما بايد بداند كه هر چيزي اسمي دارد و همچنين مي‌تواند با استفاده از همين اسامي ارتباط برقرار كند. كتاب‌هاي مصور براي نشان دادن و ناميدن اسامي بسيار مفيد است. كودك از سن ۱۲ تا ۱۵ ماهگي ، به اسم‌هاي ساده متكي است. در ۱۵ تا ۱۹ ماهگي كلماتي مانند فعل دويدن ، خوردن يا نشستن يا صفاتي مثل بنفش ، كوچك و سرد به لغات او افزوده مي‌شود. پيش از درخواست او پاسخ ندهيد (مثل تيري كه از تفنگ رها شود). به فرزندتان اجازه دهيد تا نيازهايش را قبل از اين كه شما بپرسيد ، بيان كند.
اگر اغلب پس از بيدار شدن از خواب تشنه است، فورا براي او آب نياوريد. بلكه در عوض اجازه دهيد تا او از شما بخواهد، سپس بگوئيد: تشنه هستي! الان برايت كمي آب مي‌آورم. تمرين كنيد و باز هم تمرين و تمرين. به فرزندتان اجازه دهيد تا در هر فرصت مناسب از مهارت‌هاي زباني‌اش، بخصوص با هم سن و سال‌هايش استفاده كند. به عقيده يكي از كارشناسان: وقتي كه كودك شما مي‌بيند كه بچه‌هاي ديگر صحبت مي‌كنند، او نيز براي حرف زدن با ديگران تشويق مي‌شود. بعضي از كارشناسان گفتاري معتقدند كه استفاده از پستانك ، شيشه شير و ليوان‌هاي دردار كه باعث مكيدن به مدت طولاني مي‌شوند، باعث نوك زباني بچه‌ها شده و ممكن است حروف س و ز را ناجور تلفظ كنند.
تحمل كنيد و صبور باشيد. يكي از متخصصين مي‌گويد: زماني كه كودكان دنبال كلماتي هستند كه مي‌خواهند بيان كنند، فرصت دهيد، اگرچه معمولا براي والدين خسته كننده است. همچنين از پريدن بين حرف‌هاي كودكان جهت كامل كردن جملاتشان خودداري كنيد. با اين كار به آنها فرصت مي‌دهيد تا از كلمات ذهني خود استفاده كنند و شما توانايي‌هاي آنها را باور خواهيد كرد و اين راه بهترين تشويق و ترغيب در همه مراحل است.


نداشتن محيط غني گفتاري، منجر به ايجاد اختلال گفتاري در كودكان مي‌شود

تاخير رشد در گفتار و زبان، لكنت و نا رواني طبيعي گفتار، اختلالات تلفظي، زبان پريشي (آفازيا) و اختلالات صوت از انواع اختلالات گفتاري به شمار مي‌روند.


به گزارش سرويس بهداشت و درمان خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)-منطقه يزد، تاخير در رشد گفتار و زبان يكي از انواع اختلالات گفتاري به شمار مي‌رود و افرادي كه در اين گروه جاي مي‌گيرند شامل كودكان عقب مانده ذهني، كودكان كم شنوا، كودكان فلج مغزي و كودكان دو زباني هستند.


هم‌چنين كودكاني را كه به علت نداشتن محيط غني گفتاري دچار تاخير در رشد گفتاري و زباني مي‌شوند نيز مي‌توان جزو اين گروه به شمار آورد.


نوعي از اختلالات گفتاري كه در آن صداهاي گفتاري به صورت غلط يا نادرست تلفظ مي‌شوند، اختلالات تلفظي و هرگونه تكرار، مكث،‌ كشش و گير در جريان گفتار كه سبب شود گفتار از ديد شنونده غير طبيعي جلوه كند، لكنت و نا رواني طبيعي گفتار تلقي مي‌شود.


يكي ديگر از انواع اختلالات گفتاري زبان پريشي (آفازيا) است كه در اثر ضايعه مغزي ايجاد مي‌شود و در اين اختلال بيمار ممكن است در فهم گفتار يا بيان گفتار مشكل داشته باشد كه با جايگاه آسيب ديده در مغز مرتبط است.


گاهي اوقات كودكاني كه داراي مشكل آفازي هستند به لحاظ گفتار نامفهوم، اشتباها در دسته كودكان عقب مانده ذهني قرار مي‌گيرند.


در ادامه مي‌توان به اختلالات صوت به عنوان يكي ديگر از مشكلات گفتاري اشاره كرد چرا كه گروهي از مراجعين گفتار درماني افرادي هستند كه به علت استفاده زياد از صداي خود مانند معلمان و خوانندگان و افرادي كه در مكان‌هاي پر سرو صدا كار مي‌كنند مانند كارگران كارخانه‌ها و يا افرادي كه دچار مشكل روحي رواني هستند، صدايشان دچار آسيب شده است و ممكن است صدايشان گرفته، نفس آلود،‌ خشن و يا كلا بي صدا باشند و همچنين افرادي ممكن است با مشكل عدم تناسب صدا با جنسيت خود مواجه باشند كه قابل درمان است.


گروهي از اختلالات به صورت اختلالات گفتاري تظاهر پيدا نمي‌كنند ولي عاملي براي بروز اختلالات گفتاري و زباني به شمار مي‌روند مانند اختلالات بلع، مكيدن، جويدن، مشكلات توجه، تمركز، بيش فعالي و همچنين مشكل حركات اندام‌هاي گفتاري و ضعف عضلات گفتاري كه بيشتر در افراد فلج مغزي مشاهده مي‌شود.

كودكان با ايما و اشاره مي‌توانند توان گفتاري خود را تقويت كنند


پژوهشگران به تازگي دريافته‌اند كه حركات دست‌ها و سر به شكل ايما و اشاره، مهارتهاي گفتاري كودكان را تقويت مي‌كند.

به گزارش مان سخن گويي بايد بگوييم كه بسياري از كودكان طبيعتاً بين ۱۲ و ۱۸ ماهگي براي تكلم آماده مي شوند و چنانچه كودك در اين دورة آمادگي زبان باز نكند ممكن است از نظر عاطفي براي وي اختلالاتي دست دهد زيرا نمي تواند خواسته ها و احساسات خود را بيان كند.
و در آموزش زبان سن ۱- ۳ سالگي بسيار مهم است از آن بابت كه اين سن دوره تقليد از بزرگسالان است و آنچه را كه آنها بگويند او ادايش را در مي آورد . از آنجا كه مادر بيش از افراد ديگر با كودك در ارتباط است. بنابراين نقش مادر در آموزش زبان به كودك را نبايد ناديده گرفت.
● مادر در آموزش زبان بايد نكاتي را مورد نظر داشته باشد كه اهم آنها عبارتند از :
۱) بيان كلمات از ساده به مشكل باشد، از كلمات يك هجايي شروع كند تا بتدريج بتوان كلمات چند هجايي را به او آموخت.
۲) با كودك با زبان ساده و قابل فهم حرف بزند نه با زبان علمي غليظ . البته اين امر مانع آن نيست كه مادر درست و صحيح حرف بزند.
۳) از كلماتي استفاده كند كه بيشتر مورد نياز كودكند.
۴) بيان عبارات سريع نباشد كه انتقالش به ذهن كودك با دشواري هايي همراه است .
۵) عبارات طولاني به كار نبرد .
۶) در حين صحبت اگر كودك دچار خطائي شد با فرمي آن را اصلاح كند .و كودك را تنبيه و تمسخر نكند .
۷) اصلاح تلفظ بايد از زماني شروع شود كه كودك صداهاي حروف را از هم تشخيص ميدهد .
۸) هرگز كلمه اي را به حساب اين كه از آن خوشش مي آيد غلط تلفظ نكنيم .
۹) در آموزش يك اسم نام اصلي و صحيح را بكار ببريم به عنوان مثال كلمه گوسفند را براي گوسفند به كار ببريم نه كلمه بع بعي را .
● اما مـــــــادران براي آموزش زبان از چه روشهايي مي توانند استفاده كنند :
۱) بازي با حروف و در آوردن صداي آن از طريق بازي و يا بيان داستان .
۲) آموزش شعر، سروده هاي ساده كه الفاظ را قالبي به كودك منتقل مي كند در اين امر آثار مفيدي دارند.
۳) در آموزش زبان كودك را بايد تشويق كرد و هرگز نبايد گذاشت كه احساس عدم لياقت كند .
۴) خودداري از عيب جوئيهاي خشن، تنبيه، تمسخر در صورت اشتباهات تلفظي و دستوري.
۵) ايجاد انگيزه براي صحبت كردن كودك از طريق بي توجهي به شيوه هاي ديگر تفهيم و تفهم از جمله گريه و فرياد و يا اشاره


ماهنامه شهرزاد

http://forum.iransalamat.com/showthread.php?t=31489


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۵:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

پدرومادر چه نقشي دارند؟

مثل بسياري از جنبه‌هاي مختلف رشد كودك، تكلم هم جزئي از رشد است كه هم به ژنتيك كودك و هم به محيط اطراف او بستگي دارد، بنابراين ميزان تحريكي كه از محيط اطراف به كودك مي‌رسد نقش بسيار مهمي در شروع تكلم در كودك بازي مي‌كند. علاوه بر اين، وقتي كه مشكلات شنوايي، زبان و تكلم، يا مشكلات تكاملي در كودك وجود دارد، مداخلات سريع درماني، نقش موثري در بهبود كودك و رشد توانايي‌هاي او خواهد داشت و اينجاست كه نقش پدرومادر پررنگ‌تر مي‌شود. والدين به محض اينكه متوجه اختلالي در كودك مي‌شوند و يا حتي به آن شك دارند، بايد با پزشك مشورت كنند تا تشخيص مشكلات كودك و به دنبال آن درمان به تاخير نيفتد.

علاوه بر اين وقت گذاشتن براي كودك بسيار مهم است. سعي كنيد با كودك خود ارتباط برقرار كنيد و حتي در زمان نوزادي كه كودك متوجه صحبت شما نمي‌شود، با او حرف بزنيد و برايش آواز بخوانيد و ... با اين كار محرك‌هاي محيط را براي كودك افزايش دهيد و روند تكامل زبان را در او سرعت مي‌بخشيد. در حدود سنين 6 ماهگي مي‌توانيد كتاب خواندن را براي كودك آغاز كنيد.
البته لازم نيست كه از همان ابتدا، يك كتاب را به طور كامل براي او بخوانيد، بايد به حوصله كودك هم توجه كنيد. از كتاب‌هاي ساده با نوشته‌هاي كم و عكس‌هاي جذاب و آشنا استفاده كنيد و با بزرگتر شدن كودك از او بخواهيد كه اشياء آشنا را در كتاب به شما نشان بدهد: مثلا بگوييد يا بچه‌هاي كوچك گاهي حتي داستان‌ها و شعرهاي مورد علاقه‌شان را حفظ مي‌كنند و وقتي كه كمي بزرگ‌تر شدند، آنها را براي شما تعريف مي‌كنند و مي‌خوانند.

والدين چه كمكي مي توانند انجام دهند :

كودكان حرف زدن را از طريق شنيدن ياد مي گيرند و مدتها قبل از به حرف درآمدن ،‌حرف اطرافيان خود را درك مي كنند . نكته مهم اين است كه سال اول عمر در تكامل و يادگيري به موقع زبان در آنها بسيار حياتي است در نتيجه بهترين روش براي كمك به تكلم كودكان ،‌صحبت كردن مداوم با آنها ،‌گوش دادن و سپس نشان دادن واكنش مناسب در قبال آنهاست .

اغلب كودكان در سال دوم عمر ، جملات كوتاه را درك مي كنند و در واقع آماده صحبت كردن مي شوند . اغلب كودكان معمولاً اولين كلمات خود را بين ۱۲ تا ۱۸ ماهگي ادا مي كنند كه معمولاً شامل نام فرد ، حيوان يا اعضاي بدن و يا چيزهاي مهم روزمره كه بكرات شنيده است ، مي باشد . البته كلمات اوليه كودك ممكن است مفهوم نباشد و به درستي ادا نشود .

بسياري از كودكان در هنگام بازي ، با خود حرف مي زنند كه غالباً نامفهوم است . در واقع آنها با اين كار مشغول تمرين حرف زدن هستند و هر چه اطرافيان كودك او را در صحبت هاي نامفهومش همراهي كنند ،‌كودك به صحبت كردن بيشتر تشويق مي شود .

هنگام حرف زدن با كودك به نكات زير توجه كنيد :

مستقيماً به او نگاه كرده و صحبت كنيد .

در صحبت خود هميشه از كلمات كليدي مثل نام خود كودك يا وسايل مربوطه به او استفاده كنيد .

