مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3767
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 21
همه : 5164730

فنون سخنراني

مجموعهمديران برجسته فنون سخنراني فنون سخنراني
  • نويسنده تيم هيندل
  • مترجم شفيع الهي
  • وضعيت اتمام چاپ
قيمت28.000 ريال | شابك 5-05-5890-964 | قطع رقعي | چاپ دوم |
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۶:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]


مديريت و فنون سخنراني

  كسب اعتماد به نفس ، شهامت ، توانايي تفكر منطقي و همراه با آرامش به هنگام سخنراني در جمع حتي يك دهم آنچه كه مردم فكر مي‌كنند دشوار نيست.اين توانايي هديه‌اي الهي نيست كه خداوند به عده‌اي خاص عطا كرده باشد ، هركس از اراده‌ي لازم براي انجام اين كار برخوردار باشد ، مي‌تواند ظرفيت خويش را افزايش دهد . آيا كوچكترين دليلي وجود دارد كه وقتي در برابر حضار ايستاده‌ايد نتوانيد به خوبي زماني كه نشسته‌ايد فكر كنيد ؟ مطمئنا مي‌دانيد كه چنين نيست .در حقيقت هنگامي كه با ديگران روبرو مي‌شويد بايد بهتر فكر كنيد . حضور آنها بايد به شما انگيزه و تحرك ببخشد .شمار زيادي از سخنرانان عقيده دارند حضور سايرين انگيزه و محركي است كه حضور ذهن و دقت مغز آنان را افزايش مي‌دهد . با اين حال بايد به يك موضوع كاملا ايمان داشته باشيد:((آموزش و تمرين ، ترس از جمع را در شما خواهد كشت و به شما اعتماد به نفس و شهامتي دائمي خواهد بخشيد . ))براي اينكه تمامي تلاش خود را براي تبديل شدن به يك سخنران خوب به كار ببنديد و به سرعت به اين هدف دست يابيد ، رعايت چهار نكته ضروري است:
-  با اراده‌اي قوي و خلل‌ناپذير شروع كنيد.
-  دقيقا بدانيد كه مي‌خواهيد در مورد چه چيزي صحبت كنيد.
-  با اطمينان عمل كنيد.
-  تمرين!تمرين!تمريندر يك سخنراني خوب دو راز مهم نهفته است؛ آمادگي و تمرين.با صرف وقت كافي، خود را كاملاً آماده سخنراني كنيد، در اين صورت احتمال موفقيت شما افزايش فوق‌العاده‌اي خواهد يافت.لطفاً پيرامون فنون سخنراني به نكات ذيل توجه فرماييد:1. پس از نوشتن كامل متن سخنراني، تا جايي كه مي‌توانيد آن را خلاصه كنيد.2. نكات مربوط به يك موضوع را يك جا مطرح كنيد.3. با مخاطبان به بحث و تبادل‌نظر بپردازيد و متكلم‌وحده نباشيد.4. قبلاً از سالن سخنراني بازديد كنيد تا با محيط آن آشنا شويد.5. سخنراني خود را پيرامون سه يا چهار نكته‌ اصلي سازمان‌دهي كنيد.6. چند داستان بامزه مربوط به موضوع سخنراني در متن سخنان خود بگنجانيد و در مخاطبان براي دنبال كردن سخنراني علاقه لازم را ايجاد كنيد. 7. در ساختار سخنراني، پايان يك موضوع و آغاز موضوع بعدي را به وضوح مشخص كنيد.8. روش‌هاي مختلف ارائه يك مطلب را پيدا و طبيعي‌ترين راه را انتخاب كنيد.9. متن پيچيده باعث سردرگم شدن مخاطب مي‌شود.10. صفحات متن كامل سخنراني را شماره‌گذاري كنيد.11. آهنگ سخنراني خود را تغيير دهيد و ببينيد كدام آهنگ مؤثرتر است.12. حتي اگر تعداد مخاطبان كم است تعداد آنها را زياد تصور كنيد.13. ياد بگيريد كه عضله‌هاي صورتتان را شل كنيد و لبخند بزنيد.14. تمرين كنيد تا جمله‌ها را با افت و خيز متفاوتي ادا كنيد.15. شب قبل از سخنراني خوب بخوابيد تا در روز سخنراني سرحال باشيد.16. خود را در حال ايراد يك سخنراني موفقيت‌آميز مجسم كنيد.17. نفس عميق بكشيد، آرام باشيد، لبخند بزنيد و سخنراني را با تأني آغاز كنيد.18. هنگام بيان نكات مهم، مدت كوتاهي مكث كنيد.19. اولين تماس چشمي را با كسي برقرار كنيد كه به نظر شما خوش برخورد و صميمي است.20. سخنراني را با يك خلاصه خوب و قوي به پايان برسانيد. منابع براي مطالعه بيشتر: آئين سخنراني                    نويسنده:ديل كارنگي              مترجم:حسين معارف وندآئين نيكو سخن گفتن       نويسنده : محمد جبروتي         انتشارات :طلائيه
 
http://t_barnameh.persianblog.ir/post/11


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۶:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

ارائه موفق سخنراني

 

با عقل و فهم و دانش دادِ سخن توان                    
چون جمع شد معاني ، گوي بيان توان زد                    

 

          ـــ از دغدغه هاي مهم مديران ، مسئـولان و كارشناسان سازمانـها در انتـهاي سال ، ارائـه گزارش سالانه عملكرد ، اهداف آتي

         و استراتژيكي سازمان و يا گزارش جمعبندي فعاليتها به هيات مديره و يا مجامع عمومي است به نحوي كه جذاب و تاثير

        گذار باشد .

 

      ـــ   ويا پيش مي آيد مديران به مناسبتي در جمع كاركنان سازمان به منظور ايجاد تحرك ، پويائي و زمينه سازي براي جلب

          همكاري و مشاركت بيشتر آنان سخنراني هاي انگيزشي ايراد نمايند .

 

      ـــ  و يا شما فارغ از مسائل كاري و سازماني ، قصد داريد ، ايده ها ، افكار ، نظريات و تجربيات شخصي و يا نتايج مطالعات

          و تحقيقات علمي تخصصي خود را در يكي از مجامع علمي مانند همايشها ، كنفرانسها و نظاير آن بصـورت سخنراني و

          يا ارائه مقاله به مدت حداكثر 20 تا 30 دقيقه ارائه نماييد .

 

          توجـه داشته باشيـد در هر سه شـكل فوق الذكر ، شـما قبـل از هـر چيز بـه ايـن موضـوع فـكر خـواهيد كـرد كه از كجا؟

          و چگونه ؟ متن سخنراني خود را تهيه نموده و به چه طريق آنرا ارائه نمايم ؟ كه جذاب و تاثير گذار باشد .

 

          جري وايزمن Jerry Weissman ارائه دهنده معروف دنياي مديريت در كتاب خود به نام Presentation to win -

          ارائه موفق- مي گويد روزانه سي ميليون سخراني با موضوعات مختلف در جهان ارائه مي شود اما ميليون ها ارائه ناموفق

          مي ماند و ميليونها ارائه ديگر با خستگي ، بي حوصلگي مخاطبين مواجه مي شود فقط در حدود چند صدهزار ارائه موفق

          مي شوند با مخاطب ارتباط درست و منطقي برقرار كنند .

                  

         بارها شاهد بوده ايد كه پاي سخنراني "الف" نشسته ايد اما بدليل معرفي نامناسب و غير موثر و ارائه سردي كه داشته است

         نه تنها چيزي دستگيرتان نشده بلكه سالن جلسه را به بهانه هاي مختلف ترك كرده ايد و يا پاي سخنراني "ب" بوده ايد كه

         به دليل داشتن بياني گرم و جذال و سخنراني پر محتواي او حتي نتوانسته ايد لحظه اي چشم از وي برگيريد .

 

                   ســـــــــئــوال

          بـه چه دليل در سخنراني " الف" مخـاطبين بـه تدريج محل سخنـراني را ترك مي كردند و در نـتيجه ميليونها ارائه ناموفق

          مي ماند ؟ اما در سخنراني "ب" از توجه مخاطبين لحظه اي هم دريـغ نمي شود ؟ پاسخ جري وايزمن اينـست كه سـخنران

         "ب" توانسته بود بين ارائه كننده و دريافت كننده تعامل صحيحي برقرار نمايد .

 

             به قول حضرت مولانا :

                                      دَم مَزن تا بشنوي زان دَم زنان                    آنچه نايد در زبـان و در بــيــان

                                      دَم مَزن تا بشنوي زان آفـتـاب                    آنچه نايد در كتاب و در خِطاب

 

           مطالعات نشان داده است كسي مي تواند يك سخنراني گرم و جذاب و اثرگذار ارائه نمايد كه :

                           علاوه بر دانش و اطلاعات كافي ،

                           قدرت بيان ،

                           مهارت هاي برقراري ارتباط كلامي داشته باشد .

http://www.sedayemojri.com/Lecture.htm


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۶:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]
 قدرت بيان رمز و راز موفقيت در كسب و كار
كتاب قدرت بيان رمز و راز موفقيت در كسب و كار نوشته: پاتريك اليس[كتابها] ناشر: هامون[كتابها] ترجمه: محمدرضا آل ياسين[كتابها] شابك: 0-6-91466-964 تعداد صفحات: 168 شمارگان چاپ: اطلاعات چاپ: قطع رقعي/جلد شوميز - 1385 قيمت پشت جلد: 28000 قيمت خريد از سايت: 28000
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۶:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]

هنر سخنوري واعجاز كلام


"سخن " بر جسته ترين امتياز آدمي است گاه ساحرانه از دل بر مي خيزد وافسونگر است وگاه از خرد بر مي خيزد واز انديشه خبر مي دهد كه "زيبايي گفتار دليل زيادي عقل است ".سخن همواره انسانها را به هم پيوسته است .باران لطيف كلام است كه جنگل احساس وروح زيبايي طلب آدمي را طراوت مي بخشد واز اين رو سخنوري هنر است ،وسخنوران هنرمند افسونگران چيره دستي هستند كه با اعجاز كلامشان درياي دلها را مي نوردند .
شيوايي سخن سخنوران نشان از زيبايي وشكوه روحشان دارد .رسول خدا (ص) مي فرمايند :"زيبايي انسان در فصاحت وشيوايي زبان اوست "


امواج آلفا در مغز

وقتي شخصي مشغول فعاليت است ،امواج مغزي او 14 تا 16 بار در ثانيه نوسان دارد كه به آن امواج بتا مي گويند .زماني كه استرس ايجاد مي شود اين امواج گاه به 30 بار در ثانيه مي رسد كه كاملا با زمان ومثدار استرس در ارتباط است .آن هنگام كه فشارهاي روحي كم رنگتر مي شود بتدريج از امواج مغزي هم كاسته مي شود .هر گاه آرامش روحي كاملا ايجاد مي شود امواج مغزي به 8 الي 13 بار در ثانيه مي رسند كه به آنها امواج آلفا گفته مي شود .اما نكته اصلي اين است كه اين آرامش از هر طريقي كه حاصل شود نتيجه يكي است : از راه ورزش كردن ،دل سپردن به سخنان شيوا ونغز ،تماشاي غروب وقدم زدن در كنار رودخانه اي زيبا وغرق شدن در شگفتي هاي طبيعت ،هر كدام كه باشد امواج آلفا در مغز نمايان مي شود .سخنوراني كه قادرند با كلام وسخن نافذ خود تنش هاي دروني مخاطبين را كاهش دهند ودر قلب آنان نفوذ كنند در ايجاد امواج آلفا در مغز مستمعين نقش كليدي دارند .كه باعث كاهش ميزان سوخت وساز وذخيره انرژي ، كاهش تعداد تنفس وضربان قلب مي شود .در اين شرايط اعصاب سمپاتيك از فعاليت خود مي كاهند وآرامش اغلب سيستم هاي دروني از جمله قلب وعروق را در پي دارد .

سبوي عشق


تمام سخنواران نامي دنيااز هر دين ومسلك كه باشند در يك ويژگي مشتركند وآن هنر عشق ورزيدن است ،عشقي كه به كلام احساس مي بخشد وآن را در سينه ها جاودانه مي سازد. آنان كه مهربانند با شور وشوق سخن مي گويند وبرق اشتياق نگاهشان روشني بخش است .سخنور عاشق به شوق همزباني با مردم زبانش گويا مي شود وشوق او پنجره اي است به سوي دشت بيكران زيبايي كه مستمعين را به تماشا فرا مي خواند .سخنوري كه مستمعين را دوست دارد وبه آنان عشق مي ورزد در ميان آنان به وجد مي آيد ونگاه مستمعين او را به سخن مي آورد .


ايمان به اهداف والا

هر چه ارزش واهداف سخنور بزرگتر باشد ،شعله وسوز دروني او در بيان مطالب بيشتر خواهد بود .اهداف والا وارزشمند انگيزه او را دو چندان مي كند .

چشمان مستمعين مي شنوند

قبل از اين كه سخنور لب به سخن بگشايد ،مستمعين با آنچه مي بينند او را ارزيابي مي كنند ،نحوه راه رفتن او هنگام حركت به جايگاه سخنراني ،ايستادن يا نشستن ، چهره ظاهري وتناسب اندام او شادي يا افسردگي وطرز نگاه او ، در نهايت نوع لباس و آراستگي ، همه در قضاوت مستمعين موثر است . آنچه امروزه در روانشناسي مورد بحث است عوامل موثر در ادراك مي باشد يعني آن دسته از عواملي كه در وهله ي اول مي تواند نظر بينندگان را به خود جلب كند ودر نوع قضاوت وبينش آنان تأ ثير گذارد .

آراستگي سخنور


آراستگي يا عدم آراسته بودن سخنور ، نوع لباس ورنگ آن ، هر كدام تصوير خاصي در ذهن مخاطبين مي گذارد .سخنور باانتخاب رنگ لباس خود در روحيه ي مستمعين اثر مي گذارد .رنگهاي روشن ، همواره شادي بخش است وحتي در روحيه سخنور نيز تأ ثير مثبت دارد .به عنوان نمونه رنگ زرد در قرآن شادي آفرين معرفي شده است آنجا كه مي فرمايد :"زرد يكدست كه رنگ آن ببينندگان را شاد ومسرور سازد " از سوي ديگر آراستگي سخنور احترام به مستمعين است .او با آراستگي خود به مخاطبين پيام مي دهد كه من براي شما احترام قائل هستم وشما را شايسته ي آن مي بينم كه در مقابلتان آراسته ظاهر شوم . اين خود ارتباطي لطيف وبي كلام است وجلب توجه مستمعين را به همراه دارد


رفتارو حركات سخنور


رفتار وحركات فيزيكي سخنور، صلابت سخنور در قدم زدن ،آراسته ومحكم گام بر داشتن وقامت استوار وبا صلابت سخنور ، او را شخصي بدون اضطراب وعلاقه مند به حضور درجمع مي كند .

تبسم سخنور


چهره ي سخنور قبل از آنكه لب بگشايد با مستمعين سخن مي گويد .سخنور متبسم قبل از شروع كلام با تبسم خود پيام دوستي وتمايل به ارتباط با مستمعين خود مي دهد .تبسم سخنور قبل از كلام ، دسته گلي است كه به مستمعين هديه مي شود ،گلي كه ديده نمي شود اما عطر آن همه جا را معطر مي كند .پس به غير از ظاهر آراسته ي سخنور ، تبسم او نيز نوعي ارتباط غير كلامي شيرين محسوب مي شود كه شنوندگان را آماده ي شنيدن ،توجه ودقت مي كند .يك ضرب المثل چيني مي گويد :" اگر قادر نيستي تبسم كني فروشندگي نكن ، چون كسي از شما خريد نخواهد كرد " .اما سخنور عبوس از ديدگاه مخاطبين شخصي است كه با چهره ي خود فرياد مي زند به من نزديك نشويد ! چهره ي او عدم اشتياقش را نسبت به ديدار ديگران فرياد مي زند ، زيرا شخصي كه در دلش شوق ديدار وارتباط با ديگران فرياد مي زند به طور قطع چهره اي شاد خواهد داشت ،البته اين چهره آينه شوق دروني اوست وتصويري است موثر براي ارتباط .

سخنور همواره به آرامش دروني وحفظ تعادل روحي وتمركز حواس نيازمند است ،تمركزي كه بتواند از لابلاي اندوخته هاي سخنور بهترين را برگزيند وتمركز حواس وحفظ تعادل روحي ، قدرت مانور خطيب را بالا مي برد .قدرت ارزيابي سخنور وارتباط او با مستمعين ، جمع بندي سخنان ، آمادگي روحي او براي غلبه بر تكه پراني هاي احتمالي مخاطبين ، ورفع اشتباهات لفظي به نحوي كه مانع بر هم خوردن جوّ شود همه وهمه با آرامش دروني وتمركز حواس سخنور بستگي دارد .پس بهتر است سخنور از آنچه در بهبود تمركز حواس او موثر است آگاه باشد .
تجزيه وتحليل سخن در لحظات قدم زدن ، هنگام ورزش ، قبل از خواب وهر زمان كه فرصتي دست داد به ميزان جرأت مي افزايد واو را در انتقال مطالب ياري مي كند .


چهره شاد وخندان

تبسم موجب گشادي عروق خوني مي گردد وخون بيشتري را باسرعت بهتر در اختيار اعضاي بدن از جمله مغز قرار مي دهد .تبسم وخندان بودن موجب تحريك توليد (بتا اندرفين )در مغز مي گردد كه اين ماده ،به علت آرامبخش بودن باعث كاهش اظطراب وبالطبع بهبود تمركز حواس مي گردد .همچنين تبسم تعادل طبيعي را حفظ مي كند .

تغذيه در سخنوري

نوع ، مقدار وزمان تغذيه ، تاثير شگرفي در تمركز حواس انسان دارد .از آنجا كه مغز انرژي خود را از قند مي گيرد ،هرگاه مقدار قند قابل دسترس مغز كاهش يابد تفكر آشفته وكندتر مي شود .هرگاه غذاي خورده شده كافي وقند خون در محدوده ي طبيعي حفظ شود تفكر تند وروشن وخلق عالي ورفتار خوب وچهره ي شاد در شخص بروز مي كند

http://webcache.googleusercontent.com/search?q=cache:8bIBMRcUL5kJ:www.andishenovin.ir/forum/showthread.php%3Ft%3D345%26page%3D1+%D9%87%D9%86%D8%B1+%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&cd=29&hl=en&ct=clnk&source=www.google.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۶:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

كلام با زبان تصوير

هنر تجسمي ، نقاشي

افتخار پيشينه پر بار تصويري و تجسمي‌همه ما ايراني‌ها ابتدا به نقش‌ها و حجم‌هاي سفالين مكشوف در غارهاي ميرملاس و دوشه لرستان و بعد به نقش‌هاي عاميانه در قالي‌ها، گليم‌ها، جاجيم (ماشته)ها و... برمي‌گردد.

همه اين موارد كه نسبتي مستقيم با استان لرستان برقرار مي‌كنند، خواه ناخواه توقع تصويري ما از اين استان را به نسبت استان‌هاي ديگر دو چندان مي‌كنند؛ مخصوصاً وقتي كه خبر برپايي نمايشگاهي با عنوان «نقاشان نوگراي استان لرستان» به گوش مي‌رسد.

پيش‌تر همه ما شاهد نمايشگاه‌هاي مختلفي با همين عنوان (نوگراها) و مربوط به استان‌هاي ديگر بوده‌ايم و ضعف اطلاع رساني و تبليغ اين نمايشگاه درباره آنها نيز صادق بوده است.

همه ما به اين نكته آگاهيم كه وجود مكان اين دسته از نمايشگاه‌ها در مجموعه صبا، واقع در يكي از اصلي‌ترين مكان‌هاي شهر تهران، يعني مابين چهار راه وليعصر و ميدان وليعصر، به سبب تعداد بازديد‌كننده غنيمتي است براي اين نوع نمايشگاه‌ها، ‌ولي فقط كافي است به آمار بازديد كننده‌ها (اگر چنين آماري وجود داشته باشد!) مراجعه كنيم تا دريابيم كه اينگونه هم كه تصور مي‌شود،  نيست (اين را از روي سالن‌هاي خالي اين نمايشگاه مي‌گويم). اين در حالي است كه بسياري از رهگذراني كه از مقابل «صبا» مي‌گذرند كافي است اولين اطلاعيه مبني بر دعوت به نمايشگاه به چشم شان بخورد تا وارد نمايشگاه شوند. راستي! چرا هيچ وقت درباره چنين نمايشگاه‌هايي آمار بازديد‌كننده ارائه نمي‌شود؟

چرا نظر بازديد كننده‌ها را مبني بر چگونگي برگزاري اين نمايشگاه‌ها اعلام نمي‌كنند؟ چرا لااقل برگزار كنندگان، يك «پلات لمينيت شده» ناقابل مبني بر دعوت از عموم مردم، جلوي در ورودي صبا نمي‌گذارند؟ تا كي قرار است فقط دانشجويان رشته نقاشي از اين نمايشگاه‌ها ديدن كنند؟

افتخار پيشينه پر بار تصويري و تجسمي‌همه ما ايراني‌ها ابتدا به نقش‌ها و حجم‌هاي سفالين مكشوف در غارهاي ميرملاس و دوشه لرستان و بعد به نقش‌هاي عاميانه در قالي‌ها، گليم‌ها، جاجيم (ماشته)ها و... برمي‌گردد.

از ياد نبريم كه اولاً شركت اين تعداد از نقاشان يك استان در چنين نمايشگاهي چيز كمي‌نيست و ثانياً اگرچه ممكن است همه اين نقاشان، خودشان در نمايشگاه حاضر نباشند ولي به‌عنوان يك نقاش آنچه برايشان در درجه اول اهميت قرار دارد، پيش از قول خريد آثار، چاپ كتاب و يا هر چيز ديگر، «ديده شدن» آثارشان آن هم از سوي طبقه‌اي از اجتماع ايران به نام پايتخت نشين‌‌هاست. چرا نمي‌خواهيم باور كنيم قشر وسيعي از همين پايتخت نشينان ما هنوز نمي‌دانند كه براي ورود به يك نمايشگاه نقاشي هيچ نيازي به خريد بليت ندارند. افسوس كه با يك سهل انگاري ساده (فراگرفتن بهتر ديدن) اين امر از آنها دريغ مي‌شود.

نمايشگاه نقاشان نوگراي استان لرستان با آثار انتزاعي زهره جعفري كه با خاك اره و رنگ محدود كار شده، آغاز مي‌شود و به اين ترتيب خبر از نمايشگاهي درخور (ديدن) مي‌دهد. در ادامه، پروين مراحمي، ‌لرستاني بودن نقاشان اين نمايشگاه را به ما يادآوري مي‌كند. او در آثارش اصرار زيادي در بومي‌ بودن دارد. او در طرح مضامين‌اش بسيار بومي‌عمل كرده است اما در طرح ساختار و آنچه پيش از موضوع به چشم مي‌رسد نه تنها از بوميت (مثلاً رنگ‌هاي متنوع در زندگي لرها) خبري نيست كه حتي آثارش فاقد انسجام يك تابلوي نقاشي «قابل ارائه» است. در اينجا عناصر نقاشي (ساختار، رنگ، انسجام و...) به طرز مبتديانه‌اي فداي موضوع شده است.

اين موضوع محوري و فدا كردن ساختار به قصد پرداختن به موضوع، مسئله‌اي است كه در كار مسعود پارسافر نيز به‌ترتيبي ديگر خودنمايي مي‌كند.  با همه جست و جو و تلاش تحسين برانگيزش در راه نقاشي، تناقض بزرگي هم در كار او به چشم مي‌خورد و آن كوبيسم به ظاهر تحليلي‌اش است كه آن را با مضاميني (مضامين ايراني مثل المان‌هاي صوري هخامنشي و...) آميخته است كه با همان نگاه اول مي‌توان فهميد كه اين مضامين به‌صورت ذهني در كار او وارد شده است، حال آنكه كوبيسم اصلاً در بنيان خود پيوندي ناگسستني با عينيت و مطالعه ديداري (ميان چشم و شيء ديده شدني) دارد. سؤال اين است كه او چگونه تحليل كوبيستي‌اش را با امري ذهني (پرورش موضوع) همخوان كرده است؟ (اگر از ديدگاه رئاليستي كه بخش دروني شده كوبيسم است به اين مسئله توجه كنيم خواهيم ديد كه اين خرده، به آثاري چون «گرنيكا»ي پيكاسو نيز وارد است).

در همين باره نكته قابل توجه ديگر استفاده از تكنيكي به نام كلاژ (تكه چسباني) در اين نمايشگاه است. به كارگيري افراطي اين تكنيك در اين آثار، گاه به آنجا مي‌رسد كه تابلوي نقاشي را به راستي از نقاشي بودن جدا و به يك اثر «كاردستي» نزديكش مي‌كند. برخي از اين نقاشان همچون غلامرضا رئيسي، جواد شاهوردي و احسان سلگي (هر چند احسان سلگي در اين ميان تجربيات متنوع تري دارد) از همين دسته‌اند.

هنر تجسمي ، نقاشي

درباره كلاژ نيز همواره همين خصلت رئاليستي مطرح بوده است، «آپوليز شاعر، كلاژ را تأييد مي‌كرد و آن را تكنيك بسيار مناسبي براي انتقال (يا بازگويي) تجربه روزمره يك شهروند دنياي مدرن مي‌دانست.»* همين جاست كه مي‌گويم اگر كلاژ را صرفاً به حيطه مواد سنتي و تزئيني بكشانيم آنگاه ديگر تعريف و كاركرد مدرنيستي‌اش را از دست داده و خود را به يك اثر تزئيني و گاه حتي كار دستي نزديك كرده است.

در كار محسن احتشامي‌ اما، ‌كلاژ به راستي ديگرگونه است. او مدرنيسم‌اش را از حد زيادي از ديگر دوستانش جلوتر پي‌گيري مي‌كند. اگر در اشتياق وافر او به دوره قاجار و استفاده از عناصر تصويري و حتي اشياي آن دوران همچون ظرف و قفل قديمي، ‌جنبه انتقادي آثارش نبود، كار او نيز به يك طراحي چيدماني و صرفاً مضموني و فاقد رنگ تقليل مي‌يافت.

فرشته غازي راد با 5 اثر طبيعت بي‌جان در اين نمايشگاه حضور دارد. غيراز دو تا كه در آنها سازهاي زهي را (شايد به تبعيت از كساني همچون براك و پيكاسو) تصوير كرده است، در 3 اثر ديگر كه هر 3 روي تخته چوب كشيده شده، به توفيق چشم نوازي نايل شده است.

استفاده از رنگ‌هاي محدود اما «بجا» مخصوصاً در تابلوي طبيعت بي‌جاني به نام «بدون عنوان» جداي از يادآوري آثار «ماتيس»، از شاعرانگي و سرزندگي قابل توجهي هم برخوردار است. از زهرا رهنورد نيز در اين نمايشگاه ‌آثاري بر سينه ديوار مي‌درخشد (هر چند به‌نظر مي‌رسد تعداد نقاشان نوگراي زن استان لرستان از ديگر استان‌ها و مخصوصاً استان مازندران كمتر باشد كه اين نيز در جاي خود قابل بررسي است)، اگر بخواهم با وجود ميل باطني‌ام، ‌نقاشي‌هاي زهرا رهنورد را با كسي قياس كنم، او ميرحسين موسوي است.

زهرا رهنورد نيز پس از دوره‌هاي اكسپرسيونيستي و نقاشي با شيشه (يكي از نقاشي‌هايش در اين نمايشگاه از همين دوره است) به سفيدي كاغذ (كاغذ پلات) روي آورده است. تك رنگ‌هاي اساسي و خاكسترهايي كه در كار ميرحسين موسوي با سوختگي ايجاد شده بود، در اينجا با سايه روشن‌هايي كه در اثر عكس و چاپ به‌وجود آمده، قابل مقايسه است. جداي از فرم، آنچه اين دسته از آثار زهرا رهنورد را از ميرحسين موسوي جدا مي‌كند ورود بارز فيگور در آثار اوست.

نمايشگاه نقاشان نوگراي استان لرستان با آثار انتزاعي زهره جعفري كه با خاك اره و رنگ محدود كار شده، آغاز مي‌شود و به اين ترتيب خبر از نمايشگاهي درخور (ديدن) مي‌دهد.

برادران گودرزي (مصطفي و مرتضي) نيز به‌عنوان نقاشاني با تبار لرستاني در اين نمايشگاه هر كدام با 3 اثر حاضرند. در همين6 اثري هم كه از طرف آنها ارائه شده است مي‌شود شدت نزديكي و تداخل اين 2 برادر را به يكديگر تشخيص داد.

محمد ابراهيم جعفري را نيز ميان برادران گودرزي با آثار آب مركب و شرق دوري‌اش مي‌شناسيم (خصوصاً اينكه يكي از اين آثار به‌عنوان سند، تاريخي را بر خود دارد كه سال 67 را نشان مي‌دهد!) اما از طراحي‌هاي قديمي‌جعفري، فضاهاي شاعرانه محمود مكتبي و آبستره دلنشين حجت الله اماني كه بگذريم، ‌رضا بهاروند شايد تنها كسي باشد كه در اين نمايشگاه به تمامي، حق مطلب (نوگرايي استان لرستان) را ادا كرده است. انتزاع تابلوي او به‌شدت حال و هواي گليم (لِي، به قول لرها) و دست بافت‌هاي استان لرستان را دارد، با اين حال اصلاً نمي‌خواهم به‌دنبال ردپاي يك «چيزِ اين جهاني» در ميان خطوط رنگي عمود و افق در آثار او باشم. او همين كه با برداشت و خراشيدن سياهي از روي سطح بوم، رنگ‌هاي گرم زيرين را از آن ميان بر ما آشكار مي‌كند، كافي است.

همين كه در پس اين تيرگي به‌دنبال نوري مي‌گردد كه فقط از رنگ قابل ساطع شدن است كفايت مي‌كند. قرار هم نيست كه همه مسائل به زبان آمدني و نامدني درباره نقاشي به هر ترتيبي كه شده به زبان بيايند. پس فقط بايد به اين نقاش، حتي با تجربه‌هاي جديدش (استفاده از بوم روي بوم) تبريك گفت، چرا كه همين تجربه‌ها به ما مي‌گويند كه او نيز همچون نقاشان ديگر اين سرزمين كهن، همچنان در ادامه اين راه پر خار گام‌هاي محكم بر مي‌دارد.

پي نوشت:

* نوربرت لينتن، هنر مدرن، ترجمه علي رامين، نشر ني، چاپ دوم، 1383، ص 78

   

 منبع : همشهري

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۶:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]
 

فن سخنوري
نويسنده: رضوان الله يارشاطر
ناشر: پرستو
زبان كتاب: فارسي
تعداد صفحه: 560
اندازه كتاب: رقعي - سال انتشار: 1353 - دوره چاپ: 1
كد كتاب: 69368

مروري بر كتاب
 از روزي كه انسان به نيروي اعجاب انگيز كلام پي برد هميشه مايل بوده بتواند در ميان جمع به خوبي صحبت كند و با قدرت و جادوي كلام ديگران را تحت تاثير قراردهد اما موانع زيادي هم وجود دارد كه خيلي ها را از اشتهاي صحبت كردن براي ديگران مي اندازد.


گاهي موقعيتي پيش مي آيد كه بايد در جمعي صحبت كنيد اگرتجربه كافي نداريد احتمالاً دچار مشكلات زيادي مي شويد.

صنحه زير را تجسم كنيد.
هر چقدر به ساعت سخنراني نزديك تر مي شويد استرس بيشتري پيدا مي كنيد با ديدن جمعيت قلبتان به شدت مي تپد لرزش را در ساق پاي خود احساس مي كنيد. گلويتان بشدت خشك مي شود و احتمالاً مثلاً لبو قرمز شده ايد.

روبروي جمع هستيد و چاره اي جز شروع كردن نداريد صدايتان در نمي آيد كلمات بريده بريده و كلي تپق محصول سخنراني شماست بازجر تمام و به هر شكلي كه شده نطق خود را تمام مي كنيد.

وقتي از تريبون دور مي شويد احساس مي كنيد تريلي از روي شما عبور كرده و شايد تصميم بگيريد كه اين اولين و آخرين سخنراني باشد.

http://www.iketab.com/books.php?Module=SMMPBBooks&SMMOp=BookDB&SMM_CMD=&BookId=69368


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۶:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]
 

مسابقه فن سخنوري


    اين مسابقه29و 30 ارديبهشت ماه در تالار فردوسي دانشكده ادبيات و علوم انساني برگزار شد در طي اين مسابقه هر يك از دانشجويان شركت كننده مدت 15 دقيقه سخنراني داشتند. گفتني است معيارهاي ارزيابي سخنراني ها در دو جدول تنظيم گرديده بود. كه جدول نخست، ارزيابي داوران فني بود. كه در خلال هر سخنراني تكميل مي شد و جدول دوم، ارزيابي مخاطبان، توسط 10 نفر از شنوندگان كه 5 نفر مخاطبان آزاد و 5 نفر اعضاي انجمن علمي زبان و ادبيات فارسي بودند، در خلال هر سخنراني تنظيم ميشد. در پايان پس از ارزيابي توان سخنوري شركت كنندگان به پنج نفر برتر جوايز ارزشمندي اهدا گرديد.
 

http://farhangi.um.ac.ir/portal/index.php?q=node/639


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۶:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]


محبوبيت سخنران (فن سخنوري )


گاهى سخنران، به علل مخصوصى، از محبوبيت و علاقه شديد مردم برخوردار است و سخنانش را با تمام وجود پذيرا هستند. در اين صورت، اگر هماهنگى بين ماده سخن او با آهنگ صدا، حالت چشم، حركات دست و بدن، و ديگر جهات لازم ضعيف باشد، محبوبيتش، كمبود هماهنگى را جبران مى‏نمايد.

رسول گرامى (صلى‏الله و عليه و آله و سلم)، قبل از هجرت، در محيط دشمنان و مخالفين اسلام سخن مى‏گفت و لازم بود جهات هماهنگى را رعابت نمايد، ولى بعد از هجرت محيط عوض شد. شنوندگان سخن حضرت، اغلب دوستداران بودند و رعايت هماهنگى در تمام مواقع ضرورت نداشت. از اين رو، گاهى سخن را در جمع مسلمانان به طور عادى القا مى‏فرمود و اثر خود را مى‏گذارد.

اين شرايط متفاوت، براى على (عليه السلام) و ديگر ائمه طاهرين، كم و بيش به وجود آمده و هر يك از آنان، در جاى خود، به تناسب محيط و شرايط، سخن گفته‏اند. در اين جا، يك مورد از سخنان حضرت رضا (عليه السلام) ذكر مى‏شود:

پس از آن كه مأمون، حضرت رضا (عليه السلام) را به ولايت عهدى منصوب نمود، خشكسالى شد. باران نيامد و مردم سخت دچار نگرانى تشويش خاطر گرديدند. بعضى از اطرافيان مأمون، كه با اهل بيت رسول اكرم (صلى‏الله و عليه و آله و سلم)، مخالف بودند، اين موضوع را دستاويز قرار دادند و شايع كردند كه بر اثر ولايت عهدى حضرت رضا (عليه السلام) ، خداوند براى ما باران نفرستاد اين شايعه به گوش مأمون رسيد براى او سنگين آمد. به حضرت عرض كرد باران نيامده و مردم در خطر قرار گرفته‏اند، به جاست كه شما دعا كنيد و براى مردم باران بخواهيد.

فقال الرضا (عليه السلام) نعم قال فمتى تفعل ذلك و كان يوم الجمعه قال يوم الاثنين فان رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم اتانى البارحه فى منامى و معه اميرالمؤمنين على (عليه السلام) فقال يا بنى انتظر يوم الاثنين فابرز الى الصحراء و استسق فان الله تعالى سيسقيهم.(1)

حضرت به مامون پاسخ مثبت داد و خواسته او را پذيرفت. مأمون پرسيد: چه وقت امر دعا را انجام مى‏دهيد؟

روزى كه مأمون صحبت مى‏كرد، جمعه بود. حضرت فرمود: دوشنبه، زيرا ديشب پيغمبر اكرم (صلى‏الله و عليه و آله و سلم) را در خواب ديدم و على (عليه السلام) با او بود، به من فرمود: فرزندم، در انتظار روز دوشنبه باش. به صحرا بود و طلب بارن نما. خداوند مردم را سيراب خواهد نمود.

خبر صحرا رفتن امام، به منظور دعا براى طلب باران، در شهر شايع شد. روز دوشنبه فرا رسيد. حضرت رضا (عليه السلام) راهى صحرا شد و مردم زيادى نيز در صحرا گرد آمدند.

فصعد المنبر فحمد الله واثنى عليه ثم قال اللهم يا رب انت عظمت حقنا اهل البيت فتوسلوا بنا كما امرت و املوا فضلك و رحمتك و توقعوا احسانك و نعمتك فاسقهم سقياً نافعاً عاماً.(2)

حضرت رضا (عليه السلام) منبر رفت. پس از حمد و ثناى خداوند، عرض كرد:

بارالها، تو حق اهل بيت را بزرگ قرار داده‏اى. مردم طبق دستو تو به ما متوسل شده‏اند. به فضل و رحمتت اميدوارند و متوقع احسان و نعمت تو هستند بارالها، براى آنان باران بفرست، به گونه‏اى كه نافع و همگانى باشد.

در خواست مأمون از امام اين نبود كه براى طلب باران، در معيت مردم به صحرا برود و همه با هم دعا كنند. بلكه از امام درخواست دعاى فردى داشت. شايد هدف اين بود كه امام دعا كند و خداوند مستجاب ننمايد و موجب تضعيف شخصيت آن حضرت در افكار عمومى شود، ولى رسول گرامى، مشيت خداوند را در عالم رؤيا به حضرت ابلاغ نموده بود و دعاى امام به گونه‏اى بهت آور مستجاب گرديد.

راوى قسم ياد مى‏كند طولى نكشيد هوا بر هم خورد. رعد و برق شد. ابر، فضا را پوشاند. مردم حركت كردند كه به منازل خود بروند تا از باران مصون باشند. حضرت فرمود: حركت نكنيد. اين ابر از آن فلان بلد است. ابر رفت. دوباره هوا بر هم خورد و ابر آمد. حضرت فرمود: اين ابر براى فلان بلد است. تا ده بار. دفعه يازدهم فرمود: اين ابر از آن شماست، به منازل خود برويد و حضرت نيز از منبر به زير آمد.

مردم به منازل خود رسيدند و ابر باريدن گرفت. تمام مزارع و باغات مشروب شد. مخازن آب مملو گرديد و خلاصه، بارانى نافع و كامل باريد. اين امر بر محبوبيت حضرت رضا (عليه السلام) افزود و مردم دريافتند كه امام تا چه حد مورد عنايت و لطف حضرت بارى تعالى است.

فجعل الناس يقولون هنيئا لولد رسول الله صلى الله عليه و آله كرامات الله عزوجل.

پس از اين قضيه، مردم به هم مى‏گفتند: گوارا بر فرزند پيغمبر، كرامات خداوند عزوجل.

ثم برز اليهم الرضا (عليه السلام) و حضرت الجماعه الكثير منهم فقال يا ايها الناس اتقوا الله فى نعم الله عليكم فلا تنفروها عنكم بمعاصيه بل استديموها لطاعته و شكره على نعمه و اياديه.(3)

حضرت بين مردم ظاهر شد. جمعيت زيادى گردش جمع شدند. با آنان سخن گفت و فرمود: از عذاب خدا در زمينه نعمت‏ها بترسيد. عطاياى او را با گناه، از خود دور مكنيد، بلكه با طاعت و شكرگزارى، آن‏ها را ادامه دهيد.

سخنان امام در آن شرايط و با آن همه محبوبيت، خود به خود به دل‏ها مى‏نشيند و نياز ندارد با شدت حرف بزند و مطلب مورد بحث خويش را، با چگونگى صدا، حالت چشم، و حركت دست هماهنگ سازد، زيرا علاقه شديد مردم مى‏تواند جايگزين هماهنگى شود و كلام آرام و عادى آن حضرت را تا اعماق جان آنان نفوذ دهد.

ــــــــــــــ
 
1 - عيون اخبار الرضا، باب 40.

2 - عيون اخبارالرضا، باب 40.

3 - عيون اخبارالرضا، باب 40.

سخن و سخنوري: محمد تقي فلسفي
 
تهيه و تنظيم: محمد حسين امين
 
http://www.islamicgc.com/Articles/Show.aspx?ID=408


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۶:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

فن سخنوري

فصل نخست) اصول سخنوري ارسطويي

اتوس،پاتوس،لوگوس،اصول سه گانه ارسطوفيلسوف بزرگ يوناني هستند.خطبا واستادان دانشگاه اصل ديگري را به اين اصول افزوده اند كه بررسي آن خالي ازفايده نيست:"لامه-اوس"

اتوس(شخصيت واعتماد): متشخص بودن وقابليت اعتماد ،نتيجه تركيب خوش رويي و آمادگي باصداقت وراستي پيشگي است.خوش رويي درنخستين نشانه ها جلوه ميكند.يعني داشتن ظاهري حرفهاي ومودب كه با احترام هميشگي همراه است .احترام به معناي چيزي بيشتراز رعايت رفتارخوب با دادگاه وطرف مقابل است.بايد آرام و معتدل،پاسخگو به پرسش هاي دادگاه بايدبا دقت گوش كرد وحتي اگرتصور ميشود كه اين پرسش ها مربوط به حواشي مساله اند بايد به آنهاكاملا" پاسخ داد.يكي از سريع ترين راههاي ازدست دادن خوشرويي اعضاي دادگاه ،گستاخي وتندي نسبت به دادگاه وطرف مقابل است .پاسخ ندادن به پرسش هاي دادگاه ويا دادن جواب طفره آميز وسربالا ، قضات تصميم گيرنده در پرونده را عصبي كرده وممكن است قابليت اعتماد به شما را تضعيف كند.اتوس همچنين ايجاب ميكند كه همواره آمادگي خودرا حفظ كنيد.يعني نه تنها سوابق امروديدگاههاي صاحبنظران ومقامات را بشناسيد بلكه بايدتمام لوازم صروري ودردسترس رادقيقا مرتب كنيدبنحويكه دچار دستپاچگي وسردرگمي درميان مدارك نشويد.اگريك وكيل موضوع وحكم آنرا به اندازه اي كه بايد جدي گرفت،بداند دادگاه سريعا تصميم خودرا ميگيرد.

يكي از عناصر حياتي اتوس صداقت است.يعني شناخت نقاط ضعف موجود درسوابق امروموارد دردسرآفرين قبلي،ونيز آماده شدن براي دادن پاسخ هاي متقاعد كننده به پرسشهاي ناظربه اينگونه مشكلات.قابليت اعتماد امري بسيارخطيراست ويكي از بدترين راههاي صدمه زدن به اين ويژگي انجام كارها وبروز نشانه هايي است كه شما را نسبت به دادگاه غيرصادق معرفي ميكند ويا اينكه گوياي اين واقعيت است كه شما دست به بازي عجولانه وغيرمنسجمي نسبت به سوابق پرونده و وقايع آن زده ايد.اگرنظردادگاه با اين اقدامات نسبت به شما مثبت شود و به شما اعتماد كند اين خود ارزشمندتر و قابل قبول تراست ازبه كارگيري عناصر احساسي ومنطقي دراستدلال كه ممكن است نتيجه بخش نباشد.

پاتوس(توانايي برانگيختن احساسات): باتوجه به آن كه قضات انسانند،استدلال هايي كه در بيشترمواقع موفق تلقي ميشوند آنهايي هستند كه هم از لحاظ احساسي وهم ازمنظر حقوقي وارد باشند.پس،بر روي انصاف و ابعاد انساني موقعيت موكل خود متمركز كنيد.اگر قاضي بخواهدبه نفع شمابه اين دليل كه احساس ميكند موقعيت موكلتان اساسا" منصفانه،مسئوليت پذيرانه وعادلانه است حكم كند،اين احتمال بيش ازهمه وجود داردكه تفسير شما از اعمال قانون و حكم را در راي خود مورد استفاده قراردهد. البته همه پرونده هاي حقوقي درواقعيت هاي كليدي خودريشه دارند.شما بايد شرح ماوقع مجاب كننده اي را در محضردادگاه بازگوكنيد.با وجود اين و هرچند كه ناخوشايند بنظر برسد دربيشتر پرونده ها حداقل برخي وقايع هستند كه يا بنفع موكل شما محسوب ميشوند يا بنفع طرف مقابل وقايعي را كه موقعيت موكلتان را دلنشين تر ميكند برجسته تر كنيد.

ارسطو مثال ميزندكه مفهوم پاتوس ميتواند مستلزم برانگيختن احساسات شنوندگان عليه طرف مقابل شما باشد.باوجود اين بايد بسيار مراقب باشيد كه دراين راه زياده روي نكنيد وبه بيراهه نيفتيد.منظور ارسطو اين نيست كه بطرف مقابل ناجوانمردانه پرخاش كنيدويا اينكه آشكارا و وقيحانه مدعي شويد كه طرف مقابل شما كارشرم آوري انجام داده است. بعلاوه نبايد موضوعات تحقيرآميز را در استدلال خود به شيوه اي بهمببافيد كه دادگاه را بسمت استنباط عملكرد بدطرف مقابل شما رهنمون كند تا جائي كه تلاش كنيد به دادگاه القاء نماييد كه او نبايد دردعوا پيروزگردد.

اگرچه زمان به ندرت اجازه ميدهد كه دراستدلال شفاهي بتوان موارد ونمونه هاي عملي تفصيلي را برشمرد ولي لازم است وقايعي كه نسبت به عمل موكل شما دربردارنده زمينه هاي احساسي و توضيحات متقاعدكننده ونيز سازگارو معقول و متعارف است گردآوري شود.اگردادگاه بخواهد باين دليل كه كاردرستي انجام ميدهد بنفع شما راي صادركند نقش قدرت وقوه منطق دراستدلال شما بسيارمهم خواهد گرديد كه در بخش بعدي بررسي ميشود.

لوگوس(توانايي اثبات): اگرچه اتوس وپاتوس دونكته مهم اند ممكن است نزد هيات منصفه اثرقاطع وتعيين كننده داشته باشدولي تلاش دراتكا صرف برهريك ازآن دو ممكن است به نتيجه معكوس ونامطلوبي منتهي شود.بويژه دربرابر دادگاه كه ملزم به رعايت اصول حقوقي ومقررات قانوني است .لوگوس از اهميت بيشتري برخوردارخواهدبود.بدين ترتيب اگربتوان استدلال ها را سازماندهي شده ومنطقي ارائه كرد بنحوي كه بطور طبيعي پي در پي هم قراربگيرند بسيارمهم خواهدبود.نخستين گام براي انجام يك استدلال شفاهي انتخاب مباحث و موضوعاتي است كه بر آنها تمركز خواهيدكرد.اگرچه دريك استدلال نميتوان ازمباحث وموضوعات متعددي سخن گفت ولي دربيشترپرونده ها لازم است توجه خودرا برروي دوتا سه موضوع معطوف كنيددرموقعيت هاي نادرميتوان موضوعات اضافي را بنحو پيوسته و منسجم مطرح كرد اما اينكارمعمولا نيازمند مدت زمان بيش از 30 دقيقه براي هرطرف است.اگروقت شما فقط20 دقيقه ياكمتراست مطرح كردن بيش از سه موضوع براي دادگاه تقريبا غيرممكن مينمايد.بهترين موضوع را انتخاب كنيد و اول از آن سخن بگوئيد.اگر موضوع برگزيده شماپيچيده يابراي دادگاه جذاب است ممكن است تنها موضوعي باشدكه قادر خواهيدبود وارد جزئياتش شويد.مراقب باشيد بهترين استدلال خودرا درهم وبرهم و آشفته نكنيديا آنراميان دريايي از استدلالهاي كم وزن وبيمايه قرارندهيد.موضوعاتي را كه درهرحال مهم و حياتي اند برگزينيد ومنظم كنيد.ساختارمنسجم وبهم پيوسته بامقدم هاي كه به سرعت موضوع ودرون مايه يا نيروي اصلي استدلال شما را معرفي كرده ونكات اصلي آنرا فهرست ميكند آغازميشود.سپس بلافاصله وارد نخستين نكته اصلي شده واستدلال كوتاهي درتائيد آن ارائه كنيدوهنگامي كه دادگاه ازشما سئوال ميپرسد پاسخ دهيددرادامه اگر مقدوراست به نكته يا نكات مهم ديگرنيزبپردازيد.اگربتوانيدخلاصه اي ازگفته هاي خودرا قبل از ورود به نتيجه گيري مطرح كنيدممكن است مفيد واقع شودهرچنداينكار واجد اهميت اساسي نيست .

هدف هراستدلال شفاهي متقاعد كردن شنونده به انجام كاري است كه درنظرداريد. درحاشيه ازكاري حرف بزنيد كه دوست داريد مخاطب شما انجام دهد(اين كار ميتواند تقاضاي صدور حكم بنفع موكل شما يا درخواست تائيد يا نقض فلان راي يا رعايت برخي تخفيفات باشد).سپس توجيهات خود را بيان كنيد.بعنوان نمونه درمرحله پژوهش(تجديدنظرخواهي)ميتوانيد به عنوان اصلي ترين موضوع بيان كنيد كه فلان راي پژوهش خواسته بدليل تفسير نادرست دادگاه ازعبارات متن قرارداد استنادي بايد نقض شود.وقتي كه در محاكم قضائي استدلال ميكنيد لوگوس مهمترين عامل محسوب ميشود.نحوه سخن گفتن نيزبسيار موثراست.بعنوان مثال:بيان اين مطلب اصلي كه "اين پرونده كهنه وبا قدمت 20سال بايد باستناد قواعد مرور زمان رد شود"بطوركلي موثرتراست از گفتن اين كه "اين پرونده مربوط به كسي است نبايد او را بخاطراعمالش مسوول دانست".ازآنجا كه شما بايد موضوعات را به بحث محدود كنيدلازم است نظر متقاعدكننده ترين صاحبنظران و مقامات را كه مويد ديدگاه شما هستند انتخاب نمائيد.زيرا زمان شما بقدري است كه فقط ميتوانيد از ديدگاه تعداد اندكي از آنها به تفصيل سخن بگوييد.با وجود اين بايد آماده باشيد تا به تمام موارد بطورخلاصه اشاره كنيد و يا دست كم برموردي كه دادگاه ممكن است مرتبط تشخيص دهد تاكيد كنيد.همچنين بايد مراقب باشيد كه مبادا ديدگاه و سخنراني شماغافل از نظرات مخالف موجود بوده يا آنها را نديده باشيد.وانگهي لازم است هنگامي كه به دادگاه بحث خودرا مطرح ميكند يا اينكه طرف مقابل ايراد مينمايد يا مستقيما به همان مسائل بپردازيد ويا اينكه درابتدا درباره آنها وارد بحث شده وتوضيح دهيد كه چرا اين نظرات دراين خصوص قابليت اعمال ندارند.

بدين ترتيب نقل قول ديدگاه صاحبنظران و دكترين اصلي در خصوص موضوع هميشه كافينيست.براي ايراد يك استدلال شفاهي قانع كننده بايد ابتدا با دقت آن نظرات را بر موضوع پرونده اعمال نمود تا اثبات شود كه چرا وچگونه ديدگاه آن مقام تصميم گيري بنفع شما را ايجاب ميكند.

http://daftarkhaneh0.blogfa.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۶:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

فن سخنوري و ارتباط آن با عدالت

روي لينك زير كليك كنيد :

http://www.ensany.ir/storage/Files/20110207110607-(1795).pdf


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۶:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]
 


«فن بيان» راهي براي پيشرفت در مشاغل


 جهان، زندگي و حيات آدمي عرصه ارتباط و رابطه‌هاي اجتماعي است و در عرصه ارتباطات انساني، گفتار و سخن، از متداول ترين عملكرد انسان است كه آدمي را از ديگر موجودات زنده متمايز مي‌كند.


ارتباط گفتاري، مهمترين رفتار انسان و تاثير متقابل اجتماعي است. اگر خوب بنگريم مي‌بينيم كه تفاوت حيات انسان باديگر موجودات زنده و حيوانات در اين است كه او ارتباط خود را از طريق گفتار و سخن محقق مي‌سازد.
 
«گوش دادن، سخن گفتن، خواندن و نوشتن» از عناصر اصلي ارتباط انساني به شمار مي‌رود و بر اساس نتايج يك تحقيق علمي، گوش دادن 42درصد، سخن گفتن 32 درصد، خواندن و مطالعه 15 درصد و نوشتن يازده درصد اين مهارت‌ها را در برمي‌گيرند. آن گونه كه نتيجه اين پژوهش نشان مي‌دهد 74  درصد اين مهارت‌ها به گفتن و شنيدن اختصاص مي‌يابد و خواندن و نوشتن با وجود بار علمي، تنها 26 درصد را به خود اختصاص داده است.
 
كلام موهبتي آسماني است كه ازطرف خداوند به انسان عطاشده و همين موهبت سبب برتري آدمي از حيوان است؛ به گونه‌اي كه انسان را حيوان ناطق ناميده‌اند.
 
جنس صدا و تُناليته و ويژگي آن يك امر غريزي و ژنتيك و خدادادي است اما چگونه سخن گفتن، آشنايي با فن بيان و آيين سخنوري؛ ژنتيك و غريزي نيست بلكه مهارت و توانايي است كه در جريان آموزش، تمرين و كسب تجربه حاصل مي‌شود.اين آموزش بهتر است مانند ديگر علوم از همان دوران نوجواني و جواني آغاز شود و در صورت استعداد و بهره‌وري ذاتي و نيز برخورداري از عشق و علاقه در حوزه سخن و فن گفتار و بيان، سخنور و گوينده‌اي توانا تربيت شود.
 
بررسي تاريخ تمدن بشر اين نكته را روشن مي‌سازد كه بشر از ديرباز با فن سخنوري آشنا بوده و براي پيشبرد مقاصد خود و اقناع ديگران از اين موهبت ويژه استفاده مي‌كرده، اما به درستي معلوم نيست اولين بار چه كسي قواعد آن را تنظيم و به عنوان يك فن و هنر در ميان مردم رايج كرده است.
 
آنچه كه بدان مقاصد خود را بيان كنند، علم كلام يا سخنوري است، سخنگويي فن و هنر والاي اقناع و ترغيب است، يعني چيزي كه به وسيله آن غرضِ سخنور حاصل  مي‌شود، شنونده، سخنِ گوينده و صاحب سخن را مي‌پذيرد و باور مي‌كند و بر منظور او برانگيخته مي‌شود.
 
اهميت بي‌مانند اين هنر تا بدان جاست كه حضرت موسي عليه السلام چون سخنور چندان خوبي نبود و فن بيان را نمي‌دانست و آوايي خوش نداشت سخنگويي را براي خويش برگزيد تا پيام‌هاي الهي و‌ دعوت‌هاي او را با مهارت و زيبايي بيان كند.
 
شايد كساني كه از لحاظ حرفه‌اي و شغلي، سروكار چنداني بافن بيان و شيوه سخنوري ندارند بر اين باور باشند كه اين هنر به چه كارشان مي‌آيد و آيا در سير زندگي و حركت روبه جلو براي كاروحرفه آنها مي‌تواند موثر و مفيد باشد يا نه؟ تجربه نشان داده كه درهر حرفه و پيشه‌اي اگر هنر درست سخن گفتن و فن بيان مناسب و زيبا را بدانيم، مي‌توانيم از آن در جهت بهبود كيفيت كار خود بهره گيريم.
 
به دور و اطراف خود نگاهي بياندازيم؛ مي‌بينيم كه اگر يك كاسب و فروشنده، كارمند و يا مدير  شركت، راننده تاكسي، معلم و استاد دانشگاه و به طور كلي همه صاحبان مشاغل، آيين سخنوري، فن بيان و چگونه حرف زدن را حتي در سطح اوليه آن بدانند و بياموزند، تا چه اندازه در كار و حرفه آنها و جذب مشتري و كسب سود بيشتر  برايشان موثر و كارساز واقع مي‌شود و بي جهت نيست كه در دنياي امروز كه عصر ارتباطات ناميده شده آيين سخنوري و فن بيان از اصول اوليه و محوري مديريت و بازاريابي است.

http://www.karmandnews.ir/shownews.aspx?ID_News=15066


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۶:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]

هنر قصه گويي خلاق

 نويسنده:


Jack David Zipes


جك ديويد زايپس

 

برگردان:


مينو پرنياني
هنر قصه‌گويي خلاق، نويسنده: جك ديويد زايپس، مترجم: مينو پرنياني، تهران، انتشارات رشد، ۱۳۸۰، ۳۹۳ صفحه، ۲۸۰۰ تومان
 
در مقدمه ي مترجم آمده است كه با اينكه قصه‌گويي، پيشينه‌اي پيوسته به تاريخ پيدايش انسان دارد و علاقه به قصه و شنيدن خاطره‌ها و ماجراها در نهاد انسان است، در كشور ما توجه چنداني به قصه‌گويي نمي شود و خانواده‌ها و بزرگترها، فرصت هاي طلايي قصه‌گويي را به جعبه‌هاي جادويي سپرده‌اند و خود گرفتار كار خويشتن‌اند. به باور مترجم، آموزش و پرورش ما نيز با گريز از سنت ها و پرهيز از نوآوري، از آنچه در گذشته به عنوان قصه‌گويي داشته‌ايم، بريده و به دستاوردهاي دنياي امروز از قصه‌گويي نيز نرسيده است. در ادامه مترجم چاپ و نشر كتاب هايي را كه به اهميت قصه‌گويي و شيوه‌هاي آن مي‌پردازند، ضروري دانسته و اشاره كرده است با اينكه كتاب "هنر قصه‌گويي خلاق" براي مخاطبان امريكايي نوشته شده، براي بهره‌گيري آموزگاران، مربيان، كتابداران و پدران و مادران ايراني نيز كارساز است و بنا به توضيح او در اين كتاب، محور بحث ها؛ قصه‌گويي خلاق است كه امروزه در مراكز پيش دبستاني اجرا مي شود و ظرفيت بهره‌گيري از آن در مراحل سني ديگر، حتي بزرگسالان را نيز در لابه‌لاي بحث درباره ي تفاوت قصه‌ها، بيان خلاق آن ها، راه ها و شيوه‌هاي قصه‌گويي آموخته مي شود و كتاب را به اثر كاربردي تبديل مي كند. كتاب با طرح قصه‌هاي گوناگون و بحث درباره ي آن ها، به مجموعه ي قصه و نقد تحليلي قصه‌ها نزديك شده و كار مخاطبان را در اجراي قصه‌هاي تحليل شده آسان تر كرده است. دراين كتاب ياد و نامي از افسانه‌هاي عاميانه و قصه‌هاي ايراني نيست. در پايان كتاب بخشي به نام يادداشت ها و منابع، نمايه و كتاب شناسي در ۳ قسمت آمده است.

http://ketabak.org/tarvij/node/515


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۶:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.