مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3508
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 13
همه : 4259044

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۸ - مبارزه با كمرويي و خجلت ( شرمندگي ) ۶

تست كمرويى 


(Shyness Questionnaire)  
 
 فهرستى از مشكلات و مسائلى كه مردم گاهى از آنها شكايت مى كنند در زير داده شده است . لطفا هر يك از آنها را با دقت بخوانيد و تصميم بگيريد اين مساله يا مشكل در طى هفته گذشته چقدر باعث ناراحتى شما شده است . سپس با گذاشتن علامت در يكى از پنج ستون جلو شماره مربوط به اين مشكل جواب خود را اعلام  كنيد .
 

براي انجام تست كمرويي به نشاني زير برويد :

http://www.seemorgh.com/health/default.aspx?tabid=2547
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۷:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۸ - مبارزه با كمرويي و خجلت ( شرمندگي ) ۵

كمرويي و خجالت


كمرويي همواره با يك ناتواني از كنار آمدن با زندگي اجتماعي.خانوادگي وحرفه اي مشخص ميشود.در واقع يك فرد كمرو از انطباق خود با شرايطي كه به نظرش خطرناك مي آيند عاجز ميشوند.شخص خجالتي در حضور جمع وحشت زده است و به اين دليل ميترسد كه مورد قضاوت يا عدم قدر شناسي واقع شود.

نشانه هاي كمرويي:

-تنگي نفس يا انقباض عضلاني

-پاهاي لرزان

-خشك شدن بزاق دهان

-عرق كردن شديد

-سفت و سخت شدن بدن لرزش در پاها.دستها ولبها

-سرخ شدن يا رنگ پريدگي صورت

-تمايل به انزواي مطلق

-دلتنگي وخشم از خود و نفرت از خجالت

-بي تصميمي و افسردگي

-صحبت كردن سريع تر از معمول و سخنان خارج از كنترل

-احساس از همه حقير تر بودن(تفكر منفي)

-احساس مبهم در رابطه با گناهكار بودن نسبت به چيزي

-عدم اعتماد به نفس مانند عدم توانايي در پاسخ به يك تعارف

-ترس از مخالفت با نظرات ديگران يا بيان نقطه نظرات خود

-يك ترس دائم از مورد تمسخر قرار گرفتن


آثار اصلي كمرويي:

۱-آثار جسمي:

ترس:باعث گرفتگي در گلو يا در اطراف قلب و يك احساس خالي بودن در شكم ميشود.

دشواري در گفتار:يك نوع انقباض در قفسه سينه ايجاد ميشود كه در نتيجه آن سخن گفته شده ضعيف.لرزان و جسته گريخته ميشود.تارهاي صوتي كشيده و سخت ميشوند. تن صدا تغيير كرده و سخن با لكنت زبان و نا مفهوم گفته ميشود.

انقباضات عضلاني:شخص خجالتي اين باور را دارد كه ديگران به او نگاه ميكنند در نتيجه پاهايش سفت و سخت و در حين ورود به يك مكان دچار اشتباه ميشود ( به اثاثيه برخورد ميكند.استكان را روي ميز واژگون ميكند و ....)

خستگي:احساس ضعف مفرط كه ناشي از همان انقباض عضلاني مي باشد.

كند شدن حواس:فرد خجالتي هوشياريش كم شده و نيز ادراك حسي او كاهش مي يابد به عنوان مثال يك فرد خجالتي كه ناگزير است در مقابل جمع صحبت كند اگر فردي به او نگاه كند در آن لحظه اين ترس فقط روي آن فرد متمركز ميشود و تنها آن فرد را ميبيند و توجهش بر روي اين عامل ترس جلب ميشود.به خاطر همين است كه سختران كمرو دائما فراموش ميكند كه قبلا به نكته اي اشاره كرده است يا نه.

اختلالات عروقي:باعث سرخ شدن يا رنگ پريدگي در ناحيه صورت ميشود كه علت آن انقباض يا انبساط رگهاست.

اختلالات ترشحي:ترشح بزاق متوقف شده ولبها شديدا خشك ميشوند.تعريق شديدي در كف دستها و زير بازوها به وجود مي آيد.

۲-آثار رواني:

يك فرد خجالتي دائما احساس دلهره دارد و از اين امر پروا دارد كه توسط ديگران دست كم گرفته شود.اين ترس او را مثل يك پروانه در قفس شيشه اي محدود ميكند.اگر از يك فرد خجالتي ولي با هوش سوالي شود غالبا خاموش مي ماند مثل اين است كه  او مات و مبهوت شده باشد. در واقع او در آن موقع گنگ و گيج خواهد بود مغزش درست كار نميكند مي خواهد كار كند ولي نمي تواند و ترمز هاي محكمي او را در جا نگه ميدارد بنابراين در پس تعارفات خود را مخفي ميكند با مجبور به مبارزه نباشد.

علت كمرويي:

از نظر روانشناختي عواملي مانند احساس حقارت(ناچيز و منفور بودن)عزت نفس پايين.ترس وعدم توانايي مهارت در انطباق با محيط و تنبه و توهين شدن در دوران كودكي وجود دارند كه سبب بروز كمرويي ميشوند.

اغلب پرسيده ميشود كه آيا كمرويي اصولا قابل درمان است يا نه؟بله مطمئنا.اما زمانيكه به منشا اصلي آن پي برده شودو از ريشه بهبود يابد.

روشهاي مقابله با كمرويي:

-عقايد و باورهاي غلط خود را تصحيح نماييد.

-تفكيك آنچه حقيقتا هستيد از آنچه كه تصور ميكنيد(شناخت نقش واقعي خويش و دوري جستن از نقش خيالي) در واقع شناخت بهتر از خود ويا صادق بودن.

-به حال توجه كنيد و گذشته را فراموش كنيد.

-واقع بين باشيد واز زندگي در دنيايي كه براي خود ساخته ايد دست برداريد.

-سعي كنيد از انزوا و گوشه گيري دوري كنيد.

-با موقعيت هاي جديد سازگاري كنيد.

-سعي كنيد احساسات و عواطف خود را كنترل نماييد(از طريق استراحت.ورزش و مراقبتهاي دارويي)

-آهسته سخن گفتن.به نرمي اشاره كردن با سر و دست. با آرامش غذا خوردن را تمرين كنيد.

-ارتباط چهره به چهره داشته باشيد.

-در مقابل تمايل به تفكر منفي مقاومت كنيد.(سيستم تفكر جايگزين)

-سعي كنيد با آرامش و خونسردي شرايطي را كه قبلا براي شما غير قابل تحمل بوده كنترل كنيد.

-به جستجوي دوستان صميمي كه رفتار تحكم آميز نداشته و هيچ گاه از كمرويي شما سخن نميگويند بپردازيد.

-همان طور كه نقاط قوت خودتان را ميپذيريد نقاط ضعف خود را قبول كنيد.

-احساس مسئوليت كنيد.به آينده بنگريد و از فرصتها به نحو احسن استفاده كنيد.

-خوش بين باشيد و مثبت بينديشيد.مثلا به جاي گفتن خسته شدم بگوييد به استراحت بيشتري نياز دارم.

- سعي كنيد از كار كردن و انجام وظايف خود لذت ببريد.

- از مهارتهاي اجتماعي استفاده كنيد.

-در صورت نياز با مشاوران و روان شناسان ارتباط برقرار كنيد.

http://www.psychoalachigh.com/tabid/229/ctl/ArticleView/mid/597/articleId/245/--.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۷:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۸ - مبارزه با كمرويي و خجلت ( شرمندگي ) ۴

راه هاي عملي درمان كم رويي چيست؟

يكي از مشكلات نسل جوان و از جمله شخص شما مسئله ي كم رويي است كه مانند بيماري هاي روحي ديگر به طور قطع قابل درمان و معالجه است. راه هاي عملي درمان كمرويي عبارت اند :


1. تلقين: به نظر روان شناسان، تلقين در درمان بسياري از بيماري¬هاي جسمي و روحي مؤثر است. اين جمله ر همواره با خود تكرار كنيد كه من از عهده¬ي سخن گفتن در برابر ديگران برمي¬آيم. كم رويي نشانه¬ي ترس از شكست و دليل بر وحشت از برخورد با اشخاص است. اين ضعف روحي را با فرار از معاشرت نمي¬توان رفع كرد بلكه بايد خود را به حشر و معاشرت با مردم مجبور سازيد و در مقابل انكار نفس از خود بپرسيد كه چرا ازاين شخص يا از اين جمعيت مي¬گريزم؟

ترس يا اضطراب، اساس تمام حركات عصبي است. اگر نمي¬توانيد در جمع سخن بگوييد و يا دچار مشكل مي¬شويد دليلش ترس دروني است. علي(عليه السّلام) مي¬فرمايد: (( بيان الرجل ينبي عن قوة جنانه؛ سخن آدمي حاكي از درجه¬ي قدرت روحي او است.))1
ترس از روبه رو شدن با مردم، ترس مذموم و موهوم است. علي(عليه السّلام) مي¬فرمايد: (( كسي كه ميترسد به مقصد نميرسد.))2


با تلقين به قدرت و تظاهر به نترسيدن بخشي از مشكل حل مي¬شود. يكي از گويندگان مشهور انگليسي در قرن نوزدهم اقرار مي¬كند كه در طول چند هفته قبل از نخستين خطابه-اي كه قرار بود ايراد كند چنان ناراحت بود كه آرزو مي¬كرد پيش از فرا رسيدن روز معقود پايش بشكند تا از حضور درمجلس معاف گردد، او موقعي كه به طرف كرسي خطابه مي¬رفت آن چنان از وحشت و اضطراب خود را مي¬باخت كه قيافه¬ي رقت باري پيدا مي¬كرد. عاقبت روزي تصميم گرفت در وضع خود به درستي تأمل كند، با خود گفت: هنگام سخنراني چه خطري ممكن است براي من پيش بيايد؟ هيچ چيز مهمي اتفاق نخواهد افتاد. اضطراب شديد او با اين جمله مرتفع شد و متوجه شد كه خيلي سخن مي¬گويد و در نتيجه يكي از بزرگ¬ترين گويندگان عصر خود گرديد.


2- اعتماد به نفس: توجه به توانايي¬ها و استعدادها مانع اظهار ضعف است. يكي از دلايل كم رويي، بي¬اعتمادي به خويش است. افراد كم¬رو همواره در اين فكرند كه ديگران درمورد آن ها چه فكر مي¬كنند، در صورتي كه اگر اين افراد بدانند در مقايسه با ديگران ضعفي ندارند و شايد در بسياري از موارد در زندگي نسبت به ديگران ارجحيت هم دارند، در اين حال در خود چنان قدرتي مي-يابند كه مي¬توانند در برابر هر امري مقاومت كنند. خودباوري و دوري از خود كم¬بيني بسياري از مشكلات روحي را درمان مي¬كند.


3- معا شرت با مردم: علي رغم ترس دروني، براي درمان كم¬رويي لازم است با ديگران معاشرت كنيد.علي(عليه السّلام) مي¬فرمايد: (( هرگاه سختي چيزي باعث بيم و هراس شما شد تو نيز در مقابل آن سخت و مقاوم شو تا مشكل بر تو آسان گردد))3 . و در جاي ديگر مي¬فرمايد: (( موقعي كه درباره¬ي چيزي دچار ترس شدي خود را در آن بيفكن كه اضطراب، سخت¬تر از ابتلاي به آن است.))4
سعي كنيد در معاشرت¬ها خود را فراموش كنيد. براي آن كه اين امر حاصل شود اولاً، به هر كه مي¬رسيد سلام كنيد و ثانياً، خوش¬رو باشيد. علي(عليه السّلام) مي¬فرمايد: هر تازه واردي در محيط نامأنوس حيرت زده مي¬شود ، براي آرامش خاطر سخن خود را با سلام آغاز كنيد.


4- تمرين و ممارست: سخن گفتن مانند هركار ديگر احتياج به تمرين و رياضت دارد. همه¬ي گويندگان كم و بيش در ابتدا با مشكلي همچون مشكل شما مواجه مي¬شوند و حتي از ضعف و نارسايي در اداي كلمات رنج مي¬برند ، اما با صبر و تحمل و تمرين نقايص خود را بر طرف مي¬كنند.
به كوشش به هر چيز خواهي رسيد *** به هر چيز خواهي كماهي رسيد

پي نوشت¬ها:

1. غرر الحكم، ج5 ، ص 342.
2. همان، ص 613.
3. همان، ص 319.
4. نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره¬ي 166.

http://noorportal.net/394/499/500/27940.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۷:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۸ - مبارزه با كمرويي و خجلت ( شرمندگي ) ۳

نشانه هاي كمرويي . غلبه بر كمرويي

كم رويي، نوعي ترس يا اضطراب اجتماعي است كه بواسطه آن زن يا مرد از مواجه شدن با افراد نا آشنا و ارتباطات اجتماعي گريزان است.

ريشه اصلي كم رويي مي تواند در ترس يا اضطراب اجتماعي نهفته باشد. اضطراب يك پاسخ طبيعي در مقابل هر نوع تهديد يا فرآيند آگاه كننده و اخطاري به فرد در باره يك خطر يا موقعيت دشوار مي باشد. اضطراب در حد متعادل آن براي بسياري از اعمال و رفتارهاي انسان و تلاش و حركت و آمادگي براي مقابله با تهديدها و خطرهاي طبيعي و اجتماعي ضروري مي باشد. اما زماني كه نگرانيهاي فرد نسبت به مسايل مختلف فزوني مي يابد، دچار اضطرابي مي شود كه در نتيجه اعتماد به نفس او كاهش مي يابد، قدرت نگرش واقع بينانه و برقراري ارتباط متقابل با ديگران به حداقل مي رسد و گريز از ارتباطات معمول اجتماعي و دل مشغولي هاي مفرط، شخصيت را فرا مي گيرد.

اضطراب اجتماعي، وقوع نوعي ارزيابي شخصي در موقعيتهاي مختلف اجتماعي است. به عبارت ديگر زنان و دختراني كه دچار اضطراب اجتماعي مي باشند، از مواجهه با ديگران و از اينكه مورد داوري ديگران قرار گيرند، دچار ترس و واهمه هستند. زن يا دختر چنين احساس مي كند كه در هر موقعيت، شخص و يا اشخاصي هستند كه به محض مواجه شدن با او شخصيت و اعمال و رفتارش را مورد بررسي و كنكاش قرار مي دهند. بنابراين تا حد ممكن سعي دارد از مواجه شدن با ديگران دوري جويد.به عنوان نمونه سخن گفتن براي خانمهاي كارمندي كه در جلسات اداري شركت مي كنند و دچار كم رويي هستند، بسيار دشوار مي باشد. البته ممكن است اكثر افراد در موقعيتهاي اجتماعي خاص دچار اضطراب باشند اما افرادي كه كم رو هستند و اضطراب اجتماعي بالايي دارند بيش از اندازه نگران هستند.

بعضي افراد كم رويي را براي دختران و زنان امري عادي و حتي صفتي مقبول و مثبت تلقي مي نمايند و چنين دختران كم رويي را دختراني باحيا و باعفت مي دانند و حتي آنان را مورد تمجيد و تشويق قرار مي دهند. در حالي كه كم رويي پديده اي غير ارادي، ناخوشايند و نشانگر معلوليت اجتماعي است كه براي هر دو جنس پسر و دختر امري نامطلوب و نابهنجار مي باشد. بايد توجه داشت كه كم رويي يك پديده پيچيده رواني- اجتماعي بوده و علت آن عمدتاً به روابط بين فردي و نحوه تربيت برمي گردد.


عوامل موثر بركمرويي

خانواده يكي ازمنابع اساسي در ايجاد كم رويي مي باشد. نحوه ارتباطات خانواده و تجارب اوليه پسران و دختران خصوصاً در سالهاي پيش از دبستان و اوايل دبستان نقش اساسي در شكل گيري شخصيت آنان خواهد داشت و الگوي رفتاري بزرگسالان، برنامه هاي تلويزيوني، نحوه و ميزان ارتباطات عاطفي- كلامي و اجتماعي بزرگسالان با دختران و پسران، بيشترين تأثير را در رشد اجتماعي كودكان دارد.

انتظارات نا معقول والدين از دختران خود در شرايط مختلف و واداركردن آنان به انجام رفتارهاي قالبي و تصنعي در موقعيتهاي مختلف اجتماعي همچون در حضور جمع مهمانان و مهمانيها، در كوچه و خيابان، هنگام غذا خوردن و لباس پوشيدن، صحبت كردن و ... سخت گيري بيش از حد و توقعات فراوان و غير ضروري، تنبيه، تحقير و يا برعكس حمايتهاي افراطي و گزاف، از اصلي ترين زمينه هاي رشد معيوب اجتماعي دختران و بروز كم رويي است.

تعارض و دوگانگي در رفتار والدين و بزرگسالان، موجب كشاكشهاي دروني و در نتيجه، اختلال در رشد طبيعي شده، اضطراب شديد و كم رويي دختران را به همراه خواهد داشت. كم رويي در ميان تك فرزندان و فرزندان اول خانواده بيش از ساير كودكان ديده مي شود. اين مسأله زماني به شكل جدي مطرح مي شود كه والدين قادر نباشند زمينه تربيت و رشد اجتماعي مطلوب و هماهنگ كودك را مطابق با نيازهاي عاطفي و اجتماعي او فراهم آورند. فرزند اول يا تك فرزند معمولاً خود را با بزرگترها همانند سازي مي كند و تمايل بيشتري به برقراري ارتباط با بزرگسالان دارد تا نسبت به همسالان.

 مدرسه كه محيطي براي پروراندن مهارتهاي اجتماعي و مشوقي براي اجتماعي شدن دختران و گسترش ارتباطات بين فردي آنان مي باشد،گاهي از مواقع به جاي تشويق به برقراري ارتباط، دختراني را الگو و سرمشق ديگران قرار مي دهند كه داراي يك معلوليت اجتماعي يعني كم رويي هستند.

برخي از معلمان معمولاً بالاترين نمره انضباط را به دانش آموزان كم رو مي دهند و از آنان به عنوان شاگرداني مؤدب، ساكت و حرف گوش كن ياد مي كنند ! و... زماني كه معلمان ، به طور مكرر دانش آموزي را به عنوان فردي ساكت، مؤدب و ... خطاب مي كنند. اعمال فشارهاي رواني و اخلاقي، انضباط خشك، تحقير و تهديد، تنبيه و محدوديتهاي شديد و غيرمنطقي، هدايت دانش آموزان به سوي تسليم پذيري محض و رفتارهاي ديكتاتورمنشانه، زمينه هاي اضطراب و كم رويي را در كودكان و دختران تشكيل خواهند داد.

زن يا دختري كه قادر به برقراري ارتباط با ديگران نيست احساس مي كند كه از دوستان و نزديكان خود جداست. چنين فردي نمي تواند احساسات خوشايند يا ناخوشايند، اميدها و آرزوهايش را با نزديكانش در ميان بگذارد و پاسخهايشان را دريافت كند. احساس تنهايي، همانند كم رويي يك معلوليت اجتماعي به شمار مي رود. هر كسي در يك شرايط يا موقعيت ويژه ممكن است احساس كند كه تنهاست. فردي كه مدام اين احساس را داشته باشد به تدريج از ارتباطات بين فردي او كاسته شده و ويژگيهاي افراد كم رو را مي يابد.

علايم كمرويي

 تشديد ضربان قلب، برافروخته شدن چهره، به هم خوردن آهنگ تنفس، تغيير در تن صدا و ... از علايم فيزيولوژيكي در افراد كم رو مي باشد. دوري جستن از جمع، خجالت كشيدن و به لكنت افتادن، بريده و كم حرف زدن، مضطرب بودن و دستپاچه شدن، ناخن جويدن و با انگشتان خود بازي كردن، با لباس خود ور رفتن، سر را پايين انداختن و زير چشمي نگاه كردن، غرق در افكار خود شدن و بيشتر به خود توجه كردن از ويژگيهاي دختران و پسران كم رو مي باشد.

 كم روها بيشتر تمايل دارند با كوچكتر از خود بازي كنند و سرگرم باشند. آنها سرگرم شدن و بازي كردن با اشياء و لوازم مختلف را به جاي انسانها ترجيح مي دهند. با صداي آهسته و غيرطبيعي سخن گفتن، گرفته و نگران بودن، بيزاري شديد از نگاههاي منتقدانه ديگران، ضعف اعتماد بنفس، بي جرأت و شهامت بودن در عين توانمندي و قدرتمند بودن، دوري از دعوت كردن و دعوت شدن توسط ديگران و در نهايت تمايل به تنهايي از ديگر خصوصيات زنان و مردان كم روست.

غلبه بركمرويي 
• برچسب زدن به خود : فهرستي از ده لغت ، عبارت و ويژگي شخصيتي كه به بهترين شكل معرف شماست، تهيه كنيد. سپس هر يك از اين عبارات را يكبار خودتان و بار ديگر توسط بهترين دوستتان از يك تا ده نمره گذاري كرده توسط كلمات مثبت ، منفي و خنثي رتبه بندي كنيد. رتبه بندي و نمره گذاري خود و دوستتان را با يكديگر مقايسه كنيد.


• يك ماه فرصت براي زندگي : فرض كنيد به يك بيماري لاعلاج دچار شده و فقط يك ماه فرصت زندگي كردن داشتيد. اين يك ماه را چگونه سپري مي‌كرديد ؟  كجا مي‌رفتيد ؟ دوست داشتيد موقع مرگ چه كسي كنار شما باشد ؟ دوست داشتيد روي سنگ قبرتان چه چيزي نوشته شود؟
 
درك كمرويي خود
اگر بتوانيد علت كمرويي خود را مشخص كنيد ، عملكردتان اثر بخش‌تر خواهد بود. درك علل ، همبسته‌ها و پيامدهاي كمرويي دو فايده مهم دارد. اول آنكه زمينه را براي ارائه طرحي عقلاني جهت دخالت و مداوا آماده مي‌كند. علاوه بر آن با تجزيه و تحليل صريح ماهيت و ابعاد كمرويي‌ آن را ازحالت ذهني خارج و به آن عينيت مي‌بخشيد. براي اين شناخت بايد به سوالات زير پاسخ دهيد :


 1. آيا خود را فرد كمرويي مي‌دانيد؟ به چه ميزان؟ (از بينهايت كمرو تا فقط مختصري كمرو )
 2. علت يا علتهاي كمرويي خود را مشخص كنيد ( نظير ترس از طردشدن ، عدم اطمينان به خود ، معلول بودن و ...)
 3. چه موقعيتهايي باعث بروز احساسات كمرويي در شما مي‌شوند ( نظير موقعيتهاي اجتماعي ، گروهها ، جنس مخالف و … )
 4. موقع احساس كمرويي چه نشانه‌هايي در شما بروز مي‌كند؟ ( علائم جسماني ، افكار و احساسات و رفتارهاي خود را موقع كمرويي مشخص كنيد).
 5. پيامدهاي منفي و مثبت كمرو بودن كدام هستند؟

پرورش اعتماد به نفس
اعتماد به نفس (self-confidence) يعني ميزان ارزشي كه به خودمان در مقايسه با ديگران قائل هستيم. افرادي كه براي خويشتن ارزش مثبتي قائل هستند، احساس امنيت و آرامش خاطر بيشتري دارند. چنين افرادي به تقويت كننده هاي اجتماعي و ستايش هاي ديگران وابستگي ندارند. زيرا آموخته‌اند چگونه بهترين دوست خود و بزرگترين مشوق خويشتن باشند. در مقابل افرادي كه از اعتماد به نفس پاييني برخوردار هستند، معمولا منفعل تر ، ترغيب پذيرتر و داراي محبوبيت كمتر هستند. اين افراد نسبت به انتقاد منفي به شدت حساس هستند و فكر مي‌كنند كه اين انتقاد ناشايستگي آنان را ثابت مي‌كند. تحقيقات مختلف همبستگي معني داري را بين كمرويي و اعتماد به نفس پايين گزارش كرده‌اند. بدين معني زماني كه كمرويي شديد است، اعتماد به نفس نيز پايين است و زماني كه اعتماد به نفس بالايي وجود دارد، كمرويي از صحنه حذف مي‌شود.
 
آموزش مهارت اجتماعي
لازم است، به افراد كمرو مهارت هاي اجتماعي آموزش داده شود تا از دستور العملهاي ساده و مستقيم ويژه‌اي براي تغيير الگوهاي رفتاري خود جهت دريافت پاداش هاي اجتماعي بيشتر استفاده كنند. در اين زمينه لازم است آنها مطالبي را فرا بگيرند، تمرين كنند، تشويق شوند و روشهايي كه آنها را از نظر جسماني و اجتماعي جالب توجه  تر مي‌كند، فرا بگيرند. بخش اعظم اين روش ها تحت عنوان جرات آموزي (Assertive Training) ارائه مي‌شوند. برخي از اين روشها شامل آموزش لباس پوشيدن و آراستگي ظاهر ، شروع يك گفتگو ، آموزش گفتگو با افراد ناشناس ، آموزش گوش كردن فعال ، آموزش نه گفتن است.


 http://daneshnameh.roshd.ir/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۷:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۸ - مبارزه با كمرويي و خجلت ( شرمندگي ) ۱

كمرويي (self - conscioushess) چيست ؟

تعريف كمرويي: هيچ تعريف واحدي كفايت نمي‌كند زيرا كم رويي براي افراد مختلف داراي معاني متفاوتي است، با اين حال در يك تعريف كلي مي‌توان كمرويي را به عنوان «ناراحت بودن در حضور ديگران » تعريف كرد.

نگاه اجمالي
كمرويي مقوله‌اي نا روشن است. هرچه نزديكتر بنگريم تنوع بيشتري در آن مشاهده مي‌كنيم. كمرو بودن نشانگر صفت فردي است كه بخاطر «ترسويي ، احتياط كاري و اطميناني » نزديك شدن به او مشكل است. فرد كمرو هشيارانه از مواجهه با افراد يا چيزهايي مشخص يا انجام كاري همراه با آن بيزار است. در گفتار يا كردار خود ملاحظه كار است و توانايي «ابراز وجود» (self-assertion) نداشته و بطور مخصوصي مي‌ترسد. بخصوص ترس از افرادي كه به دلايل عاطفي تهديد كننده بشمار مي‌آيند. بيگانگان يا افراد ناشناس بدليل تازگي حضورشان يا عدم اطمينان به آنان يا مسئولان يا افراد با قدرت و افراد جنس مخالف.پي آمدهاي منفي و شدت كمرويي هر قدر باشد باز هم مي‌توان بر مشكل غلبه كرد و براي انجام اين كار لازم است ريشه‌هاي كمرويي را بشناسيم و آنوقت برنامه‌اي مناسب براي تغيير پايه‌اي آن طرح ريزي كنيم.
 
كمرويي در بين مردم

بزرگ يا خردسال
كمرويي در ميان دانش آموزان خردسال شايعتر از بزرگ سالان است. بسياري از بزرگ سالاني كه خود كمرو نيستند با برنامه ريزي بر كمرويي دوران كودكي خود غلبه كرده‌اند، اما كمرويي در ميان بخش قابل ملاحظه‌اي از جمعيت بزرگ سالان ادامه دارد.
 
دختر يا پسر
برخي شواهد تحريك آميز نشان مي‌دهد كه در دوران نوجواني كمرويي بيشتر در ميان دختران پديد مي‌آيد تا پسران. شايد دليل اين امر آن باشد كه نياز به محبوب بودن در مدرسه و از نظر جسماني جذاب بودن بگونه‌اي جا افتاده است كه فشار بيشتري بر دختران وارد مي‌شود تا پسران.
 
زنان يا مردان
آيا اين موضوع درست است كه «تعداد زنان كمرو بيشتر از مردان است.» تحقيقات هيچ تفاوت معناداري از نظر شيوع كمرويي در ميان زنان يا مردان نشان نمي‌دهد. اين يكي از تعليم‌هاي كاذب است كه حتما بر پايه ملاحظاتي همچون قاطع تر بودن پرخاشگر بودن و قابل رويت بودن در روابط اجتماعي پديد امده است.
 
حالت‌هاي كمرويي

حالت‌هاي عمومي
در حالت عمومي شخص كمرو به تاثيرش بر ديگران توجه مي‌كند. در اين حالت شخص سؤالاتي مانند « درباره من چه فكر مي‌كنند؟ ، چه تاثيري بر آنها مي‌گذارم؟، ايا مرا دوست دارند؟ و …. » در ذهن مي‌پرسد. بدين ترتيب كساني كه از نظر عمومي كمرو هستند مي‌توانند «ترس ، عدم اطمينان و خصوصيات خوب و خواسته‌هاي خود را با افراد ديگر در ميان بگذارند. بنظر مي‌رسد شدت كمرويي در اين افراد بيشتر از افراد گروه ديگر است. احساسات آنها بر عملكردشان تاثير مي‌گذارد كه در پي آن بر ارزيابي ديگران از آنان تاثير مي‌گذارد. كه در نهايت بر طرز تفكرشان درباره خودشان تاثير مي‌گذارد. احساسات بد ، عملكرد پايين ، گفتار و رفتار ضعيف ، عزت نفس پايين و … . فقط نمونه‌اي از احساسات و رفتار ناشي از كمرويي آنان است.
 
حالت‌هاي خصوصي
در حالت خصوصي فرد كمرو به درون خود متمركز مي‌شود. احساسات و تفكر او نسبت به خود و توانايي‌هايش به صورت جملاتي نظير «من بي لياقت هستم، من پست هستم، من احمق هستم، من زشت هستم و من بي‌ارزش هستم» بيان مي‌شود. با اين حال اين افراد چنانچه با استعداد باشند ممكن است در حرفه خود به سرعت پيشرفت كنند و حتي به افراد سرشناس تبديل شوند اما هيچ كس نمي‌داند براي اين پيشرفت‌ها چه نيرويي صرف شده است. در واقع انرژي رواني زيادي براي شركت در اين رويدادها و كارها صرف شده است حتي براي اجراي جزئيّات بسيار كوچك نيز انرژي رواني بكار رفته است.
 
تاثيرات كمرويي
كمرويي يك ناتواني ذهني است كه نتايج و تاثيرات ويرانگري از قبيل موارد زير را به بار مي‌آورد:

*كمرويي ملاقات با افراد جديد ، دوست يابي و بدست آوردن لذت واقعي را از تجربيات خوب را دشوار مي‌سازد.

*كمرويي مانع دفاع از حقوق بر حق خود و ابراز عقيده و بيان ارزشهاي فردي مي‌گردد.

*كمرويي ارزيابي مثبت از ويژگي‌هاي شخصيتي را محدود مي‌سازد.

*كمرويي باعث اشتغال شديد فكري در مورد روش رفتار فردي در موقعيتهاي اجتماعي را باعث مي‌شود.

*كمرويي تفكر مثبت و سازنده و برقراري ارتباط ثمر بخش را دشوار مي‌سازد.

*احساسات منفي مانند افسردگي ، اضطراب و احساس تنهايي همراهان كمرويي هستند.

علائم كمرويي

علائم فيزيولوژيكي (جسمي)
افراد كمرو در سطح فيزيولوژيك نشانه‌ها و علائم زير را گزارش داده‌اند: « نبض تند ، تپش قلب ، عرق كردن زياد ، دلشوره و التهاب دروني.» از ديگر علائم جسماني افراد كمرو ، سرخ شدن است كه نمي‌توانند اين نشانه را پنهان كنند. سرخ شدن ، احساس دست پاچگي، يعني احساس كوتاه مدت و شديداز دست دادن عزت نفس ختم مي‌شود. از طرف ديگر تحسين دور از انتظار نيز باعث دستپاچگي مي‌شود. دستپاچگي باعث بروز شش نوع رفتار زير براي حفظ ظاهري مي‌شود:

*عوض كردن موضوع صحبت با حالت دفاعي: «چقدر طول مي‌كشد؟ من قرار ملاقات دارم.»

*بهانه آوردن در نحوه اجراي برنامه: « نور چراغ ها تمركز مرا به هم مي‌زند.»

*عوض كردن ديدگاه و موضوع مورد علاقه : « تنيس ورزش مطلوب من نيست شطرنج بازي مي‌كنم.»

*قبول نكردن شكست: « هيچ كس هم نمي‌توانست اين كار را انجام دهد.»

*كنار گذاشتن كاري كه نمي‌تواند انجام دهد: « وقتي چنگال وجود دارد لازم نيست از چوب براي غذا خوردن استفاده كنيم.»

*تلاش براي كسب اطمينان: « اميدارم شما را گيج نكرده باشم، كرده ام؟»

علائم اجتماعي
هشتاد درصد افراد كمرو به داشتن روابط اجتماعي بي‌ميل هستند و نمي‌خواهند با كسي صحبت كنند. در واقع سكوت در موقعيت هاي اجتماعي ويژگي بارز آنها است. حتي زماني كه افراد كمرو روشهاي ويژه‌اي را براي صحبت كردن در جمع را فرا مي‌گيرند باز هم بعضي از آنها به سكوت خود ادامه مي‌دهند شايد دليل اين امر آن است كه هنوز هم در سطح فردي همگام برقراري ارتباط با ديگران احساس ناراحتي مي‌كنند.
 
علائم فردي
كمرويي باعث مي‌شودكه اين افراد برداشت و ديدگاه درستي از توانايي خود نداشته باشند در واقع آنها براي خود ارزش كمتري قائل هستند و به همين دليل افراد كمرو افكار و احساسات و اعمال بسياري را كه ظاهر مي‌شود سركوب مي‌كنند. افراد كمرو واقعاً در دنياي دروني خود زندگي مي‌كنند.

http://daneshnameh.roshd.ir/
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۷:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۷ - تمرين خلاقيت و ابتكار ( ۵)

" آبراهام لينكلن حرفي زد كه همه بايد آويزه‎ي گوش خود كنند. "

تمرين خلاقيت با امور عادي

تا به حال شنيده‎ايد باغباني كه زندگي مي‎آفريند و به زندگي زيبايي مي‎بخشد، جايزه‎ي نوبلي دريافت كرده باشد؟ آن كشاورزي كه زمين را شخم مي‎زند و غذاي همه را تأمين مي‎كند ـ آيا تا به حال كسي به او پاداشي داده است؟ نه. او طوري زندگي مي‎كند و طوري مي‎ميرد كه گويي بر روي اين كره‎ي خاكي هرگز چنين كسي وجود نداشته است.

اين يك غربالگري نفرت‎‎انگيز است. هر روح خلاقي را ـ سواي آن چه مي‎آفريند ـ بايد مورد احترام و تمجيد قرار داد تا خلاقيت محترم شمرده شود. اما مي‎بينيم كه حتي برخي سياستمداران ـ كه جز جنايتكاراني قهار نيستند ـ جايزه‎ي نوبل دريافت مي‎كنند. اين همه خونريزي در دنيا به خاطر وجود همين سياستمداران روي داده است و آن‎ها هنوز هم سلاح‎هاي هسته‎اي بيشتري فراهم مي‎آورند تا به يك خودكشي جهاني دست بزنند. حس زيبايي شناختي ما چندان پر مايه و غني نيست.

به ياد آبراهام لينكلن مي‎افتم . او پسر يك كفاش بود و رئيس جمهور آمريكا شد. طبعاً همه‎ي اشراف زادگان سخت برآشفتند ، و آزرده و خشمگين شدند. و تصادفي نبود كه به زودي آبراهام لينكلن مورد سوء قصد قرار گرفت . آن‎ها نمي‎توانستند اين را تحمل كنند كه رئيس جمهور آمريكا پسر يك كفاش باشد. در اولين روزي كه او مي‎رفت تا نطق افتتاحيه‎ ي خود را در مجلس سناي آمريكا ارائه كند ، درست موقعي كه داشت از جا برمي‎خاست تا به طرف تريبون برود ، يك اشراف زاده‎ي عوضي بلند شد و گفت:

"  آقاي لينكلن، هر چند شما بر حسب تصادف پست رياست جمهوري اين كشور را اشغال كرده‎ايد ، فراموش نكنيد كه هميشه به همراه پدرتان به منزل ما مي‎آمديد تا كفش‎هاي خانواده‎ي ما را تعمير يا تميز كنيد و در اين جا خيلي از سناتورها كفش‎هايي به پا دارند كه پدر شما آن‎ها را ساخته است بنابراين هيچ گاه اصل خود را فراموش نكنيد."

 اين مرد فكر مي‎كرد دارد او را تحقير مي‎كند. اما نمي ‎توان آدمي مثل آبراهام لينكلن را تحقير كرد. فقط مي‎توان مردمان كوچك را، كه از حقارت رنج مي‎برند، سرافكنده و خوار كرد ؛ انسان‎هاي عاليقدر فراتر از تحقيرند . آبراهام لينكلن حرفي زد كه همه بايد آويزه‎ي گوش خود كنند. او گفت:

«من از شما سپاسگزارم كه درست پيش از ارائه اولين خطابه ‎ام به مجلس سنا ، مرا به ياد پدرم انداختيد. پدرم چنان طينت زيبايي داشت ، چنان هنرمند خلاقي بود كه هيچ كس قادر نبود كفش‎هايي به اين زيبايي بدوزد. من خوب مي‎دانم كه هر كاري هم انجام دهم ، هرگز نمي‎توانم آن قدر كه او آفرينش‎گر بزرگي بود، من رئيس جمهوري بزرگ باشم . من نمي‎توانم از او پيشي بگيرم . در ضمن ، مي‎خواهم به همه‎ي شما اشراف زادگان خاطر نشان سازم ، اگر كفش‎هاي ساخت دست پدرم ، پاهايتان را آزار مي‎دهد ، من هم اين هنر را زير دست او آموخته‎ام. البته من كفاش قابلي نيستم ، اما حداقل مي‎توانم كفش‎هايتان را تعمير كنم . كافي است به من اطلاع بدهيد تا خودم شخصاً به منزلتان بيايم.»

سكوتي سنگين بر فضاي مجلس حكمفرما شد و سناتورها فهميدند كه تحقير كردن اين مرد غير ممكن است. اما او احترام فوق‎العاده‎اي براي خلاقيت از خود نشان داد . مهم نيست آيا نقاشي مي‎كني ، مجسمه مي‎سازي يا كفش مي‎دوزي ـ چه باغبان باشي، چه كشاورز و چه ماهيگير باشي، چه نجار، هيچ فرقي نمي‎كند. آن چه اهميت دارد آن است كه آيا واقعاً روحت در گروي آن چيزي است كه مي‎آفريني؟ اگر چنين باشد حاصل كار خلاقانه ‎ات كيفيتي از الوهيت را در خود دارد. فراموش نكن كه خلاقيت به هيچ كار خاصي ربط ندارد. خلاقيت با كيفيت آگاهي تو سروكار دارد. هر عملي كه از تو سر مي‎زند ، مي‎تواند خلاقانه باشد.

هر كاري كه مي‎كني مي‎تواند خلاقانه باشد، و اين در صورتي است كه بداني خلاقيت يعني چه. خلاقيت يعني لذت بردن از هر كاري ، حتي از مراقبه ؛ انجام هر كاري با عشقي ژرف . اگر عشق بورزي و اين سالن سخنراني را تميز كني ، اين كاري خلاق است . اگر بي‎عشق عمل كني ، آن وقت مسلماً اين كاري شاق است ؛‌ وظيفه‎اي است كه بايد هر طور شده به آن عمل كرد. اين كار تحميلي است. بعد دوست داري وقت ديگري خلاق باشي . در آن برهه از زمان تو چه خواهي كرد؟‌ آيا كار بهتري سراغ داري؟ آيا فكر مي‎كني اگر به نقاشي بپردازي، خود را خلاق احساس خواهي كرد؟ اما نقاشي كردن درست به اندازه‎ي تميز كردن كف زمين كاري معمولي است تو رنگ‎ها را بر روي بوم نقاشي مي‎مالي يا پرتاب مي‎كني ـ اين جا هم تو زمين را مي‎شويي و تي مي‎كشي. فرقش چيست؟ احساس مي‎كني حرف زدن با يك دوست جز وقت تلف كردن نيست و دوست داري يك كتاب بي‎نظير بنويسي تا خلاقيت خود را نشان بدهي؟ اما يك دوست آمده! كمي گپ زدن چه قدر سرگرم كننده و زيباست ـ معطل چه هستي؟

خلاق باش ! همه‎ي رمان‎هاي تراز اول دنيا جز وراجي‎هاي مردم خلاق نيست . در اين جا من دارم چه كار مي‎كنم ؟ باز هم گپ زدن و وراجي ! آن‎ها روزي به كلمات قصار و وحي منزل تبديل خواهند شد، ولي در آغاز فقط يك مشت دري‎وري و حرف‎هاي خاله زنكي هستند. اما من از اين كار لذت مي‎برم. من مي‎توانم تا ابد به نوشتن ادامه دهم ـ تو ممكن است روزي خسته شوي، اما من نه. براي من اين سرخوشي محض است. شايد روزي فرا برسد كه شماها خسته شويد و ديگر مخاطبي براي من باقي نماند ـ و من هنوز در حال حرف زدن خواهم بود. اگر واقعاً عشق كاري باشد، آن كار خلاقانه است. اما اين براي هر كسي اتفاق مي‎‎افتد. بسياري از مردم وقتي براي اولين بار پيش من مي‎آيند، مي‎گويند «هر كاري، هر كاري ـ حتي نظافت !» دقيقاً همين را مي‎گويند : «حتي نظافت ! ـ اما شما بايد به كار اصلي خودتان برسيد و ما از هر كاري كه به ما بدهيد خوشحال خواهيم بود» بعد يك چند روزي كه مي‎گذرد تغيير عقيده مي‎دهند: «راستش نظافت … ما دوست داريم يك كار ابتكاري حسابي به ما محول كنيد.

بنابراين هنگام نظافت كردن، كافي است فكر كني داري نقاشي مي‎كشي. «اين نظافت كردن نيست، اين يك كار بزرگ ابتكاري است» ـ و همين طور هم خواهد بود ! اين فقط شيطنت و شوخي ذهن توست . اگر اصل مطلب را درك كني، آن وقت خلاقيت خود را در هر عملي كه انجام مي‎دهي، به كار مي‎اندازي. كسي كه اهل شعور و درك است، پيوسته خلاق است. نه اين كه سعي كند خلاق باشد ـ بلكه طرز نشستن او عملي مبتكرانه است. نشستن او را تماشا كن ؛ در حركات او كيفيتي خاص از رقص ـ متانتي خاص ـ را پيدا مي‎كني. همين چند شب پيش داستان استاد ذني را خواندم كه در قبر با متانتي بي‎نظير ايستاده بود ـ او مرده بود. حتي مرگش عملي خلاقانه بود. واقعاً شيرين كاشته بود. از آن بهتر نمي‎شد ايستاد ـ حتي در حالت بي‎جان با جلال و متانت خاصي ايستاده بود.

وقتي نكته را دريافتي، هر كاري ـ چه آشپزي ، چه نظافت و … ـ خلاقانه است. زندگي از چيزهاي كوچك و پيش پا افتاده تشكيل شده است. فقط نفس تو مدام نق مي ‎زند كه اين‎ها چيزهاي پيش پا افتاده‎اي است و مي‎خواهد كار عالي و بزرگي انجام دهد .

ـ يك شعر عالي. تو دلت مي‎خواهد شكسپير، كاليداس يا ميلتون شوي. اين نفس توست كه اين دردسر را برايت درست مي‎كند. نفس را رها كن و آن وقت همه چيز خلاقانه است. زن خانه ‎داري كه از چالاكي شاگرد بقالي خوشش آمده بود ،‌از او اسمش را پرسيد. پسرك جواب داد: «شكسپير» زن گفت: «به ، اين اسم خيلي مشهور است» پسرك در جواب گفت : « بايد هم باشد . من در اين محله تقريباً سه سال است بسته‎هاي خريد مردم را دم در خانه ‎شان تحويل مي‎دهم .» من اين را مي‎پسندم ! چرا بايد دردسر شكسپير شدن را به خود داد ؟ سه سال تحويل بسته‎ها در محله ـ اين تقريباً به اندازه‎ ي نوشتن يك كتاب ، يك رمان يا يك نمايشنامه زيباست.

زندگي از چيزهاي كوچك تشكيل شده است كه اگر عشق بورزي ، به چيزهاي بزرگي تبديل مي‎شوند. بعد همه چيز فوق‎العاده عالي و بي‎نظير است . اگر خالي از عشق عمل كني ، آن وقت نفس مدام تلنگر مي‎زند كه « اين از شأن تو به دور است. تو و نظافت ؟ اين در شأن تو نيست. يك كار بزرگ انجام بد ه. ژان دارك شو!» اين‎ها همه ‎اش جفنگيات است. همه‎ي ژان دارك‎ها ياوه‎اند. نظافت كردن كار بزرگي است ! خودنمايي را بگذار كنار. دنباله‎ روي نفس نباش. هر وقت نفس آمد و تو را به انجام كارهاي بزرگ تشويق كرد، فوراً به خودت بيا و نفس را رها كن و بعد كم كم در مي‎يابي كه چيزهاي معمولي و پيش پا افتاده مقدس‎اند. هيچ چيزي زشت نيست. هيچ كاري قبيح نيست. همه چيز مقدس و متبرك است. و تا وقتي همه چيز برايت مقدس نشده، زندگي تو نمي ‎تواند الهي باشد. يك انسان مقدس، كسي كه او را قديس مي‎خواني نيست ـ چه بسا آن قديس هواي نفس تو باشد ، اما در نظرت قديس بنمايد، چون تو فكر مي‎كني كرامت‎هاي بزرگي از او سر زده است. انسان مقدس، انساني معمولي است كه به زندگي معمولي عشق مي‎ورزد ـ به تكه تكه كردن چوب، حمل آب از چشمه، آشپزي ـ و به هر چه دست مي‎زند قد سي مي‎شود. نه از اين رو كه به كارهاي بزرگي مبادرت مي‎كند، بلكه هر كاري مي‎كند،‌آن را به طرزي عالي انجام مي‎دهد. عظمت به كار انجام شده نيست.

بزرگي، آگاهي ‎يي است كه تو حين انجام آن كار به ارمغان مي‎آوري. امتحان كن ! يك دانه شن را با عشقي عظيم لمس كن تا به كوه نور ـ به قطعه الماسي بزرگ ـ مبدل گردد. لبخندي بر لبانت بنشان و در يك چشم به هم زدن شاه يا ملكه‎‎اي هستي. بخند، شاد باش… بايد هر لحظه از زندگي‎ات را با عشق مكاشفه گرانه ‎ات دگرگون سازي. وقتي مي‎گويم خلاق باش، منظورم اين نيست كه همگي برويد و نقاشان و شاعران بزرگي شويد. صرفاً منظورم اين است كه اجازه دهي زندگي‎ات يك تابلوي نقاشي، يك غزل باشد. اين را آويزه‎ي گوش كن، و گرنه نفس تو را به مخمصه مي‎اندازد. برو از جنايتكاران بپرس چطور شد دست خود را آلوده كردند ـ فقط به اين دليل كه كار بزرگي پيدا نكرده بودند، كه انجام دهند ! نتوانسته بودند رئيس جمهور شوند ـ البته، همه كه نمي‎‎توانند رئيس جمهور شوند ـ بنابراين رئيس جمهوري را زدند و كشتند؛ اين آسان‎تر است. آن‎ها به اندازه‎ي يك رئيس جمهور مشهور شدند و با تمام مشخصات و عكس و تفصيلات در صفحه‎‎ي اول همه روزنامه‎ها حضور پيدا كردند. همين چند ماه پيش از مردي كه هفت تا آدم كشته بود، سوال كردند: «چرا دست به اين كار زدي؟ تو كه با اين هفت نفر هيچ ارتباط خاصي نداشتي.» او گفت كه مي‎خواسته مشهور شود و هيچ روزنامه‎اي حاضر نشده شعرها و مقاله‎هايش را چاپ كند؛ همه جا با در بسته مواجه شده و هيچ كس حاضر نبوده عكس او را چاپ كند و مگر آدم چند بار به دنيا مي‎آيد؟ اين بود كه مجبور شد دستش را به خون هفت نفر آلوده كند.

آن‎ها ارتباط يا نسبتي با او نداشتند، او هيچ خرده حسابي با آن‎ها نداشت، فقط مي‎خواست مشهور شود ! معمولاً سياستمداران و جنايتكاران از دو سنخ متفاوت نيستند. بيشتر جنايتكاران سياسي‎اند و بيشتر سياستمداران جنايتكارند، نه فقط ريچارد نيكسون. بيچاره ريچارد نيكسون، كه از بد شانسي حين ارتكاب جرم مچش را گرفتند. ظاهراً بقيه حقه‎ بازتر و زبر و زرنگ‎تر بوده‎اند كه تا به حال دم به تله نداده‎اند! خانم مسكوويتس كه از فرط خودپسندي و غرور داشت مي‎تركيد ، از همسايه‎اش پرسيد: «از پسرم لويي خبر تازه‎اي نشنيده‎اي؟» «نه، پسرت لويي چي شده ؟ » «پيش روان‎پزشك مي‎رود. دو بار در هفته جلسه‎ي روان‎كاوي دارد.» «البته كه مفيد است. ساعتي چهل دلار مي‎دهد ـ چهل دلار! و همه‎اش درباره‎ي من حرف مي‎زند ! » هرگز اجازه ندهيد اين ميل در شما قوت بگيرد كه آدم بزرگ و مشهوري شويد، آدمي بزرگ‎تر از اندازه‎ي طبيعي، هرگز. اندازه‎ي طبيعي خودش عالي است. دقيقاً به اندازه‎ طبيعي بودن و درست در حد متعارف و عادي بودن،‌ به قدر كفايت خوب است. اما اين عادي بودن را به شيوه‎يي غير عادي زندگي كن. همه‎ي داستان آگاهي نيروانايي هم همين است. حالا بگذار نكته‎ي آخر را با تو بگويم: اگر نيروانا به هدف بزرگي براي تو مبدل شود، آن وقت در كابوس خواهي بود. آن وقت نيروانا مي‎تواند واپسين و بزرگ‎ترين كابوس تو باشد. اما اگر نيروانا در چيزهاي كوچك و پيش پا افتاده باشد ـ شيوه‎اي كه تو هر فعاليت كوچك را به عملي مقدس، به يك عبادت، مبدل مي‎سازي … خانه‎ي تو به يك عبادتگاه و جسم تو به سراي خداوندي بدل خواهد شد و به هر كجا كه نظر كني و به هر چه دست بزني فوق‎العاده زيبا و مقدس خواهد بود ـ آن گاه نيروانا آزادي است. نيروانا يعني زندگي عادي را زندگي كردن؛ چنان هشيار، چنان مملو از آگاهي و چنان سرشار از نور كه همه چيز نوراني و درخشان مي‎شود. اين امري ممكن است. اين را مي‎گويم، چون من چنين زندگي كرده‎ام و چنين زندگي مي‎كنم. من ادعا نمي‎كنم ، بلكه با قدرت اين را مي‎گويم. وقتي اين را به زبان مي‎آورم، از بودا يا مسيح نقل نمي‎كنم، از خودم آن را مي‎گويم . اين براي من ميسر بوده است، براي تو نيز مي‎تواند امكان‎پذير باشد. در آرزوي نفس نباش. فقط زندگي را دوست بدار و به آن اعتماد كن . زندگي خودش همه‎ي چيزهايي را كه به آن نياز داري به تو خواهد بخشيد. زندگي براي تو به نعمت ، به دعاي خير ، تبديل خواهد شد.

مردمان پورتال جوانان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۷:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۷ - تمرين خلاقيت و ابتكار ( ۴)

روشهاي تمرين تفكر خلاق

روشهاي آموزش خلاقيت : با بهره گيري از روشهاي زيرمي توان خلاقيت را آموزش داد:

    1- روش بارش مغزي :  Brain storming  

     الكس .اف .  اسبورن ،  اين روش را مطرح مي كند . بااستفاده از اين روش افراد قادر خواهند شد كه بيشترين بهره را از توانائيهاي فكري خويش ببرند. پس از تشكيل جلسه ي گروهي، موضوعي براي بحث طبق قوانين خاص ، مطرح مي شود . قوانين عبارتند از :

      الف - انتقاد ممنوع است : اجراي اين قانون موجب مي شود افراد بدون نگراني از تمسخر يا تحقير بتوانند ايده هاي عجيب و غريب خويش را بيان كنند .

       ب – كميت بيشتر، بهتر است: ارائه ي هر چه بيشتر افكار موجب مي شود ايده هاي بيشتري طرح شود و در نتيجه دامنه ي انتخاب وسيعترگردد. بعبارت ديگر كميت بيشتر، كيفيت بيشتر را بدنبال خواهد داشت .

      ج- تركيب و اصلاح ايده ها مهم است : از تركيب افكار مي توان ايده هاي جديدي بوجود آورد .

    رهبر گروه بايد با تاكيد بر اجراي قوانين جلسه بدون اينكه ايده اي را تكذيب يا تاييد نمايد ، نه تنها به جمع آوري عقايد بپردازد ،  بلكه از منشي جلسه بخواهد تمام ايده ها را ياد داشت كند. پس از پايان وقت جلسه مي توان به ارزيابي ايده ها پرداخت و ايده هاي خوب را استخراج نمود . همچنين با تركيب و تكميل ايده هاي معمولي ، بهترين ايده ها را از آنها ساخت .

معلم نقش سر پرست و رئيس جلسه را بعهده دارد و لازم است قبل از تشكيل جلسه دانش آموزان را با اهداف و روش كار آشنا نمايد. تحقيقات نشان داده گروههاي كوچكتر نتايج بهتري بدست آورده اند .تعداد 12 نفرمناسبترين تعداد براي تشكيل جلسه است . مدت زمان 30 تا 45 دقيقه براي يك جلسه بسيار مناسب است . پس از پايان جلسه اعلام مي شود كه تا روز بعد اگر به ايده اي تازه دست يافتند ، يادداشت كنند تابه فهرست ايده ها اضافه شود.

     2- روش ايجادارتباط اجباري (Forced association ) :

        اين روش توسط چرلز .اس . وايتينگ (Charles S. Whiting) مطرح شده است . نوعي رابطه ي اجباري و تحميل شده بين دو يا چند چيز يا فكر است، دو امري كه معمولا هيچ ارتباط با هم ندارند .

     اين روش مبتني برانديشه است كه هر فكر يا شيء تركيب جديدي از امور است. آسانترين راه اين است كه اشياﻋ و تصورات و افكار در سمت چپ يك جدول نوشته مي شود و اشياﻋ و تصورات ديگر در بالاي جدول. محل تلاقي هر كدام تركيب و مفهوم جديدي است كه در بسياري از اوقات ايده بخش است. درمورد كودكان جنبه ي سرگرمي و بازي بخود مي گيرد. و علاوه براين موجب ابداع وابتكار مي شود. بطورمثال ، ابداع يك سرگرمي تازه با تركيب وسايل سرگرميها و بازيهاي متفاوت يا تركيب تازه اي از غذاهاي مختلف.

3- روش سينكتيكز (Synectics ) يا بديعه پردازي :

      اين روش توسط  گوردن[1] و همكارانش طرح گرديد. سينكتيكز تركيبي از دو لغت لاتيني به معني اتصال و همراهي عناصر به ظاهر بي ربط است. تفكر خلاق در اين شيوه از طريق فعاليت استعاري و تمثيلي شكل مي گيرد، و تاكيد براين دارد كه امور نا آشنا را آشنا و امور آشنا را غريب نمايد. در اين روش از سه نوع قياس بيش از همه استفاده مي شود :

       الف – قياس شخصي ( Personal analogy ): در اين قياس فرد احساس مي كند خود قسمتي از موضوع مورد قياس است و با آن احساس همدلي مي نمايد. بطور مثال ، معلم از دانش آموز مي خواهد خود را كتاب مورد علاقه اش فرض كند و توصيف كند.

      ب- قياس مستقيم ( Direct analogy ): در اين نوع قياس دو موجود يا مفهوم بايكديگر مقايسه مي شوند. بطور مثال،معلم از دانش آموز مي پرسد پرتقال شبيه چه موجود زنده اي است ؟پوست بچه گربه نرمتر است يازمزمه ؟

      ج- تعارض متراكم ( Compressed conflict ) : توصيف يك موضوع در دو كلمه ي ضد و نقيض است. مانند دوست دشمن،سازندگي نابود كننده . ما با اين شيوه مي توانيم به عمق موضوع تازه وارد شويم .

     4- فهرست خصو صيات (  Attribute  listing ) :

     اين روش توسط رابرت كرافورد[2]  مطرح شد . در اين روش فرد فهرستي از صفات مختلف يك شيﻋ را تهيه مي كند و سپس هر صفت را بطور جداگانه بررسي مي نمايد .

      اين روش را ميتوان هم درمورد مسائل ساده و هم پيچيده بكار برد و همچنين از اشياﻋ تا مسائل انتزاعي را شامل مي شود . بطور مثال ، معلم از شاگردان مي خواهد اشياﻋ ساده اي مانند ميز، كاغذ ، مداد و ... را در نظر بگيرند و تمامي خصايص آنها را از قبيل شكل ، اندازه،  رنگ، كاربرد، فهرستي تهيه كنند. سپس روي هر خصوصيت تمركز كرده راههايي را كه بتوان آن ويژگي را اصلاح نمود يا تغييرداد و بهبود بخشيد را جستجو نمايند و مشخص كنند. با تقسيم مسئله به اجزاﻋ آن مي توان به ايده هاي بيشتري دست يافت و با مسئله از ابعاد مختلف برخورد نمود .

5- روش فهرست سئوالات :                             

     اين روش هم توسط " اسبورن " طرح گرديد . در اين روش فهرستي از سوالات مختلف تهيه مي شود تا موجب برانگيختن قدرت تفكر و تصور فرد گردد. سوالات آن بگونه ا ي تنظيم مي شوند كه ايده برانگيز باشند. سوالات عبارتند از:

   1- كاربردهاي ديگر:آيا مي توانيد از اين وسايل استفاده ديگري نمائيد؟چگونه مي توانيم آن را تغيير دهيم تا كاربردهاي ديگري داشته باشد؟ بطور مثال ،معلم مي پرسد ، از جوراب چه استفاده هاي ديگري مي توان بعمل آورد ؟

  2- اقتباس: چه روش ديگري مي توان براي اين كار اقتباس كرد؟چه چيز ديگري شبيه اين وسيله است؟بطور مثال ، معلم مي پرسد ، چه چيز ديگري شبيه گلدان است ؟

  3- تعديل و تغيير: چگونه مي توان در ويژگي هاي شيﻋ تغيير به وجود آورد؟ با چه تغييري مي توان آن را مناسبتر ساخت؟ بطور مثال ، معلم مي پرسد ، چگونه مي توان اتومبيلي ساخت كه پروازهم بكند؟

  4- جانشين سازي: چه چيزي را مي توان جانشين ساخت؟ چه كسي را ميتوان به جاي آن كار گرفت؟ بطور مثال ، معلم مي پرسد ، اگر سگها مي توانستند با انسان صحبت كنند چه مي شد؟

  5- بزرگ سازي: چه چيزي مي توان به آن افزود؟ آيا بايد قوي تر باشد؟ اگر به آن اجزائي اضافه شود چه مي شود؟ بطور مثال ، معلم مي پرسد ، اگر گربه ها به اندازه ي سگها مي شدند چه مي شد ؟

  6- كوچك سازي:چه چيز را مي توان حذف كرد؟ آيا مي توان آن را كوچكتر نمود؟ بطور مثال ،  معلم مي پرسد ، اگر فيلها به اندازه ي موشها مي شدند چه مي شد؟

  7- تغيير ترتيب: به چه نحو ديگري مي توان در اين ترتيب تغيير داد؟ چه نتيجه اي از تغيير ترتيب حاصل مي گردد؟

  8- وارونه سازي: بر عكس آن چيست؟ چگونه مي توان معكوس نمود؟ روش متضاد چيست؟

  9- تركيب: چه افكاري را مي توان تركيب كرد؟ چه اشيائي با هم تركيب شوند پديده ي جالبي مي شود؟

روشهاي تمرين تفكر خلاق :

 دوبونو براي تمرين تفكر خلاق روشهاي زير را توصيه مي كند:

    1- تغيير: يافتن راه حلهاي تازه بوسيله ي تغيير ساخت و تنظيم مجدد اطلاعات. براي تمرين اين شيوه ، تعيين سهميه روش خوبي است ، يعني معلم مي تواند در هرموضوع،  رسيدن به تعداد معيني جواب را مشخص نمايد. بدين ترتيب افراد تا تكميل سهميه به بررسي راههاي مختلف مي پردازند.        

    2- شك و ترديد : براي خلاقيت لازم است در مفروضات ترديد نمود. البته هدف ايجاد شكاكيت نيست بلكه مهم اين است كه شخص بداند توسط فرضها زنداني نمي شود. در اين صورت مي تواند با آزادي بيشتر از آنها استفاده كند.

    3- تعويض قضاوت : گرچه در نهايت صحيح بودن پاسخ مطرح است ، اما در طول راه اشتباه مجاز است. بدينوسيله امكان دستيابي به پاسخهاي بيشتر فراهم مي شود.

      در اجراي عملي اين روش، معلم مي تواند ايده هاي غلط را ارائه دهد و بجاي بررسي غلط بودن آن ، به بررسي اين نكته كه چگونه مي توان آن را مفيد ساخت ، بپردازد. يك ظرف سوراخ را فوري مي توان بدور انداخت يا به كاربردهاي ديگر آن انديشيد.

     4- ايده هاي حاكم : يافتن ايده هاي اصلي يك مطلب،  نقش مهمي در اجتناب فرد ازاين كه تحت تاثير آنها قرار گيرد دارد ، كسي كه نتواند ايده ي حاكم را بيابد تحت تاثير آن قرار مي گيرد.

      در اجراي عملي اين روش،  معلم مي تواند از شاگردان بخواهد به مطالعه ي مقاله يا كتابي بپردازد و سپس ايده هاي حاكم آنرا انتخاب كنند.

     5- معكوس سازي: در اين روش مطالب را ابتدا به شكل اوليه در نظر مي گيريم ، سپس آنرا وارونه و معكوس مي نماييم. بطور مثال ، بجاي جاري شدن آب از بالا ،آنرا به سوي بالا روانه مي كنيم. اين روش براي رهايي از الزام در نگرش بر موضوع بصورت رايج انجام مي شود. در اجراي عملي، معلمان مي توانند موضوعاتي را ارائه كنند ، دانش آموز بايد سعي نمايد آنرا به شيوه هاي مختلف تا جائيكه ممكن است وارونه سازد.

http://ivo.blogfa.com/post-40.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۷:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۷ - تمرين خلاقيت و ابتكار ( ۳)

شيوه هاي خلاقيت و نوآوري

چگونه خلاق شويم ؟

شواهد دلالت دارند كه هم وراثت و هم محيط، در بالندگي و رشد خلاقيت مؤثر هستند. آلفرد هيچكاك اغلب براي شخصيت‌پردازي قهرمانان قصه‌هاي خود از عنصر خلاقيت بهره مي‌گرفت. به عبارت ديگر هر كدام از شخصيت‌هاي داستاني او يك ويژگي خاص داشتند.

در قصه‌ي «پنجره‌ي عقبي» يك عكاس نشريه به خاطر شكستگي پايش بايد مدت‌ها در خانه بستري شود، اما او بي‌كار نمي‌نشيند و با لنزهاي دوربين از طريق پنجره‌ي عقبي اتاقش، زندگي مردم را مي‌كاود و قصه آن‌چنان روان و زيبا پيش مي‌رود كه در پايان، همان عكاس خلاق به عنوان كارآگاه، يك جنايت واقعي را عريان مي‌كند.

افراد خلاق نيز اين گونه هستند، آن‌ها مثل افراد عادي به پيرامون خود نگاه نمي‌كنند. شايد از منظر مردم، برخي از افراد خلاق دچار اختلال حواس هم باشند، اما اين گونه نيست. آن‌ها به هر پديده‌اي به گونه‌اي ديگر نگاه مي‌كنند.

 در تعريف، خلاقيت را قوه و استعدادي مي‌دانند كه تصويرهاي ذهني را به نحوي منحصر به فرد، با هم تركيب و يا اين كه رابطه‌اي غريب و غيرعادي ميان آن‌ها ايجاد مي‌كند. البته بايد گفت تصويرهاي ذهني نبايد فقط نو و بديع باشند، بلكه بايد سودمند و مفيد هم باشند. «نورمن ماير» مي‌گويد: «صرف خارق‌العادگي و يا متفاوت بودن تصوير ذهني، نشانه‌ي خلاقيت و امتياز آن نيست»، چون، آن تصوير ذهني، ممكن است نشانه‌اي از ناهنجاري رواني نيز باشد. عدم درك اين تمايز، امكان آن را فراهم مي‌كند كه غالباً نبوغ را با جنون قاطي كنيم. شاخص ممتاز بودن راه ‌حل ‌هاي خلاق آن است كه بايد عملي باشند، يعني اين كه با واقعيت در پيوند باشند.

آيا خلاقيت را مي‌توان رشد داد؟

 خلاق بودن ـ يعني ديدن چيزهايي در عالم و آدم كه به چشم ديگران نيايد ـ آسان نيست. همين كه چيزي را متفاوت از ديگران تصها به بحث و بررسي بپردازند و اما وجه تفاوت اين دو روش، در آن است كه در شيوه‌ي طوفان فكري، اعضاي گروه درباره‌ي مشكل، آگاهي دارند و رييس جلسه‌ي طوفان فكري، مشكل را به روشني تمام بيان مي‌كند، به گونه‌اي كه همه‌ي شركت‌كنندگان به درك آن نايل آيند. سپس وي اعضاي گروه را موظف مي‌كند تا جايي كه امكان دارد ذهنيت خود را درباره‌ي مشكل بيان كنند.

 2ـ روش گوردن:

 روش گوردن، بر خلاف روش طوفان فكري، فرصت‌هاي بيش‌تري را براي ارائه‌ي راه‌حل‌هاي واقعاً بديع و تازه مهيا مي‌كند. چون كه فقط رييس جلسه از ماهيت دقيق مشكل آگاه است، او به جاي اين كه مشكل را به روشني براي گروه بيان كند، فقط به طور غيرمستقيم بدان اشاره مي‌كند. براي مثال رييس جلسه در روش طوفان فكري ممكن است مشكل را بدين صورت بيان كند: «مدرسه‌ي ما سال آينده فضاي آموزشي كافي براي ثبت‌نام‌كنندگان احتمالي ندارد.» اما رييس جلسه در شيوه‌ي گوردن ممكن است فقط عبارت‌هاي «فضاي آموزشي» يا «زيادي تعداد ثبت‌نام‌كنندگان» را بگويد. هر چند در روش گوردن، اتلاف وقت، بسيار زياد است و كم‌تر ناظر بر هدف است، ولي فرصتي را براي شركت‌كنندگان فراهم مي‌كند تا راه‌هايي را بدون دخالت فلج كننده‌ي راه‌حل‌هاي سنتي كشف كنند. اين روش به جاي آن كه با تعبير و تفسير راه‌حل‌هاي موجود، براي انديشه محدوديتي ايجاد كند، آن را مجاز مي‌كند تا با آزادي كامل جولان دهد و تنها محدوديتي كه براي انديشه حادث مي‌شود ناشي از دلالت‌هاي ضمني كلمه يا كلماتي است كه رييس جلسه در اختيار شركت‌كنندگان گذاشته است.

3ـ روش تلفيق نامتجانس‌ها:

 يكي از مفيدترين راه‌هاي رشد قوه‌ي خلاقيت به صورت گروهي، تلفيق نامتجانس‌هاست و آن شيوه‌اي است كه فرد سعي دارد عناصر متفاوت و بي‌ربط را با هم تلفيق كند تا از اين رهگذر راه‌حل‌هاي تازه‌اي براي مشكل پيدا كند. بديهي است كه خيلي از مشكلاتي كه حادث مي‌شوند، تازگي ندارند.

آن چه محل بحث است، اين است كه مشكل را بايد به شيوه‌اي تازه نگريست. اين ديدگاه در جاي خود، ظرفيت و امكاني را براي عرضه‌ي راه‌حل‌هاي اساساً نو فراهم مي‌كند. براي يافتن نگرش‌هاي نو در مورد مشكلاتي كه سابقه‌ي وقوع دارند، ضروري است كه شيوه‌هاي آشناي نگاه كردن به مسائل را كنار بگذاريم. روش تلفيق نامتجانس‌ها به نحو گسترده‌اي از تمثيل، براي پيدا كردن شباهت‌ها و همانندي‌هاي موجود در كاركرد پديده‌ها و روابط ميان آن‌ها استفاده مي‌كند. براي نمونه، تمثيل مستقيم، مي‌تواند با مقايسه‌ي وجوه شباهت در واقعيات، علم و فناوري، راه‌حل‌هاي تازه‌اي را كشف كند. «الكساندر گراهام بل» با فهميدن ساز و كار عناصر موجود در گوش و به كار بستن آن‌ها در «جعبه‌ي سخن‌گوي» خود، به پديده‌اي شگفت‌انگيز دست يافت. او بعد از اين كه پي برد استخوان‌هاي برجسته‌اي در گوش با غشاي نازكي كار مي‌كنند، از خود پرسيد چرا قطعه‌اي محكم و ضخيم از غشا نبايد تكه‌اي از استيل را حركت دهد. او از درون همين قياس، تلفن را طراحي كرد.

 سيدعلي درباني

 كارشناس ارشد مشاوره و راهنمايي

http://www.kerna.ir/news/1390-03-05/news4736.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۷:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۷ - تمرين خلاقيت و ابتكار ( ۲)

پايه ها و پويه هاي خلاقيت و نو آوري

مقدمه
• اصول اوليه خلاقيت
• وجوه هوش
• خصوصيات افراد بسيار خلاق
• عوامل باز دارنده خلاقيت
• عوامل تشديدكننده خلاقيت و نوآوري◦ انگيزه‌ها
◦ انگيزه‌هاي بيروني
◦ انگيزه‌هاي دروني

• ابزار ها

مقدمه
آرامش زندگي در گرو برآوردن نيازهاست. نيازها به طور كلي به 5 گروه تقسيم مي‌شوند:

•نيازهاي فيزيولوژيكي
•نياز به امنيت
•نيازهاي اجتماعي
•نياز به احترام
•نياز به خوديابي
كه بترتيب نيازهاي اولي نيازهاي رده پايين و نيازهاي آخري نيازهاي رده بالا به حساب آمده و نياز به خوديابي حد بالاي نيازهاست.
 برآورده شدن مناسب نيازها شرط لازم براي بوجود آمدن آمال و آرزوهاست. به عنوان مثال يك فرد گرسنه و آواره هرگز به فكر پرواز بر فراز كوهها نخواهد افتاد. بسياري نيز معتقدند كه خلاقيت در نياز متولد مي‌شود همانگونه كه بسياري از اختراعات بزرگ نه محصول تعريف مشكلي خاص بلكه براي برآورن نيازي خاص به وجود آمده‌اند.
 


اصول اوليه خلاقيت
به طور كلي خلاقيت فرايندي است كه طي زمان ادامه داشته و ابتكار، انطباق‌پذيري و تحقق از خصوصيات بارز آن به شمار مي‌آيند و مي‌تواند جوابگويي براي مشكلات باشد. برخي از محققان اصولي براي مشخص شدن مرزهاي خلاقيت تعريف نموده‌اند: اول اينكه خلاقيت متضمن پاسخ يا مفهومي نو باشد يا آنكه احتمال وقوع آن بسيار كم باشد. اما بايد توجه داشت كه نو بودن و اصالت با آنكه شرط لازم خلاقيت است اما كافي نيست. زماني يك پاسخ را مي‌توان بخشي از يك فرايند خلاقيت به شمار آورد كه تا اندازه‌اي با واقعيت مطابقت داشته يا اصولاً واقعي باشد. دوم خلاقيت بايد گره‌اي را بگشايد يا با وضعيتي تناسب داشته و يا مقصود معيني را برآورد. سوم، خلاقيت واقعي مشروط به دوام آن بينش ابتكاري، ارزيابي و تفسير و رشد آن باشد. در جمله‌اي كوتاه مي‌توان اينگونه بيان كرد «خيلي‌ها ايده‌هاي خوب دارند اما عده كمي آنها را عملي مي‌كنند». همچنين يكي از عواملي كه معمولاً با خلاقيت مربوط مي‌دانند موضوع هوش است.
 


وجوه هوش
يك مبناي طبقه‌بندي، نوع فرايند و يا نحوه عملكرد خاصي است كه انجام مي‌گيرد. اين نوع طبقه‌بندي شامل 5 گروه اصلي از توانشهاي هوشي مي‌باشد كه عبارتند از عوامل
 
•شناخت
•حافظه
•تفكر همگرا
•تفكر واگرا و
•ارزشيابي
شناخت، كشف و يا كشف دوباره و بازشناسي است. حافظه عبارت از حفظ آن چيزي است كه درك شده است. در تفكر واگرا ما در جهات متفاوت تفكر مي‌كنيم، گاهي به تفحص مي‌پردازيم و گاهي در جستجوي تنوع هستيم در حالي كه در تفكر همگرا اطلاعات به يك جواب درست و يا به بهترين جواب شناخته شده و قراردادي منتج مي‌گردد. واضح است كه يكي از توانشهاي تفكر واگرا گوناگوني پاسخهايي است كه توليد مي‌شود. اين نوع توليد تماماً زاده اطلاعات ارايه شده نيست. در اينجاست كه مبحث انعطاف‌پذيري در تفكر پيش مي‌آيد كه از مباحث اصلي خلاقيت به شمار مي‌آيد.
 با اين حال در بررسي افراد خلاق اين نتيجه به دست آمده است كه اگر چه داشتن حد معيني از هوش لازم است ولي شرط كافي نيست و لزوماً افراد با هوش خلاق نبوده‌اند در حالي كه افراد با هوش متوسط مي‌توانند افراد خلاق برجسته‌اي باشند. در واقع امور خلاقيت شايد بيشتر اكتسابي باشد تا فطري و مي‌توان با آموزشهايي اين توانايي را در خود افزايش داد.
 


خصوصيات افراد بسيار خلاق
از مطالعه افراد بسيار خلاق موارد زير نتيجه شده است. البته اين خصوصيات شخصيتي آنهاست نه اينكه با اينگونه رفتارها، انسان بتواند به خلاقيت برسد:
 
•تمايل به تعريف و تمجيد از خود دارند
•اشخاص خلاق مخصوصاً خواهان قبول پيچيدگي و حتي بي‌نظمي در دريافتهاي خود هستند بدون آنكه نگران آشفتگي ناشي از اين امر باشند. اين بدان معني نيست كه آنان في نفسه بي‌نظمي را دوست دارند بلكه پرمايگي موجود در بي‌نظمي را به كم مايگي نظم ترجيح مي‌دهند. تمايل دارند نزد ديگران به داشتن نظرات تند و احمقانه شهرت داشته باشند.
 •كارهاي آنها با اظهار نظر اينكه از موضوع پرت هستند مشخص مي‌شود. شوخ‌طبعي و بذله‌گويي از صفات بارز اين افراد است. بايد به اين افراد كمك كرد كه بدون اينكه كينه‌توز و پرخاشگر باشند جسارت خود را حفظ كنند.
 


عوامل باز دارنده خلاقيت
•تلاشهاي قبل از بلوغ براي حذف خيالبافي
•محدوديتهاي بازدارنده قوه تدبير و كنجكاوي كودكان
•تكيه بيش از حد به نقش جنسيت؛ تفكر خلاق مستلزم حساسيتي بيش از حد (خصوصيتي كاملاً زنانه) و وابستگي به غير و اتكاي به خود (خصلتي كاملاً مردانه) است. از همين رو يك پسر بسيار خلاق نسبت به ساير همجنسان همسال خود بيشتر داراي صفات زنانه به نظر مي‌رسد.
 •تاكيد زياد بر پيشگيري (نحوه پاسخگويي كودكان به مسايلي كه مستلزم چاره‌انديشي فرد هنگام قرار گرفتن در وضعيتي بن‌بست است نشان مي‌دهد كه تأكيد بر پيشگيري قوه تصور بسياري از كودكان را از رشد باز داشته است).
 •القاي ترس و كمرويي
•تاكيد بر مهارتهاي كلامي
خطري كه استعداد خلاق فرد را تهديد مي‌كند، قضاوت يا ارزيابي تجربه فرد نيست بلكه پيشداوري است كه به تبع آن تجارب بسياري در حوزه دريافت را نمي‌يابند. خطري كه آموزشهاي معمول چه در خانه و چه در مراكز آموزشي در بردارند اين است كه نظرات نو و احتمال وقوع اعمال جديد خيلي زود و بيش از اندازه مورد انتقاد قرار مي‌گيرند.
 


عوامل تشديدكننده خلاقيت و نوآوري
حس دروني تفكر، انسان را قادر مي‌سازد شرايطي را كه وجود خارجي ندارند، ‌در درون ذهن شبيه‌سازي نمايد و‌ به وي اين امكان را مي‌دهد تا در امكانات يكسان با سايرين براي خود فرصتهاي بهتري بيافريند. در واقع امور خلاقيت شايد بيشتر اكتسابي باشد تا فطري و مي‌توان با آموزشهايي اين توانايي را در خود افزايش داد. مجموعه عواملي كه باعث تشديد و ترغيب فرد به نوآوري مي‌گردند به عوامل تشديدكننده تعبير مي‌گردند كه خود به دو بخش كلي انگيزه‌ها و ابزارها تقسيم مي‌شوند كه در اينجا توضيح داده مي‌شوند.
 


انگيزه‌ها
انگيزه‌هاي ترغيب كننده به نوآوري، مي‌توانند به خصوصيات و زندگي خصوصي افراد مربوط باشد و يا اينكه به اجتماع محل سكونت فرد بستگي داشته باشد كه ما در اينجا دلايل بروز هر يك را بررسي مي‌كنيم.
 

انگيزه‌هاي بيروني
به همه انگيزه‌هايي كه از جامعه به فرد القاء مي‌گردند گفته مي‌شود كه خود بر اثر موارد زير ناشي مي‌گردند:
 
•بحران‌هاي جامعه:
مي‌دانيم سرچشمه خلاقيت نياز است. اغلب مواقع اگر نيازي در زندگي بشر مشاهده نشود، الزامي به خلاقيت وجود نخواهد داشت. نيازهاي بشر معمولاً به طور يكنواخت بروز مي‌يابند مگر در شرايطي استثنايي مانند بحران‌هاي مختلف از جمله بحرانهاي طبيعي چون سيل و زلزله و آتشفشان و طوفان و همچنين بلايايي كه خود انسان مسب آنهاست كه بارزترين آنها جنگ است. نوع و دليل بروز يك بحران در اينجا مد نظر نيست و آنچه حائز اهميت است هجوم سيل عظيمي از نيازها پس از وقوع بحران است كه مي‌تواند در جامعه سبب يك انقلاب فكري در نزد افراد گوناگون گرديده و به شكل نوآوري و خلاقيت بروز نمايد.
 
•سطح توقعات جامعه:
جامعه‌اي كه در آن سير صعودي پيشرفت حاكم باشد، هر روز از طرف تك تك اعضاي خود شاهد خلاقيت و نوآوري است. در اين جامعه نوآوري به قشر متفكر و انديشمند محدود نگرديده و همه مردم را شامل مي‌شود بطوريكه حتي تبهكاران نيز در اين جامعه هر روز به فكر خلق روشي نو در روند كاري خود مي‌باشند.
 

انگيزه‌هاي دروني
انگيزه‌هايي كه از درون شخص، منشاء مي‌گيرند را انگيزه‌هاي دروني مي‌نامند كه شامل موارد زير مي‌باشند:
 
•اسعتداد ذاتي فرد:
اين امر حتي بدون وجود هر گونه محرك خارجي ممكن است آگاهانه يا ناآگاهانه صورت گيرد و با داشتن هوشي متوسط و آموختن راه‌هاي افزايش تفكر خلاق، كاملاً قابل دسترسي براي همه نيازهاي زندگي مي‌باشد.
 
•نيازهاي دروني:
گاهي اوقات افراد در خود نيرويي احساس مي‌كنند كه همواره آنان را وا مي‌دارد كه در جهت كمك به ديگران و ارتقاي سطح زندگي در جامعه، دست به نوآوري بزنند. اين افراد از هر جنس و سن و شغلي مي‌توانند باشند. به عنوان مثال خانمي در آمريكا كه از آگهي هاي تجاري تلويزيون ناراضي بود آنها را مطابق با ذوق خود مجدداً مي‌نوشت.
 
•بحران‌هاي شخصي‌:
بحران‌هاي شخصي نيز مانند بحران‌هاي جامعه، مي‌توانند محرك بسيار قوي در امر نوآوري براي شخص باشند.
 


ابزار ها
برخي فاكتورهاي تعيين‌كننده براي دستيابي به تفكر خلاق و جود دارند كه مي‌توان از آنها به عنوان ابزارهاي نوآوري ياد كرد. اين ابزارها عبارتند از:
 
•اراده
•اعتماد به نفس
•كميت
•شبيه سازي
•استمداد از ديگران
•مجاورت / تشابه / تباين
•تغيير دادن
•فعاليتهاي جنبي و . . .
 

http://daneshnameh.roshd.ir/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۷:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۷ - تمرين خلاقيت و ابتكار ( ۱ )

خلاقيت ، سخت نيست

مقدمه
تاثير خلاقيت در زندگي انسان و ابعاد مختلف آن كاملا مشهود است. بطوري كه افراد موفق در زندگي اغلب افرادي هستند كه از قدرت خلاقيت خود استفاده بيشتري برده‌اند و مسيرهاي پيشرفت و موفقيت و پيروزي را براي خود هموار ساخته‌اند. بر اين اساس امكانات مادي و ساير امكانات و عوامل به تنهايي نخواهند توانست در موفقيت فرد موثر باشند. در صورتي‌كه يك فرد خلاق در نبود اين امكانات نيز مي‌تواند از شرايط و امكانات موجود بهره بيشتري برده به نتايج دلخواه خود برسد. مي‌توان قدرت خلاقيت خود را افزايش داد و صفات و ويژگي‌هايي را در خود شناسايي و تقويت كرد كه به اين امر كمك كنند.
 
موانع خلاقيت
عموما موانع بروز خلاقيت ريشه در دوران كودكي و تربيت نادرست دارد. اما در هر سني مي‌توان چنين نقص‌ها و كمبودها را با استفاده از روش‌ها و شيوه‌هايي جبران كرد. افرادي‌ كه از انتقاد و شكست مي‌ترسند، افراد خلاقي نخواهند بود. همينطور افرادي كه از افراد ديگر تبعيت مي‌كنند و منتظر هستند ببينند ديگران چه مي‌كنند تا آنها نيز دست به كار شوند. اين افراد قدرت عملي از خود ندارند و دائما به ديگران وابسته هستند و چون كارهاي خود را بر اساس اين وابستگي انجام مي‌دهند كمتر از قدرت ذهني و خلاقيت خود استفاده مي‌كنند.

توجه به مسائل تكراري و روزمره زندگي ، داشتن يك زندگي يكنواخت و عادت كردن به اين شرايط فرد را دچار ركود و كسالت مي‌سازد. اين افراد تمايل دارند در شرائط فعلي خود باقي بمانند و حاضر نيستند زحمتي به خود بدهند و شرايط را به صورت ديگري درآورند. همينطور انسان‌هايي كه انعطاف ناپذيرند و نمي‌خواهند تغييرات بيروني و دروني را بپذيرند، خلاقيت خود را مدفون مي‌سازند. اينها افرادي هستند كه يك مسير يكنواخت و ساده را براي زندگي خود انتخاب مي‌كنند و يا بطور تصادفي در آن مسير قرار مي‌گيرند و حاضر نيستند غير از آن مسير در مسير ديگري قرار بگيرند. بطور كلي داشتن اعتماد به نفس پائين ، عزت نفس پائين ، ركود و كسالت ، داشتن اهداف ساده و سطحي در زندگي و... از موانع اصلي در رشد و بروز خلاقيت هستند.

ويژگي‌هاي افراد خلاق
اين افراد دوران كودكي پرفراز و نشيب ، متنوع و پررخدادي داشته‌اند. از لحاظ شخصيتي به طور كلي انسان‌هايي هستند خطرپذير و اهل ريسك بطوري ‌كه از شرايط و موقعيت‌هاي جديد نمي‌ترسند و به دنبال موفقيت و رسيدن به پيروزي تلاش مي‌كنند و هر چند براي آنها خطراتي داشته ‌باشد، مصر هستند و پشتكار فوق‌العاده‌اي دارند. كارها را تا به انتها پيش مي‌برند تا زمانيكه به نتيجه دلخواه خود برسند.

 افراد خلاق خود را مقيد به يك كار خاص نمي‌كنند و سعي مي‌كنند از فرصت‌ها و زمان‌هايي كه در اختيار دارند نهايت استفاده را ببرند و پويا و پر تحرك هستند و فعاليت‌هاي متنوعي را در زندگي خود انجام مي‌دهند. با انگيزه هستند، پر نيرو و انرژي به نظر مي‌رسند و دائما در پي فرصت‌هايي هستند كه تجارب جديدي را براي آنها به ارمغان مي‌آورند. از كار و فعاليت ترس ندارند و كمتر احساس خستگي مي‌كنند. از فعاليت‌هايي كه انجام مي‌دهند، لذت مي‌برند و در مقابل بيكاري و داشتن اوقات فراغت زياد براي آنها كسل‌كننده و خسته‌كننده است. مسئوليت‌هاي بيشتر و بزرگ‌تري را مي‌پذيرند و تلاش مي‌كنند به بهترين وجه كار خود را به انجام برسانند.

افراد خلاق پذيراي افكار نو هستند و سعي مي‌كنند از افكار نو و جديد براي رسيدن به اهداف خود و سر و سامان دادن به آنها بهره ببرند. مستقل هستند، با اعتماد به نفس و شوخ‌طبع هستند. روابط اجتماعي خوبي دارند و به طور كلي در تمام وقايع زندگي به دنبال تجارب جديد هستند. و اين امر به آنها انرژي و اميد فزاينده‌اي مي‌دهد. خود را به خاطر موفقيت‌هاي خود تشويق مي‌كنند. راهكارهاي خوبي ارائه مي‌دهند و معمولا دنبال‌رو و پيرو ديگران نيستند. در عين حال غبارگر نيز نيستند و تلاش نمي‌كنند دائما در خلاف جهت رودخانه شنا كنند.
 
تفاوت قدرت و خلاقيت
حس كنجكاوي خود را افزايش دهيد. از مسائل ماده شروع كنيد و ببينيد مسائل پيرامون شما چرا به اين صورت هستند كه آيا مي‌توانند طور ديگري باشند تا نتيجه بهتري از آنها گرفت. از خود سوال كنيد و جواب‌هاي متنوعي براي آنها پيدا كنيد. ساده از كنار مسائل عبور نكنيد. اين مسائل مي‌تواند شيوه چيدن دكور در منزلتان باشد يا يك خبر علمي ، سياسي ، اجتماعي و...

مسيرهاي نو را در زندگي خود امتحان كنيد. اين كار را مي‌توانند از تغيير مسير هميشگي خود از منزل به محل كار يا تحصيل شروع كنيد. آيا هميشه فقط از يك مسير استفاده كرده‌ايد؟ آيا مسيرهاي ديگر نيز هست؟ اين مسيرها را امتحان كنيد. كارهايي از اين قبيل تنوع زيادي در زندگي شما ايجاد مي‌كند. عادات خود را نيز تغيير دهيد و سعي كنيد مدتي برخلاف آن عادات رفتار كنيد. آيا هميشه از يك دسر خاص استفاده مي‌كنيد؟ آيا هميشه از يك روزنامه فروشي مي‌خريد؟ اگر اينطور هست پس زود دست به كار شويد و تنوع را در زندگي خود بيشتر كنيد.

براي مشكلاتي كه در زندگي برايتان پيش مي‌آيد، راههاي مختلفي پيدا كنيد و سعي نكنيد آنچه را كه زودتر به ذهنتان مي‌رسد و ساده‌تر است انجام دهيد. به فكر تغييرات مثبت در زندگي خود باشيد و آنها را در زندگي خود اعمال كنيد. از تصورات خلاقانه استفاده كنيد. و ذهن خود را به خلاقيت عادت دهيد.
 
به مسائلي كه به يكباره در ذهنتان ايجاد مي‌شود، توجه كنيد.
انسان ذهن پوپا و فعال دارد و اغلب در لحظات خيلي زودگذر و داراي مطالبي هستند كه مي‌توانند بسيار خلاقانه و مفيد باشند. به اين افكار ارزش و بها دهيد و براي اين كار مي‌توانيد يادداشت برداري كنيد. يادداشت‌برداري از افكاري كه به طور گذرا به ذهن خطور مي‌كنند و خلاقيت‌هايي هر چند جزئي و بي‌ربط كه به ذهن شما مي‌رسند، مي‌توانند بسيار سودمند باشند و سر منشا فعاليت‌هاي بزرگ. ثبت اين افكار گذرا در يك دفترچه يادداشت كوچك و جيبي وابسته شخصي و خصوصي به نظم افكار شما كمك مي‌كند. در مواقع لزوم با كنار هم قرار دادن اين افكار مي‌توانيد تصميمات جدي و مهمي بگيريد.

اين دفترچه يادداشت هميشه بايد همراه ما باشد. چون اين افكار خلاقانه اغلب زودگذر ظاهر مي‌شوند و شايد نتوانند مدت زيادي در ذهن ما دوام داشته ‌باشند و خيلي زود پاك مي‌شوند. از شرايطي كه در درد سر افتاده‌ايد، در تنگنا قرار گرفته‌ايد و... استفاده بهينه ببريد. در اين شرايط باور كنيد كه قدرت خلاقيت شما فزوني مي‌يابد مي‌توانند راههاي مفيدي براي حل مشكل برايتان فراهم كند. به افراد خلاق اطراف خود دقت كنيد. ويژگي آنها را در نظر بگيريد و از فعاليت آنها بدون اينكه تقليد كوركورانه داشته باشيد درس بگيريد.
 
سخن آخر
خلاقيت در انسان به هوش ، جنس ، سن و سال و ميزان تحصيلات بستگي ندارد. مي‌توان با پرورش برخي توانايي‌ها و ويژگي‌ها در خود خلاقيت را تقويت كرده و استفاده‌هاي زيادي در جهت داشتن يك زندگي موفق برد.

 

http://daneshnameh.roshd.ir/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۷:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۶ - تمرين كشف و پرورش ذوق و استعدادهاي نهفته ( ۱۳)

روش هاي آشكارسازي استعدادها

شناخت و پرورش استعداد ها آنقدر مهم و اساسي مي باشد كه بعضي ها معتقدند معني زند گي، آشكار ساختن اين گوهرها و هدف آن، پرورش دادن و به كار گرفتن آنها است. همه ما عملكرد متفاوت افراد مختلف در محيط كار خود را تجربه كرده ايم. ديده ايم گروهي به خوشي آماده  پاسخگويي و كمك كردن به مراجعين خود هستند و نشان خسته گي در چهره  آنان ديده نمي شود و شادمانه وظيفه  خود را انجام مي دهند.

بررسي بيشتر، نمايانگر انست كه اين گروه به طور معمول بر مهارت هاي حرفه  خويش مي افزايند. به رضايت مراجعين ارزش مي دهند و به بررسي و تفتيش هم احتياجي ندارند وخدمات اين گروه، اغلب موثر، ارزشمند و ديرپا است. در بيشتر موارد، نوآوري و ابتكار اين افراد موجب بالا رفتن كيفيت در زمينه  كارشان مي شود.

به طور معمول، درخشانترين و محبوبترين چهره هاي اجتماعي از ميان اين گروه نمايان مي گردد از طرف ديگر، تعدادي ديگر برخلاف اين گروه رفتار مي كنند؛ گويي با جبر به طرف كار كشانده شده و به برد گي مدرن واداشته مي شوند. آنان جز به راه هاي فرار از كار، به چيزي ديگر نمي انديشند، اگر دست كم حركتي هم مي كنند، انگيزه  اصلي شان دريافت معاش مي باشد تا با آن امرار معيشت كنند با آنكه اين افراد براي كار فرمايان، گرانتر از گروه اول تمام مي شود. كمترين بازدهي را دارند و باعث بيشترين نارضايتي آشكار و پنهان براي مراجعين و مسوولان كارمي شوند.

تفاوت اين موضوع نيز در مورد گروه دوم صادق است، آنان نه تنها با مراجعين، همكاران و مديران خشنودي ندارند بلكه خود نيز از كار و رفتار شان راضي نيستند. اين عدم رضايت فردي، بر روابط خانوادگي ايشان نيز اثر مي اندازد. نگراني، افسرد گي، بيماري هاي رواني و گاهي تكاليف قلبي كشنده از اين عدم رضايتها و بي علاقه گي ها، سرچشمه مي گيرد. طبق آمار منتشر شده در امريكا بيشترين سكته ها در اين كشور، صبح روز دوشنبه اتفاق مي افتد، يعني درست وقتي كه بعد از دو روز تعطيلي ، افراد خود را مجبور مي بينند كه دوباره به كاري باز گردند كه آن را با علاقمندي و دلسردي انجام ميدهند. اگر شما نيز باور داشته باشيد كه بشر تنها براي امرار معاش زيست نمي كند و به نياز هاي والاتر ديگري از جمله احترام به خود و متعالي بودن نيز نياز دارند ، تفاوت هاي چشمگير اين دو گروه شما را وادارمي كند تا كنجكاوانه سوال هاي زير را ازخود بپرسند:

عامل اين تفاوتها چيست؟ افراد گروه دوم چگونه مي توانند شاد و مفيد باشند، خوش رفتار شوند و فرصت درخشش داشته باشند؟ با جستجوي بيشتر آنها خواهيد يافت كه افراد گروه اول به كاري اشتغال دارند كه در آن استعداد دارند، به آن علاقمند بوده و در آن بخش آموزش ديده اند. حداقل سبب خشنودي فرد و خدمت موثر به مردم مي شوند و اگر آموزش بيشتر ببينند، مي توانند سلامت و پيشرفت جامعه را كه همه افراد مصلح، خواستار آنند  در پي داشته باشد. اين واقعيتي  است كه انسان در هيچ كاري پيشرو و صاحب نام نمي شود مگر اينكه آن كار با استعداد، علاقه، شور و شوق انجام دهد و اين را مي پذيريم كه استعداد و علاقه هر فرد همچون انگشت ها با هم تفاوت دارد به عبارت ديگر هر انساني داراي توانايي هاي برجسته و ويژه مي باشد كه او را از انسان هاي ديگر متمايز مي سازد؛ همچنين احساس دلبستگي هر فرد نسبت به چيزها، كار ها و افراد مختلف، متفاوت است.

 بنابرين انسانها تنها زماني مي توانند توانايي هاي خود را به نمايش بگذارند و فرصت درخشش داشته باشند كه به حرفه اي  بپردازند كه به آن علاقمند بوده و در آن استعداد داشته باشند و در آن خصوص آموزش ببينند.

دقت بيشتر به مطالب بالا و توجه دوباره به رضايت فردي، فعاليت هاي ثمر بخش اجتماعي، رابطه حسنه و رفتار انساني گروه اول، از يك طرف خشنودي مراجعين اين گروه در دستيابي افراد موفق و كامياب، كمك مي كند، بلكه براين اساس مي پذيرند كه شناختن اين گوهرها( استعداد و علاقمندي) و هدف آن، پرورش دادن و به كار گرفتن آنهاست.

 يكي از امتياز ها و شادي هاي بزرگ جامعه  بشري، آگاهي از اين حقيقت است كه تك تك افراد از توانايي هاي ويژه برخوردارند و يكي ازنشانه هاي جامعه  پيشرو، فراهم ساختن فرصت و امكانات لازم براي كشف، پرورش و به كار گيري اين توانايي ها مي باشد. گوناگوني اين استعداد ها، جامعه را محكم و افراد را به هم وابسته ترمي كند و از اين ديدگاه نيز ارزش فرد را در جامعه افزايش مي دهد.  پذيرش اين مطلب به اين پرسش مي انجامد كه چگونه ميتوان استعداد ها و علاقمندي ها را آشكار كرد؟

آشكار سازي استعداد ها و علاقمندي ها با استفاده از روش هاي زيرمقدور مي باشد:

- استفاده از داشته هاي معلمان و مشاوران در دوران تحصيل.

- مراجعه به نظزيات و مشاهدات افراد خانواده و دوستان نزديك در رابطه به شما و كار هاي دلخواهتان.

- ارزيابي خود با بررسي و مطالعه  كار هاي كه از كودكي تا كنون با علاقه و توانايي انجام داده و از انجام شان شاد شده ايد.

- شركت در آزمون هاي موسسه و يا مركز فعاليت كاري و همچنان مركز هاي مشاوره و متخصص در اين زمينه.

- براي تشخيص درست استعداد ها و علاقمندي ها بهتر است روش هاي متعددي به كار گرفته شود و حاصل آنها با هم سنجيده شود، كليد اصلي كشف استعداد ها و علاقمندي ها در توجه كردن به كارهايي است كه در طول سال هاي زند گي شما جريان داشته، تكرار شده و برايتان شادي آور بوده اند. آشكار سازي استعداد ها، علاقمندي ها، پرورش و به كارگيري شان، بزرگترين هديه است كه هر فرد به خود يا جامعه به او مي دهد. اين كار، مستلزم صرف وقت و هزينه مي باشد؛ اما سودي كه از كشف و پرورش آنها به فرد و جامعه مي رسد، آنقدر بزرگ است كه وقت و هزينه  صرف شده با آن، قابل مقايسه نمي باشد، كشف و پرورش اين استعداد ها و گزينش حرفه  بر اساس آنها مثل تولدي دوباره است.

از انجا كه قسمت اعظم عمرانسان با كار كردن سپري مي شود، منطقي، شايسته و ثمربخش است كه به كاري بپردازيد كه از آن لذت مي بريد و براي تان معني دار است؛ چون در غير اين صورت، روز هاي زنده گي تان با نگراني يا بي خبري ، در انتظار رسيدن دوران بازنشستگي و پايان عمر به باد مي روذ و در نتيجه خود را از درخشش برخاسته از ابتكار، نوآوري و سودمند بودن، جامعه را از حاصل خود شكوفائي و تعالي خويش محروم مي سازيد.

آري! كار معني دار، كاريست كه بر اساس استعداد، علاقمندي و آموزش بر گزيده مي شود، تنها در اين شرايط است كه فرد از فرصت خدمت كردن استفاده مي كند تا به جاي نشان دادن قيافه  خسته و دست به سر كردن در برابر مسووليتي كه دارد، شخصيت، توانايي، هنر، مهارت، سليقه و ابتكار خود را در هم آميزد و از مجموعه آنها ، كارش را مانند يك تابلوي نقاشي زيبا و ارزشمند به مردم تقديم كند.   

http://www.maboba.blogfa.com/post-26.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۷:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۶ - تمرين كشف و پرورش ذوق و استعدادهاي نهفته ( ۱۲)

تأثير فرصتها در پرورش استعدادها

          يكي از اركان مهم در مقوله استعداديابي واستعداد پروري، فرصتها هستند. اساسأ فرصتها يا دروني هستند و ما خود مسبب آن بوده ايم و يا اينكه ازبيرون نشأت گرفته اند. مثل فرصتي كه از سوي والدين، معلمان، خواهران و برادران، دوستان و.... فراهم ميگردد وما را در شناسايي و رشد استعدادها ياري ميدهد. در اينجا پرداختن به چند نكته ضروريست:

۱.       چگونگي دريافتن فرصتها.

۲.       جلوگيري از هدر رفتن فرصتهاي ايجاد شده.

۳.       چگونگي تبديل تهديدها به فرصتها.

مورد اول به اين اشاره دارد كه درزندگي هر يك از ما فرصتهائي ايجاد ميشود كه گويي خداوند به ما ارزاني ميدارد تا بدان وسيله زمينه رشد و پويايي استعداد خود را مهيا سازيم. در حديثي قدسي آمده است:

«وَفي اَيام دَهرِكُم نَفَحاتٌ اَلا فَتَعرضُوا لَها»

       بدين معني كه درزندگي هر كدام از شما نفحاتي (نسيم هاي انرژي بخش و جانفزا) از سوي خداوند وزيده ميشود، پس آگاه باشيد كه خود را درمعرض آنها قراردهيد.

مورد دوم به ما گوشزد ميكند كه مواظب باشيم فرصتهاي ايجاد شده تباه نشوند وحتي الامكان  از آنها بهره كافي را ببريم. درحديث گهرباري داريم كه:

«اِغتَنِموا الفُرصَ فَاِنَّها تَمُرُ مَرَ السحاب»

 يعني فرصتها را غنيمت شماريد و در يابيد چرا كه مانند ابرميگذرند. پس لازمه بهره مندي از فرصتها سرعت و دقت در كشف آنهاست.

       سومين نكته در فرصتها اشاره به اين موضوع دارد كه با مديريت عالي و متعالي ميتوان حتي ازتهديدهاي زندگي هم فرصت ساخت.

          يكي ديگر از عواملي كه متأسفانه بسياري از ما آن را تهديد قلمداد ميكنيم، داشتن رقيب است. در كلاسهاي درس ما بعضأ دانش آموزان مخصوصأ دانش آموزان درسخوان و طراز اول دوست دارند يكه تازه باشند درحاليكه اين رقيب است كه آنها را به فعاليت بيشترو پويايي مضاعف وا ميدارد و اساسأ رقابت سالم عامل پيشرفت است و نبايد عامل اضطراب و ناراحتي باشد. در بعضي موارد حتي دشمن هم ميتواند نقش يك فرصت خارجي را ايجاد كند.

         البته تعيين دقيق اينكه اتفاق پيش روي ما يك فرصت است و يا تهديد كار چندان آساني هم نيست و به عواملي از جمله تجربه، دانش و صحيح بودن زاويه ديد نيز بستگي دارد به عنوان مثال در يك عمليات نظامي كه بين ما و دشمن كانال عريضي حائل شده است، تشخيص اينكه آن كانال آيا فرصت است يا تهديد فقط به اين نكته بستگي دارد كه آيا نيروي تهاجمي و دفاعي ما از آنها بيشتر است يا بالعكس. اگر ما از آنها قوي تريم اين سد يك مانع و لذا يك تهديد است اما در صورتيكه آنها از ما قوي تر باشند اين كانال فرصتي است فرا روي ما كه مانع از حمله دشمن به سمت ما شود. 

http://testiq.ir/index.php?view=article&catid=47%3Aarticles&id=153%3A2011-02-23-18-27-45&option=com_content&Itemid=82


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۷:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان