مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 1232
دیروز : 6465
افراد آنلاین : 6
همه : 5302029

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۴۲

حرف زدن آسان است اما عمل كردن دشوار


حقيقت مسئله اين است كه هر كسي با يك دهان و تارهاي صوتي مي تواند با ديگران حرف بزند. مي تواند اينقدر حرف بزند كه به كلي خسته و درمانده شود. درمورد همه چيز مي تواند حرف بزند. مي تواند ادعا كند كه بهترين است، مي تواند تهديدتان كند يا حتي فحش و بد و بيراه نثارتان كند.
مي تواند دروغ بگويد، راست بگويد، فريبتان بدهد يا قصه هايي را از خود ببافد كه حقيقت نداشته است، مگر اينكه بتواند حرف هايش را با عمل ثابت كند.


● قهرماني كه قهرمان نبود
بيشتر آدم ها خيلي حرف مي زنند. نظرشان را در مورد همه چيز ابراز مي كنند، چه از آنها خواسته باشند چه نخواسته باشند. آنها به جاي اينكه با اعمال و كارهايشان زندگي كنند، با حرف زندگي مي كنند.
حتماً تابه حال با افراد خالي بندي برخورد داشته ايد كه گوشه اي نشسته و از خاطرات خود شروع به صحبت مي كند. با توجه به حرف هايش شما تصور خواهيد كرد كه او يك قهرمان، يك ورزشكار يا آدم مهمي است، تا اينكه در آخر كار وقتي تا مقصد دنبالش مي كنيد مي بينيد كه وارد پمپ بنزين شده و به كارش ادامه مي دهد.
جريان چيست؟ بله، اين فرد واقعيت خود را دوست ندارد، به همين دليل تصوير يك قهرمان را براي خود مي سازد تا همه قبولش كنند. البته او بايد بداند كه در زندگي كوچك خود، واقعاً يك قهرمان است، فقط بايد اين مسئله را بپذيرد. هر كسي با كمي قوه ي تعقل مي تواند قهرمان باشد.


● حرف هايتان را عمل كنيد
مردان واقعي معمولاً افرادي هستند كه كمتر حرف مي زنند. فقط در مواقع لزوم عقايد خود را ابراز مي كنند. هيچوقت آنها را در حال پرحرفي نمي بينيد چون براي آنها وقت طلا است. حرف فقط زماني مي تواند براي آنها به منزله ي سلاح باشد كه بتوانند آن را با عمل ثابت كنند.
خيلي وقت ها شنيده ايم كه افراد هنگام رويارويي با مشكلات چه تهديدات احمقانه اي مي كنند كه هيچ وقت عملي نمي شود. با اين كار ديگر كسي او را جدي تلقي نخواهد كرد.
براي اينكه ديگران ما را جدي بگيرند، هيچ وقت نبايد حرفي بزنيد كه نتوانيد آن را با عمل ثابت كنيد. اما اگر كسي شما را جدي تلقي نكرد، عصباني نشويد.
تا جايي كه مي توانيد همه ي حرف هايتان را به عمل برسانيد. لازم نيست كه سخنراني كنيد. حرفتان را واضح و كامل بيان كنيد طوري كه همه متوجه بشوند. اگر باز ديگران نفهميدند، ديگر وقتش رسيده كه آن را عملي كنيد. سعي نكنيد به خاطر نفهميدن ديگران شروع به پرحرفي براي توضيح آن كنيد. از قديم گفته اند، كم گوي و گزيده گوي چون دُر. خلاصه حرف بزنيد، اما جملات پرمعني بگوييد. و براي اينكه قدرت و احترام خود را همه جا حفظ كنيد حرفي نزنيد كه نتوانيد آن را اجرا كنيد. و اگر هم زديد به هر قيمتي كه شده آن را عملي كنيد.


● فقط حرف نزنيد، عمل كنيد
عيب ندارد اگر به همه ي دنيا اعلام كنيد كه چه كارهايي مي خواهيد انجام دهيد. اما اول آن را نشان دهيد. حرف زدن آسان است، اين عمل كردن است كه از عهده ي هر كسي برنمي آيد. حرفي نزنيد كه نتوانيد آن را با عمل ثابت كنيد. اما اگر قادر به عمل كردن هستيد، ديگر مي توانيد هر حرفي خواستيد بزنيد.


سايت مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۴۱

چرا به جاي انتقاد قهر مي كنيم؟


در تعريف و تبيين واژه انتقاد و قهر و تعاملي كه بين اين دو رفتار وجود دارد، بايد متذكر شد واژه قهر كه در پي مي آيد در انواع مختلف آن مي تواند قهر رفتاري، قهر گفتاري، قهر شنيداري، قهر احساسي و در نهايت سكوت معني شود. به عبارتي برخلاف هميشه مي توان گفت سكوت علامت رضا نيست و ديگر اينكه قهر در موارد ذيل با فرض وجود رابطه اي معني مي يابد و اگر رابطه يا مراوده اي در ميان نباشد طبيعتاً قهر معني خود را از دست مي دهد و قابل بحث نيست، در تعامل با واژه انتقاد مي توان تذكر داد كه هدف از آن اصلاح ساختار موجود و تلاش، همدلي و يك صدايي جهت نفي فردي و جمعي است. چرا كه انتقاد از هر وضعيتي اگر منجر به نفع فردي نشود چطور مي توان توقع داشت كه نفع اجتماعي از آن بهره اي گيرد.

سئوال اين است: چرا بسياري به جاي انتقاد قهر مي كنند؟

۱- ساده ترين جواب آنكه درك واضح، صحيح و معقولي از واژه نقد احساس نمي شود، انتقاد جاي آنكه اصلاحات ايجاد كند و شاخه هاي زائد و اخلال كننده در رشد را هرس نمايد منجر به عيب جويي شده و نه تنها روند رشد را مختل مي كند بلكه با بزرگ نمايي عيوب بحث را دچار دور و تسلسل كرده و حيات را نيز از شاخه اصلي مي گيرد.

۲- استوار نبودن رابطه دوجانبه بر پايه هاي منطقي و علت و معلولي، انتقاد را به سمت غرض ورزي سوق داده و فرد براي عدم درگير شدن در اين وضعيت خود را به سمت قهر و سكوت مي كشاند. چون اساساً شناخت و درك متقابل وجود خارجي نداشته است پس عدم اعتماد طرفين به يكديگر منجر به غرض خواهد شد.

 ۳- از بين رفتن نفع فردي (مادي - معنوي) مي تواند قهر را جايگزين انتقاد نمايد چرا كه عدم النفع در هر رابطه اي منجر به گسست آن خواهد شد، اگر در محيط كار انتقاد سازنده از رئيس يا مديرمان منجر به از دست رفتن منافع مان شود، قهر را بر انتقاد ترجيح داده و در پي حفظ منافع فردي موجود هستيم.

 ۴- قهر مي تواند گاهي اقدامي تربيتي تلقي شود. فرد در مقابله با فرد ديگر يا در مقابله با اجتماع به دليل آنكه طرف مورد نظر (فرد، اجتماع، حزب، گروه) به خود آيد و در رفتار خود تامل كند و در جهت اصلاح خود اقداماتي به عمل آورد اين رفتار را اتخاذ مي كند.

 ۵- در يك جامعه، متفاوت بودن هدف افراد امري طبيعي به نظر مي رسد، اما انتقاد روش منطقي جهت رسيدن به اهداف را ساختارمند مي كند. گوناگوني مقاصد و تقابل آنها به خودي خود بحث ايجاد كرده و هر كس روش و مقصد خود را ارجح مي شمارد، بي اهميتي طرفين (فرد - فرد، فرد- اجتماع) نسبت به اهداف متغير يكديگر، منجر به بي حوصلگي، بي تفاوتي و منفعل بودن نسبت به هم خواهد شد. براي دوري از اين وضعيت و توجه به خودبيني مي توان قهر را جايگزين گفتمان كرد.

 ۶- احساس خودبزرگ بيني و نگاه فرودستانه به ديگران منجر به منفك كردن خود از جامعه شده، هر چند كه تحقيقاً سطح ادراك فرد بالاتر از سطح جامعه باشد، ساده ترين تصميم ممكن قهر و سكوت و انزوا است، چه بسيار افراد روشني در حوزه هاي مختلف اجتماعي از تاريخ مشروطه تا امروز چنين رفتاري اتخاذ كرده و گوشه عزلت گزيده و چه بسيار مهاجرت را بر هر چيز ديگر ترجيح داده اند.

 ۷- مهارت تحمل شرايط غيرمطلوب امري است لازم، نه در جهت هضم شرايط بلكه مقدمه اي است براي گفتن آراي مفيد و سعي در جهت بهبود وضعيتي كه منجر به اصلاحات شود. مسلماً فقدان چنين تربيتي چاره اي جز قهر به بار نخواهد آورد.

۸- راضي بودن به وضع موجود هر چند كه در آرمان فردي نباشد، افراد را به سوي كسب نفع فردي مي كشاند و فرد را به سوي محافظه كاري پيش مي برد و انتقاد را از بين خواهد برد، چرا كه همواره افرادي كه به وضعيت موجود راضي باشند، خطري ايجاد نخواهند كرد.

۹- انتقاد اصولاً احساس ناخوشايندي به ديگران (فرد - اجتماع) مي دهد، هر چند مستمع پذيرا باشد. انتقاد بدون بحث و جدل به نتيجه نخواهد رسيد. بعضاً افراد براي اينكه شخصيتي مثبت از خود ارائه بدهند و بد جلوه نكنند تصميم به سكوت و قهر مي گيرند و قائل به اين هستند كه سري كه درد نمي كند دستمال نمي بندند.

۱۰- چه بسيار شنيده ايم كه طرف ظرفيت انتقاد را ندارد، بدين علت با وجودي كه فرد رفتارهاي غلط خود را درك مي كند اما حاضر به پذيرفتن نادرستي رفتار خود از زبان ديگران نيست و دائماً توجيه رفتاري دارد، چرا كه مهارت «نه گفتن و نه شنيدن» را به او آموزش نداده اند. به علت اين ضعف رفتاري واضح است كه قهر در انواع مختلف آن شيرين تر از هر چيز ديگري است.

۱۱- با علم بر اينكه تمام رفتارهاي انسان تحت تاثير كودك - بالغ - والد درون خود است و عكس العمل هاي رفتاري وي دائماً در حال رفت و برگشت در مسير فوق است، قهر رفتاري است كه ريشه در احساس كودك درون دارد و نقد ريشه در بالغ. آنجا كه كودك بر بالغ برتري پيدا كند رفتاري كودكانه چون قهر بروز مي يابد و تعقل و انتقاد معني خود را از دست مي دهد، روشن است كه چنين رفتارهايي براي يك انسان بلوغ يافته از نظر جسمي تعجب آور به نظر مي رسد.

۱۲- گاه انسان با تكرار انتقاد از فرد و اجتماع و عدم پاسخ مناسب از طرف مقابل سرخورده شده. به جاي ادامه دادن رويه فوق به علت تحليل انرژي دروني، رفتاري قهرآميز از خود بروز مي دهد چرا كه تحمل خستگي ناشي از اين روند بر شانه هاي او سخت سنگيني مي كند. نتيجه اين مقال اينكه اگر به علت هاي منفي فوق پرداخته و به نكات مثبت آن توجه شود، روحيه نقادي در جامعه دميده خواهد شد و تمام آحاد اجتماع قائل به خردورزي شده و رفتارهاي ناشي از ديدگاه هاي غلط، كمرنگ و كمرنگ تر خواهد شد و اين چيزي جز فرهنگسازي در اين زمينه نيست و بالعكس از آنجايي كه قهر در فرهنگ عاميانه مردم امري ناپايدار و مذموم شده تبيين شده است و هيچ قهري پايدار به نظر نمي رسد و بودن فرهنگي چون فراموش كردن گذشته ها و مراسم آشتي كنان امري است ريشه دار، وضعيت بازسازي شده براساس آشتي و فراموشي متزلزل تر و شكننده تر از قبل شده و مجدداً رفتارهاي قهرآميز جلوه گر مي شود. دور باطل.


محمد راد  :  روزنامه شرق


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۳:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان