مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 8175
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 7
همه : 5169138

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۶۵

عملگرا باشيم ، فقط حرف نزنيم


 اگر شما فردي هستيد كه به يك شيوه زندگي مي­كنيد و مي­گوييد كه قصد داريد در آينده به طرز ديگري زندگي كنيد، فقط اهل حرف هستيد. فردي هستيد كه هميشه كاري را به بعد موكول مي­كنيد ولي هرگز آن را انجام نمي­دهيد. عبارات كاشكي و اميدوارم، چيزي جز اتلاف وقت نيستند. اين عبارات، شما را از تصميمات مهمي كه در مورد فعاليـت­هاي زندگي خود اتخاذ كرده­ايد بر حذر مي­دارد. در واقع كارهايي كه شما انجام نمي­دهيد، به بعد موكول نمي­شود بلكه ضايع مي­گردند. وقتي كاري را به بعد موكول مي­كنيد، لحظات فعلي خود را به بطالت مي­گذرانيد. تعلل نوع ديگري از بطالت است. تعلل جنبه نيرومند و طاقت فرساي زندگي است. براي اكثر مردم تعلل مفري براي فرار از زندگي كنوني است. زمانيكه در كاري تعلل مي­ورزيد باعث مي­شود كه از توان خود در لحظه فعلي دريغ كنيد و از اين بابت به اين اميد دل مي­بنديد كه كارها در آينده روبراه خواهند شد. به قول بزرگي: تعلل، هنر ماندگاري در گذشته مي­باشد.


مهمترين عامل تعلل در كارها ترس مي­باشد. ترس پديده­اي نيست كه به خودي خود وجود داشته باشد، بلكه ميوه و ثمره يك فكر معيوب است. ترس يك پندار باطل است كه تنها به خواست و اجازه شما بر وجودتان حاكم مي­شود و شما با مهارت تمام اين ايده را پرورانده، به آن هيبت بخشيده و از آن يك غول بي شاخ و دم مي­سازيد. جسورانه ترين كار فرد ترسو و محافظه كار آن است كه بوجود چيزي بنام شهامت اقرار كند و آنگاه براساس آن دست به عمل بزند. قدرت نهايي انسان از حس جسارت و ماجراجويي او ناشي مي­شود. بنابراين، تمام تلاش خود را در راه غلبه بر ترس به كار ببريد. چرا كه اگر به پيام­هاي ترس و ترديد گوش دهيد، حقايق مسلم زندگي، چون صلح و صفا، تندرستي، شادماني و عشق را به بوته فراموشي سپرده، افكار سياه و منفي را بر خويش مسلط خواهيد ساخت. بنابراين براي غلبه بر تعلل در كارها نكات زير توصيه مي­شود:


1- اهل حرف زدن نباشيد. انسان هر چه بيشتر سخن بگويدحرف دل خود را به ديگري بزند يا رفتار مورد علاقه خود را انجام دهد.

در اين ميان غرور يكي از عواملي است كه در اين زمينه موثرتر است و تا حدي در تصميم گيري افراد نفوذ پيدا مي كند كه آنها را از بيان خواسته هاي قلبيشان باز مي دارد و موقعيت زرين پيش آمده را از آن ها مي گيرد.

عامل ديگري كه معمولا مسبب اين اتفاق مي شود، "شرم و حيا" يا همان خجالت افراد است كه  تحت تاثير آن و ترسي كه از عكس العمل طرف مقابل وجود دارد مانع از گفتن حرف دل افراد مي شود.

كارگري بود كه به علت ديسك كمر نمي توانست اشياء سنگين را به تنهايي جابجا كند و از روي حيا و خجالت قدرت بازگو كردن مشكل خود را نداشت و توقع داشت كارفرمايش او را از انجام اين كار بازدارد، اما كارفرما به دليل مشغله كاري توجهي به روش كار كارگر خود نداشت و آن كارگر به علت اين كه انتظار داشت تا كارفرمايش مانع اشتباه او شود هر روز وضع بيماري خود را بدتر مي كرد و به خود آسيب مي رساند.

اما آن كارگر بايد درك مي كرد كه كارفرمايش از مشكل او به درستي با خبر نيست يا بنا به دلايلي به آن توجه ندارد، آن وقت با در نظر گرفتن شرايط و نوع رفتار كارفرماي خود كنار گذاشتن ترس و خجالت مشكلش را مجددا به او بازگو مي كرد و درخواست راهكار جديد مي نمود.

درك شرايط و موقعيت طرف مقابل، نكته اي ديگر است كه زمان بيان حرف هاي ناگفته خود بايد به آن دقت كافي داشته باشيم. به اين معني كه براي بيان خواسته هاي خود بايد تشخيص بدهيم كه اوضاع مناسب است. طرف مقابل در شرايط روحي مساعدي باشد، موقعيت زماني و مكاني مناسب باشد يا افراد اضافه در جمع نباشند و مواردي از اين قبيل.

به هرجهت براي آشكار كردن حقايق و گفتن ناگفته ها همه افراد ناگزير به گفتن آن ها هستند و بايد اين باور را پذيرفت كه براي به دست آوردن آن چه در آرزو و يا ذهن ما وجود دارد بهتر است ابتدا جرات و جسارت انجام آن را در شرايط مختلف به دست آوريم و بازدارنده هايي مانند، ترس، غرور، خجالت و توهم و تخيل را از خود دور كنيم. هيچ گاه نبايد منتظر بود تا معجزه اي پيش بيايد و طرف مقابل ناخودآگاه متوجه خواسته ما بشود حرف دل ما را بزند يا خواسته مان را عملي كند.

براي گفتن ناگفته ها بايد هر لحظه را غنيمت شمرد آن طور تصور كرد كه اين آخرين فرصت پيش آمده است و با از دست دادن آن بايد دور آرزو يا پيشنهاد خود را خط قرمز كشيد. به اين ترتيب مي توان بر غرور يا خجالت و هر بازدارنده ديگري غلبه كرد و خواسته قلبي خود را عنوان كرد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۵۸

روشهاي برخورد با انتقادات ديگران

"انتقاد چيزي است كه خيلي راحت، با هيچ چيز نگفتن، هيچ كاري نكردن، و هيچ چيز نبودن مي توانيم از آن دوري كنيم."

– ارسطو

شنيدن انتقاد هميشه جالب نيست. البته راه هايي وجود دارد كه بتوانيد طوريكه كمتر برايتان آزاردهنده باشد، با آن برخورد كنيد و گاهي وقت ها هم تاثير خوبي از آن بگيريد.

در زير به چند نكته كه در برخورد با انتقادات ديگران مي تواند خيلي كمك كننده باشد اشاره مي كنيم.

اين نكات هم، مثل همه نكات اخلاقي ديگر، جنبل و جادو نيستند. ممكن است بار اولي كه از آنها استفاده مي كنيد، اصلاً موثر نباشند. بايد تمرين كنيد. به مرور زمان عضلات مغز شما قوي تر مي شوند و بعد برخورد با انتقاد برايتان ساده تر شده و ارزش بيشتري برايتان پيدا مي كند.

قبل از اينكه دهانتان را باز كنيد، تا 10 بشماريد

اگر بخواهيد بلافاصله به انتقاد پاسخ دهيد، واكنشتان مطمئناً تدافعي خواهد بود. و كلماتي كه از دهانتان خارج مي شوند، غيرضروري، نادرست و بيش از حد احساسي خواهند بود. وقتي كسي از شما انتقاد ميكند، قبل از اينكه دهانتان را براي پاسخ به او باز كنيد، حداقل تا 10 بشماريد بعد جواب دهيد. با اين روش ساده كمي به خودتان مهلت مي دهيد كه قضيه را تجزيه تحليل كنيد و ديگر حرفي نمي زنيد كه بعدها از آن پشيمان شويد.

مثل بودا با آن برخورد كنيد

شايد اين داستان را قبلاً شنيده باشيد. اين راه بسيار خوب و عملي براي نگاه كردن به انتقاد است. در واقع براي مقابله با انتقاد هاي سخت و كوبنده و حملات شخصي خيلي به دردتان مي خورد.

"مردي با بي ادبي تمام وسط يكي از سخنراني هاي بودا مي پرد. بودا صبر مي كند تا حرف هاي آن مرد تمام شود و بعد از او مي پرسد، وقتي كسي هديه اي به كس ديگري مي دهد اما او آنرا پس مي زند، هديه متعلق به چه كسي مي شود؟ مرد مي گويد، آنكه هديه را پيشكش كرده. بعد بودا مي گويد، پس من هم اين بي ادبي شما را نمي پذيرم و به خودتان برمي گردانم."

خيلي راحت است، هديه انتقاد را قبول نكنيد. هيچ اجباري در كار نيست.

هم تحسين و هم انتقاد را به يك شكل بپذيريد

نظر من درمورد تحسين اين است كه خيلي چيز خوبي است و با خوشنودي آن را مي پذيرم. خيلي خوب است كه آدم مورد تحسين و تمجيد ديگران قرار گيرد اما به ندرت با شنيدن آن بيش از حد هيجان زده مي شوم و بالا و پايين مي پرم.

برعكس اين طرز تفكر وقتي است كه مخالف آن را مي شنويد: انتقاد منفي. به ندرت پيش مي آيد كه با آرامي با آن برخورد كنيد و احساسات منفي جلوي چشمانتان را نگيرد. بعضي وقت ها هم ممكن است آن انتقاد را با روي باز بپذيريد (اگر بتوانيد از آن درس بگيريد).

اين طرز تفكر معمولاً اينطور است كه برايتان اهميت ندارد بقيه چطور فكر مي كنند. اگر برايتان مهم باشد، هميشه نيازمند و تيره بخت مي شويد و اجازه مي دهيد كه ديگران احساساتتان را كنترل كنند.

پس اينگونه به اعتبار و ارزش داخلي تكيه مي كنيد تا خارجي. هرچه بيشتر و بيشتر به خودتان اعتبار و ارزش مي دهيد و نيازتان به تاييد خارجي كمتر مي شود. اما نبايد در اين رفتار هم بيش از حد پيش رويد. نبايد مثل آندسته از افراد مغرور و خودبيني شويد كه هيچوقت به هيچ انتقادي گوش نمي كند، حتي اگر عاقلانه و منطقي باشد.

اگر يك انتقاد چيزي براي درس گرفتن نداشته باشد و فقط ياوه گويي هاي مسخره باشد آنوقت بايد با اين طرز تفكر جلو برويد. در اين زمان ها هيچ اهميتي به آن حرف ها نمي دهيد و بعد خيلي زود فراموششان مي كنيد تااينكه بقيه روز را با عصبانيت و ناراحتي سپري كنيد.

به انتقاد گوش دهيد و جزئيات آنرا دريابيد

به جاي حمله كردن به طرف مقابل بخاطر انتقادش و ايجاد جوي خصومت آميز، سعي كنيد آنرا آرام كنيد. سعي كنيد آرام و منطقي با مسئله برخورد كنيد و ببينيد كه آن انتقاد چطور مي تواند به شما كمك كند. حتي وقتي يك نفر انتقادي نه چندان سازنده هم از شما مي كند باز هم بايد خوب درمورد حرف او فكر كنيد و ببينيد كه چطور مي توانيد مشكلتان را از بين ببريد. مثلاً اگر كسي درمورد شغل شما چنين انتقادي كرد: "كار تو واقعاً به درد نخور است." چند سوال از او بپرسيد:

- چرا به درد نخوراست؟

- براي بهتر شدن آن چكار مي توانم بكنم؟

- چطور مي توانم اين مشكلم را حل كنم؟

اگر نتوانستند به سوالهاي شما پاسخ دهند، پس احتمالاً فقط قصد آزار دادن شما را داشته اند. اما بيشتر وقت ها در انتقادات منفي مي توانيد نكات ارزشمندي پيدا كنيد. سعي كنيد عملي فكر كنيد و جزئيات انتقاد را بيرون بكشيد و از فرد منتقد اطلاعات بيشتري بگيريد. هرچه اطلاعات شما بيشتر باشد، حل مشكل برايتان ساده تر خواهد شد.

هميشه در مورد شما نيست

هر وقت كسي يك حمله شخصي به شما كرد و كلماتي آزار دهنده در موردتان به زبان آورد، يادتان باشد كه بعضي انتقادها هميشه در مورد خود شما نيست. انتقاد براي فرد منتقد راهي است براي بيرون ريختن عصبانيت هاي سركوب شده، خستگي ها يا حسادت ها. يا حتي راهي براي به كرسي نشاندن حرف خود. خيلي ها هم عادت دارند كه احساسات ديگران جريحه دار كنند تا دعوا راه بيندازند يا توجه ديگران را به خود جلب كنند. در اين مواقع انتقاد درمورد خود فرد منتقد اسن نه درمورد شما.

اگر اين نكته را يادتان باشد مي تواند به آرام شدنتان كمك كند. همچنين يادتان باشد كه فرد مقابل هم يك انسان است و ممكن است آن روز روز خوبي برايش نبوده باشد. اگر از اين ديدگاه به انتقاد نگاه كنيد، برخورد با آن مثل بودا، برايتان ساده تر مي شود.

ياد بگيريد كه انتقاد را مثبت تر تفسير كنيد

اين نكته به اين اشاره دارد كه به زندگي از ديدي مثبت تر نگاه كنيد. كتاب هاي روانشناسي زيادي براي ارتقاء ديدگاه شما نسبت به زندگي وجود دارد كه مي تواند كمك كننده باشد. سعي كنيد در زندگي روزمره تان واقعيت را به طريقي مثبت ارزيابي كنيد.

از آن مثبت انديشي مي توانيد براي برخورد با انتقادات هم استفاده كنيد، طوريكه به هيچ عنوان ناراحت و آزرده خاطر نشويد. اگر منطقي و واقع گرايانه با موضوع انتقاد برخورد كنيد و جانب گيري نكنيد، منتقد از اين منطق شما متعجب خواهد شد و كمي آرامتر مي شود و حرفهايش را با لحن بهتري به شما خواهد گفت.

بخوريد و بخوابيد

اين نكته خيلي ساده است. قبل از اينكه در يك ميتينگ كاري كه ممكن است مورد هجوم انتقادات مختلف قرار بگيريد يا هر موقعيت ديگر كه تصور مي كنيد همچنين جوي در آن حاكم باشد شركت كنيد، به اندازه كافي استراحت كنيد و خوب غذا بخوريد. گرسنگي يا كمبود خواب باعث مي شود غيرمنطقي برخورد كنيد.

با ايميل پاسخ ندهيد

از آنجا كه كلمات فقط 7% گفتگو را تشكيل مي دهد—بقيه 93% مربوط به صدا، لحن و زبان بدن است—عاقلانه تر است كه پاسخ انتقاد كسي را با ايميل ندهيد. بهتر است فردي كه آن ايميل انتقادي را به شما زده پشت تلفن پيدا كنيد يا براي ملاقاتش برويد. با اين كار از بروز سوء تفاهمات جلوگيري مي كنيد. همچنين اگر قصد انتقاد از كسي هم داريد، از انجام آن از طريق ايميل خودداري كنيد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۵۷

روش هاي مهار احساسات در گفتگوها

 واكنش هاي احساسي مي توانند تاثير شگرفي بر هر قسمت از زندگي ما داشته باشند. در طول زندگي، فرايند اجتماعي شدن و بالغ شدن يك سيستم فيلترينگ در مغز ما ايجاد ميكند. هر چيزي كه وارد احساسات ما مي شود، قبل از اينكه ما از آن مطلع شويم، فيلتر مي شود.

اين فيلترها براساس رفتارها، باورها، ارزشها، احساسات، الگوها، و تصور ما از خودمان شكل مي گيرد. از آنجا كه اين فيلترها در درون ما هستند، ما معمولاً از وجود آن آگاهي نداريم اما آنها سخت سر جاي خودشان قرار دارند و بر هر چيزي كه مي بينيم، درك مي كنيم، تجربه ميكنيم، همه آدم ها، اخبار و همه چيز تاثير مي گذارد.

تمرين كنترل احساسات به اين معناست كه از فيلترهاي دروني خود آگاهي پيدا كنيد و بتوانيد از اين طريق واكنش هاي خود را كنترل كنيد. بايد با طريقه پاسخگويي بدنتان در مقابل يك واكنش احساسي آشنا شويد. اين يكي از راه هايي است كه با آن مي توانيد تشخيص دهيد و تاييد كنيد كه يك واكنش احساسي قوي در حال اتفاق افتادن است.

مثلاً وقتي يك نفر شما را دروغگو خطاب مي كند—يا هر حرف ديگر كه راستي و درستي شما را زير سوال مي برد—چه اتفاقي مي افتد؟ وقتي كسي درمورد شما از توهين هاي نژادي استفاده مي كند، چطور؟

توهين هايي كه باعث مي شود دربرابر درستي خود، ايده هايتان يا كساني كه با آنها در ارتباط هستيد، حالت تدافعي به خود بگيريد، مي تواند يك واكنش فوري در شما ايجاد كند. در زير به 6 تكنيك اشاره مي كنيم كه به شما كمك مي كند احساساتتان را تحت كنترل خود درآوريد:

1. حرفي كه فرد مقابلتان مي زند مي تواند احساسات شما را به شكل مثبت يا منفي تحريك كند. در هر دو صورت، هميشه اين خطر وجود دارد كه اختيارتان را از كف بدهيد. به همين دليل در وهله اول لازم است كه واكنش احساسي خود را به مخاطبتان تشخيص دهيد. فقط آنزمان است كه مي توانيد شروع به پاسخگويي به  آن كنيد. برخي علائم مي تواند منجر به بالا رفتن تپش قلب و تنفس شما شود، شايد ميل شديدي به قطع كردن حرف طرف مقابلتان و بالا بردن صداي خود پيدا كنيد، خط فكري خود را از دست مي دهيد، يا عضلاتتان سفت و سخت مي شوند.

2. وقتي تشخيص داديد كه يك واكنش احساسي شديد در حال نمودار شدن است، بايد جهت آن انرژي منفي را تغيير دهيد. تنفس، توجه شما را دوباره به موضوع اصلي برمي گرداند و شما را از آنچه كه موجب ناراحتيتان شده بود، دور مي كند. تنفس عميق مي تواند به شما كمك كند، ناراحتي و عصبانيتي كه به خاطر حرف طرف مقابلتان در شما ايجاد شده بود را از بين ببريد. اگر حرفي كه طرفتان زد، واقعاً شما را اذيت كرده است، سعي كنيد تمركزتان را از روي آن روي تنفستان منتقل كنيد و داخل و خارج شدن آن را كنترل كنيد. اين نوعي تمرين مديتيشن است و مطمئن باشيد كه كمك زيادي به كنترل احساساتتان مي كند. بعلاوه تنفس عميق راه هاي ديگري هم براي تغيير تمركزتان وجود دارد. مثلاً مي توانيد روي چيزهاي خوب، زمانهايي كه احساس خيلي خوبي داشته ايد فكر كنيد.

3. اگر كسي چيزي به شما گفت كه ناراحت شديد، هميشه به طرف مقابل لبخند بزنيد و بعد از او بخواهيد كه كمي در مورد اين عقيده اش توضيح بدهد و مسئله را باز كند.

4. با كار كردن روي حداقل يكي از نتايج مثبت آن رابطه، اين تغيير احساس را از بين ببريد.

5. با كسي مشاوره كنيد. وقتي قرار باشد به كسي كمك كرده و با او مشاوره كنيد، ديگر نمي توانيد عصباني باقي بمانيد.

6. بعد از تمام شدن گفتگو، از خودتان سوال كنيد. وقتي دوباره به حال و هواي آرام هميشه برگشتيد، كمي به گفتگويتان فكر كنيد و ببينيد چه چيز احساسات شما را تحريك كرده است. تا مي توانيد وارد جزئيات شويد. سوال كردن از خودتان به شما كمك مي كند دفعه بعد به چنين موقعيت هايي بهتر واكنش دهيد.

 يادتان باشد در زندگي همه ما روزهاي بد وجود دارد. تصور كنيد كه چقدر احساس بدي پيدا مي كنيد اگر بعدها خبر فوت يا ورشكستگي فردي كه حرفهايش موجب ناراحتيتان شده، را بشنويد. پس سعي كنيد يا هدف آن فرد را از بيان گفته ها پيدا كنيد و يا به كلي ناديده اش بگيريد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۵۶

شيوه برخورد و گفتگو با افرادي كه شما را تحقير مي كنند

 واكنش نشان دادن در مقابل افرادي كه شما را خوار كرده و ارزش هـايتـان را زير سؤال مي برند، قدري دشوار و دردناك است. گاهي اوقات زخم هايي كه اينگونه افراد به شما وارد مي آورند، ممكن است تا ابد باقي بمانند.

مـن خــودم به شخصه زمانيكه به گذشته بر مي گردم افراد بســيار زيادي را به خاطر مي آورم كه در برهه هاي مختلف زنـدگي مرا تحقـيــر مي كردند و ارزش ها و توانايي هايم را دسـت كـم مــي گرفتند. مطمئنـــم كه همه شما تجربه اي مشـابه من داشته ايد، شايد كمتر كسي باشد كه در طول زنـدگي خود با افراد اين چنيني برخورد نكرده باشد. بهترين تكــنيك اين است كه ياد بگيريم به جاي اينكه برخورد تند از خود نشان بدهيم، با آنها مدارا كنيم.


در اين قسمت من چند تكنيك شخصي به شما آموزش مي دهم تا ياد بگيريد چگونه مي توان از پس اين افراد برآمد:

بايد توجه داشته باشيد كه افرادي كه شما را تحقير مي كنند و قصد آسيب رساندن به شما را دارند، در درجه اول بايد خودشان را بيازارند تا بتوانند شما را آزرده كنند.

بايد بدانيد كه يك انسان كامروا، موفق، و با اعتماد به نفس هيچ نيازي به تحقير ديگران ندارد. شايد اين افراد از ديگران انتقادهاي سازنده اي كنند، اما هيچ گاه آنها را تحقير نمي كنند. برخي از افراد به طور كلي نظر منفي نسبت به ديگران دارند چون:

- به دليل كمبودهايي كه احساس مي كنند دوست دارند خودشان را قدرتمند تر از سايرين جلوه بدهند تا به اين طريق بر تزلزل شخصيتي خود غلبه كنند.

- قبلاً كسي آنها را آزرده ساخته و چون توانايي مقابله با آن را نداشتند، با تحقير ديگران سعي مي كنند از موقعيت فعلي خود دفاع كند.

افرادي كه به شدت شما را تحقير مي كنند با اين كار فقط ناراحتي، عدم موفقيت، و بي هدفي خود را در زندگي به نمايش مي گذارند و اين مشكل آنهاست نه شما. دانستن اين مطلب به شما كمك مي كند كه راحت تر بتوانيد در كنار آنها به زندگي عادي خود ادامه دهيد و حرف هايشان را نشنيده بگيريد. اگر بدانيد كه مشكل از طرف مقابل است نه شما، مي توانيد منطقي با مسائل برخورد كنيد و از حرف ها و كنايه هاي آنها شما را آزرده نخواهد كرد.

شايد فردي كه داراي چنين خصوصياتي است يكي از نزديكان شما باشد و برايتان سخت باشد كه بخواهيد از نظر عاطفي خودتان را از او جدا كنيد. هيچ نيازي به اين كار نيست، فقط سعي كنيد در بحث هايي كه او راه مي اندازد، شركت نكرده و خودتان را كنار بكشيد. قصد او اين است كه كاري كند تا شما احساس بدي نسبت به خودتان پيدا كنيد. اين وظيفه شماست كه به آنها اجازه انجام چنين كاري را ندهيد. براي بدست آوردن اطلاعات بيشتر در مورد چگونگي برخورد با افراد منفي نگر به قسمت: "طرز برخورد با افراد منفي گرا" مراجعه كنيد.

توضيحات و نكاتي در مورد افرادي كه شما را تحقير مي كنند:

زمانيكه اينگونه افراد به شما حرفي مي زنند، در پاسخ به آنها، جواب هاي بي شماري به ذهن شما خطور مي كند. اگر چنين كاري را انجام دهيد، در واقع خودتان را با آن فرد هم شان ساخته ايد و اين دقيقاً همان چيزي است كه آنها انتظارش را مي كشند. آنها مي خواهند شما را عصباني كنند تا برخورد شديدي از خود نشان دهيد، آنها ميخواهند شما احساس بدي نسبت به خودتان پيدا كنيد و قصدشان تنها آزار دادن و آسيب رساندن است. شما با جواب دادن به آنها در حقيقت وارد بازي ساختگي شان ميشويد، و در نهايت خودتان را آزار داده ايد. ممكن است بعداً به خاطر حرف هايي كه در عصبانيت از دهانتان خارج شده پشيمان شويد. خوب در زمان بروز چنين حالتي چه كاري مي توان انجام داد؟ بهتر است يكي از موارد زير را امتحان كنيد:

زمانيكه احساس مي كنيد فردي با حالت تهاجمي با شما برخورد مي كند مي توانيد بگوييد: "ازت ممنونم اما فكر مي كنم بهتر است توصيه هايت را براي خودت نگه داري"

و يا: "خيلي سخاوتمندي ولي من نيازي به توصيه هاي تو ندارم"

همه اين مسائل به دليل خشم و نفرتي كه در آنها وجود دارد، درست مي شود و شما هم مجبور نيستيد كه بار مسئوليت زندگي آنها را به دوش بكشيد. شايد آنها بخواهند كه از خشم و نفرت خود به شما سهمي بدهند، اما اين "هديه" اي است كه شما واقعاً نيازي به آن نداريد.

اگر به توصيه هاي آنها گوش كنيد و هديه هاي مسمومشان را قبول كنيد، با اين كار خشم و عصبانيت آنها را به به درون خود راه داده ايد. به خودتان اجازه انجام چنين كاري را ندهيد. شما هيچ نيازي به اين هدايا نداريد، از كنار آنها عبور كنيد.


از پيشنهادت ممنونم

يكي ديگر از واكنش هاي مناسبي كه در مقابل اين افراد مي توانيد از خود بروز دهيد اين است كه به آنها بگوييد: "از پيشنهادت ممنونم" و بعد هم به ادامه كار خود بپردازيد. با بيان اين عبارت شما در حقيقت به بحث پايان مي دهيد. آنها منتظر هستند كه شما از خود عكس العمل نشان دهيد و زمانيكه اين كار را انجام نمي دهيد، ديگر چيزي براي گفتن نخواهند داشت.


ممنونم، شايد حق با تو باشه

"بايرن كيتي" در كتاب خود با عنوان: "عشقت را مي خواهم – آيا حقيقت دارد؟" معتقد است كه بهترين واكنش در مقابل اين افراد: "ممنوم، شايد حق با تو باشه" است. او اظهار مي دارد زمانيكه نظرات ديگران سبب آزرده ساختن شما مي شو،د بايد نگاهي عمقي به درون خود داشته باشيد و ببنيد دليل اصلي اين رنجش خاطرها چيست. با اين كار هم عكس العمل شديد نشان نداده ايد، هم بر روي خود دقيق تر شده ايد.

ديگران تا زمانيكه شما به آنها اجازه ندهيد، نمي توانند شما را بيازارند. در برخي مواقع بهتر است نگاهي به طرز برخورد خود با طرف مقابل داشته باشيد و ببينيد شما چه كاري انجام داده ايد كه او به خودش اجازه داده تا يك چنين پيشنهاداتي نسبت به شما ارائه دهد. آيا توانايي تغيير شرايط را داريد؟ آيا به واقع عقايد او صحت دارند؟

بايد ببينيد كه چرا اين اظهار نظر خاص باعث رنجش شما مي شود. عكس العمل هاي شما، حرف هاي زيادي در مورد شخصيتتان مي زند. در اينجا همه چيز مربوط به شماست و نه شخص مقابل.


اجازه دهيد بداند كه چه احساسي داريد

اگر به فكر تلافي كردن باشيد، خودتان را بي ارزش مي كنيد. بايد خيلي رو راست به او بگوييد كه نظرش شما را آزرده ساخته. البته بايد اين كار را در نهايت آرامش انجام دهيد، به عنوان مثال: "زمانيكه به نظريات من بي توجهي مي كني و آنها را نميپذيري، واقعاً ناراحت مي شوم." فقط به آرامي بيان كنيد و منتظر واكنش آنها بشويد. بهتر است اين كار را زماني انجام دهيد كه تك به تك با فرد مقابل تنها مي شويد، اين امكان وجود دارد كه آنها خودشان هم متوجه نباشند كه در حال آزار و اذيت شما هستند.

اگر چنين بحثي در محيط كار پيش آمد، مي توانيد ادامه بحث را به زمان ديگري موكول كنيد، به عنوان مثال اگر يكي از همكارانتان به شما گفت: "من احساس مي كنم تو نسبت به مسائل مختلف بيش از اندازه حساس هستي" به او بگوييد: "ترجيح مي دهم روي مسائل كاري تمركز كنيم" و يا "الآن مسائل مهمتري براي انجام دادن وجود دارد، بهتر است به مسائل كاري توجه كنيم و موارد شخصي را بگذاريم براي بعد"

با اين كار، آنها را متوجه مي كنيد كه هم از نظرشان خوشتان نيامده و هم كاملاً حرفه اي با آنها برخورد كرده ايد.


ساير نكاتي كه در اين زمينه بايد به خاطر داشته باشيد به شرح زير مي باشد:


شما نياز به تاييد ديگران نداريد

گاهي اوقات نظر ديگران به اين دليل شما را آزرده مي سازد چرا كه از آنها انتظار تاييد 100% داشته ايد، اما نظر آنها بر خلاف انتظار شما از آب در مي آيد. شايد پيشنهاد آنها زياد هم بد نباشد، اما در نظر شما بد جلوه كند، به عنوان مثال اگر سرپرست بخش به شما بگويد: "كارت واقعاً عالي بود، اما آيا ميتواني پاراگراف آخر را اصلاح كني تا كارت قوي تر شود؟" ممكن است ناراحت شويد، و به اين دليل كه توقع شنيدن چنين اظهار نظري را نداشتيد، قسمت اول آنرا هم نمي شنويد، و فقط متوجه بخش انتقادي آن مي شويد.

اگر اين نوع اظهار نظرها را به عنوان نوعي توهين و تحقير در نظر نگيريد، آنوقت ميتوانيد اين نظريه را به عنوان فرصتي براي پيشبرد توانايي هاي خود به كار بنديد.


راهي سريع براي ايجاد عزت نفس – به دنبال تاييد گرفتن از ديگران نباشيد


آيا آنها از داستانهاي ذهني شما با خبر هستند؟

در برخي شرايط، ممكن است نظريات ديگران در ذهن شما به منزله نوعي اهانت به شمار آيد، درصورتيكه طرف مقابل به هيچ وجه قصد انجام چنين كاري را ندارد. اين امر به دليل تفكرات ذهني شما و يا به دليل داستان هاي ذهني كه براي خودتان ساخته ايد، بوجود مي آيد، به همين دليل چيزي را مي بينيد كه وجود خارجي ندارد و تنها زاييده خيال و اوهام ذهنيتان است.

در اينجا برايتان مثالي مي آوريم؛ فرض كنيد شخصي براي شما هديه اي آورده. اگر شما اعتقاد داشته باشيد كه او قصد آسيب رساندن به شما را داشته، ممكن است با خودتان فكر كنيد:"او مي خواهد از راههاي مسالمت آميز وارد شده و از خلق خوش من سوء استفاده كند." اما حقيقت چيز ديگري است و او تنها قصد دارد كه به شما نشان دهد تا چه حد برايش ارزش و اهميت داريد. در يك چنين شرايطي بايد از خودتان سؤال كنيد كه آيا واقعاً همه چيز را آنطور كه هست مي بينيد و يا مي شنويد؟ (هيچ چيز معناي حاصي ندارد تا زمانيكه شما به آن معنا ببخشيد) و يا اينكه داستان ذهني خودتان را وارد كار مي كنيد.


داستان زندگي شما چيست؟ آيا بايد از آن گذشت؟


آيا منعكس كننده اعتقادات شماست؟

بايد توجه داشته باشيد كه اگر خودتان احساس مي كنيد كه فرد دوست داشتني نيستيد، آنوقت اين حس به ديگران هم منتقل شده و آنها نيز تصور مي كنند كه نميتوانند شما را دوست داشته باشند. اگر تصور كنيد كه فقط استحقاق اهانت و تحقير را داريد، آنگاه چيزي جز اين هم عايدتان نخواهد شد. اگر يك چنين تصوري داريد شايد نوبت به آن رسيده باشد كه نگاه عميق تري به درون خود انداخته و اعتقادات خود را زير سؤال ببريد.


انعكاس دادن – كليد درك شخصي


نسبت به تحقيرهاي زيركانه هشيار باشيد

زمانيكه صبر مي كنيد و به پيغام هايي كه به طور روزانه دريافت مي كنيد مي انديشيد، به اين نتيجه مي رسيد كه خيلي بيشتر از آن چيزي كه تصور مي كرده ايد در معرض انتقاد و اهانت قرار گرفته ايد. دليلش هم اين است كه دنيا پر است از انسان هايي كه قصد تحقير ديگران را دارند. هر جايي كه مي رويد، به هر كجا كه نگاه مي كنيد، هر چيزي كه در روزنامه مي خوانيد و يا در تلويزيون تماشا مي كنيد، و حتي تبليغاتي كه مشاهده مي كنيد، همه و همه قصد دارند به شما بگويند كه تا زمانيكه از محصولات آنها استفاده نكنيد، طرز خاصي لباس نپوشيد، مطالعات خاصي نداشته باشيد، طرز خاصي راه نرويد،  به اندازه كافي خوب نيستيد. آنها به طور ماهرانه اي عزت نفس و ارزش شخصي شما را زير سؤال مي برند.

هيچ كس دوست ندارد مورد انتقاد قرار بگيرد؛ به همين دليل اگر مي خواهيد سالم زندگي كنيد و از عزت نفس برخوردار باشيد، بايد اين پيغام هاي منفي كه از سايرين در مورد شخصيتتان مي شنويد را ناديده بگيريد.


نگاهي اجمالي به شيوه هاي برخورد با افرادي كه شما را تحقير مي كنند


زمانيكه در معاشرت با افرادي قرار مي گيريد كه شما را خوار مي كنند، به ياد داشته باشيد:

1- با تحقير كردن متقابل، كارشان را تلافي نكنيد.

2- طرز برخوردشان چيزهاي زيادي در مورد آنها به شما مي گويد، به راحتي مي توانيد درك كنيد كه دليل همه اين كارها، خشم و نفرتي است كه وجودشان را فراگرفته و خودشان بايد با آن كنار بيايند نه شما.

3- آيا مي توانيد از ميان نظريات آنها براي خود يك "هديه" پيدا كنيد؟ مي توانيد به يكي از نقاط ضعف و يا قوت خود در بين نظريات آنها پي ببريد؛ اگر قوت بود آنرا افزايش دهيد و اگر ضعف بود در پي جبران آن برآييد.

4- ممكن است برداشتي كه از نظريات آنها مي كنيد كاملاً نادرست باشد و آنها واقعاً از گفته هاي خود قصد و منظوري مداشته باشند. تنها به دليل اعتقادات و باورهاي ذهني نمي توانيد ديگران را متهم كنيد.

5- نسبت به پيام هاي زيركانه اي كه ممكن است نظريات منفي در بر داشته باشند، آگاه باشيد (مانند تبليغاتي كه هر روزه به گوشتان مي رسد) و به آنها اجازه ندهيد تا حس ارزشمندي و اعتبار شخصي شما را زير سوال ببرند.

گاهي اوقات برخي از توهين ها و تحقيرها هستند كه برخورد با آنها صورت مناسبي ندارد، اما اگر بتوانيد از آنها به نفع خود استفاده كنيد، بهترين كار را انجام داده ايد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۵۵

آرزويي در حد حرف زدن 



يادآوري خاطرات مدرسه برايش زجر آور است. شايد تنها چيزي كه از آن دوره در خاطرش مانده تمسخر هم كلا سي ها و نگاه هاي بي حوصله معلمانش بود. هميشه دوست داشت به راحتي و رواني اطرافيانش صحبت كند. تمام كلماتي را كه مي خواست بر زبان بياورد اول در ذهنش تداعي مي كرد و وقتي به كلماتي مي رسيد كه مي دانست از ادا كردن  شان عاجز است، همه حرفش را مي خورد واز صحبت كردن انصراف مي داد.
وقتي هم كلا سي هايش، او را سوژه اي براي خنديدن مي كردند، فقط بغض مي كرد و پرده اي از اشك جلو چشمانش را مي گرفت. اگر مي خواست جواب شان را بدهد  با لكنتي كه داشت باعث مي شد بيشتر دستش بياندازند.
اول هر سال تحصيلي مادرش را مجبور مي كرد كه با معلم هايش صحبت كند تا از او به صورت شفاهي درس نپرسند واو پرسش هاي معلمانش را به صورت كتبي پاسخ بدهد.
بعضي از معلم هايش اعتقاد داشتند بايد او در جمع وارد شود تا كم كم اين مشكلش از بين برود ويك راه حل خوب براي او زنگ انشا است. امابراي او وحشتناك تر از اين درس نبود. يك بار كه به اصرار معلمش سعي مي كرد انشايي را كه كلي برايش زحمت كشيده بود و دوست داشت فقط معلمش بخواند، سركلا س خواند هنوز اولين جمله را تمام نكرده بود كه كلا س مثل توپ تركيد.
هر آدمي كلي آرزوي طول و دراز دارد اما او فقط يك آرزو روي دلش مانده است، اين كه بدون لكنت بگويد: «من مي توانم حرف بزنم.»
زبان و گفتار جزو لا ينفك زندگي روزمره ماست كه به ندرت به آن فكر مي كنيم. مكالمه ها و گفت  و شنود ها با اعضاي خانواده، دوستان و حتي آشنايي هايي تصادفي آن چنان بي تلا ش و راضي كننده است كه به سختي مي توان تصور كرد كسي مشكلا تي در اين مورد داشته باشد. با اين وجود بسياري از ما هنگامي كه قرار است در جمعي صحبت كنيم يا در يك مصاحبه شغلي شركت كنيم چندان به روان صحبت كردن مان اطمينان نداريم. حالا  تصور كنيد اگر درباره گفتار و زبان خود هميشه نگران باشيم، چقدر در روابطمان با ديگران به مشكل بر خواهيم خورد.
با اينكه لكنت زبان، مشكل يك درصد مردم است، آن هم اكثر مواقع در دوران كودكي، اما وقتي از افراد مي خواهيم كه به اختلا لا ت زبان و گفتار فكر كنند، اولين موردي كه  به ذهن شان مي رسد، لكنت زبان است.
لكنت زبان اختلا ل آشكار در ريتم گفتار است، نوعي اختلا ل گفتار كه مشكلا تي در برقراري ارتباط با سرعت مناسب و به طور پيوسته و روان ايجاد مي شود. در واقع لكنت عبارت است از تكرار، كشش و يا قفل شدن غير ارادي كلمه يا بخشي از كلمه كه فرد قصد بيان آن را دارد. معمولا  در افراد لكنت دار همراه با تلا ش براي بيان درست كلمات، تغييراتي در سرو گردن به شكل پلك زدن، شكلك درآوردن، لرزش فك، لب ها، كج كردن سر و گره كردن مشت ها ديده مي شود. وجود چنين حالا تي در سنين مدرسه باعث اشكال دربرقراري ارتباط با هم سن و سالا ن و مشكلا ت تحصيلي در اثر اجتناب از صحبت كردن در جمع كلا س مي شود. بالطبع موفقيت هاي آموزشي و شغلي و اجتماعي مي توانند تحت تاثير لكنت قرار گيرند. با اين وجود كساني كه لكنت زبان شان تا بزرگسالي ادامه مي يابد، فقط يك سوم آن ها ممكن است در موقعيت هاي شغلي و تحصيلي شان دچار شكست شوند. برخلا ف يك سومي كه ممكن است لكنت زبان  سدي براي رسيدن به اهدافشان باشد، در طول تاريخ افراد برجسته و موفق زيادي وجود داشته اند كه بيشتر عمرشان با اين اختلا ل گفتاري همراه بوده است. از جمله اين افراد مي توان به وينسون چرچيل، چارلز داروين، ناپلئون اول و تئودور روزولت اشاره كرد.
از عوارض لكنت احساس خجالت و نااميدي است  كه مي تواند مشكل ساز شود و بر شغل، سطح درآمد، زندگي اجتماعي، عزت نفس و احساس خوب بودن تاثير منفي بگذارد.
افرادي كه دچار لكنت زبان هستند در كودكي نسبت به ساير كودكان كمتر قادر به كنترل رفتار و عواطف شان هستند و در موقعيت هاي رقابتي و پر استرس از نظر احساسي بيشتر تحريك مي شوند و حواس پرتي  بيشتري دارند و كنترل تمركز بر موضوعي برايشان دشوار است.
گفتيم كه بين همه انسان ها حدود يك درصد از جمعيت ممكن است دچار لكنت باشند و اين موضوع در پسران سه برابر دختران است. در خانواده هايي كه پدر يا مادر سابقه لكنت داشته باشند، احتمال ابتلا  در فرزندان سه تا پنج برابر بيشتر از خانواده هايي است كه در آن ها مشكلي وجود ندارد. حالا  اگر شما جزو اين يك درصد هستيد يا در بين دوستان، آشنايان و همكاران، كسي هست كه لكنت زبان دارد، سعي كنيد توصيه هاي زير را به خاطر بسپاريد.
1- علا وه بر مراجعه به گفتار درمانگر، هميشه سعي كنيد آهسته و شمرده صحبت كنيد و حروف صدادار را بكشيد.
2- با حركات شل وسبك لب  ها از روي كلمات بگذريد.
3- از جايگزيني كلمات خودداري كنيد، فرار از كلماتي كه تلفظشان دشوار است فقط ترس شما را از تلفظ كردن آن ها بيشتر مي كند.
4- موقع صحبت كردن، عقب گرد نكنيد. تكرار كلماتي كه گفته شده به شما كمكي نمي كند.
5- نگاه تان را از مخاطب تان ندزديد و سعي كنيد ارتباط چشمي  طبيعي را با كسي كه شنونده صحبت هاي شماست حفظ كنيد.
6- گاهي در صحبت لكنت عمدي ايجاد كنيد! با قطع و تكرار عمدي مي توان احساس كنترل بهتر و بيشتري روي تكلم در لحظه هاي حساس پيدا كرد.
7- در جست و  جوي كارها و مسائلي باشيد كه موقع لكنت مشكل را بيشتر مي كند. هر چه فرد خودش لكنتش را تجزيه و تحليل كند بهتر مي تواند هماهنگي دستگاه تكلم را برقرار كند.
8- به ياد داشته باشيد كه هدف تكلم سليس تر، بهتر و روان تر است نه تكلم بي عيب و نقص و ايده آل. حتي كساني كه هيچ لكنتي ندارند گاهي در صحبت كردن دچار مشكل مي شوند و بهترين سخنرانان هم درخلا ل كلا م شان گاها تپق مي زنند.
9- به مخاطب خود بگوييد كه لكنت داريد و هرگز آن را پنهان نكنيد.
10- اگر موقع صحبت دچار اضطراب مي شويد، آن را طبيعي تلقي كنيد و از آن خجالت نكشيد، چون عمدا دچار لكنت نشده ايد.
11- زمان هايي را كه دچار لكنت بيشتري مي شويد و باعث خجالت تان مي شود فراموش كنيد و مواقعي را كه در صحبت كردن موفق هستيد به خاطر بسپاريد.
اگر شما خودتان دچار اين مشكل نيستيد ولي با كسي كه دچار لكنت زبان است در ارتباط هستيد هم چند توصيه داريم:
1- با آرامش كامل به آن چه او مي گويد گوش كنيد نه به اينكه چگونه مي گويد.
2- اجازه بدهيد حرفش را تمام كند، شما جمله او را تمام نكنيد.
3- مكالمه هايتان با افراد اين چنيني به صورت پرسش و پاسخ نباشد، اجازه بدهيد تا او درباره فعاليت هايي كه به آن ها علا قه مند است صحبت كند.
4- بعد از اينكه صحبتش تمام شد، با آرامش و با به كار بردن تعدادي از لغات خودش به او پاسخ دهيد.
5- هنگامي كه به عنوان مخاطبش قرار گرفتيد از عباراتي چون: زود باش، الا ن صحبت نكن، كار دارم; حرف زدن راجع به اين موضوع را بگذار براي وقت ديگر و... استفاده نكنيد.
6- هرگز به او نگوييد چه كار كند تا لكنت نداشته باشد. مثلا  از عباراتي مانند يواش، آهسته،  نفس عميق بكش، آرام تر صحبت كن، استفاده نكنيد.
7- كامل كردن جملا ت كسي كه دچار لكنت است; دستپاچه كرن و وادار كردن او به تكميل جملا تش; قطع كردن نا به جاي گفتار; انتقاد مكرر، اصلا ح تلفظ صداها و كلمات; شتاب زدگي در زندگي روزمره; درخواست اينكه در حضور دوستان و آشنايان چيزي را تعريف كند باعث تشديد لكنت زبان مي شود.


منابع
1- كودكان استثنايي، دكتر فرهاد ماهر
2- آسيب شناسي رواني، يحيي سيد محمدي
3- مجله سلا مت، شماره 25

http://mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=15131


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
آرشيو مطالب