مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3731
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 6
همه : 5164694

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۴- خود كاوي ، خود شناسي ، خود آگاهي ، تعالي شخصيت ( ۴۰ )

زيستن در لحظه
 
 حتما پيش آمده كه حادثه ناخواسته اي برايمان رخ دهد بطوريكه دائم فكرمان متوجه آن باشد؟
مثلا":
1-     از درسمان نمره اي را كه انتظار داشته ايم نگيرفته ايم ودائم خود را ملامت مي كنيم؟
2-     خداي ناكرده عزيزي از دست رفته است ودائم براي كوتاهي هائي كه در حق او كرده ايم خود را سرزنش مي كنيم ؟
3-     كاري از ما سرزده است كه اصلا" از خود انتظار نداشته ايم و بجاي چاره انديشي خود را سرزنش مي كنيم؟
4-     شرايط مالي خانواده دستخوش بحران شده است وبه جاي برنامه ريزي و تلاش براي پيدا كردن يك منبع مالي جديد خود را سرزنش كرده و حسرت مي خوريم؟
 
در مجموع تمام مدت فكرمان مشغول است و نه تنها به كار خلاق نمي پردازيم بلكه از انجام كار روزمره خود هم باز مانده ايم. دنيا در نظرمان تيره و تار است و همه جا را بدمنظره و بدريخت مي بينيم. آدمها به نظرمان بد ودشمن آمده واز همه كس بدمان مي آيد. قلبمان مالامال از كينه و بدبيني است.
 
2-   مشكل اساسي  چيست ؟
در اين لحظه در گذشته زندگي مي كنيم و مشكلي كه در قبل اتفاق افتاده ما را در زمان وقوع خودش نگه داشته است.
مثال :
وقتي مادرم به رحمت خدا رفت طبيعي بود كه خيلي افسرده بودم وعلاوه بر اين افسردگي پيوسته خودم را سرزنش مي كردم كه  بايد اين كار و آن كار را برايش ميكردم.  ياچرا فلان روز با او تندي كردم.
يك روز با خود گفتم اگر تمام اين كارها را ميكردي خوب بود، ولي در حال حاضر اوكه وجود ندارد سرزنش هم كه مشكلي را حل نميكند پس چه بايد بكنم.
شروع كردم به ديدن حسن هاي مادرم،  خودم و نزديكانم، وكارهاي خوبي را كه براي مادرم كرده بودم مرور كردم.  مهري كه به آنها داشتم به يادآوردم، ناگهان جرقه اي در ذهنم زده شد.
من ميتوانم كارهائي را كه براي او ميخواستم انجام دهم و فرصتش را پيدا نكردم ، براي عزيزانش انجام دهم ، تا ضمن خوشحال كردن روح ، به جاي حسرت خوردن براي ازدست رفته ها قدرِ باقي مانده ها را بدانم و به آنها مهر بورزم. اين نگرش بار غمم را به يك دهم رساند و جان تازه اي پيدا كردم وبا اميد به آينده و با انرژي بسيار به زندگي عادي برگشتم.
 
حتماُپيش آمده كه براي كاري كه در آينده بايد انجام دهيم روزوشب خووي طرف مقابلش حساب كند وبه حمايت او دلگرم شود.

9- حسادت را در وجود خود نابود( درمان كيند) و اعتماد به نفس را كه نخستين عنصر يك زندگي سرشار از عشق و علاقه است را جايگزين حسادت كنيد.حسادت هيولاي زشتي است كه شادي و خوشبختي را از شما مي گيرد.

10- بخش پر احساس و عاشقانه زندگي خود را همواره شاداب نگه داريد.

11- روز خود را با كلمات و رفتار محبت آميز آغاز كنيد.

12- براي يكديگر آرزوي موفقيت كنيد.

13- در طول روز با رد و بدل كردن پيام هاي كوتاه محبت آميز و يا تلفن كوتاه و يا يادداشتهاي پرمحبت با يكديگر در تماس باشيد.

14- هميشه در اين فكر باشيد كه چگونه مي توانيد با انجام كاري كه همسرتان دوست دارد او را خوشحال و غافلگير كنيد.

15- تلاش كنيد كه با هم در تمام مراحل زندگي رشد كنيد.

16- با هم و به هم بياموزيد.

17- هرگز به يكديگر پشت نكنيد.

18- باور داشته باشيم كه آدمهائي در زندگي مشترك موفق مي شوند كه به اين نتيجه رسيده باشند كه چيزي براي تقديم كردن به ديگري دارند.   

http://new.behravanpana.com/tabid/99/language/fa-IR/Default.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۹:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

آداب سخن گفتن از ديدگاه اسلام

گفتار آدمي بيانگر شخصيت اوست. انسان‌هاي مؤدب و باشخصيت هرگز در بدترين شرايط هم حاضر نيستند گفتار خود را به آنچه در خور شأنشان نيست، بيالايند.

گفتار آدمي بيانگر شخصيت اوست. انسان‌هاي مؤدب و باشخصيت هرگز در بدترين شرايط هم حاضر نيستند گفتار خود را به آنچه در خور شأنشان نيست، بيالايند.
آدمي مخفي است در زير زبان
اين زبان، پرده است درگاه دهان
چون كه بادي، پرده را در هم كشيد
سرّ صَحن خانه شد بر ما پديد1
سخن گفتن آدابي دارد كه مهم‌ترين آنها را مي‌آوريم:

يك‌ـ ميانه‌روي در گفتار
...............................
ميانه روي در هر امري، پسنديده است، ولي در گفتار، پسنديده‌تر. ميانه‌روي در گفتار موجب مي‌شود گوينده سخن از يك سو از گفتن درمانده نباشد و اشتباه‌ها و لغزش‌هاي گفتاري او كاهش يابد و از سوي ديگر، شنونده از سخن گوينده، خسته نشود.
امام علي(ع) درباره ميانه‌روي مي‌فرمايد: "خَيرُ الْكَلامِ ما لاتُمِلُّ ولا يقِلُّ؛ بهترين گفتار آن است كه نه خسته‌كننده باشد، نه بسيار كم. "2 همچنين مي‌فرمايد: "پرگويي، مرد حكيم را مي‌لغزاند و انسان بردبار را خسته مي‌سازد. پس در سخن پرگويي نكن كه دلگير سازي و كم مگوي تا خوار شوي ".3

دوـ سنجيده بودن گفتار
.................................
از ديگر آداب سخن گفتن، عاقلانه و با تفكر گفتن است. به تعبير ديگر، بررسي همه‌جانبه كلام قبل از آغاز سخن است كه از اشتباه‌ها و خطاهاي احتمالي دور باشد. امام علي(ع) مي‌فرمايد: "مَن تَفَقَّدَ مَقالَهُ قُلَّ غَلَطُهُ؛ كسي كه گفتار خود را بررسي كند، اشتباه او كم مي‌شود. "4 يا "لِلْعاقِلِ فِي كُلِّ كَلِمة نُبْلٌ؛ عاقل را در هر سخن، زيركي خاصي است ".5
در حقيقت، انسان عاقل نخست فكر مي‌كند، بعد حرف مي‌زند، ولي نادان اول حرف مي‌زند و بعد فكر مي‌كند. چه بسا گفتاري ناسنجيده، مشكل بزرگي براي گوينده پديد آورد، چنان‌كه سعدي از قول خردمندان گفته است: "هر كه سخن نسنجد، از جوابش برنجد ".6
روايت كنند از حكيم يوناني ارسطو پرسيده شد: "بهترين سخن كدام است؟ " گفت: "آنچه موافق عقل باشد. " گفتند: "پس از آن چيست؟ " گفت: "سخني كه شنونده بپذيرد. " گفتند: "پس از آن چيست؟ " گفت: "سخني كه از عاقبت آن اطمينان داشته باشيم كه زياني متوجه ما نخواهد ساخت. " گفتند: "پس از آن چيست؟ " گفت: "اگر سخن، يكي از اين شرايط را نداشته باشد، از صداي چهارپايان است ".7

سه‌ـ به جا بودن گفتار
...............................
امام علي(ع) در گفتاري ارزشمند مي‌فرمايد: "لِكُلِّ مَقامٍ مَقالٌ؛ هر جايگاهي را گفتاري است. "8همچنين مي‌فرمايد: "لِلْمتكَلّمِ اَوقْاتٌ؛ سخن‌گو را اوقات و حالاتي است ".9
اين فرمايش‌هاي وزين بيانگر آن است كه در آداب اسلامي، "هر سخن جايي و هر نكته مقامي دارد. " بسياري از حرف‌ها و سخن‌ها را نبايد در بسياري از جاها گفت. مثلي است كه مي‌گويد: "فرزند آدمي‌زاد، دو سال طول مي‌كشد تا سخن گفتن را بياموزد، ولي سي سال طول مي‌كشد تا چگونه سخن گفتن و به جا گفتن را ياد بگيرد. " اين واقعيت را بايد پذيرفت كه هركسي بي‌موقع و بي‌جا حرف بزند، همانند خروس بي‌محل است كه وقت سحر را فراموش كرده است و با خواندن بي‌موقع سبب مي‌شود مردم آن را خوش ندارند.

چهارـ قابل فهم بودن گفتار
.....................................
قابل فهم بودن گفتار از ديگر آداب سخن گفتن است. گوينده سخن بايد گفتار خود را به گونه‌اي بيان كند كه براي شنونده قابل فهم باشد. امام علي(ع) مي‌فرمايد: "اَحْسَنُ الكلام ما لاتَمجُّه الآذانُ و لايتعِبُ فَهمُهُ الاَفهام؛ بهترين سخن‌ها آن است كه گوش‌ها آن را به بيرون نيفكند و فهميدن آن براي فهم‌ها رنج‌آور نباشد. "10يا مي‌فرمايد: "اَحْسَنُ الكلام مازانه حَسَن النِّظام وَ فَهِمَه الخاص وَ العام؛ بهترين سخن‌ها آن است كه نظام نيكو آن را بيارايد و عام و خاص آن را بفهمند ".11
البته بهتر است گوينده براي فهم بهتر شنونده، از مواردي چون، شعر، حكايت و مثل بهره گيرد، چنان‌كه امام علي(ع) مي‌فرمايد: "لِاَهل الفَهمِ تُصَّرَفُ الْاَقْوالُ؛ براي اهل فهم، گفتارها دگرگون شود. "12 در حقيقت، سخن بايد به گونه‌اي باشد كه "قبل از اينكه لفظ كلام به گوش رسد، معني كلام به قلب رسد ".13

پنج‌ـ جذاب بودن گفتار
..............................
گوينده سخن بايد براي اثرگذاري بيشتر بر مخاطبان، سخنان خود را در قالبي جذاب و زيبا عرضه كند. اين‌گونه سخنان مي‌تواند براي گوينده سخن اعتبار و شخصيت ايجاد كند. برعكس، هر اندازه گوينده با معلومات باشد و نتواند آن را به خوبي به ديگران انتقال دهد، مخاطب خود را خسته خواهد كرد.
از اميرمؤمنان علي(ع) پرسيدند: "از آفريده‌هاي خداوند كدام زيباتر است؟ " فرمود: "سخن. " پرسيدند: "كدام زشت‌تر است؟ " فرمود: "سخن. " سپس فرمود: "به وسيله سخن روسپيد مي‌شوند و به وسيله سخن روسياه مي‌گردند. "14 همچنين ايشان فرموده است: "مَن عَذُبَ لسانُهُ كَثُرَ اِخوانُه؛ كسي كه زبانش شيرين باشد، برادرانش بسيار شوند. "15 و "ما منْ شَي ء اَجلَبٌ ِلقلبِ الِانسانِ مِنْ لسانٍ؛ براي جلب دل دوستان، چيزي مؤثرتر از زبان نيست ".16
جان مورگان مي‌نويسد:
وقتي با شخصي‌ صحبت‌ مي‌كنيم و او را متوجه جاي ديگري مي‌بينيم، بايد فوراً به اين نكته پي ببريم كه نتوانسته‌ايم او را مجذوب خود سازيم. موضوع صحبت ما با آنچه مورد علاقه و نظر اوست، فرسنگ‌ها فاصله دارد.17

شش‌ـ نرم بودن گفتار
...............................
نرم بودن گفتار يكي از آداب سخن گفتن در آموزه‌هاي ديني اسلام است كه در تربيت افراد نقش دارد. جالب اين است كه حتّي با سركش‌ترين افراد نيز ابتدا بايد نرم و لطيف سخن گفت. خداوند هنگامي كه حضرت موسي(ع) و برادرش را به سوي فرعون روانه مي‌كرد، فرمود: "فَقولا لَهُ قولاً لَينا لَعلَّهُ يتَذَكُّر اَو يخشي؛ و با او سخن نرم گوييد، شايد كه پند پذيرد يا بترسد. " (طه: 44) از سوي ديگر، اگر سخن گفتن، تند يا بلند و گوش‌خراش باشد، نه تنها نشانه بي‌ادبي است، بلكه گوش شنونده را آزار مي‌دهد و او را از گوينده، متوجه سوي ديگر مي‌كند.
امام علي(ع) مي‌فرمايد: "عَوِّّد لِسانِكَ لينَ الكلامَ وَ بَذلَ السَّلام؛ يكثُر مُحِبُّوكَ و يقِلَّ مُبغضِوُكَ؛ زبان خود را به نرمي گفتار و بذل سلام عادت ده تا دوستدارانت، بسيار و دشمنانت كم شوند. "18 همچنين فرموده است: "سُنَّه الْاَخْيار لينُ الْكَلامِ و اِفشاءُ السَّلام؛ روش نيكان، گفتار نرم و آشكار كردن سلام است ".19

هفت‌ـ مفيد بودن گفتار
.................................
رسول خدا صل? الله عل?ه و آله مي‌فرمايد: "قولُوا خَيراً تُغنِمُوا؛ خيري گوييد تا بهره بريد. "20 امام علي(ع) نيز مي‌فرمايد: "خَيرُ القول ما نَفَعَ؛ نيكي گفتار در سودمندي آن است ".21
از ديدگاه آداب ديني، گفتار بايد به حال گوينده يا شنونده سودمند باشد. از گفتن سخنان بيهوده و بي‌ارزش كه نفعي به حال دنيا و آخرت ندارد، بايد خودداري كرد. امام علي(ع) مي‌فرمايد: "عَجِبتُ لِمَن يتَكلَّم بِما لاينْفَعُهُ في دنياهُ و لا يكتَبُ لَهُ اَجرُه في اُخراهُ؛ در شگفتم از كسي كه سخن گويد به چيزي كه در دنيا سودش ندهد و براي او در آخرت، پاداشي نوشته نشود ".22
در واقع، اگر گوينده سخن، حرف سودمندي براي گفتن ندارد، بهتر است از گفتن آن صرف نظر كند تا هم وقت ديگران را نگيرد و هم خود را دچار دردسر و زيان احتمالي نسازد. امام علي(ع) باز در اين مورد مي‌فرمايد:
در شگفتم از كسي كه سخن درباره چيزي گويد كه اگر از او نقل شود، زيانش مي‌رساند و اگر از او نقل نشود، سودي ندهد.23

هشت‌ـ عامل بودن به گفتار
......................................
در آداب ديني، گوينده سخن بايد به آنچه مي‌گويد، عامل باشد و از آنچه بدان عمل نمي‌‌كند، بپرهيزد. در آداب اسلامي آنچه به گفتار گوينده ارزش مي‌بخشد، عمل به گفتار است. امام علي(ع) در اين باره مي‌فرمايد:
المرء يوزَنُ بقولِهِ و يقَوَّمُ بفعله فَقُلْ مَا تَرجَّحُ زِنَتُه، وَ افْعَلْ ما تَجِلُّ قيمُتُه.24
آدمي سنجيده شود به گفتارش و قيمت شود به كردارش. بنابراين، بگو آنچه را از نظر وزن افزون كند و بكن آنچه بها و قيمت آن گران باشد.
همچنين گوينده سخن بيش از آنچه مي‌گويد، بايد عمل كند تا زينت گفتارش باشد. امام علي(ع) در حديثي ديگر در اين باره مي‌فرمايد:
به راستي كه فزوني سخن بر عمل، زشت است، ولي فزوني كردار بر گفتار، زيبايي و زينت است.25

نه‌ـ حق بودن گفتار
..........................
اگر ديگران حق داشته باشند خواسته يا ناخواسته، بر اساس پنداشته‌هاي خود هر چه مي‌خواهند، بگويند، كدورت‌، درگيري‌ و انحراف‌ در زندگي فردي و اجتماعي، پديدار مي‌شود. گفته‌هاي نادرست و ناحق و بدون شناخت كه بر اساس پندارها و تحليل‌هاي جاهلانه باشد، پي‌آمدهاي ناگواري دارد. حضرت علي(ع) انسان‌ها را از گفته‌هاي بدون شناخت و ناحق چنين باز مي‌دارد:
بپرهيز از سخن گفتن درباره چيزي كه راه آن را نشناسي و حقيقت آن را نداني؛ زيرا گفتار تو راهنماي عقل توست، و سخن تو خبر مي‌دهد از شناخت تو. پس نگه‌دار درازي زبان خود را از آنچه ايمن هستي و كوتاه كن سخن خود را به آنچه آن را نيكو داني.26
همچنين آن حضرت مي‌فرمايد: "دَعِ القَولَ فيما لاتَعرِفُ وَ الخِطابَ فيما لَم تُكَلَّفُ؛ واگذار سخن را درباره آنچه نشناسي و گفت‌وگو را در جايي كه وظيفه آن را نداري ".27
در حقيقت، مسلمان، نه تنها حق ندارد آنچه را از حقيقت آن شناختي ندارد، بيان كند، بلكه بسياري گفتني‌ها را كه از حقيقت آن هم آگاه است، نبايد در همه جا بگويد. امام علي(ع) در فرازي ديگر مي‌فرمايد: "لاتَقُل ما لا تَعلَمُ، بَل لاتَقُّل كُلَّ ما تَعلَمُ؛ نه فقط آنچه را شناخت نداري، بازگو مكن، بلكه هر چه هم مي‌داني، گفتني نيست ".28

ده‌ـ نيكو بودن گفتار
...........................
آداب اسلامي حكم مي‌كند انسان گفتاري نيكو داشته باشد و از گفتن هر سخن ناروايي بپرهيزد. خداوند در قرآن كريم در اين باره مي‌فرمايد: "قُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْناً؛ با مردم به زبان خوش سخن بگوييد. " (بقره: 83) يا "قُل لِّعِبَادِي يقُولُواْ الَّتِي هِي أَحْسَنُ؛ به بندگانم بگو آنچه را كه بهتر است، بگويند ". (اسراء: 53)
در حقيقت، گفتار نيكو، روش انسان‌هاي نيكو و باادب و گفتار زشت و ناروا روش انسان‌هاي فرومايه و بي‌ادب است. آن كس كه خود را به روش نيكوگفتاري عادت دهد، همواره پيروز است و خود را از سرزنش ديگران بر كنار داشته است. امام علي(ع) مي‌فرمايد: "عَوِّدْ لِسانَكَ حُسنَ الكَلامَ تأمَنِ المَلاَمَ؛ عادت بده خود را به سخن نيكو تا از سرزنش در امان باشي ".29

________________________________________________________________________________
پي نوشت :
1. اخلاق (1)، ص 95.
2. غررالحكم و دررالكلم آمدي (به صورت موضوعي)، ج 2، ص 341.
3. همان، ص 335.
4. همان، ص 348.
5. همان، ص 347.
6. گلستان، باب هشتم، ص 234.
7. حسين ديلمي، حكايت و حكمت، قم، راه قرآن، 1382، ص 71.
8. غررالحكم و دررالكلم آمدي (به صورت موضوعي)، ج 2، ص 347.
9. همان.
10. همان، ص 339.
11. همان.
12. همان، ص 348.
13. شيخ بهايي، كشكول، تهران، گلي، 1378، چ 5، ص 334.
14. ابن شعبه حراني، تحف العقول، تهران، انتشارات علميه الاسلاميه، 1363، ص 216.
15. غررالحكم و دررالكلم آمدي (به صورت موضوعي)، ج 2، ص 348.
16. همان، ص 352.
17. جان مورگان، آيين آداب معاشرت (روان شناسي اجتماعي)، ترجمه: جهانگير افخمي، تهران، ارمغان، 1373، چ 3، ص 35.
18. غررالحكم و دررالكلم آمدي (به صورت موضوعي)، ج 2، ص 344.
19. همان، ص 343.
20. همان، ص 377، ح 11.
21. بحارالانوار، ج 1، ص 219، باب 6، ح 48.
22. غررالحكم و دررالكلم آمدي (به صورت موضوعي)، ج 2، ص 344.
23. همان.
24. همان، ص 335.
25. همان، ص 339.
26. همان، ص 337.
27. همان.
28. نهج البلاغه دشتي، ص 723، حكمت 382.
29. غررالحكم و دررالكلم آمدي (به صورت موضوعي)، ج 2، ص 342.

منبع : كتاب "اداب اجتماعي "


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۹:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

امام علي عليه السلام :

المرء يوزَنُ بقولِهِ و يقَوَّمُ بفعله فَقُلْ مَا تَرجَّحُ زِنَتُه، وَ افْعَلْ ما تَجِلُّ قيمُتُه

انسان به گفتارش سنجيده و به رفتارش ارزش گذاري مي شود.

بنابراين ، حرفي بزن گران پايه ؛ و كاري بكن كه گران بها باشد.

مُعجَم الفاظ غُرَر الحِكَم و دُرَر الكَلِم : 1264

غررالحكم و دررالكلم آمدي:  ج 2، ص ۳۳۵


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۹:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۴- خود كاوي ، خود شناسي ، خود آگاهي ، تعالي شخصيت ( ۳۳ )

بهداشت دوستي و زناشوئي

هدف از اين مطلب آنست كه فرد بتواندبا استفاده ازنشانه هاي ارائه شده ضمن شناختن ورفع عصبيت هاي خود در اين زمينه از وجود عصبيت ها در همسر و دوست خود نيز آگاه شده و از عوارض آن در امان بماند.

عوامل اصيل اثر گذار دربهداشت دوستي
 عوامل عصبي اثر گذار درتخريب دوستي
 
تمرين مهر به خود وديگران.
 1  ) عناد به خود وتعكيس آن كه مي شود عناد به ديگري.
 
تمرين وتلقين اين باور كه دوستي وزناشوئي ارتباطي دو سويه است براي احساس و ابرازمهر، رشد و بالندگي، همدلي و همراهي درسعادت، سلامت، توفيق، شادي ودر ناكاميها، بيماريها، ودلتنگيها. 
 2  ) باورهاي غلط.

      1) زن نبايد اجازه دهد كه شلوار مرد دوتا شود.

      2) مرد مرد است، حتي اگر يك سرو دو گوش باشد.

      3) گربه رابايد دم حجله كشت.
 
تمرين اعتماد به نفس و اعتماد به ديگران.
 3  ) پارنويا.
 
واكنش سنجي سرزنش خود وديگران.
 4  ) تعكيس وسرزنش طرف مقابل براي توجيه رفتار غلطي كه از خودمان سرزده.
 
بررسي ميل من و حق من وكوشش در درك نيازهاي همسر يا دوست.
 5  ) توقعات عصبي.
 
ريشه يابي ترسها مثل : ترس از تنهائي، زخم غرور، از دست دادن تائيد و .....
 6  ) ترسها.
 
ريشه يابي اضطربها كه معمولا همان ترسهاي دروني شده اند.
 7  ) اضطرابها.
 
رنجش زدائي و بيان گله ها با استفاده از فن گله.
 8  ) رنجشها.
 
پرورش عادت به حفظ حريم زندگي خود و واجازه ندادن به ديگران براي دخالت در آن.
 9  ) دهن بيني ها واجازه دادن به ديگران براي دخالت در زندگي خود.
 
تمرين مهر اصيل به خود وديگران و رنجش زدائي و تمرين عفو
 10) انتقام جوئي ها.
 
شناخت غرورها وتعيين جايگزين براي آنها وتمرين روي اعمال جايگزين ها.
 11) غرورها.
 
شناخت شرطي ها وتعيين جايگزين براي آنها وتمرين روي اعمال جايگزين ها.
 12) شرطي ها.
 
شناخت تصوير ذهني هاي غلط وتعيين جايگزين براي آنها وتمرين روي اعمال جايگزين ها.
 13) تصوير ذهني والگوهاي ذهني غلط يا عصبي.
 
تمرين صداقت و يا سكوت به جاي دروغگوئي.
 14) عادت به دروغ گوئي.
 
تمرين شناخت محدوده ها: يعني محدوده شخصي، دوستان، اقوام، همسر و.....
 15) عادت به باز گو كردن همه مسائل حتي آنهائي كه مخل         ومضر به ارتباط دو طرف است.
 
تمرين باز يابي احساسات اصيل خود.
 16) از خود بيگانگي.
 
تمرين ديدن ورعايت حقوق، اميال، خواسته ها و نيازهاي ديگران.
 17) سلطه جوئي.
 
دادن سه ميم مثبت ورعايت طلسم تصا.
 18) اعمال شش آفت دوستي.
 
تمرين گفتن نه به روش مطلوب و مهرآميز.
 19) نداشتن قدرت نه گفتن.
 
تمرين اعتماد كردن به خود و به طرف مقابل.

 
 20) عدم اعتمادبه خود وطرف مقابل.
 
تمرين در ديدن حسنهاي او وخودمان و پذيرفتن او و خودمان همانطور كه هستيم.
 21) عدم قبول طرف همانطور كه هست.

 
 
واكنش سنجي عمل ها وعكس العمل هايمان كه با موضوع نمي خواند. مثلا خشم، افسردگي، احساس اجحاف، احساس فريب، حسادت، زخم غرور، محاوره دروني شديد و ... براي يافتن بايدها ونبايدها يمان
 22) بايدها ونبايدهاي عصبي.
 
تمرين تولرنس وحلم.
 22) نداشتن تولرانس.
 
تمرين در ديدن حسنهاي او وخودمان و پذيرفتن او و خودمان همانطور كه هستيم.
 23) مقايسه كردن ها.
 
تمرين جيره بندي مهر.
 24) ابراز مهر بيش از اندازه وبدون اختيار.
 
تمرين و تصوير كردن خود در حالت ابراز مهر.
 25) عدم ابراز مهر.
 
تمرين استفاده از كلمات زيبا و شيرين.
 26) بددهني وهرز گوئي.
 
تمرين، تمرين، تمرين و تمرين ديدن و فهميدن ميل خود و حق خود.
 27) عدم رعايت حقوق طرف مقابل.
 
تمرين و تلقين اينكه" در جهانم هم چيز عاليست و من در امنيت وآسايش كامل هستم".

 
 28) احساس عدم امنيت واعمال احساس عدم امنيت.
 
1) پرورش دادن روحيه مذاكره ومشاوره در خود واطرافيان.

2) جايگزين گذاردن براي رفتارهاي ناپسند پدر و مادرمان.
 29) تكرار الگوهاي رفتاري غلط پدر و مادرمان.

       مثلا رفتار پدريا مادرسالارانه.

 
 
1) تمرين، تمرين، تمرين و تمرين ديدن و فهميدن ميل خود و حق خود.

2) تمرين كم كردن توقعات خود.
 30) پرتوقعي وقدر نشناسي
 
 تمرين عملي وعمدي همكاري با ديگران.
 31) نداشتن حس همكاري.
 
تمرين ديدن ورعايت حقوق، اميال، خواسته ها و نيازهاي ديگران.
 32) عدم درك طرف مقابل.
 
تمرين ديدن ورعايت حقوق، اميال، خواسته ها و نيازهاي ديگران وقبول اينكه من هم ممكن است اشتباه

كنم و اشكالي هم ندارد كه اشتباه كنم.
 33) مطلق گرائي ولجاح ويك دندگي.
 
قراردادن خود به جاي طرف مقابل وديدن مسائل از ديدگاه او.
 34) خود بيني وخود محوري.

 

http://new.behravanpana.com/tabid/89/language/fa-IR/Default.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۹:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۴- خود كاوي ، خود شناسي ، خود آگاهي ، تعالي شخصيت ( ۳۲ )

وقتي كلمه عشق را مي شنويم چه چيزي به ذهنمان مي آيد؟

مهر زياد به خود و ديگران،

 محبت زياد به خود و ديگران،

 دوستي زياد به خود و ديگران،

 علاقه شديد به خود و ديگران،

 اشتياق زياد به خود و ديگران،

 كشش زياد به خود و ديگران،

 شادي با خود و ديگران،

 همراهي با خود و ديگران،

 گذشت با خود و ديگران،

 عفو با خود و ديگران. 

همه اين كلمات گوياي يك "احساس" در ما هستند.   پس عشق يك احساس است.   آيا چون عشق يك احساس است،  خوب است يا بد؟

عشق اگر اصيل باشد عاليست.   ولي اگر عصبي هم باشد بد نيست به شرطي كه فكري براي رفع عصبيت از آن بشود. 

چرا عشق اگر حتي عصبي باشد بد نيست؟

چون حاصل انگيزه هاي قويست و خود عشق ايجاد كننده انگيزه هاي قوي در شخص است و داشتن انگيزه بهتر از نداشتن هيچ انگيزه اي است. 

حال كه عشق حاصل انگيزه هاي قوي است پس براي بررسي آن لازم است كه انگيزه هاي خودمان را بررسي كنيم. به بينيم كه چه چيزهايي ما را انگيخته مي كند؟

نياز هاي ما ، ما را انگيخته مي كند.

  پس لازم است نيازهايمان را بشناسيم.  اين نياز ها چند دسته اند:

1-   نيازهاي فيزيولوژيك (هوا، آب و غذا) و سپس نيازهاي جنسي. 

2-   نيازهاي روحي(احساس امنيت عاطفي ، اعتماد به نفس، ياد گيري، لذت بردن از زيبايي ها، خلاقيت)

3-   نيازهاي اجتماعي(امنيت اجتماعي، امنيت اقتصادي، امنيت شغلي، برخورداري از حقوق انساني)

آيا هيچ تقدم، تاخر و ارتباطي در بين اين نيازها وجود دارد؟

بله! اگر انسان در شرايطي قرار بگيرد كه چند ثانيه هوا به او نرسد تمام نيازهاي ديگر خود را فراموش مي كند.  ولي يك غواص يا ناجي تمرين مي كند كه به طور ارادي هر چه بيشتردر حد توانش بدون هوا در نهايت دقت و اشتياق به كار خود ادامه دهد.

شنيده ايم كه آدم گرسنه دين و ايمان ندارد.  ولي بسياري از آدم ها وقتي مشغول يك كار جدي كه علاقه زيادي به آن دارند هستند، خواب و خوراك از يادشان مي رود. 

موارد بالا مربوط به انسانهاي بالغي است كه براي هدفي معين تلاش مي كنند.  ولي اگر يك نوزاد انسان را مكرر از آب و هوا و غذا محروم كنيم چه اتفاقي مي افتد؟

طفل معصوم اين روند را يك بي توجهي تلقي مي كند و دچار عدم امنيت عاطفي مي شود.  از طرفي ديگر اگر به آب و غذا و نيازهاي جسمي يك نوزاد برسيم ولي او را ناز و نوازش نكنيم و مهري به او نرسانيم، آب غذا و حتي دارويي كه به هنگام بيماري به او داده ميشود موثر نبوده و ساده ترين بيماري هاي عفوني اين طفل معصوم را از پاي در مياورد.  مثلاً كودكاني كه در پرورشگاه زندگي مي كننددرمقابل بيماريها عفوني آسيب پذيرترند.

 در مورد امنيت هاي اجتماعي نيز اين مسائل صادق است.  وقتي هر يك از اين نيازها بر آورده نشود ، نيازهاي مقدم تر و اوليه تحت الشعاع  قرار مي گيرند، طوري كه براي فرار از نا امني انسانها بي آب و غذا راهي دشت و بيابان مي شوند. 

از طرفي يك انسان علاقمند به كوه و دشت ممكن است روزها در حداقل امكانات حركت كند و لذت هم ببرد. 

نكته اساسي:

وقتي كودك از نيازهاي طبيعي و اصيلش محروم ميشود در او عصبيت رشد مي كند. 

انسان بالغي كه در دوران كودكي نيازهاي اصيلش تامين شده وقتي در بزرگ سالي از هر يك از اين نيازها محروم شود از هم نمي پاشد ولي فردي كه نيازهاي عصبي در او رشد كرده شكننده تر و آسيب پذير تر است.  

حال ببينيم كه نيازهاي عصبي چه هستند؟

وقتي كه كودك از نظر فيزيولوژيك بي توجهي ببيند، امنيت عاطفي نداشته باشد ، به او اعتماد نشود، مهري به او ورزيده نشود و به ابراز مهرش به درستي پاسخ داده نشود، نياز او به يادگيري و خلاقيت او جدي گرفته نشده يا تمسخر شود، وي تلاش مي كند با ايجاد نيازهاي عصبيكه در زيرليست شده ارتباطش را با ديگران تعريف كند: 

مهر طلبانه

1-   نياز به جلب تاييد ديگران

2-   نياز به جلب مهر ديگران

3-    نياز به ناديده گرفتن خود(تخفيف و تحقير خود)

4-    نياز به تحديد خود

5-    نياز به ناديده گرفتن اميال و خواسته هاي خود

6-    نياز به محروم ساختن خود. 

برتري طلبانه

1-     نياز به كسب قدرت

2-     نياز به سلطه جويي كردن روي ديگران

3-     نياز به بزرگنمايي خود

4-     نياز به انتقام جويي

5-     نياز به فخر طلبي و فخر فروشي

6-     نياز به اثبات برتري خود

7-     نياز به كسب جلال و شكوه

8-     نياز به ابزارساختن از ديگران

9-     نياز به پيروز شدن بر ديگران

عزلت طلبانه

1-     نياز به دوري كردن و فاصله گرفتن از ديگران

2-     نياز به فرار از قيد و بندها

3-     نياز به فرار از سنت ها ورسم  و رسومات

4-     نياز به زندگي سطحي و توخالي

5-     نياز به لذت جويي موقتي

6-     نياز به گريز از مسوليت ها

حال كه نياز هاي اصيل و عصبي را شناختيم اثر اين نيازها را بر روي عشق بررسي كنيم. 

كودكي كه نيازهاي اصيلش اقناع شده باشد ، در درجه اول خودش را دوست دارد.  به خودش اعتماد دارد.  خيلي راحت به ديگران مهر مي دهد و مهر ديگران را مي پذيرد.  از يادگيري لذت مي برد و در هر لحظه مي آموزد.  قدرت خلاق بودن دارد.  به زيبايي ها توجه دارد و از آنها لذت مي برد.  در زندگي هدف هايي دارد كه به آنها عشق مي ورزد و براي رسيدن به اين هدف ها تلاش مي كند. 

يكي از اين هدفها برقراري رابطه عاشقانه با جنس مخالف است. 

در اين ارتباط

1-     همينطور كه به طرف مقابل علاقمند است به خودش نيز علاقمند است. 

2-     در عين حال كه به هدفها، علائق و خواسته هاي خودش احترام مي گذارد سعي مي كند علائق، هدفها و خواسته هاي طرف مقابل را درك كرده و بياموزد و به آنها احترام بگذارد وتوجه كند. 

3-     از رشد وپيشرفت طرف مقابل لذت مي برد و مشوق آن است، در حاليكه خودش هم در مسير رشد و پيشرفت قدم بر ميدارد. 

4-     انعطاف پذير و مهربان است، ولي در اين انعطاف پذيري و مهرباني حد نگه مي دارد و بي اختيار نيست. 

5-     قدرت ديدن حسن هاي طرف مقابل و خود را دارد و در عين داشتن قدرت ديدن عيب هاي خود و طرف مقابل هر دو را دوست دارد. 

6-     نسبت به خودش و طرف مقابل احساس مسوليت مي كند. 

7-     از مقايسه خود و همسرش باديگران براي بهبود زندگيش انگيخته مي شود.   نه اينكه خود و همسرش را سرزنش كند و سر كوفت بزند. 

8-     از تلاشي كه براي بهبود زنگيش مي كند لذت مي برد و قدر تلاش طرف مقابلش را مي داند. 

9-     از خودش و طرف مقابل رضايت دارد. 

10-اگر رنجشي پيدا كند آنرا مطرح مي كند و با گفتگو آنرا بر طرف كرده و كينه انبار نمي كند. 

11-توقعاطش از طرف مقابل در حد توان اوست. 

12-هميشه آماده ياري دادن به طرف مقابل براي رسيدن به هدفهايش است و براي رسيدن به هدفهاي خود ياري مي طلبد. 

13-   كمك هايش بي مزد و منت است و نسبت به كسي طلبكار نمي شود. 

مهر طلب در عشق چگونه خود را تجربه مي كند. 

1-     احساس مي كند كه در راه معشوق از همه چيز خود بايد بگذرد (ايثار) و در ازاء اين ايثار و گذشت نياز به مهر انحصاري معشوق دارد.  كوچكترين توجه معشوق او به ديگران او را به حقارت مي افكند.  در عشق اصيل هم ايثار است ولي نياز به پاسخ ندارد. 

2-     پيوسته خود را از معشوق كمتر مي بيند و فكر مي كند كه او التفات فرموده كه روي خوش به وي نشان مي دهد. 

3-     نياز شديد به تائيد معشوق او را وادار به محدود كردن و گذشتن از خواسته ها و علائق خود مي كند. 

4-     مهر طلب غايت عشق را در برقراري روابط جنسي مي بيند و در واقع آنرا پاسخي به نياز به حل شدن و محو شدن در معشوق تلقي كرده و خواستني بودن را اينگونه مي بيند.  و تسليم در برابر معشوق پاداشي است كه براي بر آورده شدن نياز خود به تائيد مي پردازد. 

5-     آزار  و بي توجهي معشوق را ناشي از قدرت و يا حق او مي داند و نيازش به ارضاء غرور خواستني بودن بيش از بيش او را به تمكين در مقابل معشوق وا مي دارد ، به هر قيمتي بايد دوست داشته شود وگرنه بيچاره و درمانده ميشود. 

6-     تابوي انجام كاري براي خود و به نفع خود را با گذشتن از خود و فقط وفقط توجه به منافع و خواسته هاي طرف مقابل جابجا مي كند. 

7-     طرف مقابل برايش تصميم مي گيرد.  حتي در مورد ازدواج وقتي از او پرسيده ميشود كه چرا با او ازدواج كردي؟ مي گويد "آخر او خيلي مرا دوست داشت"

8-     نياز خودش به تكيه گاه را با قوي ديدن طرف مقابل اشتباه مي گيرد.  (جابجا مي كند)

9-     اعتمادش به خودش و معشوقش مشكوك است. 

10-  قادر به تشخيص محبت خالصانه از توجه برتري طلبانه و طلبكارانه نيست، در نتيجه باز هم احساس نا خواستني بودن مي كند. 

11-  با هر انتقاد معشوق فكر مي كند بايد خودش را تغيير دهد ، در نتيجه دائم در حالت اضطراب به سر ميبرد كه مبادا مطابق دلخواه معشوق نباشد. 

12-   هر توجه معشوق به فرد ثالث را بي توجهي به خود مي داند. 

13-نياز به فرونشاندن احساس ناخواستني بودن را با نياز دائمي  به احساس گرمي و لطف بدون وقفه جا به جا مي كند و عطشش به محبت بازتاب اضطراب ناشي از احساس ناخواستني بودنش است. 

14-براي اينكه لطف و گرمي را احساس كند، حتي از ديدن پليدي هاي طرف مقابل چشم مي پو شاند. 

15-تسليم شدنش جايزه دوست داشته شدنش است. 

16-   حسادت را به صورت ترس از چپاول زندگيش به وسيله ديگران تجربه مي كند. 

17-عشقش توام با خواري طلبي است. 

18-عناد به خودش بالاست در حاليكه به ديگران مهر مي ورزد. 

19-عرقه ها كه(بي پروا و وقيع، دهن چالاك، بي توجه، خود پسند و بي ملاحظه، ظاهر ساز)هستند به نظر او قوي و متكي به نفس آمده و جذبشان ميشود. 

نقش عشق براي مهر طلب

1-     اغوا كننده. 

2-     بهشت مهر طلب است. 

3-     نقطه اتكا اوست. 

4-     بر آورده كننده نياز او به مهر انحصاريست. 

5-     پايان ظلمت و هرمانش است. 

6-     پايان احساس نا چيزي ، خود كم بيني و اضطراب اساسي اوست. 

7-     هر نوع توجه را عشق مي پندارد. 

برتري طلب در عشق چگونه خود را تجربه مي كند. 

1-     دائم در حال سلطه جوئي است. 

2-     رفتار خود بينانه و خودخواهانه دارد. 

3-     ارتباطش با معشوق نه تنها بر پايه مهر نيست بلكه فقط از اين ارتباط نيازش به پيروزي منتقمانه را ارضاء مي كند. 

4-     انتظار دارد كه هرچه كه بر سر معشوقش مي آورد باز هم او دوستش بدارد.  مثلاً تحقير، تحكم، بي احترامي و حتي خيانت او را حق بداند و از مهرش نسبت به او كم نشود .  و مهر طلب خوراك اين نياز است.  هر چند كه همين رفتار مهر طلب حال او را بهم ميزند. 

5-     حسود است ولي چون نسبت به حسود بودن تابو دارد فكر مي كند ديگران مزاحم زندگيش هستند و يا ديگران در جايگاهي هستند كه حقشان نيست. 

6-     جاه طلبي و انتقامجوئي هايش را به صورت عشق به يك آدم زيبا، شيك، مجلس آرا، پولدار، مقام دار، با موقعيت خانوادگي بالا يا آدم سرشناس تجربه كرده و اين خصوصيات را به قوي، مهربان، باگذشت و خانواده دار بودن تعبير مي كند. 

7-     طرف را بازي مي دهد، انتظار دارد به هر سازي كه  ميزند برقصد. 

8-     از امكانات مالي، اجتماعي و .  .  .   طرف مقابل  حداكثر سوء استفاده را مي كند وآنرا حق خود مي داند. 

9-     چون بمنظور كسب(احترام ، تشخص، پول و احساس برتري )عاشق و علاقمند به ازدواج با (مرد، زن) متنفذ شده است، اگر هر يك از عوامل از بين برود آن فرد در چشمش خوار و پست و غير قابل تحمل ميشود. 

10-كوچكترين توجهي به(شخصيت، محدوديتها، احتياجات، خصوصيات، تمايلات و علائق ) طرف مقابل ندارد. 

11-چون عرقه ها زياد مورد توجه قرار مي گيرند ، نياز به پيروزي منتقمانه آنها را جذب عرقه ها مي كند. 

12-بعد از به چنگ آوردن طرف مقابل آتش عشقش فروكش مي كند ، ولي اگر طرف مقابل كاري كند كه ديگ حسادتش به جوش آيد، دوباره نياز به انتقامجوئي تنور عشقش را داغ مي كند. 

13-بدست آوردن فرد بي اعتنا و مغرور برايش يك نوع پيروزي منتقمانه به حساب مي آيد. 

14-هر انتقادي را اهانت به خودش مي داند. 

15-در عشق نيازهاي (كمال طلبانه ، فخر طلبانه، انتقامجويانه)خود را اطفاء مي كند. 

16-اگر در جلب نظر و مهر ديگري پيروز شود به آن فخر مي كند و هدف هدف نهايي او همين تفاخر است وگرنه احساس مهري به طرف ندارد و آسان رهايش مي كند. 

17- اگر موفق به  جلب معشوق نشود به شدت (بيچاره، درمانده، مضطرب) مي شود. 

18-تيپ نارسيست بيشتر ازهر كس نيازمند آنست كه با هر كلكي شده بايد طرف را عاشق خودش كند. 

19-از مجيزگويي و گزافه خيلي خشنود مي شود.  (نياز به نوازش غرور ها)

20-توقعات بي جا و مفرط دارد.  (چون من تو را دوست دارم تو بايد نوكر يا كلفت من باشي)

21-معشوقش بايد زيباترين، كاملترين و شايسته ترين باشد، در حاليكه خودش فاقد همه اين ترين هاست.  پس نيازش به معشوق( منتقمانه، فخرطلبانه، عناد آميز و خشم آلود)است. 

22-از دوستي و ارتباطش به خاطر احتياج يا هدفهاي معيني و يا ارضاء شهوت بهره مي گيرد. 

23-وقتي توقعاتش از جانب محبوب يا معشوق برآورده نمي شودناگهان مهر او به كين تبديل مي شود. 

24-معشوق را تحقير كرده و به او توهين مي كند. 

25-قادر نيست(شخصيت، محدوديتها، تمايلات، خواسته ها)معشوق ا درك كند و دائم خواسته هاي خود را به او تحميل مي كند. 

26-قادر به درك محبت هاي خالصانه معشوق نيست و آنرا نوعي ظاهر فريبي تلقي مي كند. 

عزلت طلب چگونه عشق را تجربه مي كند. 

1-     از نظر عزلت طلب عشق مسخره است، غير ضروريست. 

2-     براي عزلت طلب عشق = تغيير

3-     و تغيير = ترس و اضطراب. 

4-     تخيل در باره عشق را به خود عشق ترجيح مي دهد.  حتي در پي اين تخيل نيز احساس (حقارت، ناچيزي و ناخواستني بودن)مي كند.  به دليل غرور بي نيازي. 

5-     عشق در او احساس قيد ايجاد مي كند. 

6-     اگر تمايلي نشان دهد بيشتر به تيپ عرقه هاست چون فكر مي كند قادرند احساسات از جوش افتاده او را به غليان در آورند. 

علائم كلي عصبيت در عشق

1-     برق آساست. 

2-     اجباري و آماده است.  ومثل كسي كه از ترس حيوان وحشي سريع به بالاي درخت مي رود. 

3-     برانگيزنده حسادت است. 

4-     منطق سرش نمي شود و نمي تواند خير و صلاح خودش را ببيند و نمي تواند تشخيص دهد كه اين (عشق، عناد و جاه طلبي)به نفع او است يا نه؟

5-     از مشورت كردن با كساني كه تجربه وآگاهي دارند روي گردان است. 

6-     يا تمكين كننده است(حتي گاهي تا سرحد جنون) و يا وادار به تمكين مي كند.  (حتي به زور كتك و خشونت)

7-     حد وسط ندارد و در بين دو قطب مهر و كين در نوسان است. 

8-     نياز به طرف = نياز به فرو نشاندن اضطراب كه رنگ عشق و مهر به آن زده شده. 

9-     از دست دادن طرف = دچار شدن به اضطراب و تشويش. 

10-وابسته به سكس است. 

11-بي ثبات است. 

12-سيري نا پذير است. 

13-ايجاد كننده عناد است. 

14-كلمه عشق بيشتر از هر كلمه ديگر نابجا استفاده شده(اتكاء، از خود گذشتگي، رابطه جنسي، عشق از نوع فيلمهاي هاليوودي)

15-چهره روتوش شده نياز به ( پول، شهرت، امنيت، مقام)كه نام عشق به خودگرفته شده. 

16-بي بهرگي از اعتماد  فرد به خود و اعتماد متقابل. 

17-احمقانه دانستن عشق و اعتماد و ابزاري نگاه كردن به عشق. 

18-لذت بيشتر حالت تسكين اضطراب و فشار عصبي را  دارد. 

19-نياز به جلب محبت و رفع تشويش تصوير واهي و كاذبي از عشق و دوستي را جانشين عشق اصيل مي كند. 

سعي مي كند كه طرف مقابل را طبق دلخواه خود تغيير دهد. 

خواسته هاي خود را به او تحميل مي كند. 

كوچكترين توجهي به عشق را تعبير و تفسير مي كند. 

ابراز مهرزباني را به عشق تعبيير و تفسير مي كند. 

مشخصه ها و خواص عشق اصيل

1-     عشق ورزيدن = تحقق خود. 

2-     عشق = اعتماد به خود و فرد مقابل. 

3-     شناخت بيشتر و عميق تر (خود و احساسات خود، تمايلات خود)و طرف مقابل. 

4-     پايدار است. 

5-     در عين اينكه قدرت مي خواهد قوي هم مي كند. 

6-     هنري پرورش دادني است و نه احساسي غريب. 

7-     هم كنش و هم واكنشي آموختني است. 

8-     يكي از نيازهاي مهم و اصيل بشريست. 

9-     با عشق ورزيدن عشق ر ا به دست مي آورد. 

10-مهر به خود و به ديگران در آن جاريست. 

11-سن وسال نمي شناسد. 

12-مالامال از مهر بدون انتظاراست كه نقطه نهايي آن ايثار در عشق است بدون انتظار.

13-عشق بدون انتظار رنجش هم ندارد. من تورا دوست دارم ولي تو مجبور به دوست داشتن من نيستي. 

14-ايجاد كننده و زياد كننده محبت است و توام با احساس مهر و دوستي است. 

15-همراه با آزادي و آرامش درون است. 

16-فارغ از فشار و تنش عصبي است. 

17-امّاره و اجباري نيست و فرد تحت ميل و اراده خود عمل مي كند. 

18-احساس دوستي بر همه چيز مقدم است. 

http://new.behravanpana.com/tabid/77/language/fa-IR/Default.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۹:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۴- خود كاوي ، خود شناسي ، خود آگاهي ، تعالي شخصيت ( ۳۱ )

نشانه هاي خلاقيت

1- داشتن تخيل قوي

2- كنجكاوي فراوان

3- دقت خاص(به مواردي كه ديگران به آن توجهي ندارند)

4- توانايي نوعي ديگر ديدن مسائل و موضوعات

5- شوخ طبي و بذله گويي(به طوركلي داراي شخصيت غير متعارف و غير رسمي بودن)

6- توجه به زمان و وقت شناسي

7- اعتماد بنفس بالا و وقار

8- خود انگيختگي

9- داشتن تفكر شهودي

10- داشتن طرز فكر اقتصادي

11- نوعي شجاعت خاص در بيان آراء و نظرات خود و دفاع از آنها

12- پذيرنده يادگيرنده(عاشق و آماده يادگيري و دريافت از درون و بيرون)

13- در لحظه زندگي مي كند

14- راه هاي رفته را تكرار نمي كند بلكه راه هاي نرفته را به تنهايي طي مي كند

15- راه حل هاي موثر و كاربردي براي حل مسائل ارائه مي كند

16- براي عملي شدن ايده اش كار را تا به نتيجه نهايي رسيدن طي مي كند

17- در ساعاتي كه ديگران در خواب هستند قادر به مطالعه و تحقيق و انجام كار است

18- درك خلاقيت اشخاص نياز به جامعه خلاق شناس دارد ولي بسياري از خلاق ها در زمان حياتشان شناخته نمي شوندمثل ون گوك كه در زمان حياتش كسي او را خلاق نمي دانست ولي بعد از مرگش خلاق سبك اكسپرسيونيزم شناخته شد.

http://new.behravanpana.com/tabid/93/language/fa-IR/Default.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۹:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۴- خود كاوي ، خود شناسي ، خود آگاهي ، تعالي شخصيت ( ۳۰ )

چقدر پول براي شما كافيست؟

آيا پول چيز بدي است يا خوب است؟

پول بسيار چيز خوبي است چون:

1 -  نيازهاي اوليه ما مثل خوراك، پوشاك، مسكن، وغيره را تامين مي كند. پس نه تنها خوب است بلكه به دست آوردن آن بسيار ضروري است.

2 -  الويت دوم بعد از نيازهاي اوليه نيازهاي ما به رشد و پيشرفت است مثل تحصيل و رشدعلمي، كسب هنرو مهارتهاي مختلف، تحقيق وتفحص كه همه نياز به پول دارد.

3 -  براي تفريح و سلامتي جسم و روح خود به پول نياز داريم. مثل هزينه هاي سفر، وسايل ورزشي، دارو وغيره.

4 -  براي گسترش، تعميق و تحكيم روابط انسانيمان به پول نياز داريم. مثل هديه دادن به آنها، هزينه كردن براي رفتن به ديدارشان و...

5 -  براي اينكه به ديگران كمك كنيم و آنها را از رشدانساني، علمي، اجتماعي، هنري، و جسمي بهرمند كنيم به پول نيز داريم.

6 -  و بالاخره داشتن پول مايه عزّت ومحبوبيت فرد مي شود وقدرت مانور فرد در زندگي رابالا مي برد.

در دين اسلام كسي كه هرروز براي كسب روزي حلال ازخانه بيرون ميرود ثوابي برابر با ثواب مجاهد در راه خدا و شهيد را به دست مي آورد. ولي همين پول كه آنقدر به دست آوردنش ضروري و حياتي وواجب است مي تواند مايه عصبيت ويا كسب آن ناشي از عصبيت باشد.

برتري طلبي و كسب پول

برتري طلب به شدت در تلاش پول است تا:

1  -  برتري خود را به ديگران ثابت كند. بايد دارد كه از همه پولدار تر باشد.

2  -  به ديگران تفاخر كند. نياز دارد كه مال ومنالش را به رخ ديگران بكشد.

3  -  بر ديگران پيروزي منتقمانه به دست آورد. آنها را به دليل كم پولي تحقير و تخفيف كند.

4  -  عطش سيري ناپذيرغرورهايش را اطفاء كند. باپولش هركه را ميخواهد اجير كند وهركاري مي خواهد بكند.                                                                                                           

5  -  نياز به محبوبيتش را اقناء كند.  پول براي بسياري اشخاص جذاب است و در اطراف آدمهاي پولدار افراد زيادي گرد مي آيند.

6  -  نياز به خواستني بودنش را اقناء كند.  بسياري به دليل عطش به داشتن پول عاشق آدمهاي پولدار ميشوند. و اگر آن فرد ناگهان بي پول شود عشق اين شخص هم پايان مي يابد.

7  -  غرور سخاوت و توانائي خود را اقناء كند. كم نيستند آدمهائي كه از هزار راه نامشروع پول در مي آورند و به بهانه هاي مختلف خرج مي دهند و بريز وبپاش مي كنند.

8  -  توقعات بي كران، بايدهاي عصبي، وزياده طلبي وسلطه جوئي هايش را اطفاء كند.

9  -  غرور استثنائي بودنش را اطفاء كند.

10-  ترس از فقررا از خود دور كند كه يكي از تابوهاي برتري طلب است.

11-  تخيلات آرزوئي و زياده طلبي هايش را اطفاء كند.

12-  اندوختن بيش از حد به او احساس امنيت و سروري ميدهد. تعداد صفرهاي حساب پس اندازش برايش شيرين تر و اطمينان بخش تر از احساس دوستي وعشق به نزديكان و دوستانش است.

13 – براي كسب مال حاضراست ديگران را پايمال و نابود كند.

مهرطلبي و كسب پول 

مهر طلب از اينكه با پول دار شدن شاخص شود وحشت دارد پس:

1 -  تابوي پول دار شدن دارد.

2 -  معمولاَ هيچ اندوخته وپس اندازي ندارد.

3 -  قناعت كردن برايش به معني گذشتن از نيازهاي اساسي اصيل و ضروري خودش است. آن هم براي كساني كه نياز اساسي به گذشت او ندارند.

4 -  برنامه ريزي براي پول دار شدن به نظرش عمل شاق و غيرمعقولي مي آيد.

5 -  حتي فرصتهائي را كه ديگران خالصانه و دوستانه در اختيارش مي گذارند ناديده گرفته وازدست ميدهد.

عزلت طلبي و كسب پول

عزلت طلب حتي اگر پول رادوست داشته باشد از تلاش كردن براي به دست آوردنش بيزاراست. پس:

1 -  احساس بي خيالي وبي نيازي و عدم اهميت به پول ومال و منال مي كند.

2 -  از زيركار شانه خالي مي كند و آن رابه درويش مسلكي ونداشتن حرص به جيفه دنيا تعبير وتفسير مي كند.

3 -  افتخار به فقر و گذشتن از مال دنيارا ناشي ازدرويش مسلكي ونداشتن چشمداشت وبخشندگي خود ميداند وبه آن تفاخر مي كند. در حاليكه عارف و درويش واقعي كارمي كند و به دست مي آورد واز دسترنجش مي بخشد و شعار نمي دهد وتفاخرهم نمي كند.

نقش پول در جوامع مختلف

در فرهنگ هاي مختلف نگرش هاي متفاوتي در بر خورد با پول وجود دارد.

-  به قول آقاي فدائي در جامعه آمريكائي براي هرچه بيشتر كار كردن و پول در آوردن تبليغ ميشود. چنانكه اريك فروم از اصطلاح : 

“Workaholics “

 يا معتادان به كاراستفاده ميكند. اكثر اين افراد به فاصله كمي از بازنشسته شدن دچار مرگ زودرس ميشوند. چون نمي دانند وقتي شغلي ندارند براي خود چكاروچگونه زندگي كنند.

در فرهنگ آمريكائي بورس بازي و بازار سهام مثل قماردر كازينوها است، كه به نوعي خارج نمودن بخار از درون ديگ واقعاْ پر عطش به پيروزي منتقمانه است.

در اين جامعه ارزش آدمها به پولي است كه در مي آورند.

-  در فرهنگ كشور ما در زمان قبل از انقلاب از يك طرف به دليل مهرطلبي و عزلت طلبي شايع درايران و از طرف ديگر به دليل آموزه هاي استعمارگرانه كه به آن  رنگ دين زده مي شد، كم خواهي با تشويق به كم كاري جابه جا مي شد.

- حتي طرفداران گروه هاي بي دين وحتي ضد دين از زير كار در ميرفتند به اين بهانه كه براي اين سيستم فاشيت نبايد كار كرد، ويا ما حرصي به جمع كردن مال و منال نداريم.

در حال حاضر مملكت ما حالت جبراني پيدا كرده و كم خواهي به زياده خواهي وتجّمل گرائي تغيير چهره داده در حاليكه كم كاري اگر بيشتر نشده باشد كم نشده است، وكم كار

 كردن و زياد پول در آوردن مثل كارهاي دلالي يك جور زرنگي و شهرت به حساب مي آيد و پركاري جايگزين كم كاري نشده.

اگر فردي به ناگاه پولدار شود چه ميشود؟

مهرطلب

1 -  اگر مهرطلبي اش كم باشد، شاكر ميشود و از آن هم مي بخشد و هم لذت مي برد.

2 -  اگرخيلي مهرطلب باشد آنقدر به اين و آن مي بخشد تا دوباره بي پول شود.

3 -  اگرخيلي خيلي مهرطلب باشد افسرده ميشود.

       مثال:

       همسريكي از همكارانم از اداره استعفا دادو با پدرش در بازار مشغول كار شد وآنچنان درآمدي پيداكرد كه وضع زندگيشان به قول معروف اين رو به آن روشد. بعد از يك دوره كوتاه كه اين خانم به مهماني و خريدو گشت وگذار گذراند، سپس به شدت دچار افسردگي شد.

4 -  به شدت تغيير فاز داده ودچار برتري طلبي، فخرفروشي و خودنمائي مي شود.

برتري طلب

1 -  اگر برتري طلبي اش كم باشد، خوشحال ميشود وبا تفاخرازآن  لذت مي برد.

2 -  اگر برتري طلبي اش بيشتر باشد  فكر مي كند تازه به حقش رسيده و متوقع تر ميشود.

3 -  اگر برتري طلبي اش خيلي بيشترباشد  فكر مي كند چون پول دار شده از همه باهوش تر، موفق تر، فهميده ترو زرنگتر است وديگران همه احمق، كودن و بي عرضه وبدبخت اند و آنها را تحقير و تخفيف مي كند.

عزلت طلب

1 -  اگر عزلت طلبي اش كم باشد، شاكر ميشود و از آن هم مي بخشد و هم لذت مي برد.

2 -  اگر عزلت طلبي اش بيشتر باشد:

      1 -  به فاز زندگي سطحي افتاده و با بوالهوسي وتفريحات سطحي زندگي مي گذراند.

      2 -  به فاز برتري طلبي افتاده و زندگي تفاخرآميزي رادر پيش مي گيرد.

      3 -  به فاز مهرطلبي افتاده و افسرده و پريشان ميشود.

خاصيت پول چيست

1 -  پول اگر فرمانده باشد ظالم است.

-  كسي كه پول فرمانده اش باشد، تمام عمر دنبال پول مي دود وبه جاي زندگي كردن، زندگي خود و حتي ديگران را فداي پول درآوردن مي كند.

-  پول درآوردنش حريصانه و كينه توزانه وبا مقايسه دائمي است.

-  از بي پول شدن به شدت احساس خفت و حقارت مي كند.

2 -  اگر فرمانبر باشد بسيار مهربان است.

كسي كه پول فرمانبردارش باشد، كار را براي اقناء نيازهاي اساسي واصيل خود و عزيزانش انتخاب مي كند. مثل نياز به مفيد بودن، خلاقيت، رشد و تعالي خود وديگران.

-   پول درآوردنش با علاقه وعاشقانه است ونه حريصانه واز روي بايد.

-   پولش را صرف نيازهاي اصيل و رشد و تعالي خود وديگران مي كند واز اين واجبات نزده و آنرا صرف تجمل وتفاخر نمي كند.

-  كاركردن برايش لذت بخش است. 

-  حتي اگر نياز به پول ندارد دست از كار كردن نمي كشد. ويا حتي ممكن است مجاني كار كند ولي كار مي كند.

-  هميشه از اينكه قدرت كار كردن دارد شاكر است

-  اگر دچار كم پولي شود دچار احساس حقارت و خفت نشده، بلكه تلاشش را بيشتر مي كند.

-  اگرپول زياد به دست آوردشاكر شده و از آن براي ايجاد كار براي خود وديگران و بهبود زندگي خود وديگران بهره مي گيرد.

http://new.behravanpana.com/tabid/95/language/fa-IR/Default.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۹:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.