مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 8150
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 6
همه : 5169113

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۱۲)

روانشناسي خشم و نفرت

بزرگي يك انسان به اندازه چيزي است كه مي تواند او را خشمگين كند !

 سالها است كه انستيتو انديشه و زندگي به همت گروهي از صاحب نظران رشته هاي روان شناسي و متخصصين رفتار هاي انساني با همراهي Dalia lama و پيش كسوتان مكتب بودائي گردهمائي هاي ساليانه ي خود را به چاره جوئي پيرامون مشكلات احساسي بشر اختصاص داده اند و به بررسي علمي آنها پرداخته اند. كتاب Destructive Emotions نوشته Daniel Goleman فشرده اي از كنفرانس هشتم اين گروه را در سال 2000 گزارش مي كند كه در هندوستان و با شركت Dalia lama برگذار شده است :

بشر 6 نوع پريشاني رواني دارد:

1 – وابستگي واعتياد ، اشتياق ، طلبيدن Attachment & craving

2 – خشم و نفرت  Anger, Hatred

3 – بيهوده پنداري و جهالت Ignorance & Delusion

4 – غرور Pridefulness

5 – شك و ترديد هاي پريشان كننده

6 – باورهاي پريشان كننده

در اين مبحث به خشم و نفرت مي پردازيم چرا كه مهمترين و دردناك ترين آسيب ها را به ساختار زندگي انسان وارد مي كند.

احساس هاي مخرب (ويرانگر) ، Destructive Emotions

بزرگي يك انسان به اندازه چيزي است كه مي تواند او را خشمگين كند !

 سالها است كه انستيتو انديشه و زندگي به همت گروهي از صاحب نظران رشته هاي روان شناسي و متخصصين رفتار هاي انساني با همراهي Dalia lama و پيش كسوتان مكتب بودائي گردهمائي هاي ساليانه ي خود را به چاره جوئي پيرامون مشكلات احساسي بشر اختصاص داده اند و به بررسي علمي آنها پرداخته اند. كتاب Destructive Emotions نوشته Daniel Goleman فشرده اي از كنفرانس هشتم اين گروه را در سال 2000 گزارش مي كند كه در هندوستان و با شركت Dalia lama برگذار شده است :

بشر 6 نوع پريشاني رواني دارد:

1 – وابستگي واعتياد ، اشتياق ، طلبيدن Attachment & craving

2 – خشم و نفرت  Anger, Hatred

3 – بيهوده پنداري و جهالت Ignorance & Delusion

4 – غرور Pridefulness

5 – شك و ترديد هاي پريشان كننده

6 – باورهاي پريشان كننده

در اين مبحث به خشم و نفرت مي پردازيم چرا كه مهمترين و دردناك ترين آسيب ها را به ساختار زندگي انسان وارد مي كند.

مطالعات علمي نشان داده كه خشم به دو شكل در انسان ديده مي شود خشم از روي مهرباني و خشم از روي نفرت و اين دو در بررسي با دستگاه هاي Functional MRI از يك محل شروع مي شوند ولي دو روند متفاوت را دنبال مي كنند.

مثلا وقتي كودك يا نوه ي شما به سوي پله ها مي دود و شما سراسيمه مي پريد و او را قبل از سقوط مي گيريد ،خشمگين مي شويد اما او را در آغوش مي فشاريد و اشك به چشمتان مي آيد. در حالي كه خشم بيمار گونه به غضب و تهاجم و آسيب منجر مي شود.

حتي در اين گروه هم دريافته اند كه عده اي از پس آمد واقعه آگاهي دارند و به همين دليل به مهار كردن خشم توانا هستند اما برخي چنين توانائي را ندارند . در آنها كه توانايي كنترل خشمشان را دارند ، فعاليت بيشتري در قاعده بخش پيشاني مغز وهمچنين در هسته بادامي يا آميگدال ديده مي شود. در آنها كه اين توان را ندارند ،هسته ي آميگدان هم فعاليت چنداني ندارد.

خشم يكي از احساسهايي است كه كمتر كسي حاضر است آن را از آن خود بداند. اغلب ادعا مي كنيم كه ديگران اين احساس ناخواسته را در ما برانگيخته اند. در حالي كه خشم يكي از احساسهايي است كه ما انتخاب مي كنيم و در موارد بسياري ما دقيقاً مي دانيم چه مي كنيم و تا چه حدود بايد پيشروي كنيم.

خشم يكي از احساس هاي اوليهء انسان است و جزء ابزارهاي دفاعي انسان هاي اوليه در تنازع بقا بوده است. خشم از تولد تا مرگ با ما است و مي تواند براي ما از حربه هاي بسيار مفيد باشد يا ابزار نابودي ما را فراهم كند بسته به اينكه از آن چگونه استفاده كنيم.

خشم به عناوين مختلف خود را نشان مي دهد . ممكن است به صورت گريه كردن در آيد، يا تمسخر كردن، داد زدن ، حمله كردن ، افسردگي ، تجاوز ، خشونت يا خودكشي ، عزلت گزيدن، به سكوت پناه بردن و حتي گاه عكس العمل ناشي ازخشم را با رابطه جنسي نشان مي دهند.

چه عواملي سبب خشم ما مي شوند؟

دانشمندان مراكز خاصي را در مغز انسان و حيوانات پيدا كرده اند كه با تحريك يا تخريب آنها بدون هيچ گونه عامل خارجي، موجود مورد مطالعه خشم و غضب بي اندازه اي از خود نشان مي دهد . جالب توجه اين كه با تحريك هسته هاي مربوطه (Dorsomedial & ventromedial Nucleus ) در حيوانات مضاف بر نمايش خشم و تهاجم بدون كنترل ، افزايش فشار خون و پرخوري ملاحظه شده است. اين مراكز در انسان ارتباط مستقيم با مراكز افسرد گي و بيماري هاي تغذيه اي ( بوليميا و آنوكسيا ) دارند.

در انسان هسته هاي مركزي خشم و غضب از طريق ترشح Nor epinephrine با تمام بدن در ارتباط هستند . افزايش فشار خون ،افزايش قند خون ، افزايش ضربان قلب ، پرخوني عضلات ، ترشح اسيد در معده ،افزايش تعداد تنفس در دقيقه و كاهش عمق آنها ، تغيير در رنگ پوست بخصوص در صورت از علائم فوري خشم و غضب هستند. همچنين در طول زمان پركاري هاي تيروئيد ، كبد، كليه ها، روده ها و مثانه نيز به عوارض حاصله از خشم افزوده مي شوند.

مي گويند خشم چون ذغال افروخته ايست كه از كوره بر مي داريد كه به ديگري پرتاب كنيد !  كدام يك بيشترمي سوزد؟!

چرا خشمگين مي شويم:

دلايل بسياري بروز خشم در انسان مي شود ولي اين دلائل براي همگان يك شكل نيستند. چيزي كه مي تواند شما را شديداً خشمگين كند ممكن است در ديگري اصلاً اثري نگذارد و متقابلاً مسئله اي كه ديگري را شديداً به خشم آورد براي شما بي تاثير باشد. بلكه دريافت ما از مسائل عامل اصلي واكنش خشم و غضب مي باشد.

اينكه ما چگونه اتفاقات را معني مي كنيم ،طبعاً در گذشته ما ومحصول تعليم و تربيت ما در دوران كودكي ، رفتارها و واكنش هاي والدين و ديگران در مقابل مشكلات مي باشد.

و البته سواي نحوه نگرش به دنيا ، ساختار شخصيتي نيز نقش موثري در واكنش هاي ما در قبال مشكلات بازي مي كنند. وقتي از عصباني مزاجي شخصي گفتگو مي شود يا اينكه او خودخواه است ، طلبكار است و ... در حقيقت پيرامون شخصيت نا راضي ، طلبكار وعصباني گفتگو مي كنيم.

روانشناسان عوامل بو جود آمدن خشم را به پنج گروه تقسيم مي كنند ، اعتقاد بر اين است كه در هنگام خشمگين شدن اغلب يكي از اين موارد به خطر مي افتد و شخص براي حفظ تعادل خود خشمگين مي شود.

1- قدرت:

زماني كه در اثر رفتار يا گفتار ديگران فرد احساس آسيب پذيري و ناتواني مي كند ،خشم براي دفاع به كمك مي آيد . ترس از دست دادن قدرت شايع ترين عامل ايجاد خشم در روابط خانواده گي است.

وقتي پدر يا مادر مي بينند فرزندشان مشغول تماشاي تلويزيون است و درس نمي خواند ... احساس ناتواني مي كنند. وقتي براي فرزند تان محدوديت قايل مي شويد و او قوانين شما را مي شكند شما احساس ناتواني مي كنيد ، شما خشمگين كه قدرت خود را از دست داده ايد و فرزند خشمگين از اينكه براي حفظ قدرت منافع ديگري را از دست خواهد داد. در اين موارد اگر ما به نقاط ضعف خود آگاه باشيم و انتهاي كار را به بينيم حداقل سلامت رواني خود را به خطر نمي اندازيم . پدري گلايه مي كرد كه دخترش بعد از اتمام دوره ليسانس از دانشگاه بركلي به خانه برگشته و در انتظار نتيجه امتحانات و نام نويسي و غيره براي دوره دكترا است. اما در اين فاصله يا شب ها بسياردير به خانه آمده و يا اصلا" نمي آيد و روزگار او و همسرش را سياه كرده است.

پرسيدم در بركلي چه ساعت هايي به خانه مي آمد؟! پدر مكثي كردو سري به علامت منفي تكان داد و گفت " منظور اين است كه بايد دندان به جگر بگذاريم و تحمل كنيم ؟ ..."

ديسيپلين را از خردسالي به كودكانتان بياموزيد ، اما بگذاريد فرزند بالغ تان خودش از خودش مراقبت كند .

2- خطر براي امنيت و سلامت:

اين مورد در خانواده هاي ايراني در گذشته مرسوم بوده ، كتك زدن و تهديد هاي گوناگون نظير مي زنم ،مي شكنم ، بيرون مي كنم و از اين قبيل تماما" تهديد امنيت و سلامت ديگري است كه به خشم بسيار منجر مي شود و گاه عواقب ناگوار بر جا مي گذارد.

3- خطر براي خودكفائي:

اين نمونه عامل خشم در ارتباط والدين و نوجوانان شايع است. والدين اصرار دارند كه كنترل زندگي فرزند را از دست ندهند و فرزندان اصرار دارند كه براي خودشان تصميم بگيرند.

نوجوان بسيار نازنيني را مي شناسم كه درس خوان است ، سالم است ، هيچ مشكل خاصي ندارد اما بدليل اينكه والدين به او حتي اجازه تصميم گيري در مورد لباس و كفش و موي سر نمي دهند گرفتار افسرده گي شده است .

اين يكي نمونه هايي است كه خشم به صورت افسرده گي تظاهر كرده است.

4- حمله به اعتماد به نفس:

نياز به مطرح شدن و اهميت داشتن زيربناي بسياري از فعاليت هاي افراد براي رشد ، شهرت و محبوبيت است. حمله به آنها از طريق تحقير، انتقاد، بدگويي، تمسخر، آبروريزي، و غيره سبب خشم بسيار خواهد شد .

بيان احساسهاي واقعي خود با ديگران و كمك به اينكه ما را بهتر بفهمند هم احساس امنيت و اعتماد به نفس ما را افزايش مي دهد و هم به كنترل اين گونه از خشم كمك مي كند.

5- تجاوز به حريم مقدسات وباورهاي قلبي يك انسان:

سبب خشم و نفرت نسبت به عامل تجاوز مي شود در اين جا هم احساس خشم نياز به هر گونه احساس ناگوار ديگر را تحت الشعاع قرار مي دهد.

راه حل اين است كه باور كنيد خود شما نماينده اي از مقدسات خود هستيد و بايد بخشي از جذابيت ايدئولوژي خود باشيد. ثابت كنيد كه ارزش باورهاي شما با بد گوئي و تهمت ديگران كاهش نمي يابد.

آيا همه خشم و غضب ها مرئي هستند؟

متاسفانه نه ! بسياري از روان شناسان اعتقاد دارند كه در بعضي خانواده ها كه والدين يا مربيان اظهار و نمايش خشم را مذموم دانسته و كودكان را به خاطر تظاهر خشم تنبيه مي كنند در واقع به اين كودكان مي آموزند كه خشم هاي خود را به شكلنها خونسردترند . از جهت ديگر ، نگاهي به روش زندگي جوامع مختلف نشان مي دهد كه مردم فرهنگهايي متفاوت ، از نظر درجه خونسردي ، خوش مشربي و اجتماعي بودن با هم فرق مي كنند . مدير بايد هنگام بروز دشواري ها به خود تلقين كند كه اولين وظيفه او حفظ آرامش و داشتن برخوردي منطقي با مسئله است . گاهي اوقات ، برخوردها و تجربيات شغلي و شخصي موجب عادت به خونسردي است . مديراني كه از مشكلات و سختي ها نمي هراسند و بعضاً به سراغ خطرها مي روند ، معمولاً افرادي خونسرد هستند .


 بدون ترديد ، سخن گفتن و شيوه سخنوري از عوامل عمده برقراري ارتباط و نفوذ در ديگران است و سبب موفقيت انسان در روابطش با زير دستان و همكاران مي شود .


 1-اعتماد به نفس و خودپنداري مثبت :
اعتماد به نفس يعني اينكه فرد نسبت به توانايي ها و نقاط مثبت خود اطمينان داشته باشد  . فردي كه اعتماد به نفس دارد ، خود را در انجام كارها و وظايفش توانا مي يابد و با اطمينان بيشتري قدم هاي بعدي را براي حصول نتيجه بر ميدارد . خودپنداري نيز در راستاي اعتماد به نفس قرار مي گيرد . اگر به فردي كه در موضوعي استعداد دارد گفته شود كه استعداد ندارد و آن فرد چنين ادعايي را بپذيرد ، از نظر پيشرفت تحصيلي و موفقيت در كارها دچار اشكال خواهد شد .
 فردي كه خود پنداري منفي دارد ، همواره زندگي و كارهايش با ترديد ، دودلي و هيجان تؤام مي شود كه همه اينها محدود كننده توانايي هاي فرد و در نتيجه كند و يا متوقف كننده موفقيت است .
 مدير بايد به گفته ها ، افكار ، اعمال و موفقيت هايش اطمينان داشته باشد .


 2-قابل اطمينان و اعتماد زيردستان بودن :
رهبر يا مدير نماينده زيردستان خود است و  به خاطر آنها رهبري مي كند و بايد بتواند با حسن نظر تمام ، به حرفها ، درد دلها و گرفتاريهاي آنها گوش بدهد و اسرار آنها را تا آنجا كه منافع عمومي جامعه به خطر نيفتد ، حفظ كند ، مديري كه قابل اعتماد نباشد ، نمي تواند از گرفتاري ها و مشكلات و خواست هاي افراد و سازمان آگاهي پيدا كند . معمولاً ، در چنين حالتي فقط مشكلات عمده كه به درجه انفجار و ظهور رسيده اند ، از نظر او مي گذرد . درستي و امانت و صداقت در گفتار و رفتار و قولهايي كه داده مي شود و بالاخره خيرخواهي و حسن نظرداشتن از مقدمات و لوازم قابل اعتماد بودن است . اين مسئله در مديريت آموزشگاهي از اهميت فراوان برخوردار است . نوجوانان و جوانان به علت كم تجربگي و خصوصيات خلقي سن خود و نيازهاي خاصي كه دارند ، هر لحظه ممكن است نياز به كمك و راهنمايي داشته باشند . مدير آموزشي بايد چنان قابل اعتماد باشد كه دانش آموزان ، معلمان و اولياء بتوانند مسائل خود را بدون ترس و احساس خطر با او در ميان گذارند . اگر مديري بخواهد داراي ويژگي قابل اعتماد بودن شود ، بايد يك يك مسائل فوق را رعايت كند تا پس از مدتي زمينه هاي اعتماد به او در بين همكاران و پيروان يا زيردستانش فراهم شود .


 3-داشتن فلسفه روشن و اهداف بزرگ :
كساني كه از توانمندي رهبري برخوردارند ، معمولاًداراي فلسفه و جهان بيني روشني هستند . آنها براي جهان خلقت ، پديده هاي جهان و زندگي اهدافي قائل هستند و مي دانند كه هيچ چيز بدون هدف وجود ندارد . اين افراد ، در زندگي فردي ، اجتماعي و سازماني خود هدفمند هستند و همواره به اهداف خود آگاهي مي باشد ، يك مدير خوب آموزشي دلايل مدير شدن خود را به خوبي مي داند ، به وظايف خود آشناست و مي تواند آينده روشني براي مدرسه يا سيستم آموزشي خود ترسيم كند . اين اهداف ممكن است، ميان مدت و بلند مدت باشد .
 مديراني كه زمينه هاي رهبري در آنها وجود دارد ، ازاهداف كوچك و روزمره مي گذرند و بيشتر بر اهداف بزرگ و بلند مدت تكيه دارند . معمولاً اهداف بزرگ ريشه در آينده دارند و هرچه هدف ، آينده عميق تري را در بر بگيرد ، بزرگتر است . اهداف بزرگ به سادگي بدست نمي آيد . براي رسيدن به اهداف بزرگ بايد مقدار قابل ملاحظه اي از خطر و يا ريسك را پذيرفت .


 4-بصيرت و قدرت پيش بيني كنندگي :
بصيرت يعني فهم نسبتاً سريع روابط علت و معلولي عوامل در وقايع ، مسائل و پديده ها و پيدا كردن راه حلهاي مناسب براي آنها . مدير يا رهبر بايد بايد توانايي پيش بيني كنندگي وقايع را داشته باشد . كسي كه بصيرت دارد ، مي تواند از روي شواهد و قرائن مسائل موجود را پيش بيني كند كه در آينده چه مسائلي يا وقايع جديدي پيش خواهد آمد . مدير بصير به آينده مي نگرد و وضع سازمان خود را براي آن زمان در نظر مي گيرد. او بدين طريق از يك طرف جلوي بروز مشكلات و مسائل زيادي را كه در آينده ممكن است اتفاق بيفتد مي گيرد و از طرف ديگر سازمان و افراد خود را براي پذيرش تغييرات آتي آماده مي سازد .
 بصيرت با هوش و استعداد فرد بي ارتباط نيست و به همين دليل مقدار آن از فردي تا فرد ديگر تفاوت دارد بصيرت از ماده بينايي و بينا بودن است . بينا كسي است كه مي بيند ، مي انديشد و وتصميم مي گيرد . پس بينايي ، ديدن با چشم ظاهري و حسي نيست ، بلكه بيشتر به معني ديدن با چشم عقل و هوش است . تفاوت فرد با بصيرت و بدون بصيرت اين است كه فرد بي بصيرت فقط مي بيند ولي فرد با بصيرت مي بيند و پيش بيني مي كند . ممكن است ، يك مدير آموزشي بي انضباطي دانش آموزان ، ترك تحصيل ، كاهش نمرات و يا مجموعه اي از رفتارهاي نا مطلوب را ببيند و با آنها فقط در حد تنبيه فرد و يا بررسي موردي مسئله برخورد كند . در مقابل ، مدير ديگر ، ممكن است آن را بصورت يك جريان كه عوامل و علل مختلفي دارد ببيند كه در صورت پيش گيري نشدن عواقب ناگواري از نظر تربيتي و اجتماعي براي مدرسه و جامعه به بار بياورد .
 مدير بصير كسي است كه به امور آشناست و درباره آنها شناخت دارد و بالاخره مي فهمد چه بايد بكند .
 امام صادق (ع) درباره بصيرت فرموده است :
 العامل علي غير بصيره كالسائر علي غير الطريق لايزيد سرعه السيرالابعداً
 هركه بدون بصيرت عمل كند ، مانند كسي است كه بي راهه مي رود و هر چه شتاب كند ، از هدف دورتر مي گردد .
 ( اصول كافي ، ج 1 ، ص 54 )


 5-قوه ابتكار و خلاقيت :
آموزش و پرورش عامل بوجود آورنده تفكر خلاق است و بيشتر كوشش هاي آن مصروف بارآوردن انسانهاي خلاق و مبتكر مي شود . مدير آموزشي ، راهنما و هدايت كننده معلمان و دانش آموزان به سمت اين هدف است . مدير آموزشي كه خود به عنوان يك الگو در صف اول اين حركت است نبايد فكري بسته و غير قابل انعطاف داشته باشد . افكار كليشه اي و قالبي جلوي رشد دانش آموزان و معلمان را مي گيرد ، مانع پذيرش تغييرات و نوآوري هاي ضروري مي گردد و جلوي بروز افكار نو و سازنده را مي گيرد . يك مدرسه ، هميشه به ايده هاي جديد و راههاي نو نياز دارد كه به تقويت روح خلاقيت و تشويق افراد به تشريك مساعي بپردازد.
 داشتن روح قدر شناسي از ايده ها و افكار جديد و توان تحمل آنها زمينه هاي آزادي و در نتيجه خلاقيت را فراهم مي سازد .
 داشتن ديدي انتقادي كه چراهاي يك راه و اثربخشي يك وسيله يا نيرو را مورد سؤال قرار دهد سبب پيدايش خلاقيت مي شود .
 در سازمانهايي كه مديران نسبت به مشاركت افراد در تصميم گيريها و دادن مسئوليت و اختيار علاقه بيشتري نشان مي دهند ، ميزان خلاقيت و ابتكار و مسئوليت پذيري براي حل مشكلات بيشتر از سازمانهاي خودكامه يا كاملاً متمركز است .
 بررسي هاي روان شناختي نشان مي دهد ، هرگاه مردم فرصت بيان انديشه هاي خود را بيابند و در تصميمي كه بر سرنوشت آنان اثر مي گذارد شريك شوند ، ايشان نوآفريني و آفرينندگي بيشتري از خود نشان مي دهند و مسئوليت بيشتري را مي پذيرند .


 http://portal.farsedu.ir/portal/show.aspx?page=17040


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۱۰)

چگونه در مواقع سخت ، خونسرد باشيم؟


اگر مصاحبه اي داريد تشويش و نگراني تان كاملا طبيعي است. اگرچه براي از بين بردن نگراني و استرس راهكار قطعي اي وجود ندارد اما راههايي براي آرام كردنتان وجود دارد كه در زير آمده است:


 ▪ آماده شويد:
 اكثر ما، وقتي هنوز كاملا آمادگي كاري را نداريم نگران و عصبي مي شويم. اگر سخنراني داريد، يك شب قبل از آن تمرين كنيد و يادداشت برداريد يا زمان بيشتري را صرف تمرين روي متن سخنراني تان بكنيد طوري كه به زمان حضورتان لطمه اي نخورد و سر موقع در جمع مهمانان حاضر شويد. زيرا هرچه ديرتر به محل برسيد دستپاچگي شما بيشتر مي شود و تمركزتان را از دست مي دهيد. همچنين قبل از سخنراني كاملا استراحت كنيد تا بدون استرس بتوانيد يك سخنراني خوبي را ارائه دهيد.


 ▪ خودتان را آرام كنيد:
 از خوراكي هايي كه خاصيت آرامش بخشي دارند استفاده كنيد مثلا چاي بابونه بخوريد. اما از مواد مهيج و هيجان انگيز مانند كافئين و سيگار و مشروبات الكلي كه ضربان قلبتان را بالا مي برد پرهيز كنيد. شما هرگز نمي دانيد بدنتان در مقابل اين مواد چه واكنشي نشان مي دهد. پس چرا ريسك كنيد؟


 ▪ تنش ها را از خودتان دور كنيد:
 معمولا وقتي كه تنش و نگراني به سراغمان مي آيد، ماهيچه هايمان به هم گره مي خورد كه درنتيجه گردش خونمان كم مي شود و امكان ريلكس شدن و آرامش داشتن سختتر مي شود. براي اينكه از اين اتفاق جلوگيري كنيد، ماهيچه هاي پايتان را منقبض كنيد، تا ۵ بشماريد و ماهيچه ها را آزاد كنيد. به همين روش انقباض ماهيچه هاي نقاط ديگر بدنتان را ادامه دهيد، و وقتي ماهيچه هاي شانه ها و گردنتان را منقبض كرديد، متوقف كنيد.


 ▪ هوا را به داخل فرو ببريد:
 اگر نفس عميق مي كشيد، هوا را از طريق بيني تان از شكمتان (نه از قفسه سينه تان) به داخل بكشيد. اين كار، آرامشي را براي شما به ارمغان مي آورد.


 ▪ با پزشك مشورت كنيد:
 مصرف بعضي داروها باعث عصبي شدن و تشويش و نگراني مي شود. اما انجام دادن يوگا به صورت مرتب تاثير بسزايي در از بين بردن تنش ها و نگراني ها دارد همچنين يوگا يك راه طولاني مدت براي كنترل اعصاب مي باشد.
 
پورتال سيمرغ


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۹)

مهار خشم و آشنايي با انواع عصبانيت

عصبانيت بخشي طبيعي از حالات انسان است كه كنار آمدن با آن هميشه هم آسان نيست. وقتي افراد نمي توانند آنرا كنترل كنند، آزار وآسيب هايي كه مي رسانند كاملاً مشهود است.

خيلي افراد عصبانيت خود را پنهان مي كنند. خيلي ها آن را با خشم و غضب بيرون مي دهند. براي خيلي هاي ديگر هم، عصبانيت يك حالت مزمن و سخت است كه عادت خشم و عصبانيت بطور مداوم نمود مي كند.

عصبانيت 10 نوع مختلف دارد:

اجتناب از عصبانيت: اين افراد اصلاً از عصبانيت خوششان نمي آيد. خيلي ها از عصبانيت خودشان يا ديگران واهمه دارند و مي ترسند كه كنترل خود را از دست بدهند. خيلي ها فكر مي كنند عصباني شدن كار زشتي است. اين دسته از افراد تصور مي كنند كه بايد هميشه مهربان و خوش خلق باشند تا احساس آرامش و امنيت كنند.

البته اينها هم مشكلاتي دارند. عصبانيت مي تواند به ما كمك كند وقتي اشكالي در كار وجود دارد آنرا برطرف كنيم. اما اين دسته افراد، احساس گناه مي كنند. به همين خاطر از خطاهاي ديگران مي گذرند.

عصبانيت موزي: اين افراد هيچوقت نمي گذارند كه ديگران متوجه عصبانيت آنها بشوند. گاهي اوقات حتي خودشان هم نمي دانند كه چقدر عصباني هستند. اما اين عصبانيت به شكل هاي مختلف نمود پيدا مي كند مثل فراموش كردن مسائل يااينكه مي گويند مي خواهند كاري را انجام دهند اما هيچوقت دنبال آنرا نمي گيرند. گاهي هم فقط مي نشينند و فكر ديگران را خراب مي كنند. اين افراد مظلوم و صدمه ديده به نظر مي رسند و باعث مي شود كه مدام از آنها بپرسيد، "چرا از دست من عصباني هستي؟" وقتي  با اين رفتارهايشان فكر ديگران را خراب مي كنند، روي زندگي خود كنترل پيدا مي كنند. اما با همه اين حرف ها نيازها و خواسته هاي خودشان را هم گاهي فراموش مي كنند. نمي دانند بايد با زندگي خود چه بكنند و اين منجر به خستگي، بي حوصلگي و نارضايتي از روابطشان مي شود.

 عصبانيت پارانويايي: اين نوع عصبانيت زماني اتفاق مي افتد كه كسي از طرف ديگران مورد تهديد غيرمنطقي قرار گرفته است. آنها همه جا دنبال خشونت هستند. مطمئن هستند كه ديگران مي خواهند متعلقاتشان را از آنها بگيرند. فكر مي كنند كه ديگران مي خواهند به آنها آسيب فيزيكي يا كلامي بزنند. به خاطر همين تصورات بيشتر اوقات خود را با حسادت صرف گارد گرفتن و دفاع كردن از چيزهايي كه فكر مي كنند به آنها تعلق دارد مي كنند—عشق همسرشان، پولشان، يا چيزهاي باارزش ديگري كه دارند. افراديكه عصبانيت پارانويايي دارند عصبانيتشان را به اين و آن هم مي دهند. بدون اينكه متوجه عصبانيت خودشان باشند، فكر مي كنند همه آدم هاي ديگر عصباني هستند. آنها راهش را پيدا كرده اند كه چطور بدون احساس گناه عصباني شوند. هيچ امنيتي در زندگي خود احساس نمي كنند و به هيچكس هم اعتماد ندارند. قضاوت ضعيفي دارند چون عصبانيت و احساسات خودشان را با عصبانت بقيه اشتباه مي گيرند. آنها عصبانيت خود را در كلمات و چشمان دوستان، همكاران و نزديكان خود مي بينند و همين باعث سرگشتگي آنها مي شود.

عصبانيت ناگهاني: افراديكه عصبانيت ناگهاني دارند، مثل يك صاعقه اي در يك روز تابستاني منفجر مي شوند. از هيچ نقطه خاصي نشانه نمي گيرند، منفجر و بعد ناپديد مي شوند. گاهي اوقات فقط رعد و برق است، و خيلي زود از بين مي رود. اما معمولاً باعث آزاد و اذيت خيلي ها مي شود. آنها كه عصبانيت ناگهاني دارند، همه احساسات خود ر ا رها مي كنند و بعد احساس خوبي به آنها دست مي دهد و حس مي كنند كه رها شده اند. نداشتن كنترل مشكل اصلي اين دسته افراد است. اين عصبانيت ها مي تواند براي خود فرد و ديگران خطر بزرگي محسوب شود. آنها معمولاً حرف هايي مي زنند و كارهايي مي كنند كه بعداً از آن پشيمان مي شود اما آنموقع ديگر خيلي دير شده است و پشيماني سودي ندارد.

عصبانيت شرماگين: آنهايي كه به توجه زيادي نياز دارند يا خيلي به انتقاد حساس هستند معمولاً دچار اين نوع عصبانيت مي شوند. كوچكترين انتقادي احساس شرم و خجالت را در آنها زنده مي كند و متاسفانه اين افراد خودشان را خيلي دوست ندارند. احساس مي كنند بي ارزش هستند، به اندازه كافي خوب نيستند، و كسي آنها را دوست ندارد. و وقتي كسي به آنها بي محلي مي كند يا حرفي منفي درموردشان مي زند، آن را نشانه اين مي دانند كه آن فرد دوستشان ندارد. و اين خيلي آنها را عصباني مي كند. با خودشان فكر مي كنند، "تو باعث شدي من احساس بدي پيدا كنم به خاطر همين تلافي اش را سرت درمي آورم." آنها با مقصر كردن، انتقاد كردن، و مسخره كردن ديگران اين حس خجالت و شرم را از بين مي برند. عصبانيت آنها به آنها كمك مي كند از هر كسي كه باعث شده آنها احساس شرم و خجالت كنند، انتقام بگيرند. اما اين شيوه عصبانيت خيلي خوب عمل نمي كند. چون باعث مي شود كساني را كه دوست دارند ناراحت كنند. عصبانيت و از دست دادن كنترل فقط باعث مي شود كه احساس بدتري نسبت به خودشان پيدا كنند.

عصبانيت تعمدي: اين عصبانيت برنامه ريزي شده است. كساني كه از اين نوع عصبانيت استفاده مي كنند معمولاً از كار خود آگاهند. واقعاً احساس عصبانيت نمي كنند، حداقل در ابتداي كار. دوست دارند ديگران را كنترل كنند و به نظرشان بهترين راه براي آن عصبانيت است و حتي گاهي اوقات خشونت. قدرت و كنترل چيزي است كه از اين عصبانيت به دنبال آن هستند. هدف آنها اين است كه به تهديد و ارعاب ديگران، به آنچه كه مي خواهند برسند. اين روش تا وقتي موثر است اما در طولاني مدت بي اثر مي شود. مردم بالاخره راهي براي خلاصي و فرار از اين عصبانيت ها پيدا مي كنند.

عصبانيت اعتيادي: برخي افراد به آن احساسات قوي كه همراه باعصبانيت مي آيد نياز دارند. حتي اگر مشكلاتي كه عصبانيتشان به وجودمي آورد را دوست نداشته باشند، شدت آنرا دوست دارند. عصبانيت آنها بيشتر نوعي عادت بد است كه اشتياق احساسي ايجاد ميكند. جالب و سرگرم كننده نيست، اما قوي است. اين افراد وقتي از عصبانيت منفجر مي شوند، قدرت بسيار بالايي احساس مي كنند. احساس مي كنند زنده اند و سرشار از انرژي هستند. اما همه اعتيادها به نوعي مخرب است. اين اعتياد هم از قاعده مستثني نيست. آنها نمي توانند راه هاي ديگري براي شاد شدن پيدا كنند و به خاطر همين به عصبانيت تكيه مي كنند.

 عصبانيت عادتي: عصبانيت مي تواند به يك عادت بد تبديل شود. آنهايي كه عادتاً افرادي عصباني هستند، هميشه دچار عصبانيت مي شوند كه بيشتر مواقع سر مسائل بسيار كوچك و پيش پا افتاده است. در همه چيز و همه كس دنبال بدنترين نكته هستند. هميشه با احساس عصبانيت از چيزي به رختخواب مي روند و حتي خواب هايي كه مي بينند هم با اين عصبانيت دمخور است. افكار عصباني آنها باعث مي شود دعواها و مشاجرات بيشتر و بيشتري داشته باشند. حتي بااينكه خوشان هم از اين وضعيت ناراضي هستند، اما نمي توانند دست از اين عصبانيت ها بردارند. آنها نمي توانند به كساني كه دوستشان دارند نزديك شوند چون عصبانيتشان بين آنها فاصله مي اندازد.

عصبانيت اخلاقي: بعضي افراد فكر مي كنند حق دارند عصباني شوند چون يكي قانونشكني كرده است. اين باعث مي شود فردي كه قانونشكن، بد، شرير، گناهكار و بدجنس است تنبيه شود. اين افراد معمولاً به خاطر اشتباهات و كارهاينها كم بدي كه ديگران انجام مي دهند، عصباني مي شوند. مي گويند كه حق دارند از باورها و اعتقاداتشان دفاع كنند. حس برتري اخلاقي به آنها دست مي دهد. وقتي به خاطر اين دلايل عصباني مي شوند به هيچ وجه احساس گناه نمي كنند. حتي در عصبانيتشان هم خودشان را از ديگران برتر و والاتر مي دانند. طرز فكر اين افراد سياه و سفيد است و دنيا را خيلي ساده مي بينند. نمي توانند كساني را كه با آنها تفاوت دارند را درك كنند. تفكرات آنها خشك و سختگيرانه است.

نفرت: نفرت نوعي سخت از عصبانيت است. يك نوع زننده و بد از عصبانيت است كه زماني اتفاق مي افتد كه فرد به اين نتيجه مي رسد كه آن فرد مقابل كاملاً بد است. بخشيدن آن فرد به نظر غيرممكن مي آيد و درعوض ترجيح مي دهند كه او را تحقير كرده و از او متنفر شوند. نفرت با عصبانيتي شروع مي شود كه برطرف نمي شود. بعد به خشم و كينه مبدل مي شود و بعد يك نفرت واقعي كه ت ابديت ادامه مي يابد. اين افراد معمولاً دنبال اين هستند كه چطور آن فردرا تنبيه كنند و معمولاً به آن فكرمي كنند. آنها تصور مي كنند كه خودشان قرباني هايي معصوم هستند. و دنيايي دشمن براي خوزه با خشم و نفرت ( 5)

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۵)

راه هاي مهار خشم

خشم سمج تر از همه كج خلقيهايي است كه مردم مي خواهند خود را از شر آن خلاص كنند. در واقع، عصبانيت بدترين حالتي است كه مردم از كنترل آن عاجزند. عصبانيت وسوسه انگيزترين احساس منفي است كه انسان دارد، نوعي تك گوئي دروني كه مغز آدمي را با متقاعد كننده ترين بحثها پر مي كند تا خشم خود را بر سر ديگري خالي كنيم. خشم بر خلاف غم و غصه انرژي بخش و حتي نشاط آور مي تواند باشد.

خشم يك حالت برانگيختگي و هيجاني شديد در هنگام روبرو شدن با محركهاي نامناسب محيطي است و احساسي است كه همه انسانها به نوعي آن را تجربه مي كنند و مي توان گفت خشم بخشي از زندگي ما است و همه آن را به گونه اي تجربه مي كنند و سعي مي كنند بياموزند كه چگونه با خشم خود كنار بيايند. گاهي با روشي كه مفيد است و گاهي هم با روشهايي كه مضر هستند. اما در ايجاد خشم عوامل گوناگوني نقش دارند از جمله: تجاوز به مالكيت افراد، حمله و آزار (مثل تمسخر كردن، تحقير كردن، بي احترامي كردن، فحش و ناسزا و ...)، حمله فيزيكي، طرد شدن، اصرار و پافشاري براي انجام كاري بر خلاف ميل خود، اضطراب، افسردگي و موارد ديگر.

اكثر اوقات مردم وقتي با اين عوامل محرك مواجهه مي گردند، بهترين راه را خالي كردن خشم يا بيرون ريختن خشم خود تلقي مي كنند. هر چند در بعضي شرايط خاص، بيرون ريختن خشم و غضب مي تواند كارساز باشد، ولي تحقيقات نشان داده است كه نه تنها خالي كردن خشم هيچگونه تاثيري در از بين بردن عصبانيت ندارد بلكه يكي از بدترين راههاي فرو خواباندن آن است. انفجار خشم معمولاً باعث برانگيختگي بيشتر آن بخش از مغز مي شود كه احساسات را تحت كنترل دارد و شخص را بيشتر خشمگين مي كند. در نظر سنجي اي كه در اين زمينه با بيش از صد شهروند تهراني از دو جنس زن و مرد و با ميانگين سني ۲۸ سال صورت گرفته است عوامل ايجاد كننده خشم و نحوه مواجهه با آن مورد بررسي قرار گرفته است. اين بررسي موارد زير را نشان داده است:

اين عده در پاسخ به اين سوال كه ۳ عامل ايجاد كننده خشم را بيان نمايند، ۳ عامل مسائل و مشكلات اقتصادي، عدم درك شدن توسط ديگران و عدم وجود شرايط مطلوب زندگي را برشمرده و عوامل ديگري مثل مزاحمت تلفني، كارهاي نيمه تمام و بدقولي در رده هاي بعدي قرار داشتند.

همچنين در مورد رنگهايي كه مي توانند باعث افزايش عصبانيت در آنها شود پاسخهاي زير بيان شده است: رنگ قرمز (۴۴ درصد افراد)، رنگ مشكي (۲۶ درصد)، رنگ آبي (۸ درصد) و رنگ زرد (۶ درصد) كه بيانگر اهميت رنگها در شرايط هيجاني افراد مي باشد.

در مورد نحوه بروز عصبانيت نيز پاسخهاي زير توسط اين پاسخگوها ابراز گرديد:

پرخاشگري بالاترين ميزان پاسخها را به خود اختصاص داده و با تفاوت بسيار زيادي سكوت و قهر قرار داشته است. در مورد راههاي كنترل خشم، بي تفاوتي و سرگرم كردن خود بالاترين ميزان، عدم كنترل در موقع عصبانيت و سكوت در رده بعد قرار داشتند.

همه ما آگاهيم كه جهان كنوني ما پر از تهاجم مي باشد و انسان از دوران بچگي هم در درون خانواده و هم در محيط خارج در معرض پيامهاي گوناگوني از پرخاشگري، خشم، و تهاجم قرار دارد كه بر روي نگرش كودك از پيرامونش و چگونگي حل مسأله تاثير قوي مي گذارد. وقتي كودك با چنين الگوهاي همانند سازي مي كند احتمال اينكه در هنگام حل مسأله خود نيز اين روشها را انتخاب كند زياد است.

بنابراين آموختن در مورد خشم و شناختن آن، و وادار كردن و به كنترل درآوردن خشم به يك روش مثبت و بي ضرر ممكن است يكي از مهمترين اصول زندگي هر فرد باشد تا از اين طريق به بهبود كيفيت زندگي در آينده كمك شود. يعني ما در زندگي روزمره خود، در ارتباط با دوستان و اقوام و در محيط تحصيل و كار خود با مواردي روبرو مي شويم كه نيازمند برخورد مناسب و حل موفقيت آميز مسأله است. به روشي نياز داريم كه حداقل تاثير منفي را روي احساس ما و ديگران بگذارد و بتوانيم خشم خود را به گونه اي موثر بروز دهيم.

همانطوري كه اشاره شده است تحقيقات مختلف بيانگر شيوه هاي گوناگوني است كه مردم براي فرو نشاندن خشم خود بكار مي گيرند، بعضي از اين موراد در اينجا ذكر مي گردد: پياده روي و قدم زدن، ورزش بدني فعال، تنفس عميق و شل كردن عضلات (زيرا اين اعمال فيزيولوژي، بدن را از حالت برانگيختگي شديد به وضعيتي آرامتر تغيير مي دهند و ضمناً حواسمان را از موضوعي كه موجب خشم مان شده پرت مي كند)، شمارش تا عدد خاص، پاشيدن آب به صورت، خوردن خوراكي يا نوشيدني، گوش كردن به موسيقي، ترك كردن محيط در صورتي كه شرايط از كنترل ما خارج است و يا اينكه ادامه بحث موجب بدتر شدن اوضاع مي شود، آموختن بيان خشم به روش غير تهاجمي، گفتگو و تعامل كلامي، بيان و انتقال خشم به يك روش مثبت، آموختن اينكه چگونه خودمان را از يك موقعيت تهاجمي و پرخاشگرانه خارج كنيم و آموختن اينكه چگونه قرباني اعمال پرخاشگرانه شخص ديگري نشويم.

اما بايد بدانيم كه اگر در مرحله فرو خواباندن خشم زنجيره افكار عصباني كننده خود را رها نكنيم آنگاه اين روشها هيچ تاثيري نخواهد داشت. بنابراين آشنايي با شيوه هاي برقراري ارتباط منطقي و مناسب با ديگران مي تواند در جهت كنترل و كاهش اثرات منفي خشم و حفظ آرامش و سلامتي فردي و اجتماعي بسيار موثر واقع گردد.
 
   http://shakhsyat.blogfa.com


محمد رضا حاجيلو 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۴)

قاطعيت در مديريت خشم

 
يكي سرخ مي شود و داد و فرياد مي كند. يكي بدنش شروع مي كند به لرزيدن و قلبش تند تند مي زند. يكي هر چيزي دم دستش است را به طرف مقابلش پرتاب مي كند. يكي حمله مي كند و طرف مقابل را مورد لطف خودش قرار مي دهد و سياه و كبودش مي كند و يكي آرام نگاه مي كند و چيزي نمي گويد! همه آدم ها وقتي خشم جلوي چشم شان را مي گيرد عكس العملي از خودشان نشان مي دهند، فقط نوع و ميزان آن فرق مي كند. يكي با خشمش به ديگران آسيب مي زند و يك نفر ديگر به خودش! براي همين، همه آدم ها دوست دارند به هر طريقي خشم خود را كنترل كنند. مهارت كنترل خشم به دليل تأثير زيادي كه در كيفيت زندگي ما آدم ها مي گذارد، اهميت زيادي هم دارد.

● از كوره در رفتن يا نرفتن؟!

نمي شود بگوييم كسي توي زندگي اش هيچ وقت خشمگين نمي شود چون بالاخره همه آدم ها در طول عمرشان با يكسري موقعيت هايي رو به رو مي شوند كه آن ها را ناراحت و خشمگين مي كند فقط اين موقعيت ها در مورد آدم هاي مختلف متفاوت است يعني ممكن است شما از اين كه يكهو يك نفر شما را از پشت بترساند، خيلي ناراحت نشويد و آن را بگذاريد روي شوخي هاي بي مزه طرف و شايد هم چنان عصباني شويد كه برگرديد و يك سيلي بخوابانيد توي گوشش و... وقتي خشم قسمتي از واكنش هاي ما به موقعيت هاي مختلف توي زندگي است، ما را از رسيدن به هدف باز مي دارد و آن وقت است كه مي شود مشكل آفرين! تصور كنيد شما تازه مدير يك شركت شده ايد، اگر نتوانيد در برابر مشكلات مختلف كاري تان خشم خود را كنترل كنيد و درست و عاقلانه برخورد كنيد به دليل پرخاشگري و بي ظرفيتي چند ماه بعد مطمئن باشيد موقعيت شغلي تان را از دست مي دهيد.

خشم و عصبانيت احساسي است كه مقدار آن مي تواند يك رنجش و ناراحتي ساده باشد تا يك خشم شديد و جنون آفرين! احساسي كه در واقع واكنش طبيعي ما در برابر ناكامي، بدرفتاري و يا تهديد است و يك هيجان مهم است كه باعث مي شود ما خودمان را تخليه رواني كنيم اما اين كه ما در هنگام خشم چه واكنشي نشان مي دهيم مي تواند تأثير منفي در زندگي مان داشته باشد. خيلي آدم ها هنگام ابراز خشم به صورت شديد احساس رضايت مي كنند اما بعد پشيمان مي شوند.

معمولا ما وقتي دچار تهديدهاي عاطفي، جسمي و رواني مي شويم خشم را احساس مي كنيم مثلا وقتي افراد مورد علاقه مان نسبت به علايق و خواسته هاي ما بي تفاوت باشند يا وقتي به هدفي دست پيدا نمي كنيم خشم جلوي چشم مان مي آيد. تحقيقات نشان داده كه اين احساس خشم همان قدر كه در تخليه هيجانات مفيد است مي تواند بر سلامت جسمي ما تأثير منفي داشته باشد. مثلا ارتباط نزديكي بين خشم و ميزان كلسترول خون ما وجود دارد يعني وقتي خشگين مي شويم ميزان اين كلسترول در خون مان بالا مي رود و آن وقت سلامت جسمي مان به خطر مي افتد. يعني هم مي توانيم بيماري هاي قلبي عروقي بگيريم و هم دور از جان شما سكته قلبي كنيم.

● خونت را كثيف نكن

اگر شما از آن آدم هايي هستيد كه به جاي اين كه به درز ديوار بخنديد از دست درز ديوار خشمگين مي شويد و زود از كوره در مي رويد و همين الان دل تان مي خواهد اين صفحه را تكه تكه كنيد، مي گوييم اي بابا چند لحظه صبر كنيد و خون خودتان را كثيف نكنيد تا ما بگوييم با اين خشم تان چه كنيد.

يك هفته اي خودتان را كنترل كنيد و بگذاريد زير ذره بين! و ببينيد بيشتر در چه موقعيت هايي دچار خشم مي شويد بعد از شناسايي آن موقعيت ها، حالا از خودتان بپرسيد چرا؟ يعني چه دليلي باعث شده شما در فلان موقعيت خشمگين شويد. حالا لطفا اين مورد را هم بررسي كنيد كه وقتي شما خشمگين مي شويد چه رفتارها و واكنش هايي از خودتان نشان مي دهيد مثلا سرخ مي شويد، بدن تان داغ مي شود، قلبتان تند تند مي زند و يا به صورت فحش و ناسزا خشم تان را نشان مي دهيد و يا حتي كتك كاري راه مي اندازيد. حالا شما يك نقشه از خود خشمگين تان داريد كه به دردتان مي خورد.

حالا كه دقيقا مي دانيد موقع خشم چه اتفاقي براي تان مي افتد، وقتي اولين نشانه هاي خشم در شما به وجود آمد كمي تأمل كنيد و همان اول جلويش را بگيريد براي اين كار نفس عميق بكشيد بعد سعي كنيد خودتان را به صورت كلامي كنترل كنيد چون اين طوري يك خشم معمولي به پرخاشگري تبديل نمي شود و با افراد مقابل تان بد برخورد نمي كنيد. در اين موقع لطفا نگوييد تو من را عصباني كردي! بگوييد من عصباني شدم يا به جاي متهم كردن آدم ها آن موقعيت را متهم كنيد، مثلا نگوييد تو آدم شلخته اي هستي، بگوييد اين اتاق به هم ريخته من را خشمگين كرده است. بعد از كنترل كلامي كنترل بدني هم داشته باشيد، سريع وسيله پرت نكنيد يا زود دست تان را براي زدن بالا نبريد. آرام شدن براي كنترل بدني بسيار مهم است مثلا تا ۲۰ بشماريد. توي هوا آزاد قدم بزنيد و يك ليوان آب سرد بخوريد.

احساس خشم را توي خودتان نگه نداريد و سعي كنيد خودتان را آرام كنيد و به چيزهاي ديگري توجه كنيد، استثنائا حواس تان را به چيزهاي ديگر پرت كنيد يعني براي كنترل تفكر بايد به چيز ديگري فكر و توجه كنيد. چون معمولا موقع خشم همه افكار و احساسات و رفتار ما درگير مي شوند. وقتي از يك نفر عصباني مي شويد سعي نكنيد از صبح تا شب با خشم خود راه برويد مكان خود را عوض كنيد در يك جمع دوستانه قرار بگيريد و...

يكي از مهم ترين راه هاي كنترل خشم ابراز آن است. براي اين كه خشم تان را بيان كنيد بايد قاطعيت داشته باشيد قاطعيت به معناي دعوا و زد و خورد و كلمات نا جور نيست قاطعيت بيان احساس خود به همراه احترام به ديگران است يعني به وسيله تماس چشمي كنترل صدا روان بودن كلام آن را بيان كنيد. سعي كنيد هنگام بيان به اطرافيان خود توهين نكنيد، نگوييد تو آدم بي تربيت و بدي هستي، بگوييد من از شنيدن اين حرف عصباني مي شوم، خيلي رودربايستي نكنيد و بگوييد من احساس خوبي ندارم من ناراحتم و... وقتي مي خواهيد خشم خود را بيان كنيد از تحقير كردن خود دست برداريد يعني نگوييد من چون آدم حساسي هستم يا آدم بدقلقي هستم و... علاوه بر آن از تفسير رفتارهاي طرف مقابل تان هم جدا خودداري كنيد، نگوييد من مي دانم به چه چيزي فكر مي كنيد و... اگر هم خشمگين هستيد به ديگران برچسب نزنيد كه تو بدي تو هميشه نمي فهمي! و به جاي انتقاد از شخصيت افراد از رفتارشان انتقاد كنيد.
 
   نويسنده: وجيهه محمدپور مقدم  
 
   روزنامه خراسان ( www.khorasannews.com )  


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۸:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۳)

از خشم استفاده مثبت كنيد  . كنترل يا حذف پرخاشگري؟ 
 
اولين گام به منظور اداره و كنترل خشم اين است كه باور كنيد، مي توانيد اين كار را انجام دهيد. با اينكه همه ما خشم را در زندگي روزمره خود تجربه مي كنيم، ولي سعي مي كنيم آن را با شيوه اي سازنده ابراز كنيم. برخي افراد تا زماني كه فشار ناكامي و خشم دروني، زندگي روزانه آنان را طاقت فرسا نكرده است، خشم را در خود نگه مي دارند. برخي ديگر اما در عصبيزهاي خود را بيان كرد وچگونه نيازهاي خود را بدون آسيب رساندن به ديگران ارضا نمود. با جرئت بودن به معني پر زور بودن يا دعوا كردن نيست ، بلكه به معني به خود و ديگران احترام گذاشتن است .

پرخاشگري مي تواند سركوب شود و آن گاه تغيير جهت دهد ، يا در قالب جديدي خود را آشكار سازد. سركوب زماني اتفاق مي افتد كه فرد عصبانيتش را مخفي كند، ازفكر كردن به آن بپرهيزد و به موارد مثبت فكر كند. هدف از بازداري و سركوبي آن است كه رفتار سودمندتري داشته باشيم. خطر سركوبي عصبانيت اين است كه اگر بالاخره خود را آشكار نسازد مي تواند تأثيرات دروني بر شما داشته باشد. عصبانيتي كه متوجه درون است ممكن است موجب بالا رفتن فشار خون ، افسردگي و حتي سكته شود. عصبانيت هاي تخليه نشده همچنين موجب مشكلات ديگري مي شوند ؛ مثل خود خوري ، عيب جويي دائمي و رفتار پرخاشگري انفعالي .

افرادي كه دائماً دست رد به سينه ديگران مي زنند، از هر چيزي خرده مي گيرند وعيب جويي مي كنند ، ياد نگرفته اند كه چگونه عصبانيت خود را به روش مثبت بيان كنند. جاي تعجب نيست كه آنان نتوانند با ديگران روابط اجتماعي سالم داشته باشند. روش سوم اين است كه شما خود را از درون آرام كنيد . ازاين طريق نه تنها مي توانيد رفتار هاي بيروني خود را كنترل كنيد بلكه مي توانيد پاسخ هاي دروني خود را نيز مهار نماييد . مثلاً كم كم ضربان قلبتان را پايين بياوريد، خودتان را آرام واحساسات خود را مهاركنيد . به عقيده برخي روان شناسان - مثل اسپيل برگر - موقعي كه هيچ يك از سه تكنيك فوق مؤثر واقع نشوند، دراين صورت به اشياء يا افراد آسيب وارد مي شود .


غلبه برعصبانيت

هدف كنترل عصبانيت ، كاهش احساس هاي هيجاني و كاهش برانگيختگي فيزيولوژيكي است كه عصبانيت علت آنها مي باشد . هيچ كس نمي تواند از عصبانيت خلاص شود يا از آن اجتناب كند، زيرا هميشه پديده ها يا افرادي هستند كه ما را خشمگين سازند و تغيير يا كنترل آنها از توان ما خارج است . ما تنها مي توانيم ياد بگيريم كه چگونه رفتارهاي خود را كنترل و عصبانيتمان را كاهش دهيم و آن را به طريقه مناسب نشان دهيم.

چرا بعضي از مردم عصباني ترند؟

طبق نظر دكتر دفن باچر ، بعضي از مردم واقعاً نسبت به ديگران بي پرواترند . آنها نسبت به عامه مردم زودتر عصباني مي شوند و عصبانيتشان هم شديد تر است. همچنين افرادي وجود دارند كه عصبانيت خود را به روش هاي غيرعادي كه موجب جلب توجه ديگران شود نشان نمي دهند، اما بسيار تحريك پذيرو كج خلق اند. افرادي كه به آساني عصباني مي شوند ممكن است دشنام دهند ، اشياء را پرت كنند ، قهر كنند و انزواي اجتماعي را انتخاب نمايند يا اين كه دچار بيماري جسمي شوند.

افرادي كه معمولاً زود عصباني مي شوند سطح تحمل ناكامي درآنان پايين است، يعني دوست ندارند كه هيچ موضوعي آنها را ناراحت يا آزرده خاطر سازد. آنها آن قدر عصباني اند كه هنگام راه رفتن تعادل ندارند وآن قدر آتشين مزاج اند كه اگر موقعيت بر وفق مرادشان نباشد به خاطر كوچك ترين اشتباهي ، ديگران را شديداً تنبيه مي كنند. يكي از علل عصبانيت ، عوامل ارثي و مسائل فيزيولوژيكي است . گرچه شواهد علمي كافي براي اثبات اين موضوع وجود ندارد، ولي مردها عصباني ترند. بعضي از بررسي ها نشان داده اند كه بعضي از كودكان از هنگام تولد تحريك پذير، زود رنج و كج خلق اند و اين علائم از اولين روزهاي بعد از تولد قابل مشاهده است . علل ديگر ممكن است اجتماعي – فرهنگي باشند. عصبانيت غالباً به عنوان يك رفتار منفي تلقي مي شود، زيرا ياد گرفته ايم كه اضطراب ، افسردگي ، ترس وديگر هيجاناتمان را بيان كنيم ، اما عصبانيت را مخفي كنيم . در حقيقت ما يا د نگرفته ايم كه چگونه آن را كنترل كنيم يا آن را در مسير مناسبي هدايت نماييم.

بعضي ازپژوهش ها زمينه خانوادگي را دراين مورد مؤثر مي دانند. براي نمونه ، افرادي كه به آساني عصباني مي شوند متعلق به خانواده هاي آشفته ، از هم گسيخته و خانواده هاي فاقد مهارت هاي ارتباطي و هيجاني اند، كه معمولاً بايد به عوامل بالا ، فقر اقتصادي و فقر فرهنگي را نيز افزود.

آيا خوب است اجازه دهيم تا افراد ، طغيانگر شوند؟

اين موضوع خطرناك است . بعضي از مردم اين نظريه را به عنوان عاملي براي آسيب رساندن به ديگران مي دانند . زيرا مجاز شمردن حمله هنگام عصبانيت باعث گستر ش عصبانيت و پرخاشگري مي شود و هيچ كمكي به بهبود وضعيت نسبت به شخصي كه از دست او عصباني هستيم نمي كند. بهتر است ابتدا عواملي را كه باعث شروع عصبانيت شده اند، پيدا كنيد و سپس راهبردهاي كاهش عصبانيت را توسعه دهيد.

 


راهبردهاي غلبه برعصبانيت

1- آرميدگي

روش هاي ساده آرميدگي مثل تنفس عميق وآرام سازي ذهني مي توانند به شما دركاهش احساس عصبانيت كمك كنند. اگر شما در كار با شركاي خود دچار مشكل و عصباني شده ايد ، فكر مناسب اين است كه تكنيك هاي آرميدگي را ياد بگيريد.

به عنوان مثال مي توانيد در وضعيت راحتي دراز بكشيد، چشمانتان را ببنديد ، تمام ماهيچه هاي خود را به حالت آرميدگي در آوريد واين كار را از پاها شروع كنيد و ادامه دهيد تا تمام ماهيچه ها يتان به آرميدگي برسند. آن گاه از راه بيني نفس بكشيد و به تنفس خود توجه كنيد و هنگام بازدم بگوييد يك . دوباره نفس بكشيد وهنگام بازدم بگوييد يك . اين كار را 20 دقيقه ادامه دهيد . سعي كنيد فقط صداي نفس كشيدنتان را بشنويد.

براي رسيدن به آرميدگي مي توانيد در حالي كه در وضعيت راحتي درازكشيده ايد يك ورد يا كلمه را مكرراً تكرار كنيد، مثلاً بگوييد: آرام باش ، سخت نگير وامثال آن . روش سوم آرام سازي استفاده از تصوير سازي ذهني است. براي اين منظور يك صحنه يا تجربه زيبا و آرامش بخش را مجسم كنيد و فقط به آن فكر كنيد و اجازه ندهيد هيچ فكر ديگري به ذهن شما وارد شود تا به آرميدگي دست پيدا كنيد .

تمرين هاي فوق مي توانند عضلات شما را به آرامش برسانند واحساس آرامش شما را بيشتر كنند. اين تمرين ها را هر روز بايد انجام داد . بايد ياد بگيريد هر زماني كه در وضعيت تنش زا قرار مي گيريد به طور خودكار ا ز اين تكنيك ها استفاده كنيد.

2- بازسازي شناختي

منظور از بازسازي شناختي اين است كه هر فردي به راحتي مي تواند افكارش را تغيير دهد. مردم عصباني تمايل دارند كه با صداي بلند حرف بزنند و ناسزا بگويند، به گونه اي كه افكار دروني خود را منعكس كنند. موقعي كه عصباني هستيد، افكارتان مي توانند خيلي اغراق آميزو غمناك باشند . تلاش كنيد به جاي اينها افكاري را كه مبثت تر ومنطقي ترند جايگزين كنيد . براي نمونه به جاي اين كه بگوييد : اَه چه قدر زشت است، چقدر وحشتناك است ، همه چيز خطرناك و مضر است ، كاري از دستم بر نمي آيد. "به خودتان بگوييد: " آن مسئله تأثيري ندارد، وعلت مضطرب بودن من در اين باره قابل درك است ، اما دنيا به آخر نرسيده . به هر حال عصبانيت نمي تواند مرا اسير خودش كند."

عباراتي مثل : اين ماشين هرگز كار نمي كند ، يا شما غالباً فراموشكاريد ، دقيقاً صحيح نيستند. كلماتِ غالباً، هرگز و امثال آن كه ممكن است براي خودمان يا هر شخص ديگري به كار بريم كمك مي كنند كه احساس كنيم عصباني شدنمان به حق و بجا بوده و راه حل ديگري وجود نداشته است. در حالي كه اين كلمات سبب توهين به افرادي مي شود كه قصد كمك به ما را دارند ودرنتيجه وضع را بدتر مي كنند. براي مثال شما دوستي داريد كه دائماً دير سر قرار ملاقات حاضر مي شود. براي شما بايد ديدن دوستتان مهم باشد نه زمان. از گفتن عباراتي مثل: توهميشه دير مي كني ، آدم غير مسئولي هستي ، شخص بي فكري هستي و ... اجتناب كنيد . چون اين جملات به دوستي تان آسيب مي زند و او را از دست شما عصباني مي كند و مي رنجاند. اول ببينيد مشكل چيست ، سپس بكوشيد براي آن راه حلي پيدا كنيد كه براي هردوي شما مناسب باشد. مثلاً مي توانيد ساعت ملاقات خود را نيم ساعت زودتر تعيين كنيد وخودتان با توجه به اين كه مي دانيد دوست شما ديرخواهد آمد نيم ساعت ديرتر سر قرار حاضر شويد تا به علت ديرآمدن او ، از دستش عصباني نشويد.

همان گونه كه بسياري از فقرا زندگي شاد، با نشاط ودلپذيري دارند، مي توان هنگام عصبانيت نيز احساس هاي مثبت و خوشايند داشت. زيرا عصباني شدن شكل ثابت وازپيش تعيين شده اي ندارد. با دور كردن ذهن از بي منطقي و روي آوردن به منطق مي توان عصبانيت را كاهش داد يا حذف كرد. منطق عصبانيت را از بين مي برد، حتي اگر عصبانيت قابل توجيه باشد مي تواند به سرعت غير منطقي شود . همه مردم خواستار ادب ، موافقت ، قدرشناسي و كلاً امور مثبت اند ودر صورت عدم دستيابي به آنها احساس شكست و ناكامي مي كنند؛ اما افراد عصباني وقتي به خواست خود نمي رسند احساس نااميدي مي كنند وعصبانيتشان نامتناسب با موقعيت ، شديد و ويرانگر است . افراد عصباني بايد انتظاراتشان را به آرزوهايشان تغيير دهند. مثلاً بهتر است بگويند كه من عواملي را كه موجب سلامت وامنيت اند دوست دارم ، نه اين كه بگويند من مي خواهم، يا من بايد فلان چيز را داشته باشم . بعضي از افراد عصبي ، از عصبانيت به عنوان راهي براي اجتناب از احساسات آزاردهنده استفاده مي كنند.

برخي از باورها و تفكرات غيرمنطقي و مولد خشم وعصبانيت كه بايد كنار گذاشته شوند عبارت اند از:

- بايد اعمال و رفتار ما هميشه مورد تأييد ديگران باشد.

- همه چيز بايد مطابق ميل ما باشد.

- سر رشته زندگي از دستمان در رفته وكنترلي بر آن نداريم .

- ما به شدت اسير گذشته هستيم.

- خود را مسئول اعمال ديگران مي دانيم.

- من فردي بسيار لايق، شايسته وباهوش هستم .

3- مسئله گشايي

بعضي از اوقات ناكامي و به دنبال آن عصبي شدن ناشي از مسائل واقعي و غير قابل اجتناب زندگي است . دراين حالت عصبانيت نابجا نبوده ، پاسخي طبيعي به مشكلات است . يك باور فرهنگي مبني بر اين كه هر مشكلي راه حلي دارد ، وجود دارد ؛ ولي ما غالباً نمي توانيم راه حل را پيدا كنيم . هميشه بهترين كار يافتن راه حل نيست ، بلكه بهتر است بدانيد كه چگونه با مسئله روبه رو شويد. مثلاً ممكن است نقشه اي بكشيد وپيشرفت خود را دراين مسير بررسي كنيد . اگر نقشه كشيدن منجر به حل مسئله نشد خود را تنبيه نكنيد . زيرا آنچه مهم است تلاش و كوشش براي حل مسئله است ، نه حل مسئله . چرا كه بعضي از مسائل حل ناشدني اند يا اين كه تنها با تلاش هاي پيگيرانه مي توان به راه حل نزديك شد . مهم آن است كه در طول تلاش ها صبرتان را از دست ندهيد و به فكر همه يا هيچ نرسيد . همچنين مسئله گشايي شامل يادگيري و انجام دادن فعاليت هايي است كه يا به محرك آزاردهنده يا به هيجان هاي منفي مثل خشم و اضطراب ، (كه به وسيله محرك هايي كه از طريق شرطي شدن به صورت علامت خطر درآمده اند) پايان دهد.

4- ورزش

ورزش ، مخصوصاً درفضاي باز، نه تنها سلامت جسمي را بهبود مي بخشد، بلكه به تسكين اعصاب و سلامت رواني نيز كمك مي رساند. ورزش در فضاي باز مثل پياده روي ، دويدن ، نرمش ، شنا ، فوتبال و ... سبب مصرف زياد و مداوم اكسيژن مي شود، خصوصاً اگر در فضاي سبز و مناطق كوهستاني انجام شود.

ورزش مداوم سبب سلامت قلب و عروق ، كاهش چربي بدن ، زيبا سازي شكل بدن، از بين بردن غم وافسردگي و اضطراب

، افزايش عزت نفس و شادي و سرزندگي فرد و افزايش خود كنترلي رفتار مي شود.

5-شوخ طبعي

"خنده برهر درد بي درمان دواست." شوخ طبعي از طرق مختلفي مي تواند موجب كاهش عصبانيت شود. به عنوان اولين عامل ، شوخ طبعي مي تواند به شما كمك كند تا ديدگاه متعادلي داشته باشيد. زماني كه عصباني هستيد هر فردي را با نامي صدا مي كنيد يا اين كه آنها را در قالب كلمات خيالي (مثلاً هيولا) مورد خطاب قرار مي دهيد. اين كار را متوقف كنيد ودر نظر داشته باشيد كه بايد از كلمات زيبا و خوشايند استفاده كرد. شوخ طبعي بارمشكلات ما را سبك مي كند وبه ما كمك مي كند تا شرايط استرس زا را تحمل كنيم . نرمان كازنيز ( 1979) ، در كتاب خود با نام آناتومي بيماري ، خاطر نشان مي كند كه ده دقيقه خنده از ته دل اثرتسكيني قوي بر درد و ناراحتي دارد. شوخ طبعي نه تنها روحيه ما و اطرافيانمان را شاد مي كند بلكه باعث افزايش انرژي و توان براي حل مشكلات و برخورد با مسائل مي شود. شوخ طبعي همچنين باعث خوشبيني مي شود.

6- اجتناب

اگر هنگام ورود به اتاق كودكتان بي نظمي اتاقش سبب عصبي شدن شما مي شود، در اتاق او را ببنديد. ازهر عاملي كه عصبانيت شما را بر مي انگيزد ، پرهيز كنيد . نگوييد كه " چون من عصباني مي شوم ، بچه ام بايد اتاقش را مرتب كند"، اين درست نيست ، درست اين است كه خودتان را آرام كنيد.

براي رهايي از درد سرهاي ترافيك يا بايد مسير روزانه تردد خود را تغيير دهيد، يا از اتوبوس و قطار برقي زيرزميني استفاده كنيد ، يا جزء به جزء مسير خود را مشخص كنيد . درغير اين صورت بايد خود را به دست ترافيك بسپاريد.

7- داشتن شخصيت تيپ B

يكي از طبقه بندهاي شخصيتي ، قراردادن افراد دردو تيپB وA است . افراد تيپ Aمبارزه جو، بي حوصله ، رقابت پيشه و پرخاشگرند. آنها احساس مي كنند كه هل داده مي شوند و زير فشارند. آنها زودتر از موقع برسر قرار حاضر مي شوند، تند راه مي روند ، تند حرف مي زنند وتند غذا مي خورند و از افراد كند كاربدشان مي آيد. افراد تيپ B افرادي اند كه زندگي را آسان مي گيرند و بيشتر به كيفيت آن توجه دارند. آنها كمتر جاه طلب ، كمتر بي حوصله و بيشترمنظم و محتاط اند . با تغيير شخصيت از تيپ A به تيپB مي توان از ميزان و شدت عصبانيت كاست.

8- تغيير محيط

بعضي از اوقات عوامل محيطي - اجتماعي محرك عصبانيت و ناراحتي ما مي باشند. دراين گونه موارد يگانه راه براي حل مشكل ، تغيير محيط است . مثلاً فرد درون گرايي كه به عنوان مسئول روابط عمومي سازمان يا اداره اي مشغول به كارشده است، بايد مسئوليت ومحيط كارش تغيير يابد. يا فردي كه به كشوري مهاجرت كرده است كه بين آن كشور و كشور محل تولدش هيچ همخواني فرهنگي وجود ندارد، راه حل اساسي، بازگشت به كشور خود مي باشد.

9- ارتباط بهتر

مردم عصباني تمايل دارند كه زود به نتيجه برسند، بعضي ازاين به هدف رسيدن ها مي تواند تا حدودي نادرست باشد. اگرشما از مباحثه اي ناراحت شده ايد ، اولين كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه فكرتان را بر روي پاسخ ها متمركز كنيد و ناراحتيتان را كاهش دهيد. نمي گوييم كه اولين چيزي را كه به ذهنتان آمد به زبان آوريد ، بلكه مي گوييم كه عصبانيت خود را كاهش دهيد ودرمورد حرفي كه مي خواهيد بزنيد، فكر كنيد.

به دقت به آنچه به شما مي گويند گوش بدهيد و قبل از پاسخ دهي ، آنها را تفسير كنيد . همچنين به آنچه علت اصلي عصباني شدن شماست گوش بدهيد. براي مثال، شما آزادي و در حال خود بودن را دوست داريد، وبه علت اهميتي كه به ديگران مي دهيد خواهان پيوند گسترده با مردم هستيد . اگر همكارتان در مورد كارها ي شما شروع به غر زدن كند، با خطا كارخواندن او يا فردي كه هميشه ايجاد مشكل مي كند، تلافي نكنيد.

زماني كه فردي ازما عيب جويي مي كند، دفاع كردنمان طبيعي است ، ولي ما با او نمي جنگيم . در عوض ممكن است بگوييم كه او از روي ناداني صحبت مي كند ، ما را دوست ندارد، اوفرد كم حوصله و ناشكيبايي است و نياز به مقداري تنفس و استراحت براي رسيدن به آرامش دارد. بايد دراين گونه مواقع خودمان را خونسرد نشان دهيم تا از وقوع يك فاجعه جلوگيري كنيم .

10- زمان بندي

انسان هميشه دريك حالت و وضعيت روحي – رواني نيست . بعضي از افراد صبح ها سرحال و پرانرژي اند و عصرها خسته . به همين علت عصرها و شب ها ممكن است سطح تحمل شان بسيار پايين باشد وآماده عصباني شدن باشند. دراين گونه موارد بهتر است موضوعات ومسائل حساس بحث برانگيز در ساعاتي مطرح شوند كه زماني مناسب است . مثلاً شب هنگام ، زماني كه همسرتان موضوع بحث برانگيزي را مطرح مي كند ممكن است شما تمايل داشته باشيد كه با او دعوا كنيد، به اين دليل كه شما خسته يا آشفته ايد، بهتر است طرح اين گونه موضوعات را به زمان ديگري موكول كنيد تا صحبت هايتان منجر به بحث و جدل نشود. بنابراين مسائل بايد در زمان مناسب مطرح شوند تا نتيجه بخش باشند.

11- آزمون مصون سازي

هدف از اين روش كه به وسيله مايكنبام مطرح شده است ، ايجاد مهارت هاي مقابله با موقعيت هاي استرس زاست. اين روش چهار مرحله دارد :

الف – آماده شدن براي موقعيت استرس زا

ب – مقابله با محرك و موقعيت استرس زا وكنار آمدن با آن

ج – مقابله با احساس تحريك شدن به وسيله موقعيت استرس زا

د – تقويت خود پس از موفقيت دركنترل خود

نواكر ( 1975) اين روش را براي كمك به افراد ، دركنترل خشم ، درموقعيت هاي مولد عصبانيت با موفقيت به كاربست . آزمودني هاي نواكر ، مردان جوان خشمگيني بودند كه به سادگي عصباني مي شدند. محرك عصبانيت فردي بود كه با حالت غير دوستانه به آزمودني ها نگاه مي كرد. نگاه با حالت غير دوستانه سبب مي شد كه درآزمودني ها احساسات و افكاري مبني براين كه طرف مقابل ، آنها را حقير مي شمارد ايجاد شود واين احساس ها منجر به اين مي شد كه آزمودني ها عصباني شده ، دعوا كنند. نواكر مراحل چهارگانه فوق را به اين شكل به اجرا در آورد:

در مرحله 1، فرد پيش از مقابله با محرك استرس زا ، مثلاً قبل از ورود به يك مكان عمومي مثل رستوران ، به خود بگويد: تصميم دارم كاري بكنم كه كنترلم را از دست ندهم. درمرحله 2، هنگامي كه مردي گستاخانه به او نگاه مي كند به خود مي گويد: مي توانم بدون از دست دادن كنترل اين موقعيت را تحمل كنم . به او فرصت نمي دهم كه با ديدن عصبانيت من خرسند شود . درمرحله 3 وقتي كه مرد مي خواهد با او دعوا را آ غاز كند و او شديداً تحريك شده است ، به خود مي گويد: حتي حالا هم مي توانم خود را كنترل كنم . وضعيت انفجار آميز است ، اما من آرامم واين حالت را خنثي مي كنم . درمرحله آخر، پس از آن كه آزمودني از پس موقعيت بر آمد به خود مي گويد: " من واقعاً كاردرست وخوبي كردم ، آفرين به خودم."

12- خود كنترلي بندورايي

خود كنترلي رفتار توسط بندورا مطرح شده و داراي سه مرحله است:

الف – توجه ومشاهده اعمال و رفتار خود

ب – قضاوت درمورد اعمال و رفتار خود

ج – پيامدهاي شخصي

از اين روش براي كنترل عصبانيت به اين شكل مي توان استفاده كرد كه از فرد بخواهيم در پايان روز (مثلاً آخر شب ) دفعات عصبي شدن هاي خود را روي يك كاغذ يادداشت كند و آنها را بشمارد . فردا نيزاين عمل 220.html" target="_blank">۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ]nk">۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .ح