مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 11900
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 37
همه : 4340382


آيا كلام و گفتار شما « نيش» به جان ديگران مي زند يا نه ؟!

شما نيش « مار » كه نداريد ؟!

معمولا ما آدم ها احساسات دروني خود را به دو روش مختلف ابراز و ظاهر مي كنيم. اول با سخن و گفتار خود و دوم با اعمال و كردار خويش ، اما گاهي اوقات برخي از ما ناخواسته و بدون قصد و غرض با سخنان و گفتار نسنجيده ، به ارزش كلام و شخصيت خود آسيب مي رسانيم. البته انتخاب عبارت هاي مختلف و به كار گيري واژه هاي ملايم و دلچسب و يا تحريك آميز و خشن، در دست خودمان است و ما مي توانيم با كمي دقت، مخاطبان خود را با هر طرز فكري كه دارند، تحت تأثير خويش قرار بدهيم و يا برعكس، آنها را برنجانيم و خاطرشان را آزرده نماييم.

دوري از طعنه و كنايه ، حرف هاي نيش دار ، لاف زدن و يا ابراز نوعي تحكم مي تواند ما را در مسيري قرار دهد تا در هر جمع و گروهي ، نقل محفل شويم و خود را نسبت به مكنونات قلبي و افكار و عقايد شخصي ديگران ، صميمي و مشتاق نشان دهيم و در حريم حرمت آنان ، شريك و سهيم شويم.

زبان و گفتار ما ، در هر حال مي تواند دوست و دشمن را جذب و يا دفع نمايد ، پس حتما اين ضرب المثل معروف را هم شنيده ايد كه مي گويد: زبان فلاني ، مثل نيش « مار » است!

حال با توجه به مقدمه اي كه در بالا آمد و ضرب المثلي كه به آن اشاره گرديد، با انجام اين تست جالب روان شناسي ، شما هم مي توانيد خودتان را بهتر بشناسيد و بدانيد كه آيا كلام و گفتارتان « نيش » به جان ديگران مي زند يا نه ؟!

براي مطالعه و بررسي تست به لينك زير برويد :

http://www.takbarg.ir/ARTICLE5710.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۴:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

از همسرتان پاسخ هاي نيش دار و كنايه دار مي شنويد ؟


 معمولاً وقتي براي رفتن به شهرهاي مختلف سوار هواپيما مي شوم، كسي كه بغل دستم مي نشيند كارم را سوال مي كند. وقتي مي گويم كه مديريت برنامه هاي تقويت زندگي زناشويي در ديناميك خانواده را بر عهده دارم، معمولاً سوالاتي درمورد ازدواج از من مي پرسند.

در آخر ،اين مكالمه به نقش گفتگو در ازدواح ختم مي شود. در اين مواقع معمولاً سوال مي كنند كه به نظرم جنبه هاي حياتي يك گفتگوي خوب چيست و درواقع ارتباط و گفتگوي بد چه گفتگويي است. من هم ۵ جزء اصلي يك رابطه و گفتگوي خوب را اينطور توصيف مي كنم:

● گفتگوي خوب در ازدواج توام با احترام است

طعنه و كنايه، عبارات و حرف هاي انتقادي و قضاوت كننده و اتهامي جزء گفتگوي عاري از احترام است. مي توان گفت رابطه و گفتگوي خوب رابطه اي است كه اين بي احترامي ها را در خود نداشته باشد. اين يعني گفتگوي خوب كيفي است. كافي است به زوج هايي كه با هم حرف مي زنند توجه كنيد. آيا در جواب عبارات و اظهارنظرهاي صادقانه، پاسخ هايي نيش و كنايه دار مي شنويد؟ آيا مي شنويد كه يكي از طرفين ديگري را بخاطر مدل حرف زدن مسخره مي كند؟ آيا مي شنويد كه يكي از زوج ها انتخاب ها و تصميمات ديگري را نقد مي كند؟ آيا در جواب افكار صادقانه يك طرف، مي بينيد كه طرف ديگر چشم گرد مي كند؟ حالا طريقه حرف زدن خودتان با همسرتان را بررسي كنيد. آيا رابطه و گفتگوهاي شما محترمانه است يا به هم بي احترامي مي كنيد؟

● گفتگوي خوب در ازدواج كمّي است

بيشتر زوج ها كمتر از ۱۵ دقيقه در هفته با هم يك گفتگوي جدي و معقول دارند. خانواده هايي كه در آن هم مرد و هم زن كار مي كنند سعي مي كنند فرزندان را تشويق كنند در هر فعاليت تفريحي شركت كنند و همين باعث مي شود آن مشكل ديرتر نمود پيدا كند. مشكل لاينحل نيست اما مي توان از انجام همزمان چند كار فايده برد.

گفتگوي خوب مي تواند موقع شركت در فعاليت هاي ديگر هم اتفاق بيفتد. موقع راه رفتن، كار كردن در خانه، تماشاي تلويزيون، جلسات خانوادگي يا وقتي كنار هم در ماشين نشسته ايد با هم حرف بزنيد.

● گفتگوي خوب در ازدواح يك ارتباط دوجانبه است

درست مثل حرف زدن توام با احترام در يك گفتگوي خوب، گوش دادن توام با احترام هم ضروري است. ارتباط بد زماني شروع مي شود كه يك زوج عنان گفتگو را در دست مي گيرد اما شنونده هم مي تواند موجب بد شدن گفتگو شود. فقدان ارتباط بصري، اشارات منفي صورت و زبان و بدن ضعيف هم مي تواند موجب شود ارتباط خوب صورت نگيرد.

به زوجي كه در فرودگاه يا فروشگاه با هم حرف مي زنند خوب نگاه كنيد. آيا يكي از آنها بر گفتگو تسلط دارد؟ آيا وقتي همسرش سعي مي كند چند كلامي براي دفاع از خود يا ابراز نظراتش بگويد، صحبتش را قطع مي كند؟ آيا فرد مسلط بر گفتگو حاضر به شنيدن حرف هاي طرف مقابل خود نيست؟ اگر اينطور است، اين گفتگو يك رابطه متقابل نيست و جزء بدترين گفتگوهاست.

● گفتگوي خوب در ازدواج بينش بيشتري طلب مي كند

مهم نيست كه يك حرف چقدر خوب بيان شود، بيشتر شنونده ها نمي توانند مفهوم و منظور واقعي و كامل گوينده را دريافت كنند. تنها راه غلبه بر سوء تفاهمات در گفتگوها اين است كه سوال بپرسيد. اما براي داشتن يك گفتگوي خوب اين سوالات بايد در كمال احترام و محتاطانه پرسيده شود.

پاسخ هايي مثل، "اين احمقانه ترين چيزي است كه تا بحال شنيده ام، منظورت اين نيست كه...؟" به دنبال منظور واقعي گوينده است اما دركمال بي ادبي اين كار را مي كند. از طرف ديگر، يك عبارت مقدمه قبل از سوال مثل، "ببخشيد كه نتوانستم متوجه منظورت شوم، ميشه كمي بيشتر درمورد منظورت توضيح دهي"، با ادب و احترام كامل به دنبال منظور گوينده است.

● گفتگوي خوب در ازدواح صادقانه است

هر زوجي كه مي فهمد همسرش درمورد چيزي به او دروغ گفته است، از آن به بعد هر وقت مشكلي پيش مي آيد نمي داند كه همسرش با او صادق است يا نه. متاسفانه دروغگويي اثرات طولاني مدتي در رابطه دارد. صداقت فقط به معناي پرهيز از دروغ نيست. صداقت به اين معنا است كه از پنهان كردن چيزي كه همسرمان حق دانستنش را دارد خودداري كنيم. چرا اينكار را مي كنيم؟ معمولاً يا از قضاوت او واهمه داريم و يا مي ترسيم كه احساسات او را جريحه دار كنيم.

در يك گفتگوي خوب در ازدواج جاي پنهان كاري و تغيير واقعيات از همديگر نيست. البته صداقت در گفتگو لزوماً به معناي خشونت نيست. صداقت بايد توام با احترام باشد.

تبيان زنجان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۴:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]
 

شمشيري به اسم زبان


هرچه مي‌گويي، يكي تندتر و تيزتر مي‌شنوي. آرام هم كه نصيحتش كني بازهم جوابي تلخ و گزنده در انتظارت است. ساكت مي‌شوي، اما باز هم با كلامي گزنده‌تر از نيش عقرب به سراغت مي‌آيد. زود از كوره در مي‌رود و ديگر حساب كلمات و جملات را ندارد. گاهي آرام و گاهي با داد و فرياد هرچه مي‌خواهد مي‌گويد. انگار نه انگار كه حرمتي هم هست و احترامي. ناراحت است يا شايد هم سوءتفاهم شده. حق دارد يا ندارد نمي‌دانم؛ اما هرچه هست به تو فرصت حرف زدن هم نمي‌دهد. خودش هم نمي‌گويد چه اتفاقي افتاده كه اين گونه ناراحت شده است. فقط صورتش سرخ شده. دست‌هايش مي‌لرزد و دهان كه باز مي‌كند، نيش مي‌زند و دل مي‌سوزاند.
نمي‌دانم شما هم با چنين افرادي رودررو و همكلام بوده‌ايد يا نه كه خدا كند هيچ وقت چنين گروهي را نبينيد و حتي نشناسيد، اما واي به روزي كه اين رفتار و كلام و برخورد، بشود عادت و رسمي خانوادگي. زن و شوهر، مادر و پسر، پدر و دختر، خواهر و برادر و.... به جاي حرف زدن و گفتن و شنيدن و يكديگر را قانع كردن، فقط متلك بگويند و با نيش و كنايه با هم حرف بزنند. وقتي مشكلي هست، به جاي صحبت و هم‌انديشي براي پيدا كردن راه‌حلي كه بقيه هم با آن موافق باشند، فقط جوابي حاضر و آماده داشته باشند و روي آن هم پا فشاري كنند.
اين نوع تربيت، اين نوع برخورد با ديگران و اين نوع مواجهه با سايرين شايد در ظاهر حرف آن را كه چنين پرخاشگرانه سخن مي‌گويد پيش ببرد، اما واي به روزي كه نيش زبان دل كسي را بشكند و اشكي از چشمي بچكاند. مي‌گويند زخم شمشير خوب مي‌شود، اما زخم زبان هرگز.

من كه سنم به آن روزها قد نمي‌دهد، اما خوب يادم هست كه پدربزرگم از پدرش مي‌گفت و از خانواده‌اش، از احترام و محبتي كه در سخنان و حتي تك‌تك لغاتي كه رد و بدل مي‌شد، پيدا بود. خانواده‌اي كه اگر كدورتي هم داشتند به جاي طعنه و كنايه زدن با مشورت بزرگ‌ترها مشكلات‌شان را حل مي‌كردند. آن روزها گوشه و كنايه و از اين قبيل سخنان جايي ميان اعضاي خانواده نداشت. شايد براي اين‌كه همه بلد بودند حرف بزنند. همه مي‌دانستند چگونه بايد گوش دهند. همه آماده بودند مشكل حل شود.
شايد براي اين كه كسي نمي‌خواست از زير بار مسووليت شانه خالي كند. شايد كسي نمي‌خواست تقصيرها را به گردن ديگري بيندازد و هر كس در حد توانش كمك مي‌كرد تا بار زمين مانده را بلند كند.
خوب يادم هست از همان روزهاي كودكستان مادر يادم داد 2 گوش داريم و يك زبان؛ گوشي كه اختيار شنيدن يا نشنيدن مكالمات را ندارد، اما زباني كه مختار است چيزهايي را بگويد و بايد كنترلش كرد كه هر چيزي را نگويد. پس بايد بيشتر بشنويم و كمتر بگوييم. حالا مي‌فهمم كه مادر خوب مي‌دانست زبان گاهي حكم شمشير دو سر را دارد. از همان كودكي به من هشدار داد كه مراقب زبانت باش كه اگر بي‌موقع چيزي بگويي، ديگر كاري نمي‌توان كرد.


معجزه زبان خوش
اما اين زبان روي و چهره ديگري هم دارد. قديمي‌ها بي‌دليل نگفته‌اند زبان خوش مار را هم از لانه‌اش بيرون مي‌كشد. همين كلامي كه مي‌تواند تلخ باشد و گزنده، گاهي چنان شيرين است و دلنشين كه همه را تحت تاثير قرار مي‌دهد.
با زباني خوش مي‌توانيم بهتر و بيشتر و ساده‌تر به خواسته‌هاي خود برسيم. مي‌توانيم خانواده‌اي را كه از هم دور شده‌اند دورهم جمع كنيم. مي‌توانيم معجزه كنيم. پس چرا از اين نعمت به نفع خودمان استفاده نكنيم؟
كانون خانواده را مي‌توان با همين زبان خوش و با اندكي تدبير و تامل چنان محكم كرد كه هيچ تند باد و حادثه‌اي به آن آسيب نرساند. مي‌توان خوشبخت زندگي كرد و مسالمت‌آميز از كنار مشكلات گذشت.
با درك اين نكات يك سوال كليدي در ذهن مي‌نشيند كه چرا بايد گوشه و كنايه را انتخاب كنيم وقتي مي‌شود با زباني خوش و كلامي مثبت همه اختلافات و مشكلات را برطرف كرد؟ چرا فراموش كرده‌ايم بايد هر روز ساعتي را با هم بنشينيم و حرف بزنيم، صحبت كنيم و به درددل يكديگر گوش دهيم، با هم باشيم و دل به حرف‌هاي هم بدهيم؟
نيش عقرب نه از ره كين است...
متاسفانه برخي چنان عادت به كنايه‌گويي كرده‌اند كه اين رفتار برايشان تبديل به امري عادي و هميشگي شده است؛ عادتي كه نمي‌توانند براحتي تركش كنند. شايد هدف آنها آزار و اذيت دوستان و آشنايان نباشد، اما ناخواسته باعث دلخوري و ناراحتي آنها مي‌شوند.
نمي‌دانيم. شايد آنها در خانواده‌اي بزرگ شده و پرورش يافته‌اند كه زبان صحبت كردن چيزي جز متلك نبوده است. شايد هم اين رفتار، ده‌ها دليل ديگر دارد، اما هرچه هست، هرچقدر هم غيرعمد باشد، زخمي كه برجاي مي‌گذارد عميق است و دردناك. اي كاش كمي فقط كمي به اين موضوع هم فكر كنيم. تلاش كنيم كه كمتر از زبان طعنه استفاده كنيم.


خانواده‌ را از نو بسازيم
هزار بهانه مختلف داريم براي اين‌كه از خانواده امروزي بد بگوييم. زندگي ماشيني امروز فرصتي براي ما نگذاشته است، كارم زياد است، ترافيك را نمي‌بيني؟ توقعات اعضاي خانواده، جمع شدن و بودن كنار هم را ناممكن كرده است، وقت كافي براي خانواده نيست و...
اما اينها همه بهانه است. هيچ‌كدام دليل خوبي نيست تا خانواده و اهميت آن را فراموش كنيم. باور كنيد هيچ اتفاقي نمي‌افتد اگر روزي 15 دقيقه كنار هم بنشينيم و صحبت كنيم‌ ـ صحبت كنيم نه اين‌كه متلك بگوييم ـ. همين 15 دقيقه بظاهر بي‌اهميت، پيوندي محكم و هميشگي ايجاد مي‌كند كه قدرش را بعدها خواهيد فهميد.
اما حالا كه مي‌خواهيم به فكر حفظ خانواده و تحكيم آن باشيم، بياييد تصميم بگيريم به جاي استفاده از زبان متلك و كنايه، رك و رو راست هر چه مي‌خواهيم بگوييم اما با احترام. باور كنيد اگر خوب بگوييم و خوب بشنويم، كمتر دچار مشكل خواهيم شد، اما متاسفانه گويا خيلي از ما بلد نيستيم بگوييم و بشنويم.
بياييد ياد بگيريم و تمرين كنيم كه با هم صحبت كنيم، به حرف هم گوش بدهيم و عاقلانه و منطقي پذيراي حرف‌هاي هم باشيم.


نيلوفر اسعدي بيگي
منبع:جام جم

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۴:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چطور به زبان مشترك برسيم؟ (3)

در بخش‌هاي 1 و 2 اين مطلب خوانديم كه بزرگ‌ترين مشكل زوج‌هاي جواني كه در آستانه ازدواج قرار دارند، از «نداشتن زبان مشترك» سرچشمه مي‌گيرد. چيزي كه گاهي در يكي دو سال اول زندگي، ازدواج را به كام زوج‌هاي جوان تلخ مي‌كند و لكه‌هاي سياه دوران نامزدي‌شان را رقم مي‌زند. بنابراين بهتر است راه و رسم صحبت با همديگر را به خوبي ياد بگيريم و از همين ابتداي زندگي رعايت كنيم.

حرف زدن جست و جوگرانه، گوش دادن اكتشافي:حرف زدن جست و جوگرانه، گوش دادن اكتشافي، حول موضوعات غيرعادي يا مشكلات پيچيده و نامشخصي دور مي‌زنند كه ممكن است بسيار مهم اما تعريف نشده باشند. اين‌ها سبك‌هاي سرد عيني و منطقي ارتباط براي پي بردن به واقعيات و بررسي راه حل‌ها هستند. اين سبك‌ها براي «برگشتن به عقب» و ديدن تصويري بزرگ‌تر مناسب هستند.
 
 
حرف زدن جست و جو گرانه
حرف زدن جست و جوگرانه كيفيتي محتاطانه دارد. شما مي‌توانيد از آن براي حدس زدن راجع به علل، مطرح كردن راه حل‌ها، اجراي سناريوهاي مختلف (بدون الزام به هرگونه دستور خاص) استفاده كنيد. موقعيت زماني حرف زدن جست و جو گرانه به سمت گذشته يا آينده است و حال را شامل نمي‌شود. اين سبك روشي مطمئن و بي‌خطر براي محك زدن از طريق مشاهده يا طرح سوال‌هايي براي دست گرفتن اوضاع است.
حرف زدن جست و جو گرانه براي كاهش فشار و افزايش اطلاعات بسيار سودمند است. افراد با جستجو در اطلاعات با شيوه‌اي غير اتهامي، آزادانه به شناسايي و روشن ساختن مشكلات و رويدادها مي‌پردازند. اطلاعات زمينه‌اي مربوط را بررسي و ساير اقدامات عملي را ابداع مي‌كنند. حرف زدن جست و جو گرانه براي ابراز عقايد و گسترش گزينه‌ها در آينده به صورت «خزانه عقل» عمل مي‌كند.
 
ماهيت غير قضاوتي و غير تهديد آميز حرف زدن جست و جو گرانه اين فرصت را به شما و همسرتان مي‌دهد كه حرف‌هاي يكديگر را بشنويد. با اين حال اين روش معمولاً فقط به ظاهر مشكل و موضوع توجه مي‌كند و جوهره مشكل را ناديده مي‌گيرد و باعث مي‌شود مشكل حل نشده و زن و شوهر ناراضي باقي بمانند، چون اطلاعات عاطفي حساس آشكار نمي‌شوند.
حدس زدن، فكر كردن و تفحص مي‌تواند به حرف زدن بدون جهت مشخص (يعني يك روش مغلطه آميز براي اجتناب از حل كردن مشكلات، بدون اينكه كسي مسئوليت تبديل بينش به عمل را بپذيرد) تبديل شود. اين نوع حرف زدن در تركيب با سبك حر زدن بعدي(يعني حرف زدن بي‌پرده و صريح) براي دست يافتن به قلب مشكلات و اقدام عملي بيشترين تأثير را دارد.
 
رفتارهاي مختص حرف زدن جست و جو گرانه
- شناسايي مشكل: «من تعجب مي‌كنم كه چرا ما كاري مي‌كنيم كه امور بي‌ربط وقتمان را بگيرد.»
-دادن اطلاعات قبلي مربوط: «ما دوازده كارت دعوت را بين دوستانمان توزيع كرديم.»
- پرداختن به علل: «شايد چون آمادگي بدني كافي نداري، در پايان روز خيلي خسته مي‌شوي!»
-  ارائه تبيين‌ها/ برداشت‌ها: «من  فكر مي‌كنم كه ما بيش از حد خرج فست فودمان مي‌كنيم.»
-  تفسير كردن:«شايد دليل اشغال شدن تلفن مريم انتقال او باشد.»
-  سيلان فكري يا ابداع راه‌حل‌ها: «شايد بتواني زماني را براي يك برنامه تفريحي تعيين كني. نظرت راجع به اين كه هفته‌اي دو بار با هم تنيس بازي كنيم چيست؟»
- مطرح كردن راه حل‌ها:«فرض كن در پاييز به دانشگاه برگردي. فكر مي‌كني آن وقت چه مي‌شود؟»
اين روش معمولاً" فقط به ظاهر مشكل و موضوع توجه مي‌كند و به جوهره مشكل را ناديده مي‌گيرد و باعث مي‌شود مشكل حل نشده و زن و شوهر ناراضي باقي بمانند. چون اطلاعات عاطفي حساس آشكار نمي‌شوند.

گوش دادن اكتشافي:گوش دادن اكتشافي در صدد جستجوي اطلاعات مهمي كه حول و حوش مشكلات پيچيده يا غيرمعمول وجود دارند. در اين سبك افراد حرف‌ها را كاوشگرانه گوش مي‌كنند و علاقه‌ي خود را به شنيدن حرف‌هاي همسرشان در مورد مشكلات نشان مي‌دهند. افراد معمولاً در اين روش نظر شخص مقابل را مي‌گيرند، دانش خود را بالا مي‌برند تا سوءتفاهم‌ها روشن و ابهامات رفع شوند.
گوش دادن اكتشافي از طريق باز كردن باب بحث و گفتگو، باعث برداشته شدن فشار در آن لحظه مي‌شود. استفاده از سوال‌هاي باز (كه مشخصه بارز اين سبك است)، باعث مي‌شود تا كيفيت اطلاعات از طريق سبك‌هاي رسمي يا واكنشي گوش دادن افزايش يابد.
 
سوال‌هاي باز مي‌توانند در متمركز شدن بر بحث و گفتگو، زماني كه شخصي راجع به موضوع حاشيه پردازي مي‌كند مفيد باشد. اين نوع سوال‌ها همچنين موقعي كه شخص حرفي براي گفتن ندارد به راه‌اندازي گفتگو كمك مي‌كند.
 
 
 
تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۴:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چطور به زبان مشترك برسيم؟ (1) 

بارها گفته ايم، باز هم مي گوييم. بزرگترين مشكل زوج هاي جواني كه در آستانه ازدواج قرار دارند، از «نداشتن زبان مشترك» سرچشمه مي گيرد. چيزي كه گاهي در يكي دو سال اول زندگي، ازدواج را به كام زوج هاي جوان تلخ مي كند و لكه هاي سياه دوران نامزدي شان را رقم مي زند.

اين عدم مفاهمه آنقدر جدي است كه مي تواند سرنوشت يك آشنايي يا نامزدي را طور ديگري رقم بزند و دو طرف را به اين نتيجه برساند كه: ما حرف هم را نمي فهميم. اگر شما هم در اين مرحله از دوران نامزدي قرار داريد، خواندن سلسله مطالب « چطور به زبان مشترك برسيم؟» مي تواند برايتان راهگشا باشد: به طور كلي بايد بدانيد كه هر حرفي كه زده مي شود دو جزء دارد: آنچه گفته شده (محتوا) و نحوه بيان آن (سبك). هر دو جزء بر نحوه دريافت پيام تأثير مي گذارند.

همانگونه كه افراد غالباً با تغيير محتواي گفتگو، ماهيت آن را تغيير مي دند با تغيير سبك نيز پيام هايشان را عوض مي كنند. به همين دليل گفت و شنود به طرز چشمگيري به سبك هاي حرف زدن يا گوش دادن افراد بستگي دارد. در واقع طرز حرف زدن يا گوش دادن هم مي تواند به فرآيند گفت و گو كمك كند و هم قادر است آن را مختل نمايد.
جالب است كه بدانيد ريشه بسياري از شكست ها و نارسايي هاي ارتباط افراد در زندگي مشترك به كار بستن سبك هاي ارتباط نامناسب با موقعيت است.
سبك هاي ارتباطي (نحوه سخن گفتن و گوش كردن) 4 دسته هستند

سبك اول: گپ زدن و حرف زدن راجع به كار و گوش دادن رسمي
سبك دوم : حرف زدن سلطه گرانه، خصمانه و كنايه آميز ، گوش دادن واكنشي
سبك سوم : حرف زدن جستجوگرانه، گوش دادن اكتشافي
سبك دوم : حرف زدن صريح، گوش دادن توجه آميز

سبك اول: گپ زدن و حرف زدن راجع به كار و گوش دادن رسمي

اين سبك، جزء سبك هاي اجتماع پسندي است كه اكثر اوقات افراد براي حفظ وضعيت رد و بدل كردن اطلاعات از آن استفاده مي كنند. محتواي اصلي اين سبك، حرف هاي معمولي و روزمره است.
گپ زدن : اين سبك دوستانه، رايج و گاهاً مزاح گونه است . مقصود و نيت از گپ زدن خوشحال شدن و اطلاع از حال فرد مقابل است نه ايجاد اغتشاش و گفت و شنودها معمولاً حول و حوش آب و هوا، اخبار، ورزش، امور روزمره، خانواده و ساير موضوعات مورد علاقه دور مي زند.
گفتگو به صورت گپ زدن با همسر يا ساير اعضاي خانواده نشان دهنده توجه خاص افراد به يكديگر است. به عبارت ديگر انجام صحبت هاي دوستانه، نشانه ي مهر و عطوفت و لذت بردن متقابل از يكديگر است بدون اينكه افراد مستقيماً به هم بگويند «دوستت دارم» يا «از بودن با تو لذت مي برم».
رفتارهاي خاص گپ زدن
- خوش و بش كردن: امروز چه كار ميكني؟
-گذران وقت: به نظر شما برنده انتخابات كيست؟
-قصه گويي: باور نمي كني ديشب چه اتفاقي برايم افتاد؟
-گفتن لطيفه هاي دوستانه
- نشان دادن اشتباه ديگران: چرا امروز اين كار را كرديد؟
- در ميان گذاشتن وقايع روز
-بحث راجع به اطلاعات زندگينامه اي، صفات و ويژگي ها، عادات، سلامت و وضع ظاهري افراد: من در اصفهان بزرگ شدم، شما آدم تيزهوشي هستيد!


حرف زدن راجع به كسب و كار: در اين نوع حرف زدن، افراد بر موضوعات مربوط به كار و تكليف تاكيد ميكنند. مثل ارائه اطلاعاتي راجع به كاري كه بدان اشتغال دارند.
در حالي كه گپ زدن روابط دوستانه را صريح و شفاف مي كند،گفت و گو در باره كسب و كار با برنامه ريزي، تطبيق دادن و حفظ تكاليف و رويدادها به امور روزمره سرو سامان مي دهد.
رفتارهاي مخصوص حرف زدن راجع به كسب و كار
- گزارش دادن: نتيجه آزمايش خون سوسن منفي بود.
- ارائه واقعيت ها: دندانپزشك حق ويزيت خود را 10 درصد زياد كرد.
-وارسي كردن: نقاشي كي تمام مي شود؟
- برنامه ريزي: نظرت راجع به اينكه فردا با هم ناهار بخوريم چيست؟
- پيگيري: كامران، شير آب حيات را بستي؟
- تصميم گيري هاي معمول: كامبيز به خرگوش غذا خواهد داد.
- خبردادن: پدرت گفت كه سر راهش به خانه عكس ها را از عكاس مي گيرد.

گوش دادن رسمي : وقتي كه افراد قصد دارند با ديگران تماس برقرار كنند و رفتاري مردم پسند و شاداب داشته باشند، رسماً به حرف هاي آنها گوش مي دهند و به صورت يك صفحه صداي آرام براي حرف هاي گوينده عمل مي كنند. گوش دادن رسمي افراد را در جريان مسائل روز قرار مي دهد. اگر چه اين نوع گوش دادن باعث مي شود فرد با همسرش راحت تر باشد اما درگيري عاطفي او را محدودتر مي كند زيرا با فرد مقابل فاصله معيني را حفظ كرده و رفتارش تصنعي است. گوش دادن رسمي يك شيوه صميمي براي گوش دادن نيست.
رفتارهاي خاص گوش دادن
- توجه ناقص
- تماس چشمي لحظه اي
- تصديق علّي
- حركات بدني