بازي با كلمات را با كودكان حتي پيش از آن كه آنها اولين كلمه خود را به زبان بياورند ، انجام دهيد . يكي از اين بازيها نشان دادن اشياء اطراف كودك و ذكر نام آنها است و سپس كودك را به تكرار آن كلمات تشويق كنيد . اين كار را در هر فرصتي كه دست مي دهد و بطور مرتب انجام دهيد . بعنوان مثال مي توانيد در هنگام لباس پوشاندن كودك ، نام لباسهايي را كه به او مي پوشانيد را مرتباً به او بگوييد . نكته مهم اين است كه نام هر چيز بايد بلافاصله به محض اشاره به آن ذكر شود در صورتي كه فاصله بيافتد ، كودك فراموش مي كند كه اين كلمه مربوط به چيست .

با كودك در مورد موضوعاتي كه برايش جالب است مانند اسباب بازي مورد علاقه اش صحبت كنيد . وقتي كودك مشغول كاري است مي توان با او در مورد كاري كه دارد انجام مي دهد صحبت كنيد و او را نيز تشويق كنيد تا در اين گفتگو شركت كند . بعلاوه صحبت در مورد كارهاي روزمره اي كه در اطرافش اتفاق مي افتد و تكرار صحبت در مورد آنها ،‌كودك را در يادگيري اين كلمات كمك مي كند . در توضيح دادن به كودك به زباني صحبت كنيد كه برايش قابل فهم باشد و از حالات مختلف چهره و حركات دستهاي خود كمك بگيريد .

استفاده از كتابها و مجلاتي كه تصاوير زياد و جالب دارند ، در آموزش زبان به كودك مفيد است . آنها با اين كار نام اجسام و افراد مختلف را ياد مي گيرند و به مرور قادر خواهند بود كه تصاوير مشاهده شده را توضيح دهند .

گوش دادن به يكديگر بسيار مهم است ،‌كودكان بايد ياد بگيرند كه هنگام صحبت والدين به آنها گوش دهند و والدين نيز بايد به حرف كودكان خود گوش فرا دهند . اين عمل به كودك نشان مي دهد كه شما حرف او را مي فهميد و در نتيجه كودك به حرف زدن بيشتر تشويق مي شود .

سعي كنيد زبان « من درآوردي » كودك خود را بفهميد . اين مسئله او را براي حرف زدن بيشتر تشويق مي كند . لازم نيست بطور مرتب اشتباهات كلامي او را تصحيح كنيد اين كار ممكن است او را از حرف زدن بترساند . بلكه بهتر است معني كلمات را با استفاده مكرر آنها در موارد مختلف به كودك آموزش دهيد .

در هنگام حرف زدن با كودك خود بهتر است به جاي ايستاده و از بالا ، سعي كنيد هم قد او شويد و بصورت چشم در چشم با او صحبت كنيد .

هر چه كودك بيشتر تشويق به صحبت شود و يا به سئوالاتي كه از او مي شود پاسخ دهد ،‌به همان ميزان سريعتر حرف زدن را مي آموزد .

يك متخصص گفتار درماني:
صحبت با جنين و خواندن كتاب در دوران بارداري، قدرت تكلم نوزاد را افزايش مي‌دهد
جنين از پنج ماهگي صداي مادر را مي‌شناسد

يك متخصص گفتاردرماني گفت: صحبت با جنين در دوران بارداري، كتاب خواندن با صداي بلند و گوش دادن به راديو موجب افزايش قدرت تكلم نوزادان مي‌شود.

دكتر مريم جلالي‌پور در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) منطقه خوزستان، اظهار داشت: جنين از پنج ماهگي به بعد قادر به شنيدن صداي اطراف است و صداي مادر خود را نيز تشخيص مي‌دهد.

وي تصريح كرد: نوزادان به طور معمول در محدوده سني 9 تا 18 ماهگي آغاز به صحبت مي‌كنند و نوزداني كه مادران آنان در دوران بارداري با آنها حرف مي‌زنند پيش از 10 ماهگي نخستين كلمه معنادار را بيان مي‌كنند.

اين متخصص گفتار درماني خاطرنشان كرد: براي افزايش قدرت تكلم نوزاد، مادران بايد از بدو تولد با نوزادان خود به صورت رو در رو صحبت كنند. زيرا تعامل انساني بهترين روش افزايش قدرت تكلم است.

خواندن كتاب در تكلم نوزادان آثار مثبتي دارد

حيات: كتاب خواندن براي نوزادان در ماه‌هاي اول تولد آنها تاثيرات فراواني دارد و موجب مي‌شود نوزاد سريع‌تر از حد معمول آغاز به سخن گفتن كند.

حيات: كتاب خواندن براي نوزادان در ماه‌هاي اول تولد آنها تاثيرات فراواني دارد و موجب مي‌شود نوزاد سريع‌تر از حد معمول آغاز به سخن گفتن كند.
به گزارش هلث مد، محققان معتقدند خواندن كتاب با موضوعات گوناگون مي‌تواند تاثيرات فراواني در تكلم سريع نوزادان داشته باشد و اين نوزادان نسبت به ساير هم‌سالان خود در شروع به حرف زدن مستعدتر هستند. پزشكان مي گويند خواندن كتاب‌هاي علمي، شعر، قصه براي نوزادان حتي در سنين 4 و 5 ماهگي نيز تاثيرات چشم‌گيري در اين امر دارد.

http://forum.iransalamat.com/showthread.php?t=31489


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۵:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]


يكي از دغدغه هاي مهم افراد در زندگي شخصي و كاري اين است كه چگونه صحبت كنيم كه بهترين تاثير گذاري را داشته باشد. به عبارتي در زندگي همه ما مواقعي وجود دارد كه بايد در حضور چند نفر راجع به مسئله اي صحبت كنيم. ممكن است اين صحبت در جلسه يا كنفرانسي باشد كه رسميت داشته باشد و ممكن هم هست كه در يك جمع خانوادگي يا در محيط كار بخواهيم براي دوستان يا همكارانمان صحبت كنيم. اگر مهارت هاي لازم را در اين زمينه داشته باشيم ، قطعاً روند كار با موفقيت بيشتري انجام مي شود و به نتايج بهتري مي رسيم.

آيا ربطي بين سخن گفتن و موفقيت و محبوبيت، مي بينيد؟
يك كارمند بخش تبليغات:
صحبت كردن ارتباط مستقيمي با كار دارد. اينكه چه بگويم، چطور بگويم و يا به قول معروف از چه دري وارد شوم تا بتوانيم براي موقعيت كاري ام، به نتيجه اي دلخواه برسم.
نوع صحبت، در كاري كه دارم بسيار مهم است. اينكه چگونه موارد لازم و ظريف را رعايت كنم يا لحن در هنگام گفتن يا خواندن مطلب، با توجه به نوع و تفاوت آنها چگونه باشد و خيلي نكات ديگري كه متاسفانه خيلي افراد از آنها كاملاً بي خبر و بي اطلاعند و فكر مي كنند كه خوب، گويندگي خيلي آسان است. به همين علت هم است كه گفتار خيلي ها در حال حاضر به دل ديگران نمي نشيند.
يك كارمند آژانس مسكن:
صحبت كردن انسان، نمونه بارز شخصت اوست. حال اين شخصيت ممكن است بنا به مقتضاي پيش آمده، متفاوت باشد. مثلاً خود من، از زماني كه در آژانس مسكن مشغول به كار شدم، فهميدم بايد نوع صحبت كردنم را كمي تغيير بدهم. چرا؟ براي آنكه بتوانم در دل مشتري رخنه كرده و با جذابيت كلمه و نفوذ كلام، به او نشان دهم كه آژانس درستي را براي يافتن ملك مورد نظر، انتخاب كرده است!!
يك فروشنده:
به نظر من حرف اول را در فروشندگي، زبان شيرين و به قول بعضي ها، چرب و نرم مي زند. آقا و خانم هم ندارد. شما بايد طوري با مشتري صحبت كنيد كه او دست خالي از مغازه بيرون نرود. پس مي بينيد كه صحبت كردن چقدر مهم است، حتي بارها در روزنامه ها خوانده ايم فلاني آن قدر زبان شيرين و چرب و نرمي داشت و آنقدر زيبا و در ظاهر منطقي صحبت مي كرد كه تمام اطرافيانش را شيفته خود مي كرد و در نهايت آنها را فريب مي داد تا به چيزهايي كه مي خواهد برسد! البته اين گونه افراد كه از هنر صحبت كردن در موارد منفي و رياكارانه بهره مي برند، افراد خوبي نيستند، چون به نظر من، هنر صحبت كردن هم از آن چيزهايي است كه بايد مقدس شمرده . ساعت هاي مديدي را صرف صحبت كردن، داستان سرايي، جر و بحث، تدريس و گاهي هم با خود حرف زدن مي كنيم! در عين حال ساخت و اداي جمله، لحن و صوت ما به هنگام سخن گفتن و نحوه بيان و چگونگي سخن گفتن را نيز مي توان از موارد مستقيم و مربوط به صحبت كردن دانست. چرا كه تمامي موارد ياد شده در جذب مخاطب يا مخاطبان ما نقش مهمي داشته و مي تواند قدرت ما را به عنوان معياري كاملاً واضح براي آنكه متوجه شويم ، مخاطب ما تمايل به ادامه صحبت دارد يا خير را مشخص نمايد.

ر اين مطلب, كه خلاصه‌اي از كتاب «چگونه صحبت كنيم, تا به ما گوش دهند»، نويسنده آن يعني «خانم سونيا هلمن»،  روشهاي علمي را براي شناخت و درك هر شنونده‌اي را اعم از اينكه يك نفر يا بيشتر باشد با ارائه مثال‌هاي بخصوص به شما بيان مي‌كند.

 

 

الف) مكالمات يا جلسات دو نفره:

ـ در يك مكالمه دو نفره, قدم اول در ارتباط برقرار كردن, سلام و احوالپرسي و معرفي خودمان مي‌باشد ـ حال قدم بعدي, طرز ارتباط برقرار كردن در محيط كار است و نكته اصلي اين است كه چطور مي‌توانيم خود را علاقمند به گوش دادن بكنيم.

ـ يك لحظه تصور كنيد كه براي ارائه يك طرح مهم خود را آماده يك گفتگو مي‌كنيد:

چطور شروع به طرح‌ريزي مي‌كنيد, آيا اينطور نيست كه با كلمه من شروع مي‌كنيد, آيا با خود نمي‌گوييد من شروع مي‌كنم به گفتن فلان مطلب, بعد به آنها فلان چيز را مي‌گويم و ….

ـ واقعيت اين است كه اگر مي خواهيد ديگران را تشويق و ترغيب كنيد, اگر مي‌خواهيد آنها را مطلع سازيد يا تغييرشان دهيد, هر دوي شما, يعني هم فرستنده پيام و هم گيرنده آن بايد فعالانه درگير گفتگو شويد, در واقع ارتباط واقعي يعني يك گفتگوي فعالانه, وقتي شما مطلبي را مي‌گوييد, انتظار داريد كه شنوندگان واقعاً مجذوب و درگير صحبت‌هاي شما شوند, نكته مهمي كه بايد بدان توجه كنيد اين است كه گوش دادن اصولاً كار خيلي مشكلي است, بنابراين مستلزم يك تلاش متمركز است.

دريافت‌كنندگان صحبت‌هاي شما هميشه متمايل به گوش ندادن هستند وعلاقه دارند غرق افكار خود شوند و معمولاً هميشه اين سؤال را از خود مي‌پرسند كه چرا بايد گوش بدهم, بنابراين مشكل واقعي در صحبت كردن اينست كه:

«توجه شنوندگان را به خود جلب كرده و آنها را از افكار خودشان دور سازيد»

ـ اما اين كار را چگونه انجام دهيم؟ با درك و تمركز روي آنچه كه شنونده‌هاي شما آنرا مهم مي‌دانند, اين كار شدني است, اگر نتوانيد شنونده خود را به موضوع حساس كنيد, هيچوقت روي صحبت‌هاي شما متمركز نخواهند شد, براي سازگار كردن شنونده‌هاي خود بايد رفتارهايي را در خود تقويت كنيد كه احتمالاً در بدو كار بر خلاف رويه شخصي و عقايد پايه‌اي شما باشد.

ـ روش‌هاي انتقال پيام:

اكنون به روش‌هاي منتقل كردن پيام‌هاي خود به وسيله متقاعد كردن شنونده‌ها چه يك نفر و چه بيشتر شروع مي‌كنيم:

ابتدا ما بايد بدانيم يك عامل بزرگ وجود دارد كه پاسخ اين سؤال را تعيين مي‌كند كه چرا بايد گوش بدهم؟

اين عامل «علاقه به خود» است, علاقه به خود در مركز آنچه كه هر يك از ما را به حركت وا مي‌دارد, وجود دارد ـ به سؤالات زير توجه كنيد:

ـ چه چيزي توجه شما را در محيط‌ كار جلب مي‌كند؟ كدام برنامه را زودتر انجام مي‌دهيد؟ و …

جواب اين سؤالات همه به دور همان عامل مي‌چرخد ـ يعني «علاقه به خود» ـ هنگاميكه با همكاران خود ارتباط برقرار مي‌كنيد استفاده از عامل «علاقه به خود» كار مشكلي نيست, چون شما تجارب مشترك زيادي داريد, مثلاً شما خصوصيات و اخلاق همكار يا رئيس خود را كاملاً مي‌شناسيد.

ـ اينها كليدهاي مهمي هستند جهت بوجود آوردن راهبردهايي براي كنار آمدن با مخاطبين, شما بايد حتي راهبردهاي ارتباطي خود را در محدوده يك نياز مشترك بين همه انسانها يعني «نياز به قدرت داشتن» طرح‌ريزي كنيد, چون, انسانها هنگاميكه احساس مي‌كنند قدرتي دارند, بهتر مي‌توانند ارتباط برقرار كنند.

ـ تصور كنيد, شما خواسته‌ايد با يك كارمند زيردست خود جلسه‌اي داشته باشيد. شما به راستي از موضع قدرت برخورداريد, اما اگر مي‌خواهيد يك مكالمه با نتيجه داشته باشيد و نه فقط يك برخورد يك طرفه, بايد قدرت را تا حدي توازن ببخشيد, مثلاً اگر كارمندي در غياب شما, خود تصميم به كار گرفته باشد كه نياز به اطلاع شما داشته است, شما به 2 طريق مي‌توانيد با او برخورد كنيد:

1. آقاي محترم, من بارها به شما گفته‌ام در اينجا من هستم كه تصميم‌ مي‌گيرم چه كاري انجام بگيرد و چه كاري انجام نگيرد.

2. من افتخار مي‌كنم كه در خدمت شما هستم, فقط خواهش مي‌كنم در اين كارها, حتي الامكان با دفتر من هماهنگ شود.

ـ همانطور كه مي‌بينيد, در مثال اول رئيس فقط درصدد به اثبات رساندن قدرتش است, ولي در مثال دوم رئيس ضمن دادن تذكرات لازم, سعي كرد كه بين خود و همكارش, ميزان قدرت به توازن برسد.

ـ شما مي‌توانيد در طول يك جلسه به كارمندان خود اجازه ابراز نظر مخالف دادن را بدهيد واو را مطمئن سازيد كه صادقانه اين اجازه را مي‌دهيد.

ـ از طرف ديگر نظر به اينكه با چه كسي صحبت مي‌كنيد, موضوع قدرت ابعاد ديگري بخود مي‌گيرد ـ در اينگونه موارد ميزان قدرتي كه خود اميدوار هستيد بتوانيد به كار بگيريد نه تنها بستگي به موضوع و شرايط دارد, بلكه به موقعيت و شخصيت افراد مقابل شما نيز بستگي دارد.

ـ انواع شخصيتهاي كاري:

3 شخصيت كاري پايه وجود دارد:

1. انجام دهنده‌ها               2. پيوند دهنده‌ها                3. تأثيرگذاران

1. انجام دهنده‌‌ها:

اين افراد خود برانگيخته و با هدف هستند كه به تشويق ديگران احتياج ندارند, افراد با اين نوع شخصيت فكر مي‌كنند كه مناسبترين فردي هستند كه مي‌توانند هدف و استانداردهاي لازم براي هر كاري را تعيين كنند.

شما به اين افراد مي‌توانيد چنين بگوئيد: «من متوجه هستم كه اين راه, راه درست انجام دادن اين كار است اما يك نكته ديگر هست كه ممكن است كمي به سرعت عمل ما كمك كند به نظر شما چطور است…»

دراين مورد شما به دليل قبول كردن راه و دستورالعمل انجام دهنده براي انجام پروژه به او قدرت داده‌ايد اما در عين حال از ديدگاه خود و احتياج خود نيز صحبت كرده‌ايد وتا حدي براي خود قدرت كسب كرده‌ايد.

 

2. پيوند دهنده‌ها:

بر خلاف اين يك رئيس پيوند‌دهنده در صورتي احساس قدرت مي‌كند كه مورد احتياج باشد. به اين شخص چنين مي‌توانيد بگوييد: «اين پروژه واقعاً ايده جالبي است. خيلي خوشحالم كه شما از من خواستيد در گروهتان شركت داشته باشم. ما داراي توانايي و تخصص در اين مورد هستيم و مطمئنم مي‌توانيم اين كار را انجام دهيم …». بار ديگر بوسيله در نظر گرفتن احتياج پيونددهنده‌ها براي همكاري و كار گروهي, شما موضوعات را بر طبق احتياج خود برنامه‌ريزي كرده‌ايد.

3. تأثيرگذاران:

بالأخره يك رئيس تأثيرگذار كه به جربزه شخصي, اقتدار و كنترل عقيده دارد و به وسط صحنه بودن, عادت دارد ـ به او مي‌گوئيد «حالا كه شما اين گروه را انتخاب كرده و راه انداخته‌ايد, گروه ما با تلاش كار را انجام خواهند داد… ممكن است من هم در كارهاي اين قسمت سهيم كنيد, فكر مي‌كنم مي‌توانم كمك بزرگي باشم».

 با اين صحبت شما احتياج تأثيرگذار براي رهبري يك گروه موفق را شناخته‌ايد و همچنين قدرت او را براي انتصاب شما به آن پستي كه خود شما ترجيح مي‌دهيد مورد توجه قرار داده‌ايد. ـ هيچكدام از ما هميشه و در تمام موقعيت‌ها, فقط يك شخصيت كاري نداريم ـ اما با اين وجود اگر با دقت به شخصيت ذاتي همكاران خود بنگريم, قادر خواهيم بود كه با موفقيت بيشتر با آنها ارتباط برقرار نماييم.

ـ چگونگي موفقيت در ارتباط كاري:

ـ ديديم كه چگونه مي‌توانيم طرف مقابل را در يك برخورد كاري ارزيابي كنيم, حالا براي برداشتن قدم بعدي, براي موفقيت در ارتباط كاري, مطالبي را بيان مي‌كنيم:

ـ شروع مطالب جديد را با سؤالي آغاز كنيم: چگونه براي برخوردهاي كاري برنامه‌ريزي كنيم؟

بيشتر اوقات برنامه‌ريزي براي يك برخورد كاري, با تنش و فشار عصبي همراه است. در فكر اين هستيم كه چه بگوييم؟ و چطور شروع كنيم؟ ابتدا يك تعداد يادداشت مي‌نويسيم و بعد آنها را دور مي‌ريزيم و دوباره مي‌نويسيم.

 يك راه خيلي منظم و حساب‌شده‌ اينست كه شما بايد با برنامه پيش برويد و هميشه از قبل آماده باشيد. هنگاميكه شما در موقعيت يك برخورد كاري قرار مي‌گيريد بايد انعطاف‌پذير باشيد, بايد لحظه را دريابيد و بتوانيد از راههاي مختلف استفاده كنيد. اما بايد كار را قبل از انجام دادن با يك راهبرد مشخص شروع كنيد ـ موقعيت را بررسي كنيد و آنگاه براي انجام دادن آماده شويد.

جهت آماده شدن براي هر نوع برخوردي, همانطور كه گفته شد شما بايد نيازها و ويژگي‌هاي طرف مقابل را شناسايي كنيد, روش خوب اينست كه بنشينيد و سرِفرصت و با دقت به اين موضوع فكر كنيد ـ همه چيز را يادداشت كنيد, اين كار از اقدامات نسنجيده شما جلوگيري مي‌كند, همچنين شما را از توانمندي‌هايتان براي برخورد با اين موضوع آگاه مي‌سازد ـ مثالي كه به شما نشان خواهد داد با يك مشكل در محيط كار چگونه برخورد كنيد:

ـ اگر يكي از كارمندان شما, گزارش‌هايش را دير ارسال مي‌كند, و هدف شما اين باشد كه گزارش‌ها را به موقع دريافت كنيد و وي متوجه خطاي خود شود شما بايد به اهداف كارمند ياد شده توجه كنيد براي اين كار كافيست به سادگي خود را جاي او بگذاريد, اگر رئيس شما در يك جلسه به شما اعلام مي‌كرد كه گزارش‌هاي شما هميشه تأخير دارند, شما چه مي‌كرديد, احتمالاً شما اين موارد را در نظر گرفته‌ايد: حفظ موقعيت كار ـ پيشگيري از عصبانيت رئيس و سعي در به موقع تحويل دادن كارها.

اگر شما با كارمند خود خيلي جدي و قاطع صحبت كنيد و احتمالاً روي ميز مشت بكوبيد, كارمند تمركز خود را نسبت به صحبت‌ها و منظور شما از دست داده و بدون شك حالات دفاعي بخود مي‌گيرد و بهانه‌‌هاي مختلف مي‌آورد و در نتيجه اهداف هيچكس مورد توجه قرار نمي‌گيرد؛ بجاي اين كار اگر به وي بگوييد: «ببين آقاي عزيز, اگر مي‌بيني عقب مي‌ماني و نمي‌تواني گزارش‌ها را به موقع تحويل دهي, قبل از هر چيز, بيا و موضوع را با من در ميان بگذار, به اين ترتيب ما مي‌توانيم مشكل را با هم حل كنيم», حالا راه درست اين بود, شما با اين كار به 3 هدف در آن واحد مي‌رسيد:

1. كارمند را مطمئن كرديد كه وي قادر به انجام دادن كار است. 2. وضعيتي ايجاد كرديد كه گزارش‌ها دير نرسند. 3. سوم اينكه با ايجاد يك محيط راحت و صميمي كارمندتان را بر آن داشتيد كه حتماً اين كار را انجام دهد.

ـ تقسيم‌بندي روند جلسات دو نفره:

ـ روند جلسات دو نفره اعم از اينكه جلسه با رئيس, كارمند و يا يك غريبه باشد به 4 قسمت تقسيم مي‌شود:

1. شروع جلسه       2. تعريف موضوع جلسه       3. اداره كردن روند جلسه     4. پايان يا نتيجه جلسه

1. شروع جلسه:

ابتدا شروع جلسه را بررسي مي‌كنيم:

اولين لحظات از هر جلسه از اهميت خاصي برخوردار است, اين مرحله دستگرمي است يعني زماني كه فضا و محيطي را كه در‌ آن جلسه ادامه پيدا خواهد كرد, خلق مي‌كنيد, معمولاً اين بخش را باصحبت‌هاي معمولي و كوتاه شروع مي‌كنيد.

شايد بهترين راه براي فائق آوردن بر لحظات بلاتكليفي اول صحبت همين صحبت‌هاي معمولي باشد, اما چگونه؟ اگر جلسه در دفتر كار طرف صحبت شما باشد, مي‌توانيد به اطراف نگاه كنيد و آنگاه موضوعات مورد علاقه آن شخص را جهت شروع صحبت پيدا خواهيد كرد, فرض كنيد طرف كوهنورد است (بوسيله ديدن تصاوير كوهنوردي در اتاق و …) در چنين حالتي مي‌توانيد در مورد كوه و كوهنوردي صحبت خود را شروع كنيد, اكنون شما يك امتياز بدست آورده‌ايد بوسيله اثبات اينكه شما دو نفر يك علاقه مشترك داريد.

ـ اگر جلسه در دفتر شما برگزار مي‌شود شما مي‌توانيد صحبت خود را در مورد هوا و پوشيدن لباس‌هاي مخصوص فصل و … شروع كنيد.

ـ جاي نشستن نيز در جلسات مهم است. نقاطي در يك اتاق وجود دارد كه احساس‌‌هاي جداگانه‌اي را به افراد مي‌دهد مثل پشت ميز و يا جلوي ميز نشستن, شما بايد سعي كنيد موقعيت ضعيف جلوي ميز نشستن را براي خود بوجود نياوريد, همچنين نقاطي در اتاق وجود دارد كه در آنها قدرت مساوي پيدا مي‌كنيد, مثل كنار ميز و در كنار كسي كه پشت ميز نشسته, اما بهترين نقطه براي نشستن يك نقطه بيطرف است.

2. تعريف موضوع جلسه:

ـ اكنون قسمت دوم برخورد كاري دو نفر يعني تعريف موضوع جلسه را توضيح مي‌دهم:

ـ نكته مهم اين جاست كه اگر مي‌خواهيد طرف مقابل شما, مطالب شما را خوب درك كند بايد يك نظم منطقي را دنبال كنيد. بهترين راه براي توضيح روند موضوع جلسه, نشان دادن اخبار تلويزيون است, كه چگونه اين كار را انجام مي‌دهند. كاركنان تلويزيون معمولاً اخبار را در 3 قسمت مي‌نويسند:

الف) دورنما يا خلاصه خبر              ب) نماي متوسط يا توضيح خبر        ج) نماي نزديك يا تفسيرخبر

ـ خلاصه خبر يا دورنما, نماي آشنايي با موضوع است. گوينده در اينجا به نكات مهم اشاره مي‌كند. مثل اينكه يك گُل كامل را به ما نشان دهد.

ـ مرحله بعدي, نماي متوسط است, اين حالت, بيننده تلويزيون را بيشتر متوجه مي‌كند ـ اين مرحله تعدادي از گلبرگها را در اختيار دارد.

ـ بعد, نماي نزديك است, اين قلب اتفاق است, يعني تك تك گلبرگها با تمام جزئيات. اين چيزي است كه ما بايد بدان توجه داشته باشيم و در نظر بگيريم.

3. اداره كردن روند جلسه:

ـ نكاتي به عنوان راهنمايي براي تقويت توضيحات شما, هنگام صحبت و يا سخنراني؛

شما بايد موضوعي را كه مورد توجه يا اهميت طرف مقابل است را مطرح كنيد, ضمناً بايد توجه كنيد كه سعي در توضيح موضوعي معمولاً با گفتار صرف, كار بسيار مشكلي است. شما مي‌توانيد ايده‌هاي خود را هر موقع كه لازم باشد به صورت تصوير نشان دهيد, مثلاً: روي يك تكه كاغذ با رسم نمودار برنامه خود را نشان دهيد يا با اقدامي جالب, از اشياء روي ميز مثل خط كش, جا سوزني, فنجان به عنوان نماد استفاده كنيد.

همانطور كه برنامه و نقش خود را با اين نمادها مي‌سازيد, راجع به هر قدم و مرحله توضيح دهيد كه براي چيست.

ـ يك نظر ديگر اينست كه ارائه طرح خود را با يك معماي كوچك شروع كنيد, اين طرز برخورد, طرف مقابل شما را درگير مي‌كند و اين حُسن را نيز دارد كه برخورد شما تهاجمي به نظر نيايد.

ـ ممكن است هنگام توضيح دادن يك موضوع, با نظريات مخالف و ناگهاني مواجه شويم, شما بايد براي اداره كردن موقعيت در اين موقع خود را كاملاً آماده سازيد, در چنين مواقعي شما بايد ضمن يك برخورد خوب در صدد متقاعد كردن طرف مقابل برآئيد و راجع به گفته‌هاي وي اظهار نظر كنيد.

ـ نه تنها شما مي‌توانيد كليدها و نكته‌هايي از آنچه طرف مقابل مي‌گويد برداشت كنيد بلكه از حركات بدن او نيز خيلي ديدگاهها روشن مي‌شود, مثلاً مي‌توانيد بدانيد آيا شنونده شما سراپا گوش است و شما مي‌توانيد به صحبت و ارائه مطلب خود به همان روش ادامه دهيد و يا به شما علامت مي‌دهد كه فوراً حالت صحبتتان را عوض كنيد.

ـ مشكلترين موقعيت در هر جلسه و آنچه از همه بيشتر اتفاق مي‌افتد, عصبانيت و تلاش براي كنترل كردن آن است، عصبانيت مي‌تواند به آساني ايجاد شود, هنگاميكه طرف مقابل از قبول نظريه ما كه فكر مي‌كنيم بهترين نظريه است, سرباز مي‌زند ما عصباني خواهيم شد, اين طبيعي است, اما شما چطور با عصبانيت خود و طرف مقابل برخورد مي‌كنيد؟

ـ بهترين كار اعتراف به عصبانيت است, اگر عصباني هستيد مي‌توانيد از كلماتي اينچنين استفاده كنيد: (اين واقعاً من را ناراحت مي‌كند چون …)

ـ از طرف ديگر, اگر طرف مقابل نمي‌تواند به عصبانيت خود اعتراف كند ولي شما آن را مي‌بينيد, در آن صورت مي‌گوييد: «مي‌بينم كه ناراحتي, مي‌تواني به من بگويي چه چيزي اينجا ناراحتت مي‌كند؟»

ـ اين كلمات ساده به همه كمي اجازه مي‌دهد كه با عصبانيت روبرو شوند, آن را به طريقي خالي كنند و آرام گيرند و بعد مكالمه را به جهت سازنده‌اي پيش برد.

4. پايان يا نتيجه جلسه:

ـ تا اينجا راجع به 3 قسمت برخورد دو نفره صحبت شد. حالا به قسمت آخر اين بحث مي‌پردازيم:

ـ اگر جلسه مال شما بود با روش حساب شده آن را تمام كنيد. يكي يكي همه موارد مطرح شده را از بالاي فهرست خود بررسي كنيد و هرآنچه را كه تصميم گرفته شد يا قرار است تصميم‌گرفته شود مرور كنيد. در قسمت آخر جلسه, مطمئن شويد كه همه صحبت‌هاي خود را كرده‌ايد, بدون توجه موافقت نكنيد, بعضي اوقات اين بهترين موقع براي مطرح كردن و يا حتي برنده شدن يك فكر نهايي است.

جداي از هر نقشي كه در اين جلسه ايفا كرده‌ايد, جملات آخر شما خيلي مهم است, اگر جلسه شما را ناراحت كرده و يا حتي از شما انتقادي شده, ولي سعي كنيد جلسه را با يك حس مثبت و با انرژي و خوش بيني خاتمه دهيد, يا اگر جلسه مربوط به يك فكر جديد, يا روند جديدكار است, خوشبيني خود را از اين فكر جديد, ابراز نمائيد.

ـ فقط جملات آخر و بستن جلسه را فراموش نكنيد, اين كار از تلفن‌هاي بعدي و احياناً جلسات بعدي, جلوگيري خواهد كرد. بستن جلسه بايد با حرف آخر باشد.

ب)جلسات يا سخنراني براي گروه بيشتر از دو نفر:

هنگاميكه نوبت جلسات يا سخنراني‌هاي رسمي‌تر مي‌رسد, آن صحبت‌هايي كه در مقابل گروهي بزرگ يا شنونده‌ها بايد مطرح كنيد, تفاوت‌هايي با جلسات دو نفره خواهد داشت, اكنون شما مي‌بايست به گروه بزرگتري از شنونده‌‌ها فكر كنيد.

ـ در اين قسمت از راز شنونده‌ها پرده برداري مي‌كنيم:

هر گروه بيننده يا شنونده با مجموعه‌اي از خصوصيات طبيعي به محل تجمّع وارد مي‌شوند كه اطلاع از اين خصوصيات, راه ما را براي درك اينكه چه بايد بكنيم تا جمعيت را در آنچه براي گفتن داريم درگير كنيم, باز مي‌شود ـ بيائيد خود را جاي اين گروه بگذاريد؛

اول اينكه: به عنوان عضوي از گروه شنوندگان طبيعتاً به اين موقعيت عادت نداريم و حتي ممكن است ما با سخنران احساس رقابت بكنيم,‌در اينجا ما شنونده نيستيم, بلكه داور هستيم, اين قضاوت, كار را براي سخنران مشكلتر مي‌كند.

ثانياً: بيشتر جلسات و سخنراني‌ها, مربوط به ارائه يك كار جديد يا يك طرح جديد, بدليل طبيعت اين كار, سخنران را به عنوان يك قهرمان معرفي مي‌كند, اينطور به نظر مي‌رسد كه او كسي است كه مي‌خواهد ما يعني جمعيت شنونده را وادار به توافق با صحبت‌هايش بكند. بنابراين ما هم خود را بطور طبيعي تحت نفوذ احساس مي‌كنيم كه اين كار جلوي ما را براي داشتن يك فكر باز مي‌گيرد و نتيجه معمول احساس تحت نفوذ بودن هم, مقاومت است.

ثالثاً: علاوه بر اين عكس‌العمل‌هاي احساسي, سخنران بايد به مثال عيني و فيزيكي هم توجه كند, سخنران بايد در نظر داشته باشد كه شنونده‌هاي او تحت نفوذ عوامل ديگري نيز هستند. مثلاً: دماي هوا, وضعيت صندلي‌ها و … يا اينكه شما هرگز در موقع نهار نمي‌توانيد توجه آنها را بخود جلب كنيد ـ هر چيزي مي‌تواند روي گوش دادن و ميزان توجه جمعيت شنونده, تأثير بگذارد.

ـ مواردي درباره نحوة آمادگي براي سخنراني:

ـ 3 امر مسلم پايه‌اي وجود دارد كه شما, در مورد نحوة آمادگي براي ارائه نظريات يا صحبت‌هايتان, بايد به آن توجه كنيد:

اول: شناسايي شنوندگان, دوم: تصميم‌گيري راجع به نقش شما در برابر آنها, سوم: طراحي سخنراني

اول: شناسايي شنوندگان :

ـ اولين كار شما يعني شناسايي جمعيت در واقع, احتياج به همان فنوني دارد كه شما در برخورد دو به دو به آن احتياج دارد, فقط اينجا شما بايد پيام خود را بر اساس اهداف, احتياجات و توقعات گروهي از مردم شكل دهيد ـ اين كار مستلزم سعي بيشتري است, اما تنها راهي است كه بوسيله آن شما مي‌توانيد روي روش و نوع برخورد خود براي جلب و درگير شدن شنونده‌ها تصميم‌گيري كنيد ـ راجع به اين گروه بزرگ چه چيزي را لازم است پيدا كنيد:

اولاً : شما بايد متوسط سن و جنسيت آنها را بدانيد ـ شما همچنين بايد سطح تحصيلي و حرفه‌اي شنوندگان خود را بدانيد, آيا مردم عادي هستند, آيا بيشتر آنها تحصيلات عادي دارند؟

پاسخ همه اين سؤالات روي انتخاب لغات, تصاوير و همه مطالب ديگر تأثير مي‌گذارد, اگر شما با گروه شنونده‌هاي خود آشنايي قبلي داريد, احتمالاً پاسخ بيشتر اين سؤالات را داريد, اما حتي اينجا شما بايد چند سؤال اساسي ديگر را از خودتان بپرسيد.

 مثلاً: آيا شنونده‌هاي شما, شخص شما را مي‌شناسند؟ ـ آيا رابطه شما با آنها رسمي است؟ ـ موقعيت كاري شما روي آنها چه اثري دارد؟ ـ آيا شما را از خود برتر مي‌بينند؟ ـ آيا آنها پيش از وقت, شرطي شده و به هر آنچه مي‌گوييد, توجهي نمي‌كنند؟

جواب اين سؤالات به شما كمك خواهد كرد كه در مورد برخورد خود تصميم‌گيري كنيد كه فقط اعتماد اين جمع را بخود جلب كنيد, قبل از اينكه حتي شروع به گفتن مطالب خود كرده باشيد, چقدر رسمي و يا غير رسمي بايد باشيد و در چه قسمت‌هايي از صحبت بايد با جزئيات وارد شده و روي چه مسأله‌اي بيشتر متمركز شويد ـ هنگاميكه شنونده‌هاي خود را شناسايي كرديد, آماده دومين كار هستيد, يعني:

دوم: انتخاب نقش خود:

اگر قرار است اطلاعاتي به آنها بدهيد, شما نقش يك راهنما را براي آنان خواهيد داشت ـ شما نبايد طوري برخورد كنيد كه در آنها احساس همدلي ايجاد نشود بلكه بايد به آنها اين اطمينان را بدهيد كه براي تقسيم كردن دانسته‌هاي خود با آنان آنجا هستيد ـ مثلاً از كاركنان خود مي‌خواهيد كه مقداري بيشتر كار كنند, شما نمي‌توانيد به يكباره شروع كنيد و بگوئيد كه بخاطر منافع اداره, بايد اين كار را انجام دهيد, در چنين حالتي آنها از جلسه دور خواهند شد, در عوض بايد نقش رهبر را بازي كنيد و نشان دهيد كه چطور وقف اين كار هستيد و آنها را متقاعد سازيد كه راه شما را دنبال كنند.

ـ در بعضي اوقات, لازم است كه شما اطلاعاتي منفي را به شنونده‌هاي خود منتقل كنيد, مثلاً: اوضاع اداره عالي نيست يا مشكلات پيش بيني نشده‌اي پيدا شده‌اند.

ـ اگر خبر بدي داريد, در ابتداي صحبت خود آنرا مطرح كنيد اما آنرا با زباني غيررسمي و با سرعت بيان كنيد و بعد وارد يك فضاي سازنده و خوش‌بين شويد

سوم: طراحي سخنراني:

ـ تا اينجا شما شنونده‌هاي خود را شناسايي كرده‌ايد و راجع به نقش خود نيز تصميم گرفتيد, حالا آماده هستيد كه متن صحبت خود را طراحي كنيد, اول مي‌خواهيد صحبت خود را قسمت‌بندي كنيد, اما تجربه نشان داده است كه موفق‌ترين شكل ارائه مطلب اين است كه:

ـ مطالبتان را اول با مقدمه كوتاه شروع كنيد, شما صحبت را با يك جمله كه مغز كلام شما را بيان مي‌كند شروع كنيد, هنوز وقت جزئيات نرسيده است, بعد موضوع انگيزش مطرح مي‌شود, به شنونده‌ها مي‌گوئيد كه چرا گوش بدهند, و چه نتيجه‌اي براي آنان خواهد داشت.

