مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4105
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 11
همه : 5160494

نحوه برگزاري جلسات و ميتينگهاي اداري


 جلسات و ميتينگ ها راهي بسيار فوق العاده براي خلق ايده ها، توضيح و تفصيل افكار و اداره فعاليت هاي گروهي است. اما اين برخورد رو در رو با اعضاي گروه و همكاران، اگر با آمادگي قبلي نبوده و مديريت صحيح نداشته باشد، شكست مي خورد.


اهميت آمادگي قبلي 

براي اطمينان از اينكه همه ي افراد بتوانند مشاركتي موثر و كارآمد داشته باشند، خوب است زماني را براي جلسه انتخاب كنيد كه افراد فرصت ايجاد آمادگي قبلي در خود را داشته باشند.


وقتي زمان و مكان ميتينگ انتخاب شد، بايد خود را براي سوالاتي كه ممكن است از طرف شركت كنندگان جلسه پرسيده شود، آماده كنيد. اگر شما مدير جلسه هستيد، خوب دستور جلسه اي با قيد كامل و دقيق جزئيات تهيه كنيد.


در اين يادداشت ها، هدف اصلي و ساختار جلسه را طرح ريزي كنيد و آن را در اختيار شركت كنندگان نيز بگذاريد. اين كار باعث مي شود همه ي شركت كنندگان با آمادگي لازم براي بررسي هدف در جلسه شركت كنند.


موفقيت يك ميتينگ يا جلسه اداري به مهارت هاي رئيس جلسه بستگي دارد. براي اطمينان از موفقيت جلسه، رئيس بايد كارهاي زير را انجام دهد:

تهيه دستور جلسه
شروع بحث و تشويق ديگران به شركت فعالانه در جلسه
متعادل كردن روند جلسه—نه خيلي سريع و پرشتاب و نه خيلي كند
خلاصه كردن بحث موردنظر و ارائه پيشنهادات در انتهاي هر بخش از جلسه
اطمينان يافتن از اينكه كليه شركت كنندگان خلاصه مذاكرات و صورت جلسات را دريافت كرده اند.
علاوه بر اين نكات كه به شما كمك ميكند تا ميتينگي پربار و سودمند داشته باشيد، موارد مهم ديگري  را نيز بايد مد نظر قرار داد.


مديريت و رهبري ميتينگ

يكي از اصلي ترين كليدهاي موفقيت هر جلسه كاري، انتخاب صحيح شركت كنندگان است. بايد شركت كنندگاني را انتخاب كنيد كه بتوانند تصميمات خوب و ارزنده اي بگيرند و پيشنهادات سودمند ارائه دهند. تعداد شركت كننده ها نبايد از 12 نفر تجاوز كند، حتي كمتر از اين تعداد باشند هم بهتر است. اين افراد بايد اطلاعات لازم براي مباحثه درمورد مواردي كه در صورت جلسه قيد شده را دارا باشند.


نكته:

كافي است فقط چند لحظه به مخارجي كه اين ميتينگ برايتان در بر خواهد داشت فكر كنيد. متوجه مي شويد كه راه انداختن ميتينگ كاري تقريباً پرهزينه است، به همين خاطر مهم است كه افرادي كه در جلسه شركت مي كنند و هر دقيقه از زمان اين ميتينگ ارزش دار باشند. پس افرادي را به جلسه دعوت كنيد كه حرفي براي گفتن داشته باشند و بتوانيد از وجود آنها استفاده كنيد. همچنين براي موضوعات و مشكلات ساده و پيش پا افتاده اي كه مي توان آنها را به راحتي با ايميل يا نامه برطرف كرد، لازم نيست ميتينگ تشكيل دهيد.

اگر شما رهبر جلسه هستيد، اطمينان حاصل كنيد كه افكار و ايده هاي همه ي افراد شركت كننده در جلسه مطرح شود و اختيار  عنان جلسه دست عده اي خاص نباشد و همه بتوانند آزادانه حرفهايشان را مطرح كنند. بهتر است پس از پايان يافتن هر بخش از موارد ذكر شده در دستورجلسه، توقف كوتاهي كنيد، بحث انجام گرفته را خلاصه بندي كنيد و سپس به سراغ مبحث بعدي برويد.


وقتي يكي از موضاعات و اهداف دستورجلسه به نتيجه مي رسد، مسئوليت آن را به يكي از افراد حاضر در جلسه بسپاريد. براي جلوگيري از هرگونه سردرگمي و سوء تفاهم، عمليات را خلاصه كرده و در گزارشات صورت جلسه قيد كنيد.


زمانبندي

معمولاً گفته مي شود كه جلسات اداري نوعي اتلاف وقت هستد. در اين قسمت راهكارهايي برايتان عنوان مي كنيم كه به شما كمك ميكند چطور از اتلاف و هدر رفتن زمان در جلساتتان جلوگيري به عمل آوريد.

جلسه را سر ساعت آغاز كنيد.
اگر كسي دير سر جلسه حاضر شد، مطالب گفته شده را دوباره براي او ذكر نكنيد، چون اينكار باعث مي شود گمان كنند دير آمدن سر جلسات اشكال و ايرادي ندارد و وقت ارزشمند ديگران را نيز هدر مي دهد.
زمان مشخصي براي اتمام جلسه در نظر گيريد و تا هر زمان كه دوست داريد جلسه را طول ندهيد.
براي اينكه بتوانيد بهتر  وراحت تر  مطالب لازم را تا زمان تعيين شده براي اتمام جلسه برسانيد، مي توانيد موضوعات دستورجلسه را به ترتيب اهميت فهرست كنيد، با اين كار اگر وقت كم بياوريد، بررسي موضوعات مهم را از دست نداده ايد.
اگر به همه ي مضوعات دستورجلسه رسيدگي به عمل آورده ايد و مسئله ديگري بر جا نمانده است، مي توانيد قبل از رسيدن وقت اتمام جلسه، جلسه را پايان دهيد.

تهيه گزارش كار

تصميمات اتخاذ شده و عملكردهاي توافق شده را مي توانيد در اين گزارش كار ذكر كنيد. در جلسات بعدي مي توانيد از اين گزارش كار به عنوان مروري بر تصميمات و عملكردهاي قبلي استفاده كنيد و با اين روش پيشرفت بيشتري در كارها روي مي دهد.


سبك نگارش اين گزارش كار يا صورت جلسه بستگي به موقعيت دارد. در موقعيت ها ي مهم و بحراني و زمانيكه ثبت گزارش اهميت زيادي دارد ، اين صورت جلسات بايد تفصيلي  بسيار دقيق باشند. در شرايط معمولي اين صورت جلسات مي تواند فهرست ساده اي از تصميمات اتخاذ شده و عملكردهاي توافق شده باشد. اندازه اين گزارشات بايد برحسب نياز باشد، تا حد ممكن خلاصه و با ذكر كليه اطلاعات لازم. تهيه چنين گزارش كاري ساده تر و سريعتر خواهد بود.


رئيس جلسه بايد اين گزارش كار را تا 24 ساعت پس از اتمام جلسه در اختيار شركت كنندگان قرار دهد و اگر اينكار در همان روز جلسه صورت گيرد، چه بسا بهتر خواهد بود.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۷۱

11 قانون اصلي براي ارتباطات انساني

دانستن چگونگي رفتار با مردم به اندازه شايستگي هاي
فـنـي و مـديريتي اهميت دارد. به بدترين كارفرمايي كه تـا
حـال داشـتـه ايـد فـكر كـنـيد. بـيـاد آوريـد كـه چطـور فقدان
مهارتهاي رفتار با ديگران در او باعث دلسردي و عدم بهره
وري ديگران و خروج شما با نا اميدي گرديد.

همچنين ميتوانيد سـعي در فهميدن نقطه نظرات ديگران نماييد تا از بروز سوء تفاهمات ممانعت بعمل آوريد. ممكن است عميقا" اعتـقـاد بر حـقانـيـت خـود داشـتـه باشيد، اما متوجه گرديد كه ديگران به همين منوال درباره عقايد و باورهايشان مي انديـشند. شما بايد نظرات آنها را محترم شمرده و ببينيد چرا آنها اينگونه فكر ميكنند. بجاي مـشاجره از ديگران بخواهيد در مورد مواضعشان توضيح دهنـد. مجـبـور نيـستـيد مـوافــقت كنيد، اما ميتوانيد بگوييد، "من متوجه هستم شما چه مي گوييد."

9- از خود گذشتگي كنيد
گه گاهي از مكان شغلي خود خارج شده و به ديگران در كـارهـايشـان كـمك نماييد. اين عمل را بدون اينكه از شما درخواست شود انجام دهيد. گفتن، "كمك لازم نـداري؟" يــك تاثير دوگانه در پي دارد. ابتدا، شما ديگران را تشويق بـه از خـود گـذشتـگي نـمـوده و در نتـيـجـه مـحيـط كـاري مثـبـت تـري ايـجاد خـواهد شـد. دوم، بـراي خود لطفي متعاقب را خريداري ميكنيد، چرا كه مهرباني هميشه بازميگردد.

10- متواضع و فروتن باشيد
تلاشهاي مشهود براي تحت تاثير قرار دادن همكاران و اشخاص مافوق نـتـيجه عكس به همراه خواهد داشت. هيچكس آدم خودنما را دوست ندارد. اگر ميــخواهيد كمالات شما تـوسـط ديـگران تصديق شوند، كافي است تمرين بردباري بيشتري بنماييد. كاميابيـهاي شما زماني مصداق واقعي پيدا ميكنـند كـه اجازه دهيد ديگران خود متوجه آنها گردند نه اينكه مرتب صحبت از آن بميان آوريد.

11- به حفظ آبروي ديگران كمك كنيد
هـر كسي اشتباه مي كـنـد. بــه دفعه قبلي كه اشتباهي خجالت آور مرتكب شديد فكر كنيد. دوست نداشتيد كسي بيـايـد و اشـتـباه شـمـا را كـوچـك جلوه داده و از جديت آن بكاهد؟ پس همين كار را شما در مورد ديگران انجام دهيد. با خنـديـدن به اشتباهي كه شخص ( نه با خنديدن به خود شخص ) مرتكب شده بهمراه ضربه اي دوستانه به شانه هـاي او از پريشانيش كاسته و بگوييد، "اين براي بهترين افراد اين شـركـت هـم مـمـكـن است پيش بيايد." با اين كار به او و به ديگران اطمينان ميدهيد كه دنيا به پايان نرسيده است. اگر مـــناسب است، بجاي جلب توجه بي مورد  نسبت به اشتباه رخ داده، هيـچ چيزي نگوييد.


پاكسازي ميدان مين
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
محيط كاري مي تـواند ميـدان ميـني از اشـخاص زود رنـج و احـساساتـي بـاشــد. داراي خصوصيات خود بودن آن را خنثي نمي كـنـد. بـا دانسـتـن قـوانـيـن بـرخـورد بـا ديـگـــران سياستمدارترين فرد محل كار خـود بـاشـيد. امـروزه، كـارمنــداني كه از روابط انساني به بهترين وجه آگاهي دارند، مناسب ترين افراد براي مديريت محسوب ميگـردند. كـارفرماي شما احتمالا اين موضوع را دانسته و به آن توجه خواهد كرد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۷۰

12 نكته براي طرح گفتگوي كوتاه و سودمند


بر اساس مكتوبات "دبرا فاين"  نويسنده كتاب "هنر مكالمات كوتاه"  توانايي برقراري ارتباط با ديگران از طريق گفتگوهاي كوتاه مي تواند شما را به جاهاي بالايي برساند. "فاين" در گذشته يك مهندس خجالتي بوده و در سمينارها و همايش ها داخل دستشويي پنهان مي شده تا با ديگران برخوردي نداشته باشد و مجبور نشود كه با آنها صحبت كند. در حال حاضر او يك سخنران حرفه اي است و معتقد است كه قابليت برقراري ارتباط با ديگران يك امر كاملاً اكتسابي است.

"فاين" و همراهانش راهكارهاي زير را براي برقراري يك مكالمه كوتاه، مختصر و مفيد به ما پيشنهاد مي كنند:

1- زمانيكه آماده ملاقات با شخصي مي شويد، چند مطلب مشترك را در ذهن داشته باشيد تا در مورد آنها صحبت كنيد و همچنين چند سؤال نيز در ذهن داشته باشيد تا آنها را مطرح كرده و طرف مقابل را نيز به صحبت كردن وا داريد. اگر شخص مقابل را قبلاً ملاقات كرده ايد، سعي كنيد چيزهايي كه از او به يادتان مانده را به ميان بكشيد مثلاً علاقه مشتركتان به يك ورزش خاص، يا عضويت مشترك در يك مركز خيريه.

2- اولين فردي باشيد كه مي گويد: "سلام." اگر مطمئن نيستيد كه طرف مقابل شما را به درستي به جا مي آورد يا نه، خودتان را معرفي كرده و اسمتان را بگوييد تا فشار و استرس كمتري را متحمل شود. به عنوان مثال اينطور عمل كنيد: "آقاي علي كاظمي؟ من محسن بختياري هستم، از ديدن شما خوشبختم" لبخند يادتان نرود و زمانيكه فردي را ملاقات ميكنيد، حتماً با او دست بدهيد.

3- در زمان معارفه دقت كافي داشته باشيد و سعي كنيد نام ها را به خاطر سپرده و در طول مكالمه به كرات از آنها استفاده نماييد.

4- با بيان يك عبارت متداول كاري كنيد تا طرف مقابل به صحبت كردن ادامه دهد و در نهايت هم يك سؤال كلي از او بپرسيد.

5- با توجه به حرف هاي او و نشان دادن واكنش هاي مثبت از طرف مقابل پشتيباني كرده و تمام حواس خود را به وي معطوف كنيد. در تمام طول گفتگو ارتباط چشمي را برقرار نگه داريد و هنگاميكه فرد در حال صحبت كردن با شماست سر خود را به اين طرف و آن طرف نچرخانيد و قسمت هاي ديگر اتاق را نگاه نكنيد.

6- بيشتر از آنچه حرف مي زنيد، گوش كنيد.

7- چيز جالبي براي ارائه دادن در دست داشته باشيد. سعي كنيد دانش خود را همواره به روز نگه داريد و از وقايع و اخبار جديد با اطلاع باشيد. آگاهي از اخبار و وقايع فرهنگي مي تواند به شما كمك كند تا راحت تر با طرف مقابل ارتباط برقرار كنيد. مي توانيد سر صحبت را با جمله هايي به اين شرح باز كنيد: "نظر شما در مورد ........ چيست؟" ، و يا  "شنيده ايد كه .............؟" از موضوعات منفي و بحث برانگيز پرهيز كنيد، و وارد جزئيات مسائل شخصي نشويد.

8- اگر قصد ديدن شخص خاصي را داريد، بهترين راه اين است كه از يكي از آشنايان آن فرد تقاضا كنيد تا شما را به او معرفي كند. از يك دوست دو جانبه بخواهيد تا اين افتخار را نصيب شما كند.

9- اگر كسي كارت ويزيت خود را به شما تعارف كرد، آنرا به عنوان يك هديه قبول كنيد. با هر دو دست آنرا بگيريد و مدتي به آن نگاه كنيد و چيزهايي كه روي آن نوشته شده است را به دقت بخوانيد. وقتي خواندن تمام شد، آنرا در جيب كت و يا كيف دستيتان قرار دهيد تا با اين كار نشان دهيد كه برايتان ارزشمند است.

10- مراقب ژست و پرستيژ خود باشيد. افراديكه بيش از اندازه احساس راحتي ميكنند، موجبات ناراحتي ديگران را فراهم مي آورند. از سوي ديگر اگر راحت نبوديد باز هم اعتماد به نفس خود را حفظ كرده و خود را آرام و موقر نشان دهيد.

11- پيش از آنكه در گفتگويي كه تازه به آن پيوسته ايد، شركت كنيد، ابتدا براي مدتي گوش دهيد و جوانب مختلف آن را در نظر بگيريد. مطئمناً دوست نداريد كه با صحبت هاي نابجا فرصت هاي استثنايي را پايمال كنيد.

12- راههاي فراري هم براي خود و هم براي طرف مقابل بگذاريد. به عنوان مثال: "من بايد همين حالا به كار يكي از مشتري هايم رسيدگي كنم" و يا "من وقت نكردم نهار بخورم به همين خاطر بايد يك سر به بوفه بزنم" و يا "اجازه دهيد نوشيدني هايتان را عوض كنند."

اما در چه زماني بايد از يك مكالمه بيرون آمد؟ بايد كاري كنيد كه ابتدا تاثير مناسبي بر روي فرد مقابل بگذاريد و همچنين كاري كنيد كه به دنبال شما بيايند به همين دليل ميبايست: "باهوش و مختصر عمل كرده و آنها در انتظار بگذاريد."

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

روشهاي برخورد با نق زدن

آشغالا رو بردي بيرون؟ كي صندلي رو اينجا گذاشته؟ بـه چي داري فكر مي كني؟ گوشت با منه؟ " همه ما با ايـن سوهان روح آشنايي داريم -- بعد از يك روز خسته كننـده به خانه برميگرديد و هنوز زمين نشسته شروع ميشود.

هميشه اينجـوري نـبـوده. درسـتـه؟ هـمـسر شـمـا عـادت داشت وقتي ساندويج از دستتان مي افتاد بخـندد و زمين را تميز كند و فكر ميكرد وقتي با كفشهاي خود در اتاق راه مـي رويـد چقدر جالب است. خوب البته كه اين طـور بـود حداقل همسرتان مي خواست شما آنگونه برداشت كنيد.اما همان طـور كه همه ما ميدانيم، جنس مؤنث اگر نابـغه نباشد، زيرك و باهوش است و همسر شما از اين موضوع آگـاهـي داشـته كـه براي بدام انداختن و پايبند نمودن شما مجبـور اسـت امـيـال خـود را سركوب نموده و از ابراز عقيده در مورد ناپختگي ها و خطاهايتان صرفه نـظـر كنـد. اكنون كه دم به تله داده ايد، ممكن است دچار دردسر شويد.

بگذاريد موضوع را بشكافيم؛اغلب زنها هميشه در حال نق زدن، و اغلب مردها هميشه در حال فريب دادن هستند. خيـلي راحـت بـگويـيـم، ايـن طبـيـعت بـشر است. همچنين مي توانيد خاطر جمع باشيد كه آنچه كه همسر شما در موردش به نـق زدن مي پردازد خطاي خود اوست. بسيار خوب، بسيار خوب، فقط در 99 درصد از موارد تقصير او است. احتمالا وي تصور نموده داراي مـقداري اضافه وزن شده و براي كاهش وزن به دليلي نياز دارد، اما مـطمئـن باشـيد كه شما آن نفري نيستيد كه بايد قرباني خبر " چاق شدن" او گرديد.

بنابراين از آنجايي كه ما مي دانيم زن ها بـدون هيـچ دلـيل مشخصي شروع به نق زدن مي كنند، مـمكن است بخـواهيم علت واقـعي اين عــمل آنها و چگونگي برخورد با آن را بياموزيم.

چرا او نق ميزند

بـهمين زودي احساس گناه نكنيد چـون احتـمال اينكه نق زندنهاي او ارتباط بسيار كمي با شما داشته باشد زياد است.اما انصافا، اگـر او 10 بار از شما "خواهش" كرد كه سطل آشغال را بيرون بگذاريد و سپس "گـفت" كه آن كار را انجام دهيد پيش از اين كه خودش آن را خالي كند ولي شما اهميت نداديد، آنگاه در ايجاد مشكل مقصر خواهيد بود.

طبيعت زنانه

اغـب زنـان نق مي زنند چون اين عمل جزء طبيعتـشان است. آنهـا در مـحـيـطـي رشــد يافته اند كه در اطراف خود بسياري از زنـان را در حـال نـق زدن ديده اند و به آنها آموخته شده است كه بهترين راه رفتار با مردها همين است. اين موضوع در مورد زنـانـي كـه در حال بالغ شدن مي باشند بيشتر صدق ميكند، چراكه اكثر آنها بر اثر شستشوي مغـزي تـوسط عواملي همانند برنامه هاي تلويزيوني كه اغلب كوتاهي ها و كاستيهاي مـردان را متذكر ميشوند، مستعد نق زدن ميگردند.

بزرگنمايي مسائل

گاهي اوقات زنها بخاطر يك موضوع ظـاهرا بي اهميـت نق ميزنند فقط به دليل اينكه آنرا بزرگ نموده و پر اهميت جلوه دهند. همسرتان مي دانـد كـه ايـن نـق زدنـها باعث آزرده خاطر شدن شما مي گردد و از اين عصبانيت براي فرونشاندن آنچيزي كــه در اصل باعث آزردگيش شده است، استفاده ميكند.

غير منطقي بودن

پذيرشش اندكي مـشكل اسـت ولـي بـايد قبول كنيد كه اكثر زنها كمي در افكار و اعمال خود غير منطقي مي بـاشـنـد. بـنـابرايـن بـه يــاد داشته باشيد كه وقتي نق زدن شروع مي شـود مـمـكن است بر اساس تفـكرات و بـرداشـتـهاي غيـر منطقي بوده باشد. زياد موضوع را جدي نگيريد.

انواع اشخاص نق زن

بيگناه: چنين شخصي منظور واقعيش نق زدن نيست. همسرتان مي خواهد براي آگاه نـمودن شــما از برخي از مسائل آنها را به گـونه اي مـطـرح كـنـد كـه عـصـباني نشويد و مجادله اي صورت نگيرد. احتمالا نيت و قصدش خير است، و فـقط كمي براي رسيدن به اين هدف بايد تلاش كند.

حراف: چنين فردي بنظر ميرسد هيچگاه توقف نكند. اما نق زدنهاي او بندرت تبديل بــه مجادله و نزاع ميگردد چرا كه شما احتملا ياد گرفته ايد كه چگونه با او كنار بياييد.

معما گو: واي، نق زني كه بدون نق زدن نق ميزند ( ايـن جـمـله را 5 بار سريع و پشت سر هم تكرار كنيد ). او چيزهايي شبيه به اين مي گـويد: " دوسـت داري سعي كني و حـدس بزني چرا بشقابهاي سبز توي كابينت نيستند؟". شما نميدانيد او در مـورد چـي صحبت ميكند، و او مي داند.

سه پيچ: اگر درحاليكه جيغ ميزند مغزتان را منفجر نكند،با خوش اقبالي روبرو شده ايد. هنگاميكه نق زدن شروع مي شود، گـويي كنار گوش شـما شـيپور نــواخته شده، اتاق تاريك تر شده و شما مي دانيد كه چه اتـفاقي قرار است بيفتند در حالي كه جايي براي فرار و گريختن پيدا نمي كنيد. تحقيقات عملي صورت گرفته در آزمايشگاه هاي مردمان يـك مـدرك قـطـعي را مـشخص نـمود كه چنين افرادي همدستان واقعي و وفادار شيطان هستند!!!

اگر تصميم گذران خيلي خجالتي هستم كه هيچ وقت ياد نگرفته چگونه مي تواند سر صحبت با يك خـانم را باز كند؟ اصلا نمي دانم كه در چنين شرايطي بايد در مــورد چه چيزهايي حرف بزنم؛ بهمين دليل هم معمولا حـرفي بـراي گـفتن ندارم. رفته رفته تمام دوستانم در حال قـطــع كردن رابطه شان با من هستند و مرا به مهمانيهايخود دعوت نمي كنند. البته من خودم هم به آنها حق مي دهـم و ســرزنششان نمي كنم. به همين دليل خودم هم ديـگر تــمايلي به شركت در جشن ها و مهماني ها ندارم. من آدم بد قيافه اي نيستم؛ چون چه در محل كار و چه در خارج از آن، خانم هايي كه در نگاه اول مرا مي بينند، به من لبخند مي زنند و رفتار خوبي از خود نسبت به من نشان مي دهند. مشكل من اينجاست كه نمي دانم بايد چه چيزي به آنها بگويم و چه عكس العملي از خود نشان دهم. هيچ گاه نمي توانم جمله اي را كه شروع مي كنم به درستي به پايان برسانم و اين كار مرا واقعا عصباني مي كند و باعث مي شود كه احساس بدي نسبت به خودم پيدا كنم و خونسردي ام را از دست بدهم. سوال من اين است كه بعد از "سلام" چه چيز ديگري بايد بگويم؟- هومن-


هومن عزيز: براي حل مشكل خود مي تواني از شيوه يكي از چهره هاي موفق تلويزيوني بهره بگيري. هدف اوليه اين است كه تا جاييكه مي توانيم بايد در مورد طرف مقابل خود اطلاعات بدست آوريم. شايد به تو ياد داده باشند كه در اولين برخورد بايد در خانم ها تاثير بگذاري، ولي ما به تو مي گوييم كه اين حرف ها را فراموش كن؛ تو بايد به دنبال اين باشي كه خصوصيات بارز و منحصر به فرد مخاطب را براي خودش آشكار كني. بيشتر افراد دوست دارند با كسي صحبت كنند كه آنها را مورد توجه خود قرار دهد. اگر اين توانايي را پيدا كني كه ديگران در هنگام صحبت كردن با تو احساس كنند جالب توجه، استثنايي و بي نظير هستند، اين تصور در آنها ايجاد مي شود كه تو خودت نيز به شخصه انسان فوق العاده و بي همتايي هستي. من به تمام خانم ها و آقايوني كه براي مشاوره نزد من مراجعه مي كنند، توصيه مي كنم كه همه ما دوست داريم با افرادي ارتباط داشته باشيم كه سبب شوند در مورد خودمان احساس بهتري پيدا كنيم.   آسان ترين راه اين است كه وانمود كنيد شما همان مجري موفق هستيد؛ همانطور كه مي دانيد آنها با مطرح ساختن سوالاتي كه نياز به تشريح و تفصيل دارند، توانسته اند شهرت جهاني براي خود برهم زنند. سعي كنيد از شخص مقابل سوالاتي بپرسيد كه پاسخ آنها چيزي بيشتر از يك "بله" و يا "نه" ساده هستند. براي مثال، اگر قصد داريد تا با كسي در محل كار سر صحبت را باز كنيد، مي توانيد از او سوال كنيد: "تو چه جوري اينجا استخدام شدي؟"  اگر در مهماني به كسي برخورديد و جذب او شديد مي توانيد بپرسيد: "چي شد كه تصميم گرفتي امشب بياي اينجا و در اين مهماني شركت كني؟" نمونه هاي ديگر براي شروع يك مكالمه اثر بخش از اين قرار است: "بجز كار، علاقه به انجام چه امور ديگري داري؟ در چند سال اخير چه اتفاقات شايان ذكري در زندگي ات رخ داده؟ فكر مي كني در چند سال آتي چه تغييراتي در زندگي ات ايجاد شود؟ با چه تكنيك هايي قصد فائق آمدن بر مشكلات را داري؟ و ... " دقت داشته باشيد كه پرسش هاي شما نبايد جزء سوالاتي باشند كه طرف مقابل بتواند با يك "بله" يا "خير" خشك و خالي به آنها پاسخ دهد و سر و ته قضيه را هم بياورد. بايد سوالاتي مطرح كنيد كه دامنه پاسخ دادن به آنها كاملا باز باشد. به عنوان نمونه سوالي نظير " خوش مي گذره؟" چيزي بيش از يك پاسخ كوتاه در بر ندارد و شما را به هيچ كجا نمي برد و چيزي دستگيرتان نخواهد شد. اما اگر مشاهده كرديد كه فردي به تنهايي در گوشه اي ايستاده مي توانيد جلو برويد و از او بپرسيد: "تو خيلي جدي - يا خوشحال - به نظر مي رسي ( بسته به شرايط)، مي تونم بپرسم به چي فكر مي كني؟" اين سوال باعث مي شود كه آنها به صورت ناخودآگاه اطلاعاتي هم در مورد خودشان و هم در مورد شرايط موجود، در اختيارتان قرار دهند.

در اكثر موارد انسان هاي خجالتي خودشان را بيش از اندازه تحت فشار قرار مي دهند و تصور مي كنند كه بايد به طور پيوسته براي مطرح كردن موضوعات جالب و سرگرم كننده، در تلاش باشند. هيچ الزامي به انجام چنين كاري وجود ندارد. بيشتر مردم صرفاً در پي مشاهده توجه و علاقه ديگري نسبت به خود هستند. بنابراين پس از اينكه شما سوال را مطرح و پاسخ خود را دريافت نموديد، چيزي را كه چند لحظه پيش به عنوان جواب دريافت كرديد، مجدداً تكرار كنيد. شايد اين كار در نظر اول امري طوطي وار به نظر رسد، اما رفته رفته به آن عادت پيدا خواهيد كرد. خوب مثلا فرض كنيد كه مي پرسيد: "هي، تو خيلي جدي به نظر مي رسي، تو ذهنت به چي فكر مي كني؟" و در جواب مي شنويد كه: "اخيراً شركت تصميم دارد افراد بسيار زيادي را به طور موقت از كار معلق نمايد و من دچار دلهره شده ام كه مبادا اسم من هم جزء اين ليست باشد. "با پاسخ هاي قديمي كه در ذهنتان نقش مي بندد، بجنگيد؛ و سعي كنيد حتي الامكان از آنها استفاده نكنيد: "اگر مثبت فكر كني هيچ گاه اين اتفاق رخ نخواهد داد." و يا "چرا؟! هنوز كه چيزي اتفاق نيفتاده پس بهتره نگران نباشي." به جاي آن مي توانيد از جمله هاي روشنفكرانه اي نظير: "منظورت اين است كه شركت در حال نقل و انتقال است و تو بايد به فكر كار ديگري باشي؟" استفاده كنيد. نمونه اي ديگر: "دوستم قرار بوده با من تماس بگيرد و خيلي دير كرده، اطلاع ندارم كجا است و نگرانم كه اتفاقي برايش نيفتاده باشد" مي توانيد در جواب بگوييد: "قرار بوده دوستت سر يك ساعت مشخصي به تو تلفن بزند و هنوز اين كار را انجام نداده؟ به خاطر همين نگران شده اي؟" اگر او احساس كند كه بالاخره كسي را پيدا كرده كه از توانايي درك بالايي برخوردار است، تمايل پيدا مي كند كه به صحبت هايش با شما ادامه دهد.

نكته مهم ديگري كه بايد هميشه به ياد داشته باشيد اين است كه مردم عاشق اين هستند كه احساس كنند چيزي كه در مورد آن صحبت مي كنند از اهميت ويژه اي برخوردار است. بنابراين در اين قسمت مي توانيد جمله هاي اينچنيني بگوييد، "خيلي جالب است، من جداً از ديدگاه شما خوشم آمده، به نظر مي رسد كه در مدرسه تكاليفت را خوب انجام مي دادي كه الان اينقدر باهوش و با مزه شده اي، و ...." تمامي اين حرف ها صرفاً به اين خاطر گفته مي شوند كه فرد احساس خوبي نسبت به خودش پيدا كند .
مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه ديگران را متقاعد كنيم ؟

توانايي ترغيب ديگران به باور آنچه كه خودتان باور داريد براي موفقيت در بسياري از عرصه ها اهميت دارد. معمولاً بين متقاعد كردن كسي درمورد اعتبار ديدگاهتان و اذيت كردن آنها مرز ظريفي وجود دارد. در اين مقاله مي خواهيم به معرفي تكنيك هايي براي متقاعد كردن ديگران بپردازيم.
 
مراحل

·         تكاليفتان را انجام دهيد. اطمينان يابيد كه خودتان خوب ديگاه خودتان را مي فهميد. اگر بخواهيد كسي را متقاعد كنيد كه برج ايفل از مجسمه آزادي بلندتر است، بايد اول حقيقت ماجرا را بفهميد نه اينكه از روي حدس و گمان اقدام به متقاعد كردن ديگران كنيد.
 
·         با زمينه كار آشنا شويد. در برخي عرصه ها لازم است كه بيشتر از حقايق مارا بدانيد چون بعضي موضوعات كاملاً شخصي و فردي هستند. بعنوان مثال، اگر بخواهيد كسي را متقاعد كنيد كه مجسمه آزادي زيباتر از برج ايفل است لازم است كه كمي درمورد معماري و زيبايي شناسي مطالعه كنيد تا بتوانيد درمورد اين موضوع بحث كنيد. اگر مي خواهيد چيزي مثل ماشين بفروشيد، بايد همه آنچه كه بايد را در مورد آن ماشين بدانيد. همچنين بايد درمورد بقيه ماشين هايي كه با ماشين شما در رقابت هستند هم بايد اطلاعات داشته باشيد تا بتوانيد طرف مقابل را براي خريد آن متقاعد كنيد.
 
·          مودبانه فرد را گير بيندازيد. درصورت امكان ارتباط چشمي را با فرد مقابل حفظ كنيد اما دقت كنيد كه اين نگاه ها آزار دهنده نباشد.
 
·         حفظ احترام متقابل را فراموش نكنيد. اگر كسي فكر كند كه به او احترام نمي گذاريد، هيچوقت هيچ چيز را از شما نخواهد پذيرفت. پس به طرف مقابل نشان دهيد كه براي او احترام قائليد و آنقدر خوب باشيد كه او هم به شما احترام بگذارد.
 
·         اعتماد جلب كنيد. براي متقاعد كردن ديگران شما به اعتماد آنها نياز داريد. لازم نيست به خود شما بعنوان يك انسان اعتماد داشته باشند، فقط كافي است كه اعتماد كنند كه آنچه مي گوييد منطقي است و اينكه مي دانيد كه چه مي گوييد. بهترين راه براي جلب اعتماد آنها اين است كه قدم اول و دوم يعني داشتن اطلاعات كافي درمورد موضوع را رعايت كنيد.
 
·         خوب گوش دهيد. به حرفهاي طرف مقابلتان گوش كنيد. با فكر و دقت ديدگاه هاي خودتان را مطرح كنيد.
 
·         هرجا كه توانستيد با بيان حقايق واقعي ديگاهتان را تقويت كنيد. دروغ گفتن فقط تا زماني طرف مقابلتان را منقاعد مي كند كه پي به واقعيت ماجرا نبرد. آنوقت ديگر هيچوقت نخواهيد توانست آن فرد را به چيزي متقاعد كنيد.
 
·         اجازه بدهيد ديگران هم شما را متقاعد كنند. گاهي اوقات پذيرفتن يك ديدگاه از فردي ديگر و نشان دادن اينكه مي توانيد ذهنتان را وقتي اشتباه مي كرديد تغيير دهيد به طرف مقابل هم كمك مي كند همين كار را انجام دهيد و وقتي شما ديدگاهي منطقي داشته باشيد او هم بتواند ديدگاه شما را بپذيرد.
 
·         فعالانه گوش كنيد. اينكار به شما كمك مي كند كنترل مكالمه را در دست گيريد و حواستان به همه چيز باشد. تكنيك هاي گوش كردن فعال عبارتند از:
 
o        بازخورد غيركلامي: تكان دادن سر موقع حرف زدن ديگران و امثال آن.

o        بيان دوباره آنچه طرف مقابل گفته است براي اطمينان دادن به او از اينكه به خوبي حرفشان را گوش مي كنيد.
 
·         اطمينان يابيد كه ايرادها و اعتراضات طرف مقابل را مي فهميد و به طريقي منطقي به آنها پاسخ مي دهيد.
 
·         روي اعتقاداتتان حساس باشيد و تعصب داشته باشيد اما به ديدگاه ديگران هم احترام بگذاريد. بايد توضيح دهيد كه چرا ديدگاهتان برايتان اهميت دارد.
 
·         انگيزه هاي طرف مقابل را درك كنيد. .وقتي بدانيد طرف مقابل چه مي خواهد، خيلي بهتر خواهيد توانست نياز آنها را برآورده كنيد.
 
·         اعتقادات خود را با زباني بيان كنيد تا طرف مقابل بهتر و راحت تر درك كند.
 
·         پيگير باشيد. براي اطمينان از اينكه فرد مقابل ديدگاه جديدش را كاملاً متوجه شده و درك كرده است، از او سوال بپرسيد.
 
نكات

·         براي جلب توجه جمعي، افرادي را درون جمع انتخاب كرده و هر از گاهي موقع حرف زدن به چشمان آنها نگاه كنيد.
 
·         هيچوقت خونسرديتان را از دست ندهيد.

·         هميشه رفتاري دوستانه و توام با احترام داشته باشيد حتي اگر طرف مقابل ديدگاه خود را تغيير نمي دهد.
 
·         اعتقادات از بين مي روند. ممكن است فكر كند كه ديدگاه كسي را تغيير داده ايد اما متوجه شويد كه ظرف يك تا دو روز يا شايد يك هفته درست به همان ديدگاه قبلي خود برگشته اند.
 
·         چند كتاب درمورد تكنيك هاي فروشندگي بخريد و مطالعه كنيد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

فن سخن و بيان -راهكارهاي ساده براي جاري شدن كلام !!

اگر به نكات زير دقت كنيد هنر فن بيان و محاوره بسيار آسان مي شود و در موقعيت هاي اجتماعي  با اعتماد به نفس كامل مي توانيد ارتباط برقرار كنيد.

بيشتر افراد در موقعيت هاي اجتماعي در ابتدا احساس آشفتگي ، خجالت و غريبي مي كنند. 

در وضعيتي كه شما احساس مي كنيد راجع به موضوع مورد بحث چيزي نمي دانيد بايد با حرفي سكوت  و سردي

بين خود و نفر مقابل را بشكنيد و بحث را شروع كنيد. در اين حالت چه مي كنيد ؟!

اولين قانون براي شروع گفتگو :

1-     بخواهيد كه درباره ي موضوع  اصلي صحبت  كنيد نه حاشيه :

1-1 در محيط كاري :

اگر شما با يك بازارياب حرفه اي طرف هستيد ، او هر طور شده رشته كلام را به دست مي گيرد تا به هر صورت محصول خود را ارائه دهد ، به ياد داشته باشيد او هيچ وقت شما را در موقعيتي قرار نمي دهد كه كلمه بله يا خير را در مورد تاييد يا عدم تاييد جنس مورد نظر بگوييد .

به طور مثال شما هرگز از دهان آنها اين حرف را نمي شنويد كه : آيا مي خواهيد اين بيمه را بخريد ؟!حتي اگر با خريد مخالفت كنيد باز هم پافشاري او بيش ترشده و با با عباراتي مثل : شما اصلا" در مورد اين بيمه چيزي مي دانيد ؟!! و در اين وقت است كه او قاطعانه پاسخ شما را خودش مي دهد " نه هيچي نمي دانيد " و يك سري چيزهايي بيان مي كنند كه شايد در نهايت هيچ ربطي به موضوع اصلي نداشته باشد ، در اين حالت فروشنده  راحت مي تواند به هدف اصلي خود برسد و بحث را ببندد. اين بازارياب ها سوالاتي مي كنند تا شما را به اهداف و پيش بيني هاي ذهن خود نزديك كرده و چون شما در موقعيت يك فروشنده نيستيد ، بالاخره راضي به خريد مي شويد ! بنابراين موضوع اصلي بحث را فراموش نكنيد.

2-1- اين حالت در موقعيت هاي روزمزه اجتماعي چگونه مي شود ؟

فرض كنيد سر ميز شام هستيد با دوستانتان ، شما نبايد فقط بگوييد  " اين مرغ چقدر خوشمزه است !" بلكه با اضافه كردن كلماتي به سوال خود منتظر پاسخي مي مانيد !

بطور مثال " اين مرغ چقدر خوش مزه است بصورت دلمه در يك شب ديگر بسيار لذيد مي شود ! بگوييد كي و كجا آن را درست كنيم و بخوريم ؟1!

خوب ! سكوتي بين شما و آنها ايجاد مي شود كه در حين اينكه آنها از درون از دست شما عصبي هستند ولي تنها شما آنها را مجبور كرديد كه با خوشحال نشان دادن خود سعي  كنند تنها نظر شما را بپذيرند و موضوع گفتگو شروع مي شود!

مثال ديگر :

شما مي خواهيد در مورد لباس يك خانم نظر دهيد و آن را كامل تر كنيد  :

شما نبايد بگوييد :" چه لباس قشنگي " خوب ، مطمئنا" او تنها پاسخ مي دهد " متشكرم! "

بنابراين اين طور مي پرسيد :" چه لباس قشنگي ! از كجا خريده اي ؟ " ، در اين حالت پاسخ او كامل تر است و حداقل مي دانيد از كدام فروشگاه خريد كرده است ، پس اين طور ادامه مي دهيد و مي پرسيد : " آن فروشگاه كجاست ؟" و در ادامه مي گوييد" همسر من ( يا كس ديگر را مثال بزنيد ) از جاي ديگر خريد مي كند، من واقعا" لباسهاي سبك اصيل و رسمي را دوست دارم تقريبا" شبيه مدلهايي كه درتلويزيون است ، شما ديده ايد ؟! " و به اين ترتيب گفتگو ادامه مي يابد ...

2-     آرام و خونسرد باشيد :

يك فرد خونسرد باعث آرامش فردمقابل هم مي شود ، هميشه باادب باشيد و با روي خوش ، ديگران هميشه با چنين كسي دوستانه برخورد مي كنند.

3-     مي توانيد دقيقا" از جايي كه هستيد شروع كنيد :

به طور مثال اگر مورد اصلي بحث محيطي است كه در آن هستيد  اين طور مي گوييد :

" چه دكور جالبي !" " نظر شما درباره ي  رنگ آميزي آن چيست  ؟!"

نبايد دائم به آن چيزي كه خودتان علاقه داريد اشاره كنيد ، نظر ديگران را بخواهيد تا پاسخي هم از آنهاداشته باشيد واين چنين است كه ناخودآگاه  گفتگو شروع مي شود.

اگر در موقعيتي قرار بگيريد كه به عنوان نقد كننده خبري هستيد بازهم نظر ديگران را بپرسيد و آنها را در بحث سهيم كنيد.

در باره ي موضوعي  كه ممكن است كسي ناراحت شود بحث نكنيد چرا كه خيلي موضوعات عادي و عمومي هستند   كه افراد مي توانند بدون ايجاد دلخوري در مورد آنها گفتگو كنند.

در واقع مهم اين است كه به طريقي  آنها را درگير بحث كنيد و محاوره به خودي خود ادامه مي يابد.

به ياد داشته باشيد اگر بين افراد ،  سكوتي حاكم شود آنها چون هنر شروع كردن بحث را ندارند ، خيلي خوشحال مي شوند كه كسي مثل شما بتواند گفتگو را آغاز كند.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۶۹

چطور منتقدي منطقي باشيم ؟

بااينكه اين مقاله كمكتان نمي كند كار و حرفه اي در اين زمينه براي خودتان راه بيندازيد اما كمكتان مي كند كه در قضاوت روشن فكرانه تر تصميم بگيريد. همچنين خيلي بهتر راهنماييتان مي كند كه از يك ديدگاه پخته تر و بي طرفانه تر قضاوت كنيد.

1. قدم اول

قانون اول اين است كه همه احساسات نسبت به هر موضوعي را بايد كنار بگذاريد. موضوع شما نيستيد، موضوع عموم مردم است. وقتي مي خواهيد نقد كنيد، بايد نقش همه را در نظر بگيريد و خودتان را جاي همه بگذاريد.

2. قدم دوم

بايد مشاهدات خود را خنثي نگه داريد. اگر مي خواهيد درمورد آخرين نتايج مسابقات بيسبال نظر بدهيد، و طرفدار يك تيم خاص هستيد، نظراتتان بايد كاملاً بي طرف باشد حتي اگر تيم مقابلتان برنده مسابقه است.

3. قدم سوم

هر دو طرف داستان را بشنويد. مثلاً اگر مي خواهيد يك فيلم را نقد كنيد، دقت كنيد كه نقاط قوت و ضعف فيلم را در كنار هم ببينيد.

4. قrial, helvetica, sans-serif">3 دليل اصلي شكست در مذاكرات و گفتگوها

بااينكه كتابها و مقالات زيادي درمورد تاكتيك ها، تكنيك ها و استراتژي هاي مذاكره نوشته شده است اما مطلب چنداني درمورد دلايل شكست مذاكرات در رسيدن به اهداف خود وجود ندارد. در اين مقاله به بررسي سه دليل اصلي و اساسي برآورده نشدن اهداف اكثر مذاكره كننده ها مي پردازيم. همچنين اين موضوع كه چرا بسياري از مذاكره كننده ها كه در يك حوزه مذاكره توانايي دارند، در حوزه هاي ديگر خارج از تخصص خود موفق نمي شوند.

اولين و شايد اصلي ترين دليل شكست بسياري از مذاكره كننده ها اين است كه اكثريت آنها هيچوقت دانش عمومي خود را در زمينه مذاكره به مهارت هاي خاص كه مثلاً به سادگي جدول ضرب قابل يادآوري باشند، تبديل نمي كنند.

اگر از همه آنهايي كه به طور تخصصي كار مذاكره انجام مي دهند بپرسيد كه چه قالبي براي مذاكره به كار مي برند، فكر مي كنند كه از فضا آمده ايد.

حتي وقتي كسي سعي مي كند سوال را با نام بردن از چند پاسخ ممكن (مثل قالب كاراس، قالب هاروارد، قالب كوهن، و امثال آن) روشن تر كنند، اكثر مذاكره كننده ها قادر به ارائه يك پاسخ مشخص نيستند. و خيلي از آنهايي كه يك پاسخ مشخص مي دهند، ندرتاً مي توانند حتي ابتدايي ترين اصول آن قالب را هر روز هفته دنبال كنند.

وقتي از متخصصاني كه در كارگاه هاي  مذاكره شركت كرده اند سوالاتي از قبيل، "اولين قانون يا رهنمودي كه در دوره آموزشي كه شركت كرديد در اختيار شما قرار گرفت چيست؟" پرسيده مي شود، چيزي جز نكاتي جزئي درمورد آنچه كه در كلاس ها شنيده بودند يا از كتابها خوانده اند براي گفتن ندارند.

درمقابل، اگر از كسي كه به طور تخصصي كار مذاكره انجام مي دهند بپرسيد كه دو بعلاوه دو چند مي شود، پاسخ آنها چه خواهد بود؟ هر پاسخي به غير از چهار مطمئناً اشتباه خواهد بود.

با اين وجود، از همان فرد اگر بپرسيد كه از چه قالبي براي مذاكره استفاده مي كند، فقط مات و مبهوت شما را نگاه خواهد كرد. از آنهايي كه فكر مي كنند براي سوال قبلي پاسخ دارند، باز بپرسيد، "اصل اوليه قالبي كه استفاده مي كني چيست؟" و خواهيد ديد كه اكثريت قريب به اتفاق آنها قادر به ارائه يك پاسخ روشن نيستند.

چرا اينطور است كه خيلي از آنهايي كه فكر مي كنند حفظ كردن جدول ضرب براي ياد گرفتن جبر اصل مهمي است، قادر نيستند به اصول اوليه يك قالب مذاكره براي متخصص شدن در كار خود متعهد شوند؟

نكته اين نيست كه همه بايد از يك قالب مذاكره مشخص استفاده كنند؛ نكته اينجاست كه بدون متعهد شدن به يك قالب مشخص در مذاكره، رشد و پيشرفت مهارت هاي واقعي در مذاكره ممكن نخواهد بود.

علاوه بر اين، حذف يك قالب مذاكره خاص باعث مي شود كه آموزش تكرار نتيجه به ديگران سخت تر شود—مثلاً در مواردي كه شركت چيزهاي يكساني را مداوماً معامله مي كند—و اين يعني فقدان يك قالب خاص براي مذاكره با طولاني تر شدن يك رابطه، گران تر تمام مي شود چون اشتباهات پشت سر هم تكرار مي شوند.

و وقتي نتيجه نهايي يك مذاكره آن چيزي نيست كه بخواهيد آنرا تكرار كنيد چه اتفاقي مي افتد؟ يك مذاكره كننده چطور مي تواند بفهمد كه مذاكره اي از خط خارج شده است؟ به زبان ساده، اكثريت بيشماري از مذاكره گرهاي حرفه اي نمي توانند بفهمند كه كجاي كار در يك مذاكره كه نتيجه رضايت بخشي برايشان نداشته، اشتباه بوده است و چطور مي توانند در آينده آن اشتباهات را تكرار نكنند. و دليل آن اين است كه پايه خاصي براي مذاكرات خود ندارند كه استراتژي ها و تاكتيك هايشان را آناليز كند.

اگر بخواهيد متخصص مشروب شويد، مطمئناً هيچوقت نمي رويد با نوشيدن يك بطري از دوازده مشروب مختلف در آخر هفته به هدف خود دست پيدا كنيد. رويكرد بهتر اين خواهد بود كه دوازده مورد از يك نوع مشروب را به مرور زمان امتحان كنيد و بعد خصوصيات آن مشروب را با خصوصيات مشروب هاي ديگر مقايسه كنيد. دانشي كه در نتيجه آن به دست مي آوريد تخصص شما خواهد بود و توانايي شما در اين مقايسات در شرايط و موقعيت هاي مختلف نيز مهارت شماست. بله، مذاكره گرهاي زيادي هستند كه هيچوقت در طول زندگيشان در كلاس هاي آموزشي اين حرفه شركت نكرده اند يا حتي كتابي در اين باره مطالعه نكرده اند اما تعداد آنها بسيار بسيار كم است. اگر چنين شخصي را مي شناسيد از او بخواهيد كه روش كار خود را به شما هم آموزش دهند. اكثر مواقع، بين كسي كه بلد است كاري را انجام دهد و كسي كه مي داند چطور به فرد ديگري ياد بدهد كه نتيجه يكساني بگيرد، تفاوت زيادي است.

به دست آوردن تخصص و مهارت در مذاكره با متعهد شدن به يك قالب و دنبال كردن آن تا زمانيكه اصول آن قالب را ياد بگيريد، شما را از اكثريت بيشمار مذاكره كننده هاي حرفه اي جدا ميكند. و مطمئناً سطح موفقيت شما در مذاكراتتان بالاتر خواهد رفت.

دومين دليل شكست مذاكره كننده ها اين است كه اكثريت آنها فقط روي نقطه شروع خود تمركز مي كنند نه روي نتيجه مطلوبشان. به عبارت ديگر، مذاكره گرهاي زيادي به نقاط قوت و ضعف نقطه شروع خود توجه دارند نه به ارزيابي چالش ها و مشكلات واقعي كه بين آنها و طرفين مذاكره شان قرار دارد.

يكي از حياتي ترين مهارت هايي كه يك مذاكره كننده مي تواند به دست آورد، مهارت اين است كه بداند چطور مشكلات واقعي كه بين دو طرف وجود دارد را ارزيابي كند. البته حتي خيلي از مذاكره كننده هاي باتجربه هم در تشخيص و فهم نقاط ضعف و قدرت خود و طرفين مذاكره شان اشتباه مي كنند.

ياد گرفتن ارزيابي و تشخيص صحيح موارد و مشكلات آشكار و پنهان بين دو طرف مذاكره مهارتي است كه نيازمند تمركز دقيق و رويكردي سيستماتيك است.

سومين دليل شكست مذاكره كننده ها ترس است. مهم نيست كه چقدر درمورد مذاكره يا نقاط قوت و ضعف طرفين مذاكره مي دانيد، اگر در مواجهه با ريسك و ابهامات،  شجاعت، نظم و عزم كافي نداشته باشيد مطمئناً قادر نخواهيد بود به بهترين نتيجه ممكن دست پيدا كنيد. ترس هميشه باعث مي شود به كمتر از آنچه كه تواناييش را داريد دست يابيد. اگر در يك منازعه رقابتي شركت داريد كه هدف اصلي شما در آن غالب آمدن بر طرف مقابل است، اول بايد با ترستان مقابله كنيد درغيراينصورت همين ترس منجر به شكست شما خواهد شد.

مبارزه با ترس نيازمند تعهد واقعي، فرايندي منظم و اسلوب دار و سفري فراي مرزهاي تاكتيك ها و تكنيك هاي اشتباه ناپذير است.

هر كسي مي تواند با از بين بردن اين س دليل اصلي شكست مذاكره كننده ها، به سرعت در مذاكرات خود پيشرفتي چشمگير داشته باشد. اول بايد يكي از قالب هاي متداول و شناخته شده مذاكره را انتخاب كرده و در كار به آن متعهد شويد و كليه اصول و قواعد آن را به خاطر بسپاريد. به تدريج مهارت ها، دانش و تخصصتان گسترده تر خواهد شد. دوم بايد اين توانايي را در خودتان پرورش دهيد كه موارد و مشكلات آشكار و پنهاني كه دو طرف مذاكره را در ابتداي مذاكره از هم جدا ميكند، شناخته و ارزيابي كنيد و بعد روي نتيجه را به قسمت مشاوره ي شركت اطلاع دهيد. كار آنها برخورد با چنين افرادي است.


درخواست انتقالي كنيد
مي توانيد از مدير قسمتتان درخواست كنيد شما را به بخش ديگري منتقل كند تا براي هميشه از دست آن فرد خلاص شويد.


در برخورد با چنين افرادي...
اولين كاري كه در برخورد با چنين افرادي بايد بكنيد اين است كه خونسري خودتان را حفظ كنيد. اگر اين فرد تمام تلاش خود را مي كند تصوير شما را در محل كار خراب كند، نبايد كمكش كنيد. سعي كنيد پخته و روشنفكرانه عمل كنيد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۶۶

نكاتي پيرامون روش گفتگوي بهتر


 اگر به دنبال برقراري ارتباط مناسب هستيد، بايد بدانيد كه اين كار مستلزم تمرين، ممارست و تلاش فراوان است. بدون برقراري ارتباط هماهنگ، تقريباً حل كليه مشكلات و كشمش هاي خانوادگي غير ممكن مي نمايد. اگر شما دچار مشكلاتي در برقراري رابطه هستيد، به دنبال كمك مي گرديد و يا در پي چند توصيه مفيد مي باشد، ميتوانيد اين مقاله را مطالعه نماييد.

1- به خاطر داشته باشيد كه در يك بحث، قرار نيست كسي " برنده" شود. اگر در نهايت به نتيجه اي كه براي هر دو طرف مقبول باشد، نرسيد، آنگاه هيچ يك از طرفين پيروز تلقي نمي شوند.

2- مصالحه و سازش از انواع بهترين ابزارها براي برقراري گفتگوي سالم به شمار ميروند. پيش از اينكه بخواهيد در مورد مشكلات خود به بحث بنشينيد، بر روي تمام روش هاي ممكن در حل مشكلات خود، به دقت فكر كنيد. بايد بيشتر بر روي روش هايي تمركز كنيد كه با احتساب به آنها بتوانيد مشكلات را با يك درك دو جانبه رفع نماييد.

3-  وقتيكه زمان بحث كردن در مورد موضوعات حساس فرا مي رسد، سعي كنيد با ديد مثبت پيش برويد. به جاي اينكه يكدفعه شروع كنيد به مشاجره و جدل، گفتگو را اينطور آغاز كنيد كه هر يك از شركا بايد در رابطه به رشد و ارتقا دست پيدا كند، بعد بگوييد علاقمنديد تا در مورد پاره اي از مسائل كه موجب بهبود وضعيت خودتان مي شود با او به صحبت بنشيند. بهتر است كه ابتدا از مسائل مثبت شروع كنيد و بعد كم كم به سمت مسائل جدي تر، تغيير مسير دهيد.

4-  به حرف هاي طرف مقابل به دقت گوش دهيد و بازتاب فكري خود را مستقيماً به او منتقل كنيد. بايد كاري كنيد كه او مطمئن شود شما حرف هايش را درك مي كنيد. اگر از عبارت " چيزي كه من از تو شنيدم اين است كه .........." يكي از بهترين راههايي است كه به واسطه آن مي توانيد مطمئن شويد كه منظور طرف مقابل را به درستي درك كرده ايد.

5-  براي نشان دادن "كارت وقت اضافه" هيچ ترديدي به دل راه ندهيد. اگر بحث شما بيش از اندازه حاد شود، به راحتي مي توانيد آنرا متوقف كنيد. همچنين اگر از دايره عقل و منطق خارج نيز شد، بهتر است ادامه آنرا به زمان و يا مكان ديگري كه تصور ميكنيد ممكن است نتيجه بهتري بگيريد، موكول كنيد.

6-  مطمئن شويد كه حركت اعضاي بدن، حالات چهره، و تن صدايتان، با پيغامي كه قصد داريد به طرف مقابل منتقل كنيد، در يك راستا قرار دارند. يكي از پژوهش هاي اخير حاكي از اين مطلب است كه 55% از منظور باطني شما به وسيله حالت صورت و حركات اعضاي بدن به طرف مقابل منتقل مي شوند. اين در حالي است كه تنها 7% از مفاهيم احساساتي به صورت شفاهي قابل انتقال مي باشد.

7-  صادق باشيد، حرف هاي خود را به طور مستقيم بيان كنيد و در موضوعات عيني با هم به بحث بپردازيد. اگر وارد مشاجره اي شويد كه در آن هدف خود را معين نكرده باشيد، مطمئن باشيد كه به هيچ كجا نخواهيد رسيد.

8-  اگر تصور مي كنيد كه نمي توانيد به نتيجه مطلوب دست پيدا كنيد، حداقل سعي كنيد بحث را با يك جمله مثبت به پايان برسانيد. مثلاً: "خوشحالم كه هر دو توانستيم احساساتمان را با هم در ميان بگذاريم، بهتر است بعداً نيز در مورد اين مطلب با هم گفتگو كنيم تا به راه حل بهتري برسيم."

9-  هيچ گاه سعي نكنيد با لحن تند شروع به خوار كردن طرف مقابل نماييد. عقايد طرف مقابل را بي ارزش فرض نكنيد و هيچ گاه او را به تمسخر نگيريد. در عوض، با دقت به حرف هاي شريك زندگي خود گوش دهيد و بعد دليل مخالفت خود را با برهان و منطق و با رعايت كامل احترام، با او در ميان بگذاريد.

10-  ادامه كار خود را رها نكنيد. اگر در حال صحبت كردن در مورد مسائل و مشكلات مالي هستيد و ناگهان بحث هاي احساسي ديگر به ميان كشيده مي شوند، بايد بدانيد كه شما تنها در هر زمان تنها مي توانيد بر روي يك موضوع خاص تمركز كنيد، در غير اينصورت نه تنها به راه حل نمي رسيد، بلكه پرخاش و نزاع نيز به وجود خواهد آمد.

گاهي اوقات شايد لازم باشد از يك نفر سوم كمك بگيريد تا بتوانيد بطور موثر با هم ارتباط برقرار كنيد. يك مشاور و يا رواندرمانگر خانواده، مي تواند مشكلاتي كه حل آنها به نظر شما غير ممكن مي آيد را به راحتي از ميان بردارد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]


مهارت هاي توجه و گوش كردن


مردم عادي مايلند كه ارتباط را فرايندي كلامي تلقي كنند اما دانشجويان علوم ارتباطات اغلب متقاعد مي شوند كه ارتباط ، بيشتر غير كلامي است .بر اساس پژوهش ها ، رايچ ترين برآورد آن است كه ۸۵ درصد ارتباطات ما را ارتباطات غير كلامي تشكيل مي دهد !
بنابر اين ، توجه يا جنبه غير كلامي گوش كردن ، زير بناي اصلي اين فرايند است.توجه كردن به معناي احتصاص توجه جسمي به فرد ديگر است .
گاهي اوقات ، من از توجه به عنوان گوش كردن با تمام بدن ياد ميكنم. توجه كردن ، ارتباطي غير كلامي است كه نشان مي دهد شما به فرد در حال صحبت،دقيقا گوش مي دهيد . مهارت هاي توجه كردن شامل حالت درگير بودن ، تحرك جسماني مناسب ، تماس چشمي و محيط غير مزاحم است
 ● اثرات توجه و عدم توجه
 توجه اثربخش ، كارايي بسيار زيادي در روابط بشري دارد . توجه كردن ،به طرف مقابل نشان مي دهد كه شما به او و صحبت هايش علاقمنديد . به همان نسبت كه توجه نكردن مانع صحبت گوينده مي شود ، اين مهارت ، بيان مهم ترين موضوعات موجود در ذهن و قلب او را تسهيل مي كند.
 آلن آيوي و جان هينكل پيامدهاي توجه را در يك دوره دانشگاهي روان شناسي توصيف مي كنند . آنان رفتار توجه آميز را به شش دانشجو آموزش دادند و سپس از جلسه درسي كه توسط يك استاد ميهمان اداره مي شد فيلم برداري ويديويي كردن . دانشجويان ، رفتارهاي يك دانشجوي بي توجه به كلاس را
 آغازكردند و استاد بدون آگاهي از برنامه تعيين شده براي آنان ، صحبت خود را آغاز كرد. سخنراني او بر يادداشت هايش متمركز بود.
دراين مرحله ، استاد از هيچ نوع حركات بيانگري استفاده نكرد و با توجه اندكي كه به دانشجويان نشان مي داد ، فقط به صورتي يكنواخت و ملال انگيز صحبت كرد. اما پس از آن كه علامت از پيش تعيين شده به دانشجويان داده شد و آنان توجه فيزيكي و عمدي خود را آغاز كردند ، درعرض ۳۰ ثانيه ، سخنران درسي زنده را به وجود آورد.
توجه ، به تنهايي توانست كل جريان كلاس را تغيير دهد اما دانشجويان پس از دريافت علامتي ديگر دوباره توجه فيزيكي خود را متوقف كردند و سخنران پس از تلاشي بي حاصل براي تداوم پاسخ دانشجويان ، همان شيوه سخنراني غير چذاب آغاز كلاس را از سر گرفت.
 ● حالت درگير بودن
از آنچا كه زبان بدن يا تن ،اغلب با صدايي رساتر از واژه ها صحبت مي كند ، حالت درگير بودن ، براي گو[ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳="_blank">۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][