مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 2983
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 8
همه : 5163946

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۳- نفوذ در دل ها ، محبوبيت ، جذب مخاطبان ۳

اسرارو روش هاي نفوذ دردلها

اگر دلتان مي خواهد كه اطرافيان دوست تان داشته باشند وباهمنوعان خود روابط حسنه برقرارسازيد ويقين پيدا كنيد كه دوستتان دارند مقاله زير رابه دقت بخوانيد .

اگر دلتان محبوبيت مي خواهد هيچ  خجالت نكشيد زيرااين يك نياز طبيعي آدميزاداست .ويليام جيمز روانشناس بزرگ امريكايي درجائي نوشته است كه (يكي از عميقترين وريشه دارترين انگيزه هاي آدميزاد اينست كه محبوب واقع شوند ومردم قدروآنهارابشناسند )اماميل به محبوب شدن گاه دورنيست مارادرمعرض خطر بگذارد بدين معني كه آنچنان به محبوبيت خودعاشق شويم كه براي بدست آوردن آن به وسايل نامبارك دست يازيم .مثلابه چاپلوسي بپردازيم ومجيزوتملق ديگران رابگوئيم وحتي ازاين هم فراتر رفته محبوبيت خودرابه قيمت تحفه هائي كه به افرادمي دهيم تامين سازيم .

به صراحت بايد بگويم كه محبوبيت يك امرمادرزادي وارثي نيست البته بعيد نيست عده اي بيشتر ازسايرين آماده كسب محبوبيت باشند وليكن ديگران را نيز اگر بخواهند مي توانند بابذل مختصر كوشش به همان اندازه محبوب شوند .كساني كه محبوب مي شوند كساني اند كه حاكم برروابط خودباديگران هستند ومااكنون به عوامل شش گانه اي اشاره مي كنيم كه  اگربدان عمل كنيد شمارا همه جا محبوب خواهد ساخت :


نخست -آنكه ظاهرآراسته دربسياري از مواردخيلي مفيد است وليكن دركارمحبوب شدن تاثيردردرجه اول نداردوحال آنكه اگر درتميزي لباس وآراستگي آن بكوشيد ، البته در محبوبيت و عزيز شدن شما موثراست زني كه مي خواهد محبوب شوهرش واقع شود مجبورنيست لباس فاخر بپوشد وبهترين وگرانترين عطرها وكرم ها رابه سروصورت خود بمالد بلكه اگر تميز ومرتب باشد باهمان لباس ساده خانه نيز قادر است عزيز شوهرش شود بي گمان يك شخص عالي مثل خورشيد نورافشاني مي كند وجامه كثيف يا موهاي ژوليده وپريشان وصورت ناشسته قادرنيست ازنورافشاني آن جلوگيري كند وليكن چه اصراري هست كه خورشيد تابان شخصيت خود را باابر ژوليدگي بپوشانيم ؟زيرا ظاهر مانبايد مخل تشعشع باطن ما باشد كه هيچ بلكه بايد به تلالو باطن وشخصيت درخشان ما كمك كند .

بسيار اتفاق مي افتد كه از طرزلبا س پوشيدن افراد مي توان به شخصيت آنان پي برد ودر مثل درباره لا ابالي گري وبي ذوقي وياذوق وشم هنري وحالت خود نمايي انها بدرستي داوري كرد هيچكس نمي تواند منكر اين امر شود كه ظاهر كسان در روابط اجتماعي آنان موثر است .ودر عكس العمل ديگران نسبت به آنان تاثير مي كذارد .با همه آنچه گذشت نقش ظاهر درمحبوبيت چندان زياد نيست واهميت آن در اين است كه معاشران درنخستين وحله برخوردازروي ظاهر ما درباره ما داوري مي كنند واگر ظاهر ما زننده باشد ممكن است از ما داوري جوينده واين زحمت رتبه خود ندهند كه با وجود ظاهر ناخوشايندمان باما معاشرت كنند تا بعداپي به شخصيت جالب ما ببرند .


دوم -آنكه براي كسب محبوبيت به تبسم وشادي نياز داريم البته ناگفته پيداست كه رفتار ما بايد متناسب با مقتضيات واوضاع واحوالي كه در ان هستيم باشد .مثلا ماهيچوقت انتظار نداريم كه فلان رئيس اداره اي كه براي نخستين بار به ملاقاتش مي رويم قاه قاه باما بخندد وازاين قبيل .باري هركدام از ما مثل اين است كه در هر مقامي كه باشيم شرايطي در دور وبر خود پديد مي آوريم مثلا شرايط دوروبر بعضي از مردم ناخوشايند است وآدمي رامي گريزاند وبر عكس شرايط عده اي ديگر گيرا ودلچسب است .اگر دلمان مي خواهد كه محبوب بشويم بايد بكوشيم كه فضاي دور و بر خود را گيرا و جذاب سازيم مثل اهن ربايي كه دوروبرش همه چيز را به خود جلب مي كند وبراي اين كار بايد از غرولند كردن پرهيز كنيم ودر اشخاص واشياواحوال به دنبال چيزهايي بگرديم كه موجب نشاط ما مي شود .داشتن كنجكاوي وحساسيت نسبت بدانچه مردم درباره ما فكر مي كنند وابراز علاقه واقعي در اين خصوص از جمله چيزهايي هستند كه ملال وخود خوري وساير عواملي راكه مخل ومزاحم نشاط خاطر ماست از ذهن مادور مي سازند .

معناي وسيعتر نشاط وشادي اين است كه به چيزي علاقه داشته باشيم مثلا وقتي داريم نمايشي راتماشا مي كنيم وياباكسي مشغول صحبت هستيم وياداريم كاري مي كنيم ويابازي مي كنيم شوروشوق ماازناصيه ورفتار ما پيدا خواهد بود .شور وشوق ونشاط مزبور به اطرافيان ما منتقل مي گردد وميان ما وآنها رابطه اي برقرار مي سازد زيرااين ديگر به تجربه ثابت شده است كه ادمهاي پرشوروشوق بيش از افراد سردوبيحال كسان رابه خود جلب مي سازند .

سوم -آنكه فروتني يكي از شرايط اساسي كسب محبوبيت است كساني كه خودخواه هستند وپيوسته از برتريهاي خيالي خود حرف مي زنند وبدان مي بالند كمتر ممكن است مردماني محبوبي باشند .اين بدان معني نيست كه براي محبوب شدن تا بدان جا خفض جناح و شكسته نفسي وفروتني راافراط كنيم كه به عزت نفس وغرورواعتماد به نفس ما لطمه واردآيد .بايد تاآنجا كه امكان دارد كارهائي راكه به ما محول شده است به خوبي انجام دهيم ووقتي كار خود رابه خوبي به انجام رسانديم به ان افتخار كنيم اما در عين حال بايد خود رااماده كنيم كه از ديگران چيز ياد بگيريم وبه اصلاح اشتباهات خود بپردازيم تا نتايج آينده كار ما بهتر شود ادمياني كه به واقع چيز دان هستند كمتر متكبر وخودخواه از آب در مي آيند .چون چنين كساني بهتر از هر كس مي دانند كه معلوماتشان در نتيجه با مجهولاتشان چه اندازه ناچيز است شعر معروف كه مي گويد:
(تا بدان جا رسيد دانش من                كه بدانم همي كه نا دانم )
در واقع وصف حال اين عده است هميشه به فكر چيز يادگرفتن باشيم يعني از گهواره تا گور .گوش دادن به حرف ديگران محاسن زيادي دارد زيرا اطرافيان ما وقتي ببينند كه ما به حرفشان گوش مي دهيم تا چيز ياد بگيريم حس خودخواهي شان تسكين مي يابد واين امر به محبوبت ما در ميان آنان كمك خواهد كرد .بنابراين بدنيست در طي معاشرتهايتان بكوشيد تا كسان رابصحبت كردن درباره اموري هدايت كنيد كه در آن خبره ومطلع اند .البته هر كدام ازما سليقه هاي خاصي دراين زمينه داريم وليكن فروتني احترام به آزادي عقيده ديگران و جزمي نبودن وحق حيات براي ديگران قايل بودن ازجمله چيز هايي است كه در هركسي بايد پيدا شود و زيبايي و گيرائي خاصي خواهد داشت


چهارمين نكته -اين است كه ديگران رابيازماييد وبگذاريد ديگران شما رابيازمايند .كمتر چيزي است كه بيش از حقه بازي ودوروئي موجب انزجار انسان از ديگران شود منظورم اين است وقتي كه حس مي كنيم فلاني قابل اعتماد نيست خيلي زود روابط خود رابااوقطع مي كنيم .محبوبيت ما زماني افزايش مي يابد كه دربين مردم به اين صفت معروف شويم كه پيوسته در فكر امتحان دادن وامتحان كردن معاشران خودهستيم .اشخاص مرتب دلشان مي خواهد كه ديگران آنها رابيازمايند البته چندان مطبوع نيست كه حس كنيد كسي دارد در خفارفتار وكردار وگفتارتان رابررسي مي كند .مردم معمولا از كساني بدشان مي آيد كه به آنان بد گمان باشند ودر معاشرت باآنان جانب صراحت رارعايت نكنند وحال آنكه اگربدانند كه داريم آزمايششان مي كنيم به ما علاقه مند مي شوند وبه محبوبيت ما افزوده مي گردد.به همين دليل نيز بايد خودمان رااشخاصي نشان دهيم كه ظاهر وباطنشان يكي است وچنين اشخاصي از هر امتحاني سربلند در مي آيند وذيلا طريق سه گانه اي را كه براي نشان دادن  صداقت لازم است شرح مي دهيم


 اول -گفتار وكردارمابايد باهم جوردربيايد يعني اگر قولي داديم ياادعايي كرديم بايد بدان عمل كنيم وباصطلاح خودمان واعظ غير متعظ نباشيم .پاره اي از مردم ياد كنم به وعده وفا مي كنند وياهيچگاه به وعده خود وفا نمي كنند البته اگر چنين اشخاصي به محبوبيت نرسند جاي شگفتي نخواهد بود .


دوم -اينكه صداقت ويكي بودن ظاهر وباطن مازماني برهمه آشكار خواهد بود كه بدانند پشت سرشان از آنها غيبت نمي كنيم يعني در غيابشان چيزي بگوييم كه در حضورشان نمي گوئيم .غيبت هر چند كه ممكن است از خبث نباشد وليكن دشمن شماره يك محبوبيت شماست .


سومين طريق -آنست كه اشخاص بايدبه رازداري شماايمان آورند وقتي كه از شما خواهش مي كنند كه رازشان رافاش نسازيد جداوصميمانه از اين كار خودداري نمائيد .اين بود راههاي سه گانه اي كه هر كسي مي تواند هم ديگران رابه مددآن يبازمايد وهم به ديگران اجازه بدهد كه اورابيازمايند .


چهارمين نكته -اين است كه تا آنجا كه برايمان مقدور است از تشويق ديگران مضايقه نكنيم چه بدين وسيله عوض آنكه خود رابسازيم به ساختن ديگران اقدام مي كنيم .وقتي كه ديگران رابه خودشان خوشبين ساختيم به ناچار انها رابه خودمان نيز خوشبين ساخته ايم روشن تر بگويم وقتي كه مرتبا از ديگران انتقاد مي كنيم بالاخره به جائي مي رسيم كه انها را  نسبت به خودشان بدبين مي سازيم واين بد بيني سرانجام به خود ما بر مي گردد وبه محبوبيت ما لطمه مي زند .اين طبيعت  بشر است از آدمي كه از و به شدت انتقاد كند خوشش نخواهد آمد .در كتاب ايوب در توراتست كه يكي از برادرانش به اومي گويد(برادر سخنان حكيمانه توموجب شده است كه عده اي به خود خوشبين واميدوار شوند )مگر خود ما ازچنين كلمات حكيمانه اي در زندگي خصوصي خود سود نجسته ايم ؟پس اين به دست ماست كه باتشويق مردم به محبوبيت خود ونزدانان بيفزائيم چه يك سخن گرم واميد بخش نمي دانيد چه تاثير معجزه آسايي در التيام جراحات محرومان ودرماندگان ونوميد شدگان دارد.به مصداق :
تونيكي مي كن ودردجله انداز             كه ايزددر بيابانت دهد باز )
هر كمك فكري كه به ديگري بكنيد از فوايد ان برخوردارخواهيد شد .شكسپير

 براي كسب محبوبيت بهتر از اين نيست كه آدمي طوري مردم را تشويق كند كه آنها احساس نمايند بر اثر ملاقات بااو به زندگي اميدوار تر وبه قواي انساني خويشتن خوشبين تر شده اند .


پنجمين نكته -بالاخره اين است كه به مردم كمك كنيد ممكن است عده اي بگويند كه اگربه مردم كمك كنيم سوء استفتده خواهند كرد وليكن به اين بهانه نمي شود از كمك به مردم چشم پوشيد .فراموش نبايد كرد يكي از شرايط كسب محبوبيت اين است كه به مردم كمك كنيم وهم از انان كمك قبول كنيم .يكي از مشكلات كار اين است كه بعضي از مردم نه تنها از كمك هاي ما سوءاستفاده نمي كنند بلكه از پذيرفتن كمك نيز بيزارند .براي احتراز از اين مشكلات بايد به نحوي رفتار كنيم كه مردم تصور نكنند كه راه مي رويم تا به مردم كمك كنيم .بدنيست قصه مردسامري رااز تورات در اينجا نقل كنم :حضرت عيسي در جواب عده اي از مردم كه از اوسئوال مي كردند چگونه به مردم كمك كنيم فرمود :روزي مردمحترمي در بيابان بيت المقدس اسير دزدان شد ودزدان زخمي به او زده واورا كناري گذاشته پا به فرارگذاشتند عده ي زيادي از مردم كه پاره اي از آنها اهل دين نيز بودند از كنار او رد شدند بدون آنكه توجهي به اوكنند تا آنكه مردسامري كه هيچ داعيه اي هم نداشت از آنجا عبور مي كرد كه چشمش به آن مرد زخمي افتاد بيدرنگ به بيمارش همت گماشت ومرهمي برزخمش گذاشت (منظور حضرت مسيح اين بودكه آدمي هر وقت كه فرصت كمك پيش آيد بايد كمك كند نه اينكه كمك به ديگران راحرفه خود سازيم )

تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۱:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۳- نفوذ در دل ها ، محبوبيت ، جذب مخاطبان ۲

دو كليد طلايي براي نفوذ در دلها


دانس4- غررالحكم، ص 249
5- بحارالانوار، ج 78، ص 356

 

http://www.tebyan.net/social/house_family/artathome/leatherflowers/2008/12/7/80056.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۱:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۳- نفوذ در دل ها ، محبوبيت ، جذب مخاطبان ۱

چگونه مردم را به خود جذب كنيم ؟ (۳)

راهكار  ۲۶


از حملات كليشه اي استفاده نكنيد مراقب باشيد وقتي با افراد موفق حرف مي زنيد به هيچ وجه عبارت تكراري به كار نبريد . و هرگز به چنين جملاتي اشاره هم نكنيد . هرگز ؟ حتي زماني هم كه لازم است ، اين كار را نكيند ، مگر اين كه بخواهيد ابله جلوه كنيد .مي گويند قلم توانمندتر ازشمشير است . همين طوراست ، ولي توانايي زبان ازقلم هم فراتر است . زبان ما مي تواند جمعي را به خنده يا گريه و ادارد ،يا آنها را به زانو درآورد .به جاي تكرار حرف هاي كليشه اي ، با توجه به اين شيوه مي توانيد جملات زيركانه اي را كه تنها مختص خود شماست به زبان آوريد . كافي است چندكتاب دربارة « آيين و آداب » سخنراني بخوانيد و برخي از شگردهاي آن را فرا بگيريد . بعد مي توانيد آنها را وارد واژه هاي شخصي و روزمرة خود كنيد .

راهكار ۲۷

تفاوتي نداردكه در پشت يك تربيون براي سخنراني درمقابل هزاران نفر ياپشت كباب پز آشپزخانه در برابر اعضاي خانواده ايستاده باشيد . در هر حال با استفاده ازمهارت هاي مشابه همه را تحت تأثير قرار دهيد ، آنها را برانگيزانيد وبه خود جذب كنيد .نقل قول هايي را از كتاب سخنران هاي بزرگ انتخاب كنيد و شگردها برتر آنها را در مكالمات خود به كار گيريد . نكات جالب و طنزآميز آنها را براي استفاده درموقعيت هاي خاص و مناسب گلچين كنيد . اگر مي خواهيد مورد توجه واقع شويد ، نقل قول هايي شيرين و دلنشين را حفظ كنيد .

فصل 5 

در هر جمعي يك خودي باشيم آيا تا به حال براي تان پيش آمده ، كه در جمعي قرار بگيريد كه همه مشغول حزف زدن باشند ؟ هريك ازآنها دربارة موضوعي خاص مثل : آمار نادرست در خسابرسي ، محدوديت هاي ريزي ، يا بازار كتاب حرف ميزنندو شما حرف هاي آنها را نمي فهميد . علت آن اين است كه همه در آن مهماني يا حسابدارند ، يا آرشيتكت و يا يك ناشر و شما هيچ يك ازاين دسته ها قرار نگرفته ايد .بدين ترتيب ، با لبخندي كم رنگ برلب ، در حالي كه لب ازلب ، باز نمي كنيد ، در گوشه اي مي ايستيد . چون مي ترسيد اگراين كار را بكنيد ، حرف نادرستي بر زبان مي آوريد . كج خيالي و بد گماني همة وجودتان را فرا مي گيرد . احساس مي كنيد همه به شما پوزخند مي زنند . شما در اين جمع يك غريبه هستيد . بنابرايندر سكوت رنج مي بريد .همان طور كه ماهيگريان سنجاقكي را طعمة ماهي قرار مي دهند , شما نيز تنها كاري كه انجام مي دهيد اين است كه با طرح سؤالات مناسب وارد بحث ديگران شويد . در اين بخش به عملكردهايي اشاره خواهيم كرد كه مي توانيد با استفاده از آنها كاري كنيد كه مرد در هر جمعي با شما مثل يك خودي گپ بزنند . زندگي خود را از روال عادي خارج كنيد در اين شيوه كافي است , زندگي خود را موقتاً از حاللت عادي خارج كنيد و دست به كاري بزنيد كه تا به حال به آن فكر هم نكرده ايد. ماهي يكبار تعطيلات آخر هفتة خود را به انجام كار كامالاص خارج از برنامة عادي زندگي خود اختصاص دهيد . يكبار امتحان كردن هر كاري , اين امكان را به شما مي دهد كه 80 درصد بيشتر دربارة آن كار اطلاع پيداكنيد . با اين كار طؤالات مربوط به آن فعاليت را فرا مي گيريد . از اصطلاحات صحيح استفاده مي كندي. و ديگر, زماني كه سؤالات فوق برنامه مطرح مي شود « كه هميشه اين اتفاق مي افتد » هرگز دست و پاي خود را گم نخواهيد كرد . 

راهكار ۲۸

زندگي خود را از روال عادي خارج كنيد خود را با مخاطب مان مطرح كنيم . مسائلي مثل عقايد و ارزش هاي زندگي . بدون شك ثابت شده , كه مردم با كساني كه در زندگي داراي ارزش هاي يكساني هستند , چه در دوستي و چه در محيط كار , راحت تر ارتباط برقرار مي كنند . اين 5 روش به شما كمك خواهد كرد تا بتوانيد با هر كسي كه مي خواهيد ارتباطي نزديك برقرار كنيد . شما مي توانيد با استفاده از اين شيوه ها علاوه بر ايجاد ارتباطي نزديك با مشتريان , همكاران , دوستان و كسي كه با او رابطة عاطفي برقرار كرده ايد , با ساير افراد نيز از هرنژاد و آييني , همدلي و همفكري پايداري داشته باشيد . بدين ترتيب آنها هم ارتباطي نزديك با شما برقرار مي كنند كه در غير اين صورت ايجاد نمي شد . دنباله رو باشيد درست مثل پرندة كوچكي كه بال هاي خود را سريع تر از يك عقاب در حال پرواز به هم مي زند , افراد مختلف روش هاي متفاوتي در زندگي دارند. مثلاً مردمي كه در حومة شهرها زندگي مي كنند عادت دارند با فاصلة بيشتري از هم بايستند, در حالي كه زندگي شهر نشيني سبب مي شود كه افراد به طور معمول در ترن ها و اتوبوس هاي شلوغ در فاصلة نزديكي از هم قرار بگيرند .افراد ماهر در ارتباطات اجتماعي مي دانند كه حركات شان بايد مثل مشتريان و مراجعان شان باشد . مردم با افرادي كه شبيه به خودشان حركت مي كنند احساس راحتي بيشتري خواهند كرد .

 راهكار ۳۳

دنباله رو باشيد به مردم نگاه كنيد . به حركات آنها توجه كنيد . حركات كوچك ؟ حركات بزرگ ؟ , سريع ؟, ارام ؟, شتاب زده ؟, بي ثبات ؟ , پخته ؟, خام ؟, شيك ؟, و مرخرف ؟تصور كنيد فردي كه با او صحبت مي كندي مبي رقص شماست . آيا به سبك جاز تعليم مي دهد ؟ آيا باله درس مي دهد ؟ بدن او رانگاه كنيد وروش حركات او را تقليد كنيد . اين كار باعث مي شود طرف صحبت شما به طور ناخودآگاه احساس راحتي كند . آيا تا به حال براي تان اتفاق افتاده كه با كسي مشغول صحبت باشيد و بعد از چند دقيقه به خودتان بگوييد :« چه قدر مثل من فكر مي كند! مثل اين كه ما روي يك طول موج قرار گرفته ايم . » اين احساس فوق العاده اي است , درست مثل عاشق شدن . آيا مي خواهيد تخته موجي جادويي داشته باشيد كه با آن بتوانيد هر وقت اراده كرديد روي طول موج هر كسي كه مي خواهيد , بپريد؟ اين تخته موج همين جا است , ابزاري زباني كه به وسيلة آن مي توانيد با هر كسي كه مي خواهيد ارتباطي نزديك برقرار كنيد . من اين تكنيك را بازتاب مي نامم, چون در اين روش شما عين كلمات طر مقابل تان راتكرار مي كنيد .

راهكار ۳۴

بازتاب بازتاب عملكردي زباني و ساده است كه تأثيرات نيرومندي را به دنبال دراد. به حرف هاي طرف مقابل دقت كنيد , به اسامي , افعال , حروف اضافه و صفتي كه به طور معمول به كار مي برد و سعي كندي بازتاب آنها باشيد . شنيدن كلمات مورد استفادة او از زبان شما , باعث ايجاد ارتباطي نزديك مي شود. به اين ترتيب او احساس خواهد كرد ارزش ها , ديدگاه ها , علائق و تجاربش با شما مشترك است . ازكلماتي حاكي از همدلي استفاده كنيد . وقتي به صحبت هاي كسي گوش مي كنيم , اغلب براي نشان دادن توجه و دقت از آواهايي مثل « اوم » يا « آها» استفاده مي كنيم . استفاده از اين صداها بهتر از اين است كه در سكوت به طرف مقابل خيره شويم . با اين حال افراد ماهر در ارتباطات اجتماعي از اين روش استفاده نمي كنند . سعي كنيد به جاي گفتن « آها» , كلماتي حاكي از درك و همدلي به كار ببريد . اين كلمات ساده , كوتاه و حمايت كننده اند , مثل :« واقعاص جالب است .» وقتي شما به جاي استفاده از آواهاي مختلف از جملاتي كامل استفاده كنيد , شنونده توجه و درك شما را بيشتر احساس مي كند.

راهكار ۳۵

از كلماتي حاكي از همدلي استفاده كنيد نا آگاهانه « اوهوم » و « آها» بر زبان نياوريد . براي نشان دادن درك خود از جملات كامل استفاده كنيد . جملاتي مثل : « فهميدم منظورت چيست .» يا از عباراتي احساسي مثل : « واقعاً جالب بود . »همدلي شما شنونده را مجذوب و ترغيب به ادامة صحبت خواهد كرد . البته اين كار هم راهي دارد. شما براي استفاده از عباراتي مانند: همدلانه و متفكرانه بايد آنها رااز قبل شنيده باشيد! زودتر از موقع از كلمة « ما » استفاده كنيد با چند دقيقه گوش كردن به حرف هاي دو نفر , به راحتي مي توانيد اطلاعات زيادي , دربارة روابط آن دو كسب كنيد. مي توانيد حدس بزنيد كه دوستان قديمي هستند يا تازه با هم آشنا شده اند . يا اين كه زن و شوهر يا از هم بيگانه اند. چه طور ؟روند مكالمه بر حسب نزديكي ارتباط , كاملاً مشخص مي شود . به اين قسمت توجه كنيد :نوع اول : حرف هاي كليشه اي . وقتي دو غريبه با هم حرف مي زنند حرف هاي كليشه اي ردو بدل مي كنند . مثلاً وقتي دربارة هوا صحبت مي كنند يكي به ديگري مي گويد : « امروز چه هواي آقتابي دلنشيني داريم . » نوع دوم : واقعيات . افرادي كه يكديگر ار مي شناسند ولي به تازگي با هم آشنا شده اند, معمولاً دربارة واقعيات صحبت مي كنند:« مي داني جو, امسال تعداد روزهاي آفتابي دو برابر سال گذشته است . » نوع سوم : احساسات و سؤالات خصوصي . وقتي رابطة دوستي بين دو نفر ايجاد مي شود , آنها معمولاً احساسات خود را مطرح مي كنند, حتي دربارة مسائل يكنواختي مدن خود مي كنند, ولي وقتي مي خواهند سگ خود را به دامپزشكي ببرند اين كار را نيم كنند؟ شما قبل از اولين قرار ملاقات , تأثيري را كه بايد روي شكار خود بگذاريد, گذاشته ايد . اين كه در اولين قرار ملاقات چه طور به نظر برسيد مهم است. ولي اهميت اولين نگاه مسلماً بيشتر خواهد بود .

 راهكار ۴۵

همه جا به ظاهر خود توجه كنيد آقايان , اين بدان معنا نيست كه براي روزنامه خريدن هم كت و شلوار بپوشيد. خانم ها, شما هم نيازي نيست بر اي بيرون برن سگ خود از خانه قشر ضخيمي از ريمل روي مژه هاي خود بماليد , بلكه منظور اين است كه هر وقت سر قرار ملاقات با فرد مورد نظر خود حاضر مي شويد , در آراستگي لباس و ظاهر خود سعي بسيار كنيد . به دنبال كسي بگرديد كه شبيه شما باشد منظور من به هيچ وجه اين نيست كه در مهماني هاخط كشي با خود برداري و مثلاً نرمة گوش , انگشت و فاصلة ميان چشمان فرد مورد نظر خود را اندازه بگيريد . ولي اجازه بدهيد موقتاً جملاتي را كه مي خواستم دربارة دوستي , عشق و تفاوت به شما بگويم كنار بگذارم و مسئله اي را كه از نظر علمي به اثبات رسيده مطرح كنم : اگر با كسي كه شبيه شماست طرح دوستي بريزيد, احتمال اين كه عاشق شما شود چهار برابر افزايش مي يابد .

راهكار ۴۶

به دنبال كسي بگرديد كه شبيه شما باشد اگر جداً مي خواهيد كسي عاشق شما شود , به دنبال كسي باشيد كه شبيه شماست . از جاي خود بلند شويد حالا به جنبة عملي مسئله مي پردازيم . چه طور مي خواهيد عشق رادر رگ هاي كسي جاري كنيد كه هيچ شباهتي به شما ندارد؟ خب , ممكن است مضحك به نظر برسد ولي بايد بگويم كه : « بايد با او قرار ملاقات بگذاريد» قبل از خواندن ادامة مطلب , فهرستي از پنج كار يا فعاليت بيرون از خانه را كه واقعاً از انجام آنها لذت مي بريد, تهيه كنيد . منظور از بيرون از خانه , خارج از خانة خودتان است ,ولي مي تواند در محيط سرپوشيدة ديگري مثل سالن اسكواش يا سخنراني باشد . حالا خود را متعهد كنيد كه هفته اي يكبار و به تنهاي به جايي برويد كه  افراد همفكر و همسيلقة شما در آن جمع حضور داشته باشند . اگر واقعاً به دنبال يافتن عشق در مكان مناسبي هستيد , هفته اي دوبار اين كار را انجام دهيد .

راهكار ۴۷

هفته اي يكبار به تعهدتان عمل كنيد براي اين كه بتوانيد فرد مناسبي را پيدا كنيد هفته اي يكبار به جلسات يا مسابقات مورد علاقة خود برويد . و اين فقط در صورتي است كه در اين باره ترديد داشته باشيد . اگر واقعاً در يافتن عشق جدي هستيد , هفته اي دو بار به اين گونه جلسات برويد .  

  راهكار ۴۸

جلب نظر مبتكرانه عشق را به حال خود رها نكنيد . اگر مي دانيد كه شخص مورد نظرتان كيست , پيشاپيش با جمع آوري اطلاعاتي دربارة مسائل مورد علاقة او , خود را در موقعيت برتر قرار دهيد .

راهكار ۴۹

در اولين ملاقات خود دلهره و هيجان ايجاد كنيد وقتي مي خواهيد براي اولين بار با فرد مورد نظر خود قرار ملاقات بگذاريد , سعي كنيد بفهميد چه چيزهايي او را هيجان زده مي كند. بعد برنامه اي بريزيد كه احساسات او را تحريك كنيد. اين كار مهارت زيادي نمي خواهد , تنها كمي هيجان مي تواند بسيار محرك , واقع شود. مي توانيد برنامه ريزي كنيد كه به اسب سواري يا موج سواري برويد . اگر اين نوع فعاليت هاي بدني باعث خستگي شما مي شود مي توانيد فيليم مهيج يال ترسناك يا به يك كنسرت مشهور برويد . البته بعد از آن مي توانيد براي شام خوردن بيرون برويد و دربارة تجربة هيجان انيگزي كه با هم داشتيد گفت و گو كنيد . سعي كنيد اولين قرار ملاقات تان تجربه اي پر شور باشد و مطمئن باشيد كه فر مرد نظرتان نيز در برابر , احساساتي پر هيجان و آتشين را به شما منتقل خواهد كرد!كمي اغراق مي تواند بسيار محرك باشد آقايان محترم , فكر نكنيد كه كمي اغراق در تعريف از فرد مورد نظرتان يا استفاده از حملات رمانتيكم و شاعرانه فقط به نفع طرف مقابل است . زنان معمولاً نمي توانند در برابر مرداني كه در چنين هنري مهارت دارند , مقاومت كنند. فكر مي كنيد چرا مردان ايتاليايي مشهورند؟ ساده است . چون مي دانند چگونه اززن مورد نظر خود تعريف كنند . آنها مي دانند كه استفاده از كمي شعر و ادبيات در جملات شان چه تأثير عميقي بر جاي مي گذارد .

راهكار ۵۰

كمي اغراق , مي تواند بسيار محرك باشد فيلمهاي ايتاليايي تماشا كنيد. رمان هاي زنانه بخوانيد . شعرهاي انگليسي را مطالعه كنيد ... « چه طور ميتوانم عشقم را به تو ثابت كنم؟ بگذار راه هاي آن را برايت بشمارم ...»« عشق من مثل يك گل سرخ , قرمز و آتشين است ...» حالا مي دانيد چه بايد بكنيد . اگر مي خواهيد از زيبايي دوست خود تعريف كنيد يا به همسر خود كه 50 سال است با او زندگي مشرتك داريد بگويي دوستش داريد, از كلماتي استفاده كنيد كه در شعرها و ترانه ها به كار مي روند . احساسات خود را غزل گونه ابراز كنيد . اگر نتيجة آن حتي مضحك هم به نظر رسد مهم نيست , او قدر تلاش شما را ميداند . آتش عشق را گرم نگاه داريد عشق جاده اي دو طرف است و اگر محبت شما نسبت به فرد مورد علاقه تان كم رنگ شود , به سختي مي توانيد او را در كنار خود نگاه داريد . در اين جا به گردي اشاره مي كنيم كه با استفاده از آن مي توانيد عشق و علاقة خود را به فرد مورد نظرتان حفظ كنيد , چون او هم مطابق ميل شما رفتار خواهد كرد . به او بگوييد چه چيزهايي را دوست داريد, بعد با تحسين و قدرداني , او را تشويق كنيد كه همان طور باشد كه شما مي خواهيد , و باز هم تحسين و قدرداني را فراموش نكنيد . مثلاً به او بگوييد:« خطي كه موقع خنديدن بر بيني ات نقش مي بندد دوست دارم . » يا بگوييد:« چه باور كني و چه نكني , يكي از چيزهايي كه در مورد تو دوست دارم هنگامي است كه پيشنهاد مي كندي ظرف ها را بشويي . »بگوييد:« من نيروي تو را در برابر مشكلات تحسين مي كنم . »

راهكار ۵۱

آتش عشق را گرم نگاه داريد براي اين كه عاشق بمانيد و در نتيجه فرد مورد نظرتان هم عاشق شما باقي بماند,: او را به آنچه در وجودش دوست داريد و مي پسنديد ترغيب كنيد . به چيزهاي كوچك يا بي اهميتي كه دربارة او دوست داريد فكر كنيد . بعد در لحظاتي دور از انتظار , دربارة آنها با او صحبت كنيد. او نمي تواند فكر شما را بخواند . تنها گفتن « دوستت دارم » كافي نيست , بايد علت آن را هم به او بگوييد . تير عشق خود را با نكاتي از اين كتاب ياد گرفتيد آغشته كنيد . ولي در حالي كه شكار خود را هدف گرفته ايد , ذوق هنري , خلاقيت و جادوي عشق را هم فراموش نكنيد . با مطالعه و تمرين شگردهاي اين كتاب كاري كنيد كه فر مورد نظرتان عاشق شما شود . ولي وقتي زمان آن فرا رسيد, خود را وقف آن كنيد . به نداي قلب تان گوش بسپاريد و به آن عمل كنيد . موفق باشيد
 
 http://www.sadaghat.org/content/view/194/201/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۱:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۳- نفوذ در دل ها ، محبوبيت ، جذب مخاطبان ۱

چگونه مردم را به خود جذب كنيم ؟ (۲)


تنظيم زبان براي اين كه به جاي جيحه دار كردن احساسات كسي ، او را درك كنيد ، يا به جاي شكست خوردن در حرفه اي ، موفق شويد ، بايد به تفاوت هايي كه ميان روش هاي صحبت كردن زنانه و مزدانه وجود دارد توجه كنيد . اين تفاوت ها باعث سردرگمي مردان و آشفتگي زنان مي شود . براي كاهش اين آشفتگي در اين جا به چند قانون كوتاه اشاره مي كنيم .

راهكار ۱۲

( براي مردان ) هميشه ،وقتي با زنان صحبت مي كنيد ..هر كار يا درخواستي را ، با جملاتي ملايم مطرح كنيد ،مثل : « مي شود ، خواهش كنم كه ... ؟ » آيا ممكن است كه .. »صحبت هاي عقلاني و منطقي را به حداقل برسانيد و سعي كيند احساسي بر خورد كنيد ، مثل : « خوشحالم كه / واقعاً متأثر شدم كه / ناراحت شدم / مشتاقم كه ... »براي اين كه دربارة موضوع مورد بحث نظر او را جويا شويد ، در پايان جملات خود از عباراتي مثل : « تو چه طور ؟ » و « تو چه فكر مي كني ؟ » ، استفاده كنيد .حتي گاهي كلمة « متأسفم » را به حرف هاي خود اضافه كنيد . 

 راهكار ۱۳

( براي زنان ) طرف صحبت خود رادر نظر بگيريد هميشه در هنگام حرف زدن با مردان :صداي خود را پايين بياوريد ، حاشيه نرويد ، كمتر درنگ كنيد و آنه را كه قبلاً درباره اش فكر كرده ايد ، بر زبان آوريد .ازهمان ابتدا بهاصل مطلب برويد ، براي خوشامد ، آنها مقدمه چيني نكنيد ، عباراتي مثل : « ببخشيد كه مزاحم شدن ولي ... » يا « مي دانم سؤال احمقانه اي است ، ولي ... » ، را حذف كنيد .استفاده از عبارات احساسي را به حداقل برسانيد و سعي كنيد با استدلال و منطق صحبت كنيد .همة عبارات پاياني و اضافي را حذف كنيد .هرگز عذرخواهي نكنيد، مگر اين كه واقعاً لازم باشد .دست دادن به شيوة پنج ستاره وقتي شما دست خود را براي اين كه با كسي دست بدهيد ، دوستانه پيش مي بريد ، در واقع هزاران پيام ناخودآگاه ارسال و دريافت مي كنيد .با توجه به اين پنج نكته مطمئن باشيد ، كه تأثير مثبتي را بر طرف مقابل خود مي گذاريد .

راهكار  ۱۴

دست دادن به شيوة پنج ستاره درهنگام دست دادن حتماً :1.       ابتدا با چشمان خود تماس برقرار كنيد .2.       با پردة ميان انگشتان تماس برقرار كنيد ( فرض كنيد دست شما ، مانند پاي اردك است . پرده قسمتي است كه ميان انگشتان اردك قرار دگرفته است . در مورد شما ، پرده ، ميان شست و انگشت اشارة شما قرار دارد . دست خود را آن قدر در دست طرف مقابل پيش ببريد كه پردة ميان انگشتي شما به نشانة دوستي ، بر پردة ميان انگشتي طرف مقابل تان فشار آورد .)3.       فشار خفيفي بر استخوان هاي پشت دست طرف مقاب وارد كنيد . 4.       كف دست هاي شما بايد به اندازه اي به هم نزديك باشد , كه يك تيله در ميان دست شما و مخاطب تان قرار بگيرد . 5.       كف دست هاي شما نسبت به زمين بايد در حالت عمود قرار بگيرد.( اگر در هنگام دست دادن , دستان خود را طوري پيش ببريد كه بند انگجشتان شما از هم شوده و كف دست تان رو به پايين قرار گرفته باشد , بدين معني است «شما برتر هستيد » و اگر كف دست تان رو به بالا باشد , حالت خواهش و نياز را تداعي مي كند . ) فصل 3چه طور مي توانيم در اولين برخورد تأثير بگذاريم وادر جايي شده ايد . در مهماني يا جلسة كراي , به كسي معرفي مي شويد . با او دست مي دهيد, نگاه تان با هم تلاقي مي كند … و ناگهان هر چيزي را كه از قبل مي دانستيد فراموش مي كندي و قدرت تفكرتان را از دست مي دهيد . براي شكستن ايت سكوت آزاد دهنده به دنبال موضوعي براي صحبت مي گرديد , ولي موفق نمي شويد , در اين هنگام نگاه فرد جديدي كه با او آشنا شده ايد به سمت ديگري معطوف مي شود . همان طور كه اولين نگاه بايد چشم نواز باشد ، اولين گلمات هم بايد گوش نواز باشند . زبان شما مانند فرشي است كه براي استقبال از مخاطب تان كلمات « خوش آمديد » يا « برو گم شو ! » روي آن به طور برجسته سافته شده است . براي اين كه از طرف صحبت تان اسقبال خوشايندي به عمل آوريد ، بايد ياد بگيريد كه چه طور با عبارابتي كوتاه باب سخن را با اوبگشاييد .مطابق حالت روحي طرف مقابقل حرف بزنيد اولين كاري كه انجام دهيد ايت است كه لحن حرف زدن خود را با حالت روحي طرف مقابل هماهنگ كنيد ، حتب تنها براي يك يا دو جملة آغازين . گپ زدن براي گشايش باب سخن ، بازي با كلمات يا حرف زدن دربارة واقعيات نيست . مثل موسيقي وملودي است . حرف هاي اوليه براي اين است كه طرف مقابل با شما احساس راحتي كند . درست مثل صداهايي كه در گروه هاي كر يا آوازهاي كودكانه در كنار هم قرار مي گيرند .كساني كه در برقرار كردن ارتباط مهارت كافي دارند ،لحن صحبت خود رابا حالت روحي در شنودنده هماهنگ ميك نند ، و اگر براي چند دقيقه به آن ادامه دهند ، درست مثل نت هاي هماهنگي كه درنواختن يا تكرار مي شوند .

راهكار ۱۵

مطابق حالت روحي طرف مقابل حرف بزنيد قبل ازاين كه كلامي بر زبان آوريد ازشنوندة خود « تست صدا » بگيريد تا به حالت روحي او پي ببريد .يك « عكس روحي » از او بگيريد تا ببينيد ، شنوندة شما سرحال ، بي حوصله ، عصباني يا ناراحت است .اگر مي خواهيد مردم به حرف هاي شما توجه كنند ، بايد حتي براي چند دقيقه ، مطابق حالات روحي آنها حرف بزنيد .ملال آور ولي با احساس مردم اغلب از من سؤال مي كنند : « چه حرف هايي براي شروع صحبت مناسب است ؟ » اگر چه كمي مأيوس كننده است ولي به آنها مي گويم « هر موضوعي مي تواند مناسب باشد ! » چون جرف زدن از هرموضوعي ، تا زماني كه توأم با احساس باشد و بتواند به مخاطب شما آرامش دهد ، مي تواند مناسب باشد .چه طور ، كاري كنيم كه طرف مقابل احساس راحتي و آرامش كند ؟ او را متقاعد كنيد ، كه مورد قبول شماست و اين كه هيچ تفاوتي  با هم نداريد . با اين كار ، ديوارهاي ترس ، بدگماني و بي اعتمادي را فرو مي ريزيد .

 راهكار ۱۶

ملال آور ولي با احساس آيا از بيان كلمات خود احساس نگراني مي كنيد ؟ ناراحت نباشيد ، چون 80 درصد از اولين تأثيري كه بر شنوندة خود مي گذاريد ، به كلمات شما ربطي ندارد . تقريباً هر حرفي كه در ابتداي آشنايي مي گوييد مي تواند مناسب باشد . هر اندازه هم ،كه موضوع انتخابي شما ملال آور باشد ، اگر آن را با اقتدار ،مثبت و در عين حال با احساس بيان كيند ، فرد مقابل به همكلام شدن با شما علاقه مند مي شود . براي بيان حرف هاي پيش پا افتادة خود شهامت به خرج دهيد . به ياد داشته باشيد كه لحن شما ، بيش تر از موضوعي كه براي صحبت انتخاب مي كنيد ، مؤثر خواهد بود .هميشه يك « اين چيه » به همراه داشته باشيد .آيا هنوز براي نزديك شدن به فردي غريبه احساس ضعف م كنيد ؟ استفاده ازاين روش هاي آسان به شما كمك خواهد كرد كه با ديگران به راحتي بر خورد كيند .اين چيست ؟ « اين چيه يا چيست ؟» وسيله اي غيرمعمولي است كه مي پوشيد يا با خود حمل مي كنيد ، مثل ي سنجاق سينة منحصر به فرد ، يك كيف جالب ، يك كراوات عجيب يا يك كلاه منحصر به فرد . « اين چيه ؟» چيزي است كه توجه مردم را به خود جلب مي كند و باعث مي شود به شما نزديك شوند و بپرسند ، « اوه ، اين چيست ؟» « اين چيه ؟» ، و بنا به موفقيت و شخصيت شما مي تواند بسيار ظريف و ناپيدا يا آشكار و پيدا باشد .

راهكار ۱۷

هميشه يك « اين چيه ؟» به همراه داشته باشيد هر وقت وارد جمعي مي شويد ، لباس منحصر به فرد بپوشيد يا چيزي غير عادي به همراه داشته باشيد ، تا اگر نظر كسي به شما جلب شد ، بهانه اي ، براي نزديك شدن به شما داشته باشد .« ببخشيد نمي توانم از اين چشم بردارم ... اين چيست ؟ »اون كيه ؟فرض كنيد در سرتا پاي فردي كه قصد نزديكي به او  داريد ، چز قابل توجه و غير معمولي پيدا نكرديد تا به وسيلة آن باب سخن را بگشاييد .اگر چيزي براي اظهار نظر پيدا نگرديد ، از روش « اون كيه ؟» استفاده كنيد . كافي است نزد كسي كه مهماني يا جلسه را برگزار كرده برويد و از او بپرسيد : « آن زن يا مردي كه آن جا ايستاده ، توجة مرا جلب كرده ، او كيست ؟» بعد ازاو بخواهيد شما را به او معرفي كند . همچنين ، مي توانيد اطلاعات لازم را براي اين كه به او نزديك شويد و يا با او حرف بزنيد ازصاحب مهماني بگيريد . اطلاعاتي دربارة كارها ، موضوعات مورد علاقه و عادت هاي او كسب كنيد و بعد خود را معرفي كيند .

راهكار ۱۸

اون كيه ؟اون كيه ؟ مؤثرترين روشي است كه براي برقراري ارتباط با افراد جديد پيشنهاد شده است . به سادگي از ميزبان بخواهيد شما را به او معرفي كند يا اطلاعاتي دربارة او در اختيارتان قرار دهد كه فوراً از آن طريق بتوانيد با او صحبت كنيد .كارآگاه كلمات باشيد افراد موفق هميشه مي دانند براي جذب مخاطب چه موضوعاتي را براي حرف زدن انتخاب كنند . چه طور ؟ زيرا آنها كارآگاه كلمات اند .وقتي با كسي حرف مي زيند ، گوش هاي خود را خوب باز كنيد و مثل يك كارآگاه چيره دست به دنبال سرنخ باشيد . گوش به زنگ اشاره هاي غير عادي باشيد ، مثل : مسئله اي غيرمعمول ، انحراف از موضوع اصلي ، جملات معترضه با اشاره هاي غير مستقيم به مكان ، زمان يا فردي ديگر . آن گاه بي درنگ دربارة آن سؤال كنيد ، چون ممكن است همان موضوعي باشد ، كه طرف مقابل تان به مطرح كردن آن علاقه مند باشد .فرض كيند به كسي مي گوييد : « هفتة پيش عجب باران سيل آسايي داشتيم ، اين طور نيست ؟» و او پاسخ مي دهد : « خب ، حداقل براي گياهان مفيد بود . » واضح است كه گياهان بخشي از زندگي طرف مقابل تان را تشكيل مي دهد و گرنه آن را مطرح نمي كرد . او ناخودآگاه يا نيمه آگاهانه موضوعي را كه ترجيح مي دهد دربارة آن صحبت كند به شما داده است .وقتي به اين اشارات غير مستقيم ، علاقه نشان دهيد ، در واقع صحبت را دربارة موضوع مورد علاقة فرد مقابل آغاز كرده ايد .

راهكار ۱۹

كارآگاه كلمات باشيد به حرف هاي طرف مقابل تان با دقت گوش كيند تا سرنخ هايي دربارة موضوعات مورد علاقة او به دست آوريد . اين سرنخ ها به طور يقين خود را نشان مي دهند . بعد مثل كارآگاهي كه مجرم خود را درحين صحبت غافلگير مي كند ، از سرنخي كه يافته ايد ، استفاده كنيد . به اين ترتيب شما هم مثل يك كارآگاه ماهر مي توانيد به سرنخ موضوع مورد علاقة طرف مقابل خود پي ببريد .نورافكن چرخانافراد موفق مي دانند كه اگر بيشتر گوش كنند و كمتر حرف بزنند ، اطلاعات مورد نظرشان را هب دست خواهند آورد . آنها همچنين مي دانند بهترين راه براي جذب طرف مقابل اين است كه با دقت و تمركز به حرف هاي او گوش كنند ، درست مثل اين كه نورافكني بالاي سر او روشن باشد .در اولين ملاقات ، اغلب حرف زدن دربارة كوچك ترين جزئيات زندگي فرد مقابل ، يا صحبت دربارة مهم ترين جنبه هاي زندگي شنا براي او جالب خواهد بود . اين حالت با ايجاد روابط دوستي عميق تر ، تغيير كند ، ولي اگر شما در ابتدا نسبت به حرف هاي طرف مقابل تمركز و دقت كنيد ، او بيشتر جذب شنا خواهد شد .

راهكار ۲۰

نورافكن چرخاندر ملاقات با ديگران ، تصور كنيد يك نورافكن بزرگ چرخان بين شما و او قرار دارد . وقتي شما حرف مي زنيد ، نورافكن بر شما مي تابد . وقتي طرف مقابل تان صحبت مي كند نورافكن چهرة او را روشن مي كند . اگر نوري كه از سوي نورافكن بر روي او مي تابد به اندازة كافي قوي باشد ، حرف هاي شما دربارة خودتان ديگررنگي براي طرف مقابل نخواهد دشات . هر قدر نور بيشتري بر او بتابانيد ، به نظر او جذاب تر ، جلوه خواهيد كرد .تكرار طوطي وار هر گاه متوجه شديد . كه تلاشي بيهوده براي روشن نگاه داشتن خاكستر نيم سوز سخناني هستيد ، كه رو به خاموشي است ( واگر احساس مي كنيد ، بنا به دلايل سياسي يا انسان دوستانه ، اين صحبت بايد به نحوي ادامه يابد ) ، با اين روش مي توانيد دوباره آتش را شعله ور كنيد . من به اين روش تكرار طوطي وار مي گويم ، مثل پرندة استوايي زيبايي كه تنها با تكرار حرف هاي مردم ، آنها با تكرار حرف هاي مردم ، آنها را به سادگي به خود جذب مي كند .

راهكار  ۲۱

تكرار طوطي واركاري كنيد كه هميشه حرفي براي گفتن داشته باشيد . مانند يك طوطي ، به سادگي آخرين كلماتي را كه طرف مقابل تان به زبان مي آورد ، با لحني پرسشي و همدلانه تكراركنيد . اين كار باعث مي شود توپ صحبت از سوي شما به زمين او پرتاب شود ، و به اين ترتيب تنها كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه گوش بسپاريد .آخرين اخبار ... هرگز بدون آن از خانه بيرون برويد وقتي وارد جمعي مي شويد كه از اطلاعات گستردة قابل توجهي برخوردارند ، بايد دربارة هر موضوعي حرف بزنيد .بهترين راه براي رسيدن به هدف تان اين است كه قبل از بيرون آمدن از خانه به اخبار گوش كنيد . همة اتفاقاتي كه در دنيا رخ ميدهد ، مثل : بروز آتش سوزي ، سيل ، حوادث هوايي ، دولت هاي سرنگون شده ويا سقوط بازار سهام ، مي توانند موضوعي مناسب براي صحبت در حضور ديگران باشد .

راهكار  ۲۲

آخرين اخبار ... هرگز بدون آن از خانه خارج نشويد آخرين كاري كه بايد قبل از رفتن به مهماني انجام دهيد « حتي پس از آخرين نگاهي كه در آينه به خود مي اندازيد » اين است كه به اخبار راديو گوش كنيد يا بيشتر خبرهاي مهم روزنامه را بخوانيد . اتفاقات روز موضوعات خوبي براي گشايش باب سخن است . همچنين آگاهي ازاخبار مهم روزاقدامي ، تدافعي ، محسوب مي شود ، چون شما را از خطر پرسيدن سؤالات بي مورد دربارة موضوعات مورد بحث ديگران نجات مي دهد .

فصل 4

مثل دخترها و پسرهاي بزرگ حرف بزنيم وقتي دو ببر كه در جنگل پرسه مي زنند ، بر حسب اتفاق در جايي روبه روي هم قرار گيرند ، به هم خيره مي شوند . ميخكوب مي شوند . به طور غريزي با خود فكر مي كنند كه :« اگر نگاه هاي خيرة ما به غرش هاي زيرلب تبديل شود ، يا منجر به درگيري و حمله به يكديگر شود ، كدام يك برنده خواهيم شد ؟ ويا كدام يك از ما خواهد توانست زندگي خود را نجات دهد ؟»ببرهاي جنگ با جانداران دوپايي كه در جنگل هاي گروهي ( انفرادي يا اجتماعي ) زندگي مي كنند ، متفاوت اند . انسان ها اين روند را با نگريستن و صحبت كردن با يكديگر شروع مي كنند . در دنياي كاري ، در حالي كه به هم لبخند مي زنند و مي گويند : « چه طوري و چه كار مي كني ؟» . مثل ببرها ، از روي غريزه و در آن واحد ، حالات يكديگر را زير نظر گرفته و طرز رفتارشان را ارزيابي مي كنند .افراد موفق مي دانند ، بكارگيري مهارت هاي ارتباطي ، مي تواند هر كسي را به اوج موفقيت برساند . به اين ترتيب در حين مكالمات عادي ، يكديگر را زير نظر مي گيرند و فوراً تشخيص مي دهند كدام يك از آنها در جنگ اجتماع ، انساني قوي تر است .مهارت هاي ارتباطي صفحات بعد ، به شما اين امكان را خواهد داد كه در صعود از نردبان ترقي يك پله جلوتر از ديگران قدم برداريد .چه كار مي كني 1اولين سؤالي كه افراد ناآگاه ونامشخص در هنگام ملاقات ازيكديگر مي پرسند اين است كه : « چه كار مي كني ؟» بعد هم با نگاهي كه مي گويد :« بعد از اين كه جوابم را دادي ، قضاوتم را دربارة تو با سكوت اعلام مي كنم » ، دركمين مي نشيند .افراد توانا ومتشخص هرگز به صراحت نمي پرسند ، « چه كار مي كني ؟» زيرا آنها با رندي و زيركي بالاخره مي فهمند طرف شان چه كار مي كند . زنان و مردان زيركي كه سؤال نمي كنند ، به اصول اخلاقي و حتي معنوي پاي بندترند . سكوت آنها به اين معناست كه ،« به هر حال ، ارزش يك يا يك مرد تنها در كار و حرفة او خلاصه نمي شود .»

راهكار ۲۳

چه كار مي كني ! يكي از نشانه هاي مشخصي كه نشان ميدهد شما فرد با شخصيت و ممتازي هستيد ، اين است كه هرگز سؤال نكنيد ، « چه كار مي كني ؟ » شما سرانجام اين را خوهيد فهميد ، ولي اين دانستن نبايد به قيمت بر چست هايي مثل 1. جاسوس بي رحم 2. كسي كه از همه به عنوان نردبان ترقي استفاده مي كند 3. يا كسي كه به دنبال فساد اخلاقي زن يا شوهر ديگران است ، تمام شود .روش صحيح پس چه طور بايد فهميد طرف مقابلمان چه كار مي كند ؟ كافي است ازاين هشت كلمه استفاده كنيد : « شما بيش تر اوقات تان را به چه كاري مشغول ايد ؟»اين مناسب ترين جمله اي است كه مي توانيد به وسيلة آن كاري كنيد كه حتي يك كالبد شكاف ، مأمور ماليات يا حتي يك كارمند اخراجي هم از اين سؤال احساس ناراحتي نكند . روشي كه مادران دلسوز هميشه از ان استفاده مي كنند . روشي كه به فرد مقابل اين اطمينان را مي دهد كه زيبايي هاي دروني او براي شما مهم تر است . واژه نامة شخصي معمولاً افرادي كه با استفاده ازواژه نامة غني و سخصي خود زيركانه تر و آگاهانه تر عمل مي كنند بيشتر از سايرين مورد توجه قرار ميگيدند . اين افراد زودتر استخدام مي شوند ، سريع تر پيشرفت مي كنند و بيشتر به حرف هاي شان توجه مي شود . بنابراين افراد موفق از كلماتب غني و صحيح استفاده مي كنند و هرگز حرفي نمي زنند كه تا به جا و بي مورد به نظر برسد . جملاتي مؤدبانه و حرف هايي گهربار با كلمات متناسب از زبان شان جاري مي شود . افراد موفق همان طوركه پيراهن يا كراوات خود را با دقت انتخاب مي كنند ، در انتخاب كلمات متناسب با شخصيت وهرف شان نيز با دقت عمل مي كنند .

راهكار ۲۴

واژه نامة شخصي كلمات متداولي را كه هر روز از آنها استفاده ميكنيد ، در فرهنگ لغات پيدا كنيد . سپس سعي كنيد واژه هاي جديدتري و مناسب تري را جايگزين آنها كنيد .مسئلة جالب عوجه اين است كه تفاوت ميان يك فرهنگ لغات جديد و متداول با يك فرهنگ لغات قديمي و نامتداول فقط در حدود 50 كلمه است ! كافي است هر روز تنها يك لغت جديد جايگزين كنيد تا سخنراني ، برجسته و طرازاول محسوب شويد .بالافاصله از عبارت « من هم همين طوراً » استفاده نكنيد ببرها در چشم هم خيره مي شوند ، شيرها براي هم كمين مي كنند و گربه هايخياباني در اطراف هم پرسه مي زنند . شباهت باعث جلب توجه مي شود .ولي در جنگل انسان ها ، افراد موفق از رازي آگاه اند : وقتي شباهت خود را ديرتر فاش كني ، يا اجازه بدهي طرف مقابل آن را كشف كند ، مي تواني نفوذ بيشاري بر روي او داشته باشي .

راهكار ۲۵

بلافاصلة از عبارت « من هم همين طور ! » استفاده نكنيد .هر وقت احساس مي كنيد با كسي وجه مشتركي داريد ، اگر آن را ديرتر ابراز كنيد ، بيشتر او را تحت تأثير قرار خواهيد داد به اين ترتيب فردي با اعتماد به نفس و توان  به نظر مي رسيد نه فردي ضعيف وخواستار بر قراري ارتباط با ديگران .توجه كنيد : در ابراز نكات مشترك ، زياد تأخير نكنيد ، چون دراين صورت ممكن است ، فريب كار جلوه كنيد .از جملات كليشه اي استفاده نكنيد يكي از سريع ترين راه هايي كه باعث مي شود در برابر مخاطب موفق و زير تان بي هويت جلوه نماييد ، استفاده از حرف هاي كليشه اي وتكراري است . وقتي از عباراتي مثل : « بله ، مثل يك سگ خسته بودم » يا « از خوشگلي مثل ماه بود » استفاده مي كنيد ، در واقع ناخودآگاه يك بمب زباني كار گذاشته ايد . افراد موفق با شنيدن چنين عبارات پيش پا افتاده اي در سكوت آن مي كشند . چرا ؟ چون وقتي از يك جملة كليشه اي استفاده ميكنيد ، در واقع مي گوييد « قوة تخيل من ضيعف است ، نمي توانم از عبارت و واژه هاي مناسب و جديدي استفاده كنيم ، بنابراين مجبورم ازاين عبارات قديمي و بي هويت استفاده كنم .»

http://www.sadaghat.org/content/view/193/201/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۱:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۳- نفوذ در دل ها ، محبوبيت ، جذب مخاطبان ۱

چگونه مردم را به خود جذب كنيم ؟  (1)


در ده ثانيه نشان دهيم كه براي خود كسي هستيم .يكي از دوستان من به نام كارن در حرفة خود كه تزيين و مبلمان خانه هاست بسيار ماهر و مورد قبول است . همسر او نيز به همان اندازه در كار خودش كه ارتباطات است ، شهرت قابل توجهي دارد . آنها دو پسر كوچك دارند .در محيط كار همه مطيع كارن هستند و براي نظراتش ارزش قائلند . او در اين زمينه فردي سرشناس است .با اين حال هميشه از اين مسئله شكايت دارد كه وقتي مي خواهد در مشكلات كاري همسرش به او كمك كند ، يا وقتي درمسائل مربوط به مدرسة بچه هايش شركت كند ، هيچ كس به حرف هاي او اعتنا نمي كند .او يكبار از من پرسيد : « چه طور ميتوانم در يك جمع مورد توجه واقع شوم ، طوري كه بتوانم نظر افرادي كه مرا نمي شناسند به خود جلب كنم يا حداقل آدم جالبي به نظر برسم ؟ » روش هايي كه در اين بخش آمده ، به شما كمك مي كند تا به اين هدف دست يابيد . شما مي توانيد با استفاده از اين روش ها ، درنظر هر كسي ، فردي خاص باشيد . و در هر جمعي نظرها را به خود جلب كنيد ، حتي اگر درآن جمع فردي بيگانه و ناآشنا باشيد .بياييد ، از لبخند زدن شروع كنيم .افراد موفق مي دانند يكي از قوي ترين سلاح ها لبخندشان است ، به همين دليل كاري مي كنند ، با اين شيوه بيشترين تأثير را بر بيننده بگذارند .لبخندهاي كوتاه و مصنوعي ، امروزه كاربرد چنداني نداردو در هزارتوي دنياي امروزديگر هيچ تأثيري را بر جاي نمي گذارد .به رهبران بزرگ دنيا ، كساني كه سخنراني هاي اساسي ، ايراد مي كنند ، يا صاحبان شركت هاي معتبر و مشهور نگاه كنيد . هيچ يك از آنها را در حال لبخند زدن نمي بينيد . افراد با نفوذ و نامي نيز در همة طبقات اجتماعي ، اين چنين اند ، ولي وقتي خطوط لبخند بر چهره هاي شان نقش مي بندد ، آن قدر قدرتمند عمل مي كند .و كه دنيا را به لبخند زدن وا مي دارد .  

 راهكار 1

لبخند اثر بخش وقتي مي خواهيد با كسي سلام و احول پرسي كنيد ، ابتدا لبخند نزنيد ، چون ارزش لبخندتان را از بين مي بريد . سعي كنيد ،لحظه اي به صورت او خيره شويد ، سپس مكث كنيد .وضعيت روحي او را به طور كامل بررسي نماييد .آن گاه با لبخندي عميق ، گرم و سرشار از توجه و علاقه به او نگاه كنيد ، لبخندي كه چشمان تان را هم فرا گيرد .اين لبخند مانند موجي گرم و گيرا ، مخاطب شما را دربر مي گيرد .با اين تأخير كوتاه مخاطب شما احساس مي كند كه اين لبخند ، صادقانه و فقط متعلق به اوست .زبان نگاه چشمان شما مانند مواد منفجره ، مي توانند احساسات مردم را به تكاپو و هيجان وا دارند . افراد موفق مي دانند كه نگاه هاي عميق و طولاني مي توانند بسيارمفيد باشند ، بخصوص ميان دو جنس مخالف . در كارهاي اداري ، حتي زماني كه طرف مقابل از احساسات عاشقانة شما آگاه نيست ، زبان و نگاهي نيرومند مي تواند تأثيري عميق و نافذ بر زن و مرد بگذاريد . اين نوع نگاه توأم با ادراك و احترام ، احساسات دروني شما را القاء خواهد كرد .

راهكار 2

( براي زند ديد كه بدخلقي به لبخندي شيرين و بي حوصلگي به اشتياق ، و نه به آري تبديل مي شود ! 

راهكار 10

خودر ابه جاي مخاطب تان قرار دهيد از حال به بعد ، همه چيز را با گوش شنوندة خود بشنويد و هر زماني كه مناسب دانستيد ، حرف هاي تان را از ديد او بيان كنيد . مثلاً فرض كنيد مي خواهيد ازيك مأمور پليس ، نشاني هتل تان را بپرسيد . به جاي اين كه بگوييد : ببخشيد ، مي توانيد به من بگوييد ،هتل ميدل تاون كجاست ؟با روش « خود را به جاي مخاطب تان قرار دهيد . »به او بگوييد : « مي دانم اين كارمربوط به شما نمي شود ، ولي لطف كنيد و نشاني هتل ميدل تاون را به من بدهيد ؟»و يا بگوييد : « شرط مي بندم ، از اين كه همه از شما سؤال مي كنند ،خسته شده ايد ، ولي آيا ممكن است نشاني ... ؟»خواهيد ديد ، نه تنها پاسخ شما را با لبخند ميدهد . بلكه نشاني دقيق و كامل را به شما خواهد داد . كمي بيشتر نگاه كنيد با اين روش شادي بيشتري را در خود و كسي كه به تازگي با او آشنا مي شويد ، ايجاد مي كنيد . بعد از اتمام حرف هاي تان قبل از آن كه زاوية ديدتان را تغيير دهيد ، يك يا دو ثانيه بيشتر به چشمان آن شخص نگاه كنيد . او سنگيني نگاه شما را روي خود احساس و به شما نگاه مي كند . هر دوي شما احساس هيجان مي كنيد . اين كار مانند يك نئون چشمك زن عمل مي كند كه روي آن نوشته : « ما واقعاً يكديگر را درك مي كنيم ، به عقيدة من تو فرد خاصي هستي كمي بيشتر نگاه كنيد براي اين كه لحظات يكنواخت را به دقايقي استثنايي تبديل كنيد ، با هر كسي كه حرف مي زنيد ، سعي كنيد ، تماس چشمي خود را كمي طولاني تر كنيد .تشكر با شرح و تفصيل يكي از روش هاي تسخير قلب ديگران اين است كه علت تشكر و قدرداني خود را بيان كنيد . بهترين راه تشكر ( و القاي معناي واقعي آن ) اين است كه بگوييد چرا سپاس گزاريد . علت تشكر خود را كمي شاخ و بر دهيد . مثلاً ، من وقتي از هواپيما پياده مي شويم ، به اين شكل از مهماندار تشكرمي كنم ، « متشكرم ، رسيدگي و غذا دادن به اين همه مسافر واقعاص كار سختي است . » و يك لبخند زيبا و پاسخ : « خواهش مي كنم . هيچ مسئله اي نيست . » پاداش شما در برابر توصيف قدرداني تان خواهد بود .

راهكار ۱۱

تشكر با شرح و تفصيل قبل ازتشكر ، علت بيان قدردانيام را درنظر مي گيرم و اگر لازم بود آن را مطرح مي كنم .

http://www.sadaghat.org/content/view/192/201/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۱:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]
  مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو ۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني - زبان اشاره ) ۳۲ اصول خواندن چشم‌ها

 

  
اگر مي‌خواهيد اطرافيان‌تان را بهتر بشناسيد يا در نخستين ديدار ويژگي‌هاي شخصيتي طرف مقابل را بهتر پيش‌بيني كنيد بايد با اصول زبان بدن و به‌خصوص زبان چشم‌ها آشنا باشيد
  

احتمالا اين جمله را زياد شنيده‌ايد كه به راحتي مي‌توان با چشم‌ها حرف زد و چشم‌ها هيچگاه دروغ نمي‌گويند. بهترين دريچه به روح فردچشم‌ها هستند و از طريق آنها مي‌توان بسياري از مفاهيم و احساسات را به فرد مقابل انتقال داد، مفاهيم و احساساتي كه هيچگاه نمي‌توان با كلمات به درستي منتقل‌شان كرد.

براي اينكه بتوانيد زبان بدن اطرافيان‌تان را بخوانيد اول از همه به چشمان آنها نگاه كنيد، هيچ ارتباطي بدون چشم‌ها نمي‌تواند چندان موثر باشد (البته ارتباط چشمي را با زل زدن اشتباه نگيريد، هميشه زل زدن به افراد مي‌تواند يك عمل كاملا بي‌ادبانه باشد) در انواع ارتباط‌هاي‌تان مي‌توانيد بيشترين چيزها را از چشم‌ها بفهميد پس با اصول خواندن چشم‌ها آشنا شويد.






وقتي در دنياي تصاوير غرق است

به سمت بالا نگاه كردن


معمولا وقتي افراد نگاه‌شان را به سمت بالا مي‌برند در حال فكر كردن هستند، به‌خصوص زمان‌هايي كه تصويري را در ذهن‌شان مجسم مي‌كنند، حتي شايد بتوان گفت اين حالت نشان مي‌دهد فرد در ذهنش به‌دنبال تصاوير متفاوت مي‌گردد. نگاه‌كردن از بالا به سمت چپ نشان مي‌دهد فرد مي‌خواهد يك خاطره را به ياد بياورد، نگاه به بالا به سمت راست نشان مي‌دهد كه فرد مي‌خواهد با قوه تخيل و تصور خودش تصويري را در ذهنش مجسم كند ( حتي گاهي با اين روش مي‌توان دروغگو را شناخت) البته بايد دقت كنيد كه گاهي جهت‌ها ممكن است برعكس باشد اگر در جهت‌هاي درست شك داريد، مي‌توانيد او را امتحان كنيد مثلا از او بخواهيد كه واقعه‌اي را كه هر 2 مي‌دانيد به ياد بياورد يا چيزي را تصور كند. گاهي هم به سمت بالا نگاه كردن مي‌‌تواند نشان دهد كه فرد كسل شده‌ است و در اطراف به‌دنبال يك چيز جالب مي‌گردد.





زماني كه اعتماد به نفس ندارد 

به پايين نگاه كردن


وقتي كسي به پايين نگاه مي‌كند يعني زماني كه به فرد مقابلش نگاه نمي‌كند مي‌تواند نشانه مطيع بودن او باشد (در واقع او به شما مي‌گويد من براي‌تان تهديدي نيستم و كاملا به شما احترام مي‌گذارم).

علاوه بر اينكه به پايين نگاه كردن مي‌تواند نشانه مطيع بودن فرد باشد همچنين مي‌تواند نشان دهد كه فرد احساس گناه مي‌كند. نگاه كردن به پايين به سمت چپ مي‌تواند نشان دهد كه فرد درحال حرف زدن با خودش است (اگر به لب‌هايش نگاه كنيد شايد حركت آهسته آن‌ها را ببينيد) نگاه به پايين به سمت راست نشان‌دهنده اين است كه درون او پر از احساسات است.

البته در بسياري از فرهنگ‌ها ارتباط چشمي چندان عمل پسنديده‌اي نيست و بنابراين افراد ترجيح مي‌دهند هنگام صحبت‌كردن سرشان را پايين بيندازند تا به اين وسيله احترام خودشان را نشان دهند.


در بسياري از فرهنگ‌ها ارتباط چشمي چندان عمل پسنديده‌اي نيست بنابراين افراد ترجيح مي‌دهند هنگام صحبت‌كردن سرشان را پايين بيندازند تا به اين وسيله احترام خودشان را نشان دهند






وقتي تمايلش را پنهان مي‌كند

كوتاه نگاه كردن


وقتي فردي خيلي اجمالي و زودگذر به چيزي نگاه مي‌كند مي‌تواند تمايل فرد را نشان دهد، مثلا وقتي شما خيلي كوتاه و زودگذر به در ورودي نگاه مي‌كنيد يعني تمايل داريد زودتر اتاق را ترك كنيد. وقتي كسي به شما نگاهي اجمالي و زودگذر مي‌اندازد، نشان مي‌دهد كه تمايل دارد با شما صحبت كند و همچنين چنين نگاهي نشان‌دهنده نگراني فرد درباره احساس طرف مقابل است به‌خصوص وقتي حرفي زده كه ممكن است او را ناراحت كرده‌ باشد. همچنين اين نگاه مي‌تواند نشان‌دهد كه فرد تمايل دارد به چيزي ممنوع نگاهي طولاني كند.


وقتي حوصله ندارد

غير مستقيم نگاه كردن


بيشتر اوقات ما به اطراف‌مان به‌صورت مستقيم نگاه مي‌كنيم بنابراين وقتي فردي به‌طور غيرمستقيم يا ازگوشه يا... نگاه مي‌كند يكي مي‌تواند به اين نشانه باشد كه مي‌خواهد به نوعي از نگاه كردن به روبه‌رويش فرار كند يا اينكه در مقابلش چيزي وجود دارد كه نظرش را جلب كرده است. اگر فردي فقط لحظه‌اي كوتاه با گوشه چشم به چيزي نگاه كند نشان مي‌دهد فرد حواسش پرت است و به‌دنبال شناسايي اطراف يا چيزي جالب است، البته اين نوع نگاه مي‌تواند نشانه رنجش و ناراحتي نيز باشد (مثلا اين‌كه اصلا علاقه‌اي به شنيدن حرف‌هاي شما ندارم) نگاه از گوشه سمت چپ مي‌تواند نشان دهد كه فرد مي‌خواهد صداي خاصي را به ياد بياورد، نگاه از گوشه سمت راست نشان مي‌دهد كه فرد مي‌خواهد صدايي را در ذهنش بازسازي كند. البته در افراد مختلف مي‌تواند اين حالت برعكس باشد و شما بايد ابتدا فرد را امتحان كنيد.



وقتي در حال توطئه‌چيني است

مدام به چپ و راست نگاه كردن


وقتي چشمان فردي مرتب از يك سمت به سمت ديگر حركت مي‌كند، مي‌تواند نشان‌دهنده حيله‌گري يا دروغگويي او باشد يعني او به‌دنبال راه فرار است تا ديگران به هدف او پي نبرند.

همچنين وقتي فردي در حال توطئه‌چيني است مدام به اطراف نگاه مي‌كند تا مطمئن شود كه كسي به او نگاه نمي‌كند يا گوش نمي‌دهد.






نگاه توهين آميز چگونه‌است


با دقت نگاه كردن


شايد بارها اتفاق افتاده باشد كه با فردي برخورد كرده‌ايد كه مدام از بالا به پايين، شما را نگاه مي‌كند، اين مي‌تواند كاملا يك عمل توهين آميز باشد و نشان دهد فرد موقعيت خودش را بالاتر و مسلط‌تر مي‌داند. در واقع او به‌طور ضمني مي‌گويد كه من بسيار قوي‌تر از شما هستم، احساسات شما اصلا برايم مهم نيست و...

وقتي فردي به پيشاني طرف مقابل نگاه مي‌كند و نه به‌خود او نشان‌دهنده بي‌علاقگي است. همچنين وقتي فردي نگاهش را از روي چشمان‌تان منحرف مي‌كند، يعني مي‌خواهد بفهمد كه در ذهن شما چه چيزي مي‌گذرد.


وقتي چشمان فردي مرتب از يك سمت به سمت ديگر حركت مي‌كند، مي‌تواند نشان‌دهنده حيله‌گري يا دروغگويي او باشد يعني او به‌دنبال راه فرار است تا ديگران به هدف او پي نبرند






نگاه‌هاي عشاق

ارتباط چشمي طولاني


وقتي ارتباط چشمي از حد طبيعي طولاني‌تر شود، مي‌تواند معناهاي بسيار متفاوتي را برساند. وقتي ما با تمام وجود و تمركز كامل به كسي گوش مي‌دهيم ارتباط چشمي طولاني مي‌شود. همچنين ما به افرادي كه دوست داريم بيشتر نگاه مي‌كنيم. تا به حال زياد ديده‌ايد كه عشاق به‌مدت طولاني به هم خيره مي‌شوند. همچنين وقتي كسي شما را دوست دارد مدام با نگاه به 2چشم ‌شما تلاش مي‌كند متوجه شود آيا او را دوست داريد يا نه؟!


يك عمل كاملا طبيعي

قطع نگاه چشمي


يك ارتباط چشمي خيلي طولاني مي‌تواند چندان خوشايند نباشد، بنابراين بيشتر ما هنگام صحبت كردن گاهي نگاه خود را منحرف مي‌كنيم و سپس بازمي‌گردانيم. قطع يك ارتباط چشمي مي‌تواند نشان دهد كه فرد چيزي شنيده‌است كه ترجيح مي‌دهد، ارتباط چشمي خود را قطع كند، مثل اين‌كه توهين شنيده يا احساس كرده است كه به نوعي تهديد شده است يا به نوعي رنجيده است. البته خيلي از اوقات فرد ارتباط چشمي خود را فقط به اين دليل قطع مي‌كند كه احساس مي‌كند اين ارتباط خيلي طولاني شده‌است يا چيزي جديد در اطراف حواس او را پرت كند.


مهم‌ترين بخش ارتباط

ارتباط چشمي برقرار كردن


نگاه كردن به چشمان يك فرد مي‌تواند نشان‌دهنده چيزهاي مختلف باشد از جمله اين‌كه او را تصديق مي‌كنيد و نسبت به او علاقه داريد يا... و همچنين وقتي به چشمان طرف مقابل نگاه مي‌كنيد مي‌توانيد جهت نگاه او را تشخيص دهيد و او را بهتر پيش‌بيني كنيد. وقتي كسي به شما چيزي بگويد درحالي‌كه شما به او نگاه نمي‌كرديد و در اثر آن حرف با او ارتباط چشمي برقرار كنيد يعني او توانسته‌است كاملا توجه شما را به‌خود معطوف كند.


اگر قصد داريد كسي را متقاعد كنيد ارتباط چشمي بسيار مهم است. اگر هنگام صحبت، شما به طرف مقابل نگاه كنيد ولي او شما را نگاه نكند احتمالا حواس او جايي ديگر است حتي اگر حرف‌هاي شما را نيز بشنود. اگر قصد داريد نظر كسي را عوض كنيد يا او را به چيزي تشويق كنيد نخستين قدم برقراري ارتباط چشمي با اوست.


وقتي در حال ارزيابي است

نازك كردن چشم‌ها


وقتي كسي چشم‌هايش را باريك مي‌كند نشان مي‌دهد كه مي‌خواهد چيزي را ارزيابي و بررسي ‌كند. گاهي هم به‌دليل اين كه چيزي را نادرست شنيده است اين كار را مي‌كند. گاهي نيز مي‌تواند نشان‌دهنده شك داشتن فرد باشد يعني به عبارتي مي‌گويد من به درستي متوجه نمي‌شوم اين چه معنايي دارد. گاهي نيز وقتي فردي دروغ مي‌گويد، چشمانش را باريك مي‌كند تا ديگران نتوانند مچ او را باز كنند.


اگر راحت نباشد

ارتباط چشمي خيلي كوتاه


وقتي فردي فقط چند لحظه كوتاه ارتباط چشمي برقرار مي‌كند، نشان مي‌دهد كه احتمالا چندان راحت نيست و اعتماد به نفس چنداني ندارد. همچنين ممكن است در حال دروغ گفتن بوده و ترس از فاش شدن داشته‌باشد.


 


اگر استرس داشته ‌باشد

پلك زدن


وقتي پلك مي‌زنيد، پلك مانند برف‌پاك‌كن ماشين چشم شما را تميز مي‌كند. اما گاهي اين پلك‌زدن بيشتر مي‌شود مثل مواقعي كه فرد عميقا در حال فكر كردن است يا استرس دارد، البته مي‌تواند نشانه دروغ گفتن هم باشد. پلك زدن مي‌تواند نشان‌‌دهنده نسبت 2 فرد نيز باشد، وقتي 2 نفر به‌خوبي با هم ارتباط برقرار كرده باشند با هم پلك مي‌زنند، همچنين وقتي كسي به دقت به شما گوش مي‌دهد زماني پلك مي‌زند كه شما مكث كنيد.

http://forum.irantrack.com/thread206169.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۱:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني - زبان اشاره )

۳۱

وقتي با نگاه سخن مي گوييم


در بررسي زبان بدن، چشمها و نگاهي كه در آنها پنهان و آشكار مي كنيم خيلي خيلي مهم هستند. گاهي وقتها يك "طرز نگاه" كار يك جمله،يك مفهوم و يا يك كلمه را به تنهايي انجام مي دهد. دقت كنيد:


نگاه رمزآلود
نگاه كنجكاوانه
نگاه ترس برانگيز
نگاه سرد
نگاه عاشقانه
نگاه شكاكانه
نگاه مأيوسانه
نگاه پرسشگر
نگاه ملتمسانه
نگاه خشمگينانه
نگاه نافذ
نگاه شهوت آلود
نگاه مهربان
و ...
تمامي اين نگاهها به همراه چندين و چند نگاه ديگر در صندوقخانۀ زبان بدن همۀ ما وجود دارند.
اكنون از شما مي خواهم انواع نگاههايي را كه در بالا بيان كردم را يك بار ديگر بخوانيد و سعي كنيد كه حالت هر يك از اين نگاهها را در ذهنتان تصويرسازي كنيد. مثلاً به ياد كسي بيفتيد كه به شما عاشقانه نگاه كرده است!
چنانچه بتوانيم در بكارگيري زبان بدن از قابليت چشمانمان به خوبي استفاده كنيم، زبان بدن بسيار توانمند و مؤثري خواهيم داشت.
شما وقتي كسي را دوست نداريد به او نگاه نمي كنيد. در جريان يك گفتگو، وقتي طرف مقابل شما حرفي مي زند كه مورد علاقۀ شما نيست، نگاهتان را از حالت مستقيم خارج مي كنيد و يا اينكه اصلاً او را نگاه نمي كنيد.
مي بينيد؟ حتي با نگاه نكردن نيز مي توان پيامي را انتقال داد؛ دقيقاً مثل سكوت كردن و سخن نگفتن.
شايد شما هم با بعضي ها طرف صحبت شده ايد كه در خلال صحبتهايشان دائماً با كاربرد كلمۀ «ببين» و يا مشتقات آن، شما را به تمركز و توجه نسبت به خودشان دعوت مي كنند. چنين افرادي به ويژگي نگاه و عضو چشم در زبان بدن بسيار توجه مي كنند.
حالت چشمها در زبان چشمها خيلي مهم است. در واقع هماهنگي اجزاي چشم كه شامل پلكها، گوي چشم، مردمك چشم (حفرۀ چشمي) و ابرو است، براي انتقال يك پيام و مفهوم بسيار مهم است.
(البته توجه نماييد كه براي انتقال يك مفهوم و يا پيام ممكن است زبان چشمها به همراه زبان ساير اجزاي صورت به صورت كلي به كار برده شوند، وليكن من در اينجا به اهميت "زبان چشمها" مي پردازم.)
چشمها دريچۀ انتقال درونيات يك فرد به دنياي بيرون هستند؛دقيقاً مثل زبان دهان و بلكه هم بيشتر.
مادران استادان چشم خواني و درك نگاه هستند. كساني كه مدتها با هم زندگي مي كنند و يا روابط عاطفي نزديكي با هم دارند نيز مي توانند به راحتي با زبان چشم و نگاه با هم ارتباط برقرار كنند. (حتماً قصۀ لو رفتن بعضي ها را از طريق چشمانشان شنيده و يا ديده ايد. اگر نه، برويد و چند تا فيلم هندي ببينيد.)<y>شهوت گفتار و  هنر گوش دادن


گوش، پنجره ي دانايي است و شنيدن و گوش سپردن، كليد دانش است و راز بينش.
اگر ورودي‌هاي دل و جانمان را بشناسيم و براي هر يك از آنها به اندازه ي نقش و تأثيري كه دارند ، سهمي قائل شويم، «استماع» را بايد مهم بدانيم و آنچه را از اين پنجره به رواق دلمان وارد مي‌شود ، هدايت و جهت‌دهي كنيم.
گاهي «حرف زدن»، انسان را از بركات «گوش دادن»، محروم مي‌كند. كسي كه عادت كرده هر جا مي‌نشيند ، حرف بزند و «متكلم وحده» باشد ، مجالي نمي‌يابد كه از سخن ديگران، بهره ببرد و اصلاً اجازه نمي‌دهد ديگران هم سخني بگويند.
بي‌جهت نيست كه برخي از پيشگامان عرفان و سلوك، به رهپويان تازه پاي اين راه، دستور و برنامه «سكوت» و كم حرفي و كفّ لسان و حفظ زبان مي‌دهند؛ تا هم از عوارض و پيامدهاي سخنان بيهوده يا خطا مصون بمانند و هم فرصتي براي شنيدن حكمت و موعظه از ديگران پيدا كنند.
از رهنمودهاي امام علي‌عليه‌السلام در اين مورد، يكي اين حديث است:
«هر گاه در خدمت عالمي نشستي، براي شنيدن، بيش از گفتن حريص باش»1!
پرحرفي در محضر دانشمند، او را از گفتن و شخص را از آموختن، باز مي‌دارد؛ زيرا فرد پرحرف، به او فرصت گفتار نمي‌دهد و براي حرّافان پرچانه نيز از دست دادن زمينه‌اي است كه مي‌تواند بهره‌آور و مغتنم باشد؛ اما آنان زمينة بهره‌وري را از بين مي‌برند.
اين كه دو گوش داريم و يك زبان، يعني دو تا بشنويم و يكي بگوييم و بر شنيدن، بيش از گفتن، مشتاق باشيم.
 اين، خود يك حكمت ناب است؛ به ويژه آن گاه كه در حضور عالمي فرهيخته و استادي دانا و پرمايه باشيم كه لحظه لحظه آن حضور، مي‌تواند پربار و سودمند باشد و اگر به غفلت سپري كنيم، زيان‌بار و ماية خسارت و حسرت خواهد بود.
در سيرة امام علي‌عليه‌السلام آمده است كه وي هر گاه به محضر رسول خداصلي‌الله‌عليه‌وآله مي‌رسيد، اگر آن پيامبر حكيم و رسول حق‌صلي‌الله‌عليه‌وآله، آغاز به سخن مي‌فرمود و كلامي مي‌گفت، امام علي‌عليه‌السلام گوش بود و شنوا و اگر رسول خاتم سكوت مي‌كرد و حرفي نمي‌گفت، امام از او مي‌پرسيد؛ تا از فيضي كه از لبان شيرين پيامبرصلي‌الله‌عليه‌وآله جاري مي‌شد، بهره‌مند شود و از ميوه‌هايي كه از درخت پربار علم نبوي فرو مي‌ريخت، سود جويد.
اين عنايت و توجه، درسي بود كه از محضر پيامبرصلي‌الله‌عليه‌وآله آموخته بود.
رسول خدا‌صلي‌الله‌عليه‌وآله در سخني فرموده است:
«العلم خزائن و مفتاحها السوال2؛
دانش، گنجينه‌هايي است كه كليد آن پرسش است».
مگر نه اين كه گنج را بايد استخراج كرد و گنجينه را گشود؟
در مسير آموختن، اصل سؤال و چگونگي سؤال و انگيزه سؤال، نقش مهمي دارد. آن كه نمي‌پرسد، يا از خاصيت معجزه‌گر «پرسيدن» بي‌خبر است يا غرور و تكبر مانع آن مي‌شود و هر كدام كه باشد، نتيجه يكي است و آن هم محروميت. اگر كسي «تواضع پرسيدن» نداشته باشد، همواره در ذلت جهل، باقي مي‌ماند.
نحوة سؤال، در كيفيت جواب هم تأثير دارد؛ زيرا پاسخ، متناسب با پرسش و پرسش‌گر است.
انگيزة پرسيدن نيز بي‌اثر در دريافت پاسخ نيست و گاهي حكمت در آن است كه سؤالي را بي‌جواب بگذارند.از اين رو، پيشوايان توصيه كرده‌اند كه براي «فهميدن» بپرسيد؛ نه براي آزمودن طرف و محك زدن ميزان علم او!متواضعانه، دسته كليدي از سؤال‌هاي خوب برداريم و گنجينه علوم و معارف را بگشاييم و از «سؤال» نگريزيم.
حيف است كه دانش فرزانگان در نهان‌خانة سينه‌هايشان مكتوم بماند و تشنگان، محروم بمانند! اين كه از قديم گفته‌اند: «پرسيدن، عيب نيست؛ نداشتن عيب است»، يك كلام حكيمانه و ژرف است و دستاوردهاي خوبي دارد؛ به شرط آن كه پاي خود را روي غرور و نفسانيات خويش بگذاريم و مؤدبانه، از محضر دانا، دانايي بجوييم و از حضور عالم، علم بطلبيم.
باري... ميان گفتن تا شنيدن، فاصله‌اي است كه بايد آن را با قدم «صبر» و «وقار»، پيمود و بر طغيان نفس بي‌مهار، غلبه يافت.
برخي «شهوت گفتار» دارند و بعضي هم «هنر گوش دادن».
با تور سكوت و استماع، گوهر دانش صيد كنيم و با «خوب گوش دادن»، شكارچي حكمت‌هايي باشيم كه در دل و جان فرزانگان نهفته است.باز هم تكرار اين كه... يكي گفتن و دو تا شنيدن!
 
پي‌نوشت:
1. المحاسن، ج 1، ص 364.
2. حرافي، تحف‌العقول، ص 51 (كلمات حضرت رسولصلي‌الله‌عليه‌وآله).
 
منبع :پرسمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۱:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]
 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني - زبان اشاره )

۳۰

ارتباط  موفق با زبان بدن

ارتباط به معني انتقال اطلاعات از يك فرد به فرد ديگر است. بيش تر مردم، حدود 75 درصد زمان بيداري خود را صرف برقراري ارتباط، تبادل اطلاعات، افكار و عقايد با ديگران مي كنند. ارتباط كلامي، در قالب زبان و كلمات انجام مي شود در حالي كه ارتباط غير كلامي، اين گونه نيست و بيش ترين ارتباط ما با ديگران، از اين طريق است.
ارتباط غير كلامي شامل اشاره ها، تماس چشمي، لحن صدا و حركت بدن مي باشد. گاهي نوع پوشش و سكوت اختيار كردن نيز جزو ارتباط غيركلامي به شمار مي رود. در يك ارتباط ، پيام ها به دو طريق كلامي و غير كلامي ارسال مي شود. اگر بين كلمات ادا شده و حركات بدن گوينده تضاد وجود داشته باشد، گيرنده پيام، بيش تر به حركات بدن و اشاره هاي غير كلامي اعتماد مي كند.
 «جي. ديليو پورتر » ارتباط غيركلامي را در چهار گروه تقسيم بندي مي كند:
جسمي: ارتباط فردي شامل اشاره هاي چهره اي، لحن صدا، بو و حركات بدن
هنرشناسي: ارتباط از طريق موسيقي، بازيگري، نقاشي و مجسمه سازي
علائم: شامل پرچم ها، شليك توپ به پاس احترام، آژير و سوت زدن
نمادها: به كارگيري آداب و رسوم مذهبي، شأن و منزلت و جايگاه اجتماعي
آگاهي از ارتباط غيركلامي، براي مديران به عنوان رهبران سازماني، به دو دليل اهميت دارد:
مدير به عنوان رهبر گروه براي انجام بهتر وظايف، بايد با كاركنان ارتباط موثري داشته باشد اگر اشاره هاي غيركلامي كاركنان از سوي مدير به خوبي تفسير شود، مي تواند به آن ها پاسخي مناسب بدهد.
طرز تلقي، نگرش و احساسات كاركنان، از طريق ‎ارتباط غيركلامي ارسال مي شود بعضي از نيازهاي فردي مانند رشد، قدرشناسي، موفقيت و تشويق، بايد در سازمان ارضاء شود كه لازمه اين كار، شناخت و درك اين نيازها از سوي مديران و از طريق ارتباط غيركلامي  است. اگر كاركنان سازمان درك درستي از اشاره هاي غيركلامي داشته باشند، سازمان، شانس موفقيت بيش تري دارد.
نگاه مستقيم گوينده، نشان دهنده صفا، صداقت و احساس اعتماد او به شنونده است. نگاه كردن به پايين، حاكي از فروتني و چرخاندن چشمان به بالا، ناشي از خستگي گوينده است.
مطالعات نشان داده است كه ارتباط غيركلامي، اطلاعات لازم را براي مديران و كاركنان فراهم مي سازد يافته هاي اين پژوهش داراي دو جنبه قابل بررسي مي باشد:
الف) ويژگي هاي ثابت
- فاصله: فاصله اي كه يك نفر با ديگري رعايت مي كند، غالباً يك پيام غيركلامي را منتقل مي كند در بعضي از فرهنگ ها اين فاصله، نشان دهنده نوعي علاقه است در حالي كه گاهي مي تواند ناشي از منزلت اجتماعي  تلقي گردد.
- طرز قرار گرفتن: بسياري از افراد به روش هاي مختلفي مانند چهره به چهره، پهلو به پهلو يا حتي پشت به پشت ديگران قرار مي گيرند براي مثال افراد معاشرتي، به طور معمول پهلو به پهلو و افراد رقابت جو، چهره به چهره ديگران قرار مي گيرند.
- حالت اندامي: بعضي افراد ممكن است روي صندلي، صاف بنشينند يا لم بدهند يا هنگام تعامل با ديگران، بايستند. اين ها عواملي است كه باعث انتقال پيام مي شود.
- تماس جسمي: دست دادن، دست به شانه كسي زدن، هل دادن يا دست كسي را محكم گرفتن، همه مي توانند انتقال دهنده ي پيام ناشي از صميميمت و احساس محبت يا برعكس، نفرت و بي تفاوتي باشند.
ب) ويژگي هاي متغير و پويا
- بيان چهره اي: لبخند، اخم، ابروي بالا رفته، خميازه كشيدن و پوزخند زدن، همه انتقال دهنده اطلاعات هستند. بيان چهره اي به طور معمول به هنگام ارتباط و با توجه به واكنش شنونده، تغيير مي كند و در فرهنگ هاي مختلف، مي تواند معاني مشتركي داشته باشد.
- حركات و اشارات: يكي از مهم ترين حركات و اشارات، مربوط به دست هاست كه هنگام حرف زدن، كمتر به آن توجه مي شود. بعضي از حركات و اشارات مانند گره كردن مشت، داراي معاني جهاني است در حالي كه ساير اشارات و حركات در فرهنگ هاي مختلف، داراي معاني مختلفي مي باشند.

- نگاه كردن: يكي از ويژگي هاي مهم در ارتباطات اجتماعي، تماس چشمي است. نگاه كردن مي تواند انتقال دهنده هيجاناتي مانند محبت يا نفرت، علاقه يا بي تفاوت باشد.
روش هاي غير زباني
ويژگي هاي ثابت و متغير ارتباط غيركلامي مي توانند اطلاعات مهمي را از فرستنده به گيرنده ي پيام منتقل كنند. اكنون نگاهي به روش هاي غيرزباني انتقال پيام مي اندازيم:
- زبان بدن: بهترين روش براي دسترسي به توان مديريتي، فقط گوش دادن به حرف هاي كاركنان نيست. بلكه مشاهده حركات است كه كاركنان هنگام حرف زدن انجام مي دهند.
- بيان چهره اي: به طور معمول از بيان چهره اي، براي انتقال هيجان ها استفاده مي كنيم. چهره مي تواند نگرش و طرز تلقي گوينده باشد. محققان معتقدند كه بيان چهره اي، بهتر از هر عاملي مي تواند وضعيت هيجاني ما را توصيف كند به عنوان مثال حالت چشمان مي تواند شادي، غمگيني و يا حيرت ما را بيان كند و با يك لبخند و تبسم مي تواند صميميت، علاقه و محبت را نشان دهد. پايين بودن چهره، ابروها و پيشاني چروك شده مي تواند ناشي از خشم باشد.
- تماس چشمي: يكي از قوي ترين ارتباطات غيركلامي، تماس چشمي مستقيم است. در سازمان ها به طور معمول تماس چشمي مديران در مقايسه با كاركنان، طولاني تر است. نگاه مستقيم گوينده، نشان دهنده صفا، صداقت و احساس اعتماد او به شنونده است. نگاه كردن به پايين، حاكي از فروتني و چرخاندن چشمان به بالا، ناشي از خستگي گوينده است.
 نگاه كردن مي تواند انتقال دهنده هيجاناتي مانند محبت يا نفرت، علاقه يا بي تفاوت باشد.
- فضاي شخصي: فضاي شخصي همانند يك حباب است كه بين شما و ديگران فاصله مي اندازد. اين فضا، قلمروي غيرمشهود است و وقتي آشكار مي شود كه كسي تلاش كند وارد آن شود هر چه مقام شما در سازمان بالاتر باشد، فضاي بهتر و بيش تري خواهيد داشت، از قلمروتان بهتر محافظت خواهيد كرد و به سادگي مي توانيد به قلمرو مرئوسين وارد شويد.

- زبان آوايي: يافته هاي محققان نشان مي دهد كه لحن، طنين و كيفيت صدا و سرعت كلمات ادا شده مي تواند هيجان ها را بدون توجه به محتواي پيام انتقال دهد. لحن صدا علاوه بر انتقال پيام مي تواند به عنوان مكمل پيام عمل نمايد به عنوان يك ارتباط گر بايد نسبت به تأثير لحن، طنين و كيفيت صداي تان بر تفسير پيام  از سوي شنونده توجه كنيد.
- سكوت و زمان: سكوت مي تواند تأثير مثبت و منفي بر فرآيند ارتباطات داشته و بر تحكيم يا قطع روابط، اثر گذار باشد. سكوت مي تواند باعث بروز تنش و اضطراب شده يا برعكس به حفظ آرامش گوينده كمك كند. سكوت مي تواند نشانه علاقه يا بي علاقگي، موافقت يا محافظت باشد.
زمان نيز مي تواند نشان دهنده جايگاه و منزلت اجتماعي و سازماني باشد در يك سازمان سالم، مدير و كاركنانش براي برقراري ارتباط و احترام متقابل به يكديگر، زمان را رعايت مي كنند.
نتيجه گيري
بدون توجه به اين كه در سازمان، داراي چه مقام و سمتي مي باشيد، بايد حساسيت تان را به ارتباط غيركلامي بهبود دهيد. سازمان ها بايد به اشارات غيركلامي كاركنان، پاسخ مناسب دهند و مهارت خودشان را در اين حوزه تقويت كنند. البته شما بايد هميشه در طول زندگي، با ارتباطات غيركلامي آشنا باشيد اما به راستي چه قدر به اين موضوع توجه داريد؟

 
منبع: ماهنامه شادكامي و موفقيت، شماره 66


امتیاز:
 
بازدید:
2- حريم شخصي
به دايره اي كه از شعاع نيم متر تا شعاع يك متر دوروبر شما را تشكيل مي دهد، مي گويند حريم شخصي و همكاران، خويشاوندان و همكلاسي ها معمولا اين حريم را رعايت مي كنند.
يعني آدم هايي كه نه خيلي صميمي هستند و نه خيلي غريبه، اين حريم را رعايت مي كنند.
3- حريم اجتماعي
هم يك دايره است كه از يك متر تا 5/3 متر اطراف ما را فرا گرفته است. اين حريم ويژه غريبه هاست و هر كسي مي تواند در آن رفت و آمد كند. معمولا ما با فروشنده ها، تعميركارها و افرادي كه دارند از خيابان رد مي شوند اين فاصله را حفظ مي كنيم.
4- حريم عمومي
حريم عمومي – دقيقا برخلاف حريم خصوصي – حسابي وسيع است. مي گويند از 6 متر گرفته تا هر چه بشود اين خط 6 متري را در كره زمين ادامه داد، حريم عمومي حساب مي شود. وقتي مي خواهيم بگوييم كه ما به يك گروه مثلا معترض ربطي نداريم و فقط تماشاچي هستيم اين فاصله را رعايت مي كنيم.

درس دوم: حركات چهره
يكي از سينماگرها مي گويد: «چهره آدمي سرزميني است كه مي توان روزها در آن سير و سياحت كرد». اين شما و اين حركات چهره:
1- چشم ها.
چشم ها دريچه درون هستند. يادتان باشد اگر داريد با چند نفر حرف مي زنيد و خطابتان به همه آنهاست، تماس چشمي تان را بين همه آنها تقسيم كنيد.
بيش از حد پلك زدن مي تواند نشانه اضطراب باشد. پلك نزدن هم مي تواند نشانه ترس باشد. چشم ها موقع خنديدن حالت خاص خودشان را دارند و البته موقع اندوه هم به همين ترتيب.
اگر داريد با چند نفر حرف مي زنيد و خطابتان به همه آنهاست، تماس چشمي تان را بين همه آنها تقسيم كنيد.
2- چهره در نماي كلي
يك پيشاني پر چين با ابروهاي رو به پايين و لب هاي ورافتاده مي تواند نشانه اندوه يك آدم باشد. چهره درهم كشيده هم يا نشان دهنده اضطراب است يا نشانه خشم. رنگ سرخ صورت، به نسبت موقعيت يا نشان دهنده از خشم است و يا نشاني از شرم. صورت زرد هم كه ترس را نشان مي دهد. البته احتمالات پزشكي را هم در نظر بگيريد!
3- لب ها
وقتي از چيزي هيجان زده مي شويم، ناخودآگاه لب هايمان را به هم فشار مي دهيم يا آنها را گاز مي گيريم. اما اگر ديديد كه يك نفر با لب هايش خيلي دارد بازي مي كند، احتمالا مي خواهد حرفي بزند اما نمي تواند يا دارد دل دل مي كند. لب ها كه بالاتر و پايين تر از حد معمول باشند، به نسبت حالتشان يا نشان از تعجب دارند يا خنده.


تبسم با لبان بسته:

اين لبخند تنها براي اداي احترام و ادب و نزاكت است.


در هم كشيدن لبها:

هرگاه فردي لبهايش را در هم كشيد به مفهوم آن است كه طرف مقابلش را جذاب و دلربا يافته.


لبهاي سفت و جمع شده:

دال برتنش و عدم پذيرش است.


جويدن لبها:

وقتي فردي لب پايين خود را جويده و سرش را تكان ميدهد نشانگر خشم فرد است.


تماس با لب ۱:

هرگاه انگشت اشاره بطور عمودي براي لحظه اي به طرف بالا آيد ميگويد: ساكت باش.


تماس با لب ۲:

ولي هرگاه انگشت اشاره به لب پايين تماس پيدا كند و دهـان انـدكـي باز شود مفهومش چنين است: “مي خواهم با شما صحبت كنم”


خميازه كشيدن:

خواب آلودگي تنها علت خميازه نمي باشد بلكه “خميازه اجتماعي” نيز وجود دارد. خميازه اي كه در يك موقعيت استرس زاي خفيف پديد مي آيد. هنگاميكه مردد هستيد چه كاري ميخواهيد انجام دهيد خميازه روشي است براي خريدن زمان
دست دادن محكم:

فردي كه دستش را دراز كرده و سـپـس دسـتـانـش را بـه طـريقي مي چرخاند كه دستش بالا و كف دستش پايين قرار مي گيـرد، سـعي در توفق و برتري جويي دارد. اين نوع دست دادن اغـلب اوقـات در مـوقـعـيـت هـاي سيـاسي و ديپلماتيك كاربرد دارد.


دست دادن بسيار محكم:

نشانگر شور و اشـتياق و سلطـه گـري اسـت. بـي تـرديــد ميتوان فهميد چه كسي اينجا فرمان ميدهد.


دست دادن شل:

فردي كه تـنـها انگشتان دستـش را دراز ميكند و يا دستهايش مانند ماهي شل است، مي گويد: مايل نيستم به مـن دسـت بزنيد، من صميميت را دوست ندارم. همچنين آن نشانه ضعف، انقياد و مطيع و تسليم بودن نيز ميباشد. هر گاه آقايي در يك موقعيت كاري از اين دست دادن استفاده ميكند امكان دارد چنين برساند كه قصد دارد مخفيانه اعمال نفوذ در موقعيت نمايد.


دست دادن با هر دو دست:

هرگاه از دست چپ براي در برگرفتن و پوشاندن دستهاي فشرده شده استفاده گردد، دست دادن دستكش وار ناميده شده و راستي و صميميت زياد را مي رساند مانند يك در آغوش گرفتن كوچك و ظريف.

حركت انگشت:

ضربه آهسته، مضراب زدن و يا ريتم يكنواختي را با انگشتان نواختن، دلالت بر بي تابي و ناشكيبايي دارد. يك حركت نمادين گريز ميباشد. انگشتان عمل راه رفتن را گرچه بدن بي حركت است انجام ميدهند.

دستهاي پـنهان:

اين ژست مرموز و آب زير كاهانه است. فرد ميگويد: مايل به گفتگو با شما نميباشم. خصوصا در مورد دستهايي كه عميقا در جيــب ها فرو شده باشد جايي كه براي تماس و گرفتن دست و يا هر گونه رابطه صميمانه وجود نخواهد داشت.


دستها به روي زانو:

وقتي كف دستها بـه طـرف بـالا بـاشـد، شـخص گـشـاده رو و پـذيـرا مي باشد. وقتي كف دستها پايين باشـد مـمكـن اسـت پـاي فـريبكاري و تعرض در ميان باشد.


مناره كردن انگشتان:

هنگامي كه فردي انگشتان خود را به هم فشرده و چـانـه و دهان را روي سر انگشتان قرار ميدهد نـشانگر تفكر عـمـيق است. مانند زماني كه شخص به اميد شنيدن جواب مي باشد. همچنين حايلي اسـت بـراي مـحـافـظـت كـردن از قفسه سينه، پايين صورت و دهان.


مشت پوشيده شده با دست باز:

فـرد در ايـن حـالت خشـمگين است اما مي كوشد كه آرام بماند. به اصطلاح خود را كنترل كند.اما مراقب اين فرد باشيد چون امكان دارد هر موضوع كوچكي منجر به آن گردد كه كنترلش را از دست بدهد.


پرتاب دست:

شـخصـي كـه مـي خـواهـد عـقايدش را به اجبار تحميل كند ممكن است دستش را بطرف شنونده و جلو پرتاب كند. درحالت پرخاشگرانه خفيفتر تنها از انگشتان استفاده ميگردد.


قلاب كردن دستها پشت سر:

اين يك ژست متكبرانه ميباشد. خصوصا زماني كه فرد به عقب تكيه داده باشد. او ميگويد: من آنقدر بر شما سلطه دارم كه نياز به دفاع كردن از خودم ندارم.


بازي كردن با حلقه ازدواج:

اين علامت عصبي بودن و نـشـانگر آن است كه مشكلي در ارتباط وجود دارد. خصوصا زماني كه فرد همزمان در مـورد هـمسـرش در حـال صحبت كردن ميباشد.


تكان بيقرار دستها:

اين تلاش بدن براي رهايي مي باشد. هـورمـون آدرنـاليـن در حال ترشح شدن است اما فرد نمي داند چگونه رهايي يابد. كلـنـجار رفـتـن بـا سـر آسـتـيـن پيراهن و يا جواهر آلات روي مچ به ديگران ميـگويد كه: شما احتيـاج بـه تـوجـه داريـد. در كـافه ايـن عمل جايز و مناسب است اما در جلسات كاري منحرف كننده و موجب حواس پرتي ميگردد.


دست زدن به كراوات:

اين رفتار مردانه مي گويد:مي خواهم تاثير خوبي از خودم بجا بگذارم. اين روش اوست كه مي خواهـد بـه شـما بـفـهــماند شديدا” در تـلاش اسـت تـا خوشنودتان سازد.


دست كشيدن در ميان موها:

وقتي افراد نمي دانـنـد چه چيز بايد بگويند اغلب اوقات دستشان را ميان موها مي كشند. نـاظـري كه قـادر است زبان بدن را متوجه شود آگاه است كه فرد در مورد كاري كه مي خواهد انجام دهد و يا چيزي كه ميخواهد بگويد ترديد دارد
تكان دادن پاها:

وقتي فردي طوري نشسته كه يك پا را روي پـاي ديـگر انـداخته و يك پا را در هوا تكان مي دهد پيام اين است: من حوصله ام سـر رفته. حـركات نـشـانـگر گـريز است اگرچه بدن فرد ساكن و بدون حركت مي باشد.


انداختن پاها روي هم در ناحيه زانو:

اين حالت متداول بطور يـكسان در مردان و زنان رايج مي باشد. مفهومش اين است كه: من بـسـيار آسـوده خاطر هستم.


قوزك پا روي زانو:

اين معمولا عملي مردانه مي باشد. ميگويد: من قاطعانه از حقوقم دفاع مي كنـم اما بـا آرامـش هسـتم. اين همان ژست اصيل “پا روي پا اندازي كابويي” است.


انداختن پا روي هم در ناحيه قوزك:

اين ژسـت در مـردها بيش از زن ها مورد استفاده قرار مي گيرد. مي گويد: “من مودبانه در آرامش هستم.”


به هم پيچيدن پاها:

اين ژست در خانمها رايج مي باشد. زن پاهايش را به هم مي پيچانـد طوري كه يك پايش را به پشت قوزك پاي ديگرش قلاب ميكند. مردها انجام دادن اين كار را دشوار مي پندارند. بـه هم فشردگي اين حالت برداشت ” در آغوشگيري” و نوعي تمايل جنسي را در ذهن تداعي مي سازد.


قفل كردن پاها:

اين نيز نمونه اي از ژست زنانه ميباشد. او در حالي كه ايستاده يك پا را به پشت پاي ديگر قفل مي كند. اين عمل معمولا به مفهوم آن است كه فرد عصبي و ناراحت مي باشد.

خم كردن بازوها:

اين كار ميگويد: “من پر زور و نيـرومند هستم.” بالا آوردن يـك بازو نيز راهي براي جلب توجه ميبـاشد. هر دو دسـت را بـجلو دراز كردن ژست خوش آمد گويي ميباشد.


دستها به پشت:

وقتي دستها به پشت كمر قلاب ميگردند مفهومش اين است كه فرد وضعيت را تحت كنترل خود دارد. ميگويد: “من راحت هستم” مشابه حركتي كه سربازان زماني كه در حالت خبردار نيستند به خود ميگيرند.


دستها اً مردان اين گونه براي موي سر خويش سرمايه‌گذاري پولي و زماني نمي‌كنند. در هر حال, استنباطي كه از اين حالت مي‌توان كرد اين است كه چنين مرداني بدين وسيله قدرت, توان مالي و برتري پايگاه اجتماعي خويش را به رخ ديگران مي‌كشند.
بعلاوه, همين برداشت را مي‌توان به ناخن‌هاي آراسته نيز تعميم داد.


نشانه‌هاي مرتبط با ريزش, كم پشتي و طاسي سر
مرداني كه معدود تارهاي موي باقيمانده بر روي سر خود را با دقت و وسواس محسوسي شانه مي‌كنند و به اصطلاح به آن حالت مي‌دهند, در واقع بدين وسيله خودخواهي خود را نشان داده و در عين حال نسبت به قضاوت و داوري ديگران غافل هستند. زماني كه من با چنين مرداني برخورد مي‌كنم, نخستين سوالي كه به ذهنم خطور مي‌كند اين است كه آيا اين مرد نمي‌داند كه ما چشم داريم و همه چيز را مي‌بينيم. نكته‌ي قابل توجه اين كه اين برداشت‌ها وحي منزل نيست و در همه‌ي حالات استثنا به چشم مي‌خورد.


استفاده از كلاه گيس و كاشتن و ترميم موي سر

مرداني كه با ترميم موي سر خويش كم پشتي و يا ريزش آن را جبران مي‌كنند, بدين وسيله نخوت و فقدان اعتماد به نفس خويش را نشان مي‌دهند. بعلاوه, بدين وسيله فرد با جذاب نشان دادن خويش اعتماد به نفس از دست رفته را كسب مي‌كند. در هر صورت, از نشانه‌هاي اين نوع اقدامات ترميمي مردان مي‌توان به مواردي چون برخورداري از امكانات مادي, نقص زدايي و ظاهر گرايي اشاره كرد.


استفاده از انواع كلاه‌ها:

مردان طاسي كه از كلاه بيس‌بال براي پوشش اين نقيصه‌ي خود استفاده مي‌كنند, در واقع در برابر پير شدن از خود مقاومت نشان مي‌دهند. در اين ارتباط بايد به اين نكته توجه كرد كه بسياري از مردان طاس براي حفاظت از فرق و كاسه‌ي سر خويش در برابر آفتاب سوزان از اين كلاه‌ها استفاده مي‌كنند؛ ليكن اگر مردان طاس در منزل نيز از اين كلاه‌ها استفاده مي‌كنند, اين امر مي‌تواند نشان‌گر فقدان خودباوري و اعتماد به نفس باشد.


موي رنگ شده:

مرداني كه موي سر خود را رنگ مي‌كنند, عمدتاً خواهان پوشاندن موهاي سفيد خود هستند و بدين وسيله خود را جوان مي‌نمايانند. روشن است كه اين وسيله در همه‌ي حالات و مقاطع سني نمي‌تواند راهگشا باشد. فرضاً چنان چه مرد ۷۵ ساله‌‌اي داراي موهاي مشكي يك‌دست باشد, در آن صورت پنهان‌كاري كاملاً بي‌مورد است. در هر صورت, از ويژگي‌هاي اين اشخاص مي‌توان به خودخواهي, واقعيت گريزي و بسان كبك عمل كردن اشاره كرد.


موي صورت مردان

ريش و سبيل: برخي از مردم بر اين باورند كه ريش و سبيل مي‌تواند نشانه‌ي راز آلودگي شخص باشد. بايد توجه داشت كه اين برداشت درست نبوده و مردان به دلايل مختلف از موي صورت استفاده مي‌كنند.
در هر صورت, ريش و سبيل مي‌تواند به موارد زير دلالت كند:
مرد مي‌پندارد كه بدين شكل جذاب‌تر مي‌نماياند؛
مرد جوان بدين وسيله خود را سالدار مي‌نماياند؛
با استفاده از ريش, فرد سن و سال و چروك‌هاي صورت خود را مي‌پوشاند؛
فرد بدين وسيله نقص صورت خود را مي‌پوشاند؛
مرد ريشو بدين شكل ماهيت عصيانگرانه‌ي خويش را مي‌نماياند؛
مرد در جايي شاغل است كه از اين بابت محدوديتي را به شخص تحميل نمي‌كنند.

دقيقاً به طول و شكل و شمايل ريش و سبيل مردان توجه كنيد, زيرا ريش و سبيل‌هاي بلند مي‌تواند گرايشات سياسي ليبراليستي مردان را بنماياند. از سوي ديگر, ريش و سبيل نامرتب, كثيف و ناآراسته مي‌تواند نشانه‌ي ويژگي‌هايي چون كاهلي, دلمردگي, اختلالات و عوارض روحي و فيزيكي, فقدان قدرت داوري و ساير كاستي‌ها و نقايص بهداشتي باشد.


موهاي ساير قسمت‌ها:

ابروان پرپشت و نامرتب و موهاي زياد دماغ و گوش مردان, نشانه‌ي اين است كه اين اشخاص به ظاهر خويش اهميتي نمي‌دهند. برخي از اين مردان بر اين باورند كه مرتب كردن و آراستن موهاي اين قسمت‌هاي صورت عملي نادرست و نامردانه است.


مدل موي نامتعارف و نمايان:

مدل و يا رنگ موي غير عادي و نامتعارف مي‌تواند دلالت بر موارد زير داشته باشد:
ماهيت ناسازگار؛
فرد ماهيتي عصيانگرانه و شورشي دارد؛
فرد شيفته‌ي ماجراجويي است؛
فرد گرايشات مدپرستانه و هنري دارد؛
فرد داراي شغلي نامتعارف بوده و سبك زندگيش نامتعارف است؛
شخص بدين وسيله خواهان عضويت در يك گروه هم سال خاص است؛
سازگاري با مدل‌‌هاي غالب و حاكم در اجتماع؛
بي‌توجهي به صورت‌هاي ظاهر؛
ميل به منحصر به فرد بودن و جلب توجه كردن؛
تاثيرات فرهنگي (سن و سال فرد, نژاد و گروه‌هاي مختلف اجتماعي).
مدل موي زنان در قياس با چگونگي موي مردان محدوديت چنداني ندارد, زيرا مردم آسان‌تر انواع مدل موي سر زنان را مي‌پذيرند, چون مدگرايي عمدتاً از آن جنس مونث است. با اين وجود, موي سر نمايان و نامتعارف زنان نيز تعابير و تفاسير خاص خود را دارا مي‌باشد.


موهاي كوتاه و بلند:

بر اساس فرهنگ ما, جواني و جذابيت جسماني زنان با موي بلند تعريف و تبيين مي‌شود. به همين دليل, بلندي و كوتاهي موي زنان تفاسير خاص خود را دارا مي‌باشد. حال اگر عليرغم اين نگرش فرهنگي زني مويش را كوتاه نگه دارد, بايد به موارد زير توجه كرد:


موي زيبا, كوتاه و آراسته

اين حالت مي‌تواند نشان‌گر تمايلات هنري فرد بوده و در عين حال از برخورداري مالي حكايت كند. باري, هزينه كردن مبلغ قابل توجهي از درآمد براي آرايش مو مي‌تواند نشانه‌ي اهميت دادن به ظاهر شخصي, ميل به پذيرفته شدن, اهميت دادن به نظرات ديگران و احتمالاً عدم ايمني باشد.


موي كوتاه معمولي زنان

چون نگه داشتن موي بلند دشوار و هزينه بر است, بسياري از زنان موي خود را كوتاه مي‌كنند تا از دنگ و فنگ نگهداري موي بلند در امان باشند. در هر صورت, از نشانه‌هاي بارز اين حالت مي‌توان از عملگرايي فرد نام برد, به ويژه اگر اين حالت با ساير ويژگي‌هاي عملگرايي همراه شود.
موي بسيار كوتاه سبب توجه ديگران مي‌شود _ چنان چه لباس زني زرق و برق دار و زننده باشد, جلب توجه كردن اين حالت مو نمود مي‌يابد.
احتمال دارد كه موي بسيار كوتاه دلالت بر ضرورت‌هاي درماني داشته باشد _ فرضاً, زناني كه شيمي درماني مي‌شوند, چاره‌اي جز اين ندارند.
در رابطه با موهاي بلند بايد موارد زير را از نظر گذراند:
چون فرهنگ ما موي بلند را نشانه‌ي جذابيت و زيبايي مي‌داند, زني كه بيش از چهل سال سن دارد و در عين حال موهايش را به طور نماياني بلند نگه مي‌دارد, در برابر پير شدن از خودش مقاومت نشان مي‌دهد و ادا و اطوار جوانان و چشم نوازان را در مي‌آورد. از ويژگي‌هاي اين زنان مي‌توان به مواردي چون ذهنيت گرايي, روياپردازي و واقعيت‌گريزي اشاره كرد.


موي بلند نمايان

ممكن است حالت چشم‌نوازي نداشته باشد و اين كيفيت سبب شود كه بپندارد كه بدين شكل جذابيت جنسي محسوسي كسب مي‌كند.


موي بلند نامتعارف

مي‌تواند نشانه‌ي عصيانگري و ماهيت شورشي بر عليه آداب و سنن دست و پا گير و بازدارنده باشد, زيرا بسياري از زنان موي بلند نمايان را نشانه‌ي آزادي و فارغ بودن از هر گونه محدوديتي مي‌دانند. حال اگر نوع لباس زن اين برداشت را تقويت كند, در آن صورت اين نشانه انكار ناپذير مي‌شود.


موي بلند كثيف و ژوليده

مي‌تواند نشان‌گر خصوصياتي چون فقدان قوه‌ي تشخيص و داوري, بيماري, كاهلي و تنب

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۲۱:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]

چشم ها چه مي گويند؟

 مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني - زبان اشاره )

۲۷

زبان چشم ها

 از راز ارتباط غير كلامي چه مي دانيد؟ چنانچه بسياري از شما خوانندگان عزيز اطلاع داريد در يك ار>ابزارهاي جامعه شناختي چگونگي برقراري ارتباطات انساني


ارتباط دغدغه ذهني بشر از سپيده دم تاريخ تاكنون:ارتباط برقرار كردن، از آغاز جهان هستي، بعنوان نياز طبيعي انسان در تعامل با ديگران همواره مورد بحث بوده است، بسيار مباحث و گفته‌ها در اين مورد آمده و بعد از اين نيز خواهد آمد، در واقع برآيند تعاريف مختلف گوياي آن است كه هر كسي از ديدگاه خود به تعريف ارتباط و ويژگي‌ها و شرايط برقراري آن مي‌پردازد،
 اما آنچه مسلم است بي‌ترديد پيام همه اين نوشته‌ها، ديدن، شنيدن، درك و پذيرش روح انسان از سوي طرفين است و آنگاه يك ارتباط انساني برقرار شده است. در همة زمان‌ها، در همة فرهنگ‌ها و در همة مليت‌ها، و با همه شرايط اجتماعي متفاوت در جاي جاي جهان هستي، ارتباط و چگونگي و چرايي برقراري آن همواره مورد بحث و مباحثه قرار گرفته است. و در شرايط اجتماعي متفاوت، قالب‌هاي برقراري ارتباط هم مختلف بوده است، اما هدف همة اين ارتباطات همواره برقراري ارتباطي انساني بوده است. هر چند در اينگونه ارتباطات، گاهاً اهدافي عيني هم مد نظر بوده است، حال هدف هر چه باشد، بهر صورت متعامل در پي برقراري ارتباط است، از آغاز آفرينش جهان هستي، ابزارها، مكانيسم‌هاي برقراري ارتباط، گاه كلامي يا غير كلامي؛ گاه از طريق تصويري يا سنگ نبشته‌اي بر روي ديوار، در داخل غارها يا بر روي قاليچه و پارچه‌اي، و بعدها توسط پيك‌ها و قاصدها و سپس با توجه به پيشرفت بشر از طريق رسانه‌هاي نوشتاري، شنيداري و بعد ديداري صورت گرفته است. در حقيقت:
 قالب‌هاي برقراري ارتباط امروزه و در جهان معاصر بسيار پيشرفته و مترقي مي‌باشد بطوري كه اگر كوچكترين مسئله‌اي در دورترين نقطه جهان هستي رخ دهد، با مطلع شدن انسان‌ها در كمتر از چند ثانيه در ساير نقاط هستي، بلافاصله با آن واقعه ارتباط برقرار شده است و انسان بگونه‌اي واكنش نشان مي‌دهد، خوشحال بودن، ناراحت شدن، همدلي، خشمگين شدن و... و عكس‌العمل‌هاي مختلفي كه بگونه‌اي نشان از دريافت پيام توسط گيرنده مي‌باشد، صورت مي‌گيرد. در جهان معاصر انسان بدون ارتباط، انساني افسرده و مرده است. چرا كه در پويايي ارتباط انساني است كه حالاتي مانند بالندگي، شادابي، تحول، تحرك،.... مسير انسان را مشخص و شفاف مي‌كند و باعث سرعت در رسيدن به اهداف مي‌گردد. جامعه امروز و دنياي معاصر كنوني، جامعه‌اي است كه حتي در خلوت انسان‌ها هم ارتباط صورت مي‌گيرد ، آيا ارتباطي كه امروز، از طريق اينترنت با دورترين نقطه جهان صورت مي‌گيرد، قابل قياس با چگونگي برقراري ارتباط صدها سال پيش و حتي دهها سال پيش مي‌باشد؟ به طور قطع و يقين جواب نه مي باشد، امروز پيشرفت وسايل ارتباط جمعي نوين و توسعه روزافزون فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي و بويژه، اينترنت و ماهواره تاثير شگرفي بر برقراري ارتباطات در زندگي مردم و نيز رفتار و مناسبات اجتماعي آنان گذارده است.
 پيامدهاي فرهنگي و اجتماعي تكنولوژي جديد ارتباطي به مانند فكس، تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي و اينترنت به نوعي برقراري ارتباطات انساني را وارد«عصر دوم رسانه‌ها» كرده است كه به كلي با«عصر اول رسانه‌ها» متفاوت مي‌باشد.در عصر اول رسانه‌ها، در برقراري ارتباط، انسان‌هاي عاقل، خود بسنده، با ثبات و متمركز پرورش مي‌يافت و توليد كنندگان اندك براي مصرف كنندگان بسيار، پيام‌ها را توليد و ارسال مي‌كردند. اما در عصر دوم رسانه‌ها، ارتباطات ديجيتالي، انسان‌هاي لايه لايه، متغير و منفعل و مصرف كننده را پرورش مي‌دهد و بواقع مهمترين پيامدهاي فرهنگي رسانه‌هاي الكترونيك جديد، در برقراري ارتباطات، ظهور هويت فرا ملي نزد استفاده كنندگان آنها است.
 رشد و پيشرفت تكنولوژيكي ارتباطات هر چند نكات بسيار مثبتي را براي بشريت به ارمغان آورده است اما بايد به اين نكته نيز اشاره كرد كه:
 «امروزه ممكن است هر جامعه‌اي با اطمينان اعلام كند كه بر مشكلات تاريخي و معاصر ناشي از ارتباطات فايق آمده است، اما در دهه آينده يا نهايتاً قرن آينده متوجه خواهد شد كه پيشرفت‌هاي تكنولوژيك، چه پيامدها، سردرگمي‌ها و مشكلات پيش‌بيني نشده‌اي برايش به ارمغان آورده است. « سين مك برايد ۱۹۸۰»
 ● چرايي و چگونگي برقراري ارتباط
 شما در دنيايي زندگي مي‌كنيد كه به دنياي ارتباطات موسوم است، و.... هر يك از اين كنش‌ها و فعاليت‌ها ي كه شما ا نجا م مي د هيد يك ارتباط ناميده مي‌شود. بنابه شرايط و مناسبات در هر يك از اين برخوردها رفتار خاصي را پيشه مي‌كنيد. و بواقع كنش شما هدفمند است و در يك ارتباط عقلاني قرار مي‌گيريد و انتخاب كنش تصادفي نيست، يعني اينكه شما در عملتان و ارتباطتان هدفي را دنبال مي‌كنيد؟ حال اين سئوال‌ها مطرح مي‌شود كه: چرا ارتباط برقرار مي‌كنيد؟ هدف ارتباط چيست؟ و در حقيقت برقراري اينگونه ارتباطات محتاج چه پيش زمينه‌هاي قبلي و اهداف پيشين است؟
 ● چرا ارتباط برقرار مي‌كنيد؟
 ( قابل ذكر است كه موارد ششگانه ز ير از كتاب “The Dynamics of Human Communication” نوشته Gaile. Myers & Michele T. Myers ترجمه شده است.)
۱) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا خود را بهتر بشناسيد و خود را كشف كنيد. ارتباط برقرار مي‌كنيد تا در يابيد كه در برخورد با ديگران چگونه باشيد و در حقيقت مهمترين مركز توجه در ارتباط، خود شما هستيد و بايد هم باشيد و از اين بودن نبايد احساس شرمندگي كرد.
 ۲) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا ديگران را بيشتر بشناسيد و از شك و ترديد دربارة اطرافيانتان بكاهيد. اغلب كارهايي كه ديگران صورت مي‌دهند و يا در مورد آنها اظهار نظر مي‌كنند شما را تحت تاثير قرار مي‌دهد و مايل هستيد رفتاري متناسب با رفتار ديگران داشته باشيد. اين كه مثل آنان باشيد يا نه، انتخاب با شما است. اما غالباً افراد براي پي بردن به احساس، افكار و يا مطلع شدن از چگونگي رفتار ديگران، ارتباط برقرار مي‌كنند.
 ۳) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا جهان پيرامون خود را بشناسيد. شما قادريد دنياي كنوني، گذشته و آينده را كشف كنيد و براي برقراري ارتباط ثمربخش از توانايي منحصر به فرد انساني يعني استفاده از نمادها- بويژه زبان- بهره‌منديد.
 امروزه شما، به يمن اطلاعات و فناوري و وسايل ارتباط جمعي نوين، هم از رويدادها و عقايد جاري مطلعيد و هم به اطلاعات و مباحث مربوط به باورها و رويدادهايي دسترسي داريد كه قرن‌ها پيش رخ داده و يا هزاران كيلومتر دورتر از شما به وقوع پيوسته‌اند.وقتي به سفر مي‌رويد، مطالعه مي‌كنيد، پژوهش علمي را تحقق مي‌دهيد و يا گفتگوهاي خودماني با هم كلاسيها و اعضاي خانواده مي‌كنيد، سعي داريد نسبت به جهان پيرامون معرفت و شناخت پيدا كنيد.
 ۴) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا دنيا را با ديگران تسهيم كنيد و آنها را ياري رسانيد. شما مهم‌ترين هدف ارتباط هستيد و دربارة خود از ديگران كسب اطلاع مي‌كنيد. اين ارتباط شما را به خانواده، دوستان، گروهها و انجمن‌ها پيوند مي‌زند. هدف مهم ديگري كه دنبال مي‌كنيد. برقراري ارتباط و حفظ تداوم آن است. بدين معني كه از شما قدرداني شود، به شما توجه شود، شما را دوست بدارند و شما نيز آنان را دوست بداريد.
 هنگامي كه با ديگران گفتگو مي‌كنيد و يا مهر و علاقه خود را ابراز مي‌داريد در حقيقت رابطه انساني با اهميتي را موجب مي‌شويد، اگر چه بر روي شما به عنوان يك فرد تمركز دارند، اما بسياري از متخصصان از جمله معلمان، پرستاران، وكلا، كارگزاران و صدها صاحب حرفة ديگر، خود را وقف ديگران كرده‌اند تا از طريق ارتباط مصالح و منافع دانشجويان، بيماران، موكلين و مراجعين را تامين بكنند و در رفع نيازهاي اساسي آنان گام بردارند.
 ۵) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا انها را مجاب كنيد و تحت تاثير قرار دهيد و يا در برابر نفوذ ديگران ايستادگي كرده و ميزان آن را بسنجيد. وقتي دوست خود را متقاعد مي‌كنيد كه به جاي رفتن به كتابخانه، همراه شما به سينما بيايد، قطعاً ارتباط در كانون فعاليت‌ها قرار خواهد داشت. الگوي ارتباط در ايام كودكي با دستورات و فرامين اعضاي خانواده شكل مي‌گيرد ولي در سالهاي بعد الگوي ارتباط تغيير ميكند و امر و نهي مقتدرانه جاي خود را به اقناع و تاثيرگذاري مي‌دهد. رئيس يا والدين به عنوان مركز اقتدار نه فقط بايد قدرت كنترل و نظارت داشته باشند بلكه بايد از طريق ارتباط با ديگران قدرت اعمال نفوذ و تداوم آن را نيز دارا باشند، تا بدين ترتيب عواقب اجرا نكردن دستورات را به آنها گوشزد كنند. ارتباط همراه با پاداش و تنبيه مي‌تواند اهرم قدرتمندي در به نظارت و به نظم در آوردن ديگران باشد. معلمان، مديران، والدين، سياستمداران، بازرگانان و رهبران مذهبي از معدود افرادي هستند كه هدفشان از ارتباط تاثير گذاري و تغيير عقيده و طرز عمل ديگران است.
 ۶) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا تفريح كنيد و لذت بريد و از نظام خشك و انعطاف ناپذير انواع ديگر ارتباط، رهايي يابيد وقتي لطيفه‌اي را براي كسي تعريف مي‌كنيد بر روابطتان اثر مي‌گذارد حتي اگر هدف شما تفريح صرف باشد، تماشاي نمايش تلويزيون، فيلم سينمايي يا نمايش صحنه‌اي(تئاتر) مي‌تواند اهداف گوناگوني را شامل شود كه يكي از آنها فراهم آوردن شرايطي است كه از ارتباط خشك و سخت فاصله بگيريد و از تنش‌ها و مسئوليت‌هاي زندگي رها شويد.
 براي استراحت و تمدد اعصاب خود چه مي‌كنيد؟ اين پرسشي است كه در اغلب مصاحبه‌ها از افراد پر مشغله سئوال مي‌شود.پاسخ اين سئوال از فعاليت‌هاي فيزيكي افراد گرفته(«پياده روي مي‌كنم»، «؟ بازي مي‌كنم»، «با بچه‌ها دو چرخه سواري مي‌كنم»، «پرورش اندام كار مي‌كنم») همه و همه مستلزم برقراري ارتباط خواهد بود. اين فعاليت‌ها، خواه شركت در مسابقه‌اي باشد، خواه همكاريهاي متقابل افراد در كار، همگي بر مبناي گونه‌هاي مختلف ارتباط صورت مي‌گيرد.
 ● ارتباط چيست؟
در يك بررسي كلي مي‌توان گفت:«ارتباط ((Communication شاخة علمي تازه‌اي است كه از تلفيق رياضيات، فيزيك، روانشناسي، زيست‌شناسي، و زبان‌شناسي به وجود آمده است.» ولي بايد افزود كه اين رشتة تازة علمي نه تنها مورد توجه زبان‌شناسي و رشته‌هاي گوناگون علوم انساني و اجتماعي قرار گرفته، بلكه به تدريج در علوم تجربي نيز راه باز كرده است. علاوه بر آن در دهه‌هاي اخير، بينشهايي مانند نظرية «كنش متقابل نمادي»( Symbolic interaction) در جامعه‌شناسي شكل گرفته كه طي آن ارتباط ، به ويژه ارتباطات نمادين، پايه و اساس تمامي كنشهاي اجتماعي شناخته شده است.
اما محققان، به ويژه در جهان سوم، به دلايل مختلف پيش از آنكه به مطالعة رشتة اصلي اين دانش يعني ارتباطات انساني بپردازند توجه، فرصت و بودجه‌هاي تحقيقاتي را صرف ارتباط جمعي كرده‌اند و شايد همين كم توجهي ، در كنار جوان بودن اين رشته از دانش بشري. سبب شده است كه هنوز تعريف كامل مورد توافق دانش پژوهان علوم ارتباط، يعني رشته‌هاي گوناگون علوم اجتماعي و علوم تجربي تدوين نشود.
براي ارتباط تعاريف زيادي در كتابهاي مختلف آمده است كه به نظر من بسياري از آنها جامع و مانع نيست. در زير به بررسي تعدادي از اين تعاريف مي‌پردازيم.
● نگاهي به تعاريف ارتباط
از ميان فرهنگهاي لغت خارجي، و بستر و از فرهنگهاي فارسي فرهنگ دانشگاهي انگليسي- فارسي آريان پور و فرهنگ فارسي معين را انتخاب مي‌كنيم.
در فر هنگ لغا ت وبستر،communicationعمل ار تبا ط بر قر ار كر د ن ،تعر يف شد ه ا ست.در اين فر هنگ همچنين از معا د ل ها يي ما نند تا ثير (impact)،بخشيد ن(bestow)،ا نتقا ل د ا دن(lonvey)،آ گا ه سا ختن ،مكا لمه و مر او ده و دا شتن(have interaction) استفاده شده است.
در وبستر اضافه شده است كه عمل برقرار كردن ارتباط مي‌تواند از طريق كلمات. حروف، پيامها، كنفرانسها، مكاتبه‌ها و ديگر راهها انجام گيرد. (محسنيان راد، ۱۳۸۰، ص ۴۲-۴۱)
فرهنگ دانشگاهي انگليسي- فارسي دكتر عباس آريان‌پور براي لغتcommunication معادلهاي فارسي زير را ارائه داده است.
ارتباط، خطوط ارتباطي، وسايل ارتباطي، مبادله، گزارش، ابلاغيه، ابلاغ، اطلاعيه، نقل و انتقال، مراوده، اخبار، مشاركت، جلسة رسمي و سري فراماسيونها، عمل رساندن، ابلاغ، كاغذنويسي، مكاتبه، سرايت، راه، وسيله نقل و انتقال ، (آريان‌پور، ۱۳۵۴، ص ۴۳۲)
فرهنگ فارسي معين، ارتباط را يك بار به صورت مصدر متعدي و بار ديگر اسم مصدر معني كرده است.
۱) مصدر متعدي: ربط دادن، بستن ، بر بستن، بستن چيزي را با چيز ديگر
 ۲) اسم مصدر: بستگي پيوند، پيوستگي، رابطه. (معين، ۱۳۵۶، ص ۱۸۹)
در فرهنگ فارسي معين، علاوه بر اين واژه‌ها، مدخلهاي «ارتباطات» «ارتباطچي»، «ارتباط داشتن» «ارتباطي» و«ارتباطيه» نيز آمده است كه اطلاع اساسي تازه‌اي. علاوه بر آنچه براي «ارتباط» گفته شده است، به ما نمي‌دهد.
همان طور كه از ابتدا پيش بيني كرديم. چون بحث ما دربارة ارتباط جنبة تخصصي دارد نمي‌توان از توضيحات مندرج در فرهنگهاي لغت استفادة زيادي كرد.
توماس نيلسون در رسالة پيرامون تعريف ارتباط كه متن درسي او بوده است مي‌گويد: معني لغت ارتباط از يك سو روشن و واضح و از سوي ديگر پيچيده و غامض است. در استفادة معمول از اين لغت، مفهوم آن روشن است ولي وقتي به جست و جوي تعيين حدود و كاربرد آن مي‌پردازيم. مسئله‌اي پيچيده و غامض مي‌شود.
ارسطو فيلسوف يوناني شايد اولين انديشمندي باشد كه ۲۳۰۰ سال پيش نخستين بار در زمينة ارتباط سخن گفت، او در كتاب مطالعة معاني بيان (ريطوريقا) Rehtoric كه معمولا آن را مترادف ارتباط مي‌دانند. در تعريف ارتباط مي‌نويسد.
ارتباط عبارت است از جست و جو براي دست يافتن به كلية وسايل و امكانات موجود براي ترغيب و اقناع( Persuasion ) ديگران. شايد بسياري از تعريفهايي كه براي ارتباط ارائه شده تا حدودي از تعريف ارسطو سرچشمه گرفته باشد. تعريف زير كه شايد تشابه بيشتري با تعريف ارسطو داشته باشد به عنوان نمونه ذكر مي‌شود.
ويلبرشرام در كتاب فراگرد و تاثير ارتباط جمعي مي‌گويد: در فراگرد ارتباط به طور كلي ما مي خواهيم با گيرندة پيام خود در يك مورد و مسئله معين همانندي (اشتراك فكر) ايجاد كنيم.
كلودشنن در كتاب نظريه‌هاي رياضي ارتباط مي‌نويسد: ارتباط عبارت است از تمام روشهايي كه از طريق آن ممكن است ذهني بر ذهن ديگر تاثير بگذارد. اين عمل نه تنها با نوشته يا صحبت كردن بلكه حتي با موسيقي، هنرهاي تصويري، تئاتر، باله و عملا تمام رفتارهاي انساني عملي است. برخي ديگر از كارشناسان ارتباطات، مسئله تاثير را در تعريف خود به صورت محرك و پاسخ مطرح كرده‌اند. تعريف كارل‌هاولند در كتاب ارتباطات اجتماعي را مي‌توان به عنوان نمونة اين گونه تعريفها ذكر كرد:
ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال يك محرك(معمولا علامت بياني)از يك فرد(ارتباط گر)communicator به فردي ديگر (پيام گير)communicates به منظور تغيير رفتار او! ديويد برلو، در تعريف خود از ارتباط، بر پاسخ و باز تاب تاكيد بيشتري كرده است. او مي‌گويد:
«ارتباط برقرار كردن عبارت است از جست و جوي پاسخ از سوي گيرنده." دانشمنداني چون آزگود عمل تاثير گذاري و تاثير پذيري را نه فقط بين افراد بلكه بين سيستمها مطرح كرده‌اند. آزگود مي‌گويد: «وقتي ما ارتباط برقرار مي‌كنيم كه يك سيستم يا يك منبع روي حالت و چگونگي يا اعمال سيستم ديگر تاثير بگذارد. مقصد يا دريافت كننده از طريق انتخاب علايم متناوب كه مي‌تواند در كانال حمل شود با فرستنده مرتبط مي‌شود. در رويا رويي با سيستمهاي ارتباط انساني معمولا ما علايمي مي‌فرستيم كه پيام محسوب مي‌شوند. اينها اكثرا (نه الزاما، در همة موارد) به صورت پيامهاي زباني و بياني هستند.» گروه ديگري از انديشمندان ارتباط، مسئله تاثير و يا جريان محرك و پاسخ را در تعريف ارتباط به صورت انتقال معني مطرح كرده‌اند. به عنوان نمونه. هنري ليندگرن در كتاب هنر ارتباط انساني مي‌گويد: «ارتباط از ديدگاه روانشناسي فراگردي است حاوي تمام شرايطي كه متضمن انتقال معني باشد.»
ليندگرن در تعريف خود بيشتر بر انتقال معني تكيه كرده است. از نظر او اينكه اين معني ها به چه ترتيب منتقل خواهند شد، چندان مطرح نيست.
 رايت نيز در تعريف خود همچون ليندگرن مسئله انتقال معني را مطرح كرده است:«ارتباط فر اگرد انتقال معني بين دو فرد است.»
لارسن مسئله معني را بيشتر شكافته و تعريف دقيق‌تري ارائه داده است او مي‌نويسد:ارتباط دلالت بر فراگردي مي‌كند كه از طريق آن يك سري معني‌هاي نهفته شده در بطن يك پيام، به طريقي تغيير پيدا مي‌كند كه معني دريافت شده برابر با آنهايي است كعيب‌ها ، و اميدها ترسها و نقاط قوت و ضعف خود را با آنها در ميان مي‌گذاريم.
به نظر بوبر در روابط من و تو به طور تمام و كمال انسان مي‌شويم و در تعاملات خالصانه رفتار مي‌كنيم.
به نظر بوبر، اكثر ارتباط انسانها در واقع «ظاهر سازي» هستند. يعني طرفين سخت مراقب چهره و تصوير خود هستند و مدام در بند اين هستند كه خودشان را چطور جلوه دهند و به نمايش بگذارند. اما در روابط من و تو، انسانها همانهايي هستند كه «هستند» و ماهيت و احساس واقعي خود را فاش مي‌سازند از نظر بوبر ارتباط من و تو كاملا ميان فردي است. زيرا در اين نوع برخوردها. انسانها يكديگر را اشخاصي كامل و زنده مي‌بينند.
روابط من و تو زياد رايج نيستند. زيرا نمي‌توانيم مكنونات قلبي خود را با هر كسي در ميان بگذاريم. انسانها دوست ندارند براي هر كسي در دل و با هر كسي رابطه خصوصي برقرار كنند به همين دليل روابط و ارتباطات من و تو بسيار كمياب و مظهر روابط ميان فردي كامل است. (جولياتي. ۱۳۷۹، ص ۴۵-۴۹)
بي‌ترديد در شمردن انواع ارتباط، مي‌توانيم انواع ديگر كنش ارتباطي را بيابيم ولي آنچه كه مسلم است اين است كه ارتباط در هر قالبي بگنجد، پيامش مثبت است و سازنده، البته اگر محتواي ارتباط هدفمند و خيرگرايانه باشد و در غير اين صورت پيام‌هاي منفي، آسيب‌زا هم مي‌تواند در قالب پيام‌هاي ارتباطي بگنجد. به هر صورت آنچه كه در يك پيام مهم است، تأثير مي‌باشد و رساندن پيام به گيرنده پيام.
● ويژگي‌هاي ارتباطات انساني
از آنجايي كه ارتباط بر اساس تعاريف فوق يك فراگرد محسوب مي‌شود. اين فراگرد داراي ويژگي‌هاي زير است.
۱) ميان‌كنشي بودن ارتباط
هنگامي كه مي‌گوييم فرآيند ارتباط ميان كنشي است، ما خود به خود بر آن باور گرايش خواهيم داشت كه، اين فراگرد بر پويايي رابطه ميان انسانها استوار است. اكثر جامعه شناسان و دست اندركاران علوم اجتماعي به معني وسيع كلمه، ميان كنش يا كنش متقابل را در مورد ارتباطات مبادله دو سويه پيامها بين دو انساني كه به عمل ارتباطي پرداخته‌اند مي‌دانند كه به تغيير و دگرگوني در يكي از آنها يا هر دوي آنها مي‌انجامد.
ميان كنش زماني رخ مي‌دهد كه يك جريان و رابطه داد و ستدي دربين اجزاي آن فراگرد به وجود آيد. ميان كنش در ارتباطات عموما به تبادل پيامها اطلاق مي‌شود كه ميان دو نفر در جريان است كه اين خود، منتج به تغيير در پيامها شود. به گونه‌اي روشن، وقتي دو نفر در فراگرد ارتباطي درگير مي‌شوند، در تمام لحظه‌هاي تبادل و ميان كنش، هر يك دگرگون مي‌شوند و اين دگرگوني خود ناشي از دگرگوني در نگرشها و تمايلات هر يك از آنها است. پيامها چه كلامي و چه غير كلامي، تاثيري در طرف مقابل مي‌گذارند و آن تاثير منجر به دگرگوني در نگرشها و رفتارهاي فرد مقابل مي‌شود و او را بر آن مي‌دارد كه از طريق مكانيزم باز خور عكس العملي نشان دهد كه متمايز با آنچه كه قبلا خود نشان داده است، باشد. اين خود، در فرستنده پيام تاثير مي‌گذارد و او نيز دگرگون مي‌شود و ممكن است با شدت بيشتر به كار خود ادامه دهد و يا اينكه از تاب و توان گذشته خود بكاهد.
گاه ممكن است چنين به نظر آيد كه فقط يكي از طرفين فراگرد ارتباطي دگرگون شده است و طرف ديگر تغييري از خود نشان نمي دهد. پژوهشهاي دقيق و خرده نگر، نشان داده‌اند كه چنين نيست. هر دو طرف فراگرد ارتباطي تغيير مي‌پذيرند، هر چند كه ممكن است يكي از آنها چنين تغييري را كمتر از خود بروز دهد و سعي در پنهان كردن احساس و رفتار خود كند. خواه ناخواه انساني كه در فراگرد ارتباطي درگير شده است. دگرگون مي‌شود و اين دگرگوني با شدت و ضعف در او نمايان خواهد شد گاه دگرگوني در باورها و نگرشها است، و گاه در احساسات و زماني در رفتار.
در ارتباطات آنچه ميان دو نفر مبادله مي‌شود پيام است. پيام عموما به آنچه نوشته و يا گفته مي‌شود اطلاق مي‌شود. اما بايد توجه داشت كه پيام فقط به گفتار و نوشتار خاتمه نمي‌يابد. بخش عظيمي از پيامهايي كه ميان مردم مبادله مي‌شود در كسوت گفتار و نوشتار نمي‌آيد. بلكه اعمالي هستند كه بيشتر انجام مي‌دهند و حركاتي كه از آنان به منصه ظهور مي‌رسند.
به عبارت ديگر، رفتارها، طرز لباس پوشيدن، بلندي و كوتاهي موي سر و يا ريش، نوع وسيله نقليه كه استفاده مي‌كنند. همه و همه پيامي هستند كه از فردي به ديگري منتقل مي‌شود و به او تفهيم مي‌كند كه طرف مقابل چگونه آدمي است و چگونه مي‌انديشد و چه احساسي دارد. اگر چيزي كه ما مي‌پوشيم و يا حركتي كه انجام مي‌دهيم معني خاصي را به ديگران منتقل مي‌كند. مي‌تواند پيامي از سوي ما به آنان باشد و آن هم مي‌تواند هم در سطح ملي و هم در سطح بين‌المللي ارتباطي را به وجود آورد (فرهنگي، ۱۳۷۹، ص ۲۴-۲۲)
۲) تعاملي يا مراوده‌اي بودن ارتباط
فراگرد ارتباطي در محيط شكل مي‌گيرد و انجام مي‌پذيرد. محيط نه تنها به فراگرد ارتباطي و نوع آن تاثير مي‌گذارد. بلكه به ادراكات( perception) ، آنچه بين خود ردو بدل مي‌كنيم. و حتي در سطحي كه ارتباط مي‌گيريم نيز تاثير مي‌گذارد. ما در خلاء با يكديگر ارتباط نمي‌گيريم.
كنشها و واكنشهاي ما در مقابل يكديگر در چارجوب نظامهاي اجتماعي( social system)و شرايط فيزيكي حاكم برماست. آنچه شما در خانه با والدين يا خواهران و برادران خود در ميان مي‌گذاريد، كاملاً متفاوت از آن است كه در دانشگاه يا كارخانه با دوستان خود در ميان مي‌گذاريد. يا به استادان و رؤساي خود مي‌گوييد. علاوه بر اين، آنگونه كه شما به جهان و دگرگونيهاي آن مي‌نگريد با توجه به عوامل محيطي و نظام اجتماعي بر رفتار ارتباطي شما اثر مي‌گذارد. محيط فيزيكي و شرايط اجتماعي كه در آن قرار مي‌گيريم نگرش و رفتار ما را همانگونه كه ديديم تغيير مي‌دهد و در نتيجه ما با ديگران همواره به گونه‌اي متفاوت ارتباط برقرار مي‌كنيم. به عبارت ديگر ارتباط ما با ديگران موكول به وضعيت و شرايط حاكم برماست. ارتباط ما با ديگران همواره متفاوت است و ما خود نيز همواره در حالت متفاوتي نسبت به قبل خود هستيم. به گفته جيمزمك كر ا كسي James Mc crocks«رفتار ارتباطي ما تغيير پذير است و ما در مورد يك واقعيت به گونه‌هاي متفاوت عمل مي‌كنيم». بر اين اساس. واقعيت در نظر ما با توجه به فراگرد ارتباطي ما با ديگران شكل مي‌گيرد واقعيت آن چيزي است كه از طريق ارتباط با ديگران براي ما پديد آمده است
مهمتر آنكه ما بخشي از «خود» را از طريق ارتباطات با ديگران در ميان مي‌گذاريم. بدين سان شدني است كه، ادراك ما از جهان- يا واقعيت از نظر ما- دائماً در معرض دگرگوني است و بستگي به آن دارد كه در كجائيم و محيط جغرافيايي و شرايط اجتماعي و فرهنگي حاكم بر ما چگونه است و اين عوامل بر روي ما در آن برهه خاص از زمان چه تاثيري گذارده‌اند. ممكن است برخي از ما اين تجربه مشترك را داشته باشيم كه پس از سالهاي سال دوري، از دوستي كه در دوره كودكي و يا دبيرستان با ما بوده و بسيار صميمي بوده‌ايم روبرو شويم. آن دوست در گذشته نزديكترين فرد به ما در زندگي بوده است، و ما از همه چيز يكديگر با خبر بوده‌ايم. اما اينك پس از چند سال جدايي و تغيير شرايط اجتماعي و فرهنگي براي هر كدام از ما- يكي در دانشگاه و ديگري در محيط بسته كار- احساس مي‌كنيم ديگر نمي‌توانيم به درستي با يكديگر ارتباط داشته باشيم. حرف يكديگر را نمي‌فهميم و وجود يكديگر را به راحتي نمي‌توانيم تحمل كنيم. چيز زيادي براي گفتن و در ميان نهادن با يكديگر نداريم. ارتباط بين ما با دشواري انجام مي‌پذيرد. اين دشواري از اين رو پديد آمده است كه ما ديگر در يك محيط و شرايط يكسان با يكديگر نيستيم. يكي دانشجوست و ديگري كارگري ساده، يكي تجارب فراواني در محيط كار بدست آورده است و ديگري دنياي وسيعي از تفكرات و آگاهيهاي علمي به رويش گشوده شده است. ديگر نزديكي و يگانگي گذشته نمي‌تواند بين ما دو نفر پديد آيد. مگر آنكه باز ما دو نفر در شرايط يكسان قرار گيريم. نزديكي intimacyكه در ارتباط بين شخص، مبحثي گسترده و جالب توجه است در حقيقت بر پايه‌هاي يكسان محيط جغرافيايي، اجتماعي و فرهنگي و نگرشي شكل مي‌گيرد. تفاوت هر يك از عوامل فوق در طرفين ارتباط درجه نزديكي را كاهش مي‌دهد. اين تجربه بيانگر اين واقعيت است كه ارتباط در فضا و محيطي كه بر ادراك ما تاثير دارد شكل مي‌گيرد و اين فضا يا محيط است كه اشكال و شيوه‌هاي ارتباطي را براي ما رقم مي‌زند. (همان منبع، ۱۳۷۹، ص ۲۷-۳۰).
 ۳) ارتباط يك تبادل است
 نظريه پردازان قديمي- همچون شنون و ويور(۱۹۴۹)- ارتباط را فرآيندي خطي مي‌دانستند كه طي آن منبع پيام را فرمول‌بندي و به گيرنده منتقل مي‌كند. اما اكنون ديدگاههاي تبادلي جاي اين نظريه را گرفته‌اند. در اين ديدگاه ماهيت پويا و متغيير اين فرآيند مورد توجه است و بر تاثير و تاثر ارتباط برقرار كنندگان بر يكديگر در يك سيستم دو سويه تاكيد مي‌شود. (هارجي و ساندرز و ديكسون،۱۳۷۷، ص۲۴).
 ۴) ارتباط اجتناب ناپذير است
 به نظر طرفداران ديدگاههاي فراگير در مورد اجزاي ارتباط(مثلاً واتزلاويك و ديگران، ۱۹۶۷، شف‌لين،۱۹۷۴) در موقعيت‌هاي اجتماعي كه افراد از حضور هم آگاهند و تحت تاثير كارهاي يكديگر هستند گريزي از ارتباط نيست. به نظر كارسن carson (۱۹۶۹، ص۱۶) »هر گاه رفتار طرفين وابسته به يكديگر باشد- و حتي اندكي نفوذ ميان فردي وجود داشته باشد- مي‌توان گفت كه دو طرف با هم ارتباط دارند.» در اينجا يادآوري جمله معروف واتز لاويك و ديگران ضروري مي‌نمايد:«ما چاره‌اي جز ارتباط نداريم» برخي ديگر از محققان تعريف محدود‌تري از ارتباط ارائه مي‌دهند. به نظر اكمن و فريزن (۱۹۶۹) زماني ارتباط برقرار مي‌شود كه طرف رمز گردان به عمد پيامي براي طرف گوينده ارسال نمايد. اما آيا طرف رمز گشا بايد از منظور وي آگاهي داشته باشد؟ اگر طرف رمزگشا متوجه تعمد او نشد و بر همين اساس واكنش نشان داد(يا اصلاًَ عملي انجام نداد)چطور؟ آيا باز هم مي‌توانيم بگوييم ارتباطي برقرار شده است؟ وينرwiener و ديگران(۱۹۷۲) نيز ارتباط را به مجموعه رفتارهايي محدود مي‌كند كه با يك رمز خاص هماهنگي داشته باشد، رمز اجتماعي مشتركي كه سنبل‌ها را معنا نمايد. اما باز هم مي‌توان پرسيد كه يك رمز تا چه حد بايد مشترك باشد؟ و رسميت آن چقدر بايد باشد تا بتوانيم آن را يك رمز محسوب كنيم؟
 ۵) ارتباط هدفمند است
 يكي ديگر از ويژگيهاي ارتباط، هدفمندي آن است: طرفين ارتباط هدفهايي دارند، آنها مي‌خواهند از ارتباط خود نتيجه مطلوب بگيرند(برگر berger،۱۹۸۹). به نظر كلرمن kellerman (۱۹۹۲) يكي از نشانه‌هاي هدفمندي ارتباط اين است كه ارتباط به فعاليتي«تنظيم شده» تبديل شود. يعني ارتباط برقرار كنندگان صحبتها و اعمال خود را متناسب با اهداف خود و الزامات موجود پي‌ريزي كنند. اين نكته با نظر وينوگراد winograd (۱۹۸۱) مبني بر اينكه«تمامي چيزهايي كه طرفين در برخوردهاي اجتماعي خود ابراز مي‌كنند ماحصل طرحي است براي تحقق يك هدف» هماهنگي كامل دارد. لنگرlanger و ديگران(۱۹۷۸) معتقدند كه بخش اعظمي از ارتباط«بي‌فكر» صورت مي‌گيرد. آنها بين فعاليت آگاهانه‌اي كه در آن«افراد به دنياي خود توجه دارند و استراتژي‌هاي رفتاري خود را بر اساس اطلاعات دريافتي تدوين مي‌كنند» و فعاليت ناآگاهانه كه در آن«اطلاعات جديد عملاً پردازش نمي‌شود بلكه سناريوهاي قديمي كه زماني جديد بوده‌اند بطور قالبي احياء مي‌شوند» تمايز قائلند. كلرمن(۱۹۹۲) قاطعانه مي‌گويد: «ارتباط هم هدفمند استراتژيك است و هم خودكار». او معتقد است كه مي‌توان بدون هر گونه آگاهي هوشيارانه‌اي به بازبيني رفتار هدفمند پرداخت. خلاصه هدفمندي ارتباط به اين معني نيست كه الزاماً هوشياري كاملي بر جريان ارتباط حاكم باشد. عليرغم اينكه تعهد، كنترل و آگاهي از جمله بخشهاي بسيار مهم مفهوم ارتباط، بعنوان فعاليتي ماهرانه، هستند. اما ظاهراً بسياري از زنجيره‌هاي قبلاً تمرين شده را مي‌توان در پس ذهن نيز انجام داد(برشيلد bereschield،۱۹۸۳). ما پس از كسب مهارتها مي‌توانيم آنها را«بدون» تفكر هوشيارانه انجام دهيم. اما گاهي اين عدم آگاهي مي‌تواند موجب عدم توفيق برخوردها شود لنگر(۱۹۹۲) تاكيد مي‌كند كه:
 عدم آگاهي از انتخاب كلمات در هنگام صحبت ما را از فرآيندي كه به نفع ماست محروم مي‌سازد. عدم آگاهي از اين انتخابها در هنگام گوش دادن به هنگام حرفهاي ديگران نيز براي ما گران تمام مي‌شود...اگر رويكرد آگاهانه‌اي داشته باشيم كه در آن از ساير چشم‌اندازها و باورها نيز مطلع گرديم آنگاه ميزان كنترل ما بر ارتباط افزايش خواهد يافت. (همان منبع، ۱۳۷۷، ص ۲۵-۲۶)
 ۶) ارتباط چند بعدي است. يكي ديگر از ويژگيهاي مهم ارتباط، چند بعدي بودن آنهاست، چون پيام‌ها بندرت به صورت جداگانه و مجزا مبادله مي‌شوند. واتز لاويك و ديگران(۱۹۶۷) متوجه شده‌اند كه فرآيند ارتباط در دو سطح مجزا اما به هم مرتبط روي مي‌دهد. سطح اول مربوط به محتوي است و با موضوع اصلي مرتبط است. مثلاً صحبت درباره فيلم ديشب، انتخاب رستوران، تشريح نظريه نسبيت، و موضوعات ديگر. اين مساله موضوع گفتگو را تشكيل مي‌دهند و وقتي به آنچه در هنگام ارتباط روي داده فكر مي‌كنيم، معمولاً همين مساله به ذهن ما خطور مي‌كنند.
 اما اين كل ماجرا نيست. ارتباط جنبه‌هاي ديگري هم دارد كه كمتر مشهودند. مثلاً فرافكني هويت در حين مذاكره درباره رابطه، و يا تعريف ارتباط از سوي تعامل كنندگان. تعامل كنندگان با انتخاب موضوع بحث(و موضوعاتي كه بايد از آنها اجتناب كرد)، بخصوص با انتخاب كلمات و شكلهاي ابراز، لهجه‌ها، سرعت گفتار و كل ويژگي‌ها و رفتارهاي غير كلامي، به ارائه خود self-presentatonيا كنترل برداشت مي‌پردازند. منظور تعامل كننده، ارائه مثبت خود در نظر عموم و اصولاً ارائه خود به شكلي خوشايند است.
 ايجاد برداشتي صحيح و مطلوب در اذهان، چند فايده مهم دارد، از جمله اينكه علاوه بر پاداشهاي مادي، منافع اجتماعي همچون تاييد، دوستي و اقتدار را هم در پي دارد. گافمنgaffman درسا ل(۱۹۵۹)بر اهميت حفظ صورتكها- كه در واقع ابزار ارزشمندي شخص هستند- توسط بازگران اجتماعي تاكيد مي‌ورزد- صورتك عبارت است از ابزار ارزشمندي خودمان در حضور ديگران- گافمن متوجه شد كه بازيگران اجتماعي نه تنها سعي مي‌كنند صورتك خود را حفظ كنند، بلكه مراقب هستند تا صورتك طرف مقابل را نيز بي‌اعتبار نسازند. براون و لوينسون (۱۹۷۸) در يكي از فصول ارزشمند كتاب خود به اين نكته اشاره مي‌كنند كه مودب بودن، شيوه‌اي براي كاهش احتمال لو رفتن صورتك است. (همان منبع،۱۳۷۷، ص۲۷).
 ۷) ارتباط برگشت ناپذير است.
 به بيان ساده مي‌توان گفت كه وقتي چيزي را گفتيم نمي‌توانيم آن را«پس بگيريم» گاهي با فاش كردن يك راز، اعتماد ديگران را از خودمان سلب مي‌كنيم اما ديگر كار از كار گذشته است، و گفته‌ ما برگشت‌ناپذير است.
 البته منظور اين نيست كه نمي‌توان پيامدهاي شخصي و رابطه‌اي اين عمل را اصلاح كرد. ما براي اصلاح وقايع و براي آنكه كمتر سرزنش شويم بايد ماجرا را دوباره تعريف كنيم، به همين خاطر به مكانيسم شرح account متوسل مي‌شويم. منظور ما از شرح، توضيح دادن اعمال مبهم و مشكل آفرين است. (همان منبع، ۱۳۷۷، ص۲۸).
 وظايف ارتباطات وظيفه اصلي ارتباطات انساني و دگرگوني ، سازش با دگرگوني است. ما در اينجا به چهار وظيفه ارتباطات كه عبارتند از: وظيفه پيوستگي، اطلاعاتي و استدراكي و تاثيرگذاري و تصديق مي‌پردازيم.
 ـ وظيفه پيوستگي( affinity function)يكي از وظايف ارتباطات استقرار، ابقاء و دگرگوني روابط اجتماعي است. بدون شك بسياري از ما از اين رو به ارتباطات روي مي‌آوريم تا به ديگران بپيونديم، و خود را با دگرگوني‌هايي كه از آن حادث مي‌شود سازگار كنيم. اين وظيفه عموماً بيانگر وجود و يا عدم وجود جاذبه، نزديكي. تشابه و اشتراك بين مردم است. دو نفر يكديگر را مي‌بينند. ارتباطات موجب ايجاد يا افزايش و يا بر عكس موجب از بين رفتن و يا كاهش پيوستگي ميان طرفين ارتباط يا اشخاص مي‌شود.
 ـ وظيفه اطلاعاتي و استدراكي
 اكثر دانشمندان ارتباطات بر اين باورند كه يكي از مهمترين وظايف ارتباطات، وظيفه اطلاعاتي و استدراكي است كه موجب افزايش استدراك از طرف مقابل فراگرد ارتباطات يا افزايش اطلاعات مي‌شود. يكي از كارهايي را كه ارتباطات مي‌كند، همانطور كه اشاره شد، فرستادن و دريافت پيام و يا به عبارتي اطلاعات است كه به نوبه خود مي‌تواند موجب تفهيم و تفاهم بر حسب آنكه آيا پيام به درستي ارسال و دريافت شده باشد مي‌شود. اگر ارتباطات را فراگرد ارسال