ـ پس از اين به شنونده‌هاي خود يك توضيح كوتاه راجع به نحوة ارائه مطالبتان مي‌دهيد, شنونده‌ها احتياج دارند كه نظم و تقسيم‌بندي موضوع صحبت‌هاي شما را بدانند, پس شما بايد به آنها اجازه دهيد كه تقسيم‌بندي‌ و عناويني را كه شما از قبل آماده كرده‌ايد, ببينند, اين محركي است كه باعث مي‌شود آنها تا آخر با شما بمانند.

حالا موقع آنست كه به قلب صحبت خود برسيد, اكنون شما, شنونده‌ها را قدم به قدم به نكته اصلي رسانده‌ايد, آنها مي‌توانند به وضوح برنامه شما را تجسم كنند.

 وقتي شما جزئيات را توضيح مي‌دهيد احتياج به مثالهايي هم داريد كه به فهم نظريات شما كمك كنند, وقتي در قلب صحبت خود هستيد, در موقعيت‌هاي مناسب, بعضي مطالب را بازتر بيان كنيد, دراين هنگام به شنونده‌اي كه ديرتر مطالب را درك مي‌كند فرصت بدهيد كه به بقيه برسد و خود شما هم فرصتي داريد كه توجه كساني را كه دست از گوش دادن كشيده‌اند, دوباره بخود جلب كنيد.

 زمانيكه به آخر و نتيجه‌گيري صحبت‌هاي خود مي‌رسيد, هيچگاه طولاني‌تر از آنچه لازم است صحبت نكنيد, خيلي خلاصه همه نكات را جمع‌بندي كنيد و به هم ربط دهيد.

ـ چند فن خاص براي نحوه ارائه صحبت‌هاي بيادماندني:

ـ يكي از بزرگترين عوامل براي گرفتن پاسخ موافق به سؤال چرا بايد گوش بدهم, مستقيماً به ديدگاه و شنونده‌ها نسبت به شما بستگي دارد, در واقع اين در همه موارد برخورد كاري صادق است, چه بحث با يك همكار يا ارائه يك گزارش در يك جلسه گروهي. بيننده‌ها و شنونده‌ها, كوچك يا بزرگ.

 بطور غريزي, هنگامي كه مخاطب قرار مي‌گيرند, كسل مي‌شوند. براي مثال زماني كه كسي با ما شروع به صحبت مي‌كند, ما تقريباً هميشه از خود سؤال مي‌كنيم كه اين فرد چه نيتي دارد؟

ـ توانمندي شخصي بخصوص سخنران ما را مجذوب كرده و وا مي‌دارد تا گوش بدهيم, اگر سخنران جذاب و صادق باشد به او گوش مي‌دهيم ـ چرا؟

خيلي ساده است, به اين دليل كه برخورد, برخوردي تازه است. بيشتر سخنرانها با يك حالت خيلي جدي و جداي از جمعيت, رفتار مي‌كنند, وقتي ما يك لحن گرم‌تر و راحت‌تر را مي‌شنويم, بي‌اختيار جلب مي‌شويم.

 از طرف ديگر اگر سخنران از خودراضي و يا خسته كننده باشد ما احساس ناراحتي مي‌كنيم و ممكن است به سختي به صحبت‌هاي او گوش فرا دهيم, بدتر از اين, يك سخنران كه خيلي مبهم و يا پيچيده صحبت مي‌كند, بقدري در ما فشار عصبي ايجاد مي كند كه براي دفاع از خود هيچ راهي جز گوش نكردن نداريم.

ـ مهمترين چيزي كه بايد بدانيد اين است كه اولين اطلاعاتي كه شنونده مي‌خواهد داشته باشد اين مي‌باشد كه شما چه كسي هستيد.

ـ سعي در پيدا كردن ارتباط موفق با شنونده, راه مشكلي به نظر مي‌رسد اما بايد بدانيدكه همه ما بطور غريزي اين كار را انجام مي‌دهيم.

 وقتي در جايي به كسي معرفي مي‌شويد, چكار مي‌كنيد؟ ـ مگر نه اينكه لبخند مي‌زنيد, اين مقدمه برقراري رابطه است, يا شايد يك طنز تعريف مي‌كنيد ـ همين روش را در برخوردهاي كاري و سخنراني‌ها هم مي‌توانيد انجام بدهيد.

ـ بهترين برخورد يك برخورد صميمي است. البته شما مي‌خواهيد با شنونده‌هاي خود, با روشي كه شما راحت هستيد صحبت كنيد, بنابراين بايد مقدمه‌اي كه براي شما مناسب است پيدا كنيد.

 مثل: يادآوري يك تجربه مشترك, طنز و … ـ اين طرز برخورد, شنونده‌ها را به شما نزديك‌تر مي‌كند, در ادامه صحبت, سعي كنيد تا آنجايي كه مي‌توانيد, صحبت خود را انساني كنيد, چون انسانها با مباحث انساني كه خود را به آن مرتبط مي‌دانند, بيشتر رابطه برقرار مي‌كنند, حتماً مي‌پرسيد چطور مي‌شود مثلاً يك گزارش مالي و يا يك نمودار را انساني كرد؟ شما بايد به تجربه بدانيد كه هر قدر اطلاعات عيني و خشك باشد, با كمي خلاقيت مي‌توان آن را انساني كرد.

 مثلاً: شما مي‌توانيد راجع به كوشش‌هاي خلاق افرادي كه نمودارها را رسم نموده‌اند, توضيح دهيد تا شنوندگان يا بيننده‌ها بتوانند تجربيات خود را با اشخاص پشت صحنه اين كار ارتباط دهند.

ـ چيز ديگري كه بايد در هر نوع صحبت به خاطر داشت, اينست كه شما نمي‌توانيد با وانمود كردن به چيزي كه نيستيد به جايي برسيد.

 يكبار من را براي مشاوره دادن با يك مدير عامل كه در ارتباطات خيلي ضعيف بود, خواستند, من خيلي متعجب شدم كه اين فرد چه نيازي به مشاور ارتباطات دارد, چون او رفتاري راحت و صميمي داشت. او وقتي از او خواستم تا يك سخنراني را براي من بازگ صحبت خود را به پايان برسانم. بايد جملات و كلماتي ارائه دهيد كه به عنوان عصاره سخنراني‌تان باشد.

ـ متشكرم كه به من گوش كرديد.

http://www.novinfun.com/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D8%B1%D8%

بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۵:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

در شرايط هيجاني چطور صحبت كنيم؟



بسياري از مشكلات ارتباطي ناشي از برداشت‌هايي است كه افراد از پيام‌هاي يكديگر مي‌كنند. در واقع اين تجارب ما هستند كه برداشت‌هاي ما را تسهيل مي‌كنند.

آنچه افراد را براي برداشت اشتباه كمك مي‌كند، پيام‌هاي ضمني است يا واژه‌هاي مشتركي كه بار عاطفي متفاوتي دارند.

 

پيام‌هاي ضمني


روابط صميمي پر از پيام‌هاي ضمني است، پيام‌هايي كه دو طرف به صورت پنهان به يكديگر مي‌فرستند. پيام‌هايي از قبيل من دوستت دارم، حرف خوبي نزدي، از دستت ناراحتم و غيره. افرادي كه از پيام‌هاي ضمني بيشتر استفاده مي‌كنند، آن هم زماني كه بايد مستقيم صحبت كنند، احتمال برداشت اشتباه را افزايش مي‌دهند.

شرايط هيجاني ذهن را براي برداشت‌هاي نادرست و آماده مي‌كند. براي مثال وقتي ناراحت و عصباني مي‌شويم، هيجان ناراحتي يا عصبانيت، سيستم‌هاي هيجاني مغز را فعال مي‌كند، در نتيجه سطوح عالي مغز نمي‌توانند پيام‌هاي طرف مقابل را به درستي معنا كند و در نتيجه ممكن است پاسخ اشتباه دهد. پاسخ اشتباه به صورت يك عامل، مي‌تواند باعث افزايش تنش بين فردي مي‌شود و پرخاشگري را تسهيل مي‌كند. در نتيجه لازم است دو راه را براي زماني كه هيجاني مي‌شويد استفاده كنيد:

1- اندكي صبر كنيد تا هيجان فروكش كند

2- به صورت مستقيم صحبت كنيد


واژه‌هاي مشترك اما متمايز


در بسياري از موارد افراد صميمي از واژه‌هايي استفاده مي‌كنند كه معناي متفاوتي براي آن‌ها دارد. اين موضوع مي‌تواند ريشه در تجربيات شخصي و آموزشي داشته باشد. براي مثال در بسياري از جمع‌ها كلمات مختلف بار معنايي متفاوتي پيدا مي‌كند براي مثال بسياري از افراد از واژه ديوانه براي رفتارهاي اشتباه استفاده مي‌كنند. اين واژه براي جمع‌ها و موقعيت‌هاي مختلف معناي متفاوتي دارد اما ممكن است افراد از اين واژه‌ها در جاي نامناسب استفاده كنند.

وقتي بين دو نفر ناراحتي پيش مي‌آيد، ناراحتي باعث تداعي واژه‌هايي مي‌شود كه ما براي اين موقعيت يادگرفته‌ايم، يكي ممكن است فحاشي كند، ديگري گوشه و كنايه بزند و غيره.

هر فردي راه مخصوص به خود را دارد. اما چون عصبانيت فيلترهاي مغزي را تحت تاثير قرار مي‌دهد، ممكن است افراد اولين معنايي كه از واژه‌ها به ذهنشان مي‌رسد برداشت كنند. در واقع وقتي هيجاني مي‌شويم، هيجان به عنوان يك تسهيل كننده، راه را براي نخستين برداشت آماده مي‌كند، چرا كه هيجان با دست كاري سيستم ادراكي، نشانه‌ها را به نفع هيجان تعبير و تفسير مي‌كند. يعني، وقتي عصباني هستيم، صحبت‌هاي طرف مقابل را به نفع عصبانيت خود تفسير مي‌كنيم.

براي همين هم، براي صحبت كردن در شرايط حساس بايد دقت زيادي شود و از واژه‌هايي استفاده شود كه بار معنايي يكسان‌تري دارند.

دقت كنيد در شرايط ناراحتي يا عصبانيت بيان صريح و مشخصي داشته باشيد و از واژه‌هاي مناسب استفاده كنيد.

سعي نكنيد پيام‌هاي خود را به صورت ضمني يا از طريق حركات بدن نشان دهيد، مستقيم و محترمانه صحبت كنيد.

http://migna.ir/ravanshenasii/maharat/12839-مواظب-برداشت‌هاي-خود-باشيد-در-شرايط-هيجاني-چطور-صحبت-كنيم؟.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۵:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

همزمان با رشد فكري، احساسي و رفتاري، كودك شما ياد مي گيرد تا از كلمات براي توصيف آنچه مي بيند، مي شنود، احساس مي كند و مي انديشد، استفاده كند. امروزه محققان مي دانند كه كودكان مدتها پيش از آنكه اولين كلمات خود را بر زبان بياورند، يادگيري قوانين زبان و نحوه استفاده بزرگترها از آن (براي صحبت با يكديگر) را آغاز مي كنند.

زمان بروز و رشد اين توانايي
كودكان، حرف زدن را در دو سال اول زندگي خود ياد مي گيرند. كودك شما نيز ياد خواهد گرفت كه از زبان، لبها، سقف دهان و دندانهايي كه در دهان او روييده اند براي توليد صداهاي مختلف استفاده كند؛ او در ماههاي اول و دوم صرفا مي تواند صداهاي ساده اي مانند "اِه" يا "آ" را توليد كند، و كمي پس از آن نيز صداهاي ساده ديگري را كه به اصطلاح "غان و غون" ناميده مي شوند، ايجاد خواهد كرد. كمي بعد، اين صداها تبديل به كلمات واقعي مي شوند: شايد حتي در چهار يا پنج ماهگي، كلماتي مانند "ماما" و "بابا" از دهان او خارج شوند و اشك را به چشمان شما بياورند. از اين زمان به بعد، كودك شما سعي مي كند تا كلمات بيشتري را از بين صحبتهاي شما، همسرتان و ديگر افرادي كه در اطراف او هستند، انتخاب كرده و ياد بگيرد. سپس، در بين يك تا دو سالگي، او به تدريج سعي خواهد كرد تا جملات دو يا سه كلمه اي را ادا كند.

رشد اين توانايي در كودك
در ابتداي تولد، كودك شما گريه و زاري مي كند؛ و اين گريه، اولين تلاش او براي ورود به دنياي صداها است. او با اين گريه نشان مي دهد كه خارج شدن از دنياي رحم و ورود به يك دنياي جديد و غريب، براي او شوكه كننده بوده است. از آن به بعد، او صداها، آهنگ صحبت كردن و همچنين كلمات ديگران را جذب مي كند كه نهايتا نحوه صحبت كردن خودش را شكل خواهند داد.

"صحبت كردن"، پيوندي عميق با "شنيدن" دارد. با گوش دادن به حرفهاي ديگران، كودك شما صداي كلمات و ساختار جملات را ياد مي گيرد. در واقع، بسياري از محققين بر اين باورند كه درك زبان از زماني كه كودك در رحم مادرش قرار دارد آغاز مي شود. همانگونه كه كودك به ضربان ثابت قلب شما عادت كرده است، با صداي شما هم وفق پيدا مي كند. او تنها چند روز پس از تولد قادر است كه صداي شما را در بين صداهاي ديگران، تشخيص دهد.

يك تا سه ماهگي

گريه، اولين مدل ارتباطي است كه كودك شما مورد استفاده قرار مي دهد. گريه تند و با صداي بلند مي تواند به اين معنا باشد كه او گرسنه است؛ و گريه آرام و منقطع مي تواند نشانه آن باشد كه پوشك او نياز به تعويض دارد. با افزايش سن، او مي تواند صداهاي ساده ديگري شبيه به خنده هاي ريز، آه و ... را توليد كند كه در نتيجه يك مجموعه كوچك از صداهاي متنوع را در اختيار خواهد داشت. برخي از زبان شناسان بر اين باورند كه كودكان در چهار هفتگي قادرند كلمات با سيلابهاي يكسان، مانند "ما" و "با" را تشخيص دهند.

چهار ماهگي

در اين مرحله، كودك شما با تركيب حروف صدادار و بيصدا، صداهاي ساده اي مانند "بابا" يا "ماما" را ايجاد مي كند. هرچند گفتن اين كلمات موجب مي شود كه قلب والدين كودك از شادي لبريز شود، اما واقعيت اين است كه او هنوز نمي تواند اين كلمات را واقعا درك كرده و بين اين كلمات و شما، ارتباط معنايي برقرار كند. او در يكسالگي قادر خواهد بود كه اين ارتباط مفهومي را ايجاد كرده و با گفتن "ماما" يا "بابا"، واقعا شما را صدا كند.

تلاش كودك شما براي حرف زدن اينگونه به نظر مي رسد كه گويا فردي در حال حرف زدن به يك زبان خارجي است: تعداد بسيار زيادي از لغات بدون معني كه كودك آنها را پشت سر هم مي گويد. در واقع، توليد صدا براي كودك شما يك بازي مفرح است؛ او تلاش مي كند كه زبان، دندانها، سقف دهان و تارهاي صوتي اش را براي توليد صداهاي بامزه و متنوع، به كار گيرد. در اين مرحله، كودكان صداهايي مختلف از خودشان در مي آورند كه اصطلاحا "غان و غون" ناميده مي شود؛ و جالب اينكه اين صداها در كودكان مختلف كاملا شبيه به هم است، خواه والدين آنها فارسي، انگليسي، فرانسوي يا حتي ژاپني باشند! شما ممكن است مشاهده كنيد كه كودك شما، بعضي صداهاي خاص را دوست داشته و آنها را بارها و بارها تكرار كند، مانند "دا" يا "كا"؛ اين بدان خاطر است كه كودك از اين صداها، و همچنين از وضعيت اندامهاي صوتي اش در زمان توليد اين صداها، خوشش مي آيد.

شش تا نُه ماهگي

در اين دوره به نظر مي رسد كه صداهايي كه كودك توليد مي كند، تا حدي معنا و مفهوم دارند. اين بدان خاطر است كه كودك از صداها و الگوها، مشابه با خود شما استفاده مي كند. مي توانيد با كتاب يا شعر خواندن براي او، اين مهارت را در كودك تقويت كنيد.

دوازده تا هفده ماهگي

او در اين مرحله از يك يا چند كلمه استفاده مي كند و معناي آنها را هم مي فهمد. او حتي ممكن است از تغيير آهنگ صدا نيز استفاده كند و مثلا با لحن سوالي به شما بگويد: "بغل"، يعني "من را بغل كن"! او به تدريج اهميت حرف زدن را درك مي كند و مي فهمد كه توانايي ابراز و انتقال خواسته ها و نيازهايش، تا چه حد مهم است.

هجده تا بيست و چهار ماهگي

در اين دوره، او ممكن است تا 200 كلمه را ياد گرفته باشد، كه بسياري از اين كلمات، اسم هستند. بين هجده تا بيست ماهگي، كودكان مي توانند حدودا 10 كلمه را در روز ياد بگيرند. حتي برخي از آنها مي توانند كه در هر 90 دقيقه، يك كلمه جديد ياد بگيرند، پس بهتر است به دقت، مراقب نحوه صحبت كردن خود باشيد. او حتي ممكن است دو كلمه را با هم استفاده كرده و جملات دوكلمه اي بسازد: "من ببَر". در دو سالگي، او قادر خواهد بود جملات سه كلمه اي را به كار برده و آهنگهاي ساده را به صورت آواز، بخواند. در اين دوره، درك كودك از خودش به بلوغ مي رسد، و در نتيجه او درباره خودش - چيزهايي كه دوست دارد يا ندارد، آنچه فكر مي كند و آنچه احساس مي كند - حرف خواهد زد. البته استفاده از ضميرها ممكن است براي او گيج كننده باشند و در نتيجه ممكن است مشاهده كنيد كه او به جاي اينكه بگويد: «من انداختم»، بگويد: «ني ني انداخت».

بيست و پنج تا سي و شش ماهگي

او ممكن است هنوز نتواند بلند يا آرام حرف زدن را به طور مناسب به كار ببرد، اما به زودي در اين زمينه مهارت كافي پيدا خواهد كرد. همچنين او به تدريج معاني ضميرها (مانند: من، تو، او) را خواهد فهميد. بين دو تا سه سالگي، دامنه لغات او حدودا به 300 كلمه خواهد رسيد. او با استفاده از اسم ها و فعلها، جملاتي كامل اما ساده خواهد ساخت: «من امروز رفتم».

در سه سالگي، مهارت او براي حرف زدن بسيار افزايش يافته است. او مي تواند براي مدتي به طور مداوم با شما صحبت كند، و تُن صدا، الگوهاي صحبت و لغات مورد استفاده اش را با توجه به مخاطب خود، تنظيم كند. به عنوان مثال، هنگام صحبت كردن با يك كودك ديگر از كلمات ساده تر استفاده خواهد كرد، اما وقتي كه با شما حرف مي زند، لغتها و الگوهاي پيچيده تري را به كار خواهد برد. در اين زمان، شما مي توانيد منظور او را به طور دقيق و روشن بفهميد. او به راحتي و به صورتي روان، نام و سنش را براي ديگران گفته و همچنين هرگاه از او بخواهيد كاري را انجام دهد، به سرعت گوش خواهد داد.

مرحله بعدي

پس از مدتي، شما خواهيد ديد كه او ديگر صرفا حرفهاي بي سر و ته يا بي معني نمي زند؛ و روزهايي را كه او اصلا بلد نبود حرف بزند، فراموش خواهيد كرد. در اين دوره، او براي شما از كارهاي روزانه اش حرف مي زند و شما هم از نشستن و گوش دادن به شيرين زبانيهاي او لذت خواهيد برد. او براي شما تعريف مي كند كه در مهدكودك چه بازيهايي كرده است؛ دوستش چه خوراكي آورده بود؛ دوست ديگرش چه چيزهايي گفته است؛ و البته درباره هر چيز ديگري نيز كه در ذهنش مي گذرد، براي شما صحبت خواهد كرد. او همچنين يادگيري يك مهارت نسبتا پيچيده تر را نيز آغاز مي كند: "نوشتن".

نقش شما
وظيفه شما بسيار ساده است: با او حرف بزنيد. تحقيقات نشان مي دهند كودكاني كه والدينشان در دوره خردسالي، زياد با آنها صحبت مي كنند، بهره هوشي (IQ) بيشتري دارند. همچنين دامنه لغات آنها نيز وسيع تر از كودكاني است كه كمتر با اطرافيان خود صحبت مي كرده اند. شما مي توانيد صحبت كردن با كودك را از دوران حاملگي آغاز كنيد، تا او به صداي شما عادت كند. براي او كتاب بخوانيد و يا هنگامي كه به حمام مي رويد، با صداي بلند برايش آواز بخوانيد. پس از زايمان، هنگامي كه به او شير مي دهيد، پوشك او را عوض مي كنيد و يا او را به حمام مي بريد، با كودك صحبت كنيد؛ همچنين بهتر است به او فرصت بدهيد كه با يك لبخند و يا با برقراري ارتباط چشمي (نگاه كردن مستقيم به چشمان شما)، به حرفهاي شما پاسخ دهد. در پنج ماهگي، ممكن است متوجه شويد كه او با اشتياق به حركت لبها و دهان شما نگاه مي كند. به صحبت كردن ادامه دهيد، و او به زودي تلاش خود را براي پاسخ دادن به شما آغاز خواهد كرد.

البته گاهي از اوقات نيز مي توانيد با جملات و كلمات خود كودك (يعني با همان صداهاي بي معني و نامفهوم او) با او حرف بزنيد؛ اما صحبت صحيح و دقيق را نيز فراموش نكنيد. كودك شما تنها در صورتي صحيح صحبت كردن را ياد مي گيرد، كه شما به او به درستي ياد بدهيد. لازم نيست از به كار بردن كلمات پيچيده خودداري كنيد. هرچند شما بايد تلاش كنيد تا حتي الامكان ساده با كودك صحبت كنيد تا او هم بتواند منظور شما را بفهمد، اما شنيدن كلمات جديد نيز مي تواند به او كمك كند تا به تدريج، دامنه لغاتش را وسعت دهد. همين مطلب در مورد كودكاني كه به مهدكودك يا آمادگي هم مي روند صدق مي كند: تا زماني كه شما با صحبتهاي خود آنها را بيشتر تحريك و تهييج كنيد، مهارتهاي زباني آنها هم بيشتر رشد خواهد كرد.

كتاب يا شعر خواندن براي كودك، يكي از بهترين راههايي است كه مي تواند مهارتهاي زباني كودك را پرورش دهد. نوزادان از شنيدن صداي شما لذت مي برند؛ كودكان نوپا از شنيدن داستانهاي جديد خوششان مي آيد؛ و كودكاني كه به آمادگي مي روند حتي ممكن است بقيه داستان را براي شما تعريف كنند.

چه وقت بايد نگران شويد
كودكاني كه مشكل شنوايي داشته باشند، توانايي توليد صداهاي ساده را نيز از حدود شش ماهگي رها مي كنند. در صورتي كه نوزاد شما هيچ صدايي از خودش در نمي آورد (يا حتي تلاشي هم براي توليد صدا نمي كند)، يا با شما ارتباط چشمي برقرار نمي كند، بهتر است با پزشك خود مشورت كنيد. هرچند برخي از كودكان از حدود نُه ماهگي، تلفظ كلمات را شروع خواهند كرد، برخي ديگر ممكن است اين كار را در سيزده يا چهارده ماهگي آغاز كنند. اگر كودك شما تا پانزده ماهگي هيچ كلمه اي بر زبان نياورد، يا شما هنوز هم قادر نيستيد كه حتي يك كلمه از حرفهاي او را بفهميد، در اين مورد با پزشك خود صحبت كنيد.

اگر در سه سالگي، هنوز هم كودك شما حروف بيصداي انتهاي كلمات را تلفظ نمي كند (مثلا به جاي "خوب"، مي گويد: "خو")، يا به جاي يك صدا يا هجا، از صداهاي ديگر استفاده مي كند (مثلا به جاي "مار" يا "موش" مي گويد: "بار" يا "دوش")، ممكن است به مشكل شنوايي يا گفتاري مبتلا باشد. در اين صورت با پزشك خود صحبت كنيد تا امكان ارزيابي كودك را فراهم كند.

همه كودكان ممكن است در برخي مواقع دچار لكنت زبان شوند. بعضي وقتها كودك شما بسيار هيجان زده است و مي خواهد آنچه را در ذهنش مي گذرد به سرعت براي شما بگويد، اما نمي تواند به آساني كلمات مناسب را پيدا كند. به او اجازه دهيد تا خودش جملاتش را تمام كند، و از پريدن وسط حرف او يا كمك به او، خودداري كنيد. اين كار موجب مي شود او احساس بي عرضگي كند؛ و به هيچ وجه به يادگيري او كمك نخواهد كرد.

با اين حال، در صورتي كه كودك شما به لكنت زبان دائمي دچار شده است، بايد توسط متخصص گفتاردرماني مورد معاينه قرار گيرد. اگر كودك بين شش تا دوازده ماه پس از اولين باري كه دچار لكنت زبان مي شود مورد معاينه قرار گيرد، بهترين ميزان پيشرفت در مهارتهاي زباني را از خود نشان خواهد داد. بايد در اين باره با پزشك خود مشورت كنيد تا شما را به يك متخصص مناسب ارجاع دهد.

http://fzahra.niniweblog.com/post118.php


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۵:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

همزمان با رشد فكري، احساسي و رفتاري، كودك شما ياد مي گيرد تا از كلمات براي توصيف آنچه مي بيند، مي شنود، احساس مي كند و مي انديشد، استفاده كند. امروزه محققان مي دانند كه كودكان مدتها پيش از آنكه اولين كلمات خود را بر زبان بياورند، يادگيري قوانين زبان و نحوه استفاده بزرگترها از آن (براي صحبت با يكديگر) را آغاز مي كنند.

زمان بروز و رشد اين توانايي
كودكان، حرف زدن را در دو سال اول زندگي خود ياد مي گيرند. كودك شما نيز ياد خواهد گرفت كه از زبان، لبها، سقف دهان و دندانهايي كه در دهان او روييده اند براي توليد صداهاي مختلف استفاده كند؛ او در ماههاي اول و دوم صرفا مي تواند صداهاي ساده اي مانند "اِه" يا "آ" را توليد كند، و كمي پس از آن نيز صداهاي ساده ديگري را كه به اصطلاح "غان و غون" ناميده مي شوند، ايجاد خواهد كرد. كمي بعد، اين صداها تبديل به كلمات واقعي مي شوند: شايد حتي در چهار يا پنج ماهگي، كلماتي مانند "ماما" و "بابا" از دهان او خارج شوند و اشك را به چشمان شما بياورند. از اين زمان به بعد، كودك شما سعي مي كند تا كلمات بيشتري را از بين صحبتهاي شما، همسرتان و ديگر افرادي كه در اطراف او هستند، انتخاب كرده و ياد بگيرد. سپس، در بين يك تا دو سالگي، او به تدريج سعي خواهد كرد تا جملات دو يا سه كلمه اي را ادا كند.

رشد اين توانايي در كودك
در ابتداي تولد، كودك شما گريه و زاري مي كند؛ و اين گريه، اولين تلاش او براي ورود به دنياي صداها است. او با اين گريه نشان مي دهد كه خارج شدن از دنياي رحم و ورود به يك دنياي جديد و غريب، براي او شوكه كننده بوده است. از آن به بعد، او صداها، آهنگ صحبت كردن و همچنين كلمات ديگران را جذب مي كند كه نهايتا نحوه صحبت كردن خودش را شكل خواهند داد.

"صحبت كردن"، پيوندي عميق با "شنيدن" دارد. با گوش دادن به حرفهاي ديگران، كودك شما صداي كلمات و ساختار جملات را ياد مي گيرد. در واقع، بسياري از محققين بر اين باورند كه درك زبان از زماني كه كودك در رحم مادرش قرار دارد آغاز مي شود. همانگونه كه كودك به ضربان ثابت قلب شما عادت كرده است، با صداي شما هم وفق پيدا مي كند. او تنها چند روز پس از تولد قادر است كه صداي شما را در بين صداهاي ديگران، تشخيص دهد.

يك تا سه ماهگي

گريه، اولين مدل ارتباطي است كه كودك شما مورد استفاده قرار مي دهد. گريه تند و با صداي بلند مي تواند به اين معنا باشد كه او گرسنه است؛ و گريه آرام و منقطع مي تواند نشانه آن باشد كه پوشك او نياز به تعويض دارد. با افزايش سن، او مي تواند صداهاي ساده ديگري شبيه به خنده هاي ريز، آه و ... را توليد كند كه در نتيجه يك مجموعه كوچك از صداهاي متنوع را در اختيار خواهد داشت. برخي از زبان شناسان بر اين باورند كه كودكان در چهار هفتگي قادرند كلمات با سيلابهاي يكسان، مانند "ما" و "با" را تشخيص دهند.

چهار ماهگي

در اين مرحله، كودك شما با تركيب حروف صدادار و بيصدا، صداهاي ساده اي مانند "بابا" يا "ماما" را ايجاد مي كند. هرچند گفتن اين كلمات موجب مي شود كه قلب والدين كودك از شادي لبريز شود، اما واقعيت اين است كه او هنوز نمي تواند اين كلمات را واقعا درك كرده و بين اين كلمات و شما، ارتباط معنايي برقرار كند. او در يكسالگي قادر خواهد بود كه اين ارتباط مفهومي را ايجاد كرده و با گفتن "ماما" يا "بابا"، واقعا شما را صدا كند.

تلاش كودك شما براي حرف زدن اينگونه به نظر مي رسد كه گويا فردي در حال حرف زدن به يك زبان خارجي است: تعداد بسيار زيادي از لغات بدون معني كه كودك آنها را پشت سر هم مي گويد. در واقع، توليد صدا براي كودك شما يك بازي مفرح است؛ او تلاش مي كند كه زبان، دندانها، سقف دهان و تارهاي صوتي اش را براي توليد صداهاي بامزه و متنوع، به كار گيرد. در اين مرحله، كودكان صداهايي مختلف از خودشان در مي آورند كه اصطلاحا "غان و غون" ناميده مي شود؛ و جالب اينكه اين صداها در كودكان مختلف كاملا شبيه به هم است، خواه والدين آنها فارسي، انگليسي، فرانسوي يا حتي ژاپني باشند! شما ممكن است مشاهده كنيد كه كودك شما، بعضي صداهاي خاص را دوست داشته و آنها را بارها و بارها تكرار كند، مانند "دا" يا "كا"؛ اين بدان خاطر است كه كودك از اين صداها، و همچنين از وضعيت اندامهاي صوتي اش در زمان توليد اين صداها، خوشش مي آيد.

شش تا نُه ماهگي

در اين دوره به نظر مي رسد كه صداهايي كه كودك توليد مي كند، تا حدي معنا و مفهوم دارند. اين بدان خاطر است كه كودك از صداها و الگوها، مشابه با خود شما استفاده مي كند. مي توانيد با كتاب يا شعر خواندن براي او، اين مهارت را در كودك تقويت كنيد.

دوازده تا هفده ماهگي

او در اين مرحله از يك يا چند كلمه استفاده مي كند و معناي آنها را هم مي فهمد. او حتي ممكن است از تغيير آهنگ صدا نيز استفاده كند و مثلا با لحن سوالي به شما بگويد: "بغل"، يعني "من را بغل كن"! او به تدريج اهميت حرف زدن را درك مي كند و مي فهمد كه توانايي ابراز و انتقال خواسته ها و نيازهايش، تا چه حد مهم است.

هجده تا بيست و چهار ماهگي

در اين دوره، او ممكن است تا 200 كلمه را ياد گرفته باشد، كه بسياري از اين كلمات، اسم هستند. بين هجده تا بيست ماهگي، كودكان مي توانند حدودا 10 كلمه را در روز ياد بگيرند. حتي برخي از آنها مي توانند كه در هر 90 دقيقه، يك كلمه جديد ياد بگيرند، پس بهتر است به دقت، مراقب نحوه صحبت كردن خود باشيد. او حتي ممكن است دو كلمه را با هم استفاده كرده و جملات دوكلمه اي بسازد: "من ببَر". در دو سالگي، او قادر خواهد بود جملات سه كلمه اي را به كار برده و آهنگهاي ساده را به صورت آواز، بخواند. در اين دوره، درك كودك از خودش به بلوغ مي رسد، و در نتيجه او درباره خودش - چيزهايي كه دوست دارد يا ندارد، آنچه فكر مي كند و آنچه احساس مي كند - حرف خواهد زد. البته استفاده از ضميرها ممكن است براي او گيج كننده باشند و در نتيجه ممكن است مشاهده كنيد كه او به جاي اينكه بگويد: «من انداختم»، بگويد: «ني ني انداخت».

بيست و پنج تا سي و شش ماهگي

او ممكن است هنوز نتواند بلند يا آرام حرف زدن را به طور مناسب به كار ببرد، اما به زودي در اين زمينه مهارت كافي پيدا خواهد كرد. همچنين او به تدريج معاني ضميرها (مانند: من، تو، او) را خواهد فهميد. بين دو تا سه سالگي، دامنه لغات او حدودا به 300 كلمه خواهد رسيد. او با استفاده از اسم ها و فعلها، جملاتي كامل اما ساده خواهد ساخت: «من امروز رفتم».

در سه سالگي، مهارت او براي حرف زدن بسيار افزايش يافته است. او مي تواند براي مدتي به طور مداوم با شما صحبت كند، و تُن صدا، الگوهاي صحبت و لغات مورد استفاده اش را با توجه به مخاطب خود، تنظيم كند. به عنوان مثال، هنگام صحبت كردن با يك كودك ديگر از كلمات ساده تر استفاده خواهد كرد، اما وقتي كه با شما حرف مي زند، لغتها و الگوهاي پيچيده تري را به كار خواهد برد. در اين زمان، شما مي توانيد منظور او را به طور دقيق و روشن بفهميد. او به راحتي و به صورتي روان، نام و سنش را براي ديگران گفته و همچنين هرگاه از او بخواهيد كاري را انجام دهد، به سرعت گوش خواهد داد.

مرحله بعدي

پس از مدتي، شما خواهيد ديد كه او ديگر صرفا حرفهاي بي سر و ته يا بي معني نمي زند؛ و روزهايي را كه او اصلا بلد نبود حرف بزند، فراموش خواهيد كرد. در اين دوره، او براي شما از كارهاي روزانه اش حرف مي زند و شما هم از نشستن و گوش دادن به شيرين زبانيهاي او لذت خواهيد برد. او براي شما تعريف مي كند كه در مهدكودك چه بازيهايي كرده است؛ دوستش چه خوراكي آورده بود؛ دوست ديگرش چه چيزهايي گفته است؛ و البته درباره هر چيز ديگري نيز كه در ذهنش مي گذرد، براي شما صحبت خواهد كرد. او همچنين يادگيري يك مهارت نسبتا پيچيده تر را نيز آغاز مي كند: "نوشتن".

نقش شما
وظيفه شما بسيار ساده است: با او حرف بزنيد. تحقيقات نشان مي دهند كودكاني كه والدينشان در دوره خردسالي، زياد با آنها صحبت مي كنند، بهره هوشي (IQ) بيشتري دارند. همچنين دامنه لغات آنها نيز وسيع تر از كودكاني است كه كمتر با اطرافيان خود صحبت مي كرده اند. شما مي توانيد صحبت كردن با كودك را از دوران حاملگي آغاز كنيد، تا او به صداي شما عادت كند. براي او كتاب بخوانيد و يا هنگامي كه به حمام مي رويد، با صداي بلند برايش آواز بخوانيد. پس از زايمان، هنگامي كه به او شير مي دهيد، پوشك او را عوض مي كنيد و يا او را به حمام مي بريد، با كودك صحبت كنيد؛ همچنين بهتر است به او فرصت بدهيد كه با يك لبخند و يا با برقراري ارتباط چشمي (نگاه كردن مستقيم به چشمان شما)، به حرفهاي شما پاسخ دهد. در پنج ماهگي، ممكن است متوجه شويد كه او با اشتياق به حركت لبها و دهان شما نگاه مي كند. به صحبت كردن ادامه دهيد، و او به زودي تلاش خود را براي پاسخ دادن به شما آغاز خواهد كرد.

البته گاهي از اوقات نيز مي توانيد با جملات و كلمات خود كودك (يعني با همان صداهاي بي معني و نامفهوم او) با او حرف بزنيد؛ اما صحبت صحيح و دقيق را نيز فراموش نكنيد. كودك شما تنها در صورتي صحيح صحبت كردن را ياد مي گيرد، كه شما به او به درستي ياد بدهيد. لازم نيست از به كار بردن كلمات پيچيده خودداري كنيد. هرچند شما بايد تلاش كنيد تا حتي الامكان ساده با كودك صحبت كنيد تا او هم بتواند منظور شما را بفهمد، اما شنيدن كلمات جديد نيز مي تواند به او كمك كند تا به تدريج، دامنه لغاتش را وسعت دهد. همين مطلب در مورد كودكاني كه به مهدكودك يا آمادگي هم مي روند صدق مي كند: تا زماني كه شما با صحبتهاي خود آنها را بيشتر تحريك و تهييج كنيد، مهارتهاي زباني آنها هم بيشتر رشد خواهد كرد.

كتاب يا شعر خواندن براي كودك، يكي از بهترين راههايي است كه مي تواند مهارتهاي زباني كودك را پرورش دهد. نوزادان از شنيدن صداي شما لذت مي برند؛ كودكان نوپا از شنيدن داستانهاي جديد خوششان مي آيد؛ و كودكاني كه به آمادگي مي روند حتي ممكن است بقيه داستان را براي شما تعريف كنند.

چه وقت بايد نگران شويد
كودكاني كه مشكل شنوايي داشته باشند، توانايي توليد صداهاي ساده را نيز از حدود شش ماهگي رها مي كنند. در صورتي كه نوزاد شما هيچ صدايي از خودش در نمي آورد (يا حتي تلاشي هم براي توليد صدا نمي كند)، يا با شما ارتباط چشمي برقرار نمي كند، بهتر است با پزشك خود مشورت كنيد. هرچند برخي از كودكان از حدود نُه ماهگي، تلفظ كلمات را شروع خواهند كرد، برخي ديگر ممكن است اين كار را در سيزده يا چهارده ماهگي آغاز كنند. اگر كودك شما تا پانزده ماهگي هيچ كلمه اي بر زبان نياورد، يا شما هنوز هم قادر نيستيد كه حتي يك كلمه از حرفهاي او را بفهميد، در اين مورد با پزشك خود صحبت كنيد.

اگر در سه سالگي، هنوز هم كودك شما حروف بيصداي انتهاي كلمات را تلفظ نمي كند (مثلا به جاي "خوب"، مي گويد: "خو")، يا به جاي يك صدا يا هجا، از صداهاي ديگر استفاده مي كند (مثلا به جاي "مار" يا "موش" مي گويد: "بار" يا "دوش")، ممكن است به مشكل شنوايي يا گفتاري مبتلا باشد. در اين صورت با پزشك خود صحبت كنيد تا امكان ارزيابي كودك را فراهم كند.

همه كودكان ممكن است در برخي مواقع دچار لكنت زبان شوند. بعضي وقتها كودك شما بسيار هيجان زده است و مي خواهد آنچه را در ذهنش مي گذرد به سرعت براي شما بگويد، اما نمي تواند به آساني كلمات مناسب را پيدا كند. به او اجازه دهيد تا خودش جملاتش را تمام كند، و از پريدن وسط حرف او يا كمك به او، خودداري كنيد. اين كار موجب مي شود او احساس بي عرضگي كند؛ و به هيچ وجه به يادگيري او كمك نخواهد كرد.

با اين حال، در صورتي كه كودك شما به لكنت زبان دائمي دچار شده است، بايد توسط متخصص گفتاردرماني مورد معاينه قرار گيرد. اگر كودك بين شش تا دوازده ماه پس از اولين باري كه دچار لكنت زبان مي شود مورد معاينه قرار گيرد، بهترين ميزان پيشرفت در مهارتهاي زباني را از خود نشان خواهد داد. بايد در اين باره با پزشك خود مشورت كنيد تا شما را به يك متخصص مناسب ارجاع دهد.

http://ninisite.com/content/index.asp?contentID=255


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۵:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]


 

شايد خوب حرف زدن يكي از اساسي ترين مهارتهاي مورد نياز ما باشه.مسلما زماني كه داريم يه پروژه رو توي يه همايش ارائه ميديم يا جلوي معلم از طرحمون دفاع مي كنيم بايد بتونيم با خوب حرف زدن نظرشون رو جلب كنيم.بغير از اين كه بعضيا نميتونن خوب صحبت كنن،بعضيا هم هستن كه توي تكلم با مشكلات اساسي رو به رو هستن.منظورم بغير از مشكلاتي مثل لكنت يا فراموشي هست.مشكلي به اسم زبان پريشي.
تا قرن نوزدهم كسي نميدونست دليل اين بيماري چيه،ولي در اين قرن يه دكتر فرانسوي به اسم "پل بروكا" تونست يكي از دلايلش رو كشف كنه.ايشون دو بيمار خاص داست كه هر دو در كشف كاركردهاي مغز كمكهاي زيادي به دكتر بروكا كردن.يكي از اين افراد،يه بيمار سكته مغزي بود كه تنها كلمه اي كه مي تونست تكرار كنه "تان" بود (به همين دليل آقاي تان صداش ميزدن).
پس از مرگ اقاي تان،دكتر بروكا مغز ايشون رو مورد مغاينه و بررسي قرار داد و فهميد قسمتي از ناحيه جلويي نيم كره چپ مغز ايشون آسيب ديده بوده.به همين خاطر احتمال داد اين ناحيه در تكلم نقش فعالي داشته باشه.امروزه بررسيهاي دقيق تر اين حرف اقاي بروكا رو تاييد كرده و بخشي از مديريت تكلم در ناحيه اي واقع در نيمكره چپ از لوب پيشاني مغز نزديك به لوب گيجگاهي صورت مي پذيره كه به پاس زحمات دكتر بروكا،اون ناحيه رو ناحيه ي بروكا نامگذاري كردن.
ناحيه ي بروكا در توليد كلام نقش داره.با بررسي بيماراني كه ناحيه ي بروكاي اونها اسيب ديده بود،متوجه شدن كه نقش اين ناحيه بيشتر در مورد دستور زبان هست.همچنين  درك عملكرد دستوري و متعاقبا معناي دستوري جملات و كلمات ه اين ناحيه وابسته هست .به عنوان مثال اگر از اينطور بيمارها بپرسين كه مثلا انسان و غذا رو ميشناسن،پاسخشون مثبته،ولي اگه بهشون بگين در جمله ي "انسان غذا را خورد" كي يا چه چيزي غذا رو خورد،نميتونن بهتون جواب بدن،يا  به سختي جوابتون رو ميدن.
شايد براتون جالب باشه كه بدونين همچنين وقتي به سايه هاي روي ديوار نگاه ميكنيم،اين ناحيه (بروكا) هم فعال ميشه و اين خودش ميتونه نشانه اي باشه كه احتمالا زبان تكاملي از زبان اشاره تكامل پيدا كرده.
اندك زماني بعد از كشف دكتر بروكا،دانشمند ديگري از آلمان به اسم "كارل ورونيكه" با موفقيتم ناحيه ي ديگري از  غز رو كه در تكلمنقش داشت پيدا مي كنه.اين ناحيه در لوب گيجگاهي و باز هم نيمكره چپ قرار گرفته.ناحيه ي ورونيكه در قسمت عقبي لوب گيجگاهي و تزديك لوب آهيانه قرار داره.
اما ميرسيم به نقش ناحيه ورونيكه در تكلم كه اساسي تر از نقش ناحيه بروكا هست.اين ناحيه به درك در حقيقت به درك و تجزيه و تحليل ورودي ها مي پردازه و از نظر منطقي اونا رو مرتب ميكنه و تحويل ناحيه ي بروكا ميده.مسلمه كه اگه اين ناحيه اين ناحيه دچار مشكل بشه،خروجي خاصي دريافت نميكنيم.مثلا اگه به اينطور بيمارا بگين ك كلمه "سيب" رو تكرار كن ، كلمات خروجي(كه فرد بيمار تكرارشو نميكنه) چيزايي مثل  "شير" ، "سير" ،"سيم" يا كامات با معني ولي بي ربط ديگه هست،چون نتونسته به درستي حروف كلمه ي ورودي تجزيه و تحليل كنه ، ولي ممكنه پس از كلي تلاش،بتونه "سيب" رو به درستي تكرار كنه.
اما يه ناحيه ي سومي هم به اسم آفازيا (يا به بيان معروف تر، آفازي) هم وجود داره.اين ناحيه كه بصورت نواري شكل هست،عقب تر از ناحيه ي بروكا و در منتهي اليه خلفي لوب پيشاني قرار گرفته و بخشي از ناحيه ي حركتي قشر مغزه كه ارسال پيام وبراي حركت ارادي به ماهيچه ها،از جمله ماهيچه هاي زبان رو به عهده داره.
اين ناحيه در حقيقت يه جورايي نقش رابط رو بين ناحيه ي بروكا و ورونيكه رو بازي مي كنه.در اين نوع مشكلات،فرد به راحتي و بطور روان حرف ميزنه،ولي غالبا جملاتش بي معنيه.همچنين كلمه سازي مي كنه!يعني  كلمات بي معنيي رو كه قبلا وجو نداشتن رو استفاده ميكنه!
بطور كلي اين مشكلات رو زبان پريشي (يا به اشتباه، آفازيا) مي نامند.
نكته 1: زبان پريشي ربطي به بهره ي هوشي نداره،بلكه تنها يه نوع ناتواني  حاصل از برخي عملكردهاي مغزيه
نكته 2: خيلي از ماها فكر ميكنيم افرادي كه دچار زبان پريشي هستن،فراموشي هم دارن،در صورتي كه اينطور نيست.اونها همه چيز رو براحتي شما به ياد ميارن و فقط قادر نيستن اونها رو به درستي به زبوان بيارن
نكته 3:دلايل مختلفي ميتونن باعث زبان پريشي بشن،مثل سكته،صدمه و جراحان مغزي،غده ي مغزي، عفونت ، گاهي الودگي با با مواد سمي و حتي آلزايمر (اگه استقبال شد،بعدا در مورد آلزايمر هم مي نويسم) .
پس دفعه ي بعد اگه يه نفر رو ديدين كه نميتونه به درستي حرف بزنه،زود در موردش قضاوت نكنين و اونو با الفاظي مثل "كودن" يا "عقب مانده"  مورد خطاب قرار ندين.شايد ضريب هوشيش از شما هم بيشتر باشه..

http://www.sampadia.com/forum/index.php/topic,81764.0.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۵:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]
 

براي كمك در مطمئن شدن از ارايه صدايي بهتر در استوديو ها، به طور خلاصه موارد ذيل را پيشنهاد مي كنيم.

آشاميدني ها

برحسب دما، استفاده از مايعات گرم، به جهت باز كردن گلو بهترين هستند. (مايعات سرد گلو را منقبض مي كنند.)

در صورت چسبناك بودن گلو، مايعات رقيق و سبك مثل آب و چاي، از مايعات غليظ مانند شير، بهتر مي باشند.

مايعات غليظ مي توانند موجب ايجاد صدايي سرد و بي حرارت شوند. كافئين براي صدا مضر است؛ به اين دليل كه گلو را محدود مي كند.

تانين كه معمولا در شراب قرمز و يا چاي هاي حقيقي (نه گياهي) پيدا مي شود نيز مي تواند باعث مسدود شدن گلو بشود.

استفاده از مركبات در مجموع خوب است. زيرا گلو را باز مي كند.

خشكي دهان

خشكي دهان موجب مي شود تا صداي شما همراه با اصوات ريز ديگري شنيده شود.

روش هاي مختلفي براي علاج آن پيشنهاد مي شود:

شركت كولگيت كه خمير دندان هم مي سازد، محصولي به نام اسپري (optimaits) كه يك مرطوب كننده دهاني است به بازار ارايه نموده كه جهت رفع اين مشكل كارآمد است.

كمپاني هاي ديگري نيز محصولاتي با نام بطري آب دهان توليد نموده اند كه آنها نيز مفيد هستند. اين بطري ها كه در ابعاد كوچك مي باشند، شامل مايع تعليق شده به صورت گرد و گاز است كه دهان را مي پوشاند.

محصول ديگري كه جهت خشكي دهان موجود است، بيوتن يك آدامس جويدني پزشكي است.

مزه مزه كردن آب گرم مخلوط شده با هل هم مي تواند به رفه اين مشكل كمك كند.

(توجه: بعد از مزه مزه كردن آب گرم، ممكن است كلمات اول كه گفته مي شود اين بار به خاطر رطوبت زياد دهان سر و صداي اضافي به همراه داشته باشد. به همين دليل پس از مزه مزه كردن و قبل از ضبط، چند كلمه اي صحبت كنيد تا رطوبت دهان به حالت عادي برگردد).

دهان مرطوب

مرطوب و آبكي بودن بيش از حد دهان نيز موجب ايجاد صداهاي ريز، همراه با صداي گوينده مي شود.

جهت رفع اين مشكل مي توان با خوردن تكه اي نان رطوبت زياد دهان را گرفت.

مصرف ترشي يا سركه سيب به اندازه هم مي تواند در رفع اين اشكال كمك كند.

آب نبات هاي گلو

اين آب نبات هاي پزشكي مي توانند در آرام كردن گلو موثر واقع شوند. ولي ممكن است موجب ايجاد صداهاي اضافي از گلو هنگام گويندگي گردد.

تجربه نشان داده است كه اب نبات هاي ضعيف تر مخصوص گلودرد، صداي اضافي كمتري ايجاد مي كند.

پس با اين حساب استفاده از قرص هاي كم كيفيت تر براي زمان گويندگي پيشنهاد مي شود.

نعنا، صدا و نفس خوب

هميشه قرص نعنا در استوديو به همراه داشته باشيد.

http://fanebaian.blogfa.com/post-2.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۵:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][