مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 11490
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 41
همه : 4339972

چشم ها چه مي گويند؟

 مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني - زبان اشاره )

۲۷

زبان چشم ها

 از راز ارتباط غير كلامي چه مي دانيد؟ چنانچه بسياري از شما خوانندگان عزيز اطلاع داريد در يك ارتباط متقابل بيش از  مهارت هاي كلامي ، زبان بدن و حركات و ارتباطات غير كلامي است كه مي تواند نوع رابطه را تحت تاثير خود قرار دهد. در اين ميان چشم ها نقش بسزايي را ايفا مي كنند و مي توانند پيام رساني قوي را داشته باشند. البته در بحث از حركات و زبان بدن هميشه نمي توان به مطلق بودن و قطعيت رسيد و بهتر است براي تصميم گيري از مجموعه عوامل ديگري نيز كمك گرفت اما اين حركات راهنماي خوبي براي مخاطب هستند.

سطح چشمها:

 در يك گروه، معمولا فردي كه سطح ديد چشمانش از سايرين بالاتر است رهبر محسوب مي گردد. هنگامي كه شما ايستاده باشيد و ديگران نشسته قطعا شما را در موضع قدرت قرار مي دهد.

مالش چشم:

زماني كه فردي چشمش را با انگشت اشاره مالش مي دهد نشانگر فريب و نيرنگ مي باشد. از آنجايي كه فرد مي خواهد تماس ديداري را قطع كند بهانه اي بدست مي آورد كه به اين طرف و آن طرف نگاه كند. اين حركت غير ارادي يك افشاگر حسابي است كه فرد دارد دروغ مي گويد.

هرگاه چشمان يك فرد براي لحظه اي طولاني تر از چشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نيز برخاسته شود پيام چنين است: “به حرف زدن خود خاتمه بده.”

چشم برگرداندن:

اين معمولا يك علامت مسلم از نيرنگ، گناه و دروغگويي است.

چشمان بسته:

هرگاه چشمان يك فرد براي لحظه اي طولاني تر از چشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نيز برخاسته شود پيام چنين است: “به حرف زدن خود خاتمه بده.”

حركت چشم به سمت بالا:

اين نشانه غضب و عصبانيت است.

نگاه مختصر به اطراف:

اين ژستي خجالت گونه و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خيره مي شود در حاليكه سرش را پايين انداخته و به سمت مخالف كج ميكند. اشاره بر كمرويي بي باكانه دارد.

نگاه ممتد:

اين بي ترديد يك نشانه تمايل به آشنايي بيشتر است. شخصي كه تماس چشمي برقرار مي كند، چشم برگردانده، سپس مجددا به چشمان شما نگاه مي كند مي گويد: “مايلم با شما بيشتر آشنا شوم”.

پوشاندن صورت:

زماني كه دست بر روي صورت مي آيد مفهومش چنين است: شوكه شده ام. اين ژست بين فرد و موقعيت مزاحم و متجاوز فاصله مي اندازد.

نگاه خيره شديد:

اين نشانه خلق تهاجمي، سلطه جويانه و تهديد آميز است.

بالا انداختن همزمان دو ابرو:

در ميان يك اتاق شلوغ، مفهوم آن كاملا واضح و روشن است: مايلم با شما ملاقات كنم.

بالا انداختن يك ابرو:

زماني كه يك ابرو بالا انداخته مي شود در حالي كه ابرو ديگر پايين باقي ميماند مفهومش اين است: حرف شما را باور نميكنم.

ابروهاي گره خورده:

زماني كه هر دو ابرو به سمت همديگر كشيده ميشود باعث پديد آمدن شيار بين آن دو مي شود كه دلالت بر اضطراب، درد، ترس و يا آميزه اي از اين هيجانات دارد.

سايت پزشكان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۱:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]


ابزارهاي جامعه شناختي چگونگي برقراري ارتباطات انساني


ارتباط دغدغه ذهني بشر از سپيده دم تاريخ تاكنون:ارتباط برقرار كردن، از آغاز جهان هستي، بعنوان نياز طبيعي انسان در تعامل با ديگران همواره مورد بحث بوده است، بسيار مباحث و گفته‌ها در اين مورد آمده و بعد از اين نيز خواهد آمد، در واقع برآيند تعاريف مختلف گوياي آن است كه هر كسي از ديدگاه خود به تعريف ارتباط و ويژگي‌ها و شرايط برقراري آن مي‌پردازد،
 اما آنچه مسلم است بي‌ترديد پيام همه اين نوشته‌ها، ديدن، شنيدن، درك و پذيرش روح انسان از سوي طرفين است و آنگاه يك ارتباط انساني برقرار شده است. در همة زمان‌ها، در همة فرهنگ‌ها و در همة مليت‌ها، و با همه شرايط اجتماعي متفاوت در جاي جاي جهان هستي، ارتباط و چگونگي و چرايي برقراري آن همواره مورد بحث و مباحثه قرار گرفته است. و در شرايط اجتماعي متفاوت، قالب‌هاي برقراري ارتباط هم مختلف بوده است، اما هدف همة اين ارتباطات همواره برقراري ارتباطي انساني بوده است. هر چند در اينگونه ارتباطات، گاهاً اهدافي عيني هم مد نظر بوده است، حال هدف هر چه باشد، بهر صورت متعامل در پي برقراري ارتباط است، از آغاز آفرينش جهان هستي، ابزارها، مكانيسم‌هاي برقراري ارتباط، گاه كلامي يا غير كلامي؛ گاه از طريق تصويري يا سنگ نبشته‌اي بر روي ديوار، در داخل غارها يا بر روي قاليچه و پارچه‌اي، و بعدها توسط پيك‌ها و قاصدها و سپس با توجه به پيشرفت بشر از طريق رسانه‌هاي نوشتاري، شنيداري و بعد ديداري صورت گرفته است. در حقيقت:
 قالب‌هاي برقراري ارتباط امروزه و در جهان معاصر بسيار پيشرفته و مترقي مي‌باشد بطوري كه اگر كوچكترين مسئله‌اي در دورترين نقطه جهان هستي رخ دهد، با مطلع شدن انسان‌ها در كمتر از چند ثانيه در ساير نقاط هستي، بلافاصله با آن واقعه ارتباط برقرار شده است و انسان بگونه‌اي واكنش نشان مي‌دهد، خوشحال بودن، ناراحت شدن، همدلي، خشمگين شدن و... و عكس‌العمل‌هاي مختلفي كه بگونه‌اي نشان از دريافت پيام توسط گيرنده مي‌باشد، صورت مي‌گيرد. در جهان معاصر انسان بدون ارتباط، انساني افسرده و مرده است. چرا كه در پويايي ارتباط انساني است كه حالاتي مانند بالندگي، شادابي، تحول، تحرك،.... مسير انسان را مشخص و شفاف مي‌كند و باعث سرعت در رسيدن به اهداف مي‌گردد. جامعه امروز و دنياي معاصر كنوني، جامعه‌اي است كه حتي در خلوت انسان‌ها هم ارتباط صورت مي‌گيرد ، آيا ارتباطي كه امروز، از طريق اينترنت با دورترين نقطه جهان صورت مي‌گيرد، قابل قياس با چگونگي برقراري ارتباط صدها سال پيش و حتي دهها سال پيش مي‌باشد؟ به طور قطع و يقين جواب نه مي باشد، امروز پيشرفت وسايل ارتباط جمعي نوين و توسعه روزافزون فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي و بويژه، اينترنت و ماهواره تاثير شگرفي بر برقراري ارتباطات در زندگي مردم و نيز رفتار و مناسبات اجتماعي آنان گذارده است.
 پيامدهاي فرهنگي و اجتماعي تكنولوژي جديد ارتباطي به مانند فكس، تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي و اينترنت به نوعي برقراري ارتباطات انساني را وارد«عصر دوم رسانه‌ها» كرده است كه به كلي با«عصر اول رسانه‌ها» متفاوت مي‌باشد.در عصر اول رسانه‌ها، در برقراري ارتباط، انسان‌هاي عاقل، خود بسنده، با ثبات و متمركز پرورش مي‌يافت و توليد كنندگان اندك براي مصرف كنندگان بسيار، پيام‌ها را توليد و ارسال مي‌كردند. اما در عصر دوم رسانه‌ها، ارتباطات ديجيتالي، انسان‌هاي لايه لايه، متغير و منفعل و مصرف كننده را پرورش مي‌دهد و بواقع مهمترين پيامدهاي فرهنگي رسانه‌هاي الكترونيك جديد، در برقراري ارتباطات، ظهور هويت فرا ملي نزد استفاده كنندگان آنها است.
 رشد و پيشرفت تكنولوژيكي ارتباطات هر چند نكات بسيار مثبتي را براي بشريت به ارمغان آورده است اما بايد به اين نكته نيز اشاره كرد كه:
 «امروزه ممكن است هر جامعه‌اي با اطمينان اعلام كند كه بر مشكلات تاريخي و معاصر ناشي از ارتباطات فايق آمده است، اما در دهه آينده يا نهايتاً قرن آينده متوجه خواهد شد كه پيشرفت‌هاي تكنولوژيك، چه پيامدها، سردرگمي‌ها و مشكلات پيش‌بيني نشده‌اي برايش به ارمغان آورده است. « سين مك برايد ۱۹۸۰»
 ● چرايي و چگونگي برقراري ارتباط
 شما در دنيايي زندگي مي‌كنيد كه به دنياي ارتباطات موسوم است، و.... هر يك از اين كنش‌ها و فعاليت‌ها ي كه شما ا نجا م مي د هيد يك ارتباط ناميده مي‌شود. بنابه شرايط و مناسبات در هر يك از اين برخوردها رفتار خاصي را پيشه مي‌كنيد. و بواقع كنش شما هدفمند است و در يك ارتباط عقلاني قرار مي‌گيريد و انتخاب كنش تصادفي نيست، يعني اينكه شما در عملتان و ارتباطتان هدفي را دنبال مي‌كنيد؟ حال اين سئوال‌ها مطرح مي‌شود كه: چرا ارتباط برقرار مي‌كنيد؟ هدف ارتباط چيست؟ و در حقيقت برقراري اينگونه ارتباطات محتاج چه پيش زمينه‌هاي قبلي و اهداف پيشين است؟
 ● چرا ارتباط برقرار مي‌كنيد؟
 ( قابل ذكر است كه موارد ششگانه ز ير از كتاب “The Dynamics of Human Communication” نوشته Gaile. Myers & Michele T. Myers ترجمه شده است.)
۱) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا خود را بهتر بشناسيد و خود را كشف كنيد. ارتباط برقرار مي‌كنيد تا در يابيد كه در برخورد با ديگران چگونه باشيد و در حقيقت مهمترين مركز توجه در ارتباط، خود شما هستيد و بايد هم باشيد و از اين بودن نبايد احساس شرمندگي كرد.
 ۲) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا ديگران را بيشتر بشناسيد و از شك و ترديد دربارة اطرافيانتان بكاهيد. اغلب كارهايي كه ديگران صورت مي‌دهند و يا در مورد آنها اظهار نظر مي‌كنند شما را تحت تاثير قرار مي‌دهد و مايل هستيد رفتاري متناسب با رفتار ديگران داشته باشيد. اين كه مثل آنان باشيد يا نه، انتخاب با شما است. اما غالباً افراد براي پي بردن به احساس، افكار و يا مطلع شدن از چگونگي رفتار ديگران، ارتباط برقرار مي‌كنند.
 ۳) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا جهان پيرامون خود را بشناسيد. شما قادريد دنياي كنوني، گذشته و آينده را كشف كنيد و براي برقراري ارتباط ثمربخش از توانايي منحصر به فرد انساني يعني استفاده از نمادها- بويژه زبان- بهره‌منديد.
 امروزه شما، به يمن اطلاعات و فناوري و وسايل ارتباط جمعي نوين، هم از رويدادها و عقايد جاري مطلعيد و هم به اطلاعات و مباحث مربوط به باورها و رويدادهايي دسترسي داريد كه قرن‌ها پيش رخ داده و يا هزاران كيلومتر دورتر از شما به وقوع پيوسته‌اند.وقتي به سفر مي‌رويد، مطالعه مي‌كنيد، پژوهش علمي را تحقق مي‌دهيد و يا گفتگوهاي خودماني با هم كلاسيها و اعضاي خانواده مي‌كنيد، سعي داريد نسبت به جهان پيرامون معرفت و شناخت پيدا كنيد.
 ۴) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا دنيا را با ديگران تسهيم كنيد و آنها را ياري رسانيد. شما مهم‌ترين هدف ارتباط هستيد و دربارة خود از ديگران كسب اطلاع مي‌كنيد. اين ارتباط شما را به خانواده، دوستان، گروهها و انجمن‌ها پيوند مي‌زند. هدف مهم ديگري كه دنبال مي‌كنيد. برقراري ارتباط و حفظ تداوم آن است. بدين معني كه از شما قدرداني شود، به شما توجه شود، شما را دوست بدارند و شما نيز آنان را دوست بداريد.
 هنگامي كه با ديگران گفتگو مي‌كنيد و يا مهر و علاقه خود را ابراز مي‌داريد در حقيقت رابطه انساني با اهميتي را موجب مي‌شويد، اگر چه بر روي شما به عنوان يك فرد تمركز دارند، اما بسياري از متخصصان از جمله معلمان، پرستاران، وكلا، كارگزاران و صدها صاحب حرفة ديگر، خود را وقف ديگران كرده‌اند تا از طريق ارتباط مصالح و منافع دانشجويان، بيماران، موكلين و مراجعين را تامين بكنند و در رفع نيازهاي اساسي آنان گام بردارند.
 ۵) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا انها را مجاب كنيد و تحت تاثير قرار دهيد و يا در برابر نفوذ ديگران ايستادگي كرده و ميزان آن را بسنجيد. وقتي دوست خود را متقاعد مي‌كنيد كه به جاي رفتن به كتابخانه، همراه شما به سينما بيايد، قطعاً ارتباط در كانون فعاليت‌ها قرار خواهد داشت. الگوي ارتباط در ايام كودكي با دستورات و فرامين اعضاي خانواده شكل مي‌گيرد ولي در سالهاي بعد الگوي ارتباط تغيير ميكند و امر و نهي مقتدرانه جاي خود را به اقناع و تاثيرگذاري مي‌دهد. رئيس يا والدين به عنوان مركز اقتدار نه فقط بايد قدرت كنترل و نظارت داشته باشند بلكه بايد از طريق ارتباط با ديگران قدرت اعمال نفوذ و تداوم آن را نيز دارا باشند، تا بدين ترتيب عواقب اجرا نكردن دستورات را به آنها گوشزد كنند. ارتباط همراه با پاداش و تنبيه مي‌تواند اهرم قدرتمندي در به نظارت و به نظم در آوردن ديگران باشد. معلمان، مديران، والدين، سياستمداران، بازرگانان و رهبران مذهبي از معدود افرادي هستند كه هدفشان از ارتباط تاثير گذاري و تغيير عقيده و طرز عمل ديگران است.
 ۶) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا تفريح كنيد و لذت بريد و از نظام خشك و انعطاف ناپذير انواع ديگر ارتباط، رهايي يابيد وقتي لطيفه‌اي را براي كسي تعريف مي‌كنيد بر روابطتان اثر مي‌گذارد حتي اگر هدف شما تفريح صرف باشد، تماشاي نمايش تلويزيون، فيلم سينمايي يا نمايش صحنه‌اي(تئاتر) مي‌تواند اهداف گوناگوني را شامل شود كه يكي از آنها فراهم آوردن شرايطي است كه از ارتباط خشك و سخت فاصله بگيريد و از تنش‌ها و مسئوليت‌هاي زندگي رها شويد.
 براي استراحت و تمدد اعصاب خود چه مي‌كنيد؟ اين پرسشي است كه در اغلب مصاحبه‌ها از افراد پر مشغله سئوال مي‌شود.پاسخ اين سئوال از فعاليت‌هاي فيزيكي افراد گرفته(«پياده روي مي‌كنم»، «؟ بازي مي‌كنم»، «با بچه‌ها دو چرخه سواري مي‌كنم»، «پرورش اندام كار مي‌كنم») همه و همه مستلزم برقراري ارتباط خواهد بود. اين فعاليت‌ها، خواه شركت در مسابقه‌اي باشد، خواه همكاريهاي متقابل افراد در كار، همگي بر مبناي گونه‌هاي مختلف ارتباط صورت مي‌گيرد.
 ● ارتباط چيست؟
در يك بررسي كلي مي‌توان گفت:«ارتباط ((Communication شاخة علمي تازه‌اي است كه از تلفيق رياضيات، فيزيك، روانشناسي، زيست‌شناسي، و زبان‌شناسي به وجود آمده است.» ولي بايد افزود كه اين رشتة تازة علمي نه تنها مورد توجه زبان‌شناسي و رشته‌هاي گوناگون علوم انساني و اجتماعي قرار گرفته، بلكه به تدريج در علوم تجربي نيز راه باز كرده است. علاوه بر آن در دهه‌هاي اخير، بينشهايي مانند نظرية «كنش متقابل نمادي»( Symbolic interaction) در جامعه‌شناسي شكل گرفته كه طي آن ارتباط ، به ويژه ارتباطات نمادين، پايه و اساس تمامي كنشهاي اجتماعي شناخته شده است.
اما محققان، به ويژه در جهان سوم، به دلايل مختلف پيش از آنكه به مطالعة رشتة اصلي اين دانش يعني ارتباطات انساني بپردازند توجه، فرصت و بودجه‌هاي تحقيقاتي را صرف ارتباط جمعي كرده‌اند و شايد همين كم توجهي ، در كنار جوان بودن اين رشته از دانش بشري. سبب شده است كه هنوز تعريف كامل مورد توافق دانش پژوهان علوم ارتباط، يعني رشته‌هاي گوناگون علوم اجتماعي و علوم تجربي تدوين نشود.
براي ارتباط تعاريف زيادي در كتابهاي مختلف آمده است كه به نظر من بسياري از آنها جامع و مانع نيست. در زير به بررسي تعدادي از اين تعاريف مي‌پردازيم.
● نگاهي به تعاريف ارتباط
از ميان فرهنگهاي لغت خارجي، و بستر و از فرهنگهاي فارسي فرهنگ دانشگاهي انگليسي- فارسي آريان پور و فرهنگ فارسي معين را انتخاب مي‌كنيم.
در فر هنگ لغا ت وبستر،communicationعمل ار تبا ط بر قر ار كر د ن ،تعر يف شد ه ا ست.در اين فر هنگ همچنين از معا د ل ها يي ما نند تا ثير (impact)،بخشيد ن(bestow)،ا نتقا ل د ا دن(lonvey)،آ گا ه سا ختن ،مكا لمه و مر او ده و دا شتن(have interaction) استفاده شده است.
در وبستر اضافه شده است كه عمل برقرار كردن ارتباط مي‌تواند از طريق كلمات. حروف، پيامها، كنفرانسها، مكاتبه‌ها و ديگر راهها انجام گيرد. (محسنيان راد، ۱۳۸۰، ص ۴۲-۴۱)
فرهنگ دانشگاهي انگليسي- فارسي دكتر عباس آريان‌پور براي لغتcommunication معادلهاي فارسي زير را ارائه داده است.
ارتباط، خطوط ارتباطي، وسايل ارتباطي، مبادله، گزارش، ابلاغيه، ابلاغ، اطلاعيه، نقل و انتقال، مراوده، اخبار، مشاركت، جلسة رسمي و سري فراماسيونها، عمل رساندن، ابلاغ، كاغذنويسي، مكاتبه، سرايت، راه، وسيله نقل و انتقال ، (آريان‌پور، ۱۳۵۴، ص ۴۳۲)
فرهنگ فارسي معين، ارتباط را يك بار به صورت مصدر متعدي و بار ديگر اسم مصدر معني كرده است.
۱) مصدر متعدي: ربط دادن، بستن ، بر بستن، بستن چيزي را با چيز ديگر
 ۲) اسم مصدر: بستگي پيوند، پيوستگي، رابطه. (معين، ۱۳۵۶، ص ۱۸۹)
در فرهنگ فارسي معين، علاوه بر اين واژه‌ها، مدخلهاي «ارتباطات» «ارتباطچي»، «ارتباط داشتن» «ارتباطي» و«ارتباطيه» نيز آمده است كه اطلاع اساسي تازه‌اي. علاوه بر آنچه براي «ارتباط» گفته شده است، به ما نمي‌دهد.
همان طور كه از ابتدا پيش بيني كرديم. چون بحث ما دربارة ارتباط جنبة تخصصي دارد نمي‌توان از توضيحات مندرج در فرهنگهاي لغت استفادة زيادي كرد.
توماس نيلسون در رسالة پيرامون تعريف ارتباط كه متن درسي او بوده است مي‌گويد: معني لغت ارتباط از يك سو روشن و واضح و از سوي ديگر پيچيده و غامض است. در استفادة معمول از اين لغت، مفهوم آن روشن است ولي وقتي به جست و جوي تعيين حدود و كاربرد آن مي‌پردازيم. مسئله‌اي پيچيده و غامض مي‌شود.
ارسطو فيلسوف يوناني شايد اولين انديشمندي باشد كه ۲۳۰۰ سال پيش نخستين بار در زمينة ارتباط سخن گفت، او در كتاب مطالعة معاني بيان (ريطوريقا) Rehtoric كه معمولا آن را مترادف ارتباط مي‌دانند. در تعريف ارتباط مي‌نويسد.
ارتباط عبارت است از جست و جو براي دست يافتن به كلية وسايل و امكانات موجود براي ترغيب و اقناع( Persuasion ) ديگران. شايد بسياري از تعريفهايي كه براي ارتباط ارائه شده تا حدودي از تعريف ارسطو سرچشمه گرفته باشد. تعريف زير كه شايد تشابه بيشتري با تعريف ارسطو داشته باشد به عنوان نمونه ذكر مي‌شود.
ويلبرشرام در كتاب فراگرد و تاثير ارتباط جمعي مي‌گويد: در فراگرد ارتباط به طور كلي ما مي خواهيم با گيرندة پيام خود در يك مورد و مسئله معين همانندي (اشتراك فكر) ايجاد كنيم.
كلودشنن در كتاب نظريه‌هاي رياضي ارتباط مي‌نويسد: ارتباط عبارت است از تمام روشهايي كه از طريق آن ممكن است ذهني بر ذهن ديگر تاثير بگذارد. اين عمل نه تنها با نوشته يا صحبت كردن بلكه حتي با موسيقي، هنرهاي تصويري، تئاتر، باله و عملا تمام رفتارهاي انساني عملي است. برخي ديگر از كارشناسان ارتباطات، مسئله تاثير را در تعريف خود به صورت محرك و پاسخ مطرح كرده‌اند. تعريف كارل‌هاولند در كتاب ارتباطات اجتماعي را مي‌توان به عنوان نمونة اين گونه تعريفها ذكر كرد:
ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال يك محرك(معمولا علامت بياني)از يك فرد(ارتباط گر)communicator به فردي ديگر (پيام گير)communicates به منظور تغيير رفتار او! ديويد برلو، در تعريف خود از ارتباط، بر پاسخ و باز تاب تاكيد بيشتري كرده است. او مي‌گويد:
«ارتباط برقرار كردن عبارت است از جست و جوي پاسخ از سوي گيرنده." دانشمنداني چون آزگود عمل تاثير گذاري و تاثير پذيري را نه فقط بين افراد بلكه بين سيستمها مطرح كرده‌اند. آزگود مي‌گويد: «وقتي ما ارتباط برقرار مي‌كنيم كه يك سيستم يا يك منبع روي حالت و چگونگي يا اعمال سيستم ديگر تاثير بگذارد. مقصد يا دريافت كننده از طريق انتخاب علايم متناوب كه مي‌تواند در كانال حمل شود با فرستنده مرتبط مي‌شود. در رويا رويي با سيستمهاي ارتباط انساني معمولا ما علايمي مي‌فرستيم كه پيام محسوب مي‌شوند. اينها اكثرا (نه الزاما، در همة موارد) به صورت پيامهاي زباني و بياني هستند.» گروه ديگري از انديشمندان ارتباط، مسئله تاثير و يا جريان محرك و پاسخ را در تعريف ارتباط به صورت انتقال معني مطرح كرده‌اند. به عنوان نمونه. هنري ليندگرن در كتاب هنر ارتباط انساني مي‌گويد: «ارتباط از ديدگاه روانشناسي فراگردي است حاوي تمام شرايطي كه متضمن انتقال معني باشد.»
ليندگرن در تعريف خود بيشتر بر انتقال معني تكيه كرده است. از نظر او اينكه اين معني ها به چه ترتيب منتقل خواهند شد، چندان مطرح نيست.
 رايت نيز در تعريف خود همچون ليندگرن مسئله انتقال معني را مطرح كرده است:«ارتباط فر اگرد انتقال معني بين دو فرد است.»
لارسن مسئله معني را بيشتر شكافته و تعريف دقيق‌تري ارائه داده است او مي‌نويسد:ارتباط دلالت بر فراگردي مي‌كند كه از طريق آن يك سري معني‌هاي نهفته شده در بطن يك پيام، به طريقي تغيير پيدا مي‌كند كه معني دريافت شده برابر با آنهايي است كه شروع كننده پيام، قصد آن را داشته است.
ميكي اسميت، در ارائه مدل ارتباطي خود، تعريفي براي ارتباط آورده كه در آن به انتقال حافظه‌ها در ارتباط نيز اشاره شده است. او مي‌گويد:
 ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال اطلاعات، احساسها، حافظه‌ها و فكرها در ميان مردم.
 مافيوس اسميت در تعريف ارتباط مي‌گويد:
 هر نوع عملي كه به وسيلة فردي انجام شود كه طي آن فرد ديگري بتواند آن را درك كند ارتباط ناميده مي‌شود. خواه اين عمل با استفاده از يك وسيله انجام شود يا بدون وسيله.
برخي ديگر، داشتن علايم مشابه با شيوة مشابه را شرط ارتباط دانسته‌اند لاسول مي‌گويد: «يك عمل ارتباطي بين دو نفر، وقتي كامل است كه آنها از علايم مشابهي با شيوه‌هاي مشابه آگاه باشند.»
عده ديگري از دانشمندان علوم ارتباطات، در تعريف‌هاي خود، عناصر موجود در جريان ارتباط را نيز مورد توجه قرار داده‌اند. جيمز واتسون، در كتاب فرهنگ ارتباط و بررسيهاي وسايل ارتباطي، تعريفي از ارتباط را برگزيده و ارائه داده است. اين تعريف از آن هولت رينه‌ هارت و وينسون است. اين تعريف نيز تقريباً مشابه تعريف لاسول است.
 ارتباط عبارت است از فراگرد توليد محتوايي نمادي از سوي يك فرد بر اساس يك كد با پيش‌بيني مصرف آن از سوي ديگران بر اساس همان كد.
 روبرت گوير در كتاب فراگرد ارتباط مي‌گويد:
 ارتباط عبارت است از روشي كه حداقل متضمن چهار عنصر زير باشد.۱- توليد كننده‌اي كه ۲- علامت يا نمادي را. ۳- براي حداقل يك دريافت كننده مطرح كند.
 ۴) و او درك معني كند.
 آرانگارن در كتاب ارتباط انساني مي‌نويسد:ارتباط عبارت است از انتقال اطلاعات در محدودة سه چيز، انتشارemission انتقا ل condution و دريافت message.ميلر در كتاب روانشناسي زبان شناسي در تعريف ارتباط مي‌نويسد.
 ارتباط هنگامي روي مي‌دهد كه يك منبع پيام، علايمي را از طريق كانال به دريافت كننده‌اي كه مقصد destination محسوب مي‌شود، ارسال كند.
گروه ديگري، در تعريف خود از ارتباط، پيام را بيشتر شكافته‌اند و روي آن تاكيد كرده‌اند مانند برلسون واشتاينر:
 انتقال اطلاعات، ايده‌ها، انگيزه‌ها، مهارتها و غيره، از طريق استفاده از نمادها.symbols، كلمات، تصاوير و شكلها، اعداد، نمودارها و غيره، عمل يا فراگرد انتقالي محسوب مي‌شود كه معمولاًَ آن را ارتباط مي‌گويند. برخي از تدوين كنندگان تعريف براي ارتباط به ارتباط مستقيم و غيرمستقيم اشاره كرده‌اند.
 براونل در كتاب اجتماع انساني مي‌نويسد:در فراگرد ارتباط مستقيم چيزي به نمادها تبديل و از شخصي به شخص ديگر انتقال مي‌يابد.، ولي ارتباط مستقيم، كاركرديfunction است از همانندي مردم نسبت به يكديگر و اين ارتباطي است بدون رسانة نمادين و در واقع همانند‌اي است از تجربه.
برخي ديگر در تعريفهاي خود از ارتباط(نه ارتباط جمعي) وسايل ارتباطي را مورد توجه قرار داده‌اند. انجمن بين‌المللي تحقيقات ارتباط جمعي(.International Association for Mass Communication Research) تعريف زير را براي ارتباط ارائه داده است:
 منظور از ارتباط روزنامه‌ها، نشريات، مجلات، كتابها. راديو، تلويزيون، آگهي، ارتباطات دور(تلفن، تلگراف، كابلهاي زير دريايي) و پست است. همچنين ارتباط چگونگي توليد و توزيع كالاها و خدمات مختلفي را كه وسايل و فعاليتهاي فوق به عهده دارند و مطالعات و تحقيقات مربوط به محتواي پيامها و نتايج و آثار آن را در بر مي‌گيرد. (معتمد نژاد، ۱۳۵۶، ص ۳۶)
 چارلز كولي در كتاب مفهوم و معني ارتباط در سازمانهاي اجتماعي ارتباط را چنين تعريف كرده است:
 ارتباط مكانيسمي است كه روابط انساني بر اساس و به وسيلة آن به وجود مي‌آيد و تمام مظاهر فكري و وسايل انتقال و حفظ آنها در مكان و زمان بر پاية آن توسعه پيدا مي‌كند. ارتباط، حالات چهره، رفتارها، حركات، طنين صدا، كلمات نوشته‌ها، چاپ، راه‌آهن، تلگراف، تلفن و تمام وسايلي كه اخيراً در راه غلبه انسان بر مكان و زمان ساخته شده است را در برمي‌گيرد. (معتمد نژاد، ۱۳۵۶، ص ۳۸)
 او در سال۱۹۲۴ در اين باره مي نويسد: «خط واضح و دقيقي ميان معني‌هاي ارتباط و بقية كلمات بيروني آن وجود ندارد. در معني همة عينيتها و عملها، نماد بياني از ذهن هستند و تقريباً هر چيز ممكن است به عنوان علامت مورد استفاده قرار گيرد.» همان طور كه ملاحظه مي‌شود كولي در اين تعريف، تلگراف و تلفن را در كنار راه‌آهن به عنوان وسايل ارتباطي معرفي كرده است. ريموند ويليامز در كتاب ارتباطات در اين باره مي‌نويسد:
 كلمة : communication در زبان انگليسي از قديم به معناي انتقال افكار، اطلاعات و رفتارها از شخصي به شخص ديگر به كار رفته است. اما اكنون اين كلمه به معناي راه و وسيلة حمل و نقل از مكاني به مكان ديگر نيز استفاده مي‌شود و در معناي اخير راه‌آهن، كانالهاي دريايي و تمام مجراها و وسايل مسافرت و حمل و نقل انسانها و كالاها را در بر مي‌گيرد كه معمولاً به همة آنها ارتباطات مي‌گويند. در حالي كه اكنون وسايل جديد انتقال افكار و اخبار و رفتارهاي انساني از شخصي به شخص ديگر كه شامل دستگاه‌هاي چاپ، تلگراف، تلفن، بي‌سيم، فيلم، راديو و تلويزيون است نيز ارتباطات ناميده مي‌شوند. به اين ترتيب در صورتي كه كلمة ارتباطات هم براي وسايط حمل و نقل و هم وسايل انتقال افكار و اخبار به كار رود. اين نوع وسايل و سايط با هم اشتباه شده و تشخيص آنها با دشواري روبرو مي‌شود. بنابر اين بهتر است كه براي معرفي وسايط انتقال انسانها و كالاها به جاي ارتباطات كلمة حمل ونقل transport استفاده شود و اصطلاح ارتباطات به تاسيسات و وسايلي كه وظيفة انتقال افكار و اخبار و رفتارهاي انسان را به عهده دارند اختصاص داده شود و براي معرفي جريان انتقال و دريافت پيام به كار رود.برخي از ديگر كارشناسان ارتباطات، در تعاريف خود مانند تعريف فوق، تاكيد دارند كه گيرنده يا فرستنده حتماً نبايد انسان باشد. به عنوان مثال چارلزموريس دامنة جريان ارتباط را تا آنجا توسعه مي‌دهد كه مي‌گويد رادياتور يك اتومبيل با اطراف خود ارتباط برقرار مي‌كند و پيام گرم شدن خودش را پخش مي‌كند. موريس تاكيد مي‌كند كه در ارتباط انتقال معني مهم است، حال اين انتقال با زبان انجام گيرد يا با وسيلة ديگري.
آرانگارن به هنگام توضيح دربارة انتقال و دريافت پيام مي‌گويد:
 بايد توجه كرد كه دريافت كننده پيام الزاماً نبايد يك انسان باشد بلكه مي‌تواند يك دستگاه الكترونيكي باشد. به همين ترتيب منتشر كننده پيام نيز الزاماً نبايد انسان باشد، بلكه مي‌تواند يك دستگاه الكترونيكي باشد. سرانجام به مسئله‌اي كه بايد توجه كرد اين است كه مقصود از پيام همان معناي روزمرة آن بدون هيچ گونه توضيح اضافي ديگري است.
عده‌اي از كارشناسان ارتباط در تعريفهاي خود حتي وجود ارتباط را در مورد روابط بين ماشينهاي خودكار و يا وراثت نيز ذكر كرده‌اند. كلودشنن در اين باره مي‌گويد:
 امروزه تمام ارتباط در يك معناي وسيع به كار مي‌رود و شامل تمام روشها و ساز و كارها و طرز كار دستگاههايي است كه يكي بر ديگري تاثير مي‌گذارد. به عنوان مثال دستگاهي كه قادر است به طور خودكار يك هواپيما را كنترل و جهت حركت آن را تنظيم كند اگر بر يك موشك‌انداز خودكار تاثير بگذارد و اين موشك انداز تحت تاثير عبور اين هواپيما به طور خودكار به كار افتد و آن را منهدم كند ارتباط روي داده است. ميان كنش زماني رخ مي‌دهد كه يك جريان و رابطه داد و ستدي دربين اجزاي آن فراگرد به وجود آيد. ميان كنش در ارتباطات عموما به تبادل پيامها اطلاق مي‌شود كه ميان دو نفر در جريان است كه اين خود، منتج به تغيير در پيامها شود. به گونه‌اي روشن، وقتي دو نفر در فراگرد ارتباطي درگير مي‌شوند، در تمام لحظه‌هاي تبادل و ميان كنش، هر يك دگرگون مي‌شوند و اين دگرگوني خود ناشي از دگرگوني در نگرشها و تمايلات هر يك از آنها است. پيامها چه كلامي و چه غير كلامي، تاثيري در طرف مقابل مي‌گذارند و آن تاثير منجر به دگرگوني در نگرشها و رفتارهاي فرد مقابل مي‌شود و او را بر آن مي‌دارد كه از طريق مكانيزم باز خور عكس العملي نشان دهد كه متمايز با آنچه كه قبلا خود نشان داده است، باشد. اين خود، در فرستنده پيام تاثير مي‌گذارد و او نيز دگرگون مي‌شود و ممكن است با شدت بيشتر به كار خود ادامه دهد و يا اينكه از تاب و توان گذشته خود بكاهد.
گاه ممكن است چنين به نظر آيد كه فقط يكي از طرفين فراگرد ارتباطي دگرگون شده است و طرف ديگر تغييري از خود نشان نمي دهد. پژوهشهاي دقيق و خرده نگر، نشان داده‌اند كه چنين نيست. هر دو طرف فراگرد ارتباطي تغيير مي‌پذيرند، هر چند كه ممكن است يكي از آنها چنين تغييري را كمتر از خود بروز دهد و سعي در پنهان كردن احساس و رفتار خود كند. خواه ناخواه انساني كه در فراگرد ارتباطي درگير شده است. دگرگون مي‌شود و اين دگرگوني با شدت و ضعف در او نمايان خواهد شد گاه دگرگوني در باورها و نگرشها است، و گاه در احساسات و زماني در رفتار.
در ارتباطات آنچه ميان دو نفر مبادله مي‌شود پيام است. پيام عموما به آنچه نوشته و يا گفته مي‌شود اطلاق مي‌شود. اما بايد توجه داشت كه پيام فقط به گفتار و نوشتار خاتمه نمي‌يابد. بخش عظيمي از پيامهايي كه ميان مردم مبادله مي‌شود در كسوت گفتار و نوشتار نمي‌آيد. بلكه اعمالي هستند كه بيشتر انجام مي‌دهند و حركاتي كه از آنان به منصه ظهور مي‌رسند.
به عبارت ديگر، رفتارها، طرز لباس پوشيدن، بلندي و كوتاهي موي سر و يا ريش، نوع وسيله نقليه كه استفاده مي‌كنند. همه و همه پيامي هستند كه از فردي به ديگري منتقل مي‌شود و به او تفهيم مي‌كند كه طرف مقابل چگونه آدمي است و چگونه مي‌انديشد و چه احساسي دارد. اگر چيزي كه ما مي‌پوشيم و يا حركتي كه انجام مي‌دهيم معني خاصي را به ديگران منتقل مي‌كند. مي‌تواند پيامي از سوي ما به آنان باشد و آن هم مي‌تواند هم در سطح ملي و هم در سطح بين‌المللي ارتباطي را به وجود آورد (فرهنگي، ۱۳۷۹، ص ۲۴-۲۲)
۲) تعاملي يا مراوده‌اي بودن ارتباط
فراگرد ارتباطي در محيط شكل مي‌گيرد و انجام مي‌پذيرد. محيط نه تنها به فراگرد ارتباطي و نوع آن تاثير مي‌گذارد. بلكه به ادراكات( perception) ، آنچه بين خود ردو بدل مي‌كنيم. و حتي در سطحي كه ارتباط مي‌گيريم نيز تاثير مي‌گذارد. ما در خلاء با يكديگر ارتباط نمي‌گيريم.
كنشها و واكنشهاي ما در مقابل يكديگر در چارجوب نظامهاي اجتماعي( social system)و شرايط فيزيكي حاكم برماست. آنچه شما در خانه با والدين يا خواهران و برادران خود در ميان مي‌گذاريد، كاملاً متفاوت از آن است كه در دانشگاه يا كارخانه با دوستان خود در ميان مي‌گذاريد. يا به استادان و رؤساي خود مي‌گوييد. علاوه بر اين، آنگونه كه شما به جهان و دگرگونيهاي آن مي‌نگريد با توجه به عوامل محيطي و نظام اجتماعي بر رفتار ارتباطي شما اثر مي‌گذارد. محيط فيزيكي و شرايط اجتماعي كه در آن قرار مي‌گيريم نگرش و رفتار ما را همانگونه كه ديديم تغيير مي‌دهد و در نتيجه ما با ديگران همواره به گونه‌اي متفاوت ارتباط برقرار مي‌كنيم. به عبارت ديگر ارتباط ما با ديگران موكول به وضعيت و شرايط حاكم برماست. ارتباط ما با ديگران همواره متفاوت است و ما خود نيز همواره در حالت متفاوتي نسبت به قبل خود هستيم. به گفته جيمزمك كر ا كسي James Mc crocks«رفتار ارتباطي ما تغيير پذير است و ما در مورد يك واقعيت به گونه‌هاي متفاوت عمل مي‌كنيم». بر اين اساس. واقعيت در نظر ما با توجه به فراگرد ارتباطي ما با ديگران شكل مي‌گيرد واقعيت آن چيزي است كه از طريق ارتباط با ديگران براي ما پديد آمده است
مهمتر آنكه ما بخشي از «خود» را از طريق ارتباطات با ديگران در ميان مي‌گذاريم. بدين سان شدني است كه، ادراك ما از جهان- يا واقعيت از نظر ما- دائماً در معرض دگرگوني است و بستگي به آن دارد كه در كجائيم و محيط جغرافيايي و شرايط اجتماعي و فرهنگي حاكم بر ما چگونه است و اين عوامل بر روي ما در آن برهه خاص از زمان چه تاثيري گذارده‌اند. ممكن است برخي از ما اين تجربه مشترك را داشته باشيم كه پس از سالهاي سال دوري، از دوستي كه در دوره كودكي و يا دبيرستان با ما بوده و بسيار صميمي بوده‌ايم روبرو شويم. آن دوست در گذشته نزديكترين فرد به ما در زندگي بوده است، و ما از همه چيز يكديگر با خبر بوده‌ايم. اما اينك پس از چند سال جدايي و تغيير شرايط اجتماعي و فرهنگي براي هر كدام از ما- يكي در دانشگاه و ديگري در محيط بسته كار- احساس مي‌كنيم ديگر نمي‌توانيم به درستي با يكديگر ارتباط داشته باشيم. حرف يكديگر را نمي‌فهميم و وجود يكديگر را به راحتي نمي‌توانيم تحمل كنيم. چيز زيادي براي گفتن و در ميان نهادن با يكديگر نداريم. ارتباط بين ما با دشواري انجام مي‌پذيرد. اين دشواري از اين رو پديد آمده است كه ما ديگر در يك محيط و شرايط يكسان با يكديگر نيستيم. يكي دانشجوست و ديگري كارگري ساده، يكي تجارب فراواني در محيط كار بدست آورده است و ديگري دنياي وسيعي از تفكرات و آگاهيهاي علمي به رويش گشوده شده است. ديگر نزديكي و يگانگي گذشته نمي‌تواند بين ما دو نفر پديد آيد. مگر آنكه باز ما دو نفر در شرايط يكسان قرار گيريم. نزديكي intimacyكه در ارتباط بين شخص، مبحثي گسترده و جالب توجه است در حقيقت بر پايه‌هاي يكسان محيط جغرافيايي، اجتماعي و فرهنگي و نگرشي شكل مي‌گيرد. تفاوت هر يك از عوامل فوق در طرفين ارتباط درجه نزديكي را كاهش مي‌دهد. اين تجربه بيانگر اين واقعيت است كه ارتباط در فضا و محيطي كه بر ادراك ما تاثير دارد شكل مي‌گيرد و اين فضا يا محيط است كه اشكال و شيوه‌هاي ارتباطي را براي ما رقم مي‌زند. (همان منبع، ۱۳۷۹، ص ۲۷-۳۰).
 ۳) ارتباط يك تبادل است
 نظريه پردازان قديمي- همچون شنون و ويور(۱۹۴۹)- ارتباط را فرآيندي خطي مي‌دانستند كه طي آن منبع پيام را فرمول‌بندي و به گيرنده منتقل مي‌كند. اما اكنون ديدگاههاي تبادلي جاي اين نظريه را گرفته‌اند. در اين ديدگاه ماهيت پويا و متغيير اين فرآيند مورد توجه است و بر تاثير و تاثر ارتباط برقرار كنندگان بر يكديگر در يك سيستم دو سويه تاكيد مي‌شود. (هارجي و ساندرز و ديكسون،۱۳۷۷، ص۲۴).
 ۴) ارتباط اجتناب ناپذير است
 به نظر طرفداران ديدگاههاي فراگير در مورد اجزاي ارتباط(مثلاً واتزلاويك و ديگران، ۱۹۶۷، شف‌لين،۱۹۷۴) در موقعيت‌هاي اجتماعي كه افراد از حضور هم آگاهند و تحت تاثير كارهاي يكديگر هستند گريزي از ارتباط نيست. به نظر كارسن carson (۱۹۶۹، ص۱۶) »هر گاه رفتار طرفين وابسته به يكديگر باشد- و حتي اندكي نفوذ ميان فردي وجود داشته باشد- مي‌توان گفت كه دو طرف با هم ارتباط دارند.» در اينجا يادآوري جمله معروف واتز لاويك و ديگران ضروري مي‌نمايد:«ما چاره‌اي جز ارتباط نداريم» برخي ديگر از محققان تعريف محدود‌تري از ارتباط ارائه مي‌دهند. به نظر اكمن و فريزن (۱۹۶۹) زماني ارتباط برقرار مي‌شود كه طرف رمز گردان به عمد پيامي براي طرف گوينده ارسال نمايد. اما آيا طرف رمز گشا بايد از منظور وي آگاهي داشته باشد؟ اگر طرف رمزگشا متوجه تعمد او نشد و بر همين اساس واكنش نشان داد(يا اصلاًَ عملي انجام نداد)چطور؟ آيا باز هم مي‌توانيم بگوييم ارتباطي برقرار شده است؟ وينرwiener و ديگران(۱۹۷۲) نيز ارتباط را به مجموعه رفتارهايي محدود مي‌كند كه با يك رمز خاص هماهنگي داشته باشد، رمز اجتماعي مشتركي كه سنبل‌ها را معنا نمايد. اما باز هم مي‌توان پرسيد كه يك رمز تا چه حد بايد مشترك باشد؟ و رسميت آن چقدر بايد باشد تا بتوانيم آن را يك رمز محسوب كنيم؟
 ۵) ارتباط هدفمند است
 يكي ديگر از ويژگيهاي ارتباط، هدفمندي آن است: طرفين ارتباط هدفهايي دارند، آنها مي‌خواهند از ارتباط خود نتيجه مطلوب بگيرند(برگر berger،۱۹۸۹). به نظر كلرمن kellerman (۱۹۹۲) يكي از نشانه‌هاي هدفمندي ارتباط اين است كه ارتباط به فعاليتي«تنظيم شده» تبديل شود. يعني ارتباط برقرار كنندگان صحبتها و اعمال خود را متناسب با اهداف خود و الزامات موجود پي‌ريزي كنند. اين نكته با نظر وينوگراد winograd (۱۹۸۱) مبني بر اينكه«تمامي چيزهايي كه طرفين در برخوردهاي اجتماعي خود ابراز مي‌كنند ماحصل طرحي است براي تحقق يك هدف» هماهنگي كامل دارد. لنگرlanger و ديگران(۱۹۷۸) معتقدند كه بخش اعظمي از ارتباط«بي‌فكر» صورت مي‌گيرد. آنها بين فعاليت آگاهانه‌اي كه در آن«افراد به دنياي خود توجه دارند و استراتژي‌هاي رفتاري خود را بر اساس اطلاعات دريافتي تدوين مي‌كنند» و فعاليت ناآگاهانه كه در آن«اطلاعات جديد عملاً پردازش نمي‌شود بلكه سناريوهاي قديمي كه زماني جديد بوده‌اند بطور قالبي احياء مي‌شوند» تمايز قائلند. كلرمن(۱۹۹۲) قاطعانه مي‌گويد: «ارتباط هم هدفمند استراتژيك است و هم خودكار». او معتقد است كه مي‌توان بدون هر گونه آگاهي هوشيارانه‌اي به بازبيني رفتار هدفمند پرداخت. خلاصه هدفمندي ارتباط به اين معني نيست كه الزاماً هوشياري كاملي بر جريان ارتباط حاكم باشد. عليرغم اينكه تعهد، كنترل و آگاهي از جمله بخشهاي بسيار مهم مفهوم ارتباط، بعنوان فعاليتي ماهرانه، هستند. اما ظاهراً بسياري از زنجيره‌هاي قبلاً تمرين شده را مي‌توان در پس ذهن نيز انجام داد(برشيلد bereschield،۱۹۸۳). ما پس از كسب مهارتها مي‌توانيم آنها را«بدون» تفكر هوشيارانه انجام دهيم. اما گاهي اين عدم آگاهي مي‌تواند موجب عدم توفيق برخوردها شود لنگر(۱۹۹۲) تاكيد مي‌كند كه:
 عدم آگاهي از انتخاب كلمات در هنگام صحبت ما را از فرآيندي كه به نفع ماست محروم مي‌سازد. عدم آگاهي از اين انتخابها در هنگام گوش دادن به هنگام حرفهاي ديگران نيز براي ما گران تمام مي‌شود...اگر رويكرد آگاهانه‌اي داشته باشيم كه در آن از ساير چشم‌اندازها و باورها نيز مطلع گرديم آنگاه ميزان كنترل ما بر ارتباط افزايش خواهد يافت. (همان منبع، ۱۳۷۷، ص ۲۵-۲۶)
 ۶) ارتباط چند بعدي است. يكي ديگر از ويژگيهاي مهم ارتباط، چند بعدي بودن آنهاست، چون پيام‌ها بندرت به صورت جداگانه و مجزا مبادله مي‌شوند. واتز لاويك و ديگران(۱۹۶۷) متوجه شده‌اند كه فرآيند ارتباط در دو سطح مجزا اما به هم مرتبط روي مي‌دهد. سطح اول مربوط به محتوي است و با موضوع اصلي مرتبط است. مثلاً صحبت درباره فيلم ديشب، انتخاب رستوران، تشريح نظريه نسبيت، و موضوعات ديگر. اين مساله موضوع گفتگو را تشكيل مي‌دهند و وقتي به آنچه در هنگام ارتباط روي داده فكر مي‌كنيم، معمولاً همين مساله به ذهن ما خطور مي‌كنند.
 اما اين كل ماجرا نيست. ارتباط جنبه‌هاي ديگري هم دارد كه كمتر مشهودند. مثلاً فرافكني هويت در حين مذاكره درباره رابطه، و يا تعريف ارتباط از سوي تعامل كنندگان. تعامل كنندگان با انتخاب موضوع بحث(و موضوعاتي كه بايد از آنها اجتناب كرد)، بخصوص با انتخاب كلمات و شكلهاي ابراز، لهجه‌ها، سرعت گفتار و كل ويژگي‌ها و رفتارهاي غير كلامي، به ارائه خود self-presentatonيا كنترل برداشت مي‌پردازند. منظور تعامل كننده، ارائه مثبت خود در نظر عموم و اصولاً ارائه خود به شكلي خوشايند است.
 ايجاد برداشتي صحيح و مطلوب در اذهان، چند فايده مهم دارد، از جمله اينكه علاوه بر پاداشهاي مادي، منافع اجتماعي همچون تاييد، دوستي و اقتدار را هم در پي دارد. گافمنgaffman درسا ل(۱۹۵۹)بر اهميت حفظ صورتكها- كه در واقع ابزار ارزشمندي شخص هستند- توسط بازگران اجتماعي تاكيد مي‌ورزد- صورتك عبارت است از ابزار ارزشمندي خودمان در حضور ديگران- گافمن متوجه شد كه بازيگران اجتماعي نه تنها سعي مي‌كنند صورتك خود را حفظ كنند، بلكه مراقب هستند تا صورتك طرف مقابل را نيز بي‌اعتبار نسازند. براون و لوينسون (۱۹۷۸) در يكي از فصول ارزشمند كتاب خود به اين نكته اشاره مي‌كنند كه مودب بودن، شيوه‌اي براي كاهش احتمال لو رفتن صورتك است. (همان منبع،۱۳۷۷، ص۲۷).
 ۷) ارتباط برگشت ناپذير است.
 به بيان ساده مي‌توان گفت كه وقتي چيزي را گفتيم نمي‌توانيم آن را«پس بگيريم» گاهي با فاش كردن يك راز، اعتماد ديگران را از خودمان سلب مي‌كنيم اما ديگر كار از كار گذشته است، و گفته‌ ما برگشت‌ناپذير است.
 البته منظور اين نيست كه نمي‌توان پيامدهاي شخصي و رابطه‌اي اين عمل را اصلاح كرد. ما براي اصلاح وقايع و براي آنكه كمتر سرزنش شويم بايد ماجرا را دوباره تعريف كنيم، به همين خاطر به مكانيسم شرح account متوسل مي‌شويم. منظور ما از شرح، توضيح دادن اعمال مبهم و مشكل آفرين است. (همان منبع، ۱۳۷۷، ص۲۸).
 وظايف ارتباطات وظيفه اصلي ارتباطات انساني و دگرگوني ، سازش با دگرگوني است. ما در اينجا به چهار وظيفه ارتباطات كه عبارتند از: وظيفه پيوستگي، اطلاعاتي و استدراكي و تاثيرگذاري و تصديق مي‌پردازيم.
 ـ وظيفه پيوستگي( affinity function)يكي از وظايف ارتباطات استقرار، ابقاء و دگرگوني روابط اجتماعي است. بدون شك بسياري از ما از اين رو به ارتباطات روي مي‌آوريم تا به ديگران بپيونديم، و خود را با دگرگوني‌هايي كه از آن حادث مي‌شود سازگار كنيم. اين وظيفه عموماً بيانگر وجود و يا عدم وجود جاذبه، نزديكي. تشابه و اشتراك بين مردم است. دو نفر يكديگر را مي‌بينند. ارتباطات موجب ايجاد يا افزايش و يا بر عكس موجب از بين رفتن و يا كاهش پيوستگي ميان طرفين ارتباط يا اشخاص مي‌شود.
 ـ وظيفه اطلاعاتي و استدراكي
 اكثر دانشمندان ارتباطات بر اين باورند كه يكي از مهمترين وظايف ارتباطات، وظيفه اطلاعاتي و استدراكي است كه موجب افزايش استدراك از طرف مقابل فراگرد ارتباطات يا افزايش اطلاعات مي‌شود. يكي از كارهايي را كه ارتباطات مي‌كند، همانطور كه اشاره شد، فرستادن و دريافت پيام و يا به عبارتي اطلاعات است كه به نوبه خود مي‌تواند موجب تفهيم و تفاهم بر حسب آنكه آيا پيام به درستي ارسال و دريافت شده باشد مي‌شود. اگر ارتباطات را فراگرد ارسال

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۱:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني - زبان اشاره )

۲۶

زبان بدن را بهبود بخشيم


جهان امروز جهان ارتباطات است ولي اين لغت «ارتباطات» مي‌تواند دو معني داشته باشد يكي همان ارتباطات از راه دور و بي‌سيم و دنياي مجازي اينترنت و چيزهايي از اين قبيل. معناي ديگر روابط بين انسان‌هاست كه مي‌خواهيم در زير به آن بپردازيم. همه ما روزانه با افراد زيادي برخورد داريم كه نزديك‌ترينشان اعضاي خانواده‌مان هستند و شايد نفر آخر يك صندوق‌دار فروشگاه باشد. ولي صرف‌نظر از شخص، آنچه كه در يك برخورد موفق موثرترين عامل است، «مهارت‌هاي ارتباطي» است. بسياري از مردم به قدر كافي از اين مهارت برخوردار نيستند و همين ضعف سبب مي‌شود كه بسياري تنش‌ها و درگيريهاي اجتماعي به وجود آيد كه گاهي عواقب ناخوشايندي در پي خواهند داشت.
● در اين جا هفت نكته ساده آورده‌ايم كه براي بهبود مهارت‌هاي ارتباط اجتماعي موثر و مفيد هستند:
۱) گوش‌دادن را ياد بگيريد. خوب گوش دادن از مباني ارتباطات اجتماعي مناسب است. دقت كنيد كه اول تمامي سخنان طرف مقابل را بشنويد و كاملاً از چند و چون آن آگاه شويد، سپس قضاوت كنيد.
۲) شتاب‌زده قضاوت نكنيد. اگر درست بلافاصله پس از شنيدن حرف‌هاي طرف مقابل نتيجه‌گيري كنيد، قضاوت درستي انجام نداده‌ايد. پس از اتمام سخنان او، فكر كنيد و روي ديگر سكه را هم در نظر آوريد.
۳) كمي فكر كنيد سپس پاسخ مخاطب خود را بدهيد. هنگامي كه طرف صحبت از شما نظر مي‌خواهد، فوراً جواب ندهيد. ابتدا حرف‌هايي كه مي‌خواهيد بزنيد را سبك سنگين كنيد بعد نظرتان را اعلام نماييد.
۴) هيچ وقت فكر نكنيد كه كاملاً حق با شماست و آنچه مي‌گوييد درست است. گاهي اوقات هم «شما» اشتباه مي‌كنيد و هيچ ايرادي هم ندارد. نكته اينجاست كه اشتباهتان را بپذيريد و نقطه ضعف را به درستي بشناسيد.
۵) مراقب باشيد كه وقتي با كسي صحبت مي‌كنيد و به حرف‌هايش گوش مي‌دهيد، حواستان پرت نشود و در خيالات خود غرق نشويد. اين رفتار در واقع يك جور بي احتراميست و بعضي افراد از آن ناراحت و آزرده‌خاطر مي‌شوند.
۶) اگر طرف صحبت شما جمله‌اي مي‌گويد كه آن را به درستي نمي‌شنويد يا معنايش را درك نمي‌كنيد، از او بخواهيد كه دوباره حرفش را تكرار كند. اين كار خيلي بهتر از آنست كه براساس حدس و گمان جمله او را كامل كرده يا درباره معنايش بينديشيد.
۷) بدانيد كه هنگام صحبت‌كردن بدن شما نيز در كنار زبانتان حرف مي زند. پس در موقع سخن گفتن حركات بدنتان را مراقب كنيد و اگر مي‌بينيد كه بدن شما به درستي و بازباني مناسب صحبت نمي‌كند، تمرين كنيد و با صحبت‌كردن جلوي آينه «زبان بدن» را بهبود بخشيد.
مهارت‌هاي ارتباطي در طي زمان و فقط و فقط با تمرين مهارت‌ها بهبود پيدا مي‌كند و به راحتي ميسر نمي‌گردد. مقوله هنر برقراري ارتباطات موثر در بحث هوش هيجاني و هوش اجتماعي جاي مي‌گيرد و مي‌تواند يك انسان ضداجتماعي و نا به هنجار را به فردي نوع‌دوست، مسلط بر نفس، خوددار و در عين حال قاطع و مصمم تبديل كند.


مترجم: آذين صحابي / روزنامه اعتماد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۱:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني - زبان اشاره )

۲۵

گوش دادن هم ارتباط كلامي است


زندگي انسان از بدو تولد در ميان ديگران و در اجتماع آغاز مي شود.
 نوزاد كه به تدريج در ميان ديگران زندگي مي‌كند، رفتارهاي اجتماعي را ياد مي گيرد و با محيط زندگي خود سازگار مي شود.


 يكي از رفتارهاي اجتماعي انسان حرف زدن يا ارتباط كلامي است. «بطور كلي ارتباطCommunication يعني فرايند انتقال پيام از فرستنده به گيرنده مشروط برآن كه محتواي مورد انتقال از فرستنده‌ برگيرنده منتقل شود و بالعكس . براي برقراري رابطه، انتقال دهنده و گيرنده بايدكد يا رمزمشتركي داشته‌باشند تا معني اطلاعات موجود درپيام بدون‌اشتباه تعبير‌شود.»۱


 اين كد يا رمز مشترك در ارتباط كلامي از جنس كلام يا زبان مشترك است ; كه خود همواره با رمزها و كدهاي غير كلامي مثل حركات و حالتهاي بدن , چهره و دست و ... همراه است ( زبان بدن ) . اين رفتارهاي غير كلامي به شكلي تفكيك ناپذير بخش كلامي شنونده را تحت تاثير خود قرار مي دهد .
با توجه به تعريف ارتباط، هر ارتباطي دو سو دارد: يكي فرستنده و ديگري گيرنده (فعلاً به پيام و كانا‌ انتقال آن كاري نداريم.)


 در ارتباط كلامي فرستنده همان گوينده‌است و گيرنده همان شنونده .
 بنابراين مي بينيد كه نقش شنونده كم از گوينده نيست و هر دو نقشي برابر در انتقال پيام يا در ارتباط كلامي دارند.
 پس گوش‌دادن هم بخشي از ارتباط كلامي است.


 حالا به اين پرسش پاسخ دهيد: يك شنونده خوب چه ويژگي هايي دارد؟
 شنونده ي خوب يا فعال نقش خود را در ارتباط كلامي مي داند و آن را دست كم نمي گيرد. براي مثال وقتي كسي حرف مي زند، شنونده ي خوب مراقب است كه حواسش پرت نشود. براي اين كار سعي مي كند هرچند لحظه يك بار حرف‌هاي شنونده را در ذهن خود خلاصه كند و مهم‌ترين بخش آن را به خاطر بسپارد.


 مراقب زبان بدن يا پيام‌هاي غيركلامي خود است . براي اين كار سعي مي كند به حالت‌هاي خود تسلط داشته‌باشد. گاه‌‌گاه با يك حركت سر يا دست يا تغييرحالت در چهره‌ نشان دهد كه دارد به حرف گوينده توجه مي كند. گاه با بيان كلمه‌هاي كوچك و اصوات لازم گوينده را تشويق مي كند كه به حرفش ادامه دهد.
 ▪به ارتباط از طريق چشم اهميت مي دهد و به چشم‌هاي طرف مقابل نگاه مي كند.


 ▪وسط حرف گوينده نمي آيد و كلامش را قطع نمي كند.
 ▪بي حوصلگي و بي تابي نمي كند و نشان نمي دهد كه باقي حرف را مي داند.
 ▪سعي نمي كند پيش‌داوري و قضاوت كند يا گوينده را محكوم كند.
 ▪ به فكر دفاع از خود نيست و تلاش نمي كند عقايد خود را به ديگري بقبولاند.
 ▪براي پاسخ به پرسش ها عجله نمي كند و فرصت مي دهد طرف مقابل فكر كند.
 ▪سعي مي كند احساسات گوينده را درك كند و براي اين كار بد نيست خودش را به جاي او بگذارد.
 ▪در مواقع لزوم احساس طرف مقابل را در قالب كلمه‌هاي خودش (شنونده) بازگو مي كند.
 ▪ اطلاعات خود را به رخ طرف مقابل نمي كشد.
 ▪ سعي مي كند پيا‌م‌هاي غيركلامي گوينده را درك كند.
 ▪گوينده را سوال پيچ نمي كند.


البته بايد توجه داشته باشيم همه‌ي اين سفارش‌ها براي موقعي است كه كسي بخواهد شنونده‌ي فعالي باشد. مسلماً ما هميشه فرصت نداريم يا به دلايل ديگر اصلاً مايل نيستيم شنونده‌ي فعالي باشيم در آن صورت بايد به فكر تكنيك‌هايي براي پايان دادن به گفتگو باشيم.


۱ تعريف از : فرهنگ علوم رفتاري ، علي‌اكبر شعاري نژاد
 مريم احمدي
مدير برنامه ريزي و امور اجرايي موسسه مادران امروز


موسسه مادران امروز


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۱:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني - زبان اشاره )

۲۴

دست ها بلندتر از كلمات حرف مي زنند  !

بگذاريد دستهايتان حرف بزنند  
 

   محققان در دانشگاه كلگيت دريافتند زبان اشاره و استفاده از دستها براي بيان مفهوم پيام تاثير بالايي بر افزايش درك مخاطب از مفهوم مورد نظر دارد. به بياني ديگر آنها معتقدند دستها بلندتر از كلمات حرف مي زنند.

شايد به نظر واقعي نيايد اما برخي از افراد در صورتي كه دستهاي آنها از پشت بسته باشد قادر به صحبت كردن نيستند. صحبت كردن با كمك اشاره و حركات دست و صورت نوعي زبان بين المللي به شمار مي رود كه افراد طي آن بيشتر با دستهاي خود صحبت مي كنند تا صدا و كلماتشان.

بر اساس مطالعات جديد محققان دانشگاه كلگيت دريافته اند اشاره ها و كلمات بيان شده به صورت متقابل به يكديگر وابسته اند به گونه اي كه كلمات و اشاره ها بخش و دسته بندي مهمي از يك زبان بوده و در كنار يكديگر زباني واحد را به وجود مي آورند.

اين تحقيقات همچنين نشان داده است در صورتي كه يكي از اشاره ها با كلمه اي كه در همان زمان بيان مي شود همخواني داشته باشد، مثل حركت دادن دست مشابه زمان خرد كردن چيزي در هنگامي كه درباره خرد كردن صحبت مي شود، پيام نسبت به زماني كه اشاره ها با كلمات همخواني ندارند بسيار سريعتر و دقيقتر درك مي شوند.

به بياني ديگر آنچه با دست بيان مي شود بسيار مهمتر از آن چيزي است كه با كلمات و دهان فرد بيان مي شوند. با اين حال هميشه اشارات افراد با كلمات آنها همخواني ندارند.

براي مثال محققان فيلم ۱۰ لحظه برتر جورج بوش را در مصاحبه با ديويد لترمن مشاهده كردند كه طي يكي از آنها بوش در حال گفتن اين جمله است: «دست چپ اكنون آنچه دست راست انجام مي دهد را مي داند» اما بوش در هنگام گفتن «دست چپ» دست راست خود را بلند كرده و در هنگام گفتن «دست راست» دست چپ خود را بلند مي كند.

به گفته محققان چنين ناهماهنگي مي تواند درك آنچه بيان شده است را براي بينندگان پيچيده تر سازد.

آزمايشهاي ديگر مشابه آنچه بوش در مصاحبه خود انجام داده بود بر روي گروهي از دانشجويان نشان داد كه داوطلبان زماني كه اشاره ها با كلمات همخواني پيدا مي كنند با سرعتي بالاتر قادر به درك پيام هستند و در صورتي كه اشاره كاملا با كلمات همخواني نداشته باشد ميزان خطاي مخاطبان در درك مفهوم پيام بيشتر مي شود.

محققان با توجه به اين نتايج اعلام كردند در صورتي كه مي خواهيد نكته اي را به صورت كامل و واضح بيان كنيد به دستها و كلماتتان اجازه دهيد در كنار يكديگر آن مطلب را بيان كنند زيرا دستها بسيار بلندتر از كلمات صحبت مي كنند.
  
  
   جام جم آنلاين


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۱:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]
.

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۱:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني )

۲۳

 « دست » ، زبان است  
 
از ديرباز، كف دست باز، نشانه «حقيقت»، «صداقت»، «بيعت»، «تسليم» و... بوده است. دربرخوردهاي روزمره، مردم از دو حالت اساسي كف دست استفاده مي كنند.

▪ در حالت اول، كف دست رو به بالا مي باشد كه علامت گدايي براي پول يا غذا است.

▪ در حالت دوم، كف دست رو به پايين قرار مي گيرد، انگار چيزي را پايين نگه داشته يا از بالا آمدنش ممانعت مي كند. يكي از معتبرترين روش ها در تشخيص اينكه شخصي صادق و شريف است يا خير ، مشاهده حالات كف دست است.

همانطور كه يك سگ براي اظهار تسليم و سلطه پذيري، گردن خود را جلو مي آورد، انسان هم از كف دست هايش براي اظهار همين رفتار يا احساس استفاده مي كند. به عنوان مثال، زماني كه شخصي مي خواهد كاملا صادق و رك باشد، يك يا هر دو كف دست خود را در برابر طرف مقابل نمايان مي كند و احتمالا مي گويد، «بگذار كاملا رك باشم» زمانيكه شخصي رفتاري صادقانه در پيش مي گيرد و يا شروع به گفتن حقيقت مي كند كف دست هايش يا بخشي از آن ها را براي طرف مقابل نمايان مي كند.

همانند اكثر حركات بدن، اين حركت كاملا ناآگاهانه انجام مي شود، و بدين ترتيب شما را متوجه صداقت آن شخص مي كند. كودك هنگام دروغ گويي يا پنهان كردن يك چيز، كف دست هايش را پشت خود قايم مي كند.

همچنين، شوهري كه مي خواهد به همسر خود دروغ بگويد، دست هايش را در جيب خود مي گذارد يا دست به سينه مي شود و اين حركت، همسر وي را متوجه كتمان حقيقت مي كند. اغلب به فروشنده ها مي آموزند، چنان چه مشتري دليلي براي نخريدن محصول آن ها ارائه مي كند، به كف دست هايش نگاه كنند، زيرا دلايل معتبر فقط با كف دست هاي نمايان همراه است.

● استفاده عمدي از كف دست براي فريب دادن

اين سوال شايد به ذهن خواننده برسد كه «اگر كف دست هايم به هنگام دروغ گويي نمايان باشد، مردم گفته مرا باور خواهند كرد؟» پاسخ به اين سوال آري و خير است. اگر يك دروغ آشكارا با كف دست هاي نمايان همراه كنيد، شايد براي شنوندگان خود رياكار به نظر برسيد، زيرا خيلي ديگر از حركاتي كه بايد به هنگام صداقت نمايان باشند، وجود ندارند و حركات منفي كه هنگام دروغ گويي استفاده مي شوند، با كف دست هاي باز متناقض است.

همانطور كه قبلا ذكر شد، كلاهبردارها و دروغ گوهاي حرفه اي كساني هستند كه مي توانند دروغ هاي خود را هنرمندانه با علائم غيركلامي تكميل كنند. هرچه استفاده كلاهبردار از رفتار غيركلامي حاكي از صداقت به هنگام دروغ گويي ماهرانه تر باشد، حرفه او بهتر انجام مي شود.

البته مي توانيد هنگام برقراري ارتباط با ديگران، بازكردن كف دست ها را تمرين نماييد و خود را محق تر جلوه دهيد; از طرفي، هر قدر كه حركات كف دست هاي باز تبديل به يك عادت شود، تمايل به دروغ گويي نيز كمتر مي شود. نكته جالب اينجاست كه اكثر مردم به سختي مي توانند با كف دست هاي باز دروغ بگويند و در واقع استفاده از اين حركت، شايد بر كاهش دروغ گويي تاثير داشته باشد و مردم را تشويق كند كه با شما صادق باشند.

● قدرت كف دست

يكي از اشارات غيركلامي كه كمترين توجه را به خود معطوف داشته اما از بيشترين قدرت برخوردار است، توسط كف دست انسان ارائه مي شود; و زماني كه به نحو صحيح مورد استفاده قرار گيرد توشه اي از اقتدار براي استفاده كننده اش فراهم مي كند و قدرت صدور فرمان سكوت به ديگران را مي دهد. در حركات كف دست، سه حالت اصلي وجود دارد:

۱) كف دست رو به بالا.

۲) كف دست رو به پايين.

۳) كف دست بسته با يك انگشت به حالت اشاره.

تفاوت بين اين سه حالت، با يك مثال مشخص مي شود: «فرض كنيم كه از شخصي درخواست مي كنيد كه جعبه اي را بلند كند و به نقطه ديگري در همان اتاق حمل كند. فرض را بر اين مي گذاريم كه شما از يك نوع آهنگ صدا، كلمات و حالت چهره استفاده مي كنيد و فقط حالت كف دست هاي خود را تغيير مي دهيد. حالت كف دست رو به بالا به عنوان يك حركت غيرتهديدآميز و سلطه پذير استفاده مي شود كه يادآور التماس گداي خياباني است.

شخصي كه از او درخواست حركت دادن جعبه شده است، احساس نمي كند كه درخواست همراه با فشار است و در يك وضعيت معمولي مافوق يا زيردست، از اين درخواست احساس تهديدشدگي نمي كند. زماني كه كف دست برگشته و به سمت پايين است، بلافاصله اقتدار را تداعي مي كند. شخصي كه از او چنين درخواستي شده، احساس مي كند كه برداشتن جعبه يك فرمان است و شايد نسبت به شما احساس دشمني بكند، كه اين بستگي به نوع ارتباط شما با او دارد.

به عنوان مثال، اگر شخصي كه از او اين درخواست را نموده ايد، همكار هم طراز شما است، مي تواند درخواست شما را كه با كف دست رو به پايين همراه بوده رد كند; اگر كف دست شما به سمت بالا باشد، تمايل بيشتري به پذيرفتن درخواست شما نشان مي دهد.

اگر شخصي كه اين درخواست از او مي شود، زير دست شما باشد، اين حركت قابل قبول است زيرا شما از اقتدار لازم براي استفاده از آن برخوردار مي باشيد. استفاده از انگشت اشاره يكي از ناراحت كننده ترين اشاراتي است كه يك شخص مي تواند در حين صحبت كردن بكار ببرد، بخصوص موقعي كه همراه با كلمات سخنگو ضربه بزند. اگر شما عادت به اين كار داريد، توجه خود را به حركات كف دست رو به پايين و بالا معطوف نماييد. به زودي در مي يابيد كه رفتار راحت تري توسط شما ايجاد مي شود و اثر مثبت تري بر ديگران مي گذاريد.

● مصافحه(دست دادن)

«مصافحه»، يادگاري از زمان انسان هاي غارنشين است. هر زمانيكه انسان هاي غارنشين با هم ملاقات مي كردند، دست هاي خود را به هوا مي بردند و كف دست را نمايان مي كردند تا مشخص شود كه هيچگونه سلاحي در دست ندارند يا پنهان نكرده اند. با گذشت قرن ها، حركت «كف دست در هوا» اصلاح شد و به كف دست روي قلب و انواع ديگر حركات تغيير يافت. نوع امروزي اين رسم قديمي براي اداي احترام، قفل كردن كف دست ها درهم و دست دادن است كه امروزه در اغلب كشورها، به هنگام شروع ملاقات و نيز خاتمه آن، اجرا مي شود و دست ها معمولا بين پنج تا هفت بار حركت داده مي شوند.

● دست دادن سلطه پذير و سلطه گر

با توجه به مطالبي كه درباره تاثير فرمان دادن با كف دست رو به بالا و يا رو به پايين گفتيم، حال اجازه دهيد اهميت اين دو حالت كف دست را به هنگام دست دادن بررسي نماييم. فرض كنيد براي اولين بار با شخصي آشنا شده ايد و طبق رسم هميشگي براي اداي احترام با يكديگر دست مي دهيد. با اين كار يكي از سه نگرش اساسي از طريق دست دادن انتقال پيدا مي كند كه عبارتند از:

▪ سلطه گرانه: «اين شخص سعي مي كند بر من مسلط باشد. بهتر است مراقب باشم»

▪ تسليم آميز: «من مي توانم بر اين شخص مسلط باشم. او طبق خواسته من عمل مي كند»

▪ برابر: «من اين شخص را دوست دارم. با هم سازگار خواهيم بود»

اين سه نگرش مي تواند ناآگاهانه انتقال پيدا كند و يا تمرين و كاربري آگاهانه روش هاي دست دادن كه در زير آمده مي تواند يك اثر فوري بر شخص داشته باشد. اطلاعات اين بخش نمايان گر گوشه اي از نتايج مطالعات مستند روش هاي كنترلي دست دادن است. نگرش سلطه گرانه، با برگرداندن دست، به طوري كه در هنگام دست دادن، كف دست به سمت پايين باشد انتقال پيدا مي كند. نيازي نيست كه كف دست مستقيما رو به زمين باشد، اما نسبت به كف دست شخص، مي بايد به سمت پايين باشد و اين براي او بدين معني خواهد بود كه شما مايليد در رابطه تان كنترل و سلطه داشته باشيد. مطالعات انجام شده روي پنجاه وچهار مدير ارشد موفق نشان داد كه نه تنها ۴۲ نفر آن ها آغازگر دست دادن بودند، بلكه از روش سلطه گرانه نيز استفاده نمودند. همانطور كه يك سگ براي نشان دادن حالت تسليم به پشت غلت مي خورد يا گردن خود را جلو مي آورد، انسان از كف دستي كه رو به بالا است، براي نشان دادن تسليم به ديگران استفاده مي كند. اين حركت به خصوص زماني مهم است كه مي خواهيد طرف مقابل كنترل داشته باشد يا احساس كند كه بر وضعيت مسلط است. البته، با اينكه دست دادن با كف دست رو به بالا نشان گر تسليم است، موقعيت هاي متعادل تري نيز شايد وجود داشته باشد كه بايد آن ها را در نظر گرفت. به عنوان مثال، شخصي كه از آرتروز دست رنج مي برد، ناچار است به علت وضعيتش كمتر فشار بياورد، لذا برگرداندن كف دست او به حالت تسليم، بسيار آسان است.

افرادي كه در حرفه خود از دست هايشان استفاده مي كنند، مانند جراحان، هنرمندان و نوازندگان نيز شايد در دست دادن كمتر فشار بياورند و اين فقط به خاطر مراقبت از دست هايشان است. اشارات و حركاتي كه پس از دست دادن دنبال مي شوند، راهنمايي هاي بيشتري براي سنجش شخص ارائه مي دهد. شخص مطيع از علائم سلطه پذير استفاده مي كند و شخص سلطه گر علائم پرخاشگرانه تري بكار مي برد. زمانيكه دو شخص سلطه گر با يكديگر دست مي دهند، يك مبارزه نمادين روي مي دهد; در حالي كه هر يك سعي مي كند كف دست ديگري را به حالت تسليم برگرداند، كف دست هر دو در يك حالت عمودي قرار مي گيرد و هر دو در يك حالت عمودي قرار مي گيرد و هر يك حس احترام و تفاهم را به ديگري انتقال مي دهد. اين روش گرفتن دست به طور عمودي، روشي است كه يك پدر زماني كه مي خواهد به پسرش «دست دادن مثل يك مرد» را ياد بدهد، از آن استفاده مي كند. زمانيكه با يك شخص سلطه گر روبه رو مي شويد، نه تنها مشكل مي توان كف دست او را به حالت تسليم برگرداند، بلكه انجام اين عمل بسيار واضح است.

روش ساده اي براي خنثي كردن دست دادن سلطه گرانه وجود دارد كه علاوه بر برگرداندن كنترل به سمت شما، با تجاوز به حريم شخصي طرف مقابل، او را ناراحت مي كند. براي آموختن اين روش «خلع سلاح» بايد به تمرين جلو آوردن پاي چپ خود در حالي كه دست خود را براي دست دادن جلو مي آوريد، بپردازيد. سپس پاي راست خود را به جلو بياوريد و روبه روي او به سمت چپ حركت كنيد و وارد حريم شخصي اش شويد. حال، پاي چپ خود را به طرف پاي راست بياورد تا اين حركت كامل شود; سپس با او دست بدهيد. اين شيوه باعث مي شود كه حالت دست دادن طرف مقابل به حالت تسليم برگردد. همچنين باعث مي شود كه با ورود به حريم خصوصي او، كنترل به دست شما بيفتد. شيوه دست دادن خود را بررسي نماييد و مشخص نماييد كه هنگام دست دادن، با پاي چپ به جلو مي رويد يا با پاي راست. اكثر مردم راست پا هستند; از اين رو زمانيكه با شخصي سلطه گر روبه رو مي شوند، در وضعيت نامطلوبي قرار مي گيرند زيرا انعطاف كم يا فضاي اندكي براي حركت كردن در قلمرو مصافحه دارند، لذا شخص ديگر كنترل را به دست مي گيرد. به تمرين دست دادن با جلو گذاشتن پاي چپ بپردازيد; متوجه مي شويد كه خنثي كردن يك شخص سلطه گر و در دست گرفتن كنترل، نسبتا ساده است.
 
 
    روزنامه ابتكار  


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۱:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

امام علي عليه السلام  :

ءاية البلاغة قلب عقول ولسان قائل

نشانه بلاغت ، داشتن انديشه اي سرشار از خِرَدورزي و زباني سرشار از گويايي است  .

مُعجَم الفاظ غُرَر الحِكَم و دُرَر الكَلِم : ۱۱۱


سخن چون برابر بُوَد با خِرَد

ز گفتار گوينده رامِش بَرَد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۱:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني )

۲۲

با چشم هايتان بشنويد  !  

آيا صبح كه همكارتان به اداره مي آيد، بلافاصله با ديدن او متوجه نمي شويد كه امروز سرحال است يا نه؟ آيا هيچگونه شكي در ذهن تان نسبت به اين مساله وجود دارد؟ ارتباطات غيرشفاهي، قوي ترين نوع ارتباطات است. ارتباطات غيرشفاهي، حتي بيشتر از صدا و كلمات، شما را به آنچه در ذهن فرد ديگري مي گذرد رهنمون مي سازد. بهترين ارتباط برقراركنندگان كساني هستند كه از قدرت انتقال غيرشفاهي افكار و احساسات آگاهي دارند.
محدوده ارتباطات غيرشفاهي از حالت هاي چهره تا زبان بدن را در بر مي گيرد. حركات سر و دست، علامت ها و استفاده از فضا نيز در ارتباطات غيرشفاهي اهميت دارند. تفاوت هاي فرهنگي در زبان بدن، حالت هاي چهره، استفاده از فضا، و به ويژه حركت هاي سر و دست بسيارند و به همين دليل ممكن است مورد سوء تعبير قرار گيرند.
يكي از خنده دارترين (و البته غم انگيزترين) ارتباطات غيرشفاهي كه تا كنون شاهد آن بوده ام در اداره آموزش يكي از دانشگاه هاي بزرگ اتفاق افتاد. يك دانشجوي خارجي سعي داشت مشكلش را با كارمند اداره آموزش كه خانم سفيدپوست و نسبتاً مسني بود در ميان بگذارد. آن دانشجو براي تاكيد حرف هايش به طور مرتب دستانش را تكان مي داد. او سعي مي كرد فاصله اش را با كارمند آموزش كم كند و در همان حال آن كارمند هم مرتباً عقب عقب مي رفت تا فاصله اش را با او حفظ كند. هنگامي كه مكالمه آن ها تمام شد، دانشجو آن كارمند را تا در خروجي ساختمان عقب برده بود و هنوز داشت با حرارت زياد دستانش را تكان مي داد! آن كارمند بعداً به من گفت كه از آن دانشجو ترسيده بوده در حالي كه آن دانشجو فقط مي خواست بگويد كه صورت حساب دريافتي از دانشگاه را پرداخت كرده است.
مطالعه اي كه در دانشگاه UCLA انجام شده نشان مي دهد كه تا ۹۳ درصد اثربخشي ارتباطات، توسط ايما و اشاره هاي غبرشفاهي تعيين مي گردد. مطالعه ديگري نشان داده است كه در اجراي يك نمايش، ۷٪ كلمات استفاده شده، ۳۸٪ لحن صدا و ۵۵٪ ارتباطات غيرشفاهي تاثيرگذار هستند.
اگر مي خواهيد احساسات يا واكنش آني خود نسبت به يك موضوع را پنهان نگاه داريد به رفتار غيرشفاهي خود توجه كافي بنمائيد. شما ممكن است صدا و كلماتتان را تحت كنترل آوريد امّا زبان بدن شما شامل حالت هاي چهره و حركات اندام ها مي تواند افكار و احساسات واقعي تان را بر ملا سازد. به ويژه براي افرادي كه در خواندن يا درك ايما و اشاره هاي غيرشفاهي مهارت دارند، اغلب ما همانند يك كتاب باز مي باشيم.
در زير چند توصيه و راهنمايي براي بهبود درك شما از اطلاعات غيرشفاهي آورده شده است. صرفنظر از موقعيتي كه در آن قرار داريد، مهارت در تفسير و تعبير ارتباطات غيرشفاهي بر توانايي شما در به اشتراك گذاشتن مفاهيم با افراد ديگر كمك مي كند. تفسير صحيح ارتباطات غيرشفاهي بر عمق توانايي شما در ارتباط برقرار كردن با ديگران مي افزايد.


● توصيه هايي براي درك ارتباطات غيرشفاهي
▪ انسان ها به شيوه هاي گوناگوني ارتباط برقرار مي كنند. به حالت هاي چهره، تلاقي نگاه، حركات دست و پا، طرز ايستادن، حركات بدن، طرز راه رفتن، لحن صدا و ... آن ها توجه كنيد. اگر با چشمانتان گوش كنيد، هر ايما و اشاره و حركتي، چيزي را به شما منتقل مي كند. خودتان را به نگاه كردن به ارتباطات غيرشفاهي عادت دهيد. توانايي شما در خواندن و درك ارتباطات غيرشفاهي با تمرين افزايش خواهد يافت.
▪ اگر كلام فرد يك چيز بگويد و ارتباطات غيرشفاهي او چيز ديگري، به ارتباطات غيرشفاهي گوش كنيد زيرا غالباً صحيح ترند.
▪ داوطلبان كار را براساس ارتباطات غيرشفاهي آن ها ارزيابي كنيد. مثلاً طرز نشستن متقاضي كار در اتاق انتظار مي تواند اطلاعات زيادي در اختيار ما قرار دهد. ارتباطات غيرشفاهي در خلال مصاحبه بايد مهارت ها و نقاط قوت و ضعف داوطلب را براي ما روشن سازد.
▪ در موقعيت هايي كه به دنبال كشف واقعيت و استدلال هاي قابل قبول هستيد، ارتباطات غيرشفاهي را مورد بررسي قرار دهيد. ارتباطات غيرشفاهي خيلي بيشتر از كلمات گفته شده توسط فرد مي توانند آشكار كننده واقعيت باشند.
به هنگام سخنراني در جلوي جمع، ايما و اشاره هاي غيرشفاهي مي تواند اطلاعاتي از اين قبيل را در اختيارتان قرار دهد:
▪ صحبت تان زياد طول كشيده است
▪ يك نفر ديگر مي خواهد صحبت كند
▪ حالت شنوندگان و واكنش آن ها به حرف هاي شما
درك ارتباطات غيرشفاهي به مرور زمان و با تمرين بهبود مي يابد. نخستين گام، تشخيص قدرت ارتباطات غيرشفاهي است. مطمئناً همه شما تا كنون اين احساس قلبي را تجربه كرده ايد كه حرفي كه يك نفر به شما مي زند صحت ندارد. به قلب خود گوش فرا دهيد. درك ارتباطات غيرشفاهي، علاوه بر تجربيات زندگي، آموزش و باورها، به نوعي شمّ دروني نياز دارد.   
 
 كارگاه آموزشي روان يار  


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۱:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني )

۲۱

هفت اشتباه در هنگام سخنراني


 بيشتر مواقع، شنوندگان از طريق چشمهايشان به سخنان شما گوش ميسپارند. ايما و اشارههاي شما بيانگر چيست؟ آيا به هنگام سخنراني يا يك جلسه مهم و معتبر، مطمئن و موثق ظاهر ميشويد و يا اينكه فاقد اعتماد به نفس و عصبي و دستپاچه هستيد؟ مشكل از طرز ايستادن، حركات صورت و ژستهايي كه به خود ميگيريد، آغاز ميشود. اما چگونه ميتوانيد مهارتهاي غيركلاميخود را افزايش دهيد؟


 از انجام حركات نامناسب پرهيز كنيد و در عوض حركات جايگزيني را كه مناسب شرايط موجود هستند انجام دهيد. شما با اين كار متوجه تفاوت شگرفي كه در زندگي شما به وجود ميآيد، خواهيد شد. سعي كنيد از انجام آنها اجتناب كنيد، آن گاه با چنين كار كوچكي، تغييرات چشمگيري در زندگي شما به وجود خواهد آمد.


 اشتباه   1  : اجتناب از برقراري ارتباط چشمي

  
 اين اشتباه يعني آنكه شما دچار كمبود اعتماد به نفس هستيد، براي سخنراني آماده نيستيد و به همين دليل عصبي و دستپاچه شدهايد.
 • حركت جايگزين: در طول سخنراني در حدود 90 درصد از كل زمان را به چشمهاي حضار نگاه كنيد. بسياري از افراد بيشتر وقت خود را به نگاه كردن به زمين، پرده اسلايد و يا ميزي كه پيش روي آنها قرار دارد صرف ميكنند. رهبران و مديران موفق در حين صحبت كردن به طور مستقيم به چشمهاي شنوندگان خود نگاه ميكنند.


 اشتباه  2 : خميدگي 

 
 خميدگي در هنگام سخنراني به معني آن است كه شما فاقد قدرت هستيد و اعتماد به نفس خود را از دست دادهايد.
 • حركت جايگزين: اگر قرار است در طول مدت سخنراني در جايي ثابت بايستيد، بهتر است پاهاي خود را به عرض شانه باز كنيد و اندكي به سمت جلو گرايش داشته باشيد. در اين حالت شانهها نيز بايد اندكي به سمت جلو متمايل شوند. در اين وضعيت شما اندكي مردانهتر جلوه ميكنيد. توجه داشته باشيد كه سر و ستون فقرات بايد راست باشد. سعي كنيد از تريبون و يا سكويي كه در جلوي شما قرار دارد به عنوان دستاويزي براي تكيه دادن استفاده نكنيد.


 اشتباه  3  :  تكان خوردن، جنبيدن وپيچ و تاب خوردن 
 
 شما عصبي، دستپاچه و ناآرام بوده و از آمادگي لازم برخوردار نيستيد.
 • حركت جايگزين: از تكان خوردن دست بكشيد. تكانهاي بيجا و جنبشهاي بيمورد هيچ هدفي را به دنبال ندارند.


 اشتباه   4  :  بيحركت ايستادن 
 
 بيحركت ايستادن به هنگام سخنراني گوياي اين مطلب است كه شما انعطافپذير نبوده و فرد كسلكننده، بيانرژي و خستهكنندهاي هستيد.
 • حركات جايگزين: راه برويد، حركت كنيد و ... بسياري از تجار بزرگ به ميان مردم ميروند و مدام در حال حركت هستند... البته حركت هدفمند! شايد يك سخنران پويا و پرانرژي براي هدف خاصي از يك سمت اتاق به طرف ديگر آن حركت كند اما اگر هيچ كسي در آن قسمت از اتاق حضور نداشته باشد، طبيعي است كه اين حركت او بيمورد است و جزو موارد هدفمند به شمار نميآيد. به سخنرانان پيشنهاد ميكنيم كه قسمت كوتاهي از سخنرانيهايشان را ضبط كنند تا بعد از ديدن آن بدانند كه آيا حركات خارج از محدوده انجام ميدهند و يا خير.
 

اشتباه 5 :  قرار دادن دستها در داخل جيب 
 
 اين كار به معني آن است كه شما علاقه خاصي به مطلب مورد بحث نداريد و غير متعهد و ناآرام هستيد.
 • حركات جايگزين: در اين قسمت راه حل سادهاي براي شما داريم. دستهاي خود را از جيبتان درآوريد. قرار دادن يكي از دستها در داخل جيب، در زماني كه با دست ديگر حركت نمايشي را انجام ميدهيد، قابل قبول است.


 اشتباه  6 :  استفاده از ژستهاي ساختگي 
 
 • حركت جايگزين: خيلي خوب است كه بتوانيد ژستهاي متفاوتي به خود بگيريد، فقط بايد توجه داشته باشيد كه اين كار را به حد افراطي انجام ندهيد. پژوهشها ثابت كردهاند كه ژستهايي كه افراد به خود ميگيرند، منعكس كننده افكار بسيار پيچيدهاي است و همين ژستها هستند كه به شنوندگان صلاحيت و شايستگي شما را نشان ميدهند اما زماني كه از ايما و اشارههاي ساختگي استفاده ميكنيد، درست مانند انسانهاي رياكار جلوه خواهيد كرد.


 اشتباه 7 :  جرنگ جرنگ سكه، ضربه زدن به زمين و ساير حركات آزاردهنده
 
 گوياي اين است كه شما بينزاكت و عصبي بوده و بر جزئيات مطلب احاطه كامل نداريد.
 • حركات جايگزين: دوربيني برداريد و در هنگام سخنراني از خود فيلمبرداري كنيد، سپس سعي كنيد آن را با ديدي منتقدانه بررسي كنيد. آيا ژستهايي پيدا ميكنيد كه خودتان هم متوجه انجام دادن آنها نبوديد.


 انرژي منفي و عصبانيت شما در ضربههاي پا، دست زدن به صورت و تكان دادن پاها به سمت بالا و پايين نمودار شود. هنگامي كه متوجه شديد در حال انجام دادن يك چنين كاري هستيد، بهتر است خيلي سريع آن را متوقف كنيد!


 از حركات بدن خود به عنوان نوعي وسيله ارتباطي استفاده كنيد. حركات بدني كه پويا، قدرتمند و پرانرژي است، به شما كمك ميكند؛ حال چه در جلسه مصاحبه شغلي، چه در زمان بالا رفتن از پلههاي نردبان شغلي يا در راه رسيدن به پست مديريت. نسبت به اين حركات نابود كننده توجه ويژه مبذول نماييد و سعي كنيد آنها را با جايگزينهاي مناسب از بين ببريد. راه برويد، صحبت كنيد و خود را مانند يك رهبر قدرتمند جلوه دهيد. در چنين شرايطي، شنوندهها به طور حتم در پي شما خواهند آمد.


 www.salamat.com
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۱:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني )

۲۰

مهارت ارتباط غير كلامي

ارتباط به معني انتقال اطلاعات از يك فرد به فرد ديگر است. بيش تر مردم، حدود 75 درصد زمان بيداري خود را صرف برقراري ارتباط، تبادل اطلاعات، افكار و عقايد با ديگران مي كنند. ارتباط كلامي، در قالب زبان و كلمات انجام مي شود در حالي كه ارتباط غير كلامي، اين گونه نيست و بيش ترين ارتباط ما با ديگران، از اين طريق است.
ارتباط غير كلامي شامل اشاره ها، تماس چشمي، لحن صدا و حركت بدن مي باشد. گاهي نوع پوشش و سكوت اختيار كردن نيز جزو ارتباط غيركلامي به شمار مي رود. در يك ارتباط ، پيام ها به دو طريق كلامي و غير كلامي ارسال مي شود. اگر بين كلمات ادا شده و حركات بدن گوينده تضاد وجود داشته باشد، گيرنده پيام، بيش تر به حركات بدن و اشاره هاي غير كلامي اعتماد مي كند.
«جي. ديليو پورتر » ارتباط غيركلامي را در چهار گروه تقسيم بندي مي كند:
جسمي: ارتباط فردي شامل اشاره هاي چهره اي، لحن صدا، بو و حركات بدن
هنرشناسي: ارتباط از طريق موسيقي، بازيگري، نقاشي و مجسمه سازي
علائم: شامل پرچم ها، شليك توپ به پاس احترام، آژير و سوت زدن
نمادها: به كارگيري آداب و رسوم مذهبي، شأن و منزلت و جايگاه اجتماعي
آگاهي از ارتباط غيركلامي، براي مديران به عنوان رهبران سازماني، به دو دليل اهميت دارد:
مدير به عنوان رهبر گروه براي انجام بهتر وظايف، بايد با كاركنان ارتباط موثري داشته باشد اگر اشاره هاي غيركلامي كاركنان از سوي مدير به خوبي تفسير شود، مي تواند به آن ها پاسخي مناسب بدهد.
طرز تلقي، نگرش و احساسات كاركنان، از طريق ‎ارتباط غيركلامي ارسال مي شود بعضي از نيازهاي فردي مانند رشد، قدرشناسي، موفقيت و تشويق، بايد در سازمان ارضاء شود كه لازمه اين كار، شناخت و درك اين نيازها از سوي مديران و از طريق ارتباط غيركلامي است. اگر كاركنان سازمان درك درستي از اشاره هاي غيركلامي داشته باشند، سازمان، شانس موفقيت بيش تري دارد.
نگاه مستقيم گوينده، نشان دهنده صفا، صداقت و احساس اعتماد او به شنونده است. نگاه كردن به پايين، حاكي از فروتني و چرخاندن چشمان به بالا، ناشي از خستگي گوينده است.
مطالعات نشان داده است كه ارتباط غيركلامي، اطلاعات لازم را براي مديران و كاركنان فراهم مي سازد يافته هاي اين پژوهش داراي دو جنبه قابل بررسي مي باشد:
الف) ويژگي هاي ثابت
- فاصله: فاصله اي كه يك نفر با ديگري رعايت مي كند، غالباً يك پيام غيركلامي را منتقل مي كند در بعضي از فرهنگ ها اين فاصله، نشان دهنده نوعي علاقه است در حالي كه گاهي مي تواند ناشي از منزلت اجتماعي تلقي گردد.
- طرز قرار گرفتن: بسياري از افراد به روش هاي مختلفي مانند چهره به چهره، پهلو به پهلو يا حتي پشت به پشت ديگران قرار مي گيرند براي مثال افراد معاشرتي، به طور معمول پهلو به پهلو و افراد رقابت جو، چهره به چهره ديگران قرار مي گيرند.
- حالت اندامي: بعضي افراد ممكن است روي صندلي، صاف بنشينند يا لم بدهند يا هنگام تعامل با ديگران، بايستند. اين ها عواملي است كه باعث انتقال پيام مي شود.
- تماس جسمي: دست دادن، دست به شانه كسي زدن، هل دادن يا دست كسي را محكم گرفتن، همه مي توانند انتقال دهنده ي پيام ناشي از صميميمت و احساس محبت يا برعكس، نفرت و بي تفاوتي باشند.
ب) ويژگي هاي متغير و پويا
- بيان چهره اي: لبخند، اخم، ابروي بالا رفته، خميازه كشيدن و پوزخند زدن، همه انتقال دهنده اطلاعات هستند. بيان چهره اي به طور معمول به هنگام ارتباط و با توجه به واكنش شنونده، تغيير مي كند و در فرهنگ هاي مختلف، مي تواند معاني مشتركي داشته باشد.
- حركات و اشارات: يكي از مهم ترين حركات و اشارات، مربوط به دست هاست كه هنگام حرف زدن، كمتر به آن توجه مي شود. بعضي از حركات و اشارات مانند گره كردن مشت، داراي معاني جهاني است در حالي كه ساير اشارات و حركات در فرهنگ هاي مختلف، داراي معاني مختلفي مي باشند.
- نگاه كردن: يكي از ويژگي هاي مهم در ارتباطات اجتماعي، تماس چشمي است. نگاه كردن مي تواند انتقال دهنده هيجاناتي مانند محبت يا نفرت، علاقه يا بي تفاوت باشد.
روش هاي غير زباني
ويژگي هاي ثابت و متغير ارتباط غيركلامي مي توانند اطلاعات مهمي را از فرستنده به گيرنده ي پيام منتقل كنند. اكنون نگاهي به روش هاي غيرزباني انتقال پيام مي اندازيم:
- زبان بدن: بهترين روش براي دسترسي به توان مديريتي، فقط گوش دادن به حرف هاي كاركنان نيست. بلكه مشاهده حركات است كه كاركنان هنگام حرف زدن انجام مي دهند.
- بيان چهره اي: به طور معمول از بيان چهره اي، براي انتقال هيجان ها استفاده مي كنيم. چهره مي تواند نگرش و طرز تلقي گوينده باشد. محققان معتقدند كه بيان چهره اي، بهتر از هر عاملي مي تواند وضعيت هيجاني ما را توصيف كند به عنوان مثال حالت چشمان مي تواند شادي، غمگيني و يا حيرت ما را بيان كند و با يك لبخند و تبسم مي تواند صميميت، علاقه و محبت را نشان دهد. پايين بودن چهره، ابروها و پيشاني چروك شده مي تواند ناشي از خشم باشد.
- تماس چشمي: يكي از قوي ترين ارتباطات غيركلامي، تماس چشمي مستقيم است. در سازمان ها به طور معمول تماس چشمي مديران در مقايسه با كاركنان، طولاني تر است. نگاه مستقيم گوينده، نشان دهنده صفا، صداقت و احساس اعتماد او به شنونده است. نگاه كردن به پايين، حاكي از فروتني و چرخاندن چشمان به بالا، ناشي از خستگي گوينده است.
نگاه كردن مي تواند انتقال دهنده هيجاناتي مانند محبت يا نفرت، علاقه يا بي تفاوت باشد.
- فضاي شخصي: فضاي شخصي همانند يك حباب است كه بين شما و ديگران فاصله مي اندازد. اين فضا، قلمروي غيرمشهود است و وقتي آشكار مي شود كه كسي تلاش كند وارد آن شود هر چه مقام شما در سازمان بالاتر باشد، فضاي بهتر و بيش تري خواهيد داشت، از قلمروتان بهتر محافظت خواهيد كرد و به سادگي مي توانيد به قلمرو مرئوسين وارد شويد.
- زبان آوايي: يافته هاي محققان نشان مي دهد كه لحن، طنين و كيفيت صدا و سرعت كلمات ادا شده مي تواند هيجان ها را بدون توجه به محتواي پيام انتقال دهد. لحن صدا علاوه بر انتقال پيام مي تواند به عنوان مكمل پيام عمل نمايد به عنوان يك ارتباط گر بايد نسبت به تأثير لحن، طنين و كيفيت صداي تان بر تفسير پيام از سوي شنونده توجه كنيد.
- سكوت و زمان: سكوت مي تواند تأثير مثبت و منفي بر فرآيند ارتباطات داشته و بر تحكيم يا قطع روابط، اثر گذار باشد. سكوت مي تواند باعث بروز تنش و اضطراب شده يا برعكس به حفظ آرامش گوينده كمك كند. سكوت مي تواند نشانه علاقه يا بي علاقگي، موافقت يا محافظت باشد.
زمان نيز مي تواند نشان دهنده جايگاه و منزلت اجتماعي و سازماني باشد در يك سازمان سالم، مدير و كاركنانش براي برقراري ارتباط و احترام متقابل به يكديگر، زمان را رعايت مي كنند.
نتيجه گيري
بدون توجه به اين كه در سازمان، داراي چه مقام و سمتي مي باشيد، بايد حساسيت تان را به ارتباط غيركلامي بهبود دهيد. سازمان ها بايد به اشارات غيركلامي كاركنان، پاسخ مناسب دهند و مهارت خودشان را در اين حوزه تقويت كنند. البته شما بايد هميشه در طول زندگي، با ارتباطات غيركلامي آشنا باشيد اما به راستي چه قدر به اين موضوع توجه داريد؟

منبع: ماهنامه شادكامي و موفقيت، شماره 66


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۱:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني )

۱۹

حرف زدن به زبان دست‌ها

يكي از مهم‌ترين مهارت‌هايي كه مي‌تواند درباره روان‌شناسي افراد به ما اطلاعات باارزشي بدهد، ارتباطات غيركلامي است. واقعيت اين است كه ما ايرانيان از اين مهارت كمتر برخورداريم و نمي‌توانيم از حالت‌هاي غيركلامي افراد، افكار آنها را بخوانيم. اين مقدمه‌اي بود تا شما را با ۳ حالت غيركلامي دست آشنا كنيم...


۱) دست به سينه كامل
اگر كسي قرص و محكم دست به سينه شود و دستانش را هم مشت كرده باشد، نشان مي‌دهد نظري خصمانه و همراه با لج‌بازي دارد. اين حركات اغلب با دندان به هم فشردن و برافروخته شدن چهره همراه است. در اين حالت ممكن است بلافاصله حمله‌اي كلامي يا فيزيكي اتفاق بيفتد. اگر دليل دشمني معلوم نشود، بايد با حركات تواضع‌آميز و باكف دستان گشوده سعي كرد، دليل آن را از فرد بيرون كشيد.اين مجموعه حركات از عصبانيت ايجاد مي‌شود.


۲) محكم گرفتن بازوها
دراين حالت دست روي سينه به حالت ضربدر است و هر دست بازوي مقابل را گرفته است. دست‌ها از هر تلاشي جلوگيري مي‌كنند و مانع از رها شدن بازوان و بدن مي‌شوند. گاهي بازوها چنان تحت فشار قرار مي‌گيرند كه گردش خون در آن ناحيه مختل مي‌شود و رنگ انگشت و بند انگشتان سفيد مي‌گردد. اين رفتار معمولا در اتاق انتظار دكتر و دندانپزشكان ديده مي‌شود، به علاوه افرادي كه براي اولين‌بار با هواپيما پرواز مي‌كنند و منتظر بلند شدن هواپيما هستند، ديده مي‌شود. اين رفتار به دليل احساسات منفي و هيجان ايجاد مي‌شود. وضعيت فرد تعيين مي‌كند كه دست به سينه بشود و يا اصلا چگونه اين كار را بكند. افراد با اعتماد به نفس مي‌توانند به افرادي كه تازه با آنها آشنا شده‌اند، احساس برتري خود را نشان دهند. به اين ترتيب كه دست به سينه نشوند. فرض كنيد مدير عامل يك شركت بزرگ در گردهمايي اعضا، چند همكار جديد را معرفي مي‌كند.


او به آنها با دست سلطه‌جو دست مي‌دهد و خوشامد مي‌گويد و با آنها در فاصله حريم اجتماعي قرار مي‌گيرد، بازوانش را شل مي‌كند يا انگشتانش را پشت كمرش درهم گره مي‌كند. يا يك دستش را در جيب شلوارش مي‌كند. او به ندرت دست به سينه مي‌ايستد كه نشان از ناآرامي دارد. در حالي كه كارمندان جديد بعد از دست دادن با مدير، دستانشان را به طور كامل يا تقريبا روي سينه چليپا مي‌كنند زيرا آنها در حضور مدير عالي رتبه خود احساس ناراحتي مي‌كنند چون هر دو به طرف مقابل وضعيت روحي خود را نشان مي‌دهند. اما اگر مدير عامل با يك جوان جاه‌طلب و موفق روبه‌رو شود كه اعتماد به نفس زيادي دارد و احتمالا خود را همپايه او نيز مي‌انگارد، چه اتفاقي مي‌افتد؟ هر دو با دست سلطه‌جويانه به هم دست مي‌دهند و بعد به احتمال زياد مرد جوان دست به سينه مي‌شود و شست‌هاي خود را رو به بالا نگه مي‌دارد. به اين ترتيب با شست رو به بالا اعتماد به نفس خود را نشان مي‌دهد، در حالي كه در همان حال با دست‌هاي روي سينه از خود محافظت مي‌كند. فروشندگان بايد بفهمند چرا مشتري چنين حركتي مي‌كند تا بتوانند قضاوت كنند كه آيا كار خود را درست انجام داده‌اند يا خير. وقتي حركت شست رو به بالا در پايان معامله انجام مي‌شود و با ديگر حركات مثبت همراه مي‌گردد، فروشنده مي‌تواند معرفي كالاي خود را به پايان ببرد و درخواست امضاي قرارداد كند.


اما اگر خريدار در پايان مذاكره تجاري با چهره بي‌حركت و خشك و با مشت گره كرده دست به سينه بنشيند، بهتر است در اين حالت فروشنده تقاضاي دريافت سفارش نكند، وگرنه برايش گران تمام مي‌شود. به جاي اين كار بايد هر چه سريع‌تر بهترين دلايل خود را تكرار كند و پرسش‌هايي را مطرح كند تا دليل امتناع مشتري را از زير زبانش بيرون بكشد چون وقتي كلمه‌ «نه» يك بار از دهان مشتري خارج شد، ديگر به سختي مي‌شود عقيده او را تغيير داد. وقتي بتوان زبان بدن را خواند، مي‌شود تصميمات منفي را قبل از آنكه به زبان بيايند، تشخيص داد و به اين ترتيب فرصت خود را يك بار ديگر امتحان كرد. كساني كه اسلحه گرم و يا جليقه ضد گلوله مي‌پوشند، به ندرت از حركات دفاعي همچون دست به سينه استفاده مي‌كنند چراكه با اسلحه و جليقه ضد گلوله به اندازه كافي احساس امنيت مي‌كنند. به عنوان مثال افراد پليس كه اسلحه حمل مي‌كنند به ندرت دست به سينه مي‌شوند. جدا از زماني كه نگهباني مي‌دهند كه در اين حالت هم دستانشان مشت كرده است تا كاملا واضح نشان دهند كه هيچ كس جرات ندارد از كنار آنها رد شود.


۳) دست به سينه ناقص
دست به سينه كامل، حركتي است كه اغلب قابل تشخيص است. با اين حركت به ديگران نشان مي‌دهيم كه نگرانيم. به همين خاطر گاهي انواع زيركانه آن را به كار مي‌بريم. دست به سينه ناقص: در اين حالت يك دست جلوي بدن قرار مي‌گيرد و دست ديگر را لمس مي‌كند يا مي‌گيرد و به اين ترتيب مانع ايجاد مي‌شود. اين حركت را مي‌توان اغلب در كساني مشاهده كرد كه در ميان افرادي غريبه قرار دارند يا احساس ناامني مي‌كنند. طريقه ديگر اين مانع ناقص به اين صورت است كه يك دست، دست ديگر را تقريبا مي‌گيرد. افرادي كه براي گرفتن جايزه جلوي عده‌اي مي‌ايستند و يا مي‌خواهند سخنراني كنند، اغلب از اين حركت استفاده مي‌كنند. دزموند موريس معتقد است اين حركت تداعي احساس امنيتي است كه در دوران كودكي تجربه كرده‌ايم، زماني كه والدين هنگام خطر دستمان را مي‌گرفتند.

فخري السادات خليفه‌سلطاني
روزنامه سلامت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۱:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني )

۱۸

حرف زدن با دست ها

آيا شما هنگام صحبت كردن از دست هايتان براي صحبت كردن و انتقال دادن مفاهيم به ديگران زياد استفاده مي كنيد ؟

پژوهشگران آمريكايي دريافتند كه استفاده از دستها هنگام سخن گفتن، افكار و حافظه را تقويت كرده و به كودكان در يادگيري كمك مي كند.

محققان دانشگاههاي پيستبورگ و شيكاگو با بررسي 50 خانواده اي كه كودكان كمتر از يكسال داشتند كشف كردند كودكاني كه براي برقراري ارتباط با اعضاي خانواده از دستها استفاده مي كنند شاداب تر از ساير كودكان هستند.

در اين بررسي مشخص شد كه در مدت يك ساعت و نيم اين كودكان توانستند از طريق حركات دست 24 كلمه را بيان كنند درحالي كه در همين مدت زمان، كودكاني كه از حركات دست استفاده نمي كردند تنها موفق شدند 13 واژه را بيان كنند.

به گفته اين محققان، استفاده از دستها نه تنها براي بيان بهتر كلمات مفيد است بلكه مي تواند به يادگيري نيز كمك كند. همچنين فضاي بيشتري را در اختيار حافظه قرار دهد و به كودك براي كسب تواناييهاي جديد ياري رساند.

براساس گزارش ساينس، اين دانشمندان براي كسب اين نتايج در آزمايش ديگري براي دو گروه از كودكان دبستاني يك سري تمرينات رياضي را تجويز كردند.

كودكان گروه اول مي توانستند براي انجام محاسبات آزادانه از حركات دست استفاده كنند اما از گروه دوم خواسته شد كه از دستها استفاده نكنند. نتايج اين آزمايش نشان داد كه گروه اول موفق شدند در مدت چند ثانيه تمام مسائل خود را حل كنند.

"حرف زدن با دستها" در بسياري از جوامع و فرهنگها يك عادت بد به شمار مي رود درحالي كه نتايج اين تحقيقات حاكي از آن است كه 70 تا 80 درصد از اطلاعات از طريق چشمها و بر پايه آنچه كه فرد مي بيند و شكل آن را تائيد مي كند به مغز مي رسند. بنابراين ديدن حركات دست مي تواند به يادگيري كمك كند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۱:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][