مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3534
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 8
همه : 4259070


شما هم مي توانيد بهترين سخنراني را ارائه دهيد!


نويسنده: مريم نعماوي زاده
 
اگر همين الان از شما بخواهند در مورد موضوعي كه اطلاعاتي هم درباره ي آن داريد براي جمعي (مثلاً 100 نفره) صحبت كنيد، چه احساسي خواهيد داشت؟! احساستان هرچه باشد، بعد از خواندن اين مقاله، آرامش و اعتماد به نفس تان به نحو قابل ملاحظه اي افزايش خواهد يافت؛ و با انجام تمرين هاي ذكر شده و مداومت بر آنها، روز به روز توانايي شما در سخن گفتن براي جمع بيشتر خواهد شد.


نحوه ي برقراري ارتباط از جامعه اي به جامعه ي ديگر و از فرهنگي به فرهنگ ديگر متفاوت است. اما چيزي كه در فرهنگ ها و جوامع مختلف مشترك است، اين است كه انسان ها از طريق كار و فعاليتي كه مي كنند، باور و نگاهي كه به دنيا دارند، اين كه چه مي گويند و چگونگي نحوه ي بيان عقايد و باورها، با ديگر انسان ها و جهان هستي رابطه برقرار مي كنند.


در دوران كودكي چون انسان هنوز پاي بند به قيود و الگوهاي رفتاري كه از طريق جامعه و خانواده به او تحميل مي شود نشده است، كاملاً طبيعي و بر اساس غرايز خود زندگي و رفتار مي كند. به همين خاطر است كه كودك به راحتي با رفتار و گفتاري كاملاً طبيعي، با ديگران رابطه برقرار مي كند.شايد يك كودك به راحتي در جمعي براي اطرافيان با لحن كودكانه اش شيرين زباني كند و نظر و عقيده خود را با ديگران در ميان بگذارد؛ اما همين كودك هر چه بزرگ تر مي شود و در قالبي قرار مي گيرد كه جامعه و خانواده سازنندگان آنند، فرد از بُعد طبيعي خود فاصله مي گيرد.


اگر چه رعايت بايد و نبايدها و الگوهاي رفتاري جامعه براي زندگي در آن جامعه لازم و ضروري است، اما اگر فرد از چگونگي و نحوه ي بكارگيري آنها آگاهي نداشته باشد، احساس خواهد كرد كه وجود بايد و نبايدها فقط موجب محدوديت خواهند شد؛ وجود احساس محدوديت موجب بروز ترس در فرد مي شود و در نتيجه نمي تواند به راحتي با ديگران رابطه ي مؤثر برقرار كند. به بيان ديگر، فرد در ارتباط با ديگران احساسات و عواطف خود را به راحتي بيان نمي كند و يا به نوعي آنها را سركوب مي كند. در نتيجه، فرد هميشه سعي مي كند حالتي رسمي و اتو كشيده به خود بگيرد و در پي اين باشد كه "لفظ قلم" و كتابي صحبت كند و فكر مي كند اين گونه ديگران او را خواهند پذيرفت.


شايد به همين خاطر است كه انسان هر چقدر بزرگ تر مي شود برايش مشكل تر است كه در جمع و حضور ديگران عقايد و نظرات خود را بيان كند و به عبارتي نمي تواند در جمع صحبت كند.
آيا شما هم جز افرادي هستيد كه از صحبت كردن در جمع هراس دارند؟!
 

همين حالا خود را ارزيابي كنيد...
- هر وقت مي خواهم در جمعي صحبت كنم، چار تعريق، لرزش، افزايش ضربان قلب، كوتاهي تنفس، انقباض عضلات و ... مي شوم.
- وقتي از من مي خواهند در جمعي صحبت كنم، اعتماد به نفسم را كاملاً از دست مي دهم، دست و پايم را گم مي كنم و نمي توانم درست فكر كنم.
- وقتي مي خواهم در جمعي صحبت كنم، تمركز حواسم را از دست مي دهم، دچار سرگيجه و لرزش صدا مي شوم و نمي توانم مطالب را به درستي و منظم بيان كنم و يادم نمي آيد كه قرار بود چه بگويم!
- برايم فرقي نمي كند كه محيط و حضار آشنا يا ناآشنا هستند؛ در هر دو حالت وقتي قرار است در جمعي صحبت كنم دچار اضطراب مي شوم.
- مي ترسم از اين كه ديگران مخالف نظر من باشند و يا مرا مسخره كنند!
- مي ترسم از اين كه ديگران متوجه مي شوند كه من هنگام صحبت اعتماد به نفس خود را از دست داده ام و اضطراب دارم!
- و...
همان طور كه مي دانيد، تأييد عبارات بالا نشان دهنده آن است كه شخص نمي تواند در جمع به راحتي صحبت كند و عقايد و نظرات و مطالبي را كه تهيه كرده است به طور منظم و دقيق براي ديگران بيان كند.
حتماً مي دانيد كه اين مسئله قابل حل است و مي توان با تمرين و تكرار، ترس در جمع صحبت كردن را از بين برد و اعتماد به نفس لازم را به دست آورد. با خواندن ادامه ي مطلب، شما به اين هدف دست خواهيد يافت.
آيا تا به حال از خود پرسيده ايد كه:
 

- چه عاملي موجب مي شود كه وقتي براي جمعي صحبت مي كنم، نمي توانم مانند زماني كه براي يك نفر صحبت مي كنم يا زماني كه به راحتي در جايي نشسته ام، بر اعصاب خود مسلط باشم؟
- چه دليلي دارد كه وقتي براي جمعي صحبت مي كنم دچار اضطراب مي شوم و نمي توانم بر افكار و صحبت هايم تسلط داشته باشم؟
پيش از هر چيز بايد بدانيد شما تنها كسي نيستيد كه چنين ترسي را تجربه مي كنيد؛ و البته بخشي از اين ترس لازم و مفيد است. اما اين ترس اگر به ميزاني باشد كه شما را از انجام فعاليت هايتان باز دارد و مانع پيشرفت و موفقيتتان شود، بايد به فكر غلبه بر اين ترس باشيد. براي رسيدن به اين هدف لازم است به تمريناتي كه ارائه مي شود توجه كنيد و آنها را به كار بگيريد.


اما قبل از انجام تمرينات لازم است خود را آماده كنيد:
- ابتدا چند دقيقه (2-5 دقيقه) نفس عميق بكشيد و اگر مي توانيد، از راه هاي ديگري كه مي دانيد، براي آرام كردن خود استفاده كنيد.
-اكنون زمان آن رسيده است هر چه افكار منفي نسبت به خود و ديگران و يا شرايط داشتيد را از خود دور كنيد تا از اين طريق بتوانيد اعتماد به نفسي را كه براي صحبت در جمع لازم و ضروري است، كسب كنيد.
- صاف و محكم بايستيد و سر و چانه و شانه هايتان را بالا نگه داريد. اين ژست نشان مي دهد موضوعي كه مي خواهيد درباره اش صحبت كنيد، موضوع مهم و با اهميتي براي شما و شنوندگان است.
اكنون شما با افكار و احساسات مثبتي كه نسبت به خودتان و شرايط اطراف داريد، آماده هستيد تا تمرينات زير را انجام دهيد.
(نكته: تمرين و تكرار بيشتر، موفقيت بيشتر را به همراه دارد.)
1- كنار گذاشتن هر نوع مانعي كه ذهن ايجاد مي كند
 

اولين مانعي كه موجب مي شود شما از صحبت كردن در جمع ترس داشته باشيد، اين است كه احساس خوبي نسبت به اطرافيان نداشته باشيد و فكر كنيد ممكن است ديگران به شما بخندند و شما را مسخره كنند و يا حتي متوجه شوند كه شما چقدر مضطرب هستيد و ... به همين دليل فكر مي كنيد كه بايد مثل آدم آهني يا به عبارت ديگر اتو كشيده و لفظ قلم صحبت و يا رفتار كنيد. زنجيرهاي قيود را بكشنيد و خودتان باشيد. اگر لهجه اي داريد، به لهجه ي خودتان صحبت كنيد (البته اگر مطمئن هستيد كه ديگران صحبت هاي شما را متوجه خواهند شد). پس: خودتان باشيد، آزادانه رفتار كنيد و آزادانه صحبت كنيد.
2- تقليد نكنيد
 

هيچ كدام از انسان ها دقيقاً مثل هم نيستند (حتي دو قلوهاي يك تخمكي هم تفاوت هايي با هم دارند). اگر ديديد كه شخصي به طرز خاصي در جمع صحبت مي كند كه مورد پذيرش ديگران واقع مي شود، سعي نكنيد مثل او باشيد! آن طرز صحبت و يا ژست رفتاري، مخصوص و برازنده ي آن شخص است نه شما! شما هم مي توانيد جوهره ي وجودي خود را كشف كنيد و به طريقي كه برازنده ي شماست صحبت كنيد.
پس بدانيد كه نه ديگران مي توانند مثل شما شوند و نه شما مي توانيد مثل ديگران باشيد. شما يگانه هستيد.
3- تمرين كنيد
 

شنوندگان دوست دارند كلام گوينده واضح، صريح و با لحني راحت و طبيعي باشد. به همين دليل لازم است قبل از اين كه بخواهيد در جمعي صحبت و يا سخنراني كنيد، ابتدا در مقابل آينه با خودتان صحبت كنيد، تمرين كنيد كه راحت و طبيعي صحبت كنيد؛ صحنه در جمع بودن را با تمامي جزئياتش تصور كنيد. مثلاً تصور كنيد كه يكي از حضار از شما سؤالي مي پرسد و شما با گفت و گوي كاملاً ساده و طبيعي به سؤال وي پاسخ مي دهيد. (توجه: شنونده نبايد احساس كند كه شما مطلب را فقط حفظ كرده ايد و اطلاعي درباره ي موضوع نداريد! پس لازم است اطلاعات خود را افزايش دهيد).
4- به رفتارهاي كلامي و غيركلامي خود توجه كنيد
 

بايد بدانيد هنگامي كه مي خواهيد در جمعي صحبت كنيد و مطلبي را به ديگران منتقل كنيد، علاوه بر كلام شما، رفتارهاي غيركلامي شما هم در انتقال مطالب بسيار مهم و تأثيرگذار است. اين كه گاهي از دستهايمان استفاده كنيم و يا متناسب با موضوع، حالت چهره و يا تُن صداي ما با توجه به هيجان هايمان تغيير كند، و همچنين قدرت صداي گوينده، در انتقال پيام مؤثر است.
به همين دليل توصيه مي شود كه از طريق بيان احساسات و عواطف خود براي بيان جملاتتان استفاده كنيد. اين كار موجب نزديكي گوينده و شنونده مي شود و موجب مي شود پيام بهتر و سريع تر منتقل شود.
5- به هدفتان توجه كنيد
 

از خودتان بپرسيد: چرا مي خواهم درباره ي اين موضوع صحبت كنم؟ آيا اين موضوع براي من اثبات شده است؟ چه چيزي را و چرا بايد در اين مورد به ديگران ثابت كنم؟ انتظار دارم چه موضوعي را و چگونه درك كنند و ... . بعد از اين كه پاسخ اين سؤالات را براي خود يافتيد، آنها را با شنوندگان صادقانه در ميان بگذاريد و آنها را از اهدافتان آگاه سازيد.
6- به حاضران در جمع احترام بگذاريد
 

مي توانيد در ابتداي جلسه از حضار بخواهيد كه در بحث ها با شما مشاركت كنند و اگر نظر و عقيده و يا سؤالي داشتند به راحتي بيان كنند؛ همچنين مي توانيد خودتان از آن ها سؤال كنيد و يا جمله اي را نيمه تمام بگذاريد و از آنها بخواهيد آن جمله را تكميل كنند. در آخر به خاطر پاسخي كه از آنها دريافت كرديد و همچنين حضور آنها در جلسه و وقتي كه براي ارائه مطالب در اختيار شما قرار دادند، از آنها تشكر كنيد.
شما هم مي توانيد بهترين تجارب سخنراني را داشته باشيد؛ اگر پشتكار و اراده داشته باشيد مي توانيد بر ترس خود غلبه كنيد. اين ترس در مقابل اراده ي شما ناتوان است. كافي است سخنراني را شروع كنيد، بعد از اين كه چند كلمه صحبت كرديد، كنترل سخنراني را در اختيار خواهيد گرفت و به بهترين نحو مطالب خود را ارائه خواهيد كرد. فقط كافي است باور داشته باشيد!
اين كه سخنراني شما به چه ميزان موفق باشد به اين بستگي دارد كه قبلاً چقدر درباره ي موفقيت فكر كرده ايد و خود را تا چه اندازه انساني موفق مي دانيد!
از اين پس شما در ارتباط با ديگران احساس امنيت و آرامش خواهيد كرد و نظرات خود را در اجتماعات رسمي و غير رسمي با قدرت بيان خواهيد كرد.


منبع:ماهنامه ي علمي - فني دانشمند، شماره ي 558

http://www.rasekhoon.net/article/show-66291.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۹:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۱۰ )

اميدواري را پاس بداريم  
 
 
دير زماني است كه در خيابان ،مترو ،اتوبوس،محل كار ،جمع دوستان،..موضوعي خاص اما كاملا محسوس دغدغه ذهنم شده است وآن چيزي نيست جز بي انگيزگي و نا اميدي جوانان ونوجوانان به حركت،پويايي و پيشرفت در ملزومات اوليه رشد و زندگي انساني.

اكثرا متوجه اين موضوع بوده ام كه جوانان با توجه به تحصيل در دانشگاه ويا مشغول به كار بودن بسيار نا اميدانه و مايوس به آينده خود مي نگرند.

گاهي اين پرسش اساسي در ذهنم پديد مي آيد كه چرا جوانان اينقدر نااميد ومنفعلند.هميشه در پي اين پرسش به مسائلي همچون وضع نابسامان اقتصادي،اجتماعي ،مشكل بيكاري،كم رنگ شدن ارزشهاي اجتماعي و فرهنگي و سست شدن اعتقادات مردم و خانواده ها ميرسم.

ولي در آخر اگر از نگاه جامعه شناسانه و مردم شناسانه به اين موضوع بنگريم به اين نتيجه خواهيم رسيد كه ريشه اصلي اين ياس و ناميدي در ميان جوانان تغيير و دگرگوني در ارزشهاي اجتماعي و فرهنگي مي باشد كه از بنيان خانواده سرچشمه ميگيرد.

چرا كه پايه اصلي شخصيت اين جوانان كه سرمايه هاي آينده اين مرزو بوم مي باشند در درون همين خانواده ها است كه شكل مي گيرد و متبلور مي شود ولذا ريشه قوام ودوام يك جامعه به هسته اصلي آن يعني انسجام خانواده ها بستگي دارد .هرچند كه مسائلي چون،اقتصاد ،تورم،بيكاري ،و..ميتواند بر روي نگرش افراد و خانواده ها تاثير بسزايي بگذارد ،اما نبايد از عامل كم رنگ شدن ارزشهاي اصيل فرهنگي و اعتقادي غافل شد.

چرا كه همين تغيير ارزشهاي فرهنگي است كه باعث تغيير در نگرش خانواده ها و متعاقبا فرزندان آنها نسبت به مسائل اقتصادي ،اجتماعي ،واعتقادي شده و متاسفانه شاهد هستيم كه در اين سير تغيير و تحول ،ارزشهاي اصيل سنتي و فرهنگي به سوي ارزشهاي مادي و مادي گرايانه گرايش پيدا كرده است و روز به روز ارزشهاي انساني كمرنگ و كمرنگتر ميشوند.

اين در حالي است كه ما يك جامعه سنتي ودر حال گذار به حساب ميآييم و از روي ناآگاهي در حال پيروي كردن از مدل هاي اجتماعي و فرهنگي غربي هستيم،لذاهمين امر باعث بوجود آمدن

نوعي دوگانگي ارزشي مزمن در بين خانواده ها، كه ماحصل آن فراموش كردن هويت فرهنگي ،اجتماعي و اعتقادي و در پي آن بروز پديده ديگري به نام ياس و نااميدي اجتماعي شده كه نتيجه اي جز خسران و واپس ماندگي براي رشد و توسعه كشور عزيزمان ايران نخواهد داشت.

اما به دور از همه اين مسائل اميد واقعا كلمه زيبا و آرامش بخشي است .همه ما اميدواريم به چيزي خاص،به آرزويي خاص خود،وبراي رسيدن به انها ميبايست اميدوار باشيم تا راه رسيدن به آنها را تكميل كنيم.

مي توان اميد را بعد معنوي يك آرزو و آمال دانست.زيرا ما انسانها هيچگاه نميتوانيم در تلاشها و اهدافي كه داريم مطمئن باشيم كه تحقق ميپذيرند و اين جزو خصلت ما انسانها است كه اگر از نتيجه كاري مطمئن نباشيم كمتر كششي به سوي انجام آن خواهيم داشت،اما نكته مهم همين جاست كه اين همان بعد معنوي اميد است كه مارا به سوي انجام دادن كارهايي تشويق ميكند كه از آينده ان مطمئن نيستيم.

لذا اميدي كه باعث انجام هر كار و عملي مي شود با افكار و اعتماد به نفس ما رابطه مستقيمي دارد .گاهي انساني را ميبينيم كه مشغول انجام دادن عملي خاص است اما نا اميدانه و مايوس ادامه ميدهد ،دليلش اين است كه عملش با تفكراتش در تضاد است و يا از اعتماد به نفس كمي برخوردار است.

به نظرم يكي از راههاي موفقيت انسانها در اين زندگي پيچيده و مدرن كه روز به روز سخت تر مي شود غير از تلاش و كوشش داشتن اميد فراوان به همراه اعتماد به نفس بالا است كه از جمع اينها يك انسان موفق حاصل ميشود.البته نظريات در علوم انساني مطلق وثابت نيستند و ممكن است كسي با داشتن اين فاكتورها هم باز به موفقيت دست نيابد.

ولي آيا تا به حال به اين موضوع انديشيده ايم كه( اميد)اين كلمه چهار حرفي توانسته است تا چه اندازه زندگي ما انسانها را دگرگون سازد.

اگر ما انسانها به چيزهايي ،به كارهايي،وبه اعتقاداتي و آينده اي اميد نداشتيم شايد حتي از عصر حجر وسنگ چخماخ هم فراتر نمي رفتيم و نميتوانستيم اينگونه زندگي كنيم،پيشرفت كنيم،متمدن شويم،فرهنگ داشته باشيم ،اختراع ،اكتشاف ،ازدواج وتوليد مثل كنيم ،مراسم تدفين وعروسي بگيريم و...

به نظرم انسان در لحظه لحظه زندگي خود اميد به چيزهايي دارد كه اين اميد مي تواند لحظه بعدي زندگي او را بسازد .

پس هميشه سعي كنيم در لحظات اميد بخش زندگيمان اميدهاي قوي و پررنگ تر از لحظه قبلي داشته باشيم تا بتوانيم اين مسير پر پيچ وخم زندگي را آسان طي طريق كنيم و به سر منزل مقصود برسيم.
 

   مهدي ميراخورلي (كارشناس ارشد مردم شناسي)  
 
   هفته نامه فصل نو 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۹:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۹ )

مثبت نگري و اميدواري  
   
   انسان براي بقا و بهتر زيستن هميشه تلاش مي كند، در اين حركت مهم ترين مسئله بهره مندي از تفكر مثبت است و اين تلاش بشر را به سرمنزل آرامش و آسايش جسم و روح سوق مي دهد، گواه آن سفارش بسياري از بزرگان دين است كه انسان را به انديشه مثبت رهنمون كرده اند.اگر نگاهي به ساير ملل بيندازيم درخواهيم يافت، ملتي پيروز و سربلند مي شود كه انديشه مثبت را سرلوحه زندگي اش قرار دهد و در رسيدن به سعادت تلاش كند و هيچ چيز در دنيا غيرممكن نيست اگر و تنها اگر انسان از قوه فكر و انديشه اش استفاده كند. مثبت نگري در نگاه كلي درست نگريستن به زندگي است. مثبت نگري بسياري از ابهامات را از بين مي برد و پنجره اي به سوي روشنايي و اميد باز مي كند. اما سئوال اينجاست كه مثبت نگري مقوله اي روان شناختي است يا جامعه شناختي و به تعبيري اين فضا و شرايط اجتماعي است كه ما را به مثبت نگري رهنمون مي كند يا ويژگي هاي فردي ،شاخص ها و معيارهاي مثبت نگري كدام است؟ براي يافتن پاسخ اين قبيل سوالات به سراغ دو تن از كارشناسان اين دو عرصه رفتيم.

دكتر غلامرضا غفاري جامعه شناس و دكتر مصطفي تبريزي دكتراي تخصصي مشاوره.

* آقاي دكتر غفاري از نظر جامعه شناسي مثبت نگري چه مفهومي دارد؟

مثبت نگري حاصل تعامل آرام و بدون مشكل با محيط اجتماعي است كه كنشگران اجتماعي مخاطب آن هستند و پيامد آن مجموعه اي از تمايلات مبتني بر رضايتمندي، خوش بيني، اميد، اعتماد و اطمينان خاطر در فرد است. نقطه مقابل آن وجود بيزاري، ترس، عصبانيت، نااميدي و نگراني خواهد بود.

مثبت نگري زماني بوجود مي آيد كه افراد احساس نمايند دركشان از خودشان تأييد شده است. زماني كه پي ببرند نتايج را در مقياس هاي فردي و فرافردي متناسب با موقعيت و سرمايه گذاري خود دريافت مي نمايند و نسبت به رفتارهاي خود و رفتارهاي ديگران از ارزش يابي و اطمينان لازم برخوردارند.مثبت نگري نوعي خيرعمومي است كه پيامد و حاصل آن را بايد در تشريك مساعي، طراوت اجتماعي، وفاق اجتماعي، عواطف مثبت، زندگي انجمني و مشاركت اجتماعي جست وجو كرد. مثبت نگري نوعي سرمايه عاطفي است كه هزينه هاي كنترل و نظارت رسمي را كاهش مي دهد و افراد را متقاعد به رفتار مطابق با هنجارهاي اجتماعي پذيرفته شده مي نمايد. سرمايه اي كه به واسطه استفاده از آن زايش تازه اي پيدا مي كند، زيرا وقتي افراد از عواطف مثبتي كه ديگران ابراز مي دارند استفاده مي كنند به نوعي عواطف مثبت تازه اي را توليد مي كند، زيرا فرايند دوستي، تشريك مساعي، اميد، اعتماد و اطمينان فرايندهايي هستند كه هرچه ازآن ها بيشتر استفاده شود، آنها از قوام و پايداري بيشتري برخوردار مي شوند، در نتيجه انگيزش عاطفي مثبت غالب مثبت نگري احترام به تعهدات و انرژي انجام كارها را افزايش مي دهد به گونه اي كه انرژي عاطفي مثبت تعهد به انجام وظايف را در مقياس هاي فردي و سازماني در دوره هاي مختلف خصوصي (خانواده) و عمومي (محيط كار) را تقويت مي نمايد.

* آقاي دكتر تبريزي مثبت نگري از منظر روان شناسي چه پاسخي دارد؟

مثبت انديشي و مثبت نگري يعني ديدن چيزهاي خوب در اين دنيا، ممكن است دو زنداني از پنجره زندان بيرون را تماشا كنند. يكي سوسوي ستاره ها را در آبي آسمان ببيند و احساس دوست داشتن پيدا كند و زنداني ديگر زباله ها را تماشا كند و احساس منفي را تجربه كند. آدم ها اصولاً مثبت نگر هستند اما اطرافيان با رفتارها و گفتارهايشان آنها را به سوي منفي نگري و منفي انديشي سوق مي دهند.

* مثبت نگري بر روند زندگي عادي افراد چه تأثيري مي گذارد؟

دكترغفاري: مهم ترين تأثير مثبت نگري بر زندگي عادي يا روزمره اين است كه در صورت وجود مثبت نگري زندگي روزمره معطوف به آينده خواهد بود و افراد جامعه از گذشته نگري منفي و داشتن كنش هاي آني و لحظه اي رهايي پيدا خواهند كرد. آنها پذيراي برنامه و داشتن كنش هاي عقلاني معطوف به هدف خواهند شد. كنش هايي كه آنها را وادار به تلاش و كوشش مضاعف و نيل به اهداف متعالي تر مي نمايد به گونه اي كه نوعي آينده گرايي و آينده شناسي را در افراد جامعه تقويت مي نمايد كه خود مي تواند پيامدهاي مثبت متعددي را به دنبال داشته باشد.

* در اين ميان فرهنگ و جامعه چه نقشي دارند؟

دكتر غفاري: هر چند كه مثبت نگري در نگاه نخست و در نقطه آغازين آن از خود فرد شروع مي شود و تجلي آن را در فرد مي بينيم اما حاصل آن در تجربه جمعي فرد كه در فرايند تعامل اجتماعي شكل مي گيرد، ديده مي شود، تجربه اي كه نمونه فرافردي آن را در جامعه و فرهنگ حاكم بر آن مي بينيم. جوامع منعطف، بالنده و پويا در قياس با جوامع سخت و ايستا و بسته از آمادگي بيشتري براي مثبت نگري برخوردار هستند زيرا جوامع و فرهنگ هاي بسته بيشتر خصلت جرم گرايانه دارند كه بيشتر آن مولد نوعي بدبيني هستند.

برعكس جوامع و فرهنگ هاي باز مولد نوعي خوش بيني از حال اجتماعي و بيشتر متمايل به عام گرايي هستند كه مقدم بر مثبت نگري در افراد هست.

* دكتر تبريزي به نظر شما فرهنگ چه تأثيري در مثبت نگري دارد؟

من معتقد هستم كه فرهنگ مصاحبه تأثير بسزايي در مثبت نگري يا برعكس آن در منفي نگري دارد .در جامعه اي كه بدي و زشتي و ظلم و شرارت وجود دارد اين امر باعث مي شود تا افراد هر روز با آن بدي ها روبرو شوند و كم كم عادت كنند تا فقط زشتي ها را تداعي نمايند.اگر منفي نگري در جامعه اي شايع شود كودكان و نوجوانان آن جامعه با مشاهده منفي گرايي ها تحت تأثير قرار مي گيرند و همان طور كه تئوري يادگيري مشاهده اي بيان مي كند اين نگرش و رفتار را ياد مي گيرند و بروز مي دهند.

* دكتر غفاري مثبت نگري و واكنش هاي مردم در برابر آن ناشي از چيست؟

مثبت نگري هم ناشي از اميد اجتماعي است و هم مولد اميد اجتماعي است و علاوه بر اين اميد و نوع نگاه به مسائل و واقعيت هاي اجتماعي هم متأثر از نظام انتظارات كنشگران اجتماعي است و اين نظام انتظارات نسبت انتظار جامعه را به مسائل مختلف اجتماعي مشخص مي نمايد.

* به نظر شما چگونه مي توان جايگاه مثبت نگري را در ميان مردم افزايش داد؟

دكترغفاري: تقويت ارزش هاي اخلاقي مثبت در جامعه مديون كار و تلاش، صداقت، تعاون و همكاري و احترام به يكديگر و تقويت عزت نفس در سطح فردي و در سطح ملي و تقويت عملكرد، كارايي سازماني و حوزه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي مي تواند مثبت نگري را در بين افراد جامعه تقويت نمايند علاوه بر اين تقويت غرور ملي مي تواند زمينه را براي مثبت نگري فراهم نمايد و ازموانعي كه باعث پيشرفت مثبت نگري مي گردد مي توان عدم احساس موفقيت و كارا بودن و نرسيدن به آرزوها و آرمان ها و نااميدي را نام برد.

* مثبت نگري در خانواده شكل مي گيرد يا جامعه؟

دكتر تبريزي: بنظر من خانواده اولين كانوني است كه كودكان از آن همه چيز را يعني مذهب، اخلاق، روش هاي ارتباط و نگرش ها را ياد مي گيرند .چون تعامل كودك با خانواده بيشتر از تعامل با هر سيستم اجتماعي ديگري است و هزاران ساعت را در فضاي تعاملات خانواده مِي گذرانند. بنابراين مثبت انديشي نيز از خانواده آموخته مي شود. البته خود خانواده نيز يك سيستم باز است و از جامعه تأثير مي گيرد يعني از ساير سيستم هاي تعاملي مثل مدرسه، تلويزيون، سيستم حكومتي و امثال آن. بهتر است بگوييم مثبت انديشي مثل هر پديده ديگر حاصل تعاملات سيستم اندر سيستم اندر ... مي باشد.

* دكتر غفاري به نظر شما نقش خانواده در مركزيت است يا جامعه؟ آيا ريشه مثبت نگري را در فرهنگ هم مي توان يافت؟

مثبت نگري حاصل عملكرد بخش هاي مختلف جامعه است. بدبيني است كه اگر فرد احساس نمايد كه از خانواده مناسب و سالمي برخوردار است در سازماني كارا فعاليت مي كند و در كشوري موفق و فعال در صحنه هاي مختلف بين المللي زندگي مي كند احساس خوش بيني و مثبت نگري بيشتري خواهد داشت.

پس بي شك ريشه مثبت نگري از منظر جامعه شناسي در جامعه و فرهنگ نهفته شده است زيرا افراد در جامعه و فرهنگي كه مردم در آن هستند تعريف مي شوند و هويت آنها هويت اجتماعي و فرهنگي است.

* به نظر شما چه گروهي از جامعه در رسيدن به ديد مثبت قوي تر هستند؟

دكتر غفاري: در جامعه هر فرد يا گروهي كه احساس نمايد بيشتر به كمال مطلوب هاي خود رسيده است و توانسته به توقعات و انتظارات خود پاسخ درخور توجهي بدهد احساس رضايت بيشتري نموده و در نتيجه از مثبت نگري بيشتري برخوردار خواهد بود.

مثبت نگري حاصل دانش و عملگرا و مؤثر و تأثيرگذار است هر چه فرد احساس نمايد كه بر روند وفرايندهاي محيط خود اثرگذاري بيشتري دارد احساس موفقيت و مثبت نگري بيشتري خواهد داشت.

* دكتر تبريزي شما چه گروهي از جامعه را در رسيدن به ديد مثبت قو ي تر مي دانيد؟

گروهي كه از جامعه به «آگاهي» مي رسند بي شك به نگرش مثبت گرايش بيشتري پيدا مي كنند زيرا بيشتر آدم ها توسط باورهاي غلط و القائات اطرافيان از خودشان دزديده شده اند و آگاهي آنها را از دست دزدها رها مي كند و به خودشان باز مي گرداند. همچنين كساني كه از عزت نفس بيشتري برخوردارند مثبت انديش مي شوند. منظور از عزت نفس باور كردن خودشان و احترام به خودشان است.متن زير بياني از خانم ويرجينيا ستير درمانگر انسان دوست است و مي تواند بيانگر عزت نفس آدمي باشد. چه خوب است هر كس به عنوان اعلاميه جهاني حقوق من آن را در اتاقش نصب كند و هر چند يك بار آن را بخواند.

ايجاد رابطه دو انسان را در يك زمان به دو شكل درگير مي كند. هر انساني در ارتباط با خودش و هر كدام در ارتباط با ديگري، حال به يك تصوير آشنا نگاه كنيد. عزت نفس مركز هستي تمام انسان هاست و براي يك زندگي آزاد امري حياتي است ما براي بالا بردن عزت نفس و ايجاد يك رابطه خوب با ديگران نياز به روش هاي خاص خود داريم و من در مورد اين كه چه طور مي توانيم آن را به دست بياوريم نظر خود را تا جاي ممكن در اين شعر آورده ام:

اين من هستم

در تمام اين جهان

هيچ كس شبيه من نيست

از بعضي جهات

شايد بعضي،

ولي هيچ كس شبيه من نيست

هر چه از من سر زند از من است

چرا كه با ضمير خود آن را گزيده ام

من مالك هر آن چه هستم

كه در وجودم مي گذرد

تن من و هر آن چه در آن مي گذرد

روح من با فكرها و ايده هايي كه در آن جاري است

چشم هايم، با همه تصاوير و هر آن چه كه ديده

و احساس من، هر آن چه كه هست

خشم، لذت، ناكامي، عشق، نوميدي و هيجان

دهانم

كلماتم كه ممكن است، متين، شيرين، خشن

درست يا نادرست باشد

صدايم ملايم يا بلند

واكنش هايم، خواه در برابر خود يا ديگران

من مالك روياها، اميدها و ترس هايم هستم

من مالك پيروزي ها، موفقيت ها، همه شكست ها و اشتباهاتم هستم

بنابراين قادرم به آگاهي صميمانه تري نسبت به خود دست يابم

با اين تفكر، قادرم خود را دوست بدارم و با تمام وجود خود

نزديك باشم.

مي توانم به تمام جنبه هاي خود چنان واقعيت بخشم كه

هر يك به بهترين نحو عمل كند

مي دانم جنبه هايي از من گيجم مي كند و جنبه هاي ديگر را نمي شناسم

اما تا وقتي با خود صميمي هستم و خود را دوست دارم، مي توانم اميدوار باشم كه راه حل هايم را براي اين معماها و روش هايي براي شناخت بيشتر خود بيابم.آن چه را كه مي بينم، مي شنوم و حس مي كنم در يك لحظه مشخص از زمان از من است و نشان مي دهد كه در همان لحظه از زمان كجا هستم وقتي به عقب برمي گردم كه چه ديده و شنيده و حس كرده ام بعضي هايش با وجودم نمي خوانند و.آن چه را مناسب نيست از بين مي برم و آن چه را خوب است و زيبا نگه مي دارم.من مي بينم ، مي شنوم، احساس مي كنم، فكر مي كنم مي گويم و انجام مي دهم
  
   
   مصاحبه : روزنامه همشهرى  


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۹:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]
 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۸ )

امنيت اجتماعي عاملي بر رشد اميدواري


در هر عصر و جامعه‌اي گروهي از انسانها گرد هم آمدند و براي رفع بهتر و راحت‌تر نيازهاي خود به امنيت، آسايش و سلامت و هر نوع نيازهاي انساني، هنجارهايي را تعريف و همه را به تبعيت از آن فرا خوانند. اين هنجارها در دوران‌هاي مختلف دستخوش تغييرات و تحولات گوناگون اجتماعي (صرف نظر از موقعيت جغرافيايي وقوع آن ) شده است.
تغيات جمعي و اجتماعي است، به هر وسيله‌اي براي حمايت از خود و دور شدن از مسائل و خطرات به خود بيشتر مي‌انديشد تا بقاي جمع و اجتماعي كه در آن زندگي مي‌كند.
● جايگاه امنيت در جامعه
يكي از با اهميت‌ترين وجوه زندگي وجود امنيت است. مقوله امنيت در زندگي جمعي تا حدي است كه گروهي از متفكران اجتماعي در تعاريف خود كلمه امنيت را مترادف با مفهوم «سلامتي به كار مي‌گيرند، و وجود آن را ضامن بقا و پايداري جامعه سالم مي‌دانند. البته بر اين نكته مي‌توان تاكيد نمود كه «احساس امنيت» همواره رابطه مستقيم با امنيت واقعي نداشته و وجود و عدم‌ وجود امنيت و احساس آن لزوما» به معني بهره‌مندي يا محروميت از واقعيت امنيت نيست.
در جوامعي كه وجود امنيت موجب مي‌شود تا تعاملات اجتماعي در يك مسير واقعي قرار گيرد، احساس عدم‌ امنيت چه از لحاظ بودن يا نبودن واقعي آن مي‌تواند تحركات و جريان‌هاي اجتماعي را دچار اختلال كند و اين اختلالات خود سر منشاء‌ يأس و انفعال اجتماعي مي‌شود.


فرين مهرنگ  : روزنامه كارگزاران

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۷ )

اميد و اميدواري ، محاسن و تهديدات


يكي از مشخصه هاي بارز و عيني در رفتار عموم مردم جامعه مخصوصاً جوانان در آغاز هزاره سوم ،ضعيف بودن اميد و اميدواري به زندگي و آينده مي باشد،هر روزه در روزنامه ها ،تلويزيون ،سخنراني ها و مردم كوچه و خيابان مي بينيم و مي شنويم كه علي رغم رشد تكنولوژي و پيشرفت در صنايع و صنعتي شدن امور، متأسفانه در برابر اين رشد و پيشرفت سخت افزاري روحيات و سلامتي جسماني و رواني آحاد مردم جامعه رو به كاهش و ضعف مي باشد.در اين بين تأثيرات اين تفسير و دگرگوني بيشتر از همه قشر جوان جامعه را به جهت جريان تكويني و ذاتي كسب هويت و عبور از دوران سخت نوجواني كه اصطلاحاً در كتب تخصصي روان شناسي تحت عنوان دوران طوفان و تنش نام برده مي شود تهديد و متأثر مي گرداند،لذا از جمله موضوعات اساسي و مهم كه يا داوري آن به افراد مخصوصاً جوانان بسيار ضرورت دارد، موضوع «اميد و اميدوار بودن به زندگي،حيات،فرداي روشن و...» مي باشد.جوانان به دليل شرايط خاص سني و جريان تكوين شخصيت خود،ممكن است نسبت به رفع مشكلاتي كه در زندگي با ان روبرو مي شوند ،عاجز و درمانده شوند. در اين صورت با توجه به مسئله اميد و اميدواري در زندگي فردي و اجتماعي او مي توان بسياري از مشكلات را رفع نموده و زندگي سخت و نابسامان را تبديل به زندگي خوش و قابل تحمل نمود.از طرفي در تعابير اسلامي و قرآني نا اميدي مطرود واقع شده است چرا كه خداوند سبحان در سوره يوسف آيه ۸۷ مي فرمايند:
«از رحمت الهي نا اميد نشويد ، زيرا جز قوم كافران كسي از رحمت الهي نو ميد نمي شود.»
بنابراين همه ما بايد نهال و جوانه اميد را در خود به وجود آورده،سپس به رشد و تكامل آن اقدام نماييم و بدانيم اگر اميد و پويايي از بين ما رخت ببندد،در آينده نسلي ايستا و غمگين و دل مرده خواهِيم داشت و همچنين اگر نبود روحيه اميد و اميدواري بعد از فعاليت و يا شكست هيچ رشد و پويايي و حركت در توسعه و پيشرفت جامعه به وجود نمي آمد.
آخر هم ما شنيده ايم كه انيشتين در مدرسه مردود شده است و يا اديسون از مدرسه اخراج شده است ولي اگر پس از اين شكستها نا اميد مي شدند،هيچ گاه به مقام عالي نمي رسيدند.در ذيل عواملي كه اميد را به وجود مي آورند و همچنين عواملي كه اميد را تهديد مي كنند آورده خواهد شد.
توصيه هاي چند براي ايجاد اميد در افراد
▪ تقويت باورهاي الهي و ديني :
مهمترين منبع و عامل حمايت كننده كه مي تواند ما را در برابر خطرات و امواج منفي حمايت نمايد،باور به خداوند متعال و جهان آخرت مي باشد.همچنين ما بايد دنبال منابع قوي و انرژي زا و اميد آفرين در افراد باشيم،چرا كه هر چقدر ما از منابع قدرتي و انرژي روحي و رواني برخوردار باشيم،تحمل پذيري،استقامت و اميدواري ما بيشتر خواهد بود.لذا در آيه ۱۷ سوره انعام خداوند متعال مي فرمايند:« بدانيد كه هيچ كس غير از خداوند نمي تواند به سختي و غم شما پايان دهد و بر نا اميدي شما خط بطلان كشند.»
▪ الگو گيري از پيامبران _ اوليأ و بزرگان:
براي ايجاد و تقويت اميد و اميدواري در افراد مي توان به زندگي و راه و روش رفتاري بزرگان دين ،ائمه(ع) و شخصيتهاي كاملي كه منبع اميد و انرژي و حيات بوده اند توجه نمود، بزرگاني مانند پيامبر بزرگ اسلام كه با همه سختي ها و مشكلاتي كه براي ايشان در راه ترويج و نشر اسلام به وجود آمد، اما از مسير حق و اميدواري خارج نگرديدند و يا شخصيتهاي ديگري مانند حضرت امام(ره) شهيد مطهري،پروفسور حسابي و....
در اين زمينه خداوند سبحان در سوره احزاب آيه ۲۱ مي فرمايند:
« در پيامبر خدا ، براي شما ، چه در صبر و مقامت با دشمن و چه ديگر اوصاف و افعال نيكويي او سر مشق و الگوي نيكويي است .»
▪ شناخت ويژگي هاي خود :
در اين زمينه مي توان به شناخت صحيح از خود دنياي پيراموني خود ، سختي ها ، نقاط ضعف و قدرت خود اشاره نمود كه در مجموع باعث كنار آمدن بهتر با زندگي خواهد شد.
▪ بالا بردن روحيه تعاون و مشاركت اجتماعي در افراد:
از عمده نقاط ضعف عموم مردم كشور ما ، عدم استفاده از فنون مهارت هاي اجتماعي و همچنين ميزان كم تعاملات اجتماعي و مشاركت جمعي مي باشد ، لذا در صورت ايجاد روحيه تعاون و مشاركت اجتماعي ، افراد مي توانند باعث افزايش روحيه ، توانمندي ، اميدواري و... در همديگر بشوند.
▪ بالا بردن صفت سازگاري با محيط در افراد:
از مشخصه هاي شخصيتي و رفتاري افراد سالم و اميدوار ، برخوردار بودن از مهارت هاي مقابله اي و مقابله صحيح با مشكلات مي باشد ، امروزه در سطح دنيا افرادي از توانمندي و قابليت لازم براي زندگي اجتماعي و فردي در جامعه برخوردار مي باشند كه از كنار هوش و قابليت ذهني و انتزاعي از قابليت ديگري به نام هوش هيجاني و اجتماعي برخوردار باشند. لذا تقويت هوش هيجاني در افراد باعث سازگاري بهتر با جامعه و اجتماع خواهد گرديد و فرد در اين وضعيت از آرامش بيشتري برخوردار خواهد بود.
▪ تنظيم سطح توقع افراد با ميزان تلاش آنها:
در افراد سالم و اميدوار دو نوع برداشت و خود كه عبارتند از خود ايده آل و خود واقعي تفاوت چنداني وجود ندارد . لذا افراد جامعه مخصوصاً نوجوانان و جوانان عزيز بايد توجه نمايند كه انتظاراتشان از خود و اطرافيان بايد واقعي ، قابل دسترس و متناسب با تلاش و فعاليت آنها باشد تا دچار ناكامي هاي زياد نگردند.
▪ وارد كردن عشق و علاقه و عواطف در زندگي ( پيدا كردن معني در زندگي):
از عمده علت هايي كه افراد را به بي تفاوتي ، بي هويتي و نااميدي سوق مي دهد ، نداشتن يك معناي درست از هدف و فلسفه زندگي مي باشد، متأسفانه در مراجعين باليني به اين مركز مخصوصاً در بين جوانان جامعه اين عامل به صورت زياد مشاهده مي گردد، كه جوان ما دچار بحران اساسي و يك پوچي در زندگي گرديده است ، لذا براي جلوگيري از اين آفت در عملكرد طبيعي افراد ، بايد والدين، معلمين ، دوستان و رسانه هاي جمعي به تقويت داشتن رابطه سالم و منطقي و همچنين توجه به يك فلسفه حيات بخش بر اساس شرع و عقل از زندگي تاكيد بنمايد.
تهديدات اميد (عواملي كه اميدواري را در افراد از بين مي برد):
۱) نداشتن ايمان و اعتقادات ديني
۲) عدم درك صحيح از خود و استعدادهاي خود
۳) عدم پذيرش فرد از خود (خود كم بيني )
۴) احساس عدم مسئوليت در برابر ديگران
۵) نداشتن برنامه در زندگي براي رسيدن به اهداف
۶) داشتن تفكر قطبي يا مبتني بر اصل همه يا هيچ ،يعني مطلق گرايي و تفكر در نهايت ها
۷) تعميم بيش از اندازه امور
۸) تحريف واقعيتهاي زندگي
۹) ترس و اضطراب كه به صورت مرضي در شخص و زندگي او تعميم يافته است
۱۰) غصه خوردن و مقايسه كردن زياد خود با ديگران
۱۱) پر توقعي و انتظار بيش از اندازه از خود
۱۲) فقر عاطفي و اطلاعاتي، در اين زمينه جمله اي از شهيد مطهري(ره) نقل شده است كه ايشان فرمودند:« انسان به هر نسبت كه آگاهي بيشتري دارد حيات بيشتري نيز دارد.»
● خلاصه(نتيجه گيري):
در نهايت مي توانيم به اين رهنمود در بهداشت رواني توجه نماييم كه پيشگيري مقدم بر درمان مي باشد و بهتر است كه ما در تعاملاتمان با خود، اعضاي خانواده،همكاران، افراد اجتماع و ... روحيه تقويت و افزايش اميد به زندگي را ايجاد نماييم ، همچنين مي توانيم از اميد و اميدواري تحت عنوان يكي از متغيرها و فاكتورهاي تشويقي و تقويتي اساسي همچنين نيازهاي اساسي رواني در تعيين سرنوشت افراد نام ببريم كه دائماً باِيد مورد توجه و اهميت قرار گِيرد چرا كه در فرهنگ اسلامي و ملي ما افرادي داراي موقعيت و ماندگاري شده اند كه توانسته اند اين ويژگي را با توكل به خالق هستي و صبغه الهي در خود ايجاد نمايند.مخصوصاً اين نكته براي دوستان خوب جوان مورد اهميت و توجه مي باشد چرا كه در زندگي با صحنه ها ، موقعيت ها و حوادثي مواجهه خواهند شد كه در خيلي از اين موارد براي آنها غير قابل پيش بيني مي باشد لذا با حفظ اين روحيه و ويژگي مثبت در خود مي توانند با اين حجم از اين مشكلات و مسائل به عنوان سنگ زيرين آسياب مطرح باشند و انشاء الله به ظفر و پيروزي نائل آيند.
در نوميدي بسي اميدهاست از پس ظلمت بسي خورشيدها ست


محمود برجعلي كارشناس ارشد معاونت پژوهشي و دانشجوي دكتراي روان شناسي ۱- منظور از جوانان افراد بين ۱۵ تا ۲۹ سال مي باشند. ۲- storme and stress ۳ - Adaptation ۴- Copping skills ۵ -Ideal self ۶ - real self


پژوهه دين


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 
تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۶ )

به اميدم به اميدم به اميد...

شعري از فخرالدين اسعد گرگاني

نيينى باغبان چون گل بكارد

چه مايه غم خورد تا گل بر آرد

به روز و شب بود بى صبر و بى خواب

گهى پيرايد او را گه دهد آب

گهى از بهر او خوابش رميده

گهى خارش به دست اندر خليده

به اميد آن همه تيمار بيند

كه تا روزى برو گل بار بيند

نبينى آنكه دارد بلبلى را

كه از بانگش طرب خيزد دلى را

دهد او را شب و روز آب و دانه

كند از عود و عاجش ساز خانه

بدو باشد هميشه خرم و كش

بدان اميد كاو بانگى كند خوش

نبينى آنكه در دريا نشيند

چه مايه زو نهيب و رنج بيند

هميشه بى خور و بى خواب باشد

ميان موج و باد و آب باشد

نه با اين ايمنى بيند نه با آن

گهى از خواسته ترسد گه از جان

به اميد آن همه دريا گذارد

كه تا سودى بيابد زانچه دارد

نبينى آنكه جوهر جويد از كان

به كان در آزمايد رنج چندان

نه شب خسپد نه روز آرام گيرد

نه روزى رنج او انجام گيرد

هميشه سنگ و آهن بار دارد

هميشه كوه كندن كار دارد

به اميد آن همه آزار يابد

كه شايد گوهرى شهوار يابد

اگر كار جهان اميد و آزست

همه كس را بدين هر دو نيازست

هميشه تا بر آيد ماه و خورشيد

مرا باشد به مهرت آز و اميد

مرا در دل درخت مهربانى

به چه ماند به سرو بوستانى

نه شاخش خشك گردد گاه گرما

نه برگش زرد گردد گاه سرما

هميشه سبز و نغز و آبدارست

تو پندارى كه هر روزش بهارست

ترا در دل درخت مهربانى

به چه ماند به گلزار خزانى

برهنه گشته و بى بار مانده

گل و برگش برفته خار مانده

همى دارم اميد روزگارى

كه باز آيد ز مهرش نوبهارى

وفا باشد خجسته برگ و بارش

گل صد برگ باشد خشك خارش

دو چندان كز منست اميدوارى

ز تو بينم همى نوميدوارى

منم چون شاخ تشنه در بهاران

توى همچون هوا با ابر و باران

منم درويش با رنج و بلا جفت

توى قارون بى بخشايش و زفت

همى گويم به درد و زين بتر نيست

كه جز گريه مرا كاري ديگر نيست

چه بيچاره بود آن سو گوارى

كه جز گريه ندارد هيچ كارى

چو بيمارم كه در زارى و سستى

نبرّد جانش اميد از درستى

چنان مرد غريبم در جهان خوار

به ياد زادبوم خويش بيمار

نشسته چون غريبان بر سر راه

همى پرسم ز حالت گاه وبى گاه

مرا گويند زو اميد بر دار

كه نوميدى اميدت ناورد بار

همى گويم به پاسخ  تا به جاويد

به اميدم به اميدم به اميد...

از كتاب «ويس و رامين» فخرالدين اسعد گرگاني


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۵ )

در باره اميد گفته اند . . .


۱) خدا اميد و خواب را براي جبران غم هاي زندگي به ما ارزاني داشته است.
۲) نااميدي اولين گامي است كه انسان به سوي گور برمي دارد.
۳) يأس در كارها خودكشي است.
۴) اميد و آرزو آخرين چيزي است كه دست از گريبان بشر بر مي دارد.
۵) داشتن ظرفيت اميد مهمترين حقيقت زندگي است، زيرا مقصود و توانِ رسيدن به حقيقت را براي انسان فراهم مي سازد.
۶) آن زندگي كه به اميد فردا بگذرد ، يك روز عقب مانده است.
۷) زندگي غافلان به دو بخش تقسيم مي شود : نيمه اول به اميد و نيمه دوم در حسرت نيمه اول.
۸) اميد، رؤياي بيداران است.
۹) خوب زندگي كردنِ امروز هر ديروزي را به رؤيايي از خوشبختي و هر فردايي را به چشم اندازي از اميد مبدل مي كند.
۱۰) كسي كه به عرصه ي ايمان گام مي نهد ( به آن مقام هستي كه نهايت آرزو است) به حريم حيات داخل مي شود.
۱۱) مال و ثروت، سرانجام انسان را تباه مي كند و دام آرزوها را گسترده مي دارد.
۱۲) آرزو براي انسان ها رحمت است. اگر آرزو نبود هيچ مادري به فرزند خود شير نمي داد و هيچ باغباني درختي در زمين نمي كاشت.
۱۳) آرزو چون سراب ، داراي نماي فريبنده اي است كه حقيقت ندارد.
۱۴) شما هميشه ترجيح مي دهيد كه زودتر به آرزوهايتان برسيد تا ديرتر. به همين دليل است كه در تمام عرصه هاي زندگي تان بي قرار هستيد.
۱۵) اگر مي خواهيد پيروز شويد اميدوار باشيد.
۱۶) بهترين وسيله براي فتح و پيروزي اميدواري است . اگر مي خواهيد پيروز شويد اميدوار باشيد

http://vista.ir/article/79184/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]


سخن‌چيني يكي از آفات زبان


يكي از آفات زبان كه از رذايل اخلاقي به شمار مي‌رود و انسان را از راه خدا دور مي‌سازد، نمّامي و سخن‌چيني است. سخن‌چيني يعني پشت سر ديگران سخن گفتن و عيبجويي كردن و به دنبال برملا كردن عيوب ديگران بودن و حرف را از محفلي به محفل ديگري برده و سخنان را پخش كردن.
قرآن كريم در نكوهش سخن‌چيني مي‌فرمايد:
 "وَيلٌ لِكُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَه؛ (۱) واي بر هر عيب جويِ سخن چين."
 رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند:
 " اَلا اُنَبِّئَكُم بِشِرَارِكُم قَالُوا بَلَي يَا رَسُولَ اللهِ قَالَ المَشَّاءُونَ بِالنَّمِيمَهِٔ المُفَرِّقُونَ بَينَ الاَحِبَّهِٔ البَاغُونَ لِلبُرَآءِ المَعَايِبَ. " (۲)
 «آيا مي‌خواهيد شما را به بدترين افراد در ميان شما آگاه كنم؟ عرض كردند بلي اي رسول خدا . حضرت فرمودند: بدترين افراد آنهايي هستند كه به سوي سخن چيني مي‌روند، ‌كساني كه ميان دوستان جدايي مي‌افكنند و در جستجوي عيب براي افراد صالح و پاكدامنند.»
ايشان در جاي ديگري مي‌فرمايند:
 "لا يَدخُلُ الجَنَّهَٔ نَمَّامٌ" (۳)؛ سخن‌چين وارد بهشت نمي‌شود.

پي‌نوشت‌ها:
 ۱- همزه، ۱ .
 ۲- اصول كافي، ج۴، ص۷۵، ح۱ .
 ۳- محجهٔ البيضاء، ج۵، ص ۲۷۵ .


تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]


نفي مجادله در دين


شخصي به امام حسين(ع) عرض كرد: بنشين تا پيرامون دين باهم بحث كنيم. حضرت فرمود: «اي مرد من به دين خود بصيرت دارم (آن چنان كه نور) هدايت من بر من آشكار گشته است، اگر تو به دين خود ناداني، برو ياد بگير، مرا با مجادله (و بگو مگوي نابجا) چكار؟ اين شيطان است كه آدمي را وسوسه مي كند و در نهان با او سخن مي راند و مي گويد: پيرامون دين با مردم، مجادله كن تاگمان نبرند كه تو ناتوان و ناداني. مجادله (و بگو مگو) از چهارگونه بيرون نيست:
 يا اينكه تو و رفيقت در آنچه هر دو مي دانيد با يكديگر مجادله مي كنيد، در اين صورت، خيرخواهي نسبت به هم را ترك گفته ايد، و رسوايي هم را مي جوييد، و (بدين وسيله) آن علم را تباه ساخته ايد.
 يا اينكه در آنچه هر دو نمي دانيد با هم بگو مگو داريد، در اين صورت ناداني خود را آشكار كرده، و با هم از روي ناداني ستيز نموده ايد.
 يا اينكه در آنچه تو مي داني (و او نمي داند) يك و دو مي كنيد، در اين صورت تو كه از پي (نمايان ساختن ناداني و) لغزش رفيق خود برآمده اي به او ظلم نموده اي. و يا اينكه در آنچه او مي داند (و تو نمي داني) مجادله مي كنيد، در اين صورت تو (كه نمي پذيري) حرمت و منزلت رفيق خود را نگه نداشته اي.
 اين چهارگونه جدال، همگي (براي جوينده حق) ناممكن است، هر كه عادلانه رفتار كند و حق را پذيرا باشد و مجادله را ترك نمايد، ايمان خود را پايدار ساخته و دينداري خود را نيكو انجام داده و عقل خود را (از نادرستي) مصون داشته است.»(۱)
 
۱- موسوعه كلمات امام حسين(ع)، ص۸۱۱


روزنامه كيهان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۴ )

توكل به‌ كار مي‌آيد تا انسان را از ورطه نااميدي و سردرگمي‌ نجات دهد


خيلي از ما در مراحل مختلف زندگي، در فراز و فرودها و در دشواري‌ها و ناملايمات، از خود پرسيده‌ايم: تا كجا بايد بر سر كاري يا هدفي تلاش كرد و صبر و مقاومت به خرج داد؟ تا كي بايد بر سر اراده و تصميم خود باقي ماند؟ و... از كجا بايد خود را به تقدير الهي سپرد و راضي به رضاي او، دل را همچون سبوي موسي به آب‌هاي متلاطم و ميان دهان باز تمساح‌ها رها كرد. ظاهرش البته سپردن دل به امواج است و باطنش اعتماد و توكل به نيروي لايزالي كه جز با قلب و بصيرت درك نمي‌شود. اما چه بسيار كه از سپردن خويش به امواج متلاطم ترسيديم و نتوانستيم دست ياري او را بيابيم و بر رشته ناگسستني‌اش بياويزيم.


گاه آنچه را كه طلب كرديم نزديك ديديم، ولي با طولاني شدن امتحان و گرفتاري در ابتلاء، تندبادهاي ترديد وزيدن گرفته است.
اين مسائل مرا به ياد كلامي ‌از امام علي (ع) مي‌اندازد كه فرمود: اعرفت الله في فسخ العزايم و نقص الهمم و حل العقد؛ خداوند را به شكستن اراده‌ها و ناكافي ماندن همت‌ها و گشودن گره‌ها شناختم.


گمان مي‌كنم همين جاست كه توكل به كار مي‌آيد تا انسان را از ورطه نا اميدي و سردرگمي‌ نجات دهد؛ توكلي كه ريشه در يقين و اعتماد به حي و حاضر بودن خداوند داشته باشد. مرحوم آقاي دولابي مي‌گفت: شادم، زيرا خدايي را مي‌پرستم كه زنده و حي القيوم است، به عدالتش يقين دارم و ترديدي برايم نيست كه هم عادل است و هم قادر به تحقق عدالت.


تصوير تاريخي زندگي امام علي(ع) گواه روشني است كه او در سختي‌ها، فراز و نشيب‌ها و دشواري‌ها، در شرايطي كه عزيزترين زندگيش - زهرا (س)- را از دست داد، در روزگاري كه تنهايش گذاشتند يا انكارش كردند يا تهمت و افترا بر او بستند، جز بر خدا توكل نكرد. تاريخ گواهي مي‌دهد در شرايطي علي (ع) را از صحنه سياست و حكومت كنار زدند و منزوي و خانه‌نشين كردند كه بيشترين شايستگي را براي آن داشت، اخلاق‌مداري را در اين عرصه به اثبات رسانده بود و فضيلت حكومت‌داري در رفتار بزرگ منشانه، عدالت‌جويانه و صادقانه‌اش با پرهيز مطلق از دروغ به اثبات رسيده بود.


در تمام اين احوال امام علي (ع) هرگز توكل و اعتماد خود را به خداوند از دست نداد و به ديگران نيز در عين دعوت به صبر و استقامت، توصيه به توكل مي‌كرد. او اين آگاهي و دانايي را داشت كه چه كارهايي را بايد با صبر و تلاش و پايمردي و كوشش به سرانجام رساند و چه اموري از دست او خارج است، پس بايد آن را به خداوند سپرد.


خبرگزاري ايسنا


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده و مبارزه با نا اميدي ( ۳ )

لحظات نااميدي را پشت سر بگذاريم


۱) عواملي كه باعث بروز احساسات منفي در ما ميشوند، معمولاً نشانگر هستند تا سببي، اختلاف ميان شما با يك دوست و يا يك عزيز، يك مشكل جسمي، يك مانع و يا يك خبر ناگوار در روزنامه. هرگاه دلگير و نااميد شديد، اين دو پرسش را از خود بپرسيد:
 ۱) رويداد برانگيزنده اين احساس در شما چه بوده است؟
 ۲) و اينكه اين رخداد با چه چيزهايي مرتبط است؟ پرسش اخير مهم است. عاملي كه شما را حقيقتاً مكدر و ناراحت ميكند، رويداد و موضوع جاري نيست، بلكه عمدتاً چيزي در گذشته دور و يا نزديك شما است، چيزي موجود در ناخودآگاه شما كه سبب ناراحتي شما ميشود. آگاهي يافتن از اين جنبه عميق مشكلات، نخستين گام در جهت حل علل زير بنايي رويداد ها است.
 ۲) تفكر خودكشي داشته باشيد!! متعجب نشويد. اكنون ديگر به پايان خط رسيده ايد و ياس و سرخوردگي بر شما چيره گشته، و ميخواهيد به زندگي خود پايان بخشيد. اما كمي درنگ كنيد، چراكه شما اكنون بسيار توانمند و قوي هستيد. آيا چيزي بدتر از مرگ وجود دارد؟ مسلماً خير. بنابراين به سراغ كاري كه تا كنون شهامت انجامش را نداشته ايد و يا راهي كه آن را پيش از اين آزمايش نكرده ايد، برويد. ديگر شكست، طرد شدن و ترسيدن براي شما معنايي ندارد، چراكه آنها هر چه باشند، از مرگ بدتر و ناخوشايند تر نيستند. بنابراين شانس خود را براي آخرين بار هم كه شده امتحان كنيد، مسلماً اين بار موفق خواهيد شد. بنابراين ميتوان از تفكر منفي خودكشي در جهت مثبت هم بهره گرفت.
 به احتمال زياد ۸۰ تا ۹۰ درصد محتواي انديشه شما مربوط به زمان گذشته و يا آينده است. نكوهش عملكردهاي گذشته و ترس از وقايع آينده. اما آگاه باشيد كه گذشته يك خاطره است و آينده نيزعمدتاً به نحوه عملكرد و نگرش ما در زمان حال بستگي دارد. بنابراين در زمان حال بيانديشيد، سخن بگوييد و عمل كنيد.
۳) نظرگاه غالب خود را تغيير دهيد. نظرگاه شما با چيزها و افرادي كه به تجربه خود وارد ميسازيد ارتباط دارد. چنانچه فردي منفي باف و بدبيني ميباشيد، خود را تغيير دهيد و خوشبينانه تر به مسايل پيرامون خود نگاه كنيد.
۴) قدر شناس باشيد. شايد بگوييد من چيزي نداريم كه سپاسگذار آن باشم. اما چنانچه شما اين مقاله را مطالعه ميكنيد،پس احساس داريد،قادريد بيانديشيد،بياموزيد،رشد كنيد و براي آينده خود تصميم بگيريد.
۵) موقعيت شما عذاب آور، طاقت فرسا و ناعادلانه است. شغل خود را از دست داده ايد، از فرد محبوب خود جدا شده ايد؟ بي پول هستيد و يا از بيماري لاعلاج رنج ميبريد؟ كاملاً طبيعي است كه در اين شرايط احساس مورد سوء استفاده قرار گرفتن و بدبختي كنيد. اگر خواهان آن هستيد كه وضعيت و شرايط خود را تغيير دهيد، از خود سؤال كنيد كه اين وضعيت چه چيزي به شما مي آموزد؟ و چگونه ميتوانيد از آن درس بگيريد؟ و به سمت جلو حركت كنيد. يك قانون جهاني در اينجا حاكم است: قانون اقتضا و تناسب": هر اتفاقي كه در زمان حال در زندگي شما به وقوع مي پيوندد، متناسب با نياز شما براي رشد و بالندگي است. به خاطر داشته باشيد، درسها را تا زماني كه كاملاً فرانگرفته باشيد، مجدداً تكرار خواهند شد.
۶) قانون جذب و تمركز را از ياد نبريد. (به مقاله تقويت تمركز رجوع كنيد)
۷) پذيرش واقعيت. ما ياد گرفته ايم تا سؤال كنيم، ترديد كنيم و به چالش بكشيم. مفروضات، حقايق، منطق و استنتاج ها ابزارهاي ما در هدايت زندگيمان ميباشند. اما به چه بهايي؟ آيا زندگي كوششي است براي همواره درست انديش بودن و مطابق اصول حركت كردن؟ واقعيت آنست كه ما خودانگيختگي را با قطعيت و يقين مبادله ميكنيم. ما خود را از "غير منتظره ها" جدا ميسازيم كه هرگز نبايد مرتكب اشتباهي شويم.
۸) انتهاي مارپيچ. آيا تاكنون سلسله اي از وقايع ناگوار را تجربه كرده ايد؟ و به خود گفته ايد پس چه زمان اين بد بياري ها پايان مي يابند؟ اما زندگي برنامه اي است براي تعليم و آموزش دائمي، كه گرچه بتوانيم آنها را به تاخير اندازيم، اما هرگز نميتوانيم مانع به وقوع پيوستنشان شويم، "درسهايي كه از تجارب كسب ميكنيم." هر چند ممكن است ماهيت درسها براي افراد مختلف متفاوت باشد، اما نياز يادگيري در همه افراد يكسان است. درس ها به ما مي آموزند كه هر ايده، نگرش، عقيده و مفهوم غير منطقي و نا معتبر را رها سازيم. بايستي ياد بگيريم تا ايده هاي نو را جايگزين ايده هاي كهنه و منسوخ كنيم.
۹) نقش پارادوكس ها. دنيا مملو از تناقض ها است. پايان و نتيجه هاي غير منطقي و ناعادلانه و رويدادهايي كه نبايد اتفاق مي افتادند. بنابراين به آنچه ميخوانيد و يا ميشنويد كمتر اعتماد كنيد، و واقعيات عيني جهان را فراگيريد.
۱۰) به خاطر داشته باشيد كه دايره كنترل شما به خودتان محدود ميشود. يعني صرفاً كاري كه انجام مي دهيد، سخناني كه بيان مي كنيد، نوع واكنش شما به ديگران و رويدادها، نوع تفكر شما، كاري كه انجام ميدهيد(شغل)، دوستاني كه بر ميگزينيد، سلامت جسم شما (با رعايت نوع رژيم غذايي، ورزش، مصرف نكردن سيگار و مواد مخدر، خواب و انجام چك آپ هاي دوره اي)، انتخاب محيط زندگي خود، زمان (چگونه زمان خود را مديريت مي كنيد)، ميراث شما (تمام اعمال، سخنان و دانشي كه در راه خدمت به ديگران، با آنها به اشتراك گذارده ايد).
۱۱) ديگر زمان آن فرا رسيده كه هر كاري كه تمايل داريد را انجام دهيد. براي يك لحظه تصميم بگيريد تا خودخواه ترين انسان باشيد و به چيزي كه مدت ها است آرزوي انجام دادن و يا بدست آوردنش را داريد جامه عمل بپوشانيد.
۱۲) به خاطر داشته باشيد كه شما تنها نيستيد. قطع نظر از نوع مشكلي كه با آن دست و پنجه نرم ميكنيد، يقين داشته باشيد ميليون ها انسان در سراسر جهان مشابه مشكل شما را در حال تجربه كردن ميباشند.


http://vista.ir/article/86760/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

گفتمان ، همان گفت‌ و گو نيست

امروزه، در اكثر موارد، واژه "گفتمان" به جاي گفت‌وگو بكار مي‌رود و حتي از اين واژه، با مصدر "كردن" استفاده مي‌شود، در صورتي كه گفتمان، اصلاً به معناي گفت‌وگو نيست.

گفتمان واژه‌اي است كه توسط داريوش آشوري، به عنوان معادل discours (ديسكور) فرانسوي، ساخته شده است، كلمه‌اي كه آن را در فارسي، مي‌توان به كلام، گفتار، نقد، خطابه، سخن و صحبت هم ترجمه كرد. اما داريوش آشوري، براي اينكه توجه خوانندگان را به معناي اصطلاحي و فلسفي واژه، خصوصاً به معنايي كه در آثار ميشل فوكو، فيلسوف فرانسوي، به كار رفته است، جلب كند، آن كلمات متعارف را كنار گذاشت و كلمه گفتمان را از بن ماضي "گفت" با پسوند "مان" به وجود آورد، همان‌طور كه واژه ساختمان از بن ماضي "ساخت" و پسوند "مان"، ساخته شده است.

نظام‌هاي فكري، فرهنگي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي، علمي و هنري يك جامعه، در هر دوره از تاريخ آن، همگي با هم در ارتباط هستند و نظام واحدي را تشكيل مي‌دهند كه از آن مي‌توان با عنوان سخن غالب آن زمانه يا به تعبير داريوش آشوري، گفتمان غالب آن زمانه ياد كرد. به عبارت ديگر، گفتمان به پيوند ميان ذهنيت مردم و ساختار اجتماعي ـ سياسي و قدرت و زبان اطلاق مي‌شود؛ وقتي گفتمان تغيير مي‌كند، طبيعتاً همه اين موارد هم دستخوش دگرگوني مي‌شوند.

براي روشن شدن موضوع، مي‌توان به نمونه‌اي از پيوند زبان و قدرت در مسأله جنسيت اشاره كرد. در جامعه مردسالار، مردان در خانواده قدرت را در دست دارند و همين ساختار در حكومت و سياست هم وجود دارد و زنان نمي‌توانند نقشي در سياست داشته باشند. در زبان چنين جامعه‌اي هم، طبيعتاً كلمات "زن" و "زنانگي"، نشان‌دهنده ضعف و ناقص‌عقلي‌اند، در عوض كلمه‌هايي مثل "مردانگي" ارزشمندند و تعابيري مثل "جوانمردي" و "قول مردانه" وجود دارد. چنين زباني در چنان ساختار اجتماعي، بر دختران اثر مي‌گذارد و سبب مي‌شود آنها از همان كودكي باور كنند كه از پسرها كمترند و بايد به حاكميت آنها تن در دهند. همين دخترها ازدواج مي‌كنند و مردسالاري را در خانواده مي‌پذيرند و پسرهايشان را با اعتماد به نفس و دخترهايشان را متكي به ديگران، بار مي‌آورند. در اين شرايط، اصطلاحاً گفته مي‌شود گفتمان حاكم بر اين جامعه، گفتمان مردسالاري است. ليكن وقتي گفتمان مردسالار در اين جامعه از بين مي‌رود، امكان تعليم و تربيت يكسان و نيز امكان كار كردن در بيرون منزل و به تبع آن، استقلال اقتصادي براي دختران به وجود مي‌آيد و در نتيجه، آنها به موقعيت‌هايي در جامعه دست مي‌يابند، در خانواده نظرشان به اندازه نظر همسرشان ارزش پيدا مي‌كند و در اجتماع، از رايي مساوي برخوردار مي‌شوند و در سياست و حاكميت نيز نقش پيدا مي‌كنند. تغييرات به وجود آمده در نظام اجتماعي، فكري و سياسي اين جامعه، حتي در زبان آن هم پديدار مي‌شود، براي مثال، در زبان انگليسي، پيش‌تر براي اشاره به سوم شخص، به طور مطلق، صرفاً he به كار مي‌رفت، اما امروزه، نويسندگان انگليسي‌زبان، در جايي كه جنسيت آن فرد سوم مورد نظر نيست، خود را موظف مي‌بينند از تعبير he or she استفاده كنند.

http://zorwanplus.persianblog.ir/post/38


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده و مبارزه با نا اميدي ( ۲ )

سازگاري در روزگار سركش با اميد به آينده


كارشناسان مسائل اجتماعي و روانشناسان معتقدند ايجاد امنيت رواني و دغدغه هاي مثبت، فراهم كردن فضاي رقابت هاي سياسي نشاط آور و تغيير نگاه هاي منفي و غلط به زندگي و آينده از مهم ترين گام ها براي تقويت روحيه اميد به زندگي درگروه هاي مختلف جامعه است.
 ● اميد به زندگي نگرش است
 دكتر كامبيز كامكاري، دبير كميسيون تخصصي سنجش در نظام روانشناسي كشور مي گويد: از منظر «روانشناسي كمال» اميد به زندگي نوعي نگرش است.
 به گفته وي، پيشگامان و نظريه پردازان اين شاخه بر خلاف گروهي از همكاران شان كه به جنبه هاي منفي افراد مي پردازند همواره به جنبه هاي مثبت و شخصيت انسان هاي سالم توجه دارند.
 عضو هيأت علمي دانشگاه تهران در ادامه، به تشريح اين ديدگاه پرداخته و عنوان مي كند: روانشناسي كمال به سه عنصر عاطفي، شناختي و رفتاري توجه ويژه اي دارد. اگر نگرش شخص به زندگي و محيط اطراف مثبت باشد او از زندگي لذت برده و احساس شادكامي و خوشحالي مي كند. عنصر شناختي نيز به زندگي او معني و مفهوم مي بخشد. بدين ترتيب فرد براي خود و اهدافش ارزش ويژه اي قائل است و خود را انسان مفيدي مي داند.
 عنصر رفتاري نيز فرد را به زندگي و طول عمر بيشتر ترغيب كرده و حس توجه به سلامتي و نشاط جسمي را در او تقويت مي كند.
 ●نقش فرد در كسب موفقيت پر رنگ شود
 دكتر كامكاري، در ادامه مي افزايد: براي افزايش و تقويت روحيه اميد به زندگي بايد نقش فرد را در كسب موفقيت هايش بزرگ و چشمگير نشان داد. بايد به او گفت كه خودش موجب موفقيت شده است. در نقطه مقابل نيز اگر شخص با شكست مواجه شد بايد نقش فرد را در اين زمينه بسيار كمرنگ نشان داد.
 وي يادآور مي شود: متأسفانه در جوامع جهان سوم و كمتر توسعه يافته، به اين نكته هاي مهم توجه جدي نمي شود، زيرا اگر فرد بخواهد از موفقيتش صحبت كند بلافاصله اين گونه تلقي مي شود كه او قصد تعريف از خود را دارد. اين در حالي است كه براي تعريف شكست ها و نقاط تاريك و منفي زندگي فرد در اين نوع جوامع هيچ محدوديتي وجود ندارد.
 ● فرصت ابراز وجود
 روانشناسان همواره بر اين موضوع تأكيد دارند كه براي افزايش روحيه اميد به زندگي در افراد مختلف بويژه آنان كه نگرش هاي منفي دارند بايد فرصت ابراز وجود داد، زيرا در چنين محيطي مي توان فضا را براي نگرش هاي مثبت مهيا كرد.
 ● هر كس كه يك چرايي دارد با هر چگونگي خواهد ساخت
 دكتر كامكاري با اشاره به اين جمله معروف « هر كس كه يك چرايي دارد با هر چگونگي خواهد ساخت» مي افزايد: مسئولان و تصميم سازان جامعه بايد تلاش كنند كه به قشرهاي مختلف جامعه بويژه جوانان معنا و هدف بدهند.
● نياز جوانان
 دكتر سيد حسن حسيني رئيس مركز تحقيقات و مطالعات دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران مي گويد: بررسي هاي كارشناسي نشان مي دهد برخي از معضلات و ناهنجاري ها از جمله اعتياد، گرايش به سمت مصرف مواد روانگردان و افسردگي ريشه در اين ضعف دارد.
 ● تأثير زندگي والدين در آينده فرزندان
 به اعتقاد دكتر حسيني، جامعه شناس، يكي از عوامل مهم ديگر كه به ناشكفتگي گروهي از جوانان در طبقه متوسط و رو به پائين جامعه مي انجامد، نگاه فرزندان به زندگي والدين و اطرافيان است، زيرا معمولاً در اين خانواده ها فرزندان با مشاهده دشواري ها و سختي هاي زندگي والدين، آينده روشني پيش روي خود نمي بينند. بنابراين برنامه ريزان و دست اندركاران جامعه بايد براي ايجاد تعادل در زمينه هاي مختلف اجتماعي و اقتصادي گام هاي اساسي بردارند.
 وي در عين حال تصريح مي كند: براي افزايش اميد به زندگي، صرفنظر از تلاش براي كاهش معضلات اقتصادي و اجتماعي و حل مشكلات بهداشتي، مسكن، اشتغال و ازدواج مردم و جوانان بايد براي ايجاد دغدغه هاي مثبت تلاش كرد. همچنين بايد براي گفت وگوهاي پر بار روزانه مردم نيز برنامه ريزي كرد كه بي شك در اين راه رسانه ها با ايجاد فضاي چند صدايي در جامعه خوراك مناسب را در اختيار گروه هاي مختلف جامعه قرار دهند.
 ● حلقه گمشده
 مهناز عسگريان، كارشناس ارشد روان سنجي نيز مي گويد: بررسي زندگي برخي از افراد نا اميد نشان مي دهد موانع موجود بر سر راه آنان را نسبت به زندگي دلسرد كرده است. به همين دليل از آنان افراد بي رمق و بي انگيزه ساخته است.
 اما واقعيت امر با اين قضيه كاملاً در تضاد است، زيرا در بسياري از شرايط روزمره با انسان هايي برخورد مي كنيم كه از لحاظ ظاهر در رفاه كامل به سر برده و هيچ مانعي سر راه پيشرفت شان وجود ندارد. با وجود اين آنچنان كه بايد و شايد در راه رسيدن به اهداف خود ثابت قدم نبوده و به طرز اسفناكي اراده و اختيار خود را كه بزرگترين سرمايه است، «به آنچه پيش آيد خوش آيد»، مي سپارند و دست از هرگونه حركت و تكاپو مي شويند.
 وي مي افزايد: در مقابل مي توان به طور شگفت انگيز افرادي را ديد كه شرايط از هر لحاظ عرصه را برايشان تنگ كرده و دستيابي به كمترين ها را دشوار كرده است. با اين حال از انرژي وصف ناپذيري برخوردارند كه همگان را شگفتزده مي كنند و توصيف از اراده انسان فراتر از اراده معمول آدمي است. اينجاست كه تناقض پيش مي آيد و اين پرسش در ذهن افراد نقش مي بندد كه اين شرايط است كه اميد را نسبت به زندگي در افراد بيدار مي كند يا اين اميد داشتن به زندگي است كه آنها را به تكاپو وا داشته و زندگي را برايشان هموار كرده است.
 به گفته اين روانشناس نقش بستن اين سؤال در ذهن افراد نشان دهنده آن است كه حلقه اي از اين زنجيره گم شده است. بنابراين وجود اين حلقه گم شده است كه اين دور باطل را پديد آورده. وي تصريح مي كند: براي دستيابي به پاسخ اين سؤال، نظريه پردازان و صاحبنظران در عرصه هاي گوناگون به ريسمان هاي مختلف چنگ زده اند. تئوري پردازان رفتاري اين حلقه گم شده را در فرايند يادگيري و شرطي شدن هاي افراد توصيف مي كنند. در حالي كه روانكاوان اين حلقه گم شده را وابسته به تجارب دوران كودكي دانسته و آن را برخاسته از عقده هاي نهفته از اين دوران اوليه زندگي مي دانند. در اين ميان صاحبنظران رويكرد شناختي پاسخ محكم تر و معقول تري را به اين سؤال ارائه مي كنند. آنها بيشترين تأكيد را در حوزه شناختي افراد داشته و معتقدند اين نگرش و برداشت افراد از واقعيت هاست كه اين حلقه گم شده را تشكيل مي دهد. حال آن كه با نگاهي تيزبين مي توان با تأكيد بر اين پاسخ، بسياري از تناقض ها و ابهام ها را دريافت و به نقش پر رنگ شناخت و قضاوت افراد و ديدگاه ذهني آنها نسبت به مسائل در مهارت زندگي كردنشان پي برد.
 عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد مي افزايد: از آن جايي كه انسان ها مخلوقات بي همتاي خداوند هستند، خودشان حامل نيرويي بالقوه اند كه به وسيله آن نيروي بيكران مي توانند بر شرايط پيرامونشان فائق شوند و آنچه مي گذرد را تحت كنترل قرار دهند. افسار زندگي را به دست گرفته و اسب سركش روزگار را مهار كنند.
اين نيروي بيكران همان قدرت تعقل و تفكر است كه وجه مميزه انسان با بقيه مخلوقات هستي است. همان چيزي كه انسان را به كسب عنوان «اشرف مخلوقات» نائل كرده است. شرايط چه خوب و چه بد، چه تلخ و چه شيرين بر همه ما به طرق مختلفي مي گذرد، يك روز اين شرايط سخت و دشوار و يك روز سهل و آسان است. يك روز شرايط بر وفق مراد و روز ديگر برعكس است. اما آن چيزي كه نمي تواند انسان را از ثابت قدم بودن و حركت كردن در پيشاپيش مشكلات باز دارد، برداشتي است كه فرد نسبت به اين شرايط دارد.
 به گفته وي، انسان ها بايدمهارت درست انديشيدن را بياموزند و دريابيم كه درست انديشيدن يعني صورت مسأله را خوب فهميدن و بهترين راه حل را براي آن اعمال كردن است. بايد انسان ها ياد بگيرند كه فهم و درك واقعيت ها از ارائه راهكار براي حل آن دشوارتر و پر اهميت تر است. اين كه چگونه مسائل را ارزيابي كنيم و چگونه به تفسير رخدادهاي روزمره مان بپردازيم و چه نگرشي نسبت به توانايي ها و محدوديت هايمان داشته باشيم نقش تعيين كننده اي در ارائه راه حل براي مقابله با آن مسائل دارد. انسان واقع بين در وهله اول خودش را بيش از ديگران دوست دارد و براي توانايي ها و محدوديت هايش ارزش قائل است و در اين ميان درصدد است تا نقاط مثبت اش را تقويت كرده و نقاط منفي اش را اصلاح كند. سپس درمي يابد كه نسبت به هيچ چيز هيچ كس ناتوان نيست، زيرا اگر انسان در گام نخست، خودش را خوب بشناسد، درمي يابد كه مهار كردن شرايط برايش ناممكن نيست.
در اين ميان وقتي كه دريابد دست هاي پنهاني هست كه او را حمايت كرده و توان مقابله اش را صد چندان افزون مي كند و آن هم چيزي نيست جز توكل به خالق هستي، آن گاه پاهايش قدرت فراواني براي گام برداشتن به سوي هدف و ديدگانش جرقه هايي از اميد به آينده و دستانش توان بي حدي براي برداشتن موانع از پيش پايش مي يابد. اينجاست كه فصل تازه اي از زندگي به روي انسان گشوده مي شود


روزنامه ايران : داريوش آرمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ank">۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان