مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3004
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 10
همه : 5163967

 

12 نكته موثر براي سخنراني كردن

چك ‌ليست موثر براي سخنراني كردن همراه با نكات و عناصر عملي براي نوشتن يك سخنراني درمورد موضوعات مختلف
 
وقتي شروع به استفاده از اين چك ‌ليست كرديد، از انجام آن لذت خواهيد برد: نوشتن سخنراني و ايراد كردن آن درمورد موضوعي كه هم مورد علاقه خودتان باشد و هم شنونده‌هايتان.

□        شنونده ‌ها

·        شنونده‌هايتان چه كساني هستند؟

·        آيا درمورد نيازها و سابقه آنها تحقيق كرده‌ايد؟

·        شنونده‌هايتان دوست دارند چه بشنوند؟

·        آنها از شما چه انتظاري دارند؟

·        آيا با موضوع سخنراني آشنايي دارند؟

□        مراسم

·        چه مدت زمان وقت داريد، آيا محدوديتي وجود دارد؟

·        سخنراني چه زماني قرار است انجام شود؟

·        مراسم كجا برگزار مي‌شود؟

·        آيا ايده سخنراني براي آن مراسم كافي است؟

□        موضوع سخنراني

·        آيا موضوع واضح و مشخص و متمركز است و توجه‌ها را جلب مي‌كند؟

·        ايده اصلي سخنرانيتان چيست؟

·        رابطه شما با آن موضوع چگونه است؟

□        ايده كلي

·        يك سخنراني موثر آغاز، بدنه و پاياني ساختاربندي شده دارد. آيا موقع نوشتن سخنراني از اين طرح و نمونه كلي استفاده كرديد؟
 
الف.      مقدمه

ب.        بدنه

-         موضوع اصلي اول

o        موضوع فرعي اول

o        موضوع فرعي دوم

o        موضوع فرعي سوم

-         موضوع اصلي دوم

o        موضوع فرعي اول

o        موضوع فرعي دوم

o        موضوع فرعي سوم

-         موضوع اصلي سوم

o        موضوع فرعي اول

o        موضوع فرعي دوم

o        موضوع فرعي سوم

ج.         نتيجه‌گيري

□        مقدمه سخنراني

·        آيا با يك عبارت، سوال، لطيفه يا حتي كمك تصويري توجه بيننده‌ها و شنونده‌ها را به خود جلب كرده است؟
 
·        آيا اشاره‌اي به آن مراسم، روز و رويداد داشته است؟

·        آيا نيازها، باورها و نگراني‌هاي آنها را مدنظر قرار داده بوديد؟

·        آيا به نكات اصلي مورد بحث اشاره كرديد؟

□        بدنه سخنراني

·        سه موضوع اصلي يا جنبه‌هاي مختلف يك رويكرد لحاظ شده‌اند؟

·        آيا اين مضوعات به درستي و كفايت تحليل شدند؟ مثلاً با بحث‌هاي منطقي، مثال آوردن‌ها، داستان‌هايي درمورد تحربيات شخصي، آمار يا گفته‌هاي بزرگان.
 
□        نتيجه‌گيري سخنراني

·        آيا همه موضوعات مورد بحث به شكل يك خلاصه جمع شدند؟

·        آيا روي چيزي كه بايد به خاطر سپره مي‌شد تاكيد شد؟

·        دعوت به عمل داشت؟

چند نكته ديگر براي سخنراني

1.       در طول سخنراني بارها به ايده اصلي خود رجوع كنيد.

2.       از لغات فعال و محاوره اي زيادي استفاده كنيد تا شنونده‌هايتان به خوبي موضوع سخنراني را درك كنند. بايد بتوانيد با زبان خود آنها حرف بزنيد.
 
3.       ارتباط چشمي را فراموش نكنيد.

4.       درصورت امكان اجازه بدهيد آنها نيز مشاركت فعال داشته باشند.

5.       متن سخنراني را براي متناسب شدن با آن موقعيت و مراسم و شنونده‌هايتان بازنويسي كنيد.
 
6.       يك متن سخنراني خوب بنويسيد و از نوشتن آن لذت ببريد. هميشه اين را به ياد داشته باشيد: يك سخنراني زنده و مجاب ‌كننده، هميشه تاثيرگذار خواهد بود.

 

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۸۱

نحوه برخورد با سرزنش و تحقير

مطمئناً شما هم در زندگي با افرادي كه همواره شما را سرزنش مي كنند، روبرو شده ايد. اين افراد به شما انرژي منفي مي دهند و به اين ترتيب احساس عذاب وجدان، مقصر بودن و گناه مي كنيد، درحالي كه واقعاً حق با شماست .

وقتي شما با اين افراد روبرو مي شويد، استرس و آشفتگي تمام وجودتان را در بر مي گيرد و در نتيجه در يك لحظه تمام اعتمادبه نفس خود را از دست مي دهيد.

به خصوص زماني كه آنها حكم مدير، شخصي مهم و يا والدين شما باشند، رودر رويي با آنها بسيار سخت تر است.

شناخت آنها در برخورد اول خيلي آسان نيست. اين افراد معمولاً  چهره اي جذاب و دوست داشتني دارند، ولي اين روي خوب سكّه است، چرا كه به مرور زمان با روي مرموز ديگر خود و سرزنش هاي مداوم به شما، در يك لحظه چنان شما را غافل گير مي كنند كه ديگر نه تنها كاري نمي توانيد بكنيد بلكه كاملا" تقصيرات را به گردن مي گيريد. متأسفانه براي تعامل با آنها نه از منطق مي توانيد كمك بگيريد نه از احساس، هر چه با اين دو روند پيش برويد نتيجه ي كار را بدتر خواهيد كرد.

اينان هميشه با انتقاد، ديگران را مقصر مي دانند، يكي از مشخصه هاي بارز اين افراد اين است كه اگر اشتباهي كنند هيچ وقت تقصير را به گردن نمي گيرند و ديگران را مقصر اصلي مي دانند و در اين وقت است كه با تحقير طرف مقابل اهداف خود را پيش مي برند.

از نظر روانشناسي آنها به نوعي خودشيفتگي دچار هستند. بعضي از شما شايد معني لغوي اين واژه را تنها به اين محدود كنيد كه خودشيفتگي به كساني گفته مي شود كه تنها به فكر خود هستند نه ديگران، اما با شناخت كافي از تعريف هاي گوناگون خودشيفتگي و مقايسه عمقي آن با اين افراد مي بينيد كه شباهتهاي زيادي از خصوصيات اين صفت در آنها موجود است. البته در نگاه اول خود را افرادي معتمد، جذاب و صميمي نشان مي دهند و هيچ شباهتي با خصوصيات خودشيفتگي در آنها ديده نمي شود، اما در ادامه در اندك زماني از آن جلوه ي زيبا و صميمي،  تنها چهره اي خبيث به جا مي ماند!

ترفند اصلي اين افراد، تسلط بر افكار و رفتار شما است و بدون اينكه متوجه باشيد در اندك زماني با تأثيرات منفي رفتارشان در ما احساس حقارت، نگراني و اضطراب را ايجاد مي كنند. در اين زمان است كه شما ناخود آگاه به دام افتاده ايد و روحيه خود را از دست مي دهيد. در مقابل آنها خود را كوچك مي بينيد و در ذهن خود آرزو مي كنيد كه اگر مثل آنها داناتر، بهتر و باهوش تر بوديد حتماً مي توانستيد در رقابتهاي كاري يا موقعيتهاي زندگي موفق باشيد و با عذاب وجدان و روحيه اي ضعيف در درون خود، نسبت به هر كاري اعتماد به نفس خود را از دست داده و افسرده و بي تفاوت مي شويد.

اين افراد خودشيفته با ايجاد افسردگي در شما، طوري اهداف خود را پياده مي كنند كه گويي به شما كمك هم مي كنند! و بابت اين، از شما انتظار تشكّر و قدرداني هم دارند!. آنان با قدم گذاشتن به حريم و حيطه ي شخصي هر فرد، سعي در افزايش اعتبار خود دارند و از تحسين و تمجيد ديگران در مورد خودشان لذت مي برند و اين قدر در كار خود حرفه اي هستند كه حتي با نگاه در چشم آنها اين جمله همواره موج مي زند كه "ما هيچ وقت اشتباهي مرتكب نمي شويم!"

حتي با دفاع از خود بازهم با بدتر جلوه دادن اوضاع دوباره قضيه را به نفع خود تمام مي كنند. در مرحله ي آخر اگر باز هم شما با استناد به اعمال خود به او بگوييد كه تقصير شما نبوده و شما اشتباهي نكرده ايد، خواهيد ديد كه چطور با عكس العملي سريع و آشكار، اين جمله را به وضوح به زبان مي آورد "به هرصورت از اول هم معلوم بود كه شما مقصر اصلي هستيد و همه چيز به گردن شما است!"

يكي از خصوصيت هاي اين افراد اين است كه انتظار دارند كاري را كه آنها طبق توانايهايشان مي توانند انجام دهد شما نيز دقيقا" بدون اشتباه و مثل آنها قادر به انجام آن باشيد. آنها هميشه ديگران را زير ذره بين مي بينند و بدون در نظر گرفتن متفاوت بودن مهارتها و توانايي هاي هر فرد، ديگران را سرزنش و تحقير مي كنند.

اگر خوب به اطراف خود نگاه كنيد مي توانيد امثال آنها را به راحتي تشخيص دهيد، براي مثال، اگر اين فرد مدير ما باشد، همواره سعي مي كند به دليل برتري و مقامي كه دارد بر تمامي كارمندانش تسلط داشته باشد، رفتار او متغير است بطوري كه وقتي امور شركت خوب پيش رود رابطه اي گرم و صميمي دارد و در مقابل اگر مشكلي در روند كاري غير مرتبط به شما ايجاد شود، به يكباره با عصبانيت و رفتاري سرد با شما برخورد مي كند. در اينجاست كه استرس در محيط كاري شكل مي گيرد. البته برخي افراد متوجه اين تفاوت و اصل قضيه نمي شوند و با چابلوسي و تمجيدهاي بي محتوا سعي در آرام كردن او دارند.

از طرفي آنها نسبت به هر گونه خطاي احتمالي كه حتي هنوز اتفاق هم نيفتاده است آماده هستند و هميشه منتظر فرصتي براي توبيخ، اهانت و تحقيرند و با روشي فريبنده و زيركانه نقشه ي خود را پياده مي كنند، قانون آنها اين است: "قبل از اينكه كسي به من حمله كند، بايد زودتر پيش قدم شوم!"

يكي ديگر از اهداف اين افراد اين است كه اگر در انجام كار يا پروژه اي، خطايي از آنها سر بزند، آن را به گردن كسي ديگر مي اندازند.

در اينجا به يك سري علائم كلي اشاره مي كنيم كه بدانيد كه آيا شما فردي تحقير پذير هستيد يا خير؛  در برخورد با فردي خودشيفته تمام وجود شما را عذاب وجدان، حقارت، بي لياقتي، پريشاني، اضطراب فرا مي گيرد. هميشه ديواري عظيم بين خود و او حائل مي بينيد و در اين بين همواره با تأييد رفتار و تاكييد روي توانايي هاي آنان، اين افراد را افرادي لايق تر مي پنداريد. سعي مي كنيد در زندگي از آنها تقليد بگيريد و روش آنها را الگو قرار دهيد. از آنجاييكه توانايي ها، مهارتهاي همه ي انسان ها يكسان نيست، با اين تقليد و تحت فشار گذاشتن خود براي همانندي و نهايت عدم موفقيت، دوباره خود را عصبي و حقير و كوچك مي بينيد.
با توضيحات فوق، متوجه شديد كه نمي توانيد روابط سالمي را با اين افراد ايجاد كنيد، پس بهتر است با بررسي اطرافيانتان آنها را حذف يا روي رفتار خود تجديد نظر كنيد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۸۰

دعوا و جرو بحث شخصيت فرد را تخريب مي كند

يك روز تعطيل براي هواخوري از خانه خارج شدم و به يكي از تفريح گاه هاي معروف شهر رفتم، ازدحام جمعيت غوغا مي‌كرد و كندي حركت در مسير راه پيمايي من را ياد شلوغي هاي خيابان و ترافيك وحشتناك پايتخت مي انداخت. اما نسيم خنكي كه در نيمه هاي تابستان صورت همگان را نوازش مي داد و صداي موزون و هماهنگ برگ درختان كه همراه با نسيم شبانگاهي قطعه اي هنري از جلوه طبيعت زيبا را مي نواختند، هر آدم طبيعت گرايي را از عالم شهر بيرون مي برد و به ياد باغ هاي مصفا و خوش آب و رنگ اطراف شهر مي انداخت. ناخودآگاه نگاهم به آب روان رودخانه پايين دست كه از كنارمان مي گذشت خيره شد و احساس كردم كه صداي آب رودخانه و صداي حركت درختان در ذهنم ترانه مي سازند. ترانه اي كه وجودم را پرواز مي داد. اما من به پرواز نرسيدم! زيرا احساس كردم ضربه اي به سرم وارد شد. ابتداپنداشتم كه از ذوق حركت درختان بود اما وقتي صداي آهنگ طبيعت در ذهنم كاسته شد متوجه درگيري دو خانواده در كنار خود شدم كه از قضا يكي از حركات رزميشان هم نثار من شده بود.

وقتي به خودم آمدم درگيري شديد دوخانواده را ديدم كه وساطت سايرين و انتظامات محل هم دردي را از آن  دوا نمي كرد. بالاخره بعد از مدتي كش مكش و انجام حركات آكروباتيك طرفين كه كاملا هم ناشيانه بود! هر دو جناح از نفس افتادند و ترجيح دادند كه در ادامه كار  با تقديم كلمات غير ادبي به يكديگر از هم فاصله بگيرند و شمع ماجرا را زير سيبيلي خاموش كنند.

چون به دنبال مطلبي براي نوشتن بودم سعي كردم به تعقيب يكي از آن دو خانواده بپردازم تا با زيرنظر داشتن رفتار و حركات بعد از جنگ خانوادگيشان، تحقيق و بررسي در اين زمينه داشته باشم.

لحظات جالبي بود، به نظر مي آمد خانواده اي كه من مخفيانه به تعقيب آن ها پرداختم از سطح بالاي اجتماعي برخوردار بودند زيرا مرتب و شيك پوش بودند و با لحن زيبايي سخن مي گفتند، رفتارشان كنترل شده بود و اصراري به ادامه ماجرا نداشتند.

آن خانواده كه از پدر و مادر و دو پسر و يك دختر جوان تشكيل شده بود بعد از اتمام درگيري در گوشه اي از تفريحگاه سرگرم سرزنش و انتقاد يكديگر شدند. دختر خانواده به برادرانش مي گفت:" اين همه راه تا اين جا اومديم تا تفريح كنيم و لذت ببريم اما غرور شما دونفر همه چيز رو خراب كرد و اعصاب همه رو به تشنج كشيد" مادر خانواده هم با عصبانيت مي گفت: " دعوا براي انسان نيست چون جز استرس و مشكل زايي چيز ديگري نداره،وقتي آدم مي تونه با صحبت كردن در آرامش و امنيت مشكلش رو حل كند چرا بايد با درگيري و زد و خورد اين كار رو انجام بده؟! هيچ كس توي دعوا پيروز نمي شه، شما مي خواستيد از طبيعت لذت ببريد ولي سر يك موضوع الكي فشار و اعصاب خودتون  و خانواده رو له كرديد. پيروز شدن شما توي دعوا به اين استرس و اضطرابي كه الان داره به ما وارد مي شه نمي ارزه"

بله اين خلاصه يك دعواي خياباني همراه با خانواده بود.

در گذشته آدم ها تصور مي كردند زماني كه با طرف مقابلشان به توافق نمي رسند بهترين راه اين است كه فورا يك چك يا لگد تقديم يكديگر كنند و با زبان تنبيه با هم رفتار نمايند كه در اين مواقع مسلما طرف قدرتمندتر، پيروز ميدان بود يا كار به كلانتري و شكايت و دادگاه و التماس و از اين جور حرف ها مي كشيد كه نه عاقبت خوشي داشت نه جلوه زيبايي. اما آن زمان مشغوليات زندگي كم تر بود و فرصت مردم براي پرداختن به كارهاي حاشيه اي بيشتر، همين بود كه در برخي از سطوح اجتماعي آن زمان دعوا و درگيري و پيروزي در آن يك نوع تفريح و سرگرمي به حساب مي آمد و طرفداران زيادي داشت.

حال، در دنياي امروز بعد از گذشت دهه هاي مختلف علمي و فرهنگي و مدرنيزه شدن زندگي آدم ها و ارتقاي چشمگير سطح فرهنگي ، اجتماعي و علمي مردم، ديگر نه تنها دعوا، درگيري و جرو بحث با ديگران يك نوع تفريح و سرگرمي به حساب نمي آيد بلكه نوعي خطاي اجتماعي و ضعف فرهنگي است كه علاوه بر مشكلات و معضلاتي كه ايجاد مي كند، موجب تخريب شخصيت فردي و اجتماعي نزاع كننده و اطرافيان او مي شود. 

در زندگي افراد با شخصيت و فهميده جرو بحث و درگيري هيچ جايگاهي ندارد، عصبانيت لحظه اي و بد و بيراه گفتن و انجام حركات فيزيكي، در ذهن اين افراد، اعمال و رفتاري زشت و ناپسند است كه مي تواند شخصيت فرد را نابود كند و اعتبار او را ضعيف جلوه نمايد.

آن ها اغلب از پيش بردن بحث به دعوا و درگيري به شدت جلوگيري مي كنند و هيچ گاه گونه اي يا حالتي صحبت و رفتار نمي كنند كه موجب تحريك ديگران و شروع جرو بحث شوند. اين افراد به آرامي و در كمال متانت سخن مي گويند و از تو هين و تحقير ديگران خودداري مي كنند.

مزاياي اين گونه رفتار در اين است كه از مشكلات و عواقب درگيري و جروبحث در امانند،رابطه متعادل خود را با ديگران حفظ مي كنند، اعتبار و شخصيت فرد و اطرافيان او نزد ديگران حفظ مي شود، استرس و فشار اجتماعي اين موضوعات به آن ها برخورد نمي كند، آرامش و متانت رفتاريشان آسيب نمي بيند، وقت آن ها براي حضور در بيمارستان و دادگاه و پاسگاه تلف نمي شود و شخصيت اجتماعيشان در اين مكان ها تحقير نمي‌شود. در اين صورت با يك گذشت لحظه اي، خود را از ورود به يك دردسر بزرگ نجات مي دهيم و با فراموش كردن موضوع بدون هيچ مشكلي به ادامه كار خود مي پردازيم.

زيباتر از همه آن است كه به خودمان ثابت مي كنيم فردي صبور و منطقي هستيم و اوضاع را در هر شرايطي به بهترين روش كنترل مي كنيم تا به اهداف مثبت خود برسيم. ما يايد در ذهن خود حك كنيم كه مشكلاتي كه با خشونت به سختي حل مي شوند با مهرباني محو خواهند شد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۷۹

پيشگيري از مشاجرات خانمان سوز

مدتي است كه در حال بررسي مسائل مربوط به مشكلات موجود در حوزه ي روابط هستم. در طول مراحل متعدد تحقيق فوق الذكر نكته اي كه بيش از همه نظر مرا به خود جلب كرد اين امر بود كه بيش از نيمي از زوج ها دائما درگير اين مشغوليت فكري هستند: "بايد ادامه دهم يا ارتباطم را تمام كنم". در تقابل احساسي، گاه مي شود كه هر دو طرف در بيان يك مفهوم در قالب واژه ها به مشكل برخورد مي كنند. اين وضعي است كه  تعداد عديده اي از مشكلات ميان زوجين را سبب مي شود و اساساً به دليل عدم توانايي كافي در برقراري ارتباط و انتقال مفاهيم به وقوع مي پيوندد نه به دليل عدم همساني كلي دو نفر. قوت احساسي يك ارتباط، وابسته به قوت ابزارهاي ارتباطي ميان طرفين است و اين مهم حاصل نمي شود مگر به يمن وجود برقراري ارتباط كلامي متناسب با مختصاتي كه در ذيل به آن اشاره خواهيم كرد. در اين مقاله مهارتهايي را به شما آموزش مي دهيم كه به طور كلي نگاه و طرز برخوردتان به كشمكش ها و تعارض هاي موجود در روابط را دگرگون مي سازد. اين تكنيكها، نهايي ترين و خاص ترين تحولات را در سير انديشه هاي اجتماعي شما ايجاد خواهند كرد.

اكثر مشاجرات از آنجايي شروع مي شوند كه ما تصميم مي گيريم تا طرف مقابل را تغيير بدهيم و شبيه خودمان كنيم. نكته ي جالب قضيه اين است كه حتي تغيير دادن خودمان كار دشواري است، چه برسد به اينكه بخواهيم شخص ديگري را مطابق ميل خودمان تغيير دهيم. به عقيده ي من همه ما بايد سعي كنيم كه از چنين كاري دست برداريم و براي رسيدگي به مقوله هاي احساسي فرديمان مسئوليت بيشتري را به عهده بگيريم. شكي نيست كه اگر از متقاعد كردن ديگران براي عمل كردن مطابق با ميل خودتان دست برداريد، مشاهده مي كنيد كه آنها خودشان خيلي مشتاقانه تر از نظرات شما استقبال مي كنند. اجازه دهيد با يك مثال واضح تر توضيح بدهم كه چگونه مي توانيد اين كار را انجام دهيد:

سواد احساسي يكي از مهارت هاي كليدي در زندگي بشر محسوب مي شود. اكثر اطرافيانتان را مي بينيد كه در حال تقلا و كشمكش براي تشخيص شخصيت فرديتان هستند: "براساس رفتارهايمان" چه جور آدمي هستيم، "براساس واكنش هايمان" چه جور آدمي هستيم؟، "براساس نحوه عشق ورزيدنمان" چه جور آدمي هستيم؟. از جمله مهمترين مسائلي كه اكثر مراجعين من همواره با آن درگير هستند اين است كه چگونه مي توانند سخنان ملال آور را بدون ايجاد كدورت و دلخوري مطرح كرده و طرف مقابل را مجاب به گوش كردن نمايند.

طي ساليان دراز يكي از مهمترين عباراتي را كه من به مراجعينم براي بيان حس دلخوري آموزش مي دادم، به اين قرار بود: " وقتي كه تو كار X را انجام دادي واكنش Y را از من ديدي". يكي از مراجعينم خشايار بود كه با همسرش سيما به خاطر اينكه فراموش كرده بود اتومبيلشان را براي سرويس سالانه به نمايندگي ببرد كارشان به بحث و دعوا كشيده شده بود. اين مسئله براي سيما خيلي گران تمام شده بود و به هيچ وجه نمي توانست بي توجهي همسرش را تحمل كند. من خيلي ساده عبارت فوق را براي او به طور اخص تعميم دادم: "خشايار، وقتي قرار است كه ماشين را براي سرويس ببري و چنين كاري را انجام نمي دهي، من واقعاً ناراحت و عصباني مي شوم." با بيان اين جمله بسياري از درگيري ها و منازعه هاي موجود ميان اين دو نفر سر و سامان پيدا كرد. در اين قسمت با اتكا به دستاوردهاي شخصي مي خواهم عبارت فوق را براي هرچه كارآمدتر شدن به اين شكل بسط دهم: "وقتي كه تو كار X را انجام دادي برداشت من Y بوده و در نتيجه حس Z به من دست داد"

البته در تاثير گذاري عبارت اول ترديدي وجود ندارد و در بسياري از كتاب هاي روانشناسي هم مي توانيد مطالبي در زمينه اثر بخشي آن پيدا كنيد، ولي با بكارگيري عبارت دوم به صورت مولد و پوياتر تاثيرگذار واقع مي شويد.

با استفاده از اين الگو، مشكل سيما و خشايار را مي توانيم اينگونه حل كنيم: " خشايار زمانيكه تو ماشين را براي سرويس به تعميرگاه نمي بري، من تصور مي كنم برايت اهميت ندارد و توجه نمي كني كه ممكن است ماشين دچار مشكل شود و مجبور شويم چند روز را بدون ماشين سپري كنيم. در نتيجه اين مسئله مرا ناراحت مي كند."

بكارگيري اين الگو مشخصاً باعث فعال سازي "وجهه ي مهربان" در افراد مي شود. مي توانيد به راحتي پيرامون ترس و احساس ناامني كه در مورد مسئله اي خاص به شما دست مي دهد با همسرتان صحبت كنيد. مردم معمولاً براي اطمينان دادن و ايمن كردن صادقانه طرف مقابل از خود عشق و مهرباني بروز مي دهند و چتر حمايتشان را بر سر آنها مي گسترانند. از ديگر مزاياي الگوي جديد اين است كه حالت سرزنش و تدافعي ندارد. درست همان مسئله اي كه بسياري از مشاجرات در آن غرق مي شوند. همچنين از شكل يك درخواست التزامي كه به واسطه آن طرف مقابل مجاب به پذيرفتن بي چون و چراي احساسات شما مي شود، در مي آيد.

مي توان گفت كه در هر مشاجره اي يك نردبان احساسي وجود دارد كه از خشم به ناراحتي مي رسد و از ناراحتي به ترس. اغلب افراد از خشم استفاده مي كنند تا احساس واقعي خود را در زير آن مخفي نگه دارند؛ احساسي كه ممكن است از بيان آن عاجز بوده و يا شرمسار باشند؛ اين يك حقيقت غير قابل انكار در مورد انسان هاست. انسان ها از بزرگ نمايي به عنوان شيوه اي براي دفاع و تثبيت خود استفاده مي كنند تا مجبور نشوند از قسمت هاي آسيب پذير خود سخني به ميان بياورند. زمانيكه بالاجبار احساسات واقعي خود را بروز نمي دهيد، طبعاً از احساسات اصلي خود دور مي شويد. اين مطلب را در جريان كار خشايار و سيما به وضوح مشاهده نموديد و ديديد كه چگونه از مرحله ي خشم به ناراحتي كشيده شدند.

چند هفته بعد وقتي سيما از سفر بازمي گشت، خشايار با او تماس گرفت تا وي را از فرودگاه به خانه بياورد. خشايار از برگشت همسرش واقعاً خوشحال بود و در ذهن خود تخيلات زيبايي از تجديد ديدارشان را به تصوير مي كشيد. اما سيما به او اطلاع داد كه تاكسي رزرو كرده و خودش به خانه مي آيد و در زماني ديگر با هم قرار ملاقاتي را فيكس خواهند كرد. با استفاده از شيوه ي ارتباطي جديدي كه ياد گرفته بودند، خشايار به او گفت: "سيما رزرو كردن تاكسي باعث مي شود كه من تصور كنم تو اهميتي براي ديدن من قائل نيستي و به آن اندازه كه من به تو توجه مي كنم و دوستت مي دارم تو به من اهميت نمي دهي. به همين دليل قدري احساس كمبود محبت از جانب تو مي كنم و در نتيجه دلخور و آزرده خاطر مي شوم." اين اولين باري بود كه سيما يك چنين حرف هايي را از خشايار مي شنيد و اين باعث خوشحالي بود. سيما با خودش فكر كرده بود كه پس از يك پرواز 14 ساعته واقعاً خسته مي شود، و سر و وضع بهم ريخته اي دارد و بهتر است زماني خشايار را ببيند كه از هر نظر مرتب و زيبا به نظر برسد. در اين لحظه كمي فكر كرد به اين نتيجه رسيد كه خودش هم به اندازه ي خشايار دلتنگ است؛ ازاينرو نظرش را عوض كرد و به خودش گفت اشكالي ندارد كه به بهترين شكل و قيافه نباشد؛ و بعد هم تصميم گرفت كه دندانهايش را در در سرويس بهداشتي فرودگاه مسواك بزند و كمي آرايش كند.

به نظر ساده مي آيد، اما مطمئن باشيد تاثيري كه اين روش بر روي طرف مقابل مي گذارد واقعاً عميق است. استنتاج هاي آماري حاكي از اين امر هستند كه وقتي شفاف سازي صورت مي پذيرد و زوجين به درستي مفهوم كلام يكديگر را درك مي كنند، شالوده و كيفيت ارتباط آنها تغيير چشمگير و بي سابقه اي پيدا مي كند.

نكاتي براي متوقف نمودن مشاجرات

مثبت انديشي خود را افزايش دهيد

با اندكي ريز بيني مشهود است كه در طول روز از كارهاي ديگران برداشت هايي مي كنيد كه واقعاً به ضررتان مي باشد. سعي كنيد هميشه با ديد مثبت به اطراف خود نگاه كنيد. به عنوان مثال فرض كنيد نسبت به فردي كه با سرعت در حال رانندگي است عصباني مي شويد و اوقات خودتان را تلخ مي كنيد، اما زمانيكه متوجه مي شويد كه همسرش در بيمارستان بستري است و در حال زايمان مي باشد، قدري نرم تر با او برخورد خواهيد كرد. حتي اگر هم چنين مطلبي صحت نداشته باشد، ساختن نگرش مثبت در مورد رفتارهاي نابهنجار سايرين زندگي را به كامتان شيرين تر و راحت تر مي كند. اين امر به ويژه در مورد برخورد شما با غريبه ها كارساز خواهد بود!

از هر فرصتي ولو كوچك، خوب استفاده كنيد

شايد در نگاه اول الگوي X,Y,Z كه در بالا برايتان مطرح نموديم، ساده به نظر آيد؛ اما به كارگيري آن در زندگي روزمره نياز به قدري تمرين دارد. شما مي توانيد اين تكنيك را در مورد هر كسي كه با وي ارتباط داريد، امتحان كنيد. زندگي بر اساس حقايق موجود در زندگي خيلي ساده تر از آن است كه بخواهيد زندگي خود را بر روي حدس و گمان هاي آزار دهنده بنا كنيد. حدس و گمان مادر بسياري از بد بختي هايي است كه فرد با آنها روبرو مي شود.

نرمي و ملايمت خود را تون آپ  كنيد

وقتي احساس كرديد در حال عصباني شدن هستيد، به خودتان زمان بدهيد تا به دقت اتفاقي كه در درونتان در حال وقوع است را بررسي نماييد. خشم يك احساس كاملاً طبيعي است، البته به شرطي كه متوجه اين احساس باشيم و آنرا به شيوه ي صحيح بروز دهيم. بيشتر خشمي كه به ما دست مي دهد به اين دليل است كه مي خواهيم كسي را تغيير بدهيم و اين درست نيست. دفعه ي آينده كه انگشت خود را به نشانه ي خشم به سمت كسي نشانه رفتيد، يك لحظه درنگ كنيد و به دستتان نگاه كنيد، مي بينيد كه سه انگشت ديگر به سوي خودتان نشانه ذفته اند؛ اين درست همان چيزي است كه يك فرد هوشمند آنرا به عنوان يك سرنخ براي ترقي تلقي خواهد نمود.

به اميد برداشتن گام هايي مستدام در راه تعالي هر چه بيشتر روابط

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي حت كننده از ذهنتان هستند. حتي اگر هيچوقت عادت نداشته ايد كه براي خالي كردن خودتان از نوشتن استفاده كنيد، نوشتن چند جمله خيلي ساده درمورد افكاري كه در سرتان مي گذرد خيلي به آرام كردنتان كمك ميكند.

6. چشمانتان را ببنديد و نفس عميق بكشيد. اجازه بدهيد حتي براي يك لحظه هم كه شده، زمان در ذهنتان متوقف شود. با اين روش مي توانيد روي بيرون كردن فشارهاي روحي و احساسي از ذهنتان تمركز كنيد و آرام آرام فكرتان را باز كنيد.

7. شمع وانيلي يا سنبل روشن كنيد. رايحه وانيل آرامبخش و تسكين دهنده است درحاليكه عطر سنبل هم تقريباً خواب آور است. بااستفاده از اين رايحه هاي قوي مي توانيد به بيرون كردن استرس از بدنتان و از بين بردن عصبانيتتان كمك كنيد.

اگر پس از دعوا و مرافعه احساس مي كنيد ذهنتان مغشوش شده است و بي قراريد، مي توانيد بااستفاده از هريك از اين راهكارها آرامش را به فكر و جسمتان برگردانيد. شايد پيدا كردن تعادل در وسط مشاجره دشوار باشد اما نياز به تمرين داريد. فقط يادتان باشد كه تنفس عميق مي تواند هر انرژي منفي را از بين ببرد. با اين راهكارها خيلي زود ياد مي گيريد كه چطور بر احساسات خود فائق آييد و بدون از دست دادن كنترل، همه مشاجرات را از سر بگذرانيد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

هراس اجتماعي و نحوه درمان آن

هراس اجتماعي نوعي اختلال اضطرابي ميباشد كه پس از افسـردگـي و اعـتـياد به الـكــل مــتـداولـتـريــن اخــتـلال روانشنانختي محسوب ميگردد. افـرادي كـه دچـار هـراس اجتماعي مي بـاشنـد در مـوقعيـتهاي اجتماعي اضطراب شديدي را تجربه مي كنند. اين گـونه افراد از موقعيتهايي كه امكان دارد از سوي ديگران مورد قضاوت و بررسي قرار گيـرند هـراس دارند. آنها دائـما از آن بيـم دارنـد كـه مــورد قضاوت، ارزشـيابي، انتقاد، تحقير و تمسخر ديگران واقــع گردند. البته اغـلب مـردم در موقـعيـتهاي خـاص اجتماعي مـانند صحبت در جمع  و يا ورود به يك مكان مملو از افراد نـا آشــنـا دچـار خجالت و دستـپاچگـي شـده و مــضطرب مي گردنـد كـه ايـن نـوع تــرس همـگـاني بيـانـگر هـــراس اجتماعي نميباشد. در صـورتي اضطراب فرد جنبه هـراس اجتماعي پيدا ميكند كه:

1- سبب گردد تا فرد از موقعيت هراس آور اجتناب كند.

2- هرگاه نتواند از آن بگريزد آن موقعيت را با استرس و پريشاني شديد تحمل ميكند.

3- در زندگي روزمره فرد تداخل قابل ملاحظه اي پديد مي آورد: كار، تحصيل، خـانــواده و زندگي اجتماعي.

افراد مبتلا به هراس اجتماعي از داشتن افكار نامعقول در رنج مي باشند اين گونه افراد معمولا از موقعيت هاي زير وحشت دارند:

1- ترس از صحبت در جمع (متداولترين)

2- كانون توجه ديگران قرار گرفتن.

3- خوردن و آشاميدن در مقابل ديگران.

4- نوشتن و يا كار كردن در حضور ديگران.

5- پرسش كردن در يك جمع و يا گزارش دادن.

6- استفاده از توالت عمومي و وسايل نقليه عمومي.

7- مورد انتقاد و اذيت ديگران قرار گرفتن.

8- ملاقات با افراد مهم مانند كارفرما، مدير، رييس.

9- ارتـبـاط بـا ديـگران: قـرار ملاقات گذاشتن، به ميهماني رفتن، شلوغـي، آغاز گفتگو ، خريد رفتن

10- طرز تفكر افراد نسبت به وي.

11- در حضور ديگران دچار اشتباه گردد.

 

علائم هراس اجتماعي
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هنگامي كه فرد در معرض موقعيت هراس آور واقع ميگردد دچار اين علايم ميگردد:

1- چهره افروخته، لرزش بدن، خشكي دهان و گلو، تيك عصبي، افزايش ضربان قـلـــب، تعريق كف دستها، احساس سرگيجه و حالت تهوع، درد شكم، سر درد، تنفس سريع و كم عمق.

2- احساس ميكند حرفي براي گفتن ندارد.

3- احساس بلاتكليفي و عدم اعتماد بنفس .

4- افكار منفي : خـودم را ملعبه دست ديگران كردم. جـز بـه افـكار مـنفي و بـازخوردها و واكنشهاي منفي ديگران و خود اضطرابي نميتواند تمركز كند.

5- درك اين موضوع كه اين افكار نامعقول ميباشند.

6- ميل شديد به گريختن از محل
 

ترسهاي برخاسته از هراس اجتماعي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- نگراني از آنكه ديگران متوجه علايم اضطرابي گردند مانند: تـعريـق و جـمـلات از هــم گسيخته.

2- ترس از آنكه احمق، مضحك و نادان بنظر برسد.

3- ترس از آنكه فردي ساكت، كسل كننده و خسته كننده بنظر آيد.

4- ترس از آنكه از نظر اجتماعي بي كفايت تلقي گردد.

قبل و بعد از موقعيت  استرس زا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فرد نه تنها در لحظه موقعيت استرس زا دچار اضطراب مي گردد، بـلـكه پـيش از وقوع آن حتـي از يــك هفته مانده به آن صحنه استرس زا را پيش بيني كرده و اضـطراب وي آغـاز مي شود. پس از پاين يافتن واقعه نيز عملكرد و گفته هاي خود را مورد ارزيابي قرار داده و معمولا از آنها رضايت كامل نداشته و خود را مورد نكوهش قرار مي دهد. هرگاه هراس اجتماعي فرد درمان نگردد، عواقب زير را بدنبال خواهد داشت:

1- مصرف مشروبات الكلي براي غلبه بر اضطراب.

2- استفاده از داروهاي آرامبخش.

3- افسردگي.

4- مشكل در ايجاد و تداوم ارتباط با ديگران.

5- محروميت از فرصتهاي شغلي و تحصيلي.

6- انزوا و كناره گيري از خانواده و اجتماع.

7- افكار خودكشي.

روشهاي درمان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- تكنيك هاي غلبه بر اضطراب: شـامـل ريـلـكس كـردن عـضـلات، تـنـفس عـميق و آهستـه، مديتيشن و تصوير سازي ذهني ميباشد.

2- آموزش مهارتهاي اجتماعي: الگو سازي رفتار هاي مناسب،پس از آن تمرين آنها در فعاليتهاي واقعي زندگي.

3- در معرض عامل هراس آور قرار دادن: فرد را بمرور با عامل وحشت زا روبرو كرده و ترس وي را اينگونه كاهش ميدهند.

4- دارو: آرام بخشها، داروهاي ضد افسردگي و سركوب كننده سرتونين.

5- مشاركت در فعاليتهايي كه اعتماد بنـفس و حـس امـنـيـت فـرد را افـزايش ميدهد.

6- به چالش طلبيدن افكار نامعقول و مثبت انديشي.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۷۷

مشاجرات خود را متوقف كنيد


 همه ما مي دانيم كه بحث ها و مشاجرات ناگوار و دردناك به طور ناخواسته در هر رابطه اي به وجود مي آيند، اما بايد توجه داشت كه اختلافات با سكوت كردن و يا فرياد كشيدن بر سر يكديگر از بين نمي روند. توانايي هدايت بحث با بهره گيري از موضوعات محرك و ريشه يابي مشكلات و اختلافات مي تواند به بهبود وضعيت زندگي شما كمك بسزايي كند.

درك دليل شروع مشاجره

در مورد موضوع مورد بحث به دقت فكر كنيد. در ظاهر شايد به دليل ماديات، رابطه جنسي، كارهاي خانه، تربيت فرزندان يا مواردي از اين دست باشد، اما بايد از خودتان بپرسيد كه در وراي اين دلايل سطحي چه مشكلي نهفته است؟

خانم "سوزان كوييليام" در كتاب خود با نام: "توقف مشاجره و شروع گفتگو"، بحث ها و مشاجرات خانوادگي را به يك پياز تشبيه مي كند. لايه هاي بيروني دقيقاً همان مسائلي هستند كه شما به ظاهر بر سر آنها با هم جدل مي كنيد و مشكل اصلي شما دقيقاً در درون لايه هاي داخلي تر نهفته است.

مشكلات جسماني، استرس، خستگي و فشار كاري نيز از جمله دلايلي هستند كه مي توانند شدت مشاجرات را افزايش دهند. همچنين حرف هاي اطرافيان نيز مي تواند به عصبانيت طرفين دامن زده و شما را به سمت بحث هاي خشن تر سوق دهد.

زمانيكه از توقف مشاجره عاجز هستيد

اگر بحث شما به دليل مسائل خودسرانه آغاز شود، متوقف ساختن آن دشوار و حتي در برخي موارد غير ممكن خواهد بود. اگر مشكل شما هر يك از موارد زير باشد آنگاه بايد از دوستان، افراد فاميل و يا مشاور براي حل آن كمك بگيريد:

زندگي هر يك از شما در دو جهت كاملاً مختلف قرار بگيرد
اعتياد به الكل و يا مواد مخدر در هر يك از طرفين برزو كند
يكي از طرفين براي خود معشوقه برگزيند
يكي از طرفين احساس كند كه ديگري را دوست ندارد و مي خواهد او را براي هميشه ترك كند
يكي از سخت ترين پي آمد هاي مشاجرات زماني به وقوع مي پيوندد كه دو طرف بر سر يكديگر فرياد كشيده و در پي ضرب و شتم همديگر برآيند. اگر برخورد فيزيكي در رابطه شما بروز كند، بايد سريعاً بيد با هم گزينه هاي مختلف را تست كرده و به راه حلي برسيد كه مناسب حال هر دويتان باشد.

مشكلات آتي

كارآيي تكنيك هاي ذكر شده، به طور كامل اثبات شده است. با به كارگيري هر يك، به راحتي قادر به تجربه تغييرات خواهيد بود. البته بايد بدانيد كه حل مشكلات امروز، به معناي عدم بروز مشكلات در آينده نيست. اگر مسائلي در زندگي بروز كرد، بايد ببينيد كه از شما نشئت مي گيرد. اگر دليل بروز آنرا بدانيد به راحتي مي توانيد با طرح هايي هدفمند در پي از بين بردن آنها برآييد. سعي كنيد هم خودتان را ببخشيد و هم شريكتان را. با اتكا به اين شيوه خيلي راحت تر مي توانيد به سوي موفقيت حركت كنيد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]
 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۷۶

چگونه انتقاد را با قدرداني پذيرا باشيم ؟

در روز ايميل‌ها و نظرات مثبت و دلگرم‌كننده زيادي براي ما مي‌آيد كه درواقع تنها چيزي است كه ما را تشويق به ادامه راه مي‌كند. اما دركنار اين نظرات مثبت، نظرات منفي هم گاه و بيگاه برايمان مي‌آيد: انتقاداتي درمورد موضوعات و محتواي مقالاتمان.

شما چطور با انتقادات ديگران برخورد مي‌كنيد؟ تصور ما بر اين است كه اولين واكنش اكثر ما دفاع از خودمان يا بدتر از آن، حمله به فرد منتقد است.

و با اينحال، با اينكه انتقاد مي‌تواند ناراحت ‌كننده باشد و روحيه را ضعيف كند، اما مي‌توان از ديدگاهي مثبت هم به آن نگاه كرد: انتقاد نشانه صداقت طرف‌ مقابل است و مي‌تواند ما را به سمت عملكردي بهتر راهنمايي كند. انتقاد مي‌تواند فرصتي براي پيشرفت باشد.

اولين واكنشتان را متوقف كنيد

اگر اولين واكنشتان حمله به فرد منتقد يا حالت تدافعي گرفتن است، قبل از نشان دادن هر نوع واكنشي يك دقيقه صبر كنيد. يك نفس عميق بكشيد و كمي به آن موضوع فكر كنيد.

ما هم وقتي مورد انتقاد قرار مي‌گيريم اول كمي عصباني مي‌شويم اما به خودمان ياد داده‌ ايم همان لحظه برخورد نكنيم. مثلاً براي جواب دادن به ايميل‌ هاي انتقادي حداقل يك ساعت صبر مي‌كنيم.

اين مدت زمان سبب ميگردد قبل از واكنش اوليه، كمي به موضوع فكر كنيم. اين زمان باعث مي‌شود كمي منطق روي كار بيايد و احساسي تصميم نگيريم. نمي‌گوييم احساسات بد است اما وقتي احساسات منفي باشد، به‌جاي اينكه نفع برساند، آسيب مي‌رساند.

منفي را به مثبت تبديل كنيد

يكي از كليدهاي موفقيت در هر چيز اين است كه نكات مثبت هر چيزي كه بقيه آن را منفي مي‌بينند را ببينيد. بيماري باعث مي‌شود از برنامه ورزشيتان جا بمانيد؟ اين مي‌تواند يك استراحت خوب باشد. از كارتان خسته شده‌ ايد؟ مي‌تواند وقتي باشد براي نگرش دوباره به زندگيتان و پيدا كردن يك كار بهتر.

با انتقاد هم بايد همينطور رفتار كنيد: بايد نكات مثبت آن را ببينيد. شايد به نظر بي ‌ادبانه و توهين ‌آميز بيايد اما در اكثر انتقادات، نكته مثبتي هم وجود دارد و آن يك فيدبك صادقانه و پيشنهادي براي پيشرفت است.

مثلاً يكي از انتقاداتي كه به وبسايت ما شده بود اين است، "شما درمورد موضوعات تكراري بارها و بارها مقاله مي‌دهيد و مقالاتتان خسته‌كننده است."

اين انتقاد را مي‌توانيد اينطور بخوانيد: "بايد تنوع موضوعاتمان را بيشتر كنيم و از دريچه جديدي به موضوعات نگاه كنيم."

اين فقط يك نمونه بود. اينكار را مي‌توانيد با هر انتقادي انجام دهيد. گاهي اوقات افراد چون روز بدي را داشته ‌اند شما را با انتقاداتشان بمباران مي‌كنند اما هميشه هم اينطور نيست. گاهي در انتقادات واقعيات مثبتي نهفته است.

انتقاد را فرصتي براي پيشرفت بدانيد. بدون پيشرفت در زندگي به ركود مي‌رسيم. پيشرفت ركن حياتي زندگي است.

از منتقدتان تشكر كنيد

حتي اگر فردي با بي ‌ادبي و توهين از شما انتقاد كرد، از او تشكر كنيد. ممكن است روز بدي را داشته است يا شايد هم كلاً آدم منفي باشد. اما با همه اين حرف‌ها، رفتار و قدرداني شما آنها را خلع سلاح مي‌كند.

مي‌دانيد؟ اين عادت تشكر از منتقد در ما باعث شده كه خيلي از منتقدينمان را به خوانندگاني پر و پا قرص تبديل كنيم. همه اين به‌ خاطر يك تشكر ساده براي انتقادشان بوده است. اين تشكر براي آنها غيرقابل انتظار بوده و معمولاً نظرشان را از منفي به مثبت تبديل كرده است.

و حتي اگر منتقد تشكر شما را به طريقي مثبت دريافت نكند، باز هم براي خودتان بهتر است. اين راهي است كه به خودتان خاطرنشان كنيد انتقاد چيز خوبي برايتان بوده و بااينكار مي‌توانيد تواضع و فروتني داشته باشيد.

از انتقادات درس بگيريد

بعد از اينكه با ديدي مثبت به انتقادات نگاه كرده و از منتقدتان تشكر كرديد، سر كار قبلتان برنگرديد. بايد براي پيشرفت تلاش كنيد.

اين مسئله براي بعضي‌ها خيلي سخت است چون معمولاً تصور مي‌كنند هميشه حق با آنهاست. اما هيچ ‌كس نيست كه هميشه حق با او باشد. درواقع ممكن است شما اشتباه كرده باشيد و حق با فرد منتقد باشد. پس بايد ببينيد كه آيا مي‌توانيد چيزي را در خودتان طوري تغيير دهيد كه به سمت مثبت برود.

بعد زمان ايجاد تغيير است.

ما وقتي ايميل‌هايي دريافت مي‌كنيم كه مثلاً فلان مقاله‌ مان به اندازه كافي خوب نيست تلاش مي‌كنيم كه براي موضوع بعدي تلافي كنيم و موضوع و مقاله بهتري ارائه دهيم.

شما بايد فرد بهتري باشيد

خيلي وقت‌ها انتقاد را يك حمله شخصي و توهين تصور مي‌كنيم. اما اينطور نيست. البته ممكن است گاهي اينطور باشد ولي نبايد آنرا اينطور قلمداد كنيم. انتقاد را بايد انتقاد بر رفتارمان تلقي كنيم نه انتقاد بر خودمان بعنوان يك شخص. اگر اينكار را بكنيد، ديگر احساسي به آن انتقاد نگاه نخواهيد كرد و نكات مثبت آن را خواهيد ديد.

اما كاري كه اكثر ما مي‌كنيم اين است كه انتقاد را يك حمله شخصي تصور كرده و با حمله به آن واكنش مي‌دهيم. "من اجازه نمي دهم كسي با من اينطور حرف بزند." مخصوصاً اگر اين انتقاد در جمع صورت گرفته باشد، مثلاً در نظرات مربوط به يك مقاله. بايد از خودتان دفاع كنيد و به فرد حمله ‌كننده حمله كنيد، درست است؟

نه كاملاً اشتباه است. با حمله به فرد مهاجم شما به سطح آن فرد نزول خواهيد كرد. حتي اگر آن فرد واقعاً بي ‌ادبي و توهين كرده باشد، شما نبايد همانطور به او پاسخ دهيد. شما هم نبايد همان گناهان را انجام دهيد.

شما بايد فرد بهتري باشيد.

اگر بتوانيد در برابر آن حمله آرامش خود را حفظ كنيد و با ادب و احترام به آن انتقاد واكنش دهيد، آنوقت مي‌توانيد فرد بهتري باشيد. و اين كار دو فايده دارد:
1.ديگران تحسينتان خواهند كرد و فكر بهتري درمورد شما مي‌كنند. مخصوصاً اگر واكنشتان مثبت باشد و خيلي خوب با انتقاد برخورد كرده باشيد.
2.خودتان احساس بهتري نسبت به خودتان پيدا مي‌كنيد. با شركت در يك حمله شخصي خودمان را زشت جلوه خواهيم داد اما اگر بتوانيم خودمان را بالاتر از آن سطح نگه داريم، حس خوبي نسبت به آنچه هستيم پيدا مي‌كنيم. و اين بهترين و بالاترين فايده است.

چطور مي‌توانيد خودتان را بالاتر از آن حمله نگه داريد و فرد بهتري باشيد؟ با جدا كردن خود از آن انتقاد و نگاه كردن به رفتاري كه مورد انتقاد قرار گرفته است. با داشتن نگرش مثبت به آن انتقاد و سعي در پيشرفت. با تشكر و قدرداني از فرد منتقد و ارائه يك واكنش مثبت به انتقاد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۷۵

جوك‌ و قوميت پرستي در فرهنگ ايراني

آيا تا بحال متوجه شده‌ايد كه فعاليت‌ها و سرگرمي‌هاي زندگي روزمره ما ممكن است براي ديگران بيمارگونه و آزارد هنده باشد؟ آيا تابحال با كساني آشنا شده‌ايد كه با جوك و لطيفه‌اي كه تعريف كرديد ناراحت شده باشند، حتي اگر قبل از تعريف كردن آن گفته باشيد كه هيچ قصد و نيتي براي آزار گروه خاصي نداريد؟
 
رابطه عظيمي بين لطيفه‌ها و قوميت پرستي در بين ما ايرانيان وجود دارد. شايد ناراحت شويد و بگوييد كه من دارم ايراني‌ها را قوميت پرست معرفي مي‌كنم.
 
نه هدف من اين نيست.

من سعي دارم بگويم كه در هر فرهنگي عوامل خارجي هم در زندگي‌هاي ما وجود دارد كه نمي‌توان معنا و مفهومي براي آن پيدا كرد و به خاطر همين است كه از آنها جوك مي‌سازيم. اميدها و آرزوهاي دروني هم وجود دارد كه به صورت لطيفه آنها را مطرح مي‌كنيم. گفتن "شوخي كردم واقعاٌ منظورم اين نبود" خيلي راحت است.
 
اما آنچه مي‌گوييم معنا و مفهومي پشت آن است. ما كلمات را برحسب  منظوري كه داريم انتخاب مي‌كنيم. جوك‌ها هميشه جوك نيستند.خيلي وقت‌ها حرف‌هايي را كه به زبان مي‌آوريم دقيقاً منظور داريم اما ممكن است آنقدر جرات نداشته باشيم كه آن را بفهميم.
 
بين جوك و قوميت پرستي رابطه وجود دارد. من واقعاً اميدوارم كه محققان بتوانند از اين موضوع براي تحقيقاتشان استفاده كنند.

منظور از قوميت پرستي ايده‌هايي است كه بعنوان نشانه عدم ‌علاقه، قضاوت، كوچك شمردن يا ديوساختن از افراد، گروه‌ها، مليت‌ها و سايرين استفاده مي‌شود.
 
خيلي وقت‌ها برحسب نظرات جانبدارانه بدون اينكه قصد داشته باشيم عليه ديگران قوميت پرستانه قضاوت كنيم، درگير اظهارنظرهاي قوميت پرستي مي‌شويم.
 
فقط به طريقه ارتباطاتمان در طول روز فكر كنيد. ما با آدمها آشنا مي‌شويم، با آنها حرف مي‌زنيم، غذا مي‌خوريم، راه مي‌رويم و جوك تعريف مي‌كنيم.
 
جوك‌ها جزئي از زندگي روزمره ما هستند. در هر موقعيتي جوك مي‌گوييم، سركار، در خانه، در مهماني، در اينترنت، در تماس‌هاي تلفني و حتي در طول جلسات كاري و اداري.
 
شايد بپرسيد، "چه اشكالي دارد؟"

بعضي از جنبه ‌هاي اين تعريف كردن جوك بعنوان يك فعاليت اجتماعي خيلي از افراد را آزرده ‌خاطر مي‌كند.
 
خيلي از جوك‌ها و لطيفه هاي ما قوميتها و نژادهاي مختلف را دسته‌ بندي مي‌كند، دسته ‌هايي كه هيچكس دوست ندارد جزئي از آن باشد.
 
متاسفانه برخي از جوك‌ها محتواي جنسي دارند. شايد بپرسيد مگر جوك غير جنسي هم داريم؟
 
اجازه بدهيد بپرسيم: چرا جوك‌ ها محتواي جنسي و قوميتي دارند؟

چرا جوك‌هاي ما به سمت بي ‌ارزش‌ كردن و غير انساني ‌كردن گرايش دارد و درمورد برخي گروه‌ هاي خاص و مخصوصاً خانم‌ ها انتقاداتي ناعادلانه مي‌كند؟
 
واقعاً چه چيز اين جوك‌ها اينقدر خنده‌دار است؟ چطور مي‌توانيم اعضاي خانواده يا دوستانمان را شخصيت‌هاي اين جوك‌ها تصور كنيم؟ اين جوك‌هايي كه مي‌گوييم معمولاً از آدم‌هاي واقعي با پيشينه نژادي و قوميتي واقعي صحبت مي‌كند. حداقل از اين مطمئن هستيم.
 
جوك‌هاي ما با فردي از يك پيشينه قوميتي كه يا احمق يا سوء استفاده ‌گر هستند و چيزي مي‌گويند كه خنده‌ دار به نظر مي‌رسد تا از طريق آن منظورشان را برسانند. هر كدام از ما حداقل چندين و چند جوك بلد هستيم كه در آن خانم‌ها اشياء جنسي و مردها بازيكن واقعي، يعني سوء استفاده‌ گر هستند.
 
چند جوك شنيده‌ايد كه در آن بچه ‌ها توسط مردي از يك شهر خاص مورد سوء استفاده جنسي قرار گرفته‌اند؟
 
چند جوك شنيده‌ايد كه در آن زنان  و كودكان برده خيلي چيزها بوده‌اند؟ بعضي‌ وقت‌ها شخصيت جوك چيزي مي‌گويد كه به نظر خنده ‌دار مي‌رسد اما در بيشتر موارد با آنچه كه به زبان مي‌آوريم يك فرد يا گروه را قرباني مي‌كنيم.
 
فكر نمي‌كنيد اين جوك‌ها عملكردهاي پنهان ديگري هم دارند و چيز ديگري را به فرهنگ ما منعكس مي‌كنند؟
 
چرا  گفتن اين نوع جوك‌ها را كنار نگذاريم؟

چرا شجاع نباشيم و اعتراف نكنيم كه چرا چنين جوك‌هايي مي‌گوييم؟

بعضي‌ها از اين شكايت مي‌كنند كه سفيد پوستان قوميت پرست هستند. ما بايد توضيح دهيم كه چرا خودمان قوميت پرست نيستيم!
 
وب‌سايت‌هاي بسيار زيادي توسط افراد "بامزه" درست شده‌اند كه با منتشر كردن ميكروب قوميت پرستي و جوك‌هاي جنسي تفريح مي‌كنند.
 
چرا نبايد از چشم‌هاي انساني خود استفاده كنيم و براي ديگران ارزش قائل باشيم؟ از خيلي چيزها و موقعيت‌ها مي‌شود جوك درست كرد. ما ايراني‌ها كلاً به جوك ساختن گرايش قوي داريم.
 
بامزه بودن با بي‌ احترامي كردن به ديگران خيلي فرق دارد. بامزه بودن مي‌تواند در قالب احترام به ديگران هم اتفاق بيفتد.
 
جوك‌هاي قوميت پرستي نشانه نفرت و تبعيض قوميتي است. اين جوك‌ها فقط تعارضات و اختلافات موجود را بيشتر مي‌كند.
 
جوك‌ها كلمات ما هستند، كلمات ما افكار ما، افكار ما اعتقادات ما و اعتقادات ما نشاندهنده دنياي درون ما هستند. بايد خيلي بيشتر مراقب چيزهايي كه مي‌گوييم و نحوه گفتن آنها باشيم.
 
بامزه بودن مي‌تواند در كمال احترام و حفاظت از حقوق ديگران باشد. ما در دنيايي زندگي مي‌كنيم كه شديداً از استرس و اضطراب كلماتي كه موجب آسيب و آزار و نفرت مي‌شود در عذاب هستيم. بايد نيازهايمان به جوك گفتن را دوباره تعريف كنيم.
 
داشتن ديدي انتقادي به فرهنگ و هويتمان براي ايجاد يك مكالمه عملي بسيار خوب و مثبت است. اما كاري كه مي‌كنيم اين است كه به گروه‌هاي مختلف برچسب زده و آنها را باور مي كنيم. باور داريم كه برخي گويش‌ها و لهجه‌ها خنده ‌دار هستند و به ‌خاطر همين حق داريم به آن بخنديم. همچنين عادت داريم از بعضي لهجه‌هايي كه در بعضي جوك‌ها هست استفاده كنيم و بااينكار افراديكه آن لهجه را دارند را مي‌آزاريم. آنها كمتر از ما نيستند و اجازه نداريم كه اينطور فكر كنيم.
 
تحسين و تمجيدهاي زيادي را از ايراني‌ها شنيده‌ ايم كه درمورد تعصب، انزوا، دشمني و قوميت پرستي كه هرازگاهي براي خارج‌نشينان در كشورهاي غربي احساس مي شود، صحبت  مي‌كنند. اگر بخاطر اينكه ديگران درموردمان قضاوت مي‌كنند از آنها انتقاد مي‌كنيم، چرا به تعريف كردن جوك‌هايي كه بسياري افراد را تخريب مي‌كند و اعتماد بين قوميت‌هاي مختلف را خدشه‌دار مي‌كند، ادامه مي‌دهيم؟
 
دشمني اجتماعي، انزواي اجتماعي و تعصبات با استفاده از جوك‌هاي قوميتي راهي طبيعي براي ورود به زبان ما پيدا كرده‌اند.
 
دشمني اجتماعي توسط آنهايي كه قصد كنترل كردن ديگران را دارند ايجاد مي‌شود. اين دشمني اجتماعي اعتقاداتي شكننده ‌تر و قلب‌هايي شكسته‌ تر ايجاد مي‌كند.

اگر مي‌خواهيم همه با هم بمانيم بايد زبان فرهنگيمان را تميز كنيم.

بايد صلح را به زبانمان، به ارتباطاتمان، خانواده‌ هايمان، اجتماعاتمان و در آخر به سبك زندگي ايرانيمان برگردانيم.
 
دهه ‌هاست كه اين جوك‌ها موجب دشمني اجتماعي شده است كه احترام، اعتماد، مهرباني و روابط را ويران كرده است.
 
جوك‌ها باعث مي‌شود اجتماع به دو دسته "ما" و "آنها" تقسيم شود. مجبوريم "ما" بمانيم تا از تخريبات فرهنگ ايرانيمان در امان بمانيم.

در دنياي شكننده كنوني، ما خود را پشت مقام، سطح خانوادگي، ثروت و بقيه ماسك‌هايي كه دوست داريم پنهان مي‌كنيم.
 
حس تنهايي و انزوا براي يك گروه ايجاد فاصله و اختلاف مي‌كند.

اجازه ندهيد كه اين جوك به ديوارهايي بين شما تبديل شود.

به آن افرادي فكر كنيد كه با ايجاد يك زبان با رفتار خاص خود را در گروهي از افراد منزوي مي‌كنند تا نشان دهند كه از بقيه بهتر هستند، از آنها فرهيخته ‌تر و باكلاس‌تر هستند.
 
خيلي از آنهايي كه اين جوك‌ها را درست مي‌كنند تصور مي‌كنند كه از يك سياره ديگر آمده ‌اند. جوك گفتن به اين ترتيب موجب دشمني اجتماعي مي‌شود چون يك طبقه اجتماع خود را برتر و بالاتر از بقيه مي‌بيند.
 
بعضي‌ وقت‌ها مي‌خواهيم با تعريف كردن جوك خودمان را بامزه نشان دهيم اما فراموش مي‌كنيم كه اين جوك چه تاثير منفي مي‌تواند بر اطرافيانمان داشته باشد.
 
بعضي افراد و گروه‌ها از جوك بعنوان يك عنصر براي انزواي اجتماعي، يك مكانيزم دفاعي براي مشخص كردن تفاوت‌ها در يك طبقه اجتماعي، مذهب، قوميت و مليت استفاده مي‌كنند.

مي‌دانيم كه چطور گروه ‌هاي قوميتي مختلف احساس انزواي اجتماعي مي‌كنند چراكه پيشينه قوميتي ما مورد استفاده براي جوك‌هاي قوميت پرستانه و جنسي قرار گرفته است. ما سابقه ‌اي طولاني در انواع و اقسام تبعيضات داريم ديگر بيشتر از اين نمي‌خواهيم.
 
در استفاده از جوك‌هاي قوميت پرستانه سعي مي‌كنيم با استفاده از يك خصومت نهفته، گروهي را درمقابل گروهي ديگر قرار دهيم تا پوچي و بيهودگي شخصي خودمان را ارضاء كنيم.

جوك‌هاي قوميت پرستانه و جنسي براي آندسته از ما كه سعي در بالاتر جلوه دادن خود دارند بسيار مفيد است!
 
تعصب و دشمني است كه باعث مي‌شود به تحقير ديگران براي بالا بردن خودمان گرايش داشته باشيم.
 
اگر نمي‌ خواهيم با خودمان طوري ديگر متفاوت با بقيه رفتار شود بايد دست از گفتن اين نوع جوك‌ها برداريم چون اين جوك‌ها باعث ايجاد تعصبات و دشمني ميان ملت‌ها و قوميت‌ها مي‌شوند.
 
ديگر بس است! همين امروز اينكار را كنار بگذاريد چون ممكن است دير شود!

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]
مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني و . . . 28 - حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفتهاي تنها به خاطر تمايلات فردي، روزانه دروغ هاي بيشماري را بر سر زبانهايشان جاري مي سازند. در مورد سوابق شغلي دروغ مي گويند، وقتي خانم سوال مي كند كه لباس جديدش زيباست (با پوزش از خانم ها) حتي بدون اينكه نيم نگاهي بيندازند، حرف او را تائيد مي مي نمايند و ... در اين ميان برخي از افراد نيز هستند كه تصور مي كنند اگر دروغ نگويند نمي توانند به چيزي كه مي خواهند برسند. يك چنين دروغ هايي مي تواند مضر باشد. با اين مقدمه اكنون مي پردازيم به چگونگي شناسايي دروغگو و به شما ياد مي دهيم كه چگونه مي توانيد يك چنين مسئله اي را به راحتي و تنها با نگاه كردن به چشم هاي طرف مقابل تشخيص دهيد.

چشم آيينه ي تفكراتي است كه در ذهن جريان دارد. بازتاب كليه ي فرايندهاي ذهني را مي توان بطور مستقيم در چشم مشاهده نمود. تحقيقاتي كه در حوزه اعصاب و زبان شناسي انجام گرديده حاكي از اين امر است كه چشم نسبت به تفكرات مختلف ذهني از خود واكنش هاي متفاوت نشان مي دهد. به عنوان مثال اگر از شخصي بخواهيد تا "يك گاو زرد" را در ذهن خود مجسم كند، مي بينيد كه چشم هاي خود را ابتدا به سمت بالا و سپس به طرف چپ متمايل مي كند. اين فرايند نشان دهنده ايجاد تصوير خيالي در ذهن فرد است. البته بايد دقت داشته باشيد سرنخ هايي كه از حالات چشم بدست مي آوريد تنها نشان مي دهند كه مغز در پاسخ به سوال شما چه واكنشي نشان مي دهد، نه اينكه چه رشته افكاري به صورت حقيقي در ذهن جريان دارد. حال با تشريح مثالي كه پيشتر به آن اشاره كرديم موضوع را بسط مي دهيم. زمانيكه از فرد مي خواهيد تا يك گاو زرد را مجسم كند، اين امكان وجود دارد كه او ياد زماني بيفتد كه تصوير يك گاو زرد را نقاشي كرده بوده كه سبب مي شود جهت مخالف (سمت بالا و راست) را نگاه كند.

اين اطلاعات چه كمكي در زمينه شناسايي افراد دروغگو مي كند؟

خوب فرض كنيد كه شوهر شما دير به خانه آمده و از قبل به شما گفته كه قصد دارد تا با دوستانش براي نوشيدن يك آب ميوه بيرون برود. زمانيكه به خانه بر مي گردد از او سوال مي كنيد: "خوش گذشت ؟" زمانيكه او پاسخ مي دهد: "بله، خيلي خوب بود" شما متوجه مي شويد كه به سمت چپ نگاه مي كند. يك چنين مسئله اي نشان مي دهد كه اين پاسخ ساختگي است چراكه جهت چشم هايش نشان از تصوير سازي خيالي در ذهنش دارد. از سوي ديگر نگاه كردن به سمت راست نشانگر يادآوري خاطرات است و نشان مي دهد كه او زماني را با دوستانش  سپري كرده و آلان در حال يادآوري آنهاست پس راست مي گويد. دليل وجود ندارد كه در مورد اين مطلب كه به او خوش گذشته يا نه به شما دروغ بگويد، بنابراين شما به راحتي از روي اين قضيه مي توانيد تشخيص دهيد كه آيا با دوستانش براي صرف نوشيدني بيرون رفته بوده يا خير.

به سمت بالا و چپ

نشانگر: ساختن بصري تصوير

اگر از كسي بخواهيد تا "يك بوفالوي بنفش" را مجسم كند، در حين فكر كردن به بوفالو چشم هايش به سمت بالا و چپ گرايش پيدا مي كند و از نظر ديداري آنرا در ذهن خود به تصوير مي كشد.

به سمت بالا و راست

نشانگر: يادآوري بصري تصوير

اگر از كسي بپرسيد: "اولين خانه اي كه در آن زندگي ميكرديد چه رنگي بود؟" در حالي كه درگير فكر كردن هستند، چشم هايشان ابتدا به سمت بالا و سپس راست متمايل مي گردد و در طي اين پروسه به ياد مي آورند كه زمان بچگي خانه ي آنها چه رنگي بوده.

سمت چپ

نشانگر: ساخت آواهاي شنيداري

اگر از كسي بخواهيد تا "بلندترين صدايي كه ممكن است وجود داشته باشد" را در ذهن خود مجسم كند، زمانيكه ذهن آنها در حال ايجاد اين صداست، چشم ها به سمت بالا متمايل مي شوند.

سمت راست

نشانگر: به ياد آوردن آواهاي شنيداري

اگر از كسي سوال كنيد: "صداي مادربزرگت را به ياد مي آوري" جهت چشم هايشان در طي فرايند يادآوري به سمت راست متمايل مي گردد.

به سمت پايين و چپ

نشانگر: بساوايي / بويايي

اگر از كسي بپرسيد : "آيا بوي آتشي كه در اردوگاه به پا شده بود را به خاطر مي آوري؟" چشمان آنها به سمت مذكور متمايل مي گردد. جهت چشم هنگام به خاطر آوردن احساسات، بو، و مزه اينچنين است.

به سمت پايين و  راست

نشانگر: مكالمه دروني

اين مطلب نشان مي دهد كه فرد در حال صحبت كردن دروني با خودش است.

<رين هاي ضروري براي سخنراني و . . . 28 - حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفتهاي آن

 

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۷۱

از منفي بافي دوري كنيد


 مـن انـساني منفي بين هستم. هيچوقت نيمه پر ليـوان
را نمي بينم، فقط نيمه خالي آن را ميبينم. اگر هم ليـوان
كاملاً پـر بـاشد، نـگران اين هستم كه نكـنــد كسـي آن را
خالي كند." -- پيتر مك ويليامز

آيـا شـما هم منفي گرا هستيد؟ انسان منفي گرا كسـي
اسـت كـه آگـاهـانـه يـا نا آگـاهانه به سمت تفكرات منفـي
گـرايش دارد. مـنـفي بـيـني مـمـكن است به شكل عـادت
درآيد، اما قطع كردن اين عادت كار چندان دشواري نيست.

ولـي اگـر ايـن بـدبــيني دست خودتان نباشد چه؟ مخالف
بـودن، مـردد يـا مـحـتــاط بودن ممكن است با شما عجين
شده باشد، يا اينكه دچار عدم تعادل عصبي باشيد.

تاثيرات مغزي
ــــــــــــــــــــــ
در تحقيقاتي كه در سال 2002 انجام شد، "تاثير منفي" به عنوان زمينه اي براي اضطراب،بي منطقي، عصبانيت و انواع ديگري خصوصيات نا خوشايند تعريف شده است. تاثير منفي با بالا رفتن فعاليت در قشر جلوي مغز ايجاد مي شود. با اينكه اين حالتي ثابت و ماندني است، اما مي توان آن را كنترل كرد.

زمانيكه بدبيني نتيجه مستقيم از دست دادن شغل، قطع رابطه با يكي از دوستان يا مرگ كسي كه دوستش داريم باشد، به عنوان واكنشي در مقابل اين ناراحتي تلقي مي شود و موقتي است.

چه اين خصوصيت با وجودتان عجين شده باشد و چه فقط واكنشي موقتي به يك حادثه باشد، با ايجاد تغييراتي در مغز شما همراه است. مغز از ميليون ها سلول عصبي تشكيل شده است كه پيام ها را به اعضاء مختلف بدن رسانده و دريافت مي كنند. ممكن است اين پيام ها با ايجاد نا تعادلي شيميايي مختل شوند.

خجالت ندارد اگر براي مداواي اين عدم تعادل و بالا تر بردن كيفيت زندگيتان دنبال مشاوره و درمان پزشكي باشيد. اگر احساساتي مثل نا اميدي، كمبود انرژي و نا تواني در انجام كارها دو هفته ادامه پيدا كرد، مي توانند علائمي از افسردگي به حساب آيند. مي توانيد براي دوباره به دست آوردن كنترل مغزتان دنبال درمان باشيد.

اگر اين منفي بافي هاي شما نتيجه عادت است نه حالت هاي قابل درمان پزشكي، راه هايي براي مقابله با آن وجود دارد. در اين جا به چند نكته اشاره مي كنيم كه به مثبت انديشي شما كمك مي كند.


انگيزه تان را مشخص كنيد
آگاه باشيد چه زماني تفكرات منفي بر شما غلبه مي كنند. زماني كه خسته يا گرسنه هستيد يا زماني كه فشار كاريتان زياد است. ممكن است تفكراتتان تغيير پيدا كنند. كنترل افكار منفي به شما كمك مي كند كه انگيزه و سبب آن را بفهميد و اين باعث مي شود كه بتوانيد دوباره كنترل خودتان را در دست بگيريد.


عيبجويي از خود را كنار بگذاريد
در مسيرتان انتظار دست انداز هم داشته باشيد و آن ها را بپذيريد. افكار منفي، بدگويي و عيبجويي از خود را از ذهنتان بيرون كنيد. در مورد مسائل و اتفاقات گذشته فكر نكنيد، فقط از آن ها تجربه بگيريد و به راهتان ادامه بدهيد. تغيير ديدگاهتان در مورد دنيا به شما اجازه مي دهد تا در مشكلات و گرفتاري ها دنبال شانس باشيد.

خود را با شرايط وفق دهيد
زمان هايي را كه در گذشته منفي بيني به سراغتان آمده را به ياد آوريد و به خود ياد آور شويد كه چگونه آن را پشت سر گذاشته ايد.  حتي براي يك فرد مبتلا به منفي بيني يا كسي كه دچار افسردگي است هم اميد هميشه وجود دارد. سعي كنيد اعتماد به نفستان را بالا ببريد و با اين كار، رفتارهايتان جنبه ي مثبت بيشتري خواهند گرفت.

 قبل از اينكه چيزي بگوييد، فكر كنيد
خود را مجبور كنيد كه براي چند روز هيچ حرف منفي بر زبان نياوريد. قبل از اينكه حرفي بزنيد، در مورد آن خوب فكر كنيد. اين عادت جديد را در خود ايجاد كنيد كه براي خود و ديگران ارزش بيشتري قائل شويد و قبولشان داشته باشيد.

دنبال كمك باشيد
اگر مي بينيد كه افكار منفيتان روي يك نقطه متمركز شده اند، از افراد ديگري كه تجربه اي مشابه داشته اند كمك بگيريد. حتي رفتن به چند جلسه مشاوره با افراد متخصص به شما كمكمي كند كه بهتر با مشكلات زندگي دست و پنجه نرم كنيد و ديدگاهتان را توسعه دهيد.

ديدگاهتان را تغيير دهيد
به افراد نيازمند كمك كنيد، چون اين باعث مي شود كه جنبه هاي مثبت زندگي خودتان را بهتر ببينيد. منفي بافي هاي ما بيشتر به اين دليل است كه براي جلو رفتن، بالا رفتن درآمدمان و بيشتر كردن ثروتمان صبر نداريم.

از دوستتان كمك بگيريد
از يك دوست مطمئن بخواهيد كه وقتي بدبين شديد يا شروع به منفي بافي كرديد به شما اطلاع دهد. براي اين كار علامتي در نظر بگيريد تا ديگران از آن بويي نبرند. بعد از متوجه شدن، سريعاً در صدد جبران برآييد و آن فكر يا عمل بدبينانه را اصلاح كنيد. مهم تغيير رفتارهايتان و تعويض آن ها با عادت هاي جديد و سالم تر است.

از افراد بدبين دوري كنيد
افراد منفي باف و بدبين را از زندگيتان بيرون كنيد، زيرا ممكن است تحت تاثير آنها قرار گيريد. اگر تمايلي به تغيير ندارند، ارتباطتان را با آن ها محدود كنيد.

دنبال كارهاي فوق برنامه باشيد
دنبال يك سرگرمي براي خودتان بگرديد. داشتن علائق و سرگرمي هايي بيرون از منزل و هر روز ورزش كردن، تاثيرات مثبتي روي مغزتان مي گذارد. ممكن است فكر كنيد كه براي اينطور فعاليت هاي فوق برنامه وقتي نداريد، اما اگر دوباره به وضعيت خودتان و كارهايتان فكر كنيد، كمي براي خودتان متاسف خواهيد شد. و اين انرژي تازه اي به شما مي دهد.

استوار باشيد
ببينيد چه چيز براي زندگي شما خوب و مناسب است و توانايي ها و مهارت ها و استعدادهايتان را كشف كنيد. تفكرات مثبت را هميشه جلوي مغزتان بگذاريد تا تفكرات منفي ديگر اجازه غلبه كردن بر شما را پيدا نكنند.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریاب