مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4349
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 12
همه : 4259885

بقيه در ادامه مطلب

             shab ahange del aram

درست است كه قانون اجازه نمي‌دهد كه به خاطر افطار كردن بازي را متوقف كرد،

اما يك داور مي‌تواند به خاطر نياز جسمش به آب بازي را متوقف كند و من اين كار را كردم.








امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۸:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

همانطور كه مي دانيد و در كتب مقدس ما مسلمانان نيز اشاره شده، سم اسب نمايان گر جن ها و شياطين مي باشد، از سم اسبان در خصايص تمدن هاي گذشته و تجسم انگيزه هاي شهوهواني استفاده ميشده است، و تداعي كننده انگيزه هاي جنسي نيز مي باشد.

با توجه به ظهور نمادهاي ماسون ها و ترويج شيطان پرستي يكي از خواستهاي آنان، ايجاد نزديكي و شباهت شيطان من الجن به انسان است، از اين رو سعي در توليد الگوسازي نمادهاي شيطاني و به خدمت گرفتن در بعد انساني آن مي كنند.

كفش هاي پاشنه بلند در طي يك قرن اخير شروع به گسترش اساسي كرده است اما نخبگان ماسوني براي اينكه بخواهند طرحي را پياده سازند به صورت تدريجي آرام و آرام در طول زمان برنامه هايشان را پيش مي برند تا به اين نتيجه برسند بر همين اساس آنها در پروژه جهاني سازي قصد دارند كه انسان امروزي را با الگوهاي شيطاني و ماوراء طبيعه خودشان كه همان عالم شيطاني ماسوني است اتصال دهند و اين ارتباط در قالب انسانيت حتي در بعد فيزيك امكان پذير نيست و بايد تغيير شكل صورت گيرد. از اين رو صنعت هاليووديسم كه ابزار قدرت صهيونيست و ماسون در ترويج اهداف آنان است، در سياست و اهداف فيلم ها از اولويت بسزايي بر خوردار است.

بنابراين در اين مسير، تبديل پاي آدم به پاي سمي شكل ابتدا كفشهايي توليد شد كه پاشنه خيلي كوتاه داشت سپس اين پاشنه در طول زمان بلند و بلندتر شد و آنها با استفاده از مد توانستند اين كفش ها را بين مردم رواج دهند تا بتوانند كم كم نوع استخوان بندي آدم را از طريق عادت و تكرار به شكل پاي شيطان نزديك تر كنند.

كفش هاي پاشنه بلندي كه هم اكنون در جهان و متاسفانه كشور خودمان در حال استفاده است، از همين نوع و يا بدون پاشنه مي باشد. اين تنها بخشي از اهداف صهيونيستي در جهان است، آنها با لعاب دادن و فريب عوام به اسم مد گرايي اهداف خودشان را دنبال مي كنند.

كفش هايي كه در آينده قرار است توليد شود

جايگاه مردم در هرم اهداف صهيونيست


                  

امروزتيرهاي دشمنان افكار و فرهنگ امتها را نشانه گرفته است و برده داري فكرو فرهنگ در حال رسوخ به جوامع است. بايد با آگاهي هرچه بيشتر تسليم خواسته هايي به اسم مد نشويم و با تلاش و افزايش سطح معلومات و آگاهي، همواره بكوشيم خودمان را از اين تهاجمات برهانيم و سبب نجات ساير اقشار مردم شويم.

در ضمن ديدن اين كليپ خالي از لطف نيست     (كليك كنيد)

بايد در اين راه با همتي بلند جهاد كرد. جهادي در راه شناخت آسيب ها و ارائه راهكارها، تا بتوانيم زمينه ظهور امام عصر(عج) را فراهم آوريم.

                                                                    z.mohammadi      



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۸:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]


 Tunnel of Love, Ukraine | تونل عشق٬ اكراين 

بچه ها ادامه مطلب رو از دست ندين عكسا خيلي خوشگلن

             shab ahange del aram

 

  Tulip Fields in Netherlands | دشت لاله٬ هلند

 

 

 

 

Salar de Uyuni: One of the World Largest Mirrors, Bolivia
 بزرگترين آينه طبيعي جهان٬ بوليوي

 

 

 

 Hitachi Seaside Park, Japan | پارك درياكنار هيتاچي٬ ژاپن 
  

 

 Bamboo Forest, Japan | جنگل بامبو٬ ژاپن 
 

 

 

Wisteria Flower Tunnel in Japan | تونل گل ويستريا٬ ژاپن
 

  Black Forest, Germany | جنگل سياه٬ آلمان 
 

 

  Lavender Fields, UK and France | مزارع اسطو خودوس٬ فرانسه و انگلستان




امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۸:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]
خودت رو جاي من بذار
ببين چه سخته انتظار
نه صد تا جمعه پشت هم
نه هفته ها،فقط يه بار
فقط يه بار به جاي من
منتظر خودت بمون
يه هفته صبح تا شبتو
به عشق جمعه بگذرون

از اين روزا كه بي تو اومد و رفت
از اين بغضي كه درگير دلم شد
فقط اين دلخوشي ميمونه با من
كه از اين فاصله يه جمعه كم شد

تو هر جايي كه باشي من همينجا
براي ديدنت بي تاب ميشم
بياي از شوق آروم ميشه دنيام
نياي از فكر دوريت آب ميشم

از اين روزا كه بي تو اومد و رفت
از اين بغضي كه درگير دلم شد
فقط اين دلخوشي ميمونه با من
كه از اين فاصله يه جمعه كم شد
  . . .

ميثم ابراهيمي


Z.musavi


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۸:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]

سلام مسافر
، خوش آمدي!
كوله‏بارت را بر زمين بگذار! پر است از ستاره‏هاي اجابتي كه نيمه‏شب‏ها از آسمان زلال نيايش مي‏چيدي.
صفاي قدمت؛ بوي باغستان‏هاي فرادست را مي‏دهد.
لب باز كن تا هوا را معطر كني از شميم ميخك‏ها. چيزي بگو تا عشق از شميم نفست جان بگيرد.
از راه آمده‏اي. يك ماه تمام، همسايه ديوار به ديوار خدا بودي.
يك ماه تمام، سر بر شانه‏هاي ملكوت، گريستي بندگي‏ات را. يك ماه تمام، مهمان خدا بودي و خدا ميزبان تو.
وقتي به سفر مي‏رفتي، كوچك بودي. خاكي بودي. قطره‏اي بودي در جست‏وجوي دريا؛ جاري شدي تا قطره نماني، تا بزرگ شوي، تا آسمان باشي. يك ماه تمام تن سپردي به نور؛ به زلال جاري بخشش، به خنكاي فواره‏هاي «استغفار».
يك ماه تمام، به دنبال خودت گشتي تا او را بيابي. تا لايق شوي؛ لايق تحيت خدا؛ «سَلامٌ قَوْلاّ مِنْ رَبِّ الرَّحيِمِ».
امروز، روز توست. زير سايبان رحمت خدا بايست. خنكاي مهرباني و رحمت را نفس بكش! نام تو را بر پيشاني آسمان حك كرده‏اند.
فرشتگان، رستگاري‏ات را شادباش مي‏گويند؛ رحمت از اين لبريزتر؟!
امروز عيد توست و عيد هم‏سفرانت؛ عيد مسافران بهشت كه از جاده رمضان، به سرمنزل «عيد فطر» رسيده‏اند.

                        L.abdollahi



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۸:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]
 

هيــــــــــــــس همه ساكت

الان بياد ميفهمه هااااااااا

همه جمع شين ..

چراغا خاموش

◄♥...۱...♥►

 

◄♥...۲...♥►

 

◄♥...۳...♥►

چراغـــــــــــــــــــا رووووووشن

هووووووووووووووووووورااااااااااااااااااااااااااااااااا

تولد تولد تولدت مبارك ... مبارك مبارك تولدت مبارك....

بچه ها 18 مرداد تولد سپيده برومند يكي از همكلاسي هاي عزيزمون هست

ايشالله 120 سال عمر با عزت كنار خانواده شون داشته باشن روزت هميشه بهاري

سپيده جان ببخش كه دير شد

از طرف بچه هاي مديريت بازرگاني



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۸:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]

شعر زير از عليرضا قزوه با عنوان «ما را ببر به رؤيت لبخند عيد فطر»‌  يكي از اين اشعار است.

 
ايمان ما دو نيمه شد و نان ما دو نيم

 
دست من و نگاه تو يا سيّدالكريم

 
روحم تمام زخمي و جانم تمام درد

 
يك امشبم ببخش به آرامش نسيم

 
از شعله‌هاي روز قيامت رها شديم

 
افتاده‌ايم باز در اين ورطه جحيم

 
چيزي بگو شبيه سخن گفتن شبان

 
حكمي بده به سادگي حكمت حكيم

 
ما راهيان كوي چپ و راست نيستيم

 
ما راست آمديم سر راه مستقيم

 
ما عاشقان شهيد توهستيم تا ابد

 
ما سالكان مريد تو بوديم از قديم

 
برقي بگو وزان شود از سمت يا لطيف

 
اشكي بگو فرو چكد از ابر يا كريم

 
ما را ببر به رؤيت لبخند عيد فطر

 
ما را بخوان به خلوت يا رب و يا عظيم

عيد سعيد فطر بر همگان مبارك



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۸:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]
مهدي سلطاني بازيگر سريال مادرانه در گذر سال ها



 بگو خوب . . . !


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۸:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]

درآمد:
هيچگاه روي يك درآمد تكيه نكنيد، براي ايجاد منبع دوم درآمد سرمايه گذاري كنيد.

    خرج:
اگر چيزهايي را بخريد كه نياز نداريد، بزودي مجبور خواهيد شد چيزهايي را بفروشيد كه به آنها نياز داريد.

    پس انداز:
آنچه كه بعد از خرج كردن مي ماند را پس انداز نكنيد، آنچه را كه بعد از پس انداز كردن مي ماند خرج كنيد.

    ريسك:
هرگز عمق يك رودخانه را با هر دو پا آزمايش نكنيد.

    سرمايه گذاري:
همه تخم مرغ ها را در يك سبد قرار ندهيد.

    انتظارات:
صداقت هديه بسيار ارزشمندي است، آن را از انسانهاي كم ارزش انتظار نداشته باشيد.

                       shab ahange del aram



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۸:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

در يك دزدي بانك يكي از ايالات آمريكا دزد فرياد كشيد :

همه افراد حاضر در بانك ، حركت نكنيد ، پول مال دولت است و زندگي به شما تعلق دارد

همه در بانك به آرامي روي زمين دراز كشيدند

ادامه مطلب رو از دست ندين جالبه

  Shab ahange del aram

 اين «شيوه تغيير تفكر» نام دارد، تغيير شيوه معمولي فكر كردن .

هنگاميكه دزدان بانك به خانه رسيدند، جواني كه (مدرك ليسانس اداره كردن تجارت داشت)

به دزد پيرتر(كه تنها شش كلاس سواد داشت) گفت «برادر بزرگتر، بيا تا بشماريم چقدر بدست آورده ايم»

دزد پيرتر با تعجب گفت؛ «تو چقدر احمق هستي، اينهمه پول شمردن زمان بسيار زيادي خواهد برد.

امشب تلويزيون ها در خبرها خواهند گفت ما چقدر از بانك دزديده ايم»

اين را ميگويند: «تجربه» اينروز ها، تجربه مهمتر از ورقه كاغذ هايي است كه به رخ كشيده ميشود!

پس از آنكه دزدان بانك را ترك كردند ، مدير بانك به رييس خودش گفت، فوري به پليس خبر بدهيد.

اما رييس اش پاسخ داد: «تامل كن! بگذار ما خودان هم ۱۰ ميليون از بانك براي خودمان برداريم

و به آن ۷۰ ميليون ميليون كه از بانك ناپديد كرده بوديم بيافزاييم»

اينرا ميگويند «با موج شنا كردن» پرده پوشي به وضعيت غيرقابل باوري به نفع خودت !

رييس كل مي گويد: «بسيار خوب خواهد بود كه هرماه در بانك دزدي بشود»

اينرا ميگويند «كشتن كسالت» شادي شخصي از انجام وظيفه مهمتر مي شود.

روز بعد، تلويزيون اعلام ميكند ۱۰۰ ميليون دلار از بانك دزديده شده است.

دزد ها پولها را شمردند و دوباره شمردند اما نتوانستند ۲۰ ميليون بيشتر بدست آورند.

دزدان بسيار عصباني و شاكي بودند:

«ما زندگي و جان خودرا گذاشتيم و تنها ۲۰ ميليون گيرمان آمد.

اما روساي بانك ۸۰ ميليون را در يك بشكن بدست آوردند.

انگار بهتر است انسان درس خوانده باشد تا اينكه دزد بشود

اينرا ميگويند؛ «دانش به اندازه طلا ارزش دارد»

رييس بانك با خوشحالي ميخنديد زيرا او ضرر خودش در سهام را در اين بانك دزدي پوشش داده بود.

اينرا ميگويند؛ «موقعيت شناسي» جسارت را به خطر ترجيح دادن

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۸:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

مي گويند زن، چراغ خانه است. لابد شنيده ايد كه در همين راستا، بعضي ها طرفدار”چهلچراغ” شده اند

و بعضي ها طرفدار”صرفه جويي در مصرف برق“!

با اين حساب مي شود اين تعاريف را نيز ارائه داد:

بقيه در ادامه طلب

                          L.abdollahi

با اين حساب مي شود اين تعاريف را نيز ارائه داد:

* دوست دختر:

چراغ گرد سوز! (در بلاد كفر، آن را GF مي گويند.)

تحقيقات نشان داده اين لغت، مخفف عبارت Gerdsooz Fitile (فتيله گردسوز) مي باشد.

كه در شرايط اضطراري، روشنايي اندكي مي افروزد و خاموش شدنش سه سوته است و يك فوته!)

* معشوق:
لامپ مهتابي! (در راستاي رمانتيك بودن قضيه!)

* همسر موقت:

لامپ كم مصرف!

* همسر دائم:

همان چراغ خانه.

* همسر مطلقه:

لامپ سوخته!

* همسر ايده آل:

چراغ جادو!( هردو افسانه اند!)



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۸:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

پيرمردي دوره گرد  سوار بر خرش ، مسيري طولاني را به سمت روستايي دور در  پيش گرفت . پيرمرد بي مروت ، بار سنگيني بر پشت خر سوار كرده و خودش هم بيخيال بر روي آن نشسته بود و با صدايي گوش خراش آواز ميخواند . خر بيچاره ساعت ها بود كه هم صدايي گوش خراش را تحمل ميكرد و هم باري سنگين را مي كشيد . تقريبا نصف روزي مي شد كه نه آب و علف خورده و نه استراحتي كرده بود ! پيرمرد خوش خيال هم اجازه استراحت به او نميداد و  بر او تازيانه ميزد ... انگار نه انگار كه حيواني زير اينهمه بار دارد زجر مي كشد . تا اينكه به علفزاري رسيدند . علفزار بسيار زيبا ، در دامان كوهي واقع شده بود كه گردنه هاي مرتفع و البته خطرناكي داشت ! پيرمرد كه از سواري كردن و آوزا خواندن خسته شد بود همينكه اين منظره زيبا را ديد قصد استراحت كرد و از خر پياده شد . و طبق عادت بار خر را نيز از پشت خر پياده نمود . خر كه بعد از نصف روزي از شر آن بار سنگين و البته آن آواز گوش خراش ! خلاص شده بود و تاكنون چنين منظره اي به خود نديده بود با خوشحالي شروع به چريدن كرد . خر گرسنه با حرص و ولع مشغول خوردن علف ها شد و خود را مهمان ارجمند طبيعت ميدانست و عرعركنان سكوت كوه را در هم شكست . پيرمرد زيرك متوجه صداهايي عجيب در گردنه هاي اطراف شد و از آنجا كه اين گردنه هاي خطرناك پر از راهزن بود فهميد كه صداي عرعر خر بوده آنها را خبردار كرده است . از ترس جان و اموالش سريع پيش خر رفت كه هرچه زودتر راه بيفتد . خر هم كه اصلا حاضر نبود از اين ميهماني عظيم دست بكشد به او اعتنايي نكرد . پيرمرد شروع كرد به التماس كردن و گفت : خر عزيزم گوش اين صداهايي كه ميشنوي صداي راهزنان است . تا دير نشده بيا بارها را بر پشتت سوار كنم و از دست اين راهزنان بي رحم نجاتت دهم ! خر  عرعركنان گفت : دوست عزيز ! قربانت شوم ! تا دير نشده بار من را بر خودت سواركنُُ . خودت را نجات بده كه من خري بيش نيستم ! پالان بر پشت ، كارم باركشي است ! چه فرقي دارد ؟!! خر تو باشم يا راهزنان... و دوباره عرركنان مشغول چريدن شد !

                                                       Shab ahange del aram


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۸:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]

پيغام گير تلفن حافظ :

 

رفته ام بيرون من از كاشانه ي خود غم مخور!

تا مگر بينم رخ جانانه ي خود غم مخور!

بشنوي پاسخ ز حافظ گر كه بگذاري پيام

زان زمان كو باز گردم خانه ي خود غم مخور!

 

پيغام گير تلفن سعدي :

 

 

بقيه در ادامه مطلب

 

L.abdollah                                             i

پيغام گير تلفن سعدي :

 

از آواي دل انگيز تو مستم

نباشم خانه و شرمنده هستم

به پيغام تو خواهم گفت پاسخ

فلك را گر فرصتي دادي به دستم

 

 

پيغام گير تلفن فردوسي :

 

نمي باشم امروز اندر سراي

كه رسم ادب را بيارم به جاي

به پيغامت اي دوست گويم جواب

چو فردا بر آيد بلند آفتاب

 

پيغام گير تلفن خيام :

 

فرستم پاسخي از دل برايت !

 

 

پيغام گير تلفن منوچهري دامغاني :

از شرم به رنگ باده باشد رويم

در خانه نباشم كه سلامي گويم

بگذاري اگر پيغام پاسخ دهمت

زان پيش كه همچو برف گردد رويم!

 

 

پيغام گير تلفن نيما (در خانه اي كه در يوش بود) :

 

چون صداهايي كه مي آيد

شباهنگام از جنگل

از شغالي دور

گر شنيدي بوق

بر زبان آر آن سخن هايي كه خواهي بشنوم

در فضايي عاري از تزوير

ندايت چون انعكاس صبح آزا كوه

پاسخي گيرد ز من از دره هاي يوش

 

 

پيغام گير تلفن نيما (در زماني كه در تهران زندگي مي كرد) :

 

آي آدم ها!

كه اندرپشت خط

در انتظار پاسخي هستيد !

يك نفر هم، اينك اندر خانه ي ما نيست!

كه پاسخ گوي الطاف شما باشد.

اگر با دست و پاي دائم از چنگ فضاي سرخ ناامني

و اين درياي تندوتيره و سنگين كه مي دانيد

رها گشتم

و سوي خانه برگشتم

سلامي گرم خواهم داد در پاسخ

محبت هاي بسيار عزيزان را...

 

 

پيغام گير تلفن شاملو :

 

بر آبگينه اي از جيوه ء سكوت

سنگواره اي از دستان آدميت

آتشي و چرخي كه آفريد

تا كليد واژه اي از دور شنوا

در آن با من سخن بگو

كه با همان جوابي گويم

تانگاه كه توانستن سرودي است

 

 

پيغام گير تلفن سايه :

 

اي صدا و سخن توست سرآغاز جهان

دل سپردن به پيامت چاره ساز انسان

گر مرا فرصت گفتي و شنودي باشد

به حقيقت با تو همراز شوم بي نياز كتمان

 

 

پيغام گير تلفن فروغ :

 

نيستم... نيستم... اما مي آيم... مي آيم... مي آيم

با بوته ها كه چيده ام از بيشه هاي آن سوي ديوار مي آيم. مي آيم. مي آيم

و آستانه پر از عشق مي شود

و من در آستانه به آنها كه پيغام گذاشته اند

سلامي دوباره خواهم داد ...

 

پيغام گير تلفن شاعران شعر نو :

 

افسوس مي‌خورم

چون زنگ ميزني

من خانه نيستم كه دهم پاسخ تو را

بعد از صداي بوق

برگو پيام خود

من زود مي‌رسم

چشم انتظار باش ...