مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4352
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 11
همه : 4259888


 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده و مبارزه با نا اميدي ( ۱)

خداحافظ، نا اميدي


بشر از ديرباز به شناخت خويشتن علاقه‌اي وافر ابراز مي‌داشته و در اين راه سخت تلاش و كوشش و اهتمام مي‌ورزيده و بر همين اساس و ميل دروني براي شناخت خويشتن است كه حالات سلامت و بيماري براي وي از اهميتي درخور و شايسته برخوردار شده است. افسردگي يكي از نخستين اختلال‌هاي رواني است كه پزشكان به شرح آن پرداخته‌اند. مشهورترين حالت افسردگي احساس دلتنگي و دل‌گرفتگي و يا قرار داشتن در حالت خلقي بد است. اين احساس‌ها معمولا كوتاه بوده و تاثيرات كم و جزئي بر روي فعاليت‌هاي معمول روزانه دارند. در سطح بعدي افسردگي نشانه‌ها شدت يافته و براي دوره‌اي طولاني‌تر تداوم مي‌يابد.فعاليت‌هاي روزمره ممكن است به شدت سخت شوند. اما هنوز شخص قادر به مقابله با آنهاست. به هر حال در اين حالت احساس نااميدي شايد آن‌قدر شديد شود كه خودكشي به عنوان تنها راه‌حل به نظر برسد. كسي كه افسردگي را تجربه مي‌كند ممكن است نوسانات شديدي را در خلق تجربه كرده و يا حتي آرزوي كناره‌گيري كامل از فعاليت‌هاي معمول روزانه و دنياي بيرون را داشته باشد.
 ● عوامل موثر در بروز افسردگي
 بروز افسردگي در فرد دلايل مختلفي مي‌تواند داشته باشد، از جمله حوادث مختلفي كه در دوران زندگي پيش آمده، رفتار ديگر اعضاي خانواده نسبت به او، تغيير محل، محل زندگي و يا شكست و ناكامي‌هاي زندگي را مي‌توان نام برد. كساني كه در كودكي از حضور در اجتماع و فعاليت‌هاي گروهي و اجتماعي محروم بوده‌اند و بيشتر وقت خود را در منزل گذرانده‌اند در آينده بيشتر در معرض ابتلاي به اين بيماري قرار مي‌گيرند.
 ▪ اتفاقات زندگي:
بسيار عادي است كه در زمان روبه‌رو شدن با يك فاجعه غم‌انگيز مانند داغ‌ديدگي و يا از دست دادن شغل افسرده شويم.
 ▪ شرايط و موقعيت‌ها:
‌اگر ما تنها بوده و دوستي نداشته باشيم، تحت فشار رواني باشيم، نگراني داشته و يا از نظر جسمي افت كرده باشيم، احتمال بيشتري مي‌رود كه افسرده شويم.
 ▪ بيماري جسمي:‌
افسردگي بيشتر زماني كه از بيماري جسمي رنج مي‌بريم به سراغ ما مي‌آيد.
 ▪ شخصيت : ‌
 هر فردي احتمال دارد افسرده شود اما برخي از افراد احتمال بيشتري براي افسرده شدن دارند.
▪ جنسيت:
‌زنان بيشتر از مردان افسرده مي‌شوند شايد به اين دليل كه مردان كمتر اجازه مي‌دهند احساساتشان بارز شود و اغلب بر آنها سرپوش مي‌گذارند.
 لذت بردن از زندگي و علاقمند شدن به انجام كارهاي روزمره براي اين عده دشوار مي‌شود. كارهاي لذت‌بخش معمولي مانند خواندن روزنامه و يا تماشاي تلويزيون دشوار و تحمل‌ناپذير مي‌شود. وقتي افسردگي به شديدترين سطح خود مي‌رسد ممكن است توانايي واكنش هيجاني را از دست بدهد و به آنجا برسد كه احساس خوب و بد چندان تفاوتي برايش نكند و ممكن است با آرزوي مرگ واقعا اقدام به خودكشي كند.
لبخند بزنيد و تظاهر كنيد كه خوشحال هستيد. راست بايستيد و قامت خميده و افسرده‌وار به خود نگيريد. تحقيقات نشان مي‌دهند كه شكل‌ چهره واقعا مي‌تواند نوع احساس انسان را تغيير دهد. وانمود كردن به تجربه يك حالت عاطفي، واقعا آن حالت را در شما ايجاد مي‌كند.
 ● درمان افسردگي
 بايد توجه داشت اگر چه حدود ۳۰درصد افراد در طول عمر خود حداقل يكبار درجاتي از اين بيماري را تجربه مي‌كنند اما آنچه به طور اساسي به درمان نياز دارد پا برجا بودن حداقل ۵ علامت به مدت ۲هفته است. خوشبختانه راههاي موثر فراواني براي درمان افسردگي وجود دارد كه در اين رابطه مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
 ـ چرخه خواب وبيداري خود را تنظيم كنيد. در طول روز چرت نزنيد تا تنظيم برنامه آسان‌تر شود.
 ـ بيشتر كار كنيد چون اعتمادبه‌نفس شما را زياد مي‌كند اما اگر در آن واحد مثلا در ۳ جا كار مي‌كنيد حتما آن را كم كنيد چون تنش رواني را زياد مي‌كند.
 ـ قهوه كمتر بخوريد يك فنجان قهوه شيرين ممكن است افسردگي را دو برابر كند.
 ـ ورزش كنيد. برايتان بسيار خوب است به طور منظم به ورزشي كه برايتان مناسب است بپردازيد.
 ـ تلويزيون كمتر تماشا كنيد. تماشاي تلويزيون اثر رخوت‌زا دارد و افسردگي را تشديد مي‌كند.
ـ اگر سيگار مي‌كشيد بدانيد كه سيگار باعث تشديد افسردگي مي‌شود آن را ترك كنيد، اگر نمي‌توانيد حتما كمك بگيريد (پزشك و...) ترك سيگار به درمان افسردگي كمك زيادي مي‌كند.
 ـ كتاب‌هاي مناسب درباره افسردگي و راههاي مبارزه با آن را بخوانيد.
 ـ از عطرهاي مناسب استفاده كنيد برخي عطرها مانند گل ياس عملا تحرك فرد افسرده را بالا مي‌برد.
 ـ مصرف برخي داروها مانند داروهاي ضدفشار خون، ضدآلرژي و... افسردگي را تشديد مي‌كند. پركاري يا كم‌كاري غدد مانند تيروئيد نيز مي‌تواند باعث بروز افسردگي شود. از پزشك خود كمك بخواهيد.
 ـ نواختن موسيقي مناسب در بهبود افسردگي موثر است. يك روانپزشك نواختن موسيقي را شيوه‌اي جهت تخليه احساسات و هيجانات منفي و همچنين خاطرات ناخوشايند مي‌داند.
ـ يكي ديگر از راههاي كاهش افسردگي استفاده از نور طبيعي است. نور به بهتر شدن كاركرد بدن كمك مي‌كند بنابراين به محض بيدار شدن، پرده‌ها را كنار بزنيد تا نور بيشتري به درون اتاق بتابد. از آن بهتر اين است كه هرچه سريع‌تر از منزل خارج شده و در معرض تابش نور خورشيد قرار بگيريد.
 ـ با كسي كه دوستش داريد در مورد موضوعي لذت‌بخش صحبت كنيد. يكي از سريع‌ترين راهها براي مبارزه با افسردگي ايجاد ارتباط با ديگران (افرادي كه به آنان علاقه‌مند هستيد) است از آنان دوري نكنيد.
 ـ بسيار مهم است كه بر فعاليت‌هاي اجتماعي خود بيفزاييد.
 ـ هرگاه احساس تنش مي‌كنيد از روش‌هاي خود آرام‌بخشي استفاده كنيد. نفس عميق و پرداختن به امور تفريحي مي‌تواند كمك‌كننده باشد.
 ـ لبخند بزنيد و تظاهر كنيد كه خوشحال هستيد. راست بايستيد و قامت خميده و افسرده‌وار به خود نگيريد. تحقيقات نشان مي‌دهند كه شكل‌ چهره واقعا مي‌تواند نوع احساس انسان را تغيير دهد. وانمود كردن به تجربه يك حالت عاطفي، واقعا آن حالت را در شما ايجاد مي‌كند.
 ـ نسبت به يادگيري يك زبان خارجي اقدام كنيد. تجربه نشان مي‌دهد تلاش براي فراگيري زباني غير از زبان مادري ميزان اعتماد به‌نفس افراد را به شدت افزايش داده و در آنها ايجاد روحيه‌اي پرنشاط مي‌نمايد. امتحان كنيد.
 ـ علاوه بر به كار بستن موارد فوق عملي‌ترين و مهمترين راه درمان، استفاده از داروهاي ضدافسردگي است كه انواع مختلف دارند. هر بيمار ممكن است به يك يا چند نوع داروي خاص پاسخ مناسبي بدهد. به هر حال اكثريت قريب به اتفاق بيماران به يك مورد درمان دارويي همراه با بهره‌گيري از خدمات مشاوره و روان ‌درماني پاسخ خواهند داد.


رضا ساعي شاهي منبع: همشهري


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۱۰)

 روحيه سازي فرهنگي تمريني براي تقويت روحيه



مدرسه > دانشگاه و مراكز آموزشي كه انبساط دارند و سازمان و مديريتي كه برخوردار از مديريت انبساطي است چگونه است و بالاخره يك جامعه و جهاني كه داراي انبساط باشد چگونه اند؟ اين آرامش شما جمع آوري انرژي است . بدن هر يك از ما سلول هايي دارد كه شبيه باطري است . اين سلول ها در طول روز به خاطر كار فكري و يدي تحليل مي رود و از طريق خواب > تغذيه> استراحت و هواي خوب شارژ مي شود. جهت بازيافت انرژي براي كساني كه كار زيادي دارند تمريناتي وجود دارد تا در دقايق فشرده اي بتوانند انرژي از دست رفته خود را بازيابند.

از آن جا كه خود فريبي يكي از كارهاي ناپسند است و جهان هم از اين طريق تلاش دارد بر هر چيزي موثر باشد بجاست كه هم براي تأثير در آموزش و پرورش و هم در جهان مديريت و خانواده از روش انبساطي استفاده شود.

در اينجا تمريني انجام مي دهيم كه در پايان آن حتماً تغيير حال و سرحالي دست خواهد داد و براي آينده زندگي خودتان و خانواده و جامعه مفيد خواهد بود. براي اين كار بايد چيزي در دست يا روي پاي شما نباشد . اگر توصيه هايي كه براي انجام اين تمرين گفته مي شود> رعايت شود اثرات بهترين خواهد داشت .

تمريني كه براي تقويت روحيه انجام مي شود بايد با چشم بسته باشد به صورتي كه چشم ها منقبض نشوند. لازم است براي انجام اين تمرين سكوت حفظ شود زيرا هر چقدر در آرامش صورت گيرد كيفيت بهتري خواهد داشت . حال يك نفس عميق بكشيد و بازدم آن را بيرون دهيد> بعد آهسته چشمانتان را ببنديد و روي صندلي به صورتي قرار گيريد كه مي خواهيد در هواپيما يا اتوبوس در شب استراحت كنيد. حال با تمام وجود به صداي تنقس خود توجه كنيد > يعني در حال تنفس سعي كنيد> تمام دقت و توجه خود را صرف شنيدن نفس خود كنيد. در حين توجه به نفس سراپا گوش باشد سومين كاري كه انجام مي دهيد اين است كه سرعت نفس كشيدن خود را از حد معمول آهسته تر كنيد يعني هر چقدر براي شما امكان پذير است آهسته و طولاني نفس بگيريد و به همين نحو نفس را بيرون دهيد مجدداً تأكيد مي كنم كه در اين تمرين سه كار انجام مي دهيد: 1- با گوش مي شنويد 2- با تمام بدن نفس كشيدن خود را حس مي كنيد 3- عمل تنفس را به آهستگي انجام مي دهيد.

در حالي كه تمام دقت خود را متوجه نفس خود كرده ايد . چند لحظه اين توجه را قطع كنيد و ذهنتان را آزاد بگذاريد تا به هر سمت كه تمايل داشت برود . حال دوباره به شنيدن صداي نفس خود و احساس آن توجه كنيد و آهسته نفس بكشيد . هر چقدر مي توانيد خود را رها و آزاد كنيد و مواظب باشيد بدنتان در قيد و بندي نباشد .

( توجه به صداي نفس حس آن و آهسته نفس كشيدن) دوباره براي چند لحظه ذهن خود را آزاد كنيد. در اين مرحله به دست راست و چپ خود توجه كنيد و سعي كنيد دست و چپ خود را حس كنيد و عضلات آنها را شل و آزاد نگه داريد . به پاي چپ و راست خود توجه كنيد و آنها را حس كنيد و باز هم مراقب باشيد كه انگشتان پا و خود پا منقبض نباشد> به شكم پشت و پهلويتان توجه كنيد و آنها را در حالت آسايش آرامش و استراحت قرار دهيد . حال به گردن خود توجه كنيد دكمه يقه را باز كنيد و بگذاريد گردنتان در آسايش و آرامش باشد . عضلات صورت خود را شل كنيد و كاملاً احساس آسودگي و آرامش را در سر و صورت گونه ها چشم ابرو گوش و تمام سر خود ايجاد كنيد . حال تمام اعضاي بدن را در وضعيت آسايش و آرامش بيشتر قرار دهيد و هيچ انقباظي را در خود نگه نداريد .

همان طور كه زمان مي گذرد> در ذهن خود تصور كنيد كه چشمهايتان سنگين و سنگين تر مي شود و گويي چند وقت است كه نخوابيديد و حال نيمه خواب پيدا مي كنيد .و همان طور كه چشمانتان سنگين مي شود > تصور كنيد كه خواب مي بينيد منتهي خواب تصاويري كه مي گويم ببينيد محيطي زيب و طبيعي را كه در گذشته ديده ايد هواي خوب درختان و گياها ن آسمان آبي و نهر آب و زيبايي هاي روي نيمكتي نشسته ايد از هواي خوب و زيباي آنجا استفاده مي كنيد و بدنتان هم رها و آزاد است . تصور كنيد كه ساعد حدود 3 بعد از ظر است و ناهار خورده ايد و احساس خواب مي كنيد . نور بي دريغ آفتاب به بدن شما خورده است و يك رخوت و گرماي خاصي را در بدن شما ايجاد مي كند و شما كاملاً احساس بي وزني مي كنيد.

حال يك درخت سبز با برگهاي بزرگي را به بزرگي يك سيني تصور كنيد كه اين برگ از شاخه بالا روي شاخه پاييني افتاده روي آن معلق است . اين برگ يك كيفيت بي وزن و سبكي دارد حالت برگ را از نظر بي وزني به ذهن خود دهيد و تصور كنيد كه شما هم اكنون چنين كيفيتي را در بي وزني داريد . حال در همين وضعيت تصور كنيد كه آسمان آبي صاف را مي بينيد و پرندگان زيبايي در حال پرما وارد نموديم تا با آن محشور باشيد تا بحث بسيار مهم روحيه سازي را به اين طريق پيش ببريم .

قبل از آنكه بحث به صورت كلان دنبال شود به روش استقراء از جزء به كل مي رويم و مسأله را اين طور نمي بينيم كه براي هر يك از ما در طول شبانه روز در محيط كار و خانواده اين احساس به ما دست مي دهد كه حالمان خوب نيست و اين حال خوب اغلب علاماتي دارد كه هم از نظر جسمي و هم از نظر رواني و ارتباطي مي توان دوباره آن صحبت كرد. معمولاً در حالت بد جسمي> بدن منقبض است و دردهايي دارد كه به آنها ناراختي هاي روان تني مي گويند. بعضي ها ضربان قلبشان بيشتر مي شود تنفس شان زياد مي شود بدنشان درد مي گيرد ناراحتي ميگرن مي گيرند و احياناً برخيناراحتي هاي گوارشي پيدا مي كنند. چند وقت پيش رييس آزمايشگاه پوست دانشگاه تهران مي گفت 30% از بيماران پوستي به خاطر اعصابشان بيمار مي شوند. بنابراين وقتي حالمان بد مي شود جسم مان هم حالت ناراحتي پيدا ميكند. تاكنون دو نوع مسموميت به نام هاي مسموميت از هوا و مسموميت از غذا شناخته شده است . مسموميت ديگر هم ناشي از سيستم اعصاب است و وقتي اعصاب ناراحت مي شود خون دچار سم مي شود. به همين دليل وقتي كسب اعصاب ديگري را ناراحت مي كند مي گويد او خوت مرا كثيف كرد . منظور اين است كه سيستم اعصاب فعل و انفعالات شيميايي را ايجاد مي كند. وقتي مي ترسيد رنگتان مي پرد يا وقتي عصباني مي شويد قرمز مي شويد اين حالات ناشي از فعل و انفعالات شيميايي است . علاوه بر آن اثرات ديگري را هم در بدن ميگذارد و در اين حال فرد احساس مي كند جسمش مريض و ناراحت است . يكي از اشتباهاتي كه اكثراً مرتكب مي شوند اين است كه فكر مي كنند ما فقط از طريق رفتار هم امكان بيماري هست وقتي كسي به ما بي احترامي و ظلم مي كند يعني ما را درك نمي كند و اين مسأله مي تواند روي سيستم اعصاب ما ( به شرط مستعد بودن ) اثر بگذارد . اين افراد را از آناني مي دانيم كه هميشه موج منفي مي فرستد . برخي از افراد هم موج مثبت مي فرستند . اين مسأله بر روحيه ما تأثير زيادي مي گذارد و حالمان را بد مي كند . اگر در كنار عزيزان يا همكارانتان غذاي لذيذي بخوريد واي عصباني شويد گويي يك ليوان سم هم خورده ايد . شايد يك روز تحقيقات نشان دهد مردم آنقدر كه از رفتارها مريض مي شوند از ميكرب و ويروس كمتر مريض مي شوند. مي دانيد كه بعضي از افراد با زخم زبان و رفتارهاي نادرست روي ديگران تأثير بسيار بدي مي گذارند و اين اثرات سويي را خواهد داشت . همچنين روان را دچار اضطراب و بي قراري نفرت كينه و بيماري شايع افسردگي مي كند كه در دنيا زياد ديده مي شود و معتقدند بعد از بيماري سرماخوردگي ( در موضوعات رواني ) يكي از بيماري هاي دست و پا گير و رايج است . خوشبختانه در فرهنگ ادبي مان اين بيماري شناخته شده و آن را مسري مي دانستند:

در محفل خود راه مده همچو مني را

افسرده دل افسرده كند انجمني را

افسردگي يك معلم> مدير و مادر افسرده روي افراد مقابل اثر مي گذارد . در مهد كودكي به يكي از خردسالان زيردبستان كه ورزش نمي كرد . گفتيم چرا ورزش نمي كني> گفت ( حال ) ندارم . بعد از آنكه تحقيق كرديم> متوجه شديم اين اصطلاح بچه پنج ساله نيست و با ديدن پدر ومادر آن كودك ديديم آنها حال ندارند و در نتيجه اين احساس به فرزندشان رسيده است . پس فرد افسرده حالت اضطراب و خشم شديد دارد> عصبي است > وسواس دارد> نگران است و كاري كه مي خواهد انجام دهد> برايش بسيار دشوار مي آيد .

از نظر ارتباطي و روابط وقتي شخص حالش بد است . منقبض است . سرد است . از ديگران فاصله مي گيرد و اغلب دوست دارد در حال خود بماند. اين مجموعه نشان مي دهد كه چقدر اين حالات از نظر جسمي> ارتباطي و رواني براي جامعه اثرات بدي دارد . هدف از طرح مقوله روحيه سازي اين است كه افراد اين قن را ياد بگيرند همان طور كه مهارتهاي ديگر را در زندگي ياد مي گيرند ( رايانه > زبان > هنر و .. ) روحيه سازي هم بايد يك دانش جهاني شود > تا وقتي روحيه مان افت مي كند> بدانيم چه روشهايي را به كار گيريم كه موجب تقويت روحيه مان شود.

كار روحيه سازي مانند ترموستات است . اگر تعادل در يخچال عدد 5 است > وقتي سرماي يخچال خيلي بالا رود> خودبخود روي 5 مي آيد و خودش در هر دو حالت وضعيت را تنظيم مي كند. انسان هم يك چنين كيفيتي دارد. اصلاً به صلاح جامعه ما خانواده هاي ما و سازمان هاي ما نيست كه روحيه مان ضعيف شود> چون برايمان خيلي گران تمام مي شود. چون دراين صورت تمركز و حضور ذهن نداريم و نمي توانيم وظيفه مان را خوب انجام دهيم درواقع بيمار هستيم و به مصداق عقل سالم در بدن سالم است دچار گرفتاري هايي خواهيم شد . لذا يكي از وظايف مهم سياستگزاران فرهنگ كشور و كساني كه در اين راه كار مي كنند پرداختن به اين امراست و زماني در جامعه مي توان به زمينه هاي فرهنگ والا و پويا و فرهنگ مترقي پاي بند بود كه افراد جامعه از آن استفاده كنند زماني روحيه افراد يك جامعه خراب مي شود كه نتوانند با فرهنگ سالم ارتباط برقرار كنند.

فرهنگ هم مانند غذايي است كه اگر ناسالم باشد فرد و جامعه را مسموم مي كند و اگر سالام باشد آنها را مي سازد . بحث خيلي مهم دوباره سنجي و بازنگريهاي فرهنگي است كه با رشد جامعه مرتبط است آنچنان كه حضرت علي (ع) مي فرمايند فرزندانتان را متناسب با زمان تربيت كنيد يا در مباحث اسلامي داريم كسي كه امروزش با ديروزش تفاوت نكند مسلمان نيست و ... اين مجموعه بايد به ياري اين مسأله بيايد كه سيستم هاي دائماً در حال تحقيق از نظر تأثير نبض فرهنگ باشند. مثلاً وقتي دنيا وارد عصر رايانه ماهواره و بده و بستانهاي اطلاعات مي شود> نحوه نگاه به فرهنگ و اينكه چگونه فرهنگ عمومي و فرهنگ يك كشور از نظر فرهنگ وطني و سنتهاي ارزنده اش بايد حفظ و تقويت شود> وظايف جديدي را مطرح مي كند. بنابراين در روحيه سازي فرهنگي فرهنگ به عنوان يك غذاي روح تلقي مي شود و پيدا كردن ملاكهايي در جهت تقويت آن خود را به شكلي نشان ميدهد. اين بحث نه تنها مصاديق جامعه شناسي بلكه مصاديق روانشناسي هم دارد و ما كه همگي وارث يك فرهنگ ارزنده ادبي عرفاني و اسلامي در باب خودشناسي هستيم به مقوله اي به نام خودشناسي فرهنگي نزديك مي شويم يعني پي بردن به جايگاه فرهنگي خود در دوراني كه زندگي مي كنيم . با يك سوال ساده ميتوانيم بگوييم كه شخصيت هر يك از ما به عنوان يك فرد در طول روز فرد فرهنگي است كه در جامعه خود به ارتقاء كمي و كيفي جامعه اش مي تواند كمك كند و در تهيه غذاي خوب فرهنگي به سهم خود كمك نمايد يا اينكه بر عكس با ايستايي خاص و ركود درچرخ تكامل فرهنگي به عنوان مانعي مسأله ساز شود.

الان به اين نكته مي رسيم كه در روحيه سازي فرهنگي مانند روحيه سازي فردي ( با تفاوتهايي كه به طور كلي هست) ميتوان گفت كه عوامل اقتصادي > عوامل سياسي و عوامل اجتماعي بايد به گونه اي طراحي شوند كه اثراتشان روي انسان در جامعه اثري سالم ساز و سلامت ساز باشد و به اين سمت نرود كه اختلالات و ناهنجاري هاي اجتماعي و فرهنگي را به وجود آورد . به اين منظور چون در روحيه سازي > روحيه قوي و حال خوب از اهميت زيادي برخوردار است از نظر تحقيق بخش روان پزشكي دانشگاه پنسيلوانيا سالها تحقيقي را در زمينه حال و روحيه دنبال كرد در پاسخگويي به اين سوال كه ساختار حال خوب و روحيه چيست و چگونه آن را مي توان به صورت فردي اجتماعي و خانوادگي مورد استفاده قرار داد. بحث مدل ها و ساختارها از نظر تحقيي در كارهاي شما ديده شده است .

هر چيز مدلي ونظمي دارد همچنان كه دستور زبان يك نظمي دارد و مشخص است كه در يك زبان > فاعل يا فعل و ... در كدام قسمت جمله قرار گيرند> در زمينه حال و روحيه خوب نظم هايي وجود دارد كه آن هم براي خود سلسله مراتبي دارد كه بايد رعايت شود. اولين موضوعي كه در تحقيق گروههايي كه حال خوب و روحيه خوب داشتند انجام شده است اين نتيجه را نشان داده است كه ذهن انسان داراي اين ويژگي است كه تا حدي مي تاند افكار منفي را تحمل كند. به اين صورت كه حال هر كس در لحظه به عوامل ذهني> جسمي و ارتباطي بستگي دارد كه اگر آنها جمع شود.> فرد رضايت نسبي پيدا مي كند و حال خوبي در او ايجاد مي شود.

يكي از غذاهاي بسيار مهم روح انسان زيبايي است كه خوشبختانه از نظر اسلامي در ارتباط با خداوند بهترينش را داريم مبني بر اين كه خدا زيباست و زيبايي ها را دوست ميدارد. همان طور كه در شهرداري واحدي به نام زيباسازي شهر وجود دارد يكي از وظايف فرهنگ عمومي كمك به شناساندن اهميت زيباسازي اذهان جامعه است . هر كس بايد در ذهن خود در طول روز مقداري ذخيره زيبايي داشته باشد كه اگر اين مقدار كم باشد مانند كمبود ويتامين ها> روح را ناراحت مي كند. كليه بيماران رواني فكرهاي منفي و زشت زيادي در اذهان خود دارند. البته زشت به معناي مسايل ارتباطي نيست بلكه مراد كساني هستند كه خارا مي بينند و گل را نمي بينند . نكبت را مي بينند و نعمت را نمي بينند. شر را مي بينند و خير را نمي بينند> نااميدي را مي بينند و اميد را نمي بينند. يكي ازكارهايي كه از همين الان مي توان انجام داد اين است كه اگر ميخواهيد حالتان بد شود> هر چيز زشتي را در ذهنتان تكرار كنيد مانند بسياري از بيماران رواني كه هميشه خود را زشت مي بينند همسرانشان عزيزانشان جامعه ومحيط شان را زشت مي بينند .

يكي از راههاي ذخيره سازي زيبايي در ذهن كه به روحيه سازي فرهنگي كمك مي كند اين است كه افراد ياد بگيرند در ارتباط با طبيعت ذوق خود را بالا ببرند تا ذهنشان با زيبايي ها ساعاتي را محشور باشد . شما قبل از خواب در جايي مرتفع بايستيد و با نگاه به آسمان گياهان درختان و زيبايي هاي طبيعت ذهن خود را پر كنيد و ببينيد چه حالي به شما دست مي دهد؟ از نظر پزشكي ماده اي در بدن شما به نام آندوفيد ايجاد مي شود كه حالت آسايش و آرامش شفابخش در جسم و روحيه شما به وجود مي آيد . پس بايد جامعه و مردمان را به اين مسأله عادت داد كه ذهنشان را با زيبايي هاي طبيعيت پر كنند. يكي ديگر از كانالهايي كه توسط آن مي توان ذهن را از زيبايي پر كرد رابطه با انسان هاست اعم از انسان هاي معاصر يا انسان هايي كه در قيد حيات نيستند. من در يكي از برنامه هاي تلويزيوني گفتم كه ما يك دنياي خوب و بد دنياي بد داريم. شمر و يزيد ... مربوط به دنياي بد و امام حسين (ع) حضرت فاطمه ( س ) و ... مربوط به دنياي خوب هستند . بسياري از افراد در تاريخ بودند و هم اكنون نيز در دنياي معاصر ما هستند و آنها انسانهايي هستند كه تماس با آنها موجب زيبايي ذهن ما مي شود . وقتي شرح حال حضرت فاطمه (س ) را در راستاي يك همسر ايده آل مي خوانيد آن همه خويشتن داري بزگواري و احترامي كه از طرف پيامبر نبست به ايشان بود يادآوري و خواندن آن صحنه ها ذهن شما را زيبا مي كند البته ممكن است مادر شما هم فرد در مرحله بالاي انساني باشد .

به هر حال حالت بدي كه در جامعه در حال شكل گيري است اين است كه بعضي ها متأسفانه اولويت را به امور منفي مي دهند و بچه ها هم نقل مي كنند و فراموش مي كنند كه اثر بدي براي تربيت فرزندان گذاشته مي شود و فكر ميكنند كه در دنياي بد با افراد وحشتناكي مواجهند كه هيچ اميدي به زندگي نيست . ما همواره بايد شخصيت هاي خوب گذشته و معاصر را يادآوري كنيم و از ياد نبريم اگر مي گوييم شمر هست وجود امام حسين (ع) را هم يادآوري كنيم يا اگر مي گوييم هيتلر در تاريخ وجود داشت بگوييم گاندي > آلبرت شوايتزر> حافظ > مولوي و ... هم بوده اند و نگذايم كه صرفاً امور منفي ذهن را احاطه كند .

ذخيره اول زيباسازي ذهن از طريق طبيعت بوده ذخيره دوم از طريق زيبايي هاي انسان ها بود كه بايد يادآوري شود . اگر در خانواده اي فرد بدي بود و از آن طرف فاميل خوب ديگري هم حضور دارد وظيفه خانواده هست كه به فرزندان يادآوري كنند كه در قبال شخصيت بد فرد خوب هم وجود دارد. يعني در كنار زشتي حتماً زيبايي را هم مطرح كنند. مقوله اي وجود دارد به نام ذهن خائن يعني كه انسان طلب هاي خود را به خاطر دارد و بدهكاري هاي خود را از ياد مي برد . هرچه نكبت هست مي بيند نعمت را نمي بيند و ... به اين طريق روحيه افسردگي پيدا ميكند. آنچه كه درباره زيباسازي ذهن گفته شد از روي ترتيب نبود وليكن در بخش هاي ديگر هر كدام حايز اهميت است .

سومين راه رسيدن به ذهن زيبا به عنوان يك خوراك فرهنگي هفت هنر يا هنرهاست كه به تجربه ثابت شده است كسي كه ذوق هنري خود را بالا مي برد مي تواند به الطيف روح و روان و حتي جسم و ارتباطش كمك زيادي نمايد . مشاهده مي كنيم افرادي كه روحيه خوبي نداشتند با رفتن به مثلاً يك كنسرت موسيقي تغيير روحيه مي دهند. لذا بايد به فرزندان و خودتان بياموزيد كه مي توان از اين نعمت هايي كه خداوند در وجود هر يك از آنها با عنوان هنردوست يا هنرمند ايجاد كرده نيروي زيادي گرفت چون خود موضوعهاي هنري خلق زيبايي مي كنند و در اين زمينه اثرات زيادي روي انسان مي گذارند و الان خوشبختانه در اين چند سال مي بينيم كه در خانواده بچه ها به موسيقي و ساير هنرها علاقه زيادي پيدا كرده اند كه در تلطيف روح آنها تأثير زيادي دارد . جواني كه تمرين موسيقي ميكند و درسش را خوب مي خواند و براي حضور در المپياد تلاش مي كند به دنبال مواد مخدر يا كارهاي ناسالم ديگر نخواهد بود. بنابراين زيباسازي ذهن از نظر اثراتي كه دارد يك كار بهداشت رواني و سلامت نيز در جامعه هست .

در اين راستا بايد هنر و مراكز موجود از جمله فرهنگ سراها > به نحوي تقويت شوند.

چهارمين مورد روحيه سازي> ورزش و حركت جسمي است . از قديم هم شنيده ايم كه كارگران و زحمت كشان نزد خداوند جاي خاصي دارند به خاطر عرق جبيني كه روي پيشاني آنها مي نشينند. انسان طوري ساخته شده است كه غير از فعاليت هاي فكري حتماً بايد فعاليت هاي جسمي نيز داشته باشد ( از طريق حركت ) اگر فرد عرق نكند> سموم بدنش خارج نمي شود و نمي تواند حال و روحيه خوب داشته باشد .

پنجمين عاملي كه در زيباسازي ذهن اثر ميگذارد > امور اعتقادي و رابطه با خداوند است. قرآن مي فرمايد ياد ونام خدا قلب ها را آرامش مي دهد و امروزه در روان شناسي ثابت شده است انساني كه اعتقاد ندارد نمي تواند خير ببيند. رابطه الهي و عبادي انسان اثرات خاصي در سلامت جسمي و روحي و رواني اش ايجاد مي كند. در كناراينها مطالب زيادي مي گنجد كه از جمله علم و دانش عشث و مهر سازندگي وخلاقيت است كه تمام اينها با افزايش يك ذهن زيبا در فرد تبلور خود را به نوعي ايجاد مي كند. تمام كساني كه در اين مملكت در عرصه فرهنگ خدمت مي كنند. ابتدا بايد از خودشان شروع كنند و چراغ كوچكي را كه به كنك آنها روشن مي شود روشن نكه دارند و ان احساس مسوليت در تغذيه فرهنگي سالم و زيباي خود و اطرافيان و به وجود آوردن منابع مطالعات و تحقيقاتي است كه در اين زمينه ميتواند كمك كند.

من با اطمينان مي گويم اگر كسي تمام نعمت هاي دنيا را داشته باشد ولي يك حال و روحيه خوبي نداشته باشد نمي تواند از اين دنيا خيري ببرد . كهنسالان ما حرف هايي مي زنند كه امروزه در علم به اثبات رسيده است يكي از آن موارد اين است كه وقتي از مسايل مختلف زندگي بحث مي شود مي گويند آدم بايد دلش خوش باشد و امروزه در مكاتب روان شناسي ثابت شده است كه دل ناخوش مشكلات زيادي را ايجاد ميند و ما بسيار خوشحاليم كه فرهنگ ادبي ما به اين موضوعات توجه داشته است . براي بيمار> كلمه اي به نام ناخوش داريم كه وقتي فرد سلامت خود را به دست آورد بايد حالش خوش شود . بلكه حق انسان است كه خوش باشد چون ديده شده است كه انسان در مرحله سرور و شادي و خوشي اصيل يك حالت الهي و عرفاني پيدا مي كند. تعريفي كه از مومن مي شود اين است كه امنيت دارد و كسي امنيت دارد كه بتواند حال و روحيه خوب داشته باشد . بنابراين از نظر اعتقادي هم بر من و شما فرض است كه در زيباسازي ذهن از طريق فرهنگ در جامعه كوشا باشيم .

يكي از بخش هاي مهم حال خوب زيباسازي ذهن است و بخش ديگر ( كه فقط الان عنوانش را ذكر مي كنم) درست انديشي است كه يكي از بخش هاي مهم وظايف فرهنگي است . تحقيقات دانشگاهي در اين زميه نشان داده است كه وقتي افراد درست و زيبا مي انديشند حال بد ندارند. بنابراين درست انديشي و زيبا انديشي داراي اهميت زيادي است .

بخش دوم بحث > كه فرصت پرداختن به آن نيست بحث شناخت و انديشه انسان است كه در فلسفه اسلام و علم جديد توجه زيادي به آن شده است . دكارت از جمله فلاسفه اي بود كه روش هايي را به منظور درست به كار بردن عقل و انديشه توصيه مي كرد و بسياري از فلاسفه در اين زمينه كار كردند. هم اكنون علم جديديبه نام علوم اطلاعات و شناخت مطرح است و در اين خصوص بحث مي كند كه چگونه درست انديش باشيم . افرادي كه درست انديش نيستند سياه و سفيد مي كنند تعميم هاي غيرمنطقي مي دهند و بسياري از امور را مطلق مي كنند. به عبارت ديگر يك انسان فرهنگي بايد درك و شناخت خود را از دنياي درون و بيرون خويش به واقعيت نزديك كند تا بتواند راه و چاه را از هم تشخيص دهد . مشاهده مي كنميم كه وقتي حال كسي خيلي بد مي شود تحليل و درك درست را از دست مي دهد و از آن طرف از جمله وظايف دست اندركاران امور فرهنگي آن است كه كوشش كنند. افراد آموزش هايي فرا گيرند ( اعم از مهد كودك دبستان و دبيرستان ) تا بدانند چگونه به درست انديشي برسند.

خلاصه آنكه اگر زيبا انديشي و درست انديشي در جامعه به يكديگر ملحق شوند به بخش فرهنگ معنوي جامعه كمك هاي بسيار زيادي خواهند كرد. در باب فرهنگ مادي و اقتصادي امروزه نظريات زيادي وجود دارد . واقعاٌ اين گفته پيامبر ( ص ) بسيار جاي تأمل دارد كه من از فقر امتم بيمناك نيستم ولي از سوء تدبيرش بيمناكم . در بسياري از جاها فقر اقتصادي به خاطر سوء تدبير يا عدم مديريت است كه اگر بتوان روحيه سازي فرهنگي و اجتماعي انجام داد و راههاي به وجود آورد كه افراد جامعه مدير باشند و مديريت هاي درست انجام دهند مي توانند فقر به نوعي حل كنند.

خلاصه تمام بحث روحيه سازي فرهنگي اين است كه مي كوشين به اين وسيله افراد از حال بد به حال خوب و از روحيه ضعيف به روحيه قو تغيير حالت دهند و تحقيقات علمي نشان مي دهد كه انسان ها وقتي ذهنشان زيبا و درست انديش است حالشان خوب است . و زماني رابطه درست انديشي و ذهن زيبا را دارند كه در شرايط اجتماعي اقتصادي و سياسي زندگي كنند كه در آن حرمت انسان حفظ شود و به قول جامعه شناسان مقررات قوانين و نهادهاي اجتماعي با شناخت دقيق از طبع و طبيعت الگوهايي را تدوين كنند كه فرد در برآوردن نيازهاي اساسي زندگيش كه حق دارد و درست است رضايت خاطر داشته باشد و در اين مجموعه بتواند در جايگاه فرهنگي خود قرار گيرد وبالاخره اين مجموعه را مي توان ويتامين هاي فرهنگي ناميد و جا دارد كه پژوهشگران در اين زمينه تحقيقاتي را دنبال كنند كه به چه مواردي مي توان ويتامين هاي فرهنگي اطلاق كرد و كمبود كداميك از ويتامين هاي فرهنگي است كه باعث مي شود روحيه ضعيف و افسرده شود و روحيه فرهنگي به يك روحيه ناسالم تبديل شود.

نويسنده : دكتر عيسي جلالي

http://www.iranpress.ir/farhang/template1/News.aspx?NID=181


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۹)

دولت سليماني در سايه سار همت بلند  
 

همت واژه اي عربي است كه داراي معاني چندي از جمله حزن و غم، اراده، دوستي و محبت به چيزي، تشويش و اضطراب، عزم و قصد به كار رفته است. اهتمام شخص به چيزي به معناي عنايت و توجه ويژه به امر آن مي باشد كه موجبات قلق و اضطراب و تشويش شخص را نيز فراهم مي آورد و بي ارزش يا كم ارزش او را شادان نمي سازد.

مجاهدت و تلاش در اين راهي كه خداوند تعريف كرده و قرار داده است مي تواند زمينه رشد و بالندگي فكري و روحي شخص را فراهم آورد. از اين رو خداوند در سوره عنكبوت به صراحت مي فرمايد: «الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا.» پس هر كسي كه بلند همت مي جويد و علو همت مي طلبد مي بايست در مسير تعيين شده الهي حركت كند.

توكل به خدا در همه امور مي تواند اراده آدمي را قوي و استوار سازد؛ زيرا در برخي از مواردي كه دچار شكست مي شود نوميد نمي گردد و دست از كار و تلاش نمي شويد و اميدوارانه به توفيق الهي حركت خويش را ادامه مي دهد و تا دست يابي كامل به مقصد و مقصود از پا نمي نشيند، زيرا مي داند كه خداوند درجات ما را بلند مي دارد و همت ما را والا مي سازد.

نكته اي كه نبايد از آن غفلت ورزيد فقر ذاتي بشر است. اين توجه به فقر ذاتي موجب مي شود تا در اعتماد به نفس به بيراهه نرود و بر خود نبالد و از خداوند غافل نشود. آگاهي از قصور و كوتاهي همت و نياز آن به تطور و تكامل از سويي و نيز دانايي نسبت به حضور ربوبي و پروردگاري خداوند در هر كاري موجب مي شود تا هرگز براي اراده خود بيش از اندازه، ارزش قايل نشود و همواره بر زبان و دل و جانش «ان شاء الله» جاري باشد و بدان اعتراف كند.

اعتراف به قصور همت و باور به امكان رشد و تكامل آن دو عامل اساسي و مهم در مساله همت است؛ زيرا اين دو امر موجب مي شود تا ضمن ايجاد توكل به خداوند، تلاشي را درراستاي رضاي خداوند انجام دهد و زمينه را براي تطور و تكامل همت خويش فراهم آورد.

مطالعه زندگي وسيره اولياي الهي عاملي است تا آدمي را برانگيزد تا همت خويش را بلند سازد و از كوتاهي و قصور درهمت رهايي يابد. از اين روست كه بسياري از انديشمندان درحوزه تربيت و تعليم بر مطالعه سرگذشت مردمان موفق و بلند همت تاكيد مي ورزند.

هم چنين همراهي و مصاحبت با صاحبان همت بلند و اقتدا به سيره و رفتار ايشان مي تواند درايجاد همت بلند در انسان كمك شايان بكند. از اين روست كه در انتخاب دوست مي بايست به كساني تكيه كرد كه داراي همت بلند هستند و درزندگي خويش موفقيت را قرين مي باشند.

درزندگي امور بسياري است كه مي بايست به آن توجه يافت؛ بسياري از مردم از تحليل امور مهم از اهم عاجز و ناتوان هستند، همين ناتواني است كه آنان را از دست يابي به موفقيت هاي بزرگ باز مي دارد.

بنابراين لازم است تا در زندگي ميان امور تفاوت قايل شويم و براي آن ها ارزش هاي مساوي قرار ندهيم بلكه مراعات اولويات را داشته باشم و با اهم و مهم كردن آن ها توجه و اهتمام بيش تري به مسايل اهم داشته باشيم.

رقابت امري است كه مي تواند همت ها را بلند سازد و عالي گرداند. از اين روست كه خداوند در قرآن از تسارع و استباق دركارهاي خبر سخن به ميان مي آورد تا با ايجاد رقابت سالم، همت ها را بلند سازد.

رقابت سالم در دانش آموزان مي تواند درايجاد انگيزه و يا تقويت انگيزه و تعالي آن نقش مهم و اساسي را ايفا كند. همين مساله در امور زندگي معمولي و ميان ملت ها نيز اتفاق مي افتد.

انسان ها به طور طبيعي نيازمند سرمشق هستند؛ چنان كه آنان به طور طبيعي به چيزي كه عادت كرده اند به سادگي عمل مي كنند. براين اساس مي بايست الگوهايي را به ايشان نشان داد و آنان را تشويق و ترغيب كرد تا بدان رفتارهاي انسان هاي بلند همت را تقليد كنند و به آن عادت نمايند. به هرحال عادت در تحصيل كمالات و تشويق مردمان به معرفت و دانش مي تواند مهم ترين عامل در ايجاد انگيزه هاي بلند در مردم باشد.انسان مي بايست همواره به بالاتر از آن چيزي كه دارد گرايش داشته باشد و اين گونه عادت كند كه به آن چه دارد رضايت ندهد و بسنده نكند بلكه برتر از آن را بجويد و در راستاي دست يابي به آن تلاش كند.البته عدم رضايت به معناي ناشكري و ناسپاسي نيست. اگر هر كسي از مقامي كه در آن نشسته است جلوتر آيد، هرگز دست از كوشش وتلاش بر نمي دارد و سكون و تنبلي پيشه نمي كند. از آن جايي كه براي هركمالي، فراتري است تا تمام كمال نمي بايست دست از كوشش و تلاش برداشت و به كم آن بسنده نمود.

دوري و اجتناب از هرچيزي كه موجبات تباهي و سقوط آدمي مي شود از اموري است كه آدمي را به سوي همت بلند مي كشاند. بسياري از مردم توانمندي هاي خويش را صرف اموري مي كنند كه برايشان سودي ندارد بلكه موجبات زيان و ضرر ايشان مي شود. از اين جمله مسائل مي توان به اموري چون وقت گذراني به شكل ولگردي و وبگردي و مانند آن بي هدف مشروع و معقول اشاره كرد. رفيق بازي و سرگرمي هاي رايانه اي و فرو رفتن درماديات و تفريحات بيش از اندازه را مي توان از اين امور نامشروع و نامعقول برشمرد.

● همت از منظر روايات

در روايات از ارزش و قدر همت بسيار سخن به ميان آمده است. از پيامبر(ص) نقل است كه فرموده است: «من هم بحسنه ، فلم يعملها، كتبها الله عنده حسنه كامله ؛ هر كسي به همت به انجام حسنه اي داشته باشد و آن را انجام ندهد خداوند برايش حسنه كامل مي نويسد.»

اميرمؤمنان حضرت علي(ع) در اين باره مي فرمايد: «قدر الرجل علي قدر همته؛ قدر و ارزش هر انساني به قدر همت اوست.» (نهج البلاغه، صبحي، حكمت شماره۷۴)

و در جاي ديگر مي فرمايد: «شرف انسان به همت هاي عالي اوست نه به استخوان هاي پوسيده نياكان.» (غرر الحكم و دررالكلم، ص ۷۸)

آن حضرت همچنين مي فرمايد: من شرف الهمه لزوم القناعه ؛ از شرافت همت، ملازم شدن شخص با قناعت است. (غررالحكم ۵۳۴۹)

آن حضرت در جايي ديگر مي فرمايد: «من شرف الهمه بذل الاحسان»؛ بذل احسان نشانه بلندي همت است. (عبدالواحد، آمدي، تصنيف غررالحكم و درر الكلم، قم، دفتر تبليغات اسلامي، ۸۷۳۱، چاپ دوم، ص ۲۸۳)

از نظر اميرمؤمنان علي(ع) علو همت و بلندي آن نتيجه طبيعي حلم عقلاني و خونسردي است. آن حضرت(ع) مي فرمايد: «والحلم و الاناه توامان ينتجها علو الهمه، حلم و خونسردي (در برابر حوادث تلخ) فرزندان دوقلويي هستند كه از آنها همت بلند متولد مي شود.»

همين ارزش و جايگاه همت در زندگي بشر است كه بسياري از شاعران پارسي گو براساس فرهنگ غني اسلام در اشعار خويش به مدح و ستايش همت پرداخته اند كه از آن جمله مي توان به اشعار زير اشاره كرد:

همت اگر سلسله جنبان شود

مور تواند كه سليمان شود

يا

اهل همت را ز ناهمواري گردون چه باك

سير انجم را چه غم كاندر زمين چون و چراست

يا

آن را كه عقل و همت و تدبير و رأي نيست

خوش گفت پرده دار كه كس در سراي نيست

فرد و يا جامعه اي اگر كاري را اراده كنند، مي توانند آن را انجام دهند. توفيق انجام كار، همان عزم و اراده انجام آن است.

حضرت امام صادق(ع) در اين زمينه مي فرمايند: «هرگز بدني از انجام آنچه كه اراده كرده و همت گماشته، ضعيف نخواهد شد.»(وسائل الشيعه، ج۱، ص ۸۳)

اميرمؤمنان علي(ع) مي فرمايد: «بهترين همت ها، بزرگ ترين آن هاست.» آري اين همت هاي بزرگ و اهداف والا هستند كه انسان ها را به تلاش هاي ارزشمند، مداوم، پي گير و خستگي ناپذير فرامي خوانند. (محمدحسن نبوي، مديريت اسلامي، ص ۵۶ و ۶۶)

همچنين امام حسين(ع) از پيامبر اعظم(ص) نقل مي فرمايند: «خدا كارهاي بلند و همت هاي والا را دوست دارد و از كارهاي سست و همت هاي فرومايه كراهت دارد.» (عبدالله جوادي آملي، اخلاق كارگزاران در حكومت اسلامي، ص ۹۷، به نقل از: تاريخ يعقوبي، ج۲، ص ۶۴۲)
 

   محسن حيدرزاده  :  روزنامه كيهان ( www.kayhannews.ir


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۸)

همت بلند نشانه عظمت روح و انديشه  


 بدون ترديد همت بلند و يا علو همت يكي از نشانه هاي عظمت روح و انديشه بلند انسان است. از طرفي دست يابي به اهداف عالي و آرمان هاي بلند نياز به همتي بلند است. چرا كه انسان با همت هاي عالي است كه مي تواند مشكلات و موانع جدي را از پيش روي بردارد و با اراده قوي و علم و بصيرت نسبت به وصول به اهداف تلاش نمايد. نگارنده با توجه به آموزه هاي ديني در مقام تبيين اين موضوع برآمده است كه اينك با هم آن را از نظر مي گذرانيم.

● مفهوم همت

همت به معناي توجه و عنايت ويژه نفس به چيزي است كه امروزه از آن به دغدغه ذهني ياد مي شود. دغدغه اي كه آدمي را چنان چون عشقه و پيچك دربرمي گيرد كه گوشت و چربي آدمي را آب مي كند و به قول راغب اصفهاني در مفردات الفاظ قرآن كه درباره فرهنگ واژگاني قرآن نوشته است، همت، حزن و غمي دروني است كه چربي و شحم آدمي را ذوب مي نمايد.

اين كه گفته مي شود فلاني به امري اهتمام مي ورزد يعني نسبت به آن علاقه اي شديد دارد و عنايت و توجه اش را به خود جلب كرده است به گونه اي كه همه جان و روحش را اشغال كرده و اجازه نمي دهد تا دمي از آن غافل شود. از اين روست كه صاحب درد و رنجي جانكاه مي شود و تا تحقق خارجي آن دست از تلاش و كار و كوشش برنمي دارد.

همت نياز جدي كساني است كه اهدافي بلند دارند و به امور خرد و كوچك بسنده نمي كنند و عزم خويش جزم نموده اند تا به هر وسيله اي شده به مقصد و مطلوب خويش برسند.

از ويژگي هاي اهل همت مي توان به علم و بصيرت ايشان نسبت به موضوع و هدف اشاره كرد، چنان كه مي توان به عزم جزمي آنان و نيز اراده قوي براي دست يابي آنان به مقصد و مطلوب توجه نمود. اين گونه است كه اهل همت، هم اهل توجه و هم اهل بصيرت و آگاهي مي باشند چنان كه اهل درد و رنج هستند و آرام و قرار ندارند تا آن كه به مطلوب دست يابند. دمي از هدف خويش غافل نمي شوند و هم و غم خويش را مطلوب و دست يابي به آن قرار مي دهند. بنابراين پشتكار و تلاش در ايشان امري عادي است.

● همه چيز در سايه سار بلند همتي

از آن جايي كه جهان به گونه اي ساخته شده تا هر چيزي به سادگي به دست نيايد بنابراين دست يابي به اهداف عالي و آرمان هاي بلند نياز به همتي بلند است؛ زيرا همت هاي بلند است كه مي تواند موانع جدي را بردارد و مقاومت هاي پيش رو را سركوب نمايد.

از اين روست كه مرحوم الهي در توضيح فصل سي وسوم «فصوص الحكم» معلم ثاني ابونصر فارابي در آثار نفس ناطقه مي فرمايد: يكي از صفات نفس ناطق قدسي، صفت نباهت و بلندهمتي است. در جهان هركس به هر مقامي رسيد، از نظر بلند و همت عالي رسيد.

روح بزرگ هميشه به امور عالي و كارهاي ستوده و استعلاي معنوي و محاسن بزرگي آميخته است و هرگز به پستي همت تن نمي دهد و به قبايح و زشتي هاي اخلاقي از جمله دنائت و ذلت براي نيل به مقاصد خود گرايش نمي يابد. گرايش به بلندي و مراتب كمالي به تمام معنا، خلق و خوي نفوسي است كه گرايش به علو و استعلا دارد.

نشانه هاي بلند همتي را مي توان در رفتارها و كردارهاي شخص جست. به اين معنا كه وجود همت بلند در شخص ايشان را به سوي بخشش، سخاوت، احسان و نيكي به ديگران سوق مي دهد و شجاعت و غيرت و عزت نفس در ايشان بروز و ظهور مي يابد. از همين روست كه اميرمومنان علي(ع) درباره نشانه هاي علو همتي مي فرمايد: «الفعل الجميل ينبي عن علو الهمه؛ كردار زيبا از بلندي همت، خبر مي دهد.

در كلام اميرمومنان علي(ع) مي توان نشانه هايي براي شناسايي انسان هاي بلند همت يافت كه در اين جا به برخي از آن ها اشاره مي شود.

آن حضرت مي فرمايد: «الشرف بالهمم العاليه لا بالرمم الباليه؛ شرافت به همت هاي بلند است نه به استخوان هاي پوسيده. بنابراين مي توان گفت كه انسان هاي بلند همت، انسان هاي شريف نفسي مي باشند كه تن به هيچ پستي نمي دهند و شرافت و بزرگي را مي بايست به جا قد و قامت كالبد بشري در قد و قامت كالبد انساني و روح و روان ايشان جست.

اين گونه است كه همت بلند ايشان، آنان را به سوي قرب الهي در قالب اطاعت از خداوند و فرمان هايش مي برد و دوري و پرهيز از هر چه پلشتي عقلاني و عقلايي و وحياني را مدنظر خود قرار مي دهد و تقواي واقعي را اين گونه به نمايش مي گذارد. چنان كه امام علي(ع) در وصف ايشان مي فرمايد: الطاعه همه الاكياس، المعصيه همه الارجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيركان است. نافرماني از خدا همت پليدان است؛ زيرا از نظر آن امام همام: اشرف الهمم، رعايه الذمام؛ شريف ترين همت ها نگهداري حق و حرمت ها و رعايت عهد و پيمان هاست.

كساني كه به عهدها و پيمان ها عمل مي كنند همان تقواي عقلاني از پلشتي را درپيش گرفته اند كه گام نخست در رهايي از ضلالت ها و گمراهي ها و حركت در مسير درست خلقت و آفرينش است. از اين روست كه خداوند پيمان شكنان را كساني شمرده است كه تقوا ندارند و قابليت هدايت را از دست مي دهند.

امام علي(ع) درباره ديگر نشانه بلند همتي و بزرگي آن مي فرمايد: الكف عما في ايدي الناس، عفه و كبر همه؛ طمع نداشتن به آنچه در نزد مردم است، (نشان) عزت نفس و بلندهمتي است.

به نظر آن حضرت قناعت بازتابي از بلندهمتي و شرافت آن دارد. از اين روست كه در بيان ديگر نشانه بلندهمتي و شرافت مداري آن مي فرمايد: من شرف الهمه، لزوم القناعه؛ پايبندي به قناعت، از والايي همت است.

بسياري از مردم همت و اهتمام خويش را مصروف اموري مي كنند كه يا پست و بي ارزش است يا آن كه داراي ارزش و اهميت كمي مي باشد. از اين رو آن حضرت هشدار مي دهد كه همت رامصروف اموري كنند كه انسان را بلند مي سازد و نيازهاي دنيوي و اخروي او را برآورده مي سازد. اقصر همتك علي ما يلزمك و لاتخض فيما لايعنيك؛ همت خود را صرف چيزهايي كن كه به آن نياز داري و آنچه را به كار تو نمي آيد پي گيري كن.

برهمين اساس و پايه است كه خود را به خداوند واگذار مي كند و در پناه او قرار مي دهد تا گرفتار پستي همت نگردد و به اموري فرومايه نپردازد: نغوذبالله من المطامع الدنيه و الهمم الغير المرضيه؛ به خدا پناه مي بريم از مطامع پست و همت ها و خواسته هاي ناپسند.

برهمين اساس است كه آن حضرت مي فرمايد: ما ابعد الخير ممن همته بطنه و فرجه؛ چه بي خير است كسي كه فكري جز شكم و شهوت ندارد؛ زيرا كسي كه همت وي چنين پست و فرومايه است نه خود و نه ديگران را نمي تواند رهنمون به خير باشد و به بزرگي و رفعت و شرافت برساند.

بي گمان اصلاح جهان و قرارگرفتن در نقش ربوبيت و پروردگاري نيازمند آن است كه شخص متاله و خدايي شود؛ براين اساس مي بايست هر كار بلندي را از خود شروع كند و همانند كساني نباشد كه ديگران را به خير و نيكي مي خوانند ولي خود از انجام آن سرباز مي زنند. از اين روست كه اصلاح امور را از خود مي داند و مي فرمايد: ان سمت همتك لاصلاح الناس فابدأ بنفسك، فأن تعاطيك صلاح غيرك و انت فاسد اكبر العيب؛ اگر همت والاي اصلاح مردم را در سرداري، از خودت آغاز كن، زيرا پرداختن تو به اصلاح ديگران، درحالي كه خود فاسد باشي بزرگترين عيب است.

به هرحال، هرچه انسان همتش عالي تر است، مال و جاه دنياي بي ثبات درنظرش بي قدرتر است، بدين جهت اگر غني است سخي و اگر فقير است صبور مي باشد و درهرحال فقر و غنا خود را بزرگ مي داند و درعين بزرگي با كوچك و بزرگ خلق تواضع و فروتني مي كند و با فقيران باايمان و مستمندان با علم و معرفت متواضع تر خواهد بود و هرگز به چشم حقارت به كس نمي نگرد.

از سخنان اميرالمؤمنين علي(ع) است: الشرف بالهمم لا بالرمم الباليه ؛ شرف و بزرگي به همت بلند است، نه به استخوان پوسيده پدران. (غرر الحكم، ص۴۴۸، الفصل الثامن في الهمه ، حديث ۱۰۲۷۳)

خلاصه اين كه صفت علو همت و عظمت روح كه بسياري از اوصاف ستوده و محامد اخلاقي لازمه اوست، يكي از نيروهاي نفس ناطقه قدسيه است و شايد مراد از نباهت، تنبه و انتقالات دفعي و قوت حدس و فراست و بيداري است.

«و ليس لها انبعاث و هي أشبه الأشياء بالنفوس الفلكيه و لها خاصيتان النزاهه و الحكمه »؛ و منبعث از جسمانيات نيست مانند نفس نباتي و حيواني كه از كبد و قلب برانگيخته مي شود، بلكه نفس قدسي از عالم تجرد و نشانه ملكوت است و منزه از ماده و ماديات و برتر از جهان حس و محسوسات و شبيه ترين چيز به نفوس فرشتگان عالم بالا است و اين نفس را دو خاصيت است، يعني دو چيز از مختصات اوست: يكي نزاهت و يكي حكمت. (بحارالانوار، علامه مجلسي ج۵۸، ص۵۸، تذييل و تفصيل في بيان اقوال الحكماء.)

● درك مقامات عالي معنوي با علو همت

وقتي انسان نظري بلند و همتي والا داشت، از بركت اين نظر و همت بلند كه محصول ارتباط با انبيا و امامان(ع) و اولياي الهي است مقصدي و هدفي جز حضرت حق نخواهد داشت و براي نيل به اين مقصد، ابتدا از تماشاي آثار به يقين رسيده، آن گاه با كوشش در جنب يقين به نفس قدسي نايل گشته، سپس در حركتي ديگر به نفس كليه الهيه رسيده، در آن مقام به شهود جمال موفق مي شود و هيبت و عظمت و جلال حضرت دوست را يافته، از ناچيزي خود دچار ترس شده و به مراقبت و مواظبت خويش مي كوشد كه مبادا از حضرت او دور افتد و در آن مقام به فرموده حضرت صادق(ع) به غفلت دچار گشته و به بلاي خطر عظيم گرفتار آيد!!» مسجد، خانه و بساط اوست و بدون گذشتن از نفس اماره و رسيدن به نفس ناطقه قدسي و آراسته شدن به نفس كليه الهيه، درك هيبت و عظمت ملك الملوك ميسر نيست كه ساده و عادي به مسجد رفتن و اين رفت و آمد به صورت عادت درآمدن ثواب چنداني براي اهل مسجد ندارد.

بكوشيد تا آن روح عالي را به دست آورده و لايق مقام آن جناب گشته و به فيض ديدارش با چشم دل نايل آييد و در بساط آن جناب به درك عظمت و هيبت او موفق شده غرق ترس و شرم شويد و در شعله ترس و شرم آن چنان بسوزيد كه اثري از هستي شما نماند، چون اثر از هستي و انيت نماند به مقام فنا رسيده و به بقاي او باقي و ابدي خواهيد شد و به حضرت دوست در آن مقام خواهيد گفت:

دو عالم را به يك بار از دل تنگ

برون كرديم تا جاي تو باشد

اين روح كه به واسطه آن انسان به بساط حضرت او راه مي يابد و آنچه بايد ببيند در آنجا مي بيند، روحي است كه غير خدا كه هستي حقيقي است همه چيز در نظرش ناچيز است و به فرموده سرور مؤمنان و قبله عارفان علي(ع): عظم الخالق في انفسهم فصغر مادونه في أعينهم؛ خداوند در باطنشان بزرگ و غير او در ديدگانشان كوچك است. (نهج البلاغه، خطبه۴۸۱، خطبه متقين؛ بحارالانوار، ج۶۴، ص۵۱۳، باب۴۱، حديث۰۵)

روحي است كه بر خلاف ارواح جزئي به هيچ چيز ازنظر انتفاع شخصي و استفاده مادي نمي نگرد، بلكه چون ظل حق است و مستغني به حق بر همه موجودات معطي و مشفق و مهربان است و انتفاع خلق منظور اوست. روحي است كه پيوسته داراي عصمت و قدس و نزاهت و محفوظ از هر خطا و لغزش علمي و عملي است و دوريش از عصيان حق ذاتي و اشتياقش به طاعت وي فطري است. روحي است كه اميال جزئي به كلي از او زايل شده و ميل كلي و عشق به نظام كل جايگزين او گرديده است. روحي است كه تحت تأثير لذات حسي زماني نيست و آرزوهاي موقت فاني و اوهام خيالات شيطاني در آن روح پاك مؤثر نخواهد بود.

روحي است كه او را عبدالله، عين الله، يدالله و بيت الله و خليفه الله و ظل الله و وجه الله بتوان گفت، روحي است كه از خود فنا و به حق بقا يافته و در عين محروميت از هر نعمت به لقاي منعم و لذت شهود وي شتافته از خودپرستي رهيده، به حقيقت پرستي رسيده؛ خود پرستيدن را نقص ذات و پرستش خدا را كمال مطلوب يافته.

روحي است كه در عين فقر، غني است و از همه چيز عالم و تمام علل و اسباب آفرينش جز حضرت دوست خود را مستغني يافته و از هر چه مورد نياز خلق است خويش را بي نياز مي شناسد و به زبان ذات گويد:

گر ما به فقر و فنا كمتر ز خاك رهيم

از مجد و عز و غني بر خلق پادشهيم (نگاه كنيد: عرفان اسلامي، حسين انصاريان)

● همت در كلام معصومان(ع)

پيامبر اكرم حضرت محمد(ص) مي فرمايد: «ان الله يحب معالي الامور و يكره سفسافها»؛ خداوند متعال از كارهاي بزرگ و امور عالي خوشنود مي گردد و كارهاي پست و بي ارزش را ناپسند مي داند. (وسائل الشيعه، ج۱۷، ص۳۷)

و فرمودند: «من اصبح من امتي و همته غيرالله فليس من الله»؛ هر فردي از امت اسلامي، اگر همت روزانه و اهتمام هر بامدادش، چيزي غير از خداوند باشد، از خدا بيگانه است و چنين شخصي، الهي نمي انديشد و براي خدا كار نمي كند و در نتيجه، حشر او نيز با انگيزه موهوم غيرخدايي خواهد بود. (بحار؛ ج۷۰، ص ۲۴۳، ح۲۱ به نقل از آيت الله جوادي آملي كتاب ولايت فقيه، ص ۴۹۲)و فرمود: «من اصبح لايهتم بامور المسلمين فليس منهم و من سمع رجلا ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم»؛ كسي كه در هر صبحگاه به امور مسلمين همت نگمارد و در انديشه كارهاي آنان نباشد از آنها نيست، و كسي كه بشنود مردي فرياد مي زند و كمك مي طلبد و به او كمك نكند مسلمان نيست (اصول كافي، ج۲/صفحه ۴۶۱، حديث۵.)

در ستايش همتهاي بلند

حضرت علي(ع) مي فرمايد: «خير الهمم اعلاها»؛ بهترين همت ها، بلندترين آن ها است.

و نيز مي فرمايد: «ما رفع امرء كهمته و لاوضعه كشهوته»؛ هيچ چيز مانند همت بلند انسان را بزرگ نكرد؛ چنان كه چيزي مانند شهوت راني او را به زمين نزد.

و نيز مي فرمايد: «من رقي درجات الهمم عظمته الامم»؛ هر كه از نردبان همت بلند، بالا رود جهانيان او را به ديده تعظيم بنگرند.

نتايج همت بلند

حضرت علي(ع) مي فرمايد: «الفعل الجميل ينبي عن علو الهمه »؛ كار زيبا خبر از بلندي همتي مي دهد.

و نيز مي فرمايد: «من بذل جهد طاقته بلغ كنه ارادته»؛ هر كه توان خود را براي رسيدن به هدف خود به كار گيرد به تمام خواسته هايش خواهد رسيد.

و نيز مي فرمايد: «قدر الرجل علي قدر همته»؛ ارزش آدمي به اندازه همتش است.

و مي فرمايد: «من شرف الهمه بذل الانسان»؛ بذل و بخشش آدمي نشانه بلندهمتي اوست.

نيز مي فرمايد: «شجاعه الرجل علي قدر همته»؛ شجاعت مرد به اندازه همت اوست.

و مي فرمايد: «من شرف الهمه لزوم القناعه »؛ همت بلند، قناعت هميشگي همراه دارد.

و مي فرمايد: «الكرم نتيجه علو الهمه »؛ بزرگواري و آقايي نتيجه داشتن همت بلند است.

نكوهش كم همتي يا همت به خرج دادن در امور بي ارزش

حضرت علي(ع) مي فرمايد: «من صغرت همته بطلت فضيلته»؛ كسي كه همتش كوچك باشد فضائل او از دست مي رود.

و نيز مي فرمايد: «من دنت همته فلاتصحبه»؛ با آدم كوتاه همت هم صحبت مشو (كه تو را نيز ساقط مي كند).

و نيز مي فرمايد: «من كانت همته ما يدخل في بطنه كانت قيمته مايخرج من بطنه»؛ كسي كه همتي جز پر كردن شكم ندارد قيمت او نيز همان است كه از شكم او بيرون مي آيد.

و نيز مي فرمايد: «ما ابعد الخير ممن همته بطنه و فرجه»؛ چه بي خير است كسي كه فكري جز شكم و شهوت ندارد.

و نيز مي فرمايد: «من كانت الدنيا همته اشتدت حسرته عند فراقها»؛ كسي كه همتي جز دنيا ندارد هنگام مردن غصه او بسيار خواهد بود.

و نيز مي فرمايد: «اجعل همك و جهدك لاخرتك»؛ همت و تلاش خود را صرف آخرتت كن.

و مي فرمايد:«من كانت الاخره همته بلغ من الخير غايه امنيته»؛ هر كس كه آخرت همتش باشد، از خير به نهايت آرزويش مي رسد. (منبع: غررالحكم و درر الكلم، آمدي)

امام محمدباقر(ع) فرمودند: لاشرف كبعد الهمه ؛ هيچ شرفي همانند دوري و بزرگي همت و بلندهمتي نيست.

و فرموده اند: و استجلب عز الياس ببعد الهمه ؛ عزت نااميدي و بي نيازي از مردم را با بلندي و بزرگي همت جلب نما (تحف العقول: ص ۶۸۲)
 
 
   اصغر محمديان  :   روزنامه كيهان ( www.kayhannews.ir


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]


ضرورت مخاطب شناسي


● حركت در سايه

شايد بارها براي شما اتفاق افتاده باشد كه كسي از آن سوي خط، اطلاعاتي از شما مي خواهد ولي شما در بيان آن ترديد روا مي داريد و حاضر به پاسخ گويي نيستيد و با اما و اگرهاي چندي، پاسخ هاي گاه نامناسب مي دهيد؛ زيرا شخص آن سوي خط را به جا نمي آوريد و شخص نيز خودش را معرفي نكرده است ولي به ادامه گفت وگو علاقه مند است و پرسش هاي متفاوتي را پياپي مطرح مي كند. در اين موارد به هر شكلي مي خواهيد بفهميد كه مخاطب كيست؟ مي كوشيد تا از طريق لهجه و صدا و مانند آن، شخص را به جا آوريد، ولي نمي توانيد و در نهايت مي پرسيد: ببخشيد! جناب عالي را به جا نمي آورم. مي شود خودتان را معرفي كنيد.

در ادامه، اگر شخص نيز به همان باقي ماندن در سايه، پافشاري كرد و خودش را معرفي نكرد، شما چه واكنشي از خود نشان مي دهيد؟ آيا واقعا به پرسش هايي كه مطرح مي كند، پاسخ هايي درست، واقعي، كامل و از روي صداقت مي دهيد؟ يا آن كه مي گويد: ببخشيد! شما را به جا نياوردم، بنابر اين اگر پاسخ مناسبي دريافت نكرديد بعدها گلايه مند نشويد، يا آن كه شما هم به بازي با شخص ادامه مي دهيد تا به هر شكلي وي را از سايه بيرون آوريد و با فشار به مخيله خويش صدا را با صداهاي آشنايي كه در خاطر داريد تطبيق كنيد و هر طور شده از عرق شرم به جا نياوردن شخص آن سوي خط بيرون آييد؟

اصولا حركت در سايه، حكايت از شخصيتي پيچيده دارد و همين پيچيدگي است كه شما را با ترديد مواجه مي كند و گاه حتي تا مرز دروغ شما را با خود مي برد؛ زيرا ترديد از اين كه پرسش ها به چه نيتي صورت مي گيرد و آن سوي خط به چه نيتي در سايه حركت مي كند، شما را وا مي دارد كه در پاسخ هاي خود صداقت نداشته باشيد و اگر هم دروغ نگوييد دست كم حقيقت يا تمامي آن را بر زبان نرانيد.

بر اين اساس، كسي كه در سايه قرار دارد و يا مي كوشد در سايه حركت كند، مخاطب خوبي نيست و نمي توان به چنين شخصي اطمينان كرد و هم حقيقت را بر او عرضه كرد، زيرا چه بسا دشمني باشد كه به قصد تخريب آمده و يا ناتواني كه كلام بلندي را به فهم ناقص خود، برداشت نادرستي مي كند و از دين بيرون مي رود. بنابر اين، اگر ابوذر آن چه را كه سلمان محمدي از پيامبر (ص) و علي (ع) آموخته بود، مي دانست، بي گمان كافر مي شد و از دين بيرون مي رفت، در حالي كه ابوذر كسي است كه پيامبر (ص) صداقت و راستگويي اش را تصديق مي كند و مي فرمايد: آسمان بر راستگوتر از ابوذر سايه نيفكنده است.

● اهميت شناخت مخاطب

اين بدان معناست مخاطب شناسي در عرصه پيام بسيار مهم است و كساني كه در سايه قرار مي گيرند و يا حركت مي كنند و از آفتاب مي هراسند، مي بايست از ايشان برحذر بود و در همان سطح بسيار نازل به ايشان پاسخ داد و تنها از دروغ پرهيز نمود و حقيقتي را در كف دستشان نگذاشت، زيرا كسي كه در سايه حركت مي كند يا با حقيقت بيگانه است و يا از حقيقت مي گريزد و يا با دروغ هم پيمان است و دست كم صداقت ندارد.

● ضرورت رجال شناسي

درعلوم حديث شناسي، اموري چون رجال شناسي از موقعيت بسيار مهمي برخوردار است برخي گمان كرده اند كه مراد از رجال شناسي تنها آگاهي از توثيق و وثاقت شخص يا عدم آن است. از اين رو گفته اند با توجه به اثبات كساني كه اهل وثاقت بوده اند ديگر نيازي به علم رجال شناسي نيست. در حالي كه استاد نگارنده آيت الله فاضل لنكراني بسيار بر اين نكته تاكيد داشتند كه ما به جهاتي ديگر به رجال شناسي نيازمند هستيم. اگر بخواهيم محتواي حديثي را بررسي كنيم و سطح علمي آن را به دست آوريم نيازمنديم تا اشخاصي را بشناسيم كه پرسش ها را مطرح و پاسخ ها را دريافت كرده اند. در ميان راويان حديث همه گونه آدم داريم. از بقال و تمار و صراف گرفته تا عارف و فاضل و دانشمنداني كه در علوم مختلف داراي نظريه و اختراع و ابتكار بوده اند. برخي چون زراره در فقه متبحر بودند و برخي ديگر چون هشام بن سالم در علم كلام و آن ديگري در علم مجادله و ديگري در مناظره و آن ديگري چون خود، امير الحاج بود درمسايل حج و آن ديگري در امور صرافي و معاملات.

اگر هر چه بيش تر مخاطب پيام ها را بشناسيم بهتر مي توانيم تحليل كنيم،زيرا كه سيره وروش عملي پيامبران و امامان (ع) بود، آنان به سطح فكري و ايماني و امور ديگر مخاطبان توجه داشته و بر اساس آن پاسخ مي داند و حديث معروف: «نحن معاشر الانبياء نكلم الناس بقدر عقولهم، يك فرمول كليدي در پيام بوده است.

● قدر هر كس به قدر خود اوست

مخاطب دعاي معروف و بلند حضرت خضر پيامبر (ع) كه اميرمومنان علي (ع) خود از او آموخته بود، كميلي عارف است نه مالك اشتري فرمانده رزمي. با اين همه اميرمومنان (ع) حتي امارات شهري كوچك را به كميل نمي سپارد، زيرا عرصه عرفان و مديريت را دو مقوله جدا مي داند و اين بدان معنا نيست كه قدر كميل را كم داشته باشد، بلكه به قدر او قدرش داشته است.

كم هستند كساني كه در همه عرصه ها، كامل باشند و به حكم الهي، در رديف «اسوه كامله» قرار گيرند؛ زيرا هر پيامبري حتي پيامبر اولوالعزمي چون حضرت ابراهيم (ع) نتوانسته است تا به كمال مطلقي دست يابد كه اسوه كامل قرار گيرد و خداوند الگوبرداري از وي را محدود به اموري كرده است. بنابر اين، از هر كسي مي بايست به مقدار منزلت خودش توقع داشت و اگر كسي در عرصه اي موفقيت يافت به معناي آن نيست كه در همه عرصه ها الگو است بايد از او پيروي كرد.

حسين اكبرزاده : روزنامه كيهان ( www.kayhannews.ir )


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۷)

همت بلند و علو همت

● مفهوم همت

همت عالي و بلند يكي از نيازهاي شخصي است كه مي كوشد تا به مقاصد عالي و بلند دست يابد؛ زيرا همواره دست يابي به مقاصد عالي دشوار و سخت و همراه با مشكلات و موانع بسيار است. از اين روست كه درباره وجود انگيزه قوي و عزم جدي در شخص، از واژه همت بهره گرفته مي شود؛ زيرا همت، حالتي نفساني و دروني در انسان است كه آدمي را به سوي انجام عملي وادار و مجبور مي سازد كه در آن موانع جدي و مقاومت هاي اساسي در راستاي تحقق آن وجود دارد.

راغب اصفهاني در بيان واژه همت و معنا و مفهوم قرآني آن مي نويسد: الهم، الحزن الذي يذيب الانسان؛ همت، غم و اندوهي است كه آدمي را ذوب مي سازد. (مفردات الفاظ القرآن الكريم، راغب اصفهاني، ذيل واژه هم) بنابراين، مي بايست آن را دغدغه ذهني و فكري دانست كه آدمي را چنان به خود مشغول مي سازد كه ناتوان از گريز از آن مي باشد.

البته برخي از مفسران قرآني با توجه به كاربردهاي قرآني آن، بر اين باورند كه اين واژه تنها در مواردي به كار مي رود كه انجام كاري همراه و مقرون به مانعي باشد. (نگاه كنيد: تفسير الميزان ذيل آيه ۲۴ سوره يوسف) بنابراين، زماني كه انسان دغدغه امري را دارد كه انجام آن همراه با مشكلات و موانع جدي است، نيازمند همت مي باشد. بر اين اساس، همت را مي بايست در جايي به كار برد كه شخص در دست يابي به مقصد و منظور خويش با موانع جدي روبه رو مي باشد و به سادگي نمي تواند كاري را انجام داده و به مطلوب برسد از اين روست كه در آيات قرآني اين واژه در جاهايي به كار رفته است كه دست يابي به مقصد و مقصود دور از دسترس بوده و مقاومت جدي وجود داشته است. از آن جمله در آيه ۲۴ سوره يوسف است كه خواسته زليخا براي زناشويي با مقاومت جدي حضرت يوسف(ع) مواجه شد و خواسته حضرت يوسف (ع) نيز با مانع جدي برهان و سلطنت خداوندي بر قلب او همراه گرديد.

در آياتي از جمله ۷۴ سوره توبه و نيز ۱۲۲ سوره آل عمران نيز همين معنا به چشم مي خورد، زيرا همت افراد به امري تعلق گرفته است كه دست نيافتني مي باشد و نمي توانند آن را انجام داده و به مقصد و مقصود برسند. از جمله خواسته اين افراد دست يابي به حضرت پيامبر(ص) و شكست آن بزرگوار بوده است كه خداوند در اين آيات، دست يابي به اين مقاصد را بيرون از همت و خواسته ايشان برمي شمارد.

از تعاريفي كه براي همت بيان شد اين معنا به دست مي آيد كه همت همان باعث و انگيزه قوي بر انجام كار و فعلي است كه همواره با مانع مواجه مي شود. انساني كه داراي انگيزه قوي براي انجام كاري است، با مقاومت هايي روبه رو مي شود و تحقق خواسته جز با همت برداشتن اين موانع و مقاومت ها شدني نمي باشد.

البته همه همت ها و انگيزه هاي انساني در يك حد و اندازه نمي باشد بلكه داراي درجات و سطوح متفاوت و گوناگوني است. از اين روست كه همت را به همت هاي بلند و پست يا عالي و داني توصيف كرده اند.

در اهميت و ارزش همت گفته اند كه همت بلند دار و آن را خوب پاس دار كه همت مقدمه هر چيزي است و كسي كه همت وي درست و راست آمد به همه چيز دست مي يابد و هر مانعي از برابر او برداشته مي شود و همه مقاومت ها در هم شكسته مي شود.

● محل همت

همت چنان كه گفته شد، در حوزه انگيزه ها و بواعث قرار مي گيرد، از اين روست كه محل آن را قلب و نفس انساني دانسته اند و گفته اند كه همت عمل قلبي مي باشد.

انديشمندان بر اين باورند كه انسان به دو بال همت و عمل پرواز مي كند، چنان كه پرندگان اين گونه هستند. بنابراين هر مردي با همت خويش پرواز مي كند و آسمان عمل و كار موفقيت را براي خود رقم مي زند و از بند مشكلات و سختي ها و موانع مي رهد. همت همانند شعله اي فروزان در قلب آدمي است كه آدمي را در كارخانه سوزان خود مي گدازد و مي سازد و جز بلندي و نور براي صاحب خويش نمي خواهد.

برخي گفته اند كه همت مؤمن كامل تر از عملش است، چنان كه نيت و قصد مؤمن كامل تر از عملش مي باشد، زيرا انسان در دل چيزهاي بزرگ را قصد مي كند ولي شرايط و مقتضيات بيروني و دروني اجازه نمي دهد تا به همه خواسته هاي بلند خويش دست يابد. با اين همه جز به بزرگي قصد نمي كند و آن چه را انجام مي دهد و يا به دست مي آورد، دست كم بخشي از خواسته هاي بزرگ اوست. از اين روست كه براي مؤمني كه قصد نماز شب دارد ولي به هر علتي خواب بر او چيره شود خداوند براي او پاداش نماز شب را مي نويسد؛ زيرا همتي بلند داشت هر چند كه شرايط و موانع به وي اجازه نداد تا آن را تحقق بخشد يا به طور كامل انجام دهد.

● نقش كار در تحقق همت ها

انسان به قدر تلاش و سختي هايي كه با آن مواجه مي شود و مقاومت هايي كه مي كند به مقصد و آرمان بلند خويش مي رسد. بنابراين لازم است كه بلند همت بود و براي دست يابي به مقصد عالي و بلند خويش نيز تلاش و كوشش بسيار و مجاهدت زياد كرد؛ زيرا هر كسي به مقدار تلاش و كار و كوشش خود بهره مي برد. به هر حال مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد.

بنابراين بلندي همت متوقف بر علم و دانشي كامل نسبت به اهداف بلند و مقاصد عالي است، هم چنين نيازمند اموري چون آگاهي و علم از راهكارها، شرايط، موانع و بصيرت كامل نسبت به آن است؛ زيرا مي توان بدون تدبير و تفكر و ناسنجيده به دامن كار و عمل آويخت؛ زيرا هر كرامت و بزرگي منوط به مشكلات و سختي هاست كه مي بايست از پيش رو برداشت. مقاصد عالي و كمالات جز به سختي و مشقت به دست نمي آيد و عبور از اين راه جز به تلاش و كار توانفرسا شدني نيست.

علم و آگاهي نسبت به موقعيت خود و مقصد مي تواند اطمينان و قدرتي را براي انجام ايجاد كند كه از راه هاي ديگر شدني نيست. انسان آگاه و دانا با توكل مي تواند در درون فتنه ها و سختي ها درآيد و سربلند از آن سو بيرون رود. از اين روست كه خداوند مي فرمايد: فاذا عزمت فتوكل علي الله؛ هنگامي كه بر كاري و مقصدي عزم كردي بر خداوند توكل نما.

هرگونه سستي و وهني موجب مي شود تا شخص نتواند به مقاصد عالي و بلند خويش دست يابد. از اين روست كه در آيات و روايات بر دوري از سستي، تنبلي، فتور، غفلت، امروز و فردا كردن و به تأخير انداختن كارها تأكيد شده و آن را مانع جدي در سر راه همت بلند انساني دانسته است.

صاحب همت بلند كسي است كه عشقي قوي در جانش شكل گرفته است و جز به دست يافتن به مقصد و مقصود از پا نمي نشيند و اين شعف دروني است كه او را چون شعله اي فروزان نگه داشته و به سوي مقصد پيش مي راند و همه موانع و مقاومت ها را در هم مي شكند. البته از آن جايي كه همت همواره با بصيرت و بينايي و عقل و علم همراه است، موجبات تباهي شخص نمي شود و اين گونه نيست كه موانع را نبيند و نسنجد.

 
   علي رحيم زاده  :   روزنامه كيهان ( www.kayhannews.ir


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۶)

 تقويت روحيه صبر


بسم الله الرحمن الرحيم

خيلي ها هستند كه خيلي زود رنجور مي شند و  صبرشون رو از دست مي دند به همين خاطر ممكنه به دنبال راههايي براي كسب روحيه صبر در خودشون باشند در اينجا بيست و هشت پيشنهاد در خصوص كسب اين روحيه براتون نوشتم .

اما قبل از ارائه موارد پيشنهادي جهت تقويت روحيه صبر توجه شما را به چند نكته جلب مي كنم :

نكته اول : خوبه بدونيد از مهم‏ترين زمينه‏هاى درك فيض و عنايت الهى ، صبر و شكيبايى هست. تا جايى كه ائمه اطهار(ع) به واسطه صبر عظيمي كه داشتند به مقام شامخ ولايت و امامت نايل شدند « وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا ...» « و از آنان امامان(و پيشوايانى) قرار داديم كه به فرمان ما(مردم را) هدايت مى‏كردند؛ چون شكيبايى نمودند ... » (سجده، آيه‏ى 24)، يعنى ريشه امامت و رهبرى صبره .

نكته دوم : صبر هرگز به معنى تحمل بدبختيها و تن دادن ذلت و تسليم در برابر عوامل شكست نيست بلكه صبر و شكيبايى به معنى پايدارى و استقامت در برابر هر مشكل و هرحادثه است لذا رسول خدا صل الله عليه و آله براي صبر سه شاخه ترسيم نموده و براي هر يك از آنها پاداش مخصوصي ذكر نموده است .

رسول خدا، صلّى اللّه عليه و آله فرموده اند : «صبر سه گونه است: صبر نزد مصيبت است (پايدارى در برابر حوادث ناگوار و عدم خود باختگى و شكست روحى و ترك جزع وفزع)، و صبر بر طاعت است (مقاومت در برابر مشكلاتى كه در راه طاعت وجود دارد)، و صبر از معصيت (ايستادگى در برابر انگيزه هاى گناه و شهوات سركش و طغيانگر) . پس كسى كه صبر كند بر مصيبت تا آنكه برگرداند مصيبت و شدت آن را به نيكويى عزاى آن (يعنى با صبر جميل شدت مصيبت را ردّ كند)، بنويسد خدا براى او سيصد درجه، ما بين هر درجه تا درجه ديگر مثل ما بين آسمان و زمين است . و كسى كه صبر نمايد بر اطاعت، بنويسد خدا از براى او ششصد درجه، فاصله درجه اي تا درجه ديگر مثل فاصله قعر زمين تا عرش مي باشد . و كسى كه صبر كند بر معصيت، بنويسد خداوند براى او نهصد درجه، فاصله درجه اي تا درجه ديگر مثل فاصله منتهاى زمين تا منتهاى عرش مي باشد . (اصول كافي    ج‏2 ص 91)

نكته سوم : خداوند متعال در آيات متعددي از قرآن كريم صابرين را مورد تمجيد و ستايش قرار داده و وعده هاي بسياري از سوي خداوند متعال و معصومين عليهم السلام براي صابران ذكر شده است . به عنوان نمونه خداوند متعال در قرآن مي فرمايد : - «انَّما يُوَفَّى الصَّابِرونَ اجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ» تنها صابران را بدون حساب پاداش كامل مى‏دهند. (سوره زمر، آيه 10).

نكته چهارم : متاسفانه برخي صبر را با بي تفاوتي و بي موالاتي اشتباه مي گيرند مثلا كسيكه هميشه در وعده هايش دير مي كند به عنوان فرد صبور و با حوصله معرفي مي شود و حال آنكه چنين فردي آدمي داراي صفت زشت بي موالاتي و ضايع كننده وقت و حقوق ديگران مي باشد .

نكته پنجم : صبر داراي آفاتي مي باشد كه بي توجهي به آنها عدم موفقيت انسان را در كسب اين ويژگي اخلاقي نيكو به دنبال خواهد داشت كه برخي از اين آفات به شرح ذيل مي باشد :

1 ـ عجله و شتابزدگي: وقتي بر خلاف خواسته انسان چيزي پيش آيد تحمل او تمام شده و قانون اين جهان را فراموش مي كند و با عجله و شتابزدگي به دنبال فرار از آن مي باشد .

2 ـ عصبانيت و خشم: انسان در زمان عصبانيت و خشم ارزش صبر را فراموش مي كند .

3 ـ دل تنگي و بي تابي : (انسان با اين دو، نيروي صبر و مقاومت خود را از دست مي دهد)

4 ـ نااميدي: (بزرگترين آفت صبر است و براي هر فعاليتي انسان بايد بذر اميد در دل خود بكارد تا موفق شود). (برگرفته از تحقيق : منيره محمديان تبار/ مدرسه علميه نرجس عليهاسلام www.m-narjes.org/maaref/ghoraan )

براي تقويت روحيه صبر راههاي متعددي وجود دارد كه با بهره گيري از آنها انسان مي تواند فرد صبوري باشد كه در اينجا بيست و هشت مورد از راههاي تقويت روحيه صبر را پيشنهاد مي نمايم و اميدوارم با بكارگيري آنها كسانيكه بدنبال رسيدن به اين امر هستند بتوانند به هدف مقدس خود نائل گرديد .

1-      شناخت طبيعت زندگي دنيا:

از مسائلي كه مي تواند صبر انسان را تقويت نمايد شناخت زندگي دنيا مي باشد و دانستن اينكه اين دنيا فاني است و انسان آفريده شده تا با آزمايش هاي مختلف الهي وجودش را صيقل داده و مستعدّ زندگي جاودانه نمايد. و خداوند انسان را در رنج و سختي آفريده و شادي و سلامت بدون غم و بيماري نيست. همانگونه كه خودش فرموده : لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ كَبَدٍ (بلد/ 4) كه ما انسان را در رنج آفريديم(و زندگى او پر از رنجهاست)!

2-    خودشناسي:

 اگر انسان همه چيز خود را از خدا بداند ديگر در حوادث و يا جايي كه چيزي از او گرفته مي شود، گويي اتفاقي نيفتاده و همواره اين شعار را الگوي رفتار خويش نمايد (ما از خدائيم و به او باز مي گرديم)

3- اميد قطعي به وعده الهي مبني بر گشايش سختي ها :

اينكه انسان به اين وعده الهي كه فرموده: إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً «(آرى) مسلّماً با(هر) سختى آسانى است » (الشرح :  6) به يقين برسد .

4-  اميد بستن به جبران محروميّتها:

پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: خداوند دنيا را خانه گرفتارى و بلا، و آخرت را خانه جزا قرار داده، پس بلاى دنيا را، سبب پاداش آخرت و عوض آن معيّن نموده، پس بلاى دنيا عطا و پاداش آخرت را در پى دارد، و دنيا زودگذر است و به سرعت پيموده مى‏شود،6 ـ كمك از ذات حق: از ديد قرآن مهمترين پشتوانه صبر ياري خداوند است و بدون كمك او صبر كامل نمي شود. (ارشاد القلوب-ترجمه سلگى    ج‏1 ص 77 )

5-   زنده نگه داشتن خاطرة قهرمانان صبر:

اينكه انسان زندگي صابران و نتيجه صبرشان را مطالعه كند و از آنها بخصوص پيامبران الگو بگيرد ، نقش بسيار سازنده اي در تقويت صبر دارد .

6-  ايمان به قضا و قدر:

بداند براي سنت الهي تبديل و تحويلي نيست و آنچه از دست رفته باز نمي گردد پس بي صبري فايده ندارد

7- بدانيد كه هر چه از دوست رسد نيكوست

بدانيد كه محنت از جانب پروردگار اوست كه مهربانترين كس نسبت به افراد است و خير و صلاح بندگان را مي خواهد هرچند عقل از ادراك عواقب امور قاصر است. (برگرفته از تحقيق : منيره محمديان تبار/ مدرسه علميه نرجس عليهاسلامwww.m-narjes.org/maaref/ghoraan )

8-  روحيه عجول بودن براى نتيجه گيرى در كارها را كنار بگذاريد

براى نتيجه گيرى در كارها عجول نباشيد؛ حتي براي نتيجه گرفتن در تقويت روحيه صبر هم نبايد عجله كرد .

9-    از حساسيت بيش از حد در هر زمينه بپرهيزيد.

10- خور را براي دريافت رفتارهاى نابجا و خلاف انتظار آماده سازيد

هميشه فضاى ذهنى و روانى خود را براى شنيدن و دريافت رفتارهاى نابجا و خلاف انتظار آماده سازيد وبه اين معنا كه همواره در هر مساله‏اى، ابتدا از ديگران انتظار بدترين برخورد را داشته باشيد و خود را براى تحمل آن آماده كنيد.

اين مساله باعث مى‏شود برخوردهاى بهتر از مورد انتظار در شما ايجاد خشنودى نمايد. در حالى كه اگر هميشه انتظار برخورد خوب داشته باشيد، چه بسا نتيجه عكس خواهيد گرفت.

11-   در مقابل رفتار ناپسند ديگران عكس العمل هاي مناسب آماده كنيد

قبل از مواجه با برخوردهاى نابجا ديگران پاسخ خود و عكس‏العمل خوب خود را براى مواجه با رفتارهاى خلاف انتظار ديگران در ذهن خويش مرور كنيد و با طرح ذهنى آماده شده با رفتارهاى بى‏مورد ديگران برخورد كنيد مثلًا با خود بگوييد اگر فلان شخص به من ناسزا بگويد به حرف او توجه نمى‏كنم همچنان دوستش دارم چون گناهان من را پاك كرده و اين صبر سبب تعالى روحى من مى‏شود و به هر حال با اين كلمات و تلقينها هميشه آمادگى ذهنى و روانى خود را براى عملكردهاى خلاف انتظار مردم فراهم سازيد.

12-  با خود شرط كنيد كه هيچ گاه و در هيچ شرايطى صبر خود را از دست ندهيد .

  وقتي چنين قراري را با خود گذاشتيد اگر در مساله اي صبرتان را از دست داديد ، خود را جريمه كنيد؛ مثلا تصميم بگيريد - يا در صورت امكان نذر كنيد - فلان مبلغ را صدقه بدهيد، يا نماز شب بخوانيد و يا يك روز روزه بگيريد. كارآيى اين روش، بسيار بالا است و بسيارى از علماى بزرگ بدين سان تمرين عملى و خودسازى نموده‏اند.

13-                  در صورت بروز بي صبري خود را سرزنش كنيد

اگر گاهي اوقات كاري كه ناشي از بي صبري بود انجام داديد ، سريع خود را سرزنش و حتى در لفظ اظهار پشيمانى نماييد و وعده‏ها و قولى كه با خود داشتيد را در ذهن خويش حاضر سازيد.

14-                  تفريحات سالم داشته باشيد

از تفريحات سالم و تقويت كننده اراده؛ مانند كوهنوردى، شنا، دو ، صحرانوردي و پياده‏روى و گردش در طبيعت و... نيز استفاده كنيد.

15-                  از اقدامات عجولانه بپرهيزيد

در تصميم‏گيرى‏ها، حتى‏الامكان با افراد عاقل و پخته مشورت نماييد و از اقدامات عجولانه و مطالعه نشده بپرهيزيد.

16-                  با افراد صبور دوست شويد

بيشتر با افراد خوش خلق و صبور معاشرت كنيد.

17-                 به رفتارهايي كه باعث بي صبري شما مي شود توجه نكنيد

به برخى رفتارها و حالاتى كه از افراد سر مى‏زند. و شما را به بي صبري دعوت مى‏كند، توجه نكنيد؛ مثلاً اگر كسى با حرف ناروا شما را بر مى‏افروزد، از شنيدن و گوش سپردن به سخنان وى اجتناب كنيد و حتى گوش ندهيد يا محيط را ترك كنيد. ديگر به گفته‏هاى او دقت و توجه نكرده و آنها را در ذهن خود مرور نكنيد. نسبت به ديگر اعمال فيزيكى و رفتارهاى پرخاشگرانه و تحريك كننده نيز همين طور واكنش نشان دهيد و راه بى‏توجهى و تغافل را پيش گيريد.

18-                 ذكر «لا حول و لا قوة الا بالله» را زياد بر زبان جارى سازيد و سوره والعصر را زياد بخوانيد.

19-دعاى 24 صحيفه سجاديه «يا من تحل به عقد المكاره» و دعاى 58 و 175 آن را بخوانيد

20-                   رواياتى كه در فضيلت صبر رسيده حتما مطالعه كنيد.

چراكه اگر كسى بداند ثواب صبر به مراتب بيشتر از چيزى است كه از دست داده، زيرا چيزى از دست داده كه جز در زندگى دنيا با او نمى‏ماند و چيزى بدست آورده كه بعد از مرگ ابد الدهر با او خواهد بود، در اينصورت مى‏تواند به راحتي صبر كند. (ترجمه‏اخلاق ص :  365 )

21- رواياتى كه در فضيلت مبتلا بودن به مشكلات دنيوى وارد شده مورد مطالعه قرار دهيد.

22-                   با خود يادآوري كنيد كه زمان مصيبت و بلاهاي دنيايي اندك و وقت آن كوتاه است و به زودى از آن رهايى خواهيد يافت و اصولًا عمر دنيا كوتاه است.

23-                بينديشيد كه جزع و بى‏صبرى چه ضررهايى بر آن مترتب است.

زيرا كسي كه  بداند كه جزع و بى‏تابى كارى است زشت و به دين و دنياى او زيان مى‏رساند، و هيچ فايده‏اى ندارد جز اينكه ثواب را باطل و ضايع مى‏كند و آدمى را گرفتار عقاب مى‏سازد، چنانكه امير مؤمنان عليه السّلام فرمود: «اگر صبر كنى آنچه مقدّر است خواهد شد و تو اجر مى‏برى، و اگر بى‏تابى نمائى آنچه مقدّر است خواهد شد و براى تو بار گناه و عقوبت خواهد بود». (بحار الأنوار  ج‏68 ص 92 ) در اينصورت بهتر در برابر مشكلات صبر مي نمايد .

24-                 احوال كسانى را كه به بلاى عظيم‏تر از شما گرفتار شده‏اند و مشكلات گذشته و حالشان با شما قابل مقايسه نيست، به ذهن آوريد و شكر كنيد كه شما كمتر مبتلا بوده و هستيد.

25-                 به خداوند بزرگ اميدوار باشيد و دائماً بر او توكل كنيد.

ارتباط خود را با او استحكام بخشيد و با نماز و ذكر، پيوسته او را ياد كنيد و در مشكلات و مصيبت ها از او استمداد بطلبيد.

26-                 هيچ گاه مأيوس نشويد و با روحيه اميد به پيش برويد و با برنامه ريزي در سدد حل مشكلات باشيد.

27-                در موقع اندوه ذكر لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّى كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ را تكرار كن.

28-                موارد فوق را در برنامه‏اى منظم با درج موارد آن در يك جدول و نمره دادن به عملكرد خود و رعايت اين امور سعى در تقليل موارد تخلف داشته و همت خود به افزايش صبر و تحصيل سعه صدر معطوف بداريد.

http://pishnahad20.persianblog.ir/post/35


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۵)

همت بلنددار كه مردان روزگار. . .

 

توانمندي هاي بالقوه در خانواده را مديريت كنيم
زندگي را نمي توان صرفاً جاده اي صاف و مسطح دانست و بس! بلكه تنها در سايه همت و تلاش، شكيبايي و آرامش و ظهور و بروز توانمندي هاي بالقوه انسان خوش منظرتر مي شود. بدون شك عبور از چنين مسيري بعضاً لغزنده هوشمندي و درايتي كارآمد را طلب مي كند تا آسيب نبينيم، در راه نمانيم و آسوده خاطر باشيم.
 در سايه ساران زندگي، نبايد اجازه داد توقعات رنگارنگ مخل آرامش خانواده شود. اما متأسفانه در برخي از خانواده ها به رغم آن كه امكانات و توانمندي هاي افراد مشخص و ثابت است، بعضا مي خواهند در اولين فرصت و به سرعت ساختمان انتظار و توقعشان بالاتر رود!... بدون دغدغه ماشين مدل جديد زيرپاي شان بيايد و در واقع بدون سختي و ريزش عرق جبين، زندگي بدون كم و كسري در اختيار بگيرند.
 درحالي كه صبر، اميد، بهره گيري از توانمندي هاي بالقوه، تلاش و كوشش و مديريت بر سازوكار زندگي، از جمله ابزارهايي براي هنروري در صحنه هاي گوناگون زندگاني است.
 شايد شما نيز در اطراف خود افرادي را مي شناسيد كه بدون توجه به داشته هاي خود همچنان براي كسب موفقيت اجتماعي و مالي بهتر به تب و تاب افتاده اند و به هر طريق ممكن مي كوشند احساسات مالي و فرهنگي و اجتماعي خود را ارضا كنند اما اين احساسات سيري ناپذير است.
 كارشناسان اجتماعي و اقتصادي معتقدند كه بهره مندي از توانمندي هاي بالقوه يكايك اعضاي خانواده و همچنين مديريت صحيح و همه سونگر آن زمينه مناسبي را براي تحقق اهداف زندگي فراهم مي كند.
 اين امكانات نهفته در جوهره هر انسان است، در صورتي كه مورد توجه فرد و خانواده قرار مي گيرد و به فعليت درآيد، سختي كشيدن ها تبديل به انرژي مولد مي شوند. توقع خوب زيستن بسيار لازم است چرا كه لازمه پيشرفت انسان و در كل، نشان از توسعه ابعاد كلان جامعه و كشور دارد اما همواره، خواستن تا توانستن فاصله داشته و دارد. كوتاه كردن فاصله ها مستلزم آن است كه هر يك از ما شرايط را فراهم كنيم. به عبارتي انتظار از ديگران انتخاب اول در رفع ناسازگاري هامان نباشند. ورود به ميادين و عرصه هاي مختلف جامعه با اتكا به توانمندي هاي خود، نيك انديشي و توكل به خداوند خيلي از توقعات بيجا و همچنين ناشكيبايي ها را پس مي زند و بارقه اعتماد به نفس، هنر زندگي كردن در شرايط نابرابر و ناسازگاري ها را، شكوفا مي كند. اين مباحث، رمز و كليد موفقيت ها وآ سودگي خاطر بسياري از اقشار جامعه ما و ديگر جوامع بوده است.
 ● مديريت خانواده مورد توجه جوامع مختلف
 «دائمي فر» پيش از اين در پست مدير دولتي اشتغال داشته است كه به دليل بيماري مشمول بازنشستگي پيش ازموعد رسمي مي شود. به نظر وي استفاده از توانمندي هاي بالقوه در زندگي و مديريت خانواده، يك موضوع اساسي و حائزاهميت در تمام جوامع بشري است. وي معتقد است: «كسي مي تواند از توانايي هاي بالقوه خود در مديريت خانواده بهره مند باشد كه از هوش و فكر مناسب درباره كار و مخارج زندگي برخوردار باشد. به عبارت ديگر چنانچه انسان در تأمين هزينه روزمره خانواده دغدغه اي نداشته باشد، چنين شخصي مي تواند در ساير امور زندگاني موثر واقع شود.» وي با اشاره به موفقيت هاي جهاني ايرانيان مي گويد: «به دليل آن كه ضريب استعداد ايرانيان بالاست. تنها در صورت توجه به توانمندي هاي بالقوه شان به تحقيقات و نوآوري ها دست زده و مي زنند و وسايلي جديد اختراع مي كنند.»
 ● توقعات زياد صبر كم
 جوان خانواده مدتي است كمتر در جمع هاي كوچك خانوادگي حاضر مي شود، در پاسخ به برادران و خواهرانش سرسنگين است وكمتر فرصت گفت وگوي والدينش را فراهم مي كند. به اصطلاح از همه چيز وهمه كسي فراري است!
او مدتي است براي در اختيار داشتن يك ماشين و برخي از تجملات امروزي جوانان خانواده را تحت فشار گذارده است...
 يك پدر كارمند بازنشسته به نام «شيرزاد» مي گويد كه توقعات جوانان در همه جنبه هاي زندگي زياد و صبر و حوصله شان كم شده است. نمي خواهند بپذيرند يك شبه نمي توان راه صدساله را طي كرد.
 وي ادامه مي دهد: «توقعات بچه هاي امروزي از خانواده و آنچه در دسترسشان قرار دارد و به طور كلي در جنبه هاي زندگي، بالا است. ما در سنين جواني به آنچه در اختيار داشتيم قانع بوديم حتي دستمان مي رسيد به خانواده مان هم كمك مي كرديم. ولي بسياري از بروبچه هاي امروزي توقع دارند همه چيز و يا هر چيز زود در اختيارش قرار بگيرد. به نظر من و خيلي از پدرها و خانواده ها، اين گونه توقعات بيجا است. در زندگي و شرايط متعارف اصلا امكان ندارد راه صدساله را يك شبه رفت.»
 از وي درباره توانمندي هاي بالقوه افراد خانواده و نقش مديريت خانه در ظهور آن مي پرسيم:
- «معتقدم هر انسان مسئول تا حدي كه بتواند، از انجام توانمندي هاي خود دريغ نمي كند. ما هم دريغ نمي كنيم. بي اثر بودن آن در مخاطب خواه فرزند و غيره، بيشتر از ضعف فرهنگي است.
 متأسفانه در برخي از خانواده ها نقش مديريتي و هدايت موثر و هدفمند بچه ها به دليل مشكلات و مسائل بيروني و دروني كمرنگ شده است كه بايد به اين نكته توجه مضاعفي داشت. مدير خانواده- زن يا مرد- بايد با اخلاق پسنديده و به دور از هيجان و تنش با بچه ها و خواسته هاي كوچك و بزرگ آنان كنار آيد.»
 ● روحيه جواني نيازمند مديريت است
 حسرت از زندگي ديگران و غوطه ور شدن در درياي متلاطم رويا و آرزو راهكار مناسبي براي كسب جايگاه مطلوب در جامعه نيست. اين كه چرا عده اي از افراد جامعه در مواجهه با نيازهاي امروز و فرداي خود تن به اين دريا مي سپارند سؤالي است كه بايد پاسخ آن را با واكاوي دوباره رفتارهاي فردي و بازشناخت موثر خود يافت.
 «دائمي فر» بر نقش مديريت خانواده براي ارتباط، كنترل و هدايت جوانان تاكيد مي كند: «يك شرط موفقيت در مديريت بهره مندي از هنر و توانايي هاي انسان است. جوانان هم نياز به مديريت دارند تا با هدايت صحيح، فكر خود را در راه مثبت جهت دهند. در بحث مديريت خانواده نكاتي نهفته است از جمله اين كه چگونه خانواده از جوانان خود حمايت مي كند. مثلا اگر توانايي اقتصادي وجود دارد براي جوان جوياي شغل ايجاد كار كند. اما متأسفانه برخي از خانواده ها امكانات اقتصادي چندان مناسبي ندارند. به هر حال فرزندان آنان هم تحصيل كرده اند اما بيكار هستند، در چنين حالتي وظيفه مسئولان است كه نسبت به موقعيت و اشتغال جوانان اقدام و آن ها را جذب و مديريت كنند.
 وي با بيان اين كه بخشي از مسائل جوان- به عنوان سرمايه هاي نيروي انساني- به چگونگي موقعيت اجتماعي كه در آن بسر مي برند برمي گردد، مي افزايد: بعضي از افراد توانمند هستند كه ولخرجي مي كنند ولي براي بچه و خانواده خود خست نشان مي دهند. در اين حالت نمي توان از آنان انتظار مديريت صحيح داشت. وي كه صحبت هاي خود را برآمده از مطالعاتش در حوزه اجتماعي و روانشناسي قلمداد مي كند، به توقعات زياد بعضي از جوانان اشاره مي كند: در شرايط زندگي كنوني همه امكانات و بهره وري از فناوري هاي علمي وجود دارد و بسياري از افراد از آن ها استفاده مي كنند. لذا در چنين وضعيتي برخي از جوانان توقع دارند خواسته هايشان فوري برآورده شود در حالي كه چه بسا خانواده ها توانمندي پاسخ گويي به اصرار نياز فرزندان شان نداشته و يا ندارند. اين قبيل جوانان بايد از سر تعقل بپذيرند همه خواسته ها با توجه به وسع خانواده را نمي توان برآورده كرد، با زحمت، تحمل، همياري و به مرور زمان مي توان ممكن ساخت. وي تاكيد مي كند: «بهره گيري از استعدادها و مديريت صحيح آن ها جدايي از حوزه خانوادگي، در بخش جامعه هم مي تواند منشأ اثر گسترده باشد.»
 ● دغدغه ها فرصت ها رامي سوزاند
 البته اين كه ضريب خواسته ها نسبت به ظواهر مادي و امكانات روز تا حد نيازمان ارتقا يابد اشكالي ندارد زيرا پيشرفت و برخورداري از وسايل جديد و مورد نياز در قاموس زندگي انسان است اما بايد دو رويكرد را مورد توجه قرار داد. از يكسو به مدرنيزه كردن زندگي توجه داريم و از ديگر سو بايد دل و حواس را به كاهش سطح توقعات سوق داد.
 مسئله مهم و قابل تامل اين است كه ملاك و تراز توقعات برخي از مردم كه از توانمندي هاي بالقوه خود بهره اي نمي گيرند و مديريت موثري در چرخه خانواده ندارند در اندازه امكانات دارندگي هاي قشري توانمند است. نتيجه كلي اين حالت از كف دادن فرصت هاي دلپذير است.
 يك كارشناس امور اجتماعي درباره سؤالي مبني بر اين كه نقش توانمندي هاي بالقوه افراد يك خانواده و مديريت آن در چرخه متعارف زندگي و بعضا در برابر ناسازگاري ها و كاستي ها، چيست؟ مي گويد:«امروز در زندگي از يك سو رو به مدرنيزه شدن حركت كرده ايم و از طرف ديگر مي خواهيم سطح توقعات خود را پايين بياوريم. اما با نگاهي گذرا به گذشتگان درمي يابيم آنان راحت تر به خواست هايشان مي رسيدند چرا كه به فكر مدرن كردن امكانات زندگي خود نبوده و زندگي يك دست و سازگار داشتند.» وي با اشاره به اين كه جامعه سطح توقع مردمان را بالا مي برد مي گويد: «البته خوب است كه به حق، هر شهروند از پديده هاي نو استفاده كند اما ميزان درآمد و تمكين مالي معمولا اجازه بهره مندي از پديده هاي نوين را نمي دهد. كساني مي توانند از امكانات مدرن برخوردار باشند كه متمكن هستند وتوانايي مالي شان از گذشته و يا در حال حاضر كسب مي كنند اما زندگي اكثريت مردم اين طور نيستند.»
 وي يادآور مي شود: «ما توانايي مان را نسبت به خود نمي سنجيم، با ديگران مي سنجيم ولي به خود مي گوييم چرا، آن گونه وسايل و تمكن نداريم؟ اما بايد به جاي مقايسه توانمندي هاي وجودي خود را به كار گيريم و تحولي در مديريت خانواده ايجاد كنيم.» اين كارشناس تأكيد مي كند: بايد از داشته هاي خود كه در اختيارمان است استفاده- بهينه- كنيم اما متأسفانه، فرصت هاي بهره مندي از دارندگي هاي موجود را به خاطر دغدغه هاي كاري و ديگر مشغلات، از دست مي دهيم. در حالي كه معقولانه تر آن است كه اول خودمان- به عنوان منبع انرژي- سرمايه و ارزش خودمان را بهاء دهيم ولو فرضاً نسبت به ديگران، ناچيز باشد. اگر اين ها از دست بروند، همان ميزان سرمايه هاي كم، خردخرد به صفر خواهد رسيد.»
 رضايي يادآور مي شود كه بايد قدرشناس توانمندي هاي بالقوه خود و سرمايه هايي كه داريم باشيم از قياس دائم موقعيت خود با دارايي هاي ديگران بپرهيزيم و فرصت ها را از دست ندهيم.»
 ● تربيت نادرست آسيب فرهنگ عمومي
 يك شهروند بازنشسته كه تمايل به معرفي خود ندارد براين باور است كه افزايش سطح توقعات بچه ها را بايد در شيوه تربيتي خانواده ها جست و جو كرد. وي معتقد است كه برخي از خانواده ها با تربيت نادرست بچه ها زمينه زياده خواهي را در جامعه افزايش مي دهند.
 وي مي گويد: «فرهنگ عمومي با كاركرد تمام خانواده شكل مي گيرد كه بايد به آن توجه بهينه اي داشت. وقتي فردي بر مبناي زياده طلبي ها وبلندپروازي ها تربيت مي شود بر رفتار عمومي جامعه نيز تأثيرگذار است.
 فاصله ميان خواستن تا توانستن را با پشتكار و تلاش مضاعف مي توان پيمود اما بايد باور داشت كه تحقق غيرممكن هم محال است.
بهترين راه دستيابي به انتظارات و توقعات اين است كه به توانايي هاي بالقوه خود تلنگري بزنيم. البته بايد مديريت امور زندگي، تراز وضعيت مالي با توقعات ريز و درشت اعضاي خانواده را نيز همواره مدنظر داشت.
 اين كه گمان كنيم در تقويم زندگاني از همان اولين روز ورود به ميدان مسئوليت هاي خانواده و همچنين جامعه آن چه نياز داشته ايم روي ميز خواسته هايمان چيده شده تصوري به خطا آلوده است.
شرايط تحول و پيشرفت را بايد خود بيافرينيم. به اطراف نگاه نداشته باشيم. تكيه به توانمندي هاي خدادادي خود بزنيم و مديريت را از امور فردي خود شروع كنيم. در مقطع كنوني جامعه،منشور همت و توانمندي خانواده و مديريت و توقعات اعضاي خانواده اگر با انديشه ورزي و قناعت توامان باشد، سقف مطمئني براي خواستن و توانستن زده شده است.
بسياري از كارشناسان بر اين باورند كه اگر تربيت و آموزش صحيح بچه ها به عنوان يك اصل و وظيفه حياتي در كانون خانواده مورد توجه قرار گيرد و پدر و مادر احساسات و توقعات جوانان را به آرامي و شكيبايي توجيه و مديريت كنند، بسياري از فرزندان شان قانع مي شوند كه به اصطلاح پاي به اندازه گليم دراز كنند.
كارشناسان مسايل اجتماعي و تربيتي يكي از علل ناسازگاري هاي برآمده از توقعات زياد جوانان و حتي زوج هاي جوان را در عدم مديريت توانمند و هنرمندانه در نهاد خانواده ارزيابي مي كنند و تاكيد دارند كه ريشه مشكلات را بايد در اين قلمرو جستجو كرد. از سوي ديگر، شور و حساسيت و شوق داشتن ها- جدا از توقعات ولو متعارف و يا كم- نزد بسياري از مردم، حد و مرز ندارد؛ به عبارتي ميداني است به وسعت فراگيري همه پديده ها بنابراين در چنين گستردگي احساس و تمايل بديهي است كه به مديريت آگاه و مدبر در هدايت و رهنموني نياز وجود دارد.
بدون ترديد چشمداشت و انتظار بچه ها، نوجوان ها و جوانان در تحقق خواسته هايشان را با ايجاد گرد و غبارهاي «نداري» و كمبود وسع مالي در محيط خانواده نمي توان سامان بخشيد. ليكن با درايت بيشتر و تقويت روحيه و مهمتر، توجه دادن آنان به راهكارها- به عنوان كمك به اقتصاد خانواده- از جمله شايستگي بهره گيري از توانمندي هاي بالقوه، مي توان ازگذرگاه مشكلات عبور كرد.
● استفاده از فرصت ها
خانم «جهاني» معتقد است هر شخص در نهادش استعدادهايي دارد و در عين حال در صحنه زندگي و آموزش هاي مفيد مي تواند يك سري فن و هنر و دانش بياموزد و از آن ها سود بگيرد اما متاسفانه برخي از افراد بزرگسال يا جوان از توانايي هاي بالقوه نه تنها بهره نمي گيرند و چه بسا انتظارات فراتر از بودجه خانوادگي هم دارند.
وي كه پيشتر در سازماني به عنوان يك كارمند دفتري اشتغال داشته است مي گويد كه از فرصت هاي بين امور كاري استفاده كرده و به فراگيري زبان فرانسوي پرداخته است . اكنون مي تواند تدريس كند. او مي گويد:« در كار اداري احساس مي كردم با حقوق ثابت و كار ثابت، يك روند كليشه اي و تكراري را ادامه مي دهم. تصميم گرفتم با حدود بيست و دو سه سال سابقه، كارم را خاتمه دادم. در حال حاضر در منزل ضمن آن كه كم و بيش به امور درسي فرزند دانشجويم مي پردازم و با خيال راحت نيز به رتق و فتق زندگي مي رسم و در منزل تدريس مي كنم.»
وي مي افزايد:«زماني كه كار رسمي اداري داشتم، مثل برخي از همكاران بي توجه به وقت هاي خالي ام نبودم. عقيده ام هم اين است كه خيلي از مردم در تربيت بچه ها آن طور كه بايد، وقت صرف نمي كنند. بعضي از جوان ها كه توقع زياد از پدر و مادر خود دارند در واقع توانمندي هاي ذاتي شان را از بين مي برند و يا بدون بهره مي گذارند.
در حالي كه برخي جوانان و نوجوانان در جامعه داريم كه خلاق فنون و هنرهاي مختلف شده اند. فقط بايد بخود آييم.»
 ● تاثير مديريت جوانان در خودكفايي
با «بهزاد رضواني» در فرصت گذرا در مترو درباره توانمندي هاي بالقوه جوانان و توقعات آنها از خانواده صحبت را باز مي كنم. او تبسمي مي زند و مي گويد:«اگر جوانان چه در خانواده و چه در جامعه و دانشگاه و مدارس به طور جامع تحت مديريت جدي تربيت شوند. وضعيت كشور و اوضاع اقتصادي، فرهنگي بسامان شده و خلاقيت هاي خودكفايي شكوفه مي زند. اما به تنهايي هم هر جوان بايد از استعداد و توانايي هاي خود استفاده كند. اين شدني است. من دانشجو شخصاً تجربه كرده ام. هزينه تحصيلم را از فرصت هاي تابستان با كار ساده در يك كارگاه توليدي، تامين كرده ام.»
 ● جوانان از تجارب آموزشي بهره بگيرند
«زهرا رضايي» كارشناس مسايل اجتماعي در ادامه اظهارنظرات پيشين خود به نكاتي ديگر درباره مديريت و سطح توقعات و ... مي پردازد. وي مي گويد:«امسال دختر خانمي در كنكور شركت كرده بود. احتمال مي داد قبول نشود. اما او مي گفت اگر در كنكور قبول نشود لزومي ندارد وقتش را همچنان صرف آمادگي كنكور سال آينده كند. دوره هاي لازم آموزشي ديگر را ديده است و از تجارب آموخته هاي خود استفاده مي كند. از وقت و فرصت هاي ديگر بايد بهره برد.» اين كارشناس مي افزايد:جواني كه مي گويد توانايي من در فراگيري ضعيف است اما وقت و فرصتش را با كلنجار رفتن و مقايسه وضعيت خود با ديگران هدر مي دهد.
از يك جنبه در واقع امر به توانمندي هاي بالقوه ديگر خود توجه نمي كند، در حالي كه به طور معمول يك جوان حداقل از كلاس هاي آزاد آموزشي تجاربي آموخته است. او مي تواند اين يافته هاي علمي-آموزشي خود را در فرصت هاي مناسب بارور كند و بهره بگيرد.»
 اين كارشناس تاكيد مي كند:«اصولاً به بچه ها مي بايد آموزش هايي - جداي از تحصيل كلاسيك- داده شود. اگر به حال خودشان بگذاريم و مديريت نكنيم ممكن است دچار غفلت شده ازاستعدادهاي بالقوه ديگر خود بي نصيب بمانند و بعد توقعات بي حد و حساب بدون دستمايه هاي خود را بر خانواده تحميل كنند.»
 ● آنچه سريع به دست آيد زود هم از دست مي رود
«رضايي» همچنان آموزش بچه ها از دوران كم سالي را و نيز اين كه از داشته هاي خود قانع و قدرشناس زحمات پدر و مادر باشند مورد تاكيد قرار مي دهد و معتقد است والدين از آن كه فرزندشان، خود را با ساير همسن و سال هاي شان مقايسه مي كنند مراقب باشند. از سوي ديگر جوان خانواده هم مصر بر آن نباشد كه خواسته اش در كمترين زمان ممكن تحقق يابد. پدر و مادر همچنين يادآوري كنند از هر آنچه در توانايي دارند بخش اعظم آن را صرف پرورش و تامين نيازشان مي كنند.«در اين صورت مي توان گفت درصد بسياري از بچه ها اقناع خواهند شد.»
 وي همچنان با ابراز تاسف تاكيد مي كند: «بعضي جوان ها توانمندي هاي بالقوه وآموزه هاي خود را دست كم مي گيرند» و نيز گوشزد مي كند:«جوان ها بايد بدانند آنچه كه سريع به دست مي آورند زود هم از دست خواهند داد.»
 ‌● الگو از تربيت درست و مديريت در خانواده
از ۱۳ سالگي علاوه بر تحصيل در بازار كار فعال بوده و از همان زمان به مخارج خانواده اش كمك مي كرده است.
«رستمي» حالا مدير يك چاپخانه است. او ثمره و نتيجه سال ها كار و تحصيلاتش را ناشي از تداوم تربيت درست و مديريت پدر در جمع خانواده مي خواند كه الگوي خود و فرزندان تحصيلكرده و قانع در زندگي است. نقش مديريت در خانواده را در چگونگي تربيت و پرورش فرزندان مي داند:«پدرم بسيار خوب فرزندانش را تربيت كرده است. چند پسر تحصيلكرده و اجتماعي تحويل جامعه داد.» او و برادرانش از دوران بچگي ضمن درس خواندن كار مي كرده اند؛ «احساسم اين بود پدر كه كاسب بود نمي تواند به تنهايي مخارج اعضاي خانواده را به دست آورد. در انجام كار طوري كوشش و پشتكار داشتم كه صاحب كارم نسبت به انجام كارها ابراز رضايت مي كرد.»
 او موقعيت كنوني اش را به لحاظ تربيت فرزندان، مديريت و اشتغال، با پدر خود قياس مي كند؛ «همچون پدر، فكر و حواسم اين بود كه بچه هايم درس بخوانند و خوب تربيت شوند و تحويل جامعه بدهم... فرزندانم همگي تحصيلكرده هستند. توقع شان در زندگي زياد نبوده است. هيچ وقت انتظار ماديات نداشته و ندارند.»
 ● قانع به آنچه كه داريم
«رستمي» نيز بر اين باور است كه شيوه مديريت در هر خانواده روي تربيت، توقع و افكار بچه ها تاثير قطعي مي گذارد؛ «نظارت بر كردار و رفتار بچه هايم در حد يك كنترل معمولي بوده است. در جامعه كنوني كه برخي كمتر حرمتگذار بزرگان خود هستند در خانواده كمتر به يكديگر پرخاش مي كنند و ليكن توقعات بيش از توان خانواده دارند.»
او مي گويد:«از خداوند هرچه خواسته ام عنايت كرده است. در طول زندگي و تاكنون قانع بوده و هستم. اگر - فرضاً- در يك نقطه شهر خانه داشته باشم، توقع و يا به اصطلاح چشم و دلم دنبال داشتن خانه در فلان نقطه شمال شهر نبوده و نيستم.»
 ‌● فرصت شكوفايي توانمندي هاي جوانان
 «كبيري» فارغ التحصيل جامعه شناسي، مي گويد در هر كشور و جامعه اي كه جمعيت جوانش بيش از سنين ديگر است، يك جامعه بالنده و اميدوار كننده محسوب مي شود. زيرا اين گروه از اقشار جامعه پشتوانه تمام عيار ملي و كشوري در زمينه هاي اقتصادي، فرهنگي و الي آخر، به شمار مي آيند.
جامعه ما، يك جامعه جوان است. نياز به مديريت، اقتصاد و توليد دارد. شعور جامعه ما در توليد و اكتشاف از بسياري كشورهاي ديگر بالاتر است. اين فهم و فكر بايد مديريت شود، بالند تر و سازنده تر شود. سرمايه وجودي جوان كافي است كه فرصت شكوفايي يابد. اين استعدادها در برخي اساس ژنتيك دارند و در بسياري يك وديعه خلقت است كه به عنوان توانايي هاي فكري و بسياري خودجوش هرازگاه و در طول ساليان طولاني، جهاني شده و مي شوند اما بسياري از همين قبيل و طيف، از توانايي هاي خود بهره اي نمي برند. خود را نمي سنجند. چه بسا كه حتي ممكن است تحصيلات دانشگاهي نداشته باشند اما توان هاي شگفت آفريني در پديداري نوآوري از خود نشان مي دهند. فكرشان از خيلي افراد تند و تيزتر است. متاسفانه اين گروه از هموطنان در پاره اي از مقاطع تاريخي به لحاظ فكري و حمايت نشده اند. برخي خانواده ها هم شايد توان اقتصادي مناسب ندارند تا زمينه هاي بروز توانايي و استعداد بچه هاشان را مهيا كنند. ناچار به كارهاي سبك و بعضاً كاذب روي مي برند.»
 وي درباره انتظارات بچه ها، معتقد است، بايد قبول كنيم بشر از دوران طفوليت تا مرز جواني توقعات زياد داشتيم و داريم، برخي به رويا و خيالات هم مي رسيده است! توقع بچه نشانه احساس، نياز و سلامت اوست. لذا همانگونه كه چه در سيستم اداري و آموزشي و چه امثالهم، قاعده و نظامات در تربيت و فن آموزي حاكم است در تامين نياز و تربيت جوان ها هم مي بايد اين نكات رعايت شوند. يك معادله دوسويه است؛ هم خانواده نقش دارد و هم ملاحظات يا توقعات جوان. توقع بيش از حد و وسع جايز نيست ولو خانواده اي بسيار متمكن باشد.»

حسن آقايي  : روزنامه كيهان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۴)

سه راه  تـقويت اراده


براي بسياري، اين سؤال وجود دارد كه چگونه ميتوانند ارادة خود را تقويت كنند و به محض تصميم گرفتن و فراهم بودن شرايط و اسباب، آن را جامة عمل بپوشانند؟ در پاسخ سؤال، به سه راه اشاره ميكنيم:
 
1. تمرين و ممارست: همانگونه كه تمرين دادن اندام بدن و به كارگيري آنها، باعث رشد و تقويت و نيرومندي جسمي ميشود و تمرين ندادن آنها، ناتواني و عدم رشد را در پي دارد، دربارة  اراده نيز مسأله چنين است كه با تمرين و ممارست، ميتوان آن را تقويت كرد. ناگفته پيدا است تمرين تقويت اراده، بايد ابتدا در مواردي باشد كه به سادگي قابل انجام است و به اسباب و شرايط گوناگون نياز ندارد. براي انجام اموري مانند بيدار شدن از خواب در ساعتي خاص از صبحگاهان به صورت مستمر، روزهداري چند روز در ماه، مخالفت با خواسته نفساني، پرهيز از پُرخوري، پُرخوابي، پُرگويي، پرهيز از بيكاري و تنبلي، نماز گزاردن در اول وقت به صورت هميشگي، دوري از دل مشغولي به كارهاي روزمره و بيهوده، پرهيز از روزمرگي، خواندن زندگينامه افرادي كه ارادة پولادين داشتهاند، تلاوت قرآن كريم، ورزش هاي روحافزا مانند كوهنوردي و اسب دواني، مطالعه كتاب و تمام كردن آن در زمانبندي محدود، و ... بيترديد با انجام تمرين در زمينههاي آسان، به تدريج ميتوان چنين تصميمهاي بزرگي را عملي كرد.
امام صادق عليه السلام ميفرمايد:
فمروا صبيانكم إذا كانوا أبناء تسع بما أطاقوا من صيام فإذا غلبهم العطش أفطروا؛10
كودكان خود را وقتي به نُه سالگي رسيدند، به روزه واداريد؛ اما هنگامي كه تشنگي بر آنان چيره شد، روزه خود را افطار كنند.


2. تفكر و تلقين مثبت: در راستاي انجام هر كار و حل هر مشكل، بايد هماره مثبتنگر بود و هرگز نبايد كلمه «نميشود» را بر زبان جاري كرد؛ زيرا استفاده از الفاظ و مفاهيم منفي، به گونهاي شكست و عدم موفقيت را بر ما تحميل ميكند. بايد از ابتدا تلقينهاي منفي را به تدريج از ذهن و فضاي انديشه دور كرد؛ زيرا كلمات منفي، قفلهايي بر درهاي موفقيت هستند. هرگز نبايد اين عبارات را بر زبان آوريم: «من هميشه كارها را ناتمام رها ميكنم»، «هر حادثهاي مرا متزلزل ميكند»، «حوصله انجام اين كارها را ندارم»، «از اين كار خسته شدم»، «اين كار بيفايده است» و... ؛ بلكه در برابر اين كلمات، بايد از مفاهيم و كلمات اميد بخش و دلگرم كنندهاي بهره گيريم كه موجب اعتماد به نفس بيشتر ميشود و انرژي بخش و تحرك آفرين است؛ مانند «من ميتوانم»، «خدا ياور من است»، «اين كار را به هر قيمتي انجام ميدهم»، «هيچ چيز مانع من نيست»، «من ميخواهم و بايد بتوانم» و... .


3. دعا: خداوند مهربان، انسان را برابر مشكلات و دشواريها و در راه رسيدن به اهداف و مبارزه با بلاها و  سختيها، تنها نگذاشته، او را سزاوار ياري از سوي خود قرار داده است؛ به شرط اينكه او خود بخواهد و با سلاح دعا، از خداي توانا ياري جويد. امام صادق عليه السلام ميفرمايد:
الدعاء سلاح المؤمن؛11
دعا، سلاح مؤمن است. در روايت ديگري ميفرمايد:
الدعاء أنفذ من السنان الحديد؛12
دعـا از نيـزه تيز، نافذتـر است.
پيدا است دل بستن به خداي توانا و مهربان، ارادة آدمي را پولادين و او را در راه رسيدن به آرمانها و اهداف خود، استوار ميسازد و به او ثبات قدم ارزاني ميكند. ما بايد همچون امام سجادعليه السلام از خداوند استمداد جسته و به آن امام همام اقتدا كنيم.
اللّهم يا مَنْ تُحِّلُ به عُقَدُ المكاره و يا مَنْ يَفثَأ بِهِ حِدُ الشّدائد و يا مَنْ يُلتمس مِنه المخرج إلي مَحَلِّ الفرج! ذَلَّت لقدرتك الصعاب و تسبّبت بلطفك الأسباب؛13
خداوندا! اي كسي كه به ياري او گرة مشكلات و سختيها گشوده ميشود و اي كسي كه به ياد تو، فشار دشواريها و بلاها آرام ميگيرد و اي كسي كه تنها از تو راه نجات و رهايي از ناملايمات خواسته ميشود! قدرت عظيم تو، امواج حوادث را در هم ميشكند و لطف تو است كه چارهسازي و سببسازي ميكند.

http://www.tebyan.net/hawzah/ethics_morality/2010/3/31/118122.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۳)

شيوه هاي تقويت اراده


ضعف اراده و نشانه هاي آن
قبل از اينكه وارد مبحث تقويت اراده بشيم و راهكارهاي اين مهارت رو بگيم، بهترِ خود واژه «اراده» روتعريف كنيم. اصولاً به تعداد روان شناسان، از هر واژه اي تعريف وجود داره، اما معناي عرفي «اراده» ، همون خواستن فوق العاده وجدي در بعضي لحظه هاي دشوار يا برهه هاي حساس زندگيه و
حالا كه مي خوايم از راه هاي تقويت اراده صحبت كنيم، خوبه كه اول نشونه هاي ضعف اراده رو بشناسيم و بعد براي تقويت اون فكري بكنيم.


و اما نشونه هاي ضعف اراده
يكي از نشونه هاي ضعف اراده آدم، اينه كه هميشه كارها شو به تأخير مي اندازه. بعضي ها رو ديديد؟ هميشه مي گن از شنبه اينكار رو شروع مي كنم. حالا اين شنبه، كدوم شنبه ثبت شده در تاريخِ، خدا مي دونه.
يكي ديگه از نشونه هاي آدم سست اراده اينه كه نمي تونه به جا و به موقع تصميم بگيره. هميشه تصميماش رو با دو دلي و اكراه بيان مي كنه؛ نظرش براي انجام دادن يا انجام ندادن يه كار هميشه پنجاه پنجاهه. وقتي مي خواد تصميم بگيره، به دهن ديگران نگاه مي كنه؛ اگه تعداد موافقين بيشتر از مخالفين بود، اون كار رو انجام مي ده؛ اگه برعكس بود، انجام نمي ده.
در همون مثال قبلي، يه نشونه ديگه از ضعف اراده رو مي بينيم، و اون دهن بيني افراد بي اراده يا كم اراده است. اين آدما زياد تحت تأثير ديگران قرار مي گيرن و بيش از حد، از خودشون انعطاف نشون مي دن.
يه چيز رو تا يادم نرفته بگم؛ نشونه هايي كه گفتيم و مي گيم، حتماً نبايد همشون در يه آدم جمع بشن تا بگيم اين آدم اراده ضعيفي داره. حتي وجود دو تا از اين نشونه ها در ما، يه تلنگريه تا به فكر تقويت اراده بيفتيم.
و اما نشونه بعدي؛ آدماي كم اراده؛ اصولا كم صبر هم هستن. مثلاً يه كاري رو شروع مي كنن و به محض اينكه كار، يه كم پيچيده مي شه، اصلاً نمي تونن صبور باشن و بردباري كنن، تا پيچيدگي و سختي اون كار رو كم كم برطرف كنن، بلكه زود عصباني مي شن و حتي ممكنه از ادامه دادن اون كار، براي هميشه صرف نظر كنن.
خلاصه اينكه آدمايي كه اراده شون ضعيفه، فكرشون با عملشون هماهنگ نيست؛ هميشه فكراشون ايدئاله، ولي وقتي وارد ميدون عمل مي شن و با واقعيت رو در رو مي شن، نمي تونن فكر شونو عملي كنن. اين جور آدما شب ها ، مخصوصاً وقتي زياد چايي يا قهوه خوردن وخوابشون نمي بره، شروع مي كنن به تهيه يه فهرست از كارهايي كه روز بعد ميخوان انجام بدن.توي اين ليست ذهني كارها مرتب و پشت سر هم رديف شدن، كه اگه همه اونا طبق برنامه انجام بشه؛ يه تغيير بزرگ اتفاق مي افته؛ مثلاً يه تغيير بزرگ در دكوراسيون منزل، يه تغيير بزرگ در برنامه ريزي براي قبولي كنكور، يه تغيير بزرگ براي معدل الف شدن توي دانشگاه و خلاصه اين فكر اگه، عملي بشه چي مي شه!!.. حالا صبح شده و سپيده سر زده. آدمي كه ديشب اون همه برنامه داشته، از خواب يبدار مي شه. از اونجايي كه طبق برنامه ريزي ديشب، ساعت هفت و نيم بايد از خواب بيدار مي شد وحالا ساعت نه وپنجاه دقيقه است، همين بهانه اي مي شه براي اينكه اجراي برنامش رو به فردا موكول كنه، و دوباره فردا، به بهونه ديگه و عقب انداختن برنامه به پس فردا و... خلاصه اينكه چند روز كه مي گذره، اون ليست برنامه ها چون ذهني بوده، خيلي زود فراموش مي شه! آدم بي اراده هم هميشه در همون جايي كه بوده و همون موقعيتي كه داشته، باقي مي مونه.
آدماي بي اراده، اجازه مي دن كه زندگي شون تصادفي پيش بره، و هر شرايطي كه در مسير زندگي شون قرار مي گيره، باهاش كنار مي يان و تسليم اون شرايط مي شن؛ البته نه اينكه اين جور آدما هيچ وقت هيچ آرزويي نداشته باشن يا نخوان كه آدم مصممي باشن؛ بلكه چون خودشونو «باور» ندارن، به سادگي بي خيال آرزوهاشون مي شن.
اگه تربيت ما اين باور رو در ما ايجاد كرده باشه كه هر چي در ذهنمون داريم مي تونيم عملي كنيم، در اكثر موارد، همين طور هم خواهد شد. ولي متأسفانه خيلي ها چنين تربيت و باوري رو ندارن. (پس يادمون باشه كه فرزندانمون رو با اصل خود باوري تربيت كنيم) ولي نبايد نااميد بشيم. چون آموزه هايي براي خود باوري وجود داره. ما بايد ياد بگيريم كه چطور اين باور رو در خودمون ايجاد كنيم و اين كار با عمل به چند راهكار، شدنيه.


راه هاي ايجاد خود باوري
يكي از مهم ترين راهكارها براي ايجاد خودباوري، اينه كه به توصيه هاي افراد ناموفق گوش نكنيم. چند بار براي راهنمايي گرفتن، سراغ دوست، اعضاي خانواده يا همسايه اي رفتيم كه خودش در موقعيتي مشابه يا بدتر از ما بوده و در اون موقعيت موفق نشده؟ اين كار، درست مصداق اين مثليه كه مي گه كوري عصاكش كور دگر شود. آدماي سست اراده يا بي اراده، سراغ كسايي مي رن كه با اونا احساس راحتي مي كنن و اين اشخاص الزاماً كسايي نيستن كه اطلاعات مورد نياز براي موقعيت و موفقيت اونا رو داشته باشن. بهترين كار اينه كه به مشاور يا مربي مراجعه كنيم. يا از كسي الگوبرداري كنيم كه راه دل خواه ما رو با موفقيت رفته باشه. يكي ديگه از راه هاي موثر براي تقويت اراده، اينه كه هر كاري رو به اجزاي كوچك تر تقسيم كنيم؛ يعني همون برنامه ريزي. اگه كار به اجزاي كوچك تر تقسيم نشه، فرايند رسيدن به موفقيت، برامون مبهم مي مونه و همين ابهام، در اراده ما براي رسيدن به انتهاي راه تأثير بذاره و خستمون كنه. نكته اي كه بايد در تقسيم اجزاي كار و برنامه مون رعايت كنيم؛ اينه كه از كم شروع كنيم؛ يعني با كار كم حجم و سبك شروع كنيم كه يقين داشته باشيم انجامش مي ديم و كم كم حجم كار رو زياد مي كنيم. مثلاً كسي كه مي خواد با ورزش، اضافه وزن خودش رو از بين ببره؛ اگه از روزاي اول، براي سه ساعت ورزش برنامه بريزه عملي نمي شه. روزهاي اول بهتره با نيم ساعت شروع كنه. بنابراين نبايد كل كار رو نگاه كنيم؛ مثلا آدمي كه 25 كيلو اضافه وزن داره، اگه هر روز به اين فكر كنه كه بايد 25 كيلو وزن كم كنه، سختي كار، اراده اش رو ضعيف مي كنه. بايد اول به اين فكر كنه كه مثلاً توي اين ماه مي تونه سه يا پنج كيلو وزن كم كنه.


نقش تربيتي روزه در تقويت اراده
خداي مهربون رو بي نهايت شاكريم كه از خزانه موهبت و الطاف بي كرانش، برما منت نهاد تا يه بار ديگه بتونيم ماه رمضان، اين ماه پربركت و پرفضيلت رو درك كنيم. ماهي كه پيامبر عظيم الشان اسلام، در وصف اون فرمود: « اگر بنده، ارزش ماه رمضان را مي دانست، آرزو مي كرد كه سراسر سال، رمضان باشد.»(1)
هركسي ممكنه به يه جنبه از بركات اين ماه خوب خدا فكر كنه؛ يكي ممكنه به فوايد جسمي روزه داري در اين ماه فكر كنه و ديگري به تأثيرات روحي اون. اونايي بهره بيشتري از اين ماه مي برن، كه علاوه بر فوايد جسمي وروحي روزه داري، به نقش تربيتي اين فريضه الهي توجه داشته باشن و اين دسته، خردمندان واقعي هستن.
دو - سه برنامه اي هست كه درباره اراده و عوامل تقويت اراده صحبت مي كنيم، حالا كه ادامه اين بحث با ما مبارك رمضان، مقارن شده، خوبه كه درباره نقش و تأثير اين ماه و اعمالش در تقويت اراده، كمي با هم گفت و گوكنيم. اشتباه نكنيد. ... اين برنامه يه برنامه عبادي و مذهبي نيست، بلكه مي خواد از تأثيرات رواني روزه داري در تقويت مهارت اراده با شما حرف بزنه. با ما همره باشيد!
كسي كه روزه مي گيره؛ از خوردن وآشاميدن خود داري مي كنه. البته روزه فقط اين نيست، بلكه بايد از خيلي چيزها و خواسته هاي ديگه هم چشم پوشي كنه؛ در واقع آدم روزه دار، با خواهش هاي نفسش مي جنگه و در برابر غرايز مقاومت مي كنه. و اين برنامه، يك ماه در سال انجام مي شه؛ يعني تقريباً يك دوازدهم هر سال، اين برنامه قشنگ در جوامع اسلامي تكرار مي شه. اين تكرار، درحقيقت ، تمرين تقويت اراده و افزايش قدرت تصميم گيريه.
روزه داري، يعني تحقق يافتن واقعي صبر. از لحظه اذان صبح تا اذان مغرب. يادتون مي ياد در همين شماره بود، گفتيم كه اين آدما صبر ندارن؟! گفتيم آدماي سست اراده يا احياناً بي اراده، وقتي يه كاري رو شروع مي كنن و كار براشون يه كم پيچيده و دشوار مي شه، همه ايده ها وآرزوهاشون يادشون ميره و نمي تونن اون سختي رو تحمل كنن. بنابراين، از همون ابتداي راه برمي گردن.
توصيه مي كنيم آدماي سست اراده از اين ماه مبارك و فريضه روزه داري براي تقويت اراده شون، كمك بگيرن. چون روزه و روزه داري يه جورايي تمرين براي افزايش نيروي استقامتِ، و اراده رو تقويت مي كنه. اين تمرين، تحمل رنج و سختي روآسون مي كنه.
واقعاً يكي از توصيه هاي خيلي خوبي كه مي شه به آدماي كم اراده كرد، سفارش به روزه گرفتنه. از امتيازهاي معنوي و نقش مثبت تربيتي روزه در تزكيه نفس هم كه بگذريم؛ تمريني كه روزه داري از لحاظ وقت شناسي به ما مي ده، خيلي مي تونه دركارهاي روزمره و موقعيت هاي فردي به كارمون بياد. شايد فكر كنيم كه اين نظم و انضباط در بهره گيري از زمان، يكي از ويژگي هاي زندگي تمدن غربِ. درحالي كه اين وقت شناسي و تنظيم اوقات زندگي، از آموزه هاي اصيل اسلام. همتون اين وصيت اميرالمؤمنين به امام حسن (ع) رو شنيديد كه فرمود: «شما را به تقوا و نظم دركارها سفارش مي كنم.» راستي اگه در جهان اسلام متفاوت بود! نظر شما چيه؟ اصولاً همه فرايض اسلام در وقت خودش بايد انجام بشه؛ مثل حج يا نمازهاي پنج گانه؛ روزه هم همين طور. تمرين تزكيه و اراده روزه داري، با ديدن هلال ماه مبارك واجب، و با ديدن هلال ماه شوال، حرام مي شه، و با غروب خورشيد به پايان مي رسه؛ نظامي كه نمي شه از اون سرپيچي كرد. اين هم يكي ديگه از درساي تقويت اراده، در مدرسه ماه رمضان.
پي نوشتها:
1. بحار الانوار، ج 96، ص247، ح13.

 
پايگاه موعود


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۲)

ده كليد تفويت روحيه

۱) خود را بشناسيد

 امروزه پيشنهاد سقراط در قرن پنجم قبل از ميلاد كه در آن متني بر خودشناسي ارائه شد به قوت خود پا برجاست. اهداف احساسات و محدوديت هاي خويش را بشناسيد و با آرامش با آنها برخورد نماييد. خواه از طريق مطالعه، خواه از طريق انديشيدن و تفكر، سعي كنيد بعضي راه هايي را كه باعث شناخت شما از خودتان مي شود و اين كه چه چيزهايي شما را خوشحال مي كند پيدا كنيد. چنانچه به اين توصيه عمل كنيد، بهتر قادر به كنترل زندگي و مشكلات پيش روي خود خواهيد بود.

 ۲) به خودتان ارزش بدهيد و به خود اعتماد داشته باشيد

 ممكن است سخت به نظر برسد اما سعي كيند رفتارتان گوياي اين باشد كه از خودتان مواظبت مي كنيد. حتي اگر هميشه احساس عدم اطمينان مي كنيد، برخورد و رفتار مثبت را به دنياي اطراف هديه دهيد. برخورد مردم با شما متأثر از رفتار و پوشش شماست. بنابراين خود ارزشي و خود اعتمادي را به نمايش بگذاريد تا احترام را براي شما به ارمغان آورد.

 ۳) بيش از حد توان تان كار نكنيد

 همه ما با سخت كوشي، خواهان تأمين امنيت و رفاه خانواده مان هستيم. اما مهم اين است كه تعادل را در زندگي حفظ كنيم. معمولاً آن چه از نظر مالي دنبال مي كنيم با آن چه كه تحقق مي يابد يكسان نيست. اگر براي شما تأمين معاش مهمتر از صرف وقت با عزيزان يا لذت بردن از زندگي است، بهتر است در تعيين اولويت ها بازنگري كنيد. سعي كنيد برقراري تعادل را از كسي كه بين زندگي شغلي و خانوادگي اش اين توازن را ايجاد كرده بياموزيد يا اين كه با خانواده يا دوستانتان راجع به تأثيرات شغلي تان بر روي آنها صحبت كنيد.

 ۴) از افراد منفي دوري كنيد

 از ارتباط مسموم كه در شما احساس ناراحتي، عصبانيت يا ناامني مي كند اجتناب كنيد. حتي المقدور ارتباط خويش را با كساني كه براي شما افسردگي به ارمغان مي آورند به حداقل برسانيد، كساني كه اكثراً محبت هاي دريافتي را بدون پاسخ مي گذارند و يا كساني كه دائماً از شما انتقاد مي كنند. صداقت سخنان چنين افرادي را مورد ارزيابي قرار دهيد تا ببينيد كه ميزان حقايق موجود در سخنانشان تا چه حد براساس ارتباطي مثبت و خوش بينانه است. اگر كساني شما را تحت فشار رواني قرار مي دهند صريحاً از آنها بخواهيد شما را رها كنند.

 ۵) مثبت فكر كنيد

 سعي كنيد از حداكثر توانايي هايتان استفاده كنيد و به قدرت خويش اتكا كنيد. علايق شخصي تان را با مطالعه و رفتن به كلاس توسعه دهيد. علايق جديد را امتحان كنيد و شكست هايتان را به كار گيريد.

 همه ما بخشي از اوقاتمان را از دست داده ايم اما افراد موفق از شكست هايشان درس گرفته اند و مغلوب شكست شان نشده اند. اگر شما توانايي هايتان را به خوبي افزايش دهيد و نقش مثبتي داشته باشيد واقعاً قادر به تغيير موقعيت هاي منفي به موقعيت هاي مثبت خواهيد بود.

 ۶) ورزش، ورزش، ورزش

 يك رژيم غذايي مناسب و قدري فعاليت بدني روزانه، اعم از اين كه پياده روي آرام باشد يا كار بيرون، فشار و

 اضطراب را تخفيف مي دهد و روحيه را شاداب نگه مي دارد. ورزش و تمرينات بدني، افراد را از احساس برتري طلبي رهايي و توانايي هاي سركوب شده ذهن را ترقي مي دهد. همين امر منجر به جلوگيري از افسردگي مي شود. براي اشخاص متفاوت ورزش هاي مناسب آنها وجود دارد. تمرينات كششي و يوگا براي تخفيف فشار بسيارمناسبند. بعضي تمرينات نيز مي توانند به رفع عصبانيت كمك كنند. البته ورزش بيرون از منزل فوايد مضاعفي دارد، نور آفتاب در بهبود روحيه و تخفيف افسردگي كمك مؤثري محسوب مي شود.

 ۷) بخشي از اوقاتتان را تنها بگذرانيد

 «لذت بردن از جمع دوستان» و «تنهايي» دو بخش از زندگي اند كه براي تقويت روحيه بسيار مهم اند.

علاوه بر گذراندن ۲۰ دقيقه در حمام ، گوش دادن به موسيقي يا خروج از منزل به قصد لذت بردن از طبيعت، زماني رابراي لذت بردن از تنهايي خويش صرف كنيد. چنانچه اين امر را سخت يافتيد ممكن است با توسل به اجتماع از مشاركت در موضوعات مهم دوري كنيد.

 ۸) به ديگران كمك كنيد و اجازه دهيد ديگران به شما كمك كنند

 وقتي مشكلاتتان طاقت فرسا به نظر مي رسد نشان دهيد كه كمك ديگران مي تواند اضطراب و دلواپسي شما را برطرف كند، بنابراين مشكلاتتان را كاملاً در منظر ديگران قرار دهيد. كمك بلاعوض در مسائل اجتماعي يا كمك به دوستان نيز مي تواند به نفع شما تمام شود. اگر در مقابل كمكي كم دريافت كرده ايد به همان ميزان به ديگران مساعدت نماييد. به اين ترتيب جمعيت مناسبي از دوستان و اقوامي را در اطراف خود جمع مي كنيد كه شريك اوقات خوش شما هستند و مددكاران زمان تنگي و سختي تان.

 ۹ ) ارتباط و مراودات

 با روشي روشن و در عين حال همراه با آرامش و متانت، احساساتتان را نسبت به خانواده، دوستان و مدرسه و دانشگاه تان بيان كنيد و با دقت كامل به جواب آنها گوش فرا دهيد. هرگز خود را تحت فشاري كه ناشي از عدم بيان احساساتتان است قرار ندهيد. چرا كه اين فشار، انفجار ناگهاني در پي خواهد داشت و ديگران شما را به «عصبانيت» خواهند شناخت.

 عصبانيتي را كه باعث پريشاني و دانستن نقاط ضعف شما مي شود كنترل كنيد. هرگز اجازه ندهيد ديگران ذهن شما را بخوانند.

 ۱۰) موقع احتياج، كمك بطلبيد

 افرادي را پيدا كنيد كه هنگام مشكلات بتوانيد با آنها مشورت كنيد. چنانچه پس از مشورت با دوستانتان و خانواده، مشكلات تان همچنان طاقت فرسا جلوه مي نمايد و احساس عدم آرامش مي كنيد، با مشاوريني صحبت كنيد كه خواهان كمك و ياري به شما هستند. اگر احساس عدم امنيت، نگراني يا ناراحتي و پريشاني مي كنيد فوراً از يك مشاور متخصص كمك بگيريد. 

http://kadbaanoo.blogfa.com/۸۴۰۴.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۱ )

تقويت نيروي اراده و تاديب نفس

 مردم همواره افراد توانمندي راكه در زندگي به موفقيتهاي بزرگي نايل گشته اند و نيروي اراده و تاديب نفس از خــود بنمايش گذارده اند را مورد ستايش و احترام قرار ميدهند. افرادي كه در تمام عرصه هاي زندگي تنها با نـيـروي اراده، تاديب نفس و بلند همتي زندگي خود رابهبودبـخشيـد، مهارتهاي جديدي را فراگرفته و بر مشكلات فايق آمـده اند. واقـعـيت آن است كه اين نيروهـاي باطـنـي مـافـراد بخصوصي نبوده و هرفردي قادر ميباشد توسط آموزشهاي عملي بـدرجات رفيعي از نيروي اراده و دست يـابـد. نـيروي اراده و تـاديب نفس مهمترين و سـودمندترين عناصر براي دستيابي به موفقيت ميباشند.

● نيروي اراده چيست؟

نيروي باطني براي اتخاذ تصميمات، اقدام به كار، اداره و انجام اهداف و وظـايـف تـا زمـان تحقق يافتن آنها عليرغم تمام موانع، دشواريها، مشكلات و رنجهاي دروني و خـارجـي. نيروي ارده توانايي غلبه بر تنبلي، وسوسه ها و عادات منفي و دستيابي به اهداف ولو آنكه آن اهداف دشوار، خسته كننده و مغاير عادات و خلق و خوي شما باشند.

● تاديب نفس چيست؟

صرف نظر كردن از يك لذت و خوشي زود گذر و آني به نفع يك هدف والاتر و بهتر. تـاديـب نفس توانايي تداوم عمل، افكار و رفتاري مي باشد كه به موفقيـت و پـيـشرفت مـنـتهي ميگردند. تاديب نفس نوعي كنترل نفس ميباشد كه سبب نظم بخشيدن به جنبه هاي روحـي-روانـي، احـساسي، فيزيكي و معنوي شخص مي گردد.هـدف از آن داشـتـن يـك زندگي محدود و معين نبوده و مقصود ما نيز زندگي درويش گونه نميباشد. تـاديب نفس تنها يكي از ستونهاي موفقيت و قدرت است. بـه شما قدرتي عطا ميكند كه تمام انرژي خودتان را بروي يك هدف متمركز كرده و با پـشتكار و سخت كوشي تا محقق گشتن آن از پاي نايستيد.

● راهكارها

يكي از شيوه هاي كارآمد براي پرورش نيـروي اراده و تـاديب نفس امتناع از ارضاء و اقناع آرزوهاي بي اهميت و غيرضـروري ميباشد. هر فردي در زندگي دائما با آرزوها و وسوسه هاي بي حدي مواجه است كه اغلب آنها به واقع بي اهميت ميباشند.شما با خودداري ورزيدن از ارضاء تك تك آنها خودتان را قدرتمند خواهيد ساخت. با امـتـناع از آرزوهاي بي ثمر، مضر و غير ضروري بر خلاف عاداتتان رفتار كرده و نيروي دروني خود را تقويت كنيد.

 ۱) براي ۱ يا ۲ روز روزنامه مطالعه نكنيد.

۲) هنگاميكه احساس تشنگي كرديد آب بنوشيد، برغم ميلتان براي نوشيدن نوشابه.

 ۳) بجاي استفاده از آسانسور از راه پله بالا و پايين برويد.

 ۴) از اتوبوس يك ايستگاه بعد ويا قبل از مقصد اصلي خود پياده گرديد و باقيمانده مسير را پياده طي كنيد.

 ۵) براي يك هفته يك ساعت زودتر از موعد معمول به رختخواب رويد.

 ۶) هنگامي كه وسوسه شديد كه بستني بخوريد مقابـل ميـل خـود مقاومت كنيـد.

اينها تنها نمونه هاي معدودي از راهكارهايي ميـباشند كه به تقويت نيروي اراده و تاديب نفس شما كمك مي كنند. با نيروي اراده و تاديب نفس قادر خواهيد بود تا كنترل زندگي خود را بدست گرفته، به اهدافتان دست يافته،زندگي خود را بهبود بخشيده و به آرامش خاطر برسيد.

سايت مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۱ - مثبت انديشي ، مثبت گرايي ( ۱۱)

هميشه افكار خوب، زبان خوب و نيت‌هاي خوب داشته باشيد


جـمـع كـثـيري از مـديران بـرجسـته بـا اتكا به برنامه‌ريزي و بـرخورداري از مهارت‌هاي اجـرايي از نـردبـان شـغـلي بـالا آمـده‌اند. اما برتري آن‌هايي كـه هـمـيشه در صـدر هسـتند تـوانـايـي فـوق‌الـعـاده‌شـان در بـرقـراري ارتـبـاط با سايرين است.
به طور ارادي، اغلب افراد خط پايان را در ذهن خود مجسم مي‌كنند، اما از تجسم راه رسيدن به آن عاجز هستند.


شما بايد هميشه افكار خوب، زبان خوب و نيات خوب داشته باشيد. تنها راه پيروزي و از بين بردن شك و ترديد در طرف مقابل از اين راه ميسر خواهد شد. اهداف پر فضيلت را مدنظر خود قرار دهيد و در راه رسيدن به آنها گام‌هايي از روي درستكاري برداريد. مردم هنگامي ‌نيات شما را قبول دارند كه به سخنان شما اعتماد داشته باشند و براي اينكه گفته‌هاي شما مورد قبول افراد شكاك قرار گيرد، شما در وهله اول بايد افكار درستي داشته باشيد. هنگاميكه توانايي رسيدن به اهداف را تنها با رعايت اصول اخلاقي پيدا كرديد مي‌توانيد ميوه‌ها و ثمره‌هاي ارزشمندتري را بدست آوريد.


شما بايد هميشه نسبت به افراد ديگر نقطه نظر مثبت داشته باشيد و براي آنها بهترين‌ها را آرزو كنيد. تمام شكست‌ها و پيروزي‌ها ارتباط مستقيم با گفته‌ها و نيات دروني شما دارند. يك مدير اجرايي اگر از مهارت‌هاي ارتباطي پاييني برخوردار باشد، بدون شك در شغل خود موفق نخواهد بود، زيرا توانايي‌هاي او در انتقال مفاهيم كليدي محدود است. مطمئن باشيد كه با زور و اجبار هيچ كاري از پيش نخواهد رفت- حال چه در زندگي شخصي و چه در زندگي شغلي- موقعيت‌شناس باشيد. يكي ديگر از مولفه‌هاي حياتي براي ايجاد موفقيت به هنگام برقراري ارتباط درك مناسب از فضا و محيطي است كه در آن به سر مي‌بريد. شايد به‌كارگيري يك روش خاص ارتباطي در مراحل اوليه كار، موفقيت را براي شما به ارمغان آورد، اما ممكن است به‌كارگيري همان روش در مراحل بعدي خسارت‌هاي جبران‌ناپذيري را به كل مجموعه وارد آورد. به عبارت ديگر در نظر گرفتن مراحل رشد يك سازمان از اصول بنيادين موفقيت به شمار مي‌رود.


مديران اجرايي و مديران روابط عمومي‌ در ساختار يك شركت منعكس‌كننده دو قطب مجزا هستند. شايد به عقيده بسياري از افراد وظيفه مديران اجرايي خطيرتر باشد، اما اين نظر فاقد هرگونه استدلال علمي ‌است. با رشد و توسعه شركت، مديريت در صورتي موفق خواهد شد كه روابط عمومي‌ قوي باشد. بدون وجود ارتباطات موثر شركت وارد بيراهه خواهد شد و متاسفانه در بسياري از موارد ما شاهد چنين اشتباهاتي هستيم. مشكل زماني محسوس مي‌شود كه شركت موردنظر به اندازه كافي بزرگ باشد، زيرا بايد زمان و هزينه بيشتري صرف شود تا خسارات وارده جبران گردند و امكان دارد كه تا آن زمان كشتي به كلي به گل نشيند.


اگر مي‌خواهيد مدير موفقي باشيد - چه در راس يك بخش چه در يك سازمان بزرگ- بايد نسبت به تمام نكات اجرايي آگاهي كامل داشته باشيد، اما در عين حال از مقوله روابط عمومي ‌و ارتباطات نيز غافل نشويد. اگر به خوبي توجه كرده باشيد، بايد به اين نتيجه رسيده باشيد كه تمام ابزار مورد نياز براي رسيدن به موفقيت در دستان شما قرار دارد و آن چيزي نيست جز "ارتباطات".


لازم نيست كه بر روي يك ميز بلند بايستيد و مرتب داد و فرياد راه بيندازيد. كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه نسبت به همه چيز آگاهي داشته باشيد. شما بايد بدانيد كه در حال حاضر هر يك از كاركنانتان كجا هستند و مشغول انجام دادن چه كاري هستند. بايد توانايي انتقال پيام خود را به ديگران داشته باشيد. با توجه به شرايط محيط پيرامون شما ابزاو وتوانايي‌ها تغيير پيدا مي‌كنند.


اگر احساس مي‌كنيد كه شركت با سرعت خيلي زيادي به جلو پيش مي‌رود و متغيرهاي ناپايدار بسياري در اطراف شما به چشم مي‌خورند بنابراين بهترين كاري كه مي‌توانيد انجام دهيد "دست نگه داشتن" است. حتي ترجيحا مي‌توانيد يك گام به سمت عقب نيز برداريد تا اتفاقات پيش روي خود با ديد بازتري ببينيد. دليل موفقيت بسياري از كارفرمايان بزرگ چيزي جز اين نيست. آنها تيرهاي خود را بيهوده به هدر نمي‌دهند. اول دامنه ديد كامل را به دست مي‌آورند، هدف گيري كرده و در آخر گلوله را شليك مي‌كنند. اين كار زمان بيشتري را براي تفكر در اختيار آنها قرار مي‌دهد.


از همين حالا برقراري ارتباطات را شروع كنيد. شايد خيلي‌ها اين توانايي را نداشته باشند كه در آن واحد هم از عهده امور اجرايي برايند و هم ارتباطي. پس بهتر است كه واقع گرا باشيد. هنگاميكه مسئوليت‌ها كمتر شوند ديد شما نسبت به مسائل مختلف بازتر شده و توانايي تحليل و بررسي ديدگاههاي مختلف را بدست مي‌آوريد و تصاوير بزرگتري در ذهن شما نقش مي‌بندند.


خبرگزاري ايسنا


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان